ghaemiyeh.com
سرشناسه:صلاحی، فاطمه، ۱۳۵۹ -
عنوان و نام پدیدآور:پیشوای صادق [کتاب] : ویژه شهادت امام صادق(ع)/ مولف فاطمه صلاحی؛ ویراستار محتوایی زینبسادات حسینی؛ ویراستار زبانی سیده منصوره رضوی٬ زینبسادات حسینی ؛ به سفارش معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر:مشهد: انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری:4۰ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
شابک:978-600-299-298-7
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتابنامه.
عنوان دیگر:ویژه شهادت امام صادق(ع).
موضوع:جعفربن محمد (ع)، امام ششم، ۸۳ - ۱۴۸ق.
موضوع:چهارده معصوم -- سرگذشتنامه
موضوع:*Fourteen Innocents of Shiite -- Biography
شناسه افزوده:آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده:موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره:BP۴۵/ص۸پ۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۹۵۶
شماره کتابشناسی ملی:۴۶۷۲۹۶۶
بسم الله الرحمن الرحیم
تصویر
در مدینه غوغایی بهپاست. ملائک در تشییع بدن نورانی ششمین اختر ولایت، صادق آلمحمد صلی الله علیه و آله و مشایعت آن به عالَم ملکوت از آسمان به زمین آمدهاند. دیگر، شبها اثری از تکهنانی بالای سر نیازمندان نیست. دلهای شیعیان در فراق رئیس مذهب تشیع، امامصادق علیه السلام داغدار و اندوهگین شده است. صحن و سرای حریم باشکوه رضوی نیز در این روزهای پر از اندوه، سیاهپوش و چشمها بارانی است.
بهراستی ما شیعیان چقدر با معارف و سیرۀ زندگی حضرت، آشنایی داریم و چقدر توانستهایم آن را سرمشق و الگوی زندگی خود قرار دهیم؟
رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) هم بارها بر اصلاح سبک زندگی مسلمانان بر اساس دین اسلام و نیز سیره و منش معصومین که الگوهای انسان کامل هستند، تأکید
تصویر
کردهاند؛ چنانکه میفرمایند: «مسئلۀ سبک زندگی از مهمترین مسائل است. یکی از اهداف دشمنان اسلام این است که سبک زندگی مسلمانها را عوض کنند و شبیه سبک زندگی خودشان بکنند [؛ درحالیکه] اسلام برای ما یک سبک زندگی آورده است.»(1)
در نوشتار حاضر کوشیدهایم فرازهایی از زندگی این امام همام را در عرصههای اجتماعی، علمی، سیاسی و اقتصادی به زائران و مجاوران حریم رضوی تقدیم کنیم. امید است این تلاش توشهای باشد برای آخرتمان.
1) . بیانات در دیدار با ائمۀ جمعۀ سراسر کشور،14دی94.
باتوجهبه راه... و پرمشقت نهضت تشیع [و اقدامات زمینهساز امامان پیشین،] امامصادق علیه السلام مظهر امید صادقی بود که شیعه سالها انتظارش را میکشید؛ یعنی همان قائمی که انقلاب شیعی را در سطح وسیعی از جهان اسلام بر خواهد افروخت. منظور از قیامکننده کسی است که بر ضد قدرت مسلط، قدرتمندانه کمر میبندد و به پا میخیزد و لزوماً با قدرتنمایی نظامی همراه نیست؛ بلکه نمایشگر یک فعالیت فکری و سازندگی افراد و ایجاد تشکل و رهبری یک نهضت پنهان است.(1)
آری، امامصادق علیه السلام در نگاه شیعیان، مظهر ایدئالهای امامت و تشیعاند. گویا سلسلۀ امامت این عزیز را همچون
1) . نک: سیدعلیخامنهای، پیشوای صادق، ص60و61.
ذخیرهای برای ثمربخشیدن به مجاهدتهای طولانی گذشتگان خود در نظر گرفته است تا حکومت علوی و نظام توحیدی را بازسازی کنند. اتفاقاً موقعیت متزلزل حکومت بنیامیه هم موقعیت را آماده کرده بود؛ ازاینرو امامصادق علیه السلام از نخستین روز امامت خویش تا لحظۀ بدرود زندگیِ پرثمرشان، جهادی همهجانبه را در عرصههای مختلف اجتماعی و علمی و سیاسی آغاز کردند.
سیرۀ زندگی و رهنمودهای راهگشای امامصادق علیه السلام در زمینههای سلوک فردی و اجتماعی و نیز معاشرت با دیگران، حاوی نکات ارزشمندی در سبک زندگی اسلامی است. این نکات قطعاً برای زندگی ما سرمشقی نیکوست؛ چنانکه رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) میفرمایند: «در سبک زندگی، انواع سلوک با افرادی که انسان با آنها ارتباط دارد، انواع چیزهایی که در زندگی اجتماعی برای انسان وجود دارد، اینها در اسلام هست: درمورد سفرکردن، رفتار با دوست، در زمینۀ رفتار با دشمن [و] در همۀ چیزها، بهطور خاص در منابع اسلامی [قرآن و سیرۀ معصومین] ما موجود است...؛ درحالیکه تمدن
غربی میخواهد سبک زندگی خودش را بر ملتها تحمیل کند.»(1)
در این مجال، به برخی از شاخصههای سبک زندگی اسلامی اشاره میکنیم:
امامان معصوم علیهم السلام همواره جامعه را به تلاش و آبادگری ترغیب میکنند و سستی و بیتوجهی به این مهم را روا نمیدارند؛ چراکه تلاش و سازندگی، عزت و افتخار هر فرد است. سیرۀ امامصادق علیه السلام نیز گواه این مطلب است.
عبدالاعلی از یاران جعفربنمحمد صلی الله علیه و آله بود. او در هوای گرم تابستان در مسیر مدینه آن حضرتعلیه السلام را درحال تلاش مشاهده کرد و به ایشان عرض کرد: «باوجود مقامتان در نزد خدا و نسبت خویشاوندی که با رسول خدا= دارید، اینگونه خود را به زحمت افکندهاید!» امامصادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: «خَرَجْتُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ لِأَسْتَغْنِیَ عَنْ مِثْلِکَ»(2)(من در تلاش برای روزی خود بیرون شدم تا از مثل تو بی نیاز باشم.)
روزی دیگر، حضرت درحالیکه بیلی در دست و روپوشی
خشن بر تن داشتند، در باغ مشغول کار بودند. در همان حال، به یکی از یاران خود که قصد انجام کار ایشان را داشت، فرمودند: «إِنِّی أُحِبُّ أَنْ یَتَأَذَّی الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَةِ» (من دوست دارم که مرد در راه تلاش برای رزقوروزی، از حرارت خورشید رنج ببرد.)(1)
آری کار و تلاش و سازندگی، سیره و روش امامان معصوم علیهم السلام است تا در عمل، به پیروان خویش بیاموزند که سرافرازی فردی و اجتماعی، در گروِ تلاش و کوشش مستمر مسلمانان در تمام زمینههاست و ملت پرکار و پرتلاش، ملتی سرافراز خواهد بود.
یکی از یاران امامصادق علیه السلام از وضعیت سخت زندگی خود به محضر ایشان شِکوه کرد. حضرت به او فرمودند که مغازهای در بازار بگیرد و بساط خویش را بگستراند. وی سفارش امام را انجام داد. اتفاقاً بازرگانی از مصر که جایی برای کالاهای خود نیافته بود، مغازه او را اجاره کرد و در بازگشت هم مقداری از اجناسش باقی ماند که آنها را به آن فرد سپرد تا بفروشد. بعد از مدتی، بازرگان از امانتداری او مطمئن شد؛ ازاینرو از مصر برایش جنس میفرستاد تا بفروشد و درآمد آن را برایش بفرستد. به این صورت سرمایهای نصیب آن مرد شد.(2)
داستان گفتهشده این نکته را گوشزد میکند: تا زمانی که انسان اقدام به عملی نکند، نمیتواند توقع داشته باشد که وضعیت زندگیاش تغییر کند؛ بلکه باید با کار و توکل به خداوند متعال تلاش کند تا بر مشکلات فائق آید. رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) نیز برای گذر از رکود اقتصادی، امسال را به نام «جهاد اقتصادی؛ اقدام و عمل» نامگذاری کردند تا به مسئولان و مردم اعلام کنند، فقطوفقط با تکیه بر توان داخلی و واردشدن به عرصۀ کار و تولید و پرهیز از کارهای حاشیهای میتوان از این وضعیت بهسلامت عبور کرد.
در رهنمودهای عترت آلرسول علیهم السلام ، بهویژه صادق آلمحمد علیهم السلام بر این محور پافشاری شده است که انسان مؤمن باید تلاش کند از اوضاع زمان خویش و جریانهای اجتماعی آن آگاه باشد. امامصادق علیه السلام که آگاهترین فرد عصر خویشاند، با شعارها و تظاهر عباسیان به دینداری فریفته نشدند و به پیروان خویش هم، چنین هشدار میدادند: «...وَ الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ الْلَوابِسُ...» (کسیکه آگاه به زمان خویش باشد، گرفتار شبهات و مسائل مبهم نمیشود.)(1)
1) . محمدبنیعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص27؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج75، ص269.
تصویر
این رهنمود بهخوبی نشان میدهد که پیروان امامصادق علیه السلام بایستی با هوشمندی کامل بر جریانهای اجتماعیِ زمان خویش مسلط باشند و در برابر حرکتهای دشمن، مقاوم و استوار عمل کنند و با داشتن بصیرت و بینش، پیروِ امام خویش باشند. رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) نیز به این نکته تأکید فرمودهاند:
«بصیرت و روشنبینی یعنی شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت دشمن، شناخت وسیلهای که در مقابل دشمن باید بهکار برد. هنگامی که زمانشناسی باشد، انسان میداند [در فتنهها] چه کار باید کند.»(1)بدیهی است در غیر این صورت و بدون داشتنِ بصیرت و زمانشناسی، انسان همانند خسی گرفتارِ امواج توفندۀ جریانهای نوظهور شده و در دریای بیکران و متلاطم روزگار، سرگردان خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت.
1) . بیانات در دیدار با اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین، 6آذر93.
هنگامی که در جامعه کمبودی احساس میشود، برخی غافل از آنچه بر دیگران میگذرد، در اندیشۀ انبوهکردن امکانات دنیوی خویش هستند تا در فرصت مناسب از انباشتههای خود بهرهبرداری کنند! حال آنکه، امامصادق علیه السلام در زمان بحرانهای اجتماعی و اقتصادی در اندیشۀ رفع مشکلات مردم بودند و حتی از امکانات خویش هم بهنفع آنها چشم میپوشیدند: در برههای از زمان در مدینه، احساس کمبود مواد غذایی شد و قیمت کالاها افزایش یافت. در این اوضاع امامصادق علیه السلام از خدمتگزار خویش دربارۀ مقدار گندمی که ذخیره دارند، پرسیدند. خدمتگزار اطمینان داد که برای ماههای زیادی ذخیره دارند. حضرتعلیه السلام فرمودند گندمها را ببرد و در بازار بفروشد. خدمتگزار گفت: «در مدینه چیزی یافت نمیشود!» اما آقا باز فرمودند که آنها را ببرد و بفروشد.
وقتی خدمتگزار گندمها را فروخت و برگشت، امامصادق علیه السلام فرمودند: «حالا مثل مردم، روزبهروز خریداری کن... خوراک خانوادهام را نصف از جو و نصف از گندم قرار بده. خدا میداند که من میتوانم تمام خوراک آنها را از گندم تأمین کنم؛ ولی دوست دارم خداوند ببیند که برنامهریزی در معیشت را
بهخوبی رعایت میکنم.»(1)
رفتار این بزرگوارعلیه السلام برای رهبران و نیز مردم جامعۀ اسلامی این پیام شفاف را دارد که در اوضاع سخت، فقط به فکر آسایش خویش نباشند؛ بلکه خود را همسطح مردم قرار دهند و از نعمتهایی که در اختیار دارند، به بهترین شکل ممکن که خشنودی ذات اقدس الهی را دربر داشته باشد، بهره گیرند.
روزی امامصادق علیه السلام پنجاه دینارپول به یکی از یاران خود دادند و فرمودند آن را به فلان سید هاشمی بدهد و به او نگوید که از طرف کیست. یار امام نزد آن شخص رسید و کیسۀ پول را تحویل داد. مرد هاشمی گفت: «خداوند به کسیکه اینها را داده است، جزای خیر دهد. هرچندوقت یک بار، مقداری پول برای ما میفرستد [و نامش را نمیگوید]؛ درحالیکه جعفر[بنمحمد] با آنکه وضع مالی خوبی دارد، [هرگز بهیاد فقرا نیست و] حتی یک درهم هم به ما
1) . محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج47، ص59و60: «قَالَ بِعْهُ فَلَمَّا بِعْتُهُ قَالَ اشْتَرِ مَعَ النَّاسِ یَوْماً بِیَوْمٍ... وَ لَکِنِّی أُحِبُّ أَنْ یَرَانِیَ اللهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِیرَ الْمَعِیشَةِ.»
نمیدهد.»(1)
هر یک از ما در طول عمر ممکن است کارهای نیک بسیاری انجام داده باشیم؛ اما درنهایت، عملی پذیرفته است که فقطوفقط برای خدا انجام شود و غیرخدا در آن سهیم نباشد. این عمل است که ارزش معنوی دارد و موجب کمال و تعالی روح انسان میشود و در قیامت هم به آن، بهنحو احسن جزا و پاداش داده میشود. در مقابل اگر عمل انسان برای غیرخدا و مخلصانه نباشد، نهتنها سبب کمال نمیشود، بلکه انسان را در مسیر شرک به خدا قرار میدهد. در مقایسۀ فردی که برای رضای خدا مسجد ساخته با فردی که مسجدی برای غیرخدا ساخته است، در قرآن کریم چنین آمده است:
«أَفَمَنْ أسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی تَقْوَی مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٍ خَیرٌ أَمْ مَّنْ أسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی شَفاجُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِی نارِ جَهَنَّمَ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ»(2)
آیا کسی بهتر است که بنیاد [کار] خود را بر پایۀ تقوای الهی و خشنودی خدا نهاده است یا کسیکه اساس آن را بر لب پرتگاه سستی بنا کرده
تصویر
است که ناگهان در آتش دوزخ فرو میافتد؟! و خدا گروه ستمگران را هدایت نمیکند.
بناکردن مسجد عمل بسیار ارزشمندی است؛ اما اگر این کار با نیت خالص برای خدا همراه نباشد، همین عمل موجب سقوط و بدبختی انسان میشود. در آیات و روایات بارها به اخلاص در اعمال تأکید شده است. بشنوید معنای اخلاص را در حدیثی از امامصادق علیه السلام : «أَلعَمَلُ الْخالِصُ الَّذِی لا تُریدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إلَّا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.»(1)(عمل خالص آن است که [بهخاطر انجام آن] جز از خداوند عزّ و جل انتظار ستایش نداشته باشی.) آری، در نظر این امام عزیزعلیه السلام مهم این است که انسان نزد خداوند شناخته شود، نه در نظر دیگران.
1) . محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص16.
امامصادق علیه السلام که خود مظهر صداقت و امانتداری بودند، همواره کسانی را که از محضرشان مرخص میشدند، به راستگویی و امانتداری سفارش میفرمودند. این دو صفت از صفاتِ عالیِ انسانی است که در حیات دنیوی و اخروی آثار ویژهای دارد؛ ازجمله دارابودن این خصلتها در دنیا موجب محبوبیت میان مردم و اطمینان آنها به شخص راستگو و امین است.
روزی امامصادق علیه السلام به عبدالرحمن، پسر سیابه که جوان بود و تازه پدرش را از دست داده بود، پرسیدند که آیا مایل است سفارشی به او بکنند. عبدالرحمن با اظهار میل و اشتیاق گفت: «بفرمایید، فدایتان بشوم!» امامجعفر صادق علیه السلام فرمودند: «عَلَیْکَ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَداءِ الْأَمانَةِ تَشْرَکُ النّاسَ فِی أَمْوالِهِمْ هَکَذا... .» (بر تو باد به راستگویی و امانتداری که درنتیجۀ آن، با مردم در داراییهایشان شریک خواهی شد... .)
عبدالرحمن برنامۀ عمل خود را براساس فرمودۀ حضرت قرار داد و بهبرکت آن، سیصدهزار درهم، ثروت پاکیزه بهدست آورد.(1)
1) . نک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج47، ص385.
گاهی بهسختی دنبال موفقیت در کار و زندگی هستیم؛ ولی به هدف خود نمیرسیم. علت این است که روش درستی را بهکار نمیگیریم؛ درحالیکه برترین راهنما و برنامۀ زندگی را در اختیار داریم که با عمل به آن میتوانیم به قلههای موفقیت و سعادت دست یابیم؛ مثل عبدالرحمن که به سفارش امامش عمل کرد و به موفقیت رسید. متأسفانه صداقت و امانتداری که از اصول مهم اخلاقی است در جامعۀ دینی و در رفتارهای اجتماعیِ ما، در حال کمرنگشدن است و متأسفانه در برخی مواقع مشاهده میکنیم که جای خود را به خیانت در امانت و دروغ و فریبکاری داده است. هرچند این نمونهها اندک باشد، باز هم روابط سالم افراد جامعه را در معرض خطر قرار میدهد. این نکتهای است که هر یک از ما باید از خودمان شروع کنیم و توصیۀ امامصادق علیه السلام را به گوش جان بسپاریم و در عمل به آن پایبند باشیم.
جعفربنمحمد صلی الله علیه و آله در عصر خلفایی میزیستند که همگی از دشمنان سرسخت اهلبیت علیهم السلام بهشمار میرفتند؛ اما حضرت ضمن رعایت اصل تقیه، در برابر حاکمان زورگویِ اموی و عباسی مقتدرانه رفتار میکردند.
روزی مگسی چندین بار بر چهرۀ منصور، خلیفۀ عباسی نشست. منصور هرچه کرد، نتوانست مگس را از خود دور کند. سرانجام بهستوه آمد و با ناراحتی از امامصادق علیه السلام که تازه وارد شده بودند، پرسید: «خداوند برای چه منظوری مگس را آفریده است؟» امام بیدرنگ فرمودند: «لِیُذِلَّ بِهِ الْجَبابِرَةَ» (برایآنکه جباران و گردنکشان را خوار کند.)(1)
منصور با شنیدن پاسخ کوبنده و صریح امام چیزی نگفت و سکوت کرد. انگار میدانست اگر چیزی بگوید، جوابی دندانشکنتر خواهد شنید.
در موقعیت دیگری، منصور عباسی که از فعالیتهای امام صادق علیه السلام خبرهایی دریافت کرده بود، با عصبانیت ایشان را احضار کرد و در جمع حاضران خطاب به آن حضرت گفت:
ای جعفر،... مردم دربارهات به مشتی یاوه و بهتان معتقدند! اینکه تو در مقابل آنها سکوت کردهای و راضی به حرف آنها هستی، خشم خدا را برمیانگیزد. این مردم بیخرد گمان دارند که تو شخص اول روزگار، آگاه از اسرار و رازها، حجت گویای خدا، میزان عدل خداوند و... هستی. آنان میپندارند
1) . علیبنعیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفة الأئمة علیهم السلام ، ج2، ص158.
که خداوند عمل کسی را که آشنا به مقام تو نباشد، نمیپذیرد.
اینان دربارۀ تو غلو کردهاند و تو را آنگونه که نیستی، قبول دارند! اینک تو خود لب بگشا و اینها را راهنمایی کن که نخستین کسانیکه حق را به زبان آورده اند، جد و پدران تو بوده اند و شایسته است که تو پا جای پای ایشان بگذاری و پیروِ آنها باشی و راهشان را بپیمایی.
او با گفتن عقاید شیعیان دربارۀ امامصادق علیه السلام ، انتظار داشت که آن حضرت برای دفع خطر از خود، بگوید من این فضیلتها را ندارم؛ اما با پاسخ دندانشکن ایشان رسوا شد:
من شاخهای از درخت پربار رسالت و چلچراغی از چندین چلچراغ پُرنور خاندان نبوّت هستم. من تربیتیافتۀ ملائک و پروردهشده در دامان فرشتگان بزرگوارم. من مشعلی فروزان و ستارهای درخشان از مجموعۀ ستارگان روشناییبخش هدایت و برگزیدهای از کلمۀ باقیه در صلب برگزیدگانِ همیشۀ تاریخم.(1)
1) . محمدباقرمجلسی، بحار الأنوار، ج47، ص167: «أَنَا فَرْعٌ مِنْ فُرُوعِ الزَّیْتُونَةِ وَ قِنْدِیلٌ مِنْ قَنَادِیلِ بَیْتِ النُّبُوَّةِ... .»
منصور پس از شنیدن سخنان غرّای امامصادق علیه السلام رو به حاضران گفت:
او مرا از دریایی پرموج و بیکران و ژرف عبور داد که دانشمندان در آن حیراناند. این شخص که همچون استخوانی در گلوی خلفا گیر کرده است، نه تبعیدش رواست و نه قتلش و اگر رابطۀ ریشهدار من و او نبود، کاری میکردم که سرانجامِ نیکو و پسندیدهای ندارد؛ زیرا آنطورکه به ما گزارش میرسد، از ما زیاد عیب میگیرد و ما را به بدی یاد میکند.(1)
از این برخورد امامصادق علیه السلام با منصور که ما به بخشی از آن بسنده کردیم، در نوع ارتباط با دشمن و افشاگری اهداف او درسهای مفیدی فهمیده میشود که بایستی در نحوۀ تعامل با دشمنان اسلام الگوی خود قرار دهیم.
یکی از یاران امامصادق علیه السلام به محضر ایشان رسید و داستان مناظرۀ خود را با یکی از مخالفان امام دربارۀ ولایت حضرت علیعلیه السلام بازگو کرد. حضرت از نوع برخورد او ناراحت شدند و فرمودند: «با مردم با اخلاق خودشان و بهطور پسندیده رفتار
1) . محمدباقرمجلسی، بحار الأنوار، ج47، ص167.
تصویر
کنید و مخالفت خود با آنها را در عمل نشان دهید؛ چراکه هرکس محصول کردار خود را میبیند و روز قیامت با کسی محشور میشود که دوست دارد. مردم را بر ضد خودتان و ما نشورانید... .»(1)
در این رهنمود ارزشمند، امامصادق علیه السلام یاران خود را از برخوردهای ناهنجار، وَلو برای احقاق باوری حق باز داشتهاند. بر این مبنا شیعیان در جامعۀ اسلامی باید با تمام انسانها از هر ملیت و مذهبی خوشرفتار باشند و با روی گشاده برخورد کنند؛ یعنی درعینحال که از موضع حق خویش دفاع میکنند، از تحریک و توهین به دیگران پرهیز کنند و در برخورد با آنها و دفاع از معارف حق، با تدبیر و منطق پیش بروند، نه آنکه رفتارشان غیرمعقول و اختلافانگیز باشد.
1) . محمدبنمحمدبننعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، امالی للمفید، ترجمۀ حسین استادولی، ص39: «...خالِقُوا النّاسَ بِأَخْلاقِهِم وَ خالِفُوهُمْ بِأعْمالِکُمْ... .»
نماز باشکوهترین عبادت، بعد از توحید و شناخت خدای سبحان، برترین وسیله برای تقرب به خالق بیهمتا، زیباترین کُرنش در برابر معبود و محبوبترین رفتار انسان در پیشگاه الهی است؛ ازاینرو این واجب الهی، آخرین وصیت پیامبران علیهم السلام است. آخرین وصیت امامصادق علیه السلام به اطرافیانشان نیز توجه به نماز بوده است. براساس روایتی از همسر ایشان امحمیده، امامصادق علیه السلام هنگام رحلت چشمهایشان را گشودند و فرمودند همۀ کسانی را که نزدیکان ایشاناند و میان امام و ایشان خویشاوندی است، جمع کنند. پس از آنکه همه جمع شدند، امام علیه السلام به آنان نگریستند و فرمودند: «إِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ.» (همانا شفاعت ما به کسیکه نماز را سبک بشمرد، نخواهد رسید.)(1)آری آنکه حقِ بندگی و طاعت الهی را بهجا نیاورد، شایستگیِ وساطت و شفاعت امام را نخواهد داشت.
1) . محمدبنعلیبنحسینبنبابویه قمی (شیخ صدوق)، امالی للصدوق، ص484.
در عصر امامصادق علیه السلام که آشوبها و درگیریهای مذهبی، جامعۀ اسلامی را دچار پریشانی کرده بود، پرورش نهال تقوا، ایمان، علم و معنویت کاری غیرممکن مینمود؛ بهخصوص که قضات و محدثان و مفسران که میبایست ملجأ و پناه مردم باشند، خود بهگونهای خطرناکتر، با جعل فرقههای انحرافی، مهرههایی در دستگاه خلافت و بازیچۀ دست امیران بودند! در این فضای مسموم و روزگار تاریک، امامصادق علیه السلام با عزمی راسخ، جهاد فکری و فرهنگیِ همهجانبهای را آغاز کردند تا درسی باشد برای همگان که در اوج تاریکی و ظلمت هم میشود با تلاش و مجاهدت نهال ایمان و تقوا را پرورش داد.
امامصادق علیه السلام از آشفتگی سیاسی و ضعف حکومت اموی، بهترین بهره را در شکوفاییِ فقه و فرهنگ تشیع بردند و با تلاشِ وافر، مراکز علمی بسیاری را دایر کردند تا دانشگاه جعفری پایگاهی مطمئن باشد برای تحلیل باورهای دینی و ستیز با راهزنان اعتقادی که هماره در کمین فضیلتهای انسانی نشستهاند. هزاران نفر از سراسر عالم اسلامی با انبوه شبهات و سؤالات دینی به محضر امامصادق علیه السلام میرسیدند و در چشمهسار زلال علم و فقاهت حضرت، به حقیقت دست می یافتند؛ سپس خود با ذهنی شفاف، مروّج تفکر ناب اسلامی میشدند. گسترش رشتههای علمی مانند فقه و کلام و طب و فیزیک و شیمی، تحقیق و پژوهش در برترین سطح علمی جامعه، ابتکار و نوآوری، تربیت افراد متخصصِ متعهد و توانمند، وابستگینداشتن به حکومتِ وقت و... که از ارکان یک دانشگاه محسوب میشود، در حد بسیار بینظیری در دانشگاه جعفری وجود داشت؛ بهطوری که ثمرۀ آن سراسر جامعۀ اسلامی را فرا گرفته و شکوفایی علمی و فرهنگی بیسابقهای را پدید آورده بود.(1)
بهراستی درحالحاضر، دانشگاههای ما چقدر به معیارهای
1) . نک: حبیبالله احمدی، امامصادق علیه السلام ؛ الگوی زندگی، ص246و247.
دانشگاه جعفری نزدیک است و تا چه اندازه، فضای لازم برای پاسخگویی به انبوه سؤالات دینی و اعتقادی دانشجویان را فراهم کرده است؟
امامصادق علیه السلام به بصیرت و بینش دینی جوانان عنایت ویژهای داشتند. روزی عدهای از جوانان را دیدند که دورِ هم جمع شده بودند. خطاب به آنان فرمودند: «لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَی الشَّابَّ مِنْکُمْ إِلَّا غَادِیاً فِی حَالَیْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً... .» (دوست ندارم یکی از شما جوانان را ببینم؛ مگر در یکی از این دو حال: یا دانا یا درحال یادگیری و دانشاندوزی... .»(1)
میبینیم که این بزرگوارعلیه السلام به جذب و تربیت قشر جوان اهتمام خاصی داشتند. هشامبنحکم در شمار جوانانی بود که آیین منحرفی داشت. او توسط عمویش با امامصادق علیه السلام آشنا شد و با دیدار آن حضرت تحول عظیمی در او ایجاد شد؛ بهطوریکه اندیشههای باطلش فرو ریخت و بهمدد استعداد شگرفش از اصحاب برجستۀ امام شد. در میان شاگردان جعفربنمحمد صلی الله علیه و آله، چهرههای درخشانی همانند هشام دیده میشود که هر یک در پرتو فضایل و تربیت ویژۀ آن حضرت،
1) . محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج1، ص170.
فروغی تمام یافتند و مراحل کمال را چنان پیمودند که از جانب پیشوای عالیقدر خویش به نشر حقایق و معارف شیعه و مبارزه با شبهات و کجرویها مأمور شدند.(1)
امامصادق علیه السلام مرد علم و دانش بودند و وسعت تلاشهای علمیِ آن بزرگوار در تاریخِ امامان شیعه بینظیر است؛ لیکن حضرت از ابتدای امامت خویش مشغول یک مبارزۀ دامنهدار و پیگیر برای تشکیل حکومت علوی بودند؛ چون«در مکتب تشیع...، امام و زمامدار سیاسیِ جامعۀ اسلامی، بایستی از سوی خدا معیّن و بهوسیلۀ پیامبر= به مردم معرفی شده باشد»(2)و به عبارت دیگر، «امامِ یک جامعه همان قدرت فائقهای است که حرکت جمعی و منش فردی افراد جامعه را توجیه و رهبری میکند و در آنِ واحد، هم آموزگار دین و
اخلاق و هم فرمانروای زندگی و تلاش آنهاست.»(1)
در اینجا به نمونههایی از فعالیت سیاسی امامصادق علیه السلام از منظر رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) و برگرفته از بیانات ایشان اشاره میکنیم:
امامصادق علیه السلام جمعی از مؤمنان وفادار و طرفداران جریان حکومت علوی را در سرتاسر عالم اسلام جذب کرده و تشکیلات عظیمی را ایجاد کرده بودند تا آنها ضمن تبلیغ امامت، محل مراجعۀ مردم در تکالیف دینی و حقوقیشان باشند. در اواخر حکومت بنیامیه نیز امام بهطور علنی در مراسم حج و روز عرفه که مسلمانان از همۀ سرزمینهای اسلامی حضور داشتند، رسماً اعلام کردند که: «ای مردم، امروز حاکمِ بحق جعفربنمحمد است، نه ابیجعفر منصور!» دلیلش را نیز آوردند؛ بنابراین در آن جمعیت، برای روشنکردن حقایق سلسلۀ امامت را به مردم بیان فرمودند:(2)«أیُّهَا النّاسُ إنَّ رَسُولَ اللهِ کانَ الْإِمامَ ثُمَّ [کانَ] عَلِیُّ بْنُ أَبِیطالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ... .»(3)
شاهد دیگر بر ادعای تلاشهای سیاسی ائمه، مفهوم شیعه در فرهنگ تشیع است؛ چراکه «نام شیعه در فرهنگ تشیع و نیز در تفاهم و درک غیرشیعیان در قرن های نخستین اسلام و در زمان ائمه علیهم السلام [تنها] بر کسی اطلاق نمیشد که فقط محبت خاندان پیامبر= را در دل داشته باشد؛ بلکه بهجز اینها شیعهبودن یک شرط اساسی دارد و آن عبارت است از پیوستگیِ فکری و عملی با امام و شرکت در فعالیتی که بهابتکار و رهبری امام درجهت بازیافتن حق غصبشده و تشکیل نظام علوی در سطوح مختلف فکری و سیاسی و احیاناً نظامی انجام میشود و این همان است که در فرهنگ شیعه، ولایت نامیده میشود. در واقع شیعه نامی است برای حزب امامت.»(1)
با مرور اجمالیِ تاریخ زندگی ائمۀ اطهار علیهم السلام مشاهده میکنیم که برخی از شیعیان مخلص آن بزرگواران، قیامهایی را در راستای اهداف امام عصر خویش برنامهریزی کرده و در این راه به فیض عظیم شهادت نائل آمدهاند. قیام زیدبنعلیبنحسین در عصر امامصادق علیه السلام ازجمله همین حرکتهای سازنده است.
1) ۴. سیدعلی خامنهای، پیشوای صادق، ص104و105.
از دیگر اقدامات سیاسی امامصادق علیه السلام ممنوعیت مراجعۀ شیعیان به دستگاههای قضایی و حکومتیِ وقت و ارجاع مردم به فقیهان جامعالشرایط بهعنوان مرجع رسیدگی در امور حقوقی و نیازهای حکومتی بود. بهعنوان مثال، یکی از یاران امام به نام ابنحنظله بهمحضر آن حضرت شرفیاب شد و پرسید: «یا ابوعبدالله، در منازعات و درگیریهای دینی و حقوقی که میان برادران دینی رخ میدهد، بایستی به حکومت مراجعه کنیم که [در این صورت] به طاغوت مراجعه کردهایم. پس چه کنیم؟» امامصادق علیه السلام در پاسخ به او فرمودند: «...مردم باید دقت کنند و از بین فقهایی که راوی حدیث ما هستند و در احکام حلال و حرام ما صاحبنظرند و با احکام ما [اهلبیت] نیز آشنایی دارند، فقیهی را انتخاب کنند و در م-یان خود[شان] حاک-م قرار ده-ند که من او را بر شما حاک-م قرار دادم.»(1)
درحقیقت، امامصادق علیه السلام با این حکم، فقه جعفری را در برابر فقیهان رسمی و دولتی آن روزگار قرار داده و دو هدف عمده را تعقیب میکردند: نخست، اثبات بینصیبی دستگاه حکومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن در ادارۀ امور فکری مردم
1) . محمدبنیعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص67:«فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً... .»
و دیگری مشخصساختن موارد تحریف در فقه رسمی که ناشی از مصلحتاندیشی فقیهان در بیان احکام فقهی و ملاحظهکاری آنان در برابر خواست قدرتهای حاکم بود. به این ترتیب، «امامصادق علیه السلام با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و... عملاً به معارضه با دستگاه خلافت و تهیساختن آن از بُعد مذهبیاش برخاسته بود. میتوان گفت «تهدیدها و فشارها و سختگیریهای نامحدود منصور عباسی در برابر فعالیتهای آموزشی و فقهیِ این امام بزرگوارعلیه السلام که در بسیاری از روایات تاریخی از آن یاد شده است، ناشی از توجه به همین مطلب و احساس خطر خلفا بوده است.(1)
روایتی که به آن اشاره کردیم، نکتۀ مهم دیگری را هم میرساند: درصورت نبودِ دسترسی به امام، فقیه جامعالشرایط از جانب امام معصوم علیهم السلام بهعنوان حاکم تعیین ش-ده است و شیعیان در امور مختلف باید به افرادی مراجعه کنند که با بصیرت، به حلال و حرام الهی آگاه بوده و با دیگر ملاکهای تعیینشده از سوی معصومان علیهم السلام نیز مطابقت داشته باشند. امامخمینی رحمه الله علیه معمار کبیر انقلاب اسلامی نیز با عنایت به همین حدیث شریف و سایر روایاتی که از ائمۀ معصومین علیهم السلام نقل شده است، به تشکیل حکومت اسلامی بر پایۀ ولایت فقیه اقدام کردند.
1) . نک: سیدعلی خامنهای، انسان 250ساله، ص273.
در آموزههای دینی به زیارت ائمۀ اطهار علیهم السلام سفارش فراوانی شده است و برای این عمل پسندیده، پاداشهای بیشماری هم وعده داده شده است؛ چنانکه رسول خدا= فرمودهاند: «مَنْ زارَنِی أَوْ زارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتِی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوالِها.» (هرکس من یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت او را زیارت خواهم کرد و از هول و هراسهای آن روز نجاتش خواهم داد.)(1)
افزون بر پاداشهای اخروی دربارۀ برکات زیارت معصومان علیهم السلام در دنیا هم روایات بسیاری داریم؛ ازجمله امامصادق علیه السلام دربارۀ ثمرۀ زیارت خودشان فرمودهاند: «مَنْ زارَنِی غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَمْ یَمُتْ فَقِیراً.»(2)(هرکس من را زیارت کند، گناهانش بخشیده میشود و چنین کسی هیچگاه فقیر و نیازمند نمیشود [و از زندگی بابرکتی خواهد داشت].)
درود میفرستیم به روان پاک امامصادق علیه السلام که در زندهنگهداشتن فرهنگ شیعه مجاهدت عظیمی کردند و در حُسن ختام این نوشتار فرازی از زیارت نامۀ ائمۀ بقیع علیهم السلام را تقدیم میکنیم:
أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أَئِمَّةَ الْهُدَی أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبِرِّ وَ التَّقْوَی أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الحُجَجُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْقَوّامُ فِی الْبَریَّةِ بِالْقِسْطِ أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الصَّفْوَةِ أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ آلَ رَسُولِ اللهِ أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ النَّجْوَی أَشْهَدُ أَنَّکُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فِی ذاتِ اللهِ وَ کُذِّبْتُم و اُسِیءَ إِلَیْکُمْ فَغَفَرْتُمْ وَ أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ، و أَنَّ طاعَتَکُمْ مَفْرُوضَةٌ وَ أَنَّ قَوْلَکُمُ الصِّدْقُ وَ أَنَّکُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجابُوا و أَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطاعُوا وَ أَنَّکُمْ دَعائِمُ الدِّینِ وَ أَرْکانُ الْأَرْضِ... .(1)
1) ۴. عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۴۲۴؛ جعفربنمحمدبنجعفربنموسیبنقولویه قمی، کامل الزیارات، ص54، با اندکی تفاوت در کلمات.
سلام بر شما ای پیشوایان هدایت، سلام بر شما که اهل نیکی و پرهیزکاری هستید، سلام بر شما ای حجتهای خدا بر اهلدنیا، سلام بر شما ای برپادارندگان عدالت در میان خَلق، سلام بر شما که برای برگزیدهشدن شایسته هستید، سلام بر شما ای خاندان رسول خدایید، سلام بر شما که اهل راز و سرّ هستید. شهادت میدهم که شما احکام خدا را تبلیغ کرده و [مردم را] نصیحت کردید و بهخاطر خداوند صبر کردید و تکذیب شُدید و به شما بدی کردند؛ پس آنها را بخشیدید و شهادت میدهم که شما پیشوایان هدایتکننده و هدایتشده هستید و اطاعت از شما واجب و کلامتان راست و درست است و شما [مردم را] دعوت کردید؛ ولی دعوتتان اجابت نشد و آنها را به معروف امر کردید؛ ولی از شما اطاعت نشد و همانا[شهادت میدهم که] شما ستونهای دین و رکنهای روی زمین هستید... .(1)
1) ۵. نک: جعفربنمحمدبنجعفربنموسیبنقولویه قمی، کامل الزیارات، ترجمۀ سیدمحمدجواد ذهنی، ص161.
۱. قرآن کریم، ترجمۀ ناصر مکارم شیرازی.
۲. ابنقولویه (قمی)، جعفربنمحمدبنجعفربنموسیبنقولویه، کامل الزیارات،چ۱، نجف: مرتضوی، 1356ق.
۳. ابنقولویه (قمی)، جعفربنمحمدبنجعفربنموسیبنقولویه، کامل الزیارات، ترجمۀ سیدمحمدجواد ذهنی تهرانی،چ۱، تهران: پیام حق، 1377ش.
۴. احمدی، حبیبالله، امامصادق علیه السلام ؛ الگوی زندگی،چ؟، قم: نشر فاطیما، 1385ش.
۵. اربلی، علیبنعیسی، کشف الغمه فی معرفة الأئمه علیهم السلام ، ترجمۀ علی زوارهای، ج2،چ3، تهران: اسلامیه، 1382ش.
۶. اربلی، علیبنعیسی، کشف الغمه فی معرفة الأئمه علیهم السلام ،ج2،چ؟، تبریز: بنیهاشمی، 1381ق.
۷. پیشوایی، مهدی، سیرۀ پیشوایان، چ10، قم: موسسۀ امامصادق علیه السلام ، 1379ش.
۸. خامنهای، سیدعلی، انسان 250ساله،چ؟، تهران: موسسۀ ایمان جهادی،1390ش.
۹. خامنهای، سیدعلی، پیشوای صادق،چ؟، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383ش.
۱۰. شعیری، تاجالدین، جامع الأخبار، چ۱، قم: انتشارات رضی، 1405ق.
۱۱. شیخ صدوق (قمی)، ابوجعفرمحمدبنعلیبنحسین، امالی للصدوق، چ5، بیروت: اعلمی، 1400ق.
۱۲. شیخ مفید (عکبری بغدادی)، محمدبنمحمدبننعمان، امالی للمفید، ترجمۀ حسین استادولی، چ؟، مشهد:آستان قدس رضوی، 1364ش.
۱۳. عباس قمی، مفاتیح الجنان، ترجمۀ حمیدرضا شیخی، بهتصحیح و تحقیق بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چ۵، مشهد: بهنشر، ۱۳۹۱.
۱۴. کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، ج۱و۲و۴، چ۲، تهران: اسلامیه، 1362ش.
۱۵. کلینی، محمدبنیعقوب، فروع کافی، ج5، چ3، بیروت: دارصعب، 1401ق.
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار،ج۱و۴۷و۷۵، چ3، بیروت: داراحیاء التراث العربی،1403ق.
سؤالها از متن موجود طرح شده است و افراد بالای دوازده سال میتوانند در مسابقه شرکت کنند.
به روشهای زیر میتوانید در مسابقات فرهنگی شرکت کنید:
مثال: پیشوای صادق 13142 حسین عظیمزاده
مراجعه به بخش مسابقات پرتال جامع آستان قدس رضوی به نشانی: www.razavi.aqr.ir
پاسخ به سؤالها در پاسخنامه: پاسخنامۀ تکمیلشده را میتوانید به صندوقهای مخصوص مستقر در کیوسکهای راهنمای زائر بیندازید یا به صندوق پستی 351 – 91735 ارسال کنید.
هزینۀ ارسال پاسخنامه ازطریق «پست جوابقبول» پرداخت شده است و لازم نیست از پاکت و تمبر استفاده کنید.
آخرین مهلت شرکت در مسابقه، دوشنبه 11مرداد۹۵ است.
قرعهکشی از بین پاسخهای کامل و صحیح و بهصورت روزانه انجام میشود و نتیجۀ آن ازطریق سامانۀ پیامکی گفتهشده بهاطلاع برندگان میرسد.
این متن حاوی آیات قرآن و اسماء متبرکه است. شایسته است در حفظ حرمت آن کوشا باشیم.
تذکر: پیشنهادها و انتقادهای خود را در پیامک جداگانهای ارسال کنید.
تلفن: ۳۲۰۰۲۵۶۹ – ۰۵۱
سؤال اول: طبق بیانات رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) راه نجات انسان از گرفتاری در دریای بیکران و متلاطم روزگار چیست؟
۱. بصیرت و روشنبینی
۲. انسجام و اتحاد جامعه
۳. زهد و گوشهنشینی
۴. گزینۀ ۱و3
سؤال دوم: امامصادق علیه السلام معنای اخلاص را چگونه توصیف فرمودهاند؟
۱. زندگیکردن با نیت راضینگهداشتن همۀ مردم
۲. نداشتن انتظار ستایش جز از خداوند عزّ و جل
۳. انجام عمل صالح با نیت کسب پاداش دنیوی
۴. انجام عمل صالح با نیت نجات از عذاب الهی
سؤال سوم: براساس فرمایش امامصادق علیه السلام چگونه میتوان با مردم در داراییهایشان شریک شد؟
۱. با انجام اعمال مستحبی
۲. با جهاد در راه خدا
۳. با راستگویی و امانتداری
۴. با پرداخت خمس و زکات
سؤال چهارم: آخرین وصیت امامصادق علیه السلام به اطرافیانشان چه بوده است؟
۱. اهتمام به روزه
۲. توجه به نماز
۳. پرداخت زکات
۴. شرکت در جهاد
سؤال پنجم: براساس فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کسیکه ایشان یا یکی از فرزندانشان را زیارت کند، چه پاداشی خواهد داشت؟
۱. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روز قیامت او را زیارت کرده و از هول و هراسهای آن روز نجاتش خواهند داد.
۲. گناهانش بخشیده میشود و با برخورداری از زندگی بابرکت، هیچگاه فقیر و نیازمند نمیشود
۳. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سه موقعیت سخت: لحظۀ جاندادن، گذر از پل صراط و نزد میزان، به کمکش میآیند
۴. گناهان گذشته و آیندهاش بخشیده میشود و در قیامت هم میتواند پنجاه نفر را شفاعت کند.
تصویر
تصویر