پژوهش نامه معارف حسینی 18 نخستین فصلنامه تخصصی امام حسین علیه السلام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

فصل نامه علمی _ تخصصی

سال پنجم، شماره 18، تابستان 1399

صاحب امتیاز و مدیرمسئول: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده

سردبیر: دکتر سید محمدکاظم طباطبایی

مدیر داخلی: غفار عموزاده آرائی

مدیر اجرایی: دکتر حسین قلندری

ویراستار فارسی: سعید صناعتی

مترجم و ویراستار انگلیسی: دکتر محمدرضافخرروحانی

طراح جلد: حسن فرزانگان

صفحه آرا: علی قنبری

مدیر روابط عمومی: علیرضا شابدین

لیتوگرافی، چاپ و صحافی: مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی

هیئت تحریریه: دکتر نجف لک زایی استاد دانشگاه باقر العلوم(علیه السلام)

دکتر مجتبی رحماندوست دانشیار دانشگاه تهران

دکتر ناصر رفیعی محمدی دانشیار جامعة المصطفی العالمیه

دکتر علی بیات دانشیار دانشگاه تهران

دکتر علی حاجی خانی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

دکتر غلامرضا خوش فر دانشیار دانشگاه گلستان

دکتر محمدرضا سنگری استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

دکتر محمد رضا فخر روحانی استادیار دانشگاه قم

دکتر مهدی مردانی(گلستانی) استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

نشانی پستی: گرگان _ صندوق پستی853-49175، فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی

کدپستی: 4916935379

نمابر: 32131590-017 همراه: 09113701235

ایمیل فصل نامه: ayate.boostan@gmail.com http://www.maarefehosseini.ir

شمارگان: 1200 نسخه بها: 000/125 ریال

این فصل نامه با همکاری اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان منتشر می گردد.

اشاره

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی نشریه ای با موضوع مطالعات اسلامی (با تمرکز بر معارف امام حسین(علیه السلام)) به زبان فارسی و گستره سراسری و نوع انتشار مجله ای به شماره ثبت75858 فعالیت خویش را با رویکرد علمی _ تخصصی آغاز نموده است.

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی در پایگاه های زیر نمایه می شود:

1.

بانک نشریات کشور www. magiran. ir

2.

مرکز اطلاعات و مدارک علمی جهاد دانشگاهی www. sid. ir

3.

پایگاه مجلات تخصصی نور www. noorrmags. ir

4.

پرتال جامع علوم انسانی _ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

5.

پایگاه نشریات علمی _ تخصصی دانشگاهی ایران (پانتا)

6.

کتابخوان همراه پژوهان @pajoohaan_ir

مشاور عالی:

حجت الاسلام نورالله ولی نژاد

مشاوران علمی فصل نامه در عراق:

1.

شیخ علی الفتلاوی (مدیر کتابخانه حرم امام حسین(علیه السلام) در کربلا)

2.

دکتر محمد حسین علی (دانشگاه کربلا)

3.

دکتر سید حسن عیسی الحکیم (دانشگاه کوفه)

4.

دکتر هادی التمیمی (الجامعة الاسلامیة نجف اشرف)

5.

دکتر سید سلمان هادی آل طعمه (پژوهشگر کربلا)

6.

سید یونس الموسوی (حرم حضرت ابوالفضل(علیه السلام))

7.

سید حیدر غازی جاسم الموسوی (دانشگاه بابل، مؤسسه ترجمه الکفیل)

شیوه نگارش و چگونگی پذیرش مقاله در آیت بوستان- پژوهش نامه معارف حسینی

•

مقاله باید حاصل پژوهش علمی در یکی از موضوعات مرتبط با معارف حسینی باشد.

•

هیئت تحریریه در رد پذیرش و ویرایش مقاله ها آزاد است.

•

تقدم و تأخر چاپ مقاله ها با بررسی و نظر هیئت تحریریه مشخص می شود.

•

مسئولیت درستی مطالب مندرج در مقاله به عهده نویسنده است و فصلنامه آیت بوستان هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.

•

در هر مقاله ، فاصله خطوط 1 ، حاشیه از دو طرف 4 و از زیر و زبر 5 سانتی متر باشد و هر مقاله باید حداکثر 18 صفحه A4 ( با قلم نازنین (12) و برپایه دستور خط مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (www.persianacademy.com) نگاشته شود.

•

مقالات باید در محیط Word 2000 / 2003 XP حروف چینی و به دفتر فصلنامه ارسال شود.

•

در صفحه عنوان ، به ترتیب ، عنوان مقاله نازنین (15 زیر عنوان نازنین (13) ، نام نویسنده / نویسندگان (نازنین) (13) ، رتبه علمی و نام دانشگاه یا سازمان وابسته همان قلم) ، چکیده (در 5 تا 8 خط ، کلید واژه ها ( 5 تا 7 واژه ، شماره تماس و نشانی الکترونیکی نویسنده در پاورقی آورده شود. اطلاعات مندرج در بند پیشین به زبان انگلیسی ، در صفحه ای جداگانه آورده شود.

•

تصویرها ، جدولها و نمودارها با مشخصات دقیق در صفحات جداگانه آورده شود.

•

هر مقاله باید شامل مقدمه مواد روشها و بحث و نتیجه گیری باشد.

•

توضیحات در انتهای مقاله به صورت پی نوشت ذکر شود.

•

ارجاعات تمام نقل و قولها مستقیم و غیر مستقیم باید به صورت زیر تنظیم شود : (نام خانوادگی نویسنده / نویسندگان ، سال نشر: شماره صفحه)

اگر از یک نویسنده در یک سال بیش از یک اثر منتشر شده باشد ، این آثار با ذکر حروف الف : ب ، و... ی ا b a و... پس از سال انتشار از هم متمایز شوند.

•

اگر کتاب بیش ار سه نویسنده داشته باشد، پس از نام نخستین نویسنده عبارت « و همکاران» نوشته شود؛ اثری که نام نویسنده ندارد به نام کتاب ارجاع داده شود؛ اثری که توسط مؤسسه یا سازمانی فراهم آمده باشد به نام مؤسسه یا سازمان ارجاع شود.

•

فهرست منابع و مآخذ در پایان مقاله به ترتیب حروف الفبا و به صورت زیر تنظیم شود: کتاب : نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان) سال نشر). نام کتاب. نام و نام خانوادگی افراد دخیل (مصحح، مترجم، ویراستار و ...). شمارۀ چاپ محل نشر ناشر کتابی که نام مؤلف ندارد: نام کتاب سال نشر) شماره چاپ محل نشر: ناشر کتابی که تالیف یک مؤسسه است: نام مؤسسه مؤلف. سال نشر نام کتاب شماره چاپ. محل نشر: ناشر.

مقاله: نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان سال نشر عنوان مقاله». نام ویراستاریا گرد آورنده.

نام مجموعه مقالات محل نشر: نام ناشر. شماره صفحات مقاله.

•

حق چاپ مقاله، پس از پذیرش برای آیت بوستان پژوهش نامه معارف حسینی) محفوظ است و نویسنده نمی تواند آن را به نشریه دیگر ارائه دهد.

•

مقاله های دریافت شده بازگردانده نمی شود.

فصلنامه آیت بوستان - پژوهش نامه معارف حسینی

فهرست عناوین

سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) در كربلا و چگونگی شهادت ایشان... 7

زهرا زحمتکش

نام و یاد کرد حضرت رقیّه (علیها السلام) در آثار و منابع کهن تا پایان قرن هفتم... 25

دکتر محمد رنجبر حسینی

جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در مکتب حسینی... 33

دکتر علی فارسی مدان

حضرت رقیه (علیها السلام) در آینه شعر معاصر عربی... 69

دکتر سید مهدی نوری کیذقانی

احوالات حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی... 89

دکتر سیدضیاءالدین علیانسب، رویا رحیمی قاضی

نکته هایی از معارف حسینی... 101

دکتر مهدی مردانی (گلستانی)، دکتر مجتبی رحماندوست

معرفی کتاب.... 105

دکتر محمدحسین مردانی نوکنده

سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) در كربلا و چگونگی شهادت ایشان

اشاره

زهرا زحمتکش(1)

تاریخ دریافت: 2./11/98 تاریخ پذیرش:15/03/99

چکیده

یکی از شهیدان قیام حسینی که درتبدیل واقعه عاشورا به یک جریان تاریخی، نقشی بسیار تأثیرگذار دارد، حضرت رقیه (علیها السلام) دختر امام حسین (علیه السلام) است. این مقاله می كوشد به سرگذشت این دختر خردسال در كربلا و رسیدن به نتیجه ای روشن درباره چگونگی شهادت آن حضرت بپردازد. نگارنده در این تحقیق که از نوع روش تحقیق تاریخی _ توصیفی وروش گردآوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است، به این نتیجه رسیده که نام ایشان فاطمه، مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه بوده و در سال پنجاه و هفت هجری در مدینه دیده به جهان گشوده است. حضرت رقیه (علیها السلام) پس از شهادت پدر و یارانش، به همراه دیگر زنان بنی هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت و در ماه صفر سال 61 هجری، چند روز پس از دیدن سر مبارک پدرش، در خرابه های شام به شهادت رسیدو همان جا به خاک سپرده شد. ذکر نام رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی به قرن دوم بازمی گردد. از جمله منابعی که به نام آن حضرت اشاره دارند، می توان به کتاب


1) . مدرس جامعة المصطفی العالمیه نمایندگی مشهد، کارشناسی ارشد رشته تاریخ وتمدن ملل اسلامی (نویسندۀ مسئول) (z.zahmatkesh1@yahoo.com)

مقتل الرقیه به نقل از کتاب منتخب التواریخ اشاره کرد.

کلیدواژه ها: رقیه (علیها السلام)، عاشورا، امام حسین (علیه السلام)، فاطمه بنتالحسین (علیه السلام).

مقدمه

حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان است. هدف از این پژوهش، رسیدن به نتیجه ای روشن در پی بررسی سرگذشت آن حضرت در کربلا و چگونگی شهادت ایشان است.

به نظر می رسد حضرت رقیه (علیها السلام) دختر ام اسحاق باشد. او در سال پنجاه و هفت هجری در مدینه به دنیا آمد، در واقعه عاشورا چهارسال داشت و محل دفن ایشان در دمشق است.

محل وفات ایشان، خانه یزید و وفات آن حضرت چند روز بعد از دیدن سر بریده پدر رخ داده است. همه منابع تاریخی درباره مدفن حضرت اتفاق نظر دارند و آن را واقع در شهر دمشق شام می دانند.

درباره این موضوع به طور عام در مقتل های مربوط به امام حسین (علیه السلام) از جمله مقتل ابومخنف، لهوف سید بن طاووس و... مطالبی به صورت جزئی یافت می شود؛ اما به صورت خاص و مستقل، تألیفی درباره حضرت نوشته نشده است.

نام اصلی حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی

با توجه به بررسی های صورت گرفته، نام اصلی حضرت، فاطمه بوده است؛ چون از یک سو امام حسین (علیه السلام) به نام های پدر و مادر خویش یعنی علی و فاطمه بسیار علاقه مند بود و همه فرزندان پسر خود را علی و همه دختران خود را فاطمه نامید. از سوی دیگر، نام رقیه در منابع تاریخی بسیار به ندرت به چشم می خورد. از این رو نام دختر خردسال امام حسین (علیه السلام) فاطمه بوده ومادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه است.

صاحب کتاب انوار المجالس در بحث خرابه شام می گوید:

تذکرت غرباء خرابة الشام، او لم یکن اهل البیت الذین هم خیر الانام غرباء فی

خرابة الشام؟ او لم تکن سکینة و رقیة طفلتی الحسین؟ (ارجستانی، 1374: 160)

از غریبان خرابه شام به خاطرم رسید. مگر اهل بیت خیر الانام، در خرابه شام غریب نبودند؟یا سکینه و رقیه، طفل حسین نبودند؟

در کتاب الایقاد با صراحت نام کودک، رقیه و سن او سه ساله آمده است:

کان للحسین (علیه السلام) بنت صغیرة یحبها و تحبه، و قیل: کانت تسمی رقیة، و کان عمرها ثلاث سنین، و کانت مع الاسری فی الشام. (طبرسی، 1426: 2/179)

در کتاب شعشعة الحسینی چنین شرح داده است:

منقول است که طفلی از حضرت امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام، از دیدن سر پدر بزرگوارش از دنیا رفت، و لیکن در نام او اختلاف است که زبیده یا رقیه یا زینب یا سکینه بوده باشد. (یزدی خراسانی، بی تا: 2/171)

در ریاض الاحزان آمده است که نام آن دختر فاطمه بوده است (قزوینی، 1305: 306).

اربلی نیز می نویسد:

...و فاطمة بنت الحسین و امها ام اسحاق بنت طلحة بن عبدالله تیمیة. (اربلی، 1427: 2/250)

شیخ عباس قمی می گوید:

... و فاطمه دختر حسین و مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه. (قمی، 1379: 1/462)

شیخ مفید در الارشاد درباره مادر ایشان نوشته است که پیش تر همسر امامحسن مجتبی (علیه السلام) بود و پس از شهادت ایشان و به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمد (مفید، 1413: 2/138).

ولادت حضرت

درباره سال و محل ولادت آن حضرت در منابع تاریخی چیزی به ثبت نرسیده است، مگر در یک مورد که ولادت ایشان را بین سال پنجاه و هفت و پنجاه و هشت هجری در مدینه ذکر کرده اند (ربانی خلخالی، 1379: 219).

سن حضرت

درباره سن حضرت نیز در منابع تاریخی اختلاف است:

1.

برخی ایشان را سه ساله معرفی کرده اند (طریحی، بی تا: 136؛ شاه عبدالعظیمی، 1411: 179) و سال ولادت ایشان را سال پنجاه و هشت دانسته اند.

2.

برخی ایشان را چهار ساله دانسته اند (طبری، 1426: 2/ 179) و بر این باورند که آن حضرت در سال پنجاه و هفت به دنیا آمده است.

پس از عماد الدین طبری در کتاب کامل بهایی، ملاحسین واعظ کاشفی در روضة الشهدا _ که نسبت به کامل بهایی کتابی ضعیف تر است _ مطالب طبری را با تفصیلی بیشتر مطرح می کند؛ اما همچنان نامی از کودک نمی برد و او را چهار ساله ذکر کرده و محل وفاتش را کاخ یزید می داند (واعظ کاشفی سبزواری، 1372: 87؛ محمدی ری شهری، 1391: 1/149).

با توجه به آن که منابع ذکر شده در مورد دوم قدیمی ترند و کامل بهایی مربوط به قرن هشتم و روضة الشهدا مربوط به قرن دهم هجری هستند، نتیجه می گیریم که حضرت در زمان وفات، چهار ساله بوده است.

سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) در کربلا

حضرت رقیه (علیها السلام) در عاشورا

در بعضی روایات آمده است:

حضرت سکینه (علیها السلام) در روز عاشورا به خواهر سه ساله ای _ که به احتمال قوی همان حضرت رقیه (علیها السلام) باشد _ گفت: «بیا دامن پدر را بگیریم و نگذاریم برود و کشته شود.» امام حسین (علیه السلام) با شنیدن این سخن بسیار اشک ریخت و آن گاه رقیه (علیها السلام) صدا زد: «بابا! مانعت نمی شوم. صبر کن تا تو را ببینم.» (مفید، 1413: 2/135؛ ابن شهر آشوب، بی تا: 4/123)

امام حسین (علیه السلام) او را در آغوش گرفت و لب های خشکیده اش را بوسید. در این هنگام آن نازدانه ندا داد:

العطش العطش، فان الظما قد احرقنی؛

پدر! بسیار تشنه ام، شدت تشنگی جگرم را آتش زده است.

امام حسین (علیه السلام) به او فرمود: «کنار خیمه بنشین تا برای تو آب بیاورم». آن گاه امام حسین (علیه السلام) برخاست که به سوی میدان رود، اما باز هم رقیه دامن پدر را گرفت و با گریه گفت:

یا ابه! أین تمضی عنا؟

ای پدر! کجا می روی؟ چرا از ما بریده ای؟

امام (علیه السلام) یک بار دیگر او را در آغوش گرفت و آرام کرد و سپس با دلی پرخون از او جدا شد (اربلی،1427: 2/25).

آخرین دیدار امام حسین (علیه السلام) با حضرت رقیه (علیها السلام)

وداع امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا با اهل بیت صحنه ای بسیار جان سوز بود، ولی آخرین صحنۀ دل خراش و جگرسوز در وداع ایشان با دختری سه ساله رقمخورد که شرح آن را در ذیل می خوانید:

هلال بن نافع که از سربازان دشمن بود، می گوید: من پیشاپیش صف ایستاده بودم. دیدم امام حسین (علیه السلام) پس از وداع با اهل بیت خود به سوی میدان می آید. در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون آمد و با گام های لرزان، دوان دوان به دنبال امام حسین (علیه السلام) شتافت و خود را به آن حضرت رسانید. آن گاه دامن پدر را گرفت و صدا زد:

یا ابه! انظر إلیّ فإنی عطشان؛ (ابن فندق، 1385: 1/349-350)

ای پدر! به من بنگر، من تشنه ام.

شنیدن این سخن کوتاه ولی جگرسوز از زبان کودکی تشنه کام، مثل آن بود که بر زخم های دل داغدار امام حسین (علیه السلام) نمک پاشیده باشند. سخن او آن چنان امام حسین (علیه السلام) را منقلب ساخت که بی اختیار اشک از دیدگانش جاری شد و با چشمی اشک بار به آن دختر فرمود:

الله یسقیک فإنه وکیلی؛

خدا تو را سیراب می کند؛ زیرا او وکیل [و پناهگاه] من است.

هلال می گوید: پرسیدم «این دخترک که بود و چه نسبتی با حسین (علیه السلام) داشت؟» به من پاسخ دادند: او رقیه (علیها السلام) دختر سه سالۀ امام حسین (علیه السلام) است.

پرهیز از نوشیدن به یاد لب تشنه پدر

عصر عاشورا که دشمنان برای غارت به خیمه ها ریختند، در درون خیمه ها بیست و سه کودک از اهل بیت را یافتند. آنان به عمر سعد گزارش دادند که کودکان بر اثر تشنگی در خطر مرگ هستند. عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتی نوبت به حضرت رقیه (علیها السلام) رسید، ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد. یکی از سپاهیان دشمن پرسید: کجا می روی؟فرمود: «پدرم تشنه بود. می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم.» او گفت: آب را خودت بخور؛ پدرت را با لب تشنه شهید کردند! حضرت رقیه (علیها السلام) در حالی که گریه می کرد فرمود: «پس من هم آب نمی آشامم.» (ابن حیون، 1409: 5/448؛ ابن طاووس، 1368: 259-261).

نیز در کتاب مفاتیح الغیب ابن جوزی آمده است که صالح بن عبدالله می گوید:

هنگامی که خیمه ها را آتش زدند و اهل بیت رو به فرار نهادند، دختری کوچک به نظرم آمد که گوشۀ جامه اش آتش گرفته است. سراسیمه به اطراف می دوید و اشک می ریخت. مرا به حال او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرونشانم. همین که صدای سم اسب مرا شنید اضطرابش بیشتر شد. گفتم: «ای دختر! قصد آزارت را ندارم.» به ناچار با ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم و آتش جامه اش را خاموش کردم و او را دلداری دادم. فرمود: «ای مرد! لب هایم از شدت عطش کبود شده است؛ جرعه ای آب به من بده.» از شنیدن این کلام، رقتی تمام به من دست داد. ظرفی پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهی کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم: «عزم کجا داری؟» فرمود: «خواهر کوچک تری دارم که از من تشنه تر است.» گفتم: «نترس، زمان منع آب گذشت. شما بنوشید.» گفت: «ای مرد! سؤالی دارم؛ بابایم حسین (علیها السلام) تشنه بود؛ آیا آبش دادند یا نه؟!» گفتم: «ای

دختر! نه، و الله تا دم آخر می فرمود: یک جرعه آب به من بدهید، ولی کسی او را آبش نداد، بلکه جوابش را هم ندادند.» وقتی آن دختر این سخن را از من شنید، آب را نیاشامید. بعضی از بزرگان می گویند: اسم او حضرت رقیهخاتون (علیها السلام) بوده است. (ابن مهنا، 1379: 266؛ابن شهر آشوب،1376: 4/ 113)

رقیه (علیها السلام) در خرابه شام

پس از ورود اهل بیت امام حسین (علیه السلام) به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. افزون بر آن، نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود. روزی حضرت رقیه (علیها السلام)، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند، اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: «ای عمه! اینان کجا می روند؟» فرمود: «ای نور چشمم! اینان رهسپار خانه و کاشانه خود هستند.» رقیه گفت: «عمه جان! مگر ما خانه نداریم؟» زینب (علیها السلام) فرمود: «نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم؛ خانه ما در مدینه است.» با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند شد. او در کنار سجاده، چشم به راه پدر بود (اربلی، 1427: 2/250).

حضرت رقیه (علیها السلام) هربار هنگام نماز، سجاده پدر را پهن می کرد و بر روی آن نماز می خواند. ظهر عاشورا نیز طبق عادت، سجاده پدر را پهن کرد و به انتظار نشست؛ ولی بعد از مدتی، ناگهان دید شمر وارد خیمه شد.

رقیه (علیها السلام) به او گفت: «آیا پدرم را ندیدی؟» شمر به غلام خود گفت: «این دختر را بزن!» غلام به این دستور عمل نکرد. شمر خود پیش آمد و چنان سیلی به صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه درآمد. (قمی، 1379: 1/462)

کنار پیکر خونین پدر، در شب شام غریبان

در کتاب مبکی العیون آمده است: در شب شام غریبان، حضرت زینب (علیها السلام) درزیر خیمۀ نیم سوخته اندکی خوابید. در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) را دید. عرض کرد: «مادرجان! آیا از حال ما خبر داری؟» حضرت فاطمۀ زهرا (علیها السلام) فرمود: «تاب

شنیدن ندارم.» زینب (علیها السلام) عرض کرد: «پس شکوه ام را به چه کسی بگویم؟» حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: «من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین (علیه السلام) جدا می کردند، حاضر بودم. اکنون برخیز و رقیه (علیها السلام) را پیدا کن.»

حضرت زینب (علیها السلام) برخاست. هر چه صدا زد، رقیه (علیها السلام) را نیافت. با خواهرش ام کلثوم (علیها السلام) در حالی که گریه می کردند و ناله سر می دادند، از خیمه بیرون آمدند و به جست و جو پرداختند تا این که نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند. آمدند کنار بدن های پاره پاره، دیدند رقیه (علیها السلام) خود را روی پیکر مطهر پدر افکنده و در حالی که دست هایش را به سینۀ پدر چسبانیده است درد و دل می کند.

حضرت زینب (علیها السلام) او را نوازش داد. در این وقت سکینه (علیها السلام) نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند. در مسیر بازگشت، سکینه (علیها السلام) از رقیه (علیها السلام) پرسید: «چگونه پیکر پدر را جستی؟» او پاسخ داد: «آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم که فرمود: بیا این جا، من در این جا هستم.» (مفید، 1413: 2/138)

چگونگی جان سپردن رقیه (علیها السلام) در خرابه شام

طبری نیز در کتاب کامل بهایی _ که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است _ از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (علیه السلام) بدون آن که نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب حاویة فی مثالب معاویة اثر یکی از علمای اهل سنت به نام قاسم بن محمد بن احمد مأمونی نقل می کند. در این کتاب آمده است:

در میان فرزندان امام حسین (علیه السلام) دختری چهار ساله حضور داشت کههمراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (علیه السلام) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند. دخترکی چهارساله از حسین (علیه السلام) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. موضوع را برایش گفتند. یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین (علیه السلام) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند.

او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. (طبری، 1426: 2/ 179)

رقیه (علیها السلام) با سر بریدۀ پدر چنین سخن گفت:

پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟

پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم؛ اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟

پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟

پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟

پدر جان! در کربلا مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را چون اسیران از کوفه به شام آوردند.او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا این که از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. غمی وجود حضرت زینب (علیها السلام) را فرا گرفت و رو به سر برادر فرمود: «آغوش بگشا که امانتت را بازگرداندم.» دیگر کسی ناله های شبانه رقیه (علیها السلام) را در فراق پدر نشنید. بانوان حرم کنار آن شهید خردسال آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(علیهم السلام) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شدند و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند (طریحی، بی تا: 136؛ شاه عبدالعظیمی، 1411: 179).

مرگ رقیه در خرابه شام غوغا به پا کرد و به قدری زنان، به ویژه عمّه ها گریه کردند که قابل انعکاس و تصور نیست؛ به ویژه در آن زمانی که فردی را آوردند تا بدن نازنین نازدانه حسین را غسل دهد. برخی نقل کرده اند که زن غسّاله، دست از غسل کشید و پرسید: «سرپرست این اسیران کیست؟» حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: «چه می خواهی؟» غساله گفت: «بیماری این دخترک چه بوده است که بدنش کبود شده است؟» حضرت

زینب (علیها السلام) در پاسخ فرمود: «ای زن! او بیمار نبود، این کبودی ها آثار تازیانه و ضربه های دشمنان است.» (واعظ کاشفی سبزواری، 1372: 87؛ محمدی ری شهری، 1391: 1/149).

شهادت غم انگیز حضرت رقیه (علیها السلام)

رقیه (علیها السلام) عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب (علیها السلام) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت و آمد هستند.

پرسید: «عمه جان! اینان کجا می روند؟» حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: «عزیزم! این ها به خانه هایشان می روند.» پرسید: «عمه! مگر ما خانه نداریم؟» فرمود:«چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است.» تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر به ذهنش آمد.

پرسید: «عمه! پدرم کجاست؟» فرمود: «به سفر رفته.» طفل دیگر سخن نگفت. به گوشه خرابه رفت و زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. در عالم رویا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد و دیگربار سراغ پدر را از عمه گرفت، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه شیون و ناله کردند (نیشابوری، 1389: 34).

خبر به یزید رسید؛ دستور داد سر بریده پدر را برایش ببرند. سر مطهر سید الشهدا را در میان طَبَقی وارد خرابه کردند و مقابل دختر قرار دادند. سرپوش طبق را کنار زد، سر مطهر سید الشهدا را دید، سر را برداشت و در آغوش کشید.

بر پیشانی و لب های پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلندتر شد. گفت: «پدر جان! چه کسی صورت تو را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان! چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ شود؟ کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم» (یزدی خراسانی، بی تا: 2/171؛ ارجستانی، 1374: 161).

دختر خردسال حسین (علیه السلام) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر سخن گفت تا خاموش شد. همه پنداشتند به خواب رفته است. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا

رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفوننمودند (حائری کرکی، 1383: 2/ 93).

دو دیدگاه درباره چگونگی وفات حضرت رقیه (علیها السلام)

درباره چگونگی وفات آن حضرت نیز دو دیدگاه وجود دارد:

1. بلافاصله با دیدن سر بریدۀ پدر جان داد؛ چنان که گفته شده است:

سری دید در آن طبق نهاده، آن سر را بر داشت و نیک در آن نگریست. سر پدر خود را بشناخت. آهی از سینه بر کشید و روی در روی پدر مالید و لب خود بر لب وی نهاد و فی الحال، جان شیرین بداد. (طریحی، بی تا: 136؛ واعظ کاشفی سبزواری، 1382: 389)

2. چند روز پس از دیدن سر بریدۀ پدر از دنیا رفت (طبری، 1426: 2/179).

منابع ذکر شده در هر دو دیدگاه، مربوط به قرن ششم و هشتم هجری هستند؛ ولی از آن جا که منبع ذکر شده در دیدگاه دوم قدیمی تر است، باید پذیرفت که حضرت رقیه (علیها السلام) چند روز پس از دیدن سر بریدۀ پدر وفات کرده است.

در واقع وفات آن حضرت، در ماه صفر سال 61 هجری، در خانه یزید و چند روز پس از دیدن سر بریدۀ پدربزرگوارش بوده است (امین، 1403: 7/ 34).

وداع حضرت زینب (علیها السلام) با رقیه (علیها السلام)

وقتی کاروان اسیران کربلا به مدینه برمی گشت، غمی جان کاه وجود زینب (علیها السلام) را می آزرد؛ این که چگونه از خرابه و شام دل بکند؟ نوگلی از بوستان حسین (علیه السلام) در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه (علیها السلام) را می دهد؛ رقیه ای که یادگار برادر بود ونازدانه پدر و در دست زینب (علیها السلام) امانت. او چگونه بی رقیه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است (ابن طاووس،1385: 345).

محل و زمان وفات حضرت رقیه (علیها السلام)

درباره وفات آن حضرت، همه منابع اتفاق نظر دارند و سال وفات ایشان را ماه صفر

سال 61 هجری نوشته اند؛ اما این که در کدام روز از ماه صفر، محل اختلاف است:

1.

دسته ای از منابع، روز وفات آن حضرت را پنجم صفر ذکر کرده اند (نیشابوری، 1389: 34).

2.

دسته ای دیگر، دهم صفردانسته اند (ربانی خلخالی، 1377: 219).

اما در منابع تاریخی معتبر، درباره تاریخ دقیق وفات آن حضرت به زمانی مشخص اشاره نشده است. بنابراین می توان گفت وفات ایشان در ماه صفر سال 61ق رخ داده، ولی درباره این که در کدام روز از ماه صفر، به سبب غیر معتبر بودن هر دو دیدگاه، تاریخ دقیقی در دست نیست.

درباره محل وفات آن حضرت دو دیدگاه وجود دارد: 1. برخی منابع، آن را خرابه شام ذکر کرده اند:

... منقول است که طفلی از حضرت امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام، از دیدن سر پدر بزرگوارش از دنیا رفت. (یزدی خراسانی، بی تا: 2/171؛ ارجستانی، 1374: 161)

2. دسته ای دیگر از منابع، محل وفات ایشان را خانه یزید بیان کرده اند:

روایت شده که وقتی آل الله و آل رسول او در شهر شام بر یزیدواردشدند، وی خانه ای را به آنها اختصاص داد و آنها در آن، به سوگواری پرداختند. (طریحی، بی تا: 136؛ طبری، 1426: 2/179)

به نظر می رسد از آن جا که منابع ذکر شده در دیدگاه دوم، به سبب قدمت معتبرند، وفات حضرت در خانه یزید رخ داده است.

مدفن حضرت رقیه (علیها السلام)

منابع تاریخی که درباره مدفن آن حضرت مطالبی آورده اند، به ترتیب عبارتند از:

1. کتاب نور الابصار مربوط به قرن سیزدهم که در این باره نوشته است:

... برخی شامی ها به من خبر دادند که برای خانم رقیه، دختر امام حسین در دمشق شام، آرامگاهی هست که زمانی به دیوارهای قبرش آسیب وارد شد. (شبلنجی، 1308: 195)

2.

کتاب منتخب التواریخ، مربوط نیمه اول قرن چهاردهم، مزار ذکر شده در مورد اول را متعلق به رقیه بنت الحسین معرفی می کند (خراسانی، بی تا: 388).

3.

احمد شافعی مصری، مشهور به شعرانی (م937 ق) در کتاب المنن، باب دهم می نویسد:

نزدیک مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیّه دختر امام حسین  معروف است. بر روی سنگی واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته است: «هَذا الْبَیْتُ بُقْعَةٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) وَبِنْتِ الْحُسَیْنِ الشَهِیدِ رُقَیَّةِ؛ این خانه، مکانی است که به ورود آل پیامبر و حضرت رقیّه دختر امام حسین (علیهم السلام) شرافت یافته است».

4. نویسنده کتاب اعیان الشیعه درباره مدفن ایشان می نویسد:

رقیة بنت الحسین ینسب الیها قبر و مشهد مزور بمحلة العمارة من دمشق، الله اعلم؛ (امین، 1403: 7/ 34)

رقیه دختر حسین قبری به او منسوب است و مشهدی که در محلة العماره دمشق، زیارتگاه است. خدا بهتر می داند!

بنابراین مدفن آن حضرت در شهر دمشق شام قرار دارد.

کرامات حضرت رقیه (علیها السلام)

در طول تاریخ، از حضرت رقیه (علیها السلام) ومرقد مطهر آن حضرت، کرامات متعددی بروز کرده است که به یکی از آنها اشاره می شود.

بگو چند جمله از مصیبت دخترم (رقیه) رابخواند

مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده (م1396ق)، فرزند مرحوم محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی از وعاظ و خطبای مشهور تهران بود. ایشان می فرمود: یک سال به بیماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودم، تا جایی که منبر رفتن و سخنرانی کردن برای من ممکن نبود. هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می افتد، من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.

پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد، صعب العلاج است.

طبیب معالج در ضمن نسخه ای که نوشت، دستور استراحت داد و گفت که باید چندماه از منبر رفتن خودداری کنم وحتی با کسی حرف نزنم و اگر چیزی از زن و بچه ام خواستم، آن را بنویسم تا در نتیجۀ استراحت مداوم و مصرف دارو، شاید سلامتی از دست رفته دوباره به من برگردد.البته صبر در مقابل چنین بیماری و حرف نزدن با مردم حتی با زن وبچه، بسیار سخت و طاقت فرساست؛ زیرا انسان بیشتر از هر چیز، به گفت و شنود نیاز دارد و چطور می شود چند ماه هیچ نگویم وحرفی نزنم وپیوسته در استراحت باشم؟ آن هم در حالی که معلوم نیست نتیجه چه باشد!

بر همه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکی،چه حال اضطراری به بیمار دست می دهد. این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چاره های بشری قطع می شود و به یاد مقربان درگاه الهی می افتد تا به وسیله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده و از دریای بی پایان لطف خداوند بهره ای بگیرد.

من هم باچنین پیش آمدی، چاره ای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین (علیه السلام) نداشتم. روزی بعد از نماز ظهر و عصر، حال توسل به دست آمد و بسیار اشک ریختم و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (علیه السلام) راکه به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قراردادم و گفتم: یا ابن رسول الله! صبر در مقابل چنین بیماری برای من طاقت فرساست؛ علاوه بر این من اهل منبرم و مردم از من انتظار دارند برایشان منبر بروم. من از اول عمر تا به حال علی الدوام منبر رفته ام و از نوکران شما اهل بیتم؛ حالا چه شده که باید یک باره از این پست حساس بر اثر بیماری کنار باشم. ضمناً ماه مبارک رمضان نزدیک است، دعوتها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.

به دنبال این توسل، طبق عادت کمی خوابیدم. درعالم خواب، خودم را در اتاقی بزرگ دیدم که نیمی از آن منور و روشن بود و قسمت دیگر آن کمی تاریک. در آن قسمت که روشن بود، حضرت امام حسین (علیه السلام) را دیدم که نشستهاست. خیلی خوشحال شدم و

همان توسلی را که در حال بیداری داشتم، در حال رویا نیز پیداکردم. بنا کردم عرض حاجت نمودن و مخصوصاً اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت شده ام، ولی با این حنجرۀ از کار افتاده چطور می توانم منبر بروم و سخنرانی کنم و حال آن که دکتر منع کرده که حتی با بچه های خود نیز حرفی نزنم؟!

چون خیلی الحال و تضرع و زاری داشتم، حضرت اشاره به من کرد و فرمود: «به آن آقاسید که دم در نشسته بگو اشک بریزید، ان شاءالله تعالی خوب می شوید.» من به درِ اتاق نگاه کردم، شوهر خواهرم آقای حاج آقا مصطفی طباطبایی قمی _ که از علما و خطبا و از ائمۀ جماعت تهران است _ را دیدم. امر آقا را به وی رساندم. ایشان می خواست از ذکر مصیبت خودداری کند، اما حضرت سید الشهدا (علیه السلام) فرمود: روضۀ دخترم را بخوان. ایشان مشغول به ذکر مصیبت حضرت رقیه (علیها السلام) شد و من هم گریه می کردم و اشک می ریختم؛ اما متأسفانه بچه هایم مرا از خواب بیدار کردند و من هم با ناراحتی از خواب بیدار شدم و متأسف و متأثر بودم که چرا از آن مجلس پرفیض محروم مانده ام؛ چون دیدن دوبارۀ آن منظرۀ عالی امکان نداشت.

روز بعد، به همان متخصص مراجعه کردم. خوشبختانه پس از معاینه معلوم شد که اصلاً اثری از ناراحتی و بیماری قبلی در کار نیست. او که سخت در تعجب بود، از من پرسید: شما چه خوردید که به این سرعت نتیجه گرفتید؟ من چگونگی توسل و خواب خودم را بیان کردم. دکتر قلم در دست داشت و سرپا ایستاده بود، ولی بعد از شنیدن داستان توسل من، بی اختیار قلم از دستش بر زمین افتاد و با حالتی معنوی که بر اثر شنیدن نام امام حسین (علیه السلام) به او دستداده بود، پشت میز طبابت نشست و قطره قطره اشک ریخت. لحظه ای گریه کرد و سپس گفت: «آقا! این ناراحتی شما جز توسل و عنایت و امداد غیبی، چاره و راه علاج دیگری نداشت.» (خراسانی،1378: 9)

نتیجه

از بررسی سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) و چگونگی شهادت ایشان، روشن شد که نقش مؤثر آن حضرت در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی، انکارناپذیر است.

جریان کربلا محدود به واقعه عاشورا نیست؛ چراکه پس از آن با ادامه حرکت کاروان اسرا، مبارزه خاندان اهل بیت با یزید همچنان ادامه داشت. ادامه نهضت حسینی را می توان از خطبه های امام سجاد (علیه السلام) تا بیدارگری حضرت زینب (علیها السلام) در شهرهای بزرگی چون کوفه و شام دانست. چه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگ تر آن که خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) در اسارت، از او بیزاری جستند و به سلک دوست داران خاندان عصمت و طهارت درآمدند. نهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانه ای مهم چون حضرت رقیه (علیها السلام) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شد؛ زیرا شام از زمان عثمان، تحت امارت معاویه بوده و به گواهی تاریخ، او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنی امیه بود.

به بركت حضور این شهید خردسال در قلب حکومت امویان، راه گم کردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت می شوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسان های سرگردان را نجات می دهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (علیها السلام) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حقاسلام انجام داد؛ زیرا مرقد حضرت رقیه (علیها السلام) تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد.

سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) از جانگداز ترین حوادث عاشورا و نشانی دیگر از کینه و عداوت یزید به شمار می رود. رقیۀ کوچک و یادگار حسین (علیه السلام) پس از شهادت در خرابۀ شام، همان جا مدفون گردید و حرمش میعادگاه عاشقان دل سوختۀ اباعبداللّه (علیه السلام) شد.

منابع

_ ابن شهر آشوب، محمد بن علی (1376ق)، المناقب، نجف، المکتبه الحیدریة.

_ ابن طاووس، علی (1385ش)، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم، انتشارات مؤمنین.

_ ابن زید بیهقی (ابن فندق) (1385ش)، لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی.

_ ابن حیون، نعمان بن محمد (1409ق)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، قم، جامعه مدرسین.

_ ابن مهنا، احمد بن محمد (1379ش)، التذکرة فی الانساب المطهرة، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی.

_ ابومخنف، لوط بن یحیی بن سعید (1367ش)، مقتل ابی مخنف (وقعة الطف)، بی جا، مؤسسه نشر اسلامی.

_ اربلی، علی بن ابی الفتح (1327ق)، کشف الغمة فی معرفة الائمة، نجف، المکتبة الحیدریه.

_ ارجستانی، محمد حسین (1374ش)، انوار المجالس، تهران، اسلامیه.

_ امین، سید محسن (1389ش)، تقویم شیعه، تهران، انتشارات دلیل ما.

_ __________________ (1403ق)، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.

_ بابازاده، علی اکبر (1388ش)، جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) در جهان آفرینش، قم، بی نا.

بدوانی، عبدالقادر (1380ش)، منتخب التواریخ، بی جا، انجمن آثار و مفاخر_ فرهنگی.

_ جعفری تبریزی، محمدتقی (1380ش)، امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.

_ حیدری قاسمی، محمد (1378ش)، کتاب شناسی عاشورا، تهران، انتشارات اطلاعات.

_ حائری، محمدمهدی (1383ش)، معانی السبطین فی احوال الحسن و الحسین، تهران، صبح صادق.

_ خراسانی، ملا هاشم (بی تا)، منتخب التواریخ، تهران، انتشارات علمی اسلامیه.

_ خراسانی، هادی، (1378ش)، کرامات و معجزات، تهران، نشر اسلامی.

_ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود (1368ش)، الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر، قم، انتشارات رضی.

_ ربانی خلخالی، علی (1377ش)، ستاره درخشان شام، قم، مکتب الحسین.

_ شاه عبدالعظیمی، محمد علی بن محمد (1411ق)، الایقاد فی وفیات النبی و الزهراء و الائمة اجمعین، قم، منشورات فیروزآبادی.

_ شبلنجی (مؤمن) (1308ش)، نور الابصار، قم، الشریف الرضی.

_ طبری، حسن بن علی (1426ق)، کامل بهایی، ترجمه: محمد شعاع فاخر، قم، مکتبة الحیدریه.

_ طریحی، فخرالدین (بی تا)، المنتخب، بیروت، بی نا.

_ قزوینی، محمدحسن (1305ش)، ریاض الاحزان و حدائق الاشجان، تهران، بی نا._ قمی، عباس (1338ش)، منتهی الامال، چاپ افست اسلامیه.

_ ____________ (1379ش)، ترجمه نفس المهموم، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران.

_ محمدی ری شهری، محمد و همکاران (1391ش)، شهادت نامه امام حسین (علیه السلام)، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر.

_ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1413ق)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، انتشارات کنگره شیخ مفید.

_ نیشابوری، عبدالحسین (1389ش)، تقویم شیعه، قم، انتشارات دلیل ما.

_ نظری منفرد، علی (1387ش)، واقعه کربلا، قم، انتشارات جلوه کمال.

_ واعظ کاشفی سبزواری، حسین (1382ش)، روضةالشهداء، قم، نوید اسلام.

_ یزدی خراسانی، محمدجواد (بی تا)، شعشعة الحسینی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی.

نام و یاد کرد حضرت رقیّه (علیها السلام) در آثار و منابع کهن تا پایان قرن هفتم

اشاره

تاریخ دریافت: 17/11/98 تاریخ پذیرش: 29/03/99

دکتر محمد رنجبر حسینی(1)

چکیده

حضرت رقیه (علیها السلام) یکی از جلوه های احساسی و عاطفی قیام امام حسین (علیه السلام) است. از سده های اولیه تا پایان قرن هفتم علما و بزرگان در آثار خود از حضرت رقیه (علیها السلام) و سرگذشت او یاد کرده اند. هدف این تحقیق، بازخوانی آثار دانشمندان تا پایان قرن هفتم برای یافتن مؤیدها و مستندات تاریخی برای تقویت فرضیه وجود حضرت رقیه در روز عاشورا و شهادت او در شهر شام است. این نوشتار با روش توصیفی و شیوه کتابخانه ای برای رسیدن به هدف فوق سامان یافت و به این نتیجه رسید که با توجه به اشعار صحابی امام صادق (علیه السلام) سیف بن عمیره در رثای امام حسین (علیه السلام) و ثقه دانسته شدن او از سوی رجالیون شاخص همانند نجاشی، بیهقی، سید بن طاووس و عماد الدین طبری، می توان اثبات فرضیه وجود دختر خردسالی را برای امام حسین (علیه السلام) به نام رقیه تقویت کرد.

کلیدواژه ها: حضرت رقیه (علیها السلام)، منابع کهن، سیف بن عمیره، بیهقی، سید بن طاووس، عماد الدین طبری.


1) . عضو هیئت علمی گروه کلام دانشگاه قرآن وحدیث ranjbarhosseini@gmail.com

مقدمه

اشاره

قیام امام حسین (علیه السلام) از هنگام حرکت از مدینه تا روز عاشورا و پس از آن تا اسارت خاندان اهل بیت(علیهم السلام) آکنده از حوادثی مختلف و حزن انگیز بوده که تاریخ، گوشه ای از آن را حکایت کرده است. یکی از این وقایع، نقل شهادت دختری از امام حسین (علیه السلام) مشهور به حضرت رقیه (علیها السلام) در شهر شام است.

هدف این مقاله، بازخوانی و بازیابی نام و یادکرد حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع کهن از سده های اولیه تا پایان قرن هفتم است تا روشن گردد با وجود اختلاف ها و تردید ها در وجود و یا نام چنین شخصیتی در قیام امام حسین (علیه السلام) و شهادت او در اسیری، علمای گذشته با توجه به قرائن و شواهد تاریخی، اجمالاً وجود دختری خردسال برای امام حسین (علیه السلام) و شهادت او را در اسارت پذیرفته اند.

درباره حضرت رقیه (علیها السلام) کتاب ها و نوشتارهای متعددی خصوصاً در دوران معاصر نگاشته شده است که محوریت اکثر آنها اشعار، نام و سرگذشت و نحوه شهادت ایشان و یا پاسخ به شبهات است؛ اما رویکرد این مقاله نوعی بازخوانی آثار و منابع کهن برای یافتن گونه ای مؤیدها و مستند ها بر وجود چنین شخصیتی در عاشورا و شهادت او در شهر شام است. علت انتخاب بازه زمانی تا پایان قرن هفتم هم بدین جهت است که این منابع، منابع مصدر هستند و کتب بعد از قرن هفتم تا دوره معاصر اکثراً به این منابع ارجاع می دهند. از این رو اهمیت بازشناسی این منابع روشن می گردد.

نوشتار حاضر به بررسی منابع کهن درباره حضرت رقیه (علیها السلام) بر اساس سیر تاریخی می پردازد.

1. قرن دوم هجری (نقل «سیف بن عمیره» صحابی بزرگ امام صادق (علیه السلام))

از قدیمی ترین اسناد موجودی که نام حضرت رقیه (علیها السلام) در آن ذکر شده، قصیده سوزناک سیف بن عَمیره _ از روایان برجسته احادیث امام صادق (علیه السلام) _ است. نجاشی در کتاب رجالی خود در وصف او می نویسد:

سیف بن عَمیره نخعی کوفی، از امام صادق و امام کاظم روایت نقل می کند

و او دارای کتابی است که جماعتی از راویان از کتاب او نقل روایت می کنند. (نجاشی، 1424: 189)

شیخ طوسی نیز در کتاب رجالی خود او را ثقه و مورد تأیید می داند (طوسی، 1415: 222). میرزا محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی هم در کتاب منهج المقال خود، ایشان را ثقه و از اصحاب امام صادق و امام کاظم معرفی می نماید (استرآبادی، 1422: 2/141).

در مجموع می توان گفت سیف بن عمیره از اصحاب جلیل القدر دو امام شیعه، از روایان زیارت عاشورا، دارای آثار و مورد تأیید اکثر رجالیون شیعه است. این شخصیت در ذکر مصائب امام حسین (علیه السلام) قصیده ای جان سوز دارد که در ابیات آن، دوبار از حضرت رقیه چنین یاد می کند:

وَسکینَةُ عَنْها السَّکینَةُ فارَقَتْ *** لَمَّا اَبتَدَیتَ بِفُرقَةِ وَتَغَیرِ

وَ رُقَیةُ رَقَّ الْحَسُودُ لِضَعْفِها *** وَ غدا لِیعْذِرَهَا الَّذِی لَمْ یعْذَرُ

وَ لِاُمِّ کلْثُومَ یجِدْ جَدِیدها *** لثم عقیبٍ دَمُوعُها لَمْ یکرر

لَمْ اَنْسِها وَسَکینَة وَ رُقَیةَ *** یبْکینَهُ بَتَحسُّرٍ وَتَزَفُّرٍ

یدْعُونَ اُمَّهُم البتولة فاطماً *** دعوی الحزین الواله المُتَحیرُیا

اُمَّنا هَذا الْحُسَینُ مَجدلاً *** مُلْقی عَفیراً مَثْلُ بَدر مزهر(1)

(طریحی، 1412: 234)

این اشعار را علّامه طریحی(2)در کتاب المنتخب فی جمع المراثی والخطب آورده است.


1) . آرامش از سکینه جدا شد چون که او از امام خود جدا گردید. حضرت رقیه کسی بود که حسودان برای ضعف و ناتوانی اش دل سوزاندند. این عده فردای قیامت مجبور به عذرخواهی از او می شوند، هرچند که هیچ عذری برای آنها وجود ندارد... حضرت ام کلثوم نیز هر لحظه صورت اشک آلودش را با پارچه ای پاک می کند... من هیچ گاه ام کلثوم و سکینه و رقیه را فراموش نمی کنم که برای امام حسین با آه و ناله حسرت گریه می کردند... آنها مادرشان حضرت فاطمه (علیها السلام) را با حال محزون و سرگردان و حیران صدا می زدند... آنها با مادر خود چنین می گفتند: «ای مادر! این حسین فرزند توست که همچون ماه روشن به روی خاک افتاده و در خاک و خون غلتیده است.

2) . محقق بزرگ فخرالدین بن محمد علی بن احمد طریحی ساکن نجف و طریح نام قبیله او بوده است. نسب شریفش به حبیب بن مظاهر اسدی برمی گردد. ایشان در علوم مختلف مانند فقه، اصول، رجال و درایه، لغت و ادب، حدیث، اخلاق، ریاضی و تفسیر و… صاحب تألیف است. وی آثار علمی متعددی دارد که از جمله مهم ترین و برترین آثار او کتاب مجمع البحرین در علم لغت به شمار می رود. این محقق بزرگ، از علمای برجسته و از پارسایان وارسته قرن یازدهم بود که در سال 1085ق در رماحیّه، واقع در عراق وفات یافت. (آقابزرگ تهرانی، اعیان الشیعه، ج8، ص395)

نویسندگان بعد از ایشان تا معاصران در نقل این اشعار، اکثراً به این متن استناد می کنند. گزارش علامه طریحی در صورت پذیرش، یکی از قدیمی ترین اسنادی به شمار می رود که از حضرت رقیه (علیها السلام) نام برده است.

2. قرن پنجم هجری (نقل علی بن ابی القاسم بیهقی در کتاب لباب الأنساب و الألقاب

قرن پنجم هجری (نقل علی بن ابی القاسم بیهقی در کتاب لباب الأنساب و الألقاب(1))

ظهیرالدین ابوالحسن علی بن ابی القاسم زید بیهقی (490-565) مشهور به ابن فُندُق مورخ و ادیب قرن پنجم هجری و ششم هجری قمری است. ایشان کتاب های متعددی نگاشته که معروف ترین آنها تاریخ بیهقی و لباب الانساب و القاب هستند. بیهقی به نام حضرت رقیه به عنوان یکی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) چنین اشاره می کند:

أما الحسینیة فهُم من أولاد الحسین بن علی و لم یبق من أولاده إلا زین العابدین و فاطمة و سکینة و رقیّة؛ (بیهقی 1410: 1/34)

از فرزندان امام حسین (علیه السلام) جز حضرت زین العابدین و فاطمه و سکینه و رقیه(علیهم السلام) باقی نمانده است.

با توجه به این که بیهقی، تاریخ نگاری توانا بوده و به علم انساب نیز تسلط داشته، آوردن نام حضرت رقیه (علیها السلام) به عنوان یکی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) یکی از مهم ترین استنادهای تاریخی برای اثبات چنین فرزندی برای آن حضرت است.

3. قرن ششم (سید بن طاووس در کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف)

سید رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر مشهور به سید بن طاووس(2)(م664ق) _ از


1) . این کتاب در سال 558 تألیف شده و در باب انساب سادات است. این اثر توسط انتشارات آیت الله نجفی مرعشی در دو جلد به کوشش مهدی رجایی در 1410ق در قم به چاپ رسیده است.

2) . رضی الدین علی بن موسی بن طاووس، معروف به سید ابن طاووس در تاریخ 589 ه.ق در حِله، یکی از شهرهای عراق متولد شد. او از علمای شیعه و نویسندگان سده هفتم هجری است. نسب سید ابن طاووس از جانب پدر به حسن بن علی و از جانب مادر به حسین بن علی می رسد و به سبب سجایای اخلاقی بسیار، تقوا و مراقبه فراوان، حالات عرفانی و کراماتش به «جمال العارفین» معروف است.

علمای بزرگ شیعه _ آثاری مهم و اثرگذار نگاشته است. از جمله این آثار، کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف(1)است. این کتاب با نام الملهوف نیز شناخته می شود. ایشان در مقدمه کتاب خود، هدف از نگارش این کتاب را داشتن یک مقتل موجز می داند که افراد را از همراه بردن سایر کتاب ها بی نیاز کند (سید بن طاووس، 1414:4). وی قبل از کتاب اللهوف، کتاب مصباح الزائر و جناح المسافر را نیز با انگیزه همراه بودن کتاب موجز در باب زیارات تألیف نموده است (همو: 5).

صاحب اللهوف در باب وداع امام حسین (علیه السلام) با همسر و فرزندانش چنین می نویسد:

يَا أُخْتَاهْ! يَا أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ أَنْتِ يَا زَيْنَبُ، وَ أَنْتِ يَا فَاطِمَةُ، وَ أَنْتِ يَا رَبَابُ انْظُرْنَ إِذَا أَنَا قُتِلْتُ فَلَا تَشْقُقْنَ عَلَيَّ جَيْباً وَ لَا تَخْمِشْنَ عَلَيَّ وَجْهاً، وَ لَا تَقُلْنَ هُجْراً؛ (همو: 141)

خواهرم ام کلثوم! و تو ای زینب! و تو ای رقیّه! و تو ای فاطمه! و تو ای رباب! زمانی که من به قتل رسیدم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی بر زبان نرانید.

ممکن است اشکال شود که مراد از رقیه خواهر امام حسین (علیه السلام)، دختر حضزت علی (علیه السلام) باشد که با توجه به نقل بیهقی در لباب الانساب و اشعار سیف بن عمیره، فرضیه دختر امام حسین (علیه السلام) حضرت رقیه (علیها السلام) تقویت می شود.

4. قرن هفتم (عمادالدین طبری، در کتاب کامل بهائی

قرن هفتم (عمادالدین طبری، در کتاب کامل بهائی(2))

عمادالدین حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری مازندرانی (م698ق)(3)


1) . ترجمه: آه های سوزان بر کشتگان بیابان

2) . مشهورترین اثر عمادالدین، کامل بهائی است. وی این کتاب را در اصفهان به پاس تجلیل و احترامی که بهاءالدین صاحب دیوان از او به عمل می آورده، برای او تألیف و به نام او موسوم کرده است. این کتاب به فارسی است. مؤلف در مدت دوازده سال مشغول تألیف آن بود، مقدمه کتاب با برشماری عقاید شیعه و اوصاف شیعیان آغاز می شود و در 28 باب به سامان می رسد...در باب بیست و هشتم در خروج امام حسین (علیه السلام) از مکه است. برخی از مطالب تاریخی و نکات کلامی در این کتاب دیده می شود که منحصر به آن می باشد و منشأ و منبعی هم برای آن ها ذکر نکرده است. دیگر از ویژگی های این کتاب، بهره گرفتن از آثار ضد اموی و نویسندگان محب اهل بیت(علیهم السلام) است که برخی از آن آثار از بین رفته اند؛مانند کتاب های حاویت فی مذمات المعاویه و مثالب بنی امیه (دوانی،علی، مفاخر اسلام)

3) . گفتنی است نباید صاحب کامل بهایی را با عمادالدین، محمد بن علی طبری، صاحب کتاب بشارة المصطفی لشیعة المرتضی که تا سال 553 زنده بوده، اشتباه گرفت.

از نویسندگان امامی فارسی زبان است که توانست در سایه حمایت های بهاءالدین محمد بن محمد جوینی (م678ق) کتاب هایی را در دفاع از تشیع پدید آورد. ایشان جریان شهادت دخترکی از امام حسین (علیه السلام) را در اسارت این گونه گزارش می کند:

زنان خاندان نبوّت در حالت اسیری، حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هرکودکی را وعده می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است، باز می آید. تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهارساله، شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم؛ سخت پریشان بود. زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزیدخفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سؤال کرد. خبر بردند که ماجرا چنین است. آن لعین در حال گفت: بروند سرپدر را بیاورند و در کنار او نهند. پس آن سر مقدّس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهارساله نهادند. پرسید: این چیست؟ گفتند: سر پدر توست. دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. (طبری، 1426: 2/179)

اگر چه طبری در این متن اسمی از حضرت رقیه نمی آورد، اما با توجه به قرائن و شواهد، می توان دریافت که مقصود، حضرت رقیه (علیها السلام) است.

به هرحال نقل چنین گزارشی در قرن هفتم توسط یک مورخ و متکلم شیعی، حکایت از دسترسی او به منابعی دارد که امروزه موجود نیستند. چنان که محدث قمی در کتاب فوائد الرضویه این گونه می نویسد:

کتاب کامل بهائی، نوشته عماد الدین طبری، شیخ عالم ماهر و خبیر، متکلّم جلیل، محدّث نبیل و فاضل فهّامه، کتابی پرفایده است که در سنه 675 تمام شده و قریب به 21 سال همت شیخ مصروف بر جمع آوری آن بوده، اگرچه در اثنای آن چند کتاب دیگر تألیف کرده است. ... از وضع آن کتاب معلوم می شود

که نُسَخِ اصول و کتب قدمای اصحاب نزد او موجود بوده است. (محدث قمی،1387: 2/111)

با توجه به اعتماد شیخ عباس قمی به صاحب کتاب کامل بهایی، ایشان در کتاب منتهی آلامال عین نقل عماد الدین طبری را _ که گذشت _ می آورد (همو: 1/317). اگرچه در نفس المهموم جریان شهادت دختر خردسال امام حسین (علیه السلام) را با پردازشی خاص و احساسی بیان می کند که امروزه اکثر سخنرانان و مداحان در هنگام ذکر مصیبت حضرت رقیه (علیها السلام) آن را بیان می کنند (محدث قمی، 1378: 456).

نتیجه

با توجه به این که در طول تاریخ شیعه، بعضی از کتاب ها و آثار شیعه در حمله ها و آتش سوزی ها از بین رفته یا بر اثر آتش حقد و کینه و تعصب، حقایق گزارش نشده، نمی توان درباره همه وقایع تاریخی قضاوتی مطلق گرا، خواه ایجابی یا سلبی داشت؛ از این رو ناگزیر باید به گزارش های موجود و قرائن و شواهد مراجعه کرد تا به ظن قوی یا اطمینان رسید. جریان وجود دختری برای امام حسین (علیه السلام) به نام یا ملقب به «رقیه» نیز از این دسته گزارش های تاریخی است که موافقان یا مخالفان مطلق گرایی دارد. یکی از این قرائن و شواهد، نقل پیشنیان و علمای قرون اولیه است؛ چراکه ایشان به منابع دست اولی دسترسی داشتند؛ از این رو با توجه به اشعار صحابی امام صادق (علیه السلام) سیف بن عمیره در رثای امام حسین (علیه السلام) و ثقه دانسته شدن او از سوی رجالیان معروف همانند نجاشی و نقل بیهقی در کتاب لباب الانساب و نقل سید بن طاووس در اللهوف و گزارش بدون نام طبری در کامل بهایی می توان اثبات فرضیه وجود دختر خردسالی را برای امام حسین (علیه السلام) به نام رقیه تقویت نمود. البته مفروضات دیگر نیز مانند این که رقیه، لقب فاطمه صغرا دختر ام اسحاق باشد نیز می تواند یکی از احتمالات باشد.

در هرحال می توان نتیجه گرفت که بر اساس گزارش های تاریخی و اسناد موجود، اظهار نظر قطعی امکان پذیر نیست؛ اما بر اساس شواهد و کراماتی که از مزار و مرقد منتسب به حضرت رقیه (علیها السلام) گزارش شده، معنوی بودن این مکان و انتساب آن به اهل بیت(علیهم السلام) تقویت می شود (ری شهری،1393: 1/393).

منابع

_ استرآبادی، محمد بن علی (1422ق)، منهج المقال فی تحقیق احوال الرجال، قم، موسسة آل البیت(علیهم السلام) لإحیاء التراث، چاپ اول.

_ بیهقی، ابی الحسن علی بن ابی القاسم بن زید الشهیر بابن فندق (1410ق)، لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، تحقیق: مهدی رجایی، قم، انتشارات نجفی مرعشی.

_ تهرانی، آقابزرگ (بی تا)، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، نجف اشرف.

_ دوانی، علی (1380ش)، مفاخر اسلام، تهران، انتشارات امیر کبیر.

_ سید بن طاووس (1414ق)، اللهوف علی قتلی الطفوف، تحقیق: شیخ فارس تبریزیان (حسّون)، قم، انتشارات اسوه.

_ طبری، عمادالدین (1426ق)، کامل بهایی، ترجمه: محمد شجاع فاخر، قم، المکتبة الحیدریة.

_ طریحی، فخر الدین (1412ق)، المنتخب فی جمع المراثی والخطب، بیروت، مؤسسة الاعلمی.

_ طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن بن علی (1415ق)، رجال الطوسی، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ اول.

_ قمی، شیخ عباس (1378ش)، نفس المهموم، قم، انتشارات بصیرتی.

_ __________________ (1379ش)، منتهی الآمال، قم، چاپ مؤسسة انتشارات هجرت.

_ __________________ (1387ش)، الفوائد الرضویة، قم، چاپ مؤسسة انتشارات هجرت._ محمدی ری شهری، محمد (1393ش)، دانشنامه امام حسین (علیه السلام)، قم، انتشارات دارالحدیث.

نجاشی، احمد بن علی (1424ق)، فهرست اسماء مصنفی الشیعه (رجال النجاشی)، تصحیح: موسی شبیری زنجانی، قم، انتشارات جامعه مدرسین.

جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در مکتب حسینی

اشاره

دکتر علی فارسی مدان(1)

تاریخ دریافت: 22/12/98 تاریخ پذیرش: 20/04/99

چکیده

حضرت رقیه (علیها السلام) که تربیت یافتۀ عزت حسینی و عفت زینبی بود، نکات و جلوه های تبلیغی و تربیتی را ترسیم فرمود.

مقاله حاضر در پی آن است که در جلوه های تبلیغی، نکات تبلیغی مانند پیام رسانی، احیای امر اهل بیت، رسوا کردن هیئت حاکمه، حمایت از مظلوم و جنبه هدایتی را تبیین و تشریح کند و نیز به برخی روش های کاربردی تبلیغی مستفاد از سیره حضرت رقیه (علیها السلام) همچون روش همراهی و روش فرصت شناسی اشاره کند. همچنین در جلوه های تربیتی، به مباحث مهم حوزه تربیت، از جمله معرفت شناسی، صبر و استقامت، گذشت و ایثار، پایبندی به اصول و سبک زندگی اسلامی اشاره خواهند کرد.

کلیدواژه ها: امام حسین (علیه السلام)، حضرت رقیه (علیها السلام)، تبلیغ، تربیت.


1) . فارغ التحصیل سطح چهار حوزه علمیه قم، نویسنده و پژوهشگر (alifarsimadan98@gmail.com)

1. مقدمه

1-1. بیان مسئله

حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند خردسال امام حسین (علیه السلام) و مادر ایشان امّ اسحاق (علیها السلام) است. متأسفانه در برخی تواریخ، نام ایشان ذکر نشده است؛ اما بزرگان دین به اثبات وجود ایشان پرداخته و در برخی مقاتل، نام رقیه بیان شده است. حتی برخی محدثان و مورخان از شخصی به نام رقیه (علیها السلام) ذکری به میان آورده اند که گزارش های موجود، حضرت رقیه (علیها السلام) را با قطع و یقین به اثبات می رساند و جای شک و تردیدی باقی نمی گذارد. در نهایت به نقل از منابع معتبر، ایشان در شام و در اوج مظلومیت و غربت، در کنار سر بریدۀ پدر به شهادت رسید و بارگاه کوچک و منور او سندی دیگر از مظلومیت امام حسین (علیه السلام) برای جهانیان رقم زد و ماهیت پلید یزید را برای افکار عمومی روشن ساخت.

این پژوهش درصدد آن است با واکاوی سیره علمی و عملی حضرت رقیه (علیها السلام) به صورت روشی و کاربردی، نقش تبلیغی و تربیتی ایشان را در مکتب حسینی و بیان دستاوردهای حماسه عاشورا تبیین و تشریح نماید.

1-2. سؤالات تحقیق

الف) سؤال اصلی: جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در مکتب حسینی چیست؟

ب) سؤالات فرعی

چرا امام حسین (علیه السلام) خانواده خود را به کربلا برد؟ چرا باید به حمایت از مظلوم پرداخت؟ اسناد قرآنی و روایی حمایت از مظلوم چیست؟ چه روش های کاربردی تبلیغی و تربیتی در سیره علمی و عملی حضرت رقیه (علیها السلام) وجود دارد؟ ملاک و معیار ازدواج در اسلام چیست؟ و...

1-3. روش تحقیق

روش این مقاله، به صورت پژوهش کتابخانه ای است و نیز از روش توصیفی و تحلیلی

استفاده شده است.

1-4. ضرورت پژوهش

درباره حضرت رقیه (علیها السلام) کتاب هایی تألیف شده است که در آنها به صورت مشخص به اثبات حضرت رقیه (علیها السلام)، ولادت و نحوه شهادت و ورود ایشان به کربلا و حوادث آن و... اشاره نموده اند. اما در هیچ نوشتاری به صورت روشی و هدفمند به موضوع این تحقیق نپرداخته اند. لذا ضروری است با مطالعه سیره علمی و عملی آن حضرت (علیها السلام) و کُتب علما و اندیشمندان و نویسندگان محترم به صورت موجز به نقش تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) پرداخته شود تا برای محققان، طلاب و دانشجویان، مبلغان دینی و مربیان قابل استفاده باشد و ز سیره آن حضرت (علیها السلام) روش های کاربردی استخراج گردد.

1-5. پیشینه تحقیق

با مراجعه به اسناد علمی مرتبط با حضرت رقیه (علیها السلام) روشن می گردد که درباره حضرت رقیه (علیها السلام) کُتبی با عناوین حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) (حضرت آیت الله جعفر تبریزی)، سرگذشت

جانسوز حضرت رقیه (علیها السلام) (محمدمحمدی اشتهاردی)، ریحانه کربلا: تحقیق در زندگانی و بارگاه حضرت رقیه (علیها السلام) (عبدالحسین نیشابوری)، داستان غم انگیز حضرت رقیه (علیها السلام) (علی شیرازی)، رقیه بنت الحسین در انساب و تاریخ (محمد حسن پاکدامن)، داستان هایی از مصائب و کرامات حضرت رقیه (علیها السلام) (عباس عزیزی) و... . همچنین نوشتارهایی کوتاه به نگارش درآمده است. اما درباره موضوع این تحقیق هیچ کتاب و مقاله ای یافت نشد.

2. مفهوم شناسی

2-1. مفهوم رقیه

رقیه از «رقی» در لغت به معنای صعود و بالا رفتن است (نک: فراهیدى، 1409: 5/ 211؛ ابن فارس، 1404: 2/ 426؛ راغب اصفهانى، 1412: 363؛ ابن منظور، 1414: 14/ 331). اما در اصطلاح، نام دختر امام حسین (علیه السلام) است. اگرچه مورّخان از حضرت رقیّه (علیها السلام)

ذكرى نیاورده اند، اما نقل شده است وقتی امام حسین (علیه السلام) روز دوم محرم به کربلا رسید و از نام آن جا باخبر شد، فرمود:

انزلوا، هاهنا و اللَّه محطّ ركابنا و سفك دمائنا، هاهنا و اللَّه مخطّ قبورنا، و هاهنا و اللَّه سبى حریمنا، بهذا حدّثنى جدّى؛

فرود آیید! به خدا كه این جا جاى فرود آمدن و ریختن خون هاى ماست و این جا جایگاه قبور ماست. به خدا كه این جا جاى به اسارت رفتن حرم ماست و این خبر را جدّم به من داده است.

سپس میان امام (علیه السلام) و اهل حرم گفت وگویی انجام شد و حضرت زینب (علیها السلام) از شهادت امام حسین (علیه السلام) مطلع شد، زنان گریه و زاری کردند که حسین (علیه السلام) خواهر خویش حضرت ام کلثوم را تسلّى داد و فرمود:

یا اختاه تعزّى بعزاء اللَّه، فإنّ سكّان السّموات یموتون و اهل الارض لا یبقون و جمیع البریة یهلكون، یا اختاه یا امّ كلثوم! و انت یا زینب و انت یا رقیة و أنت یا فاطمه و أنت یا رباب! انظرن اذا أنا قتلت فلا تشققن علىّ جیبا و لا تخمشن علیّ وجها و لا تقلن علىّ هجرا؛ (نک: ابن طاووس، 1380: 122 - 124)

خواهرم! خود را به آرامش خدا تسلّى ده، چه ساكنان آسمان ها مى میرند و زمینیان به جاى نمانند، و ما سوى اللَّه به مرگ گرفتار آیند. خواهرم امّ كلثوم! و تو اى زینب! و تو اى رقیه! و تو اى فاطمه! و تو اى رباب! بنگرید بعد از شهادتم مبادا گریبانى چاک زنید یا چهره اى بخراشید، یا سخنانى ناروا بر زبان رانید.همچنین سیّد امین نام ایشان را در کتاب خود ذکر کرده و می گوید:

در محلّه العمارة دمشق قبر و مشهدى كه زیارتگاه است و به او منسوب است، میرزا على اصغر خان صدر اعظم ایران در سال 1323هجری آن را تجدید بنا نمود. (امین، 1406: 7/ 34)

2-2. تبلیغ

الف) در لغت: واژگان «تبلیغ، بلاغ و ابلاغ»، در لغت از یک ریشه بوده و به معنای

«رسانیدن» هستند (ابن منظور، 1414: 8/ 419).

راغب اصفهانی نیز می نویسد:

البُلُوغ و البَلَاغ، به انتهاى هدف و مقصد رسیدن و یا انجام دادن كارى در پایان زمان و مكانى معیّن و بسا گاهى مقصود از بلوغ یعنى به پایان رسیدن، تسلّط یافتن و اشراف داشتن به چیزى، تعبیر شود هر چند كه به انتهایش نرسیده باشند. (راغب اصفهانى، 1412: 144)

ب) در اصطلاح: شهید مطهری درباره اصطلاح تبلیغ می گوید:

تبلیغ از ابلاغ است و ابلاغ رساندن یک فکر یا یک پیام است. یعنی در مورد رسانیدن چیزی به فکر و روح و ضمیر و قلب کسی به کار می رود، لذا محتوای ابلاغ نمی تواند یک امر عادی و جسمانی باشد، حتماً یک امر معنوی و روحی است، یک فکر و یک احساس است، پس تبلیغ یعنی رساندن یک پیام از کسی به کسی دیگر. (مطهری، 1379: 1/ 321)

2-3. تربیت

الف) در لغت: واژه «تربیت» از دو ریشه «ربو» یا «ربب» گرفته شده است. البته لغت دانان در این که کدام یک، ریشه اصلی و فرعی است؛ اختلاف نظردارند.

«تربیت» اگر از ریشه «ربو» باشد، به معنای رشد، نمو و فزونی است (نک: فراهیدى، 1409: 8/ 283؛ ابن فارس، 1404: 2/ 483؛ ابن منظور، 1414: 14/ 314؛ طریحی، 1375: 1/ 174). حال اگر تربیت از این ریشه گرفته شده باشد، بیشتر به پرورش جسمانی و مادی مربوط است.

اما اگر از ریشه «ربب» باشد، «ربّ» در اصل به معنای تربیت و پرورش است؛ یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالتی دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تمام و کمال آن برسد (راغب اصفهانى، 1412: 336). پس تربیت از ریشه «ربب» معانی متعددی همچون سرپرستی، کامل کردن، اصلاح امور، تدبیر، چیزی را ایجاد کردن و به تدریج، از حالت نقص به حد تمام رساندن و هدایت چیزی به سمت كمال و... دارد. بنابراین به نظر

می رسد معنای تربیت از ریشه «ربب» تدبیر چیزی برای کشاندن آن به سوی کمال است و در معانی دیگر، به معنای تدبیر به منظور هدایت به سوی کمال است (ابراهیمی فر، 1385: 9).

ب) در اصطلاح: تربیت عبارت است از «پرورش دادن» (مطهری،1373: 56)؛ «پرورش در جهت رشد و کمال» (جمعی از پژوهشگران، 1426: 2/ 437) و «استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت درآوردن و پروردن» (مطهری،1373: 56).

3. جلوه های تبلیغی

3-1. پیام رسانی و دفاع از حقیقت

یکی از سؤالات پژوهش که همواره از گذشته تا امروز مطرح می شود این است که چرا امام حسین (علیه السلام) خانواده خود را با کودکانی همچون حضرت رقیه (علیها السلام) وحضرت علی اصغر (علیه السلام) به کربلا برد؟

با مطالعه تاریخ نهضت حسینی و واقعه عاشورا، روشن می گردد که همراهی خانواده امام حسین (علیه السلام) به ویژه کودکان و حضرت امام سجاد (علیه السلام) و زینب کبری (علیها السلام) تأثیری مثبت و جهانی در نهضت حسینی داشت و یکی از عوامل پیروزی قیام حسینی بود؛ زیرا خانواده امام حسین (علیه السلام) توانستند کار ناتمام امام (علیه السلام) را با سختی و تحمل اسارت به پایان رسانده و پیام و اهداف و ماهیت قیام و حادثه کربلا را به گوش مردم و دشمنان برسانند. در این میان حضرت رقیه (علیها السلام) به مقدار توان و حضور خویش در کربلا و شام، نقش تبلیغی در پیام رسانی و دفاع از حق و حقیقت داشته است. ماجرای خرابه شام و جان دادن دختر سه یا چهارساله امام حسین (علیه السلام) در آن جا با آن وضع دلخراش و رقّت بار و سپس برپا شدن آن بارگاه بسیار باشكوه بر قبرش، در حالى كه از آن همه شوكت ظاهرى بنى امیه چیزى در آن جا باقى نمانده، درس عبرتی بسیار مهم براى همه عبرت بینان شده است كه چگونه آن كاخ هاى باعظمت امویان ویران گشت و اثرى از آن باقى نماند، ولى آن خرابه به بركت طفل چهارساله اى از خاندان پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه آباد شد (مكارم شیرازى، بی تا: 614). این نحوه شهادت در تاریخ ماندگار شد و هرکس به این موضوع بیندیشد، به یاد

امام حسین (علیه السلام) و اهداف و ماهیت قیام حسینی خواهد افتاد.

در پایان این بخش به دو نکته مهم اشاره می گردد:

نکته نخست: نباید از نقش تبلیغی و جهادی کودکان در کربلا و نهضت حسینی غافل شد. کودکانی مانند حضرت رقیه (علیها السلام)، حضرت علی اصغر (علیه السلام)، حضرت عبدالله بن حسن (علیه السلام) و... توانستند چهره واقعی و بزک کرده دشمن رابرای افکار عمومی و فریب خوردگان روشن کنند. آنان جزئی از عوامل موفقیت امام حسین (علیه السلام) در پیام رسانی و دفاع از حقیقت اسلام بودند.

نکته دوم: خانواده در موفقیت افراد و به ویژه مبلغان دینی نقش ممتازی را ایفا می کنند؛ چنان که خداوند در آیه کریمه (وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِین) (شعرا/ 214) دستور می دهد خویشاوندان نزدیكت را انذار كن و از شرک و مخالفت فرمان پروردگار بترسان؛ زیرا بدون شک براى دست زدن به یک برنامه انقلابى گسترده باید از حلقه هاى كوچك تر و فشرده تر شروع كرد و چه بهتر این كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نخستین دعوت خود را از بستگانش شروع كند كه هم سوابق پاكى او را بهتر از همه مى شناسند و هم پیوند محبت خویشاوندى نزدیك ایجاب مى كند كه به سخنانش بیش از دیگران گوش فرا دهند، و از حسادت ها و كینه توزی ها و انتخاب موضع خصمانه، دورترند (مکارم شیرازی، 1374: 15/ 366-367).

3-2. احیای امر اهل بیت(علیهم السلام)

در آموزه های دینی، بر اهمیت احیای امر اهل بیت(علیهم السلام) و تعظیم شعائر دینی بسیار توصیه شده است؛ چنان که امام رضا (علیه السلام) فرمودند:

رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا. فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَیْفَ یُحْیِی أَمْرَكُمْ؟ قَالَ: یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ (صدوق، 1378: 1/ 307)

رحمت خدا بر آن بنده اى كه امر ما را زنده گرداند. [راوی می گوید:] عرض كردم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: تعالیم ما را فرا گیرد و آنها را به مردم بیاموزد؛ زیرا اگر مردم زیبایی هاى سخن ما را بدانند، بى گمان از ما پیروى خواهند کرد.

براین اساس، زیارت اماکن متبرکه به ویژه ائمه معصومین(علیهم السلام) و امامزاده ها از جمله مرقد حضرت رقیه (علیها السلام) و نیز نقل احادیث و بیان معارف و رساندن کلماتو علوم ائمّه(علیهم السلام) به مردم باعث احیای امر اهل بیت(علیهم السلام) می شود. گفتنی است، احیای امر اهل بیت(علیهم السلام) و تعظیم شعائر دینی و حسینی باعث هدایت و نجات افراد می شود. بنابراین ذکر و یاد حضرت رقیه (علیها السلام)، زنده نگه داشتن واقعه کربلاست که در میان اسرای اهل بیت(علیهم السلام) دختر کوچکی از سیدالشهدا (علیه السلام) بوده که در شام به لقاء الله نائل شد و این قبر نشانه و سندی بر مرور اسراری اهل بیت(علیهم السلام) در شام است و با وجود این قبر شریف، مخالفان نتوانستند این واقعه را انکار نمایند. لذا برگزاری مجالس عزاداری برای ائمه(علیهم السلام) و اولادگرامی ایشان از جمله حضرت رقیه (علیها السلام) باعث می شود دل عزاداران مؤمن در روزی که دل ها می میرند، زنده بماند (تبریزی، بی تا: 124). امام رضا (علیه السلام) در جایی دیگر فرمود:

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب؛ (صدوق؛ 1376: 73)

هر کس در مجلسی بنشیند که در آن یاد ما (اهل بیت) زنده می شود، قلبش در روزی که قلب ها می میرند، نمی میرد.

بنابراین زیارت و عزاداری حضرت رقیه موجب تعظیم شعائر دینی و احیای امر اهل بیت(علیهم السلام) است و چنین افرادی مشمول دعای ائمه معصومین(علیهم السلام) هستند؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) به فضیل فرمود:

... فَأَحْیُوا أَمْرَنَا یَا فُضَیْلُ، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا. مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ، غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ؛ (حمیرى، 1413: 36)

پس یاد ما را زنده كنید؛ كه هركس از ما یاد كند یا در حضور او از ما یاد شود و به اندازه پر مگسى اشک از دیدگانش بیرون آید خداوند گناهان او را بیامرزد، حتى اگر بیشتر از كف دریا باشد.

3-3. رسوا ساختن هیئت حاکمه

بنی امیه به حکومت و سلطنت خود رنگ دینی می دادند و به نام اسلام وجانشینی

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در جامعه اسلامی حکومت می کردند و با شیوه های گوناگون مانند جعل حدیث، جذب شعرا و محدثان و... جهت تثبیت موقعیت دینی خود در جامعه می کوشیدند (پیشوایی، 1379: 214). اما حضرت رقیه (علیها السلام) به خاطر سختی ها و عذاب هایی که در کربلا کشیده و نیز در ماجرای خرابه شام، نقاب از چهره واقعی دشمنان اسلام همچون یزید و عبیدالله بن زیاد برداشت و مردم را از خواب غفلت بیدار کرد و به همراه برادرش، امام سجاد (علیه السلام) و عمه بزرگوارش، حضرت زینب کبری (علیها السلام) توانستند مسلمانان را از فجایع زشت و عملکرد نامناسب یزید آگاه و آشنا نمایند. بهترین سند و دلیل بر عملکرد حضرت رقیه (علیها السلام) در افشاگری ماهیت ظالمانه یزید، نحوه برخورد و رفتار یزید با حضرت رقیه (علیها السلام) بود؛ چنان که وقتی اسرا را در خرابه شام جای دادند، شبی حضرت رقیه (علیها السلام) خواب پدرش امام حسین (علیه السلام) را می بیند، همین که از خواب بیدار می شود شروع به گریه و زاری می کند، اهل حرم و اسرا نیز به یاد مظلومیت امام حسین (علیه السلام) افتاده و اندوهگین شدند و گریه می کردند. یزید صدای گریه و شیون آنان را شنید، گفت: چه خبر است؟ گفتند: دختر امام حسین (علیه السلام) پدرش را در خواب دیده و اکنون بیدار شده و بهانه پدر را گرفته و گریه می کند. یزید در اوج ظلم و قساوت دستور داد سر بریده پدر را برای دختر سه ساله ببرند (نک: حائری مازندرانی، 1391: 340).

3-4. حمایت از مظلومیت

یکی از جلوه های زیبای مکتب حسینی که توسط حضرت رقیه (علیها السلام) رقم خورد، حمایت از مظلوم است. حضرت رقیه (علیها السلام) با توجه به این که خردسال بودند، اما در واقعه عاشورا و نهضت حسینی به مقدار توان خود توانستندنقش آفرینی کنند و حمایت خویش را از مظلومیت و حقانیت امام حسین (علیه السلام) اعلام داشتند. این نقش و جلوه گری به تبعیت از آموزه های دینی است؛ چنان که یکی از سؤالات پژوهش این است که چرا باید از مظلوم و کشورهای مظلوم حمایت کرد؟ آیا این در آموزه های دینی وارد شده است؟

در پاسخ می توان گفت یکی ازدستورات قرآنی، حمایت از مظلوم است. در این جا به دو آیه شریفه استناد می کنیم:

1.

خداوند در آیه شریفه (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ مِنْ شَیْ ءٍ حَتَّى یُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى قَوْمٍ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ) (1)به صراحت در فراز (وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْكُمُ النَّصْرُ) فرموده است: «هر گاه این گروه (مؤمنان غیر مهاجر) از شما به خاطر حفظ دین و آیینشان یارى بطلبند (یعنى تحت فشار شدید دشمنان قرار گیرند) بر شما لازم است كه به یارى آنها بشتابیدن (مکارم شیرازی؛ 1374: 7/ 257).

2.

آیه شریفه (ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْلَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِیراً) (2)مسلمانان را به جهاد و حمایت از مظلوم و مستضعف تشویق می کند؛ زیرا مسلمانان باید نسبت به هم، غیرت و تعصّب مكتبى داشته باشند و در برابر ناله ها و استغاثه ها بى تفاوت نباشند، و از اهداف جهاد اسلامى، تلاش براى رهایى مستضعفان از سلطه ستمگران است. چنان که اسلام مرز نمى شناسد، هر جا كه مستضعفى باشد، جهاد [و حمایت از مظلوم نیز] هست (قرائتی؛ 1383: 2/ 329).

در روایات نیز بر حمایت از مظلوم در برابر ظالم توصیه شده است. در این جا به دو روایت اشاره می کنیم:

1. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُعِینُ مُؤْمِناً مَظْلُوماً إِلَّا كَانَ أَفْضَلَ مِنْ صِیَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِكَافِهِ فِی


1) . كسانى كه ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جان هاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و یارى نمودند، آنها یاران یكدیگرند و آنها كه ایمان آوردند و مهاجرت نكردند، هیچ گونه ولایت [دوستى و تعهّدى] در برابر آنها ندارید تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یارى طلبند، بر شماست كه آنها را یارى كنید، جز بر ضدّ گروهى كه میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل مى كنید، بیناست. (انفال/ 72)

2) . چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعیف شده اند پیكار نمى كنید؟، همان افراد (ستمدیده اى) كه مى گویند خدایا ما را از این شهر (مكه) كه اهلش ستمگرند بیرون ببر و براى ما از طرف خود سرپرست قرار بده. و از براى ما از طرف خود یار و یاورى تعیین فرما. (نساء/ 75)

الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَنْصُرُ أَخَاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا وَ نَصَرَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ؛ (صدوق، 1406: 147-148)

هیچ مؤمنى بر مؤمن ستمدیده اى یارى نرساند جز آن كه این كار او برتر از دو ماه روزه و اعتكاف در مسجد الحرام باشد و هیچ مؤمنى نباشد كه توان مدد و یارى رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و بر او یارى رساند جز آن كه خداوند او را در دنیا و آخرت یارى كند و هیچ مؤمنى نباشد كه توان یارى رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و او را بدون یارى رها کند جز آن كه خداوند او را در دنیا و آخرت [به حال خود] رها می کند.2. امام باقر (علیه السلام) در ذیل آیه شریفه (وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِیراً) (نساء/ 75) می فرماید: «مقصود از مستضعفانى كه در تحت حكومت ظالمانند، ما هستیم» (عیاشى، 1380: 1/ 257). بر این اساس، امام حسین (علیه السلام) مصداق آیه شریفه است.

بنابراین حضرت رقیه (علیها السلام) و سایر کودکان و اهل بیت(علیهم السلام) نیز براساس آموزه های دینی، به نوعی با حضور در واقعه کربلا و تحمل اسارت و بیان حقائق کربلا و افشاگری به حمایت و دفاع از مظلوم پرداختند.

حضرت رقیه (علیها السلام) وقتی در خرابه شام سر بریده پدر را دید، شروع به صحبت کرد و با سخنان حمایت گونه خود یزید را به خاطر شهادت امام حسین (علیه السلام) سرزنش نمود. حضرت رقیه (علیها السلام) در فرازهایی فرمود: «بابا! این زنان مصیبت زده را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ بابا! این زن های غریب و اسیر به که پناه ببرند؟ بابا! چه کسی به این چشم های گریان ترحم می کند؟... بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده!» (حائری مازندرانی، 1391: 340).

حضرت رقیه (علیها السلام) با این سخنان آتشین و جانگداز خویش، بر همگان ثابت نمود که پدر

بزرگوارش غریبانه و مظلومانه به شهادت رسیده است. او که کودکی خردسال، اما تربیت شده مکتب حسینی بود، با زبانی رسا به افشاگری واقعه کربلا و حمایت از امام حسین (علیه السلام) پرداخت که نتیجه آن رسوایی یزید شد و همگان با مرور خاطرات کربلا و عاشورا، به عزاداری و گریه و زاری در خرابهشام پرداختند. او با شهادت خود در شام، تا ابد این سؤالات را در اذهان عموم باقی گذاشت که با دیدن بارگاه آن حضرت از خود بپرسند: گناه این کودک چه بود که غریبانه در این جا جان داد؟ آیا کودک تحمل دیدن سر بریدۀ پدرش را داشت؟ چرا یزید و عبیدالله بن زیاد با فرزندان رسول خدا این گونه برخورد کردند؟

3-5. هدایت کننده و جذب قلوب

از دیگر ویژگی ها و جلوه های حضرت رقیه (علیها السلام) وسیله هدایت مردم و جذب قلوب مردم به اهل بیت(علیهم السلام) است. این ویژگی از خصائص بزرگ اهل بیت(علیهم السلام) به شمار می رود؛ چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی، امام حسین (علیه السلام) را چراغ هدایت و كشتى نجات معرفی کرد و فرمود:

إنّ الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة. (بحرانى، 1413: 4/ 52)

کشتى نجات است، چون یكى از دو ثقلى است كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) براى امت خود باقى گذاشت و فرمود:

مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُخَ فِی النَّارِ؛ (جمعی از نویسندگان، 1406: 57)

مَثَل اهل بیت من مانند كشتى نوح است؛ هر كس سوار آن شود نجات مى یابد و هر كس از آن تخلف ورزد، داخل آتش جهنم می افتد.

بنابر روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اهل بیت(علیهم السلام) خصلت هدایتگری و جذب قلوب مردم را دارند. حضرت رقیه (علیها السلام) که علاقه شدیدی به امام حسین داشت و امام (علیه السلام) نیز او را بسیار دوست می داشت (حائری مازندرانی، 1391: 340) دارای این ویژگی و جلوه خاص است.

همچنین یکی دیگر از راه های هدایت و تسخیر قلوب مردم و کشاندن آنهابه سوی اهل بیت(علیهم السلام) تبیین و تبلیغ سخنان گهربار ائمه معصومین(علیهم السلام) است. در اهمیت این موضوع،

امام رضا (علیه السلام) در روایتی فرمود:

رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَیْفَ یُحْیِی أَمْرَكُمْ قَالَ یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ (صدوق، 1378: 1/ 307)

رحمت الهى شامل حال آن كسان باد كه امر ما را زنده مى كنند. [راوى مى گوید:] گفتم: چگونه امر شما را زنده كنند؟ فرمود: علوم ما را فرامى گیرند، آن گاه به مردم مى آموزند؛ زیرا اگر مردم تعالیم والاى ما را دریابند، راه ما را در پیش گیرند.

3-6. روش های کاربردی تبلیغی

3-6-1. فرصت شناسی

یکی از اصول و روش هایی که در سیره حضرت رقیه (علیها السلام) وجود دارد، روش فرصت شناسی است. این روش، یکی از روش های کاربردی و موثر در امر مقدس تبلیغ برای مبلغان به شمار می رود. لذا در تبلیغ، هدف عمده مُبلّغ نفوذ و تأثیر گذاری بر افکار، عواطف، تمایلات و در نهایت تغییر در اندیشه و رفتار مخاطبان است. البته برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتار مخاطبان، قبل از هر اقدامی باید آنان را شناخت و نسبت به شناسایی عناصر و اجزای تشکیل دهنده رفتار اقدام کرد.

از وظایف مُبلغ در یک عملیات تبلیغی، شناخت آرمان ها، حساسیت ها، ارزش ها، خصوصیات روانی، نقاط قوت، نقاط ضعف، موقعیت و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی، و تفکرات مخاطبین است. مُبلغ با شناخت برخی مقدمات می تواند از فرصت ها و موقعیتی که در گذشته آنها را شناخته و ارزیابی کرده، در جهت اهداف تبلیغی خود به کار بندد.

یکی از جلوه های زیبای تبلیغی حضرت رقیه (علیها السلام)، معرفی روش فرصت شناسی برای تبلیغ نهضت حسینی و پیام های عاشورا بود. حضرت رقیه (علیها السلام) به اقتضای سن شریف از این روش به نحو احسن استفاده نمود که اوج آن در ماجرای خرابه شام رخ داد. وقتی یزید ظالمانه دستور داد سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را برای دختر خردسالش آوردند، حضرت رقیه (علیها السلام) از این فرصت نهایت بهره را برد و به افشاگری چهره یزید و ظلم هایی که به اسرا

وارد کرده بود، پرداخت و در این فرصت با طرح سؤال هایی از پدر و گفتن سختی ها، مظلومیت امام حسین (علیه السلام) و ظلم هایی که به امام (علیه السلام) روا داشته بودند را بیان نمود و چهره ظالمانه و منفور یزید را برملا ساخت (نک: حائری مازندرانی، 1391: 340). حتی حضرت رقیه (علیها السلام) با شهادت مظلومانه خود، این فرصت را برای حضرت زینب (علیها السلام) و اسرای شام مهیا ساخت تا آنان با سوگواری و عزاداری و گریه برای حضرت رقیه (علیها السلام)، بار دیگر حادثه کربلا زنده شد و به یاد امام حسین (علیه السلام) افتادند. همچنین یزید بعد از رسوا شدن، به اهل بیت(علیهم السلام) اجازه داد برای امام حسین (علیه السلام) سوگواری کنند (حائری مازندرانی، 1391: 377).

3-6-2. همراهی

یکی دیگر از روش های مستفاد از سیره علمی و عملی حضرت رقیه (علیها السلام)، روش همراهی است. در این روش، کارشناسان تبلیغات، به ظاهر در بخشی از افکار و عقاید با مخاطبان خود همراه و همسو می گردند، به ناراحتی، شکایات و طرح موضوعات توسط آنان علاقه نشان می دهند و با اجرای برنامه های متنوع و تحریک زمینه های انفعالی ایشان در جلب توجه و جذب افکار عمومی می کوشند. مجریان پس از اقتدار و تسلّط کافی، در فرصتی مناسب با گفتن نكات مهم و حساب شده به مخاطبان، آنان را به سوی اهداف مورد نظر خود متمایل می کنند و افکار عقاید، احساسات و رفتارشان را تحت تأثیر قرار می دهند.

انعطاف پذیری، خویشتن داری و پرهیز از پرخاش، تسلیم احساسات نشدن، توان بهره برداری مناسب از فرصت های ایجاد شده از ارکان اصلی و اساسی این روش برای انتقال پیام و تأثیرگذاری عمیق بر گیرندگان و مخاطبین است (کرمی، 1385: 72).

این روش به زیبایی در شام توسط حضرت رقیه (علیها السلام) خودنمایی کرد. حضرت رقیه (علیها السلام) با روش همراهی، به زیبایی مصیبت های امام حسین (علیه السلام) در کربلا و کاراون اسرا را به تصویر کشاند. حضرت رقیه (علیها السلام) وقتی در خرابه شام سر مبارک پدر را دید، با همراهی کردن خود با امام حسین (علیه السلام) حادثه تلخ کربلا و اسارات را برای همگان بازگو کرد و نقاب از چهره واقعی یزید برداشت.

حضرت رقیه (علیها السلام) با سؤالاتی که از پدر پرسید، همگان را متوجه خطای بزرگ و

محاسباتی عاملان شهادت امام حسین (علیه السلام) کرد تا دیگران بدانند امام حسین (علیه السلام) و یاران شهیدش مظلومانه و غریبانه و ظالمانه به شهادت رسیده اند. سپس با سخنان معرفتی خود ضربه نهایی و رسواکننده را به یزید وارد ساخته و فرمود:

بابا! بعد از تو کسی را نداریم. وای از تنهایی و غریبی! بابا! کاش من فدایت شده بودم. بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده. (حائری مازندرانی، 1391: 340-341)

حضرت رقیه (علیها السلام) در این روش، به وسیله همراهی با امام حسین (علیه السلام) ماهیت یزیدرا برملا ساخت و مصائب و یاد کربلا را زنده نگاه داشت.

4. جلوه های تربیتی

اشاره

نهضت و قیام امام حسین (علیه السلام) پس از واقعه کربلا وارد مرحله حساس تاریخی شد و اهل بیت(علیهم السلام) به اسارت برده شدند و از شهرهای کوفه و شام عبور کردند. اگر اسرا نقش خود را درست ایفا نمی کردند، نهضت امام حسین (علیه السلام) در تاریخ نابود می شد و مردم و آیندگان از اهداف و ماهیت نهضت حسینی آگاه نمی شدند؛ اما حضور پررنگ اسرا و اهل بیت(علیهم السلام) به قیام حسینی، جانی تازه بخشید. یکی از زیبایی های کربلا و اسارت کاروان اهل بیت(علیهم السلام) درخشندگی جلوه های تربیتی مکتب حسینی بود که هریک از اسرا بازیگر آن بودند. در این میان، حضرت رقیه (علیها السلام) با حضور خود در کربلا و شام نکات تربیتی را برای تاریخ به یادگار گذاشتند.

در این بخش درصدد آن هستیم به ابعاد تربیتی زندگانی حضرت رقیه (علیها السلام) اشاره کنیم.

4-1. معرفت و شناخت

یکی از جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام)، بُعد معرفتی ایشان است. این شناخت و معرفت، برگرفته از مکتب حسینی است. حضرت رقیه (علیها السلام) گرچه خردسال است، اما تربیت شده امام حسین (علیه السلام) است و معرفت و بینش عمیق دینی دارد.

در بخشی از زیارت نامه حضرت رقیه (علیها السلام) آمده است:

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الزَّكِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ؛ (تبریزی، بی تا: 26)سلام بر تو ای دختر حسین شهید. دعا نثارت ای كه هستی راستگو و حاضر در دینت. سلام بر تو ای كه از راهت راضی بودی و خدا از مسیرت خشنود. در برابرت خاضعم ای پرهیزكار و پاكیزه تن و تحیت بر تو ای تزكیه شده برتر، تسلیم مقام توام، ای كه بودی در مظالم و با ارزشت همه را تحمل كرده افشا نمودی.

در این فرازها، معرفت و شناخت حضرت رقیه (علیها السلام) در باب توحید و امام شناسی روشن است. ایشان با تعابیری، همچون صداقت در دین، خشنود بودن خدا از ایشان، حرکت در مسیر خداوند، پاکیزه، تسلیم در برابر خداوند، صبوری در راه دین و... توصیف شده است که بیانگر معرفت و شناخت حضرت رقیه (علیها السلام) در مدرسه و مکتب حسینی است.

فراز «اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ»، سند مظلومیت حضرت رقیه (علیها السلام) به شمار می آید که از آن می توان به مظلومیت و حقیقت امام حسین (علیه السلام) و مظلومیت اسرای اهل بیت(علیهم السلام) پی برد.

فراز «اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ»، بیانگر آن است که حضرت رقیه (علیها السلام) در خانواده ارزشی و محیطی سالم، رشد و پرورش یافته است که فضایل اخلاقی مانند صداقت، پاکیزه، تقوا، فاضله و... را فراگرفته است.

فرازهای «اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الزَّكِیَّةُ الْفاضِلَةُ» دلیلی محکم بر معرفت و شناخت بالای حضرت رقیه (علیها السلام) است که به چنان مقام و مرتبه ای رسیده است که با وجود سن کم، به جایگاه شهید دست یافته که خداوند از او راضی است.

حضرت رقیه (علیها السلام) چنان به مقام «راضی به رضای الهی» و «تسلیم در برابرخداوند» رسیده است که وقتی در خرابه شام سر مبارک پدر را می بیند، از وضع خود گله و شکایت نمی کند، بلکه با سخنان و طرح پرسش هایی از پدر مانند «بابا! سرت را چه کسی به خون

خضاب کرد؟ بابا! چه کسی رگ های گلوی تو را برید؟ و...» (حائری مازندرانی، 1391: 340)، به تبیین و حقیقت واقعه کربلا می پردازد و قیام و نهضت حسینی را زنده نگاه می دارد. چنان که صالح بن حمید نقل می کند: بعضی از بزرگان می گویند، هنگامی که خیمه ها را آتش زدند و اهل بیت رو به فرار نهادند، دختری کوچک گوشۀ جامه اش آتش گرفته، سراسیمه می گریست و به اطراف می دوید و اشک می ریخت. مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرونشانم. همین که صدای سم اسب من را شنید اضطرابش بیشتر شد. گفتم: ای دختر! قصد آزارت ندارم. به ناچار با ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم و آتش جامه اش را خاموش نمودم و او را دلداری دادم. فرمود: ای مرد! لب هایم از شدت عطش کبود شده، یک جرعه آب به من بده. از شنیدن کلام رقّتی تمام به من دست داد و ظرفی پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهی کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم: عزم کجا داری؟ فرمود: خواهر کوچک تری دارم که از من تشنه تر است. گفتم: نترس، زمان منع آب گذشت، شما بنوشید.

گفت: ای مرد! بابایم حسین (علیه السلام) تشنه بود، آیا آبش دادند یا نه؟!

گفتم: ای دختر! نه و الله، تا دم آخر می فرمود: جرعه ای آب به من بدهید، ولی کسی او را آبش نداد، بلکه جوابش را هم ندادند.

وقتی که آن دختر این سخن را شنید، آب را نیاشامید (تبریزی؛ بی تا: 276).

این روایت نشانگر معرفت دختر سه ساله به امام خویش است.همچنین حضرت رقیه (علیها السلام) با طرح سؤال هایی مانند: «بابا! این زنان مصیبت زده را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ بابا! این زن های غریب و اسیر به که پناه ببرند؟ بابا! چه کسی به این چشم های ترحم می کند؟ بابا! چه کسی از زن های غریب تفقد می کند؟ بابا! این زن های پریشان حال به چه کسی رو کنند؟» (همو)، به مصیبت و رنج کاروان اسرا و وضعیت اسف ناک خرابه شام و اسارت اشاره می کند.

یا پرسش هایی مانند «بابا! کاش من فدایت شده بودم. بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده.» (حائری مازندرانی: 340-341)، اوج معرفت و

شناخت حضرت رقیه (علیها السلام) را می رساند که دوست داشت به مقام شهید و جانبازی در راه امام حسین (علیه السلام) دست پیدا کند، که البته با معرفت الهی خویش به آن دست یافت. حتی چنان معرفتی پیدا کرد که با شهادت خویش، بستری مناسب برای زنده نگه داشتن امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا آماده کرد (نک: همو: 341)

4-2. صبر و استقامت

از دیگر جلوهای تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام)، صبر و استقامت است. این ویژگی برگرفته از آموزه های قرآنی و مکتب حسینی است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

(إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتی كُنتُم توعَدونَ)؛ (فصلت/ 30)

به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که: نترسید و غمگینمباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.

از این رو در مکتب امام حسین (علیه السلام) و کاروان اسرا، یکی از معارف مهم حسینی و زیبایی های عاشورا، درس صبر و استقامت است. حوادث و صحنه های عاشورا از ابتدا تا پایان اسارت پر از لحظات مهم و سختی است که جز با پایمردی، صبر و استقامت، نمی توان بر آن پیروز شد.

به طور مثال، زمانی که امام حسین (علیه السلام) در لحظات آخر عمر شریف خویش، حال ایشان به شدت دگرگون شد، صورت خود را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود:

صَبْراً عَلى قَضائِكَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواكَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، مالِىَ رَبٌّ سِواكَ، وَ لا مَعْبُودٌ غَیْرُكَ، صَبْراً عَلى حُكْمِكَ یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى؛ (مقرم، 1386: 275)

خدایا بر حکم تو صبر می کنم. هیچ معبودی جز تو نیست ای فریادرس بیچارگان. بر حکم تو شکیبایی می ورزم ای فریادرس کسی که فریادرس ندارد! ای همیشه زوال ناپذیر! ای زنده کننده مرده ها!

صبر و استقامت یکی از آموزه های مکتب حسینی است که در حضرت رقیه (علیها السلام) و شهدای کربلا و کاروان اسرا متبلور گشت؛ چنان که امام حسین (علیه السلام) به یاران شهیدش فرمود:

صَبرا بَنی الكِرامِ! فما المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ و الضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ و النَّعیمِ الدّائمَةِ، فأیُّكُم یَكرَهُ أن یَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ؟!؛ (صدوق، 1403/ 289؛ مجلسى، 1403: 6/ 154)

صبور باشید، اى بزرگ زادگان؛ زیرا مرگ جز پلى كه شما را از رنج و بدبختى به سوى بهشت هاى پر گستره و نعمت جاویدان عبور مى دهد، نیست. كدام یک از شما خوش ندارد كه از زندانى به قصرى بردهشود؟!

حضرت رقیه (علیها السلام) نیز تربیت یافته مکتب حسینی است که با وجود سن کم توانست با صبر و استقامت صحنه های مصیبت بار کربلا و لحظات سخت اسارت و رنج های شام را تحمل کند. البته صبر و استقامت، به معنای پشتکار، تلاش و ایستادگی در مقابل مشکلات و سختی هاست.

در فرازی از زیارتنامه حضرت رقیه (علیها السلام) آمده است:

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ؛

سلام بر تو، ای كه در مظالم بودی و با ارزشت همه را تحمل كرده افشا نمودی.

از این فراز مشخص می شود حضرت رقیه (علیها السلام) با رمز صبر و استقامت توانست مصائب و مشکلات و رنج واقعه تلخ و اسارت را تحمل کند. البته برای درک بهتر موضوع لازم است فضای سخت خرابه شام ترسیم گردد. به طور مثال، شیخ صدوق می نویسد:

إِنَّ یَزِیدَ لَعَنَهُ اللَّهُ أَمَرَ بِنِسَاءِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَحُبِسْنَ مَعَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فِی مَحْبِسٍ لَا یُكِنُّهُمْ مِنْ حَرٍّ وَ لَا قَرٍّ حَتَّى تَقَشَّرَتْ وُجُوهُهُم؛ (صدوق، 1376: 167-168)

یزید دستور داد اهل بیت امام حسین(علیهم السلام) را به همراه امام سجاد (علیه السلام) در خرابه ای زندانی کنند. آنها در آن جا نه از گرما در امان بودند و نه از سرما؛ به گونه ای که بر اثر نامناسب بودن آن محل و گرما و سرمای هوا، صورت های شان پوست انداخته بود.

حتی گفته شده است، آن جا خانه خرابه ای بوده، به طوری که بیم آن می رفت سقف آن بر سرشان خراب شود (تبریزی، بی تا: 294).

با توجه به این روایت، زندگی در آن شرایط سخت روشن می گردد. تنها باصبر و استقامت می توان در برابر این آزمایش و صحنه های سخت و مصیبت سربلند و پیروز خارج شد.

4-3. پایبندی به اصول

یکی دیگر از جلوه های زیبای تربیتی کربلا و حضرت رقیه (علیها السلام) در مدرسه و مکتب حسینی، پایبندی به اصول است؛ یعنی تحت هر شرایطی نسبت به ارزش های خوب اخلاقی و اصول دینی باید پایبند بود و دست از ارزش ها نکشید. حضرت رقیه (علیها السلام) با وجود شهادت امام حسین (علیه السلام)، برداران، بنی هاشم و مصیبت عطش و تحمل اسارت در کوفه و شام، اما همانند برادر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) و عمه بزرگوار، حضرت زینب کبری (علیها السلام)، هرگز از اصول اخلاقی و دینی دست نکشید حتی دست نیاز به سوی دشمن دراز نکرد و با عزت حسینی و عفت زینبی، پایبند بودن به ارزش های اخلاقی و اصول دینی را به همگان آموخت.

مدرسه و مکتب حسینی مملو از درس ها و عبرت ها، از جمله پایبندی به اصول است. از جمله این که:

1. امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا، در میدان جنگ تا متوجه وقت شرعی نماز ظهر می شود، از ادامه جنگ دست می کشد و به اقامه نماز می ایستد، در حالی که دشمن مانع نماز خواندن امام (علیه السلام) می شد؛ اما عمر بن ابی قرطه انصاری با سپر قرار دادن خود، در راه اقامه نماز به شهادت رسید. او با همه وجود تیرها را به جان مى خرید و فداكارى مى كرد و اجازه نمى داد دشمن، سالارش حسین (علیه السلام) را هدف گیرد و همچنان دلیرانه پیكار كرد تا پیكرش از زخم ها پوشیده شد و غرق در خون گردید. او از امام حسین (علیه السلام) پرسید: «أوفیت؟؛ آیا رسم وفادارى رابجا آوردم؟». امام (علیه السلام) فرمود: «نعم، أنت امامى فی الجنة، فأقرئ رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) السّلام و اعلمه أنّى فی الاثر؛ آرى، نیكو فداكارى كردى. تو پیش از من

به بهشت پرطراوت و زیبا مى رسى؛ پس سلام مرا به پیامبر خدا برسان و به آن حضرت بگو كه من نیز به زودى خواهم آمد» و آن گاه جان را در بستر شهادت، به جان آفرین تسلیم كرد (ابن نما حلى، 1380: 222).

2. از فاطمه صغرا (علیها السلام) روایت شده است که فرمود: در جلوی خیمه ایستاده بودم و به كشته ها نظاره مى كردم و در این اندیشه بودم كه حال بر سر ما چه خواهد آمد؟ ناگاه متوجه شدم كه مردى سوار بر اسب، زنان را با نیزه اش تعقیب مى كند و زنان در حالى كه لباس ها و زینت هایشان به غارت رفته به یكدیگر پناه مى برند و فریاد بر مى آورند:

واجَدّاه وا أَبَتاه، وا عَلِیّاه، واقِلَّةَ ناصِراه واحَسَناه، أَما مِنْ مُجیر یُجیرُنا، أَما مِنْ زائِد یَذُودُ عنَّا.

تا آن كه آن مرد متوجه من شد و با نیزه به سویم حمله كرد. من به صورت بر زمین افتادم، گوش هایم را درید و گوشواره از گوشم خارج كرد و مقنعه از سرم ربود. خون از گوش ها بر گونه هایم جارى بود. با سر برهنه بی هوش بر زمین افتادم، چون به هوش آمدم، دیدم عمه ام در كنارم نشسته، گریه مى كند.

گفتم: «یا عَمَّتاه! هَلْ مِنْ خِرْقَة أَسْتُرُ بِها رَأْسِی؛ عمّه جانم! آیا پارچه اى هست كه سرم را با آن بپوشانم؟» عمه ام فرمود: «یا بِنْتاه! وَ عَمَّتُكِ مِثْلُكِ؛ دخترم! عمّه ات نیز مانند تو است.»

نگاه كردم، دیدم عمه ام نیز سربرهنه است و تمام بدنش بر اثر ضربات دشمن سیاه شده است (نک: مجلسى، 1403: 45/ 60؛ جزائرى، 1427: 1/ 233؛ بحرانى اصفهانى، 1413: 17/ 305).

به رغم این مصیبت عظیم، اهل حرم همواره سعی می کردند در هر شرایطی به اصول دینی و ارزش های اخلاقی پایبند باشند، در حالی که در آن لحظات سخت، دختر امام حسین (علیه السلام) به عمه اش فرمود: «یا عَمَّتاه! هَلْ مِنْ خِرْقَةٍ أَسْتُرُ بِها رَأْسِی؛ عمّه جانم! آیا پارچه اى هست كه سرم را با آن بپوشانم؟» این بزرگ ترین درسی است که اهل بیت(علیهم السلام) می توانند به زنان و دختران مسلمان بدهند که حفظ عفاف و حجاب یک دستور قرآنی (نک: نور/ 31؛ احزاب/ 59) و دینی است که در سیره اهل بیت(علیهم السلام) به آن توصیه اکید

شده است و نباید به بهانه های واهی و پوچ از آن دست کشید.

3. حضرت زینب (علیها السلام) وقتی به همراه کاروان اسرا وارد شام شدند و به کاخ یزید آمدند، در اولین خطبه ای که در مقابل یزید ملعون خواند، این گونه فرمود:

أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ؛ (نک: ابن نما حلى، 1380: 37؛ حسینى موسوى، 1418: 2/ 388؛ مجلسى، 1403: 45/ 134)

اى پسر آزاد شدگان! آیا از عدالت توست كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را به اسیرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ایشان را برداشتى و صورت هاى آنان را باز نمودى.

در این فراز از خطبه، حضرت زینب کبری (علیها السلام) به اهمیت مسائل شرعی در زمینه رعایت عفاف و حجاب حتی در آن لحظات سخت تأکید می کند.

4. بانوان حرم امام حسین (علیه السلام)، حضرت زینب، حضرت ام کلثوم، حضرت سکینه و حضرت رقیه(علیهم السلام) در بین آن اسیران، در خرابه بی سایبان شام بودند تا آن که پوست صورت های شان ترک برداشت. آنها در تمام طول روز و شب مشغول عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) و دیگر شهیدان بودند (نک: مفید، 1413: 2/ 122؛ تبریزی، بی تا: 276).بنابراین یکی از جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) و مدرسه حسینی، پایبندی به اصول بود که این ارزش در سایۀ استقامت و ولایتمداری محقق می شود؛ چنان که از امام رضا (علیه السلام) از تفسیر استقامت در آیه شریفه (إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا) (فصلت/ 30) پرسیدند. امام (علیه السلام) فرمود: «هی و اللَّه ما أنتم علیه؛ استقامت همان روش ولایتى است كه شما دارید» (فیض كاشانى، 1415: 4/ 359؛ بحرانى، 1374: 4/ 789). از این رو پذیرش رهبرى ائمه اهل بیت(علیهم السلام) ضامن بقای خط توحید و روش اصیل اسلام و ادامه عمل صالح است (مکارم شیرازی، 1374: 20/ 271).

4-4. گذشت و ایثار

درس گذشت و ایثار یکی از جلوه های زیبای تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) بود؛ درسی که

این کودک بامعرفت امام حسین (علیه السلام) بر همگان آموخت. ایشان در خرابه شام وقتی پذیرای پدرش شد و شروع با سخن کرد، از مشکلات و سختی ها خود کلامی به میان نیاورد؛ بلکه مشکلات و سختی ها و مصائب کاروان اسرا گفت تا ماهیت قیام کربلا زنده بماند. ایشان از خود گذشت تا به خدا برسد و در جوار امام حسین (علیه السلام) آرام بگیرد و از رنج و مصیبت ها رهایی یابد.

درس گذشت و ایثار را باید از عباس (علیه السلام)، علمدار امام حسین (علیه السلام) آموخت؛ آن هنگام که شمر، برای عباس (علیه السلام) و برادرانش امان نامه آورد، با ایثار و گذشت، جان برادر را بر خود مقدم داشت و حاضر به ترک امام حسین (علیه السلام) نشد (نک: مقرم، 1386: 208-209)؛ یا وقتی با لب تشنه به آب رسید، اما به یاد تشنگی برادرش امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) افتاد؛ آب را ریخت و مشک را پر از آب کرد و به دوش راست انداخت و روبه خیمه ها کرد. راه را بر او بستند (قمی،1379: 424) و او را ناجوانمردانه به شهادت رساندند، در حالی که عطشان بود، اما ایثار و گذشت اجازه سیراب شدن را به او نداد.

درس گذشت و ایثار را باید از کودکان مظلوم و غریب و عطشان امام حسین (علیه السلام) فراگرفت. عصر عاشورا، دو طفل صغیر از اهل بیت(علیهم السلام) از ترس و وحشت و عطش بی حد جان دادند. زینب (علیها السلام) در شب یازدهم به جمع آوری دختران و کودکان اهل بیت(علیهم السلام) پرداخت؛ دید دو نفر از کودکان برادرش نیستند. پس از آن که برای پیدا کردن آنها به جست وجو پرداخت، دید هر دو دست به گردن یکدیگر انداخته و خوابیده اند. همین که خواست آنان را بیدار کند، دید از شدت عطش از دنیا رفته اند.

وقتی مأموران از این جریان آگاهی یافتند، خبر را به ابن سعد گزارش دادند. او اجازه داد برای کودکان آب بیاورند. وقتی برایشان آب آوردند، تمام آنان روی از آب برگرداندند و گفتند: «كیف نشرب و قد قتل ابن رسول الله عطشانا؛ چگونه آب بیاشامیم با این كه فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را با لب تشنه شهید كردند؟» (حائری مازندرانی، 1391: 166).

4-5. سبک زندگی اسلامی

اشاره

یکی از جلوه های مهم تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) توجه به سبک زندگی اسلامی است. با

نگاهی گذرا به سیره و تاریخ زندگانی حضرت رقیه (علیها السلام) می توان چند نکته تربیتی درباره سبک زندگی اسلامی برداشت کرد که برای همگان قابل استفاده است. از این رو ائمه معصومین(علیهم السلام) یک الگوی خوب و ارزشی در زمینه سبک زندگی اسلامی هستند.

اما به برخی از جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در سبک زندگی اسلامیاشاره می گردد:

4-5-1. ازدواج

حضرت رقیه (علیها السلام) از والدینی خوب متولد شد و در خانواده ای اسلامی و مدرسه حسینی رشد پیدا کرد و جاودانه شد. بنابراین اولین نکته تربیتی در سبک زندگی اسلامی، توجه به امر مقدس ازدواج و تشکیل خانواده با ملاک و معیار آموزه های دینی است. اگر ازدواج افراد بر اساس معیار درست نباشد، نمی توان به طور قاطع در تربیت خانواده و فرزندان موفق بود؛ زیرا چارچوب تربیت از بنیان، خراب و اشتباه است.

اکنون این سؤال مطرح می شود که ملاک و معیار ازدواج در اسلام چیست؟ در پاسخ می توان اظهار داشت، قرآن کریم و روایات به این موضوع اشاره نموده و ملاک هایی از جمله ایمان و دین داری (نک: بقره/ 221؛ كلینى، 1429: 10/ 593)، اخلاق (نک: نساء/ 19؛ حر عاملى، 1409: 20/ 76)، هم کفو بودن (نک: نور/ 26؛ كلینى، 1429: 10/ 631)، شرافت و اصالت خانوادگی (نک: كلینى، 1429: 10/ 592)، عقل (نک: حر عاملى، 1409: 10/ 650) برشمرده اند. البته به برخی دیگر از ملاک ها و معیارها، مانند جمال و زیبایی، سواد و دانش، مال و ثروت، تناسب در سن، سلامت جسم و سلامت از آلودگی و اعتیاد نیز باید توجه کرد.

بنابراین مرحله و گام اول در سبک زندگی اسلامی ازدواج و تشکیل خانواده بر اساس مدل ها و الگوهای آموزه های دینی است. در این صورت خانواده ای موفق تشکیل خواهند یافت.

4-5-2. انتخاب نام نیک

از جمله سنت های حسنه در سبک زندگی اسلامی، انتخاب نام نیک وشایسته

است. امام حسین (علیه السلام) نام رقیه را برای فرزندش انتخاب می کند، گرچه برخی قائلند نام اصلی رقیه، فاطمه بوده و رقیه لقب ایشان بوده است؛ زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین (علیه السلام) کمتر به چشم می خورد و به اذعان برخی منابع، احتمال این که ایشان همان فاطمه بنت الحسین باشد، وجود دارد (نظری منفرد، 1379/ 518). البته بعضی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) دو اسم داشته اند و امکان تشابه اسمی نیز در فرزندان ایشان وجود دارد؛ چنان که نقل شده است:

در میان کودکان امام حسین (علیه السلام) دختر کوچکی به نام فاطمه بود و چون امام حسین (علیه السلام) مادر بزرگوارش را بسیار دوست می داشت، هر فرزند دختری که خدا به ایشان می داد، نامش را فاطمه می گذاشت؛ همان گونه که هرچه پسر داشت، به احترام پدرش امام علی (علیه السلام) او را علی می نامید. گفتنی است سیره دیگر امامان نیز در نام گذاری فرزندانشان چنین بوده است. (تبریزی، بی تا: 142)

بنابراین آنچه در سیره ائمه معصومین(علیهم السلام) و نام زیبای حضرت رقیه (علیها السلام) وجود دارد، آن است که یکی از وظایف تربیتی والدین، انتخاب نام نیک و شایسته برای فرزندان است:

حَقُ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ الْقُرْآن؛ (شریف الرضی، 1379: 725، ح 399)

حق فرزند بر پدر، آن كه نام نیكو بر فرزند نهد، خوب تربیتش كند، و او را قرآن بیاموزد.

انتخاب نام خوب در شکل گیری شخصیت او در بزرگسالی، می تواند نقش داشته باشد؛ اما الفاظ و اسامی نیکو به تنهایی نمی توانند آدمی را به سعادتبرساند، بلکه مقصود از روایات این است که نام های نیکو زمینه روانی و تلقینات روحی و اجتماعی مثبتی فراهم می کنند که اگر شخص صاحب نام در افق آن قرار گیرد و به اخلاق والای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و سیره اهل بیت(علیهم السلام) آراسته گردد، به حقیقت پیوسته و راه بهشت را به روی شخص می گشاید (مروجی طبسی، 1388/ 39).

4-5-3. تربیت فرزند
اشاره

یکی از مولفه های مهم در سبک زندگی، توجه به تربیت فرزند است. این موضوع با توجه به جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) از دو جنبه قابل بررسی است:

الف) اهمیت تربیت فرزند

حضرت رقیه (علیها السلام) در خانواده ای پرورش یافت که والدین به کسب فضایل اخلاقی و رشد معنوی یعنی تربیت فرزند توجه داشته اند. لذا آن حضرت (علیها السلام) در سایه تربیت دینی به مقام و مرتبه معنوی و معرفت بالا دست پیدا کرد و یکی از بهترین الگوها در امر تربیت فرزند است.

در آموزه های دینی به تربیت فرزند بسیار اهمیت داده شده است؛ زیرا تشکیل خانواده، فقط به فرزندآوری نیست، بلکه والدین در امر تربیت فرزند مسئول هستند؛ چرا که فرزند با تربیت صحیح و درست، راه سعادت و نجات را پیدا کرده و از انحرافات اخلاقی محفوظ می ماند. همچنین نتیجه و ثمره تربیت فرزند به والدین برمی گردد. در روایات نیز یکی از مصادیق باقیات صالحات، فرزند صالح است؛ چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمودند:

إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ صَدَقَةٍ تَجْرِی لَهُ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ؛ (فتال نیشابورى، 1375: 1/ 11)هرگاه انسان بمیرد، عملش هم قطع می شود، مگر از سه راه: صدقه جاریه، یا عملی که از آن سود می برند، یا فرزند شایسته ای که برای او دعا می کند.

بنابراین حضرت رقیه (علیها السلام) فرزندی صالح و تربیت شده از خانواده و پدری صالح بوده است.

ب) لزوم تربیت فرزند از کودکی

یکی از نکات درس آموز تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) آن است که ایشان در سنین کودکی تربیت یافته مدرسه حسینی است. از این رو والدین باید به امر مقدس تربیت فرزند از سنین کودکی توجه داشته باشند؛ زیرا شخصیت و رفتار فرزند، از همان سنین کودکی

شکل می گیرد. بدین جهت لازم است نکات تربیتی به تدریج از همان سنین پایین به کودک آموزش داده شود.

در آموزه های دینی نیز به این نکته تربیتی توجه شده است. به طور مثال، حضرت علی (علیه السلام) در نامه خویش به امام حسن (علیه السلام) می فرماید:

إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّكَ؛ (ابن شعبه حرانى، 1404/ 70)

قلب کودک همانند زمینِ کاشته نشده، آمادۀ پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود. از این رو در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود و اندیشه ات به چیز دیگری مشغول گردد.

دلیل این مطلب آن است، تعلیماتى که در کودکى (و جوانى) داده مى شود همچون نقشى است که بر سنگ بزنند؛ نقشى ثابت، عمیق و پایدار؛ اما در مقابل، فراگیرى در بزرگسالى همچون نقشى است که بر آب زنند، (نقشى گذرا و ناپایدار. (ابن أبی الحدید، 1404: 16/ 67).

4-5-4. محبت به فرزند
اشاره

یکی دیگر از جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) و تاریخ زندگانی ایشان در سبک زندگی اسلامی آن است که والدین باید نسبت به فرزند محبت کنند و به عاطفه کودکان توجه کنند؛ چنان که در روایات آمده است امام حسین (علیه السلام) دارای دخترکی خردسال [به نام رقیه] بود که او را بسیار دوست می داشت. او نیز علاقه شدیدی به پدر داشت (حائری مازندرانی، 1391: 340).

در سبک زندگی اسلامی و در آموزه های دینی، اظهار محبت و علاقه به فرزند می تواند در رشد اخلاقی و تربیتی فرزند مؤثر باشد. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اهمیت محبت به فرزندان فرمود:

أَحِبُّوا الصِّبْیَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ، وَ إِذَا وَعَدْتُمُوهُمْ شَیْئاً، فَفُوا لَهُمْ؛ فَإِنَّهُمْ لَایَرَوْنَ إِلَّا أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ؛ (كلینى، 1429: 11/ 449)

به بچه ها محبت كنید و بر آنان ترحّم نمایید و هر گاه به آنان وعده اى دادید، بدان وفا كنید؛ چون اینان شما را روزى رسان خویش مى دانند.

در بحث محبت به فرزند روایات بسیاری وجود دارد _ که یک مورد آن گذشت _ که بیانگر اهمیت موضوع است؛ اما در این بحث سه نکته مهم وجود دارد:

الف) نتیجه معنوی محبت

در روایات اسلامی بر ضرورت محبت به فرزندان توصیه شده است که این در رشد تربیتی، خودباوری و شکل گیری فرزند نقش مهمی دارد. اما از سوی دیگر خداوند پاداش محبت به فرزند را ضایع نمی سازد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوُلْدِهِ؛ (کلینى، 1429: 11/ 449؛ حر عاملى، 1409: 21/ 483)همانا پروردگار بنده اش را به دلیل زیادی مهرورزی نسبت به کودک خود می بخشاید.

در روایتی نبوی آمده است:

مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ (فیض كاشانى، 1406: 23/ 1387)

هر کس فرزند خود را ببوسد خدا بر او پاداشی می نویسد و هر کس فرزندش را خوشحال کند، خدا او را در روز رستاخیز شاد می گرداند.

ب) توجه بیشتر به دختر

امام حسین (علیه السلام) دختر خود حضرت رقیه (علیها السلام) را بسیار دوست می داشت (حائری مازندرانی، 1391: 340). این توجه و محبت بیشتر به فرزند دختر، یک ارزش معنوی برای دختران به شمار می آید. اگرچه اسلام میان فرزند دختر و پسر فرقی قائل نیست، اما در دوره جاهلیت یک تفکر غلط و نابجا نسبت به فرزند دختر وجود داشت. از این رو خداوند در قرآن کریم این تفکر را مذمت نموده است (نک: نحل/ 58 - 59). البته تحقیر و در هم

شكستن شخصیت زن، تنها در میان عرب جاهلى نبود، بلكه در میان اقوام دیگر و حتى شاید متمدن ترین ملل آن زمان نیز، زن شخصیتى ناچیز داشت و غالباً با او به صورت یک كالا و نه یک انسان رفتار مى شد، ولى مسلماً عرب جاهلى این تحقیر را در اَشكال زننده تر و وحشتناک ترى انجام مى داد. ولى اسلام ظهور كرد و با این خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگید، مخصوصاً تولد دختر را كه ننگ مى دانستند در احادیث اسلامى به عنوان گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى كرد. خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن قدر به دخترش فاطمه (علیها السلام) احترام مى گذاشت كه مردم تعجب مى كردند. آن حضرت با تمام مقامى كه داشت، دست دخترش رامى بوسید و به هنگام بازگشت از سفر، با نخستین كسى كه دیدار مى كرد، دخترش فاطمه (علیها السلام) بود. به عكس، هنگامى كه مى خواست به سفر برود، به آخرین خانه اى كه برای خداحافظى مى رفت، خانه فاطمه (علیها السلام) بود (مکارم شیرازی، 1374: 11/ 274- 275).

پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در روایتی، برای دختران صفات خوب و نیک را برمی شمرد که برای دختر یک ارزش است:

نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَنَاتُ مُلْطِفَاتٌ، مُجَهِّزَاتٌ، مُونِسَاتٌ، مُبَارَكَاتٌ، مُفَلِّیَاتٌ؛ (كلینى، 1429: 11/ 336)

دختران، چه فرزندان خوبى هستند؛ مهربان، با جهاز، اهل انس و الفت، با بركت و با نظافت اند.

از این رو در آموزه های دینی، روایات بسیاری در اهمیت و ارزش دختر در اسلام وارد شده است که در این نوشتار نمی گنجد. اما هدف امام حسین (علیه السلام) و سبک زندگی اسلامی، آن است که دختر در اسلام ارزش و جایگاه خوب و والایی دارد.

ج) رعایت حدود محبت

اسلام در اهمیت محبت به فرزند بسیار سخن گفته است؛ اما نباید در آن افراط و تفریط داشت، بلکه باید اعتدال داشت و از محبت کردن، تشویق و تنبیه درست استفاده کرد؛ زیرا محبت، تشویق و تنبیه، ابزارهای لازم برای تربیت فرزندان به شمار می آیند. از

این رو اگر از این ابزار درست استفاده نشود، تربیت فرزند اصولی نخواهد بود. در روایات نیز بیان شده است که دوست داشتن خانواده و محبت به آنان باید حد و اندازه داشته باشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:یَابنَ مَسعودٍ ! إیّاكَ أن تَدَعَ طاعَةَ اللّهِ وتَقصِدَ مَعصِیَتَهُ شَفَقَةً عَلى أهلِكَ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالى یَقولُ: (یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْاْ یَوْمًا لَا یَجْزِى وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئا) (لقمان:33)؛ (محمدی ری شهری، 1391: 3/ 435)

اى پسر مسعود! مبادا دلسوزى براى خانواده ات، باعث شود كه طاعت خدا را وا نهى و نافرمانى اش را در پیش گیرى؛ زیرا خداوند متعال مى فرماید: «اى مردم! از پروردگارتان پروا بدارید، و بترسید از روزى كه هیچ پدرى، به كار فرزندش نمى آید، و هیچ فرزندى نیز به كار پدرش نخواهد آمد.

البته باید توجّه داشت كه افراط در محبّت خانوادگى، به گونه اى كه موجب غفلت از خداوند متعال و ارزش هاى اسلامى و انسانى شود، به شدّت نكوهیده است. از این رو قلمرو دوستى و اظهار محبّت نسبت به خانواده، محدود به مقرّرات اسلامى است.

امام باقر (علیه السلام) نیز فرمود:

شَرُّ الابَاءِ مَن دَعَاهُ البِرُّ اِلَی الاِفرَاطِ وَ شَرُّ الاَبنَاءِ مَن دَعَاه التَّقصِیرِ اِلَی العُقُوقِ؛ (همو)

بدترین پدران کسی است که [در نیکی از حد اعتدال خارج شود و] به زیاده روی بگراید و بدترین فرزندان فرزندی است که در اثر کوتاهی پدر و مادر [در انجام وظیفه، کاری کند که] به عاق والدین دچار شود.

بنابراین در اسلام درباره محبت کردن به زن و فرزند، توصیه و تأکید نموده است، اما نباید از حدود و اعتدال خارج شود.

4-5-5. محیط زندگی

از دیگر جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در سبک زندگی آن است که محیط، اطرافیان و دوستان در تربیت افراد رابطه مستقیم دارند؛ چنان کهحضرت رقیه (علیها السلام) در محیطی تربیت و پرورش یافته است که امام حسین، امام سجاد، حضرت زینب،

حضرت ام کلثوم، حضرت عباس، حضرت علی اکبر، حضرت امام محمدباقر(علیهم السلام) و... وجود داشته اند. بنابراین والدین نسبت به محیط کودکان و هم بازی آنان نباید بی تفاوت باشند.

بنابر نص صریح قرآن، محیط زندگی (شامل دوست و...) در تربیت و هدایت و شکل گیری شخصیت افراد رابطه دارد (نک: فرقان: 27 - 29). این تأثیرپذیرى تا آن حد است که حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:

فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَیْكُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِینَهُ فَانْظُرُوا إِلَى خُلَطَائِهِ فَإِنْ كَانُوا أَهْلَ دِینِ اللَّهِ فَهُوَ عَلَى دِینِ اللَّهِ وَ إِنْ كَانُوا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَا حَظَّ لَهُ مِنْ دِینِ اللَّهِ؛ (مجلسى، 1403: 71/ 197)

هر گاه وضع كسى بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید به دوستانش نظر كنید؛ اگر اهل دین و آیین خدا باشند او نیز پیرو آیین خداست، و اگر بر آیین خدا نباشند او نیز بهره اى از آیین حق ندارد.

بنابراین باتوجه به سیره زندگانی حضرت رقیه (علیها السلام) و آیه شریفه و روایاتی که در این باب وجود دارد، روشن می شود که بدون شک، عامل سازنده شخصیت انسان _ بعد از اراده و خواست و تصمیم او _ امور مختلفى است كه از اهم آنها همنشین و دوست و معاشر است؛ چرا كه انسان خواه و ناخواه تأثیر پذیر است و بخش مهمى از افكار و صفات اخلاقى خود را از طریق دوستانش مى گیرد. این حقیقت هم از نظر علمى و هم از طریق تجربه و مشاهدات حسى به ثبوت رسیده است (مکارم شیرازی، 1374: 15/ 72-73). همچنین والدین به طور درست و شایسته بر رفتار فرزندان به ویژه درباره دوستانشان نظارت داشته باشند، حتی در روایتی از امام حسن (علیه السلام) [خطاب به فرزندش] وارد شده است که بدون تحقیق فردی برای دوستی انتخاب نکنیم:

یَا بُنَیَّ لَا تُؤَاخِ أَحَداً حَتَّى تَعْرِفَ مَوَارِدَهُ وَ مَصَادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ وَ رَضِیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلَى إِقَالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُوَاسَاةِ فِی الْعُسْرَةِ؛ (ابن شعبه حرانى، 1404: 233؛ مجلسى، 1403: 75/ 105)

فرزندم! پیش از آن كه از چگونگى ورود و خروج كسى در كارها آگاه شوى، دست

برادرى به او مده. پس هر گاه كسى را آزمودى، و آمیزش با او را پسندیدى، با او دست برادرى بده، بدان شرط كه لغزش هاى یکدیگر را نادیده گیرید، و به هنگام تنگدستى چیزى از یکدیگر دریغ نداشته باشید.

نتیجه

این مقاله با طرح سؤال «جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) در مکتب حسینی چیست؟» به دنبال تبیین جلوه هایی تبلیغی و تربیتی آن حضرت (علیها السلام) برآمد و به این موضوع به صورت روشی و هدفمندپرداخت تا برای محققان، طلاب و دانشجویان و مبلغان دینی قابل استفاده باشد.

در این پژوهش تلاش شد به سؤالات مهمی همچون «چرا امام حسین (علیه السلام) خانواده خود را به کربلا برد؟»، «چرا باید به حمایت از مظلوم پرداخت؟» و «ملاک و معیار ازدواج در اسلام چیست؟» پاسخ داده شود.

یکی از مُحسنات پژوهش آن بود که به اسناد قرآنی و روایی حمایت از مظلوم اشاره گردید و فلسفه حمایت از مظلومان عالم تبیین شد.

در جلوه های تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام)، یکی از موضوعات مهم تربیتی _ اجتماعی، بحث سبک زندگی اسلامی است که در آن به مؤلفه هایی همچون ازدواج و تشکیل خانواده، تربیت فرزند، محبت به فرزند و... پرداخته شد و به نقش محیط زندگی و دوستان در تربیت و انحراف افراد و فرزندان اشاره گردید.البته سعی شد به طور کلی و فهرست وار به ملاک ها و معیارها ازدواج در آموزه های دینی، مانند ایمان و دینداری، اخلاق نیکو، هم کفو بودن، شرافت و اصالت خانوادگی، عقل، جمال و زیبایی، سواد و دانش، مال و ثروت، تناسب در سن، سلامت جسم و سلامت از آلودگی و اعتیاد اشاره شود. در این صورت خانواده ای موفق شکل خواهد گرفت.

یکی از نکات مهم تربیتی حضرت رقیه (علیها السلام) آن است که باید به تربیت فرزند از سنین کودکی توجه کرد. البته نباید از اعتدال خارج شد و به سمت افراط و تفریط رفت.

همچنین والدین بدانند، خداوند پاداش تربیت فرزند را برای والدین ضایع نمی کند.

از آن جا که امام حسین (علیه السلام) دختر خود حضرت رقیه (علیها السلام) را بسیار دوست می داشت، روشن شد که اسلام همواره برای دختر ارزش قائل است تا با تفکر جاهلیت در آن روز و عصر حاضر در قبال دختران مبارزه کند.

منابع

_ ابراهیمی فر، علی اصغر (1385ش)، بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه، چاپ اول، قم، مرکز پژوهش های صدا و سیما.

_ ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله (1404ق)، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، قم، بی نا، چاپ اول.

_ ابن شعبه حرانى، حسن بن على (1404ق)، تحف العقول، قم، بی نا، چاپ دوم.

_ ابن طاووس، على بن موسى (1380 ش)، لهوف، ترجمه: میر ابوطالبى، قم، بی نا، چاپ اول.

_ ابن فارس، أحمد (1404ق)، معجم مقاییس اللغة، قم، بی نا، چاپ اول.

_ ابن منظور، محمد بن مكرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت، بی نا، چاپ سوم.

_ ابن نما حلى، جعفر بن محمد (1380ش)، در سوگ امیر آزادى (ترجمه مثیر الأحزان)، قم، چاپ اول.

_ امین، سید محسن (1406 ق)، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات.

_ بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نور الله (1413ق)، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، قم، بی نا، چاپ اول.

_ بحرانى، سید هاشم بن سلیمان (1374ش)، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، چاپ اول.

_ ________________________________ (1413ق)، مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر، قم، بی نا، چاپ اول.

پیشوایی، مهدی (1379ش)، سیره پیشوایان، نگرشی بر زندگانی_ اجتماعی،سیاسی و فرهنگی امامان معصوم(علیهم السلام)، قم، موسسه امام صادق (علیه السلام)، چاپ یازدهم.

_ تبریزی، جعفر (بی تا)، تحقیق و پژوهشی پیرامون حضرت رقیه (علیها السلام)، قم، دارالصدیقة الشهیده.

_ جزائرى، نعمت الله بن عبد الله (1427ق)، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، بیروت، بی نا، چاپ اول.

_ جمعی از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمی شاهرودی (1426ق)، فرهنگ فقه

مطابق مذهب اهل بیت(علیهم السلام)، قم، موسسه دائرة المعارف اسلامی بر مذهب اهل بیت(علیهم السلام)، چاپ اول.

_ جمعی از نویسندگان (1406ق)، صحیفة الإمام الرضا (علیه السلام)، مشهد، بی نا، چاپ اول.

_ حائری مازندرانی، محمد مهدی (1391ش)، معالی السبطین (بخش امام حسین (علیه السلام))، ترجمه: مرتضی فهیم کرمانی، قم، صحیفه خرد، چاپ دوم.

_ حر عاملى، محمد بن حسن (1409ق)، وسائل الشیعة، قم، بی نا، چاپ اول.

_ حسینى موسوى، محمد بن أبی طالب (1418ق)، تسلیة المُجالس و زینة المَجالس (مقتل الحسین (علیه السلام))، قم، بی نا، چاپ اول.

_ حمیرى، عبد الله بن جعفر (1413ق)، قرب الإسناد، قم، الحدیثة، چاپ اول.

_ راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1412ق)، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دمشق، چاپ اول.

_ شریف الرضی، محمد بن حسین (1379ش)، نهج البلاغة، ترجمه: محمد دشتى، قم، بنیاد نهج البلاغه، چاپ اول._ صدوق، ابن بابویه محمد بن على (1376ش)، الأمالی، تهران، بی نا، چاپ ششم.

_ __________________________________ (1378ق)، عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، تهران، بی نا، چاپ اول.

_ __________________________________ (1403ق)، معانی الأخبار، قم، بی نا، چاپ اول.

_ __________________________________ (1406ق)، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، بی نا، چاپ دوم.

_ عیاشى، محمد بن مسعود (1380ق)، كتاب التفسیر، تحقیق: سید هاشم رسولى محلاتى، تهران، چاپخانه علمیه.

_ فتال نیشابورى، محمد بن احمد (1375ش)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، چاپ اول.

_ فراهیدى، خلیل بن أحمد (1409ق)، كتاب العین، قم، بی نا، چاپ دوم.

_ فیض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى (1406ق)، الوافی، چاپ اول، اصفهان.

_ ______________________________________________ (1415ق)، تفسیر الصافی، تهران، چاپ دوم.

_ قرائتى، محسن (1383ش)، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درس هایى از قرآن، چاپ یازدهم.

_ قمی، شیخ عباس (1379ش)، نفس المهموم (ترجمه: در کربلا چه گذشت)، ترجمه: محمدباقر کمره ای، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دهم._ کرمی، بختیار (1385ش)، نقش تبلیغی حضرت سجاد (علیه السلام) در واقعه كربلا، تهران، نشر اوحدی، چاپ اول.

_ كلینى، محمد بن یعقوب (1429ق)، كافی، قم، دار الحدیث، چاپ اول.

_ مجلسى، محمدباقر (1403 ق)، بحارالأنوار، بیروت، چاپ دوم.

_ محمدی ری شهری، محمد و جمعی از نویسندگان (1391ش)، دانشنامه قرآن و حدیث، ترجمه: حمیدرضا آژیر و علیرضا شیخی، قم، مؤسسه علمی و فرهنگی دارالحدیث.

_ مروجی طبسی، محمدجواد (1388ش)، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ دوازدهم.

_ مطهری، مرتضی (1373ش)، تعلیم وتربیت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و چهارم.

_ ________________ (1379ش)، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سی و چهارم.

_ مفید، محمد بن محمد (1413ق)، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم، چاپ اول.

_ مقرم، سیدعبدالرزاق (1386ش)، مقتل مقرم، ترجمه: محمدجواد مولوی نیا، قم، انتشارات جلوه کمال، چاپ اول.

_ مکارم شیرازی، ناصر (1374ش)، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الإسلامیة، چاپ اول.

_ ______________________ (بی تا)، عاشورا، ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، قم، مدرسة الامام على بن ابى الطالب (علیه السلام).

_ نظری منفرد، علی (1379ش)، قصه کربلا، قم، انتشارات سرور.

حضرت رقیه (علیها السلام) در آینه شعر معاصر عربی

اشاره

دکتر سید مهدی نوری کیذقانی(1)

تاریخ دریافت: 14/10/98 تاریخ پذیرش: 19/03/99

چکیده

شعر و ادبیات عاشورایی موضوعات و زمینه های متنوع و متعددی را دربرمی گیرد و در دوران معاصر از چنان گستره و عمقی برخوردار شده که همت مضاعف پژوهشگران را برای بررسی می طلبد. در میان قهرمانان عاشورایی، دخت خردسال امام حسین (علیه السلام) نیز حجم قابل توجهی از اشعار شاعران معاصر فارسی و عربی را به خود اختصاص داده که در پژوهش ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در مقاله حاضر سعی شده با جستاری در اشعار شاعران معاصر عرب، در حد توان و مجال، مهم ترین مدایح و مراثی حضرت رقیه (علیها السلام)، تحلیل محتوایی گردد و چگونگی بازتاب شخصیت ایشان در قصاید شاعران برای خوانندگان تبیین شود. در نگاهی کلی می توان گفت اشعار درباره حضرت، مضامین مختلفی را شامل می شود و آمیزه ای است از مدح، رثاء، احساس، حماسه و عبرت. این اشعار هم شامل مرثیه های جانسوز با تعابیر و تصاویر احساسی و عاطفی است و هم به برخی فضایل خاندان نبوی می پردازد و هم به مقام رفیع دختر خردسال امام حسین (علیه السلام)


1) . استادیار دانشگاه حکیم سبزواری. sm.nori@hsu.ac.ir

و کرامات ایشان اشاره می کند و گاه نکته های اخلاقی و پند و عبرت را برای خوانندگان به همراه دارد. کلیدواژه ها: ادبیات عاشورایی، حضرت رقیه (علیها السلام)، شعر معاصر عربی.

1. مقدمه

1-1. بیان مسئله

بی شک در طول تاریخ هیچ حادثه ای را نمی توان یافت که چون عاشورا، الهام گر شاعران و ارباب ادب و هنر بوده باشد و ادبیاتی به این گستره، عظمت و زیبایی خلق کند.

حماسه خون خدا چون با خدا پیوند دارد جاودانه است و شعر این حماسه از همان روز که برپا شد تا امروز _ و تا همیشه _ جاری است (رجایی، 1382: 146). به قول یکی از ادیبان، دشت نینوا را می توان به کهکشانی تشبیه نمود که درخشنده اخترانِ پهنۀ آن، در طواف خورشید عشق تن به آتش می دهند و از مرز خاکستر شدن گذشته، از افقهای پرطلای جاودانگی طلوع می کنند، به هنگامی که هریک به خورشیدی عالمتاب بدل گشته اند (شمس انصاری، 1380: پیشگفتار). یکی از این خورشید های عالمتاب، وجود نورانی خردسال دشت کربلا و نوگل سیدالشهدا است که گرچه عمری کوتاه داشت، اما از پرتو خویش جهان را روشنایی بخشید و مضجع نورانی اش قبله عاشقان و حاجتمندان گشت.

در دوران معاصر شاعران بسیاری و از کشورهای مختلف از جمله سوریه، عراق، لبنان و بحرین، به مدح و رثای این بزرگ بانوی خردسال پراخته اند و قصاید شعری خود را به نام و یاد حضرت مزین ساخته اند. در این مقاله سعی شده در حد مجال و توان به سروده های شاعران معاصر عرب درباره دخت خردسال امام حسین (علیه السلام) پرداخته شود و مهم ترین موضوعاتی که در این اشعارآمده همراه با شواهد شعری پیش روی خوانندگان محترم ارائه گردد. گفتنی است در جست وجویی که انجام شد، اشعاری به زبان فصیح و نیز لهجه

کشورهای مختلف به دست آمد که ما تنها به اشعار فصیح که به زبان رسمی بود، بسنده کرده ایم؛ هرچند در میان دیگر اشعار هم قصایدی زیبا و مرثیه هایی ارزشمند وجود داشت.

1-2. پیشینه پژوهش

بیشترین پژوهش های مرتبط به شعر عاشورایی در ادبیات فارسی و عربی مرتبط با موضوعات و درس های عاشورایی و نیز وجود مقدس خود سید الشهداست؛ اما درحد جستار نویسنده، کتاب یا مقاله ای که مستقلاً به حضرت رقیه در شعر عربی پرداخته باشد، یافت نشد و تنها به دو مجموعه خیلی کوتاه به صورت گلچینی از اشعار، در مدح رثای حضرت، دست پیدا کردیم که عبارت اند از:

1.

رقیة فی شعر الشعراء، (5 قصیده در مدح حضرت رقیه) مجله المعارج، ش5، 1417ق، ص420-430.

2.

الرقیة فی الشعر العربی (گلچینی از قصاید عربی در مدح حضرت)، سایت راسخون.

2. حضرت رقیه (علیها السلام) در آینه شعر معاصر عربی

2-1. مصائب حضرت

قسمتی از اشعار سروده شده درباره حضرت رقیه (علیها السلام) به بیان مصائب وارده بر ایشان می پردازد و شاعران آیینی معاصر عرب هرکدام به نوعی به رنج های این بانوی خردسال اشاره کرده اند.عبدالمنعم فرطوسی(1)به خرابه شام اشاره می کند که منزلگاه خاندان اهل بیت(علیهم السلام) شد و آن را سقفی نبود که نوباوگان مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) را از گرمای سوزان محفوظ دارد:

أنزلوهم فی خَربةٍ لیسَ فیها *** غیرُ مَهدِ الثرى وسقفُ السماءِ


1) . شاعر مشهور و بزرگ عراقی.

لا تَقیهِم حرَّ الهَجیر بظلٍ *** وهو یصلَی ولا لهیبَ ذكاء(1)

(الفرطوسی، 1986: 3/ 386)

دکتر احمد الوائلی(2)خطاب به شهیدۀ خردسال، حضرت را شاخساری می داند که رنج اسارت و گرمای سوزان صحرا پژمرده اش کرده است:

أیّها الشجنةُ التی أذبلَتها *** لوعةُ الأسرِ والفَلا والهَجیرُ

فهی مِن زَحمةِ القیود على الص- *** -در أنینٌ شهیقُها والزفیرُ(3)

(الوائلی، 2007: 166)

یکی از اوصافی که در ضمن اشاره به مصائب حضرت به آن اشاره شده، یتیمی ایشان است. در قرآن و روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه های متعددی به دستگیری و ملاطفت با یتیمان شده است؛ خداوند می فرماید:

(فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ)(4)(ضحی:9)

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود:أحبّ بیوتکم إلی الله بیتٌ فیه یتیمٌ مُکرّمٌ.(5)(مصطفوی، 1392: 23)

امیر ملک سخن، علی (علیه السلام) فرمود:

اَلله اَلله فی الأَیتامِ. (شریف رضی، 1421: 421)

اما به راستی آن گروهی که خلیفه اموی را جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می دانستند، با ذریه یتیم او چه کردند؟! یتیمی که «چون بگرید، عرش خدا به لرزه درآید» (صدوق، 1406: 200)


1) . آنان را در خرابه ای ساکن کردند که فرشی جز خاک و سقفی جز آسمان نداشت؛ آن خرابه سایه ای نداشت که آنان را در برابر گرمای سوزان حفظ کند و بدون پرتو خورشید داغ بود.

2) .شاعر، اندیشمند و خطیب مشهور عراقی.

3) . ای شاخساری که رنج اسارت و صحرا و گرما آن را پژمرد و بر اثر فشار زنجیرها بر سینه اش آهی سوزان برمی کشید.

4) . یتیم را خوار و تحقیر مکن.

5) .بهترین خانه ها نزد خدا خانه ای است که در آن یتیم اکرام شود.

استاد وائلی، ضمن اشاره به یتیمی و دلشکستگی حضرت، او را غنچه ای می داند که هنوز ساقۀ تازه اش محکم نشده است:

حَمَلَت قلبَها الكسیرَ على یُتمٍ *** وقلبُ الیتیمِ قلبٌ كسیرُ

إنّها بُرعمٌ وما اشتدّ منها *** عودُها الغضُّ والفؤادُ الغریر(1)

(الوائلی،2007: 166)

علامه سید حسین بحر العلوم(2)رؤیای حضرت را در خرابۀ شام به تصویر می کشد که در آن از یتیمی و رنج خود به پدرش شکوه می کند:

وانبرت تشتكی له الذلَّ والیُتمَ *** فتذوی القلوبُ مِن شكواها(3)

(سایت راسخون)

علی ادریس الغانمی(4)در تعبیری جانسوز از زبان این دختر خردسال به پدرش می گوید که ای سرپرست یتیمان! من از این زندگی ملول گشته ام:

فالیومَ بَیتی قَد هَوَی *** و تَحَطّمَت آمالیا

یا کافلَ الأیتامِ إن- *** نی قَد مَلَلتُ حیاتیا

(سایت شعراء أهل البیت)

ملاقات دختر خردسال سیدالشهدا با سر بریده پدر دستمایه شاعران بسیاری شده که لطیف ترین احساسات خویش را در قالب شعر و به گونه های مختلف ابراز کنند.

مرتضی آل شرارة العاملی(5)در تعبیری حزن آلود خطاب به حضرت می گوید که با دیدن سرِ خون آلود پدرت خوشبخت گشتی و از رنج حیات راحت شدی:


1) . دختری دلشکسته و یتیم بود. او شکوفه ای بود که ساقه نوشکفته اش هنوز محکم نشده بود، گرچه دلی بزرگ داشت.

2) .عالم و شاعربزرگ عراقی.

3) . به پدر از رنج و یتیمی شکوه برد و دل ها از شکوه او آب می شد.

4) . شاعر بحرینی.

5) . شاعر لبنانی.

فجِیءَ برأسِ والدِكِ المُدمَّى *** لتُمسِی حینَ لُقیاهُ سَعیدةْ(1)!

(سایت شعراء أهل البیت)

سید عامر حلو(2)صحنه را چنین به تصویر می کشد که پس از این ملاقات رقیه به خواب ابدی فرو می رود و تبدیل به چشمۀ جوشان تقوا، هدایت، عقل و بزرگواری می شود:

و رقدتَ رقدتَک الأخیرةَ جنبَه *** و لقد رَحلتِ و أنتِ نبعٌ مُغدقُ

نبعُ الطفولةِ و البراءةِ و الصبا *** نبعٌ یظلُّ علی المَدَی یَتَدفّقُ

نبعُ التقی نبعُ الهدایة و النُهَی *** نبعٌ أصیلٌ فی المکارم مُعرق(3)(مجله المعارج، 1417: 431)

برخی شاعران در بیان مصائب حضرت با استفاده از صنعت «تشخیص» به «سوگوار بودن هستی و طبیعت» برای ایشان اشاره کرده اند؛ از نظر «حسن آل حطیط العاملی»(4)آسمان، و فضا در سوگ رقیه می گرید، اشکِ ابر جاری می شود و اندوهِ شب بر گونه صحرا جاری می شود:

بكَت رُقیةُ.. و بَكَت السَماء/ على الرأسِ المُضمَّخ بالدِماء!/ بَكَت رقیةُ.. و بكَى الفضاء / على الرأس المُكّللِ بالضِیاء!/ بكَت رقیةُ.. و انهالَ دمعُ الغَیم / مِن عیَن الرِیاح! / بكَت رقیةُ.. و انهمَرَ حزنُ اللیل / على خَدّ البِطاح!(5)(سایت شعراء أهل البیت)

نکته دیگر این که شاعران در ضمن بیان رنج های این نوگلِ بوستان نبوی، به مصائب پدر شهیدش هم پرداخته اند. آل حطیط العاملی، از زبان حضرت رقیه (علیها السلام) با خداوند به مناجات می نشیند و این گونه به مصائب سالار شهیدان اشاره می کند:


1) . سر خونین پدرت را آوردند تا تو با دیدنش خوشبخت گردی!

2) . خطیب و شاعر عراقی.

3) . تو در کنار پدر به خواب ابدی رفتی و در حالی کوچ کردی که چشمه ای جوشان بودی؛ چشمه خردسالی و پاکی، چشمه ای که در درازنای زمان جوشان است. چشمه تقوا، هدایت، عقل؛ چشمه ای اصیل و ریشه دار از مکارم.

4) . شاعر لبنانی.

5) . رقیه گریست و آسمان گریست بر سرِ خونین، رقیه گریست و فضا گریست بر سری که تاجی از نور داشت. رقیه گریست و اشک ابر جاری شد از چشم بادها؛ رقیه گریست و اندوه شب بر گونه صحرا جاری شد.

نادَت رقیةَ: / أللهُ..یا ربَّ الصَلاح! / أیُقتل أبی عَطشَاناً / و هو شلاّلُ الفَلاح؟! / أُیُذبحُ أبی ظمآناً / و هو یُنبوعُ السَماح؟! / أیُرفع رأسُ أبی / على رأسِ الرِماح..!؟(1)(همو)

2-2. رقیه یادآور اهل بیت(علیهم السلام)

یکی از موضوعاتی که در اشعار سروده شده درباره حضرت رقیه به چشم می خورد، اشاره به خانواده و نسب پاک این بزرگوار خاصه پنج تن اهل بیت(علیهم السلام) است. شاعران در لابه لای مدح و رثای حضرت، او را میراث بر و یادآورِ این بزرگان می دانند.

خطیب مشهور و توانمند عراقی دکتر احمد الوائلی، این نونهال پاک را تجلی حضرت زهرا، پیامبر و امام علی و حسین(علیهم السلام) می داند:

فی ربی قاسیون قبرٌ صغیرٌ *** فیه غصنٌ مِن البتول نضیرُ

تربةٌ هَوّمت رقیةُ فیها *** حَضنَ الطهرَ رَملُها و الحَفیرُ

عندَها مِن مُحمدٍ و عَلیٍ *** و الحُسینِ الشهیدِ شَیءٌ کثیرُ(2)

(الوائلی، 2007: 164)

اسماعیل خلیل ابوصالح(3)سرزمین شام را خطاب قرار می دهد و در ضمن اشاره به مضجع شریف حضرت رقیه از فضایل پدر، جدّ و برادر این بانوی مکرّم یاد می کند؛ آری او دخت پدری است که با خون خود اسلام را زنده نگه داشت و جدش بهترین خلق است و پیشانی برادرش _ که زینت پارسایان است _ از کثرت عبادت و سجده بر درگاه الهی پینه بسته است:

خبّرینی یا روضةً فی الشآمِ *** كیفَ نلتِ بها رفیعَ المقامِ

طفلةٌ لم تُناهِز الحلمَ لكِن *** هی فرعٌ مِن دوحةٍ للكرام


1) . رقیه ندا داد: خداوندا! ای پروردگار صلاح! آیا پدرم تشنه شهید می شود حال آنکه او آبشار رستگاری است؟ آیا پدرم تشنه ذبح می شود حال آنکه او چشمۀ بخشندگی است؟ آیا سر پدرم بر نیزه ها بالا می رود؟!

2) . در تپه های قاسیون قبری کوچک است که شاخه ای نورس از بتول در آن قرار دارد. خاکی که رقیه درآن جای دارد پاکی را در آغوش گرفته است. در آن خاک فضایل بسیاری از محمد و علی و حسین قرار دارد.

3) . شاعر عراقی.

مَن أبوها مَن جدّها مَن أخوها *** سائلیها، لها انحنِی باحترامِ

سائلیها تُجبكَ أنّ أباها *** بدماه سَقَى عُرَى الإسلامِ

وهی مَن جدُّها تسامى عُلوّاً *** وفخاراً على جَمیعِ الأنامِ

وأخوها ذاك الذی مَیَّزته *** ثفناتٌ مِن فرطِ ذاك القیام(1)

(سایت راسخون)

علّامة سیّد محمّد مهدی سویج(2)این طفل را تجلی گاه صدیقه کبری (علیها السلام) و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می داند:

فكأنّ الزهراءَ فیها تجلّت *** فَعَلیها أنوارُها النبویه

وهی أیضاً عَن فاطمٍ لأبیها *** بِضعةٌ أحمدیةٌ علَویه(3)

(همان)

شاعری دیگر، اثرِ تازیانه هایی که بر جسم شریف رقیه (علیها السلام) قرار دارد را یادآور بازوی مجروح جده اش حضرت زهرا (علیها السلام) می داند:

خلدت على الجسدِ الشریفِ علائمٌ *** إثرَ السیاطِ كدُملجِ الزَهراءِ(4)

(سایت منتدی الکفیل)سید داود بن ابراهیم(5)در ضمن مدحیه ای که برای حضرت سروده، ایشان را از خاندانی می اند که آسمان و زمین به آنها مباهات می کند و آیات محکم الهی در شأن آنها نازل شده است:


1) . ای بوستانی که در شامی، مرا خبر ده که چگونه به این جایگاه والا رسیدی. کودکی در تو جای دارد که هنوز به بلوغ نرسیده بود اما شاخه ای بود از درخت تناور بزرگواری. پدر، جدّ و برادر او کیستند؟ از او بپرس و در مقابلش به احترام خم شو. از او بپرس تا به تو پاسخ گوید که پدرش با خون خود درخت اسلام را سیراب کرد. جدّ او در والایی و افتخار از همه مردمان بالاتر است. برادرش آن سروری است که از شدت نماز پیشانی و زانوهایش پینه بسته بود.

2) .خطیب، ادیب و شاعر عراقی.

3) . گویا زهرا در او تجلی یافته بود و انوار نبوی زهرا بر وجود حضرتش می درخشید.

4) . در اثر تازیانه بر آن پیکر شریف نشانه هایی است مانند نشانی دستبند گونه که بر بازوی زهرا افتاده بود.

5) .شاعر سوری از شام.

مِن معشرٍِ باهَت الأرضُ السماءُ بهم *** و الذکرُ بالنصّ جاء فیهم مُحکمُهُ

هم آلُ بیتِ رسولِ الله مَن بِهمُ *** تمّت علینا مِن الرحمنِ أنعُمُهُ(1)

(الموسم، العدد4، 1989: 1077)

«سلمان آل طعمه» ریشه و تبار حضرت را پاک و نیکو می داند و حضرت را منسوب به قلۀ عزت می داند:

أرومتُها طابَت كحُسنِ خِصالها *** لدیها غَدا العانی یحبّ ویُومق

إلى ذُروةِ العزِّ انتمَت وتسابقَت *** ومِن راحَتَیها بانَ فَضلٌ مُطوّق(2)

(سایت راسخون)

2-3. فضایل حضرت (علیها السلام)

گرچه عمر این بانوی خردسال بسیار کوتاه بود اما برکات و کرامات عظیمی را برای مردم به یادگار گذاشت و این عجیب نیست چرا که او دخت حسین (علیه السلام) است و چنان که گفته اند و «الولد سرّ أبیه فی الوجه و الوجاهة» (قفطی،1424: 4/ 46)

شاعران عرب به رسم ادب، هرکدام به گوشه ای از مناقب، فضایل و کراماتاین بانو اشاره داشته اند. یکی از این فضایل و کرامات، هدایت گری این بانو است. علامه محمد جواد السهلانی(3)بارگاه حضرت را فانوس هدایت می داند که سرگشتگان را هدایت می کند:

سیظلّ مرقدها مناراً للهُدى *** یهدی الذواتَ مِن النفوس الحائرة(4)

(سایت راسخون)


1) . این دختر از خاندانی است که زمین و آسمان به ایشان افتخار می کند و آیات محکم الهی در شأن ایشان آمده است. ایشان خاندان رسول خدا هستند، که به واسطه آنها نعمتهای خداوندِ رحمان بر ما تمام شده است.

2) . تبارش چون خصلت هایش نیکو است. رنج دیدگان، عاشق و شیدای اویند. او به قلۀ عزت منسوب است و دستانش سرشار از فضیلت است.

3) .عالم، فقیه و شاعر عراقی.

4) . آرمگه او فانوس هدایت باقی خواهد ماند و جان های سرگردان را هدایت می کند.

سلمان آل طعمه(1)عشق و محبت به حضرت را مشعل درخشان هدایت می داند:

وحبّك هذا ساكنُ القلب والحشا *** سیبقى مَناراً للهدى یتألّق(2)

(همان)

از دیگر اوصافی که سروده های شاعران در مدح حضرت به آن مزین گشته شجاعت این بانو است. خردسالی قوی دل که آنقدر مصائب را در دل کوچک خود جای داد که جان سپرد.

ابراهیم محمد جواد در تعبیری زیبا می گوید که اگر شیرمردان دلاور صحنه هایی را که حضرت دید، می دیدند، قالب تهی می کردند:

رأت المشاهدَ لو رآها ضیغمٌ *** صَعبُ العریکةِ بالغُ الفتکاتِ

لتَفجّرت منه الدماءُ تفجُّعاً *** و قَضی صَریعاً خامِدَ الحَرَکاتِ(3)

(مجلة المعارج، 1417: 422)همو شجاعت این سه ساله را فراتر از شجاعت شیران می داند که اراده اش بر حوادث سخت غالب می آید:

فاقت أسودَ الحربِ جأشاً و احتوَت *** سیلَ الکروب بعزمةٍ و ثُبات

صَبَرت علَی البلوَی و غالبت الأسی *** و عَلَت بعزمتها علی النکبَات(4)

(همان: 423)

فداکاری حضرت صفت نیکوی دیگری است که دستمایه شاعران شده است. برخی اشاره کرده اند که مصیبتی که بر حضرت وارد شد پایه های کاخ یزید را لرزاند و او فدا شد تا از کاروان اسیران حمایت کند:


1) .پژوهشگر و شاعر عراقی.

2) . این عشق تو در دل و جان ما جای دارد و چون فانوس هدایت درخشان است.

3) . او صحنه هایی را دید که اگر شیری سرسخت و جنگاور شاهد آن ها بود، از دردمندی خون از اندرونش می جوشید و بر زمین می افتاد و جان می داد.

4) . در شجاعت از شیران جنگ فراتر رفت و سیل غم ها را با اراده و استواری مهار کرد. بر مصیبت صبر کرد و بر اندوه چیره آمد و با اراده اش بر حوادث سخت غلبه یافت.

بمصابها هَزّت قواعدَ شامهم *** ضَحَّت لتَحمِی موكبَ الاسراء(1)

(سایت «منتدی الکفیل»)

از دیگر ویژگی های بارز دخت خردسال امام حسین مشکل گشایی ایشان است.

علامه محمّد جواد السهلانی حضرت را پناهگاهی می داند که هر حاجتمندی قصد آن را کرد حاجتش برآورده شد:

ما أمّها ذو حاجةٍ إلّا انقضت *** فهی المَلاذُ مِن الأُمور الجائرة(2)

(سایت راسخون)

2-4. مقام حضرت (علیها السلام)

گرچه دردانه امام حسین (علیه السلام) خردسال بود، اما بی شک مقامی والا نزد خداوند دارد و همین مقام و منزلت والاست که بارگاه او را در شام زیارتگاه عاشقان کرده است. علامه ابولفضل طهرانی دراین باره می نویسد:

بنده در سالی که در راه حج وارد دمشق شدم مکرر به زیارت او مشرف شدم و آثار جلالت و خدارت و انوار عصمت و طهارت در آن مرقد مطهر و مضجع مقدس مشاهده کردم. (طهرانی، 1409: 357)

آیت الله میرزا جواد تبریزی نیز در سخنرانی خود در حرم حضرت رقیه در سال 1381 فرمود:

ما با زیارت دختر امام حسین (علیه السلام) (رقیه (علیها السلام)) به خداوند متعال تقرب می جوییم؛ آن دختری كه خود مظلوم بود، و خاندان وی همه مظلوم بودند.

همچنین نباید فراموش کرد که این بزرگواران سلاله پیامبران و امامانی هستند که در نبوت و امامتشان سن خاصی شرط نیست؛ چنان که در قرآن می خوانیم که وجود مقدس عیسی (علیه السلام) در لحظه تولد گفت:


1) . با مصیبتش پایه های حکومت شام را لرزاند، او فداکاری کرد تا از کاروان اسیران حمایت کند.

2) . هیچ حاجتمندی قصد او را نکرد مگر آنکه حاجتش برآورده شد. او در برابر حوادث سخت، پناه همگان است.

(إِنِّی عَبْدُ اللهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا)(1)(مریم:30)

مرتضی آل شرارة العاملی، ضمن اشاره به جایگاه شریف حضرت، او را بوستان پهناور کرم خطاب می کند:

مَقامُك ناطقٌ بمَقامِ مجدٍ *** لك یا روضةَ الكرمِ المدیده(2)(سایت شعراء أهل البیت: شعراء لبنان)

استاد سید مصطفی جمال الدین(3)مرقد حضرت را قصری از ایمان می داند که دولت هایی چون امویان باید در برابر آن سر بر خاک بسایند:

صرحٌ من الإیمان زهوُ أمیة *** و شموخ دولتها لدیه یسجدُ(4)

(مجلة المعارج،1417: 428)

عامر حلو، مجد حضرت رقیه را مجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می داند، مجد و شکوهی که مسافات و زمان را درمی نوردد و اوج می گیرد:

و إذا بمجدکِ و هو مجدُ محمدٍ *** زاهٍ و یخترقُ المدَی و یُحلّقُ

تلک الحقیقةُ سوفَ یبقی نورها *** أبدَ الزمان علی العوالم یَخفقُ(5)

(همان: 431)

وی در انتهای همین قصیده، قبر حضرت را مقصد و کعبۀ آمال زائران می داند:

و یظلّ قبرکِ یا رقیةُ کَعبةً *** للزائرین به تطوفُ و تحدق(6)

(همان: 431)

دکتر احمد الوائلی، آرامگاه حضرت در شام را بارگاهی مقدس می داند که زیارت آن و


1) . نوزاد] گفت: به راستی من بندۀ خداوند یکتایم، به من کتاب عطا کرده، و مرا پیامبر قرار داده است

2) .مقام تو گویای جایگاه شریف توست ای بوستان گسترده بزرگواری.

3) .عالم و ادیب شهیر عراقی.

4) . قصری از ایمان که نخوت امویان و شکوه دولتشان در برابر آن سر به سجده می نهد.

5) . شرافت تو که شرافت محمدی است، می بالد و کرانه ها را می شکافد و اوج می گیرد. نور آن حقیقت، برای همیشه بر بلندای عوالم می درخشد.

6) . ای رقیه آرمگه تو همیشه کعبه زائران می ماند که بر گرد آن در طواف اند.

بوسه بر خاکش، پاداش فروان نزد خدا دارد؛ چرا که این تربت، فردی بسیار پاک را در آغوش گرفته است:

ما هو القبرُ بل شعائرُ قُدسٍ *** فی مَحاریبها یطوفُ الشعورُ

الثموا تربَها الطهورَ احتساباً *** إن تُرباً ضمَّ الطهورَ طَهورُ

یُكتب السعیُ فی المَسیرِ إلیها *** فهیَ آثارُ فَضلِها مأثورُ(1)

(الوائلی: 2007: 167)

علامه سید محسن امین(2)در بیتی زیبا مرقد حضرت را به «باب حطه»(3)تشبیه می کند که نزد خدا جایگاهی بس والا داشت:

و هذا بابُ حطّة فادخلوه *** و أنتم رُکّعٌ لله سُجَّد(4)

(الموسم، العدد4، 1989: 1077)

دکتر لبیب بیضون(5)گلدسته های حرم حضرت رقیه را فراتر از همه قله ها می داند و در تعبیری ادبی گنبد حضرت را به تصویر می کشد که بر کل زمین نور و عزت می افشاند:

لا سیّما بنت الحُسین المجتبى *** تعلو مآذنُها علَى كلِّ القِمَم

وقبابُها مشهورةٌ فِی جُلّقٍ *** تُلقِی الضیاءَ على البسیطةِ والشَمَم(6)


1) . آن یک قبر معمولی نیست، بلکه مکانی است مقدس که در محراب هایش شعور در طواف است. برای پاداش الهی بوسه بر خاکش زنید؛ چرا که خاکی که جسمی مقدس را دربردارد، بسیار پاک است. کوشش در رفتن به سوی آن بارگاه نزد خدا مأجور است و آثار فضیلت آن در اخبار به ما رسیده است.

2) . فقیه، ادیب و شرح حال نگار شیعی اهل جبل عامل لبنان صاحب أعیان الشيعة.

3) .نام دری است که بنی اسرائیل پس از ماجرای سرگردانی در سرزمین تیه باید از آن عبور می کردند. آنان هنگام ورود به سرزمین مقدس به امر خدا برای آمرزش گناهان خود با گفتن کلمه «حطه» باید از این در می گذشتند. در روایات شیعه و سنی امام علی (علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) به این درب تشبیه شده اند. (ویکی شیعه)

4) . این دروازه آمرزش گناهان است پس درآن داخل شوید و برای خدا رکوع و سجده کنید.

5) .نویسنده و شاعر سوری اهل دمشق.

6) . به ویژه دختر حسین پاک که گلدسته های حرمش از تمام قله ها فراتر است. گنبدهای آن حرم در منطقه جلق مشهور است و بر زمین نور و غرور می افشاند.

2-5. اشاره به جنایات بنی امیه

خاندان اموی، جنایات سهمگینی در حق مسلمانان انجام دادند و ضربه ای سنگین بر پیکر اسلام وارد آوردند. خاندانی که در قرآن از آنها به «درخت ملعون» یاد شده (السیوطی،1404: 4/ 191) و وجود مقدس سید الشهدا به خاطر همین انحراف و حق ستیزی در حق ایشان فرمود:

الخلافة محرمةٌ علی آل ابی سفیان؛ (ابن نما الحلی، 1406: 25)

خلافت بر آل ابوسفیان حرام است.

عبدالرحمن شرقاوی از اندیشمندان معاصر اهل سنت درباره سیره معاویه که بارزترین خلیفه اموی است می گوید:

معاویه هر کاری را برای رسیدن به هدفش انجام می داد و هدفش هم سلطنت بود؛ او طمع ها را سیر می کرد و امیال مردم را به سمت خود می کشید و راضی می ساخت؛ پادشاهی توانا و چیره که در رسیدن به هدفش از هیچ چیز نمی گذشت! حتی از فریبِ خود، ریختن خون ها، غارت اموال، حرمت شکنی و اسارت زنان مسلمان! (الشرقاوی، بی تا: 330)

طه حسین دیگر ادیب و اندیشمند معاصر اهل سنت نیز می گوید:

پس از آن که حسن بن علی (علیه السلام) با معاویه صلح کرد، همه جای کشور اسلام به دست معاویه افتاد و خود را امیرالمؤمنین نامید؛ اما روش کسانی را که به عنوان امیرالمؤمنین شناخته ایم در پیش نگرفت و خلافت را به صورت پادشاهی درآورد و پس از خود به فرزندشمیراث داد و چیزهایی را که خدا در قرآن حرام کرده است حلال کرد. (طه حسین،1363: 170)

استاد ابراهیم محمد جواد، در قصیده ای که درباره حضرت سروده به جنایات بنی امیه اشاره دارد؛ آنان عهدها و آیات الهی را زیرپا نهادند و مانند بدترین سرکشان در زمین فساد کردند:

و تبرأت مِن عُصبةٍ مأفونةٍ *** خانوا عُهودَ الله و الآیات

عاثوا فَساداً فی البلاد و أظهَروا *** فیها الفواحشَ فعلَ شرّ طغاة

هذی فِعالَ بنی أمیة فی الوَرَی *** مِن عَهد صَخر عابدِ اللذاتِ

حتّی یقومَ بدوره سفیانُها *** أینَ الطلیقُ و صاحبُ الغدرات

فإلیکِ یا بنتَ الحسینِ تَحیّتی *** و علیکِ حُزنی دائمَ العبراتِ(1)

(مجلة المعارج،1417: 424)

استاد مصطفی جمال الدین، حضرت را اسیر دولتی می داند که قدرت و شکوه خود را بر پیکرهای قربانیان مظلوم بنا نهاده است:

كانت سبیةَ دولةٍ تُبنَی عَلَی *** جُثَثِ الضحایا مجدُها وتشیدُ

و یظلُّ مَجدکِ یا رقیةُ عبرةً *** للظالمین عَلَی الزمانِ یُجدّدُ(2)

(همان: 428)

2-6. درس و عبرت: جاودانگی حق و نابودی باطل

اشعاری که در رثا و مدح این بانوی معظّم سروده شده گرچه جانسوز است، اما خود مدرسه ای علم آموز است و شاعران در لابه لای مراثی، به درس ها و عبرت های سرگذشت ریحانه کربلا نیز پرداخته اند؛ چرا که به قول شاعر پارسی او «در آن ویرانه، درسی بر تمامِ مهرورزانِ مصفّا داد، که تا روز جزا، از خاطر خوبان نخواهد رفت» (شمس انصاری، 1382: 502).

شاعران فراوانی به این حقیقت اشاره کرده اند که دولت زورگو و ستمگر اموی با آن قدرت و شکوت از میان رفت و جز به بدی از آن یاد نمی شود، اما نور این بانوی سه ساله روز به روز پر فروغ تر می گردد.


1) . و بیزاری جست از خاندانی نادان که پیمان ها و آیات الهی را نادیده گرفتند. آنان که در سرزمین ها فساد کردند و مانند بدترین زورگویان آشکارا اعمال زشت انجام دادند. این است کارهای بنی امیه از روزگار جد آنها صخر که فردی لذت پرست بود. تا اینکه نوبت به ابوسفیان رسید، آن آزاد شده و نیرنگ باز کجاست؟ ای دخت حسین! بر تو درود می فرستم و برایت اندوهناکم و پیوسته می گریم.

2) . او اسیر دولتی بود که مجد و شکوهش بر پیکر قربانیان بنا شده بود. ای رقیه! مجد تو برای همیشه عبرتی برای ستمگران باقی می ماند و تازه می گردد.

صادق الهلالی(1)در بیتی زیبا می پرسد: یزید و پدر و قصرهایشان کجا رفتند؟:

أینَ منهم یزیدُ أینَ أبوه *** أینَ تلك القصورُ؟ لم تكُ شَیّا!(2)

(سایت راسخون)

«اسماعیل خلیل ابوصالح» با مقایسه انبوه عاشقانی که پیرامون قبر حضرت در طواف اند و قبر یزید که خرابه ای است، این امر را مایۀ عبرت می داند:

وحوالی ضَریحها تجدُ الناس *** قیاماً أو رُكّعاً للسلام

ثمّ عَرِّج عَلَى یزیدَ وشاهِد *** كیفَ صارَ الخرابُ دارَ الطغام

عظةُ المرءِ بینَ تلك وهذا *** كیف یسمُو أو یهوِی مثل الحُطام(3)

(همان)محمد مهدی السویج، چه زیبا به نقشه دشمنان برای میراندنِ یاد حضرت و نتیجه عکس آن اشاره می کند:

كَم أرادوا لها إماتةَ ذكرٍ *** فعلَت فوقَ مستوَىً فیه حَیّه(4)

(همان)

جعفر الهلالی(5)با اشاره به زر و زیور قصرهای امویان در گذشته و قبر مخروب معاویه و یزید در حال حاضر به بیان این حقیقت می پردازد که عمارت ستم فرو می ریزد:

سَل عن أُمیّة فی دنیا مفاتنَها *** بالغوطتین تُریك المنزلَ الخَرِبا

تُریك أنّ دیارَ الظلم خاویةٌ *** وأنّ ما حاولوا قَد عادَ مُنقلبا

وذی الیتیمةُ والأیّامُ تنشرُها *** ذكراً حدیثاً جمیلاً طیّباً عَذبا


1) . شاعر عراقی.

2) . از ایشان یزید کو؟ کجاست آن کاخ ها؟ چیزی برجای نمانده.

3) . پیرامون ضریح او مردم را می بینی که ایستاده یا در رکوع، سلام می گویند. سپس بر قبر یزید درنگ کن و بنگر که چگونه خراب گشته و منزل فرومایگان شده است. میان این قبر و آن حرم برای انسان، پند و عبرتی است که چگونه می تواند اوج گیرد یا چون چیزی بی ارزش پست گردد.

4) .چقدر خواستند که یاد او را بکُشند اما او از هر زنده ای فراتر رفت.

5) .عالم، خطیب و شاعر مشهور عراقی.

قبرٌ بزاویةٍ مرّت به عُصُرٌ *** أضحى یناطحُ فی عَلیائه الشُهُبا(1)

(همان)

و در ادامه بیان می دارد که شکوه این بانو، عزت حقیقی است نه مُلکی که بر باد رفت:

هذا هو العزُّ لا ملكٌ له حَشَمٌ *** هبّت به الریحُ حتّى صَیّرته هَبَا(2)(همان)

احمد الوائلی، سرگذشت حضرت را حامل این عبرت می داند که «حق باقی است و تزویر فانی». آری به قول قرآن: (إِنَّ الْبَاطِلَ کانَ زَهُوقاً) (اسراء: 81).

یحملُ العبرةَ الصریحةَ إن *** الحقَّ یبقَى ویَذهبُ التزویرُ

والضریحُ الذی یَضمُّ نسیجاً *** عَلویاً بالاحترامِ جَدیرُ(3)

(الوائلی، 2007م: 164)

نتیجه

در آنچه گذشت، به بررسی سیمای حضرت رقیه (علیها السلام) در آینه شعر معاصر عربی پرداختیم؛ موضوعی که در پژوهش های ادبی و حتی آیینی جای آن خالی است. با جستاری در شعر معاصر عرب می توان گفت که شاعران بسیاری از کشورهای مختلف ازجمله عراق، لبنان، بحرین و سوریه به ستایش حضرت پرداخته اند و سروده های این شاعران موضوعات و مضامین مختلفی را در برمی گیرد و آمیزه ای است از مدح، رثاء، احساس، عشق، حماسه و پند و عبرت. این اشعار شامل مرثیه های جانسوز با تعابیر و


1) . از بنی امیه درباره جاذبه های قصرهاشان در دو غوطه دمشق بپرس تا منزلگهی خراب را به تو نشان دهد. به تو نشان می دهد که دولت ستم فرو ریخته و تلاش هایشان بر عکس نتیجه داد. اما روزگار یاد این دختر یتیم را چون شمیمی خوش و جانفزا در همه جا پراکند. قبر او در گوشه ای است و روزگارانی بر آن گذشته است اما در بلندی و شکوه با شهاب ها پهلو می زند.

2) . این همان عزت راستین است نه آن ملکی که خدم و حشم فراوان داشت اما بادی بر آن وزیدن گرفت و بربادش داد.

3) . درسی آشکار با خود دارد و آن اینکه حق می ماند و تزویر از بین می رود و خاکی که پیکری علوی را دربر دارد شایستۀ احترام است.

تصاویر احساسی و عاطفی است که شاعران با توصیف رنج های حضرت رقیه (علیها السلام) از جمله دیدن حوادث جانکاه عاشورا، اسارت و سکونت در خرابه شام و سرانجام شهادت، به بیان مصائب ایشان پرداخته اند. برخی اشعار هم به بیان فضایل خاندان نبوی می پردازد و به مقام رفیع و عظمت دختر خردسال امام حسین (علیه السلام) و کرامات ایشانمثل مشکل گشایی و التیام دردمندان اشاره دارد. یکی دیگر از موضوعاتی که در این سرودها به چشم می خورد، رسوا سازی ستمگران تاریخ و اشاره به جنایات بنی امیه است که درلابه لای مدح و رثای حضرت نمود می یابد و شاعران به عبرت ها و درس های واقعه عاشورا و سرگذشت دختر سید الشهدا (علیه السلام) اشاره کرده اند؛ از مهم ترین این عبرت ها و درس ها این است که حق و حقیقت ماندنی و پیروز و باطل و ستم نابود شدنی است؛ همچنان که پس از گذشت قرن ها، از بنی امیه و یزیدیان با آن قصرها و قدرت جز به به بدی یاد نمی شود و مرقد دختر کوچک امام حسین (علیه السلام) که روزگاری در خرابه شام غریبانه جان سپرد، اکنون قبلۀ عاشقان و ارادتمندان از طیف های مختلف است.

منابع

_ ابن نما الحلی (1406ق)، مثیر الأحزان، قم، مدرسه امام مهدی.

_ حسین، طه (بی تا)، آیینه اسلام، ترجمه: محمدابراهیم آیتی، تهران، شرکت سهامی انتشار.

_ رجایی (1382ش)، شعر و شرر، تحلیل شعر انقلاب در ادبیات عرب، مشهد، دانشگاه فردوسی.

_ «رقیة فی شعر الشعراء»، مجلة المعارج، السنة السابعة، الأعداد24-27، ص420-430.

_ سایت راسخون: السیدة رقیة فی الأدب العربی. https://ar.rasekhoon.net

_ سایت شعراء أهل البیت، شعراء لبنان، حسن آل حطیط العاملی، https://www.shoaraa.com/

_ السیوطی (1404ق)، الدر المنثور، قم، كتابخانه آیت الله مرعشى نجفی.

_ الشرقاوی (بی تا)، علی إمام المتقین، القاهرة، مکتبة غریب.

_ شریف رضی (1421ق)، نهج البلاغه، تحقیق: صبحی صالح، قم، هجرت.

_ شمس انصاری، سعید (1380ش)، حسین خدای حماسه ها، قم، انتشارات ایران نگین.

_ صدوق، محمد بن علی بن بابویه (1406ق)، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دارالشریف الرضی للنشر.

_ طهرانی، میرزا ابوالفضل (1409ق)، شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور، تحقیق: السید علی الموحد الأبطحی، قم، سید الشهدا (علیه السلام).

فرطوسی، عبدالمنعم (1986م)، ملحمة أهل البیت، بیروت، مؤسسة أهل_ البیت.

_ قفطی، جمال الدین (1424ق)، إنباه الرواة على أنباه النحاة، بیروت، مکتبة العنصریة.

_ «مشهد السید رقیة فی دمشق»، مجلة الموسم، العدد الرابع، 1989م، ص1076-1079.

_ مصطفوی، محمد (1392ش)، اخلاق محمدی در آیینه نهج الفصاحه، ترجمه: سید مهدی نوری کیذقانی، مشهد، امید مهر.

_ منتدی الکفیل، المنتدی الرسمی للعتبة العباسیة المقدسة، قصیدة فی رثاء السیدة

رقیة بنت الأمام الحسین. https://forums.alkafeel.net/node/

_ الوائلی، أحمد (2007م)، دیوان الوائلی، شرح و تدقیق: سمیر شیخ الأرض، بیروت، مؤسسة البلاغ.

احوالات حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی

اشاره

دکتر سیدضیاءالدین علیانسب(1)رویا رحیمی قاضی(2)

تاریخ دریافت: 2./12/98 تاریخ پذیرش: 16/02/99

چکیده

حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان است. این اثر در پی احوالات این دختر خردسال در منابع تاریخی است و هدف از آن رسیدن به نتیجه ای روشن درباره زندگی و ذکر نام حضرت در منابع تاریخی است. سرگذشت حضرت رقیه در منابع تاریخی چگونه آمده و به دنبال آن درباره نام، نام مادر، تاریخ ولادت و وفات حضرت، سن و محل دفن ایشان تحقیق شده، است. این تحقیق به دنبال کشف سرگذشتی روشن درباره ایشان است. نگارنده در این تحقیق که با شیوه کتابخانه ای به انجام رسیده، به این نتیجه رسیده است که نام ایشان فاطمه، مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه بوده و در سال پنجاه و هفت هجری در مدینه دیده به جهان گشود. بعد از عاشورا در جمع اسیران حضور داشته و در چهار سالگی در صفر سال شصت و یک هجری چند روز بعد از دیدن سر مبارک پدرش، در خانه یزید


1) . دانشیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی تبریز (olyanasab_s@yahoo.com)

2) . طلبه سطح دو (r.rahimi7209@Gmail.com)

وفات کرده و همان جا به خاک سپرده شده است. ذکر نام رقیه در منابع تاریخی به قرن دوم برمی گردد که از منابع آن می توان به کتاب مقتل الرقیه به نقل از کتاب منتخب التواریخ اشاره کرد.

کلیدواژه ها: رقیه، امام حسین (علیه السلام)، عاشورا، فاطمه، بنت الحسین.

مقدمه

حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان است. این اثر در پی بررسی سرگذشت این حضرت و ذکر نام حضرت به نام رقیه (علیها السلام) و هدف از آن، رسیدن به نتیجه ای روشن درباره زندگی و ذکر نام و ابعاد زندگی ایشان در منابع تاریخی است. از این رو برای پاسخ به این سؤال که «سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی چگونه آمده است؟»، نام، نام مادر، محل ولادت، سن، زمان و مکان وفات و محل دفن ایشان در منابع تاریخی بررسی خواهد شد.

به نظر می رسد حضرت رقیه دختر ام اسحاق باشد که در سال پنجاه و هفت هجری در مدینه به دنیا آمد و در واقعه عاشورا چهار سال داشت. محل دفن ایشان نیز در دمشق است.

درباره حضرت رقیه (علیها السلام) در ایام محرم و سالروز وفات ایشان صحبت می شود. چون در این مورد به صورت جزئی در کتاب های مخصوص به امام حسین نوشته شده و از طرفی دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) درباره دختر اباعبدالله (علیه السلام) شبهه های متعددی مطرح می کنند، این تحقیق بر آن شده است که بیانی روشن از سرگذشت آن حضرت ارائه دهد.

اگرچه درباره این موضوع به طور عام، در مقتل های مربوط به امام حسین (علیه السلام) از جمله مقتل ابو مخنف و لهوف سید ابن طاووس و.... مطالبی به صورت جزئی یافت می شود، به صورت خاص و مستقل، تألیفی نوشته نشده است. این اثر به صورت کتابخانه ای، به دنبال کشف حقیقت سرگذشت حضرت رقیه (علیها السلام) است.

نام اصلی حضرت رقیه (علیها السلام) در منابع تاریخی

درباره نام این حضرت دو دسته منابع تاریخی وجود دارد:

1.

دسته ای از منابع که به ذکر نام و سرگذشت این حضرت نپرداخته اند، عبارتند از مقتل ابومخنف، نوشته لوط بن یحیی بن سعید؛ واقعه کربلا، نوشته علی نظری منفرد؛ سوگنامه لهوف، سید بن طاووس؛ امام حیسن (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، نوشته محمدتقی جعفری تبریزی؛ جایگاه اهل بیت در جهان آفرینش، نوشته علی اکبر بابازاده و اسرار خاندان آل محمد، نوشته سلیم بن قیس هلالی؛

2.

دسته ای دیگر که به سرگذشت ایشان به طور مختصر پرداخته اند. مطالب آنها از قرار ذیل است:

الف) در برخی کتب تاریخی برای امام حسین (علیه السلام) شش فرزند ذکر شده است.

منابعی که تعداد فرزندان امام حسین (علیه السلام) را شش تن ذکر کرده اند که ترتیب این اسامی بدین قرار است: علی ابن الحسین اکبر، علی ابن االحسین اصغر، جعفر، عبدالله، سکینه و فاطمه(علیهم السلام).

شیخ مفید در الارشاد و ابن شهر آشوب در مناقب آورده اند:

و کان الحسین (علیه السلام) ستة اولاد: علی ابن الحسین الاکبر قتل مع ابیه بالطف...؛ (مفید، 1413: 2/135؛ ابن شهر آشوب، بی تا: 4/123)

و همانا برای حسین (علیه السلام) شش فرزند بود: علی ابن الحسین اکبر که به همراه پدر در کربلا کشته شد... .

ب) در دسته ای دیگر از منابع، تعداد فرزندان امام حسین (علیه السلام) را نُه تن ذکر کرده اند که درباره ذکر ترتیب این اسامی اختلاف است:

1.

دسته ای نُه تن را این چنین نام برده اند: علی اکبر، علی اوسط، علیاصغر، محمد، عبدالله، جعفر، زینب، سکینه و فاطمه. (اربلی، 1427: 2/5)

2.

دسته ای دیگر از منابع نیز نُه فرزند را به این صورت نام برده اند: علی اکبر شهید، علی اوسط، علی اصغر، محمد، عبدالله، جعفر، سکینه، فاطمه، زینب.

(ابن شهرآشوب،1376: 77)

ج) دسته ای دیگر از منابع، ده نفر را به این ترتیب نام برده اند: علی اکبر، علی اصغر، عبدالله، جعفر، ابراهیم، محمد، فاطمه، سکینه، زینب، ام کلثوم. نیز می گویند: «از فرزندانش جز زین العابدین (علیه السلام) و فاطمه و سکینه و رقیه باقی نماند.» (ابن فندق، 1385: 1/349-350)

د) به جز این اسامی، فرزندان دیگری در برخی نقل های نادر، به امام حسین (علیه السلام) منسوب اند، از قبیل: عمرو (ابن حیون، 1409: 5/ 448؛ دینوری، 1368: 259-261)، ابوبکر(1)(ابن مهنا، 1379: 266)، زید و حمزه (ابن شهر آشوب،1376: 4/ 113). در این باره یکی از محققان می نویسد: «احتمال تصحیف یا اشتباه با فرزندان امام حسن (علیه السلام) و نیز تعدد نام برخی فرزندان، بسیار است.» (محمدی ری شهری، 1391: 1/ 149)

پس از تحقیق و بررسی به نظر می رسد نام اصلی حضرت، فاطمه بوده باشد؛ چون از یک سو امام حسین (علیه السلام) به نام های پدر و مادر خویش یعنی علی و فاطمه علاقه بسیاری داشت که همه فرزندان پسر خود را علی (علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر) و همه دختران خود را فاطمه می نامید و از سوی دیگر، نام رقیه در منابع تاریخی بسیار اندک به چشم می خورد. از این رو نام دخترخردسال امام حسین (علیه السلام) فاطمه بوده و مادرش ام اسحاق دختر طلحةابن عبدالله تیمیه است؛ همچنان که اربلی می نویسد:

... و فاطمة بنت الحسین و امها ام اسحاق بنت طلحة بن عبدالله تیمیه. (اربلی،1427: 2/ 250)

شیخ عباس قمی می گوید:

... و فاطمه دختر حسین و مادرش ام اسحاق دختر طلحةبن عبدالله تیمیه. (قمی، 1379: 1/462)

شیخ مفید در الارشاد درباره مادر ایشان آورده است که پیش تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود و پس از شهادت ایشان و به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام)


1) . در سرالسلسلةالعلویة ص30 آمده است که وی در کودکی و قبل از شهادت پدر از دنیا رفته است.

در آمد. (مفید، 1413: 2/138)

ولادت حضرت

درباره سال و محل ولادت این حضرت در منابع تاریخی چیزی به ثبت نرسیده، مگر در یک مورد که ولادت ایشان را بین سال پنجاه و هفت و پنجاه و هشت هجری در مدینه ذکر کرده است. (ربانی خلخالی، 1379: 219)

سن حضرت

درباره سن حضرت نیز در منابع تاریخی اختلاف دارند که از این قرار است:

1. بعضی ها ایشان را سه ساله معرفی کرده اند (طریحی، بی تا: 136؛ شاه عبدالعظیمی، 1411: 179) و سال ولادت ایشان را سال 58ق می دانند.
2. برخی چهار ساله دانسته اند (طبری، 1426: 2/ 179) و سال 57ق را سال ولادت ایشان می دانند.

پس از عماد الدین طبری در کتاب کامل بهایی، ملاحسین واعظ کاشفی درکتاب روضةالشهدا _ که نسبت به کامل بهایی کتاب ضعیف تری است _ مطالب طبری را با تفصیل بیشتری مطرح می کند؛ اما همچنان نامی از کودک نمی برد و او را چهار ساله ذکر کرده و محل وفاتش را کوشک (کاخ) یزید می داند (واعظ کاشفی سبزواری، 1372، 87؛ محمدی ری شهری، 1391: 1/ 149)

با توجه به این که منابع ذکر شده در مورد دوم قدیمی تر هستند و کامل بهایی مربوط به قرن هشتم و روضة الشهدا مربوط به قرن ده هجری است، به این نتیجه می رسیم که حضرت در زمان وفات چهار ساله بوده است.

ذکر نام رقیه در منابع تاریخی

درباره ذکر نام رقیه در منابع تاریخی چهار مورد وجود دارد:

1. در قرن دوم، شخصی به نام سیف بن عمیره نخعی از اصحاب برجسته امام صادق و امام کاظم قصیده ای زیبا سروده است که در آن به طور صریح نام رقیه آمده است:

و سکینة عنها السکینة فارقت *** لما ابتدیت...

و رقیة رق الحسود لضعفها *** و غدا لیعذرها الذی لم یعذر...(1)

2. صاحب کتاب انوار المجالس در بحث خرابه شام می گوید:

تذکرت غرباء خرابةالشام، او لم یکن اهل البیت الذین هم خیر الانام غرباء فی خرابه الشام؟ او لم تکن سکینه و رقیه طفلتیالحسین (علیه السلام)؟ (ارجستانی،1374: 160)

از غریبان خرابه شام به خاطرم رسید. مگر اهل بیت خیر الانام، در خرابه شام غریب نبودند؟یا سکینه و رقیه، طفل حسین نبودند؟

3. در کتاب الایقاد با صراحت نام کودک را رقیه و سن او را سه ساله آورده است:

کان للحسین (علیه السلام) بنت صغیرة یحبها و تحبه، و قیل: کانت تسمی رقیة، و کان عمرها ثلاث سنین، و کانت مع الاسری فی الشام ... . (طبرسی، 1426: 2/ 179)

4. در کتاب شعشعة الحسینی آمده است:

منقول است که طفلی از حضرت امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام، از دیدن سر پدر بزرگوارش، از دنیا رفت، و لیکن در نام او اختلاف است که زبیده یا رقیه یا زینب یا سکینه بوده باشد. (یزدی خراسانی، بی تا: 2/ 171)

در ریاض الاحزان آمده است که اسم آن دختر فاطمه بود. (قزوینی، 1305: 306)

در اکثر منابع آمده است که نام رقیه در کتاب کامل بهایی نوشته شده است، ولی تا آن جا که نگارنده تحقیق کرده، در کتاب یادشده، نام رقیه وجود ندارد. متن کامل بهایی این چنین است:

در حاویه آمد که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری، حال مردان که در کربلا


1) . آرامش از سکینه جدا شد، چون او از امام خودجدا گردید. رقیه کسی بود که حسودان برای ضعف و ناتوانی اش دل سوزاندند. این عده فردای قیامت مجبورند که عذر خواهی کنند، هر چند هیچ عذری برای آنها وجود ندارد. حضرت ام کلثوم نیز هر لحظه صورت اشک آلودش را با پارچه ای پاک می کند. من هیچ گاه ام کلثوم و سکینه و رقیه را فراموش نمی کنم که برای امام حسین با آه و ناله و حسرت گریه می کردند. ای سادات و مولای من! سیف بن عمیره بندۀ غلام حیدر، قنبر است. (بدوانی، 1380: 1/ 388)

شهید شده بودند، بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته باز می آید. تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهارساله، شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را بهخواب دیدم؛ سخت پریشان بود. زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزیدخفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سؤال کرد. خبر بردند که ماجرا چنین است. آن لعین در حال گفت: بروند سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند. پس آن سر مقدّس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهارساله نهادند. پرسید: این چیست؟ گفتند: سر پدر توست. دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. (طبری، 1426: 2/179)

همچنین برخی منابع از ذکر نام رقیه در لهوف سید بن طاووس خبر داده اند، ولی نام رقیه در متن عربی (چاپ هفتم، 1385) این کتاب دیده نمی شود، بلکه در ترجمه فارسی محمدطاهر دزفولی آمده است.

وفات حضرت

درباره وفات آن حضرت، همه منابع اتفاق نظر دارند و سال وفات ایشان را صفر سال 61 هجری نوشته اند. اما این که در کدام روز از ماه صفر، محل اختلاف است:

1.

دسته ای از منابع، روز وفات حضرت را پنجم صفر ذکر کرده اند. (نیشابوری، 1389: 34)

2.

دسته ای نیز ده صفردانسته اند. (ربانی خلخالی، 1379: 219)

ولی بر اساس تحقیقات نگارنده، در منابع تاریخی معتبر درباره تاریخ دقیق وفات آن حضرت به زمان مشخصی اشاره نشده است. بنابراین می توان گفت وفات ایشان در ماه صفر سال 61 هجری بوده، ولی درباره این که در کدام روز از ماه صفر، به خاطر غیرمعتبر بودن هر دو دیدگاه، تاریخ دقیقی در دست نیست.

محل وفات حضرت

درباره محل وفات حضرت دو دیدگاه وجود دارد:

1. برخی منابع محل وفات حضرت را خرابه شام ذکر کرده اند:

... منقول است که طفلی از حضرت امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام، از دیدن سر پدر بزرگوارش، از دنیا رفت ... . (یزدی خراسانی، بی تا: 2/ 171؛ ارجستانی، 1374: 161)

2. دسته ای دیگر از منابع، محل وفات حضرت را خانه یزید بیان کرده اند:

روایت شده که وقتی آل الله و آل رسول او در شهر شام بر یزید واردشدند، وی خانه ای را به آنها اختصاص داد و آنها در آن، به سوگواری پرداختند ... . (طریحی، بی تا: 136؛ طبری، 1426: 2/ 179)

به نظر می رسد از آن جا که منابع ذکر شده در دیدگاه دوم به سبب قدیمی تر بودن اعتبار بیشتری دارند، پس محل وفات حضرت خانه یزید است.

چگونگی وفات حضرت

اما درباره چگونگی وفات نیز دو دیدگاه وجود دارد:

1. بلافاصله با دیدن سر بریده پدر جان داد:

... سری دید در آن طبق نهاده، آن سر را بر داشت و نیک در آن نگریست. سر پدر خود را بشناخت. آهی از سینه برکشید و روی در روی پدر مالید و لب خود بر لب وی نهاد و فی الحال، جان شیرین بداد. (طریحی، بی تا: 136؛ واعظ کاشفی سبزواری، 1382: 389)

2. چند روز پس از دیدن سر بریدۀ پدر از دنیا رفت. (طبری، 1426: 2/ 179)

در هر دو دیدگاه، مربوط به قرن ششم و هشتم هجری هستند، ولی ازآن جایی که منبع ذکر شده در دیدگاه دوم قدیمی تر است، می توان گفت حضرت رقیه (علیها السلام) چند روز بعد از دیدن سر بریده پدر وفات کرده است.

بنابراین وفات حضرت، ماه صفر سال 61 هجری، در خانه یزید و چند روز بعد از دیدن

سر بریدۀ پدربزرگوارش بود.

مدفن حضرت

سید محسن امین درباره مدفن ایشان می نویسد:

رقیةبنت الحسین ینسب الیها قبر و مشهد مزور بمحلةالعمارة من دمشق الله اعلم؛ (امین، 1403: 7/ 34)

رقیه دختر حسین (علیه السلام) قبری به او منسوب است و مشهدی که در محله العماره دمشق زیارتگاه است. خدا به درستی آن آگاه تر است.

نخستین سندی که در بارۀ قبر کنونی حضرت رقیه در دست است، به به کتاب تسلیةالمجالس در قرن دهم هجری بازمی گردد که به طور صریح نام رقیه را نیاورده است:

در شهر دمشق شام، در بخش شرقی مسجد اعظم شهر، خرابه ای را دیدم که در گذشته، مسجد بوده و بر سنگ نوشته در آن، نام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندانش و امامان دوازده گانه نوشته شده بود و پس از آن، چنین نوشته بود: «این قبرخانم ملکه، دختر حسین بن امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. (حائری کرکی،1383: 2/ 93)

منابع تاریخی که درباره مدفن آن حضرت مطالبی آورده اند، به ترتیب، عبارتند از:

1. کتاب نور الابصار مربوط به قرن سیزدهم، در این باره می نویسد:

... برخی شامی ها به من خبر دادند که برای خانم رقیه، دختر امام علی_ کرم الله وجهه _ در دمشق شام آرامگاهی هست که زمانی به دیوارهای قبرش آسیب وارد شد ... . (شبلنجی، 1308: 195)

2. کتاب فارسی منتخب التواریخ، مربوط نیمه اول قرن چهاردهم، مزار ذکر شده در مورد اول را متعلق به رقیه بنت الحسین معرفی نموده است. (خراسانی، بی تا: 388)

بنابراین مدفن آن حضرت در شهر دمشق شام قرار دارد.

نتیجه

این اثر پس از بررسی در منابع تاریخی به این نتیجه رسیده است که حضرت رقیه (علیها السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان است. نامش فاطمه، مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه بوده است. ایشان در سال 57 هجری به دنیا آمده و در واقعه عاشورا، چهار سال داشته است.

درباره نام رقیه در منابع تاریخی معتبر، ذکر این نام به چندین دهه بعد از واقعه عاشورا برمی گردد. با توجه به تحقیقات به عمل آمده توسط نگارنده، نام رقیه در منابع تاریخی در چهار مورد ذکر شده است. تاریخ وفات حضرت، ماه صفر سال 61 هجری قمری است؛ اما درباره روز آن، دو دیدگاه مطرح بوده که به دلیل غیر معتبر بودن هر دو دیدگاه، تاریخ دقیقی از روز وفات حضرت در دست نیست. درباره محل وفات ایشان، خانه یزید مورد پذیرش است و وفات آن حضرت چند روز بعد از دیدن سر بریده پدر اتفاق افتاده است. همه منابع تاریخی درباره مدفن حضرت اتفاق نظر دارند و آن را در شهر دمشق شام می دانند.

منابع

_ ابن حیون، نعمان بن محمد (1409)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، قم، جامعه مدرسین.

_ ابن زید بیهقی (ابن فندق) (1385)، لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی.

_ ابن شهر آشوب (1376)، المناقب، بی جا، المکتبة الحیدریه.

_ ابن طاووس، علی (1385)، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم، انتشارات مؤمنین.

_ ابن مهنا، احمد بن محمد (1379)، التذکرة فی الانساب المطهرة، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی.

_ ابن شهر آشوب (بی تا)، المناقب آل ابی طالب، بیروت، انتشارات دارالاضواء.

_ ابومخنف، لوط بن یحیی بن سعید (1367)، مقتل ابی مخنف (وقعة الطف)، بی جا، مؤسسه نشر اسلامی.

_ اربلی، علی بن ابی الفتح (1327)، کشف الغمة فی معرفةالائمه، بی جا، مکتبة الحیدریه.

_ ارجستانی، محمدحسین (1374)، انوار المجالس، تهران، اسلامیه.

_ امین، سید محسن (1389)، تقویم شیعه، قم، انتشارات دلیل ما.

_ امین، سید محسن (1403)، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.

_ بابازاده، علی اکبر (1388)، جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) در جهان آفرینش، قم، بی نا.

_ بدوانی، عبدالقادر (1380)، منتخب التواریخ، بی جا، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

جعفری تبریزی، محمدتقی، (1380)، امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو_ انسانیت، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی،

_ حائری، محمدمهدی (1383)، معانی السبطین: فی احوال الحسن و الحسین، تهران، صبح صادق.

_ حیدری قاسمی، محمد (1378)، كتاب شناسی عاشورا، تهران، انتشارات اطلاعات.

_ خراسانی، ملا هاشم (بی تا)، منتخب التواریخ، تهران، انتشارات علمی اسلامیه.

_ دینورى، ابو حنیفه احمد بن داود (1368)، الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر، قم، انتشارات رضى.

_ ربانی خلخالی، علی (1377)، ستاره درخشان شام، قم، مکتب الحسین (علیه السلام).

_ شاه عبدالعظیمی، محمدعلی بن محمد (1411)، الایقاد فی وفیات النبی و الزهرا و الائمة اجمعین، قم منشورات فیروز آبادی.

_ شبلنجی (مؤمن) (1308)، نور الابصار، قم، الشریف الرضی.

_ طبری، حسن بن علی (1426)، کامل بهایی، قم، مکتبة الحیدریه.

_ طریحی، فخرالدین (بی تا)، المنتخب، بیروت، بی نا.

_ قزوینی، محمدحسن (1305)، ریاض الاحزان و حدائق الاشجان، تهران، بی نا.

_ قمی، شیخ عباس (1338)، منتهی الآمال، چاپ افست اسلامیه، بی نا.

_ قمی، شیخ عباس (1379)، ترجمه نفس المهموم، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران.

_ محمدی ری شهری، محمد و همکاران (1391)، شهادت نامه امام حسین (علیه السلام)، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث._ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1413)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، انتشارات کنگره شیخ مفید.

_ نظری منفرد، علی (1387)، واقعه کربلا، قم، انتشارات جلوه کمال.

_ نیشابوری، عبدالحسین (1389)، تقویم شیعه، قم، انتشارات دلیل ما.

_ واعظ کاشفی سبزواری، ملا حسین (1382)، روضةالشهداء، قم، نوید اسلام.

_ یزدی خراسانی، محمدجواد (بی تا)، شعشعة الحسینی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی.

نکته هایی از معارف حسینی

رسالت حضرت رقیه (علیها السلام) در قیام عاشورا

دکتر مهدی مردانی (گلستانی)(1)

هجرت تاریخی امام حسین (علیه السلام) از مدینه تا کربلا، با همراهی جمعی از اهل بیت(علیهم السلام) انجام گرفت که زنان و فرزندان امام حسین (علیه السلام) از آن جمله بودند. یکی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) که در این حرکت الهی حاضر بود و علاوه بر رنج سفر کربلا، محنت سفر شام را نیز به دوش کشید، حضرت رقیه (علیها السلام) است.(2)این دختر سه ساله(3)که به فاطمه صغرا نیز معروف است(4)، برجسته ترین حضور خود را در دوران پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و در ایام اسارت شام تجربه نمود؛ ایامی که از سخت ترین روزگار خاندان اهل بیت(علیهم السلام) بود و مصیبت ها و سختی ها بسیاری بر ایشان وارد شد.اما آن چه درباره این شخصیت ارزشمند کمتر مورد توجه قرار گرفته است، رسالت ایشان در قیام امام حسین (علیه السلام) است. این که در کنار نقشی که به عنوان دختر امام (علیه السلام) ایفا کرد، چه رسالت دیگری بر عهده داشت و تأثیر ایشان در گستره ای فراتر از حادثه کربلا چه بود؟


1) . استادیار پژوهشکده علوم اسلامی (mardani1400@gmail.com)

2) . ابن فُندُق بیهقی (م 565 ق) در کتاب لباب الانساب، در کنار فاطمه و سکینه از دختری به نام رقیه برای امام حسین (علیه السلام) یاد کرده است. نک: لباب الانساب، ص355.

3) . در برخی گزارش ها، سن شریف ایشان سه سال رقم زده شده است. نک: معالی السبطین ج2، ص101.

4) . نک: بحارالانوار، ج 45، ص 115.

روشن است که نقش ایشان در بُعد عاطفی ماجرا بسیار پر رنگ بود و حضور پر احساس و تأثیرگذار ایشان در شام، موجب تأثّر دوست و دشمن گردید؛ اما دختر امام حسین (علیه السلام) علاوه بر نقش خانوادگی، کارکرد سیاسی نیز داشت و با ابراز احساس معصومانه خود، موجب علنی شدن مظلومیت امام حسین (علیه السلام) گردید. به واقع، رفتار و گفتار ایشان در رثای امام حسین (علیه السلام) موجب شد آشکار شدن مظلومیت سیدالشهدا (علیه السلام) در واقعه کربلا و اثبات حقانیت حضرت در برابر دشمن گردید.

به بیان دیگر، نقش حضرت رقیه (علیها السلام) در ماجرای عاشورا تنها نقشی عاطفی نبود که با ابراز علاقه دختری خردسال به پدر شهیدش تجسّم پیدا کند، بلکه رسالتی حماسی بود که با برشمردن ظلم و شقاوت دشمنان و اعلان مظلومیت و بی گناهی امام حسین (علیه السلام)، چهرۀ کریه و منفور دستگاه یزید را بر همگان آشکار کرد؛ به گونه ای که دشمنی را که به عملکرد خود در به شهادت رساندن امام حسین (علیه السلام) افتخار می کرد، مجبور به عذرخواهی و ابراز پیشمانی نمود؛ چنان که وقتی سر مبارک امام حسین (علیه السلام) در پیش روی یزید قرار گرفت، او با سرودن اشعاری(1)از کشته شدن حضرت حوشحال شد، اما وقتی از وضعیت رقّت بارکاروان اسرا آگاه گردید و با افشاگری های خاندان امام (علیه السلام) رسوا شد، از قتل امام حسین (علیه السلام) برائت جست و از کردۀ خود اظهار پشیمانی کرد و به خانوادۀ خود اجازه داد سه روز برای امام حسین (علیه السلام) سوگواری کنند.(2)

در واقع، حضرت رقیه (علیها السلام) رسالتی که امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب (علیها السلام) به عهده گرفته بودند را تکمیل کرد و با اظهار دلدادگی خود به امام حسین (علیه السلام) و خلق صحنه های دادخواهی، به مأموریت ایشان برای افشا نمودن چهره پلید دشمن جلوۀ بیشتری بخشید و حقانیت امام (علیه السلام) را برای همیشۀ تاریخ جاودانه ساخت: «ثبت است بر جریده عالم دوام ما...»


1) . ای کاش بزرگان قبیله من که در جنگ بدر کشته شدند، اکنون بودند و زاری قبیله خزرج را از زدن شمشیرها و نیزه ها می دیدند! در آن هنگام از شدت فرح فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید دست مریزاد! ما بزرگان این ها را به جای کشتگانمان در بدر کشتیم و سربه سر شد. (الملهوف/214).

2) . نک: انساب الاشراف/ 222؛ تاریخ طبری: 5/464؛ البدایه و النهایه: 8/112.

اینک، دختران شهیدان نیز می توانند با الگو قرار دادن حضرت رقیه (علیها السلام)، نام و یاد پدران خود را زنده نگاه دارند و آرمانی را که پدر شهیدشان با خون خود آبیاری نمودند، با رفتار و گفتار صحیح خود بارور سازند؛ بدین گونه که با بهره گیری از منش حضرت رقیه (علیها السلام) در اعلان مظلوم و افشای ظالم، حقانیت راه شهیدان را نشان دهند و چهره فریبندۀ دشمنان را بر ملا سازند و غبار ابهام را از ذهن و باور جوانان بزدایند.

روا گشته حاجات ما با رقیه

دکتر مجتبی رحماندوست(1)

روا گشته حاجات ما با رقیه *** من و دست و دامان تو یا رقیه

من از کودکی آشنای تو بودم *** و مشق شبم، آب، بابا، رقیه

در آغوش بابا، در آغوش عمه *** چه شب ها شنیدی تو لالا رقیه

پدر می نشانده تو را روی زانو *** نوازشگرت دست زهرا رقیه

کنون در خرابه چرا روی خاشاک *** نشستی تو افسرده، تنها، رقیه؟

تو تکرار زهرایی و ضرب سیلی *** شده نیلگون رویت آیا؟ رقیه

چرا شانه هایت کبود است و زخمی؟ *** ز شلاق دشمن؟ مبادا رقیه

لبت بوسه گاه پدر بود و عمه *** تو و تازیانه به لب ها؟ رقیه

همان دم که افتادی از روی محمل *** شکست آن زمان بغض گل ها رقیه

شنیدم که با دیدن زخم زینب *** فروبسته ای لب ز شکوی رقیه

تو را هرکه دارد دگر غم ندارد *** من و دامنت، جان بابا، رقیه


1) . دانشیار دانشگاه تهران.

معرفی کتاب

دکتر محمدحسین مردانی نوکنده

رقیه بنت الحسین (علیه السلام) در انساب و تاریخ: تاریخ تحلیلی شخصیت شناسی حضرت رقیه (علیها السلام)/ محمدحسن پاکدامن/ بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی/ 1394/ 328ص

موضوع کتاب حاضر درباره شخصیت شناسی حضرت رقیه، بنت الحسین و رفع شبهاتی است که در منابع پراکنده درباره آن حضرت گزارش شده است. پرداختن به اثبات وجود آن حضرت در انساب، تاریخ و نقد و تنقیح حاشیه ها و داستان های ناشناخته و غیرواقعی از دغدغه های نویسنده در این اثر است. در دوره معاصر وهابیت تلاش می کند با محو تاریخ و فرهنگ شیعی، ستم رفته بر شیعیان را مظلوم نمایی جلوه دهد و با تحلیل های کج اندیشانه، خاطرات تلخ و نقش ظلم غاصبان را از ذهن ها پاک کند.

هدف از نگارش این کتاب، پاسخگویی به نیاز و شبهات جوانان، دانشجویان، حوزه های علمیه و نهادهای مذهبی و مردمی همچون امور مساجد و هیئات مذهبی است. نویسنده این کتاب کوشیده است با واکاوی و کاوشدقیق، برای اقناع نظریه اثبات وجود شخصیت رقیه (علیها السلام) به عنوان دختر امام حسین (علیه السلام) راهی جدید و امیدوارکننده هموار سازد و از سویی دیگر موجب شود منکران این شخصیت نیز در فضایی غیر احساسی و

عالمانه به هم اندیشی به جای تعصب های آفت زا روی آورند.

این پژوهش از یک سو در پی اثبات وجودی شخصیت حضرت رقیه بنت الحسین در انساب و تاریخ است و از طرفی تلاش دارد با پیراستن حاشیه ها و داستان های ناشناخته و جعلی به متنی واقعی نه اسطوره ای و خرافی دست یابد و سرآغاز روشنی را از شخصیت شناسی آن حضرت نوید دهد. هر خواننده منصف، پس از خواندن دقیق این اثر برای نخستین بار با نظریه ای جامع و برآمده از گزارش های پراکنده رو به رو می شود.

در این کتاب، با تکیه بر داده های نسب شناسی و تاریخی و روایی، تلاش بر این بوده که با اثبات نام رقیه (علیها السلام) بر این بانو و کناره گیری و پرهیز از رواج دادن دیگر اسامی شایع شده در برخی از متون، به پرسش های ذیل پاسخ داده شود:

1.

نام مادر حضرت رقیه (علیها السلام) چیست؟

2.

آیا حضور رقیه بنت الحسین در کربلا و شام مستند است؟

3.

آیا رقیه (علیها السلام) همان فاطمه صغیره یا فاطمه صغراست؟

4.

آیا خرابه های شام واقعیت داشته است؟

5.

شهادت حضرت رقیه (علیها السلام) در چه روزی بوده است؟

6.

آیا شبهات درباره رقیه بنت الحسین موضوعیت دارد؟

7.

چه نقدی بر آثار انتشار یافته درباره شخصیت حضرت رقیه (علیها السلام) به صورت جدی مطرح است؟8. عالمان معاصر درباره شخصیت حضرت رقیه (علیها السلام) چه نظری دارند؟

بدیهی است در ضمن این پرسش ها به موضوعات بسیار مهمی اشاره شده است و نویسنده این اثر، بر این باور است که با پی گیری دقیق آن موارد و رصد همراه با انصاف مخاطبان، پژوهشگران و به ویژه عالمان، ادعاهای نگارنده در موضوع اثبات وجود تاریخی و واقعی آن حضرت قابل دفاع و اثبات است.

مطالعه این اثر ارزشمند را به همگان توصیه می نماییم.

فراخوان نگارش مقاله برای فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی

با توجه به اهمیت و تأثیر عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در جوامع بشری به ویژه جامعه امروز اسلام، جمعی از دردمندان صاحب قلم و اندیشمند که ترکیبی از اساتید حوزه و دانشگاه هستند، با نیتی الهی و به دور از نگرش های سیاسی و زودگذر، بر آن شدند که انتشار فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی را با رویکردی علمی در مرحله اول برای مخاطبان داخل کشور و در گام بعدی برای دنیای اسلام آغاز نمایند.

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی ضمن قدردانی از تلاش های صورت گرفته در تبلیغ و ترویج فرهنگ حسینی، درصدد است در حوزه های ذیل به ترویج و گسترش فرهنگ حسینی بپردازد:

1.

شخصیت و ویژگی های سیدالشهداء (علیه السلام) به عنوان امام، اسوه و الگو

2.

معارف و احادیث گزارش شده از امام حسین (علیه السلام) یا مرتبط با ایشان

3.

تبیین تاریخی و تاریخ تحلیلی نهضت عاشورا و حماسه کربلا

4.

سیره و سبک زندگی سیدالشهداء (علیه السلام)

5.

تحلیل عصری و روزآمد از سیره حسینی و نهضت عاشورا

6.

معرفی توصیفی، تحلیلی و انتقادی منابع و مصادر مرتبط با امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا

7.

ادب و هنر عاشورایی

8.

سایر موضوعات مرتبط با معارف حسینی

از تمامی علاقه مندان و نویسندگان محترم درخواست می شود که مقالات علمی خود را بر اساس فرمت تعریف شده نشریه، به سامانه فصل نامه ارسال نمایند.

ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین *** یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین

حق اشتراک سالیانه 000/200/1 ریال

هزینه اشتراک فصل نامه را به شماره حساب 0111650896001 بانک ملی به نام کانون فرهنگی تبلیغی فرات واریز نمایید.

آدرس پستی مجله: خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم،

پلاک 16، طبقه سوم، فصل نام پژوهش نامه معارف حسینی کدپستی: 1735813677

تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235

فرم اشتراک فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی

مشخصات متقاضی

نام خانوادگی:.............................................. نام: ....

جنسیت: زن £ مرد £ _ میزان تحصیلات:............... رشته تحصیلی: ...

شغل:...................... تاریخ و شماره فیش بانکی:.................................... مبلغ واریز شده:

متقاضی اشتراک از شماره:........ آدرس پستی و کد پستی: ................

............................................................... صندوق پستی:........................................ تلفن: ........ همراه: ..........................................................

امضای متقاضی

مشخصات مؤسسۀ متقاضی دریافت فصل نامه

نام مؤسسه:..................................... واحد درخواست کننده: . آدرس پستی: ..................................................... ................................................................

صندوق پستی:..................تلفن:..................... همراه: ....

تاریخ و شماره فیش بانکی: ........................................... مبلغ واریز شده: ...................................................

امضای مسئول و مهر مؤسسه

Journal of Husayni Research Studies

Vol. 5, No.17, Spring 2020

Journal of Husayni Research Studies is credited with being the first Iranian quarterly journal of research papers in the realm of Husayni, particularly Ashura, studies. Although published mainly in Persian, the scope of papers published in it is by no means limited to Iran and/or the Persian language; it is international in both scope and theme.

Proprietor and founder: Dr. MuhammadHusayn Mardani Nowkandeh EditorinChief: Dr. Sayyid MuhammadKazemTabataba'ie

Editorial Board:

Dr. Najaf Lakzayi, Baqir alUlum University, Qum

Dr. Hosein Khnifar, University of Tehran

Dr. Mojtaba Rahmandoust, University of Tehran

Dr. Ali Hajikhani, Tarbiat Modarres University

Dr. Ali Bayat, University of Tehran

Dr. Nasser Rafi'iMuhammadi, AlMustafa International University

Dr. GholamReza Khoshfar, University of Golestan

Dr. MuhammadReza Sangari, Institute of Islamic Culture and Thought

Dr. Mohammad Ranjbar Hosseini, Quran and Hadith University

Dr. MuhammadReza FakhrRohani, University of Qum

Dr. Mahdi Mardani (Golestani), Quran and Hadith University

English sections: Dr. MuhammadReza FakhrRohani

Contact information

Telefax: +98-21-43855828

Mailing address: Journal of Hussaini Reaserch Studies, Floor 3 No 16.9th Alley, Shahid Hadi Banayist, Piruzi Ave., Tehran 1735813677

http://www.maarefehosseini.ir

Ayate.boostan@gmail.com

An Account of Hz. Ruqayyah and her Martyrdom in Karbala

Ruqayyeh Zahmatkesh

Hz. Ruqayyah, a daughter of Imam alHusayn, was a martyr who played a prominent role in turning the Ashura episode into a historical trend. The present paper deals with her life and martyrdom. Based on historical- descriptive library research, her given name was Fatimah, and her mother was Umm Is'haq bt. Talha b. Abd Allah. Born in Medina in 57 AH/677, she was arrested as a prisoner of war, and as a captive, she was arrested together with other Ashura survivors whom were sent to Damascus by the pro- Umayyid army. She passed away and was buried in Damascus in Safar 61 AH/ 680. The earliest historical sources that mention her name date back to the 2nd/ 7th century, as quoted in Maqtal Ruqayyah on the authority of Muntakhab altawarikh.

Keywords: Ruqayyah, Ashura, Imam alHusayn, Fatimah bt. alHusay.

Hz. Ruqayyah in the Ancient and Medieval Sources up to the End of the 7th/ 13th Century

By Dr. Muhammad Ranjbar Husayni

The name and mention of Hz. Ruqayyah count as a purest sentimental mention of Imam alHusayn's movement. Great Muslim figures and historians from the first to the seventh/ 13th century have dealt with her in their works. The present paper seeks to investigate the relevant historical evidence regarding her presence in Karbala on Ashura and her tragic martyrdom in Damascus. The elegies composed by Sayf b. Umayrah in memoriam Imam alHusayn, his being a companion of Imam Jafar alSadiq, plus his being regarded as a reliable hadith relator by alNajashi, the reports of alBayhaqi in Lubab alansab, Ibn Tawus in his alLuhuf, and Imad alDin alTabari in Kamil of Bahayi, the conclusions prove her existence and presence in Karbala.

Keywords: Hz. Ruqayyah, Sayf b. Umayrah, Ibn Tawus, Imad alDin al- Tabari, Ashura.

Religious Promulgational and Educational Aspects of the Life of Hz. Ruqayyah in the School of Imam alHusayn

By Dr. Ali Fares Madan

Hz. Ruqayyah and her captivity in the tragic events of Karbala lead one to conclude that she manifested both Imam alHusayn's dignity and Hz. Zaynab's chastity. The present paper focuses on her rolefor disseminating the messages of Ashura, reviving the affairs of the Ahl alBayt, defaming the tyrant Umayyad hegemony, supporting the oppressed, and guiding people to the Right Path. Her exemplary patience, sacrifice, and Islamic lifestyle are also dealt with.

Keywords: Hz. Ruqayyah, dissertation of Islamic religious values, Ashura

Hz. Ruqayyah in Arabic Poetry

Dr. Sayyid Mahdi Nuri Keyzeqani

Hz. Ruqayyah has since drawn the attention of ahost of Arab poets who composed elegies (marthiyas) in her favor. These poems highlight her status as a little daughter of Imam alHusayn, her oppressedness, and the afflictions she endured in the Ashura episode.

Keywords: Ashura literature, Hz. Ruqayyah, contemporary Arab poetry.

Hz. Ruqayyah in Historical Sources

Dr. Sayyid Ziya alDin Olyaanasab Roya Rahimi Qazi

The present paper deals with the case of Hz. Ruqayyah, a little daughter of Imam alHusayn, in historical sources. Her name was Fatimah, and her mother was Um Is'haaq, daughter of Talhah b. Abd Allah. Born in Medina in 57 AH/ 676 CE, she was one of the Ashura captives who were taken to Damascus. She breathed her last there owing to intense grief at the sight of her father's severed head laid before him in the month Safar 61 AH/ 680 CE. Her honorific title Ruqayyah was first mentioned in certain history books (eg, in Maqtal alRuqayyah as part of Muntakhab altawaarikh) that were written in the 2nd/8th century.

Keywords: Ruqayyah, Imam alHusayn, Ashura, Fatimah bt. alHusayn.