علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 57

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 57

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- زيان

1- آثار زيان به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 18

18- آسيب رساندن به مؤمنان ، حتى از روى ناآگاهى ، داراى مسؤوليت است .

و لولا رجال . .. لم تعلموهم أن تطوهم فتصيبكم منهم معرّة بغير علم

2- آثار زيان تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 9

9 - زيان بيدادگرى و خودكامگى ، گريبانگير خودكامگان و بيدادگران در جهان پس از مرگ

إنما بغيكم على أنفسكم . .. ثم إلينا مرجعكم

3- آثار زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 4

4 - ضرر و زيان گناه و نافرمانى مردم از اطاعت خدا و رسول او ، به خود آنان بازمى گردد نه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم

4- آرزوى زيان براى دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 1 - 7

7 - آرزوى مرگ و زيان كارى براى دشمن دين و نفرين بر او ، كارى پسنديده است .

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

5- ابتلا به زيان جانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 4

4 - مبتلا شدن به پيكار با دشمنان و پيامد هاى آن ( ترس ، گرسنگى ، زيان هاى مالى و جانى و كم محصولى ) از مشكلات راه ايمان است .

لاتقولوا لمن يقتل . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف

بيان كردن آزمون با ترس، گرسنگى و . .. پس از مطرح كردن جهاد و كشته شدن در راه خدا، گوياى اين است كه: مقصود از «الخوف و ...» ترسها و گرسنگيهايى است كه از مبتلا شدن به دشمنان دين به وجود مى آيد; يعنى، ايمان به رسالت مستلزم پيكار با دشمنان دين است و پيامد پيكار ترس، گرسنگى و ... مى باشد.

6- ابتلا به زيان مالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 4

4 - مبتلا شدن به پيكار با دشمنان و پيامد هاى آن ( ترس ، گرسنگى ، زيان هاى مالى و جانى و كم محصولى ) از مشكلات راه ايمان است .

لاتقولوا لمن يقتل . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف

بيان كردن آزمون با ترس، گرسنگى و . .. پس از مطرح كردن جهاد و كشته شدن در راه خدا، گوياى اين است كه: مقصود از «الخوف و ...» ترسها و گرسنگيهايى است كه از مبتلا شدن به دشمنان دين به وجود مى آيد; يعنى، ايمان به رسالت مستلزم پيكار با دشمنان دين است و پيامد پيكار ترس، گرسنگى و ... مى باشد.

7- اعلان زيان بى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 5

5- آگاه كردن مردم به سودمندىِ دين دارى و يا زيان بى دينى ، روشى پسنديده و مفيد در تبليغ دين و هدايت انسان ها

قال أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

8- امتحان با زيان جانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 3

3 - خداوند با گرفتار ساختن مؤمنان به چيزهايى كه زيان مالى و جانى و كمبود محصول را در پى داشته باشد ، آنان را مى آزمايد .

و لنبلونكم بشىء من . .. نقص من الأمول و الأنفس و الثمرت

9- امتحان با زيان مالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 3

3 - خداوند با گرفتار ساختن مؤمنان به چيزهايى كه زيان مالى و جانى و كمبود محصول را در پى داشته باشد ، آنان را مى آزمايد .

و لنبلونكم بشىء من . .. نقص من الأمول و الأنفس و الثمرت

10- اهميت تشخيص زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجّه دادن مردم به ضرورت شناخت سود و زيان واقعى شان بود .

قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

11- اهميت جبران زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 10

10 - گروهى باغى و متجاوز ، موظّف به جبران خسارت هاى وارد شده بر گروه ديگر

فأصلحوا بينهما بالعدل

از اين كه پس از تسليم شدن گروه باغى، دستور به صلح عادلانه ميان آنان داده شده است; استفاده مى شود كه تنها تسليم گروه باغى كافى نيست; بلكه بايد خسارت هاى ناشى از تجاوزگريش را نيز بپردازد تا صلح عادلانه تحقق يابد.

12- اهميت زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 18

18 - تنها آنچه به خسران انسان در آخرت مى انجامد ضرر و زيان واقعى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

با توجه به اين كه الف و لام در «الخاسرين» دلالت بر كمال مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 7

7 - زيان هاى دنيوى ، امرى ناچيز در قبال ضرر اخروى انسان

يومئذ يخسر المبطلون

تقديم ظرف «يوم تقوم» بر «يخسر»، افاده حصر مى كند و مفاد آيه اين است كه «هر زيانى در مقاسيه با زيان آخرت، گويى زيان نيست».

13- بدترين زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

14- بزرگترين زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 10

10 - از كف دادن سرمايه هاى وجودى ، بزرگ ترين زيان آدمى در زندگى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم

15- بشارت تجارت بى زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

16- پيشگيرى از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 6

6- صرف ترس از وقوع ضرر و زيان ، مجوز گناه و خلاف كارى براى پيشگيرى از آن نمى شود .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

17- ترس از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 6

6- صرف ترس از وقوع ضرر و زيان ، مجوز گناه و خلاف كارى براى پيشگيرى از آن نمى شود .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

18- جبران زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 4

4 - تأمين خسارت هاى ناشى از دزدى ، شرط پذيرش توبه سارق *

فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه

مصداق مورد نظر از اصلاح و درستكارى، به مناسبت مورد، تأمين خسارتهايى است كه دزد به صاحبان كالا وارد ساخته است.

19- جبران زيان مالى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 11 - 6

6 - جامعه اسلامى ، موظف به جبران خسارت هاى مالى وارد شده بر مؤمنان ، در طريق ايمان *

و إن فاتكم شىء من أزوجكم . .. فاتوا الذين ذهبت

20- حرمت زيان به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 2

2 - حرمت انجام هر گونه عملى كه مايه تأييد كفر و نفاق و تقويت كافران و منافقان محارب و زمينه زيان و تفرقه مؤمنان باشد .

و الذين اتخذوا مسجداً . .. لا تقم فيه أبداً

21- خدا و زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 4

4 - شرك ورزى و پرستش غير خدا ، ضرر و زيانى را متوجه خداوند نخواهد كرد .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

22- دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 9

9 - دفع زيان و جلب منفعت ، انگيزه اى براى پرستش

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 3

3 - جلب منفعت و دفع ضرر ، از انگيزه هاى عبادت و پرستش است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

23- دفع زيان از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 5

5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.

24- دفع زيان در الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 2

2- قدرت و توانايى دفع هرگونه ضرر از خويش ، لازمه الوهيت است .

لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه خداوند براى عدم الوهيت معبودهاى مشركان، ناتوانى آنان از دفع آتش دوزخ از خويش را دليل قرار داد.

25- دفع زيان معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

26- دلايل زيان ناپذيرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 7

7- بى نيازى و ستودگى خداوند ، دليل زيان نديدن او از كفر مردم

إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد

«فإن الله لغنى حميد» در مقام تعليل جزاى شرط محذوف است . در اين صورت، معنا چنين مى شود: چون خداوند بى نياز است، كفران شما به او ضررى نمى رساند.

27- روشنترين زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 10

10 - خسران اخروى همراه با تباهى دنيوى ، از بارزترين انواع خسران ها

خسر الدنيا و الأخرة ذلك هو الخسران المبين

28- زمينه زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 9

9 - دنيادوستى و هواپرستى ، زمينه ساز گمراهى و زيانكارى است .

و لكنه أخلد إلى الأرض . .. و من يضلل فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 188 - 12

12 - جهل ، زمينه ساز روى آورى زيان ها و مشكلات در زندگانى آدمى است .

لو كنت أعلم الغيب . .. ما مسنى السوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 65 - 3

3 - انسان ، من هاى ايمان ، با خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى علاج ناپذير روبه رو خواهد شد .

قل إنّما أنا منذر

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را منذر و اخطارگر معرفى كرد، روشن مى شود كه بر سر راه انسان ها، خطرها و آسيب هاى بسيارى وجود دارد و اگر انسان ها از رهنمودهاى آن حضرت بهره نگيرند و به ايشان ايمان نياورند، گرفتار آنها خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 70 - 4

4 - انسان ، من هاى ايمان ، با خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى علاج ناپذير رو به رو خواهد شد .

إنّما أنا نذير

از اين كه خداوند پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را منذر و اخطارگر معرفى كرد، روشن مى شود كه بر سر راه انسان ها، خطرها و آسيب هاى بسيارى وجود دارد كه اگر انسان ها از رهنمودهاى آن حضرت بهره نگيرند و به ايشان ايمان نياورند، گرفتار آنها خواهند شد.

29- زمينه زيان به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 7

7 - شيطان بدون اذن خداوند ، نمى تواند كمترين آسيبى به مؤمنان برساند .

و ليس بضارّهم شيئًا إلاّ بإذن اللّه

30- زمينه مصونيت از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 11

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

31- زيان آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

32- زيان اجتماعى زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 7

7- عمل ناشايست زنا ، داراى فرجامى بد و ناگوار براى فرد و جامعه

و ساء سبيلاً

از جمله «راههاى بد» راهى است كه منتهى اليه و فرجام آن، ناشايست باشد. بنابراين «ساء سبيلاً» مى تواند مشعر به اين معنا باشد كه: زنا نه تنها خود فاحشه است; بلكه راهى است بد كه فرجام و پيامد آن براى فرد و جامعه نيز، بد و ناپسند است.

33- زيان اجتماعى كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 9

9 - كفر ، موجب خسارت جامعه بشرى بوده و حاصلى جز آن ندارد .

و لايزيد الكفرين كفرهم إلاّ خسارًا

34- زيان احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 2

2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.

35- زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 10

10 - خسران اخروى همراه با تباهى دنيوى ، از بارزترين انواع خسران ها

خسر الدنيا و الأخرة ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

36- زيان اخروى دوستى با بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 4

4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.

37- زيان اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 6

6 - مردمى كه بر انكار معاد پاى فشردند و از اين گمراهى دست برنداشتند ، در قيامت مردمى زيانكار و ورشكسته خواهند بود .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

38- زيان استمداد از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 15

15- استمداد از خدايان دروغين نه تنها سودى براى استمداد كنندگان ندارد ; بلكه بر خسارت و تباهى آنان نيز مى افزايد .

و ما زادوهم غير تتبيب

در جمله «و ما زادوهم . ..» نسبت افزودن خسارت به بتها داده شده است; ولى از آن جا كه بتها بر خسارت زدن ناتوانند، مراد از «ما زادوهم ...» به قرينه «التى يدعون ...» اين است كه: اعتقاد به بتها مايه خسارت است و خواندن آنها و استمداد از آنها به هنگام نزول عذاب الهى، موجب افزايش خسارت استمداد كنندگان خواهد شد.

39- زيان اعراض از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 9

9- اعراض مردم از دين و معارف الهى ، هيچ ضررى متوجه خداوند نخواهد كرد .

فإن تولّوا . .. و لاتضرونه شيئًا

برداشت فوق ، مبتنى براين است كه «لاتضرونه» نيز جواب شرط (فإن تولّوا) باشد. قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «تضرون» به خاطر عطف شدن آن بر فعل ماضى «قد أبلغتكم» مى باشد.

40- زيان اقتصادى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

41- زيان اقتصادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

42- زيان انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 7

7 - شرك ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

«نون» در «لتكوننّ» براى تأكيد و رفع ترديد است.

43- زيان ايثار در غير سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 7

7 - ايثار مال و جان در راه غير خدا و در قبال بهايى جز بهشت ، زيان و خسران است .

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

خداوند، با پيشنهاد بهاى بزرگى چون بهشت در قبال جان و مال مؤمنان، در حقيقت بيان داشته است كه فروختن جان و مال به چيزى جز بهشت، مايه خسران است.

44- زيان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 2

2- متاع دنيا ، هر چند به ظاهر بزرگ و بسيار باشد ، در قبال ضرر و زيان نقض عهد و پيمان الهى ، ناچيز و بى ارزش است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

45- زيان بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 13 - 2

2 - بت پرستى ، پيش از آن كه براى اهل شرك سودمند باشد ، براى آنان زيان آور است .

يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه

46- زيان بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 13

13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان

بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.

47- زيان بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 1

1- سود به دست آمده از راه بدعت گذارى در دين ، در مقايسه با زيان هاى آن ، بسيار ناچيز است .

و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب ... لايفلحون . متع

آيه شريفه ممكن است پاسخ به سؤالى مقدر باشد بدين صورت كه: چرا كافران و بدعت گذاران در دين، از متاعهاى دنيوى برخوردارند و چرا دنيا از آنان ستانده نمى شود.

48- زيان بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

49- زيان به خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 16

16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.

50- زيان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 13،14،15

13 - بى تقوايى و كافر شدن مردم ، هيچ ضررى را متوجه خداوند نخواهد كرد .

و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كان اللّه غنياً حميداً

14 - مالكيت انحصارى خداوند بر تمامى هستى و غناى وى ، دليل مصونيت او از هرگونه خسارت و آسيب از كفر كافران

و إن تكفروا فان للّه . .. و كان اللّه غنياً حميداً

15 - بازگشت زيان كفر و بى تقوايى ، به خود انسان نه به خداوند

و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 11

11 - ناتوانى كافران از زيان رساندن به خدا و مقهور ساختن او با كفرورزى و حق ستيزى خويش

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم

طرح عزت و قاهريت شكست ناپذير الهى، تعريضى است به آنان كه با حق ستيزى به مبارزه با خدا برخاستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 1

1- كافران ، با كفر و حق ستيزى و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از رسانيدن كمترين زيان به خداوند

إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 6

6 - حريم پاك خداوندگار جهان ، ايمن از هرگونه تأثّر و زيان پذيرى

هو اللّه . .. السلم

وصف «السلام»، مى تواند نظر به امنيت ذات قدوس و پاك الهى، از هر گونه حادثه و آفت خارجى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 7

7 - روى گردانان از شيوه برائت و عبادت ابراهيمى ، ناتوان از آسيب رسانى به خداى بى نياز و ستوده

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

51- زيان به خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 1،2،4

1- دروغ بستن به خدا وبازدارى مردم از راه او ، موجب خسارت و تباه كردن سرمايه عمر است .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك الذين خسروا أنفسهم

2- تلاش براى منحرف نشان دادن راه خدا و انكار سراى آخرت ، موجب خسارت و تباهى سرمايه عمر است .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون ... أُولئك الذين خسروا أنفسهم

4- باور به معبودهايى غير از خداى يكتا ، باورى واهى و مايه خسران و تباهى است .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5

5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .

لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 7

7- ضرر و زيان نقض سوگند و فريب دادن مردمان ، دامنگير خود نقض كنندگان سوگند و فريب دهندگان خواهد شد .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها و تذوقوا السوء

از اينكه خداوند، ضرر و زيان حنث سوگند و فريب را به خود كسانى كه سوگند خود نقض مى كنند داده و آنان را مخاطب قرار داده است (و تذوقوا السوء) مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 1

1- نفع هدايت و ضررِ گمراهى هر كسى متوجه خود اوست .

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 5

5- آسيب و زيان ناسپاسى توانگران در برابر نعمت هاى الهى ، دامنگير خود ايشان است .

فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 15

15 - پيامد گناه هر كسى ، گريبان گير خود او است .

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 4

4 - ضرر و زيان گناه و نافرمانى مردم از اطاعت خدا و رسول او ، به خود آنان بازمى گردد نه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 1،4

1 - كفر ، امرى خسارت بار است و بازتاب خسارت آن ، براى خود كافر است .

من كفر فعليه كفره

«عليه» جار و مجرور و متعلق به «كفره» است. مقدم شدن آن، براى بيان اين نكته است كه پيامدهاى ناگوار كفر، به خود كافران اختصاص دارد.

4 - بازتاب خسارت كفر ، از آنِ كافر ، و پيامد فوايد ايمان و عمل صالح ، فراگير است . *

من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

احتمال دارد اين كه در جواب شرط جمله نخست، ضمير مفرد آورده شده و در جواب شرط جمله دوم، به رغم مفرد بودن اسم شرط، ضمير جمع آورده شده است، اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 14

14 - خسارت كفران نعمت الهى ، به خود كفران كننده بازمى گردد .

و من كفر فإنّ اللّه غنىّ

به قرينه مقابله، «و من يشكر. ..» جواب شرط «من كفر» حذف شده است و «إنّ اللّه...» تعليل براى جواب مقدر است; يعنى، هركس كفران نعمت كند ضررش به خودش برمى گردد; چون خداوند نيازى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 3

3 - گمراهى ، داراى ضرر و خسارت براى خود گمراه است .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 5

5 - پى آمد زيان بار كفر ، متوجه خود انسان ها است .

فمن كفر فعليه كفره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 4،5،6

4 - خسارت و پى آمد سوء مكر ها و حيله ها ، تنها دامنگير صاحبان آن خواهد شد .

و لايحيق المكر السّيّىِ إلاّ بأهله

5 - خسارت و پى آمد سوء مكر و حيله مخالفان دين اسلام ، دامنگير خود آنان خواهد گشت .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ و لايحيق المكر السّيّىِ

6 - برگشت مكر مكاران مخالف با اديان الهى به خود آنان ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

جمله «فهل ينظرون. ..» هم مى تواند ناظر به بازگشت مكر مكاران عليه خود آنان باشد و هم مى تواند اشاره به كيفر الهى درباره مكاران گذشته داشته باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 11

11 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خود گمراهان است .

و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 6

6 - ضرر و زيان گناه و اسراف ، متوجه خود انسان است .

الذين أسرفوا على أنفسهم

برداشت ياد شده از آمدن لفظ «على» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 5

5 - كفر و انكار آيات الهى ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

«خسارت» - ضد ربح (سود) - به معناى ضرر و زيان است و آمدن ضمير فصل (هم)، دلالت بر حصر و تأكيد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 16

16 - زيان دروغ ، بيشتر از همه ، به خود دروغ گو باز مى گردد .

وإن يك كذبًا فعليه كذبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 14

14 - توطئه ها و نيرنگ هاى فرعون عليه موسى ( ع ) ، سرانجام به زيان و نابودى او انجاميد .

و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب

«تباب» به معناى خسارت و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 16

16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 7

7- بخل از انفاق در راه خدا ، مايه خسارت خود انسان

و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 8

8 - نتايج ناگوار پيمان شكنى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى ، تنها متوجه خود انسان است .

فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 8

8 - كسانى كه از انفاق كردن روى برمى گردانند ، به خود ضرر وارد مى كنند ; نه به خداوند .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 17

17 - ضرر و زيان عمل نكردن به احكام الهى و شكستن مرز هاى دينى ، به خود متجاوزان بازمى گردد .

و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه

52- زيان به خويش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 14

14 - محروم نمودن خويش از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، زيان رسانى به خود آدمى است .

و لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا

چنانچه تحريم طيبات به معناى محروم ساختن خويش از مواهب الهى گرفته شود جمله «لاتعتدوا» مى تواند بيانگر فلسفه اى براى جمله «لاتحرموا . ..» باشد يعنى مبادا طيبات را از خود دريغ داريد چرا كه اين كار تعدى به خود و پايمال كردن

حقوق خويش است.

53- زيان به خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 8

8 - لزوم اداى شهادت به حق ، گر چه به ضرر خود يا پدر و مادر و نزديكان باشد .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

«شهداء»، خبر دوم براى «كونوا» است. بنابراين شهادت به حق تكليفى لازم الاجرا است. گفتنى است كه متعلق شهادت در برداشت فوق - به قرينه «و لو على انفسكم» - كلمه «بالحق» گرفته شده است.

54- زيان به دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 17

17 - وارد گشتن خسارت سنگين ( مانند قتل ، جرح و . . . ) به دشمن از ره آورد هاى جهاد

فيه بأس شديد

«بأس» عبارت از عذاب و آسيب هاى جدى است كه در ميدان نبرد، برطرف وارد مى شود.

55- زيان به ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 11

11- زيان رساندن به مال غير ، به منظور دفع زيان حتمى و بزرگ تر ، جايز است .

فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

56- زيان به شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 43 - 4

4 - قطعى شدن عذاب بر ثموديان ، پس از آسيب رساندن به ناقه صالح

و فى ثمود إذ قيل لهم تمتّعوا حتّى حين

57- زيان به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 14،15

14- بازگشتى براى تقدير الهى بر آسيب ديدن گمراهان و تبه كاران نيست .

و إذا أراد الله بقوم سوءًا فلامردّ له

مراد از «قوم» در آيه شريفه به مناسبت حكم و موضوع ، قوم گنه كار مى باشد. «مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است.

15- هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

58- زيان به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 14،15

14- بازگشتى براى تقدير الهى بر آسيب ديدن گمراهان و تبه كاران نيست .

و إذا أراد الله بقوم سوءًا فلامردّ له

مراد از «قوم» در آيه شريفه به مناسبت حكم و موضوع ، قوم گنه كار مى باشد. «مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است.

15- هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

59- زيان به محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 1

1 - آسيب ديدن محصولات كشاورزى ، يأس آور براى انسان ها و باعث احساس حرمان براى آنان

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون ... بل نحن محرومون

60- زيان به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 7

7 - تلاش شديد فردى حسود ، براى رساندن شرّ به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من شرّ حاسد إذا حسد

چنانچه آمدن «حاسد»، براى بيان شدت حسدى باشد كه از فرد حسود سر زده بود، ناشناخته بودن او از آيه استفاده نمى شود; مؤيد اين احتمال شأن نزول آيه شريفه است كه در آن آمده: آن فرد «لَبيد بن اَعْصَم» نام داشته است.

61- زيان به مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 6

6 - استفاده جبهه كفر از تمامى روش هاى عملى و تبليغى ، براى زيان رساندن به مسلمانان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

تعبير «أيديهم و ألسنتهم. ..»، بيانگر به كارگيرى تمامى امكانات از سوى كافران است.

62- زيان به مسلمانان ناشناخته مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

63- زيان به مطلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 17

17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».

64- زيان به معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

65- زيان به منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 9

9 - منافقان ، هر فريادى را عليه خود و هر حركتى را به ضرر خويش مى پندارند .

يحسبون كلّ صيحة عليهم

66- زيان به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 8

8 - لزوم اداى شهادت به حق ، گر چه به ضرر خود يا پدر و مادر و نزديكان باشد .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

«شهداء»، خبر دوم براى «كونوا» است. بنابراين شهادت به حق تكليفى لازم الاجرا است. گفتنى است كه متعلق شهادت در برداشت فوق - به قرينه «و لو على انفسكم» - كلمه «بالحق» گرفته شده است.

67- زيان بى تقوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 15

15 - بازگشت زيان كفر و بى تقوايى ، به خود انسان نه به خداوند

و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

68- زيان ترك تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

69- زيان ترك تبليغ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

70- زيان ترك جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 4

4 - فرمان جهاد و شركت همگان در آن ، در جهت منافع مؤمنان و زيان تخلف از جهاد ، تنها متوجه خود آنان است ; نه خداوند .

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً . .. و لا تضروه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 8

8 - زيان ناشى از شركت نكردن در جهاد ، بسى افزون تر از خطرات شركت در آن است .

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا

71- زيان ترك عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

72- زيان تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 4

4- وجود خدايان متعدد ، مستلزم رقابت و درگيرى حتمى براى تصاحب قدرت و حاكميت جهان

قل لو كان . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

خدايى، مظهر قدرت و حاكميت بر جهان است و وجود چند خدا، به معناى وجود چند قدرت و حاكميت مى باشد و اين مستلزم رقابت و برخورد بر سر تصاحب قدرت و حاكميت بر جهان (عرش) است.

73- زيان تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 8

8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .

الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

74- زيان توطئه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 14

14 - توطئه ها و نيرنگ هاى فرعون عليه موسى ( ع ) ، سرانجام به زيان و نابودى او انجاميد .

و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب

«تباب» به معناى خسارت و هلاكت است.

75- زيان جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 26

26 - تأثير سحر و زيان رسانى آن ، به اذن خدا و خواست اوست .

و ما هم بضارين به من أحد إلا بإذن اللّه

76- زيان جاودانگى در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 24

24 - گرفتار شدن به آتش و عذاب ابدى ، خسران واقعى است .

إنّ الخسرين الذين . .. فى عذاب مقيم

77- زيان جدايى از همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 30

30 - جدايى زن و شوهر در بر دارنده زيان براى ايشان است .

ما يفرقون به بين المرء و زوجه و ما هم بضارين . .. إلا بإذن اللّه

78- زيان حق ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

79- زيان حنث سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 7

7- ضرر و زيان نقض سوگند و فريب دادن مردمان ، دامنگير خود نقض كنندگان سوگند و فريب دهندگان خواهد شد .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها و تذوقوا السوء

از اينكه خداوند، ضرر و زيان حنث سوگند و فريب را به خود كسانى كه سوگند خود نقض مى كنند داده و آنان را مخاطب قرار داده است (و تذوقوا السوء) مطلب فوق استفاده مى شود.

80- زيان خبر فاسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 6 - 8،10

8 - نقش ويرانگر منابع خبرى فاسد ، در مناسبات و امنيت جوامع

إن جاءكم فاسق بنبإ . .. أن تصيبوا قومًا بجهلة

از تعليل «أن تصيبوا قوماً بجهالة» و متفرع شدن آن بر فسق مخبر، مطلب بالا نتيجه گيرى مى شود.

10 - جامعه صدر اسلام در معرض خطر ، از ناحيه گزارش هاى برخى از افراد فاسق

إن جاءكم فاسق . .. أن تصيبوا قومًا بجهلة

با توجه به شأن نزول هايى كه مفسران ذكر كرده اند، هشدار خداوند در آيه شريفه، هنگامى صورت گرفت كه نشانه هاى خطر ياد شده در جامعه به نوعى رخ نموده بود.

81- زيان خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 47 - 3

3 - شراب ، مايه ضرر و زيان و آسيب رسان به عقل و هوش آدمى

لا فيها غول و لا هم عنها ينزفون

برداشت ياد شده از مفهوم آيه شريفه به دست مى آيد.

82- زيان خيانت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 3

3 - آثار زيانبار خيانت به ديگران ، دامنگير خود خيانتكار خواهد شد .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً . .. و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

به مقتضاى آيات گذشته، مصداق مورد نظر از «اثماً»، همان خيانتكارى است.

83- زيان در بينش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

84- زيان دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 14،16

14 - اطمينان دادن مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن موسى ( ع ) در صورت دروغ گو بودن ايشان در ادعا هاى خود

و إن يك كذبًا فعليه كذبه

16 - زيان دروغ ، بيشتر از همه ، به خود دروغ گو باز مى گردد .

وإن يك كذبًا فعليه كذبه

85- زيان دزدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 4

4 - تأمين خسارت هاى ناشى از دزدى ، شرط پذيرش توبه سارق *

فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه

مصداق مورد نظر از اصلاح و درستكارى، به مناسبت مورد، تأمين خسارتهايى است كه دزد به صاحبان كالا وارد ساخته است.

86- زيان دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 5

5 - بيان خسارت هاى دشمن در جنگ ، زمينه اى براى تقويت روحيه مجاهدان در رويارويى با آنان

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون

87- زيان دشمنان اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 6

6 - برگشت مكر مكاران مخالف با اديان الهى به خود آنان ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

جمله «فهل ينظرون. ..» هم مى تواند ناظر به بازگشت مكر مكاران عليه خود آنان باشد و هم مى تواند اشاره به كيفر الهى درباره مكاران گذشته داشته باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

88- زيان دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 5

5 - خسارت و پى آمد سوء مكر و حيله مخالفان دين اسلام ، دامنگير خود آنان خواهد گشت .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ و لايحيق المكر السّيّىِ

89- زيان دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

90- زيان دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 10

10 - خسران اخروى همراه با تباهى دنيوى ، از بارزترين انواع خسران ها

خسر الدنيا و الأخرة ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 7

7 - زيان هاى دنيوى ، امرى ناچيز در قبال ضرر اخروى انسان

يومئذ يخسر المبطلون

تقديم ظرف «يوم تقوم» بر «يخسر»، افاده حصر مى كند و مفاد آيه اين است كه «هر زيانى در مقاسيه با زيان آخرت، گويى زيان نيست».

91- زيان دنيوى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 5

5- هر جبّار منحرفى دچار خسارت دنيوى است .

و خاب كلّ جبّار عنيد

«خاب» در لغت به معناى «خسر» و «عنيد» به معناى عدول كننده از درستى آمده است.

92- زيان دنيوى منحرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 5

5- هر جبّار منحرفى دچار خسارت دنيوى است .

و خاب كلّ جبّار عنيد

«خاب» در لغت به معناى «خسر» و «عنيد» به معناى عدول كننده از درستى آمده است.

93- زيان دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 - ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

94- زيان دين فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 13

13 - هر بهايى كه در قبال سوداگرى با آيات الهى قرار گيرد ، اندك و ناچيز است .

لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

معمولاً افرادى كه بر سر آيات الهى سوداگرى مى كنند به قصد رسيدن به بهره هاى فراوان دنيوى است، ولى خداوند آنها را در مقابل از دست دادن دين و محروميّت از مواهب اخروى اندك مى شمارد.

95- زيان رسانى بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 1

1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها

أو ينفعونكم أو يضرّون

96- زيان رسانى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 7

7 - قدرت گسترده و اراده مطلق خداوند ، در رساندن سود و زيان و رحمت و نعمت به انسان ها

قل أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ م

97- زيان رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

98- زيان رسانى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 1

1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

99- زيان رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 9

9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.

100- زيان رهبران متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 9

9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.

101- زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 4

4 - شرك ورزى و پرستش غير خدا ، ضرر و زيانى را متوجه خداوند نخواهد كرد .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 17

17 - ناآگاهى بيشتر مردم از شايستگى انحصارى خداوند به عبادت و پرستش و ضرر و زيان شرك

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه متعلق جهل، مسأله برابر نبودن دو مثل مربوط به مؤمن و مشرك و سرنوشت ايمان و شرك باشد; يعنى،«بل أكثرهم لايعلمون أنّهما لايستويان»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 7

7 - شرك ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

«نون» در «لتكوننّ» براى تأكيد و رفع ترديد است.

102- زيان عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 8

8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .

الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

103- زيان عصيان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 4

4 - ضرر و زيان گناه و نافرمانى مردم از اطاعت خدا و رسول او ، به خود آنان بازمى گردد نه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم

104- زيان عصيان از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 4

4 - ضرر و زيان گناه و نافرمانى مردم از اطاعت خدا و رسول او ، به خود آنان بازمى گردد نه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم

105- زيان عصيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 5

5 - « عن أبى جعفر و عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . فى قوله : « و قد خاب من دسّاها » قال : قد خاب من عصى ;

از امام باقر و امام صادق(ع) . .. درباره سخن خداوند «وقد خاب من دسّاها» روايت شده كه فرمود:[يعنى] به تحقيق زيان ديد كسى كه نافرمانى كرد».

106- زيان علوم غريبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 21

21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

107- زيان عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 8

8 - سود و زيان عمل هر كس ، تنها به خود وى بازمى گردد .

لنا أعملنا و لكم أعملكم

108- زيان عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 10

10- تبيين پيامد هاى سوء اعمال ناپسند ، و جدايى نهى از آنها از روش هاى هدايتى - تبليغى قرآن

و لاتقربوا الزنى إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

109- زيان فردى زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 7

7- عمل ناشايست زنا ، داراى فرجامى بد و ناگوار براى فرد و جامعه

و ساء سبيلاً

از جمله «راههاى بد» راهى است كه منتهى اليه و فرجام آن، ناشايست باشد. بنابراين «ساء سبيلاً» مى تواند مشعر به اين معنا باشد كه: زنا نه تنها خود فاحشه است; بلكه راهى است بد كه فرجام و پيامد آن براى فرد و جامعه نيز، بد و ناپسند است.

110- زيان فرزند كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 3

3 - كشتن فرزند (به عنوان قربانى) و تحريم روزيهاى الهى، نشانه بارز زيانكارى است.

قد خسر الذين . .. و حرموا ما رزقهم الله

111- زيان قطع صله رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 12

12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « قال لى أبى على بن الحسين . . . إياك و مصاحبة القاطع لرحمه . . . قال اللّه عز و جل « الذين . . . يقطعون ما امر اللّه به أن يوصل . . . أولئك هم الخاسرون » ;

پدرم، امام سجاد (ع)، به من فرمود: . .. از همنشينى با كسى كه قطع رحم مى كند بپرهيز ... خداى عز و جل فرمود: «آنان كه ... قطع مى كنند آنچه را كه خدا امر به وصل آن نموده ... اينانند زيانكاران».

112- زيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 3

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 7

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

113- زيان كشتزار قصه داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

114- زيان كشتزار قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 1

1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .

ففهّمنها سليمن

«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.

115- زيان كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 15

15 - بازگشت زيان كفر و بى تقوايى ، به خود انسان نه به خداوند

و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 9

9 - بازگشت سود و زيان ايمان به خود انسان نه خداوند

فامنوا خيراً لكم و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض

جواب شرط «ان تكفروا» به قرينه «خيراً لكم» و نيز جمله «فان للّه . ..» مى تواند به اين گونه باشد «يكن شراً لكم و لايضر اللّه شيئاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 5

5 - پى آمد زيان بار كفر ، متوجه خود انسان ها است .

فمن كفر فعليه كفره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 7

7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 11

11- هدر دادن امكانات زندگى در مسير كفر و گمراهى ، زيان و زمينه ساز عذاب الهى است .

أُولئك الذين حقّ عليهم القول . .. إنّهم كانوا خسرين

تعبير «إنّ» در صورتى كه عليت را برساند، نشان مى دهد كه نفس همين خسران، باعث شده تا عده اى گرفتار عذاب حتمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

116- زيان كفران نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5

5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .

لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 5

5- آسيب و زيان ناسپاسى توانگران در برابر نعمت هاى الهى ، دامنگير خود ايشان است .

فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 14

14 - خسارت كفران نعمت الهى ، به خود كفران كننده بازمى گردد .

و من كفر فإنّ اللّه غنىّ

به قرينه مقابله، «و من يشكر. ..» جواب شرط «من كفر» حذف شده است و «إنّ اللّه...» تعليل براى جواب مقدر است; يعنى، هركس كفران نعمت كند ضررش به خودش برمى گردد; چون خداوند نيازى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 7

7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم

117- زيان كم فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 5

5- كم فروشى و خيانت اقتصادى ، به گمان جلب منافع بيشتر ، بد فرجام و عملى زيان آور و ناميمون است .

و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و أحسن تأويلاً

118- زيان گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 6

6 - زيان واقعى انسان ، در ضلالت و از دست دادن هدايت است .

اشتروا الضللة بالهدى فما ربحت تجرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 9

9 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خودِ گمراهان است .

و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 1،2

1- نفع هدايت و ضررِ گمراهى هر كسى متوجه خود اوست .

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

2- هدايت ، دربردارنده سود و منافع و گمراهى در پى دارنده زيان و ضرر

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 3

3 - گمراهى ، داراى ضرر و خسارت براى خود گمراه است .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 11

11 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خود گمراهان است .

و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 11

11- هدر دادن امكانات زندگى در مسير كفر و گمراهى ، زيان و زمينه ساز عذاب الهى است .

أُولئك الذين حقّ عليهم القول . .. إنّهم كانوا خسرين

تعبير «إنّ» در صورتى كه عليت را برساند، نشان مى دهد كه نفس همين خسران، باعث شده تا عده اى گرفتار عذاب حتمى شوند.

119- زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 18

18 - بازگشت زيان معصيت به گنهكار است نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 1،2،4،5،6

1 - آثار زيانبار گناه ، دامنگير خود انسان

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

2 - توجه آدمى به بازگشت آثار زيانبار گناه به خود ، زمينه گرايش به توبه و استغفار

ثم يستغفر اللّه يجد اللّه . .. و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

خداوند پس از ارائه راه آمرزش، اين حقيقت را بيان كرده كه آثار گناه و خيانت، دامنگير خود گناهكار خواهد شد، تا او را از خيانت و گناه باز دارد و در صورت ارتكاب، به توبه و استغفار روى آورد.

4 - خداوند بازگرداننده آثار زيانبار گناه به گنهكاران

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جمله «كان اللّه عليما حكيما» مى رساند كه تحميل آثار سوء آدمى به دست خداوند است.

5 - خداوند ، آثار سوء گناه آدمى را بر اساس علم خويش و بدور از هرگونه خطا به وى باز مى گرداند .

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

توصيف خداوند به «عليما» براى رساندن اين معناست كه در بازگرداندن آثار سوء گناه، هيچ خطايى رخ نخواهد داد.

6 - بازگرداندن آثار زيانبار گناه به گنهكاران ، كارى حكيمانه

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 10

10 - مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

120- زيان گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 4

4 - خداوند بازگرداننده آثار زيانبار گناه به گنهكاران

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جمله «كان اللّه عليما حكيما» مى رساند كه تحميل آثار سوء آدمى به دست خداوند است.

121- زيان مبارزه با رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

122- زيان مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 3

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

123- زيان محروميت از حمايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 17

17 - از دست دادن پشتيبانى و حمايت خدا ، خسران واقعى براى انسان است .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده . .. إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أه

124- زيان مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

125- زيان مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 4،5

4 - كسانى كه على رغم تكذيب انبيا ، خويشتن را از عذاب الهى مصون مى پندراند ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

5 - تكذيب كنندگان انبيا ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

126- زيان مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 9

9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.

127- زيان مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 4

4 - خسارت و پى آمد سوء مكر ها و حيله ها ، تنها دامنگير صاحبان آن خواهد شد .

و لايحيق المكر السّيّىِ إلاّ بأهله

128- زيان منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 4

4 - منافقان ، به سود و زيان واقعى خويش آگاهى ندارند .

و ما كانوا مهتدين

متعلق «مهتدين» به دليل جمله هاى قبل، سود و زيان واقعى است; يعنى: و ما كانوا مهتدين الى منافعهم و مضارهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 7

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

129- زيان ناپذيرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 1،3

1- موسى ( ع ) در راستاى رسالت خويش به بنى اسرائيل اعلام كرد كه كفر آنان و تمامى ساكنان زمين زيانى به خداوند نمى رساند .

و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد

«إن» در «إن تكفروا» شرطيه است و جواب آن «لم يتضرر هو» مى باشد كه محذوف است و «فإن الله لغنى» تعليل جزاى شرط محذوف مى باشد.

3- كفران نعمت هاى خداوند هيچگونه زيانى به او نمى رساند .

إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا

مراد از «إن تكفروا» به قرينه «و لئن كفرتم»كه به معناى كفران بود، مى تواند ناسپاسى در برابر نعمتهاى خدا باشد.

130- زيان واقعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 17،18،24

17 - از دست دادن پشتيبانى و حمايت خدا ، خسران واقعى براى انسان است .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده . .. إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أه

18 - تنها آنچه به خسران انسان در آخرت مى انجامد ضرر و زيان واقعى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

با توجه به اين كه الف و لام در «الخاسرين» دلالت بر كمال مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

24 - گرفتار شدن به آتش و عذاب ابدى ، خسران واقعى است .

إنّ الخسرين الذين . .. فى عذاب مقيم

131- شدت زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 2

2- تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

132- عالم به زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 3

3- خداوند به دليل حاكميّت بر رستاخيز و نظام كيفرى انسان ها ، تنها منبع آگاه از سود و زيان واقعى آنان است .

إنّا أعتدنا جهنّم . .. هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

خداوند پس از اين كه موضع قيامت و كيفر كافران را در آيات قبل يادآور شده، در مقام اِخبار از سود و زيان واقعى انسان ها برآمده است. اين نكته نشانه آن است كه در شناخت سود و زيان، تنها، گفته هاى او ملاك است; چرا كه فرجام انسان ها را، او رقم مى زند.

133- عوامل زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 6

6 - زيان واقعى انسان ، در ضلالت و از دست دادن هدايت است .

اشتروا الضللة بالهدى فما ربحت تجرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 11

11 - شكستن پيمان هاى الهى ، گسستن روابطى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده و فسادگرى در زمين ، زيان واقعى انسان را در پى دارد .

الذين ينقضون عهد اللّه . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6،8،9

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

8 - شكستن پيمان هاى الهى ، مايه زيانكار شدن آدمى و تباه كردن هستى خويش است .

ثم توليتم من بعد ذلك فلولا فضل اللّه . .. لكنتم من الخسرين

«ذلك» اشاره به پيمان و التزام به پذيرش كتاب آسمانى و تنظيم كردن عقايد و معارف بر اساس آن است.

9 - اعراض از معارف و احكام كتاب هاى آسمانى ، مايه خسارت و تباه كردن هستى خويش

خذوا ما أتينكم بقوة . .. ثم توليتم من بعد ذلك فلولا ... لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 12

12 - ترك دستورات قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب تباهى و خسران است .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

چنانچه مراد از تلاوت در جمله «يتلونه» پيروى كردن باشد، مى توان گفت: مراد از كفر در «و من يكفر»، به قرينه مقابله، ترك دستورات قرآن - كه از آن به «كفر عملى» تعبير مى كنيم - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 1

1 - آثار زيانبار گناه ، دامنگير خود انسان

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 19

19 - پذيرندگان ولايت شيطان ، مردمى زيانكار با خسارتى آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 5

5 - دلخوشى به وعده ها و آرزو هاى شيطانى ، زيانى آشكار

فقد خسر خسراناً مبيناً. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جمله «يعدهم و يمنيهم» دليل براى جمله «فقد خسر خسراناً مبيناً» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 13،14،15

13 - زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل

فقتله فاصبح من الخسرين

14 - آدمكشى ، در پى دارنده زيان و تباهى

فقتله فاصبح من الخسرين

15 - پيروان هواى نفس ، در معرض خسارت و زيان

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله فاصبح من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 14

14 - محرومان از هدايت الهى ، در خطر تباهى اعمال نيك و زيان ديدن از كردار خويش

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين . .. حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 3

3 - شناخت برخى مجهولات آثار ناخوشايند و زيانبارى دارد .

لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 4،5

4 - جهل و سفاهت، عامل انحراف و زيانكارى است.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

5 - قوانين و مقررات غير متكى بر علم، زيان آور خواهد بود.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

وصف «بغير» بيان ريشه و سبب اصلى كارهاى جاهلانه مشركان است و به همين جهت كه سبب بيان گرديد، قابل تعميم است. يعنى هر قانون و رسمى كه مبتنى بر علم نباشد، زيان در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 4

4 - استمرار انكار و تكذيب آيات الهى عامل خسارت و از دست دادن سرمايه جان

و من خفت موزينه . .. بما كانوا بأيتنا يظلمون

«باياتنا» متعلق به «يظلمون» است و چون «يظلمون» به وسيله حرف «باء» متعدى شده، متضمن معناى تكذيب است يعنى: يكذبون باياتنا حالكونهم ظالمين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 7

7 - آدم و حوا خويشتن را به سبب خطا و لغزش از زيانكاران شمردند.

إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 3،4،7

3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين

و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 4

4 - هلاكت به عذاب هاى الهى موجب خسارت انسان

كأن لم يغنوا فيها . .. كانوا هم لخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 5،6

5 - تكذيب آيات الهى ، در پى دارنده خسران و بر باد رفتن سرمايه سعادت انسان است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

6 - تكذيب قرآن ، مايه خسران و از دست دادن سرمايه سعادت است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 1،2،4

1- دروغ بستن به خدا وبازدارى مردم از راه او ، موجب خسارت و تباه كردن سرمايه عمر است .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك الذين خسروا أنفسهم

2- تلاش براى منحرف نشان دادن راه خدا و انكار سراى آخرت ، موجب خسارت و تباهى سرمايه عمر است .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون ... أُولئك الذين خسروا أنفسهم

4- باور به معبودهايى غير از خداى يكتا ، باورى واهى و مايه خسران و تباهى است .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 15،16

15- صالح ( ع ) ، توجه كردن به درخواست كافران قومش ( ترك ابلاغ توحيد ) را ، مايه خسارت و تباهى خويش دانست .

فما تزيدوننى غير تخسير

«تخسير» به معناى خسارت زدن مى باشد و فاعل آن قوم ثمود است.

16- ترك وظايف الهى به خاطر خوشايند كافران ، مايه خسارت و تباهى است .

فما تزيدوننى غير تخسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 5

5- كم فروشى و خيانت اقتصادى ، به گمان جلب منافع بيشتر ، بد فرجام و عملى زيان آور و ناميمون است .

و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و أحسن تأويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 4

4- كفرپيشگى ، عامل زيان آدمى به رغم كار و تلاش بسيار است .

للكفرين نزلاً . قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

«أعمالاً» تميز براى «أخسرين» است. به گفته اهل ادب، اصل در تميز، مفرد بودن است، ولى در اين آيه، جمع آمده است. جمع آمدن «أعمالاً» مى تواند براى اشاره به تنوع اَعمال كافران باشد; يعنى، كافران، اگر چه عمل هاى متنوع و بسيار داشته باشند، ولى - برخلاف تصوّرشان - سودى نخواهند برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 2

2- توطئه و نيرنگ بت پرستان عليه ابراهيم ( ع ) ، عامل خسران و زيان كارى كامل آنان شد .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 2

2 - عقايد باطل و كردار هاى بد ، مايه وارد شدن زيان به سرمايه هاى وجودى انسان

و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 10

10 - ايمان به باطل و كفر به خدا ، خسارتبار است .

و الذين ءامنوا بالبطل . .. أُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 1

1 - كفر ، امرى خسارت بار است و بازتاب خسارت آن ، براى خود كافر است .

من كفر فعليه كفره

«عليه» جار و مجرور و متعلق به «كفره» است. مقدم شدن آن، براى بيان اين نكته است كه پيامدهاى ناگوار كفر، به خود كافران اختصاص دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 21

21 - گوش نسپردن به سخنان و پيروى نكردن از بهترين آنها ، موجب خسران و تباهى عمر و خانواده است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم . .. الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

آيات گذشته در توصيف خاسران بود و آيه مورد بحث، درباره كسانى است كه در قطب مخالف زيان كنندگان قرار داشته و در سايه گوش فرا دادن به سخنان و گزينش بهترين آنها، به سعادت نايل شده اند. بنابراين از ارتباط ميان آيات ياد شده، به دست مى آيد كه استماع سخنان و گزينش بهترين آنها موجب سعادت و ترك آن سبب خسران و بدبختى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 5

5 - كفر و انكار آيات الهى ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

«خسارت» - ضد ربح (سود) - به معناى ضرر و زيان است و آمدن ضمير فصل (هم)، دلالت بر حصر و تأكيد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 5

5 - كفر و شرك به خدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه ها ، توانمندى ها و تمدن ها است .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. كنّا به مشركين ... و خسر هنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 23 - 6،7

6 - گمان هاى بى جا و ناروا نسبت به خداوند ، عامل هلاكت و خسران آدمى

ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخسرين

7 - تكيه بر گمان و پندار ، در زمينه مسائل اعتقادى ، مايه زيان و خسران آدمى

و ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 10

10 - انكار معاد ، عامل خسران و زيان انسان

قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين . .. يومئذ يخسر المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 7

7- بخل از انفاق در راه خدا ، مايه خسارت خود انسان

و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 7

7 - تحميل آرا و تمايلات سطحى مردم ، به رهبرى الهى ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، مايه مشقت و زيان حتمى خود آنان

لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 8

8 - غفلت از ياد خدا و بيگانگى با آن در زندگى ، از عوامل خسران انسان ها

فأنسهم ذكر اللّه . .. إنّ حزب الشيطن هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 7

7 - دلبستگى به مال و اولاد و غفلت از ياد خدا ، موجب خسران براى انسان

و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 9 - 4

4 - دورى از تعاليم دين و سرپيچى از فرمان هاى خدا و پيامبران ، پيامددار سرنوشتى شوم و خسارت بار

عتت عن أمر ربّها . .. فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 10

10 - ثروت و قدرت بدون ايمان ، سعادت بخش و سودمند به حال بشر نيست ; بلكه موجب خسارت و بدبختى است .

و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

134- عوامل زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 5

5 - نقش اعمال خود انسان در زيانكارى و سعادتمندى اخروى وى

الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 2،4،5

2- ورشكستگى و زيان اخروى انسان ، نتيجه قهرى و اجتناب ناپذير دنياگرايى و غفلت زدگى اوست .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون . لاجرم أنه

4- بهره نگرفتن از ابزار شناخت در جهت فهم حقايق معنوى ، مايه زيان واقعى انسان در آخرت است .

طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون

5- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، موجب زيان و ورشكستگى واقعى انسان در آخرت است .

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 8

8 - ظلم ، موجب زيان كارى و محروميت انسان ، در قيامت خواهد شد .

و قد خاب من حمل ظلمًا

«خيبة»; يعنى، از كف دادن مطلوب (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 9

9 - پايبندى به دين به خاطر سود مادى و ر ها كردن آن ( ارتداد ) به وقت دشوارى ها و محروميت ها ، مايه خسران و تباهى دنيا و آخرت

و إن أصابته فتنة انقلب على وجهه خسر الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 4

4 - بى اعتقادى به آخرت ، مايه از دست رفتن گران بهاترين سرمايه ها و زيان شديد انسان در روز جزا

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 4

4 - آيين شرك و عبادت غيرخدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه عمر آدمى و محروميت از بهره هاى بايسته از خانواده در عرصه قيامت

فاعبدوا ما شئتم من دونه قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 13

13 - فراهم كردن زمينه هاى گمراهى خود و خانواده خويش ، مايه خسران و سرزنش در صحنه قيامت

و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم

135- عوامل زيان به جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 2 - 1

1 - برخورد دوگانه تاجران ، هنگام فروش كالا و خريد آن و به كار بردن سنجش دقيق با پيمانه كامل تنها به هنگام خريد ، مايه زيان جامعه و زمينه ساز عذاب الهى است .

ويل للمطفّفين . الذين إذا اكتالوا على الناس يستوفون

«اكتالوا»; يعنى، با پيمانه كالا را دريافت كردند. حرف «على» در آيه شريفه جايگزين حرف «من» شده است تا نشانگر متضرر شدن مردم از اين گونه تجارت باشد.

136- عوامل زيان به عقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 47 - 3

3 - شراب ، مايه ضرر و زيان و آسيب رسان به عقل و هوش آدمى

لا فيها غول و لا هم عنها ينزفون

برداشت ياد شده از مفهوم آيه شريفه به دست مى آيد.

137- عوامل زيان حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 11

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» - به قرينه مقابله با «مؤمنين» - كافران باشند.

138- عوامل زيان دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 9

9 - پايبندى به دين به خاطر سود مادى و ر ها كردن آن ( ارتداد ) به وقت دشوارى ها و محروميت ها ، مايه خسران و تباهى دنيا و آخرت

و إن أصابته فتنة انقلب على وجهه خسر الدنيا و الأخرة

139- عوامل زيان ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 10

10- ظالمان نه تنها از رحمت و شفاى قرآن بهره اى نمى گيرند ; بلكه تنها ، مايه خسران و زيان آنان مى شود .

و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا

140- عوامل زيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 11

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» - به قرينه مقابله با «مؤمنين» - كافران باشند.

141- عوامل نجات از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 9،10

9 - آدم و حوا آمرزش خدا و رحمت وى را تنها عامل نجات خويش از زيانكارى دانستند.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

10 - مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 8

8- نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

142- مراتب زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 2

2- تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد.

مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 6

6 - تفاوت ميزان زيان كارى خطاكاران در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

تعبير «الأخسرون» (زيانكارترين ها) مى رساند كه گناه كاران به طور يكسان در آخرت زيان نمى بينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 18،24

18 - تنها آنچه به خسران انسان در آخرت مى انجامد ضرر و زيان واقعى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

با توجه به اين كه الف و لام در «الخاسرين» دلالت بر كمال مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

24 - گرفتار شدن به آتش و عذاب ابدى ، خسران واقعى است .

إنّ الخسرين الذين . .. فى عذاب مقيم

143- مصونيت از زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 11

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 23 - 6

6- مؤمنان داراى اعمال شايسته ، تنها انسانهايى كه سرمايه عمر خويش را تباه نساخته و از زيان كارى در دنيا و آخرت مصونند .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم . .. إن الذين ءامنوا ... أُولئك أصحب الجنة

144- مصونيت از زيان دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 23 - 6

6- مؤمنان داراى اعمال شايسته ، تنها انسانهايى كه سرمايه عمر خويش را تباه نساخته و از زيان كارى در دنيا و آخرت مصونند .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم . .. إن الذين ءامنوا ... أُولئك أصحب الجنة

145- معبود راستين و دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

146- معبودان باطل و تبديل زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 9

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

147- معبودان باطل و دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 9

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 4

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود

ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 4،6،9

4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد

6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان

أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت

مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.

148- ملاك تشخيص زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 5

5 - فرجام هر قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آنان است .

كأن لم يغنوا فيها الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند، زيانكار بودن كفرپيشگان قوم شعيب را پس از تبيين فرجام شومشان بيان داشت تا به اين نكته اشاره كند كه فرجام هر قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آن است.

149- ملاك زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 34 - 2

2 - پيروى از پيامبر ، كارى زيانبار در بينش اشراف و عناصر رفاه زده

و لئن أطعتم . .. إنّكم إذًا لخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 50 - 3

3 - اعتقاد ساحران مؤمن به زيان نكردن انسان از تحمل دشوارى ها در راه خدا

قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون

جمله «إنّا إلى ربّنا. ..» تعليل براى «لاضير» و بيانگر مطلب ياد شده است.

150- ملاكهاى زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 15

15 - خداوند حضور مسلمانان فقير و ضعيف را در اطراف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام زيانبار نمى داند.

ما عليك من حسابهم من شىء

مرجع ضمير در «حسابهم» مى تواند معنوى باشد ; يعنى كسانى كه خواهان طرد مؤمنان فقير از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. و مقصود از «ما عليك» يعنى چيزى به ضرر تو از ناحيه محاسبات كافران اتفاق نخواهد افتاد.

151- منشأ زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 4،5،6،8،11،13

4 - كسى جز خداوند قادر بر نفع و زيان رسانى نيست .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

5 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مالك هيچ سود و زيانى براى مردم نيستند .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

6 - تنها كسى شايسته پرستش است كه زمام زيان و نفع مردم به دست اوست .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

8 - شرك و پرستش غير خدا ، برخاسته از ناآگاهى به مالك حقيقى سود و زيان و سرچشمه قدرت در هستى

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

11 - تنها خداوند ، شنواى درخواست ها و آگاه به سود و زيان انسانهاست .

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

13 - شنوايى و دانايى مطلق ، شرط توانايى بر سود و زيان رسانى به مردم

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

به نظر مى رسد جمله «و اللّه . ..» برهانى است بر دو حقيقتى كه در فراز قبل بيان شد، يكى توان خداوند به ضرر و نفع رسانى و ديگر، ناتوانى غير خدا بر آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 5

5 - خداوند يگانه، توانا بر رساندن نفع و ضرر به آدميان، شايسته پرستش است.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 6

6 - سود و زيان آدميان ، تنها در دست خداوند است .

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 2،4

2 - هيچ معبودى به جز خداوند ، قادر بر رساندن سود و زيان به آدميان نيست .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

4 - سود و زيان آدميان ، تنها به دست خداوند است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 3

3- نفع و ضرر آدمى ، در انحصار خداوند است .

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

بيان اين حقيقت كه معبودها هيچ سود و زيانى به حال انسان ها ندارند، مى تواند اشاره و تعريض به اين نكته باشد كه سود و زيان تنها در دست خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 2

2 - سود و زيان آدميان ، تنها در دست خداوند است .

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 7،10

7 - قدرت گسترده و اراده مطلق خداوند ، در رساندن سود و زيان و رحمت و نعمت به انسان ها

قل أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ م

10 - تنها حقيقتى كه نفع و زيان انسان ها به دست او است ، شايسته حاجت خواهى و يارى جستن از او است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . .. أو أرادنى برحمة هل هنّ مم

ذكر خالقيت خدا، پيش از طرح مسأله ناتوانى معبودها از سود رسانى و يا بر طرف كردن گزند از انسان ها، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه توانايى بر انجام چنين كارى، تنها از عهده خدا برمى آيد و هر كس چنين باشد، شايسته حاجت بردن به درگاه او است; نه معبودهاى ناتوان مشركان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 10

10 - تحقّق حتمى اراده الهى ، در صورت تعلّق اراده او به سود و زيان آدمى

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 21 - 3،4

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مالك نفع و ضرر و سود و زيان مردمان نيست .

قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا

4 - سود و زيان و هدايت شدن و يا گمراه گشتن انسان ها ، تنها به دست خداوند است .

قل انّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا

آيه بعد - كه در آن از ناتوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر خداوند مطرح شده است - قرينه است بر اين كه اعلام مالك نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به سود و زيان و هدايت شدن و گمراه گشتن انسان ها، بيانگر انحصار اين مالكيت براى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 4

4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .

لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

152- موارد زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 15،19

15 - وانهادن ولايت خداوند و پذيرش ولايت شيطان ، زيان آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

19 - پذيرندگان ولايت شيطان ، مردمى زيانكار با خسارتى آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 3

3 - ورود به جهنم ، زيانى آشكار است .

فقد خسر خسراناً مبيناً . .. أولئك ماويهم جهنم

جمله «أولئك . ..» مى تواند بيان خسارتى باشد كه در جمله «فقد خسر ...» به آن تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 10

10 - هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 15

15 - تباهى كردار نيك آدمى ، خسران و زيانكارى است .

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 11

11 - آنان كه سرمايه جان به خسارت از كف داده اند، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را انكار مى كنند.

الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 14

14 - زندگى منهاى دين و اعتقاد به قيامت زيانبار و تباهگر سرمايه عمر آدمى است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. يحسرتنا على ما فرطنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 8

8 - زيان حقيقى انسان به دوزخى شدن اوست .

فيجعله فى جهنم أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 7

7 - ايثار مال و جان در راه غير خدا و در قبال بهايى جز بهشت ، زيان و خسران است .

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

خداوند، با پيشنهاد بهاى بزرگى چون بهشت در قبال جان و مال مؤمنان، در حقيقت بيان داشته است كه فروختن جان و مال به چيزى جز بهشت، مايه خسران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 10

10- زيان كارى و خسارت واقعى انسان ، در عدم آمرزش گناهان و شامل نشدن رحمت خداوند بر اوست .

و إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 3

3 - كارى كه نه سودآور باشد و نه دور كننده زيان ، عملى ناپسند و ناشايست است .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 7

7 - شرك ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

«نون» در «لتكوننّ» براى تأكيد و رفع ترديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 10

10 - از كف دادن سرمايه هاى وجودى ، بزرگ ترين زيان آدمى در زندگى است .

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 1

1 - از بين رفتن محصولات كشاورزى ، خسارتى سنگين و تكان دهنده براى انسان ها

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

153- موانع تشخيص زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 6

6- شتابزدگى انسان ، عامل اشتباه وى در شناخت سود و زيان واقعى خود

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

جمله «و كان الإنسان عجولاً» در مقام تعليل براى «و يدع الإنسان. ..» است; يعنى، چون انسان عجول است، شر و خير و سود و زيان خويش را يكسان مى بيند و به دنبال هر دو مى شتابد.

154- موانع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 4

4- زيانكار نبودن انسان ، منوط به انجام اَعمالى ماندگار و ثمربخش تا ابديت هستى است .

الأخسرين أعملاً الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 13

13 - پيروى از دستورات وحى و رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچگاه به خسران و گمراهى انسان نخواهد انجاميد .

و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم

از تأكيد خداوند بر نقش هدايت گرى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اين نكته استفاده مى شود كه تعاليم وحى هيچ گاه به خسران و گمراهى

انسان منتهى نخواهد شد.

155- موانع زيان به مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 12

12 - نقش بارز صلح حديبيه ، در كوتاه شدن دست دشمنان از ضربه زدن به مسلمانان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

ممكن است «هذه» اشاره به صلح حديبيه داشته باشد و «كفّ. ..» مترتب بر آن بوده و نتيجه آن به شمار آيد.

156- موجبات زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 11

11 - فرار از جنگ و جهاد ، ممنوع و زيانبار است .

و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 8

8 - عصيان پروردگار، موجب زيان و خسران آدمى است.

ظلمنا انفسنا . .. لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 7

7 - تكذيب آيات الهى موجب زيان و ضايع كردن سرمايه عمر است .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

از مصاديق مورد نظر براى گمراهان، به قرينه آيه قبل، تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

157- موجبات زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 30،33،37

30 - كفر به احكام الهى ، موجب حبط عمل و زيان اخروى است .

و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين

منظور از «ايمان» مى تواند به معناى مصدرى آن (باورها) باشد و نيز مى تواند معارف و مسائلى باشد كه ايمان به آنها لازم

است، مراد از آن معارف، به قرينه فرازهاى پيشين آيه، احكام دينى است.

33 - ارتداد ، موجب حبط عمل و زيان اخروى است .

و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين

ظاهر جمله «من يكفر بالإيمن» اين است كه ايمان تحقق يابد و آنگاه به آن كفر ورزيده شود و مورد انكار قرار گيرد، چنين كفرى را ارتداد مى گويند.

37 - حبط اعمال ، موجب زيان در آخرت خواهد شد .

فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين

158- مؤمنان و زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 1

1 - تنها مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام داده و يكديگر را به پذيرش حق و شكيبايى توصيه مى كنند ، گرفتار خسارت نخواهند شد .

إنّ الإنسن لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصو

159- ناپسندى زيان رسانى به مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 71 - 9

9- آسيب رساندن به جان مردم ، امرى بس نكوهيده و ناروا است .

أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا

160- نجات از زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 - شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

161- نجات از زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 - شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

162- نشانه هاى زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 3

3 - كشتن فرزند (به عنوان قربانى) و تحريم روزيهاى الهى، نشانه بارز زيانكارى است.

قد خسر الذين . .. و حرموا ما رزقهم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 2

2 - سبكى و بىوزنى اعمال آدمى در قيامت نشانه زيانكارى است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم

163- نشانه هاى زيان اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 1

1 - سبكى كفّه ترازوى عمل ، نشان خسران و زيان كارى واقعى انسان در قيامت

و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنفسهم

164- نوح(ع) و نجات از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 8

8- نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

165- نهى از زيان به ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 181 - 4

4 - ممنوعيت ضرر زدن به ديگران ، در بينش اديان آسمانى

و لاتكونوا من المخسرين

166- وضوح زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 6

6 - ضرر و زيان كفر و شرك ، امرى روشن و شناخته شده

و ظالم لنفسه مبين

167- وضوح زيان كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 6

6 - ضرر و زيان كفر و شرك ، امرى روشن و شناخته شده

و ظالم لنفسه مبين

زيانكاران

168- {زيانكاران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 10،12

10 - فاسقان ، مردمى زيانكارند .

أولئك هم الخسرون

12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « قال لى أبى على بن الحسين . . . إياك و مصاحبة القاطع لرحمه . . . قال اللّه عز و جل « الذين . . . يقطعون ما امر اللّه به أن يوصل . . . أولئك هم الخاسرون » ;

پدرم، امام سجاد (ع)، به من فرمود: . .. از همنشينى با كسى كه قطع رحم مى كند بپرهيز ... خداى عز و جل فرمود: «آنان كه ... قطع مى كنند آنچه را كه خدا امر به وصل آن نموده ... اينانند زيانكاران».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 6

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 10

10 - كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) خسارت ديدگان واقعى و تباه كنندگان خويش هستند .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 7

7 - توجه به بهره مندى مسلمانان در آخرت و زيان ديگران ، انگيزه اى براى پذيرش اسلام

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 12

12 - قابيل ، از زمره زيانكاران

فاصبح من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 - كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 1،5

1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 7

7 - آدم و حوا خويشتن را به سبب خطا و لغزش از زيانكاران شمردند.

إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 4،5

4 - كسانى كه على رغم تكذيب انبيا ، خويشتن را از عذاب الهى مصون مى پندراند ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

5 - تكذيب كنندگان انبيا ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 4،7

4 - آنانكه دارايى هاى خويش را براى مبارزه عليه اسلام هزينه كنند ، از ناپاكان و زيانكاران هستند .

فسينفقونها . .. و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

7 - كافران حق ستيز ، زيانكاران واقعى هستند .

أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 14

14 - منافقان و كافران ، زيانكاران واقعى تاريخند .

وعد اللّه المنفقين . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2،3

1- كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2- تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 17

17- افزايش اطمينان صالح ( ع ) به زيان كارى كافران ثمود ، تنها دستاورد اصرار آنان بر انصراف او از دعوت به توحيد

فما تزيدوننى غير تخسير

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «تخسير» به معناى نسبت دادن خسارت و تباهى باشد، همانند تكفير و تفسيق

كه به معناى نسبت دادن كفر و فسق مى باشد. بر اين مبنا، فاعل «تخسير» حضرت صالح(ع) است و مفاد جمله «فما تزيدوننى ...» چنين خواهد شد: آنچه اصرار شما بر ترك دعوت به توحيد، بر من مى افزايد اين است كه شما را در خسارت و تباهى ببينم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 14

14- پرستش كنندگانِ خدايان دروغين ، مردمانى تباه شده و خسارت ديده اند .

و ما زادوهم غير تتبيب

«تتبيب» در لغت به معانى خسارت ديدن ، خسارت زدن ، هلاكت ساختن و نيز نفرين و درخواست هلاكت و خسارت ، آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 5

5- هر جبّار منحرفى دچار خسارت دنيوى است .

و خاب كلّ جبّار عنيد

«خاب» در لغت به معناى «خسر» و «عنيد» به معناى عدول كننده از درستى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 9

9 - باطل باوران و كافران به خدا ، قطعاً ، زيان كارند .

و الذين ءامنوا بالبطل و كفروا باللّه أُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 6

6 - مشركان ، از زيانكاران و خسارت ديدگان اند .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 15

15 - مخالفان پيامبران ، مردمانى زيان كاراند .

إنّهم كانوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 8

8 - دلبستگان به مال و اولاد ، غافل از ياد خدا و داراى فرجامى خسارت بار

و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 1

1 - كسانى كه نفس خود را در گناه مدفون ساخته ، آن را به سقوط و تباهى مى كشانند ، محروم و زيانكاراند .

و قد خاب من دسّيها

«خاب»; يعنى، محروم شد، خسارت ديد و به آنچه خواست، نرسيد (قاموس). «دسّاها»; يعنى، آن را ساقط كرد و از بهره آن كاست. «دسَّيْتُ»; يعنى، گمراه و فاسد كردم (لسان العرب). اين فعل كه «دَسَّسَ» بوده و حرف «سين» در آن به «ياء» تبديل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن كرد) است. مراد از «دسّاها» - به قرينه «ألهمها فجورها» - مدفون ساختن نفس در معصيت ها و كشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

169- زيانكاران اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1،3

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

3- محرومان از هدايت الهى در دنيا ، زيانكاران و سرمايه باختگان واقعى در آخرتند .

و أن الله لايهدى القوم الكفرين . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون

170- زيانكاران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 6

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

171- زيانكاران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 104 - 1

1 - صورت زيان كاران دوزخى ، مواجه با هجوم مداوم شعله هاى آتش دوزخ

تلفح وجوههم النار

«لَفْح» (مصدر «تلفح») به معناى سوزاندن است; يعنى، «آتش، چهره هاى آنها را مى سوزاند». گفتنى است كه به كارگيرى فعل مضارع (تلفح)، بيانگر هجوم پى در پى شعله هاى آتش دوزخ مى باشد.

172- زيانكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 6

6 - مردمى كه بر انكار معاد پاى فشردند و از اين گمراهى دست برنداشتند ، در قيامت مردمى زيانكار و ورشكسته خواهند بود .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 5

5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد

و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون

«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.

173- فرجام زيانكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 4

4 - جاودانگى در عذاب دوزخ ، فرجام زيان كاران فاقد عمل صالح و گران وزن

و من خفّت موزينه . .. فى جهنّم خلدون

174- كيفر اخروى زيانكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 5

5 - آتش ، وسيله اصلى عذاب و كيفر زيانكاران در قيامت

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

175- محروميت زيانكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 4

4 - زيانكاران ، محرومان از ايمان به آيات الهى

الخسرين. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

176- ملاك تشخيص زيانكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

زيانكارى

177- زمينه زيانكارى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 13

13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

178- زيانكارى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 7

7 - آدم و حوا خويشتن را به سبب خطا و لغزش از زيانكاران شمردند.

إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

179- زيانكارى اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

180- زيانكارى اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 12

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

181- زيانكارى اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

182- زيانكارى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2،3

1- كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2- تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 5

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

183- زيانكارى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 12

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

184- زيانكارى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 6

6 - تفاوت ميزان زيان كارى خطاكاران در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

تعبير «الأخسرون» (زيانكارترين ها) مى رساند كه گناه كاران به طور يكسان در آخرت زيان نمى بينند.

185- زيانكارى اخروى مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

186- زيانكارى اخروى مرتدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

187- زيانكارى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

188- زيانكارى اخروى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

189- زيانكارى اخروى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

190- زيانكارى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 5

5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد

و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون

«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.

191- زيانكارى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 1،2

1 - عموم انسان ها ، سرمايه خويش را از كف داده ، در زيان بزرگى فرورفته اند .

إنّ الإنسن لفى خسر

«انسان» اسم جنس و حرف «ال» در آن، براى استغراق افراد است. تعميم خسارت بر تمامى انسان ها و آنگاه استثناى

مؤمنان (در آيه بعد)، بيانگر آن است كه اكثريت چشمگيرى از انسان ها، دچار خسارت اند.

2 - خداوند ، در تأكيد بر خسارت بار بودن وضع انسان ها ، به عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) سوگند ياد كرده است .

و العصر . إنّ الإنسن لفى خسر

192- زيانكارى اهل باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 12،13

12 - قيامت ، روز كشف زيان كارى اهل باطل

و خسر هنالك المبطلون

13 - خسارت و زيان بارى اهل باطل ، به هنگام نزول عذاب استيصال

و خسر هنالك المبطلون

193- زيانكارى اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 8

8- امت هاى محكوم به كيفر حتمى الهى ، مردمى سرمايه باخته و زيانكار

حقّ عليهم القول . .. إنّهم كانوا خسرين

194- زيانكارى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 5

5- برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .

إنا إذًا لخسرون

195- زيانكارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6،7

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

196- زيانكارى ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 5

5- آسيب و زيان ناسپاسى توانگران در برابر نعمت هاى الهى ، دامنگير خود ايشان است .

فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه

197- زيانكارى ثروتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 13

13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

198- زيانكارى جوامع عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 9 - 2،3

2 - جوامعى كه از فرمان هاى خدا و پيامبران سرباز زدند ، به فرجامى خسارت بار گرفتار شدند .

و كان عقبة أمرها خسرًا

3 - جوامع عصيانگر و متمرد از فرمان هاى خدا و پيامبران ، در معرض روبه رو شدن با پيامد هاى سنگين كردار خويش و دچار شدن به فرجامى خسارت بار

فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا

199- زيانكارى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 8

8 - زيان حقيقى انسان به دوزخى شدن اوست .

فيجعله فى جهنم أولئك هم الخسرون

200- زيانكارى حزب شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 6

6 - حزب و دار و دسته شيطان ، فرجامى جز خسران و زيان ندارند .

ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون

201- زيانكارى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكفرون

202- زيانكارى حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 7

7 - آدم و حوا خويشتن را به سبب خطا و لغزش از زيانكاران شمردند.

إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

203- زيانكارى دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2

1- كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2- تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

204- زيانكارى فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 10

10 - فاسقان ، مردمى زيانكارند .

أولئك هم الخسرون

205- زيانكارى قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 12،13

12 - قابيل ، از زمره زيانكاران

فاصبح من الخسرين

13 - زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل

فقتله فاصبح من الخسرين

206- زيانكارى قدرتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 13

13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

207- زيانكارى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 2،4

2- توطئه و نيرنگ بت پرستان عليه ابراهيم ( ع ) ، عامل خسران و زيان كارى كامل آنان شد .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

4- قوم بت پرست ابراهيم ، از زيان كارترين مردم جهان بودند .

فجعلنهم الأخسرين

208- زيانكارى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 17

17- افزايش اطمينان صالح ( ع ) به زيان كارى كافران ثمود ، تنها دستاورد اصرار آنان بر انصراف او از دعوت به توحيد

فما تزيدوننى غير تخسير

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «تخسير» به معناى نسبت دادن خسارت و تباهى باشد، همانند تكفير و تفسيق كه به معناى نسبت دادن كفر و فسق مى باشد. بر اين مبنا، فاعل «تخسير» حضرت صالح(ع) است و مفاد جمله «فما تزيدوننى ...» چنين خواهد شد: آنچه اصرار شما بر ترك دعوت به توحيد، بر من مى افزايد اين است كه شما را در خسارت و تباهى ببينم.

209- زيانكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 10

10 - كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) خسارت ديدگان واقعى و تباه كنندگان خويش هستند .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 - كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 7

7 - كافران حق ستيز ، زيانكاران واقعى هستند .

أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 14

14 - منافقان و كافران ، زيانكاران واقعى تاريخند .

وعد اللّه المنفقين . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 2

2- واقعيّت زندگى كافران ، چيزى جز پوچى و بى فرجامى و زيانكارى نيست .

ذلك

«ذلك» ممكن است كه خبر مبتداى محذوف و تأكيد بر محتواى آيات قبل باشد; يعنى، واقعيت اين است و جز اين نيست. (الأمر ذلك و لا غير) و مى تواند مبتدا باشد و «جزاؤهم» خبر آن و «جهنم» عطف بيان براى مبتدا يا خبر. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 9،10

9 - باطل باوران و كافران به خدا ، قطعاً ، زيان كارند .

و الذين ءامنوا بالبطل و كفروا باللّه أُولئك هم الخسرون

10 - ايمان به باطل و كفر به خدا ، خسارتبار است .

و الذين ءامنوا بالبطل . .. أُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 1،4

1 - كفر ، امرى خسارت بار است و بازتاب خسارت آن ، براى خود كافر است .

من كفر فعليه كفره

«عليه» جار و مجرور و متعلق به «كفره» است. مقدم شدن آن، براى بيان اين نكته است كه پيامدهاى ناگوار كفر، به خود كافران اختصاص دارد.

4 - بازتاب خسارت كفر ، از آنِ كافر ، و پيامد فوايد ايمان و عمل صالح ، فراگير است . *

من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

احتمال دارد اين كه در جواب شرط جمله نخست، ضمير مفرد آورده شده و در جواب شرط جمله دوم، به رغم مفرد بودن اسم شرط، ضمير جمع آورده شده است، اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 3

3 - احساس خسارت و زيانبارى كافران در قيامت ، به سبب بهره نگرفتن از تعاليم قرآن در زندگى

و إنّه لحسرة على الكفرين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «حسرت» به معناى اندوه براى آنچه از دست رفته است، مى باشد (لسان العرب). اين در جايى است كه انسان از آن چيز، بهره لازم نبرده و نسبت به آن احساس خسارت كرده باشد.

210- زيانكارى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 5

5 - گمراه شدگان به دست خدا ، زيانكار و تباه كننده سرمايه عمر خويشند .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 9

9 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خودِ گمراهان است .

و من ضل فإنما يضل عليها

211- زيانكارى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 32

32 - بازگشت زيان گناه به گنهكار است ، نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 1،4

1 - كسانى كه نفس خود را در گناه مدفون ساخته ، آن را به سقوط و تباهى مى كشانند ، محروم و زيانكاراند .

و قد خاب من دسّيها

«خاب»; يعنى، محروم شد، خسارت ديد و به آنچه خواست، نرسيد (قاموس). «دسّاها»; يعنى، آن را ساقط كرد و از بهره آن كاست. «دسَّيْتُ»; يعنى، گمراه و فاسد كردم (لسان العرب). اين فعل كه «دَسَّسَ» بوده و حرف «سين» در آن به «ياء» تبديل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن كرد) است. مراد از «دسّاها» - به قرينه «ألهمها فجورها» - مدفون ساختن نفس در معصيت ها و كشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

4 - خداوند ، در تأكيد بر زيان كارى و تباهى گناه كاران ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « نفس انسان » و « ذات خويش » سوگند ياد كرده است .

و الشّمس . .. و قد خاب من دسّيها

تكرار «قد»، نشانگر آن است كه جمله «قد خاب. ..»، جوابى مستقل براى قسم هاى پيشين است.

212- زيانكارى مخالفان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 15

15 - مخالفان پيامبران ، مردمانى زيان كاراند .

إنّهم كانوا خسرين

213- زيانكارى مرتدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 7

7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان

لنكونن من الخسرين

214- زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 7

7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان

لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 14

14- پرستش كنندگانِ خدايان دروغين ، مردمانى تباه شده و خسارت ديده اند .

و ما زادوهم غير تتبيب

«تتبيب» در لغت به معانى خسارت ديدن ، خسارت زدن ، هلاكت ساختن و نيز نفرين و درخواست هلاكت و خسارت ، آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 5

5- معبود هاى اهل شرك ، ارمغانى جز خسارت و تباهى براى پرستشگران خويش ندارند .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم

چنان چه «كما» در آيه شريفه براى تشبيه باشد، جمله «فلاتك . ..» به ضميمه «إنا لموفُّوهم ...» مى رساند كه: روا نبودن شك و ترديد به اين جهت است كه همان طور كه معبودهاى مشركان پيشين، دستاوردى جز خسارت و تباهى براى پرستش كنندگان خود نداشتند (و ما زادوهم غير تتبيب، آيه 101) معبودهاى اهل شرك در زمان تو نيز اين چنينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 13 - 2

2 - بت پرستى ، پيش از آن كه براى اهل شرك سودمند باشد ، براى آنان زيان آور است .

يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 6

6 - مشركان ، از زيانكاران و خسارت ديدگان اند .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكفرون

215- زيانكارى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 9

9 - گرفتار شدن به دوزخ نمود زيانكارى تكذيب كنندگان آيات الهى است .

فأولئك هم الخسرون. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

آيه مورد بحث مى تواند توضيح زيانى باشد كه در ذيل آيه قبل براى گمراهان بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

216- زيانكارى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

217- زيانكارى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.

218- زيانكارى مكذّبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 1،5

1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.

219- زيانكارى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 1،5

1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 10

10- زندگى منكران معاد ، سراسر زيان كارى است .

إنّهم كانوا خسرين

تعبير «كانوا خاسرين»، دال بر استمرار و فراگيرى خسران نسبت به سراسر زندگى منكران معاد است.

220- زيانكارى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 14

14 - منافقان و كافران ، زيانكاران واقعى تاريخند .

وعد اللّه المنفقين . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 7

7 - منافقان ، محكوم به فرجامى شوم و عاقبتى خسارت بار

أُولئك حزب الشيطن ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون

221- زيانكارى مؤمنان به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 9،10

9 - باطل باوران و كافران به خدا ، قطعاً ، زيان كارند .

و الذين ءامنوا بالبطل و كفروا باللّه أُولئك هم الخسرون

10 - ايمان به باطل و كفر به خدا ، خسارتبار است .

و الذين ءامنوا بالبطل . .. أُولئك هم الخسرون

222- زيانكارى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 46

46 - يهوديان ، ناآگاه به سوداى زيانبار خويش ( از دست دادن آخرت و دستيابى به منافع سحر )

لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلمون

مفعول «يعلمون» - به دليل قبل - زيانبارى فروختن مواهب آخرت در مقابل منافع دنيوى است; يعنى، اى كاش! مى دانستند كه اين داد و ستد براى آنان زيانبار است.

223- عوامل زيانكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 9،10

9 - پذيرش آيينى غير از اسلام ، موجب زيان و خسران در آخرت

و من يبتغ غير الاسلام ديناً . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

10 - تسليم نبودن در برابر خداوند ، موجب زيان و خسران در آخرت

و من يبتغ غير الاسلام ديناً . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 14

14 - زيان ترك حجّ ، متوجّه خود انسان

و من كفر فانّ اللّه غنىّ عن العالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 7

7 - نبرد احد ، نمونه اى از بى صبرى و بى تقوايى دو گروه از مسلمانان و زيان ديدن از توطئه هاى دشمنان

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً . .. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 7

7 - ارتداد و واپسگرايى جامعه ايمانى و پيروى آنان از كفرپيشگان ، حركتى زيانبار و خسارت آفرين

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين

224- عوامل زيانكارى خانواده ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 16

16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.

225- عوامل زيانكارى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 16

16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.

226- عوامل زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 23 - 5

5 - خسارت و زيان كارى مشركان ، نتيجه پندار هاى نارواى آنان درباره خداوند

ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين

227- موارد زيانكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 6

6- شخصيت آرايى با دروغ و نادرستى زيانكارى است .

خاب كلّ جبّار عنيد

راغب مى نويسد: كاربرد صفت «جبّار» در انسان، درباره كسى است كه داراى نقيصه اى مى باشد و مى خواهد با ادعا، منزلت و جايگاهى را كه شايسته آن نيست به دست آورد. اين صفت درباره انسان فقط براى مذمت به كار مى رود.

228- موانع زيانكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 9

9 - پذيرش ولايت خداوند و اعتقاد به يارى حتمى او ، مانع واپسگرايى و زيانكارى جامعه ايمانى و باعث رشد و سعادت

يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

پيامد پذيرش ولايت كافران، واپسگرايى و خسارت است. بنابراين پذيرش ولايت خداوند - به قرينه مقابله آن با پذيرش ولايت كافران - باعث رشد و سعادت خواهد بود.

229- مؤمنان و زيانكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 23 - 6

6- مؤمنان داراى اعمال شايسته ، تنها انسانهايى كه سرمايه عمر خويش را تباه نساخته و از زيان كارى در دنيا و آخرت مصونند .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم . .. إن الذين ءامنوا ... أُولئك أصحب الجنة

230- نشانه هاى زيانكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 9

9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .

الأخسرين أعملاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع

جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.

231- نشانه هاى زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 16

16 - هلاكت و نابودى جوامع شرك پيشه ، نمودى از زيانبارى و خسران آنان

و حقّ عليهم القول . ..إنّهم كانوا خسرين

2- زيتون

1- آثار ذكر رويش درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 3

3 - توجّه به روييدن درختان زيتون و خرما و تأثير آنها در تغذيه انسان ، زمينه ساز شناخت خدا و مانع كفر به او است .

ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً

2- ارزش زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 5

5- زيتون ، خرما و انگور داراى ارزشى ويژه

ينبت . .. و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

نامبردن از اين سه ميوه در بين انبوه ميوه ها، مى تواند به جهت ارزش ويژه اين ميوه ها از نظر خواص نسبت به ميوه هاى ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 2

2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و التين و الزيتون

3- اهميت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 4

4 - خرما ، انگور و زيتون ، اهميت ويژه اى در تغذيه انسان دارند .

فأنشأنا لكم . .. من نخيل و أعنب ... و شجرة ... صبغ للأكلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 4

4 - اهميت غذايى انجير ، بيش از زيتون است . *

و التين و الزيتون

تقدم ذكرى، ممكن است نشانگر تقدم رتبى باشد.

4- باغ زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 8

8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.

و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان

5- بركت درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 9

9 - زيتون ، از درختان پر بركت است .

شجرة مبركة زيتونة

6- پيدايش درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 6

6 - خداوند، پديد آورنده درختان همگون و ناهمگون زيتون و انار است.

و هو الذى أنشأ . .. و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه

7- تعقل در درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

8- خالق زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 1

1 - خداوند ، آفريننده زيتون و درخت خرما و روياننده آن از زمين است .

فأنبتنا فيها . .. زيتونًا و نخلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

9- خورشت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 3

3 - درختان زيتون ، با ميوه هاى روغنى و نان خورش سفره آدميان ، نمودى ديگر از تدبير الهى

تنبت بالدهن و صبغ للأكلين

«صبغ» به معناى خورشت عطف بر «الدهن» و تنوين آن براى تنويع است يعنى «درختى كه ميوه آميخته به روغن و نوعى خورشت براى خورندگان مى روياند»

10- درختان زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 3

3 - درختان زيتون ، با ميوه هاى روغنى و نان خورش سفره آدميان ، نمودى ديگر از تدبير الهى

تنبت بالدهن و صبغ للأكلين

«صبغ» به معناى خورشت عطف بر «الدهن» و تنوين آن براى تنويع است يعنى «درختى كه ميوه آميخته به روغن و نوعى

خورشت براى خورندگان مى روياند»

11- روياننده درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

12- رويش درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 7

7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .

ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

13- رويش درختان زيتون در كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 1،2

1 - رويش درختان زيتون در ارتفاعات كوه سينا به وسيله باران ، كارى خدايى است .

و شجرة تخرج من طور سيناء

«شجرة» عطف بر «جنّات» است. «طور» به معناى كوه و «سيناء» شبه جزيره اى در مصر است. اضافه «طور» به «سيناء» اضافه ظرفيه و به تقدير «طور فى سيناء» مى باشد; يعنى:[با آن آب باران] درختى كه از طور سينا برمى آيد[پديد آورديم].

2 - طور سينا ، مركز رويش درختان زيتون

و شجرة تخرج من طور سيناء

14- زمينه رشد درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 4

4 - باران و زمين مناسب ، دو عنصر اصلى در رشد و بارورى درختان زيتون و خرما است .

صببنا الماء . .. ثمّ شققنا ... و زيتونًا و نخلاً

15- سوگند به زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به انجير و زيتون

و التين و الزيتون

2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و التين و الزيتون

16- عوامل ثمردهى درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 10

10 - درخت زيتون ، در صورت تابش مستقيم نور خورشيد بر آن در طول روز ، پربارتر و مرغوب تر خواهد شد .

من شجرة مبركة زيتونة لاشرقيّة و لاغربيّة يكاد زيتها يضىء و لو لم تمسسه نار

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «لا شرقيّه و لا غربيّه» اين گونه تفسير شود كه: درخت زيتون نه فقط در ناحيه شرق است - كه تنها به وقت عصر از شعاع خورشيد بهره گيرد - و نه فقط در ناحيه غرب است - كه تنها در صبح از شعاع خورشيد بهره مند باشد; بلكه از مزاياى هر دو جهت و از تابش نور مستقيم خورشيد از صبح تا به غروب استفاده مى كند و روشن است كه چنين درختى، از ثمره اى فراوان تر و مرغوب تر برخوردار خواهد بود.

17- فلسفه سوگند به زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 4

4 - برخوردارى انسان از خلقت برتر ، حقيقتى است كه خداوند آن را با سوگند به انجير ، زيتون ، طور سينا و شهر مكه ، بيان داشته و بر آن تأكيد كرده است .

و التين . .. لقد خلقنا الإنسن فى أحسن تقويم

18- فوايد زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 3

3 - درختان زيتون ، با ميوه هاى روغنى و نان خورش سفره آدميان ، نمودى ديگر از تدبير الهى

تنبت بالدهن و صبغ للأكلين

«صبغ» به معناى خورشت عطف بر «الدهن» و تنوين آن براى تنويع است يعنى «درختى كه ميوه آميخته به روغن و نوعى خورشت براى خورندگان مى روياند»

19- مراد از زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 5

5 - « عن أبى الحسن الاوّل قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إنّ اللّه تبارك و تعالى . . . اختار من البلدان أربعة فقال عزّوجلّ : « و التين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين » فالتين المدينة ، و الزيتون بيت المقدّس ، و طور سينين الكوفة و هذا البلد الأمين مكّة ;

از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند تبارك و تعالى . .. از بين شهرها، چهار شهر را انتخاب كرد. او - كه عزيز و جليل است - فرمود: « والتين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين». پس «تين» مدينه و «زيتون» بيت المقدس و «طور سينين» كوفه و «هذا البلد الأمين» مكه است.»

20- منشأ رويش درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 1

1 - خداوند ، آفريننده زيتون و درخت خرما و روياننده آن از زمين است .

فأنبتنا فيها . .. زيتونًا و نخلاً

21- نعمت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 2

2 - بهره مندى انسان از زيتون و از منافع گوناگون درخت خرما ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس گزارى است .

ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً

«زيتون»، ميوه اى معروف (مصباح) و درختى معروف است و مى تواند جمع «زيتونة» باشد كه گاه بر درخت و گاه بر ميوه آن اطلاق مى گردد (لسان العرب). تعبير «نخل» - به جاى نام ميوه آن - ممكن است ناظر به اين باشد كه انسان علاوه بر خرما، از اجزاى ديگر نخل (از قبيل شاخ، برگ، تنه و ليف آن) نيز بهره مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 2

2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و التين و الزيتون

3- زيركى

1- آثار زيركى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 25

25 - شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن

و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.

2- اهميت زيركى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 18

18 - لزوم هشيارى در قبال زندگانى دنيا

و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

خداوند حيات دنيا را به فريبندگى توصيف كرد تا به انسانها بفهماند كه مبادا ظاهر فريبنده حيات دنيا، شما را از بهشت كه فوز و سعادت است، غافل سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 12

12 - لزوم هشيارى جامعه ايمانى در مقابل تلاش براى گمراه ساختن مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

هدف از بيان تصميم عالمان يهود، هشيار ساختن مسلمانان نسبت به تلاش پيگير آن عالمان براى گمراه ساختن جامعه ايمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 12

12 - لزوم هشيارى پيامبر و رهبران الهى ، در برخورد با شگرد هاى منافقان

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم فاعرض عنهم

خداوند قبل از دستور به گذشت و موعظه، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى آموزد كه عذر منافقان دروغ و بى پايه است تا به اين وسيله وى را متوجّه شگردهاى آنان سازد و موعظه را بر اين اساس، پايه ريزى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 4

4 - لزوم هشيارى در برابر ادعا هاى صلحجويانه بيگانگان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 8

8 - لزوم هوشيارى مسلمانان در برابر فتنه هاى دشمنان

ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 11،12

11 - لزوم بستن راه بهره بردارى دشمن از فرصت ها ، با هوشيارى و احتى اط بيشتر

و ليأخذوا اسلحتهم . .. و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

12 - برابرى نقش هوشيارى و آمادگى هاى لازم نظامى در جنگ ، با سلاح و تجهيزات

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

مراد از «حذر» احتراز از دشمن است كه از آن به هوشيارى نظامى تعبير شده است. و چون هوشيارى در برابر دشمن را در كنار آمادگى تسليحاتى آورده و هر دو را با كلمه «اخذ» (گرفتن) تعبير كرده، دلالت بر كارسازى يكسان آنها دارد; بلكه تقدم «حذر» مى تواند حاكى از اهميت بيشتر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 5

5 - لزوم هشيارى مسلمان در قبال ترفند ها و شگرد هاى منافقان

الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين

از اهداف افشاى منافقان و بر شمردن ويژگيهاى آنان، آگاه كردن مؤمنان به حيله ها و مكرهاى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 6

6 - ضرورت هشيارى مؤمنان در برابر اهل كتاب به هنگام تظاهر آنان به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 10

10 - جامعه ايمانى وظيفه دار هشيارى در برابر موضعگيرى هاى گمراه كننده كافران

يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم

«لا» در لايضركم مى تواند نافيه باشد بر اين مبنا مراد از جمله «لايضركم . ..» اين است كه چنانچه از ايمان خود مراقبت كنيد از دام گمراهان مى رهيد و مى تواند «لا» ناهيه باشد، يعنى اى مؤمنان مبادا گمراهان شما را از راه بدر برده و ايمان شما را بربايند برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. گفتنى است كه مراد از «من ضل» به قرينه «ءامنوا» كفرپيشگان مى باشد.

3- اهميت زيركى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 9،29

9 - ضرورت هشيارى حاكمان و قاضيان نسبت به تزوير دسيسه گران ، براى منحرف ساختن آنان از حكم و داورى بر پايه تعاليم قرآن

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

29 - ضرورت هشيارى ، آمادگى و پايدارى رهبران الهى در برابر انبوه فاسقان و شكنندگان حريم دين

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون

يادآورى فسق بسيارى از مردم در پى نهى از پيروى هواپرستان، مى تواند به منظور هشدار به قاضيان و رهبران الهى ايراد شده باشد ; يعنى بايد متوجه باشند كه فاسقان بسيارى براى بازداشتن آنان از اجراى احكام الهى در تلاش هستند.

4- اهميت زيركى قاضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 9

9 - ضرورت هشيارى حاكمان و قاضيان نسبت به تزوير دسيسه گران ، براى منحرف ساختن آنان از حكم و داورى بر پايه تعاليم قرآن

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

5- زيركى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 122 - 2

2 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، مردمى هوشيار و به ترفند ها و سياست بازى هاى فرعون و اشرافيان دربار وى آگاه بودند .

رب موسى و هرون

به نظر مى رسد از اهداف ساحران در تفسير «رب العلمين» به «رب موسى و هرون» اين باشد كه مبادا فرعونيان پس از خاتمه ماجرا چنين وانمود كنند كه ساحران به فرعون سجده كردند و او را «رب العلمين» خواندند. و اين معنا حكايت از هوشيارى ساحران و آگاهى آنان به ترفندهاى فرعون دارد.

6- زيركى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 9،10،12،24

9 - وجوب همراه داشتن سلاح و حفظ هوشيارى و احتى اط ، به هنگام اداى نماز خوف

و ليأخذوا اسلحتهم . .. و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

ظاهراً مراد از ضمير در «ليأخذوا» همان كسانى هستند كه به نماز ايستاده اند، نه آن گروهى كه مشغول پاسدارى هستند.

10 - لزوم احتى اط و هوشيارى بيشتر مجاهدان ، به هنگام تعويض و جابجايى در نماز خوف *

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

تصريح به لزوم هوشيارى در مورد دسته دوم (و ليأخذوا حذرهم)، بيانگر ضرورت احتى اط بيشتر در تعويض و جابجايى دارد.

12 - برابرى نقش هوشيارى و آمادگى هاى لازم نظامى در جنگ ، با سلاح و تجهيزات

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

مراد از «حذر» احتراز از دشمن است كه از آن به هوشيارى نظامى تعبير شده است. و چون هوشيارى در برابر دشمن را در كنار آمادگى تسليحاتى آورده و هر دو را با كلمه «اخذ» (گرفتن) تعبير كرده، دلالت بر كارسازى يكسان آنها دارد; بلكه تقدم «حذر» مى تواند حاكى از اهميت بيشتر آن باشد.

24 - كسانى كه در نماز خوف مجاز به زمين گذاشتن سلاح خويش هستند ، بايد همچنان هوشيار و مراقب باشند .

و لاجناح عليكم . .. ان تضعوا اسلحتكم و خذوا حذركم

7- زيركى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 12

12 - لزوم هشيارى پيامبر و رهبران الهى ، در برخورد با شگرد هاى منافقان

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم فاعرض عنهم

خداوند قبل از دستور به گذشت و موعظه، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى آموزد كه عذر منافقان دروغ و بى پايه است تا به اين وسيله وى را متوجّه شگردهاى آنان سازد و موعظه را بر اين اساس، پايه ريزى نمايد.

8- زيركى زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 18

18- زليخا ، زنى زيرك ، طرّاح و هوشيار بود .

فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ . .. و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا ... فلما رأينه

9- زيركى قاضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 6

6 - ضرورت هوشيارى قاضى در برابر نيرنگ ها و صحنه سازيها

لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم

10- زيركى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 6

6 - ضرورت هشيارى مؤمنان در برابر اهل كتاب به هنگام تظاهر آنان به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

11- زيركى و تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 13

13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى

فاتقوا اللّه ياولى الالبب

12- منافقان و زيركى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 6

6 - كنار كشيدن از مسؤوليت و مشكلات جامعه در بينش منافقان ، تيزهوشى و كياست است .

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

4- زينت

1- آثار زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 8

8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .

و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى

با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.

2- آثار زينت با طلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 53 - 3

3 - زينت و تجمل مردان به طلا ، ارزشى فرعونى *

قال . .. فلولا أُلقى عليه أسورة من ذهب

3- آثار زينت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 23

23 - بازى ، سرگرمى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى ، از مظاهر و جلوه هاى فريبندگى دنيا

أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر ... و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

معرفى دنيا به متاع فريبنده، در پايان آيه شريفه - پس از آن كه در آغاز آن با پنج ويژگى شناسانده شده است - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

4- ابزار زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 6

6 - ستارگان ، زينت بخش آسمان دنيا ( نزديك ترين آسمان به زمين )

و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

5- اجتناب از زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 2

2 - اجتناب از آرايش و خودآرايى ، شرط جواز حجاب نداشتن زنان سالخورده و نا اميد از زناشويى است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا فليس عليهنّ جناح أن يضعن ثيابهنّ غير مت

6- اجتناب از زينت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

7- احكام زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 13،27

13 - زينت كردن براى زنان ، كارى مشروع و جايز است .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

27 - هر گونه حركت و رفتارى كه موجب آگاهى نامحرمان از زينت هاى زنان مؤمن شود ، بر آنان حرام است .

و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ

8- احكام زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 3

3 - آرايش و خودآرايى زنان - حتى سالخوردگان نا اميد از زناشويى - در برابر نامحرمان ممنوع است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجت بزينة

9- استخراج زينت هاى دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 5

5- جواز غواصى و استخراج اشياى قيمتى و زينتى دريا

و تستخرجوا منه حلية

10- استفاده از زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 4

4- استفاده از مظاهر طبيعت ، براى خوراك ، پوشاك و زيورآلات مباح است .

لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها

11- استفاده از زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 3،9،10،12

3 - هدف از آفرينش زينتها و روزيها، استفاده بندگان خداوند از آنهاست.

زينة الله التى أخرج لعباده

9 - جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة

كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.

10 - استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.

12 - استفاده از زينتها و روزيها در دنيا، همواره آميخته با رنجها و كدورتهاست.

قل هى للذين . .. خالصة يوم القيمة

برخى برآنند كه «خالصة» در آيه مورد بحث به معناى خلوص از ناملايمات و كدورتها است. بر اين مبنا چون اين قيد براى

قيامت ذكر نشده، مفهومش اين است كه در دنيا مواهب خدادادى آميخته با رنجها و ناملايمات است.

12- استفاده از زينت هاى دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 3

3- تغذيه با گوشت هاى تازه ، استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد درياست .

سخ-ّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و ترى الفلك

«طرى» به معناى جديد و تازه و «حلية» به معناى زيور است.

13- اسراف در زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 6،8

6 - حرمت اسراف در بهره گيرى از زينتها

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «و لاتسرفوا»، علاوه بر «كلوا و اشربوا»، ناظر به جمله «خذوا زينتكم» نيز باشد. ذيل آيه (إنه ...) اين احتمال را تأييد مى كند.

8 - زياده روى در زينت دادن خويش، و اسراف در خوردن و آشاميدن، موجب محروميت از محبت خداوند است.

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

14- اهميت زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 5

5 - آراسته ساختن خويش با پوشاكهاى زيبا، مطلوب و محبوب خداوند است.

قد أنزلنا عليكم . .. و ريشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 7

7 - زينت و زيبايى ، امرى مطلوب و پسنديده در نگاه دين

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

15- بهترين زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 5

5 - يكتاپرستى ، بهترين و زيباترين زينت و صبغه براى انسانهاست .

و من أحسن من اللّه صبغة و نحن له عبدون

16- بى رغبتى به زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 6

6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان

أو من ينشّؤا فى الحلية

با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.

17- پوشش زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 9،12

9 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن زينت هاى خويش و محل آنها ( بدن ) از ديد نامحرمان اند ; جز آنچه كه خود به خود آشكاراست ( مثل سرمه ، انگشتر ، حنا و . . . ) .

و قل للمؤمنت . .. و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

درباره مقصود از «زينتهنّ» (زينت زنان) دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود محل زينت آلات است; زيرا آشكار كردن خود زينت آلات به تنهايى معنى ندارد. 2- مراد خود زينت آلات است، در حالى كه بر روى بدن قرار دارد. در اين صورت به طريق اولى آشكار كردن محل زيورآلات (بدن)، حرام خواهد بود. گفتنى است مقصود از استثنا در «إلاّ ماظهر منها»، زيورآلاتى است كه، به طور متعارف آشكارا استفاده مى شود; مثل: انگشتر، سرمه، حنا و... .

12 - پوشاندن زينت هايى كه به طور متعارف و خودبه خود آشكار است ( مانند انگشتر ، سرمه ، حنا و . . . ) بر زنان ، واجب نيست .

و لا يبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

18- پوشش محل زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 9،39

9 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن زينت هاى خويش و محل آنها ( بدن ) از ديد نامحرمان اند ; جز آنچه كه خود به خود آشكاراست ( مثل سرمه ، انگشتر ، حنا و . . . ) .

و قل للمؤمنت . .. و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

درباره مقصود از «زينتهنّ» (زينت زنان) دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود محل زينت آلات است; زيرا آشكار كردن خود زينت آلات به تنهايى معنى ندارد. 2- مراد خود زينت آلات است، در حالى كه بر روى بدن قرار دارد. در اين صورت به طريق اولى آشكار كردن محل زيورآلات (بدن)، حرام خواهد بود. گفتنى است مقصود از استثنا در «إلاّ ماظهر منها»، زيورآلاتى است كه، به طور متعارف آشكارا استفاده مى شود; مثل: انگشتر، سرمه، حنا و... .

39 - « عن فضيل بن يسار قال : سألت أبا عبداللّه ( ع ) عن الذراعين من المرأة أهما من الزنية التى قال اللّه تبارك و تعالى « و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ » قال : نعم و مادون الخمار من الزينة و ما دون السوارين ;

فضيل بن يسار گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: آيا زراعين زن از (آرنج تا مچ دستهاى او) جزء زينتى است كه خداوند فرموده است: «و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ»؟ فرمود: آرى و نيز آنچه [از سرو گردن ]زير پوشش مقنعه و [از مچ دست ]زير دست بند قرار دارد، از همان زينت است».

19- تبيين احكام زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 16

16 - بيان احكام خوراكيها، نوشيدنيها، زينتها و تعيين حد و مرز حليت آنها، نمونه اى از تبيين احكام و آيات الهى از سوى خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لاتسرفوا . .. كذلك نفصل الأيت

20- تحريم زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 2

2 - تحريم كنندگان زيباييها و زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه، مورد نكوهش و توبيخ خداوند هستند.

قل من حرم . .. والطيبت من الرزق

استفهام در جمله «من حرم . ..» استفهام انكار توبيخى است. يعنى خداوند علاوه بر اين كه تحريم طيبات را صحيح نمى داند، تحريم كننده را نيز سرزنش مى كند.

21- تحريم زينت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 17

17 - حرام شمردن زينتها و روزيهاى حلال و پاكيزه، افترا بر خداوند است.

قل من حرم زينة الله . .. أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

از مصاديق مورد نظر براى افترا، به قرينه آيه قبل، تحريم زينتها و روزيهاى پاكيزه است.

22- حرمت اظهار زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 10،27

10 - حرمت آشكار ساختن زينت ها و محل هاى آنها ( بدن ) بر زنان ، جز آنچه كه ثخود به خود آشكار است ( مانند انگشتر ، سرمه ، حنا و . . . ) .

لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

27 - هر گونه حركت و رفتارى كه موجب آگاهى نامحرمان از زينت هاى زنان مؤمن شود ، بر آنان حرام است .

و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ

23- حليت زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 6

6 - حليت، قانون اولى و اصل كلى در بهره گيرى از زينتها، خوراكيها و نوشيدنيهاست.

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده

استفهام انكارى در «من حرم . ..» دلالت مى كند بر اين كه اگر دليلى براى حرمت اشياى ذكر شده يافت نشد، بايد آنها را حلال دانست و منتظر دليل خاص نبود، و اين معناى اصل كلى و قانون اولى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 11

11 - زينتها و روزيهاى پاكيزه بيرون از دايره محرومات الهى (كردار زشت و . .. )

قل من حرم زينة الله . .. قل إنما حرم ربى الفوحش

24- زينت آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 4

4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 4

4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

25- زينت آسمان اول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 7

7 - از ميان مجموعه آسمان ها ، تنها نزديك ترين آسمان ها به اهل زمين ، مزيّن به ستارگان است . *

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

«الدنيا»، صفت براى «السماء»است. اين وصف مى تواند قيد احترازى و گوياى اين حقيقت باشد كه نزديك ترين آسمان - نه همه آسمان ها - به زيور ستارگان آراسته شده است.

26- زينت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 13

13 - استفاده از زينتها و روزيهاى پاكيزه در حيات آخرت در انحصار اهل ايمان خواهد بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

27- زينت بودن اسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 8 - 2

2- اسب ، استر و الاغ به منظور سوار شدن ، زينت بودن و تجمل آفريده شده است .

و الخيل و البغال و الحمير لتركبوها و زينة

28- زينت بودن استر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 8 - 2

2- اسب ، استر و الاغ به منظور سوار شدن ، زينت بودن و تجمل آفريده شده است .

و الخيل و البغال و الحمير لتركبوها و زينة

29- زينت بودن الاغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 8 - 2

2- اسب ، استر و الاغ به منظور سوار شدن ، زينت بودن و تجمل آفريده شده است .

و الخيل و البغال و الحمير لتركبوها و زينة

30- زينت پيرزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 3

3 - آرايش و خودآرايى زنان - حتى سالخوردگان نا اميد از زناشويى - در برابر نامحرمان ممنوع است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجت بزينة

31- زينت خدمتكاران بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 17 - 3

3 - خدمت گذاران پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در بهشت جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش

يطوف عليهم ولدن مخلّدون

برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون» مشتق از «خُلْد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين عبارت «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه بر گوش آنها، گوشواره آويخته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 4

4 - خدمت گزاران ابرار در بهشت ، جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون

برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون»، مشتق از «خُلُد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه گوشواره، بر گوششان آويخته شده است.

32- زينت در برابر نامحرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 5

5 - آرايش و خودآرايى زنان در برابر نامحرمان ، امرى مهم و غير قابل اغماض در نظام اسلامى

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجت بزينة

ممنوعيت زنان سالخورده و بى ميل به امور جنسى از خودآرايى، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

33- زينت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 2،10

2 - جمال و آراستگى ظاهر به هنگام نماز و عبادت، محبوب خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «مسجد» اسم زمان و يا اسم مكان، و نه خصوص مساجد رسمى، باشد. در اين صورت مراد از سجده، پرستش خدا و خضوع در برابر اوست كه نماز و پيشانى بر خاك ساييدن مصداق تام و جلوه كامل آن است.

10 - عن خيثمة قال: كان الحسن بن على(ع) إذا قام إلى الصلوة لبس اجود ثيابه فقيل له: يابن رسول الله لم تلبس اجود ثيابك؟ قال: ان الله تعالى جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» . .. .

از خثيمه نقل شده كه امام مجتبى(ع) به هنگام نماز، بهترين لباس خود را مى پوشيد. پرسيدند چرا بهترين لباس را مى پوشى؟ فرمود: خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، من براى خدا خود را به زيبايى آراسته مى كنم، زيرا او فرمود: «زينت خود را هنگام هر عبادتى بر گيريد ...».

34- زينت در مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 1

1 - ضرورت آراسته ساختن خويش با زينتها، هنگام حضور در مساجد

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

35- زينت در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 2

2 - جمال و آراستگى ظاهر به هنگام نماز و عبادت، محبوب خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «مسجد» اسم زمان و يا اسم مكان، و نه خصوص مساجد رسمى، باشد. در اين صورت مراد از سجده، پرستش خدا و خضوع در برابر اوست كه نماز و پيشانى بر خاك ساييدن مصداق تام و جلوه كامل آن است.

36- زينت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 1،2

1 - آراستگى زندگانى دنيا ، در ديدگاه كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

2 - زينت زندگانى دنيا در نظر كافران ، واقعيّت آن را پوشانده است .

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

37- زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 13

13 - زينت كردن براى زنان ، كارى مشروع و جايز است .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

38- زينت زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 3

3 - حقيقت حيات دنيوى ، پنج چيز بيش نيست : بازى ، لهو و سرگرمى ، زينت و آرايش ، تفاخر و فخرفروشى ، و فزون طلبى .

أنّما الحيوة الدنيا . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

واژه «أنّما» (به فتح همزه) نظير «إنّما» (به كسر همزه) براى افاده حصر است. بنابراين «أنّما الحيوة الدنيا...» معادل «ما الحياة الدنيا إلاّ لهو و لعب...» است; يعنى، حقيقت زندگى دنيايى، به غير از «لعب»، «لهو»، «زينت»، «تفاخر» و «تكاثر» نمى باشد.

39- زينت طلبى در جوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 7

7 - انسان در دوران جوانى ، طالب زينت و آرايش دادن خويش است .

أنّما الحيوة الدنيا . .. و زينة

40- زينت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 1

1- مال و فرزند ، جلوه ها و زينت هاى زندگى ناپايدار دنيايند .

المال و البنون زينة الحيوة الدنيا

«بنون» گرچه جمع «ابن» است، ولى تغليباً مى تواند شامل هر دو جنس مذكر و مؤنث شود، همانگونه كه در «بنى آدم» و امثال آن، مقصود، تنها فرزندانِ ذكور آدم نيست، بلكه مطلق فرزند است.

41- زينت مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 1

1- مال و فرزند ، جلوه ها و زينت هاى زندگى ناپايدار دنيايند .

المال و البنون زينة الحيوة الدنيا

«بنون» گرچه جمع «ابن» است، ولى تغليباً مى تواند شامل هر دو جنس مذكر و مؤنث شود، همانگونه كه در «بنى آدم» و امثال آن، مقصود، تنها فرزندانِ ذكور آدم نيست، بلكه مطلق فرزند است.

42- زينت مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 53 - 3

3 - زينت و تجمل مردان به طلا ، ارزشى فرعونى *

قال . .. فلولا أُلقى عليه أسورة من ذهب

43- زينت مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 1

1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.

44- زينت مطلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 28

28 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : المطلّقة تكتحل و تختضب و تطيب و تلبس ما شاءت من الثياب لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً » لعلّها أن تقع فى نفسه فيراجعها ;

از امام صادق(ع) روايت شده: زن مطلّقه [رجعى ]خوب است سرمه كشد و خضاب كند و خود را خوشبو نمايد و آنچه دوست دارد، از لباس ها بپوشد; چون خداى عزّوجلّ فرمود است: «لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً». شايد آن زن در دل شوهرش [محبوب] واقع شود و شوهر به او رجوع كند».

45- زينت هاى دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 8

8- گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى خداوند است .

و هو الذى سخ-ّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و تر

46- زينت هاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 1

1- تلاش براى رسيدن به موهبت هاى دنيا و زينت هاى آن ، در همين دنيا نتيجه بخش بوده و ثمره آن بدون هيچ كاستى ، نصيب انسان مى شود .

من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها نوفّ إليهم أعملهم فيها و هم فيها لايبخسون

توفية (مصدر نوفّ) به معناى به تمام و كمال پرداختن و ادا كردن است. مراد از «اعمال» نتيجه و ثمره اعمال مى باشد. «بخس» به معناى نقص است و «لايبخسون»; يعنى ، در اداى حقشان ، كمى و كاستى رخ نخواهد داد.

47- زينت هاى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 8

8 - گياهان ، زينت بخش زمينند .

فاختلط به نبات الأرض . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت

48- علاقه به زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 2

2 - شيفتگى به تجمل و زينت ، علاقه طبيعى زنان

أوَ من ينشّؤا فى الحلية

تعبير «ينشّؤا فى الحلية» كه به معناى پرورش يافتن در زينت است، اشاره به علاقه طبيعى و وابستگى زنان به آرايش و زيور دارد.

49- فلسفه خلقت زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 3،10

3 - هدف از آفرينش زينتها و روزيها، استفاده بندگان خداوند از آنهاست.

زينة الله التى أخرج لعباده

10 - استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.

50- مبدأ زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 1

1 - خداوند، پديدآورنده زينتها و روزيهاى پاكيزه

زينة الله التى أخرج لعباده

51- محروميت از زينت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 14

14 - كافران در قيامت از زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه محروم خواهند بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

52- مراد از زينت ظاهرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 36

36 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها » فهى الثياب و الكحل و الخاتم و خضاب الكف والسوار ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «و لاييدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها» روايت شده است كه فرمود: [زينت ظاهر ]جامه، سرمه[چشم]، انگشتر، خضاب دست و دستبند است».

53- موارد جواز اظهار زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 22

22 - پوشاندن زينت ها و مواضع آنها ( بدن ) از خدمت كاران بى نياز به زن و بى رغبت به زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، بر زنان مؤمن لازم نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التبعين غير أُوْلى الإربة من الرجال أو الطفل الذي

واژه «الإربة» به معناى حاجت است و در آيه شريفه - به مناسبت اين كه در بيان مسائل محرم و نامحرم است - مقصود، نياز به زن و تمايل جنسى به زنان است.

54- موارد جواز اظهار زينت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،19،20،24

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

20 - بر زنان مؤمن ، پوشاندن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) ، بر ديگر زنان مؤمن و بردگان خود لازم نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو نسائهنّ أو ما ملكت أيمنهنّ

24 - پوشاندن زينت و مواضع آنها ( بدن ) از خدمت كارانى كه ساده لوح اند و از بصيرت و عقل كامل برخوردار نيستند ، بر زنان مؤمن واجب نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التبعين غير أُوْلى الإربة

يكى از معانى و موارد كاربرد واژه «إربة» بصيرت در امور و عقل است (لسان العرب و قاموس المحيط). بنابراين «غير أُوْلى الإربة»; يعنى، كسانى كه ساده لوح اند و از عقل و بصيرت كافى، از جمله در امور جنسى، برخوردار نيستند و از چنين امورى كاملاً بى خبراند.

55- ناپايدارى زينت هاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 2

2 - متاع دنيا و زينت هاى آن ، چونان خود دنيا ناپايدار و زوال پذير است .

و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا و زينتها

56- نياز به زينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 5

5 - زينت و زيبايى، همچون غذاى پاكيزه، بخشى از نيازهاى آدميان مى باشد.

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده و الطيبت من الرزق

ذكر كردن خوراكيها و زينتها در يك جمله و برخورد مساوى در بيان حليت آنها، حاكى از نياز همسان آدمى به آنهاست.

زينت طلبى

57- آثار زينت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 23

23 - بازى ، سرگرمى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى ، از مظاهر و جلوه هاى فريبندگى دنيا

أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر ... و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

معرفى دنيا به متاع فريبنده، در پايان آيه شريفه - پس از آن كه در آغاز آن با پنج ويژگى شناسانده شده است - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

58- اجتناب از زينت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

59- زينت طلبى در جوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 7

7 - انسان در دوران جوانى ، طالب زينت و آرايش دادن خويش است .

أنّما الحيوة الدنيا . .. و زينة

زينت ها

60- استفاده از زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 3،9،10،12

3 - هدف از آفرينش زينتها و روزيها، استفاده بندگان خداوند از آنهاست.

زينة الله التى أخرج لعباده

9 - جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة

كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.

10 - استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.

12 - استفاده از زينتها و روزيها در دنيا، همواره آميخته با رنجها و كدورتهاست.

قل هى للذين . .. خالصة يوم القيمة

برخى برآنند كه «خالصة» در آيه مورد بحث به معناى خلوص از ناملايمات و كدورتها است. بر اين مبنا چون اين قيد براى قيامت ذكر نشده، مفهومش اين است كه در دنيا مواهب خدادادى آميخته با رنجها و ناملايمات است.

61- فلسفه خلقت زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 3،10

3 - هدف از آفرينش زينتها و روزيها، استفاده بندگان خداوند از آنهاست.

زينة الله التى أخرج لعباده

10 - استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.

62- مبدأ زينت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 1

1 - خداوند، پديدآورنده زينتها و روزيهاى پاكيزه

زينة الله التى أخرج لعباده

63- زيورآلات

استخراج زيورآلات دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 5،6

5 - وجود جواهر و زيور آلات قابل استخراج در درياها

و تستخرجون حلية تلبسونها

«حلية» به معناى زيور است.

6 - جواز غواصى و استخراج اشياى قيمتى و زينتى درياها

و تستخرجون حلية تلبسونها

64- استفاده از زيورآلات دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 10

10 - تغذيه با گوشت هاى تازه و استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد دريا ها است .

و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا . .. و ترى الفلك فيه مواخر

65- دوراندازى زيورآلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 7،8،9،10

7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .

حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها

«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.

8 - سامرى ، سردمدار جريان به دورافكندن زيورآلات به وسيله بنى اسرائيل

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

مشخص كردن سامرى در بين مجموعه اى كه زيورآلات را به دور افكندند، نشان دهنده جلودار بودن او در اين قضيه است.

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

66- دوراندازى زيورآلات سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 9،10

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

67- روش ساخت زيورآلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 5

5- تهيه زيورآلات و وسايل زندگى از اهداف گداختن فلزات در كوره هاى آتش است .

و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متع

«ابتغاء» به معناى طلب كردن است و اين كلمه مفعول له براى «يوقدون» مى باشد. «حلية» چيزى است كه وسيله زينت

قرار مى گيرد و «متاع» به چيزى گفته مى شود كه در زندگى مورد بهره بردارى است.

68- زيورآلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 4،5،6

4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل» اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.

69- زيورآلات دريايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 11

11 - گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى الهى براى بشر

من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا و تستخرجون حلية تلبسونها و ترى الفلك فيه مواخر

70- زيورآلات فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 4،5،6،9،11

4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل»

اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

11 - بنى اسرائيل ، غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان را ، تأمين كننده هزينه ساخت گوساله خوانده و خود را از هرگونه كمك مالى به آن تبرئه كردند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا و لكنّا حمّلنا أوزارًا

يكى از معانى ذكر شده براى «ملك»، «مملوك» است (قاموس). مفاد آيه با توجه به اين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اموال خودمان، خود را در اين انحراف سهيم نساختيم; بلكه سامرى از اموالى كه ما به دور ريخته بوديم، اين فتنه را به بار آورد.

71- زيورآلات مباح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 9

9 - استفاده از مظاهر طبيعت ، براى خوراك ، پوشاك و زيور آلات ، مجاز و روا است .

و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا و تستخرجون حلية تلبسونها

72- علاقه به زيورآلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 23 - 8

8 - علاقه و تمايل طبيعى همه انسان ها ، به زيور آلات و پوشيدن لباس هاى ابريشمين

يحلّون فيها من اساور من ذهب و لؤلؤًا و لباسهم فيها حرير

73- گرايش به زيورآلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 7

7 - گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

و تستخرجون حلية تلبسونها

آيه شريفه در صدد گزارش از يك واقعيت خارجى است و آن استفاده مدام انسان ها از زيورآلات دريايى است. اين كار حكايت از تمايل و گرايشى است كه در درون انسان ها وجود دارد.

5- زيبايى

1- آثار زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 5

5 - تأثير شگرف قيافه زيبا و كلام شيوا ، در جذب و جلب افراد

و إذا رأيتهم تعجبك أجسامهم و إن يقولوا تسمع لقولهم

2- آثار زيبايى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 7 - 7

7- هدايت گرى مظاهر هستى به سوى خداوند ، آميخته با زيبايى و سرورآفرينى

بنينها و زيّنّ-ها . .. من كلّ زوج بهيج

خداوند در اين آيه ها، نمودهاى علم، قدرت و نشانه هاى وجود خويش را گاه به زينت و زيبايى توصيف كرده و گاه به بهجت و سرورآفرينى. اين مى نماياند كه كار هدايت، بايد با جاذبه و شور و شوق انجام گيرد; نه تحميل و خشونت.

3- آثار زيبايى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 10

10 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام هر كارى

و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله

برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون، پس از زيبا جلوه گر شدن عمل زشتش، به آن اقدام كرده بود.

4- آثار مطالعه زيبايى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 2

2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق

بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج

واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.

5- ابزار زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 7

7 - ستارگان ، چراغ هاى آسمان اول و زيبايى بخش آن

و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

«مصباح» (مفرد «مصابيح») به معناى چراغ است و مراد از آن ستاره مى باشد.

6- ارزش زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 5،12

5 - برترى ارزش ايمان ، نسبت به ظواهر دنيوى ( زيبايى ، ثروت و . . . )

و لامة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم

12 - لزوم مقدم داشتن ارزش هاى الهى ، در برابر جاذبه هاى مادى و ظواهر دنيوى ( زيبايى ، ثروت و . . . )

و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ و لامة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 16 - 4

4- زيبايى و آراستگى ، امرى مطلوب و پسنديده

و زينها للنظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 6

6 - زينت و زيبايى ، امرى مطلوب و پسنديده در نگاه دين

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

7- ارزش زيبايى همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 3

3 - ارزش زيبايى و جذابيت همسر ، در پرتو عفت و پاكدامنى او است . *

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ . ..كأنّهنّ الياقوت و المرجان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند نخستين وصف حوريان را مصونيت آنان از بيگانگان بيان داشته و پس از آن به زيبايى و جذابيت آنان اشاره كرده است.

8- استفاده از زيبايى هاى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 5

5- جواز بهره بردن انسان از زيبايى هاى طبيعت و ارضاى غريزه زيبايى خواهى خويش

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

9- امتحان با زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 14

14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله آزمون او

يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.

10- اهميت ذكر زيبايى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه جن و انس به مظاهر جمال و زيبايى در هستى و آموختن درس توحيد از آن

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيات شريفه، در مقام توجه دادن جن و انس به مبدأ ربوبى است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس يا مرد و زن باشد.

11- اهميت زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 10

10 - عن خيثمة قال: كان الحسن بن على(ع) إذا قام إلى الصلوة لبس اجود ثيابه فقيل له: يابن رسول الله لم تلبس اجود ثيابك؟ قال: ان الله تعالى جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» . .. .

از خثيمه نقل شده كه امام مجتبى(ع) به هنگام نماز، بهترين لباس خود را مى پوشيد. پرسيدند چرا بهترين لباس را مى پوشى؟ فرمود: خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، من براى خدا خود را به زيبايى آراسته مى كنم، زيرا او فرمود: «زينت خود را هنگام هر عبادتى بر گيريد ...».

12- اهميت زيبايى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 4

4- غذا و پوشاك ، نيازى مقدم بر زيبايى خواص و جمال طلبى است . *

لكم فيها دفءٌ و منفع و منها تأكلون . و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

با توجه به اينكه حيوانات هم باعث جمال و هم تأمين كننده غذا و پوشاكند، تقدّم ذكرى لباس و غذا در مقام امتنان، ممكن است اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

13- تحليل زيبايى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 4

4 - نقش جهانبينى در توجيه و تعيين زشتى و زيبايى عمل *

و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم

14- جايگاه درك زيبايى ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 19

19 - قلب ، جايگاه ادراك و اساس زيبايى ايمان و زشتى كفر

و زيّنه فى قلوبكم و كرّه إليكم الكفر

15- زيبايى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 1

1 - جلوه زيباى آسمان ، نشان ديگرى از ربوبيت يگانه خدا

إنّ إلهكم لوحد . ربّ السموت ... إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنا زيَّنّا السماء. ..» به منزله تعليل براى جملات پيشين است كه در آنها از معبود واحد و توحيد ربوبىِ خداوند، سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 12

12 - زيبايى و ايمنى آسمان ، نشانى از عزت و علم الهى است .

و زيّنا السّماء . .. و حفظًا ذلك تقدير العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 3

3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان

ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 2

2 - جلوه زيباى آسمان ، نشان ديگرى از ربوبيت يگانه خداوند

تبرك الذى بيده الملك . .. و لقد زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، در توضيح و تبيين آيات گذشته است. گفتنى است كه در آن آيات درباره فرمان روايى و قدرت بى همتاى خداوند سخن به ميان آمده است.

16- زيبايى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 2 - 6

6 - جهان هستى سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .

الحمد للّه رب العلمين

«رب العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است همه ستايشها از آن اوست و از آنجا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيباييهاست، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 6

6 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و زيبا است .

الحمد للّه ربّ العلمين

«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است، همه ستايش ها از آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 17

17 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .

و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است ; يعنى، چون خداوند مدبر و مالك هستى است، پس همه ستايش هااز آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 15

15 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .

الحمد للّه ربّ العلمين

«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند مدبر و مالك هستى است، همه ستايش ها از آنِ او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 3

3- زيبايى ، شگفتى و ثمربخشى ، آميخته به هم در مظاهر طبيعت و آفريده هاى خدا *

زوج بهيج . تبصرة و ذكرى ... ماء مبركًا ...و النخل باسقت لها طلع نضيد . رزقًا ل

خداوند در اين آيات، با يادآورى هر يك از نعمت هاو مظاهر طبيعت وصفى حاكى از زيبايى و شگفتى علمى نيز براى آن آورده است و در پايان به ثمر بخشى عينى آنها - كه تغذيه خلق باشد - اشاره كرده است; يعنى، رزق هاى آفريده خداوند يك بُعدى نيست و خداوند به وسيله آنها تنها تغذيه نمى كند; بلكه اين روزى را با هنر و اسرار در مى آميزد.

17- زيبايى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 6،8

6 - انسان ، برخوردار از بهترين شكل و شمايل و اندامى موزون

و صوّركم فأحسن صوركم

8 - آفرينش انسان خوش اندام و سرشار از استعداد ها و كمالات ، جلوه اى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند .

و صوّركم فأحسن صوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 3 - 6،8

6 - انسان ، در مقايسه با ديگر موجودات ، موجودى زيباتر ، برتر و كامل تر است .

خلق السموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم

اختصاص به ذكر يافتن انسان با وصف «فأحسن صوركم» - پس از يادآورى آفرينش آسمان ها و زمين - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

8 - زيبايى و كمال ، از ويژگى هاى انسان و از نعمت هاى الهى براى او است .

خلق السموت . .. فأحسن صوركم

برداشت ياد شده از آنجا كه آيه شريفه در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى اعطايى به انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 2

2 - ساختار وجودى انسان ، استوارترين و زيباترين ساختار و در اوج اعتدال است .

لقد خلقنا الإنسن فى أحسن تقويم

«قَوام» (به فتح قاف); يعنى، «عدل» و به كسر قاف; يعنى، نظام و ركن و آنچه مايه قيام چيزى باشد (صحاح). «تقويم»، يا از اوّلى گرفته شده و به معناى تعديل است و يا از دوّمى مشتق شده و به معناى «قوام دادن» و «عنصرهاى چيزى را سامان بخشيدن» است. در اين صورت مفاد آيه اين مى شود كه نظام خلقتِ انسان، در اوج حُسن و نيكويى است. حُسن هر چيز در عرف مردم، به زيبايى حسّى آن است; ولى بيشتر موارد آن در قرآن، ناظر به نوعى از زيبايى است كه با بصيرت درك مى شود.

18- زيبايى بازگشت چهارپايان از چراگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 1،3

1- بردن دام ها در صبحگاهان به چرا و باز گرداندن آنان در پايان روز ، داراى منظره اى زيبا و بهجت انگيز

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

3- زيبايى و جمال دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) در شبانگاه به هنگام بازگشت از چراگاه ، بيشتر از صبحگاهان به هنگام رفتن به آن جاست .

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

روشن است كه حيوانات، صبحگاهان خارج مى شوند و شامگاهان برمى گردند و ترتيب ذكرى معمولاً مناسب با ترتيب خارجى است; ولى در اين جا ترتيب ذكرى برخلاف ترتيب خارجى است و شايد نكته اش همان برداشت فوق باشد; خصوصاً كه كلمه «حين» تكرار شده و آهنگ لفظ «تريحون» و «تسرحون» با آيات قبل و بعد سازگار است.

19- زيبايى باغ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 33 - 2

2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .

كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا

20- زيبايى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 8

8 - اهميت نقش نهر هاى بهشت ، در زيبايى و جذابيت آن

جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر

از اين كه خداوند، تنها وصفى را كه براى باغ هاى بهشت ياد كرده وصف «تجرى. ..» است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.

21- زيبايى پاداشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 2

2 - پاداش هاى موعود الهى ، نيكو و تكذيب آن ناروا است .

و كذّب بالحسنى

معناى كلمه «الحسنى» (زيباتر)، در خود تمجيد و مطلوبيت را گنجانده است. بنابراين وصفى است كه خود بيانگر نامطلوب بودن تكذيب آن است و تهديد به فرجام دشوار (در آيه بعد) نيز بر ناروا بودن آن تأكيد كرده است.

22- زيبايى پشتى هاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 76 - 1

1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى

متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان

23- زيبايى تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 3

3- در اختيار داشتن باغ هايى از انواع انگور ، محصور شده در ميان نخل ها و كشت زارهايى در پيرامون آن ، از دلرباترين صحنه ها براى آدمى است .

24- زيبايى تدبير آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 6

6 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و زيبا است .

الحمد للّه ربّ العلمين

«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است، همه ستايش ها از آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 15

15 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .

الحمد للّه ربّ العلمين

«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند مدبر و مالك هستى است، همه ستايش ها از آنِ او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.

25- زيبايى جامهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

26- زيبايى جوشش چشمه هاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 66 - 2

2 - زيبايى فزاينده مناظر بهشت ، با فوران آب چشمه ها

فيهما عينان نضّاختان

27- زيبايى چشم زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 6

6 - علاقه به همسر و برگرفتن چشم از غير او و زيبايى چشم ، از كمالات و اوصاف پسنديده زنان

و عندهم قصرت الطرف عين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن كمالات و اوصاف خوب زنان بهشتى و تشويق انسان ها به دستيابى به آنان در سايه كردار خداپسندانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 52 - 5

5 - علاقه به همسر و برگرفتن چشم از غير او و زيبايى چشم ، از كمالات و اوصاف پسنديده زنان

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن كمالات و اوصاف خوب زنان بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 72 - 4

4 - زيبايى و جذابيت چشم ، از كمالات زن

حور مقصورت فى الخيام

28- زيبايى حورالعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 1

1 - حوريان زيبا ، جذاب و پاكدامن بهشت ، نعمتى غيرقابل انكار و تكذيب ناپذير

فيهنّ قصرت الطرف . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 1

1 - زيبايى و جذابيت حوريان ، نعمتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب

كأنّهنّ الياقوت و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 70 - 1،5

1 - حوريان بهشتى ، علاوه بر صورت زيبا ، برخوردار از اخلاق و سيرتى بس نيك

فيهنّ خيرت حسان

«خيرات» وصف حوريان بهشتى و بيانگر ارزش هاى اخلاقى و معنوى است. «حسان» نيز وصف ديگر و بيانگر ارزش هاى صورى و ظاهرى است.

5 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . « فيهنّ خيرات حسان » يعنى خيرات الأخلاق حسان الوجوه . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . ..«...خيرات حسان»; يعنى، نيك خويان و زيباصورتان...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 1،2

1 - حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب

فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

2 - خلق حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشتى ، جلوه اى از ربوبيت پروردگار نسبت به جن و انس

فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 72 - 1

1 - حوريان بهشتى ، داراى چشمانى سياه و بسيار جذاب

حور مقصورت فى الخيام

«حوراء» (جمع «حور») در وصف چشم آورده مى شود; چشمى كه سفيدى آن در نهايت سفيدى و سياهى آن در نهايت سياهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 35 - 1

1 - حوران بهشتى ، در اوج زيبايى و كمال

إنّا أنشأنهنّ إنشاءً

نسبت دادن «إنشاء» به ضمير متكلم مع الغير - كه براى بيان عظمت است - و نيز نكره آوردن «إنشاءً» - كه آن نيز دلالت بر عظمت دارد - حاكى از آن است كه خداوند، با قدرت بى مانند خود در زيبايى و كمال حوران بهشتى از چيزى فروگذارى نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 2

2 - حوريان بهشتى ، در زيبايى بر يكديگر برترى ندارند .

أترابًا

«أتراب»، جمع «ترب» بر وزن «مصر» است. كسانى كه تولد هم زمان داشته باشند، «ترب» يكديگرند و چون حوريان بهشتى تولد ندارند، مراد از «ترب» در مورد آنان، همسانى در شمايل و صفات جذاب است. (اقتباس از لسان العرب)

29- زيبايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 11

11 - خداوند ، دارنده كمال ها و زيبايى است .

الحمد للّه

حمد، در برابر كمال و زيبايى صورت مى گيرد. جمله «الحمد للّه» دلالت مى كند كه خداوند، واجد صفات ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 7

7 - خداوند ، واجد كمال ها و زيبايى ها است .

بحمد ربّهم

حمد در برابر كمال و زيبايى است و اين نشان دهنده اين است كه خداوند كمال و زيبايى دارد.

30- زيبايى خدمتكاران بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 1،4

1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان

و يطوف عليهم غلمان لهم

«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.

4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار

و يطوف عليهم غلمان لهم

تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.

31- زيبايى خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 3 - 5

5 - انسان ها ، از نظر ظاهر و باطن و صورت و سيرت ، زيبا و نيكو آفريده شده اند .

فأحسن صوركم

«صورت» عبارت است از هيئت هر شيئى كه با آن، از ديگر اشيا جدا و ممتاز مى گردد و شامل شكل ظاهرى و هويت باطنى آن مى شود (اقتباس از مفردات راغب).

32- زيبايى درختان انار بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 68 - 3

3 - زيبايى ويژه منظره درختان نخل و انار در ميان ديگر درختان بهشت

فيهما فكهة و نخل و رمّان

اختصاص به ذكر يافتن نخل و انار، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

33- زيبايى رفتن چهارپايان به چراگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 1،3

1- بردن دام ها در صبحگاهان به چرا و باز گرداندن آنان در پايان روز ، داراى منظره اى زيبا و بهجت انگيز

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

3- زيبايى و جمال دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) در شبانگاه به هنگام بازگشت از چراگاه ، بيشتر از صبحگاهان به هنگام رفتن به آن جاست .

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

روشن است كه حيوانات، صبحگاهان خارج مى شوند و شامگاهان برمى گردند و ترتيب ذكرى معمولاً مناسب با ترتيب خارجى است; ولى در اين جا ترتيب ذكرى برخلاف ترتيب خارجى است و شايد نكته اش همان برداشت فوق باشد; خصوصاً كه كلمه «حين» تكرار شده و آهنگ لفظ «تريحون» و «تسرحون» با آيات قبل و بعد سازگار است.

34- زيبايى رنگ سبز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 76 - 3

3 - رنگ سبز ، از رنگ هاى زينت بخش امكانات تجملى بهشت

متّكين على رفرف خضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 21 - 3

3 - تأثير رنگ سبز ، در زيبايى و نشاط آورى

عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق

اين آيه، درصدد بيان لباس هايى است كه مطلوب انسان ها و فاخر و زيبا است; از اين رو مى تواند به عنوان پاداش آدميان و مشوق آنان به ديندارى به شمار آيد. بر اين اساس تصريح به رنگ سبز، مى تواند بيانگر براشت ياد شده باشد.

35- زيبايى زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 2

2 - زيبايى و جذابيت ، از كمالات زن

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 70 - 3

3 - نيك سيرتى و نيك رويى ، از اوصاف پسنديده و كمالات زن

فيهنّ خيرت حسان

36- زيبايى زندگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 14

14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .

هم أحسن أثثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» - كه مفعول مطلق است - بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.

37- زيبايى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 8

8 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

38- زيبايى صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 18 - 3

3 - هنگام دميدن صبح ، لحظه اى جالب و رضايت بخش

و الصبح إذا تنفّس

سوگند خداوند، حاكى از عظمت چيزى است كه به آن ياد مى شود. عظمت صبحدم در رابطه با انسان ها، فرحناك و به كام بودن آن است.

39- زيبايى صورت ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 24 - 2

2 - تلألؤ نور و زيبايى در رخسار نيكوكاران بر اثر نعمت هاى آخرت ، بر هر بيننده اى آشكار و مشهود است .

تعرف فى وجوههم نضرة النعيم

«تعرف»، خطاب به نوع است و هر مخاطبى را شامل مى شود.

40- زيبايى طبيعت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 14

14- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : الأثاث المتاع و أمّا رئياً فالجمال والمنظر الحسن ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: «أثاث» به معناى متاع و «رئياً» به معناى نيكويى و منظره زيبا است».

41- زيبايى طلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 14

14 - انسان فطرتاً به زيباييها گرايش دارد.

كذلك زينا لكل أمة عملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 5

5- گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى

فزيّن لهم الشيطن أعملهم

از اينكه شيطان اعمال زشت مردم را تزيين كرد و آنان را به وسيله همان عمل گمراه ساخت، نشان دهنده نكته فوق است.

42- زيبايى طلبى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 6

6 - لذّت جويى ها و زيبايى طلبى هاى انسان ، همراه با وى در جهان آخرت

ليدخل . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

نويد بودن «جنّات تجرى. ..»، متوقف بر وجود حسّ زيبايى پسندى و لذّت جويى در انسان اخروى است.

43- زيبايى طلوع ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 5 - 9

9 - جلوه زيباى طلوع پيوسته ستارگان در شب ، نشان ربوبيت يگانه خداوند است .

ربّ المشرق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» طلوع خورشيد و نيز طلوع ستارگان در شب باشد; نه خصوص طلوع خورشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 6

6 - جلوه زيباى طلوع ستارگان در شب و غروب آنها ، نشانه ربوبيت يگانه خداوند

بربّ المشرق و المغرب

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، اعم از طلوع و غروب خورشيد و همه ستارگان باشد; نه خصوص خورشيد.

44- زيبايى عجله اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 6

6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمنهم

در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.

45- زيبايى غروب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 6

6 - جلوه زيباى طلوع ستارگان در شب و غروب آنها ، نشانه ربوبيت يگانه خداوند

بربّ المشرق و المغرب

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، اعم از طلوع و غروب خورشيد و همه ستارگان باشد; نه خصوص خورشيد.

46- زيبايى فرشهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 76 - 1

1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى

متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان

47- زيبايى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 5

5- قرآن ، كتابى با عظمت و در اوج زيبايى و كمال است .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتب

«ال» در «الكتاب» براى استغراق صفات است; يعنى، تمام اوصافى كه يك كتاب، در حد كامل مى تواند داشته باشد، در اين كتاب متبلور است و اين، حاكى از عظمت قرآن است. و چون حمد در برابر زيبايى و كمال است و در آيه بالا خداوند، به سبب

نزول قرآن، تمام حمدها و ستايش ها را از آن خويش دانسته، استفاده مى شود كه قرآن، در نهايت كمال و زيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 4

4 - قرآن ، حتى در ديدگاه كافران ، ظاهرى زيبا و آراسته دارد .

أسطير الأوّلين

در صورتى نوشته افسانه اى را «اسطوره» مى گويند كه زيبا باشد.

48- زيبايى قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 4،5

4- داستان يوسف ( ع ) بهترين و زيباترين داستان

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

5- خداوند ، داستان يوسف را با بهترين و زيباترين بيان نقل كرده و گزارش داده است .

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

49- زيبايى كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 33 - 2

2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .

كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا

50- زيبايى گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 8 - 1

1 - رويش گياهان و تنوع و زيبايى آنها ، نشانى از قدرت خدا براى ايجاد رستاخيز و احياى مجدد مردگان .

أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا . .. إن فى ذلك لاَية

واژه «ذلك» اشاره به رويش گياهان و انواع متنوع آن دارد. چنان كه در آيه پيش گفته شد، اين آيات درصدد ارائه نشانه هاى امكان معاد و برطرف كردن استبعاد كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 9 - 2

2 - رويش گياهان و تنوع و زيبايى آنها ، نشانى از عزّت و شكست ناپذيرى خداوند

أَوَلم يروا كم أنبتنا. .. إنّ فى ذلك لأية... و إنّ ربّك لهو العزيز

51- زيبايى لباس بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 31 - 7

7- بهشتيان ، به هنگام تكيه زدن بر تخت هاى خود ، لباس هاى فاخر ديبا بر تن دارند .

و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق متّكئين فيها على الأرائك

52- زيبايى لباس حرير بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 31 - 4

4- پوشاك هايى به رنگ سبز ، فراهم آمده از حرير و در كمال ظرافت و لطافت ، لباس رسمى بهشتيان است .

يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس

«سندس» به «پارچه ديباى نازك» گفته مى شود نكره بودن واژهاى «ثياباً» و «خضراً» و «سندس» دال بر تفخيم است، از همين رو، در برداشت، قيد «كمال ظرافت و لطافت» آمده است. و نيز بدان جهت كه اهل بهشت، هرگونه لباس كه بخواهند، فراهم است، از اين لباس، به عنوان لباس ويژه و رسمى ياد گرديده است.

53- زيبايى مرجان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 1

1 - جلوه هاى زيبايى در موجودات دريايى ( چون مرواريد و مرجان ) ، نعمت انكارناپذير الهى براى آدميان و غير قابل تكذيب

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

54- زيبايى مرواريد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 1

1 - جلوه هاى زيبايى در موجودات دريايى ( چون مرواريد و مرجان ) ، نعمت انكارناپذير الهى براى آدميان و غير قابل تكذيب

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

55- زيبايى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 3

3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه

و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء

56- زيبايى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 27

27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها

إن هذا إلاّ ملك كريم

57- زيبايى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 1،6

1 - منافقان ، داراى ظاهرى فريبنده و قيافه اى زيبا

و إذا رأيتهم تعجبك أجسامهم

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

58- زيبايى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 6

6 - آفريده هاى خداوند ، زيباترين و نيكوترين آفريده هاى ممكن

أحسن الخلقين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه وقتى خداوند نيكوترين خالق باشد، قهراً مخلوقات او نيز نيكوترين مخلوق خواهند بود و چون خالقى جز او در جهان هستى وجود ندارد، طبيعتاً آنچه آفريده است، نيكوترين مخلوقاتى است كه ممكن بود در عالم هستى پديد آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 5

5 - تمام آفريده هاى الهى ، نيكو و داراى ساختارى منظم اند . *

أحسن تقويم

«أحسن»، اسم تفضيل است و اثبات برترين قوام براى انسان، نيكو بودن قوام ديگر موجودات را در مفهوم خود گنجانيده است.

59- زيبايى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 1

1 - مؤمنان ، داراى چهره هايى شاداب و زيبا در عرصه قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

«نضرة»در معانى زيبايى و نعمت به كار مى رود (قاموس المحيط). «ناضرة» (مؤنث «ناضر») به معناى زيبا و برخوردار از نعمت است و مقصود از آن - به قرينه مقام - شادابى و درخشندگى چهره هاى مؤمنان در عرصه قيامت است.

60- زيبايى نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 3

3- در اختيار داشتن باغ هايى از انواع انگور ، محصور شده در ميان نخل ها و كشت زارهايى در پيرامون آن ، از دلرباترين صحنه ها براى آدمى است .

61- زيبايى نخلستانهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 68 - 3

3 - زيبايى ويژه منظره درختان نخل و انار در ميان ديگر درختان بهشت

فيهما فكهة و نخل و رمّان

اختصاص به ذكر يافتن نخل و انار، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

62- زيبايى نعمت هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 23 - 2،3

2 - چشم نيكوكاران در آخرت ، بى نياز از خواب است و حتى به هنگام آرميدن بر تختخواب ، نظاره گر زيبايى نعمت ها است . *

على الأرائك ينظرون

«أرائك» (تخت خواب ها)، به معناى محل خوابيدن است كه در آيه شريفه محل نظاره گرى معرفى شده است. شايد اين تعبير، به نبود خواب در بهشت اشاره داشته باشد.

3 - نعمت هاى آخرت ، زيبا و تماشايى است .

لفى نعيم . .. ينظرون

63- زيبايى نورانيت اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 6

6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمنهم

در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.

64- زيبايى نهر هاى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 33 - 2

2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .

كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا

65- زيبايى همسران بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 2،4

2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از زنان چشم فروهشته

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قاصرات الطرف» كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.

4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .

و عندهم قصرت الطرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 52 - 2،4

2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.

4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .

و عندهم قصرت الطرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 20 - 2،3

2 - بهشتيان ، داراى همسرانى نيكو ، با چشمانى سياه و زيبا

و زوّجنهم بحور عين

«حور» (جمع «حوراء«) به معناى سياه چشمان و «عين» جمع «عيناء») و به معناى زيبا چشمان است.

3 - همسران زيبا ، نمود لطف الهى به بهشتيان

و زوّجنهم بحور عين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 70 - 6

6 - « قال الصادق ( ع ) الخيرات الحسان من نساء أهل الدنيا و هنّ أجمل من الحورالعين ;

امام صادق(ع) فرمود: «خيرات حسان» (زنان نيك خو و زيباصورت بهشت) از زنان اهل دنيا هستند و آنان از «حورالعين» زيباتراند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 22 - 2

2 - پيشتازان در بهشت ، داراى همسرانى با چشم هاى سياه و زيبا

و حور عين

«حور» جمع «حوراء» است و «حوراء» به چشمى گفته مى شود كه سياهى آن بسيار سياه و سفيدى آن بسيار سفيد باشد. «عين» جمع «عيناء» است و «عيناء» در وصف چشم زيبا آورده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 34 - 3

3 - همخوابگان اصحاب اليمين در بهشت ، زنانى در اوج شكوه و جلال مادى و معنوى ( عقل ، كمال و جمال )

و فرش مرفوعة

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «فرش» در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (إنّا أنشأناهنّ إنشاء) - همسران و همخوابگان مى باشد. بر اين اساس وصف «مرفوعة» اشاره به مطلبى دارد كه در برداشت بالا آمده است.

66- زيبايى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 15،16،17،19،20،22

15- زنان اشراف مصر با مشاهده يوسف ( ع ) ، حيرت زده و مدهوش شدند .

فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ

«إكبار» (مصدر أكبرن) به معناى بزرگ ديدن و با عظمت شمردن است.

16- زنان اشراف با ديدن يوسف ( ع ) ، از خود بى خود شده و از ادراك هر چيز جز جمال او ناتوان گشتند .

فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ

17- زنان اشراف با ديدن جمال حيرت انگيز يوسف ( ع ) ، به جاى خوردنيها ، كارد بر دست هاى خويش نهاده ، آن را چاك چاك كردند .

فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ

استفاده از ماده «قطع» - كه به معناى بريدن و جدا ساختن است - در مورد مجروح كردن، دلالت بر شدت بريدگى و جراحت دارد. بردن آن ماده به باب تفعيل (قطّعن) براى رساندن اين نكته است كه زنان اشراف، مواضع متعددى از دستهاى خويش را بريدند ; زيرا تقطيع به معناى قطعه قطعه كردن است.

19- اعتراف يك پارچه زنان اشراف به زيبايى پرجاذبه يوسف ( ع ) و عظمت جمال او

فلما رأينه . .. و قلن حش لله ما هذا بشرًا

20- جمال يوسف ( ع ) ، جمالى بى نظير ، دلربا و در اوج زيبايى و ملاحت بود .

فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ و قلن حش لله ما هذا بشرًا

نقل اين قسمت از داستان يوسف (فلما رأينه . ..) براى بيان اوج زيبايى و دلربايى يوسف(ع) است. علاوه بر اين، محتمل است اشاره به معذور بودن زليخا در عشقش به يوسف(ع) باشد. مؤيد اين احتمال، اين است كه قرآن از او مذمت نكرده و يوسف(ع) نيز او را در مراحل مراوده، به عذابهاى الهى هشدار نداده است.

22- جمال بى مانند يوسف ( ع ) ، موجب اظهار ترديد زنان مصر در بشر بودن او شد .

حش لله ما هذا بشرًا

67- علاقه به زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 14

14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله آزمون او

يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.

68- فلسفه زيبايى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 4

4- زينت و زيبايى آسمان ، به تدبير الهى و در جهت ره يابى انسان به حق

أفلم ينظروا . .. و زيّنّ-ها

69- گرايش به زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 9

9 - انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 10

10 - زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 5

5 - بهره گيرى از گرايش انسان به زيبايى و جاودانگى ، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد ، امرى است شايسته و بايسته .

جهدوا بأمولهم . .. أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 13

13- گرايش انسان به زيباييها

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 8

8- گرايش به زيبايى ها ، از جمله گرايش هاى انسانهاست .

لأزيننّ لهم

از اينكه ابليس، از طريق تزيين اعمال به گمراهى انسانها مى پردازد، به دست مى آيد كه انسانها به زيبايى و زينت علاقه مند هستند و اين علاقه مندى باعث و انگيزه آنها در رفتارشان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 2

2- انسان ، موجودى زيباپسند است .

و لكم فيها جمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 5

5- گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى

فزيّن لهم الشيطن أعملهم

از اينكه شيطان اعمال زشت مردم را تزيين كرد و آنان را به وسيله همان عمل گمراه ساخت، نشان دهنده نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 13

13- گرايش به زيبايى ها ، در سرشت انسان نهفته است .

جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

آفرينش زيبايى ها به منظور آزمايش انسان، در صورتى معنا خواهد داشت كه گرايش به زيبايى در وجود انسان نهفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 12

12 - انسان ها ، طبعاً ، به زيبايى و خوبى گرايش دارند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

اين كه شيطان، كارهاى ناروا را خوب جلوه مى دهد، تا مردم را از راه خدا باز دارد، حكايت از اين حقيقت مى كند كه مردم، به زيبايى و خوبى گرايش دارند و شيطان از اين گرايش، استفاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 6

6 - گرايش درونى انسان به زيبايى ها

فزيّنوا لهم . .. و حقّ عليهم القول

از اين كه اعمال ناشايست انسان ها را برايشان خوب و نيك جلوه مى دادند، مى توان استفاده كرد كه طبيعت انسان از بدى گريزان است و به خوبى تمايل دارد.

70- مطالعه زيبايى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 1

1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان

أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج

71- منشأ زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 2 - 2

2 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيباييهاست .

الحمد للّه

حمد در برابر زيباييها و كمالهاست و به مقتضاى جمله «الحمد للّه»، هر ستايشى از آن خداست. بنابراين هر كمال و زيبايى از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 45 - 12

12 - خداوند سرچشمه همه كمالها و زيباييهاست.

و الحمد للّه رب العلمين

چون تمامى ستايشها مخصوص خداوند است و ستايش همواره در برابر كمال و زيبايى است، پس همه كمالها و زيباييها از آن خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 15

15- هر ارزش و زيبايى در نظام هستى ، نشأت يافته از جانب خداوند است .

الحمد لله

انحصار ستايش به خداوند از آن جهت است كه زيبايى و منشأ هر ستايش در انحصار اوست و مؤيد اين مطلب جمله «ضرب الله مثلاً عبداً. ..» است كه در صدد مقايسه ميان خدا و مخلوقات مى باشد; يعنى، تمامى آنچه كه مخلوقات دارند از خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 2

2- خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 9

9 - خدا ، سرچشمه همه كمال ها و زيبايى ها است .

فقل الحمد للّه

ستايش در برابر كمال ها و زيبايى ها انجام مى گيرد و به مقتضاى «الحمد للّه» (همه ستايش ها از آن خدا است)، نتيجه مى گيريم كه خدا، منشأ همه كمالات و زيبايى ها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 5

5 - خدا ، سرچشمه همه خوبى ها و زيبايى ها است .

و قالا الحمد للّه

ستايش، همواره در برابر كمال ها و زيبايى ها واقع مى شود و به مقتضاى «الحمد للّه» كه هر ستايشى را مخصوص خدا قرار داده، استفاده مى شود كه هر خوبى و حسن از آن او و او سرچشمه همه آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 4

4 - خدا ، سرچشمه كمالات و زيبايى ها است .

الحمد للّه

ستايش در برابر كمال و زيبايى انجام مى شود و به مقتضاى «الحمد للّه» هر ستايشى در حقيقت، ستايش خدا است. بنابراين تمام كمال ها و زيبايى ها از او نشأت گرفته و او منشأ و سرچشمه آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 5

5 - زيبايى ، طراوت و نشاط آفرينى گياهان براى انسان ، امرى مهم و براساس تقدير و برنامه الهى

فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

تذكر خداوند به بهجت آفرينى بوستان ها براى آدميان، نشانگر اهميت آن و تدبير و تقدير الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 93 - 2

2 - خدا ، سرچشمه هر كمال و زيبايى است .

و قل الحمدللّه

ستايش، در برابر كمال و زيبايى است و مقتضاى «الحمدللّه» - كه در آن هر ستايشى از آنِ خداوند شمرده شده - اين است كه هر كمال و زيبايى از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 4

4 - خداوند ، سرچشمه همه كمال ها و زيبايى ها است .

له الحمد

حمد و ستايش همواره در برابر كمال و زيبايى صورت مى گيرد و به مقتضاى جمله «له الحمد» - كه همه ستايش ها از آنِ خداوند شمرده شده است - به دست مى آيد كه همه كمال ها و زيبايى ها از آن ذات مقدس سرچشمه مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 2

2 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

حمد در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه» هر ستايشى از آنِ خدا است. بنابراين هر كمالى و زيبايى، از او نشأت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 6

6 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

حمد در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه» هر ستايشى از آن خدا است. بنابراين هر كمال و زيبايى، از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 2

2 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

«حمد» در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه»، هر ستايشى از آن خداوند است. بنابراين هر كمال و زيبايى، از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 14

14 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

حمد، در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه»، هرستايشى از آن خداوند است. بنابراين هر كمال و زيبايى از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 13

13 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه

حمد در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه»، هر ستايشى از آن خداوند است. بنابراين هر كمال و زيبايى از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 11

11 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

الحمد للّه

«حمد» در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «الحمد للّه» ثابت مى شود كه هر ستايشى از آنِ خداوند است. بنابراين كمال و زيبايى از او نشأت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 9

9 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه كمال ها و زيبايى ها است .

له الحمد

«حمد» در برابر زيبايى ها و كمال ها است و به مقتضاى جمله «له الحمد» هر ستايشى، به خداوند اختصاص دارد. بنابراين هر زيبايى و كمالى، از او نشأت گرفته است.

72- منشأ زيبايى آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 7

7 - ستارگان ، چراغ هاى آسمان اول و زيبايى بخش آن

و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

«مصباح» (مفرد «مصابيح») به معناى چراغ است و مراد از آن ستاره مى باشد.

73- منشأ زيبايى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 4

4 - وجود جلوه گرى جهان آفرينش ، پرتوى از نور خداوند است .

اللّه نور السموت و الأرض

74- منشأ زيبايى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 3 - 7

7 - آفرينش انسانِ زيبا صورت و نيكو سيرت ، مظهر و مصداق روشن آفرينش بحق خدا است .

خلق السموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم

75- منشأ زيبايى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 33

33 - گياهان ، مايه زيبايى و خرمى زمين

من كلّ زوج بهيج

«بهجة و بهاجة» به معناى حسن و خرمى است. بنابراين «بهيج»; يعنى، نيكو و خرم.

76- منشأ زيبايى گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 6

6 - زيبايى موجود در انواع گياهان جلوه هنرنمايى خداوند

من كلّ زوج كريم

قيد «كريم» بيانگر برداشت ياد شده است.

77- نشانه هاى زيبايى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 10

10 - مديريت يگانه خداوند بر جهان ، جلوه اى از جمال هستى و شايسته حمد و ستايش

فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين

ذكر وصف «ربّ السماوات و. ..» در پى تأكيد بر ربوبيت عام، فراگير و يگانه خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گردش

نظام هستى با مديريت واحد، خود جمال و زيبايى ديگرى براى هستى است و در نتيجه خالق و مدير هستى، شايسته حمد و سپاس است.

78- نشانه هاى زيبايى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 12 - 2

2 - گياهان و سبزى هاى خوشبو و معطر ، نمودى از آراستگى زمين براى انسان

و الأرض وضعها للأنام . فيها ... و الريحان

واژه «ريحان»، به هر گياه خوشبو گفته مى شود (قاموس المحيط).

79- نقش زيبايى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 21

21- قواى ادراكى بشر ، تحت تأثير مشاهده اوج زيبايى و جلوه هاى جمال ، كارآيى خود را از دست مى دهد .

و قطّعن أيديهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 6

6 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام به هر كارى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

زيباطلبى

80- جاودانگى زيباطلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 6

6 - لذّت جويى ها و زيبايى طلبى هاى انسان ، همراه با وى در جهان آخرت

ليدخل . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

نويد بودن «جنّات تجرى. ..»، متوقف بر وجود حسّ زيبايى پسندى و لذّت جويى در انسان اخروى است.

81- زيباطلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 13

13- گرايش به زيبايى ها ، در سرشت انسان نهفته است .

جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

آفرينش زيبايى ها به منظور آزمايش انسان، در صورتى معنا خواهد داشت كه گرايش به زيبايى در وجود انسان نهفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 12

12 - انسان ها ، طبعاً ، به زيبايى و خوبى گرايش دارند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

اين كه شيطان، كارهاى ناروا را خوب جلوه مى دهد، تا مردم را از راه خدا باز دارد، حكايت از اين حقيقت مى كند كه مردم، به زيبايى و خوبى گرايش دارند و شيطان از اين گرايش، استفاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 5

5 - گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز وى از زشتى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

از اين كه شيطان براى گمراه كردن مردم، از راه زيبا جلوه دادن اعمال زشت آنان وارد مى شود، مى توان مطلب ياد شده را استنباط كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 7

7 - گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

و تستخرجون حلية تلبسونها

آيه شريفه در صدد گزارش از يك واقعيت خارجى است و آن استفاده مدام انسان ها از زيورآلات دريايى است. اين كار حكايت از تمايل و گرايشى است كه در درون انسان ها وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 6

6 - انسان ، موجودى زيباشناس و زيبايى خواه

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه شريفه، درصدد بيان جلوه هاى ربوبيتِ بى همتاى خود در طبيعت است و اگر زيبايى آسمانِ پرستاره براى بشر محسوس و مطلوب نباشد، اين بيان بيهوده خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 6

6 - گرايش درونى انسان به زيبايى ها

فزيّنوا لهم . .. و حقّ عليهم القول

از اين كه اعمال ناشايست انسان ها را برايشان خوب و نيك جلوه مى دادند، مى توان استفاده كرد كه طبيعت انسان از بدى گريزان است و به خوبى تمايل دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 22 - 2

2 - تزيين و تجمل ، امرى طبيعى و ارزشى در زندگى انسان

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يكى از كاربردهاى عمده مرواريد و مرجان، تزيين و تجمل با آن دو است و خداوند به خاطر اعطاى آنها به انسان ها، بر ايشان منت نهاده و آن را منفعتى براى آنان شمرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان، امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 70 - 2

2 - انسان ، فطرتاً مجذوب زيبايى صورت و سيرت

فيهنّ خيرت حسان

از اين كه خداوند به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت به زيبايى صورت و سيرت حوريان بهشتى مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به زيبايى ظاهرى و باطنى، خواسته اى اصيل و نهاده شده در فطرت بشر است; نه گرايشى تلقينى و زاييده فرهنگ و محيط.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 5

5 - انسان ، موجودى زيباشناس و زيبايى خواه

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان جلوه هاى فرمان روايى و قدرت بى همتاى خداوند در طبيعت است و اگر زيبايى آسمان پرستاره براى بشر محسوس و مطلوب نباشد، بيان اين مطلب بيهوده خواهد بود.

82- زيباطلبى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان، امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

83- فطريت زيباطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 4

4 - علاقه و گرايش به زنان زيبا ، امرى فطرى و اصيل در نهاد بشر و جن

فيهنّ قصرت الطرف . .. كأنّهنّ الياقوت و المرجان

از اين كه خداوند، به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت همسران زيبا و جذاب را مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به آنان، امرى طبيعى و اصيل در نهاد انسان و جن است.

زيبارويان

84- زيبارويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 1

1 - در قيامت ، چهره گروهى از مردم زيبا و درخشان خواهد بود .

وجوه يومئذ مسفرة

«وجه مسفر» چهره اى است كه به جهت شادمانى، درخشان شده باشد (مقاييس اللغة) و يا زيبايى آن را فرا گرفته باشد. (مصباح)

85- سرور اخروى زيبارويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه

افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

86- نشاط اخروى زيبارويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

زيبايى طلبى

87- اهميت زيبايى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 4

4- غذا و پوشاك ، نيازى مقدم بر زيبايى خواص و جمال طلبى است . *

لكم فيها دفءٌ و منفع و منها تأكلون . و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

با توجه به اينكه حيوانات هم باعث جمال و هم تأمين كننده غذا و پوشاكند، تقدّم ذكرى لباس و غذا در مقام امتنان، ممكن است اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

88- زيبايى طلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 14

14 - انسان فطرتاً به زيباييها گرايش دارد.

كذلك زينا لكل أمة عملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 5

5- گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى

فزيّن لهم الشيطن أعملهم

از اينكه شيطان اعمال زشت مردم را تزيين كرد و آنان را به وسيله همان عمل گمراه ساخت، نشان دهنده نكته فوق است.

89- زيبايى طلبى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 6

6 - لذّت جويى ها و زيبايى طلبى هاى انسان ، همراه با وى در جهان آخرت

ليدخل . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

نويد بودن «جنّات تجرى. ..»، متوقف بر وجود حسّ زيبايى پسندى و لذّت جويى در انسان اخروى است.

زيبايى ها

90- آثار زيبايى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 10

10 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام هر كارى

و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله

برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون، پس از زيبا جلوه گر شدن عمل زشتش، به آن اقدام كرده بود.

91- نقش زيبايى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 21

21- قواى ادراكى بشر ، تحت تأثير مشاهده اوج زيبايى و جلوه هاى جمال ، كارآيى خود را از دست مى دهد .

و قطّعن أيديهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 6

6 - خوب و زيبا ديدن ، از عوامل برانگيزنده انسان به اقدام به هر كارى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

6- زينب بنت جحش

1- ازدواج زينب بنت جحش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 18،19،20،27،31

18 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد ، پس از جدا شدن او از زيد ازدواج كرد .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

19 - ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد به امر خداوند بود .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

20 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تصميم و رغبت براى ازدواج با زينب ، مطلَّقه زيد ، نداشت و آن ازدواج ، تنها براى اجراى فرمان خداوند بود .

و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. أمسك عليك زوجك ...فلمّا قضى زيد منها وطرًا ز

توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به زيد، مبنى بر ادامه زندگى با زينب، حاكى از اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در تلاش بود تا آن دو، به زندگى خود ادامه دهند و پس از طلاق هم، نگران پيامدهاى احتمالى ازدواج اش با زينب بوده است. از فعل «زوّجناكها» استفاده مى شود كه چنين امرى، به خواست و فرمان خداوند بوده است.

27 - فلسفه ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مطلَّقه پسرخوانده خويش ، شكستن سنّتى جاهلى و هموار كردن راه براى ديگران بود .

زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم

31 - رخداد مطلَّقه شدن زينب و ازدواج اش با پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جمله حوادثى است كه براساس خواست خداوند ، تحقق پيدا كرده است .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها . .. و كان أمر اللّه مفعولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 38 - 9،10

9 - صدور فرمان ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه پسرخوانده اش ، امرى حساب شده بوده است .

زوّجنكها . .. ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له ... و كان أمر اللّه قدر

10 - « عن الرضا ( ع ) ( فى قصّة زيدبن حارثة مع إمرأته ) : إنّ زيدبن حارثة طلّقها و اعتدت منه فزوّجها اللّه تعالى من نبيّه (صلی الله علیه و آله) و أنزل بذلك قرآناً فقال عزّوجلّ : « فلمّا قضى زيد منها وطراً زوّجناكها . . . » ثمّ علم عزّوجلّ أنّ المنافقين سيعيّبونه بتزويجها فأنزل « ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له . . . » ;

از امام رضا(ع) (در داستان زيدبن حارثه با همسرش) روايت شده كه زيدبن حارثه، همسرش را طلاق داد. پس از اين كه عدّه او تمام شد، خدا، او را به ازدواج پيامبر درآورد و در اين باره، آيه اى نازل كرد و فرمود: «فلمّا قضى زيد...». خدا مى دانست

كه منافقان، به خاطر ازدواج او با همسر مطلّقه زيد، به عيب گويى از او خواهند پرداخت، از اين رو، اين آيه را نازل كرد: ما كان على النبىّ من حرج...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 40 - 4

4 - جواز ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلّقه زيد ، به دليل نبود رابطه نسبى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و زيد است .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها . .. ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم

احتمال دارد كه «ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم» اشاره به نفى خويشاوندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) با زيد و در نتيجه، اثبات جايز بودن ازدواج آن حضرت با مطلّقه زيد باشد.

2- زيد بن حارثه و زينب بنت جحش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 8،9

8 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زيد بن حارثه ، براى رعايت تقواى الهى درباره همسرش زينب

و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه

9 - سفارش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زيد ، براى نگهدارى همسرش و نيز رعايت تقواى الهى ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .

و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه

«إذ» متعلق به «اُذكر» مقدر است و در نتيجه، نكته ياد شده، از آن فهميده مى شود.

3- طلاق زينب بنت جحش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 17،31

17 - زيدبن حارثه ، پس از كام گيرى از همسرش ، او را طلاق داد و از وى جدا شد .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

«وطر» در لغت «نياز مهم» را گويند (مفردات راغب). در آيه، «قضى ... وطراً» كنايه از به پايان رسيدن حاجت زيد از نكاح با زينب و به اتمام رسيدن زمان مجاز زناشويى آن دو است.

31 - رخداد مطلَّقه شدن زينب و ازدواج اش با پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جمله حوادثى است كه براساس خواست خداوند ، تحقق پيدا كرده است .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها . .. و كان أمر اللّه مفعولاً

4- محمد(صلی الله علیه و آله) و زينب بنت جحش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 12

12 - خداوند ، پنهان كارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره فرمان الهى به ازدواج آن حضرت با همسر مطلَّقه زيد ، بر ملا ساخت .

و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه

7- ساجدان

1- ساجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 28

28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار

و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

2- تنزيه ساجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

3- ساجدان و تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

4- ساجدان و سرمستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

5- ساجدان و لهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- فضايل ساجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 5

5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا

از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

7- مراد از ساجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 21

21 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « التائبون » من الذنوب « العابدون » الذين لا يعبدون إلا اللّه و الا يشركون به شيئاً « الحامدون » الذين يحمدون اللّه على كل حال فى الشدة و الرخاء « السائحون » و هم الصائمون « الراكعون الساجدون » الذين يواظبون على الصلوات الخمس الحافظون ل ها المحافظون على ها بركوع ها و سجود ها و فى الخشوع فى ها و فى اوقات ها . . . ;

«تائبان» توبه كنندگان از گناه[اند] و «عابدان» كسانى هستند كه غير خدا را عبادت نمى كنند و چيزى را شريك او نمى

گيرند. «حامدان» آنانند كه در هر حال - چه سختى و چه در راحتى - خدا را ستايش مى كنند و «سائحان» روزه دارانند. «راكعان» و «ساجدان» كسانى هستند كه مواظب نمازهاى پنجگانه باشند. ركوع، سجود و خشوع را در نمازها رعايت مى كنند و محافظ وقتهاى نماز هستند».

8- ساختمان سازى

1- ساختمان سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2،3

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

2- ساختمان سازى در دوران ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 4،8

4- زمان ذوالقرنين ، در دورترين نقطه شرق سرزمين او ، از صنعت لباس و ساختمان ، خبرى نبوده است .

بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا

8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه « لم نجعل لهم من دونها ستراً . كذلك » قال : لم يعلموا صنعة البيوت ;

از امام باقر(ع) درباره اين سخن خدا: «لم نجعل لهم من دونها ستراً. كذلك» روايت شده: آن قوم صنعت خانه سازى را نمى دانستند».

3- ساختمان سازى در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 6

6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

9- ساره

1- اطمينان ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 1

1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )

قالوا كذلك قال ربّك

2- باردارى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 1

1- فرشتگان ، به همسر ابراهيم گوشزد كردند كه فرزنددار شدنش ، خواسته خداوند است .

ءألد و أنا عجوز . .. قالوا أتعجبين من أمر الله

«أمر الله»; يعنى، كارى كه خداوند به تحقق آن فرمان داده است و مراد از آن، فرزنددار شدن ساره و ابراهيم(ع) در سن پيرى است.

3- بشارت به ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 7،9،11

7- خداوند ، همسر ابراهيم را به دارا شدن فرزند پسرى بشارت داد .

فبشّرنها بإسحق

9- خداوند ، به ساره بشارت داد كه اسحاق ، داراى فرزند پسرى خواهد شد .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

كلمه «يعقوب» عطف بر «اسحاق» است و عبارت «من وراء إسحاق» توصيفى براى «يعقوب» مى باشد; يعنى: فبشرناها بيعقوب كائناً من وراء اسحاق.

11- نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

4- پسر ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 7،8

7- خداوند ، همسر ابراهيم را به دارا شدن فرزند پسرى بشارت داد .

فبشّرنها بإسحق

8- خداوند ، فرزند ابراهيم و همسرش ساره را - پيش از تولدش - اسحاق ناميد . *

فبشّرنها بإسحق

ظاهر جمله «فبشرناها بإسحاق . .. يعقوب» اين است كه فرشتگان، نام اسحاق و يعقوب را نيز در بشارت آورده باشند.

5- پيرى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1،2

1- ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا

2- ساره با توصيف خود و شويش به پيرى ، دارا شدن فرزند را امرى بس شگفت تلقى كرد .

قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا إن هذا لشىء عجيب

«ياويلتى» (اىواى بر من) عبارتى است كه معمولاً به هنگام تعجب ايراد مى شود. همزه در «ءألد ...» نيز براى تعجب است و جمله «إن هذا ...» نيز تصريح به شگفتى است. اين همه حكايت از تعجب بيش از حد همسر ابراهيم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 4

4 - همسر ابراهيم ، فردى كهنسال و نازا به هنگام بشارت فرزنددار شدنش

فأقبلت امرأته . .. و قالت عجوز عقيم

6- تعجب ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 15

15- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « وامرأته قائمة » قال : إنما عنى سارة قائمة . . . « فضحكت » يعنى فعجبت من قولهم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خداى تعالى: «وامرأته قائمة» روايت شده است: مقصود ساره همسر ابراهيم(ع) است كه ايستاده

بود . .. و درباره «فضحكت» [روايت شده است]: يعنى ساره از سخن فرشتگان شگفت زده شد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 2

2- ساره با توصيف خود و شويش به پيرى ، دارا شدن فرزند را امرى بس شگفت تلقى كرد .

قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا إن هذا لشىء عجيب

«ياويلتى» (اىواى بر من) عبارتى است كه معمولاً به هنگام تعجب ايراد مى شود. همزه در «ءألد ...» نيز براى تعجب است و جمله «إن هذا ...» نيز تصريح به شگفتى است. اين همه حكايت از تعجب بيش از حد همسر ابراهيم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 3

3 - هيجان ، تعجب و ناباورى شديد همسر ابراهيم ، از بارورى پس از پيرى و عمرى نازايى

فأقبلت امرأته فى صرّة فصكّت وجهها و قالت عجوز عقيم

7- حيض ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 6،16

6- ساره همسر ابراهيم ( ع ) ، پس از آگاهى به ماهيت مهمانان ابراهيم ( ع ) و مأموريت ايشان ( نابودسازى قوم لوط ) حايض شد . *

وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «ضحكت» از مصدر «ضَحك» (حايض شدن) باشد. مفسرانى كه اين معنا را يادآور شده اند تفريع «فبشرناها» را بر «ضحكت» مؤيد آن دانسته اند.

16- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « فضحكت فبشّرناها باسحاق » قال : حاضت ;

از امام صادق(ع) درباره «فضحكت فبشّرناها بإسحاق» روايت شده است كه فرمود: عادت زنانگى در ساره ظاهر شد».

8- رفع ترس ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 5

5- احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

9- ساره در مجلس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 1،2

1- همسر ابراهيم ( ساره ) در مجلس فرشتگان پيام آورِ بشارت حضور داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى . .. وامرأته قائمة فضحكت

2- ابراهيم ( ع ) و فرشتگان حاضر در نزد او ، همگى نشسته بودند و ساره ايستاده بود .

وامرأته قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 1

1 - حضور همسر ابراهيم ( ع ) ، در جمع آن حضرت و ميهمانان ايشان

و بشّروه بغلم عليم . فأقبلت امرأته فى صرّة ... و قالت عجوز عقيم

10- ساره و تحقق مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 3

3- فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

11- ساره و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 5،6،15

5- احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

6- ساره همسر ابراهيم ( ع ) ، پس از آگاهى به ماهيت مهمانان ابراهيم ( ع ) و مأموريت ايشان ( نابودسازى قوم لوط ) حايض شد . *

وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «ضحكت» از مصدر «ضَحك» (حايض شدن) باشد. مفسرانى كه اين معنا را يادآور شده اند تفريع «فبشرناها» را بر «ضحكت» مؤيد آن دانسته اند.

15- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « وامرأته قائمة » قال : إنما عنى سارة قائمة . . . « فضحكت » يعنى فعجبت من قولهم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خداى تعالى: «وامرأته قائمة» روايت شده است: مقصود ساره همسر ابراهيم(ع) است كه ايستاده بود . .. و درباره «فضحكت» [روايت شده است]: يعنى ساره از سخن فرشتگان شگفت زده شد ...».

12- ساره و هلاكت قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 4

4- همسر ابراهيم ، در پى اطلاع از مأموريت فرشتگان ( هلاك سازى قوم لوط ) شادان و خندان شد .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق از تفريع جمله «ضحكت» به وسيله حرف «فاء» بر «إنا أُرسلنا. ..» در آيه قبل استفاده شده است; يعنى، آنچه مايه شادمانى همسر ابراهيم شد، اين بود كه دريافت قوم بزهكار لوط بر عذاب الهى گرفتار خواهند شد.

13- ساره هنگام بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1- ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا

14- ساره هنگام تولد يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 13

13- ساره همسر ابراهيم ( ع ) ، تا به دنيا آمدن نوه اش يعقوب ، زنده بود .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

بشارت دادن به همسر ابراهيم كه از پسرت اسحاق فرزندى به نام يعقوب به دنيا خواهد آمد، اين سؤال را به ذهن مى آورد كه چرا به او بشارت داده نشد كه مثلاً از يعقوب نيز فرزندى به نام يوسف به دنيا خواهد آمد؟ در پاسخ اين پرسش مى توان گفت: ياد كردن از خصوص يعقوب اشاره به اين معنا دارد كه ساره او را درك مى كند و جمال او را خواهد ديد; يعنى، تا آن زمان زنده است.

15- سخاوت ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 8

8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش

فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين

16- سيلى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 2

2 - فرياد همسر ابراهيم ( ع ) و سيلى زدن وى به صورت خويش ، با شنيدن بشارت اعطاى فرزند به ايشان

فأقبلت امرأته فى صرّة

«صرّة» به معناى فرياد و «صكّ» به معناى ضربه شديد است. «صكّت وجهها»; يعنى، سيلى سختى به صورت خويش نواخت.

17- شك ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 3

3- فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

18- عقيمى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 3،4

3 - هيجان ، تعجب و ناباورى شديد همسر ابراهيم ، از بارورى پس از پيرى و عمرى نازايى

فأقبلت امرأته فى صرّة فصكّت وجهها و قالت عجوز عقيم

4 - همسر ابراهيم ، فردى كهنسال و نازا به هنگام بشارت فرزنددار شدنش

فأقبلت امرأته . .. و قالت عجوز عقيم

19- عوامل سرور ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 4،5

4- همسر ابراهيم ، در پى اطلاع از مأموريت فرشتگان ( هلاك سازى قوم لوط ) شادان و خندان شد .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق از تفريع جمله «ضحكت» به وسيله حرف «فاء» بر «إنا أُرسلنا. ..» در آيه قبل استفاده شده است; يعنى، آنچه مايه شادمانى همسر ابراهيم شد، اين بود كه دريافت قوم بزهكار لوط بر عذاب الهى گرفتار خواهند شد.

5- احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

20- فرياد ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 2،5

2 - فرياد همسر ابراهيم ( ع ) و سيلى زدن وى به صورت خويش ، با شنيدن بشارت اعطاى فرزند به ايشان

فأقبلت امرأته فى صرّة

«صرّة» به معناى فرياد و «صكّ» به معناى ضربه شديد است. «صكّت وجهها»; يعنى، سيلى سختى به صورت خويش نواخت.

5 - « و فى المجمع ، فى تفسير قوله تعالى ، « فأقبلت امرأته فى صرّة » . . . و قيل فى جماعة عن الصادق ( ع ) ;

در مجمع البيان، در تفسير سخن خداوند «فأقبلت امرأته فى صرّة» آمده است. .. و گفته شده كه معناى «فى صرّة» فى جماعة است [يعنى زن او در بين جماعتى جلو آمد ]و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

21- فضايل ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 8

8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش

فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 8

8 - همسر ابراهيم ( ع ) ، داراى شخصيتى والا و ارجمند در پيشگاه خداوند

قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه همسر ابراهيم(ع)، با فرشتگان هم سخن شده و نيز درباره او تعبير «ربّك» (پروردگار تو) به كار رفته است.

22- گفتگوى ساره با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 5

5- گفتوگوى ساره ( همسر ابراهيم ) با فرشتگان

فبشّرنها بإسحق . .. قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 2

2 - هم سخن شدن همسر ابراهيم ( ع ) با فرشتگان بشارت دهنده

قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك

23- مدت عمر ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 13

13- ساره همسر ابراهيم ( ع ) ، تا به دنيا آمدن نوه اش يعقوب ، زنده بود .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

بشارت دادن به همسر ابراهيم كه از پسرت اسحاق فرزندى به نام يعقوب به دنيا خواهد آمد، اين سؤال را به ذهن مى آورد كه چرا به او بشارت داده نشد كه مثلاً از يعقوب نيز فرزندى به نام يوسف به دنيا خواهد آمد؟ در پاسخ اين پرسش مى توان گفت: ياد كردن از خصوص يعقوب اشاره به اين معنا دارد كه ساره او را درك مى كند و جمال او را خواهد ديد; يعنى، تا آن زمان زنده است.

24- مكان سكونت ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 5

5 - محل سكونت همسر ابراهيم ( ع ) مجزا از محيط پذيرايى ميهمانان *

فراغ إلى أهله

حركت مخفيانه ابراهيم(ع) به سوى اهل، در جايى فرض مى شود كه محيط خانواده آن حضرت در معرض ديد ميهمانان نبود.

25- ملائكه و ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 1،3

1- فرشتگان ، به همسر ابراهيم گوشزد كردند كه فرزنددار شدنش ، خواسته خداوند است .

ءألد و أنا عجوز . .. قالوا أتعجبين من أمر الله

«أمر الله»; يعنى، كارى كه خداوند به تحقق آن فرمان داده است و مراد از آن، فرزنددار شدن ساره و ابراهيم(ع) در سن پيرى است.

3- فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

26- منشأ فرزنددارى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 1،6

1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )

قالوا كذلك قال ربّك

6 - اعطاى فرزند به همسر پير و عقيم ابراهيم ( ع ) ، متكى بر حكمت و علم الهى بود .

و قالت عجوز عقيم قالوا كذلك . .. إنّه هو الحكيم العليم

تصريح به علم و حكمت الهى، در پى نويد به اعطاى فرزند، بيانگر مطلب بالا است.

27- مهمان نوازى ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 8

8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش

فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين

28- نوه ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 9

9- خداوند ، به ساره بشارت داد كه اسحاق ، داراى فرزند پسرى خواهد شد .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

كلمه «يعقوب» عطف بر «اسحاق» است و عبارت «من وراء إسحاق» توصيفى براى «يعقوب» مى باشد; يعنى: فبشرناها بيعقوب كائناً من وراء اسحاق.

10- سازش

1- آثار سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 1،2

1- همدلى و سازش نهانى با كافران ، دليل ارتداد بيماردلان منافق

إنّ الذين ارتدّوا . .. ذلك بأنّهم قالوا للذين ... سنطيعكم فى بعض الأمر

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به ارتداد باشد - كه از آيه قبل (إنّ الذين ارتدّوا) استفاده مى شود - و با توجه به اين كه مراد از «الذين كرهوا. ..» كافران معانداند.

2- سازش با كافران و همكارى با آنان عليه دين ، مايه ارتداد است .

إنّ الذين ارتدّوا . .. ذلك بأنّهم قالوا ... سنطيعكم فى بعض الأمر

2- آثار سازش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 2

2 - اعلام آمادگى كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت سازش و نرمش نمودن آن حضرت با آنان

ودّوا لوتدهن فيدهنون

3- اجتناب از سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 1،2

1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان

و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز

«أن» لام تعليل در تقدير است.

2 - در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران حق ناپذير ، نمى تواند مجوز عدول مبلغان و رهبران جامعه اسلامى از مواضع عقيدتى خويش و سازش و مسامحه با آنان باشد .

و لاتطع . ..أن كان ذا مال و بنين

ترديدى نيست كه اجابت خواسته هاى كافران و يا سازش با آنان از سوى رهبران جامعه اسلامى، به جهت طمع شخصى نيست; بلكه براى در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران و صرف آنها در جهت مصالح و منافع مسلمين است; ولى چون اين كار به قيمت عدول از مواضع اعتقادى و يا سازش با كافران است، جايز نمى باشد.

4- درخواست سازش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 3

3 - سازش و دست برداشتن از مواضع عقيدتى ، درخواست كافران تكذيب گر از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

فلاتطع المكذّبين

آيه بعد، قرينه است كه مورد اطاعت، سازش بر سر مواضع عقيدتى است.

5- زمينه ترك سازش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 2

2- توجه به نافرجامى خط كفر ، مقتضى مصمم بودن مؤمنان در نبرد با كافران بدون هيچ سستى و سازش

فلن يغفر اللّه لهم . فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

«فا» در «فلاتهنوا» ترتّب و تفريع را مى رساند و از ترتّب اين آيه بر مفاد آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- زمينه سازش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 3

3- سستى در جهاد و نبرد با دشمن ، در پى دارنده سازشى خفّت بار *

فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم و أنتم الأعلون

تقدم «لاتهنوا» بر «تدعوا إلى السلم» بيانگر اين حقيقت است كه سستى، پيش زمينه سازش است; سازشى كه امت هاى برتر (و أنتم الأعلون) را به ذلّت مى كشاند.

7- زمينه سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت - پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

8- زمينه سازش با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت - پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

9- زمينه سازش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 2

2 - اعلام آمادگى كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت سازش و نرمش نمودن آن حضرت با آنان

ودّوا لوتدهن فيدهنون

10- سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 12

12 - نكوهش اهل كتاب ( علماى يهود ) ، به جهت قضاوت ظالمانه درباره مؤمنان و سازش با كافران

الم تر الى الّذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون

جمله «الم تر . .. » داراى لحن مذمت گونه و اعتراض آميز است.

11- سازش با هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 10

10 - سازش با هواپرستان و تمايلات نامشروع آنان ، موجب انحراف رهبران دينى

فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم

استقامت (مصدر «استقم») به معناى ادامه حركت در راه راست است و تقابل «استقم» با «لاتتّبع أهوائهم» مطلب بالا را مى رساند.

12- سازش در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 1،2

1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

2 - مسامحه و سازش در اصل اساسى توحيد، روا و مجاز نيست.

قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

در اين گونه موارد پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) خصوصيتى ندارد.

13- سازش رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 19

19 - پيشوايان دين اسلام در صورت سازش كردن با پيروان ديگر اديان بر سر مسائل دينى ، از زمره ستگرانند .

و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

14- سازش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 4

4- سرگرمى ها و خوشى هاى پوچ دنيا ، از مهم ترين عوامل سستى در جهاد و تمايل به سازش با كافران

فلاتهنوا . .. إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو

خداوند، پس از نهى مؤمنان نسبت به سستى در جهاد و گرايش به سازش، به آنان لعب و لهو بودن دنيا را يادآورى كرده است. از مطلب استفاده مى شود كه سرگرمى هاى اين دنيا، عاملى مهم در سستى و سازش با كفر است.

15- سازش ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 2

2 - مسامحه و سازش در اصل اساسى توحيد، روا و مجاز نيست.

قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

در اين گونه موارد پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) خصوصيتى ندارد.

16- سازش منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 1

1- همدلى و سازش نهانى با كافران ، دليل ارتداد بيماردلان منافق

إنّ الذين ارتدّوا . .. ذلك بأنّهم قالوا للذين ... سنطيعكم فى بعض الأمر

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به ارتداد باشد - كه از آيه قبل (إنّ الذين ارتدّوا) استفاده مى شود - و با توجه به اين كه مراد از «الذين كرهوا. ..» كافران معانداند.

17- سازش ناپذيرى رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 8

8- رهبران دينى ، بايد همواره بر مواضع اصولى خويش ثابت و استوار بوده و در برابر كافران و دشمنان ، سازش ناپذير باشند .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

18- سازش ناپذيرى رهبرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 26

26 - لزوم پايبندى و اهتمام رهبران الهى به مبانى اصولى و سازش ناپذيرى در آن

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

گرچه محتواى آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى مسلماً اختصاصى به شخص آن حضرت ندارد و قابل تعميم به همه رهبران در تمامى عصرهاست.

19- سازش ناپذيرى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 8

8 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) موضع قاطع و سازش ناپذيرى خود را - حتى در صورت تنها ماندن - به دشنان اعلام كرد و آنان را از اميد بستن به سازش و تسليم مأيوس ساخت .

قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون

20- سرزنش سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 4

4- هر گونه سازش با خط كفر ، بيگانه با خط و راه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

محمّد . .. و الذين معه أشدّاء على الكفّار

با استفاده از مفهوم آيه، برداشت بالا به دست مى آيد.

21- سرزنش سازش با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 6

6 - برخوردارى مؤمنان از روحيه عفو و گذشت ، نبايد به مداهنه و سكوت در برابر متجاوزان منتهى شود .

و إذا ما غضبوا هم يغفرون . .. إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه عفو و مغفرت مؤمنان، در غير مورد ظلم و تجاوز است.

22- ظلم سازش در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 19

19 - پيشوايان دين اسلام در صورت سازش كردن با پيروان ديگر اديان بر سر مسائل دينى ، از زمره ستگرانند .

و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

23- علاقه به سازش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 1

1 - علاقه شديد كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان و تلاش آنان در اين راستا

ودّوا لو تدهن فيدهنون

«إدهان» (مصدر «تدهن و يدهنون») به معناى مدارا و نرمش نشان دادن است. مقصود از آن در اين آيه، سازش كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مواضع عقيدتى خويش و سستى كردن آن حضرت در برخورد با كافران است. گفتنى است سازش كردن و سستى نمودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در امر رسالت، تنها يك علاقه و تمايل براى كافران نبود; بلكه همراه با تلاش و اقدامات گسترده بوده است.

24- عوامل سازش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 4

4- سرگرمى ها و خوشى هاى پوچ دنيا ، از مهم ترين عوامل سستى در جهاد و تمايل به سازش با كافران

فلاتهنوا . .. إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو

خداوند، پس از نهى مؤمنان نسبت به سستى در جهاد و گرايش به سازش، به آنان لعب و لهو بودن دنيا را يادآورى كرده است. از مطلب استفاده مى شود كه سرگرمى هاى اين دنيا، عاملى مهم در سستى و سازش با كفر است.

25- ممنوعيت سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 3،4

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سازش نكردن با كافران تكذيب گر و نپذيرفتن هرگونه پيشنهاد سازش

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

4 - سازش و نرمش نشان دادن با كافران ، بر سر مسائل عقيدتى و مواضع اصولى ، ممنوع است .

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

26- ممنوعيت سازش در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 4

4 - سازش و نرمش نشان دادن با كافران ، بر سر مسائل عقيدتى و مواضع اصولى ، ممنوع است .

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

27- نهى از سازش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 1

1- نهى الهى از سستى در مبارزه با دشمن و تن دادن به سازش

فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

11- سازماندهى

1- سازماندهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 9

9 - تلاش عيسى ( ع ) براى تشكّل بخشيدن و سازماندهى به جبهه مؤمنان ، عليه جبهه كفر

فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه

2- اهميت سازماندهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 10،11

10 - نقش سازماندهى و تشكّل در پيشبرد اهداف

فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه

جمله «قال من انصارى»، بيانگر تلاش عيسى (ع) براى سازماندهى است و طبعاً در پيشبرد هدف نقش داشته است.

11 - لزوم تشكّل و جبهه گيرى مؤمنان ، در قبال جبهه كفر

من انصارى الى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 5

5 - ضرورت ايجاد تشكّل در ميان گروه هاى امركننده به معروف و نهى كننده از منكر

و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

«امّة» به جماعتى گفته مى شود كه داراى هدفى واحد باشند و لازمه اين معنى، تشكل آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 7

7 - رهبرى و تشكيلات ، داراى نقشى عمده در دستيابى به پيروزى

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 6

6 - تمركز يافتن و تشكل داشتن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا

به نظر مى رسد از اهداف اساسى قرآن در الزام مسلمانان صدر اسلام به هجرت، با توجه به شرايط آن دوران، تمركز بخشيدن به اهل ايمان و تشكل دادن به نيروهاى پراكنده بود.

3- سازماندهى اطلاعات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 9

9 - ايجاد تشكيلات خبرى براى جمع آورى و ارزيابى خبر هاى سرنوشت ساز و عرضه آن ، از شؤون رهبرى است .

و لو ردّوه . .. لعلمه الّذين يستنبطونه منهم

4- سازماندهى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 3

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

5- سازماندهى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 9

9 - تلاش عيسى ( ع ) براى تشكّل بخشيدن و سازماندهى به جبهه مؤمنان ، عليه جبهه كفر

فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه

6- سازماندهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 3

3 - تجمع دوباره مشركان عليه مسلمانان ، پس از جنگ احد

انّ النّاس قد جمعوا لكم

وقوع اين آيه پس از بيان جنگ احد و نيز برخى از شأن نزولها مؤيّد اين نظر است كه آيه مورد بحث درباره وقايع پس از احد مى باشد.

12- سال

1- آثار تغيير فصل هاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 6

6 - نقش مهم تغيير فصل ها ، در تأمين روزى موجودات زمين

و قدّر فيها أقوتها فى أربعة أيّام

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «أربعة أيّام» اشاره به فصل هاى چهارگانه داشته باشد.

2- اول ماه صفر سال دهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

3- پيدايش سال شمسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 17

17 - خورشيد و ماه ، در مدار سالانه معينى است كه با آن ، سال شمسى و قمرى به وجود مى آيد . *

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى

احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» به قرينه «ألم تر» آخر سال شمسى و قمرى باشد كه خورشيد، از نقطه فلكى برج

فرضى، در آغاز سال شروع مى كند و در پايان يك سال، به آن نقطه مى رسد و ماه نيز از نقطه اى شروع مى كند و به همان مدار در طول يك سال مى رسد.

4- پيدايش سال قمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 17

17 - خورشيد و ماه ، در مدار سالانه معينى است كه با آن ، سال شمسى و قمرى به وجود مى آيد . *

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى

احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» به قرينه «ألم تر» آخر سال شمسى و قمرى باشد كه خورشيد، از نقطه فلكى برج فرضى، در آغاز سال شروع مى كند و در پايان يك سال، به آن نقطه مى رسد و ماه نيز از نقطه اى شروع مى كند و به همان مدار در طول يك سال مى رسد.

5- تعداد امتحان در سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 3

3 - وجود يك يا دو آزمايش و ابتلاى عمده براى هر انسان در هر سال ، جهت به خود آمدن و بازگشت از انحراف

أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام مرة أو مرتين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اصل امتحان عمومى باشد، نه مخصوص به افرادى معين و ذكر منافقان به جهت عبرت نگرفتن از اين برنامه عمومى مى باشد.

6- تعداد ماههاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 1،4،17

1 - از آغاز خلقت آسمان ها و زمين ، شمار ماه ها دوازده ماه است .

إن عدة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهراً . .. يوم خلق السموت و الأرض

4 - وجود ماه هاى دوازده گانه در يك سال ، امرى ثابت از آغاز پيدايش آسمان ها و زمين و نه نظمى كه تدريجاً شكل گرفته باشد .

إن عدة الشهور . .. يوم خلق السموت و الأرض

17 - از امام صادق ( ع ) درباره قول خداى عز و جل كه مى فرمايد : « ان عدة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهراً . . . » روايت شده است : « المحرم و الصفر و ربيع الأول و ربيع الأخر و جمادى الأولى و جمادى الآخرة و رجب و شعبان و شهر رمضان و شوال و ذوالقعدة و ذوالحجة . من ها أربعة حرم ، عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من شهر ربيع الأخر ;

اين ماهها عبارتند از: محرم، صفر، ربيع الاول، ربيع الاخر، جمادى الاولى، جمادى الآخر، رجب، شعبان، ماه رمضان، شوال، ذى قعده و ذى حجه. از اين دوازده ماه چهار ماه حرام است و آنها عبارتند از: بيست روز آخر ذى حجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز از اول ربيع الآخر».

7- تغيير فصل هاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 4

4 - تغيير فصل هاى سال ، جلوه اى ديگر از ربوبيت يگانه خداوند

بربّ المشرق و المغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 7

7 - كوه هاى استوار ، بركت سرشار زمين ، تغيير فصل ها و تأمين نيار هاى غذايى موجودات ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خدا

ذلك ربّ العلمين . و جعل فيها روسى من فوقها و برك فيها و قدّر فيها أقوتها فى أرب

8- تغيير فصلهاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 2

2 - اختلاف شب و روز ( كوتاه و بلند شدن هر يك از آن دو در طول سال ) و تغيير فصل ها ، حاوى دليلهايى روشن بر تدبير و ربوبيت خدا نسبت به اهل زمين است .

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت

9- مبدأ سال در دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 5

5 - موسم حج ، مبدأ سال در خانواده شعيب

على أن تأجرنى ثمنى حجج

10- مسلمانان در سال نهم هجرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 5

5 - سال نهم هجرى ، سال قدرت مسلمانان و استيلاى آنان بر اداره مسجدالحرام

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

اينكه مسلمانان در سال نهم هجرى مكلف به اين تكليف الهى شدند - با اينكه اصل پليدى مشركان در گذشته نيز بوده است - نشان مى دهد كه در گذشته، اجراى آن ميسر نبوده است.

11- منشأ پيدايش فصل هاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 2

2 - نقش اساسى نقطه طلوع و غروب خورشيد ، در پيدايش فصول و تأمين نياز هاى بشر *

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

با توجه به اين كه پيدايش فصول هم زمان با تغيير ميل خورشيد در طلوع و غروب صورت مى گيرد احتمال مى رود ياد كرد «مشرقين و مغربين»، اشاره به پيامدهاى مهم آن (پيدايش فصول) داشته باشد كه بشر از اين رهگذر، به امكانات زندگى دست مى يابد.

12- منشأ تغيير فصل هاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 6 - 1

1 - نظام تغيير فصول و كم و زياد شدن ساعات شب و روز در طول سال ، تحت حاكميت اراده خداوند

يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«إيلاج» (مصدر «يولج») به معناى داخل كردن است. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از «يولج الليل فى النهار» (شب را در روز داخل مى كند)، اين باشد كه او از مقدار شب مى كاهد و بر مقدار روز مى افزايد و مقصود از «يولج النهار فى الليل» (روز را در شب داخل مى كند) اين باشد كه او از مقدار روز مى كاهد و بر مقدار شب مى افزايد.

13- نقش سال و ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 6

6 - سال و ماه قمرى ، معيار محاسبات امور شرعى

و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب

14- وقايع سال نهم هجرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 4

4 - اعلان ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام در سال نهم هجرت

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

آيات سوره برائت - بنابر گفته مفسران - در مراسم حج سال نهم هجرت بر مشركان خوانده شد.

سال و ماه

15- تعداد ماههاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 1،4،17

1 - از آغاز خلقت آسمان ها و زمين ، شمار ماه ها دوازده ماه است .

إن عدة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهراً . .. يوم خلق السموت و الأرض

4 - وجود ماه هاى دوازده گانه در يك سال ، امرى ثابت از آغاز پيدايش آسمان ها و زمين و نه نظمى كه تدريجاً شكل گرفته باشد .

إن عدة الشهور . .. يوم خلق السموت و الأرض

17 - از امام صادق ( ع ) درباره قول خداى عز و جل كه مى فرمايد : « ان عدة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهراً . . . » روايت شده است : « المحرم و الصفر و ربيع الأول و ربيع الأخر و جمادى الأولى و جمادى الآخرة و رجب و شعبان و شهر رمضان و شوال و ذوالقعدة و ذوالحجة . من ها أربعة حرم ، عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من شهر ربيع الأخر ;

اين ماهها عبارتند از: محرم، صفر، ربيع الاول، ربيع الاخر، جمادى الاولى، جمادى الآخر، رجب، شعبان، ماه رمضان، شوال، ذى قعده و ذى حجه. از اين دوازده ماه چهار ماه حرام است و آنها عبارتند از: بيست روز آخر ذى حجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز از اول ربيع الآخر».

16- تغيير فصلهاى سال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 2

2 - اختلاف شب و روز ( كوتاه و بلند شدن هر يك از آن دو در طول سال ) و تغيير فصل ها ، حاوى دليلهايى روشن بر تدبير و ربوبيت خدا نسبت به اهل زمين است .

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت

17- قدمت ماههاى دوازده گانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 1،4

1 - از آغاز خلقت آسمان ها و زمين ، شمار ماه ها دوازده ماه است .

إن عدة الشهور عند اللّه اثنا عشر شهراً . .. يوم خلق السموت و الأرض

4 - وجود ماه هاى دوازده گانه در يك سال ، امرى ثابت از آغاز پيدايش آسمان ها و زمين و نه نظمى كه تدريجاً شكل گرفته باشد .

إن عدة الشهور . .. يوم خلق السموت و الأرض

18- نقش سال و ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 6

6 - سال و ماه قمرى ، معيار محاسبات امور شرعى

و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب

سالشمارى

19- ابزار سالشمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 3

3 - خداوند خورشيد و ماه را وسيله اى براى محاسبه زمان و اندازه گيرى آن قرار داده است.

و الشمس و القمر حسبانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 5

5 - حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) وسيله اى مطمئن براى شمارش ماه و سال و محاسبه امور زندگى انسانهاست .

و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 9

9- از فوايد گردش شب و روز ، محاسبه زمان و سال شمارى و آشنايى انسان با تاريخ است .

جعلنا ءاية النهار . .. لتعلموا عدد السنين و الحساب

13- سالكان

1- استهزاى سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 6

6- سالكان راه خدا و پيروان انبيا ، در معرض تمسخر و استهزاى كافران و دشمنان دين

كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه

2- اطاعت از سالكان راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 10،13،17

10 - بايد از كسانى پيروى كرد كه به سوى خدا حركت مى كنند .

جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ

13 - انسان هاى خداجو ، الگويى شايسته براى تبعيت اند .

و اتّبع سبيل من أناب إلىّ

17 - توجه دادن انسان به محاسبه اعمال اش در نزد خداوند ، زمينه ساز پابندى وى به توحيد و پيروى كردن از انسان هاى خداجو است .

و إن جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ ثمّ إلىّ

3- تقرب سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 9

9- آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

4- رستگارى سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 1

1 - پاك سازندگان و رشد دهندگان روح خويش ، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست يافته و همواره در خوبى خواهند ماند .

قد أفلح من زكّيها

«زكاة» در لغت عرب، در اصل به معناى «طهارت»، «نمو»، «بركت» و «ستودن» است (نهايه ابن اثير) معناى اول و دوم، با آيه شريفه تناسب بيشترى دارد. «فلاح»; يعنى، پيروزمندى و رسيدن به مقصود (مفردات) و به معناى نجات و باقى ماندن در خوبى (قاموس) نيز آمده است.

5- سالكان صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 10

10 - انسانها بر اساس طينت اولى خويش سالكان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 11

11 - شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 9

9 - برخى انسان ها ، پس از رهايى از مشكلات و سختى هاى شديد ، در صراط مستقيم الهى باقى مى مانند .

و إذا غشيهم موج . .. دعوا اللّه ... فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد

«قصد» ريشه «مقتصد» به معناى «راه راست و ميانه» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 1،2،4

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند

و هدينهما الصرط المستقيم

2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و هدينهما الصرط المستقيم

4 - در صراط مستقيم بودن ، از ويژگى هاى رسولان الهى

و هدينهما الصرط المستقيم

6- كينه با سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 11

11 - از ياد بردن نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز كينه توزى با پيامبران و سالكان راه خداست .

و لاتقعدوا . .. و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

7- ويژگيهاى سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 10

10 - راه يافتگان از مرحله ايمان به مقام تسليم ، بر توكل به خدا توانمندند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

14- سامري

1- آثار ارتداد سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 6

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

2- آثار پيروى از سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 9

9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .

و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.

3- آثار هواپرستى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 8

8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .

و كذلك سوّلت لى نفسى

«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل - كه دعوت مردم به گوساله پرستى است - وجود ندارد.

4- ابزار اضلال سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

5- ادعاهاى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 1

1 - سامرى ، مدعى داشتن ديدى ممتاز و درك حقايق و دانستنى هايى كه ديگران بر آن آگاهى نداشتند .

قال بصرت بما لم يبصروا به

فعل «بصر» زمانى در مورد ديدن با چشم مى رود كه درك قلبى نيز ضميمه آن شده باشد و استعمال آن در مواردى كه فاقد درك قلبى است، بسيار كم است (مفردات راغب). دراين كه مراد سامرى از اين سخن چه بوده، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله اين كه من به فنون و حقايقى آگاهى يافتم كه زمينه ساز استفاده بيشتر من از آثار رسالت شده بود و ديگران از آن زمينه محروم بودند.

6- اضلال سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 4

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يس-مرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 5،7،8

5 - سامرى ، با بى اعتنايى به آموخته هاى ويژه و الهى خود و دورافكندن آنها ، به ساختن گوساله و گمراه سازى مردم پرداخت .

فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى

از جمله معانى محتمل در آيه بالا، اين است كه مراد از «نبذتها» بى اعتنايى به آموخته ها (بصرت. .. قبضت) باشد; يعنى، اعتراف سامرى چنين بوده است كه من دانش و آموخته هاى الهى خود را - كه از رسولان فراگرفته بودم - به دور افكندم و درپى آن مفتون نفس خويش شده انجام دادم آنچه كردم.

7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه

قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى

«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.

8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .

و كذلك سوّلت لى نفسى

«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل - كه دعوت مردم به گوساله پرستى است - وجود ندارد.

7- اعراض از سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 15

15 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به ترك تبعيت سامرى ، و پيروى و اطاعت از خود فرا خواند .

لقد قال لهم هرون من قبل . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

8- اقرار سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4،7

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه

قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى

«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.

9- القاى گوساله سامرى در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 11،12

11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.

12 - سوزاندن گوساله سامرى و ريختن سوخته آن به دريا ، در برابر ديدگان سامرى و ديگر مردم انجام گرفت .

وانظر . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ

«انظر» فرمان موسى(ع) به سامرى است و ظاهر آن است كه مقصود، مشاهده مراسم سوزاندن و به دريا ريختن باشد. ضميرهاى جمع در «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه»، گوياى حضور مردم در آن صحنه است.

10- امتحان با گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 3

3 - فتنه و امتحان بودن گوساله زرين سامرى ، از جمله هشدارهايى كه هارون به بنى اسرائيل داده بود .

و لقد قال لهم هرون . .. إنّما فتنتم به

11- انگيزه مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يس-مرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

12- بينش پيروان سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 13

13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

13- بينش سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 13

13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

14- پيروان سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 7

7 - گروهى از بنى اسرائيل در معرفى كردن گوساله زرين به عنوان معبود ، با سامرى همراهى و هم كارى داشتند .

عجلاً . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

فعل جمع «قالوا» مى رساند كه عده اى در اطراف سامرى مجتمع گشته و مرام او را ترويج مى كردند. يا اين كه از گذشته با او هم كارى و هم فكرى داشتند و در زمان نمايش دادن گوساله، به ترويج عقيده باطل خود پرداختند.

15- تبعيد سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

16- تهمتهاى پيروان سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 9،10

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

10 - سامرى و طرفداران و مبلغان او ، پرستش گوساله را از جمله عقايد موسى ( ع ) وانمود كردند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

17- تهمتهاى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 9،10

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

10 - سامرى و طرفداران و مبلغان او ، پرستش گوساله را از جمله عقايد موسى ( ع ) وانمود كردند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

18- جنس گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

19- جنسيت گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

20- حتميت كيفر اخروى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 6

6 - سامرى علاوه بر كيفر دنيوى ، مجازاتى حتمى و تخلف ناپذير نيز در آخرت خواهد داشت .

لك فى الحيوة . .. و إنّ لك موعدًا لن تخلفه

«موعد» در معانى «وعده»، «زمان وعده» و «مكان وعده» استعمال مى شود و مقصود از آن برحسب ظاهر، عذاب موعود در قيامت است.

21- دروغگويى پيروان سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 9

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

22- دروغگويى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 9

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

23- دوراندازى زيورآلات سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 9،10

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

24- روانشناسى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 4

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

25- روش تبليغ سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

26- روش نابودى گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 14

14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل

لنحرّقنّه

از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.

27- سوءاستفاده سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

28- سوزاندن گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 11،12

11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ;

يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.

12 - سوزاندن گوساله سامرى و ريختن سوخته آن به دريا ، در برابر ديدگان سامرى و ديگر مردم انجام گرفت .

وانظر . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ

«انظر» فرمان موسى(ع) به سامرى است و ظاهر آن است كه مقصود، مشاهده مراسم سوزاندن و به دريا ريختن باشد. ضميرهاى جمع در «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه»، گوياى حضور مردم در آن صحنه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 22

22 - از امام باقر ( ع ) درباره سخن خداوند كه فرموده : « و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم » روايت شده كه فرموده است : « فعمد موسى ( ع ) فبرد العجل من أنفه الى طرف ذنبه ثم احرقه بالنار فذرّه فى اليمّ قال : فكانت احدهم ليقع فى الماء و ما به إليه من حاجة فيتعرض بذالك للرماد فيشربه و هو قول اللّه : و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم ;

موسى(ع) قصد ]نابودى[ گوساله ]سامرى[ را نمود; پس او را با سوهان از بينى تا دم بريد. سپس او را در آتش سوزاند و خاكسترش را به دريا ريخت. در اين هنگام بعضى از گوساله پرستان وارد آب شده در حالى كه نيازى به آب هم نداشتند و قصد آنان خاكستر گوساله بود. پس خاكستر ]مخلوط با آب را [مى نوشيدند و اين سخن خداست كه مى فرمايد: و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم».

29- شخصيت سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 4

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

30- صداى گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 3

3 - تنديس گوساله زرين سامرى ، نعره اى همانند بانگ گوساله داشت .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

«خوار»; يعنى، صداى بلند گاو و گوساله (لسان العرب). از آن جا كه تنديس ساخته شده سامرى به شكل گوساله بود، پيدا است كه صداى آن نيز همانند صداى گوساله بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 6

6 - صداى خارج شده از گوساله سامرى ، خالى ار هرگونه مفهوم لفظى بود .

له خوار . .. أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

31- طرد سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 3،4،6

3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .

إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.

4 - قطع رابطه با مردم و منزوى و مطرود جامعه شدن ، كيفرى سزاوار براى سامرى

قال فاذهب فإنّ لك . .. لامساس

لام در «لك» بر استحقاق سامرى دلالت دارد و با توجه به «نبذتها» (در آيه قبل) مى توان گفت: رانده شدن از جامعه، كيفرى مناسب براى گناه دور انداختن آثار رسالت از سوى سامرى است.

6 - سامرى علاوه بر كيفر دنيوى ، مجازاتى حتمى و تخلف ناپذير نيز در آخرت خواهد داشت .

لك فى الحيوة . .. و إنّ لك موعدًا لن تخلفه

«موعد» در معانى «وعده»، «زمان وعده» و «مكان وعده» استعمال مى شود و مقصود از آن برحسب ظاهر، عذاب موعود در قيامت است.

32- عجز گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 1

1 - گوساله سامرى ، پيكره اى عاجز از پاسخ گويى و ناتوان از نفع و ضرر رسانى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«رجوع» در كلام فصيح عرب به صورت متعدى نيز استعمال مى شود (مصباح) و «لايرجع. ..»; يعنى گوساله، گفته اى را به آنان بازنمى گرداند و به آنان پاسخى نمى دهد و «لايملك...»; يعنى، گوساله، مالك نفع و ضرر آنان نيست.

33- علم سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 1،2

1 - سامرى ، مدعى داشتن ديدى ممتاز و درك حقايق و دانستنى هايى كه ديگران بر آن آگاهى نداشتند .

قال بصرت بما لم يبصروا به

فعل «بصر» زمانى در مورد ديدن با چشم مى رود كه درك قلبى نيز ضميمه آن شده باشد و استعمال آن در مواردى كه فاقد

درك قلبى است، بسيار كم است (مفردات راغب). دراين كه مراد سامرى از اين سخن چه بوده، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله اين كه من به فنون و حقايقى آگاهى يافتم كه زمينه ساز استفاده بيشتر من از آثار رسالت شده بود و ديگران از آن زمينه محروم بودند.

2 - سامرى ، از دانش و مزيتى علمى بر بنى اسرائيل برخوردار بود .

قال بصرت بما لم يبصروا به

34- غفلت سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 14

14 - سامرى ، فردى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند و بى توجه به الطاف و كمك هاى ويژه او

فنسى

چنانچه ضمير فاعلى «نسى» به سامرى برگردد، مراد از فراموشى سامرى، بى توجهى او به عنايات الهى در نجات از فرعونيان و نزول «منّ و سلوى» و نظاير آن خواهد بود.

35- فضايل سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 2

2 - سامرى ، از دانش و مزيتى علمى بر بنى اسرائيل برخوردار بود .

قال بصرت بما لم يبصروا به

36- فلسفه نابودى گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 1

1 - متذكر ساختن مردم به توحيد در پرستش ، هدف موسى ( ع ) از منهدم ساختن و خرد كردن گوساله سامرى

لنحرّقنّه . .. إنّما إلهكم اللّه

برحسب ظاهر، اين آيه ادامه سخن موسى(ع) با قوم خويش است. ارائه اين بيانات، پس از محاكمه سامرى و محكوميت وى و نيز تصميم به نابود ساختن گوساله او، نتيجه گيرى از مجموع واقعه و حاكى از اين نكته است كه موسى(ع) براى اخذ اين نتيجه (ابطال شرك و اثبات توحيد)، آن مقدمات را به كار گرفته بود.

37- قصه سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1،2

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يس-مرىّ

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يس-مرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 3،4،5،6،7

3 - سامرى ، به كمك علم و آگاهى خود ، به اندكى از آثار و تعاليم يكى از رسولان الهى دست يافت و بخشى از آن را در اختيار گرفت .

بصرت . .. فقضيت قبضة من أثر الرسول

محتمل است مراد از «أثرالرسول» دانش و اسرارى باشد كه در دست موسى و هارون(ع) و يا پيامبران پيش از آن دو بوده است; كه گوشه اى از آن به دست سامرى افتاده بود و وى با تسويلات نفسانى، آن را در راه گمراه ساختن مردم به كار گرفته بود. «ال» در «الرسول» دلالت دارد كه فرد مورد نظر سامرى، براى حضرت موسى(ع) نيز شناخته شده بود; ولى گويا سامرى به منظور پى نبردن ديگران به حقيقت ماجرا، نام رسول و اثر او را براى عموم بنى اسرائيل مشخص نساخت.

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

5 - سامرى ، با بى اعتنايى به آموخته هاى ويژه و الهى خود و دورافكندن آنها ، به ساختن گوساله و گمراه سازى مردم پرداخت .

فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى

از جمله معانى محتمل در آيه بالا، اين است كه مراد از «نبذتها» بى اعتنايى به آموخته ها (بصرت. .. قبضت) باشد; يعنى، اعتراف سامرى چنين بوده است كه من دانش و آموخته هاى الهى خود را - كه از رسولان فراگرفته بودم - به دور افكندم و درپى آن مفتون نفس خويش شده انجام دادم آنچه كردم.

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه

قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى

«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1،3،9،10

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .

إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.

9 - سامرى ، خود نيز گوساله دست ساز خود را مى پرستيد .

وانظر إلى إلهك الذى ظلت عليه عاكفًا

«إلهك» علاوه بر تحقير معبود سامرى، دلالت بر آن دارد كه او خود نيز آن را به عنوان «إله» پذيرفته بود.

10 - سامرى ، خود را به مواظبت كامل از گوساله دست ساز خود ، ملزم ساخته بود و همواره در كنار آن به سر مى برد .

ظلت عليه عاكفًا

«ظلت»، تخفيف يافته «ظللت» (مداومت داشتى) است. «عكوف» به معناى ملازم چيزى بودن و سركشى دائم از آن است (مصباح) و «ظلت عليه عاكفاً»; يعنى، به آن توجه فراوان داشتى و مدام ديدار خود را با آن تازه مى كردى.

38- قطع رابطه با سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

39- كفران سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 14

14 - سامرى ، فردى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند و بى توجه به الطاف و كمك هاى ويژه او

فنسى

چنانچه ضمير فاعلى «نسى» به سامرى برگردد، مراد از فراموشى سامرى، بى توجهى او به عنايات الهى در نجات از فرعونيان و نزول «منّ و سلوى» و نظاير آن خواهد بود.

40- كيفر دنيوى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 6

6 - سامرى علاوه بر كيفر دنيوى ، مجازاتى حتمى و تخلف ناپذير نيز در آخرت خواهد داشت .

لك فى الحيوة . .. و إنّ لك موعدًا لن تخلفه

«موعد» در معانى «وعده»، «زمان وعده» و «مكان وعده» استعمال مى شود و مقصود از آن برحسب ظاهر، عذاب موعود در قيامت است.

41- كيفر سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 4

4 - قطع رابطه با مردم و منزوى و مطرود جامعه شدن ، كيفرى سزاوار براى سامرى

قال فاذهب فإنّ لك . .. لامساس

لام در «لك» بر استحقاق سامرى دلالت دارد و با توجه به «نبذتها» (در آيه قبل) مى توان گفت: رانده شدن از جامعه، كيفرى مناسب براى گناه دور انداختن آثار رسالت از سوى سامرى است.

42- گوساله پرستى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 9

9 - سامرى ، خود نيز گوساله دست ساز خود را مى پرستيد .

وانظر إلى إلهك الذى ظلت عليه عاكفًا

«إلهك» علاوه بر تحقير معبود سامرى، دلالت بر آن دارد كه او خود نيز آن را به عنوان «إله» پذيرفته بود.

43- گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 6

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

44- مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،4

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 5

5 - سامرى ، با بى اعتنايى به آموخته هاى ويژه و الهى خود و دورافكندن آنها ، به ساختن گوساله و گمراه سازى مردم پرداخت .

فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى

از جمله معانى محتمل در آيه بالا، اين است كه مراد از «نبذتها» بى اعتنايى به آموخته ها (بصرت. .. قبضت) باشد; يعنى، اعتراف سامرى چنين بوده است كه من دانش و آموخته هاى الهى خود را - كه از رسولان فراگرفته بودم - به دور افكندم و درپى آن مفتون نفس خويش شده انجام دادم آنچه كردم.

45- محافظت از گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 10

10 - سامرى ، خود را به مواظبت كامل از گوساله دست ساز خود ، ملزم ساخته بود و همواره در كنار آن به سر مى برد .

ظلت عليه عاكفًا

«ظلت»، تخفيف يافته «ظللت» (مداومت داشتى) است. «عكوف» به معناى ملازم چيزى بودن و سركشى دائم از آن است (مصباح) و «ظلت عليه عاكفاً»; يعنى، به آن توجه فراوان داشتى و مدام ديدار خود را با آن تازه مى كردى.

46- محاكمه سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

47- منشأ علم سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 3

3 - سامرى ، به كمك علم و آگاهى خود ، به اندكى از آثار و تعاليم يكى از رسولان الهى دست يافت و بخشى از آن را در اختيار گرفت .

بصرت . .. فقضيت قبضة من أثر الرسول

محتمل است مراد از «أثرالرسول» دانش و اسرارى باشد كه در دست موسى و هارون(ع) و يا پيامبران پيش از آن دو بوده است; كه گوشه اى از آن به دست سامرى افتاده بود و وى با تسويلات نفسانى، آن را در راه گمراه ساختن مردم به كار گرفته بود. «ال» در «الرسول» دلالت دارد كه فرد مورد نظر سامرى، براى حضرت موسى(ع) نيز شناخته شده بود; ولى گويا سامرى به منظور پى نبردن ديگران به حقيقت ماجرا، نام رسول و اثر او را براى عموم بنى اسرائيل مشخص نساخت.

48- مواخذه سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1،2

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يس-مرىّ

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از

سامرى

فما خطبك يس-مرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

49- موسى(ع) و گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 11

11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.

50- مهارت سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 4

4 - سازنده مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، ماهر در فن مجسمه سازى ، صنعتكار و هنرمند بود .

عجلا جسداً له خوار

اطلاق گوساله بر مجسمه آن - كه بيانگر اين نكته است كه مجسمه ساخته شده كاملاً شبيه گوساله بوده - و نيز ساختن آن به گونه اى كه صداى گاو از آن برآيد، بيانگر اين است كه سازنده آن مجسمه هنرمند بوده و در صنعت مجسمه سازى مهارت كامل داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 4

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

51- نابودى گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 13

13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان دراين اقدام مصمم بود .

لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.

52- نفرين بر سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 3

3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .

إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.

53- نقش سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 8

8 - سامرى ، سردمدار جريان به دورافكندن زيورآلات به وسيله بنى اسرائيل

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

مشخص كردن سامرى در بين مجموعه اى كه زيورآلات را به دور افكندند، نشان دهنده جلودار بودن او در اين قضيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يس-مرىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 10

10 - سامرى ، خود را به مواظبت كامل از گوساله دست ساز خود ، ملزم ساخته بود و همواره در كنار آن به سر مى برد .

ظلت عليه عاكفًا

«ظلت»، تخفيف يافته «ظللت» (مداومت داشتى) است. «عكوف» به معناى ملازم چيزى بودن و سركشى دائم از آن است

(مصباح) و «ظلت عليه عاكفاً»; يعنى، به آن توجه فراوان داشتى و مدام ديدار خود را با آن تازه مى كردى.

54- نقش صداى گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 5

5 - شنيده شدن صداى گوساله از تنديسِ دست ساز سامرى ، مايه فريفتگى بنى اسرائيل و باور به معبود بودن آن شد .

له خوار

ذكر هر يك از اوصاف گوساله، نشانگر دخالت آن در گرايش بنى اسرائيل است.

55- نقش گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 2

2 - گوساله سامرى ، وسيله فتنه و آزمون بنى اسرائيل بود .

إنّما فتنتم به

56- هزينه گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 11

11 - بنى اسرائيل ، غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان را ، تأمين كننده هزينه ساخت گوساله خوانده و خود را از هرگونه كمك مالى به آن تبرئه كردند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا و لكنّا حمّلنا أوزارًا

يكى از معانى ذكر شده براى «ملك»، «مملوك» است (قاموس). مفاد آيه با توجه به اين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اموال خودمان، خود را در اين انحراف سهيم نساختيم; بلكه سامرى از اموالى كه ما به دور ريخته بوديم، اين فتنه را به بار آورد.

15- سايه

1- آثار انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

2- آثار خضوع سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

3- ارزش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

4- استراحت در سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 4

4 - بازگشتن موسى ( ع ) به سايه جهت استراحت ، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب

ثمّ تولّى إلى الظلّ

5- استراحت در سايه درختان سدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 28 - 3

3 - استراحت اصحاب اليمين ، در سايه درختان سدر در بهشت

فى سدر مخضود

6- انقياد سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 6

6- سايه هاى موجودات عالم ، به خدا سجده مى برند و مطيع و فرمانبردار اويند .

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

«ظلال» (جمع ظل) به معناى سايه هاست.

7- انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

8- بى تأثيرى سايه هاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 44 - 2

2 - پناه بردن اصحاب الشمال از گرماى دوزخ به سايه ، بى تأثير براى آنان

فى سموم . .. و ظلّ ... لابارد و لاكريم

9- تشبيه به سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

10- تعقل در سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 3

3- انديشيدن در اهميت سايه و عوامل سايه افكن و رهايى از تابش مداوم آفتاب ، از راه هاى خداشناسى است .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

11- جاودانگى سايه هاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 30 - 1

1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى سايه اى پايدار و زايل نشدنى

و ظلّ ممدود

«ممدود»; يعنى، كشيده شده. مفسران عبارت «ظلّ ممدود» را به سايه دائم و هميشگى تفسير كرده اند.

12- حرارت سايه هاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 44 - 1

1 - سايه در دوزخ ، نه خنك است و نه گوارا

و ظل من يحموم. لابارد و لاكريم

«لابارد. ..» صفت براى «ظلّ» است.

13- خضوع سايه در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 7

7- خضوع سايه ها در برابر خدا و فرمانبرى آنها به هنگام صبح و عصر ، نمود بيشتر و روشن ترى دارد .

و ظللهم بالغدو و الأصال

«غدو» (جمع غداة) به معناى صبحگاهها و «آصال» (جمع اصيل) به معناى عصرهاست. سجده سايه ها كه به معناى پيروى آنها از قوانين الهى در تكوين است، در همه زمانهاست نه خصوص صبح و يا عصر. از اين رو به نظر مى رسد آوردن آن دو قيد به خاطر وضوح و روشنى اين دو هنگام براى فرمانبرى سايه هااز قوانين الهى است.

14- خضوع سايه در عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 7

7- خضوع سايه ها در برابر خدا و فرمانبرى آنها به هنگام صبح و عصر ، نمود بيشتر و روشن ترى دارد .

و ظللهم بالغدو و الأصال

«غدو» (جمع غداة) به معناى صبحگاهها و «آصال» (جمع اصيل) به معناى عصرهاست. سجده سايه ها كه به معناى پيروى آنها از قوانين الهى در تكوين است، در همه زمانهاست نه خصوص صبح و يا عصر. از اين رو به نظر مى رسد آوردن آن دو قيد به خاطر وضوح و روشنى اين دو هنگام براى فرمانبرى سايه هااز قوانين الهى است.

15- خضوع سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

16- خلقت سايه دار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 1

1- آفرينش موجوداتى كه خاصيت سايبانى براى انسان داشته باشد ، به قدرت خداست .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

17- خلقت موجودات سايه دار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 7

7- پديد آمدن اجسام سايه دار و گردش آن سايه ها ، به دست خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

18- دعوت به مطالعه گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 1،2

1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

19- سايه ابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 2

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

20- سايه ابر بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 17،20،26

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

20 - پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *

و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

21- سايه بانهاى اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 2

2 - نزول عذاب الهى بر مردم ايكه ، در روزى بسيار گرم و نفس گير بود كه آنان از شدت گرما به داخل سايه بان ها خزيده بودند .

فأخذهم عذاب يوم الظلّة

ضمير «هم»در «أخذهم» به «اصحاب الأيكه» باز مى گردد. «أَخْذ» (مصدر «أخذ») به معناى فرو گرفتن و «ظلّة» به معناى سايه بان است. اضافه «عذاب» به «يوم» به تقدير «فى» مى باشد; يعنى، «فأخذهم عذاب يوم الظلّة; عذابى سخت آنان را در روز سايه بان فروگرفت». ناميده شدن آن روز به «روز سايه بان» بدان جهت است كه مردم ايكه از شدت گرما، به زير سايه بان ها پناه برده بودند.

22- سايه بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 2،5،6

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

23- سايه در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 56 - 3

3 - وجود نوعى سايه دلپذير و نور خورشيدمانند در بهشت

هم و أزوجهم فى ظلل

وجود سايه ها (ظلال) در بهشت، دليل وجود نوعى نور است.

24- سايه هاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 5،8

5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )

انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا

«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.

8 - سايه آرام و دلپذير ، جايگاهى ويژه در بهشت

و ندخلهم ظلا ظليلا

تكرار «ندخلهم» حكايت از ويژگى ظلّ (سايه) در بهشت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 14 - 1،2

1 - ابرار در بهشت ، از سايه هاى دل انگيز و دامن كشيده بر فراز آنان برخوردار بوده و در كمال آسايش به سر مى برند .

و دانية عليهم ظللها

2 - بهشت ، داراى درختان پرسايه و نزديك بر سر بهشتيان

و دانية عليهم ظللها

«دانية» از ريشه «دُنُوّ» (قرب و نزديكى) است و «دانية عليهم ظلالها»; يعنى، سايه هاى درختان بهشت، مانند چتر بر سر بهشتيان سايه افكنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،2

1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

2 - بهشت ، دارى سايه هايى از درختان انبوه و چشمه سارها

فى ظلل و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 1

1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت

فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 34 - 4

4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا

25- سايه هاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 43 - 1

1 - زندگى در سايه اى از دود سياه ، فرجام اخروى اصحاب الشمال

و ظلّ من يحموم

مفسران «يحموم» را به دود سياه معنا كرده اند.

26- سجده سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 6

6- سايه هاى موجودات عالم ، به خدا سجده مى برند و مطيع و فرمانبردار اويند .

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

«ظلال» (جمع ظل) به معناى سايه هاست.

27- سجده سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

28- گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 5،8

5- پديده هاى مادى و پيدايش و گردش سايه هاى آنها از راست و چپ ، از آيات خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

مورد سرزنش قرار دادن كسانى كه به اشياء و گردش سايه هاى آنان نظر عميق نمى كنند، قطعاً به خاطر خود آنان نيست; بلكه از اين جهت است كه با نظر به آنها مى توان به خداوند پى برد.

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

29- مراد از سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ » فقال الظلّ ما بين طلوع الفجر إلى طلوع الشمس ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «. ..مدّ الظلّ» فرمود: مراد سايه بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد است».

30- منشأ امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 3،5

3 - پى نبردن انسان به ربوبيت خداوند از راه امتداد و گسترانيدن سايه ها ، از جانب او ، جاى شگفتى دارد .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه استفهام در «ألم تر. ..» از نوع استفهام تعجبى باشد; چنان كه نظر بسيارى از مفسران و ادبا (مانند ابن هشام در كتاب «مغنى اللبيب») مطابق همين احتمال است.

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

31- منشأ توقف سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 4

4 - خداوند ، توانا بر متوقف كردن حركت سايه ها و بازايستاندن آنها از كم و زياد شدن

الظلّ و لو شاء لجعله ساكنًا

32- منشأ حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 4،5

4 - خداوند ، توانا بر متوقف كردن حركت سايه ها و بازايستاندن آنها از كم و زياد شدن

الظلّ و لو شاء لجعله ساكنًا

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

33- منشأ كاهش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 5

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1،2

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

2 - كاهش اندك اندك امتداد سايه ها ، با مشيت و قدرت خدا است .

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

34- منشأ گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 7

7- پديد آمدن اجسام سايه دار و گردش آن سايه ها ، به دست خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

35- موجودات بى سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 6

6- برخى موجودات و مخلوقات الهى ، فاقد سايه اند . *

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

برداشت فوق، بدان احتمال است كه «من» در «ممّا خلق» براى جدا ساختن مخلوقات بى سايه از موجودات سايه دار باشد.

36- نشانه امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 6

6 - خورشيد ، دليل و راهنماى انسان ها بر حركت سايه ها و مقدار امتداد و گسترده شدن آنها

كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ جعلنا الشمس عليه دليلاً

37- نشانه حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 6

6 - خورشيد ، دليل و راهنماى انسان ها بر حركت سايه ها و مقدار امتداد و گسترده شدن آنها

كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ جعلنا الشمس عليه دليلاً

38- نعمت امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

39- نعمت حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

40- نعمت سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 2

2- بهرهورى انسان از سايبان و سرپناه به وسيله اشياى مختلف ، از نعمت هاى الهى است .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

41- نعمت كاهش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

42- نقش امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 1،3

1 - امتداد و گسترانيدن سايه ها ، نمودى روشن از ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

3 - پى نبردن انسان به ربوبيت خداوند از راه امتداد و گسترانيدن سايه ها ، از جانب او ، جاى شگفتى دارد .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه استفهام در «ألم تر. ..» از نوع استفهام تعجبى باشد; چنان كه نظر بسيارى از مفسران و ادبا (مانند ابن هشام در كتاب «مغنى اللبيب») مطابق همين احتمال است.

43- ويژگيهاى سايه هاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 44 - 1

1 - سايه در دوزخ ، نه خنك است و نه گوارا

و ظل من يحموم. لابارد و لاكريم

«لابارد. ..» صفت براى «ظلّ» است.

سايه ها

44- آثار انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

45- آثار خضوع سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

46- ارزش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 12

12- انقياد و خضوع كامل سايه ها در برابر خداوند ، ارزشى والا به آنها بخشيده است .

من شىء يتفيّؤا ظلله . .. سجّدًا لله و هم دخرون

ضمير «هم» براى ذوى العقول به كار مى رود و استعمال آن درباره «ظلال» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

47- انقياد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

48- تعقل در سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 3

3- انديشيدن در اهميت سايه و عوامل سايه افكن و رهايى از تابش مداوم آفتاب ، از راه هاى خداشناسى است .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

49- خضوع سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

50- دعوت به مطالعه گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 1،2

1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

51- سجده سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

52- گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 5،8

5- پديده هاى مادى و پيدايش و گردش سايه هاى آنها از راست و چپ ، از آيات خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

مورد سرزنش قرار دادن كسانى كه به اشياء و گردش سايه هاى آنان نظر عميق نمى كنند، قطعاً به خاطر خود آنان نيست; بلكه از اين جهت است كه با نظر به آنها مى توان به خداوند پى برد.

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

53- منشأ امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 3،5

3 - پى نبردن انسان به ربوبيت خداوند از راه امتداد و گسترانيدن سايه ها ، از جانب او ، جاى شگفتى دارد .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه استفهام در «ألم تر. ..» از نوع استفهام تعجبى باشد; چنان كه نظر بسيارى از مفسران و ادبا (مانند ابن هشام در كتاب «مغنى اللبيب») مطابق همين احتمال است.

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

54- منشأ توقف سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 4

4 - خداوند ، توانا بر متوقف كردن حركت سايه ها و بازايستاندن آنها از كم و زياد شدن

الظلّ و لو شاء لجعله ساكنًا

55- منشأ حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 4،5

4 - خداوند ، توانا بر متوقف كردن حركت سايه ها و بازايستاندن آنها از كم و زياد شدن

الظلّ و لو شاء لجعله ساكنًا

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

56- منشأ كاهش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 5

5 - حركت سايه ها و كم و زياد شدن آنها ، برخاسته از مشيت خداوند است .

و لو شاء لجعله ساكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 1،2

1 - جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

2 - كاهش اندك اندك امتداد سايه ها ، با مشيت و قدرت خدا است .

مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

57- منشأ گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 7

7- پديد آمدن اجسام سايه دار و گردش آن سايه ها ، به دست خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

58- نشانه امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 6

6 - خورشيد ، دليل و راهنماى انسان ها بر حركت سايه ها و مقدار امتداد و گسترده شدن آنها

كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ جعلنا الشمس عليه دليلاً

59- نشانه حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 6

6 - خورشيد ، دليل و راهنماى انسان ها بر حركت سايه ها و مقدار امتداد و گسترده شدن آنها

كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ جعلنا الشمس عليه دليلاً

60- نعمت امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

61- نعمت حركت سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

62- نعمت كاهش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 4

4 - حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.

63- نقش امتداد سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 1،3

1 - امتداد و گسترانيدن سايه ها ، نمودى روشن از ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

3 - پى نبردن انسان به ربوبيت خداوند از راه امتداد و گسترانيدن سايه ها ، از جانب او ، جاى شگفتى دارد .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه استفهام در «ألم تر. ..» از نوع استفهام تعجبى باشد; چنان كه نظر بسيارى از مفسران و ادبا (مانند ابن هشام در كتاب «مغنى اللبيب») مطابق همين احتمال است.

16- سائبه

1- احكام سائبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 1،2،5،12،13

1 - خداوند هيچ حكم ويژه اى براى بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى قرار نداده است .

ما جعل اللّه من بحيرة و لاسائبة و لاوصيلة و لاحام

مراد از عدم جعل بحيرة و . .. به قرينه «قالوا حسبنا ما وجدنا ...» در آيه بعد، نفى تشريع احكامى خاص درباره حيوانات ذكر شده است زيرا آنچه در بين كافران عصر بعثت و پدرانشان معروف بود، احكامى ويژه درباره بحيره و ... بوده است.

2 - كافران عصر جاهلى جعل احكامى را درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى به خداوند نسبت مى دادند .

ما جعل اللّه . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

5 - لزوم آزاد سازى سائبه ( شترى كه ده ماده شتر زاييده باشد ) از انديشه هاى خرافى و افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه من بحيرة و لاسائبة . .. و لكن الذين كفروا يفترون

معناى ذكر شده براى سائبه در قاموس المحيط آمده و حكم آن از نظر مردم جاهلى همانند احكام بحيره بوده است. امام صادق(ع) در توضيح معناى «سائبة» در آيه فوق فرمود: ان اهل الجاهلية كانوا ... اذا ولدت (الناقة) عشراً جعلوها سائبة و لايستحلون ظهرها و لااكلها ... .


معانى الاخبار، ص 148، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 683، ح 410.

12 - بيشتر كفرپيشگان عصر بعثت احكام رايج درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حام ، را احكامى الهى مى پنداشتند .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

13 - تنها اندكى از كفرپيشگان عصر بعثت - على رغم طرفدارى از احكام رايج درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى - آگاه به بدعت بودن آن احكام و نبود آنها در اديان الهى

و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 13

13 - احكام ويژه بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى بدعتهايى ديرينه و ميراثى به جا مانده از مردمانى نادان و گمراه .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

17- سائحان

1- مراد از سائحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 21

21 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « التائبون » من الذنوب « العابدون » الذين لا يعبدون إلا اللّه و الا يشركون به شيئاً « الحامدون » الذين يحمدون اللّه على كل حال فى الشدة و الرخاء « السائحون » و هم الصائمون « الراكعون الساجدون » الذين يواظبون على الصلوات الخمس الحافظون ل ها المحافظون على ها بركوع ها و سجود ها و فى الخشوع فى ها و فى اوقات ها . . . ;

«تائبان» توبه كنندگان از گناه[اند] و «عابدان» كسانى هستند كه غير خدا را عبادت نمى كنند و چيزى را شريك او نمى گيرند. «حامدان» آنانند كه در هر حال - چه سختى و چه در راحتى - خدا را ستايش مى كنند و «سائحان» روزه دارانند. «راكعان» و «ساجدان» كسانى هستند كه مواظب نمازهاى پنجگانه باشند. ركوع، سجود و خشوع را در نمازها رعايت مى كنند و محافظ وقتهاى نماز هستند».

18- سائلان

1- اطعام به سائلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 27

27 - سدير صيرفى گويد : « قلت لأبى عبداللّه ( ع ) اطعم سائلا لااعرفه مسلماً ؟ فقال : نعم اعط من لاتعرفه بولاية و لاعداوة للحق ان اللّه عز و جل يقول : و قولوا للناس حسناً و لاتطعم من نصب لشىء من الحق او دعا الى شىء من الباطل ;

به امام صادق(ع) گفتم: آيا سائلى را كه نمى دانم مسلمان است يا نه طعام دهم؟ امام فرمود: بله، طعام بده به كسى كه نمى شناسى اهل ولايت است يا دشمن حق. خداوند عز و جل مى فرمايد: «و قولوا للناس حسناً» ولى اطعام نكن كسى را كه بناى دشمنى با حق گذاشته و يا دعوت به باطل مى نمايد».

2- تأمين سائلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 10،20

10 - ضرورت دستگيرى از يتيمان ، درماندگان ، در راه ماندگان و فقيرانى كه تقاضاى كمك دارند .

و ءاتى المال على حبه . .. اليتمى و المسكين و ابن السبيل و السائلين

20 - پرداخت مال براى رفع نيازمندى خويشان ، يتيمان ، مساكين ، در راه ماندگان و فقيران مشخصه نيكوكاران است .

و لكن البر من . .. و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و السائلين

19- سبزيجات

1- آثار ذكر رويش سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 4

4 - توجّه به رويش گياهان و سبزيجات ، زمينه ساز شناخت خدا و مانع كفر به او است .

ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا

2- بنى اسرائيل و در خواست سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

3- خالق سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

4- منشأ رويش سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 2

2 - توليد سبزى هاى دست چين و ساقه هاى خوراكى ، در حقيقت مستند به خداوند است .

فأنبتنا فيها . .. قضبًا

«اقتضاب»; يعنى، چيدن و «قضب» گياهى است كه تر و تازه، چيده و خورده شود. (لسان العرب)

5- نعمت رويش سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 5

5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا

برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.

6- نقش سبزيجات خوشبو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 12 - 2،3

2 - گياهان و سبزى هاى خوشبو و معطر ، نمودى از آراستگى زمين براى انسان

و الأرض وضعها للأنام . فيها ... و الريحان

واژه «ريحان»، به هر گياه خوشبو گفته مى شود (قاموس المحيط).

3 - همه مظاهر طبيعت ، از رياحين تا پوسته حبوبات ، نشانى از طراح حسابگر هستى ( خداوند ) است .

الرحمن . .. و الحبّ ذوالعصف و الريحان

با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از حاكميت سنجش بر نظام هستى بود، ممكن است بيان اين دقايق در اين آيات، به منظور نماياند آن حساب گرى باشد.

7- نياز به تنوع سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 12 - 5

5 - وجود آدمى ، نيازمند خواص متنوع نهفته در انواع ميوه ها ، حبوبات و سبزى ها *

و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة و النخل ... و الحبّ ... الريحان

از اين كه خداوند، پس از يادآورى آمادگى زمين براى زندگى انسان، ميوه هاى مختلف، حبوبات و سبزى ها را مورد اشاره قرار

داده است; مى توان استفاده كرد كه انسان در زندگى خويش، به همه اين نعمت ها و خواص نهفته در آنها نيازمند است و كمبود هر يك، مى تواند انسان را با مشكل مواجه سازد.

20- سبيل الله

1- سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 3،4،16

3 - نبرد مجاهدان بدر در راه خدا و مورد ستايش او

فئة . .. تقاتل فى سبيل اللّه

از تأييد خداوند به اينكه جنگشان فى سبيل اللّه بوده، ستايش خداوند استفاده گرديده است.

4 - رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

16 - جهاد و مبارزه در راه خدا ، زمينه جلب امداد هاى الهى

فئة تقاتل فى سبيل اللّه . .. و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

از اينكه خداوند، مؤمنان مؤيّد و پيروز را توصيف كرد كه جهادشان «فى سبيل اللّه» بود، معلوم مى شود كه «فى سبيل اللّه» بودن، زمينه جلب تأييد خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 99 - 3

3 - دين اسلام ، « سبيل اللّه » است .

لم تصدّون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 1،2،3،4،8،10،12

1 - دنيامداران و خودمحوران ، لياقت و توانايى نبرد در راه خدا را ندارند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين

اينكه خداوند تنها از مسلمانان آخرت طلب خواسته در راه او جهاد كنند، با وجود اينكه جهاد بر تمامى مسلمانان واجب است، اشاره به اين است كه دنياطلبان نه لياقت جهاد در راه خدا را دارند و نه توان آن را. كلمه «فاء» در «فليقاتل»، دلالت روشن بر اين معنا دارد.

2 - تنها آخرت طلبان وارسته از دنيا ، توان و لياقت نبرد در راه خدا را دارند .

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون اليوة الدّنيا بالاخرة

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

4 - تضاد جهاد در راه خدا با دنياپرستى

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

8 - دستيابى به مواهب آخرت ، پيامد جهاد و مبارزه در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

10 - مجاهدان در راه خدا ، بهره مند از پاداش بزرگ الهى ، چه كشته شوند و چه پيروز .

و من يقاتل فى سبيل اللّه فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً

12 - مجاهدان راه خدا هرگز مغلوب نيستند ، هر چند كشته شوند . *

فيقتل او يغلب

به كارگيرى كلمه «يُقتل» به جاى «يُغْلَب» (مغلوب شود) مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 1،3،4،18

1 - وجوب جهاد در راه خدا

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه

3 - متخلفان از جهاد در راه خدا و رهايى مستضعفان ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

4 - جنگ براى رهايى مستضعفان موحد ، از مصاديق جهاد در راه خداست .

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

مراد از راه مستضعفين، رهايى آنان است. بنابراين «المستضعفين» عطف است بر «سبيل اللّه»; و اين عطف، عطف خاص بر عام مى باشد. زيرا آنچه به امر خدا انجام مى گيرد، نمى تواند خارج از «سبيل اللّه» باشد.

18 - استجابت دعاى مستضعفان مكّه ، با صدور فرمان جهاد از سوى خدا براى رهايى آنان

و ما لكم لا تقاتلون . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 15،18

15 - ناسازگارى دنياطلبى با حركت در راه خدا

اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا . .. تبتغون عرض الحيوة الدّنيا

18 - غنائم فراوان خداوند از آن مجاهدانى است كه در راه او مى جنگند و از دنياطلبى مى پرهيزند .

اذا ضربتم فى سبيل اللّه . .. و لا تقولوا ... فعند اللّه مغانم كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 1،4،16

1 - نابرابرى مرتبه و درجه مجاهدان در راه خدا با كسانى كه على رغم توانمندى در جهاد شركت نمى كنند .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

4 - تأمين هزينه هاى مالى پيكار در راه خدا ، جهاد مالى در راه خداست .

و المجاهدون فى سبيل اللّه باموالهم و انفسهم

16 - ترغيب مؤمنان به جهاد و بذل مال و جان در راه خدا

لايستوى القاعدون . .. و المجاهدون ... فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجراً عظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 2،5،8،13

2 - رهايى از تنگنا ها و دستيابى به توسعه در ابعاد مختلف زندگى ، ثمره اى براى هجرت در راه خدا

و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة

5 - وابستگى به خانه و سرزمين ، از موانع هجرت در راه خدا

و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله

تكيه بر خروج از خانه (يخرج من بيته)، اشاره به اين دارد كه وابستگى آدميان به خانه و كاشانه، عامل ترك هجرت است.

8 - مهاجرت به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هجرت در راه خداست .

و من يهاجر فى سبيل اللّه . .. و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله

13 - ايجاد روحيه اميد به آينده و زندگى برتر معنوى و مادى ، از روش هاى قرآن در ايجاد انگيزه براى عمل

و من يهاجر . .. يجد مراغماً كثيراً وسعة ... فقد وقع اجره على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 7

7 - يهوديان مردمانى بسيار منحرف و رويگردان از راه خدا

و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

كلمه «صداً» مى تواند به معناى بازدارى و نيز به معناى اعراض باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است، چنانچه برداشت پيش بر مبناى احتمال اول بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 6

6 - ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، راه خداست .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه

با توجه به اينكه متعلق «كفروا» قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «سبيل اللّه» ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 11

11 - تعدد راه هاى گمراهى و باطل ، و يكتايى راه هدايت و حق

و يخرجهم من الظلمت إلى النور

برداشت فوق با توجه به جمع بودن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 10،14

10 - جهاد و مبارزه در راه خدا ، از وظايف مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا . . و جهدوا فى سبيله

14 - فلاح و رستگارى در گرو تقواپيشگى ، پى جويى شيوه ها و ابزار هاى سير و سلوك تا مقام قرب خداوند و پيكار در راه او

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 20،21

20 - لزوم مبارزه در راه خدا و بى اعتنايى به سرزنش دشمنان ، در انجام وظايف و مسؤوليت هاى الهى

يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

21 - راه خدا ، جهت و محور تلاش پيگير مؤمنان

يجهدون فى سبيل اللّه

در برداشت فوق جهاد به معناى لغوى آن (تلاش و كوشش) گرفته شده است. نه خصوص نبرد. فعل مضارع (يجهدون) حكايت از تلاش مستمر و پيگير دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 8

8- دستيابى به رحمت خداوند در آخرت ، در گرو گام نهادن در راه خدا و پيروى از دين او و ايمان به آخرت است .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله ... و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 2

2 - « صراط مستقيم » همان راه خداوند است .

صرط مستقيم . صرط اللّه

2- آثار اعراض از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 19

19 - بيرون رفتن از مسير خدا ، درپى دارنده عذاب شديد الهى

إنّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذاب شديد

3- آثار بدنمايانى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 2

2- تلاش براى منحرف نشان دادن راه خدا و انكار سراى آخرت ، موجب خسارت و تباهى سرمايه عمر است .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون ... أُولئك الذين خسروا أنفسهم

4- آثار سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 20

20 - توبه و پيمودن راه خدا ( عمل به تعاليم الهى ) ، دو عنصر لازم براى نجات انسان از دوزخ است .

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

5- آثار صدر از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 11

11 - ظلم و جلوگيرى از راه خدا ، موجب عقوبت و كيفر الهى

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت . .. و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

6- آثار ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 1

1- دروغ بستن به خدا وبازدارى مردم از راه او ، موجب خسارت و تباه كردن سرمايه عمر است .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك الذين خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 10

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 11

11- ايجاد مانع بر سر راه خدا ( دين الهى ) ، موجب مشكلات دنيوى و عذاب بزرگ اخروى است .

و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله و لكم عذاب عظيم

مقصود از «سبيل الله» دين خداست كه در آيات بسيارى از قرآن به همين عنوان آمده است.

7- ارزش سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 4

4 - در راه خدا بودن ، معيار ارزش اعمال است .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 5

5 - در راه خدا بودن ، امتياز جهاد اسلامى بر ديگر نبردها

فليقاتل فى سبيل اللّه . .. و من يقاتل فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 6

6 - در راه خدا بودن ، ملاك ارزش هجرت و جهاد در پيشگاه خداوند

هاجروا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم فى سبيل اللّه

برداشت فوق با توجه به كلمه «فى سبيل اللّه» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 5

5 - در راه خدا بودن ، ملاك ارزش اعمال انسان ها در پيشگاه اوست .

جهدوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 7

7 - ارزش جهاد ، منوط به اين است كه در راه خدا باشد .

و جهد فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 4

4 - ارزش والاى هجرت و جهاد منوط به اين است كه در راه خدا باشد .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 9

9 - ارزش جهاد منوط به اين است كه در راه خدا باشد .

و جهاد فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 13

13 - در راه خدا بودن ، ملاك ارزش انفاق

و لا ينفقونها فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 5

5 - ارزش جهاد ، به در راه خدا بودن آن است .

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 5،6

5 - در راه خدا بودن ، ملاك ارزش جهاد با مال و جان

جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه

6 - راه خدا و دين الهى ، ارزشمندتر از جان و مال انسانهاست .

و جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 7

7 - در راه خدا و براى خدا بودن ، ملاك ارزش جهاد

أن يجهدوا بأمولهم و أنفسهم فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 12

12 - ارزشمندى تحمل رنج و سختى ، منوط به در راه خدا بودن آن است .

لا يصيبهم ظمأ و لا نصب و لا مخمصة فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 11

11 - در راه خدا بودن ، شرط ارزشمندى هجرت

و المهجرين فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 2

2 - در راه خدا بودن ، شرط بارورى و ارزشمندى انفاق است .

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

مطلب ياد شده، از قيد «فى سبيل اللّه» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 10

10 - راه خدا و دين الهى ، ارزشمندتر از جان و مال انسان ها است .

و تجهدون فى سبيل اللّه بأمولكم و أنفسكم

8- استهزاى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 12

12 - از اهداف رواج دهندگان افسانه هاى باطل و خرافى در ميان مردم ، به تمسخر گرفتن راه خدا است .

يشترى لهو الحديث ليضلّ . .. و يتّخذها هزوًا

9- اعتدال سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 7

7 - راه خدا ، راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفريط و اعوجاج است .

لمن شاء منكم أن يستقيم

«استقامة» به معناى اعتدال و استواء است. (لسان العرب)

10- اعراض از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 1

1 - اعراض كنندگان از راه خدا ( دين و معارف الهى ) از زمره ستمكارانند .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه

«صدّ» مصدر «يصدّون» مى تواند به معناى اعراض كردن باشد و مى تواند به معناى مانع شدن و باز داشتن به كار رود. در صورت اول «يصدّون» فعلى لازم است و در صورت دوم فعلى است متعدى. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

11- افساد مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 3

3- جلوگيرى از رواج دين الهى ، فسادانگيزى است و سد كنندگان راه خدا مفسدند .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله . .. بما كانوا يفسدون

12- اهميت تقويت سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2،16

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .

و فى الرقاب . .. و ابن السبيل

با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.

13- اهميت سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 4

4 - لزوم حركت در مسير خدا، هر چند خلاف رأى اكثريت مردم باشد.

و إن تطع أكثر . .. عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 12

12 - ارزش جهاد ، به در راه خدا بودن آن است .

يقتلون فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 12

12 - ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *

التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر

برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 31

31- ارزش هر ايثار و مبارزه اى ، به اين است كه در راه خدا و براى خدا باشد .

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه

قيد «فى سبيل اللّه»، بيانگر معناى بالا است.

14- بد نماياندن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 3،4،7

3 - آنانكه در پى كج و ناهنجار جلوه دادن راه خدا هستند ، از گروه ظالمانند .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً

بغى به معناى خواستن و جستجو كردن است. «ها» در «يبغونها» به تقدير لام مى باشد و عوجا (كجى و انحراف)، مفعول به است بنابراين «الذين يبغونها عوجاً» يعنى: آنانكه در جستجوى كجى براى دين الهى هستند حال يا در لابلاى معارف دينى در جستجوى مواردى هستند كه آنها را نكاتى انحرافى بنمايانند و يا اينكه با تحريف حقايق دين، آنها را به مسائلى انحرافى تبديل مى كنند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً

برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.

7 - اعراض كنندگان از راه خدا ، بازدارندگان مردم از پيوستن به آيين الهى و آنان كه راه خدا را منحرف جلوه مى دهند ، از رحمت الهى در قيامت بدور خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً

15- بدنمايانى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 3

3- كافران ، همواره در پى كج جلوه دادن راه و تعاليم الهى هستند .

للكفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا

16- تحسين ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 7

7 - سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.

17- ترك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 7

7 - پيمودن هر راهى به جز راه خدا ، گمراهى است .

ليضلّ عن سبيل اللّه

18- تشويق به سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

19- تنزيه سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 5

5- راه خدا ( احكام و معارف الهى ) از هرگونه كجى ، ناهنجارى و انحراف منزه است .

و يبغونها عوجًا

20- حركت در سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 4

4 - در راه خدا بودنِ عمل ، ملاك ارزش آن

و قاتلوا فى سبيل اللّه

21- حُسن فرجام سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 18

18- راه خداوند ، راهى است روشن و داراى فرجامى مشخص و بدون سردرگمى

لتخرج الناس من الظلمت إلى النور . .. إلى صرط العزيز الحميد

عبارت «إلى صراط العزيز» بدل از «إلى النور» است. تسميه راه خدا به «نور» و راه غير آن به «ظلمات» نشان مى دهد كه راه خداوند روشن و مشخص است; در حالى كه راههاى غير آن، آميخته با سردرگمى است.

22- حقانيت سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 18

18 - راه خدا ، راهى است برپايه حق .

فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

فرمان حق مدارى به داوود(ع) در داورى و سپس توصيه به پرهيز از پيروى هواى نفس، به خاطر ضرر گمراه شدن از راه خدا، حاكى از اين نكته است كه راه خدا راهى است برپايه حق.

23- دعوت به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،2،3،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

2- رشد و كمال پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو ربوبيت الهى ، مقتضى دعوت ديگران به راه خداست .

ادع إلى سبيل ربّك

واژه «ربّ» - كه در لغت به معناى تربيت است (مفردات راغب) - مى تواند اشاره به اين جهت داشته باشد كه: بهرهورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ربوبيت خدا، مقتضى آن است كه آن حضرت ديگران را نيز از ربوبيت خدا بهره مند سازد.

3- تبليغ دين و دعوت ديگران به راه خدا ، تكليفى الهى بر همگان

ادع إلى سبيل ربّك

برداشت فوق، با الغاى خصوصيت از مخاطب اصلى آيه; يعنى، پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است.

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 3

3 - انتخاب راه خدا و هدف قرار دادن قرب او ، دعوت الهى از تمام مردم

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا

تعبير «إلى ربّه مأباً» - به قرينه «للطاغين مأباً» در آيات پيشين - دعوت به اعراض از فرجام طغيانگران (جهنم) و برگزيدن قرب خداوند به عنوان مقصد نهايى است. حرف «إلى» در «إلى ربّه» دلالت مى كند كه مقصد نهايى، راهى است كه سمت و جهت آن به سوى خداوند باشد. اين تعبير كنايه از قرب به خداوند است; نه وصول به آن ذات اقدس; زيرا در آن صورت به حرف «إلى» نيازى نبود.

24- رد عذر معرضان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 2

2 - اخطار هاى الهى درباره عذاب ، از ميان برنده هرگونه عذر در ترك راه خدا

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

جملاتى نظير «إنّا أنذرناكم» - كه پس از هشدار به عذاب گفته شود - خبر از تحقق انذار نيست; زيرا مخاطب به آن آگاه است; بلكه در مقام اظهار برائت و قطع عذر مخاطب است. ذكر اين جمله پس از «من شاء اتّخذ...» - در آيه قبل - گوياى معذور نبودن كسى است كه سير زندگانى خود را، به سوى خدا قرار نمى دهد.

25- زمينه گرايش به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 9

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

26- زمينه ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 2

2 - دنياطلبى ، زمينه ساز مبارزه با دين الهى و بازداشتن مردم از راه خداست .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 3 - 2

2 - دروغ گويى ، استفاده ابزارى از سوگند ها ، انحراف و بازداشتن مردم از راه خدا ، زاييده كفر و بى ايمانى منافقان

ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا

«ذلك» مى تواند به تمامى آنچه در دو آيه پيش در رابطه با منافقان، مطرح شده اشاره داشته باشد.

27- زيان ايثار در غير سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 7

7 - ايثار مال و جان در راه غير خدا و در قبال بهايى جز بهشت ، زيان و خسران است .

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

خداوند، با پيشنهاد بهاى بزرگى چون بهشت در قبال جان و مال مؤمنان، در حقيقت بيان داشته است كه فروختن جان و مال به چيزى جز بهشت، مايه خسران است.

28- زيانكارى اخروى مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

29- سبيل الله و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 8

8 - تضاد راه خدا با راه طاغوت و شيطان

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتل

30- سبيل الله و طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 8

8 - تضاد راه خدا با راه طاغوت و شيطان

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتل

31- سختى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 18

18 - پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حركت در راه خدا ، به دنبال دارنده سختى ها و مرارتها

ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه ... ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و لا نصب و لا م

شمرده شدن سختيها و رنجها در آيه و ترغيب مؤمنان به تحمل آنها، بيانگر اين حقيقت است كه حركت در راه دين دربردارنده رنج و زحمت مى باشد و ايمان واقعى، مستلزم تحمل آن است.

32- سدّ از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 99 - 1،4،11

1 - توبيخ اهل كتاب ، به لحاظ ممانعت مؤمنان از راه خدا

قل يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه

4 - ضرورت اعتراض و برخورد با كسانى كه مانع راه خدا گشته و مؤمنان را ازآن بازمى دارند .

قل يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه

11 - آگاهى عالمان اهل كتاب ، به زشتى عمل خود ( بازداشتن مؤمنان از راه خدا )

و انتم شهداء

برخى برآنند كه مورد شهادت همان بازداشتن از راه خداست.

33- شرك و سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 18

18 - ناسازگارى راه شرك با راه خدا

و جعل للّه أندادًا ليضلّ عن سبيله

34- شيطنت مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 7

7 - بازدارندگان انسان از راه حق و سدكنندگان مسير هدايت ، شيطان اند .

نقيّض له شيطنًا . .. و إنّهم ليصدّونهم

35- صد از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 9،17،25

9 - در نظر خداوند ، جلوگيرى از راه خدا و كفر به او ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به . .. اكبر

بنابراينكه «صد عن سبيل اللّه»، مبتدا و «اكبر»، خبر آن باشد.

17 - مشركان مكه ، مردمانى كفرپيشه و بازدارندگان از راه خداوند و مسجدالحرام

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله

25 - كفر به خداوند و جلوگيرى از راه او و مسجدالحرام و بيرون راندن اهل آن ، از مصاديق فتنه

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله منه اكبر عنداللّه و الف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 6،8،9

6 - تلاش مداوم و پيگيرى يهود در جهت بازدارى انسان ها از راه خدا

و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كثيراً» صفت براى مفعول مطلق (صدّاً) محذوف باشد ; بر اين مبنا مفعول به كلمه اى همانند «الناس» در تقدير است، يعنى «و بصدّهم الناس عن سبيل اللّه صدّاً كثيراً».

8 - يهود عامل انحراف بسيارى از مردمان و مانع آنان از پيوستن به راه خدا

و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

بدان احتمال كه «كثيراً»، مفعول به به «صدهم» باشد، يعنى «بصدهم كثيراً من الناس عن سبيل اللّه»، گفتنى است كه در اين صورت كلمه «صدّ» متعدى و به معناى بازداشتن خواهد بود.

9 - انحراف عميق يهود از راه خدا و بازدارى مردمان از پيوستن به آن ، موجب تحريم نعمت هاى پاكيزه و حلال بر آنان

حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

ظاهراً كلمه «بصدهم» عطف بر «بظلم» است، يعنى «بظلم من الذين هادوا و بصدهم حرمنا عليهم». گفتنى است كه تكرار باء در «بصدهم» اشاره به اين دارد كه بازدارى آنان از راه خدا نيز مى توانست نقش مستقلى در تحريم داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 1،2،3،4

1 - كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.

2 - اهل كتاب به دليل كفرشان به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا . ..» به قرينه آيات پيشين (153 به بعد) آن گروه از اهل كتاب هستند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپذيرفتند و قرآن را وحى الهى ندانستند ; و مراد از «سبيل اللّه» به دليل آيات گذشته دين اسلام است.

3 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، گمراهى عميق است .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

متعلق «كفروا» - به قرينه آيات قبل - قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

4 - بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا نشانه كفر است . *

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه

در برداشت فوق جمله «و صدوا» به منزله تفسير و تبيين جمله «كفروا» گرفته شده است ; يعنى بازدارى از راه خدا كفرپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 2،3

2 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.

3 - كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم

بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.

36- ظلم بدنمايانى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 4

4- آنان كه در پى ناهنجار نشان دادن راه خدا هستند ، ستمكارند .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا

«يبغونها عوجاً»; يعنى ، در جست و جوى انحراف براى راه خدا هستند. جست و جوى انحراف براى راه خدا ، گاهى به ايجاد انحراف در آن است و گاهى منحرف جلوه دادن آن مى باشد. برداشت ياد شده ناظر به دومين شيوه است.

37- ظلم صدّ از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 18

18 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، رباخوارى و به ناحق خوردن مال مردم ، موجب گرايش آدمى به كفر

فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

مراد از «للكفرين منهم» همان يهوديانى هستند كه مرتكب گناهان ذكر شده در اين آيه و آيه قبل بودند، بنابراين صفات ياد شده كفر است و يا موجب كفر خواهد شد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 4

4 - بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا ظلم است .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه . .. إنّ الذين كفروا و ظلموا

مراد از ظلم - به قرينه آيه قبل - بازداشتن ديگران از راه خداست.

38- ظلم مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 1

1- كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا ( دين و معارف الهى ) بازدارند ، از زمره ستمكارانند .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

فعل «يصدون» به معناى باز مى دارند و نيز به معناى اعراض مى كنند، آمده است. برداشت فوق براساس معناى اول است.

39- ظلم معرضان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 2

2- اعراض كنندگان از راه خدا ، از ستمكارانند .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

40- عذاب اخروى ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 11

11- ايجاد مانع بر سر راه خدا ( دين الهى ) ، موجب مشكلات دنيوى و عذاب بزرگ اخروى است .

و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله و لكم عذاب عظيم

مقصود از «سبيل الله» دين خداست كه در آيات بسيارى از قرآن به همين عنوان آمده است.

41- عذاب دنيوى مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 5

5- مانعان راه خدا و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأرض

جمله «أُولئك لم يكونوا . ..» كنايه از تهديد به عذاب است و «فى الأرض» مى تواند دليل بر دنيوى بودن آن عذاب باشد.

42- عذاب دنيوى منحرف كنندگان سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 4

4- كافران به قيامت و آنان كه براى منحرف نشان دادن راه خدا تلاش مى كنند ، در خطر گرفتارشدن به عذاب هاى دنيوى اند .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون. أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأ

43- عذاب مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 1

1- كافران سد كننده راه خدا ، داراى عذابى بس فزون تر از ديگر كافران

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله زدنهم عذابًا فوق العذاب

44- عذاب مضاعف مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 10

10- كفرپيشگانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا باز مى دارند ، به عذابى دو چندان گرفتار خواهند شد .

الذين يصدون . .. يضعف لهم العذاب

45- عوامل دورى از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 10،12

10 - پيروى از قوانين غير الهى موجب دور ماندن از راه خدا و نرسيدن به مقام قرب او مى شود.

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله

12 - تفرقه جوامع موجب دور شدن و فاصله گرفتن آنان از راه خداست.

و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله

«عن» براى مجاوزه است و مقتضاى آن در جمله هاى مانند «فتفرق بكم عن سبيله»، اين است كه مفعول «كم» به سبب فعل «تفرق» از مجرور «سبيله» فاصله گرفته و دور شده است.

46- عوامل ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 11

11 - زيبا جلوه دادن بدكارى ها ، از جمله عوامل بازدارنده از راه خدا است .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

47- فرصت سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 21 - 3

3 - لحظه مرگ ، لحظه پايان فرصت براى حركت در راه خدا است .

ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته

حرف «ثمّ» براى ترتيب زمانى است و دلالت مى كند كه با فرا رسيدن مرگ، فرصت حركت در راه خدا سپرى شده است.

48- كيفر استهزاگران سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 14

14 - كيفر مسخره كنندگان راه خدا ، عذابى ذلت بار است .

يتّخذها هزوًا أُولئك لهم عذاب مهين

49- كيفر صدّ از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 21

21 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، به ناحق خوردن مال مردم ، موجب عقوبت هاى دنيوى و عذاب اخروى

فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

50- گمراهى از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 16

16 - هواپرستى ، موجب گمراهى و دورى از راه خدا است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

51- گمراهى مانعان سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 6

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

52- مانعان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 7

7 - اعراض كنندگان از راه خدا ، بازدارندگان مردم از پيوستن به آيين الهى و آنان كه راه خدا را منحرف جلوه مى دهند ، از رحمت الهى در قيامت بدور خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 2

2- كافران ، همواره درصدد جلوگيرى از راه خدا و در پى ممانعت از گسترش تعاليم الهى هستند .

للكفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 8

8- نقض كنندگان سوگند ، بازدارندگان مردم از راه خدايند .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . ..بما صددتّم عن سبيل الله و لكم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 10

10 - شيطان ، قوم عاد و ثمود را ، از راه خدا بازداشت .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 4

4 - تلاش منافقان ، براى بازداشتن مردم از راه خدا

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» در صورتى كه متعدى استعمال شود، به معناى منع و بازداشتن خواهد بود. بنابراين «فصدّوا عن سبيل اللّه»; يعنى، «منعوا الناس عن سبيل اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 5،7

5 - تلاش منافقان ، براى ممانعت و بازداشتن مردم از گرويدن به راه خدا و آيين او

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» در صورتى كه متعدى استعمال شود، به معناى «منع كردن» خواهد بود. برداشت ياد شده بر اين احتمال استوار است.

7 - هدف منافقان از تمسك به سوگند هاى دروغ ، اغفال كردن مردم و بازداشتن آنان از راه خداوند

اتّخذوا أيمنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه

53- مراد از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 19

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : و الله نحن السبيل الذى أمركم الله باتّباعه ، قوله « و جادلهم بالتى هى أحسن » يعنى بالقرآن ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: به خدا سوگند! آن راهى كه خدا شما را به پيروى از آن امر فرموده ما هستيم و مقصود از سخن خدا «و جادلهم بالتى هى أحسن» قرآن است».

54- معرضان از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 7

7 - اعراض كنندگان از راه خدا ، بازدارندگان مردم از پيوستن به آيين الهى و آنان كه راه خدا را منحرف جلوه مى دهند ، از رحمت الهى در قيامت بدور خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً

55- ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 2،4

2 - كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا باز دارند ، ستمكارند .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يصدون» از «صدّ» به معناى بازداشتن باشد. قابل ذكر است كه بر اين مبنا كلمه اى همانند «الناس» مفعول آن خواهد بود كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً

برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 2،3،4،5،14

2 - كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.

3 - شعيب از مردم خويش خواست تا دست از تهديد اهل ايمان بردارند و آنان را از پيمودن راه خدا بازندارند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

4 - كافران قوم شعيب در تلاش مستمر براى بد جلوه دادن راه خدا

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

5 - تهديد اهل ايمان و ساختن چهره اى ناپسند از راه خدا ، از روش هاى دشمنان دين براى مبارزه با پيامبران و اديان الهى

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

14 - سد كنندگان راه خدا و ترسيم كنندگان چهره اى ناپسند از دين ، مردمى فسادگر و در خطر گرفتارى به سرنوشتى شوم هستند .

تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 5،6،7

5 - كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

6 - خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

7 - خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .

و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 6

6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 7،8

7 - بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) عوامل انحراف مردم و بازدارنده آنان از راه خدا بودند .

إن كثيراً من الأحبار و الرهبان . .. و يصدون عن سبيل اللّه

8 - تلاش احبار و راهبان ، در بازداشتن مردم از راه خدا ، در راستاى دستيابى به مطامع دنيوى خويش

ليأكلون أمول الناس بالبطل و يصدون عن سبيل اللّه

با توجه به ارتباط و پيوستگى «يصدون» با «يأكلون» برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 2

2- كفرورزى كافران و اعمال ايشان ( افترا بر خداوند ، بازدارى از راه خدا و . . . ) خارج از حاكميت خداوند نيست .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين

ماضى بودن معناى جمله «أُولئك لم يكونوا . ..» (آنان هيچ گاه ازحاكميت خدا خارج نبوده اند) مى رساند كه: گرايش كافران به كفر نيز تحت حاكميت خدا صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 9

9- سست كردن ايمان مردم با سوء استفاده از مقدسات دين ، « صد عن سبيل الله » است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله

از اينكه خداوند از حنث سوگند و فريب كارى، به سد راه خدا تعبير كرد (بما صددتّم عن سبيل الله)، استفاده مى شود كه

سست كردن ايمان مردم با حنث سوگند و فريب كارى، مصداق بارز سد راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 5

5 - جلوگيرى از ورود حاجيان به مسجدالحرام ، نمونه آشكار بازداشتن مردم از راه خدا

و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام

مراد از «سبيل اللّه» - همان طور كه گفته شد - عبادت و پرستش خداى يگانه است. بنابراين و با توجه به اين كه زيارت مسجدالحرام از سوى مؤمنان و انجام مراسم ويژه آن (طواف، سعى و...) از مصداق هاى عبادت خدا محسوب مى شود، ذكر آن بعد از «سبيل اللّه»، مى تواند بدان معنا باشد كه جلوگيرى از ورود زائران به مسجدالحرام، از مصاديق بارز ممانعت از راه خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 1

1- تلاش هاى كافران ، در منحرف ساختن جامعه بشرى از راه خدا ، محكوم به شكست حتمى و نهايى است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم

«أعمالهم» نظر به تلاش هاى كفرآميز و انحراف انگيز كافران دارد كه از واژه «صدّوا» استفاده مى شود. شكست حتمى و نهايى از آن جهت برداشت مى شود كه گوينده «أضلّ» خداوند است و اگر كافران در ظاهر پيشرفت هايى هم داشته باشند، در نهايت محكوم به شكست اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 3

3- عداوت و مبارزه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مصداق كفر و پيشگيرى از راه خداوند

كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

عطف «شاقّوا الرسول» بر «الذين كفروا و صدّوا. ..» ممكن است عطف تفسيرى باشد.

56- ممانعت قوم ثمود از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 10

10 - شيطان ، قوم عاد و ثمود را ، از راه خدا بازداشت .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

57- ممانعت قوم عاد از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 10

10 - شيطان ، قوم عاد و ثمود را ، از راه خدا بازداشت .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

58- موارد سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 2

2 - ارزش جهاد و نبرد با دشمنان ، به « در راه خدا بودن » آن است .

و قتلوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 3

3 - ارزش انفاق و تأمين هزينه هاى جهاد ، به « در راه خدا بودن » آن است .

و أنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 5

5 - احكام خداوند، سبيل الله است.

هو أعلم من يضل عن سبيله . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جمله «فكلوا . ..» جواب شرط محذوف است. يعنى إن انتهيتم عن اتباع المضلين ... فكلوا. و چون در آيه شريفه سخن از «إضلال عن سبيل الله» بود، اقتضاى تفريع آن است كه مضمون آن سبيل الله باشد، و چون سبيل الله اختصاصى به احكام ذبيحه ندارد، به همه احكام تعميم يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 16

16 - نبرد با دشمنان دين ، از مصاديق « سبيل اللّه » است .

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

سياق آيه حكايت از آن دارد كه از مصاديق «سبيل اللّه» جهاد با دشمنان دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 2

2- معارف و قوانين اديان آسمانى ، مظهر « سبيل الله » است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 6

6 - توحيد و يكتاپرستى ، راه خدا و اسلام ، فراخوان مردم به پيمودن اين راه و ترك آيين هاى شرك

و من الناس من يجدل فى اللّه . .. ليضلّ عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 5

5 - پرستش خداى يگانه ، راه خداوند

و هدوا إلى صرط الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 30

30- جنگ با كافران محارب ، حركت در مسير خداوند است .

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه

آنچه در صدر آيه شريفه مطرح شده است مبارزه بى امان با كافران در جبهه هاى نبرد است و خداوند، چنين مبارزه اى را «سبيل اللّه» ناميده است.

59- موانع سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 12

12 - درخواست از خداوند براى نابودى ثروت ها و امكاناتى كه سد راه خدا مى باشد ، امرى پسنديده است .

ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 9

9- دروغ بستن به خدا ، موجب بازدارى مردم از پيوستن به راه او و منحرف ساختن دين الهى و نشانه كفر به آخرت است .

و من أظلم ممن افترى . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 16

16 - دلبستگى به مال و خانواده ، بازدارنده انسان از راه خدا و تكاليف دين

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا . .. يقولون بألسنتهم

برداشت بالا بر اين اساس است كه اعراب در بيان «شغلتنا أموالنا و أهلونا» صادق به شمار آيند; ولى در گفتن «فاستغفرلنا» - كه حاكى از ندامت درونى آنان است - كاذب باشند.

60- موانع سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 17

17 - پيروى از هواى نفس ، ناسازگار با حركت در مسير خدا و مانعى بزرگ و خطرى جدى بر سر راه كمال آدمى

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

61- موانع ممانعت از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 10

10 - توجه به احاطه علمى خداوند بر كردار آدمى ، عامل اجتناب وى از سرمستى و رياكارى و جلوگيرى از راه خدا

و لاتكونوا . .. و اللّه بمايعملون محيط

62- نعمت سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 6

6 - فراهم بودن زمينه آشنايى با راه خدا و آسان بودن سلوك آن ، نعمتى سزاوار شكرگزارى است .

قتل الإنسن ما أكفره . .. ثمّ السبيل يسّره

چنانچه كفر در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد; آيات پس از آن - از جمله اين آيه - درصدد بيان نعمت هايى خواهد بود كه ناسپاسى آنها، موجب نفرين خداوند است.

63- نقش سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 16

16 - ارزش هجرت و جهاد ، به انجام گرفتن آن در راه خدا و براى خشنودى او است .

إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى و ابتغاء مرضاتى

تعبير «خرجتم»، چنانچه بيانگر هجرت مسلمانان از مكه به مدينه باشد، عنوان «جهاد» نيز بر آن انطباق مى يابد.

64- نورانيت سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9

9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .

لتخرج الناس من الظلمت إلى النور

به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 5

5- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .

أخرج قومك من الظلمت إلى النور

از آن جايى كه هدف پيامبران و از جمله موسى(ع) هدايت مردم بوده است; احتمالاً، مراد از خارج كردن مردم از ظلمت، نجات از كفر و بردن آنان به سوى نور، هدايت آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 7

7 - كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .

من الظلمت إلى النور

از اين قرينه كه مقصود از نور قرآن و راه خدا است; استفاده مى شود كه مراد از ظلمات، راه هاى كفر است.

65- وحدت سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 10

10- راه خدا ، واحد و يگانه و راه كفر و ضلالت ، متعدد و گوناگون است .

لتخرج الناس من الظلمت إلى النور

برداشت فوق با توجه به استعمال «ظلمات» به صورت جمع و «نور» به صورت مفرد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 7

7 - كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .

من الظلمت إلى النور

از اين قرينه كه مقصود از نور قرآن و راه خدا است; استفاده مى شود كه مراد از ظلمات، راه هاى كفر است.

66- وضوح سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 18

18- راه خداوند ، راهى است روشن و داراى فرجامى مشخص و بدون سردرگمى

لتخرج الناس من الظلمت إلى النور . .. إلى صرط العزيز الحميد

عبارت «إلى صراط العزيز» بدل از «إلى النور» است. تسميه راه خدا به «نور» و راه غير آن به «ظلمات» نشان مى دهد كه راه خداوند روشن و مشخص است; در حالى كه راههاى غير آن، آميخته با سردرگمى است.

67- ويژگى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 5

5 - راه خدا ( دين و معارف الهى ) بدور از هر گونه انحراف و ناهنجارى

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً

68- ويژگيهاى سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 11

11- راه خدا و اسلام ، سازگار با عقل ، علم و عواطف انسانى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

69- هدايت به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 1

1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، هادى و رهنماى انسان ها به راه خداوند است .

و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم . صرط اللّه

«صراط اللّه» بدل از «صراط مستقيم» در آيه قبل است; يعنى، «و إنّك لتهدى إلى صراط اللّه».

70- هماهنگى سبيل الله با عقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 11

11- راه خدا و اسلام ، سازگار با عقل ، علم و عواطف انسانى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

71- هماهنگى سبيل الله با علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 11

11- راه خدا و اسلام ، سازگار با عقل ، علم و عواطف انسانى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

21- سپاه

1- آمادگى نظامى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 3

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

2- آمادگى نظامى سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 1

1 - آماده باش كامل سپاه فرعون پيش از پيوستن مردم شهر ها به آنان براى تعقيب بنى اسرائيل

و إنّا لجميع حذرون

«حِذْر» در قرآن به معناى ابزار جنگ (شمشير، زره و. ..) آمده است; مانند«خذوا حذركم». بنابراين «حاذرون» به كسانى گفته مى شود كه داراى سلاح كافى و در حال آماده باش كامل باشند.

3- اظهار محبت به سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 6

6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

4- اغواگرى سپاه ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 3

3 - نقش ابليس و سپاهيانش ، در گمراهى و شركورزى آدميان

فكبكبوا فيها هم و الغاون . و جنود إبليس أجمعون

به دوزخ افكنده شدن ابليس و سپاهيانش به همراه مشركان و معبودهايشان، بيانگر مطلب ياد شده است.

5- اهميت نظم در سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5،6

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

6 - اهميت نظم و انضباط در نيرو هاى نظامى

أم كان من الغائبين . لأعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

6- بى شمارى سپاه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 20

20 - خداوند ، داراى لشكريان و كارگزارانى بى شمار

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه ندانستن لشكريان خداوند، به تعداد بى شمار آنان اشاره داشته باشد; يعنى، بر اثر كثرت تعداد آنان، قابل شناخت براى كسى نيست.

7- پيروزى سپاه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 1،2

1 - پيروزى جبهه حق و لشكريان الهى ، سنت و قضاى حتمى و غير قابل تخلف خداوند

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغلبون

2 - پيروزى لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، در تمامى صحنه هاى مبارزاتى ، سنت و وعده خداوند است .

و إنّ جندنا لهم الغلبون

8- پيروزى سپاه طالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 4،5،24

4 - هزيمت و شكست سپاهيان جالوت به اذن الهى ، در برابر نيروى اندك طالوتيان

فهزموهم باذن اللّه

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

24 - چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

9- تشبيه به سپاه آماده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

10- تشويق سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 6

6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

11- تعداد سپاه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 19

19 - شمار لشكريان و كارگزاران پروردگار و ويژگى هاى آنان را ، كسى جز خدا نمى داند .

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

مقصود از «جنود» - مطابق نظر مفسران - فرشتگان اند كه نقش كارگزارى و امر برى نسبت به خدا را دارند.

12- تعليم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 3

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

13- تنوع سپاه ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 8

8- ابليس ، داراى لشكريانى سواره و پياده و همكارانى فراوان و گوناگون

و أجلب عليهم بخيلك و رجلك

«خيل» اسم جمع اسب است و مراد از آن، لشكر سواره نظام مى باشد و «رجل» اسم جمع رجال است و مراد از آن پياده نظام مى باشد.

14- حركت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 2

2 - فراخوانى سپاه سليمان از سوى او ، براى حركت به سوى مقصدى خاص

و حشر لسليمن جنوده

واژه «حشر» (مصدر «حشر») به معناى بيرون آوردن جماعت از قرارگاهشان و حركت دادن آنان به سوى مقصدى چون آوردگاه و. .. مى باشد.

15- حركت سريع سپاه در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 2

2 - هجوم غافلگيرانه بر دشمن در صبحگاه ، پس از حركت سريع سپاهيان در شب ، شيوه اى كارساز در جهاد

فالمغيرت صبحًا

16- خطاى سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 8 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانشان مردمى خطاپيشه

إنّ فرعون و هم-ن و جنودهما كانوا خطئين

17- دعاى سپاه طالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 1

1 - صبر ، استوارى قدم و نصرت بر كافران ، درخواست پيكارگران برگزيده طالوت از خداوند ، به هنگام رويارويى با جالوت

و لمّا برزوا . .. و انصرنا على القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 5

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

18- سان ديدن از سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 4

4 - سان ديدن از نيرو هاى مسلح ، امرى پسنديده و شايسته براى فرماندهان و رهبران

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 4

4 - رژه رفتن نيرو هاى مسلح و سان ديدن فرماندهان و رهبران از آنها ، امرى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

19- سپاه ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 2،5

2 - ابليس ، داراى سپاهى گسترده است .

و جنود إبليس أجمعون

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : [ فى حديث طويل ] جنود إبليس ذريته من الشياطين ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه [ضمن يك حديث طولانى ]فرمود: «جنود» ابليس فرزندان او از شيطان ها هستند».

20- سپاه اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 7

7 - سپاه اسلام ، همواره مستظهر و پشتگرم به نصرت و امداد هاى الهى

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة . .. و أنزل جنوداً لم تروها

21- سپاه جالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 5

5 - جالوت و سپاهيان وى از زُمره كافران

و لمّا بروزا الجالوت و جنوده . .. و انصرنا على القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 4

4 - هزيمت و شكست سپاهيان جالوت به اذن الهى ، در برابر نيروى اندك طالوتيان

فهزموهم باذن اللّه

22- سپاه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 3،4

3 - پيامبران و پيروان آنان ، لشكريان خدا هستند .

لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغلبون

4 - لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، برخوردار از جايگاه بلند در پيشگاه خداوند

و إنّ جندنا لهم الغلبون

برداشت ياد شده از اضافه «جند» (لشكر) به «نا» (خدا) استفاده مى شود.

23- سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى سپاهى متشكل از نيرو هاى جن ، انسان و پرندگان

و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 4،6

4 - هدهد ، از اعضاى سپاهيان سليمان

و حشر لسليمن جنوده. .. فقال ما لى لاأرى الهدهد

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 7

7 - مسؤوليت مهم هدهد در سپاه سليمان ( ع )

أم كان من الغائبين . لاُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

احتمال مى رود در نظر گرفتن مجازات سخت براى تخلف هدهد، از آن جهت باشد كه وى داراى مسؤوليتى مهم بود و نمى بايست پست خود را ترك مى كرد.

24- سپاه سليمان(ع) در سرزمين مورچگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 1،3

1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود

حتّى إذا أتوا على واد النمل

3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها

قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

25- سپاه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 7

7 - شيطان ، مظهر وسوسه گرى و انحراف و داراى افراد و نيرو هاى متعدد

أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 2،5

2 - منافقان ، ابراز دست شيطان و تحت تأثير القائات او

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى . .. إنّما النجوى من الشيطن

5 - شيطان ، از راه نجوا هاى منافقان ، درصدد اندوهگين كردن مؤمنان بود .

إنّما النجوى من الشيطن ليحزن الذين ءامنوا

26- سپاه طالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 -

6،9،10،11،12،14،15،17،18،21،32،33،34

6 - طالوت ، لشكريان بسيج شده را تا قبل از موفقيّت آنان در آزمايش ، به خود نسبت نمى داد .

فلمّا فصل طالوت بالجنود

آنگاه كه طالوت، لشكريان را نيازموده بود، از آنان تعبير به «الجنود» شد، نه «جنوده» يعنى نه آنان را به خود منتسب مى دانست و نه از خود نفى مى كرد. و آنگاه كه سخن از آزمايش به ميان آمد، نسبت به آنان كه در آزمايش موفق مى شوند، گفت: «فانّه منّى».

9 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .

فمن شرب منه فليس منّى

10 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .

و من لم يطعمه فانّه منّى

11 - كسانى كه فقط يك كف از آب نهر نوشيدند ، از لشكر طرد نشدند ; گر چه منسوب به طالوت نيز نبودند .

فمن شرب منه فليس منّى و من لم يطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بيده

كلمه «الاّ» استثناى از «فمن شرب» است; بنابراين لشكر طالوت به سه گروه تقسيم مى شوند: نوشندگان، آنانكه نچشيدند و كسانى كه تنها مُشتى از آب برگرفتند. حكم گروه اوّل و دوّم روشن است ; ولى گروه سوّم چون آب را چشيده اند، «منّى» صدق نمى كند و به دليل اينكه سيراب نشده اند، «ليس منى» نيز صدق نمى كند.

12 - طالوت با آزمايش الهى ، برخى سپاهيان خود را تصفيه نمود و از لشكر طرد كرد .

فمن شرب منه فليس منّى

14 - بيشتر لشكريان طالوت على رغم منع وى ، از آب نهر نوشيدند و در امتحان الهى موفق نشدند .

فشربوا منه الاّ قليلا

15 - عدم تغيير عزم طالوت در پيكار با متجاوزان ، على رغم نافرمانى بيشتر لشكريان و طرد آنان از سوى وى

فشربوا منه الاّ قليلا منهم فلمّا جاوَزَه

17 - اظهار عجز برخى همراهان طالوت از پيكار با دشمن ، پس از عبور از نهر و ديدن سپاه عظيم جالوت

فلمّا جاوزه هو و الّذين امنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت و جنوده

18 - تنها اقليّتى كه در آزمايش تشنگى موفّق شدند ، همراه طالوت از نهر گذشتند .

فشربوا منه الاّ قليلا منهم فلمّا جاوزه هو و الذين امنوا معه

21 - معتقدان به لقاى خداوند ( روز رستاخيز ) در لشكر طالوت ، اميدواركنندگان دل هاى نگران

قال الّذين يظنّون انّهم ملاقوا اللّه كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرةً

32 - ناتوانان از همراهى با طالوت پس از گذشتن از نهر ، همانهايى بودند كه يك كف ، آب نوشيدند .

الاّ من اغترف غرفة بيده . .. قالوا لا طاقة لنا

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الذين اغترفوا: «لا طاقة لنا اليوم بجالوت» ... .


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

33 - همراهان طالوت تا آخرين مرحله پيكار ، همانهايى بودند كه حتّى يك كف از آب ننوشيدند .

فشربوا منه الاّ قليلا . .. قال الذين يظنون

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الّذين لم يغترفوا: «كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه».


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

34 - عده اى از ياران طالوت كه از آب نهر ننوشيدند ، سيصد و سيزده نفر بودند .

فشربوا منه الاّ قليلا

امام باقر (ع): . .. فشربوا منه الاّ ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلا ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

27- سپاه غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 5،9

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

28- سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،2،3

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 2

2 - تشويق مردم از سوى مأموران فرعون ، به تسريع در پيوستن به سپاه وى

و إنّا لجميع حذرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 1

1 - قرار گرفتن بنى اسرائيل در ميان سپاه فرعون و دريا

فلمّا ترءا الجمعان . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

از عبارت «أن اضرب بعصاك البحر» معلوم مى شود كه بنى اسرائيل به هنگام مشاهده سپاه فرعون، نه راه پيش داشتند و نه راه پس; زيرا در يك طرف آنان دريا قرار داشت و در سوى ديگر سپاه فرعون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 6

6- لشگر فرعون ، در تعقيب بنى اسرائيل پس از عبور آنان از نيل

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

تعقيب، از واژه «جند» استفاده شده است.

29- سپاه فرعون در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 64 - 1،2

1 - اقدام فرعون و سپاهيانش ، مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل در بستر دريا

و أزلفنا ثَمّ الأخرين

«ازلاف» (مصدر «أزلفنا»); يعنى، به پيشروى وادار كردن و «ثَمّ» ظرف مكان و معادل «آن جا» و «الأخرين» مفعول براى «أزلفنا» است; يعنى، ديگران (فرعونيان) را وادار كرديم تا به آن جا پيشروى كنند. گفتنى است كه «ثَمّ» اشاره به بستر دريا دارد كه بنى اسرائيل از آن عبور كردند.

2 - دخالت اراده الهى در وادار كردن فرعونيان به پيشروى در بستر دريا

و أزلفنا ثَمّ الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 2

2 - تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در مسير باز شده در دريا به وسيله موسى ( ع )

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 4

4 - افكنده شدن فرعون و لشكريانش در دريا ، با حقارت و ذلت و به اراده الهى

فنبذنهم فى اليمّ

واژه «فنبذناهم» اشعار به فروافكندن همراه با ذلت و حقارت دارد; زيرا «نبذ» اختصاصاً در دور ريختن اشيايى به كار مى رود كه فاقد ارزش است. در اين جا گفته مى شود: «نبذته نبذ النعل الخَلِق» (آن را چون كفش كهنه دور انداختم).

30- سپاه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 3

3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

31- سپاه مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 3

3 - سپاه مشركان مكه مجهز به سلاح هاى جنگى و داراى برترى نظامى نسبت به مسلمانان

و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم

عدم تمايل مسلمانان به رويارويى با سپاه شرك و نيز جمله «كانما يساقون إلى الموت» در آيه قبل دلالت بر اين دارد كه مشركان در جنگ بدر از نيروى نظامى برترى برخوردار بودند.

32- سلطه سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 2

2 - سرزمين مصر تحت سلطه نفس گير سپاهيان سركش فرعون

و استكبر هو و جنوده فى الأرض

33- شكست سپاه جالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 5،8،24

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

8 - هزيمت و شكست سپاه جالوت ، پس از كشته شدن وى *

فهزموهم باذن اللّه و قتل داودُ جالوت

بنابر اينكه «واو» در «و قَتَل . .. » حاليّه باشد; به تقدير «قد».

24 - چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

34- عجز سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 8

8- قواى نظام فرعونى ، محكوم به نابودى و ناتوان از پايدارى در برابر اراده الهى

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

35- عظمت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 2

2 - تهديد أكيد سليمان ( ع ) مبنى بر فرستادن سپاهى گران ، پرتوان و بى هماورد به سوى مشركان سبا

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

جمله «لا قبل لهم بها» صفت «جنود» است; يعنى، سپاهى چنان عظيم كه ايشان را توان رويارويى با آن نباشد.

36- فراوانى سپاه احزاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 2

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

37- فرمانده سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 3

3 - در تعقيب بنى اسرائيل ، فرعون خود رهبرى سپاهيانش را به عهده داشت .

فأتبعهم فرعون بجنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 6

6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان

فرعون و هم-ن و جنودهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 8 - 6

6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان

إنّ فرعون و هم-ن و جنودهما

38- قدرت سپاه احزاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 9

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

39- قدرت سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 4

4 - ارتش سليمان ( ع ) ، بسيار توانمند و شكست ناپذير

فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها

40- قدرت سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 4

4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

41- قلت سپاه دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 1،2،3،4،10

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

2 - رؤيا هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تعداد اندك نفرات دشمن ، رؤيايى القا شده از سوى خداوند

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

4 - ضعف و ناتوانى سپاه كفر در جنگ بدر ، تأويل و تعبير رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( كم ديدن نفرات دشمن )

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

از منابع تاريخى مربوط به جنگ بدر و نيز اينكه هر فرماندهى پيش از اقدام به جنگ همواره در تلاش براى آگاهى به كم و كيف لشكر مقابل است، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگر مسلمانان از تعداد تقريبى نفرات دشمن آگاه بودند. بنابراين رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاكى از سستى و ضعف نيروى دشمن بوده است، نه بيانگر تعداد آنان.

10 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

42- محمد(صلی الله علیه و آله) و سپاه احزاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مسلمانان مدينه را ، از وقوع غزوه احزاب و تشكيل احزاب متّحد خبر داده بود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسول

43- مسلمانان مدينه و سپاه احزاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 1،2،6،9،10

1 - مسلمانان مدينه ، با ديدن سپاهيان احزاب متّحد ، اذعان داشتند ، آنچه ديده اند ، همان چيزى است كه خدا و پيامبرش وعده داده اند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله

2 - مسلمانان مدينه ، پيشاپيش ، از رويارويى شان با احزاب متّحد ، با خبر بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله

6 - آنچه مسلمانان مدينه ، در رويارويى با احزاب متّحد مشاهده كردند ، بر ايمان شان به راه خود و تسليم بودن شان افزود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا

فاعل «زاد» مصدر فعل «رأى» است. بنابراين، استفاده مى شود كه مشاهده دشمنان، بر ايمان مسلمانان افزوده است.

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

44- مسؤوليت سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 6

6 - ارتشيان و نظاميان ، چون ديگر اقشار جامعه ، مسؤول رفتار خويش اند و نمى توانند خود را چشم بسته در اختيار رهبران سياسى خود - هرچند كافر و باطل- قرار دهند .

فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ

تصريح به نابودى نظاميان فرعون در كنار وى - با آن كه آنان در تحت فرمان او بودند - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

45- مصونيت از پايمالى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 4

4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش

ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده

«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.

46- نظم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 4

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

47- نظم سپاه مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 10

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

48- وقت برخورد سپاه فرعون با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين

جا به معناى ملحق شدن است.

49- ويژگيهاى سپاه ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 9

9- ابليس ، داراى نيروهايى سريع عمل كننده و عاملهايى كند و خزنده

و أجلب عليهم بخيلك و رجلك

50- ويژگيهاى سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 4

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

51- ويژگيهاى سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 3

3 - ارتش و سپاه فرعون ، متشكل از چند لشكر

و جنوده

برداشت ياد شده، از جمع آمدن واژه «جنود» (لشكريان) به دست مى آيد.

52- هجوم به وسط سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد ، خود را به قلب سپاه دشمن زده ، رزمندگان را براى نبرد همه جانبه يارى مى دادند .

فوسطن به جمعًا

«جمع»، به معناى جماعت و گروه است. اين كلمه مصدرى است كه به صورت اسم به كار مى رود (مصباح). ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) - كه از «عاديات» انتزاع شده است - بازمى گردد.

2 - آسيب زدن به قلب سپاه دشمن و از كار انداختن مركزيت آن ، رزمى در خور تمجيد و سوگند خداوند

فوسطن به جمعًا

53- هلاكت سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 8

8- قواى نظام فرعونى ، محكوم به نابودى و ناتوان از پايدارى در برابر اراده الهى

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

سپاه اسلام

54- {سپاه اسلام}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 19

19 - ارتش آزاديبخش اسلام ، مددى الهى براى رهايى مستضعفان موحّد

و ما لكم لا تقاتلون . .. و اجعل لنا من لدنك نصيراً

55- سپاه اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 7

7 - سپاه اسلام ، همواره مستظهر و پشتگرم به نصرت و امداد هاى الهى

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة . .. و أنزل جنوداً لم تروها

سپاه غيبى

56- {سپاه غيبى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 12

12 - نصرت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به وسيله آرامش بخشيدن به آن حضرت ( در غار ) و نيز تأييد او با سپاه غيبى ( فرشتگان )

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه و أيّده بجنود لم تروها

57- سپاه غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 5،9

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

22- ستارگان

1- ابراهيم(ع) و ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 2

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، به هنگام فراخوانده شدن براى خروج از شهر ، به منظور تصميم گيرى در اين باره به ستارگان نگريست .

فنظر نظرة فى النجوم

برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه نگاه حضرت ابراهيم(ع) به ستارگان به معناى حقيقى آن باشد; نه كنايه از به تفكر فرورفتن.

2- ابزار شناخت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقتِ ستاره « طارق » و ويژگى هاى آن ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الطارق

خطاب در «ما أدراك» در اين موارد، مخصوص شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه روى سخن با هر مخاطبى است كه اين سخن را دريافت كند.

3- اختفاى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 1

1 - سوگند مؤكّد خداوند به ستارگانى كه در مسير حركت خود ، بر اثر نور خورشيد از نظر ها ناپديد مى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

حرف «لا» در «لااُقسم» زايد است و سوگند را تأكيد مى كند. برخى گفته اند: «لااُقسم» با همين تركيب، كلمه قسم است و براى سوگند مؤكد به كار مى رود. «خنّس» جمع «خانس» است و مصدر آن «خنوس»; يعنى، منقبض شدن و پنهان

گشتن و فعل «خَنَس»; يعنى، متوارى و غائب شد (لسان العرب). به قرينه ذكر شب و صبح در آيات بعد، مراد از آن ستارگان است و توصيف آنها به اين وصف، به اعتبار نامرئى بودن آنها در روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

4- استفاده از ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 6

6- بهره بردن آدمى از شب ، روز ، ماه و خورشيد متفاوت با بهره بردن او از ستارگان است .

سخ-ّر لكم . .. الشمس ... و النجوم مسخّرت بأمره

با توجه به اينكه خداوند در رابطه با تسخير شب، روز، ماه و خورشيد لفظ «سخّر لكم» را به كار برد، ولى براى تسخير ستارگان لفظ «مسخّرات بأمره» را بدون لفظ «لكم» آورد، مطلب فوق به دست مى آيد.

5- افول ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 6

6 - ابراهيم(ع) در برابر ستاره پرستان، با توجه به پنهان شدن ستارگان، پذيرفتن ربوبيت براى آنها را نامعقول اعلام كرد.

قال هذا ربى فلما أفل قال لا أحب الأفلين

«افول» به معنى پنهان شدن است.

6- انقياد ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

7- انهدام ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1،3

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

3 - متلاشى شدن نظم حاكم بر ستارگان در آستانه قيامت

و إذا الكواكب انتثرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 4 - 2

2 - دفن آخرين نسل انسان در زمين با به هم ريختن آسمان و ستارگان و زمين ، فاصله چندانى نخواهد داشت . *

و إذا القبور بعثرت

تعبير «قبر» و زير و رو شدن خاك آن، ممكن است حاكى از اين باشد كه هنگام پايان يافتن دنيا و آغاز آخرت، بقاياى جسم برخى از انسان ها در قبرها باقى خواهد ماند. كلمه «القبور» - به دليل داشتن «ال» استغراق - همه قبرهاى موجود در آن زمان را شامل مى شود. در نتيجه بايد گفت اين آيه، درباره ساير انسان ها - كه چيزى از جسمشان باقى نمانده باشد - سخنى نگفته است.

8- اهميت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 7

7 - « روى أنّ هارون الرشيد أنفذ إلى موسى بن جعفر ( ع ) فأحضره . . . فقال له الكاظم . . . واللّه تبارك و تعالى قد مدح النجوم . . . و . . . قد أقسم بموقع النجوم و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم . . . ;

روايت شده كه هارون الرشيد، امام كاظم(ع) را احضار نمود [و از ايشان درباره علم نجوم سؤالاتى كرد]، آن حضرت به وى فرمود: . .. خداى تبارك و تعالى «نجوم» (ستارگان) را مدح فرموده و به «مواقع النجوم» قسم ياد كرده است...».

9- اهميت ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 3

3 - درك عظمت سوگند به نظام ستارگان ، در گرو داشتن علم نجوم ( كيهان شناسى )

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «لو تعلمون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لو تعلمون احوال مواقع النجوم».

10- اهميت نظم ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 2

2 - ستارگان و نظام حاكم بر آنها ، پديده اى عظيم و شايان مطالعه و انديشه

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند به ستارگان و تصريح بر عظمت اين سوگند، بيانگر مطلب ياد شده است.

11- اهميت وضوح ستارگان در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 3

3 - آشكار شدن ستارگان در آسمان به هنگام شب ، امرى مهم و اعجاب آور است .

و السماء و الطارق

سوگند خداوند; بيانگر اهميت امورى است كه بر آن سوگند ياد شده است. ارتباط دو سوگند با هم، به ارتباط ستاره و آسمان نظر دارد.

12- بازگشت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 2

2 - سوگند خداوند به ستارگانى كه در طى مسير ، به نقطه هايى كه از آن گذشته اند ، بازمى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

برخى از اهل لغت و تفسير «خُنّس» را به معناى رجوع كنندگان مى دانند (لسان العرب و كشاف). بر اين اساس مراد از آن، بازگشت ستارگان در حركت انتقالى به مدار حركت قبلى خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 1

1 - سوگند خداوند ، به ستارگانى كه به مسير قبلى خود بازگشته و در آن جريان مى يابند .

بالخنّس . الجوار

«جوارى» (جمع «جارية») به معناى چيزهايى است كه سيلان داشته و روان باشند. توصيف سيّارات به اين وصف، ممكن است از آن جهت باشد كه آنها را نورى روان مى بينيم. و يا مراد، اخترانى است كه جرم سيال دارند.

13- پراكندگى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

14- تأثيرپذيرى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 2

2 - درخشندگى ستارگان ، قابل زوال و در معرض بروز موانع و تأثيرپذيرى از عواملى تيرگى آفرين

و إذا النجوم انكدرت

15- تاريخ ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

16- تاريكى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 1،4

1 - در آستانه قيامت ، تمام ستارگان تيره و بى فروغ خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

كدورت هر چيز، به معناى از بين رفتن صافى و شفافيت آن است (مصباح) و نتيجه ايجاد «كدورة» را «انكدار» مى گويند. بنابراين ستارگان تحت تأثير عواملى كدركننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاريك خواهند شد.

4 - « عن أبى مريم انّ النبى (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله « و إذا النجوم انكدرت » قال : انكدرت فى جهنم ;

از ابى مريم روايت شده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و إذا النجوم انكدرت» فرمود: ستارگان در جهنم بى فروغ و تاريك خواهند شد».

17- تسخير ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 3،5،7

3- ستارگان ( ثوابت و سيارات ) به فرمان خداوند رام و مسخر شده اند .

و النجوم مسخّرت بأمره

«نجم» به معناى ستاره است. لازم به ذكر است كه «نجم» به كليه اجرام درخشنده آسمان گفته مى شود چه ثابت باشند چه سيار; و چه از خود نور داشته باشند و يا نور آنها اكتسابى باشد.

5- مسخر شدن ستارگان به فرمان و تدبير خداوند ، نمونه اى از قدرت عظيم او بر تحقق بخشيدن به فرمان هاى خود است .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه . .. و النجوم مسخّرت بأمره

در آيه «أتى أمر الله» خبر از آمدن امر الهى و تحقق وعده هاى او داده شده و در اين جا تسخير ستارگان به عنوان نمونه اى از آن امر يادآورى گرديده است تا نشان دهد خداوندى كه ستارگان را رام خويش قرار داده است، قدرت بر تحقق وعده هاى خود را دارد.

7- رام و مسخر بودن شب ، روز ، خورشيد ، ماه و ستارگان نشانه هايى از خدا و نمونه هايى از قدرت اوست .

و سخ-ّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 6 - 3

3 - سراسر هستى ، از اوج ستارگان تا درختان روييده بر زمين ، مقهور اراده و قوانين الهى

و النجم و الشجر يسجدان

در صورتى كه مراد از «النجم» ستارگان باشد - نه گياهان بى ساقه - مطلب بالا استفاده مى شود.

18- تشبيه ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

19- تشبيه طلوع ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 3

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

20- تشبيه غروب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 3

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

21- تعبير رؤياى سجده ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 9

9- خضوع و سجود ستارگان ، ماه و خورشيد براى انسان در رؤيا ، نشان برگزيده شدن و دستيابى او به علم و دانش است .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك

22- تعقل در ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 3

3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها

23- تفكر در ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 1

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) - پس از دعوت شدن از سوى قومش براى خروج از شهر- به تفكر عميق در اين باره پرداخت .

فنظر نظرة فى النجوم

برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «فاء» در «فنظر» عاطفه و جمله «فنظر. ..» عطف بر جمله مقدر است و تقدير آن چنين است: «قال قومه اُخرج معنا فنظر...». 2- جمله «فنظر نظرة فى النجوم»، ضرب المثلى است براى كسى كه مى خواهد به تفكر بپردازد. ازاين رو به آسمان مى نگرد تا اشيا و موجودات پيرامونش، او را از تفكر درست باز ندارد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 2

2 - ستارگان و نظام حاكم بر آنها ، پديده اى عظيم و شايان مطالعه و انديشه

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند به ستارگان و تصريح بر عظمت اين سوگند، بيانگر مطلب ياد شده است.

24- تكامل ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 7

7 - جهان طبيعت ( ستارگان و . . . ) داراى روندى رو به رشد و كمال

بربّ المشرق و المغرب

«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا بيانگر روند رو به رشد و تكامل است.

25- جايگاه ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 8

8 - از ميان مجموعه آسمان ها ، تنها نزديك ترين آسمان به اهل زمين ، با ستارگان آراسته شده است . *

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

«الدنيا» صفت براى «السماء» است. اين وصف مى تواند قيد احترازى و گوياى اين حقيقت باشد كه تنها نزديك ترين آسمان، به زيور ستارگان آراسته شده است; نه همه آسمان ها.

26- حاكم ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 2

2 - استقرار ستارگان در جايگاه خود ، سامان يافته و محكوم نظمى حاكم بر همه آنها است .

و إذا الكواكب انتثرت

27- حركت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 16 - 2

2- ستارگان ، در مدار و قرارگاههايى معين در حال حركتند .

و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين

«برج» به منزلگاه و قرارگاه معنا شده است و منزلگاه به جايى اطلاق مى شود كه وارد شونده اى بر آن وجود داشته باشد و مراد از آن در اين آيه، مى تواند ستارگان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 33 - 3

3- هر يك از سيارات و ستارگان ، در مسير و مدار معين در حال حركت اند .

أنّ السموت والأرض . .. والشمس والقمر كلّ فى فلك يسبحون

لفظ «كلّ» مضاف به مضاف اليه محذوف مانند («ها» و. ..) است. و مرجع ضمير، مجموعه آسمان ها و زمين مى باشد كه در سه آيه قبل از آن ياد شده است.

28- خاموشى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 1

1 - بى فروغ شدن ستارگان ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

«طمس» به معناى از بين رفتن اثر شىء است و هرگاه اين واژه در مورد ستارگان، ماه و چشم به كار رود، به معناى از بين رفتن نور آنها خواهد بود (تاج العروس).

29- خلقت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 54 - 10

10 - خورشيد و ماه و ستارگان ، آفريده هاى خداوند و مقهور امر و اراده او

خلق السموت . .. و الشمس و القمر و النجوم مسخرت بأمره

كلمه «الشمس» و ما بعد آن، عطف به «السموت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 4،9،10

4 - خداوند در آسمان ها ، ستارگانى را آفريد .

الذى جعل فى السماء بروجًا

9 - آفرينش ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند .

تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. و قمرًا منيرًا

10 - آفرينش ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نشانه هاى قدرت خدا و يكتايى او

تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. و قمرًا منيرًا

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه در مقام محكوميت شرك و اثبات توحيد و يگانگى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 7

7 - ناتوانى غيرخدا از پديد آوردن علايم راهنما ( چون ستارگان ) و عوامل نويدبخش و رحمت آفرين ( چون باد و باران ) به گستردگى پهنه زمين

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر . .. أءله مع اللّه

از ارتباط «من يهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود كه تنها خداوند، قادر به ايجاد عواملى است كه انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمين (خشكى و دريا) هدايت كند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترين نقاط برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 17

17 - سامان دادن آسمان هاى هفتگانه ، تدبير امور آنها و آفرينش ستارگان و نگهبانى از آسمان ها ، جلوه اى از ربوبيت خدا و نشانه يكتايى او در تدبير هستى است .

ذلك ربّ العلمين . .. فقضهنّ سبع سموت

30- راهيابى با ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 16 - 2،3

2- ستارگان ، داراى نقشى بسيار مهم در راهيابى مسافران

و علم-ت و بالنجم هم يهتدون

ذكر خاص «نجم» پس از عام (علامات) با اينكه نجم بى شك از جمله آنهاست، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.

3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».

31- رد ربوبيت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 6

6 - ابراهيم(ع) در برابر ستاره پرستان، با توجه به پنهان شدن ستارگان، پذيرفتن ربوبيت براى آنها را نامعقول اعلام كرد.

قال هذا ربى فلما أفل قال لا أحب الأفلين

«افول» به معنى پنهان شدن است.

32- زمينه انهدام ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 4

4 - فروپاشى ساختار آسمان ، زمينه به هم ريختن نظم ستارگان *

إذا السماء انفطرت . و إذا الكواكب انتثرت

ترتيب ذكرى دو حادثه، ممكن است ناظر به ترتيب حقيقى آنها باشد.

33- زوال درخشندگى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 2

2 - درخشندگى ستارگان ، قابل زوال و در معرض بروز موانع و تأثيرپذيرى از عواملى تيرگى آفرين

و إذا النجوم انكدرت

34- زيبايى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 8

8 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

35- زيبايى طلوع ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 5 - 9

9 - جلوه زيباى طلوع پيوسته ستارگان در شب ، نشان ربوبيت يگانه خداوند است .

ربّ المشرق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» طلوع خورشيد و نيز طلوع ستارگان در شب باشد; نه خصوص طلوع خورشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 6

6 - جلوه زيباى طلوع ستارگان در شب و غروب آنها ، نشانه ربوبيت يگانه خداوند

بربّ المشرق و المغرب

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، اعم از طلوع و غروب خورشيد و همه ستارگان باشد; نه خصوص خورشيد.

36- زيبايى غروب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 6

6 - جلوه زيباى طلوع ستارگان در شب و غروب آنها ، نشانه ربوبيت يگانه خداوند

بربّ المشرق و المغرب

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، اعم از طلوع و غروب خورشيد و همه ستارگان باشد; نه خصوص خورشيد.

37- ستارگان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 4

4 - « عن أبى مريم انّ النبى (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله « و إذا النجوم انكدرت » قال : انكدرت فى جهنم ;

از ابى مريم روايت شده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و إذا النجوم انكدرت» فرمود: ستارگان در جهنم بى فروغ و

تاريك خواهند شد».

38- ستارگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 1

1 - بى فروغ شدن ستارگان ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

«طمس» به معناى از بين رفتن اثر شىء است و هرگاه اين واژه در مورد ستارگان، ماه و چشم به كار رود، به معناى از بين رفتن نور آنها خواهد بود (تاج العروس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 1،3

1 - در آستانه قيامت ، تمام ستارگان تيره و بى فروغ خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

كدورت هر چيز، به معناى از بين رفتن صافى و شفافيت آن است (مصباح) و نتيجه ايجاد «كدورة» را «انكدار» مى گويند. بنابراين ستارگان تحت تأثير عواملى كدركننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاريك خواهند شد.

3 - ستارگان ، در آستانه قيامت به سرعت فرود آمده و ساقط خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

از معانى «انكدار»، سرعت گرفتن و فرودآمدن است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1،3

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

3 - متلاشى شدن نظم حاكم بر ستارگان در آستانه قيامت

و إذا الكواكب انتثرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 2

2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .

إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت

39- ستارگان و نيازهاى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 5

5 - بى تأثيرى ستارگان ، در نيازمندى و بى نيازى انسان *

و أنّه هو أغنى و أقنى . و أنّه هو ربّ الشعرى

ارتباط اين آيه با آيه قبل، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه در ميان عرب جاهلى، اين اعتقاد وجود داشت كه ستاره «شعرى»، داراى تأثير در فقر و غناى انسان ها است و قرآن درصدد نفى اين اعتقاد مى باشد.

40- ستاره پروين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 5

5 - « عن أبى هريرة عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من شرّ غاسق إذا وقب » قال : النجم هو الغاسق و هو الثريا ;

ابوهريره از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درباره سخن خداوند «و من شرّ غاسق إذا وقب» روايت كرده كه فرمود: ستاره «نجم» (پروين)، همان چيزى است كه «غاسق» است [يعنى، هنگام تاريكى شديد شب، رؤيت مى شود] و [نام ديگر] آن ثريا است».

41- ستاره جدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 16 - 3

3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».

42- ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

43- ستاره زهره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

44- ستاره شناسى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

45- ستاره عطارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

46- ستاره مريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

47- ستاره مشترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

48- سجده ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

49- سجده ستارگان بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 1،2،4

1- يوسف ( ع ) در رؤيايى ديد كه يازده ستاره به همراه ماه و خورشيد بر او سجده مى كنند .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا والشمس والقمر رأيتهم لى سجدين

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

50- سجده ستارگان در رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 4

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

51- سقوط ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 3

3 - ستارگان ، در آستانه قيامت به سرعت فرود آمده و ساقط خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

از معانى «انكدار»، سرعت گرفتن و فرودآمدن است. (قاموس)

52- سوگند به ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 1

1 - سوگند الهى ، به هر ستاره آن گاه كه غروب مى كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» به معناى ستاره است و «الف و لام» آن جنس و مفيد عموم است; يعنى، «اقسم بكلّ نجم إذا هوى». «هُوِىّ» (مصدر «هوى») به معناى فرو افتادن است و در آيه شريفه بر غروب كردن اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 7

7 - « روى أنّ هارون الرشيد أنفذ إلى موسى بن جعفر ( ع ) فأحضره . . . فقال له الكاظم . . . واللّه تبارك و تعالى قد مدح النجوم . . . و . . . قد أقسم بموقع النجوم و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم . . . ;

روايت شده كه هارون الرشيد، امام كاظم(ع) را احضار نمود [و از ايشان درباره علم نجوم سؤالاتى كرد]، آن حضرت به وى فرمود: . .. خداى تبارك و تعالى «نجوم» (ستارگان) را مدح فرموده و به «مواقع النجوم» قسم ياد كرده است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 1،2

1 - سوگند مؤكّد خداوند به ستارگانى كه در مسير حركت خود ، بر اثر نور خورشيد از نظر ها ناپديد مى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

حرف «لا» در «لااُقسم» زايد است و سوگند را تأكيد مى كند. برخى گفته اند: «لااُقسم» با همين تركيب، كلمه قسم است و براى سوگند مؤكد به كار مى رود. «خنّس» جمع «خانس» است و مصدر آن «خنوس»; يعنى، منقبض شدن و پنهان گشتن و فعل «خَنَس»; يعنى، متوارى و غائب شد (لسان العرب). به قرينه ذكر شب و صبح در آيات بعد، مراد از آن ستارگان است و توصيف آنها به اين وصف، به اعتبار نامرئى بودن آنها در روز است.

2 - سوگند خداوند به ستارگانى كه در طى مسير ، به نقطه هايى كه از آن گذشته اند ، بازمى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

برخى از اهل لغت و تفسير «خُنّس» را به معناى رجوع كنندگان مى دانند (لسان العرب و كشاف). بر اين اساس مراد از آن، بازگشت ستارگان در حركت انتقالى به مدار حركت قبلى خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به ستارگانى كه به مسير قبلى خود بازگشته و در آن جريان مى يابند .

بالخنّس . الجوار

«جوارى» (جمع «جارية») به معناى چيزهايى است كه سيلان داشته و روان باشند. توصيف سيّارات به اين وصف، ممكن است از آن جهت باشد كه آنها را نورى روان مى بينيم. و يا مراد، اخترانى است كه جرم سيال دارند.

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 5

5 - خداوند ، در تأكيد بر مأموريت جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به ستارگان و شب و سپيده دم سوگند ياد كرده است .

فلاأُقسم بالخنّس . .. و الّيل ... و الصبح ... إنّه لقول رسول كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 1 - 3

3 - سوگند خداوند ، به ستارگان كه مرتفع و نمايان اند .

و السماء ذات البروج

تطبيق «برج» بر ستاره، به لحاظ ارتفاع و ظهور آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 4 - 3

3 - خداوند ، با سوگند به آسمان و ستارگان ، بر مراقبت از انسان و افكار و كردار او ، تأكيد ورزيده است .

و السماء و الطارق . .. إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ

53- سوگند به مغرب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 1

1 - سوگند مؤكد خداوند به محل افول و غروب ستارگان

فلاأُقسم بموقع النجوم

«موقع» (مفرد «مواقع») مى تواند اسم مكان و به دو معنا آمده است: محل استقرار و محل سقوط، برداشت بالا بر پايه معناى دوم است.

54- سوگند به مكان ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 3،5

3 - سوگند الهى ، به نظام ستارگان آسمان

فلاأُقسم بموقع النجوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مواقع» به معناى مكان هاى استقرار ستارگان باشد.

5 - « عن بعض أصحابنا : قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ : « فلااُقسم بمواقع النجوم » قال : أعظم إثم من يحلف بها ;

برخى از اصحاب از [امام] درباره سخن خداوند عزّوجلّ «فلااُقسم بمواقع النجوم» سؤال كردند، حضرت فرمود: بزرگ است گناه كسانى كه به آن (مواقع نجوم) قسم مى خورند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 1،3

1 - سوگند به نظام ستارگان ، سوگندى بزرگ و قابل توجه

فلاأُقسم بموقع النجوم . و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

3 - درك عظمت سوگند به نظام ستارگان ، در گرو داشتن علم نجوم ( كيهان شناسى )

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «لو تعلمون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لو تعلمون احوال مواقع النجوم».

55- شعور ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 2

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

56- شكافتن ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 2

2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .

إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت

57- شگفتى وضوح ستارگان در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 3

3 - آشكار شدن ستارگان در آسمان به هنگام شب ، امرى مهم و اعجاب آور است .

و السماء و الطارق

سوگند خداوند; بيانگر اهميت امورى است كه بر آن سوگند ياد شده است. ارتباط دو سوگند با هم، به ارتباط ستاره و آسمان نظر دارد.

58- طلوع ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به

او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

59- عظمت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 4

4 - ستارگان ، آفريده هايى با عظمت

فلاأُقسم بالخنّس

سوگند خداوند، حاكى از عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

60- عظمت ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

61- عظمت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 1

1 - عظمت ستاره « طارق » ، فراتر از حد بيان است .

و ما أدريك ما الطارق

62- علم خدا به تابش ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 9

9 - آگاهى خداوند ، به هر آنچه از آسمان به زمين نازل مى شود ( باران ، فرشتگان ، تابش خورشيد ، ماه ، ستارگان و . . . ) و هر آنچه از زمين به آسمان بالا مى رود ( بخار آب ، فرشتگان ، اعمال مردمان و . . . )

يعلم . .. و ما ينزّل من السّماء و ما يعرج فيها

63- غروب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 1،2

1 - سوگند الهى ، به هر ستاره آن گاه كه غروب مى كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» به معناى ستاره است و «الف و لام» آن جنس و مفيد عموم است; يعنى، «اقسم بكلّ نجم إذا هوى». «هُوِىّ» (مصدر «هوى») به معناى فرو افتادن است و در آيه شريفه بر غروب كردن اطلاق شده است.

2 - غروب ستارگان ، نمودى از قدرت و تدبير آفريدگار جهان

و النجم إذا هوى

از آن جا كه سوگند، به چيزى ياد مى شود كه داراى اهميت و پيامدار معنايى باشد مى توان گفت كه سوگند الهى به غروب ستارگان، براى توجه دادن بشر به تنظيم گر نظام آنها است.

64- فلسفه خلقت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 1

1 - خداوند ستارگان را براى راهيابى انسان در ظلمتهاى دشت و دريا قرار داده است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

65- فلك ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 4

4 - تمامى ستارگان به سرعت در مدارى در حركت اند .

و كلّ فى فلك يسبحون

مضاف اليه «كلّ» در تقدير است و تنوين آن عوض از آن شىء مقدر مى باشد. جمع آمدن «يسبحون» قرينه است بر اين كه مقصود، خورشيد و ماه نيست; بلكه «كواكب» (ستارگان) مى باشد.

66- فواصل ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 2

2 - ستارگان آسمان ، داراى مكانى معين و فاصله هاى ثابت و تغييرناپذير

فلاأُقسم بموقع النجوم

در صورتى كه «موقع» (مفرد «مواقع») اسم مكان (محل استقرار) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

67- فوايد ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 16 - 6

6- « فى المجمع فى قوله : « زينّاها للناظرين » بالكواكب النيرة عن أبى عبدالله ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره آيه: «زينّاها للناظرين» از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: به وسيله ستارگان نورانى [زينت مى دهيم]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 16 - 2،3

2- ستارگان ، داراى نقشى بسيار مهم در راهيابى مسافران

و علم-ت و بالنجم هم يهتدون

ذكر خاص «نجم» پس از عام (علامات) با اينكه نجم بى شك از جمله آنهاست، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.

3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 7 - 1

1 - سوگند خداوند ، به آسمان تزيين يافته با ستارگان

و السّماء ذات الحبك

«حبيكة» و «حباك» (مفردهاى «حُبُك») در معانى استحكام، راه و زيبايى به كار مى رود. برداشت ياد شده براساس معناى اخير است.

68- گردش ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 4

4 - تمامى ستارگان به سرعت در مدارى در حركت اند .

و كلّ فى فلك يسبحون

مضاف اليه «كلّ» در تقدير است و تنوين آن عوض از آن شىء مقدر مى باشد. جمع آمدن «يسبحون» قرينه است بر اين كه مقصود، خورشيد و ماه نيست; بلكه «كواكب» (ستارگان) مى باشد.

69- محمد(صلی الله علیه و آله) و ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در شناخت ستارگان ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما الطارق

70- مدارهاى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 2،3

2 - ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.

جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد ; زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.

3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها

71- مراد از ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين (

ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

72- مراد از نجم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 8

8 - « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) . . . قال : النجم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و قد سمّاه اللّه فى غير موضع ، فقال : « و النجم إذا هوى » . . . .

از امام رضا(ع) روايت شده. .. كه فرمود: مراد از «نجم» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است و خداوند رسول خود را در مواردى [از قرآن] نجم ناميده و فرموده است: و النجم إذا هوى»... .

73- مكان ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 3

3 - خداوند ، در آسمان ها برج ها و منزلگاه هايى براى ستارگان قرار داد .

الذى جعل فى السماء بروجًا

«بروج» (جمع «برج») به معناى قصرها است; ولى مقصود از آن در آيه شريفه - مطابق ديدگاه بيشتر مفسران و اهل لغت - مى تواند دو چيز باشد: 1- منازل و قرارگاه هاى معين براى ستارگان و كواكب. 2- خود كواكب و ستارگان. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 2

2 - ستارگان آسمان ، داراى مكانى معين و فاصله هاى ثابت و تغييرناپذير

فلاأُقسم بموقع النجوم

در صورتى كه «موقع» (مفرد «مواقع») اسم مكان (محل استقرار) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 11 - 1

1 - آسمان ، داراى باران هاى پياپى و فائده هاى مداوم و جايگاه ظهور مكرر ستارگان

و السماء ذات الرجع

«رَجْع» به معناى بازگرداندن و «رجوع» به معناى بازگشتن است (مفردات راغب). «ذات الرجع» وصفى است كه بر ثبوت و تداوم دلالت دارد و مراد از آن مى تواند بازگشت دادن بخارهاى متصاعد به صورت باران باشد. گفته «مقاييس اللغة» - كه «رَجْع» را به معناى «باران» دانسته است - اين احتمال را تأييد مى كند. برخى از مفسران، آن را بر تمام فايده هاى آسمانى، ظهور مكرر ستارگان در شب ها، تأثير حوادث آسمانى در پيدايش مكرر فصول سال، تطبيق داده اند.

74- موجبات تسخير ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 4

4- امر خداوند ، موجب مسخر و رام شدن ستارگان است .

و النجوم مسخّرت بأمره

«باء» در «بأمره» سببيه است و نشان مى دهد كه علت رام و مسخر بودن ستارگان امر الهى است.

75- نظم ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 2

2 - ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.

جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد ; زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 2

2 - استقرار ستارگان در جايگاه خود ، سامان يافته و محكوم نظمى حاكم بر همه آنها است .

و إذا الكواكب انتثرت

76- نعمت ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 11

11 - ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها است .

تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. قمرًا منيرًا

برداشت فوق، به خاطر اين است كه آيه شريفه، ضمن آن كه بيانگر قدرت خدا است، مى تواند در صدد امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان ها نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 9

9 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 8

8 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

77- نقش ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 1

1 - خداوند ستارگان را براى راهيابى انسان در ظلمتهاى دشت و دريا قرار داده است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 12

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله تبارك و تعالى : « تبارك الذى جعل فى السماء بروجاً فالبروج الكواكب ;

امام باقر(ع) در باره سخن خدا «. ..جعل فى السماء بروجاً» فرمود: برج هاى آسمان، ستارگان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 6

6 - ستارگان راهنما ، باد هاى بشارت بخش و باران هاى رحمت آفرين ، نشانه هاى روشن توحيد و پوچى و بطلان شرك

أمّن يهديكم . .. أءله مع اللّه

مفاد جمله «أءله مع اللّه» با توجه به صدر آيه اين است كه: با وجود اين نشانه ها - كه بيانگر نقش اراده خدا در حيات بشر است - مجالى براى روى آوردن به غيرخدا نمى ماند; زيرا اصولاً كسى جز او نقشى در تدبير نظام هستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 6 - 4،5

4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

5 - هنرنمايى شگفت انگيز خدا در زيباسازى آسمان به وسيله ستارگان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب

برداشت ياد شده از تنكيرِ «زينة» - كه بر تفخيم و تعجيب دلالت دارد - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 2

2 - ستارگان ، حافظان آسمان نزديك از نفوذ شيطان ها

بزينة الكواكب . و حفظًا من كلّ شيطن

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظا» به سبب عطف بر «بزينة» باشد (از نوع عطف بر معنا كه در كلام عرب بسيار است). بر اين اساس، تقدير آيه چنين مى شود: «إنا خلقنا الكواكب زينة للسماء و حفظا لها» (ما ستارگان را براى زينت آسمان و نيز براى محفوظ ماندن آن از نفوذ شيطان آفريديم). بنابراين پيام آيه شريفه مانند آيه پنجم سوره ملك خواهد بود: «و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوما للشياطين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 6،7

6 - ستارگان ، زينت بخش آسمان دنيا ( نزديك ترين آسمان به زمين )

و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

7 - ستارگان ، چراغ هاى آسمان اول و زيبايى بخش آن

و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح

«مصباح» (مفرد «مصابيح») به معناى چراغ است و مراد از آن ستاره مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 5

5 - بى تأثيرى ستارگان ، در نيازمندى و بى نيازى انسان *

و أنّه هو أغنى و أقنى . و أنّه هو ربّ الشعرى

ارتباط اين آيه با آيه قبل، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه در ميان عرب جاهلى، اين اعتقاد وجود داشت كه ستاره «شعرى»، داراى تأثير در فقر و غناى انسان ها است و قرآن درصدد نفى اين اعتقاد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 4

4 - « روى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السلام أنّ مواقع النجوم رجومها للشياطين فكان المشركون يقسمون بها . . . ;

از امام باقر و صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه «مواقع نجوم» رجم شياطين است كه به وسيله ستارگان انجام مى شود و مشركان به آن قسم ياد مى كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 4،7،9

4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

7 - از ميان مجموعه آسمان ها ، تنها نزديك ترين آسمان ها به اهل زمين ، مزيّن به ستارگان است . *

إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح

«الدنيا»، صفت براى «السماء»است. اين وصف مى تواند قيد احترازى و گوياى اين حقيقت باشد كه نزديك ترين آسمان - نه همه آسمان ها - به زيور ستارگان آراسته شده است.

9 - ستارگان پرفروغ ، مايه طرد شيطان ها و حفظ آسمان نزديك از نفوذ آنها است .

و جعلنها رجومًا للشيطين

78- نورانيت ستاره پروين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 3

3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *

و الطارق . .. النجم الثاقب

از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.

79- نورانيت ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

80- نورانيت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 1

1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .

النجم الثاقب

«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» - در آيه قبل - و توصيف آن به «نجم ثاقب» - در اين آيه - بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.

81- نورانيت ستاره كيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 3

3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *

و الطارق . .. النجم الثاقب

از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.

82- ويژگيهاى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1،2

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

2 - استقرار ستارگان در جايگاه خود ، سامان يافته و محكوم نظمى حاكم بر همه آنها است .

و إذا الكواكب انتثرت

83- ويژگيهاى ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقتِ ستاره « طارق » و ويژگى هاى آن ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الطارق

خطاب در «ما أدراك» در اين موارد، مخصوص شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه روى سخن با هر مخاطبى است كه اين سخن را دريافت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 1

1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .

النجم الثاقب

«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» - در آيه قبل - و توصيف آن به «نجم ثاقب» - در اين آيه - بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.

23- ستاره

1- آثار تعقل در مدار ستاره شعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 3

3 - تفكر در ساختار و مدار ستاره « شعرى » ، زمينه ساز راهيابى به قدرت و ربوبيت عالى خداوند *

و أنّه هو ربّ الشعرى

به ميان آوردن نام «شعرى» احتمالاً نه از آن جهت است كه عرب جاهلى عقيده شرك آلود درباره آن داشته اند; بلكه از آن جهت است كه خداوند بشر را به اهميت اين ستاره و همانند آن توجه داده و انسان را به مطالعه فضا فراخواند.

2- ابراهيم(ع) و ستاره پرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 6

6 - ابراهيم(ع) در برابر ستاره پرستان، با توجه به پنهان شدن ستارگان، پذيرفتن ربوبيت براى آنها را نامعقول اعلام كرد.

قال هذا ربى فلما أفل قال لا أحب الأفلين

«افول» به معنى پنهان شدن است.

3- ابزار شناخت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقتِ ستاره « طارق » و ويژگى هاى آن ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الطارق

خطاب در «ما أدراك» در اين موارد، مخصوص شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه روى سخن با هر مخاطبى است كه اين سخن را دريافت كند.

4- اهميت ستاره شعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 2

2 - اهميت ستاره « شعرى » ، در فرهنگ عرب عصر نزول قرآن

و أنّه هو ربّ الشعرى

با توجه به اين كه خداوند، از ميان همه ستارگان، به «شعرى» اشاره كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه عرب عصر نزول قرآن، نسبت به اين ستاره آگاهى و اعتقاد خاصى داشته اند.

5- اهميت ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 3

3 - درك عظمت سوگند به نظام ستارگان ، در گرو داشتن علم نجوم ( كيهان شناسى )

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «لو تعلمون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لو تعلمون احوال مواقع النجوم».

6- تاريخ ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

7- تاريخ ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

8- تظاهر ابراهيم(ع) به ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

9- زيباترين ستاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 4

4 - « عن ضحاك بن مزاحم قال سئل على ( ع ) عن الطارق قال : هو أحسن نجم فى السماء و ليس تعرفه الناس و انما سمّى الطارق لأنّه يطرق نوره سماءً سماءً إلى سبع سماوات ثمّ يطرق راجعاً حتّى يرجع إلى مكانه ;

از ضحاك بن مزاحم روايت شده است: از امام على(ع) از معناى «طارق» سؤال شد، حضرت فرمود: نيكوترين ستاره اى است كه در آسمان است و مردم آن را نمى شناسند و همانا «طارق» ناميده شده; چون نور آن در آسمان ها، يكى پس از ديگرى تا هفت آسمان نفوذ مى كند. سپس در بازگشت نيز هم چنان نفوذ مى كند تا به محل اول برسد».

10- ستاره امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

11- ستاره اوصيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

12- ستاره پرستى در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

13- ستاره پرستى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2،3

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

3 - قوم ابراهيم ستارگان را «رب» و مؤثر در تدبير هستى مى پنداشتند.

رءا كوكبا قال هذا ربى

14- ستاره پروين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 5

5 - « عن أبى هريرة عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من شرّ غاسق إذا وقب » قال : النجم هو الغاسق و هو الثريا ;

ابوهريره از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درباره سخن خداوند «و من شرّ غاسق إذا وقب» روايت كرده كه فرمود: ستاره «نجم» (پروين)، همان چيزى است كه «غاسق» است [يعنى، هنگام تاريكى شديد شب، رؤيت مى شود] و [نام ديگر] آن ثريا است».

15- ستاره جدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 16 - 3

3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».

16- ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

17- ستاره زهره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

18- ستاره شناسى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 4

4 - « عن الكاظم ( ع ) . . .قد قال اللّه تعالى فى حق ابراهيم ( ع ) : . . . « فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم » فلو لم يكن عالماً بعلم النجوم ما نظر فيها و ما قال : « إنّى سقيم » . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده . ..كه خداوند متعال در حق ابراهيم(ع) فرموده: ...«فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم» اگر ابراهيم عالم به علم نجوم نبود در ستارگان نظر نمى افكند و نمى گفت: «إنّى سقيم»...».

19- ستاره شناسى در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

20- ستاره شناسى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

21- ستاره عطارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

22- ستاره مريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

23- ستاره مشترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 6

6 - « عن الأصْبَغ بن نُباتة عن على ( ع ) فى قوله « فلاأُقسم بالخنّس » قال : خمسة أنجم زحل و عطارد و المشترى و بهرام و الزهرة . . . ;

از اصبغ بن نباتة از على(ع) درباره «فلااُقسم بالخنّس» روايت شده كه[ خُنّس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشترى، بهرام و زهره».

24- سوگند به بلندترين ستاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 2

2 - سوگند خداوند ، به مرتفع ترين ستاره ها *

و الطارق . .. النجم الثاقب

«نجم ثاقب»; يعنى، ستاره اى كه جايگاه آن رفيع تر از ديگر ستارگان است (قاموس).

25- سوگند به ستاره ثريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 7

7 - سوگند الهى به ستاره ثريا هنگامى كه غروب كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» بر ستاره ثريا نيز اطلاق مى شود (قاموس المحيط). گفتنى است «ال» در «النجم» بنابراين اطلاق، براى عهد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

26- سوگند به ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 3

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

27- سوگند به ستاره زهره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 3

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

28- سوگند به ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

29- سوگند به ستاره عطارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 3

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

30- سوگند به ستاره مريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 3

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

31- سوگند به ستاره مشترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 3

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

32- طلوع ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

33- عظمت ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

34- عظمت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 1

1 - عظمت ستاره « طارق » ، فراتر از حد بيان است .

و ما أدريك ما الطارق

35- غروب ستاره ثريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 7

7 - سوگند الهى به ستاره ثريا هنگامى كه غروب كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» بر ستاره ثريا نيز اطلاق مى شود (قاموس المحيط). گفتنى است «ال» در «النجم» بنابراين اطلاق، براى عهد است.

36- مراد از ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

37- نورانيت ستاره پروين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 3

3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *

و الطارق . .. النجم الثاقب

از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.

38- نورانيت ستاره زحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 4

4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;

از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».

39- نورانيت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 1

1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .

النجم الثاقب

«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» - در آيه قبل - و توصيف آن به «نجم ثاقب» - در اين آيه - بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.

40- نورانيت ستاره كيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 3

3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *

و الطارق . .. النجم الثاقب

از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.

41- ويژگيهاى ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقتِ ستاره « طارق » و ويژگى هاى آن ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الطارق

خطاب در «ما أدراك» در اين موارد، مخصوص شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه روى سخن با هر مخاطبى است كه اين سخن را دريافت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 1

1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .

النجم الثاقب

«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» - در آيه قبل - و توصيف آن به «نجم ثاقب» - در اين آيه - بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.

ستاره پرستى

42- تاريخ ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

43- تظاهر ابراهيم(ع) به ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

44- ستاره پرستى در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

45- ستاره پرستى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2،3

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

3 - قوم ابراهيم ستارگان را «رب» و مؤثر در تدبير هستى مى پنداشتند.

رءا كوكبا قال هذا ربى

ستاره ثريا

46- سوگند به ستاره ثريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 7

7 - سوگند الهى به ستاره ثريا هنگامى كه غروب كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» بر ستاره ثريا نيز اطلاق مى شود (قاموس المحيط). گفتنى است «ال» در «النجم» بنابراين اطلاق، براى عهد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

47- غروب ستاره ثريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 7

7 - سوگند الهى به ستاره ثريا هنگامى كه غروب كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» بر ستاره ثريا نيز اطلاق مى شود (قاموس المحيط). گفتنى است «ال» در «النجم» بنابراين اطلاق، براى عهد است.

ستاره شعرى

48- آثار تعقل در مدار ستاره شعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 3

3 - تفكر در ساختار و مدار ستاره « شعرى » ، زمينه ساز راهيابى به قدرت و ربوبيت عالى خداوند *

و أنّه هو ربّ الشعرى

به ميان آوردن نام «شعرى» احتمالاً نه از آن جهت است كه عرب جاهلى عقيده شرك آلود درباره آن داشته اند; بلكه از آن جهت است كه خداوند بشر را به اهميت اين ستاره و همانند آن توجه داده و انسان را به مطالعه فضا فراخواند.

49- اهميت ستاره شعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 2

2 - اهميت ستاره « شعرى » ، در فرهنگ عرب عصر نزول قرآن

و أنّه هو ربّ الشعرى

با توجه به اين كه خداوند، از ميان همه ستارگان، به «شعرى» اشاره كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه عرب عصر نزول قرآن، نسبت به اين ستاره آگاهى و اعتقاد خاصى داشته اند.

ستاره شناسى

50- اهميت ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 3

3 - درك عظمت سوگند به نظام ستارگان ، در گرو داشتن علم نجوم ( كيهان شناسى )

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «لو تعلمون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لو تعلمون احوال مواقع النجوم».

51- تاريخ ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

52- ستاره شناسى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 4

4 - « عن الكاظم ( ع ) . . .قد قال اللّه تعالى فى حق ابراهيم ( ع ) : . . . « فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم » فلو لم يكن عالماً بعلم النجوم ما نظر فيها و ما قال : « إنّى سقيم » . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده . ..كه خداوند متعال در حق ابراهيم(ع) فرموده: ...«فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم» اگر ابراهيم عالم به علم نجوم نبود در ستارگان نظر نمى افكند و نمى گفت: «إنّى سقيم»...».

53- ستاره شناسى در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

54- ستاره شناسى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

24- ستايش

1- ستايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 9

9 - انتظار ستايش و تشويق در برابر انجام اعمال نيك ، ناپسند نيست . *

لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

با توجّه به مفهوم جمله «يحبّون . .. » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستايش هستند)، مى توان به دست آورد كه در صورت انجام كار نيك، توقع ستايش و تشويق ناپسند نباشد.

2- ستايش ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 11،13

11 - عذاب دردناك الهى در انتظار خودپسندان و علاقه مندان به ستايش بيجا و چاپلوسى

لا تحسبنّ الّذين يفرحون . .. و يحبّون ... بمفازة ... و لهم عذاب اليم

13 - عذابى دردناك در انتظار عالمان اهل كتاب به جهت كتمان حقايق و انتظار چاپلوسى و ستايش بيجا

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

3- ستايش نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 9

9 - انتظار ستايش و تشويق در برابر انجام اعمال نيك ، ناپسند نيست . *

لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

با توجّه به مفهوم جمله «يحبّون . .. » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستايش هستند)، مى توان به دست آورد كه در صورت انجام كار نيك، توقع ستايش و تشويق ناپسند نباشد.

ستايش كنندگان خدا

4- ستايش كنندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 1،2،7

1- غرش آسمان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اوست .

و يسبّح الرعد بحمده

«رعد» به صدايى كه از ابرها شنيده مى شود اطلاق مى گردد كه در فارسى به آن تندر و يا غرش آسمان مى گويند.

2- فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اويند .

و يسبّح . .. و الملئكة

«الملائكة» عطف بر «الرعد» است ; يعنى: «يسبح الملائكة بحمده من خيفته».

7- فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

25- ستر عورت

1- احكام ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر مردان واجب و كشف آن حرام است .

قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم

«فرج» و «فرجة» در اصل به معناى شكاف ميان دو شىء است; ولى در اصطلاح متعارف به معناى عورت و شرمگاه مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

2- اهميت ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 9

9 - آدمى ذاتاً برخوردار از حيا و شرمسار از مكشوف بودن شرمگاه خويش

بدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما

3- ستر عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 8

8 - آدم و حوا داراى پوشش عورت، قبل از فريفته شدن به وسوسه هاى شيطان

ينزع عنهما لباسهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 8،13،23

8 - عورت و شرمگاه آدم و حوا ، پيش از تناول از درخت ممنوع بر آنان پوشيده بود .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

«سوأة» به معناى عورت و شرم گاه است (لسان العرب) و «بدت لهما» ممكن است به اين معنا باشد كه عورت هر يك براى ديگرى آشكار شد و ممكن است مراد اين باشد كه عورت آنان براى خودشان آشكار شد. بر مبناى دومين احتمال، عورت آدم و حوا قبل از خوردن ميوه ممنوع، بر خود آنان نيز پوشيده بود.

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

23 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « بدت لهما سوأتهما » قال : كانت سوأتهما لاتبدو لهما ; يعنى ، كانت داخلة ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «بدت لهما سوأتهما» روايت شده: عورت آن دو (آدم و همسرش) قبلاً براى آنان آشكار نبود، چون عورت آنان در داخل [پوست بدنشان ]بود».

4- ستر عورت با برگ درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 12

12 - آدم و حوا درپى مكشوف شدن عورت هايشان ، سعى در پوشاندن آن با برگ درختان داشتند .

فبدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

«طفقا»; يعنى، آغاز كردند و «خصف» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى به هم دوختن چيزهايى و نهادن آن بر جايى خواهد بود; يعنى، آدم و حوا، برگ ها را به يكديگر متصل كرده و آن را بر خود گرفتند.

5- ستر عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 8

8 - آدم و حوا داراى پوشش عورت، قبل از فريفته شدن به وسوسه هاى شيطان

ينزع عنهما لباسهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 8،13،23

8 - عورت و شرمگاه آدم و حوا ، پيش از تناول از درخت ممنوع بر آنان پوشيده بود .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

«سوأة» به معناى عورت و شرم گاه است (لسان العرب) و «بدت لهما» ممكن است به اين معنا باشد كه عورت هر يك براى ديگرى آشكار شد و ممكن است مراد اين باشد كه عورت آنان براى خودشان آشكار شد. بر مبناى دومين احتمال، عورت آدم

و حوا قبل از خوردن ميوه ممنوع، بر خود آنان نيز پوشيده بود.

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

23 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « بدت لهما سوأتهما » قال : كانت سوأتهما لاتبدو لهما ; يعنى ، كانت داخلة ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «بدت لهما سوأتهما» روايت شده: عورت آن دو (آدم و همسرش) قبلاً براى آنان آشكار نبود، چون عورت آنان در داخل [پوست بدنشان ]بود».

6- وجوب ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

26- سجده

1- آثار ترك سجده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 34 - 1،2،4

1- فرمان خداوند به ابليس براى خروج از آسمان ، در پى تمرد وى از دستور سجده بر آدم ( ع )

قال فاخرج منها

برداشت فوق، مبتنى بر دو احتمال است:1. مرجع ضمير «منها» «سماوات» باشد، اگرچه در كلام ذكر نشده است. 2. به قرينه اينكه ابليس از زمره ملائكه بوده و جايگاه آنان هم در آسمانهاست.

2- خداوند ، در پى تمرد ابليس از فرمان خدا ، او را از زمره فرشتگان بيرون راند .

قال فاخرج منها

اين برداشت، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «منها» - همان گونه كه مفسران احتمال داده اند - «زمرة الملائكة» باشد.

4- تكبر ابليس و تمرد وى از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، عامل سقوط او از درگاه الهى

فقعوا له سجدين . فسجد ... إلاّ إبليس أبى ... قال لم أكن لأسجد لبشر ... قال فاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 1

1- ابليس ، به دليل تمرد از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، مورد لعن ابدى خداوند قرار گرفت .

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 4

4- ابليس گمراه شدن خود را ، نتيجه فرمان خداوند به سجده بر آدم ( ع ) مى دانست .

فسجد الملئكة كلّهم . .. إلاّ إبليس أبى ... قال فاخرج منها فإنك رجيم ... قال ربّ

در اينكه مقصود ابليس از اغوا شدنش توسط خداوند چيست؟ چند نظريه وجود دارد: يكى از آنها اين است كه چون خداوند، ابليس را با فرمان سجده بر آدم(ع) مورد آزمايش قرار داد، او در اين امتحان مردود شد و اين مردود شدن نيز موجب لعن و طرد وى شد; لذا همين طرد و لعن - در نظر ابليس - نوعى گمراهى تلقى گرديد.

2- آثار ترك سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 1

1- ابليس ، به دليل تمرد از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، مورد لعن ابدى خداوند قرار گرفت .

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 4

4- ابليس گمراه شدن خود را ، نتيجه فرمان خداوند به سجده بر آدم ( ع ) مى دانست .

فسجد الملئكة كلّهم . .. إلاّ إبليس أبى ... قال فاخرج منها فإنك رجيم ... قال ربّ

در اينكه مقصود ابليس از اغوا شدنش توسط خداوند چيست؟ چند نظريه وجود دارد: يكى از آنها اين است كه چون خداوند، ابليس را با فرمان سجده بر آدم(ع) مورد آزمايش قرار داد، او در اين امتحان مردود شد و اين مردود شدن نيز موجب لعن و طرد وى شد; لذا همين طرد و لعن - در نظر ابليس - نوعى گمراهى تلقى گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 77 - 1،2

1 - فرمان خداوند به خروج ابليس از صف ملائكه ، در پى تمرد او از فرمان سجده بر آدم ( ع )

قال فاخرج منها

در اين كه مرجع ضمير «منها» چيست و مقصود از آن چه مى باشد; ميان مفسران بحث و گفت وگو درگرفته است. برخى آن را صف فرشتگان دانسته اند; چون ابليس پيش از آن با فرشتگان بود و به همراه آنان مكلف به سجده بر آدم شده بود. برخى ديگر آن را منزلت و مقامى دانسته اند كه ابليس و فرشتگان در آن قرار داشتند; يعنى، منزلت و مقام مقربان درگاه الهى. گفتنى است كه در اين باره تعبير «هبوط» در سوره ديگرى (قال فاهبط منها) به كار رفته و مؤيد همين ديدگاه است.

2 - ابليس ، در پى سرپيچى از فرمان سجده بر آدم ( ع ) از جايگاه مقربان و منزلت والاى خويش رانده شد و سقوط كرد .

قال فاخرج منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 1

1 - ابليس به خاطر سرپيچى از فرمان سجده بر آدم ، مورد لعن و نفرين ابدى خداوند قرار گرفت .

و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين

3- آثار سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 8

8 - رابطه سجده با طهارت از آلودگى ها *

و طهّرك . .. و اسجدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 11

11 - صالح شدن انسان ها ، در گرو استوارى در اطاعت خدا ، تلاوت آيات الهى به هنگام شب و سجده به درگاه او

امة قائمة . .. و هم يسجدون ... و اولئك من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 8

8 - تقرب به خدا در گرو پرستش او و منزه دانستن وى از هر عيب و نقص و سجده خالصانه به درگاه اوست .

و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك ... و له يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 6

6 - سجده كردن و به رو درافتادن در خاك ، نمود بارز ايمان مؤمنان است .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

«خَرَّ» در لغت به معناى «افتادن همراه با صدا» است. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 25 - 3

3 - استغفار ، سجده ، توبه و انابه ، از زمينه هاى آمرزش الهى

فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب . فغفرنا له ذلك

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه نويد خداوند به آمرزش داوود(ع) پس از استغفار، سجده، انابه و توبه او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 14

14 - سجده ، اصلى ترين نماد و نمود عبوديت

لاتسجدوا . .. واسجدوا ... إن كنتم إيّاه تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 16،19

16- ركوع و سجود ( نماز ) ، عالى ترين جلوه نيايش و عبوديت خلق در برابر خدا

تريهم ركّعًا سجّدًا

از اين كه ركوع و سجود به عنوان اركان نماز، از ميان همه عبادات، اختصاص به ذكر يافته است; ويژگى و اهميّت آن استفاده مى شود.

19- نقش اساسى ركوع و سجود ( نماز ) ، در جلب فضل و خشنودى خداوند

تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا

«يبتغون. ..» مترتب بر «ركعّاً سجداً» است; يعنى، مؤمنان با ركوع و سجود خويش، جوياى فضل و خشنودى خدايند.

4- آثار سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 11،14،19

11 - سجده به پيشگاه خداوند ، نشان سرپيچى از فرمان غير او است .

لاتطعه و اسجد

دستور سجده، بر نهى از اطاعت عطف گرفته شده است تا جلوه مطيع نبودن را بيان كرده باشد.

14 - سجده ، كارآمدترين وسيله براى تقرب به پيشگاه خداوند

و اسجد و اقترب

19 - « عن الوَشّاء قال سمعت الرضا ( ع ) يقول : أقرب ما يكون العبد من اللّه عزّوجلّ و هو ساجد و ذلك قوله عزّوجلّ « واسجد و اقترب » ;

از وشاء روايت شده كه گفت: از امام رضا(ع) شنيدم كه مى فرمود: نزديك ترين حالت بنده به خداوند عزّوجلّ، حالت سجده او است و اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه فرمود: «واسجد و اقترب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 10

10 - كرامت انسانى ، در گرو گرايش به توحيد ربوبى و سجود و انقياد در برابر خدا

و كثير حقّ عليه العذاب و من يهن اللّه فما له من مكرم

5- آثار سجده در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 10

10 - سجده هاى نماز ، محرك اصلى مخالفان به جلوگيرى از اقامه آن

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه و اسجد

6- آثار سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 3

3- سجده ملائكه بر آدم ( ع ) ، پيام دار كرامت و فضيلت او بر آنان بود .

اسجدوا لأدم فسجدوا . .. قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ

7- آداب سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 17

17 - لزوم اعتراف به ربوبيت خداوند به هنگام سجده

فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى

8- ابليس و سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 3،4،9

3 - ابليس نيز همانند فرشتگان ، مأمور به سجده بر آدم ( ع ) بود .

فسجدوا إلا إبليس أبى

4 - ابليس از فرمان خدا سرپيچى كرد و بر آدم سجده ننمود .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس أبى

«اِبا» (مصدر اَبى) به معناى امتناع كردن است.

9 - تكبر و خود بزرگ بينى ابليس ، مايه امتناع او از سجده بر آدم ( ع ) شد .

فسجدوا إلا إبليس أبى و استكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 31 - 1،3

1- ابليس ، از فرمان خداوند براى سجده بر آدم ( ع ) سرپيچى كرد و حاضر نشد در رديف ديگر سجده كنندگان بر او قرار گيرد .

إلاّ إبليس أبى أن يكون مع السجدين

3- ابليس چونان فرشتگان ، مأمور به سجده بر آدم ( ع ) بود .

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون . إلاّ إبليس أبى أن يكون مع السجدين

9- اجتناب از سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 2،7

2 - مشركان صدراسلام ، از سجده در برابر خداى رحمان ، امتناع مى كردند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن

7 - مشركان صدراسلام ، به دليل اين كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنان را به سجده در برابر خداى رحمان فرمان داد ، از سجده امتناع كردند .

قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «لما تأمرنا» مصدريه و «لام» تعليليه باشد; يعنى، آيا به خاطر فرمان تو ما سجده كنيم؟ هرگز چنين نخواهيم كرد! گفتنى است همزه در «أنسجد» استفهاميه و براى انكار و امتناع است.

10- احكام سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 12

12- جواز سجده بر غير خدا ، به قصد احترام و تواضع و نه به منظور عبادت و پرستش در اديان پيشين

و خرّوا له سجّدًا

منزّه بودن يعقوب و يوسف(ع) از شرك و پرستش غير خدا و مبارزه آنان با چنين عقيده و مرامى - كه آيات بسيارى گوياى آن است - مى رساند كه سجده خاندان يوسف بر او به قصد عبادت و پرستش نبوده ; بلكه مجرد احترام و تواضع بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 14

14- جواز سجده و خضوع در برابر غير خدا با اذن الهى

فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 5

5- سجده براى غير خدا ، به منظور تكريم و بزرگداشت با اذن و اجازه او جايز است . *

قلنا . .. اسجدوا لأدم فسجدوا

از فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم(ع)، استفاده مى شود: چنين عملى وقتى با اجازه او باشد، مانعى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 15

15- « على بن محمد . . . قال : سئل أبوعبدالله ( ع ) عمّن بجبهته علة لايقدر على السجود عليها قال : يضع ذقنه على الأرض ان الله عزّوجلّ يقول : « و يخرّون للأذقان سجداً » ;

على بن محمد . .. گفت: از امام صادق(ع) درباره كسى كه بر پيشانى او علتى است (زخم، يا دمل و يا...) كه نمى تواند سجده كند سؤال شد، حضرت فرمود: چانه اش را روى زمين بگذارد; زيرا خداوند مى فرمايد: و يخرّون للأذقان سجّداً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 7

7 - آفرينش ملائكه و ابليس ، بر آفرينش انسان ها مقدم بود .

للملئكة اسجدوا . .. إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 12

12 - « عن سماعة قال : سألته عن الركوع و السجود هل نزل فى القرآن فقال : نعم قول اللّه عزّوجلّ « ياأيّها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا » فقلت : فكيف حدّ الركوع و السجود ؟ فقال : أمّا ما يجزيك من الركوع فثلاث تسبيحات تقول : سبحان اللّه سبحان اللّه ثلاثاً . . . ;

سماعه مى گويد: از امام(ع) پرسيدم: آيا در باره ركوع و سجود در قرآن چيزى نازل شده است؟ فرمود: آرى! خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «ياأيّها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا» به آن حضرت گفتم: حدّ ركوع و سجود چيست؟ فرمود: آن مقدار ذكرى كه در ركوع براى تو كافى است، سه دفعه تسبيحات است. مى گويى: سبحان اللّه سبحان اللّه تا سه دفعه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 12

12 - جواز سجده و خضوع در برابر غير خدا ، با اذن الهى

فإذا سوّيته . .. فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 7

7 - سجده براى غير خدا ، ممنوع و مورد نهى صريح خداوند است .

لاتسجدوا للشمس و لا للقمر

11- اذكار سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 12

12 - « عن سماعة قال : سألته عن الركوع و السجود هل نزل فى القرآن فقال : نعم قول اللّه عزّوجلّ « ياأيّها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا » فقلت : فكيف حدّ الركوع و السجود ؟ فقال : أمّا ما يجزيك من الركوع فثلاث تسبيحات تقول : سبحان اللّه سبحان اللّه ثلاثاً . . . ;

سماعه مى گويد: از امام(ع) پرسيدم: آيا در باره ركوع و سجود در قرآن چيزى نازل شده است؟ فرمود: آرى! خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «ياأيّها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا» به آن حضرت گفتم: حدّ ركوع و سجود چيست؟ فرمود: آن مقدار ذكرى كه در ركوع براى تو كافى است، سه دفعه تسبيحات است. مى گويى: سبحان اللّه سبحان اللّه تا سه دفعه».

12- ارزش سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 6،7

6 - اطاعت خداوند ، خواندن آيات الهى به هنگام شب و در حال سجده ، ملاك ارزشمندى انسانها

ليسوا سوآءً من اهل الكتب امّة قائمة . .. و هم يسجدون

7 - ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى

يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 5

5 - اهميت و ارزش ويژه سجده و اظهار خضوع و تذلل در برابر خداوند ، در مقايسه با ديگر اجزا و اركان عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«سجده» در اصل به معناى خضوع و تذلل است. تقدم آن در آيه شريفه، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

13- اعضاى سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 7

7 - « عن حَمّاد بن عيسى قال : قال لى أبوعبداللّه ( ع ) . . . سبعةٌ منها فرضٌ يسجد عليها و هى الّتى ذكرها اللّه فى كتابه فقال : « و أنّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحداً » و هى الجَبْهَة و الكَفّان و الرُّكْبَتان و الإبْهامان ;

از حماد بن عيسى روايت شده كه گفت: امام صادق(ع) به من فرمود: هفت موضع [از بدن] است كه فرض شده كه سجده بر آنها قرار گيرد و آن همان مواضعى است كه خداوند در كتاب خود ذكر كرده و فرموده است: «و أنّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحداً» و آن مواضع پيشانى، كف دستان، سر زانوها، و انگشتِ شست [پاها ]است».

14- انگيزه ترك سجده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 2

2- خداوند ، در پى سرپيچى ابليس از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، از انگيزه نافرمانى او جويا شد و وى را مورد بازخواست قرار داد .

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 1،3،4

1- ابليس ، در پى جويا شدن خداوند از انگيزه تمردش ، جواب داد : هرگز بر انسانى كه از گِلى خشكيده ، بد بو و متغير خلق شده است ، سجده نخواهد كرد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

3- ابليس ، در تمرد خود از فرمان خداوند براى سجده بر آدم ( ع ) ، تنها ماده جسمانى او را ملاك قرار داد و وجود روح الهى را در او ناديده گرفت .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

4- ابليس ، با توجه به ماده اوّليه خلقت انسان ، او را شايسته مسجود شدن موجودى چون خود نمى ديد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

تعبير «لم أكن لأسجد» به جاى «لا أسجد» يا «لست أسجد»، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه شيطان، مقام خود را برتر از آدم(ع) مى ديد.

15- اهميت سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 14

14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 10

10 - تلاوت آيات خدا و سجده به درگاه او ، قيام به امر خداوند است .

امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون

بنابر اينكه «يتلون . .. »، تفسير «قائمة» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 8،13

8 - قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح

امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

13 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات او ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، حبل الهى است . *

ضربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه ... ليسوا سواءً من اهل الكتب ... يؤمن

به نظر مى رسد صفات مذكور، بيانگر «حبل اللّه» است; چون دارندگان اين صفات، قطعاً از ذلت به دور هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 4

4 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 6

6 - پرستش خدا ، به زبان آوردن اسما و صفاتى كه حاكى از تنزيه او باشد و نيز سجده كردن به آستان او ، از مصاديق ذكر و ياد خداوند است .

و اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك ... و له يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 12

12 - ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *

التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر

برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 5

5 - اهميت و ارزش ويژه سجده و اظهار خضوع و تذلل در برابر خداوند ، در مقايسه با ديگر اجزا و اركان عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«سجده» در اصل به معناى خضوع و تذلل است. تقدم آن در آيه شريفه، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سجده براى او در پاسى از شب

و من الّيل فاسجد له

«من» در «من الليل»، براى تبعيض است; يعنى، بخشى از شب.

16- اهميت سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 8

8 - تكليف سجده كردن فرشتگان بر آدم ، تكليفى بس مهم و بزرگ در پيشگاه خداوند

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة ... إلاّ إبليس استكبر و كان من الكفرين

از اين كه ابليس، به خاطر سرپيچى از سجده بر آدم، از سوى خداوند كافر شمرده شد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

17- اهميت سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 9،12

9 - سجده در برابر خداى رحمان ، تكليفى مهم و داراى جايگاه ويژه در ميان ديگر تكاليف الهى

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

اختصاص به ذكر يافتن صفت رحمان از ميان ديگر اوصاف خداوند، به هنگام فرمان سجده در برابر او، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

12 - سجده در برابر خداى رحمان ، مظهر يگانه پرستى و روح اديان توحيدى است .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن . .. و زادهم نفورًا

قرار گرفتن فرمان سجده بر خداى رحمان در رديف سلسله آيات مربوط به محكوميت شرك و اثبات توحيد و يگانگى خداوند، مى تواند مطلب ياد شده را برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 18

18 - لزوم سجده به پيشگاه خداوند و تلاش براى تقرّب به درگاه او

و اسجد و اقترب

آيه شريفه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از كاربرد تعبير «عبداً» (در آيه قبل) به جاى نام مخصوص آن حضرت، تعميم مفاد آن به همه مردم استفاده مى شود.

18- اهميت سجده در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 8

8- سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز و داراى جايگاه ويژه در ميان ساير عبادات

فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

مقصود از «سجده» مى تواند نماز باشد و علت اينكه به جاى نماز به سجده امر شده، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه سجده ركن مهم و روح نماز است. گفتنى است دستور خداوند به سجده، پس از توصيه به تسبيح و حمد - كه هر دو نوعى عبادت به شمار مى آيند - نشان دهنده اهميت و جايگاه ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 4

4 - سجده ، ركن اصلى و روح نماز است .

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

تقديم سجده بر قيام - در حالى كه در نماز قيام بر سجده مقدم است - مى تواند براى بيان اهميت سجده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 219 - 4

4 - سجده و خضوع در برابر خداوند ، مهم ترين ركن نماز و روح عبادت

و تقلّبك فى السجدين

از اختصاص به ذكر يافتن موضوع سجده، در ميان مجموعه اركان نماز و مصاديق عبادت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

19- پاداش سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 5

5 - پاداش سجده و تسبيح همراه با حمد خداوند و عبادت هاى شبانه و انفاق هاى مؤمنان ، فوق حد شمارش است .

إنّما يؤمن . .. سجّدًا و سبّحوا بحمد ربّهم ... تتجافى جنوبهم ... و ممّا رزقنهم

«فاء» در «فلاتعلم نفس» تفريع بر آيات پيش است كه در آنها صفات نيكوى مؤمنان شمرده شده است. بنابراين، معنا، چنين مى شود: «مؤمنانى كه داراى صفات ياد شده اند، پاداشى مخفى دارند». با توجه به تفريع احتمال دارد كه اختفاى پاداش، كنايه از فوق شمارش بودن باشد.

20- تاريخ سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 5

5 - به خاك افتادن و سجده كردن ، از ديرباز جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم بوده است .

و ألقى السحرة سجدين

ظاهراً مراد از «سجده» پيشانى بر خاك ساييدن است. بنابراين كلمه «سجدين» بيانگر اين است كه اظهار خضوع با پيشانى بر خاك نهادن (سجده) سابقه طولانى داشته و آيه بعد «ءامنا برب العلمين» دلالت مى كند كه اين عمل براى اظهار بندگى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 15

15 - پيشانى بر خاك نهادن ، از ديرباز نشانه خضوع و فروتنى دربرابر خداوند و جلوه بارز بندگى او بوده است .

فأُلقى السحرة سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 3

3 - سجده ، جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم در ميان ملت ها در طول تاريخ

فأُلقى السحرة سجدين

21- ترك سجده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 3

3- گفت و گوى مستقيم و بدون واسطه خداوند با ابليس ، در پى تمرد وى از فرمان سجده بر آدم ( ع )

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

22- ترك سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 9،10

9 - ابليس از سجده كردن بر آدم(ع) سرباز زد و از فرمان خدا تمرد كرد.

فسجدوا إلا إبليس

10 - روحيه ابليس ناسازگار با سجده كردن بر آدم(ع) و خاضع شدن در برابر او

إلا إبليس لم يكن من السجدين

جمله «فسجدوا إلا إبليس» به روشنى مى رساند كه ابليس بر آدم(ع) سجده نكرد بنابراين جمله «لم يكن . ..» اشاره به حقيقتى ديگر دارد و آن اينكه سجده نكردن وى مقطعى و به خاطر شرايط خاصى نبود بلكه نهاد وى از اين عمل گريزان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 6

6 - تكبّر و خود برتربينى ابليس، عامل تمرد وى از اطاعت فرمان خداوند (سجده بر آدم(ع))

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 18 - 6

6 - محاوره و گفتگوى مستقيم خداوند با ابليس، در داستان تمرد وى از سجده بر آدم(ع)

قال ما منعك . .. قال أخرج منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 32 - 1

1- خداوند ، به خاطر تمرد ابليس از سجده بر آدم ( ع ) ، او را مورد سرزنش قرار داد .

قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 1،3

1- ابليس ، در پى جويا شدن خداوند از انگيزه تمردش ، جواب داد : هرگز بر انسانى كه از گِلى خشكيده ، بد بو و متغير خلق

شده است ، سجده نخواهد كرد .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

3- ابليس ، در تمرد خود از فرمان خداوند براى سجده بر آدم ( ع ) ، تنها ماده جسمانى او را ملاك قرار داد و وجود روح الهى را در او ناديده گرفت .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 3،11

3- همه فرشتگان جز ابليس ، از امر الهى به سجده بر آدم ( ع ) اطاعت كردند .

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

11- خودبرتربينى ابليس و پست تر و كم ارزش تر ديدن جنس آدم ( ع ) ، ريشه عصيان و نافرمانى وى از فرمان خداوند بر سجده بر آدم ( ع )

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 9،23

9- ابليس ، از اطاعت خدا در سجده براى آدم ، سرپيچى كرد .

فسجدوا إلاّ إبليس . .. فقسق عن أمر ربّه

«فسق» به معناى خروج از محدوده شريعت است (مفردات راغب).

23- تمرد شيطان از سجده بر آدم ، نمايانگر عداوت او با آدميان است .

فسجدوا إلاّ إبليس . .. و هم لكم عدوٌّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 4

4 - ابليس ، همچون فرشتگان ، مأمور به سجده در برابر آدم ( ع ) بود .

للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّإبليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 117 - 4

4 - امتناع ابليس از سجده در برابر آدم ، نشانگر دشمنى او با آدم و ديگرانسان ها است .

إلاّإبليس أبى . فقلنا ي--َادم إنّ هذا عدوّ لك و لزوجك

معرفى ابليس پس از امتناع از سجده، به عنوان دشمن «آدم و حوا» نشانگر آن است كه ترك سجده، علامت اين دشمنى بوده است و دشمن شدن او با حوا، گوياى اين است كه ابليس پس از ماجراى سجده بر آدم، با جنس انسان، خصومت يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 2

2 - سرپيچى ابليس ، از فرمان خداوند به سجده براى آدم ( ع )

فسجد الملئكة . .. إلاّإبليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 1

1 - سرزنش ابليس از سوى خداوند ، به خاطر نافرمانى از سجده بر آدم ( ع )

قال يإبليس ما منعك أن تسجد

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام توبيخ ابليس و محكوميت عمل او است.

23- تشويق به سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 6 - 4

4 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، به سجده و فرمانبرى از قوانين الهى ، همچون ديگر موجودات طبيعت

و النجم و الشجر يسجدان

ذكر سجده و فرمانبرى ستارگان و گياهان براى خداوند، مى تواند به منظور تشويق و برانگيختن بشر به پيروى از قوانين الهى و خضوع در برابر آن، ادا شده باشد.

24- تعبير رؤياى سجده خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 9

9- خضوع و سجود ستارگان ، ماه و خورشيد براى انسان در رؤيا ، نشان برگزيده شدن و دستيابى او به علم و دانش است .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك

25- تعبير رؤياى سجده ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 9

9- خضوع و سجود ستارگان ، ماه و خورشيد براى انسان در رؤيا ، نشان برگزيده شدن و دستيابى او به علم و دانش است .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك

26- تعبير رؤياى سجده ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 9

9- خضوع و سجود ستارگان ، ماه و خورشيد براى انسان در رؤيا ، نشان برگزيده شدن و دستيابى او به علم و دانش است .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك

27- جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 14

14- جواز سجده و خضوع در برابر غير خدا با اذن الهى

فقعوا له سجدين

28- جواز سجده بر غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 7

7 - آفرينش ملائكه و ابليس ، بر آفرينش انسان ها مقدم بود .

للملئكة اسجدوا . .. إلاّإبليس أبى

29- حرمت سجده بر غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 5

5 - سجده و عبادت براى غير خدا ، شرك و حرام است .

و أنّ المسجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

30- حقيقت سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 14

14 - سجده به خودى خود و فى نفسه ، حاكى از پرستش مسجود نيست .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

در نتيجه سجده كردن فى نفسه عبادت و پرستش محسوب نمى شود; بلكه سجده اى عبادت و پرستش محسوب مى شود كه

سجده كننده مسجود را رب خويش بداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 15

15- سجده ، مظهر بزرگداشت و تعظيم

فقعوا له سجدين

از اينكه خداوند، براى بزرگداشت انسان و تبيين موقعيت برتر او در ميان ساير موجودات، به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده بيفتند - با اينكه امكان تكريم به صورت ديگرى وجود داشت - حكايت از اين نكته مى كند كه سجده، رمز و مظهر تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 4

4 - سجده ، مظهر حق پرستى و خضوع در برابر خداوند

فأُلقى السحرة سجدين

برداشت ياد شده از آن جا است كه نخستين واكنش مثبت ساحران پس از پى بردن به آيت الهى و معجزه موسى، سجده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 13

13 - سجده ، نماد و مظهر بزرگداشت و تكريم

فقعوا له سجدين

از اين كه خداوند براى بزرگداشت انسان و تبيين جايگاه برتر او در ميان ساير موجودات، به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده بيفتند - با آن كه امكان تكريم به صورت ديگر وجود داشت - مى رساند كه سجده، رمز و مظهر تعظيم و بزرگداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 27

27- سجده ، مظهر بندگى و خضوع به درگاه خداوند

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

از ميان همه عبادات و مظاهر عبادى، «سجده» اختصاص به ذكر يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 3

3 - سجده ، نمود بارز كرنش در برابر خداوند و اظهار عبوديت و بندگى در پيشگاه او

فاسجدوا للّه و اعبدوا

با توجه به اين كه سجده، خود نوعى عبادت است، اختصاص به ذكر يافتن آن نشانگر مطلب بالا است.

31- درك سجده موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 6

6 - سجود و خضوع تمامى پديده هاى جهان در برابر خدا ، امرى قابل درك براى انسان ها

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض

همزه در «ألم تر» براى استفهام توبيخى است: «رؤيت» (مصدر «ترى») به معناى دانستن و به اصطلاح از افعال قلوب است; يعنى، «آيا ندانستى كه. ..». توبيخ خداوند بيانگر مطلب ياد شده است; چه اين كه سجود و خضوع موجودات اگر قابل درك نبود، خداوند انسان ها را توبيخ نمى كرد.

32- دعوت به سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

33- ركنيت سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 3

3 - سجده ، ركن مهم نماز

و من الّيل فاسجد له

اطلاق «سجده» بر «نماز» ، از باب اطلاق جز بر كل است و اين مى رساند كه اين جزء، از اجزاى مهم نماز است.

34- زمان سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 4

4- « عن الصادق ( ع ) . . . قال : . . . فأوّل من بادر بالسجود جبرائيل و ميكائيل ثمّ عزرائيل ثمّ إسرافيل ثمّ الملائكة المقربون و كان السجود لأدم يوم الجمعة عند الزوال فبقيت الملائكة فى سجودها إلى العصر . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. اولين كسانى كه در سجده پيشى گرفتند، جبرئيل و ميكائيل بودند; سپس عزرائيل و بعد اسرافيل; سپس فرشتگان مقرب الهى و سجده براى آدم روز جمعه هنگام ظهر بود، پس ملائكه تا عصر در حال سجده بودند».

35- زمينه سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 6

6 - هدف از طرح خلافت آدم ( ع ) براى فرشتگان و اثبات فضيلت و برترى او ، ايجاد رغبت در فرشتگان براى اجراى فرمان الهى ( سجده بر آدم ( ع ) ) بود .

و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

36- زمينه سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 4

4 - توجه به تدبير و قدرت الهى در نظام هستى ، مقتضى خضوع و سجود انسان در برابر آفريدگار آن

و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا

37- سجده آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 1

1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض

38- سجده آل يعقوب(ع) بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 7،9

7- برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر او ، همگى بر او سجده بردند .

و رفع أبويه على العرش و خرّوا له سجّدًا

«خرور» (مصدر خرّوا) به معناى سقوط كردن و بر زمين افتادن است و «سجّدًا» جمع ساجد مى باشد. مراد از ضمير در «خرّوا» همانند «دخلوا على يوسف» و «ادخلوا» در آيه قبل برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر اوست.

9- سجده پدر و مادر و بستگان يوسف بر او ، تعبير و تأويل رؤياى كودكى وى ( سجده يازده ستاره و ماه و خورشيد بر او ) بود .

قال يأبت هذا تأويل رءيى من قبل قد جعلها ربى حقًا

تأويل رؤيا ; يعنى ، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر شده و خواب گوياى آن است.

39- سجده ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 13

13 - سجده هاى بسيار ابراهيم ( ع ) ، موجب برگزيده شدن وى ، از سوى خداوند ، به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) در مورد علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لكثرة سجوده على الارض.


علل الشرايع، ص 34، ح 1، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 584.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

40- سجده ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

41- سجده اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام

شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

42- سجده اكراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 2،9

2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا

«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.

9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

43- سجده انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

44- سجده بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 4،6

4 - خداوند پس از خلقت آدم(ع)، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

6 - وجود فاصله زمانى ميان صورت دهى به منشأ انسانها و فرمان سجده بر آدم(ع)

ثم صورنكم ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 1،2

1 - ابليس، مورد سرزنش و بازپرسى خداوند به سبب تمرد از سجده بر آدم

قال ما منعك ألا تسجد

در توجيه وجود كلمه «لا» در «ألاتسجد» چند نظر وجود دارد: برخى گفته اند «لا» زايده و براى تأكيد است. و برخى ديگر گفته اند «منعك» متضمن معناى «دعاك» است كه در اين صورت لا نافيه خواهد بود. يعنى چه چيز تو را واداشت كه سجده نكنى.

2 - ابليس، همچون فرشتگان، مورد خطاب خداوند در فرمان سجده بر آدم بود.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. ما منعك ألا تسجد إذ أمرتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 6

6- شگفتى انكارآميز ابليس از فرمان الهى به سجده وى بر موجودى آفريده از گِل

قال ءأسجد لمن خلقت طينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 2،8

2- خداوند ، به همه فرشتگان فرمان داد تاآدم را سجده كنند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

«ال» در «الملائكة» براى استغراق است; يعنى: «همه ملائكه».

8- ابليس نيز مانند فرشتگان ، مأمور سجده براى آدم بود .

فسجدوا إلاّ إبليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 2،3،8

2 - فرشتگان ، به فرمان خداوند ، موظف به سجده براى آدم و خضوع در برابراو شدند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

3 - تمامى فرشتگان ، فرمان سجده براى آدم را گردن نهادند و بى درنگ در برابر او به سجده افتادند .

فسجدوا

حرف «فا» بر نبودن فاصله بين فرمان سجده و انجام آن دلالت دارد.

8 - آدم ( ع ) ، داراى مقام و جايگاهى برتر از ملائكه

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 7

7 - فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1،2

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم

2 - هم زمان و دسته جمعى بودن سجده ملائكه در برابر آدم ( ع )

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

مقصود از «أجمعون» - به خاطر آمدن «كلّهم» - دفعى و دسته جمعى بودن عمل سجده است; يعنى، «كلّهم» ناظر به سجده همگانى و بدون استثناى فرشتگان و «أجمعون» اشاره به دسته جمعى و دفعى بودن آن سجده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 1

1 - ابليس چونان فرشتگان ، مكلف و موظف به سجده براى آدم ( ع )

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة ... إلاّ إبليس

45- سجده بر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 8

8 - دميده شدن روح الهى در انسان ، موجب شايستگى وى براى مسجود فرشتگان بودن

خلق بشرًا من طين . فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرمان خداوند به سجده بر آدم(ع)، پس از دميده شدن روح الهى در او صادر گرديد و اين مى رساند كه آنچه موجب شايستگى آدم براى سجده شد، روح الهى وى بود; نه جسم و كالبدش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 3

3 - تجلى بزرگداشت انسان ، در سجده فرشتگان بر آدم ( ع )

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

46- سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 7

7 - ورود به بيت المقدس و سجده به درگاه الهى در آن هنگام ، فرمان خداوند به يهوديان عصر موسى ( ع )

و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 1،2،6،9

1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض

2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا

«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.

6- سايه هاى موجودات عالم ، به خدا سجده مى برند و مطيع و فرمانبردار اويند .

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

«ظلال» (جمع ظل) به معناى سايه هاست.

9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 3

3- مطلوبيت تسبيح پروردگار همراه با خضوع و سجده براى او ، با مشاهده آيات بحقّ او

إذا يتلى عليهم يخرّون للأذقان سجّدًا . و يقولون سبحن ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 1،10

1 - مشركان صدراسلام ، به سجده در برابر خداى رحمان ، مأمور شده بودند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن

10 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سجده كردن مشركان صدراسلام براى خداى رحمان ، موجب نفرت فزون تر آنان از سجده و

دورى آنها از راه حق و حقيقت گرديد .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

در برداشت فوق، فاعل «زاد» امر به سجده دانسته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 8

8 - سجده و كرنش ، تنها در برابر آفريدگار هستى روا است .

واسجدوا للّه الذى خلقهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 3

3 - سرپيچى از سجده و عبادت آفريدگار جهان ، نمونه بارز استكبار است .

و اسجدوا للّه . .. فإن استكبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 1،2

1 - فرمان الهى ، به سجده و سرنهادن خلق ، به درگاه بندگى و عبادت او

فاسجدوا للّه و اعبدوا

2 - گرايش به عبادت و سجده در برابر خداوند ، نتيجه ضرورى ايمان به وحى و قيامت

أزفت الأزفة . .. أفمن هذا الحديث تعجبون ... فاسجدوا للّه و اعبدوا

«فاى تفريع» در آيه شريفه مى رساند كه سجده و عبادت براى خداوند، در پى باور داشتن قيامت و مفاهيم وحى، امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 4

4 - عبادت و سجده ، اختصاص به خدا دارد و تنها او شايسته آن است .

و أنّ المسجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

اختصاص يافتن محل هاى سجده و عبادت به خداوند، بيانگر آن است كه خود سجده و عبادت، به او اختصاص دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سجده براى او در پاسى از شب

و من الّيل فاسجد له

«من» در «من الليل»، براى تبعيض است; يعنى، بخشى از شب.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 8

8 - سجده به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8،11

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .

أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون

«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 1،4

1- تمامى جنبندگان عالم در برابر خداوند ، همواره منقاد و ساجدند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 13

13 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) . . . و فرض على الوجه السجود له بالليل والنهار فى مواقيت الصلاة فقال : « ياأيها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا . . . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. خداوند، سجده براى خود را در شب و روز به هنگام اوقات نماز، بر صورت واجب گردانيد و فرمود: «ياأيّها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا...»».

47- سجده بر خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 2

2 - سجده در برابر خورشيد ، شيوه پرستش مردم سبا

يسجدون للشمس

48- سجده بر غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 7،12

7- برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر او ، همگى بر او سجده بردند .

و رفع أبويه على العرش و خرّوا له سجّدًا

«خرور» (مصدر خرّوا) به معناى سقوط كردن و بر زمين افتادن است و «سجّدًا» جمع ساجد مى باشد. مراد از ضمير در «خرّوا» همانند «دخلوا على يوسف» و «ادخلوا» در آيه قبل برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر اوست.

12- جواز سجده بر غير خدا ، به قصد احترام و تواضع و نه به منظور عبادت و پرستش در اديان پيشين

و خرّوا له سجّدًا

منزّه بودن يعقوب و يوسف(ع) از شرك و پرستش غير خدا و مبارزه آنان با چنين عقيده و مرامى - كه آيات بسيارى گوياى آن است - مى رساند كه سجده خاندان يوسف بر او به قصد عبادت و پرستش نبوده ; بلكه مجرد احترام و تواضع بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 14

14- جواز سجده و خضوع در برابر غير خدا با اذن الهى

فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 5

5- سجده براى غير خدا ، به منظور تكريم و بزرگداشت با اذن و اجازه او جايز است . *

قلنا . .. اسجدوا لأدم فسجدوا

از فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم(ع)، استفاده مى شود: چنين عملى وقتى با اجازه او باشد، مانعى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 12

12 - جواز سجده و خضوع در برابر غير خدا ، با اذن الهى

فإذا سوّيته . .. فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 7

7 - سجده براى غير خدا ، ممنوع و مورد نهى صريح خداوند است .

لاتسجدوا للشمس و لا للقمر

49- سجده برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

50- سجده به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 11

11 - اطاعت خداوند ، تلاوت آيات الهى و سجده به درگاه او ، از اصول رفتارى مشترك بين اديان الهى

من اهل الكتب امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون

51- سجده بيمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 15

15- « على بن محمد . . . قال : سئل أبوعبدالله ( ع ) عمّن بجبهته علة لايقدر على السجود عليها قال : يضع ذقنه على الأرض ان الله عزّوجلّ يقول : « و يخرّون للأذقان سجداً » ;

على بن محمد . .. گفت: از امام صادق(ع) درباره كسى كه بر پيشانى او علتى است (زخم، يا دمل و يا...) كه نمى تواند سجده كند سؤال شد، حضرت فرمود: چانه اش را روى زمين بگذارد; زيرا خداوند مى فرمايد: و يخرّون للأذقان سجّداً».

52- سجده جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 1

1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) و بطلان سحر خويش ، به خاك افتادند و به درگاه خداوند سجده كردند .

و ألقى السحرة سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 121 - 3

3 - ساحران به هنگام سجده به درگاه خداوند ، ايمانشان را به ربوبيت وى اعلام داشتند .

و ألقى السحرة سجدين. قالوا ءامنا برب العلمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «قالوا ءامنا . .. » حال براى «السحرة» و يا بدل اشتمال براى «القى السحرة ... » باشد. بر اين دو مبنا آيه مورد بحث دلالت مى كند كه ساحران به هنگام سجده به درگاه خدا براى اينكه توهم نشود به فرعون سجده مى كنند، ايمان خويش را به خداوند اظهار كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 2

2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى و بلعيده شدن سِحرشان با اعجاز او ، در برابر خداوند به سجده افتادند .

فأُلقى السحرة سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 2

2 - به سجده در افتادن بى درنگ ساحران ، با مشاهده معجزه پيروز موسى

فأُلقى السحرة سجدين

به كارگيرى «فاء» تعقيب و فعل مجهول «أُلقى» بيانگر آن است كه ساحران با مشاهده آن منظره عجيب، اختيار از كف دادند و بلافاصله به سجده درافتادند.

53- سجده جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 12

12- جواز سجده بر غير خدا ، به قصد احترام و تواضع و نه به منظور عبادت و پرستش در اديان پيشين

و خرّوا له سجّدًا

منزّه بودن يعقوب و يوسف(ع) از شرك و پرستش غير خدا و مبارزه آنان با چنين عقيده و مرامى - كه آيات بسيارى گوياى آن است - مى رساند كه سجده خاندان يوسف بر او به قصد عبادت و پرستش نبوده ; بلكه مجرد احترام و تواضع بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 5

5- سجده براى غير خدا ، به منظور تكريم و بزرگداشت با اذن و اجازه او جايز است . *

قلنا . .. اسجدوا لأدم فسجدوا

از فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم(ع)، استفاده مى شود: چنين عملى وقتى با اجازه او باشد، مانعى ندارد.

54- سجده جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 1،4

1- تمامى جنبندگان عالم در برابر خداوند ، همواره منقاد و ساجدند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

55- سجده خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

56- سجده خورشيد بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 1،2،4

1- يوسف ( ع ) در رؤيايى ديد كه يازده ستاره به همراه ماه و خورشيد بر او سجده مى كنند .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا والشمس والقمر رأيتهم لى سجدين

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

57- سجده خورشيد در رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 4

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

58- سجده داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 21

21 - به سجده افتادن داوود ( ع ) به درگاه خداوند پس از گمان خطا كردنش در داورى ميان برادران متخاصم

و خرّ راكعًا

مقصود از «خرّ راكعاً» - مطابق نظر بيشتر مفسران - سجده است.

59- سجده در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 10

10 - وجود سجده و ركوع ( نماز ) در اديان گذشته

و اسجدى و اركعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 12

12- جواز سجده بر غير خدا ، به قصد احترام و تواضع و نه به منظور عبادت و پرستش در اديان پيشين

و خرّوا له سجّدًا

منزّه بودن يعقوب و يوسف(ع) از شرك و پرستش غير خدا و مبارزه آنان با چنين عقيده و مرامى - كه آيات بسيارى گوياى آن است - مى رساند كه سجده خاندان يوسف بر او به قصد عبادت و پرستش نبوده ; بلكه مجرد احترام و تواضع بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 11

11 - اطاعت خداوند ، تلاوت آيات الهى و سجده به درگاه او ، از اصول رفتارى مشترك بين اديان الهى

من اهل الكتب امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 12

12 - سجده در برابر خداى رحمان ، مظهر يگانه پرستى و روح اديان توحيدى است .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن . .. و زادهم نفورًا

قرار گرفتن فرمان سجده بر خداى رحمان در رديف سلسله آيات مربوط به محكوميت شرك و اثبات توحيد و يگانگى خداوند، مى تواند مطلب ياد شده را برساند.

60- سجده در برابر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 47

47- قاطعيت با كافران و رأفت با مؤمنان و ركوع و سجود در برابر خداوند ، نمود هاى آشكار عمل صالح

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و

61- سجده در برابر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 13

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

62- سجده در دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 22

22 - ركوع و سجده كردن به درگاه خدا ( نماز ) ، از برنامه هاى عبادى در آيين ابراهيم

و الركع السجود

63- سجده در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 4

4 - سجده و قيام ، دو ركن عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اجزا و اركان عبادت، برداشت بالا به دست مى آيد.

64- سجده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 5،6

5 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « يوم يكشف عن ساق » قال : حجابٌ من نور يُكْشَف ، فيقع المؤمنون سُجَّداً و تُدمَج أصلابُ المنافقين فلايستطيعون السجود ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «يوم يكشف عن ساق» روايت شده كه فرمود: [در آن روز ]پرده اى از نور برداشته مى شود و مؤمنان به حالت سجده مى افتند و استخوان هاى پشت منافقان سخت و بى انعطاف مى گردد و قدرت سجده ندارند».

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : . . . « و يدعون إلى السجود فلايستطيعون » قال : أُفحِم القومُ و دخلتْهم الهيبةُ و شَخَصَتِ الأبصار ، و بلغتِ القلوبِ الحَناجِر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و يدعون إلى السجود فلايستطيعون» فرمود: مهر سكوت بر دهان آنان زده مى شود، ترس تمام وجودشان را فرامى گيرد، چشمانشان خيره مى گردد، جان ها به حنجره ها مى رسد».

65- سجده در مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 14

14 - طواف ، قيام ، ركوع و سجود ( نماز ) از آداب زيارت مسجدالحرام

و طهّر بيتى للطّائفين و القائمين و الركّع السجود

ظاهر اين است كه مراد از «القائمين و الركع السجود» نمازگزاران است; يعنى، «خانه مرا براى طواف كنندگان و نمازگزاران آماده كن».

66- سجده در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 11

11 - ركوع و سجود ، از اجزاى مهم نماز *

و اسجدى و اركعى

بنابراينكه مراد از ركوع و سجود، نماز باشد; و تعبير از نماز به ركوع و سجود، دلالت بر اهميّت اين دو جزء دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 9

9 - ركوع و سجود ، از اركان مهم نماز

الركعون السجدون

نوع مفسران برآنند كه مقصود از ركوع كنندگان و سجده كنندگان، نمازگزاران هستند ; بنابراين ذكر ركوع و سجده از ميان ديگر واجبات نماز مى تواند به خاطر اهميت ويژه اين دو فريضه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 16

16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز

و القائمين و الركّع السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 3

3 - سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 9

9 - سجده ، تجلّى گاه عبوديت انسان و نماى برجسته نماز

عبدًا إذا صلّى . .. و اسجد

67- سجده درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

68- سجده زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

69- سجده سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 6

6- سايه هاى موجودات عالم ، به خدا سجده مى برند و مطيع و فرمانبردار اويند .

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

«ظلال» (جمع ظل) به معناى سايه هاست.

70- سجده سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 8

8- گردش سايه هاى اجسام ، نشانگر سجده ، انقياد و تذلل آنها در برابر خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

71- سجده ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

72- سجده ستارگان بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 1،2،4

1- يوسف ( ع ) در رؤيايى ديد كه يازده ستاره به همراه ماه و خورشيد بر او سجده مى كنند .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا والشمس والقمر رأيتهم لى سجدين

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

73- سجده ستارگان در رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 4

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

74- سجده صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25،28

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار

و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

75- سجده علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 12

12- با تمام وجود سر بر آستان خداوند ساييدن و حريصانه به سجده افتادن جمعى از علماى اهل كتاب به هنگام آشنايى با قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أُوتوا العلم من قبله» اهل كتاب باشد و تعبير از سجده به «خرّ» - كه به معناى سقوط و به رو افتادن است - مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده داشته باشد.

76- سجده عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

77- سجده كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

78- سجده مادر يوسف بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 7،9

7- برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر او ، همگى بر او سجده بردند .

و رفع أبويه على العرش و خرّوا له سجّدًا

«خرور» (مصدر خرّوا) به معناى سقوط كردن و بر زمين افتادن است و «سجّدًا» جمع ساجد مى باشد. مراد از ضمير در «خرّوا» همانند «دخلوا على يوسف» و «ادخلوا» در آيه قبل برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر اوست.

9- سجده پدر و مادر و بستگان يوسف بر او ، تعبير و تأويل رؤياى كودكى وى ( سجده يازده ستاره و ماه و خورشيد بر او ) بود .

قال يأبت هذا تأويل رءيى من قبل قد جعلها ربى حقًا

تأويل رؤيا ; يعنى ، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر شده و خواب گوياى آن است.

79- سجده ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

80- سجده ماه بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 1،2،4

1- يوسف ( ع ) در رؤيايى ديد كه يازده ستاره به همراه ماه و خورشيد بر او سجده مى كنند .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا والشمس والقمر رأيتهم لى سجدين

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

81- سجده ماه در رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 4

4- ستارگان ، ماه و خورشيد در رؤياى يوسف ، همگى يك جا و دسته جمعى بر او سجده كردند . *

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. رأيتهم لى سجدين

برداشت فوق ، احتمالى است كه مى توان آن را از تكرار فعل «رأيت» به دست آورد.

82- سجده مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

83- سجده محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به ادامه تسبيح پروردگار در پى هر سجده ( نماز )

فسبّحه و أدبر السجود

84- سجده مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 1

1 - مريم ، مأمور به اطاعت خاضعانه ، سجده و ركوع ( نماز ) ، در برابر پروردگارش

يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى و اركعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

85- سجده مشمولان نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

86- سجده مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 5

5 - مقربان درگاه خداوند همواره و خالصانه بر آستان او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. له يسجدون

تقديم «له» بر «يسجدون» دلالت بر حصر و حكايت از خلوص دارد.

87- سجده ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 9

9 - فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون

بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 9

9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 4

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 3

3 - تمامى فرشتگان ، فرمان سجده براى آدم را گردن نهادند و بى درنگ در برابر او به سجده افتادند .

فسجدوا

حرف «فا» بر نبودن فاصله بين فرمان سجده و انجام آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 8

8 - دميده شدن روح الهى در انسان ، موجب شايستگى وى براى مسجود فرشتگان بودن

خلق بشرًا من طين . فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرمان خداوند به سجده بر آدم(ع)، پس از دميده شدن روح الهى در او صادر گرديد و اين مى رساند كه آنچه موجب شايستگى آدم براى سجده شد، روح الهى وى بود; نه جسم و كالبدش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1،3

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم

3 - تجلى بزرگداشت انسان ، در سجده فرشتگان بر آدم ( ع )

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

88- سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 1،2،6،16،20،21،22

1 - خداوند پس از تعليم حقايق هستى به آدم ( ع ) و اثبات لياقت وى براى خلافت ، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

2 - همه فرشتگان پس از فرمان خدا ، بر آدم ( ع ) سجده كردند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

6 - هدف از طرح خلافت آدم ( ع ) براى فرشتگان و اثبات فضيلت و برترى او ، ايجاد رغبت در فرشتگان براى اجراى فرمان الهى ( سجده بر آدم ( ع ) ) بود .

و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

20 - « عن على بن الحسين ( ع ) فى قوله : « اسجدوا لآدم فسجدوا » . . . إنها كانت عصابة من الملائكة و هم الذين كانوا حول العرش . . . و هم الذين أمروا بالسجود . . . ;

از امام سجاد (ع) درباره سخن خداوند «اسجدوا لآدم فسجدوا» روايت شده كه فرمود: آنان (مأموران به سجده) گروهى از ملائكه بودند كه در اطراف عرش الهى بودند . .. و همانها بودند كه مأمور به سجده شدند ...».

21 - أمير المؤمنين ( ع ) فرموده اند : « أول بقعة عبداللّه على ها ظهر الكوفة لما أمر اللّه أن يسجدوا لآدم ، سجدوا على ظهر الكوفة ;

اولين مكان مقدسى كه در آن عبادت خداوند واقع شد سرزمين كوفه بود، آن هنگام كه خداوند ملائكه را مأمور سجده بر آدم كرد آنها بر آدم(ع) در سرزمين كوفه سجده كردند».

22 - پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند : « . . . ان اللّه تبارك و تعالى خلق آدم فأودعنا صلبه ، و أمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا و اكراماً ، و كان سجودهم للّه عز و جل عبودية و لآدم اكراماً و طاعة لكوننا فى صلبه . . . ;

خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد پس ما را در صلب او قرار داد و امر نمود به ملائكه كه به خاطر بزرگداشت و كرامت ما به آدم سجده كنند و سجود ملائكه عبادت بود براى خداوند و احترام و اطاعت بود نسبت به آدم(ع); زيرا، ما در صلب او بوديم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 2

2 - سكونت آدم ( ع ) و همسرش در بهشت پس از سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) بوده است .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 11

11- دستور خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

و إذ قال ربّك للملئكة . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1،2

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

2- فرشتگان در برابر فرمان الهىِ سجده بر آدم ( ع ) ، بى چون و چرا آن را اجرا كردند .

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 1،2،3،14

1- ماجراى سجده ملائكه در برابر آدم و نافرمانى ابليس ، شايسته ياد و يادآورى است

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» مقدّر باشد.

2- فرمان خداوند به سجده همه فرشتگان بر آدم ( ع )

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

3- همه فرشتگان جز ابليس ، از امر الهى به سجده بر آدم ( ع ) اطاعت كردند .

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

14- همه فرشتگان به جز ابليس ، به فرمان الهى در برابر آدم ( ع ) خضوع كرده و او را مورد تكريم خويش قرار دادند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، با توجه به ريشه لغوى «سجده» است كه به معناى «خضوع» و «تذلل» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 1،7

1- سرگذشت سجده ملائكه در برابر آدم و تمرّد ابليس ، عبرت آموز و شايان توجه است .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

«إذ» ظرف براى فعل مقدر مانند «اُذكر» است; يعنى: «ياد كن زمانى را كه . ..». فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا آحاد مردم در مورد ياد كردن داستان سجده براى آدم، گوياى سازنده بودن اين يادآورى و عبرت آموزى آن است.

7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 4،7،12

4 - خداوند پس از خلقت آدم(ع)، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

7 - همه فرشتگان پس از فرمان خدا، بر آدم(ع) سجده كردند.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

12 - سجده فرشتگان بر آدم(ع) به منزله سجده آنان بر همه انسانها نبود.

و لقد خلقنكم . .. ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

سير طبيعى آيه اقتضا مى كرد كه پس از «ثم صورناكم» گفته شود «ثم أمرنا الملائكة بالسجود لكم» اين تغيير سياق يعنى تبديل عام (كم) به خاص (آدم) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه آفرينش مبدأ انسانها به منزله آفرينش همگان بود ولى سجده ملائكه به منشأ و مبدأ انسانها سجده به همگان نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 1

1 - داستان سجده فرشتگان بر آدم و امتناع ابليس ، سرگذشتى درخور توجه و درس آموزى

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا

«إذ» مفعول فعل محذوف است و به قرينه آيات مشابه، آن فعل «اذكر» (فراگير و به خاطر داشته باش) مى باشد.

89- سجده ملائكه بر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 12

12- دميده شدنِ روحى الهى در انسان ، موجب شايستگى او براى مسجود فرشتگان شدن

و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين

دستور خداوند به سجده ملائكه در برابر آدم(ع)، پس از خلقت كامل با دميده شدن روح در او، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 6

6- انسان ها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايستگى براى سجده ملائكه بر ايشان هستند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 13

13 - انسانها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان.

لقد مكنكم فى الأرض . .. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

آيه قبل دلالت مى كند كه مطالب عنوان شده در آيه مورد بحث - كه از جمله آنها سجده فرشتگان بر آدم(ع) است - از نعمتهاى الهى براى همه انسانهاست. در حالى كه نه سجده بر آدم به منزله سجده بر همگان است و نه سجده بر او نعمت براى ديگران، بنابراين، مى توان گفت جمله «قلنا للملائكه ...» پس از «خلقناكم» اشاره به اين دارد كه خداوند در همه انسانها اين زمينه را ايجاد كرده است كه بتوانند مسجود ملائكه بشوند.

90- سجده موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 1،2،3،9

1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض

2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا

«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.

3- موجودات آسمان ها و زمين براى غير خدا خاضع نبوده و به غير او سجده نمى كنند .

و لله يسجد من فى السموت و الأرض

تقديم «لله» بر «يسجد» حاكى از حصر است. بنابراين «لله يسجد ...» ; يعنى ، براى خداوند سجده مى كنند و به غير او سجده نمى برند.

9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 11

11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .

أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون

«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

91- سجده موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 9

9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 1

1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب

«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.

92- سجده موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

93- سجده مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 8

8 - پايدارى بر ركوع و سجده و امر به معروف و نهى از منكر ، از ويژگى هاى مؤمنان راستين

الركعون السجدون الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 2

2 - عبادت شبانه با سجده و قيام ، دغدغه خاطر داشتن از روز قيامت و اميد به رحمت الهى ، از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

آيه شريفه به قرينه مقابله با آيه قبل - كه درباره انسان هاى كافر بود - درصدد بيان اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 14

14- روحيه نيايش و حالت ركوع و سجود ، متجلى و مشهود در زندگى مؤمنان واقعى

تريهم ركّعًا سجّدًا

94- سجده مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

95- سجده نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 5

5 - سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز است .

يدعون إلى السجود

از اين كه به جاى نماز، سجود و خضوع مطرح شده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

96- سجده هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

97- سجده هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

98- سجده هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 7

7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.

99- سجده يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

100- سجده يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

101- سجده يعقوب(ع) بر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 7،9

7- برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر او ، همگى بر او سجده بردند .

و رفع أبويه على العرش و خرّوا له سجّدًا

«خرور» (مصدر خرّوا) به معناى سقوط كردن و بر زمين افتادن است و «سجّدًا» جمع ساجد مى باشد. مراد از ضمير در «خرّوا» همانند «دخلوا على يوسف» و «ادخلوا» در آيه قبل برادران يوسف و خانواده هاى ايشان و نيز پدر و مادر اوست.

9- سجده پدر و مادر و بستگان يوسف بر او ، تعبير و تأويل رؤياى كودكى وى ( سجده يازده ستاره و ماه و خورشيد بر او ) بود .

قال يأبت هذا تأويل رءيى من قبل قد جعلها ربى حقًا

تأويل رؤيا ; يعنى ، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر شده و خواب گوياى آن است.

102- عوامل ترك سجده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 6

6- تكبر ناشى از احساس برترى نژادى ، عامل اصلى تمرد ابليس از سجده بر آدم ( ع )

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

103- عوامل سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 9

9- ربوبيت خداوند ، شايسته تسبيح ، حمد ، سجده و فروتنى انسان به پيشگاه او

فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

104- فضيلت سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 20

20- سجده و گريه در حال سجود ، حالتى مطلوب و داراى فضيلت است .

إذا تتلى عليهم . .. خرّوا سجّدًا و بكيًّا

«بكيّاً» جمع است و مانند «سجّداً» حال مقدّره است; يعنى افراد ياد شده با شنيدن آيات الهى، خود را براى سجود و گريه به زمين مى افكنند.

105- فضيلت طول سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 47

47 - « عن بُرَيد العجلىّ قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) أيّهما أفضل فى الصلاة كثرةُ القراءة أو طول اللَّبث فى الرّكوع و السجود ؟ قال : فقال : كثرةُ اللَّبث فى الرّكوع و السجود فى الصلاة أفضل أما تسمع لقول اللّه تعالى : « فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة » إنّما عنى بإقامة الصلاة طول اللَّبث فى الرّكوع و السّجود . . . ;

بُرَيد عجلى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: آيا كثرت قرائت (قرآن) در نماز برتر است يا كثرت درنگ در ركوع و سجود؟ فرمود: طولانى كردن ركوع و سجود در نماز، برتر است. آيا سخن خداى تعالى را نشينده اى كه مى فرمايد: «فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة»؟ همانا خدا از اقامه نماز، طولانى كردن ركوع و سجود آن را قصد كرده است».

106- فضيلت گريه در سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 20

20- سجده و گريه در حال سجود ، حالتى مطلوب و داراى فضيلت است .

إذا تتلى عليهم . .. خرّوا سجّدًا و بكيًّا

«بكيّاً» جمع است و مانند «سجّداً» حال مقدّره است; يعنى افراد ياد شده با شنيدن آيات الهى، خود را براى سجود و گريه به زمين مى افكنند.

107- فلسفه سجده برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32- « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

108- فلسفه سجده يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32- « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

109- كيفيت سجده ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 2

2 - هم زمان و دسته جمعى بودن سجده ملائكه در برابر آدم ( ع )

فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

مقصود از «أجمعون» - به خاطر آمدن «كلّهم» - دفعى و دسته جمعى بودن عمل سجده است; يعنى، «كلّهم» ناظر به سجده همگانى و بدون استثناى فرشتگان و «أجمعون» اشاره به دسته جمعى و دفعى بودن آن سجده است.

110- گريه در سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

111- مدت سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 4

4- « عن الصادق ( ع ) . . . قال : . . . فأوّل من بادر بالسجود جبرائيل و ميكائيل ثمّ عزرائيل ثمّ إسرافيل ثمّ الملائكة المقربون و كان السجود لأدم يوم الجمعة عند الزوال فبقيت الملائكة فى سجودها إلى العصر . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. اولين كسانى كه در سجده پيشى گرفتند، جبرئيل و ميكائيل بودند; سپس عزرائيل و بعد اسرافيل; سپس فرشتگان مقرب الهى و سجده براى آدم روز جمعه هنگام ظهر بود، پس ملائكه تا عصر در حال سجده بودند».

112- معرضان از سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 12

12 - طغيان گران ، از سجده براى خداوند ، پرهيز داشته و ديگران را از آن نهى مى كنند .

ليطغى . .. ينهى . عبدًا إذا صلّى ... و اسجد

113- مكان سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 25

25 - از على ( ع ) روايت شده كه : « انه اراد جميع الارض لقول النبى (صلی الله علیه و آله) جعلت لى الارض مسجداً . . . ;

مراد از مساجد اللّه در آيه فوق، تمامى زمين است; به خاطر سخن پيامبر كه فرمود: زمين براى من جايگاه سجده قرار داده شد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

114- موانع سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 1

1 - انحراف آفرينى و اغواگرى شيطان ، به منظور بازداشتن انسان ها از سجده به درگاه خداى يگانه

و زيّن لهم الشيطن . .. ألاّيسجدوا للّه

«ألاّيسجدوا» مى تواند به تأويل مصدر و عطف بيان يا بدل براى «أعمالهم» در آيه پيش باشد. و هم چنين مى تواند به تقدير لام تعليل و مفعولٌ له براى «زيّن» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; يعنى، «زيّن لهم الشيطان ضلالتهم لئلايسجدوا للّه; شيطان گمراهى و انحراف را در ديدگاه آنان زيبا جلوه داد، بدان منظور كه آنان براى خدا سجده نكنند».

115- ناهيان از سجده بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 12

12 - طغيان گران ، از سجده براى خداوند ، پرهيز داشته و ديگران را از آن نهى مى كنند .

ليطغى . .. ينهى . عبدًا إذا صلّى ... و اسجد

116- نقش سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 15

15 - پيشانى بر خاك نهادن ، از ديرباز نشانه خضوع و فروتنى دربرابر خداوند و جلوه بارز بندگى او بوده است .

فأُلقى السحرة سجّدًا

27- سحرگاه

1- آثار استغفار در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 4

4 - استغفار در سحرگاهان ، از عوامل رهيابى به بهشت

إنّ المتقين فى جنّ-ت . .. و بالأسحار هم يستغفرون

2- ارزش سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 5

5 - سحرگاهان ، لحظاتى مبارك ، براى صالحان *

نجّينهم بسحر

تصريح به «سحر» و تعيين زمان نجات خاندان لوط، ممكن است بيانگر مطلب ياد شده باشد.

3- استغفار در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 1،2،6

1 - طلب آمرزش از خداوند در سحرگاهان ، شيوه محسنان تقواپيشه

كانوا قليلاً من اليل ما يهجعون . و بالأسحار هم يستغفرون

2 - سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين زمان براى راز و نياز با خداوند و طلب آمرزش از او

و بالأسحار هم يستغفرون

6 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) كانوا يستغفرون اللّه فى الوتر سبعين مرّة فى السحر ;

امام صادق(ع) درباره «و بالأسحار هم يستغفرون» فرمودند: آنان در نماز وتر به هنگام سحر، هفتاد بار استغفار مى كنند.

4- اهميت سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 33 - 2

2 - پديده سحر ، از پديده هاى عظيم و بااهميت براى زندگى بشر

و الّيل إذ أدبر

5- تسبيح در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح پروردگار ، در بخشى از شب ( سحرگاهان )

و من الّيل فسبّحه

«من» در «من الّيل» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از شب (سحرگاهان).

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

6- حمد در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 3

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

7- سوگند به سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 33 - 1

1 - سوگند خداوند به سحرگاهان

و الّيل إذ أدبر

«إدبار» (مصدر «أدبر») به معناى پشت كردن است و مقصود در اين آيه، پايان يافتن شب و آغازِ سحر است.

8- عظمت سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 33 - 2

2 - پديده سحر ، از پديده هاى عظيم و بااهميت براى زندگى بشر

و الّيل إذ أدبر

9- نجات در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 4

4 - نجات يافتن خاندان لوط ، از سرنوشت هلاكت بار قومشان به هنگام سحر

نجّينهم بسحر

28- سخاوت

1- آثار سخاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 10

10 - غنا و ثروت همراه با جود و بخشش ، شايسته ستايش و مدح است .

و اللّه هو الغنىّ الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 4

4 - انفاق ، پرهيز از ثروت اندوزى ، تزكيه خواهى ، سخاوت مندى و اخلاص ، از نشانه هاى تقواپيشگى است .

أعطى و اتّقى

فعل «اتّقى» در مقابل فعل «استغنى» (در آيات بعد)، قرار گرفته و نقطه مقابل استغنا (ثروت اندوزى) را «تقوا» ناميده است. از طرف ديگر عطف «اتّقى» بر «أعطى» - كه با عطف تفسيرى يا سبب بر مسبب و يا عكس آن سازگار است - انفاق را نشانه تقوا قرار داده است. آيات آخر سوره - كه از عنوان «من أعطى و اتّقى» با نامى ديگر (الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى ...) ياد كرده - مصاديق ديگر تقوا را بر شمرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 6 - 3

3 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، نشانه پذيرش وعده هاى خداوند و باور داشتن پاداش هاى الهى است .

فأمّا من أعطى و اتّقى . و صدّق بالحسنى

عطف اين آيه بر آيه قبل، عطف سبب بر مسبب و يا عكس آن است و در هر صورت، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 6

6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

2- آثار سخاوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 9

9 - خداوند ، داراى جود و بخشش ستايش آفرين

و اللّه هو الغنّى الحميد

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه فرد غنى آن گاه ستايش مى شود كه جود و بخشش داشته باشد; و گرنه شايسته ستايش نخواهد بود و خداوند اين چنين است.

3- آثار وسعت سخاوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 7

7 - جود و فيض گسترده خداوند ، مايه آمرزش گناه مؤمنان و دوست داشتن آنان است .

هو الغفور الودود . .. المجيد

4- تداوم سخاوت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 3

3 - سخاوت مندى و انفاق گرى مداوم ، از ويژگى هاى با تقواترين افراد است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

تداوم، از مضارع بودن فعل «يؤتى» استفاده شده است.

5- توصيه به سخاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 2

2 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، توصيه خداوند به تمام مردم

فأمّا من أعطى و اتّقى

ذكر پاداش نيك براى اين گروه (در آيات بعد)، ترغيب مردم به اعطاى مال و تقوا است.

6- سخاوت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 8

8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش

فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين

7- سخاوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 5

5 - خداوند ، داراى مقامى رفيع ، كردارى شريف ، جود و بخششى گسترده است .

المجيد

«مجيد»; يعنى، «رفيع»، و «كريم» و «داراى كارهاى شرافتمندانه» (قاموس) توصيف خداوند به آن به خاطر گسترده بودن فيض و فراوان بودن بخشش او است. (مفردات)

8- سخاوت ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 8

8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش

فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين

9- سخاوت لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 7

7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و كان لوط إبن خالة ابراهيم و كانت إمرأة ابراهيم سارة اُخت لوط و كان لوط و ابراهيم نبيين مرسلين منذرين و كان لوط رجلاً سخياً كريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذّرهم قومه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. لوط پسر خاله ابراهيم و ساره همسر ابراهيم خواهر لوط بود. لوط و ابراهيم هر دو پيغمبر مرسل و انذاركننده بودند و لوط مردى سخاوتمند و كريم بود و از ميهمانى كه بر او وارد مى شد پذيرايى مى كرد و ميهمانان را از قوم خود برحذر مى داشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 70 - 8

8- « قال أبوجعفر ( ع ) : . . . و كان لوط رجلاً سخياًكريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذرهم قومه ، قال : فلمّا رأى قوم لوط ذلك منه قالوا له : إنا ننهاك عن العالمين لاتقرى ضيفاً ينزّل بك ، إن فعلت فضحنا ضيفك الذى ينزل بك و أخزيناك . . . ;

امام باقر(ع) فرمود:. .. لوط(ع) مردى سخاوتمند و بزرگوار بود از مهمانانى كه بر او وارد مى شدند، پذيرايى مى كرد و آنان را از

قوم خود برحذر مى داشت.[امام باقر(ع)] فرمود: هنگامى كه قوم لوط اين ميهمان پذيرى را ديدند، به آن حضرت گفتند: ما تو را از پذيرش هر مهمانى برحذر داشتيم و گفتيم: هيچ يك از ميهمانانى را كه بر تو وارد مى شوند، نپذير كه اگر پذيرفتى، مهمانانت را مفتضح و تو را خوار خواهيم كرد...».

10- سخاوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 9

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . .كان فيما خاطب اللّه تعالى به نبيَّه (صلی الله علیه و آله) أن قال له : يامحمّد « إنّك لعلى خلق عظيم » . قال : السخاء و حُسن الخُلق ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. از جمله مطالب موجود كه در ضمن خطابات خداى تعالى با پيامبر خود، اين است كه به آن حضرت فرمود: اى محمّد (إنّك لعلى خلق عظيم) امام فرمود: [خلق عظيم ]سخاوتمندى و خوش خلقى است».

11- سخاوت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 11،18

11- يوسف ( ع ) داراى اختياراتى ويژه در دخل و تصرف بيت المال و بذل و بخشش آذوقه هاى ذخيره شده

و جئنا ببضعة مزجية فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

18- عزيز مصر ( يوسف ) در ديده فرزندان يعقوب حاكمى خداشناس ، خيرخواه و اهل جود و كرم بود .

فأوف لنا الكيل و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

سخاوتمندان

12- {سخاوتمندان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 1

1 - دسته اى از مردم ، انفاقگر و اهل جود و تقوايند .

فأمّا من أعطى و اتّقى

مراد از «إعطاء» - به قرينه مقابله با «بخل» (در آيات بعد) - انفاق مال و جود و كرم است.

13- پاداش سخاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 6 - 4

4 - وجود زمينه بهره مندى از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى سخاوتمندان و تقواپيشگان

من أعطى و اتّقى . و صدّق بالحسنى

14- تزكيه سخاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

15- تقواى سخاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

16- زمينه عمل صالح سخاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 1

1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .

فسنيسّره لليسرى

فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به

«سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.

29- سختدلان

1- اغواپذيرى سختدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن - كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است - اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1- خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى - كه توسط پيامبران تلاوت مى شد - القاى شبهه كند. 2- خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و سنگ دلان قرار دهد.

2- زمينه گمراهى سختدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن - كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است - اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1- خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى - كه توسط پيامبران تلاوت مى شد - القاى شبهه كند. 2- خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و

سنگ دلان قرار دهد.

3- ظلم سختدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 4

4 - بيمار دلان و افراد سنگ دل ، مردمانى ظالم و بى دادگر

للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد

مراد از «ستمگران» افراد بيمار دل و قسى القلب است و «شقاق» به معناى مخالفت و ستيزه جويى مى باشد. «بعيد» صفت «شقاق» و به معناى دور و دراز است; يعنى، اين گروه ستمگر، در ستيزجويى دور و درازى با حق هستند; مقصود اين كه فاصله ميان آنها و حق، چنان زياد است كه نبايد هيچ گونه اميدى به دست برداشتن آنها از مخالفت و ستيزه جويى با آن داشت. در واقع، اين توصيه اى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه از آنها قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد.

4- يأس از ايمان سختدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 7

7 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از حق ستيزان بيماردل و قسى القلب قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد .

و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد

30- سختگيري

1- آثار اجتناب از سختگيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 4

4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

2- اهميت اجتناب از سختگيرى در زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،4

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

4 - تشويق خداوند به رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از اسراف و سخت گيرى در مصرف اموال براى زندگى شخصى و يا بخشش به ديگران

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

3- اهميت سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 7

7 - نرمش نشان ندادن به كافران و قطع طمع آنان از تعرض و سلطه بر مؤمنان ، امرى لازم و ضرورى است .

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

4- پاداش اجتناب از سختگيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 2

2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

5- سختگيرى با مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 26

26 - لزوم برخورد شديد با مرتد و گوينده كلمات كفرآميز

و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا

6- سختگيرى بر دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6

6 - لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

7- سختگيرى بر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 8

8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .

أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.

8- سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1،2،4

1 - نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

2 - لزوم جهاد با كافران و منافقان و عدم مماشات با آنان

جهد الكفار . .. و اغلظ عليهم

4 - لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 26

26 - لزوم برخورد شديد با مرتد و گوينده كلمات كفرآميز

و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6،10

6 - لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

10 - جهاد با كافران و نرمش نداشتن در برابر آنان از جلوه هاى تقوا

قتلوا . .. و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.

9- سختگيرى بر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 5

5 - كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره نمودن و كمين زدن ، شيوه هاى بيان شده از سوى خداوند براى ايجاد فشار بر مشركان

صدر اسلام ، در سراسر جزيرة العرب

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. و اقعدوا لهم كل مرصد

10- سختگيرى بر مطلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 17

17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».

11- سختگيرى بر منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1،2،4

1 - نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

2 - لزوم جهاد با كافران و منافقان و عدم مماشات با آنان

جهد الكفار . .. و اغلظ عليهم

4 - لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.

12- سختگيرى بركافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 7

7 - گرفتار ساختن كافران به عذاب جهنم و عذاب هاى سوزان تر از آن ، جلوه سخت گرفتن خداوند و هجوم ضربتى او است .

فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق . .. إنّ بطش ربّك لشديد

حرف «إنّ»، براى بيان علت است و دليل دچار كردن كافران به عذاب را بيان مى كند.

13- سختگيرى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 9

9 - فرعون داراى طبعى خسيس و سختگير در اعطاى مال و منال به خدمتگزاران خويش

قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 41 - 2

2 - فرعون ، داراى طبعى خسيس و سخت گير در اعطاى مال و منال به خدمتگذاران و حاميان خود

قالوا لفرعون أئنّ لنا لأجرًا إن كنّا نحن الغلبين

شرط ساحران مبنى بر دريافت مزد و پاداش از فرعون، در مقابل دفاع از او، مى تواند به خاطر مشاهده روح خسّت و تنگ نظرى در وجود وى باشد.

14- سختگيرى نگهبانان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 11،13

11 - فرشتگانِ نگهبان و گماشته بر دوزخ ، درشتخوى و سختگيراند .

عليها ملئكة غلاظ شداد

13 - برخورد خشن و سختگيرانه نگهبانان دوزخ ، به فرمان الهى بوده و هرگز از آن نمى كاهند و يا متوقف نمى شوند .

عليها ملئكة غلاظ شداد لايعصون اللّه ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون

يادآورى عصمت و فرمانبرى فرشتگان - پس از ذكر برخورد خشن و سختگيرانه آنان با دوزخيان - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

15- فلسفه سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 5

5 - سخت گيرى بر كافران ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در جهت پيشبرد اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

ربّك