ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 43
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 12
12- حقارت و پستى مؤمنان به نوح ( ع ) ، امرى آشكار و روشن در نظر اشراف و سران قوم نوح
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه «بادى الرأى»ظرف براى مضمون جمله «هم أراذلنا» باشد; يعنى ، در يك نگاه ظاهرى مى توان دريافت كه پيروان تو، مردمى پست و حقيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 16
16 - تهى بودن دل از محبت خدا ، بى مهرى نسبت به اهل ايمان ، احساس كوچكى در برابر كافران ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيش گوياى اين است كه بيماردلان (الذين فى قلوبهم مرض) از مصاديق مرتدان مى باشند و چون صفات شمرده شده براى مؤمنان واقعى نقطه مقابل مرتدان قرار گرفته ; است معلوم مى شود نبود اين صفات در مدعيان اسلام، نشانه بيماردلى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 2
2 - ظالمان و منحرفان از حق ، مردمى حقير و فاقد ارزش هاى انسانى در پيشگاه خداوند
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
«حطب»، به معناى چوب خشك و هيزم است. تشبيه ظالمان و منحرفان از حق به آن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 1
1 - فرعون و سپاهيان وى ، عناصرى پست و حقير در پيشگاه خداوند
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ
در تعبير آمده فرعون و سپاهيانش، به مشتى ريگ تشبيه شده اند كه كسى آنها را از زمين برمى گيرد و در آب مى اندازد. اين تشبيه هم بيانگر حقارت و پستى آنان در پيشگاه الهى و هم نشان دهنده ناچيز بودن قدرت آنان در برابر عظمت قدرت الهى است. برداشت ياد شده بر پايه بيان نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 1
1 - فرعون و سپاهيان وى ، عناصرى پست و حقير در پيشگاه خداوند
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ
در تعبير آمده فرعون و سپاهيانش، به مشتى ريگ تشبيه شده اند كه كسى آنها را از زمين برمى گيرد و در آب مى اندازد. اين تشبيه هم بيانگر حقارت و پستى آنان در پيشگاه الهى و هم نشان دهنده ناچيز بودن قدرت آنان در برابر عظمت قدرت الهى است. برداشت ياد شده بر پايه بيان نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 2
2 - ظالمان و منحرفان از حق ، مردمى حقير و فاقد ارزش هاى انسانى در پيشگاه خداوند
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
«حطب»، به معناى چوب خشك و هيزم است. تشبيه ظالمان و منحرفان از حق به آن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 13
13 - آگاهى مؤمنان به ارزش ايمان ، مانع خودكم بينى
يا ايّها الّذين امنوا . .. و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
چون فرض شده كه مخاطبين آيه مؤمن هستند و مؤمن برتر است و نبايد در مقابل كافران احساس ضعف كند (و لا تهنوا . .. ) ; بنابراين ضعف و اندوه مؤمنان، ناشى از غفلت آنان به ارزش ايمان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 17،22
17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان
طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء
22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .
و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 14
14 - ياد كرد حقانيت نظام هستى ، انذارى به حق گريزان پوچ گرا *
ما خلقنا . .. إلاّ بالحقّ ... و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
از آن جا كه قبل از تعبير «عمّا اُنذروا. ..»، انذار صريحى در اين آيه و آيه قبل نيامده است، احتمال مى رود كه نفس تذّكر به حقانيت هستى، هشدار به كسانى است كه هستى را پوچ و بى هدف دانسته و هيچ تعهّدى در برابر ارزش ها ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 7
7- حق بودن ( هدفدار و حكيمانه بودن ) نظام آفرينش ، مقتضى برپايى قيامت
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «إن الساعة لأتية» به منزله نتيجه استدلال به آيه «و ما خلقنا السموات . .. إلاّ بالحق» است; يعنى، چون جهان بر اساس حق آفريده شده است، قهراً برپايى قيامت قطعى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 11
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 7
7- ولايت خداوند و حقّانيّت او ، ضامن اعطاى بهترين پاداش ها و فرجام ها است .
هنالك الولية للّه الحقّ هو خير ثوابًا و خير عقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 1
1 - اداره نظام عالَم با گردش همواره شب و روز و جريان دائمى خورشيد و ماه ، برخاسته از حق محض بودن خداوند است .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 5
5- ارشاد و راهنمايى در پرتو قوانين حق ، داراى ثمربخشى *
أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ ليظهره
برداشت بالا بدان احتمال است كه هدايت امرى علاوه بر دين حق باشد; يعنى، هدايت، راهنمايى و ارشاد در كنار قوانين حق،
مكمل يكديگر بوده و آثار بايسته را در پى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 19
19- الهى بودن قرآن و پيراستگى آن از هرگونه باطل ، دليل ناروا بودن شك و شبهه در راستى و درستى آن
فلاتك فى مرية منه إنه الحق من ربك
جمله «إنه الحق من ربك» به منزله دليل براى «فلاتك . ..» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 4
4 - توجّه به حقانيت قيامت ، زمينه ساز جهت دادن تلاش ها و حركت ها به سوى خداوند
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
«فاء» در «فمن شاء. ..» براى تفريع است. مفاد آيه شريفه اين است كه چون قيامت حق است، بنابراين بايد مقصد را به گونه اى برگزيد كه به سوى خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 4
4 - شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از آن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم ارتابوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 4
4 - شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از آن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم ارتابوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 17
17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 44 - 5
5 - عقل به تنهايى ، براى قضاوت در حقانيت تعاليم آسمانى و يا عدم آن ، كافى نيست .
و ما ءاتينهم من كتب يدرسونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 118 - 1
1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 7
7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 6
6 - اطمينان از حقانيت راه ، مقتضى اقدام و توكل بر خدا و نهراسيدن از مشكلات
فتوكّل على اللّه إنّك على الحقّ المبين
«إنّك. ..» در مقام تعليل است; يعنى، چون تو بر حقى، پس بر خدا توكل كن و از توطئه هاى دشمنان نهراس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام در دست داشتن دلايل و برهان هاى روشن بر بطلان عقيده شرك آلود و درستى آيين توحيدى
إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 1
1 - عوام ، يهود در حضور مسلمانان به حقانيت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و انطباق نشانه هاى پيامبر موعود ، بر آن حضرت اعتراف مى كردند .
و إذا لقوا الذين ءامنوا قالوا ءامنا . .. قالوا أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم
جمله «أتحدثونهم . ..; چرا حقايقى كه خدا در اختيار شما نهاده به مسلمانان باز مى گوييد؟» دلالت بر اين دارد كه مراد از «آمنا» بيان ويژگيهاى پيامبر موعود در تورات و تطبيق آن با رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است. بنابراين «آمنا»; يعنى، ما تصديق مى كنيم كه محمد(صلی الله علیه و آله) همان پيامبر موعود است و ويژگيهاى بيان شده بر او تطبيق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 12
12 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه « ليظهره على الدين كله . . . » يكون ان لا يبقى أحد إلا أقرّ بمحمد (صلی الله علیه و آله) ;
از امام باقر (ع) درباره قول خدا «ليظهره على الدين كله . .. » روايت شده: [زمانى] خواهد بود هيچ كس باقى نمى ماند مگر اينكه به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) اقرار مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 10
10 - اذعان درونى كافران صدراسلام ، به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
بل جاءهم بالحقّ و أكثرهم للحقّ كرهون
عبارت «أكثرهم للحقّ كارهون»; يعنى، بيشتر آنان حقيقت را خوش ندارند. بنابراين انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن، نه از آن رو است كه آنان به حقانيت آن دو يقين ندارند; بلكه بدان جهت بود كه آن دو حق است و آنها از حق خوششان نمى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 34 - 4
4- اقرار گرفتن خداوند از كافران ، هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ ، درباره حقانيت تهديد هاى وحى
و يوم يعرض . .. أليس هذا بالحقّ
به قرينه صدر آيه «هذا» اشاره به آتشى است كه كافران در معرض آن قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 107 - 5
5- وجود عالمانى در ميان مردم عصر نزول و اذعان آنان به حقانيت قرآن پس از شنيدن آن
إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 10
10 - اذعان درونى كافران صدراسلام ، به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
بل جاءهم بالحقّ و أكثرهم للحقّ كرهون
عبارت «أكثرهم للحقّ كارهون»; يعنى، بيشتر آنان حقيقت را خوش ندارند. بنابراين انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن، نه از آن رو است كه آنان به حقانيت آن دو يقين ندارند; بلكه بدان جهت بود كه آن دو حق است و آنها از حق خوششان نمى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 3
3 - اعتراف ايمان آوردگان اهل كتاب ، به حقانيت و آسمانى بودن قرآن به هنگام شنيدن آيات آن
و إذا يتلى عليهم قالوا . .. إنّه الحقّ من ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 4
4- اعتراف شيطان در قيامت به حقانيت وعده هاى خداوند و پوچى وعده هاى خود
و قال الشيطن . .. إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فأخلفتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 34 - 5
5- اعتراف كافران به حقانيت وعده هاى الهى ، پس از لمس و مشاهده آن
و يوم يعرض . .. أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 1
1 - لزوم تأمل و تدبر انسان ، درباره حقانيت قرآن و پرهيز از مخالفت عجولانه با آن
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 15
15- لزوم زدودن شك و شبهه از خويشتن در باره راستى و درستى قرآن
فلاتك فى مرية منه
مراد از ضمير در «منه» قرآن است و مخاطب جمله «فلاتك . ..» تك تك انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 1 - 11
11- لزوم ايمان به قرآن ، الهى بودن و پيراستگى آن از هر گونه باطل
و الذى أُنزل إليك من ربك الحق و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 1
1 - زدوده شدن شبهات شيطانى از چهره آيات وحى به اراده خداوند ، به اين دليل بود تا كسانى كه از نعمت معرفت و دانش برخوردار بودند ، به حقانيت آن پى ببرند و با آرامش خاطر ، به آن ايمان بياورند .
فينسخ اللّه ما يلقى الشيطن . .. و ليعلم الذين أُوتوا العلم ... فتخبت له قلوبهم
ضمير در «أنّه الحق» به قرآن باز مى گردد كه در آيه 52 از آن ذكر ضمنى به ميان آمده است. «إخبات» (مصدر «تخبت») مشتق از «خَبْت» است. «خَبْت» به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه بى فراز و نشيب است. «قلب مخبت»; يعنى، قلبى كه مطمئن آرام و بى اضطراب و ترديد است. آيه ياد شده تعليل براى جمله «فينسخ اللّه ما يلقى الشيطان...» است; يعنى، خداوند شبهه هاى شيطان را از آيات وحى مى زدايد، تا كسانى كه از نعمت دانش برخورداراند، بدانند كه قرآن حق بوده و از جانب پروردگار نازل شده است و دل هايشان به آن مطمئن شود و آرام گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 70 - 5
5 - ساحران به جهت تخصص در سِحر ، حقانيت گفته هاى موسى ( ع ) و سِحر نبودن كار او را به روشنى درك كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا
از ظاهر آيه برمى آيد، كه در ميدان مبارزه، تنها ساحران بودند كه ايمان خود را اعلام كردند و يا لااقل اولين افراد بودند. اين سبقت در ايمان از سوى ساحران، به جهت شناخت آنان از كار خود و تفاوت آن با معجزه بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 3
3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 3
3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مردم را به الهى و حق بودن قرآن توجه داده و آنان را به پذيرش معارف آن دعوت كند .
قل يأيها الناس قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 3
3 - كافران مورد سرزنش خداوند به خاطر باور نكردن حقانيت قرآن جز با آمدن قيامت
هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 4
4- بى دانشى نسبت به حقانيت هستى و اهداف ارزشى آفرينش ، عامل انكار معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط ميان «إنّ هؤلاء ليقولون» با «و لكنّ أكثرهم لايعلمون» استفاده مى شود كه انكار معاد، ريشه در جهل نسبت به
حقانيت آفرينش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 4
4- آفرينش حق مدار آسمان ها و زمين ، گواه وحدانيت خدا و نبود شريك براى او
أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون . خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشر
جمله «خلق السماوات و الأرض» به منزله تعليل براى مضمون «لا إله إلاّ أنا» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 3
3 - آفرينش جهان ، امرى است بايسته ، به اندازه و به جا .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
«حقّ» كارى است كه انجامش ضرورى بوده و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد (مفردات راغب) و باطل نقيض حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 3،5
3 - برابر انگاشتن مؤمن و كافر در پيشگاه خداوند ، پندارى مغاير با هدفمندى و حقانيت نظام جهان
أم حسب الذين اجترحوا . .. و خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
خداوند، هدفمندى و حقانيت نظام جهان را به دنبال طرح عدم تساوى صالح و ناصالح در پيشگاه داورى حق، ياد كرده و از يك مقوله و معنا دانسته است. بر اين اساس آيه شريفه را مى توان تفسير و تعليلى براى آنچه كه در آيه قبل بيان شده، دانست.
5 - هدفمندى و حقانيت نظام جهان ، مستلزم برپايى نظام عادلانه كيفر و پاداش
خلق . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون
در آيه شريفه پس از طرح حقانيت نظام هستى، به عدل الهى در نظام كيفر و پاداش اشاره شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه عدل در مجازات، لازمه حقانيت آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 3،4،9
3- كتاب تشريع و نظام تكوين ، هر دو بحق ، حكيمانه و متكى به عزت و توانمندى خداوند
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض
طرح مسأله حقانيت آفرينش آسمان و زمين و نظام تكوين - در پى بيان نزول كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم - مى تواند اشاره به همگونى و هماهنگى كتابِ تشريع با نظام تكوين، در حقانيت و استوارى و استحكام داشته باشد.
4 - نزول كتاب آسمانى ، لازمه حقانيت آفرينش و عبث نبودن آن *
تنزيل الكتب . .. ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
از ارتباط «تنزيل الكتاب . ..» با «و ما خلقنا السماوات ...إلاّ بالحقّ»، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
9 - لازمه حقانيت آفرينش ، وجود معاد و عالمى ديگر ، غير از جهان مادى دنيوى
خلقنا . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
چنانچه زندگى انسان، محدود به حيات دنيوى وى باشد، بسيارى از نابرابرى ها و بى عدالتى ها جبران نشده و حق حاكم نمى گردد. از اين بيان مى توان استفاده كرد كه لازمه حق بودن آفرينش، وجود جهان ديگرى پس از اين جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 6 - 2
2 - آيات الهى ، حق و پيراسته از هرگونه باطل و بيهودگى
نتلوها عليك بالحقّ
برداشت بالا، بر اين پايه است كه «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 7 - 4
4- تأثير آيات الهى در قلب ها ، نتيجه حقانيّت و روشنى آنها است ; نه معلول سحر بودن .
ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. هذا سحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 1 - 2
2- همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .
كت--ب أُحكمت ءاي--ته
اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 6 - 1
1 - آيات قرآن ، منطبق با حقيقت و واقعيت هستى و به دور از هرگونه كذب و افترا
تلك ءايت اللّه نتلوها عليك بالحقّ
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «تلك»، اشاره به آيات قرآن باشد و «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» و نيز «حقّ» به معناى مطابق با واقع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 7
7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 7
7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 12،13
12 - بى پايه و اساس خواندن اديان الهى ، سخنى برخاسته از جهل است .
كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم
توصيف مشركان به بى دانشى، پس از بيان ادعاى آنان (بى اساس بودن دين يهود و نصارا) اشاره به اين حقيقت دارد كه: بى پايه
شمردن اديان الهى، ريشه در جهل و نادانى دارد.
13 - تمامى اديان آسمانى ، داراى اساسى استوار هستند .
و قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب كذلك قال الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 7
7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت
و الذى جاء بالصدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 14
14 - حقانيت اسلام ، حتى در نظر يهوديان و مسيحيان امرى روشن و ترديدناپذير بود .
من بعد ما تبين لهم الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 2،4
2 - معارف و احكام ارائه شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سراسر حق است .
إنا أرسلنك بالحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در «بالحق» به معناى «مع» و حال براى ضمير (ك) باشد. بر اين مبنا مقصود از «الحق» احكام و معارفى است كه پيامبر به ابلاغ آنها مأمور بود. بنابراين جمله «إنا أرسلناك بالحق»; يعنى، اى پيامبر! تو را همراه با احكام و معارفى كه سراسر حق، است به سوى مردم فرستاديم.
4 - اتمام حجت خداوند بر حقانيت اسلام و رسالت پيامبر
قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون. إنا أرسلنك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 52 - 3
3 - كسانى كه حقانيّت اسلام را مى پوشانند و راه شرك را بهتر از آن مى نمايانند ، مورد لعن الهى هستند .
الم تر الى الذين . .. يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا. اولئك الّذين لعنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 22
22 - پيروزى مسلمانان ، مايه پشيمانى بيماردلان سست ايمان عصر بعثت از شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما اسروا فى انفسهم»، ترديد مسلمانان سست ايمان نسبت به حقانيت اسلام باشد. «فى قلوبهم مرض»، اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 58 - 14
14 - نگاه به دين اسلام با ديدى منطقى و عقلى ، مايه اطمينان به حقانيت ، شايستگى و بايستگى آن
اتخذوها هزواً و لعباً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 29 - 6
6 - شريعت اسلام ، تنها دين حق و مورد پذيرش خداوند
و لا يدينون دين الحق
مقصود از دين حق در «لايدينون دين الحق» دين اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 4،5،6
4 - اسلام ، تنها دين حق و مورد قبول خدا
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق
5 - آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همراه با هدايت ( قرآن ) و دين حق ( اسلام ) در راستاى تكميل نور الهى و تحقق اراده خداست .
و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره . .. هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق
6 - حق ، پايه و محور احكام و قوانين دين اسلام
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 2
2- دين اسلام و راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ، و هر جريانى به جز آن باطل و نابود شونده است .
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
به دليل مكى بودن سوره - چنان كه مفسّران نيز گفته اند - احتمال دارد مراد از حق دين اسلام و شريعت محمدى و مراد از باطل عقايد موجود در آن عصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 5
5 - شريعت و راه و رسم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حقى آشكار و انكارناپذير
إنّك على الحقّ المبين
بر حق بودن حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نظر به دو بعد دارد: حقانيت رسالت او و حقانيت راه او.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 10
10 - تنها دين اسلام از ميان ديگر اديان الهى ، حق بوده و سزاوار پيروى كردن است .
إنّا كنّا من قبله مسلمين
از اين كه پيروان اديان الهى پيشين (اهل كتاب) با آمدن دين اسلام، اين دين را حق دانستند و دست از دين گذشته خود برداشته و تسليم دين اسلام گشتند; مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 2
2 - آنچه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به عنوان دين به مردم ارائه فرموده ، صددرصد حق است .
بل جاء بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 14
14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .
أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 12
12- حق و حقيقت ، منحصر در معارف نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و هو الحقّ من ربّهم
از تقديم «هو» بر «الحقّ» انحصار و از الف و لام «الحقّ» استغراق و تماميت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 3
3- حق ، پايه و محور احكام و قوانين دين اسلام
أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 25
25 - احكام اسلام ، داراى ملاك هاى واقعى و انسانى ; نه صرفاً در جهت منافع پيروان خود
و سئلوا ما أنفقتم و ليسئلوا ما أنفقوا
با اين كه قبلاً لزوم پراخت مخارج مردان كافر در «آتوهم ما أنفقوا» بيان شده، تكرار آن در «و ليسئلوا ما أنفقوا» و نيز طرح حقوق متقابل مؤمن و كافر در مسأله مورد نظر، بيانگر مطلب ياد شده، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 9 - 7،8
7 - اسلام ، تنها دين حق و مورد قبول خداوند
هو الذى أرسل رسوله . .. و دين الحقّ
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آورنده دين حق از سوى خداوند
أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 1 - 13
13 - برخى از اهل كتاب و مشركان ، پس از مشاهده برهان حقانيت اسلام ، با كفرورزى به آن ، راه خويش را از ديگر هم كيشان خويش جدا كردند .
لم يكن الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة
اين برداشت، بر چهار نكته استوار است: 1. مراد از «الذين كفروا» كسانى اند كه پس از ظهور اسلام، به آن كافر شدند; 2. حرف «من» در «من أهل الكتاب و المشركين» براى تبعيض است; 3. تعبير «منفكّين» ناظر به جدا شدن كافران، از ديگر اهل كتاب و مشركانى است كه به اسلام گرويده اند; 4. آيه شريفه در مقام توبيخ كسانى است كه به رغم پيدايش «بيّنه»، خود را از صف عموم گروندگان به اسلام جدا كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 23 - 2
2- تمامى افعال خداوند ، حكيمانه ، شايسته و مطابق با حق است .
لايسل عمّا يفعل
مورد سؤال قرار نگرفتن خداوند، ممكن است به اين خاطر باشد كه تمامى افعال او شايسته، حكيمانه و مطابق با حق است و جايى براى سؤال و بازخواست وجود ندارد; زيرا سؤال از چرايى اعمال كسى روا است كه او خطاكار باشد و يا احتمال خطا از او ممكن باشد و خداوند چنين نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 3 - 5
5 - توصيف خداوند به معبود حقيقى و شايسته مردم ، از آداب استعاذه به درگاه او است .
قل أعوذ . .. إله الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 16
16 - ادعاى نبود نشانه اى بر حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نيز ساير پيامبران ، ادعايى گزاف و دروغين است .
لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون
جمله «قد بيّنّا الأيات» پاسخ به ادعايى است كه جمله «لولا . .. تأتينا ءاية» آن را بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 12
12 - شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان
قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 7
7 - وحى پشتوانه حقانيت پيامبران ( ع ) در ادعاى پيامبرى
إنّا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 13
13 - از امام هادى ( ع ) روايت شده است : « . . . قالت الجهلة : كيف لايبعث إلينا نبياً من الملائكة ؟ . . . فأوحى اللّه عزوجل إلى نبيه (صلی الله علیه و آله) : فاسئل الذين يقرؤن الكتاب من قبلك . . . هل يبعث اللّه رسولا قبلك إلا و هو يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق و لك بهم أسوة ;
. .. جاهلان گفتند: چرا براى ما پيامبرى از فرشتگان مبعوث نمى شود ...؟ پس خداوند به پيامبر خود وحى نمود: از كسانى كه پيش از تو كتاب مى خواندند، بپرس آيا چنين نيست كه قبلا خداوند هيچ پيغمبرى نفرستاد مگر اينكه او طعام مى خورده و در بازارها راه مى رفته؟ و آنان براى تو اسوه و مقتدا هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 14 - 7
7 - تأكيد سه رسول الهى ، بر رسالت و درستى ادعا هاى خويش براى مردم انطاكيه
فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 5،7،9
5 - گواهى قرآن بر حقانيّت تورات و انجيل
امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم
7 - نزول قرآن ، دليل و گواه حقانيّت تورات و انجيل
نزّلنا مصدقاً لما معكم
مصدق بودن قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه آمدن قرآن از جمله دلايل حقانيّت تورات و انجيل است. زيرا در آن دو كتاب، وعده آمدن قرآن داده شده است.
9 - تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان
امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم
«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 5،8
5 - گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب
به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.
8 - قرآن ، نگهبان حقايق و معارف تورات و انجيل
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه
«مهيمن» به معناى مراقب و محافظ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 1
1 - سرگذشت قوم نوح ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
خداوند، پس از بيان هلاكت قوم نوح، با پرسشى انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه: «آنان ببينند چگونه عذاب ها و انذارهاى ما تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 1
1 - سرگذشت قوم عاد ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى
خداوند، پس از بيان نابودى قوم عاد، با پرسشى انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه: «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 4
4- هلاكت اقوام و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ در اثر خيره سرى در مقابل حق ، نشانگر واقعيت داشتن انذار هاى قرآن است .
و تنذر به . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
طرح مسأله نابودى جوامع در طول تاريخ (در پى بيان وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انذار مردم لجوج به وسيله قرآن) هشدارى به مردم عصر بعثت و ديگر عصرها است كه ايستادگى و سرسختى در برابر حق، عواقب زيانبار و تباه كننده اى براى جوامع در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 8
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است
هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 7،9
7 - فرمان خداوند بر پديدار شدن هر چيزى بر اساس حق و به دور از بيهودگى و بطلان است.
و يوم يقول كن فيكون قوله الحق
جمله «قوله الحق» مى تواند مبتدا و خبر و «يوم» ظرف مقدم شده براى مضمون جمله «قوله الحق» باشد. در اين صورت مفاد جمله چنين مى شود: روزى كه او فرمان به ايجاد چيزى دهد، گفتار او حق است.
9 - فرمان خداوند بر تحقق روز قيامت، فرمانى حق و به دور از بطلان و بيهودگى است.
و يوم يقول كن فيكون قوله الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 5،8
5 - فرمان ها و رهنمود هاى خداوند ، همواره بر اساس حق و مصلحت است .
كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
كلمه «كما» بيانگر اين است كه حقانيت خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر نمونه و مثالى است از حقانيت تمامى كارها و فرمانهاى خداوند.
8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر
قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 9
9 - فرمان خداوند بر تحقق روز قيامت، فرمانى حق و به دور از بطلان و بيهودگى است.
و يوم يقول كن فيكون قوله الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 13
13 - شعيب برخوردار از بينه و دليلى روشن بر حقانيت بعثت و پيام هاى خويش
قد جاءتكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 10
10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 7
7 - فرمان خداوند بر پديدار شدن هر چيزى بر اساس حق و به دور از بيهودگى و بطلان است.
و يوم يقول كن فيكون قوله الحق
جمله «قوله الحق» مى تواند مبتدا و خبر و «يوم» ظرف مقدم شده براى مضمون جمله «قوله الحق» باشد. در اين صورت مفاد جمله چنين مى شود: روزى كه او فرمان به ايجاد چيزى دهد، گفتار او حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 15
15 - تشريع و گفتار خداوند ، مطابق با حق و واقعيت است .
و اللّه يقول الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 9
9- معارف و احكام ارائه شده به پيامبران ، سراسر حق است .
و ما نرسل المرسلين . .. و يجدل ... ليدحضوا به الحقّ
توصيف برنامه پيامبران و بشارت و انذار آنان به «الحقّ» گوياى آن است كه آنچه آنان مى گويند، همه، از حقّانيّت و تطبيق با واقعيّت هاى هستى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 5 - 9
9 - تعاليم پيامبران ، مطابق حق بوده و آنان مردم رابه سوى حق فرامى خواندند .
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ليدحضوا به الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 24
24 - احكام قضايى و قوانين الهى ، عادلانه و به دور از هرگونه ستم
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 10،11،12
10 - خداوند آگاه كننده مردم به حقانيت معارف دين در قيامت
ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم
11 - قيامت روز آگاهى عينى همگان به حقيقت معارف دين*
فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
روشن است كه خداوند در دنيا حقانيت مسائل مورد اختلاف ميان اهل ايمان و شرك را بيان كرده است. بنابراين مى توان گفت خبر دادن «فينبئكم»، كنايه از كيفر دهى است، و يا مراد از آن آگاهى ويژه، يعنى آگاهى عينى و ملموس است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
12 - مشركان در قيامت به حقانيت معارفى كه بر سر آن با اهل ايمان اختلاف داشتند، پى خواهند برد.
فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 7
7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن
و هدًى و رحمة لقوم يوقنون
در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 7،8،10
7- سوره هود و داستان هاى نقل شده در آن ، بيانگر حقايقى پيراسته از هر گونه باطل
و جاءك فى هذه الحق
مشاراليه «هذه» سوره هود و يا داستانهاى پيامبرانى است كه در آن بيان شده است. «ال» در «الحق» به اصطلاح براى استغراق صفات است. بنابراين «الحق»; يعنى ، حق كامل و بدون هيچ نقص.
8- مطالب مطرح شده در سوره هود و بيان سرگذشت پيامبران در آن ، موجب بروز و ظهور حق براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و جاءك فى هذه الحق
10- سوره هود و داستان پيامبران مطرح شده در آن ، حاوى موعظه هايى ارجمند و مايه تذكار معارف و حقايق دينى است .
جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 1 - 2
2- همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .
كت--ب أُحكمت ءاي--ته
اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خدا به همراه رسالت و معارفى سراسر حق
قد جاءكم الرسول بالحق
در برداشت فوق «باء» در «بالحق» به معناى مصاحبت گرفته شده است و مراد از آن مى تواند تعاليم و معارف الهى كه همان رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 4،5
4 - محتواى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيام ها و رهنمودهايى بود سراسر حق و مبرا از هر سخن ياوه و نادرست
بل جاءهم بالحقّ
عبارت «جاءهم بالحقّ»; يعنى، حق را براى آنان آورد.
5 - حقانيت سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( پيام ها و رهنمود هاى او ) ، گواه برخوردارى آن حضرت از روح و انديشه اى سالم
أم يقولون به جنّة بل جاءهم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 2
2 - تعاليم ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سراسر حق است .
إنّا أرسلنك بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «باء» در «بالحقّ» به معناى «مع» و حال براى ضمير (ك) باشد. بر اين مبنا، مقصود از «الحقّ» تعاليمى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ابلاغ آنها مأمور بود. بنابراين جمله «إنّا أرسلناك بالحقّ»; يعنى، اى پيامبر! تو را همواره با تعاليمى كه سراسر حق است، به سوى مردم فرستاديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 2
2 - آنچه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به عنوان دين به مردم ارائه فرموده ، صددرصد حق است .
بل جاء بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 12
12- حق و حقيقت ، منحصر در معارف نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و هو الحقّ من ربّهم
از تقديم «هو» بر «الحقّ» انحصار و از الف و لام «الحقّ» استغراق و تماميت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 16،19،20
16 - عالمان اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به حقانيت تغيير قبله ( از بيت المقدس به مسجدالحرام ) واقف بودند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
مراد از ضمير «أنه» نسخ قبله سابق (بيت المقدس) و تعيين قبله فعلى (مسجدالحرام) است.
19 - عالمان اهل كتاب ، حقانيت تغيير قبله را كتمان مى كردند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 6،7
6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.
7 - اهل كتاب ، هيچ ترديدى در حقانيت تغيير قبله نداشتند . *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى
الحق من ربك
به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 3
3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 21
21 - تذكر و زدودن غفلت، براى درك حقانيت توحيد و بطلان شرك كافى است.
قال أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون
به كار رفتن «تتذكرون» به جاى «تتفكرون» و مانند آن، بيانگر اين نكته است كه تذكر و زدودن غبار غفلت براى اقرار به توحيد كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 16
16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس
به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 90 - 4
4 - پيام توحيد ، پيامى حق و منطبق با واقعيت هاى عالم هستى
بل أتينهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 7
7 - آشكار نشدن حقيقت توحيد براى مشركان در عالم برزخ *
و يوم . .. و ظنّوا ما لهم من محيص
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه روشن شدن حقيقت توحيد براى مشركان در روز قيامت، اشعار به اين دارد كه حتى پس از مرگ و در برزخ نيز حقايق براى آنان روشن نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 1 - 5
5 - وحدانيت خداوند ، حقيقتى ثابت و واقعيتى انكارناپذير است .
هو اللّه أحد
تركيبى كه بسيارى از اديبان و مفسران براى آيه شريفه پذيرفته اند، اين است كه: «هو» ضمير شأن و جمله «اللّه أحد» مفسر آن
باشد كه در حقيقت مرجع ضمير خواهد بود. آوردن ضمير شأن، بيانگر عظمت مطلب و تثبيت آن است; يعنى، حقيقت و واقعيت اين است كه خداوند يكتا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 3
3 - توحيد ( اعتقاد به ربوبيت بى همتاى خدا ) آيينى حق و يكتاپرستى سلوك راه هدايت است .
فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 6
6 - توحيد و يكتاپرستى ، عقيده اى كاملاً حق
إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون . .. بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 101 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آسمانى بودن تورات را تأييد و حقانيت آن را تصديق مى كرد .
مصدق لما معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 5،7،9
5 - گواهى قرآن بر حقانيّت تورات و انجيل
امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم
7 - نزول قرآن ، دليل و گواه حقانيّت تورات و انجيل
نزّلنا مصدقاً لما معكم
مصدق بودن قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه آمدن قرآن از جمله دلايل حقانيّت تورات و انجيل است. زيرا در آن دو كتاب، وعده آمدن قرآن داده شده است.
9 - تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان
امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم
«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 16،17
16 - دانشمندان يهود و عالمان ربانى آنان ، گواهان حقانيت تورات و بيان كنندگان حقايق آن
يحكم بها . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
17 - دانشمندان يهود به دليل شهادتشان بر حقانيت تورات آن را اساس احكام خويش قرار دادند .
يحكم . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
چون جمله «كانوا . ..» عطف بر «استحفظوا» است، معلوم مى شود كه دليل قضاوت ربانيون و احبار بر اساس تورات، اعتقاد آنان به حقانيت آن كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 6،7،9،12،13
6 - گواهى و تأييد عيسى ( ع ) بر راستى و درستى تورات موجود در عصر خويش
و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية
7 - بعثت عيسى ( ع ) ، گواه و تأييدى بر حقانيت تورات
و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية
با در نظر گرفتن اينكه در تورات نويد بعثت عيسى(ع) داده شده بود، بعثت عيسى(ع) خود گواه راستى و درستى تورات خواهد بود.
9 - گواهى تمامى پيامبران يهود بر حقانيت تورات
و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية
توصيف عيسى(ع) به تصديق كننده تورات، پس از بيان پيروى آن حضرت از پيامبران يهود، بيانگر آن است كه آنان نيز مصدق تورات بوده اند.
12 - گواهى و تأييد انجيل بر راستى و درستى تورات موجود در عصر عيسى ( ع )
و ءاتينه الانجيل . .. مصدقاً لما بين يديه من التورية
13 - وجود انجيل ، گواه بر راستى و درستى تورات
و ءاتينه الانجيل . .. و مصدقاً لما بين يديه من التورية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 5،8
5 - گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب
به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.
8 - قرآن ، نگهبان حقايق و معارف تورات و انجيل
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه
«مهيمن» به معناى مراقب و محافظ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 3
3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن
و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 4
4 - اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جنگ بدر ، اقدامى به حق و تحت تدبير و ربوبيت خداوند
كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 10
10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 7
7 - نزول قرآن ، جلوه اى از بلند مرتبگى و فرمان روايى مطلق خداوند وحقانيت او
و كذلك أنزلنه . .. فتعلى اللّه الملك الحقّ
«فا» در «فتعالى» براى تفريع است و مى رساند دارد كه پى بردن به مطالب بعد از آن، نتيجه توجه به ما قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 26 - 1
1 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقانيت حاكميت مطلق خداوند رحمان
الملك يومئذ الحقّ للرحمن
«الحق» صفت براى «الملك» است و اين كلمه، يا به معناى ثابت است; زيرا در روز قيامت، همه حاكميت ها از بين خواهد رفت و تنها حاكميت و پادشاهى خدا پايدار خواهد ماند و يا در برابر باطل قرار دارد و به معناى شىء حقيقت دار و مطابق واقع است; چرا كه در روز رستاخيز، روشن خواهد شد كه پادشاهى و حاكميت حقيقى از آنِ خدا است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 7
7 - فرمان روايى خداوند ، حقيقى است و از غير او ، اعتبارى و مجازى و تحت اراده او است .
له الملك
تقديم مسند (له) بر مسنداليه (الملك) افاده قصر مى كند; يعنى، فرمان روايى تنها از آنِ خداوند است. وجود فرمان روايى هاى ديگر (مانند آنچه در زمين هست)، قرينه است بر اين كه مراد از «الملك» در آيه شريفه، ملك حقيقى است و آنچه وجود دارد همگى اعتبارى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 7
7 - سنجش اعمال در قيامت، حق و بر اساس عدل است.
و الوزن يومئذ الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه «الوزن» به معناى مصدرى، يعنى سنجيدن باشد و «الحق» صفت براى خبر محذوف، كه تقدير آن چنين مى شود: «الوزن يومئذ الوزن الحق». يعنى: سنجيدن در آن روز، سنجشى حق و بر اساس عدل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 16
16 - حكمهاى صادره از جانب خداوند بر اساس حق است.
إن الحكم إلا للّه يقص الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 6
6 - حكومت حق ، مخصوص خداوند است .
الملك الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 3
3 - اتمام حجت الهى بر مشركان ، در زمينه حقانيت معاد و حيات اخروى
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 7
7 - وجود عالم برزخ و حيات برزخى ، از حقايق هستى است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 3
3- حقّانيّت و ثبات ، از جمله ويژگى هاى ذات يگانه خداوند است .
للّه الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 3
3 - خداوند ، حق محض است و هيچ باطلى در او راه ندارد .
فتعلى اللّه الملك الحقّ
«حقّ» نقطه مقابل باطل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 1
1 - تنها خداوند ، حق و پروردگار شايسته پرستش است .
فإنّا خلقناكم . .. و ترى الأرض هامدة ... ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ
«ذلك» در اين جا به دو چيز اشاره دارد: 1- به قدرت نمايى هاى خدا در آفرينش انسان از خاك بى جان و مراحل رشد او در رحم و خارج از آن (فإنّا خلقناكم من تراب. ..) 2- به جلوه هاى قدرت خدا در رويش و رشد انواع گياهان در زمين (و ترى الأرض هامدة...). «باء» در «بأنّ الله» سببيه است. «ال» در «الحق» جنسيه و مفيد حصر مى باشد و روى سخن با مردمى است كه گرفتار پندارهاى شرك آميز بودند و گمان مى كردند كه غير از خدا، خدايان ديگرى نيز در سرنوشت آنها تأثير مى گذارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 9
9 - ظهور كامل حقانيت « اللّه » در قيامت براى همگان
يومئذ . .. يعلمون أنّ اللّه هو الحقّ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 13
13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران
و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 2،3،4،7
2 - نوسان هاى مداوم شب و روز ، حركت منظم و قانون مند خورشيد و ماه ، آگاهى خداوند به اَعمال انسان ها ، بر حق محض بودن او دلالت دارد .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. و يولج النهار ... و سخّر الشمس و ... و أنّ اللّ
«ذلك بأنّ اللّه. ..» مى تواند در جايگاه نتيجه براى دليل هاى ياد شده باشد.
3 - لازمه حقانيت خدا ، آگاهى وى بر اَعمال انسان ها است .
ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ
4 - خالقيت ، مالكيت ، قدرت و علم مطلق خدا ، برخاسته از حقانيت محض و ثبوت ازلى خداوند است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . ..للّه ما فى ... إنّ اللّه عز
مشاراليه «ذلك» مى تواند صفات كمالى ذكر شده در آيات پيشين براى خداوند باشد.
7 - خداوند ، تنها حقيقت ثابت و زوال ناپذير است .
بأنّ اللّه هو الحقّ
«حقّ» به چيزى اطلاق مى شود كه ثبات داشته باشد و هيچ گونه بطلانى در آن راه پيدا نكند. لازم به ذكر است كه تأكيد جمله با «أنّ» و آوردن ضمير فصل «هو» و معرفه شدن خبر با «ال»، حصرِ مبتدا در خبر را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 84 - 7
7 - خداوند ، مظهر حق است .
قال فالحقّ و الحقّ أقول
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «فالحقّ» خبر براى مبتداى محذوف (أنا) باشد; يعنى، «فأنا الحقّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 1،5
1 - خداوند ، آسمان ها و زمين را ، به حق ، آفريده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1،2،3
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، به دور از هرگونه پوچى ، بيهودگى و بطلان
و ما خلقنا السموت و الأرض . .. لعبين ... إلاّ بالحقّ
3- حقانيت آفرينش جهان ، مستلزم وجود معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
از اين كه حقانيت آفرينش در مقام رد انديشه منكران معاد مطرح شده، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 3
3 - عالَم ، حق و هدف دار خلق شده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2،11
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ
نشود.
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 1،5
1 - خداوند ، آسمان ها و زمين را ، به حق ، آفريده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1،2
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، به دور از هرگونه پوچى ، بيهودگى و بطلان
و ما خلقنا السموت و الأرض . .. لعبين ... إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 1
1- خواندن خدا و دعا كردن به درگاه او امرى حق و بجاست .
له دعوة الحق
«دعوة» به معناى خواندن و نيز درخواست كردن مى باشد. اين كلمه در آيه شريفه موصوفى است كه به صفتش (الحق) اضافه شده است ; يعنى: «الدعوة الحقة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 4
4 - محتواى دعوت عيسى ( ع ) و ديگر پيامبران الهى ، غيرقابل خدشه و ترديدناپذير
قال قد جئتكم بالحكمة
واژه «حكمت» به معناى معارف و احكام متقن و قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 4
4 - محتواى دعوت عيسى ( ع ) و ديگر پيامبران الهى ، غيرقابل خدشه و ترديدناپذير
قال قد جئتكم بالحكمة
واژه «حكمت» به معناى معارف و احكام متقن و قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 8
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 58 - 12
12 - نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر ترك انديشه و تعقل در حقانيت دين و احكام و شعاير آن
ذلك بانهم قوم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 5
5- دستور هاى الهى ، حقايقى است مبتنى بر علم و آگاهى خداوند به نياز هاى تربيتى بشر
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
«حكمت» وقتى به خداوند نسبت داده شود، به معناى معرفت او به اشيا و به وجود آوردن آنها در نهايت اتقان است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 9
9- معارف و احكام ارائه شده به پيامبران ، سراسر حق است .
و ما نرسل المرسلين . .. و يجدل ... ليدحضوا به الحقّ
توصيف برنامه پيامبران و بشارت و انذار آنان به «الحقّ» گوياى آن است كه آنچه آنان مى گويند، همه، از حقّانيّت و تطبيق با واقعيّت هاى هستى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 5
5 - بنيان دين ، نهاده شده بر شالوده حق و نه تمايلات هوس آلود كافران
و أكثرهم للحقّ كرهون . و لو اتبع الحقّ أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 3
3- كتاب تشريع و نظام تكوين ، هر دو بحق ، حكيمانه و متكى به عزت و توانمندى خداوند
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض
طرح مسأله حقانيت آفرينش آسمان و زمين و نظام تكوين - در پى بيان نزول كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم - مى تواند اشاره به همگونى و هماهنگى كتابِ تشريع با نظام تكوين، در حقانيت و استوارى و استحكام داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 4
4- قوانين حق شريعت ، تبلور هدايت الهى نسبت به خلق
أرسل . .. بالهدى و دين الحقّ
عطف «دين الحقّ» بر «الهدى» ممكن است عطف تفسيرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 132 - 5،7
5 - آيين ابراهيم ، آيينى نيكو و منزه از هرگونه شائبه باطل و ناهنجار
إن اللّه اصطفى لكم الدين
«اصطفاء» به معناى گزينش صفوه (خالص و نيكوى) هر چيزى است. «ال» در «الدين» عهد ذكرى و اشاره به آيين ابراهيم دارد.
7 - منزه بودن آيين ابراهيم از هرگونه باطلى و گزينش آن از سوى خدا دليل توصيه ابراهيم و يعقوب به پذيرش آن
و وصى بها إبرهيم . ... يبنى إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن
تفريع جمله «لاتموتن . ..» بر «إن اللّه ...» به وسيله حرف «فاء» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 1
1- خداوند ، فرستنده رسول خويش ( محمد (صلی الله علیه و آله) ) ، با دو ارمغانِ هدايت و دين حق
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 16
16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس
به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 14
14 - بهشتيان حقانيت رسالت و وعده هاى پيامبران را درمى يابند و با سوگند آن را بازگو مى كنند .
لقد جاءت رسل ربنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 5
5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 2
2 - معجزات موسى ( ع ) ، هر يك به تنهايى آيتى بزرگ و كافى براى اثبات حقانيت رسالت آن حضرت *
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
جمله «هى أكبر من أختها» ممكن است كنايه از اهميت و بزرگى هر يك از معجزات باشد (بدون در نظر گرفتن ترتيب در بزرگى); چنان كه در فارسى نيز براى بيان كامل بودن افراد گفته مى شود: «يكى از ديگرى برتر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 3،5
3 - بنى اسرائيل ، به حقانيت موسى ( ع ) معرفت و آگاهى داشتند .
و قد تعلمون أنّى رسول اللّه
5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .
لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 18
18 - راه خدا ، راهى است برپايه حق .
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه
فرمان حق مدارى به داوود(ع) در داورى و سپس توصيه به پرهيز از پيروى هواى نفس، به خاطر ضرر گمراه شدن از راه خدا، حاكى از اين نكته است كه راه خدا راهى است برپايه حق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 23 - 10،12
10 - جواب شفاعت كنندگان به سؤال يكديگر درباره فرمان خداوند ، اين است كه هر آنچه خداوند فرموده ، حق است .
قالوا ماذا قال ربّكم قالوا الحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مرجع ضمير فاعلى «قالوا»ى دوم، شفيعان باشد.
12 - پاسخ شفيعان به سؤال منتظران شفاعت درباره فرمان خداوند نسبت به آن ، اين است كه خدا حق گفته است .
قالوا ماذا قال ربّكم قالوا الحقّ
بنابراين كه مرجع ضمير فاعلى «قالوا»ى اول، منتظران شفاعت و مرجع ضمير فاعلى «قالوا»ى دوم، شفاعت كنندگان باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 3
3 - سخنان رسولان الهى درباره خداوند و هر آنچه به وى نسبت مى دهند ، سراسر حق و حقيقت است .
حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 42 - 3
3 - فرياد آسمانى در آستانه رستاخيز ، امرى بايسته در روند تجديد حيات ، و نه گزاف و بيهوده
يسمعون الصيحة بالحقّ
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «بالحقّ» اشاره به بايستگى و نقش ضرورى صيحه آسمانى براى رخداد رستاخيز داشته باشد; تا گمان نرود كه صيحه صرفاً پديده اى تشريفاتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 7
7 - وجود عالم برزخ و حيات برزخى ، از حقايق هستى است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 7 - 1
1 - برپايى قيامت و عذاب آن ، امرى است ممكن و داراى حقيقت .
و نريه قريبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 11
11 - حكم خداوند به عذاب كافران در دنيا ، مطابق حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه مقصود از «أمر اللّه» عذاب دنيوى (استيصال) باشد; چنان كه موارد بسيارى در قرآن به همين معنا آمده است; مانند عذاب طوفان نوح كه از آن چنين ياد شده است: «قال لاعاصم اليوم من أمر اللّه . ..»، (هود، آيه 43).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 64 - 3
3- عذاب قوم لوط ، عذابى بر اساس حق بود .
و أتينك بالحقّ
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «بالحق» عذاب باشد و از عذاب به «به حق» تعبير آوردن، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 4
4 - عذاب استيصال ، كيفرى بر اساس حق و به دور از كمترين بى عدالتى نسبت به كافران و تكذيب گران
فأخذتهم الصيحة بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 1
1 - سرگذشت قوم نوح ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
خداوند، پس از بيان هلاكت قوم نوح، با پرسشى انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه: «آنان ببينند چگونه عذاب ها و انذارهاى ما تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 1
1 - سرگذشت قوم عاد ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى
خداوند، پس از بيان نابودى قوم عاد، با پرسشى انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه: «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 16
16- لزوم استوار سازى عقايد ، بر ميزان حق و عدل و پرهيز از هرگونه گرايش به باطل
لن ندعوا من دونه إلهًا لقد قلنا إذًا شططًا
در آيه شريف و در گفتار اصحاب كهف، سخنى كه متمايل به باطل و دور از حق باشد، محكوم و مردود شمرده شده است. اين بيان، در حقيقت، براى گزينش عقايد ملاكى را ارائه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 7
7 - حاكميت و مالكيت خداوند بر تمام هستى و علم مطلق او ، دليل حقانيت عقيده مؤمنان به او است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه . .. الذى له ملك السموت و الأرض و اللّه على كلّ شىء شهيد
«سماوات و أرض»، كنايه از تمام هستى است و «الذى . ..» وصف ديگرى براى خداوند است و به علت ايمان مؤمنان اشاره دارد.
تصريح به كلمه «اللّه» و نياوردن ضمير (در آخرين جمله آيه)، هر چند كه نشانگر استقلال اين جمله از ماقبل و نظر داشتن آن به كار هر دو گروه است - نه خصوص مؤمنان - ولى علت ايمان مؤمنان را نيز كامل مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 114 - 8
8 - نزول مائده آسمانى از ميان برنده شك و ترديد در حقانيت مسيح و معجزه اى كافى براى همه مسيحيان
و نعلم ان قد صدقتنا . .. أنزل علينا مائدة من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 9
9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *
كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 8
8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر
قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 6 - 1
1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن
يجدلونك فى الحق بعد ما تبين
در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،3
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
3 - هيچ برهان و معجزه اى نمى تواند اهل كتاب را به پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله حق ، وادارد .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
كلمه «ءاية» به معناى علامت و نشانه است و مقصود از آن معجزه و برهان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 3
3 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، حكمى حق ( حكمت آميز و به جا ) و از ناحيه خداوند
و إنه للحق من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 8
8 - گروهى از عالمان اهل كتاب على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ، آن را كتمان مى كردند .
و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون
جمله «و هم يعلمون» اشاره به اين معنا دارد كه كتمان كنندگان از عالمان دينى اهل كتاب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 2 - 3
3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن
لاريب فيه
«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 23 - 7،13
7 - قرآن منزّه از آن است كه در آسمانى بودنش ، شك و ترديد روا باشد .
و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا
با وجود اينكه كفر پيشگان در آسمانى بودن قرآن اظهار ترديد مى كردند و بلكه منكر آن بودند خداوند در بيان ترديد آنان جمله شرطيه به كاربرد تا به اين حقيقت اشاره كند كه: ترديد در حقانيت قرآن تنها قابل فرض است و نمى تواند واقعيت داشته باشد.
13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .
و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين
متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 42 - 6،7
6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .
و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون
فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.
7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .
و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 15
15 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل
و هو الحق
«ال» در «الحق» نظير ال در «زيد الرجل» براى استغراق صفات افراد است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 4
4 - حقّانيّت آيات الهى ( قرآن )
تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 14
14 - تورات و انجيل ، حاوى آيات و نشانه هايى دالّ بر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
انّ من اهل الكتب . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا
از رابطه بين ايمان به قرآن و ناديده نگرفتن آيات الهى (تورات و انجيل)، به دست مى آيد كه در آنها بروشنى حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 9
9 - تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان
امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم
«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 6
6 - حقانيّت قرآن و پيامبر اسلام ، امانتى الهى كه اهل كتاب وظيفه دار بيان آن بودند .
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 8،11
8 - محتواى قرآن ، شاهد حقانيت آن
افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً
11 - پيراستگى قرآن از هر گونه اختلاف ، دليل صدور آن از جانب خداست .
و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 3
3 - حقانيت همه جانبه قرآن و مطابقت معارف و تعاليم آن با واقع
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق
كلمه «حق» به معناى مطابقت و موافقت با واقع است و در برداشت فوق، كلمه «بالحق»، توصيف «الكتب» گرفته شده و به تعبير ادبى، حال براى آن است. يعنى: متلبساً بالحق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 166 - 1،5،7،13
1 - خداوند و فرشتگان او گواه بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك . .. و الملئكة يشهدون
در برداشت فوق جمله «و الملئكة يشهدون» عطف بر «اللّه يشهد» گرفته شده است و در نتيجه متعلق «يشهدون» نيز «بما انزل اليك» خواهد بود.
5 - تجلى علم الهى در قرآن ، گواهى خداوند بر حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه
جمله «انزله بعلمه» مى تواند تفسيرى براى «يشهد» باشد يعنى نزول قرآن كه مظهرى از علم خداوند است، همان شهادت الهى بر حقانيت قرآن و متعاقباً حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
7 - گواهى خداوند به حقانيت قرآن برخاسته از علم و آگاهى او نسبت به آن
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه
13 - شهادت خداوند براى اثبات حقانيت قرآن كافى است .
لكن اللّه يشهد بما أنزل . .. و كفى باللّه شهيداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 4
4 - قرآن ، كتابى از جانب خدا و سراسر حق
قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم
در برداشت فوق كلمه «الحق» به قرآن تفسير شده است و «من ربكم» حال براى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 2
2 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل
و انزلنا إليك الكتب بالحق
در برداشت فوق «بالحق» حال براى «الكتب» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 6
6 - گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن
يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 4
4 - ضرورت اقرار زبانى به توحيد ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن پس از باور به آن
فاثبهم اللّه بما قالوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 20 - 8
8 - اهل كتاب، قرآن و حقانيت آن را، همانند فرزندان خود، مى شناختند.
و أوحى إلىّ هذا القرءان . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
از احتمالات مطرح در مورد مرجع ضمير «يعرفونه» قرآن است كه در آيه قبل به صراحت به عنوان شاهد بر نبوت و توحيد ذكر گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 66 - 1
1 - قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.
و كذّب به قومك و هو الحق
در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9،10
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
10 - نزول قرآن بر اساس حق، جلوه ربوبيت الهى نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 7
7 - قرآن خود روشنگر حقانيت خويش و بى نياز از دليلى ديگر است.
فقد جاءكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،3،4
1 - كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .
و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة
2 - نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء
برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.
3 - قرآن ، كتابى سراسر حق و نازل شده از جانب خداوند
إ كان هذا هو الحق من عندك
4 - كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن
فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 2
2 - وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان منكران قرآن ، علت مصونيت آنان از عذاب هاى الهى ، نه حقانيت آنان در انكار قرآن
إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر . .. و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم
جمله «و ما كان . .. » پاسخى است به عذاب خواهى منكران قرآن. يعنى وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان جامعه مانع عذاب استيصال است. بنابراين كسى مپندارد كه عذاب نشدن منكران قرآن هر چند به تقاضاى خود آنان باشد، دليل حقانيت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 8
8 - قرآن ، كتابى حق ، مبرا از پندار ها ، تخيلات و نازل شده از جانب خداوند
لقد جاءك الحق من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 2
2 - قرآن كتابى حق و مبرّا از هرگونه پندار ها و تخيلات باطل است .
قد جاءكم الحق من ربكم
حق، مقابل باطل و به معناى داراى واقعيت است; به اين معنا كه معارفى كه در قرآن آمده، حقايقى است منطبق با واقعيت و از هرگونه پندار و تخيلات واهى خالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 18
18- قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل
إنه الحق
«ال» در «الحق» به اصطلاح براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 103 - 3
3- ايمان نياوردن اكثر مردم ، ريشه در حق ناپذيرى آنان دارد ، نه قصورى از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ و نه ناتمام بودن برهان بر حقانيّت قرآن
ذلك من أنباء الغيب . .. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
آيه قبل بيان داشت كه حقانيّت قرآن و الهى بودن آن امرى روشن است و جمله «و لو حرصت» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ابلاغ دين تلاشى پى گير داشت. اين دو حقيقت بيانگر آن است كه حجت بر مردم تمام است و ايمان نياوردن آنان، نشانه حق ناپذيرى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 1 - 6
6- قرآن كتابى سراسر حق ، بدون نقص و پيراسته از هر گونه باطل و ناروايى
و الذى أُنزل إليك من ربك الحق
«ال» در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است. بنابراين «الحق» ; يعنى ، حق كامل كه كمترين باطلى در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 19 - 1
1- قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل و ناروا
أنما أُنزل إليك من ربك الحق
«ما» در «أنما» موصول اسمى و به معناى «الذى» است و مراد از آن قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 6
6- قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از سخنان باطل و بيهوده
قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 107 - 1
1- ايمان يا بى ايمانى مردم به قرآن ، تأثيرى در حقانيت مفاهيم و معارف آن نخواهد داشت .
و بالحقّ أنزلنه . .. قل ءامنوا به أو لاتؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 10
10- نقش مؤثر و سازنده انديشه و خردمندى در ره يابى به حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لقد أنزلنا. .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 7
7 - قرآن ، كتابى است آميخته به حق و مبرا از هر گونه باطل .
أنّه الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 6
6 - قرآن ، كتابى آميخته با حق و مبرا از هر گونه سخن باطل
بل جاءهم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 48 - 2
2 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه آموزه هاى باطل
فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 4
4 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه باطل
إنّه الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 7
7 - قرآن ، كتابى سراسر حق است .
أو كذّب بالحقّ لمّا جاءه
برداشت بالا براساس اين احتمال است كه «ال» در «الحقّ» عهد بوده و به قرينه «لمّا جاءه» اشاره به قرآن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 3 - 4،6
4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .
أم يقولون افتريه بل هو الحقّ
6 - قرآن ، حقِّ محض و نازل شده از جانب خداوند است .
بل هو الحقّ من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 6 - 2
2 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خدا و سراسر حق و حقيقت در ديدگاه عالمان
و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ
مراد از «الذى أُنزل إليك» قرآن كريم است و مصداق كامل و تمام عيار آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 19
19 - قرآن ، كتابى حق است و ساخته و پرداخته [ دست ] بشر نيست .
و قالوا ما هذا إلاّ إفك . .. و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 48 - 7
7 - قرآن ، كتاب حقى است و ساخته دست بشر نيست .
قالوا ما هذا إلاّإفك مفترًى . .. قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 2
2 - قرآن ، كتاب حقى است .
قل جاء الحقّ
به قرينه اين كه آيه در سياق آياتى است كه درباره قرآن كريم و برخورد با مشركان با آن است، «ال» در «الحقّ» مى تواند عهد بوده و به قرآن بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 31 - 4
4 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل
من الكتب هو الحقّ
«ال» در «الحقّ» - نظير ال در «زيدالرجل» - براى استغراق صفات است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 69 - 3،11
3 - قرآن ، سخنى است سراسر حق و هدف مند و پيراسته از كلامِ برخواسته از تخيلات و سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع .
و ما علّمنه الشعر
برداشت ياد شده از شعر نبودن قرآن استفاده مى شود; زيرا شعر برخاسته از تخيلات شاعر و معمولاً توأم با سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع است كه شاعران گاهى به منظور حفظ وزن، سجع و قافيه شعر به آن متوسل مى شوند.
11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .
و ما علّمنه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به - قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) - اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 1
1 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل
بل جاء بالحقّ
مقصود از «حق» قرآن است و «ال» در آن، مى تواند براى استغراق صفات افراد باشد (مانند «ال» در «زيد الرجل»); يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 2 - 4
4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و خيال پردازى هاى باطل .
إنّا أنزلنا إليك الكتب بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 5
5 - قرآن ، سخنى سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت
و كذّب بالصدق
«صدق» به معناى امر مطابق با واقع و حق است و آمدن آن به صورت مصدر، براى افاده مبالغه مى باشد; يعنى، قرآن و دينى كه عين حق و نفس صدق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 7
7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت
و الذى جاء بالصدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 4
4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و تخيلات باطل
إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 28 - 7
7 - انكار قرآن ، با وجود درك حقانيت آن دشمنى با خدا است .
ذلك جزاء أعداء اللّه . .. جزاء بما كانوا بأيتنا يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 41 - 8
8 - آيات قرآن و معارف آن ، حقايقى استوار و ترديد ناپذير
و إنّه لكتب عزيز
«عزيز» به معناى شكست ناپذير است كه مراد از آن در آيه شريفه، استحكام و خلل ناپذيرى قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 3،4،12
3 - معارف و آموزه هاى قرآن ، سراسر حق و به دور از هر گونه سخن باطل است .
لايأتيه البطل من بين يديه و لا من خلفه
4 - تأثير نداشتن گذشت زمان ، در حقانيت معارف قرآن
لايأتيه البطل من بين يديه و لا من خلفه
بنابراين كه مراد از «باطل» زوال حقانيت باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
12 - « فى المجمع : فى قوله تعالى « لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه » ، قيل فيه أقوال : . . .ثالثها : معناه انّه ليس فى أخباره عمّا مضى باطل و لا فى إخباره عما يكون فى المستقبل باطل بل إخباره كلّها موافقة لمخبراتها . و هو المروى عن أبى جعفر و عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . ;
در مجمع البيان در مورد قول خدا «لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» آمده است: اقوالى در تفسير اين آيه گفته شده كه سوم آن اين است: در خبر دادن قرآن از آنچه گذشته و از آنچه در آينده خواهد آمد، هيچ باطلى نيست; بلكه خبرهاى قرآن همه مطابق با واقع است و اين معنا از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 1،6
1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .
اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ
الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى
خواهد بود.
6 - حقانيت محتواى قرآن ، نشانگر نزول آن از سوى خداوند ( اللّه )
اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ
آيه شريفه بدين معنا است كه آن كس كه اين كتاب را به حق نازل كرده خدااست و جز او نمى تواند باشد; نظير اين كه گفته شود: هنرمند است آن كس كه چنين خط زيبا نوشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 14
14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .
أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 7
7 - قرآن ، سخنى سراسر حق و حقيقت
حتّى جاءهم الحقّ
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مراد از «حقّ» قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 2 - 5
5 - محتواى قرآن ، حقايقى استوار و ابطال ناپذير
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
آيه شريفه از يك سو نزول قرآن را به خداوند نسبت مى دهد و از سويى ديگر او را به وصف عزت توصيف مى كند. تناسب بين نزول قرآن و صفت عزت، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه قرآن نيز همچون نازل كننده آن، عزيز و شكست ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 11
11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *
و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم
اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 7،9،10
7- قرآن ، حقايقى نازل شده از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم
تصريح به «نزّل»، بيانگر اين حقيقت است كه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مفاهيم و حقايق قرآن راابداع نكرده; بلكه قرآن به همين صورت از جانب خداوند بر آن حضرت نازل شده است.
9- قرآن ، حقايق و قوانينى در جهت رشد و تكامل بشر
و هو الحقّ من ربّهم
با توجه به اين كه ضمير «هو» به «ما نزّل. ..» (قرآن) بازمى گردد; از تعبير «من ربّهم» استفاده مى شود كه قرآن نشأت يافته از مقام ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان ها است.
10- مفاهيم و معارف قرآن ، حق ، و به دور از پوچى و تضاد با ارزش ها و واقعيت هاى هستى
و ءامنوا بما نزّل على محمّد و هو الحقّ
از اطلاق واژه «حقّ» بر قرآن (مانزّل على محمّد)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 6
6- پيام هاى پروردگار ( آيات قرآن ) ، سراسر حق و به دور از بطلان و پوچى
الذين كفروا اتّبعوا البطل و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم
از مقابله حق و باطل و اين كه «حقّ» مقيد به «من ربّهم» شده; استفاده مى شود كه «ما نزّل على محمّد» جز حق چيزى نيست و باطل به خداوند انتساب ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 2
2- قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نمود هاى بارز حق
و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر ... بل كذّبوا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 10
10 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرّا از هرگونه باطل
و ما نزل من الحقّ
در صورتى كه «حقّ» در آيه شريفه، مقابل باطل به كار رفته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 51 - 1،2،3
1 - قرآن ، كتابى است سراسر حق .
و إنّه لحقّ اليقين
2 - حقانيت قرآن و درستى تعاليم آن ، امرى است يقينى و ترديدناپذير .
و إنّه لحقّ اليقين
3 - وجود مسائل و معارف يقينى و ترديدناپذير در قرآن
و إنّه لحقّ اليقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 141 - 6
6 - « و قال الصادق ( ع ) : ما تقارع قوم ، ففوّضوا أمرهم إلى اللّه تعالى إلاّ خرج سهم المحق و قال : أىّ قضية أعدل من القرعة إذ فوّض الأمر إلى اللّه ؟ أليس اللّه تعالى يقول : « فساهم فكان من المدحضين » ;
امام صادق(ع) فرمود: هيچ قومى قرعه نزدند و امر خود را به خداوند تعالى واگذار نكردند; مگر اين كه سهم كسى كه صاحب حق است از آن بيرون آمد. امام فرمود: چه قضيه اى به عدالت نزديك تر از قرعه است، آن گاه كه كار به خدا واگذار شود؟ آيا خداوند تعالى نفرموده است: «فساهم فكان من المدحضين»؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 9
9 - نقل هاى تاريخى قرآن ، سراسر حقيقت است و افسانه سرايى در آن راه ندارد .
إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 2،4
2- داورى هاى خدا ، بر اساس و محور حق است .
ربّ احكم بالحقّ
برداشت ياد شده بنابراين است كه اين است كه قيد «بالحقّ» توضيحى باشد.
4- داورى عادلانه و برحق خداوند ، از شؤون ربوبيت او است .
ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 6
6 - قضاوت و داورى خدا درباره كافران و حق ستيزان ، متكى بر موازين حق و عدل و به دور از كمترين سستى و كاستى
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه
با اين كه واژه «يقضى» معناى حكم و داورى را مى رساند، آمدن قيد «بحكمه» نشانگر اين حقيقت است كه قضاوت الهى مخصوص به او است به گونه اى كه كمترين خلل در آن راه ندارد و بر موازين عدل و حق استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 3،5
3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
5 - ملاك و معيار داورى در نزد خداوند ، حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 1
1 - داورى خداوند ، بر اساس حق است .
و اللّه يقضى بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 11
11 - حكم خداوند به عذاب كافران در دنيا ، مطابق حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه مقصود از «أمر اللّه» عذاب دنيوى (استيصال) باشد; چنان كه موارد بسيارى در قرآن به همين معنا آمده است; مانند عذاب طوفان نوح كه از آن چنين ياد شده است: «قال لاعاصم اليوم من أمر اللّه . ..»، (هود، آيه 43).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 2
2 - قضاوت هاى خداوند ، حكيمانه ترين قضاوت ها و موافق ترين آنها با حقيقت است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
اسم تفضيل «أحكم»، ممكن است از «حُكم» به معناى قضاوت باشد; يعنى، «أقضى» و نيز مى تواند از «حكمة» گرفته شده باشد; يعنى، حكيم تر. در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است; گرچه «حاكمين» بر معناى «قضاوت كنندگان» تطبيق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 5
5 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس حق بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم . .. و إن يكن لهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 4
4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 8،16
8- برپايى قيامت ، حقيقتى ترديدناپذير است .
و أنّ الساعة لاريب فيها
جمله «لاريب فيها» جمله خبريه اى است كه از آن، مبالغه در نهى، اراده شده است; يعنى، نبايد در باره قيامت، ترديد كرد; چه اين كه در موضوع قيامت، جايى براى ترديد وجود ندارد!
16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .
ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها
عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 11
11 - در روز قيامت ، حقانيت وقوع آن روز ، و نادرستى انكار آن ، به رخ منكرانِ قيامت كشيده مى شود .
فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون
عبارت توبيخى «فهذا يوم البعث» قرينه است بر اين كه متعلق «لاتعلمون» حقانيت وقوع قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 18 - 6
6 - اهل ايمان ، آگاه به حقانيت رستاخيز و وقوع حتمى آن
و يعلمون أنّها الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 2،5
2 - برپايى قيامت ، وعده اى به حق از جانب خداوند و رخدادى حتمى و تخلف ناپذير
إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها
عطف جمله «الساعة. ..» بر جمله «إنّ وعد اللّه حقّ»، مى تواند تفسيرى و يا از قبيل عطف خاص بر عام باشد. و در هر صورت، مطلب بالا را افاده مى كند.
5 - صدور وعده قيامت ، از جانب خداوند ، خود كافى براى يقين به حقانيت آن
إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها
برداشت بالا بدان بدان احتمال است كه «إنّ وعد اللّه حقّ» تمهيد و زمينه چينى براى بيان شك ناپذيرى مسأله قيامت «لا ريب فيها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 6
6- برپايى قيامت و تحقق هشدار هاى الهى ، از مصاديق حق
و جاءت سكرة الموت بالحقّ . .. ذلك يوم الوعيد
چنانچه «باء» در «بالحقّ» براى تعديه و مرگ و سكرات آن زمينه آشكار شدن حقايق باشد، نفخ صور و حيات مجدد اخروى و تحقق هشدارهاى الهى بى ترديد مصداقى از همان حقايق خواهد بود كه بر آدمى مكشوف مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 2 - 2
2 - سخن الهى درباره وقوع قيامت و تخلف ناپذير بودن آن ، حق و مبرا از هرگونه كذب و دروغ
ليس لوقعتها كاذبة
«كاذبة» مى تواند مصدر باشد (نظير «عافية و عاقبة»). در اين صورت لام در «لوقعتها»، به معناى «فى» است; يعنى، درباره واقع شدن قيامت دروغى وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 7 - 1
1 - برپايى قيامت و عذاب آن ، امرى است ممكن و داراى حقيقت .
و نريه قريبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 2
2 - برپايى قيامت ، حتمى و صحنه هاى آن ، سراسر حق و منزّه از هر گونه باطل است .
ذلك اليوم الحقّ
درباره «حقّ»، معانى گوناگونى گفته شده است از جمله اين كه اين كلمه مصدر و به معناى لزوم و ثبوت است و نيز نقطه مقابل
باطل را «حقّ» گويند (مصباح). هر گاه مصدرى صفت قرار گيرد، بر مبالغه دلالت دارد; بنابراين «روز حق»; يعنى، روزى سراسر حق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 2
2 - قيامت ، حقيقت دارد و نبايد آن را افسانه پنداشت .
الذين يكذّبون بيوم الدين . .. إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين . كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 15 - 1
1 - قيامت ، حقيقت دارد و نبايد آن را افسانه پنداشت .
الذين يكذّبون بيوم الدين . .. قال أسطير الأوّلين ...كلاّ
حرف «كلاّ» يا به معناى حقّا و يا براى «ردع» است و مخاطب را از پذيرش گفتار قبل، پرهيز مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 4
4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )
ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم
مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 176 - 3
3 - محتواى كتاب هاى آسمانى سراسر حق و پيراسته از هر گونه باطل است .
نزل الكتب بالحق
«بالحق» متعلق به كلمه اى همانند «متلبساً» و حال براى «الكتاب» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 15
15 - حقانيّت محتواى كتاب هاى آسمانى
و انزل معهم الكتاب بالحقّ
بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به عامل مقدر و حال از «الكتاب» باشد ; يعنى كتابى كه مصاحب حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 18،20
18 - محور قرار دادن كتب آسمانى در قضاوت ها ، شهادت بر حقانيت آنهاست .
يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
20 - حراست و نگهبانى از كتب آسمانى و شهادت بر حقانيت آن ، مسؤوليت انبياى الهى *
يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
بنابر اينكه ضمير در «استحفظوا» به «النبيون» نيز برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 5،6
5 - گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب
به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.
6 - وجود قرآن ، گواه راستى و درستى كتب آسمانى پيشين
و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب
با در نظر گرفتن اينكه كتابهاى آسمانى به آمدن قرآن نويد داده بودند، لذا نزول قرآن دليل حقانيت آنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 9
9 - كتاب هاى آسمانى و تعاليم الهى ، داراى حقايقى روشن و قابل فهم براى انسان ها
جاءتهم رسلهم . .. بالكتب المنير
از توصيف كتاب به «منير» (روشن و روشنگر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 1
1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .
اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ
الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 15
15 - تشريع و گفتار خداوند ، مطابق با حق و واقعيت است .
و اللّه يقول الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 3
3 - كيفر هاى الهى در روز رستاخيز ، بر پايه حق و عدل و به دور از هر شايبه ظلم و بى دادگرى
يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ
«الحقّ» در جمله «دينهم الحقّ» صفت براى «دين» است; يعنى، جزاى عادلانه و به حق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 5،7
5 - مثل هاى قرآن ، حق ( بيانگر واقعيت ها ) و همه از جانب خداوند است .
فيعلمون أنه الحق من ربهم
7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .
فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 2
2 - يهوديان عصر بعثت ، مطمئن به حقانيت رسالت پيامبر و انطباق علايم پيامبر موعود بر آن حضرت
و إذا لقوا الذين ءامنوا قالوا ءامنا . .. قالوا أتحدثونهم بما فتح اللّه
عبارت «ليجاجوكم به . ..; تا به استناد آن حقايق در پيشگاه خدا عليه شما استدلال كنند.» مى رساند كه مصداق مورد نظر از «ما فتح اللّه» حقانيت اسلام و رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است كه در تورات بيان شده است. بنابراين همه يهوديان - چه عالمان و چه عوام ايشان - به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) اطمينان داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 2
2 - يهوديان ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به نداشتن دليل و برهانى روشن بر حقانيت رسالتش متهم مى كردند .
و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت
معمولا بيان جمله با تأكيد حكايت از آن دارد كه مخاطبان، مضمون آن جمله را مورد ترديد قرار داده يا انكار مى كنند و از آن جا كه جمله «و لقد أنزلنا . ..» با حرف لام - كه حاكى از قسم مقدر است - و نيز با حرف «قد» تأكيد شده معلوم مى شود كه يهوديان مخاطب آيه، مضمون جمله فوق را مورد ترديد و يا انكار قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 9،16
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
16 - ادعاى نبود نشانه اى بر حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نيز ساير پيامبران ، ادعايى گزاف و دروغين است .
لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون
جمله «قد بيّنّا الأيات» پاسخ به ادعايى است كه جمله «لولا . .. تأتينا ءاية» آن را بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 3،4
3 - ارسال محمد (صلی الله علیه و آله) به پيامبرى ، ارسالى بجا و بايسته ، در نظام هدايتى بشر
إنا أرسلنك بالحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بالحق» قيد براى ارسال باشد; يعنى، «إنا أرسلنك بالحق; اى پيامبر تو را به سوى مردم به رسالت برانگيختم و اين ارسال، بحق و بايسته بود».
4 - اتمام حجت خداوند بر حقانيت اسلام و رسالت پيامبر
قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون. إنا أرسلنك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 252 - 9
9 - بيان بحقّ تاريخ گذشتگان توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه اى بر حقانيّت رسالت وى
تلك ايات اللّه . .. و انّك لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 20
20 - به گواه گرفتن انبيا بر حقانيّت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، و گواهى خداوند همراه آنان بر اين حقانيّت
ثم جاءكم رسول . .. قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين
بنابراينكه مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 4
4 - آگاهى و شهادت اهل كتاب ، بر حقانيّت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و اسلام
و شهدوا انّ الرسول حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 17،22
17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان
طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء
22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .
و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 14
14 - تورات و انجيل ، حاوى آيات و نشانه هايى دالّ بر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
انّ من اهل الكتب . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا
از رابطه بين ايمان به قرآن و ناديده نگرفتن آيات الهى (تورات و انجيل)، به دست مى آيد كه در آنها بروشنى حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 6
6 - حقانيّت قرآن و پيامبر اسلام ، امانتى الهى كه اهل كتاب وظيفه دار بيان آن بودند .
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 2
2 - قرآن ، دليل حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ارسلناك للنّاس رسولا و كفى باللّه شهيداً . .. افلا يتدبّرون القران
در آيه 79 بيان شد كه خدا، شاهد حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و در اين آيه چگونگى شهادت را اين چنين توضيح مى دهد
كه خداوند قرآن را به صورت معجزه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا شاهد حقانيّت او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 5
5 - گرفتارى مخالفان رسول خدا به عذاب جهنم ، مشروط به آگاهى آنان به حقانيت رسول خداست .
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 166 - 5
5 - تجلى علم الهى در قرآن ، گواهى خداوند بر حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه
جمله «انزله بعلمه» مى تواند تفسيرى براى «يشهد» باشد يعنى نزول قرآن كه مظهرى از علم خداوند است، همان شهادت الهى بر حقانيت قرآن و متعاقباً حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 6
6 - بيان حقايق كتمان شده تورات و انجيل ، نشانى بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون من الكتب
جمله «يبين لكم» پس از «قد جاءكم رسولنا» اشاره به دليل حقانيت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) دارد. مؤيد اين معنا جمله «كنتم تخفون» است كه دلالت بر مخفى نگاه داشتن حقايق در همه ادوار گذشته دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 20 - 6
6 - عناد و لجاجت اهل كتاب در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در عين آگاهى كامل از حقانيت آن حضرت
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم . .. فهم لا يؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 9
9 - لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 8
8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.
إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه
مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 15
15 - جنگ بدر ، ميدان رويارويى جبهه ايمان و كفر ، صحنه تمايز حق و باطل و ثبوت حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يوم الفرقان يوم التقى الجمعان
ال در «الفرقان» براى عهد است و اشاره به جنگ بدر دارد. و فرقان يعنى چيزى كه به وسيله آن بين دو يا چند چيز تمايز داده مى شود. خداوند از آن رو جنگ بدر را فرقان ناميد كه در آن نبرد، على رغم وجود شرايط پيروزى براى مشركان، مسلمانان پيروز شدند و اين نشانه اى بود براى حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 10
10- نقش مؤثر و سازنده انديشه و خردمندى در ره يابى به حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لقد أنزلنا. .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 3،5
3 - تأييد حقانيت و روشنى راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند
إنّك على الحقّ المبين
5 - شريعت و راه و رسم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حقى آشكار و انكارناپذير
إنّك على الحقّ المبين
بر حق بودن حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نظر به دو بعد دارد: حقانيت رسالت او و حقانيت راه او.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 1 - 3
3 - سوگند خداوند به قرآن ، مبنى بر حقانيت و درستى رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
و القرءان
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جواب قسم (و القرءان) - به قرينه آيات مشابه مانند «و القرآن الحكيم * إنّك لمن المرسلين» در سوره «يس» و. .. - مربوط به رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و تقدير آن چنين مى باشد: «و القرءان ذى الذكر إنّك لمن المرسلين يا إنّك صادق».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 12
12 - تأييد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى راه و حركت آن حضرت از سوى خداوند
إنّك على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 1
1- تذكر خدا ، به حقانيت راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و لزوم استوارى آن حضرت بر صراط توحيد
فاعلم أنّه لا إله إلاّ اللّه
با توجه به اين كه خطاب «فاعلم» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آن حضرت خود در رأس يكتاپرستان قرار دارد; تعبير «فاعلم» در حقيقت تأييد راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تشويق ايشان به استوار ماندن در راه توحيدى خود و نينديشيدن به حركت هاى كفرآميز مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 19 - 4
4- پديده مرگ در زندگى انسان ، براساس حكمت و به دور از پوچى و بيهودگى
و جاءت سكرة الموت بالحقّ
مراد از «بالحقّ» مى تواند اين باشد كه پديده مرگ اصولاً پديده اى است به حق و بايسته و اين گونه نيست كه فاقد حكمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 9
9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .
كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم
مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 7 - 10
10 - مشيت هاى خداوند ، گزاف و ناپسند نبوده و متكى به علم همه جانبه او است .
إلاّ ما شاء اللّه إنّه يعلم الجهر و ما يخفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 3
3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 4
4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 16
16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .
ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها
عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 17
17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .
ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 3
3 - اتمام حجت الهى بر مشركان ، در زمينه حقانيت معاد و حيات اخروى
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 3
3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .
كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 4
4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .
عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 9
9 - معبوديت خداوند ، حق ، و معبوديت غير او ، باطل است .
ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ مايدعون من دونه البطل
به قرينه «ما يدعون. ..» مراد از «حق»، حق بودن در معبوديت است. بنابراين كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، عبارت چنين خواهد بود «الذى يدعون من دونه الباطل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 45 - 3
3 - معجزه ، امرى واقعى ، و سحر عملى خيالى و فاقد حقيقت و واقعيت است .
فألقى موسى عصاه فإذا هى تلقف ما يأفكون
«إفك» در اصل به سخنى گفته مى شود كه اصل و ريشه نداشته و دروغ است. بنابراين سحر را بدان جهت «إفك» مى نامند كه فاقد حقيقت و واقعيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 76 - 2
2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .
فلما جاءهم الحق من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 1
1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 46 - 5
5 - وجود نشانه هايى ترديدناپذير در تفاوت معجزه موسى با هرگونه افسون ، در نظر سحرشناسان
فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده از سجده بى درنگ ساحران، در پى مشاهده معجزه موسى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 1
1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 76 - 2
2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .
فلما جاءهم الحق من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 3
3- مخالفت فرعون با دعوت موسى ( ع ) ، از روى لجاجت و با آگاهى كامل از حقانيت او بود .
فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 3
3 - پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران
إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح
مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 2
2 - نامه عمل سراسر حقيقت و خالى از هرگونه خطا است .
يعلمون ما تفعلون
تصريح به علم كاتبان نامه عمل، توجّه دادن به راستى و درستى آن نامه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 166 - 1،10
1 - خداوند و فرشتگان او گواه بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك . .. و الملئكة يشهدون
در برداشت فوق جمله «و الملئكة يشهدون» عطف بر «اللّه يشهد» گرفته شده است و در نتيجه متعلق «يشهدون» نيز «بما انزل اليك» خواهد بود.
10 - قرآن دليلى كافى براى باور به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه
«باء» در «بما انزل اليك» مى تواند سببيه باشد ; در اين صورت متعلق شهادت - به قرينه آيات گذشته - رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد بود ; بنابراين مبنا مفاد جمله «يشهد بما انزل . ..» اين است كه علت شهادت خداوند بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزول قرآن بر وى است، يعنى هر كس قرآن را ملاحظه كند به حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 174 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود حجت و برهانى روشن بر حقانيت رسالت خويش
قد جاءكم برهن من ربكم
مصداق بارز و مورد نظر از «برهان» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است. كه با توجه به آيه 170 و آيات قبل از آن مى توان گفت چيزى كه برهان بر آن اقامه شده، حقانيت رسالت آن حضرت است. مؤيد برداشت فوق فرمايش امام صادق(ع) است كه درباره «برهان» در آيه فوق فرمود البرهان، محمد(صلی الله علیه و آله) ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 285، ح 308; نورالثقلين، ج 1، ص 579، ح 700.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 3
3 - فرستادن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به پيامبرى ، ارسالى به جا و بايسته در نظام هدايتى بشر
إنّا أرسلنك بالحقّ
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «بالحق» قيد براى ارسال باشد; يعنى، «إنّا أرسلناك إرسالاً بالحقّ; اى پيامبر! تو را به سوى مردم به رسالت برانگيختيم و اين ارسال بحق و بايسته بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 1 - 2
2- تأكيد خداوند ، بر حقانيت رسالت پيامبراسلام
ق و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر
سوگند به قرآن در حقيقت تثبيت حقانيت آن و در نتيجه تأكيد بر حقانيت رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و نوعى تأييد غيرمستقيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 2
2- قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نمود هاى بارز حق
و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر ... بل كذّبوا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 46 - 1
1 - پى بردن ساحران به حقانيت رسالت موسى ( ع ) ، در پى مشاهده بطلان افسون خود در برابر معجزه موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون . فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «أُلقى» بر آيه پيش به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 7
7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 105 - 1
1- فرو فرستادن قرآن از سوى خدا و رسيدن آن به دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آدميان ، بر اساس حق و به دور از كمترين خلل و باطلى
و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 6 - 1،7
1 - عالمان ( آشنايان به معارف آسمانى ) ، آنچه را كه از جانب خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است ، حق مى دانند .
و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ
7 - لازمه علم و آگاهى ، قضاوت صحيح و واقع بينانه درباره تعاليم نازل شده از جانب خداوند است .
و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 7
7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن
و هدًى و رحمة لقوم يوقنون
در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 85 - 2
2 - پر شدن دوزخ از شيطان ها و پيروان آنان ، سخنى حق و تحقق يافتنى است .
فالحقّ و الحقّ أقول . لأملأنّ جهنّم منك و ... منهم أجمعين
برداشت ياد شده بر اين ديدگاه است كه جمله «لأملأنّ جهنّم. ..» با تقدير «قسمى»، مقسم عليه براى فالحقّ باشد. هم چنين جمله «و الحقّ أقول» جمله معترضه باشد; يعنى، فالحقّ قسمى لأملأنّ جهنّم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 9
9 - وعده هاى خداوند حق و سخنان او راست و تخلّف ناپذير است .
وعد اللّه حقّاً و من اصدق من اللّه قيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 67 - 4
4 - مشركان مكه به زودى حقانى وعده هاى عذاب الهى را درخواهند يافت.
على أن يبعث . .. لكل نبإ مستقر و سوف تعلمون
پس از تهديد مشركان مكه در آيات قبل به عذاب الهى، گويا از سوى آنان سؤالى مطرح شد كه چرا عذاب تحقق نمى يابد. اين آيه بدين گونه پاسخ مى دهد كه وقوع عذاب، حتمى، ولى منوط به زمان مناسب و شرايط خاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 67 - 6
6 - گذر زمان و حوادث تاريخ همواره تأييد بر حقانيت وعده هاى قرآن خواهد بود.
لكل نبإ مستقر و سوف تعلمون
جمله «سوف تعلمون» تصريح به اين نكته است كه همواره در آينده حقانيت وعده هاى قرآن را نشان خواهد داد. و چون اين جمله همواره صادق است، پس حوادث هر زمان، تأييدى بر حقانيت قرآن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 3
3 - وعده هاى خدا ، حق و تخلف ناپذير است .
وعد اللّه حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 55 - 3،5
3 - وعده هاى خداوند ، حق و تخلف ناپذير است .
ألا إن وعد اللّه حق
5 - وعده خداوند به عذاب مشركان ستمگر ، حق و تخلف ناپذير است .
يقولون متى هذا الوعد . .. ألا إن وعد اللّه حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 5
5- در قيامت ، حقانيت وعده خداوند در حتميت وقوع آن و كذب بودن وعده شيطان در عدم وقوع آن آشكار خواهد شد .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا . .. قال الشيطن ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 5
5- پديدار ساختن اصحاب كهف و پرده برداشتن از راز خواب و بيدارى آنان ، زمينه ساز آگاهى مردم بر حقّانيّت وعده هاى خداوند بود .
و كذلك أعثرنا عليهم ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ
مراد از ضمير فاعل در «ليعلموا» همان مفعول محذوفى است كه براى «أعثرنا» درنظر گرفته شده است; يعنى: «أعثرنا الناس ليعلموا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 91 - 2
2 - عيان شدن وعده ها و وعيد هاى الهى براى مردمان در قيامت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . و برّزت الجحيم للغاوين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 13 - 11
11 - بازگشت موسى ( ع ) به دامن مادر ، نمود حقانيت و تخلف ناپذيرى وعده هاى خداوند
و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «وعد اللّه» مطلق وعده هاى الهى باشد. بنابراين بازگشت موسى(ع) به دامان مادر نمود اين است كه تمام وعده هاى الهى، از همين قبيل بوده و تخلف در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 3
3 - وعده خداوند به پاداش مؤمنان و كيفر معرضان از آيات خدا ، وعده اى حق و تخلّف ناپذير است .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم ... وعد اللّه حقًّا
«وعد» مفعول مطلق و «حقّاً» تأكيد آن است و دلالت بر حقانيت و تخلّف ناپذيرى آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 5 - 2
2 - وعده هاى خدا ، حق و تخلف ناپذير است .
إنّ وعد اللّه حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 52 - 5
5 - كافران در قيامت ، به درستى وعده هاى خداوند رحمان پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .
هذا ما وعد الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 55 - 5
5 - وعده هاى خداوند ، حق و تخلف ناپذير است .
إنّ وعد اللّه حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 1،2،5
1 - وعده هاى خداوند ، حق و تخلف ناپذير
إنّ وعد اللّه حقّ
2 - برپايى قيامت ، وعده اى به حق از جانب خداوند و رخدادى حتمى و تخلف ناپذير
إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها
عطف جمله «الساعة. ..» بر جمله «إنّ وعد اللّه حقّ»، مى تواند تفسيرى و يا از قبيل عطف خاص بر عام باشد. و در هر صورت، مطلب بالا را افاده مى كند.
5 - صدور وعده قيامت ، از جانب خداوند ، خود كافى براى يقين به حقانيت آن
إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها
برداشت بالا بدان بدان احتمال است كه «إنّ وعد اللّه حقّ» تمهيد و زمينه چينى براى بيان شك ناپذيرى مسأله قيامت «لا ريب فيها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 11
11- تحقق وعده خداوند ، به ورود پيروزمندانه مسلمانان به مكه ، گواه تحقق پذيرى وعده او در غلبه اسلام بر تمامى اديان *
لتدخلنّ المسجد الحرام . .. هو الذى أرسل رسوله ... ليظهره على الدين كلّه
خداوند در آيه قبل، به مؤمنان وعده داد كه با ايمنى وارد مكه خواهند شد و اين وعده تحقق يافت. حال در اين آيه، نويد داده است كه اسلام نه بر مشركان مكه; بلكه بر تمامى اديان غلبه خواهد كرد و اين وعده، همانند وعده پيشين تحقق پذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 88 - 2
2 - اخبار خداوند از شناخته شدن حقانيت وعده ها و وعيد هاى قرآن
و لتعلمنّ نبأه بعد حين
برخى از مفسران بر اين باوراند كه مقصود از «نبأه» (خبر قرآن) مجموعه وعده ها و وعيدهاى قرآن است; اعم از عذاب ها و شكست هاى كافران و پيروزى هاى مؤمنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 91 - 2
2 - عيان شدن وعده ها و وعيد هاى الهى براى مردمان در قيامت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . و برّزت الجحيم للغاوين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 88 - 2
2 - اخبار خداوند از شناخته شدن حقانيت وعده ها و وعيد هاى قرآن
و لتعلمنّ نبأه بعد حين
برخى از مفسران بر اين باوراند كه مقصود از «نبأه» (خبر قرآن) مجموعه وعده ها و وعيدهاى قرآن است; اعم از عذاب ها و شكست هاى كافران و پيروزى هاى مؤمنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 16
16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس
به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 5
5- ولايت حق و اصيل ، ويژه خدا است .
أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 6
6- برپايى قيامت و تحقق هشدار هاى الهى ، از مصاديق حق
و جاءت سكرة الموت بالحقّ . .. ذلك يوم الوعيد
چنانچه «باء» در «بالحقّ» براى تعديه و مرگ و سكرات آن زمينه آشكار شدن حقايق باشد، نفخ صور و حيات مجدد اخروى و تحقق هشدارهاى الهى بى ترديد مصداقى از همان حقايق خواهد بود كه بر آدمى مكشوف مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 9
9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .
كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم
مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 2
2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) - به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود - بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 16 - 3
3- گريه و ناله ، نمى تواند دليل صداقت و حقانيت باشد .
و جاءو أباهم عشاءً يبكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 5،6
5 - تورات و انجيل ، حاوى شواهد و نشانه هايى بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام و معارف اسلام هستند .
من بعد ما بينه للناس فى الكتب
برخى بر آنند كه مراد از «الكتاب» تورات و انجيل و مقصود از «البينات و الهدى» دلايل و رهنمودهايى است كه مردم را به حقانيت نبوت و احكام اسلام هدايت مى كنند. آيات گذشته - كه درباره كتمان حقانيت تغيير قبله بود - مؤيد اين احتمال است.
6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .
الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 14
14 - حقانيت اسلام ، متكى بر برهان و دلايل روشن
ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 11
11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل
و ءاتينهم بيّنت من الأمر
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 7
7 - فتح مكه ، نشانه حقانيت اسلام و حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ديدگاه مردم عصر بعثت
إذا جاء نصر اللّه . .. يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 6
6- بهره مندى از نعمت هاى دنيايى و عمرِ طولانى جوامع و تمدن ها ، دليل بر حقانيت و موفقيت آنان نيست .
بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر . .. أفهم الغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 18
18 - نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .
قد جاءتكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 106 - 3
3 - معجزه ، نشان صداقت انبيا در ادعاى رسالتشان
إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 118 - 4
4 - معجزه پيامبران در راستاى اثبات حقانيت آنان و خنثى كردن عملكرد مخالفان دين است .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 5
5 - پيامبران الهى ، داراى دلايل روشن و براهين غير قابل انكار بودند .
جاءتهم رسلهم بالبينت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 3
3 - پيامبرانِ بعد از حضرت نوح ( ع ) پس از رو به رو شدن با ايستادگى و تكذيب قومشان ، معجزات و براهين روشنى - كه شاهد صدق ادعايشان بود - به مردم ارائه كردند .
ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم فجاءوهم بالبينت
«بينات» در اين آيه مى تواند شامل معجزات نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 42 - 7
7 - معجزه ، راهى براى اثبات حقانيت رسالت و نبوت پيامبران
اذهب أنت و أخوك ب--َايتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 3،6
3 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دو ملاك و معيار براى سنجش درستى ادعاى رسالت و پيامبرى در ديدگاه مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار )
اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
6 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دليل درستى إدعاى رسالت و پيامبرى
اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 6 - 3
3 - پيامبران ، داراى معجزات و دلايل روشن بر حقانيت رسالت خويش
تأتيهم رسلهم بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 3
3 - رسولان الهى ، خود برهانى روشن بر حقانيّت مكتب خويش اند .
البيّنة . رسول من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 6
6 - قرآن دليلى بر حقانيت تورات و انجيل *
مصدقاً لما معكم
تصديق كتابهاى آسمانى از سوى قرآن، مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن، تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن، مايه اثبات راستى و درستى آن كتابها شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 2
2 - سرگذشت هلاكت بار قوم ثمود ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
خداوند، پس از بيان موضع تكذيب گرانه ثموديان نسبت به هشدارهاى الهى; انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 14
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 18
18 - نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .
قد جاءتكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 11،13
11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .
ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة
13 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر حجتى روشن عليه شرك و دليلى واضح بر حقانيت توحيد و اسلام
ليقضى اللّه . .. ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة
«ليهلك» متعلق به «يقضى» است. يعنى هدف از تحقق جنگ بدر اين بود كه ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 6
6 - نيايش شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت عقيده توحيدى
فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا
برداشت ياد شده از آن جا است كه مخاطبان آيه شريفه، مشركان مكه هستند و اين آيه، در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 6
6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصايب ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى
و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا
روى سخن در اين سوره با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دليلهاى روشن توحيد ربوبى و پوچى انديشه شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 6
6 - قرآن دليلى بر حقانيت تورات و انجيل *
مصدقاً لما معكم
تصديق كتابهاى آسمانى از سوى قرآن، مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن، تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن، مايه اثبات راستى و درستى آن كتابها شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 17،18
17 - گواهى قرآن بر راستى و درستى تورات ، از نشانه هاى حقانيت قرآن
و هو الحق مصدقاً لما معهم
توصيف قرآن به تصديق كننده تورات، پس از ادعاى حقانيت قرآن (و هو الحق) استدلالى است براى يهوديان بر لزوم ايمان آوردن به آن.
18 - قرآن ، گواه و دليلى بر راستى و درستى تورات است . *
و هو الحق مصدقاً لما معهم
تصديق كتابهاى آسمانى اهل كتاب از سوى قرآن، محتمل است به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوئيهاى آن كتاب ها، مبنى بر آوردن قرآن تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن مايه اثبات راستين و درستى آن كتاب هاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 97 - 7،8
7 - قرآن ، محتواى تورات را تأييد و راستى و درستى آن را تصديق مى كند .
مصدقاً لما بين يديه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «مصدقاً» حال براى ضمير مفعولى «نزله» - كه مراد از آن قرآن است - باشد. مقصود از «ما
بين يديه» (كتابى كه پيش از قرآن بوده است)، در آيه مورد بحث، تورات است.
8 - وجود قرآن ، گواه و شاهدى بر حقانيت تورات است . *
مصدقاً لما بين يديه
تصديق تورات از سوى قرآن (مصدقاً لما بين يديه) محتمل است به اين معنا باشد كه: قرآن گواه صدق و درستى تورات است; يعنى، نزول قرآن موجب آن شد كه اخبار و پيشگوييهاى تورات مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. بنابراين قرآن مايه اثبات راستى و درستى تورات و گواه حقانيت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 14
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 4
4 - اتمام حجت خداوند بر انسان ها ، از راه ارائه آيات و نشانه هايش بر حقانيت خود
هو الذى يريكم ءايته
يادآورى آيات و نشانه هاى ارائه شده از سوى خداوند به بشر - پس از ذكر عذاب شدن كافران و منكران - مى تواند به منظور اتمام حجت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 1،2
1 - كتاب هاى آسمانى ، حاوى احكام و معارف دينى و در بردارنده دلايلى روشن بر حقانيت آنها
ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
2 - خداوند ، احكام و معارف دينى و دلايل حقانيت آنها را نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى بيان داشته است .
ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
«هدى» به معناى هدايت كننده است و مقصود از آن در آيه شريفه احكام و معارف دين مى باشد. «بينات» به معناى دلايل روشن است و مراد از آن در آيه، دلايل و براهينى است كه براى معارف و احكام دينى ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 15
15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 2
2 - سرگذشت هلاكت بار قوم ثمود ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
خداوند، پس از بيان موضع تكذيب گرانه ثموديان نسبت به هشدارهاى الهى; انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 4
4- فراوانى پيروان و سابقه تاريخى يك انديشه ، دليل حقانيت آن نيست .
قالوا وجدنا ءاباءنا . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
برداشت ياد شده از آن جا به دست مى آيد كه مردم بت پرست در پاسخ به اعتراض حضرت ابراهيم(ع)، مسأله سابقه تاريخى انديشه بت پرستى و فزونى پيروان انديشه شرك را مطرح كردند; ولى حضرت ابراهيم(ع) با گمراه خواندن آنان و اجدادشان چنين استدلالى را مردود دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 2 - 4
4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .
لاريب فيه هدًى للمتقين
«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 17
17 - گواهى قرآن بر راستى و درستى تورات ، از نشانه هاى حقانيت قرآن
و هو الحق مصدقاً لما معهم
توصيف قرآن به تصديق كننده تورات، پس از ادعاى حقانيت قرآن (و هو الحق) استدلالى است براى يهوديان بر لزوم ايمان آوردن به آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 4
4 - قرآن ، متضمن آيات و دلايلى روشن بر حقانيت خود و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت
مقصود از «ءايات» مى تواند آيات قرآنى باشد و مى تواند معجزات و دلايلى باشد كه بر صداقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن دلالت دارد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 12
12 - وجود دلايل حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات و انجيل
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 3
3 - كتاب هاى آسمانى پيشين ، سند زنده اى براى اثبات حقانيت و الهى بودن آيات قرآن كريم
فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك
تذكر اين نكته لازم است كه مراد از كتابهاى آسمانى پيشين، كتابهايى است كه دست تحريف، آنها را دگرگون نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 1 - 10
10- آيات قرآن ، دليلى است متقن و روشن بر الهى بودن قرآن و درستى حقايق مطرح شده در آن .
كت--ب أُحكمت ءاي--ته ثم فصلت من لدن حكيم خبير
كلمهء ((آيات )) به معناى نشانه هاست . ناميده شدن بندهاى قرآن به اين نام سپس توصيف آنها به اينكه از ناحيهء خداى حكيم داناست ، اشاره به اين دارد كه : جملات قرآن ، آيت و نشانى بر الهى ، حكيمانه و عالمانه بودن آنهاست . بنابراين آيهء فوق را مى توان چنين معنا كرد: اين قرآن ، كتابى از ناحيهء خداى حكيم و خبير است و تك تك آيات آن ، دلالت بر اين مدعا دارد و اين دلالت هم متقن است و هم واضح و روشن .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 10
10- راه نداشتن نسيان در ذات اقدس خداوند ، پشتوانه حقانيت گزارش هاى قرآن از تاريخ پيامبران پيشين
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 6
6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن
فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 12
12- قرآن ، بهترين و نيرومندترين دليل و معجزه بر اثبات حقانيت خود وپيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
لقد أنزلنا إليكم كتبًا فيه ذكركم أفلاتعقلون
آيه شريفه، مى تواند پاسخى باشد به درخواست بهانه جويانه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى برآوردن معجزه بر اثبات حقانيت خويش; يعنى، اگر آنان تعقل كنند، خواهند فهميد كه قرآن معجزه پيامبراسلام است. گفتنى است تأكيد شدن اين حقيقت با لام قسم و حرف تحقيق (لقد) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 50 - 6
6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .
هذا ذكر مبارك أنزلنه أفأنتم له منكرون
خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 1
1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 76 - 2
2 - تشريح سخن حق در قرآن در زمينه موضوعات مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمود حقانيت آن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون
از مضمون آيه استفاده مى شود كه بيان حق، نشانگر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. علاوه بر اين كه سير آيات گذشته به اين صورت است كه از مسأله توحيد آغاز شده و سپس به حقانيت معاد و اكنون به حقانيت قرآن پرداخته شده است. گفتنى است كه حقانيت قرآن مستلزم حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 4
4 - تصديق و تأييد رسولان پيشين از سوى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، نشانه درستى رسالت آن حضرت و حقانيت قرآن
بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين
خداوند در اين آيه به دو مطلب اشاره فرموده است: 1- تأييد حقانيت آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورده است (قرآن); 2- توصيف آن حضرت به تصديق كننده رسولان پيشين. بيان هم زمان اين دو مطلب، مى تواند دليلى بر راستى رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) و لزوم تصديق آن حضرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 88 - 1
1 - گذشت زمان و آينده بشريت ، بستر كشف حقانيت قرآن
و لتعلمنّ نبأه بعد حين
طبق نظر مفسران، ضمير در «نبأه» به قرآن بازمى گردد و مقصود از «نبأ» خبر حق بودن قرآن است; يعنى، به زودى خواهيد فهميد كه قرآن و گفته هاى آن، حق و مطابق با واقعيت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 3
3 - نشانه ها و دلايل حقانيت قرآن ، نهفته در متن طبيعت و اسرار وجود آدمى
سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ
بنابراين كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد، انطباق آيات مربوط به پديده هاى طبيعى با واقعيت جهان طبيعت، نشانگر حقانيت قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 11
11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل
و ءاتينهم بيّنت من الأمر
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 4،7
4- ايمان و اعتقاد برخى از پيروان اديان آسمانى به قرآن ، تأييدى بر حقانيت آن
إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله
ارزش ايمانِ اهل كتاب به قرآن و پيام آن براى ديگران، از آن جهت است كه آنان با پيام وحى آشنا هستند و ايمانشان به قرآن، بر اساس آگاهى به پيام و محتواى كتاب هاى آسمانى است. از اين جهت مى تواند براى ديگران دليل و حجت باشد.
7- وجود قرينه هايى در متن تورات ، بر حقانيت قرآن *
و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن
مترتب شدن ايمان به قرآن، بر ايمان به تورات و آيين موسى، ممكن است از آن جهت باشد كه در تورات، قرينه هايى بر حقانيت قرآن وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 33 - 4
4 - دلايل حقانيت قرآن ، متجلى در متن آن براى حق جويان
أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون
«بل لايؤمنون»; يعنى، اينان نمى خواهند ايمان بياورند; و گرنه حقانيت قرآن و الهى بودن آن، بدان اندازه پنهان نيست كه آنها درك نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 10
10 - ذكر تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، زداينده هرگونه شك و ترديد ، از دل اهل كتاب و مؤمنان نسبت به حقانيت و درستى قرآن
و لايرتاب الذين أُوتوا الكتب و المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 54 - 1
1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة
كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 50 - 4
4 - قرآن ، داراى مضامينى روشن و دلايلى گويا ، بر صدق و درستى خويش
فبأىّ حديث بعده يؤمنون
از اين كه ايمان نياوردن به قرآن، امرى شگفت آور تلقى شده است; مى توان پى برد كه راستى و درستى قرآن، آن چنان روشن است كه به اثبات از بيرون نياز ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 25 - 6
6 - دور بودن ساحت قرآن از دخالت شيطان ، ضامن حقانيت و درستى تعاليم آن
إنّه لقول رسول . .. و ما هو بقول شيطن رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 6
6 - شنوايى و بينايى مطلق خداوند ، دليل به حق بودن داورى او در ميان بندگانش
و اللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه هو السميع البصير»، در مقام تعليل براى جمله « واللّه يقضى بالحقّ» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 103 - 1
1- عذاب هاى نازل شده بر امت هاى كفرپيشه و مشرك ، نشانه اى بزرگ بر وجود قيامت و عذاب هاى اخروى است .
إن فى ذلك لأية
«آية» به معناى نشانه است و متعلق آن - به قرينه «لمن خاف عذاب الأخرة» - حقانيت قيامت و عذابهاى آن است. نكره آوردن «آية» براى رساندن بزرگى و عظمت آن مى باشد. بنابراين «إن فى ذلك لأية»; يعنى، همانا در آن عذابهاى دنيوى، نشانه بزرگى است بر حقانيت قيامت و عذابهاى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 3
3 - پديده حيات و احياى زمين مرده ، نشانه راستى قيامت و دليل توانايى خداوند بر احياى مردگان است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه پس از طرح مسأله برانگيختن انسان ها - كه كافران آن را انكار مى كردند - آمده است. و در حقيقت، اين آيه درصدد اثبات قيامت و نشان دادن جلوه اى از قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 6
6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 23 - 5
5 - نزول كتابى آسمانى بر موسى ( ع ) ، دليلى بر حقانيت و تحقق لقاءاللّه است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا. .. و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من
احتمال دارد - به قرينه سياق - مراد از «لقاء»، روز قيامت و معاد باشد و مرجع ضمير در «لقائه» واژه «بعث» باشد كه مستفاد از آيه هاى ده و چهارده است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «تو در لقاى ربّ - كه قرآن درباره آن سخن گفته - ترديدى به خود راه نده! چرا كه قرآن - حاوى مسأله لقاى ربّ - نازل شده از ناحيه كسى است كه تورات را به موسى(ع) داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) برخوردار از دلايل و معجزاتى روشن بر حقانيت رسالت خويش
و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت
چون سخن در اين بخش از سوره درباره دعوت به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، مى توان گفت متعلق «آيات بينات» (نشانه هاى روشن) راستى و درستى قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 14،18،19
14 - خداوند ، نشانه هاى بسيارى را براى اثبات حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در اختيار مردم قرار داده است .
قد بيّنّا الأيت
«ال» در «الأيات» براى استغراق و شمول است و مقصود از آن در آيه شريفه، كثرت و فراوانى است.
18 - آيات قرآن ، نشانه هايى روشن بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قد بيّنّا الأيت
مراد از «الأيات» مى تواند همه نشانه هايى باشد كه گواه بر راستى و درستى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه بارزترين آنها، آيات قرآن مى باشد و نيز منظور از آن مى تواند خصوص آيات قرآن باشد.
19 - مشركان بر اثر جهل و لجاجت ، آيات قرآن را نشانه اى بر حقانيت پيامبر نمى شمردند .
قال الذين لايعلمون لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 7،8
7 - تغيير يافتن قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نشانه هاى بيان شده در اديان پيشين براى حقانيت پيامبر موعود
فول وجهك شطر المسجدالحرام . .. لئلا يكون للناس عليكم حجة
تعليل «لئلا يكون . ..» گوياى اين است كه: استمرار مسلمانان بر قبله سابق (بيت المقدس) موجب مى شد كه مخالفان اسلام عليه حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان احتجاج كنند. بنابراين بايد تغيير قبله از نشانه هاى مطرح شده در كتابهاى آسمانى پيشين، به عنوان نشانه اى بر حقانيت پيامبر موعود شمرده شده باشد.
8 - تعيين كعبه به عنوان قبله مسلمانان ، موجب روشن شدن حقانيت پيامبر اسلام براى گروهى از مخالفان
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
وجود حجت براى ستمگران - كه مفاد جمله استثنائيه است - بدان معنا نيست كه ستم پيشگان عليه مسلمانان دليل دارند; بلكه مراد تقسيم مخالفان است به دو جناح: جناحى كه از سر ظلم و ستم با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالفت مى كردند و جناحى كه بر اساس شبهه دست به مخالفت زده اند. دسته اول در هر حال - چه تغيير قبله حاصل مى شد، يا نمى شد - به مخالفت و دشمنى ادامه مى دادند و دسته دوم به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى برده و از تبليغات سوء دست مى كشيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 5،6
5 - تورات و انجيل ، حاوى شواهد و نشانه هايى بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام و معارف اسلام هستند .
من بعد ما بينه للناس فى الكتب
برخى بر آنند كه مراد از «الكتاب» تورات و انجيل و مقصود از «البينات و الهدى» دلايل و رهنمودهايى است كه مردم را به حقانيت نبوت و احكام اسلام هدايت مى كنند. آيات گذشته - كه درباره كتمان حقانيت تغيير قبله بود - مؤيد اين احتمال است.
6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .
الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 7 - 6
6 - كفرورزى، موجب انكار هر گونه معجزه و آيه (گواه حقانيت پيامبر) هر چند ملموس و قابل حس باشد.
و لو نزلنا عليك . .. لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 20 - 13
13 - عن أبى عبداللّه(ع) قال: هذه الآية نزلت فى اليهود و النصارى يقول اللّه تبارك و تعالى: «الذين آتيناهم الكتاب - يعنى التوراة و الإنجيل - يعرفونه - يعنى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) . .. لأن اللّه عز و جل قد أنزل عليهم فى التوراة و الإنجيل و الزبور صفة محمّد(صلی الله علیه و آله) ... و مبعثه ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 6
6 - مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.
قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 5،12
5 - نزول قرآن معجزه اى كافى براى اثبات حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله)
أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا
12 - وجود دلايل حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات و انجيل
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 203 - 1
1 - آيات قرآن نشانه و معجزه اى براى حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذا لم تأتهم باية
كلمه «آيه» به معناى نشانه و دليل است و مراد از آن آيات قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 14 - 7
7- قرآن ، معجزه و سند حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
أم يقولون افتريه . .. فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 12
12- قرآن ، بهترين و نيرومندترين دليل و معجزه بر اثبات حقانيت خود وپيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
لقد أنزلنا إليكم كتبًا فيه ذكركم أفلاتعقلون
آيه شريفه، مى تواند پاسخى باشد به درخواست بهانه جويانه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى برآوردن معجزه بر اثبات حقانيت خويش; يعنى، اگر آنان تعقل كنند، خواهند فهميد كه قرآن معجزه پيامبراسلام است. گفتنى است تأكيد شدن اين حقيقت با لام قسم و حرف تحقيق (لقد) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 226 - 3
3 - هماهنگى عميق گفتار و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمود اصالت پيام هاى آن حضرت
و أنّهم يقولون ما لايفعلون
خداوند - تبارك و تعالى - در مذمت شاعران، سرگردانى و دوگانگى گفتار و رفتار آنان را مطرح ساخته است; تا انسان ها در پيام وحى و سخنان و كردار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بينديشند و از هماهنگى گفتار و كردار آن حضرت، به واقعيت و اصالت آن پيام پى برده و دريابند كه قرآن وحى آسمانى است، نه بافته هايى شعرگونه و وهمى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 76 - 2
2 - تشريح سخن حق در قرآن در زمينه موضوعات مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمود حقانيت آن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون
از مضمون آيه استفاده مى شود كه بيان حق، نشانگر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. علاوه بر اين كه سير آيات گذشته به اين صورت است كه از مسأله توحيد آغاز شده و سپس به حقانيت معاد و اكنون به حقانيت قرآن پرداخته شده است. گفتنى است كه حقانيت قرآن مستلزم حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 3 - 2
2 - قرآن ، دليل صدق و گواه راستى رسالت پيامبراسلام است .
و القرءان الحكيم . إنّك لمن المرسلين
برخى از مفسران برآنند كه ميان آيه شريفه و آيه قبل، ارتباط نزديكى وجود دارد; بدين صورت كه هر دو آيه درصدد اثبات راستى رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از راه قرآن مى باشند; منتها اين حقيقت در قالب سوگند بيان شده است و انتخاب اين قالب، صرفاً براى جلب توجه بيشتر مخاطبان به اين امر مهم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 4
4 - تصديق و تأييد رسولان پيشين از سوى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، نشانه درستى رسالت آن حضرت و حقانيت قرآن
بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين
خداوند در اين آيه به دو مطلب اشاره فرموده است: 1- تأييد حقانيت آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورده است (قرآن); 2- توصيف آن حضرت به تصديق كننده رسولان پيشين. بيان هم زمان اين دو مطلب، مى تواند دليلى بر راستى رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) و لزوم تصديق آن حضرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 11
11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل
و ءاتينهم بيّنت من الأمر
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 4
4- هماهنگى محتواى قرآن با تعاليم پيامبران پيشين ، گواه آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم يقولون افتريه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل
واژه «بدعاً» مى تواند ناظر به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، او اولين رسولى نيست كه مبعوث شده است; بلكه قبل از او نيز رسولان ديگرى بوده اند. هم چنين مى تواند ناظر به اقوال و افعال پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، آن حضرت ابداع كننده اقوال و سخنان تازه اى نيست; بلكه سخنان او پيشينه در اقوال و سخنان پيامبران گذشته دارد. برداشت ياد شده براساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 30 - 7
7- قرآن و محتواى آسمانى آن ، كافى براى اثبات حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
صرفنا إليك . .. يستمعون القرءان ... إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى ... يهدى
برداشت بالا با توجه به دو نكته است زير استفاده شده است: 1- مؤمنان پيشتاز جن، فقط با استماع قرآن به آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى بردند 2- در مقام دعوت قوم، باز بر محتواى پيام قرآن تكيه نمودند; نه بر معجزه و نظائر آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 8
8 - دعوت مردم از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تسليم و انقياد در برابر خداوند - و نه فراخوانى آنان به اطاعت خويش - نشانه حقانيت او است .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. و هو يدعى إلى الإسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 53 - 2
2 - نازل شدن نامه اى سرگشاده از سوى خداوند ، براى يكايك انسان ها در اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابجا و غيرمنطقى
بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 54 - 1
1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة
كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 69 - 7
7 - بلعيده شدن سِحر ساحران به وسيله عصاى موسى ، نشانه بطلان سِحر و حقانيت معجزه موسى
و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا إنّما صنعوا كيد سحر
جمله «إنّما صنعوا. ..» تعليل براى «تلقف» است; يعنى، بدان جهت كه سحر، كيدى بيش نيست، در برابر حقيقت اعجاز موسى نابود خواهد شد و به دين وسيله بطلان سحر ساحران و حقانيت معجزه اثبات خواهد گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 3
3 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايلى فراوان بر حقانيت رسالت خويش
ثم بعثنا من بعدهم موسى بئايتنا
كلمه «آيات» به معناى علامتها و نشانه هاست و از مصاديق آن به قرينه «بعثنا»، نشانه هاى راستى و درستى بعثت موسى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 5
5 - موسى ( ع ) براى اثبات رسالت الهى خويش برخوردار از دليلى روشن بود .
قد جئتكم ببينة من ربكم
«با» در «ببينة» به معناى مصاحبت است. بنابراين جمله «قد جئتكم ببينة» يعنى من با دليلى روشن به سوى شما آمدم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 108 - 2
2 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، دومين معجزه موسى و آيتى براى حقانيت رسالت او
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 118 - 3
3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 2
2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 4
4 - بينات ( دلايل روشن ) موسى ( ع ) ، برهان هايى واضح بر حقانيت او و باطل بودن ادعا هاى فرعون
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 7
7 - مستند بودن نامه اعمال آدميان ، دليل حق بودن و كاستى نداشتن آن
ينطق عليكم بالحقّ إنّا كنّا نستنسخ
«إنّا كنّا. ..» در مقام تعليل است و تكرار ضماير متكلم و نيز تأكيد به وسيله «إنّ»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 9
9 - حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 16
16 - احاطه ربوبيت خداوند بر هستى ، گواه حقانيت پيام او و هماهنگى آن با قوانين نظام هستى
سنريهم ءايتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 8
8 - پرهيز شعورمندان از كلام دروغين ، دليل راه نداشتن باطل در حريم وعده هاى خداوند ( آفريدگار شعور ) *
إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون
تعبير «مثل أنّكم تنطقون» ممكن است در بيان اين معنا آمده باشد كه اگر انسان شعورمند، از باطل گريزان است و ارزش را در حقيقت مى بيند; پس چگونه ممكن است كه سخن پروردگار آدميان و خالق نطق (شعور)، بى حقيقت و وعده اش تحقق ناپذير
باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 5
5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 7 - 4
4 - توجّه به حقانيت مواضع عقيدتى خويش ، موجب تقويت روح صبر و بردبارى در مسير عقيده و دفاع از آن
فاصبر . .. إنّهم يرونه بعيدًا . و نريه قريبًا
از يادآورى مسأله حقانيت معاد براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - پس از توصيه به ايشان مبنى بر صبر و مقاومت در انجام رسالت - مطلب ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 15،17
15- لزوم زدودن شك و شبهه از خويشتن در باره راستى و درستى قرآن
فلاتك فى مرية منه
مراد از ضمير در «منه» قرآن است و مخاطب جمله «فلاتك . ..» تك تك انسانهاست.
17- درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .
أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه
روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك
مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 13
13- زليخا شهادت زنان اشراف بر پاكدامنى يوسف ( ع ) را تصديق كرد و سخن آنان را مايه روشن شدن حقيقت دانست .
قالت امرأت العزيز الئن حصحص الحق
«حصحصة» (مصدر حصحص) به معناى روشن شدن چيزى پس از كتمان آن است. برخى نيز گفته اند به معناى ثبوت و استقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 6
6- تاريخ ، بسترى براى ظهور و تجلى حقانيت دين الهى است .
فتربّصوا فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ
مطرح ساختن آينده به عنوان زمان ظهور قطعى حقايق، بيانگر اين نكته است كه بستر تاريخ ظرفى مناسب براى احقاق حق است كه حقايق را به تناسب حوادث، به منصه ظهور مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 3
3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 5
5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 5
5 - دانش بشر و دريافت هاى علمى او ، در پهنه طبيعت و وجود انسان ، همواركننده راه درك حقانيت پيام وحى
سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
خداوند حقايقى را در قرآن در مورد انسان مطرح نموده است. از انطباق آن با واقعيت وجودى انسان، حقانيت قرآن آشكار مى گردد.اين برداشت در صورتى است كه ضمير در «أنّه»، به قرآن باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 3 - 1
1 - سوگند خداوند بر حقانيت و درستى رسالت پيامبراسلام
إنّك لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 1
1 - سوگند خداوند ، بر حقانيت و تخلف ناپذيرى وعده هاى خويش
و ما توعدن . فَوَربّ السّماء و الأرض إنّه لحقّ
در اين كه مرجع ضمير در «إنّه» چيست، چند احتمال داده شده است. از جمله آنها اين است كه ضمير به «ما توعدون» (در آيه قبل) بازمى گردد. برداشت بالا براساس اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 1
1- قوم ابراهيم نسبت به حق بودن سخن ابراهيم ( ع ) و جدى بودن او در نفى شرك و بت پرستى ، ترديد داشته و آن را بعيد مى دانستند .
قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 3
3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .
أم ارتابوا
«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 3
3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 16
16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند
كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 3
3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .
أم ارتابوا
«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 22
22- بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .
أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 10
10- آگاه شدن از قرآن و محتواى آن ، آدمى را به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) راهنمايى مى كند .
كفى بالله شهيدًا . .. و من عنده علم الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 11
11- اِخبار خداوند به آشكار شدن حقانيت اسلام ، براى كافران صدراسلام در آينده
ربما يودّ الذين كفروا . .. فسوف يعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول و متعلق علم در «يعلمون» حقانيت اسلام باشد كه مورد انكار آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 9
9- حقانيت اسلام و وعده هاى الهى ، براى هميشه مخفى نمى ماند و در آينده نزديك براى همگان روشن خواهد شد .
فتربّصوا فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 13
13 - گواهى اعضا و جوارح بر گفتار و رفتار انسان ها و جزاى كامل و عادلانه خدا به آنان ، موجب آگاهى آنان به حقانيت خداوند است .
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ و يعلمون أنّ اللّه ه
جمله «و يعلمون. ..» عطف بر «يوفّيهم» است و مقصود از «يومئذ» - به قرينه آيه قبل (يوم تشهد ...) - همان روزى است كه اعضاى بدن عليه انسان گواهى مى دهند. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: روزى كه اعضاى بدن انسان، بر رفتار وى گواهى مى دهند و مردم به جزاى كامل و عادلانه خود مى رسند، در چنين روزى است كه مردم خواهند فهميد كه خدا حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 8 - 1
1 - آگاهى از دلايل روشن الهى بر اثبات حقانيت تعاليم دين ( همچون معاد و جزاى انسان ها در آن روز ) ، مقتضى ايمان به خدا ، رسول او و قرآن است .
فامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه به منزله نتيجه براى مطالب ياد شده در آيات پيشين است. آن مطالب عبارت است از ارائه دلايل روشن بر حقانيت تعاليم الهى و نيز اثبات معاد و... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 13
13- آگاهان به تورات و انجيل در عصر بعثت بر حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) شهادت مى دادند .
و كفى بالله شهيدًا . .. و من عنده علم الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 7
7 - فرعون ، هنگام غرق شدن ، به حقانيت دين موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و باطل بودن آيين خود ، اعتراف كرد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت أنه لا إله إلا الذى ءامنت به بنوا إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 7
7 - فرعون ، هنگام غرق شدن ، به حقانيت دين موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و باطل بودن آيين خود ، اعتراف كرد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت أنه لا إله إلا الذى ءامنت به بنوا إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 11
11- اِخبار خداوند به آشكار شدن حقانيت اسلام ، براى كافران صدراسلام در آينده
ربما يودّ الذين كفروا . .. فسوف يعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول و متعلق علم در «يعلمون» حقانيت اسلام باشد كه مورد انكار آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 20 - 7،12
7 - اهل كتاب، مورد توبيخ خداوند به جهت كتمان حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان نياوردن به او
الذين ءاتينهم الكتب . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون
12 - كتمان كنندگان حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اهل كتاب، ايمان نخواهند آورد.
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. فهم لا يؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 5
5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.
الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 16
16 - احاطه ربوبيت خداوند بر هستى ، گواه حقانيت پيام او و هماهنگى آن با قوانين نظام هستى
سنريهم ءايتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 37 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تأييد كننده رسولان الهى پيشين و گواه بر درستى تعاليم آنان
و صدّق المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 16 - 1
1 - پيامبران مردم انطاكيه ، خدا را بر راستى ادعا هاى خود گواه گرفته و به او سوگند ياد كردند .
قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون
جمله «ربّنا يعلم» (پروردگار ما مى داند) و نظاير آن (مانند «شهد اللّه» و «علم اللّه») در عرف عرب براى گواه گرفتن خدا بر راستى امرى و نيز در حكم قسم و جانشين آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 12
12- حضرت ابراهيم ( ع ) بر صحت عقايد توحيدى خويش گواهى داد و خود را به آثار و پيامد هاى اين عقيده ، ملتزم و متعهد دانست .
و أناْ على ذلكم من الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 2،5،11
2- قرآن ، خود دليل و شاهدى بر راستى و درستى خويش است .
و يتلوه شاهد منه
در اينكه مقصود از «شاهد» چيست، چند نظر ابراز شده است. عبارت «و من قبله كتاب موسى» مى تواند اين نظر را تأييد كند كه: مراد از آن خود قرآن مى باشد. مورد شهادت به دليل «إنه الحق من ربك» حقانيت و الهى بودن قرآن است و «تُلُوّ» (مصدر يتلو) به معناى در پى آمدن است و در پى آمدن شاهد، كنايه از تأييد كردن و پشتيبانى نمودن مى باشد. ضمير در «يتلوه» به «مَن» و ضمير «منه» به «رب» برمى گردد. بنابراين جمله «أفمن ... يتلوه شاهد منه»; يعنى، آيا كسى كه علاوه بر «بيّنه» از پشتيبانى شهادت قرآن برخوردار است، مانند كسى است كه اينگونه نيست؟
5- تورات ، دليلى بر حقانيت قرآن
و يتلوه . .. من قبله كتب موسى
«كتاب» عطف بر «شاهد» است و ضمير در «قبله» به شاهد برمى گردد.
11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات
أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتب موسى
برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 8
8- گواهى دهنده بر حقانيت قرآن از ميان بنى اسرائيل ، فردى دانا و متشخص بود .
و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن
تكيه قرآن بر شهادت فردى از بنى اسرائيل و استفاده از گواهى وى در گرايش دادن مردم به ايمان، نشانگر اين معنا است كه وى، فردى متشخص و صاحب نظر و معتبر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 1 - 3
3- قرآن ، خود گواه حقانيت خويش *
و القرءان المجيد
وجود سوگند به «قرآن» در متن آن، در صورتى منطقى خواهدبود كه از متن قرآن، بتوان اهميت و حقانيت آن را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 11
11 - مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 10
10 - صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 10
10 - صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 2
2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 3،4
3 - آمدن فرشتگان به عنوان پيامبر و يا تصديق كننده قرآن امرى ناشدنى
هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة
با توجه به اينكه آيه مورد بحث ناظر به آيه قبل است و در آن آيه سخن از قرآن و منكران آن بود، معلوم مى شود انتظارات مطرح شده در اين آيه شرايطى است كه براى ايمان به قرآن مطرح شده است. بيان نكردن پيامد نزول ملائكه، در مقابل تحليل سومين پيشنهاد و بيان نتايج آن، اشاره به ناممكن بودن نزول ملائكه بر عموم مردم دارد.
4 - ظهور خداوند براى تصديق قرآن و بيان پيامهاى خويش به طور مستقيم، ناممكن است.
هل ينظرون إلا أن . .. يأتى ربك
«إتيان» در جمله «يأتى ربك» به معناى ظاهر شدن و آشكار گشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 7
7- برخورداران از بصيرت الهى ، دلالت تورات بر حقانيت قرآن را ، به خوبى درمى يابند .
أفمن كان على بيّنة من ربه. ..ومن قبله كتب موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 12
12 - مقام علم شهودى و گواهى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) جايگاهى والاتر از ايمان
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 12
12 - مقام علم شهودى و گواهى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) جايگاهى والاتر از ايمان
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 7،16
7 - گواه طلبى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأييد رسالت آن حضرت*
قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد بينى و بينكم
16 - قرآن، گواه خداوند بر حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل اللّه شهيد بينى و بينكم و أوحى إلىّ هذا القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 5
5 - اگر تمامى موجودات دسته دسته برانگيخته شوند و بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت دهند، برخى كافران ايمان نمى آورند.
و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا
«قبلا» در اين برداشت جمع «قبيل»، به معنى دسته و صنف گرفته شده است. «و القبيل الجماعة ... من اقوام شتى». (قاموس اللغة).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 92 - 6
6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً
«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 11
11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات
أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتب موسى
برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 9
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 1،2،6،9
1 - مشركان ، خواهان گفتگوى مستقيم خداوند با آنان درباره حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه
آيه بعد (انا ارسلنا بالحق . ..) دلالت بر آن دارد كه پيشنهاد اعتراض آميز مشركان (لولا يكلمنا اللّه; چرا خدا با ما سخن نمى گويد) درباره حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
2 - مشركان ، براى پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان نشانه و معجزه اى بر حقانيت او بودند .
و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية
6 - مشركان ، آيات و نشانه هاى رسالت پيامبر را ناديده گرفته مدعى نبودن هيچگونه نشانه اى بر حقانيت او بودند .
و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 7 - 1
1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 44 - 1
1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان
و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 26
26 - پيروزى و فتح يا شكست و شهادت مسلمانان ، نشانه حقّانيّت و يا باطل بودن اسلام نيست .
ظنّ الجاهليّة . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 1 - 15
15- گرايش و عدم گرايش اكثريت مردم به چيزى ، ملاك حقانيّت يا عدم حقانيّت آن نيست .
و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 13
13- حضرت ابراهيم ( ع ) الگو و مقتداى انسان ها و سير و سلوك او ، معيار حق و درستى رفتار آنهاست .
فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) اطاعت و عصيان از فرمانهاى خود را ملاك ارزش و خوبى قرار داد و خداوند نيز اين نكته را در مقام تحسين از او بيان فرمود، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 8
8- گرايش و عدم گرايش مردم و آراى آنان در حقانيّت حق ، بى تأثير است .
الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 20
20 - فرجام امور ، از ملاك هاى درستى و نادرستى آنها است .
أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير
توجه دادن به فرجام راه شيطان و طرح آن با استفهام انكارى، نشان دهنده اين نكته است كه بدى و يا خوبى عاقبت كار، خود ملاكى بر درستى و يا نادرستى آن كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 17
17 - گفتار ها و اظهار نظر ها ، وقتى متقن و پذيرفتنى است كه مطابق با واقع و حق باشد .
ذلكم قولكم بأفوهكم و اللّه يقول الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 5 - 4
4 - بايد قسط و عدالت ، ملاك اظهار نظر و سخن گفتن باشد .
ادعوهم لأباءهم هو أقسط عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 4
4 - مطابقت اعمال و عقايد آدمى با حق نشانه وزين و ثقيل بودن آن عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 10
10 - تعاليم دين ، معيار حقانيت و بطلان باور ها و اعمال است .
أنزل الكتب بالحقّ و الميزان
بنابراين احتمال كه عطف «الميزان» بر «الكتاب» تفسيرى بوده و مراد از «الكتاب» دين باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 4
4 - مطابقت اعمال و عقايد آدمى با حق نشانه وزين و ثقيل بودن آن عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 10
10 - تعاليم دين ، معيار حقانيت و بطلان باور ها و اعمال است .
أنزل الكتب بالحقّ و الميزان
بنابراين احتمال كه عطف «الميزان» بر «الكتاب» تفسيرى بوده و مراد از «الكتاب» دين باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 13
13 - زيبا جلوه كردن كارها نشانه حقانيت و درستى آنها نيست.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جاهلانه بودن اعمال مشركان، در عين زيبا جلوه نمودن آن براى آنها، نشانگر آن است كه جلوه هاى زيبا نشان حقانيت و درستى چيزى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 3،11
3 - ممنوعيت اطاعت رهبران دينى در آنچه بيرون از فرمان و رضايت خداست .
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه
11 - اطاعت از رهبران دينى ، درآنچه بيرون از فرمان و رضايت خدا باشد ، شرك است .
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون
خداوند اهل كتاب را به خاطر اينكه رهبران دينى خود را به جاى خدا «رب» قرار مى دادند و از آنان اطاعت مى كردند، محكوم كرده و آنان را مشرك خوانده است. بنابراين رب قرار دادن رهبران دينى و اطاعت از آنان به جاى اطاعت از فرمانهاى الهى، شرك
خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 6
6 - حق ، پايه و محور احكام و قوانين دين اسلام
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 1
1 - احكام و معارفى حق است كه از ناحيه خداوند باشد .
الحق من ربك
«ال» در «الحق» جنسيه و مفيد استغراق است; يعنى، هر آنچه حق است از ناحيه خداوند مى باشد. البته به مناسبت مورد، مقصود اصلى احكام و معارف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 1
1 - احكام و معارفى حق است كه از ناحيه خداوند باشد .
الحق من ربك
«ال» در «الحق» جنسيه و مفيد استغراق است; يعنى، هر آنچه حق است از ناحيه خداوند مى باشد. البته به مناسبت مورد، مقصود اصلى احكام و معارف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 6
6 - حق و باطل ، ملاك گزينش و يا عدم گزينش معبود است .
ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما يدعون من دونه البطل
تعليل در آيه، به اين كه «خداوند حق است و معبودان ديگر، باطل اند»، نشان دهنده اين است كه حق و باطل، ملاك و معيارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 3
3 - حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ارتباط او با وحى ، امرى ثابت شده براى منافقان
يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم
بيم منافقان از افشاى اسرارشان به وسيله قرآن، تلويحاً مى رساند كه آنان ارتباط پيامبر(صلی الله علیه و آله) با وحى را امرى مسلّم مى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 2
2 - حقانيّت دين ، وابسته به انتساب آن به خداوند است .
البيّنة . .. من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 4
4 - حشر آدميان به سوى خداوند، نشانه اى از حقانيت آفرينش و راه نداشتن بيهودگى در آن است.
و هو الذى إليه تحشرون. و هو الذى خلق السموت و الأرض بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 7
7 - آفرينش انسانِ زيبا صورت و نيكو سيرت ، مظهر و مصداق روشن آفرينش بحق خدا است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 45 - 5
5 - هم آوايى و هماهنگى اديان آسمانى در دعوت به توحيد ، از نشانه هاى صدق مكتب توحيدى اسلام
و سئل من أرسلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 19
19 - ايمان و اعتقاد پيامبران به خدا و محتواى پيام هاى خويش ، نشانه صداقت آنان در ادعاى نبوت و رسالت است .
رسوله . .. الذى يؤمن باللّه و كلمته
توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اينكه خود به محتواى پيامهاى خويش ايمان داشت، مى تواند به منظور دليلى بر صدق رسالت او ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 7
7 - جهان آفرينش و دنياى درون انسان ، كانون تجلى حقانيت خداوند است .
سنريهم ءايتنا . .. و فى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه ضمير «أنّه» به خداوند باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 13
13 - اصرار بر توحيد ، از نشانه هاى اساسى دين حق و از علامت هاى مهم آيين هدايت بخش است .
و قالوا . .. تهتدوا قل بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
جمله «و ما كان من المشركين» در حقيقت بيان علت گزينش آيين ابراهيم، اعلام شايستگى آن براى پيروى و دليل هدايت بخشى آن است; يعنى، به اين دليل كه ابراهيم مشرك نبود و آيين او به شرك آميخته نبود، بايد پيروى شود و به همين دليل آيين او آيينى هدايت بخش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 10
10- پيشرفت اقتصادى و اجتماعى و بهبود آن ، الزاماً نشانه حقانيت يك انديشه و آيين نيست .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 18
18 - بهترين و برترين سخن ، نشانه حقانيت آن و الزام آور براى انسان
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه . .. و أُولئك هم أُولوا الألبب
توصيه خداوند به اهل ايمان مبنى برگزيدن و پيروى كردن بهترين سخن، بيانگر اين حقيقت است كه هرگاه مؤمنان به چنين سخنى دست يافتند، براى آنان حجت و الزام آور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 10
10- پيشرفت اقتصادى و اجتماعى و بهبود آن ، الزاماً نشانه حقانيت يك انديشه و آيين نيست .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 7
7- پيروزمندى قرآن در صحنه تحدى و مبارزطلبى ، تبلور حقانيت بى چون آن است .
قل جاء الحقّ . .. قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ ... لايأتون بمثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 2
2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن
سنريهم ءايتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 11
11 - امى بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( درس نخواندن و خط ننوشتن ) نشانه حقانيت رسالت او و علامتى پيشاروى اهل كتاب براى شناسايى او به پيامبرى و رسالت
الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم
جمله «يجدونه . .. » راهنماى اين معناست كه صفات ذكر شده در آيه، نشانهايى است كه خداوند براى اهل كتاب بيان داشته تا به وسيله آنها پيامبر موعود را شناسايى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 17
17 - امى بودن ( درس نخواندن و خط ننوشتن ) پيامبر ، نشان صداقت وى در ادعاى رسالت
فامنوا باللّه و رسوله النّبىّ لامّى
بر اساس اين احتمال كه توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به امى بودن به منظور استدلال بر حقانيت او ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 10
10 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم در امر رسالت و بى تكلف و تصنع بودن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، نشانه حقانيت آن حضرت است .
قل ما أسئلكم عليه من أجر و ما أنا من المتكلّفين
از آيه بعد كه قرآن را تنها مايه ذكر براى جهانيان معرفى مى كند (إن هو إلاّ ذكر للعالمين)، استفاده مى شود كه آيه مورد بحث - با طرح مسأله نداشتن چشم داشت مادى و بى تكلف بودن پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) - درصدد اثبات رسالت و راستى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 3،6
3 - هر يك از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان به تنهايى آيت و نشانى بر حقانيت رسالت موسى بود .
فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت
جمع آوردن كلمه «ءايت» دلالت دارد كه هر كدام از عذابهاى ذكر شده به تنهايى آيت و نشان حقانيت موسى بوده است.
6 - فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 4
4 - « معجزه » نشانه اى الهى بر حقانيت رسالت و پيام توحيدى موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بايتنا
در قرآن به جاى واژه «معجزه»، «آيت و نشانه» به كار رفته است كه بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 5
5- سرزنش اهل كتاب از سوى خداوند ، به خاطر امتناع از ايمان ، على رغم آشكار شدن حقانيت اسلام بر ايشان *
إنّ الذين ارتدّوا على أدبرهم . .. الشيطن سوّل لهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «الذين ارتدّوا. ..» اهل كتاب باشند; زيرا آنان با برخوردارى از كتاب آسمانى و وعده هاى الهى به بعثت رسول خاتم(صلی الله علیه و آله) و عالمان به كتاب، نزديك ترين گروه و سزاوارترين آنان به شناخت حقانيت اسلام و قرآن بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 18
18 - دين اسلام ، استوار بر برهانى روشن ، رسالتى الهى و كتابى آسمانى و پاك
تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 8 - 1
1 - آگاهى از دلايل روشن الهى بر اثبات حقانيت تعاليم دين ( همچون معاد و جزاى انسان ها در آن روز ) ، مقتضى ايمان به خدا ، رسول او و قرآن است .
فامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه به منزله نتيجه براى مطالب ياد شده در آيات پيشين است. آن مطالب عبارت است از ارائه دلايل روشن بر حقانيت تعاليم الهى و نيز اثبات معاد و... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 107 - 8
8- وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .
و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو
حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» - كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» - كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد - مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 19 - 7
7- حقانيّت قرآن امرى روشن و واضح است .
أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى
نابينا خواندن كسانى كه حقانيّت قرآن را باور ندارند ، اشاره به اين نكته دارد كه: حقانيّت قرآن امرى روشن است. اگر كسى نمى پذيرد خود مقصر است ; چشمانش را باز كند تا ببيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 28 - 6
6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه
كانوا بأيتنا يجحدون
واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 3
3 - برترى قضاوت خداوند بر داورى ديگران و حكمت آميز بودن آن ، حقيقتى روشن و غير قابل انكار است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
همزه استفهام در «أليس»، براى تقرير و بيانگر وضوح مفاد آيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 107 - 8
8- وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .
و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو
حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» - كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» - كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد - مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 7
7 - حقانيت وعده هاى الهى مانند قدرت آدميان بر نطق ، روشن و انكارناپذير است .
و ما توعدون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون
بنابراين كه ضمير «إنّه» به «ما توعدون» بازگردد، تمثيل آيه شريفه در جهت بيان اين معنا است كه تحقق وعده هاى الهى، همان قدر روشن است كه سخن گفتن آدميان و قدرت ايشان بر نطق واضح مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 13
13- يقين به حقانيّت وعده هاى خداوند و باور به معاد ، تكليفى الهى و معرفتى ارجمند است .
أعثرنا عليهم ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لا ريب فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 9
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 9
9- حقايق پيراسته از هر گونه باطل ، استوار سازنده دل و آرامش دهنده خاطر است .
ما نثبت به فؤادك و جاءك فى هذه الحق
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان عبارت «ما نثبت به فؤادك» و جمله «جاءك فى هذه الحق» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 4
4- بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 7
7- مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .
و همّ بها لولا أن رءا برهن ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 16،17
16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند
كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء
17 - ازدياد و تقويت ايمان اهل كتاب و مؤمنان ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از هدايت گرى خداوند
كذلك . .. و يهدى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 4
4 - توجّه به ظهور حقايق در قيامت ، بازدارنده انسان از تلاش براى پيروزى بر حريفان ، در مسابقه ثروت و مقام
ألهيكم التكاثر . .. ثمّ كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 52 - 6
6- ظهور حقايق در رستاخيز ، وادارنده انسان به ستايش خدا و بازدارنده او از گستاخى
يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده
جمله «تستجيبون بحمده» مى رساند كه اين پاسخ گويى، همراه با زور و اكراه نيست; بلكه ممكن است به خاطر مشاهده حقايقى باشد كه انسان را به ستايش خدا وامى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 5 - 3
3 - شناخت حقايق در حد يقين ، مانع سرگرمى به تفاخر و برترى جويى
كلاّ لو تعلمون علم اليقين
به قرينه آغاز سوره، مى توان گفت: جواب «لو» محذوف است. در نتيجه مفاد آيه اين مى شود كه اگر به حد «علم اليقين» عالم
مى شديد، آن دانش، مانع فخرفروشى و مباهات شما مى شد; بلكه اگر جمله «لترونّ الجحيم» (در آيه بعد) را جواب «لو» بدانيم، بازهم مى توانيم اين نكته را از آيه شريفه به دست آوريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 15
15- تفكر ، از ابزار شناخت و درك حقايق است .
و لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 17
17 - تفكر و انديشه وسيله درك درست حقايق الهى
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 5
5 - تفكر ، روشى ارزشمند در راهيابى به حقايق
أو لم يتفكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 24 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معارف غيبى را در انحصار خود قرار نمى داد و از آموختن آن به دارندگان شرايط ، امتناع نمىورزيد .
و ما هو على الغيب بضنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 103 - 5
5 - در قيامت نيز برخى حقايق براى گروهى از مردم مخفى مى ماند .
يتخفتون بينهم إن لبثتم إلاّعشرًا
جمله «يتخافتون» دلالت مى كند كه مفاد «إن لبثتم إلاّ عشراً» محور صحبت مجرمان بوده است; نه اين كه بر آن اتفاق نظر داشته باشند و ارائه نظرهاى گوناگون، حاكى از مشخص نبودن حقيقت براى برخى از آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 16 - 3
3 - انديشه بشر ، ناتوان از درك برخى حقايق عالم
إذ يغشى السدرة مايغشى
از اين كه پوشش «سدرة المنتهى»، به صورت مبهم (آنچه مى پوشاند) آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 6
6 - وجود حقايقى در عالم ، فراتر از فكر و انديشه آدمى
بل أحياء و لكن لاتشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 8
8 - علم به حقايق هستى از ارزش هاى والاست .
إنى أعلم مالاتعلمون. و علّم ءادم الأسماء كلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 3
3 - اصلاح مفاسدى كه بر اثر كتمان حقايق دين پديدار شده و نيز بيان آن حقايق ، از شرايط پذيرش توبه كتمان كنندگان است .
إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 5
5- تبيين حقايق ، امرى بس مهم و شايسته اقدام
ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
از اينكه خداوند از جمله دلايل وقوع قيامت را تبيين حقايق معرفى مى كند، نكته فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 4
4 - ضرورت تبيين و توضيح حقايق ، قبل از تهديد و انذار
قل أئنّكم لتكفرون . .. فإن أعرضوا فقل أنذرتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 18
18 - خداوند ، خواهان درك عميق انسان ها نسبت به حقايق اخروى
لو كانوا يفقهون
برداشت فوق مستفاد از به كارگيرى كلمه «لو» - كه براى تمنى است - مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 20
20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 7
7- آشكار شدن حق در امور اختلافى و برطرف شدن اختلاف ها ، از جمله حكمت هاى بعثت انبيا
و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «لام» تعليل در «ليبيّن» تعليل آيه «و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً» باشد. فعل مضارع «يختلفون» - كه دلالت بر زمان حال مى كند - مى تواند قرينه اى باشد بر اينكه تبيين در همين دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 175 - 8
8 - بيان حقايق كتاب هاى آسمانى ، موجب دستيابى به هدايت و مغفرت الهى است .
إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة
برداشت فوق از مفهوم آيه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 16 - 3
3- جدى نگرفتن پيام هاى وحى و بازى انگاشتن حقايق ، درپى دارنده كيفرى سخت و حتمى
بل هم فى شكّ يلعبون . .. يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 9
9 - قرآن ، روشن و روشنگر و بيان كننده حقايق است .
قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين
بنابر اينكه مراد از نور و كتاب، قرآن باشد. ارجاع ضمير مفرد «به» در آيه بعد، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 4
4 - عدم تبيين برخى حقايق از سوى خداوند ، به مصلحت جامعه انسانى است .
لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 13
13- بيانگر حق و پندآموز بودن و يادآور شدن حقايق و معارف الهى ، معيار ارزشمندى داستان ها و سرگذشت پيشينيان
جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 8
8- مطالب مطرح شده در سوره هود و بيان سرگذشت پيامبران در آن ، موجب بروز و ظهور حق براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و جاءك فى هذه الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 18
18- لزوم كنكاش براى به دست آوردن ويژگى هاى انبيا و حقايق دين
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
متعلق «لاتعلمون» محذوف است و به قرينه صدر آيه، مى تواند انبيا و ويژگيهاى آنان باشد و چون بحث از انبيا و عقيده به آن، از
جمله معارف دينى است، مى توان استفاده كرد كه ساير مسائل دينى هم مشمول آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 10
10- معارف دين در زمينه مسائل و مصاديق « غيب » ، داراى مثال هاى عينى در جهان محسوس
و أحيينا به . .. كذلك الخروج
مسأله معاد از امور غيبى است; يعنى، حقيقت آن اكنون بر بشر نامعلوم است. ولى خداوند براى نزديك كردن اين معرفت غيبى به ذهن بشر، نمونه هاى مثالى از آن را در جهان طبيعت قرار داده است تا راه درك آن را هموارتر سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 3
3 - خداوند ، در برابر مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بهترين راه كشف حقيقت و تفسير جريان حق و باطل را به آن حضرت ارائه مى كرد .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 22 - 7
7- قلب ، مركز پذيرش و يا انكار حقايق
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 4
4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .
و اضرب لهم مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 105 - 2
2 - نقش مهم تنوّع و گوناگونى بيان در تبيين حقايق
و كذلك نصرف الأيت . .. لنبينه لقوم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 89 - 4
4- تبيين حقايق و تفهيم آنها به توده هاى بشرى ، نيازمند بهره گيرى از بيان ها و شيوه هاى گوناگون است .
و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 26 - 3
3 - تصور وحى نبودن قرآن و تراوش آن از مغزى مجنون و يا شيطانى مطرود و پندار بخلورزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بيان حقايق ، كژانديشى و گم كردن راه حقيقت است .
فأين تذهبون
ممكن است استفهام در آيه شريفه، ناظر به توهّماتى باشد كه مخالفان درباره قرآن و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند. در اين صورت پرسش آيه اين است كه: فكر شما به كجا مى رود و چه مى پنداريد؟! قرآن غير آنچه گفته شد، نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 7
7 - قلب ، مركز و جايگاه دريافت و شناخت حقايق است .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعلمون
اين كه خداوند، از ميان حواس و اعضاى شناخت در انسان، تنها قلب را مطرح كرده كه مُهر مى خورد، حكايت از مركزيت آن مى
كند و با از كار افتادن آن، بقيه، كارايى خود را از دست مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 11 - 3
3 - قلب ، جايگاه رؤيت حقايق نامحسوس
ما كذب الفؤاد مارأى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 10
10 - دل آدمى ، مركز درك و فهم حقايق و معارف الهى است .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 7
7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم
فليرتقوا فى الأسبب
«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 7
7 - وجود عالم برزخ و حيات برزخى ، از حقايق هستى است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 14 - 3
3 - خالقيت خداوند نسبت به انسان و جهان ، نشانه و دليل احاطه علمى او به تمامى حقايق جهان و نيز راز دل ها و ضمير انسان ها است .
إنّه عليم بذات الصدور . ألا يعلم من خلق
عبارت «ألا يعلم من خلق» در مقام تبيين چگونگى آگاهى خداوند، از راز دل ها و ضمير انسان ها است; يعنى، خداوند چون خالق و آگاه به خلق خويش است، پس به راز دل ها و نهان آدميان آگاهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 2،3
2 - وجود پديده ها و حقايق ناديدنى و شناخته نشدنى در جهان براى بشر
و ما لاتبصرون
3 - جهان هستى ، داراى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى و ناپيدا و ناشناختنى
فلاأُقسم بما تبصرون . و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 95 - 1
1 - خداوند ، بيانگر راستين حقايق تورات ، در مورد خوردنى هاى حلال و حرام
كلّ الطعام كان . .. قل صدق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 6
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 2،6
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
6 - آگاهى خداوند به نيت ها و راز دل ها ، دليل آگاهى كامل او از حقايق پنهانى تمامى جهان
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض إنّه عليم بذات الصدور
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم بذات الصدور» در مقام تعليل براى «إنّ اللّه عالم غيب. ..» مى باشد; يعنى، چون خداوند به نيت ها و راز دل ها - كه پنهانى ترين امور جهان است - آگاه مى باشد، پس نسبت به امور غيبى جهان نيز آگاه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 26 - 2
2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .
حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب
تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى - به قرينه آيات پيشين - مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 5،6
5 - انديشه ها ، از درك زنده بودن شهيدان ناتوان است .
بل أحياء و لكن لاتشعرون
6 - وجود حقايقى در عالم ، فراتر از فكر و انديشه آدمى
بل أحياء و لكن لاتشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 2،3
2 - وجود پديده ها و حقايق ناديدنى و شناخته نشدنى در جهان براى بشر
و ما لاتبصرون
3 - جهان هستى ، داراى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى و ناپيدا و ناشناختنى
فلاأُقسم بما تبصرون . و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 3
3 - نيروى نگهدارنده آسمان ها ( جاذبه ) نمونه اى از حقايق موجود ، اما نامرئى براى بشر است .
بغير عمد ترونها
قيد «ترونها» مى تواند احترازى باشد. در اين صورت، عبارت اِشعار دارد به اين كه نيرويى (ستون مانند) آسمان ها را نگه مى دارد و لكن قابل مشاهده نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 4
4 - شرم و حيا نبايد آدمى را از بيان حقايق دينى باز دارد .
إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة
افعال خداوند از منبع لايزال علم و حكمت، صادر گرديده است و آنچه از افعال خداوند در قرآن بيان گرديده براى ماقابل تأسى است (جز مواردى كه ممكن نيست مانند «خلق»). بر اين اساس از جمله «لايستحيى» مى توان اين درس را گرفت كه: در بيان حقايق نبايد از چيزى شرم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 16
16- مخفى ماندن برخى از حقايق و مسائل مورد اختلاف انسان ها ، در دنيا
و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون
ترديدى نيست كه حق در پاره اى از مسائل مورد اختلاف مردم در دنيا روشن است. بنابراين تبيين حقايق مورد اختلاف در قيامت،
مربوط به مسائلى است كه حق در آنها روشن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 101 - 8،9
8- چشم هاى نابينا در برابر حق ، در قيامت ، شعله هاى آتش دوزخ را خواهد ديد .
و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا . الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى
عرضه شدن جهنم بر كافران در قيامت و رويت آن، عقوبتى متناسب با بهره نبردن آنان از بينايى براى شناخت خداوند است، همانگونه كه گوش ناشنواى آنان نيز صداى جهنم را درخواهد يافت، زيرا، عرضه جهنم، محدود به عرضه بصرى نيست.
9- گوش هاى عاجز از دريافت پيام هاى خداوند ، در قيامت ، شنواى صداى دوزخ خواهد بود .
و عرضنا جهنّم . .. الذين ... كانوا لايستطيون سمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 6
6- خداوند ، فراخوان مردم به فهميدن معارف و حقايق و توجه داشتن به آنها
أفلاتذكّرون
متعلق «تذكّرون» مى تواند مطلق حقايق و معارف باشد و مى تواند خصوص حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث بود. برداشت فوق براساس احتمال اول است. قابل ذكر است كه استفهام در «أفلاتذكّرون» به داعى امر و ترغيب ايراد شده است; يعنى، حقايق را بفهميد و بدانها توجه داشته باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 10،11
10 - قضاياى جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، نعمتى بزرگ و شايسته و بايسته به ياد داشتن و شامل درسهايى از توحيد
إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين أنها لكم
مقصود از فرمان خداوند به يادآورى قضاياى بدر، يادآورى حاكميت خداوند بر عوامل طبيعى است. زيرا نيروى برتر و غير قابل مقايسه مشركان نسبت به مسلمانان اقتضا مى كرد كه مشركان پيروز شوند ; ولى تقدير خداوند بر اين بود كه پيروزى از آن مسلمانان باشد ; و چنين شد.
11 - لزوم يادآورى حقايق آموزنده تاريخ
إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 7
7- سؤال از وجدان و برانگيختن حس حق جويى ، وسيله اى براى هوشيارى و روشى در اثبات حقايق
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 2،3
2 - خداوند ، در تبيين برخى حقايق ، حشره اى چون پشه و بزرگتر از آن را در مثل هاى قرآنى به كار برده است .
إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها
گفتنى است كه در لسان العرب آمده است: بعوض از خانواده مگسهاست و بعوضة مفرد آن است.
3 - خداوند در تبيين حقيقت از تمثيل به حشره اى همانند پشه ، پروا و شرمى ندارد .
إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها
«استحياء» از «حياء» به معناى خجالت كشيدن و شرم كردن است و «بعوضة» به معناى پشه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 6
6 - طرح و بيان حقايق به شكل پرسش و پاسخ، از روشهاى قرآن
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 19
19 - طرح و بيان حقايق به صورت پرسش و پاسخ، از روشهاى هدايتى قرآن
قل أغير اللّه . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 8
8 - طرح و بيان حقايق به شكل پرسش و پاسخ، از روشهاى قرآن در تبليغ و هدايت
قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 5
5- بيان حقايق و معارف در قالب پرسش و پاسخ از روش هاى قرآن براى توجه دادن مردم به آن حقايق
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 20
20- خداوند براى تبيين حقايق مثل هاى فراوان مى آورد .
كذلك يضرب الله الأمثال
ادات عموم مانند «كل»، «ال» جنس كه بر جمع داخل شود و . .. گاهى براى استغراق حقيقى است و گاهى حاكى از كثرت و فراوانى است كه از آن به عموم عرفى تعبير مى شود. به نظر مى رسد معناى دوم از «الأمثال» اراده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 13
13- مردم ، بايد براى فهم و كشف حقايق به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مراجعه كنند .
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون . .. و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 89 - 4
4- تبيين حقايق و تفهيم آنها به توده هاى بشرى ، نيازمند بهره گيرى از بيان ها و شيوه هاى گوناگون است .
و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 12
12- تفهيم حقايق غيبى با بهره گيرى از امور حسى ، سبكى مفيد و اسلوبى قرآنى است .
أعثرنا عليهم ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها
آموختن حقانيّت معاد با نشان دادن بيدارى اصحاب كهف پس از خوابى دراز مدّت، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 4
4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .
و اضرب لهم مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 1
1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .
و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 54 - 2
2- آوردن مثال و نمونه ، از شيوه هاى بيانى قرآن و از روش هاى مناسب در تبليغ و بيان حقايق است .
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل
براى «مَثَل» معانى متعددى از جمله: «شبيه و نظير» و «حديث (كلام تازه)» و «ضرب المثل» و «صفت» ذكر شده است. در آيه مورد بحث، به مناسبت «و اضرب لهم مثلاً رجلين» - در آيات قبل - ظاهراً، مقصود، ذكرِ شبيه و نظير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 5
5 - بهره گيرى از حوادث و نمونه هاى تاريخى به منظور قابل فهم كردن حقايق ، روشى در تبليغ و هدايت
و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم
ترديدى نيست كه ياد كردن حوادث و نمونه هاى تاريخى در قرآن، براى درك بهتر حقايقى است كه خداوند در صدد بيان آنهاست. بنابراين مى توان از اين ياد كرد، روش تبليغ و هدايت مردم به حقايق را آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 6
6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .
و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 14
14 - انتخاب ملموس ترين مثال ، براى تبيين حقايق پيچيده و بلند آسمانى ، شيوه بيانى قرآن كريم است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له . .. و الطير صفّ-ت
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه، پرندگان از حيث قابل دسترس بودن و نوع پرواز و اندامشان، مورد تمثيل قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 4
4 - قرآن ، حاوى دلايل گوناگون و همراه با اسلوب ها و شيوه هاى مختلف بيانى در ارائه حقايق به مردم
و لقد صرّفنه بينهم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير مفرد غايب در «صرّفناه» - به قرينه آيات متعددى كه در اين سوره، از جمله آيه نخست و دو آيه بعد (و جاهدهم به جهاداً كبيراً) آمده است - قرآن باشد. بر اين اساس مقصود از «صرّفناه» يا تغييرات موجود در اسلوب بيانى و شيوه ارائه مطالب قرآن است يا مراد دلايل گوناگونى است، كه قرآن بر اثبات ادعاهاى خود آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 8
8 - طرح پرسش در احتجاج ، براى واداشتن طرف مقابل به اقرار به حق ، از روش هاى قرآن براى تبيين حقايق است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 8
8 - تبيين حقايق و معارف والا ، با بيانى ساده و همه فهم ، روش هدايتى قرآن
و الذى نزّل . .. فأنشرنا به بلدة ميتًا كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 6
6 - روش وحى ، تبيين حقايق با منطق و دليل روشن و نه الزاماً ارائه نمود هاى حسّى
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت . .. قالوا ائتوا بابائنا
از اين كه خداوند، پس از بيان دلايلى روشن، به درخواست مشركان مبنى بر ارائه نمودهاى محسوس ترتيب اثر نداده است، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 2
2 - لزوم استفاده از شيوه هاى مختلف تمثيلى و داستانى ، براى تفهيم حقايق به مردمان
إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون . هل أتيك حديث ضيف إبرهيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه قبل، از تمثيل و در اين آيه از بيان سرگذشت ميهمانان گرامى ابراهيم(ع) در جهت حقانيت وعده هاى خويش بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 21
21- تفكر و انديشهورزى در طبيعت ، از راه هاى خداشناسى و درك حقايق هستى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 10
10 - انديشه و فكر از راه هاى رسيدن به حقيقت است .
ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 171 - 7
7 - پرسش و جستجو از حقيقت ، راهى براى درك آن است .
بكم . .. فهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 5
5 - تعاليم دين و قرآن ، حاوى بهترين راه كشف حقيقت و تفسير درست جريان حق و باطل
إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 7
7 - استفاده از پرسش براى ايجاد ذهنيت مساعد جهت تفهيم حقيقت به مخاطب ، از روش هاى تربيتى قرآن كريم
قل من يرزقكم من السموت و الأرض قل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 21
21 - گذشت زمان ، روشنگر برخى از حقايق و حل كننده بعضى از مشكلات ناپيدا براى بشر
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. لاتدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در فرصت عدّه، حقايقى همچون بدى ها و ضررهاى جدايى و تنهازيستى روشن مى شود و نيز همسران به عيب هاى خويش پى مى برند و همين موجب رجوع و بازگشت به زندگى مشترك و حل مشكل طلاق گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 65 - 9
9- حق شنوى ، زمينه درك حقايق
إن فى ذلك لأية لقوم يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 2
2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى
ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 66 - 2
2 - مصروف داشتن همه تلاش هاى علمى و فكرى در امور دنيايى درپى دارنده خطر محروم شدن از درك حقايق اخروى
بل ادّرك علمهم فى الأخرة
كافران بدان علت از فهم و درك امور اخروى ناتوان شدند كه تمام توان علمى خود را خرج دنيايشان كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 3 - 3
3 - سوگند بر اثبات و يا تأكيد مطلب حق ، امرى مجاز
و القرءان الحكيم . إنك لمن المرسلين
برداشت ياد شده، از سوگند خداوند بر اثبات و تأكيد راستى رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 3 - 7
7 - جواز سوگند براى اثبات مطالب حق و حقوق مسلّم
و الصفّ-ت صفًّا . فالزّجرت زجرًا . فالتّليت ذكرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى اثبات توحيد الهى، سه بار سوگند ياد كرده است. اين سوگند، مى تواند دليل پسنديدگى و جواز آن براى بشر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 1 - 5
5 - سوگند براى اثبات و يا تأكيد مطلب حق ، جايز است .
و القرءان ذى الذكر
از سوگند خداوند براى اثبات راستى رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و الهى بودن قرآن، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 84 - 5
5 - مشروعيت و پسنديده بودن سوگند ، براى اثبات حق
قال فالحقّ و الحقّ أقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 76 - 6
6 - جواز سوگند براى اثبات حقيقت ، پس از اثر نداشتن دلايل و براهين روشن
و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 34 - 3
3 - جواز سوگند ، براى اثبات حقيقت
و القمر . .. و الصبح إذا أسفر
از سوگند خداوند، جواز آن براى بشر استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 5 - 6
6 - سوگند براى اثبات و يا تأكيد مطلب حق ، جايز است .
و المرسلت عرفًا . .. فالملقيت ذكرًا
از سوگندهاى خداوند، براى اثبات تحقق وعده خويش (برپايى قيامت)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 38 - 1
1 - سوگند مؤكد خداوند ، به تمامى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى جهان هستى
فلاأُقسم بما تبصرون
درباره «لا» در «لااُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 1
1 - سوگند مؤكد خداوند ، به تمامى پديده ها و حقايق ناشناخته و ديده نشده جهان هستى
فلاأُقسم بما . .. و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 53 - 4
4 - « سوگند به خدا » براى اثبات حقايق سرنوشت ساز جامعه ، مشروع است .
قل إى و ربى إنه لحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 19
19- تفكر و انديشيدن ، شرط درك صحيح حقايق و بهره گيرى از آيات الهى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 8،9
8 - با فرارسيدن مرگ، مشركان بر پوچى پندار خويش در مورد شفاعت معبودهاى خود پى خواهند برد.
و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا . .. و ضل عنكم ما كنتم تزعمون
در لسان العرب آمده كه يكى از معانى «ضل»، پنهان و غايب شد است. بنابراين معنى جمله «و ضل عنكم ... »، يعنى آنچه را شما مى پنداشتيد پس از مرگ شفاعت شما را خواهند كرد، غايب و پنهان گشته اند.
9 - چشمان آدمى با مرگ به روى حقايق گشوده خواهد شد.
و ضل عنكم ما كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 5
5 - لحظه مرگ ، زمان ملاقات انسان با خدا و آشكار شدن حق براى اوست .
يوم يلقونه
مراد از «يوم يلقونه» مى تواند مرگ باشد و همچنين مى تواند قيامت باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 109 - 6
6- جهان آخرت ، روز عيان شدن سود و زيان واقعى انسان
لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون
تذكر به خسران اخروى كافران و تأكيد بر آن، مى تواند ناظر به اين باشد كه دنيا مجال بروز همه خسرانها نيست و اين آخرت است كه زيان زيانكاران را حتماً نمايان خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 5 - 5
5 - جهان آخرت ، صحنه آشكار شدن سود و زيان انسان ها
و هم فى الأخرة هم الأخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 14
14 - بهشتيان حقانيت رسالت و وعده هاى پيامبران را درمى يابند و با سوگند آن را بازگو مى كنند .
لقد جاءت رسل ربنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 4
4- ظهور كامل حقيقت امور اختلافى ، در دنيا امكان پذير نيست .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
با اينكه براى خداوند امكان تبيين حقايق در دنيا هم وجود دارد، اما از جمله دلايل وقوع حتمى قيامت را ظهور حقايق در آن معرفى مى كند و اين نشان دهنده آن است كه علت فاعلى تبيين حقايق، مشكل ندارد; بلكه ظرف، قابليت چنان امرى را دارا نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 9،11،14
9- برخى حقايق ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عالم رؤيا ، نمايانده و كشف مى شد .
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس
11- حقيقتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عالم رؤيا ديد ، با اراده و خواست خداوند بود .
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك
14- ارائه حقايقى در عالم رؤيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه اى از احاطه علمى خداوند است .
إن ربّك أحاط بالناس و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 19
19 - حقايق ، در پرتو داورى خداوند در قيامت ، بر همگان آشكار مى شود .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 24
24 - قيامت ، روز ظهور و بروز قدرت مطلق خدا و آگاهى همگان به نبود قدرت براى غير اوست .
إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 5
5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 8
8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت
فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 13
13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى
و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة
چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 9 - 7
7 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد
ليوم لا ريب فيه
مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است. نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست چنانچه در برداشت قبلى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 6،7
6 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد
ليوم لا ريب فيه
مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است; نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست، چنانچه در برداشت قبل آمده است.
7 - همه حقايق در قيامت ، مكشوف و يقينى است .
ليوم لا ريب فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 1
1 - تجلى علم و قدرت حق ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .
قل ان تخفوا . .. يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير. يوم تجد كل نفس ما عملت
بنابراينكه «يوم تجد»، ظرف براى «يعلمه اللّه» و «قدير» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 85 - 8
8 - آخرت ، عرصه ظهور واقعى نتايج عقايد و اعمال
و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين
قيد «فى الاخرة»، نفى زيان در دنيا نيست; لذا حمل بر ظهور زيان در آخرت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 2
2 - قيامت ، عرصه آشكار شدن اعمال انسان ها در چهره هاى آنان
يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 7
7 - تجسم رفتار ناپسند خيانتكاران در روز رستاخيز
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة
برخى برآنند كه مراد از «ما غلّ»، آن مالى كه در دنيا مورد خيانت واقع شده، نيست ; بلكه گناه خيانتكارى در قيامت تجسّم مى يابد و خيانتكار همراه آن گناهِ مجسّم در صحنه قيامت حاضر مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 19،29
19 - قيامت ، صحنه ظهور خير و شرّ واقعى
و لا يحسبنّ . .. هو شرّ خيراً لهم بل هو شرّ سيطوّقون ... يوم القيمة
29 - آويخته شدن اموال مانعان زكات به گردنشان در قيامت ، به صورت اژدهايى از آتش
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
از امام صادق (ع) درباره «سيطوّقون ما بخلوا به . .. » سؤال شد، آن حضرت فرمود: ما من احد يمنع من زكاة ماله شيئاً الّا جعل اللّه عزّوجلّ ذلك يوم القيمة ثعباناً من نار مطوّقاً فى عنقه.
كافى، ج 3، ص 502، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 414، ح 449 و 452.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 42 - 1،9،10
1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت
يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض
«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.
9 - مردم در قيامت ، هيچ حقيقتى را از خداوند پنهان نخواهند ساخت .
و لا يكتمون اللّه حديثاً
بنابر اينكه جمله «و لا يكتمون» عطف بر «يودّ» باشد، نه عطف بر «تسوّى».
10 - قيامت ، روز بروز نهفته هاى درونى انسان
و لا يكتمون اللّه حديثاً
بر اين مبنا كه جمله «و لا يكتمون» عطف بر «يودّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 20
20 - آگاه شدن امت ها از كرده هاى خويش در قيامت
إلى يوم القيمة و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 36 - 4
4 - قيامت ، صحنه بروز كارساز نبودن ثروت دنيا براى زراندوزان بى ايمان
إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض جميعاً و مثله معه . .. ما تقبل منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 13
13 - صحراى محشر عرصه حسابرسى مردم براى تعيين ميزان پايبندى آنان به احكام الهى
احل لكم . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 13
13 - قيامت، روز ظهور حقايق و از بين رفتن هر گونه ترديد
ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه
مرجع ضمير «فيه» مى تواند «يوم القيامة» باشد، يعنى قيامت ظرف ترديد نيست و در آن روز ترديد از آدمى رخت بر مى بندد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 7،11
7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
11 - قيامت، روز ظهور حقانيت توحيد، حتى براى مشركان
ثم نقول للذين أشركوا أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 4،7
4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان
ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين
7 - قيامت، صحنه بروز ملكات و خصلتهاى تثبيت شده و پنهان آدمى
و اللّه ربنا ما كنا مشركين
مشركان در قيامت دروغ مى گويند، حال آنكه براى آنان فايده اى ندارد. دليل اين كار، به فرموده صاحب الميزان، رسوخ خصلت دروغگويى در آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 24 - 3،4،6
3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»
4 - ظهور بى پايگى و پوچى عقيده شرك در قيامت، صحنه اى در خور تأمل و درس آموز
انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون
6 - قيامت، روز تجلى حقايق و از ميان رفتن پرده هاى اوهام است.
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 6
6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.
حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 8
8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.
إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه
مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 14،16
14 - خداوند در قيامت آدميان را به كردارهاى دنيويشان آگاه مى كند.
ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
16 - قيامت، روزِ بُروز حقيقت اعمال دنيوى آدميان است.
ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 10،11
10 - روز دميده شدن در صور، مالكيت مطلق و حاكميت انحصارى خداوند، ظهور خواهد يافت.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
«له الملك» بيانگر انحصار ملك در روز نفخ صور براى خداوند است. و چون اين مالكيت اكنون نيز وجود دارد، بنابراين مفاد حصر، ظهور اين مالكيت در آن روز به گونه اى كه جاى هيچ انكار براى كسى نماند، است.
11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 17،19
17 - بازگشت همگان به سوى خداوند و آگاهى يافتن آنان از حقيقت كرده هاى خويش در قيامت، پرتوى از ربوبيت الهى است.
ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون
19 - قيامت روز ظهور و برملاشدن اعمال آدمى و حقيقت آن است.
كذلك زينا لكل . .. فينبئهم بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 15
15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *
و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين
«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 4
4 - كافران در روز قيامت در خواهند يافت كه فرجام نيك از آن مؤمنان است.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 10
10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.
ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 10،11،12،13
10 - خداوند آگاه كننده مردم به حقانيت معارف دين در قيامت
ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم
11 - قيامت روز آگاهى عينى همگان به حقيقت معارف دين*
فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
روشن است كه خداوند در دنيا حقانيت مسائل مورد اختلاف ميان اهل ايمان و شرك را بيان كرده است. بنابراين مى توان گفت خبر دادن «فينبئكم»، كنايه از كيفر دهى است، و يا مراد از آن آگاهى ويژه، يعنى آگاهى عينى و ملموس است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
12 - مشركان در قيامت به حقانيت معارفى كه بر سر آن با اهل ايمان اختلاف داشتند، پى خواهند برد.
فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
13 - قيامت ظرف ظهور و انكشاف ربوبيت مطلق خدا براى همگان
أغير الله أبغى ربا و هو رب كل شىء . .. فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
از مصاديق مورد نظر براى «ما كنتم فيه تختلفون»، به دليل «أغير الله أبغى ربا»، ربوبيت خداوند بر هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 1
1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.
و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 2،3،4،5،11
2 - قيامت ، روز تأويل و بروز حقايق مطرح شده در قرآن
هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله
مراد از «يوم» به دليل فرازهاى بعد روز قيامت است.
3 - كافران مورد سرزنش خداوند به خاطر باور نكردن حقانيت قرآن جز با آمدن قيامت
هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله
4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.
11 - كافران به قرآن ، در قيامت ، انديشه ها و باور هاى خودبافته و مخالف تعاليم دين را سرابى بر باد رفته خواهند ديد .
ضل عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 14
14 - آدمى در قيامت به علم حضورى درمى يابد كه خداوند پروردگار اوست .
إنا كنا هذا غفلين
اشاره به ربوبيت خدا با كلمه «هذا» گوياى آن است كه انسان در قيامت خود را در پيشگاه خداوند حاضر مى يابد. يعنى علم حضورى و شهودى به او پيدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 21
21 - قيامت ، روز حضور انسان در برابر خدا و آگاه شدن او از تمامى كرده هايش و نيز روز محاكمه و تعيين سرنوشت
ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 10
10 - باخبر شدن انسان ها در قيامت از حقيقت و بازتاب اعمال دنيوى خويش
فينبئكم بما كنتم تعملون
مراد از «ما كنتم تعملون» مى تواند ظاهر اعمال نباشد ; چه اينكه انسانها از ظاهر اعمال خويش باخبرند و آنچه را نمى دانند، حقيقت اعمالشان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 9
9 - قيامت ، روز ظهور مولويت و مالكيت به حق و پروردگارى بى همتاى خداوند و بر ملا شدن بطلان انديشه مولويت و ربوبيت غير
او براى شرك پيشگان
و يوم نحشر هم جميعاً . .. و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 16
16- قيامت ، روز تمايز مؤمنان راستين از مدعيان دروغين
بل نظنكم كذبين . .. إنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 105 - 2
2- روز قيامت ، روز بروز و ظهور حاكميت مطلق خداوند بر بندگان
يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه
از آن جا كه در دنيا هيچ فعل و انفعالى صادر نمى شود مگر اينكه اذن خدا را همراه دارد ، مى توان گفت مقصود از «لاتكلم نفس إلاّ بإذنه» اين است كه: در آخرت اين حقيقت براى همگان مكشوف مى شود و انسانها آن را لمس خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 5،6
5- در قيامت ، حقانيت وعده خداوند در حتميت وقوع آن و كذب بودن وعده شيطان در عدم وقوع آن آشكار خواهد شد .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا . .. قال الشيطن ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و
6- قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقتها
و برزوا لله جميعًا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 9
9- ظهور و بروز حقيقت انسان و نهان و آشكار وى به هنگام حضور در پيشگاه خداوند در روز رستاخيز
يوم تبدّل الأرض . .. و برزوا لله الوحد القهّار
يكى از معانى «بروز» كشف و ظهور حقيقتى است كه قبلاً پنهان و در خفا بوده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 7
7- كيفر دادن خداوند در قيامت ، عينيت يافتن رفتار خود آدمى و آينه تمام نماى آن است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
آمدن جمله «ما كسبت» به جاى «بما كسبت» (در مقابل كسب و تلاش)، مى تواند مشعر به اين حقيقت باشد كه ميان كيفرهاى الهى و رفتار آدمى وحدت كامل وجود داد و بلكه مى توان گفت كه عين يكديگرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 96 - 4
4- قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن حق و باطل است .
الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر فسوف يعلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه زمان «دانستن»، روز قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 8
8- در قيامت ، پوچى و بطلان خدايان مشركان برملا مى شود .
يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
از اينكه خداوند در قيامت در مؤاخذه مشركان، از آنها مى پرسد: خدايان ادعايى تان كجاست؟ و آنان جوابى نمى دهند، حكايت از آشكار شدن پوچى معبودهاى مشركان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 13
13- كافران پس از مرگ ، به حقايقى دست مى يابند و از اعمال گذشته خود نگران مى شوند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... ما كنّا نعمل من سوء
از اينكه كافران پس از مرگ، بى آنكه حرفى زده شود، به دفاع از خود مى پردازند و منكر كارهاى زشت خود مى شوند، به دست مى آيد كه آنان به چيزهايى از جمله به وضعيت بد خود و اينكه كردارشان باعث گرفتار شدن آنان به عذاب مى شود، دست مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 1،2،3،8
1- خداوند ، انسان ها را پس از مرگ زنده مى كند تا حقايق را براى آنان تبيين نمايد .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
2- ظهور حقيقت امور اختلافى ، از دلايل زنده شدن انسان ها در قيامت است .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
3- قيامت ، روز ظهور حقايق
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 84 - 5
5- قيامت ، روز آشكار شدن اعمال ، انگيزه ها و ماهيت همه انسانها
و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا
برداشت فوق از آن جاست كه با گواهى دادن گواهان، پرده از تمامى اعمال، انگيزها و . .. انسانها - كه تا روز قيامت از منظرها پنهان بود - برداشته خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 2
2- لزوم توجه انسان ها ، به حقايقى كه ناگزير در قيامت با آن رو به رو خواهند شد .
و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا
مقصود از «يوم» روز قيامت است،توصيه خداوند به يادآورى اين روز كه از امر«اذكر» مقدر به دست مى آيد، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 12
12- خداوند ، تحقيقاً حقايق مورد اختلاف انسان ها را در قيامت ، بيان خواهد كرد .
و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 12
12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 9
9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 4
4- قيامت ، روز فرو افتادن همه حجاب ها و يقين آدميان به خداوند يكتا است .
أعينهم فى غطاء . .. كفروا بأيت ربّهم و لقائه
مقصود از لقاى پروردگار، مسلّماً برخورد حسى نيست (لاتدركه الأبصار) بلكه مقصود، آن است كه آدمى، در قيامت، به حقّانيّت يكتايى خداوند پى خواهد برد، گرچه كافران، چنين ملاقاتى را منكر باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 11
11- قيامت ، روز لقاى پروردگار و مشاهده نمود هاى روشن وى است .
فمن كان يرجو لقاء ربّه
مسلّم است كه مراد از لقاى پروردگار، برخوردى حسّى با او نيست; چون، چنين امرى هم از نظر عقل و هم از نظر متون دينى، محال است (لاتدركه الأبصار). بنابراين، به قرينه «فليعمل عملاً صالحاً»، مراد از لقاى پروردگار، مواجه شدن با رضايت و پاداش هاى او در روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 37 - 6
6- در قيامت ، گواهانى بر بطلان پندار فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند شهادت خواهند داد .
فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 38 - 2،4
2- قيامت ، روز ظهور و بروز حقايق است .
أسمع بهم و أبصر يوم يأتوتنا
4- روبه رو شدن با حقايق و درك و لمس آن ، از جمله عذاب هاى كافران در روز قيامت است .
فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم . أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا
در آيه قبل، دشوارى و سنگينى روز قيامت براى كافران مطرح گرديد. دراين آيه يكى از عوامل آن دشوارى ها مطرح گرديده كه همان درك و فهم حقايق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 20
20- قيامت ، روز ظهور حقايق
و إمّا الساعة فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 2،7
2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.
7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها
ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 86 - 4
4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين
يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 100 - 4
4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .
من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا
«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 104 - 7
7 - ملكات و تفاوت هاى انسان ها ، در قيامت نيز بروز و ظهور خواهند داشت .
إذ يقول أمثلهم طريقة
«أمثلهم طريقة» بيانگر خصلت شخصى است كه نظريه «يك روز» را مطرح ساخته است. حدوث اين خصلت براى وى در آخرت بعيد به نظر مى رسد. بنابراين بايد گفت اين ويژگى، بروز و ظهور ملكاتى است كه در دنيا براى او تحصيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 108 - 4،7
4 - ظهور حاكميت مطلق خداوند ، در قيامت
يومئذ يتّبعون الداعى
7 - قيامت ، روز تجلى و ظهور رحمانيت خداوند
و خشعت الأصوات للرحمن
«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 124 - 7
7 - حقايق در قيامت ، آشكار خواهد شد .
و نحشره يوم القيمة أعمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 125 - 5،10
5 - آدميان در قيامت ، كمبود ها و كاستى هاى خويش را درك و احساس خواهند كرد .
قال ربّ لم حشرتنى أعمى
10 - انسان در قيامت ، به خاطرات زندگانى خود در دنيا و ويژگى هاى جسمى خويش در آن دوران آگاه خواهد بود .
قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 7
7- اعمال آدميان - حتى خُردترين آنها - در روز قيامت ، حضور و بروز پيدا خواهند كرد .
و إن كان مثقال حبّة من خردل أتينا بها
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه از عبارت «أتينا بها» معناى ظاهرى آن اراده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 5
5 - قيامت ، روز داورى و تميز حق از باطل و سره از ناسره
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 113 - 4
4 - دوزخيان در قيامت ، به اشتباه خود در دل بستن به زندگى محدود دنيا پى خواهند برد .
قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 114 - 4
4 - پى بردن دوزخيان در قيامت به ناچيزى زندگى دنيوى ، امرى بى ثمر به حال آنان
إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون
«لو» در عبارت «لو أنّكم كنتم تعلمون» براى تمنى است; يعنى، اى كاش! اين حقيقت را از پيش مى دانستيد تا كارتان به دوزخ نمى كشيد; اما اكنون كه در دوزخ هستيد، اين اعتراف ثمرى براى شما ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 5،7،9
5 - تمامى رفتار و گفته هاى آدمى در دنيا ، در روز رستاخيز آشكار و بر ملا خواهد شد .
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون
با شهادت و گواهى اعضا و جوارح انسان بر گفته ها و رفتارهاى او، تمامى آنها در روز قيامت برملا و آشكار خواهد شد.
7 - جهان آخرت ، جهان عينيت يافتن شعور و آگاهى برخى از پديده ها و آشكار شدن حقايق ناشناخته دنيا
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون
از آيه شريفه، چنين استفاده مى شود كه اعضا و جوارح، داراى نوعى شعوراند و اعمال آدمى را درك كرده و با خود نگه مى دارند. البته اين حقيقت در عالم دنيا، براى همگان عينيت ندارد و تنها در جهان آخرت، همگان شاهد تحقق عينى اين معنا خواهند بود.
9 - تهديد شدن سازندگان « افك » به محاكمه اى سخت در قيامت و آشكار شدن توطئه هاى پنهانى آنان با شهادت غير قابل انكار اعضا و جوارح خود آنها
إنّ الذين يرمون المحصنت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اين آيه از جمله آيات مربوط به ماجراى «افك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 9
9 - ظهور كامل حقانيت « اللّه » در قيامت براى همگان
يومئذ . .. يعلمون أنّ اللّه هو الحقّ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 12،13
12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .
و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و
13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران
و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 9،10
9 - خداوند ، انسان را از نتيجه و حقيقت كارهايى كه در دنيا انجام مى دهد آگاه خواهد ساخت .
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
10 - قيامت ، روز آگاه شدن انسان از حقيقت و نتيجه اعمال خويش
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 26 - 1،2،3
1 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقانيت حاكميت مطلق خداوند رحمان
الملك يومئذ الحقّ للرحمن
«الحق» صفت براى «الملك» است و اين كلمه، يا به معناى ثابت است; زيرا در روز قيامت، همه حاكميت ها از بين خواهد رفت و تنها حاكميت و پادشاهى خدا پايدار خواهد ماند و يا در برابر باطل قرار دارد و به معناى شىء حقيقت دار و مطابق واقع است; چرا كه در روز رستاخيز، روشن خواهد شد كه پادشاهى و حاكميت حقيقى از آنِ خدا است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم
است.
2 - قيامت ، عرصه ظهور حاكميت پايدار خداى رحمان
الملك يومئذ الحقّ للرحمن
3 - قيامت ، روز جلوه رحمانيت خداوند
الملك يومئذ الحقّ للرحمن
برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن وصف «رحمان» براى خداوند در عرصه قيامت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 5
5 - قرار گرفتن خصوصيات هر فرد در معرض ديد همگان در روز رستاخيز
و لاتخزنى يوم يبعثون
فرض رسوايى و شرمسارى، در صورتى صحيح است كه ديگران از خصوصيات آدمى با خبر شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 90 - 3
3 - ظهور ارزش تقوا و مقام متقين در رستاخيز
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 91 - 1،2
1 - قيامت روز نمودار شدن دوزخ براى گمراهان
و برّزت الجحيم للغاوين
2 - عيان شدن وعده ها و وعيد هاى الهى براى مردمان در قيامت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . و برّزت الجحيم للغاوين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 2
2 - آشكار گشتن پوچى عقايد شرك آلود ، براى مشركان در قيامت
و قيل لهم أين ما كنتم . .. هل ينصرونكم أو ينتصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 101 - 3
3 - آشكار گشتن پوچى دوستى هاى مبتنى بر جرم و گناه در قيامت
و ما أضلّنا إلاّ المجرمون . .. و لاصديق حميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 102 - 3
3 - ظهور ارزش واقعى ايمان و مؤمنان در صحنه قيامت
فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 9
9 - قيامت ، روز تجسم اعمال آدميان
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
از اين كه نفس عمل آدمى به عنوان جزا معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 63 - 3
3 - قيامت ، عرصه آشكار شدن بطلان شرك و تجلى كردن وحدت و يگانگى خداوند
و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا
اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت خداوند بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 75 - 9
9 - برملا شدن حقانيت توحيد براى جوامع شرك پيشه در قيامت
فعلموا أنّ الحقّ للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 13 - 9
9 - قيامت ، روز ظهور و تجلى حقايق است .
و يوم تقوم الساعة . .. و كانوا بشركائهم كفرين
ذكر كفر مشركان به معبودان خويش در قيامت، به عنوان يكى از رخدادهاى آن، مى تواند به جهت نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 43 - 12
12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .
يومئذ يصّدّعون
احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 7
7 - خصلت هاى تثبيت شده انسان ها ، در روز قيامت بروز مى كند .
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 11
11 - در روز قيامت ، حقانيت وقوع آن روز ، و نادرستى انكار آن ، به رخ منكرانِ قيامت كشيده مى شود .
فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون
عبارت توبيخى «فهذا يوم البعث» قرينه است بر اين كه متعلق «لاتعلمون» حقانيت وقوع قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 11،16،17،18
11 - همه حقايق و وعده هاى الهى ، در قيامت براى مجرمان به گونه اى ملموس آشكار مى شود .
و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا
16 - در قيامت ، اهميت عمل صالح براى همه انسان ها ، آشكار مى شود .
فارجعنا نعمل صلحًا
17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .
ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون
18 - قيامت ، عرصه كشف و بروز حقايق است .
ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 68 - 3
3 - كافران در قيامت ، در مى يابند كه منشأ عذاب ، خداوند است .
ربّنا ءاتهم ضعفين من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 4
4 - تحقق قيامت ، به منظور جدا شدن و شفاف گرديدن صفوف حق مداران از باطل گرايان است .
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 18
18 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق بر انسان ها
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول . .. لولا أنتم لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 40 - 1
1 - در روز قيامت ، همه مشركان به منظور مؤاخذه و روشن شدن حقايق گردآورى خواهند شد .
و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 52 - 5،9
5 - كافران در قيامت ، به درستى وعده هاى خداوند رحمان پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .
هذا ما وعد الرحمن
9 - كافران در قيامت ، به صراحت و راست گفتارى رسولان الهى پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .
قالوا يويلنا . .. و صدق المرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 59 - 3
3 - قيامت ، روز جدايى صف اهل حق و باطل است .
و امتزوا اليوم أيّها المجرمون
برداشت فوق از آن جا است كه جدا شدن صف مجرمان از مؤمنان به دليل باطل و حق بودن آن دو صف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 2
2 - قيامت ، روز شناخته شدن حق و باطل و خوب و بد و گروندگان به آنان
هذا يوم الفصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 55 - 5
5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب
از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 62 - 6
6 - پى بردن طغيان گران در دوزخ ، به نادرستى پندار خود نسبت به مؤمنان در دنيا
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 13 - 10
10 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق و رخداد هاى بس بزرگ و هولناك
عذاب يوم عظيم
توصيف روز قيامت به عظيم بودن، مى تواند به خاطر بزرگى رخدادها و عظمت حقايق آن روز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 15 - 3،10
3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .
قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.
10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 9
9 - نتيجه و پيامد اصلى عقايد باطل و رفتار زشت انسان ، در قيامت ظهور و بروز پيدا خواهد كرد .
و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
«عذاب» نتيجه طبيعى عقايد باطل و كردار ناپسند انسان است. بر اين اساس بزرگ تر بودن عذاب اخروى در مقايسه با عذاب دنيايى، بيانگر اين حقيقت است كه نتيجه اصلى عقايد و رفتار زشت، در آخرت ظاهر خواهد شد و آنچه در دنيا مشاهده مى شود تنها ظهور بخشى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 5
5 - پى بردن مشركان و ظالمان به بى ارزشى دنيا ، هنگام روبه رو شدن با عذاب قيامت
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان و ستمگران، بيشتر براى تقويت دنياى خود از آخرت روى گردان هستند و در صورت مشاهده عذاب الهى حاضر مى شوند تمامى دنيا را فداى نجات خود كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 1،3
1 - ظهور و بروز تمامى اعمال و دستاورد هاى بد و زشت ستمگران در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
3 - تمامى كردار و رفتار آدميان در روز رستاخير ، در نظر آنان مجسم و ظاهر خواهد شد .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 1
1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران
أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 5
5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت
لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 6
6 - ظهور و بروز قدرت مطلقه خداوند بر جهان در قيامت
و الأرض جميعًا قبضته يوم القيمة و السموت مطويّ-ت بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 2،4،6
2 - زمين ، در قيامت عرصه روشن شدن حقايق الهى
و أشرقت الأرض بنور ربّها
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه چون خاصيت نور، روشن كردن هر چيزناپيد است. بنابراين مقصود از روشن شدن زمين به نور پروردگار، روشن شدن حقايق در عرصه قيامت است و اضافه نور به خداوند اضافه تشريفى و از باب تعظيم مى باشد.
4 - روشن شدن زمين و حقايق مربوط به اهل آن در قيامت ، جلوه ربوبيت الهى است .
و أشرقت الأرض بنور ربّها
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 1
1 - قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقت و باطن انسان ها و نمايان شدن اسرار آنان
يوم هم برزون
طبق نظر بيشتر مفسران مقصود از نمايان شدن انسان ها، بروز و ظهور حقيقت و باطن آنان و كشف اسرار ايشان است; نه ظاهر شدن جسم آنان; مانند مفاد آيه «يوم تبلى السرائر»، (سوره طارق (86) آيه 9).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 70 - 5
5 - قيامت ، روز كشف حقايق
فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 71 - 3
3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .
فسوف يعلمون . إذ الأغلل فى أعنقهم و السلسل يسحبون
برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 74 - 4
4 - قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن عقايد « درست و نادرست » و « حق و باطل »
قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 12
12 - قيامت ، روز كشف زيان كارى اهل باطل
و خسر هنالك المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 19 - 7
7 - ضرورت يادآورى اوضاع خفت بار دشمنان خدا ، در عرصه قيامت براى كفرپيشگان
و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار فهم يوزعون
«يوم» مفعول به براى فعل محذوفى مانند «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 7
7 - آخرت ، صحنه بروز و ظهور حيات و شعور موجودات *
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 29 - 2
2 - كشف و ظهور ربوبيت بى همتاى الهى در قيامت ، براى كافران
و قال الذين كفروا ربّنا
از اقرار كافران به ربوبيت الهى (ربّنا)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 20
20 - قيامت ، صحنه كشف حقايق جهان هستى است .
و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد
بنابراين كه جمله «آذنّاك» براى انشا و ايجاد اعلام باشد (اعلام مى كنيم) مى توان استفاده كرد كه اين اعلام براساس كشف حقايق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 4
4 - قيامت ، صحنه آشكار شدن بطلان شرك و باور هاى شرك آلود
و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل
بنابراين كه مراد از «ما» آرا و ادعاهايى باشد كه مشركان در ارتباط با خدايانشان مطرح مى كردند، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 18
18 - كشف حقيقت و باطن اعمال ، براى انسان در آخرت
فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا
بنابراين كه «ما» در «ما عملوا» ماى حقيقيه باشد - با الغاى خصوصيت از كافران - استفاده مى شود كه انسان ها، از حقيقت اعمال خويش بى اطلاع اند و در روز قيامت براى آنان آشكار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 10 - 2
2 - قيامت ، صحنه روشن شدن حقايق و حل اختلافات انسان ها به وسيله خداوند
و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه
برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه حكم الهى در «فحكمه» جنبه عينى و واقعى داشته باشد; يعنى، آشكاركردن حقايق در مورد اختلافات، با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه قيامت بود - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 16
16 - ظهور قدرت و شكست ناپذيرى خداوند براى كافران ، در جهان آخرت
و هو القوىّ العزيز . .. و ما له فى الأخرة من نصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 10
10 - قيامت ، « كلمه فصل » الهى و صحنه نهايى جداسازى حق و باطل
الذين يمارون فى الساعة . .. و ما له فى الأخرة من نصيب ... و لولا كلمة الفصل لقضى
از آن جا كه محور اين چند آيه، مسأله ايمان به قيامت و محاسبه آن در معادلات رفتارى و اعتقادى است، عنوان «كلمة الفصل» بر اين معنا منطبق است; يعنى، اگر قيامتى نبود مى بايست دنيامداران در همين دنيا به كيفر كفرشان مى رسيدند; ولى چون قيامت هست، عذاب دردناك آنان به آخرت وانهاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 8
8 - تجسم اعمال انسان در قيامت
ممّا كسبوا و هو واقع بهم
بنابراين كه مراد از «ما» عمل باشد و «هو» به آن باز گردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 11
11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .
و ترى الظلمين . .. يقولون
از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 12
12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 3
3 - قيامت ، صحنه بروز ولايت مطلقه الهى است .
و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 9
9 - انكار و پرده پوشى گناهان در قيامت ، امكان ندارد .
و ما لكم من نكير
«نكير» - چنان كه برخى گفته اند - مصدر و به معناى «انكار» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 38 - 6،7
6 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق ، براى انسان ها
و يحسبون . .. حتّى إذا جاءنا قال يليت
7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان
و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 67 - 4
4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت
الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين
دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 8
8 - قيامت ، صحنه حقيقت و واقعيت است ; نه بازيگرى و هوسرانى .
فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 12 - 4
4- پايان يافتن ترديد ها و سست انگارى هاى منكران وحى ، با تحقق وعده هاى الهى در قيامت
بل هم فى شكّ . .. فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين ... إنّا مؤمنون
بنابراين كه آيات پيشين در رابطه با قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 40 - 2،3
2- قيامت ، روز داورى و حلّ و فصل نهايى امور و كشف حقيقت براى همگان
و لكنّ أكثرهم لايعلمون . إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان
إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 50 - 2
2- شهود حسى دوزخيان در قيامت ، نسبت به حقايق مورد تشكيك خود در دنيا
إنّ هذا ما كنتم به تمترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 3،4
3 - ظهور حاكميت و قدرت يگانه خداوند براى آدميان در قيامت
و للّه ملك السموت و الأرض . .. و ترى كلّ أمّة جاثية ... اليوم تجزون
با توجه به آيه قبل - كه سخن از مالكيت و حاكميت مطلق خدا به ميان آورد - به زانو نشستن امت ها در قيامت - كه در اين آيه مطرح شده - مى تواند نشانگر ظهورِ قدرت و حاكميت خداوند در آن روز باشد.
4 - اضطرار و ناتوانى همه امت ها در روز قيامت ، امرى نمايان و قابل مشاهده
و ترى كلّ أمّة جاثية
تعبير «ترى» مشهود بودن آن صحنه را افاده مى كند و «جاثية» مى تواند كنايه از اضطرار و ناتوانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 30 - 5
5 - قيامت ، صحنه نمود حاكميت اراده خداوند
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم
تعبير به «يدخلهم» گوياى اين حقيقت است كه بهره مند ساختن مردم از رحمت اخروى، كار خدا و وابسته به او است. در غير اين صورت، مى فرمود: «يدخلون فى رحمته ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 1،3
1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما عملوا
3 - قيامت ، صحنه ظهور عواقب گناه و بدكارى
و بدا لهم سيّئات ما عملوا
چنانچه قبل از «سيّئات» مضاف حذف شده و تقدير آن «جزاء يا عقوبة سيّئات. ..» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 4
4- قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان
و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 27 - 5
5- ربوبيت انكارناپذير الهى ، متجلّى براى همگان در قيامت
قال قرينه ربّنا ما أطغيته
التجاى قرين كافران به ربوبيت عام الهى در روز قيامت، مى رساند كه ربوبيت خداوند در آن روز، چنان آشكار است كه هيچ كس، قادر به ناديده گرفتن آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 14 - 1
1 - مواجه گشتن تكذيب گران ، با حقايق مورد انكار خويش در قيامت
هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 46 - 3
3 - تجلى توحيد و ظهور حاكميت يگانه حق ، در صحنه قيامت
يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون
برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: 1- «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد 2- اين كه هيچ نيرويى در قبال نيروى حق، كارساز نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 4
4 - قيامت ، روز ظهور حاكميت مطلقه خداوند و بروز ناتوانى غير او
ليس لها من دون اللّه كاشفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 26 - 5
5 - ظهور ماهيت زشت حق ستيزان منكر پيامبران ، در روز قيامت *
سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر
احتمال دارد «غداً» اشاره به روز قيامت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 1
1 - ظهور حاكميت الهى بر جن و انس ، به هنگام برپايى قيامت
يمعشر الجنّ و . .. لاتنفذون
مفاد آيه - به قرينه سياق و ارتباط آيات قبل و بعد - درباره قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 35 - 6
6 - ظهور و تجلى اقتدار الهى بر خلق ، در صحنه قيامت
يرسل عليكما . .. فلاتنتصران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 41 - 1،2،3
1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت
يعرف المجرمون بسيمهم
«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.
2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى
فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم
3 - قيامت ، روز آشكار شدن اسرار و عيان گشتن نهان ها
يعرف المجرمون بسيمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 3 - 1
1 - قيامت ، روز دگرگونى و زيرورو شدن طبقات مردم
خافضة رافعة
«خفض» به معناى فرود آوردن و به زير كشيدن و «رفع» به معناى بالا بردن و برافراشتن است; يعنى، واقعه قيامت، به زيرآورنده اقوامى و بالاآورنده اقوامى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 13
13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 6
6 - تك تك اعمال انسان - با وجود اين كه خود وى آنها را فراموش مى كند - در نزد خداوند محفوظ بوده و در قيامت به او ارائه خواهد شد .
فينبّئهم بما عملوا أحصيه اللّه و نسوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 3 - 6
6 - قيامت روز گسسته شدن پيوند ها و جدايى خويشاوندان و فرزندان از والدين
لن تنفعكم . .. يوم القيمة يفصل بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 8
8 - آگاهى يافتن انسان در دادگاه الهى در قيامت ، به تمامى اعمال گذشته خويش
فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 5
5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران
ذلك يوم التغابن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 1
1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت
خشعة أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 18 - 3،4
3 - قيامت ، روز كشف حقايق و بروز و ظهور تمامى ابعاد وجودى انسان ها ( نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار ها )
لاتخفى منكم خافية
4 - بروز و به نمايش در آمدن شخصيت حقيقى و واقعى انسان ها ( نقص و كمال و خوبى و بدى آدميان )
لاتخفى منكم خافية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 47 - 3
3 - لحظه مرگ و جهان پس از آن ، زمان كشف حقايق الهى براى بشر
حتّى أتينا اليقين
برداشت ياد شده، براساس اين احتمال است كه نام گذارى مرگ به «يقين»، ممكن است به اين لحاظ باشد كه پس از مرگ، حقايق بسيارى - از جمله وجود معاد و. .. - براى بشر روشن و عينى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 1
1 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى كرده هاى خويش در دنيا ، از نخستين تا آخرين آنها
ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر
مفسران در تبيين «بما قدّم و أخّر» سه احتمال بيان كرده اند: 1- مقصود از«بما قدّم» اعمالى است كه در آغاز زندگى انجام داده نشده و مراد از «أخّر»انجام دادن عمل در پايان عمر است. 2- مراد از «بما قدّم» اعمالى است كه در دنيا پايان مى پذيرد (مانند نماز) و مقصود از «أخّر» اعمالى است كه ثواب آنها پايان ندارد (مانند صدقه جاريه و سنت حسنه). 3- مقصود از «بما قدّم» اقدام به عمل و مراد از «أخّر» به تأخير انداختن و انجام ندادن آن است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 14 - 3
3 - مجموعه رفتار ها و كردار هاى هر انسانى در قيامت ، براى او آن چنان روشن است كه نيازى به دليل و گواه ديگران نيست .
بل الإنسن على نفسه بصيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 39 - 3
3 - ظهور ناتوانى كامل بشر ، در برابر خداوند در عرصه قيامت
فإن كان لكم كيد فكيدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 3،6
3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .
كلاّ سيعلمون
6 - جهان آخرت ، جايگاه كشف حقايق و رفع اختلافات است .
مختلفون . .. سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 3،4،5
3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .
الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .
عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
5 - شبهه افكنان در مورد معاد ، پاسخ خود را تنها با مشاهده قيامت خواهند يافت .
يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 38 - 10
10 - ظهور سلطه كامل خداوند بر تمام موجودات ، در قيامت
لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 9،10،13،16
9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان
يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
10 - انسان ، خود ناظر دسترنج خويش در قيامت
يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
13 - كافران در قيامت با مشاهده كردار خويش ، عذاب خود را حتمى خواهند دانست .
عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا
از آن جايى كه كافران با نگاه به اعمال خويش، آرزوى خاك بودن مى كنند; مى توان پى برد كه آنان، گرفتارى به عذاب را بر خود قطعى ديده اند.
16 - كافران در قيامت ، به پستى خود و شرافت خاك بر آنان ، پى خواهند برد .
و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 3
3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 1
1 - تمام انسان ها ، در صحنه قيامت حاضر شده ; كردار هاى فراموش گشته خويش و اهداف آن تلاش ها را به خاطر خواهند آورد .
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
«ما» در «ما سعى» موصول و عائد آن حذف شده است; يعنى، «ما سعى له». اين تعبير بر اهدافى منطبق است كه سعى انسان، براى دستيابى به آن بوده است. ممكن است «ما» مصدريه باشد; يعنى، «سعيه». در اين صورت آنچه به ياد انسان خواهد آمد،
نفس سعى و تلاش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 46 - 3
3 - صحنه قيامت ، آشكار و مكشوف در برابر ديدگان تمام انسان ها
كأنّهم يوم يرونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 1
1 - قيامت ، روز آگاهى انسان ها به كردار دنيايى خويش و آثار و نتايج آن
علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 34 - 7
7 - قيامت ، روز ظهور حقايق و برملا شدن خطاى كافران در گمراه دانستن مؤمنان
قالوا إنّ هؤلاء لضالّون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 4
4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *
هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 4
4 - حقايق كتمان شده ، در قيامت آشكار خواهد شد و مخفى نگه داشتن آن امكان پذير نيست .
يوم تبلى السرائر
گرچه «ابلاء» به معناى آشكار ساختن نيست; ولى لازمه اختبار و آزمايش سريره ها، بر ملا شدن ويژگى هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 9،10
9 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق براى همگان
يومئذ يتذكّر الإنسن
10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .
إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 6
6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش
كلاّ سوف تعلمون
وعده «سوف تعلمون» - به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» - ناظر به زمان برپايى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 3
3 - خداوند ، با تهديد رقابت كنندگان در امتيازات مادى ، بر ظهور حقيقت و مواجه شدن آنان با كيفر اخروى تأكيد كرده است .
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 6 - 5
5 - مشاهده جهنم در قيامت ، موجب آگاهى از نادرست بودن تفاخر و زياده نمايى و سود نبخشيدن امتيازات مادى است .
سوف تعلمون . .. لترونّ الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 2
2 - دوزخيان در قيامت ، به حاكميت اراده خداوند بر آتش جهنم ، به روشنى پى خواهند برد .
نار اللّه
استناد «نار» به «اللّه»، بيانگر آن است كه، استناد آتش جهنم به خداوند، بر كسى پوشيده نخواهد ماند، گرچه درباره آتش هاى دنيا، اين حقيقت مخفى مانده و استناد آن به اسباب و علل مادى، انسان را از آن غافل ساخته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 1،2،5
1 - تنها راه ايمان به قرآن براى منكران قرآن ، تحقق تهديد ها و بروز حقايق آن است .
و لقد جئنهم بكتب . .. هل ينظرون إلا تأويله
ضمير در «تأويله» به «كتب» در آيه قبل برمى گردد. و مراد از تأويل كتاب الهى، به قرينه فرازهاى بعد، بروز و ظهور حقايق قرآن و تحقق تهديدها و وعده هاى آن است. و جمله «هل ينظرون ... » با توجه به اينكه ناظر به آيه قبل است، چنين معنا مى شود:
براى منكران قرآن جهت تصديق آن راهى جز ظهور حقايق قرآنى، كه در قيامت تحقق مى يابد، نيست.
2 - قيامت ، روز تأويل و بروز حقايق مطرح شده در قرآن
هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله
مراد از «يوم» به دليل فرازهاى بعد روز قيامت است.
5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 159 - 4
4 - لحظه مرگ ، زمان آشكار شدن حقايق معنوى براى تمامى انسانها *
و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 1
1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران
أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 7
7 - پى بردن انسان در هنگام مرگ ، به دست اندركارى عوامل و كارگزاران الهى ( ملائكه ) در مرگ و حيات او
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون
كلمه «ارجعون» مى تواند خطاب به خداوند بوده و جمع آمدن آن از باب تعظيم باشد. هم چنين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان، در آن لحظه حضور ملائكه و كارآيى آنان را مشاهده مى كند و با التجا به خدا، از آنان مى خواهد كه او را به دنيا بازگردانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 19 - 3
3- سكرات مرگ ، زداينده ابهام از چهره حقايق هستى
و جاءت سكرة الموت بالحقّ
بنابراين كه باء در «بالحقّ» براى تعديه باشد، برداشت بالا به دست مى آيد; يعنى، سكرات مرگ حق را مى آورد و حقايق را خواه نا خواه بر انسان آشكار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 6
6- متهم كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سحرشدگى ، نمودى از مستورى قلب كافران و ناتوانى آنان از درك حقايق است .
و جعلنا فى قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا و . .. إذ يقول الظلمون إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 3
3 - انسان ، بدون روشنگرى هاى وحى ، ناتوان از درك عميق بسيارى از حقايق هستى
هذا بصائر للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 11،12
11 - خداوند نوح ( ع ) رابه حقايقى پوشيده بر مردم آگاه ساخت .
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
من در «من اللّه» مى تواند براى ابتداى غايت باشد. در اين صورت «أعلم من اللّه ... » يعنى علم من از جانب خداست و خدا مرا به حقايقى آشنا كرده است. و نيز مى تواند «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد. يعنى من حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانم كه شما نمى دانيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
12 - نوح ( ع ) ، آگاه به حقايقى پوشيده از مردم درباره خداوند
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 10
10 - عالمان اهل كتاب ، بخشى از احكام تورات و انجيل ( حليت برخى خوراكى ها و حرمت برخى ديگر ) را كتمان مى كردند .
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب
مفسران مصداق مورد نظر براى «الذين يكتمون . ..» را علماى يهود و نصارا دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 13
13- علم ، عامل هوشيارى انسان و آگاه شدن وى به حقايق
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
«ذكر» در لغت بودن چيزى (صورت علمى) در قلب است و طبق اين معنا «ذكر» ضد غفلت و نسيان خواهد بود. مراد از «أهل الذكر»» به قرينه «لاتعلمون» اهل علم است. با توجه به اينكه از علم به «ذكر» تعبير شده است، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 17
17- تفكر در آيات قرآن ، عامل كشف حقانيت و روا بودن نزول وحى بر بشر
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم . .. و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
احتمال دارد متعلق «يتفكّرون» شبهه اى باشد كه از سوى مشركان درباره عدم امكان نزول وحى بر بشر، القا و مطرح مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 11
11- كاربرد اعجاز در راستاى روشن سازى حقايق ، حتى براى پيامبران
ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 12
12- جهل و نادانى ، عامل انكار حقايق
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 5
5 - ظهور بطلان ولايت غير خدا براى مشركان با آمدن عذاب الهى
و لاتتبعوا . .. فما كان دعويهم إذ جاء بأسنا إلا ان قالوا إنا كنا ظلمين
با توجه به جمله «و لاتتبعوا من دونه أولياء» معلوم مى شود كه مشركان با نزول عذاب استيصال، حقيقت امر را دريافته و خود را به سبب پذيرش ولايت غير خدا ستمگر خواندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 4
4 - بروز باطن انسان و حقيقت ايمان وى ، در مراحل دشوار و تكاليف سخت الهى ( همانند جنگ و جهاد )
لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 14
14- مرگ ، عامل كشف حقايقى براى انسان
الذين تتوفّ-هم الملئكة . .. فألقوا السلم ما كنّا نعمل من سوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 5
5- گذشت زمان و مشاهده فرجام مؤمنان و كافران ، تنها راه كشف حقايق براى برخى از كفرپيشگان است .
قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون
فرمان به «انتظار» نشانگر از آن دارد كه ديگر اميدى به تنبّه يافتن مخاطبان نيست و تنها گذشت زمان، مى تواند حقيقت را براى آنان آشكار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 2
2- عملكرد خود آدميان ( كفر و دنياگرايى ) ، عامل محروميت آنان از درك حقايق معنوى است .
من كفر بالله . .. بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا ... أُولئك الذين طبع الله على قل
الذين طبع الله . ..» در مقام بيان مجازات كسانى است كه با اختيار خود به كفر گرويدند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادند كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده است. بنابراين همين گزينش و انتخاب - كه عملى است اختيارى - موجب مجازات «طبع قلب» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 8
8 - كوردلى ، موجب محروميت از فهم حقايق و پندپذيرى
أفلم يسيروا . .. فإنّها لاتعمى الأبصر و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 11
11 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب محروميت از درك صحيح حقايق الهى و مانع از پذيرش آن مى شود .
كذلك يضلّ اللّه . .. كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 9
9 - اميال و خواسته هاى انسان ، در تشخيص درستى و نادرستى واقعيت ها تأثير دارد .
كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
برداشت فوق از آن جا استفاده شده است كه انسان تشنه، براى سيراب شدن - كه از خواسته هاى او است - دچار خطا شده و به جاى رفتن به طرف آب واقعى، به سوى سراب حركت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 12،18
12- حقيقت نمايانده شده در رؤيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وسيله آزمايش مردم بود .
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس
18- حقيقتى كه در رؤيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ارائه شد و نيز طرح شجره ملعونه در قرآن ، به منظور انذار و ترساندن مردم است .
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة . .. و الشجرة الملعونة فى القرءان و نخوّ
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مفعول بىواسطه اى براى «نخوّفهم» در تقدير باشد همانند «بذلك». بنابراين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اينها، مردم را انذار مى كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 13
13- نمايانده شدن برخى حقايق به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در معراج ، وسيله آزمايش مردم بود . *
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رؤيا» به معناى خواب نباشد; بلكه به معناى مشاهده در بيدارى باشد كما اينكه در لغت آمده رؤيا، گاهى در بيدارى است (لسان العرب). و نيز اشاره به اولين آيه سوره، يعنى معراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 13
13- نمايانده شدن برخى حقايق به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در معراج ، وسيله آزمايش مردم بود . *
و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رؤيا» به معناى خواب نباشد; بلكه به معناى مشاهده در بيدارى باشد كما اينكه در لغت آمده رؤيا، گاهى در بيدارى است (لسان العرب). و نيز اشاره به اولين آيه سوره، يعنى معراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 22 - 7
7- قلب ، مركز پذيرش و يا انكار حقايق
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 10،11،12
10 - ضرورت تأمل و انديشه در كيفيت بيان توحيد و ارائه حقايق به شكلهاى گوناگون در آيات قرآن
انظر كيف نصرف الأيت
تصريف به معنى دگرگون ساختن و گرداندن است و در آيه شريفه به معنى ارائه صورتها و طرحهاى گوناگون كلام براى ارائه حقايق است.
11 - بيان قرآن و تنوع و گوناگونى آن براى هدايت انسان كافى است.
انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون
دعوت به نگرش در چگونگى بيان آيات و همچنين اظهار شگفتى از رويگردانى برخى مردم از هدايتهاى قرآن، بيانگر كارسازى و نقش مؤثّر آن در هدايت انسان است.
12 - اعراض مشركان از توحيد و حقايق آسمانى، با وجود بيان روشن و مستدل قرآن، امرى شگفت انگيز
انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 3،4،6
3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .
مما كنتم تخفون من الكتب
با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيانگر بسيارى از حقايق مخفى شده از تورات و انجيل
رسولنا يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون
6 - بيان حقايق كتمان شده تورات و انجيل ، نشانى بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون من الكتب
جمله «يبين لكم» پس از «قد جاءكم رسولنا» اشاره به دليل حقانيت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) دارد. مؤيد اين معنا جمله «كنتم تخفون» است كه دلالت بر مخفى نگاه داشتن حقايق در همه ادوار گذشته دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 3،4،6
3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .
مما كنتم تخفون من الكتب
با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيانگر بسيارى از حقايق مخفى شده از تورات و انجيل
رسولنا يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون
6 - بيان حقايق كتمان شده تورات و انجيل ، نشانى بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون من الكتب
جمله «يبين لكم» پس از «قد جاءكم رسولنا» اشاره به دليل حقانيت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) دارد. مؤيد اين معنا جمله «كنتم تخفون» است كه دلالت بر مخفى نگاه داشتن حقايق در همه ادوار گذشته دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 12
12- كافرانِ به حقايق نازل شده از سوى خداوند ، ظالم ، و سزاوار آتش اند .
الحقّ من ربّكم . .. و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 5
5 - كافران ، چنان در ظلمت و گمراهى فرو رفته اند كه حتى ملموس ترين حقايق الهى را درك نمى كنند .
والذين كفروا أعملهم . .. أو كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه س
نديدن دست خويش - با آن كه دست از ملموس ترين چيز براى انسان است - (إذا أخرج يده لم يكد يرها) حكايت از حقيقت ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 10
10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار
به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 19
19 - منافقان ، مردمانى محروم از درك حقايق اخروى
لو كانوا يفقهون
به كارگيرى كلمه «لو» - كه براى تمنى است - حكايت از آن دارد كه منافقان از درك حقايق اخروى ناتوانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 5
5 - عملكرد نادرست و تخلف از فرمان هاى الهى ، زمينه ساز مهر شدن قلب انسان و دست نيافتن وى به درك عميق حقايق
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 43
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 5
5- حس شنوايى ، وسيله دستيابى به حقايق و قلب مركز درك و فهم آنهاست .
على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 5
5 - قلب ، مركز دريافت حقايق و رهنمود هاى الهى و پيدايش گرايش ها و اعتقادات است .
ما يكذّب . .. قال أسطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 15
15 - محك زدن باور ها با دليل و برهان ، راه شناسايى حقايق دينى از خيالات و آرزو هاى وارده شده در حوزه عقايد دينى
تلك أمانيّهم قل هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 11،13
11 - فرشتگان در جريان خلقت و خلافت آدم ( ع ) ، امرى را در ضمير خويش پنهان مى داشتند و از ابراز آن خوددارى مى كردند .
و أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون
13 - فرشتگان ، توانا بر اخفاى امور خويش بر ديگران فرشتگان
أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 7
7 - ناتوانى منافقان از درك عميق زشتى مواضع و عملكرد خويش و نيز ارزش جهاد در راه خدا
و طبع . .. فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 10
10- ارشاد مردم به ترك اظهارنظر هاى بى پايه در باره حقايق و احاله علم آن به خداوند ، وظيفه اى است برعهده رهبران الهى .
سيقولون . .. قل ربّى أعلم بعدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 5
5 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در ادامه تبيين حقايق و زدايش اختلافات ديرين دينى *
فما اختلفوا إلاّ من بعد . .. ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
طرح رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (جعلناك على شريعة) در پى يادكرد اختلاف بنى اسرائيل، مى تواند پيامدار اين معنا باشد كه: پيدايش و گسترش آن اختلاف ها، مقتضى آمدن رسول جديد و به منظور تبيين حقايق و پايان بخشيدن به تفرقه ها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 1
1- تنها ، خداوند سرچشمه حقايق و معارف صحيح است .
الحقّ من ربّكم
«من ربّكم» خبر است براى «الحقّ» و برخى گفته اند كه «الحقّ» خبر براى مبتداى محذوف است. «ال» در «الحقّ» براى استغراق است، يعنى: «تمامى حقايق. بنابراين جمله «الحقّ من ربّكم» در حقيقت، دلالت بر حصر مى كند. اين حصر، در برابر رهنمودهاى هواپرستان است كه آيه قبل اطاعت آنان را ناروا دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 22 - 3
3- كنار رفتن پرده هاى غفلت از برابر چشمان آدمى ، به اراده الهى در قيامت
فكشفنا عنك غطاءك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 6
6- درك حقايق معنوى و ارزش هاى الهى با كفر به آخرت ، امكان پذير نيست .
و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا
ذكر صفت «لايؤمنون» براى «الذين» مشعر به اين معناست كه آنان، شايستگى درك و فهم آيات قرآن را نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 11
11 - انگيزه هاى ناخالص نفسانى و جوّ ناسالم فكرى جامعه ، از موانع شناخت درست حقايق
أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا
توصيه به قيام براى خدا، حاكى از رد انگيزه هاى ناخالص است و «مثنى و فرادى» دعوت به پرهيز از جوّ زدگى است. اين مى رساند كه ناخالصى و غوغاسالارى، به فهم درست آسيب مى زند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 6،9
6- كفر ، مانع درك و پذيرش حق ، حتى از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك قالوا . .. ماذا قال ءانفًا
«ماذا قال. ..» ممكن است پرسش حقيقى باشد و ناتوانى كافران از فهم كلام وحى را برساند.
9- هواپرستى و ناتوانى از درك حقايق معنوى ، دو عنصر به هم پيوسته
طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
عطف دو جمله، ارتباط و پيوستگى تنگاتنگ ميان محتواى آن دو را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 8
8 - مردمى كه دل هايشان مهر شده ، از درك حقايق و معارف دينى و الهى محروم اند .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 9
9 - انكار امورى كه احتمال حقانيت آن مى رود امرى ناروا است .
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 5
5- وجود علايمى براى رهيافت انسان به حقايق غيبى ، در متن جهان طبيعت و عالم محسوسات
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
آسمانها و زمين (عالم طبيعت)، همان آياتى است كه با دقت در آنها، اعجاب انسان نسبت به حقايق غيبى و از جمله حيات دوباره انسان رفع مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 48 - 7
7 - وارونه جلوه دادن واقعيت هاى اجتماعى ، نشانه فتنه انگيزى است .
لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلبوا لك الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 15
15- يعقوب ( ع ) براى كشف حقيقت آنچه فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ابراز مى كردند ، از خداوند كمك خواست .
والله المستعان على ما تصفون
«وصف» (مصدر تصفون) به معناى بيان كردن است و مراد از «ما» سخنان دروغين برادران يوسف مى باشد. كمك گرفتن از خدا بر سخنان و گزارشهاى غير واقعى ، به معناى كمك گرفتن از او در كشف حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 99 - 3
3- انسان ، پس از مرگ به حقايق آشنا شده و به آنها يقين پيدا مى كند .
و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين
برداشت فوق، از وجه تسميه مرگ به «يقين» استفاده مى شود; يعنى، از اين رو به مرگ «يقين» گفته مى شود كه حقايق براى انسان آشكار شده و او به آنها يقين پيدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 42 - 3
3 - كتمان حقيقت ، هدف يهود و نصارا از آميختن حق و باطل
و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق
تكرار نكردن «لا»ى ناهيه در «تكتموا» به اين معنا اشاره دارد كه: هدف يهود و نصارا در آميختن حق به باطل، مخفى نگاه داشتن حق بوده است.
حقايق غيبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 24 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معارف غيبى را در انحصار خود قرار نمى داد و از آموختن آن به دارندگان شرايط ، امتناع نمىورزيد .
و ما هو على الغيب بضنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 10
10- معارف دين در زمينه مسائل و مصاديق « غيب » ، داراى مثال هاى عينى در جهان محسوس
و أحيينا به . .. كذلك الخروج
مسأله معاد از امور غيبى است; يعنى، حقيقت آن اكنون بر بشر نامعلوم است. ولى خداوند براى نزديك كردن اين معرفت غيبى به ذهن بشر، نمونه هاى مثالى از آن را در جهان طبيعت قرار داده است تا راه درك آن را هموارتر سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 6
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 2،6
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
6 - آگاهى خداوند به نيت ها و راز دل ها ، دليل آگاهى كامل او از حقايق پنهانى تمامى جهان
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض إنّه عليم بذات الصدور
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم بذات الصدور» در مقام تعليل براى «إنّ اللّه عالم غيب. ..» مى باشد; يعنى، چون خداوند به نيت ها و راز دل ها - كه پنهانى ترين امور جهان است - آگاه مى باشد، پس نسبت به امور غيبى جهان نيز آگاه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 26 - 2
2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .
حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب
تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى - به قرينه آيات پيشين - مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 5
5- وجود علايمى براى رهيافت انسان به حقايق غيبى ، در متن جهان طبيعت و عالم محسوسات
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
آسمانها و زمين (عالم طبيعت)، همان آياتى است كه با دقت در آنها، اعجاب انسان نسبت به حقايق غيبى و از جمله حيات دوباره انسان رفع مى شود.
ظهور حقايق معنوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 159 - 4
4 - لحظه مرگ ، زمان آشكار شدن حقايق معنوى براى تمامى انسانها *
و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 14،15
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى
فاعف عنهم و استغفر لهم
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى حقوقى بر مردم و آنان وظيفه دار رعايت آن حقوق هستند .
فاعف عنهم و استغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 15،18
15 - ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
18 - يكسانى زن و مرد در ماهيّت و حقيقت انسانى ، فلسفه تساوى آنان در برخوردارى از اجر و پاداش اعمال نيك
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 56 - 1،6
1 - كوتاهى در حق خداوند ، موجب حسرت و پشيمانى شديد انسان
أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه
«حسرت» به معناى پشيمانى شديد است و عبارت «ياحسرتى» در صورتى گفته مى شود كه انسان از انجام و ترك كارى به شدت پشيمان شده و بخواهد آن را اظهار كند. «تفريط» (مصدر «فرّطت») به معناى تقصير و كوتاهى و كلمه «جنب» به معناى جهت و ناحيه است كه در اين آيه كنايه از حق مى باشد. پس «ما فرّطت فى جنب اللّه»; يعنى، آنچه در حق خدا كوتاهى كردم.
6 - تمسخر تعاليم الهى ( قرآن ) ، كوتاهى در حق خدا و موجب حسرت و پشيمانى انسان در دنيا و آخرت است .
أن تقول نفس يحسرتى . .. و إن كنت لمن السخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 17
17 - حقوق اسلامى آميخته با اخلاق و احسان
كتب عليكم القصاص . .. فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 4
4 - دو مرد از كسانى كه شهادت دروغين شاهدان بر وصيت ، بر ضرر آنان تمام شده مى توانند در مقام شهادت برآمده و شهادت خويش را ادا كنند
فاخران يقومان مقامهما من الذين استحق عليهم الأولين
مفعول «استحق» كلمه «اثماً» مى باشد كه به قرينه فراز قبل حذف شده است و «اوليان» فاعل آن مى باشد. بنابراين و با توجه به آنچه درباره «استحقا اثماً» گفته شده «من الذين استحق ...» چنين معنا مى شود آن دو مرد جايگزين در امر شهادت بايد از كسانى باشند كه شاهدان پيشين با حق جلوه دادن شهادت دروغين خويش ضررى را متوجه آنان كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 18
18 - نظام اخلاقى ، پايگاه و پشتوانه براى عمل به نظام حقوقى ، در اسلام
حقّاً على المحسنين
با توجّه به اينكه خداوند، احسان - كه از مقوله اخلاق است - را زمينه پذيرش احكام حقوقى و عمل به آنها قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 2،6
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
6- پرداخت حق مساكين و در راه ماندگان ، امرى لازم و واجب است .
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 1،2
1- اداى حق خويشاوندان ، امرى واجب و لازم است .
و ءات ذاالقربى حقّه
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 2
2- مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از بخل و خوددارى از اداى حق خويشان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 2
2- مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از بخل و خوددارى از اداى حق خويشان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 4
4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت
إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 4
4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت
إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 7،8
7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .
و اتقوا اللّه و اسمعوا
در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.
8 - تعهد در برابر احكام الهى ، هموار سازنده جريان صحيح اثبات و ايفاى حقوق اجتماعى
و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 2،6
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
6- پرداخت حق مساكين و در راه ماندگان ، امرى لازم و واجب است .
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 8
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 4
4- رعايت حقوق خويشاوندان پس از اداى حق والدين ، بر ساير حقوق اجتماعى ، اولويت دارد .
و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين
فاصله شدن «حقّه» ميان «ذاالقربى» و دو مورد بعد و نيز تقدمش بر آن دو، مى تواند إشعار به تمايز «ذى القربى» و اولويت مرتبه آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 15
15 - توصيه به ايمان و عمل صالح و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر ، از بهترين رهنمود ها به بشر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 2
2 - حقوق تمامى انسان ها - حتى غيرمؤمنان - محترم است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
از ذكر «الناس» به جاى «الذين آمنوا»، مى توان استفاده كرد كه تجاوز به انسان هاى غير مؤمن نيز مطرود و ناروا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 9
9 - رعايت حقوق خويشاوندان - اگر چه دشمن باشند - لازم است .
و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً
خداوند مشركان را به خاطر رعايت نكردن حق خويشاوندى خود با مسلمانان كه درحال ستيز و دشمنى با آنان بودند محكوم كرد و آنها را متجاوز خواند (هم المعتدون); اين مى رساند كه حق خويشاوندى را در هر شرايط (جنگ و دشمنى و . ..) بايد رعايت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 10 - 4
4 - رعايت حقوق خويشاوندان ، واجب است .
لايرقبون فى مؤمن إلّاً
آيه فوق كه در توصيف مشركان است، رعايت نكردن حق خويشاوندان را از خصوصيات مشركان شمرده و به همين خاطر آنان را انسانهاى متجاوز معرفى كرد (هم المعتدون) اين توصيف، حكايت دارد كه رعايت حق خويشاوندان امرى لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 4
4- رعايت حقوق خويشاوندان پس از اداى حق والدين ، بر ساير حقوق اجتماعى ، اولويت دارد .
و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين
فاصله شدن «حقّه» ميان «ذاالقربى» و دو مورد بعد و نيز تقدمش بر آن دو، مى تواند إشعار به تمايز «ذى القربى» و اولويت مرتبه آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14
14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت
و ءاتوهم ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 9
9 - توجه به مصالح و منافع نوزادان و نيز رعايت موازين شرعى و عقلى ، بايد اساس و مبناى مشاوره و هم فكرى مردان و زنان مطلّقه باشد .
و أتمروا بينكم بمعروف
«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 7
7- مادر ، داراى حقى فزون تر از پدر ، در برخوردارى از احسان و خدمات فرزند
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا حملته أُمّه كرهًا و وضعته كرهًا و حمله و فصله
خداوند، در آغاز احسان به پدر و مادر را توصيه كرده است; ولى در بيان فلسفه آن صرفاً از زحمات مادر ياد نموده است. اين در حقيقت تأكيد بر حق مادر و توصيه فزون تر در مورد او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 23
23 - اهميت حقوق مردم و خطير بودن مسؤوليت داورى ميان آنان
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
استغفار، سجده و انابه داوود(ع) به درگاه الهى، پس از گمان به رخ دادن يك خطا در داورى ميان دو گروه متخاصم (خطايى كه مسلّماً در نتيجه حكم هيچ تأثيرى نداشت) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14
14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت
و ءاتوهم ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 14
14 - اهتمام اسلام به حقوق زنان مطلّقه و دفاع از آنان در استيفاى آن
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. فأمسكوهنّ بمعروف ... أسكنوهنّ ... فأنفقوا عليهنّ ... سيج
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، آخرين آيه اى است كه درباره زنان مطلّقه و تكاليف شوهرانشان در برابر آنها مى باشد و در تمام آيات گذشته، مردان مورد خطاب قرار گرفته اند و از آنان خواسته شده كه حقوق همسران خود را (از قبيل مسكن، نفقه و اجرت شيردادن و . ..) پرداخت نمايند و نيز با آنان به طور شايسته و مطابق با موازين عقل و شرع رفتار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 6
6- خداوند ولى كسى را كه به ناحق و مظلومانه كشته شود ، بر قاتل او ، سلطه بخشيده است .
و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 6
6- پدر و مادر ، داراى بالاترين و مهم ترين حق ، در ميان مجموعه حقوق انسان ها بر يكديگر
و قضى ربّك . .. بالولدين إحسنًا
از اينكه خداوند در مقام بيان حقوق متقابل گروههايى از انسانها، حق والدين را مقدم بر همه آنها و پس از حق خويش قرار داده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 4
4- رعايت حقوق خويشاوندان پس از اداى حق والدين ، بر ساير حقوق اجتماعى ، اولويت دارد .
و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين
فاصله شدن «حقّه» ميان «ذاالقربى» و دو مورد بعد و نيز تقدمش بر آن دو، مى تواند إشعار به تمايز «ذى القربى» و اولويت مرتبه آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 4،6
4- انسان ها در همه اديان آسمانى ، موظف به رعايت حقوق والدين و احسان به ايشان
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
ماضى آمدن واژه «وصّينا» و نيز اطلاق و شمول واژه «الإنسان»، مى رساند كه اين فرمان مخصوص نسل يا امتى نيست; بلكه مطلق انسان ها مأمور به آن بوده و هستند.
6- انسان ، مكلف به رعايت هر چه بيشتر حقوق والدين و احسانى فراتر از رفع نياز هاى اوليه آنان *
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
در واژه «إحساناً»، نوعى خدمت فزون تر از حد ضرورت نهفته است. به علاوه تنوين «إحساناً» بر بزرگى و تفخيم دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 12
12 - اهميت مسائل خانوادگى ( ازدواج ، طلاق ، حقوق همسران و . . . ) ، در ميان موضوعات اسلامى و آموزه هاى قرآنى
إذا طلّقتم النساء . .. اتّقوا اللّه ... من يتّق اللّه ... يعظم له أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 3 - 1
1 - ممنوعيّت ازدواج با دختران يتيم ، در صورت ترس از بى عدالتى نسبت به آنان
و ان خفتم الّا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النّساء
جزاى شرط «ان خفتم» حذف شده و «فانكحوا»، جانشين آن جزاست. يعنى: «ان خفتم الّا تقسطوا فى اليتامى فلا تنكحوهن و انكحوا». و اين نهى بنابر آنچه در شأن نزول آمده ناظر به ازدواج برخى از مردم با يتيمان، بدون پرداخت مهريه مناسب به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 20
20 - حفظ حقوق يتيمان و استيفاى كامل آن ، وظيفه اى همگانى
و إن تقوموا لليتمى بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 26
26 - لزوم احترام به حقوق انسان ها ، حتى دشمنان كينه توز
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 16
16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 3
3 - مراعات و حقوق مردم ، در برخورد اخلاقى ، داراى اهميتى ويژه است .
و لاتصعّر خدّك للناس
«لام» در «للناس» براى تعليل است; يعنى، روى خود را متكبرانه به خاطر اعراض از مردم، برنگردان. چنين دستورى حكايت از
آن دارد كه مردم، در برخورد اخلاقى، داراى حقوق لازم الرعايه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 11
11 - مادران ، داراى حقى فزون تر از پدران ، بر گردن فرزند هستند . *
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن و فصله فى عامين أن اشكر . ..
تعليل آوردن حكم تشكر از والدين، به اين كه مادر، سختى هاى باردارى را متحمل شده و فرزند را تا مدت دو سال شير مى دهد، مى تواند به فزونى حق مادر اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 22
22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .
لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 19
19 - عدم رعايت حقوق خويشاوندى ، برخاسته از روحيه فسق و حق گريزى است .
لايرقبوا فيكم إلّاً . .. و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 10 - 1
1 - شرك پيشگان صدر اسلام ، درباره هيچ مؤمنى به رعايت حق خويشاوندى ، ملتزم نبودند .
لايرقبون فى مؤمن إلّاً
«رقبة» و «رُقبان» (مصدر يرقبون) به معناى حفظ و نگهدارى و «إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى است. قابل ذكر است كه لفظ «مؤمن» و «إلّ» هر دو نكره در سياق نفى و مفيد عمومند; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى حرمت قرابت و خويشاوندى را
نگه نمى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 12
12 - نقش بسزاى قاضيان در سلامت اقتصاد جامعه و حفظ حقوق مردم
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام . .. و أنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 7
7 - نقش سازنده خداترسى و تقواپيشگى ، در تضمين حقوق همسران و رفع اختلاف هاى آنان
إذا طلّقتم النساء . ..و اتّقوا اللّه ربّكم
مطلب ياد شده، از توصيه خداوند به تقواپيشگى در بيان اولين حكم مربوط به طلاق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 20
20 - تجاوز به حقوق و مزاياى ديگران ، از جلوه هاى فسادگرى است .
كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 8
8 - ممانعت از ورود حاجيان به مكّه ، تجاوز به حقّى است كه خدا براى آنان قرار داده است .
و يصدّون . .. الذى جعلنه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 5،6
5 - بنى اسرائيل در عين برخوردارى از زندگى مناسب ، به جاى اتحاد و حفظ حقوق يكديگر ، آگاهانه به اختلافات داخلى دامن زده و به حقوق يكديگر تجاوز مى كردند .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم
6 - بنى اسرائيل ، با وجود در اختيار داشتن تورات و برخوردارى از زندگى مناسب ، كفران نعمت كرده و به اختلاف و تجاوز به حقوق يكديگر پرداختند .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» كتاب آسمانى تورات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 12
12 - ممنوعيت هرگونه انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران ، در محيط مسجدالحرام
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
«إلحاد» به معناى انحراف و كج روى است. از نكره آوردن «إلحاد» و «ظلم» استفاده مى شود كه مردم در مسجدالحرام و محدوده آن، بايد در امنيت و آرامش مطلق باشند و در اين راستا از كم ترين و كوچك ترين انحراف و تجاوز به حقوق آنان، چشم پوشى نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 10 - 1
1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .
إنّما النجوى من الشيطن
الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 3
3 - برخوردارى از امكانات مادى و قدرت ، زمينه ساز طغيان و تعرض به حقوق ديگران
الذين طغوا فى البلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 2
2 - تجاوز به حق ارث ديگران ، ناروا و نكوهيده است .
و تأكلون التراث أكلاً لمّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 14
14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 38
38 - هشدار خداوند به مردان ستمكار و متجاوز به حقوق همسران خويش
فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جمله «انّ اللّه . .. » در مقام تهديد شوهران ستمكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 10
10 - تجاوز به حقوق زنان يتيم ، در عصر بعثت
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 81 - 7
7 - لواط ، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است .
شهوة من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 4،5
4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض
5 - بسيارى از شريكان ، آلوده به اجحاف و تجاوز به حقوق يكديگراند .
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض
آنچه از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، اين نكته است كه كلام داوود(ع) يك قانون كلى است و شامل تمامى شركا مى شود و منحصر به شريكان عصر او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 7،8،10،11،12،13،15،16
7 - قيام مداوم عليه تضييع كنندگان حقوق اجتماعى و فردى ، راهى براى بازگرداندن آن
و منهم من ان تأمنه بدينار الا يؤدّه اليك الاّ مادمت عليه قائماً
8 - تضييع حقوق ديگران توسط برخى از اهل كتاب ( يهود ) ، ناشى از روحيه خودبرتربينى آنان
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
10 - عدم احساس مسؤوليت برخى از اهل كتاب در برابر حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
11 - پندار باطل برخى از اهل كتاب به جواز تصرّف در اموال ديگران و تضييع آنها ، عامل خيانتشان به حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران
و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب
15 - نسبت دادن برترى نژادى و مشروعيّت تضييع حقوق ديگران به خدا ، نسبتى دروغ و نارواست .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون
16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 12
12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 10
10 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى در حق ايشان است .
و ما اعتدينا إنّا اذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 3
3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .
ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 8 - 4
4 - توصيه به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، محتواى نجوا هاى منافقان
و يتنجون بالإثم و العدون و معصيت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 3
3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فلاتتنجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 18
18 - رعايت نكردن احكام و حدود الهى درباره طلاق از سوى همسران ، ظلم به نفس و زيان رساندن به خويشتن است .
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 33 - 14
14 - هشدار خداوند به كسانى كه نسبت به پرداخت حقوق ورثه كوتاهى مى نمايند .
و لكل جعلنا موالى . .. انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً
جمله «ان اللّه» مى تواند به منظور تهديد كسانى باشد كه احكام الهى را عمل نمى كنند و حقوق بيان شده در آيه شريفه را به اهل آن نمى رسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 22
22 - رعايت نكردن حقوق شوهر از سوى همسر ، نشوز است .
الرّجال قوّامون . .. قانتات ... و الّتى تخافون نشوزهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 5،13
5 - هشدار خداوند نسبت به عدم رعايت حقوق يتيمان
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً . .. فليتّقوا اللّه
13 - حكمت حرمت اجحاف در مال يتيم ، ادامه حيات و استقلال وى و مصون ماندن نسل انسان از آثار سوء آن اجحاف
وليخش الّذين
امام رضا (ع) فرمود: . .. ففى تحريم مال اليتيم استبقاء اليتيم و استقلاله بنفسه و السلامة للعقب ان يصيبه ما اصابهم ... .
عيون اخبار الرّضا (ع)، ج 2، ص 92، ح 1، ب 33 ; نورالثقلين، ج 1، ص 447، ح 72.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 10،11،12
10 - تجاوز به حقوق زنان يتيم ، در عصر بعثت
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن
11 - رغبت به ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال كردن حقوق آنان ، در عصر بعثت
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
بنابر اينكه بعد از «ترغبون»، حرف «فى» در تقدير باشد كه در اين صورت «رغبت» به معناى تمايل است.
12 - مذمت ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال ساختن حقوق آنان
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
لحن آيه دلالت بر مذمت و محكوميت چنين عملى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 5
5 - استخدام طبيعت و بهره گيرى از منافع آن ، حق مشروع و متساوى همه انسان ها
ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض
رام قرار داده شدن آنچه در زمين است براى انسان، مستلزم اين حقيقت است كه همه انسان ها در بهره بردارى از زمين و آنچه در آن است، از حق برابرى برخوردار مى باشند و هيچ كس حق ندارد، ديگرى را از اين حق باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 7
7 - تمامى مسلمانان ( مكّى و آفاقى ) ، نسبت به مسجدالحرام از حق مساوى برخورداراند .
الذى جعلنه للناس سواء العكف فيه و الباد
«سواء» به معناى «مستوى» و حال براى «الناس»است. «عاكف» به معناى مقيم (منظور اهل مكّه) است. «بادى» يعنى اهل باديه و مقصود از آن مردمى است كه بيرون مكّه و در سرزمين هاى ديگر زندگى مى كنند; يعنى، ما مسجدالحرام را براى همه انسان ها قرار داديم و در بهره مندى از آن، مكّى و آفاقى برابراند و كسى را بر ديگرى امتيازى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 9
9 - تمامى موجودات زمين ، داراى حقى برابر در تأمين نيازمندى هاى خويش از زمين
و قدّر فيها . .. سواء للسائلين
برداشت بالا با توجه به دو نكته است: 1- «سواء» مفعول مطلق براى فعل مقدر باشد; يعنى، «إستوت الأقوات المقدرة سواء
للسائلين». 2- مراد از سائلين تمامى موجودات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 17
17- حضور هر يك از پدر و مادر سالخورده به تنهايى و يا هر دوى آنها نزد فرزند ، تأثيرى در مقدار احترام به آنها نداشته و هر دو از حقوق مساوى برخوردارند .
و بالولدين إحسنًا إمّا يبلغنّ عندك الكبر أحدهما أو كلاهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 11 - 3،5
3 - مسلمانان ، برادران دينى يكديگر بوده و از حقوق و مزاياى اجتماعى برابر برخوردارند .
فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين
5 - كفار محارب با گرويدن به اسلام ، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از حقوق و مزاياى اجتماعى مساوى برخوردار مى شوند .
فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 3
3 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، از سوى برادر عاقل و معتدل خويش ، بر رعايت حقوق مستمندان و پرهيز از محروم ساختن آنان از محصولات باغ
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 13
13 - ضايع كردن كار ديگران ، نارواست . *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم
چون خداوند ضايع نكردن اعمال نيك را به عنوان خويى پسنديده مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 7
7 - شرك پيشگان صدر اسلام در صورت پيروزى بر مسلمانان ، از زير پا گذاشتن حقوق خويشاوندى و شكستن پيمان ، باكى نداشتند .
و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 12
12 - حق مادر ، در معرض تضييع از سوى فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن . .. أن اشكرلى و لولديك
اين كه خداوند، در ضمن توصيه به رعايت حقوق پدر و مادر، تنها مشقّات و زحمت هاى مادر را در دوران باردارى و شير دادن يادآورى مى كند، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 25،26
25 - تضييع حقوق مردمان ، بدون هيچ ترديد گناه است .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين
26 - دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 22
22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .
لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 22
22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .
لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 15،18
15 - انسان ، در معرض ناسپاسى نسبت به نعمت هاى الهى و حقوق والدين ونيازمند به تذكر است .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. أن اشكرلى و لولديك
18 - هشدار الهى به انسان ها ، درباره تصييع حقوق والدين
أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
جمله «إلىّ المصير» پس از توصيه به رعايت حال والدين و فرمان به سپاسگزارى از آنها، ناظر به اين نكته است كه انسان ها، در صورت رعايت نكردن توصيه و فرمان ياد شده، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 22
22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .
لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 6
6 - حق تشريع و قانون گذارى ، قابل تفويض از سوى خداوند
شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به اللّه
از مفهوم «ما لم يأذن به اللّه» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 14
14 - حقِّ مبدأ فيض ( خداوند ) ، مقدَّم بر حق مجارى فيض است .
أن اشكرلى و لولديك
مقدم داشتن شكر خدا بر تشكر از والدين، در يك فرمان، احتمال دارد به خاطر حقيقت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 10
10- انسان ها حتى صالحان ، در معرض لغزش و كوتاهى نسبت به حقوق پدر و مادرند .
و اخفض لهما جناح الذلّ . .. ربّكم أعلم ... إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 14
14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 14،19،21
14 - همسران شايسته ، حافظ حقوق شوهران خويش در غياب آنان
فالصّالحات . .. حافظات للغيب
در برداشت فوق مفعول «حافظات» - به مناسبت حكم و موضوع - حقوق شوهران و لام در «للغيب» به معنى «فى» گرفته شده است.
19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
21 - مسؤوليت زن در حفظ حقوق شوهر و اطاعت از او ، در چهارچوب قوانين الهى است . *
قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّه
بر اين مبنا كه مراد از «ما حفظ اللّه» قوانين الهى و «باء» در «بما حفظ اللّه» براى مصاحبت باشد، معناى آيه چنين مى شود: زنان بايد با رعايت قوانين الهى، از شوهران خويش اطاعت و حقوق آنان را حفظ كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 13
13- امكان انفكاك حق مالكيت از حق تصرف
و لاتقربوا مال اليتيم . .. حتى يبلغ أشدّه
از اينكه يتيم، على رغم مالك بودنش، حق تصرف قبل از بلوغ را ندارد و اولياى وى، على رغم مالك نبودنشان، حق تصرف در مال يتيم را دارند، به دست مى آيد كه مالكيت و جواز تصرف، انفكاك پذير هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 4
4 - پدر و مادر ، بر فرزندان حق اطاعت كردن دارند .
و إن جهداك لتشرك بى . .. فلاتطعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 14
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى
فاعف عنهم و استغفر لهم
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 4
4 - مسكين ، داراى سهم غذا در اموال مردم *
طعام المسكين
اضافه «طعام» به «مسكين»، نشانگر استحقاق است، زيرا دلالت مى كند كه آن غذا، طعام خود مسكين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 4،5
4 - امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
5 - امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 6
6 - همه موجودات ، ناگزير از اطاعت خداوند و تنها انسان داراى حق انتخاب آگاهانه
و النجم و الشجر يسجدان . .. و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
خداوند، در آيات پيشين «نجم» و «شجر» را تسليم بى چون و چراى فرمان حق شمرده و هستى را مسخر قوانين دانسته است; اما تنها از انسان مى خواهد كه خود با اختيار و انتخاب سر بر آستان معيارها بسايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 6
6 - آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است.
قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 6 - 3
3- تأمين روزى موجودات زنده ، حق آنها بر خداست .
و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 68 - 3
3 - تعيين تكليف براى خلق ، در حيطه اختيار خداوند
و ربّك يخلق ما يشاء و يختار
جمله «يخلق مايشاء» بيانگر مشيت و اراده تكوينى خدا و جمله «يختار» بيانگر اراده تشريعى او است; يعنى، «و يختار للخلق ما يشاء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 69 - 6
6 - علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار مردمان ، دليل انحصار حق تشريع و انتخاب پيامبر به او
و ربّك يخلق ما يشاء و يختار . .. و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه در مقام بيان علت منحصر بودن حق قانون گذارى و حق برگزيدن پيامبر به خداوند باشد كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است; يعنى، چون خداوند به نهان و آشكار انسان ها آگاهى كامل دارد; پس تنها او شايسته قانون گذارى براى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 70 - 7
7 - حكم و فرمان ( تعيين تكليف براى خلق و امر و نهى به آنان ) ، تنها در حيطه اختيار خداوند است .
و له الحكم
تقديم «له» (مسند) بر «الحكم» (مسنداليه) مفيد حصر مى باشد; يعنى، «ليس الحكم إلاّ للّه»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 2
2 - حق تشريع و قانون گذارى و نظام بخشى به باور ها ، تنها از آن خداوند است .
من الدين ما لم يأذن به اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 13
13- امكان انفكاك حق مالكيت از حق تصرف
و لاتقربوا مال اليتيم . .. حتى يبلغ أشدّه
از اينكه يتيم، على رغم مالك بودنش، حق تصرف قبل از بلوغ را ندارد و اولياى وى، على رغم مالك نبودنشان، حق تصرف در مال يتيم را دارند، به دست مى آيد كه مالكيت و جواز تصرف، انفكاك پذير هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 2
2 - انسان ، داراى حق تصرف و بهره بردارى در تمام محصولات طبيعت
متعًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 4،5
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب طبيعى و نعمت هاى الهى هستند .
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
5 - همه انسان ها ، داراى حق تصرف در گسترده زمين هستند .
الذى جعل لكم الأرض فرشاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 4
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب زمين
خلق لكم ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 168 - 6
6 - بهره بردارى از زمين حق همه انسانهاست و اختصاص به گروه و يا امتى خاص ( مسلمان و يا . . . ) ندارد .
يأيها الناس كلوا مما فى الأرض حللا طيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 6
6- همه انسان ها ( مؤمن و كافر ) داراى حق بهرهورى از طبيعت
الله الذى خلق . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين و سخ-ّر لكم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 5
5 - استخدام طبيعت و بهره گيرى از منافع آن ، حق مشروع و متساوى همه انسان ها
ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض
رام قرار داده شدن آنچه در زمين است براى انسان، مستلزم اين حقيقت است كه همه انسان ها در بهره بردارى از زمين و آنچه در آن است، از حق برابرى برخوردار مى باشند و هيچ كس حق ندارد، ديگرى را از اين حق باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 9
9 - تمامى موجودات زمين ، داراى حقى برابر در تأمين نيازمندى هاى خويش از زمين
و قدّر فيها . .. سواء للسائلين
برداشت بالا با توجه به دو نكته است: 1- «سواء» مفعول مطلق براى فعل مقدر باشد; يعنى، «إستوت الأقوات المقدرة سواء للسائلين». 2- مراد از سائلين تمامى موجودات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 8 - 5
5 - هر انسانى ، داراى حق حيات است و سلب كننده آن در قيامت بايد پاسخگو باشد .
و إذا الموءودة سئلت
ذكر «موءودة» (دختر زنده به گور شده) به جهت پيشگيرى از ارتكاب اين جنايت بوده است; و گرنه حرمتِ گرفتن جان ديگران، اختصاص به اين نوع خاص ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 3،15
3 - جنگ و پيكار آوارگان با زورگويانى كه آنان را به جرم ايمان و خداخواهى از سرزمين شان بيرون كردند ، حقى است مشروع كه خدا به آنان داده بود .
أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم
15 - دفاع ، حقى مشروع در تمامى شريعت هاى آسمانى
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 9
9 - لزوم اعطاى فرصت به متخلف براى دفاع از خود
لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 2
2 - تأكيد هابيل بر پيشدستى نكردن در قتل برادر ، در عين حفظ حق دفاع از خويش در برابر تهاجم وى
انى اريد ان تبوا باثمى
چنانچه مراد از «اثمى»، گناهى باشد كه از كشته شدن احتمالى قابيل به دست هابيل صورت گيرد، معلوم مى شود هابيل خاطر نشان ساخته است كه من اگرچه قصد كشتن تو را ندارم ولى از خود دفاع مى كنم، هر چند به كشتن ناخواسته تو بينجامد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 4
4 - سكونت در زادگاه و موطن ، حق مشروع انسان ها
الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 2
2 - مسكين ، داراى سهم غذا در اموال مردم *
طعام المسكين
اضافه «طعام» به «مسكين»، بيانگر استحقاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 13 - 6
6 - خداوند ، حق آزاد شدن را از هيچ برده اى سلب نكرده و كسى را به بردگى هميشگى ، محكوم نكرده است .
فكّ رقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 8،9،10،11
8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء
مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .
9 - قصاص حقى است قابل گذشت نه حكمى غير قابل اسقاط .
فمن عفى له من أخيه شىء
10 - حق قصاص حتى با عفو يكى از اولياى مقتول ساقط مى شود .
فمن عفى له من أخيه شىء
مراد از «شىء» چنانچه گذشت حق قصاص است. نكره آوردن «شىء» اشاره به اين دارد كه: اگر بخشى از حق قصاص نيز مورد عفو قرار گيرد، قاتل قصاص نمى شود و اين فرض در صورتى است كه اولياى مقتول متعدد بوده و برخى از آنها قاتل را عفو كنند.
11 - ولىّ مقتول ، بهتر است قاتل را عفو كرده و از حق خويش ( قصاص ) درگذرد .
فمن عفى له من أخيه شىء
ترغيب ولىّ مقتول به گذشت از حق قصاص، از جمله اهدافى است كه مى توان از كاربرد كلمه «أخيه» به جاى ولىّ مقتول استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 4
4- تشريع دين و قانون گذارى ، حق اختصاصى خداوند است .
و له الدين واصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 13
13- تنها خداوند داراى حق قانون گذارى و تشريع احكام است .
إن الحكم إلاّ لله
برداشت فوق بر اين مبناست كه مقصود از «حكم» حكم تشريعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 9،11
9 - قصاص حقى است قابل گذشت نه حكمى غير قابل اسقاط .
فمن عفى له من أخيه شىء
11 - ولىّ مقتول ، بهتر است قاتل را عفو كرده و از حق خويش ( قصاص ) درگذرد .
فمن عفى له من أخيه شىء
ترغيب ولىّ مقتول به گذشت از حق قصاص، از جمله اهدافى است كه مى توان از كاربرد كلمه «أخيه» به جاى ولىّ مقتول استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 11،16
11- اولياى مقتول ، داراى حق قصاص و كشتن قاتل
جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل
16- تشريع حق قصاص و سلطه براى اولياى مقتول ، حمايت الهى از آنان است .
و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «إنه» به ولىّ مقتول باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 3
3 - حق مالكيت انسان بر دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و بهره بردارى از آنها ، از حقوق پذيرفته شده در اسلام
لأنعمكم
«أنعام» (جمع «نَعَم») به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود. كلمه «نَعَم» به شتر اختصاص دارد; زيرا بزرگ ترين نعمت نزد عرب است (مفردات راغب). اضافه شدن «أنعام» به ضمير «كم»، حاكى از حق تصرف و مالكيت انسان بر دام ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 2
2 - انسان ، داراى حق تصرف و بهره بردارى در تمام محصولات طبيعت
متعًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 4
4 - داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملت ها و جوامع بشرى است . *
من ديركم
قرآن با اضافه كردن كلمه «ديار» به «كم» و نسبت دادن خانه و وطن به انسانها (دياركم = خانه هايتان و وطنتان) اين حقيقت را امضا و تثبيت مى كند كه: هر ملت و طايفه اى اين حق را دارد كه در سرزمينى سكنا گزيند و محلى را براى زندگى انتخاب كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 24
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 4،5
4 - امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
5 - امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 4
4 - داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملت ها و جوامع بشرى است . *
من ديركم
قرآن با اضافه كردن كلمه «ديار» به «كم» و نسبت دادن خانه و وطن به انسانها (دياركم = خانه هايتان و وطنتان) اين حقيقت را امضا و تثبيت مى كند كه: هر ملت و طايفه اى اين حق را دارد كه در سرزمينى سكنا گزيند و محلى را براى زندگى انتخاب كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 4
4 - امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر جمله «إنّى لكم رسول» بيانگر اين معنا است كه: اگر قبول داريد من رسول الهى و امين هستم; پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «فاتقوااللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
و أطيعون
تفريع «فاتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين)، بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول خدا هستم، بر شما لازم است كه تقواى او را پيشه كنيد و از من فرمان بريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «فاتّقوا اللّه وأطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول الهى ام، بر
شما لازم است كه تقواى الهى را رعايت كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين); بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه ضمن رعايت تقواى الهى از من اطاعت كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت بر مردم ، در پرتو جعل و تفويض الهى
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، به فرمان الهى جعل و تفويض او واجب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 6
6 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت و فرماندهى بر انسان ها
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 51 - 3،4،7،9،12،13
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) اختيار دارد كه در تماس با همسرانش ، به اختيار خود ، برخى را مقدم بدارد و برخى ديگر را به تأخير بيندازد .
ترجى من تشاء منهنّ و تئوى إليك من تشاء
احتمال دارد كه مراد از «حق اختيار تأخير و تقديم» - چنان كه برخى از مفسران نيز گفته اند - «حق همبسترى» باشد.
4 - واگذارى حق تصميم و اختيار درباره همبسترى با همسران ، به خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر رفع مشقت از آن حضرت است .
لكيلا يكون عليك حرج . .. ترجى من تشاء منهنّ
7 - بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) روا و جايز است كه تصميم خود را درباره به تأخير انداختن همبسترى با يكى از همسران خود ، تغيير داده و آن را مقدم بدارد .
ترجى من تشاء منهنّ . .. و من ابتغيت ممّن عزلت فلاجناح عليك
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از «ترجى» و «تؤوى» تقديم و تأخير در همبسترى با يكى از همسران باشد. بنابراين مراد از «من عزلت» آن كسى خواهد بود كه فعلاً از او كناره گيرى شده است. و به عبارتى، همبسترى با او به تأخير افتاده است.
9 - واگذار شدن تقديم و تأخير همخوابگى با همسران ، به تصميم پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور فراهم آوردن رضايت آنان است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين
12 - همسران پيامبر ، به موضع و تصميم عادلانه آن حضرت درباره تأخير و تقديم همخوابگى با هر يك از آنان ، اطمينان خاطر داشتند .
ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ كلّهنّ
از اين كه خداوند، در فلسفه واگذارى اختيار تصميم گيرى در همخوابگى با همسران و يا رد و قبول زنانى كه خود را به آن حضرت هبه مى كنند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته است: «چنين حقّى، به خاطر جلب رضايت همسران است» حكايت مى كند كه آنان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در تصميم و موضع گيرى اش در قبال آنان، عادل مى دانسته اند.
13 - خدايى بودن حق تصميم گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره همخوابگى با همسران ، مايه شادمانى آنان و موجب رفع نگرانى شان است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ
احتمال دارد كه مشارٌاليه «ذلك» اصلِ حكمى باشد كه آن حضرت، با آن، حقّ پيدا كرد تا مجاز به چنان رفتارى با همسران خود باشد. در اين صورت، رضايت و رفع نگرانى از آنان، باز مى گردد به اين كه آنان، چون به حكم خداوند تن در مى دهند، و آنچه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى رسد تابع حكم خدا است از آنان راضى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 9
9 - مسكنت و در راه ماندن ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى مساكين و در راه ماندگان است .
فأَت . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 16
16 - لزوم حفظ حقوق اقتصادى و اجتماعى بردگان
بعضكم من بعض . .. اتوهُنّ اجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 11 - 5
5 - كفار محارب با گرويدن به اسلام ، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از حقوق و مزاياى اجتماعى مساوى برخوردار مى شوند .
فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 5
5- زن ، برخوردار از حق مشاركت در مسائل سياسى ، اجتماعى و دينى
يأيّها النبىّ إذا جاءك المؤمنت يبايعنك . .. فبايعهنّ
از آن جا كه بيعت خود نوعى مشاركت است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 11 - 3
3 - مسلمانان ، برادران دينى يكديگر بوده و از حقوق و مزاياى اجتماعى برابر برخوردارند .
فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 16
16 - لزوم حفظ حقوق اقتصادى و اجتماعى بردگان
بعضكم من بعض . .. اتوهُنّ اجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 24
24 - اهتمام اسلام به رعايت حقوق اقتصادى زنان
إذا ءاتيتموهن اجورهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر جمله «إنّى لكم رسول» بيانگر اين معنا است كه: اگر قبول داريد من رسول الهى و امين هستم; پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «فاتقوااللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
و أطيعون
تفريع «فاتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين)، بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول خدا هستم، بر شما لازم است كه تقواى او را پيشه كنيد و از من فرمان بريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 3
3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «فاتّقوا اللّه وأطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول الهى ام، بر شما لازم است كه تقواى الهى را رعايت كنيد و از من فرمان ببريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 4
4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين); بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه ضمن رعايت تقواى الهى از من اطاعت كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 7
7 - « فىء » حق منصب رسالت است ; نه ملك شخصى پيامبر (صلی الله علیه و آله) . *
و ما أفاء اللّه على رسوله
ذكر عنوان رسالت براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند بدان منظور باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه عهده دار منصب رسالت است، «فىء» به آن حضرت تعلق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 12
12 - اعتبار مالكيت شخصى در اسلام و پذيرش تفاوت در مقدار مالكيت
و ءاتى المال على حبه ذوى القربى . .. و السائلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 18
18 - انسان ها ، داراى منزلتى برابر در برخوردارى از حق حيات
من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً
جزاى يكسان براى كشتن هر فرد و پاداش مساوى براى احياى وى، حاكى از برابرى تمامى انسانها در حق حيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 6
6 - آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است.
قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 5
5 - اصل مالكيت مردم بر اموال ، اصلى پذيرفته شده در اسلام
ليأكلون أمول الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 6
6- همه انسان ها ( مؤمن و كافر ) داراى حق بهرهورى از طبيعت
الله الذى خلق . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين و سخ-ّر لكم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 2،3
2 - انسان ، داراى حق تصرف و بهره بردارى در تمام محصولات طبيعت
متعًا لكم
3 - حق مالكيت انسان بر دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و بهره بردارى از آنها ، از حقوق پذيرفته شده در اسلام
لأنعمكم
«أنعام» جمع «نَعَم» است. اين كلمه در مورد شتر، گاو و گوسفند به كار مى رود; هر چند مفرد آن تنها در مورد شتر كاربرد دارد (لسان العرب). اضافه شدن «أنعام» به ضمير «كم»، حاكى از حق تصرف و مالكيت انسان بر دام ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 4،5
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب طبيعى و نعمت هاى الهى هستند .
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
5 - همه انسان ها ، داراى حق تصرف در گسترده زمين هستند .
الذى جعل لكم الأرض فرشاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 4
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب زمين
خلق لكم ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 4
4 - داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملت ها و جوامع بشرى است . *
من ديركم
قرآن با اضافه كردن كلمه «ديار» به «كم» و نسبت دادن خانه و وطن به انسانها (دياركم = خانه هايتان و وطنتان) اين حقيقت را امضا و تثبيت مى كند كه: هر ملت و طايفه اى اين حق را دارد كه در سرزمينى سكنا گزيند و محلى را براى زندگى انتخاب كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 5
5 - حضور در خانه خدا ( كعبه ) حقى براى عموم مردم است .
إذ جعلنا البيت مثابة للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 168 - 6
6 - بهره بردارى از زمين حق همه انسانهاست و اختصاص به گروه و يا امتى خاص ( مسلمان و يا . . . ) ندارد .
يأيها الناس كلوا مما فى الأرض حللا طيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 4،15
4 - سكونت در زادگاه و موطن ، حق مشروع انسان ها
الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ
15 - دفاع ، حقى مشروع در تمامى شريعت هاى آسمانى
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 4
4 - آزادى در انتخاب راه و عقيده ، حق مسلم هر انسان است .
فما أرسلنك عليهم حفيظًا
اين كه حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه اى جز تبليغ دين ندارد و در فرض روى گردانى بايد مشركان را به حال خود واگذارد، نشان مى دهد كه انسان در انتخاب عقيده آزاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 8 - 5
5 - هر انسانى ، داراى حق حيات است و سلب كننده آن در قيامت بايد پاسخگو باشد .
و إذا الموءودة سئلت
ذكر «موءودة» (دختر زنده به گور شده) به جهت پيشگيرى از ارتكاب اين جنايت بوده است; و گرنه حرمتِ گرفتن جان ديگران، اختصاص به اين نوع خاص ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 8
8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء
مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 32
32 - آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .
و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول. ..
تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 6،7،8،10،11،16
6- خداوند ولى كسى را كه به ناحق و مظلومانه كشته شود ، بر قاتل او ، سلطه بخشيده است .
و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
7- ولى مقتول بحق ( كسى كه مطابق قانون الهى كشته شده ) فاقد هرگونه سلطه بر قاتل است .
و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
8- تصميم گيرى درباره قاتل ، مخصوص اولياى مقتول است و بايد در جهت منافع آنان باشد .
فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
برداشت فوق، با توجه به لام در «لوليّه» است كه اختصاص و منفعت را افاده مى كند.
10- زياده روى اولياى مقتول ، در انتقام گيرى از قاتل ، ممنوع و حرام است .
فلايسرف فى القتل
11- اولياى مقتول ، داراى حق قصاص و كشتن قاتل
جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل
16- تشريع حق قصاص و سلطه براى اولياى مقتول ، حمايت الهى از آنان است .
و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «إنه» به ولىّ مقتول باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 4 - 8
8 - حق سكونت و زندگى اهل كتاب در جامعه اسلامى ، مشروط به عدم ستيزه جويى و معارضه با حاكميت اسلام است .
هو الذى أخرج الذين كفروا من أهل الكتب . .. ذلك بأنّهم شاقّوااللّه و رسوله
از تعليل «ذلك بأنّهم. ..» استفاده مى شود كه اگر يهود بنى نضير، به معارضه با خدا و حكومت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى پرداختند، محكوم به تبعيد نمى شدند و همچون گذشته در كنار مسلمانان زندگى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 9
9 - مردم ، در صدر اسلام ، با نظام برده دارى آشنا بودند و همسان نبودن حقوق برده با مالك اش را قبول داشتند .
هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 3
3 - سكونت قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، حقى براى ايشان از جانب خداوند
التى كتب اللّه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 14
14 - جايگاه مهمّ حفظ روابط صلح آميز با اقوام و ملت ها ، در حقوق بين الملل اسلامى
الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق . .. و القوا اليكم السلم فما جعل ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 91 - 9
9 - جايگاه مهم روابط صلح آميز با اقوام و ملت ها ، در حقوق بين الملل اسلامى
فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم . .. فخذوهم و اقتلوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 11،12
11- پدران داراى حق امر و نهى به فرزندان خويش
فأرسل معنا أخانا
12- گوش سپارى به فرمان ها و خواسته هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان
فأرسل معنا أخانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 11
11 - مادران ، داراى حقى فزون تر از پدران ، بر گردن فرزند هستند . *
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن و فصله فى عامين أن اشكر . ..
تعليل آوردن حكم تشكر از والدين، به اين كه مادر، سختى هاى باردارى را متحمل شده و فرزند را تا مدت دو سال شير مى دهد، مى تواند به فزونى حق مادر اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 7
7- مادر ، داراى حقى فزون تر از پدر ، در برخوردارى از احسان و خدمات فرزند
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا حملته أُمّه كرهًا و وضعته كرهًا و حمله و فصله
خداوند، در آغاز احسان به پدر و مادر را توصيه كرده است; ولى در بيان فلسفه آن صرفاً از زحمات مادر ياد نموده است. اين در حقيقت تأكيد بر حق مادر و توصيه فزون تر در مورد او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 15
15 - قوانين الهى ، حامى و تأمين كننده حقوق فقيران و ثروتمندان
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
هدف از ايراد جمله «فاللّه اولى بهما» (خداوند به رعايت حال آنان سزاوارتر است) پس از الزام اهل ايمان به اقامه قسط و شهادت به حق، مى تواند اين معنا باشد كه تنها با رعايت قوانين الهى، حقوق انسانها - چه غنى و چه فقير - تأمين خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 6 - 2،3
2- هر موجود زنده اى ، داراى حق تغذيه در دوران حيات خويش
و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها
3- تأمين روزى موجودات زنده ، حق آنها بر خداست .
و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 4
4 - داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملت ها و جوامع بشرى است . *
من ديركم
قرآن با اضافه كردن كلمه «ديار» به «كم» و نسبت دادن خانه و وطن به انسانها (دياركم = خانه هايتان و وطنتان) اين حقيقت را امضا و تثبيت مى كند كه: هر ملت و طايفه اى اين حق را دارد كه در سرزمينى سكنا گزيند و محلى را براى زندگى انتخاب كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 9
9 - مردم ، در صدر اسلام ، با نظام برده دارى آشنا بودند و همسان نبودن حقوق برده با مالك اش را قبول داشتند .
هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 13،16
13 - هشدار الهى به مردان ، نسبت به رعايت احكام الهى در محيط خانواده
نساؤكم حرث لكم . .. و اتّقوا اللّه و اعلموا انكم ملاقوه
امر به تقوا و توجه دادن انسانها به ملاقات خدا (روز پاداش و كيفر) پس از بيان احكامى درباره زندگى خانوادگى، مى تواند هشدارى باشد به آنان كه احكام الهى را مراعات نمى كنند.
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .
نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 16
16 - احتمال و ترس معقول و متعارف از مراعات نكردن حدود الهى در خانواده ، مُجوّز طلاق خُلع *
فان خفتم اَلاّ يقيما حدود اللّه
با توجّه به اينكه «ان خفتم»، خطاب به عموم مردم است، معلوم مى شود نگرانى زن و شوهر بايد به نحوى باشد كه عموم مردم نيز در صورت آگاهى، اين نگرانى را داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 7
7 - تأمين نياز ها و پوشاك مادران به مقدار متعارف ، وظيفه شرعى پدر
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 17
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 32
32 - آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .
و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول. ..
تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 13
13- تنها خداوند داراى حق قانون گذارى و تشريع احكام است .
إن الحكم إلاّ لله
برداشت فوق بر اين مبناست كه مقصود از «حكم» حكم تشريعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 4،6،7
4- تشريع دين و قانون گذارى ، حق اختصاصى خداوند است .
و له الدين واصبًا
6- يگانگى خداوند ، مستلزم اختصاص يافتن حق تشريع دين به او
إنما هو إله وحد . .. و له الدين واصبًا
اينكه خداوند در پى دستور به اجتناب از عقيده به ثنويت، برخى ويژگيها و اختصاصات خود، از جمله اختصاص داشتن دين را يادآورى مى كند; احتمال دارد براى بيان نكته ياد شده باشد.
7- جزا دادن به بندگان ( كيفر و پاداش ) ، حق اختصاصى و دائمى خداوند است .
و له الدين واصبًا
«دين» داراى چند معناست و از جمله آنها جزاست. برداشت فوق بر اساس اين معنا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 56 - 5
5 - خداوند ، داراى حق بر انسان ها است و آنان در برابر آن مسؤول اند .
يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 14
14 - مسؤوليت انسان بالاخص دارندگان ثروت ، درباره پدر و مادر و ساير خويشاوندان *
الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 8 - 1،2
1 - لزوم بهره مند ساختن نزديكانِ نيازمند ، يتيمان و مساكين از اموال ميت ، در صورت حضور آنان هنگام تقسيم ارث
و اذا حضر القسمة اولوا القربى و اليتامى و المساكين، فارزقوهم منه
ذكر «اولوا القربى» در رديف يتيم و مسكين، حاكى از آن است كه مراد از «اولوا القربى» خويشان نيازمند هستند نه خويشان ثروتمندى كه با يتيمان و مساكين تناسبى ندارند. ذيل آيه كه ترغيب به عطوفت و برخورد نيك با آنان است، اين معنا را تأييد مى كند.
2 - لزوم برخورد نيك با خويشاوندان ، يتيمان و مساكين به هنگام بهره مند ساختن آنان از ميراث
و اذا حضر القسمة . .. فارزقوهم منه و قولوا لهم قولاً معروفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 2،15
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
15- « عن أبى الحسن موسى ( ع ) : . . . ان الله تبارك و تعالى لمّا فتح على نبيه (صلی الله علیه و آله) فدك . . . فأنزل الله على نبيه (صلی الله علیه و آله) « و ءات ذاالقربى حقّه » فلم يدر رسول الله (صلی الله علیه و آله) من هم . . . فأوحى الله إليه أن ادفع فدك إلى فاطمة ( ع ) . . . ;
از ابى الحسن موسى بن جعفر(ع) روايت شده است:. .. آنگاه كه خداوند - تبارك و تعالى - فدك را براى پيامبرش فتح كرد ... پس بر او اين آيه را نازل فرمود: «و ءات ذاالقربى حقّه». پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ندانست نزديكان چه كسانى اند ... پس خداوند به او وحى كرد كه فدك را به حضرت فاطمه(س) بدهد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 17
17 - « فى مجمع البيان : روى أبوسعيد الخدرى و غيره أنّه لمّا نزلت هذه الأية على النبىّ (صلی الله علیه و آله) أعطى فاطمة ( س ) فدكاً و سلّمه إليها . و هو المروىّ عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( ع ) . . . ;
در مجمع البيان آمده است كه ابوسعيد خدرى و ديگران، روايت كرده اند كه هنگامى كه اين آيه بر پيغمبر نازل گشت «فآت ذا القربى حقّه» آن حضرت، فدك را به فاطمه (عليهاالسلام) داد و آن را به وى تسليم كرد. همين مطلب، از امام باقر و امام صادق(ع) نيز روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 8
8 - خويشاوندان نَسبى ، در حقوق مقرر شده ، بر ديگران ترجيح دارند .
و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 3
3- پيوند خويشاوندى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه ميان انسانهاست .
و ءات ذاالقربى حقّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 14
14 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل خويشاوندان ، بدون اذن خواستن از ايشان ، از حقوق خويشاوندى است .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ...
مجاز بودن استفاده از خوراكى هاى منازل پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو و. .. - كه از خويشاوندان محسوب مى شوند - و بدون هيچ اذنى از آنان، حاكى از حقى است ميان آنان كه بايد رعايت شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 6
6 - پيوند خويشاوندى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه ، ميان انسان ها است .
فأَت ذا القربى حقّه
آوردن «حقّه» پس از «ذا القربى» و نياوردن آن پس از «ابن السبيل»، ممكن است به اين جهت باشد كه خويشاوندان، به خاطر قرابت، حقوق خاصى پيدا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 12
12 - قرآن ، به عنوان كتاب الهى ، منبعى براى تشريع قوانين مربوط به حقوق خويشاوندى است .
و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 37
37 - خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 12،14،15
12 - مذمت ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال ساختن حقوق آنان
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
لحن آيه دلالت بر مذمت و محكوميت چنين عملى دارد.
14 - نكوهش خداوند از ناديده گرفتن حق ازدواج دختران يتيم
لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
بنابر اينكه «رغبت» به معناى اعراض باشد، جمله «و ترغبون . ..» در حقيقت بيان مصداقى است از جمله « لا تؤتونهن ما كتب لهن».
15 - لزوم حمايت از دختران يتيم و حقوق آنان
فى يتمى النساء . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
با توجه به اينكه «و ان تقوموا . ..»، عطف به «فيهن» است; يعنى «للّه يفتيكم ان تقوموا ...» بنابراين قيام براى قسط درباره يتيمان، فتوا و حكم الهى است و از جمله آنان، زنان يتيم هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 12
12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .
و هم لا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 26،28،44
26 - لزوم احترام به حقوق انسان ها ، حتى دشمنان كينه توز
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم
28 - حرمت تجاوز و تعدى ، حتى به دشمنان
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم . .. ان تعتدوا
44 - ضرورت رعايت تقوا حتى نسبتِ به دشمنان
لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام ان تعتدوا . .. واتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 10،22
10 - اهتمام اسلام به لزوم اجراى عدالت و قسط ، حتى در مورد دشمنان
شهداء بالقسط و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى
22 - هشدار الهى به مؤمنان نسبت به عدم اجراى عدالت ، حتى در مورد دشمنان
اعدلوا . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 10 - 3
3 - انكار لزوم برپايى عدالت و عدم اجراى آن ، حتى نسبت به دشمنان ، از مصاديق كفر و تكذيب آيات الهى است . *
و لايجر منكم شنئان . .. و الذين كفروا و كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 190 - 4،8
4 - ضرورت رعايت حقوق دشمنان حتى در جنگ با آنان
و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا
8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .
إن اللّه لايحب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 15
15 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل دوستان ، بدون اذن خواستن از ايشان از حقوق دوستى است .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 7
7 - يتيمان ، مساكين و در راه ماندگان در صورتى مى توانند از خمس استفاده كنند كه از وابستگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشند . *
و اليتمى و المسكين و ابن السبيل
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «اليتامى» و . .. جانشين مضاف إليه باشد ; يعنى يتامى الرسول و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 226 - 13
13 - دفاع اسلام از حقوق زنان
للذين يؤلون من نسائهم تربص اربعة اشهر فان فاءو فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 14،17،21
14 - رجوع شوهر آنگاه كه به قصد آزار و اذيت زن مطلّقه اش باشد ، بى اثر و فاقد اعتبار است .
و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك ان ارادوا اصلاحاً
حق رجوع در آيه مشروط به اصلاح است; بنابر مفهوم شرط، آن رجوعى كه به قصد اصلاح نباشد و به طريق اولى اگر به قصد اضرار باشد، حقانيّت و اعتبار آن سلب مى شود.
17 - دفاع اسلام از حقوق زنان
و بعولتهنّ احق بردّهنّ ان ارادوا اصلاحاً و لهنّ مثل الذى عليهن بالمعروف
بى اعتبارى رجوع مرد بدون قصد اصلاح زندگى و نيز شناسايى حقوق زنان همانند حقوق مردان، خاصّه با در نظر گرفتن محيط جاهلى، نشانگر دفاع اسلام از حقوق زنان است.
21 - تصميم به رعايت حقوق متعارف زن مُطلّقه ، شرط حق رجوع شوهر به او
ان ارادوا اصلاحاً و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
بيان حقوق زنان بر مردان پس از مقيّد كردن حق رجوع به اصلاح، اين نتيجه را در بردارد كه از مصاديق اراده اصلاح (ارادوا اصلاحاً)، تصميم مرد بر رعايت حقوق زن مُطلّقه خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 2،4،6،7،9،12،14،24
2 - نامحدود بودن دفعات طلاق رجعى در جاهليّت و محدود شدن آن در اسلام
الطّلاق مرّتان
با توجّه به شأن نزول: كان الرجل فى الجاهليّة اذا طلّق امرأته ثم راجعها قبل ان تنقضى عِدّتها . .. و إن طلقها الف مرّة ... فذكرت ذلك لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فنزلت: «الطلاق مرّتان ... ». (مجمع البيان، ذيل آيه.)
4 - لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش
فامساك بمعروف
مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق تمامى زنان است.
6 - رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف
7 - رجوع مرد در ايّام عدّه ، نبايد به قصد اضرار به زن باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان
9 - ر ها ساختن زن ( طلاق ) بايد علاوه بر رعايت حقوق او ، آميخته با احسان و نيكى و به دور از اضرار به وى باشد .
او تسريح باحسان
كلمه «احسان» گوياى معنايى است فراتر از «معروف»; يعنى بايد نسبت به زنان، افزون بر حقوق شناخته شده آنان، نيكى شود.
12 - هنگام طلاق ، حرام است مالى را كه شوهر به زن داده ( مهريّه و . . . ) بازپس گيرد .
و لا يحل لكم أن تأخذوا مما اتيتموهنّ شيئاً
14 - چشمپوشى زن از مال خود ( مَهريّه ) و گرفتن طلاق ، بهتر از زندگى زناشويى بدون رعايت حدود الهى است .
و لا يحل لكم ان تأخذوا مما اتيتموهنّ شيئاً الاّ ان يخافا الاّ يقيما حدود اللّه
24 - حمايت و دفاع اسلام از حقوق زنان
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان و لا يحل لكم . .. فاولئك هم الظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 2
2 - لزوم رعايت موازين شناخته شده شرعى و عرفى در طلاق و يا ادامه زندگى از سوى مردان
فامسكوهنّ بمعروف او سرِحوهن بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 5
5 - شوهر ، حقّ جلوگيرى از ازدواج زن مطلّقه خويش را پس از انقضاى عِدّه ندارد .
و اذا طلّقتم النّساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ
بنابراينكه «فلا تعضلوهنّ» خطاب به شوهر سابق باشد، بر اين مبنا مراد از «ازواجهن» نيز مردى غير از شوهر سابق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 9،12
9 - تأمين مخارجِ متعارف زنان مُطلّقه در زمان شيردهى به نوزاد ، بر عهده پدر است .
و على المولود له زرقهنّ
بنابراينكه مراد از «والدات» به قرينه آيات قبل و بعد، زنان مطلّقه باشند.
12 - ميزان متعارف نفقه و مخارج واجب بر شوهران ، بايد به اندازه توانايى مالى آنان باشد .
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تُكلف نفس الا وسعها
به نظر مى رسد جمله «لا تُكلّف . .. » تبيين كلمه «معروف» باشد; يعنى نبايد حدّ متعارف، بدون در نظر گرفتن توانايى مالى شوهر تعيين شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 8،9،10،11
8 - پس از عدّه وفات ، زن در گرفتن هر تصميم شايسته براى خويش آزاد است .
فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهن بالمعروف
9 - عدم لزومِ نظارت بر زنان شوهر مُرده ، پس از انقضاى عدّه وفات شوهر
فلا جناح عليكم فيما فعلنَ
10 - جلوگيرى از حقوق متعارف زنان شوهر مُرده - مانند ازدواج - پس از انقضاى عدّه وفات ، جايز نيست .
فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف
11 - پس از عدّه وفات ، زن در انتخاب شوهرى شايسته آزاد است .
فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ
مراد از «فيما فعلن»، به قرينه جمله «يتربّصن» كه ممنوعيت ازدواج در زمان عدّه است، انتخاب شوهر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 6،7،14،15
6 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنان مُطلّقه اى كه براى آنان مهريّه تعيين نشده است .
و متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف
ظاهر اين است كه ضمير در «متّعوهنّ»، به طايفه دوّم از زنان مُطلّقه برگردد; يعنى زنانى كه مهر براى آنان تعيين نشده است.
7 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنانى كه قبل از آميزش با آنان ، طلاق داده شوند .
ان طلّقتم النساء . .. و متّعوهنّ ... بالمعروف
بنابراين احتمال كه ضمير در «متّعوهنّ»، علاوه بر اينكه به طايفه دوّم ارجاع شود، شامل طايفه اوّل (يعنى زنانى كه با آنان آميزش نشده) نيز شود.
14 - پرداخت كالاى مناسب به زنان مُطلّقه ، حقّى ثابت بر عهده نيكوكاران
حقّاً على المحسنين
15 - پرداخت كالاى مناسب به زنان مطلّقه ، نشانه احسان و نيكوكارى مرد
حقّاً على المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1،3،4،7،10،11
1 - وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
3 - سقوط وظيفه شوهران از پرداخت مهر به همسرانى كه قبل از آميزش طلاق داده مى شوند ، در صورت عفو و گذشت زنان از آن
و ان طلّقتموهنّ من قبل . .. إلاّ ان يعفونَ
4 - عدم وجوب پرداخت نصف مَهر تعيين شده از سوى شوهر ، در صورت گذشتن ولىّ زن از حقّ وى
او يعفوا الّذى بيده عقدة النكاح
چون آيه در مقام بيان وظيفه ضرورى شوهران در قبال زنان مُطلقه است، ظاهر اين است كه «الاّ»، بيانگر موارد استثناء و سقوط اين وظيفه است و اين معنا در آن صورت است كه «الذى . .. » حمل بر ولىّ زن شود; نه شوهر.
7 - چشمپوشى زن ، شوهر و ولىّ زن از حقوق خويش ( مهريّه ) ، به تقوا نزديكتر است .
و ان تعفوا اقرب للتقوى
در صورتى كه خطاب «اَن تعفوا» به كليّه افراد - اعم از زن و مرد و ولىّ - باشد.
10 - استحباب پرداخت تمامى مهريّه معين شده به زنى كه قبل از آميزش طلاق داده شود .
و ان طلّقتموهنّ . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى
11 - ولىّ زن مطلّقه مى تواند از حقّ وى ( نصف مَهر ) ، صرفنظر كند .
او يعفوا الذى بيده عقدة النكاح
برخى مفسران برآنند كه مراد از «اَلذى . .. » ولىّ زن است ; البته اين حكم در صورتى است كه زن، ولىّ شرعى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 3،4،6،7،8
3 - لزوم وصيّت مردان براى پرداخت هزينه يكسال به همسران خويش
و الذين يتوفّون منكم و يذرون ازواجاً وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول
4 - حق سكونت در خانه شوهر و نيز بهره گيرى از اموال او به مدّت يكسال ، از جمله حقوق زنان شوهر مُرده است .
وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول غير اخراج
ظهور كلمه «غير اخراج» در اين است كه نبايد زن شوهر مرده را از خانه شوهر بيرون كرد و لازمه اين معنا حق سكونت براى اوست.
6 - باقى ماندن زن در خانه شوهر ، شرط پرداخت هزينه زندگى وى تا يكسال
متاعاً الى الحول غير اخراج
بنابراينكه «غير اخراج» علاوه بر بيان حق سكونت براى زن، قيدى باشد بر حكم سابق (لزوم پرداخت متاع. ) يعنى آنگاه زن شوهر مرده مى تواند از مال شوهر بهره گيرد كه از خانه وى خارج نشده باشد.
7 - جواز خروج زن از خانه شوهر وفات يافته ، پيش از اتمام سال
غير اخراج فان خرجن فلا جناح عليكم
8 - جواز هر گونه اقدام مشروع و شايسته ( ازدواج ) از سوى زنان شوهر مرده پس از خروج از خانه وى
فان خرجن فلا جناح عليكم فى ما فعلن فى انفسهنّ من معروف
برخى برآنند كه مراد از «من معروف» ازدواج است ; بر اين اساس، جامعه ايمانى و يا ورثه ميّت مى توانند از ازدواج زن به مدّت يكسال بر فرض سكونت در منزل شوهر متوفّى، ممانعت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 1،2،4،6،7
1 - لزوم پرداخت كالاى شايسته و مناسب به زنان مُطلّقه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
2 - شؤون اجتماعى زن و مرد ، تعيين كننده مقدار و خصوصيّات متاعى كه بايد به زن مُطلّقه پرداخت شود . *
متاع بالمعروف
به نظر مى رسد بدون در نظر داشتن شؤون اجتماعى زن و مرد، نمى توان مقدار و يا خصوصيّات كالاى معروف و شايسته را تعيين كرد.
4 - پرداخت كالاى مناسب و شايسته به زنان مطلّقه ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
6 - تقواپيشگان ، رعايت كنندگان حقوق زنان مُطلّقه در ميان افراد جامعه
حقّاً على المتّقين
با توجه به اينكه اصل حكم مربوط به تمام افراد است ; ولى حكم را بر متّقين بار نموده است.
7 - ارزش والاى توجّه به مسائل حقوقى زنان مطلّقه
حقّاً على المحسنين . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى ... حقّاً على المتّقين
از مجموع آيات درباره زنان مطلّقه، خاصه اينكه با الفاظ گوناگونى از قبيل «حقّاً على المتّقين»، «حقّاً على المحسنين»، «و ان تعفوا اقرب للتقوى» و . .. بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 15،18
15 - ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
18 - يكسانى زن و مرد در ماهيّت و حقيقت انسانى ، فلسفه تساوى آنان در برخوردارى از اجر و پاداش اعمال نيك
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 1،2،3،4،6،9،15
1 - وجوب پرداخت مهريّه زنان
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
كلمه «صدقات» جمع «صدقه»، به معناى مهريّه است.
2 - زنان ، مالك مهريه خويش هستند .
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
3 - استقلال مالى زن در نظام خانواده
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
4 - لزوم پرداخت مهريّه به خود زنان ، نه به فردى ديگر
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
از اينكه فرمود: «و اتوا النساء صدقاتهن» و نفرمود: «اتوا صدقات النساء»، معلوم مى شود كه مهريّه زنان را بايد به خود آنان پرداخت نه به پدر يا برادر و . .. ، بر خلاف آنچه در جاهليت مرسوم بوده است.
6 - مهريّه ، دينى است براى زنان بر عهده مردان
و اتوا النّساء صدقاتهنّ نحلة
«نحلة» بنابر گفته برخى از مفسران به معناى فريضه است كه در برداشت فوق از آن تعبير به دين شده است ; زيرا فريضه مالى در حقيقت دَين است.
9 - حرمت تصرف شوهران در مهريّه زنان ، بدون جلب رضايت كامل آنان
و اتوا النّساء . .. فان طبن لكم عن شىء منه نفساً فكلوه
از مفهوم جمله «فان طبن لكم . .. » (اگر رضايت داشتند از مهريّه بخوريد و در آن تصرف كنيد)، حرمت تصرف بدون رضايت به دست مى آيد.
15 - شوهر ، مجاز به استفاده از دارايى زن ، در صورت رضايت خاطر وى
فان طبن لكم عن شىء منه
امام صادق يا امام كاظم (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: يعنى بذلك اموالهنّ التى فى ايديهنّ مما ملكن.
تفسير عياشى، ج 1، ص 219، ح 16 ; نورالثقلين، ج 1، ص 441، ح 46.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 3،4،5،6،8،18
3 - لزوم طلاق همسر در صورتى كه وى از زندگى كردن با شوهر خويش ناخشنود است و شوهر نيز هيچ نيازى به زندگى كردن با وى ندارد . *
لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً
2 - «كرهاً» به معناى «كارهات»، حال براى «النساء» باشد. گفتنى است كه «ان ترثوا» مى رساند كه هدف شوهر از زندگى با زن ارث بردن از اوست. يعنى نياز ديگرى به وى ندارد.
4 - به ارث بردن زنان ، حرام و امرى ناخوشايند است . *
لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً
در برداشت فوق «النّساء» به معناى زنان، نه همسران، و «كرهاً»، مفعول مطلق براى فعلى مقدّر گرفته شده است ; مثل «اكرهوه كرها». يعنى چنين كارى (به ارث بردن زنان) را ناپسند بشماريد.
5 - حرمت به ارث بردن زنان ، به دليل كراهت آنان
لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً
بنابر اينكه «كرهاً» به معناى «كارهات» و حالِ براى «النساء» باشد. يعنى زنان را به ارث نبريد در حالى كه آنان از اين كار كراهت دارند. لازم به ذكر است كه بر اين مبنا، «كرهاً» قيد توضيحى غالبى است. يعنى زنان غالباً از اين كار كراهت دارند.
6 - حرمت منع كردن زنان از ازدواج به طمع ارث بردن از آنان *
لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً
اين برداشت بر اين اساس است كه مراد از «النّساء»، مطلق زنان باشد. (مانند دختر و خواهر و ... ) نه همسران. و مقصود از «اَنْ ترثوا» به ارث بردن اموال ايشان باشد. بنابراين معناى آيه، حرمت بازداشتن زنان از ازدواج به طمع ارث بردن از اموال ايشان است. زيرا در صورت ازدواج، اكثر اموال زن با مرگ او، به فرزندان و شوهرش منتقل مى شود.
8 - حرمت سختگيرى مرد بر همسر خويش به انگيزه پس گيرى حتى بخشى از مهريه
و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ
«لا تعضلوهنّ» از «عضل» به معناى سختگيرى است. مراد از «ما اتيتموهنّ»، مهريه اى است كه مردان به همسران خويش مى دهند.
18 - حرمتِ نگهداشتن و آزار رساندن به همسرى كه براى ادامه زندگى مورد نياز مرد نيست ، به منظور گرفتن بخشى از اموال وى .
و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّه الزّوج امره اللّه بتخلية سبيلها اذا لم يكن له فيها حاجة و ان لا يُمسكها اضراراً بها حتى تفتدى ببعض ما لها.
مجمع البيان، ج 3، ص 40 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 20 - 5
5 - كراهت مرد از همسر خويش و علاقه به ازدواجى ديگر ، مجوّز پس گيرى حتّى اندكى از مهريّه به هنگام طلاق نمى شود .
فان كرهتموهنّ . .. و ان اردتم استبدال ... فلا تأخذوا منه شيئاً
جمله «ان اردتم» پس از جمله «فان كرهتموهنّ»، اشاره به اين دارد كه هر چند دليل «استبدال» ناخوشايندى از همسر موجود و علاقه به ازدواجى ديگر باشد، اين امر، مجوّز پس گيرى مهريه نمى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 1،2،11
1 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، دور از انسانيّت و خلاف انصاف است .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
در آيه قبل، بازپس گيرى مهريه، ظلم و گناه شمرده شد و اين آيه با طرح سؤال، وجدان انسانى را به قضاوت برمى انگيزاند.
2 - حرمت بازپس گيرى حتى اندكى از مهريّه زنان ، پس از آميزش
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
بنابر اينكه «و قد افضى»، كنايه از آميزش باشد.
11 - مهريّه ، حقى براى زن در قبال آميزش و پيمان زناشويى
و كيف تأخذونه و قد افضى
جمله «و قد افضى»، كه كنايه از آميزش است، و جمله «اخذن منكم»، كه دلالت بر عقد زناشويى مى كند، بيانگر اين است كه زن در قبال آن دو، مالك مهريه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 15
15 - حمايت اسلام از حقوق اقتصادى زنان
ان تبتغوا باموالكم . .. فاتوهُنَّ اجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 9،13
9 - حق مساوى زن و مرد در مالكيّت و بهرهورى از كار و تلاش خويش
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن
13 - زن و مرد ، داراى حق كسب و كار
للرّجال نصيب . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 20،25،34
20 - خداوند ، حافظ حقوق زنان ، با جعل قوانين خانواده
بما حفظ اللّه
مراد از «ما»، حقوق زنان است كه خداوند با جعل قوانين، مانند الزام به تأمين زندگى و . .. آن را حفظ كرده است.
25 - همخوابگى ، از حقوق زنان بر همسران خويش
و اهجروهنّ فى المضاجع
گويا لزوم همخوابگى با همسران را بر عهده شوهران فرض كرده است و در حال نشوز، ترك آن را مجاز شمرده است. جمله «فلا تبغوا ... »، پس از فرض اطاعت زنان، لزوم همخوابگى را تأييد مى كند.
34 - مرد ، هيچ حقى در آزار دادن همسر صالح و مطيع خويش ندارد .
و اضربوهنّ فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 2،5،8،9،12،14،15،21،23،24
2 - حقوق زن ، مورد بحث و گفتگوى مسلمانان صدر اسلام
و يستفتونك فى النساء قل اللّه يفتيكم فيهنّ
از سؤال مكرر، كه فعل مضارع دلالت بر آن دارد و صيغه جمع، كه دلالت بر تعدد سؤال كنندگان دارد، مى توان فهميد كه حقوق زنان مورد بحث و گفتگوى مسلمانان بوده است.
5 - وعده خداوند به مردم ، مبنى بر پاسخ استفتاى آنها درباره حقوق زنان
قل اللّه يفتيكم فيهنّ
8 - اهميت حقوق زن در اسلام و اهتمام خداوند نسبت به آن
و يستفتونك فى النساء قل اللّه يفتيكم فيهنّ . .. ما كتب لهن
تصريح به تبيين احكامى درباره زنان از سوى خداوند، دلالت بر اهميت آن دارد.
9 - زن ، داراى حقوقى ويژه در اسلام
ما كتب لهن
12 - مذمت ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال ساختن حقوق آنان
فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
لحن آيه دلالت بر مذمت و محكوميت چنين عملى دارد.
14 - نكوهش خداوند از ناديده گرفتن حق ازدواج دختران يتيم
لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن
بنابر اينكه «رغبت» به معناى اعراض باشد، جمله «و ترغبون . ..» در حقيقت بيان مصداقى است از جمله « لا تؤتونهن ما كتب لهن».
15 - لزوم حمايت از دختران يتيم و حقوق آنان
فى يتمى النساء . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
با توجه به اينكه «و ان تقوموا . ..»، عطف به «فيهن» است; يعنى «للّه يفتيكم ان تقوموا ...» بنابراين قيام براى قسط درباره يتيمان، فتوا و حكم الهى است و از جمله آنان، زنان يتيم هستند.
21 - خداوند ، خواستار احياى حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
قل اللّه يفتيكم فيهنّ . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
23 - رعايت حقوق زنان ، يتيمان ، مستضعفان و اقامه قسط ، از مصاديق بارز خيرات و نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
«من خير» مى تواند اشاره به تكاليفى باشد كه در آيه آمده است.
24 - اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 5،6،20
5 - جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
6 - اهميت حفظ آرامش و امنيت در خانواده و تقدم آن بر حقوق شخصى زن و شوهر
و إن امراة خافت . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
20 - جواز گذشت زن از برخى حقوق خويش ، به انگيزه جلوگيرى از ناسازگارى شوهر و رخ ندادن طلاق
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً
امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: هذا تكون عنده المراة لاتعجبه فيريد طلاقها فتقول له: امسكنى و لاتطلقنى و ادع لك ما على ظهرك و اعطيك من مالى و احللك من يومى و ليلتى فقد طاب ذلك له كله .
كافى، ج 6، ص 145، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 600.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 5،18
5 - بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
18 - حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 176 - 15
15 - ثبوت مالكيت و حق ارث براى زنان در نظام حقوقى اسلام
فلها نصف ما ترك و هو يرثها . .. فلهما الثلثان مماترك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 20،22،23
20 - حليت ازدواج با زنان ، در صورت پرداخت مهريه آنان
اليوم احل . .. و المحصنت من الذين اوتوا الكتب من قبلكم إذا ءاتيتموهن اجورهن
22 - مهريه از آنِ خود زن و اجرتى در قبال ازدواج با اوست .
ءاتيتموهن اجورهن
23 - لزوم مراعات حقوق زنان اهل كتاب
و المحصنت من الذين اوتوا الكتب من قبلكم إذا ءاتيتموهن اجورهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 13
13 - ضرورت پرهيز از تبعيضهاى ناروا و جاهلانه در قوانين مربوط به زن و مرد
و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا . .. سيجزيهم وصفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 59 - 13
13- دفاع اسلام از شخصيت و حقوق زنان و دختران
ألا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 8 - 1
1 - زن متهم به زنا ، پس از تحقق لعان از سوى شوهرش ، متقابلاً حق لعان دارد .
و يدرؤا عنها العذاب أن تشهد أربع شهدت باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 17
17 - تدوين قانون بايد به گونه اى باشد كه راه اجحاف بر سفيهان و ناتوانان را مسدود نمايد .
فان كان الّذى عليه الحقّ . .. فليملل وليّه بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 5
5- زن ، برخوردار از حق مشاركت در مسائل سياسى ، اجتماعى و دينى
يأيّها النبىّ إذا جاءك المؤمنت يبايعنك . .. فبايعهنّ
از آن جا كه بيعت خود نوعى مشاركت است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 4
4 - عدّه نگه داشتن زنان مطلّقه ، به نفع مردان ، و از حقوق آنان است .
فما لكم عليهنّ من عدّة
مخاطب «لكم» در آيه، مردانى اند كه زنانى را به ازدواج درآورده و آنها را مطلّقه كرده اند. قرار دادن عدّه براى آنان، به مصلحت و سود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 11
11 - نقش سازنده تقواپيشگى ، در حفظ كانون گرم خانواده ها و رعايت شدن حقوق همسران
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ... من يتّق ... يعظم له أجرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند در ضمن پنج آيه مربوط به مسائل طلاق و اختلافات خانوادگى، چهاربار، به رعايت تقوا توصيه فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 9،25
9 - صاحبان حق قصاص ، مختار در گزينش قصاص و چشمپوشى از آن
فمن تصدق به فهو كفارة له
25 - آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند ، به اندازه گذشت وى از گناه جانى
فمن تصدق به فهو كفارة له
امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «فمن تصدق به فهو كفارة له» فرمود: يكفر عنه من ذنوبه بقدر ما عفا . .. .
كافى، ج 7، ص 358، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 637، ح 226 و 227
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 17
17 - تدوين قانون بايد به گونه اى باشد كه راه اجحاف بر سفيهان و ناتوانان را مسدود نمايد .
فان كان الّذى عليه الحقّ . .. فليملل وليّه بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 10
10 - حُسن رعايت حال غير مسلمانان در جامعه اسلامى
ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 -
1،17،18،19،20،22،24،25،26،36،39،42
1 - وجوب شير دادن مادران به فرزندان خويش
و الوالدات يُرضعن اولادهنّ
جمله «يرضعن . .. »، جمله اى است خبرى در مقام انشا.
17 - پدر و مادر ، حق ضرر زدن به فرزند خويش را ندارند . حتى بر فرض وقوع طلاق .
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تضارّ» به صيغه معلوم باشد يعنى پدر و مادر ضرر نزنند.
18 - نبايد مادر - حتى پس از طلاق - با امتناع از شير دادن به فرزند ، موجب ضرر او شود .
لا تضارّ والدة بولدها
19 - خوددارى مادر از شير دادن به كودك خويش ، از مصاديق بارز اضرار به فرزند
و الوالدات يرضعن . .. لا تضارّ والدة بولدها
نهى از زيان رسانى به كودك پس از الزام مادر به شير دادن، اشاره به اين معناست كه از مصاديق بارز ضرر به كودك، خوددارى از شير دادن به اوست.
20 - خوددارى پدر از تأمين مخارج مادر ، موجب زيان كودك خويش
و على المولود له زرقهنّ . .. لا تضارّ ... و لا مولود له بولده
نهى از زيان رسانى پدر به كودك خويش، پس از الزام او به تأمين مخارج مادر، اشاره به اين معناست كه امتناع از تأمين مخارج مادر نهايتاً منجرّ به زيان كودك خواهد شد.
22 - پدر نبايد با محروم كردن همسر خود از تأمين مخارج حتى پس از طلاق او ، موجب ضرر فرزند شود .
لا تضارّ . .. و لا مولود له بولده
24 - وارثان پدر بايد تأمين مخارج زنيكه فرزند ميّت را شير مى دهد ، بر عهده بگيرند .
و على الوارث مِثل ذلك
ظاهر اين است كه مراد از «وارث»، وارثان پدر كودك هستند.
25 - وارثان پدر نبايد به فرزند شيرخوار مورّث با عدم رعايت حقوق وى ضرر بزنند .
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده و على الوارث مثل ذلك
جمله «و على الوارث مثل ذلك»، تمامى تكاليفى را كه پدر كودك بايد نسبت به او رعايت كند، بر عهده وارث پدر گذاشته كه از جمله، عدم اضرار به كودك (لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده) است.
26 - جواز گرفتن فرزند از شير قبل از دو سال ، به شرطِ رضايت ، مشورت و توافق پدر و مادر
فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما
چون حدّ كمال شير دادن دو سال است، بنابراين «فصال» پس از دو سال طبيعى است و نياز به مشورت و توافق ندارد; لذا مراد از «فصال» در آيه شريفه، «فصال» قبل از دو سال است.
36 - لزوم رعايت تقوا در حقوق نوزادان و آنچه مربوط به شيردهى آنان است .
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
محور اصلى آيه، تأمين حيات و رشد نوزادان است. بنابراين مصداق بارز تقوا درآيه شريفه، رعايت حقوق آنان خواهد بود.
39 - خداترسى و توجّه به آگاهى او ، عامل رعايت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شيردهى آنان از سوى پدر ، مادر ، وارثان پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
42 - وارث پدر حق ندارد با جُدا كردن طفل از مادر ، به مادر زيان رساند .
و على الوارث مِثل ذلك
امام صادق (ع): . .. لا ينبغى للوارث ان يضارّ المرأة فيقول لاادع ولدها يأتيها ...
تفسير عياشى، ج 1، ص 121، ح 384 ; نورالثقلين، ج 1، ص 228، ح 886.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 15
15 - قوانين الهى ، حامى و تأمين كننده حقوق فقيران و ثروتمندان
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
هدف از ايراد جمله «فاللّه اولى بهما» (خداوند به رعايت حال آنان سزاوارتر است) پس از الزام اهل ايمان به اقامه قسط و شهادت به حق، مى تواند اين معنا باشد كه تنها با رعايت قوانين الهى، حقوق انسانها - چه غنى و چه فقير - تأمين خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 17
17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . و لكنّ الله عزّوحلّ فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة . . . و قد قال الله عزّوحلّ : « ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. ولى خداوند - عزّوحلّ - در اموال ثروتمندان، حقوقى را به غير از زكات واجب كرده است ... و خداوند - عزّوحلّ - فرموده: ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 3
3 - نيازمندان سائل و محرومان ، داراى حق در مال ثروتمندان جامعه
و فى أمولهم حق للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 12
12 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال إنّ اللّه عزّوجلّ . . .فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة فقال عزّوجلّ : « . . .أقرضوا اللّه قرضاً حسناً » و هذا غير الزكاة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداى عزّوجلّ . ..در اموال صاحبان ثروت، حقى غير زكات واجب نموده... و فرموده است: «...أقرضوا اللّه قرضاً حسناً» و اين «قرض حسن» غير از زكات است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 8
8 - گرسنگان و بينوايان ، داراى حق تغذيه از اموال توانمندان
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 24 - 2،5
2 - نيازمندان ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم
تعبير «حق»، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
5 - « عن محمّد بن مروان عن جعفر بن محمّد ( ع ) قال : إنّى لأطوفُ بالبيت مع أبى ( ع ) إذ أقبل رجلٌ . . . فقال : . . .فأخبرنى عن قوله : « و فى أموالهم حق معلوم » ما هذا الحقّ المعلوم ؟ قال : هو الشىء يخرجه الرجلُ من ماله ليس من الزّكاة فيكون للنّائبة و الصّلة . . . ;
محمدبن مروان از امام صادق(ع) روايت نموده است كه فرمود: با پدرم در حال طواف خانه خدا بوديم كه مردى به طرف ما آمد . .. و گفت: ... مرا از سخن خداوند: «و فى أموالهم حقّ معلوم» آگاه كن كه اين «حق معلوم» چيست؟ فرمود: آن حق چيزى است كه شخص از مال خود، خارج مى كند و جزء زكات نيست; بلكه آن را براى رفع گرفتارى ها و پيشامدها و بخشش و احسان، از مال خود جدا مى كند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 2
2 - سائلان و محرومان جامعه ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 2
2 - حمايت اسلام از حقوق طبقات ضعيف اجتماع
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 15
15 - ندادن اجر كامل در برابر عمل ، ظلم است .
و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى جمله «فيوفّيهم اجورهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 8 - 8
8 - كافران غيرحربى ، برخوردار از حقوق اجتماعى در جامعه اسلامى
لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15،24
15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .
و ءاتوهم ما أنفقوا
از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» - كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود - منافات ندارد.
24 - كافران ، داراى حق مطالبه مهريه همسر خود ، در صورت پيوستن همسر ايشان به جمع مؤمنان
و ليسئلوا ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 16،18
16 - استفاده كليد داران از خوراكى هاى موجود در منازل ، بدون اجازه خواستن از صاحبان آنها ، حقى است براى آنان .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات
18 - سپردن كليد هاى خانه ها به هر شخصى ، منشأ پيدايش حق براى آن شخص
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 11،14
11 - مبارزه اسلام با تحقير كنيزان و ننگ دانستن ازدواج با آنان
من فتياتكم المؤمنات . .. بعضكم من بعض
14 - وجوب پرداخت اجرت ( مهريّه ) به كنيزان بر طبق معيار هاى متعارف جامعه
و اتوهُنّ اجورهنّ بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 1
1 - كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 17
17 - قرآن حاوى احكامى خاص ، درباره اطفال ناتوان و مستضعف
يفتيكم فيهنّ و ما يتلى عليكم فى الكتب . .. و المستضعفين من الولدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 6
6 - دوران شيرخوارگى كودك ، تا دو سال است .
و فصله فى عامين
«فصال» در لغت، به معناى «جدا كردن كودك از شير» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «فى» (حرف ظرف) دلالت مى كند بر اين كه مدّت شيرخوارگى، دو سال است و جدا كردن كودك از شير، مى تواند در خلال آن دو سال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 4،14،29،30،41
4 - عدم وجوب شير دادن به نوزاد به مدّت دو سال بر مادر *
لمن اراد ان يتمّ الرضاعة
چون حكم (ارضاع به مدّت دو سال) را تعليق به اراده مادر كرده است، به نظر مى رسد ارضاع به مدّت دو سال واجب نباشد; اگر چه اصل ارضاع واجب باشد.
14 - مادر ، داراى حق حِضانت و شيردهى كودك خويش حتى در دوران جدايى و طلاق از همسر .
و الوالدات يرضعن اولادهنّ
مخاطب جمله «والوالدات . .. » علاوه بر مادران، پدران نيز مى باشند; يعنى پدران نيز نبايد ارضاع را از عهده مادران خارج كنند; و لازمه اين معنا، حق اولويّت مادر در شير دادن و حضانت كودك است.
29 - جواز گرفتن دايه براى فرزند ، به شرط عدم تضييع حق اولويّت مادر در شير دادن فرزند
و الوالدات يُرضعن . .. و ان اردتم ان تسترضعوا اولادكم فلا جناح
با توجّه به اينكه صدر آيه حق اصلى شير دادن را از مادر مى داند، معلوم مى گردد كه دايه گرفتن پدر در صورتى جايز است كه اين حق ضايع نشود و ثانياً بازداشتن مادر از شير دادن كودك منوط به رضايت اوست و دايه گرفتن مصداقى از اين بازداشتن است. پس بايد با رضايت او، يعنى مراعات حق اولويّت او، به سراغ دايه رفت.
30 - پرداخت كامل حقوق مادر ، شرط جواز دايه گرفتن براى كودك
و ان اردتم ان تسترضعوا . .. اذا سلّمتم ما اتيتم بالمعروف
بنابراينكه مراد از «اذا سلمتم . .. » تسليم اُجرت به مادر باشد; يعنى آنگاه كه حقوق مادر را پرداختيد، سراغ دايه رويد.
41 - اولويّت زن مُطلّقه در شير دادن به فرزندش و دريافت اُجرة المثل از پدر
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
امام صادق (ع): الحبلى المُطلّقة . .. و هى احق بولدها ان ترضعه بما تقبله امرأة اخرى انّ اللّه عزّ و جل يقول: «لا تضار والدة بولدها ... »
كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 3،4
3 - بستگان نزديك ، در اموال و دارايى انسان داراى حقوق شرعى اند .
فأَت ذا القربى حقّه
امر «ءاتِ» و نيز اضافه شدن «حق» به ضمير «ه»، دلالت بر نكته بالا مى كند.
4 - خويشاوندان نزديك ، در اعطاى حقوق مالى و انفاق ، در اولويت اند . *
فأَت ذا القربى حقّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 8
8 - زنان با عقد ازدواج ، حقّ مالى به عهده شوهر پيدا مى كنند ، و لو با آنان آميزشى صورت نگيرد .
إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ . .. فمتّعوهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 15،16،20،23،29
15 - برخوردارى زنان و شوهران از حقوقى متقابل و همانند ، به صورت معروف و متعارف ( بر اساس موازين عقلى و شرعى )
و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
16 - لزوم تعهّد زنان و شوهران نسبت به رعايت حقوق متقابل و همانند يكديگر
و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
20 - عدالت ، اساس وضع قوانين الهى براى زندگى زناشويى
و لهن مثل الذى عليهنّ بالمعروف و للرجال عليهنّ درجة
جمله «للرجال . .. »، قيدى است متمّم «لهنّ ... » يعنى حقوق همانند زن و شوهر به معناى تساوى مطلق نيست; چون مردان بر حسب آفرينش ويژگيهايى دارند كه بر اساس آن، حقوقى ويژه خواهند داشت. بر اين اساس، عدالت فيمابين رعايت مى شود.
23 - عدم مراعات حقوق متقابل زن و شوهر ، از عوامل طلاق
و المطلّقات يتربصن بانفسهن ثلثة قروء . .. و لهنّ مثل الذى عليهنّ
29 - هشدار و تهديد الهى به همسرانى كه حقوق يكديگر را ناديده مى انگارند .
و المطلقات . .. و لهنّ مثل الذى ... و اللّه عزيز حكيم
تذكر به «عزيز» بودن خداوند پس از بيان احكام، مى تواند به منظور تهديد متخلّفان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 3
3 - نيازمندان سائل و محرومان ، داراى حق در مال ثروتمندان جامعه
و فى أمولهم حق للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 2
2 - سائلان و محرومان جامعه ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 9
9 - لزوم فرصت دادن به متهمان براى دفاع از خود
لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 17،19،20،21
17 - عن أبى عبدالله(ع): لاتصرم بالليل و لاتحصد بالليل . .. و إن حصدت بالليل لم يأتك السؤال و هو قول الله تعالى: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» ... يعنى القبضة بعد القبضة إذا حصدته و إذا خرج فالحفنة بعد الحفنة ... .
از امام صادق(ع) روايت شده است: ميوه را در شب نچين و شبانه درو نكن . .. زيرا اگر در شب، درو كنى فقيران نزد تو نمى آيند و اين سخن خداوند متعال است كه مى فرمايد: «حق محصول را روز درو بپردازيد» ... يعنى هنگام درو، دسته دسته و هنگام جدا شدن دانه، مشت مشت بپردازيد ... .
19 - عبدالله بن سنان عن أبى عبدالله(ع) قال: سألته عن قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: اعط من حضرك من المسلمين و إن لم يحضرك إلا مشرك فاعطه.
عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق(ع) درباره «و ءاتوا حقه يوم حصاده» سؤال كردم، فرمود: اگر كسى از مسلمانان هنگام برداشت محصول حضور داشت، حق الحصاد را به او بده و اگر كسى غير از مشرك نبود، به او بپرداز.
20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: حقه يوم حصاده عليك واجب و ليس من الزكاة . .. .
از امام صادق(ع) درباره آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: پرداخت حق الحصاد در روز درو، بر تو واجب است و اين حق، غير از زكات است . .. .
21 - عن النبى(صلی الله علیه و آله) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: ما سقط من السنبل.
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: خوشه هاى بر زمين ريخته شده در هنگام درو، حق الحصاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 14،15
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى
فاعف عنهم و استغفر لهم
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى حقوقى بر مردم و آنان وظيفه دار رعايت آن حقوق هستند .
فاعف عنهم و استغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 4
4 - مقام نبوّت ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ولايت و تصميم گيرى ايجاد كرده است .
النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت بر مردم ، در پرتو جعل و تفويض الهى
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، به فرمان الهى جعل و تفويض او واجب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 6
6 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت و فرماندهى بر انسان ها
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 8
8- عامل هاى رشد و تربيت انسان ، حقى بزرگ بر گردن او دارند .
و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا
ذكر احسان به پدر و مادر پس از موضوع ربوبيت يگانه خدا (و قضى ربك . ..) مى تواند از آن جهت باشد كه آنان نيز در رشد و تربيت انسان مؤثرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 227 - 1
1 - تصميم در طلاق ، با مرد است .
و ان عزموا الطلاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 9،10،13،18،19
9 - حق رجوع شوهر به زن مُطلَقه خويش در مدت عدّه
و بعولتهنّ احق بردّهن فى ذلك
ذلك، اشاره به تربّص است; يعنى سه طُهرى كه زمان عدّه مى باشد.
10 - حق رجوع شوهر به همسر مطلّقه خويش ، مشروط به قصد اصلاح در زندگى خانوادگى است .
و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك ان ارادوا اصلاحاً
يعنى اگر شوهر - مثلا - در رجوع خويش قصد دارد كه زن هنگامى كه از عدّه خارج نشده است به وى رجوع كند و پس از رجوع، دوباره او را طلاق دهد تا بدين وسيله به او آزار رساند، رجوع با چنين قصدى به حكم ظاهر آيه مشروع نيست.
13 - حق رجوع مرد به همسر مطلّقه خود ، با انقضاى مدّت عدّه ساقط مى شود .
و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك
از مفهوم كلمه «فى ذلك» استفاده مى شود.
18 - برترى مردان بر همسران خويش
و للرجال عليهنّ درجة
19 - مردان ، داراى امتياز حقوقى بر همسران خويش هستند . *
و للرجال عليهنّ درجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 5
5 - حق طلاق و رجوع ، با مرد است .
فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 230 - 3
3 - اختيار طلاق با مرد است .
فان طلّقها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 9،13
9 - حق مساوى زن و مرد در مالكيّت و بهرهورى از كار و تلاش خويش
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن
13 - زن و مرد ، داراى حق كسب و كار
للرّجال نصيب . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 6
6 - اهميت حفظ آرامش و امنيت در خانواده و تقدم آن بر حقوق شخصى زن و شوهر
و إن امراة خافت . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 16
16 - نيكوكاران ( محسنين ) ، موظّف به رعايت حقوق ديگران
متّعوهنّ . .. حقاً على المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 5
5 - رعايت حقوق ديگران ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 15،36،39
15 - تقواى الهى عاملى براى رعايت حقوق افراد جامعه و مانعى در برابر تضييع حقوق آنان
و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
36 - رعايت و اجراى احكام الهى در ثبت اسناد ، موجب تأمين عادلانه حقوق افراد
ذلكم اقسط عند اللّه
39 - مراعات نكردن عدالت در حقوق افراد جامعه و بى ثباتى در تعيين حدود روابط اقتصادى ، از عوامل مفسده انگيز در روابط اجتماعى
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
چون «ذلكم اقسط . .. » بيان علّت احكام ذكر شده است، نشانگر يك قاعده كلّى است. يعنى عدالت اجتماعى و ثبات حدود و
روابط اقتصادى، يك اصل و قانون است كه با عدم رعايت آن، جامعه رو به فساد خواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 8
8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 26
26 - لزوم احترام به حقوق انسان ها ، حتى دشمنان كينه توز
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 5
5 - هشدار الهى به مؤمنان ، نسبت به رعايت تقوا ، در زمينه ادعا هاى مالى خويش و پرداخت حقوق ديگران
فاتوا الذين ذهبت أزوجهم . .. و اتّقوا اللّه
امر «اتّقوا اللّه. ..» احتمالاًنظر به دو زمينه دارد: 1- مؤمنى كه مى بايست مهريه صرف كرده براى همسر كافرش را از غنايم بردارد. در اين صورت او نبايد بيش از آنچه خرج كرده ادعا كند. 2- مجموعه مؤمنان اند كه در پرداخت حق مؤمن از غنايم، كوتاهى نورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 9
9 - مسكنت و در راه ماندن ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى مساكين و در راه ماندگان است .
فأَت . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 8
8 - گرسنگان و بينوايان ، داراى حق تغذيه از اموال توانمندان
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 2
2 - مسكين ، داراى سهم غذا در اموال مردم *
طعام المسكين
اضافه «طعام» به «مسكين»، بيانگر استحقاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 4
4 - مسكين ، داراى سهم غذا در اموال مردم *
طعام المسكين
اضافه «طعام» به «مسكين»، نشانگر استحقاق است، زيرا دلالت مى كند كه آن غذا، طعام خود مسكين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 17،21،23،24
17 - قرآن حاوى احكامى خاص ، درباره اطفال ناتوان و مستضعف
يفتيكم فيهنّ و ما يتلى عليكم فى الكتب . .. و المستضعفين من الولدن
21 - خداوند ، خواستار احياى حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
قل اللّه يفتيكم فيهنّ . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
23 - رعايت حقوق زنان ، يتيمان ، مستضعفان و اقامه قسط ، از مصاديق بارز خيرات و نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
«من خير» مى تواند اشاره به تكاليفى باشد كه در آيه آمده است.
24 - اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 7
7 - تمامى مسلمانان ( مكّى و آفاقى ) ، نسبت به مسجدالحرام از حق مساوى برخورداراند .
الذى جعلنه للناس سواء العكف فيه و الباد
«سواء» به معناى «مستوى» و حال براى «الناس»است. «عاكف» به معناى مقيم (منظور اهل مكّه) است. «بادى» يعنى اهل باديه و مقصود از آن مردمى است كه بيرون مكّه و در سرزمين هاى ديگر زندگى مى كنند; يعنى، ما مسجدالحرام را براى همه انسان ها قرار داديم و در بهره مندى از آن، مكّى و آفاقى برابراند و كسى را بر ديگرى امتيازى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 7
7 - تمامى مسلمانان ( مكّى و آفاقى ) ، نسبت به مسجدالحرام از حق مساوى برخورداراند .
الذى جعلنه للناس سواء العكف فيه و الباد
«سواء» به معناى «مستوى» و حال براى «الناس»است. «عاكف» به معناى مقيم (منظور اهل مكّه) است. «بادى» يعنى اهل باديه و مقصود از آن مردمى است كه بيرون مكّه و در سرزمين هاى ديگر زندگى مى كنند; يعنى، ما مسجدالحرام را براى همه انسان ها قرار داديم و در بهره مندى از آن، مكّى و آفاقى برابراند و كسى را بر ديگرى امتيازى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 7
7 - ارزش والاى توجّه به مسائل حقوقى زنان مطلّقه
حقّاً على المحسنين . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى ... حقّاً على المتّقين
از مجموع آيات درباره زنان مطلّقه، خاصه اينكه با الفاظ گوناگونى از قبيل «حقّاً على المتّقين»، «حقّاً على المحسنين»، «و ان تعفوا اقرب للتقوى» و . .. بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 10،11،15،24
10 - مردان ، حق ندارند زنان مطلّقه خود را در ايّام عدّه ، از خانه هايشان بيرون كنند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
انتساب خانه ها به زنان (بيوتهنّ) گوياى اين نكته است كه زنان مطلّقه، بايد در همان منازلى زندگى كنند كه پيش از اقدام به طلاق در آن جا بوده اند.
11 - محل سكونت زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، همان محل پيش از طلاق است و مردان حق ندارند آن را تغيير دهند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
15 - احكام مربوط به زنان مطلّقه ، از حدود الهى است .
تلك حدود اللّه
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى
منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 1،2،3،4،5،6،12،17
1 - مسكن زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، برعهده همسرانشان است .
أسكنوهنّ
2 - مسكن زنان مطلّقه ، بايد در بخشى از همان محل سكونت و منزل همسرانشان باشد ; نه در منزل و محل ديگر .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم
گفتنى است «من» در «من حيث سكنتم» براى تبعيض است; يعنى، در بخشى از منزل مسكونى خويش، همسران را اسكان دهيد.
3 - مسكن زنان مطلّقه از نظر كميت و كيفيت ، بايد به مقدار دارايى و توانايى همسرانشان باشد ; نه كمتر از آن .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم من وجدكم
«وجد»، به معناى وسع و طاقت (توانايى) است.
4 - مردان حق ندارند با گزند رساندن و سخت گيرى كردن ، عرصه را بر زنان مطلّقه خويش تنگ سازند و زندگى آنان را در خانه خود ، غير قابل تحمل كنند .
و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ
5 - نفقه ( هزينه زندگى ) زنان مطلّقه تا وقت تولد فرزند ، برعهده همسرانشان است .
و إن كنّ أُولت حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ
6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .
فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ
12 - زنان مطلّقه ، داراى حق تقدّم و اولويت در شيردادن به نوزادان خود
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
برداشت ياد شده، با توجه اين نكته است كه صورت شيردادن مادران مطلّقه به نوزادان خود، در آغاز مطرح شده است. سپس صورت اختلاف و دايه گرفتن براى نوزادان، بيان گرديده است.
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2،3،4،10
1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى
لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 5،6
5 - مظلوم ، مجاز به دشنام دادن ظالم و افشاگرى عليه اوست .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
6 - مظلوم ، مجاز به هتك حرمت ظالم و آشكار ساختن خصلت هاى ظالمانه وى ، براى مردم
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مناسبت حكم و موضوع اقتضا مى كند كه گفته شود مراد از اظهار عيوب ظالم گفتارى است كه مظلوم به وسيله آن ستمگرىِ ظالم را نسبت به خودش بيان كند، بنابراين مظلوم حق ندارد بديهاى ظالم را كه هيچ رابطه اى با وى ندارد، افشا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 3
3 - پيكار با دشمن مهاجم و ستم پيشه ، حق مشروع ستمديدگان
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 3
3 - جنگ و پيكار آوارگان با زورگويانى كه آنان را به جرم ايمان و خداخواهى از سرزمين شان بيرون كردند ، حقى است مشروع كه خدا به آنان داده بود .
أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 1،2،4
1 - انتقام گرفتن از متجاوزان و ستمگران ، حق مشروع و مسلّم انسان هاى ستمديده است .
و لمن انتصر بعد ظلمه فأولئك ما عليهم من سبيل
2 - مظلومانى كه از حق مشروع مقابله به مثل نمى گذرند ، سزاوار ملامت و سرزنش نيستند .
و لمن انتصر . .. ما عليهم من سبيل
4 - يارى خواستن ستمديده ، براى انتقام از ستمگر ، حق مشروع او است .
و لمن انتصر بعد ظلمه
گروهى از مفسران «إنتصار» را به معناى يارى طلبيدن گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 10
10 - ولىّ نعمت كسى شدن ، حق امر و نهى كردن به آن شخص را ايجاد مى كند .
و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه أمسك عليك زوجك و اتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 6
6 - مسجدالحرام ، از آن عموم مردم خداپرست است و قشر خاصى حق محروم كردن مردم از زيارت آن را ندارد .
الذى جعلنه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 103 - 4
4 - از حقوق مؤمنان بر خداوند ، نجات آنان از عذاب هاى دنيوى است .
كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 3
3 - مؤمنان ، داراى ولايت و حق تصميم گيرى درباره امور مختلف خودند .
النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 19
19 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . ان جميع ما بين السماء و الأرض للّه عزّوجلّ و لرسوله و لأتباعهما من المؤمنين فما كان من الدنيا فى أيدى المشركين و الكفار . . . ظلموا فيه المؤمنين و غلبوهم عليه فما أفاء اللّه على رسوله ، فهو حقّهم أفاء اللّه عليهم و ردّه إليهم . . . فما رجع إلى مكانه . . . فقد فاء ;
از امام صادق(ع) روايت شده . .. تمام آنچه بين آسمان و زمين هست، از آنِ خداى عزّوجلّ و رسول او و پيروان مؤمنشان است ... پس هر چه از [اموال] دنيا در دست مشركان و كافران هست ... ظلمى است كه آنان بر مؤمنان روا داشته و [در استيلا بر آن اموال]
بر مؤمنان غلبه كرده اند ... پس آنچه را خداوند به رسول خود برگردانده، حق آنها بوده كه او به آنها رد كرده است ... چيزى را كه به مكان خود برگردد [مى گويند] «قد فاء»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23
23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران
و سئلوا ما أنفقتم
چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 1
1 - پيش بينى قوانين اسلامى ، نسبت به حقوق مردان مؤمنى كه به حكم اسلام ، همسر كافر خود را ر ها كرده اند .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 7 - 8،9
8 - سهام تعيين شده در ميراث ، حقّ وارثان است ; چه ما ترك ميّت اندك باشد و چه فراوان
للرّجال نصيب . .. ممّا قلّ منه او كثر نصيباً مفروضاً
9 - لزوم دقت در تقسيم ارث و پرهيز از تضييع حقوق وارثان
للرّجال نصيب . .. و للنّساء نصيب ... ممّا قلّ منه او كثر نصيباً مفروضاً
تصريح به اينكه هر چند مال اندك باشد، وارثان بايد در آن سهيم باشند و بهره خويش را ببرند، دلالت بر اهميت مسأله ارث و لزوم دقّت در پرداخت سهام دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 28
28 - ابى ولاد حناط مى گويد : « سألت ابا عبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عز و جل « و بالوالدين احساناً » ما هذا الاحسان ؟ فقال : الاحسان ان تحسن صحبتهما و ان لاتكلفهما ان يسألاك شيئاً مما يحتاجان اليه و ان كانا مستغنين . . . ;
از امام صادق(ع) از آيه «و بالوالدين احساناً» سؤال نمودم كه اين احسان چيست؟ امام فرمود: احسان ]به پدر و مادر[ آن است كه با آنان خوشرفتار باشى و كارى نكنى كه آنان مجبور شوند از تو چيزى كه نياز دارند درخواست كنند ولو اينكه مستغنى باشند . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 14
14 - مسؤوليت انسان بالاخص دارندگان ثروت ، درباره پدر و مادر و ساير خويشاوندان *
الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 4
4 - پدر و مادر ، بر فرزندان حق اطاعت كردن دارند .
و إن جهداك لتشرك بى . .. فلاتطعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 2
2 - پدر و مادر ، حقّى الهى بر گردن فرزند دارند .
و وصّينا الإنسن بولديه
توصيه خداوند به انسان ها، براى رعايت حال والدين، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه رعايت حال والدين، امرى الهى است و خدا خواهان آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 5
5 - رفق و مدارا با پدر و مادر و داشتن رفتارى شايسته با آنان در امور دنيوى ، امرى لازم است .
و صاحبهما فى الدنيا معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 5
5 - زن بايد در تمتّعات جنسى مرد ، تسليم او باشد . *
نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم انى شئتم
از اينكه براى مردان در تمتّع از زنان، نوعى آزادى (أنّى شئتم) قائل شده است، چنين استفاده مى شود كه زن نيز بايد در اين محدوده تسليم شوهر باشد و در غير اين صورت، كلام لغو مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 226 - 4،6
4 - ايلاءكننده ، نمى تواند بيش از چهارماه همسر خود را بلاتكليف بگذارد .
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
6 - لزوم آميزش مردان با همسران خويش در هر چهار ماه *
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
به نظر مى رسد كه اگر ترك آميزش در بيشتر از چهار ماه جايز بود، به همان مقدار، حكم ايلاء از نظر زمان افزايش مى يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 4،5،6
4 - حق سكونت در خانه شوهر و نيز بهره گيرى از اموال او به مدّت يكسال ، از جمله حقوق زنان شوهر مُرده است .
وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول غير اخراج
ظهور كلمه «غير اخراج» در اين است كه نبايد زن شوهر مرده را از خانه شوهر بيرون كرد و لازمه اين معنا حق سكونت براى اوست.
5 - زنان شوهر مرده نبايد تا مدّت يكسال در غير از خانه شوهر سكونت گزينند . *
متاعاً الى الحول غير اخراج
برخى برآنند كه كلمه «غير اخراج»، بيان وظيفه زنان است ; بنابراينكه فاعل «اخراج»، ازواج باشد; يعنى زنان نبايد خود را از خانه شوهر خارج سازند. قابل ذكر است كه مراد از ترك اخراج و يا خروج، سكونت گزيدن است، نه محبوس شدن در منزل.
6 - باقى ماندن زن در خانه شوهر ، شرط پرداخت هزينه زندگى وى تا يكسال
متاعاً الى الحول غير اخراج
بنابراينكه «غير اخراج» علاوه بر بيان حق سكونت براى زن، قيدى باشد بر حكم سابق (لزوم پرداخت متاع. ) يعنى آنگاه زن شوهر مرده مى تواند از مال شوهر بهره گيرد كه از خانه وى خارج نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 81 - 3
3 - متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا
إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 11
11 - نقش سازنده تقواپيشگى ، در حفظ كانون گرم خانواده ها و رعايت شدن حقوق همسران
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ... من يتّق ... يعظم له أجرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند در ضمن پنج آيه مربوط به مسائل طلاق و اختلافات خانوادگى، چهاربار، به رعايت تقوا توصيه فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 51 - 3،4،7،9،12،13
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) اختيار دارد كه در تماس با همسرانش ، به اختيار خود ، برخى را مقدم بدارد و برخى ديگر را به تأخير بيندازد .
ترجى من تشاء منهنّ و تئوى إليك من تشاء
احتمال دارد كه مراد از «حق اختيار تأخير و تقديم» - چنان كه برخى از مفسران نيز گفته اند - «حق همبسترى» باشد.
4 - واگذارى حق تصميم و اختيار درباره همبسترى با همسران ، به خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر رفع مشقت از آن حضرت است .
لكيلا يكون عليك حرج . .. ترجى من تشاء منهنّ
7 - بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) روا و جايز است كه تصميم خود را درباره به تأخير انداختن همبسترى با يكى از همسران خود ، تغيير داده و آن را مقدم بدارد .
ترجى من تشاء منهنّ . .. و من ابتغيت ممّن عزلت فلاجناح عليك
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از «ترجى» و «تؤوى» تقديم و تأخير در همبسترى با يكى از همسران باشد. بنابراين مراد از «من عزلت» آن كسى خواهد بود كه فعلاً از او كناره گيرى شده است. و به عبارتى، همبسترى با او به تأخير افتاده است.
9 - واگذار شدن تقديم و تأخير همخوابگى با همسران ، به تصميم پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور فراهم آوردن رضايت آنان است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين
12 - همسران پيامبر ، به موضع و تصميم عادلانه آن حضرت درباره تأخير و تقديم همخوابگى با هر يك از آنان ، اطمينان خاطر داشتند .
ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ كلّهنّ
از اين كه خداوند، در فلسفه واگذارى اختيار تصميم گيرى در همخوابگى با همسران و يا رد و قبول زنانى كه خود را به آن حضرت هبه مى كنند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته است: «چنين حقّى، به خاطر جلب رضايت همسران است» حكايت مى كند كه آنان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در تصميم و موضع گيرى اش در قبال آنان، عادل مى دانسته اند.
13 - خدايى بودن حق تصميم گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره همخوابگى با همسران ، مايه شادمانى آنان و موجب رفع نگرانى شان است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ
احتمال دارد كه مشارٌاليه «ذلك» اصلِ حكمى باشد كه آن حضرت، با آن، حقّ پيدا كرد تا مجاز به چنان رفتارى با همسران خود باشد. در اين صورت، رضايت و رفع نگرانى از آنان، باز مى گردد به اين كه آنان، چون به حكم خداوند تن در مى دهند، و آنچه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى رسد تابع حكم خدا است از آنان راضى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 16،35،37،40
16 - پدر و مادر نبايد فرزند را وسيله تضييع حقوق يكديگر قرار دهند .
لا تُضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تُضارّ»، مجهول و باء، سببيّه باشد; يعنى نبايد به بهانه فرزند، پدر و مادر به ديگرى ضرر رسانند.
35 - لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
37 - خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
40 - ممنوعيّت محروم نمودن همسر ( مرد يا زن ) از آميزش جنسى ، به بهانه وجود فرزند و شيرخوارگى او
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود بولده
امام صادق (ع): كانت المرأة منّا ترفع يدها الى زوجها اذا اراد مجامعتها فتقول: لا اَدعك لانّى اخاف ان احمل على ولدى و يقول الرجل لا اجامعك انى اخاف ان تعلقى فاقتل ولدى فنهى اللّه عزّ و جل اَن تضارّ المرأة الرّجل و ان يضارّ الرّجل المرأة . ..
كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1
1 - وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 11،14
11 - مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن
جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».
14 - اساس زندگى خانوادگى و مصالح آن ، نبايد دستخوش تمايلات مرد قرار گيرد .
فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 16،17
16 - لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 2،4،5،19
2 - نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا
4 - ترديد مسلمانان صدر اسلام در جواز مصالحه زن و شوهر نسبت به حقوق يكديگر
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا
كلمه «لاجناح» حاكى است كه مسلمانان صدر اسلام بر آن گمان بودند كه حقوق تعيين شده براى زن و شوهر، قابل مصالحه و گذشت نيست.
5 - جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
19 - مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،4،5،8،18
1 - مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
4 - شوهران نبايد - به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران - به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
5 - بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
8 - لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
18 - حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 4،6
4 - لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش
فامساك بمعروف
مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق تمامى زنان است.
6 - رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 4،6
4 - لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش
فامساك بمعروف
مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق
تمامى زنان است.
6 - رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 16،35،37،40
16 - پدر و مادر نبايد فرزند را وسيله تضييع حقوق يكديگر قرار دهند .
لا تُضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تُضارّ»، مجهول و باء، سببيّه باشد; يعنى نبايد به بهانه فرزند، پدر و مادر به ديگرى ضرر رسانند.
35 - لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
37 - خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
40 - ممنوعيّت محروم نمودن همسر ( مرد يا زن ) از آميزش جنسى ، به بهانه وجود فرزند و شيرخوارگى او
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود بولده
امام صادق (ع): كانت المرأة منّا ترفع يدها الى زوجها اذا اراد مجامعتها فتقول: لا اَدعك لانّى اخاف ان احمل على ولدى و يقول الرجل لا اجامعك انى اخاف ان تعلقى فاقتل ولدى فنهى اللّه عزّ و جل اَن تضارّ المرأة الرّجل و ان يضارّ الرّجل المرأة . ..
كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1
1 - وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 11،14
11 - مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن
جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».
14 - اساس زندگى خانوادگى و مصالح آن ، نبايد دستخوش تمايلات مرد قرار گيرد .
فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 16،17
16 - لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 2،4،5،19
2 - نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا
4 - ترديد مسلمانان صدر اسلام در جواز مصالحه زن و شوهر نسبت به حقوق يكديگر
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا
كلمه «لاجناح» حاكى است كه مسلمانان صدر اسلام بر آن گمان بودند كه حقوق تعيين شده براى زن و شوهر، قابل مصالحه و گذشت نيست.
5 - جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
19 - مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،4،5،8،18
1 - مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
4 - شوهران نبايد - به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران - به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
5 - بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
8 - لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
18 - حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 2 - 2
2 - رعايت حقوق ايتام ، از مصاديق تقواست .
و اتّقوا اللّه . .. و اتوا اليتامى اموالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 18
18 - هشدار خداوند به اولياى يتيمان ، نسبت به عدم رعايت حقوق آنان
فان انستم منهم رشداً . .. و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 1،3،7،8،12
1 - كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.
3 - عواطف انسانى ، از زمينه هاى ايجاد انگيزه براى رعايت حقوق يتيمان جامعه
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم
7 - بى تقوايى آدمى نسبت به حقوق ايتام ديگران ، زمينه ساز پايمال شدن حقوق يتيمان وى از سوى جامعه
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: يعنى ليخش ان اخلفه فى ذريّته كما صنع بهؤلاء اليتامى.
كافى، ج 5، ص 128، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 38.
8 - هشدار خداوند نسبت به كسانى كه يتيمان را از ارثشان محروم مى كنند .
للرّجال نصيب . .. و للنّساء نصيب ... وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً
به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيه قبل، مصداق مورد نظر از ترس و وحشت درباره يتيمان، محروم كردن آنان از ارث است.
12 - عنايت ويژه خداوند نسبت به ضرورتِ رعايت حقوق يتيمان
وليخش الّذين . .. ذريّة ضعافاً ... وليقولوا قولا سديداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 15،21،23،24
15 - لزوم حمايت از دختران يتيم و حقوق آنان
فى يتمى النساء . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
با توجه به اينكه «و ان تقوموا . ..»، عطف به «فيهن» است; يعنى «للّه يفتيكم ان تقوموا ...» بنابراين قيام براى قسط درباره يتيمان، فتوا و حكم الهى است و از جمله آنان، زنان يتيم هستند.
21 - خداوند ، خواستار احياى حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
قل اللّه يفتيكم فيهنّ . .. و إن تقوموا لليتمى بالقسط
23 - رعايت حقوق زنان ، يتيمان ، مستضعفان و اقامه قسط ، از مصاديق بارز خيرات و نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
«من خير» مى تواند اشاره به تكاليفى باشد كه در آيه آمده است.
24 - اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 11
11 - حاكمان و قاضيان ، در خطر رشوه خوارى و تضييع حقوق مردم
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 9
9 - فرزند ، به صورت عادى و طبيعى ، حال و حقوق پدر را بيش تر رعايت مى كند . *
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن. .. أن اشكر ... لولديك
توصيه به رعايت حال والدين با يادآورى مشقاتى كه مادر مى كشد، ممكن است از اين جهت باشد كه فرزند ، حيات و معاش خود
را مرهون پدر مى داند و طبيعتاً، در مقابل او احساس وظيفه مى كند و درباره مادر چنين احساسى ندارد، لذا اين توصيه براى ايجاد انگيزه در فرزند جهت رعايت حقوق هر دوى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 11
11 - نقش سازنده ايمان به خدا و روز قيامت ، در ايجاد رابطه صحيح و شايسته ميان همسران و رعايت شدن حقوق متقابل بين آنان
إذا طلّقتم النساء . ..ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
يادآورى ايمان به خدا و روز قيامت - به دنبال موعظه هاى الهى در مسائل مربوط به همسران - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 7،8
7 - شير دادن به فرزند ، به مدّت دو سال ، از سوى مادر ، باعث تأكيد بر رعايت حقوق مادر از سوى فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. و فصله فى عامين
8 - تحمل ضعف متزايدِ دوران باردارى از سوى مادر ، براى سالم رساندن كودك به دوره زايمان ، عاملِ لزوم رعايت حق مادر از سوى فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. حملته أُمّه وهنًا على وهن ... أن اشكر لى و لولديك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 17
17 - اعتقاد به حسابرسى دقيق خداوند ( وجدان دينى ) ، پشتوانه رعايت حقوق ديگران
و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 1،4،10
1 - كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.
4 - تحريك عواطف ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به رعايت حقوق ديگران
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم
10 - توجه به كيفر الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق ديگران
و ليخش . .. فليتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 1،16
1 - سفارش خداوند به انسان ، براى رعايت حقوق و حرمت پدر و مادر
و وصّينا الإنسن بولديه
16 - تشكر از والدين و رعايت حقوق آنها ، نبايد انسان را از شكرگزارى به درگاه خداوند ، باز دارد .
أن اشكرلى و لولديك
از اين كه در ميان توصيه به رعايت حال و حقوق والدين و تشكر و قدردانى از آنها، يادآورى مى كند كه «مرا سپاس بگوييد!»،احتمال دارد براى توجه دادن به نكته بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 1
1 - فرزندان - به رغم موظف بودن به رعايت حقوق والدين - در صورت تلاش پيگير پدر و مادر به ايجاد انحراف عقيدتى ( شرك ) در آنان ، نبايد تسليم خواست آنان شوند .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. و إن جهداك على أن تشرك بى ... فلاتطعهما
متعدى شدن «جاهدا» با «على» دلالت بر مجاهده و تلاش قوى و پيگير مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 7 - 1
1 - دل خوشى به ثروت زياد ، مايه روى آوردن انسان به طغيان و شكستن حريم ديگران
أن رءاه استغنى
«أن رءاه. ..» - به تقدير لام تعليل - مفعول له و بيانگر سبب طغيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 3
3- انسان در معرض لغزش نسبت به حقوق والدين و سهل انگارى در احسان به آنان
ووصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
توصيه الهى به لزوم احسان به والدين - على رغم طبيعى و فطرى بودن چنين پيوند و تمايلى در وجود انسان - نشانگر اهميت و حساسيت اين تكليف و امكان لغزش و سهل انگارى انسان در مقام عمل بدان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 12
12 - زندگى مختلط و شراكت در امور اقتصادى ، زمينه ساز تضييع حقوق و لغزشگاه بسيارى از مردم
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 3
3- انسان در معرض لغزش نسبت به حقوق والدين و سهل انگارى در احسان به آنان
ووصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
توصيه الهى به لزوم احسان به والدين - على رغم طبيعى و فطرى بودن چنين پيوند و تمايلى در وجود انسان - نشانگر اهميت و حساسيت اين تكليف و امكان لغزش و سهل انگارى انسان در مقام عمل بدان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 14
14 - ارتكاب عمل بسيار زشت و آشكار از سوى زنان مطلّقه ، موجب سلب حق مسكن آنان از عهده همسران است .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 4
4- پيوند خويشاوندى ، امرى مسؤوليت آور و منشأ پيدايش حقوق ويژه است .
إن الله يأمر . .. و إيتاىءِ ذى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 3 - 7
7 - جواز سوگند براى اثبات مطالب حق و حقوق مسلّم
و الصفّ-ت صفًّا . فالزّجرت زجرًا . فالتّليت ذكرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى اثبات توحيد الهى، سه بار سوگند ياد كرده است. اين سوگند، مى تواند دليل پسنديدگى و جواز آن براى بشر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 5
5- عدل الهى در اعطاى حق به صاحبان آن
نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 28
28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 28
28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 19،28
19 - لزوم رعايت قسط ، درباره يتيمان
و إن تقوموا لليتمى بالقسط
28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 10،20
10 - گذشت از حقوق شخصى براى استمرار و استحكام روابط همسرى ، بهتر از پافشارى بر استيفاى آن حقوق
و الصلح خير و احضرت الانفس الشح
20 - جواز گذشت زن از برخى حقوق خويش ، به انگيزه جلوگيرى از ناسازگارى شوهر و رخ ندادن طلاق
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً
امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: هذا تكون عنده المراة لاتعجبه فيريد طلاقها فتقول له: امسكنى و لاتطلقنى و ادع لك ما على ظهرك و اعطيك من مالى و احللك من يومى و ليلتى فقد طاب ذلك له كله .
كافى، ج 6، ص 145، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 600.
عواطف در اداى حقوق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 5
5- دستورات دين در اداى حقوق ديگران ، همخوان و همسو با عواطف طبيعى انسان است .
و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه
مقدم شمردن حق پدر و مادر و خويشان و رسيدگى به مشكلات آنان، گرايش طبيعى انسان است و خدا همين را مورد تأييد قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 10 - 7
7 - زير پا نهادن حقوق خويشاوندى ، برخاسته از روح تجاوزپيشگى است .
لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون
«أولئك» اشاره به مشركان است با اوصافى كه براى آنان ذكر شده است و از جمله آنهاست وصف «لا يرقبون . .. » يعنى، اينان كه نه به رعايت حقوق خويشاوندى و نه به عهد و پيمان ملتزمند، مردمانى تجاوزپيشه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 56 - 2
2 - عمل نكردن به تعاليم قرآن ، كوتاهى كردن در حق خداوند است .
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم . .. أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «أن تقول. ..» يا مفعول له براى جمله «اتّبعوا» است و يا با تقدير لام تعليل و لاى نافيه تعليل براى جمله هاى پيشين («أنيبوا»، «أسلموا» و «اتّبعوا أحسن ما أُنزل») مى باشد. در هر صورت پيام اين آيه چنين مى شود: توبه كنيد، تسليم شويد و از تعاليم قرآن پيروى كنيد، تا دچار حسرت نشويد و احساس نكنيد كه حق خدا را ضايع كرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 56 - 4
4 - جبران كوتاهى كردن در حق خدا ، پس از آمدن عذاب الهى ممكن نيست .
من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة . .. أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 35
35 - ثبت ديون و مدّت آن و ثبت حقوق - كم باشد و يا زياد - ، از عادلانه ترين اعمال نزد خداوند و استوارترين و مددكارترين چيز براى اقامه شهادت
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 15
15 - عذاب دردناك دوزخ ، كيفر هر نوع انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 9
9 - عقوبت دنيوى و اخروى در كمين پايمال كنندگان حقوق يتيمان
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم . .. فليتّقوا اللّه
جمله «وليخش . .. »، اشاره به كيفر دنيوى است و جمله «فليتّقوا اللّه» (از خدا بترسيد)، دلالت بر استحقاق عقوبت اخروى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 14
14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 15،20
15 - برخوردارى زنان و شوهران از حقوقى متقابل و همانند ، به صورت معروف و متعارف ( بر اساس موازين عقلى و شرعى )
و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
20 - عدالت ، اساس وضع قوانين الهى براى زندگى زناشويى
و لهن مثل الذى عليهنّ بالمعروف و للرجال عليهنّ درجة
جمله «للرجال . .. »، قيدى است متمّم «لهنّ ... » يعنى حقوق همانند زن و شوهر به معناى تساوى مطلق نيست; چون مردان بر حسب آفرينش ويژگيهايى دارند كه بر اساس آن، حقوقى ويژه خواهند داشت. بر اين اساس، عدالت فيمابين رعايت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 10 - 10
10 - زيرپاگذارندگان حقوق خويشاوندى ، مردمانى تجاوزپيشه اند .
لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 12
12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت
يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 36 - 3،4
3 - مردم ، حق ندارند كه تصميم هايى بگيرند كه با حكم ها وفرمان هاى خدا و پيامبرش مخالف باشد .
و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم
4 - صِرف صاحب اختيار بودن در چيزى ، حقِّ تصميم گيرى را درباره آن نمى آورد .
و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم
مرجع ضمير «أمرهم» عبارت «مؤمن و مؤمنة» است كه به اعتبار نكره بودن آنها و در سياق نفى واقع شدن، افاده عموم مى كند. اضافه «أمر» به ضمير «هم» مى تواند براى القاى اين نكته باشد كه در صورتى كه خداوند و پيامبرش، حتى درباره امور مربوط به مؤمنان، اعلام نظر كرده اند، آنان حق تصميم ديگرى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 26
26 - جواز گرفتن فرزند از شير قبل از دو سال ، به شرطِ رضايت ، مشورت و توافق پدر و مادر
فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما
چون حدّ كمال شير دادن دو سال است، بنابراين «فصال» پس از دو سال طبيعى است و نياز به مشورت و توافق ندارد; لذا مراد از «فصال» در آيه شريفه، «فصال» قبل از دو سال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 4،5،7،19
4 - ترديد مسلمانان صدر اسلام در جواز مصالحه زن و شوهر نسبت به حقوق يكديگر
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا
كلمه «لاجناح» حاكى است كه مسلمانان صدر اسلام بر آن گمان بودند كه حقوق تعيين شده براى زن و شوهر، قابل مصالحه و گذشت نيست.
5 - جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
7 - حقوق شخصى ، قابل مصالحه و چشم پوشى است .
خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
19 - مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 12
12 - قرآن ، به عنوان كتاب الهى ، منبعى براى تشريع قوانين مربوط به حقوق خويشاوندى است .
و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 3
3- پيوند خويشاوندى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه ميان انسانهاست .
و ءات ذاالقربى حقّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 10
10 - ولىّ نعمت كسى شدن ، حق امر و نهى كردن به آن شخص را ايجاد مى كند .
و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه أمسك عليك زوجك و اتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 10
10 - ولىّ نعمت كسى شدن ، حق امر و نهى كردن به آن شخص را ايجاد مى كند .
و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه أمسك عليك زوجك و اتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 17،18
17 - رابطه خويشاوندى و دوستى ، منشأ پيدايش حق است .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ...
18 - سپردن كليد هاى خانه ها به هر شخصى ، منشأ پيدايش حق براى آن شخص
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 7
7- فقر و در راه ماندگى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى فقرا و در راه ماندگان
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 7
7- فقر و در راه ماندگى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى فقرا و در راه ماندگان
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 5،7
5 - تحمل ناتوانى هاى روز افزون ، از سوى مادر ، در دوران باردارى ، در پى دارنده حقوقى بر گردن فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن
«وهناً على وهن» دلالت بر افزايش ضعف و ناتوانى مادر در دوران باردارى مى كند.
7 - شير دادن به فرزند ، به مدّت دو سال ، از سوى مادر ، باعث تأكيد بر رعايت حقوق مادر از سوى فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. و فصله فى عامين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 8
8 - ايمان و عمل صالح ، مانع از تجاوز به حقوق ديگران و ستم در حق شريكان
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 4
4- تقواى الهى ، مانع از تضييع حقوق ، ريختن آبرو و هتك حرمت ديگران
و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 8
8- نقش اساسى ثبت و بايگانى عملكرد ها ، در ضايع نشدن حقوق افراد
فمن يعمل . .. إنّا له كتبون
تأكيد خداوند بر تضمين پاداش مؤمنان نيكوكار با ثبت و نوشتن تمامى رفتارها، افاده كننده برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 17
17 - حقوق اسلامى آميخته با اخلاق و احسان
كتب عليكم القصاص . .. فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 17
17 - حقوق اسلامى آميخته با اخلاق و احسان
كتب عليكم القصاص . .. فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن
{حقوق مردم}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 3
3 - امانتدارى و حقوق اجتماعى ، عهد الهى است . *
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. انّ الّذين يشترون بعهد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 7،8
7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .
و اتقوا اللّه و اسمعوا
در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.
8 - تعهد در برابر احكام الهى ، هموار سازنده جريان صحيح اثبات و ايفاى حقوق اجتماعى
و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 23
23 - اهميت حقوق مردم و خطير بودن مسؤوليت داورى ميان آنان
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
استغفار، سجده و انابه داوود(ع) به درگاه الهى، پس از گمان به رخ دادن يك خطا در داورى ميان دو گروه متخاصم (خطايى كه مسلّماً در نتيجه حكم هيچ تأثيرى نداشت) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14
14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت
و ءاتوهم ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 3
3 - مراعات و حقوق مردم ، در برخورد اخلاقى ، داراى اهميتى ويژه است .
و لاتصعّر خدّك للناس
«لام» در «للناس» براى تعليل است; يعنى، روى خود را متكبرانه به خاطر اعراض از مردم، برنگردان. چنين دستورى حكايت از آن دارد كه مردم، در برخورد اخلاقى، داراى حقوق لازم الرعايه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 12
12 - نقش بسزاى قاضيان در سلامت اقتصاد جامعه و حفظ حقوق مردم
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام . .. و أنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 7،8،10،11،12،13،15،16
7 - قيام مداوم عليه تضييع كنندگان حقوق اجتماعى و فردى ، راهى براى بازگرداندن آن
و منهم من ان تأمنه بدينار الا يؤدّه اليك الاّ مادمت عليه قائماً
8 - تضييع حقوق ديگران توسط برخى از اهل كتاب ( يهود ) ، ناشى از روحيه خودبرتربينى آنان
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
10 - عدم احساس مسؤوليت برخى از اهل كتاب در برابر حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
11 - پندار باطل برخى از اهل كتاب به جواز تصرّف در اموال ديگران و تضييع آنها ، عامل خيانتشان به حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران
و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب
15 - نسبت دادن برترى نژادى و مشروعيّت تضييع حقوق ديگران به خدا ، نسبتى دروغ و نارواست .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون
16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 12
12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 10
10 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى در حق ايشان است .
و ما اعتدينا إنّا اذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 3
3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .
ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 25،26
25 - تضييع حقوق مردمان ، بدون هيچ ترديد گناه است .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين
26 - دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 16
16 - نيكوكاران ( محسنين ) ، موظّف به رعايت حقوق ديگران
متّعوهنّ . .. حقاً على المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 5
5 - رعايت حقوق ديگران ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 15،36،39
15 - تقواى الهى عاملى براى رعايت حقوق افراد جامعه و مانعى در برابر تضييع حقوق آنان
و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
36 - رعايت و اجراى احكام الهى در ثبت اسناد ، موجب تأمين عادلانه حقوق افراد
ذلكم اقسط عند اللّه
39 - مراعات نكردن عدالت در حقوق افراد جامعه و بى ثباتى در تعيين حدود روابط اقتصادى ، از عوامل مفسده انگيز در روابط اجتماعى
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
چون «ذلكم اقسط . .. » بيان علّت احكام ذكر شده است، نشانگر يك قاعده كلّى است. يعنى عدالت اجتماعى و ثبات حدود و روابط اقتصادى، يك اصل و قانون است كه با عدم رعايت آن، جامعه رو به فساد خواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 8
8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 26
26 - لزوم احترام به حقوق انسان ها ، حتى دشمنان كينه توز
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 5
5 - هشدار الهى به مؤمنان ، نسبت به رعايت تقوا ، در زمينه ادعا هاى مالى خويش و پرداخت حقوق ديگران
فاتوا الذين ذهبت أزوجهم . .. و اتّقوا اللّه
امر «اتّقوا اللّه. ..» احتمالاًنظر به دو زمينه دارد: 1- مؤمنى كه مى بايست مهريه صرف كرده براى همسر كافرش را از غنايم بردارد. در اين صورت او نبايد بيش از آنچه خرج كرده ادعا كند. 2- مجموعه مؤمنان اند كه در پرداخت حق مؤمن از غنايم، كوتاهى نورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 11
11 - حاكمان و قاضيان ، در خطر رشوه خوارى و تضييع حقوق مردم
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 17
17 - اعتقاد به حسابرسى دقيق خداوند ( وجدان دينى ) ، پشتوانه رعايت حقوق ديگران
و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 1،4،10
1 - كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.
4 - تحريك عواطف ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به رعايت حقوق ديگران
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم
10 - توجه به كيفر الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق ديگران
و ليخش . .. فليتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 12
12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت
يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 58 - 6،7
6 - قرآن ، كتابى سراسر حكمت ( مُتقن و خلل ناپذير )
و الذكر الحكيم
7 - داستان حضرت عيسى ، زكريّا ، مريم و يحيى ، سراسر حكمت و مايه تذكّر است .
ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 62 - 10
10 - عزّت و حكمت مطلق ، معيار الوهيّت است .
و ما من اله الا اللّه و انّ اللّه لهو العزيز الحكيم
جمله «و ان الله . .. »، تعليلى براى «ما من اله ... » است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 16
16 - صدور خير ها و بركت ها و جوشش علم و حكمت ، نشانه منزه بودن قلب از قساوت و كدورت است .
ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد ... و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 4
4 - حكمت ، خيرآفرين است .
و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 4
4 - دستيابى به اوج صلاح ، در پرتو معرفت استوار و حكمت الهى
هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
مقدم آوردن «حكمًا» مى تواند اشاره به تقدم رتبى و واقعى آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 13
13 - التزام به حقايق حكمت آميز و دست برداشتن از اختلافات ، جلوه اى از تقواى الهى است .
قد جئتكم بالحكمة و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 10
10 - عذاب گنهكاران ، مظهر عزت و حكمت خداوند و آمرزش توبه كاران ، جلوه غفران و رحمت او
يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء
چنانچه «يعذب . .. و يغفر» اشاره به آيات پيشين داشته باشد. بيان عزت و حكمت خداوند پس از «فاقطعوا» و ذكر غفران و رحمت او پس از «فان اللّه يتوب عليه» در آن آيات، حاكى از برداشت مذكور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 3،5،6
3 - تعلق مشيت خداوند به كيفر و يا بخشودن خطاكاران ، بر اساس علم و حكمت گسترده او و داراى فلسفه اى عالمانه و حكيمانه است .
إما يعذبهم و إما يتوب عليهم و اللّه عليم حكيم
5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .
و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
6 - اتخاذ عكس العمل هاى مختلف در برابر خطاكاران گوناگون ، مبتنى بر علم و حكمت الهى است .
و ممن حولكم . .. سنعذبهم ... و ءاخرون مرجون ... و اللّه عليم حكيم
برداشت فوق بر اين پايه است كه ذكر «عليم حكيم» نظر به عالمانه شمردن برخوردهاى متفاوت خداوند در برابر خطاكاران مختلفى داشته باشد كه در آيات قبل از آنان ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 12
12- حمايت خداوند از پيامبران در برابر دشمنان آنان ، مقتضاى ربوبيت او و پايه قرار دادن افعالش بر حكمت و صواب است .
إنى توكلت على الله ربى و ربكم . .. إن ربى على صرط مستقيم
«إنى توكلت . ..» متضمن حمايت خداوند از هود پيامبر مى باشد و جمله «إن ربى ...» تعليل براى اين معناست. بنابراين راستى و درستى كارهاى خداوند ، اقتضا مى كند كه هود(ع) را در برابر دشمنانش ، حمايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 22،24،25
22- حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .
يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم
24- حكمت خدا و علم او به خصلت هاى يوسف ( ع ) موجب شد تا نعمت خويش را بر خاندان يعقوب كامل كند .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب . .. إن ربك عليم حكيم
25- تفاوت هاى بشر در برخوردارى از نعمت هاى الهى ، برخاسته از حكمت خداست .
يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب . .. إن ربك عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 5،6
5 - رحمت ، فضل ، توبه پذيرى و حكمت خداوند ، جلوگير مؤمنان از سقوط بر اثر لغزش ها و نادانى هايشان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم
جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند محذوف باشد - به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 21 همان مضمونى است كه در برداشت ياد شده آمده است.
6 - قوانين اسلامى ، احكامى سنجيده ، بى عيب و نقص و برخاسته از علم و حكمت الهى
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم
برداشت فوق از وصف «حكيم» براى خداوند، پس از بيان يك سلسله از احكام و قوانين در آيات گذشته، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 42 - 5
5 - عزت و حكمت خداوند ، دليل شايستگى او ، براى بودنش به عنوان معبودى يكتا است .
إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه من شىء و هو العزيز الحكيم
اين برداشت، بنابر حال بودن جمله «و هوالعزيز. ..» براى ضمير «من دونه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 13
13 - آفرينش نخست انسان ها و بازآفرينى آنان پس از مرگ ، مقتضاى حكمت و عزت خداوند است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 6،7
6 - عزت و حكمت خداوند ، منشأ تخلّف ناپذيرى وعده هاى او است .
وعد اللّه حقًّا و هو العزيز الحكيم
7 - عزت و حكمت الهى ، مقتضى كيفر كافران و پاداش مؤمنان است .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم ... و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 10
10 - فرمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا ، برخاسته از علم و حكمت الهى است .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه . .. إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا
جمله «إنّ اللّه. ..» مى تواند تعليل براى فرمان به رعايت تقوا باشد; يعنى، چون خداوند، داراى آگاهى فراوان و صاحب حكمت است، چنين فرمانى را صادر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 11
11 - عزت و حكمت خداوند ، مقتضى نداشتن هرگونه شريكى است .
كلاّ بل هو اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 2 - 6
6 - گشايش رحمت و امساك آن از سوى خداوند ، ناشى از حكمت او است .
ما يفتح اللّه للناس من رحمة فلاممسك لها . .. و هو ... الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 16 - 3،3
3 - انتخاب پيامبر براى هدايت انسان ها از ميان خود آنان ، كارى عالمانه و حكيمانه و متناسب با ويژگى هاى انسان ها و نياز هاى آنان است .
قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون
بيشتر مفسران برآنند كه به گواه گرفتن خدا و ياد علم و دانايى او، در پاسخ كسانى كه به دليل بشر بودن پيامبران منكر رسالت آنان بودند، مى تواند براى بيان اين نكته باشد كه اين انتخاب از سوى كسى است كه عالم و حكيم است و كار او نيز عالمانه و حكيمانه مى باشد; مثل آيه شريفه: «اللّه أعلم حيث يجعل رسالته» (أنعام (6) آيه 124).
3 - انتخاب پيامبر براى هدايت انسان ها از ميان خود آنان ، كارى عالمانه و حكيمانه و متناسب با ويژگى هاى انسان ها و نياز هاى آنان است .
قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون
بيشتر مفسران برآنند كه به گواه گرفتن خدا و ياد علم و دانايى او، در پاسخ كسانى كه به دليل بشر بودن پيامبران منكر رسالت آنان بودند، مى تواند براى بيان اين نكته باشد كه اين انتخاب از سوى كسى است كه عالم و حكيم است و كار او نيز عالمانه و حكيمانه مى باشد; مثل آيه شريفه: «اللّه أعلم حيث يجعل رسالته» (أنعام (6) آيه 124).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 13،14
13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .
فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
14 - عزت و حكمت بى مانند خداوند ، مقتضى دل بستن و اميد داشتن به ورود مؤمنان تائب و پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بهشت جاويدان
ربّنا و أدخلهم جن-ّت . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّك أنت العزيز الحكيم» تعليل براى جمله هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 10
10 - حكمت الهى ، تضمين كننده مصونيت قرآن از تحريف و دستبرد مخالفان
لايأتيه البطل . .. تنزيل من حكيم حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 8
8 - تحولات پيچيده شكوفه ها و جنين ، بنا به مقتضاى علم و حكمت خداوندى است .
و ما تخرج من ثمرت من أكمامها . .. إلاّ بعلمه
چنانچه «باء» در «بعلمه» براى سببيت باشد، مفاد آيه شريفه، اين خواهد بود كه همه اين رخدادها براساس علم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 3 - 8،9،10
8 - معارف والاى كتاب هاى آسمانى ، برخاسته از حكمت گسترده و عزت خداوندى است .
يوحى إليك . .. العزيز الحكيم
ذكر صفت عزت و حكمت براى خداوند و ارتباط صدر و ذيل آيه، بيانگر برداشت ياد شده است.
9 - انتخاب پيامبران از ميان مردم ، براساس حكمت الهى است . *
كذلك يوحى إليك . .. الحكيم
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر وصف حكمت براى خداوند در مقام بيان اين نكته باشد كه خداوند بر اساس حكمت خويش، پيامبران را بر مى گزيند و به آنان وحى مى كند.
10 - تحقق وحى در نظام طبيعت و انتخاب آن به عنوان راه ارتباط خداوند با خلق ، متكى به عزت و حكمت او است .
كذلك يوحى إليك . .. اللّه العزيز الحكيم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه وصف عزيز و حكيم نظر به توجيه و تبيين اصل وحى داشته و پاسخى به دو پرسش باشد: الف) آيا راستى وحى امرى ممكن است ؟ ب) چرا شيوه وحى به عنوان راه ارتباط خدا با خلق انتخاب شده است؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 51 - 15،16
15 - وحى و شيوه هاى گوناگون آن ، متكى بر حكمت و كاردانى خداوند است .
و ما كان لبشر أن . .. إنّه علىّ حكيم
«حكيم» در جمله «إنّه علىّ حكيم»، مى تواند مرتبط با وحى و گزينش نوع آن باشد.
16 - مشيت الهى در تعيين محتواى وحى ، متكى به علو مرتبه و حكمت او است .
فيوحى بإذنه ما يشاء إنّه علىّ حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 4 - 7
7 - نزول قرآن در قالب واژگان عرب ، متكى به حكمت خداوند است .
إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا . .. لعلىّ حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 3
3 - حكمت و علم گسترده خداوند ، پشتوانه فرمانروايى زوال ناپذير او بر نظام هستى
و هو الحكيم العليم . و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 8
8 - عزت و شكست ناپذيرى خداوند ، آميخته با حكمت و كاردانى او است .
و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 3
3- كتاب تشريع و نظام تكوين ، هر دو بحق ، حكيمانه و متكى به عزت و توانمندى خداوند
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض
طرح مسأله حقانيت آفرينش آسمان و زمين و نظام تكوين - در پى بيان نزول كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم - مى تواند اشاره به همگونى و هماهنگى كتابِ تشريع با نظام تكوين، در حقانيت و استوارى و استحكام داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 19
19 - علم و حكمت ازلى خداوند ، پشتوانه آفرينش قواى هستى و به كارگيرى بهينه آن
و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا
تعبير «و كان اللّه عليماً حكيماً» در پايان آيه شريفه، مى رساند كه فتح مؤمنان و انزال سكينه بر آنان و بهره گيرى از جنود آسمان ها و زمين، در پرتو علم و حكمت ازلى صورت مى گيرد; زيرا نفس تكوّن جنود و نيز بهره گيرى از آنها در موارد مختلف، نيازمند علم و حكمت گسترده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 3
3 - علم و حكمت الهى ، پشتوانه پاداش او به اهل ايمان *
و كان اللّه عليمًا حكيمًا . ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
در صورتى كه ميان ذيل آيه قبل (كان اللّه. ..) با «ليدخل...» ارتباطى لحاظ شود، مطلب بالا را مى توان نتيجه گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 5
5 - شكل گيرى و پيدايش قوانين و قواى هستى ، در پرتو عزّت و حكمت ازلى خداوند *
و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
از ارتباط دو بخش آيه (و للّه جنود. ..) با (و كان اللّه...)، مى توان به مطلب بالا ره يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 15
15- اراده و تدبير الهى ، متكى به علم و حكمت او
فعلم ما لم تعلموا
خداوند، با تعبير «فعلم. ..» اين واقعيت را به مؤمنان يادآور شده كه كارها و تدابير او، متكى به علم و آگاهى است; نه گزاف و بى حساب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 8،9
8 - نعمت ها و تفضلات الهى بر خلق ، متكى به علم و حكمت او است ; نه بدون ملاك و گزاف .
فضلاً من اللّه و نعمة و اللّه عليم حكيم
9 - افعال الهى ، براساس علم و حكمت
و لكنّ اللّه حبّب . .. و كرّه إليكم ... فضلاً... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 30 - 6،7
6 - اعطاى فرزند به همسر پير و عقيم ابراهيم ( ع ) ، متكى بر حكمت و علم الهى بود .
و قالت عجوز عقيم قالوا كذلك . .. إنّه هو الحكيم العليم
تصريح به علم و حكمت الهى، در پى نويد به اعطاى فرزند، بيانگر مطلب بالا است.
7 - معجزات الهى ، متكى به علم و حكمت گسترده او
و قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك ... إنّه هو الحكيم العليم
برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه بارورى پيرزنى فرتوت و نازا، طبق عوامل طبيعى صورت نمى گيرد و آن گونه كه به همسر ابراهيم(ع) بشارت داده شد، قطعاً امرى اعجازى بوده است و اين اعجاز بى دليل نمى باشد; بلكه نشأت يافته از علم و حكمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 8
8 - عزّت و حكمت خداوند ، نشانه منزّه بودن او از هر عيب و نقص ( همچون داشتن شريك و . . . )
ما فى السموت و الأرض و هو العزيز الحكيم
توصيف خداوند به «عزيز» و «حكيم» بودن - پس از يادآورى تسبيح همه موجودات براى خداوند - حكايت از آن دارد كه حقيقتى مانند خداوندِ عزيز و حكيم، از هر عيب و نقصى (مانند داشتن شريك) مبرّا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 3 - 7
7 - مهلت يافتن كافران در دنيا ، معلول حكمت و مصلحت سنجى خداوند است ; نه عجز و ناتوانى او .
و هو العزيز الحكيم . .. و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 29
29 - احكام و داورى هاى خداوند ميان خلق ، متكى به علم و حكمت گسترده او است .
يحكم بينكم و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 13
13 - تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از حكمت الهى بود .
لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض و لكنّ المنفقين لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 1
1 - سپاسدارى ، بردبارى ، آگاهى از نهان و آشكار ، عزّت و حكمت خداوند ، مقتضى تقواپيشگى ، حرف شنوى ، فرمان برى و انفاق در راه او است .
فاتّقوا اللّه . .. اسمعوا و أطيعوا و أنفقوا ... و اللّه شكور حليم ... العزيز الح
برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه ميان ذكر اوصاف خداوند در دو آيه پايانى، با فرمان الهى به تقواپيشگى، فرمان برى و انفاق، ارتباط وجود دارد. اين مطلب مى تواند اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 10
10 - تشريع خداوند ، برخاسته از علم و حكمت او است .
قد فرض اللّه لكم . .. و هو العليم الحكيم
يادآورى علم و حكمت خداوند - پس از تشريع قانون شكستن سوگند - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 16
16- توحيد ناب و خالص يوسف ( ع ) ، اطاعتش از خدا و تقوا و پرهيزگارى او ، جلوه هايى از علم و حكمتى كه خداوند به او عطا كرده بود .
ءاتينه حكمًا و علمًا . .. قال معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 9
9 - درك عزت و حكمت مطلق خداوند ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح و تنزيه او
سبّح للّه . .. و هو العزيز الحكيم
جمله «و هو العزيز الحكيم» بيانگر دليل تسبيح گويى مخلوقات است; يعنى، آنها بدان جهت خداوند را تسبيح مى گويند كه او را عزيز و حكيم مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 12
12 - درك فرامانروايى ، قداست ، عزّت و حكمت خدا ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح گويى او
يسبّح للّه . .. الملك القدّوس العزيز الحكيم
ذكر اوصاف «ملك»، «قدّوس» و. .. پس از «يسبّح للّه ...»، مى تواند بيانگر علت تسبيح گويى موجودات باشد; يعنى، موجودات هستى از آن رو خدا را تنزيه مى كنند كه او را فرمانرواى مطلق هستى، در كمال طهارت، پاكى و... مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 64 - 2
2 - شرك و اعتقاد به ربوبيت جز خداوند ، نتيجه سست انديشى و دور ماندن از حكمت
قد جئتكم بالحكمة . .. إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 3
3- يوسف ( ع ) با يادآورى نعمت هاى الهى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت فراگير خداوند ، خويشتن را در محضر او احساس كرد .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم. رب قد ءاتيتنى
تغيير سياق ; يعنى، التفات از غيبت (إن ربى . .. إنه هو العليم) به خطاب (رب قد ءاتيتنى) حاوى نكاتى است از جمله اينكه يوسف(ع) با ياد كردن از نعمتهاى خدادادى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت مطلق الهى، به اين حقيقت توجه پيدا كرد كه خداوند حاضر و ناظر است. از اين رو خود را در محضر او احساس كرد و او را مخاطب قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 84 - 7
7 - توجه به حكمت و علم گسترده خدا ، مستلزم بى نياز شمردن او از شريك و مشاور
و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله و هو الحكيم العليم
تذكر به حكمت و علم گسترده خدا، در پايان جمله اى كه نفى كننده شرك و اثبات كننده توحيد است، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 20
20 - توجّه به قدرت ، علم و حكمت گسترده خداوند ، مايه اطمينان قلب مؤمنان در طريق ايمان .
أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا
«للّه جنود. ..» دال بر حاكميت و قدرت خداوند است و اين كه خداوند در پايان آيه به قدرت مطلقه و علم و حكمت گسترده خود اشاره كرده است; مى تواند از آن جهت باشد كه نفس توجّه مؤمنان به اين حقيقت، خود وسيله ازدياد ايمان و آرامش قلب آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 12
12- عقيده به قيامت و هدف دارى و حكمت آميز بودن جهان خلقت ، موجب آسانى تحمل مشكلات و مقتضى گذشت و ناديده گرفتن اذيت و آزار و آسيب هاى وارده از سوى دشمنان است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ ... فاصفح الصفح الجميل
«فا» در «فاصفح» تفريع است و جمله «فاصفح . ..» را بر جمله «و ما خلقنا السموات ... إلاّ بالحق و إن الساعة لأتية» عطف كرده است. بنابراين، استفاده مى شود كه به حق آفريده شدن جهان اقتضا دارد تا انسانِ حق طلبى همچون رسول الله(صلی الله علیه و آله) در مسير حق بردبار باشد و تلاش خود را در برابر حق ناپذيرى كافران بيهوده نپندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 10
10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند
كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 9
9 - آموزش كتاب آسمانى ; يادگيرى حكمت ، احكام و معارف الهى و زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، داراى جايگاهى رفيع و ارجمند در ديدگاه پيامبران الهى
ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا . .. يزكّيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 18
18 - كمال و ارزش والاى علم در همراهى و آميختگى آن با حكمت است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 8
8- حكمت ( دلايل عقلى و علمى ) ، اساسى ترين و ارزشمندترين وسيله تبليغ دين *
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم
برداشت فوق، بدان احتمال است كه تقدم «حكمة» بر «موعظة» و «جدل»، معلول اهميت و ارزش برتر آن باشد. به علاوه مطلق آمدن «حكمت» و مقيد شدن «موعظه» به «حسنة» و «جدل» به «أحسن»، مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 5
5 - حكمت و سنجيده كارى ، خصلتى پسنديده و ارجمند در پيشگاه خداوند
و الذين هم عن اللغو معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 4
4 - شناختن هستى ، آن گونه كه هست و تشخيص كار خير و انجام دادن آن ( حكمت ) ، امرى بس مهم و ارزش مند است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة
حكمت در لغت، به معناى «معرفت پيدا كردن به موجودات» و نيز «انجام دادن كارهاى خير» است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 6
6 - خداوند ، داراى عزّت و حكمتى گسترده و ازلى
و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 7
7 - شكرگزارى به درگاه خداوند ، اصلى از اصول حكمت است .
ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه
«أن» در «أن اشكر» تفسيرى بوده و حكمت را تفسير كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 1
1 - حكمت ، موهبت الهى است كه خداوند به هر كس خواهد ، عطا مى كند .
يؤتى الحكمة من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 2،5
2 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) از سوى پروردگار در پى فرار او از نظام فرعونى
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا
واژه «حكم» مى تواند مرادف «حكومت» (سرپرستى و تدبير امور مردم) باشد و نيز مى تواند معادل «حكمة» و به معناى دانش و معرفت باشد. برداشت ياد شده بر پايه معناى دوم است.
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 3 - 7
7 - هدف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم كتاب و حكمت به همه انسان هاى عصر خود و نسل هاى بعد است .
و يعلّمهم الكتب . .. و ءاخرين منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 21
21 - علم و حكمت ، دو عنصر ضرورى براى قانونگذاران
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
بيان علم و حكمت الهى پس از جعل قوانين و مقررات، دلالت بر اين دارد كه قانونگذاران بايد داراى علم و حكمت باشند و قوانين را بر اين دو پايه وضع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 14
14 - علم و حكمت ، دو پايه اساسى براى قانونگذاران
حرّمت . .. و المحصنات ... و من لم يستطع ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 14
14 - بهره ورى صحيح از امكانات ، نيازمند به حكمت و كاردانى است .
و كان اللّه وسعاً حكيماً
توصيف خداوند به حكيم بودن پس از توصيف او به «واسع» بودن، اشاره به اين است كه چون توانمندى حكيم است، مى تواند امور انسانها را تدبير كند. بنابراين قدرت و امكانات بدون حكمت، كارساز نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 26
26 - علم و حكمت شرط لازم براى ربوبيت است.
إن ربك حكيم عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 3
3 - برخوردارى از حكمت و معرفت و قرار گرفتن در زمره صالحان ، اوج كمال و سعادت انسان
ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
با توجه به اين كه حضرت ابراهيم(ع)، به عنوان بزرگ ترين آرمان هاى ارزشى، اين دو را از درگاه خدا تمنا كرده است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 2 - 7
7 - هر كتابى ، شايسته است كه استوار و متقن و حكيمانه باشد .
الكتب الحكيم
وصف قرآن كريم به عنوان كتاب حكيم، مى تواند رهنمودى به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 8
8 - باور و ايمان به شكست ناپذيرى و حكيم بودن خداوند ، زمينه ساز توكل و اتكا بر وى
و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم
آوردن جمله «فان اللّه . .. » به جاى جواب شرط و يادآورى عزت و حكمت مطلق الهى، اهدافى را تعقيب مى كند كه از جمله آنها ايجاد روح توكل در مؤمنان به خداوند است. يعنى اگر خداوند را عزيز و حكيم بدانيد بر او توكل خواهيد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 20،21،22،24،26
20- اعتقاد و باور يعقوب ( ع ) به علم و حكمت الهى ، موجب اتكا و اميد آن حضرت به يارى خداوند بود .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا إنه هو العليم الحكيم
جمله «إنه هو . ..» تعليل براى «عسى الله ...» مى باشد.
21- باور به علم خدا و حكيمانه بودن افعال او ، زمينه ساز اميد و اتكا به اوست .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا إنه هو العليم الحكيم
22- باور و توجه به انحصار علم و حكمت در خداوند ، زمينه ساز قطع اميد از غير اوست .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا إنه هو العليم الحكيم
هر چند جمله «عسى الله . ..» حاوى حصر نيست، ولى مى توان گفت حصرى كه از تعليل (إنه هو ...) استفاده مى شود به آن جمله نيز سرايت مى كند. بنابراين مفاد (عسى الله ...) چنين مى شود: من تنها به خدا اميد دارم و به غير او اميدى ندارم ; زيرا تنها او دانا و حكيم مطلق است.
24- باور يعقوب ( ع ) به علم و حكمت خداوند ، موجب بهره مندى وى از صبر و شكيبايى بود .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جمله «إنه هو. ..» علاوه بر اينكه تعليل براى «عسى الله ...» است مى تواند بيان علت براى «فصبر جميل» نيز باشد. برداشت فوق ، ناظر به اين احتمال است.
26- باور و توجه به عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى ، آدمى را به صبر و شكيبايى در تنگنا ها و حوادث دشوار ، وامى دارد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 31
31- مطالعه سرگذشت يوسف ( ع ) ، زمينه باور و توجه به ربوبيّت خدا و علم و حكمت اوست .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 5
5 - بهره مند شدن موسى ( ع ) از حكمت و دانش ، پاداش الهى در برابر احسان و نيكوكارى وى
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 7 - 4
4- پيدايش سؤالهايى درباره علم و حكمت خداوند و امتيازات يوسف ( ع ) ، باعث طرح داستان يوسف ( ع ) در قرآن
إن ربك عليم حكيم. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 2،7
2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .
ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم
7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .
يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 8
8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .
و يعلمكم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 4
4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .
و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 7،9
7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
9 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت
يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 8
8 - در خانه هاى همسران پيامبر ، آيات خدا و حكمت ، تلاوت مى شده است .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 15
15 - قلب و دل آدمى بايد منشأ بروز حقايق و معارف الهى بوده و خاستگاه علم و حكمت باشد .
و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 54 - 8
8 - اعطاى كتاب و حكمت ( پيامبرى ) و ملك عظيم به آل ابراهيم ( ع ) ، از تفضّلات الهى
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً
برخى از مفسران برآنند كه مراد از حكمت، نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 1
1 - ابراهيم ( ع ) ، خواستار دانش و شايستگى از درگاه پروردگار
ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
«حكم» مى تواند مرادف «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور مردم) و يامعادل «حكمت» (دانش و معرفت) باشد. برداشت ياد شده، بر پايه معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 126 - 5،8
5 - پيروزى جبهه مؤمنان ، پرتويى از عزّت و حكمت خداوند
و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم
8 - تعلق نصرت الهى به پيكارگران اهل صبر و تقوا ، برخاسته از حكمت خداوند
ان تصبروا و تتّقوا . .. و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 5،9
5 - كتاب و حكمت ، عطيّه الهى به انبيا
ان يؤتيه اللّه الكتاب و الحكم
بنابراينكه «الحكم»، به معنى حكمت باشد.
9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش
ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 3،8
3 - كتاب و حكمت ، عطيّه الهى به انبيا
لما اتيتكم من كتاب و حكمة
8 - ميثاق الهى از انبيا ، قبل از دادن كتاب و حكمت به آنها
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن لما اتيتكم من كتاب و حكمة
بنابراينكه «لما»، شرطيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 9
9- پادشاه مصر در عصر يوسف ، فردى با فراست و از حكمت و تدبير برخوردار بود .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 32 - 6،9
6 - خداوند ، تنها حقيقتى كه داراى علم و حكمت مطلق است .
إنك أنت العليم الحكيم
مقرون بودن خبر (العليم الحكيم) به «ال» و نيز وجود ضمير فصل «أنت» در جمله، دلالت بر حصر دارد.
9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .
أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 3
3 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، حكمى حق ( حكمت آميز و به جا ) و از ناحيه خداوند
و إنه للحق من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 9،12
9 - مقتضاى حكمت الهى ، عقابِ خطاكاران پس از بيان احكام و ارائه ادلّه روشن است .
فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات . .. ان اللّه عزيز حكيم
12 - آگاهى از عزت و حكمت الهى ، زمينه تسليم در برابر خداوند و دورى از متابعت شيطان
ادخلوا فى السلم . .. و لا تتبعوا ... ان اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 20،21،24
20 - تشريع احكام ، بر اساس حكمت الهى
و يسئلونك عن اليتامى . .. ان اللّه عزيز حكيم
21 - عزّت و نفوذناپذيرى خداوند در انجام خواسته هاى حكيمانه خويش
و لو شاء اللّه لاعنتكم ان اللّه عزيز حكيم
24 - حكمت الهى مانع از اراده و جعل احكام دشوار و مشقت آميز
و لو شاء اللّه لاعنتكم انّ اللّه عزيز حكيم
جمله «انّ اللّه . ..» دليل است براى «لو شاء ...» يعنى حكمت او مانع است از اينكه احكامى دشوار و مشقت آميز جعل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 24
24 - احكام و قوانين الهى ، از جمله قوانين مربوط به زندگى زن و شوهر ، حكيمانه و برخاسته از حكمت خداوند است .
و المطلّقات يتربصن . .. و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 12
12 - تشريع احكام بر اساس حكمت الهى
و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 21
21 - خواسته ها و مشيّت هاى الهى ، بر اساس ملاك و حكمت است ; نه گزاف و بيهوده
و زاده بسطة فى العلم و الجسم و اللّه يؤتى ملكه من يشاء
خداوند از يك سو اعطاى ملك را برخاسته از مشيّت خويش شمرده، و از سوى ديگر ملاك انتخاب طالوت را بيان مى كند; بنابراين مشيّت الهى بر اساس ملاك و حكمت است; نه بى حساب و گزاف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 23،25
23 - جمع ميان اجزاى پراكنده مردگان و احياى آنان ، بر اساس حكمت خداوندى
ثمّ اجعل . .. ثمّ ادعهنّ ... انّ اللّه عزيز حكيم
25 - توجّه به عزّت و حكمت الهى ، همواركننده شناختِ چگونگىِ زنده شدن مردگان
و اعلم انّ اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 6 - 4،6
4 - شكل گيرى انسان در رَحِم ، نشانه اقتدار و حكمت خداوند است .
هو الّذى يصوركم . .. لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
6 - مشيّت و خواسته هاى خداوند ، بر اساس حكمت است .
كيف يشاء لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 18 - 13،14
13 - اقتدار و حكمت الهى ، اساس قسط و عدل اوست .
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
14 - نظام عادلانه آفرينش ، نشان وحدانيّت ، اقتدار و حكمت الهى است .
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
گويا جمله «لا اله الاّ هو . .. »، بيان نتيجه اى است براى «قائماً بالقسط». يعنى نظام عادلانه دلالت مى كند بر توحيد، عزّت، اقتدار و حكمت خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 19 - 2
2 - عدالت ، يكتايى ، اقتدار و حكمت خداوند مقتضى تسليم شدن انسان ، تنها در برابر او
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم. انّ الدّين عند اللّه الاسلام
مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث با آيه پيشين.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 3
3 - تبديل تدريجى شب و روز ، به يكديگر ( فاصله بين الطلوعين و غروب ) به قدرت و حكمت الهى
انّك على كل شىء قدير. تولج الّيل فى النهار
بنابراينكه «ولوج» به معناى تبديل تدريجى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 3
3 - تعليم و تعلّم كتاب الهى و حكمت ، ارزشى والا
و يعلّمه الكتاب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 34،35
34 - سهم تعيين شده در ارث ، نشأت گرفته از علم و حكمت خداوند
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
35 - نظام حقوقى اسلام ، نشأت گرفته از علم و حكمت خداوند
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 9
9 - علم و حكمت الهى ، اساس پذيرش توبه گنهكاران
انّما التّوبة على اللّه . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 19،20
19 - احكام و قوانين ازدواج و مسائل جنسى برخاسته از علم و حكمت خداوند
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
20 - تشريع ازدواج موقّت و مقررات آن ، برخاسته از علم و حكمت خداوند
فما استمتعتم به منهنّ . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 11،12
11 - تبيين احكام و ارائه سنن پيشينيان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت او
يريد اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
12 - بازگشت خداوند به بندگان خويش ، برخاسته از علم و حكمت اوست .
و يتوب عليكم و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 56 - 11،12،14
11 - اِعمال قدرت خداوند ، حكيمانه است .
انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً
12 - وارد ساختن كافران به آتش و عذاب آنان در دوزخ ، بر اساس حكمت خداوند
انّ الذين كفروا باياتنا سوف نصليهم ناراً . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً
تذكّر به حكمت خداوند پس از بيان عذاب كافران، اشاره به حكيمانه بودن چنين عملى است.
14 - عزت و حكمت الهى ، مقتضى عذاب مستمر دوزخيان كفرپيشه *
انّ الذين كفروا . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً
بنابر اينكه جمله «انّ اللّه . .. »، بيان علتى براى «سوف نصليهم ناراً» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 29،30
29 - خداوند ، دانايى با حكمت است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
بنابر اينكه «حكيماً» صفت «عليماً» باشد.
30 - تشريع قانون ديه و كفّاره در مورد قتل خطائى ، بر اساس علم و حكمت گسترده خداوند است .
و من قتل مؤمناً خطاً . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 13،14
13 - خداوند ، دانايى كاردان است .
كان اللّه عليماً حكيماً
14 - فرمان خداوند به مسلمانان در مورد تعقيب دشمنان ، فرمانى حكيمانه و با آگاهى كامل به مصالح آنان است .
و لاتهنوا فى ابتغاء القوم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 111 - 8
8 - خداوند ، دانايى كاردان است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
بنابر اينكه «حكيما»، صفت «عليما» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 11،13
11 - تشريع طلاق از جانب خداوند ، براى زندگى هاى مسالمت ناپذير ، حكمى حكيمانه است .
و إن يتفرقا . .. و كان اللّه وسعاً حكيماً
13 - گستردگى فضل خداوند و حكمت او ، مقتضى رفع نياز هاى زن و شوهر پس از طلاق
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته و كان اللّه وسعاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 158 - 6،7
6 - معراج حضرت مسيح ( ع ) امرى حكيمانه و پرتوى از عزتمندى خداوند
بل رفعه اللّه إليه و كان اللّه عزيزاً حكيماً
بيان عزتمندى و كاردانى خداوند پس از جمله «بل رفعه اللّه اليه» براى اشاره به اين است كه بالا بردن عيسى(ع) برخاسته از حكمت و عزت خداوند بوده است.
7 - عزت ، قهر و غلبه خداوند ، آميخته با حكمت است .
كان اللّه عزيزاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 10،12
10 - فرستادن پيامبران مقتضاى عزتمندى و حكمت خداوند
رسلا مبشرين و منذرين . .. و كان اللّه عزيزاً حكيماً
12 - غلبه خداوند در احتجاج و استدلال ، برخاسته از حكمت بى پايان اوست . *
لئلا يكون للناس على اللّه حجة . .. و كان اللّه عزيزاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 16،17
16 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن برخاسته از علم و حكمت خداوند
يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
17 - اختيار انسان ها در انتخاب ايمان و كفر ، برخاسته از علم و حكمت خداوند
فامنوا خيراً لكم و إن تكفروا . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
يادآورى علم و حكمت خداوند در ذيل آيه اشاره به اين است كه تمامى معارف ياد شده در آيه و از جمله آنها اختيار آدمى، عالمانه و حكيمانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 11،12،13
11 - خداوند ، مقتدر و كاردان است .
و اللّه عزيز حكيم
12 - خداوند ، مقتدرى كاردان است .
و اللّه عزيز حكيم
بنابر اينكه «حكيم» صفت براى «عزيز» باشد.
13 - تشريع حد سرقت ، جلوه اى از عزت و حكمت خداوند
فاقطعوا ايديهما . .. و اللّه عزيز حكيم
توصيف خداوند به «عزيز» و «حكيم» پس از بيان حد سرقت، نقش اين دو صفت را در تشريع آن حد نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 13
13 - خداوند ، توانايى حكيم است . *
و اللّه على كل شىء قدير
«قدير» به كسى گفته مى شود كه بر هر كارى توانا باشد و آن را بر اساس حكمت انجام دهد. (مفردات راغب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 118 - 12،13
12 - تمامى افعال خداوند و حتى آمرزش مشركان ، بر اساس حكمت است .
و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم
13 - عذاب هاى خداوند ، برخاسته از عزت و حكمت اوست .
و إن تعذبهم . .. فانك انت العزيز الحكيم
جمله «فانك انت . ..» همانگونه كه جزاى مقدر در «ان تغفر لهم» را بيان كرده است مى تواند به جزاى تقديرى «ان تعذبهم» نيز نظر داشته باشد در اين صورت مفاد آيه اين مى شود: هيچ جاى اعتراضى بر خداوند نيست زيرا وى اولا عزيز است و محكوم هيچ حكمى نخواهد شد و ثانياً حكيم است و افعال وى و ازجمله عذاب و مغفرت بندگان همواره بر اساس حكمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 18 - 3،4
3 - تنها خداوند، حكيم (كاردان) و خيبر (آگاه به دقايق امور) است.
و هو الحكيم الخبير
معرفه بودن مبتدا (هو) و خبر (الحكيم الخبير) بيانگر حصر است.
4 - قهر و غلبه خداوند بر اساس حكمت و آگاهى كامل و دقيق اوست.
و هو القاهر فوق عباده و هو الحكيم الخبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 10
10 - ارتقاى درجه پيامبران و اعطاى حجت به آنها، جلوه اى از حكيمانه و عالمانه بودن افعال الهى است.
تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 24،25
24 - افعال خداوند بر اساس علم و حكمت اوست.
قال النار مثويكم . .. إن ربك حكيم عليم
25 - مشيت الهى سرچشمه گرفته از علم و حكمت اوست.
إلا ما شاء الله إن ربك حكيم عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 10 - 6،8
6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند
و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم
جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.
8 - خداوند ، غالب و پيروز در انجام هر كار ، و تمام افعال وى بر اساس حكمت است .
إن اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 7،12
7 - خداوند ، مؤمنان متوكل بر وى را بر دشمنانشان پيروز و كار هاى آنان را حكيمانه سامان خواهد بخشيد .
و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم
جواب شرط «و من يتوكل على اللّه» حذف شده و جمله «فان اللّه . .. » جانشين آن شده و دلالت بر آن دارد كه تقدير جمله چنين است: و من يتوكل على اللّه ي-----نصره و يحكم أمره ف--ان اللّه ... .
12 - قدرت و غلبه خداوند با حكمت و كاردانى است .
فإن اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 12،13
12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .
إنه عزيز حكيم
13 - ايجاد الفت و محبت بين مؤمنان ، پرتوى از عزت و حكمت خداوند
و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 12
12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .
و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 71 - 9،10
9 - خداوند ، بسيار دانا و كاردان است .
و اللّه عليم حكيم
10 - علم و حكمت گسترده الهى ، پشتوانه وعده الهى به ناكامى خائنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى
فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 6،7
6 - پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .
و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم
7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند
قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 19،21
19 - ممنوعيت مشركان از نزديك شدن به مسجدالحرام ، حكمى است مبتنى بر علم و حكمت گسترده خدا .
يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. إنّ اللّه عليم
21 - علم و حكمت گسترده خداوند ، پايه و اساس مشيت و اراده او
إن شاء إنّ اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 18
18 - علم خداوند ، آميخته با حكمت است .
و اللّه عليم حكيم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم»، صفت «عليم» باشد نه خبر دوم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 24،25
24 - عزت و حكمت الهى ، تضمين كننده تحقق وعده ها و بشارت هاى او به مؤمنان
أولئك سيرحمهم اللّه إن اللّه عزيز حكيم
25 - وعده الهى به شمول رحمتش بر مؤمنان ، نشأت يافته از حكمت اوست نه عجز از افاضه رحمت فعلى .
أولئك سيرحمهم اللّه إن اللّه عزيز حكيم
جمله «إن اللّه . .. » مى تواند تعليلى براى پرسش مقدر باشد، كه چرا خداوند نزول رحمت به مؤمنان را موكول به آينده كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 110 - 7
7 - برخورد شديد خداوند با بناكنندگان مسجد ضرار ، متكى بر علم و حكمت او بود .
و الذين اتخذوا . .. لا تقم فيه ... فانهار به فى نار جهنم ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 11
11- افعال خداوند و تدبيرات او ، به تمامى براساس حكمت و بر طريق صواب است .
إن ربى على صرط مستقيم
بر صراط مستقيم بودن شخص ، به معناى راستى و درستى كارهاى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 25
25- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) را حاوى حكمت و مصلحتى الهى مى ديد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 1
1- خداوند ، آسمان ها و زمين را هدفمند و بر اساس حكمت آفريد .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حق» در برابر باطل (بيهوده) است و مراد از آن، اين است كه فاعل حق براى كارش هدفى پسنديده در نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1،2
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
2- نظام آفرينش ( آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا ) ، نظامى هدفدار و حكيمانه است .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
واژه «حق» در مقابل «باطل» است و باطل; يعنى، پوچ و بى هدف. بنابراين لغت «حق» - كه متضمن معناى حكمت و مصلحت است - مى تواند بيانگر هدف دارى باشد. مؤيد آن آيات متعددى است كه بطلان و پوچى در آفرينش جهان را نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 60 - 12،13
12- عزّت و حكمت ، مظهر عالى ترين صفات خداوند
و لله المثل الأعلى و هو العزيز الحكيم
13- عزّت و حكمت خداوند ، ناسازگار با اسناد دختر به او
و يجعلون لله البنت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 1،2،4
1- مجموعه اوامر و نهى هاى خداوند ، كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شد ، رهنمودهايى حكيمانه است .
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
مشاراليه «ذلك» مجموعه تعاليم، اعم از نواهى و اوامرى مى باشد كه در چند آيه قبل آمده است.
2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
4- ارائه تعاليمى حكيمانه از سوى خداوند براى بشر ، مقتضاى ربوبيت اوست .
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 4
4 - افعال خداوند و آفرينش موجودات ، حكيمانه و خردمندانه است .
الحقّ
«حقّ» به كسى گفته مى شود كه براساس حكمت، چيزى را ايجاد كند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 81 - 9
9- رام كردن تندباد ها و به فرمان درآوردن آنها براى سليمان ( ع ) ، كارى حكيمانه و عالمانه از سوى خداوند بود .
و لسليمن الريح عاصفة . .. و كنّا بكلّ شىء علمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 3
3 - پذيرش توبه بندگان از سوى خداوند ، توأم با حكمت او است .
أنّ اللّه توّاب حكيم
برداشت ياد شده، از آمدن وصف «حكيم» پس از وصف «توّاب» و ارتباط ميان آن دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 21،22
21 - تبين و تشريح آيات الهى از سوى خداوند ، عالمانه و حكيمانه است .
كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم
جمله «و اللّه عليم حكيم» جمله اى معترضه و يا حاليه است كه در هر صورت، بيانگر اين نكته است كه تبيين و تشريح آيات از سوى خداى عليم و حكيم است و همه كارهاى او عالمانه و حكيمانه مى باشد.
22 - احكام و قوانين الهى ، عالمانه ، حكيمانه و مطابق با علم و حكمت
ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم
آمدن جمله «و اللّه عليم حكيم»; يعنى، يادآورى علم و حكمت خداوند پس از بيان احكام مربوط به روابط فرزندان با پدر و مادرشان، مى تواند به منظور حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 59 - 6،7
6 - تبيين و تشريح آيات الهى از سوى خداوند ، عالمانه و حكيمانه است .
كذلك يبيّن اللّه لكم ءايته و اللّه عليم حكيم
7 - احكام و قوانين الهى ، عالمانه ، حكيمانه و مطابق با علم و حكمت است .
و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم ءايته و اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 10
10 - اعطاى گنج و ثروت فراوان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر خلاف حكمت الهى و مصلحت او بود .
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة . .. إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت ... و يجع
خداوند در آيه شريفه، به انتظار كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر داشتن باغ هاى پرثمر پاسخ گفت; ولى نسبت به داشتن گنج و ثروت فراوان پاسخ نفرمود. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه داشتن گنج و ثروت بسيار بر خلاف حكمت الهى و مصلحت است و اين امر، چنان روشن است كه نياز به پاسخ گويى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 6 - 6
6 - خداوند ، حكيمى بى مانند و دانايى بى همتا است .
من لدن حكيم عليم
تنكير در «حكيم» و «عليم» براى بيان تفخيم است; يعنى، «حكيم أىّ حكيم» و «عليم أىّ عليم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 6
6 - تأمين تمام نياز هاى روحى و جسمى انسان ، در پرتو تدبير حكيمانه خداوند
جعلنا الّيل ليسكنوا فيه و النهار مبصرًا
از اين كه خداوند شب را براى آرامش بشر قرار داده و براى حركت و تلاش وى روز را آفريده است، استفاده مى شود كه نيازهاى بشر - حتى استراحت وى - از ديد خداوند پنهان نبوده و آن را تأمين كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 26 - 11
11 - اتكاى حضرت ابراهيم ( ع ) به عزت و حكمت خداوند در هجرت خويش
إنّى مهاجر إلى ربّى إنّه هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 11،12
11 - عزت و شكست ناپذيرى خداوند ، آميخته با حكمت و كاردانى او است .
و هو العزيز الحكيم
12 - عزت و حكمت خداوند ، مظهر عالى ترين صفات او است .
و له المثل الأعلى . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 8
8 - عزت و شكست ناپذيرى خداوند ، آميخته به حكمت و رعايت مصالح است .
و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 27 - 6،7
6 - عزت و حكمت خداوندى ، دليل بى شمارى كلمات و مقدّرات او است .
ما نفدت كلمت اللّه إنّ اللّه عزيز حكيم
جمله «إنّ اللّه عزيز حكيم» به منزله تعليل براى «مانفدت. ..» است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «كلمات خداوند، پايان ناپذير است; چون او حكيم و عزيز است».
7 - عزت الهى ، آميخته به حكمت ( كاردانى ) او است .
إنّ اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 11
11 - فرمان به تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، برخاسته از علم گسترده و حكمت خداوندى است .
يأيّها النبىّ . .. و لاتطع الكفرين و المنفقين إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 8
8 - مالكيت مطلق خدا بر موجودات و حكمت و آگاهى او ، جلوه اى از كمال هاى او است .
الحمد للّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض. .. و هو الحكيم الخبير
از آن جايى كه حمد در برابر كمال است، آوردن صفت هاى مالكيت، حكمت و آگاهى پس از بيان اختصاص داشتن همه حمدها به خداوند، مى تواند به منظور القاى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 6
6 - قرآن ، نازل شده از سوى پروردگار كاردان و ستوده
تنزيل من حكيم حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 3 - 6
6 - عزت و پيروزمندى خداوند ، آميخته با حكمت و كاردانى او است .
اللّه العزيز الحكيم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حكيم» صفت «عزيز» باشد; نه وصف دوم «اللّه» البته درصورت دوم نيز مطلب قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 9
9 - تفاوت سطح معيشت و جايگاه اجتماعى انسان ها ، مبتنى بر حكمت و تدبير الهى است .
و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا
بيان تفاوت سطح زندگى انسان ها همراه با فلسفه آن، نشانگر آن است كه اين كار از روى حكمت صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 84 - 6
6 - الوهيت يگانه و بى شريك خداوند ، بر هستى ، همراه با كاردانى و آگاهى ژرف
و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله و هو الحكيم العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 2 - 8
8 - عزت و اقتدار الهى ، عزتى آميخته به حكمت
اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 4
4 - كتاب تشريع ( قرآن ) و كتاب تكوين ( نظام طبيعت ) ، هر دو متكى به مبدئى يگانه ، مقتدر و حكيم
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت
از ارتباط دو آيه و اين كه در آيه قبل سخن از «كتاب تشريع» و در اين آيه سخن از «نظام تكوين» به ميان آمده است; همگونى و منشأ يگانه هر دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 9
9 - ربوبيت خداوند بر هستى ، متكى بر حكمت و كاردانى او
ربّ العلمين . .. و هو العزيز الحكيم
از ارتباط واژه «حكيم» با «ربّ العالمين»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 12
12- عزّت و قدرت شكست ناپذير خداوند ، آميخته با حكمت و كاردانى او
العزيز الحكيم
از كنار هم آمدن وصف «عزيز» و «حكيم»، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 6
6 - عزت و شكست ناپذيرى خداوند ، آميخته با حكمت و كاردانى او
و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 23
23- افعال الهى ، داراى فلسفه و حكمت
و لولا رجال مؤمنون . .. ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء
تعبير «ليدخل. ..»، بيانگر فلسفه و حكمت صلح حديبيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 5 - 4
4 - خداوند جهان آفرينِ حكيم و قادر ، بى نياز از گزافه گويى و صادق در وعده هاى خويش
والذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا . إنّما تو
با توجه به اين كه «إنّما. ..» جواب سوگندهاى آيات پيشين است، از ارتباط نزديك ميان جواب قسم و مقسم به، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 60 - 5
5 - مرگ ، نشانه ناتوانى خداوند از زنده نگه داشتن مردم نيست ; بلكه تقديرى حكيمانه است .
نحن قدّرنا بينكم الموت و ما نحن بمسبوقين
آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه وجود مرگ در ميان انسان ها، نشانگر اين نيست كه عواملى بيرون از اراده الهى آنان را از ميان مى برد و خداوند با اين كه مى خواهد كه آنها را زنده نگه دارد، آن عوامل بر اراده او غلبه پيدا مى كنند. خدا مغلوب چيزى واقع نمى شود; بلكه مرگ تقديرى حكيمانه از سوى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 73 - 1
1 - كار هاى خداوند ، داراى هدف و حكمت است .
نحن جعلنها تذكرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 7
7 - عزّت و اقتدار الهى ، آميخته با حكمت ( كاردانى و مصلحت سنجى ) است .
و هو العزيز الحكيم
قرار گرفتن صفت «حكيم» پس از صفت «عزيز»، بيانگر آميختگى حكمت و عزت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 3،14
3 - آفرينش الهى ، متكى به تقدير و سنجشى حكيمانه و مبرّا از هرگونه ضعف و كاستى
هو اللّه الخلق البارئ
برخى از مفسران، برآنند كه در معناى «خالق» آفرينش همراه با تقدير و حكمت نهفته است و «بارئ» مى تواند دربردارنده معناى «پيراستن» باشد.
14 - اقتدار و پيروزمندى خداوند ، آميخته با حكمت و مصلحت دانى او
العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 9
9 - پيروزمندى و اقتدار الهى ، آميخته با حكمت او است .
إنّك أنت العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 8
8 - عزت و حكمت ، تنها از آنِ خداوند است .
و هو العزيز الحكيم
مسند در «هو العزيز. ..» همراه با الف و لام جنس و مفيد حصر است; يعنى، «ما العزيز إلاّ هو و ما الحكيم إلاّ هو».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 4
4 - رهنمود ها و فرمان هاى خداوند ، حكيمانه است .
فاتّقوا اللّه. .. واسمعوا و أطيعوا و أنفقوا... و اللّه... الحكيم
توصيف خداوند به «حكيم» بودن در پايان سوره، به دنبال يك سلسله از رهنمودها و فرمان هاى الهى، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 12
12 - احكام و رهنمود هاى الهى درباره طلاق ، مبتنى بر تقدير حكيمانه خداوند است .
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . ..فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ ...قد جعل اللّه لكلّ شىء قدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 20 - 4،5
4 - افعال الهى ، داراى حكمت است .
و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا . لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا
5 - حكمت آميز بودن آفرينش طبيعت
و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا . لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 11
11 - عذاب و كيفر الهى در دنيا حكمت آميز است .
ممّا خطي--تهم أُغرقوا . .. ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا . إنّك إن تذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 8
8 - آفرينش انسان از سوى خداوند ، حكيمانه و هدفمند و به دور از پوچى و بيهودگى است .
إنّا خلقنا الإنسن من نطفة . .. نبتليه
تأكيد خداوند بر آزمايش شدن انسان از آغاز خلقت وى، مى تواند براى نفى توهّم پوچى و بى هدف بودن آفرينش انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 30 - 5
5 - مشيّت و خواست خداوند ، عالمانه و حكيمانه است .
أن يشاء اللّه إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 7 - 6
6- تنها جويندگان حقيقت و پژوهشگران وادى معرفت ، به نشانه هاى ربوبيت خدا و علم و حكمت او در داستان يوسف پى خواهند برد .
لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين
بديهى است كه داستان يوسف(ع) و برادرانش، حاوى آيات و نشانه هاست ، چه پرسشگرى باشد يا نباشد. بنابراين حرف لام در «للسائلين» لام انتفاع است و «للسائلين» گوياى اين است كه پرسشگران و محققان ، از آن داستان سود مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 30
30- سرگذشت يوسف ( ع ) ( خروج او از زندان ، پايان فراق او با بستگان و . . . ) بر اساس تدبير عالمانه و حكيمانه خداوند رقم مى خورد .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 13
13- مشيت خداوند در هدايت و گمراهى مردم ، تخلف ناپذير است .
فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز
«عزيز» به معناى غلبه كننده شكست ناپذير است و به تناسب صدر و ذيل آيه استفاده مى شود كه مشيت خداوند، قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 4
4 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه و حكمت آفرينش شتر ، گاو و گوسفندان
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا
گفتنى است از «لام» «لهم» (به كار رفته در معناى تعليل) و نيز از اين كه آيه شريفه در مقام امتنان است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 10
10 - سلطنت ، حكمت و علم داود ، عطاى خداوند به وى
و اتيه اللّه الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 35
35 - آيات خداوندى و احكام الهى ، عميق ، حكيمانه و شايسته هر گونه تعقل و انديشه كردن انسان در آنها است .
ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 18 - 5
5 - نفع و ضرر رساندن خداوند به آدميان بر اساس حكمت و آگاهى
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو . .. هو الحكيم الخبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 15
15 - افعال الهى ، داراى علت و حكمت
نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 31 - 6
6- افعال خداوند ، حكمت آميز است .
و جعلنا فى الأرض روسى أن تميد بهم . .. سبلاً لعلّهم يهتدون
از اين كه خداوند فرمود: ما كوه ها را به منظور محافظت زمين از لرزش و اضطراب و راه هاى فراخ را براى راه يابى انسان آفريديم، به دست مى آيد كه كارهاى خداوند هدف دار و حكمت آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 5
5 - تورات و انجيل ( كتب الهى ) ، دربردارنده قوانين و معارف الهى *
و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل
عطف تورات و انجيل بر كتاب و حكمت، از باب عطف فرد بر جنس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 13
13 - رهنمود ها و دستورات الهى در زمينه مسائل جنگ ، حكيمانه و به كارگيرى آنها زمينه ساز پيروزى است .
ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 1
1- مجموعه اوامر و نهى هاى خداوند ، كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شد ، رهنمودهايى حكيمانه است .
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
مشاراليه «ذلك» مجموعه تعاليم، اعم از نواهى و اوامرى مى باشد كه در چند آيه قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 6،8،15
6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن
امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.
8- حكمت ( دلايل عقلى و علمى ) ، اساسى ترين و ارزشمندترين وسيله تبليغ دين *
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم
برداشت فوق، بدان احتمال است كه تقدم «حكمة» بر «موعظة» و «جدل»، معلول اهميت و ارزش برتر آن باشد. به علاوه مطلق آمدن «حكمت» و مقيد شدن «موعظه» به «حسنة» و «جدل» به «أحسن»، مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .
اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 5
5 - تورات و انجيل ( كتب الهى ) ، دربردارنده قوانين و معارف الهى *
و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل
عطف تورات و انجيل بر كتاب و حكمت، از باب عطف فرد بر جنس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة
«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 8
8 - ارتباط هميشگى با خداوند ، نيرومندى ، حكمت ، توانايى بر فيصله دادن به امور و داشتن منطق قوى در جداسازى حق از باطل ، از شرايط لازم رهبران و مديران جامعه در نگاه وحى
واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب . .. و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمة و فصل الخ
برداشت ياد شده از مجموع اوصافى كه خداوند براى داوود(ع) به عنوان حاكم و فرمانروا ذكر كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 25
25- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) را حاوى حكمت و مصلحتى الهى مى ديد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 25
25- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) را حاوى حكمت و مصلحتى الهى مى ديد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 25
25- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) را حاوى حكمت و مصلحتى الهى مى ديد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 36
36 - علم و حكمت ، دو شرط ضرورى در قانون گذارى
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 21
21 - علم و حكمت ، دو عنصر ضرورى براى قانونگذاران
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
بيان علم و حكمت الهى پس از جعل قوانين و مقررات، دلالت بر اين دارد كه قانونگذاران بايد داراى علم و حكمت باشند و قوانين را بر اين دو پايه وضع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 14
14 - علم و حكمت ، دو پايه اساسى براى قانونگذاران
حرّمت . .. و المحصنات ... و من لم يستطع ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 1 - 3
3 - قرآن ، كتابى است آميخته به حكمت .
ءايت الكتب الحكيم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «ذوالحكمة» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 4
4 - قرآن ، دربردارنده آيه هاى خدا و حكمت است .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
مراد از «ما» به قرينه «يُتلى» مى تواند قرآن باشد و «من» براى بيان «ما»، در اين صورت، آيات و حكمت، تشكيل دهنده محتواى قرآن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 2،3،5،4،6
2 - قضاوت هاى خداوند ، حكيمانه ترين قضاوت ها و موافق ترين آنها با حقيقت است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
اسم تفضيل «أحكم»، ممكن است از «حُكم» به معناى قضاوت باشد; يعنى، «أقضى» و نيز مى تواند از «حكمة» گرفته شده باشد; يعنى، حكيم تر. در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است; گرچه «حاكمين» بر معناى «قضاوت كنندگان» تطبيق يافته است.
3 - برترى قضاوت خداوند بر داورى ديگران و حكمت آميز بودن آن ، حقيقتى روشن و غير قابل انكار است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
همزه استفهام در «أليس»، براى تقرير و بيانگر وضوح مفاد آيه است.
5 - توجّه به حكمت برتر خداوند ، زمينه ساز پذيرش معاد
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه «دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.
6 - سرآمدبودن داورى هاى خداوند و حكيمانه بودن آن ، دليل ضرورى بودن ارشاد هاى دينى است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 1
1 - روز قيامت ، روزى عظيم و برپايى آن كارى حكيمانه است .
ذلك اليوم الحقّ
«ذلك» اشاره به دور است. به قرينه «عذاباً قريباً» - در آيه بعد - مراد از دورى قيامت، تأخير زمانى آن نيست; بلكه بيانگر عظمت والا و فراتر از حد تصور آن است. «حقّ» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 14
14- « علىّ بن اسباط قال : رأيت أباجعفر ( ع ) . . . فقال يا علىّ إنّ اللّه إحتج فى الإمامة بمثل ما احتّج به فى النبوّة فقال : « و آتيناه الحكم صبيّاً » . . . فقد يجوز أن يؤتى الحكمة و هو صبىّ . . . ;
على بن اسباط گفت: امام جواد(ع) را ديدم . .. به من فرمود اى على همان خداوند احتجاج نموده در مورد امامت به حجتى نظير آنچه در مورد نبوت احتجاج نموده است، پس فرمود: «و آتيناه الحكم صبيّاً» ... پس روا است كه حكمت به كودك هم داده شود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 13
13- مشيت خداوند در هدايت و گمراهى مردم ، تخلف ناپذير است .
فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز
«عزيز» به معناى غلبه كننده شكست ناپذير است و به تناسب صدر و ذيل آيه استفاده مى شود كه مشيت خداوند، قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 1
1- مجموعه اوامر و نهى هاى خداوند ، كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شد ، رهنمودهايى حكيمانه است .
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
مشاراليه «ذلك» مجموعه تعاليم، اعم از نواهى و اوامرى مى باشد كه در چند آيه قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 16،18
16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل
و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل
18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت
و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 2 - 2
2 - قرآن ، كتابى حكيمانه است .
تلك ءايت الكتب الحكيم
وصف «حكيم»، براى قرآن، مى تواند به معناى «داراى حكمت» باشد و مى تواند به معناى مفعول، يعنى محكَم باشد. برداشت بالا، براساس احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 2 - 3
3 - قرآن ، كتابى است آميخته با حكمت .
و القرءان الحكيم
«حكيم» مى تواند به معناى «ذوالحكمة» باشد و نيز مى تواند مرادف «مُحْكَم» (فعيل به معناى «مُفْعَل») باشد; چنان كه در قرآن هم به همين معنا به كار رفته است: «كتاب اُحكمت آياته. ..» (هود (11) آيه 1). برداشت فوق برپايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 1 - 5
5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 2 - 6
6 - برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى
تنزيل الكتب من اللّه . .. الحكيم
توصيف خداوند به حكمت - در پى سخن گفتن از نزول قرآن - مى تواند ناظر به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 8
8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
توصيف خداوند به حكمت - در پى سخن گفتن از نزول قرآن - مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 5 - 1
1 - قرآن و اخبار هشداردهنده آن ، پيامى حكيمانه و در اوج كمال
حكمة بلغة
«بلوغ» (مصدر «بالغة») در اصل به معناى رسيدن شىء به نهايت و پايان مسافت به كار مى رود و در اين جا كنايه از تماميت و كمال شىء است. بنابراين «حكمة بالغة»; يعنى، حكمت تام و كاملى كه از هر نقص و كاستى مبرا است. گفتنى است كه «حكمة بالغة» در آيه شريفه، بدل براى «ما» در «مافيه مزدجر» است; يعنى، «جائهم حكمة بالغة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 17،18
17 - « عن إبن عمر قال : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : حقّاً أقول : لم يكن لقمان نبيّاً و لكن كان عبداً كثير التفكر حسن اليقين أحبّ اللّه فأحبّه و مَنّ عليه بالحكمة . كان نائماً نصف النهار إذ جاءه نداء يا لقمان ! هل لك أن يجعلك اللّه خليفة فى الأرض تحكم بين الناس بالحقّ فأجاب الصوت إن خيّرنى ربّى قبلت العافية و لم أقبل البلاء و إن عزم علىّ فسمعاً و طاعة . . . فأعطى الحكمة ;
عبداللّه بن عمر مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى گفت: «به حق مى گويم: لقمان، پيامبر نبود، لكن بنده اى بود اهل تفكر، داراى حسن يقين. خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست داشت و با آموختن حكمت، او را مورد انعام خود قرار داد. در نيمه روز ، خوابيده بود كه صدايى شنيد: اى لقمان! آيا دوست دارى كه خداوند، تو را خليفه خود در زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق قضاوت كنى؟ لقمان در جواب آن صدا گفت: اگر پروردگارم، مرا مخيّر كرده من عافيت را انتخاب مى كنم و نه گرفتارى را و اگر بر من واجب مى كند، پس سرا پا گوش و مطيع ام»... در اين جا به او حكمت داده شد».
18 - « عن هشام بن الحكم قال : قال لى أبوالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . يا هشام ! إنّ اللّه يقول فى كتابه . . . « و لقد آتينا لقمان الحكمة » قال : الفهم و العقل . . . ;
هشام بن حكم گويد: امام كاظم (ع) به من گفت: . ..اى هشام! خداوند كه در كتاب اش مى گويد:... «و لقد آتينا لقمان الحكمة» مى گويد: فهم و عقل به [او داديم]...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 12
12- اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .
و كذلك نجزى المحسنين
فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 7
7 - اعطاى حكمت و علم به محسنان از سوى خداوند ، پاداشى در برابر نيكوكارى آنان است .
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 11
11 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از وحى ، حكمت و علم لدنى ، زمينه مصونيت آن حضرت از خطا و مايه عصمت وى از گناه
و لولا فضل اللّه . .. أنزل اللّه عليك الكتب و الحكمة و علمك ما لم تكن تعلم
جمله «و انزل اللّه» بيانگر علت جمله پيشين است. يعنى چون قرآن و حكمت را بر تو نازل كرديم، تلاش آنان براى انحراف تو بى اثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 3
3 - كلمات و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سراسر ، حكمت است .
و اذكرن ما يتلى . .. و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 2
2 - اعطاى حكمت و دانشى گسترده از سوى خدا به موسى ( ع ) هم زمان با رسيدن او به مرحله جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آمدن «حكماً» و «علماً» بيانگر عظمت حكمت و دانشى است كه از سوى خدا به موسى(ع) داده شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 2،9
2- يوسف ( ع ) در سن جوانى و رسيدن به رشد عقلى و جسمى ، به حكمتى والا و علمى گسترده دست يافت .
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آوردن «حكماً» و «علماً» حكايت از عظمت حكمت و علمى دارد كه خداوند به يوسف(ع) عطا فرموده بود. اسناد «آتى» به ضمير متكلم «نا» مؤيد اين حقيقت است. و از آن رو كه خداوند داستان مراوده زليخا را پس از بيان بهره مندى يوسف(ع) از علم و حكمت مطرح مى كند، معلوم مى شود كه او در عنفوان جوانى به حكمت و علم دست يافته بود ; زيرا محتمل نيست كه زليخا پس از گذشت جوانى يوسف(ع) - مثلاً در سنين سى و يا چهل سالگى - خواهان وصال او بوده باشد.
9- بهره مندى يوسف ( ع ) از حكمت و علم ، پاداشى الهى بر نيكوكارى او بود .
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
«جزاء»(مصدر نجزى) به معناى سزا و پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 15
15- « عن الصادق ( ع ) [ فى البرهان الذى رأى يوسف ] : انه النبوة المانعة من إرتكاب الفواحش والحكمة الصارفة عن القبايح ;
از امام صادق(ع) [درباره برهانى كه يوسف(ع) ديده ]روايت شده: آن برهان نبوت بود كه مانع از ارتكاب گناهان مى شود و حكمتى كه از كارهاى زشت باز مى دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 1
1 - ابراهيم ( ع ) ، خواستار دانش و شايستگى از درگاه پروردگار
ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
«حكم» مى تواند مرادف «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور مردم) و يامعادل «حكمت» (دانش و معرفت) باشد. برداشت ياد شده، بر پايه معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 5
5 - اهل ايمان و حق جويان ، قادر به درك نمود هاى اقتدار و حكمت خداوند در هستى
العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
آيات الهى در هستى، براى همه انسان ها است تا از آن نشانه ها، رو به ايمان آورده و يا در طريق ايمان استوار بمانند. با توجه به اين نكته گفتنى است وصف «المؤمنين» نظر به كسانى دارد كه اهل ايمان به حق و در جستوجوى آنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 9
9 - هماهنگى نظام طبيعت با نياز بشر ، گواه وجود مدبرى حكيم براى آفرينش
جعلنا الّيل ليسكنوا فيه . .. إنّ فى ذلك لأيت
از اين كه خداوند براى شب و روز حكمت هايى را برشمرده كه در خدمت منافع انسان است و پس از آن، از اين امور به عنوان آيه و نشانه ياد كرده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 4،5
4 - نمود هاى هستى و نماد هاى جهان طبيعت ، خود بيانگر قدرت و حكمت آفريدگار خويش اند .
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
ارتباط عبارت «سبّح للّه. ..» با «و هو العزيز الحكيم» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه تسبيح و تنزيه پروردگار، نشانه اتقان و بى عيب و نقص بودن ذات و افعال او است. آفرينش نيز، با اين عظمت و استحكام خود نمايانگر قدرت و عزت او است.
5 - مطالعه طبيعت و نظام هستى ، زمينه خداشناسى و پى بردن به اقتدار و كاردانى آفريدگار جهان
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
خبر دادن خداوند از تسبيح موجودات، در حقيقت توجه دادن انسان ها به حقايق نهفته در متن طبيعت است كه هر يك با زبان حال، وجود خدا و صفات كمالى او را نجوا مى كنند. گوش فرادادن به اين نجوا، زمينه ساز ادراك عزت و حكمت خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 1،5
1 - همسران پيامبر ، مكلف بودند كه هر آنچه در خانه هايشان ، از آيات خداوند و حكمت تلاوت مى شود يادآورى كنند و به ياد داشته باشند .
ينساء النبىّ . .. و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
5 - به خاطر داشتن آيات خدا و حكمت ، امرى شايسته و بايسته است .
و اذكرن ما يتلى . .. من ءايت اللّه و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 26
26- باور و توجه به عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى ، آدمى را به صبر و شكيبايى در تنگنا ها و حوادث دشوار ، وامى دارد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 31
31- مطالعه سرگذشت يوسف ( ع ) ، زمينه باور و توجه به ربوبيّت خدا و علم و حكمت اوست .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 5
5 - توجّه به حكمت برتر خداوند ، زمينه ساز پذيرش معاد
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 7
7 - خداشناسى ، زمينه لازم براى تزكيه و تعليم كتاب و حكمت
يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
تقدم ذكرى «يتلوا عليهم آياته» بر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» احتمالاً اشاره به مطلبى دارد كه در اين برداشت آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 11
11- احسان و نيكوكارى ، زمينه برخوردار شدن از علم و حكمت است .
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 6،9
6 - نيكوكاران ، زمينه دار بهره مند شدن از حكمت و دانش خدادادى
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
9 - تشويق انسان ها به احسان و نيكوكارى از سوى خداوند ، به منظور دستيابى به حكمت و دانش است .
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 4 - 3
3 - مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پشتوانه عزت ( قاهربودن ) و حكمت ( كاردانى ) خداوندى است .
اللّه العزيز الحكيم . له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 10
10- تقوا و پرهيزكارى يحيى ( ع ) ، زمينه ساز برخوردارى وى از حكمت ، محبت الهى و تكامل معنوى بود .
و حنانًا من لدنّا و زكوة و كان تقيًّا
با توجه به تفاوت سياق «و كان تقيّاً» با تعابير قبلى آيه (و آتيناه الحكم. ..) كه در اين جا تقوا را به خود يحيى نسبت داده و در آن موارد حكم، حنان و زكات را به خدا، روشن مى شود كه تقوا به عنوان عمل نفسى يحيى، زمينه ساز برخوردارى وى از عطاياى الهى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 5
5- رسيدن يوسف ( ع ) به سن رشد ، زمينه ساز برخوردارى او از علم و حكمت
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 11
11 - مطالعه در موجودات هستى ، راهنماى انسان به شناخت خدا و عزّت و حكمت او
سبّح للّه ما فى السموت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 12،13
12- اعطاى حكمت و مقام معنوى و اجتماعى از سوى خداوند به انسان ، به سنّى خاص مشروط نيست .
و ءاتينه الحكم صبيًّا
13- تدبر و تأمل در كتاب هاى آسمانى ، زمينه و شرطى لازم براى برخوردارى از حكمت و علم
ييحيى خذ الكتب بقوّة و ءاتينه الحكم صبيًّا
جمله و «آتيناه» نمى تواند بدون ارتباط معنايى با «خذ الكتاب بقوّة» باشد. بعيد به نظر نمى رسد كه مفاد «خذ الكتاب» زمينه اى براى «آتيناه الحكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 5
5 - تنها صاحبان خرد ، پندپذير از حكمت هاى خداوند هستند .
و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 18
18 - كمال و ارزش والاى علم در همراهى و آميختگى آن با حكمت است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 19،20
19- يوسف ( ع ) ، ارتكاب گناه و پذيرش تقاضاى زليخا و همپالگى هاى او را ، موجب از دست دادن علم و حكمت خدادادى خويش مى دانست .
ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجهلين
برداشت فوق ، بر اين مبناست كه مراد از جهل نادانى باشد. بر اين مبنا مى توان گفت: مقصود يوسف(ع) از جاهل شدن ، سلب گشتن علم و حكمتى است كه خداوند به او عطا كرده بود (ءاتيناه حكماً و علماً) «آيه 22».
20- گناه ، موجب سلب علوم خدادادى و موهبتى است .
و ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 8
8 - فلسفه اعطاى حكمت به لقمان ، شكرگزارى به درگاه خداوند بوده است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه
احتمال دارد كه «أن»، مصدرى و به تقدير «لام» تعليل باشد. در اين صورت، عبارت چنين مى شود: «و لقد آتينا لقمان الحكمة للشكر للّه»; ما به لقمان حكمت داديم تا خدا را شكر كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 10
10 - ايمان نداشتن به عزت و حكمت خدا و توكل نكردن بر وى از ريشه هاى نفاق است .
إذ يقول المنفقون و الذين . .. فإن اللّه عزيز حكيم
از اينكه خداوند منافقان و بيماردلان را قسيم متوكلان قرار داد و با جمله «إن اللّه عزيز حكيم» منشأ توكل متوكلان را ايمان به عزت و حكمت مطلق خداوند دانست، معلوم مى شود از ريشه هاى نفاق و ضعف ايمان، باور نداشتن به اقتدار خدا و حكيم بودن اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 10
10 - اختلافات و ناهمگونى ها ، شاخص جوامع محروم از حكمت و آگاهى
قال قد جئتكم بالحكمة و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه
حضرت عيسى(ع) مى فرمايد: من با حكمت آمدم و به دنبال آن در جهت رفع اختلافات شما قدم برمى دارم. اين گفتار نشان مى دهد كه جامعه اختلاف زده يهوديان آن روز فاقد حكمت بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 11
11 - بعثت پيامبران ، پرتوى از عزت و حكمت خداوند است .
ربنا وابعث فيهم رسولا . .. إنك أنت العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 1 - 6
6 - قرآن ، مايه عزت انسان ها و آموزنده حكمت به آنان است .
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
تذكر اين نكته كه قرآن از منشأيى (خدايى) نازل گشته كه داراى عزت و حكمت است، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن كتابى عزت آفرين و حكمت آموز براى بشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 6
6 - دريافت حكمت الهى و نيل به مقام رسالت ، موهبتى خدا دادى است ، نه اكتسابى .
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 6
6 - خداوند ، به داوود ( ع ) حكمت آموخت .
و ءاتينه الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 1
1 - خداوند ، عطاكننده حكمت ( علم هستى شناسى و انجام دادن خيرات ) به لقمان است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 1
1- حضرت لوط ( ع ) ، از علم و حكمت خدا دادى برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينه حكمًا و علمًا
يكى از معانى «حكم»، حكمت است. برداشت ياد شده مبتنى براين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 3
3- خداوند ، عطاكننده حكمت و علم به يوسف ( ع )
ءاتينه حكمًا و علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 9،10،11،12
9 - درك معارف و حقايق دينى و عمل به مقتضاى آن ، حكمتى خدادادى است .
يؤتى الحكمة من يشاء
با در نظر گرفتن ارتباط اين آيه با آيات سابق (كه درباره لزوم انفاق، مصالح و پيامدهاى نيك آن و نيز عوامل ترك انفاق و
پيامدهاى شوم آن بود كه يكسره درباره احكام و معارف دينى است)، مى توان گفت كه مراد از حكمت، معارف و حقايق دينى است.
10 - اطاعت از خداوند و شناخت امام ( ع ) ، حكمت است .
و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيراً كثيراً
امام صادق (ع): «و من يؤت الحكمة . .. » طاعة اللّه و معرفة الأمام
كافى، ج 1، ص 185، ح 11 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1130.
11 - شناخت و تفقه در دين ، حكمت است .
و من يؤت الحكمة
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: ان الحكمة المعرفة و التفقه فى الدين
تفسير عياشى، ج 1، ص 151، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1135.
12 - شناخت امام و پرهيز از گناهان كبيره ، حكمت است .
و من يؤت الحكمة
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: معرفة الامام و اجتناب الكبائر الّتى اوجب اللّه عليها النّار
كافى، ج 2، ص 284، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1131.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 3
3 - هجرت به منظور حفظ جان ، كارى حكيمانه است .
ءاتينه حكمًا و علمًا . .. فخرج منها خائفًا يترقّب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 9
9 - موعظه انسان ها با منطق و برهانى محكم ، براى توجه دادن آنان به توحيد عملى حكيمانه است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال لقمن لإبنه... لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 8
8 - نابخردان ، بى بهره از حكمت و معارف دينى
يؤتى الحكمة من يشاء . .. و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 10
10 - قرآن و حكمت فرو فرستاده شده بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و الهامات مستقيم به او ، رحمت و فضل عظيم الهى بر آن حضرت
و لولا فضل اللّه عليك و رحمته . .. و كان فضل اللّه عليك عظيماً
ظاهراً كتاب و حكمت و علوم پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه در جمله «و انزل اللّه عليك . ..» آمده، مصداقى از فضل و رحمت خاص خداوند است كه در جمله «لولا فضل اللّه ...» بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 4
4 - قبول نصيحت ناصحان ، نشانه حكمت و دانايى است .
ءاتينه حكمًا و علمًا . .. فاخرج إنّى لك من النصحين . فخرج منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 14
14 - حاكميت الهى بر قلب ها و ايجاد الفت ميان مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت الهى
و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 19
19 - رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه كافران مكه و اعتلاى كلمة اللّه ، جلوه عزّت ( شكست ناپذيرى ) و حكمت خدا
فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. كلمة اللّه هى العليا و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 19
19 - منحصر شدن مصارف صدقات از سوى خداوند در موارد هشتگانه ( فقرا و . . . ) نشأت گرفته از علم و حكمت اوست .
إنما الصدقت للفقراء . .. و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 7
7 - آفرينش خورشيد و ماه و متفاوت قرار داده شدن آن دو در درخشندگى ، جلوه هاى حكمت خدا و بر پايه حق و هدفى مشخص
هو الذى جعل الشمس ضياء و القمر نوراً . .. ما خلق اللّه ذلك إلا بالحق
«حق» در مقابل «باطل» (بيهوده) است ; يعنى، خداوند ماه و خورشيد را بيهوده و بى هدف نيافريده، بلكه آفرينش آنها بر پايه حق و هدف خاصى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 1 - 9
9- اتقان قرآن و روشنى آيه هاى آن ، جلوه اى از حكيم و خبير بودن خداوند است .
كت--ب أُحكمت ءاي--ته ثم فصلت من لدن حكيم خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 23
23- پرورش انبيا ، تبلور حكمت و علم الهى است .
يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 7 - 1
1- داستان يوسف و برادرانش ، حاوى نشانه ها و آياتى فراوان از ربوبيت خدا و علم و حكمت او
إن ربك عليم حكيم. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين
«آيات» به معناى نشانه هاست و چون در جمله «لقد كان . ..» بيان نشده است كه داستان يوسف و برادرانش نشانه چه حقيقت و يا حقايقى مى تواند باشد و به عبارت ديگر، متعلق «آيات» ذكر نشده است، مى توان گفت متعلق آن، حقايق مطرح شده در آيه قبل است كه از جمله آنها ربوبيت، علم و حكمت خداوند است (إن ربك عليم حكيم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 8
8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از
علم و حكمت خداوند
ألقى الشيطن . .. و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 18 - 4،5
4 - قوانين و احكام خداوند ، جلوه اى از علم و حكمت او است .
و يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم
5 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام و جلوه اى از علم و حكمت خداوند
و يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 6 - 2
2 - قرآن ، جلوه علم و حكمت خداوند
و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 1 - 4
4 - قرآن ، جلوه عزت و حكمت خداوند
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
آمدن دو صفت عزت و حكمت خداوند، پس از يادآورى الهى بودن قرآن، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 8
8 - قرآن ، مظهر حكمت و كاردانى خداوند است .
تنزيل من حكيم حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 4 - 8
8 - پايين آمدن مفاهيم عالى وحى از مرتبه « اُمّ الكتاب » تا « زبان عرب » ، نمودى از حكمت الهى است .
إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا . .. و إنّه فى أُمّ الكتب لدينا لعلىّ حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 5 - 2
2- حقايق نازل شده از جانب خداوند ، برخوردار از استحكام و نمود كاردانى و حكمت
يفرق كلّ أمر حكيم . أمرًا من عندنا
«أمراً» مى تواند به فعل مقدر (مانند «أعنى») منصوب شده باشد و يا حال براى «أمر» و يا ضمير «أنزلناه» در آيات قبل به شمار آيد. در هر صورت از ارتباط دو آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 2
2 - نمود هاى اقتدار و كاردانى خداوند ، نمايان در نظام آسمان ها و زمين
العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 7
7- عزّت و حكمت الهى ، متجلى در قرآن و مضامين عالى آن
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
ارتباط «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز الحكيم»، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 5
5- آفرينش بهينه آسمان ها و زمين و ساير موجودات ، نمود عزت و حكمت الهى است .
من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّبالحقّ
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (من اللّه العزيز الحكيم)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 8 - 7
7 - فرستادن رسول و هدايت خلق ، با بشارت و انذار - و نه قواى قهرى طبيعت ، - نمودى از حكمت خداوند است . *
و للّه جنود . .. و كان اللّه عزيزًا حكيمًا . إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا
از آيه قبل، استفاده شد كه خداوند مالك يگانه هستى و حاكم مطلق و شكست ناپذير است و مى تواند خلق را به اجبار به سوى اهداف بايسته وا دارد; اما در اين آيه، خداوند يادآورى كرده كه حكمت او، اقتضا مى كند كه اين هدايت، را از طريق فرستادن رسول و ارائه الگو و بشارت و انذار، انجام پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 7
7 - صلح حديبيه و فتح خيبر ، در پى وفادارى مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت خداوند
و أثبهم فتحًا قريبًا . و مغانم كثيرة ... و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
از ارتباط «كان اللّه. ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 4 - 4
4 - وزش باد ها ، تشكيل توده هاى ابر و حركت آنها و ريزش باران ، از مظاهر حكمت و تدبير الهى در نظام طبيعت
و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا
خداوند، با برشمردن بخشى از امور دقيق طبيعت و مهم دانستن آنها با سوگند خوردن، در حقيقت تدبير و حكمت خويش را به آدميان يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 7
7 - جهان آفرينش ، جلوه عزّت و حكمت خداوند
ما فى السموت و الأرض و هو العزيز الحكيم
تكيه بر دو وصف «عزيز» و «حكيم»، پس از ذكر آسمان ها و زمين، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 2
2 - شكست يهود بنى نضير ، نمودى از شكست ناپذيرى و حكمت خداوند
و هو العزيز الحكيم . هو الذى أخرج الذين كفروا
ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (و هو العزيز الحكيم) بيانگر ارائه نمونه و مصداق، پس از بيان يك حقيقت كلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 15
15 - ارزش ها و كمالات موجودات جهان ، نمايانگر اقتدار و حكمت الهى
يسبّح له . .. العزيز الحكيم
در صورتى كه تسبيح وجودى و به زبان حال باشد، نمايانگر كمال وجودى موجودات است كه خود حكايت از عزت و حكمت آفريدگار آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 10
10 - جهان آفرينش ، جلوه عزت و حكمت همه جانبه خداوند
سبّح للّه ما فى السموت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 4
4 - تجلى عزّت و حكمت خداوند در بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
العزيز الحكيم . هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 3 - 3
3 - برانگيختن هاديان خلق و احياگران دين ، نمودى از عزّت و حكمت خداوند
بعث فى الأُمّيّن رسولاً . .. و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 5
5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 4
4 - موعظه لقمان به پسرش درباره لزوم پرهيز از شرك ، نمودى از حكمت وى بود .
لقد ءاتينا لقمن . .. و إذ قال لقمن لإبنه ... لاتشرك باللّه
اگر «إذ» متعلق به «آتينا» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 9
9 - متوجّه كردن فرزند به علم و قدرت مطلق خداوند ، با استفاده از شيوه آموزشىِ قابل فهم ، نمودى از حكمت لقمان است .
لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 2
2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 2
2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 5
5 - توصيه لقمان به فرزندش ، براى رعايت اعتدال در رفتار و پرهيز از گفتار خشن ، نمودى از حكمت وى است .
و لقد ءايتنا لقمن الحكمة . .. و إذ قال ... و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 15
15 - قرآن و حكمت هاى نازل شده ، از نعمت هاى الهى
و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب الحكمة
بنابراينكه جمله دوّم (و ما انزل . .. )، عطف تفسيرى براى «نعمت اللّه» باشد، و يا اينكه از موارد عطف خاص بر عام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 16
16 - خداوند به وسيله « كتاب » و « حكمت » ، مردم را موعظه مى كند .
و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة يعظكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 19
19 - ارزشمندى مالكيت و ثمردهى آن در گرو علم و حكمت
فان للّه ما فى السموت و الارض و كان اللّه عليماً حكيماً
يادآورى علم و حكمت خداوند پس از بيان مالكيت مطلق خداوند، مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 14
14 - قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *
فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم
«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 13،15
13- مشيت خداوند در هدايت و گمراهى مردم ، تخلف ناپذير است .
فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز
«عزيز» به معناى غلبه كننده شكست ناپذير است و به تناسب صدر و ذيل آيه استفاده مى شود كه مشيت خداوند، قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 25 - 6
6- حشر و رستاخيز انسان ها ، برخاسته از حكمت و علم خداوند است .
و إن ربّك هو يحشرهم إنه حكيم عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 6
6 - خداوند ، داراى عزّت و حكمتى گسترده و ازلى
و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 8
8 - اعطاى دانش و حكمت ، وعده الهى به محسنان و نيكوكاران
و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 4
4 - نزول حكومت ها و جانشينى حاكمانى ديگر ، به مشيت خدا و در اختيار اوست .
إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
ارث به چيزى گفته مى شود كه در اختيار كسى بوده و با مردن وى به ديگرى منتقل شده است. بنابراين «يورثها» يعنى خداوند زمين را با هلاكت حاكمان پيشين به گروهى ديگر از بندگانش خواهد سپرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 4
4 - نزول حكومت ها و جانشينى حاكمانى ديگر ، به مشيت خدا و در اختيار اوست .
إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
ارث به چيزى گفته مى شود كه در اختيار كسى بوده و با مردن وى به ديگرى منتقل شده است. بنابراين «يورثها» يعنى خداوند زمين را با هلاكت حاكمان پيشين به گروهى ديگر از بندگانش خواهد سپرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 39 - 4
4 - جلب افكار عمومى ، داراى نقش تعيين كننده در بقا و موفقيت حكومت ها
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
فراخواندن مردم براى حضور و ديدن صحنه شكست موسى(ع) و پيروزى ساحران بر او، نشانگر اين حقيقت است كه جلب افكار عمومى - حتى براى حكومت هاى ستمگر و ضد مردمى چون فرعون - مهم و سرنوشت ساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 1
1 - طلوع و غروب حكومت ها ، نمود هاى اراده خداوند
و جعلنهم أئمة
در اين آيه به قدرت رسيدن فرعون و در آيه پيش غرق شدن وى و سپاهيانش به خدا نسبت داده شده است. اين بيانگر اين حقيقت است كه ظهور و افول تمدن ها و پيدايش و نابودى حكومت ها - چه خوب و چه بد - همگى تحت اراده خدا و به اذن او بوده و تاريخ دراز بشر عرصه گاه جريان پرفراز و نشيب اراده الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 3
3 - نقش حكومت ها و نظام اجتماعى در ساختار فرهنگى و عقيدتى جامعه
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار
برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون با ادعاى خدايى خويش و مبارزه با پيام موسى(ع)، بر فرهنگ و عقيده مردم چنان تأثير گذاشته بود كه آنان را دوزخى و بدبخت ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 12
12 - « فىء » ، در اختيار حكومت اسلامى ، براى به كارگيرى در مصارف تعيين شده آن *
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در اين آيه به عنوان رهبر جامعه اسلامى، صاحب اختيار «فىء» شناخته شده باشد; زيرا عمر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) محدود است; ولى مسأله «فىء» همچنان استمرار دارد. پس بايد تفويض اختيار به منصب باشد (كسانى كه اهليت حكومت را دارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 29 - 3
3 - اهل كتاب [ در حاكميت اسلام ] محكوم به پرداخت جزيه اند .
الذين أوتوا الكتب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صغرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 4
4 - تقويت بنيه حكومتى جامعه اسلامى به وسيله انفاق ، سفارش خدا به مؤمنان صدراسلام
يقولون لئن رجعنا إلى المدينة . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل كه در مورد منافقان و جلوگيرى آنان از انفاق در راستاى براندازى حكومت اسلامى و. .. است; برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 7
7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى
كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 144 - 5
5 - اهل ايمان ، وظيفه دار تشكيل حكومتى بر مبناى ايمان
يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين
چنانچه «ولىّ» به معناى سرپرست باشد، جمله «لاتتخذوا . ..»، دلالت بر حرمت پذيرش ولايت كافران دارد، و «من دون المؤمنين»، حكايت از ضرورت تشكيل و پذيرش حكومتى بر پايه ايمان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 11،12
11 - پذيرش توبه نقض كنندگاان حاكميّت اسلامى ، در صلاحيّت رهبرى است .
و لو انّهم . .. جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
12 - پذيرش توبه نقض كنندگان حاكميّت اسلامى ، در گرو بيعت مجدّد با رهبرى است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 4
4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 3
3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت
و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم
«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 4
4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 9،13
9 - گردآورى و تقسيم صدقات و تعيين كارگزارانى براى آن ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها
برداشت فوق با توجه به اين است كه گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) اقدام به جمع آورى صدقات مى كردند.
13 - بهره گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب ها و متمايل ساختن انسان ها به اسلام ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
با توجه به اينكه صدقات در اختيار حكومت مى باشد و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 4
4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 4
4 - حكومت الهى ، داراى ديرينه در تاريخ بشر
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم
بنابراين كه واژه «الحكم» به معناى حكومت و فرمانروايى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 8
8 - حرمت مخالفت و معارضه با حكومت هاى الهى
واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 12
12- حكومت ذوالقرنين ، حكومتى دينى و الهى بود .
قال . ..ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
ذوالقرنين، مجازات ستم پيشگان را به دست خود، در طول مجازات و عذاب خداوند در آخرت دانسته است، بنابراين، حكومت ذوالقرنين، برپايه موازين الهى تأسيس شده و با آن منطبق بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 1
1- ذوالقرنين ، پس از اقامه نظام عادلانه دينى در ميان ساحل نشينان غرب ، به سوى شرق سرزمين خويش حركت كرد .
ثمّ أتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مطلع الشمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 22
22 - نظام اسلامى ، نظامى مردمى و دور از استبداد رهبران است .
و شاورهم فى الامر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 26 - 13
13 - حكومت و حاكميت ، دلبستگى آور است .
و تنزع الملك ممن تشاء
«نزع»، به معناى كندن است و كندن، مسبوق به اتصال دو چيز با يكديگر است كه در مورد حكومت، از آن تعبير به «دلبستگى» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 10
10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين
«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 14
14 - فساد در زمين ، نتيجه اعمال انسان ها و حكومت هاى فاسد
و اذا تولى . .. ليفسد فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 4
4 - شيفتگى فرعونيان به حكومت و سلطنت و وابستگى شديدشان به موطن خويش ، از عوامل تكذيب موسى و جبهه گيرى آنان در برابر وى
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 5
5 - ابراهيم ( ع ) آرزومند دريافت حكومت از جانب خدا ، براى هدايت و تدبيرامور مردم
ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حكم» در آيه معادل «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور خلق) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 6
6 - آرزوى به دست گرفتن حكومت و مديريت جامعه ايمانى و درخواست آن از خداوند ، امرى پسنديده و شايسته
ربّ هب لى حكمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 4
4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 2
2 - جامعه فرعونى ، داراى نظامى طبقاتى و مبتنى بر اشرافى گرى
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 29 - 9
9 - نبودن آزادى عقيده و بيان و حاكميت جو اختناق و خشونت در دوران حاكميت فرعون بر سرزمين مصر
لأجعلنّك من المسجونين
وجود زندان مشقت بار و زندانيان بسيار سياسى، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 11
11 - مردم در نظام فرعونى ، فاقد آزادى عقيده و بيان
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم . .. لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 8
8- حكومت ها در شرايط بحرانى كشور ، مى توانند آزادى مردم را در تصرّف اموال و املاك خويش محدود ساخته ، آنان را به سمت مصالح همگانى سوق دهند .
اجعلنى على خزائن الأرض . .. كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 12
12 - « فىء » ، در اختيار حكومت اسلامى ، براى به كارگيرى در مصارف تعيين شده آن *
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در اين آيه به عنوان رهبر جامعه اسلامى، صاحب اختيار «فىء» شناخته شده باشد; زيرا عمر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) محدود است; ولى مسأله «فىء» همچنان استمرار دارد. پس بايد تفويض اختيار به منصب باشد (كسانى كه اهليت حكومت را دارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 5
5- دستيابى به اقتدار و سلطنت در زمين ، در قياس با پاداش هاى اخروى ناچيز است .
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. و لأجر الأخرة خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 6
6 - حكومت فرعونى ، حكومتى اشرافى و مبتنى بر اقتدار اشراف
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملأ» در قرآن مجيد، معمولاً به طبقه اشراف و ثروتمندان اطلاق مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 7
7 - لزوم پيروى از حكومت حق
و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 10
10- يوسف ( ع ) و كارگزارانش به هنگام اقتدار و حكومت در مصر ، از هر گونه ظلم و ستم اجتناب مى كردند .
قال معاذ الله ان . .. إنا إذًا لظلمون
مقصود يوسف از ضميرهاى متكلم مع الغير «نا» و «نحن» در حقايقى كه مطرح كرد (أن نأخذ . .. إنا إذًا لظالمون) خود او و كارگزارانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 73 - 4
4- دستگاه حكومتى يوسف ( ع ) ، درباره كاروانهايى كه به مصر وارد مى شدند ، تفحص مى كرد تا به فسادگر و سارق نبودن ايشان اطمينان پيدا كند .
لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين
جمله «لقد علمتم» (يقيناً دانستيد و دريافتيد كه ما چنين و چنان نيستيم) حاكى است كه كاروانهاى وارد شده به مصر، مورد تفحص قرار مى گرفتند تا هدف آنان از ورود به مصر مشخص شود كه مبادا براى جاسوسى ، خرابكارى ، سرقت و . .. به مصر وارد شده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 11
11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 1،2،5
1 - به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )
فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم
2 - فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 3
3 - اشراف دربار فرعون بيمناك از برچيده شدن نظام فرعونى و به قدرت رسيدن موسى ( ع ) و قوم او
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 6
6 - موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 4
4 - نزول حكومت ها و جانشينى حاكمانى ديگر ، به مشيت خدا و در اختيار اوست .
إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
ارث به چيزى گفته مى شود كه در اختيار كسى بوده و با مردن وى به ديگرى منتقل شده است. بنابراين «يورثها» يعنى خداوند زمين را با هلاكت حاكمان پيشين به گروهى ديگر از بندگانش خواهد سپرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 29 - 3
3 - اهل كتاب [ در حاكميت اسلام ] محكوم به پرداخت جزيه اند .
الذين أوتوا الكتب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صغرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 4
4 - تقويت بنيه حكومتى جامعه اسلامى به وسيله انفاق ، سفارش خدا به مؤمنان صدراسلام
يقولون لئن رجعنا إلى المدينة . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل كه در مورد منافقان و جلوگيرى آنان از انفاق در راستاى براندازى حكومت اسلامى و. .. است; برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 9
9 - لزوم تقويت و تثبيت حكومت مردان الهى و رهبران صالح
و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمة و فصل الخطاب
از اين كه خداوند پس از ذكر اوصاف معنوى داوود(ع) (واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب)، مسأله تقويت و استحكام بخشيدن حكومت آن حضرت را مطرح كرده است، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 13،23
13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى
و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
23 - ضرورت قانون و حكومت ، براى جامعه انسانى
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 9
9 - لزوم تشكيل حكومت و برقرارى نظام قضايى عادلانه در جامعه اسلامى *
انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب
لازمه اداى امانت به اهلش و سپردن مسؤوليتها به افراد لايق و قضاوت عادلانه در ميان مردم، وجود تشكيلات حكومتى و قضايى ميان مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 21
21 - ضرورت وجود حكومت براى تأمين هدايت بشر
و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتّبعتم الشّيطان
بنابر اينكه مراد از «فضل» و «رحمة»، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اولواالامر (حاكمان صالح) باشد، خداوند هدايت اكثريت مردم را در گرو رسالت و حكومت صالح مى داند. بنابراين براى تأمين هدايت بشر، چاره اى جز حكومت صالح نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 3
3 - حكومت و مديريت اجتماعى در نگاه وحى ، امرى ضرورى و پسنديده براى جوامع بشرى
و شددنا ملكه
تثبيت و تقويت حكومت داوود(ع) از سوى خداوند، گوياى سه نكته است: 1- اصل وجود حكومت و مديريت اجتماعى امرى ضرورى و مطلوب است; 2- در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى از سوى مردان الهى (همچون داوود(ع)) كارى بايسته و شايسته است و اين كار با اهداف معنوى و الهى بشر كاملاً سازگارى دارد; 3- دين از سياست اجتماع جدا نيست; بلكه كاملاً با آن سازگار و هماهنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 7
7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى
كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 120 - 6
6 - راهنمايى آدم به درخت جاودانگى و ملك و سلطنت هميشگى ، پوشش شيطان براى فريب آدم و حوا و وادار ساختن آنان به خوردن از ميوه درخت ممنوع
هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى
مقصود از «شجرة الخلد» درختى است كه خوردن ميوه آن موجب جاودانگى گردد. «ملك» به معناى مال و نيز سلطنت آمده است (قاموس). مراد از «ملك لايبلى» مالكيت و حاكميتى است كه زوال نپذيرد و فرسوده نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 25
25 - بهره مندى يهود و نصارا از نعمت هاى بيكران خداوند ، در گرو برپا داشتن حكومت و ولايت الهى
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم
امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: الولاية.
كافى، ج 1، ص 413، ح 6; نورالثقلين، ج 1، ص 650، ح 485.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 6
6 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : قوله عزّوجلّ « خير من ألف شهر » هو سلطان بنى اميّة و ليلة من امام عدل خير من ألف شهر ملك بنى اميّة ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: سخن خداوند عزّوجلّ «خير من ألف شهر» آن [هزار ماه، دوران ]سلطنت بنى اميّه است و يك شب از [حكومت]امام عادل، بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميّه است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 7
7 - مؤمنان در شرايط دشوار مكه ، مورد نويد خداوند به برخوردارى از اقتدار و حكومت *
و لقد ءاتينا . .. الحكم
برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) «الحكم» ممكن است به معناى حكومت و اقتدار باشد; ب) در آيات پيشين خداوند از مؤمنان مكه خواست تا در برابر مشكل آفرينى هاى مشركان صبر پيشه كنند و در پى آن، سرگذشت بنى اسرائيل و برخوردارى آنان از حكومت الهى را ياد آور شده است تا مؤمنان را اميدوار سازد كه پس از تحمل مشكلات، نوبت حكومت فرا مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 12
12 - تحقير دنيا و حاكميت موقت فرعون در آن ، از سوى ساحران مؤمن
إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
فعل «تقضى» خطاب به فرعون و «هذه الحياة» مفعول فيه آن است; يعنى، «إنّما تقضى مدة هذه الحياة الدنيا» (دايره حكم رانى تو، همين زندگى دنيايى است و فراتر از آن در دسترس تو نيست).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 6
6 - سليمان ( ع ) ، از خداوند خواستار حكومتى بى نظير و ناميسر براى بشر در طول تاريخ
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 1،2
1 - حكومت بزرگ و بى نظير سليمان ( ع ) ، عطيه بزرگ الهى بود .
و هب لى ملكًا . .. هذا عطاؤنا
اضافه «عطا» به ضمير جلاله (نا) بر تعظيم دلالت مى كند.
2 - امتنان خداوند بر سليمان ( ع ) ، به خاطر اعطاى حكومت عظيم و بى نظير به ايشان
هذا عطاؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 4
4 - حكومت الهى ، داراى ديرينه در تاريخ بشر
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم
بنابراين كه واژه «الحكم» به معناى حكومت و فرمانروايى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 19
19 - فرعون ، مصمم بر نابود ساختن و از بين بردن موسى ( ع ) و پيروان او ، و پايدار نشان دادن حكومت خود
و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
وعده عذاب و قتل مؤمنان و نيز ادعاى باقى تر بودن (أبقى) از سوى فرعون، بيانگر اين نكته است كه وى به نابود كردن مؤمنان مصمم شده بود. گفتنى است در اين برداشت، تميز «عذاباً» به كلمه «أشدّ» اختصاص يافته و كلمه «أبقى» خالى از تميز، لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 4
4 - نزول حكومت ها و جانشينى حاكمانى ديگر ، به مشيت خدا و در اختيار اوست .
إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
ارث به چيزى گفته مى شود كه در اختيار كسى بوده و با مردن وى به ديگرى منتقل شده است. بنابراين «يورثها» يعنى خداوند زمين را با هلاكت حاكمان پيشين به گروهى ديگر از بندگانش خواهد سپرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 12
12 - ارجمندى حكومت مداران تنها در گرو تقواپيشگى آنان است .
و العقبة للمتقين
چنانچه مراد از «العقبة» عاقبت نيك باشد، هدف از آوردن جمله «العقبة للمتقين» پس از اشاره به اينكه مؤمنان بنى اسرائيل به حكومت خواهند رسيد، بيان اين حقيقت است كه حاكميت يافتن مؤمنان براى آنان سعادت آفرين نيست، مگر اينكه اهل تقوا باشند و در حاكميت خويش تقوا را رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 8 - 2
2 - منافقان ، درصدد براندازى حكومت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يقولون لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 3
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 39 - 2
2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى
قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به
واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 5
5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .
و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 38 - 1،2
1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان
و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد
«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.
2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )
و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد
اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 13
13 - حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران
و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا
بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 144 - 7
7 - حرمت برقرارى روابط دوستى با منافقان و پذيرش ولايت و حكومت آنان
إنّ المنفقين . .. لاتتخذوا الكفرين أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 8
8 - حرمت مخالفت و معارضه با حكومت هاى الهى
واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 6
6 - حكومت حق ، مخصوص خداوند است .
الملك الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 54 - 8
8 - اعطاى كتاب و حكمت ( پيامبرى ) و ملك عظيم به آل ابراهيم ( ع ) ، از تفضّلات الهى
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً
برخى از مفسران برآنند كه مراد از حكمت، نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 5
5 - ابراهيم ( ع ) آرزومند دريافت حكومت از جانب خدا ، براى هدايت و تدبيرامور مردم
ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حكم» در آيه معادل «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور خلق) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 1
1 - ابرار ، برخودار از نعمتى فراوان و سلطنتى بزرگ و چشم گير در بهشت
وإذا رأيت ثَمّ رأيت نعيمًا و ملكًا كبيرًا
«ثَمّ» (آن جا) مفعول «رأيت» و اشاره به بهشت ابرار است. گفتنى است تنكير «نعيماً» بر عظمت و تفخيم دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 7
7- حكومت ، در زمان زندگى اصحاب كهف ، حكومتى مستبد و ظالم بود .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 16
16- تحميل بدترين شكنجه ها ، سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان از سوى فرعونيان ، آزمايشى بزرگ از جانب خداوند براى بنى اسرائيل
يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» شكنجه هاى فرعونيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 3،4
3 - نظام فرعونى ، نظامى سركوبگر و متكى به اشراف
إلى فرعون و ملإيه . .. و كانوا قومًا عالين
4 - حاكميت سركوبگر فرعون ، مانع از آزادى مردم و روى آوردن موسى به هدايت آنان ، در مرحله نخست
ثمّ أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
با توجه به اين كه در آيات پيشين، وقتى سخن از «انبيا» به ميان مى آمد، رسالت آنان به سوى توده هاى مردم مد نظر بود; ولى در مورد موسى(ع) سخن از رسالت او به سوى فرعون به ميان آمده است، مى توان گفت كه حركت حضرت موسى به سوى فرعون، بدان جهت بود كه نظام فرعونى، مانع از آزادى مردم و گرايش آنان به موسى - و به عبارت ديگر - سدى ميان او و مردم بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 7
7 - حكومت فرعونى در عصر موسى ( ع ) ، حكومتى فردى و استبدادى بود .
أليس لى ملك مصر
با توجه به اين كه فرعون خود را فرمانرواى مطلق و بى چون و چراى مصر مى داند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 9
9- نظام حاكم بر قوم عاد ، نظامى ظالمانه و استبدادى
و اتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 10
10- نظام حكومتى مصر در زمان عزيز ، نظامى استبدادى و فاقد دستگاه قضايى مستقل بود .
و لئن لم يفعل . .. ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 8
8- وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 22 - 2
2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى
أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 144 - 5
5 - اهل ايمان ، وظيفه دار تشكيل حكومتى بر مبناى ايمان
يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين
چنانچه «ولىّ» به معناى سرپرست باشد، جمله «لاتتخذوا . ..»، دلالت بر حرمت پذيرش ولايت كافران دارد، و «من دون المؤمنين»، حكايت از ضرورت تشكيل و پذيرش حكومتى بر پايه ايمان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 3
3 - نظام فرعونى ، نظامى سركوبگر و متكى به اشراف
إلى فرعون و ملإيه . .. و كانوا قومًا عالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 27
27 - « عن على بن الحسين ( ع ) انه قرء الآية « و عداللّه الذين آمنوا منكم . . . » و قال : هم واللّه شيعتنا أهل البيت يفعل اللّه ذالك بهم على يدى رجل منّا و هو مهدى هذه الاُمّة . . . ;
از حضرت على بن الحسين(ع) روايت شده است كه آن حضرت در پى تلاوت آيه «وعد اللّه الذى آمنوا منكم. ..» فرمود: سوگند به خدا! آنان شيعيان ما اهل بيت هستند كه خداوند به سبب مردى از خاندان ما - كه مهدى(عج) اين امت باشد - آنان را خليفه روى زمين قرار خواهد داد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 13
13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى
و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 6
6 - حكومت ، عطيّه الهى به انبيا
ان يؤتيه اللّه الكتاب و الحكم
بنابراينكه «الحكم»، به معنى حكومت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 56 - 2
2 - كتب آسمانى ، نبوّت و حكومت پيامبران ، از آيات خداوند
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً. .. انّ الذين كفروا با
با توجه به آيه 54 مى توان گفت: كتاب، حكمت و ملك عظيم از مصاديق «بآياتنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 15
15 - شياطين و طاغوت ها ، عناصرى در برابر حكومت پيامبران الهى
الم تر الى الّذين يزعمون . .. و يريد الشّيطان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 6
6 - پيامبران(ع) داراى حق حكومت و قضاوت در ميان مردم هستند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
از جمله معانى مذكور براى واژه «حكم» قضاوت و همچنين حكومت است، لازم به ذكر است اين دو معنى در طول يكديگر و با هم متقاربند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 16
16 - پيامبران تا پيش از استقرار دين و حكومتشان بر زمين ، از گرفتن اسير در ميدان نبرد پرهيز داشته و آن را ناروا مى دانستند
.
ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «دينه» و يا «حكومته» باشد. بر اين مبنا اثخان به معناى تثبيت و محكم كردن است. بنابراين جمله «ما كان لنبى ... » مى رساند كه پيامبران تا زمانى كه حكومت و دينشان در زمين تثبيت نمى شد، از اسير گرفتن در ميدان نبرد امتناع مى كردند. قابل ذكر است اگر مجاهدا از اين امر تخلف كنند و اسير بگيرند، به دليل آيه 70، نمى توان گفت بايد آن اسيران كشته شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 4
4 - در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى ، امرى شايسته و بايسته براى مردان الهى
و شددنا ملكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 9
9 - در دست داشتن قدرت سياسى و رهبرى جامعه ، امرى پسنديده و شايسته براى مردان الهى
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 3
3 - تشكيل حكومت واحد جهانى در پرتو ايمان و جهاد ، ايده اى الهى
قتلوا الذين يلونكم من الكفار
فرمان خدا به پيكار با كافران مجاور و تسخير پياپى سرزمينهاى كفر مى تواند بيانگر ايده اى باشد كه در برداشت فوق آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 113 - 5
5 - بهره گيرى حكومت هاى باطل از عالمان ، براى مقابله با حق
و جاء السحرة فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 6
6- حاكمان صالح بر پدر و مادر خويش حكومت و فرمانروايى نمى كنند .
و رفع أبويه على العرش
يوسف(ع) با نشاندن پدر و مادرش بر تخت خويش ، علاوه بر احترام ويژه اش به آنان ، درصدد بيان اين نكته بود كه هرگز بر پدر و مادرش حكمرانى و فرمانروايى نخواهد كرد ; بلكه مطيع و فرمانبردار ايشان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 6
6- حاكمان صالح بر پدر و مادر خويش حكومت و فرمانروايى نمى كنند .
و رفع أبويه على العرش
يوسف(ع) با نشاندن پدر و مادرش بر تخت خويش ، علاوه بر احترام ويژه اش به آنان ، درصدد بيان اين نكته بود كه هرگز بر پدر و مادرش حكمرانى و فرمانروايى نخواهد كرد ; بلكه مطيع و فرمانبردار ايشان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 12
12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *
ثم توليتم من بعد ذلك
از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 7،8،9،12
7 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، در برهه اى از تاريخ حيات خويش
و جعلكم ملوكاً
8 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، نعمتى الهى بر آنان
اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. و جعلكم ملوكاً
9 - سرورى قوم موسى ( ع ) بر ديگر اقوام در گذشته تاريخ خويش
اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً
«ملوك» در برداشت فوق، كنايه از سيادت و سرورى گرفته شده است.
12 - برانگيخته شدن پيامبران در بنى اسرائيل ، زمينه حاكميت و استقلال آنان *
اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً
تقديم جمله «جعل فيكم انبياء» بر جمله «جعلكم ملوكا»، مى تواند اشاره به اين معنى باشد كه وجود انبيا در ميان بنى اسرائيل، سبب استقلال و فرمانروايى آنان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 6
6 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : قوله عزّوجلّ « خير من ألف شهر » هو سلطان بنى اميّة و ليلة من امام عدل خير من ألف شهر ملك بنى اميّة ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: سخن خداوند عزّوجلّ «خير من ألف شهر» آن [هزار ماه، دوران ]سلطنت بنى اميّه است و يك شب از [حكومت]امام عادل، بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميّه است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 11
11- مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى حكومت پادشاهى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 249 - 19
19 - جالوت ، زمامدار ستمگر عصر بنى اسرائيل پس از حضرت موسى ( ع )
لا طاقة لنا اليوم بجالوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 3
3 - تشكيل حكومت واحد جهانى در پرتو ايمان و جهاد ، ايده اى الهى
قتلوا الذين يلونكم من الكفار
فرمان خدا به پيكار با كافران مجاور و تسخير پياپى سرزمينهاى كفر مى تواند بيانگر ايده اى باشد كه در برداشت فوق آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 11
11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين
أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 11
11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين
أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 10،15،26
10 - سلطنت ، حكمت و علم داود ، عطاى خداوند به وى
و اتيه اللّه الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء
15 - داود ، حاكم الهى بنى اسرائيل ، پس از طالوت
انّ اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً . .. و قتل داود جالوت و اتيه اللّه الملك
كاربرد «واو» عاطفه به جاى «فاء»، با وجود اينكه اعطاى ملك به «داود» مترتب بر كشته شدن جالوت است، مى تواند اشاره به فاصله اين دو امر باشد، و اين فاصله ظاهراً مدّت زمان زمامدارى طالوت است.
26 - كشته شدن جالوت ( سركرده كفر و طغيان ) به دست داود ، از عوامل اعطاى مُلك و سلطنت الهى به وى
و قتل داوُد جالوت و اتيه اللّه الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 2
2 - داوود ( ع ) ، در دوران رسالت خويش رهبرى جامعه و مديريت اجتماعى را در دست داشت .
و شددنا ملكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 5
5 - داوود ( ع ) ، از سوى خدا مأمور حكومت و داورى ميان مردم برپايه حق
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 3
3 - انجيل ، در بردارنده قوانين حكومتى و قضايى
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 8
8 - تورات ، در بردارنده احكام قضايى و حكومتى
يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 19
19- كنترل حكومت بر روند توليد و توزيع ارزاق در شرايط بحرانى ، امرى ضرورى است .
تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
التفات از خطاب به غيبت در آيه 49 ; يعنى ، آوردن «يغاث الناس» به جاى «تُغاثَون» و نيز «يعصرون» به جاى «تعصرون» گوياى اين است كه مخاطبان «تزرعون» و «ذروه» و مانند اينها سران حكومتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 8
8- حكومت ها در شرايط بحرانى كشور ، مى توانند آزادى مردم را در تصرّف اموال و املاك خويش محدود ساخته ، آنان را به سمت مصالح همگانى سوق دهند .
اجعلنى على خزائن الأرض . .. كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 1
1- ذوالقرنين ، پس از اقامه نظام عادلانه دينى در ميان ساحل نشينان غرب ، به سوى شرق سرزمين خويش حركت كرد .
ثمّ أتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مطلع الشمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 7
7- حكومت ، در زمان زندگى اصحاب كهف ، حكومتى مستبد و ظالم بود .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 7
7- در زمان وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، حكومتى ستم گر و غاصب وجود داشته است .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
«وراء» به هر مكان مستور و پوشيده اى گر چه روبه رو باشد، اطلاق مى گردد. (قاموس) بنابراين، سلطان غاصب، يا پشت سر مساكين و در تعقيب كشتى داران بوده است و يا در پيش روى آنان بوده آن ها در مسير خود با او برخورد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 7
7- در زمان وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، حكومتى ستم گر و غاصب وجود داشته است .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
«وراء» به هر مكان مستور و پوشيده اى گر چه روبه رو باشد، اطلاق مى گردد. (قاموس) بنابراين، سلطان غاصب، يا پشت سر مساكين و در تعقيب كشتى داران بوده است و يا در پيش روى آنان بوده آن ها در مسير خود با او برخورد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 12
12- حكومت ذوالقرنين ، حكومتى دينى و الهى بود .
قال . ..ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
ذوالقرنين، مجازات ستم پيشگان را به دست خود، در طول مجازات و عذاب خداوند در آخرت دانسته است، بنابراين، حكومت ذوالقرنين، برپايه موازين الهى تأسيس شده و با آن منطبق بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 1
1- ذوالقرنين ، پس از اقامه نظام عادلانه دينى در ميان ساحل نشينان غرب ، به سوى شرق سرزمين خويش حركت كرد .
ثمّ أتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مطلع الشمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 83 - 10
10- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ اللّه لم يبعث أنبياء ملوكاً فى الأرض إلاّ أربعة بعد نوح : أوّلهم ذوالقرنين ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: خدا در زمين، پيامبران را پادشاه قرار نداد، مگر چهار پيامبر را كه بعد از نوح بودند: نخستين آنان، ذوالقرنين بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 6
6 - موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 1،4،51
1 - حضرت سليمان ، پيامبرى داراى سلطنت و حكومت
على ملك سليمن
4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او
ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن
«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.
51 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . فلما هلك سليمان وضع ابليس السحر و كتبه فى كتاب ثم طواه و كتب على ظهره « هذا ما وضع آصف بن برخيا لملك سليمان بن داود من ذخاير كنوز العلم من أراد كذا و كذا فليفعل كذا و كذا » ثم دفنه تحت السرير ثم استثاره لهم فقرأه فقال الكافرون ما كان سليمان ( ع ) يغلبنا إلا بهذا و قال المؤمنون بل هو عبداللّه و نبيّه فقال اللّه جلّ ذكره « واتبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر . . . ;
آن هنگام كه سليمان (ع) وفات يافت ابليس سحر را پايه گذارى كرد و در كتابى نوشت; سپس آن را پيچيده و بر روى آن چنين نوشت: اين چيزى است كه آصف بن برخيا ساخته است براى برپايى حكومت سليمان بن داود(ع) كه در آن ذخيره هاى علم انباشته شده است. هر كس چنين مى خواهد چنان كند. سپس ابليس آن را زير تخت سليمان(ع) پنهان نمود; سپس آن نامه را
بيرون آورده براى آنان خواند. پس كافران در آن جلسه گفتند: سليمان بر ما چيره نگشت و حكومت نيافت مگر از راه سحر و مؤمنانشان گفتند: هرگز اين چنين نيست; بلكه او بنده و پيامبر خدا بود. خداوند مى فرمايد: واتبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان و لكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 4
4 - سليمان ( ع ) ، داراى حكومت و تخت فرمانروايى
و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 13
13 - ممنوعيّت سلطه جابرانه بر ضعيفان
و المستضعفين . .. اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها
«استضعفه»، يعنى ا را ضعيف يافت و بر او سلطه افكند. و چون استضعاف كنندگان، ظالم شمرده شده اند، حرمت و ممنوعيّت اين عمل به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 112 - 1
1 - فرعون ، برخوردار از اقتدار و سلطنتى با نفوذ در سرزمين مصر بود .
يأتوك بكل سحر عليم
فعل «يأتوك» جواب فعل امر قرار گرفته و به حرف شرطِ مقدر مجزوم شده است. تقدير كلام چنين است: ان ترسل الحاشرين يأتوك بكل ساحر عليم. انتخاب اين تركيب براى كلام حاوى اين نكته است كه فرستادن نيروها مستلزم آوردن ساحران است و اين حكايت از نفوذ فراوان فرعون و مأموران وى بر سرزمين مصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 5
5 - روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك
مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 5
5 - موسى ( ع ) در تعاليم خويش به بنى اسرائيل ، پندار مالكيت فرعون را بر زمين ، پندارى باطل و حاكميت او را مقهور اراده خداوند خواند .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 12 - 3
3 - حكومت فرعون ، حكومتى مقتدر و تثبيت شده بود .
و فرعون ذوالأوتاد
«وَتَد» (مفرد «أوتاد») به معناى «ميخ» است. توصيف فرعون به «ذوالأوتاد» (صاحب ميخ ها) بدان معنا است كه وى از تمام وسايل لازم، براى تثبيت حاكميت و اقتدار خويش برخوردار بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 5
5 - اقتدار حكومت فرعون ، اغواگر او و بازدارنده وى از پذيرش پيام روشن موسى ( ع )
فتولّى بركنه
در صورتى كه «باء» براى بيان سببيت يا استعانت و «ركن» كنايه از اركان اقتدار حكومت فرعونى باشد، استفاده مى شود كه فرعون به اتكاى همين نيروها، به مبارزه با موسى(ع) پرداخت و از پذيرش دعوت او سر بر تافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 5
5 - فرعون ، داراى قدرت و ثبات در عرصه هاى سياست و حكومت
و فرعون ذى الأوتاد
«أوتاد» (جمع «وتد») به معناى ميخ ها است. توصيف فرعون به اين عبارت (داراى ميخ هاى فراوان)، كنايه از استحكام قدرت او است; همان گونه كه ميخ هاى اطراف خيمه مايه استحكام آن است. اين تعبير ممكن است كنايه از فراوانى سپاه او باشد كه براى نصب خيمه هايشان، زمين وسيعى ميخ كارى مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 2
2 - خلافت قوم ثمود در زمين و سكونت گزيدن آنان در سرزمين حجر ، نعمتى الهى بر آنان
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى منصب حكومت و ولايت
اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول
تكرار كلمه «اطيعوا» دلالت بر اين دارد كه مراد از اوامر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آن اوامرى نيست كه از طريق وحى خداوند ابلاغ شده، بلكه دستوراتى است كه از ناحيه رسول خدا صادر مى شده كه همان اوامر حكومتى و ولايتى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 8،9،10
8 - گذشت از گناه نقض حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو پذيرفتن حاكميّت كامل آن حضرت است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه
مراجعه منافقان به طاغوت، نقض حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله)، و جمله «جاؤك . .. »، كنايه از پذيرفتن حاكميّت پيامبر است ; چون ظاهراً صرف آمدن نزد رسول خدا، موضوعيّت ندارد.
9 - گذشت از گناه نقض كنندگان حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو توبه آنان به درگاه خدا و قبول آنان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا ... لوجدوا اللّه توّاباً
جمله «و استغفر لهم الرّسول» مى تواند كنايه از اين باشد كه قبول توبه آنان «لوجدوا اللّه توّاباً» در صورتى است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت آنان را بپذيرد.
10 - شرط گذشت از گناه نقض كنندگان حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى آنهاست .
و لو انّهم اذ ظلموا . .. و استغفر لهم الرّسول ... لوجدوا اللّه توّاباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 6
6 - ربوبيّت الهى ، منشأ تربيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تصدّى مقام قضاوت و حكومت
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك
برداشت فوق از كاربرد كلمه «ربّ» و اضافه آن به ضمير خطاب استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 12 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى منصب حكومت و ولايت
و أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أطيعوا الرسول»، اطاعت در امور حكومتى و ولايى است; زيرا اگر مراد احكام و اوامر الهى باشد، ذكر «أطيعوا اللّه» كافى است و تكرار «أطيعوا» درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 10
10- نظام حكومتى مصر در زمان عزيز ، نظامى استبدادى و فاقد دستگاه قضايى مستقل بود .
و لئن لم يفعل . .. ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 11
11- مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى حكومت پادشاهى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 23 - 1
1 - اخبار هدهد از فرمانروايى يك زن بر مردم سرزمين سبا
إنّى وجدت امرأة تملكهم
«مُلْك» (مصدر «تملكهم») به معناى حكومت و فرمانروايى است; يعنى، زنى را يافتم كه بر آنان حكمرانى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 1،13
1 - تلاش منافقان براى فساد در زمين و نابودى حرث و نسل ، در صورت به حكومت رسيدن
و اذا تولّى سعى فى الأرض . .. الحرث و النسل
بنابراينكه «تولّى»، به معناى حكومت باشد.
13 - از وظايف حكومت ، حفظ كشاورزى و نيروى انسانى و اصلاح آنهاست .
و اذا تولى سعى فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 9
9 - هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا
برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 17
17- برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر او بود .
قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 6،7،10
6 - سليمان ( ع ) ، از خداوند خواستار حكومتى بى نظير و ناميسر براى بشر در طول تاريخ
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
7 - حكومت مقتدر و پهناور ، از خواسته هاى سليمان ( ع ) از خداوند
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جمعى از مفسران بر اين باوراند كه جمله «لاينبغى لأحد من بعدى» كنايه از وسعت و پهناورى حكومت عصر خود و بلامنازع بودن آن است. بر اين اساس «من بعدى» به معناى «من غيرى» خواهد بود; مثل «فمن يهديه من بعد اللّه» كه به معناى «غير اللّه» است.
10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 120 - 8
8 - انسان ، خواهان زندگى جاويد و ملك و مالكيت فنا ناپذير است .
هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى
شيطان براى كارگر ساختن وسوسه خويش در آدم، از زمينه هايى بهره برد كه در آدم وجود داشت. آن زمينه ها، ميل به جاودانگى و مالكيت فنا ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 13
13 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نابودى فرعون و حكومت ستم پيشه او
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آسيه، نجات خود را با نابودى فرعون و حكومت وى از خداوند خواستار شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 11،12
11 - پذيرش توبه نقض كنندگاان حاكميّت اسلامى ، در صلاحيّت رهبرى است .
و لو انّهم . .. جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
12 - پذيرش توبه نقض كنندگان حاكميّت اسلامى ، در گرو بيعت مجدّد با رهبرى است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 2،3
2 - تقسيم مردم مصر به طبقات و دسته هاى مختلف و پيرو ، نمود سياست خودكامه و سلطه جويى فرعون
إنّ فرعون علا فى الأرض و جعل أهلها شيعًا
جمله «جعل أهلها شيعاً» عطف تفسيرى بر «علا فى الأرض» و بيانگر نوع برترى جويى فرعون نسبت به مردم سرزمين مصر است. گفتنى است كه «شيع» جمع «شيعة» است و «شيعة» به فرد يا گروه پيرو اطلاق مى شود. بنابراين «جعل أهلها شيعاً»; يعنى، مردم آن سرزمين را به چند دسته پيرو درآورده بود.
3 - اقدام فرعون به دسته دسته كردن مردم سرزمين مصر و ايجاد تفرقه ميان آنان
و جعل أهلها شيعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 17
17 - فرعونيان ، به صرف ترس و احساس از به خطر افتادن حكومت و اقتدارشان ، اقدام به كشتن و اعدام مخالفان مى كردند .
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 21
21 - پايه هاى حكومت فرعون پس از ماجراى ساحران و ايمان آنان به موسى ( ع ) ، بسيار متزلزل شد .
و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
تفاوت برخوردهاى اوليه فرعون با برخوردهاى پس از ايمان ساحران، نشان از تزلزل حكومت فرعون و احساس خطر شديد او از ناحيه موسى(ع) و مؤمنان به او دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 14
14 - فرعون ، منافع و بقاى اقتدار خود را در حفظ آيين گذشته مردم و نگه دارى وضعيت اجتماعى موجود مى ديد .
إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 14
14- نپذيرفتن ربوبيت خداوند و مخالفت با پيامبران و برنامه هاى ايشان ، زمينه ساز نظام استبدادى و حاكميت ستمگران *
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم . .. واتبعوا أمر كل جبار عنيد
برداشت فوق ، براساس اين احتمال است كه ترتيب ذكرى جمله «اتبعوا . ..» بر جمله هاى سابق ، حاكى از ترتب خارجى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 4
4 - فقر فرهنگى ، مايه ترويج و پايدارى حكومت هاى استبدادى
فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 4
4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 3
3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت
و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم
«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 107 - 5
5- تحقق حكومت جهانى صالحان ، در پرتو دين اسلام و رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .
و لقد كتبنا فى الزبور . .. و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين
با توجه به ارتباط دو آيه - كه در آيه اوّلى حكومت جهانى و در اين آيه رسالت جهانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مطرح مى كند - برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 11
11- خداوند ، با وارد ساختن يوسف ( ع ) به خانواده عزيز مصر ، راه قدرتمند شدن يوسف ( ع ) و نفوذ او در سرزمين مصر را فراهم كرد .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
مراد از «الأرض» سرزمين مصر است. «تمكين» (مصدر مكّنّا) به معناى مكان دادن و نيز به معناى قدرت و سلطنت بخشيدن است. قيد «فى الأرض» حكايت از آن دارد كه: مراد از «مكّنّا» در آيه شريفه ، معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 11
11 - زنان بنى اسرائيل ، فاقد هر گونه قدرت در جامعه فرعونى و نقش تأثيرگذار در سرنوشت سياسى و اجتماعى
و استحيوا نساءهم
از اين كه فرعونيان دستور قتل دختران ايمان آورندگان به موسى(ع) را صادر نكردند، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد; زيرا اگر زنان براى آنان خطرآفرين بودند و خود آنان و يا ايمان آوردنشان، نقشى در جامعه مى داشت; قهراً در مجازات قتل با مردان شريك مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 4
4 - نقش كليدى و كارساز هامان و قارون ، در دستگاه حكومتى فرعون
إلى فرعون و همن و قرون
ياد شدن هامان و قارون در كنار فرعون (بدون ذكر ديگر اقشار جامعه)، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 1
1 - تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون
در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 11
11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 8
8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 8
8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 5
5 - شكوه و اقتدار حكومت فرعونى ، امرى ناچيز و مقهور قدرت خداوند بود .
فنبذنهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 12
12- منصب عزيزى از مناصب حكومت پادشاهى مصر باستان
و قال الملك . .. قالت امرأت العزيز
ياد كردن برادران يوسف از او با عنوان «عزيز» در آيه 88، نشان مى دهد كه «عزيز» در «امرأت العزيز» نام همسر زليخا نبوده ; بلكه بيانگر سمت حكومتى وى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 1
1- داستان عشق زنان اشراف مصر به يوسف ( ع ) ، موجب بروز بحران در حكومت و خانه هاى اشراف شد .
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 4
4 - ماندن بنى اسرائيل در مصر و جدا نشدن آنان از ديگران ، امرى حياتى براى فرعون و فرعونيان
أسر بعبادى . .. فأتبعهم فرعون بجنوده
تعقيب بنى اسرائيل و تلاش براى جلوگيرى از هجرت آنان، نشانگر اين نكته است كه جداشدن بنى اسرائيل از جامعه مصر، خسارت و عواقب سنگينى براى آنان به همراه داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 39 - 4
4 - جلب افكار عمومى ، داراى نقش تعيين كننده در بقا و موفقيت حكومت ها
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
فراخواندن مردم براى حضور و ديدن صحنه شكست موسى(ع) و پيروزى ساحران بر او، نشانگر اين حقيقت است كه جلب افكار عمومى - حتى براى حكومت هاى ستمگر و ضد مردمى چون فرعون - مهم و سرنوشت ساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 5
5 - ظلم انسانها عامل تسلط حكومتهاى ظالمانه بر آنان مى گردد.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
تعليق حكم بر وصف اشعار به عليت دارد. در آيه شريفه تعليق حكم «نولى» بر وصف «الظالمين» اشاره به نقش و تأثير وصف ظلم در جريان يافتن فعل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 12 - 2
2 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از فرار از سيطره الهى و ناتوان ساختن خداوند از دستيابى به آنان
و لن نعجزه هربًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 5
5 - اشراف و بزرگان قوم فرعون در تلاش براى حفظ نظام فرعونى
قال الملأ . .. إن هذا لسحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 10،12
10 - رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )
فأرسل معى بنى إسراءيل
تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش
12 - بنى اسرائيلِ زمان موسى ( ع ) در سيطره نظام فاسد فرعونى
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 9
9 - فسق و فساد ، داراى ريشه مستحكم و ديرينه در جامعه فرعونى
إنّهم كانوا قومًا فسقين
واژه «كانوا» بيانگر آن است كه قوم فرعون، داراى پيشينه ديرين فسق بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 9
9 - فسق و فساد ، داراى ريشه مستحكم و ديرينه در جامعه فرعونى
إنّهم كانوا قومًا فسقين
واژه «كانوا» بيانگر آن است كه قوم فرعون، داراى پيشينه ديرين فسق بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 11
11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 10
10 - قطع يك دست و يك پا بر عكس يكديگر ، از شكنجه هاى سخت نظام فرعونى براى مخالفان
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 10
10 - قطع يك دست و يك پا بر عكس يكديگر ، از شكنجه هاى سخت نظام فرعونى براى مخالفان
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 4
4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 16
16 - مركز حكومت فرعون ، منطقه اى گرمسير و داراى درختان نخل بود .
و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 2
2- ذوالقرنين در ادامه سفرهايش ، از امكانات خويش در جهت گسترش حكومت و دين الهى ، بهره گرفت .
ثمّ أتبع سببًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 92 - 3
3- ذوالقرنين ، از دانش استفاده از اسباب و ابزار در جهت گسترش حكومت خود ، برخوردار بود .
ثمّ أتبع سببًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 3
3 - تنها احكام الهى بايد اساس و معيار حكومت و قضاوت قرار گيرد .
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 5
5 - نظام سياسى و قضايى شكل گرفته بر پايه قوانين غير الهى ، نظامى جاهلى
افحكم الجهلية يبغون و من احسن من اللّه حكماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 5
5 - حكومت و داورى ميان مردم ، نيازمند مشروعيت دينى و استناد به منبع وحى
و لقد ءاتينا . .. و الحكم و النبوّة
برداشت بالا از آن جا استفاده مى شود كه يكى از موارد اعطايى از سوى خداوند به بنى اسرائيل، «حكم» دانسته شده است; آن هم در كنار «كتاب» و «نبوت» كه اعطاى آنها تنها از شؤون خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 16
16 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا داود فملك ما بين الشامات إلى بلاد الإصطخر و كذلك كان ملك سليمان . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..محدوده پادشاهى داوود ما بين شامات تا بلاد اصطخر بوده است و همچنين پادشاهى سليمان...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 23 - 4
4 - حكومت عظيم سليمان در آغاز ، محدود به منطقه اى خاص بود ، نه گسترده در همه سرزمين ها .
إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. و لها عرش عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 16
16 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا داود فملك ما بين الشامات إلى بلاد الإصطخر و كذلك كان ملك سليمان . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..محدوده پادشاهى داوود ما بين شامات تا بلاد اصطخر بوده است و همچنين پادشاهى سليمان...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 6
6- حاكمان صالح بر پدر و مادر خويش حكومت و فرمانروايى نمى كنند .
و رفع أبويه على العرش
يوسف(ع) با نشاندن پدر و مادرش بر تخت خويش ، علاوه بر احترام ويژه اش به آنان ، درصدد بيان اين نكته بود كه هرگز بر پدر و
مادرش حكمرانى و فرمانروايى نخواهد كرد ; بلكه مطيع و فرمانبردار ايشان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 1
1 - سرزمين مصر ، تحت سلطه و حاكميت فرعون و خويشاوندان وى
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون
«قوم شخص» به كسانى گفته مى شود كه از نزديكان وى بوده و در يك جد با او مشترك باشند. بنابراين، از تعبير «قوم فرعون» استفاده مى شود كه حاكميت سرزمين مصر در اختيار فرعون و خاندان ظالم وى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 22 - 3
3 - مدين ، سرزمين بيرون از قلمرو حكومت فرعون
و لمّا توجّه تلقاء مدين
انتخاب مدين به عنوان پناهگاه، نشانگر آن است كه آن سرزمين از محدوده حكومت فرعون بيرون بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 10
10 - مدين ، سرزمينى خارج از قلمرو حكومت فرعون
لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 2
2 - سرزمين مصر تحت سلطه نفس گير سپاهيان سركش فرعون
و استكبر هو و جنوده فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 2
2 - مباهات فرعون ، به قلمرو قدرت و ميزان مكنت و دارايى خويش
و نادى فرعون فى قومه قال يقوم أليس لى ملك مصر. .. أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 1
1 - سرزمين مصر ، تحت سلطه و حاكميت فرعون و خويشاوندان وى
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون
«قوم شخص» به كسانى گفته مى شود كه از نزديكان وى بوده و در يك جد با او مشترك باشند. بنابراين، از تعبير «قوم فرعون» استفاده مى شود كه حاكميت سرزمين مصر در اختيار فرعون و خاندان ظالم وى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 3
3- سرزمين كنعان ، خارج از قلمرو حكومتى مصر در زمان يوسف ( ع ) *
و جاء إخوة يوسف
بعيد به نظر مى رسد كه يوسف(ع) همه غلات را از تمامى مناطق مصر به مركز حكومت منتقل كرده باشد ; زيرا طبيعى آن بود كه غلات هر منطقه - به ويژه در آن زمان كه حمل و نقل امرى مشكل بود - در همان جا ذخيره شود. بنابراين اگر كنعان در قلمرو حكومت يوسف(ع) بود، در آن جا نيز انبارى تهيه مى شد و غلات در آن ذخيره مى گرديد و نيازى به آمدن كنعانيان به مركز مصر نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 6
6- قلمرو حكومتى يوسف ( ع ) محدود بود و فراگير همه سرزمين ها نمى شد .
قد ءاتيتنى من الملك
برداشت فوق با توجه به اينكه «من» در «من الملك» براى تبعيض است ، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 4
4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 4
4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 6،13
6 - اصلاح جامعه و حفظ كشاورزى و نسل ، از ويژگى هاى حكومت صالح
و اذا تولى . .. ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل
از اينكه خداوند، فساد و . .. را از كارهاى حكومتى منافقان مى داند; معلوم مى شود كه در حكومت صالحان، چنين اعمالى نبايد باشد.
13 - از وظايف حكومت ، حفظ كشاورزى و نيروى انسانى و اصلاح آنهاست .
و اذا تولى سعى فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 21،22
21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه
و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا
چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.
22 - متولّيان جامعه نبايد وظايفى خارج از توانِ معمولى افراد ، به آنان تحميل كنند .
لا يكلّف اللّه نفساً الاّ وسعها . .. انت مولينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 6،8
6 - نكوهش خداوند از حكومت ها و حاكمان بى توجه به وضع اقتصادى مردم
فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جمله «فاذاً . .. » در مقام مذمت و نكوهش چنين روشى است.
8 - سخاوتمندى و رسيدگى به وضع اقتصادى مردم ، از وظايف حكومت و حاكمان
ام لهم نصيب . .. فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 15
15 - ايجاد و حفظ وحدت جامعه ، از وظايف حكومت اسلامى
اطيعوا اللّه . .. فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 19
19- كنترل حكومت بر روند توليد و توزيع ارزاق در شرايط بحرانى ، امرى ضرورى است .
تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
التفات از خطاب به غيبت در آيه 49 ; يعنى ، آوردن «يغاث الناس» به جاى «تُغاثَون» و نيز «يعصرون» به جاى «تعصرون» گوياى اين است كه مخاطبان «تزرعون» و «ذروه» و مانند اينها سران حكومتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 11
11- لزوم نظارت دولت بر امور اقتصادى ( توليد ، توزيع و . . . ) در شرايط بحرانى
قال اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 9،13
9 - گردآورى و تقسيم صدقات و تعيين كارگزارانى براى آن ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها
برداشت فوق با توجه به اين است كه گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) اقدام به جمع آورى صدقات مى كردند.
13 - بهره گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب ها و متمايل ساختن انسان ها به اسلام ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
با توجه به اينكه صدقات در اختيار حكومت مى باشد و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 6
6 - فرعون براى اداره امور مملكتى از مشورت با ديگران ابايى نداشت .
يريد أن يخرجكم من أرضكم فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 4
4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا
أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون
«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 22
22 - مفسدان شايسته حكومت بر مردم نيستند .
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 5
5 - شكوه و اقتدار حكومت فرعونى ، امرى ناچيز و مقهور قدرت خداوند بود .
فنبذنهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 12
12 - ارجمندى حكومت مداران تنها در گرو تقواپيشگى آنان است .
و العقبة للمتقين
چنانچه مراد از «العقبة» عاقبت نيك باشد، هدف از آوردن جمله «العقبة للمتقين» پس از اشاره به اينكه مؤمنان بنى اسرائيل به حكومت خواهند رسيد، بيان اين حقيقت است كه حاكميت يافتن مؤمنان براى آنان سعادت آفرين نيست، مگر اينكه اهل تقوا باشند و در حاكميت خويش تقوا را رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 5
5 - هيچ حكومتى جز در چارچوب قوانين الهى ، مشروعيّت ندارد .
و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 8
8 - قوانين حكومتى و قضاوت ها ، تنها در صورتى نافذ است كه بر اساس احكام الهى صادر شود .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 12
12- منصب عزيزى از مناصب حكومت پادشاهى مصر باستان
و قال الملك . .. قالت امرأت العزيز
ياد كردن برادران يوسف از او با عنوان «عزيز» در آيه 88، نشان مى دهد كه «عزيز» در «امرأت العزيز» نام همسر زليخا نبوده ; بلكه بيانگر سمت حكومتى وى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 4
4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 1
1 - خداوند ، به حكومت داوود ( ع ) استحكام و استوارى بخشيد .
و شددنا ملكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 1
1 - طلوع و غروب حكومت ها ، نمود هاى اراده خداوند
و جعلنهم أئمة
در اين آيه به قدرت رسيدن فرعون و در آيه پيش غرق شدن وى و سپاهيانش به خدا نسبت داده شده است. اين بيانگر اين حقيقت است كه ظهور و افول تمدن ها و پيدايش و نابودى حكومت ها - چه خوب و چه بد - همگى تحت اراده خدا و به اذن او بوده و تاريخ دراز بشر عرصه گاه جريان پرفراز و نشيب اراده الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 15
15 - حكومت از آنِ خداوند است و به هر كس بخواهد اعطا مى كند .
و اللّه يؤتى ملكه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 10
10 - سلطنت ، حكمت و علم داود ، عطاى خداوند به وى
و اتيه اللّه الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 26 - 9،20،21
9 - خداوند به هر كس كه بخواهد مُلك ( قدرت و حاكميّت ) مى دهد و از هر كس بخواهد ، بازمى ستاند .
تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء
20 - قدرت مطلق خداوند ، منشأ اعطاى حاكميّت و عزّت
تؤتى الملك من تشاء . .. تعزّ من تشاء ... انّك على كل شىء قدير
21 - اعطاى حاكميّت و پيروزى به انسان ها از جانب خداوند ، از قدرت مطلق او نمى كاهد .
مالك الملك . .. انّك على كل شىء قدير
از اينكه قبل از يادآورى عزّتها و قدرتهاى خدادادى، مالكيّت خدا ذكر شده; و پس از آن، بر قدرت مطلق خداوند تأكيد شده، برداشت فوق استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 27
27 - مشروعيت ولايت ها و حكومت هاى بشرى ، در گرو منتهى شدن آن به ولايت الهى است .
هو موليكم
با توجه به ظهور «هو مولاكم» در حصر، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 2،4
2 - مقام خلافت ( تدبير امور مردم به جاى خدا ) ، موهبتى است الهى كه بايد تنها از سوى خدا به فردى واگذار شود .
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض
استناد تعيين خليفه به خدا، همراه با تأكيد (إنّا) گوياى برداشت ياد شده است.
4 - تدبير امور جامعه انسانى اصالتاً از آن خدا است نه بشر .
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض
تعيين خليفه از ناحيه خدا - كه با تأكيد بيان گرديده - حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 1
1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند
ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 1
1 - خداوند ، داوود ( ع ) را جانشين خود در تدبير امور مردم قرار داد .
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض
«خليفة» به معناى كسى است كه از ناحيه ديگرى و به جاى وى به تدبير امور مى پردازد و وقتى گفته شود: فلانى خليفه خدا در
زمين است; يعنى، خداوند تدبير امور بندگانش را در زمين به او سپرده است (مجمع البيان، ذيل آيه).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 8
8 - پادشاهى بى نظير و پهناور سليمان ( ع ) ، موهبتى الهى بود .
و هب لى ملكًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 5
5- خداوند ، اعطا كننده حكومت و فرمانروايى به يوسف ( ع )
رب قد ءاتيتنى من الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 10
10 - وجود قدرت هاى فوق العاده در دربار سليمان ، فضلى از جانب پروردگار براى او
فلمّا رءاه. .. قال هذا من فضل ربّى
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به توان موجود در دستگاه حكومتى سليمان باشد; يعنى، وجود چنين نيرويى در دستگاه من - كه توانست تخت عظيم بلقيس را در كمتر از يك نگاه حاضر سازد - تفضل پروردگار به من است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 16
16 - مركز حكومت فرعون ، منطقه اى گرمسير و داراى درختان نخل بود .
و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 8
8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 6
6 - آزادى از ستم نظام ستمگر و نجات از مشكلات اندوه بار آن ، از نعمت هاى بزرگ الهى
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 13
13 - رهاسازى انسان ها از اسارت نظام هاى فسادگر و غير توحيدى ، ارزشى الهى
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 2
2- زندگى بدون آرامش بنى اسرائيل تا قبل از رهايى از حكومت فرعون *
فأراد أن يستفزّهم من الأرض . .. و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض
احتمال دارد كه «اسكنوا الأرض» به معناى آرام گرفتن در زمين و بيرون آمدن از اضطرابى باشد كه قبلاً گريبانگير آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 5 - 2،3
2 - تعلق اراده الهى بر تغيير تحولات مصر به نفع بنى اسرائيل و رهانيدن آنان از استضعاف فرعون
و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض
3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .
و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض
«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 16
16 - مركز حكومت فرعون ، منطقه اى گرمسير و داراى درختان نخل بود .
و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 38 - 4
4 - جلوگيرى از فعاليت نيرو هاى مخرب و اخلال گر ، از مقتضيات حكومت مقتدر و آرمانى *
هب لى ملكًا . .. و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد
برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) از خداوند خواستار حكومت مقتدر و بى نظير شد و خداوند به اين منظور، شياطين اخلال گر و مخرب را در بند قرار داد. اين نكته مى رساند كه براى اقتدار و موفقيت حكومت خوب و آرمانى، مبارزه با فعاليت نيروهاى مخرب و اخلال گر و سد راه آنان شدن، امرى لازم و ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 38 - 2
2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )
و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد
اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى
تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 4،5
4 - ايمان به موسى ( ع ) در حكومت فرعون ، كارى غير قانونى و ممنوع بوده است .
ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
نياز به اذن فرعون در ايمان به موسى(ع)، نشان از ممنوعيت و غيرقانونى بودن ايمان به آن حضرت در آن عصر دارد.
5 - وجود خفقان فكرى و سلب شدن آزادى عقيده در نظام حكومت فرعونى
ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
نياز داشتن «اعتقاد» به اجازه فرعون، نشان از استبداد و خفقان كامل فكرى در حكومت فرعون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 11
11 - فرمانروايى ، سرورى و استقلال امت ها ، از نعمت هاى بزرگ خداوند
اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 7
7- بهره مند شدن از قدرت و مكنت از نعمت هاى بزرگ الهى است .
رب قد ءاتيتنى من الملك
از آن جا كه يوسف(ع) در مقام سپاسگزارى و بيان الطاف خداوند است ، معلوم مى شود: آنچه نام برده از نعمتهاى الهى است و از اينكه در ميان نعمتهاى بى شمار الهى چندين نعمت را يادآور شده است ، عظمت و بزرگى آنها را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 5
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 4
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 2
2 - نفوذ و راه يافتن به مراكز قدرت و حكومت هاى استكبارى ، به منظور رساندن پيام الهى به آنان و دفاع كردن از حق ، كارى روا و پسنديده است .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و همن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 8
8 - نقش مؤثر حاكمان و نظام حكومتى ، در تغيير و تحول باور ها و شيوه رفتار مردم
و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه
مبعوث شدن موسى(ع) براى هدايت فرعون و درباريان وى، ممكن است از آن جهت باشد كه تغيير اعتقادى و رفتارى آنان، مى توانست تحول گسترده اى در جامعه عصر موسى ايجاد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 3
3 - نقش حكومت ها و نظام اجتماعى در ساختار فرهنگى و عقيدتى جامعه
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار
برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون با ادعاى خدايى خويش و مبارزه با پيام موسى(ع)، بر فرهنگ و عقيده مردم چنان تأثير گذاشته بود كه آنان را دوزخى و بدبخت ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 10
10 - نياز دائمى انسان به رهبرى و ولايت
اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت
خارج نبودن هر انسانى از تحت ولايت و سرپرستى به مقتضاى تقسيم آنان به مؤمن و كافر، بيانگر اين معناست كه آدمى همواره
نيازمند رهبرى و ولايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 3
3 - حكومت و مديريت اجتماعى در نگاه وحى ، امرى ضرورى و پسنديده براى جوامع بشرى
و شددنا ملكه
تثبيت و تقويت حكومت داوود(ع) از سوى خداوند، گوياى سه نكته است: 1- اصل وجود حكومت و مديريت اجتماعى امرى ضرورى و مطلوب است; 2- در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى از سوى مردان الهى (همچون داوود(ع)) كارى بايسته و شايسته است و اين كار با اهداف معنوى و الهى بشر كاملاً سازگارى دارد; 3- دين از سياست اجتماع جدا نيست; بلكه كاملاً با آن سازگار و هماهنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 7
7 - حكومت مقتدر و پهناور ، از خواسته هاى سليمان ( ع ) از خداوند
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جمعى از مفسران بر اين باوراند كه جمله «لاينبغى لأحد من بعدى» كنايه از وسعت و پهناورى حكومت عصر خود و بلامنازع بودن آن است. بر اين اساس «من بعدى» به معناى «من غيرى» خواهد بود; مثل «فمن يهديه من بعد اللّه» كه به معناى «غير اللّه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 6
6- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ظلم زدايى و كفرستيزى بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 3
3- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ترويج ايمان و عمل صالح بود .
قال . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 17 - 7
7 - قدرت و قواى نظامى گسترده سليمان ، از ويژگى هاى بارز حكومت الهى وى
و حشر لسليمن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 6
6 - دستگاه حكومت سليمان ، به دور از تملق و چاپلوسى
أحطت بما لم تحط به
گفتار صريح و بى تكلف هدهد، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 15
15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 36 - 1،4
1 - دعاى سليمان ( ع ) براى دستيابى به پادشاهى بى نظير ، مورد استجابت خدا قرار گرفت .
و هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح
از فاى تفريع «فسخّرنا. ..» استفاده مى شود كه خداوند، دعاى سليمان(ع) را مستجاب كرد و براى تقويت ملك او نيروى باد را در اختيارش گذاشت.
4 - مسخر بودن باد براى سليمان ( ع ) از خصوصيات حكومت ممتاز آن حضرت بود .
هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 4،6
4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )
هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .
و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 23
23 - اتهام ، توجيهى براى خشونت و كيفر هاى ظالمانه ، در رژيم فرعون
ءامنتم . .. إنّه لكبيركم ... فلأقطّعنّ ... أشدّ عذابًا و أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 3
3 - نظام فرعونى ، نظامى سركوبگر و متكى به اشراف
إلى فرعون و ملإيه . .. و كانوا قومًا عالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 29 - 9
9 - نبودن آزادى عقيده و بيان و حاكميت جو اختناق و خشونت در دوران حاكميت فرعون بر سرزمين مصر
لأجعلنّك من المسجونين
وجود زندان مشقت بار و زندانيان بسيار سياسى، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 37 - 4
4 - فرعون ، برخوردار از اقتدار و سلطنتى بانفوذ در سرزمين مصر
يأتوك بكلّ سحّار عليم
فعل«يأتوك» جزاى شرط مقدر (إن تبعثهم يأتوك بكلّ سحّار عليم) است. اين تركيب حاوى اين نكته است كه فرستادن نيروها براى جذب ساحران، مساوى با آمدن آنان بدون تعلل است و اين مطلب، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 4
4 - سرزمين مصر در عصر فرعون ، برخوردار از تمدن و اقتصادى نيرومند
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون . و كنوز و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 12
12 - وجود استبداد و خودكامگى ونبود آزادى بيان در جامعه فرعونى عصر موسى
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه و قد جاءكم بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 6
6 - حكومت فرعونى ، حكومتى اشرافى و مبتنى بر اقتدار اشراف
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملأ» در قرآن مجيد، معمولاً به طبقه اشراف و ثروتمندان اطلاق مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 7
7 - حكومت فرعونى در عصر موسى ( ع ) ، حكومتى فردى و استبدادى بود .
أليس لى ملك مصر
با توجه به اين كه فرعون خود را فرمانرواى مطلق و بى چون و چراى مصر مى داند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 2
2 - جامعه فرعونى ، داراى نظامى طبقاتى و مبتنى بر اشرافى گرى
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 31 - 2
2- نظام فرعونى ، نظامى استبدادى و متكى به رأى فرد
من العذاب المهين . من فرعون
از اين كه شخص فرعون، به عنوان عامل اصلى عذاب و خوارى بنى اسرائيل معرفى شده، استفاده مى شود كه حضور فرعون و تصميم گيرى او، بر همه شؤون جامعه سيطره داشته و از اين رو، خطاهاى فرعونيان تنها به او نسبت داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 16
16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .
إنّه كان من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 7
7- اخبار خداوند از فسادگرى و خويشاوندكشىِ عناصر سست ايمان منافق ، درصورت رسيدن به حكومت
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه «تولّيتم» از ماده «ولايت» و به معناى بر عهده گرفتن حاكميت باشد و مخاطب آن بيماردلانى باشند كه به دليل سست ايمانى به هنگام فرمان جهاد، به وحشت افتاده و از آن طفره مى روند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 93 - 10
10- يوسف ( ع ) در حكومت مصر براى جاى دادن به يعقوب ( ع ) و خاندان او در آن ديار ، محدوديت و مشكلى نداشت .
وأتونى بأهلكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 11
11 - مردم در نظام فرعونى ، فاقد آزادى عقيده و بيان
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم . .. لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 4
4- يعقوب ( ع ) در زمان وزارت يوسف و داستان اتهام سرقت بنيامين ، سالخورده و بسيار كهنسال بود .
إن له أبًا شيخًا كبيرًا
«شيخ» به معناى پيرمرد و «كبير» به معناى بزرگ است و مراد از آن ظاهراً بزرگى در سن و سال مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 11
11- يوسف ( ع ) على رغم آزار ديدن از حكومت مصر ، دانش خويش را از آنان دريغ نداشت .
قال تزرعون . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 8
8- تداوم رفاه و آسايش و حيات اقتصادى جوامع ، در پرتو بهره گيرى از روزى هاى حلال و استفاده بهينه از آنها و اجتناب از كفران است .
و ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله ... فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيب
«فاء» در «فكلوا. ..» براى تفريع اين جمله به آيات پيشين است; يعنى، از روزيهاى حلال و دلپذير استفاده كنيد و شكر نعمت خدا را به جا آوريد تا گرفتار سرنوشت مردمى نشويد كه آنان در اوج رفاه و آسايش بودند; ولى در اثر كفران نعمت، دچار عذاب شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 12
12 - تغذيه سالم و حلال ، زمينه گرايش انسان به عمل صالح
كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 1
1 - اهل ايمان نبايد خويشتن را از بهرهورى مواهب پاكيزه و حلال الهى منع كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه تحريم در «لاتحرموا . ..»، تحريم عملى باشد يعنى خوددارى كردن و استفاده نبردن از حلالهاى الهى بدون اعتقاد به حرمت آن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 2
2 - ارزش حلال ها و حرام ها غير قابل مقايسه با يكديگر
قل لايستوى الخبيث و الطيب
برخى به قرينه آيات گذشته حرامها را مصداق مورد نظر براى خبيث و حلالها را مصداق طيب دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 14
14 - بهره گيرى از نعمت ها و روزى هاى حلال و پاكيزه ، توصيه خداوند به بندگان
كلوا من طيبت ما رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 1،2
1- بهرهورى ، از روزى هاى حلال و دلپذير ، مجاز و مطلوب است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيّبًا
2- لزوم شكرگزارى انسان ، در قبال بهرهورى از روزى هاى حلال و دلپذير الهى
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيّبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 6
6 - تمامى آنچه كه خداوند حلال كرده ، پاكيزه و خوشايند است .
حللا طيباً
بنابر اينكه «طيباً» صفت توضيحى براى «حللا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 15
15 - رعايت حلال ها و حرام هاى الهى ، تقواپيشگى است .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه مصداق مورد نظر از خبث و طيب - به قرينه آيات گذشته - حلالها و حرامهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 4
4 - سوگند و تعهد بر محروميت خويش از مباحات و حلال ها ، عملى بى اعتبار در نگاه وحى
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 7
7 - آنچه خداوند حلال كرده پاكيزه و گواراست .
لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
طيب به معناى چيزى است كه خوشايند آدمى باشد و اضافه طيبات به «ما احل اللّه»، اضافه بيانيه است يعنى «ما احل . .» تفسيرى براى طيبات مى باشد. گويا سؤال مى شود طيبات چيست؟ در پاسخ گفته مى شود، آنچه خداوند حلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 8
8 - شيطان ، دعوت كننده آدمى به حرام كردن حلال هاى خداوند
و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 121 - 4
4 - آرزو هاى شيطانى ، تحريم حلال هاى الهى و تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات ، از عوامل ورود به جهنم
لامنينهم و الامرنهم فليبتكن ءإذان الانعم . .. أولئك ماويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 12،14
12 - تحريم طيبات بر تمامى يهود - كافر و مؤمن - و عذاب قيامت تنها از آن كافران ايشان
حرّمنا عليهم الطيبت . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
با توجه به جمله «اعتدنا للكفرين منهم» و جمله «حرمنا عليهم الطيبت» كه در يكى كلمه «منهم» آمده و در ديگرى نيامده، معلوم مى شود براى همه يهوديان - چه كافر و چه مؤمن - طيبات تحريم شده ولى عذاب قيامت، تنها از آن كافران ايشان است.
14 - آلوده شدن گروهى از يهوديان به گناه ، موجب تحريم طيبات الهى بر تمامى آنان
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 4،13
4 - مؤمنان نبايستى مواهب پاكيزه و حلال الهى را با قسم و امثال آن بر خويش تحريم كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
با توجه به ارتباط اين بخش از آيات و بيان احكام قسم در آيه 89 مى توان گفت مراد از «لاتحرموا . ..» نهى از تحريم طيبات به وسيله قسم و امثال آن است گفتنى است كه بر اين مبنا مراد از تحريم، تحريم حقيقى و واقعى (حرام كردن) خواهد بود.
13 - تحريم حلال ها و تغيير احكام الهى تجاوز به حدود و قوانين خداوند است .
لاتحرموا . .. و لاتعتدوا
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و لاتعتدوا» تأكيد و تفسيرى براى جمله - «لاتحرموا . ..» - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 10
10 - تحريم مواهب خدادادى بر خويش و يا ديگران و بهره نجستن از آنها خلاف تقواست .
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
امر به تقوا پس از تصريح به اباحه مواهب خدادادى و نهى از تحريم حلالها مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر اعتقاد و يا التزام عملى بر خلاف اين احكام باشد، به دور از تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 17
17 - حرام شمردن زينتها و روزيهاى حلال و پاكيزه، افترا بر خداوند است.
قل من حرم زينة الله . .. أن تقولوا على الله ما لا تعلمون
از مصاديق مورد نظر براى افترا، به قرينه آيه قبل، تحريم زينتها و روزيهاى پاكيزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : « و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;
به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 59 - 6
6 - حرام كردن حلال خدا بى اذن او ، افترا و بدعت است .
فجعلتم منه حراماً . .. قل ءاللّه أذن لكم أم على اللّه تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 2،10
2 - تحريم حلال و تحليل حرام ، افترا و دروغ بستن به خداوند است .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب
10 - تحريم حلال خدا ، ناسپاسى در برابر فضل اوست .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. إن اللّه لذو فضل على الناس و لكن أكثرهم لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 11
11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى : « يا أيّها النبىّ لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك » قال : إطّلعَتْ عائشةُ و حفصة على النبىّ و هو مع مارية فقال النبىّ (صلی الله علیه و آله) : و اللّه ما أقربُها ، فأمره اللّهُ أن يكفّرَ [ عن ] يمينه ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند تعالى: «يا أيّها النبىّ لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك» روايت شده كه فرمود: عايشه و حفصه بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ظاهر شدند در حالى كه آن حضرت با ماريه بود. پس فرمود: به خدا سوگند با او نزديك نمى شوم. پس خداوند او را امر كرد تا براى سوگند خود كفّاره دهد [و حلال خدا را با قسم بر خود حرام نكند]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 1،2
1 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكستن سوگند خود درباره محروم شدن از عملى مباح و حلال ، براى جلب رضايت همسران خود
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم
2 - سوگند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر محروم كردن خود از عملى مباح و حلال ، به خاطر جلب رضايت برخى از همسران
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 11
11- اعراض از تشكيل خانواده ، فرزنددارى ، تعاون اجتماعى و بهرهورى از روزى هاى حلال الهى ، شيوه اى باطل و نادرست است . *
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا . .. أفبالبطل يؤمنون
بدان احتمال كه "و الله جعل لكم. .." در مقام بيان ارزش دادن به موضوع همسرى و ... باشد و در پايان بيان اعتراض آميز "أفبالباطل يؤمنون" در ردّ كسانى باشد كه از پذيرش اين ارزشها روى گردانند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 2،3
2 - جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).
3 - خداوند گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند) را روزى انسان قرار داده است.
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 2
2 - حرمت بدعت در دين و تغيير حلال و حرام هاى الهى
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا
بدان احتمال كه تحريم حلال، به معناى حرام دانستن حلالهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 3،5
3 - جواز بهره گيرى از روزى ها و امكانات مشروط به حلال و طيب بودن آنها است .
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «مما رزقكم . ..» مفعول براى «كلوا» و «حللا طيباً» حال براى «رزقكم اللّه» باشد يعنى از امكانات خدادادى استفاده كنيد در صورتى كه حلال و طيب باشد.
5 - رزق و روزى هاى الهى ، امكاناتى پاكيزه و حلال براى انسانها
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً
«حللا طيباً» مى تواند مفعول براى «كلوا»باشد و «من» در «مما رزقكم الله» بيان براى «حللا طيباً» و مى تواند توضيحى براى «ما رزقكم اللّه» گرفته شود. در هر صورت رساى به مطلب فوق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 8
8- طهارت مولد از جمله شرايط احراز مقام نبوت است .
قال . .. و جعلنى نبيًّا
گرچه سخن گفتن عيسى(ع) خود معجزه اى براى اثبات طهارت مريم(س) بود; ولى در مفاد جملات نيز نوعى استدلال وجود دارد و آن اين كه من پيامبرم و متولد از حرام نمى تواند پيامبر باشد، پس من طهارت مولد دارم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 11
11 - حكم خداوند مبنى بر شكستن سوگند درباره محروميت از مباحات و حلال ها ، عالمانه و حكيمانه بوده و در جهت مصالح و منافع انسان ها است .
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم . .. و هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 14
14 - وجود حيوانات حلال گوشت در ميان حيوانات وحشى
و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم اللّه فكلوا مما امسكن
چون سگ و ديگر درندگان را براى شكار حيوانات وحشى به كار مى گيرند، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 1
1 - پرسش مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره خوردنيهايى كه بر آنان حلال است .
يسئلونك ماذا احل لهم قل احل لكم الطيبت
فرازهاى بعدى آيه همانند «فكلوا»، نشان مى دهد كه سؤال درباره خوردنيهاى حلال بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 5
5 - شكار حيوان هاى دريايى در صورتى جايز است كه به منظور بهره گيرى شكار شوند نه به خاطر تفريح و امثال آن
احل لكم صيد البحر و طعامه متعاً لكم و للسيارة
چنانچه متاعاً مفعول له باشد بيانگر علت تجويز صيد و طعام بوده و در نتيجه حكم حليت دائر مدار آن مى باشد بنابراين شكار دريائى تنها در صورت تمتع و بهرهورى مجاز شمرده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 2
2 - خوردن ذبيحه اى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده شده، مجاز است.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 2
2 - جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 5
5- اصل و قاعده اوليه در تمام خوراكى ها ، حلال بودن آنهاست .
فكلوا . .. حللاً طيبًا ... إنما حرّم عليكم الميتة ... و ما أهلّ لغير الله به
اطلاق «كلوا» و حصر مستفاد از «إنما حرم» مفيد مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 15
15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت
على ما رزقهم من بهيمة الأنعم فكلوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 72 - 6
6 - بخش زيادى از اجزاى بدن شتر ، گاو و گوسفند قابل خوردن است ; نه همه آنها .
و منها يأكلون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «من» در «منها» براى تبعيض و ناظر به بعضيت در اجزاء باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 1
1 - شتر ، گاو و گوسفند - علاوه بر خوردن و سوار شدن - داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .
فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 79 - 5
5 - جواز خوردن گوشت شتر ، گاو و گوسفند
الأنعم . .. و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 4
4- خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش
يقوم . .. بقيّت الله خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 3،4
3- تنها اهل ايمان ، نيكويى منافع حلال و عادلانه و نادرست بودن منافع حرام و ظالمانه را باور خواهند كرد .
بقيّت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين
چون خير بودن منافع حلال و عادلانه مشروط به ايمان نيست; يعنى، چه جامعه مؤمن باشد و چه نباشد، قسط و عدالت براى آنان خير است، گفته شده «إن كنتم مؤمنين» شرطِ باور كردن و فهميدن است; يعنى، اگر مؤمن شويد، مى فهميد كه منافع حلال خير است و گرنه باور نخواهيد كرد.
4- خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش
يقوم . .. بقيّت الله خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 11،12
11 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) : الربا رباءان : أحدهما حلال و الآخر حرام . فأمّا الحلال فهو أن يقرض الرجل أخاه قرضاً طمعاً أن يزيده و يعوضه بأكثر ممّا يأخذه بلاشرط بينهما فإن أعطاه أكثر ممّا أخذه ، على غير شرط بينهما ، فهو مباح له و ليس له عنداللّه ثواب فيما أقرضه و هو قوله « فلايربوا عنداللّه » . . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: ربا، بر دو قسم است: يكى، حلال و ديگرى، حرام است; رباى حلال، آن است كه كسى، به برادرش قرض دهد در حالى كه اميد دارد بيشتر از آنچه قرض داده، به او برگرداند، ولى هيچ گونه شرط زياده نكرده باشد. در اين صورت اگر قرض گيرنده چيزى بيشتر از آنچه گرفته است، به قرض دهنده بدهد، مباح است، ولى هيچ گونه پاداشى نزد خداوند، در قرضى كه داده، براى او نيست. اين همان سخن خداوند است كه: فلايربوا عنداللّه...».
12 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : الربا رباءان : رباء يؤكل و رباء لايؤكل . فأما الذى يؤكل فهديتك إلى الرجل تطلب منه الثواب أفضل منها فذلك الربا الذى يؤكل و هو قوله عزّوجلّ « و ما ءاتيتم من رباً ليربوا فى أموال الناس فلايربوا عنداللّه » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه ربا، دو قسم است: ربايى كه خوردن آن جايز است، و ربايى كه خوردن اش جايز نيست. آن ربايى كه خوردن اش جايز است، هديه اى است كه به كسى مى دهى و انتظار دارى كه او بيشتر از آن را به تو بدهد. اين، اضافه اى كه دريافت مى كنى، ربايى است كه خوردن آن جايز است و اين است قول خداى عزّوجلّ كه مى فرمايد: و ما ءاتيتم من رباً ليربوا فى أموال الناس فلايربوا عنداللّه...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 8
8- تنها روزى هاى حلال و پسنديده ، روزى مقدر و خدادادى است ، نه روزى هاى حرام و ناپسند .
و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا
از اينكه خداوند روزى خويش را (رزقناه) به روزى حسن و پسنديده مقيد ساخته است (رزقاً حسناً) مى توان به اين برداشت دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 12
12- تنها خوراكى هاى حلال و مطابق با طبع آدمى ، روزى خداوند براى آدميان است نه روزى هاى حرام و ناپاك
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيبًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «حلالاً طيبّاً» حال مؤكده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 6،17
6 - خداوند ، خواهان بهرهورى انسان ها ، از روزى هاى حلال و اجتناب از حرام خوارى است .
يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «طيّب» در لغت به معناى حلال به كار رود.
17 - « أبان بن تغلب قال : سألت جعفربن محمد ( ع ) عن قول اللّه - عزّ ذكره - : « ياأيّها الرسل كلوا من الطّيّبات ، قال : الرزق الحلال ;
ابان بن تغلب گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند - عزّ ذكره - «يا أيّها الرسل كلوا من الطّيّبات» سؤال كردم، فرمود: [مراد] روزى حلال است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 13
13- روزيهايى كه در تهيه آن ظلم و اجحاف نشود و در فراهم كردن آن عدل و انصاف رعايت گردد ، از نظر اديان الهى روزى حلال و نيكوست .
و رزقنى منه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 12
12- شعيب ( ع ) ، على رغم آلودگى جامعه اش به حرام خوارى ، از روزى حلال و نيكو بهره مند بود .
يقوم أوفوا المكيال و الميزان . .. و رزقنى منه رزقًا حسنًا
از اينكه شعيب(ع) مبادلات و معاملات مردم مدين را ظالمانه خواند و آن گونه درآمدها را ناپسند شمرد و سپس فرمود: من از روزى نيكو برخوردار هستم ، مى توان اين احتمال را موجّه دانست كه مراد از «رزقاً حسناً» روزيهاى مادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 18
18 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « ياأيّهاالرسل كلوا من الطّيّبات » ( الآية ) قال : ذاك عيسى بن مريم يأكل من غزل أُمّه ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «يا أيّها الرسل. ..» روايت شده است كه فرمود: يكى از پيامبران - كه از طيبات مى خورد - عيسى بن مريم است. او از دستمزد نخ ريسى مادرش ارتزاق مى كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 9
9 - رباخوارى و تصرف نابحق يهوديان در اموال مردم ، موجب تحريم برخى از حلال هاى پاكيزه بر ايشان
حرّمنا عليهم . .. و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أكلهم أمول الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 7
7 - جلب رضايت زنان ، نبايد منجر به محروميت همسران از مباحات و حلال هاى الهى شود .
لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 2
2 - تحريم كنندگان زيباييها و زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه، مورد نكوهش و توبيخ خداوند هستند.
قل من حرم . .. والطيبت من الرزق
استفهام در جمله «من حرم . ..» استفهام انكار توبيخى است. يعنى خداوند علاوه بر اين كه تحريم طيبات را صحيح نمى داند، تحريم كننده را نيز سرزنش مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 6
6 - محروم ساختن خويش از مباحات و حلال هاى الهى ، براى جلب رضايت ديگران ، عملى ناپسند و شايسته سرزنش
لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 3،5
3 - مقرر شدن شكستن سوگند بر محروميت از مباحات و حلال هاى شرعى ، با دادن كفّاره
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم
5 - وجود سنّت سوگند بر ترك برخى از حلال ها و مباحات در ميان مردم صدراسلام و پيش از آن
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 22،34
22 - حليت شكار درندگان شكارى ، هر چند درندگان شكارى به هنگام شكار از آن تناول كنند . *
فكلوا مما امسكن عليكم
بنابراين احتمال كه مراد از «مما امسكن عليكم»، مقدارى باشد كه حيوان شكارى براى صياد نگه داشته در مقابل مقدارى كه خود تا رسيدن صياد از آن تناول كرده است.
34 - حليت صيد يوزپلنگ تعليم ديده
احل . .. و ما علمتم من الجوارح مكلبين
از امام صادق(ع) روايت شده: الفهد مما قال اللّه «مكلبين».
تفسير عياشى، ج 1، ص 295، ح 34; تفسير برهان، ج 1، ص 448، ح 16.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 7
7 - حليت غذاى مسلمانان براى اهل كتاب در قوانين آنان *
و طعامكم حل لهم
بنابر اينكه جمله «طعامكم حل لهم» اخبار از حكمى در شريعت آنان باشد. يعنى آنان در كتاب خود، دليلى بر حرمت غذاى شما مسلمانان ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 2
2 - اظهار ناخرسندى خداوند ، از اين كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خود را از عملى مباح و حلال ، به خاطر جلب رضايت برخى از همسران خويش ، محروم كرده بود .
يأيّها النبىّ لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 16
16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده اند، پس آنان رستگار گشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 59 - 5
5 - خداوند ، مشركان را - كه از پيش خود و بى اذن او ، بخشى از رزق حلال را بر خود حرام كرده بودند - مورد ملامت و سرزنش
قرار داد .
قل أرءيتم ما أنزل اللّه . .. فجعلتم منه حراماً و حللا قل ءاللّه أذن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 3
3 - پاكى و ناپاكى از جمله ملاك هاى حرمت و حليت اشياء
لايستوى الخبيث و الطيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 13
13- روزيهايى كه در تهيه آن ظلم و اجحاف نشود و در فراهم كردن آن عدل و انصاف رعايت گردد ، از نظر اديان الهى روزى حلال و نيكوست .
و رزقنى منه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 1،2
1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .
بقيّت الله خير لكم
سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.
2- منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .
بقيّت الله خير لكم
برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 15
15- روزى هاى حلال و نيكو از ناحيه خداوند است و فراهم آوردن آن ، به توفيق او مى باشد .
و رزقنى منه رزقًا حسنًا
برداشت فوق با توجه به «منه، از ناحيه خدا» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 6
6 - محروم ساختن خويش از مباحات و حلال هاى الهى ، براى جلب رضايت ديگران ، عملى ناپسند و شايسته سرزنش
لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 11
11- روزى هاى حلال و دلپذير ، از نعمت هاى شايان شكرگزارى است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 14
14 - وجود حيوانات حلال گوشت در ميان حيوانات وحشى
و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم اللّه فكلوا مما امسكن
چون سگ و ديگر درندگان را براى شكار حيوانات وحشى به كار مى گيرند، برداشت فوق به دست مى آيد.
{حلال ها}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 17
17 - هر چيز طيب و پاكيزه ، حلال و هر چيز خبيث و ناپاك ، حرام است .
و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 1
1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .
بقيّت الله خير لكم
سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8،9
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
9 - استفاده از گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، به جز در مواردى كه از سوى خدا تحريم شده ، حلال و جايز است .
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 2
2 - ارزش حلال ها و حرام ها غير قابل مقايسه با يكديگر
قل لايستوى الخبيث و الطيب
برخى به قرينه آيات گذشته حرامها را مصداق مورد نظر براى خبيث و حلالها را مصداق طيب دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 15
15 - رعايت حلال ها و حرام هاى الهى ، تقواپيشگى است .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه مصداق مورد نظر از خبث و طيب - به قرينه آيات گذشته - حلالها و حرامهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 7
7 - آنچه خداوند حلال كرده پاكيزه و گواراست .
لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
طيب به معناى چيزى است كه خوشايند آدمى باشد و اضافه طيبات به «ما احل اللّه»، اضافه بيانيه است يعنى «ما احل . .» تفسيرى براى طيبات مى باشد. گويا سؤال مى شود طيبات چيست؟ در پاسخ گفته مى شود، آنچه خداوند حلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 10
10- تراشيدن سر و كوتاه كردن مو و ناخن ، از اعمال مراسم عمره
لتدخلنّ المسجد الحرام . .. محلّقين رءوسكم و مقصّرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 2
2- رؤياى پيامبر ، نمايانگر ورود مسلمانان به مسجدالحرام با امنيت و سر تراشيدن و كوتاه كردن مو
لقد صدق اللّه رسوله الرءيا بالحقّ لتدخلنّ المسجد الحرام إن شاء اللّه ءامنين محلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 19
19- عن علىّ ( ع ) . . . قال اللّه تعالى « . . .محلّقين رءوسكم و مقصّرين » فبدأ بالحلق و هو أفضل ;
از على(ع) روايت شده كه خداى تعالى فرمود: «. .. محلّقين رءوسكم و مقصّرين» سر تراشيدن را اول ذكر كرد [و تقصير را بعد] و سرتراشيدن، [از تقصير ]افضل است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 4
4 - تأمين نيازمندى هاى جامعه ايمانى و خويشتن دارى و گذشت در برخورد هاى اجتماعى ، از ويژگى هاى اهل تقوا
اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون ... و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 4
4- بردبارى ابراهيم ( ع ) و تأسفش بر مشكلات مردم و اعتقاد راسخش به خداوند ، برانگيزنده او به شفاعت درباره قوم لوط
يجدلنا فى قوم لوط. إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جمله «إن إبراهيم . ..» بيانگر علّت مجادله ابراهيم(ع) درباره قوم لوط و دفاع او از ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 3
3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 15
15- تحمل سخنان ناروا و سخيف مشركان درباره خداوند ، ناشى از بردبارى و آمرزندگى خداست .
إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا ... إنه
ذكر «إنه كان حليماً غفوراً»، پس از بيان سخنان نارواى مشركان درباره خداوند، به اين معنا اشعار دارد كه آن سخنان، شايسته واكنش و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، آنها را تحمل مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 1
1 - سپاسدارى ، بردبارى ، آگاهى از نهان و آشكار ، عزّت و حكمت خداوند ، مقتضى تقواپيشگى ، حرف شنوى ، فرمان برى و انفاق در راه او است .
فاتّقوا اللّه . .. اسمعوا و أطيعوا و أنفقوا ... و اللّه شكور حليم ... العزيز الح
برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه ميان ذكر اوصاف خداوند در دو آيه پايانى، با فرمان الهى به تقواپيشگى، فرمان برى و انفاق، ارتباط وجود دارد. اين مطلب مى تواند اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 7
7 - حلم و بردبارى ، از اوصاف برجسته و ارزشمند براى نوجوانان
فبشّرنه بغلم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 5
5- بردبارى ، تأسف و تأثر بر مشكلات مردم و توجّه داشتن به خدا و درخواست حاجت ها از او ، صفات و خصلتهايى نيكو و پسنديده است .
إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 114 - 15،18
15 - ابراهيم ( ع ) ، اهل دعا و نيايش بسيار و شخصيتى حليم و بردبار بود .
إن إبرهيم لأوّه حليم
در روايتى از امام باقر(ع) نقل شده كه حضرت فرمودند: «لأوّاه الدعاء»: يعنى اوّاه كسى است كه بسيار دعا و نيايش كند.
18 - بردبارى و شكيبايى ابراهيم ( ع ) در راه هدايت مردم و انجام تكاليف الهى
إن إبرهيم لأوّه حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 1
1- ابراهيم ( ع ) ، پيامبرى بردبار كه هرگز در مؤاخذه خطاكاران تعجيل نمى كرد .
إن إبرهيم لحليم
علل الشرايع، ص 550، ح 4، ب 340; نورالثقلين، ج 2، ص384، ح165.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 15
15- شدت بردبارى حضرت ابراهيم ( ع ) در برخورد با مخالفان خويش
و من عصانى فإنك غفور رحيم
اينكه حضرت ابراهيم(ع) تكليف مخالفان خود را به خدا واگذاشته و او را با صفت غفران و رحمت ياد كرده است، بيانگر شدت بردبارى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 6
6 - حلم و بردبارى ، برجسته ترين صفت اسماعيل ( فرزندِ بشارت داده شده به ابراهيم ( ع ) )
فبشّرنه بغلم حليم
توصيف «غلام» به «حليم»، به جاى هر صفت پسنديده ديگرى، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 225 - 8
8 - عدم مؤاخذه بر سوگند هاى لغو ، جلوه اى از مغفرت و حِلم پروردگار
لا يؤاخذكم اللّه باللغو فى ايمانكم . .. و اللّه غفور حليم
ظاهراً مغفرت و حلم خدا مربوط به «لا يؤاخذ» است; نه «يؤاخذكم». چون مغفرت با عدم مؤاخذه مناسب است; نه با مؤاخذه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 18
18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 13
13 - لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *
قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم
بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 4
4 - تأمين نيازمندى هاى جامعه ايمانى و خويشتن دارى و گذشت در برخورد هاى اجتماعى ، از ويژگى هاى اهل تقوا
اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون ... و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 7
7 - حلم و بردبارى ، از اوصاف برجسته و ارزشمند براى نوجوانان
فبشّرنه بغلم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 8،9
8 - حلم و بردبارى ، برجسته ترين نشانه صالح بودن فرزندان
ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ابراهيم(ع) از خداوند، فرزندى صالح درخواست كرده بود و خداوند در پاسخ فرمود: به تو فرزندى حليم و بردبار عطا مى كنم. ذكر اين خصوصيت در واقع بيانگر ويژگى صالح بودن فرزند است.
9 - حلم و بردبارى ، از ويژگى هاى انسان هاى صالح
ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 9،10
9- يوسف ( ع ) در برابر سخن ناحق برادرانش ( مطرح كردن سرقت دروغين او ) از خود دفاع نكرد .
فأسرّها يوسف فى نفسه و لم يبدها لهم
ضمير «ها» در «أسرّها» و «لم يبدها» به حقيقت و واقعيت ماجرايى كه برادران يوسف با جمله «فقد سرق أخ» مطرح ساختند، باز مى گردد. بنابراين «فأسرّها ...» ; يعنى، يوسف(ع) حقيقت و واقعيت آن ماجرا را در نفس خويش نهان ساخت و از ابراز آن خوددارى كرد.
10- يوسف ( ع ) بهره مند از سيطره بر خويشتن و برخوردار از حلم و بردبارى
فأسرّها يوسف فى نفسه و لم يبدها لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 24
24 - صبر و شكيبايى اسماعيل ( ع ) در داستان ذبح شدنش به دست پدر ، نشانه حلم و بردبارى او است .
فبشّرنه بغلم حليم . .. يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين
از ارتباط ميان وصف شدن اسماعيل(ع) به حلم و بردبارى از سوى خداوند و مسأله شناساندن خود به عنوان فردى صابر و شكيبا،
مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 103 - 4
4 - تسليم اسماعيل ( ع ) در برابر فرمان ذبح شدن ، نشانه حلم و بردبارى او است .
فبشّرنه بغلم حليم . .. فلمّا أسلما و تلّه للجبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 5
5 - تداوم نظم كنونى جهان و ادامه حيات در آن ، جلوه اى از حلم و غفران الهى
إنّ اللّه يمسك السموت . .. إنّه كان حليمًا غفورًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «إنّه كان حليماً غفوراً» در مقام تعليل براى جملات پيشين است; يعنى، خداوند آسمان ها و زمين را از فروپاشى حفظ مى كند; زيرا او نسبت به بندگانش بردبار و آمرزنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 9
9 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه قدرشناسى ، سپاسدارى و حلم خداوند است .
إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه لكم و يغفر لكم و اللّه شكور حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 6
6 - حليت، قانون اولى و اصل كلى در بهره گيرى از زينتها، خوراكيها و نوشيدنيهاست.
قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده
استفهام انكارى در «من حرم . ..» دلالت مى كند بر اين كه اگر دليلى براى حرمت اشياى ذكر شده يافت نشد، بايد آنها را حلال دانست و منتظر دليل خاص نبود، و اين معناى اصل كلى و قانون اولى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 4
4 - حرام ها و حلال هاى الهى ( همانند حليت چهارپايان و حرمت صيد در حال احرام ) ، از شعاير الهى است . *
أحلت لكم بهيمة الانعم . .. لاتحلوا شعر اللّه
از مصاديق شعاير الهى، با توجه به آيه قبل، حلالها و حرامهاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 6
6 - حليت، قانون اولى و اصل كلى در بهره گيرى از زينتها، خوراكيها و نوشيدنيهاست.
قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده
استفهام انكارى در «من حرم . ..» دلالت مى كند بر اين كه اگر دليلى براى حرمت اشياى ذكر شده يافت نشد، بايد آنها را حلال دانست و منتظر دليل خاص نبود، و اين معناى اصل كلى و قانون اولى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 19،20،21،22،23
19 - هبه كردن زنان مؤمن ، خودشان را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مباح و جايز است .
إنّا أحللنا لك . .. و امرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبىّ
20 - در صورتى كه زنى مؤمن ، خود را ، بدون صداق بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هبه مى كرد ، او براى آن حضرت حلال و مباح بود .
إنّا أحللنا لك . .. و امرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبىّ
21 - هبه كردن زنى ، خود را براى همسرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حكمى ويژه آن حضرت است و هيچ مؤمنى ، مشمول آن نمى شود .
و امرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبىّ . .. خالصة لك من دون المؤمنين
22 - مباح و حلال شدن زنى كه خود را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هبه كرده ، در صورتى است كه آن حضرت ، او را بپذيرد .
و امرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبىّ إن أراد النبىّ أن يستنكحها
23 - تنها زنان مؤمن مى توانند خود را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هبه كنند .
و امرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبىّ إن أراد النبىّ أن يستنكحها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 6
6 - حليت، قانون اولى و اصل كلى در بهره گيرى از زينتها، خوراكيها و نوشيدنيهاست.
قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده
استفهام انكارى در «من حرم . ..» دلالت مى كند بر اين كه اگر دليلى براى حرمت اشياى ذكر شده يافت نشد، بايد آنها را حلال دانست و منتظر دليل خاص نبود، و اين معناى اصل كلى و قانون اولى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 11
11 - زينتها و روزيهاى پاكيزه بيرون از دايره محرومات الهى (كردار زشت و . .. )
قل من حرم زينة الله . .. قل إنما حرم ربى الفوحش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 3
3 - خوردن طيبات ( چيز هاى پاكيزه و ملايم با طبع ) حلال است .
قل احل لكم الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 16،17،18
16 - حكم به حلّيت همه پاكيزه ها و تحريم همه ناپاكى ها ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .
و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
17 - هر چيز طيب و پاكيزه ، حلال و هر چيز خبيث و ناپاك ، حرام است .
و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
18 - امر به معروف و نهى از منكر ، حلال دانستن پاكيزه ها و حرام شمردن ناپاكى ها ، از علامت هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر اسلام
الذى يجدونه . .. يأمرهم بالمعروف ... و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
جمله هاى «يأمرهم و . .. » حال براى ضمير مفعولى در «يجدونه» است و لذا مى رساند كه مفاد اين جمله ها به عنوان صفات پيامبر موعود در تورات و انجيل بيان شده است. بر اين اساس مى توان گفت كه از اهداف بيان اين ويژگيها در تورات و انجيل، راهنمايى اهل كتاب است به امورى كه بايد در شناسايى پيامبر موعود در نظر داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 1،11
1 - غنيمت هاى به دست آمده از دشمنان دين ، حلال و بهرهورى از آنها جايز است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
11 - حكم الهى بر حليت غنايم و فديه ها ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است .
فكلوا . .. إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 2،11
2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.
11 - حكم الهى بر حليت غنايم و فديه ها ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است .
فكلوا . .. إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 10
10 - بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) غير از همسران تعيين شده ، تنها كنيز ، حلال و مباح بود .
لايحلّ لك النساء من بعد . .. إلاّ ما ملكت يمينك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 5،14
5 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان و ساير بهره بردارى ها از آن
أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم
«بهيمه» اسم است براى هر حيوان چهارپاى صحرايى و يا دريايى (مجمع البيان). و «انعام» به گاو و شتر و گوسفند گفته مى شود. (مفردات راغب). و اضافه «بهيمه» به «انعام»، اضافه بيانيه است. قابل ذكر است كه چون حليت به خود بهيمه تعلق گرفته نه به خصوص خوردن از گوشت آنها، معلوم مى شود علاوه بر استفاده خوراكى، ساير بهره برداريها نيز مورد نظر مى باشد.
14 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان
اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 15
15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت
على ما رزقهم من بهيمة الأنعم فكلوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 14
14 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان
اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 2
2 - جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 15
15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت
على ما رزقهم من بهيمة الأنعم فكلوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8،9
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
9 - استفاده از گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، به جز در مواردى كه از سوى خدا تحريم شده ، حلال و جايز است .
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 14
14 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان
اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 2
2 - جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 2
2 - استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.
و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 15
15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت
على ما رزقهم من بهيمة الأنعم فكلوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8،9
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
9 - استفاده از گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، به جز در مواردى كه از سوى خدا تحريم شده ، حلال و جايز است .
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 14
14 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان
اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 2
2 - جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)
و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله
«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 143 - 2
2 - حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها
من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 15
15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت
على ما رزقهم من بهيمة الأنعم فكلوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 8،9
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت
و أُحلّت لكم الأنعم
«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.
9 - استفاده از گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، به جز در مواردى كه از سوى خدا تحريم شده ، حلال و جايز است .
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 9
9 - حكم به حليّت بيع ( معاملات غير ربوى ) و حُرمَت ربا ( معاملات ربوى ) ، از جانب خداوند
و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 14
14- ملاك و معيار خوردنى هاى مجاز ، مطابق با طبع و ذائقه طبيعى انسان و حلال شرعى بودن است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيبًا
برداشت فوق، بر اين اساس است كه آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (إنما حرّم عليكم الميتة . ..) - درصدد بيان قلمرو خوردنيهاى مجاز و غير مجاز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 1
1 - بردن نام خدا به هنگام ذبح حيوان، شرط حليت خوردن آن است.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه
جمله «مما ذكر اسم . ..» گرچه بيان اباحه خوردن از گوشتى است كه نام خدا به هنگام ذبح آن برده شده، در عين حال مى تواند ارشاد به شرط بودن «تسمية» هنگام ذبح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 7،17
7 - واكنش شديد مشركان مكه در قبال احكام ذبيحه و شرايط حليت آن در اسلام
فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا ... و ذروا ظهر الإثم ... و لا تأ
از تأكيد خداوند بر اين حكم استفاده مى شود كه مشركان در قبال آن واكنش شديدى نشان مى دادند.
17 - محمّد بن مسلم قال: سألت أبا جعفر(ع) عن الرجل يذبح و لا يسمى؟ ق---ال: ان كان ناسيا فلا بأس إذا كان مسلما . .. .
محمّد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) درباره كسى كه هنگام ذبح، نام خدا را نمى برد پرسيدم، فرمود: اگر مسلمان باشد و نام خدا را از روى فراموشى ذكر نكند، مانعى ندارد . .. . مفاد روايت تخصيص از حكم در آيه شريفه «و لاتأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه»، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 17،23
17 - صيد درندگان شكارى در صورتى حلال است كه همانند سگان شكارى تعليم ديده ، عمل كنند .
و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن
«مكلبين» جمع «مكلب» (تعليم دهنده سگان)، حال براى فاعل «علمتم» است و معناى تشبيه را افاده مى كند، بنابراين معناى آيه چنين مى شود: شكار درندگانى كه آنها را همانند سگان شكارى تعليم داده ايد، حلال است.
23 - صيد سگ شكارى و ديگر درندگان تعليم ديده در صورتى حلال است كه از جانب صياد روانه شكار شود ، نه سرخود و بدون فرمان .
فكلوا مما امسكن عليكم
كلمه «عليكم» جواز استفاده را مشروط به اين مى كند كه درنده شكارى، شكار را براى صياد گرفته باشد نه براى خود. و اين در صورتى است كه حيوان شكارى به اشاره و فرمان صياد به سوى شكار رود، نه سرخود و بدون فرمان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 14
14 - توالد و تناسل از حكمت هاى حليت آميزش و ترغيب نمودن خداوند به آن
فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم
مفسران بر آنند كه مقصود از «ما كتب . ..» فرزند است. بنابراين جمله «فالآن ...»; يعنى، با همسران خويش آميزش كنيد و در پى چيزى (فرزندانى) باشيد كه خداوند براى شما مقرر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 3
3- پاكيزگى و دلپذير بودن ، راز و حكمت حليت روزى هاى حلال
فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيّبًا
در برداشت فوق «حلالاً» مفعولٌ به براى «فكلوا» و «طيّباً» صفت توضيحى براى آن است; يعنى، تنها روزيهاى حلال و مشروع قابل خوردن است و اين روزى حلال، همان روزى طيب و دلپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 7
7 - اصل حليت، جز در مواردى كه دليلى بر حرمت اقامه شود، جارى است. *
و ما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه و قد فصل لكم ما حرم عليكم
به احتمال اينكه مراد از «ما حرم» تمامى محرمات باشد، اعم از خوردنيها و غير خوردنيها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 24
24 - عن أبى عبدالله(ع) فى قول الله عزو جل: «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» قال: الباغى الذى يخرج على الإمام و العادى الذى يقطع الطريق لايحل لهما الميتة.
از امام صادق(ع) درباره آيه «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» روايت شده است: مراد از «باغى» كسى است كه عليه امام قيام كند. و
منظور از «عادى»، راهزن است. براى اين دو (در حال اضطرار)، مردار حلال نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 4
4 - پاكيزگى و سازگارى خوردنى ها با طبع ، ملاكى در حليت آنها
احل لكم الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 2
2 - ملاك حليت اشيا ، پاكيزگى و سازگارى آنها با طبع است .
اليوم احل لكم الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 6
6 - توجه مبلغان دينى به حضور حمايت و لطف الهى ، مايه شكيبايى آنان بر مشكلات راه
و اصبر . .. فإنّك بأعيننا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلغ وحى مورد هجوم كافران، قرار گرفته و خداوند براى پايدارى بخشيدن به او نظارت و حمايت خويش را به آن حضرت يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 11 - 4
4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند
دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكفرين لا مولى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 16
16 - ايجاد وحشت در قلب كافران ، از ابزار الهى در حمايت از جهادگران مسلمان
هو الذى أخرج . .. و قذف فى قلوبهم الرعب
از اين كه خداوند، پس از بيان شكست يهود - به رغم برخوردارى آنان از تجهيزات و استحكامات - موضوع ايجاد وحشت را مطرح كرده است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 6
6 - خداوند ، پشتيبان و حامى مؤمنان ، در برابر مكر و نيرنگ منافقان
إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم
بنابر اينكه مراد از مكر با خداوند، مكر با مؤمنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 10 - 11
11 - توكل و اعتماد به خداوند ، شرط بهره مند شدن از حمايت و يارى او است .
و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 11
11 - ناباورى به حمايت خدا از متوكلان ، نشانه بيماردلى و ضعف ايمان است .
إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. فإن اللّه عزيز حكيم
برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 9
9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او
يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه
«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 30 - 3
3 - شمول رحمت و حمايت خداوند ، نسبت به اهل ايمان و عمل صالح ، پس از حسابرسى آنان
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملواالصلحت فيدخلهم ربّهم ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 1
1- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ارائه رهنمود به آن حضرت در قبال تشكيك كافران
أم يقولون افتريه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 5 - 1
1- شهيدان در همه مراحل پس از شهادت ، برخوردار از هدايت و حمايت خداوند
سيهديهم و يصلح بالهم
ضمير «هم» به «الذين قتلوا فى سبيل اللّه» بازمى گردد. «بال» در «بالهم» يا به معناى شأن و أمر (مفرد اُمور) و يا قلب است. برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 12
12- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال عداوتورزى كافران
إنّ الذين كفروا . .. و شاقّوا الرسول ... و سيحبط أعملهم
تعبير «و سيحبط أعمالهم»، مى تواند هم به معناى عقيم ساختن توطئه هاى كافران و هم به معناى پوچ ساختن اعمال به ظاهر نيك آنان باشد. در هر دو صورت، از اين موضع گيرى شديد، حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 7
7 - خداوند ، حامى و يارى دهنده بيعت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى
إنّ الذين يبايعونك . .. يد اللّه فوق أيديهم
برداشت بالا بر اين اساس است كه تعبير «يد اللّه. ..» در مقام تأييد و تشويق و دلجويى باشد; يعنى، اى بيعت كنندگان با پيامبر! شما با خدا بيعت كرده ايد و از حمايت او برخوردار خواهيد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 35 - 5
5 - خداوند ، خود متكفل حمايت از مؤمنان است .
فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين
با توجه به اين كه فرشتگان عذاب، مأموريت خود را در نزول عذاب با فعل مجهول بيان داشته اند (إنّا اُرسلنا); ولى خداوند در اين آيه نجات مؤمنان را به خود نسبت داده است. اين تفاوت مى تواند در جهت توجه دادن مؤمنان به حمايت ويژه الهى از ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پرتو ربوبيت ويژه الهى و در منظر عنايت و حمايت او
و اصبر لحكم ربّك فإنّك بأعيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 6
6 - اهل عبادت براى خداوند ، برخوردار از حمايت هاى او در مراحل هولناك قيامت
ليس لها من دون اللّه كاشفة . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا
چنانچه «كاشفة» در آيات پيشين، به معناى گشاينده سختى ها باشد، از ارتباط اين آيه با «ليس لها. ..» مى توان به مطلب بالا پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 2،3
2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *
تجرى بأعيننا
در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» - پس از «حملناه على ذات. ..» - بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.
3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش
تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر
مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 37 - 6
6 - حمايت خداوند از لوط ( ع ) و ميهمانان آن حضرت در برابر بدخواهى هاى قومش
و لقد رودوه عن ضيفه فطمسنا أعينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 10 - 10
10 - خداوند ، حامى مؤمنان در برابر توطئه هاى شيطانى منافقان
و ليس بضارّهم . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 3
3 - خداوند ، پيامبران خود را با تضمين پيروزى آنان و شكست جبهه دشمن فرستاد .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 14 - 14
14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )
فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 32 - 4
4- قرار گرفتن بنى اسرائيل ، تحت حمايت ويژه خداوند در عصر موسى ، براساس ملاك هايى متكى به علم الهى
و لقد اخترنهم على علم
برگزيدن بنى اسرائيل ممكن است به رهايى يافتن آنان از ستم فرعونيان و وراثت آنان نظر داشته باشد; يعنى، ملت هاى زيادى تحت ستم بوده اند، ولى از آن ميان، بنى اسرائيل از اين حمايت الهى برخوردار شدند.
حمايت هاى خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 3
3 - ايمان ، شرط بهره مندى از حمايت و پشتيبانى خدا
إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 6
6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .
إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 13
13- خداوند ، حامى و پشتيبان مؤمنان و توكل كنندگان بر او
إنى توكلت على الله . .. إن ربى على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 95 - 1،3
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت حمايت ويژه خداوند در برابر استهزا ، آزار و اذيت مشركان و دشمنان
إنا كفينك المستهزءين
3- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنان ، پشتوانه آن حضرت در آشكارا و علنى كردن دعوت خويش و بى اعتنايى به مشركان و دشمنان
فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين . إنا كفينك المستهزءين
جمله «إنا كفيناك . ..» به منزله تعليل براى جمله «فاصدع بماتؤمر ...» است; يعنى، چون ما از تو حمايت مى كنيم، پس به آنچه مأمور شدى عمل كن و از مشركان اعراض نما.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 1،2،5،9
1- حمايت و لطف الهى ، همراه تقواپيشگان است .
إن الله مع الذين اتّقوا
2- نيكوكاران ، از حمايت و لطف الهى برخوردارند .
إن الله مع . .. الذين هم محسنون
5- هدايت گران و مبلغان صابر دين ، در قبال مكر ها و اذيت و آزار دشمنان ، از حمايت و لطف الهى برخوردارند .
و اصبر . .. إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
9- توجه به حمايت خدا از تقواپيشگان و نيكوكاران ، مانع از قرار گرفتن آنان در تنگناى روحى است .
و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون . إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 80 - 7
7- مؤمنان ، برخوردار از حمايت هاى غيبى الهى در دور ماندن از كفر و معصيت اند .
فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 7
7- خداوند ، حامى مؤمن و تقدير كننده خير و مصلحت براى او است .
فكان أبواه مؤمنين . .. فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 13
13- حمايت خداوند از فرزندانِ يتيم پدرى صالح و حفظ مال آنها ، جلوه اى از رحمت و ربوبيّت او بوده است .
فأراد ربّك . .. رحمة من ربّك
«رحمة» مفعولٌ له براى فعل «أراد» است ; يعنى، اراده پروردگار به باقى ماندن گنج يتيمان، به خاطر رحمت او بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 1
1 - مؤمنان ، برخوردار از حمايت و پشتيبانى پيوسته خداوند
إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا
«دفاع» (مصدر «يدافع») به معناى پشتيبانى و دفع كردن شرّ دشمن است; يعنى، خداوند بى ترديد مؤمنان را مورد حمايت و پشتيبانى قرار مى دهد و شرّ دشمنان دين را از آنان دفع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 110 - 6
6 - حمايت خدا از ساحت مؤمنان در قبال كافران
فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 13
13 - امت اسلام ، تحت حمايت و يارى خداوند است .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا . .. و اللّه يعلم و أنتم لاتعلم
جمله «واللّه يعلم و أنتم لاتعلمون» در واقع نوعى اعلان حمايت و پشتيبانى از سوى خدا است كه گر چه مسلمانان، دشمنان داخلى خود را نمى شناسند; ولى خدا آنها را به دقت زير نظر دارد. گفتنى است آيه بعد (و لولا فضل اللّه...) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 7
7 - خداوند ، همواره حامى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر بهانه تراشى ها و سخنان شبهه آلود و باطل كفار و دشمنان
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت تربيت خاص و حمايت ويژه خداوند
و إنّ ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 2،4
2 - حمايت قاطع خداوند از موسى ( ع ) در قبال مشكلات راه رسالت .
قال كلاّ . .. إنّا معكم مستمعون
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّا معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 4
4 - بنى اسرائيل گرفتار در نظام فرعونى ، مورد حمايت و لطف الهى
أن أسر بعبادى
اضافه «عباد» به ضمير متكلم، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ويژه پروردگار در قبال عنادورزى هاى مشركان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
ذكر آيه «إنّ ربّك. ..» پس از بيان ماجراى موسى و فرعون، داراى اين پيام است كه: اى پيامبر! همان گونه كه خداوند، موسى(ع) را تحت حمايت گرفت و فرعونيان را از ميان برداشت، تو را نيز تحت حمايت ويژه خود قرار داده و دشمنانت را سركوب خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ويژه پروردگار در برابر كافران حق ستيز
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
با توجه به تعريض آيه قبل در باره حق ناپذير بودن بيشتر مشركان صدراسلام، آيه ياد شده پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بدين گونه مورد خطاب قرار مى دهد كه: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش; زيرا در حمايت ويژه ما هستى و ما با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود دشمنانت را سركوب خواهيم كرد; چنان كه دشمنان ابراهيم را ناكام كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) برخوردار از حمايت و لطف ويژه خدا در قبال عنادورزى هاى مخالفان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
با توجه به اين كه آيه پيش به حق ناپذيرى اكثريت مشركان صدر اسلام اشاره دارد، در اين آيه پيامبر مورد خطاب قرار گرفته كه: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش; زيرا در حمايت ويژه ما هستى و ما با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود، دشمنانت را سركوب خواهيم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت و لطف ويژه خدا در قبال عنادورزى هاى مخالفان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
با توجه به تعريض آيه قبل به حق ناپذير بودن اكثريت مشركان صدراسلام، اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد خطاب قرار داده و مى فرمايد: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش; زيرا ما با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود، دشمنانت را سركوب خواهيم كرد. (چنان كه دشمنان هود(ع) را سركوب كرديم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ها و الطاف ويژه خداوند در قبال عنادورزى هاى مشركان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
با توجه به بيان سرگذشت صالح(ع) و ثموديان و فرجام هلاكت بار آنان در آيات پيشين و تعريض آيه قبل به حق ناپذيرى اكثريت مشركان صدر اسلام، در اين آيه خطاب را متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نموده و مى فرمايد: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش; زيرا ما با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود، دشمنانت را سركوب خواهيم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ها و الطاف ويژه خداوند در قبال عنادورزى هاى مخالفان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
با توجه به تعريض آيه قبل به حق ناپذير بودن اكثريت شرك پيشگان صدراسلام، در اين آيه پيامبر را مخصوص به خطاب قرار داده; مى فرمايد: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش، زيرا ما همان گونه كه لوط(ع) را مورد حمايت قرار داديم و قوم فاسدش را از ميان برداشتيم، تو را نيز در حمايت خويش قرار خواهيم داد و با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود، دشمنانت را سركوب خواهيم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت و لطف ويژه خداوند در قبال عنادورزى هاى مشركان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
ذكر آيه «إنّ ربّك. ..» پس از بيان ماجراى شعيب(ع) و مردم ايكه،اين پيام را دارد كه اى پيامبر! همان گونه كه خداوند، شعيب(ع) را تحت حمايت خود قرار داد و مردم ايكه را از ميان برداشت; تو را نيز در حمايت ويژه خود قرار خواهد داد و دشمنانت را سركوب خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 221 - 3
3 - دفاع خداوند از حريم پاكِ وحى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
هل أءنبّئكم على من تنزّل الشيطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 50 - 4
4 - حمايت خدا از صالح پيامبر ( ع ) ، در سرنوشت سازترين مراحل و در اوج مكر كافران
لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 7
7 - حمايت خدا از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال توطئه اشرار قومش عليه او
فانظر كيف كان عقبة مكرهم أنّا دمّرنهم
مقصود از آيه ياد شده اين است كه: اى پيامبر! ناكامى مفسدان پيشين را مشاهده كن و اطمينان داشته باش كه دشمنان تو نيز فرجامى جز آن نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 12
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد توجه ويژه خداوند بوده است .
و لئن جاء نصر من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 4
4 - خداوند ، از حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر كافران منكر قرآن ، حمايت كرد .
و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... أَوَلم يكف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 36 - 11
11 - خداوند ، بهترين و شايسته ترين مدافع و حامى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر تهديد و ارعاب دشمنان
و يخوّفونك بالذين من دونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 15،16،17
15 - خداوند ، كفايت كننده امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مواضع او در برابر دشمنان
قل حسبى اللّه
«حَسْبُ» به معناى «كفايت» است. مقصود از كفايت خداوند - كه به فرمان اعلام به مردم (قل) همراه شده - اعلام حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دفع شرّ و توطئه دشمنان از آن حضرت است.
16 - خداوند ، شايسته ترين كفايت كننده تمامى امور بندگان و دفع كننده هر نوع شر دشمنان از آنان است .
قل حسبى اللّه
حذف متعلق «حسبى»; يعنى، ذكر نشدن موارد كفايت، دلالت بر عموم و توسعه دارد.
17 - تضمين خداوند نسبت به حمايت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تهديد ها و ارعاب دشمنان
و يخوّفونك . .. قل حسبى اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، مى تواند ناظر به دو آيه پيش باشد كه در آنها مسأله تهديد و ارعاب مشركان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 7
7 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، جلوه اى از حمايت و امداد خداوند از او
إنّى عذت بربّى و ربّكم . .. و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
ذكر دفاع مؤمن آل فرعون از موسى(ع) - پس از پناه بردن آن حضرت به خداوند از شر فرعون - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 45 - 1
1 - خداوند مؤمن آل فرعون را از آثار ناپسند مكر فرعونيان محفوظ داشت .
فوقيه اللّه سيّئات ما مكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 1 - 2
2- جامعه مؤمنان ، برخوردار از حمايت ويژه خداوند در برابر توطئه ها و ترفند هاى كافران
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم
از اين كه خداوند، تلاش هاى كافران و توطئه هاى آنان را نسبت به مؤمنان خنثى مى كند; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 21
21- تعلّق مشيت الهى ، به حمايت از مؤمنان ناشناخته مكه
ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء
تعبير «من يشاء»، ممكن است نظر به مردان و زنان مؤمنى داشته باشد كه در جمله هاى پيشين آيه، از آنهايادشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 11
11 - زنان مطلّقه و شوهران تنگ دست آنان - در صورت رعايت آموزه ها و رهنمود هاى الهى - مورد عنايت و حمايت خدا قرار مى گيرند .
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 7
7 - خداوند ، حامى پيامبران و مدافعان دين در برابر مخالفان
فأخذه اللّه . .. إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 6 - 7،9
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خردسالى ، در پناه خداوند و برخوردار از مراقبت مخصوص او بود .
ألم يجدك يتيمًا فاوى
فعل «آوى» - كه مطلق است - ممكن است به معناى «آواك إلى نفسه» و بيانگر مراقبت مستقيم خداوند، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
9 - خداوند ، با سوق دادن مردم به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را از تنهايى و غربت در آورد . *
ألم يجدك يتيمًا فاوى
فعل «آوى» - كه مطلق است - مى تواند به معناى «آوى إليك الناس» باشد. در اين صورت يتيم به معناى «وحيد» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 9 - 2
2 - خداوند ، با گوشزد كردن يتيمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراقبت هاى خويش از آن حضرت ، او را به پرهيز از سلطه بر يتيمان فراخواند .
ألم يجدك يتيمًا فاوى . .. فأمّا اليتيم فلاتقهر
حرف «فاء»، اين آيه را بر جمله مناسب آن در آيات پيشين، تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 1 - 6
6 - خداوند ، حامى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر زخم زبان دشمنان
إنّا أعطينك الكوثر
آن گونه كه از ذيل اين سوره استفاده مى شود، عطاى كوثر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كارى است كه خداوند در برابر طعنه ها و سخنان نيشدار دشمن انجام داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 6 - 13
13 - خداوند ، پناهگاهى شايسته براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تلاش جن و انس براى اغواى مردم و ايجاد تزلزل در دل هاى آنان
قل أعوذ . .. الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس