علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 16

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 16

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- انشقاق

1- انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1،2،4

1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .

يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».

4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 1

1 - شكافته شدن آسمان و از هم پاشيدن آن ، در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء

«انشقاق» به معناى شكافته شدن و در مورد آسمان به معناى درهم ريختن نظم كنونى اجرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 16 - 1،2

1 - از هم شكافته شدن آسمان در آستانه برپايى قيامت

و انشقّت السماء

2 - آسمان پس از شكافته شدن در آستانه برپايى قيامت ، سست و نااستوار خواهد شد .

فهى يومئذ واهية

«وهى» (ماده «واهية») به چيزى گفته مى شود كه رسته اش سست شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 1

1 - شكافته شدن و از هم گسستن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

يومًا . .. السماء منفطر به

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» ظرفيه و به معناى «فى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 9 - 1

1 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

و إذا السماء فرجت

«فرج»، به معناى شكاف است (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 1

1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

إذا السماء انشقّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 3 - 4

4 - مرحله شكافته شدن آسمان - در مراحل مقدماتى قيامت - مقدم بر مرحله انبساط زمين و مؤثر در آن خواهد بود . *

إذا السماء انشقّت . .. و إذا الأرض مدّت

تقديم «إذا السماء. ..» بر «إذا الأرض ...»، ممكن است ناظر به تقدم زمانى آن باشد. ذكر اين دو رخداد در كنار يكديگر، مى تواند نشانگر ارتباط آن دو باشد.

2- انشقاق آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 90 - 2،3

2- شكافته شدن آسمان ها ، قطعه قطعه شدن زمين و انهدام كوه ها ، امرى بسزا ، در برابر ادعاى باطل فرزند گزينى خداوند

تكاد السموت يتفطّرن منه و تنشقّ الأرض و تخرّ الجبال هدًّا

فعل «تكاد» - كه بر «وقوع نزديك» دلالت دارد - در معناى مجازى «سزاواربودن» به كار رفته و ممكن است مراد اين باشد كه برخورد اين سخن با مقام قدس الهى، مانند برخورد چيزى با اركان جهان هستى است; كه همه چيز را متلاشى كند و از ميان ببرد. و يا اين كه خشم خداوند از اين سخن به حدى است كه جاى آن دارد، آسمان و زمينى باقى نگذارد و همه چيز را نابود كند و كوه ها را درهم بريزد.

3- آسمان ها ، متعدد و قابل شكافته شدن از است .

تكاد السموت يتفطّرن منه

محتواى آيه، استعاره است، در اين موارد گرچه معانى حقيقى، اراده نشده است; ولى امكان پذيربودن معانى حقيقى ملحوظ مى شود.

3- انشقاق تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 3

3 - قدرت خداوند بر شكافتن تاريكى شب به وسيله سپيده صبح ، دليل توانمندى او بر خنثى ساختن تهديد هاى پوشيده و توطئه هاى سرّى و شبانه دشمن

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ غاسق إذا وقب

آيات بعد، قرينه بر اين است كه مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ريزى هاى كاملاً محرمانه دشمن در شب است.

4- انشقاق زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 90 - 2

2- شكافته شدن آسمان ها ، قطعه قطعه شدن زمين و انهدام كوه ها ، امرى بسزا ، در برابر ادعاى باطل فرزند گزينى خداوند

تكاد السموت يتفطّرن منه و تنشقّ الأرض و تخرّ الجبال هدًّا

فعل «تكاد» - كه بر «وقوع نزديك» دلالت دارد - در معناى مجازى «سزاواربودن» به كار رفته و ممكن است مراد اين باشد كه

برخورد اين سخن با مقام قدس الهى، مانند برخورد چيزى با اركان جهان هستى است; كه همه چيز را متلاشى كند و از ميان ببرد. و يا اين كه خشم خداوند از اين سخن به حدى است كه جاى آن دارد، آسمان و زمينى باقى نگذارد و همه چيز را نابود كند و كوه ها را درهم بريزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 44 - 1

1 - قيامت ، روز شكافتن زمين و خروج سريع آدميان از دل خاك

يوم تشقّق الأرض عنهم سراعًا

مطلب بالا، بر اين اساس است كه «سراعاً» اشاره به خروج سريع داشته است.

5- انشقاق ماه (قمر)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 7،9

7 - « شق القمر » ، از نشانه هاى نزديكى هر چه بيشتر وقوع قيامت

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

9 - رخداد « شق القمر » ، نمودى از تحولات مهم جهان در آستانه قيامت *

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «انشقّ القمر» از آن جهت در پى «اقتربت الساعة» ياد شده باشد كه انسان ها بدانند همان گونه كه در عصر پيامبر «شق القمر» صورت گرفت، اين گونه تحولات عظيم در آستانه قيامت نيز رخ خواهد داد.

6- تشبيه به انشقاق تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

7- زمان انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 6

6 - زمان شكافته شدن آسمان و گسترش زمين و تخليه درون آن ، زمان حضور انسان ها در پيشگاه پروردگار است .

إذا السماء انشقّت . .. فملقيه

«إذا» در «إذا السماء انشقت» ظرف است و مظروف آن به قرينه «فملاقيه» محذوف مى باشد; بنابراين مراد چنين خواهد بود: «إذا السماء انشقت . .. لاقى الإنسان ربّه».

8- عوامل انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 2

2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد

السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 3

3 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، به وسيله ابر ها شكافته خواهد شد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى سببيت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 2

2 - آسمان از شدت هراس و هولناكى روز محشر ، شكافته و از هم گسسته خواهد شد .

يومًا . .. السماء منفطر به

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» سببيت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 3

3 - استحكام و از هم پاشيدگى اجزاى آسمان ، تابع شرايط خاص و تأثيرات اسباب و علل است .

إذا السماء انشقّت

«إنشقاق» (شكافته شدن) مطاوعه «شقّ» (شكافتن) است و نتيجه و بازتاب آن را بيان مى كند. بنابراين آسمان، تحت تأثير عاملى شكافنده از هم مى گسلد.

9- عوامل انشقاق زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 2

2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد

السموت

10- فلسفه انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 2 - 4

4 - شكافته شدن آسمان در آستانه قيامت ، در جهت كمال آن و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .

و أذنت لربّها

11- قدرت بر انشقاق تاريكى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 5

5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد

12- مكان انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 4

4 - « عن علىّ قال : تنشق السماء من المجرّة ;

از على(ع) روايت شده كه فرمود: آسمان از طريق كهكشان از هم گسيخته مى شود».

2- انصار

1- ارزش پيروى از انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 4

4 - پيروى از مهاجران و انصار ، تنها در طريق نيكى و درستى ستوده و ارزشمند است نه به طور مطلق .

و السبقون . .. و الذين اتبعوهم بإحسن

2- ارزش عمل انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 5

5 - ارجمندى مهاجران و انصار ، مستلزم نفى صدور عمل غير نيك از آنان نيست .

و الذين اتبعوهم بإحسن

خداوند، ارجمندى تابعان را بدان مشروط كرده كه تنها بر اساس نيكى و در زمينه نيكيها از مهاجران و انصار تبعيت كنند نه در هر گونه عمل و به هر انگيزه اى و اين معنا نشان مى دهد كه مهاجران و انصار مبرا از عمل غير نيك نبودند.

3- استقبال انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 4،5

4 - استقبال انصار از مهاجران ، با ايمان و امكانات خويش

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

چنانچه «تبوّءو الدار» به معناى مهيا ساختن منزل باشد، آماده كردن آن از سوى انصار، مى تواند به هدف استقبال از مهاجران صورت گرفته باشد.

5 - انصار ، مورد تمجيد خداوند ، به خاطر محبت بى دريغشان نسبت به مؤمنان مهاجر

يحبّون من هاجر إليهم

4- استمداد از انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 13

13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.

5- امداد انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 2

2 - شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر - مثلا - اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.

6- امكانات مادى انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 4

4 - استقبال انصار از مهاجران ، با ايمان و امكانات خويش

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

چنانچه «تبوّءو الدار» به معناى مهيا ساختن منزل باشد، آماده كردن آن از سوى انصار، مى تواند به هدف استقبال از مهاجران صورت گرفته باشد.

7- انصار در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

8- انصار و حسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 7

7 - انصار ، به دور از كمترين حسد و چشمداشت نسبت به اموال عطا شده به مهاجران از « فىء »

و لايجدون فى صدورهم حاجة ممّا أُوتوا

با توجه به اين كه حسد مسبوق به چشمداشت است و انصار هيچ گونه چشمداشتى نسبت به اموال عطا شده به مهاجران نداشتند; از آيه شريفه نفى هرگونه حسادت استفاده مى شود.

9- انصار و طمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 7

7 - انصار ، به دور از كمترين حسد و چشمداشت نسبت به اموال عطا شده به مهاجران از « فىء »

و لايجدون فى صدورهم حاجة ممّا أُوتوا

با توجه به اين كه حسد مسبوق به چشمداشت است و انصار هيچ گونه چشمداشتى نسبت به اموال عطا شده به مهاجران نداشتند; از آيه شريفه نفى هرگونه حسادت استفاده مى شود.

10- انصار و مؤمنان غير مهاجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 8

8 - مهاجران و انصار نبايد از مؤمنان غير مهاجر يارى طلبند و از آنان انتظار حمايت داشته باشند . *

ما لكم من وليتهم من شىء

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «وليتهم» فاعل باشد. بنابراين جمله «ما لكم ... » به اين معناست كه براى شما نيست كه از پشتيبانى آنان برخوردار شويد. يعنى نبايد آنان را به نصرت خويش بخوانيد و حمايت آنان را طلب كنيد.

11- ايثار انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 8

8 - انصار ، مورد ستايش به سبب ايثار بر مهاجران ، حتى در شرايط احتياج و نياز خويش

و لايجدون فى صدورهم . .. و لو كان بهم خصاصة

12- ايمان انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 4،9

4 - استقبال انصار از مهاجران ، با ايمان و امكانات خويش

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

چنانچه «تبوّءو الدار» به معناى مهيا ساختن منزل باشد، آماده كردن آن از سوى انصار، مى تواند به هدف استقبال از مهاجران صورت گرفته باشد.

9 - انصار مؤمن ، ايثارگر و بى چشمداشت نسبت به بهره مندى هاى مادى مهاجران ، نمونه اى از مؤمنان راستين

أُولئك هم الصدقون . و الذين تبوّءو الدار ... و لايجدون فى صدورهم حاجة

13- بشارت به انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 7

7 - خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .

لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 11

11 - بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان

أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر

14- رحمت خدا بر انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 1

1 - شمول رأفت و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران و انصارى كه آن حضرت را در لحظه هاى دشوار ، همراهى كردند .

لقد تاب اللّه على النبى و المهجرين و الانصار

«توبة» به معناى رجوع و روى كردن است. روى كرد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجر و انصار - به قرينه ذيل آيه شريفه - كنايه از اين است كه خداوند آنان را به خاطر يارى رساندن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظه هاى سخت و دشوار، مورد رأفت و رحمت ويژه قرار داده است.

15- رضايت از انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 1،8

1 - خدا از نخستين پيشگامان از مهاجران و انصار و نيز دنبال كنندگان راه آنان ، راضى و ايشان نيز از خدا راضى اند .

و السبقون الأولون من المهجرين و الأنصار و الذين اتبعوهم بإحسن رضى اللّه عنهم و ر

8 - اعلام رضايت برتر خداوند ، از اولين و برترين مؤمنان از مهاجران و انصار

و السبقون الأولون من المهجرين . .. رضى اللّه عنهم

قيد «الأولون» مى تواند قيد توضيحى نباشد بلكه «السابقون» را به دو دسته تقسيم كند كه در اين صورت استفاده مى شود كه در ميان مهاجران و انصار پيشتاز، دو گروه وجود داشته اند: برخى «الأولون» و برخى غير آن ; گفتنى است كه علاوه بر نكته فوق، واژه «السابقون» و «الأولون» ممكن است تنها نظر به سبقت زمانى نداشته باشد ; بلكه سبقت و اولويت معنوى را هم برساند.

16- رضايت انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 1

1 - خدا از نخستين پيشگامان از مهاجران و انصار و نيز دنبال كنندگان راه آنان ، راضى و ايشان نيز از خدا راضى اند .

و السبقون الأولون من المهجرين و الأنصار و الذين اتبعوهم بإحسن رضى اللّه عنهم و ر

17- فضايل انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 1

1 - شمول رأفت و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران و انصارى كه آن حضرت را در لحظه هاى دشوار ، همراهى كردند .

لقد تاب اللّه على النبى و المهجرين و الانصار

«توبة» به معناى رجوع و روى كردن است. روى كرد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجر و انصار - به قرينه ذيل آيه شريفه - كنايه از اين است كه خداوند آنان را به خاطر يارى رساندن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظه هاى سخت و دشوار، مورد رأفت و رحمت ويژه قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 5،7،8،9

5 - انصار ، مورد تمجيد خداوند ، به خاطر محبت بى دريغشان نسبت به مؤمنان مهاجر

يحبّون من هاجر إليهم

7 - انصار ، به دور از كمترين حسد و چشمداشت نسبت به اموال عطا شده به مهاجران از « فىء »

و لايجدون فى صدورهم حاجة ممّا أُوتوا

با توجه به اين كه حسد مسبوق به چشمداشت است و انصار هيچ گونه چشمداشتى نسبت به اموال عطا شده به مهاجران نداشتند; از آيه شريفه نفى هرگونه حسادت استفاده مى شود.

8 - انصار ، مورد ستايش به سبب ايثار بر مهاجران ، حتى در شرايط احتياج و نياز خويش

و لايجدون فى صدورهم . .. و لو كان بهم خصاصة

9 - انصار مؤمن ، ايثارگر و بى چشمداشت نسبت به بهره مندى هاى مادى مهاجران ، نمونه اى از مؤمنان راستين

أُولئك هم الصدقون . و الذين تبوّءو الدار ... و لايجدون فى صدورهم حاجة

18- فىء به انصار فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 1

1 - فقراى انصار نيز مانند مهاجرانِ نيازمند ، از جمله سهم بران « فىء »

للفقراء المهجرين . .. و الذين تبوّءو الدار و الإيمن

«والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» است; يعنى، «و للفقراء الذين تبوّءو الدار».

19- قصه مرد انصارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 5

5 - « قال البزنطى : . . . و سمعت الرضا ( ع ) يقول فى تفسير « و الّيل إذا يغشى » قال : إنّ رجلاً من الأنصار كان لرجل فى حائطه نخلة و كان يُضِرّ به فشكا ذلك إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فدعاه فقال : اعطنى نخلتك بنخلة فى الجنّة فأبى فبلغ ذلك رجلاً من الأنصار يكنّى أبا الدحداح فجاء إلى صاحب النخلة فقال : بعنى نخلتك بحائطى فباعه فجاء إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقال : يا رسول اللّه قد اشتريت نخلة فلان بحائطى ، قال : فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فلك بدل ها نخلة فى الجنّة فأنزل اللّه تبارك و تعالى على نبيّه (صلی الله علیه و آله) « . . .فأمّا من أعطى » يعنى النخلة « و اتّقى و صدّق بالحسنى » بوعد رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . ;

بزنطى گفت: از امام رضا(ع) شنيدم كه در تفسير «و الّيل إذا يغشى» سخن مى گفت و فرمود: در باغِ مردى از انصار درخت خرمايى متعلق به شخص ديگرى بود و آن شخص [به هنگام استفاده از درخت] به مرد انصارى زيان مى رساند. مرد انصارى از اين عمل به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شكايت كرد; رسول خدا(صلی الله علیه و آله) صاحب درخت را فراخواند و به او فرمود: درخت خرمايت را در ازاى يك اصله درخت خرما در بهشت، به من واگذاركن و آن مرد امتناع كرد. پس اين خبر به مردى از انصار رسيد كه كنيه او «ابودحداح» بود. وى نزد صاحب آن درخت رفت و گفت: آن درخت خرمايت را در ازاى باغ من به من بفروش، او هم فروخت. آن گاه ابودحداح نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض كرد: درخت خرماى فلانى را در عوض باغ خود خريدم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: تو به جاى آن درخت، درختى را در بهشت مالك هستى. پس خداى تبارك و تعالى بر پيامبرش [اين آيه را] نازل فرمود: «فأمّا من أعطى» مقصود [بخشيدن ]درخت خرما است «و اتّقى و صدّق بالحسنى» مقصود [تصديق ]وعده رسول خدا است».

20- محدوده علم انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 9

9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم

21- محدوده مسؤوليت انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14

14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

22- مدح انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 5،8

5 - انصار ، مورد تمجيد خداوند ، به خاطر محبت بى دريغشان نسبت به مؤمنان مهاجر

يحبّون من هاجر إليهم

8 - انصار ، مورد ستايش به سبب ايثار بر مهاجران ، حتى در شرايط احتياج و نياز خويش

و لايجدون فى صدورهم . .. و لو كان بهم خصاصة

23- مراتب انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 9

9 - وجود تقدم و تأخر و تفاوت در فضل و كمال حتى در ميان پيشتازان از مهاجران و انصار

و السبقون الأولون من المهجرين و الأنصار

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الأولون» قيد احترازى باشد كه در اين صورت «سابقون» را به دو گروه تقسيم مى كند.

24- مراتب ايمان انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 8

8 - تفاوت درجات ايمان مسلمانان صدر اسلام ( مهاجران و انصار )

المهجرين و الانصار . .. بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

با توجه به اينكه تزلزل قلبى، تنها براى برخى از آنان پديد آمده بود و ديگران ثابت قدم بودند، مطلب فوق به دست مى آيد.

25- مسؤوليت انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 4،12،13

4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام

و الذين ءاووا و نصروا

توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك

وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.

12 - وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».

13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.

26- مسؤوليت انصار نخستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1

1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

27- مقامات انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 20

20 - عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او

داشتند [در كلام خود] جاى داد».

28- موقعيت اقتصادى انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 8 - 4

4 - وضع اقتصادى مهاجران ، دشوارتر از انصار به هنگام غزوه بنى نضير

للفقراء المهجرين

از اختصاص به ذكر يافتن فقراى مهاجر، دشوارى فزون تر وضع اقتصادى آنان استفاده مى شود.

29- مؤمنان انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 5

5 - مؤمنان عصر بعثت متشكل از سه گروه : مهاجران ( مؤمنانى كه از مكه و يا اطراف آن به مدينه هجرت كردند ) ، انصار ( مؤمنانى كه مهاجران را پناه دادند ) و مؤمنان غير مهاجر

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. و الذين ءاووا و نصروا ... و الذين ءامنوا

«ايواء» (مصدر آووا) به معناى منزل دادن و پناه دادن است و مفعول آن ضميرى است محذوف كه به «الذين ءامنوا . .. » برمى گردد.

30- نقش انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 3

3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.

31- نيازهاى معنوى انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 7

7 - مؤمنان ، حتى پيشتازان ايمان ( مهاجران و انصار ) ، فاقد مصونيت از خطا و نيازمند غفران الهى

و الذين جاءو من بعدهم يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا الذين سبقونا بالإيمن

از تأييد خداوند نسبت به استغفار براى پيشتازان راه ايمان، به جا بودن اين دعا و نياز آنان استفاده مى شود.

32- ولايت در انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 1،7

1 - خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

7 - خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 13

13 - حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

3- انصاف

1- انصاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 4

4 - لزوم برخورد واقع بينانه و منصفانه با مردم ( دوست و دشمن )

و من اهل الكتاب من ان تأمنه

قرآن، كافران اهل كتاب را در آنجا كه صفتى ممدوح داشته اند، ذكر كرده و آنان را ستوده، و اين درسى براى مؤمنان است.

2- انصاف با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14

14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت

و ءاتوهم ما أنفقوا

3- انصاف در ارزيابى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 5

5 - رعايت انصاف و واقع نگرى از سوى قرآن در ارزيابى انديشه و عمل مخالفان تعاليم خود

أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه خداوند حرف نشنوى و نابخردى را - كه از اوصاف ناپسند است - به بيشتر هواپرستان و

مشركان نسبت داد و نه به همه آنان; زيرا اكثريت آنان چنين بودند نه تمامى آنان.

4- انصاف در انتقاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 13

13 - ارائه و تبليغ آيين حق با نقد منصفانه و حق طلبانه عقايد دينى ديگر ، از شيوه هاى تبليغى قرآن

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبي

اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مشركان فرمود: يا ما بر حق هستيم و راه هدايت را مى پيماييم يا شما - با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسلّماً بر حق و هدايت بود - نشانگر انصاف و برخورد حق طلبانه با عقايد ديگران و شيوه اى پسنديده است.

5- انصاف در معرفى اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 8

8 - رعايت انصاف در نماياندن و ترسيم چهره اقوام ، امرى پسنديده است . *

و من قوم موسى امة يهدون بالحق

مى توان گفت از اهداف قرآن در ياد كردن از گروه عدالت پيشه و هدايتگر قوم موسى پس از بيان مفسده ها و مفسده جويان آن قوم، آموزش اين روش باشد كه نبايد در تحليل و گزارش از يك جامعه، محاسن موجود را ناديده گرفت و از آنها ياد نكرد.

6- اهميت انصاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 1

1 - خداوند به رعايت قسط (عدل و انصاف) فرمان داده، نه به ارتكاب فحشا و زشتى

إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14

14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت

و ءاتوهم ما أنفقوا

4- انطاكيه

1- آثار استهزاى انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

2- آثار اسرافگرى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 6

6 - اسراف گرى و گزافكارى مردم انطاكيه ، موجب بدبختى و ابتلاى آنان به سرنوشت شوم بود .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم . .. قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم بل أنتم قوم مسرفون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب و اعراض از مطلب گذشته است; يعنى، وجود پيامبران و دعوت آنان - على رغم ادعاى مردم انطاكيه - موجب بدبختى آنان نيست; بلكه اسراف گرى آنان سبب چنين سرنوشت شومى شده است.

3- آثار جهل اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 5

5 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه از فلسفه انتخاب رسولان از ميان انسان ها ، سبب تكذيب كردن آنان شده بود .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

4- آثار عذاب اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 2

2 - مردم انطاكيه ، با صيحه و بانگ سهمناك به حال خموشى و سكون مرگ بار درآمدند .

فإذا هم خمدون

«خمود» در اصل به معناى خاموش شدن زبانه آتش است و جمله «إذا هم خامدون» كنايه از مردن است.

5- استبداد در انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 9

9 - حاكميت جو خفقان بر شهر انطاكيه و نبود آزادى بيان براى اشخاص

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و بسيار روشن آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

6- استقامت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 2

2 - پيامبران مردم انطاكيه ، برخوردار از صبر و پايدارى بر مواضع خويش ، به رغم روبه رو شدن با تكذيب و مخالفت هاى سخت

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

تأكيد پيامبران بر راستى ادعاهاى خود، على رغم تكذيب شدن شان، گوياى برداشت ياد شده است.

7- استهزاهاى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

8- اسرافگرى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 5

5 - مردم انطاكيه ، مردمى اسرافگر و گزافكار بودند .

بل أنتم قوم مسرفون

9- انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 1

1 - خداوند ، دو پيامبر را هم زمان به سوى مردم انطاكيه گسيل داشت .

إذ أرسلنا إليهم اثنين

10- اهميت قصه انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 4

4 - داستان مردم « انطاكيه » ، داستانى مثال زدنى ، درس آموز و عبرت انگيز

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

11- ايمان به انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 3

3 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، ايمان استوارش به خداى يكتا را به پيامبران آن ديار اعلام كرد .

إنّى ءامنت بربّكم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مخاطبانِ «كم» و «فاسمعون»، پيامبران مردم انطاكيه باشند.

12- بعثت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 3

3 - خداوند پس از اين كه مردم انطاكيه دو پيامبر را تكذيب كردند ، پيامبر سومى را براى تقويت آن دو فرستاد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

«عزة» ريشه فعل «عزّزنا» به معناى «قوّة» است.

13- بينش انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، بدبختى و زندگى شوم آنان را ناشى از عمل كرد خود مردم دانستند ، نه ناشى از تذكرات شان به آنان

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

همزه در جمله «أئن ذكّرتم» براى استفهام است و فعل مجزوم «ذُكِّر» فعل شرطى است كه خبر آن مقدر مى باشد و تقدير آن، يا «أتشأمون بالتذكر إن ذكرتم» و يا «أتتوعدون إن ذكرتم» است. برداشت ياد شده براساس تقدير نخست مى باشد.

14- بينش اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 1،2،3،5،6،9

1 - مردم انطاكيه ، پيامبران الهى را انسان هايى همانند خود مى دانستند و هيچ برترى و امتيازى براى آنان قائل نبودند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

تصريح مردم انطاكيه به مثل و مانند خود بودنِ پيامبران، بيانگر نكته ياد شده است.

2 - مردم انطاكيه ، مسؤوليت پيامبرى را در شأن انسان نمى دانستند و او را شايسته تلقى وحى از جانب خداوند نمى انگاشتند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام بيان علل و انگيزه هاى تكذيب رسولان الهى از جانب مردم است; همان طور كه به اين نكته در ذيل آيه تصريح شده است: «ما أنزل الرحمان من شىء إن أنتم إلاّ تكذبون».

3 - انسان بودن ، دليل رد رسالت رسولان و نادرستى ادعا هاى آنان ، در ديدگاه مردم انطاكيه

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

5 - مردم انطاكيه ، نزول چيزى را از ناحيه خداوند رحمان براى عالم دنيا و پديده هاى آن ( انسان و . . . ) ، ممكن نمى دانستند .

و ما أنزل الرحمن من شىء

6 - مردم انطاكيه ، نزول وحى و آمدن پيامى از جانب خداى رحمان بر پيامبران فرستاده شده به سوى خويش را ، انكار مى كردند .

و ما أنزل الرحمن من شىء

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه چون آيه شريفه در مقام بيان علتِ انكار وحى از سوى كافران است، مقصود از «شىء» همان وحى خواهد بود.

9 - فرستادن پيامبران ، همراه با پيامِ تكليف آفرين ، مخالف رحمانيت خداوند در ديدگاه مردم انطاكيه بود .

و ما أنزل الرحمن من شىء

برخى از مفسران برآنند كه ذكر رحمانيت خداوند از سوى مردم انطاكيه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، فرستادن پيامبر را ناسازگار با رحمانيت خدا مى پنداشتند; زيرا آمدن پيامبران نوعاً همراه با تكليف بوده و آنان اين كار را با رحمانيت خدا ناسازگار مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 1،3

1 - مردم انطاكيه ، آمدن پيامبران را براى خود به فال بد گرفته و وجودشان را مايه شرّ و بدبختى مى پنداشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

مقصود از «بكم» مى تواند وجود خود پيامبران و يا دعوت و پيام آنان باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

3 - مردم انطاكيه ، دعوت و پيام پيامبران را به فال بد گرفته و آن را مايه شر و بدبختى خود مى دانستند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

15- پيروى از انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 11

11 - حبيب نجار ، مردم انطاكيه را به اقتدا و پيروى از رسولان الهى ، فراخوانده بود .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 4

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره مى گرفت .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

آيه شريفه و چند آيه بعدى، بيانگر مجموعه استدلال ها و برهان هاى مؤمن انطاكيه است كه در اثبات ادعاى خويش، براى مردم مطرح كرده بود.

16- تاريخ انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 2،3،8،9

2 - مردم انطاكيه ، هر دو پيامبر خويش را تكذيب كردند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما

3 - خداوند پس از اين كه مردم انطاكيه دو پيامبر را تكذيب كردند ، پيامبر سومى را براى تقويت آن دو فرستاد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

«عزة» ريشه فعل «عزّزنا» به معناى «قوّة» است.

8 - رسولان فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، به شدت از سوى آنان ، مورد تكذيب قرار گرفتند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

تأكيد رسولان بر رسالت و درستى ادعاهاى شان، بيانگر مخالفت شديد مردم و تكذيب سخت آنان است.

9 - پس از تكذيب دو رسول از سوى مردم انطاكيه و فرستاده شدن سومين رسول الهى ، آنان يك صدا و به صورت دسته جمعى ، به رسالت خويش ادامه دادند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 10

10 - هر سه پيامبر فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، مورد تكذيب آنان قرار گرفتند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالث. .. قالوا ...إن أنتم إلاّتكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 2،4،6،9

2 - مردم انطاكيه ، به تأثير سوء وجود برخى از افراد در سرنوشت انسان ها اعتقاد داشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

9 - حاكميت جو خفقان بر شهر انطاكيه و نبود آزادى بيان براى اشخاص

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و بسيار روشن آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 3

3 - انطاكيه ، در عصر حبيب نجار و آمدن رسولان الهى بدان جا ، به صورت شهر بود .

و جاء من أقصا المدينة رجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 5

5 - شرك و نيز اعتقاد به معبود هاى متعدد ، از ويژگى هاى مردم انطاكيه بود .

ءأتّخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ. .. لاينقذون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 3

3 - مردم انطاكيه ، در گمراهى آشكارى بسر مى بردند .

إنّى إذًا لفى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 28 - 1

1 - خداوند ، هيچ لشكرى از آسمان ( فرشتگان ) ، براى عذاب كردن و به هلاكت رساندن مردم انطاكيه نفرستاد .

و ما أنزلنا على قومه من بعده من جند من السماء

مفسران برآنند كه مقصود از «جند من السماء» (لشكر آسمانى) فرشتگانند. جمله «و ما أنزلنا على قومه...» استئناف بيانى است; يعنى، پاسخگوى اين سؤال است كه پس از شهادت حبيب نجار، مردم انطاكيه به چه سرنوشتى دچار شدند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 1،2،3،4،5

1 - عذاب و هلاكت مردم انطاكيه ، تنها با يك صيحه و بانگ سهمناك بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة

اسم «كانت» به قرينه مقام - كه درصدد بيان مجازات و عذاب مردم انطاكيه است - عقوبت و نابودى مى باشد.

2 - مردم انطاكيه ، با صيحه و بانگ سهمناك به حال خموشى و سكون مرگ بار درآمدند .

فإذا هم خمدون

«خمود» در اصل به معناى خاموش شدن زبانه آتش است و جمله «إذا هم خامدون» كنايه از مردن است.

3 - حقارت و زبونى مردم انطاكيه ، در برابر اراده الهى و تحقير شدنشان از جانب خداوند

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز نابود كردن مردم انطاكيه تنها با يك صيحه، مى تواند براى بيان ذلت، زبونى و تحقير آنان باشد.

4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .

فإذا هم خمدون

برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.

5 - كشته شدن مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دست مردم ، موجب هلاكت آنان شد .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

17- تبليغ انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 8

8 - ابلاغ موفقيت آميز پيام الهى ، از سوى رسولان انطاكيه به مردمِ دورترين محله هاى آن شهر و حاشيه آن

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى

تعبير «من أقصا المدينة» مى رساند كه دعوت پيامبران به دورترين محله هاى شهر رسيده و به مركز شهر محدود نشده بود.

18- تحقير اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 3

3 - حقارت و زبونى مردم انطاكيه ، در برابر اراده الهى و تحقير شدنشان از جانب خداوند

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز نابود كردن مردم انطاكيه تنها با يك صيحه، مى تواند براى بيان ذلت، زبونى و تحقير آنان باشد.

19- تطير اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 1

1 - مردم انطاكيه ، آمدن پيامبران را براى خود به فال بد گرفته و وجودشان را مايه شرّ و بدبختى مى پنداشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

مقصود از «بكم» مى تواند وجود خود پيامبران و يا دعوت و پيام آنان باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 2

2 - مردم انطاكيه ، به دليل شوم دانستن تذكّرات پيامبران شان ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

20- تطير به انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 1

1 - مردم انطاكيه ، آمدن پيامبران را براى خود به فال بد گرفته و وجودشان را مايه شرّ و بدبختى مى پنداشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

مقصود از «بكم» مى تواند وجود خود پيامبران و يا دعوت و پيام آنان باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 2

2 - مردم انطاكيه ، به دليل شوم دانستن تذكّرات پيامبران شان ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

21- تعدد انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 6

6 - مردم انطاكيه ، از رسولانى چند برخوردار بودند .

أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

22- تكذيب انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 2،3،8

2 - مردم انطاكيه ، هر دو پيامبر خويش را تكذيب كردند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما

3 - خداوند پس از اين كه مردم انطاكيه دو پيامبر را تكذيب كردند ، پيامبر سومى را براى تقويت آن دو فرستاد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

«عزة» ريشه فعل «عزّزنا» به معناى «قوّة» است.

8 - رسولان فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، به شدت از سوى آنان ، مورد تكذيب قرار گرفتند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

تأكيد رسولان بر رسالت و درستى ادعاهاى شان، بيانگر مخالفت شديد مردم و تكذيب سخت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 10

10 - هر سه پيامبر فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، مورد تكذيب آنان قرار گرفتند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالث. .. قالوا ...إن أنتم إلاّتكذبون

23- تكذيبگرى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 2،8

2 - مردم انطاكيه ، هر دو پيامبر خويش را تكذيب كردند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما

8 - رسولان فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، به شدت از سوى آنان ، مورد تكذيب قرار گرفتند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

تأكيد رسولان بر رسالت و درستى ادعاهاى شان، بيانگر مخالفت شديد مردم و تكذيب سخت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 10

10 - هر سه پيامبر فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، مورد تكذيب آنان قرار گرفتند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالث. .. قالوا ...إن أنتم إلاّتكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 2،5

2 - پيامبران مردم انطاكيه ، برخوردار از صبر و پايدارى بر مواضع خويش ، به رغم روبه رو شدن با تكذيب و مخالفت هاى سخت

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

تأكيد پيامبران بر راستى ادعاهاى خود، على رغم تكذيب شدن شان، گوياى برداشت ياد شده است.

5 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه از فلسفه انتخاب رسولان از ميان انسان ها ، سبب تكذيب كردن آنان شده بود .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

24- تهديد انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 6

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 3

3 - مردم انطاكيه ، به جهت تهديد كردن پيامبران شان به سنگسار شدن و شكنجه ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 1

1 - حبيب نجار ، از حاشيه و كرانه شهر انطاكيه به دفاع از پيامبران تهديد شده به سنگسار و شكنجه ، شتافت .

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى

بيشتر مفسران - براساس شواهد تاريخى و روايات مربوطه - بر اين باورند كه مقصود از «رجل» حبيب نجار است و آيه شريفه تا آيه 27 درباره سرگذشت او مى باشد. گفتنى است كه حبيب نجار در كرانه شهر انطاكيه مى زيست و به عبادت در غار و يا چرانيدن گوسفندان مشغول بود و آن گاه كه شنيد پيامبران به سنگسار و شكنجه تهديد شده اند، به ميان مردم آمد و به دفاع از آنان برخاست. گفتنى است «الف» و «لامِ» «المدينة» براى عهد است و اشاره به شهر «اصحاب القرية» دارد.

25- تهديدهاى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 6

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 3

3 - مردم انطاكيه ، به جهت تهديد كردن پيامبران شان به سنگسار شدن و شكنجه ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دليل ايمان به خداى يكتا و پيروى از رسولان الهى ، مورد اعتراض و تهديد مردم كافر قرار گرفت .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

از آهنگ آيه شريفه - كه با استفهام انكارى همراه است - مطلب ياد شده به دست مى آيد; زيرا استفهام انكارى، در رد چيزى به كار مى رود كه مورد انكار و اعتراض قرار گرفته است.

26- جهل اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 4

4 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه ، از فلسفه بعثت پيامبران و حكمت گزينش آنان از ميان انسان ها

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

يادآورى علم و دانايى خداوند، پس از تكذيب رسولان الهى به دليل بشر بودن آنان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

27- حق ناپذيرى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 6

6 - مردم انطاكيه ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

فرستاده شدن دو پيامبر - در يك زمان - در ميان مردم انطاكيه و تكذيب آن دو از سوى آنان و نيز فرستاده شدن پيامبر سوم براى تقويت دو فرستاده پيشين، بيانگر لجاجت و سرسختى چنين مردمى در برابر حق است.

28- حقانيت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 7

7 - تأكيد سه رسول الهى ، بر رسالت و درستى ادعا هاى خويش براى مردم انطاكيه

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

29- خداشناسى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 7

7 - مردم انطاكيه ، به وجود خدا و رحمانيت او معتقد بودند . *

و ما أنزل الرحمن من شىء

تصريح مردم انطاكيه به صفت رحمانيت خدا حاكى از اعتقاد آنان به اين حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 9

9 - مردم انطاكيه ، به وجود خدا و رحمانيت او معتقد بودند . *

إن يردن الرحمن بضرّ

تصريح به صفت رحمانيت خدا از سوى مؤمن انطاكيه، مى تواند حاكى از عقيده مردم آن ديار به اين حقيقت باشد; زيرا اگر آنان بر اين باور نبودند، استدلال به توانايى خداوند رحمان بر ضرر و گزند رساندن به انسان ها - به گونه اى كه حتّى معبودها از دفع آن ناتوان باشند - بى معنا و غير كافى بود.

30- خرافات در اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 5

5 - جهان بينى و عقايد مردم انطاكيه ، متكى بر خرافات بود .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

ترديدى نيست كه عقيده به فال، عقيده اى خرافى است و اعتقاد مردمِ انطاكيه به آن تا مرز سنگسار و شكنجه كردن پيامبران الهى، گوياى حقيقت ياد شده است.

31- دعوت از اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 11

11 - حبيب نجار ، مردم انطاكيه را به اقتدا و پيروى از رسولان الهى ، فراخوانده بود .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به گوش فرادادن به سخنان خود و تأمل و تفكر در انديشه ها و باور هاى خود فراخواند .

فاسمعون

32- دعوت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 8

8 - ناتوانى مردم انطاكيه در برابر دعوت به حق و پيام روشن پيامبران خود

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و پيام روشن آنان، گوياى حقيقت ياد شده است.

33- دفاع از انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 1

1 - حبيب نجار ، از حاشيه و كرانه شهر انطاكيه به دفاع از پيامبران تهديد شده به سنگسار و شكنجه ، شتافت .

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى

بيشتر مفسران - براساس شواهد تاريخى و روايات مربوطه - بر اين باورند كه مقصود از «رجل» حبيب نجار است و آيه شريفه تا آيه 27 درباره سرگذشت او مى باشد. گفتنى است كه حبيب نجار در كرانه شهر انطاكيه مى زيست و به عبادت در غار و يا چرانيدن گوسفندان مشغول بود و آن گاه كه شنيد پيامبران به سنگسار و شكنجه تهديد شده اند، به ميان مردم آمد و به دفاع از آنان برخاست. گفتنى است «الف» و «لامِ» «المدينة» براى عهد است و اشاره به شهر «اصحاب القرية» دارد.

34- ذلت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 3

3 - حقارت و زبونى مردم انطاكيه ، در برابر اراده الهى و تحقير شدنشان از جانب خداوند

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز نابود كردن مردم انطاكيه تنها با يك صيحه، مى تواند براى بيان ذلت، زبونى و

تحقير آنان باشد.

35- رسالت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 7

7 - تأكيد سه رسول الهى ، بر رسالت و درستى ادعا هاى خويش براى مردم انطاكيه

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 1

1 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه پيامبرانِ فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه بود .

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 4

4 - تذكر و بيدارباش دادن ، از وظيفه هاى پيامبران مردم انطاكيه بود .

أئن ذكّرتم

36- زمينه عذاب اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

37- زمينه هلاكت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

38- سرزنش اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 2،3

2 - مردم انطاكيه ، به دليل شوم دانستن تذكّرات پيامبران شان ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

3 - مردم انطاكيه ، به جهت تهديد كردن پيامبران شان به سنگسار شدن و شكنجه ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 8

8 - مردم انطاكيه به علت كفر به خدا و انكار معاد ، مورد انتقاد و سرزنش مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) قرار گرفتند .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى و إليه ترجعون

بيشتر مفسران برآنند كه آيه شريفه، در مقام تعريض و سرزنش مردم كافر انطاكيه مى باشد و آمدن آن در قالب «و ما لى لا أعبد» به جاى «و ما لكم لاتعبدون» براى تأكيد بيشتر است. گفتنى است آمدن جمله «ترجعون» به صيغه مخاطب، مؤيد اين حقيقت است.

39- سرزنشهاى انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 3

3 - مردم انطاكيه ، به جهت تهديد كردن پيامبران شان به سنگسار شدن و شكنجه ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

40- سرعت هلاكت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 4

4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .

فإذا هم خمدون

برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.

41- سنگسار در اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

42- سوگند انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، خدا را بر راستى ادعا هاى خود گواه گرفته و به او سوگند ياد كردند .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

جمله «ربّنا يعلم» (پروردگار ما مى داند) و نظاير آن (مانند «شهد اللّه» و «علم اللّه») در عرف عرب براى گواه گرفتن خدا بر راستى امرى و نيز در حكم قسم و جانشين آن است.

43- شرك اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 5

5 - شرك و نيز اعتقاد به معبود هاى متعدد ، از ويژگى هاى مردم انطاكيه بود .

ءأتّخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ. .. لاينقذون

44- شكنجه در اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

45- شهر انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 3

3 - انطاكيه ، در عصر حبيب نجار و آمدن رسولان الهى بدان جا ، به صورت شهر بود .

و جاء من أقصا المدينة رجل

46- صبر انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 2

2 - پيامبران مردم انطاكيه ، برخوردار از صبر و پايدارى بر مواضع خويش ، به رغم روبه رو شدن با تكذيب و مخالفت هاى سخت

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

تأكيد پيامبران بر راستى ادعاهاى خود، على رغم تكذيب شدن شان، گوياى برداشت ياد شده است.

47- عبرت از قصه اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 4

4 - داستان مردم « انطاكيه » ، داستانى مثال زدنى ، درس آموز و عبرت انگيز

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

48- عجز اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 8

8 - ناتوانى مردم انطاكيه در برابر دعوت به حق و پيام روشن پيامبران خود

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و پيام روشن آنان، گوياى حقيقت ياد شده است.

49- عقيده اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 7

7 - مردم انطاكيه ، به وجود خدا و رحمانيت او معتقد بودند . *

و ما أنزل الرحمن من شىء

تصريح مردم انطاكيه به صفت رحمانيت خدا حاكى از اعتقاد آنان به اين حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 2،4،5

2 - مردم انطاكيه ، به تأثير سوء وجود برخى از افراد در سرنوشت انسان ها اعتقاد داشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

5 - جهان بينى و عقايد مردم انطاكيه ، متكى بر خرافات بود .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

ترديدى نيست كه عقيده به فال، عقيده اى خرافى است و اعتقاد مردمِ انطاكيه به آن تا مرز سنگسار و شكنجه كردن پيامبران الهى، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 5،6،7،8،9

5 - شرك و نيز اعتقاد به معبود هاى متعدد ، از ويژگى هاى مردم انطاكيه بود .

ءأتّخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ. .. لاينقذون

6 - مردم انطاكيه ، معتقد به شفاعت كردن معبودهايشان به پيشگاه خداوند

ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

7 - معبود ها ، داراى منزلت و مقام در پيشگاه خداوند ، در نظر مردم انطاكيه

ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

8 - معبود ها ، برخوردار از توانايى براى نجات دادن از گرفتارى و رنج در نظر مردم انطاكيه

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى . .. و لاينقذون

9 - مردم انطاكيه ، به وجود خدا و رحمانيت او معتقد بودند . *

إن يردن الرحمن بضرّ

تصريح به صفت رحمانيت خدا از سوى مؤمن انطاكيه، مى تواند حاكى از عقيده مردم آن ديار به اين حقيقت باشد; زيرا اگر آنان بر اين باور نبودند، استدلال به توانايى خداوند رحمان بر ضرر و گزند رساندن به انسان ها - به گونه اى كه حتّى معبودها از دفع آن ناتوان باشند - بى معنا و غير كافى بود.

50- عوامل شقاوت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 6

6 - اسراف گرى و گزافكارى مردم انطاكيه ، موجب بدبختى و ابتلاى آنان به سرنوشت شوم بود .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم . .. قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم بل أنتم قوم مسرفون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب و اعراض از مطلب گذشته است; يعنى، وجود پيامبران و دعوت آنان - على رغم ادعاى مردم انطاكيه - موجب بدبختى آنان نيست; بلكه اسراف گرى آنان سبب چنين سرنوشت شومى شده است.

51- عوامل هلاكت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 5

5 - كشته شدن مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دست مردم ، موجب هلاكت آنان شد .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

52- كفر اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 8

8 - مردم انطاكيه به علت كفر به خدا و انكار معاد ، مورد انتقاد و سرزنش مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) قرار گرفتند .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى و إليه ترجعون

بيشتر مفسران برآنند كه آيه شريفه، در مقام تعريض و سرزنش مردم كافر انطاكيه مى باشد و آمدن آن در قالب «و ما لى لا أعبد» به جاى «و ما لكم لاتعبدون» براى تأكيد بيشتر است. گفتنى است آمدن جمله «ترجعون» به صيغه مخاطب، مؤيد اين حقيقت است.

53- گمراهى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 3

3 - مردم انطاكيه ، در گمراهى آشكارى بسر مى بردند .

إنّى إذًا لفى ضلل مبين

54- گواهان حقانيت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، خدا را بر راستى ادعا هاى خود گواه گرفته و به او سوگند ياد كردند .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

جمله «ربّنا يعلم» (پروردگار ما مى داند) و نظاير آن (مانند «شهد اللّه» و «علم اللّه») در عرف عرب براى گواه گرفتن خدا بر راستى امرى و نيز در حكم قسم و جانشين آن است.

55- گواهى انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 4

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پيامبران آن ديار را بر ايمان استوارش به خداى يكتا ، به گواهى گرفت .

إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون

خطابِ «فاسمعون» - بر مبناى اين كه مخاطبان آن پيامبران باشند - به اين منظور ايراد شده است تا پيامبران انطاكيه را بر ايمان آوردن خود به پروردگار شاهد بگيرد.

56- لجاجت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 6

6 - مردم انطاكيه ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

فرستاده شدن دو پيامبر - در يك زمان - در ميان مردم انطاكيه و تكذيب آن دو از سوى آنان و نيز فرستاده شدن پيامبر سوم براى تقويت دو فرستاده پيشين، بيانگر لجاجت و سرسختى چنين مردمى در برابر حق است.

57- محدوده مسؤوليت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 2

2 - پيامبران فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، تنها مسؤول انجام رسالت خويش بودند ; نه مأمور به نتيجه ( مؤمن ساختن

همه مردم ) .

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

حصر در جمله «و ما علينا إلاّ. ..» حصر اضافى است و گوياى اين نكته مى باشد كه تكذيب انبيا از سوى منكران رسالت، مسؤوليتى بر دوش پيامبران بار نمى كند; زيرا آنان تنها مسؤول ابلاغ وحى به مردم اند و مسؤوليتى در قبال آثار و نتايج اين رسالت (پذيرش و عدم پذيرش مردم) ندارند.

58- منشأ شقاوت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، بدبختى و زندگى شوم آنان را ناشى از عمل كرد خود مردم دانستند ، نه ناشى از تذكرات شان به آنان

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

همزه در جمله «أئن ذكّرتم» براى استفهام است و فعل مجزوم «ذُكِّر» فعل شرطى است كه خبر آن مقدر مى باشد و تقدير آن، يا «أتشأمون بالتذكر إن ذكرتم» و يا «أتتوعدون إن ذكرتم» است. برداشت ياد شده براساس تقدير نخست مى باشد.

59- موفقيت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 6

6 - حبيب نجار ، مردى آشنا به پيامبران عصر خويش و مؤمن و پيرو ايشان

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يقوم اتّبعوا المرسلين

دفاع حبيب نجار از پيامبران و توصيه به پيروى از آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

60- موقعيت فرهنگى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

61- مؤمنان به انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 6

6 - حبيب نجار ، مردى آشنا به پيامبران عصر خويش و مؤمن و پيرو ايشان

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يقوم اتّبعوا المرسلين

دفاع حبيب نجار از پيامبران و توصيه به پيروى از آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

62- نقش انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، بدبختى و زندگى شوم آنان را ناشى از عمل كرد خود مردم دانستند ، نه ناشى از تذكرات شان به آنان

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

همزه در جمله «أئن ذكّرتم» براى استفهام است و فعل مجزوم «ذُكِّر» فعل شرطى است كه خبر آن مقدر مى باشد و تقدير آن، يا «أتشأمون بالتذكر إن ذكرتم» و يا «أتتوعدون إن ذكرتم» است. برداشت ياد شده براساس تقدير نخست مى باشد.

63- ويژگيهاى هلاكت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 4

4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .

فإذا هم خمدون

برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.

64- هشدارهاى انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 4

4 - تذكر و بيدارباش دادن ، از وظيفه هاى پيامبران مردم انطاكيه بود .

أئن ذكّرتم

65- هلاكت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 1

1 - عذاب و هلاكت مردم انطاكيه ، تنها با يك صيحه و بانگ سهمناك بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة

اسم «كانت» به قرينه مقام - كه درصدد بيان مجازات و عذاب مردم انطاكيه است - عقوبت و نابودى مى باشد.

66- هماهنگى انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 7،9

7 - تأكيد سه رسول الهى ، بر رسالت و درستى ادعا هاى خويش براى مردم انطاكيه

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

9 - پس از تكذيب دو رسول از سوى مردم انطاكيه و فرستاده شدن سومين رسول الهى ، آنان يك صدا و به صورت دسته جمعى ، به رسالت خويش ادامه دادند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

5- انفاق

1- انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 2،3،5،7،10

2 - كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش

انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته

3 - تباهى امكانات مادى ، ثمره انفاق هاى كافران

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

5 - بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري

7 - انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

10 - بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 1،2

1 - انفاق در حال توانمندى و تنگدستى ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

مراد از «فى السّرّآء و الضّرّاء»، حالت تنگدستى و توانمندى است، و در برداشت فوق، توصيف انفاق كننده گرفته شده است، نه وصف براى مورد انفاق.

2 - انفاق در حالت رفاه و آسايش و نيز رنج و سختى جامعه ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

بنابر اينكه مراد از «السّرّآء و الضّراء» بيان حالت جامعه و مردم، يعنى مورد انفاق باشد، نه بيانِ حالت انفاق كننده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 8،9

8 - تبليغات سوء يهود عليه احكام و دستورات اسلام ( انفاق )

و لا يحسبنّ الّذين . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغني

9 - خداوند ، غنى و بى نياز از انفاق بندگان

انّ الّذين . .. انّ اللّه فقير و نحن اغنياء سنكتب ما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 4

4 - انفاق ، عرصه آزمايش مالى مؤمنان و جهاد ، عرصه آزمايش جانى آنان

لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم

با توجّه به آيات پيشين كه درباره جهاد و انفاق بود، مى تواند امتحان مالى، ناظر به انفاق و امتحان جانى، ناظر به جهاد باشد.

2- آثار اجتماعى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 2،3،14

2 - ضرورت جُبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى جامعه

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا

3 - وظيفه مسلمانان در تقويت بُنيه دفاعى و حكومتى جامعه اسلامى ، به وسيله انفاق

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا

با توجّه به روح كلّى آيات گذشته كه در مورد پيكار و زمامدارى بوده است.

14 - انفاق ، از عوامل بسط عدالت

انفقوا . .. و الكافرون هم الظّالمون

چون ترك انفاق ظلم است ; پس انفاق عاملى است در جهت رفع ظلم (ايجاد عدالت. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 5

5 - خوددارى از انفاق ، زمينه گرايش جامعه به زشتيها

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

گويا جمله «يأمركم بالفحشاء»، توضيح و تفسير جمله «يعدكم الفقر» است. يعنى شما را از انفاق بازمى دارد و در نتيجه، شما را به فحشا مى كشاند. (از يك سو صفت بخل را در انسان رشد مى دهد و از سوى ديگر عده اى در فقر و فلاكت خواهند ماند كه

نتيجه اى جز خيانت و جنايت در جامعه نخواهد داشت.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 8

8 - انفاق و وفاى به نذر ، از عوامل ايجاد و بسط تعاون اجتماعى *

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر . .. و ما للظّالمين من انصار

به نظر مى رسد از مصاديق ياوران (انصار) همان مردمى باشند كه از اموال انفاق كنندگان بهره مند مى شوند; يعنى انفاق كنندگان و وفاكنندگان به نذر، برخوردار از يارى مردم هستند و نيز آنان، مددكار مردم و اجتماعند; بنابراين انفاق از عوامل بسط تعاون اجتماعى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 12

12- منافع همه طبقات جامعه ، حتى ثروتمندان ، در گرو انفاق و نوعى تعديل ثروت *

تدعون لتنفقوا . .. و اللّه الغنىّ و أنتم الفقراء

تعبير «و أنتم الفقراء» ممكن است هم شامل نياز انسان به پاداش الهى و هم شامل نوعى نياز طبيعى و اجتماعى انسان ها باشد; يعنى، اصولاً جامعه بدون انفاق، دوام نمى يابد و تشريع انفاق از سوى خداوند، در واقع تضمينى بر ثبات و پايدارى جوامع بشرى است.

3- آثار اجتماعى ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 15

15- نقش ثروت اندوزى و عدم انفاق ، در زوال جامعه و پيدايش تحولات ويرانگر اجتماعى *

تدعون لتنفقوا . .. و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «يستبدل قوماً غيركم» اشاره به يكى از سنت هاى اجتماعى خداوند داشته باشد; زيرا امت هاى گرفتار در انحرافات اقتصادى، از درون پوسيده و يا به وسيله ملتى ديگر مقهور مى شوند.

4- آثار اجتناب از انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 8

8 - كسانى كه از انفاق كردن روى برمى گردانند ، به خود ضرر وارد مى كنند ; نه به خداوند .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

5- آثار افراط در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 5،6

5- زياده روى در انفاق ، موجب بازماندن انسان از كار هاى بايسته خويش

فتقعد ملومًا محسورًا

كاربرد ماده «قعود» در آيه، مى تواند اشاره به بازماندن انسان از كارهاى خود داشته باشد كه در اين حال انسان مورد ملامت ديگران قرار مى گيرد و حسرت مى خورد.

6- بخل ، باعث سرزنش و زياده روى در انفاق ، عامل ناتوانى و حسرت انسان در زندگى است .

و لاتجعل يدك . .. و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا

برداشت فوق بنابراين نكته است كه «ملوماً» به «لاتجعل يدك مغلولة» و «محسوراً» به «لاتبسطها» نظر داشته باشد و نيز بنابراين است كه «محسوراً» به معناى جدا شدن شخص از امكانات خويش باشد و مايه حسرت او گردد.

6- آثار انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 10

10 - انفاق در راه خدا و تأمين نياز هاى جهاد ، در پى دارنده حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين. و أنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 13

13 - بقاى آنچه به خداوند قرض داده مى شود و بازگشت چندين برابر آن به آدمى

من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

مُراد از ضمير مفعولى در «يضاعفه» قرض است; يعنى آن مالى كه قرض داده شود، چندين برابر شده و به او باز پس داده مى شود; بنابراين بايد آن مال باقى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 1،3

1 - مالى كه در راه خدا انفاق مى شود ، همچون بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد .

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

از مُشبّه به (دانه) به دست مى آيد كه مُشبّه، مالى است كه شخص در راه خدا انفاق مى كند; نه اينكه مشبّه، خودِ انفاق كننده

باشد; چنانچه ظاهر تشبيه افاده مى كند.

3 - تكامل معنوى و رشد وجودى انفاق كننده اموال در راه خدا *

مثل الّذين . .. مائة حبّة

بنابر ظاهر تشبيه كه مُشبّه، همان شخص انفاق كننده (الّذين ينفقون) باشد; يعنى آنانكه انفاق مى كنند، همانند دانه اى هستند كه . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 9

9 - آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خدا

الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 11

11 - بهره و آثار ارزشمند انفاق ، براى شخص انفاقگر است ; نه خداوند .

و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «غنىّ» پس از مسأله «انفاق»، براى نفى تصور بهره جستن خداوند از انفاق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 13

13 - خداوند ، آگاه به انفاق كنندگان در راه او و گشايش دهنده روزى آنان است .

و اللّه واسع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 13

13 - انفاق زمينه دستيابى به « وجه اللّه » و رضاى او

و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 4،7،8،10

4 - رواج صدقه و انفاق ، عاملى جهت رشد نظام اقتصادى

و يربى الصّدقات

«يربى» از «ارباء» به معناى رشد دادن و زياد كردن است.

7 - اهل انفاق و صدقه ، سپاسگزاران نعمت هاى الهى و اطاعت كنندگان فرمان او

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

از مقابله صدقه و ربا به دست مى آيد كه اين دو در آثار و تبعات متضادند; بنابراين چون رباخوار ناسپاس و گنهكار است، انفاق

كننده، سپاسگزار و فرمانبر خداست.

8 - صدقه و انفاق ، سپاسگزارى در برابر نعمت هاى الهى و پيروى از فرمان اوست .

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

10 - انفاق ، عامل جلب محبّت خداوند است و انفاق كنندگان محبوب او هستند .

يمحق اللّه الرّبوا و يربى الصّدقات و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم

محروميّت رباخوار از محبّت الهى، به قرينه مقابله بين ربا و صدقه، حاكى است كه انفاق كننده محبوب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 12

12 - رسيدن به مقام برّ ، در گرو پرداخت مقدارى از مال خويش به امام ( ع ) در هر سال

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

امام صادق (ع): شنيدم از پدرم كه مى گفت: من مضت له سنة لم يصلنا من ماله قلّ او كثر، لم ينظر اللّه اليه يوم القيامة . .. اذ يقول: «لن تنالوا البرّ ... » فنحن البرّ و التقوى.


تفسير عياشى، ج 1، ص 184، ح 85 ; نورالثقلين، ج 1، ص 364، ح 238.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 2،4

2 - كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش

انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته

4 - ايمان ، شرط بهره مندى آدمى ، از ثمره انفاق هاى خويش *

انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون ... كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم

از مفهوم «ان الذين كفروا . .. » استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 5

5 - انفاق ، فرو بردن خشم ، گذشت از خطاى مردمان و استغفار ، از اسباب بهره مند شدن آدمى از آمرزش الهى

سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. الذين ينفقون ... اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

مراد از «سارعوا الى مغفرة . .. »، شتاب به اسباب مغفرت است ... و جمله «اولئك جزآؤهم مغفرة» با توجه به مشارٌاليه آن، بيانگر آن اسباب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 1

1 - ايمان به خدا و قيامت و انفاق ، هيچ خسارتى را براى آدمى در پى نخواهد داشت .

و ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 20،21

20 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت

لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا

لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 10

10 - انفاق ، از عوامل تقرب به خدا و جلب دعاى رسول (صلی الله علیه و آله) و رحمت و غفران الهى

و يتخذ ما ينفق قربت . .. ألا إنها قربة لهم سيدخلهم ... غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 9

9 - انفاق و پرداخت صدقات از نشانه هاى اصلى و جلوه توبه راستين است .

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 12

12- انفاق ، هيچ گاه موجب فقر انسان نمى شود .

لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق و كان الإنسن قتورًا

از اينكه خداوند، انفاق نكردن به خاطر ترس از فقر را محكوم كرده است، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين ترس، به جا نبوده و انفاق موجب فقر نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 15

15 - كسانى كه به خاطر خداوند ، انفاق مى كنند ، قطعاً رستگارند .

فأَت ذا القربى حقّه . .. يريدون وجه اللّه و أُولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 5،8،9،10

5 - شايسته است كه انسان ، اموال خود را در راه تقرب به خداوند ، مصرف كند .

فأَت ذا القربى حقّه . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه ... و ما ءاتيتم من زكوة

ياد آورى اين نكته كه اموال خرج شده در غير راه جلب رضاى خدا، ثمرِ الهى ندارد و سپس ذكر اين نكته كه طالبان رضاى خدا، در راه او انفاق مى كنند، تشويقى است به اين كه خوب است، كه انسان، مال اش را در راه تقرّب به خدا، مصرف كند.

8 - كسانى كه به خاطر جلب رضاى خدا ، صدقه مى دهند ، قطعاً پاداش مضاعف خواهند داشت .

و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه . .. فأُولئك هم المضعفون

مراد از«زكات» به قرينه مكى بودن سوره و نيز آيه قبل (فآت ذا القربى. ..) هر نوع صدقه و انفاق است. و «مضعفون» به معناى «ذوالضِعف» بوده و مراد، پاداش مضاعف است.

9 - صرف مال ، براى جلب رضاى خداوند ، عامل بركت معنوى آن در پيشگاه خداوند است .

و ما ءاتيتم من ربًا . .. فلا يربوا عند اللّه و ما ءاتيتم من زكوة ... المضعفون

به قرينه مقابله با فراز نخست آيه و نيز اين كه انفاق دهندگان، از پاداش مضاعف برخوردارند، استفاده مى شود كه انفاق، بركت معنوى دارد.

10 - پرداخت حقوق مالى ، عامل شكوفايى اقتصاد جامعه است .

و ما ءاتيتم من زكوة . .. هم المضعفون

احتمال دارد كه مراد از «مضعفون» (صاحبان زيادت) به معناى «زيادى در مال» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 23

23 - پرداخت صدقه و روزه دارى ، از جمله عوامل جلب آمرزش خداوند است .

و المتصدّقين . .. و الصئمين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 11

11 - پرداخت زكات و انفاق مال در راه خدا ، از نمود هاى بارز اعتقاد به توحيد و جهان آخرت

و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون

از مفهوم مخالف آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 8 - 5

5 - انفاق در راه خداوند ( پرداخت زكات ) ، نشانگر ايمان و نمونه گوياى عمل صالح

و ويل للمشركين . الذين لا يؤتون الزكوة ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 37 - 4

4- بروز كينه هاى نهفته مردم ، در صورت فرمان الهى به انفاق تمامى دارايى هاى خود

إن يسئلكموها . .. و يخرج أضغنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 4

4 - آسيب پذيرى شديد انسان ، در حوزه مسائل مالى ( انفاق )

فلاتزكّوا أنفسكم . .. و أعطى قليلاً و أكدى

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، در عبارت «فلاتزكّوا. ..» انسان را از غرور وفريفتگى به خويشتن برحذر مى دارد و بلافاصله در عبارت «أفرأيت...» يكى از لغزشگاه هاى وى را - كه مسائل مالى است - بيان مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 8

8 - انفاق در راه خداوند ، باعث افزون شدن مال است ; نه كم شدن آن .

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

قيد «يضاعفه له»، شايد ناظر به اين حقيقت باشد كه كسى گمان نكند انفاق كردن در راه خداوند، سبب كم شدن سرمايه مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 8

8 - انفاق ، توشه اخروى مؤمنان است .

و أنفقوا . .. من قبل أن يأتى أحدكم الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 10،16،17

10 - انفاق ، موجب خير و سعادت بشر

أنفقوا خيرًا لأنفسكم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «خيراً» خبر براى فعل محذوف «يكن» باشد. در اين صورت تقدير كلام چنين مى شود: «فأنفقوا إن تنفقوا يكن خيراً لأنفسكم».

16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .

و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه

اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.

17 - انفاق ، عامل مهم رستگارى و بخل و حرص ، مانع از آن است .

أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون

از ارتباط ميان موضوع انفاق و بخل و حرص و نيز مسأله رستگارى - كه همراه با قصر (فأُولئك هم) ادا شده است - مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 24 - 4

4 - انفاق و اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خويش به نيازمندان جامعه ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در اخلاق بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 4

4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت

إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 5

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 3

3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج

از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 2

2 - انفاق ، بركت آفرين است ; نه تباه سازنده ثروت .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. أُولئك أصحب الميمنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 4

4 - انفاق ، پرهيز از ثروت اندوزى ، تزكيه خواهى ، سخاوت مندى و اخلاص ، از نشانه هاى تقواپيشگى است .

أعطى و اتّقى

فعل «اتّقى» در مقابل فعل «استغنى» (در آيات بعد)، قرار گرفته و نقطه مقابل استغنا (ثروت اندوزى) را «تقوا» ناميده است. از طرف ديگر عطف «اتّقى» بر «أعطى» - كه با عطف تفسيرى يا سبب بر مسبب و يا عكس آن سازگار است - انفاق را نشانه تقوا

قرار داده است. آيات آخر سوره - كه از عنوان «من أعطى و اتّقى» با نامى ديگر (الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى ...) ياد كرده - مصاديق ديگر تقوا را بر شمرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 6 - 3

3 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، نشانه پذيرش وعده هاى خداوند و باور داشتن پاداش هاى الهى است .

فأمّا من أعطى و اتّقى . و صدّق بالحسنى

عطف اين آيه بر آيه قبل، عطف سبب بر مسبب و يا عكس آن است و در هر صورت، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 2،6،8

2 - انفاق ، تقوا و ايمان به وعده هاى خداوند ، فراهم سازنده زمينه براى دستيابى به آينده اى آسوده و راحت

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

حرف «سين» در «سنيسّره»، براى تأكيد است و بعيد نيست كه براى استقبال و ناظر به اين باشد كه رسيدن به اين نتيجه، نيازمند گذشت زمان و تكرار اعمالى است كه آيات پيشين، بيانگر آن بود.

6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « . . . فسنيسّره لليسرى » قال : لايريد شيئاً من الخير إلاّ يسّره اللّه له ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره لليسرى» روايت شده كه فرمود: [هر كه در راه خدا بخشش كند و تقوا پيشه سازد و نيكوترين پاداش الهى را تصديق كند ]هيچ خيرى را اراده نمى كند، جز آن كه خداوند انجام دادن آن را براى او آسان مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 13 - 4

4 - خداوند ، بى نياز از انفاق ، تقوا و ايمانِ مردم و مصون از آسيب بخلورزى و تكذيب گرىِ ثروت اندوزان *

فأمّا من أعطى . .. و أمّا من بخل ... و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 4

4 - جود و انفاق و صرف اموال شخصى خود براى رضاى خداوند ، زمينه ساز پاك سازى نفس و مايه پاكى ثروت است .

الذى يؤتى ماله يتزكّى

آيات بعد، انگيزه انفاق گرانِ با تقوا را، جلب رضايت خداوند معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 1،2

1 - انفاق در صورتى مايه تزكيه نفس بوده و نشانه درجه والاى تقوا است كه انفاق گر مديون كسى نبوده و حق نعمتى از ديگران بر ذمه نداشته باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى . و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

«واو» در «و ما لأحد»، حاليه است و مفاد اين آيه را به منزله قيد براى «يتزكّى» و اوصاف پيشين قرار داده است.

2 - بذل مال بدون چشمداشت ، از عوامل دور ماندن از آتش جهنم است .

سيجنّبها . .. يؤتى ماله ... و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

7- آثار انفاق آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 14

14 - خداترسى ، تلاوت قرآن كريم ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از عوامل اميدوارى به لطف و پاداش الهى

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

8- آثار انفاق به اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

9- آثار انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 3

3 - توصيه خداوند به مؤمنان ، براى جبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى اصحاب نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت خنثى كردن توطئه منافقان در انفاق به آنان

لاتنفقوا على من عند رسول اللّه . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم

10- آثار انفاق به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 6

6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

11- آثار انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 6

6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

12- آثار انفاق به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

13- آثار انفاق به يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و

مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

14- آثار انفاق پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 14

14 - خداترسى ، تلاوت قرآن كريم ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از عوامل اميدوارى به لطف و پاداش الهى

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

15- آثار انفاق مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 11،17

11 - انفاق هاى خالصانه مؤمنان ، موجب نزديك شدنشان به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر آنان

و من الأعراب . .. يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول ألا إنها قربة

17 - انفاق هاى خالصانه مؤمنان ، زمينه آمرزش لغزش هاى گذشته شان و شمول رحمت گسترده الهى بر ايشان

سيدخلهم اللّه فى رحمته إن اللّه غفور رحيم

16- آثار انفاق ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 4

4 - از دست دادن دارايى ها و بر جاى ماندن حسرت و ندامت ، ثمره تلاش براى مبارزه با اسلام

ثم تكون عليهم حسرة

17- آثار بى رغبتى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 8

8 - ميل و رغبت ، شرط پذيرش انفاق و كراهت و بى ميلى ، عامل بى ارزش شدن آن در پيشگاه خداست .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. و لاينفقون إلا و هم كرهون

18- آثار تداوم انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 11

11 - انفاق هاى مقطعى موجب قرار گرفتن آدمى در زمره متقيان ، نخواهد شد .

هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون

19- آثار ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 5

5 - ترك انفاق و خوددارى از تأمين هزينه هاى جهاد ، زمينه ساز هلاكت ترك كنندگان انفاق و از عوامل سقوط جامعه است .

و أنفقوا فى سبيل اللّه و لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة

جمله «لاتلقوا . ..» را مى توان با مسأله تأمين هزينه هاى جهاد (أنفقوا فى سبيل اللّه) معنا كرد و مى توان آن را در ارتباط با خود جهاد و مبارزه (قاتلوا فى سبيل اللّه) دانست و نيز مى توان آن را بيانى براى آداب انفاق شمرد. برداشت فوق ناظر به وجه اول است; يعنى، هزينه هاى جهاد را تأمين كنيد و با ترك آن خويشتن را به هلاكت نيفكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 7

7 - محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 3،29

3 - ضرر و زيان ، فرجامِ ناميمون تركِ انفاق از دارايى هاى افزون بر نياز

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله . .. بل هو شرّ لهم

29 - آويخته شدن اموال مانعان زكات به گردنشان در قيامت ، به صورت اژدهايى از آتش

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

از امام صادق (ع) درباره «سيطوّقون ما بخلوا به . .. » سؤال شد، آن حضرت فرمود: ما من احد يمنع من زكاة ماله شيئاً الّا جعل اللّه عزّوجلّ ذلك يوم القيمة ثعباناً من نار مطوّقاً فى عنقه.


كافى، ج 3، ص 502، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 414، ح 449 و 452.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 16،21،22

16 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و نيز امتناع از انفاق ، نشانه هاى غفلت از خدا

يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه

21 - ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .

يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم

22 - ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى

نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم

آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 15

15 - ترك انفاق و احسان ، جرمى هلاكت آفرين

أحسن . .. قال إنّما أُوتيته على علم عندى أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله ..

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، قارون را به خاطر ترك احسان از مجرمان شمرده و او را تهديد به هلاكت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 33 - 3

3 - خوددارى از انفاق ، نمودى از دنيامدارى و بى تقوايى

فأعرض عن من تولّى . .. لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا... فلاتزكّوا أنفسكم هو أعلم بمن

در صورتى كه مراد از «تولّى» اعراض از انفاق باشد، از تفريع «أفرأيت. ..» بر آيات پيشين، مى توان استفاده كرد كه دريغورزان از انفاق، در زمره دنيامداران بى تقوا قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 17

17 - ترك انفاق ، باعث خارج شدن از زمره صالحان

فأصّدّق و أكن من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 32 - 6

6 - ظلم و طغيان و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، سبب زوال نعمت ها و توبه و اميد به خداوند ، زمينه ساز بازگشت آنها است .

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا ظلمين ... إنّا كنّا طغين . عسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 33 - 2

2 - بخل و محروم ساختن بينوايان از اموال خويش ، زمينه ساز كيفر و عذاب الهى در دنيا و آخرت

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. كذلك العذاب و لعذاب الأخرة أكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 2

2 - صدقه ندادن و انفاق نكردن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

فلاصدّق

برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال است كه «صدّق» از ماده «صدقه» باشد (نظر زمخشرى و ابى حيان). گفتنى است مفاد برخى از آيات، مانند مفاد همين است; يعنى، ترك انفاق و نماز، از نشانه هاى كافران دانسته شده است; مانند: «ماسلككم فى سقر . قالوا لم نك من المصلّين . و لم نك نطعم المسكين»، (سوره مدثر، آيات 42 - 44).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 3

3 - بخلورزى ، ترك انفاق و احساس بى نيازى از پاداش هاى الهى ، نشانه بى اعتمادى به وعده هاى خداوند است .

و أمّا من بخل و استغنى و كذّب بالحسنى

از عطف اين آيه بر آيه قبل - چه عطف سبب بر مسبب باشد و چه عكس آن - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 7

7 - بى تقوايى و ترك انفاق ، سوق دهنده انسان به سوى فرجامى سخت

فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... فسنيسّره للعسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 11 - 3

3 - ترك انفاق و تقوا ، ساقط كننده انسان و مايه هلاكت اخروى او است .

فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... إذا تردّى

20- آثار ترك انفاق به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 30 - 3

3 - بخلورزى و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، در پى دارنده سرنوشتى ملامت آور

فأقبل بعضهم على بعض يتلومون

21- آثار ترك انفاق قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 22

22 - زراندوزى قارون و خوددارى وى از پرداختن حقوق مالى ، باعث پيدايش فساد و تباهى در ميان بنى اسرائيل بود .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

22- آثار فردى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 8،10

8 - انفاق كنندگانِ در راه خدا ، نه ترسى از آينده و نادارى بر آنان مستولى مى گردد ، و نه اندوهى از گذشته خويش و آنچه داده اند ، دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به دنيا باشد.

10 - انفاق كنندگان در راه خدا ، ترس و اندوهى در روز رستاخيز ندارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 1،2،6،9،11

1 - مثل انفاق كنندگان اموال براى خشنودى خدا و ثبات نفس خويش ، همچون بوستانى است بر تپّه اى بلند كه يا رگبارى تُند بر

آن بارد و دو چندان ميوه دهد و يا باران ملايمى بر آن بارد و آن را به ثمر بنشاند .

و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه . .. كمثل جنّة ... اُكُلَها ضِعفِ

2 - انفاق ، زمينه جلب رضايت خداوند و ثبات نفس و آرامش روحى

و مثل الّذين ينفقون . .. مرضات اللّه و تثبيتاً من انفسهم

6 - وعده الهى به پاداش انفاق كنندگان براى كسب رضايت خداوند

مثل الّذين ينفقون . .. فاتت اُكُلها

9 - انفاق كنندگان ، داراى زمينه و قابليّت والاى بهره مندى از فيوضات الهى

اصابها وابل . .. فان لم يصبها وابل فطلّ

11 - انفاق در جهت رضايت خداوند ، موجب رشد و تكامل انسان

و مثل الّذين . .. كمثل جنّة بربوة

از تشبيه انفاق كنندگان به بوستانى كه با بارش باران به ثمر نشيند، استفاده گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 4

4 - انفاق براى جلب رضايت الهى و ثبات نفس و به دور از منّت و آزار و ريا ، داراى نتايج و بهره هاى فراوان

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. فيها من كلّ الثّمرات

انفاق، تشبيه به بوستان شده كه هر گاه ريا و آزارى در پى داشته باشد، بسوزد و چنانچه براى رضاى الهى و خالى از ريا و آزار باشد، دربردارنده نتايج و بهره هاى فراوان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7،8

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

8 - انفاق ، موجب توسعه رزق و آمرزش گناهان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 2

2 - انفاق كنندگان در راه خداوند از اموالى مرغوب و بدون منّت و آزار و ريا ، برخورداران از حكمت

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه . .. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد

به مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات سابق كه درباره انفاق و احكام آن بود، مى توان گفت كه مراد از حكمت در اين آيه، همان انفاق كردن با شرايط ويژه است و يا اينكه انفاق كردن، مصداقى از حكمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 7

7 - خداوند ، مددكار و ياور اهل انفاق و وفاكنندگان به نذر است .

و ما للظّالمين من انصار

از مفهوم «و ما للظالمين من انصار» كه تنها ترك كنندگان انفاق محروم از حمايت خداوند مى باشند، برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 6،14

6 - انفاق از هر چيز خير ، به سودِ خود انفاق كننده

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم

«من» در برداشت فوق، ابتدائيه معنى شده است.

14 - مقبوليّت انفاق در پيشگاه خداوند و ثمردهى آن ، در گرو نيّت و قصد قربت انفاق كننده

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

بنابراينكه جمله «و ما تنفقون» حال براى «و ما تنفقوا فلانفسكم» باشد; يعنى آنگاه انفاق به سود شماست كه براى «ابتغاء وجه اللّه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 7،8،9

7 - آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خداوند

الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

8 - انفاق كنندگان در راه خداوند ، ترس و اندوهى در رستاخيز نخواهند داشت .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» تنها مربوط به آخرت باشد.

9 - انفاق كنندگان در راه خدا ، نه ترسى ( از آينده و نادارى ) بر آنان مستولى خواهد گرديد و نه اندوهى ( از گذشته خويش و آنچه داده اند ) دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه نفى «خوف» و «حزن» مربوط به دنيا باشد: خوف نسبت به آينده و حزن نسبت به گذشته. يعنى خداند زندگى آنان را به گونه اى تأمين مى كند كه بر داده هاى خويش محزون نباشند و هيچ ترسى از فقر و نادارى نسبت به آينده، احساس نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 1،5

1 - دستيابى انسان به نيكى ، تنها در گرو انفاق از اشياى مورد علاقه خويش

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

5 - تشويق و ترغيب به انفاق و ايثار ، براى رسيدن به كمال

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 7،8

7 - انفاقِ مستمر ( انفاق در هر شرايط ) ، مهار كردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از مصاديق احسان و نيكوكارى

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

مراد از «و اللّه يحب المحسنين»، اين است كه خداوند دارندگان صفات ذكر شده در آيه را دوست دارد يعنى: و اللّه يحبّهم. ولى به جاى ضمير، كلمه «المحسنين» به كار رفته تا در ضمن، اشاره كند كه موارد ياد شده از مصاديق نيكوكارى است.

8 - انفاق مستمر و در هر شرايط ، مهار كردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از عوامل جلب محبّت الهى

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّآء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

چون مراد از «المحسنين» كه سزاوار محبّت الهى هستند، دارندگان صفات ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 9

9- انفاق هاى خلق در راه خدا ، سودمند به حال خود ايشان و بى تأثير در ذات بى نياز يگانه معبود هستى

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه الغنىّ

23- آداب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 21،24

21 - تقديم خويشاوندان نيازمند بر ديگر مستمندان ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى و المسكين

تقديم كلمه «ذوى القربى» بر ديگران، گوياى اين است كه: اهل ايمان در مرحله نخست بايد در رفع نياز خويشاوندان خود بكوشند و سپس به ديگران بپردازند.

24 - با رغبت و طيب خاطر انفاق كردن ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 12

12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .

قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 10

10 - انفاق ، بايد از چيز هاى پسنديده و مرغوب باشد .

قل ما انفقتم من خير

بنابراينكه «خير»، قيدى احترازى باشد و «من»، ابتدايى باشد نه بيانى ; يعنى آنچه انفاق مى شود، بايد خير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 4

4 - مرغوبيت كالاى مورد انفاق و خلوص نيّت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضاً حسناً

نيكو بودن قرض «قرضاً حسناً»، عبارت است از حُسن فاعلى (خلوص در نيّت و . .. ) و حُسنِ فعلى (پرداخت كالاى مرغوب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 9

9 - پاداش هاى فراوان الهى به انفاق كننده ، منوط به انفاق مستمر

مثل الّذين ينفقون اموالهم

فعل مضارع «ينفقون» حكايت از استمرار انفاق دارد; يعنى پاداشهاى مذكور در آيه در صورتى است كه شخص به صورت مستمر انفاق كند; نه مثلا يكى - دو مرتبه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 1،2،3،5

1 - ارزش انفاق در گروِ در راه خدا بودن آن است .

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

2 - عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار - چه هنگام پرداخت و چه پس از آن - ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن

الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

3 - توجّه اسلام به حفظ شخصيّت نيازمندان و دريافت كنندگان انفاق

الّذين ينفقون . .. لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

5 - انفاق كنندگانِ بدون منّت و آزار ، بهره مند از پاداش هاى والا و ويژه الهى

لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، دلالت بر ويژگى پاداش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 9،10،12،13

9 - بى نيازى خداوند از انفاق آدميان و بردبارى او در كيفر دادن به انفاق كنندگانِ آزاررسان

قول . .. و اللّه غنىّ حليم

10 - نبايد پس از انفاق ، با گفتارى ناصواب و يا آشكار ساختن فقر نيازمندان ، آنان را آزُرد .

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

12 - غناى الهى ، كفايت كننده نياز محرومان از انفاق هاى همراه با آزار و اذيّت

و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «غنى» بيانگر اين است كه نيازى به انفاق همراه با آزار محرومان نيست و خداوند با غناى خود روزى آنان را خواهد داد.

13 - لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *

قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 1،5،9،10،11

1 - اهل ايمان نبايد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار رسانيدن ، باطل و بى اثر سازند .

يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى

5 - همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

9 - مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

10 - بى ثمر بودن انفاق هاى همراه با منّت و آزار و يا ريا

فمثله كمثل صفوان . .. لا يقدرون على شىء مما كسبوا

11 - انفاق هاى آميخته با ريا و همراه با منّت و اذيّت ، نوعى كفر است .

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه لا يهدى القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 3

3 - لزوم تداومِ نيّت خالص در انفاق

و تثبيتاً من انفسهم

بنابراينكه «تثبيتاً» به معناى تثبيت بر نيّت خالص باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 4

4 - انفاق براى جلب رضايت الهى و ثبات نفس و به دور از منّت و آزار و ريا ، داراى نتايج و بهره هاى فراوان

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. فيها من كلّ الثّمرات

انفاق، تشبيه به بوستان شده كه هر گاه ريا و آزارى در پى داشته باشد، بسوزد و چنانچه براى رضاى الهى و خالى از ريا و آزار باشد، دربردارنده نتايج و بهره هاى فراوان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 1،2،5،6،13،15

1 - بايد انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و مرغوب باشد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم

2 - مؤمنان ، موظّف به انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و برداشت هاى خود از زمين هستند .

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض

5 - لزوم پرهيز مؤمنان از تمايل به چيز هاى نامرغوب و بى ارزش براى انفاق

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون

«لا تيمّموا» از «تيمّم» به معناى قصد و تمايل است.

6 - وجود چيز هاى نامرغوب در بين اموال انفاق شده بدون تعمّد و قصد و نيّت نسبت به آن ، مانعى ندارد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. و لا تيمّموا الخبيث

جمله «و لا تيمّموا . .. » علاوه بر اينكه خود حكم مستقلى است و ضرورت پرهيز از انفاق كالاى نامرغوب را بيان مى كند; به لحاظ اينكه متعلّق نهى، تمايل و قصد به نامرغوب است، مى تواند توضيحى باشد براى «من طيّبات». يعنى اگر در بين اموال انفاق شده كالاى نامرغوبى نيز يافت شود ولى شما قصد آنرا نداشتيد، از مصداق «انفقوا من طيّبات» خارج نشده ايد.

13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش

و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد

مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.

15 - انفاق از مال رَبَوى ، مصداقى براى انفاق از اموال خبيث و مورد نهى خداوند

و لا تيمّموا الخبيث

كان النّاس حين اسلموا عندهم مكاسب من الربا . .. فكان الرجل يتعمّدها من بين ماله فتصدّق بها فنهاهم اللّه عن ذلك ...


تفسير عياشى، ج 1، ص 149، ح 492 ; تفسير برهان، ج 1، ص 255، ح 6 و 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 1

1 - آگاهى خداوند به كميّت و كيفيت انفاق ها و نذر ها ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

تعهّد انسان بر عمل نيك را «نذر» گويند; يعنى شخص خود را متعهّد كند به انجام عمل نيك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 1،2،3،10

1 - صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى

2 - سود افزونتر صدقه پنهانى براى شخص انفاق كننده ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

به نظر مى رسد كلمه «لكم» بيانگر اين معناست كه صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده بهتر باشد; چون احتمال ريا و امثال آن كمتر است; نه اينكه به طور كلّى صدقه پنهانى ارزشمندتر از صدقه آشكار باشد.

3 - ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.

10 - پرهيز از ريا و منّت و آزار ، از حكمت هاى ارزش برتر صدقه پنهانى

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس . .. و ان تخفوها

در آيات سابق، پاداش انفاق را در گرو «فى سبيل اللّه» بودن و پرهيز از ريا و منّت و آزار شمرد; چون صدقه پنهانى تأمين كننده اين معيار است، لذا داراى ارزش برتر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 1،3،11،12

1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اجبار مسلمانان بر انفاق بى آزار و منّت و ريا نيست .

ليس عليك هُديهم

با توجّه به ارتباط آيه با آيات قبل، «ليس عليك هديهم»، يعنى بر تو لازم نيست هدايت اجبارى مسلمانان به اينكه انفاق بدون آزار و منّت و ريا انجام دهند.

3 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رفع نگرانى و ناراحتى وى از انفاق آلوده به ريا و منّت و آزار برخى از مسلمانان

ليس عليك هديهم

11 - عدم جواز انفاق ، جز براى رضا و خشنودى خداوند

و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

جمله «و ما تنفقون» جمله اى است انشايى به صورت جمله خبرى ; يعنى «و لا تنفقوا الا . .. » و يا جمله اى خبرى است به اين معنا كه مسلمانان براى غير رضاى خدا انفاق نمى كنند چرا كه از شأن آنان به دور است.

12 - ناسازگارى ايمان مؤمنان ، با انفاق براى غير رضا و خشنودى خدا

و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

بنابراينكه جلمه «و ما تنفقون» جمله خبرى باشد; يعنى مؤمنان تا آنگاه كه مؤمنند براى غير رضاى خدا انفاق نخواهند كرد و آنگاه كه غير خدا را در نظر داشته باشند از روح ايمان تهى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 1،2

1 - انفاق كنندگان پنهان و آشكار در شب و روز ( همه حال و همه وقت ) بهره مندان از پاداش هاى ويژه الهى

الّذين ينفقون اموالهم . .. فلهم اجرهم عند ربّهم

2 - ارجمندى و برترى انفاق هاى پنهانى و شبانه ، بر انفاق هاى آشكار و در روز *

الّذين ينفقون . .. سِراً و علانيّةً

چنانچه تقدم در ذكر دلالت بر تقدم در رتبه و فضيلت كند، انفاق از نظر وقت و حالت چهار قسم مى شود. چون از يك سو وقت (شب و روز) مقدّم بر حالت (پنهان و آشكار) شده و از سوى ديگر شب مقدّم بر روز و در حالت پنهانى مقدّم بر آشكار شده است، لذا اين چهار قسم به ترتيب فضيلت عبارتند از: 1 - شب و به صورت پنهانى 2 - روز و به صورت پنهانى 3 - شب به صورت آشكار 4 - روز به صورت آشكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 27

27 - توجّه به مالكيّت مطلق خداوند و توجّه به آگاهى او از اعمال آدمى ، آسان كننده انفاق و زمينه ساز پرهيز از بخلورزى

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض و اللّه بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 1،4

1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن و توجه به زندگى شخصى خود است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطب آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 7

7 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق

و ممّا رزقنهم ينفقون

«من» در «ممّا رزقناهم» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از مال خود را انفاق مى كنند. به كارگيرى آن در اين جا - كه اوصاف مؤمنان راستين بيان مى شود - دربردارنده توصيه اى است از سوى خداوند به آنان كه مبادا در انفاق زياده روى كنند و احياناً خود و كسانى را كه تحت تكفل آنانند به زحمت اندازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 5

5 - « و فى رواية أبى الجارود يقول : لاتُعْطى العطيّةَ تلتمس أكثرَ منها ;

در روايت ابى الجارود [از امام باقر(ع) نقل شده كه در توضيح آيه «و لاتمنن تستكثر» فرمود:] خداوند مى فرمايد: بخششى مكن كه بيش از آن را درخواست داشته باشى».

24- ابزار انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 14

14 - امكانات دنيوى ، وسيله اى براى دستگيرى از ديگران و احسان كردن به آنان

و أحسن

25- اجتناب از انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 5

5 - گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان

غلت ايديهم

جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.

26- احتضار تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 12،13

12 - تأسف عميق دريغ كنندگان از انفاق ، به هنگام فرارسيدن مرگ

فيقول ربّ لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين

13 - دورى كنندگان از انفاق و صدقات ، به هنگام مرگ خواستار مهلتى هر چند اندك ، جهت تدارك گذشته و قرار گرفتن در زمره صالحان

فيقول لولا أخّرتنى إلى أجل قريب . .. و أكن من الصلحين

27- احتكار مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 2

2 - مدعيان دروغين انفاق ، با پيدايش گرسنگى هاى فراگير ، از اطعامْ بخل ورزيده ، مواد غذايى را احتكار مى كنند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... أو إطعم فى يوم ذى مسغبة

28- احكام انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 8

8 - جواز انفاق به غير مسلمانان

ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير فلانفسكم

بنابراينكه مراد از ضمير «هديهم»، كافران و مشركان باشند و مؤيّد اين معنا گفته برخى از مفسّران است كه سبب نزول آيه، امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده است. (مجمع البيان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 9،11

9 - حرمت ثروت اندوزى و انفاق نكردن آن در راه خدا

و الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. فبشرهم بعذاب أليم

11 - انفاق دارايى ها در راه جنگ و جهاد ، واجب و امتناع ورزيدن از آن ، در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

برداشت فوق با توجه به اين حقيقت است كه آيه شريفه به دنبال آيات مربوط به جنگ و قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 12

12- رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن ، لازم و واجب است .

و ءات . .. و لاتبذّر تبذيرًا

مورد برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از تبذير (زياده روى) - به مناسبت مورد آيه - زياده روى در انفاق به خويشاوندان و مستمندان باشد; چنان كه در مورد مصرف اموال شخصى در زندگى و انفاق به ديگران در همين سوره (آيه 29) چنين دستورى صادر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 7

7- ناتوانى مالى و عدم امكانات مناسب ، عذرى پذيرفته شده و بجا در ترك انفاق و اداى حق خويشاوندان و مستمندان

و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 5

5 - تأمين نيازمند هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، بر اغنيا و ثروتمندان واجب است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 7

7 - انفاق به مستمندان و گرسنگان ، امرى واجب و نشانه ايمان است .

أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه در آيه شريفه، ترك انفاق به مستمندان و گرسنگان، از ويژگى هاى كافران و دليل حق ناپذيرى آنان شمرده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 1

1 - انفاق در راه خداوند ، وظيفه اى واجب بر مؤمنان

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

خطاب در آيه شريفه، متوجه مؤمنان و استفهام در «ما لكم» توبيخى است. توبيخ مؤمنان از سوى خداوند، به خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، بيانگر واجب بودن آن است.

29- اخلاص در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 4

4 - مرغوبيت كالاى مورد انفاق و خلوص نيّت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضاً حسناً

نيكو بودن قرض «قرضاً حسناً»، عبارت است از حُسن فاعلى (خلوص در نيّت و . .. ) و حُسنِ فعلى (پرداخت كالاى مرغوب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 4

4 - خلوص ، شرط ارزشمندى انفاق

و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 10،13

10 - انفاق مخلصانه و به دور از هرگونه ريا ، خير و داراى ارزشى والا است .

فأَت ذا القربى . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه

13 - شايسته است كه اداى حقوق مالى ، همراه با قصد قربت باشد .

فأَت ذا القربى . .. خير للذين يريدون وجه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 10

10 - اخلاص و انگيزه خدايى داشتن ، شرط انفاق مقبول و داراى پاداش

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از اين كه عالمان خداترس، در همه حال (نهان و آشكار) انفاق مى كنند، نشانگر اخلاص آنان است و خداوند از چنين انفاقى ستايش كرده و براى آن پاداش مقرر فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 6

6 - اعتقاد به تضمين پاداش كامل و بيش از استحقاق از سوى خداوند ، موجب برانگيخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نيك ( همچون انفاق )

الذين يتلون كتب اللّه . .. و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية ... ليوفّيهم أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 4

4- ارزش انفاق و پرداخت مال ، در گرو در راه خدا بودن آن است .

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 4

4 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) انفاق كننده و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 11

11 - انفاق نمودن به منظور دستيابى به پاداش الهى ، امرى جايز و قابل جمع با نيت خالص و انگيزه الهى است .

أنفقوا . .. إن تقرضوا اللّه ... يضعفه لكم و يغفر لكم

توصيه به انفاق، همراه با مقرر داشتن پاداش مضاعف - كه موجب ايجاد انگيزه در انسان براى انفاق مى شود - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 27،28

27 - انفاق ، بايد در راه خدا باشد .

و أقرضوا اللّه

28 - مرغوبيت مال و كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

نيكو بودن قرض (قرضاً حسناً)، عبارت است از حسن فاعلى (خلوص نيت و. ..) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 5

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 4،6

4 - جود و انفاق و صرف اموال شخصى خود براى رضاى خداوند ، زمينه ساز پاك سازى نفس و مايه پاكى ثروت است .

الذى يؤتى ماله يتزكّى

آيات بعد، انگيزه انفاق گرانِ با تقوا را، جلب رضايت خداوند معرفى كرده است.

6 - انفاق ، در صورتى نشان تقواپيشگى است كه به قصد تزكيه نفس و پاك سازى ثروت انجام گيرد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 2

2 - بذل مال بدون چشمداشت ، از عوامل دور ماندن از آتش جهنم است .

سيجنّبها . .. يؤتى ماله ... و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 2،4،10

2 - بذل مال در صورتى نشانه برترين تقوا و مايه تزكيه نفس و نجات از آتش است كه تنها به نيت دستيابى به لطف خداوند باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه

4 - ارجمندى انفاق گران ، در گرو خداپسند بودن مصارف انفاق هاى آنان است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه

عبارت «ابتغاء وجه ربه»، بيانگر دو ويژگى است; 1. انفاق گر بايد تنها به قصد تقرب به خداوند انفاق كند; 2. موارد انفاق بايد، راه هاى خداپسندانه باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين ويژگى است.

10 - توجّه به ناچيز بودن همه موجودات در برابر علوّ خداوند ، زمينه ساز خلوص نيت و قصد تقرّب به او در انفاق ها است .

يؤتى ماله . .. ابتغاء وجه ربّه الأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 2

2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .

و لسوف يرضى

رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.

30- ادعاى دروغ در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 4

4 - برخى از مردم ، به دروغ خود را از انفاق گران معرفى كرده و مدعى بذل و بخشش هاى انبوه اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا

آيه بعد - كه گوينده «أهلكت مالاً لبداً» را غافل از آگاهى خداوند خوانده است - مى تواند نشانگر نادرست بودن ادعاى انفاق گرى

او باشد.

31- ارزش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 3

3 - ارزش انفاق و تأمين هزينه هاى جهاد ، به « در راه خدا بودن » آن است .

و أنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 14

14 - انفاق ، عملى پسنديده و خير است .

ما انفقتم من خير . .. و ما تفعلوا من خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 3،7

3- انفاق در راه خدا ، قرض شايسته بندگان به او

من ذا الذى يقرض اللّه قرضاً حسناً

مراد از «قرض» در آيه شريفه، انفاق در راه خداوند است. بنابراين انفاق در راه خدا، همان قرض دادن به اوست.

7 - ارزش والاى انفاق در راه خداوند

من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً

از اينكه انفاق به عنوان قرض شمرده شده و پاداش فراوانى در برابر آن وعده داده، ارزش والاى آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 6

6 - صبر ، صداقت ، خضوع ، انفاق و استغفارِ در سحرگاهان ، از ارزش هاى اخلاقى و معنوى مورد توجّه اسلام

الصابرين . .. و المستغفرين بالاسحار

برداشت فوق، از ذكر اين صفات به عنوان ارزش براى بندگان برگزيده، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 2

2 - كم ارزشى انفاق ، از اموال كه مورد علاقه انفاق كننده نيست .

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

رسيدن به «برّ» منوط به انفاق از اموال مورد علاقه است; پس انفاق از اموالى كه مورد علاقه نباشد، بى ارزش نيست; بلكه صرفاً

كم ارزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 8

8 - تبليغات سوء يهود عليه احكام و دستورات اسلام ( انفاق )

و لا يحسبنّ الّذين . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغني

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 4

4 - ارزشمندى انفاق ، مشروط به ايمان به خدا و قيامت است .

ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

على رغم اينكه بحث آيات گذشته درباره انفاق و مسائل مربوط به آن بود، مطرح ساختن ايمان به خدا و قيامت پيش از امر به انفاق مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 13

13 - در راه خدا بودن ، ملاك ارزش انفاق

و لا ينفقونها فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 3

3 - انفاق در حال تهيدستى ، داراى ارزشى برتر نسبت به انفاق در حال غنا و توانگرى

الذين يلمزون المطوّعين . . و الذين لايجدون إلا جهدهم

عنوان «مطّوّع» هم شامل توانگران و هم شامل تهيدستان مى شود. بنابراين ذكر دوباره تهيدستان مى تواند به اهميت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 10

10- انفاق ، در مقايسه با ديگر آموزه ها و ارزش هاى الهى ، داراى ارزش و مرتبه اى ممتاز *

فهو ينفق منه

از اينكه خداوند در مقايسه ميان انسانهاى خوب و بد، تنها از انفاق ياد كرده است، مى تواند گوياى اين برداشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 10

10 - انفاق مخلصانه و به دور از هرگونه ريا ، خير و داراى ارزشى والا است .

فأَت ذا القربى . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 20

20 - جهاد و انفاق در راه خداوند ، از مهم ترين و ارزشمندترين تكاليف الهى

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

تكيه بر دو تكليف جهاد و انفاق، از ميان ساير تكاليف الهى، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 5

5 - وام دادن به خداوند ( صدقه و انفاق در راه او ) ، قرضى نيكو و بس با ارزش است .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

وصف «حسناً»، مى تواند قيد توضيحى و يا قيد تخصيصى باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 5

5 - ارزش والاى انفاق و مقام عالى انفاق گران ، در پيشگاه خداوند

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

از اين كه انفاق به عنوان قرض به خدا شمرده شده و پاداشى مضاعف، در برابر آن وعده داده شده است، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

32- ارزش انفاق آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 6،8

6- انفاق ، چه در نهان و چه در آشكار ، پسنديده و ارزشمند است .

قل لعبادى . .. و ينفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از اينكه خداوند، انفاق در نهان و آشكار را باهم ستوده است برداشت فوق استفاده مى شود.

8- انفاق در نهان ، پسنديده تر و ارزشمندتر از انفاق آشكار است . *

و ينفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

تقدم انفاق سرّى بر انفاق آشكارا در آيه فوق، ممكن است بيانگر اين حقيقت باشد كه چون انفاق سرّى به دور از ريا و نفاق است، از شرافت بيشترى برخوردار مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 6

6- انفاق سرّى و پنهانى ، بهتر و ارزشمندتر از انفاق علنى و آشكار است .

فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا

اين برداشت از تقدم «سرّاً» بر «جهراً» استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 4

4 - اهميت و برترى انفاق پنهانى نسبت به انفاق آشكار

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

تقدم لفظى انفاق سرّى بر انفاق آشكار، مى تواند حكايت از تقدم رتبى نمايد.

33- ارزش انفاق پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا

34- ارزش انفاق پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 6،8

6- انفاق ، چه در نهان و چه در آشكار ، پسنديده و ارزشمند است .

قل لعبادى . .. و ينفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از اينكه خداوند، انفاق در نهان و آشكار را باهم ستوده است برداشت فوق استفاده مى شود.

8- انفاق در نهان ، پسنديده تر و ارزشمندتر از انفاق آشكار است . *

و ينفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

تقدم انفاق سرّى بر انفاق آشكارا در آيه فوق، ممكن است بيانگر اين حقيقت باشد كه چون انفاق سرّى به دور از ريا و نفاق است، از شرافت بيشترى برخوردار مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 6

6- انفاق سرّى و پنهانى ، بهتر و ارزشمندتر از انفاق علنى و آشكار است .

فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا

اين برداشت از تقدم «سرّاً» بر «جهراً» استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 4

4 - اهميت و برترى انفاق پنهانى نسبت به انفاق آشكار

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

تقدم لفظى انفاق سرّى بر انفاق آشكار، مى تواند حكايت از تقدم رتبى نمايد.

35- ارزش انفاق قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا

36- ارزش تداوم انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 2

2 - ارزش انفاق در استمرار و مداومت بر آن است .

أفرءيت . .. و أعطى قليلاً و أكدى

از اين كه قطع انفاق پس از مبادرت به آن، مورد نكوهش قرار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

37- استمهال تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 13

13 - دورى كنندگان از انفاق و صدقات ، به هنگام مرگ خواستار مهلتى هر چند اندك ، جهت تدارك گذشته و قرار گرفتن در زمره صالحان

فيقول لولا أخّرتنى إلى أجل قريب . .. و أكن من الصلحين

38- اسراف در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 14

14 - اسراف (زياده روى در مصرف يا انفاق) كارى حرام و نكوهيده است.

و لاتسرفوا

39- اظهار اخلاص در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 9 - 5

5 - حسن اظهار اخلاص و نداشتن چشمداشت در عرصه انفاق و ايثار به نيازمندان جامعه

إنّما نطعمكم لوجه اللّه لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا

برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته ذيل است: 1. جمله «إنّما نطعمكم...» مقول قول محذوف و در موضع حال براى فاعل «يطعمون» باشد كه تقدير آن چنين است: «يقولون لهم إنّما نطعمكم لوجه اللّه...». 2. اين گفته به زبان قال باشد نه به زبان حال; يعنى، ابرار به وقت اطعام به نيازمندان، به آنان مى گويند كه اين انفاق صرفاً براى خدا است و... .

40- اعتدال در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 16

16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان

دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده اند، پس آنان رستگار گشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 16

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « لو ان رجلا أنفق ما فى يديه فى سبيل اللّه ما كان أحسن و لاوفّق ، أليس يقول اللّه تعالى « و لاتلقوا بأيديكم إلى تهلكة و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين » ؟ يعنى المقتصدين ;

اگر شخصى تمام اموال خود را در راه خدا انفاق كند كار خوبى نكرده و موفق نبوده است. آيا خداوند نفرموده: «و لاتلقوا بأيديكم إلى تهلكة و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين; در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را با دست خويش به هلاكت نيندازيد و كار نيك انجام دهيد كه خدا محسنين را دوست دارد»؟ و مراد از «محسنين» كسانى هستند كه در زندگى، مقتصد و ميانه رو هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 15

15 - لزوم رعايت اعتدال در انفاق

يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو

«العفو» اى الوسط من غير اسراف و لا اقتار. برخى مفسّرين برآنند كه «عفو»، حد وسط افراط و تفريط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 12

12- رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن ، لازم و واجب است .

و ءات . .. و لاتبذّر تبذيرًا

مورد برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از تبذير (زياده روى) - به مناسبت مورد آيه - زياده روى در انفاق به خويشاوندان و مستمندان باشد; چنان كه در مورد مصرف اموال شخصى در زندگى و انفاق به ديگران در همين سوره (آيه 29) چنين دستورى صادر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 1،4

1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن و توجه به زندگى شخصى خود است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطب آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 7

7 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق

و ممّا رزقنهم ينفقون

«من» در «ممّا رزقناهم» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از مال خود را انفاق مى كنند. به كارگيرى آن در اين جا - كه اوصاف مؤمنان راستين بيان مى شود - دربردارنده توصيه اى است از سوى خداوند به آنان كه مبادا در انفاق زياده روى كنند و احياناً خود و كسانى را كه تحت تكفل آنانند به زحمت اندازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 6

6 - « فى مجمع البيان فى قوله : « و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا » . . . و روى عن معاذ أنّه قال : سألت رسول اللّه عن ذلك فقال : من أعطى فى غير حقّ فقد أسرف و من منع عن حقّ فقد قتر ;

در مجمع البيان در باره قول خدا «والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا» آمده است كه معاذ گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) معناى اين آيه را پرسيدم؟ فرمود: كسى كه چيزى را در غير مصير حق بدهد، اسراف كرده و كسى كه ديگرى را از حقى منع كند، تنگ گرفته است».

41- افراط در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 3

3 - افراط و زياده روى در هر كارى - حتى در امور خيريه چون بخشش - امرى مذموم و ناپسند

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

42- اقسام انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 10

10- انفاق كردن خصلتى نيكوست چه پنهانى انجام گيرد و چه آشكارا .

أنفقوا مما رزقنهم سرًّا و علانية

43- امتحان با انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 4

4 - انفاق ، عرصه آزمايش مالى مؤمنان و جهاد ، عرصه آزمايش جانى آنان

لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم

با توجّه به آيات پيشين كه درباره جهاد و انفاق بود، مى تواند امتحان مالى، ناظر به انفاق و امتحان جانى، ناظر به جهاد باشد.

44- امر به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 2

2 - فرمان خداوند به انفاق و بخشش ، مورد تمسخر و استهزاى يهوديان

الّذين يبخلون . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير

نقل كلام يهوديان (انّ اللّه فقير . .. )، پس از ترغيب آنان به انفاق و تهديد بخيلان، بيانگر اين نكته است كه يهوديان، امر خداوند مبنى بر انفاق را به تمسخر گرفته و چنين شايع كردند كه خداى محمّد (صلی الله علیه و آله)، فقير است.

45- انفاق آزادگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 7

7- حرّ واقعى ، آزاد از بندگى مال و منال و انفاق كننده ثروت خويش در پنهان و آشكار است . *

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و ج

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند انسان توانمند انفاقگر را در مقابل بردگان فاقد قدرت قرار داده است; يعنى، هر كس توانمند باشد و انفاق نمايد برده نيست، بلكه حرّ و آزاد است.

46- انفاق آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 10

10- انفاق كردن خصلتى نيكوست چه پنهانى انجام گيرد و چه آشكارا .

أنفقوا مما رزقنهم سرًّا و علانية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 7

7- حرّ واقعى ، آزاد از بندگى مال و منال و انفاق كننده ثروت خويش در پنهان و آشكار است . *

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و ج

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند انسان توانمند انفاقگر را در مقابل بردگان فاقد قدرت قرار داده است; يعنى، هر كس توانمند باشد و انفاق نمايد برده نيست، بلكه حرّ و آزاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 1،2

1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.

2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

47- انفاق ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 1

1 - اطعام ايثارگرانه به نيازمندان ، يتيمان و اسيران ، از ويژگى هاى ابرار

إنّ الأبرار . .. و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

«على حبّه» حال براى فاعل «يطعمون» است و ضمير آن به «طعام» بازمى گردد. مقصود از دوست داشتن غذا (على حبّه)، نياز داشتن به آن است; چون انسان در وقت نياز به چيزى، دوست دارد كه به آن دست يابد تا با آن رفع نياز كند. از اين رو اطعام ابرار، نوعى ايثار از سوى آنان است.

48- انفاق از بهترينها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 11

11 - برگزيدن گران بهاترين حيوان اهلى ( شتر ) براى قربانى ، واكنشى بايسته از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سپاس گزارى از كوثر عطا شده به آن حضرت

إنّا أعطينك الكوثر . .. وانحر

49- انفاق از حلالها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 11

11- تنها آن دسته از امكانات و داراييهايى كه در چارچوب فرمان هاى الهى به دست آمده باشد ، رزق و روزى خدا و شايسته انفاق است .

ينفقوا ممّا رزقنهم

جمله «ممّا رزقناهم» به منزله قيد براى انفاق است; يعنى، آن دسته از اموالى كه ما خواسته ايم و روزى شما كرديم انفاق كنيد، نه از ديگر اموال.

50- انفاق از خبايث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 15

15 - انفاق از مال رَبَوى ، مصداقى براى انفاق از اموال خبيث و مورد نهى خداوند

و لا تيمّموا الخبيث

كان النّاس حين اسلموا عندهم مكاسب من الربا . .. فكان الرجل يتعمّدها من بين ماله فتصدّق بها فنهاهم اللّه عن ذلك ...


تفسير عياشى، ج 1، ص 149، ح 492 ; تفسير برهان، ج 1، ص 255، ح 6 و 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 14

14 - انفاق نكردن و نيز انفاق از اموال خبيث ( غير مرغوب ) ، از مصاديق فحشا و زشتى

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

جمله «يأمركم بالفحشاء»، تفسيرى از وسوسه شيطان، مبنى بر ترك انفاق و نيز انفاق از مال خبيث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 6

6 - ترك انفاق و يا انفاق را به ريا و منّت و آزار آلودن و نيز انفاق كردن از خبايث و عمل نكردن به نذر ، ستمگرى است .

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. انفقوا من طيّبات ... و ما للظالمين من انصا

51- انفاق از دوست داشتنيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 1،2،5،7،13

1 - بايد انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و مرغوب باشد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم

2 - مؤمنان ، موظّف به انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و برداشت هاى خود از زمين هستند .

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض

5 - لزوم پرهيز مؤمنان از تمايل به چيز هاى نامرغوب و بى ارزش براى انفاق

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون

«لا تيمّموا» از «تيمّم» به معناى قصد و تمايل است.

7 - احاله انفاق كننده به داورى وجدان خويش ، در پرهيز از اموال نامرغوب

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه

13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش

و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد

مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 2

2 - انفاق كنندگان در راه خداوند از اموالى مرغوب و بدون منّت و آزار و ريا ، برخورداران از حكمت

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه . .. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد

به مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات سابق كه درباره انفاق و احكام آن بود، مى توان گفت كه مراد از حكمت در اين آيه، همان انفاق كردن با شرايط ويژه است و يا اينكه انفاق كردن، مصداقى از حكمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 11

11 - دانايى خداوند ، به انفاق از خير ها و نيكيها

و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 1،2،7،14

1 - دستيابى انسان به نيكى ، تنها در گرو انفاق از اشياى مورد علاقه خويش

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

2 - كم ارزشى انفاق ، از اموال كه مورد علاقه انفاق كننده نيست .

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

رسيدن به «برّ» منوط به انفاق از اموال مورد علاقه است; پس انفاق از اموالى كه مورد علاقه نباشد، بى ارزش نيست; بلكه صرفاً كم ارزش است.

7 - محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

14 - رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.


مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 18

18 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد از چيز هاى نيك باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

«قرض» وامى است كه به ديگرى پرداخت مى شود. (لسان العرب). بر اساس اين معنى، «قرضاً» مفعول به است و «حسناً» توصيف چيزى خواهد بود كه مورد انفاق قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 8

8 - « عن مُعَمَّربن خَلاّد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) فى قوله تعالى « و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناًو يتيماً و أسيراً » قال : قلت حبّ اللّه أو حبّ الطعام ؟ قال : حبّ الطعام ;

معمربن خلاّد از امام رضا(ع) درباره سخن خداى تعالى «و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً» روايت كرده كه به امام گفتم: [ در «على حبّه» ]حبّ خدا مراد است يا حبّ طعام؟ فرمود: حبّ طعام».

52- انفاق از محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10،11

10 - خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

11 - لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

53- انفاق امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 4

4 - على بن ابيطالب ( ع ) ، انسانى مؤمن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات در حال ركوع

الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

بر اساس شأن نزولهاى متعدد، شخصيت مورد نظر در آيه شريفه، حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 8

8 - « عن مُعَمَّربن خَلاّد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) فى قوله تعالى « و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناًو يتيماً و أسيراً » قال : قلت حبّ اللّه أو حبّ الطعام ؟ قال : حبّ الطعام ;

معمربن خلاّد از امام رضا(ع) درباره سخن خداى تعالى «و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً» روايت كرده كه به امام گفتم: [ در «على حبّه» ]حبّ خدا مراد است يا حبّ طعام؟ فرمود: حبّ طعام».

54- انفاق باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 8

8 - اقدام برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، به انفاق هاى اكراهى و ناخواسته

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 5

5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش

و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول

55- انفاق بارغبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 2

2 - انفاق از روى ميل و رغبت ، خصلت مؤمنان راستين

يلمزون المطوّعين من المؤمنين

«تطوّع» (مصدر مطّوّعين) به معناى دادن چيزى همراه با ميل و رغبت است. «المطوعين فى الصدقات»; يعنى، كسانى كه

صدقات را با طيب نفس و با ميل و رغبت مى پردازند.

56- انفاق باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 1

1 - مالى كه نه به قصد تقرب به خدا ، بلكه براى افزون شدن اموال داده مى شود ، در پيشگاه خداوند ، بى پاداش است .

و ما ءاتيتم من ربًا ليربوا فى أمول الناس فلايربوا عنداللّه

«ربا» در لغت، به معناى زيادى است و به قرينه مقابله با آيه قبل، مالى است كه براى جلب رضاى خدا داده نمى شود.

57- انفاق بخيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 6

6 - انفاق بخيلان از روى رياكارى است .

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

توصيف «مختالا فخوراً» از يكسو به بخلورزى و از سوى ديگر به انفاق ريائى، حاكى از آن است كه بخيلان اگر انفاق كنند، از روى رياكارى است.

58- انفاق براى پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 11

11 - انفاق نمودن به منظور دستيابى به پاداش الهى ، امرى جايز و قابل جمع با نيت خالص و انگيزه الهى است .

أنفقوا . .. إن تقرضوا اللّه ... يضعفه لكم و يغفر لكم

توصيه به انفاق، همراه با مقرر داشتن پاداش مضاعف - كه موجب ايجاد انگيزه در انسان براى انفاق مى شود - بيانگر مطلب ياد شده است.

59- انفاق براى جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 2

2- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق در مسير جهاد *

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره جهاد مى باشد; ممكن است مراد از «فى سبيل اللّه» نيازهاى مالى جهاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 5،6

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند ، به بسيج شدن در امر انفاق و هزينه كردن امكانات و داريى هاى خود در راه جنگ ، جهاد و جبهه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

6 - خداوند ، آن دسته از مسلمانان را كه در رفع نيازمندى هاى جبهه و جنگ و انفاق در راه آن ، كوتاهى كردند ، مورد نكوهش سخت قرار داد .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

60- انفاق بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 7

7 - پرداخت وجه مورد نياز اسيران و زندانيان براى آزادسازى آنان ، گامى بلند و انفاق سنگين است .

ما العقبة . فكّ رقبة

آزاد سازى بردگان، مصداق آشكار «فكّ رقبة» است; ولى تنها مصداق آن نيست. بنابراين رها سازى هر شخص در بندى، مى تواند مراد آيه باشد.

61- انفاق به ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 7

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 14

14- كسانى كه به خاطر ناتوانى مالى ، از دستگيرى خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان خوددارى مى كنند ، نبايد به گونه اى به آنان وعده و نويد بدهند كه دچار مشكل شوند .

و إمّا تعرضنّ . .. ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قل لهم قولاً ميسوراً» به اين معنا باشد كه اكنون كه ناتوان از كمك به نيازمندان هستيد، به آنان قول و وعده اى بدهيد كه براى شما عسر و حرج آفرين نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور انفاق به خويشان خود و مساكين و در راه ماندگان بود .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

2 - انفاق بر خويشاوندان و مساكين و در راه ماندگان ، لازم است .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

مخاطب آيه، اگر چه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما پيروان آن حضرت، به تبع او، مشمول حكم آيه هستند.

62- انفاق به اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 1

1 - اطعام ايثارگرانه به نيازمندان ، يتيمان و اسيران ، از ويژگى هاى ابرار

إنّ الأبرار . .. و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

«على حبّه» حال براى فاعل «يطعمون» است و ضمير آن به «طعام» بازمى گردد. مقصود از دوست داشتن غذا (على حبّه)، نياز داشتن به آن است; چون انسان در وقت نياز به چيزى، دوست دارد كه به آن دست يابد تا با آن رفع نياز كند. از اين رو اطعام ابرار، نوعى ايثار از سوى آنان است.

63- انفاق به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 19

19 - « عن محمّد بن علىّ ( ع ) أنّه قال : « أنفقوا من مّا رزقناكم » قال : ممّا رزقكم اللّه على ما فرض اللّه عليكم فيما مَلَكَتْ أيمانُكم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أنفقوا من مّا رزقناكم» روايت شده كه فرمود: از آنچه خداوند به شما روزى داده، انفاق كنيد بر كسانى كه غلام يا كنيز شما هستند; همان گونه و همان مقدار كه خداوند بر شما واجب كرده است. ..».

64- انفاق به خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 7

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 14

14- كسانى كه به خاطر ناتوانى مالى ، از دستگيرى خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان خوددارى مى كنند ، نبايد به گونه اى به آنان وعده و نويد بدهند كه دچار مشكل شوند .

و إمّا تعرضنّ . .. ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قل لهم قولاً ميسوراً» به اين معنا باشد كه اكنون كه ناتوان از كمك به نيازمندان هستيد، به آنان قول و وعده اى بدهيد كه براى شما عسر و حرج آفرين نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 10

10 - در انفاق ، خويشاوندان نيازمند بر ديگر نيازمندان ، اولويت و تقدم دارند .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين اساس است كه تقدم ذكرى «أُوْلى القربى» بر «مساكين» و «مهاجرين» حاكى از تقدم رتبى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 1،2،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور انفاق به خويشان خود و مساكين و در راه ماندگان بود .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

2 - انفاق بر خويشاوندان و مساكين و در راه ماندگان ، لازم است .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

مخاطب آيه، اگر چه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما پيروان آن حضرت، به تبع او، مشمول حكم آيه هستند.

4 - خويشاوندان نزديك ، در اعطاى حقوق مالى و انفاق ، در اولويت اند . *

فأَت ذا القربى حقّه

65- انفاق به خويشاوندان نيازمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 21

21 - تقديم خويشاوندان نيازمند بر ديگر مستمندان ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى و المسكين

تقديم كلمه «ذوى القربى» بر ديگران، گوياى اين است كه: اهل ايمان در مرحله نخست بايد در رفع نياز خويشاوندان خود بكوشند و سپس به ديگران بپردازند.

66- انفاق به رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 17

17 - صِله و كمك مالى به امام مسلمين ، از مصاديق قرض به خداوند است .

من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً

امام كاظم (ع) درباره آيه «من ذا الّذى . .. » فرمود: نزلت فى صلة الإمام


كافى، ج 1، ص 537، ح 4 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 131، ح 435.

67- انفاق به سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 3

3 - در انفاق به سفيهان ، نبايد مال را در اختيار آنان قرار داد . *

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

برخى برآنند كه مراد از «ايتاء»، انفاق بر آنان است ; يعنى به هنگام انفاق بر آنان، اموالتان را در اختيار آنان قرار ندهيد، بلكه در جهت منافع آنان به كار گيريد.

68- انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 4

4 - انفاق و كمك هاى مالى مؤمنان ، به ياران نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

69- انفاق به غير مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 8،17

8 - جواز انفاق به غير مسلمانان

ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير فلانفسكم

بنابراينكه مراد از ضمير «هديهم»، كافران و مشركان باشند و مؤيّد اين معنا گفته برخى از مفسّران است كه سبب نزول آيه، امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده است. (مجمع البيان)

17 - كم و كاست نشدن پاداش انفاق براى رضاى خدا ، هر چند به بينوايان غير مسلمان باشد .

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

با توجّه به شأن نزول كه در مورد انفاق به غير مسلمانان است.

70- انفاق به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 5

5- لزوم انفاق و دستگيرى از مستمندان

والذين . .. أنفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 14

14- كسانى كه به خاطر ناتوانى مالى ، از دستگيرى خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان خوددارى مى كنند ، نبايد به گونه اى به آنان وعده و نويد بدهند كه دچار مشكل شوند .

و إمّا تعرضنّ . .. ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قل لهم قولاً ميسوراً» به اين معنا باشد كه اكنون كه ناتوان از كمك به نيازمندان هستيد، به آنان قول و وعده اى بدهيد كه براى شما عسر و حرج آفرين نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 6

6 - انفاق مال و دستگيرى از نيازمندان ، از برنامه هاى زندگى مؤمنان راستين

و بشّر المخبتين . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

به كارگيرى فعل مضارع (ينفقون) بيانگر اين حقيقت است كه انفاق و رسيدگى به كار نيازمندان، كار يك روز و يا چند روز مؤمنان راستين نيست; بلكه برنامه اى است كه آنان در طول زندگى، خود را موظف به انجام آن مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 10

10 - در انفاق ، خويشاوندان نيازمند بر ديگر نيازمندان ، اولويت و تقدم دارند .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين اساس است كه تقدم ذكرى «أُوْلى القربى» بر «مساكين» و «مهاجرين» حاكى از تقدم رتبى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 1،3

1 - اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خود به سائلان و محرومان جامعه ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين است .

و الذين فى أمولهم . .. للسائل و المحروم

3 - اولويت داشتن كمك به استمداد و درخواست كنندگان ، بر ديگر محرومان جامعه

للسائل و المحروم

تقديم ذكرى «سائل» بر «محروم»، مى تواند بيانگر تقديم رتبى آن باشد.

71- انفاق به فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 7

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 1

1 - انفاق در حال توانمندى و تنگدستى ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

مراد از «فى السّرّآء و الضّرّاء»، حالت تنگدستى و توانمندى است، و در برداشت فوق، توصيف انفاق كننده گرفته شده است، نه وصف براى مورد انفاق.

72- انفاق به كنيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 19

19 - « عن محمّد بن علىّ ( ع ) أنّه قال : « أنفقوا من مّا رزقناكم » قال : ممّا رزقكم اللّه على ما فرض اللّه عليكم فيما مَلَكَتْ أيمانُكم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أنفقوا من مّا رزقناكم» روايت شده كه فرمود: از آنچه خداوند به شما روزى داده، انفاق كنيد بر كسانى كه غلام يا كنيز شما هستند; همان گونه و همان مقدار كه خداوند بر شما واجب كرده است. ..».

73- انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 1

1 - اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خود به سائلان و محرومان جامعه ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين است .

و الذين فى أمولهم . .. للسائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 3

3 - لزوم انفاق به كمك خواهان مستمند

و أمّا السائل فلاتنهر

74- انفاق به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 29

29 - كفاره تراشيدن سر قبل از قربانى ، سه روز روزه و يا صدقه به شش مسكين و يا قربانى كردن يك گوسفند است .

فمن كان منكم مريضاً . .. او صدقة او نسك

امام صادق (ع): . .. و جعل الصيام ثلاثة ايام و الصدقة على ستّة مساكين لكل مسكين مدّين و النّسك شاة ...


كافى، ج 4، ص 358، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 187، ح 664 و 666.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور انفاق به خويشان خود و مساكين و در راه ماندگان بود .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

2 - انفاق بر خويشاوندان و مساكين و در راه ماندگان ، لازم است .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

مخاطب آيه، اگر چه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما پيروان آن حضرت، به تبع او، مشمول حكم آيه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 31 - 4

4 - انفاق به بينوايان و بهره مند كردن آنان از اموال خويش ، از قوانين و حدود الهى است .

لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 1

1 - اطعام ايثارگرانه به نيازمندان ، يتيمان و اسيران ، از ويژگى هاى ابرار

إنّ الأبرار . .. و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

«على حبّه» حال براى فاعل «يطعمون» است و ضمير آن به «طعام» بازمى گردد. مقصود از دوست داشتن غذا (على حبّه)، نياز داشتن به آن است; چون انسان در وقت نياز به چيزى، دوست دارد كه به آن دست يابد تا با آن رفع نياز كند. از اين رو اطعام ابرار، نوعى ايثار از سوى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 5

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

75- انفاق به نيازمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 7،11

7 - فرمان هاى دين در رسيدگى مالى به ديگران ، با عواطف طبيعى انسان ، هماهنگ است .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

تقدم اداى حقوق خويشان بر ديگران، مى تواند با توجه به اين نكته باشد كه انسان، به صورت فطرى و طبيعى، رسيدگى به خويشان را در اولويت قرار مى دهد.

11 - پرداختن به كار هاى خير ، مانند انفاق به نيازمندان - با توجّه به دستاورد بدِ كار هاى نادرست - لازم است .

تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم . .. فأَت ذا القربى حقّه

«فا» در «فآت» مى تواند فصيحه و مربوط به فراز «إن تصبهم» در آيات قبل باشد; يعنى: «حال كه سيّئه، در پى دارنده ناگوارى است، پس، از آن پرهيز و حقوق خويشاوندان و. .. را ادا كنيد».

76- انفاق به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 5،7

5 - لزوم توجه به والدين و مقدم داشتن آنها در انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

77- انفاق به يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 7

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 1

1 - اطعام ايثارگرانه به نيازمندان ، يتيمان و اسيران ، از ويژگى هاى ابرار

إنّ الأبرار . .. و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

«على حبّه» حال براى فاعل «يطعمون» است و ضمير آن به «طعام» بازمى گردد. مقصود از دوست داشتن غذا (على حبّه)، نياز داشتن به آن است; چون انسان در وقت نياز به چيزى، دوست دارد كه به آن دست يابد تا با آن رفع نياز كند. از اين رو اطعام ابرار، نوعى ايثار از سوى آنان است.

78- انفاق بى ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 2،3

2 - انفاق منافقان - چه با ميل و رغبت باشد و چه با بى ميلى و كراهت - در پيشگاه خدا بى ارزش و غير قابل قبول است .

قل أنفقوا طوعاً أو كرهاً لن يتقبل منكم

3 - انفاق مال به جاى شركت در جنگ ، در پيشگاه خداوند بى ارزش و غير قابل قبول است .

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى . .. قل أنفقوا طوعاً أو كرهاً لن يتقبل منكم

79- انفاق پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

80- انفاق پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 2

2 - ارجمندى و برترى انفاق هاى پنهانى و شبانه ، بر انفاق هاى آشكار و در روز *

الّذين ينفقون . .. سِراً و علانيّةً

چنانچه تقدم در ذكر دلالت بر تقدم در رتبه و فضيلت كند، انفاق از نظر وقت و حالت چهار قسم مى شود. چون از يك سو وقت (شب و روز) مقدّم بر حالت (پنهان و آشكار) شده و از سوى ديگر شب مقدّم بر روز و در حالت پنهانى مقدّم بر آشكار شده است، لذا اين چهار قسم به ترتيب فضيلت عبارتند از: 1 - شب و به صورت پنهانى 2 - روز و به صورت پنهانى 3 - شب به صورت آشكار 4 - روز به صورت آشكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 10

10- انفاق كردن خصلتى نيكوست چه پنهانى انجام گيرد و چه آشكارا .

أنفقوا مما رزقنهم سرًّا و علانية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 7

7- حرّ واقعى ، آزاد از بندگى مال و منال و انفاق كننده ثروت خويش در پنهان و آشكار است . *

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و ج

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند انسان توانمند انفاقگر را در مقابل بردگان فاقد قدرت قرار داده است; يعنى، هر كس توانمند باشد و انفاق نمايد برده نيست، بلكه حرّ و آزاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 1،2

1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.

2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

81- انفاق توانمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 1،2

1 - انفاق در حال توانمندى و تنگدستى ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

مراد از «فى السّرّآء و الضّرّاء»، حالت تنگدستى و توانمندى است، و در برداشت فوق، توصيف انفاق كننده گرفته شده است، نه وصف براى مورد انفاق.

2 - انفاق در حالت رفاه و آسايش و نيز رنج و سختى جامعه ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

بنابر اينكه مراد از «السّرّآء و الضّراء» بيان حالت جامعه و مردم، يعنى مورد انفاق باشد، نه بيانِ حالت انفاق كننده.

82- انفاق خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 11

11 - ميزان بخشش ها و نعمت هاى خداوند و مقدار بهره مندى موجودات از آن ، وابسته به مشيت اوست .

ينفق كيف يشاء

انفاق خويشاوندان اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 8

8- وفاداربودن اسماعيل ( ع ) به وعده ها و اصرار او بر پاى بندى بستگانش به نماز ، زكات و انفاق ، مايه جلب رضايت خداوند

إنّه كان صادق الوعد . .. و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة و كان عند ربّه مرضيًّا

83- انفاق در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 3

3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى

و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة

84- انفاق در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 7

7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه

85- انفاق در بى نيازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 3

3 - انفاق در حال تهيدستى ، داراى ارزشى برتر نسبت به انفاق در حال غنا و توانگرى

الذين يلمزون المطوّعين . . و الذين لايجدون إلا جهدهم

عنوان «مطّوّع» هم شامل توانگران و هم شامل تهيدستان مى شود. بنابراين ذكر دوباره تهيدستان مى تواند به اهميت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد.

86- انفاق در ثروتمندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 4

4- توانمندى همراه با انفاقگرى ، از الطاف و نعمت هاى الهى به انسان است .

و من رزقنه منا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا

87- انفاق در راه جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 11

11 - انفاق دارايى ها در راه جنگ و جهاد ، واجب و امتناع ورزيدن از آن ، در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

برداشت فوق با توجه به اين حقيقت است كه آيه شريفه به دنبال آيات مربوط به جنگ و قرار گرفته است.

88- انفاق در راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 34

34 - « انه قيل يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما « آتى المال على حبه » فكلنا نحبه ؟ قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : تؤتيه حين تؤتيه و نفسك حين تحدثك بطول العمر و الفقر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال شد كه: مراد از «آتى المال على حبه» چيست؟ همه مال خود را دوست مى داريم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: مراد اين است كه مال خود را در راه خدا مى دهى، در حالى كه نفست تو را از عمر دراز و فقر مى ترساند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 3،9،10

3 - ارزش انفاق و تأمين هزينه هاى جهاد ، به « در راه خدا بودن » آن است .

و أنفقوا فى سبيل اللّه

9 - انفاق در راه خدا و تأمين نياز هاى مالى جهاد ، نشانه تقواپيشگى و خداترسى است .

واتقوا اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه

بيان مسأله انفاق پس از امر به تقوا، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه از مصاديق تقوا، انفاق كردن در راه خداست.

10 - انفاق در راه خدا و تأمين نياز هاى جهاد ، در پى دارنده حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين. و أنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 3،6،7،12،18

3- انفاق در راه خدا ، قرض شايسته بندگان به او

من ذا الذى يقرض اللّه قرضاً حسناً

مراد از «قرض» در آيه شريفه، انفاق در راه خداوند است. بنابراين انفاق در راه خدا، همان قرض دادن به اوست.

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

7 - ارزش والاى انفاق در راه خداوند

من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً

از اينكه انفاق به عنوان قرض شمرده شده و پاداش فراوانى در برابر آن وعده داده، ارزش والاى آن استفاده مى شود.

12 - ايمان به « قبض » و « بسط » الهى ، برانگيزنده آدمى به انفاق

و اللّه يقبض و يبصط

18 - پاداش انفاق در راه خداوند ، غير قابل شمارش است .

فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

امام صادق (ع): . .. ان الكثير من اللّه عزّ و جل لا يحصى و ليس له منتهى


معانى الاخبار، ص 397، ح 54 ; نورالثقلين، ج 1، ص 243، ح 965.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 3،6

3 - تكامل معنوى و رشد وجودى انفاق كننده اموال در راه خدا *

مثل الّذين . .. مائة حبّة

بنابر ظاهر تشبيه كه مُشبّه، همان شخص انفاق كننده (الّذين ينفقون) باشد; يعنى آنانكه انفاق مى كنند، همانند دانه اى هستند كه . .. .

6 - پاداش الهى به انفاق كنندگانِ در راه خدا ، دست كم به هفتصد برابر

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 1،8،9،10

1 - ارزش انفاق در گروِ در راه خدا بودن آن است .

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

8 - انفاق كنندگانِ در راه خدا ، نه ترسى از آينده و نادارى بر آنان مستولى مى گردد ، و نه اندوهى از گذشته خويش و آنچه داده

اند ، دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به دنيا باشد.

9 - آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خدا

الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

10 - انفاق كنندگان در راه خدا ، ترس و اندوهى در روز رستاخيز ندارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 2

2 - انفاق كنندگان در راه خداوند از اموالى مرغوب و بدون منّت و آزار و ريا ، برخورداران از حكمت

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه . .. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد

به مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات سابق كه درباره انفاق و احكام آن بود، مى توان گفت كه مراد از حكمت در اين آيه، همان انفاق كردن با شرايط ويژه است و يا اينكه انفاق كردن، مصداقى از حكمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 16،17

16 - انفاق كننده در راه خدا ، بهره مند از پاداش كامل انفاق ، بى هيچ ستمى در حقّ وى

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

17 - كم و كاست نشدن پاداش انفاق براى رضاى خدا ، هر چند به بينوايان غير مسلمان باشد .

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

با توجّه به شأن نزول كه در مورد انفاق به غير مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 7،8،9

7 - آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خداوند

الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

8 - انفاق كنندگان در راه خداوند ، ترس و اندوهى در رستاخيز نخواهند داشت .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» تنها مربوط به آخرت باشد.

9 - انفاق كنندگان در راه خدا ، نه ترسى ( از آينده و نادارى ) بر آنان مستولى خواهد گرديد و نه اندوهى ( از گذشته خويش و آنچه داده اند ) دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه نفى «خوف» و «حزن» مربوط به دنيا باشد: خوف نسبت به آينده و حزن نسبت به گذشته. يعنى خداند زندگى آنان را

به گونه اى تأمين مى كند كه بر داده هاى خويش محزون نباشند و هيچ ترسى از فقر و نادارى نسبت به آينده، احساس نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 8،10،16،19،20،21،33

8 - پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.

10 - نصرت و يارى خدا به بنى اسرائيل ، مشروط به اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

در برداشت فوق جمله «انى معكم» به منزله جواب شرط و قسم در «لئن اقمتم» گرفته شده است. يعنى در واقع، جمله «لئن اقمتم»، داراى دو جزء است: يكى «انى معكم» و ديگرى «لاكفرن ...».

16 - انفاق ، بايد در راه خدا باشد .

لئن . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

19 - انفاق در راه خدا ، قرض دادن به اوست .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

20 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت

لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا

لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت

33 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و نصرت آنان ، انفاق در راه خدا و وفادارى به پيمان هاى او ، راه ميانه است .

لئن اقمتم الصلوة . .. سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 8

8 - لزوم بسنده كردن انسان به سهم خويش از امكانات دنيوى و خرج كردن ما زاد آن در راه خدا

و لاتنس نصيبك من الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 9

9 - صرف مال ، براى جلب رضاى خداوند ، عامل بركت معنوى آن در پيشگاه خداوند است .

و ما ءاتيتم من ربًا . .. فلا يربوا عند اللّه و ما ءاتيتم من زكوة ... المضعفون

به قرينه مقابله با فراز نخست آيه و نيز اين كه انفاق دهندگان، از پاداش مضاعف برخوردارند، استفاده مى شود كه انفاق، بركت معنوى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 1،5

1 - انفاق در راه خداوند ، قرض دادن به او است .

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

5 - ارزش والاى انفاق و مقام عالى انفاق گران ، در پيشگاه خداوند

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

از اين كه انفاق به عنوان قرض به خدا شمرده شده و پاداشى مضاعف، در برابر آن وعده داده شده است، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

89- انفاق در ركوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 3،4

3 - پرداخت زكات در حال ركوع نماز ، نشانه فرد تعيين شده در بين مسلمانان صدر اسلام براى حكومت و ولايت بر آنان

و يؤتون الزكوة و هم ركعون

4 - على بن ابيطالب ( ع ) ، انسانى مؤمن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات در حال ركوع

الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

بر اساس شأن نزولهاى متعدد، شخصيت مورد نظر در آيه شريفه، حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(ع) است.

90- انفاق در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 3

3 - انفاق در حال تهيدستى ، داراى ارزشى برتر نسبت به انفاق در حال غنا و توانگرى

الذين يلمزون المطوّعين . . و الذين لايجدون إلا جهدهم

عنوان «مطّوّع» هم شامل توانگران و هم شامل تهيدستان مى شود. بنابراين ذكر دوباره تهيدستان مى تواند به اهميت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد.

91- انفاق دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 3

3 - دلبستگى شديد دنيامداران به اموال و دارايى ، در هنگام انفاق و احسان به ديگران نمايان مى شود . *

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. و أعطى قليلاً

ذكر «قليلاً» مى تواند اشاره به آن باشد كه كافران دنيامدار در صورت تمايل به احسان، تنها بخش ناچيزى از اموال خويش را انفاق مى كردند.

92- انفاق صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

93- انفاق علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 1

1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.

94- انفاق فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 8

8 - « عن مُعَمَّربن خَلاّد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) فى قوله تعالى « و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناًو يتيماً و أسيراً » قال : قلت حبّ اللّه أو حبّ الطعام ؟ قال : حبّ الطعام ;

معمربن خلاّد از امام رضا(ع) درباره سخن خداى تعالى «و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً» روايت كرده كه به امام گفتم: [ در «على حبّه» ]حبّ خدا مراد است يا حبّ طعام؟ فرمود: حبّ طعام».

95- انفاق قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

96- انفاق قبل از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

97- انفاق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،3،5،7،10

1 - آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته

3 - تباهى امكانات مادى ، ثمره انفاق هاى كافران

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

5 - بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري

7 - انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

10 - بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 1،2،3

1 - جوامع كفرپيشه همواره مهياى صرف دارايى هاى خويش براى جلوگيرى از گسترش اسلام

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا

انفاق مال به معناى مصرف كردن دارايى و هزينه كردن آن است و مراد از «ينفقون»، به قرينه «سينفقونها»، كه اخبار از تحقق سرمايه گذارى است، بيان حالت كافران مى باشد. يعنى كافران براى جلوگيرى از انتشار اسلام آماده سرمايه گذارى هستند و از انفاق مال دريغى ندارند.

2 - خداوند مسلمانان را از سرمايه گذارى هاى كلان كافران قريش براى هجوم به مسلمانان و جلوگيرى از گسترش اسلام آگاه ساخت .

فسينفقونها ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

جمع مضاف «امولهم» دلالت بر عموم دارد ; يعنى تمامى داراييهايشان و اين اشاره به پرداخت هزينه هاى فراوان است. گفتنى است توجه به سياق آيه مورد بحث و آيات قبل اين سخن مفسران را تأييد مى كند كه آيه شريفه درباره كفار قريش نازل شده است.

3 - تلاش كافران و صرف هزينه هاى كلان براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، بى اثر است .

ثم تكون عليهم حسرة

98- انفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

99- انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 1

1 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق از صفات اهل تقواست .

هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون

«غيب» به معناى پنهان و ناپيداست و چون ايمان به آن ارزشهاى دينى شمرده شده، مقصود از «غيب» هر پنهان و نهانى نيست، بلكه مراد از آن، به مناسبت فرازهاى بعد، خدا و فرشتگان و مانند آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1،2

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 14

14 - تقواپيشگان ، با انفاق كردن اموال خود ، نعمت علاقه مندى به لطف خدا را پاس داشته ، از آن قدردانى مى كنند .

و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

100- انفاق محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1،2

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

101- انفاق محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . علم الله عزّوجلّ نبيه كيف ينفق ، و ذلك انه كانت عنده أوقية من الذهب ، فكره أن يبيت عنده فتصدق بها فأصبح و ليس عنده شىء و جاءه من يسأله فلم يكن عنده ما يعطيه ، فلامه السائل و أغتم هو حيث لم يكن عنده ما

يعطيه و كان رحيماً رقيقاً فأدّب الله تعالى نبيه (صلی الله علیه و آله) بأمره فقال : « و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسط ها كلّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً » يقول : إن الناس قد يسألونك و لايعذرونك فإذا أعطيت جميع ما عندك من المال كنت قد حسرت من المال . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند عزّوجلّ; پيامبرش را آموخت تا چگونه انفاق كند و اين چنين بود كه مقدارى طلا نزد حضرت بود. پس خوش نداشت كه تا صبح نزد خويش نگه دارد، پس انفاق كرد و صبحگاهان در نزد او چيزى باقى نماند. شخصى نزد ايشان آمد و چيزى را درخواست كرد و نزد او چيزى نبود تا به او دهد. پس آن شخص حضرت را ملامت كرد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم به جهت اينكه چيزى نداشت تا بدو بدهد غمگين شد و آن حضرت بسيار مهربان و رقيق القلب بود. پس خداوند تعالى - پيامبرش را با فرمانى آموخت و فرمود: «و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً»[;يعنى، خداوند]مى فرمايد: همانا مردم از تو درخواست مى كنند و عذرى را از تو نمى پذيرند، پس اگر همه دارايى ات را ببخشى، در تنگنا قرار مى گيرى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 4

4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

102- انفاق مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 15

15 - آگاهى خداوند به كيفيّت انفاق مؤمنان و نيّت آنان

و لا تبطلوا صدقاتكم . .. و مثل الّذين ينفقون ... و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 8

8 - آگاهى كامل خداوند به مؤمنان انفاق كننده ، رياكاران و بخيلان كفرپيشه

و كان اللّه بهم عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 1،2

1 - طعن و خرده گيرى منافقان صدر اسلام ، از مؤمنانى كه از سر ميل و رغبت و بيش از مقدار واجب ، انفاق مى كردند .

الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين . .. فيسخرون منهم

«لمز» (مصدر يلمزون) به معناى عيب جويى، خرده گيرى و طعن است و «سخرة» و «سخرية» (مصدر يسخرون) به معناى استهزا و ريشخند مى باشد.

2 - انفاق از روى ميل و رغبت ، خصلت مؤمنان راستين

يلمزون المطوّعين من المؤمنين

«تطوّع» (مصدر مطّوّعين) به معناى دادن چيزى همراه با ميل و رغبت است. «المطوعين فى الصدقات»; يعنى، كسانى كه صدقات را با طيب نفس و با ميل و رغبت مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 6

6 - انفاق مال و دستگيرى از نيازمندان ، از برنامه هاى زندگى مؤمنان راستين

و بشّر المخبتين . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

به كارگيرى فعل مضارع (ينفقون) بيانگر اين حقيقت است كه انفاق و رسيدگى به كار نيازمندان، كار يك روز و يا چند روز مؤمنان راستين نيست; بلكه برنامه اى است كه آنان در طول زندگى، خود را موظف به انجام آن مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 13

13 - در پاسخ بدى ، خوبى كردن و انفاق بخشى از دارايى ها ، بايد برنامه هميشگى اهل ايمان باشد و نه مقطعى .

و يدروءن بالحسنة . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده با توجه به فعل هاى «يدرءون» و «ينفقون» - كه حكايت از تجدد و استمرار دارد - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 9

9 - مؤمنان راستين ، همواره بخشى از امكانات خدادادى خويش را در راه خدا انفاق مى كنند .

و ممّا رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 11

11 - مؤمنان ، اهل انفاق و بهرهور ساختن ديگران از امكانات خدا دادى خويش

للذين ءامنوا . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 24 - 1

1 - تعيين كردن مقدار معيّنى از اموال خود براى انفاق ، از اوصاف مؤمنان و مسلمانان راستين است .

و الذين فى أمولهم حقّ معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 1

1 - اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خود به سائلان و محرومان جامعه ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين است .

و الذين فى أمولهم . .. للسائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 1،2

1 - تنها كسانى گام هاى بلند انفاق را برمى دارند كه از زمره مؤمنان باشند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا

فعل «كان» يا عطف بر فعل «اقتحم» است; يعنى، «فلااقتحم العقبة و لا كان مؤمن-ًا» و يا عطف بر جمله «فلااقتحم العقبة»; يعنى، «فلااقتحم العقبة بعد كونه مؤمن-ًا. ..». در هر دو صورت، جمله «ثمّ كان من الذين آمنوا...» بيانگر مصداقى ديگر از مصاديق «عقبة» است; ولى شرافت افزون تر آن، سبب شده است كه در رديف «فكّ رقبة» و «إطعام» شمرده نشود; بلكه با جمله اى مستقل، بر اصل كلام عطف گرفته شود، بنابراين پيمودن «عقبة»، زمانى براى افراد محقق مى شود كه از مؤمنان باشند.

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

103- انفاق مؤمنان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 8،9

8 - انفاق بخشى از دارايى ها ، از اوصاف مؤمنان اهل كتاب

و ممّا رزقنهم ينفقون

9 - ستايش الهى از ايمان آوردگان از اهل كتاب ، به خاطر خصلت انفاق گرى آنان

و ممّا رزقنهم ينفقون

104- انفاق مؤمنان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 4

4 - انفاق و كمك هاى مالى مؤمنان ، به ياران نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

105- انفاق ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 1

1 - جوامع كفرپيشه همواره مهياى صرف دارايى هاى خويش براى جلوگيرى از گسترش اسلام

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا

انفاق مال به معناى مصرف كردن دارايى و هزينه كردن آن است و مراد از «ينفقون»، به قرينه «سينفقونها»، كه اخبار از تحقق سرمايه گذارى است، بيان حالت كافران مى باشد. يعنى كافران براى جلوگيرى از انتشار اسلام آماده سرمايه گذارى هستند و از انفاق مال دريغى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 4

4 - آنانكه دارايى هاى خويش را براى مبارزه عليه اسلام هزينه كنند ، از ناپاكان و زيانكاران هستند .

فسينفقونها . .. و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 3

3 - هزينه كردن دارايى ها براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، از مصاديق فتنه انگيزى است .

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا عن سبيل اللّه . .. و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

106- انفاق نيكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 20،23

20 - پرداخت مال براى رفع نيازمندى خويشان ، يتيمان ، مساكين ، در راه ماندگان و فقيران مشخصه نيكوكاران است .

و لكن البر من . .. و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و السائلين

23 - ابرار ، با رغبت و طيب خاطر ، اموال خويش را در جهت رفع نياز مستمندان هزينه مى كنند .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «حبه» به «اتيان المال» - كه از «ءاتى المال» استفاده مى شود - برگردد; يعنى، مال را با ميل و رغبت به مستمندان مى پردازند.

107- انفاق واجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 11

11 - انفاق دارايى ها در راه جنگ و جهاد ، واجب و امتناع ورزيدن از آن ، در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

برداشت فوق با توجه به اين حقيقت است كه آيه شريفه به دنبال آيات مربوط به جنگ و قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 17

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . و لكنّ الله عزّوحلّ فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة . . . و قد قال الله عزّوحلّ : « ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. ولى خداوند - عزّوحلّ - در اموال ثروتمندان، حقوقى را به غير از زكات واجب كرده است ... و خداوند - عزّوحلّ - فرموده: ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 5

5 - تأمين نيازمند هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، بر اغنيا و ثروتمندان واجب است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

108- انگيزه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 8

8 - انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

109- انگيزه ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 4

4 - ترك انفاق به انگيزه وانهادن مسؤوليت آن به ديگران ، مخالف تعاليم پيامبران الهى است .

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . .. ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

از مجموع آيات شريفه - به ضميمه شأن نزول آنها - مى توان استفاده كرد كه گروهى از ادامه دادن انفاق سرباز مى زدند; چون برخى مدعى شده بودند كه گناهان آنان را بر دوش خواهند كشيد. خداوند در اين آيات ضمن تخطئه آن پندار، بر اهيمت اصل مسؤوليت هر فرد در برابر عملكرد خويش تأكيد فرموده است.

110- اولويت انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 3

3 - اولويت داشتن كمك به استمداد و درخواست كنندگان ، بر ديگر محرومان جامعه

للسائل و المحروم

تقديم ذكرى «سائل» بر «محروم»، مى تواند بيانگر تقديم رتبى آن باشد.

111- اولويت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 21

21 - تقديم خويشاوندان نيازمند بر ديگر مستمندان ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى و المسكين

تقديم كلمه «ذوى القربى» بر ديگران، گوياى اين است كه: اهل ايمان در مرحله نخست بايد در رفع نياز خويشاوندان خود بكوشند و سپس به ديگران بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 5،7

5 - لزوم توجه به والدين و مقدم داشتن آنها در انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 4

4 - اولويت تأمين زندگى نيازمندان به وسيله صدقات ، نسبت به ساير مصارف

ان تبدوا الصّدقات . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

از تخصيص به ذكر «فقراء» در بين تمام مصارف - كه قطعاً صدقات مصارف ديگرى نيز دارند - اولويّت آنان استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 4

4 - خويشاوندان نزديك ، در اعطاى حقوق مالى و انفاق ، در اولويت اند . *

فأَت ذا القربى حقّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 7

7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 3

3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

مفاد اين آيه - با توجه به آيات پيشين - اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 4

4 - سرمايه داران ، در كمك هاى اقتصادى به مردم قحطى زده ، بايد تغذيه آنان را در اولويت قرار دهند .

أو إطعم فى يوم ذى مسغبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 15 - 2

2 - رساندن غذا به خويشاوندان يتيم خود ، بر تغذيه ديگر نيازمندان مقدم است .

يتيمًا ذا مقربة

«مقربة» مصدر و با «قرابة» (خويشاوندى) به يك معنا است. (صحاح اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 16 - 5،6

5 - تنگدستانى كه از هرگونه خوراك و پوشاكى محروم اند ، در بين اقشار كم درآمد ، سزاوارترين طبقه براى كمك هاى اقتصادى اند .

أو مسكينًا ذا متربة

6 - سرمايه داران ، بايد تغذيه تهى دستان را بر ديگر كمك هاى خويش ترجيح دهند .

أو إطعم . .. مسكينًا ذا متربة

112- اولويتها در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 10

10 - در انفاق ، خويشاوندان نيازمند بر ديگر نيازمندان ، اولويت و تقدم دارند .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين اساس است كه تقدم ذكرى «أُوْلى القربى» بر «مساكين» و «مهاجرين» حاكى از تقدم رتبى باشد.

113- اهداف مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 4

4 - آگاهى دقيق خداوند از راه هاى خير و شرّ ، دليل مخفى نبودن اهداف مدعيان انفاق ، بر او است .

يقول أهلكت مالاً . .. و هدينه النجدين

114- اهميت اجتناب از منت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 1

1 - پرهيز از منّت نهادن در انفاق و بخشش ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتمنن

115- اهميت اخلاص در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 6

6 - رضايت خداوند از انسان ، در گرو تقوا و اخلاص در انفاق است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

چنانچه فاعل «يرضى» خداوند باشد، آيات پيشين در مقام بيان زمينه هاى رضايت او خواهد بود.

116- اهميت اعتدال در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 4

4 - تشويق خداوند به رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از اسراف و سخت گيرى در مصرف اموال براى زندگى شخصى و يا بخشش به ديگران

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

117- اهميت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 2،4

2 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق ، وظايفى ضرورى بر عهده بندگان

الذين يؤمنون بالغيب . .. ينفقون

4 - نماز و انفاق از اركان عملى دين و داراى اهميتى خاص در ميان ساير تكاليف

و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 29

29 - آنان كه ابعاد اعتقادى دين را باور دارند و از اموال خويش براى دستگيرى مستمندان بهره مى گيرند و وظايف عبادى و اجتماعى خويش را انجام مى دهند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

و لكن البر من ءامن . .. و أولئك هم المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 1

1 - انفاق و رفع نياز هاى جامعه اسلامى وظيفه اى بر عهده اهل ايمان

و أنفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 1،2،6

1 - مؤمنان بايد بخشى از آنچه را خداوند به آنها روزى داده ، انفاق كنند .

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا ممّا رزقناكم

2 - ضرورت جُبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى جامعه

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا

6 - انفاق ، توشه اخروى مؤمنان

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 5،7

5 - داستان ابراهيم ( ع ) و نمرود و قصّه عُزير و يا اِرمياى پيامبر و زنده شدن مرغان كوبيده شده و نيز تمامى احكام و مقررات انفاق ، از آيات الهى است .

الم تر . .. او كالذى مرّ ... فخذ اربعة من الطير ... مثل الّذين ... كذلك يبيّن ال

7 - نياز شديد آدمى به انفاق و اعمال خير خويش در قيامت

ايودّ احدكم . .. و اصابه الكبر و له ذرّيّة ضعفاء

از تشبيه انفاق به بوستانى كه صاحب آن در حال پيرى سخت نيازمندِ ثمراتِ كارهاى گذشته خويش است و انطباق آن بر حال آدمى كه در قيامت تنها از نتايج اعمال دنيوى مى تواند بهره گيرد، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 6،9

6 - جايگاه انفاق ، در ساختار شخصيّت اسلامى انسان

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

9 - علم و آگاهى خداوند به انفاق و ايثار انسان ها ، هر چند اندك باشد .

و ما تنفقوا من شىء فانّ اللّه به عليم

نكره بودن كلمه «شىء» دلالت بر ناچيز بودن آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 4

4 - لزوم شتاب در انفاق ، فرو بردن خشم ، گذشت از خطاى مردمان و استغفار از گناهان

سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. الذين ينفقون ... اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 2

2 - لزوم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

در برداشت فوق ضمير «من فضله»، به «ما» در «ما آتيهم اللّه» برگردانده شده و بر اين مبنا «فضل»، به معناى زايد بر نياز خواهد بود. مؤيد اين برداشت، حديث رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) است كه فرمود: ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه ايّاه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتّى يطوّقه. سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت كرد: «و لا يحسبنّ الّذين ... ».


الدر المنثور، ج 2، ص 395.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 9

9 - اهميت ويژه اقامه نماز ، پرداخت زكات و انفاق ، از ميان تكاليف الهى

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و اقرضتم

بى ترديد تكاليف بنى اسرائيل منحصر به آنچه ذكر شده نيست. بنابراين تصريح به آنها و نيز كافر خواندن ترك كنندگان آن تكاليف، دليل اهميت ويژه آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 14،15

14 - اهميت ويژه نماز ، زكات و انفاق ، در ميان عبادات و فرايض دينى

الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

15 - اهميت ويژه نماز ، نسبت به زكات و انفاق

يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

تقدم ذكرى اقامه نماز بر پرداخت زكات، حكايت از اهميت والاتر نماز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 1،2

1 - اقامه نماز و انفاق از امكانات خدادادى ، نمود بارز ايمان واقعى

إنما المؤمنون . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

2 - ضرورت اقامه نماز و انفاق بخشى از امكانات و داراييها

أطيعوا اللّه و رسوله . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

«من» در «مما رزقنهم» مى تواند براى تبعيض باشد. بنابراين انفاق همه داراييها مورد توصيه خداوند نخواهد بود، بلكه انفاق

بخشى از آن خواست خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 12

12 - اهتمام اسلام به انفاق و تأمين نياز هاى معيشتى جامعه

و يقبضون أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 5

5- لزوم انفاق و دستگيرى از مستمندان

والذين . .. أنفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 1،4،12

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ فرمان اقامه نماز و انفاق به مؤمنان

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

4- اقامه نماز و انفاق از اهميت ويژه اى در ميان ساير فريضه ها و تكاليف الهى برخوردار است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

ذكر اقامه نماز و انفاق، پس از بيان صفت ايمان بندگان حقيقى و انتخاب اين دو تكليف از ميان ساير تكاليف مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

12- اعمال نيك انسان ( نماز ، انفاق و . . . ) داد و ستد و دوستى با خداوند است .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 10

10- انفاق ، در مقايسه با ديگر آموزه ها و ارزش هاى الهى ، داراى ارزش و مرتبه اى ممتاز *

فهو ينفق منه

از اينكه خداوند در مقايسه ميان انسانهاى خوب و بد، تنها از انفاق ياد كرده است، مى تواند گوياى اين برداشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 9

9- نماز و زكات ، ( اظهار بندگى و انفاق ) در بين تكاليف الهى ، از اهميت ويژه اى برخوردار است .

و أوصنى بالصلوة والزكوة

سفارش مستقيم خداوند در مورد نماز و زكات، گوياى اهميت و نقش مهم آن دو در نيل به كمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 14

14 - انفاق ، داراى اهميتى در رتبه نيايش و دعا به درگاه خداوند است .

يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

ذكر انفاق در رديف، تهجّد و دعا و تسبيح، نشان دهنده اهميت آن و هم رتبه بودنش با آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 2

2 - انفاق و رسيدگى به امور معيشتى نيازمندان ( پرداخت زكات ) ، از ركن هاى عملى شريعت

و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 3

3 - ترك انفاق به بهانه پاكى و بى گناهى ، فاقد هر گونه پشتوانه واقعى *

فلاتزكّوا أنفسكم . .. و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

جمله «أفرأيت. ..» پس از تخطئه خودستايى، مى تواند ناظر بدان باشد كه ترك كنندگان انفاق، چون خويشتن را پاك مى شمردند، از انفاق سرباز مى زدند و خداوند در آيه «أعنده...» باور آنان را تخطئه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 6،7

6 - انفاق ، وظيفه اى الهى برعهده مؤمنان

ءامنوا باللّه . .. و أنفقوا

7 - انفاق ، از اركان عملى دين و داراى اهميتى خاص در ميان ساير تكاليف

ءامنوا باللّه . .. و أنفقوا

اختصاص به ذكر يافتن تكليف انفاق - پس از دستور ايمان - از ساير تكاليف بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 20

20 - جهاد و انفاق در راه خداوند ، از مهم ترين و ارزشمندترين تكاليف الهى

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

تكيه بر دو تكليف جهاد و انفاق، از ميان ساير تكاليف الهى، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 1

1 - خداوند ، مردان و زنان مؤمن را به انفاق كردن و پرداخت صدقه فرا مى خواند .

إنّ المصّدّقين و المصّدّقت . .. لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 7،14

7 - انفاق از اركان عملى دين و داراى اهميتى ويژه در ميان ساير تكاليف

و أنفقوا من مّا رزقنكم

تكيه بر مسأله انفاق، براى سعادت مندى اخروى و نيامدن ساير تكاليف عملى، بيانگر اهميت فوق العاده آن در نيكبختى اخروى انسان است.

14 - انفاق ، مصداق بارز عمل صالح و نيك كردارى است .

و أنفقوا من مّا رزقنكم . .. أكن من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 31 - 4

4 - انفاق به بينوايان و بهره مند كردن آنان از اموال خويش ، از قوانين و حدود الهى است .

لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 24 - 5

5 - « عن محمّد بن مروان عن جعفر بن محمّد ( ع ) قال : إنّى لأطوفُ بالبيت مع أبى ( ع ) إذ أقبل رجلٌ . . . فقال : . . .فأخبرنى عن قوله : « و فى أموالهم حق معلوم » ما هذا الحقّ المعلوم ؟ قال : هو الشىء يخرجه الرجلُ من ماله ليس من الزّكاة فيكون للنّائبة و الصّلة . . . ;

محمدبن مروان از امام صادق(ع) روايت نموده است كه فرمود: با پدرم در حال طواف خانه خدا بوديم كه مردى به طرف ما آمد . .. و گفت: ... مرا از سخن خداوند: «و فى أموالهم حقّ معلوم» آگاه كن كه اين «حق معلوم» چيست؟ فرمود: آن حق چيزى است كه شخص از مال خود، خارج مى كند و جزء زكات نيست; بلكه آن را براى رفع گرفتارى ها و پيشامدها و بخشش و احسان، از مال خود جدا مى كند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 3

3 - اداى دين و پرداخت حقوق مالى ديگران و پاسخ احسان آنان - هر چند اندك باشد - بر جود و انفاق مقدم است .

يؤتى ماله . .. و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

نكره آوردن «نعمة» همراه با «من» زايد - كه براى عموم است - آن را بر هر احسانى، هر چند اندك، تعميم داده است. جمله حاليه «و ما لأحد...» بيانگر آن است كه بايد اين حالت، حاصل شده باشد تا انفاق نشانه تقوا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 3،4

3 - لزوم انفاق به كمك خواهان مستمند

و أمّا السائل فلاتنهر

4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

118- اهميت انفاق آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 5

5- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشكار ، از ويژگى ها و نشانه هاى بندگان راستين خداوند است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا سرًّا و علانية

119- اهميت انفاق به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 49 - 7

7 - « عن حمادبن عثمان قال : اُولِم اسماعيل فقال له أبوعبداللّه ( ع ) عليك بالمساكين فأشبعهم . فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « و ما يبدئ الباطل و ما يعيد » ;

حمادبن عثمان روايت مى كند كه اسماعيل (فرزند امام صادق(ع)) وليمه اى ترتيب داده بود. امام صادق(ع) به او فرمودند: بر تو باد توجه به مساكين، پس آنان را سير كن; زيرا خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: (و ما يبدئ الباطل و ما يعيد)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 4

4 - لزوم انفاق و كمك به سائلان و محرومان جامعه ، افزون بر پرداخت زكات و خمس

للسائل و المحروم

انفاق به سائلان و محرومان جامعه - همان گونه كه مفسران يادآور شده اند - پيش از واجب شدن زكات و خمس مقرر شده است. از آن جايى كه دليل قاطعى بر نفى اين فريضه و يا تبديل آن به زكات و خمس به دست نيامده است; مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

120- اهميت انفاق به فقراى عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 5

5 - لزوم توجه به محرومان عفيف و ناشناخته جامعه و اكتفا نكردن به انفاق بر سائلان و درخواست كنندگان

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

از مقابله «محروم» با «سائل»، استفاده مى شود كه در جامعه برخى از نيازمندان، روى سؤال ندارند و در نتيجه ناشناخته مى مانند. اهل تقوا از اين گروه غافل نيستند.

121- اهميت انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 5

5 - لزوم توجه به محرومان عفيف و ناشناخته جامعه و اكتفا نكردن به انفاق بر سائلان و درخواست كنندگان

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

از مقابله «محروم» با «سائل»، استفاده مى شود كه در جامعه برخى از نيازمندان، روى سؤال ندارند و در نتيجه ناشناخته مى مانند. اهل تقوا از اين گروه غافل نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 4

4 - لزوم انفاق و كمك به سائلان و محرومان جامعه ، افزون بر پرداخت زكات و خمس

للسائل و المحروم

انفاق به سائلان و محرومان جامعه - همان گونه كه مفسران يادآور شده اند - پيش از واجب شدن زكات و خمس مقرر شده است. از آن جايى كه دليل قاطعى بر نفى اين فريضه و يا تبديل آن به زكات و خمس به دست نيامده است; مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

122- اهميت انفاق پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 5

5- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشكار ، از ويژگى ها و نشانه هاى بندگان راستين خداوند است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا سرًّا و علانية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 4

4 - اهميت و برترى انفاق پنهانى نسبت به انفاق آشكار

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

تقدم لفظى انفاق سرّى بر انفاق آشكار، مى تواند حكايت از تقدم رتبى نمايد.

123- اهميت انفاق در ثروتمندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 11

11- استقلال مالى و توانگرى همراه با انفاق ، غير قابل مقايسه با وابستگى ، فقر و ناتوانى از انفاق است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه . .. هل يستون

124- اهميت تداوم انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 9،11

9 - نماز و انفاق بايد برنامه هميشگى انسان باشد ، نه مقطعى و موقت

يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

برداشت فوق با توجه به فعلهاى مضارع (يقيمون و ينفقون) - كه حكايت از تجدد و استمرار دارد - استفاده شده است.

11 - انفاق هاى مقطعى موجب قرار گرفتن آدمى در زمره متقيان ، نخواهد شد .

هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 2

2 - صدقه و انفاق در راه خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه به صورت مقطعى و موقت .

إنّ المصّدّقين و المصّدّقت

تكيه بر وصف (اسم فاعل)، بيانگر آن است كه صدقه دادن در بينش الهى، در صورتى ارزشمند خواهد بود كه به صورت خصلتى براى مؤمنان درآيد.

125- اهميت تقوا در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 6

6 - رضايت خداوند از انسان ، در گرو تقوا و اخلاص در انفاق است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

چنانچه فاعل «يرضى» خداوند باشد، آيات پيشين در مقام بيان زمينه هاى رضايت او خواهد بود.

126- اهميت صبر در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 2

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

127- اهميت مهربانى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 2

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

128- باديه نشينان و انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1،6

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

129- بازگشت آثار انفاق به خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 9

9 - انفاق كردن مال ، به نفع خود انسان است .

و أنفقوا خيرًا لأنفسكم

130- بخل در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 5،6،7

5- بخلورزى انسان از انفاق هاى اندك ، گواه بخلورزى عميق تر وى از انفاق كل اموال حتى با فرمان أكيد الهى

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا . .. تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تمايز «تدعون لتنفقوا» با «إن يسئلكموها» در اين باشد كه در اولى، بعضى از اموال، مورد نظر و در تعبير دوم كل اموال لحاظ شده باشد.

6- بخل از انفاق در راه خدا ، دامنگير برخى از مؤمنان و مورد نكوهش الهى

هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل

از لحن نكوهش آميز اين آيه، مطلب بالا برداشت مى شود.

7- بخل از انفاق در راه خدا ، مايه خسارت خود انسان

و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه

131- بخل مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 2

2 - مدعيان دروغين انفاق ، با پيدايش گرسنگى هاى فراگير ، از اطعامْ بخل ورزيده ، مواد غذايى را احتكار مى كنند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... أو إطعم فى يوم ذى مسغبة

132- بى ارزشى انفاق منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 2،8

2 - انفاق منافقان - چه با ميل و رغبت باشد و چه با بى ميلى و كراهت - در پيشگاه خدا بى ارزش و غير قابل قبول است .

قل أنفقوا طوعاً أو كرهاً لن يتقبل منكم

8 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نپذيرفتن انفاق هاى منافقان

لن يتقبل منكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لن يتقبل» خبر به معناى انشا باشد; يعنى، پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبايد انفاق منافقان را بپذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 1

1 - كفر منافقان به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل بى ارزش گشتن انفاق هاى آنان و پذيرفته نشدن آن در پيشگاه خداوند

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

133- بى رغبتى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 7

7 - انفاق از روى كراهت و بى ميلى ، نشانه نفاق و نداشتن ايمان واقعى به خدا و رسول اوست .

كفروا باللّه و برسوله . .. و لاينفقون إلا و هم كرهون

134- پاداش اخروى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 16

16 - پاداش الهى به انفاق كنندگان در دنيا و آخرت

فيضاعفه له اضعافاً . .. و اليه ترجعون

«اليه ترجعون»، اشاره به پاداش الهى است در آخرت; بنابراين «فيضاعفه» بيانگر پاداش الهى در دنياست.

135- پاداش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 13،18

13 - بقاى آنچه به خداوند قرض داده مى شود و بازگشت چندين برابر آن به آدمى

من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

مُراد از ضمير مفعولى در «يضاعفه» قرض است; يعنى آن مالى كه قرض داده شود، چندين برابر شده و به او باز پس داده مى شود; بنابراين بايد آن مال باقى باشد.

18 - پاداش انفاق در راه خداوند ، غير قابل شمارش است .

فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

امام صادق (ع): . .. ان الكثير من اللّه عزّ و جل لا يحصى و ليس له منتهى


معانى الاخبار، ص 397، ح 54 ; نورالثقلين، ج 1، ص 243، ح 965.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 1،6،8،9،11،12،13

1 - مالى كه در راه خدا انفاق مى شود ، همچون بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد .

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

از مُشبّه به (دانه) به دست مى آيد كه مُشبّه، مالى است كه شخص در راه خدا انفاق مى كند; نه اينكه مشبّه، خودِ انفاق كننده باشد; چنانچه ظاهر تشبيه افاده مى كند.

6 - پاداش الهى به انفاق كنندگانِ در راه خدا ، دست كم به هفتصد برابر

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

8 - خداوند بر اساس مشيّت خود ، به هر كس كه بخواهد ثمره انفاق را - كه هفتصد برابر است - به چند برابر افزايش مى دهد .

و اللّه يضاعف لمن يشاء

9 - پاداش هاى فراوان الهى به انفاق كننده ، منوط به انفاق مستمر

مثل الّذين ينفقون اموالهم

فعل مضارع «ينفقون» حكايت از استمرار انفاق دارد; يعنى پاداشهاى مذكور در آيه در صورتى است كه شخص به صورت مستمر انفاق كند; نه مثلا يكى - دو مرتبه.

11 - پاداش وسيع ( نامحدود ) خداوند به انفاق كننده *

مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم

12 - پاداش خداوند به انفاق كنندگان به چندين برابر ، برخاسته از سِعه وجودى و گستردگى رحمت اوست .

و اللّه يضاعف لمن يشاء و اللّه واسع عليم

13 - خداوند ، به انفاق كنندگان در راه او و مستحقّين پاداش هاى چند برابر ، داناست .

و اللّه يضاعف لمن يشاء و اللّه واسع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 2،5،6

2 - عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار - چه هنگام پرداخت و چه پس از آن - ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن

الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

5 - انفاق كنندگانِ بدون منّت و آزار ، بهره مند از پاداش هاى والا و ويژه الهى

لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، دلالت بر ويژگى پاداش دارد.

6 - توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 11

11 - بهره و آثار ارزشمند انفاق ، براى شخص انفاقگر است ; نه خداوند .

و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «غنىّ» پس از مسأله «انفاق»، براى نفى تصور بهره جستن خداوند از انفاق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 1،6،9،13

1 - مثل انفاق كنندگان اموال براى خشنودى خدا و ثبات نفس خويش ، همچون بوستانى است بر تپّه اى بلند كه يا رگبارى تُند بر آن بارد و دو چندان ميوه دهد و يا باران ملايمى بر آن بارد و آن را به ثمر بنشاند .

و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه . .. كمثل جنّة ... اُكُلَها ضِعفِ

6 - وعده الهى به پاداش انفاق كنندگان براى كسب رضايت خداوند

مثل الّذين ينفقون . .. فاتت اُكُلها

9 - انفاق كنندگان ، داراى زمينه و قابليّت والاى بهره مندى از فيوضات الهى

اصابها وابل . .. فان لم يصبها وابل فطلّ

13 - پاداش انفاق كنندگان ، يكسان نيست .

و مثل الّذين . .. كمثل جنّة بربوة ... فان لم يصبها وابل فطلّ

از تشبيه انفاق به بوستانى كه بر اثر باران به ثمر نشسته باشد و در صورت بارش بارانى تند، ثمر آن دو چندان شود، يكسان نبودن پاداش استفاده گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 4

4 - انفاق براى جلب رضايت الهى و ثبات نفس و به دور از منّت و آزار و ريا ، داراى نتايج و بهره هاى فراوان

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. فيها من كلّ الثّمرات

انفاق، تشبيه به بوستان شده كه هر گاه ريا و آزارى در پى داشته باشد، بسوزد و چنانچه براى رضاى الهى و خالى از ريا و آزار باشد، دربردارنده نتايج و بهره هاى فراوان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7،8،10،11،13

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

8 - انفاق ، موجب توسعه رزق و آمرزش گناهان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

10 - آمرزش گناهان و افزونى مال از جانب خداوند ، پاداشى براى انفاق كنندگان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

11 - افزونى پاداشِ الهى ، نسبت به مالِ انفاق شده

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

«فضل» (به معناى افزونى)، پاداشى از سوى خداوند به انفاق كننده است. اين افزونى در پاداش مى تواند در مقايسه با مال انفاق شده مطرح باشد; يعنى خداوند بيش از آنچه انفاق مى كنيد به شما پاداش مى دهد.

13 - خداوند ، آگاه به انفاق كنندگان در راه او و گشايش دهنده روزى آنان است .

و اللّه واسع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 2،7

2 - پاداش الهى به انفاق ها و نذر هاى بندگان ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة . .. فانّ اللّه يعلمه

توجه دادن به علم خداوند بر اعمال بندگان كنايه از پاداش الهى در برابر آن اعمال است.

7 - خداوند ، مددكار و ياور اهل انفاق و وفاكنندگان به نذر است .

و ما للظّالمين من انصار

از مفهوم «و ما للظالمين من انصار» كه تنها ترك كنندگان انفاق محروم از حمايت خداوند مى باشند، برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 7

7 - صدقه پنهانى به فقرا ، كفاره برخى گناهان

و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء . .. و يكفّر عنكم من سيّئاتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 6،14،16،17

6 - انفاق از هر چيز خير ، به سودِ خود انفاق كننده

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم

«من» در برداشت فوق، ابتدائيه معنى شده است.

14 - مقبوليّت انفاق در پيشگاه خداوند و ثمردهى آن ، در گرو نيّت و قصد قربت انفاق كننده

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

بنابراينكه جمله «و ما تنفقون» حال براى «و ما تنفقوا فلانفسكم» باشد; يعنى آنگاه انفاق به سود شماست كه براى «ابتغاء وجه اللّه» باشد.

16 - انفاق كننده در راه خدا ، بهره مند از پاداش كامل انفاق ، بى هيچ ستمى در حقّ وى

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

17 - كم و كاست نشدن پاداش انفاق براى رضاى خدا ، هر چند به بينوايان غير مسلمان باشد .

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

با توجّه به شأن نزول كه در مورد انفاق به غير مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 1،3،4

1 - انفاق كنندگان پنهان و آشكار در شب و روز ( همه حال و همه وقت ) بهره مندان از پاداش هاى ويژه الهى

الّذين ينفقون اموالهم . .. فلهم اجرهم عند ربّهم

3 - پاداش الهى اهل انفاق ، نتيجه عمل خير آنها

فلهم اجرهم عند ربّهم

4 - وعده الهى بر پاداش اهل انفاق ، بر انگيزنده آدمى به آن

فلهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 8

8 - آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش انفاق در توانگرى و تنگدستى و فرو خوردن خشم و گذشت از خطاى ديگران

الّذين ينفقون فى السّرّاء و الضّرّاء . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 9

9 - خداوند ، كيفردهنده بخيلان و رياكاران و پاداش دهنده انفاق كنندگان مخلص

الذين يبخلون . .. و انفقوا ... و كان اللّه بهم عليماً

هدف از بيان علم و آگاهى خداوند پس از بيان ايمان و بخل، تهديد بخيلان و رياكاران به كيفر، و پاداش دهى به مؤمنان انفاق كننده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 10،12،13

10 - ايمان و انفاق ، حسنه اى است كه ، هر چند اندك باشد ، پاداش عظيم الهى را در پى خواهد داشت .

ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا . .. و ان تك حسنة يضاعفها و يؤ

از مصاديق مورد نظر براى حسنه، به دليل آيه قبل، ايمان و انفاق است.

12 - توجه به آگاهى خداوند بر كوچكترين انفاق ، و پاداش عظيم خداوند به انفاقگران ، درمان بخل و ترك احسان

و انفقوا . .. و كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة

13 - پاداش عظيم خداوند ، جبران كننده خسارت هاى انفاق كنندگان

و ماذا عليهم لو . .. انفقوا ... و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً

جمله «يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً» مى تواند پاسخى باشد به اين توهم كه انفاق، موجب خسارت مالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 13،18

13 - انفاق در راه خدا ، داراى پاداشى كامل و تضمين شده از جانب خدا

و ما تنفقوا من شىء . .. يوف إليكم

18 - كاستى در پاداش انفاق ها و ناديده گرفتن انفاق هاى ناچيز ، ستمكارى است .

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 121 - 1

1 - ثبت همه انفاق هاى كوچك و بزرگ مؤمنان ، به منظور اعطاى پاداش به آنان

و لاينفقون نفقة صغيرة و كبيرة . .. إلا كتب لهم ليجزيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 3

3- بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمان هاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق كردن

والذين صبروا . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 5

5 - پاداش سجده و تسبيح همراه با حمد خداوند و عبادت هاى شبانه و انفاق هاى مؤمنان ، فوق حد شمارش است .

إنّما يؤمن . .. سجّدًا و سبّحوا بحمد ربّهم ... تتجافى جنوبهم ... و ممّا رزقنهم

«فاء» در «فلاتعلم نفس» تفريع بر آيات پيش است كه در آنها صفات نيكوى مؤمنان شمرده شده است. بنابراين، معنا، چنين مى شود: «مؤمنانى كه داراى صفات ياد شده اند، پاداشى مخفى دارند». با توجه به تفريع احتمال دارد كه اختفاى پاداش، كنايه از فوق شمارش بودن باشد.

136- پاداش انفاق آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 2

2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى

يتلون كتب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم

137- پاداش انفاق پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 2

2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى

يتلون كتب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم

138- پاداش دنيوى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 16

16 - پاداش الهى به انفاق كنندگان در دنيا و آخرت

فيضاعفه له اضعافاً . .. و اليه ترجعون

«اليه ترجعون»، اشاره به پاداش الهى است در آخرت; بنابراين «فيضاعفه» بيانگر پاداش الهى در دنياست.

139- پاداش مضاعف انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 8

8 - كسانى كه به خاطر جلب رضاى خدا ، صدقه مى دهند ، قطعاً پاداش مضاعف خواهند داشت .

و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه . .. فأُولئك هم المضعفون

مراد از«زكات» به قرينه مكى بودن سوره و نيز آيه قبل (فآت ذا القربى. ..) هر نوع صدقه و انفاق است. و «مضعفون» به معناى «ذوالضِعف» بوده و مراد، پاداش مضاعف است.

140- پرسش از انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 1

1 - پرسش مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره انفاق

يسئلونك ماذا ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 14

14 - سؤال مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره انفاق و مقدار آن

يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو

141- تاريخ انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 3

3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى

و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة

142- تاريخ تشريع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

143- تداوم انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 3

3 - سخاوت مندى و انفاق گرى مداوم ، از ويژگى هاى با تقواترين افراد است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

تداوم، از مضارع بودن فعل «يؤتى» استفاده شده است.

144- ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 31

31 - انكار هر يك از رسولان الهى و ترك يارى آنان ، بر پا نداشتن نماز ، نپرداختن زكات و خوددارى از انفاق ، كفر و ضلالت است .

لئن اقمتم الصلوة . .. فمن كفر

145- ترك انفاق به خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1،2

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى

جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».

146- ترك انفاق به زيردستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 9

9- برخوردارى از امكانات و دريغ داشتن آن از زيردستان ، در حقيقت انكار نعمت خداوندى است .

فما الذين فضّلوا . .. أفبنعمة الله يجحدون

147- ترك انفاق به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1،2،3

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى

جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».

3 - سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، حرام و وفا نكردن به آن جايز است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

حرمت در برداشت ياد شده از نهى «لايأتل» استفاده شده است.

148- ترك انفاق به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

149- ترك انفاق به مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1،2

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى

جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».

150- ترك انفاق ثروتمندان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى

«حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

151- ترك انفاق كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 1،2

1 - كافرانِ برخوردار از ثروت در صدراسلام ، از انفاق به مستمندان و گرسنگان خوددارى مى كردند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1- همزه در «أنطعم» براى استفهام انكارى است; 2- آيه شريفه در مكه نازل شده و مربوط به كافران صدراسلام است.

2 - روزى رسان بودن خداوند براى بشر ، بهانه و دستاويز كافرانِ صدراسلام براى خوددارى از انفاق به مستمندان و گرسنگان

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

استفهام در «أنطعم» استفهام انكارى است; يعنى، «لانطعم من لو شاء اللّه لأطعمهم».

152- ترك انفاق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3،6

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

6- مشركان ، حتى در صورت برآورده شدن خواسته هاى مادى شان و داراى امكانات فراوان بودن ، از انفاق آن إبا مى كردند . *

لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

اينكه خداوند در آيات قبل، خواسته هاى مادى مشركان (برخوردارى از چشمه و . ..) را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كرد و در اين آيه، از بخل آنان در صورت برخوردارى از امكانات فراوان سخن مى گويد، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

153- تشبيه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

154- تشريع انفاق در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

155- تشويق به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 18

18 - تشويق و ترغيب اهل ايمان به انفاق و دستگيرى مستمندان

فمن تطوع خيراً فهو خير له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 4

4 - تشويق خداوند به انفاق و نذر ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

دانايى و آگاهى خدا به اعمال نيك، كنايه از پاداش وى و غرض از بيان پاداش، ترغيب بر اعمال نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 10

10 - تشويق مؤمنان از سوى خداوند ، به انفاق هاى غير واجب

الّذين ينفقون

امام صادق (ع) درباره آيه «الذين ينفقون . .. » فرمود: ليس من الزّكوة


كافى، ج 3، ص 499، ح 9 ; نورالثقلين، ج 1، ص 290، ح 1154.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 5،10

5 - تشويق و ترغيب به انفاق و ايثار ، براى رسيدن به كمال

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

10 - توجّه آدمى به آگاهى خداوند به انفاق و ايثار ، زمينه ساز انجام آن

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلمه «اِن اللّه . .. »، به منظور تشويق ايثارگران و انفاق كنندگان، ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 11

11 - تشويق خداوند به انفاق كردن مال به نيازمندان

و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه و هو خير الرزقين

وعده خداوند به جانشين ساختن چيزى به جاى مال انفاق شده و نيز يادآورى اين كه او بهترين روزى دهنده ها است، نوعى تشويق و ترغيب به انفاق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند ، به بسيج شدن در امر انفاق و هزينه كردن امكانات و داريى هاى خود در راه جنگ ، جهاد و جبهه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 8

8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 38

38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير

و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.

156- تشويق قارون به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 5

5 - قوم قارون ، وى را بر حسن استفاده از ثروت خدادادى خويش و به كار گرفتن آن در راه آبادسازى سراى آخرت ترغيب كردند .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

157- تضمين پاداش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 31

31 - اموال انفاق شده در راه خدا و پاداش آن ، تضمين شده از سوى او

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

مطلب ياد شده، از تشبيه انفاق به قرض دادن استفاده مى شود; زيرا در قرض، اصل مال محفوظ مى ماند. پاداش آن نيز - كه خداوند وعده داده - تضمين شده است.

158- تفاخر در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 5،6

5 - خودنمايى در بذل و بخشش ها و فخرفروشى بر مردم به جهت انفاق هاى سنگين ، در پى دارنده نكوهش و كيفر از سوى خداوند

يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد

گوينده «أهلكت مالاً» - حتى به فرض صداقت در ادعاى خويش - ممكن است به جهت فخر فروشى بر ديگران، مورد توبيخ قرار گرفته باشد.

6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و ناروايند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.

159- تقوا در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 3

3 - توأم بودن انفاق و تقوا با هم ، شرط ارزش مندى آنها است .

من أعطى و اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 2

2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .

و لسوف يرضى

رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.

160- تكذيب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 4

4 - تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس ، بالاترين درجه شقاوت است .

الأشقى . الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با نقطه مقابل آن در آيات بعد (الذى يؤتى ماله يتزكّى»، بيانگر برداشت ياد شده است.

161- تواضع در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 16

16 - ارزشمندى تواضع و فروتنى به هنگام انفاق و دستگيرى از مستمندان

و يؤتون الزكوة و هم ركعون

بنابر اينكه ركوع به معناى لغوى خود (خضوع) باشد.

162- توصيه به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 6

6- وادار ساختن همسر و فرزندان به نماز و انفاق ، از مسؤوليت هاى مردان مؤمن

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

از معانى «أهل» زوجه و اهل خانه است (مصباح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 14

14 - انفاق تنها بخشى از دارايى ها و نه همه آن ، توصيه خداوند به اهل ايمان

و ممّا رزقنهم ينفقون

«من» در «ممّا» اصطلاحاً «تبعيضيه» است. بنابراين «ممّا رزقناهم...»; يعنى، «بعض ما رزقناهم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 8

8 - انفاق بخشى از دارايى ها و امكانات زندگى - و نه همه آنها - توصيه خداوند به انفاق كنندگان

و أنفقوا ممّا رزقنهم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «من» در «ممّا» (من ما) به معناى «بعض» باشد. بنابراين «ممّا رزقناهم...»; يعنى، كسانى كه بخشى از داريى هايشان را انفاق مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 2

2 - خداوند ، مردم را به قرض دادن به او ( انفاق كردن در راه او ) فرا مى خواند .

من ذا الذى يقرض اللّه قرضًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 5

5 - توصيه خداوند به انسان ها ، مبنى بر انفاق كردن و پرهيز از بخل

الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل

نكوهش صفت بخل از سوى خداوند، در واقع توصيه به اين است كه همگان، بايد خود را به صفت انفاق گرى و دستگيرى از نيازمندان آراسته سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 1

1 - انفاقِ بخشى از امكانات و دارايى ها به نيازمندان ، توصيه خداوند به اهل ايمان

و أنفقوا من مّا رزقنكم

«من» در «ممّا رزقنا» تبعيضيه است; يعنى، «قسمتى از آنچه را كه روزى تان كرده ايم، انفاق كنيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 8

8 - انفاق مال ، توصيه خداوند به مؤمنان

و أنفقوا خيرًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «خيراً» مفعول براى «أنفقوا» و به معناى مال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 2

2 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، توصيه خداوند به تمام مردم

فأمّا من أعطى و اتّقى

ذكر پاداش نيك براى اين گروه (در آيات بعد)، ترغيب مردم به اعطاى مال و تقوا است.

163- جايگزينى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 12

12 - « قال الراوى قلت لأبى عبداللّه ( ع ) . . .قول اللّه عزّوجلّ « و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه و هو خير الرازقين » و إنّى أنفق و لا أرى خلفاً قال : أفترى اللّه عزّوجلّ أخلف وعده ؟ قلت : لا قال : فممّ ذالك . قلت : لا أدرى قال : لو أنّ أحدكم إكتسب المال من حلّه و أنفقه فى حلّه لم ينفق درهماً إلا أخلف عليه ;

راوى مى گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: . ..سخن خداى عزّوجلّ است كه مى فرمايد: «و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه و هو خير الرازقين» در حالى كه من انفاق مى كنم و هيچ چيزى جايگزين آن نديدم، فرمود: آيا نظر تو اين است كه خداوند در وعده خود تخلف مى كند؟ گفتم نه. فرمود: پس اين [توهم تو] از كجا است؟ گفتم نمى دانم. حضرت فرمود: اگر يكى از شما مالى را از راه حلال كسب كند و در راه حلال انفاق نمايد، هيچ درهمى را انفاق نمى كند; مگر آن كه [خدا ]جايگزين آن را مى دهد».

164- جبران ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 13

13 - دورى كنندگان از انفاق و صدقات ، به هنگام مرگ خواستار مهلتى هر چند اندك ، جهت تدارك گذشته و قرار گرفتن در زمره صالحان

فيقول لولا أخّرتنى إلى أجل قريب . .. و أكن من الصلحين

165- حبط انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 1،3

1 - تشبيه انفاق كننده از روى منّت و آزار و ريا ، به صاحب بوستانى از خرما و انگور كه جوى ها در پاى درختانش جارى و هر گونه ميوه اى دهد و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد و ناگهان ، گِردبادى آتشزا به آن بوستان افتد و آنرا بسوزاند .

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. و اصابه الكبر ... نار فاحترقت

3 - آزار و ريا و منّت ، موجب از بين رفتن انفاق مى گردد ; به گونه اى كه نه مال انفاق شده و نه آثار با بركت آن را بتوان تدارك كرد .

لا تبطلوا صدقاتكم بالمن . .. ايودّ احدكم ان تكون له جنّة ... فاحترقت

166- حرمت ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 9

9 - حرمت ثروت اندوزى و انفاق نكردن آن در راه خدا

و الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. فبشرهم بعذاب أليم

167- حسرت تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 12

12 - تأسف عميق دريغ كنندگان از انفاق ، به هنگام فرارسيدن مرگ

فيقول ربّ لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين

168- حقيقت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 1

1 - انفاق در راه خداوند ، قرض دادن به او است .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الذى يقرض اللّه قرضًا حسنًا

خداوند در آيه قبل، آنانى را كه از انفاق در راه او كوتاهى مى كنند، مورد نكوهش قرار داده است. در اين آيه نيز مؤمنان را فرامى خواند كه با انفاق خويش، به خدا قرض بدهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 4

4 - صدقه و انفاق در راه خداوند ، قرض دادن به او محسوب مى شود .

إنّ المصّدّقين . .. و أقرضوا اللّه

جمله «و أقرضوا اللّه»، عطف تفسيرى و بيانگر حقيقت صدقه و انفاق است. آن اين كه كسانى كه با صدقات خود، احتياج نيازمندان را برطرف مى كنند، در واقع به خدا وام مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

169- حقيقت انفاق براى جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 9

9 - انفاق در راه جهاد ( تلاش براى رفع نيازمندى هاى جبهه و جنگ ) ، قرض الحسنه به خداوند است .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه . .. يقرض اللّه قرضًا حسنًا

با توجه به ارتباط آيه شريفه با آيه قبل و با توجه به اين كه مراد از انفاق در آيه قبل، برطرف كردن نياز جبهه و جنگ مى باشد; مصداق مورد نظر از «قرض الحسنه» در اين جا، انفاق در جبهه و جنگ است.

170- حقيقت ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 9

9- برخوردارى از امكانات و دريغ داشتن آن از زيردستان ، در حقيقت انكار نعمت خداوندى است .

فما الذين فضّلوا . .. أفبنعمة الله يجحدون

171- حلم در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 13

13 - لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *

قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.

172- خسارت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 13

13 - پاداش عظيم خداوند ، جبران كننده خسارت هاى انفاق كنندگان

و ماذا عليهم لو . .. انفقوا ... و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً

جمله «يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً» مى تواند پاسخى باشد به اين توهم كه انفاق، موجب خسارت مالى است.

173- خيريت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 37

37 - شب زنده دارى ، تلاوت قرآن ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و انفاق ، از مظاهر نيكوكارى و مصداق هاى بارز كار هاى خير

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان ... و ما تقدّموا لأنفسك

174- دايره انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 11

11 - عدم انحصار انفاق به امور مالى

قل ما انفقتم من خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 16،27

16 - آنچه افزون بر نياز انسان باشد ، محدوده انفاق است .

يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو

برخى مفسرين برآنند كه «عفو»، به معناى مازاد بر نياز است.

27 - آنچه افزون بر مخارج سال انسان مى باشد ، محدوده انفاق است .

يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو

امام باقر (ع): ان «العفو» ما فَضُل عن قوت السَنة


مجمع البيان، ج 2، ص 558 ; نورالثقلين، ص 211، ح 797.

175- دعوت به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 13

13 - دعوت خداوند از اهل ايمان ، به انفاقِ بخشى از دارايى هاى خود و نه همه آن

و الذين استجابوا لربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «مِنْ» در «ممّا» براى تبعيض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 1،2

1- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق ، مواجه با بخلورزى برخى از آنان

هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا . .. فمنكم من يبخل

2- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق در مسير جهاد *

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره جهاد مى باشد; ممكن است مراد از «فى سبيل اللّه» نيازهاى مالى جهاد باشد.

176- رضايت خدا در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 4

4 - ارجمندى انفاق گران ، در گرو خداپسند بودن مصارف انفاق هاى آنان است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه

عبارت «ابتغاء وجه ربه»، بيانگر دو ويژگى است; 1. انفاق گر بايد تنها به قصد تقرب به خداوند انفاق كند; 2. موارد انفاق بايد، راه هاى خداپسندانه باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين ويژگى است.

177- رضايت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 23،24

23 - ابرار ، با رغبت و طيب خاطر ، اموال خويش را در جهت رفع نياز مستمندان هزينه مى كنند .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «حبه» به «اتيان المال» - كه از «ءاتى المال» استفاده مى شود - برگردد; يعنى، مال را با ميل و رغبت به مستمندان مى پردازند.

24 - با رغبت و طيب خاطر انفاق كردن ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى

178- روش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . علم الله عزّوجلّ نبيه كيف ينفق ، و ذلك انه كانت عنده أوقية من الذهب ، فكره أن يبيت عنده فتصدق بها فأصبح و ليس عنده شىء و جاءه من يسأله فلم يكن عنده ما يعطيه ، فلامه السائل و أغتم هو حيث لم يكن عنده ما يعطيه و كان رحيماً رقيقاً فأدّب الله تعالى نبيه (صلی الله علیه و آله) بأمره فقال : « و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسط ها كلّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً » يقول : إن الناس قد يسألونك و لايعذرونك فإذا أعطيت جميع ما عندك من المال كنت قد حسرت من المال . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند عزّوجلّ; پيامبرش را آموخت تا چگونه انفاق كند و اين چنين بود كه مقدارى طلا نزد حضرت بود. پس خوش نداشت كه تا صبح نزد خويش نگه دارد، پس انفاق كرد و صبحگاهان در نزد او چيزى باقى نماند. شخصى نزد ايشان آمد و چيزى را درخواست كرد و نزد او چيزى نبود تا به او دهد. پس آن شخص حضرت را ملامت كرد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم به جهت اينكه چيزى نداشت تا بدو بدهد غمگين شد و آن حضرت بسيار مهربان و رقيق القلب بود. پس خداوند تعالى - پيامبرش را با فرمانى آموخت و فرمود: «و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً»[;يعنى، خداوند]مى فرمايد: همانا مردم از تو درخواست مى كنند و عذرى را از تو نمى پذيرند، پس اگر همه دارايى ات را ببخشى، در تنگنا قرار مى گيرى».

179- روش تشويق به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير

وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

180- ريا در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 1،3،5،6

1 - خداوند ، كسانى را كه رياكارانه انفاق مى كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس

در برداشت فوق، «الذين ينفقون» بر «الذين يبخلون» عطف گرفته شده و بنابراين، توصيفى براى «مختال» و «فخور» است.

3 - عذاب خواركننده الهى ، كيفر انفاق كنندگان رياكار

و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

بنابر اينكه «الذين» عطف بر «الكافرين» باشد.

5 - رياكارى در انفاق از آثار تكبر و فخرفروشى *

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

6 - انفاق بخيلان از روى رياكارى است .

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

توصيف «مختالا فخوراً» از يكسو به بخلورزى و از سوى ديگر به انفاق ريائى، حاكى از آن است كه بخيلان اگر انفاق كنند، از روى رياكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 5

5 - خودنمايى در بذل و بخشش ها و فخرفروشى بر مردم به جهت انفاق هاى سنگين ، در پى دارنده نكوهش و كيفر از سوى خداوند

يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد

گوينده «أهلكت مالاً» - حتى به فرض صداقت در ادعاى خويش - ممكن است به جهت فخر فروشى بر ديگران، مورد توبيخ قرار گرفته باشد.

181- زمينه اجتناب از افراط در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 5

5- توجه به نقش اصلى مشيت و تقدير خدا در روزى انسان ها ، زمينه ساز اجتناب از بخل و افراط در انفاق به بخشش همه اموال و داراييهاست .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك . .. إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء

جمله «إن ربّك. ..» در مقام تعليل براى جمله «و لاتجعل يدك...» است. بنابراين مفهوم آيه چنين مى شود: خداوند روزى رسان است، پس نبايد از ترس تهيدستى، بخل ورزيد و انفاق نكرد.

182- زمينه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 6

6 - باور به خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و مما رزقنهم ينفقون

از هدفهاى يادآورى اين حقيقت (خدادادى بودن داراييها)، در بيان لزوم انفاق، تسهيل امر انفاق و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 15

15 - ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق

و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 5،9

5 - توجّه به خدادادى بودن امكانات و دارايى هاىِ انسان ، آسان كننده انفاق

انفقوا ممّا رزقناكم

خداوند با بيان اين حقيقت كه همه داراييهاى آدمى از جانب خداست (رزقناكم) مى خواهد به انسان بفهماند كه نبايد انفاق مشكل باشد; چرا كه همه چيز، در واقع از آنِ خداوند است.

9 - ايمان و توجّه به ويژگى هاى قيامت ( نبود داد و ستد و دوستى و شفاعت ) برانگيزاننده انسان به انفاق و اعمال خير

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 14

14 - توجّه به گستردگى بخشش هاى الهى و دانايى گسترده او ، زمينه ساز انفاق و كار هاى نيك

مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم

كلمه «واسع» در برداشت فوق به معناى «واسع فضله» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 6

6 - توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 9

9 - توجّه به علم خداوند به انفاق ها و نذر ها ، برانگيزنده آدمى به انفاق و وفاى به نذر

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 9

9 - توجّه به دانايى گسترده خداوند بر اعمال ، برانگيزنده آدمى به انفاق

ان تبدوا الصّدقات . .. و اللّه بما تعملون خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 13

13 - توجّه به علم خداوند نسبت به انفاق ها و اعمال خير ، برانگيزنده آدمى به انفاق و انجام آن اعمال

و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 5،10،27

5 - توجّه به از جانب خدا بودن دارايى ها ، آسان كننده انفاق و بخشش و بيانگر زشتى و شناعت بخلورزى

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

تذكّر خداوند به اينكه داراييهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتيهم اللّه من فضله)، براى اين هدف است كه انفاق را بر آدمى آسان كند و زشتى بخل را بر او آشكار سازد.

10 - درك صحيح انسان از خير و شرّ خويش ، زمينه بخشش و انفاق از دارايى هاى خدادادى و پرهيز از بخل

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم

27 - توجّه به مالكيّت مطلق خداوند و توجّه به آگاهى او از اعمال آدمى ، آسان كننده انفاق و زمينه ساز پرهيز از بخلورزى

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض و اللّه بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 6

6 - توجه به خدادادى بودن دارايى ها ، تسهيل كننده انفاق و درمان كننده بخل

الذين يبخلون . .. و انفقوا مما رزقهم اللّه

هدف از بيان اين حقيقت كه اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، اين است كه انسان را به انفاق در راه خدا ترغيب كند و بخل را از وى بزدايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 3

3 - باور به خدادادى بودن امكانات ، هموار كننده انفاق و بخشيدن اموال در راه خدا

و مما رزقنهم ينفقون

هدف از جمله «رزقنهم» - علاوه بر بيان اين حقيقت كه داراييهاى انسان عطاى خداوند است - تسهيل امر انفاق نيز مى باشد. يعنى داراييها را خداوند در اختيار شما قرار داده است و بنابراين شايسته نيست از انفاق كردن آنها دريغ كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 8

8- باور به خدادادى بودن امكانات و داراييها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان است .

الذين . .. أنفقوا مما رزقنهم

هدف از يادآورى اين حقيقت كه داراييها خدادادى است ، آسان كردن امر انفاق و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 7

7- توجه به منشأ خدايى داشتن دارايى ها و ثروت ها ، مشوّق انسان ها به انفاق و بخشش است .

قل لعبادى . .. و ينفقوا ممّا رزقنهم

از اينكه خداوند، اموال و امكانات انسان را به خود نسبت داد و آنها را روزى خدادادى دانست مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 10

10- كثرت مال ، تأثيرى در گرايش انسان به انفاق و پرهيز از روحيه بخلورزى ندارد .

لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 11

11 - اذعان به خدادادى بودن دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و ممّا رزقنهم ينفقون

از هدف هاى يادآورى خدادادى بودن دارايى ها در مقام بيان لزوم انفاق، تسهيل اين امر و ايجاد زمينه انفاق گرى در انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 5

5 - توجّه به در دست خداوند بودن روزى انسان ها ، عامل انفاق مخلصانه در راه او است . *

و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه . .. اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم

يادآورى رازقيت خداوند، پس از بيان اين نكته كه صدقه دادن، پاداش مضاعف دارد، مى تواند اشعار به حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 11

11 - توجه دادن به خدايى بودن امكانات ، زمينه ساز و برانگيزاننده انسان به انفاق كردن است .

و ممّا رزقنهم ينفقون

اين كه خداوند در وصف انفاق كردن مؤمنان مى فرمايد: «از روزى هايى كه ما داديم انفاق مى كنند. » حاكى است كه يادآورى منشأ امكانات و روزى ها، مى تواند داراى چنين نقشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 6

6 - توجه دادن به اين كه منشأ كمى و زيادى روزى در دست خدا است ، برانگيزاننده انسان به انفاق

قل إنّ ربّى يبسط الرزق لمن يشاء . .. و يقدر له و ما أنفقتم من شىء

از تذكر خداوند به اين كه انفاق عوض دارد - پس از يادآورى اين حقيقت كه منشأ قبض و بسط روزى خداوند است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 6

6 - اعتقاد به خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از هدف هاى يادآورى اين حقيقت (خدادادى بودن دارايى ها) در بيان لزوم انفاق، مى تواند تسهيل آن و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسان ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 6

6 - توجّه و اعتقاد به خدادادى بودن اموال و دارايى ها ، برانگيزاننده انسان به انفاق و دورى از بخل است .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ترغيب و تشويق به انفاق است. گفتنى است كه تصريح به منشأ خدايى داشتنِ اموالِ انسان، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 11

11 - توجه به عاريه و خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه اى براى پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و أنفقوا ممّا جعلكم مستخلفين فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 9

9 - توجه به خدا دادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و ما لكم ألاّتنفقوا . .. و للّه ميرث السموت و الأرض

از اهداف يادآورى خدادادى بودن امكانات و دارايى ها - در مقام بيان لزوم انفاق - ، تسهيل امر انفاق و ايجاد روحيه انفاق گرى در ميان انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 6،16

6 - توجه و اذعان به خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و أنفقوا من مّا رزقنكم

از اهداف يادآورى اين حقيقت (خدادادى بودن دارايى ها) در بيان لزوم انفاق، آسان ساختن امر انفاق و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسان مى باشد.

16 - ايمان و توجّه به ويژگى مرگ و بعد از آن ، برانگيزاننده انسان به انفاق و انجام اعمال صالح

من قبل أن يأتى أحدكم . .. و أكن من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 18 - 1

1 - سپاسدارى ، بردبارى ، آگاهى از نهان و آشكار ، عزّت و حكمت خداوند ، مقتضى تقواپيشگى ، حرف شنوى ، فرمان برى و انفاق در راه او است .

فاتّقوا اللّه . .. اسمعوا و أطيعوا و أنفقوا ... و اللّه شكور حليم ... العزيز الح

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه ميان ذكر اوصاف خداوند در دو آيه پايانى، با فرمان الهى به تقواپيشگى، فرمان برى و انفاق، ارتباط وجود دارد. اين مطلب مى تواند اشاره به برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 9

9 - تسبيح و ياد خدا ، برانگيزاننده آدمى به انفاق و دستگيرى از مستمندان و مانع بخل و مال دوستى

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

توصيه به تسبيح و ياد خداوند، درباره اداى سهم فقيران (لولا تسبّحون)، مى رساند كه آن دو در برانگيختن آدمى به انفاق و دورى از بخل، مؤثر است و نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 4

4 - ايمان به قيامت و بيم از آن ، زمينه ساز گرايش و عامل انگيزش به نيكوكارى و نيك كردارى ( اخلاص ، ايثار ، انفاق و . . . )

و يطعمون الطعام . .. أسيرًا ... لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 2

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 12 - 2

2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت گرى او است .

فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى

جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.

183- زمينه انفاق ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 3

3 - بيمناكى از قيامت ، عامل انگيزش ابرار به اطعام و انفاق خالصانه و بى چشمداشت

لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نخاف. ..» تعليل براى «لانريد منكم...» است; يعنى، به اين دليل از شما انتظار پاداش و سپاس گزارى نداريم كه چون از روز قيامت دل نگرانيم.

184- زمينه انفاق به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 8

8 - توجّه به رسيدن عطاى خداوند ، پيش از كمك خواستن از او ، زمينه پرهيز از دريغ داشتن كمك ، به كسانى است كه دست نياز به سوى انسان دراز مى كنند .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

خداوند در آيات پيشين، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متوجّه ساخت كه به مجرد فقير يافتن آن حضرت، وى را غنى ساخت و اكنون از او مى

خواهد كه از رد حاجتمندان - آن هم پس از اظهار نياز كردن آنان - بپرهيزد. مقايسه آن عطا و اين فرمان، بيانگر برداشت ياد شده است.

185- زمينه ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 37 - 2

2- بخل و امتناع انسان ها از انفاق تمامى اموال ، حتى در صورت تأكيد خداوند به انفاق آن

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا

بنابراين كه مراد از «أموالكم» در آيه قبل - كه مرجع ضمير «ها» در «إن يسئلكموها» است - تمامى اموال باشد، برداشت ياد شده استقاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 7

7 - اعتقاد به پاكى و بى گناهى خويش ، از زمينه هاى ترك انفاق

فلاتزكّوا أنفسكم . .. أفرءيت الذى ... و أعطى قليلاً و أكدى

عبارت «أفرأيت. ..» پس از «فلاتزكّوا...»، مى تواند ناظر به آن باشد كه ترك كنندگان انفاق، به واسطه عجب و غرور، گرفتار بخل و امساك شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 1

1 - ترك انفاق از سوى انسان ، نتيجه هراس از فرجام و آينده خويش

و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

استفهام توبيخى در «أعنده. ..» مى تواند اشاره به زمينه ذهنى ترك انفاق باشد; يعنى، انسان ها چون از آينده خويش نگران اند، از انفاق خوددارى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 4

4 - بروز روحيه ثروت اندوزى و كوتاهى در امر انفاق ، در ميان مسلمانان صدراسلام پس از فتح مكه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

آيه شريفه - چنان كه از عبارت هاى آن استفاده مى شود - پس از فتح مكه نازل شده است. توبيخ مسلمانان از سوى خداوند، به خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، نشان مى دهد كه آنان، پس از استقرار اسلام در جزيرة العرب و آسوده خاطر شدن، گرفتار نوعى مال دوستى و ثروت اندوزى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 8 - 4

4 - احساس بى نيازى از پاداش هاى موعود خداوند ، زمينه بخل ورزى و ترك انفاق

فأمّا من أعطى . .. و أمّا من بخل و استغنى

در برداشت ياد شده، عطف «استغنى» بر «بخل»، عطف سبب بر مسبب دانسته شده است.

186- زمينه ترك انفاق قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 4

4 - مؤثر دانستن دانش و ابتكار فردى در فزونى ثروت ، توجيه قارون براى ترك انفاق و احسان نكردن خود

إذ قال له قومه . .. و أحسن ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى

از اين كه قارون در پاسخ به توصيه قومش به انفاق و احسان، گفت: اين ثروت ها، ناشى از دانش و ابتكار من است; مى توان استفاده كرد كه او با اين پاسخ، درصدد توجيه كار خود (ترك احسان) برآمده بود.

187- زمينه تكذيب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 3

3 - بخل و ثروت اندوزى حاصل از آن و تكذيب پاداش هاى الهى ، زمينه ساز تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس

و أمّا من بخل . .. الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر اتحاد «من بخل. ..» با «الذى كذّب...» است و ارتباط آن با آيات بعد - كه از اعطاى مال به قصد تزكيه سخن گفته است - قرينه بر اين است كه علاوه بر تكذيبِ هدايت و انذار; تكذيب حكم انفاق نيز مراد است.

188- سرزنش بى رغبتى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 9

9 - مذمت خداوند از كسالت در نماز و انفاقِ بدون ميل و رغبت

لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى و لاينفقون إلا و هم كرهون

189- سرزنش تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 33 - 2

2 - سرزنش الهى ، نسبت به دريغ كنندگان از انفاق

أفرءيت الذى تولّى

احتمال دارد كه مراد از «تولّى» - به قرينه آيات بعد - اعراض و روى گردانى از انفاق باشد. برداشت ياد شده بر اين اساس است.

190- سرزنش ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 11،13،15،16،17

11 - هشدار خداوند به مؤمنان در مورد ترك انفاق

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

13 - خوددارى از انفاق ، كفران نعمت و ستمگرى است .

انفقوا ممّا رزقناكم . .. و الكافرون هم الظالمون

15 - ترك كنندگان انفاق ، در واقع منكر خدادادى بودن امكانات و داراييهايشان هستند .

انفقوا ممّا رزقناكم . .. و الكافرون هم الظّالمون

متعلّق كفر در «الكافرون» مى تواند معارفى باشد كه در آيه به آنها اشاره رفته است. از جمله باور داشتن اين حقيقت كه داراييهاى آدمى، داده خداوند است; و انكار اين معنا خود از موانع انفاق خواهد شد.

16 - ترك كنندگان انفاق ، در واقع منكر قيامتند .

انفقوا . .. و الكافرون هم الظّالمون

مراد از «كفر» - به قرينه طرح مسأله قيامت در آيه -، مى تواند كفر به قيامت و يا ويژگيهاى آن همانند «لا بيع . .. » باشد.

17 - محروميّت از بهره هاى اخروى ، تاوان ستمى است كه ترك كنندگان انفاق ، خود بر خويشتن روا داشته اند .

انفقوا ممّا رزقناكم من قبل . .. و الكافرون هم الظّالمون

خداوند با بيان اينكه در قيامت تجارتى نيست، در واقع به ترك كنندگان انفاق هشدار مى دهد كه از مواهب آخرت بى نصيبند كه در نتيجه بر خود ستم كرده و به مقتضاى حصر در جمله «و الكافرون . .. »، اين ستمكارى را از ناحيه خود آنان شمرده است، نه از ناحيه خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 5،14

5 - خوددارى از انفاق ، زمينه گرايش جامعه به زشتيها

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

گويا جمله «يأمركم بالفحشاء»، توضيح و تفسير جمله «يعدكم الفقر» است. يعنى شما را از انفاق بازمى دارد و در نتيجه، شما را به فحشا مى كشاند. (از يك سو صفت بخل را در انسان رشد مى دهد و از سوى ديگر عده اى در فقر و فلاكت خواهند ماند كه نتيجه اى جز خيانت و جنايت در جامعه نخواهد داشت.)

14 - انفاق نكردن و نيز انفاق از اموال خبيث ( غير مرغوب ) ، از مصاديق فحشا و زشتى

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

جمله «يأمركم بالفحشاء»، تفسيرى از وسوسه شيطان، مبنى بر ترك انفاق و نيز انفاق از مال خبيث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 6

6 - ترك انفاق و يا انفاق را به ريا و منّت و آزار آلودن و نيز انفاق كردن از خبايث و عمل نكردن به نذر ، ستمگرى است .

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. انفقوا من طيّبات ... و ما للظالمين من انصا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 25

25 - توجّه به خارج شدن تمام دارايى ها از دست انسان ، مايه شناخت زشتى بخل و ترك انفاق

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض

جمله «و للّه ميراث السّموات . .. »، بيانگر اين نكته است كه اموال از دست شما خارج و به خدا باز خواهد گشت. بنابراين چرا انفاق نمى كنيد و خود را از ثواب و پاداش انفاق محروم مى سازيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 1

1 - قطع انفاق به ديگران ، پس از اقدام به آن ، امرى مذموم و نكوهيده است .

أفرءيت . .. و أعطى قليلاً و أكدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 3

3 - ترك انفاق به بهانه پاكى و بى گناهى ، فاقد هر گونه پشتوانه واقعى *

فلاتزكّوا أنفسكم . .. و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

جمله «أفرأيت. ..» پس از تخطئه خودستايى، مى تواند ناظر بدان باشد كه ترك كنندگان انفاق، چون خويشتن را پاك مى شمردند، از انفاق سرباز مى زدند و خداوند در آيه «أعنده...» باور آنان را تخطئه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 3

3 - خوددارى از انفاق در راه خداوند ، امرى بس نكوهيده و ملامت بار در بينش الهى

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

استفهام در «ما لكم. ..» علاوه بر توبيخى بودن، متضمن تعجب نيز هست. سرزنش مؤمنان از سوى خداوند، به خاطر خوددارى آنان از انفاق و اظهار شگفتى از اين عمل آنها، بيانگر شدت ناروايى آن مى باشد.

191- سرزنش مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 16 - 2

2 - مدعيان دروغين انفاق ، خاك نشينان را در سال هاى قحطى ، گرسنه ر ها كرده ، از مصرف ثروت خود براى سير كردن آنان دريغ مىورزند .

يقول أهلكت مالاً . .. فلااقتحم العقبة ... أو مسكينًا ذا متربة

192- سرزنش معرضان از انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 6

6 - خداوند ، آن دسته از مسلمانان را كه در رفع نيازمندى هاى جبهه و جنگ و انفاق در راه آن ، كوتاهى كردند ، مورد نكوهش سخت قرار داد .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

193- سرزنش مكذبان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 8

8 - كسانى كه انفاق را اتلاف مال مى پندارند ، گرفتار پندارى موهوم و مذموم اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

194- سوگند به ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 3

3 - سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، حرام و وفا نكردن به آن جايز است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

حرمت در برداشت ياد شده از نهى «لايأتل» استفاده شده است.

195- شرايط انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 4

4 - خلوص ، شرط ارزشمندى انفاق

و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 16،17،18

16 - انفاق ، بايد در راه خدا باشد .

لئن . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

17 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد قرضى نيكو باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

بنابر اينكه «قرضاً» مفعول مطلق باشد. در اين صورت «حسناً» بيانگر چگونگى پرداخت انفاق است، يعنى انفاق را به نحو نيك پرداخت كنيد. مثلا منّت نگذاريد و ريا نكنيد و ... .

18 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد از چيز هاى نيك باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

«قرض» وامى است كه به ديگرى پرداخت مى شود. (لسان العرب). بر اساس اين معنى، «قرضاً» مفعول به است و «حسناً» توصيف چيزى خواهد بود كه مورد انفاق قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 9

9- انفاق نكردن همه داراييها ، توصيه خداوند به انفاق كنندگان

و أنفقوا مما رزقنهم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «من» در «مما» (من ما) به معناى «بعض» باشد. بنابراين «الذين ... أنفقوا مما رزقناهم» ; يعنى، آنان كه بخشى از داراييهاى خويش را انفاق مى كنند و اين بدان معناست كه خداوند نخواسته انسانها همه داراييهاى خويش را انفاق كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 11

11- تنها آن دسته از امكانات و داراييهايى كه در چارچوب فرمان هاى الهى به دست آمده باشد ، رزق و روزى خدا و شايسته انفاق است .

196- ينفقوا ممّا رزقنهم

جمله «ممّا رزقناهم» به منزله قيد براى انفاق است; يعنى، آن دسته از اموالى كه ما خواسته ايم و روزى شما كرديم انفاق كنيد، نه از ديگر اموال.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 28

28 - مرغوبيت مال و كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

نيكو بودن قرض (قرضاً حسناً)، عبارت است از حسن فاعلى (خلوص نيت و. ..) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 3

3 - توأم بودن انفاق و تقوا با هم ، شرط ارزش مندى آنها است .

من أعطى و اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 6

6 - انفاق ، در صورتى نشان تقواپيشگى است كه به قصد تزكيه نفس و پاك سازى ثروت انجام گيرد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 3

3 - قصد قربت ، شرط مقبول افتادن انفاق است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه

197- شرايط پاداش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 10

10 - اخلاص و انگيزه خدايى داشتن ، شرط انفاق مقبول و داراى پاداش

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از اين كه عالمان خداترس، در همه حال (نهان و آشكار) انفاق مى كنند، نشانگر اخلاص آنان است و خداوند از چنين انفاقى ستايش كرده و براى آن پاداش مقرر فرموده است.

198- شرايط قبول انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 8

8 - ميل و رغبت ، شرط پذيرش انفاق و كراهت و بى ميلى ، عامل بى ارزش شدن آن در پيشگاه خداست .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. و لاينفقون إلا و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 10

10 - اخلاص و انگيزه خدايى داشتن ، شرط انفاق مقبول و داراى پاداش

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از اين كه عالمان خداترس، در همه حال (نهان و آشكار) انفاق مى كنند، نشانگر اخلاص آنان است و خداوند از چنين انفاقى ستايش كرده و براى آن پاداش مقرر فرموده است.

199- ضعف تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 9

9 - منافقان باديه نشين و از انفاق گريز ، داراى موضع ضعيف در قبال مؤمنان صدر اسلام

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

آرزوى بلا و بدبختى كردن براى مؤمنان (يتربص بكم الدوائر) بيانگر ضعف آنان است زيرا اگر داراى قدرت بودند با شمشير و زور، عليه قوانين اسلامى مى شوريدند.

200- طمع در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 3

3 - منّت نهادن و چشم داشت داشتن در انفاق ها و عطايا ، از مصاديق اخلاق و اوصاف پليد و آلوده

و الرجز فاهجر . و لاتمنن تستكثر

برداشت ياد شده، از مناسبت عطف جمله «لاتمنن تستكثر» به «و الرجز فاهجر» استفاده مى شود.

201- عذاب تاركان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 10

10 - آنان كه طلا و نقره مى اندوزند و از انفاق آن در راه خدا ، امتناع مىورزند ، مستحق عذابى دردناكند .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

202- عقيده باطل مكذبان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 8

8 - كسانى كه انفاق را اتلاف مال مى پندارند ، گرفتار پندارى موهوم و مذموم اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

203- عوامل اخلاص در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 7

7 - ايمان واقعى به خدا و قيامت ، موجب داشتن اخلاص در عمل و انفاق كردن با ميل و رغبت

و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه

204- عوامل انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 6

6 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا ، تجلى خشيت قلب و فزونى ايمان و توكل بر خدا

وجلت قلوبهم . .. زادتهم إيمنا ... الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

تكرار «الذين»، بدون حرف عطف، براى رساندن اين معناست كه اقامه نماز انفاق نمود خارجى و تجلى صفات برشمرده شده در آيه قبل است.

205- عوامل ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 3

3 - ترك انفاق به بهانه پاكى و بى گناهى ، فاقد هر گونه پشتوانه واقعى *

فلاتزكّوا أنفسكم . .. و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

جمله «أفرأيت. ..» پس از تخطئه خودستايى، مى تواند ناظر بدان باشد كه ترك كنندگان انفاق، چون خويشتن را پاك مى شمردند، از انفاق سرباز مى زدند و خداوند در آيه «أعنده...» باور آنان را تخطئه مى كند.

206- عوامل ترك انفاق كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 3

3 - كفر كافران ثروتمند ، موجب خوددارى آنان از انفاق به مستمندان مؤمن

قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعمه

آمدن اسم ظاهر (قال الذين كفروا) به جاى ضمير (قالوا) - در حالى كه مقام، اقتضاى آمدن ضمير دارد - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه آنچه سبب خوددارى كافران از انفاق شد، كفر آنان بود.

207- فرصت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 10

10 - لزوم استفاده از فرصت ، براى انفاق قبل از فرا رسيدن مرگ

و أنفقوا . .. من قبل أن يأتى أحدكم الموت

208- فضيلت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 2

2 - ارزش انفاق ، در گروِ در راه خدا بودن آن

ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 1،2

1 - ارزش انفاق در گروِ در راه خدا بودن آن است .

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

2 - عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار - چه هنگام پرداخت و چه پس از آن - ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن

الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 1

1 - ارزش و برترى گفتار پسنديده و عفو و گذشت ، نسبت به بخششى كه آزار به دنبال دارد .

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 11

11 - خداوند ، ستايشگر انفاق كنندگان ، در عين بى نيازى از انفاق آنان

اَنّ اللّه غنىّ حميد

«حميد» در برداشت فوق به معناى حامد (ستايش كننده) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 3

3 - ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 2

2 - ارجمندى و برترى انفاق هاى پنهانى و شبانه ، بر انفاق هاى آشكار و در روز *

الّذين ينفقون . .. سِراً و علانيّةً

چنانچه تقدم در ذكر دلالت بر تقدم در رتبه و فضيلت كند، انفاق از نظر وقت و حالت چهار قسم مى شود. چون از يك سو وقت (شب و روز) مقدّم بر حالت (پنهان و آشكار) شده و از سوى ديگر شب مقدّم بر روز و در حالت پنهانى مقدّم بر آشكار شده است، لذا اين چهار قسم به ترتيب فضيلت عبارتند از: 1 - شب و به صورت پنهانى 2 - روز و به صورت پنهانى 3 - شب به صورت آشكار 4 - روز به صورت آشكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 7

7 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى

يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 10

10- انفاق كردن خصلتى نيكوست چه پنهانى انجام گيرد و چه آشكارا .

أنفقوا مما رزقنهم سرًّا و علانية

209- فلسفه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 8

8 - كسانى كه به خاطر جلب رضاى خدا ، صدقه مى دهند ، قطعاً پاداش مضاعف خواهند داشت .

و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه . .. فأُولئك هم المضعفون

مراد از«زكات» به قرينه مكى بودن سوره و نيز آيه قبل (فآت ذا القربى. ..) هر نوع صدقه و انفاق است. و «مضعفون» به معناى «ذوالضِعف» بوده و مراد، پاداش مضاعف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 10

10- تشريع انفاق از سوى خداوند ، صرفاً در جهت منافع خود انسان ها است .

تدعون لتنفقوا . .. و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه و اللّه الغنىّ و أنتم الفقراء

210- فلسفه انفاق علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 1

1 - عالمان خداترس ، به منظور دريافت اجر الهى ، به تلاوت قرآن ، اقامه نماز و انفاق مى پردازند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... ليوفّيهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه لام در «ليوفّيهم» براى تعليل بوده و اين جمله متعلق به «يتلون» باشد; يعنى، قرآن را تلاوت مى كنند و . .. به خاطر آن كه خداوند به آنان پاداش كامل عنايت كند.

211- فلسفه انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 1

1 - برخورداران درجه والاى تقوا ، تنها براى جلب توجّه و عنايت خداوند ، اموال خود را انفاق مى كنند .

الأتقى . .. إلاّ ابتغاء وجه ربّه

استثنا در اين آيه، منقطع است; يعنى، حق نعمتى بر گردن او نيست; لكن «ابتغاء» وجود دارد; يعنى، شخص «أتقى» در انفاق خود، نمى خواهد پاسخ نعمت ديگران را داده باشد. او تنها به اين انگيزه انفاق مى كند كه خداوند، به او رو كرده و وى را مورد لطف خود قرار دهد. «وجه» به معناى «صورت و چهره» و كنايه از توجّه و عنايت است.

212- فلسفه انفاق نيكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 22

22 - محبت خدا ، انگيزه ابرار در صرف اموال خويش براى دستگيرى از مستمندان

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

ضمير در «على حبه» مى تواند به «اللّه» يا به «المال» و يا به «اتيان المال» بازگردد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

213- فلسفه توصيه به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 6

6 - فرمان خداوند به انفاق ، بدان معنا نيست كه او به انفاق آنان نيازمند است .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

214- قبول انفاق تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 4

4 - انفاق ها و صدقات گنهكاران توبه كننده ، مورد قبول و پذيرش پروردگار است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة ... و يأخذ الصدقت

215- قدرت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 5

5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .

لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه

برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.

216- كيفر ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 30

30 - عذاب سخت الهى در قيامت ، فرجام بخلورزى و عدم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه اياه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتى يطوّقه. ثم قرأ «و لا يحسبنّ ... ».


الدر المنثور، ج 2، ص 395.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 11

11 - انفاق دارايى ها در راه جنگ و جهاد ، واجب و امتناع ورزيدن از آن ، در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

برداشت فوق با توجه به اين حقيقت است كه آيه شريفه به دنبال آيات مربوط به جنگ و قرار گرفته است.

217- محدوده انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 7،8،17

7 - انفاق محدود به امكانات و دارايى هاى خاصى نيست .

و مما رزقنهم ينفقون

برداشت فوق با توجه به كلمه «ما» (آنچه) - كه افاده معناى شمول و عموم دارد - استفاده شده است.

8 - انفاق نكردن همه دارايى ها ، توصيه خداوند به انفاق كنندگان

و مما رزقنهم ينفقون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «مما» (من ما) به معناى «بعض» باشد. بنابراين «مما رزقناهم ...»; يعنى تقوا پيشگان بخشى از داراييهايشان را انفاق مى كنند.

17 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) ] فى قوله [ . . . « و مما رزقناهم ينفقون » قال : مما علمناهم ينبؤن و مما علمناهم من القرآن يتلون ;

از امام صادق (ع) ]درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: [«و مما رزقناهم ينفقون» روايت شده كه فرمود: يعنى، از آن چه مابه آنان تعليم داده ايم خبر مى دهند (آن را نشر مى نمايند) و از آن چه ما از قرآن به آنها آموخته ايم تلاوت مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 7

7 - انفاق بايد در حدى باشد كه به درماندگى انفاق كننده منجر نشود . *

أنفقوا فى سبيل اللّه و لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة

برداشت فوق بر اين اساس است كه: جمله «و لاتلقوا . ..» بيانگر محدوده انفاق و تذكر آدابى از آن باشد; يعنى، انفاق كنيد ولى نه آن اندازه كه خود بيچاره و درمانده شويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 4

4 - گستره انفاق ، دربرگيرنده تمامى امكانات و دارايى هاى خدادادىِ انسان

انفقوا مما رزقناكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 4

4 - حكم انفاق ، شامل تمامى درآمد هاى تجارى ، كشاورزى و معدنى

انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض

مراد از «ما كسبتم»، درآمدهاى بدست آمده از تجارت و مراد از «ممّا اخرجنا . .. »، درآمدهاى به دست آمده از زمين (مانند محصولات كشاورزى و يا معادن) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 2

2 - لزوم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

در برداشت فوق ضمير «من فضله»، به «ما» در «ما آتيهم اللّه» برگردانده شده و بر اين مبنا «فضل»، به معناى زايد بر نياز خواهد بود. مؤيد اين برداشت، حديث رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) است كه فرمود: ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه ايّاه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتّى يطوّقه. سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت كرد: «و لا

يحسبنّ الّذين ... ».


الدر المنثور، ج 2، ص 395.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 2

2 - ضرورت اقامه نماز و انفاق بخشى از امكانات و داراييها

أطيعوا اللّه و رسوله . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

«من» در «مما رزقنهم» مى تواند براى تبعيض باشد. بنابراين انفاق همه داراييها مورد توصيه خداوند نخواهد بود، بلكه انفاق بخشى از آن خواست خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 6،9

6- انفاق محدود به امكانات و دارايى هاى خاصى نيست .

والذين . .. أنفقوا مما رزقنهم

برداشت فوق با توجه به كلمه «ما» (آنچه) - كه افاده معناى شمول و عموم دارد - استفاده شده است.

9- انفاق نكردن همه داراييها ، توصيه خداوند به انفاق كنندگان

و أنفقوا مما رزقنهم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «من» در «مما» (من ما) به معناى «بعض» باشد. بنابراين «الذين ... أنفقوا مما رزقناهم» ; يعنى، آنان كه بخشى از داراييهاى خويش را انفاق مى كنند و اين بدان معناست كه خداوند نخواسته انسانها همه داراييهاى خويش را انفاق كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 12،14

12 - دايره انفاق ، گسترده و دربرگيرنده همه امكانات و دارايى ها

و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده مستفاد از كلمه «ما» (آنچه) است كه داراى مفهومى عام و گسترده است.

14 - انفاق تنها بخشى از دارايى ها و نه همه آن ، توصيه خداوند به اهل ايمان

و ممّا رزقنهم ينفقون

«من» در «ممّا» اصطلاحاً «تبعيضيه» است. بنابراين «ممّا رزقناهم...»; يعنى، «بعض ما رزقناهم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 9

9 - در ديدگاه قرآن ، انفاق اموال مازاد بر نياز ، مطلوب و پسنديده است ; نه همه آنها .

و لاتنس نصيبك من الدنيا

توصيه شدن قارون به فراموش نكردن سهم خويش از دارايى هايش - پس از توصيه شدن او به انفاق - گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 7،8

7 - گستره دامنه انفاق ، در تمامى موهبت ها ، امكانات و دارايى هاى خدادادى است .

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

با توجه به كلمه «ما» - كه افاده معناى شمول و عموم مى كند - برداشت ياد شده به دست مى آيد; يعنى، هر نوع دارايى و امكانات زندگى مشمول حكم انفاق مى باشد.

8 - انفاق بخشى از دارايى ها و امكانات زندگى - و نه همه آنها - توصيه خداوند به انفاق كنندگان

و أنفقوا ممّا رزقنهم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «من» در «ممّا» (من ما) به معناى «بعض» باشد. بنابراين «ممّا رزقناهم...»; يعنى، كسانى كه بخشى از داريى هايشان را انفاق مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 13

13 - دعوت خداوند از اهل ايمان ، به انفاقِ بخشى از دارايى هاى خود و نه همه آن

و الذين استجابوا لربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «مِنْ» در «ممّا» براى تبعيض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 16

16- دستور دين به انفاق و ايثار مال ، شامل برخى از اموال و نه تمامى آن *

و لايسئلكم أمولكم

خداوند، در پى تشبيه به ايمان، يادآور شده كه اموالتان را نمى طلبيم; در حالى كه در آينات بعد خداوند دعوت به انفاق كرده است. از مقايسه اين دو سخن، مى توان چنين نتيجه گرفت كه خداوند، از مؤمنان نمى خواهد كه تمامى اموالشان را در راه دين انفاق كنند; بلكه دستور انفاق، شامل بخش ناچيزى از دارايى هاى آنان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 37 - 2،4

2- بخل و امتناع انسان ها از انفاق تمامى اموال ، حتى در صورت تأكيد خداوند به انفاق آن

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا

بنابراين كه مراد از «أموالكم» در آيه قبل - كه مرجع ضمير «ها» در «إن يسئلكموها» است - تمامى اموال باشد، برداشت ياد شده استقاده مى شود.

4- بروز كينه هاى نهفته مردم ، در صورت فرمان الهى به انفاق تمامى دارايى هاى خود

إن يسئلكموها . .. و يخرج أضغنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 5

5- بخلورزى انسان از انفاق هاى اندك ، گواه بخلورزى عميق تر وى از انفاق كل اموال حتى با فرمان أكيد الهى

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا . .. تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تمايز «تدعون لتنفقوا» با «إن يسئلكموها» در اين باشد كه در اولى، بعضى از اموال، مورد نظر و در تعبير دوم كل اموال لحاظ شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 12

12 - انسان ، موظّف به انفاق كردن تنها بخشى از دارايى ها است ; و نه همه امكانات .

و أنفقوا ممّا جعلكم مستخلفين فيه

واژه «من» در «ممّا» به معناى «بعض» است. بنابراين «أنفقوا ممّا...»; يعنى، بخشى از آنچه را... انفاق كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 17

17 - « عن مسعدة ابن صدقة قال : دخل سفيان الثورى على أبى عبداللّه . . . فأتاه قوم ممّن يظهرون الزهد . . . فقالوا يقول اللّه تبارك و تعالى مخبراً عن قوم من أصحاب النبىّ (صلی الله علیه و آله) « و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة . . . « فمدح فعلهم . . . فقال أبوعبداللّه ( ع ) : . . . أخبرونى . . . ألكم علم بناسخ القرآن و منسوخه . . . فقالوا له أو بعضه و أمّا كلّه فلا فقال لهم . . . فأمّا ما ذكرتم من أخبار اللّه عزّوجلّ إيّانا فى كتابه عن القوم الذين اخبر عنهم بحسن فعالهم فقد كان مباحاً جائزاً و لم يكونوا نهوا عنه و ثوابهم منه على اللّه عزّوجلّ و . . . انّ اللّه جلّ و تقدس أمر بخلاف ما عملوا به فصار أمره ناسخاً لفعلهم . . . هذا ما نطق به الكتاب . . . « والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً » ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده است: سفيان ثورى وارد بر امام صادق(ع) شد . .. و جمعى از كسانى كه اظهار زهد مى كردند وارد شدند ... و گفتند: خداى تعالى در حالى كه از قومى از اصحاب پيغمبر خبر مى دهد، مى فرمايد: «ويؤثرون على أنفسهم ...» و فعل آنان را ستوده است ... پس امام صادق(ع) فرمود: آيا شما از ناسخ و منسوخ قرآن آگاهى داريد ... گفتند: بعضى را مى دانيم; ولى همه رانمى دانيم. امام به آنان فرمود: ... آنچه را ياد نموديد كه خداوند در كتاب خود از حسن عمل قومى خبر داده، اين عمل در آن زمان مباح بوده و از آن نهى نشده بود و ثواب آن عمل براى آنان نزد خداوند بوده است; ولى خداوند برخلاف عمل آنان، امر فرموده و امر خدا ناسخ فعل آنان است ... اين است آنچه كتاب خدا به آن سخن گفته: والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 2

2 - انفاق ، محدود به امكانات و دارايى هاى خاص نيست .

و أنفقوا من مّا رزقنكم

با توجه به كلمه «ما» - كه افاده معناى شمول و عموم دارد - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 5

5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .

لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه

برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.

218- مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 4

4 - مدعيان كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد خدا را ناظر بر خويش ديده ، ادعاى گزاف نكنند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

219- مدعيان انفاق هنگام قحطى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 2

2 - مدعيان دروغين انفاق ، با پيدايش گرسنگى هاى فراگير ، از اطعامْ بخل ورزيده ، مواد غذايى را احتكار مى كنند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... أو إطعم فى يوم ذى مسغبة

220- مراتب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 3

3 - انفاق در حال تهيدستى ، داراى ارزشى برتر نسبت به انفاق در حال غنا و توانگرى

الذين يلمزون المطوّعين . . و الذين لايجدون إلا جهدهم

عنوان «مطّوّع» هم شامل توانگران و هم شامل تهيدستان مى شود. بنابراين ذكر دوباره تهيدستان مى تواند به اهميت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 7

7 - پرداخت وجه مورد نياز اسيران و زندانيان براى آزادسازى آنان ، گامى بلند و انفاق سنگين است .

ما العقبة . فكّ رقبة

آزاد سازى بردگان، مصداق آشكار «فكّ رقبة» است; ولى تنها مصداق آن نيست. بنابراين رها سازى هر شخص در بندى، مى تواند مراد آيه باشد.

221- مرغوبيت مورد انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 4

4 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) انفاق كننده و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 3

3 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت انفاق كننده) و حسن فعلى (مرغوب بودن كالاى مورد انفاق) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 28

28 - مرغوبيت مال و كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

نيكو بودن قرض (قرضاً حسناً)، عبارت است از حسن فاعلى (خلوص نيت و. ..) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب).

222- مسؤوليت ناپذيرى مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 2

2 - خود برتربينان و مدعيان كمك هاى مالى سنگين ، از تكاليف سخت شانه خالى مى كنند .

فلااقتحم العقبة

223- مصارف انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 9،11،29

9 - لزوم دستگيرى از خويشاوندان نيازمند و صرف مال براى برطرف كردن نياز هاى آنان

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

«ذوى القربى» به معناى خويشاوندان است و از آن جا كه در شمار يتيمان و مساكين و . .. قرار گرفته اند، مى توان دريافت كه مراد، نيازمندان ايشان است.

11 - صرف كردن مال براى آزاد سازى بردگان وظيفه اى بر عهده اهل ايمان

و لكن البر من ءامن . .. و ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب

«رقاب» جمع رقبة و به معناى بردگان مى باشد و «فى الرقاب» عطف بر «ذوى القربى» است. وجود حرف «فى» در عنوان بردگان - بر خلاف ديگر عناوين ياد شده - گوياى اين است كه: مقصود از «ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب» پرداخت مال براى آزاد كردن آنان است نه پرداخت مال به خود آنان.

29 - آنان كه ابعاد اعتقادى دين را باور دارند و از اموال خويش براى دستگيرى مستمندان بهره مى گيرند و وظايف عبادى و اجتماعى خويش را انجام مى دهند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

و لكن البر من ءامن . .. و أولئك هم المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 5،6،7

5 - لزوم توجه به والدين و مقدم داشتن آنها در انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى

6 - توجه اسلام به عواطف انسان ، در مصارف انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

از اينكه در ابتدا «والدين» ذكر شده است سپس «اقربين» و پس از آن «يتامى».

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 3

3 - وظيفه مسلمانان در تقويت بُنيه دفاعى و حكومتى جامعه اسلامى ، به وسيله انفاق

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا

با توجّه به روح كلّى آيات گذشته كه در مورد پيكار و زمامدارى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 8

8 - جواز انفاق به غير مسلمانان

ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير فلانفسكم

بنابراينكه مراد از ضمير «هديهم»، كافران و مشركان باشند و مؤيّد اين معنا گفته برخى از مفسّران است كه سبب نزول آيه، امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده است. (مجمع البيان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 1،2،3،5

1 - محصورشدگان در راه خدا و ناتوان از كسب روزى كه خويشتن دار بوده و تنگدستيشان از چهره هايشان شناخته مى شود و نيز هرگز چيزى از ديگران نمى خواهند ، از بهترين مصارف انفاق

للفقراء . .. لا يسئلون النّاس الحافاً

2 - تأمين مخارج زندگى افرادى كه انجام وظايف الهى آنان مانع از تحصيل هزينه زندگيشان مى گردد ، بر عهده جامعه اسلامى است .

للفقراء الّذين احصروا فى سبيل اللّه لا يستطيعون ضرباً فى الارض

3 - انفاق ، از آن بينوايان و تنگدستان ناتوان از تأمين هزينه زندگى ، نه آنان كه بر تأمين مخارج خويش توانمندند .

للفقراء الّذين احصروا فى سبيل اللّه لا يستطيعون ضرباً فى الارض

5 - لزوم پرهيز از انفاق به آنان كه توان تأمين زندگى خويش را دارند .

للفقراء . .. لا يستطيعون ضرباً فى الارض

چون مصرف انفاق را با جمله «لا يستطيعون»، فقرايى دانسته كه قدرت تأمين زندگى را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

224- مكذبان معاد و انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

225- ملاك ارزش انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 14

14 - ارزشمندى انفاق ، در گرو مقدار آن نيست .

و الذين لايجدون إلا جهدهم . .. و لهم عذاب أليم

از اينكه انفاق اندك تهيدستان، اختصاص به ذكر يافته و مورد عنايت خاص خدا قرار گرفته است، استفاده مى شود كه: ارزش انفاق به كمى و زيادى آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 4

4 - تأثير نيت و انگيزه انسان در ارزش اعمال و انفاقهايش نزد خداوند

ما ينفق مغرماً . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول ألا إنها قربة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 4

4- ارزش انفاق و پرداخت مال ، در گرو در راه خدا بودن آن است .

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 14

14 - انفاق ، در صورتى پيش خداوند ارزش دارد كه از شخص مؤمنِ به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) انجام بگيرد .

فالذين ءامنوا منكم و أنفقوا لهم أجر كبير

قيد «منكم» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 2،17،18

2 - در راه خدا بودن ، شرط بارورى و ارزشمندى انفاق است .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

مطلب ياد شده، از قيد «فى سبيل اللّه» استفاده مى شود.

17 - نقش خلوص و نداشتن چشمداشت مادى ، در ازرشمندى و بارورى جهاد و انفاق

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

تفاوت جهاد و انفاق پيش از فتح مكه و پس از آن، مى تواند به اين خاطر باشد كه مسلمانان پيش از فتح، بدون چشمداشت مادى (به دست آوردن غنايم جنگى و. ..) و با خلوص به جهاد و انفاق روى آوردند; ولى كسانى كه پس از فتح مكه چنين اقدامى كردند، شايد به غنايم و ديگر منافع مادى آن اميد داشتند.

18 - ارزش جهاد و انفاق در پيشگاه خداوند ، در گرو همراه بودن آن با ايمان است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

قيد «منكم» بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 4

4 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) انفاق كننده و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 3

3 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت انفاق كننده) و حسن فعلى (مرغوب بودن كالاى مورد انفاق) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 9 - 3

3 - خلوص و جهت خدايى داشتن ، شرط ارزشمندى ايثار و انفاق به محرومان جامعه است .

إنّما نطعمكم لوجه اللّه لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا

قيد «لوجه اللّه. ..» حكايت از اين حقيقت دارد كه ستايش خداوند از ابرار (و يطعمون الطعام على حبّه...)، صرفاً به جهت اطعام و انفاق آنان نيست; بلكه به دليل توأم بودن آن، با اخلاص و جهت خدايى داشتن آن است.

226- ممانعت از انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 2

2 - تلاش منافقان ، براى جلوگيرى از انفاق مردم به اصحاب و ياران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

227- ممنوعيت ترك انفاق به خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

228- ممنوعيت ترك انفاق به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

229- ممنوعيت ترك انفاق به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

230- ممنوعيت ترك انفاق به مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

231- ممنوعيت سستى در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

232- منافع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 7

7 - ثمره و منفعت انفاق به خود انفاقگران برمى گردد .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

233- منافقان و انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 10

10 - منافقان ، مردمى داراى خصلت بخل و امتناع از انفاق در راه خدا

المنفقون و المنفقت . .. و يقبضون أيديهم

234- منت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 3

3 - منّت نهادن و چشم داشت داشتن در انفاق ها و عطايا ، از مصاديق اخلاق و اوصاف پليد و آلوده

و الرجز فاهجر . و لاتمنن تستكثر

برداشت ياد شده، از مناسبت عطف جمله «لاتمنن تستكثر» به «و الرجز فاهجر» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 1،2

1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش

يقول أهلكت مالاً لبدًا

«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.

2 - افتخار به بذل و بخشش ها و خودنمايى در تأمين نيازمندى هاى مالى جامعه ، مذموم و مورد نكوهش خداوند است .

يقول أهلكت مالاً لبدًا

در آيه شريفه مورد مصرف اموال مشخص نشده است; ولى به قرينه آيات بعد (فكّ رقبة أو إطعام . ..) مى توان گفت: مراد هزينه كردن آن، در مصارف عمومى است.

235- منفعت انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 9

9 - انفاق كردن مال ، به نفع خود انسان است .

و أنفقوا خيرًا لأنفسكم

236- موارد انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 13

13 - انفاق به پدر و مادر پيش از درخواست ايشان ، راه دستيابى به پاداش نيك خداوند

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از معناى احسان در آيه «و بالوالدين احسانا» فرمود: و ان لا تكلّفهما ان يسئلاك شيئا ممّا يحتاجان اليه و ان كانا مستغنيين اليس يقول اللّه عزّ و جل «لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون . .. ».


كافى، ج 2، ص 157، ح 1 ; بحار الانوار، ج 74، ص 79، ح 78.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 15

15 - انفاق امكانات براى تقويت بنيه نظامى جامعه اسلامى ، از مصاديق انفاق « فى سبيل اللّه » است .

و أعدوا لهم ما استطعتم . .. و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه

237- موانع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 25

25 - محبت و علاقه به مال ، بازدارنده نيكان از انفاق و مصرف كردن آنها براى نجات مستمندان نخواهد شد .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «حبه» به «المال» برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 1،2،3

1 - شيطان ، انسان را از فقر مى ترساند و مانع انفاق مى شود .

الشّيطان يعدكم الفقر

2 - شيطان ، بازدارنده انسان از انفاق اموال پاكيزه و مرغوب

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر

3 - ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق

الشّيطان يعدكم الفقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 1

1 - سودبخشى و ثمردهى بخلورزى و انفاق نكردن ، پندار ناصواب بخيلان

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. هو خيراً لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 4

4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 5

5 - كفر ، موجب بخل و مانع از انفاق به مستمندان و دستگيرى از آنان است .

أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 9

9 - دنياطلبى و انكار معاد ، عامل بازدارنده از انفاق و زكات

لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون

چنانچه جمله «هم بالآخرة. ..» حاليه باشد مى توان از ارتباط «هم بالآخرة هم كافرون» با جمله قبل، مطلب بالا را برداشت كرد.

238- ناپسندى ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 10

10 - خوددارى از انفاق در راه خدا ، به رغم آگاهى به خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، كارى بس نكوهيده و ناپسند است .

و ما لكم ألاّتنفقوا . .. و للّه ميرث السموت

چنان كه گفته شد استفهام در «ما لكم» توبيخى است و توبيخ در جايى درست است كه شخص عمل ناروايى را دانسته انجام دهد. قيد «و للّه ميراث السماوات» براى بيان همين آگاهى است; يعنى، شما با اين كه مى دانيد دارايى ها - كه نسل ها از يكديگر به ارث مى برند - مال خدا است و او آنها را در اختيار نسل ها قرار داده است; پس چه شده كه از انفاق كردن در راه او كوتاهى مى كنيد؟

239- ناخشنودى از اجبار در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 3

3- بخلورزى مردم از انفاق داوطلبانه ، گواه ناخشنودى عميق آنان از موظّف شدن به پرداخت قهرى اموال *

إن يسئلكموها فيحفكم . .. و يخرج أضغنكم . هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل ال

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، اين معنا استفاده مى شود كه خداوند، بخل مردم را از انفاق داوطلبانه در راه او، نمونه اى از موضع گيرى مردم در برابر پرداخت مال از روى ناگزيرى و در پى اصرار دانسته است. در اين صورت واژه «تدعون» اشاره به دعوت و ارشاد خواهد بود و «يسئلكموها فيحفكم» اشاره به طلب مصرانه و قهرى.

240- نياز به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 10

10- انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد ، نيازمند به عبادت ( نماز و . . . ) و خدمت به خلق ( انفاق ) است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا ممّا رزقنهم

اضافه «عباد» به «ياء» متكلم، تشريفيه و بيانگر قرب و منزلت بندگان به پيشگاه خداوند است. بنابراين فرمان خداوند به آنان براى اقامه نماز و انفاق، نشانگر آن است كه بنده، هر چند به مقام قرب الهى رسيده باشد، نيازمند به انجام دو فريضه نماز و انفاق است.

241- وجوب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 7

7 - انفاق به مستمندان و گرسنگان ، امرى واجب و نشانه ايمان است .

أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه در آيه شريفه، ترك انفاق به مستمندان و گرسنگان، از ويژگى هاى كافران و دليل حق ناپذيرى آنان شمرده شده است.

242- وصيت به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 19،23،24

19 - وصيت به اِعطاى بخشى از مال ، به كسى ، بايد بر اساس متعارف باشد .

إلاّأن تفعلوا إلى أوليائكم معروفًا

23 - وصيت به اِعطاى بخشى از اموال به غير وارثان ، امرى ثبت شده در كتاب ( تشريع الهى ) است .

إلاّأن تفعلوا إلى أوليائكم معروفًا كان ذلك فى الكتب مسطورًا

24 - در صورت وصيت مورّث به اِعطاى بخشى از مال اش به غير وارث ، وارثان ، نسبت به آن مال ، از اولويت برخوردار نخواهند بود .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه . .. إلاّأن تفعلوا إلى أوليائكم م

243- وصيت به انفاق مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 18

18 - مؤمنان ، مجازند تا وصيت كنند كه بخشى از مال شان ، به غير خويشاوندان نَسبى ، داده شود .

إلاّ أن تفعلوا إلى أوليائكم معروفًا

مراد از «أن تفعلوا. ..معروفاً» به قرينه اين كه سخن از ارث بردن خويشاوندان نَسبى است، تصميم شخص به اِعطاى بخشى از مال اش، پس از مرگ، به غير وارثان است. لازم به ذكر است كه «تفعلوا» به تأويل مصدر مى رود و مبتدا است و خبرش - كه چيزى مانند «حسن و...» مى باشد محذوف است.

244- وعده جايگزينى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 7،9

7 - وعده خداوند به جايگزين ساختن براى اموالى كه انفاق مى شود .

و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه

9 - بهترين روزى رسان بودن خداوند ، تضمين كننده وعده جايگزين ساختن براى مال انفاق شده

و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه و هو خير الرزقين

245- ويژگى انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 7

7 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى

يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.

246- ويژگيهاى انفاق ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 9 - 1،2

1 - اطعام و انفاق ابرار به مستمندان ، يتيمان و اسيران ، كاملاً خالصانه و تنها براى جلب رضاى خداوند است .

و يطعمون . .. و أسيرًا . إنّما نطعمكم لوجه اللّه

2 - اطعام و انفاق ابرار به نيازمندان جامعه ، بدون كمترين چشمداشت مادى ( پاداش ) و معنوى ( سپاس گزارى ) از مردم است .

لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا

247- هلاكت معرضان از انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 13

13- گروه هاى ثروت اندوز و بى توجه به احتياج نيازمندان ، در معرض نابودى و جايگزين شدن گروه هاى ديگر به جاى ايشان

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم

انفاقگر

248- آمرزش زنان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 19

19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

249- آمرزش مردان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 19

19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

250- پاداش زنان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 20

20 - مردان و زنان صدقه پرداز ، از پاداش عظيم الهى برخوردارند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا

251- پاداش مردان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 20

20 - مردان و زنان صدقه پرداز ، از پاداش عظيم الهى برخوردارند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا

252- فضايل انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 2

2 - انفاق كنندگان در راه خداوند از اموالى مرغوب و بدون منّت و آزار و ريا ، برخورداران از حكمت

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه . .. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد

به مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات سابق كه درباره انفاق و احكام آن بود، مى توان گفت كه مراد از حكمت در اين آيه، همان انفاق كردن با شرايط ويژه است و يا اينكه انفاق كردن، مصداقى از حكمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 6

6 - منزلت والاى اهل انفاق ، در پيشگاه خدا

اجرهم عند ربّهم

253- انفاقگران

{انفاقگران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 1

1 - تنها كسانى گام هاى بلند انفاق را برمى دارند كه از زمره مؤمنان باشند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا

فعل «كان» يا عطف بر فعل «اقتحم» است; يعنى، «فلااقتحم العقبة و لا كان مؤمن-ًا» و يا عطف بر جمله «فلااقتحم العقبة»; يعنى، «فلااقتحم العقبة بعد كونه مؤمن-ًا. ..». در هر دو صورت، جمله «ثمّ كان من الذين آمنوا...» بيانگر مصداقى ديگر از مصاديق «عقبة» است; ولى شرافت افزون تر آن، سبب شده است كه در رديف «فكّ رقبة» و «إطعام» شمرده نشود; بلكه با جمله اى مستقل، بر اصل كلام عطف گرفته شود، بنابراين پيمودن «عقبة»، زمانى براى افراد محقق مى شود كه از مؤمنان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 1

1 - دسته اى از مردم ، انفاقگر و اهل جود و تقوايند .

فأمّا من أعطى و اتّقى

مراد از «إعطاء» - به قرينه مقابله با «بخل» (در آيات بعد) - انفاق مال و جود و كرم است.

254- آثار پاداش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 12

12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .

ربّه الأعلى

255- آرامش اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

256- آمرزش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 9،12

9 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه قدرشناسى ، سپاسدارى و حلم خداوند است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه لكم و يغفر لكم و اللّه شكور حليم

12 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه تفضل و لطف ويژه خداوند به آنان است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه ... و اللّه شكور حليم

سپاس و تقدير خداوند از انفاق گران - با آن كه سود انفاق به خود آنان باز مى گردد - نشانه تفضل و لطف ويژه الهى به انفاق گران است.

257- اخلاص انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 3

3 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت انفاق كننده) و حسن فعلى (مرغوب بودن كالاى مورد انفاق) خواهد بود.

258- استهزاى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 6،8

6 - منافقان ، خود بخيلند و انفاق ديگران را هم به استهزا مى گيرند .

فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به . .. الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين

8 - استهزاى الهى نسبت به منافقانى كه مؤمنان انفاقگر و ايثار كننده را طعن زده و استهزا مى كردند .

سخر اللّه منهم

259- اميدوارى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 13

13 - اميد داشتن به رحمت و پاداش الهى - نه خود را مستحق آن شمردن - از ويژگى هاى عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

260- برائت ذمه انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 1

1 - انفاق در صورتى مايه تزكيه نفس بوده و نشانه درجه والاى تقوا است كه انفاق گر مديون كسى نبوده و حق نعمتى از ديگران بر ذمه نداشته باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى . و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

«واو» در «و ما لأحد»، حاليه است و مفاد اين آيه را به منزله قيد براى «يتزكّى» و اوصاف پيشين قرار داده است.

261- بركت اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

262- بشارت به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

263- بهترين پاداش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 11

11 - برخوردارى از لطف و توجّه خداوند ، شايسته ترين پاداش براى انفاق گرانِ باتقوا است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

264- پاداش اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 1

1 - قيامت ، روز پاداش دهى خداوند به وام دهندگان خود ( كسانى كه با انفاق در راه خدا به او قرض الحسنه دادند ) .

من ذا الذى يقرض اللّه . .. و له أجر كريم . يوم ترى المؤمنين

«يوم» در «يوم ترى»، مربوط به «له أجر كريم» در آيه پيش است; يعنى، خداوند، پاداش نفيس خود را به وام دهندگان خويش در روزى مى دهد كه. .. . گفتنى است كه مراد از «يوم ترى» روز قيامت است.

265- پاداش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 121 - 7

7 - جلوه فضل الهى ، در پاداش به مؤمنان مجاهد و انفاقگر

ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون

«جزاى أحسن» - كه به معناى پاداش دادن به بيش از حد استحقاق است - بيانگر تجلى فضل خدا در پاداش دهى به مؤمنان است. قابل ذكر است در برداشت فوق مفروض اين است كه «أحسن» مفعول دوم براى «يجزى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 13

13 - وعده پاداش بزرگ از سوى خداوند به مؤمنان انفاقگر

فالذين ءامنوا منكم و أنفقوا لهم أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 23

23 - پاداش الهى به مجاهدان و انفاق گران در راه خدا ، بهترين و نيكوترين پاداش است .

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى

«حسنى» (مؤنث «أحسن»)، به معناى نيكوتر است. گفتنى است كه «الحسنى»، صفت براى موصوف محذوف است; يعنى، «و كلاًّ وعد اللّه المثوبة الحسنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 7

7 - ثمره و منفعت انفاق به خود انفاقگران برمى گردد .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 9،12

9 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه قدرشناسى ، سپاسدارى و حلم خداوند است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه لكم و يغفر لكم و اللّه شكور حليم

12 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه تفضل و لطف ويژه خداوند به آنان است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه ... و اللّه شكور حليم

سپاس و تقدير خداوند از انفاق گران - با آن كه سود انفاق به خود آنان باز مى گردد - نشانه تفضل و لطف ويژه الهى به انفاق گران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 4

4 - خداوند ، بر وعده خود درباره رساندن انفاق گرانِ باتقوا به فرجامى رضايت بخش ، سوگند ياد كرده است . *

و لسوف يرضى

«لام» در «لسوف»، لام قسم و يا لام ابتدا است; برداشت ياد شده، براساس احتمال اول است.

266- پاداش دنيوى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 7

7 - خداوند ، در دنيا - حداقل - دو برابر مقدار وامى را كه مؤمنان به او مى دهند ( در راه او انفاق مى كنند ) ، به آنان بازمى گرداند .

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

«مضاعفة» (مصدر «يضاعف») به دو چندان كردن و بالاتر از آن گفته مى شود (مفردات راغب).

267- پاداش مضاعف انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 12

12 - « عن أبى بصير قال : ذكرنا عند أبى جعفر ( ع ) من الأغنياء من الشيعة فكأنّه كره ما سمع فيهم قال : يا أبامحمد إذا كان المؤمن غنيًّا و صولاً له معروف إلى أصحابه أعطاه اللّه أجر ما ينفق فى البرّ ، أجره مرّتين ضعفين لأنّ اللّه تعالى يقول فى كتابه « و ما أموالكم و لا أولادكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من آمن و عمل صالحاً فأُولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فى الغرفات آمنون » ;

از ابى بصير روايت شده كه نزد امام باقر(ع) صحبت از [بدگويى] اغنياى شيعه شد و گويا امام(ع) از شنيدن سخنان ما ناخشنود گرديد و فرمود: اى ابامحمد! (كنيه ابوبصير) آن گاه كه مؤمن ثروتمند و اهل صله رحم باشد و نيكى به ياران كند، خداوند پاداش آنچه را كه در نيكى انفاق نموده است، دو برابر عطا نمايد; چون خداوند - تبارك و تعالى - در قرآنش مى فرمايد: (و ما أموالكم و لا أولادكم بالتى. ..)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 7

7 - خداوند ، در دنيا - حداقل - دو برابر مقدار وامى را كه مؤمنان به او مى دهند ( در راه او انفاق مى كنند ) ، به آنان بازمى گرداند .

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

«مضاعفة» (مصدر «يضاعف») به دو چندان كردن و بالاتر از آن گفته مى شود (مفردات راغب).

268- تربيت انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 - تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

269- تزكيه انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول

است.

270- تشكر از انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 14

14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى

و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

271- تفضل به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 4،9

4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .

ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور

جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.

272- تقواى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

273- تنزيه انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 16

16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .

و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه

اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.

274- چشم روشنى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 2

2 - چشم شب زنده داران و انفاق كنندگان در راه خدا ، به پاداش هاى وصف ناپذير الهى ، روشن است .

تتجافى جنوبهم عن المضاجع . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين

«قرّة» احتمال دارد از «قَرّ» به معناى «قرار گرفتن» باشد كه كنايه از رضايت و چشم ندوختن به چيزى ديگر است و احتمال دارد از «قرّ» به معناى «سردى» باشد كه كنايه از خوشحالى و چشم روشنى است. برداشت بالا براساس احتمال دوم است.

275- حسن فرجام انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 17

17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .

والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 1

1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .

و لسوف يرضى

276- حمايت از انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 11

11 - حمايت و دلجويى خداوند از مؤمنان انفاق كننده و ايثارگر ، در برابر تمسخر منافقان

سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

277- دعا براى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 6،14

6 - اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دعا براى انفاقگران ، پس از دريافت انفاق هاى آنان

و يتخذ ما ينفق و صلوت الرسول

14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى

و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

278- رستگارى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 15

15 - كسانى كه به خاطر خداوند ، انفاق مى كنند ، قطعاً رستگارند .

فأَت ذا القربى حقّه . .. يريدون وجه اللّه و أُولئك هم المفلحون

279- رضايت انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 1

1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .

و لسوف يرضى

280- زمينه تكامل انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 12

12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .

ربّه الأعلى

281- سعادت اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

282- طعن به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 7

7 - طعنه زدن به مؤمنان انفاقگر و استهزاى آنان ، از خصلت منافقان است .

الذين يلمزون المطوّعين

283- عفو انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 12

12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.

284- فرجام انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 8

8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني

285- فضايل اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

286- فضايل انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 4

4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 18

18- شرافت پاسدارى از دين ، شايسته ملت هاى مجاهد و انفاقگر و نه بخلورزان دنياگرا

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم ثمّ لايكونوا أمثلكم

با توجه به اين كه آيات پيشين در زمينه جهاد و انفاق و نيز روى گردانان از جهاد و انفاق بود; اين آيه مى تواند خطاب به جامعه مسلمين عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه اگر آنان از جهاد و انفاق روى گردانند، خداوند شرافت پاسدارى از دين را از آنان سلب كرده و به امتى خواهد داد كه اين چنين نباشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 4

4 - ارجمندى انفاق گران ، در گرو خداپسند بودن مصارف انفاق هاى آنان است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه

عبارت «ابتغاء وجه ربه»، بيانگر دو ويژگى است; 1. انفاق گر بايد تنها به قصد تقرب به خداوند انفاق كند; 2. موارد انفاق بايد، راه هاى خداپسندانه باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين ويژگى است.

287- مدح انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 3

3 - ستايش و تمجيد خداوند از ايثارگران و تأمين كنندگان نياز هاى غذايى قشر نيازمند ( مستمندان ، يتيمان و اسيران )

و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

288- مقامات انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 5

5 - ارزش والاى انفاق و مقام عالى انفاق گران ، در پيشگاه خداوند

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

از اين كه انفاق به عنوان قرض به خدا شمرده شده و پاداشى مضاعف، در برابر آن وعده داده شده است، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

289- منشأ پاداش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 12

12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .

ربّه الأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 3

3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

290- منشأ تحقق آرزوى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 3

3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

291- منشأ تقرب انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 3

3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

292- منشأ حسن فرجام انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 12 - 2

2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت گرى او است .

فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى

جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.

293- نجات انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 3

3 - كسانى كه انفاق كرده و زكات مال خود را ادا كنند ، انسان هايى صالح و نجات يافته اند .

قد أفلح من تزكّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزكّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

294- وعده به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 16

16 - وعده خداوند به غوطه ور ساختن مؤمنان انفاقگر ، در درياى رحمت خويش

سيدخلهم اللّه فى رحمته

295- وعده به انفاقگران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 22

22 - وعده پاداش از سوى خداوند ، به همه مجاهدان و انفاق گران صدراسلام

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى

296- وعده نجات به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 5

5 - دورى از آتش دوزخ ، وعده خداوند به اهل زكات و انفاق

و سيجنّبها الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

297- هدايت انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 5 - 4

4 - برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، هدايت يافتگانند .

يقيمون الصلوة . .. أولئك على هدًى من ربهم

6- انفال

1- آثار انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 9

9 - انفال و غنايم جنگى ، زمينه لغزش و ابتلاى مردم به سوء استفاده و بى تقوايى است .

قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه

هشدار خداوند با امر به تقوا پس از بيان حكم انفال، حاكى از برداشت فوق است.

2- احكام انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 3،6،8

3 - غنايم جنگ و اموال به جاى مانده از دشمن ، از جمله انفال

يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول

مراد از «انفال» در «يسئلونك عن الأنفال» غنايم جنگ است. تكرار اين كلمه در پاسخ بيانگر اين است كه معناى اراده شده از «انفال» در «قل الانفال» معنايى گسترده تر از غنايم جنگ مى باشد كه با توجه به ريشه لغوى آن، يعنى «نفل» (زياده)، مى توان گفت مراد از انفال در «قل الانفال» مطلق اموالى است كه زايد محسوب مى شود و مالك بخصوصى ندارد.

6 - انفال به تمامى از آن خدا و رسول اوست .

قل الأنفال للّه و الرسول

8 - لزوم رعايت احكام الهى در مورد انفال و غنايم جنگى

قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 8

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

3- پرسش از انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 1

1 - تعيين مالك انفال و بيان چگونگى تقسيم آن ، پرسش مكرر مسلمانان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الأنفال

از جمله «قل الأنفال للّه و الرسول» كه تعيين كننده مالك انفال است و در پاسخ مسلمانان ايراد شده، معلوم مى شود كه پرسش آنان درباره مالك انفال و طبعاً از چگونگى تقسيم آن بوده است.

4- تقسيم انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 1

1 - تعيين مالك انفال و بيان چگونگى تقسيم آن ، پرسش مكرر مسلمانان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الأنفال

از جمله «قل الأنفال للّه و الرسول» كه تعيين كننده مالك انفال است و در پاسخ مسلمانان ايراد شده، معلوم مى شود كه پرسش آنان درباره مالك انفال و طبعاً از چگونگى تقسيم آن بوده است.

5- حقيقت انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 14

14 - « عن محمدبن مسلم عن أبى جعفر ( ع ) قال : سمعته يقول الفىء و الأنفال ما كان من أرض لم يكن فيها هراقة من الدماء و قوم صولحوا و اُعطوا بأيديهم . . . و قوله : « ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لاركاب » قال ألا ترى هو هذا . . . ;

محمدبن مسلم از امام باقر(ع) روايت نموده است: از آن حضرت شنيدم كه مى فرمود: «فىء» و انفال از زمين هايى است كه در آن خونريزى نشده [و با جنگ به دست نيامده است]; بلكه قومى با مصالحه و با دست خود زمين را واگذار كرده اند . .. امام(ع) فرمود:

... و سخن خدا است كه مى فرمايد: «...فما أوجفتم عليه من خيل و لاركاب» آيا نظر ندارى كه اين همان قسم از «فىء» است؟...».

6- مالك انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 1،6

1 - تعيين مالك انفال و بيان چگونگى تقسيم آن ، پرسش مكرر مسلمانان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الأنفال

از جمله «قل الأنفال للّه و الرسول» كه تعيين كننده مالك انفال است و در پاسخ مسلمانان ايراد شده، معلوم مى شود كه پرسش آنان درباره مالك انفال و طبعاً از چگونگى تقسيم آن بوده است.

6 - انفال به تمامى از آن خدا و رسول اوست .

قل الأنفال للّه و الرسول

7- مسلمانان و انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 7

7 - برخى از مسلمانان ناخشنود از حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك ... و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

«كما» براى تشبيه امر ديگر است و مشبّه به صريحاً در آيه ذكر نشده است. لذا احتمالات مختلفى از سوى مفسران ايراد شده است و از جمله آنهاست حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر. بر اين مبنا «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: حكم خداوند درباره انفال حكمى حق است ; همان گونه كه فرمان و تقدير حركت به سوى جنگ بدر حق بود. بر اين اساس جمله «إن فريقا ... » مى رساند كه همه و يا برخى از مسلمانان از حكم خداوند درباره انفال نيز كراهت خاطرى داشتند.

8- موارد انفال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 3

3 - غنايم جنگ و اموال به جاى مانده از دشمن ، از جمله انفال

يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول

مراد از «انفال» در «يسئلونك عن الأنفال» غنايم جنگ است. تكرار اين كلمه در پاسخ بيانگر اين است كه معناى اراده شده از

«انفال» در «قل الانفال» معنايى گسترده تر از غنايم جنگ مى باشد كه با توجه به ريشه لغوى آن، يعنى «نفل» (زياده)، مى توان گفت مراد از انفال در «قل الانفال» مطلق اموالى است كه زايد محسوب مى شود و مالك بخصوصى ندارد.

7- انقياد

1- آثار انقياد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 10

10 - كرامت انسانى ، در گرو گرايش به توحيد ربوبى و سجود و انقياد در برابر خدا

و كثير حقّ عليه العذاب و من يهن اللّه فما له من مكرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 4

4 - لبيك گفتن به دعوت خدا و رسول او و پذيرش بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) سروش هدايت را به كسانى مى تواند تفهيم كند كه روحيه تسليم داشته باشند .

إن تسمع إلاّ من يؤمن بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 3

3 - تسليم محض شدن در برابر خدا و اطاعت بى چون و چرا از او ، تضمين كننده فرجام نيك

و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 7

7- ثمربخشى اعمال نيك ، در پرتو پذيرش پيام وحى و گردن نهادن به آن از روى رغبت و ميل

كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعملهم

از مفهوم آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود; يعنى، اگر عمل همراه با كراهت و ناخشنودى نباشد; بلكه از روى طوع و رغبت و براى خداوند صورت گيرد، باقى مانده و ثمر خواهد داد.

2- آثار انقياد ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 53

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 3

3- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در برخوردارى او از نيكى ها و نعمت هاى الهى در دنيا و منزلت والا در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و ءاتينه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن

3- آثار انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

4- آثار ذكر انقياد موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 10

10- توجه به انقياد و تذلّل پديده هاى مادى در برابر خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر اوست .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء . .. سجّدًا لله و هم دخرون

دعوت به ژرف انديشى درباره سجده و تذلّل موجودات مادى دربرابر خداوند، در واقع دعوت به عبرت آموزى از آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 5

5 - توجه به انقياد و كرنش تمامى پديده هاى جهان در برابر خداوند ، مقتضى گرويدن به خداى واحد و روى گرداندن از شرك و ديگر پرستى است .

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من

5- انقياد آتش قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 1

1- آتش به فرمان خداوند ، بر ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت ( مطبوع و بى آسيب ) گرديد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

فرمان خداوند به سلامت شدن آتش بر ابراهيم(ع)، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نه تنها آتش بايد بر آن حضرت سرد باشد و او را نسوزاند; بلكه سردى آن به گونه اى و به اندازه اى باشد كه كاملاً مطبوع، دلپذير و بى آسيب باشد.

6- انقياد آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 2،4،5

2- پس از حادثه طوفان نوح و غرق شدن كفرپيشگان ، آسمان از ناحيه خداوند فرمان يافت تا از بارش باز ايستد .

فكان من المغرقين. و قيل ... يسماء أقلعى

اقلاع (مصدر أقلعى) به معناى خوددارى كردن است. مراد از خوددارى كردن آسمان - به قرينه مقام - قطع باران مى باشد.

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .

يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 3،4

3 - خداوند ، به آسمان و زمين فرمان داد تا - خواه يا ناخواه - در مسير تعيين شده به حركت در آيند و فرمان ببرند .

فقال لها و للأرض ائتيا طوعًا أو كرهًا

«طوع» به معناى رغبت و ميل و «كره» به معناى بى ميلى و عدم رغبت است.

4 - آسمان و زمين فرمانبر اراده الهى ، از سر ميل و رغبت

قالتا أتينا طائعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 2 - 1،2

1 - آسمان ، مطيع و گوش به فرمان خداوند است .

و أذنت لربّها و حقّت

«أذنت»; يعنى، «استمعت» (لسان العرب). اين فعل ممكن است از «اُذُن» (گوش) گرفته شده باشد.

2 - آسمان ، براى اطاعت از فرمان خداوند ، شايستگى و آمادگى لازم را دارد .

و حقّت

«حقّ» و «حقيق»; يعنى، «جدير و خليق» (سزاوار و شايسته). (قاموس) بنابراين «حُقّت»; يعنى، سزاوار شد و اهليت و لياقت يافت.

7- انقياد آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 10،12،13

10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .

كل له قنتون

«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.

12 - اطاعت هستى از خداوند ، اطاعتى آگاهانه است .

كل له قنتون

13 - عبادت و اطاعت هستى براى خدا ، دليل منزه بودن او از داشتن فرزند است .

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. كل له قنتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 2

2 - دريا ، جسد بى جان فرعون را به دستور خداوند ، همان روز غرق ، بيرون انداخت .

فاليوم ننجيك ببدنك

كلمه «اليوم» ظرف متعلق به «ننجيك» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 2

2 - مالكيت مطلقه خداوند بر جهان هستى ، مقتضى اطاعت بى چون و چرا از او و پرهيز از سرپيچى است .

لاتجعلوا دعاء الرسول . .. فليحذر الذين يخافون عن أمره ... ألا إنّ للّه ما فى الس

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه جمله «إنّ للّه ما فى السماوات. ..» در حكم تعليل براى جملات پيشين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 5

5 - فرمان بردارى عالَم هستى از خداوند ، آگاهانه و عالمانه است .

كلّ له قنتون

جمع بسته شدن «قانت» با«ون» حكايت از اين دارد كه اطاعت آنها از خداوند، از روى شعور و فهم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 6

6 - خضوع و كرنش نظام تكوين و قوانين هستى ، در برابر اراده و فرمان خداوند

فقال لها . .. ائتيا ... قالتا أتينا طائعين

بنابر اين كه گفتوگوى ياد شده در اين آيه بيان حال و كنايه از تسليم محض شدن آسمان ها و زمين و قوانين حاكم بر عالم در برابر اراده خدا باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 3

3 - هر آنچه در سيطره عرش خداوند است ( تمام هستى ) ، به فرمان جبرئيل گردن مى نهد .

عند ذى العرش مكين . مطاع

مقيد نشدن «مطاع» به طائفه اى خاص و نيز توصيف خداوند به «ذى العرش» در بيان جايگاه ويژه جبرئيل نزد او، گوياى آن است كه فرمان روايى جبرئيل بر تمام عرشيان و در نتيجه تمام هستى، فراگير است.

8- انقياد ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 2،4

2 - ابراهيم ( ع ) ، فرمان خدا را بدون هيچ تأخيرى پذيرفت و تسليم بودن خويش را در برابر خدا ، اعلام كرد .

قال أسلمت

4 - هدف از فرمان خداوند به ابراهيم ( لزوم تسليم بودن در برابر او ) رشد و تربيت وى بوده است .

إذ قال له ربه أسلم

برداشت فوق، با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، حنيف ( گرويده به حق ) و تسليم در برابر خداوند بود .

و لكن كان حنيفاً مسلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 120 - 8

8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إن إبراهيم كان أمة قانتاً لله حنيفاً » : و ذلك انه على دين لم يكن عليه أحد غيره فكان أمة واحدة و أما « قانتاً » فالمطيع و أما الحنيف فالمسلم . . . ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خدا «إن ابراهيم كان أُمّة قانتاً لله حنيفاً» روايت شده است: امت بودن ابراهيم(ع) به خاطر آن است كه او بر دينى بود كه هيچ كس غير او بر آن دين نبود و اما «قانتاً» به معناى مطيع است و اما حنيف به معناى مسلم مى باشد. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 12

12 - تسليم و انقياد كامل ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) ، در برابر فرمان خداوند

أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى قال يأبت افعل ما تؤمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 1

1 - تسليم ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) ، در برابر فرمان خداوند به ذبح

إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر ... فلمّا أسلما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 104 - 1

1 - نداى خداوند به ابراهيم ( ع ) ، پس از تسليم آن حضرت و فرزندش اسماعيل در برابر فرمان ذبح

فلمّا أسلما . .. و ندينه أن يإبرهيم

9- انقياد اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 3

3- تفكر در حركت منظم و رام شده اجرام آسمانى ، از راه هاى خداشناسى *

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله

ممكن است منظور از «طير» تنها پرندگان نباشد; بلكه شامل همه اجسام شناور در فضا نيز باشد.

10- انقياد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 2

2- خداوند ، به هنگام برپايى قيامت ، مشركان را به حيات مجدد فرا مى خواند و آنان بى هيچ درنگ و تأملى ، به او پاسخ گفته و با ستودن او زنده خواهند شد .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «كم» منكران معاد و مشركان باشد كه از زمان وقوع قيامت سؤال مى كردند و نيز «يوم» بدل براى «قريباً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 1

1 - تسليم و انقياد كامل مشركان به پيشگاه عدل الهى در عرصه قيامت

بل هم اليوم مستسلمون

آمدن «مستسلمون» از باب استفعال، بيانگر مبالغه در تسليم است.

11- انقياد اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

12- انقياد اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 12

12 - تسليم و انقياد كامل ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) ، در برابر فرمان خداوند

أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى قال يأبت افعل ما تؤمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 1،4

1 - تسليم ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) ، در برابر فرمان خداوند به ذبح

إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر ... فلمّا أسلما

4 - تسليم اسماعيل ( ع ) در برابر فرمان ذبح شدن ، نشانه حلم و بردبارى او است .

فبشّرنه بغلم حليم . .. فلمّا أسلما و تلّه للجبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 104 - 1

1 - نداى خداوند به ابراهيم ( ع ) ، پس از تسليم آن حضرت و فرزندش اسماعيل در برابر فرمان ذبح

فلمّا أسلما . .. و ندينه أن يإبرهيم

13- انقياد امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

14- انقياد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 6

6 - تسليم بودن در برابر فرمان خداوند ، مرتبه اى از مقامات انبياى الهى است .

أمرت أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 2

2- پيامبران ، تسليم امر خدا و مطيع فرمان هاى او ، بدون هيچ تعلل و درنگ

فلاتسئلن ما ليس لك به علم . .. قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

15- انقياد انبياى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 4

4 - پيامبران يهود ، تسليم در برابر خداوند و قوانين او

يحكم بها النبيون الذين اسلموا

«الذين اسلموا» صفت توضيحى براى «النبيون» است.

16- انقياد انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 5

5 - خداوند ، مى تواند انسان ها را خوى فرشتگى بخشد و آنان را مطيع و فرمانبر خويش قرار دهد .

و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة فى الأرض يخلفون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «لجعلنا منكم ملائكة» اين باشد كه، مى توانيم خوى عصيان و طغيان را از شما باز گيريم و شما را همانند ملائكه مطيع و فرمانبردار خود قرار دهيم. علامه در «الميزان» اين احتمال را پذيرفته اند.

17- انقياد اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 15

15 - اهل كتاب و مسلمانان ، در تسليم بودن در برابر خداى واحد ، عقيده مشترك دارند .

و قولوا ءامنّا . .. و نحن له مسلمون

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «نحن له . ..» سخنى باشد كه مسلمانان، از زبان خود و اهل كتاب گفته باشند.

18- انقياد باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 2

2- حركت تند باد ها ، با فرمان حركت سليمان ( ع ) انجام مى گرفت .

و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

19- انقياد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32- « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

20- انقياد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

21- انقياد پرندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 3 - 2

2 - پرندگان ، مطيع فرمان خداوند و در خدمت اهداف او هستند .

و أرسل عليهم طيرًا أبابيل

22- انقياد پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

23- انقياد جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 9

9 - صبر در برابر تحمل شكنجه هاى فرعون و تسليم خدا بودن تا آخرين لحظه حيات ، درخواست ساحران مؤمن در دعا به درگاه خداوند

ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين

24- انقياد جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 3

3 - جبرئيل ، نه از سر خود بلكه به اذن خدا و فرمان او ، قرآن را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرود آورد .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

25- انقياد جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 1

1 - جنّيان در خدمت سليمان ( ع ) ، هر چه او مى خواست انجام مى دادند .

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء

26- انقياد جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 8

8- همه موجودات زنده ، تحت فرمان و حاكميت خداوند هستند .

ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها

«ناصية» به قسمت جلوى سر گفته مى شود و گاهى به موهاى جلوى سر نيز به اعتبار رستنگاهش ، اطلاق مى گردد. گرفتن جلوى سر و يا موهاى آن ، كنايه از تسلط و حاكميت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 1،6

1- تمامى جنبندگان عالم در برابر خداوند ، همواره منقاد و ساجدند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

6- همه جنبندگان در برابر خداوند منقادند و استكبار نمىورزند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة . .. و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

27- انقياد حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 4،7،8،9

4 - دستيابى حواريون به مقام تسليم و ايمانى راستين در پى پذيرش دعوت خاص خداوند .

قالوا ءامنا

7 - تسليم در برابر دستورات خداوند و رسولش مسيح ( ع ) از ويژگى هاى بارز حواريون مسيح

و اشهد باننا مسلمون

جمله «ءامنوا بى و برسولى» حكايت از آن دارد كه متعلق «مسلمون» اوامر خدا و رسول او حضرت مسيح است.

8 - حواريون پس از اظهار ايمان خالصانه ، از خداوند خواستند تا بر نيلشان به مقام تسليم گواه باشد .

و اذ اوحيت . .. و اشهد باننا مسلمون

9 - حواريون عيسى ( ع ) از وى خواستند تا به تسليمشان در برابر خدا و رسولش گواه باشد .

قالوا ءامنا و اشهد باننا مسلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب فعل «اشهد» حضرت عيسى(ع) باشد. نياوردن ربنا و مانند آن در مقام درخواست از خداوند مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 6

6 - حواريون عيسى ( ع ) تا قبل از نزول مائده ، در مراحل پايين ايمان و فاقد روحيه تسليم در برابر خدا بودند .

اذ قال الحواريون يعيسى ابن مريم . .. قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

28- انقياد خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 17

17- همه كار هاى شگفت خضر ( ع ) ، به فرمان خداوند صورت گرفت و ديدگاه شخصى او در آن دخالتى نداشت .

رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى

ضمير مفعولى در «مافعلته» به قرينه ذيل آيه، به جامعِ تمام ماجراها برمى گردد، نظير «آنچه ديدى» يا «آنچه انجام دادم».

29- انقياد خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 5،15

5- خورشيد و ماه مقهور خدا و رام فرمان اويند .

سخر الشمس و القمر

«تسخير» (مصدر سخّر) به معناى رام كردن و غلبه يافتن است.

15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند

الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون

چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 6

6 - خورشيد و ماه ، مقهور و مسخر ( تحت فرمان ) خداوندند .

و سخّر الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 3

3 - خورشيد و ماه ، مسخر خدا و رام اراده او

و سخّر الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 5 - 6

6 - خورشيد و ماه ، مسخر خدا و رام اراده او هستند .

و سخّر الشمس و القمر

30- انقياد در برابر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 4

4 - توحيد ربوبى و انقياد در برابر خدا ، ملاك داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت

إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و م

ارتباط اين آيه با آيه پيشين، اين معنا را مى رساند كه ملاك ارزيابى خداوند در داورى ميان فرقه هاى گوناگون مردم در قيامت، اصل «توحيد ربوبى و خضوع و انقياد در برابر او» خواهد بود.

31- انقياد درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

32- انقياد روح(اسم خاص)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 7

7 - فرشتگان و روح ، تسليم خداونداند و كار هاى آنان به اذن او انجام مى گيرد .

تنزّل الملئكة و الروح فيها بإذن ربّهم

33- انقياد رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 6

6 - رود نيل از جانب خداوند ، مأمور افكندن صندوق حامل موسى ( ع ) به ساحل بود .

فليلقه اليمّ بالساحل

جمله «فليلقه اليم»، علاوه بر اين كه به مادر موسى مى فهماند كه افكنده شدن موسى(ع) به ساحل قطعى است، ازاين حقيقت نيز حكايت مى كند كه آب به امر تكوينى خداوند، مأمور است كه اين عمل را انجام دهد.

34- انقياد زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 1،4،5،9،11

1- خداوند ، درپى غرق شدن كافران قوم نوح ، به زمين فرمان داد تا آب هاى خود ( آب هاى زيرزمينى ) را فرو برد .

فكان من المغرقين. و قيل يأرض ابلعى ماءك

مراد از «ماءك» آبهايى است كه تا پيش از طوفان در منابع زيرزمينى وجود داشت و به امر خداوند بر سطح زمين ظاهر شده بود. اضافه كلمه «ماء» به ضمير «ك» گوياى اين معناست.

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .

يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء

9- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . أمر الله الأرض أن تبلع مائها و هو قوله « و قيل يا أرض ابلعى مائك . . . » . . . فبلعت الأرض ماءها فأراد ماء السماء أن يدخل فى الأرض فامتنعت الأرض من قبولها و قالت : إنما أمرنى الله عز و جل أن أبلع مائى فبقى ماء السماء على وجه الأرض و استوت السفينة على جبل الجودى و هو بالموصل جبل عظيم ، فبعث الله جبرئيل فساق الماء إلى البحار حول الدنيا . . . ;

[در مورد طوفان نوح] از امام صادق(ع) روايت شده است كه: خداوند به زمين فرمان داد تا آب خود را فرو برد و اين سخن خداست

كه فرمود: «. .. يا أرض ابلعى مائك ...»... پس زمين آب خود را فرو برد. آبى كه از آسمان آمده بود خواست در زمين فرو رود، زمين از قبول آن امتناع كرد و گفت: خداى عزوجل مرا فرمان داده فقط آب خود را فرو ببرم، پس آب آسمان روى زمين باقى ماند و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و آن كوه بزرگى است در موصل. پس خداوند جبرئيل را برانگيخت و او آبها را به درياهاى اطراف دنيا سوق داد ...».

11- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال الله تعالى للأرض : « ابلعى ماءك » فبلعت ماءها من مسجد الكوفة كما بدأ الماء منه و تفرّق الجمع الذى كان مع نوح فى السفينة . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه خداوند [در طوفان نوح ]به زمين گفت: «آب خود را فرو ببر». زمين آب خود را از مسجد كوفه فرو برد، همان گونه كه از آن جا هم آغاز به بيرون آمدن كرده بود و گروهى كه با نوح در كشتى بودند متفرق شدند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 3،4

3 - خداوند ، به آسمان و زمين فرمان داد تا - خواه يا ناخواه - در مسير تعيين شده به حركت در آيند و فرمان ببرند .

فقال لها و للأرض ائتيا طوعًا أو كرهًا

«طوع» به معناى رغبت و ميل و «كره» به معناى بى ميلى و عدم رغبت است.

4 - آسمان و زمين فرمانبر اراده الهى ، از سر ميل و رغبت

قالتا أتينا طائعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 5 - 1،4

1 - زمين ، مطيع و گوش به فرمان خداوند است .

و أذنت لربّها

4 - زمين ، براى اطاعت از فرمان خداوند ، شايستگى و آمادگى لازم را دارد .

و حقّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 5 - 2

2 - زمين ، دريافت كننده وحى و فرمان الهى و مطيع آن

بأنّ ربّك أوحى لها

35- انقياد زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 4،5

4- خداوند ، به زنبور هاى عسل براى حركت منقادانه و خاشعانه در راههايى كه پروردگارشان تقدير فرموده ، الهام كرده است .

فاسلكى سبل ربّك ذللاً

برداشت فوق بر اساس اين نظريه است كه «ذللاً» حال براى فاعل فعل «فاسلكى» - كه ضمير «أنت» است - باشد.

5- زنبور هاى عسل در برابر الهام هاى خداوند به آنها ، خاشع و منقاد بوده و در مسير تعيين شده در طبيعت ، گام برمى دارند .

فاسلكى سبل ربّك ذللاً

36- انقياد سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 6

6- سايه هاى موجودات عالم ، به خدا سجده مى برند و مطيع و فرمانبردار اويند .

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

«ظلال» (جمع ظل) به معناى سايه هاست.

37- انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

38- انقياد ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

39- انقياد شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 22 - 3

3 - رام بودن شتر براى بشر و مكانيسم طبيعى قرار گرفتن و حركت كشتى بر سطح آب تدبيرى الهى است .

و عليها و على الفلك تحملون

40- انقياد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12،17

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

17 - شعيب ( ع ) ، علم مطلق خداوند را دليل پذيرش ربوبيت وى و تسليم در برابر مشيتهايش دانست .

قال . .. إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

41- انقياد صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 3

3 - تسليم در برابر فرمان خداوند ، از نشانه هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. فلمّا أسلما و تلّه للجبين

42- انقياد طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 9

9 - طبيعت ، مقهور اراده خداوند و مجرى فرمان او است .

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«ضرب» در «اضرب لهم» به معناى ساختن و قراردادن است. فرمان ايجاد راهى خشك در دريا، فرمان به اعجاز است و از مقهور بودن دريا در برابر اراده خداوند، حكايت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 6

6 - طبيعت و مظاهر آن ، با اذن خدا مقهور اراده بندگان خاص او است .

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 7

7 - طبيعت ، تحت تسخير و فرمان خداوند

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 3

3 - قوانين مادى عالم طبيعت ، مقهور اراده خداوند

و بشّروه بغلم . .. و قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك

تعبير «كذلك قال ربّك»، مى رساند كه عوامل طبيعى مانع اراده الهى نيست; بلكه اراده او نافذ بر هستى است.

43- انقياد عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 32 - 2

2 - اهل عقل و انديشه ، تسليم در مقابل پيام وحى ; و نه در ضديت با آن

أم تأمرهم أحلمهم بهذا

استفهام انكارى، مى رساند كه خردمندان واقعى، هرگز مردم را به ستيزه با پيام وحى دعوت نمى كنند.

44- انقياد عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 5

5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .

يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت امر خدا و مجارى تحقق اراده او است .

ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض . .. و يمسك السماء أن تقع على الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 6

6 - عملكرد عوامل طبيعى ، در پرتو فرمان و اراده الهى

اللّه الذى سخّر لكم . .. بأمره

انتساب جريان كشتى ها به امر الهى - با اين كه حركت كشتى بر آب طبق قوانين طبيعى و خواص فيزيكى صورت مى گيرد - بيانگر مطلب ياد شده است.

45- انقياد كاتبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 2

2 - نويسندگان قرآن در صحيفه هاى پاك و والا مرتبه ، كاتبانى راست گفتار ، مطيع خداوند و درست كرداراند .

بأيدى سفرة . .. بررة

«بررة» و «ابرار» به يك معنا است; جز اين كه «بررة» مبالغه بيشترى دارد; زيرا جمع «بَرّ» است و «بَرّ» مبالغه بيشترى از كلمه «بارّ» (مفرد «ابرار») دارد (مفردات راغب). از جمله معانى اى كه براى «بِرّ» ذكر شده، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است. (لسان العرب)

46- انقياد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 9

9- كافران به هنگام مرگ ، تسليم و منقاد مى شوند .

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ... فألقوا السلم

47- انقياد كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 1

1 - كوه ها ، تحت تسخير خدا و رام او هستند .

إنّا سخّرنا الجبال

48- انقياد لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 17

17 - « عن إبن عمر قال : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : حقّاً أقول : لم يكن لقمان نبيّاً و لكن كان عبداً كثير التفكر حسن اليقين أحبّ اللّه فأحبّه و مَنّ عليه بالحكمة . كان نائماً نصف النهار إذ جاءه نداء يا لقمان ! هل لك أن يجعلك اللّه خليفة فى الأرض تحكم بين الناس بالحقّ فأجاب الصوت إن خيّرنى ربّى قبلت العافية و لم أقبل البلاء و إن عزم علىّ فسمعاً و طاعة . . . فأعطى الحكمة ;

عبداللّه بن عمر مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى گفت: «به حق مى گويم: لقمان، پيامبر نبود، لكن بنده اى بود اهل تفكر، داراى حسن يقين. خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست داشت و با آموختن حكمت، او را مورد انعام خود قرار داد. در نيمه روز ، خوابيده بود كه صدايى شنيد: اى لقمان! آيا دوست دارى كه خداوند، تو را خليفه خود در زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق قضاوت كنى؟ لقمان در جواب آن صدا گفت: اگر پروردگارم، مرا مخيّر كرده من عافيت را انتخاب مى كنم و نه گرفتارى را و اگر بر من واجب مى كند، پس سرا پا گوش و مطيع ام»... در اين جا به او حكمت داده شد».

49- انقياد ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 5،15

5- خورشيد و ماه مقهور خدا و رام فرمان اويند .

سخر الشمس و القمر

«تسخير» (مصدر سخّر) به معناى رام كردن و غلبه يافتن است.

15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند

الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون

چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

50- انقياد ماه (گردون)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 6

6 - خورشيد و ماه ، مقهور و مسخر ( تحت فرمان ) خداوندند .

و سخّر الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 3

3 - خورشيد و ماه ، مسخر خدا و رام اراده او

و سخّر الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 5 - 6

6 - خورشيد و ماه ، مسخر خدا و رام اراده او هستند .

و سخّر الشمس و القمر

51- انقياد متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 3

3 - تقواپيشگان ، به آيات الهى ايمان آورده و در برابر اراده الهى تسليم اند .

إلاّ المتّقين . يعباد ... الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

52- انقياد محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 9

9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .

فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

53- انقياد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 2

2 - تسليم كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروانش ، در برابر خداوند

فقل اسلمت وجهى للّه و من اتّبعن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 15،22

15 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به پيشگامى در تسليم به درگاه خداوند

قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در بالاترين مرتبه تسليم در برابر خداوند باشد.

قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

اگر اولويت مطرح شده در آيه از نظر رتبه و درجه تسليم باشد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به كسب پيشتازى در مقام تسليم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 22

22 - عن الرضا(ع) . .. ان رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) لم يكن ليحرم ما أحل اللّه و لا ليحلل ما حرم اللّه و لاليغير فرائض اللّه و احكامه كان فى ذلك كله متبعا مسلما مؤديا عن اللّه و ذلك قول اللّه عز و جل: «إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ» ... .

امام رضا(ع) فرمود: . .. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هيچگاه در صدد حرام نمودن حلال خدا و حلال نمودن حرام خدا و تغيير دادن واجبات و احكام الهى نبود، بلكه در تمام اينها پيرو، تسليم و بيان كننده از جانب خداوند بود. و اين است، معناى سخن خداوند: «إن أتبع إلا ما يوحى إلى» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 6

6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود معتقد به محتواى پيام خويش و همواره پايبند به آن بود.

و أن هذا صرطى مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 5،6

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى مقام تسليم و پذيرنده فرمانهاى خدا

و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين

«اسلام»، مصدر «المسلمين»، به معناى تسليم شدن و متعلق «المسلمين» به دليل جمله قبل فرمانهاى خداوند است. بنابراين «انا أول المسلمين» يعنى من اول كسى هستم كه تسليم دستورهاى خدا شده ام.

6 - جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام تسليم، جايگاهى برتر از همه تسليم شدگان در برابر خدا

و أنا أول المسلمين

اول بودن گاهى به اعتبار زمان است و گاهى به اعتبار رتبه و مقام. به نظر مى رسد در جمله «أنا أول المسلمين» دومين معنا مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 2

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 9،10

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تسليم محض در برابر پروردگار و تأثيرناپذير از خصومت هاى مشركان

و أُمرت أن أكون من المسلمين

با توجه به اين كه در آيات پيشين (از آيه 59 به بعد)، خصومت ها و حق ناپذيرى هاى كافران مطرح بوده، در پى آمدن جمله «و أُمرت أن أكون من المسليمن» مى رساند كه: اى پيامبر! تو تسليم محض در برابر خدا باش و به گفتار ناهنجار كافران بها مده.

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند همه مردم ، مكلف به پرستش خداى يگانه و تسليم شدن در برابر او

أُمرت أن أعبد ربّ هذه . .. و أُمرت أن أكون من المسلمين

آمدن «أُمرت. ..» به صورت متكلم وحده، مى تواند از آن جهت باشد كه بفهماند پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز - با همه مقامات معنوى - مكلف به عبادت و تسليم است و تعالى معنوى، سبب برداشته شدن تكليف نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسليم همه جانبه در برابر پروردگار جهان

و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 5

5 - هدايت گرى ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند ، از برجسته ترين ويژگى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من أحسن قولاً . .. إنّنى من المسلمين

بنابراين كه آيه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

54- انقياد مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 14،15

14 - مسلمان ، در برابر خداوند ، تسليم و مطيع است .

و قولوا ءامنّا . .. و نحن له مسلمون

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «نحن له. ..» مقولِ قولِ «قولوا آمنا...» است.

15 - اهل كتاب و مسلمانان ، در تسليم بودن در برابر خداى واحد ، عقيده مشترك دارند .

و قولوا ءامنّا . .. و نحن له مسلمون

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «نحن له . ..» سخنى باشد كه مسلمانان، از زبان خود و اهل كتاب گفته باشند.

55- انقياد مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 6،9

6 - آنچه مسلمانان مدينه ، در رويارويى با احزاب متّحد مشاهده كردند ، بر ايمان شان به راه خود و تسليم بودن شان افزود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا

فاعل «زاد» مصدر فعل «رأى» است. بنابراين، استفاده مى شود كه مشاهده دشمنان، بر ايمان مسلمانان افزوده است.

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

56- انقياد مشمولان نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 3

3 - برخورداران از نعمت هاى جاودان آخرت ، شيفتگان اطاعت پروردگار و برپا دارندگان نماز

و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة

57- انقياد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 4

4 - فرشتگان ، بدون اذن و فرمان خدا ، امرى را انجام نمى دهند .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 - منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1،2

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

2- فرشتگان در برابر فرمان الهىِ سجده بر آدم ( ع ) ، بى چون و چرا آن را اجرا كردند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 7

7- همه فرشتگان ، مطيع و منقاد خداوند بوده و در برابر اوامر او تمرد نمى كنند .

و لله يسجد . .. و الملئكة و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 5

5- فرشتگان ، پيوسته از اوامر و دستورات خدا اطاعت كرده و از آن سرپيچى نمى كنند ( عصمت از نافرمانى )

و الملئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 7،12

7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.

12- سرشت ملائكه ، سرشتى فرمان بردار در برابر خدا است .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا . .. فسجدوا إلاّ إبليس كان من الجنّ

تصريح به ماهيت شيطان، پس از طرح تخلّف او و نيز اشاره به تفاوت ماهوى وى با فرشتگان، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 3

3- فرشتگان در نزول بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آوردن وحى ، تنها از خداوند اطاعت مى كنند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

گرچه در اين آيه مطرح نشده است كه فرشتگان بر چه كسى فرود مى آيند و چه مطالبى را نازل مى كنند; ولى به قرينه «ربك»، بارزترين مصداق براى گويندگان «ما نتنزّل. ..»، مأموران ابلاغ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 3

3 - تمامى فرشتگان ، فرمان سجده براى آدم را گردن نهادند و بى درنگ در برابر او به سجده افتادند .

فسجدوا

حرف «فا» بر نبودن فاصله بين فرمان سجده و انجام آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 4،8

4- فرشتگان ، در هر كارى تنها گوش به فرمان خدا هستند .

و هم بأمره يعملون

«بأمره» متعلق به «يعملون» است و تقديم آن بر متعلق خود، افاده قصر مى كند.

8- ملائكه در مقابل خداوند ، انقياد و اطاعت كامل دارند .

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

پيشى نگرفتن فرشتگان در سخن و عمل كردن بر طبق فرمان خدا، بيانگر روح تسليم و انقياد كامل آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 5

5- اطلاع ملائكه از علم گسترده الهى ، مانع از شفاعت خودسرانه آنان است .

يعلم . .. و لايشفعون إلاّلمن ارتضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 1

1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .

و إنّا لنحن الصافّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 10

10 - فرشتگان ، موجوداتى مطيع و خاضع در برابر فرمان هاى خداوند

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون . إلاّ إبليس استكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 7

7 - فرشتگان و روح ، تسليم خداونداند و كار هاى آنان به اذن او انجام مى گيرد .

تنزّل الملئكة و الروح فيها بإذن ربّهم

58- انقياد ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 19

19- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « له معقّبات من بين يديه و من خلقه يحفظونه من أمر الله » يقول : بأمر الله من أن يقع فى ركى ، أو يقع عليه حائط ، أو يصيبه شىء حتى إذا جاء القدر . . . يدفعونه إلى المقادير و هما ملكان يحفظانه بالليل و ملكان بالنهار يتعاقبانه ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «له معقّبات . ..» روايت شده كه مى فرمود: به فرمان خدا [حفظ مى كنند ]او را از اينكه در چاه بيفتد يا ديوار بر او فرو ريزد يا آسيبى به او برسد تا زمانى كه تقدير بيايد ... او را به تقدير وامى گذارند و آن محافظان، دو فرشته در شب و دو فرشته در روز به نوبت از او حفاظت مى كنند».

59- انقياد موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 10

10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .

كل له قنتون

«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 117 - 4

4 - آفريده ، همواره در اختيار آفريننده خويش و مطيع اوست .

كل له قنتون. بديع السموت و الأرض

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بديع السماوات» به منزله تعليل براى «كل له قانتون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 2،8

2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا

«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.

8- موجودات هستى و آثار آنها همواره تسليم خدا بوده و در برابر او خاضعند .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا و ظللهم

«ظلال» در آيه شريفه مى تواند به عنوان نمونه اى از آثار و تبعات موجودات، مطرح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 3

3- باور به نقش خدا در جهان آفرينش و علم همه جانبه او و فرمانبرى همگان از وى ، آدمى را به پذيرش ربوبيت مطلق او بر جهان هستى هدايت مى كند .

الله يعلم . .. هو الذى يريكم البرق ... لله يسجد ... قل من رب السموت و الأرض

بيان ربوبيّت خدا بر هستى با طرح سؤال از مشركان، پس از آياتى كه صفات و ويژگيهاى خداوند را مطرح كرد، مى رساند كه مضمون آيه مورد بحث به منزله نتيجه اى براى آيات گذشته است ; يعنى، آگاهى همه جانبه خدا (الله يعلم . ..)، دخل و تصرف او در هستى (هو الذى يريكم ...) و خضوع همگان در برابر او (لله يسجد ...) هر انديشمندى را به اين نتيجه مى رساند كه: اوست رب و مالك همه هستى و غير او ربوبيتى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 9،11

9- با مطالعه ژرف موجودات مادى ، مى توان انقياد و تذلل آنها را در برابر خداوند به دست آورد .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .

أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون

«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 3،6

3 - تمامى پديده هاى هستى ، تنها در برابر خداوند ، خاضعانه فرمان بردارند .

و له من فى السموت و الأرض كلّ له قنتون

«قنوت» - ريشه «قانتون» - به معناى «اطاعت خاضعانه» است(مفردات راغب).

6 - فرمان بردارىِ محضِ موجودات عالم از خداوند ، دليل اطاعت انسان ها از نداى او براى زنده شدن مجدد در قيامت است .

إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت ... كلّ له قنتون

جمله «كلٌّ له قانتون» عطف به جمله «و له من فى . ..» است و جمله «و له من فى...» را مى توان به منزله دليلى براى آيه قبل تلقى كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود: به دليل اين كه همه، از جمله انسان ها تسليم محض خدايند، با صدور فرمان خداوند به برخاستن از قبر، زنده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 6

6 - همه موجودات ، ناگزير از اطاعت خداوند و تنها انسان داراى حق انتخاب آگاهانه

و النجم و الشجر يسجدان . .. و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان

خداوند، در آيات پيشين «نجم» و «شجر» را تسليم بى چون و چراى فرمان حق شمرده و هستى را مسخر قوانين دانسته است; اما تنها از انسان مى خواهد كه خود با اختيار و انتخاب سر بر آستان معيارها بسايد.

60- انقياد موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

61- انقياد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 18

18- موسى ( ع ) در برابر فرمان خداوند ، تسليم بود .

رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى

خضر(ع) براى قانع ساختن موسى (ع) كارهاى خود را به فرمان الهى مستند ساخت.

62- انقياد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 15

15 - يارى كردن دين خدا ، مشخّصه ايمان آورندگان به خدا و تسليم شدگان در برابر اوست .

نحن انصار اللّه امنا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

جمله «امنا باللّه . .. » به منزله برهانى است از جانب حواريون براى دعواى يارى خدا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 7

7 - مؤمنان راستين در انديشه انجام وظيفه و تسليم بودن به مشيت خدا و پذيراى هر پيروزى و شكست در راه او

إن تصبك حسنة تسؤهم قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 17

17 - مؤمنان راستين ، فرمانبران خدا و رسول از روى ميل و رغبت و نه از روى اكراه و بى ميلى

و يطيعون اللّه و رسوله

واژه «اطاعة» (مصدر يطيعون) به معناى فرمانبردارى از روى رغبت و ميل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 13

13 - مؤمنان راستين ، پذيراى هر سختى و دشوارى در راه خدا

و قالوا لاتنفروا فى الحر

از اينكه خداوند منافقان را به خاطر گريز از جهاد در هواى گرم، به بهانه سختى و دشوارى آن، مذمت كرده است، استفاده مى شود كه مؤمنان راستين از چنين خصلتى به دور بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 5

5 - مؤمن راستين كسى است كه در مقام عمل ، كليه دستور هاى خداوند را بى چون و چرا انجام داده و امور حال و آينده خود را تنها به او سپرده و غير او را تكيه گاه خود قرار ندهد .

و قال موسى يقوم إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 12

12- مؤمنان ، برخوردار از روح تسليم در برابر حق

ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى للمسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «للمسلمين» وصف ديگرى براى «الذين ءامنوا» باشد نه بازگو كننده گروه ديگرى از مردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 1،2،3،9،10

1 - « حرف شنوا و مطيع هستيم » ، تنها سخن هميشگى مؤمنان راستين در برابر فرا خوانده شدن آنان به پذيرش حكم خدا و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

فعل مضارع «يقولوا» همراه با فعل «كان» بر استمرار و كلمه «إنّما» - كه اصطلاحاً آن را قصر افرادى مى گويند - بر حصر دلالت مى كند.

2 - مؤمنان راستين ، به دعوت خدا و رسول او لبيك گفته و حرف شنوا و فرمانبراند .

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه . .. أن يقولوا سمعنا و أطعنا

3 - مؤمنان راستين ، پذيراى بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) هستند .

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

9 - مؤمنان راستين در همه حال ، پذيراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى اند ، هر چند نتيجه اين داورى بر ضرر آنان باشد .

و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين . .. ا…نّما كان قول المؤمنين إذا دعوا... أن

آيات پيشين، درباره اين مسأله بود كه منافقان، تنها آن گاه به حكم خدا و رسول او تن در مى دادند كه اين حكم، به نفع آنان باشد; ولى در آيه شريفه آمده است كه: مؤمنان بى چون و چرا به اين حكم گردن مى نهادند. بنابراين از مقابله ميان گروه منافقان و مؤمنان، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

10 - تنها مؤمنان راستين و فرمانبر خدا و رسول او ، رستگار و پيروزاند .

إنّما كان قول المؤمنين . .. و أُولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 56 - 4

4 - مؤمنان ، وظيفه دار اطاعت و فرمان برى همه جانبه از فرمان هاى رسول خدا

وعد اللّه الذين ءامنوا. .. و أطيعوا الرسول

حذف متعلق «أطيعوا» دليل اطلاق آن است; يعنى، اطاعت از رسول(صلی الله علیه و آله) شامل تمامى اوامر و نواهى او مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 9

9 - مؤمنان ، به آيه هاى الهى ، ايمان دارند و در برابر خداوند تسليم اند .

من يؤمن بأيتنا فهم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 11

11 - مؤمنان ، در پيشگاه آيات الهى ، هيچ استكبارى از خود بروز نمى دهند و تسليم اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا. .. و هم لايستكبرون

متعلَّق «يستكبرون» در آيه، بيان نشده است. به قرينه سياق، احتمال دارد كه واژه «آيات» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 1،10

1 - مؤمنان ، برخوردار از شرح صدر و روح تسليم و انقياد در برابر حق

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم

«شرح» به معناى بسط و سعه است و شرح صدر به معناى بسط و گشادن سينه و قلب براى تحمل و پذيرش سخن حق است. «اسلام» در دو معنا به كار مى رود 1- تسليم و انقياد، 2- دين اسلام. گفتنى است كه برداشت بالا مبتنى بر معناى نخست اسلام است آيه شريفه نيز درصدد بيان اوصاف مؤمنان است.

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 1

1 - مؤمنان با علاقه و شيفتگى ، دعوت پروردگار خويش را پاسخ مى دهند و فرمان او را اطاعت مى كنند .

للذين ءامنوا . .. و الذين استجابوا لربّهم

به كار رفتن «استجابوا» - كه دلالت بر طلب مى كند - نشانگر آن است كه مؤمنان به دنبال اجراى تكاليف الهى اند; نه آن كه با

سختى آن را انجام دهند. و از اين مطلب شيفتگى و علاقه آنان نسبت به تكاليف استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 7 - 9

9 - فرمان الهى ، به تسليم بودن مؤمنان در برابر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى تقسيم « فئ »

و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا

با توجه به نزول آيه در مورد تقسيم فىء مطلب بالا قابل برداشت است.

63- انقياد مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 18

18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى

و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه

64- انقياد نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

65- انقياد نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 5

5 - حضرت نوح ( ع ) در امر دعوت ، تسليم خدا بوده و تنها به فرمان او عمل مى كرد .

و أمرت أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 7،8

7- نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحكمين

8- نوح ( ع ) ، انسانى تسليم شده در برابر خدا و قضاوت هاى او

إن ابنى من أهلى . .. و أنت أحكم الحكمين

هر چند استدلال حضرت نوح(ع) مستلزم اين نتيجه بود كه: نجات فرزندش براساس وعده خدا امرى لازم است، ولى در كلامش به اين نتيجه تصريح نكرد; بلكه به جاى آن، حكم و قضاوت الهى را نسبت به آنچه خود و يا ديگران مى انديشند و قضاوت مى كنند، متقن تر و عادلانه تر خواند تا به تسليم بودن خويش در برابر خدا و قضاوتهاى او، اعتراف كرده باشد.

66- انقياد والدين نوجوان قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 2

2- پدر و مادر جوان مقتول ، به دست خضر ، افرادى مؤمن و به دور از سركشى و عصيان بودند .

فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا

«طغيان» يعنى «بى اندازه در معصيت پيش رفتن». (مفردات راغب).

67- انقياد هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 4

4 - برادر موسى ( ع ) ( هارون ) ، تنها مطيع و ياور مورد اعتماد وى در ميان بنى اسرائيل

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

برداشت فوق بر اين مبناست كه كلمه «اخى»، عطف بر «نفسى»، باشد.

68- انقياد همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 31 - 1،2،5،6

1 - خداوند ، به همسران پيامبر ، در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام عمل صالح ، وعده پاداش دوچندان داده است .

و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صلحًا نؤتها أجرها مرّتين

«قنوت» (مصدر «يقنت») به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

2 - مهيّا شدن روزى كريمانه از جانب خداوند براى همسران پيامبر در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .

و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صلحًا . .. و أعتدنا لها رزقًا كريمًا

5 - امتياز همسران پيامبر ، به اطاعت خاضعانه از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .

و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صلحًا نؤتها أجرها مرّتين

6 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش مضاعف الهى ، منوط به تداوم اطاعت و انجام دادن عمل صالح از سوى آنها است .

و من يقنت منكنّ . .. و تعمل صلحًا نؤتها أجرها مرّتين

فعل مضارع «يقنت» و «تعمل» استمرار را مى رساند.

69- انقياد يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32- « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

70- انقياد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 15،16،21

15- يوسف ( ع ) در عنفوان جوانى ، انسانى موحد ، مطيع و فرمانبردار خدا و در اوج تقوا و پرهيزگارى بود .

معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى

16- توحيد ناب و خالص يوسف ( ع ) ، اطاعتش از خدا و تقوا و پرهيزگارى او ، جلوه هايى از علم و حكمتى كه خداوند به او عطا كرده بود .

ءاتينه حكمًا و علمًا . .. قال معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى

21- يوسف ( ع ) در پاسخ به دعوت و فرمان زليخا ، خداوند را سزاوارتر براى اطاعت ، قدرشناسى و سپاس دانست .

قال معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 10

10- يوسف ( ع ) از بندگان مطيع خدا و از خالص شدگان براى او بود .

إنه من عبادنا المخلصين

مراد از «مخلصين» (خالص شدگان) اين است كه غير خدا در آنان نصيبى ندارد و كاملاً در اختيار خداوند و اوامر او هستند. نه شيطان بر ايشان فرمان روايى مى كند و نه اسير هواهاى نفسانى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 19

19- تسليم خدا بودن در تمامى عمر و در حال مردن ، از دعا ها و درخواست هاى يوسف ( ع ) به درگاه خداوند

توفنى مسلمًا

71- اهميت انقياد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 4

4 - ارزش مندى عمل نيك ، به تسليم محض بودن در برابر خدا است .

يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 9

9 - انقياد و تسليم ، روح اديان الهى و توحيدى

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه

72- اهميت انقياد مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 3

3 - روحيه تسليم در برابر خداوند ، امرى ضرورى براى مبلغان دينى

و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين

73- درك انقياد موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 6

6 - سجود و خضوع تمامى پديده هاى جهان در برابر خدا ، امرى قابل درك براى انسان ها

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض

همزه در «ألم تر» براى استفهام توبيخى است: «رؤيت» (مصدر «ترى») به معناى دانستن و به اصطلاح از افعال قلوب است; يعنى، «آيا ندانستى كه. ..». توبيخ خداوند بيانگر مطلب ياد شده است; چه اين كه سجود و خضوع موجودات اگر قابل درك نبود، خداوند انسان ها را توبيخ نمى كرد.

74- دلايل انقياد ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 7

7 - ربوبيت خدا ، بر همه هستى ها و عوالم ، دليل ابراهيم ( ع ) براى تسليم شدنش در برابر خدا

أسلمت لرب العلمين

مقتضاى محاوره خداوند و ابراهيم(ع) آن بود كه او در پاسخ خداوند بگويد «أسلمت لك». آوردن «لرب العالمين» به جاى «لك» اشاره به نكاتى دارد; از جمله بيان حقيقت با ارائه دليل آن; يعنى، چون ابراهيم دانست كه خداوند رب العالمين است، تسليم او شد.

75- زمينه انقياد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 8

8- لازمه صداقت داشتن با خداوند ، تسليم بودن در برابر تمامى دستورات دين و عمل به آن است .

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

تعبير «فلو صدقوا اللّه» - در پى «فإذا عزم الأمر» - مى رساند كه لازمه صداقت در برابر خداوند اين است كه هر گاه فرمانى از جانب شارع به گونه قطعى صادر شد، بى تأمل و بدون استثنا، پذيرفته شده و مورد عمل قرار گيرد.

76- عوامل انقياد آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 8

8- ربوبيت خداوند ، مقتضى سلوك خاشعانه و منقادانه جهان و انسان در مسير تعيين شده از جانب او

فاسلكى سبل ربّك ذللاً

آيه شريفه هر چند درباره زنبور عسل است، ولى ياد زندگى آنان براى انسان مى تواند گوياى اين پيام باشد كه: انسان نيز مانند ديگر موجودات طبيعت، بايد در مسير پروردگارش گام بردارد.

77- عوامل انقياد اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 5

5 - مالك و مدبّر بودن خداوند بر تمام عوالم هستى ، وادار سازنده مردم به گردن نهادن در برابر حكم او در قيامت

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

«لام» در «لربّ العالمين» در معناى تعليل به كار رفته و مفاد آيه اين است كه فرمانبردارى كامل مردم، به جهت قرار گرفتن آنان در پيشگاه «ربّ العالمين» است.

78- عوامل انقياد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 3

3 - ناتوانى كامل مشركان در عرصه قيامت ، موجب انقياد و تسليم شدن آنان در برابر خداوند

ما لكم لاتناصرون . بل هم اليوم مستسلمون

ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل (طرح مسأله تسليم مشركان پس از موضوع ناتوانى كامل آنان)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه تسليم آنان از روى ناتوانى و از موضع ضعف است.

79- عوامل انقياد انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 8

8- ربوبيت خداوند ، مقتضى سلوك خاشعانه و منقادانه جهان و انسان در مسير تعيين شده از جانب او

فاسلكى سبل ربّك ذللاً

آيه شريفه هر چند درباره زنبور عسل است، ولى ياد زندگى آنان براى انسان مى تواند گوياى اين پيام باشد كه: انسان نيز مانند ديگر موجودات طبيعت، بايد در مسير پروردگارش گام بردارد.

80- عوامل انقياد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 2

2- آگاهى ملائكه از علم مطلق خداوند به تمامى گفتار و رفتار و حالات ، موجب انقياد آنان و بازدارنده ايشان از هرگونه نافرمانى

لايسبقونه . .. بأمره يعملون . يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

جمله «يعلم ما. ..» مى تواند در حكم تعليل براى آيه قبل (لايسبقونه... بأمره يعملون) باشد; يعنى، چون فرشتگان آگاه اند كه خداوند به تمامى حركات آنان دانا است، از اين رو گوش به فرمان خدا و تسليم محض او هستند.

81- نشانه هاى انقياد آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 8

8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *

قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.

82- ويژگيهاى انقياد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 8

8 - اطاعت و فرمان برى مؤمنان از خدا و رسول او ، آگاهانه و هوشمندانه است .

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

برداشت فوق از تقدم «سمعنا» بر «أطعنا» قابل استفاده است.

8- انگور

1- آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 1

1- خداوند ، از ميوه هاى درختان خرما و انگور ، نوشيدنيهايى براى انسان ، قرار داد .

نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنب

«من ثمرات» جار و مجرور و - به قرينه «نسقيكم» مذكور در آيه قبل - متعلق به «نسقيكم» در تقدير است. هم چنين بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» عطف شده است.

2- ارزش انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 8

8 - خرما و انگور ، داراى ارزش ممتاز در ميان ديگر ميوه ها و از نمونه هاى بارز فراوانى ثمر *

له جنّة من نخيل و اعناب

از اختصاص به ذكر اين دو ميوه از ميان ساير ميوه ها، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 5

5- زيتون ، خرما و انگور داراى ارزشى ويژه

ينبت . .. و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

نامبردن از اين سه ميوه در بين انبوه ميوه ها، مى تواند به جهت ارزش ويژه اين ميوه ها از نظر خواص نسبت به ميوه هاى ديگر

باشد.

3- انگور از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 8

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

4- اهميت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 4

4 - خرما ، انگور و زيتون ، اهميت ويژه اى در تغذيه انسان دارند .

فأنشأنا لكم . .. من نخيل و أعنب ... و شجرة ... صبغ للأكلين

5- باغ انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 8

8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.

و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان

6- باغهاى انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 2

2- زمين جايگاه باغهايى از درختان انگور و دربردارنده كشتزارهاست .

و فى الأرض . .. جن-ّت من أعنب و زرع

«جنة» (مفرد جنات) به معناى بوستان است كه به اعتبار پوشش زمينش با درختان اين نام بر آن اطلاق شده است و لذا كلمه درختان در برداشت آورده شد. «زرع» به معناى رويانيدن و نيز چيزى است كه روييده شده باشد. در آيه شريفه معناى دوم مراد است.

7- باغهاى انگور بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان

حدائق و أعنبًا

«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.

8- پيدايش باغ انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 1

1 - پديد آورنده باغهايى كه برخى (چون تاك) برافراشته بر پايه ها (داربست) و برخى ايستاده بر ساق و يا نشسته بر زمينند، خداوند است.

و هو الذى أنشأ جنت معروشت و غير معروشت

«عرش» به معناى سقف است و «جنات معروشات» باغهايى است كه با داربست و مانند آن سقفى براى درختان انگور فراهم مى آورند. در لسان العرب آمده است: «المعروشات، الكروم و العرش ما عرشته به».

9- تعبير رؤياى آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 2

2- يوسف ( ع ) ، رؤياى « آب گرفتن از انگور براى تهيه شراب » را به رهايى صاحب رؤيا و ساقى ارباب خويش شدن تعبير كرد .

أما أحدكما فيسقى ربه خمرًا

«سَقْى» (مصدر يسقى) به معناى نوشانيدن و يا اعطاى نوشيدنى است. بنابراين «أما أحدكما فيسقى ...» ; يعنى: يكى از شما به مالك و ارباب خود شراب خواهد نوشاند و ساقى او خواهد شد.

10- تعقل در درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

11- تنوع فرآورده هاى انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 3

3- درختان خرما و انگور ، داراى محصولات و فرآورده هاى گوناگون

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

12- تهيه خمر از انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 4

4- تهيه شراب از خرما و انگور ، در صدر اسلام رواج داشت .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

13- خالق انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

14- درختان انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 4

4- درختان انگور ، نخل هاى خرما و نيز ساير گياهان على رغم مشروب شدن از آبى با طبيعت واحد ، ثمرات و ميوه هاى مختلف و گوناگون به بار مى آورند .

جن-ّت من أعنب و زرع و نخيل . .. يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل

15- روياننده درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

16- رويش درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 7

7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .

ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

17- رؤياى آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 4

4- آب گرفتن از انگور براى تهيه شراب ، رؤياى يكى از دو زندانى هم بند يوسف ( ع )

قال أحدهما إنى أرينى أعصر خمرًا

«عصر» (مصدر أعصر) به معناى گرفتن آب از چيزى (ميوه، لباس تر و. ..) است. «خمر» به شراب مست كننده اى كه از انگور به دست مى آيد، گفته مى شود و مراد از «خمر» در آيه شريفه - به قرينه أعصر (آب مى گرفتم) - انگور است. تعبير كردن از انگور به شراب، به اين لحاظ بوده كه آن زندانى از انگور، براى تهيه شراب آب مى گرفته است.

18- عبرت از درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

19- فرآورده هاى انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2،5،8

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

5- تمامى فرآورده هاى درخت خرما و انگور به جز مسكرات ، خوب و پسنديده است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

برداشت فوق، از مقابله «سكر» با «رزقاً حسناً» قابل استفاده است. بدين معنا كه تمامى فرآورده هاى خرما و انگور به جز مسكرات، روزى پسنديده تلقى شده است.

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

20- فوايد انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 1،7

1- خداوند ، از ميوه هاى درختان خرما و انگور ، نوشيدنيهايى براى انسان ، قرار داد .

نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنب

«من ثمرات» جار و مجرور و - به قرينه «نسقيكم» مذكور در آيه قبل - متعلق به «نسقيكم» در تقدير است. هم چنين بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» عطف شده است.

7- فرآورده هاى درختان خرما و انگور ، از بهترين و سالم ترين فرآورده هاى خوراكى و نوشيدنى براى انسان

نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

اختصاص به ذكر يافتن فرآورده هاى درختان خرما و انگور، از ميان مجموعه خوراكيها و نوشيدنيها، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 4،5،7

4 - نقش اساسى خرما و انگور و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان

و جعلنا فيها جنّ-ت من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

از اختصاص به ذكر يافتن خرما و انگور براى تغذيه انسان ها (از ميان مجموعه ميوه ها و محصولات باغ ها) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

5 - هدف و فلسفه آفرينش خرما و انگور از سوى خداوند ، تغذيه انسان از فراورده هاى دست ساخته خود از آن درختان ( مانند شيره ، عصاره ، كشمش و . . . ) است .

ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «ما عملته» موصوله (به معناى الذى) باشد; يعنى، «و الذى عملته أيديهم» (و آنچه دست هاى شان به عمل مى آورد).

7 - خرما و انگور ، از غذا هاى آماده براى انسان ، بدون دخالت وى در آماده سازى آنها

ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم

اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير در «عملته» به «ثمر» بازگردد.

21- فوايد درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 3

3- درختان خرما و انگور ، داراى محصولات و فرآورده هاى گوناگون

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

22- منشأ پيدايش باغهاى انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 1

1 - پيدايش باغ هاى خرما و انگور بر اثر ريزش باران ، به اراده خداوند است .

فأنشأنا لكم به جن-ّت من نخيل و أعنب

«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن و پروراندن «جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغات است. «نخيل» نيز جمع

«نخيلة» (خرما) و «أعناب» جمع «عنب» (انگور) است.

23- منشأ رويش انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 1

1 - خداوند ، روياننده انگور بهوسيله بارش باران و آماده سازى زمين

فأنبتنا فيها. .. عنبًا

24- نعمت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 34 - 3

3 - خرما و انگور ، از نعمت هاى الهى براى بشر

و جعلنا فيها جنّ-ت من نخيل و أعنب

25- نعمت رويش انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 5

5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا

برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.

9- انگيزش

1- انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 8

8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 10

10 - برانگيختن وجدان ها از روش هاى قرآن در تربيت

افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه

2- آثار انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 17

17 - تحريك احساسات خيرخواهانه ، از روش هاى قرآن ، جهت ايجاد انگيزه براى انجام وظايف

متّعوهنّ . .. حقّاً على المحسنين

معمولا جمله هايى نظير «نيكوكاران چنين و چنان مى كنند» كه حكم، مستند به نيكوكاران و امثال آنان شده، براى تحريك حِسّ خيرخواهى و نيكوكارى است كه خداوند، از اين روش استفاده كرده است.

3- اهميت انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 8

8 - حُسن ايجاد انگيزه به كار خير ، براى زمينه سازى انجام آن

من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

خداوند با ذكر پاداش، ايجاد انگيزه نموده و اين مى تواند درسى براى همه مربيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 5،10

5 - تحريك عواطف انسانى از روش هاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه

اثماً مبيناً. و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض

10 - برانگيختن وجدان انسانى از روش هاى قرآن براى ايجاد تعهد نسبت به رعايت پيمان هاى زناشويى

و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

4- اهميت زمينه انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 6

6- فراهم آوردن زمينه هاى اشتياق و تلاش ، گامى ضرورى در برآورد استعداد ها و شايستگى هاى انسان است .

جعلنا . .. زينة لها لنبلوهم

در آيه شريف، زينت و زيبايى موهبت هاى زمين، زمينه ابتلا و آزمايش دانسته شده است. شرح آن چنين است كه زيبايى ها و جلوه هاى زندگى، موجب انگيزش آدمى شده و او را به حركت وامى دارد و اين حركت و تلاش، زمينه ابتلا و آزمايش را فراهم مى آورد. از اين ارتباط، اين برداشت به دست مى آيد كه بدون برانگيختن و به تلاش كشاندن آدمى، زمينه اى براى بروز استعدادهاى او فراهم نخواهد شد.

5- جهت انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 22

22 - جهت صحيح دادن به انگيزه هاى درونى انسان ، از روش هاى تربيتى قرآن

و لا تتمنّوا . .. و سئلوا اللّه من فضله

وجود آرزو و تمايل در آدمى انكارناپذير است و قرآن، ضمن تحريم چشمداشت به اموال ديگران، خواسته هاى مردم را با فراخوانى آنان به جستجوى فضل خدا، جهتى صحيح داده است.

6- زمينه انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 4

4 - بيان نعمت ها و امكانات خدادادى ، زمينه ايجاد انگيزه فرمانبرى از خداوند

اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً . .. ادخلوا الارض المقدسة

به نظر مى رسد موسى(ع) به منظور ايجاد انگيزه فرمانبرى از خداوند، نعمتهاى الهى را به بنى اسرائيل يادآورى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 5

5- انسان بر اثر خصلت شتابزدگى براى نيل به خواسته هاى خود ، از ابزار و وسايل شرّ و ناپسند بهره مى گيرد .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه باء در «بالشرّ» و «بالخير» براى استعانت باشد; يعنى، انسان عجول وسايل خير و شرّ را مساوى مى بيند; مثلاً براى رسيدن به رفاه زندگى، از ابزارى چون دزدى، استثمار و احتكار استفاده مى كند.

7- عوامل انگيزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 3،9،10

3 - باور به ربوبيت خدا ، رحمت آفرينى و مالكيتش بر روز جزا ، وادار كننده آدمى به پرستش او

رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد

9 - شايسته دانستن خدا براى عبادت و اميد به رحمت هاى او ، از انگيزه هاى پرستش خداست .

الحمد للّه رب العلمين. الرحمن الرحيم ... إياك نعبد

مطرح ساختن عبادت خدا پس از توصيف او به ربوبيت، رحمانيت، رحيميت و مالكيت روز جزا، بيانگر انگيزه هاى پرستش است; يعنى، چون خدا رب است، شايسته پرستش است و چون مردم به رحمت او نيازمندند، بايد عبادتش كنند وبدان جهت كه از عذاب آخرت مى هراسند، بايد او را بپرستند.

10 - ترس از عذاب هاى اخروى و اميد به پاداش هاى جهان آخرت ، از انگيزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملك يوم الدين. اءيّاك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 13

13 - توجه و باور به خدادادى بودن نعمت ها ، بر انگيزنده انسان ها به پرستش خداوند است .

اعبدوا ربكم الذى . .. أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت

از اينكه خداوند براى ايجاد روحيه پرستش در بندگان، آنان را متوجه نعمتهاى الهى مى كند، برداشت فوق بدست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 6

6 - هدف از طرح خلافت آدم ( ع ) براى فرشتگان و اثبات فضيلت و برترى او ، ايجاد رغبت در فرشتگان براى اجراى فرمان الهى ( سجده بر آدم ( ع ) ) بود .

و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 10

10 - باور به توبه پذيرى و رحيميت خدا ، ترغيب كننده شخص گنهكار به توبه و طلب آمرزش از اوست .

فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم

هدف از تأكيد بر توبه پذيرى خداوند - كه از حرف تأكيد «انّ» و ضمير فصل «هو» و به كارگيرى صيغه مبالغه «تواب» به دست مى آيد - ترغيب گنهكاران به توبه و طلب آمرزش از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 5

5 - گاوى كه داراى رنگ زرد خالص باشد ، مايه جلب نظر بينندگان شده و مايه مسرت آنان خواهد شد . *

إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ النظرين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «تسرّ الناظرين» قيد توضيحى باشد نه احترازى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 6

6 - يهوديان به انگيزه دستيابى به مزاياى دنيا ، همكيشان خود را كشته و آنان را از ديارشان آواره مى ساختند .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 17

17 - هواپرستى و خودبرتربينى يهود ، وادار كننده ايشان به تكذيب پيامبران و يا قتل ايشان

بما لاتهوى أنفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون

تفريع جمله «فريقاً كذبتم و . ..» به وسيله حرف «فاء» بر جمله «بما لا تهوى أنفسكم استكبرتم» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 2

2 - امكان نسخ و تبديل احكام ، ترغيب كننده برخى از مسلمان ها به درخواست تغيير و تبديل برخى از آن احكام

ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم

با توجه به آيه قبل، مى توان گفت: منشأ گرايش مسلمانان به درخواست نسخ برخى از احكام، طرح مسأله نسخ و امكان آن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 5

5 - حسادت يهود و نصارا ، منشأ علاقه و تلاش آنها بر بازگرداندن اهل ايمان از اسلام بود .

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً

«حسداً» مفعولٌ له براى «ودّ كثيراً . ..» مى باشد; يعنى، علاقه و تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان، به علت حسادت ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 8

8 - باور به ربوبيت خدا بر جهان آفرينش ، وادار كننده آدمى به تسليم و اطاعت خدا

أسلمت لرب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 15

15 - باور به قيامت و حضور انسان ها در آن ، زمينه ساز گرايش آدمى به انجام كار هاى نيك است .

فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

يادآورى قيامت پس از فرمان به انجام كارهاى نيك، گوياى اين معناست كه: انسان در صورت باور به قيامت و توجه به آن، در انجام كارهاى خير سستى نخواهد ورزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 14

14 - ترس از خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام اوست .

فولوا وجوهكم شطره . .. فلا تخشوهم واخشونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 6

6 - گرايش انسان ها به شرك و پرستش غير خدا ، از عوامل وادار كننده آنان به كتمان حقايق دينى و معارف كتاب هاى آسمانى است . *

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 4

4 - حس انتقام جويى ، وادار كننده مشركان پيرو به تبرّى از سران شرك ، نه حق جويى و حقيقت طلبى

فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

جمله «كما تبرءوا منا» (چون آنان از ما بيزارى كردند و يا همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند) بيانگر انگيزه اظهار تبرى مشركان پيرو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 22

22 - محبت خدا ، انگيزه ابرار در صرف اموال خويش براى دستگيرى از مستمندان

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

ضمير در «على حبه» مى تواند به «اللّه» يا به «المال» و يا به «اتيان المال» بازگردد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 10،14

10 - باور به نزديك بودن خدا به بندگان و توان او بر اجابت درخواست ها ، گرايش دهنده آدمى به ايمان و اطاعت از اوست .

فإنى قرب أجيب دعوة الداع . .. فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى

برداشت فوق از «فا»ى تفريع در «فليستجيبوا» استفاده شده است.

14 - نقش اميد به نتيجه بخش بودن عمل ، در ايجاد انگيزه براى عمل

فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون

جمله «لعلهم يرشدون» - كه اميد دستيابى به ثمره عمل را مطرح مى كند - مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى اطاعت از خدا مطرح شده باشد. بنابراين اميد به نتيجه عمل، محرك آدمى به سوى آن عمل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 9

9 - توجّه به آگاهى خداوند از اعمال ، ترغيبى بر انجام اعمال نيك

فمن فرض فيهن الحج . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 13

13 - توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن

و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 17

17 - توجّه به نظارت خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام الهى و كسب تقوا

و ان طلّقتموهنّ . .. ان اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 7

7 - توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او

و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 6،12،15

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

12 - ايمان به « قبض » و « بسط » الهى ، برانگيزنده آدمى به انفاق

و اللّه يقبض و يبصط

15 - ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق

و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 16

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 11

11 - صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت

متجاوزان ) *

و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون

ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با موسى (ع) قطع ننمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 9

9 - ايمان و توجّه به ويژگى هاى قيامت ( نبود داد و ستد و دوستى و شفاعت ) برانگيزاننده انسان به انفاق و اعمال خير

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 6

6 - توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 9

9 - نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد ، از روش هاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقرّرات دينى

ايودّ احدكم . .. فاحترقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 13

13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش

و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد

مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 4،9

4 - تشويق خداوند به انفاق و نذر ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

دانايى و آگاهى خدا به اعمال نيك، كنايه از پاداش وى و غرض از بيان پاداش، ترغيب بر اعمال نيك است.

9 - توجّه به علم خداوند به انفاق ها و نذر ها ، برانگيزنده آدمى به انفاق و وفاى به نذر

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 6،9

6 - بهره گيرى قرآن از نفع طلبى انسان ، براى عملِ به نيكيها

و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

9 - توجّه به دانايى گسترده خداوند بر اعمال ، برانگيزنده آدمى به انفاق

ان تبدوا الصّدقات . .. و اللّه بما تعملون خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 18

18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 13

13 - توجّه به علم خداوند نسبت به انفاق ها و اعمال خير ، برانگيزنده آدمى به انفاق و انجام آن اعمال

و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 4،5

4 - وعده الهى بر پاداش اهل انفاق ، بر انگيزنده آدمى به آن

فلهم اجرهم عند ربّهم

5 - نقش وعده به پاداش و تضمين آن ، در ترغيب به عمل خير

فلهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 6

6 - وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 12

12 - آگاهى به فرجام اعمال نيك ( صدقه ، گذشت از وامداران تنگدست و . . . ) برانگيزنده آدمى براى انجام آن اعمال

و ان تصدّقوا خير لكم ان كنتم تعلمون

مفعول «تعلمون» در برداشت فوق خير بودن صدقه گرفته شده است; و جواب شرط (ان كنتم تعلمون) محذوف مى باشد يعنى: اگر به نيكى صدقه آگاه باشيد صدقه خواهيد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 1

1 - ايمان ، خاستگاه عمل به احكام الهى

يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 3

3 - اعتقاد به قيامت ، زمينه احساس نياز انسان به رحمت و هدايت الهى

ربّنا لا تزغ قلوبنا . .. ربّنا انّك جامع الناس

بنابراينكه «ربّنا انك جامع الناس»، بيانگر علّت طلب رحمت و استمرار هدايت خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 15

15 - تضعيف تمايلات مادى ، زمينه تقويت انگيزه هاى معنوى

ذلك متاع الحيوة الدّنيا و اللّه عنده حسن المئاب

مستفاد از ترتيب ذكرى تضعيف گرايش به مادّيات (ذلك متاع الحيوة الدّنيا) و تحريك به امور معنوى (و اللّه عنده حسن المئاب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 3

3 - نقش يادآورى قيامت ، در واداشتن انسان به تصحيح عقايد و اعمال خويش

فكيف اذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 19،20

19 - توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير

20 - اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند ، مقتضى پرهيز از قهر او

و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

«الى اللّه المصير»، بيانگر احاطه قدرت خداوند بر انسان است; پس بايد از قهر خداوند پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 12،14

12 - اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند

يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه

14 - ترس از خدا ، مايه ترك كردار بد

و ما عملت من سوء تودّ . .. و يحذركم اللّه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 3،6،10

3 - محبّت راستين ، مستلزم پايبندى به لوازم آن است .

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

6 - محبّت و دوستى ، مشوق و محرك انسان به عمل

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

10 - پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، عامل جلب محبّت خداوند و آمرزش همه گناهان

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

جمع مضاف در «ذنوبكم»، افاده عموم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 5،6

5 - مشاهده حالات معنوى انسان هاى متعالى ، عامل توجه انسان به خدا

هنا لك دعا زكريا ربّه

6 - مشاهده كمالات ديگران ، برانگيزنده انسان به درخواست كمالات از خدا براى خويش

هنا لك دعا زكريا ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 3

3 - توجه به ربوبيت خدا ، برانگيزنده انسان به دعا

ربّنا امنا بما انزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 7

7 - توجه به بهره مندى مسلمانان در آخرت و زيان ديگران ، انگيزه اى براى پذيرش اسلام

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 10

10 - توجّه آدمى به آگاهى خداوند به انفاق و ايثار ، زمينه ساز انجام آن

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلمه «اِن اللّه . .. »، به منظور تشويق ايثارگران و انفاق كنندگان، ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 12

12 - بيان فرجام و آثار مثبت اعمال خير ، از شيوه هاى قرآن براى سوق دادن انسان ها به آن اعمال

و لتكن منكم امة . .. و اولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 109 - 3

3 - نيازمندى و كمبود ، انگيزه اى براى ستم و تعدّى

و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين. و للّه ما فى السموات و ما فى الارض

جمله «و للّه ما فى السموات . .. »، در مقام تعليل براى ظلم نكردن خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 10

10 - توجه به دانايى گسترده و همواره خداوند ، برانگيزنده آدمى به سوى اعمال خير و رعايت تقواى الهى

و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين

به نظر مى رسد هدف از تذكر به دانايى خدا و اعمال نيك و پاداش دهى به آن، براى تشويق و ترغيب به آن اعمال نيك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 7

7 - انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 132 - 5

5 - اميد برخوردارى از رحمت الهى ، برانگيزاننده مردم براى پيروى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 6،7

6 - نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك

جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.

7 - اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك

چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 10

10 - تحريك عواطف و احساسات ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن اهل ايمان به نيكوكارى

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه يحبّ المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 4

4 - ياد خدا ، واداركننده انسان به توبه و استغفار

ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم

عطف شدن استغفار بر ذكر خدا با كلمه «فاء»، كه در آن معناى ترتب نهفته است، مى تواند اشاره به رابطه عليّت بين ذكر خدا و استغفار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 9

9 - اعلام برترى مؤمنان بر ديگران ، برانگيزنده آدمى به ايمان واقعى

و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

خداوند برترى مسلمانان را در گرو ايمان واقعى آنان دانسته است. و چون انسانها ذاتاً خواهان برترى بر دشمنانشان هستند، براى

رسيدن به ايمان واقعى انگيزه پيدا مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 14،15

14 - جهاد براى سپاسگزارى از نعمت هاى الهى ، بدون چشمداشت پاداش در دنيا و آخرت از مقدسترين نوع جهاد و مبارزه

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا . .. من يرد ثواب الدّنيا ... ثواب الاخرة ... و س

از تعبير «سنجزى» براى شاكران و تعبير به «نؤته» براى خواستاران ثواب دنيا و آخرت به دست مى آيد كه پاداش شاكران، جزاى شكر آنان است نه اينكه مجرد اعطا باشد. اضافه بر اين، كلمه «منها» دلالت مى كند بر اينكه دو طايفه پيش تنها به برخى از خواسته خود دست مى يابند، ولى شاكران جزاى كامل دريافت مى دارند.

15 - سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى

و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين

به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 10

10 - توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او

ربّنا اغفرلنا ذنوبنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 6

6 - يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها

اذ تصعدون و لا تلون على احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 11،37،42

11 - بينش جاهلى مسلمانان احد نسبت به خداوند ، برانگيزنده حسِّ خودگزينى و دنياطلبى در وجود ايشان

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

به نظر مى رسد جمله «يظنّون باللّه . .. »، به منزله علّتى باشد براى جمله «و طائفة قد اهمّتهم انفسهم».

37 - انحراف در رفتار و كردار آدمى ، ناشى از انحراف در گرايش هاى درونى و انگيزه هاى او

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

چون رفتار خارجى و اعمال ظاهرى (فرار از جنگ، اظهار ترديد در حقانيّت اسلام و . .. ) در اين آيات نشانه تشخيص درون سينه ها معرّفى شده، معلوم مى گردد كه رفتار و كردار آدمى نتيجه افكار اوست.

42 - توجّه انسان به دانايى خداوند به انگيزه ها و كنش هاى درونى برحذردارنده وى از موضعگيرى هاى ناروا

يظنّون باللّه . .. يخفون فى انفسهم ... و اللّه عليم بذات الصّدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 16

16 - توجّه به نظارت و بينايى خداوند به كردار آدميان ، برانگيزنده آدمى به نبرد و پيكار در راه خدا ( اعمال پسنديده )

انّ الّذين تولّوا منكم . .. و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 158 - 3

3 - ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين

و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون

خداوند با بيان اين معنا كه آدمى با مرگ و يا كشته شدن، چه در راه منافع دنيا و يا راه خدا، به سوى او محشور مى شود، او را به جهاد ترغيب و انگيزه پيكار در راه خدا را در او تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 8

8 - توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى ، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او

افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه . .. و اللّه بصير بما يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 15

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 6

6 - وعده پاداش و تضمين آن ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و عمل

انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 13

13 - ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت

الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 27

27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا

و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 3

3 - عواطف انسانى ، از زمينه هاى ايجاد انگيزه براى رعايت حقوق يتيمان جامعه

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 11

11 - وعده پاداش ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به نيكوكارى

و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 9

9 - وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر

انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 18

18 - توجه به سميع و بصير بودن خداوند ، زمينه عمل به احكام و فرامين او

انّ اللّه يامركم . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 10

10 - اميدآفرينى ، از روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان و برانگيختن آنان به جهاد

عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 85 - 11

11 - توجّه به حفظ اعمال از سوى خدا ، برانگيزنده انسان به وساطت در كار خير و پرهيز از وساطت در كار شرّ

و من يشفع . .. و كان اللّه على كل شىء مقيتا

جمله «كان اللّه . .. » در حقيقت تشويق و تهديد است و به اين منظور آورده شده كه با توجّه به آن، انگيزه براى انجام اعمال نيك فراهم شود و ترس از انجام اعمال بد به وجود آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 13

13 - ايجاد روحيه اميد به آينده و زندگى برتر معنوى و مادى ، از روش هاى قرآن در ايجاد انگيزه براى عمل

و من يهاجر . .. يجد مراغماً كثيراً وسعة ... فقد وقع اجره على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 7،9

7 - توجه به نقاط ضعف دشمن و نقاط قوت و امتياز خويش ، از عوامل تقويت روحيه

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون

آيه شريفه در صدد روحيه دادن به مسلمانان براى رويارويى با دشمنان است.

9 - نقش و اهميت اميد ، در نيرومندى و حفظ روحيه

و ترجون من اللّه ما لايرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 14

14 - بهره بردارى از انگيزه « محبوب شدن » ، از روش هاى قرآن در ارشاد و تربيت

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 6

6 - توجه به غفران و رحمت الهى ، زمينه و انگيزه اى براى توبه و بازگشت گناهكاران به سوى خدا

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 10

10 - پاداش هاى الهى داراى درجات متفاوت و متناسب با انگيزه ها و رفتار آدميان

و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 7،24

7 - شيطان ، برانگيزنده مردم به قطع كردن و شكافتن گوش چهارپايان براى حرام پنداشتن استفاده از آنها

و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم

«يبتك» از مصدر «تبتيك» به معناى شكافتن و قطع كردن است. در ميان مشركان جاهلى رسم بوده كه گوش دام را قطع مى كردند و يا مى شكافتند تا نشانه حرمت گوشت او يا حرمت باركشى از آن باشد.

24 - شيطان ، برانگيزنده مردمان به تحريف دين خدا

لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

امام باقر(ع) در مورد «خلق اللّه» در آيه فوق فرمود: دين اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 276، ح 276; تفسير برهان، ج 1، ص 416، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 3

3 - وعده هاى دروغين شيطان ، زمينه برانگيختن آرزو هاى پوچ در انسان

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 17

17 - استفاده از پاداش خواهى انسان از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه براى تحصيل علم و گرايش به ايمان و عمل صالح

لكن الرسخون . .. أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 6

6 - نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح

وعد اللّه . .. اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 24

24 - توجه به پاداش عمل ، محرك آدمى بر انجام آن

لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 5

5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 6،9،21

6 - هواى نفس آدمى ، گرايش دهنده او به اعمال ناپسند

فطوعت له نفسه قتل اخيه

9 - گستاخى نفس آدمى ، تا حد وادار سازى وى به قتل و جنايت

فطوعت له نفسه قتل اخيه

21 - قابيل ، - به تحريك ابليس - براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 21

21 - توجه به خشنودى خداوند از عدالت پيشگان ، بر انگيزاننده داوران به رعايت قسط و عدل

فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 13

13 - ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى - تأمين شده از ناحيه آن ستمگران - و يا ترس از تهديداتشان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار

از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .


تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 8

8 - لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 9

9 - دفع زيان و جلب منفعت ، انگيزه اى براى پرستش

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 19

19 - بيان فلسفه احكام از روش هاى قرآن جهت زدودن شك و ترديد و ايجاد انگيزه براى عمل به آن احكام

رجس من عمل الشيطن . .. فهل انتم منتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 19

19 - باور به قيامت و بازگشت به خدا و حسابرسى كردار ها زمينه ساز مراقبت بر ايمان و پرهيز از عوامل گمراهى

عليكم انفسكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 2

2 - توجه به احكام و قوانين شهادت بر وصيت ( نقض شهادت هاى دروغين و بازگشت حق سوگند به ديگران ) ، مايه هراس از اداى شهادت دروغ و زمينه ساز اداى شهادت به راستى و درستى

او يخافون ان ترد أيمن بعد أيمنهم

ضمير در «يخافوا» و «ايمنهم» به شاهدان نخست بر مى گردد و مراد از رد يمين «ترد أيمن) بازگشت حق سوگند به ديگران است. بنابراين «او يخافوا ان ترد...» يعنى تا شاهدان نخست بترسند كه سوگند آنان ناديده انگاشته شده و حق سوگند به ديگران بازگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 33

33 - پيامبرى و رسالت عيسى ( ع ) برانگيزنده دشمنى بنى اسرائيل با وى

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

«اذ جثتهم بالبينت» رساى به اين معناست كه علت دشمنى بنى اسرائيل با عيسى(ع) بعثت او به پيامبرى و دعوت آنان به ايمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 5

5 - الهام خداوند و ارشاد خاص وى ، مايه دستيابى مؤمنان به مراحل عاليتر ايمان

و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى قالوا ءامنا

الهام خداوند به حواريون - چنانچه گذشت - بعد از قصه مائده بوده است و جمله «واتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» در آن داستان و نيز كلمه «حواريون» كه به معناى ياران مخلص است حاكى از اين است كه آنان پيش از اين الهام به عيسى(ع) ايمان داشته اند، بنابراين جمله «ءامنا» بيانگر نيل آنان به مراحل عاليتر ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 15

15 - درجات معرفت ، ايمان و تقوا ، مؤثر در انگيزه و نحوه نيايش به درگاه الهى و درخواست از او

هل يستطيع ربك . .. و ءاية منك و ارزقنا

مقايسه سخنان مؤدبانه عيسى(ع) با سخنان ناشايست حواريون در تقاضاى مائده، رساى به اين است كه انگيزه آدمى و نحوه نيايش وى به درگاه خدا برخاسته از درجات ايمان و معرفت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 13 - 5

5 - توجه به آگاهى خداوند بر گفتار و كردار آدميان، برانگيزنده آنان به ايمان

فهم لا يؤمنون . .. و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 8،12

8 - هراس از روزى كه در آن جز خداوند ياور و شفيعى نيست، زمينه پذيرش انذارهاى انبيا

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

12 - هراس از قيامت، زمينه ساز اجتناب از كفر و تكذيب آيات الهى است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 6

6 - باور به اينكه حشر آدمى تنها به سوى خداست، برانگيزاننده او به تسليم در برابر خداوند و پروا از اوست.

و أمرنا لنسلم لرب . .. و اتقوه و هو الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 8

8 - توجه به انحصار ربوبيت و خالقيت خداوند برانگيزنده آدمى به پرستش اوست.

ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 10

10 - زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 8

8 - زيبا پنداشتن عمل نقشى عمده در انگيزش انسان براى عمل دارد.

زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 10

10 - باور به ربوبيت مطلق خداوند برانگيزنده انسان به اخلاص در عبادت و انجام همه امور براى او

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 8

8 - انذار، نقشى مؤثر در هدايت مردم دارد.

لتنذر به و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 18

18 - لحظه مرگ هنگام احساس نياز همه آدميان به فريادرسى تواناست.

أين ما كنتم تدعون من دون الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 2،9

2 - شناخت ربوبيت الهى ، مستلزم روى آورى انسان به دعا به درگاه اوست .

إن ربكم اللّه الذى . .. ادعوا ربكم تضرعاً

بيان ضرورت دعا پس از بيان ربوبيت خداوند و تدبير جهان هستى از سوى او مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

9 - توجه به ربوبيت خداوند ، برانگيزنده آدمى به دعا به درگاه او

ادعوا ربكم

هدف از بيان ربوبيت خدا به انسانها، در ضمن دعوت آنان به دعا به درگاه او، ايجاد انگيزه دعا در ايشان است. يعنى باور به ربوبيت خدا همان و روى آورى به درگاه او همان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 5

5 - هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 29

29 - اتكا و توكل بر خدا واداركننده آدمى به درخواست نياز ها از وى و نيايش به درگاه اوست .

على اللّه توكلنا ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 8

8 - سودجويى ، از انگيزه هاى ساحران براى مبارزه با موسى ( ع )

قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 3

3 - توجه و آگاهى به عظمت خداوند ، واداركننده آدمى به پرستش او و اظهار عبوديت به درگاه وى

و ألقى السحرة سجدين

مجهول آوردن فعل «ألقى» حكايت از آن دارد كه ساحران با ديدن معجزه موسى(ع) پى به عظمت خداوند برده و بى اختيار به درگاه او به سجده افتادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 6

6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون

إنا إلى ربنا منقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 9

9 - تحريك احساسات مذهبى و استكبارى فرعون ، از روش هاى اشرافيان براى واداشتن وى به سركوب موسى ( ع )

و يذرك و ءالهتك

گويا درباريان با ياد كردن از الهه فرعون و مخاطب قرار دادن فرعون در صدد تحريك احساسات مذهبى وى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 10

10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از گناه و تجاوز

قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 6

6 - باور به خداوندِ دارنده تمام كمالات و منزه از هر نقص و عيب ، واداركننده انسان به ستايش و پرستش اوست .

و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها

حرف «فاء» در «فادعوه» سببيه است و دلالت مى كند كه لزوم پرستش و خواندن خدا به اين سبب است كه او همه كمالات را دارد و از هر عيب منزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 1،2،4،7

1 - دل مؤمنان راستين ، لرزان و بيمناك به هنگام ياد خدا

إنما المؤمنون الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم

2 - ياد خدا از سوى هر كس ، داراى تأثيرى عميق در قلب و روح مؤمنان

إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم

مجهول آوردن فعل «ذكر» دلالت مى كند كه ياد خدا از سوى هر كسى كه باشد آن اثر شگرف را براى مؤمنان واقعى در پى دارد.

4 - دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن

إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا

7 - باور به توحيد ربوبى واداركننده آدمى به توكل بر خدا و عدم اتكا به غير او

و على ربهم يتوكلون

كلمه «ربهم» علاوه بر بيان اين معنا كه مؤمنان واقعى، تنها خداوند را رب خويش مى دانند، بيانگر علت توكل آنان نيز هست ; يعنى چون تنها خداوند را رب خويش مى دانند، فقط بر وى توكل مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 3،5

3 - باور به خدادادى بودن امكانات ، هموار كننده انفاق و بخشيدن اموال در راه خدا

و مما رزقنهم ينفقون

هدف از جمله «رزقنهم» - علاوه بر بيان اين حقيقت كه داراييهاى انسان عطاى خداوند است - تسهيل امر انفاق نيز مى باشد. يعنى داراييها را خداوند در اختيار شما قرار داده است و بنابراين شايسته نيست از انفاق كردن آنها دريغ كنيد.

5 - رفتار و اعمال آدمى ، برخاسته از جهانبينى اوست .

إنما المؤمنون . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 3

3 - تقويت روحيه نيرو هاى رزمنده داراى تأثيرى عميق در كسب پيروزى

بألف من الملئكة . .. و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 10

10 - ايمان به شنوايى مطلق و علم فراگير خدا ، در پى دارنده توكل آدمى بر او

إنه هو السميع العليم

جمله «إنه . .. » تعليلى است براى لزوم توكل بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 2

2 - تشويق و تحريك اهل ايمان براى پيكار با كافران ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 6

6 - محبت عميق به خدا و رسول ، برانگيزنده انسان به اطاعت از آنان

قل إن كان ءاباؤكم . .. أحب إليكم من اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 5

5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 14

14 - رفاه و امكانات مادى مسلمانان ، غير قابل تحمل براى منافقان صدر اسلام و برانگيزنده آنان به ستيزه جويى و كينهورزى

و ما نقموا إلا أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 13

13 - توجه به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار ، و غيب و شهود ، بازدارنده آدمى از گناه و توبه شكنى و برانگيزنده وى به خير و صلاح

و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

بيان علم همه جانبه خداوند - پس از تشويق و توصيه به توبه و عمل - مى تواند به منظور مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 3

3 - جلب منفعت و دفع ضرر ، از انگيزه هاى عبادت و پرستش است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 21

21- باور به انحصار خالقيت به خداوند ، وادار كننده انسان به پرستش او و پرهيز از شرك و دورى از گناه و استغفار از گناهان گذشته است .

هو أنشأكم من الأرض . .. فاستغفروه

برداشت فوق، از حرف «فاء» كه جمله «استغفروه . ..» را بر «هو أنشأكم ...» تفريع كرده است به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 9

9- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، از انگيزه هاى مخالفت قوم ثمود با صالح ( ع ) و تعاليم او

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» بتها و معبودهاى پندارى مشركان است. توصيف آنها با جمله «يعبد ءاباؤُنا» اشاره به علت حكم قبل (نعبد) دارد; يعنى ، ما بتها را مى پرستيم ، چون پدرانمان آنها را مى پرستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 75 - 4

4- بردبارى ابراهيم ( ع ) و تأسفش بر مشكلات مردم و اعتقاد راسخش به خداوند ، برانگيزنده او به شفاعت درباره قوم لوط

يجدلنا فى قوم لوط. إن إبرهيم لحليم أوّه منيب

جمله «إن إبراهيم . ..» بيانگر علّت مجادله ابراهيم(ع) درباره قوم لوط و دفاع او از ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 7

7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 9،10

9- توجه به داستان پيامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و كافر ايشان ، وادار كننده انسان به استقامت وپايدارى بر توحيد و پرستش خدا

فاستقم كما أُمرت

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه جمله «فاستقم . ..» بر داستان اقوام گذشته - كه در آيات پيشين از آن سخن رفته است - تفريع شده باشد.

10- توجه به قضاوت و داورى خداوند در قيامت و باور به پاداش و مجازات در آن سرا ، آدمى را به استقامت در راه دين وامى دارد .

لقضى بينهم . .. إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم أعملهم ... فاستقم كما أُمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 7،8

7- باور به انحصار مالكيت خداوند بر غيب هستى ، وادار كننده آدمى به پرستش خدا و توكل بر او

و لله غيب السموت و الأرض . .. فاعبده و توكل عليه

جمله «اعبده و توكل عليه» بر دو جمله «لله غيب السماوات و الأرض» و «إليه يرجع الأمر كله» تفريع شده است. برداشت فوق ، ناظر به ارتباط آن با جمله نخست است.

8- باور به بازگشت همه امور به خدا و منشأ بودن او براى همه كارها ، آدمى را به عبادت وى و توكل كردن بر او ، وامى دارد .

و إليه يرجع الأمر كله فاعبده و توكل عليه

در برداشت فوق جمله «اعبده و توكل عليه» در ارتباط با «إليه يرجع . ..» معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 7

7- محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 11

11- توجه به جلال و هيبت خداوند ، وادار كننده موجودات به تسبيح و ستايش او

و يسبّح الرعد بحمده والملئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 8

8- باور به خدادادى بودن امكانات و داراييها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان است .

الذين . .. أنفقوا مما رزقنهم

هدف از يادآورى اين حقيقت كه داراييها خدادادى است ، آسان كردن امر انفاق و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12

12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 7

7- توجه به منشأ خدايى داشتن دارايى ها و ثروت ها ، مشوّق انسان ها به انفاق و بخشش است .

قل لعبادى . .. و ينفقوا ممّا رزقنهم

از اينكه خداوند، اموال و امكانات انسان را به خود نسبت داد و آنها را روزى خدادادى دانست مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 8

8- توجه انسان به ضعف ها و نياز هاى دوران كودكى و خدمات و زحمات پدر و مادر ، برانگيزنده عواطف وى نسبت به آنان است .

و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 4

4- توجه به علم و نظارت همه جانبه الهى به احوال آدمى ، برانگيزاننده وى به پرهيز از گفتار ناشايست

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. ربّكم أعلم بكم

يادآورى علم همه جانبه خداوند به احوال آدميان، پس از توصيه به گزينش بهترين گفتار، مى تواند به اين منظور باشد كه توجه به اين توصيه، بازدارنده انسان از گفتار ناشايست خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 8

8- نياز ، از عوامل گرايش انسان به خداوند

فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه خداوند براى گرايش دادن مشركان به خويش، به آنان يادآورى كرده كه جز من، كسى نياز شما را روا نخواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 15

15- اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او ، برانگيزاننده مقربان الهى به يافتن وسيله و راهى براى تقرب بيشتر

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة . .. و يرجون رحمته و يخافون عذابه

برداشت فوق، بر اين احتمال است كه «أُولئك» مبتدا و «الذين يدعون» خبر آن و «يرجون رحمته و يخافون عذابه» حال براى «الذين» باشد; يعنى، آنان در حالى كه اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او دارند، خدا را مى خوانند و در جست و جوى وسيله تقرب به اويند و همين اميد و ترس، انگيزه وسيله خواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 6

6- طرح كردن پرسش هاى برانگيزاننده و ايجاد زمينه براى ارائه معارف ، از روش هاى مورد استفاده در قرآن است .

قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 16،20

16- اميدِ به آينده اى برتر ، در تنظيم زندگى سالم و تصحيح رفتار و باور هاى انسان ، نقش دارد .

فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

20- توجه به ربوبيّت خداوند ، برانگيزاننده انسان به عبادت خالصانه او و پرهيز از شركورزى است .

و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 10

10- توجه به نبود فراموشى در خداوند و ربوبيت او بر سراسر هستى ، برانگيزنده آدمى به عبادت و اطاعت او و پايدارى بر آن

و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت ... فاعبده واصطبر لعبدته

تفريع لزوم عبادت بر معارف ذكر شده در جملات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 16

16 - توجه به تدبير خداوند و قانون مند بودن عذاب ها و كيفر هاى او ، برانگيزنده انسان به تسبيح و ستايش او در همه حال

و لولا كلمة . .. بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6

1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولئك يسرعون فى الخيرت

«أُولئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.

6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 13

13 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به اعمال انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات الهى و پرهيز از نافرمانى او است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم

سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (و اللّه بما تعملون عليم)، مى تواند به منظور مطلب فوق ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 16

16 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به حركات و رفتار انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات خدا و پرهيز از نافرمانى او است .

قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون

سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (إنّ اللّه خبير بما يصنعون)، مى تواند به منظور اين مطلب، ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 10

10 - نياز ، بر انگيزاننده آدمى به تلاش و تكاپو

كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جمله «حتّى إذا جاءه» بيانگر تلاش و تكاپوى انسان تشنه براى به دست آوردن آب است كه از نيازهاى اصلى و حياتى او مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 17

17 - توجه و اعتقاد انسان ها به آگاهى همه جانبه خداوند از اعمال و رفتار تمامى موجودات ، بر انگيزنده آنان به اطاعت و فرمانبرى از او

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت . .. و اللّه عليم بما يفعلون

يادآورى علم همه جانبه خداوند براى انسان ها در پايان آيه شريفه، مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 10

10 - طرح سؤال و پرسش ، روشى براى برانگيختن انديشه و تفكر ، در شناخت بهتر حقايق الهى و گزينش بهترين عقيده ها و رفتارها

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 15

15 - توجه و اعتقاد به بصيرت و بينا بودن خداوند ( به احوال بندگان ) ، برانگيزنده آدمى به صبر و شكيبايى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

جمله «و كان ربّك بصيراً» درصدد تحريك و تشويق مردم به صبر و شكيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 9

9 - توجه و اعتقاد به حيات اخروى ، برانگيزاننده آدمى به عبرت گرفتن از سرگذشت هلاكت بار اقوام پيشين و تصحيح رفتار خويش

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 6 - 3

3 - استفاده از گرايش هاى درونى انسان ها براى تحريك آنان به تلاش و كوشش در راه خدا ، از جمله روش هاى هدايتى قرآن است .

و من جهد فإنّما يجهد لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 20

20 - توجه به بازگشت انسان ها به خدا ، برانگيزاننده آنان به توحيد عبادى و شكر به درگاه خدا است .

و اعبدوه و اشكروا له إليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 8

8 - توجه به بازگشت همه امور به خداوند ، برانگيزاننده انسان به تسليم شدن كامل در برابر او است .

و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور

ذكر «و إلى اللّه عاقبة الأُمور» پس از بيان نتيجه تسليمِ همراه احسان (فقد استمسك. ..)، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه در انسان باشد تا او، براى به دست آوردن عاقبت پسنديده، به دنبال مقام تسليم برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 6،11

6 - ترس و اميد ، برانگيزاننده مؤمنان به تهجد و شب زنده دارى است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

«خوفاً» و «طمعاً» بنابراين كه مفعول لأجلِه باشند، مفيد اين معنايند كه آنان به خاطر ترس و اميدى كه در دل دارند، اقدام به نيايش مى كنند.

11 - توجه دادن به خدايى بودن امكانات ، زمينه ساز و برانگيزاننده انسان به انفاق كردن است .

و ممّا رزقنهم ينفقون

اين كه خداوند در وصف انفاق كردن مؤمنان مى فرمايد: «از روزى هايى كه ما داديم انفاق مى كنند. » حاكى است كه يادآورى منشأ امكانات و روزى ها، مى تواند داراى چنين نقشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 12

12 - توجه به نزديك بودن زمان وقوع قيامت ، داراى نقشى مؤثر در رويكرد به خوبى ها است .

و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

عدم اعلام صريح زمان وقوع قيامت و قريب الوقوع دانستن آن، چه بسا به منظور آماده ساختن مردم و هشدار به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 10

10 - توجه به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها ، برانگيزاننده انسان ها به انجام عمل صالح

و اعملوا صلحًا إنّى بما تعملون بصير

يادآورى خداوند به آگاه بودنش از تمامى رفتارهاى انسان ها - پس از توصيه آنان به انجام عمل صالح - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 6

6 - توجه دادن به اين كه منشأ كمى و زيادى روزى در دست خدا است ، برانگيزاننده انسان به انفاق

قل إنّ ربّى يبسط الرزق لمن يشاء . .. و يقدر له و ما أنفقتم من شىء

از تذكر خداوند به اين كه انفاق عوض دارد - پس از يادآورى اين حقيقت كه منشأ قبض و بسط روزى خداوند است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 6

6 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام به هر كارى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 6

6 - اعتقاد به خدادادى بودن امكانات و دارايى ها ، زمينه ساز پيدايش روحيه انفاق گرى در انسان

و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية

از هدف هاى يادآورى اين حقيقت (خدادادى بودن دارايى ها) در بيان لزوم انفاق، مى تواند تسهيل آن و ايجاد روحيه انفاق گرى در انسان ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 6

6 - اعتقاد به تضمين پاداش كامل و بيش از استحقاق از سوى خداوند ، موجب برانگيخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نيك ( همچون انفاق )

الذين يتلون كتب اللّه . .. و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانية ... ليوفّيهم أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 6

6 - توجّه و اعتقاد به خدادادى بودن اموال و دارايى ها ، برانگيزاننده انسان به انفاق و دورى از بخل است .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ترغيب و تشويق به انفاق است. گفتنى است كه تصريح به منشأ خدايى داشتنِ اموالِ انسان، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 3،8

3 - ناديده گرفته شدن بزرگ ترين گناهان ، از انگيزه هاى احسان كردن محسنان است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده براين فرض استوار است كه لام در «ليكفّر» متعلق به «محسنين» باشد. گو اين كه گفته مى شود: «الذين أحسنوا للتكفير; كسانى كه احسان كردند براى چشم پوشيده شدن از گناهانشان».

8 - برخوردار شدن از پاداش بهترين عمل ها ، انگيزه محسنان از احسانشان

ذلك جزاء المحسنين . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 10

10 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام هر كارى

و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله

برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون، پس از زيبا جلوه گر شدن عمل زشتش، به آن اقدام كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 5

5 - دخالت و تأثير شرايط اقتصادى ، در نوع رفتار و گرايش هاى آدمى

و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض

طرح تأثير رفاه در طغيان انسان ها، نشانگر آن است كه زندگى اقتصادى آدميان و رفتار و گرايش آنان، دو قلمرو مجزا و بيگانه از يكديگر نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 6

6- استفاده خداوند از تمايلات طبيعى بشر ، در جهت تشويق او به ايمان و ارزش ها

جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر

تمايل بشر به برخوردارى از بوستان هايى سرشار از رودهاى جارى، زمينه اى قرار گرفته است تا خداوند بهوسيله اين تمايل طبيعى، او را به ارزش هاى معنوى مشتاق سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 2

2 - ايجاد انگيزه و روحيه در مؤمنان ، براى تحمل مشكلات ، با تشويق هاى مادى

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 3

3- نقش مهم رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در حركت آن حضرت به سوى مكه و حديبيه

الرءيا بالحقّ لتدخلنّ المسجد الحرام

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مسائل حديبيه بود; از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سفر منتهى به حديبيه، مسبوق به رؤيايى بود كه خداوند به آن حضرت نمايانده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 16

16 - حركت مؤمنان راستين در طريق ايمان و اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براساس عشق و محبت به دين و نه تحميل و تحكّم

و لكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمن و زيّنه فى قلوبكم

از اين كه خداوند در باز داشتن مؤمنان از تحميل آراى شخصى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به «حبّب إليكم الإيمان» تكيه كرده است; استفاده مى شود كه نيرو و جاذبه محبت، اصلى ترين و نيرومندترين محرك مؤمنان براى حركت به سمت ايمان و اطاعت از رسول اللّه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 8

8 - توجه به نظام مجازات و پاداش الهى در آخرت ، گرايش دهنده انسان به نيكى ها و بازدارنده وى از زشتى ها

ليجزى الذين أس--وا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 8

8 - توجه انسان به نظام عادلانه مجازات الهى ، تشويق كننده او در جديت و تلاش

و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى . و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

يادكرد مجازات الهى پس از تأكيد بر اصل مسؤوليت فردى انسان در برابر عمل خويش، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 6

6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 48 - 4

4 - لزوم توجه به روحيه تنوع طلب انسان ، در راستاى انگيزش او به سوى ارزش ها *

ذواتا أفنان

از اين كه خداوند براى ترغيب انسان ها به ايمان و حق پذيرى، بر نعمت هاى متنوع تكيه كرده است، مطلب ياد شده را مى توان استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 25

25 - آگاهى و ايمان به احاطه علمى خداوند به تمامى رفتار ها ، مشوّق و برانگيزاننده انسان ها به تصحيح رفتار و انجام اعمال خير

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 8

8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 4

4 - انسان در گرايش به كفر ، داراى آزادى و اختيارات بوده و وسوس هاى شيطان ، فقط در حد دعوت و انگيزش است .

إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر

امر «اُكفر»، نشانگر نقش شيطان در انگيزش انسان است و معناى «كفر» با انتساب آن به خود انسان، بيانگر اختيار آدمى در انتخاب راه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 9

9 - درك عزت و حكمت مطلق خداوند ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح و تنزيه او

سبّح للّه . .. و هو العزيز الحكيم

جمله «و هو العزيز الحكيم» بيانگر دليل تسبيح گويى مخلوقات است; يعنى، آنها بدان جهت خداوند را تسبيح مى گويند كه او را عزيز و حكيم مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى و غريزى انسان به آب ، بوستان و خانه هاى دلپذير ، در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى است .

تؤمنون باللّه و رسوله . .. و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

از اين كه خداوند، گرايش هاى طبيعى انسان ها را وسيله هدايت آنان و سوق دادن آنها به كسب ارزش ها قرار داده است، براداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 12

12 - درك فرامانروايى ، قداست ، عزّت و حكمت خدا ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح گويى او

يسبّح للّه . .. الملك القدّوس العزيز الحكيم

ذكر اوصاف «ملك»، «قدّوس» و. .. پس از «يسبّح للّه ...»، مى تواند بيانگر علت تسبيح گويى موجودات باشد; يعنى، موجودات هستى از آن رو خدا را تنزيه مى كنند كه او را فرمانرواى مطلق هستى، در كمال طهارت، پاكى و... مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 16

16 - ايمان و توجّه به ويژگى مرگ و بعد از آن ، برانگيزاننده انسان به انفاق و انجام اعمال صالح

من قبل أن يأتى أحدكم . .. و أكن من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 11 - 10

10 - توجه و اذعان به آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال مردمان ، برانگيزاننده انسان به كار هاى نيك و پرهيز از كار هاى ناپسند

و اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 14 - 3

3 - ايمان به دين اسلام ، ممكن است دشمنى برخى از مردم ، حتى خويشاوندانى همچون همسر و فرزندان را برانگيزاند .

يأيّها الذين ءامنوا إنّ من أزوجكم و أولدكم عدوًّا لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير

وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 7

7 - نقش سازنده اميد ، در انگيزش انسان به توبه و رجوع به درگاه الهى

توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم و يدخلكم جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 15

15 - ياد مرگ ، عاملى نيرومند در انگيزش و برانگيختن انسان ها ، به سوى كمال جويى و كردار نيك

الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

ذكر مرگ انسان ها در موضوع فلسفه خلقت آنان - كه تلاش براى تكامل و بهتر شدن است - و نيز تقديم آن بر حيات آدميان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 7،9

7 - خردمندى و اعتدال ، برانگيزاننده آدمى به دستگيرى از مستمندان و مانع از بخل و مال دوستى است .

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

از اين كه برادر عاقل و معتدل، ديگر برادرانش را به انفاق و دستگيرى از مستمندان ترغيب كرد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

9 - تسبيح و ياد خدا ، برانگيزاننده آدمى به انفاق و دستگيرى از مستمندان و مانع بخل و مال دوستى

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

توصيه به تسبيح و ياد خداوند، درباره اداى سهم فقيران (لولا تسبّحون)، مى رساند كه آن دو در برانگيختن آدمى به انفاق و دورى از بخل، مؤثر است و نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 3،4

3 - بيمناكى از قيامت ، عامل انگيزش ابرار به اطعام و انفاق خالصانه و بى چشمداشت

لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نخاف. ..» تعليل براى «لانريد منكم...» است; يعنى، به اين دليل از شما انتظار پاداش و سپاس گزارى نداريم كه چون از روز قيامت دل نگرانيم.

4 - ايمان به قيامت و بيم از آن ، زمينه ساز گرايش و عامل انگيزش به نيكوكارى و نيك كردارى ( اخلاص ، ايثار ، انفاق و . . . )

و يطعمون الطعام . .. أسيرًا ... لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 3

3 - اتخاذ تدابير لازم در اداره امور جهان ، برانگيزنده ملائكه به خروج از جايگاه ويژه خويش و سبقت بر يكديگر

و النشطت نشطًا . و السبحت سبحًا . فالسبقت سبقًا . فالمدبّرت أمرًا

حرف «فاء» در «فالمدبّرات»، اوصاف پيشين را مقدمه تدبير قلمداد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 2،6

2 - خداترسى و حالت خشيت ، برانگيزاننده ابن ام مكتوم براى حضور در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

6 - حالت خشيت ، حالتى حركت آفرين و واداركننده انسان به تلاش در راه آموختن و كسب كمالات

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 1،4

1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.

4 - توجّه به تأمين مواد غذايى انسان از سوى خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت و وادارسازنده او به شكرگزارى است .

ما أكفره . .. فلينظر الإنسن إلى طعامه

چنانچه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد، ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 15 - 4

4 - خويشاوندى ، رابطه اى مسؤوليت آفرين و انگيزه اى مؤثر ، در كمك رسانى به يكديگر است .

ذا مقربة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 5

5 - توجّه به امداد هاى ويژه خداوند ، برانگيزاننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استفاده از فرصت هاى فراغت ، براى سخت كوش بودن در عبادت و دعا

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... فإذا فرغت فانصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 2

2 - توجّه به ربوبيت خداوند ، برانگيزاننده انسان به ابتهال و تضرّع به درگاه او است .

و إلى ربّك فارغب

قيد «إلى ربّك» متعلق به «ارغب» است. تقديم آن و آوردن حرف «فاء» پس از آن، بيانگر نقش ربوبيت خداوند، در لزوم توجّه به او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 14

14 - توجّه به خالقيت خداوند و ربوبيت او ، برانگيزاننده انسان به همراه ساختن كار ها با ذكر نام او است .

اقرأ باسم ربّك الذى خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 3

3 - توجّه به بزرگوارى و شرافت برتر خداوند ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ و ربّك الأكرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 6

6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 10

10 - فرمان هاى خداوند ، برانگيزاننده ملائكه و روح براى نزول به زمين در شب قدر

تنزّل . .. من كلّ أمر

حرف «من» - كه در برداشت ياد شده براى ابتداى غايت دانسته شده است - بيانگر آن است كه سبب را بيان مى كند و دلالت دارد نزول ملائكه، برخاسته از فرمان هاى خداوند است; به گونه اى كه هر يك از آن فرمان ها، انگيزه اى مستقل براى نزول آنها است. مراد از «أمر» - كه در اين برداشت، مفرد «أوامر» گرفته شده است - فرمانى است كه آيه «إنّما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كن فيكون» (يس، آيه 82)، ناظر به آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 18

18 - توجّه بندگان به توبه پذير بودن خداوند ، مايه ترغيب آنان به توبه و استغفار

و استغفره إنّه كان توّابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 11

11 - توجّه به ربوبيت خداوند و حاكميت تدبير او بر نظام هستى ، برانگيزاننده انسان به پناه بردن به او و اطمينان بخش و دلگرم سازنده پناهندگان است .

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 2 - 6

6 - توجّه به حاكميت فرمان هاى الهى بر انسان ، برانگيزاننده او به پناه بردن به خداوند و اطمينان بخش و دلگرم كننده پناه آورندگان است .

قل أعوذ . .. ملك الناس

8- عوامل انگيزش موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 12

12 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . أمّا قوله : « لعلّه يتذكّر أو يخشى » فإنّما قال ليكون أحرص لموسى على الذهاب ;

از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است: اما سخن خداوند: «لعلّه يتذكّر أو يخشى» [اين را] بدين خاطر گفت كه اشتياق موسى(ع) براى رفتن [به سوى فرعون ]افزون شود».

10- انگيزه

1- آثار انگيزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 15

15 - نقش انگيزه و هدف انسان در حسن و قبح عملش و ارزش گذارى آن

إذا نصحوا . .. ما على المحسنين من سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 4

4 - تأثير نيت و انگيزه انسان در ارزش اعمال و انفاقهايش نزد خداوند

ما ينفق مغرماً . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول ألا إنها قربة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 4

4 - انگيزه و هدف انسان ها ، تعيين كننده ارزش اعمال و دستاورد هاى آنان

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً . .. و ليحلفن إن أردنا إلا الحسنى

برداشت فوق بر اين اساس است كه منافقان گر چه مسجد ساختند ; ولى چون انگيزه غلطى داشتند، هم عملشان و هم نتيجه عملشان (مسجدشان) فاقد ارزش و تقدس بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 9

9 - تأثير انگيزه هاى درونى و نيز جوّ فكرى جامعه ، بر انديشه و خردورزى افراد آن

أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا

اين كه خداوند توصيه فرمود: فكر كنيد پس از قيام خالصانه به صورت يك و يا دو نفره، نكته ياد شده قابل استفاده است. گفتنى است كه كاربرد «ثمّ» - كه براى تراخى است - برداشت را تقويت مى كند.

2- آثار انگيزه مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 12،13

12 - انگيزه هاى مادّى و كسب غنيمت ، زمينه اى براى تعرض نابحق به ديگران

و لا تقولوا . .. لست مؤمنا تبتغون عرض الحيوة الدّنيا

13 - انگيزه هاى مادى ، زمينه اى براى تكفير ديگران

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمناً تبتغون عرض الحيوة الدّنيا

3- افشاى انگيزه شايعه سازان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 9

9 - شايعه و وارونه جلوه دادن حقايق در جامعه اسلامى ، هر چند در آغاز موجب نگرانى و احساس خطر مى شود ; ولى در نهايت با افشا شدن انگيزه شايعه سازان ، به نفع مسلمانان تمام خواهد شد .

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

4- افشاى انگيزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 4

4- خداوند ، با افشاى انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آنان را مورد تهديد قرار داد .

نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى

اعلام اطلاع خداوند از گوش دادن كافران به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آگاهى از گفت وگوى آنها، براى تهديد و هشدار به آنان است.

5- انگيزه آخرت فروشى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 7

7 - يهوديان براى رسيدن به مزاياى دنيوى ، آخرت و نعمت هاى آن را از دست دادند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

6- انگيزه آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

7- انگيزه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 8

8 - انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

8- انگيزه اهل دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 13

13- انگيزه اهل دعا و استغاثه در عصر بعثت ، جلب رضايت خداوند و قرار گرفتن در حالتى مناسب با صفات او بود .

يدعون . .. يريدون وجهه

مراد از «وجه» در «يريدون وجهه» نه معناى حقيقى «وجه» است - زيرا، خداوند، داراى صورت نيست - و نه كنايه از ذات خداوند است - زيرا، نمى توان آن را اراده كرد - بنابراين، يا كنايه از رضايت خداوند است، به اين مناسبت كه انسان ها، در هنگام رضايت، صورت خود را به سوى مخاطب خود برمى گردانند و يا كنايه از صفات خدا است كه اهل دعا، يا خود را مشمول آن قرار مى دهند و يا در برابر هر صفتى نظير عزّت و علم خداوند، وضعيّتى مناسب، نظير ذلّت و ناآگاهى به خود مى گيرند.

9- انگيزه اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 5

5 - اهل كتاب ، فاقد انگيزه كافى براى ايمان و تقوا

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا

بيان شرط با كلمه «لو» حكايت از آن دارد كه ايمان و تقواپيشگى از اهل كتاب امرى بعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 4

4 - اهل كتاب فاقد انگيزه كافى براى برپا داشتن تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل

بيان شرط با كلمه «لو» حكايت از آن دارد كه اقامه تورات و انجيل از سوى اهل كتاب، امرى بعيد و به دور از انتظار است.

10- انگيزه اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 6

6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.

11- انگيزه بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 5

5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 2

2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

12- انگيزه بت پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

13- انگيزه بناى مسجد ضرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 1،2،5،6

1 - اقدام منافقان به ساختن مسجدى براى هدف هاى زيانبار و كفرآميز و تفرقه افكن ميان مؤمنان

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين

2 - اقدام منافقان به ساختن پايگاهى تحت عنوان « مسجد » براى دشمنان ديرينه خدا و رسول خدا

و الذين اتخذوا مسجداً . .. إرصاداً لمن حارب اللّه و رسوله

5 - كفر درونى منافقان انگيزه ساختن مسجد ضرار

مسجداً ضراراً و كفراً

«كفراً» مى تواند به معناى ترويج كفر نباشد ; بلكه به اين معنا باشد كه عمل منافقان و سازندگان مسجد ضرار، نشأت يافته از كفرشان بوده است.

6 - ترويج كفر ، تفرقه افكنى و تجمع بخشيدن به دشمنان خدا و رسول ، مهمترين اهداف زيانبار منافقان از ساختن مسجد ضرار

مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين و إرصاداً

قيد «ضراراً» مى تواند هدف كلى و عام منافقان و «كفراً و تفريقاً . .. إرصاداً» بيانگر بارزترين نمودهاى آن هدف كلى باشد.

14- انگيزه پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 6

6 - انگيزه هاى الهى ، ملاك ارزش جنگ ها و نبردها

قاتلوا فى سبيل اللّه

15- انگيزه تبعيدهاى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 6

6 - يهوديان به انگيزه دستيابى به مزاياى دنيا ، همكيشان خود را كشته و آنان را از ديارشان آواره مى ساختند .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

16- انگيزه تحريف تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 4

4 - نيل به متاع دنيا ، انگيزه عالمان يهود در تحريف حقايق تورات و احكام آن

يحرفون الكلم من بعد مواضعه . .. اكلون للسحت

17- انگيزه ترك انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 4

4 - ترك انفاق به انگيزه وانهادن مسؤوليت آن به ديگران ، مخالف تعاليم پيامبران الهى است .

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . .. ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

از مجموع آيات شريفه - به ضميمه شأن نزول آنها - مى توان استفاده كرد كه گروهى از ادامه دادن انفاق سرباز مى زدند; چون برخى مدعى شده بودند كه گناهان آنان را بر دوش خواهند كشيد. خداوند در اين آيات ضمن تخطئه آن پندار، بر اهيمت اصل مسؤوليت هر فرد در برابر عملكرد خويش تأكيد فرموده است.

18- انگيزه ترك سجده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 2

2- خداوند ، در پى سرپيچى ابليس از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، از انگيزه نافرمانى او جويا شد و وى را مورد بازخواست قرار داد .

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 1،3،4

1- ابليس ، در پى جويا شدن خداوند از انگيزه تمردش ، جواب داد : هرگز بر انسانى كه از گِلى خشكيده ، بد بو و متغير خلق شده است ، سجده نخواهد كرد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

3- ابليس ، در تمرد خود از فرمان خداوند براى سجده بر آدم ( ع ) ، تنها ماده جسمانى او را ملاك قرار داد و وجود روح الهى را در او ناديده گرفت .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

4- ابليس ، با توجه به ماده اوّليه خلقت انسان ، او را شايسته مسجود شدن موجودى چون خود نمى ديد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

تعبير «لم أكن لأسجد» به جاى «لا أسجد» يا «لست أسجد»، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه شيطان، مقام خود را برتر از آدم(ع) مى ديد.

19- انگيزه تهمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 16

16 - يهوديان و منافقان ، تنها به انگيزه دروغ بستن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رغبت به شنيدن سخنان او داشتند .

سمعون للكذب

برداشت فوق بر اين مبناست كه «للكذب» مفعول له براى «سمعون» باشد و به قرينه «لم يأتوك»، منظور شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. يعنى سخنان تو را مى شنوند تا بر تو دروغ ببندند و شايعه سازى كنند.

20- انگيزه جن پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

انگيزه حاطب ابن ابى بلتعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 2

2 - اقدام « حاطب ابن ابى بلتعه » در برقرارى به ارتباط با مشركان مكه ، به انگيزه حمايت از خانواده خويش

تسرّون إليهم بالمودّة . .. لن تنفعكم أرحامكم

با توجه به اين كه شأن نزول آيات كه در مورد «حاطب ابن ابى بلتعه» است، از ارتباط اين آيه با آيات پيشين، استفاده مى شود كه انگيزه او از اين ارتباط، حفظ خانواده و بستگان بوده است.

21- انگيزه حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 1،2،3،4

1 - تناول از غذاى آسمانى و اطمينان به توانايى خداوند از انگيزه هاى حواريون براى درخواست مائده آسمانى

قالوا نريد ان نأكل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

2 - يقين به رسالت عيسى ( ع ) و تبليغ آن با گواه بودن بر نزول مائده از انگيزه هاى حواريون براى درخواست مائده آسمانى

و نكون عليها من الشهدين

3 - انگيزه هاى چهارگانه حواريون ( تغذيه ، اطمينان و . . . ) توجيه آنان براى درخواست نابجاى نزول مائده آسمانى *

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين. قالوا نريد ان نأكل منها ... من الشهدين

4 - اطمينان به واقعى بودن مائده آسمانى انگيزه حواريون از خوردن آن مائده

قالوا نريد ان نأكل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

عطف «نطمئن» بدون «ان» بر «نأكل» مى تواند بيانگر آن باشد كه حواريون به اين جهت خواهان خوردن از مائده بودند كه به متمايز بودن آن از سحر و شعبده پى برده و واقعى بودن آن را لمس كنند.

22- انگيزه در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 5

5 - برانگيختن انگيزه در مخاطب ، براى جلب توجه او به سخنان هدايت بخش ، از مقدمات ارشاد و تبليغ

فقل هل لك إلى أن تزكّى

«لك» خبر براى مبتداى محذوف است. حرف «إلى» نيز به همان مبتداى محذوف تعلق دارد. تقدير كلام را مى توان چنين دانست: «هل لك ميل إلى أن تزكّى» يا «هل لك سبيل إلى...».

23- انگيزه دشمنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 3

3 - كافران ، با همان انگيزه و ملاكى كه به دشمنى با خدا برخاسته اند ، دشمن مؤمنان و جامعه اسلامى نيز خواهند بود .

عدوّى و عدوّكم

تكرار «عدوّ» و تقدم «عدوّى» بر «عدوّكم»، در حقيقت مؤمنان را متوجه اين موضوع مى كند كه خويش را از دشمنىِ دشمنان خداايمن نپندارند; زيرا آنان با همان انگيزه و ملاك كه دشمن خدايند، دشمن مؤمنان نيز هستند.

24- انگيزه دشمنى با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 3

3 - كافران ، با همان انگيزه و ملاكى كه به دشمنى با خدا برخاسته اند ، دشمن مؤمنان و جامعه اسلامى نيز خواهند بود .

عدوّى و عدوّكم

تكرار «عدوّ» و تقدم «عدوّى» بر «عدوّكم»، در حقيقت مؤمنان را متوجه اين موضوع مى كند كه خويش را از دشمنىِ دشمنان خداايمن نپندارند; زيرا آنان با همان انگيزه و ملاك كه دشمن خدايند، دشمن مؤمنان نيز هستند.

25- انگيزه دشمنى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

26- انگيزه دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 14

14- دعا ، بايد خالصانه ، و تنها براى جلب رضايت خداوند و توجه او باشد .

يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

27- انگيزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 5

5- دستيابى به منافع مادى و رسيدن به حكومت و مقام ، انگيزه اصلى سازندگان آيين شرك و بت پرستى

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

جمله «قل تمتعوا» (بگو برخوردار شويد)، پيش از جمله «فإن مصيركم إلى النار»، مى تواند كنايه از آن باشد كه هر چند شما به دنبال تمتع و كاميابى از دنيا هستيد، ولى مسير و نهايت كار شما دوزخ است. گفتنى است موضوع رسيدن به حكومت و مقام، از جمله «و أحلّوا قومهم ...» استفاده شده است.

28- انگيزه شرك قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

29- انگيزه صيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 27

27 - ضرورت پرهيز از شكار و صيد حيوانات ، به انگيزه اى جز تأمين نياز هاى خوراكى و مادى

فكلوا مما امسكن عليكم . .. و اتقوا اللّه

فرمان به تقواپيشگى (اتقوا اللّه) پس از تجويز استفاده هاى خوراكى از شكار (فكلوا . ..)، مى تواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه شكار كردن به انگيزه هايى ديگر همانند تفريح و تفرّج خلاف تقواست.

30- انگيزه عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 3

3 - جلب منفعت و دفع ضرر ، از انگيزه هاى عبادت و پرستش است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 8

8- تأمين نياز ها و دفع بليات ، از انگيزه هاى مهم در پرستش معبود ها است .

يأبت لِمَ تعبد ما . .. لايغنى عنك شيئًا

از جمله استدلال هاى ابراهيم(ع) عليه بت پرستى آزر اين بوده كه بت ها نمى توانند نيازى از تو برطرف سازند، پس چرا آنها را مى پرستى؟!. از اين استدلال بر مى آيد كه تأمين نيازها يكى از دلايل عمده پرستش ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3،6

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 10

10 - پرستش خدا با انگيزه برخوردار شدن از موهبت ها و نعمت هاى بهشت ، امرى جايز و بلامانع است .

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 3

3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .

يتلون كتب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم

31- انگيزه عصيان ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 2

2- خداوند ، در پى سرپيچى ابليس از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، از انگيزه نافرمانى او جويا شد و وى را مورد بازخواست قرار داد .

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 1،3

1- ابليس ، در پى جويا شدن خداوند از انگيزه تمردش ، جواب داد : هرگز بر انسانى كه از گِلى خشكيده ، بد بو و متغير خلق شده است ، سجده نخواهد كرد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

3- ابليس ، در تمرد خود از فرمان خداوند براى سجده بر آدم ( ع ) ، تنها ماده جسمانى او را ملاك قرار داد و وجود روح الهى را در او ناديده گرفت .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

32- انگيزه عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 39

39 - حسن ايجاد انگيزه در انسان هابه كار هاى خير ، براى زمينه سازى بهتر و بيشتر انجام دادن آنها

و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا

33- انگيزه عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 3

3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .

يتلون كتب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم

34- انگيزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 9

9 - برجاى ماندن نشانه و آيتى الهى در جامعه مسيحيت با نزول مائده آسمانى ، از انگيزه هاى مسيح براى درخواست آن از خداوند

أنزل علينا مائدة من السماء تكون . .. ءاية منك

35- انگيزه قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 21

21 - قابيل ، - به تحريك ابليس - براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

36- انگيزه قتلهاى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 6

6 - يهوديان به انگيزه دستيابى به مزاياى دنيا ، همكيشان خود را كشته و آنان را از ديارشان آواره مى ساختند .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

37- انگيزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 1

1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يستمعون به

«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 3

3 - كافران ، با همان انگيزه و ملاكى كه به دشمنى با خدا برخاسته اند ، دشمن مؤمنان و جامعه اسلامى نيز خواهند بود .

عدوّى و عدوّكم

تكرار «عدوّ» و تقدم «عدوّى» بر «عدوّكم»، در حقيقت مؤمنان را متوجه اين موضوع مى كند كه خويش را از دشمنىِ دشمنان خداايمن نپندارند; زيرا آنان با همان انگيزه و ملاك كه دشمن خدايند، دشمن مؤمنان نيز هستند.

38- انگيزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

39- انگيزه مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 14

14 - تضعيف انگيزه هاى مادّى و تقويت انگيزه هاى معنوى ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

زيّن للنّاس . .. و اللّه عنده حسن المئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 22

22 - شاهدان بر وصيت در صورت كتمان وصيت هاى ميت و يا تغيير آنها به انگيز هاى مادى ، از زمره گنهكارانند .

لانشترى . .. و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

40- انگيزه متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

41- انگيزه مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يسمرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

42- انگيزه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 3،8

3 - ناديده گرفته شدن بزرگ ترين گناهان ، از انگيزه هاى احسان كردن محسنان است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده براين فرض استوار است كه لام در «ليكفّر» متعلق به «محسنين» باشد. گو اين كه گفته مى شود: «الذين أحسنوا للتكفير; كسانى كه احسان كردند براى چشم پوشيده شدن از گناهانشان».

8 - برخوردار شدن از پاداش بهترين عمل ها ، انگيزه محسنان از احسانشان

ذلك جزاء المحسنين . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

43- انگيزه مخالفت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 9

9- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، از انگيزه هاى مخالفت قوم ثمود با صالح ( ع ) و تعاليم او

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» بتها و معبودهاى پندارى مشركان است. توصيف آنها با جمله «يعبد ءاباؤُنا» اشاره به علت حكم قبل (نعبد) دارد; يعنى ، ما بتها را مى پرستيم ، چون پدرانمان آنها را مى پرستند.

44- انگيزه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 2

2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

45- انگيزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

46- انگيزه معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 14

14 - تضعيف انگيزه هاى مادّى و تقويت انگيزه هاى معنوى ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

زيّن للنّاس . .. و اللّه عنده حسن المئاب

47- انگيزه مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 6

6- تكذيب كنندگان پيامبران ، داراى انگيزه ها و شيوه هاى مشترك در مخالفت با پيامبران

فليأتنا باية . .. ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها أفهم يؤمنون

خداوند در آيه قبلى، يادآور شد كه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستار معجزه اى (همانند معجزات پيامبران پيشين) براى اثبات رسالت خود شدند. در اين آيه نيز فرمود: امت هاى پيشين در عين ديدن معجزاتِ پيامبران، ايمان نياوردند، قهراً شما هم ايمان نخواهيد آورد. اين يادآورى حاكى از آن است كه انگيزه ها و شيوه هاى مبارزه تكذيب گران پيامبران همسان بوده است.

48- انگيزه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كرهون

49- انگيزه مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كرهون

50- انگيزه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

51- انگيزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 6

6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى

إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض

52- انگيزه نفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 7

7 - نفاق ، پُل به قدرت رسيدن سياست بازانِ ناصالح

و اذا تولى سعى فى الأرض

در برداشت فوق، «تولى»، رسيدن به حكومت معنا شده است.

53- انگيزه نهضت اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 16 - 10

10- انگيزه و محور نهضت و هدف نهايىِ اصحاب كهف ، خدا بود .

و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلاّ اللّه . .. ينشر لكم ربّكم

كنارگيرى اصحاب كهف از پرستش هر معبودى جز خدا و دل بستن آنان به رحمت و امدادهاى الهى، گوياى برداشت ياد شده است.

54- انگيزه هاى ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 2

2- ارتداد ، داراى انگيزه هاى مادى و نه دلايل عقلى و واقعى

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

55- انگيزه هاى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 3

3- نيّات ، انگيزه ها و افكار آدمى در عبادت خداوند و احسان به پدر و مادر ، تحت نظارت كامل خداوند است .

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا . .. و اخفض لهما جناح الذلّ

56- انگيزه هاى بت پرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 6

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

57- انگيزه هاى رفتار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 8

8- دعا و نيايش به درگاه خدا ، از ميان برنده سختى ها و مانع گرفتارى انسان به دام شقاوت است .

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

«شقاوت» نقطه مقابل سعادت است (مفردات راغب) و به معناى «سختى و زحمت» نيز مى آيد (قاموس).

58- انگيزه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 6

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

59- انگيزه هاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 3

3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

60- انگيزه هاى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 10

10 - تحليل نظريات و سخنان منافقان ، در گرو تبيين انگيزه هاى درونى و گرايش هاى روحى آنان

و منهم من يلمزك فى الصدقت . .. إذا هم يسخطون

از اينكه خداوند براى بيان نادرستى داورى منافقان به تبيين انگيزه هاى مادى آنان پرداخته است، برداشت فوق استفاده مى شود.

61- ايجاد انگيزه مسافرت برادران يوسف به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6- يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

62- پرسش از انگيزه عصيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 4

4- جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته است .

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

از اينكه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه وى براى تمردش شد - با اينكه بدون آن هم مى توانست او را كيفر بدهد - مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 3

3 - جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته و بايسته

قال يإبليس ما منعك أن تسجد

از اين كه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه و علت تمردش شد - با آن كه بدون آن هم مى توانست او را كيفر دهد - مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

63- پرسش از انگيزه قانون شكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 3

3 - جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته و بايسته

قال يإبليس ما منعك أن تسجد

از اين كه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه و علت تمردش شد - با آن كه بدون آن هم مى توانست او را كيفر دهد - مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

64- نقش انگيزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 2

2- اعمال و موضع گيرى هاى انسان ها ، بازتابى از روحيه ها ، انگيزه ها و خصلت هاى درونى آنهاست .

كلّ يعمل على شاكلته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 4،5

4- اعمال كافران ، به دليل نداشتن انگيزه الهى ، فاقد پاداش در نزد خداوند

كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعملهم

از مجموع آيه استفاده مى شود كه خداوند، در مقام بيان فلسفه حبط اعمال نيك كافران است; فلسفه اى كه براى بشر معقول و قابل فهم است و آن اين كه وقتى كافران به انگيزه هاى نفسانى و غير الهى كارى را انجام داده اند، چگونه ممكن است كه در قبال آن از خداوند پاداش دريافت كنند.

5- انگيزه ها و محرك هاى درونى انسان ، تعيين كننده ارزش عمل وى در نزد خداوند *

ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعملهم

از ارتباط ميان «كرهوا» و «أحبط»، استفاده مى شود كه هرگاه اعمال نه براى خشنودى خدا و اطاعت از او; بلكه به انگيزه هاى ديگر صورت گيرد، حبط شده و بى پاداش خواهد بود. اين نكته نقش اساسى انگيزه و نيت را در ارزش اعمال نزد خداوند مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 5

5 - برانگيختن انگيزه در مخاطب ، براى جلب توجه او به سخنان هدايت بخش ، از مقدمات ارشاد و تبليغ

فقل هل لك إلى أن تزكّى

«لك» خبر براى مبتداى محذوف است. حرف «إلى» نيز به همان مبتداى محذوف تعلق دارد. تقدير كلام را مى توان چنين دانست: «هل لك ميل إلى أن تزكّى» يا «هل لك سبيل إلى...».

11- اوامر

1- آثار اعراض از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 5

5 - گرفتارى اهل كتاب در تنگنا هاى اقتصادى ، پيامد بى اعتنايى آنان به كتب آسمانى و فرامين الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

2- آثار اعراض از اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 12

12 - ترك دستورات قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب تباهى و خسران است .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

چنانچه مراد از تلاوت در جمله «يتلونه» پيروى كردن باشد، مى توان گفت: مراد از كفر در «و من يكفر»، به قرينه مقابله، ترك دستورات قرآن - كه از آن به «كفر عملى» تعبير مى كنيم - باشد.

3- آثار اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 4

4- امر خداوند ، موجب مسخر و رام شدن ستارگان است .

و النجوم مسخّرت بأمره

«باء» در «بأمره» سببيه است و نشان مى دهد كه علت رام و مسخر بودن ستارگان امر الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 17

17- ابليس ، على رغم تضمين رشد و تكامل وى در پرتو اطاعت فرمان خدا از آن سرپيچى كرد .

ففسق عن أمر ربّه

واژه «ربّه» مى رساند كه فرمان الهى به ضرر ابليس نبوده، بلكه از ناحيه ربوبيّت خدا و در جهت رشد و تكامل وى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 6

6 - عملكرد عوامل طبيعى ، در پرتو فرمان و اراده الهى

اللّه الذى سخّر لكم . .. بأمره

انتساب جريان كشتى ها به امر الهى - با اين كه حركت كشتى بر آب طبق قوانين طبيعى و خواص فيزيكى صورت مى گيرد - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 44 - 3

3 - اوامر و دستور هاى الهى ، در راستاى رشد و تكامل آدميان است .

أمر ربّهم

اضافه «أمر» به «ربّ« - به جاى هر وصف ديگر - مى رساند كه امر الهى از مقام ربوبيت و در راستاى رشد و تكامل آدميان، صادر شده است.

4- آثار اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 10

10 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سجده كردن مشركان صدراسلام براى خداى رحمان ، موجب نفرت فزون تر آنان از سجده و دورى آنها از راه حق و حقيقت گرديد .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

در برداشت فوق، فاعل «زاد» امر به سجده دانسته شد.

5- آثار مخالفت با اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 5

5 - مخالفت آگاهانه با رهنمود هاى الهى ، زمينه سلب هدايت خداوند و گمراه شدن انسان

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

6- ابلاغ اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 23 - 2،3

2 - رساندن پيام هاى خداوند به انسان ها ، از اهداف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إلاّ بلغًا من اللّه و رسلته

3 - وظيفه و توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها بر ابلاغ پيام هاى هدايت بخش الهى به مردم ، نه هدايت كردن يكايك آنان .

قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسلته

برداشت ياد شده، مبتنى بر نكته اين است كه جمله «إلاّ بلاغاً. ..» استثنا از «لا أملك لكم ضرّاً...» باشد; يعنى، لا أملك لكم ضرّاً و لا رشداً إلاّ بلاغاً من اللّه و رسالاته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 1

1 - ابلاغ كامل و قطعى پيام هاى الهى به مردم از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فلسفه گماردن نگهبانان بر آن حضرت از جانب خداوند

فإنّه يسلك من بين يديه . .. ليعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم

7- اجتناب از مخالفت با اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 13

13 - ضرورت ترس از خدا و پرهيز از مخالفت با احكام او

واخشونى

8- استخفاف اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 11

11 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . « غير المغضوب عليهم » إستعاذة من أن يكون من المعاندين الكافرين المستخفين به و بأمره و نهيه . . . ;

. .. ]گفتن[ «غير المغضوب عليهم» ]در نماز[ پناه بردن به خداست از اينكه انسان جزو معاندان و كافرانى قرار گيرد كه خدا و امر و نهى او را سبك مى شمارند ...».

9- استدلال در اوامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 7

7- مستدل و منطقى كردن دستورات ، شيوه اى مطلوب و پسنديده و روشى براى ايجاد رغبت در پايبندى به آن

لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

تعليل «إنما هو إله واحد» براى نهى «لاتتخذوا» مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

10- اطاعت از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 8

8 - الهى بودن محرمات و قوانين نه گانه (پرهيز از شرك و . .. ) و خالى بودن آنها از كجى و انحراف، ايجاب كننده پيروى از آن فرمانها و سلوك بر اساس آن

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

حرف «فاء» در «فاتبعوه» سببيه است ; يعنى بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده در «أن هذا . .. » (الهى بودن و ... )، علت لزوم پيروى است. گفتنى است كه تقدير «لام» علت بر «أن ه--ذا ... »، همان گونه كه نظر برخى از مفسران است، اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 5

5 - گوش سپارى به فرمان هاى خداوند و تسليم در برابر آنها ، تكليفى الهى بر عهده اهل ايمان

و اسمعوا

11- اعراض از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 6

6 - پيروى از قدرت هاى باطل در مقابل فرمان هاى خدا شرك است . *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 11

11 - رعايت نكردن تقوا و بى اعتنايى به دستورات خداوند ، فسق و مايه محروميت از هدايت خاص الهى است .

و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 8

8 - جوامع بى اعتنا به پيام هاى الهى و بيزار از خيرخواهى نصيحت گران ، در خطر هلاكت و نابودى

فأخذتهم الرجفة . .. نصحت لكم و لكن لاتحبون النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 3

3 - انسان هاى رويگردان از تعليمات و رهنمود هاى خدا و رسول ، محروم از حيات واقعى انسانى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

12- اعراض از اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 3

3 - انسان هاى رويگردان از تعليمات و رهنمود هاى خدا و رسول ، محروم از حيات واقعى انسانى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

13- انجام اوامر تكوينى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 3

3 - معاد و زنده شدن دوباره انسان ها ، در گرو انجام پذيرفتن تمام خواسته هاى تكوينى خداوند از انسان ها است .

كلاّ لمّا يقض ما أمره

مفاد «كلاّ» ممكن است ردع و زجر از چيزى باشد كه مخاطب با شنيدن «ثمّ إذا شاء أنشره» آن را توهم مى كند. به اين بيان كه نبايد در محشور شدن انسان ها تعجيل داشت; زيرا آنان هنوز خود را به پايان كارى كه برايشان مقرر شده است، نرسانده اند.

14- اوامر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 31

31 - فرمان حضرت آدم ( ع ) به هابيل و قابيل براى قربانى كردن به درگاه خدا

اذ قربا قرباناً

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. ان آدم امر هابيل و قابيل ان يقربا قرباناً ... و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم...».


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458، ح 1.

15- اوامر اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 10

10 - عذاب منكران معاد (كافران) به فرمان مستقيم خداوند در قيامت صورت مى گيرد.

قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

16- اوامر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 9

9 - ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل كنند .

كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل

در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 11،12

11 - آمرزش الهى و بهشت را به بهاى عمل به اوامر خداوند دهند ، نه به صرف شعار و ادّعا

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات . .. و نعم اجر العاملين

12 - آمرزش گناهان و بهشت هاى داراى نهر هاى جارى ، پاداش خوبى براى عمل كنندگان به دستورات الهى

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر

17- اوامر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 5

5 - تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول ، مايه بروز فتنه هايى فراگير و نزول عذابى شديد بر تمامى جامعه ايمانى

إذا دعاكم لما يحييكم . .. و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

از مصاديق مورد نظر براى ستمكارى (ظلموا)، به قرينه آيه قبل، تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول است.

18- اوامر پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 4

4- پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، به آزادى يوسف ( ع ) از زندان و بار يافتن او به دربار فرمان داد .

و قال الملك ائتونى به . .. قال ارجع

از اينكه يوسف(ع) با فرستاده پادشاه از زندان خارج نمى شود و به دربار نمى آيد ، معلوم مى شود فرمان پادشاه مبنى بر احضار او (ائتونى به) احضار اجبارى نبوده است ; بلكه دستور به آزادى آن حضرت از زندان و بار يافتن به دربار بوده است.

19- اوامر تشريعى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 6

6 - نزول و صدور فرمان تكوين و تشريع خداوند ، در ميان آسمان ها و زمين

يتنزّل الأمر بينهنّ

20- اوامر تكوينى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 2،5

2- بين اراده خداوند و فرمان او بر پديد آمدن اشياء ، فاصله اى وجود ندارد .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

5- فرمان هاى تكوينى خداوند تخلف ناپذير است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 6

6 - نزول و صدور فرمان تكوين و تشريع خداوند ، در ميان آسمان ها و زمين

يتنزّل الأمر بينهنّ

21- اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 1

1 - خداوند به آدم ( ع ) فرمان داد تا نام هر يك از حقايق هستى را براى فرشتگان بازگو كند .

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 1

1 - خداوند پس از تعليم حقايق هستى به آدم ( ع ) و اثبات لياقت وى براى خلافت ، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 1

1 - خداوند ، به آدم ( ع ) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت كنند .

و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 4،8

4 - خداوند ، پس از سلب شايستگى آدم ( ع ) و حوا براى سكونت در بهشت ، آنان را به خروج از بهشت و فرود آمدن به زمين فرمان داد .

و قلنا اهبطوا

هبوط (مصدر اهبطوا) به معناى فرود آمدن است. مفعول «اهبطوا» به دليل جمله بعد، «الأرض» مى باشد.

8 - خداوند به شيطان فرمان داد تا از بهشت خارج شود و به زمين فرود آيد .

و قلنا اهبطوا

«اهبطوا» - به صورت صيغه جمع - مى نماياند كه: خطاب در آن، علاوه بر آدم(ع) و حوا متوجه شخص و يا اشخاص ديگرى نيز هست. برخى بر اين نظر هستند كه شيطان نيز مخاطب آن امر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 2

2 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را همواره به خاطر داشته باشند .

يبنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 1

1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن

يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 3

3 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كنند و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 1،2،7،8

1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.

2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .

و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل

ادخلوا . .. و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 3،5

3 - خداوند ، به موسى ( ع ) فرمان داد تا براى دستيابى به آب ، عصاى خويش را بر سنگ زند .

فقلنا اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» مى تواند تعريف جنس باشد. در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است و مى تواند «ال» براى عهد حضورى يا ذهنى باشد. در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

5 - موسى ( ع ) در پى فرمان خدا بدون هيچ تأخير ، عصاى خويش را براى به دستاوردن آب بر سنگ زد .

فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً

حرف «فاء» در «فانفجرت» فاى فصيحه است; يعنى، بيانگر معطوف عليه مقدر مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «فضرب بعصاه الحجر فانفجرت». گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 6،7

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوّة

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را به فراگيرى احكام و معارف تورات و همواره به يادداشتن آن فراخواند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه»; يعنى، محتواى تورات را فرا گيريد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1،3

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

3 - تأكيد موسى ( ع ) بر اينكه دستور ذبح گاو ، از ناحيه خداست نه صلاحديد وى .

إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 1

1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .

فقلنا اضربوه ببعضها

ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 6

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 13

13 - نازل شدن قرآن به فرمان خدا ، دليلى بر ناروايى عداوت يهود با جبرئيل است .

من كان عدواً لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه قيد «بإذن اللّه» پاسخى حلّى در ارتباط با عداوت يهود با جبرئيل باشد; يعنى، او به فرمان خدا قرآن را بر قلب پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد و كسى كه فرمان خدا را اطاعت كند، نبايد در نزد معتقدان به خدا مبغوض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 3

3 - به كارگيرى « انظرنا » به جاى « راعنا » فرمان خداوند به اهل ايمان در خطابشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( براى درخواست مهلت )

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

«انظرنا» به معناى ما را مهلت ده، است. (مجمع البيان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 25

25 - فرمان خدا بر مدارا كردن با توطئه گران اهل كتاب ، هرگز از سرناتوانى او بر يارى مسلمانان صدر اسلام نبوده است .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير

در برداشت فوق، جمله «إن اللّه . ..» در ارتباط با جمله «فاعفوا و اصفحوا» ملاحظه شده است; يعنى، گمان نشود كه فرمان به عفو و گذشت و ترك مقابله، از سر ناتوانى خداست، بلكه مصلحت مسلمانان در آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 117 - 7،8

7 - آفرينش هر موجود در گرو تقدير خدا و فرمان او به تحقق آن است .

إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون

8 - فرمان خدا بر پديد آمدن هر چيز ، كافى در تحقق يافتن آن است .

فإنما يقول له كن فيكون

حصر در جمله «إنما يقول . ..» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 11،14،15

11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.

15 - فرمان هاى خدا به انسان ها ، عهد او با آنان است .

عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

تعبير كردن از دستور و فرمان با فعل «عهدنا» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 5

5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا

تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 1

1 - خداوند ، از ابراهيم خواست تا همواره تسليم او باشد .

إذ قال له ربه أسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 2

2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .

ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء

جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 12،17

12 - خداوند - در پى نويد تغيير قبله - به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان فرمان داد تا رو به سوى مسجد الحرام كنند .

فلنولينك . .. فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره

17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .

إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق

«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از ناحيه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 8

8 - وجوب اطاعت از فرمان هاى خدا و ضرورت ايمان داشتن به او

فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى

برداشت فوق بر اين مبناست كه «استجابت» به معناى «اجابت» باشد. بنابراين «فليستجيبوا لى» يعنى، پس بندگان بايد فرمانهاى مرا اطاعت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 6

6 - فرمان خداوند ، مبنى بر ترك جنگ با كافرانى كه دست از جنگ و فتنه برداشته اند ، پرتوى از مغفرت و رحمت اوست .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 3

3 - نبرد با كافران ، تا حاكميت يافتن دين خدا در پهنه گيتى ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدين للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 7

7 - فرمان الهى به امتيازطلبان قريش در حج ، مبنى بر استغفار از گناه امتيازطلبى *

ثم افيضوا من حيث افاض الناس و استغفروا اللّه

پس از ردّ امتيازطلبى (من حيث افاض الناس)، امر به استغفار، مى تواند اشاره باشد كه اين عمل، گناه و استغفار از آن لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 5

5 - تسليم در برابر فرامين الهى ، محور وحدت جامعه ايمانى

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 13

13 - سرپيچى از فرمان هاى خداوند ، سرپيچى از مقررات عزّت آفرى و حكيمانه اوست . *

فان زللتم . .. ان اللّه عزيز حكيم

احتمالا، آوردن «عزيز» و «حكيم» پس از فرمان به رعايت مقررات، بيانگر حكمت آميز بودن و عزّت آفرينى مقررات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 7

7 - دستورات خداوند و معجزه هاى او ، از نعمت هاى الهى هستند .

اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 17

17 - مُردگانى كه به فرمان الهى زنده شدند ، در بُرهه اى ديگر از زمان به زندگى خويش ادامه دادند .

ثمّ احياهم انّ اللّه لذو فضل على النّاس

آنگاه زنده شدن فضل الهى است كه زنده شده براى مدّتى به حيات خويش ادامه دهد; بنابراين اگر بلافاصله پس از زنده شدن مى مُردند، بعيد به نظر مى رسد كه زنده شدن نشان تفضّلى بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 25

25 - توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى

و اللّه عليم بالظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 14،15

14 - امر خدا به ابراهيم ( ع ) ، براى نشان دادن كيفيّت احياى مردگان ، به گرفتن چهار مرغ و كشتن و در هم كوبيدن آنها و قرار دادن هر جزئى بر كوهى و فراخواندنشان تا زنده گردند و شتابان به سوى او روند .

قال فخذ . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً

مفرد آوردن كلمه جزء (منهنّ جزءاً)، حكايت از اين معنا دارد كه مرغان را در هم كوبيد و مخلوط كرد و الاّ بايد گفته شود: «منهنّ اجزاء»، نه جزءاً.

15 - امر خداوند به ابراهيم ( ع ) ، درباره مأنوس ساختن پرندگانى كه مأمور ذبح آنها گرديده بود با خويش *

فصرهنّ اليك

متعدى شدن كلمه «فصرهنّ» به «الى» نشانگر اين است كه آن كلمه، متضمن معناى «املهن» است ; يعنى آنها را به خود متمايل ساز كه لازمه آن، انس گرفتن پرندگان با ابراهيم (ع) است. بر اين اساس، كُشتن پرندگان و مخلوط كردن آنها از جمله «ثمّ اجعل على كلّ جبل منهنّ جزءاً» معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 11،15

11 - امر خداوند به زكريا ، مبنى بر كثرت ياد و تسبيح او ، به هنگام صبح و شام

و اذكر ربّك كثيراً و سبّح بالعشىّ و الابكار

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 1،17

1 - مريم ، مأمور به اطاعت خاضعانه ، سجده و ركوع ( نماز ) ، در برابر پروردگارش

يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى و اركعى

17 - امر خداوند به هماهنگى و وحدت بندگان در پرتو عبادت جمعى *

و اركعى مع الرّاكعين

امر به عبادت جمعى، دال بر مطلوبيّت وحدت و هماهنگى بين بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 7

7 - قول و فرمان خداوند ، عين ايجاد اوست .

ثم قال له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 60 - 5

5 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قاطعيّت در انجام رسالت خويش

الحق من ربّك فلا تكن من الممترين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 1،9

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان

انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 17

17 - دستور خداوند به پيامبران و امت هاى آنان ، به تحمل و اداى شهادت بر ميثاق گرفته شده از آنان

قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين

جمله «فاشهدوا . .. » مى تواند هم دلالت بر تحمل شهادت كند و هم بر اداى شهادت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 1

1 - فرمان الهى به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اظهار ايمان خود و امّتش به خداوند و به آنچه بر او و انبياى پيشين نازل شده است .

قل امنا باللّه و ما اُنزل علينا . .. و ما اوتى موسى و عيسى و النّبيّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 9

9 - دستورات الهى به دور از هر گونه شائبه ظلم و بى عدالتى نسبت به بندگان است .

و اعتصموا بحبل اللّه . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق و ما اللّه يريد ظلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 2،4

2 - فرمان خداوند به انفاق و بخشش ، مورد تمسخر و استهزاى يهوديان

الّذين يبخلون . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير

نقل كلام يهوديان (انّ اللّه فقير . .. )، پس از ترغيب آنان به انفاق و تهديد بخيلان، بيانگر اين نكته است كه يهوديان، امر خداوند مبنى بر انفاق را به تمسخر گرفته و چنين شايع كردند كه خداى محمّد (صلی الله علیه و آله)، فقير است.

4 - غنا و احساس بى نيازى ، زمينه سرپيچى از فرامين الهى و استهزاى آنان *

الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 1،3

1 - همه مردم ، مأمور به رعايت تقوا و پروا از خداوند هستند .

يا ايّها النّاس اتّقوا ربّكم . .. و اتّقوا اللّه

3 - تربيت انسان ها ، هدف از فرمان الهى به رعايت تقوا *

اتّقوا ربّكم

آوردن كلمه «ربّ» (تربيت كننده و مدبّر)، مى تواند اشاره به هدفى باشد كه براى امر به تقوا منظور شده است. يعنى امر به تقوا به جهت اين است كه شما را تربيت و هدايت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 11 - 1،32

1 - توصيه خداوند درباره ارث فرزندان و كيفيت تقسيم آن

يوصيكم اللّه فى اولادكم

32 - تأكيد خداوند بر لزوم رعايت فرايض ارث

يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. فريضة من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 12 - 16،17

16 - احكام و حدود ارث ، عمل به وصيّت ميت و پرداخت ديون وى ، وصيّت و سفارش اكيد خداوند به مردم

و لكم نصف ما ترك . .. وصيّة من اللّه

«وصيّة»، مفعول مطلق است و مى تواند تأكيدى بر كليّه قوانين و احكامى باشد كه در آيات پيشين بيان شد.

17 - سفارش اكيد خداوند مبنى بر ضرر نرساندن به وارثان به واسطه دَين و وصيت

من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ وصية من اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «وصيّة»، تأكيد بر آخرين بخش آيه باشد كه ضرر نزدن به وارث به واسطه وصيّت و دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 5

5 - تأكيد خداوند بر ضرورت پايبندى به احكام و مقررات الهى در ازدواج و روابط جنسى

حرّمت . .. كتاب اللّه عليكم

در برداشت فوق «كتاب اللّه» مفعول فعل مقدر (الزموا) گرفته شده است ; يعنى به احكام الهى پايبند باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 2،20

2 - فرمان خداوند به وحدت و يكپارچه شدن پيروان اديان الهى بر محور قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

20 - تخلف ناپذيرى امر و قضاى الهى

و كان امر اللّه مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 11،20

11 - فرمان به اداى امانت به اهل آن و قضاوت عادلانه ، از مواعظ بسيار نيكوى الهى به مردم

انّ اللّه يأمركم . .. انّ اللّه نعمّا يعظكم به

20 - اوامر و نواهى خداوند ، امانت هاى اوست .

انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الهى اهلها

از امام باقر و امام صادق (ع) درباره آيه فوق روايت شده است: امانات اللّه تعالى اوامره و نواهيه . .. .


مجمع البيان، ج 3، ص 98 ; نورالثقلين، ج 1، ص 496، ح 325.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 1،3،10

1 - خداوند هرگز امت اسلام را به خودكشى و ترك خانه و كاشانه ، فرمان نداده است .

و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من دياركم

مراد از ترك خانه و كاشانه، كه با لفظ «اخرجوا من دياركم» بيان شده، معنايى است كه عنوان هجرت بر آن صدق نكند.

3 - تنها گروهى اندك از مردم ، پذيراى حكم خودكشى و ترك خانه و كاشانه در صورت فرمان الهى به آن

و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم . .. ما فعلوه الّا قليل منهم

10 - احكام الهى ( اوامر و نواهى ) مواعظ خداوند هستند .

و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 11،12

11 - ايجاد امنيّت و آرامش از اهداف فرمان الهى به تعقيب و كشتن دشمنان توطئه گر و جنگ طلب

فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم و يكفّوا ايديهم فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتمو

12 - پذيرش قرارداد ترك تعرض عنوان شده از سوى دشمنان ، فرمان خداوند به مسلمانان

ستجدون اخرين . .. و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 14

14 - فرمان خداوند به مسلمانان در مورد تعقيب دشمنان ، فرمانى حكيمانه و با آگاهى كامل به مصالح آنان است .

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 21

21 - خداوند ، خواستار احياى حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان

قل اللّه يفتيكم فيهنّ . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 7

7 - رعايت تقوا ، سفارش خداوند ، به مسلمانان و امت هاى پيشين

و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 132 - 3

3 - توجه و اعتقاد به مالكيت يگانه خداوند بر هستى ، داراى اهميت و مورد تأكيد او

و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

تكرار «و لله ما فى السموت . ..» در سه آيه پى در پى، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 7،11

7 - ورود به بيت المقدس و سجده به درگاه الهى در آن هنگام ، فرمان خداوند به يهوديان عصر موسى ( ع )

و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً

11 - خداوند براى اجراى فرامين و رعايت حدود خويش ، از يهوديان پيمانى محكم گرفت .

و قلنا لهم . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 27

27 - خداوند ، فراخوان مسلمانان صدر اسلام به پرهيز از تجاوز و تعدى به مشركان

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 12

12 - پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران بنى اسرائيل ، فرمان خداوند به موسى ( ع )

فلاتأس على القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 21

21 - حراست از تورات و قضاوت بر اساس آن ، بدون هيچ ترسى از مردم ، فرمان خداوند به عالمان يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه . .. فلاتخشوا الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 16

16 - زشتى و ناپسندى مصلحت انديشى در برابر فرامين الهى

لاتتخذوا . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 18

18 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نصب على ( ع ) به ولايت و سرپرستى امت

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. يؤتون الزكوة و هم ركعون

امام باقر(ع): امر اللّه عزوجل رسوله بولاية على(ع) و انزل عليه «انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 646، ح 264; الدرالمنثور، ج 3، ص 105.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 6،19

6 - پيام مهم و ويژه خداوند در آيه تبليغ ( ولايت على ( ع ) ) ، داراى ارزشى هم طراز با تمامى رسالت

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

19 - اعلام ولايت على ( ع ) در روز غدير خم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امر خداوند

يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك

امام باقر(ع): . .. فاوحى اللّه عزوجل اليه «يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ...» ... فقام بولاية على(ع) يوم غدير خم ... .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 652، ح 291.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 4

4 - فرمان هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هماهنگ با فرمان هاى الهى

و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 15

15 - فرمان به انجام مناسك حج و محترم شمردن كعبه براى رسيدن به جامعه اى با قوام ، فرمانى برخاسته از علم گسترده خداوند

جعل اللّه الكعبة . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

چون توجه به نقش كعبه و ماههاى حرام و قربانى در قوام جامعه آدمى را به علم خداوند رهنمون مى سازد،الزاماً بايد جعل آنها براى تأمين اين هدف، عالمانه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 2

2 - پاسدارى از ايمان با پيروى از تعاليم قرآن و دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توصيه و فرمان خداوند به مسلمانان

تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول . .. يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم

مراد از فرمان به مراقبت از ايمان - به قرينه آيه قبل - همان روى آوردن به قرآن و تعاليم پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 1،2

1 - تعليمات عيسى ( ع ) و دستورات وى به امت خويش به تمامى برگرفته شده از فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به

2 - عيسى ( ع ) ، وفادار به حريم رسالت خويش ، در ابلاغ فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 8

8 - خداوند قيامت را با فرمانى پديدار خواهد كرد.

و هو الذى خلق السموت . .. و يوم يقول كن فيكون

«يوم»، عطف بر «السماوات» مى تواند باشد. لذا معنى جمله چنين مى شود: «خلق السماوات و خلق يوم». البته مراد از «يوم»، به قرينه جملات بعدى آيه، روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 22

22 - وانهادن دشمنان حق ناپذير و بى اعتنايى به دروغپردازيهاى آنان فرمان الهى است.

فذرهم و ما يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى دعوت مدعيان تحريمهاى واهى به ارائه دليل و مناظره و احتجاج

قل هلم شهداءكم الذين يشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا مردم را فراخواند و محرمات الهى را براى آنان بيان كند.

قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم

«تلاوت»، مصدر «أتل»، به معناى خواندن است. چون «أتل» در جواب فعل امر (تعالوا) قرار گرفته، به شرط مقدر مجزوم شده است. «عليكم» متعلق به «أتل» و نيز «حرم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 4

4 - عبادت خالصانه و انجام همه امور براى خدا، از رهنمودهاى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

إننى هدينى ربى . .. إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله

«محيا و ممات» مى تواند كنايه از همه امور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 2

2 - پرهيز از دلتنگى و ملالت در تبليغ قرآن، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فلا يكن فى صدرك حرج منه

مى توان گفت جمله «فلا يكن . ..»، كه تفريع بر «أنزل إليك» است، به قرينه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى كند كه ناشى از انذار و متذكر كردن مردم باشد. يعنى اى پيامبر چون قرآن كتاب آسمانى است، مبادا مشكلات انذار مردم با تبليغ قرآن، مايه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 6

6 - خداوند خواهان تلاش آدميان براى دستيابى به كردارهاى شايسته و عقايد صحيح

و الوزن يومئذ الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 4،6،7

4 - خداوند پس از خلقت آدم(ع)، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

6 - وجود فاصله زمانى ميان صورت دهى به منشأ انسانها و فرمان سجده بر آدم(ع)

ثم صورنكم ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

7 - همه فرشتگان پس از فرمان خدا، بر آدم(ع) سجده كردند.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 2

2 - ابليس، همچون فرشتگان، مورد خطاب خداوند در فرمان سجده بر آدم بود.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. ما منعك ألا تسجد إذ أمرتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 19 - 1

1 - خداوند به آدم(ع) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت گزينند.

و يأدم أسكن أنت و زوجك الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 12

12 - اوامر، نواهى، هشدارها و توبيخهاى خداوند همواره در جهت رشد و تربيت انسانهاست.

و ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 1

1 - خداوند به آدم، حوا و شيطان فرمان داد تا از بهشت به زمين فروآيند.

قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

مفعول «اهبطوا» به قرينه «و لكم فى الأرض مستقر» كلمه «الأرض» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 8

8 - خداوند هرگز به انجام كارهاى پليد و زشت فرمان نداده است و نخواهد داد.

قل إن الله لا يأمر بالفحشاء

به كارگيرى فعل مضارع (لا يأمر) در جواب فعل ماضى (أمرنا) براى رساندن اين معناست كه خداوند در هيچ زمانى (گذشته و حال و آينده) امر به زشتيها ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 1

1 - خداوند به رعايت قسط (عدل و انصاف) فرمان داده، نه به ارتكاب فحشا و زشتى

إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 54 - 10

10 - خورشيد و ماه و ستارگان ، آفريده هاى خداوند و مقهور امر و اراده او

خلق السموت . .. و الشمس و القمر و النجوم مسخرت بأمره

كلمه «الشمس» و ما بعد آن، عطف به «السموت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 12

12 - خداوند در هيچ آيينى به پرستش معبودى جز خود فرمان نداده است .

ما نزل اللّه بها من سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 3

3 - فرمان هاى خداوند برخاسته از ربوبيت او و براى رشد و تعالى انسانهاست .

عن أمر ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 1،2

1 - خداوند پس از جادوگرى ساحران به موسى فرمان داد تا عصاى خويش را در صحنه مبارزه ر ها سازد .

و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك

2 - خداوند ، فرمانش را ( افكندن عصا ) از طريق وحى به موسى ابلاغ كرد .

و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 143 - 11

11 - خداوند در پاسخ به درخواست موسى ( ع ) ( رؤيت خدا ) از وى خواست تا به كوه مقابل خويش نظر افكند و اثر تجلى خداوند را بر آن مشاهده كند .

قال لن ترنى و لكن انظر إلى الجبل

«ال» در «الجبل» عهد حضورى است ; يعنى: انظر إلى هذا الجبل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 8،9،10

8 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا پيام هاى او را دريافت كند و فراگيرد و اعمال و رفتارش را بر اساس آنها استوار سازد .

فخذ ما ءاتيتك

«أخذ» (مصدر «خذ») به معناى گرفتن است و گرفتن پيامهاى الهى به اين است كه انسان آنها را فراگيرد و به آنها عمل كند.

9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين

10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات

قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 8

8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 1

1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 9،10،11

9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.

11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 2،6،7

2 - فرمان به سكونت گزيدن در آبادى بيت المقدس ، فرمانى بود از جانب خدا به بنى اسرائيل

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

كلمه «قيل» به صورت مجهول آمده و فرمان دهنده ذكر نشده است، ولى از جمله «نغفر لكم . .. » به دست مى آيد كه فرمان دهنده خداوند است.

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى

بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 3

3 - خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست تا از يهوديان ، سرگذشت مردم ايله را جويا شود .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 4

4- فرمان خداوند و خواست او كافى در تبديل شدن موجودى به موجود ديگر

قلنا لهم كونوا قردة خسئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 6،7

6 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا احكام و معارف تورات را فراگيرند و آنها را همواره به خاطر بسپارند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته باشد و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه» يعنى محتواى تورات را فراگيرد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

7 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف دعوت خداوند از بنى اسرائيل به پذيرش تورات

خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 5

5 - خداوند پس از شناساندن خود به انسان ها از آنان خواست تا بر ربوبيت خدا و عبوديت خويش گواه باشند .

و أشهدهم على أنفسهم ألست بربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 1

1 - خداوند به پيامبر خويش فرمان داد تا داستان بلعم باعورا را براى مردم بيان كند .

و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا

بسيارى از م---فسران بر اين باورند كه مقصود از «الذى ءاتينه . .. » بلعم، فرزند باعورا، است كه در زمان حضرت موسى(ع) مى زيسته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 4

4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 6

6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .

فادعوهم فليستجيبوا لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 8

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 199 - 1،3

1 - خداوند پيامبرش را به پيشه ساختن عفو از خطاكاران فرمان داد .

خذ العفو

«أخذ» (مصدر خذ) به معناى گرفتن و از چنگ ندادن است كه به مناسبت مورد، كنايه از ملتزم شدن مى باشد. بنابراين «خذ العفو» يعنى عفو و گذشت را از چنگ مده و بدان ملتزم باش.

3 - خداوند از پيامبرش خواست تا با جاهلان و سفيهان مدارا كند و كردار جاهلانه آنان را ناديده انگارد .

و أعرض عن الجهلين

«اعراض» به معناى روى گرداندن است و رويگردانى گاهى كنايه از مدارا كردن و ناديده گرفتن است و گاهى به معناى بى اعتنايى كردن و دورى گزيدن. با توجه به صدر آيه مى توان گفت مراد از اعراض، معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 3

3 - پناه خواستن از خدا به هنگام مواجه شدن با وسوسه هاى شيطان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إما ينزغنك . .. فاستغذ باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 4

4 - خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .

هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له

برداشت فوق مبتنى بر اين است ك---ه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 1،3

1 - خداوند از پيامبرش خواست تا متوجه مقام ربوبى وى بوده و او را در دل و جان خويش ياد كند .

و اذكر ربك فى نفسك

3 - خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست تا لب به ذكر او گشايد و زبانش را به ياد او مترنم سازد .

و اذكر ربك . .. دون الجهر من القول

برداشت فوق بر اين اساس است كه «دون الجهر . .. » عطف بر «فى نفسك» باشد. بر اين مبنا آيه شريفه اشاره به دو گونه ذكر دارد: ذكر قلبى كه «فى نفسك» آن را بيان مى كند، ذكر زبانى كه «دون الجهر من القول» به آن اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 12

12 - لزوم اطاعت از تمامى دستورات خدا و رسول وى

و أطيعوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 2

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8،9

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

9 - فرمان خداوند به مبارزه با كفر و شرك و به وجود آوردن صحنه مبارزه ، از اسباب تحقق اراده خداوند براى اظهار حق و نابودى كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

خداوند در برابر مؤمنان كه خواهان هجوم به كاروان تجارى قريش بودند، خواست تا آنان با لشكريان كفر درآويزند و به جهاد با آنان

بپردازند و همان را نيز مقدر ساخت و بيان داشت كه احقاق حق در پرتو آن حاصل مى شود. بنابراين مراد از «بكلمته» همان فرمان به جهاد و تحقق يافتن صحنه مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 2

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 - مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 20 - 2،3،6

2 - فرمان هاى خدا و رسولش داراى هويتى واحد ، و پيروى از خداوند در گرو پيروى از رسول اوست .

أطيعوا اللّه و رسوله و لا تولوا عنه

چون جمله «و لاتولوا عنه» (از رسول خدا و فرمانهاى او اعراض نكنيد)، توضيح و تأكيدى براى جمله «أطيعوا اللّه و رسوله» است و در اين جمله تنها اعراض از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح شده، دو نكته استفاده مى شود: يكى اينكه فرمانهاى خدا و رسول او داراى هويت واحد است ; دوم اينكه اطاعت از خداوند در گرو اطاعت از رسول اوست.

3 - مؤمنان در معرض تخلف از دستورات خدا و رسول و نيازمند هشدار

يأيها الذين ءامنوا . .. و لا تولوا عنه

6 - ناديده گرفتن فرمان هاى خدا و رسول پس از دريافت آن ، امرى ناپسند و به دور از خرد

و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون

مراد از شنيدن، به قرينه آيه بعد، فهميدن و اذعان كردن است و جمله حاليه «و أنتم تسمعون» به منزله بيان دليلى بر لزوم اطاعت و پرهيز از رويگردانى است. يعنى شما خود دستورات خدا و رسول او را مى شنويد و بدان باور داريد، پس چگونه مى توانيد از آن اعراض كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 2

2 - دين و تعليمات و رهنمود هاى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مايه حيات واقعى انسان

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

مراد از «ما» در «لما يحييكم»، تمامى تعليمات و معارف و رهنمودهاى خدا و رسول اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 4

4 - نبرد با كافران تا حاكميت يافتن دين خدا در جهان ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى . .. يكون الدين كله للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 1،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا در صورت تسلط بر يهوديان پيمان شكن و جنگ آفرين ، آنان را به گونه اى مجازات كند كه زمينه پراكنده شدن ديگر دشمنان فراهم آيد .

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم من خلفهم

تشريد به معناى پراكنده ساختن و كوچ دادن است. «باء» در «بهم» سببيه است كه به دليل «فى الحرب» كلمه اى همانند قتل و يا مجازات در تقدير مى باشد. و مراد از «من خلفهم» يهود و يا ديگر دشمنانى است كه از مدينه و يا اطراف آن به فتنه گرى مى پرداختند. بنابراين جمله «فشردبهم» چنين معنا مى شود: اى پيامبر با مجازات سنگين كه بر يهوديان پيمان شكن تحميل مى كنى، ديگر دشمنان را متفرق ساز و پراكنده كن.

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 1

1 - خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1

1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 3

3 - دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابلاغ الغاى پيمان عدم تعرض ، به مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 3

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1،4،6،7،8

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

6 - فرمان كمين كردن در تمامى كمينگاه ها براى ضربه زدن به رهگذران مشرك صدر اسلام

و اقعدوا لهم كل مرصد

7 - دستور آزادى مشركان ( آنانى كه به خاطر تخلف از فرمان منع سير و سياحت در غير ماه هاى حرام اسير مى شدند ) در صورت پذيرش توحيد و گرايش آنان به اسلام

و خذوهم . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة ... فخلّوا سبيلهم

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 1،5

1 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن مشركانى كه پس از انقضاى مهلت چهار ماهه ، به منظور شنيدن پيام وحى ، درخواست ملاقات كنند .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره

«استجارة» به معناى درخواست جوار و همسايگى است. درخواست جوار از سوى مشركان پس از انقضاى مهلت چهار ماهه - به قرينه «حتى يسمع كلام اللّه» - درخواست رسيدن به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور استماع دعوت آن حضرت و تحقيق پيرامون وحى است.

5 - دستور الهى مبنى بر رساندن مشركان به مراكز امن خودشان ، پس از استماع و دريافت پيام وحى از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 8

8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 29 - 1

1 - فرمان خدا به نبرد با اهل كتاب ، به دليل عدم ايمان آنان به خدا و آخرت و عدم پرهيزشان از محرمات الهى و پايبند نبودن به دين حق

قتلوا الذين لا يؤمنون . .. من الذين أوتوا الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 11

11 - فرمان خداوند به نبرد با تمامى مشركان محارب و پاكسازى زمين از لوث وجود آنان

و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم كافة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 1

1 - فرمان خداوند به بسيج همه مسلمانان صدر اسلام براى جهاد در راه خدا ، هر چند فاقد تجهيزات كافى نظامى باشند .

انفروا خفافاً و ثقالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1

1 - نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 17

17 - حكم خداوند به طرد كامل منافقان ، نتيجه مواضع عقيدتى و نيز عملكرد خود آنان بود .

لاتصل . .. إنهم كفروا ... و ماتوا و هم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 1،16

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گرفتن صدقه ( زكات ) از اموال مردم

خذ من أمولهم صدقة

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 1،5

1 - فرمان الهى به مؤمنان در اسلام مبنى بر مبارزه و پيكار با جوامع كفرپيشه همجوار خويش

يأيها الذين ءامنوا قتلوا الذين يلونكم من الكفار

5 - فرمان الهى به غفلت نورزيدن جامعه اسلامى از خطر نفوذ و كارشكنى دشمنان همجوار

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 1،5،8،10

1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح

شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».

5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .

و اجعلوا بيوتكم قبلة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.

8 - خداوند ، بنى اسرائيل را به بر پا داشتن نماز مكلف فرمود .

و أقيموا الصلوة

10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 2

2 - دريا ، جسد بى جان فرعون را به دستور خداوند ، همان روز غرق ، بيرون انداخت .

فاليوم ننجيك ببدنك

كلمه «اليوم» ظرف متعلق به «ننجيك» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 1

1- خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .

أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 1،5،14

1- نوح ( ع ) در پى فرمان خداوند ، به ساختن كشتى پرداخت .

واصنع الفلك . .. و يصنع الفلك

در كلام عرب ، گاهى فعل مضارع به جاى فعل ماضى به كار مى رود و منظور از آن ترسيم حادثه هاى گذشته است به گونه اى كه گويا پيش روى مخاطبان قرار دارد. در آيه شريفه نيز ، فعل «يصنع» به همين منظور به جاى «صنع» استعمال شده است.

5- نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه

بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.

14- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان

نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 2،3،4

2- حادثه طوفان نوح ، حادثه اى بس بزرگ و برخاسته از فرمان خداوند بود .

حتّى إذا جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب است و اضافه آن به «نا» براى بيان عظمت عذاب (طوفان) مى باشد و آوردن «أمر» به جاى «عذاب» مى رساند كه آن عذاب به فرمان خدابوده است.

3- خداوند ، زمان بارگيرى كشتى نوح و سوار شدن بر آن را تعيين كرد .

حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل فيها

4- جوشش شديد آب از تنورى خاص ، پس از فرمان الهى به نزول عذاب بر قوم نوح

حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور

«تّنّور» - كه در فارسى بدون تشديد تلفظ مى شود - جايى است كه در آن نان پخته مى شود. فوران (مصدر فار) به معناى بيرون آمدن و جوشش كردن است. اسناد جوشش به تنور همانند «جرى الميزاب» حاكى از فوران شديد آب است. «ال» در «التّنّور» عهد ذهنى است و از آن تنورى خاص اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 6

6- حادثه طوفان نوح ، عذابى برخاسته از فرمان خدا

لا عاصم اليوم من أمر الله

مراد از «أمر الله» همان حادثه طوفان و عذاب نازل شده بر قوم نوح است. تعبير كردن از عذاب به «أمر الله» بيانگر آن است كه آن عذاب به امر و فرمان الهى ، تحقق يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 1،2،4،11

1- خداوند ، درپى غرق شدن كافران قوم نوح ، به زمين فرمان داد تا آب هاى خود ( آب هاى زيرزمينى ) را فرو برد .

فكان من المغرقين. و قيل يأرض ابلعى ماءك

مراد از «ماءك» آبهايى است كه تا پيش از طوفان در منابع زيرزمينى وجود داشت و به امر خداوند بر سطح زمين ظاهر شده بود. اضافه كلمه «ماء» به ضمير «ك» گوياى اين معناست.

2- پس از حادثه طوفان نوح و غرق شدن كفرپيشگان ، آسمان از ناحيه خداوند فرمان يافت تا از بارش باز ايستد .

فكان من المغرقين. و قيل ... يسماء أقلعى

اقلاع (مصدر أقلعى) به معناى خوددارى كردن است. مراد از خوددارى كردن آسمان - به قرينه مقام - قطع باران مى باشد.

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

11- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال الله تعالى للأرض : « ابلعى ماءك » فبلعت ماءها من مسجد الكوفة كما بدأ الماء منه و تفرّق الجمع الذى كان مع نوح فى السفينة . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه خداوند [در طوفان نوح ]به زمين گفت: «آب خود را فرو ببر». زمين آب خود را از مسجد كوفه فرو برد، همان گونه كه از آن جا هم آغاز به بيرون آمدن كرده بود و گروهى كه با نوح در كشتى بودند متفرق شدند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 1

1- خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .

واستوت على الجودى . .. قيل ينوح اهبط

«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» - به قرينه «استوت على الجودى» - كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 5،6

5- دخل و تصرف فرشتگان در جهان ، به امر خدا و پرتوى از فعل اوست .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. فلما جاء أمرنا جعلنا عليها سافلها

6- زير و زبر كردن ديار قوم لوط و بارش سنگ بر آنان ، عذابى برخاسته از امر خداوند

فلما جاء أمرنا جعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليها حجارة

مراد از «أمرنا» عذاب الهى است. تعبير كردن از «عذاب» به «أمر» براى رساندن اين معناست كه: عذاب نازل شده ، برخاسته از امر و فرمان خداوند بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 10

10- عذاب هاى نازل شده بر مشركان ، برخاسته از فرمان خداوند است .

لما جاء أمر ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 1

1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به استقامت و پايدارى بر توحيد و پرستش خدا ، فرمان داد .

فاستقم كما أُمرت

متعلق «استقم» ذكر نشده تا حكايت از عموم داشته باشد; ولى از آن جا كه بحث آيات پيشين درباره توحيد و پرستش خدا بود ، در برداشت فوق از آنها نام برده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 23

23- حوادث و مراحل زندگانى يوسف ( ع ) ، به تدبير و فرمان خداوند تحقق مى يافت .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. والله غالب على أمره

از مصداقهاى مورد نظر براى «أمره» - به قرينه «كذلك مكّنّا ليوسف» - تدبير امور يوسف(ع) است. برخى برآنند كه ضمير در «أمره» به يوسف برمى گردد. بر اين اساس جمله «والله غالب على أمره» (خداوند بر امور يوسف(ع) غلبه دارد و تدبير امور او در اختيار خداست) در برداشت فوق صراحت بيشترى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 14،15

14- لزوم عبادت خدا و ضرورت پرهيز از پرستش غير او ، فرمان خداوند به انسانهاست .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 4،5

4- حوادث خطرآفرين و مشكل زا ، از ناحيه خداوند است و به فرمان او جريان دارد .

يحفظونه من أمر الله

«من» در «من أمر الله» مى تواند سببيه باشد. در اين صورت «يحفظونه من أمر الله» ; يعنى، او را حفظ مى كنند و اين به خاطر فرمان خداوند به آن فرشتگان است. و مى تواند به معناى «در برابر» باشد. بر اين مبنا مراد از «أمر الله» حوادث و خطرهاست و چون اينها به فرمان خدا تحقق يافته اند، به آن «أمر الله» گفته شده است. بر اين اساس «يحفظونه من أمر الله» ; يعنى، اورا از خطرها حفظ مى كنند.

5- فرشتگان به فرمان خداوند آدميان را از حوادث و خطر ها محافظت مى كنند .

يحفظونه من أمر الله

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» سببيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 1

1- خداوند ، انسان ها را به رعايت عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

الذين يوفون بعهد الله

«عهد» به معناى پيمان است و مراد از «عهدالله» (پيمان خدا) مى تواند وظايف و تكاليفى باشد كه خداوند آنها را بر عهده انسانها گذاشته است و مى تواند مراد از آن تعهداتى باشد كه آدمى خويشتن را ملتزم به رعايت آن كرده است و به گونه اى - همانند سوگند به خدا و . .. - آنها را به خداوند مرتبط كرده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 1

1- خداوند به برقرار كردن پيوندهايى فرمان داده و رعايت آنها را بر آدميان واجب كرده است .

والذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل

«أن» مصدريه و «أن يوصل» بدل براى ضمير در «به» است. مراد از «ما أمرالله ...» پيوندهايى نظير صله رحم، پيوند ولايت ميان اهل ايمان، پيوند ولايت ميان پيشوايان بر حق و امت اسلامى و... است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 1،5

1- خداوند انسان ها را به عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

والذين ينقضون عهد الله

مراد از «عهد الله» - چنان چه در آيه 20 گذشت - عهدها و پيمانهايى است كه خداوند با انسانها دارد و يا عهدها و پيمانهايى است كه آدميان با خداوند مى بندد.

5- خداوند به برقرار كردن پيوندهايى فرمان داده و رعايت آنها را بر آدميان واجب كرده است .

والذين . .. يقطعون ما أمر الله به أن يوصل

براى توضيح عبارت «ما أمر الله» به آيه 21 ذيل برداشت شماره 1 رجوع شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 12

12- حركت كشتى ها و رام بودن آنها براى انسان ها به فرمان خداوند است .

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 2

2- صعود و عروج ملائكه ، به دستور خداوند است .

ما ننزّل الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 4،11

4- پديد آمدن روح و حيات در انسان ها ، به امر ويژه خداوند است .

و نفخت فيه من روحى

از اينكه خداوند، افاضه حيات به بشر را به خود اسناد داده است، مى تواند گوياى نكته فوق باشد.

11- دستور خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

و إذ قال ربّك للملئكة . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1،2

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

2- فرشتگان در برابر فرمان الهىِ سجده بر آدم ( ع ) ، بى چون و چرا آن را اجرا كردند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 34 - 1،2

1- فرمان خداوند به ابليس براى خروج از آسمان ، در پى تمرد وى از دستور سجده بر آدم ( ع )

قال فاخرج منها

برداشت فوق، مبتنى بر دو احتمال است:1. مرجع ضمير «منها» «سماوات» باشد، اگرچه در كلام ذكر نشده است. 2. به قرينه اينكه ابليس از زمره ملائكه بوده و جايگاه آنان هم در آسمانهاست.

2- خداوند ، در پى تمرد ابليس از فرمان خدا ، او را از زمره فرشتگان بيرون راند .

قال فاخرج منها

اين برداشت، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «منها» - همان گونه كه مفسران احتمال داده اند - «زمرة الملائكة» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 2

2- باقى ماندن همسر لوط ( ع ) در ميان عذاب شدگان قوم لوط ، به تقدير و دستور خدا بود .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغبرين

ترديدى نيست كه همه مقدرات به دست خداوند است و انتساب تقدير (قدّرنا) به فرشتگان، مى تواند به خاطر اين باشد كه آنان مجرى اين تقدير بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 3

3- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چارچوب فرمان هاى خداوند بود .

فاصدع بما تؤمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 1

1- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عبادت پروردگار تا پايان عمر

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يقين»، مرگ باشد; چنان كه در آيه 47 از سوره «مدثر» از مرگ به «يقين» تعبير شده است. گفتنى است تعبير «آمدن» (يأتى) به جاى «تحصيل يقين» مى تواند مؤيد همين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 1،10

1- صدور فرمان پيروزى اسلام و توحيد و خذلان شرك و مشركان از جانب خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «أمر» به معناى فرمان باشد; اما اينكه فرمان در باره چه چيزى است، ذيل آيه (سبحانه و تعالى عما يشركون) مى تواند قرينه باشد بر اينكه آن امر در باره شرك و شكست و خذلان آن و پيروزى توحيد است.

10- « عن بعض أصحابنا عن أبى عبدالله ( ع ) قال : سألته عن قول الله : « أتى أمر الله فلاتستعجلوه » قال : . . . ان الله إذا أخبر أن شيئاً كائن فكأنه قد كان ;

يكى از اصحاب گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «أتى أمر الله فلاتستعجلوه» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: . .. هر گاه خداوند خبر دهد كه چيزى انجام شدنى است، انجام شده تلقى مى گردد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 3

3- فرود آمدن ملائكه بر بندگان منتخب خداوند ، به فرمان اوست .

ينزّل الملئكة بالروح من أمره

از معانى «أمر» فرمان و دستور است و «من» مى تواند به معناى «با» باشد. در اين صورت معناى «من أمره»; يعنى، به امر و فرمان خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 3

3- ستارگان ( ثوابت و سيارات ) به فرمان خداوند رام و مسخر شده اند .

و النجوم مسخّرت بأمره

«نجم» به معناى ستاره است. لازم به ذكر است كه «نجم» به كليه اجرام درخشنده آسمان گفته مى شود چه ثابت باشند چه سيار; و چه از خود نور داشته باشند و يا نور آنها اكتسابى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 1

1- فرمان خداوند به كافران ، براى وارد شدن به جهنّم پس از مرگ آنان

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ... فادخلوا أبوب جهنّم

«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (توفى) عطف داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 3

3- نزول عذاب به امر خداوند است .

أو يأتى أمر ربّك

ممكن است متعلق «أمر» عذاب باشد، چنان چه مفسّران نيز تصريح كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 4،4،7

4- تكوّن و پيدايش موجودات پس از دو مرحله تصميم ( قضا ) و فرمان خداوند است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

4- تكوّن و پيدايش موجودات پس از دو مرحله تصميم ( قضا ) و فرمان خداوند است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

7- اراده خداوند بر فرمانش مقدم است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 7،8

7- ترس از خداوند ، زمينه ساز انجام فرمان هاى اوست .

يخافون ربّهم . .. و يفعلون ما يؤمرون

8- ترس از خداوند و انجام بى چون و چراى فرمان هاى او ، امورى پسنديده و مطلوب است .

يخافون ربّهم . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 1

1- خداوند به رعايت عدل ، احسان و بخشش به خويشاوندان ، فرمان مى دهد .

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول الله : « إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها » قال : تفسير ها أمرنا أكابرها ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها» روايت شده است كه فرمود: تفسير آيه، اين است كه ما به بزرگان آن ديار امر مى كنيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 3

3- فرمان خداوند به توحيد عبادى ، فرمانى در جهت رشد و تكامل انسانها

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه

«ربّ» در اصل به معناى «تربيت» است (مفردات راغب). آمدن اين صفت به جاى ديگر صفات خداوند، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 7

7- خداوند خواهان تواضع و رحمت قلبى فرزندان به پدر و مادر است و نه صرفاً خدمات ظاهرى به آنان

و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة . .. ربّكم أعلم بما فى نفوسكم

خداوند در آيات قبل دستور به احسان به والدين و فروتنى از سر رحمت در برابر آنها را داده است و در اين آيه مى فرمايد: «به نيات درونى شما آگاهى دارد». ذكر آگاهى به نيات پس از دستور ياد شده، مى تواند به اين منظور باشد كه: فروتنى بايد خالصانه و قلبى باشد و نه ظاهرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 1

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش

انظر كيف ضربوا لك الأمثال

جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن - به قرينه آيه قبل - نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 2،3،14

2- فرمان خداوند به سجده همه فرشتگان بر آدم ( ع )

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

3- همه فرشتگان جز ابليس ، از امر الهى به سجده بر آدم ( ع ) اطاعت كردند .

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

14- همه فرشتگان به جز ابليس ، به فرمان الهى در برابر آدم ( ع ) خضوع كرده و او را مورد تكريم خويش قرار دادند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، با توجه به ريشه لغوى «سجده» است كه به معناى «خضوع» و «تذلل» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 1

1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح

أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر

«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى

لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه شب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 1

1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد بيدار شدن در بخشى از شب ، براى اقامه نافله شب

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 3،17

3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل

أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.

17- رهنمود الهى به طلب قدرت و توانى سازنده و اصلاحگر نه مخرب و فسادانگيز

و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا

لام در «لى» لام انتفاع است و اشاره به اين جهت دارد كه هر قدرتى، در جهت منافع انسان نيست; بنابراين، بايد خواهان قدرتى بود كه تأمين كننده مصالح انسان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 1

1- فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اعلام غلبه حتمى حق و اضمحلال قطعى باطل ، به مشركان مكه

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 23

23- ياد خداوند ، در صورت فراموش كردن كارى و انتظار كمك از او براى شناسايى و انجام دادن كارى بهتر ، خصلتى پسنديده و مورد فرمان او است .

واذكّر ربّك إذا نسيت و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

«هذا» - در برداشت بالا - اشاره به مفعول محذوف «نسيتَ» است و مفاد آيه، اين است كه: «هرگاه، كارى را فراموش كردى، ياد

خدا كن و بگو: «اميد است كه پروردگارم، مرا، به كارى مفيدتر از اين، راهنمايى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 2،3

2- خداوند ، به همه فرشتگان فرمان داد تاآدم را سجده كنند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

«ال» در «الملائكة» براى استغراق است; يعنى: «همه ملائكه».

3- ملائكه ، به فرمان الهى در خدمت تنظيم حيات بشرند . *

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

اصل معناى سجود، تسليم و فروتنى است. ممكن است فرمان سجده در برابر آدم، به معناى گذاردن پيشانى به زمين نباشد، بلكه معناى آن، انقياد و تسليم آنان در برابر آدم و تأمين نيازها و ديگر امور لازم او باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 17

17- همه كار هاى شگفت خضر ( ع ) ، به فرمان خداوند صورت گرفت و ديدگاه شخصى او در آن دخالتى نداشت .

رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى

ضمير مفعولى در «مافعلته» به قرينه ذيل آيه، به جامعِ تمام ماجراها برمى گردد، نظير «آنچه ديدى» يا «آنچه انجام دادم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 3

3- خداوند ، فهم كامل و همه جانبه كتاب آسمانى ( تورات ) و عمل قاطعانه بر طبق آن را ، به يحيى ( ع ) فرمان داد .

ييحيى خذ الكتب بقوّة

«ال» در «الكتاب» عهد است و ممكن است مراد همان تورات باشد; زيرا كتاب ديگرى كه بر يحيى(ع) نازل شده باشد شناخته شده نيست. فرمان «خذ» كنايه از فهم و تدبر كامل است و «بقوّة» كه حال براى فاعل «خذ» مى باشد، به معناى نيرومندى هم در مقام علم و فراگيرى و هم در مقام عمل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 22 - 1

1- حضرت مريم ( س ) به فرمان و خواست خداوند ، بدون هيچ آميزش جنسى به عيسى ( ع ) حامله شد .

فحملته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 6

6- عيسى ( ع ) ، كلمه خداوند و پديدار شده به فرمان او بود .

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ

منصوب بودن «قول» ممكن است به جهت حال بودن آن باشد و نيز محتمل است كه منصوب به فعل مدح محذوف باشد. براساس اين دو احتمال، مراد از «قول الحقّ» گفتار خداوند در خلقت عيسى(ع) (فرمان «كن») است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 8

8- آفرينش هر موجود درگرو تقدير خدا و فرمان او به تحقق آن است .

إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 1،2

1- تاريخ پيامبران و دعوت هاى توحيدى آنان ، معارفى الهى است كه فرشتگان آن را به امر خداوند و با برنامه اى زمان بندى شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ كرده اند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

اين آيه و آيه بعد - به قرينه «فاعبده و اصطبر لعبادته» در آيه بعد - تذييلى بر آيات پيشين و گوياى اين نكته است كه: آنچه گفته شد، به امر خداوند بر تو نازل شده است و واسطه وحى در اين زمينه از خود هيچ نقشى ندارد. بنابراين همچون پيامبرانى كه سرگذشت آنان برتو خوانده شد، به عبادت خداوند بپرداز و بر آن پايدار بمان.

2- نزول فرشتگان ، تنها به امر پروردگار است .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 2

2- گفته ها و ادعا هاى نارواى آدميان ، به فرمان خداوند نوشته و ثبت مى گردد .

كلاّ سنكتب ما يقول

«سنكتب ما يقول» به قرينه حرف «سين» در «سنكتب» و مضارع بودن «يقول»، مربوط به گفتار ناروايى است كه در آينده از شخص كافر صادر مى شود; ولى از دخيل نبودن زمان آينده در استحقاق مجازات، مى توان فهميد كه ثبت گفتار گذشته او نيز مورد نظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 12 - 4

4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .

فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 13 - 4

4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 6

6 - تأكيد بر لزوم عبادت خداوند و پرهيز از پرستش غير او ، اولين تذكر خداوند به موسى ( ع ) در آغاز نبوت او

لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 19 - 1

1 - خداوند در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصاى خويش را بر زمين بيفكند .

قال ألقها يموسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 1

1 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد عصاى تبديل شده به مار را بدون ترس از زمين برگيرد .

قال خذها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 22 - 1

1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .

واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى

«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 2

2 - خداوند ، موسى ( ع ) را به حركت به سوى فرعون و بازداشتن او از طغيان گرى ، فرمان داد .

اذهب إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 2

2 - خداوند ، مادر موسى را به نهادن او در صندوق و افكندن آن به رود نيل ، فرمان داد .

أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ

مدلول «قذف» پرتاب كردن و افكندن است (مقاييس اللغة) و «اقذفى» كه هم در مورد گذاردن موسى(ع) در صندوق و هم افكندن صندوق به آب، به كار رفته، گوياى اين است كه بايد موسى(ع) به گونه اى در صندوق قرار داده شده و به آب افكنده شود كه هر بيننده اى گمان كند آن را دور انداخته اند. «تابوت»، يعنى صندوق (نهايه ابن اثير) و «يمّ» به معناى دريا است و در آيه، مراد رود نيل است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 43 - 2

2 - حركت موسى و هارون ( ع ) به سوى فرعون و بازداشتن او از طغيان گرى ، فرمان مؤكد و مكرر خداوند به آن دو بود .

اذهب . .. اذهب أنت و أخوك ... اذهبا إلى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 1،3،13

1 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را به حضور بى باكانه و بى درنگ نزد فرعون و آگاه ساختن او از رسالت خويش فرمان داد .

لاتخافا . .. فأتياه فقولا إنّا رسولا ربّك

«فأتياه» عطف بر «لاتخافا» و تفريع بر آن است. يعنى حال كه امنيت و حفاظت شما تأمين گرديد بدون ترس و نگرانى نزد فرعون برويد. «فاء» عاطفه براى تعقيب است و دلالت دارد كه نبايد بين دو كار فاصله غير متعارفى وجود داشته باشد.

3 - آزادى بنى اسرائيل و گسيل داشتن آنان با موسى و هارون ( ع ) ، نخستين خواسته آن دو از فرعون بود .

فقولا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل

13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .

قد جئنك ب--َاية

«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 1

1 - پس از ارائه سِحر ساحران فرعون ، خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصايش را بر زمين بيندازد .

و ألق ما فى يمينك

مراد از «ما فى يمينك»، عصاى موسى(ع) است كه در آيات پيشين در پاسخ «ما تلك بيمينك» از زبان موسى(ع) بيان شده بود. تصريح به اين وصف، براى موسى(ع) خاطره آن پرسش و پاسخ را تجديد كرده و مايه اطمينان بيشتر او بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 5

5 - متلاشى شدن كوه ها در قيامت ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و به فرمان او است .

فقل ينسفها ربّى نسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 106 - 4

4 - تبديل كوه ها به زمينى مسطح و هموار در آستانه قيامت ، كار خداوند و به فرمان او است .

ينسفها ربّى . .. فيذرها قاعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 2،7

2 - فرشتگان ، به فرمان خداوند ، موظف به سجده براى آدم و خضوع در برابراو شدند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

7 - آفرينش ملائكه و ابليس ، بر آفرينش انسان ها مقدم بود .

للملئكة اسجدوا . .. إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 1

1- آتش به فرمان خداوند ، بر ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت ( مطبوع و بى آسيب ) گرديد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

فرمان خداوند به سلامت شدن آتش بر ابراهيم(ع)، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نه تنها آتش بايد بر آن حضرت سرد باشد و او را نسوزاند; بلكه سردى آن به گونه اى و به اندازه اى باشد كه كاملاً مطبوع، دلپذير و بى آسيب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 1

1 - فراخوانى مردم به حج از سوى حضرت ابراهيم ( ع ) به فرمان خداوند

و أذّن فى الناس بالحجّ

«تأذين» (مصدر «أذّن») به معناى اعلان و ندا در دادن است; يعنى، «اى ابراهيم! به ميان مردم برو و آنان را به حج و زيارت بيت اللّه، فرا بخوان».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا ، به اذن خدا و تحت فرمان او است .

و الفلك تجرى فى البحر بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 7

7 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد كه از مشركان بخواهد به جاى ستيزه جويى با وى و مخالفت با حدود و مقررات الهى ، به سوى خداى يگانه بازگردند و به پرستش او برخيزند .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 8

8 - تهديد شدن مشركان كينه توز به آتش دوزخ ، از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به دستور خداوند

قل أفأنبّئكم بشرّ من ذلكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 5،9

5 - طوفان نوح ، به امر و اراده الهى بود ، نه يك رخداد طبيعى

فإذا جاء أمرنا . .. من كلِّ زوجين اثنين

قصود از «أمرنا» فرا رسيدن عذاب طوفان است. «فار» مشتق از «فوران» و «تنّور» همان تنور مى باشد^. «سلوك» (مصدر «اسلك») به معناى ادخال و وارد كردن است. «زوجين»(مفعول «اسلك»); يعنى، دو رأس كه هر يك جفت ديگرى باشد (يك نر و يك ماده). «اثنين» نيز تأكيد «زوجين» است. با توجه به اين كه مضاف اليه «كلّ» محذوف است («من كلّ حيوان») معنا چنين مى شود: پس هرگاه فرمان ما در رسيد و آب از تنور فوران كرد، از هر حيوانى دو تا (يكى نر و يكى ماده) با خانواده ات - به جز آن كسى كه حكم عذاب، پيش از اين بر او صادر شده است - در كشتى وارد كن.

9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .

فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 48 - 4

4 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر مبناى فرمان ها و دستورات خدا بود .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم

آيه شريفه، پيش از آن كه منافقان را موظف سازد كه به داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تن دهند، آنان را به پذيرش حكم خدا فرا خوانده است. اين فراخوانى مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه حكم خدا، محور داورى ها است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم موظف بود براساس آن قضاوت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 3

3 - رهنمود ها و فرمان هاى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، هماهنگ با رهنمود ها و فرمان هاى الهى در قرآن

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

فرمان خداوند به اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) - به صورت مستقل و جداگانه - نشان دهنده اين حقيقت است كه رهنمودها و فرمان هاى آن حضرت، با آنچه كه خدا فرموده بود، هماهنگ مى باشد; زيرا معقول نيست كه خداوند بر ضد كلام خود فرمان دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 1

1 - فرمان الهى به موسى و هارون ( ع ) مبنى بر مواجهه مستقيم با فرعون و اعلام رسالت خويش به وى

فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين

«اَتْى و إتيان» در اين جا به معناى حاضر شدن و خود را رساندن است. بنابراين «فأتيا فرعون»; يعنى، خود را به فرعون برسانيد و... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 3

3 - فرمان خداوند به حركت شبانه بنى اسرائيل ، طرحى براى بيرون كشاندن فرعونيان از سرزمينشان

أن أسر بعبادى . .. فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 69 - 1

1 - تلاوت ماجراى ابراهيم براى مردم ، فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اتل عليهم نبأ إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 1

1 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اظهار بيزارى از رفتار شرك آميز خويشاوندان خود در صورت امتناع از ايمان آوردن

و أنذر عشيرتك. .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

ضمير فاعل در «عصوك» به «عشيرة» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 1

1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر افكندن عصاى خويش

و ألق عصاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 1

1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده

و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 31 - 4

4 - ندا و فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر پيش آمدن و نترسيدن از عصاى مار شده خويش

يموسى أقبل و لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 1،7

1 - فرمان ديگر خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور مبنى بر بردن دست خويش به گريبان

اسلك يدك فى جيبك

7 - فرمان الهى به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر رفتن نزد فرعون و ابلاغ رسالت خويش به وى و مهتران حكومتش

إلى فرعون و ملإيْه

«إلى فرعون» متعلق به عامل محذوف بوده و تقدير آن چنين است: «اذهب إلى فرعون و ملإيْه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 9

9 - پيشنهاد آوردن كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات ، به كافران حق ستيز از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به فرمان خداوند

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى منهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 8

8 - حركت كشتى ها در دريا ها ، به امر خداوند است .

يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 10

10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .

أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور

«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 19

19 - ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد به امر خداوند بود .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 38 - 9

9 - صدور فرمان ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه پسرخوانده اش ، امرى حساب شده بوده است .

زوّجنكها . .. ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له ... و كان أمر اللّه قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 41 - 2

2 - همواره به ياد خداوند بودن ، فرمان خداوند به مؤمنان است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه ذكرًا كثيرًا

«ذِكْر» به معناى «در خاطر و ياد داشتن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 9

9 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اعلام اين كه او تحت ربوبيت خدا قرار دارد .

قل بلى و ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 10 - 4،7

4 - فرمان خداوند به كوه ها ، جهت هم صدا شدن با داوود ( ع ) در تسبيح خداوند

يجبال أوّبى معه

«أوّبى» (از مصدر «اوب») در اصل به معناى نوعى از بازگشت است (مفردات راغب) و مراد از آن - چنان كه مفسران نيز گفته اند - تكرار و رجوع در تسبيح گويى است.

7 - فرمان خداوند به پرندگان ، براى هم صدايى با داوود ( ع ) در تسبيح گويى

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و الطير

بنابراين احتمال كه نصب «الطير» به خاطر منادا بودن باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد. لازم به ذكر است كه با احتمال ياد شده، «الطير» عطف به محل «جبال» خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 9،3،1

9 - بشارت خداوند به داوود ( ع ) و قومش ، مبنى بر اعطاى پاداش عمل صالح به آنان

اعملوا صلحًا إنّى بما تعملون بصير

يادآورى آگاه بودن خدا از عمل داوود(ع) و قومش، پس از سفارش آنان به انجام عمل صالح، مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه عمل صالح آنان ناديده گرفته نشده و پاداش خواهد داشت.

3 - فرمان خداوند به داوود ( ع ) براى ساختن زره هايى با حلقه هاى متناسب و به اندازه از آهن

و ألنّا له الحديد . أن اعمل سبغت و قدّر فى السرد

«سرد»; يعنى، «نسج» و بافت (المنجد) و به معناى سوراخ هاى خشن مثل حلقه هاى آهنى است (مفردات راغب).

1 - فرمان خداوند به داوود ( ع ) ، براى ساختن زره هاى كامل از آهن

و ألنّا له الحديد . أن اعمل سبغت

«أن» براى تفسير بوده و در نقش «أى» است; يعنى، ما آهن را براى داوود نرم ساختيم به اين معنا كه با آهن زره بساز. گفتنى

است كه «سابغات» در لغت به معناى تام فراخ است (مفردات راغب) و صفت براى موصوف محذوف «دروع» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 10

10 - جنّيان تحت امر و اطاعت سليمان ( ع ) ، با فرمان خدا به تسخير او درآمده بودند .

و لسليمن . .. و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 4

4 - عذاب شدن ظالمان با آتش در روز قيامت ، به فرمان خداوند

نقول . .. ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 3

3 - فرمان خداوند به مبارزه با شيطان ، چونان برخورد با دشمن

فاتّخذوه عدوًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 1

1 - وزش باد ها ، تحت فرمان خداوند

و اللّه الذى أرسل الريح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 1

1 - گرد آمدن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان ، در عرصه قيامت به فرمان خداوند

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم و ما كانوا يعبدون

«ازواج» مى تواند به معناى «اقران» (هم نشينان و هم فكران) باشد و نيز مى تواند جمع «زوج» (به معناى همسر) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 1

1 - فرمان خداوند در قيامت ، مبنى بر راندن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان به راه دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان

وقفوهم إنّهم مسئولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 10،12

10 - ذبح فرزند ( اسماعيل ) براى ابراهيم ( ع ) ، يك مأموريت الهى بود .

أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر

12 - تسليم و انقياد كامل ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) ، در برابر فرمان خداوند

أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى قال يأبت افعل ما تؤمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 104 - 1

1 - نداى خداوند به ابراهيم ( ع ) ، پس از تسليم آن حضرت و فرزندش اسماعيل در برابر فرمان ذبح

فلمّا أسلما . .. و ندينه أن يإبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 7

7 - فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 76 - 11

11 - ابليس ، فرمان خداوند به سجده بر آدم ( ع ) را ، فرمانى نابه جا و برخلاف منطق و حكمت دانست .

فقعوا له سجدين . .. إلاّ إبليس استكبر ... قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته

از اين كه ابليس، بر به جا بودن سرپيچى اش از فرمان سجده بر آدم دليل آورده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 77 - 1

1 - فرمان خداوند به خروج ابليس از صف ملائكه ، در پى تمرد او از فرمان سجده بر آدم ( ع )

قال فاخرج منها

در اين كه مرجع ضمير «منها» چيست و مقصود از آن چه مى باشد; ميان مفسران بحث و گفت وگو درگرفته است. برخى آن را صف فرشتگان دانسته اند; چون ابليس پيش از آن با فرشتگان بود و به همراه آنان مكلف به سجده بر آدم شده بود. برخى ديگر آن را منزلت و مقامى دانسته اند كه ابليس و فرشتگان در آن قرار داشتند; يعنى، منزلت و مقام مقربان درگاه الهى. گفتنى است كه در اين باره تعبير «هبوط» در سوره ديگرى (قال فاهبط منها) به كار رفته و مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 11 - 2

2 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر عبادت و فرمان برى خالصانه او

أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين

واژه «دين» در چند معنا (جزا، عادت، ملت، اسلام، عبادت و طاعت) به كار مى رود (قاموس المحيط); ولى در اين جا - با توجه به اين كه مخاطبان آيات مورد بحث مشركان هستند و نيز در اين آيه واژه عبادت به كار رفته است - ممكن است به معناى عبادت و طاعت استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 6

6 - القاى وحى به پيامبران به فرمان خداوند بوده است .

يلقى الروح من أمره

«روح» در اصل به معناى مايه حيات و وسيله حيات بخش انسان است (قاموس المحيط); ولى طبق نظر مفسران در اين آيه در معناى كنايى به كار رفته و مقصود از آن وحى الهى است كه مايه حيات معنوى انسان ها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 3

3 - خداوند ، به آسمان و زمين فرمان داد تا - خواه يا ناخواه - در مسير تعيين شده به حركت در آيند و فرمان ببرند .

فقال لها و للأرض ائتيا طوعًا أو كرهًا

«طوع» به معناى رغبت و ميل و «كره» به معناى بى ميلى و عدم رغبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 7

7 - تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند مأمور تمسك به پيام وحى و پايدارى در راه دعوت به آن

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 14

14 - اقدام سريع و بى درنگ موسى ( ع ) به انجام رسالت الهى خويش ، پس از فرمان خداوند به او

لقد أرسلنا موسى . .. فقال إنّى رسول

از حرف «فاء»، مى توان استفاده كرد كه موسى(ع) پس از دريافت رسالت خويش، بى درنگ و بدون تأخير به انجام آن اقدام نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر وانهادن مشركان حق ناپذير در باتلاق فلسفه هاى پوچ و بازيگرانه خويش

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 1

1 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در وانهادن مشركان حق ناپذير به حال خويش

فاصفح عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 1

1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش

و اترك البحر رهوًا

«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 3

3 - حركت كشتى ها بر پهنه آب هاى دريا ، به امر و فرمان الهى

لتجرى الفلك فيه بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 5،8

5- دستور استغفار از گناه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و استغفر لذنبك

8- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آمرزش خواهى براى تمامى مردان و زنان با ايمان

و استغفر . .. للمؤمنين و المؤمنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 10

10- فرمان هاى خدا و دستور او به جهاد ، در جهت منافع خود انسان ها است .

فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 6

6- فرمان هاى صادر شده از شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند فرمان هاى وحى واجب الاتباع است . *

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

فرمان به اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، پس از فرمان به اطاعت از خدا - بدون هيچ قيد و تمايز - بيانگر معناى يادشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 37 - 2

2- بخل و امتناع انسان ها از انفاق تمامى اموال ، حتى در صورت تأكيد خداوند به انفاق آن

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا

بنابراين كه مراد از «أموالكم» در آيه قبل - كه مرجع ضمير «ها» در «إن يسئلكموها» است - تمامى اموال باشد، برداشت ياد شده استقاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 9

9 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در رد پيشنهاد غايبان از حديبيه ، براى شركت در جنگ خبير

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» مى تواند اخبار در مقام انشا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 5

5 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند فرمان خداوند ، لازم الاتّباع است .

لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 1

1 - فرمان ملامت بار خداوند به تكذيب كنندگان قيامت ، براى چشيدن حرارت دوزخ و تحمّل رنج آن

اصلوها

«صَلْىُ النار»; يعنى، چشيدن حرارت آتش و تحمل رنج آن. عبارت «اصلوها» (نظير آيه قبل) مى تواند كلام خداوند و يا سخن مأموران الهى باشد. در برداشت بالا، احتمال اول مورد نظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 1،12

1 - فرمان پايدارى و شكيبايى از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راستاى تبليغ دين

و اصبر لحكم ربّك

مراد از «لحكم ربّك» مى تواند حكم رسالت و تبليغ دين باشد. در اين صورت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شده است تا در برابر اذيت و آزار تكذيب كنندگان، صبر پيشه كند و تحمل خويش را از دست ندهد.

12 - دستور اقامه نماز ظهر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «سبّح بحمد. ..»، نماد نماز و «حين تقوم» نظر به برخاستن از خواب نيمروز باشد كه بر زوال شمس و هنگام نماز ظهر، منطبق مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 7

7 - هدايت ناپذيرى مشركان خداگريز ، موجب فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در روى گردانى از تبليغ و هدايت آنان

فأعرض عن من تولّى . .. إنّ ربّك هو أعلم

با توجه به اين كه جمله «إنّ ربّك. ..» تعليل براى «فأعرض...» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 1

1 - فرمان الهى ، به سجده و سرنهادن خلق ، به درگاه بندگى و عبادت او

فاسجدوا للّه و اعبدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 5

5 - برپايى قيامت ، تنها با صدور يك فرمان از جانب خداوند *

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

مراد از «أمرنا»، احتمال دارد فرمان بر پايى قيامت باشد كه در آيات پيشين (بل الساعة موعدهم. ..) مورد هشدار قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 1

1 - فرمان الهى به رعايت كامل عدل در سنجش اشيا به هنگام داد و ستد

و أقيموا الوزن بالقسط

تعبير «أقيموا الوزن بالقسط» دلالت بر لزوم رعايت كامل و همه جانبه عدل در داد و ستد اشيا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 15

15 - جهاد ، فرمانى نازل شده از سوى خداوند

و أنزلنا الحديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 9

9 - اطاعت از خدا و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اجتناب از نافرمانى آنان ، فرمان الهى به مسلمين

و أطيعوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 7 - 9

9 - فرمان الهى ، به تسليم بودن مؤمنان در برابر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى تقسيم « فئ »

و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا

با توجه به نزول آيه در مورد تقسيم فىء مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 1

1 - فرمان الهى به مؤمنان ، در اجتناب از دوستى با دشمنان خدا و دشمنان جامعه اسلامى

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پذيرش بيعت زنان گرويده به ايمان و پايبند به لوازم آن

يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 7

7 - تعطيل كردن خريد و فروش و هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود ، فرمان الهى به مؤمنان

يأيّها الذين ءامنوا . .. و ذروا البيع

مراد از «ذروا البيع» - با توجه به دعوت مردم به شركت در نماز جمعه - تنها رها كردن خريد و فروش نيست; بلكه ذكر خريد و فروش، از باب ذكر بارزترين مصداقى است كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود. بر اين اساس هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه شود، بايد ترك گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رهنمودهايى افزون بر وحى و رهنمود هاى خداوند در قرآن

و أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

تكرار كلمه «أطيعوا» و جدا آمدن آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 12

12 - احكام و رهنمود هاى الهى درباره طلاق ، مبتنى بر تقدير حكيمانه خداوند است .

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . ..فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ ...قد جعل اللّه لكلّ شىء قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 1،2

1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند

إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم

2 - آيات قرآن ، حامل فرمان هاى الهى به انسان ها

ذلك أمر اللّه أنزله إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 8 - 3

3 - پيامبران ، داراى دستورات مستقل و جدا از فرمان هاى خداوند از راه وحى

أمر ربّها و رسله

تصريح به فرمان رسولان، در كنار فرمان خداوند، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به جهاد با كافران و منافقان فرمان يافت .

يأيّها النبىّ جهد الكفّار و المنفقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 3

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سازش نكردن با كافران تكذيب گر و نپذيرفتن هرگونه پيشنهاد سازش

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 30 - 1،2

1 - فرمان دستگيرى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

ما أغنى عنّى ماليه . .. خذوه

2 - فرمان به غل و زنجير كشيدن كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

فغلّوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 3 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران و بازداشتن آن به تقدير و فرمان خداوند است .

بعذاب واقع . للكفرين ... من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 23 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رهنمود ها و دستوراتى جدا از فرمان هاى خداوند

و من يعص اللّه و رسوله

با توجه به آمدن نام پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار نام خداوند، مطلب ياد شده استفاده مى شود; زيرا اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستورى مستقل نداشت و فرمان هاى آن حضرت همان فرمان هاى خداوند (كه در قرآن آمده است) بود; آمدن نام پيامبر با نام خداوند لغو مى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 2 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به شب زنده دارى جز اندكى از شب

قم الّيل إلاّ قليلاً

«إلاّ قليلاً» استثنا از «ليل» است و مقصود از آن، استثنا از اجزاى يك شب و يا استثنا از ليالى (شب ها) است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 3،5

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).

5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 3 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر بزرگ شمردن او در دل و جان خويش

و ربّك فكبّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر صبر و شكيبايى در برابر حكم پروردگار ( تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن )

فاصبر لحكم ربّك

مقصود از حكم پروردگار - به قرينه آيه پيش - تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 1،4،7

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سجده براى او در پاسى از شب

و من الّيل فاسجد له

«من» در «من الليل»، براى تبعيض است; يعنى، بخشى از شب.

4 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شب زنده دارى و تسبيح خداوند در بيشتر اوقات شب

و سبّحه ليلاً طويلاً

7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب

و سبّحه ليلاً طويلاً

يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 29 - 1

1 - حركت تكذيب گران روز جزا به سوى دوزخ ، به فرمان الهى

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذّبون

طبق گفته مفسران، مقصود از تكذيب در اين آيه، تكذيب دوزخ است. گفتنى است كه در روز قيامت، به كافران فرمان داده مى شود كه به سوى آن حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 1

1 - فرمان حركت به تكذيب كنندگان روز جزا ، به سوى ستون هاى دود برخاسته از آتش دوزخ

انطلقوا إلى ظلّ

بنا به گفته مفسران، مقصود از «ظلّ»(سايه)، دود غليظ برخاسته از آتش دوزخ است كه به صورت سايه نمايان مى شود; مانند: «و ظلّ من يحموم; و سايه اى از دودى سخت سياه». (واقعه، آيه 43)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 30 - 1

1 - خداوند با فرمانى تحقيرآميز ، طغيان گران را به تحمل عذاب جهنم ملزم مى سازد .

للطّ-غين . .. فذوقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 8

8 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) انّ ابن الكوّاء سأله عن « و المدبرات أمراً » قال : الملائكة يدبّرون ذكر الرحمن و أمره ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده كه در پاسخ ابن كوّاء - كه از او درباره «فالمدبّرات أمراً» سؤال كرده بود - فرمود: مراد فرشتگانى اند كه ذكر خداى رحمان و فرمان او را تدبير مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 17 - 2

2 - حركت به سوى فرعون و باز داشتن او از طغيان گرى ، فرمان خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى

اذهب إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 1

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، مأمور اظهار آمادگى نزد فرعون براى هدايت او به خداوند

و أهديك إلى ربّك

موسى(ع) به فرمان خداوند، مأمور اظهار آمادگى نزد فرعون براى هدايت او به خداوند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 5،6

5 - خداوند براى انسان ها ، اوامر و تكاليفى دارد كه بايد بدون كم و كاست انجام پذيرد .

لمّا يقض ما أمره

«قضاء» در وجوه گوناگونى استعمال دارد كه بازگشت همه آنها، به پايان يافتن و كامل شدن است. اين ماده در معانى «فيصله دادن»، «فراغت يافتن»، «اداكردن» و «به پايان رساندن» كاربرد دارد.(لسان العرب)

6 - پذيرش معاد و ترك كفر ، فرمان خداوند به همه انسان ها است .

ما أكفره . .. ثمّ إذا شاء أنشره ... ما أمره

از مصاديق بارز «ما أمره» - به قرينه آيات پيشين - كنار نهادن كفر و پذيرش معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 6،9

6 - صدور فرمان در قيامت ، در اختيار خداوند و مخصوص او است .

و الأمر يومئذ للّه

«أمر» ممكن است مفرد «أوامر» و به معناى فرمان باشد.

9 - گرفتارى فاسقان به آتش جهنم ، فرمان خداوند در قيامت

و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. و الأمر يومئذ للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 9

9 - « على بن الحسن بن على بن فضّال عن أبيه قال : سألت الرضا ( ع ) . . . عن قول اللّه عزّوجلّ « و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً » فقال : إنّ اللّه تعالى لايوصف بالمجىء و الذهاب تعالى عن الإنتقال إنّما يعنى بذلك و جاء أمر ربّك و الملك صفّاً صفّاً ;

على بن الحسن از پدرش روايت كرده كه گفت: از امام رضا(ع)، درباره سخن خداوند «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً» پرسيدم، فرمود: خداوند متعال به آمدن و رفتن توصيف نمى شود. او والاتر از انتقال يافتن است. مقصود اين است كه امر پروردگارت، فرارسد

و فرشتگان صف اندر صف حاضر شوند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 7

7 - لزوم حفاظت از ناقه صالح و رعايت برنامه شرب آن ، دستورى از جانب خداوند بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

وصف «رسول اللّه»، نشانگر الهى بودن دستور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 4

4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 4

4 - خاتمه دادن به موضع گيرى در برابر نماز ، فرمان خداوند به نهى كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اداى آن

أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 2

2 - بى اعتنايى به خواسته هاى مخالفان نماز و سرپيچى از دستورات آنان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتطعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 1،6،7

1 - خداوند ، هرگز به شرك و بندگى غير او فرمان نداده است .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه

6 - خداوند ، در تمام اديان آسمانى انسان ها را به بندگى خالصانه و به دور از انحراف ، فرمان داده است .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء

«حنيف» (مفرد «حنفاء»)، به معناى كسى است كه به سوى دين درست و راست، تغيير جهت داده است (مقاييس اللغة).

7 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمانى الهى براى پيروان تمام اديان آسمانى

و ما أُمروا إلاّ . .. و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 5 - 1،2،4

1 - خداوند در قيامت ، زمين را به ارائه اطلاعات بايگانى شده در آن ، فرمان خواهد داد .

بأنّ ربّك أوحى لها

2 - زمين ، دريافت كننده وحى و فرمان الهى و مطيع آن

بأنّ ربّك أوحى لها

4 - الزام زمين به افشاى اخبار انسان ها در قيامت ، برخاسته از مقام ربوبيت خداوند و در راستاى تدبير امور آنها است .

بأنّ ربّك أوحى لها

تعبير «ربّك»، گرچه خطاب به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در اين موارد مفاد آيه شريفه اختصاص به آن حضرت ندارد، بلكه خطاب به لحاظ جنبه هاى بشرى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 2

2 - تسبيح و حمد خداوند و استغفار به درگاه او ، پس از مشاهده امداد هاى الهى و گرايش وسيع مردم ، به دين ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا . فسبّح بحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 1

1 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه خود را در پناه او قرار دهد .

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 1

1 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه خود را در پناه او قرار دهد .

قل أعوذ بربّ الناس

22- اوامر خدا اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 - خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

23- اوامر خدا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 2 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قيام براى انجام رسالت و دعوت مردم به اسلام

قم

24- اوامر خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 - خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

25- اوامر ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 7

7- ذوالقرنين ، به رعايت نرمش و مدارا در صدور فرمان و ابلاغ خواسته هاى حكومتى خويش به مؤمنان ، نويد داد .

و سنقول له من أمرنا يسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 96 - 1،6

1- ذوالقرنين ، مردم را به تهيه پاره هاى آهن ، براى احداث سد فرمان داد .

ءاتونى زبر الحديد

«زُبَر» جمع «زُبرة» به معناى «قطعات» است. «زبر الحديد» يعنى: «قطعه هى آهن». راغب در مفردات آن را «قطعات بزرگ آهن» دانسته است.

6- ذوالقرنين ، به دميدن در كوره ها ، تا حدّ سرخ شدن پاره هاى آهن به كار رفته در ديواره سدّ ، فرمان داد .

قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا

26- اوامر سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 3

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 1

1 - فرمان سليمان به دگرگون ساختن آرايش تخت بلقيس براى آزمودن هوش وى

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 1

1 - دستور سليمان ( ع ) مبنى بر بازگرداندن اسباب ها به نزد او ، پس از بازديد نخست و ناپديد شدن آنها از نظر ايشان

حتّى توارت بالحجاب . ردّوها علىّ

ضمير مؤنث «ردّوها» - به قرينه جمله بعدى (فطفق مسحاً. ..) - به «صافنات» (اسب ها) بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

27- اوامر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 1

1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر

فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك

28- اوامر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 4

4 - امر و نهى كردن و فرمان دادن ، نقش شيطان در ارتباط با انسان ها است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

با توجه به كاربرد «عبادت» در معناى «اطاعت» (در آيه شريفه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

29- اوامر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 1

1 - فرعون ، براى مبارزه با حضرت موسى ( ع ) و مقابله با معجزه بزرگ او ، دستور داد تا تمام جادوگران كاردان و ماهر را به پايتختش احضار كنند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 97 - 4،5

4- درباريان و قوم فرعون به فرمان وى ، با رسالت موسى ( ع ) به مخالفت برخاستند .

فاتبعوا أمر فرعون

بيان مخالفت قوم فرعون با جمله «آنان از فرمان فرعون پيروى كردند» براى رساندن اين نكته است كه: مخالفت قوم فرعون با رسالت موسى(ع) برخاسته از فرمان فرعون بود.

5- فرمان هاى فرعون ، هرگز هدايتگر مردم به راه صواب و صحيح نبود .

و ما أمر فرعون برشيد

مرشد (راهنماى به درستى و راستى)نيز مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 5

5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 1،2

1 - فرمان فرعون به هامان ، مبنى بر ساختن بنايى بلند براى رسيدن به راه هاى آسمان ها

و قال فرعون يهمن ابن لى صرحًا لعلّى أبلغ الأسبب

«صرح» به معناى قصر و بناى بلند است. مقصود از آن در اين آيه، بناى بلند (مانند برج) و يا رصدخانه است.

2 - فرمان فرعون به هامان ، مبنى بر احداث رصدخانه

و قال فرعون يهمن ابن لى صرحًا

30- اوامر قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 5

5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

31- اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى دستورات و اوامرى غير از آنچه در وحى و قرآن آمده است .

قل اطيعوا اللّه و الرسول

اگر پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور و امرى غير از آنچه در قرآن آمده، نداشت; الزام به اطاعت از رسول بى معنا بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 4

4 - فرمان هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هماهنگ با فرمان هاى الهى

و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 12

12 - لزوم اطاعت از تمامى دستورات خدا و رسول وى

و أطيعوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 20 - 2،3،6

2 - فرمان هاى خدا و رسولش داراى هويتى واحد ، و پيروى از خداوند در گرو پيروى از رسول اوست .

أطيعوا اللّه و رسوله و لا تولوا عنه

چون جمله «و لاتولوا عنه» (از رسول خدا و فرمانهاى او اعراض نكنيد)، توضيح و تأكيدى براى جمله «أطيعوا اللّه و رسوله» است و در اين جمله تنها اعراض از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح شده، دو نكته استفاده مى شود: يكى اينكه فرمانهاى خدا و رسول او داراى هويت واحد است ; دوم اينكه اطاعت از خداوند در گرو اطاعت از رسول اوست.

3 - مؤمنان در معرض تخلف از دستورات خدا و رسول و نيازمند هشدار

يأيها الذين ءامنوا . .. و لا تولوا عنه

6 - ناديده گرفتن فرمان هاى خدا و رسول پس از دريافت آن ، امرى ناپسند و به دور از خرد

و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون

مراد از شنيدن، به قرينه آيه بعد، فهميدن و اذعان كردن است و جمله حاليه «و أنتم تسمعون» به منزله بيان دليلى بر لزوم اطاعت و پرهيز از رويگردانى است. يعنى شما خود دستورات خدا و رسول او را مى شنويد و بدان باور داريد، پس چگونه مى توانيد از آن اعراض كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 2

2 - دين و تعليمات و رهنمود هاى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مايه حيات واقعى انسان

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

مراد از «ما» در «لما يحييكم»، تمامى تعليمات و معارف و رهنمودهاى خدا و رسول اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 5

5 - تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول ، مايه بروز فتنه هايى فراگير و نزول عذابى شديد بر تمامى جامعه ايمانى

إذا دعاكم لما يحييكم . .. و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

از مصاديق مورد نظر براى ستمكارى (ظلموا)، به قرينه آيه قبل، تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 4

4 - مؤمنان واقعى ، حافظان حرمت احكام دينى و اجتماعى صادر شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى

و جاء المعذّرون . .. ليؤذن لهم

برداشت فوق بر اين مبناست كه «معذّرون» به معناى كسانى باشد كه داراى عذر موجه بوده و با اين وصف سر خود ترك جهاد نكرده اند ; بلكه نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند و عذر خويش را عرضه كردند تا رسماً اجازه دريافت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 2،3

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، داراى رهنمود ها و فرمان هايى ( اوامر حكومتى ) جدا از رهنمود ها و فرمان هاى خداوند در قرآن

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

تكرار امر «أطيعوا» و جدا آمدن آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حاكى از آن است كه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) جدا از آنچه كه خدا در قرآن فرموده بود، رهنمودها و فرمان هايى داشت كه از آنها در اين برداشت به «اوامر حكومتى» تعبير شده است كه اصطلاحى جديد و مناسب مى باشد; زيرا اگر فرمان ها و رهنمودهاى آن حضرت، همان باشد كه خداوند در قرآن فرموده بود، تكرار «أطيعوا» لغو به نظر مى رسيد.

3 - رهنمود ها و فرمان هاى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، هماهنگ با رهنمود ها و فرمان هاى الهى در قرآن

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

فرمان خداوند به اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) - به صورت مستقل و جداگانه - نشان دهنده اين حقيقت است كه رهنمودها و فرمان هاى آن حضرت، با آنچه كه خدا فرموده بود، هماهنگ مى باشد; زيرا معقول نيست كه خداوند بر ضد كلام خود فرمان دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 7

7 - مشركان صدراسلام ، به دليل اين كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنان را به سجده در برابر خداى رحمان فرمان داد ، از سجده امتناع كردند .

قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «لما تأمرنا» مصدريه و «لام» تعليليه باشد; يعنى، آيا به خاطر فرمان تو ما سجده كنيم؟ هرگز چنين نخواهيم كرد! گفتنى است همزه در «أنسجد» استفهاميه و براى انكار و امتناع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 33 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى اوامر و فرمان هايى واجب الاتباع ، غير از فرمان هاى خداوند است .

و أطعن اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 36 - 2،7

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) غير از اوامر و نواهى خداوند ، داراى اوامر و نواهى ولايىِ لازم الاتباع است .

و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم

7 - تمرّد از فرمان هاى ولايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در حد تمرّد از فرمان هاى خداوند است .

و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضللاً مبينًا

اين كه نتيجه تمرّد از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) يكى شمرده شده است، نشان مى دهد كه تمرّد از فرمان رسول اللّه در حدّ نافرمانى از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) غير از ابلاغ فرمان هاى خداوند به مردم ، خود نيز فرمان هاى لازم الاطاعه دارد .

يليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسولا

جدا ذكر شدن اطاعت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، از اطاعت خدا، حكايت مى كند كه آن حضرت، فرمان هايى غير از فرمان هاى خداوند دارد، وگرنه، اطاعت از آن حضرت معنا نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رهنمودهايى افزون بر وحى و رهنمود هاى خداوند در قرآن

و أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

تكرار كلمه «أطيعوا» و جدا آمدن آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 23 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رهنمود ها و دستوراتى جدا از فرمان هاى خداوند

و من يعص اللّه و رسوله

با توجه به آمدن نام پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار نام خداوند، مطلب ياد شده استفاده مى شود; زيرا اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستورى مستقل نداشت و فرمان هاى آن حضرت همان فرمان هاى خداوند (كه در قرآن آمده است) بود; آمدن نام پيامبر با نام خداوند لغو مى بود.

32- اوامر ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 4

4 - اظهار آمادگى درباريان سبا براى پذيرش هرگونه تصميم ملكه ، در عين آمادگى براى نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. و الأمر إليك

درباريان سبا با اين كه آمادگى خود را براى نبرد يادآور شدند، در عين حال كار تصميم گيرى را به خود ملكه واگذار كردند.

33- اوامر ملكه مورچگان قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 4

4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش

ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.

34- اوامر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 2

2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .

و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 1،8

1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 5

5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 15

15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون

و أصلح

چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى،

فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 3،4

3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .

ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى

«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).

4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل

ما منعك . .. أفعصيت أمرى

«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.

35- اوامر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 1

1- پيروان نوح ، پس از شروع طوفان و درپى فرمان او ، به كشتى سوار شدند .

و قال اركبوا فيها . .. و هى تجرى بهم

جمله «هى تجرى . ..» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوح و اختصار در كلام ذكر نشده است; يعنى: فركبوا فيها و هى تجرى بهم.

36- اوامر هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 5

5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

37- اوامر يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 2

2- يعقوب ( ع ) به فرزندانش دستور داد براى يافتن يوسف ( ع ) و بنيامين حركت كنند و به جست و جوى آنها بپردازند .

يبنىّ اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه

«تحسس» (مصدر تحسسوا) به معناى طلب كردن و جست و جو نمودن است.

38- اوامر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 2

2- يوسف ( ع ) از كارگزارانش خواست بهاى دريافت شده از فرزندان يعقوب را در بار ها و اثاثيه آنان جاسازى كنند .

و قال لفتينه اجعلوا بضعتهم فى رحالهم

39- اهميت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 5

5- عمل عوامل طبيعى در گرو اذن و فرمان خداوند است .

تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «تؤتى أكلها كلّ حين» ادامه مشبه به باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 6

6 - لزوم شناخت و فراگيرى رهنمود هاى الهى

و اسمعوا

برداشت ياد شده، براساس اين احتمال است كه مقصود از «اسمعوا»، گوش فرادادن به كلام الهى براى درك و شناخت آن باشد.

40- اهميت اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 6

6- فرمان هاى صادر شده از شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند فرمان هاى وحى واجب الاتباع است . *

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

فرمان به اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، پس از فرمان به اطاعت از خدا - بدون هيچ قيد و تمايز - بيانگر معناى يادشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 5

5 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند فرمان خداوند ، لازم الاتّباع است .

لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله

41- بنى اسرائيل و اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12،17

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

17 - اشتياق قوم موسى به گوساله پرستى ، تعيين كننده موضعگيرى هاى آنان در برابر فرمان هاى الهى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

42- تحريف اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 6

6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.

43- تحقق اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 5

5- مسخر شدن ستارگان به فرمان و تدبير خداوند ، نمونه اى از قدرت عظيم او بر تحقق بخشيدن به فرمان هاى خود است .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه . .. و النجوم مسخّرت بأمره

در آيه «أتى أمر الله» خبر از آمدن امر الهى و تحقق وعده هاى او داده شده و در اين جا تسخير ستارگان به عنوان نمونه اى از آن امر يادآورى گرديده است تا نشان دهد خداوندى كه ستارگان را رام خويش قرار داده است، قدرت بر تحقق وعده هاى خود را دارد.

44- تسليم به اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 5،6،7،13

5 - گوش سپارى به فرمان هاى خداوند و تسليم در برابر آنها ، تكليفى الهى بر عهده اهل ايمان

و اسمعوا

6 - تسليم بودن در برابر فرمان هاى الهى ، نمودى از تقواپيشگى و نشان ترس از خداست .

و اتقوا اللّه و اسمعوا

7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .

و اتقوا اللّه و اسمعوا

در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.

13 - تقواپيشگى و تسليم فرمان هاى الهى بودن ، موجب بهره مندى از هدايت الهى

و اتقوا اللّه و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين

45- تعليم اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 6

6 - لزوم شناخت و فراگيرى رهنمود هاى الهى

و اسمعوا

برداشت ياد شده، براساس اين احتمال است كه مقصود از «اسمعوا»، گوش فرادادن به كلام الهى براى درك و شناخت آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 15

15 - « أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه : « قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودها الناس و الحجارة » قلت : هذه نفسى أقيها فكيف أقى أهلى ؟ قال : تأمرهم بما أمرهم اللّه و تنهاهم عمّا نهاهم اللّه عنه فإن أطاعوك كنتَ قد وقيتَهم و إن عصوك

فكنتَ قد قضيتَ ما عليك ;

ابى بص47ير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «قوا أنفسكم و أهليكم ناراً. ..» سؤال كردم و گفتم: نفس خود را از آتش حفظ مى كنم; چگونه خانواده خود را حفظ كنم؟ فرمود: آنان را به آنچه خداوند امر فرموده، امر كن و از آنچه خدا نهى فرموده، نهى كن. پس اگر از تو پيروى كردند، تو آنان را حفظ نموده اى و اگر نافرمانى كردند، تو تكليف خود را انجام داده اى».

46- تنزيه اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 20

20- قضاوت ها و فرامين الهى ، منزه از دخالت غير او و مصون از تأثير اظهارنظر هاى ديگران است .

و لايشرك فى حكمه أحدًا

«حكم»،اين است كه در باره اثبات و نفى خصوصيات چيزى، نظر دهى، چه با الزام كردن ديگران بر پذيرش آن همراه باشد و چه همراه نباشد (مفردات راغب).

47- حاكميت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت امر خدا و مجارى تحقق اراده او است .

ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض . .. و يمسك السماء أن تقع على الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 6

6 - خضوع و كرنش نظام تكوين و قوانين هستى ، در برابر اراده و فرمان خداوند

فقال لها . .. ائتيا ... قالتا أتينا طائعين

بنابر اين كه گفتوگوى ياد شده در اين آيه بيان حال و كنايه از تسليم محض شدن آسمان ها و زمين و قوانين حاكم بر عالم در برابر اراده خدا باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 8

8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *

قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين»

مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.

48- حتميت اوامر جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 1

1 - فرمان هاى جبرئيل ، تخلف ناپذير است و كسى از اطاعت او سرپيچى نمى كند .

مطاع

49- حتميت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 3

3- فرمان خداوند در هستى ، بدون هيچ كم و كاستى تحقق مى يابد .

و لما جاء أمرنا

تعبير كردن از عذاب به «أمر» - كه به معناى فرمان است - مى تواند براى رساندن اين حقيقت باشد كه: آنچه خداوند به تحقق آن فرمان مى دهد ، عيناً و بدون كمترين تخلفى انجام مى پذيرد به گونه اى كه گويا مورد فرمان ، همان فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 4

4- فرمان خداوند در هستى ، بدون هيچ كم و كاستى تحقق مى يابد .

فلما جاء أمرنا

تعبير كردن از عذاب به «أمر» - كه به معناى فرمان است - به اين نكته اشاره دارد كه: آنچه خداوند به تحققش فرمان دهد ، عيناً و بدون كمترين كاستى انجام مى پذيرد ، به گونه اى كه گويا مورد فرمان ، همان فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 4

4- فرمان هاى الهى در هستى قطعى است و بدون هيچ كاستى و تخلفى تحقق مى پذيرد .

إنه قد جاء أمر ربك

ظاهر آن بود كه فرشتگان خبر از آمدن عذاب را با فعل مضارع بيان مى كردند; زيرا به هنگام گفتوگوى آنان با ابراهيم(ع) هنوز عذابى بر قوم لوط نازل نشده بود. بنابراين آوردن فعل ماضى (جاء) به جاى مضارع (يجىء) و تأكيد آن با حرف «قد» گوياى قطعى الوقوع بودنِ فرمانهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 2

2- فرمان خداوند در هستى ، بدون هيچ كم و كاستى تحقق مى يابد .

و لما جاء أمرنا

تعبير كردن از عذاب به «أمر» - كه به معناى فرمان است - به اين نكته اشاره دارد كه: آنچه خداوند به تحققش فرمان دهد ، عيناً و بدون كمترين كاستى انجام مى پذيرد به گونه اى كه گويا آن فعل انجام شده ، همان فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 12

12- فرمان هاى خدا بدون كمترين تخلف و كاستيى ، تحقق مى يابد .

لما جاء أمر ربك

تعبير كردن از عذاب به «أمر» - كه به معناى فرمان است - به اين نكته اشاره دارد كه: آنچه خداوند به تحققش فرمان مى دهد ، عيناً و بدون كمترين كاستيى انجام مى پذيرد ، به گونه اى كه گويا آن فعلِ انجام شده همان فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 11

11- هيچ كس و هيچ تدبير و برنامه اى نمى تواند از اجراى تقديرها ، مشيت ها و فرمان هاى تكوينى خدا جلوگيرى كند .

ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

«اغناء» (مصدر اُغنى) از غَنا و به معناى كفايت كردن و منع نمودن است (برگرفته شده از لسان العرب). «من شىء» مفعول براى «ما اُغنى» و «من الله» حال براى «شىء» مى باشد. بنابراين جمله «ما اُغنى عنكم ...» چنين معنا مى شود: من [با تدبير خويش ]كفايت نمى كنم و باز نمى دارم چيزى (بلا و مصيبتى) را كه از ناحيه خداوند [مقدّر] باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 6،7،8

6- حكم و فرمان خداوند در هستى نافذ و حتمى الوقوع است .

والله يحكم لامعقّب لحكمه

«تعقيب» (مصدر معقّب) يعنى به منظور انجام كارى در پى كسى يا چيزى رفتن. قرائن حاكى است كه مراد از تعقيب در آيه شريفه ، در پى حكم خدا رفتن به منظور باطل كردن آن است كه جمله «لامعقّب لحكمه» آن را نفى مى كند.

7- هيچ كس و هيچ چيز نمى تواند حكم و فرمان خدا در هستى را نقض كند و آن را بى اثر سازد .

لامعقّب لحكمه

8- از ميان رفتن كفرپيشگان و كوتاه شدن سيطره آنان از زمين ، از فرمان هاى خداوند است كه نقض نخواهد شد و تحقق خواهد يافت .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها والله يحكم لامعقّب لحكمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 10

10- نزول فرشتگان براى ابلاغ وحى بر بندگان برگزيده ، نمودى از حتمى و قطعى بودن امر الهى است .

أتى أمر الله . .. ينزّل الملئكة بالروح من أمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 5

5- فرمان هاى تكوينى خداوند تخلف ناپذير است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 30

30 - امر خداوند ، قطعاً ، انجام يافتنى است .

و كان أمر اللّه مفعولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 1

1 - فرمان هاى خداوند ، تحقق پذير ، به مجرد صدور و بدون كمترين فرصت

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 7

7 - قيامت روز تخلّف ناپذير بودن فرمان هاى خداوند

و الأمر يومئذ للّه

اختصاص «أمر» به خداوند، كنايه از اين است كه تنها دستور مطاع در قيامت، فرمان او است.

50- حقانيت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 7،9

7 - فرمان خداوند بر پديدار شدن هر چيزى بر اساس حق و به دور از بيهودگى و بطلان است.

و يوم يقول كن فيكون قوله الحق

جمله «قوله الحق» مى تواند مبتدا و خبر و «يوم» ظرف مقدم شده براى مضمون جمله «قوله الحق» باشد. در اين صورت مفاد جمله چنين مى شود: روزى كه او فرمان به ايجاد چيزى دهد، گفتار او حق است.

9 - فرمان خداوند بر تحقق روز قيامت، فرمانى حق و به دور از بطلان و بيهودگى است.

و يوم يقول كن فيكون قوله الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 5،8

5 - فرمان ها و رهنمود هاى خداوند ، همواره بر اساس حق و مصلحت است .

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

كلمه «كما» بيانگر اين است كه حقانيت خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر نمونه و مثالى است از حقانيت تمامى كارها و فرمانهاى خداوند.

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

51- حكمت در اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 13

13 - رهنمود ها و دستورات الهى در زمينه مسائل جنگ ، حكيمانه و به كارگيرى آنها زمينه ساز پيروزى است .

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 1

1- مجموعه اوامر و نهى هاى خداوند ، كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شد ، رهنمودهايى حكيمانه است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

مشاراليه «ذلك» مجموعه تعاليم، اعم از نواهى و اوامرى مى باشد كه در چند آيه قبل آمده است.

52- درخواست نزول اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2،6

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) - به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود - بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

53- دقت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 38 - 8

8 - فرمان هاى خداوند ، حساب شده است .

و كان أمر اللّه قدرًا مقدورًا

54- صبر بر اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در برابر فرمان هاى الهى

فاصبر لحكم ربّك

55- عصيان از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

56- عصيان از اوامر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12،13،16

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

16 - تمرد و سرپيچى قوم موسى از فرمان هاى تورات و دستورات موسى ، برخاسته از شوق آنان به گوساله پرستى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جمله «و أشربوا . ..» حال معلله است; يعنى، بيان مى دارد كه علت عصيان و نافرمانى يهود، عشقشان به گوساله پرستى بوده است.

57- عمل به اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 13

13 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه : « فان قال ] قائل [ فلم تعبّدهم ؟ قيل لئلا يكونوا ناسين لذكره و لاتاركين لأدبه و لالاهين عن أمره و نهيه ;

اگر كسى بگويد: چرا خدا مردم را موظف به عبادت كرده است؟ گفته مى شود: براى اينكه ياد او را فراموش نكنند و ادب را ترك ننمايند و به امر و نهى او بى اعتنا نباشند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 6

6 - بپاداشتن كتب آسمانى و فرامين الهى در جامعه ، موجب رفاه اقتصادى و بهره مند شدن از نعمت هاى الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 3،6

3 - دستيابى اهل كتاب به جايگاه ارزشى خويش ، منوط به اقامه تورات ، انجيل و ديگر دستورات الهى است .

قل ياهل الكتب . .. حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم

6 - لزوم برپاداشتن همه جانبه كتب آسمانى و ديگر فرامين الهى و محور قرار دادن آنها در جوامع

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 8

8 - تعهد در برابر احكام الهى ، هموار سازنده جريان صحيح اثبات و ايفاى حقوق اجتماعى

و اتقوا اللّه و اسمعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 20

20 - هشدار خداوند به مؤمنان نسبت به چگونگى اعمالشان در قبال فرمان هاى خداوند

و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 13،14،17

13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .

ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم

14 - براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا ، بايد به دستور ها و آداب تعيين شده از جانب خدا عمل كرد .

و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

17 - اطاعت كنندگان دستورات خدا - در صورت نيكوكار بودن - از پاداشى افزونتر از ديگران ، بهره مند خواهند شد .

و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 11

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

58- عمل به اوامر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 6

6 - منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .

لايضركم من ضل إذا اهتديتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.

59- عمل به اوامر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 11

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

60- عموميت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 7

7 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همانند ديگر مردم، مكلف به اوامر و نواهى الهى است.

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

61- عوامل اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 2

2- آگاهى خداوند از اعمال زشت كافران ، عامل فرمان او به آنها براى ورود به جهنّم

الكفرين . .. إن الله عليم بما كنتم تعملون. فادخلوا أبوب جهنّم

«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (علم خدا) عطف كرده است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: حال كه خداوند چنين آگاهى از كردار شما دارد، پس وارد جهنم شويد.

62- فراموشى اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 14

14 - بنى اسرائيل بخش مهم از تذكار ها و معارف الهى را به فراموشى سپردند .

و نسوا حظاً مما ذكروا به

«حظ» به معناى نصيب و قسمت است و نكره آوردن آن براى اشاره به اهميت آن قسمت فراموش شده است.

63- فلسفه اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 10

10 - اثبات برترى آدم ( ع ) بر فرشتگان و تفهيم فضيلت او بر ايشان ، از هدف هاى فرمان خدا به آدم ( ع ) ( تعليم اسما به فرشتگان )

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

به قرينه آيه بعد مى توان گفت: از اهداف فرمان خداوند به آدم(ع) - مبنى بر تعليم اسما به فرشتگان - اثبات برترى او بر آنها بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 4

4 - هدف از فرمان خداوند به ابراهيم ( لزوم تسليم بودن در برابر او ) رشد و تربيت وى بوده است .

إذ قال له ربه أسلم

برداشت فوق، با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 19

19 - نيل انسان ها به فلاح و رستگارى از جمله اهداف امر الهى به تقواپيشگى است .

فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 15

15- امر و نهى خداوند ، در جهت موعظه آدميان است .

إن الله يأمر . .. و ينهى ... يعظكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 10

10- دستور خداوند به رعايت پيمان ها و سوگند ها و پرهيز از نقض عهد و سوگندشكنى ، تنها براى آزمايش انسان است .

و أوفوا بعهد الله . .. و لاتكونوا ... تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم ... إنما يبلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 18

18 - اوامر ، نواهى و هشدار هاى خداوند ، همواره در جهت رشد و تربيت انسان ها است .

ربّه

64- فوريت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 11

11- هيچ فاصله اى بين فرمان الهى بر تحقق چيزى و محقق شدن آن وجود ندارد .

يقول له كن فيكون

عطف «يكون» به وسيله «فاء» بر نبودن هيچ فصلى بين تعلق اراده الهى و تحقق مورد اراده، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 1

1 - فرمان هاى خداوند ، تحقق پذير ، به مجرد صدور و بدون كمترين فرصت

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

65- فهم اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 11

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

66- قبول اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 2

2 - ابراهيم ( ع ) ، فرمان خدا را بدون هيچ تأخيرى پذيرفت و تسليم بودن خويش را در برابر خدا ، اعلام كرد .

قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 8

8 - ضرورت پذيرش هر آنچه خداوند براى انسان گزينش مى كند و بدان فرمان مى دهد .

إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون

حرف «فاء» در «فلاتموتن . ..» سببيه است; يعنى، بيان مى دارد: آنچه پس از آن واقع شده، نتيجه مضمون جمله قبل است. بنابراين جمله فوق به اين معناست: چون خداوند دين ابراهيم (تسليم بودن در برابر خدا) را براى شما گزينش كرده، بايد همواره بدان ملتزم باشيد.

67- كافران و اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 6

6 - كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.

و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها

68- كيفر تخلف از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 15،16

15 - انحراف از روش ترسيم شده از سوى خدا براى زندگى ، درپى دارنده مجازات الهى

إنّى بما تعملون عليم

16 - همه مردم - حتى پيامبران - در معرض كيفر هاى الهى در صورت تخلف از دستورات او

يأيّها الرسل . .. إنّى بما تعملون عليم

69- مجارى اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 13

13- فرشتگان ، از وسايط اجراى فرمان هاى خدا

ينزّل الملئكة . .. أن أنذروا

70- مجريان اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت حاكميت خدا و مجرى فرامين اويند .

فليلقه اليمّ بالساحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 9

9 - طبيعت ، مقهور اراده خداوند و مجرى فرمان او است .

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«ضرب» در «اضرب لهم» به معناى ساختن و قراردادن است. فرمان ايجاد راهى خشك در دريا، فرمان به اعجاز است و از مقهور بودن دريا در برابر اراده خداوند، حكايت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 7

7 - طبيعت ، مقهور اراده خداوند و مجرى فرمان هاى او است .

طريقًا فى البحر يبسًا . .. فغشيهم من اليمّ ما غشيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 12،13

12 - فرشتگان نگهبان دوزخ ، تسليم محض خدا هستند و هرگز از فرمان او سرپيچى نمى كنند و از چارچوب آن خارج نمى شوند .

لايعصون اللّه ما أمرهم

13 - برخورد خشن و سختگيرانه نگهبانان دوزخ ، به فرمان الهى بوده و هرگز از آن نمى كاهند و يا متوقف نمى شوند .

عليها ملئكة غلاظ شداد لايعصون اللّه ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون

يادآورى عصمت و فرمانبرى فرشتگان - پس از ذكر برخورد خشن و سختگيرانه آنان با دوزخيان - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

ءأمنتم من فى السماء أن يخسف بكم الأرض

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه مقصود از «من فى السماء»، فرشتگان است كه در آسمان ها قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان ، آماده براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

أم أمنتم من فى السماء أن يرسل عليكم حاصبًا

71- مردم و اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 10

10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى

و اشهد باننا مسلمون

72- مصالح اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 8

8 - اوامر و نواهى الهى بر پايه مصالح و مفاسد انسان ها جعل شده است .

و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم

73- مصلحت در اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 5

5 - فرمان ها و رهنمود هاى خداوند ، همواره بر اساس حق و مصلحت است .

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

كلمه «كما» بيانگر اين است كه حقانيت خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر نمونه و مثالى است از حقانيت تمامى كارها و فرمانهاى خداوند.

74- مصونيت اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 20

20- قضاوت ها و فرامين الهى ، منزه از دخالت غير او و مصون از تأثير اظهارنظر هاى ديگران است .

و لايشرك فى حكمه أحدًا

«حكم»،اين است كه در باره اثبات و نفى خصوصيات چيزى، نظر دهى، چه با الزام كردن ديگران بر پذيرش آن همراه باشد و چه همراه نباشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 3

3 - پيام هاى خداوند به پيامبران ، مصون از دستبرد و كم و زياد شدن در مسير ابلاغ به انسان ها

ليعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم

75- منشأ اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 20

20 - دستور ها و رهنمود هاى خداوند ، نشأت گرفته از علم گسترده او به مصالح واقعى و تأثير مثبت آنها

صل عليهم إن صلوتك سكن لهم و اللّه سميع عليم

صفت «عليم» ممكن است اشاره به عالمانه بودن فرمان «خذ من أموالهم» و «صل عليهم . ..» داشته باشد; چه اينكه تأثير مثبت هر يك را خداوند بر اساس علم گسترده خود بيان داشته است.

76- مهمترين اوامر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 6

6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران - پس از توصيف آنان به خطاپيشگى - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.

77- نشانه هاى اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 6

6 - فوران آب از تنور ، نشان صدور فرمان خدا و شروع طوفان نوح ( ع ) بود .

فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور

عبارت «فارالتّنّور»، عطف تفسيرى است براى «جاء أمرنا».

78- نقش اوامر تكوينى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 6

6- فرمان « كن » ( به هستى درآى ) خداوند ، به تنهايى براى تحقق اراده اش كافى است .

إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون

79- نقش اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 10

10- فرمان خداوند بر پديدار شدن چيزى ، براى تحقق يافتن آن كافى است .

إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

«إنّما» دال بر حصر است; يعنى براى تحقق يافتن موجودات، به چيزى جز فرمان الهى نياز نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 7

7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موظف بودند كه درچارچوب فرمان هاى الهى به هدايت مردم بپردازند ; و نه بر اساس سليقه شخصى و نه دستور گيرى از ديگران .

و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا

«بأمرنا» متعلق به «يهدون» و در حقيقت به منزله قيد و شرط براى هدايت كردن است; يعنى، هدايت كردن مردم بايد به فرمان ما باشد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 7

7 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر مبناى فرمان ها و دستورات خدا بود .

إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 4

4 - فرمان هاى الهى ، جلوه اى از ربوبيت او در راه رشد و تعالى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت

و اصبر لحكم ربّك

اضافه «حكم» به «ربّ»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 10

10 - فرمان هاى خداوند ، برانگيزاننده ملائكه و روح براى نزول به زمين در شب قدر

تنزّل . .. من كلّ أمر

حرف «من» - كه در برداشت ياد شده براى ابتداى غايت دانسته شده است - بيانگر آن است كه سبب را بيان مى كند و دلالت دارد نزول ملائكه، برخاسته از فرمان هاى خداوند است; به گونه اى كه هر يك از آن فرمان ها، انگيزه اى مستقل براى نزول آنها است. مراد از «أمر» - كه در اين برداشت، مفرد «أوامر» گرفته شده است - فرمانى است كه آيه «إنّما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كن فيكون» (يس، آيه 82)، ناظر به آن است.

80- ويژگيهاى اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 7

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 4

4- فرمان خداوند در هستى ، بدون هيچ كم و كاستى تحقق مى يابد .

فلما جاء أمرنا

تعبير كردن از عذاب به «أمر» - كه به معناى فرمان است - به اين نكته اشاره دارد كه: آنچه خداوند به تحققش فرمان دهد ، عيناً و بدون كمترين كاستى انجام مى پذيرد ، به گونه اى كه گويا مورد فرمان ، همان فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 4

4 - تحقق آفرينش اشيا و تقدير و تنظيم آنها ، با صدور يك فرمان از جانب خداوند و بى نياز از بازنگرى *

إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

عبارت «و ما أمرنا» مى تواند نظر به آيه قبل داشته باشد; يعنى، خلقت و اندازه گيرى در دو مرحله صورت نمى گيرد; بلكه با يك

فرمان هم آفرينش است و هم تقدير و در اين آفرينش و تقدير تجديد نظر صورت نمى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 18 - 4

4 - رهنمود ها و فرمان هاى خداوند ، حكيمانه است .

فاتّقوا اللّه. .. واسمعوا و أطيعوا و أنفقوا... و اللّه... الحكيم

توصيف خداوند به «حكيم» بودن در پايان سوره، به دنبال يك سلسله از رهنمودها و فرمان هاى الهى، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

81- هدفدارى اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 19

19 - نيل انسان ها به فلاح و رستگارى از جمله اهداف امر الهى به تقواپيشگى است .

فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون

12- اوصيا

1- ستاره اوصيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

2- علم اوصيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 21

21 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه : « . . . ان فى الانبياء و الاوصياء خمسة أرواح ، روح القدس . . . فبروح القدس . . . عرفوا ما تحت العرش إلى ما تحت الثرى ;

. .. در انبيا و اوصيا پنج روح است از جمله روح القدس ... پس به وسيله روح القدس ... آنچه را زير عرش است تا آنچه را زير زمين

است مى شناسند ...;

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 15

15- « عن أبى عبيدة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قوله تعالى « ائتونى بكتاب من قبل هذا أو أثارة من علم إن كنتم صادقين » قال : عنى بالكتاب التوراة و الإنجيل « و أثارة من علم » فإنّما عنى بذلك علم اوصياء الأنبياء عليهم السلام ;

ابوعبيده گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند تعالى «ائتونى بكتاب من قبل هذا أو اثارة من علم إن كنتم صادقين» سؤال كردم، حضرت فرمود: مراد از «كتاب»، تورات و انجيل است و مراد از «أثارة من علم» علم جانشينان پيامبران است».

3- گواهى اوصيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 16

16 - انبيا و اوصيا ، صاحبان علم و گواهان توحيد

شهد اللّه انه لا اله الاّ هو و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

امام باقر (ع): . .. اما قوله «و اولوا العلم قائماً بالقسط» فان اولى العلم الانبياء و الاوصياء ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 165، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 323، ح 66.

13- اوقات

1- آثار استفاده از اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 4

4 - به زحمت افكندن خويش در اوقات فراغت ، براى دعا به درگاه خداوند ، تلاشى ثمربخش و درپى دارنده آسانى و آسودگى است .

إنّ مع العسر يسرًا . فإذا فرغت فانصب

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه قبل تفريع كرده است; يعنى، حال كه هر دشوارى، سهولت آفرين است; پس سختىِ تضرع و دعا را بر خود هموار ساز.

2- استفاده از اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 1،2

1 - بهره بردن از ساعات فراغت و به زحمت افكندن خويش در آن فرصت ها براى دعا ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا فرغت فانصب

از آن جا كه متعلق «إذا فرغت» ذكر نشده است، مفاد آن را مى توان بر هرگونه فراغتى - از جمله فراغت از «نماز» يا «فرائض» يا «امور دنيايى» - تطبيق داد. «نَصَبَ» (ماضى «انصَبْ); يعنى، به رنج و تعب افكند (مصباح). به قرينه آيه بعد، مراد از آن، اشتغال به تضرّع و دعا به درگاه خداوند است.

2 - اوقات فراغت انسان ، بايد با توجّه به خدا و دعا به درگاه او سپرى شود .

فإذا فرغت فانصب

3- اوقات حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 1،21

1 - مراسم حج ، بايد در ماههايى مخصوص انجام گيرد .

الحج اشهر معلومات

21 - ماه هاى حج ، شوال ، ذى القعده و ذى الحجه است و در غير آنها حج صحيح نيست .

الحج اشهر معلومات

امام صادق (ع): «الحج اشهر معلومات» شوال و ذوالقعده و ذوالحجة ليس لأحد ان يحج فى ما سواهن


كافى، ج 4، ص 289، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 193، ح 697.

4- اوقات نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 1،2،14

1- لزوم برپا داشتن نماز هاى يوميه در اوقات مقررشده آنها

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

2- دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

5- اهميت اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 2

2 - اوقات فراغت انسان ، بايد با توجّه به خدا و دعا به درگاه او سپرى شود .

فإذا فرغت فانصب

6- دعا در اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 1،2،4،5

1 - بهره بردن از ساعات فراغت و به زحمت افكندن خويش در آن فرصت ها براى دعا ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا فرغت فانصب

از آن جا كه متعلق «إذا فرغت» ذكر نشده است، مفاد آن را مى توان بر هرگونه فراغتى - از جمله فراغت از «نماز» يا «فرائض» يا «امور دنيايى» - تطبيق داد. «نَصَبَ» (ماضى «انصَبْ); يعنى، به رنج و تعب افكند (مصباح). به قرينه آيه بعد، مراد از آن، اشتغال به تضرّع و دعا به درگاه خداوند است.

2 - اوقات فراغت انسان ، بايد با توجّه به خدا و دعا به درگاه او سپرى شود .

فإذا فرغت فانصب

4 - به زحمت افكندن خويش در اوقات فراغت ، براى دعا به درگاه خداوند ، تلاشى ثمربخش و درپى دارنده آسانى و آسودگى است .

إنّ مع العسر يسرًا . فإذا فرغت فانصب

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه قبل تفريع كرده است; يعنى، حال كه هر دشوارى، سهولت آفرين است; پس سختىِ تضرع و دعا را بر خود هموار ساز.

5 - توجّه به امداد هاى ويژه خداوند ، برانگيزاننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استفاده از فرصت هاى فراغت ، براى سخت كوش بودن در عبادت و دعا

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... فإذا فرغت فانصب

7- ذكر خدا در اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 2

2 - اوقات فراغت انسان ، بايد با توجّه به خدا و دعا به درگاه او سپرى شود .

فإذا فرغت فانصب

8- منشأ استفاده از اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 5

5 - توجّه به امداد هاى ويژه خداوند ، برانگيزاننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استفاده از فرصت هاى فراغت ، براى سخت كوش بودن در عبادت و دعا

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... فإذا فرغت فانصب

14- اولاد

1- اولاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 10

10 - فرزند ، ميوه زندگى زناشويى است .

نساؤكم حرث لكم . .. و قدّموا لانفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 7،19

7 - خلوص نيّت همسر عمران ، در نذر فرزندش براى خدمت در راه خدا

ربّ انّى نذرت لك

«لك»، بيانگر خلوص نيّت است.

19 - همسر عمران نذر نمود كه جنين خود را براى هميشه خدمتگزار عبادتگاه قرار دهد .

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

امام باقر (ع): . .. انّ امراة عمران نذرت ما فى بطنها محرّراً و المحرّر للمسجد يدخله ثمّ لا يخرج منه ابداً ... .


كافى، ج 3، ص 105، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 332، ح 113.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 1،2

1 - اموال و فرزندان اهل كفر ، نمى تواند آنها را از كيفر خداوند برهاند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«اغنى» هنگامى كه با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آيد. لذا «لن تُغنى»، يعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

2 - اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

2- اولاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 11

11 - مال و اولاد كافران ، آنان را هرگز از آتش دوزخ و عذاب الهى دور نخواهد ساخت .

لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«من اللّه»، يعنى از عذاب الهى، به قرينه «اولئك هم وقود النار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 1،2

1 - اموال و فرزندان اهل كفر ، نمى تواند آنها را از كيفر خداوند برهاند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«اغنى» هنگامى كه با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آيد. لذا «لن تُغنى»، يعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

2 - اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

3- اولاد يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 2

2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند

و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط

چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.

4- نذر اولاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 7،19

7 - خلوص نيّت همسر عمران ، در نذر فرزندش براى خدمت در راه خدا

ربّ انّى نذرت لك

«لك»، بيانگر خلوص نيّت است.

19 - همسر عمران نذر نمود كه جنين خود را براى هميشه خدمتگزار عبادتگاه قرار دهد .

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

امام باقر (ع): . .. انّ امراة عمران نذرت ما فى بطنها محرّراً و المحرّر للمسجد يدخله ثمّ لا يخرج منه ابداً ... .


كافى، ج 3، ص 105، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 332، ح 113.

5- اولاد دخترى

{اولاد دخترى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 12

12 - نوه دخترى انسان ، فرزند وى مى باشد .

ابناءنا و ابناءكم

با توجه به اينكه امام حسن (ع) و امام حسين (ع) مصداق «ابناءنا» هستند و ايشان نوه هاى دخترى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشند; برداشت فوق به دست مى آيد.

6- اولاد صالح

{اولاد صالح}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 3،8،11،16

3 - دعاى زكريا و تقاضاى فرزند و نسل پاك ، تحت تأثير حالات و مقامات مريم ( س )

هنا لك دعا زكريا ربّه

بنابراينكه مشاراليه «هنا لك»، مشاهده مقامات عالى مريم (س) باشد.

8 - داشتن فرزند و نسلى پاكيزه ، تقاضاى زكريا از خداوند

قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيبة

11 - داشتن نسلى پاكيزه و صالح ، آرمانى والا و متعالى

قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيبة

درخواست زكريا، كه از انبياى الهى است، به داشتن نسلى پاكيزه، دلالت بر والا بودن چنين خواسته اى مى كند.

16 - دعاى زكريا و تقاضاى نسلى پسنديده از خداوند ، در روز اوّل محرم

هنا لك دعا زكريا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيبة

امام رضا (ع) به شخصى كه اوّل محرّم به حضور آن حضرت رسيد فرمود: ان هذا اليوم هو اليوم الذى دعا فيه زكريّا (ع) ربّه عزّ و جلّ فقال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيّبة . .. .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 299، ح 58 ; امالى صدوق، ص 112، ح 5، مجلس 17.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 3

3 - اجابت دعاى زكريا در مورد درخواست ذريّه ، از سوى خداوند

قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة . .. فنادته الملئكة

15- اولوا الالباب

1- اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 16

16 - تنها ، برگزيدگان و پيروى كنندگان بهترين سخن ، صاحبان عقل سليم و خرداند .

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه . .. و أُولئك هم أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل سليم و خرد ناب است. گفتنى است تعريف دو جزء مبتدا (أُولئك) و خبر (هُم) مفيد حصر است.

2- اخلاص اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 3

3- صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا ، از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

3- اولوا الالباب و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 8

8- تنها خردمندان حقانيّت قرآن و الهى بودن آن را درمى يابند و آن را باور مى كنند .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب

4- ايمان اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 8

8- تنها خردمندان حقانيّت قرآن و الهى بودن آن را درمى يابند و آن را باور مى كنند .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب

5- بشارت به اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 20

20 - بشارت خداوند به حق پذيران و صاحبان عقل و خردناب ، به داشتن آينده سعادتمندانه

فبشّر عباد . الذين يستمعون القول ... و أُولئك هم أُولوا الألبب

6- تذكر به اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 13

13- پنددهى به صاحبان خرد ناب ، از محور هاى مهم آموزه هاى قرآن و از موضوعات اساسى آن است .

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

7- توصيه به اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 3

3 - توصيه خداوند ، به صاحبان خرد به خداترسى و تقواپيشگى

فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب

8- حسن فرجام اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 16

16- فرجام نيك حيات دنيا از آنِ خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. أُولئك لهم عقبى الدار

9- حق پذيرى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 17

17 - تنها صاحبان عقل سليم و خردناب ، پندپذير و حق جو هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل خالص و خردناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 17

17 - تنها صاحبان عقل و خرد ، گروه حق جو و پندپذيراند .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

10- خشيت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 8

8- خشيت از خدا و هراس از حساب سخت و ناگوار قيامت ، از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب

11- روش برخورد اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 14

14- خوبى كردن در پاسخ به بدى ها و ستم هاى ديگران ، خصلتى ارزشمند و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است كه در توضيح برداشت شماره 12 آورده شد.

12- سعادتمندى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 20

20 - بشارت خداوند به حق پذيران و صاحبان عقل و خردناب ، به داشتن آينده سعادتمندانه

فبشّر عباد . الذين يستمعون القول ... و أُولئك هم أُولوا الألبب

13- شرح صدر اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 7

7 - شرح صدر و برخوردارى از نور و برهان هاى الهى ، از اوصاف صاحبان عقل و خردناب است .

لكن الذين اتّقوا . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب . أفمن شرح اللّه صدره للإ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه آيه شريفه، تفريع بر دو آيه پيشين بوده و بيان براى آن دو باشد كه در اوصاف تقواپيشگان و صاحبان عقل و خردناب است.

14- صبر اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 3

3- صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا ، از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

15- صفات اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 7

7 - شرح صدر و برخوردارى از نور و برهان هاى الهى ، از اوصاف صاحبان عقل و خردناب است .

لكن الذين اتّقوا . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب . أفمن شرح اللّه صدره للإ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه آيه شريفه، تفريع بر دو آيه پيشين بوده و بيان براى آن دو باشد كه در اوصاف تقواپيشگان و صاحبان عقل و خردناب است.

16- عبرت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 16

16 - مطالعه و نگاه عميق به طبيعت ( جريان نزول باران ، چشمه سار ها و پيدايش كشت ها ) ، مايه بيدارى و پندگيرى صاحبان عقل و خرد است .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

«ذكرى» اسم براى «تذكير» و «تنبيه» (بيدارى و پندگيرى) است و «لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل و خرد مى باشد.

17- عبرت پذيرى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 2

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 10

10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 17

17 - تنها صاحبان عقل سليم و خردناب ، پندپذير و حق جو هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل خالص و خردناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 17

17 - تنها صاحبان عقل و خرد ، گروه حق جو و پندپذيراند .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

18- عمل پسنديده اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 12

12- انجام دادن كار هاى شايسته به جبران بدى ها و گناهان ، خصلتى نيكو و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. والذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

«درأ» (مصدر يدرءون) به معناى دفع كردن و برطرف كردن است. مراد از «السيئة» مى تواند بديها و گناهانى باشد كه شخص نيكوكار مرتكب شده و محتمل است مقصود از آن بديها و ستمهايى باشد كه ديگران در حق او انجام داده اند، برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

19- عوامل عبرت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

20- عوامل هدايت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

21- فضايل اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 12

12 - عاقلان و صاحبان خرد ناب ، مخاطبان اصلى قرآن

كتب . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 7

7 - خردورزان و انديشمندان ، مخاطبان اصلى دين و قرآن اند .

فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب

22- قدرت درك اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 179 - 3

3 - بهره مندان از خرد ناب ، توانا بر درك فلسفه قانون قصاص ( حيات جامعه )

و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب

زندگى در پرتو قانون قصاص و اجراى آن، براى همه جامعه اسلامى است نه خصوص خردمندان. بنابراين مخاطب قرار دادن اولى الألباب (دارندگان خرد ناب) در بيان حقيقت مذكور، اشاره به اين دارد كه: درك آن حقيقت در خور خردى ناب است.

23- نشانه هاى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 6

6- پايبندى به عهد ها و پيمان ها از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب. الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق

در وجه تركيبى «الذين . ..» دو احتمال گفته شده است: 1- صفت براى «اُولُوا الألباب» است. 2مبتداست و خبر آن «اُولئك لهم عقبى الدار». احتمال نخست صريح در برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 2،8

2- برقرار كردن پيوندهايى كه خداوند بدان ها فرمان داده ، از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل

8- خشيت از خدا و هراس از حساب سخت و ناگوار قيامت ، از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 11

11- اقامه نماز و تلاش براى رفع نياز نيازمندان از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. والذين صبروا ... وأقاموا الصلوة و أنفقوا مما رز

24- ويژگيهاى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 2

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 3،12،14

3- صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا ، از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

12- انجام دادن كار هاى شايسته به جبران بدى ها و گناهان ، خصلتى نيكو و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. والذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

«درأ» (مصدر يدرءون) به معناى دفع كردن و برطرف كردن است. مراد از «السيئة» مى تواند بديها و گناهانى باشد كه شخص

نيكوكار مرتكب شده و محتمل است مقصود از آن بديها و ستمهايى باشد كه ديگران در حق او انجام داده اند، برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

14- خوبى كردن در پاسخ به بدى ها و ستم هاى ديگران ، خصلتى ارزشمند و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است كه در توضيح برداشت شماره 12 آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 10

10 - انتخاب بهترين عقيده و برترين سخن در باب تعاليم دينى ، از ويژگى هاى مؤمنان و خردمندان است .

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در توصيف مؤمنان و خردمندان مى باشد (كه در ذيل آيه از آن ياد شده است).

16- اولوا الامر

1- اطاعت از اولوا الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 1،2،4،5،6،9،20،27،32

1 - مؤمنان ، موظّف به اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر

يا ايّها الّذين امنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم

2 - اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اولواالأمر ، در طول اطاعت از خداوند

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم

4 - لزوم اطاعت از اوامر حكومتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اولواالامر ( حكمرانان و واليان )

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم

5 - وجوب اطاعت از اولواالامر و واليان ، منوط به ايمان ايشان است .

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم

كلمه «منكم» (از ميان شما مؤمنان) دلالت دارد كه اولواالامر و واليانى اطاعتشان واجب است كه مؤمن باشند.

6 - وجوب اطاعت از ولىّ خدا ، در صورتى است كه در چارچوب اصول مشخص شده از جانب خدا و رسول عمل كند .

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم

چون اطاعت از اولواالامر در كنار اطاعت خدا و رسول قرار گرفته، نمى تواند شامل دستوراتى شود كه در تضاد با اوامر خداو رسول است ; زيرا اطاعت از چنين فرامينى ملازم با اطاعت نكردن از خدا و رسولش مى باشد.

9 - اداى امانت ( واگذارى مقام به اهل آن ) و تحقق عدالت ، در پرتو اطاعت از خدا ، رسول و اولواالامر است .

انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب

گويا اين آيه، اشاره به چگونگى تحقق فرمانهاى مطرح شده در آيه قبل است.

20 - اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ، نشانه ايمان واقعى به خدا و روز قيامت است .

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم ال

بنابر اينكه جمله «ان كنتم»، شرط براى جمله «اطيعوا اللّه» نيز باشد.

27 - اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ( تبعيّت از قرآن و سنّت ) ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «اطيعوا اللّه . .. » نيز باشد.

32 - اقامه حدود و احكام ، جلوگيرى از نابودى دين و يا تغيير سنت ها و احكام الهى ، هدف گزينش « اولى الامر » و لزوم اطاعت از آنان

اطيعوا اللّه . .. و اولى الامر منكم

امام رضا (ع) درباره فلسفه قرار دادن اولواالامر و وجوب اطاعت از آنان فرمود: . .. فجعل عليهم قيّماً يمنعهم من الفساد و يقيم فيهم الحدود و الاحكام ... انّه لو لم يجعل لهم اماماً قيّماً ... لدرست الملّة و ذهب الدين و غيّرت السنن و الاحكام ... .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 101، ح 1، ب 34 ; نورالثقلين، ج 1، ص 497، ح 329.

2- اهميت اولوا الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 32

32 - اقامه حدود و احكام ، جلوگيرى از نابودى دين و يا تغيير سنت ها و احكام الهى ، هدف گزينش « اولى الامر » و لزوم اطاعت از آنان

اطيعوا اللّه . .. و اولى الامر منكم

امام رضا (ع) درباره فلسفه قرار دادن اولواالامر و وجوب اطاعت از آنان فرمود: . .. فجعل عليهم قيّماً يمنعهم من الفساد و يقيم فيهم الحدود و الاحكام ... انّه لو لم يجعل لهم اماماً قيّماً ... لدرست الملّة و ذهب الدين و غيّرت السنن و الاحكام ... .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 101، ح 1، ب 34 ; نورالثقلين، ج 1، ص 497، ح 329.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 19

19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اولواالامر ، جلوه فضل و رحمت الهى

و لو ردّوه الى الرّسول و الى اولى الامر منهم . .. و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمت

برخى برآنند كه مصداق مورد نظر براى فضل و رحمت خدا در آيه مورد بحث، رسول خدا و ولى امر مى باشد. غزوه بدر صغرا، كه زمينه نزول اين آيات است، مؤيد اين معنا مى باشد ; زيرا رسول خدا با تصميم قاطع خويش براى حضور در آن پيكار، مانع تخلف بسيارى از مسلمانان از آن نبرد شد.

3- محدوده مسؤوليت اولوا الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 25

25 - اولواالامر ( واليان امور و حاكمان ) ، داراى حق تشريع احكام نيستند . *

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

چون قرآن و سنّت تعيين كننده مصاديق نيستند، مراد از «شىء» مى تواند خصوص احكام باشد ; بنابراين ذكر نكردن «اولى الامر» در اين بخش از آيه، حاكى است كه اين امر به آنان واگذار نشده است.

4- نقش اولوا الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 32

32 - اقامه حدود و احكام ، جلوگيرى از نابودى دين و يا تغيير سنت ها و احكام الهى ، هدف گزينش « اولى الامر » و لزوم اطاعت از آنان

اطيعوا اللّه . .. و اولى الامر منكم

امام رضا (ع) درباره فلسفه قرار دادن اولواالامر و وجوب اطاعت از آنان فرمود: . .. فجعل عليهم قيّماً يمنعهم من الفساد و يقيم فيهم الحدود و الاحكام ... انّه لو لم يجعل لهم اماماً قيّماً ... لدرست الملّة و ذهب الدين و غيّرت السنن و الاحكام ... .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 101، ح 1، ب 34 ; نورالثقلين، ج 1، ص 497، ح 329.

17- اولوا العزم

1- اولوا العزم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 7

7- آگاهى پيامبران حتى پيامبران اولواالعزم از امور ، محدود بود .

إذ دخلوا عليه . .. قال إنا منكم وجلون

18- اولويت

1- اولويت اطعام فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 7

7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان

و لايحضّ على طعام المسكين

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان - از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر - به دست مى آيد.

2- اولويت اطعام مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 7

7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان

و لايحضّ على طعام المسكين

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان - از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر - به دست مى آيد.

3- اولويت انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 3

3 - اولويت داشتن كمك به استمداد و درخواست كنندگان ، بر ديگر محرومان جامعه

للسائل و المحروم

تقديم ذكرى «سائل» بر «محروم»، مى تواند بيانگر تقديم رتبى آن باشد.

4- اولويت خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 214 - 2

2 - لزوم پرداختن به اصلاح نزديكان خود ، قبل از اقدام به اصلاح جامعه و تود هاى مردم

فلاتدع مع اللّه . .. و أنذر عشيرتك الأقربين

با توجه به اين كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) جهانى است ولى در اين آيات خداوند نخست انذار بستگان را فرمان داده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 10

10 - اولويت خويشان در ارث بردن ، حكمى ثابت در كتاب خدا است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

«فى كتاب» مى تواند خبر مبتداى محذوف مثل «هذا الحكم» باشد. در اين صورت، استفاده مى شود كه حكم اولويت ياد شده جزء احكام كتاب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 5

5 - آغاز كردن تبليغ دين و حركت اصلاحى از نزديكان و اطرافيان ، شيوه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز تبليغ خود، پدر و اطرافيان خود را مخاطب قرار داد.

5- اولويت خويشاوندان نسبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 8،9

8 - خويشاوندان نَسبى ، در حقوق مقرر شده ، بر ديگران ترجيح دارند .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

9 - خويشاوندان نَسبى ، در ارث بردن از هم ، بر مؤمنان و مهاجران اولويت دارند .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه من المؤمنين و المهجرين

نوع مفسران برآن اند كه مراد از اولويت خويشاوندان بر ديگران، اولويت در ارث است.

6- اولويت در ارث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 5

5 - خويشان نزديكتر ميّت ، داراى حقّ اولويّت نسبت به ميراث او هستند .

و لكلّ جعلنا موالى ممّا ترك الوالدان و الاقربون

كلمه «اقربون» به معناى خويشاوندان است. انتخاب افعل تفضيل براى رساندن اين معناست كه خويشان نزديكتر، داراى اولويت در ارث بردن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 8،9

8 - خويشاوندان در ارث بردن از يكديگر بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض

برداشت فوق با توجه به روايات متعددى كه درباره «اولوا الارحام» آمده، استفاده شده است. علاوه بر آن مفسران بزرگ شيعه و سنى جمله «اولوا الأرحام بعضهم ... » را بيان حكم ارث دانسته اند.

9 - اولويت خويشان در ارث بردن از يكديگر ، حكمى است ثبت شده در كتاب الهى ( قرآن )

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

«فى كتب اللّه» مى تواند متعلق به كلمه ثابت و مانند آن و خبر براى مبتدايى محذوف باشد ; يعنى: هذا الحكم ثابت فى كتب اللّه. همچنين مى تواند متعلق به مضمون جمله «بعضهم أولى ببعض» باشد ; يعنى متعلق به نسبت خبريه در آن جمله باشد. قابل ذكر است كه مآل هر دو فرض به يك معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 9،10،20،21،24،25

9 - خويشاوندان نَسبى ، در ارث بردن از هم ، بر مؤمنان و مهاجران اولويت دارند .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه من المؤمنين و المهجرين

نوع مفسران برآن اند كه مراد از اولويت خويشاوندان بر ديگران، اولويت در ارث است.

10 - اولويت خويشان در ارث بردن ، حكمى ثابت در كتاب خدا است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

«فى كتاب» مى تواند خبر مبتداى محذوف مثل «هذا الحكم» باشد. در اين صورت، استفاده مى شود كه حكم اولويت ياد شده جزء احكام كتاب خداوند است.

20 - اولويت خويشاوندان نَسبى براى ارث بردن ، امرى است كه در لوح محفوظ ثبت است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه . .. كان ذلك فى الكتب مسطورًا

احتمال دارد كه مراد از «الكتاب» لوح محفوظ باشد و احتمال دارد كه منظور، كتاب هايى باشد كه به انبيا(ع) داده شده است. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.

21 - اولويت خويشاوندان نَسبى براى ارث بردن ، از جمله تعاليم آسمانى نازل شده در قرآن است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض . .. كان ذلك فى الكتب مسطورًا

«ال» در «الكتاب» مى تواند عهد و اشاره به قرآن باشد.

24 - در صورت وصيت مورّث به اِعطاى بخشى از مال اش به غير وارث ، وارثان ، نسبت به آن مال ، از اولويت برخوردار نخواهند بود .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه . .. إلاّأن تفعلوا إلى أوليائكم م

25 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه « و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب اللّه » إنّ بعضهم أولى بالميراث من بعض لأنّ أقربهم إليه [ رحماً ] أولى به . . . ;

از امام باقر(ع) درباره اين سخن خداوند « و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب اللّه» روايت شده كه فرمود: بعضى از خويشاوندان، در ارث بردن بر ديگران مقدم اند، چون هر كس از نظر نَسبى نزديك تر است، در ارث بردن مقدم است. ..».

7- اولويت در استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 7

7 - مقدم داشتن خويش بر پدر و مادر و آنان بر اعضاى خانواده و اينان بر ديگر زنان و مردان مؤمن در آمرزش خواهى از درگاه الهى ، كارى پسنديده و شايسته

ربّ اغفر لى و لولدىّ و لمن دخل بيتى مؤمنًا و للمؤمنين و المؤمنت

8- اولويت در اصلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 11

11 - اصلاح انديشه و عقيده ، مقدم بر اصلاح عمل و رفتار

على أن لايشركن باللّه شيئًا و لايسرقن

از اين كه «لايشركن» - كه امرى عقيدتى است - بر «و لايسرقن. ..» - كه امور عملى و رفتارى است - مقدم شده، مى توان تقدم رتبى جهان بينى بر عملكرد را نتيجه گرفت.

9- اولويت در امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 12

12 - وصول فيض و امداد الهى ، نخست به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و سپس به مؤمنان و امت آن حضرت *

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

تقدم «على رسوله» بر «على المؤمنين»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

10- اولويت در انذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 12

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار

لتنذر أُمّ القرى

11- اولويت در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 21

21 - تقديم خويشاوندان نيازمند بر ديگر مستمندان ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى و المسكين

تقديم كلمه «ذوى القربى» بر ديگران، گوياى اين است كه: اهل ايمان در مرحله نخست بايد در رفع نياز خويشاوندان خود بكوشند و سپس به ديگران بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 5،7

5 - لزوم توجه به والدين و مقدم داشتن آنها در انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى

7 - والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 4

4 - اولويت تأمين زندگى نيازمندان به وسيله صدقات ، نسبت به ساير مصارف

ان تبدوا الصّدقات . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

از تخصيص به ذكر «فقراء» در بين تمام مصارف - كه قطعاً صدقات مصارف ديگرى نيز دارند - اولويّت آنان استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 4

4 - خويشاوندان نزديك ، در اعطاى حقوق مالى و انفاق ، در اولويت اند . *

فأَت ذا القربى حقّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 7

7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 3

3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

مفاد اين آيه - با توجه به آيات پيشين - اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 4

4 - سرمايه داران ، در كمك هاى اقتصادى به مردم قحطى زده ، بايد تغذيه آنان را در اولويت قرار دهند .

أو إطعم فى يوم ذى مسغبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 15 - 2

2 - رساندن غذا به خويشاوندان يتيم خود ، بر تغذيه ديگر نيازمندان مقدم است .

يتيمًا ذا مقربة

«مقربة» مصدر و با «قرابة» (خويشاوندى) به يك معنا است. (صحاح اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 16 - 5،6

5 - تنگدستانى كه از هرگونه خوراك و پوشاكى محروم اند ، در بين اقشار كم درآمد ، سزاوارترين طبقه براى كمك هاى اقتصادى اند .

أو مسكينًا ذا متربة

6 - سرمايه داران ، بايد تغذيه تهى دستان را بر ديگر كمك هاى خويش ترجيح دهند .

أو إطعم . .. مسكينًا ذا متربة

12- اولويت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 6

6 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد اقوام و خويشان خود را در اولويت قرار دهند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم

بى شك، هدف از ارسال انبيا، هدايت همه مردم بوده است و اختصاص به ذكر قوم آنان (قومهم) ممكن است به خاطر در اولويت بودن آنان باشد. در اين صورت، نكته ياد شده، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 4

4 - لازم است كه پيش از دعوت به فروع عملى ، اصول عقيدتى تبيين گردد .

يبنىّ لاتشرك باللّه . .. إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل ... يأت بها اللّه ... ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 5

5 - آغاز كردن تبليغ دين و حركت اصلاحى از نزديكان و اطرافيان ، شيوه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز تبليغ خود، پدر و اطرافيان خود را مخاطب قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 8،12

8 - نخستين وظيفه مبلغان دينى ، پرداختن به هدايت و اصلاح جامعه خويش

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه انذار «أُمّ القرى» به عنوان اولين وظيفه پيامبر در آيه مطرح شده، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار

لتنذر أُمّ القرى

13- اولويت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 6

6 - خودسازى و اصلاح و تربيت خويشتن ، در اولويت نخست و مقدّم در تربيت و اصلاح ديگران

قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده، از تقدم ذكرى «أنفسكم» بر «أهليكم» به دست مى آيد.

14- اولويت در تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 17

17 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، سزاوارترين و شايسته ترين انسان ها براى برخوردارى از روح تقوا

و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

15- اولويت در رضاع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 2

2 - اولويّت شير مادر براى تغذيه فرزند نسبت به شير ديگر زنان و تغذيه هاى ديگر

و الوالدات يرضعن اولادهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 12

12 - زنان مطلّقه ، داراى حق تقدّم و اولويت در شيردادن به نوزادان خود

فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى

برداشت ياد شده، با توجه اين نكته است كه صورت شيردادن مادران مطلّقه به نوزادان خود، در آغاز مطرح شده است. سپس صورت اختلاف و دايه گرفتن براى نوزادان، بيان گرديده است.

16- اولويت در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 70 - 3

3- هركس به اندازه استحقاق و اولويت خود ، طعم عذاب دوزخ را خواهد چشيد .

ثمّ لنحن أعلم بالذين هم أولى بها صليًّا

درجه بندى مستحقان آتش دوزخ و تعيين اولويت هاى آنان، نشان از آن دارد كه همه يكسان عذاب نخواهند ديده; بلكه برخوردى متفاوت و متناسب با هر يك صورت خواهد گرفت.

17- اولويت در گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 5

5 - حضور شاهدان به هنگام وصيت ، ملاك اولويت ايشان ، نسبت به كسانى كه مدارك ديگرى بر اثبات وصيت دارند .

من الذين استحق عليهم الأولين

«اوليان» صيغه تفضيل و به معناى سزاوارتران است و مراد از آن همان شاهدان نخستين مى باشد. اولويت داشتن آنان و سزاوارتر بودنشان نسبت به ديگران يا بدين جهت است كه وصيت كننده از آنان خواسته شهادت دهند و آنان را بر اين كار برگزيده است اگر چه ديگران نيز وصيت او را شنيده باشند و يا بدين جهت است كه اين دو شاهد در مجلس وصيت حاضر بوده اند ولى ديگران حضور نداشته اند و از طريقى ديگر به چگونگى وصيت پى برده اند، برداشت فوق ناظر به دومين احتمال است.

18- اولويت در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 7

7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .

و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

19- اولويت در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 7،13

7 - خويشاوندان در برخوردار شدن از حقوق ولايت مقرر شده در ميان مؤمنان ، بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

13 - حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

20- اولويت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 2

2 - ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، از ولايت خود آنان بر امورشان ، برتر است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 17

17 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، سزاوارترين و شايسته ترين انسان ها براى برخوردارى از روح تقوا

و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

21- اولويت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 17

17 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، سزاوارترين و شايسته ترين انسان ها براى برخوردارى از روح تقوا

و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

22- حق اولويت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 7،8،9،13

7 - خويشاوندان در برخوردار شدن از حقوق ولايت مقرر شده در ميان مؤمنان ، بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

8 - خويشاوندان در ارث بردن از يكديگر بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض

برداشت فوق با توجه به روايات متعددى كه درباره «اولوا الارحام» آمده، استفاده شده است. علاوه بر آن مفسران بزرگ شيعه و سنى جمله «اولوا الأرحام بعضهم ... » را بيان حكم ارث دانسته اند.

9 - اولويت خويشان در ارث بردن از يكديگر ، حكمى است ثبت شده در كتاب الهى ( قرآن )

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

«فى كتب اللّه» مى تواند متعلق به كلمه ثابت و مانند آن و خبر براى مبتدايى محذوف باشد ; يعنى: هذا الحكم ثابت فى كتب اللّه. همچنين مى تواند متعلق به مضمون جمله «بعضهم أولى ببعض» باشد ; يعنى متعلق به نسبت خبريه در آن جمله باشد. قابل ذكر است كه مآل هر دو فرض به يك معناست.

13 - حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

19- اولياء الله

1- اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 19

19 - مؤمنان مجاهد ، از اولياى خداوند و دور از ولايت شيطان هستند . *

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه . .. ان كنتم مؤمنين

چون دشمنان دين (كافران و منافقان) از اولياى شيطانند، بنابراين مجاهدان، دور از ولايت شيطان و در نتيجه از اولياى خدا خواهند بود. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يخوّف اولياءه» به معناى «يخوفكم اولياءه» باشد.

2- آثار خطاى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 5

5- اولياى خداوند و افراد كامل ، خطاى خود را در صورت فراموشى نيز مايه استحقاق مؤاخذه مى دانند .

لاتؤاخذنى بما نسيت

در خواست موسى از خضر(ع) مبنى بر مؤاخذه نشدن، دال بر آن است كه خطا، حتى در صورت نسيان نيز قابليت مؤاخذه دارد.

3- آخرت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

4- آداب همنشينى با اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

5- آرزوهاى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 4

4 - مردان الهى ، آرزومند هدايت و سعادت براى تمامى نسل هاى بشر

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

6- آرزوى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 15

15 - جلب رضا و خشنودى خدا ، آرمان مردان الهى

و أن أعمل صلحًا ترضه

7- استقامت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 4

4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه

قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين

8- اطمينان اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 4

4 - اولياى خدا ، برخوردار از اطمينان ، سكون و آرامش نفس

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

9- التجاى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 169 - 6

6 - ربوبيت الهى ، پناهگاه مردان خدا در تنگناها

ربّ نجّنى

10- اميدوارى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 20

20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى

إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خشعين

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.

11- انتظارات اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 6

6- اولياى خداوند در اجابت خواسته هاى خود ، همواره چشم انتظار معجزه و امور خارق العاده نيستند .

قال ربّ أنّى يكون لى غلم

زكريا با آن كه به قدرت مطلق خداوند ايمان داشت، در كيفيت اجابت دعايش به توجيه قانع كننده اى دست نيافت، تا آن جا كه حيرت زدگى خود را با جمله «أنّى يكون لى غلام» ابراز كرد. اين نشان مى دهد كه او درصدد يافتن توجيهى بود كه با اسباب و علل متعارف سازگار باشد وگرنه همه چيز را با قدرت خداوند امكان پذير مى دانست.

12- اولياء الله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 4

4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;

زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».

13- اولياء الله و اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 5

5 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;

در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».

14- اولياء الله و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 5

5 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;

در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».

15- اولياء الله و جامعه فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 169 - 3

3 - محيط آلوده به انحراف و فساد ، غيرقابل تحمل براى مردان خدا

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون

16- اولياء الله و سختى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 1،2

1 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه حوادث ناگوار روزگار در ديدگاه آنان ، مكروه و ناخوشايند جلوه نمى كند .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم

«خوف» ; يعنى، انتظار وقوع امر ناخوشايندى را داشتن (مفردات راغب). برداشت فوق بر اين اساس است كه: چون زندگى در دنيا بىوقوع حوادث ناگوار - خصوصاً براى بندگان مقرب خدا - ممكن نيست، پس نفى خوف از آنان، قهراً به اين معناست كه حوادث دنيوى در ذائقه آنان، مكروه و ناخوشايند جلوه نمى كند.

2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه هر آنچه حوادث روزگار از كفشان بربايد ، غمى به دل راه نداده و غبار اندوه بر چهره شان نمى نشيند .

ألا إن أولياء اللّه . .. و لا هم يحزنون

17- اولياء الله و مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 4

4 - نترسيدن از مرگ و مشتاق لقاى خدا بودن ، نشان اوليا و دوستان خداوند است .

فتمنّوا الموت

18- اهداف اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 3

3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .

يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

19- اهميت تعظيم اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 4

4- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تكريم و تجليل از آنها

واذكر فى الكتب إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 4

4- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تجليل و تكريم آنان

ذكر رحمت . .. واذكر ... واذكر ... واذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 11

11- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تكريم و تجليل از آنان

واذكر . .. واذكر ... واذكر

20- اهميت تقويت حكومت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 20 - 9

9 - لزوم تقويت و تثبيت حكومت مردان الهى و رهبران صالح

و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمة و فصل الخطاب

از اين كه خداوند پس از ذكر اوصاف معنوى داوود(ع) (واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب)، مسأله تقويت و استحكام بخشيدن حكومت آن حضرت را مطرح كرده است، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

21- اهميت دستيابى به مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 8

8 - دستيابى به مقام « ولىّ اللّهى » و دريافت بشارت هاى ويژه در دنيا و آخرت ، براى اولياى خداوند كاميابى بسيار بزرگى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو الفو

22- اهميت صبر درباره عمل اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 24

24- پرهيز از ناشكيبايى و قضاوت عجولانه در زمينه كار هاى شگفت اولياى الهى ، لازم است .

ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا

از مجموعه داستان موسى و خضر(ع) استفاده مى شود كه نبايد كار اولياى الهى را با كار خود قياس كرد، بلكه بايد شكيبايى ورزيد و سخنى ناسنجيده بر زبان نراند; زيرا، آگاهى بر اسرار آن، مقدور همه نيست.

23- اهميت مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 2

2 - بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.

24- ايثار اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

25- ايمان اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 1،2

1 - ايمان و تقواپيشگى ، از صفت اولياى خداست .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه پس از ورود به جرگه مؤمنان ، با رعايت مستمر تقواى الهى ، به ايمانى برتر و فراتر از ايمان سابق نايل مى شوند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

جمله «و كانوا يتقون» - كه ماضى استمرارى است - دلالت مى كند بر اينكه: اولياى خدا، پيش از ايمان، داراى تقواى مستمر بودند و چون رعايت تقواى مستمر بدون داشتن ايمان بى معناست، معلوم مى گردد آنان با داشتن ايمان و رعايت تقواى الهى، به

ايمان جديدى - كه از ايمان سابق برتر است - دست مى يابند.

26- برگزيدگى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 4 - 6

6 - فروزان نگه داشتن هميشگى مشعل هدايت و برانگيختن مردان الهى براى هدايت خلق ، نمود فضل و فزون بخشى مستمر خداوند

و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم . .. ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «ذلك فضل اللّه» اشاره به «آخرين» داشته باشد.

27- بشارت اخروى به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 1

1 - به اولياى خدا ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بشارت ويژه اى داده خواهد شد كه ديگر مؤمنان از آن بى نصيب خواهند بود .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

تقديم «لهم» بر «البشرى» مفيد حصر است و «ال» در «البشرى» مى تواند براى عهد ذهنى و اشاره به فرد خاصى از بشارت باشد. يعنى آن بشارت ويژه تنها از آن اولياى خداست.

28- بشارت به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 5،7،11

5 - ترس و اندوه نداشتن اولياى خدا ، بشارتى است از سوى خدا به آنان .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى عهد ذكرى و اشاره به جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد.

7 - بشارت هاى ويژه به اولياى خدا در دنيا و آخرت ، وعده تخلف ناپذير الهى

لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة لا تبديل لكلمت اللّه

11 - « أتى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) رجل . . . فقال : يا رسول اللّه أخبرنى عن قول اللّه عز و جل : « الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة » فقال : اما قوله تعالى « لهم البشرى فى الحيوة الدنيا » فهى الرؤيا الحسنة يراها المؤمن

فيبشر بها فى دنياه و اما قول اللّه عز و جل : « و فى الأخرة » فان ها بشارة المؤمن عند الموت يبشر بها عند موته ان اللّه قد غفر لك و لمن يحملك إلى قبرك ;

مردى خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسيد . .. و عرض كرد: اى رسول خدا! مرا آگاه كن از معناى سخن خدا كه مى فرمايد: «كسانى كه ايمان آورده و پرهيزكارى مى كردند، براى آنها بشارتى است در زندگى دنيا و در آخرت». حضرت فرمود: اما بشارت در دنيا، خواب خوبى است كه مؤمن مى بيند و به وسيله آن در دنيا بشارت داده مى شود و اما بشارت آخرت، بشارتى است كه هنگام مرگ به مؤمن مى رسد كه به او گفته مى شود: خداوند تو را و كسانى كه جنازه تو را به سوى قبرت حمل مى كنند آمرزيد».

29- بشارت دنيوى به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 1

1 - به اولياى خدا ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بشارت ويژه اى داده خواهد شد كه ديگر مؤمنان از آن بى نصيب خواهند بود .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

تقديم «لهم» بر «البشرى» مفيد حصر است و «ال» در «البشرى» مى تواند براى عهد ذهنى و اشاره به فرد خاصى از بشارت باشد. يعنى آن بشارت ويژه تنها از آن اولياى خداست.

30- بينش اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 5

5- اولياى خداوند و افراد كامل ، خطاى خود را در صورت فراموشى نيز مايه استحقاق مؤاخذه مى دانند .

لاتؤاخذنى بما نسيت

در خواست موسى از خضر(ع) مبنى بر مؤاخذه نشدن، دال بر آن است كه خطا، حتى در صورت نسيان نيز قابليت مؤاخذه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 4

4- مردان الهى ، در اوج قدرت و توانايى ، از خداوند و ولىّ نعمت خود غافل نيستند .

قال ما مكّنّى فيه ربّى خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 6

6 - علم ، فضيلتى راستين در بينش مردان الهى

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 23

23 - شكوه و اقتدار مادى ، رنگ باخته و غيرقابل اتكا در مقايسه با مقام صالحان ، در نزد مردان الهى

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه سليمان(ع) با داشتن همه امكانات، باز آرزوى مقام صالحان را داشت.

31- پاكى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 5

5 - پيامبران و اولياى الهى ، انسان هايى پاك و مطهّر از هرگونه زشتى و آلودگى

لايمسّه إلاّ المطهّرون

بنابه گفته برخى از مفسران واژه «المطهّرون»، اختصاص به فرشتگان ندارد; بلكه شامل پيامبران و اوليا نيز مى شود.

32- تداوم ذكر اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 8

8 - مردان الهى ، على رغم تلاش براى برآوردن نياز هاى اقتصادى خويش ، هرگز از ياد خدا و انجام تكاليف فردى ( نماز ) و اجتماعى ( زكات ) غافل نمى شوند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 3

3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .

يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.

33- تداوم زكات اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 2

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 3

3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .

يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.

34- تداوم نماز اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 2

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 3

3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .

يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.

35- ترس اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،15

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

15 - مردان الهى ، همواره از قيامت ترسان اند .

رجال . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

36- تعظيم اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 8

8- بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تجليل و تكريم آنان ، لازم است .

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد

37- تقواى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 1،2

1 - ايمان و تقواپيشگى ، از صفت اولياى خداست .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه پس از ورود به جرگه مؤمنان ، با رعايت مستمر تقواى الهى ، به ايمانى برتر و فراتر از ايمان سابق نايل مى شوند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

جمله «و كانوا يتقون» - كه ماضى استمرارى است - دلالت مى كند بر اينكه: اولياى خدا، پيش از ايمان، داراى تقواى مستمر بودند و چون رعايت تقواى مستمر بدون داشتن ايمان بى معناست، معلوم مى گردد آنان با داشتن ايمان و رعايت تقواى الهى، به ايمان جديدى - كه از ايمان سابق برتر است - دست مى يابند.

38- تكامل اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 2

2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه پس از ورود به جرگه مؤمنان ، با رعايت مستمر تقواى الهى ، به ايمانى برتر و فراتر از ايمان سابق نايل مى شوند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

جمله «و كانوا يتقون» - كه ماضى استمرارى است - دلالت مى كند بر اينكه: اولياى خدا، پيش از ايمان، داراى تقواى مستمر بودند و چون رعايت تقواى مستمر بدون داشتن ايمان بى معناست، معلوم مى گردد آنان با داشتن ايمان و رعايت تقواى الهى، به ايمان جديدى - كه از ايمان سابق برتر است - دست مى يابند.

39- تلاش اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

40- توسل به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 22

22 - واسطه قرار دادن اولياى الهى در پيشگاه خداوند ، امرى مجاز و مورد تأييد وحى *

و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به استغفار براى امت كرده است، استفاده مى شود كه اصل وساطت اولياى الهى ميان خدا و خلق، امرى مجاز و پذيرفته شده در بينش الهى است.

41- حكومت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 20 - 4

4 - در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى ، امرى شايسته و بايسته براى مردان الهى

و شددنا ملكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 9

9 - در دست داشتن قدرت سياسى و رهبرى جامعه ، امرى پسنديده و شايسته براى مردان الهى

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

42- خشوع اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 20

20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى

إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خشعين

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.

43- خضوع اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 8

8 - مغرور نشدن مردان الهى به علم و كمالات خود و احتمال وجود كسانى برتراز ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

44- دشنام به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 23

23 - عن أبى عبدالله(ع) فى حديث طويل: . .. و إياكم و سب اعداء الله حيث يسمعونكم فيسبوا الله عدوا بغير علم و قد ينبغى لكم ان تعلموا حد سبهم لله كيف هو؟ إنه من سب اولياء الله فقد انتهك سب الله و من أظلم عند الله ممن استسب لله و لأولياء الله؟ ... .

از امام صادق(ع) ضمن حديثى طولانى روايت شده است: . .. از ناسزاگويى به دشمنان خدا در جائى كه آن را مى شنوند بپرهيزيد، كه در نتيجه آنان نيز خدا را از روى دشمنى و ناآگاهى دشنام خواهند داد، سزاوار است بدانيد چه سخنانى از مشركان، ناسزاگويى به خداوند محسوب مى شود، هر كس به اولياى خدا ناسزا گويد در حقيقت خدا را دشنام داده است و چه كسى ظالمتر از آنكه

موجب دشنام گويى به خدا و اولياى او شود؟ ... .

45- ذاكريت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 4

4- مردان الهى ، در اوج قدرت و توانايى ، از خداوند و ولىّ نعمت خود غافل نيستند .

قال ما مكّنّى فيه ربّى خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،2

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

46- روزى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 15

15 - مردان الهى ، از روزى و فضل بدون حسابرسى خداوند برخورداراند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب

معناى «بغير حساب» - به قرينه «و يزيدهم من فضله» - مى تواند بدون حسابرسى باشد; زيرا اعطاى مازاد بر استحقاق (من فضله) دليل بر اين است كه حسابرسى در كار نيست، وگرنه مى بايست تنها به مقدار استحقاق شخص، پاداش داده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) : . . .و امّا قوله : « أولئك لهم رزق معلوم » قال : يعلمه الخدام فيأتون به أولياء اللّه قبل أن يسألوهم إيّاه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..و اما قول خدا «...لهم رزق معلوم» [مراد اين است كه] خدمت كارانِ بهشت، آن رزق را مى دانند و آن را براى اولياى خدا مى آورند، قبل از اين كه آنان از ايشان درخواست كنند».

47- رهبرى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 10

10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

48- زكات اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

49- زمينه مسؤوليت پذيرى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 15

15 - برخوردارى از علم و قدرت ، زمينه توجه مردان الهى به مسؤوليت و وظايف برتر خود

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى ليبلونى

برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) با مشاهده قدرت دربار خويش، متذكر گشت كه هدف از اين تفضلات و امكانات، امتحان و آزمون او است و بايد به هوش باشد.

50- زمينه مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 3

3 - رعايت مستمر تقواى الهى ، زمينه ساز رسيدن به مقام ولى اللّهى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

51- زندگى دنيوى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

52- سعادت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

53- شخصيت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 1،2

1 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه حوادث ناگوار روزگار در ديدگاه آنان ، مكروه و ناخوشايند جلوه نمى كند .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم

«خوف» ; يعنى، انتظار وقوع امر ناخوشايندى را داشتن (مفردات راغب). برداشت فوق بر اين اساس است كه: چون زندگى در دنيا بىوقوع حوادث ناگوار - خصوصاً براى بندگان مقرب خدا - ممكن نيست، پس نفى خوف از آنان، قهراً به اين معناست كه حوادث دنيوى در ذائقه آنان، مكروه و ناخوشايند جلوه نمى كند.

2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه هر آنچه حوادث روزگار از كفشان بربايد ، غمى به دل راه نداده و غبار اندوه بر چهره شان نمى نشيند .

ألا إن أولياء اللّه . .. و لا هم يحزنون

54- شرايط استفاده از اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

55- صبر اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 5

5- درجات تحمّل و نيز نوع عملكرد پيامبران و اوليا ، با هم متفاوت است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

56- صبر در همنشينى با اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

57- صفات اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 1

1 - ايمان و تقواپيشگى ، از صفت اولياى خداست .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 74 - 3

3- پذيرفتن عذرخواهى خطاكاران و قبول درخواست عفو و گذشت آنان ، از صفات اولياى الهى است .

لاتؤاخذنى بما نسيت . .. فانطلقا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 20

20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى

إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خشعين

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 4،5

4 - نترسيدن از مرگ و مشتاق لقاى خدا بودن ، نشان اوليا و دوستان خداوند است .

فتمنّوا الموت

5 - خداوند توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به يهود پيشنهاد كرد براى اثبات ادعاى خود ( اين كه آنان دوستان خدايند ) ، آرزوى مرگ كنند .

قل يأيّها الذين هادوا. .. فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين

58- ظلم ستيزى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 12

12- اولياى خاص الهى ، درصدد ناكام ساختن حاكمان غاصب و حفظ حقوق محرومان بوده اند .

فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

59- عزت اخروى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 4

4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;

زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».

60- عفوهاى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 74 - 3

3- پذيرفتن عذرخواهى خطاكاران و قبول درخواست عفو و گذشت آنان ، از صفات اولياى الهى است .

لاتؤاخذنى بما نسيت . .. فانطلقا

61- علايق اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 4

4 - نترسيدن از مرگ و مشتاق لقاى خدا بودن ، نشان اوليا و دوستان خداوند است .

فتمنّوا الموت

62- علم اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 8

8 - مغرور نشدن مردان الهى به علم و كمالات خود و احتمال وجود كسانى برتراز ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 6

6 - امكان آگاهى يافتن به حقايق ثبت شده در لوح محفوظ ، براى پيامبران و اوليا

لايمسّه إلاّ المطهّرون

63- عمل به تكليف اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 8

8 - مردان الهى ، على رغم تلاش براى برآوردن نياز هاى اقتصادى خويش ، هرگز از ياد خدا و انجام تكاليف فردى ( نماز ) و اجتماعى ( زكات ) غافل نمى شوند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

64- عمل پسنديده اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 9

9 - در دست داشتن قدرت سياسى و رهبرى جامعه ، امرى پسنديده و شايسته براى مردان الهى

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

65- عمل خير اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 20

20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى

إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خشعين

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.

66- عوامل رستگارى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 8

8 - دستيابى به مقام « ولىّ اللّهى » و دريافت بشارت هاى ويژه در دنيا و آخرت ، براى اولياى خداوند كاميابى بسيار بزرگى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو الفو

67- عوامل مواخذه اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 5

5- اولياى خداوند و افراد كامل ، خطاى خود را در صورت فراموشى نيز مايه استحقاق مؤاخذه مى دانند .

لاتؤاخذنى بما نسيت

در خواست موسى از خضر(ع) مبنى بر مؤاخذه نشدن، دال بر آن است كه خطا، حتى در صورت نسيان نيز قابليت مؤاخذه دارد.

68- عوامل نگرانى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 20

20- مردان الهى ، از اعماق وجود ، نگران بدفرجامى توده ها و انسان هاى گمراه

و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

با توجه به تعبير «أخا عاد»، از «إنّى أخاف . ..» استفاده مى شود كه نگرانى هود(ع) ريشه در عواطف وى داشته است.

69- فراموشى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 5

5- اولياى خداوند و افراد كامل ، خطاى خود را در صورت فراموشى نيز مايه استحقاق مؤاخذه مى دانند .

لاتؤاخذنى بما نسيت

در خواست موسى از خضر(ع) مبنى بر مؤاخذه نشدن، دال بر آن است كه خطا، حتى در صورت نسيان نيز قابليت مؤاخذه دارد.

70- فضايل اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 4،5،7

4 - اولياى خدا ، برخوردار از اطمينان ، سكون و آرامش نفس

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

5 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;

در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».

7 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « قال اللّه تعالى : حقت محبتى للمتحابين فىّ و حقت محبتى للمتزاورين فىّ و حقت محبتى للمتجالسين فىّ ، الذين يعمرون مساجدى بذكرى و يعلمون الناس الخير و يدعونهم إلى طاعتى أولئك اوليائى الذين أظلمهم فى ظل عرشى و أسكنهم فى جوارى و آمنهم من عذابى و أدخلهم الجنة فبل الناس بخمس مأة عام . . . ثم قرء نبى اللّه : « ألا إن اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » ;

خداى تعالى فرمود: محبت من ثابت و حتمى است براى كسانى كه در راه من، با يكديگر دوستى مى كنند و به ديدن يكديگر مى روند و با يكديگر همنشينى دارند. كسانى كه مساجد مرا به وسيله ذكر من آباد مى كنند و خوبيها را به مردم مى آموزند و آنان را به طاعت من دعوت مى كنند، اينانند اولياى من كه آنان را در سايه عرش خود جاى مى دهم و در جوار خود ساكن مى سازم و از عذاب خود ايمن مى كنم و پانصد سال قبل از مردم، آنان را وارد بهشت مى نمايم ... سپس پيغمبر (صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: ألا إن أولياء اللّه ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 1،2،5

1 - به اولياى خدا ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بشارت ويژه اى داده خواهد شد كه ديگر مؤمنان از آن بى نصيب خواهند بود .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

تقديم «لهم» بر «البشرى» مفيد حصر است و «ال» در «البشرى» مى تواند براى عهد ذهنى و اشاره به فرد خاصى از بشارت باشد. يعنى آن بشارت ويژه تنها از آن اولياى خداست.

2 - بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.

5 - ترس و اندوه نداشتن اولياى خدا ، بشارتى است از سوى خدا به آنان .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى عهد ذكرى و اشاره به جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 4

4- مردان الهى ، در اوج قدرت و توانايى ، از خداوند و ولىّ نعمت خود غافل نيستند .

قال ما مكّنّى فيه ربّى خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 2

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 6

6 - طبيعت و مظاهر آن ، با اذن خدا مقهور اراده بندگان خاص او است .

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 8

8 - مغرور نشدن مردان الهى به علم و كمالات خود و احتمال وجود كسانى برتراز ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 5

5 - پيامبران و اولياى الهى ، انسان هايى پاك و مطهّر از هرگونه زشتى و آلودگى

لايمسّه إلاّ المطهّرون

بنابه گفته برخى از مفسران واژه «المطهّرون»، اختصاص به فرشتگان ندارد; بلكه شامل پيامبران و اوليا نيز مى شود.

71- فلسفه مصايب اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 10

10 - « على بن رئاب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و ما أصابكم من مصيبة . . . » أرأيت ما أصاب عليّاً و أهل بيته هو بما كسبت أيديهم و هم أهل الطهارة معصومون ؟ ! فقال . . . انّ اللّه عزّوجلّ يخص أوليائه بالمصايب ليأجرهم عليها من غير ذنب ;

على بن رئاب مى گويد از امام صادق(ع) راجع به سخن خداوند عزّوجلّ : «ما أصابكم من مصبية. ..» سؤال نمودم: آيا مصايبى كه به على(ع) واهل بيت او رسيده به خاطر كارهايى بوده كه انجام داده اند ؟! در حاليكه آنان پاك و معصوم بودند، فرمود: همانا خداوند اولياى خود را بدون آن كه گناهى مرتكب شده باشند گرفتار مصيبت ها بلاها مى كند تا به آنان مزد و پاداش دهد».

72- قبض روح اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 21

21- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . إنه ليس أحد من الناس تفارق روحه جسده حتى يعلم إلى أىّ المنزلين يصير إلى الجنّة أم النار . . . فإن كان وليّاً لله فتحت له أبواب الجنّة و شرع له طرقها و نظر إلى ما أعدّ الله له فيها . . . قال الله تعالى « الذين تتوفّاهم الملائكة طيّبين سلام عليكم ادخلوا الجنّة . . . » . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است:. .. روح از بدن هيچ يك از مردم جدا نمى شود تا اينكه بداندبه سوى كدام يك از دو جايگاه مى رود: به سوى بهشت يا آتش ... پس اگر دوست خدا باشد، درهاى بهشت براى او باز مى شود و راههاى آن نمايان مى گردد و به آنچه خدا براى او در آن جا آماده كرده نگاه مى كند ... خداى تعالى فرمود: الذين تتوفّاهم الملائكة طيّبين...".

73- قدرت اراده اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 6

6 - طبيعت و مظاهر آن ، با اذن خدا مقهور اراده بندگان خاص او است .

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

74- قضاوت عجولانه درباره اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 24

24- پرهيز از ناشكيبايى و قضاوت عجولانه در زمينه كار هاى شگفت اولياى الهى ، لازم است .

ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا

از مجموعه داستان موسى و خضر(ع) استفاده مى شود كه نبايد كار اولياى الهى را با كار خود قياس كرد، بلكه بايد شكيبايى ورزيد و سخنى ناسنجيده بر زبان نراند; زيرا، آگاهى بر اسرار آن، مقدور همه نيست.

75- مراتب اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 5

5- درجات تحمّل و نيز نوع عملكرد پيامبران و اوليا ، با هم متفاوت است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

76- مراد از اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 6

6 - ابن عباس گويد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد : « يا رسول اللّه من اولياء اللّه ؟ قال : الذين اذا رُؤُوا ذُكِرَ اللّه ;

اولياء اللّه چه كسانى اند؟ فرمود: كسانى كه ديدارشان خدا را به ياد مى آورد».

77- مرگ اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 12

12 - ابو حمزه ثمالى گويد : « قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما يصنع باحد [ نا ] عند الموت ؟ قال : . . . ألا أبشرك يا أبا حمزة فقلت : بلى جعلت فداك ، فقال : إذا كان ذالك اتاه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و على ( ع ) معه . . . فقال له رسول اللّه : . . . هلمَّ الينا فما امامك خير لك ممّا خلّفت ; أمّا ما كنت تخاف فقد أمنته و أمّا ما كنت ترجو فقد هجمت عليه ، أيت ها الروح أخرجى إلى روح اللّه و رضوانه ، فيقول له علىّ ( ع ) مثل قول رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ثم قال : يا أبا حمزة ألا أخبرك بذلك من كتاب اللّه ؟ قوله : « الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ;

به امام باقر (ع) عرض كردم: هنگام مرگ با افراد [ما] چه مى كنند؟ حضرت فرمود: . .. آيا بشارت ندهم تو را اى اباحمزه؟ عرض كردم چرا فداى تو شوم. فرمود: آن گاه كه مرگ فرارسد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حالى كه على (ع) با اوست ... [در كنار محتضر حاضر مى شود. ]پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مى فرمايد: ... بيا به سوى ما آن چه در پيش رو دارى بهتر است براى تو از آنچه برجاى گذاشتى ; اما از آنچه مى ترسيدى امان يافتى و آنچه را اميد داشتى بر آن دست يافتى. اى روح! براى رسيدن به راحتى و خشنودى خدا خارج شو. پس على (ع) نيز سخنى مانند سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مى گويد. سپس امام باقر (ع) فرمود: اى اباحمزه! آيا تو را به همين مطلب از كتاب خدا خبر ندهم؟ [و آن] سخن خداوند است: «الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى

الأخرة».

78- مسؤوليت اجتماعى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 20 - 4

4 - در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى ، امرى شايسته و بايسته براى مردان الهى

و شددنا ملكه

79- مسؤوليت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 12

12- اولياى خاص الهى ، درصدد ناكام ساختن حاكمان غاصب و حفظ حقوق محرومان بوده اند .

فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

80- مسؤوليت پذيرى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 3

3 - مردان الهى ، داراى احساس مسؤوليت بيشتر براى هدايت بستگان خويش

و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 4

4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه

قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين

81- نجات بخشى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

82- نفى الوهيت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 21

21 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرايششان به شرك با خدا پنداشتن پيامبران و أولياء الهى

ما المسيح ابن مريم الا رسول . .. انظر انى يؤفكون

با توجه به اينكه تك تك مسلمانان بايد با دقت سرنوشت نابهنجار و شرك آلود بنى اسرائيل را مد نظر داشته باشند، معلوم مى شود، چنين خطرى (گرايش به شرك با خدا پنداشتن پيامبران)، در كمين مسلمانان نيز هست و هدف از اين فرمان (انظر) پيشگيرى از گرفتار شدن به اين وضعيت نارواست.

83- نماز اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

84- ويژگيهاى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 11

11 - تنها پادشاهان و دنيامداران ، فريفته مال و مكنت دنيايند ، نه مردان الهى و خداجوى .

بل أنتم بهديّتكم تفرحون

85- ويژگيهاى تجارت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،2

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

86- هدايتگرى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 3

3 - مردان الهى ، داراى احساس مسؤوليت بيشتر براى هدايت بستگان خويش

و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 4 - 6

6 - فروزان نگه داشتن هميشگى مشعل هدايت و برانگيختن مردان الهى براى هدايت خلق ، نمود فضل و فزون بخشى مستمر خداوند

و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم . .. ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «ذلك فضل اللّه» اشاره به «آخرين» داشته باشد.

20- اهانت

1- آثار اهانت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 10

10 - طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

2- آثار اهانت به ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 4

4 - اصرار بر گناه و نقض حريم ديگران ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى است .

كذّبت ثمود بطغويها

از مصاديق «طغيان» (فراتر از حد رفتن «العين»)، تجاوز به حقوق ديگران است.

3- آثار اهانت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 12

12 - اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى او موجب كفر است .

لاتقولوا رعنا . .. و للكفرين عذاب أليم

4- آثار اهانت به مهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 4

4- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرّض و اهانتى است به ميزبان

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

درخواست لوط(ع) از قومش براى پرهيز از هتك حرمت مهمانانش با بيان«فلاتفضحون» (مرا شرمسار نكنيد) إشعار به نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 7

7- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرض و اهانتى است به ميزبان .

قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون

5- اجتناب از اهانت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 7

7 - ضرورت پرهيز از سخنى كه گوياى اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى او باشد .

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

6- اجتناب از اهانت به مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 6

6 - ضرورت اجتناب و نيز بازداشتن مردم ، از به كارگيرى كلمات توهين آميز به مقدسات دين

لاتقولوا رعنا

7- اهانت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 9

9 - اهانت قوم موسى ، نسبت به ساحت مقدس خداوند

فاذهب انت و ربك

گفتن «ربك» و نه «ربنا»، حاكى از جسارت قوم موسى به خداوند است.

8- اهانت به بت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 9

9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم

قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين

ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.

9- اهانت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 9

9 - دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 34

34 - اعتقاد به فرزند داشتن خداوند ، پندارى نابحق درباره وى و هتك حرمت اوست .

لاتقولوا على اللّه الا الحق . .. سبحنه ان يكون له ولد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 9

9 - اهانت قوم موسى ، نسبت به ساحت مقدس خداوند

فاذهب انت و ربك

گفتن «ربك» و نه «ربنا»، حاكى از جسارت قوم موسى به خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 116 - 1

1 - انكار معاد و بيهوده شمردن آفرينش انسان ، اهانت به ساحت آفريننده جهان ( خدا ) است .

أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا . .. لاترجعون . فتعلى اللّه

«تعالى» (مصدر «تعالى») به معناى والايى و بلندمرتبگى است.

10- اهانت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 8

8 - تحقير پيامبر پس از نوح و توهين به او ، از سوى اشراف و سران قومش

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

به كارگيرى «هذا» - كه براى اشاره به نزديك است - بيانگر نوعى توهين و تحقير نسبت به پيامبر و مقام رسالت او است.

11- اهانت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 1،12

1 - كلمه « راعنا » دستاويز يهوديان براى اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى آن حضرت

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

مسلمانان در ضمن سخن گفتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) گاهى از آن حضرت تقاضا مى كردند كه مهلت دهد تا سخنان پيشين وى را درك كنند. براى درخواست مهلت، كلمه «راعنا» (فرصتمان ده) را به كار مى بردند. يهوديان با اندك تحريفى در اين كلمه، معنايى ناروا از آن قصد كردند و در خطاب به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كار مى بردند.

12 - اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى او موجب كفر است .

لاتقولوا رعنا . .. و للكفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 8،9

8 - توهين و نفرين برخى از يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن سخن با آن حضرت

من الذين هادوا . .. واسمع غير مسمع

«غير مسمع» در برداشت فوق به معناى انشايى آن گرفته شده است. و مفهوم آن چنين است: خدا تو را كر و ناشنوا قرار دهد. و يا: خدا تو را نفهم گرداند.

9 - اهانت برخى يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تغيير لحن خويش در تلفظ كلمه « راعنا » به « راعينا »

راعنا ليّاً بالسنتهم

«راعنا» به معنى توجه به ما كن و «راعينا» به معنى چوپان ماست. و يهوديان كلمه «راعنا» را به گونه اى تلفظ مى كردند كه معناى «راعنيا» براى شنونده تداعى مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 5

5 - منافقان ، به هنگام وارد شدن بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از روى اهانت به جاى تحيتى كه خداوند به آن فرمان داده بود ، تحيت ديگرى به آن حضرت مى گفتند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 3

3 - به كارگيرى تعبيرات جسارت آميز عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاورات منافقان

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

مقصود رئيس منافقان از «أعزّ» خودش و از «أذلّ» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اين تعبير حكايت از آن دارد كه منافقان، در جمع خود و در محاورات ميان خويش، نسبت به پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) تعبيرهاى گستاخانه و جسارت آميزى داشتند.

12- اهانت به مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 8

8 - سكوت و سازشكارى مؤمن در قبال اهانت به مقدسات و آيات الهى ، موجب همانندى وى با كافران و منافقان است .

فلاتقعدوا معهم . .. إنّكم إذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم

13- اهانت به مقدسات اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 2

2 - ممنوعيت اهانت به مقدسات اقوام و ملتها

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

فعل نهى «لاتسبوا» ظهور در حرمت دارد، گفتنى است اين برداشت مبتنى بر آن است كه جمله «فيسبوا الله . ..» حكمت براى نهى باشد، نه علت آن.

14- اهانت به مهمانان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 5

5- برخورد قوم لوط با مهمانان حضرت لوط ( ع ) ، برخوردى اهانت آميز و آبرو برانداز بود .

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 1

1 - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش ، براى در اختيار گرفتن و آلوده ساختن ميهمانان پيامبر خويش

و لقد رودوه عن ضيفه

15- اهانت به ميزبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 4

4- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرّض و اهانتى است به ميزبان

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

درخواست لوط(ع) از قومش براى پرهيز از هتك حرمت مهمانانش با بيان«فلاتفضحون» (مرا شرمسار نكنيد) إشعار به نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 7

7- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرض و اهانتى است به ميزبان .

قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون

16- اهانت به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 16

16- اهانت به پدر و مادر ، در شأن منكران معاد و نه معتقدان به حقانيت وعده هاى خداوند *

الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

آيات پيشين، حاوى سفارش خداوند در زمينه احسان به والدين بود و در مقابل، در اين آيه به دو صفت ناشايست اشاره شده است: 1- بى احترامى به والدين، 2- انكار معاد. از قرين آمدن اين دو نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

17- اهانت به هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 8

8 - تحقير پيامبر پس از نوح و توهين به او ، از سوى اشراف و سران قومش

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

به كارگيرى «هذا» - كه براى اشاره به نزديك است - بيانگر نوعى توهين و تحقير نسبت به پيامبر و مقام رسالت او است.

18- اهانت به يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 9

9- بى ادبى و جسارت بستگان يعقوب در برخورد با او

لولا أن تفنّدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 5

5- بى ادبى و جسارت بستگان يعقوب به ساحت والاى آن حضرت

إنك لفى ضللك القديم

19- اهانت قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 1

1 - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش ، براى در اختيار گرفتن و آلوده ساختن ميهمانان پيامبر خويش

و لقد رودوه عن ضيفه

20- توبه اهانت كنندگان به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 24

24 - توبه مرتد و اهانت كننده به ارزش هاى الهى ، مايه رفع عذاب الهى از اوست .

فإن يتوبوا يك خيراً لهم و إن يتولوا يعذبهم اللّه

21- جرم اهانت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 6

6 - بازيچه قرار دادن ارزش هاى دينى ، حرام است .

ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون

22- حرمت اهانت به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 14

14- هرگونه پرخاش و اهانت به پدر و مادر ، حتى در حد گفتن « أُفّ » ، ممنوع است .

فلاتقل لهما أُفّ

23- سرزنش اهانت به مهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 6

6- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و ممنوع است .

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 8

8- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و به دور از تقواپيشگى

قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون

24- كيفر اخروى اهانت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 11

11 - خداوند ، به علّت در پيش بودن عذاب اخروى ، منافقان را به خاطر اهانت هايشان به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) عذاب نمى كرد .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا . .. حسبهم جهنّم

25- كيفر اهانت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 7،9

7 - اعدام ، كيفر طعن و توهين به اسلام

و طعنوا فى دينكم فقتلوا

9 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف بودند در صورت مشاهده طعن و توهين به دين الهى از سوى معاهدان مشرك ، با ايشان به پيكار برخيزند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. و طعنوا فى دينكم فقتلوا أئمة الكفر

26- كيفر اهانت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 10

10 - منافقان ، نازل نشدن عذاب الهى به خاطر اهانت هاى آنان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) را دليل عدم رسالت آن حضرت مى پنداشتند .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول

27- مجازات اهانت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 7

7 - اعدام ، كيفر طعن و توهين به اسلام

و طعنوا فى دينكم فقتلوا

21- اهداف

1- اهداف آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 -

13،14،15،16،19،20،21،22،24،27،29،33

13 - برهان « انّى » ( از معلول به علّت پى بردن ) از روش هاى قرآن براى استدلال بر هدفدارى جهان آفرينش

الّذين . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا

14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .

لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت

15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن

لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.

16 - بيهوده نپنداشتن آفرينش ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب. الّذين ... ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

19 - جهان بينى توحيدى و هدفدارى جهان بدون اتكاى بر وحى - با عقل و منطق - قابل درك است .

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

زيرا صاحبان خرد ناب پس از انديشه در جهان، بدون تكيه بر وحى، به توحيد ربوبى و هدفدارى جهان رسيده اند.

20 - جهان آفرينش ، مجموعه اى هدفدار و منظّم

يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

«باطل» به چيزى گفته مى شود كه هدفى را تعقيب نكند و يا داراى غرض و هدفى معقول نباشد. بنابراين باطل نبودن هستى يعنى دارا بودن هدف معقول و منطقى و لازمه هدفدارى، نظم است.

21 - ناسازگارى ربوبيّت خدا با آفرينش بى هدف و باطل

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.

24 - خداوند از اينكه آفرينشى باطل و بيهوده داشته باشد ، پاك و منزّه است .

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

27 - منزّه بودن خداوند از هر نقص و عيب ، دليل راه نداشتن بيهودگى در آفرينش او

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

29 - اعتقاد به قيامت و كيفر و پاداش در آن ، پيامد اعتقاد به باطل نبودن و هدفدار بودن آفرينش

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار

كلمه «فا» در «فقنا . .. »، بيانگر اين معناست كه خردمندان با نفى بطلان در آفرينش و اعتقاد به هدفدارى جهان به اين نتيجه رسيده اند كه بايد قيامت و روز جزا و پاداشى باشد.

33 - اعتقاد به هدفدارى آفرينش ، دليل نگرانى خردمندان از سرنوشت خود در قيامت است .

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 37 - 3

3 - دنيا و صحنه آمد و شد نسل ها و آفرينش آنها ، فاقد كمترين هدف و فرجام در بينش اشراف و مرفهان كفرپيشه

نموت و نحيا

مقصود از «نموت و نحيا» (مى ميريم و زنده مى شويم) اين است كه نسلى مى ميرد و نسلى پديد مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 8

8 - كافران و روى گردانان از عبادت خداوند ، دور ماندگان از هدف آفرينش و عنايت حق *

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

از اين كه هدف الهى از آفرينش انسان، پرستشگرى حق دانسته شده، استفاده مى شود كه كافران از هدف عالى خلقت - كه مورد نظر حق بوده - دور مانده اند.

2- اهداف ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 7

7 - امنيت و فراوانى نعمت در شهر مكه ، امورى كارساز در تحقّق اهداف ابراهيم ( ع )

إنى جاعلك للناس إماماً . .. إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

مطرح شدن امامت ابراهيم(ع) و مسؤوليت او براى تطهير كعبه و آماده سازى آن براى پرستش خدا، و سپس نقل دعاى آن حضرت (درخواست امنيت شهر مكه و رونق اقتصادى آن)، بيانگر برداشت فوق است.

3- اهداف اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 18

18 - اتّحاد و تشكّل جوامع بشرى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى

فبعث اللّه . .. و انزل ... ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 12

12 - تسليم در برابر فرمان هاى خداوند ، يكى از اهداف اديان الهى

و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8- رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 14،15

14- به وجود آوردن جامعه هاى نيرومند و توانا ، از هدف هاى پيامبران واديان الهى است .

و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

15- آبادانى و برخوردار شدن جامعه هاى بشرى از نعمت ها و موهبت هاى دنيوى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى است .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

4- اهداف اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 4

4 - قسط اقتصادى و عدالت اجتماعى ، از اهداف اصيل و ديرين اديان آسمانى

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين . وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 13

13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى

إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... يرزقون ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 4

4 - رفع اختلافات و نزاع هاى بشر ، از اهداف شريعت هاى الهى است .

و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

چنانچه «حكم» در آيه شريفه به معناى شريعت باشد، از اين كه رفع اختلافات منوط به حكم الهى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 8

8 - همگرايى دينى و اعتقادى ، نخستين هدف اديان آسمانى و همزيستى اجتماعى ، كمترين انتظار دين از بشر

فاصفح عنهم و قل سلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 3

3 - اديان آسمانى و پيامبران الهى ، از نظر اهداف و جهت گيرى هاى اعتقادى و رفتارى ، مشترك و همسو هستند .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 14

14 - اديان آسمانى و پيامبران الهى ، از نظر اهداف و جهت گيرى هاى اعتقادى و رفتارى ، مشترك و همسو هستند .

أُعدّت للذين ءامنوا باللّه و رسله

5- اهداف الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 8

8 - دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى ، از اهداف مهم و اصولى الياس پيامبر

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

6- اهداف انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 7

7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .

يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 7،13،18،19،22،28،42

7 - بعثت پيامبران از سوى خداوند ، به دنبال بروز اختلاف در جامعه نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا فيه

جمله «ليحكم . .. » بيان مى كند كه انبيا به هنگام بروز اختلاف در جوامع ابتدايى مبعوث شدند; نه قبل از آن. بنابراين جمله «فاختلفوا» پس از «كان الناس ... » مقدّر است.

13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى

و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

18 - اتّحاد و تشكّل جوامع بشرى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى

فبعث اللّه . .. و انزل ... ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه

19 - كليه انبيا ، مُروّج حق و داراى برنامه و هدفى واحد

فبعث اللّه النبيّن مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق

22 - پيامبران ، مبلّغان و مجريان قوانين الهى

فبعث اللّه النبيّن مبشرين . .. ليحكم بين الناس

با توجّه به اينكه فاعل «ليحكم»، خداوند باشد كه در حقيقت حكومت از آنِ او، و پيامبران تنها مجرى قوانين هستند.

28 - سركشى و ظلم ( بَغى ) عالمان دين ، مانع تحقق اهداف انبيا ( اتحاد مردم بر اساس دين حقّ )

و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البيّنات بغياً بينهم

42 - هدف از بعثت انبيا و ارسال كتاب هاى آسمانى ، راهنمايى انسان ها به صراط مستقيم است .

فبعث اللّه . .. و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 5

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، رسالت دارِ ابلاغِ تاريخ عبرت آموز گذشتگان

تلك ايات اللّه . .. و انّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 4

4 - شدّت علاقه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به هدايت مردم و تلاش وى در اين جهت

ليس عليك هديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 13

13 - نفى نظامِ اقتصادِ ربوى و ايجاد و بسط نظام اقتصاد عادلانه ، از جمله اهداف والاى انبيا

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله . .. لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

اعلام جنگ از سوى خدا و رسول به هدف «لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» صورت مى گيرد; بنابراين عدالت اقتصادى در جامعه از اهداف خدا و رسول اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 3

3 - نقش تعيين كننده كتب آسمانى ، در تحقق رسالت و اهداف انبيا

نزّل عليك الكتاب . .. و انزل التّورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 9

9 - پيامبران و عدالتخواهانى كه به دست كافران كشته شدند ، خواهان حاكميت كتب آسمانى بودند . *

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

بنابراينكه فاعل محذوف «يدعون»، همان كشته شدگان مذكور در آيه قبل باشند; يعنى: يدعوهم المقتولون الى كتاب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 3

3 - پيامبران الهى ، ياوران يكديگر در رسيدن به هدف واحد *

ذريّة بعضها من بعض

مرحوم طبرسى، جمله «بعضها من بعض»، را به يارى كردن به يكديگر، معنا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 12،15

12 - رسالت انبيا ، تربيت انسانهايى خدايى

و لكن كونوا ربّانيّن

15 - پرورش دانشمندان ربانى بر اساس تعاليم كتب آسمانى ، از اهداف انبيا

كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 2

2 - اعتقاد به ربوبيّت انبيا و فرشتگان ، ناسازگار با هدف پيامبران

و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 8

8 - هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 9

9 - تأليف قلوب ، اتحاد ميان مردمان و برداشتن دشمنى از ميانشان ، از جمله اهداف انبيا

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 12

12 - خودسازى و پاك شدن از گناهان و پيروزى بر دشمنان دين ، از اهداف انبيا و همگامان با ايشان

ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 6

6 - تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 6،17

6 - رسيدن به راه هاى سلامت و امنيت ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا . .. يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

17 - هدف نهايى انبيا ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم

يهديهم إلى صرط مستقيم

از اينكه به هنگام شمارش اهداف رسالت، هدايت به صراط مستقيم در آخر آمده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 24

24 - ايجاد صلح و امنيت و جلوگيرى از فساد و ريختن خون بى گناهان ، از اهداف رسالت انبيا

من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض . .. و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

اشاره به رسالت انبيا با دلايل روشن پس از بيان عقوبت قتل و پاداش حفظ حيات انسانها، بيانگر جايگاه اين تعاليم در رسالت انبياى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 9

9 - توجه دادن مردم به خدا و گرايش دادن آنان به تضرع و خضوع به درگاه او، از اهداف رسالت انبياست.

و لقد أرسلنا إلى أمم . .. لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 3

3 - گرايش انسانها به تقوا و درستى كردار، از اهداف رسالت انبيا در ابلاغ پيامهاى خداوند

يقصون عليكم ءايتى فمن اتقى و أصلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 18

18 - مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از اهداف مهم انبيا

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 14،15

14- به وجود آوردن جامعه هاى نيرومند و توانا ، از هدف هاى پيامبران واديان الهى است .

و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

15- آبادانى و برخوردار شدن جامعه هاى بشرى از نعمت ها و موهبت هاى دنيوى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى است .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 9

9- مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از هدف هاى مهم انبياست .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 10،18

10 - نجات مظلومان از يوغ ستم و بردگى و رهايى آنان از سلطه نظام هاى غير توحيدى ، مطلوب خداوند و همسو با اهداف رسولان الهى است .

اذهبا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل

18 - ايجاد صلح و امنيت از اهداف پيامبران الهى است .

والسلم على من اتبع الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 73 - 2

2 - هدف پيامبران ، نماياندن راه درست زندگى براى بشر است ، نه تحصيل منافع مادى براى خود .

أم تسئلهم خرجًا . .. و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 7

7 - اصلاح جوامع بشرى و از ميان بردن فساد ، از اهداف مهم پيامبران است .

و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 8

8 - غفلت زدايى از مردمِ غافل و بيدار كردن آنان ، از اهداف رسالت و فلسفه بعثت رسولان الهى

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 3

3 - اديان آسمانى و پيامبران الهى ، از نظر اهداف و جهت گيرى هاى اعتقادى و رفتارى ، مشترك و همسو هستند .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 14

14 - اديان آسمانى و پيامبران الهى ، از نظر اهداف و جهت گيرى هاى اعتقادى و رفتارى ، مشترك و همسو هستند .

أُعدّت للذين ءامنوا باللّه و رسله

7- اهداف انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 14

14 - انجيل عيسى ( ع ) ، مكمل تورات موسى ( ع ) بوده و اين دو كتاب از نظر اهداف و اصول تعاليم ، يكسان و در يك راستا قرار داشتند .

و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل

مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است. بنابراين كاربرد تعبير «الكتاب» - به صورت مفرد - به جاى «الكتابين»، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

8- اهداف اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 3

3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .

يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

9- اهداف بناى مسجد قبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 6

6 - بانيان مسجد قبا ، داراى تقواى الهى و در پى جلب رضايت خدا بودند .

لمسجد أسّس على التقوى . .. أفمن أسس بنينه على تقوى

مفسران برآنند كه شأن نزول اين بخش از آيات، مسجد قبا و مسجد ضرار است. بر اين اساس مى توان گفت كه: ضمير «بنيانه» به مسجد قبا (لمسجد أسّس على التقوى) بازمى گردد و آيه شريفه، در مقام تمجيد بانيان مسجد قبا و تقبيح بنيان گذاران مسجد ضرار است.

10- اهداف تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 14

14 - هدف پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ابلاغ پيامهاى الهى تذكر دادن به جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

مرجع ضمير «هو»، به قرينه جمله «قل لاأسئلكم عليه أجرا»، ابلاغ رسالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تحميل عقيده خود به ديگران نبود ; بلكه در صدد القاى آن از راه تصحيح انديشه بود .

قل من يرزقكم . .. قل اللّه

11- اهداف تبليغ مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 5

5 - نجات و رستگارى مردم ، هدف و محور تمامى تلاش هاى ارشادى ، سياسى و اجتماعى مؤمن آل فرعون

و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه . .. و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

12- اهداف تبليغى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 10

10 - هماهنگ شدن منكران آخرت با كردار شياطين، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

و ليقترفوا ما هم مقترفون

13- اهداف تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 14

14 - انجيل عيسى ( ع ) ، مكمل تورات موسى ( ع ) بوده و اين دو كتاب از نظر اهداف و اصول تعاليم ، يكسان و در يك راستا قرار داشتند .

و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل

مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است. بنابراين كاربرد تعبير «الكتاب» - به صورت مفرد - به جاى «الكتابين»، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

14- اهداف تهديدهاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 1

1 - بازگشت ساحران مؤمن به كفر ( ارتداد ) و پيروى از آيين فرعونيان ، از هدف هاى تهديد فرعون در مورد آنان

لأقطّعنّ . .. قالوا لن نؤثرك

پاسخ ساحران مؤمن به فرعون (لن نؤثرك)، حكايت از آن دارد كه تهديدات فرعون، براى بازگرداندن ساحران از راه ايمان بوده است.

15- اهداف جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 13

13 - نقش مؤثّر حضور دسته جمعى ، در پيشبرد اهداف

و لتكن منكم امة يدعون الى الخير . .. و اولئك هم المفلحون

«اولئك هم المفلحون»، يعنى: هم المفلحون فيما قصدوا، كه قصد آنها، همان دعوت به خير است. گفتنى است كه حضور دسته جمعى، از واژه «امّة» استفاده شده است.

16- اهداف حركت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 2 - 10

10 - خداوند ، هدف حركت همه موجودات

اللّه الصمد

«صَمَد»، با فعل «صَمَدَ اليه» (او را قصد كرد)، هم خانواده و «فَعَلَ» به معناى «مفعول» است; يعنى، مصمودٌ اليه و خداوند «صمد» است; يعنى، مقصود و مقصد نهائى موجودات است. حذف متعلقات «صمد» نشانه عموم است و مقصود بودن خداوند را به تمام موجودات و مقاصد آنها تعميم مى دهد.

17- اهداف خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 8 - 6

6 - رسيدن انسان به هدف آفرينشِ خود ، در گرو معاد او است .

عن النبأ العظيم . .. و خلقنكم

18- اهداف دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 2

2 - قرار داده شدن شياطين در برابر انبيا داراى فلسفه و جهت و به منظور تأمين اهدافى معين است.

و كذلك جعلنا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين

جمله «لتصغى إليه» عطف به مقدر است; لذا معنى چنين مى شود: «جعلنا . .. لغايات و لتصغى إليه».

19- اهداف دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 3

3 - جلب غفران و آمرزش خداوند براى مردم ، از اهداف دعوت حضرت نوح ( ع )

و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم

20- اهداف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 4

4 - ضرورت پرداختن به اهداف اصلى دين و اجتناب از بحث ها و گفتگو هاى انحرافى و بازدارنده ، از هدف هاى اساسى شريعت

ليس البر أن تولوا . .. و لكن البر من ءامن

نفى نيكى از روى آوردن به مشرق يا مغرب يا هر قبله اى ديگر - با اينكه خود از فرامين الهى است - به اين جهت است كه: مخاطبان، هدف اصلى، يعنى ايمان و . .. را به فراموشى سپرده و به مسائل فرعى پرداخته و بر سر آن به مشاجره و گفتگو پرداخته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 12

12 - نقش رهبران الهى در جلب محبّت خداوند به انسان *

فاتّبعونى يحببكم اللّه

پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مرشدِ راه محبّت الهى، معرفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 13

13 - اصلاح جوامع بشرى ، فلسفه اى براى ظهور اديان

كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر

حرف «لام» در «للناس»، بيانگر رعايت و فلسفه ظهور دين است و جمله «خير امة . .. »، دلالت دارد كه همه اديان عهده دار رسالت اصلاح بشر بوده اند كه از ميان آنها، امّت اسلامى بهترين امت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 7

7- دين ، در پى سعادت دنيوى مردم

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 4

4 - هدايت انسان ها به راه خداوند ، اساس دعوت دين و محور تلاش پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

21- اهداف رسالت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 10

10 - گرايش مردم به تقواپيشگى در پرتو رسالت انبيا ، از اهداف نزول دين و و معارف الهى است .

أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا

«لتتقوا» عطف بر «لينذركم» است و در نتيجه نيل مردم به تقوا از اهداف آمدن ذكر و معارف دين مى باشد. و چون بيان اين هدف در پى «لينذركم» ذكر شده است، مى توان گفت نيل انسانها به تقواپيشگى در پرتو امداد و اندرز پيامبران امكان پذير است.

22- اهداف رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 2

2 - انذار و اخطار به انسان ها ، از اهداف رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما علّمنه الشعر و ما ينبغى له . .. لينذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 2

2 - رفع اختلافات دينى و زدودن شك و ترديد درباره حقايق آن ، از اهداف رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و ما تفرّقوا . .. لفى شك منه مريب . فلذلك فادع

«ذلك» مى تواند اشاره به شك و ترديدهايى باشد كه از تفرقه افكنى هاى پيشينيان اهل كتاب، دامنگير آنان شده بود (و إنّ الذين أورثوا الكتاب لفى شك منه مريب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 5

5 - سخت گيرى بر كافران ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در جهت پيشبرد اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

ربّك

23- اهداف رسالت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 5،6

5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى

إلى فرعون و ملإيه

كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.

6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )

إلى فرعون و ملإيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 9

9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 2

2 - دعوت فرعون به خشيت از خداوند ، از اهداف رسالت موسى ( ع )

فتخشى

دعوت فرعون به خشيت از خداوند، از اهداف رسالت موسى(ع)

24- اهداف رسالت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 8

8 - بيم دادن از عذاب الهى ، از اهداف مهم رسالت هود

أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم

25- اهداف ساقى پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 46 - 6،7

6- رساندن تعبير خواب پادشاه به مردم ، از انگيزه هاى مراجعه ساقى به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب

أفتنا فى سبع بقرت . .. لعلّى أرجع إلى الناس

7- شناساندن ارزش و مقام يوسف ( ع ) به مردم ، از انگيزه هاى ساقى براى مراجعه به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب

لعلّى أرجع إلى الناس

26- اهداف سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 7

7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .

قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

27- اهداف شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 9

9 - شيطان در هر بنده اى از بندگان خدا ، به دنبال سهم و نصيبى براى خويش است .

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جمله «لاتخذن» را مى توان به دو گونه معنا كرد، يكى برخى از بندگان را به اطاعت خواهم گرفت و ديگر اينكه از هر بنده اى، نصيبى را سهم خويش خواهم ساخت تا بطور كامل مطيع خداوند نباشد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 6،21

6 - گمراه ساختن ، اسير آرزو ها نمودن و تحت فرمان گرفتن ، هدف شيطان از گزينش گروهى از مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم

21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

28- اهداف صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 6

6 - اصلاح جامعه و از ميان بردن فساد ، از اهداف صالح ( ع )

و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون

29- اهداف صلح با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 3

3 - مسلمانان نبايد در پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران هدفى جز دستيابى بهزندگى مسالمت آميز با كافران داشته باشند . *

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد. مقصود اين است كه مسلمانان نبايد صلح را به خاطر تجديد قوا و مانند آن بپذيرند.

30- اهداف علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 23

23 - تثبيت حكم تحريف شده به دست عالمان يهود ، هدف آنان از ارجاع داورى به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

ان اوتيتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا

ارجاع داورى به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن قضاوت آن حضرت در صورت مخالفت حكم وى با اظهارات عالمان يهود، مى رساند كه هدف آنان از اين ارجاع تنها تلاش براى يافتن امضاى حكم تحريف شده بوده است.

31- اهداف عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 10

10 - بهره مندى از رزق و روزى خداوند ، از اهداف حضرت مسيح ( ع ) ، در تقاضاى مائده آسمانى

و ارزقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 6

6 - رفع اختلافات دينى ، از اهداف عمده رسالت عيسى ( ع )

لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

32- اهداف قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 21

21 - قابيل ، - به تحريك ابليس - براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

33- اهداف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 - تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 19

19 - هدف قرآن انسان سازى است نه مجرد تبيين مفاهيم نيكو و بيان رفتار هاى ناپسند

و لكن البر من ءامن

توضيح برداشت پيشين، بيانگر استفاده برداشت فوق از جمله «و لكن البر من ءامن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 3

3 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حقيقتى واحد و هدفى يكسان ( هدايت بشر )

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

ارجاع ضمير مفرد «به» به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر اين معناست كه آنها داراى يك حقيقت هستند و در هدايتگرى يك چيز به شمار مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8- رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 18

18- اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .

يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 4 - 4

4- تصحيح عقيده انسان در باره خداوند ، از هدف هاى مهم قرآن است .

أنزل على عبده الكتب . .. و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 8

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 5

5 - تنبه و بيدارى مردمان ، از هدف هاى تعاليم قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 4

4 - قرار گرفتن ميزان و ترازوى تفكر و سنجش در اختيار انسان ها ، از جمله اهداف و فلسفه هاى مهم نزول قرآن

اللّه الذى أنزل . .. الميزان

كتابى كه به حق نازل شده است، مى تواند آثار و نتايج متعددى داشته باشد و اين كه تنها عنوان «الميزان» تخصيص به ذكر يافته، دليل اهميت اين ويژگى قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 15

15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

اهداف قصه اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 3

3- نقل سرگذشت اصحاب كهف ، داراى هدفى با ارزش و سودمند

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

«حقّ» به چيزى گفته مى شود كه به جا و حكيمانه باشد(مجمع البيان. ) و به حق بيان كردن داستان اصحاب كهف - كه مفاد «نقصّ عليك نبأهم بالحقّ» است - اشاره به اين معنا دارد كه نقل آن داستان، مقصدى منطقى را تعقيب و غرض صحيح و ارزشمندى را دنبال مى كند.

34- اهداف قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 7

7- امنيت ، هدف و مقصود تعيين كننده در كيفيت و نوع خانه سازى مردم حجر ( قوم ثمود ) بود .

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

35- اهداف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 7

7 - آسيب رساندن به جامعه اسلامى ، در رأس آرمان ها و اهداف منافقان و كافران

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه در رأس همه اهداف «ضراراً» مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

36- اهداف كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 13،16،33،40،42

13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى

و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

16 - كتاب هاى آسمانى ، معيار شناخت حق از باطل و قضاوت صحيح

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

33 - كتاب هاى آسمانى ، دلايل روشن الهى است .

و انزل معهم الكتاب . .. من بعد ما جاءتهم البيّنات

ظاهراً مراد از «بيّنات» (دلايل روشن) همان كتابهاى آسمانى است.

40 - كتاب هاى الهى ، ارائه دهنده راه حل صحيح اختلافات جوامع انسانى

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه

42 - هدف از بعثت انبيا و ارسال كتاب هاى آسمانى ، راهنمايى انسان ها به صراط مستقيم است .

فبعث اللّه . .. و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 12

12 - نزول تورات و انجيل ، به صورت دفعى نه تدريجى و براى هدايت انسانها *

و انزل التورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

نزول دفعى، از «انزل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 2

2 - هدايت انسان ها ، فلسفه اصلى نزول كتب آسمانى و ويژگى مهمّ آنها

نزّل عليك الكتاب . .. و انزل التّورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 16

16 - كتب آسمانى ، براى ياد دادن و ياد گرفتن است .

بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 8

8 - هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 4

4 - بنده خالص و برگزيده خدا شدن ، روح اديان الهى و ثمره اصلى كتاب هاى آسمانى

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

از اين كه مشركان گفته اند: اگر كتاب آسمانى براى ما نازل مى شد، ما هم بنده خالص و برگزيده خدا مى بوديم; مى توان استفاده كرد كه اين بندگى بر اثر تعاليم كتاب هاى آسمانى به وجود مى آيد.

37- اهداف گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 39

39 - گسترش كفر ، هدف كج انديشان از تمسك به آيات متشابه و دنبال كردن آن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

امام صادق(ع): المراد بالفتنة هاهنا الكفر.


مجمع البيان، ج 2، ص 700 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 17.

38- اهداف مبارزه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 2

2 - قرار داده شدن شياطين در برابر انبيا داراى فلسفه و جهت و به منظور تأمين اهدافى معين است.

و كذلك جعلنا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين

جمله «لتصغى إليه» عطف به مقدر است; لذا معنى چنين مى شود: «جعلنا . .. لغايات و لتصغى إليه».

39- اهداف متوليان غار اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 36

36- زنده نگه داشتن خاطره و سرگذشت اصحاب كهف ، از اهداف بنا كنندگان مسجد در فضاى غار بود .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

قيد «عليهم» بيان گر اين نكته است كه بناى مسجد در آن مكان، براى يادبود اصحاب كهف پيشنهاد شده بود.

40- اهداف محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 149 - 5

5 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، پرتوى از ربوبيت خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در جهت پيشبرد اهداف وى بود .

و إنه للحق من ربك

اضافه «رب» (تربيت كننده و مدبر) به ضمير «ك» كه خطاب به پيامبر است، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: تغيير قبله در جهت تدبير امور پيامبر; يعنى، اهداف رسالت، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 7،8،9

7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم

8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .

و يعلمكم الكتب و الحكمة

9 - آموزش علوم و حقايقى كه بشر از دستيابى به آنها ناتوان است ، از اهداف و برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشد .

و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 3،6

3 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حقيقتى واحد و هدفى يكسان ( هدايت بشر )

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

ارجاع ضمير مفرد «به» به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر اين معناست كه آنها داراى يك حقيقت هستند و در هدايتگرى يك چيز به شمار مى آيند.

6 - رسيدن به راه هاى سلامت و امنيت ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا . .. يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 7

7 - تبيين حقايق و معارف كتمان شده به دست يهود و نصارا ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا يبين

بنابر اينكه مفعول حذف شده از «يبين»، به قرينه آيه پانزدهم، حقايقى باشد كه علماى اهل كتاب آنها را مخفى مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 12

12 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در دعوت مردم به پذيرش كتاب الهى ، در پى جلب منفعت براى خود يا دفع ضرر از خويش نبود .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 8

8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت . .. لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 8

8- تساوى انسان ها در اهداف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 8

8 - انذار و اخطار به مردمان ، از اهداف مهم و محورى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

اين كه كافران تنها مسأله انذار را به عنوان هدف و محور رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فرشتگان يادآور شدند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 7

7 - هدايت و راه يابى انسان به خدا ، تنها هدف و آرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالتش

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

قرار گرفتن هدايت مردمان به عنوان تنها مزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در حالى كه رسالت آن حضرت همراه تلاش بسيار و تحمل مشكلات فراوان بوده است، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 5

5 - مشركان ، پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را شخصى معمولى مى دانستند كه هدفش بازداشتن مردم از دين و آيين پدرانشان بود .

قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

تعبير از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «رجل» - آن هم به صورت نكره - حاكى از نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 31

31 - رعايت عدالت ميان گروه هاى مختلف اهل كتاب ، برنامه الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أُمرت لأعدل بينكم

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه مخاطبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 4

4 - هدايت انسان ها به راه خداوند ، اساس دعوت دين و محور تلاش پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

41- اهداف مدعيان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 4

4 - آگاهى دقيق خداوند از راه هاى خير و شرّ ، دليل مخفى نبودن اهداف مدعيان انفاق ، بر او است .

يقول أهلكت مالاً . .. و هدينه النجدين

42- اهداف مسافرت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 2

2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .

فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا

واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.

43- اهداف مسافرت يوشع(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 2

2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .

فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا

واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.

44- اهداف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

45- اهداف معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 5

5 - حسابرسى نهان كارى هاى انسان و چشيدن كيفر آن ، از اهداف معاد است .

إنّه على رجعه لقادر . يوم تبلى السرائر

«يوم» ظرف براى «رجعه» و بيانگر آن است كه ارجاع دوباره انسان، روزى به وقوع خواهد پيوست كه از مشخصات آن، محاسبه اعمال پنهانى و نيت هاى انسان براى تشخيص ميزان كيفر او است.

46- اهداف مقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 7

7 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر داراى اهدافى والا و از جمله آزمايش اهل ايمان از سوى خداوند

و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ليبلى» عطف بر علتى محذوف همانند «ليمحق الكفرين» است و هر دو متعلق به «قتلهم» و «رمى» مى باشد يعنى «و لكن اللّه قتلهم . .. لكن اللّه رمى ليمحق الكفرين و ليبلى المؤمنين» گفتنى است كه در برداشت فوق «ابلاء» به معناى آزمودن گرفته شده است.

47- اهداف منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 7

7 - دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 6،7

6 - ترويج كفر ، تفرقه افكنى و تجمع بخشيدن به دشمنان خدا و رسول ، مهمترين اهداف زيانبار منافقان از ساختن مسجد ضرار

مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين و إرصاداً

قيد «ضراراً» مى تواند هدف كلى و عام منافقان و «كفراً و تفريقاً . .. إرصاداً» بيانگر بارزترين نمودهاى آن هدف كلى باشد.

7 - آسيب رساندن به جامعه اسلامى ، در رأس آرمان ها و اهداف منافقان و كافران

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه در رأس همه اهداف «ضراراً» مطرح شده است.

48- اهداف منافقان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 7

7 - شركت برخى افراد ( منافقان ) در جهاد با كافران ، به منظور دستيابى به منافع مادى

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

49- اهداف منافقان در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 4

4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .

الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين

ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.

50- اهداف موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 22

22 - موسى ( ع ) با دور نگه داشتن قومش از سكونت در شهر ها ، اهداف بلندى را براى آنان در نظر داشت و آن را تعقيب مى كرد .

اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

جمله «اهبطوا مصراً . ..» (به يكى از شهرها در آييد، آنچه مى خواستيد در آن وجود دارد) بيانگر اين است كه: انتقال قوم موسى از بيابانها به شهر كارى سهل و آسان بوده است. و ناگزير از بيابان گردى نبودند. بنابراين موسى(ع) بيابان گردى را براى قومش انتخاب كرده بود و اين معنا بديهى است كه اگر پيامبران امرى را براى قوم خويش انتخاب كنند - خصوصاً اگر مشكلاتى را هم به دنبال داشته باشد - در پى رساندن آنان به اهداف بلندى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 8

8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت . .. لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 2

2- هدف موسى از همراه شدن با خضر ، بهرهورى از علم رشدآفرين وى بود .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا

«رشداً» اگر مفعولٌ له باشد، مفاد آيه اين است كه: «پيروى من، به منظور رشد يافتن است» كه اگر مفعولٌ به باشد، مراد اين است كه: «تو را پيروى مى كنم بر اين اساس كه آنچه را رشد است، به من بياموزى. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 1

1 - متذكر ساختن مردم به توحيد در پرستش ، هدف موسى ( ع ) از منهدم ساختن و خرد كردن گوساله سامرى

لنحرّقنّه . .. إنّما إلهكم اللّه

برحسب ظاهر، اين آيه ادامه سخن موسى(ع) با قوم خويش است. ارائه اين بيانات، پس از محاكمه سامرى و محكوميت وى و نيز تصميم به نابود ساختن گوساله او، نتيجه گيرى از مجموع واقعه و حاكى از اين نكته است كه موسى(ع) براى اخذ اين نتيجه (ابطال شرك و اثبات توحيد)، آن مقدمات را به كار گرفته بود.

51- اهداف مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 38 - 4

4 - نشان دادن راه درست ، محور و هدف تلاش گسترده مؤمن آل فرعون در ميان مردم مصر بود .

اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد

52- اهداف مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 62 - 12

12 - هدف اصلى مؤمنان راستين ، جلب رضايت خدا و رسول خداست نه رضايت ديگران .

و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه

53- اهداف نبوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 3

3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا

ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 34 - 2

2 - انتشار فراوان ياد خداوند در بين مردم ، از اهداف رسالت موسىو هارون ( ع ) بود .

يفقهوا قولى . .. و نذكرك كثيرًا

54- اهداف نبوت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 3

3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا

ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 34 - 1،2

1 - هدف موسى ( ع ) از تقاضاى نبوت و رسالت براى هارون ( ع ) ، به دست آوردن فرصت بسيار براى ذكر خداوند و حمد و ثناى مكرر او بود .

و أشركه فى أمرى . .. و نذكرك كثيرًا

فاعل «نذكرك» موسى و هارون(ع) است و مراد از كثرت ذكر خدا، افزايش تبليغات توحيدى - براثر همراهى آن دو - است كه متضمن مدح و ثناى خداوند مى باشد.

2 - انتشار فراوان ياد خداوند در بين مردم ، از اهداف رسالت موسىو هارون ( ع ) بود .

يفقهوا قولى . .. و نذكرك كثيرًا

55- اهداف نهضت اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 16 - 10

10- انگيزه و محور نهضت و هدف نهايىِ اصحاب كهف ، خدا بود .

و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلاّ اللّه . .. ينشر لكم ربّكم

كنارگيرى اصحاب كهف از پرستش هر معبودى جز خدا و دل بستن آنان به رحمت و امدادهاى الهى، گوياى برداشت ياد شده است.

56- اهداف وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 5

5- تذكار بشر ، هدف نهايى و مورد انتظار وحى

فإنّما يسّرنه . .. لعلّهم يتذكّرون

57- اهداف وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 3

3 - ايجاد انگيزه هاى درونى در مردم ، براى مقابله با ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند ، هدف شيطان از القاى وسوسه به قلب ها است .

بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى يوسوس فى صدو

58- اهداف يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6- يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

59- تحقق اهداف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 6

6 - دستيابى مؤمنان به ارزش ها و آرمان هاى مكتبى ، در پرتو تلاش و جهاد خود آنان ميسّر است .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم

60- زمينه تحقق اهداف انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 12

12 - تحقق اهداف و رسالت انبيا و پيمودن راه حق، مستلزم تحمل مشكلات است.

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون . .. لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا ... حتى أتهم نصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دلايل روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

برداشت فوق، احتمالى است كه مى توان از اضافه «رب» به ياى متكلم استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 3

3 - عذاب طغيان گرانِ مفسد ، جلوه ربوبيت خداوند و در راستاى پيشبرد راه پيامبران است .

ربّك

61- عوامل مؤثر در اهداف محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 11

11 - نزول قرآن ، پرتو ربوبيت خداوند و وسيله پيشرفت اهداف رسالت است .

لولا يأتينا ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم

جمله «أوَلم تأتهم. ..» قرآن را مصداق معجزه اى قرار داده كه خداوند بايد بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى كرد. شمول ربوبيت خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ربّه)، به معناى تربيت و رشد پايه ها و ساختار رسالت آن حضرت است.

62- اهداف مقدس

{اهداف مقدس}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 13،14

13 - بركنده شدن ريشه هاى كفر از زمين ، هدفى متعالى در بينش الهى

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

14 - پيروزى حق و شكست باطل ، هدفى بس والاتراز رسيدن به ثروت دنيا در بينش الهى

تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم و يريد اللّه . .. و يقطع دابر الكفرين

63- اهداف مقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 7

7 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر داراى اهدافى والا و از جمله آزمايش اهل ايمان از سوى خداوند

و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ليبلى» عطف بر علتى محذوف همانند «ليمحق الكفرين» است و هر دو متعلق به «قتلهم» و «رمى» مى باشد يعنى «و لكن اللّه قتلهم . .. لكن اللّه رمى ليمحق الكفرين و ليبلى المؤمنين» گفتنى است كه در برداشت فوق «ابلاء» به معناى آزمودن گرفته شده است.