ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:مسجد طراز اسلامی از دیدگاه امام خمینی( ره) و مقام معظم رهبری/ محمد حسن جعفرزاده.
مشخصات نشر:دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد
مشخصات ظاهری:142 ص
شابک: 978-600-5209-61-7
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
موضوع:مسجدها -- ایران
موضوع:مسجدها -- جنبه های اجتماعی
موضوع:مسجدها-- تاثیر
رده بندی کنگره:BP۲۶۱/۲ /الف۹س۸ ۱۳۹۴
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۵
شماره کتابشناسی ملی:۳۸۶۸۶۹۹
بسم الله الرحمن الرحیم
مسجد طراز اسلامی از منظر امام خمینی و مقام معظم رهبری
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
مسجد از مهمترین نهادهای جامعه اسلامی با کارکردی جامع و چندمنظوره به شمار می آید و همواره در طول تاریخ اسلام نقش بنیادین و محوری در شکل گیری تمدن اسلامی و پیشرفت جامعه ایفا نموده است. در صدر اسلام اولین اقدام پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) برای پایه گذاری بنای حکومت اسلامی در مدینه، احداث مسجد بود و در ادامه راه تا دوران معصومین(علیهم السلام) مکانی برای عبادت، تجمعات سیاسی، فرهنگی و بهترین جایگاه علم آموزی و فراگیری قرآن و معارف و احکام اسلام و گره گشایی از مشکلات مردم بوده است. لذا مسجد علاوه بر آثار عبادی و پرورش معنوی اهل ایمان، با گسترة نقش ها، فعالیت ها و برنامه ها، در امور اجتماعی و امور تربیتی نیز نقش مهمی را عهده دار است.
جایگاه مسجد در گذر زمان فراز و فرودهایی داشته است که بالاترین میزان اثربخشی مسجد در جامعه را می توان در نهضت های دینی و سیاسی تاریخ اسلام مشاهده نمود. در دوران معاصر نیز این روند ادامه یافت و با پیروزی انقلاب اسلامی جایگاه و گسترة تأثیر مسجد به اوج خود رسید و به عنوان پایگاه اصلی انقلاب نقش
آفرینی کرد. مسجد نقطه شروع قیام و خروش مردم و مرکز راهبری و اتاق فکر مبارزان بود و با سخنرانی و روشنگری و ابلاغ پیام ها و سازماندهی مردمی در مساجد، سرنگونی رژیم طاغوت تحقق یافت.
در مقابل به برکت انقلاب اسلامی، مساجد نیز جایگاه اصلی خود را بازیافتند و فعالیت و نقش آنها در مسیر صحیح توسعه یافت. که البته این مهم با هدایت رهبران و نظریه پردازان انقلاب اسلامی و تبیین ویژگی های مسجد طراز اسلامی بر مبنای آیات مبارک قرآن کریم و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام)، در طول سالیان پر برکت انقلاب اسلامی صورت گرفت.
پر واضح است که دستیابی به تمدن نوین اسلامی و اعتلاء معنوی و مادی جامعه بر اساس آموزه های اسلام ناب، به جز از مسیر مسجد و با تکیه بر کارکردها و ظرفیت های عظیم آن میسور نخواهد بود.
بنابراین لازم است با مرور مبانی فکری و عقیدتی و تبیین افق و کارکردها و ترمیم نگاه متولیان و فعالان حوزة دین و فرهنگ به سمت تحقق مسجد طراز اسلامی حرکت کنیم و حداکثر توان و ظرفیت را برای تعمیق و گسترش فرهنگ مسجد محوری در سبک زندگی اسلامی به کار گیریم.
لذا بر آن شدیم تا با گردآوری و إحصاء دقیق مواضع و فرمایشات معمار کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) و رهبر حکیم و فرزانه، حضرت آیت الله العظمی خامنهای(دامت برکاته)، خاستگاه، ابعاد، لوازم و افق مسجد طراز اسلامی را به تصویر بکشیم.
امید است این فرمایشات چراغ راهی باشد برای بانیان و خادمان خانه های خدا و منشوری برای عمران و آبادی مادی و معنوی آنها.
لازم است از تلاش های خالصانة پژوهشگر ارجمند، جناب آقای محمدحسن جعفرزاده و همکاران گرانقدر در دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد قدردانی نماییم.
جعلنا الله من عامری مساجدالله
مرکز رسیدگی به امور مساجد
معاونت فرهنگی - اجتماعی
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، در شمار پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعه اسلامی است؛
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعة اسلامی است.(1)
ارتش اسلام هر جا رفته است، اول مسجد درست کردند و برای آباد کردن مساجد کوشش می کردند؛
ارتش اسلام هر جا رفته است و سردارهای اسلام هر جا پا گذاشتند، همان جایی که پا گذاشتند اول مسجد درست کردند. وقتی به قاهره رسیدند اول خط کشیدند برای مسجد و همه جا این طور بود؛ مسجد مطرح بود، معبد مطرح بود و ارتش اسلام برای آباد کردن مساجد و محرابها کوشش می کردند.(2)
پیغمبر همه کارهای بزرگ دنیا را در مساجد انجام می دادند؛
پیغمبر اسلام با آن وضعی که آن وقت داشت و بنده هایی که همه خاضع او شده بودند، توی مجلس وقتی می نشست نمی فهمید کسی که کدامیک از آنها پیامبر است. عرب می گفت کدام پیغمبر است؟ آن با اسم پیغمبر می گفت این. وضعش این طور بود که مجلسش مسجد بود. در مسجد بود و همه کارهای بزرگ دنیا را هم مساجد انجام می دادند.(1)
مسجد در صدر اسلام، مرکز همه تصمیمگیریهای مهم و کارهای بزرگ بود؛
در صدر اسلام...، در زمان نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و همچنین در زمان حکومت با برکت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مسجد مرکز همة تصمیمگیریهای مهم و کارهای بزرگ بود. نمیخواهیم از لحاظ وضع زمان، مسجد امروز را به مسجد کوفة زمان امیرالمؤمنین تشبیه کنیم؛ زیرا اقتضاهای هر زمان متفاوت است. به طور کلی مسجد به عنوان یک پایگاه دین، عبودیت و معرفت، می تواند برای جوامع اسلامی منشأ و سرآغاز حرکات بزرگ و برکات ماندگار باشد. (2)
مسجد در صدر اسلام ابزاری در دست کسانی بود که می خواستند کشور را اداره کنند؛
در صدر اسلام، مسجد و نماز جمعه یک ابزاری بود در دست کسانی که می خواستند فعالیت در امور کشوری بکنند. از مسجد همه این مسائل بیرون می رفت، شکل می گرفت.(3)
غایت آمال رضاخان این بود که مسجدیها دست از کار بردارند و میدان را برای جولان آنها خالی کنند؛
آن روز که رضا خان تعرّض به عمّامه ها می کرد من به یکی از ائمة جماعت گفتم اگر شما را نظمیّه بردند و عمّامه را برداشتند و موقع مسجد بود با همان لباس مبدل بروید مسجد. آنها غایت آمالشان این است که مسجدیها دست از کار خود بردارند و متدیّنین میدان را برای جولان آنها خالی کنند.(1)
رژیم پهلوی می خواهد مساجد را به کناره گیری، انزوا و تسلیم وادارد
[رژیم پهلوی می خواهد] مساجد... و شئون روحانیّت را تحت نظارت سازمان ضداسلامی اوقاف قرار داده [تا] به کناره گیری، انزوا و تسلیم سنگرهای اسلام به مخالفین و عمّال اجانب وادارند.(2)
قبل از انقلاب، روحانی جرأت نداشت در گوشه مسجد علیه امریکا یک کلمه حرف بزند؛
یک روحانی جرأت نداشت در گوشة فلان مسجد علیه امریکا یک کلمه حرف بزند؛ اگر حرف میزد، او را به زندان می بردند؛ البته روحانیون جرأت می کردند، میگفتند و دنبالش را هم میکشیدند؛ اما اختناق تا این حد بود آن روز، همین روحانیّت، همین دین، همین ملّت مسلمان، همین جوانان مؤمن، توانستند آن بلای تاریخی را بر سر
شما امریکاییها درآورند و این کشور با این عظمت را از چنگ شما بیرون بکشند.(1)
عمّال استعمار با تظاهر به مسلمانی، کمر به نابودی اسلام بستهاند و میخواهند مساجد را قبضه کنند؛
مبارزه با علم و فرهنگ با شدت هر چه بیشتر ادامه دارد و می خواهند ملّت بدبخت را به دستور استعمارگران عقب مانده نگه دارند. با ادعای اسلام و تظاهر به مسلمانی کمر به نابودی اسلام بسته و احکام مقدسه قرآن را یکی پس از دیگری محو و نابود می کنند. علمای اعلام و محصّلین علوم اسلامی در تحت فشار عمّال استعمار دست و پا می زنند. مدارس علوم دینیه، مساجد و محافل اسلامی را می خواهند قبضه کنند و این برنامه را مقداری عملی کرده اند.(2)
می خواهند مساجد را تحت نظارت سازمان ضد اسلامی اوقاف قرار دهد تا مجری اغراض استعمار سازند؛
در راه اجرای این نقشه های استعماری خطرناک دست به کار شده اند که مساجد، تکایا، مدارس و دیگر مراکز اسلامی و شئون روحانیّت را تحت نظارت سازمان ضداسلامی اوقاف قرار داده علما، وعاظ و ائمة جماعت را مجری اغراض نامشروع دستگاه جبّار و عمّال کثیف استعمار سازند. (3)
در مشروطیت، همان گرایش ضد کلیسائی در غرب به عنوان ضد مسجد و ضد دین بروز پیدا کرد؛
شما وقتی که وارد مقولة آزادی در مشروطیت میشوید - که یک مقولة خیلی پرجنجال و شلوغی هم هست - میبینید همان گرایش ضد کلیسائی در غرب که شاخصة مهم آزادی بود، در اینجا هم به عنوان ضد مسجد و ضد روحانیّت و ضد دین بروز پیدا میکند.(1)
مساجد نهضت را درست کرده است ؛
قدرت اسلام است که از حلقوم روحانیّت بیرون می آید. اینها را نشکنید. خدایا، تو می دانی که من برای اینکه معمّم هستم از روحانیّت طرفداری نمی کنم. برای اینکه می دانم این قشرند، این قشرند که می توانند ملّت را نجات بدهند؛ این قشرند که مردم آنها را می خواهند. این مساجد است که این بساط را درست کرد. این مساجد است که نهضت را درست کرد.(2)
انقلاب از خانة مذهب یعنی مسجد شروع شد؛
انقلاب از خانة مذهب
مساجد از جمله عواملی است که در پیروزی انقلاب نقش تعیین کننده داشت؛
شعائر اسلامی و مساجد و نمازهای جمعه و عزاداریها، از جمله عواملی است که در
1) . در چهارمین نشست اندیشههای راهبردی با موضوع آزادی24/08/1391.
2) .صحیفة امام، ج 8، ص: 60.
3) . خطبههای نماز جمعة تهران 20/11/1368.
4) . بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان اعزامی به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان 17/11/1372.
5) . سخنرانی در دیدار با جمعی از روحانیون، ائمة جماعات و وعّاظ نقاط مختلف کشور در آستانة ماه مبارک رمضان 14/ 12/ 1370.
پیروزی انقلاب و تداوم آن، نقش تعیینکنندهای داشته است.(1)
بسیج عمومی در نهضت که منجر به پیروزی شد، از سنگرهای الهیِ مساجد انجام میشد؛
ملّت مبارز رمز پیروزی را یافته است، و با هوشیاری دریافته که بسیج عمومی از سنگرهای الهیِ مساجد و منابر و محافل دینی گردید. (2)
اقبال مردم به مساجد و تبدیل آن به مرکزی برای آگاهی و افشای اسرار طاغوت، یکی از علل پیروزی است؛
یکی از علل پیروزی این انقلاب مبارک در ایران اسلامی - و یا لااقل سهولت این پیروزی - این بود که مردم به مساجد اقبال پیدا کردند؛ جوانان مساجد را پر کردند و علمای اعلام، مساجد را به عنوان مرکزی برای تعلیم، تربیت، روشنگری افکار و اذهان، مورد استفاده قرار دادند و مسجد، مرکزی برای حرکت، آگاهی، نهضت و افشای اسرار زمامداران فاسد و خودفروختة رژیم طاغوت شد. در دورة مشروطیّت هم همینطور بوده است؛ در دورة ملّی شدن صنعت نفت هم تا حدودی همینطور بود؛ در زمان انقلاب هم که این مسئله، به حدّ اعلی رسید.(3)
مساجد از جمله عواملی است که در تداوم انقلاب نقش تعیین کننده داشته است؛
شعائر اسلامی و مساجد و نمازهای جمعه و عزاداریها، از جمله عواملی است که در پیروزی انقلاب و تداوم آن، نقش تعیینکنندهای داشته است.(1)
هیچیک نباید خود را از برکات عظیمی که مسجد طراز اسلامی به نظام و مردم هدیه میکند، محروم سازیم؛
هیچیک از ما نباید... خود را از برکات عظیمی که مسجد طراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه میکند، محروم سازیم.(2)
مساجد را آباد کنید؛ زیرا به حرکت انقلابی و بزرگ شما برکت خواهد داد؛
علاوه بر نماز جمعه، مردم نمازهای دیگر را هم در مساجد اجتماع کنند و بخوانند. مساجد را آباد کنید. اینها به حرکت انقلابی و بزرگ شما برکت خواهد داد.(3)
اگر مسجد قوی باشد، ترس از فانتومها نداشته باشید؛ آن روز باید ترس داشته باشید که به مساجد پشت کنید؛
اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتومها نداشته باشید. ترس از امریکا و شوروی و اینها نداشته باشید. آن روز باید ترس داشته باشید که شما پشت بکنید به اسلام. پشت کنید به مساجد.(4)
اگر مسجد، کیفیّت شایسته بیابد، هزینههای بسیاری از دوش مردم و مسئولان برداشته خواهد شد؛
اگر مسجد، کیفیت شایستة خود را بیابد، هزینههای مادی و معنوی بسیاری از دوش
جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد شد.(1)
امروز جوانهای فراوانی در مساجد کشور تلاش دینی می کنند و از معنویت آن الهام می گیرند؛
وقتی روزهای اعتکاف ماه رجب فرا رسید، مسجد دانشگاه تهران جزو شلوغترین مراکز اعتکاف[شد]...من خبر دارم که در رشت هم مساجد و مجامعی وجود دارد که قبلة امید جوانان است؛ به آنجا میروند و استفادة معنوی میبرند.(2)
امروز جوانهای فراوانی در این کشور هستند که بدون اینکه من و شما بدانیم و از آن ها خواسته باشیم، بدون اینکه یک ریال کمک مالی به آن ها بکنیم و یا یک آفرین به آنها بگوییم، در گوشه و کنار، در مساجد، در پایگاههای مقاومت، در مجموعة دانشگاههای کشور، در دانشگاههای تهران، در بخشهای مختلف کارگری و غیره تلاش دینی می کنند و از همان معنویتی که وجود دارد، الهام می گیرند.(3)
در همة مراحل تاریخ پُرافتخار انقلاب، مساجد پایگاه دین داری و حرکت مردم در جهت دین بوده است؛
مسئلة مهمی که به نظرم می رسد عرض بکنم، مسئلة پایگاههای اسلامی یعنی مساجد و مجالس تبلیغ است. در همة مراحلِ این تاریخ پُرافتخار [انقلاب اسلامی]، مساجد همیشه پایگاه دین داری و حرکت مردم در جهت دین بوده است.(4)
به خاطر لطف خداوند، در ماه رمضان دستهای جوانان ما در مساجد به سوی آسمان بلند می شود؛
اگر می بینید در ماه رمضان دستهای جوانان ما در مساجد به سوی آسمان بلند می شود و صدای «العفو» آنها فضای جامعه را پُر می کند، بدانید که نظر لطف خدا روی این ملّت است؛ جذب الهی است؛ کششی است که خدای متعال ایجاد کرده است؛ چون می خواهد رحمت خود را بفرستد.(1)
ما برای خدا انقلاب کردیم؛ انقلاب کردیم تا مسجد درست کنیم؛
ما انقلاب کردیم مسجد درست کنیم. ما برای خدا انقلاب کردیم. شما، ملّت ما انقلاب کرده است و از زبان ملّت است که «جمهوری اسلامی». جمهوری اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشد.(2)
هر چه قدرت اسلام و احکام الهی بیشتر باشد، مساجد آن آبادتر است ؛
هر چه قدرت اسلام پیش مردم زیادتر باشد، مسجدها بهتر می شود و منبرها بهتر. یعنی اجتماع مسجد برای خداست و هر چه قدرت الهی،...قدرت احکام الهی در یک منطقه ای بیشتر باشد، مساجد آبادتر است .(3)
از اوّل انقلاب تا امروز، مساجد بهتر و مسجدسازی بیشتر شده است؛
از اوّل انقلاب تا امروز، مردم در جهات دینی خیلی پیشرفت کرده اند. هر پدیده ای را
نگاه کنید، می بینید که این طور است. مساجد بهتر شده است؛ ماه رمضانها و مجالس روضه خوانی بهتر شده است؛ شوق مردم به عتبات مقدّسه و صدقات جاریه بیشتر شده است؛ وجوهات بریّه و کمک به کارهای نیک، مسجدسازی، مدرسه سازی و ظواهر دینی بهتر شده است.(1)
به برکت انقلاب در این سالهای اخیر، حضور در مساجد زیاد شده و کیفیت پیدا کرده است؛
گرد آمدن بیش از پیش مردم و به ویژه جوانان در بسیاری از مساجد، ... نشانه ها و شاخصهایی هست که هرگاه و هرجا دیده میشوند میتوان گفت: حق نماز، گزارده شده است.(2)بحمدالله به برکت انقلاب در این سالهای اخیر، این معنا زیاد شده و کیفیّت پیدا کرده است. همه شنیدید که امسال در ایام اعتکاف در ماه مبارک رجب، در بسیاری از مساجد سراسر کشور، جوانان ما، زنان و مردان از قشرها و سنین مختلف، رفتند و در مسجد ماندند؛ سه روز روزه گرفتند و با خدا مأنوس شدند. بعد از آن هم با گریه و اشک و آه، مسجد را وداع گفتند و بیرون آمدند، تا برای سال آینده آماده شوند.(3)
مساجد با حضور نسل جوان پاک نهاد و روحانیون، کانون آمیختگی دنیا و آخرتند؛
دلهای ما برای مسجد میتپد و از شوق و احساس مسئولیت، لبریز میگردد. امروز در میان مساجد ما کم نیستند آنهایی که می توانند نمایی از این تصویر زیبا و شوق انگیز [یعنی مظهر آمیختگی دنیا و آخرت] را به نمایش درآورند. حضور نسل جوان پاکنهاد
ما و حضور روحانیون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهایی را به درستی، کانون ذکر و عبادت و اندیشه و معرفتساخته و یادهای عزیز و گرانبها را در دلهای ما برانگیخته است.(1)
قبل از انقلاب مردم در مساجد اعتکاف نمی کردند؛ اما امروز مساجد سرتاسر کشور مملو از معتکفین است؛
هیچ وقت در این کشور در طول سالهای گذشته، از دوران جوانی و نوجوانی ما، به یاد نداریم که در ماه رمضان، در مساجد کشور یا در مسجد گوهرشاد مشهد، مردم بیایند اعتکاف بکنند. در ایام البیض سه روزِ متعارف ماه رجب یا ماه شعبان، ما تعداد معدودی در قم دیده بودیم که اعتکاف می کردند؛ آن هم غالباً طلبه ها. در غیر آن معمول نبود. امروز در ایام اعتکاف، دانشگاهها و مساجد و سرتاسر کشور و مساجد جامع، مملو از معتکفین است؛ علاوة بر آن، در دهة آخر ماه رمضان، جمعیّت عظیمی مشغول اعتکاف بودند. چه کسانی؟ پیرمردها؟ پیرزن ها؟ نه، همین جوانها، جوان ترین ها.(2)
چند سالی است که در ایّام اعتکاف در خیلی از شهرها مساجد عمده پُر از معتکف می شود؛
سنّت اعتکاف در میان مردم ما نبود؛ اما چند سال است که در ایّام اعتکاف، در خیلی از شهرها مساجد عمده پُر از معتکفانی می شود که اغلب جوانند.(3)در روزهای آخرِ ماه مبارک رمضان، در برخی از مساجد کشور، هزاران نفر اعتکاف کردند؛ شب و روز را به ذکر و عبادت گذراندند و هزاران ختم قرآن انجام گرفت.(4)
جوانان ما در شبهای قدر از همة انواع سلایق گوناگون مردم به مساجد میروند؛
در مساجد تهران و شهرستانها و در همة عبادتگاه های کشور، جوانان ما در شبهای قدر از همة انواع سلایق گوناگون مردم، با هر هیئت و قیافه و ریختی، با هر احساس و گرایشی، این شبها دل خودشان را برداشتند و به مساجد آمدند و با خدای خود راز و نیاز کردند. این صفای جوانی، این نورانیّت دلهای جوان، این میل به قرب الهی و توجه و تکلّم با خدای متعال در میان جوانان ما، یک نعمت بسیار بزرگ است و بحمد الله این نعمت هست و روز به روز هم بیشتر شده است. (1)
در ساعت تحویل عید، بیشتر مردم در مراکز دینی و در مساجد مشغول توجه و دعا و ذکرند؛
شما در ساعت تحویل اگر ملاحظه کنید، میبینید بیشتر مردم در مراکز دینی، در بارگاهها، در زیارتگاهها و مشاهد مشرفه و در مساجد مشغول توجه و دعا و ذکرند. معنای این حرکت عظیم این است که ملّت ایران از این آئین و از این سنّت هم برای دین بهرهبرداری میکند.(2)
امروز حفظ مساجد از سوی مسلمانان، جزء اموری است که حفظ اسلام به آن وابسته است؛
من امروز باید بگویم که تکلیف است برای مسلمانها. حفظ مساجد امروز جزء اموری است که اسلام به او بسته است.(3)
در سال های اخیر میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلام در کشورهای اسلامی افزایش یافته است؛
نظرسنجیهای مکرر آمریکائیها در مصر و اکثر کشورهای اسلامی، واقعیت را به آنها گفته است. از 2003 تا 2008 میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی ... در ملّتها از مصر و اردن تا ترکیه و مالزی و ... افزایش یافته ... است.(1)
مسجد، در نقاط مختلف عالم، منشأ آثار بزرگ و نهضتها و حرکتهای اسلامی بزرگی شده است؛
مسجد، نه فقط در زمان ما و نه فقط در کشور عزیز اسلامی ما، بلکه در نقاط مختلف عالم و در طول تاریخ، منشأ آثار بزرگ و نهضتها و حرکتهای اسلامی بزرگی شده است.(2)
امروز به برکت انقلاب اسلامی، مساجد کشورهای اسلامی، جایگاه جوانان و کانون جنبشها است؛
در جاهایی که امروز میلیونها مسلمان توانستهاند سهم و حقّی در حکومتها به دست بیاورند، تا قبل از انقلاب اسلامی، کسی جرأت نمیکرد دم از اسلام بزند. در این کشورهای اسلامی که امروز ائمة جمعه و جماعاتشان، تشکیلات به وجود میآورند و مسجدها رونق پیدا میکنند و کانون تحرک میشوند، تا دیروز مسجدها متعلّق به یک مشت پیرمرد از کار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جای جوانان و کانون جنبشهاست. این را شما کردید. این را حرکت شما و قائد عظیم الشأنتان - آن مرد الهی - بود که
انجام داد.(1)
قیام مردم کشورهای مسلمان شمال آفریقا مثل الجزایر، از مساجد شروع شد؛
قیام مردم کشورهای شمال آفریقا که مسلمان هستند - مثل الجزایر و دیگر کشورهایی که سالها در زیر سلطة نظامی استعمار فرانسویها بودند - از مساجد شروع شد، که به پیروزی هم رسید و کشورها استقلال پیدا کردند.(2)
انقلاب الجزایر، انقلاب مساجد و علمای دین بود؛
انقلاب الجزایر، انقلاب اسلامی، انقلاب مساجد و انقلاب علمای دین بود؛ انقلاب، از مساجد، از مدارس دینی و از حوزههای علمیه شروع شد.(3)
نهضت فلسطین و بسی نهضتهای دیگر، امروزه از مساجد نیرو و توان میگیرد؛
ملّتهای مسلمان اکنون در همه جای عالم، با بهرهگیری از تجربة ملّت ایران، به مساجد و شعائر دینی اهتمام خاصی نشان میدهند. نهضت فلسطین و بسی نهضتهای دیگر، امروزه از مساجد و نمازهای جمعه و جماعت، نیرو و توان میگیرد. (4)
در داخل سرزمینهای غصب شدة فلسطین مبارزات مردم، با شعارهای اسلامی و با مرکزیّت مساجد، عرصه را بر صهیونیستها تنگ کرده است.(5)
1) . در دیدار با خانوادههای شهدای هفتم تیر و مکة مکرمه، اقشار مختلف مردم همدان، گناباد، رامیان و شرق تهران، مسئولان و کارکنان قوة قضاییه و سازمان تبلیغات اسلامی 06/04/1369.
2) . بیانات در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دی ماه 19/10/1375.
3) . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شرکت کنندگان در همایش آسیب شناسی انقلاب 15/12/1377.
4) . پیام به ملّت شریف ایران، در پایان چهلمین روز ارتحال حضرت امام خمینی 23/04/1368.
5) .پیام به حجاج بیت اللّه الحرام 28/ 02/ 1372.
برائمة جماعت مساجد در همه ممالک اسلامی فرض است که مردم را بیدار کنند؛
همة ما و همة شما و همة نسلهای آتیه، آنها باید چشم و گوششان را باز کنند که دوباره هی شیطانها نیایند تزریق کنند که آقا، علما را چه به سیاست، علما را چه به دخالت در امور مملکتی، این یک نقشة شیطانی است که الآن هم مشغول پیاده کردن آن هستند و مشغول تبلیغاتش هستند و بناءً علیه، بر شما ائمة جمعه و جماعت و بر همة ائمة جمعه ها و جماعتها در همة قُطرهای(1)اسلامی، در همه ممالک اسلامی این مطلب لازم است بلکه فرض است که مردم را بیدار کنید و به مردم بفهمانید این معنا را که این نغمه ای که در همة ممالک اسلامی بلند است که علما نباید دخالت در سیاست بکنند، این یک نقشه ای است مالِ ابرقدرتها. مجری اش اینها هستند که در داخل کشورها هستند. به حرف اینها گوش ندهید. و بخوانید به گوش ملّت که ملّت بفهمد این معنا را که این نغمه، نغمه ای است که می خواهند علما را از سیاست کنار بزنند، و آن بکنند که در زمانهای سابق بر ما گذشته است. بیدار باشیم و همه توجه به این معنا داشته باشیم، و نسلهای آینده هم توجه به این معنا داشته باشند که راهشان را یک وقت، این راهی که الآن مسلمین خودشان این راه را پیدا کرده اند، این راه را گم نکنند آنها.(2)
انقلاب در کشورهای مسلمان شمال آفریقا، روزی رو به شکست رفت که رابطه خود را با مساجد قطع کردند؛
انقلاب در این کشورها [ی مسلمان شمال آفریقا]...، آن روزی رو به شکست رفت و دوباره ملّتها استقلال خودشان را از دست دادند که رابطة خود را با مساجد و با دین
و ایمان مساجد قطع کردند.(1)
با محوریت مساجد، فضا و محیط امن و آرام در کشورهای بحرانی ایجاد خواهد شد؛
لازم است با دخالت افراد دلسوز و متدیّن و همکاری و همفکری علماء و روحانیون و سایر نخبگان و با محوریّت مساجد جلوی هرگونه هرج و مرج و قتل و تجاوز و غارت اموال عمومی و خصوصی گرفته شود و فضای امن و محیط آرام برای کلیة شهروندان بهوجود آید تا ملّت عراق بتواند در سایة وحدت و یکپارچگی، توانائی و آگاهی خود را به نمایش بگذارد و تمدّن اصیل اسلامی و فرهنگ ملی و جایگاه والای آن ملّت قدرتمند و شجاع را بازیابد و موجبات رضای خداوند سبحان فراهم گردد.(2)
حجاج با حضور در نمازهای جماعت مسجد الحرام، مسجد النّبی و مساجد دیگر وحدت را نشان دهند؛
این طور نباشد که در اعمال حج، بر اثر یک اختلاف فتوای کوچک و کم اهمیّت، برادران از هم جدا شوند و هرکس به گونه ای عمل کند. اینجا باید همه چیز حاکی از وحدت و اتّحاد باشد. امام رضوان الله علیه توصیه کردند، امر کردند، که در نمازهای جماعت شرکت کنید. بنده هم عرض می کنم: در نمازهای جماعت در مسجدالحرام، در مسجدالنّبی و نیز در مساجد دیگری که مقتضی است و متعلّق به برادران اهل آن مناطق است، شرکت کنید. وحدت را نشان دهید.(3)
مسلمانها روز قدس در محافل و مساجد فریاد بزنند؛
امیدوارم که مسلمانها روز قدس را بزرگ بشمارند و در همة ممالک اسلامی، در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارک، تظاهر کنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فریاد بزنند. وقتی یک میلیارد جمعیّت فریاد کرد، اسرائیل نمی تواند، از همان فریادش می ترسد.(1)
مسلمانها مساجد را پر کنند و در آنجا مسائل روز را بگویند و فریاد کنند؛
الآن ماه مبارک رمضان جلو است، ماه بسیار شریف شعبان هم درش واقع هستیم، این مساجد را باید مسلمانها پر کنند از جمعیت، این سنگرهای اسلامی را پر کنند از جمعیتها و در آنجا مسائل روز را بگویند و فریاد کنند. الآن ما احتیاج به «اللَّه اکبر» داریم .(2)
دشمنان اسلام در نقاط مختلف جهان، به مساجد با بغض و کینه ای عمیق می نگرند؛
در نقاط مختلف جهان، دشمنان اسلام به مساجد...با بغض و کینهای عمیق مینگرند و تا آن جا که بتوانند، با وجود و حضور و فعالیت آنها ستیزه میکنند. هم اکنون مسجدالاقصی، قبلة دوم مسلمین - که بحمدالله پایگاه بیداری و مبارزه نیز شده است - مورد جسارت صهیونیستهای پلید قرار گرفته، و در فرانسه و هند نیز مسجد در معرض اهانت و تخریب واقع شده است.(3)
مخالفان و ایادی دشمنان از مسجد میترسند؛
اینها از مساجد می ترسند. اینها بیخ گوش شما میگویند که این آخوند، که از او کاری نمی آید، مسجد می روید چه کنید؟ خودمان می رویم فلانجا نماز می خوانیم. نماز نمی خواهند بخوانند، می خواهند نماز را بشکنند. نماز می خوانند؛ با این نمازهایی که در مسجدها می روند و نمی گذارند که مسلمانها نماز درست خودشان را بخوانند؟ با این نمازها می خواهند نماز را بشکنند.(1)
دشمن از مساجد پر از معتکفان میلرزد، زیرا یکی از ابعاد عظمت انقلاب اسلامی است؛
قشرهای مختلف مردم، چگونه مظاهر مذهب را، دین را و تعبد را بزرگ می شمارند! اینها را دشمن هم دید. دشمن هم اعتکاف دانشجویان در مسجد دانشگاه را دید؛ مساجد پر از معتکفان را که اکثر آنها جوانان بودند، دید. دشمن از اینها می لرزد. همة اینها ابعاد مختلف عظمت این انقلاب، عظمت آن پیام و عظمت آن امام است.(2)
صهیونیست ها میخواهند قضیّه فلسطین و قدس شریف و مسئله مسجدالاقصی به دست فراموشی سپرده شود؛
نگذارید قضیّهی فلسطین و قدس شریف و مسئلهی مسجدالاقصی به دست فراموشی سپرده بشود؛ آنها این را میخواهند. آنها میخواهند دنیای اسلام از قضیّهی فلسطین غفلت کند... در غفلت دنیای اسلام، در غفلت آحاد مردم و ملّتهای مسلمان، رژیم صهیونیستی به دنبال تصرّف قدس شریف است، به دنبال تصرّف
مسجدالاقصی است.(1)
تکفیری ها به عنوان عامل دشمنان اسلام، مساجد اهل سنت را هم به نفع رژیم صهیونیستی منفجر می کنند؛
امروز شما میبینید «تکفیر»، یک عاملی برای دشمنان اسلام و دشمنان امّت اسلامی است؛ نه فقط شیعه، [بلکه] اهل سنّت را هم تکفیر میکنند؛ اهل سنّت را هم، مسجدشان را، نمازشان را منفجر میکنند به نفع رژیم صهیونیستی، برای اینکه مردم را و مسلمانها را به هم مشغول کنند تا غافل بشوند از مسئلهی مهمّ فلسطین و از حضور دشمن در دل دنیای اسلام غفلت کنند؛
هدف، اینها است.(2)جریان تکفیر توانست حرکت بیداری اسلامی را منحرف کند...خطّ مقدّم مبارزات در این منطقه مرزهای فلسطین اشغالی بود. جریان تکفیر آمد این خطّ مقدّم را تبدیل کرد به خیابانهای بغداد و مسجد جامع سوریّه و دمشق و خیابانهای پاکستان و شهرهای مختلف سوریّه، و اینها شد خطّ مقدّم مبارزه!... جریان تکفیر جهت این مبارزه را تغییر داد و آورد داخل خانه، داخل شهرهای ما، داخل ممالک اسلامی. در داخل مسجد جامع دمشق انفجار بهوجود میآورند... در مسجد دمشق یک عالم بزرگ مسلمان را به قتل میرسانَد.(3)
دستهایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد اهل سنت وادار کند؛
از هرگونه عملی که به تعارض و دشمنی برادران مسلمان میانجامد جداً پرهیز کنند. یقیناً دستهایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکانهای مورد احترام اهل سنت وادار کند. هرگونه اقدامی در این جهت کمک به مقاصد دشمنان
اسلام و دشمنان ملّتهای مسلمان و شرعاً حرام است.(1)
دشمنان اسلام یک عده را علیه مساجد تحریک میکنند تا زندگی را بر مسلمانان تلخ نمایند؛
ماجرای مسجد بابری، یکی از آن مسایلی است که اگرچه موضوع آن، یک مسجد است و شاید به نظر بعضی کوچک بیاید؛ اما کوچک نیست. این، نشاندهندة آن است که دشمنان اسلام، تا این جا ایستادهاند که یک عده را علیه مقدّسات اسلام تحریک کنند و زندگی را بر مسلمانان تلخ نمایند ... بیشک، حرکت هندوهای متعصب، ناشی از تحریکات دشمنان است. همه دیدهاند که این مسجد، سالهای متمادی در آنجا بود و بتخانهای هم در کنارش وجود داشت. آنها مشغول کار خودشان بودند؛ اینها هم مشغول کار خودشان. دشمنان اسلام هستند که این تحریکات را درست میکنند و ماجرایی مثل ماجرای مسجد بابری را مسئلة روز مسلمانان میکنند. البته مسلمین هند در این مسئله محق هستند و همه باید بدانند که مسلمین دنیا در این مسئله، پشت سر مسلمانان هند هستند، حق را به آنها میدهند و از آنها دفاع و حمایت میکنند.(2)
زمانی که کمونیستها برآذربایجان مسلّط شدند، هیچ نشانه ای از مساجد و دیگر آثار اسلامی باقی نگذاشتند ؛
آن زمان که کمونیستها بر منطقة آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همة آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند.(3)
مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت است؛
مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت... در دیدگاه و اندیشة مکتب اسلام است.(1)
مسجد، ارتباط زمین و آسمان و جایی که انسان خود را به منبع لایزال فیض و قدرت الهی وصل میکند؛
مسجد ... ارتباط زمین و آسمان است. جایی است که انسان خود را به منبع لایزال فیض و قدرت وصل میکند. انسان در مسجد، خود را به خدا متصل میکند.(2)
مسجد، مظهر پیوستگی فرد و جامعه است؛
مسجد، مظهر ... پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه و اندیشة مکتب اسلام است.(1)
مسجد، مظهری از درهم آمیختگی ذِکر و نماز و نیایش با سامان زندگی اجتماعی است؛
ذِکر و نماز و نیایش آنگاه که با سامان زندگی اجتماعی درهم میآمیزد معجزة اسلام را در آرایش منظومة احکام عبادی آن آشکار میسازد. مسجد، مظهری از این درهم آمیختگی است.(2)
جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، تصویر مسجد اسلامی و نماد فاصلة آن با عبادتگاه های ادیان دیگر است
جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانههای به هم پیوستهای است که تصویر مسجد اسلامی و فاصلة آن با عبادتگاههای رایج ادیان دیگر را نمایان میسازد.(3)
خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، دوگانههای بهم پیوستة مسجد اسلامی است؛
خانة خدا و خانة مردم؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، کانون ذکر و معراج معنوی و عرصة علم و جهاد و تدبیر دنیوی. (4)
روح مسجد، کالبد زندگی را پرنشاط و پرانگیزه میسازد؛
مسجد را با این نگاه باید نگریست. روح مسجد، کالبد زندگی را پرنشاط و پرانگیزه
میسازد.(1)
در مسجد شور عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه، در هم می آمیزد؛
در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم، در هم میآمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک میکند.(2)
مساجد مراکزی هستند که به مردم معنویت میبخشند؛
مساجد ... مراکزی هستند که به مردم معنویت میبخشد.(3)
مساجد پایگاههای معنویت، تزکیه و هدایت است؛
مساجد...پایگاههای معنویت و تزکیه و هدایت...است.(4)
مساجد اصلیترین پایگاه دین، معنویت و اخلاق است؛
مساجد ... اصلیترین پایگاه دین و معنویت و اخلاق است.(5)
/07/1368.
مسجد مهبط رحمت و هدایت الهی است؛
مسجد ... مهبط رحمت و هدایت الهی ... است.(6)
مساجد سنگرهای اسلام و محراب و محل حرب است؛
1) . پیام به بیستمین اجلاس سراسری نماز،19/ 07/ 1390.
2) . بیانات در دیداراعضا دفاتر نمایندگی رهبری در دانشگاهها 20/04/1389.
3) . بیانات در دیدار مسئولین اجرائی استان کرمانشاه،28/07/1390.
4) . پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی 10/03/1369.
5) . حکم انتصاب آیت الله مهدوی کنی به سمت مسئول مرکز رسیدگی به امور مساجد
6) . پیام به اجلاس سراسری نماز 16/06/1381.
این مساجد سنگرهای اسلام است. محراب محل حرب است. اینها سنگرند برای اسلام.(1)
«محراب» به آن میگویند؛ یعنی، آنجایی که حرب از آن شروع می شود؛ محل حرب.(2)
مسجد مرکز ستاد اسلام است؛
مسجد... مرکز ستاد اسلام است.(3)
مساجد، دژهای محکم اسلام است؛
مساجد... دژهای محکم اسلام است.(4)
مساجد، پایگاههای انقلاب و اسلام هستند؛
مساجد...پایگاههای انقلاب و اسلام [هستند].(5)
مساجد سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است؛
مساجد و محافل دینیه ... سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است.(6)
مساجد، مراکز بسط حقیقت و فقه اسلام است؛
مراکزی که مراکز بسط حقیقت اسلام است، بسط فقه اسلام است و آن مساجد
است.(1)
مسجد، کانون ذکر و عبادت و اندیشه و معرفت است؛
مسجد ...کانون ذکر و عبادت و اندیشه و معرفت ... است.(2)
مساجد پایگاه معرفت و روشنبینی و روشنگری و استقامت ملی است؛
مساجد ... پایگاه معرفت و روشنبینی و روشنگری و استقامت ملی به حساب [میآید]. (3)
مساجد پایگاه حریّت، جایگاه رابطه با خدا و مرکز آگاهی از شیطنتهای شیاطین زر و زور است؛
مساجد ... پایگاه حریّت انسان و جایگاه رابطة او با خدا و مرکزی برای کسب آگاهی از شیطنتهای شیاطین زر و زور است. (4)
مساجد باید آباد باشد و همة نشانههای توجه به اقامه نماز در شهر اسلامی دیده شود؛
ما بارها، مکرر به آقایان ائمة جمعه، ائمة جماعت و روحانیون محترم در شهرستانها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد؛ صدای اذان باید از مساجد بلند شود.
1) .صحیفة امام، ج 13، ص: 15.
2) . پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز 20/07/1389.
3) . بیانات در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دی ماه 19/10/1375.
4) .پیام به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج، به مناسبت سالروز انتشار پیام رهبر فقید انقلاب برای تشکیل بسیج مستضعفان و گرامیداشت هفتة بسیج 02/09/1368.
باید همة نشانههای توجه به نماز و اقامة نماز را در شهر اسلامی - بهخصوص در شهرهایی مثل تهران و شهرهای بزرگ کشور - ببینند، باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانی که وارد این شهرها میشوند.(1)
آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت ... به معنای بروز برکات نماز در سطح همکاری و همدلی اجتماعی است.(2)
آباد کردن مسجد ملاک است چون تأثیر بسزایی دارد؛
طبق بینش ما، یادگارهای اسلامی عزیزند. میشد اسلام به مردم بگوید بروید در زمین صافی بایستید و نماز بخوانید و عبادت کنید؛ در صورتی که به عمارت مسجد دستور داده است؛ «انما یعمر مساجد الله»(3)
. آباد کردن مسجد ملاک است و تجسّم و تجسّد خارجی این کار مورد نظر اسلام می باشد؛ چون تأثیر بسزایی دارد.(4)
بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن امر مهمی است؛
نخستین مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن است. هماکنون با وجود دهها هزار مسجد در کشور، جای هزاران مسجد دیگر در روستاها، شهرها، شهرکها و مجتمع های مسکونی خالی است.(5)
مساجد روز به روز گرمتر و پررونق تر شود؛
1) . بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هفدهمین اجلاس سراسری نماز 29/08/1387.
2) . پیام به مناسبت گردهمایی سالیانة نماز در شیراز 10/06/1373.
3) . سوره توبه، آیه 18.
4) . سخنرانی در مراسم بیعت گروه کثیری از جانبازان و نیروهای جهادی احداث ساختمان مرقد مطهر رهبر کبیر انقلاب اسلامی، به همراه وزیر راه و ترابری، مسئولان بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، و مسئول حرم مطهر حضرت امام خمینی (2/04/1368).
5) . پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز20/ 07/ 1389.
مساجد به عنوان پایگاههای معنویت و تزکیه و هدایت، روزبه روز گرمتر و پررونقتر شود.(1)
مساجد در وقت نماز، سرشار از انسانهای ذاکر و ساجد و راکع باشد؛
مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامال از انسانهای ذاکر و ساجد و راکع باشد.(2)
اگر اینجا قبة الإسلام است، وقت اذان حتّی در سحرها باید در مساجد از طریق بلندگو اذان گفته شود؛
چرا باید در این شهر با این عظمت، با این همه هیاهوهای گوناگون از اطراف و اکناف، نغمة اذان در همه جای شهر شنیده نشود؟! اذان، علامت مسلمانی است. چه کسی گفته باید در پشت بام مساجد یا در مساجد بزرگ و عمده، حتّی در سحرها ظهر و شب که جای خود را دارد از طریق بلندگو اذان نگویند؟ وقت اذان که می شود، باید تهران یکسره صدای اذان باشد. مگر اینجا قبة الإسلام نیست؟ مگر ما این حرف را نمی گوییم؟(3)
نماز صبح در مساجد اقامه شود؛
نماز صبح در مساجد اقامه شود.(4)
1) . پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی 10/03/1369.
2) . سخنرانی در دیدار با خانوادههای معظم شهدا و جانبازان شهرهای خوی، بندرگناوه و استانهای مازندران و آذربایجان غربی، گروههایی از دانشجویان، جمعی از مهاجران جنگ تحمیلی، کشاورزان و مسئولان هیأتهای هفت نفرة واگذاری زمین 02/03/1369.
3) . سخنرانی در دیدار با جمعی از روحانیون، ائمة جماعات و وعاظ نقاط مختلف کشور در آستانة ماه مبارک رمضان 14/ 12/ 1370.
4) . پیام به مناسبت گردهمایی سالانه ی نماز در شهر زنجان 31/ 06/ 1375.
هر جا سامان زندگی است، باید مسجد مرکز و کانون اصلی باشد؛
در هر جا سامان زندگی است، مسجد، مرکز و کانون اصلی است.(1)
در شهرها و شهرکهای در حال ساخت، مسجد جامع به عنوان نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر ساخته شود؛
در شهرها و شهرکهایی که تازه ساخته می شود، مسجد جامع، نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر قرارگرفته و ساخته شود.(2)
در بنای شهر و روستا باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد؛
در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراکز جمعیّتی از بازارهای کسب و کار تا فرودگاهها و جادّهها و پایانههای سفری و تا آسایشگاهها و بیمارستانها و بوستانها و گردشگاهها، در همه و همه باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.(3)
عمران مساجد و پرداختن به آرایه های معنوی و ظاهری آن، وظیفه ی همگان است؛
عمران مساجد و پرداختن به آرایه های معنوی و ظاهری آن، وظیفة همگان است و هر کسی به اندازة توان و همّت باید در آن سهیم گردد. مردم، شهرداریها و دستگاههای دولتی هر یک در آن باید سهمی ایفاء کنند و روحانی دانا و مسئولیت پذیر و پرهیزگار میتواند و میباید محور این منظومة تلاش مقدس باشد.(4)
تنظیف و تطهیر و پاک سازی و غبارروبی و عطرافشان مساجد، جزو کارهای خوب است؛
سنت احیای مساجد، عطر افشانی و تنظیف مساجد،(1)
مسئله ی تنظیف و تطهیر و پاک سازی و غبارروبی و عطرافشان مساجد - کارهایی که این روزها انجام می گیرد - همه جزو کارهای خوبی است که بحمد الله انجام هم می گیرد و خوب است که انجام دهید.(2)
مسجد باید پاکیزه، زیبا و آرامبخش باشد؛
مسجد در همه جا باید پاکیزه، زیبا و آرامبخش باشد.(3)
مساجد، به شکل شایسته غبار روبی شود و خدمت به مسجد، کاری مردمی و همگانی شمرده شود. (4)
مساجد پاکیزه و مرتب و رغبت انگیز باشد؛
مساجد و نمازخانه ها، پاکیزه و مرتب و رغبت انگیز باشد. نماز در وقت فضیلت و به جماعت گزارده شود.(5)
ساختمان مساجد به اقتضای نیاز و تناسبِ با محیط و استفاده عملی، شکلهای مهندسی مناسب پیدا کند؛
ساختمانهای قدیمی ما در هر نقطه یی به تناسب نیاز آن نقطه ساخته شده، با توجه
1) . بیانات در دیدار روحانیون و مبلغان در آستانة ماه مبارک رمضان 23/09/1377.
2) . بیانات در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دی ماه 19/10/1375.
3) . پیام به بیستمین اجلاس سراسری نماز،19/ 07/ 1390
4) . پیام به مناسبت گردهمایی سالانه ی نماز در شهر زنجان 31/06/1375.
5) . پیام به اولین اجلاس سالیانه ی اقامه ی نماز در مشهد مقدس 15/ 07/ 1370.
به جهات اسلامی ساخته شده. ساختمانی که در شمال کشور یا در جنوب می بینید، با ساختمانی که در منطقه ی شرق کشور- مثلًا خراسان - می بینید، باهم متفاوت است؛ هرکدام یک شکل و حالتی دارد. حتی مساجد و ساختمانهای قدیمیِ بزرگشان هم همین تفاوت ها را باهم دارند. به اقتضای نیاز و تناسبِ با محیط و استفادة عملی و کاربرد، شکلهای مهندسی تغییر پیدا می کرده. خوب فکر می کردند، خوب عمل می کردند. (1)
مسجد را همچون دلهای جوان، پاکیزه و پیراسته، و لبریز از شور و انگیزه و نشاط کنید؛
سفارش اینجانب آن است که مسجد را نیز همچون دلهای جوان، پاکیزه و پیراسته، و لبریز از شور و انگیزه و نشاط کنید. (2)
مسجد کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبّت و انس و صفا از آن ساطع شود؛
مسجد نیز باید کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت و انس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هیئتهای امناء، خادمان موظّف و متبرع، هر یک باید بخشی از این کار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس کنند.(3)
به برکت نماز، فضای مسجد نورانی و عطرآگین میگردد و آموزش دین و سیاست بیشتر بر دل مینشیند؛
به برکت نماز، فضای مسجد نورانی و عطرآگین میگردد و سخن حق و آموزش دین و
اخلاق و سیاست در آن بیش از هر جای دیگر بر دل و جان مینشیند و به زندگی فرد و جامعه، سمت و سوی خدایی میدهد.(1)
مسجد در هر محل، مأمن و مایه خیر و برکت باشد و وسیله زحمت و آزار مجاوران نگردد؛
مسجد باید در هر منطقه و محل؛ مأمن و مایة خیر و برکت باشد و به طریق اولی، وسیلة زحمت و آزار مجاوران نگردد.(2)
در سحرها، برای اذان صبح، از بلندگو استفاده نشود؛البته با حنجره اشکالی ندارد؛
اذان، چیز خیلی خوبی است؛ «حی علی الصلوة»، «حی علی الفلاح»، «الله اکبر». چرا در جامعه اذان نیست؟ اذان با توجه، به دلها امید می دهد. بانگ اذان، دلهای افسرده را روشن می کند. البته در سحرها، برای اذان صبح، از بلندگو استفاده نکنند؛ با حنجره اشکالی ندارد. هرچند وقت بیداری است، اما بلندگو ممکن است اسباب زحمت بشود.(3)
در هنگام سحر، همه مساجد با بلندگو اذان نگویند؛
چندی پیش، من راجع به اذان سفارش کردم و البته گفتم که صبحها با بلندگو در همه جا اذان نگویند، تا مردم از خواب بیدار نشوند. مثل این که بعضی از مؤمنین، این قسمت دومش را بیشتر از قسمت اول گوش کردند! آنچه که مقصود ما بود، این بود که در سحرها، هر جایی یک بلندگو صدا نکند؛ ولی معنایش این نبود که به هنگام سحر،
1) . پیام به بیستمین اجلاس سراسری نماز،19/ 07/ 1390.
2) . پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز20/ 07/ 1389.
3) . سخنرانی در دیدار با خانواده های معظم شهدا و جانبازان شهرهای خوی، بندرگناوه و استانهای مازندران و آذربایجان غربی، گروههایی از دانشجویان، جمعی از مهاجران جنگ تحمیلی، کشاورزان و مسئولان هیئتهای هفت نفرة واگذاری زمین 02/03/1369.
صدای اذان در شهری مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جایی مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است که با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّی اذان صبح. در شهرهای کوچک هم به فراخور وسعت آن شهر، میبایست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگویند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوی مساجد، هم داخل مساجد و هم در خیابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت کنند.(1)
تنها بانگ اذان، با صوت خوش و دلنواز طنین افکن شود؛
تنها صدایی که باید از مسجد در فضا طنین بیافکند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.(2)
مسجد رابطه خود را با نخبگان علمی، اجتماعی، هنری و ورزشی و با غمدیدگان برقرار و مستحکم کند؛
مسجد باید رابطة خود را...با کسانی که به موفقیتهای علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می یابند، با صاحب همّتانی که کمک به دیگران را وجهة همّت میسازند، با غمدیدگانی که غمگساری می جویند، برقرار و مستحکم کند.(3)
دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم تشویق شوند؛
چه نیکوست که دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر
چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشویق شوند.(1)
مسجد رابطه خود را با جوانانی که ازدواج میکنند و نوزادانی که متولد می شوند، برقرار و مستحکم کند؛
مسجد باید رابطة خود را با جوانانی که ازدواج میکنند ... و حتی با نوزادانی که متولّد میشوند، برقرار و مستحکم کند.(2)
مساجد در ماه رمضان، افطاری بدهند تا ارتباطات معنوی با مردم زنده شود؛
الآن در بعضی از کشورهای اسلامی سنّت خوبی وجود دارد که در تمام ماه رمضان، اغلب مساجد افطاری می دهند؛ یعنی هرکس برود و وارد مسجد بشود، پذیرایی می شود ... در زمان رژیم گذشته، این ارتباطات معنوی، کم و یا منجمد شده بود؛ که البته متأسفانه بقایایش همچنان باقی است. ما بایستی در دوران اسلامی، این ارتباطات را زنده کنیم.(3)
افطاری دادنهای ساده و بیپیرایه در مساجد، سنّتی بسیار خوب برای نزدیکی با فقرا و مستمندان است؛
یک سنّت خوب هم امسال بیش از سالهای دیگر دیده شد، که خوب است مورد توجه قرار بگیرد و آن، افطاری دادنهای ساده و بیپیرایه در مساجد و در خیابانها بود در بیشتر شهرهای کشور _که بسیار کار شایستهای است _ در مقابل افطاریهای مسرفانهای که شنیده شد، دانسته شد که بعضیها به بهانة افطار، حرکات و عمل
مسرفانه انجام میدهند و به جای اینکه در ماه رمضان وسیلهای بشوند برای نزدیکی روحی به فقرا و مستمندان، با این عمل، با این حرکت، خود را در لذّات جسمانی غرق میکنند.(1)
نباید فقط پیرمردها و از کار افتاده ها به مساجد بروند؛ مساجد باید از جوانها مجتمع شود؛
آقایان هم باید تبلیغ کنند که این مجالس بهتر بشود و مجالس جماعت است که مردم در هر روز مجتمع بشوند در مساجد، نه همان مجتمع بشوند، بگذارند این پیرمردها و از کار افتاده ها بروند. نه، مساجد باید مجتمع بشود از جوانها.(2)
زمزمه
محبّت متولّیان، مدیران و امنای مساجد، دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند؛
زمزمة محبّت متولّیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند.(3)
برای مسجد، جاذبه درست کنید تا بچه ها، جوانان و زن و مرد، مجذوب مسجد شوند؛
برای مسجد، جاذبه درست کنید تا بچه ها، جوانان و زن و مرد محله، مجذوب مسجد ... شوند.(4)
برای کیفیت یافتن نماز، آن را در مسجد و به جماعت برگزار کنید؛
کیفیت یافتن نماز بدین معنی است که نماز، با حال و حضور ادا شود؛ نمازگزار به نماز با چشمِ «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد.(1)
نمازِ در مسجد و با جماعت مؤمنان، بارِشِ رحمت الهی را انبوهتر و دلنشینتر میسازد؛
نماز در مسجد و با جماعت مؤمنان، همگانی نشستن بر گِردِ سفرهی میهمانی خداوند است، و این خود، بارِشِ رحمت الهی را انبوهتر و دلنشینتر میسازد.(2)
مسجد فقط برای نماز نیست؛ در مسجد انواع عبادات از جمله تفکر وجود دارد ؛
مسجد فقط برای نماز نیست؛ در مسجد انواع عبادات هست. از جملة آن عبادات، تفکر است که «تفکر ساعة خیر من عبادة سنة». یا در بعضی از روایات است که «من عبادة اربعین سنة»، یا «سبعین سنة» _ البته فکر کردن درست_ افراد مسجد برو، این فکر را به وسیلة شنیدن سخنان عالم دین و فقیه به دست میآورند.(3)
در مساجد، تلاوت و انس با قرآن و انس با ادعیه وارده از اهل بیت(علیهم السلام) را مغتنم بشمرید؛
در مساجد، تلاوت قرآن، انس با قرآن، انس با ادعیة وارده از اهل بیت(علیهم السلام) که گنجینة معارف اسلامی است را مغتنم بشمرید.(1)
مسجد مرکز اجتماع سیاسی و تبلیغ احکام سیاسی اسلام است؛
مسجد مرکز تبلیغ است. در صدر اسلام از همین مسجدها جیْشها، ارتشها، راه می افتاده، مرکز تبلیغ احکام سیاسی اسلام بوده مسجد. هر وقت یک گرفتاری پیدا می شد، صدا می کردند که «الصَّلاةُ بالجَماعَة»، اجتماع می کردند؛ آن گرفتاری را طرح می کردند، این صحبتها را می کردند. مسجد، مرکز اجتماع سیاسی است.(2)
در مسجد پیغمبر، مسائل سیاسی اجتماعی بیشتر از مسائل عبادیِ نماز و روزه بود؛
مسجد النّبی، مرکز سیاست اسلامی بوده است و ثقل قدرت اسلامی.(3)مسجد الحرام و مساجد در زمان رسول اکرم مرکز جنگ ها و مرکز سیاست ها و مرکز امور اجتماعی و سیاسی بوده. این طور نبوده است که در مسجد پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم)همان مسائل عبادی نماز و روزه باشد؛ مسائل سیاسی اش بیشتر بوده. هر وقت می خواستند به جنگ بفرستند اشخاص را و بسیج کنند مردم را برای جنگ ها، از مسجد شروع می کردنند این امور را.(4)
مسجد در صدر اسلام مرکز سیاست بود و از آنجا مسائل سیاسی طرح ریزی می شد؛
مسجد مسلمین در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)و در زمان خلفایی که بودند - هر جور بودند - مسجد مرکز سیاست اسلام بوده است .(1)
چیزهایی که مسلمین، اجتماع مسلمین بر آن احتیاج دارند، خبری نیست. نماز جمعه ها را همان طوری که در صدر اسلام، مساجد، محافل و نمازها جنبه سیاسی داشته است، از مسجد راه می انداختند لشکر را به جنگی که باید بکنند و به آنجایی که باید بفرستند. از مسجد مسائل سیاسی طرح ریزی می شد - از مسجد - مسجد محل این بود که مسائل سیاسی در آن طرح بشود.(2)
امیدواریم این محتوا دوباره برگردد که مسجد ابزار طرح کارهای مهم و اجرای مسائل سیاسی بود؛
همان طوری که در صدر اسلام، امام جمعه و مسجد، این دو ابزار در دست مسلمانها بوده است و هر وقت می خواستند جنگ بروند از مسجد تجهیز می کردند، هر وقت می خواستند یک کار مهمی بکنند در مسجد طرح می کردند و اعلام می کردند که نماز جمعه است، نماز جماعت است، بیایید، برای کاری می رفتند آنجا، نمازشان را هم می خواندند و مسائل سیاسیشان را [هم ] می گفتند و اجرا می کردند، ارتش می فرستادند و همه این کارها را آنجا می کردند و ما امیدواریم که این محتوا برگردد، و این فکر ناشی از اشتباه یا خطا یا احیاناً عمد، این فکر خطا برگردد که «آخوند را به سیاست چه! آخوند را به امور مسلمین چه!».(3)
تدبیر شود تا مساجد مرکز سیاست باشد؛
مساجد، باید مرکز [سیاست باشد] همان طوری [که ] صدر اسلام مرکز سیاست بوده مساجد. مساجد مثل اینها نبوده است که فقط مرکز چه باشد. خطبه نماز جمعه خطبه سیاسی بوده همیشه. مساجد مرکز بسیج قشون بوده؛ مرکز تبلیغات اسلام بوده است. اینها ان شاء الله تدبیر می شود.(1)
این از برکات مساجد است که هرگاه حرکت و بسیج سیاسی مردم مطرح می شود، مساجد کانونند؛
امروز ... در هنگامی که حرکت و بسیج مردم مطرح می شود چه سیاسی و چه نظامی باز مساجد کانونند؛ این برکت مساجد است.(2)
اینکه اهل یک بلد در مساجد مجتمع شوند و مشکلات خود را حل کنند، یک امر اجتماعی-سیاسی است؛
این جماعات در تمام کشورهای مسلمین، و در هر شهر و ده و روستا، اینها یک امور اجتماعی _ سیاسی است که اهل یک بلد در مساجد مجتمع بشوند و مشکلات خودشان را نسبت به آن بلد حل بکنند.(3)
امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که، محلّ حل و عقد امور بود؛
امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که مسجد، محلّ حل و عقد امور باشد، و مسجد محل نقشه های جنگ باشد، همه چیز باشد. و مسجدیها باشند که بتوانند کارها را بخوبی انجام بدهند.(4)
مسجد پایگاهی برای رتق و فتق امور مسلمین است؛
مسجد ... به عنوان پایگاهی برای رتق و فتق امور مسلمین ... در صدر اسلام بوده است.(1)
در مسجد، مردم مجتمع میشوند و همه اموری که اسلام را به پیش می برد مطرح میشود؛
سیّد مظلومان یک وسیله ای فراهم کرد برای ملّت که بدون اینکه زحمت باشد برای ملت، مردم مجتمعند. اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسیله شد از باب اینکه از همین مساجد، از همین جمعیّتها، از همین جمعات، از همین جمعه ها و جماعات، همه اموری که اسلام را به پیش می برد.(2)
مساجد، توجه مردم و هماهنگی بین آنها را ایجاد می کند؛
همین مساجد و همین روضه ها و همین روضه های هفتگی، همینها توجه مردم را و همان هماهنگی را ایجاد می کند. اگر دولتهای دیگر بخواهند هماهنگی بین تمام قشرها پیدا کنند میسور نیست برایشان. با صدها میلیارد تومان هم برایشان میسور نیست.(3)
مسلمین روزی چند مرتبه در مساجد اجتماع میکنند تا از احوال خود و مستضعفین مطلع شوند؛
اسلام دین سیاست است، دینی است که در احکام او، در مواقف او، سیاست به وضوح دیده می شود. در هر روز اجتماعات در تمام مساجد کشورهای اسلامی، از
شهرستانها گرفته است تا دهات و قُرا و قصبات، روزی چند مرتبه اجتماع برای جماعت، و برای اینکه مسلمین در هر بلدی، در هر قصبه ای، از احوال خودشان مطلع بشوند؛ از حال مستضعفین اطلاع پیدا بکنند.(1)
مساجد بهترین سنگرها و مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین می باشند؛
مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین می باشند.(2)
پایگاه عظیم تبلیغ مسجد را مغتنم بشمارید؛
شما این رسانة تبلیغی خودتان را مغتنم بشمارید ... این منبر تبلیغ و این پایگاه عظیم تبلیغ مسجد و حسینیه و زیر خیمة امام حسین(علیه السلام) را قدر بدانید. این چیز بسیار نافذ و مؤثر و مبارکی است.(3)
مساجد را محلی برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیه قرار دهید؛
شما که از اهالی مسجد و از علمای مساجد هستید، باید پیروی از پیغمبر اسلام و اصحاب آن سرور کنید و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیه و برای قطع ایادی شرک و کفر و تأیید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار بدهید.(4)
ص: 65 نقش اسلام در پیروزی مسلمانها- رهنمودهایی به هیئت نمایندگی عربستان .
در سخنرانیهای مساجد بارها معارف نماز همچون مسائل آن بازگو شود؛
در سخنرانیهای دینی در مساجد و غیره بارها و بارها معارف نماز نیز همچون مسائل آن بازگو شود. نشانة دیگر آن است که در همة جایها و ساختمانهای عمومی و دولتی، نمازخانهای در خور دیده شود و نماز گزاردن در همه جا برای همه، کاری در دسترس به شمار آید.(1)
تبلیغ سنّتی ما در مسجد بدیل ندارد؛
تبلیغ سنّتی ما
مساجد باید مرکز تربیتهای صحیح اسلامی باشد؛
این مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد، و مساجد بحمد الله اکثراً این طوری است. اشخاصی که در مسجد می روند باید تربیت بشوند به تربیتهای اسلامی. مساجد را خالی نگذارید.(3)
مسجد، مدرسه و دانشگاه است؛ مرکز تفکر و تأمل و تصفیه روح است؛
مسجد، هم مدرسه است، هم دانشگاه، هم مرکز تفکر و تأمل، هم مرکز تصفیة روح، هم مرکز خلوص و مرکز اتصال بنده به خداست.(4)
مساجد، مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد؛
مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد.(1)
در ماه مبارک، تربیت و تعلیم به تمام معنا و در همه بُعدهایش در مساجد باشد؛
باید در ماه مبارک تربیت و تعلیم به تمام معنا در همه بُعدهایش در مساجد باشد؛ در محافل دیگر باشد. مساجد را خالی نگذارید.(2)
تشکیل کلاس سوادآموزی در مساجد و بدون چشمداشت، علم و سواد را به مردم یاد دادن، یک جهاد است؛
برادران و خواهران نهضت سوادآموزی بدانند که در حال جهادند. به شهرها و روستاهای دورافتاده رفتن و درِ خانه ها را زدن و در مساجد کلاس تشکیل دادن و بدون چشمداشتِ احسنت و تشکری، علم و سواد را که ارزنده ترین هدیه هاست به مردم دادن، یک جهاد است.(3)
در مساجد باید مردم را انذار کنیم؛ باید آگاهیبخشی به مردم داد و روح معنویت را در میان آنها بیدار کرد؛
ما در مساجد و منابر، در مجالس قرآن و در همة اجتماعات دینی که مردم دارند، باید مردم را انذار کنیم. بحمدالله حرکت آگاهیبخشی سیاسی و اجتماعی و دید وسیع
1) . پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز20/ 07/ 1389.
2) .صحیفة امام، ج 12، ص: 501.
3) . سخنرانی در دیدار با مسئولان دفاتر نهضت سوادآموزی، رئیس و جمعی از مسئولان ادارات شهربانی، جمعی از ناظران و اعضای هیئت نظارت شورای نگهبان و هیئت اجرایی در انتخابات مجلس خبرگان و مسئولان وزارت کشور، به همراه گروهی از مردم استان لرستان و شهرهای آبادان، لاهیجان و شوشتر04/ 07/ 1369.
سیاسی به مردم دادن، از پیش از انقلاب شروع شد؛ امروز هم هست و ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. در کنار این آگاهیبخشی، باید روح معنویت را در مردم بیدار کرد. برای این کار، ماه رمضان بهترین فرصت است.(1)
مسجدها در صدر اسلام محلی بود که در آن روحیه مبارزه ایجاد میشد و ارتش برای جنگ راه می افتاد؛
از مسجد می رفتند به میدان، به میدان جنگها. در جمعه ها که خطابه می خواندند، یا غیر جمعه که می رفت آن سردارشان منبر و صحبت می کرد، از آنجا راهشان می انداخت برای اینکه بروند مبارزه کنند. و یک همچنین روحیه، که از مسجد تحقق پیدا می کند.(2)
مسجدها محلی بوده است که از همان مسجد ارتش راه می افتاد برای جنگ با کفار و با قلدرها؛ از همان توی مسجد. آنجا خطبه خوانده می شد، دعوت می شدند مردم به اینکه فلان - مثلاً - آدم متعدی در فلان جا قیام کرده بر ضد مسلمین یا مال مردم را چپاول می کند، قلدری می کند، انحرافات دارد، و از همان مسجد راه می افتادند و می رفتند طرف دشمن.(3)
مسجد در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده است؛
از مسجد نهضت می شد.(4)
ص: 65 نقش اسلام در پیروزی مسلمانها- رهنمودهایی به هیئت نمایندگی عربستان .
مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده؛ از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می شده است و از مسجدحرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در [زیر] بیرق اسلام بوده است. همیشه در صدر اسلام مسجد مرکز حرکات و مرکز جنبشها بوده است.(1)
هرگاه حرکت و بسیج نظامی مردم مطرح می شود، مساجد کانونند؛
امروز ... در هنگامی که حرکت و بسیج مردم مطرح می شود چه سیاسی و چه نظامی باز مساجد کانونند؛ این برکت مساجد است.(2)
کمبود مسجد در شهر و روستا، نپرداختن به پاکیزگی و نپرداختن به رابطه با مأمومین، نقاط ضعف است؛
کمبود مسجد در شهر و شهرک و روستا؛ نبود جایگاه نماز در مراکز اجتماعات همچون ورزشگاه و بوستان و ایستگاه و مانند آن؛ مراعات نشدن وقت نماز در وسایل مسافرتهای دور دست؛ نپرداختن شایسته به نماز در کتابهای درسی؛ نپرداختن به پاکیزگی و بهداشت در مساجد؛ نپرداختن امام جماعت به تماس و رابطه با مأمومین؛ و هر کمبود دیگری از این قبیلها، نقاط ضعفی است که باید همتّهای بلند بر زدودن آن برانگیخته شود و نشانة ایمان صاحبان تمکّن یعنی اقامة نماز، در جامعة اسلامی ما روز بروز نمایانتر گردد.(1)
1) . پیام به بیست و دومین اجلاس سراسری نماز،13/6/1392.
نباید از خطری که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه را تهدید میکند، غافل بمانیم؛
هیچیک از ما نباید و نمیتوانیم خطری را که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسایی مساجد، جامعه و جوانان و خانوادهها و نسلهای آینده را تهدید میکند، غافل بمانیم.(1)
عدّهای خیال نکنند حالا که پیروز شدیم، دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم؛ قیام ما برای اداره مسجد بود؛
اینهایی که هی صحبت این را می کنند که حالا ما انقلاب کردیم برویم سراغ کارهای دیگر، خیر؛ انقلاب از مساجد پیدا می شود. از مساجد این طور امور تحقّق پیدا می کند.(2)
این مساجد بود که این پیروزی را برای ملّت ما درست کرد. این مراکز حسّاسی است که ملّت باید به آن توجه داشته باشند. این طور نباشد که خیال کنند که حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم. پیروزی ما برای اداره مسجد است. ما اگر نماز نباشد و آداب اسلامی نباشد، چه داعی داریم که بیاییم خودمان را به مهلکه بیندازیم و وارد این امور بشویم؟ ما برای اسلام این کارها را می کنیم و شما، شما ملّت برای اسلام قیام کردید، و برای اسلام این همه زحمت کشیدید و دارید می کشید.(3)
قدر مساجد را بدانیم و مورد بی اعتنایی قرار ندهیم؛
قدر مساجد را بدانیم؛ قدر جلسات مذهبی را بدانیم. و مسجد مورد بیاعتنایی قرار نگیرد.(4)
اداره مساجد با افت کیفی و کمّی نسبت به قبل از انقلاب مقتضای حق و مصلحت نیست؛
در دوره های پیش از انقلاب، عالمی به مسجد می رفت، نمازی می خواند و مسئله ای می گفت؛ در ایام مخصوص هم یک منبری دعوت می شد و سخنرانی می کرد. اگر امروز که روز حاکمیت اسلام و ارزشهای اسلامی است. مساجد به همان شکل، بلکه در مواردی با افت کیفی و کمی اداره بشود، آیا این مقتضای حق و مصلحت است؟ آیا این پیشرفت است؟ پس «من استوی یوماه فهو مغبون»(1)یعنی چه؟(2)
چرا وقت ظهر بازار را رها نمی کنید و به مسجد نمیروید؛
مسجدها را آباد کنید. من در مکّه که مشرف بودم یک روز می خواستم یک کتابی بخرم که برای آن کتابفروش هم فایده داشت، ایستاده بودم، اذان گفتند، یکدفعه رها کرد و گفت که: «سنّه حنفیّه» دیگر با من حرف نزد، رفت سراغ نماز. در مدینه بازار را که من دیدم بسته بود. یعنی باز بود لکن هیچ کس نبود. می رفتند سراغ نماز. چرا شما نمی روید سراغ نماز؟ چرا ظهر که می شود بازار را رها نمی کنید و بروید سراغ نماز؟ اگر بروید سراغ نماز، احیاء کنید این سنّت سیاسی اسلام را، همان طوری که در روز جمعه حالا بحمد الله می روید، روز غیر جمعه هم بروید مساجد را پر کنید.(3)
چرا برای نماز صبح، چندان مسجدی باز نیست و نماز جماعتی برقرار نمی شود؟!
چرا بنده باید بشنوم که در تهران با این عظمت، برای نماز صبح در اول اذان، چندان
مسجدی باز نیست و چندان نماز جماعتی برقرار نمی شود؟!... چرا باید در این شهر با این عظمت، با این همه هیاهوهای گوناگون از اطراف و اکناف، نغمهی اذان در همه جای شهر شنیده نشود؟! اذان، علامت مسلمانی است. (1)
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزئیناتی ندارد؛
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزئیناتی ندارد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاستهای غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلّت نشسته اند.(2)
شدیداً از زرق و برق ساختمانهای مساجد اسلام امریکایی جلوگیری شود؛
سادگی مصلّا باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیداً از زرق و برق ساختمانهای مساجد اسلام امریکایی جلوگیری شود. خداوند تمامی دست اندرکاران برپا کننده مساجد الله را تأیید فرماید.(3)
حفظ قداست مساجد و تقویت هماهنگ جنبههای مختلف آن، نیازمند دور ماندن از مناقشات داخلی است؛
شک نیست که حفظ قداست مساجد و تقویت هماهنگ جنبههای معنوی و انقلابی
و تعلیمی و تبلیغی آن، نیازمند سلامت و امنیّت محیط آن و دور ماندن از منازعات و مناقشات داخلی در آن است.(1)
خطاست کسی خیال کند در مسجد فقط چند رکعت نماز میخوانند و بیرون میآیند؛
اگر کسی خیال کند که در مسجد، فقط چند رکعت نماز میخوانند و بیرون میآیند و این چه تأثیری دارد، خطاست. اینطور نیست. (2)
این طور نباشد که اگر امام جماعتی بخواهد در مورد اجتماع مسلمین صحبت کند مورد طعن واقع شود؛
انشاءالله، امیدوارم که موفق به این امر بشوید و مساجدمان برگردد به حال مساجد صدر اول، که این طور نباشد که توی مسجد اگر یک امام جماعتی، جمعه ای بخواهد یک کلمه ای بگوید که مربوط به اجتماع مسلمین است، مورد طعن واقع بشود: «این چرا این طور کرده است؟» بیایند و او را طعنش بدهند. این جور نباشد دیگر. طعن به آن [کسی ] وارد بشود که در امور مسلمین دخالت نمی کند، کناره گیری می کند، عزلت می کند. شما ببینید قضیه عزلت در اسلام اصلاً نبوده، اساس نداشته این عزلت _ و نمی دانم _ امور کناره گیری و رفتن کنار، و اصلاً کار به هیچکار نداشتن، این در یک طوایفی بوده است غیر مسلمین، اما آمده است درمسلمین؛ یک وقت رسیده به آنجایی که «آقا خیلی آدم خوبی است، اصلاً توجه ندارد به اینکه فلان چیز چه جور می شود!» توجه نداشتن خودش جزء مدیحه بود!(3)
اگر مسجدی مسجد ضِرار شد و نتوانستیم آن را اصلاح کنیم، خرابش میکنیم؛
اگر مسجدی شد که این مسجد دعوتش دعوت فاسد شد، پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) خراب کرد «مسجد ضِرار» را، مسجدی که درست کرده بودند در مقابل پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم)، و تبلیغات می کردند بر ضد اخلاق و بر ضد امثال ذلک؛ پیغمبر داد خرابش کردند. اگر مسجدی باشد که مسجد ضِرار باشد، مسجدی باشد که نتوانیم آن مسجد را اصلاحش کنیم، مسجدش [را] هم خراب می کنیم .(1)حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضِرار باشد، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند.(2)
این خسارت است که برخی در مساجد فلسفه تدریس می کنند ؛ مرکز فلسفه باید حوزه علمیّه باشد؛
مرکز فلسفه هم باید حوزة علمیّه باشد. یکی از بزرگترین خسارتهایی که ما کردیم، این بوده که مرکز فلسفة اسلامی از حوزة علمیه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضی از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ می گفتند برخی از آقایانی که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد فلسفه تدریس می کنند و ناقص و سطحی و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبی را دست افراد می دهند. این ها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند.(3)
پول گرفتن مسجد از مردم عیب ندارد، منتها مراقبت شود که به یک دستگاه پول سازی تبدیل نشود؛
من شنیده ام؛ بعضی از این مساجد کأنّه از این شوق و ذوق مردم [برای اعتکاف] استفاده میکنند، یک پولهای زیادی از این کسانی که میروند میگیرند؛ این جور هم
نباید باشد. پول گرفتن از آنها عیب ندارد، بهتر همین است - کاری که مردم کمک مالی بکنند و اشتراک مالی پیدا کنند، اصلاً برکت پیدا میکند. از خصوصیّات پول مردم و کمک مردم، برکت داشتن است
پخش صداهای آزاردهنده بهویژه در شب، کاری ناروا است؛
پخش صداهای آزاردهنده بهویژه در شب و هنگام آسایش مردم [از منارههای مسجد]، کاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است.(2)
این یک توطئه است که می خواهند مسجدها را کم کم خالی کنند؛
این یک توطئه است که می خواهند مسجدها را کم کم خالی کنند.(3)
دشمنان تلاش میکنند مسجدها را خالی کنند و بعد از خالی کردن این سنگرها، حمله کنند؛
اینها از مسجد می ترسند ... امروز از همة روزها برای ما _ یعنی، «امروز» مقصود این وقت است، این عصر است_ از همه وقت برای ما حسّاستر است؛ برای اینکه همه چیز درست شده است و شیطانها از اطراف می خواهند حالا که همه چیز درست شده و مأیوس شدند، نگذارند اجرا بشود کارها؛ باز تهیه ببینند، ولو ده سال دیگر، و لو برای ده سال دیگر تهیه ببینند؛ برای اینکه، مسجدها را هی کم کم هی خالی کنند ... خالی
کنند این سنگرها را و بعد از خالی کردن این سنگرها، حمله کنند.(1)
دشمنان میخواهند روحانی مسجد را کنار بزنند تا مساجد خالی شود؛
شیطانها از اطراف می خواهند ... آخوند [ها] مسجد را کنار بگذارند و یک کسی [را] که وضو ندارد و به هیچ چیز هم معلوم نیست اعتقاد داشته باشد، بیاورند آنجا پهلوی آخوند و نگذارند این نمازش را بخواند و خالی کنند این سنگرها را.(2)
آنهایی که می خواهند نقشه بکشند و شما را دور کنند از مساجد، دشمنهای شما هستند؛
آنهایی که می خواهند نقشه بکشند و شما را دور کنند از مساجد، دور کنند از مراکز تعلیم و تربیت، آنها دشمنهای شما هستند.(3)
در صدر اسلام دشمنان از طریق مسجد سازی قصد ضربه به حکومت اسلامی را داشتند؛
در زمان آن بزرگواران، ایادی دشمنان خارجی در داخل بودند و حتّی به صورت مسجد سازی (مسجد ضرار)، قصد ضربه به حکومت اسلامی را داشتند: «و ارصادالمن حارب الله و رسوله».(4)آنها منتظر بودند که دشمن خارجی بیاید و به او کمک برسانند و حکومت پیامبر را از بین ببرند.(5)
می خواهند مساجد، این سنگرهای اسلامی و محل تهییجِ قیام بر ضد ظلم را از دست شما بگیرند؛
مسجد یک سنگر اسلامی است و محراب محل جنگ است، حرب است. این را می خواهند از دست شما بگیرند ... مسجد یک محلی بود که مردم را به نهضت و به قیام بر ضد ظلم تهییج می کرد. اینها می خواهند این سنگر را بگیرند.(1)
دشمنان به منظور ضربه زدن به وحدت اسلامی، برای ساختن مسجد ضرار پول خرج میکنند؛
امروز در دنیا، برای ساختن مسجد ضرار، پول خرج می شود. برای ساختن دستگاهها و ایجاد پایگاههایی به مقصود و منظور ضربه زدن به وحدت اسلامی و ایجاد درگیری و اختلاف بین فرق اسلامی، پول خرج میشود. اشخاصی مثل شیطان هستند که همان گونه که او به پروردگار عالم عرض کرد: «لاغوینّهم اجمعین»(2)و وجود خود را وقف اغوا و اضلال بندگان خدا کرد، این ها هم وجود خود را برای ایجاد اختلاف، وقف کرده اند. متأسفانه در همه و یا اغلب کشورهای اسلامی، کسانی با تکیه به سیاستهای امریکا، همین کار را می کنند.(3)
ملّت، مساجد را حفظ نمایند؛
ملّت مبارز ... مساجد ... این سنگرهای اسلامی را حفظ نمایند.(4)
مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت رونق بخشند؛
مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت که بهترین شیوة نمازگزاردن است، رونق بخشند. (1)سزاوار است که ملّت عزیز ایران، نقش این شعائر را همواره به یاد داشته باشد. (2)
حضور در مساجد و نماز جماعت را به جوانان توصیه میکنم؛
من به جوانان توصیه میکنم نماز جماعت را، حضور در مساجد...را... جدی بگیرید.(3)
جوانها این دلهای نرم را، این دلهای نورانی را مغتنم بشمرند. در سنین بالا کمتر پیش میآید، برای جوانها بیشتر پیش می آید. این دلها را حفظ کنید. نماز اول وقت، حضور در مساجد، تلاوت قرآن، انس با قرآن، انس با ادعیة وارده از اهل بیت(علیهم السلام) که گنجینة معارف اسلامی است را مغتنم بشمرید.(4)
ملّت شریف در ماه مبارک رمضان اجتماعات خود را در مساجد هر چه بیشتر و باشکوهتر برپا کنند؛
مساجد را پر بکنند از جمعیّتها.(5)در این موقع حساس سرنوشت ساز، که با ماه مبارک رمضان نیز مصادف است، باید اجتماعات در مساجد و محافل مذهبی هر چه بیشتر و باشکوهتر برپا شود، و اهل منبر و خطبای محترم به روشنگری و سازندگی هر چه بیشتر قیام و اقدام نمایند، و توطئة خیانتکاران و وابستگان به اجانب را خنثی نمایند،
و نهضت اسلامی عظیم را حفظ نموده و به پیش ببرند؛ و ملّت شریف با اجتماعات خود قطع طمع اجانب و مفتخوار را بنمایند.(1)
جوانهایی که شبهای قدر در مساجد گرد هم آمدند، این رابطه را حفظ کنند؛
آن جوانهایی که شبهای قدر در مساجد، حسینیه ها و حرمهای مطهر گرد هم آمدند، گریه کردند، دعا خواندند، قرآن سر گرفتند، احیاء گرفتند و دلهایشان را با نور محبت الهی نورانی کردند، این رابطه را حفظ کنند، که از آن بهره مند خواهند شد. إنشاءالله در طول زمان، در سالهای دیگر، روز به روز این رابطه بیشتر خواهد شد؛ انسان از این راه هست که به کمال مطلوب و غایت خلقت خود دست خواهد یافت. موفقیت در همة میدانهای زندگی هم به همین وابسته است.(2)
انسان چقدر لذت می برد که می بیند به ابتکار مردم، افطارهای بی نام و نشان در مساجد داده میشود؛
این افطاری هایی که در شهرهای مختلف انسان می شنود که افراد خیّر در مساجد، در معابر عمومی جمع می شوند، افطاری فراهم می کنند، مردم افطار می کنند، کارهای بسیار خوبی است؛ مایة صفا و صمیمیت و نزدیکی و در واقع حقّ ماه رمضان را ادا کردن است، که یکی از حقوق ماه رمضان، همین نیکی به برادران، همراهی با نزدیکان، با برادران مسلمان و کمک به یکدیگر است.(3)
انسان چقدر لذت می برد که می بیند در شب ولادت امام مجتبی(علیه السلام) در نیمة ماه رمضان، بالای سر یک نانوائی تابلو زده اند که امشب به عشق امام حسن(علیه السلام)، نان از این نانوائی صلواتی است؛ هرکه می خواهد بیاید نان ببرد. این انفاق هایی
که در افطارها _
افطارهای بی نام و نشان، افطارهای در مساجد _ بهوسیلة همین گونه کارهای ابتکاری مردم ما دادند، این یک درس ... است، یک تمرین ... است. بر خود سخت بگیریم، به دیگران انفاق کنیم.(1)
مساجد را در دهه فجر فعال کنید؛
رابعاً، مساجد را در این دهه [فجر] فعال کنید. آقایانی از روحانیّت مبارز هم در اینجا هستند، که می توانید از آن ها کمک بگیرید. البته هر سال مراسمی هست؛ اما تأمین کنندة آن مقصودی که در ذهن خود آقایان بوده و ما هم به همان مقصود نظر داریم، نبوده و یا کمتر بوده است. بعضی از مساجد، خوب بوده و بعضی هم خوب نبوده است. مساجد عمدة شهرها تهران و بقیة شهرستانها باید فعال بشوند. سخنرانی و دعوت از مسئولان را کنار بگذارید. سخنرانی کوتاه باشد. یک نفر که بیاید، ده دقیقه یا بیست دقیقه صحبت بکند، بس است.(2)
جوانان حضور در مساجد و اقامة مجالس دعا و تضرع را جدی بگیرند؛
من به جوانان توصیه میکنم ... حضور در مساجد، اقامة مجالس دعا و تضرع و فهمیدن مفاهیم این دعاها را - که بفهمید با خدا چه میگویید و چه صحبت میکنید - جدی بگیرید.(3)
قدر مساجد را بدانید و آنها را هر چه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید؛
باید قدر مساجد را دانست. باید در مساجد حضور پیدا کرد.(1)مساجد و محافل دینیه را ... هر چه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید.(2)
همة مردم، بهخصوص جوانان را به پر کردن مساجد و گرم نگهداشتن مراسم عزاداری توصیه میکنم؛
این جانب همة مردم - بهخصوص جوانان - را به پر کردن مساجد و حضور در نمازهای جمعه و جماعت و گرمنگهداشتن مراسم عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام) توصیه میکنم.(3)
از چیزهایی که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد و مسئولین به آن توجه کنند، پرداختن به مساجد است؛
یکی از چیزهایی که حتماً بایستی مورد توجه قرار بگیرد و مسئولین محترم به آن توجه کنند، پرداختن به مساجد است ... مساجد ... مراکزی هستند که به مردم معنویت میبخشد.(4)
باید به مساجد خیلی اهتمام شود؛
به مساجد باید خیلی اهتمام بشود.(5)
1) . بیانات در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دی ماه 19/10/1375.
2) .صحیفة امام، ج 2، ص: 451.
3) . پیام به ملّت شریف ایران، در پایان چهلمین روز ارتحال حضرت امام خمینی 23/04/1368.
4) . بیانات در دیدار مسئولین اجرائی استان کرمانشاه،1390/07/28.
5) . بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسئولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369.
حمایت از فیلمهایی که صفوف جماعت و آنها که از کار دست کشیده و به مسجد میروند را نشان می دهند ؛
نمایش نماز جماعت مهجوری با جمع معدودی آن هم از فرسودگان بینشاط، ترویج نماز جماعت نیست، همچنانکه پخش صدای اذان از رسانههای صوت و تصویر، کافی نیست. جوانهای ما هزاران صف جماعت پر شور و حال در سراسر کشور تشکیل میدهند، مردم زیادی از آنان که فیلمهای سینمایی در گزارش واقعیتهای زندگی آنان ساخته می شود، اهل نماز و نیاز و تهجّدند، حنجرههای بسیاری از روی ایمان و تعبّد در هنگام اذان، صدا به این سرود معنوی بلند میکنند، گروههای انبوهی در هنگام نماز از کار روزانه دست کشیده به مسجد رو می آورند، اینها میتواند در ساختهای هنری، چهرة زیبا و ترغیب کنندة این فریضة نجاتبخش را به همه نشان دهد.(1)
مسجدسازی و مسجدپردازی،در ردیف اوّل اعتبارات فوق برنامه مدیران آموزش و پرورش و علوم قرارگیرد؛
به مدیران آموزش و پرورش و علوم یادآوری می کنم که سهم مسجدسازی و مسجدپردازی باید در اعتبارات فعالیتهای فوق برنامه، در ردیف اوّل و بیش از سهم دیگر بخشهای این سرفصل باشد.(2)
دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ما است؛
دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ما است.(3)
در همة بناهای عمومی و جای هایی که مردم در آن گرد می آیند مسجد بنا شود؛
در همة بناهای عمومی و جای هایی که همواره به طبع حال، مردمی در آن گرد می آیند مانند فرودگاهها و ایستگاههای قطار و بندرها و عزیمتگاههای خودروهای همگانی و ادارات دولتی و بوستانهای شهری و مانند اینها نمازخانهها یا مساجدی بنا کنند.(1)
در جادههای بیابانی مسجد به قدر کافی ساخته شود؛
در میان جادههای بیابانی، مسجد به قدر کافی ساخته شود.(2)
در شهرهای سر راه، در بیست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد؛
در شهرهای سر راه در همة بیست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد.(3)
علما و ائمة جماعات با آن سنگرهایی که دارند، مردم را در سنگر حفظ کنند؛
علما و ائمة جمعه و جماعات با آن سنگرهایی که دارند، مردم را در سنگر حفظ کنند ... خداوند، همه شما را حفظ کند و در این سنگرها محکم پابرجا نگه دارد و مجالس را، مجالس عزا را، دسته جات را به طور کامل و شایسته ان شاء الله، حفظ کنیم.(4)
ائمة جماعات، مساجد را محکم نگه دارند و فعّالتر کنند؛
ائمة جماعت باید این مساجد را محکم نگه دارند.(1)ائمة محترم جماعات، مساجد را از همیشه فعّالتر کنند.(2)
باید از سوی علما و مسئولان روحانی، نظمی برای مساجد به وجود آید؛ تا خوب اداره شوند؛
مساجد و حسینیهها و مجالس عزاداری را بایستی خوب اداره کرد. باید از سوی خود علما و مسئولان روحانی، نظمی برای این مراکز به وجود آید.(3)
روحانیون و ائمة جماعات برای مساجد برنامه ریزی کنند؛
ما باید برای مساجد برنامه ریزی کنیم. غیر از خود علما و روحانیون و ائمة جماعات، چه کسی باید برنامه ریزی کند؟(4)
برای تحوّل بخشیدن و پیشرفت دادن به مساجد باید برنامه ریزی کرد
ما با مساجد و مجالس تبلیغ چه کرده ایم و چه می خواهیم بکنیم؟ این سؤالی است که ما باید از خودمان بکنیم ... مساجد که فقط در و دیوار نیست. این سؤال واجبی است که ما باید از خودمان بکنیم، و اگر نکنیم، دیگران از ما سؤال می کنند که شما برای تحوّل بخشیدن و پیشرفت دادن به مساجد چه کارهایی می خواهید بکنید و چه
1) .صحیفة امام، ج 13، ص: 12.
2) . پیام به اجلاس نماز 07/07/1376.
3) . سخنرانی در دیدار با اعضای جامعة روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز تهران، علما و ائمة جماعت و جامعة وعاظ تهران و اعضای شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، در آستانة ماه محرم 11/05/1368.
4) . سخنرانی در دیدار با جمعی از روحانیون، ائمة جماعات و وعاظ نقاط مختلف کشور در آستانة ماه مبارک رمضان 14/ 12/ 1370.
برنامه هایی در پیش دارید.(1)
مسئولین مساجد مراقب باشند برنامه های جنبی جوری نباشد که با خلوت معتکفین منافات پیدا کند؛
اگرچه که اجتماع هزاران نفر در جاهای مختلف یک فرصت خوبی است و شنیده ایم بعضی از مسئولین مساجد، در این فرصتها برنامه های جمعی می گذارند که مثلاً افراد، بیشتر استفاده بکنند؛ لکن من می خواهم عرض بکنم این برنامه های جنبی مراکز اعتکاف، جوری نباشد که با خلوت هرکدام از معتکفین منافات پیدا کند.(2)
اگر امام جماعت مصلحت دانست میتواند از وسایل تبلیغاتی جدید استفاده کند؛
من نمی گویم حتماً بیاییم در مساجد از وسایل و دستگاه های تبلیغاتیِ جدید مثل فیلم و این طور چیزها استفاده کنیم حالا اگر در موردی امام جماعتی مصلحت دانست، بحث دیگری است اما من عرض می کنم که همان شیوة گذشته را هم می توان با محتوای بهتر ادامه داد؛ این کار را باید بکنیم.(3)
در هر محل، میان مسجد و مراکز آموزشی همکاری و پیوند تعریف شده و شایسته ای برقرار گردد؛
میان مسجد و مراکز آموزشی در هر محل، همکاری و پیوند تعریف شده و
شایسته ای برقرار گردد. (1)
روحانی مسجد با همکاری بسیج، کانونهای فرهنگی-هنری مساجد را مؤثر کنند؛
من سفارش میکنم که کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را فراموش نکنید؛ البته با همکاری بسیج ... روحانی مسجد ...با همکاری بسیج، این کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید. بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنی که متناسب با نیاز آن جوانی است که آنجا حضور پیدا میکند، فراهم کنید. مطالعه کنید. کتابهایی وجود دارد که میشود از این کتابها استفاده کرد. کتابهایی هست؛ بروید بپرسید، تحقیق کنید از کسانی که اهلش هستند. خودتان را مجهز کنید، مسلّح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. (2)
مساجد را رها نکنید و مساجد را مسجد نگه دارید؛
مساجد را رها نکنید. نیروی مقاومت بسیج، بهترین جایی که دارد، همین مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگه دارید.(3)
نماز را به جماعت در مسجد بخوانید و در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید؛
اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پیشنماز هر مسجدی که در آن هستید،
بخوانید. در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید. در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبی شرکت کنید. (1)
با امام جماعت و عبادت کنندگان مسجد، صمیمی باشید و این صمیمیت را بیشتر کنید؛
با امام جماعت مسجد، با عبادت کنندگان مسجد و با مؤمنینی که در مسجدند، برادرانه صمیمی باشید - که بحمدالله هستید - و آن را حفظ کنید و بیشتر کنید.(2)
شما و امام جماعت مشترکاً مسجد را حفظ کنید؛
شما و امام جماعت آن مسجد - هر کس که هست - مشترکاً مسجد را حفظ کنید.(3)
حضور روحیه های بسیجی باید محیط مسجد را زنده، پرنشاط،آینده پو و لبریز از امید سازد؛
حضور جوانان و روحیه های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده پو و لبریز از امید سازد.(4)
حوزههای علمیه، روحانیان را برای مدیریت خردمندانه و مسئولانه و عاشقانه در مسجد آماده نمایند؛
مدیریت محتوایی و معنوی مسجد که بر دوش روحانی مسجد است باید خردمندانه و مسئولانه، و حتی عاشقانه باشد. حوزههای علمیه برای آمادهسازی روحانیانی در این
طراز، وظیفهای ذاتی و طبیعی دارند.(1)
حوزه های علمیه و مراکز رسیدگی به امور مساجد در همه جا باید امامان جماعت را یاری دهند؛
امامان جماعت باید آماده سازی خویش برای طبابت معنوی را وظیفة حتمی خود بدانند و مراکز رسیدگی به امور مساجد و حوزه های علمیه در همه جا ... [امامان جماعت] را یاری دهند.(2)
علمای دینی و فضلا، امامت مسجد را وظیفه ای بزرگ بشمرند؛
علمای دینی و فضلا ... امامت در مسجد را نیز وظیفهای بزرگ بشمرند.(3)
علمای دینی و فضلا به عمران معنوی مساجدی که در آنها نماز جماعت اقامه نمی شود، بپردازند؛
علمای دینی و فضلایی که در بخشهای گوناگون دولتی به خدماتی اشتغال دارند، شایسته است که به عمران معنوی مساجدی که در آنها نماز جماعت اقامه نمی شود، بپردازند.(4)
فضلایی که در بخشهای گوناگونِ دولتی مشغولند، امامت در مسجد را وظیفه ای بزرگ بشمرند؛
علمای دینی و فضلایی که در بخشهای گوناگونِ دولتی به خدماتی اشتغال دارند،
... امامت در مسجد را نیز وظیفه ای بزرگ بشمرند.(1)
فضلایی که برای فراگیری علم به قم رفتهاند به شهرهای خود بروند و مساجد را آباد کنند؛
[فضلایی که برای فراگیری علم به قم رفته اند] بیایند هجرت کنند، یا اگر هم بهکلّی نمیآیند، در ایام خاص بیایند. سالی دو ماه، سه ماه، چهار ماه اینجا بیایند. بین مردم بروند، به روستاها بروند، به شهرها بروند، مساجد را آباد کنند. بنابراین مسئلة علم، مسئلة مهمی است.(2)
در دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببرید و مسجد بسازید؛
آقایان سعی کنید در دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببرید؛ تبلیغات مذهبی بکنید؛ مسجد بسازید؛ اجتماعاً نماز بخوانید؛ تظاهر به نماز خواندن بکنید. وحدت مذهبی لازم است.(3)
من تکلیفم را باید ادا کنم و به شما دانشگاهیها بگویم بروید مساجد را پر کنید؛
من تکلیفم را باید ادا کنم، به شما بگویم. شما دانشگاهیها، شما دانشجوها، همه تان مساجد را بروید پر کنید. سنگر است اینجا. سنگرها را باید پر کرد.(4)
منافات ندارد که دانشگاهی باشید و مسجد هم بروید ؛
هم دانشگاهها را حفظ کنید، هم مساجد را حفظ کنید، منافات با هم ندارد. دانشگاهی
باشید، مسجد هم بروید. مساجد را هم تعمیر کنید.(1)
مسجدِ دانشگاهها و مدارس، جایگاه امن و صفا باشد؛
در دانشگاهها و دیگر مراکز انسانی انبوه، مسجد میتواند جایگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساری و راهنمایی و همدلی را در کنار اقامة نماز، در آن مهبط رحمت و هدایت الهی به نمازگزاران هدیه کند.
مجامع دانشجویی و دانشآموزی در آن صورت، جذّابترین مرکز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند یافت و پایگاه تقوا، پایگاه فعّالیت جوانان خواهد شد.(2)
به سنّت پیشنمازی، خیلی معتقدم؛ کار خوب، مؤثر، پرفعالیت و پرتلاشی است؛
من به این سنّت پیشنمازی، خیلی معتقدم. شاید بعضیها هم واقعاً قبول نداشته باشند؛ اما خود من چون مدّتها پیشنماز بودهام و پیشنمازی کردهام، می دانم که پیشنمازی، چقدر کار خوب و مؤثر و پرفعالیت و پرتلاشی است. غالباً کسانی که پیشنمازی نکرده اند، نمی دانند پیشنمازی یعنی چه! بعضیها هم که در مسجد نمازی خواندند و فوری بیرون دویدند و دنبال کار دیگری رفتند، آنها هم طعم پیشنمازی را نمیفهمند.(1)
اگر خللی در موقعیت ائمة جماعت وارد شود، اجانب چپاولگر به آمال خود خواهند رسید؛
کراراً سفارش علمای اعلام و ائمة جماعت محترم و خطبای ارجمند و سایر
1) . بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی نمایندگان ولی فقیه در دانشگاههای کشور و مسئولان دفاتر نمایندگی 08/07/1369.
خدمتگزاران به شریعت مطهره را نموده ام. لازم است ملّت معظم بداند که اگر خدای نخواسته خللی در موقعیت این جماعت - که پاسداران اسلام و قرآن هستند - وارد شود، اجانب چپاولگر به آمال خود خواهند رسید و رشتة امور از دست خواهد رفت. روشنگری این قشر محترم بود که ملّت را با روحیة اسلامی به هیجان آورد. خدمت این طبقه را نباید فراموش کرد و اکنون نیز با کمک این طبقه است که در تمام کشور، اوضاع رو به آرامش است. (1)
امروز اسلام به شما ائمة جماعات که شاخص و اولی هستید، سپرده شده است؛
روحانیون در هر جا که هستند، چه ائمة جمعه و چه ائمة جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند، اسلام امروز به ملّت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است. ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم.(2)
امروز اسلام در دست ائمة جماعت و دیگر روحانیون امانت است؛
روحانیون در سرتاسر کشور، چه جوانها که در میدانها می روند و فداکاری می کنند و چه آنهایی که در مدارس مشغول تحصیل علوم هستند و چه آنهایی که مشغول به تدریس هستند و چه آنهایی که ائمة جمعه و جماعات هستند و چه آنهایی که در دادگاهها و مقامات قضایی هستند و چه آنهایی که در کمیسیونها و جاهای دیگر هستند، توجه کنند که اسلام در دست شما طایفة بالخصوص امانت است. (3)
روحانی پرهیزگار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مسجد، روح و مایة حیات
مسجد است؛
روحانی پرهیزگار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشک و پرستار در بیمارستان، روح و مایة حیات مسجد است.(1)
ائمة جمعه و جماعت پدر ملّت هستند؛
ائمة جمعه، ائمة جماعت، روحانیون محترم، اینها باید توجه به این معنا داشته باشند که اینها پدر هستند از برای ملّت. (2)
آنچه مردم را مجتمع می کند همین ائمة جماعت و جمعه هاست؛
آنچه مردم را مجتمع می کند همین ائمة جماعت و جمعه هاست. شما در کرمان و دیگران در سایر شهرها سعی کنید مسائل خودتان را مطرح کنید و با یکدیگر تفاهم داشته باشید، مردم هم که در صحنه حاضر و ناظرند، دیگر هیچ ترسی نیست.(3)
مدیریت محتوایی و معنوی مسجد بر دوش روحانی مسجد است؛
مدیریت محتوایی و معنوی مسجد... بر دوش روحانی مسجد است.(4)
ائمة جماعت در مساجد را محترم و مهم بشمارید؛
امامت جماعت در مساجد را محترم بشمارید، مهم بشمارید. کسانی که شایستگی دارند، امامت مساجد خیلی مهم است.(5)
چشم و گوش و همه هوش مردم به امام جماعت توجه دارد؛
من در جوانی در یکی از شهرهای اینجا وقتی که رفتم دیدم که - محلات، محلات معروف رفتم دیدم که - مردم اینجا صالحند. فرق دارند با جاهای دیگر. خوبند مردمشان. کم در آنها پیدا می شود که منحرف باشد. بعد که توجه پیدا کردم دیدم که عالم آنجا - آن وقتی که من بودم - عالم آنجا عالم خوب، علمای آنجا علمایی بودند که خیلی خوب بودند. مردم چشمشان و گوششان و همه هوششان توجه دارد به اینکه این آقا! این امام جماعت، این چهجور است. (1)
متأسفانه حضور روحانی در مسجد و انجام وظیفة پیشنمازی مسجد ضعیف شده است؛
ما باید صبحها و ظهرها و شبها برویم و با مردم نماز بخوانیم؛ این اوّلی ترین و ضروری ترین کار ما در مساجد است ...اینکه ظهر بشود، از ظهر یک ساعت هم بگذرد، کسی در خیابان راه برود، اما احساس نکند که ظهر شده است، آیا این قضیه با آن ادعا می سازد؟! اگر ما مساجد را گرم نگه نداریم، در مساجد حضور نداشته باشیم و در حدّ توان و امکانِ یک روحانی و پیشنماز به مسجد نرسیم، چطور می توانیم توقع کنیم که به هنگام اذان ظهر مردم دکّان هاشان را ببندند و بیایند پشت سرِ ما نماز بخوانند؟! ما باید آنجا باشیم تا زمینه برای آمدن مردم فراهم بشود. البته آمدن مردم هم تبلیغات و گفتن می خواهد؛ اما زمینه و مقتضی آن، عبارت از حضور ما در آنجاست، که متأسفانه
1) .. صحیفة امام، ج 11، ص: 250.
ضعیف شده است؛ ما باید این ها را علاج کنیم.(1)
با روحانیونی که در یک ادارهای مشغول کار می شوند، در حالی که پیشنماز مسجد هم هستند، مخالفم؛
من با روحانیونی که در یک ادارهای مشغول کار می شوند، در حالی که پیشنماز فلان مسجد هم هستند، مخالفم؛ چون یک روز در هفته، دو روز در هفته، سه روز در هفته برای اقامة نماز جماعت به مسجد نمی روند. می گوییم چرا؟ می گوید گرفتار شدم؛ سرم شلوغ بود. یا میرود نماز، ولی دیر میرود؛ مردم در صف جماعت منتظر نشسته اند؛ حالا آقا بعد از مدتی دوان دوان می آید؛ گاهی یک کیف سامسونت هم دستش است! من با این روش موافق نیستم.(2)
اگر ائمة جماعت وظایفی که محول به آنهاست را فراموش کنند، کم کم ملّت از آنها جدا می شوند؛
چنانچه بین روحانیون، تمام طبقاتی که روحانیّت شامل آنهاست، از علما و فقها، از محصلین، از خطبا، ائمة جماعت، همه اینها، اگر آن وظایفی که محوّل به خودشان است، آن وظایف را فراموش کنند، و یک راه دیگری که محوّل به آنها نیست بروند، این هم یک خلاف نظمی است، و این خلاف نظم موجب این می شود که اولاً شما را در بین ملّت یکجور دیگری، غیر از آنکه واقعیت هست معرفی کنند و ملّت را از شماها کم کم جدا کنند. همین مسئله ای که در اوایلی که رضا خان آمد و کودتا کرد و بعد مستقر شد، همان برنامه ها دارد حالا شروع می شود.(3)
اگر ائمة جماعات در عمل شخصی کوتاهی کنند، ایمان مردم به روحانیت و اسلام سست خواهد شد؛
آقایانی که در شهرها به تدریس، یا امامت جمعه، یا امامت جماعات ، یا منبر مشغولند ... [بدانند] اگر خدای نکرده ما در تکلیف [شخصی درعمل] ... سستی کنیم و کوتاهی بخرج بدهیم، ایمان مردم به معنویت روحانیّت سست خواهد شد.(1)اگر خدای نخواسته در منبر شما چیزی بگویید که خودتان عاملش نیستید و مسجد چیزی بگویید که خودتان بر خلاف او عمل می کنید، مردم دلهاشان از شما منصرف می شود و این کم کم موجب شکست اسلام می شود و این به عهده همة ماست .(2)
منش روحانی مسجد نباید فرماندهی باشد و با امر و نهی و پسرو و پیشرو رفتار کند؛
منش روحانی نباید فرماندهی باشد؛ هرچند تشریفات فرماندهی اصلاً مردمی محض است. شما فرض کنید در فلان محلة تهران یا هر شهر دیگری پیشنماز یک مسجد هستید. پیشنماز یک مسجد چگونه رفتار می کند؟ با امر و نهی و پسرو و پیشرو رفتار می کند؟ اگر بکند، مردم به نمازش نمیآیند. (3)
نباید بین روحانی و بسیج مسجد، اختلاف بهوجود آید؛
بد است که بین روحانی مسجد و بسیج مسجد، اختلاف به وجود بیاید.(4)
ائمة جماعات بر سر یک چیزهایی که مربوط به نفسانیت است نزاع نکنند؛
به مردم، به دستجات مختلف، به همة ائمة جمعه، ائمة جماعات، روحانیون سراسر
کشور و سایر قشرها این معنا توصیه بشود که در سر یک چیزهایی که مربوط به نفسانیت است نزاع نکنند. آن طور نیست که بعضی نزاعها مربوط به اسلام باشد، به خدا باشد. برای خدا انسان نمی شود اهانت کند به مؤمن، برای خدا انسان نمی شود که کشف ستر مؤمن بکند، اینها همه برای این است که نفسیت انسان این جوری است.(1)
ائمة جماعات توجه کنند که در رفتار،کردار و گفتارشان چیزهایی که مضر به جمهوری اسلامی است نزنند؛
ائمة جمعه و جماعات و روحانیون دیگری که با مردم سرو کار دارند ... توجه بکنند به اینکه این جمهوری اسلامی ربطش به آنها بیشتر از دیگران است و این جمهوری اسلامی اگر از - خدای نخواسته - یک نفر روحانی صدمه ببیند، بیشتر از دیگران مؤاخذه دارد. باید آقایان توجه بکنند، در رفتارشان، در کردارشان، در گفتارشان؛ چیزهایی که مضر به حال جمهوری اسلامی [است ] نزنند.(2)
از ائمة جماعات قابل پذیرش نیست که بگویند، انقلاب به اینجا رسیده و دیگر ما بیطرف باشیم وکنار برویم؛
امروز آن چیزی که وظیفة همة ملّت ما هست و این وظیفه بر دوش روحانییون بیشتر است و بر دوش خطبای اسلام - گویندگان - هم بیشتر است، این است که کوشش کنند که باقی بماند این جنبش و جلو برود. توده های مردم آن طور که ملاحظه می کنید، حاضرند برای پذیرایی حرفهایی که گفته می شود از روحانیون یا از خطبا. و لهذا، حجّت بر روحانیون و بر خطبا و بر گویندگان، بر ائمة جماعت و همه قشرهای
روحانی از طرف خدا، تمام است. شما در زمان محمّدرضا و رضا عذر داشتید که ما چه بکنیم؟ ما که با دست خالی نمی توانیم به جنگ مسلّحانه اینها برویم. مردم هم که به ما گوش نمی دهند که ما حرف بزنیم. حرفها را هم نمی گذارند گفته بشود. اینها عذرهایی بود که در آن وقت بود، لکن امروز این عذر هست؟ پیش خدا پذیرفته است؟ امروز گویندگان، نویسندگان، علما، در هر جا که هستند، پذیرفته است از آنها که این انقلاب اسلامی به اینجا که رسیده، دیگر ما بیطرف باشیم، کنار برویم؟(1)
ائمة جماعات توجه داشته باشند که اگر دخالتهای بیجا انجام دهند، جمهوری اسلامی لکه دار می شود؛
همه آقایانی که در هر جای از این کشور هستند و صدای من را می شنوند، چه از طبقة علما و ائمة جماعات و جمعه و چه از طبقة خطبا - که آنها هم از علما هستند - و کسانی که در بلاد - از روحانیون - متصدّی این امور هستند، توجه به این معنا داشته باشند که امروز آبروی جمهوری اسلامی به دست شما بسته است. اگر - خدای نخواسته - یک دخالتهای بیخود و بیجا، یک کارهایی که از روحانیون صحیح نیست، انجام بدهید، این جمهوری اسلامی لکه دار می شود.(2)
اگر ائمة جماعت، قدم و کلامی بر خلاف مصالح اسلام بردارد، معاقب است؛
اگر ائمة جمعه و ائمة جماعت و کسانی که در این جمهوری اسلامی از روحانیین مشغول یک کاری هست، اگر - خدای نخواسته - یک قدمی، یک کلامی بر خلاف مصالح اسلام بردارد، معاقب است....متصدیان همة امور که مشغول به خدمت هستند، اگر - خدای نخواسته - یک خلافی در کار باشد و لو اشتباهاً باشد، باید با کمال دقّت
ملاحظه کنند و مداقه کنند که مبادا یک مطلبی واقع بشود بر خلاف آنچه که باید واقع بشود.(1)
ائمة جمعه و جماعات کوشش فرمایند از هر سخنی که موجب نگرانی و تفرقه شود خودداری نمایند ؛
ائمة جمعه و جماعات
اگر از مسئول دولتی مطلبی که بر خلاف ذائقة شما یا اسلام است صادر شود، تضعیف نکنید، نصیحت کنید؛
ائمة جماعات ... توجه به این معنا داشته باشند که ... مأمورینی که از دولت می آیند، در همه جا، مأمورین دولت اسلامی هستند. اگر - خدای نخواسته - از یک مأمور که من حیث اینکه درست اطلاع بر مسائل ندارد یا اشتباه می کند، یک مطلبی که بر خلاف ذائقه شماست یا بر خلاف مسائل اسلامی است، از او صادر بشود، مقابله نکنید، تضعیف نکنید، او را نصیحت کنید.(3)
سلطهگران در بلاد اسلامی با جدا کردن مردم از امام جماعت میخواهند ملّت ها را تحت سلطه در بیاورند؛
اینها با مطالعه های طولانی که از مردم شرق و مسلمانان و بلاد اسلامی دارند
و داشته اند، و کارشناسهای آنها در این بلاد اسلامی با شکلهای مختلف آمده اند و مطالعه کرده اند و بررسی کرده اند، این را یافتند که توده های مسلمین با روحانیین نزدیکند، و روحانیین در آنها نفوذ دارند. در هر شهری ملّای آن شهر، امام جماعت آن شهر با مردم روابط دارد و مردم از او حرفشنوی دارند، پس اگر بخواهند این ملّت را بشکافند و تحت سلطه بیاورند باید مردم را از این روحانیین جدا و آنها را از آنها جدا کنند.(1)
انحراف ائمة جماعات موجب می شود مخالفان دائماً انحرافات را بگویند و مردم را نسبت به علما اغفال کنند؛
امانت [اسلام] به دست ماهاست چنانچه به این امانت خیانت بکنیم؛ خیانت به اسلام است خیانت به احکام نورانی خداست؛ و خیانت به ملّتهای ضعیف است... روحانیون در سرتاسر کشور...و چه آنهایی که ائمة جمعه و جماعات هستند و چه آنهایی که در دادگاهها و مقامات قضایی هستند و چه آنهایی که در کمیسیونها و جاهای دیگر هستند، توجه کنند که... انحراف شما ولو بعضی از شما موجب می شود که اشخاصی که با شما و با اسلام دشمن هستند با قلمهای خودشان و گفتار خودشان به شما حمله کنند و یک مطلب را بزرگ کنند: مجاهدات شما یک کلمه از آن گفته نشود، لکن انحراف شما دائماً گفته بشود و به گوش مردم خوانده بشود؛ مردم را از مجاهدات شما اغفال کنند.(2)
ائمة جماعت در کیفیت و کمیّت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند؛
ائمة جماعت ... مانند اصحاب معروف ائمه(علیهم السلام) در کیفیت و کمیّت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند.(1)
اگر امام جماعت،آقای وارسته ای باشد و توجه به دنیا نداشته باشد، مردم از او تبعیّت می کنند؛
اگر این امام جماعت و آقا، آقای وارسته ای باشد، توجه به دنیا نداشته باشد، توجه به خدا داشته باشد، مردم تبعیت از او می کنند. از این جهت یک تکلیف زاید بر همه تکالیف به عهدة طبقه روحانیین است. (2)
ائمة جماعت خیلی توجه داشته باشند که ترک اولی نکنند؛
آنهاییکه مخالفند با روحانیّت، می خواهند که یک نقطه ضعفی پیدا بکنند، این نقطه ضعف را بزرگ بکنند. اگر فرض کنید که از یک کسی که متکفّل قضا هست یا از کسی که متکفّل یکی از امور اجرایی - مثلاً - اگر هست، بخواهد یا حتّی از ائمة جمعه و جماعت اگر یک وقت یک چیزی که به خیال آنها خلاف است یا ترک اولی هست، بدانند، این را بزرگش می کنند، دامن به آن می زنند، روی همین مقصدی که دارند که این طایفه وجة خودشان را از دست بدهند. آقایان باید این معنا را هم خیلی توجه بکنند که - خدای نخواسته - از بعض - مثلاً - جوانها، از بعض طلبه های جوان، از بعض علمای جوان، یک وقت یک چیزی که بر خلاف مذاق است و - خدای نخواسته - بر خلاف شرع است این، پیدا نشود که اسباب دست بشود برای آنهایی که می خواهند نگذارند این کشور آرام باشد.(3)
یک واجب عینی بر ائمة جماعت است و آن اینکه باید هم خود و هم شعاعی که دارند را تربیت کنند؛
یک تکلیف الهی بزرگ معیّناً بر هر یک از ماست. نه منِ تنها؛ نه آقایِ تنها؛ نه شما تنها؛ یک تکلیف الهی به طور وجوب عینی بر همه افراد ما طلبه ها و روحانیین است و آن حفظ خودمان؛ که یک وقت قدم خلاف نگذاریم؛ و حفظ کسانی که با ما رابطه دارند. هر کس به اندازه خودش؛ یکی امام جماعت است آن جمعیت را، یعنی آقای یک شهر است به همان مقداری که هست. یکی طلبه است و توی مدرسه است، با آنهایی که تماس دارد. همه ما الآن موظفیم در این زمانی که ما مدّعی هستیم که می خواهیم آن رژیم نباشد و یک رژیم روحانی، یک رژیم انسانی، یک رژیم اسلامی باشد. اگر در این وقت که ما این ادّعا را داریم که ما آن رژیم را کنار گذاشته ایم و می خواهیم اسلام را بیاوریم روی کار، اسلام را هم ماها باید معرفی اش بکنیم، اگر در یک همچو مقطع از زمانی، خدای نخواسته ملّت از ما یک چیزی دید که نباید ببیند، یک مسائلی دید که نباید باشد، این اسباب این می شود که روحانیّت شکست بخورد. با شکست روحانیّت، اسلام شکست خورده است. این تکلیفی است که بر همه ماست، و هر کدام باید هم شخص خودمان را و هم شعاعی که داریم تربیت بکنیم.(1)
ائمة جماعات با دیدة رحمت به نظام و متصدیان امور نظاره و با موعظة حسنه، خطاکاران را تربیت کنند؛
از عموم علمای عظیم الشأن و ائمة جمعه و جماعات تقاضا دارم که با دیده رحمت و عطوفت به جمهوری اسلامی و متصدیان امور نظاره کنند و با ارشاد و موعظه حسنه،
1) . صحیفة امام، ج 10، ص: 24.
خطاکاران را تربیت کنند و کجیها را راست فرمایند که این شیوه انبیای عظام و اولیای خداوند است. و تأثیر موعظه حسنه در نفوس بسیار زیادتر است از عیبجویی و بدگویی، و ممکن است قلمها و زبانهای عیبجو در بعضی از نفوس عصیان بیاورد و به جای اثر مثبت و نیکو اثر منفی و بد به جا گذارد و به جای اصلاح، موجب افساد شود. باید حضرات اعلام بدانند که با وجود اشتباه و خطا در متصدّیان امور آثار نیک و مثبتی که در کشور به دست متصدّیان و به کمک ملّت عزیز انجام گرفته بسیار بیشتر است از اشتباهات و خطاها، و چنانچه تمام قلمها و زبانها به ارشاد آنان به کار افتد و با دیده رحمت و سنّت انبیاء(علیهم السلام) با آنان رفتار شود، بزودی با تأیید خداوند رحمان، امور اصلاح و نقیصه ها مرتفع می شود.(1)
پیشنمازی یعنی روحانی، مسجد را واقعاً محل کار خود بداند؛
پیشنمازی، یعنی آدم مسجد را واقعاً محل کار خودش بداند؛ قبل از وقت، حتی قبل از دیگران، به آن جا برود؛ اوضاع مسجد را ببیند؛ اگر اشکالاتی در وضع ظاهری مسجد هست، برطرف کند. (2)
پیشنماز باید مسجد را خانه،جایگاه و اداره خود بداند و وقتی وارد مسجد شد، «کالسمک فی الماء» باشد؛
پیشنماز مسجد، باید مسجد را خانة خود، جایگاه خود و ادارة خود بداند؛ وقتی وارد مسجد شد، «کالسمک فی الماء» باید باشد؛ احساس کند که اینجا جای اوست و عجلهای برای بیرون رفتن از مسجد نداشته باشد؛ این درست است. جلسات مذهبی
هم همینطور است. البته در درجة اول مسجد، بعد هم در درجة بعد، جلسات مذهبی و عرفیات فراوانی که ما در این زمینه بحمدالله داریم. این اولین وظیفة ماست و این را باید قدر بدانیم.(1)
ائمة جماعت در تحصیل شرایط نمازِ مقبول مجاهدت بلیغ کنند؛
ائمة جماعت و کسانی که در عمل، خود مقتدای دیگرانند، در تحصیل شرایط نمازِ مقبول مجاهدت بلیغ کنند.(2)ائمة جماعت ... نماز را که دهها سال پیش از انقلاب در کشور ما مورد بی مهری و تهاجم تبلیغات گوناگون قرار گرفته بود، در کیفیتی شایسته همگانی کنند.(3)
پیشنماز باید مردمی باشد؛ یعنی با مردم گرم بگیرد، جواب مسئلهشان را بدهد و مشکل مردم را تسکین دهد؛
همیشه گرمترین نماز جماعت ها متعلق به پیشنمازهای مردمی است: با مردم گرم میگیرند؛ با مردم خوش اخلاقی میکنند؛ بیحوصلگی نشان نمیدهند؛ بدخلقی نشان نمیدهند، جواب مسئلهشان را میدهند؛ یک وقت اگر کسی بیماری و مشکلی داشته باشد، اگر با پول نتوانند، با اخلاق آن مشکل را تسکین می دهند.(4)
پیشنماز باید خود را بر مردم عرضه کند و در معرض مراجعات مردم قرار دهد؛
پشنماز ... [باید] سجادهاش را پهن نماید؛ منتظر مردم بماند که بیایند؛ با یک یک افرادی که میآیند، تا آنجایی که می تواند، تماس بگیرد؛ به آنها محبت بکند؛ از آنها
احوالپرسی نماید؛ اگر مشکلی دارند، در آن حدّی که برایش میسّر است، برطرف کند، نه این که پادوی کارهای خدماتی مردم بشود - در بعضی از مساجد، چنین چیزهایی وجود دارد که قطعاً غلط است - در آن جا بنشیند، مردم به او مراجعه بکنند، درد دل بکنند، خودش را بر مردم عرضه کند، در معرض مراجعات مردم قرار بدهد؛ نماز را که تمام کرد، برای مردم مسئله و تفسیری بگوید، حرفی بزند و بلند شود، بیرون برود؛ یعنی این طور، ساعتی از وقت خودش را در اینجا صرف بکند.
به نظر من، این طور پیشنمازی، یک فرد خیلی مفید و مؤثر و با برکت و جلب کنندة عواطف است. در سایة چنین پیشنمازیای است که وقتی او به آن کسانی که با مسجدش سروکار و رفت وآمد دارند؛ حتی کسانی که وقت هم نمیکنند به مسجد بروند، اما دورادور میدانند و از دیگران شنیدهاند که این آقا، چه آقای خوبی است، اشاره کند که فلان کار باید انجام بگیرد، نه بودجه می خواهد، نه قدرت قانونی میخواهد و نه بخشنامه لازم دارد؛ آن کار طبق نظر و گفتة او انجام خواهد گرفت.(1)
رفتار ائمة جماعت با مردم باید رفتار پدرانه و برادرانه باشد؛
ائمة جمعه، ائمة جماعت ... با مردم باید سمت پدری داشته باشند، اینها با مردم باید رفتارشان رفتار پدرانه باشد. بین خودشان برادر باشند، رفتار، رفتار برادری باشد.(2)
پیشنماز باید ابرویش گشاده و با مردم و جوانان مرتبط باشد؛
به عنوان آخوندی، دست ما گشاده نیست؛ اما ابرویمان که می تواند گشاده باشد. بنده خودم سالها پیشنمازی کرده ام؛ می دانم انسان چگونه باید با مردم رفتار کند. وقتی نماز تمام می شد، برمی گشتم رو به مردم می نشستم. تسبیحات حضرت زهرا را
هم که می گفتم، افراد می آمدند و می دیدند راه باز است. جوان می آمد، مزلّف می آمد، بازاری می آمد، ریش دار می آمد، بی ریش می آمد. آن زمان، پوشیدن پوستین های وارونه در میان جوانهای بیتل مد شده بود. یک روز رفتم نماز، دیدم یکی از همین جوانهای آلامد که موهایش را روغن زده، آمده و صف اول کنار متدیّنین و بازاری های خوب و افراد محاسن سفید نشسته. احساس کردم این جوان با من حرفی دارد. نشستم و به او پاسخِ نگاه دادم؛ یعنی اجازه دادم بیاید حرفش را بزند. جلو آمد و گفت آقا! من صف اول بنشینم، اشکال دارد؟ گفتم نه، چه اشکالی دارد؟ شما هم مثل بقیه. گفت: این آقایان می گویند اشکال دارد. گفتم: این آقایان بیخود می گویند! این جوان، دیگر از این مسجد پا نمی کِشد. این جوان، دیگر از این پیشنماز دل نمی کند. همین طور هم بود؛ از ما دل نمی کندند. بنده وقتی مسجد می رفتم، در میان صد نفر، اقلاً نود نفرش جوانها بودند. بنده هیچ چیز خاصی نداشتم؛ نه یک مایة آنچنانیِ معنوی، نه یک مایة دنیوی؛ اما با مردم بودم.(1)
با روی خوش و مدارا، پذیرای جوانها باشید؛ حتی اگر ظاهر زنندهای داشته باشند؛
[شما ائمة جماعت] پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّه من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراه النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زنندهای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهایی که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهماننواز، هم بقیة آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختة به این
1) . بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی 23/ 10/ 1383.
اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمیبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم / آیا تو چنان که مینمایی هستی؟» ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.(1)
امامان جماعت در صورت کهولت سن، برای ارتباط با جوانان، در کنار خود فضلای جوان را به کار گیرند؛
امامان محترم جماعت اگر خود بر اثر کهولت و غیره نمی توانند وظیفة رابطه و انس و راهنمایی را برای نمازگزاران به ویژه جوانان فراهم کنند، در کنار خود فضلای جوان و پرنشاط را به کار گیرند و آنان را در کار با خود شریک سازند.(2)
پیشنماز باید سیاسی باشد؛ یعنی آگاهی سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی، قطب نمای سالم سیاسی داشته باشد؛
اینکه ما می گوییم روحانیون - حالا روحانیونی که درگیر کار سیاسی هم نیستند؛ روحانی است، مدرّس است، پیشنماز است، مشغول یک شأنی از شئون روحانی است - سیاسی باشند، یعنی چه؟ این، آن نکتة اساسی است؛ یعنی قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد. من همیشه به دانشجوها و طلبه ها می گویم، به شما هم عرض می کنم، و این به همة روحانیّت مربوط می شود: باید سیاسی باشید؛ منتها نه به معنای ورود در باندها و جناحهای سیاسی؛ نه به معنای ملعبه و آلت دست شدن این یا آن حزب
یا گروه سیاسی، یا سیاست بازان حرفه ای؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه به معنای آگاهی سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی، داشتن قطب نمای سالم سیاسی که جهت را درست نشان بدهد. گاهی ما طلبه ها اشتباه می کنیم؛ قطب نمای ما درست کار نمی کند و جهت یابی سیاسی را درست نشان نمی دهد. این، چیزی نیست که به خودی خود و یک شبه به وجود بیاید؛ نه، این مُزاولت در کار سیاست لازم دارد؛ باید با مسائل سیاسی آشنا شوید، حوادث سیاسی کشور را بدانید و حوادث سیاسی دنیا را بدانید. طلبه ها امروز به این ها نیاز دارند. یک گوشه ای نشستن، سر خود را پایین انداختن، به هیچ کار کشور و جامعه کاری نداشتن و از هیچ حادثه ای، پیشامدی، اتفاق خوب یا بدی خبر نداشتن، انسان را از جریان دور می کند. ما مرجع مردم هم هستیم؛ یعنی مورد مراجعة مردمیم و اگر خدای نکرده یک علامت غلط نشان بدهیم، یا یک چیزی که مطلوب دشمن است بر زبان ما جاری بشود، ببینید چقدر خسارت وارد می کند. بنابراین، یک وظیفة مهمی که امروز ماها داریم، ارتباط با سیاست است. کناره گیری از سیاست درست نیست و کار روحانی شیعه نیست.(1)
ائمة جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند دیگران را مستقیم کنند؛
ائمة جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند دیگران را. بنابراین، ما باید وظیفه خودمان را که بزرگترین وظیفه است، بدانیم، و بعد از اینکه مطلبمان حق است، مستقیم باشیم در این مطلب حق. اشکالی در کار نیست که مطلب ما حق است؛ ما بهحق هستیم؛ ما در مقابل باطل هستیم؛ رژیم شاهنشاهی باطل بود و شما در مقابل رژیم شاهنشاهی ایستادید، پس شما حق هستید؛ در مقابل باطل ایستاده اید؛ استقامت می خواهد. تا استقامت در کار نباشد، نمی توانید به پیروزی نهایی برسید. ما بین راه هستیم الآن. این طور نیست که ما صددرصد پیروز شدیم. ما یک سدّی را شکستیم؛
1) . دیدار با روحانیون 17/ 08/ 1385.
شماها شکستید؛ قدرت ملّت شکست؛ اسلام شکست؛ قرآن شکست؛ ماها چیزی نیستیم؛ ایمان مردم شکست این سد را؛ این سد شکسته شد، پشت سد وقتی که وارد شدید، دیدید که همه چیز آشفته است. نه فقط دانشگاه آشفته است، دانشگاه شما هم آشفته است؛ منبرهایمان هم آشفته است؛ محرابهایمان هم آشفته است. - عرض کردم چون خودمانی هستیم باید بگویم - مجامع علمیمان هم آشفته است. پشت این سد همه چیز را ما آشفته دیدیم و باید همه در سازندگی این آشفتگیها شرکت کنیم. به عهده یکی گذاشتن یا یک جمعی گذاشتن یک امری است که نخواهد شد. اگر شما بخواهید که این آشفتگیها را به عهده دولت بگذارید، به عهده مثلاً مراجع عظام بگذارید، نمی شود.(1)
روحانی اهل مسجد به گونهای رفتار کند که همه بدانند این روحانی، خود را خادم انقلاب می داند؛
باید مثل عمّار هوشیار بود و فهمید که وظیفه چیست. نمی شود گفت به من ربطی ندارد. امروز هر روحانی و هر عمّامه به سر، به مقتضای تلبّس به این لباس، موظف است از حکومت اسلام و حاکمیت قرآن دفاع کند؛ هرکس هرطور می تواند. یکی شمشیر به دست می گیرد و به جبهه می رود؛ یکی زبان گویایی دارد، به منبر می رود؛ یکی پست قضاوتی یا غیر قضاوتی از عهده اش برمی آید، آن را انجام می دهد؛ یکی این کارها را نمی تواند بکند، اما اهل مسجد و اهل محراب است اشکالی ندارد همه بدانند که این روحانی، خود را خادم این انقلاب می داند. این، افتخار است. خدمت به این انقلاب، افتخار است.(2)
تکلیف ائمة جماعات همگامی با انقلاب و خدمت در جهت پیشبرد انقلاب است؛
آقایانی که در شهرها به تدریس، یا امامت جمعه، یا امامت جماعات ، یا منبر مشغولند ... [بدانند تکلیف آنها] همگامی با انقلاب و خدمت در جهت پیشبرد انقلاب است.(1)
آقایان در مساجدشان کارهایی که این انقلاب کرده به مردم گوشزد کنند؛
آقایان باید در منابرشان، در مساجدشان، در خطبه هایشان به این مسائل رسیدگی بکنند و کارهایی که این انقلاب کرده گوشزد کنند به مردم. در هر - فرض کنید - جمعه ای یک بحثش را اطلاع پیدا کنند و گوشزد کنند که تا حالا چه شده است؛ در طول مدت پنجاه سالی که اینها سلطنت می کردند و غارت می کردند کشور را. شما در این روستاها ببینید؛ هیچ چیز نبود، یک چیز کمی. بله، بعضی جاهایی که اعلیحضرت! می خواستند از آنجا عبور کنند، آنجا را یک کارش می کردند.(2)
در مساجد مسائلی که لازمه انقلاب است به مردم گوشزد شود و مسائل واقعی به مردم گفته شود؛
تبلیغاتی که در داخل هست، این تبلیغات داخلی که می شود، شما در مساجد بگویید مسائلی که شده است، مردم ببینند، و مسائلی که لازمه یک انقلاب است به مردم گوشزد بشود که مردم را نریزند - هی عرض بکنم - که چه بکنند، چه بشود.(3)
ائمة جماعت ارشادات ملّت را محکم حفظ کنند و در عین حال مراقب اوضاع مملکت باشند؛
ائمة جماعت محکم مساجد خودشان را و ارشاد ملّت را حفظ کنند. و خطبای ملّت هم باید منابر خودشان را و موعظه های خودشان را و ارشاد خودشان را حفظ کنند. و در عین
حال مراقب اوضاع مملکت خودشان باشند.(1)
امام جماعت از جماعت خود دلسرد نشود و برای امور سیاسی حاضر باشد؛
هر مؤمنی حفظ عِرض خودش برایش واجب است، لکن علما بیشتر مأمورند به این امور. حجت بر علما تمامتر است. این وظیفه ماهاست که باید هر کسی شغل خودش را محترم بشمارد. دلسرد نشود امام جماعت از جماعتش، اهل منبر از منبرش، و - عرض می کنم که - مراجع از مرجعیتشان، علمای بلاد از مسائلی که خودشان دارند. اینها باید حفظ کنند آن چیزهایی که مال خودشان است و حاضر باشند برای امور سیاسی.(2)
ائمة جماعت با تفاهم با مردم و مسئولین امور، محیط خود را اصلاح کنند ؛
الآن یک مسئولیت بزرگی به دوش همة ماها هست؛ همة ائمة جمعه، همة ائمة جماعت و همة علمای بلاد؛ یعنی، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمی توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، اینها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنی، خدا حجّت را بر ماها تمام کرده است. نمی توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمی توانستیم. الآن همه شما توانایی دارید که هرکدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان، و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور می توانید اصلاح کنید مسائل را.(3)
ائمة جماعت همانند دیگر اقشار مسئولیت دارند که مصالح و استقلال کشور را حفظ کنند و مسامحه نکنند؛
امروز قدرت دارید برای اینکه حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال خودتان را و حفظ کنید آزادی خودتان را. اگر مسامحه کنید، مسئول هستید پیش خدای تبارک و تعالی. اگر نروید و رأی ندهید و آنها که جدیّت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خدای نخواسته بروند، مسئولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسئولیت همة طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمة جماعت مسئولند، خطبا مسئولند. تجّار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهیها مسئولند. طلّاب علوم دینیه مسئولند. کارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهای مملکت امروز مسئولند. امروز روزی است که آنهایی که از اول تا حالا مخالف با جمهوری اسلامی بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان می دیدند، آنها به دست و پا افتاده اند و دارند تبلیغات می کنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایی که متعهّد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصی که متعهّد بودند، و قبضه کردند مشروطه را آنهایی که متعهّد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید.(1)
ائمة جماعت محترم گویندگانی را دعوت نمایند که معتقد و علاقه مند به نهضت اسلامی باشند؛
حضرات ائمة جماعت محترم
امام جماعت، با ذکر حقایق دین افکار را باز کند و با ذکر مناقب ائمة دلها را روشن نماید؛
امامت جماعت ... در هر وعدة نماز، یا لااقل در هر شبانهروزی یک وعدة نماز، با مردم حرف بزنید و افکار را باز کنید. با ذکر حقایق دین و مناقب ائمه(علیهم السلام) دلها را روشن کنید؛ دلها روشن میشود.(1)
ائمة جماعات، ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شکل نوین و جذّاب آموزش دهند؛
ائمة محترم جماعات، ... آموزش ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شکل نوین و جذاب، در برنامه های خود بگنجانند.(2)
تکلیف ائمة جماعت این است که قیام حضرت سید الشهدا را به مردم درست بفهمانند؛
تکلیف همه روحانیون، چه خطبایی که منبر تشریف می برند، یا ائمة جمعه و جماعت و هر کس که با مردم سر و کار دارد و با آنها صحبت می کند، این است که وضعیت قیام حضرت سید الشهدا(علیه السلام) را به مردم درست بفهمانند که قیام برای چی بود، چه بود و با چه عدّه ای قیام شد و با تحمّل چه مصایبی آن قیام به آخر رسید که به آخر نخواهد رسید.(3)
ائمة محترم جماعات تا سرحد امکان برای محتوا بخشیدن به مراسم عزاداری سالار شهیدان تلاش کنند؛
اینجانب همة مردم - بهخصوص جوانان - را به پُر کردن مساجد و حضور در نمازهای جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام) توصیه می کنم. البته روح و مضمون حقیقی این شعایر و مراسم باید به طور شایسته
حفظ شود و معنویت و توجه و فراگیری بر آن حاکم باشد. حضرات ائمة محترم جمعه و جماعات و گویندگان مذهبی نیز تا سرحد امکان باید برای پُربار کردن و محتوا بخشیدن به این مراسم تلاش کنند و این کانونهای معنویت و صفا را گرم نگهدارند.(1)
ائمة جماعات مسائل را به ملّت بگویند و مردم را به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه دهند؛
باید ائمة جماعات و ائمة جُمعات همه شان توجه کنند به اینکه تکلیفشان این است که مسائل را به ملّت بگویند. توجه بدهند مردم را به مسائل سیاسی، به مسائل اجتماعی، خصوصاً، ائمة جمعه که بحمد الله امروز در سرتاسر کشور جمعه ها بسیار خوب است و مردم هم باید بیشتر باز توجه کنند. مردم خودشان را غنی ندانند راجع به مسائل. این مسائل، مسائلی است که باید بروند و گوش کنند و عمل کنند.(2)
ائمة جماعات، مردم را به حضور در صحنه دعوت کنند؛
علمای بلاد، ائمة جمعه و جماعات، مبلغین، مردم را دعوت کنند به حضور در صحنه.(3)
مردم را به صلاح و اینکه دنبال مسائل نظام باشند و استقامت کنند دعوت کنید؛
مردم را مجهز نگه دارند، و اسلام را با دست مردم نگه دارید و خودتان هم در مساجد،
در منابر مردم را دعوت به صلاح بکنید، و دعوت به اینکه دنبال مسائل باشند، و بگویید به آنها که فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ، آنی که پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را نگران کرده است. الآن بدانید که اولیای خدا توجه دارند و نگرانند از اینکه خدای نخواسته، این ملّت ما از این راهی که رفته است یک وقت خدای نخواسته سستی کند.(1)
مردم را به استقامت دعوت کنید؛ استقامت اهل هر مسجدی به عهده امام مسجد است؛
الآن استقامت ملّت با شما روحانیون است؛ یعنی خطابِ فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ. یک نهضت حاصل شده، استقامت لازم دارد. یک جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده، استقامت در مقابل او لازم است، باید نگهش دارید؛ و همه اشخاصی که با شما هستند هم به عهدة شماست که استقامتشان را حفظ کنید. اهل مسجدید، اهل مسجد را. امام جماعتید، اهل مسجد را باید استقامتشان را حفظ کنید. خطیب هستید، مستمعین را باید حفظ بکنید. هر چه هستید و در هر جا هستید، زمام امور مردم به دست شماهاست. و پیغمبر اکرم می فرماید که شَیَّبَتْنی سورة هود. پیرم کرد سوره هود؛ برای اینکه استقامت امّت را هم به عهده من گذاشته اند. این یک چیز بزرگی است. استقامت هر مسجدی و اهل هر مسجدی به عهده امام مسجد است. استقامت هر شنونده ای به عهده گوینده است. گوینده ها باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند.(2)
برای مردم این قضیه ساده را روشن کنید که در اسلام مصلحت نظام مقدم بر هر چیز است؛
طلّاب عزیز، ائمة محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها، و رادیو - تلویزیون، باید برای
مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم.(1)
باید از طرف ائمة جماعات همه چیزها در دنیا منتشر شود؛
باید ما وضع را در نماز جمعه ها، در مساجد، در ائمة جمعه و جماعت، در همه جا [روشن کنیم ] که از اینجا از طرف ائمة جمعه و جماعات باید همه چیزها در دنیا منتشر بشود. (2)
علما در مساجد مردم را به وحدت دعوت کنند؛
علما در مساجد مردم را دعوت به وحدت کنند، این جمهوری باقی می ماند و امور بهتدریج درست می شود. ما هم میل داریم که احکام اسلام صد در صد اجرا شود.(3)شما هم باید در مساجدتان، در منابرتان - عرض می کنم - مردم را دعوت به اجتماع بکنید. این اجتماعات است که اسلام را حفظ کرده، این اجتماعات، این فریادها، این زنده بادها، این مرده بادها، اینهاست که ما را پیش برد.(4)
آقایان ائمة جماعت مسائل مردم را حل کنند و آنها را به اتّحاد و همبستگی دعوت کنید؛
در هر صورت من راجع به آقایان، هم خیلی ملتمس دعا هستم و هم مردم را دعوت کنید به اتحاد، دعوت کنید به بستگی به هم، همبستگی به هم. اگر یک اختلافی دارند
حل کنید شما آقایان. ممکن است حالا در هر جایی اختلافات کوچکی هست، آقایان ائمة جماعت و جمعه باید حل بکنند مسائل مردم را، باید بروند با مردم تفاهم کنند، با هم صحبت کنند.(1)
زبان و عمل کسانی که پشت تریبون مساجد قرار میگیرند باید در خدمت وحدت و یکپارچگی باشد؛
کسانی که پشت تریبونها قرار می گیرند ... مثل مساجد و حسینیه ها ...، باید زبان و عملشان در خدمت وحدت و یکپارچگی باشد. هیچ کس به هیچ عنوانی نباید حرکتی بکند که مردم یا عدّهای از مردم را در مقابلة با یکدیگر برانگیخته کند.(2)
ائمة جماعات مردم را به پشتیبانی از ملّت و تمام ارگانها و نهادهای انقلابی و قوای مسلح تشویق فرمایند؛
ائمة جمعه و جماعات ...مردم را در پشتیبانی از ملّت و تمام ارگانهای جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی و قوای مسلّح و مردمی تشویق فرمایند.(3)
لزوم تشریک مساعی در تمام امور کشوری، لشکری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به مردم گوشزد نمایید؛
علمای اعلام و ائمة جماعت و خطبای محترم بر حجم ارشاد و رهنمودهای خود بیافزایند و قشرهای میلیونی مردم را متوجه طرق نگهبانی از اسلام و احکام مقدسه و حراست از جمهوری اسلامی نمایند، و به توده های متعهد میلیونی اسلامی لزوم تشریک مساعی در تمام امور کشوری و لشکری و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی
را گوشزد نمایند و به آنان توصیه کنند که برای کمک به اقتصاد کشور
ائمة جماعت شهر بروند نزد دیگر روحانیون و از آنها خواهش کنند که اختلاف نداشته باشند و رفیق باشند؛
اختلافاتی که در بلاد مختلفه من می شنوم که گاهی بین بعضی از مثلاً اشخاص هست، اشخاص روحانی هست، بسیار ناراحت کننده است ... اگر شما فرض کنید که در یک جایی که تشریف دارید دیدید که بعضی از اشخاص مخالف با بعضی هستند، خوب، ممکن است یک سوء تفاهمی باشد؛ ممکن است یک اشتباهاتی باشد. خود آقایان شهر و خود ائمة جماعت شهر و خود اهل منبر و خطبای شهر بروند پیش آقایان، از آقایان خواهش بکنند که اختلاف نداشته باشند؛ رفیق باشند؛ برادر باشند؛ با هم باشند. (2)
ائمة جماعت نگذارند عدّهای بین روحانی و مردم اختلاف بیندازند و این اختلاف ریشه دار شود؛
خود آقایان توجه بکنند در هر جا که تشریف دارند که اگر یک همچو دستهایی پیدا شد که به واسطه یک فضولیهایی که می کنند، بخواهند اختلاف بین روحانی و روحانی بیندازند، یا روحانی و مردم بیندازند و اینها توجه بکنند به اینکه نگذارند این کار
بشود، از اوّل جلویش را بگیرند؛ نگذارند ریشه دار بشود. این از مسائل بسیار مهمی است که باید به آن توجه بشود؛ هم از طرف ائمة جمعه که هر جمعه خطبه می خوانند برای مردم تنبّه داده بشود و هم بر ائمة جماعت [است ] که با مردم تماس دارند، و توجه [کنند] به اینکه مبادا یکوقتی ما بیدار بشویم و اختلاف حاصل شده باشد. باید از حالا جلویش را، اوّلی که می خواهند یک کاری، یک فضولی می خواهند بکنند، جلویش را بگیرند.(1)
1) . صحیفة امام، ج 15، ص: 379.
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعه اسلامی است.
ارتش اسلام هر جا رفته است اول مسجد درست کردند و برای آباد کردن مساجد کوشش می کردند.
پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) همه کارهای بزرگ دنیا رادر مساجد انجام می دادند.
مسجد در صدر اسلام، مرکز همة تصمیمگیریهای مهم و کارهای بزرگ بود.
در صدر اسلام مسجد ابزاری بود در دست کسانی که می خواستند در امور کشوری فعالیّت کنند.
عمّال استعمار با تظاهر به مسلمانی، کمر به نابودی اسلام بستهاند و میخواهند مساجد را قبضه کنند.
رژیم پهلوی دست به کار شده که مساجد را تحت نظارت سازمان ضد اسلامی اوقاف قرار دهد و یا سنگرهای اسلام را به انزوا و تسلیم وادارد.
غایت آمال رضاخان این بود که مسجدیها دست از کار خود بردارند و متدیّنین میدان را برای جولان آنها خالی کنند .
قبل از انقلاب، روحانی جرأت نداشت در گوشة مسجد علیه امریکا یک کلمه حرف بزند.
مساجد نهضت را درست کرده است.
انقلاب از خانة مذهب یعنی مسجد شروع شد.
مساجد از جمله عواملی است که در پیروزی انقلاب نقش تعیین کننده داشت.
اقبال مردم به مساجد و تبدیل آن به مرکزی برای آگاهی، نهضت و افشای اسرار زمامداران طاغوت، یکی از علل پیروزی انقلاب است.
بسیج عمومی در نهضت که منجر به پیروزی شد، از سنگرهای الهیِ مساجد انجام میشد.
ما برای خدا انقلاب کردیم؛ انقلاب کردیم تا مسجد درست کنیم.
مساجد از جمله عواملی است که در تداوم انقلاب نقش تعیین کننده داشته است.
هیچیک از ما نباید خود را از برکات عظیمی که مسجد طراز اسلامی به کشور و نظام و مردم هدیه میکند، محروم سازیم.
در همة مراحل تاریخ پُرافتخار انقلاب اسلامی، مساجد همیشه پایگاه دین داری و حرکت مردم در جهت دین بوده است.
مساجد را آباد کنید؛ زیرا به حرکت انقلابی و بزرگ شما برکت خواهد داد.
اگر مسجد قوی باشد، ترس از فانتومها نداشته باشید؛آن روز باید ترس داشته باشید که به مساجد پشت کنید.
اگر مسجد، کیفیت شایسته بیابد، هزینههای مادی و معنوی بسیاری از دوش مردم و مسئولان برداشته خواهد شد.
امروز جوانهای فراوانی در مساجد کشور تلاش دینی می کنند و از معنویّت آن الهام می گیرند.
بهخاطر لطف خداوند به این ملّت، در ماه رمضان دستهای جوانان ما در مساجد به سوی آسمان بلند می شود .
هر چه قدرت اسلام و احکام الهی بیشتر باشد، مساجد آن آبادتر است.
امروز دلهای ما برای مسجد می تپد و مساجد ما با حضور نسل جوان پاک نهاد و روحانیون، مظهر آمیختگی دنیا و آخرتند.
از اوّل انقلاب تا امروز، مساجد بهتر و مسجدسازی بیشتر شده است.
به برکت انقلاب در این سالهای اخیر، حضور در مساجد زیاد شده و کیفیت پیدا کرده است.
به یاد نداریم که در سال های قبل از انقلاب مردم در مساجد کشور اعتکاف کنند؛ اما امروز مساجد سرتاسر کشور مملو از معتکفین است.
چند سالی است که در ایّام اعتکاف در خیلی از شهرها مساجد عمده پُر از معتکف می شود.
جوانان ما در شبهای قدر از همة انواع سلایق گوناگون مردم به مساجد میروند.
در ساعت تحویل عید، بیشتر مردم در مراکز دینی و در مساجد مشغول توجه و دعا و ذکرند.
مسجد، در نقاط مختلف عالم، منشأ آثار بزرگ و نهضتها و حرکتهای اسلامی بزرگی شده است.
امروز به برکت انقلاب اسلامی، مساجد کشورهای اسلامی، جایگاه جوانان و کانون جنبشهاست.
نهضت فلسطین و بسی نهضتهای دیگر، امروزه از مساجد نیرو و توان میگیرد.
قیام مردم کشورهای مسلمان شمال آفریقا مثل الجزایر، از مساجد شروع شد.
انقلاب الجزایر، انقلاب مساجد و علمای دین بود.
انقلاب در کشورهای مسلمان شمال آفریقا آن روزی رو به شکست رفت که رابطه خود را با مساجد قطع کردند.
با محوریت مساجد و همکاری و همفکری روحانیون و نخبگان، فضا و محیط امن و آرام در کشورهای بحرانی ایجاد خواهد شد.بر ائمة جماعت مساجد در همة ممالک اسلامی فرض است که مردم را بیدار کنند.
حجّاج با حضور در نمازهای جماعت مسجد الحرام، مسجد النّبی(صلی الله علیه و آله وسلم) و مساجد دیگر وحدت را نشان دهند.
مسلمانها روز قدس در محافل و مساجد فریاد بزنند.
مسلمانها مساجد را پر کنند و در آنجا مسائل روز را بگویند و فریاد کنند.
امروز حفظ مساجد از سوی مسلمانان، جزء اموری است که حفظ اسلام به آن وابسته است.
در سال های اخیر میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلام در ملّتها از مصر و اردن تا ترکیه و مالزی و ... افزایش یافته است .
دشمنان اسلام در نقاط مختلف جهان، به مساجد با بغض و کینهای عمیق مینگرند.
دشمنان اسلام یک عدّه را علیه مساجد تحریک میکنند تا زندگی را بر مسلمانان تلخ نمایند.
زمانی که کمونیستها برآذربایجان شوروی مسلّط شدند، مساجد را به انبار تبدیل کردند.
مخالفان و ایادی دشمنان از مسجد میترسند.
دشمن از مساجد پر از معتکفان میلرزد؛ زیرا یکی از ابعاد عظمت انقلاب اسلامی است.
مسجد، فرد و جامعه را به طراز اسلامی نزدیک میکند.
مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه است.
مسجد، ارتباط زمین و آسمان و جایی است که انسان خود را به منبع لایزال فیض و قدرت الهی وصل میکند.
مسجد، مظهری از درهم آمیختگی ذِکر و نماز و نیایش با سامان زندگی اجتماعی
است.
خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم و جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانههای بهم پیوسته مسجد اسلامی است.
روح مسجد، کالبد زندگی را پرنشاط و پرانگیزه میسازد.
مساجد مراکزی هستند که به مردم معنویت میبخشند.
مساجد پایگاههای معنویت، تزکیه و هدایت است.
مساجد اصلیترین پایگاه دین، معنویت و اخلاق است.
مسجد مهبط رحمت و هدایت الهی است.
مساجد، مراکز بسط حقیقت و فقه اسلام است.
مسجد مرکز ستاد اسلام است.
مساجد، پایگاههای انقلاب و اسلام هستند.
مسجد، کانون ذکر و عبادت و اندیشه و معرفت است.
مساجد پایگاه معرفت و روشنبینی و روشنگری و استقامت ملی است.
مساجد پایگاه حرّیت،جایگاه رابطه با خدا و مرکز آگاهی از شیطنتهای شیاطین زر و زور است.
مساجد سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است.
مساجد، دژهای محکم اسلام است.
مساجد سنگرهای اسلام و محراب و محل حرب است.
آباد کردن مسجد ملاک است چون تأثیر بسزایی دارد.
مساجد باید آباد باشد و همه نشانههای توجه به اقامه نماز در شهر اسلامی دیده
شود.
بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن امر مهمی است.
مساجد روزبه روز گرمتر و پررونق تر شود.
مساجد در وقت نماز، سرشار از انسانهای ذاکر و ساجد و راکع باشد.
اگر اینجا قبه الإسلام است، وقت اذان حتّی در سحرها باید در پشت بام مساجد یا مساجد بزرگ از طریق بلندگو اذان گفته شود.
نماز صبح در مساجد اقامه شود.
هر جا سامان زندگی است، باید مسجد مرکز و کانون اصلی باشد.
در شهرها و شهرکهای در حال ساخت، مسجد جامع به عنوان نخستین بنا و مرکز حقیقی شهر ساخته شود.
در بنای شهر و روستا باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.
عمران مساجد و پرداختن به آرایه های معنوی و ظاهری آن، وظیفة همگان است.
مسجد باید پاکیزه، زیبا و آرامبخش باشد.
تنظیف و تطهیر و پاک سازی و غبارروبی و عطرافشان مساجد، جزو کارهای خوب است .
مسجد را همچون دلهای جوان، پاکیزه و پیراسته، و لبریز از شور و انگیزه و نشاط کنید.
مساجد پاکیزه و مرتب و رغبت انگیز باشد.
ساختمان مساجد باید به اقتضای نیاز و تناسبِ با محیط و استفادة عملی و کاربرد،
شکلهای مهندسی مناسب پیدا کند.
مسجد باید کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبّت و انس و صفا از آن ساطع شود.
به برکت نماز، فضای مسجد نورانی و عطرآگین میگردد و آموزش دین و اخلاق و سیاست بیش از هر جای دیگر بر دل مینشیند.
مسجد در هر محل، مأمن و مایه خیر و برکت باشد و وسیله زحمت و آزار مجاوران نگردد.
در سحرها، برای اذان صبح، از بلندگو استفاده نشود؛البته با حنجره اشکالی ندارد.
در هنگام سحر، همه مساجد با بلندگو اذان نگویند.
تنها بانگ اذان، با صوت خوش و دلنواز طنین افکن شود.
مسجد رابطه خود را با کسانی که به موفقیّتهای علمی، اجتماعی، هنری و ورزشی دست می یابند و با غمدیدگان برقرار و مستحکم کند.
دانشآموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم تشویق شوند.
مسجد رابطه خود را با جوانانی که ازدواج میکنند و حتی نوزادانی که متولد می شوند، برقرار و مستحکم کند.
مساجد در ماه رمضان، افطاری بدهند تا ارتباطات معنوی با مردم زنده شود.
افطاری دادنهای ساده و بیپیرایه در مساجد، سنتی بسیار خوب برای نزدیکی با فقرا و مستمندان است.
نباید فقط پیرمردها و از کار افتاده ها به مساجد بروند؛ مساجد باید از جوانها مجتمع شود.
زمزمه محبت متولیان، مدیران و امنای مساجد، دلهای پاک جوانان را مجذوب و مشتاق کند.
برای مسجد، جاذبه درست کنید تا بچه ها، جوانان و زن و مرد، مجذوب مسجد شوند.
برای کیفیت یافتن نماز،آن را در مسجد و به جماعت برگزار کنید.
نمازِ در مسجد و با جماعت مؤمنان، بارِشِ رحمت الهی را انبوهتر و دلنشینترمیسازد.
مسجد فقط برای نماز نیست؛ در مسجد انواع عبادات از جمله تفکر وجود دارد.
در مساجد، تلاوت و انس با قرآن و انس با ادعیه وارده از اهل بیت(علیهم السلام) را مغتنم بشمرید.
اینکه اهل یک بلد در مساجد مجتمع شوند و مشکلات خود را حل کنند، یک امر اجتماعی - سیاسی است.
در مسجد پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم)، مسائل سیاسی اجتماعی بیشتر از مسائل عبادیِ نماز و روزه بود.
مسجد مرکز اجتماع سیاسی و تبلیغ احکام سیاسی اسلام است.
مسجد در صدر اسلام مرکز سیاست بود و از آنجا مسائل سیاسی طرح ریزیمی شد.
امیدواریم این محتوا دوباره برگردد که مسجد ابزار طرح کارهای مهم و اجرای مسائل سیاسی بود.
در مسجد، مردم مجتمع میشوند و همه اموری که اسلام را به پیش می برد مطرح میشود.
تدبیر شود تا مساجد مرکز سیاست باشد.
مساجد، توجه مردم و هماهنگی بین آنها را ایجاد می کند.
مسلمین روزی چند مرتبه در مساجد اجتماع میکنند تا به برپایی نماز جماعت بپردازند و از احوال خود و مستضعفین مطلع شوند.
این از برکات مساجد است که هرگاه حرکت و بسیج سیاسی مردم مطرح می شود، مساجد کانونند.
امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که مسجد، محلّ حل و عقد امور بود.
مسجد پایگاهی برای رتق و فتق امور مسلمین است.
مساجد بهترین سنگرها و مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین می باشند .
پایگاه عظیم تبلیغ مسجد را مغتنم بشمارید.
مساجد را محلی برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیه قرار دهید.
تبلیغ سنّتی ما در مسجد بدیل ندارد.
مساجد باید مرکز تربیت های صحیح اسلامی باشد.
مسجد، مدرسه و دانشگاه است؛ مرکز تفکر و تأمل و تصفیه روح است.
مساجد، مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد.
در ماه مبارک، تربیت و تعلیم به تمام معنا و در همه بُعدهایش در مساجد باشد.
تشکیل کلاس سواد آموزی در مساجد و بدون چشمداشت، علم و سواد را به مردم یاد دادن، یک جهاد است.
در مساجد و منابر، باید مردم را انذار کنیم؛ باید آگاهی بخشی به مردم داد و روح معنویت را در میام آنها بیدار کرد.
در سخنرانیهای مساجد بارها معارف نماز همچون مسائل آن بازگو شود.
مسجدها در صدر اسلام محلی بود که در آن روحیه مبارزه ایجاد می شد و ارتش برای جنگ با کفار و قلدرها راه می افتاد .
مسجد در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده است.هرگاه حرکت و بسیج نظامی مردم مطرح می شود، مساجد کانونند.
این طور نباشد که عدّه ای خیال کنند حالا که پیروز شدیم، دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم؛ قیام ما برای اداره مسجد بود.
قدر مساجد را بدانیم و مورد بیاعتنایی قرار ندهیم.
اداره مساجد با افت کیفی و کمّی نسبت به قبل از انقلاب مقتضای حق و مصلحت نیست.
کمبود مسجد در شهر و روستا، نپرداختن به پاکیزگی مساجد و نپرداختن امام جماعت به رابطه با مأمومین، نقاط ضعف است .
هیچیک از ما نباید از خطری که از کمبود مسجد یا ضعف و نارسائی مساجد، جامعه را تهدید می کند، غافل بمانیم.
چرا وقت ظهر بازار را رها نمی کنید و به مسجد نمیروید.
چرا بنده باید بشنوم برای نماز صبح در اول اذان، چندان مسجدی باز نیست و نماز جماعتی برقرار نمی شود؟!
پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزئیناتی ندارد.
شدیداً از زرق و برق ساختمانهای مساجد اسلام امریکایی جلوگیری شود.
پول گرفتن مسجد از مردم عیب ندارد، منتها مراقبت شود که به یک دستگاه پول سازی تبدیل نشود.
پخش صداهای آزاردهنده بهویژه در شب، کاری ناروا است.
حفظ قداست مساجد و تقویت هماهنگ جنبههای معنوی،انقلابی، تعلیمی و تبلیغی آن، نیازمند دور ماندن از منازعات و مناقشات داخلی است.
خطاست کسی خیال کند در مسجد فقط چند رکعت نماز میخوانند و بیرون میآیند.
این طور نباشد که اگر امام جماعتی بخواهد در مورد اجتماع مسلمین صحبت کند مورد طعن واقع شود.
اگر مسجدی مسجد ضِرار شد و نتوانستیم آن را اصلاح کنیم، خرابش میکنیم.
این خسارت است که برخی در مساجد فلسفه تدریس می کنند؛ مرکز فلسفه باید حوزه علمیه باشد.
تعرّض شیعیان به مساجد اهل سنّت کمک به مقاصد دشمنان اسلام و ملّتهای مسلمان است.
در مشروطیت، همان گرایش ضد کلیسائی در غرب به عنوان ضد مسجد و ضد روحانیّت و دین بروز پیدا کرد.
این یک توطئه است که می خواهند مسجدها را کم کم خالی کنند.
دشمنان تلاش میکنند مسجدها را خالی کنند و بعد از خالی کردن این سنگرها، حمله کنند.
دشمنان میخواهند روحانی مسجد را کنار بزنند تا مساجد خالی شود.
آنهایی که می خواهند نقشه بکشند و شما را دور کنند از مساجد، دشمنهای شما هستند.
می خواهند مساجد، این سنگرهای اسلامی و محل تهییجِ قیام بر ضد ظلم را از دست شما بگیرند.
در صدر اسلام دشمنان از طریق مسجد سازی قصد ضربه به حکومت اسلامی را داشتند.
دشمنان به منظور ضربه زدن به وحدت اسلامی، برای ساختن مسجد ضرار پول خرج میکنند.
ملّت، مساجد را حفظ نمایند.
مردم، مساجد را با حضور در نمازهای جماعت رونق بخشند.
قدر مساجد را بدانید و آنها را هر چه بیشتر گرم و مجهّز نگه دارید.
ملّت شریف اجتماعات خود را در مساجد هر چه بیشتر و باشکوهتر برپا کنند.
حضور در مساجد و نماز جماعت را به جوانان توصیه میکنم.
جوانان حضور در مساجد و نماز اول وقت را مغتنم بشمارند.
جوانهایی که شبهای قدر در مساجد گرد هم آمدند و دلهایشان را با محبت الهی نورانی کردند، این رابطه را حفظ کنند.
ائمة جماعت در مساجد را محترم و مهم بشمارید.
خدمت به مسجد، کاری مردمی و همگانی شمرده شود.
انسان چقدر لذّت می برد که می بیند به ابتکار مردم، افطارهای بی نام و نشان در مساجد داده میشود.
از چیزهایی که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد و مسئولین به آن توجّه کنند، پرداختن به مساجد است.
باید به مساجد خیلی اهتمام شود.
مراکز رسیدگی به امور مساجد در همه جا باید امامان جماعت را یاری دهند.
سهم مسجدسازی و مسجدپردازی، در ردیف اوّل اعتبارات فعالیّتهای فوق برنامه مدیران آموزش و پرورش و علوم قرارگیرد.
دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ما است.
در همة بناهای عمومی و جاهایی که مردم در آن گرد می آیند مسجد بنا شود.
در جادههای بیابانی مسجد به قدر کافی ساخته شود.
در شهرهای سر راه، در بیست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد
ساختهای هنری، هزاران صف جماعت پر شور و حال و گروههای انبوهی که از کار روزانه دست کشیده و به مسجد میروند را نشان دهند.
مساجد را در دهه فجر فعال کنید.
این سؤالی است که باید از خودمان بکنیم که برای تحول بخشیدن و پیشرفت دادن به مساجد و مجالس تبلیغ چه میخواهیم بکنیم؟
باید از سوی علما و مسئولان روحانی، نظمی برای مساجد به وجود آید؛ تا خوب اداره شوند.
روحانیون و ائمة جماعات برای مساجد برنامه ریزی کنند.
میتوان شیوه گذشته را با محتوای بهتر ادامه داد؛ البته اگر امام جماعت مصلحت دانست میتواند از وسایل تبلیغاتی جدید هم استفاده کند.
مسئولین مساجد مراقب باشند برنامه های جنبی جوری نباشد که با خلوت معتکفین منافات پیدا کند.
علما و ائمة جماعات با آن سنگرهایی که دارند، مردم را در سنگر حفظ کنند.
ائمة جماعات، مساجد را محکم نگه دارند و فعّالتر کنند.
در هر محل، میان مسجد و مراکز آموزشی همکاری و پیوند تعریف شده و شایسته ای برقرار گردد
روحانی مسجد با همکاری بسیج، کانون های فرهنگی - هنری مساجد را مؤثر کنند.
مساجد را رها نکنید و مساجد را مسجد نگه دارید.
نماز را به جماعت در مسجد بخوانید و در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید.
با امام جماعت و عبادت کنندگان مسجد، صمیمی باشید و این صمیمیت را بیشتر کنید.
شما و امام جماعت مشترکاً مسجد را حفظ کنید.
حضور روحیه های بسیجی باید محیط مسجد را زنده، پرنشاط، آینده پو و لبریز از امید سازد.
حوزههای علمیه، روحانیان را برای مدیریت خردمندانه و مسئولانه و عاشقانه در مسجد آماده نمایند.
حوزه های علمیه در همه جا باید امامان جماعت را یاری دهند.
علمای دینی و فضلا، امامت مسجد را وظیفه ای بزرگ بشمرند.
شایسته است علمای دینی و فضلا به عمران معنوی مساجدی که در آنها نماز جماعت اقامه نمی شود، بپردازند.
فضلایی که در بخشهای گوناگونِ دولتی مشغولند، امامت در مسجد را وظیفه ای بزرگ بشمرند.
فضلایی که برای فراگیری علم به قم رفته اند به شهرهای خود بروند و مساجد را آباد کنند.
در دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببرید و مسجد بسازید.
من تکلیفم را باید ادا کنم و به شما دانشگاهیها بگویم بروید مساجد را پر کنید.
منافات ندارد که دانشگاهی باشید و مسجد هم بروید.
مسجدِ دانشگاهها و مدارس، جایگاه امن و صفا باشد.
به سنّت پیشنمازی، خیلی معتقدم ؛ کار خوب، مؤثر، پرفعالیت و پرتلاشی است.
کراراً سفارش علمای اعلام و ائمة جماعت را نموده ام؛ اگر خللی در موقعیت آنها وارد شود، اجانب چپاولگر به آمال خود خواهند رسید.
روحانی پرهیزگار، خردمند، کارشناس و دلسوز در مسجد، روح و مایه حیات مسجد است.
چشم و گوش و همه هوش مردم به امام جماعت توجه دارد.
امروز اسلام به شما ائمة جماعات که شاخص و اولی هستید، سپرده شده است.
امروز اسلام در دست ائمة جماعت و دیگر روحانیون امانت است.
ائمة جمعه و جماعت پدر ملّت هستند.
آنچه مردم را مجتمع می کند همین ائمة جماعت و جمعه هاست.
مدیریت محتوایی و معنوی مسجد بر دوش روحانی مسجد است.
از ائمة جماعات قابل پذیرش نیست که بگویند، انقلاب اسلامی به اینجا رسیده و دیگر ما بیطرف باشیم وکنار برویم.
اگر ائمة جماعت وظایفی که محول به آنهاست را فراموش کنند، و راه دیگری بروند، این خلاف نظم است.
اگر ائمة جماعات در عمل شخصی خود کوتاهی کنند، ایمان مردم به روحانیت و
اسلام سست خواهد شد.
متأسفانه حضور روحانی در مسجد و انجام وظیفه پیشنمازی مسجد ضعیف شده است.
اگر ائمة جماعت، قدم و کلامی بر خلاف مصالح اسلام بردارد، معاقب است.
ائمة جماعات توجه کنند که در رفتار، در کردار و در گفتارشان چیزهایی که مضر به حال جمهوری اسلامی است نزنند.
ائمة جماعات توجه داشته باشند که اگر دخالتهای بیخود و بیجا انجام دهید، جمهوری اسلامی لکه دار می شود.
ائمة جمعه و جماعات کوشش فرمایند از هر سخنی که موجب نگرانی و تفرقه شود خودداری نمایند.
اگر مطلبی که بر خلاف ذائقه شما یا مسائل اسلامی است، از سوی مسئول دولتی صادر شود، او را تضعیف نکنید؛ بلکه نصیحت کنید.
نباید بین روحانی و بسیج مسجد، اختلاف به وجود آید.
ائمة جماعات بر سر یک چیزهایی که مربوط به نفسانیت است نزاع نکنند.
منش روحانی مسجد نباید فرماندهی باشد و با امر و نهی و پسرو و پیشرو رفتار کند.
با روحانیونی که در یک ادارهای مشغول کار می شوند، در حالی که پیشنماز مسجد هم هستند، مخالفم.
سلطه گران در بلاد اسلامی با جدا کردن مردم از امام جماعت آن شهر میخواهند ملّتها را تحت سلطه در بیاورند.
انحراف ائمة جمعه و دیگر روحانیون موجب می شود مخالفان دائماً انحرافات را بگویند و مردم را از مجاهدات علما اغفال کنند.
ائمة جماعت در کیفیت و کمیّت نمازهای فریضه و نافله سرمشق دیگران باشند.
اگر امام جماعت،آقای وارسته ای باشد و توجه به دنیا نداشته باشد، مردم از او تبعیت می کنند.
ائمة جماعت خیلی توجه داشته باشند که ترک اولی نکنند.
یک واجب عینی بر همه ائمة جماعت است و آن اینکه باید هم خودمان را و هم شعاعی که داریم تربیت کنیم.
از ائمة جماعات تقاضا دارم با دیده رحمت به جمهوری اسلامی و متصدیان امور نظاره کنند و با موعظه حسنه، خطاکاران را تربیت کنند.
پیشنمازی یعنی روحانی، مسجد را واقعاً محل کار خود بداند.
پیشنماز باید مسجد را خانه، جایگاه و اداره خود بداند و وقتی وارد مسجد شد، «کالسمک فی الماء» باشد.
ائمة جماعت در تحصیل شرایط نمازِ مقبول مجاهدت بلیغ کنند.
پیشنماز باید مردمی باشد؛ یعنی با مردم گرم بگیرد و خوش اخلاقی کند،جواب مسئلهشان را بدهد و مشکل مردم را تسکین دهد.
پیشنماز باید خود را بر مردم عرضه کند و در معرض مراجعات مردم قرار دهد.
رفتار ائمة جماعت با مردم باید رفتار پدرانه و برادرانه باشد.
پیشنماز باید ابرویش گشاده و با مردم و جوانان مرتبط باشد.
با روی خوش و مدارا، پذیرای جوانها باشید؛ حتی اگر ظاهر زنندهای داشته باشند.
امامان جماعت در صورت کهولت سن، برای ارتباط با جوانان، در کنار خود فضلای جوان و پرنشاط را به کار گیرند.
پیشنماز باید سیاسی باشد؛ یعنی آگاهی سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی، قطب نمای سالم سیاسی داشته باشد.
ائمة جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند دیگران را مستقیم کنند.
روحانی اهل مسجد و اهل محراب به گونهای رفتار کند که همه بدانند این روحانی، خود را خادم انقلاب می داند.
تکلیف ائمة جماعات همگامی با انقلاب و خدمت در جهت پیشبرد انقلاب است.
آقایان در مساجدشان کارهایی که این انقلاب کرده به مردم گوشزد کنند.
در مساجد مسائلی که لازمه انقلاب است به مردم گوشزد شود و مسائل واقعی به مردم گفته شود.
ائمة جماعت ارشادات ملّت را محکم حفظ کنند و در عین حال مراقب اوضاع مملکت باشند.
امام جماعت از جماعت خود دلسرد نشود و برای امور سیاسی حاضر باشد.
ائمة جماعت با تفاهم با مردم و مسئولین امور، محیط خود را اصلاح کنند.
ائمة جماعت همانند دیگر اقشار مسئولیت دارند که مصالح و استقلال کشور را حفظ کنند و مسامحه نکنند.
ائمة جماعت محترم گویندگانی را دعوت نمایند که معتقد و علاقه مند به نهضت اسلامی باشند.
امام جماعت در هر وعده نماز، یا در یک وعده از شبانه روز، با ذکر حقایق دین افکار را باز کند و با ذکر مناقب ائمة: دلها را روشن نماید.
ائمة جماعات، ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شکل نوین و جذاب آموزش دهند.
تکلیف ائمة جماعت این است که قیام حضرت سید الشهدا(علیه السلام) را به مردم درست بفهمانند.
ائمة محترم جماعات تا سرحد امکان برای پُربار کردن و محتوا بخشیدن به مراسم عزاداری سالار شهیدان(علیه السلام) تلاش کنند.
ائمة جماعات مسائل را به ملّت بگویند و مردم را به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه دهند.
ائمة جماعات، مردم را به حضور در صحنه دعوت کنند.
مردم را به صلاح و اینکه دنبال مسائل نظام باشند و استقامت کنند، دعوت کنید.
مردم را به استقامت دعوت کنید؛ استقامت اهل هر مسجدی به عهده امام مسجد است.
ائمة محترم جماعات باید برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است.
باید از طرف ائمة جماعات همه چیزها در دنیا منتشر شود.
علما در مساجد مردم را به وحدت دعوت کنند.
آقایان ائمة جماعت مسائل مردم را حل کنند و آنها را به اتحاد و همبستگی دعوت کنید.
زبان و عمل کسانی که پشت تریبون مساجد قرار میگیرند باید در خدمت وحدت و یکپارچگی باشد.
ائمة جماعات مردم را به پشتیبانی از ملّت و تمام ارگانهای جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی و قوای مسلّح تشویق فرمایند.
ائمة جماعت لزوم تشریک مساعی در تمام امور کشوری و لشکری و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را به مردم گوشزد نمایند.
ائمة جماعت شهر بروند نزد دیگر روحانیون و از آنها خواهش کنند که اختلاف نداشته باشند و رفیق باشند.
ائمة جماعت نگذارند عده ای بین روحانی و مردم اختلاف بیندازند؛ از اول جلویش را بگیرند ونگذارند ریشه دار شود.