علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 77

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 77

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 11،17

11 ـ كتب آسمانى ( قرآن ، تورات و انجيل ) ، از آيات الهى

انزل التورية و الانجيل . .. و انزل الفرقان اِنّ الّذين كفروا بايات اللّه

17 ـ فرقان ، آيات محكم ( غير متشابه ) و كتاب ، جملگى قرآن است .

و انزل الفرقان

امام صادق (ع): الفرقان هو كل امر محكم و الكتاب هو جملة القرآن . ..


تفسير قمى، ج 1، ص 96 ; تفسير برهان، ج 1، ص 269، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 5،6

5 ـ قرآن ، مشتمل بر آيات محكم و متشابه

منه ايات محكمات . .. و اخر متشابهات

6 ـ آيات محكم ، اصل و اساس قرآن است .

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب

به اصل و اساس هر چيز «ام»، گفته مى شود. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 5

5 ـ ايمان به تمامى قرآن ( محكمات و متشابهات ) ، هدايتى از جانب خداوند است .

و الرّاسخون فى العلم يقولون امنّا به كل من عند ربّنا . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بع

جمله «هديتنا» پس از «امنّا به كل مِن عند ربّنا»، مى تواند تفسيرى براى ايمانشان به تمامى قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 3

3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى دستورات و اوامرى غير از آنچه در وحى و قرآن آمده است .

قل اطيعوا اللّه و الرسول

اگر پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور و امرى غير از آنچه در قرآن آمده، نداشت; الزام به اطاعت از رسول بى معنا بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 71 - 3

3 ـ علم و آگاهى علماى يهود و نصارا به حقّانيّت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يا اهل الكتاب . .. و انتم تعلمون

با توجه به اينكه محور اختلاف اهل كتاب با مسلمانان در حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده، معلوم مى شود منظور از كلمه «الحق»، قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 1،2

1 ـ تظاهر به پذيرش اسلام و قرآن و سپس كفر به آن دو ، از راه هاى آميختن حق به باطل توسط اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تلبسون الحقّ بالباطل . .. و طائفة من اهل الكتاب

به نظر مى رسد جمله «و قالت طائفة . .. »، پس از «لم تلبسون»، ذكر مصداقى براى تلبيس حق به باطل باشد.

2 ـ توصيه گروهى از اهل كتاب به ديگران مبنى بر ايمان به قرآن در اوّل روز و كفر به آن در آخر روز ، به منظور بازگشت مؤمنان از اسلام

و قالت طائفة من اهل الكتاب . .. لعلهم يرجعون

بنابراينكه «وجه النهار»، متعلّق به «امنوا» و «اخره»، متعلق به «اكفروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 8

8 ـ برخورد منافقانه برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در اظهار ايمان به تمامى كتب آسمانى ( قرآن و . . . )

و اذا لقوكم قالوا امنا و اذا خلوا عضّوا عليكم الأنامل

به قرينه «و تؤمنون بالكتاب كلّه»، متعلّق «امنا»، تمامى كتب آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 -

1،4،10،12،16،17،20،21،28

1 ـ ايمان واقعى گروهى از عالمان اهل كتاب به خداوند ، قرآن و كتب آسمانى خويش

وَ اِنّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم . .. خاشعين للّه

سوداگرى با آيات الهى از امورى است كه اغلب با عالمان و دانشمندان دينى سنخيّت دارد ; جمله «لتبيّننّه للناس»، در آيه 187 اين معنا را تأييد مى كند.

4 ـ تكبّر و گردن فرازى گروهى از اهل كتاب در برابر خداوند ، موجب كفر و انكار قرآن از سوى آنان

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه

10 ـ سوداگرى نكردن با آيات الهى ، ويژگى اهل كتابِ مؤمنِ به خدا و قرآن و ديگر كتب آسمانى

لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلاً

12 ـ پرهيز برخى اهل كتاب از دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى ( تورات و انجيل ) ، مايه ايمان آنان به قرآن

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

جمله «لا يشترون . .. »، حال براى فاعل «يؤمن» است (يعنى مؤمنان اهل كتاب) و توصيف آنان به جمله ذكر شده، مى تواند اشاره به علّت و زمينه ايمان آنان به قرآن باشد.

16 ـ تمجيد خداوند از عالمان مؤمن اهل كتاب ، به خاطر ايمان به قرآن و سوداگرى نكردن بر سر آياتِ الهى

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا اولئك لهم اجرهم

17 ـ ايمان اهل كتاب به قرآن ، نشانه ارزشگذارى صحيح آنان نسبت به آيات الهى ( تورات و انجيل )

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

20 ـ آن گروه از اهل كتاب كه به خدا ، قرآن و كتب آسمانى خويش ايمان آورند ; از پاداشى ويژه و والا بهره مند خواهند شد .

اولئك لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، توصيف «اجرهم» است و مى رساند كه آن پاداش، پاداشى ويژه و ارزشمند است.

21 ـ ايمان به خدا ، قرآن ، تورات ، انجيل ، فروتنى در برابر خدا و ارج نهادن به آيات الهى ، ملاك ارزش انسان نزد خداوند

لهم اجرهم عند ربّهم

اضافه تشريفيّه در «ربّهم» بيانگر آن است كه دارندگان صفات ياد شده، در پيشگاه خداوند داراى ارزشى والا هستند.

28 ـ نجاشى ( پادشاه حبشه ) ، مؤمن به خدا ، قرآن و كتب آسمانى و خاضع در برابر خداوند

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از مرگ نجاشى، به ياران خود فرمود: انّ اخاكم النّجاشى قد مات، قوموا فصلّوا عليه; فقال رجل يا رسول اللّه كيف نصلى عليه و قد مات فى كفره؟ قال (صلی الله علیه و آله) الا تسمعون قول اللّه «و انّ من اهل الكتاب . .. »


الدّرالمنثور، ج 2، ص 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 3

3- قرآن ، از نام هاى كتاب آسمانى اسلام و شناخته شده در مراحل آغازين نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا قرأت القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 9

9 - ذكر و قرآن ، از نام هاى كتاب آسمانى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إن هو إلاّ ذكر و قرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 1

1 - قرآن ، نام كتاب نازل شده بر پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

قرءانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 77 - 1

1 - « قرآن » ، نام كتاب آسمانى پيامبراسلام

إنّه لقرءان كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 14

14 - قرآن ، نام كتاب آسمانى نازل شده بر پيامبراسلام

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 4

4 - قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 10

10 - قرآن ، نامى برگزيده از جانب خداوند پيش از تكميل آيات آن در عصر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا قرىء عليهم القرءان

2- آثار استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 2،3،7،10

2 ـ جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين

معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.

3 ـ گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

7 ـ ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق

و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق

جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.

10 ـ گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 5

5- وجود عالمانى در ميان مردم عصر نزول و اذعان آنان به حقانيت قرآن پس از شنيدن آن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 6،14

6- پى بردن جنيان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با استماع كلام وحى

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «ولّوا إلى. ..» نشان مى دهد خود جنيان، انذارها را پذيرفتند و به آن ايمان آوردند.

14- ايمان گروهى از جنيان ، به مجرد شنيدن قرآن ، تعريضى به مشركان لجوج و حق ستيز است . *

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ

با توجه به اين كه آيات پيشين، تماماً هشدار به مشركان بود; اين آيه نيز در بردارنده تعريض و سرزنش براى آنان است; زيرا جنيان پيغام قرآن را شنيده و پذيرفتند; ولى آنان چنين نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 1

1 - شنيدن آيات قرآن ، بايد مايه خضوع و فروتنى انسان گردد .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

«سجود» به معناى خضوع است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 1

1 - كافران ، به مجرد شنيدن آيات قرآن ، آن را تكذيب كرده و معارف آن را دروغ مى پنداشتند .

بل الذين كفروا يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 4

4 - مؤمنانِ نيكوكار ، با شنيدن آيات قرآن ، در برابر آن سر تسليم فرود آورده ، خضوع مى كنند .

فما لهم . .. و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون ... إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الص

3- آثار استماعى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 2،5

2 ـ گوش فرادادن به قرآن و سكوت كردن به هنگام شنيدن آن ، زمينه ساز دستيابى به رحمت خداوند است .

فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

5 ـ گوش سپارى كافران به آواى قرآن ، زمينه ساز دستيابى آنان به هدايت و رحمت الهى خواهد شد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

چنانچه خطاب در آيه شامل كافران باشد، مصداق مورد نظر از رحمت در «ترحمون» هدايت خواهد بود.

4- آثار استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 6

6 - واقعيت هاى مهمّ قرآنى مورد استهزاى كافران ، دامنگير آنان در آينده اى نزديك

فسيأتيهم أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 6

6 - تمسخر تعاليم الهى ( قرآن ) ، كوتاهى در حق خدا و موجب حسرت و پشيمانى انسان در دنيا و آخرت است .

أن تقول نفس يـحسرتى . .. و إن كنت لمن السـخرين

5- آثار اطاعت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 6،7

6 ـ منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .

لايضركم من ضل إذا اهتديتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.

7 ـ پايبندى به تعاليم قرآن و پيروى از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مايه هدايت آدمى است .

عليكم انفسكم . .. إذا اهتديتم

مراد از هدايت يافتن در جمله «اذا اهتديتم» به قرينه آيه قبل، پذيرش تعاليم قرآن و دستورات پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 27

27 ـ رستگارى انسان ها در گرو پيروى از قرآن است .

فالذين . .. اتبعوا النور الذى أنزل معه أولئك هم المفلحون

6- آثار اعتصام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 6

6 ـ تمسك به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موجب سعادت انسان مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

چون در آيه شريفه هلاكت آدمى را حاصل دورى از وحى و قرآن دانسته، در نتيجه سعادت آدمى در اتصال به وحى و قرآن خواهد بود.

7- آثار اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 12

12 - ترك دستورات قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب تباهى و خسران است .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

چنانچه مراد از تلاوت در جمله «يتلونه» پيروى كردن باشد، مى توان گفت: مراد از كفر در «و من يكفر»، به قرينه مقابله، ترك دستورات قرآن - كه از آن به «كفر عملى» تعبير مى كنيم - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 4،5

4 ـ كافران با پرهيز از گوش فرا دادن به قرآن و جلوگيرى مردم از آن، ناخودآگاه خود را به هلاكت مى افكنند.

و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

5 ـ فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازداشتن مردم از گرايش به آنها، سقوط و هلاكت است.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 9

9 ـ منكران قرآن با بى اعتنايى به معارف آن ، تباه كننده سرمايه عر خويش هستند .

قد خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 2

2- خوددارى مردم از ايمان به قرآن و استغفار به درگاه الهى ، به منزله نشستن آنان در انتظار عذاب الهى است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

«أن يؤمنوا»در اصل «من أن يؤمنوا» بوده است و «أن تأتيهم»فاعل براى «منع» است، ولى از آن جا كه نظم معنابه كلمه اى بستگى دارد كه بعد از «إلاّ»در تقدير باشد،گفته مى شود كه «أن تأتيهم» در تقدير، «انتظار أن تأتيهم» است; يعنى: «ما منع الناس من أن يؤمنوا. ..إلاّ انتظار أن تأتيهم» و مراد اين است كه حال اين مردم، بسان حال كسى است كه در انتظار عذاب نشسته باشد و گرنه مانعى ديگر براى ايمان آنان وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 3

3 - اعراض كنندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در دنيا گرفتار انحراف و گناه مى شوند .

ءاتينـك من لدنّا ذكرًا . من أعرض عنه فإنّه يحمل ... وزرًا

جمله «فإنّه يحمل. ..» ممكن است حاكى از گرفتارى اعراض كنندگان از قرآن به گناهانى ديگر باشد; يعنى، آنان بر اثر اين روى گردانى، در دنيا به دام گناه گرفتار مى شوند و در قيامت زيربار آن بوده و آن را حمل خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 9

9 ـ جدايى از راه پيامبران ، دوستى با افراد ناباب و بيگانه شدن با تعاليم قرآن ، موجب درافتادن به ورطه خوارى و نهايت ذلت

يـويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر ... و كان الشيطـن للإ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 1،2

1 ـ شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش ( كافران شهر مكّه ) ، به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن كريم

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

در اين كه شكوائيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين دنيا است و يا در آخرت؟ دو نظريه ميان مفسران وجود دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است كه مطابق نظر بيشتر مفسران مى باشد. گفتنى است واژه «مهجور» به معناى متروك ورها شده است.

2 ـ شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند در قيامت ، از مردم عصر خويش به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 1

1 - اقدام كافران به تكذيب آيات قرآن در پى روى گردانى از آن

إلاّ كانوا عنه معرضين . فقد كذّبوا

تقدير عبارت «فقد كذّبوا» به قرينه آيه پيش، «فقد كذّبوا بالذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 7

7 - ر ها ساختن تعاليم قرآن و كناره گيرى از فراخواندن مردم به سوى آنها ، زمينه ساز قرار گرفتن در صف كافران است .

لايصدّنّك عن ءايـت اللّه . .. و ادع إلى ربّك و لاتكوننّ من المشركين

گفتنى است كه از صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، ارتباط ميان موضوع جدا شدن از صف مشركان و موضوع ابلاغ رسالت الهى و دعوت به توحيد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 10

10 - قبول نكردن تعاليم قرآن از سوى برخى انسان ها ، ناشى از بى اعتنايى آنان است و نه از ناحيه قرآن .

و إذا تتلى عليه ءايـتنا ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 8،10

8 - نزديكى و دورى از قرآن ، معيارى براى تعيين ارزش انسان ها و سعادت مندى آنان

ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت

10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .

ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 2،3

2 - عمل نكردن به تعاليم قرآن ، كوتاهى كردن در حق خداوند است .

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم . .. أن تقول نفس يـحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «أن تقول. ..» يا مفعول له براى جمله «اتّبعوا» است و يا با تقدير لام تعليل و لاى نافيه تعليل براى جمله هاى پيشين («أنيبوا»، «أسلموا» و «اتّبعوا أحسن ما أُنزل») مى باشد. در هر صورت پيام اين آيه چنين مى شود: توبه كنيد، تسليم شويد و از تعاليم قرآن پيروى كنيد، تا دچار حسرت نشويد و احساس نكنيد كه حق خدا را ضايع كرديد.

3 - عمل نكردن به تعاليم قرآن ، مايه حسرت و پشيمانى انسان در عرصه زندگى دنيايى و حيات اخروى

و اتّبعوا أحسن ما أنزل إليكم . .. أن تقول نفس يـحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 7،8

7 - روى گردانى از قرآن ، مايه محروميت از پذيرش مفاهيم آن

فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لايسمعون» به معناى «لايقبلون» باشد (الميزان، روح المعانى).

8 - اعراض از قرآن ، عامل محروميت از فهم آيات و معارف آن

فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لايسمعون» به معناى «لا يفهمون» باشد; چنانكه «مفردات» در مفهوم «سمع» اين معنا را آورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 8

8 - نزول قرآن از جانب خداوند ، احتمالى شايان توجه و بى اعتنايى به آن كج روى از فطرت و منش انسانى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 16،17

16 - بى تفاوتى در برابر تذكار ها و رهنمود هاى قرآن در دراز مدت ، باعث قساوت قلب خواهد شد .

و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم

خداوند، مسلمانان را از پيش گرفتن شيوه يهود و نصارا در مورد كتاب هاى آسمانى خود بر حذر داشته و تذكر مى دهد كه آنان با اين كار به مرور زمان گرفتار قساوت قلب شدند; بنابراين مسلمانان نيز در خطر گرفتار شدن به آن خواهند شد.

17 - مسلمانان بى تفاوت ، در خطر خارج شدن از جاده حق و عدالت در صورت استمرار يافتن بى تفاوتى آنان نسبت به تذكّرات و رهنمود هاى قرآن

و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد ... و كثير منهم فـسقون

در آيه شريفه، قساوت قلب و خروج از عدل و انصاف (حقّ)، از پيامدهاى بى تفاوتى مستمر و دائمى يهود و نصارا نسبت به رهنمودهاى كتاب هاى آسمانيشان برشمرده است. برحذر داشتن مسلمانان از پيش گرفتن شيوه اهل كتاب، بيانگر مطلب ياد شده است.

8- آثار افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 8،15

8- اسطوره قلمداد كردن قرآن ، بازدارنده مردم از ايمان به آن است .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم

15- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، به پيامد كلام گمراه گر خود توجه ندارند .

قالوا أسـطر الأولين . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 26 - 2

2 - استكبار در برابر حقايق الهى و افترا بر دين ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ است .

و استكبر . فقال إن هـذا إلاّ سحر ... سأُصليه سقر

9- آثار انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 4

4 - تأثير انذار ها و اخطار هاى قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) تنها در دل هاى مستعد ، زنده و هوشمند

لينذر من كان حيًّا

از اين كه خداوند فرمود: قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) انسان هاى زنده را انذار خواهد كرد، مى توان استفاده كرد كه قرآن و كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها در انسان هاى آماده و مستعد براى فهم و دريافت حقايق، مؤثر خواهد بود.

10- آثار انس با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 12

12 - انس با قرآن و تعليمات آسمانى آن ، مايه بيدارى و دور ماندن از غفلت و بى خبرى

لتنذر قومًا . .. لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 8

8 - نزديكى و دورى از قرآن ، معيارى براى تعيين ارزش انسان ها و سعادت مندى آنان

ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت

11- آثار انكار قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 25

25 ـ انكار تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( قرآن ) ، كفر است .

ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك . .. فلاتأس على القوم الكفرين

12- آثار ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 7

7 - رهايى از آتش دوزخ ، در گرو ايمان به قرآن و تصديق رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 13،15

13 ـ ايمان به قرآن و التزام به حقايق ديگر كتاب هاى آسمانى ، مايه مصون ماندن از عذاب هاى الهى است .

و إيّى فاتّقون

«اتقاء» (مصدر اتقوا); يعنى: در اختيار گرفتن وسيله اى براى مصون ماندن از حادثه ها و مشكلاتى كه آدمى از پيشامدن آنها در هراس است. بنابراين «فاتقون»; يعنى، براى مصون ماندن از عذابهاى الهى بايد وسيله اى در اختيار داشته باشيد. فرازهاى پيشين بيان مى دارد كه آن وسيله: ايمان به قرآن و التزام به حقايق كتابهاى آسمانى است.

15 - نهراسيدن از پيامد هاى التزام به حقايق تورات و انجيل و ايمان به قرآن ، از توصيه هاى خداوند به بنى اسرائيل

و لاتشتروا بأيتى . .. و إيّى فاتقون

حصر در جمله «اياى فاتقون» - پس از بيان لزوم ايمان و پرهيز از دين فروشى - به اين اشاره دارد كه: ايمان به قرآن و التزام به حقايق تورات و انجيل، ممكن است براى شما يهوديان و نصرانيان مشكلاتى را به همراه داشته باشد - كه نبايد از آنها در هراس باشيد - و فقط از عذابهاى الهى بترسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 2

2 - بنى اسرائيل ، در صورت ايمان به قرآن و قبول شريعت جديد ، با تنگنا ها و مشكلاتى شديد مواجه مى شدند .

يبنى إسرائيل اذكروا . .. و ءامنوا ... و استعينوا بالصبر و الصلوة

سفارش خداوند به بنى اسرائيل (پيشه كردن صبر و برپايى نماز) پس از دعوت آنان به ايمان، بيانگر اين است كه: آنان به خاطر پذيرش اسلام و ترك شريعت پيشين، با مشكلات فراوانى مواجه مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 3

3 - ايمان به قرآن ، پيروى از دستورات خدا و پرهيز از محرمات ، وسيله محافظت آدمى در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت) - پس از دعوت به ايمان (آمنوا بما أنزلت) و ديگر تكليفهاى ياد شده در آيه - مى رساند كه: وقايه آدمى در روز قيامت، همان ايمان به قرآن و . .. خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 11

11 - منفعت و سود واقعى انسان ها ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 3

3 - ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفر ورزى به آنها ، وسيله محافظت در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت)، پس از ترغيب به ايمان (أولئك يؤمنون به) و هشدار از كفرورزى (و من يكفر . ..) مى رساند كه: وقايه انسان در روز قيامت، ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفرورزى به آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 1

1- ايمان يا بى ايمانى مردم به قرآن ، تأثيرى در حقانيت مفاهيم و معارف آن نخواهد داشت .

و بالحقّ أنزلنه . .. قل ءامنوا به أو لاتؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 2

2 - آمادگى براى ايمان به قرآن و برخوردارى از روح خشيت ، از زمينه هاى لازم براى تأثيرپذيرى از انذار ها و اخطار هاى الهى

إنّما تنذر من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 14

14 - پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت است و رد و انكار آن گمراهى و ضلالت .

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 5

5- ايمان به پيامبر اسلام و قرآن ، شرط ثمربخشى عقيده به خداوند و عمل صالح

و الذين ءامنوا . .. و ءامنوا بما نزّل على محمّد

از تكرار «آمنوا. ..» استفاده مى شود كه «آمنوا» ـ در «الذين آمنوا» ـ به معناى اعتقاد به خداى يگانه است; چه اين كه در «آمنوا بما...» به معناى ايمان به قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. از قرين آمدن ايمان و عمل صالح، اعتقاد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 6

6 - ايمان به قرآن ، ايمان به خدا و انكار آن ، كفر به او است .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به فمن يؤمن بربّه

برداشت ياد شده، از تبديل و تغيير ايمان به قرآن (آمنّا به)، به ايمان به خداوند (يؤمن بربّه) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 3

3 - باور داشتن معاد و معارف قرآن و انجام دادن كار هاى صالح ، نجات بخش انسان از عذاب دردناك است .

فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

متعلق «آمنوا» ـ به قرينه آيات پيشين ـ معاد و قرآن است و «الصالحات» ـ كه جمع با حرف «ال» است ـ دلالت بر عموم مى كند. در اين موارد، مراد عموم عرفى است; يعنى، تمام صالحاتى كه امكان پذير است.

13- آثار بى نظيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 6،9

6ـ قرآن ، به دليل ناتوانى همگان از آوردن كتابى همسان آن ، نشانه يكتايى خدا و نبود هيچ معبودى شايسته پرستش جز او

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. أن لا إلـه إلاّ هو

«أن لا إلـه إلاّ هو» ـ كه حاكى از يكتايى خدا و ضرورت توحيد عبادى است ـ عطف بر «أنما أُنزل . ..» مى باشد لذا جزاى شرط (فإلّم يستجيبوا) خواهد بود و حكايت از آن دارد كه قرآن، به دليل ناتوانى بشر از آوردن همانند براى آن، خود نشانه اى بر توحيد

است.

9ـ ناتوانى همگان ، از آوردن همانند براى قرآن ، دليل لزوم پذيرش اسلام و تسليم شدن در برابر خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم . .. فهل أنتم مسلمون

برداشت فوق ، با توجه به حرف «فاء» كه جمله «هل أنتم . ..» را بر «فإلّم يستجيبوا ...» تفريع كرده است ، استفاده مى شود.

14- آثار پيروى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 5

5 ـ پيروى از قرآن و پرهيز از مخالفت با آن، زمينه ساز جلب رحمت الهى است.

فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 12

12 - سپردن گوش جان به رهنمود هاى قرآن ، مايه بيدار شدن انسان ها است .

من إلـه غير اللّه يأتيكم بضياء أفلاتسمعون

مفاد «أفلاتسمعون» اين است كه اگر خوب به رهنمودهاى قرآن گوش فرا دهيد، از خواب غفلت بيدار شده و به راه توحيد رهنمون خواهيد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 10

10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .

ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 2

2 - پيروى از تعاليم قرآن ، از شرايط بهره مند شدن از غفران و آمرزش الهى

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا . .. و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

15- آثار تأثيرناپذيرى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 3

3 - قلب هاى تأثيرناپذير از آيات قرآن ، سخت تر و بى اساس از سنگ هاى كوه

لو أنزلنا هـذا القرءان . .. متصدّعًا من خشية اللّه

16- آثار تحدى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 7

7- پيروزمندى قرآن در صحنه تحدى و مبارزطلبى ، تبلور حقانيت بى چون آن است .

قل جاء الحقّ . .. قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ ... لايأتون بمثله

17- آثار تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 6

6 ـ تدبّر در قرآن ، زمينه برطرف شدن نفاق و ضعف ايمان

و يقولون طاعة . .. افلا يتدبّرون القران

ترغيب منافقان و مسلمانان ضعيف الايمان به تدبر در قرآن مى تواند به منظور ارائه رهنمودى براى برطرف شدن نفاق و ضعف ايمان آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 3

3 - تأمل در آيات قرآن ، زداينده هر گونه ترديد در الهى و آسمانى بودن آن

أفلم يدّبّروا القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 4

4- انديشه و تدبّر انسان ، در قرآن ، مانع كفر است .

فأصمّهم و أعمى أبصـرهم . أفلايتدبّرون القرءان

از لحن «أفلايتدبّرون»، استفاده مى شود كه اگر آنان به راستى در قرآن تدبّر مى كردند، در برابر دستورات حق كر و كور نبوده و موضع نمى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 6،11

6 - فهم و درك صحيح قرآن ، نيازمند به تدبر و انديشيدن است .

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

11 - تدبر و انديشه كردن در قرآن ، زمينه بيدارى و پندگيرى از آن كتاب الهى است .

كتـب . .. ليدّبّروا ... و ليتذكّر

با توجّه به تقدم ذكر تدبر در قرآن بر بيدارى و پندپذيرى از آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

18- آثار ترتيل در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 7

7 - تأثير معنوى و سازنده قرائت آيات قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در انسان

و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده با توجه به اين احتمال است كه توصيه به ترتيل قرآن، مى تواند به لحاظ تأثير اين نوع قرائت در انسان ها باشد.

19- آثار ترك تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 10

10- مشركان عرب ، مورد توبيخ و سرزنش الهى به خاطر نينديشيدن در كتاب آسمانى نازل شده به لغت ايشان

و إذ لم يهتدوا به . .. هـذا كتـب مصدّق لسانًا عربيًّا

لحن آيه شريفه، توبيخى است; زيرا مخاطب اين استدلال كسانى اند كه مى گفتند: «لو كان خيراً ما سبقونا إليه».

20- آثار تصديق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 14

14 ـ ارجاع داورى به غير خداوند از سوى كسى كه حقانيت و اعجاز قرآن را دريافته، كارى بس نكوهيده و نارواست.

أفغير الله أبتغى حكما . .. فلا تكونن من الممترين

21- آثار تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 2

2 - مخالفان قرآن ، با زحمت خود را از تأثير تذكّرات آن ، دور نگه مى دارند .

و يتجنّبها

باب تفعّل ـ كه فعل «يتجنّب» از آن باب است ـ بر تكلّف دلالت دارد. اين فعل بيان گر آن است كه تذكرات قرآنى، با فطرت انسان ها ملايمت و مناسبت كامل دارد; به گونه اى كه مخالفان، بايد براى دور ماندن از تأثيرات آن، خود را به زحمت اندازند.

22- آثار تفكر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 17

17- تفكر در آيات قرآن ، عامل كشف حقانيت و روا بودن نزول وحى بر بشر

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم . .. و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس

احتمال دارد متعلق «يتفكّرون» شبهه اى باشد كه از سوى مشركان درباره عدم امكان نزول وحى بر بشر، القا و مطرح مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 9

9 - تفكر در آيات وحى ، زمينه ساز خشيت و خشوع انسان در برابر خداوند

لو أنزلنا هـذا القرءان على جبل لرأيته خـشعًا متصدّعًا من خشية اللّه . .. لعلّهم

23- آثار تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 11

11 ـ خوارى و ذلت و از دست دادن منزلت اجتماعى ، پيامد انكار قرآن از سوى اهل كتاب

امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

بدان احتمال كه مراد از «وجوه»، وجاهت باشد. بر اين مبنا «فنردها» به اين معناست كه آن وجاهتها مبدّل به ذلت و خوارى مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6

6 ـ خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 5

5 ـ پافشارى بر شرك ، تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انكار قرآن ، ظلم بوده و در پى دارنده عذاب است .

و إن كذبوك . .. أثم إذا ما وقع ءامنتم به ... و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 6

6 ـ تكذيب قرآن ، مايه خسران و از دست دادن سرمايه سعادت است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 3

3ـ گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 6

6 - واقعيت هاى مهمّ قرآنى مورد استهزاى كافران ، دامنگير آنان در آينده اى نزديك

فسيأتيهم أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 14

14 - پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت است و رد و انكار آن گمراهى و ضلالت .

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 9

9 - انكار و يا ترديد در حقانيت قرآن ، موجب استحقاق عذاب دنيايى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

از اين كه سنت الهى بر امهال است، استفاده مى شود كه كافران مستحق عذاب اند (هرچند كه عذاب نشوند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 7

7 - تكذيب قرآن و معاد ، از عوامل و زمينه هاى سقوط تدريجى جوامع بشرى

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، پشيمان از مواضع انكارآميز گذشته خويش در برابر قرآن

و إنّه لحسرة على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 6

6 - ايمان به قرآن ، ايمان به خدا و انكار آن ، كفر به او است .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به فمن يؤمن بربّه

برداشت ياد شده، از تبديل و تغيير ايمان به قرآن (آمنّا به)، به ايمان به خداوند (يؤمن بربّه) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 7

7 - گناه ، طغيان گرى و تكذيب قرآن و قيامت ، مانع ملاقات و قرب خداوند در قيامت است .

ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم . .. إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 24 - 1

1 - انكار معاد و تكذيب قرآن ، درپى دارنده عذابى دردناك است .

فبشّرهم بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 3

3 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، هر چند بر آن اصرار ورزند ، به حقيقت قرآن آسيبى نمى رساند و از مجد و عظمت آن نمى كاهد .

بل الذين كفروا فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد . فى لوح محفوظ

24- آثار تلاوت تدريجى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 7

7- برخوانى تدريجى قرآن بر مخاطبان ، موجب برانگيخته شدن انتظار در آنان براى قراءت بخشى ديگر مى شود .

لتقرأه على الناس على مكث

مكث در لغت، آرامش همراه با انتظار است (مفردات راغب).

25- آثار تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 1

1 ـ خشيت قلب از ياد خدا ، افزايش ايمان با تلاوت قرآن و تنها بر خدا توكل داشتن ، نشان ايمان حقيقى

أولئك هم المؤمنون حقا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 2،3

2ـ آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

3ـ آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 11

11- « دخل . . . هشام بن السائب . . . على أبى عبدالله ( ع ) فقال : . . . أخبرنى عن قول الله « و إذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً » . . . قال : آية فى الكهف و آية فى النحل و آية فى الجاثية و هى : « أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه و أضلّه الله على علم و ختم على سمعه و قلبه . . . » و فى النحل : « أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصارهم و أُولـئك هم الغافلون » و فى الكهف : « و من أظلم ممّن ذكّر بآيات ربّه فأعرض عن ها و نسى ما قدّمت يداه . . . » ;

هشام بن سائب بر امام صادق(ع) وارد شد، پس به امام گفت: مرا از سخن خدا «و أذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً» خبر ده؟ حضرت فرمود: ـ مقصود از قرآنى كه پيامبر با خواندن آن از چشم كافران مستور و ناپديد مى شود، آيه اى در سوره جاثيه «أفرأيت . ..» و در سوره نحل «أُولـئك الذين ...» و در سوره كهف «و من أظلم ممّن...» است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 6

6- تلاوت آيات قرآن ، فزاينده خشوع عالمان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. و يزيدهم خشوعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 12

12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 5

5 - لزوم تلاوت قرآن ، به گونه اى ثمربخش و در جهت هدايت و بيدارگرى

و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه

از جمله «فمن اهتدى. ..» در پى «أن أتلوا القرآن» استفاده مى شود كه تلاوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تلاوتى راستين، داراى هدف و در جهت هدايت و بيدارگرى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 1

1 - اقدام ايمان آوردگان از اهل كتاب ، به اقرار مجدد ايمان خويش به هنگام تلاوت آيات قرآن بر ايشان

الذين ءاتينـهم الكتـب . .. و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به

مقصود از «إذا يتلى عليهم. ..» اين است كه هر بار كه آياتى از قرآن نازل مى شود و بر آنان تلاوت مى گردد، اظهار مى دارند كه «آمنّا به».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 14

14 - خداترسى ، تلاوت قرآن كريم ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از عوامل اميدوارى به لطف و پاداش الهى

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 9

9 - انس با قرآن ، انسان را به تدريج از تاريكى هاى ضلالت به روشنايى هدايت وارد مى كند .

ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

به كارگيرى فعل مضارع «يخرج»، دلالت بر اين حقيقت دارد كه خارج شدن از تاريكى ها به تدريج انجام مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 2،3

2 - تلاوت قرآن و شنيدن آيات آن ، اثربخش دل هاى نرم و خاشع

ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم . .. و ما نزل من الحقّ

مقصود از «ما نزل من الحقّ» قرآن كريم است.

3 - دل مؤمن ، بايد چنان نرم باشد كه با ياد خدا و تلاوت قرآن كريم ، تأثيرپذير و خاشع گردد .

ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ

خداوند، در آيه شريفه، مؤمنان بى تفاوت را نكوهش كرده و به آنان هشدار مى دهد تا فرصت باقى است و گرفتار قساوت قلب نشده اند; دل هاى خود را با ياد او و تلاوت آياتش خاشع و نرم گردانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 1

1 - ياد خدا و تلاوت كلام او ( قرآن ) ، حيات و روشنى بخش دل ها است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. و اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض

جمله «اعلموا أن اللّه. ..» تعليل براى جمله «ألم يأن... لذكر اللّه» است. در اين تعليل، دل هاى غافل از ياد خدا و بيگانه با كلام او (قرآن)، به زمين مرده و ياد خدا و كلام او (قرآن)، به باران تشبيه شده است. همان طور كه خداوند به وسيله باران، زمين مرده را زنده مى كند; ياد خدا و تلاوت كلام او (قرآن) نيز، دل هاى غافل و مرده را حيات مى بخشد و نورانى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 4

4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 9

9 - عظمت قرآن ، به مجرد قرائت آن بر شنوندگان ، نمايان شده و در دل هر انسان جا مى گيرد .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

توبيخ كسانى كه با شنيدن قرآن اظهار خضوع نكرده و به خاك نمى افتند، بيانگر تأثير آن در اعماق دل هر شنونده منصف است.

26- آثار تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 2

2 - تلاوت آيات قرآن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خشم و كينه كافران را به شدت برمى انگيخت .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم لمّا سمعوا الذكر

27- آثار تنزيه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 4

4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق

إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة

28- آثار تنوع مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 6

6 - بيان انواع مثل ها ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون

29- آثار توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 3

3 - انديشه و طراحى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از موجبات عذاب سخت و طاقت فرسا

سأُرهقه صعودًا . إنّه فكّر و قدّر

30- آثار جهان شمولى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 7

7ـ اختصاص نداشتن قرآن به مردم عصر بعثت ، از دلايل شايسته نبودن درخواست مزد از ايشان در قبال ابلاغ آن

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان «دريافت نكردن مزد رسالت» و «جهانى بودن قرآن» است ; يعنى ، چون قرآن براى همه مردم و براى همه عصرهاست ، شايسته نيست مزد آن از گروه و طايفه اى خاص گرفته شود.

31- آثار حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 19

19ـ الهى بودن قرآن و پيراستگى آن از هرگونه باطل ، دليل ناروا بودن شك و شبهه در راستى و درستى آن

فلاتك فى مرية منه إنه الحق من ربك

جمله «إنه الحق من ربك» به منزله دليل براى «فلاتك . ..» مى باشد.

32- آثار دشمنى با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 12،14

12ـ كفرورزى مردم عصر بعثت و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، عامل روى آوردن مصيبت هاى سخت و كوبنده بر آنان

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

برداشت فوق با توجه به حرف «باء» در «بما صنعوا» ـ كه به معناى سببيت است ـ استفاده مى شود. مراد از «ما صنعوا» به

قرينه آيات گذشته ، انكار قرآن، مخالفت با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مانند آن مى باشد.

14ـ آنان كه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه مى پردازند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 ـ گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هـذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

33- آثار ذكر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 17

17ـ درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 5

5 - توجه به قرآن و تذكار هاى آن ، موجب سبك بارى و نجات در روز قيامت است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

همان گونه كه روى گردانى از قرآن موجب گران بارى و گرفتارى در قيامت است، روى آوردن به قرآن و التزام به آن، نيز زمينه ساز سبك بارى و نجات انسان در قيامت مى باشد.

34- آثار ذكر وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 6 - 9

9 - توجه به نزول قرآن از سوى خالق ، مدير و مالك تمام هستى ، مايه تقويت روحيه پندپذيرى انسان از قرآن است .

تذكرة . .. ممّن خلق الأرض ... استوى . له ما فى السمـوت ... و ما تحت الثرى

35- آثار روانى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 5

5- تأثير قرآن بر روح و روان عالمان آشنا به معارف آسمانى ، در حدى است كه از ديدگان آنها اشك جارى مى شود .

إذا يتلى عليهم . .. يبكون

36- آثار روانى نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 2

2- نزول آيات قرآن از سوى خداوند ، براى شفابخشى بيمارى هاى روحى و فكرى انسان است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة

از آنجايى كه قرآن، كتاب هدايت و وجه غالب آن، كتاب معنويت است; شفا بودن آن مى تواند رفع مشكلات فكرى و روحى باشد.

37- آثار روشنگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 4،5،6

4 - روشنگرى هاى قرآن ، بى نياز كننده مؤمنان از طرح ها و ايده هاى جاهلانه و هواپرستانه ظالمان

و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون . .. هـذا بصائر للناس

5 - پيام هاى قرآن ، بصيرت آفرين براى تمامى انسان ها و نه صرفاً براى گروهى خاص

هـذا بصائر للناس

6 - روشنگرى هاى قرآن ، مايه هدايت و رحمت براى جويندگان يقين

بصائر . .. و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

38- آثار شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 14

14 - هدايت و شفاى قرآن ، مايه فزونى كوردلى كافران لجوج

و هو عليهم عمىً أُولـئك ينادون من مكان بعيد

39- آثار شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 12

12 ـ ترديد در الهى بودن قرآن ، همانند ترديد اقوام پيشين در آيات نازل شده بر آنان مى باشد و در پى دارنده فرجامى شوم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه: مراد از «الممترين» اقوام پيامبران گذشته است كه با نپذيرفتن آيات الهى و ترديد در آنها، گرفتار فرجام شومى شدند.

40- آثار شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 9،11

9 - انكار و يا ترديد در حقانيت قرآن ، موجب استحقاق عذاب دنيايى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

از اين كه سنت الهى بر امهال است، استفاده مى شود كه كافران مستحق عذاب اند (هرچند كه عذاب نشوند).

11 - انكار و مخالفت منكران حقانيت قرآن ، مبتنى بر شك و ترديد است ; نه يقين و برهان .

و إنّهم لفى شك منه مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لـكنّكم . .. ارتبتم

41- آثار شك در وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

42- آثار شناخت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 12

12- با تمام وجود سر بر آستان خداوند ساييدن و حريصانه به سجده افتادن جمعى از علماى اهل كتاب به هنگام آشنايى با قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أُوتوا العلم من قبله» اهل كتاب باشد و تعبير از سجده به «خرّ» ـ كه به معناى سقوط و به رو افتادن است ـ مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده داشته باشد.

43- آثار عجز از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

44- آثار عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 8

8- گريزان بودن مشركان از توحيد ، نمونه اى است از عدم تأمل و تعمق آنان در آيات قرآن

و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه . .. و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا عل

45- آثار عدم تفكر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 8

8 - نينديشيدن در آيات وحى ، عامل بى باكى در برابر خدا و تأثيرناپذيرى از قرآن

لو أنزلنا هـذا القرءان على جبل لرأيته خـشعًا . .. و تلك الأمثـل ...لعلّهم يتفكّر

46- آثار عربيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 13

13 - نقش اساسى عربى بودن زبان قرآن در انجام رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ميان مردم جزيرة العرب

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف عربى باشد; يعنى، ما به اين خاطر قرآن را به زبان عربى نازل كرديم تا انذار امكان پذير شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 4

4- نزول قرآن به زبان عربى روشن ، زمينه اى براى بيدارى خلق و پندآموزى آنان

فإنّما يسّرنـه بلسانك لعلّهم يتذكّرون

47- آثار عظمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 10

10- كمال و عظمت قرآن و نبود كمترين كجى و انحراف در آن ، مقتضى حمد و ستايش در برابر پديدآورنده آن است .

الحمد للّه الذى . .. لم يجعل له عوجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 4

4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق

إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة

48- آثار عقيده به خيريت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 18

18- عقيده به نزول قرآن از جانب خداوند و خير محض بودن آن ، عامل تعالى انسان به مقامى والا

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين ... الذي

49- آثار عقيده به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 18

18- عقيده به نزول قرآن از جانب خداوند و خير محض بودن آن ، عامل تعالى انسان به مقامى والا

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين ... الذي

50- آثار علاقه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 1

1 - تنها كسانى توان فراگيرى معارف قرآن و به خاطر سپردن آن را دارند كه طالب آن بوده و يادگيرى آن را بر خود تحريم نكرده باشند .

فمن شاء ذكره

«ذكر» يعنى شناختى كه در ذهن حاضر باشد(بر گرفته از مفردات راغب). و ضمير مفعولى در «ذكره» به «تذكرة» بازمى گردد. مذكر بودن آن كه آخر آيات را هماهنگ ساخته به اين اعتبار است كه «تذكرة» و «ذكر» به يك معناست.

51- آثار علم به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 10

10ـ آگاه شدن از قرآن و محتواى آن ، آدمى را به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) راهنمايى مى كند .

كفى بالله شهيدًا . .. و من عنده علم الكتـب

52- آثار فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 14

14 - فصاحت قرآن ، عاملى مؤثر در اسلام مردم مكه و نواحى آن

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «عربيّاً» به معناى فصاحت و روشنى قرآن بوده و «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف فصاحت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 6

6 - فصاحت قرآن ، موجب جلب توجه اعراب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و واداشتن آنان به انديشه و تعقل

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيّا لعلّكم تعقلون

53- آثار قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 2

2- قرآن ، حاوى آن چنان معارف عظيم كه خضوع و خشوع تمامى عالمان انديشمند را برمى انگيزاند .

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 17 - 4

4- تأثير دوگانه قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر هدايت پذيران و هواپرستان

يستمع إليك . .. طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم . و الذين اهتدوا زادهم هدً

با توجه به پيوستگى اين آيه با آيه قبل چنين استفاده مى شود كه سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيام وحى در درون هواپرستان مرده دل جاى نمى گيرد و مى گويند: «ماذا قال. ..» ولى در دل حق پذيران تأثير كرده و بر هدايت و تقواى آنان مى افزايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 32 - 1

1 - آموزه هاى قرآن ، بى تأثير در بيماردلان و كافران

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكـفرون . .. و ما هى إلاّ ذكرى للبشر . كلاّ

«كلاّ» در اين آيه براى انكار است; انكار تذكار بودن قرآن براى بيماردلان و كافران حق ناپذير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 8

8 - آيات قرآن ، بازدارنده انسان از طغيان گرى و گناه و راهنماى او براى ايمان به قيامت است .

و ما يكذّب به إلاّ. .. إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

54- آثار قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 4

4 - اخبار و سرگذشت هاى هشداردهنده و بازدارنده از گناه و سيه روزى ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

55- آثار كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 8

8 - بنى اسرائيل در صورت كفر به قرآن ، نكوهيده ترين و ناشايسته ترين كافران در پيشگاه خداوند خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق مبتنى بر دو مقدمه روشن است: 1 ـ «أول» بودن در جمله «و لاتكونوا . ..» به اعتبار رتبه و منزلت است، نه به لحاظ زمان; 2 ـ «أول» بودن قيد توضيحى است، نه احترازى. بر اين اساس جمله «و لاتكونوا ...»; يعنى، و به قرآن كافر نشويد كه در اين صورت اولين رتبه كفر از آن شما خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 5

5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 12،14

12 - خداوند ، يهوديان كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن را از رحمت خويش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است .

فلعنة اللّه على الكفرين

14 - جواز لعنت و نفرين بر آنانى كه از سر عناد و لجاجت ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كافر مى شوند .

فلعنة اللّه على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 16،18

16 - يهوديان ، بر اثر انكار رسالت پيامبر و كفر به قرآن ، خشم خداوند را بر خويش هموار ساختند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه بغياً أن ينزل اللّه . .. فباء و بغضب على غضب

«باءوا» به معناى «بازگشتند» است. حرف «باء» در «بغضب» باى مصاحبت يا ملابست مى باشد; يعنى، يهوديان از آن مبادله (فروختن خويش به كفر) باز آمدند، در حالى كه غضب الهى را به همراه داشتند.

18 - آنان كه على رغم اطمينان به حقانيت قرآن بدان كافر شوند ، به خشم و غضب خدا گرفتار خواهند شد .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 10

10 - كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) خسارت ديدگان واقعى و تباه كنندگان خويش هستند .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 4

4 - يهود و نصارا ، در صورت نپذيرفتن معارف ابلاغ شده به آنان ( ايمان به قرآن ، ايمان به همه پيامبران و . . . ) از دشمنان و ستيزه جويان با اسلام و مسلمانان ، تلقى خواهند شد .

فإن ءامنوا . .. فقد اهتدوا و إن تولوا فإنما هم فى شقاق

«شقاق» به معناى دشمنى و مخالفت كردن است. حرف «فى» مى رساند كه دشمنى و مخالفت يهود و نصارا با اسلام، سراسر وجود آنان را فرا گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 10

10 ـ آنان كه به قرآن و پيام هاى آن ايمان نياورند ، به هيچ سخن هدايت بخش ديگرى ايمان نخواهند آورد .

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق مبتنى بر دو امر است: ضمير در «بعده» به قرآن برگردد. حرف «با» در «بأىّ» براى الصاق باشد. يعنى اگر به قرآن ايمان نياورند، به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 1

1- ايمان يا بى ايمانى مردم به قرآن ، تأثيرى در حقانيت مفاهيم و معارف آن نخواهد داشت .

و بالحقّ أنزلنه . .. قل ءامنوا به أو لاتؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 1

1- ايمان نياوردن و موضع گيرى هاى نابخردانه كافران در برابر قرآن ، موجب رنجى كشنده و تأسفى عميق براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوابهـذا الحديث أسفًا

«باخع نفسه» به كسى گفته مى شود كه از شدت هيجان و ناراحتى، خود را به هلاكت بيندازد در «مقاييس اللغة» آمده: آنگاه گفته مى شود: كه «بخع الرجل نفسه» كه او، خويشتن را، به خاطر خشم شديد و شدت هيجان، هلاك سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 3

3 - كفر به قرآن و وحى ، پس از مواجهه با آن [ و درك حقانيت آن ] مستلزم دوزخى شدن انسان است .

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

تعبير «لمّا جائهم» بيانگر اين است كه كه اساساً كفر و انكار زمانى تحقق مى يابد كه انسان با كلام وحى روبه رو شده و آن را فهم كرده باشد. سپس به انكار آن پرداخته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 2

2 - كفرورزى به قرآن ، در پى دارنده پشيمانى و حسرت شديد در قيامت

و إنّه لحسرة على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 1

1 - آنان كه به قرآن ايمان نمى آورند ، به هيچ گفتار هدايت بخش ديگرى ، ايمان نخواهند آورد .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

استفهام «فبأىّ» انكارى و تعجيبى است. بر اين اساس مفاد آيه چنين است: «وقتى آنان قرآن را ـ كه با دلايل روشن همراه است ـ تصديق نمى كنند، پس مسلم به هيچ سخن حقى ايمان نخواهند آورد».

56- آثار كمال قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 10

10- كمال و عظمت قرآن و نبود كمترين كجى و انحراف در آن ، مقتضى حمد و ستايش در برابر پديدآورنده آن است .

الحمد للّه الذى . .. لم يجعل له عوجًا

57- آثار لجاجت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 10

10- سرسختى و لجاجت در برابر دعوت قرآن ، موجب گرفتارى به عقوبت و عذاب الهى

و تنذر به قومًا لدًّا

58- آثار مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 2

2 - مخالفت با قرآن و پيام وحى ، دشمنى با خدا است .

قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان . .. ذلك جزاء أعداء اللّه النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 11

11 - مخالفت با اسلام و قرآن ، كفر است .

يريدون . .. و اللّه متمّ نوره و لو كره الكـفرون

59- آثار مصونيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 10

10- ناتوانى همگان از دگرگون ساختن قرآن و سخنان خداوند ، دليل شايستگى آن براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمـته

60- آثار نزول تدريجى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 8

8- قرآن و نزول تدريجى آيات آن ، مايه تثبيت و تحكيم ايمان مؤمنان است .

نزّله . .. ليثبّت الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 3

3- نقش نزول تدريجى آيه هاى قرآن ، در زدايش بيمارى انسانها

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة

برخى اهل لغت برآنند كه ماده «نزل» در باب تفعيل، به معناى نزول تدريجى است. بنابراين، ذكر نزول قرآن به صورت تدريجى و يادآورى هدف آن كه شفاست، گوياى حقيقت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 1

1 ـ تدريجى نازل شدن قرآن ، بهانه و دستاويز كافران براى مخالفت با آن

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

مجموعه اشياى به هم پيوسته و بدون فاصله از هم را «جمله» گويند. بنابراين «جملة» در آيه شريفه، به معناى «مجتمعاً» (باهم و دسته جمعى) مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 4

4 - نقش نزول تدريجى قرآن در بيدارسازى مردم

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه بالا، بيانگر حكمت نزول تدريجى قرآن و پاسخى به بهانه جويى كافران باشد كه مى گفتند: چرا قرآن مانند تورات يكباره نازل نشده است؟

61- آثار نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 10

10 ـ افزايش ايمان مؤمنان و بروز شادمانى در چهره آنان ، با نزول و شنيدن آيه هاى قرآن

فأما الذين ءامنوا فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 1

1 ـ افزايش پليدى منافقان بيماردل ، پس از نزول آيه هاى قرآن و شنيدن آن

و إذا ما أنزلت سورة . .. و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلى رجسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 4

4ـ نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه سرور و شادمانى گروهى از يهود و نصارا بود .

والذين ءاتينـهم الكتـب يفرحون بما أُنزل إليك

جمله «و من الأحزاب . ..» (برخى از يهود و نصارا بخشى از قرآن را نمى پذيرند) حكايت از آن دارد كه مراد از «الذين ... يفرحون» همه يهود و نصارا نيستند. از اين رو در برداشت سرور و شادمانى به گروهى از آنان نسبت داده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 1

1- نزول آيات قرآن از جانب خداوند ، جلوه حق و مايه نابودى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البـطل . .. و ننزل من القرءان

ذكرِ «و ننزّل من القرآن» پس از اعلام پيروزى حق و شكست باطل مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 5

5- اذعان عالمان اهل كتاب به تخلف ناپذيرى وعده هاى خداوند ، با مشاهده تحقق بشارت خدا در پرتو نزول قرآن

أُوتوا العلم من قبله . .. يقولون ... إن كان وعد ربّنا لمفعولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 2 - 2

2- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، احساس مسؤوليت ى سنگين را براى آن حضرت به همراه داشت .

ما أنزّلنا عليك القران لتشقى

از زبان مشفقانه آيه برمى آيد كه با نزول قرآن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت سنگينى را احساس نموده و در جهت انجام آن رنج بسيارى را برخود هموار كرده بود تا به هر طريق ممكن مردم را هدايت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 5 - 5

5 - نزول قرآن ، جلوه اى از رحمانيت خداوند و اقتدار او بر عرش و تدبيرامور است .

تنزيلاً . .. الرحمـن على العرش استوى

گرچه جمله «الرحمان على. ..» به صورت جمله اى مستقل از آيه قبل است، ولى بيان فرمان روايى خداوند بر هستى و توصيف او به «رحمان» پس از بيان اوصاف قرآن، گوياى اين است كه نزول قرآن، جلوه آن صفات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 1

1 - نزول قرآن ، از مبدأ يگانه وحى ، مقتضى پرهيز از هرگونه شرك

و ما تنزّلت به الشيـطين . .. فلاتدع مع اللّه إلـهًا ءاخر

از اين كه خداوند پس از نفى هر گونه دخالت شياطين در امر وحى، نتيجه گيرى كرده (با «فاء» تفريع) و خطاب را متوجه دعوت به توحيد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 7،8

7- بعثت پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، از نشانه هاى تحقق حتمى قيامت *

فقد جاء أشراطها

به قرينه آيات پيشين و به ميان آمدن نام پيامبر(صلی الله علیه و آله) و استماع كلمات وحى از آن حضرت (من يستمع إليك. ..)، احتمال دارد مراد از شرايط قيامت، آمدن پيامبرخاتم(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد.

8- برپايى قيامت و نظام كيفر و پاداش منوط به آمدن پيامبر و قوانين روشنگر *

فقد جاء أشراطها

اگر اين احتمال را بپذيريم كه مراد از «أشراط»، بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن است و در صورتى كه «أشراط» را شرط بدانيم ـ و نه صرفاً نشانه ـ از آيه شريفه استفاده مى شود كه آمدن پيامبر و قرآن، شرط كيفر و پاداش است; زيرا تا اتمام حجت نشود، مجازات معنا ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 1،2،7

1 - صخره هاى ستبر كوه ، خاشع و فروتن از بيم خدا ، در صورت نزول وحى و آيات قرآن بر آن

لو أنزلنا هـذا القرءان على جبل لرأيته خـشعًا متصدّعًا من خشية اللّه

2 - از هم پاشيده شدن صخره هاى كوه از بيم خداوند ، در صورت نازل شدن وحى و آيات قرآن بر آن

لو أنزلنا هـذا القرءان . .. و تلك الأمثـل نضربها

«تصدّع» (مصدر «متصدّعاً») به معناى شكافته و از هم پاشيده شدن است.

7 - فروتنى و « فروپاشى كوه ها در صورت نزول قرآن بر آنها » ، تمثيلى به منظور گرايش يافتن انسان ها به انديشه درباره آيات وحى

لو أنزلنا هـذا القرءان على جبل . .. و تلك الأمثـل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 4

4 - نگهبانان و شهاب ها ، از هنگام نزول آيات قرآن ، مانع استراق سمع جن از آسمان شدند .

و أنّا لمسنا السماء فوجدنـها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا

آيه بعد (فمن يستمع الآن يجد له شهاباً رصداً)، قرينه است بر اين كه جنيان از استراق سمع از آسمان، از وقت نزول قرآن و استماع

آن، منع شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 3

3 - جن ، از هنگام نزول قرآن ، براى هميشه از استراق سمع از آسمان ، با مانع شهاب ها روبه رو شده و با آن مورد هدف قرار مى گرفتند .

فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا

«رصد» اسم جمع «راصد» (مراقب و نگهبان) و در اين آيه استعاره است; يعنى، «شهاب» به نگهبانى كه از چيزى حفاظت و دفاع مى كند، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 3

3 - نزول قرآن ، موجب معرفت جن نسبت به جايگاه خداوند در جهان هستى و شناخت موقعيت ضعيف و پوچ خود

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 2

2 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مستلزم صبر و شكيبايى آن حضرت در جهت تبليغ و اجراى تعاليم آن

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً . فاصبر لحكم ربّك

از تفريع فرمان به صبر (فاصبر)، بر نزول قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (نزّلنا عليك القرآن) مطلب ياد شده به دست مى آيد.

62- آثار نزول قرآن در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 7

7 - نزول قرآن در شب قدر ، نشان سلامتى معارف آن از هر عيب و نقص است .

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر . .. سلـم هى

63- آثار نسخ آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 3

3 - نسخ اديان و نيز نسخ برخى از آيات و احكام قرآن ، برانگيزنده مسلمانان به طرح پرسشهايى نا به جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم

برداشت فوق بر اين مبناست كه «أن تسئلوا» به معناى پرسش كردن باشد. از آن جا كه لحن آيه گوياى مذمت است، از آن پرسشها به پرسشهاى نا به جا تعبير شده است.

64- آثار نسخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 2

2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

65- آثار وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10ـ خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 19

19ـ الهى بودن قرآن و پيراستگى آن از هرگونه باطل ، دليل ناروا بودن شك و شبهه در راستى و درستى آن

فلاتك فى مرية منه إنه الحق من ربك

جمله «إنه الحق من ربك» به منزله دليل براى «فلاتك . ..» مى باشد.

66- آثار هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 9

9 - هدايت قرآن ، منجر به عزت و ستودگى مى شود .

يهدى إلى صرط العزيز الحميد

ذكر دو صفت «عزيز» و «حميد» به جاى ساير صفات خداوند (به عنوان مضاف اليه «صراط») اشعار دارد به اين كه راهى كه قرآن انسان ها را به آن رهنمون مى كند، راه خدايى است كه عزت و ستودگى دارد و طى كنندگان آن راه هم آن دو صفت را به

دست خواهند آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 5،6،9

5 - راهنما بودن قرآن به درستى و حق ، فلسفه و دليل ايمان آوردن گروهى از جن به اين كتاب

يهدى إلى الرشد فـامنّا به

«فا» در «فآمنّا» عاطفه و براى ربط مسبب به سبب است; يعنى، چون قرآن به رشد هدايت مى كند، پس ما به اين سبب به آن ايمان آورديم.

6 - راهنما بودن قرآن به راه حق و درستى ، مقتضى ايمان به آن است .

يهدى إلى الرشد فـامنّا به

9 - راهنما بودن قرآن از سوى خداوند ، مقتضى شرك نورزيدن و شريك ندانستن هيچ كس براى او است .

يهدى إلى الرشد فـامنّا به و لن نشرك بربّنا أحدًا

67- آثار هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 14

14 - هدايت و شفاى قرآن ، مايه فزونى كوردلى كافران لجوج

و هو عليهم عمىً أُولـئك ينادون من مكان بعيد

68- آداب استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 17

17- سجده و گريه ، به هنگام استماع آيات الهى ، سزاوار و از آداب مواجه شدن با قرآن و آيات الهى است .

إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 ـ بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيـت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال

براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 2

2 - اظهار و اقرار كردن ايمان خويش به قرآن به هنگام شنيدن آيات آن ، امرى پسنديده و بايسته در پيشگاه خداوند

و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 7

7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.

69- آداب تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 3

3 ـ تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 1

1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 6

6 - لزوم توجه به معانى و مفاهيم آيات قرآن به هنگام قرائت

و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده، در پى دارنده تفكّر و تأمّل در معانى و

مفاهيم آيات آن است و شايد مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 3،4،9

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.

4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن

اقرأ باسم ربّك

9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.

70- آرزوى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 ـ منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

71- آمرزش پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 12

12 - آمرزش و اجر ارزشمند و پرب ها ، پاداش پيروان قرآن و خداترسان

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

72- آمرزش تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور

73- آهداف نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 8،9

8 ـ برقرارى نظام قضايى عادلانه و برحق در جامعه بشرى ، از اهداف نزول قرآن

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس

توصيف قرآن به حق بودن، بيانگر اين است كه قضاوت نيز، كه از اهداف نزول قرآن است، همواره قرين حق و عادلانه خواهد بود.

9 ـ برقرارى حاكميت حق در جامعه ، از اهداف نزول قرآن *

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس

لازمه قضاوت عادلانه و تشكيلات قضايى، وجود حكومت و حاكميت نظام حق است.

74- آيات خدا در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 11

11 - قرآن ، حاوى آيات الهى است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 1

1 - قرآن ، حاوى آيات روشن الهى است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. بل هو ءايـت بيّنـت

مرجع ضمير «هو»، «الكتاب» در آيه چهل و هفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 10

10 - قرآن ، مجموعه اى است از نشانه هاى خداوند .

كذّبوا بـَايـتنا

75- آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 10

10 ـ پيوستگى و انسجام آيات محكم قرآن *

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب

از تعبير به «ام» كه مفرد است، مى توان استفاده كرد كه كليّه آيات محكم قرآن، پيوسته و داراى انسجام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 6

6 ـ دلايل و نشانه هاى ارائه شده از سوى خداوند ، قابل فهم براى مردم

من بعد ما جاءهم البيّنات

اوّلا از واژه «بيّنه»، روشن و قابل فهم بودن استفاده مى شود; ثانياً آنگاه احتجاج تمام است و مذمّت بجا، كه بيّنات، قابل فهم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 2

2 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه

تلك ءايت الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 2

2 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه است .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 1

1ـ قرآن ، كتابى با عظمت و داراى ساختارى بندبند به نام ( ( آيه ) ) .

كتــب أُحكمت ءايــته

((كتاب )) خبر براى مبتداى محذوف (ذـلك ) است و نكره آوردن آن براى تعظيم مى باشد; يعنى : ذلك الكتاب ، كتابٌ عظيم الشأن .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 4،8

4ـ آيات سوره يوسف ، بخشى از قرآن مبين است .

تلك ءايـت الكتـب المبين

مشاراليه «تلك» آيات سوره يوسف است. بنابراين «تلك آيات ...» ; يعنى ، آياتى كه پيش روى شماست ، آيات آن كتاب مبين (قرآن) است.

8ـ حروف مقطعه قرآن ( الر ) بخشى از آيات با عظمت قرآن

الر تلك ءايـت الكتـب المبين

برداشت فوق ، براساس اين احتمال است كه «تلك» اشاره به «الر» باشد ; يعنى: تلك الحروف آيات . ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 2،5

2ـ آيات سوره رعد بخشى از قرآن است .

تلك ءايـت الكتـب

مشاراليه «تلك» آيات سوره رعد است. بنابراين «تلك آيات ...» ; يعنى ، آياتى كه پيش روى شماست، آيات اين كتاب (قرآن) است.

5ـ قرآن و آيات آن ، از نشانه هاى خداوند است .

تلك ءايـت الكتـب

كلمه «آيات» به معناى نشانه هاست و آيات قرآن به اين دليل آيات ناميده شدند كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 2

2- « الف ، لام ، را » از زمره آيات قرآن كريم بوده و داراى عظمت است .

الر تلك ءايـت الكتـب

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «الر» مبتدا و جمله «تلك آيات الكتاب» خبر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 6

6- آيه هاى قرآن ، تبلور ربوبيت كامل و بى نقص خداوند نسبت به انسان ها ، در نظر آگاهان

إن الذين أُوتوا العلم . .. إذا يتلى عليهم ... يقولون سبحـن ربّنا إن كان وعد ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 6

6 ـ آيات قرآن ، جلوه ربوبيت خداوند

ذكّروا بأيـت ربّهم

برداشت فوق از اضافه شدن «آيات» به «ربّهم» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 3

3 - آيات قرآن ، از نشانه ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار است .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايـت ربّهم

برداشت ياد شده بر اين پايه استوار است كه مقصود از «آيات»، آيه هاى قرآن مى باشد و اضافه آن به صفت «ربّ»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 1،6

1 - آيات قرآن ، داراى مفاهيمى روشن و بى ابهام

كتـب فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «فصّلت»، به معناى «به روشنى بيان شده» باشد.

6 - آيات قرآن ، برخوردار از فصاحت و شيوايى *

قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «عربيّاً» به معناى سخن فصيح و شيوا باشد. در برابر اعجمى كه به معناى غير فصيح مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 1،2

1 - آيات روشن قرآن ، بشارت دهنده و انذاركننده مردمان

كتـب فصّلت ءايـته . .. بشيرًا و نذيرًا

2 - بشارت و انذار ، دو پيام مهم و روشن آيات قرآن

كتـب فصّلت . .. بشيرًا و نذيرًا

با توجه به اين كه قرآن در بردارنده مفاهيم مختلف معرفتى است، تخصيص به ذكر يافتن بشارت و انذار، نشان گر اهميت و برجستگى آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 6

6 - مجموعه آيات قرآنى ، به دور از هرگونه ابهام و برخوردار از فصاحت

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«أعجمى» منسوب به «أعجم» است و «أعجم» به كسى گفته مى شود كه كلام او داراى ابهام بوده و گويا نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 2

2 - آيات قرآن ، حامل فرمان هاى الهى به انسان ها

ذلك أمر اللّه أنزله إليكم

76- آيات محكم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 35

35 - راوى مى گويد : « سألت أبا عبداللّه ( ع ) عن القرآن و الفرقان . . . فقال : القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به ;

از امام صادق(ع) از معناى قرآن و فرقان پرسيدم، فرمود: «قرآن» همه كتاب است و فرقان، ]آيات [محكمى است كه عمل به آن واجب مى باشد».

77- آيه بندى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 5

5- نام گذارى آخرين كتاب آسمانى به « قرآن » و تقسيم بندى آن به « آيات » ، از جانب خداوند بود .

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 2

2 - قرآن ، كتابى است با ساختارى آيه آيه .

أنزلنـه ءايـت

«آيات» جمع «آية» و حال براى ضمير مفعول در «أنزلناه» است; يعنى، قرآن را در حالى كه مجموعه اى از آيه هاى واضح و روشنگر است، نازل كرديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 4

4 - ساختار قرآن ، ساختارى است بندبند كه هر بند آن آيه نام دارد .

فى ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 9

9 - قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه .

كذّبوا بـَايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 1

1 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند كه هر بند آن « آيه » ناميده مى شود .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 3

3 - آيه ، نامى نهاده شده از سوى خدا بر بندبند نثر قرآن

قد كانت ءايـتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى است كه به تدريج و جدا جدا ( آيه آيه و سوره سوره ) بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرود آمد .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه برخى از مفسران چون زمخشرى، قرآن به اين دليل به فرقان (جدا كننده) نام گذارى شده است كه آيات و سوره هاى آن جدا جدا و با فاصله و به تدريج گرديده بود. ; مثلا در آيه 106 «سوره اسراء» آمده است: «و قرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلناه تنزيلاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 2

2 - عبارات قرآن ، ساختارى بندبند دارد و هر بند آن آيه ناميده مى شود .

تلك ءايـت الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 2

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام آيه

تلك ءايـت القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 2

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

تلك ءايـت الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 6

6 - ساختار قرآن ، به صورت آيه ، آيه است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 4

4 - نام گذارى بند بند قرآن ، به « آيه » از سوى خداوند

و ما تأتيهم من ءاية من ءايـت ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 9

9 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند به نام « آيه »

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 4

4 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

ءايـت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 2

2 - ساختار قرآن ، ساختارى آيه آيه است .

فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده، مبتنى بر كاربرد ماده «فصل» در معناى تفصيل و تجزيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 5

5 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند است و هر بند آن آيه ناميده مى شود .

هو الذى ينزّل على عبده ءايـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 7

7 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند است و هر يك از بند هاى آن « آيه » ناميده مى شود .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 5

5 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند به نام « آيه »

ءايتنا

78- ابزار تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 4

4- نقش اساسى زبان عربى ، در تسهيل بيان معارف و محتواى بلند قرآن

فإنّما يسّرنـه بلسانك

79- ابزار نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 2

2 - وجود وسايط در نزول قرآن ، از جانب خداوند

إنّا أنزلنـه

ضمير جمع در «أنزلناه»، مى تواند ناظر به نقش وسايط در نزول قرآن باشد.

80- ابعاد اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 11

11- اعجاز قرآن در همه زمينه ها و ابعاد ( لفظى ، معنوى ، معرفتى و . . . ) بوده و تحدى آن در همه اين ابعاد است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

مخاطب قرار گرفتن همه جن و انس در طول تاريخ، نشانگر آن است كه تنها عرب مخاطب اين تحدى نيست تا زمينه تحدّى فقط بعد لفظى و ادبى قرآن باشد.

81- ابعاد تحدى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 11

11- اعجاز قرآن در همه زمينه ها و ابعاد ( لفظى ، معنوى ، معرفتى و . . . ) بوده و تحدى آن در همه اين ابعاد است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

مخاطب قرار گرفتن همه جن و انس در طول تاريخ، نشانگر آن است كه تنها عرب مخاطب اين تحدى نيست تا زمينه تحدّى فقط بعد لفظى و ادبى قرآن باشد.

82- ابلاغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 3،4

3 - محدود بودن ثبت و ابلاغ قرآن به سفيران خداوند ، تضمين كننده پاكى و پيراستگى آن از هرگونه خطا و باطل

مطهّرة . بأيدى سفرة

عبارت «بأيدى سفرة»، ممكن است متعلق به «مطهّرة» باشد; بر اين اساس عامل تطهير قرآن از خطا و باطل، آن است كه تنها دستان سفيران الهى آن را ثبت و ابلاغ مى كند و ديگران از دسترسى به آن ناتوان اند.

4 - فرشتگان وحى نويسندگان قرآن از لوح محفوظ و ابلاغ كنندگان آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بأيدى سفرة

در اين كه مراد از «سفرة» چه كسانى اند; نظرهايى چند ارائه شده است. از جمله اين كه به قرينه توصيف آنان به «كرام» در آيه بعد، مراد ملائكه وحى مى باشند; زيرا در سوره اى ديگر (انفطار، 11) نيز براى ملائكه، وصف «كرام» ذكر شده است. استنساخ قرآن از لوح محفوظ، براى نازل ساختن آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احتمالى است كه با اين آيات و مراحل نزول قرآن سازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 24 - 4،5

4 - قرآن در مرحله ابلاغ به مردم ، همانند مرحله نزول و دريافت ، مصون از تحريف و كتمان است .

و ما هو على الغيب بضنين

5 - بخيل نبودن و امتناع نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ابلاغ تمام آيات قرآن به مردم ، ضامن مخفى نماندن هيچ آيه اى از آن است .

و ما هو على الغيب بضنين

83- ابلاغ قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 2،3،4،5

2 - خداوند براى ابلاغ قرآن ، فرستاده اى را به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) گسيل داشت .

إنّه لقول رسول

ضمير «إنّه» ـ به قرينه سياق آيات ـ به قرآن برمى گردد. مراد از «رسول» ـ به قرينه مقابله اين آيه با جمله «و ما هو بقول شيطان» در آيات بعد ـ مأمور ابلاغ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه در بعضى از سوره ها، جبرئيل عهده دار اين وظيفه معرفى شده است.

3 - فرستاده خداوند براى ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واجد تمام كمالاتى است كه براى پيام رسان ضرورى است .

رسول كريم

هر چيز كه در زمينه مربوط به خود، والا مرتبه باشد با وصف «كَرَم» توصيف مى شود. (مفردات راغب)

4 - جبرئيل ، داراى ويژگى ها و رفتارى پسنديده و فرستاده اى بزرگوار براى ابلاغ قرآن

رسول كريم

«كرم» واژه اى است كه در مورد زيبايى هاى والا و كارهاى پسنديده كاربرد دارد. (مفردات راغب)

5 - خداوند ، در تأكيد بر مأموريت جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به ستارگان و شب و سپيده دم سوگند ياد كرده است .

فلاأُقسم بالخنّس . .. و الّيل ... و الصبح ... إنّه لقول رسول كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 20 - 2

2 - جبرئيل ، به دور از هرگونه نقص و ناتوانى در ابلاغ پيام خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذى قوّة

مراد از «قوّة» ممكن است نيروى لازم براى انجام رسالت باشد. در اين صورت به معناى فراموش كار نبودن و توانمندى جبرئيل بر دريافت كامل قرآن و حفاظت از آن، تا مرحله رساندن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 2،5،7

2 - جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها نبود و مأمورانى فرمان پذير در اختيار داشت .

لقول رسول . .. مطاع

5 - جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امانت دارى قابل اعتماد و به دور از هرگونه دخل و تصرف در آن بود .

إنّه لقول رسول . .. أمين

7 - توجّه به شرافت جبرئيل و نيرومندى ، منزلت الهى ، فرمان روايى بى چون و چرا و امانت دارى او ، زمينه ساز باور به سلامت قرآن در مرحله نزول و ابلاغ به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه لقول رسول كريم . ذى قوّة عند ذى العرش مكين . مطاع ثَمّ أمين

84- اتقاق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 6

6 - زدوده شدن شبهات شيطانى از آيات تلاوت شده توسط پيامبران و استوار گشتن آن به اراده خداوند

فينسخ اللّه ما يلقى الشيطـن ثمّ يحكم اللّه ءايـته

«نسخ» (مصدر «ينسخ») به معناى ازاله، ابطال و زدودن است. «ما» (مفعول «ينسخ») كنايه از شبهاتى است كه شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران، در آنها مى نهاد. «احكام» نيز به معناى استوار كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: آن گاه خداوند شبهات شيطانى را مى زدود و آيات خود را پس از سست و لرزان شده با آن شبهات، محكم و استوار مى ساخت.

85- اتقان آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 2،9

2ـ همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .

كتــب أُحكمت ءايــته

اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.

9ـ اتقان قرآن و روشنى آيه هاى آن ، جلوه اى از حكيم و خبير بودن خداوند است .

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت من لدن حكيم خبير

86- اتقان تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 5

5 - بنيان هاى متقن مفاهيم و معارف قرآن ، گواه مبرّا بودن آن از تخيّلات شاعرانه

و الشعراء يتّبعهم الغاون . ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون

87- اتقان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 3

3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن

لاريب فيه

«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى است پاينده و خلل ناپذير .

الكتب الحكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «محكَم» باشد ; زيرا «إحكام» (مصدر محكم) به معناى بازداشتن و مصون ساختن چيزى از فساد و تباهى است. توصيف «كتاب» به «حكيم» بيانگر اتقان، پايندگى و خلل ناپذيرى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 5

5 - ربوبيت خداوند ، مقتضى فرستادن قرآنى خلل ناپذير و متقن است .

تنزيل الكتـب لاريب فيه من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى است پاينده ، استوار و خلل ناپذير .

و القرءان الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 8

8 - آيات قرآن و معارف آن ، حقايقى استوار و ترديد ناپذير

و إنّه لكتـب عزيز

«عزيز» به معناى شكست ناپذير است كه مراد از آن در آيه شريفه، استحكام و خلل ناپذيرى قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 1،2

1- قرآن حقيقتى مستحكم ، خلل ناپذير و نازل شده از سوى خداوند

إنّا أنزلنـه . .. أمر حكيم ... أمرًا من عندنا

كلمه «أمراً» مى تواند حال براى ضمير مفعولى «أنزلناه» باشد. در اين صورت از ارتباط آن با «أمر حكيم» در آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

2- حقايق نازل شده از جانب خداوند ، برخوردار از استحكام و نمود كاردانى و حكمت

يفرق كلّ أمر حكيم . أمرًا من عندنا

«أمراً» مى تواند به فعل مقدر (مانند «أعنى») منصوب شده باشد و يا حال براى «أمر» و يا ضمير «أنزلناه» در آيات قبل به

شمار آيد. در هر صورت از ارتباط دو آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 6

6- محتواى قرآن ، حقايقى استوار و ابطال ناپذير

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

نسبت دادن تنزيل قرآن به خداوند عزيز و حكيم، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه قرآن نيز، همچون نازل كننده آن عزيز و شكست ناپذير است.

88- اتمام حجت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 5

5 - آيات قرآن ، اتمام حجت خداوند بر منكران رسالت

أوَلم تأتهم بيّنة . .. و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب من قبله ... فنتّبع ءايـتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 10

10 - قرآن ، وسيله اتمام حجت بر كافران و تحقق بخش وعده الهى درباره آنان است .

و قرءان مبين . لينذر ... و يحقّ القول على الكـفرين

از عطف جمله «و يحقّ الحقّ . ..» بر جمله «لينذر» ـ كه لام در اين جمله براى تعليل است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 15

15- قرآن و انذار هاى بيدارگرانه آن ، اتمام حجت الهى بر خلق

بلـغ

«بلاغ» خبر براى «هـذا»ى مقدر است. و آن اشاره به آيات هشدارگر قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 3

3 - پيام هاى حكيمانه و رساى قرآن ، اتمام حجت الهى بر خلق

و لقد جاءهم . .. حكمة بـلغة

برداشت فوق با توجه به اين است كه آيه قبل از «و لقد جاءهم. ..» در مقام بيان علت مجازات كافران و اتمام حجت بر ايشان بود بر اين اساس مى توان از «حكمة بالغة...» ـ كه بدل از «ما فيه...» است ـ مطلب بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 7

7 - با ارائه قرآن به انسان ها ، حجّت الهى بر آنان تمام است .

إنّ هـذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً

خداوند، با ارائه آيات قرآن ـ كه مايه بيدارى و تذكار است (هـذه تذكرة) ـ حجتش را بر آدميان تمام كرده و اين انسان است كه بايد راه دين را، طريق زندگى خويش قرار دهد (اتّخذ إلى ربّه سبيلاً).

89- اتمام حجت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 7

7 ـ انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

90- اجتناب از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 2

2 ـ پرهيز كافران مكه در صدر اسلام از گوش فرادادن به قرآن و سخنان آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ينئون عنه

«نَأَىَ» به معنى دور شدن است و «ينئون عنه» يعنى مشركان از قرآن و وحى دورى مى گزينند.

91- اجتناب از استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 7،8

7 ـ مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

8 ـ حفظ قداست قرآن و اسلام و بازداشتن ديگران از ياوه سرايى و تخطئه و استهزاى آن، وظيفه مسلمانان است.

و ما على الذين يتقون . .. و لكن ذكرى لعلهم يتقون

92- اجتناب از تجزيه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 4

4- لزوم ايمان به مجموعه معارف و آموزه هاى قرآن و اسلام و پرهيز از هرگونه تجزيه و التقاط در آن

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

93- اجتناب از تعجيل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 23

23 - ترك تعجيل در نزول تمامى قرآن و سكوت كامل تا پايان نزول هر آيه ، زمينه ساز افزايش علوم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

و لاتعجل بالقرءان . .. و قل ربّ زدنى علمًا

94- اجتناب از تواضع براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 6

6 - امتناع برخى از مردم ، از فروتنى و تواضع هنگام شنيدن و دريافت آيات قرآن ، شگفت آور و توجيه ناپذير است .

فما لهم . .. و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

95- اجتناب از تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 2

2 - افسانه پنداشتن قرآن ، پندارى واهى و سزاوار پرهيز است .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ ... كلاّ

حرف «كلاّ» در اين آيه، مى تواند تأكيد «كلاّ» در آيه قبل باشد.

96- اجتناب از دعوت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 7

7 - ر ها ساختن تعاليم قرآن و كناره گيرى از فراخواندن مردم به سوى آنها ، زمينه ساز قرار گرفتن در صف كافران است .

لايصدّنّك عن ءايـت اللّه . .. و ادع إلى ربّك و لاتكوننّ من المشركين

گفتنى است كه از صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، ارتباط ميان موضوع جدا شدن از صف مشركان و موضوع ابلاغ رسالت الهى و دعوت به توحيد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

97- اجتناب از كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 7

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

98- اجتناب از مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 3،5

3 ـ همگان بايد از قرآن پيروى كنند و از مخالفت با آن پرهيز كنند.

فاتبعوه و اتقوا

متعلق «اتقوا» هم مى تواند «مخالفت با قرآن» باشد و هم مى تواند «پيروى از قوانين غير قرآنى» باشد.

5 ـ پيروى از قرآن و پرهيز از مخالفت با آن، زمينه ساز جلب رحمت الهى است.

فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 1

1 - لزوم تأمل و تدبر انسان ، درباره حقانيت قرآن و پرهيز از مخالفت عجولانه با آن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ

99- اجمال قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 3

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايـته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

100- احاطه محمد(صلی الله علیه و آله) بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 4

4 ـ احاطه كامل پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) به محتواى قرآن *

إنى على بينة من ربى

«على» حرف استعلاست و به كارگيرى آن در «على بينة» اشاره به اين است كه پيامبر بر بينه خويش (قرآن) احاطه و اشراف كامل دارد.

101- احتجاج قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 18،19،20

18 ـ استدلال هاى قرآن بر وحدانيت خداوند و بطلان تثليث بسيار روشن و سزاوار تأمل

ما المسيح . .. انظر كيف نبين لهم الايت

الف و لام در «الايت» براى عهد و اشاره به استدلالهايى است كه در آيه آمده است.

19 ـ لزوم تأمل و انديشه در چگونگى استدلال هاى قرآن

انظر كيف نبين لهم الايت

كلمه «نظر» به معناى دقت كردن است.

20 ـ اصرار مسيحيان بر تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) على رغم استدلال هاى روشن قرآن بر بطلان عقيده آنان

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

«يوفكون» از مصدر «افك» به معناى بازگرداندن است. و «انى» به معناى كجا و چگونه است، بنابراين جمله «انظر انى يوفكون»

يعنى بنگر آنان ـ على رغم بيان دلايلى روشن بر واهى بودن تثليث و الوهيت مسيح(ع) ـ چگونه از حق منحرف مى شوند و به كجا نگون مى گردند.

102- احترام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 6

6 ـ قرآن ، كتابى است با عظمت و مؤمنان وظيفه دار حراست از حرمت و منزلت آن

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

برداشت فوق، از اسم اشاره «هـذا» در «هـذا القرآن» ـ كه بر تعظيم و تفخيم دلالت دارد ـ استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 ـ بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيـت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

103- احترام قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 2،3

2 - اوراق قرآن ، داراى عظمت و احترام در پيشگاه خداوند

مكرّمة

آنچه در نوع خود شريف باشد، به «كرم» توصيف مى شود(مفردات راغب). باب تفعيل اين كلمه (تكريم)، به معناى «عظمت دادن» و «پاك و منزّه ساختن» است (لسان العرب). بنابراين توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، حاكى از اين است كه خداوند آنها را عظمت داده و محترم داشته است.

3 - لزوم گرامى داشتن و ارج نهادن به ورق قرآن و آيات مكتوب آن

فى صحف مكرّمة

توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، گرچه خبر از حقيقتى خارجى مى دهد; ولى متضمن توصيه شدن مسلمانان به حفظ احترام قرآن نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 5،6

5 - لزوم جاى دادن قرآن ، در مكانى برجسته و شريف

مرفوعة

خبر از رفعت مقام قرآن ـ علاوه بر بيان حقيقت آن ـ توصيه به مسلمانان نيز مى باشد كه بايد قرآن را در مقامى رفيع، قرار دهند و جاى عالى رتبه اى براى آن در نظر گيرند.

6 - لزوم پاك نگه داشتن قرآن از هر آلودگى و خباثت

مطهّرة

104- احترام كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 1

1 - نويسندگان قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، شخصيت هايى بزرگوار و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

بأيدى سفرة . كرام

105- احكام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 1

1 ـ وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا

«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.

106- احكام قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 9

9 ـ خبرهاى قرآن صادق و معارف، احكام و قوانين آن بر ميزان عدل است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

107- احياگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 1

1 - ارائه نمونه هاى عينى از نيكان و بدان ، از روش هاى قرآن در راستاى بيداركردن و هدايت خلق

ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح

گفتنى است آنچه خداوند در اين آيه، به عنوان ضرب المثل ذكر فرموده، داراى حقيقت و وجود خارجى است.

108- اخبار قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 9

9 ـ خبرهاى قرآن صادق و معارف، احكام و قوانين آن بر ميزان عدل است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

109- ادب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 26

26 ـ رعايت ادب در قرآن نسبت به بيان مسائل جنسى و مانند آن

او جاء احد منكم من الغائط او لمستم النساء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 22

22 ـ رعايت ادب در قرآن نسبت به بيان مسائل جنسى و مانند آن

او جاء أحد منكم من الغائط او لمستم النساء

«غائط» به معناى گودال است و آمدن از گودال، كنايه از خروج بول و مدفوع است و «المس» به معناى تماس، كنايه از جماع و نزديكى است. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه درباره «او لامستم النساء» فرمود: هو الجماع و لكن اللّه ستير يحب الستر فلم يسم كما تسمون.


كافى، ج 5، ص 555، ح 5; تفسير برهان، ج 1، ص 452، ح 9.

110- ادعاى پيشينه براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 12

12- كافران ، مدعى دروغ بودن قرآن و پيشينه داشتن آن

فسيقولون هـذا إفك قديم

111- ادعاى دريافت قرآن از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 5

5 - ادعاى ارتباط پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شيطان و دريافت قرآن از او ، از ترفند هاى تبليغاتى دشمنان اسلام در عصر بعثت

و ما هو بقول شيطـن رجيم

112- ادعاى همانندسازى براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 9،11،24

9 ـ ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.

ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما

11 ـ مدعيان دروغين وحى و كسانى كه مدعى آوردن مانندى براى قرآن هستند به هنگام احتضار حالتى بس دشوار دارند.

أوحى إلىّ و لم يوح إليه شىء و من قال . .. و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت

24 ـ دروغ بستن به خداوند و به دروغ مدعى دريافت وحى شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، سخنانى باطل و ناحق است.

ممن افترى على الله كذبا أو قال . .. بما كنتم تقولون على الله غير الحق

113- اديان در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 8

8 - دين يهود ، نصارا و صابئان از آيين هاى به رسميت شناخته شده در قرآن

إن الذين ءامنوا و الذين هادوا و النصرى و الصبئين

از نكته هايى كه مى تواند توجيه كننده آوردن عناوين مذكور باشد، اعلام رسميت آيينهاى ياد شده است.

114- ارزش اطاعت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 4

4- ملاك اصلى ارزش اعمال ، پيروى از قرآن و تعاليم الهى است .

و ءامنوا بما نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

تعبير «الحقّ من ربّهم» هر چند مطلق است; ولى با توجه به آيه قبل ـ كه تعبير «الحقّ» در مورد قرآن و «و ما نزّل على محمّد» به كار رفته ـ مى رساند كه مصداق بارز حق «قرآن» است.

115- ارزش تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 12،14

12 ـ احكام و قوانين آن ، بهترين قانون و نيكوترين حكم

و من احسن من اللّه حكماً

14 ـ تنها اهل يقين ، قادر بر تشخيص برترى احكام قرآن بر ديگر قوانين هستند .

و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون

حكم خدا، برترين حكم است، چه اهل يقينى وجود داشته باشند و يا وجود نداشته باشند ; بنابراين قيد «لقوم يوقنون» به سؤال در «و من احسن» باز مى گردد ; يعنى جواب اين سؤال، تنها از اهل يقين بر مى آيد ; چون تنها آنان به اين حقيقت واقفند.

116- ارزش تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 10

117- ارزش تعلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 10

10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند

كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة

118- ارزش تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 3

3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر

علّم القرءان . خلق الإنسـن

سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.

119- ارزش تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 3

3 - ارزش و اهميت تلاوت قرآن كريم

إنّ الذين يتلون كتـب اللّه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه تلاوت قرآن كريم، در رديف برپايى نماز و انفاق، از اوصاف عالمان راستين و خداترسان قرار گرفته است.

120- ارزش قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 1

1 - قرآن ، كتابى است ارجمند و با عظمت و نازل شده از پيشگاه خداوند

و لما جاءهم كتب من عند اللّه

نكره آوردن «كتاب» و تصريح به اينكه از نزد خدا آمده است، دلالت بر عظمت و ارجمندى قرآن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 3

3 ـ متاع دنيا در مقايسه با دين خدا و كتاب او ( قرآن ) ، متاعى اندك است .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

خداوند سوداگرى بر سر دين را ثمن قليل و بهاى ناچيز شمرد (ثمناً قليلا) اين حقيقت بيانگر اين است كه متاعهاى دنيوى در مقايسه با ارزش دين بسيار اندك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 3

3- تمامى ثروت ها ، امكانات و جلوه هاى زندگى دنيا ، در مقايسه با دين دارى و شناخت حقايق نورانى قرآن ، ناچيز و بى فروغ است .

و لقد ءاتينك سبعًا من المثانى و القرءان العظيم . لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به

نهى از چشم دوختن به متاعها و امكانات مادى دنيا، پس از يادآورى اعطاى نعمت بزرگ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 3

3ـ قرآن ، كتابى ارجمند و والا ، نزد خداوند

و الكتـب المبين

«واو» در «والكتاب» واو قسم است. سوگند خوردن خداوند به قرآن، نشان از ارجمندى و قداست آن در پيشگاه او دارد.

121- ارزش نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 2

2 - نزول قرآن ، داراى هدفى ارجمند و هماهنگ با واقعيت هستى و نياز هاى انسان

أنزل الكتـب بالحقّ

حق، گاهى به معناى شىء مطابق با حكمت مى آيد و گاهى به معناى امر ضرورى و مورد نياز. برداشت ياد شده براساس هر دو احتمال است. هم چنين بر اين پايه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزل» باشد.

122- استحكام قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى استوار و خلل ناپذير است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

«الحكيم» صفت مشبهه اى است كه مى تواند معناى مفعولى داشته باشد; يعنى، به معناى «محكم و خدشه ناپذير» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 1،3

1 - صفحات قرآن ، گنجينه نوشته هايى استوار و به دور از اعوجاج و انحراف

فيها كتب قيّمة

«كتاب» (مفرد «كتب») مصدرى است كه در معناى اسم مفعول آن (مكتوب) به كار رفته است. بنابراين «فيها كتب»; يعنى، در صحيفه هاى مطهر، نوشته هايى متعدد وجود دارد. «قيّمة»، داراى دو معنا است: 1. به صورت متعدى و با مفعولى محذوف; يعنى، قوام بخش و برپادارنده جامعه; 2. به صورت لازم; يعنى، با استقامت و اعتدال و خالى از كجى و اعوجاج. برخى اين كلمه را جمع دانسته اند (مجمع البيان); ولى بيشتر اهل لغت و تفسير مفرد بودن آن را پذيرفته اند.

3 - وجود معارف استوار و قوام بخش در قرآن ، نشانِ تمام بودن حجت بر كافران با ابلاغ آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه ... فيها كتب قيّمة

123- استعاذه در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 1،13

1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم

13- « عن سماعة عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله : « و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم » قلت : كيف أقول قال : تقول : أستعيذبالله السميع العليم من الشيطان الرجيم و قال : ان الرجيم أخبث الشياطين ;

سماعه گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا« و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم» سؤال كردم كه چگونه بگويم؟ حضرت فرمود: مى گويى: «أستعيذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم» و حضرت فرمود: همانا رجيم خبيث ترين شياطين است».

124- استفاده از بشارتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 11

11- برخوردارى از روحيه تسليم در برابر حق ، شرط بهرهورى از هدايت و بشارت قرآن

و هدًى و بشرى للمسلمين

125- استفاده از تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 8

8 - پيام قرآن براى همگان است ; ولى بهرهورى از آن ، مخصوص حق باوران و حق جويان مى باشد .

هـذا بصائر للناس و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

126- استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 9

9 ـ خداوند ، تشويق كننده و فراخوان عالمان و دانشمندان به تحقيق و تدبر در قرآن و بهره گيرى از معارف آن

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

ذكر «لقوم يعلمون» در پى بيان تفصيل و تبيين معارف قرآن، تشويقى است الهى براى اهل علم و دانش، جهت بهره گيرى از كتاب خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 18

18 ـ تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف قرآن برخوردارند .

كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 5

5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 6

6 - قرآن ، به رغم اين كه كتابى براى همه است ، اما درك عميق و درست آن ، در حيطه گروه خاصى است .

للناس و ما يعقلها إلاّ العـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 11

11 - مؤمنان ، از رحمت و پندآموز بودن قرآن ، بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 9

9 - برپايى كامل نماز و پرداخت مدام زكات و يقين به عالَم آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت ويژه قرآن است .

هدًى . .. للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 16

16 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف بلند قرآن برخوردارند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 1

1 - موضع گيرى تكذيب گرانه در برابر قرآن ، تنها بهره مشركان حق ستيز صدراسلام

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

«رزق» در معانى عطا، نصيب و طعام به كار مى رود (مفردات راغب). مفسران «رزق» را در اين آيه به معناى نصيب گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 7،9

7 - هدف الهى از بيان روشن و بدون ابهام رهنمود ها و مواعظ در قرآن ، بهره گيرى و استفاده اهل ايمان از آنها است .

قد بيّنا لكم الأيـت

«لام» در «لكم»، براى انتفاع و خطاب در آن متوجه مؤمنان است.

9 - وجود هميشگى مؤمنانى كه با تدبر در قرآن ، از رهنمود هاى آن بهره مى گيرند .

قد بيّنا لكم الأيـت لعلّكم تعقلون

به كارگيرى «لعلّ» ـ كه براى بيان اميد است ـ نشان مى دهد كه زمين هرگز از وجود مؤمنانى كه از قرآن استفاده كنند، خالى نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 2

2 - تقواپيشگان ، بهره مند از قرآن و بيدار و هشيار با تعاليم آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 1،3

1 - توانايى همه انسان ها ، در بهره بردن از درس ها و پند هاى قرآن

إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره

خداوند، به طور كلى و عام فرمود: هر كس خواست از قرآن پند گيرد و متذكر شود. از اين مى توان استفاده كرد كه همه انسان ها، توانايى چنين كارى را دارند و مى توانند از قرآن پند گيرند و درس بياموزند.

3 - قرآن ، مقتضى پندآموزى و بيدارگرى و اراده انسان ، شرط تأثيرگذارى آن كتاب است .

إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه خداوند قرآن را مايه پندگيرى و بيدارگرى معرفى كرده و سپس اراده انسان ها نسبت به پذيرش آن را مطرح ساخته است. اين نكته مى رساند كه اراده و تصميم انسان ها، در تأثيرگذارى قرآن مؤثر است و چنانچه انسان ها آن را نپذيرند، اين خاصيت قرآن در حد اقتضا باقى مى ماند و نمى تواند خود به خود تأثير داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 1

1 - مخاطبان قرآن ، عموم مردم و بهره مندان از آن ، گروهى خاص اند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

بدل آوردن «لمن شاء منكم» براى «للعالمين»، به منظور بيان اين نكته است كه قرآن براى همه مردم است; ولى تنها گروهى خاص از آن بهره مى برند و ساير مردم خود را از هدايت آن محروم مى كنند.

127- استفاده از مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 3

3 - استفاده از مثل هاى به كاربرده شده در قرآن ، تنها ، براى دانشوران اهل تحقيق ممكن است .

و تلك الأمثـل نضربها للناس و ما يعقلها إلاّ العـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 21

21 - خردورزان ، تنها گروه بهره مند از تمثيلات و تشبيهات قرآنى اند .

ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيـت لقوم يعقلون

128- استفاده محسنان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 6

6 - بهره مندى محسنان از هدايت و رحمت قرآن ، افزون از ديگران است .

هدًى . .. للمحسنين

«محسنين» به قرينه آيه بعد ـ كه در آن برپايى نماز و پرداخت صدقه و ايمان به آخرت، به عنوان اوصاف محسنان ذكر شده است ـ كسانى اند كه ايمان دارند. بنابراين، هدايت قرآن نسبت به آنان، مى تواند ابتدايى نبوده و بلكه افزايشى باشد.

129- استكبار با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 9،10

9- توبيخ مشركان و كافران از سوى خدا ، به خاطر استكبارشان در برابر قرآن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به . .. و استكبرتم

10- موضع تكبّرآميز و مستكبرانه مشركان مكه در برابر قرآن

و استكبرتم

130- استكبار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

131- استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 1،3،4

1 ـ وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا

«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.

3 ـ تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

4 ـ خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .

هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له

برداشت فوق مبتنى بر اين است كـــه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 1

1 - تحريم گوش فرادادن به قرآن ، از سوى كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان

132- استماع قرآن جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 1

1- روى آورى گروهى از جنيان به تدبير الهى ، براى استماع قرآن از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 1،2

1 - گروهى از جن ( سه تا هفت نفر يا سه تا ده نفر ) ، به قرائت قرآن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دادند .

قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ

واژه «نفر» به گروهى متشكل از سه تا ده نفر و بنابر نقلى سه تا هفت نفر از مردان اطلاق مى شود. (مصباح المنير)

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه وحى به استماع جن نسبت به قرآن آگاه شد .

قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 7

7 - اعتقاد جنيان استماع كننده قرآن ، به ربوبيت يگانه خدا و دورى آنان از شركورزى به او

و لن نشرك بربّنا أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 5

5 - ايمان و اعتراف گروهى از جن ، به ربوبيت و يكتايى خداوند پس از شنيدن آيات قرآن

و أنّه تعـلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 1

1 - برخى از افراد جن ، به مجرد شنيدن آيات هدايت بخش قرآن ، به آن ايمان آوردند .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

مقصود از «الهدى» ـ به قرينه آيه «قالوا إنّا سمعنا قرءاناً عجباً . يهدى إلى الرشد...» ـ قرآن كريم است.

133- استماع قرآن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 2

2 - سرزنش خداوند از كافران ، به سبب تجمّع شتاب آلودشان براى استماع قرآن ; به رغم كفرورزى آنان نسبت به آن

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«ما» در «فمالِ»، اسم استفهام و براى توبيخ است.

134- استماع قرآن مؤمنان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 3

3 - اعتراف ايمان آوردگان اهل كتاب ، به حقانيت و آسمانى بودن قرآن به هنگام شنيدن آيات آن

و إذا يتلى عليهم قالوا . .. إنّه الحقّ من ربّنا

135- استماع مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 2

2 - فراخوانى مشركان براى استماع ضرب المثل خداوند ، در تبيين سستى بنيان انديشه شرك

يـأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له

136- استمهال مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

137- استهزاكنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2،5

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

5- « عن إبن عباس قال : سأل رجل رسول الله (صلی الله علیه و آله) « . . .الذين جعلوا القرآن عضين » قال : آمنوا ببعض و كفروا ببعض ;

از ابن عباس روايت شده است كه مردى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «الذين جعلوا القرآن عضين» سؤال كرد، حضرت فرمود: به بعضى از[قرآن ]ايمان مى آورند و نسبت به بعض ديگر آن كافر مى شوند».

138- استهزاى آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 1

1 ـ برخورد استهزاآميز منافقان در برابر آيات الهى قرآن ، به هنگام نزول سوره اى از آن

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

ضمير «منهم» به منافقان برمى گردد و استفهام در «أيكم زادته . .. » استفهام انكارى است، انكار تأثيرگذارى قرآن، بيانگر تحقير آيات الهى و به استهزا گرفتن آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 8

8 - جدّى نگرفتن آيات قرآن و شوخى پنداشتن آن ، از نشانه هاى كفر است .

و ما هو بالهزل . .. فمهّل الكـفرين

139- استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8،9

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 5

5 ـ مغالطه گرايان و خوض كنندگان در اسلام و قرآن و استهزاكنندگان آن، دين خدا را بازيچه و سرگرمى خود قرار داده اند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. يخوضوا فى حديث غيره ... و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا

مراد از «الذين . ... »، به قرينه آيات پيشين، همان خوض كنندگان در آيات هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 4

4 - تمسخر و استهزا ، از شيوه هاى برخورد مشركان با تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

بل عجبت و يسخرون

از مضارع آمدن فعل «يسخرون» ـ كه دلالت بر استمرار كار تمسخر دارد ـ ، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد. گفتنى است كه تكرار اين فعل در دو آيه بعد (و إذا رأوا ءاية ... يستسخرون) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يـحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السـخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 2،6

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، پيام وحى ( قرآن ) را جدى نگرفته و با آن برخوردى استهزاآميز داشتند .

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

6 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر بى اعتنايى آنان نسبت به قرآن ، جدى نگرفتن رهنمود هاى آن و برخورد استهزاآميز با آن

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

استفهام در «أفبهـذا الحديث» توبيخى است.

140- اشراف صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 9

9 ـ رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )

و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا

141- اضلال قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

142- اضلال مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 10،11

10 - خداوند با مثال هاى قرآن ، بسيارى را گمراه و بسيارى را هدايت مى كند .

يضل به كثيراً و يهدى به كثيراً

ضمير در «يضل و يهدى» به «اللّه» و در «به» به «مثلا» بر مى گردد.

11 - تنها فاسقان به سبب وجود مثلهايى در قرآن ، به گمراهى كشانده مى شوند .

و ما يضل به إلا الفسقين

143- اضلال مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 10

10- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خواندند ، با استفاده از جهل مردم ، آنان را به قرآن بدبين كرده و گمراهشان مى ساختند .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت بر اين اساس است كه «بغير علم» حال براى ضمير مفعولى «يضلّونهم» باشد.

144- اطاعت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 14

14 ـ خير ، پيروى نمودن از قرآن و سنّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: الخير اتباع القرآن و سنّتى.


الدر المنثور، ج 2، ص 289.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 27

27 ـ اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ( تبعيّت از قرآن و سنّت ) ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ذلك خير و احسن تاويلا

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «اطيعوا اللّه . .. » نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 1،2،4

1 ـ فراخوانى خداوند كفرپيشگان را به پيروى از قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

2 ـ ارزش و تعالى انسان در سايه پيروى از قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است .

و إذا قيل لهم تعالوا

به كارگيرى كلمه «تعالوا» كه از ريشه «علو» به معناى بالا است مى تواند اشاره به اين باشد كه تعالى واقعى انسان با گرايش به دستورات خدا و رسول او امكان پذير است.

4 ـ پيروى از قرآن و رسول خدا عامل رهايى از افكار و انديشه هاى خرافى

ما جعل اللّه من بحيرة . .. تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 2

2 ـ پاسدارى از ايمان با پيروى از تعاليم قرآن و دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توصيه و فرمان خداوند به مسلمانان

تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول . .. يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم

مراد از فرمان به مراقبت از ايمان ـ به قرينه آيه قبل ـ همان روى آوردن به قرآن و تعاليم پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 1،10

1 ـ لزوم تبعيت از قرآن و ترك پيروى از غير خدا

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «من دونه» به «ربكم» برگردانده شود.

10 ـ پيروى از قرآن، پذيرش ولايت خداوند و فرمانبردارى از اوست.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 20

20- عزّت ، غلبه و كمال ، پيامد پيمودن راه خدا و پيروى از آموزه هاى قرآن است .

كتـب . .. إلى صرط العزيز الحميد

اضافه شدن «صراط» به «العزيز الحميد» اشاره به اين نكته دارد كه سالك اين راه، راه عزّت و كمال را مى پيمايد; زيرا حمد و ستايش در برابر كمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 7

7- رهنمود هاى قرآن ، تنها تعاليم شايسته براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

فعل «اتل» مى تواند از مصدر «تلاوة» به معناى قرائت باشد و ممكن است مصدر آن «تلو» به معناى تبعيت در نظر گرفته شود. برداشت بالا، براساس معناى دوم است. مقابله «اتل» ـ در اين آيه ـ با «لاتطع» ـ در آيه بعد ـ اين احتمال را تقويت كرده و بر حصر نيز دلالت دارد.

145- اظهار ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 2

2 - اظهار و اقرار كردن ايمان خويش به قرآن به هنگام شنيدن آيات آن ، امرى پسنديده و بايسته در پيشگاه خداوند

و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به

146- اعتدال قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1

1 ـ قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 2

2- قرآن ، كتابى است عارى از هرگونه عدم اعتدال و انحراف از حق .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب . .. قيّمًا

«قيّم»، چنان چه در لسان العرب آمده است، مى تواند به معناى «مستقيم»، يعنى «راست و پيراسته از انحراف» باشد.

147- اعتراض مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 1

1- منكران اعجاز قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ارائه نكردن معجزات اقتراحى و پيشنهادى آنان ، مورد انتقاد قرار مى دادند .

و قالوا لولا يأتينا بــَاية من ربّه

148- اعتصام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 2،5،11

2 ـ ايمان به خداوند و تمسك به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى از رحمت و فضل الهى

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل

بدان احتمال كه ضمير در «به» به «برهن» (پيامبر(صلی الله علیه و آله)) و «نور» (قرآن)در آيه قبل برگردد.

5 ـ تمسك به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) شرط بارورى ايمان به خدا

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل

11 ـ هدايت به راه راست و رسيدن به خداوند ، در گرو ايمان به وى و تمسك به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 8

8 - تمسك جويندگان به قرآن و وحى ، در صراط مستقيم الهى اند .

فاستمسك بالذى . .. إنّك على صرط مستقيم

149- اعتماد به غير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 2

2 - بى اعتمادى به قرآن ، با وجود مصونيت آن در مراحل نزول ، دريافت و ابلاغ و اعتماد به غير آن ، انتخاب بيراهه است .

فأين تذهبون

مفاد استفهام (كجا مى رويد؟) در آيه شريفه اين است كه جز اين راه، راه ديگرى وجود ندارد. گفتنى است كه در اين گونه پرسش ها نوعى «تعجيز» نهفته است. حرف «فاء» اين مفاد را بر اوصاف قرآن ـ كه آيات پيشين بيانگر آن بود ـ تفريع كرده است.

150- اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 1،2،3

1 - انسان ها در همه ادوار و اعصار از آوردن همانند حتى براى سوره اى از سوره هاى قرآن ناتوانند .

فأتوا بسورة . .. فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا

حرف «لن» براى نفى هميشگى و ابدى است، لذا «لن تفعلوا» (هرگز همانند براى قرآن نمى آوريد) دلالت براين دارد كه: بشر در هيچ عصرى نمى تواند همانند براى قرآن بياورد.

2 - ناتوانى انسان ها از آوردن همانند براى قرآن ، از پيشگويى هاى قرآن است .

و لن تفعلوا

3 - ناتوانى انسان ها از آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، دليل آسمانى بودن قرآن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

چنانچه ناتوانى از آوردن همانند براى قرآن، دلالت بر آسمانى بودن آن نمى كرد; حجت بر مخالفان تمام نمى شد و تفريع «اتقوا النار» بر آن صحيح نمى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 3

3 ـ بازگويى گزارشات غيبى ، جلوه اى از اعجاز قرآن

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 ـ مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 5

5 ـ قرآن، معجزه اى كافى براى هدايت و برآورنده تمامى نيازهاى هدايتى انسان است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

با توجه به آيه قبل، كه سخن از نزول معجزات بوده مى توان گفت مراد از «الكتاب» قرآن است و چون قرآن كتاب هدايت و «من شىء» بيانگر جامعيت آن است، لذا بر مبرا بودن قرآن از هرگونه كاستى در جهت هدايت آدميان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 3

3 ـ قرآن، بينه و دليل روشن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواه حقانيت او

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از بينه و مرجع ضمير «كذبتم به» قرآن است. مفرد آمدن كلمه «بينة» و مذكر آمدن ضمير «به» اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 5،7،14

5 ـ نزول قرآن معجزه اى كافى براى اثبات حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

7 ـ نزول معجزه اى روشن چون قرآن از سوى خدا، بهترين نشانه شايستگى او براى داورى است.

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

14 ـ ارجاع داورى به غير خداوند از سوى كسى كه حقانيت و اعجاز قرآن را دريافته، كارى بس نكوهيده و نارواست.

أفغير الله أبتغى حكما . .. فلا تكونن من الممترين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 1

1 ـ آيات قرآن نشانه و معجزه اى براى حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا لم تأتهم باية

كلمه «آيه» به معناى نشانه و دليل است و مراد از آن آيات قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1

1ـ انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» ـ به قرينه «فهل أنتم مسلمون» ـ متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان ـ دعوت شما را اجابت نكردند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 11،12

11- قرآن ، كتابى است كه نقش بينات و معجزات انبياى پيشين را به تنهايى ايفا مى كند .

و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليه

از اينكه خداوند در كنار ذكر اعطاى بينات و كتاب به انبياى پيشين، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) جداگانه كتابى خاص را ذكر مى كند، مى تواند به خاطر نكته فوق باشد.

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن ـ اعم از عقلى و حسى ـ است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 2

2- فراخوانى همه مخاطبان قرآن ( جن و انس ) به آزمودن اعجاز قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 10

10 - قرآن ، معجزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دليل روشن بر اثبات نبوت آن حضرت

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

بيان; يعنى، وضوح و انكشاف (مصباح). بنابراين «بيّنة» به چيزى گفته مى شود كه واضح باشد. ضمير مذكر ـ كه از كلمه «من قبله» (در آيه بعد) به اين كلمه بازمى گردد ـ دلالت مى كند كه از آن برهان و دليل اراده شده است (كشاف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 12

12- قرآن ، بهترين و نيرومندترين دليل و معجزه بر اثبات حقانيت خود وپيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا فيه ذكركم أفلاتعقلون

آيه شريفه، مى تواند پاسخى باشد به درخواست بهانه جويانه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى برآوردن معجزه بر اثبات حقانيت خويش; يعنى، اگر آنان تعقل كنند، خواهند فهميد كه قرآن معجزه پيامبراسلام است. گفتنى است تأكيد شدن اين حقيقت با لام قسم و حرف تحقيق (لقد) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 1،5،6،7

1 - قرآن ، معجزه اى كفايت كننده براى خواستاران معجزه است .

قالوا لولا أنزل عليه ءايـت . .. أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب

استفهام در «أَوَلم» انكارى است.

5 - قرآن ، براى اثبات حقّانيت نبوّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هر معجزه ديگرى برتر است .

قالوا لولا أنزل عليه ءايـت . .. أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب

«كفاية» رسيدن به حدّى است كه نياز بر طرف شود و با توجه به اين كه معجزه، براى اثبات حقانيت است، نزول قرآن، به جاى هر معجزه ديگرى و اعلام كافى بودن آن، حكايت از حقيقت بالا مى كند.

6 - خداوند ، با وجود اعجاز قرآن ، معجزه هاى حسّى درخواستى مشركان را برآورده نكرد .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايـت من ربّه قل إنّما الأيـت عند اللّه . .. أَوَلم يكفهم

7 - برترى اعجاز قرآن بر معجزات حسّى ، در اين است كه قرآن ، داراى معارفى است و مردم با خواندن آن ، بر آن معارف ، آگاه مى شوند .

أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 6

6- اعجاز قرآن ، در پيشگويى ورود حتمى مسلمانان به مسجدالحرام همراه با آرامش و امنيت

لتدخلنّ المسجدالحرام . .. ءامنين

با توجه به اين كه رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده خداوند، دو سال پس از حديبيه به كامل ترين صورت تحقق يافت; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 6

6 - قرآن ، برهان صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معجزه او

فليأتوا بحديث مثله إن كانوا صـدقين

151- اعراض از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

152- اعراض از تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 7

7 ـ تصور رشد رسانى و بهروزى در پيروى از سنت اجدادى عامل رويگردانى از احكام قرآن و تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 2

2 - روى گردانى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سخن بيداربخش و پندآموز قرآن ، همراه با ترس و نگرانى از آينده خويش بود .

فرّت من قسورة

از تشبيه اعراض كافران از قرآن، به فرار گورخران از شير ژيان ـ كه همراه با ترس و اضطراب شديد است ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود.

153- اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 2

2 ـ پرهيز كافران مكه در صدر اسلام از گوش فرادادن به قرآن و سخنان آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ينئون عنه

«نَأَىَ» به معنى دور شدن است و «ينئون عنه» يعنى مشركان از قرآن و وحى دورى مى گزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 3

3 ـ قرآن كريم ، آن چنان كه شايسته آن بود در ميان مسلمانان صدراسلام ( نيمه اول بعثت ) ، مورد بهره بردارى قرار نگرفت و حق آن ادا نشد .

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 6

6 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر بى اعتنايى آنان نسبت به قرآن ، جدى نگرفتن رهنمود هاى آن و برخورد استهزاآميز با آن

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

استفهام در «أفبهـذا الحديث» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 4،5

4 - وجود مؤمنان بى تفاوت و بى رغبت به خداوند و قرآن ، در ميان مسلمانان صدراسلام

ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ

5 - مؤمنان بى تفاوت ، كه دل هايشان با ياد خدا و تلاوت آيات او نرم و خاشع نمى شود ، مورد نكوهش خدا هستند .

ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ

استفهام در «ألم يأن. ..» براى توبيخ و نكوهش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

154- اعراض از مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2،19

2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

19 ـ عن أبى جعفر(ع) فى قول الله: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا» قال: الكلام فى الله و الجدال فى القرآن «فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره» . .. .

امام باقر(ع) فرمود: مراد از «يخوضون فى آياتنا»، سخن گفتن در مورد ذات خداوند و مجادله كردن درباره قرآن است. «پس از آنان رويگردان شو تا به سخن ديگرى بپردازند» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 4

4 ـ بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.

155- اعراض اكثريت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 6

6- روى گردانى بيشتر مردم از قرآن ، جز به خاطر حق گريزى نيست .

و لقد صرّفنا . .. فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

156- اعراض مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6ـ مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

157- اعطاء قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 87 - 3

3- خداوند ، اعطا كننده قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد ءاتينك . .. القرءان العظيم

158- افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 8

8 ـ شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته ذهن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 7

7 ـ شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و آن حضرت را فردى مفترى ( كسى كه بر خدا دروغ

مى بندد ) مى خواندند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله . .. قل ... فمن أظلم ممن ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 7

7 ـ شباهت و همگونى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) دستاويز مشركان صدر اسلام براى زدن برچسب « ساختگى بودن » به آن

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 ـ « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 2

2- اسطوره خواندن و ساختگى دانستن قرآن ، مكر و توطئه دشمنان اين كتاب آسمانى است .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 10

10- نسبت دادن قرآن به بشر ، نسبتى ناروا و دور از حق است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ

در مفهوم «الحاد» انحراف از حق نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 12

12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 4

4 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابداع قرآن با وهم و خيال خويش

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 2

2 - مشركان ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

أم يقولون افتريـه

«فرى» ريشه «افترا» به آن دروغى گفته مى شود كه خود شخص آن را بسازد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 1

1 - اتهام كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابداع قرآن از نزد خود و نسبت دادن آن به خداوند

أم يقولون تقوّله

«تقوّل»; يعنى، به دروغ چيزى را به كسى نسبت دادن (المصباح المنير). مقصود كافران اين است كه قرآن، كلام خداوند نيست و پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دروغ آن را به او نسبت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 1

1 - قرآن ، در نظر غرض آلود وليدبن مغيره ، ساخته و پرداخته انسان است .

إن هـذا إلاّ قول البشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 1

1ـ مشركان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

أم يقولون افتريـه

در اينكه مقصود از ضمير در «يقولون» چه كسانى هستند، دو نظر ابراز شده است: برخى برآنند كه مقصود، مشركان عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند و گروهى ديگر از مفسران، مراد از آن را كفرپيشگان قوم نوح مى دانند. برداشت فوق براساس نظر اول است. گفتنى است كه براين اساس، مخاطب كلمه «قل» پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ضمير مفعولى در «إفتراه» به قرآن و يا خصوص داستان نوح(ع) باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 3

3- ساخته و پرداخته بودن قرآن از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از تهمت هاى مشركانِ ستم پيشه به آن حضرت

بل افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 1

1- كافران ، مدعى منتسب نبودن قرآن به مبدأ وحى و انتساب دروغين آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خداوند

أم يقولون افتريـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديوانه شمرده و او را به تدوين قرآن براساس اختلالات عقلى ، متهم مى كردند .

و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، قرآن را كلامى القا شده از سوى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 3

3 - تصور وحى نبودن قرآن و تراوش آن از مغزى مجنون و يا شيطانى مطرود و پندار بخلورزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بيان حقايق ، كژانديشى و گم كردن راه حقيقت است .

فأين تذهبون

ممكن است استفهام در آيه شريفه، ناظر به توهّماتى باشد كه مخالفان درباره قرآن و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند. در اين صورت پرسش آيه اين است كه: فكر شما به كجا مى رود و چه مى پنداريد؟! قرآن غير آنچه گفته شد، نيست.

159- افراط در مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 2

2 - مخالفت سرسختانه و افراط گرانه مشركان عصر بعثت ، با قرآن

أن كنتم قومًا مسرفين

160- افساد مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 6،8

6 ـ كسانى كه به آسمانى بودن قرآن باور دارند و در عين حال آن را تكذيب مى كنند ، مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به . .. و ربك أعلم بالمفسدين

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان برگردد و مراد از «المفسدين» دسته اول (من يؤمن به) باشد.

8 ـ كسانى كه قرآن را تكذيب مى كنند ، مردمى مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به و ربك أعلم بالمفسدين

161- افشاى توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 1

1- إخبار و پرده بردارى خداوند از توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان عليه حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

162- اقرار به اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 3

3 - پى بردن مشركان صدر اسلام به اعجاز و خارق العاده بودن قرآن كريم

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

سحر دانستن قرآن، اعتراف به اعجاز و خارق العاده بودن آن است; زيرا سحر، خود نوعى از كارهاى خارق العاده است و مشركان به ناچار و از سر لجاج و عناد، قرآن را به آن متهم كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 5

5- اعتراف ضمنى كافران ، نسبت به اعجاز قرآن و نفوذ عميق آن در دل ها و انديشه ها

قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم هـذا سحر مبين

از اين كه كافران، قرآن را سحر مى خواندند، استفاده مى شود كه آنان آثار خارق العاده آن را ديده و چون درصدد ايمان نبوده اند، نام آن را سحر گذاشته اند.

163- اقرار به تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 4

4 - اعتراف ناخودآگاه مشركان مكه ، به تأثير خارق العاده قرآن در مخاطبان خود

قالوا هـذا سحر

اگر مشركان مكه شاهد چنين تأثيرى نبودند، دليلى نداشت كه آن را سحر معرفى كنند.

164- اقرار به حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 5

5- وجود عالمانى در ميان مردم عصر نزول و اذعان آنان به حقانيت قرآن پس از شنيدن آن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 10

10 - اذعان درونى كافران صدراسلام ، به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

بل جاءهم بالحقّ و أكثرهم للحقّ كـرهون

عبارت «أكثرهم للحقّ كارهون»; يعنى، بيشتر آنان حقيقت را خوش ندارند. بنابراين انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن، نه از آن رو است كه آنان به حقانيت آن دو يقين ندارند; بلكه بدان جهت بود كه آن دو حق است و آنها از حق خوششان نمى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 3

3 - اعتراف ايمان آوردگان اهل كتاب ، به حقانيت و آسمانى بودن قرآن به هنگام شنيدن آيات آن

و إذا يتلى عليهم قالوا . .. إنّه الحقّ من ربّنا

165- اقرار به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 3

3 - اعتراف ايمان آوردگان اهل كتاب ، به حقانيت و آسمانى بودن قرآن به هنگام شنيدن آيات آن

و إذا يتلى عليهم قالوا . .. إنّه الحقّ من ربّنا

166- اقرار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 5

5 ـ منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

167- اقسام نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 3

3 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «انزال» در «أنزلت سورة» براى نزول دفعى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 2

2 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «انزال» در جمله «و إذا ما أنزلت . .. » نزول دفعى باشد. قابل ذكر است كه «انزال» مانند «تنزيل» هم در نزول دفعى و هم در نزول تدريجى به كار مى رود.

168- الفاظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 5

5 - الفاظ قرآن هم چون محتواى آن آسمانى و الهى است .

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

قيد «قرآناً عربياً» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه آيات قرآن، نه تنها از حيث محتوا الهى است; بلكه الفاظ آن هم كلام خداوند است.

169- القاى شبهه در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 ـ برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

170- القاى قرآن بر قلب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 2

2- خداوند ، قرآن كريم را در دل مجرمانِ هدايت ناپذير القا مى كند و آنان را با قرآن آشنا مى سازد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

171- القاى قرآن در قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 1

1- خداوند ، قرآن كريم را در قلب كافران هدايت ناپذير مكه راه داد و به آنان شناساند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «نسلكه»، «الذكر» و الف و لام «المجرمين» عهد ذكرى باشد كه اشاره به

«الذين كفروا» در آيات قبل مى كند.

172- اميدوارى تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 13

13 - اميد داشتن به رحمت و پاداش الهى ـ نه خود را مستحق آن شمردن ـ از ويژگى هاى عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

173- انتظار نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 1،2

1- مؤمنان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اشتياق نزول سوره اى كه تعيين كننده تكليف آنان در قبال دشمنان باشد .

و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة

محتواى «فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال» قرينه اى است بر اين كه سوره مورد انتظار مؤمنان، در زمينه تعيين تكليف آنان با كافران بوده است.

2- مؤمنان عصر نزول ، همواره چشم انتظار رسيدن پيامى جديد ، از جانب خداوند

و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «سورة»، نظر به سوره اى خاص با محتوايى ويژه نداشته باشد; بلكه در مجموع اشتياق مؤمنان به نزول وحى را افاده كند.

174- انجيل و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 8

8 - پذيرش اسلام و ايمان به قرآن ، از فرمان هاى تورات و انجيل به پيروان خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

جمله «تُنسون أنفسكم» را مى توان به قرينه آيات پيشين - كه سخن از دعوت به ايمان بود - در ارتباط با ايمان به قرآن دانست. بر اين اساس آيه اشاره به اين معنا دارد كه: شما عالمان اهل كتاب مردم را به نيكيها دعوت مى كنيد; ولى وظيفه خويش را كه ايمان به قرآن است، فراموش مى كنيد; سپس با جمله «و أنتم تتلون الكتب» بيان مى دارد كه: آنان از اين وظيفه مطلع بودند;

يعنى، در كتابهاى آسمانى، اين حقيقت وجود داشت.

175- انحطاط تدريجى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

176- انذار با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 6

6 ـ وحى و قرآن، ابزارهايى كافى براى تبليغ و انذار مردم

و أنذر به

مرجع ضمير به «قرآن» است ; يعنى با قرآن انذار كن. و چون ابزار انذار مشخص شده است، بالطبع بايد قرآن در فعليت بخشى به انذار كافى و كارآمد باشد.

177- انذار مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 16

16- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، نيازمند به هشدار الهى ، به خاطر بى خبرى از پيامد گناه و كيفر عمل زشت خويش

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم ... ألا ساء ما يزرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 6

6- هشدار خداوند به افترا زنندگان به قرآن كريم مبنى بر نابودى و هلاكت آنان

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

178- انذار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 1

1 - انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در منكرانِ قرآن و كافران به آن ، بى تأثير بود .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

«انذار» (مصدر انذرت) به معناى خبر دادن و مطلع ساختن از چيزى است كه بايد از آن ترسيد و دورى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 10

10- كافران منكر حقانيت قرآن ، به عذاب استيصال تهديد شدند .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم . ..

179- انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 11،12

11 ـ قرآن، كتاب جهانى و براى همه عصرها و انذار دهنده كسى كه به معارف آن دست يابى يابد.

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

«من بلغ» بيانگر عموم و محدود نبودن مرز دعوت قرآن در عرصه زمان و مكان است.

12 ـ انذار مردم در طول تاريخ، هدف از فرستادن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 3

3- قرآن ، وسيله انذار و اخطار به تمامى انسانها

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 9

9- نهى از ارتكاب فحشا و زشتى و ستم ، از مهم ترين تحذير هاى قرآن و نواهى خداوند است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. إن الله ... ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 4

4- بيم دادن آدميان از عذاب شديد خداوندى ، از رسالت هاى قرآن است .

لينذر بأسًا شديدًا من لدنه

مرجع ضمير در «ينذر» و «يبشّر» ممكن است «الكتاب» و يا «عبده» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 4 - 3

3- بيم دادن كسانى كه خدا را داراى فرزند مى پندارند ، از رسالت هاى قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6،7

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

7- محتواى قرآن ، وسيله بشارت و انذار است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر . .. و تنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 11

11 ـ انذار و اخطار به همه انسان ها در تمام گيتى ، از اهداف قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

نزّل الفرقان على عبده ليكون للعـلمين نذيرًا

ضمير در «ليكون» ممكن است به دو چيز بازگردد: 1ـ «فرقان» 2ـ «عبده» (پيامبر اسلام).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 194 - 5

5 - هشدار دهى به خلق ، از پيام هاى بارز قرآن

نزل به الروح الأمين . .. لتكون من المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 4

4 - قرآن ، برخوردار از بيانى روشن در جهت انذار مردمان

لتكون من المنذرين بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 11

11 - قرآن ، كتابى انذارگر و بيم دهنده

لتنذر قومًا

روشن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) با تلاوت وحى الهى (قرآن) به انذار مردم مى پرداخت. بنابراين «لتنذر قوماً» به تقدير «بالقرآن» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 11

11 - قرآن ، كتاب هشدار و هدايت است .

تنزيل الكتـب . .. بل هو الحقّ من ربّك لتنذر قومًا... لعلّهم يهتدون

لام در «لتنذر» براى تعليل است و چون در آيه پيش، سخن از رسالت پيامبر نيست تا تعليل براى آن باشد، بلكه سخن از نزول قرآن است، بنابراين، تعليل مربوط به تنزيل قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 10

10 - « انذار و تبشير » ، « بيم دادن و اميدبخشيدن » و « تشويق و تهديد » ، از روش هاى تربيتى قرآن

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده ... لهم البشرى فبشّر عبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 1،2

1 - آيات روشن قرآن ، بشارت دهنده و انذاركننده مردمان

كتـب فصّلت ءايـته . .. بشيرًا و نذيرًا

2 - بشارت و انذار ، دو پيام مهم و روشن آيات قرآن

كتـب فصّلت . .. بشيرًا و نذيرًا

با توجه به اين كه قرآن در بردارنده مفاهيم مختلف معرفتى است، تخصيص به ذكر يافتن بشارت و انذار، نشان گر اهميت و برجستگى آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 15

15- قرآن ، پيام دار انذار و هشدار به كافران

تنزيل الكتـب . .. و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

از ارتباط اين آيه با آيه قبل ـ كه در آن مسأله نزول كتاب مطرح شده ـ استفاده مى شود كه روى گردانى كافران، از انذارهايى است كه در متن «كتاب» صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 13،14

13- قرآن ، بيم دهنده به ستمكاران و بشارت دهنده به نيك كرداران

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

14- انذار و تبشير ، دو محور اصلى پيام هاى هدايتى قرآن

و هـذا كتـب . .. لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

اصلى بودن دو محور بالا، از اختصاص به ذكر يافتن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 15

15- قرآن و انذار هاى بيدارگرانه آن ، اتمام حجت الهى بر خلق

بلـغ

«بلاغ» خبر براى «هـذا»ى مقدر است. و آن اشاره به آيات هشدارگر قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 56 - 1

1 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيم دهنده اى از زمره بيم دهندگان گذشته تاريخ

هـذا نذير من النذر الأُولى

«هـذا» هم مى تواند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هم به قرآن اشاره داشته باشد. در برداشت بالا، هر دو احتمال رعايت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 4

4 - اخبار و سرگذشت هاى هشداردهنده و بازدارنده از گناه و سيه روزى ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 36 - 2

2 - قرآن ، دربردارنده حقايقى انذارگر و هشداردهنده به بشر

نذيرًا للبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 10

10 - هشدار و ترغيب ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

هو . .. أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين سوره، با فرمان انذار و اخطار آغاز گرديده (قم فأنذر. ..) و با مغفرت و آمرزش الهى، خاتمه يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

180- انس با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 2

2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

181- انسان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 8

8 ـ مردم در پذيرش و عدم پذيرش قرآن ، آزاد و مختارند .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أ

182- انكار قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 2

2 ـ انكار قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود آگاهى به حقانيت آن ، كفر به خداوند است .

و ما لنا لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق

چنانچه ايمان واقعى به خداوند در گرو ايمان به قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نباشد معنا ندارد كه مسيحيان و دانشمندان آنان با آنانكه به ايمان خداوند داشتند پس از اختيار اسلام بگويند: «ما لنا لانؤمن باللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 7

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

183- انگيزه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

184- اوراق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 1،2،3

1 - معارف قرآن ، نوشته هايى ثبت شده در ورقه هايى متعدد

فى صحف

عبارت «فى صحف» با «إنّها تذكرة» ارتباط دارد; يعنى، آن تذكره در صحيفه هايى متعدد است. «صحيفة» (مفرد «صحف»); يعنى، هر چه در آن چيزى نوشته شود.(مفردات راغب)

2 - اوراق قرآن ، داراى عظمت و احترام در پيشگاه خداوند

مكرّمة

آنچه در نوع خود شريف باشد، به «كرم» توصيف مى شود(مفردات راغب). باب تفعيل اين كلمه (تكريم)، به معناى «عظمت

دادن» و «پاك و منزّه ساختن» است (لسان العرب). بنابراين توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، حاكى از اين است كه خداوند آنها را عظمت داده و محترم داشته است.

3 - لزوم گرامى داشتن و ارج نهادن به ورق قرآن و آيات مكتوب آن

فى صحف مكرّمة

توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، گرچه خبر از حقيقتى خارجى مى دهد; ولى متضمن توصيه شدن مسلمانان به حفظ احترام قرآن نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 9،10

9 - ثبت آيات قرآن ، در صحيفه ها و ورق ها ، برنامه اى پيش بينى شده از جانب خداوند و القا شده به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «صحف» (جمع «صحيفه»; يعنى، چيزى كه در آن مى نويسند)، اشاره به آينده قرآن و مكتوب شدن آن دارد. اسناد «يتلوا» به «صحفاً» ـ با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آيات الهى را از روى صحيفه هاى موجود تلاوت نمى كرد ـ به اعتبار مكتوب شدن پيام ها، پس از تلاوت آن است.

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن را از صحيفه هايى مكتوب و پيراسته از هر باطل ، دريافت و بر مردم تلاوت مى كرد .

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

در برداشت ياد شده، مراد از «صحفاً مطهّرة»، قرآنِ مكتوب پيش از مرحله نزول بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته شده است. قرآن در آن مرحله ـ براساس بعضى از آيات ـ در اختيار فرشتگانى بزرگوار بوده است.

185- اولوا الالباب و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 8

8ـ تنها خردمندان حقانيّت قرآن و الهى بودن آن را درمى يابند و آن را باور مى كنند .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب

186- اولين مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 6

6- محرومان ، نخستين گروندگان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

از لحن تحقيرآميز «ماسبقونا» استفاده مى شود كه كافران، از طبقه اشراف و توده مؤمنان، از طبقات محروم و پايين جامعه بودند.

187- اهتمام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 15

15 - خداوند ، مسلمانان را از بى تفاوتى نسبت به تذكار ها و رهنمود هاى قرآن و در پيش گرفتن شيوه يهود و نصارا در مورد كتاب هاى آسمانى خود ( بى اعتنايى آنان به رهنمود ها و مواعظ تورات و انجيل ) ، برحذر مى دارد .

ألم يأن للذين ءامنوا . .. و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتـب من قبل

188- اهتمام محمد(صلی الله علیه و آله) به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 3

3 ـ تلاوت آيات قرآن ، از كار هاى مهم و هميشگى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بوده است .

و ما تتلوا منه من قرءان

از ذكر تلاوت قرآن ـ در حالى كه جمله «ما تكون فى شأن» آن را شامل مى شود ـ برداشت فوق استفاده مى گردد.

189- اهداف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 ـ تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 19

19 - هدف قرآن انسان سازى است نه مجرد تبيين مفاهيم نيكو و بيان رفتار هاى ناپسند

و لكن البر من ءامن

توضيح برداشت پيشين، بيانگر استفاده برداشت فوق از جمله «و لكن البر من ءامن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 3

3 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حقيقتى واحد و هدفى يكسان ( هدايت بشر )

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

ارجاع ضمير مفرد «به» به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر اين معناست كه آنها داراى يك حقيقت هستند و در هدايتگرى يك چيز به شمار مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8ـ رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متـعًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 18

18ـ اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .

يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 4 - 4

4- تصحيح عقيده انسان در باره خداوند ، از هدف هاى مهم قرآن است .

أنزل على عبده الكتـب . .. و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 8

8 ـ مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 5

5 - تنبه و بيدارى مردمان ، از هدف هاى تعاليم قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 4

4 - قرار گرفتن ميزان و ترازوى تفكر و سنجش در اختيار انسان ها ، از جمله اهداف و فلسفه هاى مهم نزول قرآن

اللّه الذى أنزل . .. الميزان

كتابى كه به حق نازل شده است، مى تواند آثار و نتايج متعددى داشته باشد و اين كه تنها عنوان «الميزان» تخصيص به ذكر يافته، دليل اهميت اين ويژگى قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 15

15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

190- اهل بصيرت و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 1،3،12

1ـ گروهى از انسانها ، برخوردار از بصيرت الهى و دليلى روشن بر حقانيت قرآن و الهى بودن آن

أفمن كان على بيّنة من ربه

«بينة» به معناى دليل روشن است و متعلق آن ـ به دليل آيات قبل و نيز جمله هاى بعد نظير «إنه الحق من ربك» ـ حقانيت و الهى بودن قرآن است. «مَن» در «أفمن كان» مبتدا و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است. بنابراين «أفمن

كان ...»; يعنى، پس آيا كسى كه از بصيرتى الهى برخوردار است و دليل روشنى بر حقانيت قرآن دارد، مانند كسى است كه چنين نيست؟

3ـ بهره مندان از بصيرت الهى ، دلالت و گواهى قرآن را بر حقانيت قرآن ، درمى يابند و بدان واقف مى شوند .

أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه

روشن است كه مساوى نبودن زمينه داران ايمان با فاقدان آن ، در ارتباط با شهادت قرآن (أفمن . .. يتلوه شاهد منه [كمن ليس كذلك]) مجرد وجود قرآن به عنوان شاهد نيست; بلكه درك و عدم درك آنان از گواهى قرآن ، موجب تمايز آن دو گروه است.

12ـ آنان كه از بصيرت الهى برخوردارند ، به قرآن ايمان مى آورند .

أفمن كان على بيّنة . .. أُولـئك يؤمنون به

مراد از ضمير در «به» به دليل آيات گذشته (أم يقولون افتراه . ..) و نيز بخشهاى بعدى آيه ، قرآن است.

191- اهل كتاب و حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 9

9 ـ اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

192- اهل كتاب و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 8

8 ـ برخورد منافقانه برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در اظهار ايمان به تمامى كتب آسمانى ( قرآن و . . . )

و اذا لقوكم قالوا امنا و اذا خلوا عضّوا عليكم الأنامل

به قرينه «و تؤمنون بالكتاب كلّه»، متعلّق «امنا»، تمامى كتب آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 9،11،19،23

9 ـ تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.

11 ـ خوارى و ذلت و از دست دادن منزلت اجتماعى ، پيامد انكار قرآن از سوى اهل كتاب

امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

بدان احتمال كه مراد از «وجوه»، وجاهت باشد. بر اين مبنا «فنردها» به اين معناست كه آن وجاهتها مبدّل به ذلت و خوارى مى گردد.

19 ـ سرگذشت اصحاب سَبت ( مسخ شدن به ميمون ) عبرت و اندرزى براى كافران به قرآن از اهل كتاب

او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت

23 ـ ايمان نياوردن اهل كتاب به قرآن ، زمينه گمراهى و عدم رستگارى ابدى آنان

من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: نطمسها عن الهدى فنردّها على ادبارها فى ضلالتها ذمّاً لها بانّها لا تفلح ابداً.


مجمع البيان، ج 3، ص 86 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 280.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 14،16

14 ـ اهل كتاب ، موظف به پذيرش و اقامه قرآن و تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

ظاهراً ازدياد كفر و طغيان اهل كتاب بر اثر نپذيرفتن قرآن است. بنابراين آنان موظف به پذيرش قرآن و تعاليم آن هستند.

16 ـ گروهى از اهل كتاب ، مردمانى وارسته از موضعگيرى كفرآميز و خصمانه در برابر قرآن

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 8

8 ـ اهل كتاب، قرآن و حقانيت آن را، همانند فرزندان خود، مى شناختند.

و أوحى إلىّ هذا القرءان . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

از احتمالات مطرح در مورد مرجع ضمير «يعرفونه» قرآن است كه در آيه قبل به صراحت به عنوان شاهد بر نبوت و توحيد ذكر گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 5

5ـ گروههايى از اهل كتاب ، قسمتهايى از قرآن را نمى پذيرفتند و حقانيّت آن را انكار مى كردند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، در ادعاى واهى و نادرست اهل كتاب و مشركان ، مصداق « بيّنه » نبوده و برهان درخواستى آنان را تأمين نمى كردند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب إلاّ

اين آيه، تسلاّى خاطرى است براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كافرانى كه حتى پس از مشاهده آن حضرت و قرآن، هنوز خود را منتظر «بيّنه» قلمداد مى كردند و بيان مى كند كه در گذشته نيز كافران همين رويه را داشتند و آمدن بينه براى آنان اثرى نداشت.

193- اهل كتاب و نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 9

9 ـ اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

194- اهميت انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 9

9- انذار ، مهم ترين و بارزترين پيام قرآن براى جنيان

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

تنها صفتى كه خداوند براى جنيان، ياد كرده، اين است كه آنان پس از شنيدن آيات قرآن، با روحيه انذارگرى و به انگيزه انذار به سوى قومشان بازگشتند.

195- اهميت ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 2

2 - يهوديان ، در گستره دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دارند و موظف به پذيرش اسلام و ايمان به قرآن هستند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 1

1 - ضرورت ايمان داشتن به خدا ، قرآن و احكام و معارف نازل شده بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع )

قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا و ما أنزل إلى إبرهيم . .. و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر هدايت مردم و ايمان آنان به قرآن ، بسيار شايق و حريص بود .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوابهـذا الحديث أسفًا

196- اهميت بسمله در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 8

8 - قرائت قرآن ، بدون كمك گرفتن از نام خداوند ، كامل نيست و تنها با ذكر نام او ، قرائتى مطلوب خواهد بود .

اقرأ باسم ربّك

چنانچه حرف «باء» در «باسم ربّك» براى استعانت باشد; اسم خداوند، وسيله كامل بودن قرائت خواهد بود و با اكتفا به ابزار قرائت (زبان، ذهن و. ..) و كمك نگرفتن از نام خداوند، گرچه قرائت انجام مى پذيرد; ولى از كمال برخوردار نيست.

197- اهميت پيروى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 2

2 - دفاع از حريم قرآن و پيروى از تعاليم آن ، عامل هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

اين كه خداوند پيش از وعده به بازگشت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه، مسأله وجوب عمل به تعاليم قرآن را مطرح ساخته است; مى تواند به علّتِ هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه به مدينه اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 8

8 - پيروى از قرآن و تعاليم نازل شده از جانب خداوند ، ضرورى است .

اتّبعوا ما أنزل اللّه

198- اهميت تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 1

1 - ضرورت پيروى از قرآن و احكام و مقررات نازل شده از جانب خدا

اتبعوا ما أنزل اللّه

199- اهميت تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤول ابلاغ قرآن و تذكردادن به مردم است و در مورد به ثمرنشستن آن مسؤوليت ى ندارد .

ما أنزّلنا عليك . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 3

3 - لزوم قرائت آيات قرآن ، براى مردم و ابلاغ آن حتى به غير مؤمنان

و إذا قرىء عليهم القرءان

200- اهميت تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 6

6- قرآن ، براى حضور در عينيت جامعه ، نياز به تفسير و تبيين از سوى عالم به آن دارد .

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه

201- اهميت تدبر در آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 7

7 - لزوم تدبر و انديشيدن در آيات قرآن

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

202- اهميت تدبر در حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 1

1 - لزوم تأمل و تدبر انسان ، درباره حقانيت قرآن و پرهيز از مخالفت عجولانه با آن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ

203- اهميت تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 9

9 ـ خداوند ، تشويق كننده و فراخوان عالمان و دانشمندان به تحقيق و تدبر در قرآن و بهره گيرى از معارف آن

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

ذكر «لقوم يعلمون» در پى بيان تفصيل و تبيين معارف قرآن، تشويقى است الهى براى اهل علم و دانش، جهت بهره گيرى از كتاب خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 11

11 ـ لزوم ژرف نگرى در آيات قرآن و پرهيز از برخورد سطحى با پيام هاى الهى ( وحى )

بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 4

4 - لزوم تدبر در آيات و معارف قرآن

أفلم يدّبّروا القول

204- اهميت تذكرات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 16،17

16 - بى تفاوتى در برابر تذكار ها و رهنمود هاى قرآن در دراز مدت ، باعث قساوت قلب خواهد شد .

و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم

خداوند، مسلمانان را از پيش گرفتن شيوه يهود و نصارا در مورد كتاب هاى آسمانى خود بر حذر داشته و تذكر مى دهد كه آنان با اين كار به مرور زمان گرفتار قساوت قلب شدند; بنابراين مسلمانان نيز در خطر گرفتار شدن به آن خواهند شد.

17 - مسلمانان بى تفاوت ، در خطر خارج شدن از جاده حق و عدالت در صورت استمرار يافتن بى تفاوتى آنان نسبت به تذكّرات و رهنمود هاى قرآن

و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد ... و كثير منهم فـسقون

در آيه شريفه، قساوت قلب و خروج از عدل و انصاف (حقّ)، از پيامدهاى بى تفاوتى مستمر و دائمى يهود و نصارا نسبت به رهنمودهاى كتاب هاى آسمانيشان برشمرده است. برحذر داشتن مسلمانان از پيش گرفتن شيوه اهل كتاب، بيانگر مطلب ياد شده است.

205- اهميت تسليم به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 3

3 - لزوم تسليم در برابر تعاليم قرآن

و أنّا منّا المسلمون

206- اهميت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 2

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 18 - 4

4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنـك على شريعة من الأمر

واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.

207- اهميت تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 8

8 - خداوند ، خواهان انديشه و تدبر كردن مؤمنان در آيات قرآن ، رهنمود ها و مواعظ آن

قد بيّنا لكم الأيـت لعلّكم تعقلون

«عقل» (مصدر «تعقلون») به معناى تدبر كردن است (مصباح المنير).

208- اهميت تعلّم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 5

5ـ معارف قرآن و احكام آن ، حقايقى است كه بايد آنها را فرا گرفت و همواره به خاطر داشت .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

«ذكر» به علم و معرفتى گفته مى شود كه در ذهن حاضر باشد و از آن غفلت نشود. توصيف قرآن به اين كه ذكر است ، اشاره به اين دارد كه حقايق آن بايد آموخته شود و از ياد نرود و از آن غفلت نشود.

209- اهميت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 6

6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق

يتلوا عليهم ءايـته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتـب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 2

2 - آشنايى با معارف قرآن ، امرى ضرورى و مورد ترغيب از سوى خداوند

فمن شاء ذكره

210- اهميت تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 4

4ـ تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى

أرسلنـك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 8

8- قراءت قرآن ، عملى صالح و داراى اهميتى ويژه *

من عمل صـلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ

برداشت فوق، از ارتباط ميان آيه قبل، كه درباره عمل صالح به صورت عموم بود و آيه فوق كه در رابطه با يكى از اعمال با ارزش (قراءت قرآن) است، به دست آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 5

5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز

أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر

مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 3،4

3- تلاوت قرآن كريم با بيدار شدن از خواب در شب ، داراى اهميتى ويژه است .

و قرءان الفجر كان مشهودًا . و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

4- اهميت قراءت قرآن ، در نماز شب

و قرءان الفجر . .. و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قرآن»، نماز مشتمل بر قراءت قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 3

3 - ارزش و اهميت تلاوت قرآن كريم

إنّ الذين يتلون كتـب اللّه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه تلاوت قرآن كريم، در رديف برپايى نماز و انفاق، از اوصاف عالمان راستين و خداترسان قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 3

3 - لزوم قرائت آيات قرآن ، براى مردم و ابلاغ آن حتى به غير مؤمنان

و إذا قرىء عليهم القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 1

1 - خداوند ، با تأكيد بر فرمان خويش ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به دريافت و قرائت قرآن در آغاز رسالتش فرا خواند .

اقرأ . .. اقرأ

فرمان «اقرأ»، تكرار و تأكيد فرمانى است كه در آغاز سوره آمده بود و مفعول محذوف آن نيز ـ به قرينه سياق كلام ـ مطالبى است كه بعد از آن فرمان، وحى خواهد شد.

211- اهميت تلاوت قرآن در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 12،13

12 - نماز و خواندن قرآن ، از بهترين اعمال مراسم در شب زنده دارى و عبادت شبانه

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

13 - شب هنگام ، زمان مناسب براى نماز و قرائت قرآن

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

212- اهميت تلاوت قرآن رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

213- اهميت تلاوت قرآن مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

214- اهميت حفظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى اشتياق شديد به حفظ آيات قرآن و به خاطر سپردن آن

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

گفته شده است كه انگيزه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قرائت آيات، همراه با قرائت جبرئيل، اطمينان يافتن به دريافت كامل وحى بوده است.

215- اهميت خضوع براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 4

4 - لزوم كرنش و سر فرود آوردن ، در برابر عظمت قرآن

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

216- اهميت دفاع از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 2

2 - دفاع از حريم قرآن و پيروى از تعاليم آن ، عامل هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

اين كه خداوند پيش از وعده به بازگشت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه، مسأله وجوب عمل به تعاليم قرآن را مطرح ساخته است; مى تواند به علّتِ هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه به مدينه اشاره داشته باشد.

217- اهميت ذكر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 17

17ـ درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 5

5ـ معارف قرآن و احكام آن ، حقايقى است كه بايد آنها را فرا گرفت و همواره به خاطر داشت .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

«ذكر» به علم و معرفتى گفته مى شود كه در ذهن حاضر باشد و از آن غفلت نشود. توصيف قرآن به اين كه ذكر است ، اشاره به اين دارد كه حقايق آن بايد آموخته شود و از ياد نرود و از آن غفلت نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 10

10- معارف قرآن ، معارفى فطرى و تنها نيازمند تذكر و توجه است .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 1

1 - قرآن در بردارنده معارفى كه بايد آنها را فراگرفت و همواره به خاطر داشت .

إن هو إلاّ ذكر

«ذكر» و «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه «حفظ» فراگرفتن و «ذكر» حاضر داشتن فراگرفته ها است; بنابراين به ادامه حفظ نيز «ذكر» گفته مى شود; گرچه مسبوق به فراموشى نباشد (مفردات راغب). اين تعبير براى قرآن ـ كه گرچه وسيله ذكر است ولى از روى مبالغه «ذكر» خوانده شده است ـ نشانه آن است كه قرآن، مايه توجّه انسان به حقايقى است كه بايد همواره آن را به خاطر داشته باشد.

218- اهميت عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 2

2 - لزوم خداترسى و تأثيرپذيرى از پند هاى قرآن و هراس از فرجام ناهماهنگى با تعاليم آن

سنقرئك . .. فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

219- اهميت فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 5

5 ـ مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .

يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.

220- اهميت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 5

5 ـ قرآن ، مايه يادآورى

و الذكر الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 1

1 ـ قرآن ، روشنگر مردم و هدايت كننده تقواپيشگان و پندى براى ايشان

هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

بنابر اينكه «هذا» اشاره به قرآن باشد ; يعنى اين قرآن روشنگر و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 4

4 ـ تكذيب قرآن، نكوهيده تر از تكذيب ديگر آيات الهى است.

ما تأتيهم من ءاية . .. فقد كذّبوا بالحق

مراد از «الحق» مى تواند قرآن باشد. در اين آيه نسبت به آيه قبل «ترقى» صورت گرفته است. يعنى اينكه كافران آيات را تكذيب كردند و عجيبتر آنكه قبل از آن قرآن را تكذيب كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 3

3 ـ خداوند به خاطر نازل كردن قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصونيت او را از خطر مكر و توطئه مشركان تضمين كرد .

إن ولى اللّه الذى نزل الكتب

توصيف «اللّه» با «الذى نزل الكتب» بيانگر علت ولايت و يارى ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خداست. يعنى چون قرآن را بر من نازل كرد، مرا در برابر شما مشركان يارى خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 3

3 ـ اظهار آگاهى كافران از محتواى قرآن و غير مهم جلوه دادن آن ، از حيله هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أسطير

جمله «ان هذا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مقصود از «مثل هذا» همانندى در محتواى قرآن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 2

2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 14،16

14ـ همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

16ـ شك و شبهه در راستى و درستى قرآن ، مايه گرفتار شدن به آتش دوزخ است .

فالنار موعده فلاتك فى مرية منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 6

6ـ تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 7

7ـ معارف ، احكام و قوانين قرآن ، حقايقى عالمانه ، سزاوار و بايسته پذيرش و پيروى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا . .. بعد ما جاءك من العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 5

5- قرآن ، مايه نجات آدمى از خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى موجود بر سر راه انسان *

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 87 - 5

5- قرآن ، جلوه اى از خلاّقيت و علم خداوند

إن ربّك هو الخلّـق العليم . و لقد ءاتينك سبعًا من المثانى و القرءان العظيم

ذكر «اعطاى قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله)» پس از بيان دو صفت خالقيت و دانايى خداوند، مى تواند بيانگر مصداقى از خلاّقيت و علم خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 6

6- هشدار خداوند به افترا زنندگان به قرآن كريم مبنى بر نابودى و هلاكت آنان

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 15

15- لزوم مراجعه به قرآن ، براى شناخت عوامل واقعى رشد و هدايت انسان

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 6

6- اعطاى كتابى بى مانند چون قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نشان فضل عظيم الهى به آن حضرت است .

إن فضله كان عليك كبيرًا . قل لئن اجتمعت ... لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 4

4 ـ قرآن ، از سنخ اسرار نهفته در عالم آفرينش است كه نزول آن ، تنها از سوى خداوند داناى به اسرار امكان پذير است . *

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

ربط بين نزول قرآن و علم به اسرار، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه اين كتاب از ساخته هاى دست بشر نيست; بلكه جزء اسرار عالم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 4،5

4 ـ مهجور ساختن و خارج كردن قرآن از صحنه زندگى ، عملى است كه مورد شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند قرار خواهد گرفت .

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

5 ـ مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .

يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 7

7 - قرآن ، كتابى سودمند براى بشر و در جهت منافع و مصالح او است .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس

برداشت ياد شده با توجه به لام در «للناس» است كه متضمن معناى انتفاع مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 4

4- نزول قرآن در شبى مبارك ، بيانگر اهميت قرآن نزد خداوند

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

اين كه شبى بركت زا براى نزول قرآن برگزيده شده است، خود نشانى از عظمت قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 4

4- ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز

از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود طرح عزت و شكست ناپذيرى خداوند در زمينه نزول قرآن در ابعاد مختلفى تصوير مى شود و از جمله در بعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 7

7- قرآن و محتواى آسمانى آن ، كافى براى اثبات حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

صرفنا إليك . .. يستمعون القرءان ... إنّا سمعنا كتـبًا أُنزل من بعد موسى ... يهدى

برداشت بالا با توجه به دو نكته است زير استفاده شده است: 1ـ مؤمنان پيشتاز جن، فقط با استماع قرآن به آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى بردند 2ـ در مقام دعوت قوم، باز بر محتواى پيام قرآن تكيه نمودند; نه بر معجزه و نظائر آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 9

9 - لزوم محور قرار دادن قرآن ، در تبليغ دين و هدايت خلق

فذكّر بالقرءان

هر چند آيه شريفه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; اما تكليف استفاده از قرآن و محور قرار دادن آن در امر تبليغ، داراى ملاك عام

است و اختصاصى به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 8 - 2

2 - نزديك و نزديك تر شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به مبدأ وحى در افق اعلى براى دريافت قرآن

و هو بالأُفق الأعلى . ثمّ دنا فتدلّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير فاعلى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 5

5 - قرآن ، كتابى است كه بايد آن را جدى گرفت و در متن زندگى قرار داد .

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 3

3 - تشويق مؤمنان از سوى خداوند ، به اهميت دادن ياد او و نقش كلام او ( قرآن ) در دل ها

ألم يأن للذين ءامنوا . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 2

2 - دريافت وحى ( قرآن ) و تبليغ آن ، امرى بس سنگين و گران بار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

221- اهميت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 7

7 - نزول قرآن ، جلوه اى از بلند مرتبگى و فرمان روايى مطلق خداوند وحقانيت او

و كذلك أنزلنـه . .. فتـعلى اللّه الملك الحقّ

«فا» در «فتعالى» براى تفريع است و مى رساند دارد كه پى بردن به مطالب بعد از آن، نتيجه توجه به ما قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 1،2

1 - شياطين ، فاقد كمترين شايستگى براى نزول قرآن

و ما ينبغى لهم

ضمير فاعل در «ينبغى» به «تنزّل» (مصدر «تنزّلت») بازمى گردد «استطاعة» (مصدر «يستطيعون») به معناى توانايى است; يعنى، «و ما ينبغى لهم أن يتنزّلوا به و لايقدرون على التنزّل به; نه مى سزد كه شياطين قران را نازل كنند و نه مى توانند».

2 - نازل كردن قرآن ، خارج از توانايى شياطين

و ما يستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 3،7

3 - نزول كتاب ( قرآن ) از سوى خداوند ، عملى هدفدار و امرى لازم و شايسته براى بشر

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزلنا» باشد. كلمه «حق» ـ در برابر باطل (پوچ و بيهوده) ـ به معناى كار به جا، شايسته و هدفمند است. بنابراين نزول قرآن، هدفمند و كارى شايسته و لازم براى بشر مى باشد.

7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 3

3 - نزول كتاب ( قرآن ) از سوى خداوند ، عملى هدفدار و امرى لازم و شايسته براى بشر

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزلنا» باشد. كلمه «حقّ» ـ در برابر باطل (پوچ و بيهوده) ـ به معناى كار به جا، شايسته و هدفمند است. بنابراين نزول قرآن، امرى هدفمند و شايسته و بايسته براى بشر بوده است.

222- اهميت نعمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 3،4

3 ـ نعمت بهره مندى مؤمنان از قرآن ، نعمتى است بهتر و با ارزشتر از تمام دارايى ها و مال و منال ديگران .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يج

در عود ضميرهاى فاعلى در «يفرحوا» و «يجمعون» سه احتمال است: الف) هر دو ضمير به «الناس» برگردد. ب) هر دو ضمير، عايد به «المؤمنين» باشد. ج) ضمير اول راجع به «المؤمنين» و ضمير دوم به «الناس» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال سوم است.

4 ـ قرآن ، نعمتى است كه مؤمنان با بهره مندى از آن ، نبايد از تنگدستى خود و دارايى و اندوخته هاى مادى ديگران ، اندوهناك باشند .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون

223- اهميت هشدارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 1

1 - توجه به هشدار هاى قرآن درباره بررسى نامه هاى عمل و پيامد هاى آن ، براى ايمان آوردن كافى است .

فما لهم لايؤمنون

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه هاى قبل تفريع كرده است; يعنى، پس از گوشزد شدن خطرها ايمان نياوردن توجيه ناپذير است.

224- ايمان به بخشى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 1،5

1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .

الذين جعلوا القرءان عضين

«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).

5- « عن إبن عباس قال : سأل رجل رسول الله (صلی الله علیه و آله) « . . .الذين جعلوا القرآن عضين » قال : آمنوا ببعض و كفروا ببعض ;

از ابن عباس روايت شده است كه مردى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «الذين جعلوا القرآن عضين» سؤال كرد، حضرت فرمود: به بعضى از[قرآن ]ايمان مى آورند و نسبت به بعض ديگر آن كافر مى شوند».

225- ايمان به حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 15

15ـ لزوم زدودن شك و شبهه از خويشتن در باره راستى و درستى قرآن

فلاتك فى مرية منه

مراد از ضمير در «منه» قرآن است و مخاطب جمله «فلاتك . ..» تك تك انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 11

11ـ لزوم ايمان به قرآن ، الهى بودن و پيراستگى آن از هر گونه باطل

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 1

1 - زدوده شدن شبهات شيطانى از چهره آيات وحى به اراده خداوند ، به اين دليل بود تا كسانى كه از نعمت معرفت و دانش برخوردار بودند ، به حقانيت آن پى ببرند و با آرامش خاطر ، به آن ايمان بياورند .

فينسخ اللّه ما يلقى الشيطـن . .. و ليعلم الذين أُوتوا العلم ... فتخبت له قلوبهم

ضمير در «أنّه الحق» به قرآن باز مى گردد كه در آيه 52 از آن ذكر ضمنى به ميان آمده است. «إخبات» (مصدر «تخبت») مشتق از «خَبْت» است. «خَبْت» به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه بى فراز و نشيب است. «قلب مخبت»; يعنى، قلبى كه مطمئن آرام و بى اضطراب و ترديد است. آيه ياد شده تعليل براى جمله «فينسخ اللّه ما يلقى الشيطان...» است; يعنى، خداوند شبهه هاى شيطان را از آيات وحى مى زدايد، تا كسانى كه از نعمت دانش برخورداراند، بدانند كه قرآن حق بوده و از جانب پروردگار نازل شده است و دل هايشان به آن مطمئن شود و آرام گيرد.

226- ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 1

1 - ايمان به قرآن و معارف و احكام نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از صفات متقين است .

هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 5

5 - خداوند ، از منكران قرآن خواسته است تا در صورت عجز از آوردن همانند براى قرآن ، به قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورند .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

مراد از لزوم دورى از آتش دوزخ پرهيز از موجبات آن است و موجبات آتش - به قرينه موضوع بحث در اين دو آيه (حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)) - انكار قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشد. بنابراين «فاتقوا النار»; يعنى: فاتقوا الكفر بالقرآن و الرسول لتتقوا النار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 1،3،5

1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن

يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

5 - نزول قرآن از جانب خدا ، دليل ضرورت ايمان همگان به آن

ءامنوا بما أنزلت

هدف از آوردن «ما»ى موصوله و تبيين آن با جمله «أنزلت» به جاى قرآن و مانند آن، بيان علت حكم (لزوم ايمان) است; يعنى، چون قرآن را خداوند نازل كرده، بايد بدان ايمان آوريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 8

8 - پذيرش اسلام و ايمان به قرآن ، از فرمان هاى تورات و انجيل به پيروان خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

جمله «تُنسون أنفسكم» را مى توان به قرينه آيات پيشين - كه سخن از دعوت به ايمان بود - در ارتباط با ايمان به قرآن دانست. بر اين اساس آيه اشاره به اين معنا دارد كه: شما عالمان اهل كتاب مردم را به نيكيها دعوت مى كنيد; ولى وظيفه خويش را كه ايمان به قرآن است، فراموش مى كنيد; سپس با جمله «و أنتم تتلون الكتب» بيان مى دارد كه: آنان از اين وظيفه مطلع بودند; يعنى، در كتابهاى آسمانى، اين حقيقت وجود داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 4

4 - يهوديان در صورت ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن و پرهيز از گناهان ( سحر ، بى اعتنايى به كتاب هاى آسمانى و . . . ) از پاداش هاى الهى بهره مند مى شدند .

و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير

مراد از ضمير در «أنهم» به قرينه آيه 99 و 101 يهوديان كافر به پيامبر و قرآن است. قابل ذكر است كه جمله «لمثوبة ...» جانشين جواب شرط است و آن جواب جمله اى همانند «لأثيبوا» (همانا پاداش داده مى شدند) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 4

4 - تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بيانگر ضرورت ايمان به آن دو است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

چون خواندن تورات و انجيل و پيروى از آن دو، مايه ايمان آوردن به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود، به دست مى آيد كه: آن دو كتاب، بشارت به آمدن قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و لزوم ايمان آوردن به آنها مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 10

10 - مسلمانان ، بايد به يهود و نصارا ابلاغ كنند كه به قرآن و همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان و به تمامى كتاب هاى آسمانى ، ايمان دارند .

قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا و ما أنزل إلى إبرهيم . .. و ما أوتى النبيّون

برداشت فوق از كلمه «قولوا» (بگوييد) استفاده مى شود. آيه قبل گوياى اين است كه «مقول له» (كسى كه بايد به او ابلاغ شود) يهود و نصاراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 1

1 - ايمان داشتن به قرآن و پيامبران و معارف نازل شده بر آنان ، صبغه اى است كه خداوند اهل ايمان را با آن تطهير و تزيين كرده است .

قولوا ءامنا باللّه . .. صبغة اللّه

«صبغة» مصدر نوعى و به معناى رنگ آميزى كردن است و در آيه شريفه مفعول مطلق براى فعل محذوف (صبغنا) مى باشد. آوردن مصدر نوعى، اشاره به رسم يهود و نصارا دارد كه به منظور تطهير فرزندانشان آنان رابا آبى مخصوص به نام «معموديه» شستشو مى دادند. مراد از «صبغة اللّه» - به قرينه آيات قبل - ايمان به خدا و ... است. بنابراين جمله «صبغة اللّه» چنين معنا مى شود: خداوند، ما را با ايمان به خود و ... رنگ آميزى (تطهير) كرده است نه مانند رنگ آميزى يهود و نصارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 -

1،10،12،16،17،20،21،28

1 ـ ايمان واقعى گروهى از عالمان اهل كتاب به خداوند ، قرآن و كتب آسمانى خويش

وَ اِنّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم . .. خاشعين للّه

سوداگرى با آيات الهى از امورى است كه اغلب با عالمان و دانشمندان دينى سنخيّت دارد ; جمله «لتبيّننّه للناس»، در آيه 187 اين معنا را تأييد مى كند.

10 ـ سوداگرى نكردن با آيات الهى ، ويژگى اهل كتابِ مؤمنِ به خدا و قرآن و ديگر كتب آسمانى

لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلاً

12 ـ پرهيز برخى اهل كتاب از دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى ( تورات و انجيل ) ، مايه ايمان آنان به قرآن

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

جمله «لا يشترون . .. »، حال براى فاعل «يؤمن» است (يعنى مؤمنان اهل كتاب) و توصيف آنان به جمله ذكر شده، مى تواند اشاره به علّت و زمينه ايمان آنان به قرآن باشد.

16 ـ تمجيد خداوند از عالمان مؤمن اهل كتاب ، به خاطر ايمان به قرآن و سوداگرى نكردن بر سر آياتِ الهى

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا اولئك لهم اجرهم

17 ـ ايمان اهل كتاب به قرآن ، نشانه ارزشگذارى صحيح آنان نسبت به آيات الهى ( تورات و انجيل )

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

20 ـ آن گروه از اهل كتاب كه به خدا ، قرآن و كتب آسمانى خويش ايمان آورند ; از پاداشى ويژه و والا بهره مند خواهند شد .

اولئك لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، توصيف «اجرهم» است و مى رساند كه آن پاداش، پاداشى ويژه و ارزشمند است.

21 ـ ايمان به خدا ، قرآن ، تورات ، انجيل ، فروتنى در برابر خدا و ارج نهادن به آيات الهى ، ملاك ارزش انسان نزد خداوند

لهم اجرهم عند ربّهم

اضافه تشريفيّه در «ربّهم» بيانگر آن است كه دارندگان صفات ياد شده، در پيشگاه خداوند داراى ارزشى والا هستند.

28 ـ نجاشى ( پادشاه حبشه ) ، مؤمن به خدا ، قرآن و كتب آسمانى و خاضع در برابر خداوند

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از مرگ نجاشى، به ياران خود فرمود: انّ اخاكم النّجاشى قد مات، قوموا فصلّوا عليه; فقال رجل يا رسول اللّه كيف نصلى عليه و قد مات فى كفره؟ قال (صلی الله علیه و آله) الا تسمعون قول اللّه «و انّ من اهل الكتاب . .. »


الدّرالمنثور، ج 2، ص 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 1،3،4،9

1 ـ دعوت خداوند از اهل كتاب براى ايمان به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

3 ـ آشنايى اهل كتاب با وحى و كتب آسمانى ، مقتضى ايمان آنان به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

مخاطب قراردادن يهود و نصارا با عنوان اهل كتاب و تصريح به اينكه قرآن از جانب خداوند است، استدلالى بر لزوم ايمان آوردن اهل كتاب به قرآن است.

4 ـ ايمان به قرآن ، از وظايف اهل كتاب

امنوا بما نزّلنا

9 ـ تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 1،2

1 ـ تصميم بر ارجاع داورى به طاغوت ، ناسازگار با ايمان به قرآن و ديگر كتب آسمانى است .

الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت

1 ـ جمله «يريدون . .. » دلالت مى كند كه حتّى تصميم بر چنين كارى نيز خطاست ; چه رسد به انجام آن. 2 ـ كلمه «طاغوت»، مصدر و به معناى اسم فاعل است ; يعنى: هر انسان متجاوز، ظالم و جبّار.

2 ـ ناسازگارى ايمان به قرآن و كتب آسمانى ، با ارجاع داورى به طاغوتها

الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 1

1 ـ ضرورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله . .. و الكتب الذى أنزل من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 2،3،4،5،10،11،12،16

2 ـ عالمان ژرفنگر يهود و مؤمنان واقعى آنها ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

3 ـ لزوم ايمان به كتب آسمانى پيشين در كنار ايمان به قرآن

لكن الرسخون . .. و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

4 ـ نقش ايمان واقعى به اديان گذشته در پذيرش قرآن و ديگر كتب آسمانى

و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

5 ـ نقش مثبت و سازنده علم در ايمان به قرآن و ديگر كتب آسمانى

لكن الرسخون فى العلم . .. يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

10 ـ يهوديان بپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

و لكن الرسخون . .. و المقيمين الصلوة و المؤتون الزكوة

گفتنى است كه «المقيمين» به وسيله فعلى همانند «امدح» و يا «اخص» منصوب شده و در اصل چنين بوده «و المقيمون الصلوة اخصهم و امدحهم» كه بنابر قواعد ادبى المقيمون و فعل اخص و امدح حذف شده است و ضمير در «امدحهم» به صورت اسم ظاهر در آمده است.

11 ـ يهوديان مؤمن به خدا و قيامت ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

و لكن الرسخون فى العلم منهم . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

بنابر اينكه «المؤمنون باللّه . ..» عطف باشد بر «الرسخون».

12 ـ مؤمنان به خدا ، قيامت و قرآن ، بر پا دارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، از پاداش بزرگ الهى ، برخوردار خواهند شد .

أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً

16 ـ ايمان به خدا و قيامت ، مستلزم ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

كلمه «المؤمنون باللّه» عطف بر «الراسخون» است و در نتيجه «يؤمنون بما انزل . ..» خبر براى «المؤمنون باللّه» نيز مى باشد. گفتنى است كه لازمه ايمان به قرآن، ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و لذا در برداشت فوق ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 6

6 ـ ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، راه خداست .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه

با توجه به اينكه متعلق «كفروا» قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «سبيل اللّه» ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 7

7 ـ ايمان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و قرآن موجب خير و سعادت بشريت

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق . .. فامنوا خيراً لكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «خيراً» خبر براى فعل محذوف «يكن» باشد و تقدير كلام چنين است «فامنوا ان تؤمنوا يكن خيراً لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 13

13 ـ ايمان به قرآن ، دعوت از اهل كتاب

ياهل الكتب . .. قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 19

19 ـ دستيابى اهل كتاب به راه هاى سلامت و رهايى آنان از گمراهى ها و قرار گرفتن آنان در صراط مستقيم ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا . .. يهديهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 2،3،6

2 ـ نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر انتقاد آنان از ايمان مؤمنان به خدا ، قرآن و كتب آسمانى

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل

3 ـ ايمان مسلمانان به خدا ، قرآن و تمامى كتب آسمانى ، برانگيزنده اهل كتاب بر تمسخر نماز و ديگر شعاير اسلام

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان ءامنا» به تقدير «لام»، بيانگر كراهت و ناخرسندى اهل كتاب نسبت به مسلمانان باشد، يعنى «ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا لشىء الا ايماننا باللّه . .. ».

6 ـ مؤمنان به خدا و قرآن ، وظيفه دار ايمان به تمامى كتب آسمانى

هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 1

1 ـ گروهى از اهل كتاب در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به دروغ مدعى ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

با توجه به آيه 57، 58 كه اهل كتاب را استهزا كننده اسلام و نماز معرفى كرده بود، معلوم مى شود تنها گروهى از آنان نزد

مسلمانان، خود را اهل ايمان قلمداد مى كردند. گفتنى است كه مراد از «ءامنا» به قرينه آيه 59 ايمان به خدا، قرآن و ديگر كتب آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 2

2 ـ دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 14

14 ـ اهل كتاب وظيفه دار ايمان به قرآن و اقامه آن د تمام شؤون زندگى *

و لو انهم اقاموا . .. ما أنزل اليهم من ربهم

مى توان گفت مراد از «ما انزل اليهم»، قرآن است و كلمه «اليهم» بيانگر اين معناست كه اهل كتاب بايد خود را از مخاطبان قرآن بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 14

14 ـ اهل كتاب ، موظف به پذيرش و اقامه قرآن و تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

ظاهراً ازدياد كفر و طغيان اهل كتاب بر اثر نپذيرفتن قرآن است. بنابراين آنان موظف به پذيرش قرآن و تعاليم آن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 3،4

3 ـ بنى اسرائيل در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن خود را به ولايت و دوستى كافران آلوده نمى ساختند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

4 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ناسازگار با گزينش كافران براى دوستى و ولايت

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 1،7

1 ـ ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن

يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق

7 ـ ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) زمينه عروج به درجه صالحان

و ما لنا لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق . .. يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «و نطمع . ..» مى رساند كه حتى پس از اعتراف به خداى يگانه نمى توان به همنشينى باصالحان يقين داشت بلكه ايمان

مذكور تنها مى تواند زمينه ساز نيل به درجه صالحان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 2،4،10،11

2 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن عامل ورود به بهشت جاويدان

فاثبهم اللّه بما قالوا جنت

4 ـ ضرورت اقرار زبانى به توحيد ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن پس از باور به آن

فاثبهم اللّه بما قالوا

10 ـ مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

11 ـ ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از استكبار و نيكوكارى مايه رسيدن به مقام محسنين است .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 14

14 ـ تحكيم بنيانهاى عقيدتى مردم به قرآن و اسلام در پرتو تقويت ايمان آنان به آخرت ميسر است.

و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 3

3 ـ باور به آسمانى بودن قرآن، از ميان برنده هرگونه نگرانى از نارسائى آن براى هدايت مردم

فلا يكن فى صدرك حرج منه

توصيف قرآن به «أنزل» و سپس نهى از نگرانى درباره آن (منه)، ممكن است ناظر به اين باشد كه قرآن براى انذار و تذكر كافى است و از اين ناحيه جايى براى نگرانى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 11

11 ـ تنها مؤمنان به قرآن بهره مند از هدايت ها و رحمت هاى بيكران آن هستند .

هدى و رحمة لقوم يؤمنون

با توجه به اينكه هدف از نزول قرآن هدايت مردم و دستيابى همگان به رحمت ويژه الهى است، به نظر مى رسد «لقوم يؤمنون» اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه تنها مؤمنان از هدايتها و رحمتهاى ويژه بهره مند خواهند شد. گفتنى است مراد از «لقوم يؤمنون» به دليل فراز قبل، مؤمنان به قرآن مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 1،10

1 ـ تنها راه ايمان به قرآن براى منكران قرآن ، تحقق تهديد ها و بروز حقايق آن است .

و لقد جئنهم بكتب . .. هل ينظرون إلا تأويله

ضمير در «تأويله» به «كتب» در آيه قبل برمى گردد. و مراد از تأويل كتاب الهى، به قرينه فرازهاى بعد، بروز و ظهور حقايق قرآن و تحقق تهديدها و وعده هاى آن است. و جمله «هل ينظرون ... » با توجه به اينكه ناظر به آيه قبل است، چنين معنا مى شود: براى منكران قرآن جهت تصديق آن راهى جز ظهور حقايق قرآنى، كه در قيامت تحقق مى يابد، نيست.

10 ـ باور به تعاليم قرآن و انجام دستورات آن ، راه جلوگيرى از تباه گشتن سرمايه عمر

قد خسروا أنفسهم

جمله «قد خسروا أنفسهم» در توصيف كسانى است كه در دنيا قرآن را باور نكردند و به دستورات آن گردن ننهادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 11

11 ـ پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت ، و ردّ و انكار آن گمراهى و ضلالت است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10ـ خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 14

14ـ همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 3

3ـ توحيد خالص و پيراسته از هر گونه شرك ، ايمان به قرآن و وحى ، راه رسيدن به خداست .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 5

5ـ اعتقاد به يگانگى خدا و پذيرش آنچه از ناحيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده ، عهد ها و پيمان هاى خداوند با آدميان است .

الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثـق

آيه قبل ـ كه سخن از حقانيّت قرآن و تعاليم آن داشتـ و آيات پيش از آن ـ كه درباره توحيد و نفى شرك بودـ بيانگر مصاديقى بارز

از عهد و پيمان خداوند با بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 13

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 7

7- رهنمود هاى قرآن ، تنها تعاليم شايسته براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

فعل «اتل» مى تواند از مصدر «تلاوة» به معناى قرائت باشد و ممكن است مصدر آن «تلو» به معناى تبعيت در نظر گرفته شود. برداشت بالا، براساس معناى دوم است. مقابله «اتل» ـ در اين آيه ـ با «لاتطع» ـ در آيه بعد ـ اين احتمال را تقويت كرده و بر حصر نيز دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 1

1 - اقدام ايمان آوردگان از اهل كتاب ، به اقرار مجدد ايمان خويش به هنگام تلاوت آيات قرآن بر ايشان

الذين ءاتينـهم الكتـب . .. و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به

مقصود از «إذا يتلى عليهم. ..» اين است كه هر بار كه آياتى از قرآن نازل مى شود و بر آنان تلاوت مى گردد، اظهار مى دارند كه «آمنّا به».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 9

9 - مسلمان ، بايد به قرآن و كتاب هاى آسمانى ، ايمان داشته باشد .

ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 7،8

7 - قرآن ، جزء متعلق ايمان است و مؤمنان ، بايد به آن ايمان داشته باشند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب فالذين ءاتينـهم الكتـب يؤمنون به

8 - تعداد كمى از مشركان مكه ، به قرآن ، ايمان آوردند .

و من هـؤلاء من يؤمن به

«من» در «من هـؤُلاء» تبعيض است و «هـؤُلاء» اشاره به مشركان مكه دارد. گفتنى است كه تعبير «من هـؤُلاء» ـ همان گونه كه برخى گفته اند ـ دلالت بر قلّت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 1،5

1 - كافران مكه اعلام كردند كه به هيچ رو به قرآن و كتاب هاى پيشينِ آسمانى ايمان نمى آورند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان و لا بالذى بين يديه

5 - مؤمنان ، بايد به كتاب هاى آسمانى پيشين ، همچون قرآن ، ايمان بياورند .

لن نؤمن بهـذا القرءان و لا بالذى بين يديه

از اين كه كافران به صراحت و قاطعيت اعلام كرده اند كه به قرآن، تورات و انجيل ايمان نمى آورند، استفاده مى شود كه ايمان به كتاب هاى پيشين نيز لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 3

3 - مشركان ، در قيامت و يا با مشاهده نزول عذاب ، اظهار مى كنند كه به قرآن ايمان دارند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به

مرجع ضمير «به»، به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره قرآن بود ـ مى تواند قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 3،4

3- گواهى و ايمان بنى اسرائيل و يهود به حقانيت قرآن ، حجتى عليه كافران و مشركان

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله

خداوند، ايمان فردى از يهود را ـ كه آگاه به تورات و مفاد آن بود ـ گواهى بر حقانيت قرآن شمرده است و به كافران تذكر داد و به آن احتجاج كرده است.

4- ايمان و اعتقاد برخى از پيروان اديان آسمانى به قرآن ، تأييدى بر حقانيت آن

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله

ارزش ايمانِ اهل كتاب به قرآن و پيام آن براى ديگران، از آن جهت است كه آنان با پيام وحى آشنا هستند و ايمانشان به قرآن، بر اساس آگاهى به پيام و محتواى كتاب هاى آسمانى است. از اين جهت مى تواند براى ديگران دليل و حجت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 3،6

3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.

6- محرومان ، نخستين گروندگان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

از لحن تحقيرآميز «ماسبقونا» استفاده مى شود كه كافران، از طبقه اشراف و توده مؤمنان، از طبقات محروم و پايين جامعه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 10

10- ترويج دين و مبارزه با گمراهى ، از لوازم ايمان و پذيرش قرآن

يستمعون القرءان . .. فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

عبارت «فلمّا قضى ولّوا. .. منذرين» مى رساند كه پس از فهم پيام وحى و قبول آن، نوبت اقدام براى هدايت خلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 2،3،7،8

2 - توصيه خداوند به كافران و منكران قيامت به ايمان به خدا ، پيامبر اسلام و قرآن

فـامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

بيشتر مفسّران مقصود از «نور» در اين آيه را قرآن كريم مى دانند.

3 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، سه ركن اصلى عقايد اسلامى

فـامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

7 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مستلزم عمل و رفتار متناسب با آن است .

فـامنوا باللّه . .. و اللّه بما تعملون خبير

يادآورى آگاهى خداوند از رفتار انسان ها ـ پس از توصيه به ايمان ـ مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

8 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، تأثيرگذار در رفتار و كردار آدمى

فـامنوا باللّه . .. واللّه بما تعملون خبير

از ارتباط ميان توصيه به ايمان و يادآورى موضوع آگاهى خداوند از رفتارهاى انسان ها، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فـامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 1

1 - برخى از افراد جن ، به مجرد شنيدن آيات هدايت بخش قرآن ، به آن ايمان آوردند .

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

مقصود از «الهدى» ـ به قرينه آيه «قالوا إنّا سمعنا قرءاناً عجباً . يهدى إلى الرشد...» ـ قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 2

2 - جن ، وظيفه دار ايمان به قرآن و تسليم در برابر تعاليم آن

و أنّا منّا المسلمون

227- ايمان به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 11

11ـ لزوم ايمان به قرآن ، الهى بودن و پيراستگى آن از هر گونه باطل

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

228- بازى با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 1

1- مشركان ، نزول وحى و پيام جديد پروردگار ( قرآن ) را ، سرسرى گرفته و بازى گرانه به آن گوش مى سپارند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم . .. و هم يلعبون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ذكر» هر نوع وحى و يا خصوص قرآن كريم است و جمله «و هم يلعبون» حال براى فاعل «استمعوه» مى باشد; يعنى، آنان در حالى كه به لعب و بازى مشغول اند به آيات الهى گوش مى دهند و به طور جدى و شايسته آن را استماع نمى كنند.

229- باطن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 20

20 ـ عن محمّد بن منصور قال: سألت عبدا صالحا عن قول الله عز و جل: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» قال: ان القرآن له ظهر و بطن فجميع ما حرم الله فى القرآن هو الظاهر و الباطن من ذلك ائمة الجور . .. .

محمّد بن منصور گويد: از امام كاظم(ع) درباره آيه «قل انما حرم . .. » سؤال كردم فرمود: قرآن، داراى ظاهر و باطن است ; آنچه را خداوند در قرآن تحريم كرده فاحشه آشكار و باطن آن، اطاعت از پيشوايان ستمگر است ... .

230- برترى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 11

11 - قرآن از نظر بينش و منطق ، محيط و مسلط بر اديان پيشين

إنّ هـذا القرءان يقصّ . .. أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به تبيين حق در مشاجرات فكرى بنى اسرائيل، مى تواند براى نماياندن منطق برتر خود باشد.

231- برخورد با مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6

6 ـ لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

232- بركت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 3

3 ـ قرآن كتابى گرانقدر و مبارك (فزاينده و رشد دهنده و داراى خير فراوان) است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك

«بركة» يعنى رشد و فزونى (لسان العرب) و «مبارك» چيزى است كه در آن فزونى باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 2،6

2 ـ قرآن كتابى فرخنده و داراى خير و بركت فراوان

هذا كتب . .. مبارك

«مبارك» به چيزى و يا كسى كه خير بسيار از آن تراوش كند، گفته مى شود.

6 ـ الهى بودن قرآن و پر بركت بودن آن دليل لزوم پيروى از آن است.

هذا كتب أنزل نه مبارك فاتبعوه

حرف «فا» در «فاتبعوه» سببيه است. بنابراين دلالت مى كند كه حقايق بيان شده در جمله قبل علت لزوم پيروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 4

4 ـ قرآن ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند

تبارك الذى نزّل الفرقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 3

3 - قرآن ، منبع خير و بركت و موجب رشد و تعالى بشر

كتـب أنزلنـه إليك مبـرك

«بركة» به معناى رشد و فزونى است و «مبارك» به چيزى گفته مى شود كه در آن رشد و فزونى باشد (مفردات راغب). مقصود از مبارك بودن قرآن اين است كه اين كتاب، منبع خير و بركت و مايه رشد و تعالى براى كسانى است كه در آن تدبر كنند و درس بياموزند.

233- برگزيدگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 12

12 ـ انتخاب قرآن از ميان كتب آسمانى ، براى داورى بين اهل كتاب ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا اليك الكتب . .. مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

«فاء» در «فاحكم» پس از ذكر مهيمن بودن قرآن، بيانگر اين است كه مراد از «ما انزل اللّه» قرآن است.

234- برهان در تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

235- بسمله در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 3،4

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.

4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن

اقرأ باسم ربّك

236- بشارت به پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

237- بشارت به تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

238- بشارت حفظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 5

5 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به حافظ قرآن شدن بشارت داده و به آن حضرت اطمينان داد كه هرگز آن را فراموش نخواهد كرد .

فلاتنسى

239- بشارت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10،15

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

15 - هدايتگرى و بشارت دهندگى قرآن ، دليلى بر نابه جابودن عداوت يهود با نازل كننده آن ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك . .. هدىً و بشرى للمؤمنين

عبارت «هدىً و بشرى» نيز همانند «مصدقاً» حاوى اين نكته است كه جبرئيل معارفى را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) القا كرد كه بشارت دهنده و هدايتگر است و لذا دشمنى كردن با او، نمى تواند توجيه معقولى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 1

1 - كتاب هاى آسمانى پيشين ، دربردارنده بشارت نزول قرآن

و إنّه لفى زبر الأوّلين

«زبور» (مفرد «زُبُر») به معناى كتاب است; يعنى، «و إنّ خبرالقرآن، أو خبر نزول القرآن عليك مذكور فى كتب الماضين من الأنبياء; بشارت قرآن يا بشارت نزول آن بر تو، در كتاب هاى پيامبران پيشين مذكور بوده است».

240- بشارت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 6

6ـ تورات ، حاوى بشارت به نزول قرآن

و من قبله كتـب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

241- بشارتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 17

17- قرآن ، مايه هدايت ، رحمت و بشارت براى تسليم شوندگان در برابر حق است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 9

9- قرآن و آيات آن ، دربردارنده هدايت و بشارت براى مسلمانان

و هدًى و بشرى للمسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 4

4- قرآن ، بشارت دهنده به مؤمنان نيك كردار است .

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 5

5- قرآن ، بشارت دهنده مؤمنانِ نيك كردار ، به پاداشى شايسته و عظيم

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا

نكره آوردن «أجراً» براى بيان عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6،7،8

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

7- محتواى قرآن ، وسيله بشارت و انذار است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر . .. و تنذر

8- تقوا ، زمينه ساز برخوردارى انسان از بشارت هاى قرآن و دستيابى به پاداش هاى الهى

لتبشّر به المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 1،2،3

1 - آيات قرآن ، آياتى هدايتگر و بشارت دهنده

تلك ءايـت القرءان . .. هدًى و بشرى للمؤمنين

كلمه هاى «هدًى» و «بشرى» مصدر به معناى اسم فاعل (هادية و مبشرة) و حال براى «آيات» است.

2 - تنها مؤمنان ، از هدايت ها و بشارت هاى قرآن بهره مندند .

هدًى و بشرى للمؤمنين

3 - رهنمود ها و بشارت هاى قرآن ، خالى از ابهام و پيچيدگى و به دور از هر نقص و كاستى است .

و كـتاب مبين . هدًى و بشرى

به كارگيرى مصدر (هدًى و بشرى) به جاى اسم فاعل (هادية و مبشرة) بيانگر پيراسته بودن برنامه هاى هدايتى و بشارت هاى قرآن از هرگونه نقص و كاستى است. قيد «كتاب مبين» در آيه پيش نيز نشانگر خالى بودن آن از ابهام و پيچيدگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 10

10 - « انذار و تبشير » ، « بيم دادن و اميدبخشيدن » و « تشويق و تهديد » ، از روش هاى تربيتى قرآن

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده ... لهم البشرى فبشّر عبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 1،2

1 - آيات روشن قرآن ، بشارت دهنده و انذاركننده مردمان

كتـب فصّلت ءايـته . .. بشيرًا و نذيرًا

2 - بشارت و انذار ، دو پيام مهم و روشن آيات قرآن

كتـب فصّلت . .. بشيرًا و نذيرًا

با توجه به اين كه قرآن در بردارنده مفاهيم مختلف معرفتى است، تخصيص به ذكر يافتن بشارت و انذار، نشان گر اهميت و برجستگى آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 13،14

13- قرآن ، بيم دهنده به ستمكاران و بشارت دهنده به نيك كرداران

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

14- انذار و تبشير ، دو محور اصلى پيام هاى هدايتى قرآن

و هـذا كتـب . .. لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

اصلى بودن دو محور بالا، از اختصاص به ذكر يافتن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 6

6- يكتاپرستان استوار بر طريق حق ، همان محسنان مورد بشارت قرآن اند .

و بشرى للمحسنين . إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 10

10 - هشدار و ترغيب ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

هو . .. أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين سوره، با فرمان انذار و اخطار آغاز گرديده (قم فأنذر. ..) و با مغفرت و آمرزش الهى، خاتمه يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

242- بصيرت مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 6

6ـ آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را پذيرفته اند ، عالم و بصيرند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

243- بلاغت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 5،6

5- قرآن ، حجتِ رسا و پيام بليغ خدا براى بندگان است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

6- قرآن ، در بيان مقاصد و اهداف خويش بليغ و رسا است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 4

4ـ رسايى و بلاغت بيان ، از ابعاد عظمت قرآن

و الكتـب المبين

از اين كه قرآن با وصف «كتاب مبين» مورد سوگند الهى قرار گرفته است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 3

3 - نزول قرآن ، با بيانى بليغ و روشنگر براى همگان ، جلوه اى از عظمت الهى

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

از ارتباط دو آيه و نيز تكرار ضميرهاى متكلم مع الغير ـ كه اشاره به عظمت الهى دارد ـ مى توان به مطلب بالا ره برد.

244- بندگان خدا و استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 ـ بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيـت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

245- بنى اسرائيل و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 1،3،7،9

1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن

يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 1

1 ـ بسيارى از بنى اسرائيل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ايمان نياوردند و اعتقاد راسخى به خداوند نداشتند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه

برداشت فوق بنابر اين احتمال است كه مراد از «النبى» پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باشد، در اين صورت «ما انزل اليه» قرآن خواهد بود قابل ذكر است كه بر اين مبنا عدم ايمان نسبت به خداوند ايمان واقعى و نسبت به پيامبر و قرآن ايمان واقعى و ظاهرى است. زيرا بنى اسرائيل ايمان به خداوند را اظهار مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 11

11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل

و ءاتينـهم بيّنـت من الأمر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.

246- بهانه جويى دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 1

1 ـ تدريجى نازل شدن قرآن ، بهانه و دستاويز كافران براى مخالفت با آن

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

مجموعه اشياى به هم پيوسته و بدون فاصله از هم را «جمله» گويند. بنابراين «جملة» در آيه شريفه، به معناى «مجتمعاً» (باهم و دسته جمعى) مى باشد (مفردات راغب).

247- بهانه جويى مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 16

16 ـ ارائه كلمه تامه پروردگار (قرآن) با در نظر گرفتن همه شبهات و بهانه هاى مخالفان انجام پذيرفته است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و هو السميع العليم

از وجوه محتمل در بيان تناسب «السميع» با مضمون آيه آن است كه ذكر اين وصف براى اشاره به شبهات و القائاتى است كه درباره قرآن مطرح مى شود. يعنى كلام خداوند تمام است و او شبهات را نيز در نظر داشته و با عنايت به آنها قرآن را نازل فرموده است.

248- بهره مندان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 18

18 ـ تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف قرآن برخوردارند .

كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 8

8 - اهل دانش و آگاهى ، بهره مند از آيات و معارف قرآن اند .

تنزيل من الرحمـن الرحيم . كتـب فصّلت ءايـته ... لقوم يعلمون

گرچه قرآن براى همگان نازل شده; اما از لام «لقوم» ـ كه براى انتفاع است ـ استفاده مى شود كه تنها اهل دانش، شايستگى بهره گيرى از قرآن را دارند.

249- بى اعتمادى به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 2

2 - بى اعتمادى به قرآن ، با وجود مصونيت آن در مراحل نزول ، دريافت و ابلاغ و اعتماد به غير آن ، انتخاب بيراهه است .

فأين تذهبون

مفاد استفهام (كجا مى رويد؟) در آيه شريفه اين است كه جز اين راه، راه ديگرى وجود ندارد. گفتنى است كه در اين گونه پرسش ها نوعى «تعجيز» نهفته است. حرف «فاء» اين مفاد را بر اوصاف قرآن ـ كه آيات پيشين بيانگر آن بود ـ تفريع كرده است.

250- بى اعتنايى به حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 3

3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

251- بى اعتنايى به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 1

1- مشركان ، نزول وحى و پيام جديد پروردگار ( قرآن ) را ، سرسرى گرفته و بازى گرانه به آن گوش مى سپارند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم . .. و هم يلعبون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ذكر» هر نوع وحى و يا خصوص قرآن كريم است و جمله «و هم يلعبون» حال براى فاعل «استمعوه» مى باشد; يعنى، آنان در حالى كه به لعب و بازى مشغول اند به آيات الهى گوش مى دهند و به طور جدى و شايسته آن را استماع نمى كنند.

252- بى اعتنايى به هشدارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 2

2 - گروهى از مردم ، هشدار هاى قرآن را نشنيده انگاشته و در برابر آن سر تعظيم فرود نمى آورند .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 4

4 - جدى نگرفتن هشدار هاى قرآن به معاد و شوخى قلمداد كردن آن ، دسيسه كافران در مقابله با آيين الهى

و ما هو بالهزل . إنّهم يكيدون كيدًا

253- بى ايمانى به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 1،5

1ـ اكثر مردم به قرآن و وحى الهى ، ايمان نمى آورند .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين

متعلق «مؤمنين» به قرينه آيه قبل (نوحيه إليك) و نيز آيه بعد (إن هو . ..) قرآن و وحى الهى است.

5ـ غرور و خودپسندى مردمان ، از ريشه هاى ايمان نياوردن آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن *

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

آيه مورد بحث مى تواند به عنوان يكى از نتايج نقل داستان يوسف و برادرانش مطرح باشد و در آن داستان بيان شد كه يكى از علل برخورد برادران يوسف با وى غرور و خودبرتربينى آنان بود (و نحن عصبة) بنابراين «ما أكثر الناس» پس از نقل آن داستان اشاره به اين معنا دارد كه از علل ايمان نياوردن مردم مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) غرور و خودبرتربينى ايشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 2

2ـ كافران هيچ عذر و بهانه اى براى ايمان نياوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) نداشتند .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين. و ما تسئلهم عليه من أجر

آيه 102 عهده دار اثبات حقانيّت قرآن در رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و آيه 103 اشاره به اين معنا داشت كه قرآن و تعاليم وحى به واسطه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مردم ابلاغ شد. آيه مورد بحث بيانگر اين است كه هيچ هزينه اى از آنان مطالبه نشد ; يعنى، راه هر عذر و بهانه اى براى ايمان نياوردن كافران مسدود بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 12،13،14

12ـ بيشتر مردم به قرآن ايمان نمى آورند و حقانيت كامل آن را باور نمى كنند .

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون» مطالبى است كه از جمله «والذى أنزل . ..» معلوم مى شود ، از جمله آنهاست قرآن و كمال آن در حق بودن.

13ـ بيشتر مردم به الهى بودن قرآن و نزولش از ناحيه خداوند ايمان نمى آورند .

الذى . .. من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

از حقايقى كه جمله «الذى أنزل . ..» گوياى آن است الهى بودن قرآن مى باشد (من ربك). از اين رو اين حقيقت نيز متعلق

«لايؤمنون» مى باشد ; يعنى: «لايؤمنون بأن القرآن من ربك».

14ـ ايمان نياوردن همه و يا اكثر مردم به قرآن خلاف انتظار است .

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

برداشت فوق با توجه به كلمه «لـكن» ـ كه براى استدراك است ـ استفاده مى شود. گويا مخاطب پس از شنيدن اين حقيقت كه قرآن تنها كتاب سراسر حق است چنين مى انديشد و انتظار دارد كه عموم مردم به آن ايمان آورند. كلمه «لـكن» براى برطرف كردن اين انديشه بيان مى كند كه: چنين نشد، بلكه اكثر ايمان نياوردند.

254- بى ايمانى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 3

3 - ايمان نياوردن تكذيب گران به قرآن ، امرى شگفت آور است .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

255- بى تأثيرى توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 14

14 ـ توطئه و نيرنگ عليه قرآن ، تلاشى مذبوحانه بوده و نيرنگ بازان پيش از به ثمر رساندن توطئه هاى خود ، در دام مكر ( عذاب ) خدا گرفتار خواهند شد .

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً

256- بى توجهى مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 15

15- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، به پيامد كلام گمراه گر خود توجه ندارند .

قالوا أسـطر الأولين . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

257- بى عقلى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 9

9ـ ناباوران به حقانيّت قرآن و الهى بودن آن ، از خردمندى بى بهره اند .

أفمن يعلم . .. كمن هو أعمى إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب

258- بى منطقى تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 9

9 - موضع گيرى عليه قرآن ، به بهانه بى سابقه بودن نزول كتاب از سوى خدا ـ يا بى سابقه بودن پيام هاى آن ـ امرى بى اساس و غير قابل پذيرش

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 2

2- موضع گيرى كافران در قبال قرآن ، بى كمترين تأمل و توجه به امكان حقانيت آن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به

خداوند با تعبير «أرأيتم . ..»، به منكران قرآن تذكر داده است كه به هنگام موضع گيرى عليه قرآن، به احتمال حقانيت آن بينديشند و به اين كه اگر قرآن از ناحيه خداوند باشد، كفر آنان چه عواقبى براى آنان در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 1

1 - پندار دروغ بودن قرآن ، پندارى موهوم و از انديشه هاى باطل كافران است .

فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد

حرف «بل»، اضراب از قبل است و انديشه تكذيب گرانه كافران را تخطئه مى كند.

259- بى منطقى مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 6

6 - مخالفت با قرآن ، با احتمال نزول آن از سوى خداوند ، امرى به دور از عقل و خرد

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه

بنا بر اين كه مراد از «أرأيتم» تفكر و تعقل باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

260- بى منطقى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 5

5 - سستى عقايد مشركان و ناتوانى آنان از برخورد منطقى با تعاليم قرآن

بل عجبت و يسخرون

توسّل مشركان به تمسخر در برابر تعاليم قرآن و رسالت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، گوياى حقيقت ياد شده است.

261- بى نظيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 4

4 ـ هيچ مخلوقى ، توانايى آوردن كتابى همانند قرآن را ندارد .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 5،6،7

5 ـ تحدى و دعوت مشركان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آوردن سوره اى همانند سوره قرآن

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

6 ـ ناتوانى بشر از آوردن سوره اى همانند يكى از سوره هاى قرآن ، نشانه بارز آسمانى بودن قرآن است .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه إن كنتم صدقين

7 ـ غير خدا ، توانايى ساختن سوره اى همانند كوچكترين سوره قرآن را ندارد .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1،3

1ـ انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» ـ به قرينه «فهل أنتم مسلمون» ـ متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان ـ دعوت شما را اجابت نكردند ... .

3ـ خوددارى عاجزانه مخالفان دين از آوردن همانند براى قرآن ، نشانه و برهانى روشن بر الهى بودن قرآن و ابتناى آن بر علم خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 5

5- اعتراف ضمنى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اينكه هيچ يك از عرب ها قدرت ارائه مطالبى مانند قرآن را ندارند .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ

با توجه به اينكه آنان قرآن را آموزه افراد عجمى دانسته و مى گفتند: پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزد آنان اين مطالب را فرا گرفته است، روشن مى شود كه آنان مطالب قرآن را بسى فراتر از آنچه در توان خودشان هست، مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 3،5،13

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هـذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

5- قرآن ، معجزه جاودان الهى كه همواره كتابى بى مانند بوده و تا ابد نيز بى همانند خواهد ماند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

از اينكه آيه تصريح مى كند هيچ انس و جنى توان آوردن مانند قرآن را ندارد، به دست مى آيد كه قرآن، همواره كتابى بى مانند خواهد ماند.

13- عدم امكان آوردن كتابى همانند قرآن ، خود دليلى قاطع بر الهى بودن و بشرى نبودن آن است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 12

12 - بشر ، ناتوان از ارائه كتابى برتر و هدايت كننده تر از قرآن و تورات

قل فأتوا بكتـب . .. هو أهدى ... إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 4

4- ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز

از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود طرح عزت و شكست ناپذيرى خداوند در زمينه نزول قرآن در ابعاد مختلفى تصوير مى شود و از جمله در بعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 2،3،4

2 - پيام قرآن ، پيامى نو و بى نظير براى هميشه تاريخ

فليأتوا بحديث

در واژه «حديث»، نوين بودن پيام قرآن نهفته است. «تحدى» قرآن، براى هميشه تاريخ است و بى نظير ماندن آن نيز هميشگى خواهد بود.

3 - بشر ، ناتوان از آوردن سخنى نو و پرطراوت چون قرآن

فليأتوا بحديث مثله

امر در «فليأتوا» براى تعجيز و بيان ناتوانى بشر از آوردن سخنى مانند قرآن است.

4 - عجز آدميان از آوردن سخنى همچون قرآن ، برترين گواه بر الهى بودن آن

فليأتوا بحديث مثله إن كانوا صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير ، جديد و بى سابقه در فرهنگ بشرى

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

«حديث»، به خبر تازه و نو گفته مى شود و «هـذا الحديث» يا اشاره به قرآن دارد و يا مراد از آن خبر قيامت است. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير و داراى مطالبى نو و بى سابقه

الحديث

«حديث» به معناى شىء جديد و نوپيدا است. به كار رفتن اين تعبير درباره قرآن، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

262- بيمارى محرومان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

263- بينات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 4،5

4 - قرآن ، متضمن آيات و دلايلى روشن بر حقانيت خود و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت

مقصود از «ءايات» مى تواند آيات قرآنى باشد و مى تواند معجزات و دلايلى باشد كه بر صداقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن دلالت دارد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 10،11

10 - قرآن ، حاوى دلايلى روشن و فراوان براى رهنمون ساختن انسان ها به هدايت هاى ويژه و مراحل والاى هدايت

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس و بينت من الهدى

«بينة» به معناى دليل و روشن و آشكار است و جمع آوردن آن دلالت بر كثرت دارد. از معرفه بودن «الهدى» در «بينات من الهدى» چنين بر مى آيد كه مراد، هدايتهايى خاص است.

11 - قرآن ، حاوى رهنمود ها و دلايلى روشن جهت دستيابى به ميزانى براى تمييز حق از باطل

الذى أنزل فيه القرءان . .. بينت من الهدى و الفرقان

«فرقان» به چيزى گفته مى شود كه به وسيله آن مى توان حق را از باطل و درست را از نادرست تمييز داد.

264- پاداش انس با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 2

2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى

يتلون كتـب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم

265- پاداش ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 25 - 3

3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .

و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر

متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

266- پاداش پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 12

12 - آمرزش و اجر ارزشمند و پرب ها ، پاداش پيروان قرآن و خداترسان

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 8

8 ـ ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

267- پاداش تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 2

2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى

يتلون كتـب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 6

6 - قرائت قرآن ، داراى منافعى بسيار و تضمين شده از سوى خداوند

اقرأ و ربّك الأكرم

توصيف خداوند به «كريم ترين» ـ پس از امر به قرائت ـ بيانگر تأثير آن در فراهم آمدن زمينه كرامت و احسان خداوند است.

268- پاداش وارثان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 33 - 3

3 - پيشگامان در انجام كار هاى خير و وارثان قرآن كريم ، بهره مند از بهشت پاينده

جنّـت عدن يدخلونها

269- پاسخ مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پاسخ گويى به اتهامات مشركان مبنى بر ساختگى بودن قرآن با روشن كردن حقيقت وحى

إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك

270- پاسداران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 17

17 ـ قرآن كريم در حصار حفاظت و مراقبت فرشتگان الهى

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

به قرينه مقام مى توان گفت كه: خداوند براى جاودان ماندن قرآن و مصونيت آن از هر گونه اقدامهاى شيطانىِ انسانهاى كفرپيشه و ضد دين، فرشتگانى را مأمور حفاظت و مراقبت از آن كرده است و مراد از «رسل» در «إن رسلنا يكتبون ما تمكرون» همين دسته از فرشتگان مى باشد.

271- پاكى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 3

3 - قرآن ، گفتارى است پاك و پسنديده .

الطّيّب من القول

272- پشيمانى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 ـ تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 ـ منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

273- پوچى افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 12

12- ادعاى اسطوره اى بودن قرآن ، جاهلانه و به دور از مبانى علمى است .

قالوا أسـطر الأولين . .. يضلّونهم بغير علم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «بغير» حال براى ضمير فاعلى «يضلّون» باشد و از آن جايى كه مايه اضلال، اسطوره خواندن قرآن بوده است، معلوم مى شود كه آن ادعا عالمانه نبوده است.

274- پوچى تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 2

2 - افسانه پنداشتن قرآن ، پندارى واهى و سزاوار پرهيز است .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ ... كلاّ

حرف «كلاّ» در اين آيه، مى تواند تأكيد «كلاّ» در آيه قبل باشد.

275- پيروزى بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

276- پيروزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 9

9 - پيروزمندى تفكر قرآنى ، در صحنه رويارويى با انديشه هاى بشرى

و إنّه لكتـب عزيز

277- پيروى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 3

3 ـ همگان بايد از قرآن پيروى كنند و از مخالفت با آن پرهيز كنند.

فاتبعوه و اتقوا

متعلق «اتقوا» هم مى تواند «مخالفت با قرآن» باشد و هم مى تواند «پيروى از قوانين غير قرآنى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 7

7ـ معارف ، احكام و قوانين قرآن ، حقايقى عالمانه ، سزاوار و بايسته پذيرش و پيروى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا . .. بعد ما جاءك من العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پيروى دقيق از قرآن *

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هـذه البلدة . .. و أن أتلوا القرءان

واژه «أتلوا» مى تواند از مصدر «تُلُوّ» (تبعيت و پيروى) مشتق شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از هر كس ، موظف به پيروى از قرآن و عمل كردن به دستورات آن بود .

إنّ الذى فرض عليك القرءان

«فَرْض» (مصدر «فَرَضَ») به معناى واجب كردن است. بنابراين «فرض عليك القرآن»; يعنى، «قرآن را بر تو واجب فرمود». واجب شدن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند به اين معنا باشد كه عمل كردن به دستورات آن نخست بر خود آن حضرت واجب مى باشد و سپس بر ديگران. هم چنين مى تواند به اين معنا باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دارد قرآن را بر مردم تلاوت كند و پيام آن را به مردم ابلاغ نمايد. برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 6

6 - لزوم پيروى از تعاليم قرآن

إنّما تنذر من اتّبع الذكر

برداشت ياد شده، از آمدن قيد «اتّباع» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 9

9 - روى آودن به قرآن و عمل به تعاليم آن ، پس از آمدن عذاب بى فايده است .

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة

از اين كه خداوند فرمود: پيش از آمدن عذاب به تعاليم قرآن عمل كنيد، روشن مى شود كه با آمدن عذاب، اين كار بى فايده خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

278- پيشگويى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 2

2 - ناتوانى انسان ها از آوردن همانند براى قرآن ، از پيشگويى هاى قرآن است .

و لن تفعلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 3

3 - يهود به قرآن ايمان نمى آورند و اسلام را نخواهند پذيرفت . *

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

حذف فاعل و آوردن فعل به صورت مجهول (قيل) حاوى اين نكته است كه: پاسخ منفى يهود به دعوت قرآن، مخصوص يهود عصر بعثت نيست; بلكه آيندگان اينان نيز همين رويه را خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 6

6 - دنياپرستى يهود از پيشگويى هاى قرآن

لتجدنهم أحرص الناس على حيوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 11

11 - بسيارى از يهوديان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايمان نخواهند آورد .

بل اكثرهم لايؤمنون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: متعلق «لايؤمنون»، به دليل آيه قبل، قرآن و پيامبر اسلام باشد. مضارع بودن فعل «لايؤمنون» اين احتمال را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 19

19 - سركوبى كفرپيشگان مسلط بر مساجد عصر بعثت و گرفتار شدنشان به خوارى و ذلت ، از اخبار غيبى قرآن و از نويد هاى خدا به مسلمانان

لهم فى الدنيا خزى

چنانچه گذشت، آيه شريفه اشاره به قضاياى صدر اسلام و بازدارى مسلمانان از ورود به مسجد الحرام و مانند آن دارد . با توجه به اين حقيقت، جمله «لهم فى الدنيا خزى» نويدى است به مسلمانان كه كفرپيشگان مانع از ورود به مساجد، به خوارى و ذلت گرفتار خواهند شد، كه به مناسبت مورد، مقصود از خوارى و ذلت، كوتاه شدن دست آنان از مساجد اسلامى و سيطره مسلمانان بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 6

6 - پيشگويى قرآن از موضعگيرى مخالفان اسلام درباره تغيير قبله

سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 8

8 - هيچ يك از يهود و نصارا ، قبله يكديگر را نخواهند پذيرفت .

و ما بعضهم بتابع قبلة بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 7

7 ـ خبر غيبى قرآن از شكست قريب الوقوع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل للّذين كفروا ستغلبون

بنابراينكه منظور از «للّذين كفروا»، يهوديان باشند; چنانچه در شأن نزول آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 11

11 ـ وعده خداوند به عيسى ( ع ) در مورد غلبه پيروان راستين آن حضرت بر كافران ( يهوديان ) تا قيامت

و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 1

1 ـ پيشگويى خداوند به اينكه نصاراى نجران ، دعوت به مباهله را نمى پذيرند . *

فقل تعالوا ندع . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

ظاهراً جمله «فان تولّوا . .. »، اشاره به اين است كه مسيحيان، دعوت به مباهله را نمى پذيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 5

5 ـ پيشگويى قرآن در عجز اهل كتاب ، از ضرر رسانيدن به مسلمانان و شكست و فرار آنان در پيكار با مسلمانان

لن يضرّوكم إلّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 ـ در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 3

3 ـ پيشگويى قرآن در مورد عملى شدن وعده هاى عذاب بر مشركان مكه و قبيله پيامبر*

و كذّب به قومك و هو الحق

از معانى حق، «ثابت» و «واجب» است و در مورد آيه به دليل اينكه خبر از وقوع حادثه اى در آينده است، يعنى چيزى كه تثبيت شده و واقع خواهد شد. لذا اگر مرجع ضمير «به»، «عذاب» در آيه قبل باشد، جمله «و هو الحق» تأكيد بر وقوع حتمى آن در آينده خواهد بود. همان گونه كه تاريخ نيز اين نكته را به وضوح تأييد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 4

4 ـ پيشگويى قرآن از تمسك مشركان در آينده به جبر براى توجيه عقايد و عملكرد خويش

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 6،7

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 8

8ـ پر كردن جهنم از انسان ها و جنيان ، حقيقتى كه خداوند از پيش بيان داشته بود .

تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم من الجنة والناس

«تمت»; يعنى، به طور كامل و بدون هيچ نقصى تحقق يافت. مفسران برآنند كه مقصود از «كلمة ربك» ـ كه با جمله «لأملأنّ ...» تفسير شده است ـ همان سخنى است كه خداوند در داستان آدم و ابليس فرمود: «فالحق والحق أقول. لأملأنّ جهنم منك و ممن تبعك منهم أجمعين»; حق اين است ـ و من جز حق نمى گويم ـ كه جهنم را از تو و از همه كسانى كه از تو پيروى مى كنند پر خواهم كرد. سوره ص، آيه 84 و 85».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1،2

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

2- مجرمان هدايت ناپذير ، در صورت گشوده شدن درى از آسمان و راه يافتن آنان به آنجا جهت مشاهده حقايق ، باز ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 5

5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .

فسيقولون من يعيدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 13

13- هيچ گاه ميان كافران و مسلمانان ، با حفظ مواضع اصولى تسالم كامل و دوستى حقيقى برقرار نخواهد شد .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 3

3- از پيدايش درگيرى هاى داخل ميان يأجوج و مأجوج ، پس از ويرانى سد ذوالقرنين خبر داده است . *

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء . .. و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

بدان احتمال كه ضمير در «بعضهم» به يأجوج و مأجوج بازگردد; يعنى، پس از ويرانى سد، آن ها، به كشمكش ها و تهاجمات گسترده به هم دست خواهند زد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 9

9- قرآن پيشاپيش از سرخوردگى سريع مشركان و ناكامى آنان در رسيدن به آرزوى عزّت و ثروت ، و ضديّت آنان با معبود هاى

موهوم خويش ، خبر داده است .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

قرينه اى وجود ندارد كه موجب انصراف آيه به وضعيت قيامت مشركان باشد; بنابراين بعيد نيست مراد آيه، اخبار از آينده نزديك مشركان مكه و روگردانى آنان از شرك و بت پرستى باشد. در اين برداشت، ضمير فاعلى «سيكفرون» و «يكونون» به مشركان بازگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 5

5- پيشگويى قرآن ، مبنى بر ايمان نياوردن برخى از مشركان صدراسلام ، حتى پس از نزول معجزات درخواستى آنان

ماءامنت قبلهم . .. أفهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 5

5- پيشگويى قرآن از پيروزى اسلام و مرگ سران شرك و كفر ، قبل از وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفإيْن متّ فهم الخـلدون

همزه در «أفإن» استفهام انكارى و متضمن معناى نفى است. بنابراين پيام اصلى آيه چنين مى شود: نه چنين است كه او (پيامبر(صلی الله علیه و آله)) «بميرد و شما زنده باشيد و به مدت طولانى بمانيد; بلكه حقيقت عكس اين است، او مى ماند و شما اى سران كفر پيش از او خواهيد مرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 96 - 4

4- پيش گويى قرآن به هجوم سريع و فتوحات فراگير يأجوج و مأجوج در سراسر زمين در آينده

حتّى إذا فتحت يأجوج و مأجوج و هم من كلّ حدب ينسلون

اضافه شدن لفظ عموم «كلّ» بر اسم نكره «حدب» بيانگر اين است كه ماجراى يأجوج و مأجوج مربوط به سرزمين خاصى نيست; بلكه شامل تمامى سرزمين ها و جهانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 11

11 - پيشگويى قرآن به شكست جبهه كفر و شرك و پيروزى فراگير و گسترده جبهه توحيد و اسلام در عصر بعثت

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم

279- پيشگوييهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 3

3 ـ بازگويى گزارشات غيبى ، جلوه اى از اعجاز قرآن

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8،9

8 ـ إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

9 ـ إخبار خداوند به بازگشت موفقيت آميز مسلمانان از جنگ تبوك

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه، قبل از رسيدن مسلمانان به سرزمين تبوك نازل شده باشد كه در اين صورت، إخبار خداوند به عذرخواهى متخلفان، گوياى بازگشت موفقيت آميز مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 5

5 ـ إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 4

4 ـ خداوند از توجيه گرى هاى آينده منافقان نسبت به عملكرد خائنانه شان پرده برداشت .

و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 30

30 ـ إخبار خداوند ، از رسوايى و فضاحت نهايى منافقان صدر اسلام در جامعه و منزوى شدن آنان

و ما لهم فى الأرض من ولىّ و لانصير

با توجه به اينكه آيه، إخبار از آينده است و نيز واژه «فى الأرض» مى تواند به همين زندگى دنيوى اشاره داشته باشد، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 1

1 ـ خبر دادن خداوند از امكان اجازه خواستن منافقان متخلف از جنگ ، براى شركت جستن در جنگ هاى آينده

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك للخروج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 1،9

1 ـ إخبار خداوند از اقدام توانمندان متخلف از جهاد ، به عذرتراشى پس از بازگشت مؤمنان از جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

9 ـ إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 11

11 ـ إخبار خداوند به تحقق بدخواهى هاى باديه نشينان در مورد خودشان و نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر عليهم داثرة السوء

برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «عليهم دائرة السوء» در مقام إخبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 2

2 ـ كفرپيشگان و حق ستيزان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، دست از كفر كشيده ، ايمان خواهند آورد .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 11

11- اِخبار خداوند به آشكار شدن حقانيت اسلام ، براى كافران صدراسلام در آينده

ربما يودّ الذين كفروا . .. فسوف يعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول و متعلق علم در «يعلمون» حقانيت اسلام باشد كه مورد انكار آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 8 - 6

6- پيشگويى قرآن درباره اختراع وسايل پيشرفته و جديد براى حمل و نقل ، مسافرت و ساير وسايل آسايشى و رفاهى انسان

و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع . .. و لكم فيها جمال ... لتركبوها و زينة و

متعلق «يخلق» نامعلوم و فوايد آن محذوف است، ولى با توجه به فوايدى كه براى اشياى خلق شده ذكر كرده، مى توان حدس زد كه فوايد مخلوقهاى جديد نيز در راستاى بهرهورى انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 1

1 - ايمان نياوردن عرب به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نزول آن بر فردى غير عرب و با زبان غيرعربى

و لو نزّلنـه . .. ما كانوا به مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 3،5

3 - ترديد و ناباورى نسبت به آيات الهى ، مشكل مجموعه هاى آينده بشرى

أنّ الناس كانوا بـايـتنا لايوقنون

5 - آينده بشر ، شاهد نزول عذاب قهر الهى بر كافران

و إذا وقع القول عليهم

مفسران، كلمه «القول» را كنايه از عذاب گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 8

8 - خداوند ، از ماندگارى قرآن در ميان مردم و خوانده شدن اش بر آنان ، خبر داده است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم

فعل مضارع «يتلى» دلالت بر استمرار مى كند و تعيين نشدن فاعل آن نيز، نكته ياد شده را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 2

2 - پيشگويى قرآن ، درباره پيروزى قريب الوقوع روميان شكست خورده بر ايرانيان پيروز

و هم من بعد غلبهم سيغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 1،5

1 - پيشگويى قرآن در مورد پيروزى روميان بر ايرانيان فاتح ، در خلال زمانى اندك ( سه تا ده سال )

فى بضع سنين

كلمه «بضع» بر عددى اطلاق مى شود كه از سه بالاتر و از ده كمتر باشد (لسان العرب).

5 - قرآن از برانگيخته شدن احساسات شادمانه مؤمنان صدر اسلام در روز پيروزى روميان بر ايرانيان ، خبر داده است .

و هم من بعد غلبهم سيغلبون . .. و يومئذ يفرح المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 1

1 - پيشگويى خداوند از شكست سران كفر و شرك در برابر سپاه اسلام

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، در مقام پيشگويى از آينده سران كفر و شرك است، آنانى كه در مكه در اكثريت بودند و قدرت را در دست داشتند و در حالى كه مسلمانان در اقليت و ضعف قرار داشتند. ازاين رو خداوند از شكست كافران در جنگ هاى بدر، احزاب، حنين و يا فتح مكه خبر مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 2

2 - اخبار خداوند از شناخته شدن حقانيت وعده ها و وعيد هاى قرآن

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

برخى از مفسران بر اين باوراند كه مقصود از «نبأه» (خبر قرآن) مجموعه وعده ها و وعيدهاى قرآن است; اعم از عذاب ها و شكست هاى كافران و پيروزى هاى مؤمنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 2،12

2 - پيشگويى قرآن نسبت به مصونيت آن از تحريف در طول تاريخ

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

مراد از «من بين يديه» زمان نزول قرآن و از «من خلفه» زمان آينده است.

12 - « فى المجمع : فى قوله تعالى « لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه » ، قيل فيه أقوال : . . .ثالثها : معناه انّه ليس فى أخباره عمّا مضى باطل و لا فى إخباره عما يكون فى المستقبل باطل بل إخباره كلّها موافقة لمخبراتها . و هو المروى عن أبى جعفر و عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . ;

در مجمع البيان در مورد قول خدا «لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» آمده است: اقوالى در تفسير اين آيه گفته شده كه سوم آن اين است: در خبر دادن قرآن از آنچه گذشته و از آنچه در آينده خواهد آمد، هيچ باطلى نيست; بلكه خبرهاى قرآن همه مطابق با واقع است و اين معنا از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 8

8 - پيش بينى قرآن ، از ساخت و حركت كشتى هاى كوه پيكر در اقيانوس ها *

و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم

بنابراين كه در عصر نزول، كشتى هاى كوه پيكر هنوز ساخته نشده بود، آيه شريفه مى تواند نظر به آينده كشتى سازى بشر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- پيشگويى خداوند ، از درد و رنج فراگير مردم مكه هنگام گرفتارى آنان به عذاب الهى در دنيا

يغشى الناس هـذا عذاب أليم

چنانچه اين آيات در مورد عذاب دنيوى باشد، برداشت بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 2

2 - پيشگويى خداوند ، از حقارت و ذلّت سران مشرك مكه در دنيا *

لهم عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «لهم عذاب مهين» ناظر به دنيا و «من ورائهم. ..» ناظر به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 7

7- اخبار خداوند از فسادگرى و خويشاوندكشىِ عناصر سست ايمان منافق ، درصورت رسيدن به حكومت

فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه «تولّيتم» از ماده «ولايت» و به معناى بر عهده گرفتن حاكميت باشد و مخاطب آن بيماردلانى باشند كه به دليل سست ايمانى به هنگام فرمان جهاد، به وحشت افتاده و از آن طفره مى روند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 4

4- اِخبار خداوند از ستيز برخى كافران با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به رغم وضوح حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و شاقّوا ... من بعد ما تبيّن لهم الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 2

2 - پيش بينى آيات وحى ، از عذرخواهى و اظهار پشيمانى باديه نشينانى كه از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تخلف كرده بودند .

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 1،11

1 - اخبار خداوند ، از مواضع بعدى متخلّفان از سفر حديبيه ، در قبال مسؤوليت هاى جهادى

سيقول المخلّفون

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 2،7

2 - اخبار الهى از نبرد قريب الوقوع مسلمانان با دشمنى نيرومند ، پس از جنگ خيبر

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

7 - اخبار از حوادث و رخداد هاى آينده ، جلوه اى از اعجاز قرآن

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها . .. كذلكم قال اللّه من قبل ... قل للمخلّفين من ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 1،16

1 - بشارت خدا به مسلمانان حاضر در حديبيه ، مبنى بر برخوردارى آنان از غنايم فراوان در آينده

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

16 - تحقق پيشگويى اعجازآميز خداوند ، از پيروزى هاى آينده مؤمنان ، زمينه ساز هدايت ايشان به صراط مستقيم

وعدكم . .. و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

«آية» به معناى معجزه است; زيرا در پيشگويى قطعى از آينده، اعجاز نهفته است. مقدمه قرار گرفتن اين معجزه براى هدايت مؤمنان را، مى توان از تقدم «آية» بر «يهديكم» استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 2

2 - اخبار خداوند ، از دستيابى مسلمانان به پيروزى هاى بزرگ و فراتر از توان به كار گرفته شده از سوى آنان در فتح خيبر

و أخرى لم تقدروا عليها

با توجه به اين كه آيات شريفه، در محدوده صلح حديبيه و جنگ خيبر نازل شده است; تعبير «لم تقدروا» مى رساند كه مؤمنان غنايمى در پيش دارند كه اكنون توان دستيابى به آن را ندارند; يعنى، به دست آوردن آن غنايم، نيازمند توانى بيش از اين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 6

6- اعجاز قرآن ، در پيشگويى ورود حتمى مسلمانان به مسجدالحرام همراه با آرامش و امنيت

لتدخلنّ المسجدالحرام . .. ءامنين

با توجه به اين كه رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده خداوند، دو سال پس از حديبيه به كامل ترين صورت تحقق يافت; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر ـ در آراى مفسران ـ و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 4

4 - خبر دادن خداوند ، از وجود رويارويى مجدّد مسلمانان و يهود ( پس از غزوه بنى نضير )

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

قيد «لأوّل. ..» اين پيام را در بر دارد كه براى اين تجمع و برخورد، موارد ديگرى نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 1،6

1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم

6 - خبردادن خداوند ، از شكست حتمى يهود و برخوردار نشدن آنان از هيچ امداد

ثمّ لاينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 4

4 - خبردادن خداوند از درگيرى هاى آينده كافران ( يهود ) با مؤمنان ، از درون دژ ها و از پس ديوار هاى بلند

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة أو من وراء جدر

با توجه به معناى مضارع (يقاتلون)، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 9

9 - اخبار خداوند از سر و سِرّ منافقان با يهود بنى نضير ، نمودى از علم وى به غيب و شهود

عـلم الغيب و الشهـدة

با توجه به اين كه بخش قابل توجهى از سوره درباره غزوه بنى نضير مى باشد، آيات پايانى مى تواند نظر به مطالب ياد شده، از جمله رابطه منافقان و يهود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 4

4 - اخبار ضمنى خداوند ، از فتح مكه به دست مسلمانان *

عسى اللّه . .. مودّة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين مودّت، عملاً با فتح مكه تحقق يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 14

14 - تاريخ آينده بشر ، شاهد شكست تمامى اديان و پيروزى و حاكميت دين اسلام خواهد بود .

هو الذى أرسل رسوله . .. ليظهره على الدين كلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 3 - 2

2 - تاريخ آينده بشريت ، شاهد برانگيخته شدن مردانى بزرگ براى هدايت خلق و زنده نگه داشتن اسلام و قرآن

يتلوا عليهم ءايـته . .. و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 12

12 - هشدار خداوند ، به ظهور جمعيتى منافق در آينده نزديك ، در ميان جامعه اسلامى

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از بيماردلان، منافقان اند; چنان كه در آيه 10 از سوره «بقره» بدان تصريح شده است. از آن جايى كه اين سوره مكى است و در مكّه گروه منافقان به وجود نيامده بودند، از اين رو آيه شريفه هشدار به پيدايش چنين جمعيتى، در آينده اى نزديك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 11

11 - وجود خبر هاى غيبى و پيشگويى از آينده ، در قرآن

فلاتنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 5

5 - قرآنْ پيشاپيش ، رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از روى گردانى و خشم خداوند تا پايان عمر آن حضرت ، خبر داده است .

و للأخرة خير لك من الأُولى

مراد از «آخرت» و «اُولى» چه دنيا و آخرت باشد و چه آغاز و فرجام زندگانى دنيوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ چنانچه برخى از مفسران احتمال داده اند ـ آيه شريفه سلامت كامل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، از هرگونه انحراف كه به خشم خداوند بينجامد، پيشگويى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 1

1 - لرزشى شديد در آينده ، تمام زمين را فراخواهد گرفت .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

اضافه «زلزال» به ضمير «الأرض»، بيانگر شدت آن است; زيرا از طرفى آن را به تمام زمين ارتباط مى دهد و از طرفى ديگر، به اين نكته اشاره دارد كه ابعاد آن حادثه، به قدرى بزرگ است كه ويژگى هاى آن را نمى توان بر شمرد; بلكه در بيان آن تنها بايد گفت: «زلزله زمين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 1 - 8

8 - شكست خوردن ابولهب و بى ثمر بودن تلاش هاى او در برابر اسلام ، از پيشگويى هاى قرآن

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 3 - 5

5 - گرايش نيافتن ابولهب به اسلام تا آخر عمر ، از پيشگويى هاى قرآن

سيصلى نارًا ذات لهب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 12

12 - كافر ماندن همسر ابولهب تا آخر عمر ، از پيشگويى هاى قرآن

سيصلى نارًا . .. و امرأته حمّالة الحطب

280- پيوستگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 3

3- اسلام و معارف و آموزه هاى قرآن ، مجموعه اى به هم پيوسته ، مرتبط و غير قابل تفكيك و التقاط

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

281- تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 3

3 - وحشت كافران مكه ، از تأثير شگفت قرآن و پيام وحى در شنوندگان

لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

282- تأثير قرآن در اهل خشيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 8،11

8 - تأثير عميق و لرزه انداز قرآن ، بر اهل خشيت و خداترسان

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم

11 - تأثير آرامش بخش و سرورآفرين قرآن ، در اهل خشيت و خداترسان

ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر اللّه

نرم شدن پوست ها و قلب ها (تلين جلودهم و قلوبهم)، كنايه از آرامش يافتن و سرور است. اين مطلب در مقابل ترس و ناراحتى است كه موجب لرزش پوست ها (اندام) و اضطراب دل ها مى باشد.

283- تأثير قرآن در مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 3

3 - قرآن ، داراى تأثيرى شگرف در ميان مردم عصر نزول

قالوا هـذا سحر

اين كه مشركان قرآن را سحر مى خواندند، نشانگر تأثير عميق آن است.

284- تأثيرپذيرى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 9

9 - اثرپذيرى عميق و لرزه انداز قرآن ، نشانه وجود روح خشيت و خداترسى در انسان

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم

وقتى تأثيرگذارى عميق قرآن اختصاص به اهل خشيت داشته باشد (الذين يخشون ربّهم)، استفاده مى شود كه هر كس از قرآن تأثيرپذيرفت و به لرزه درآمده، اهل خشيت خواهد بود.

285- تأنّى در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 2

2- امكان بازخوانى همراه با تأنى و آرامى قرآن بر مردم ، فلسفه نزول تدريجى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث

«مكث» در لغت به معناى درنگ و تأمل است (لسان العرب).

286- تأويل قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 -

15،16،18،19،21،22،23،32،38،42،43،44،45

15 ـ عدم جواز فتنه جويى و تأويل نادرست از قرآن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

16 ـ منحرفين ، به منظور تأويل محكمات ، متشابهات را دنبال مى كنند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

بنابراينكه ضمير در «تأويله» ارجاع به «ام الكتاب» شود كه عبارت است از آيات محكم.

18 ـ آيات قرآن ، داراى تأويل است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه

در معناى فوق، ضمير «تأويله» ارجاع به قرآن شده است.

19 ـ منحرفان و كج انديشان توان تأويل آيات قرآن را ندارند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

در معناى فوق، ضمير «تأويله» ارجاع به قرآن شده است.

21 ـ تأويل قرآن ، مختص به خدا و راسخين در علم ( عالمان ژرفنگر ) است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

بنابراينكه «الراسخون» عطف بر «اللّه» باشد. برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در تفسير آيه فرمود: «و ما يعلم تأويله ... » يعنى تأويل القرآن كله الاّ اللّه والراسخون فى العلم.


تفسير عياشى، ج 1، ص 164، ح 6 ; تفسير برهان، ج 1، ص 271، ح 13.

22 ـ قرآن ، مشتمل بر تأويلهايى ( معارفى ) كشف نشده كه علم آن تنها در نزد خداوند است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه

23 ـ تنها خداوند ، تأويل آيات قرآن را مى داند .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه

بنابراينكه «واو» در «و الراسخون»، مستأنفه باشد; نه عطف بر «اللّه». برداشت فوق را فرمايش اميرالمؤمنين(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... انّ الراسخين فى العلم هم الذين اغناهم اللّه عن الأقتحام فى السدد المضروبة دون الغيوب فلزموا الاقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب فقالوا: «امنا به كل من عند ربنا» فمدح اللّه عز و جلّ اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علماً و سمّى تركهم التعمّق فيما لم يكلّفهم البحث عنه منهم رسوخاً.


توحيد صدوق، ص 55، ح 13 ; ب 2 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 163، ح 5 ; نهج البلاغه، صبحى صالح، خ 91.

32 ـ وجود معارفى در قرآن كه فهم آن تنها در اختيار گروه خاصى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

38 ـ ائمه معصومين ( ع ) مصاديق بارز راسخين در علم و عالمان به تأويل قرآن هستند .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

امام صادق (ع): نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأويله.


كافى، ج 1، ص 213، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 316، ح 34.

42 ـ علم به باطن قرآن ، علم به تأويل آن است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه

از امام باقر (ع) در پاسخ سؤال از معناى روايت «ما من القرآن آية الاولها ظهر و بطن» فرمود: ظهره تنزيله و بطنه تأويله . .. .


بصائر الدرجات صفار، ص 196، ح 7، ب 7 ; بحارالانوار، ج 92، ص 97، ح 64.

43 ـ آياتى كه موهم صدور گناه از پيامبران است از متشابهات قرآن و علم به تأويل آن تنها نزد خدا و راسخان در علم مى باشد .

و اخر متشابهات . .. و ما يعلم تأويله

امام رضا (ع): . .. اتّق اللّه و لا تنسب الى انبياء اللّه الفواحش و لا تتأوّل كتاب اللّه برأيك، فان اللّه عزّ و جل قد قال: «و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم ... ».


عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 192، ح 1، ب 14 ; بحارالانوار، ج 11، ص 72، ح 1.

44 ـ تأويل متشابهات قرآن توسط غير راسخان در علم ، تأويل به رأى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

امام رضا (ع): . .. و لا تتأول كتاب اللّه برأيك فان اللّه عز و جل قد قال: «و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم».


عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 192، ح 1، ب 14 ; بحارالانوار، ج 11، ص 72، ح 1.

45 ـ اعتراف راسخان در علم ناآگاه از تأويل متشابهات ، به اينكه همه قرآن ( محكم و متشابه آن ) از نزد خداست .

يقولون امنّا به كلّ من عند ربّنا

امام باقر (ع): . .. فقال الّذين لا يعلمون: ما نقول اذا لم نعلم تأويله فاجابهم اللّه: «يقولون امنا به كلّ من عند ربّنا» ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 164، ح 6 ; تفسير برهان، ج 1، ص 271، ح 13.

287- تاريخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 6

6- بهره گيرى از حقايق تاريخ و قصّه هاى واقعى ، از روش هاى به كار گرفته شده در قرآن

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 1،2

1 - لزوم توجه به روش قرآن در نقل سرگذشت پيشينيان

كذلك نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«كذلك» براى تشبيه نقل سرگذشت ديگران، به شيوه نقل داستان موسى(ع) است و ذيل آيه (آتيناك. .. ذكراً) بيانگر اين نكته است كه خداوند در آن ماجراها نيز نكته هاى پندآموز را برمى گزيند و در قرآن بازگو مى كند; همان گونه كه در داستان موسى(ع) و بنى اسرائيل چنين كرد.

2 - تداوم نقل اخبار پيامبران و امت هاى گذشته ، از وعده هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كذلك نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«نقصّ عليك. ..» وعده خداوند به نقل گوشه هايى از تاريخ پيشنيان است.

288- تاريخ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 2

2 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد و يا به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شده است. احتمال اول و دوم گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 9

9 - قرآن در همان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بخشهايى به نام سوره تقسيم شده بود .

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 7

7 ـ كتابت قرآن در عصر نزول توسّط كُتّاب وحى *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال دوم استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 4

4 ـ كتابت قرآن در عصر نزول *

هو الّذى انزل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 ـ قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صورت كتاب بوده است .

و قد نزل عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 14

14 ـ قرآن ، به صورت كتاب و نوشته در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 ـ قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 1

1 ـ قرآن در عصر نزول، حتى در مكه، به عنوان «كتاب» شناخته شده بود.

و هذا كتب أنزل نه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 3

3 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «انزال» در «أنزلت سورة» براى نزول دفعى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 8

8ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به بخشهايى به نام « سوره » تقسيم بندى شده بود .

فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 6

6ـ كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايـت الكتـب المبين

اطلاق «الكتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن ، يابدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 4

4ـ كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايـت الكتـب

اطلاق «كتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت است كه آيات آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب و نوشته درآيد. به هر تقدير ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 4

4- قرآن ، قبل از به پايان رسيدن نزول مجموعه آيات آن ، به عنوان كتاب معرفى شده است .

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

با اينكه اين سوره مكى است و هنوز همه آيات قرآن در آن هنگام نازل نشده بود، از قرآن، به عنوان «كتاب» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 2

2- قرآن ، از همان دوران اوليه نزول ، به عنوان كتاب معرفى و شناخته شده است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 2

2- قرآن ، در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجموعه اى مدوّن بود .

واذكر فى الكتـب

حرف «ال» در «الكتاب» عهد حضورى است و به كتاب موجود اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 3

3- قرآن در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در نيمه نخست بعثت ) به عنوان كتاب شناخته شده بود .

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

با توجه به اين كه سوره «انبيا» در مكه نازل گرديد، استفاده مى شود كه قرآن در نيمه اول بعثت به عنوان كتاب شناخته شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 3

3 ـ قرآن كريم ، آن چنان كه شايسته آن بود در ميان مسلمانان صدراسلام ( نيمه اول بعثت ) ، مورد بهره بردارى قرار نگرفت و حق آن ادا نشد .

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 3

3 ـ قرآن ، نامى شناخته شده در عصر نزول براى مجموعه آيات نازل شده

لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 5

5 - نوشته شدن قرآن توسط كاتبان وحى در پى نزول هر آيه يا هر سوره آن

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين

«كتاب»، مصدر به معناى مفعول (مكتوب) است. «كتاب مبين»; يعنى، نوشته اى روشن. بنابراين اطلاق «كتاب» بر قرآن مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول، نوشته مى شد و يا توصيه اى است بر اين كه بايد نوشته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 5

5 - تدوين قرآن ، پس از نزول هر آيه يا هر سوره آن

الكتـب المبين

اطلاق «كتاب» (نوشته) مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول آيات قرآن، مكتوب مى شده و يا توصيه اى است بر اين كه بايد مكتوب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 4

4 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 3

3 - قرآن ، پيش از اتمام نزول تمام آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

اتل ما أوحى إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 5

5 - پيش از هجرت ، عنوان « كتاب » ، عنوانى شناخته شده براى قرآن بوده است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

سوره لقمان، سوره اى مكى است. از اين كه در اين سوره، از قرآن به عنوان «كتاب» ياد شده است، نكته بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 3

3 - قرآن ، در همان عصر نزول ، به « كتاب » مشهور بود .

تنزيل الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 22

22 - قرآن كريم ، حتى قبل از نزول همه آيات آن ، كتاب ناميده مى شده است .

كان ذلك فى الكتـب مسطورًا

در صورتى كه مراد از «الكتاب» قرآن باشد، اطلاق كتاب بر آن، در اين سوره ـ كه بى شك آخرين سوره نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

نيست ـ نكته ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 5

5 - تأثير شگرف قرآن و معجزات الهى بر مردم عصر بعثت

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن و معجزه الهى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هردو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 4

4 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اللّه نزّل أحسن الحديث كتـبًا

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو احتمال گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 3

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايـته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 8

8ـ انجام كتابت و جمع آورى قرآن ، در عهد پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) *

و الكتـب المبين

آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به صورت مكتوب و مدوّن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 3

3 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته) بر قرآن، مى تواند حاكى از آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 3

3 - نزول قرآن ، در ادامه نزول كتاب هاى آسمانى بر امت هاى پيشين

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

اين آيه از نظر سياق و محتوا، با نخستين آيات سوره ـ كه درباره نزول قرآن بود ـ ارتباط دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 3

3- قرآن ، داراى عنوان « كتاب » و به صورت تدوين شده در عصر بعثت

تنزيل الكتـب من اللّه

قرآن، خود عنوان كتاب را بر آيات نازل شده منطبق ساخته است. از اين نكته و با توجه به مكّى بودن آيات، استفاده مى شود كه آيات قرآن، از آغاز نزول داراى عنوان كتاب بوده و مدوّن و مكتوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 4

4 - قرآن ، پيش از نزول ـ در صفحه هايى متعدد ـ مكتوب بوده است .

فى صحف مكرّمة

توصيف قرآن به «فى صحف» ـ با توجه به نزول سوره «عبس» در مكه ـ يا پيشگويى از نوشته شدن آن در آينده است و يا از نوشته بودن آن پيش از نزول كامل خبر مى دهد. در صورت دوّم، مراد اين است كه ملائكه قرآن را از لوح محفوظ برگرفته و به صورت نوشته هايى در صفحات متعدد، آن را به مراحل بعدى نازل مى كردند.

289- تاريخ كتابت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 5

5 ـ قرآن به صورت كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن، حاكى از اين است كه قرآن به صورت كتاب و نوشته بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى شد و يا در آن عصر آن را مى نوشتند و به صورت كتاب در مى آوردند; و گرنه اطلاق كتاب بر آن صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

كتـب أنزلنـه إليك

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. در هر دو فرض، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

290- تاريخ نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 4

4 - نزول تورات و انجيل از سوى خدا پيش از قرآن

الذين ءاتينـهم الكتـب من قبله

ضمير در «من قبله» به قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 13

13 - تورات و انجيل ، دو كتاب نازل شده قبل از قرآن

كالذين أُوتوا الكتـب من قبل

291- تازگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 5

5 ـ قرآن پديده بديعى است كه مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن كاملاً بيگانه بوده اند .

و لا أدريكم به

برداشت فوق، لازمه جمله «لو شاء اللّه . .. و لا أدراكم به» (اگر خدا خواسته بود شما را به آن آشنا نمى كرد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 6

6- قرآن ، پيامى جديد و بى سابقه براى بشر

لم يؤمنوا بهـذا الحديث

«حديث» به معناى «نو و جديد» است. محتمل است كه به معناى «حادث» ـ مقابل قديم ـ نيز باشد. برداشت بالا، ناظر به معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 2

2 - پيام قرآن ، پيامى نو و بى نظير براى هميشه تاريخ

فليأتوا بحديث

در واژه «حديث»، نوين بودن پيام قرآن نهفته است. «تحدى» قرآن، براى هميشه تاريخ است و بى نظير ماندن آن نيز هميشگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير ، جديد و بى سابقه در فرهنگ بشرى

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

«حديث»، به خبر تازه و نو گفته مى شود و «هـذا الحديث» يا اشاره به قرآن دارد و يا مراد از آن خبر قيامت است. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير و داراى مطالبى نو و بى سابقه

الحديث

«حديث» به معناى شىء جديد و نوپيدا است. به كار رفتن اين تعبير درباره قرآن، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 5،6

5 - قرآن ، همواره سخنى نو و جديد است .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

«حديث» به معناى جديد است. نام گذارى قرآن به حديث، بيانگر مطلب ياد شده است.

6 - قرآن ، نوترين سخن در باب هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

292- تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 3

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 5

5 - بنى اسرائيل ، از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرءيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 2،11

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراخوان همه انسان ها به پيروى از قرآن و احكام الهى

و اذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه

11 - تبعيت از قرآن و احكام الهى ، امرى عاقلانه است .

اتبعوا ما أنزل اللّه . .. أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

بيان ضرورت پيروى از قرآن و احكام الهى و سپس انتقاد از مشركان و غير منطقى خواندن روش آنان در پيروى كردن از نياكانى بى خرد و گمراه، گوياى اين است كه: تبعيت از قرآن و احكام الهى امرى عاقلانه است.

293- تبليغ با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 6

6 ـ وحى و قرآن، ابزارهايى كافى براى تبليغ و انذار مردم

و أنذر به

مرجع ضمير به «قرآن» است ; يعنى با قرآن انذار كن. و چون ابزار انذار مشخص شده است، بالطبع بايد قرآن در فعليت بخشى به انذار كافى و كارآمد باشد.

294- تبليغ عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1

1 ـ تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 2

2- معرفى قرآن به صورت مجموعه اى غيرمنظم و كتابى بدون انسجام ، از تبليغات سوء مشركانِ ستم پيشه

بل قالوا أضغـث أحلـم

برداشت ياد شده باتوجه به معناى لغوى «أضغاث» (اشياى آشفته و دسته هاى پراكنده و بى انسجام) است.

295- تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 1

1ـ ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

قل هـذه سبيلى

«هـذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 1،2

1- جنيان مؤمن ، در تلاش براى هدايت جامعه خود به سوى قرآن

قالوا يـقومنا إنّا سمعنا كتـبًا . .. يهدى إلى الحقّ

2- جنيان انذارگر ، پيام آور نزول كتابى آسمانى پس از تورات ، براى قوم خويش

ولّوا . .. منذرين . قالوا يـقومنا إنّا سمعنا كتـبًا أُنزل من بعد موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا زمانى موظف به ابلاغ قرآن به مخالفان است كه آنان ، راه هاى آگاهى به آن را بر خود نبسته اند .

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى و يتجنّبها الأشقى

منافع تذكر ـ كه در اين دو آيه بيان شده است ـ يكى پندپذيرى اهل خشيت و ديگرى بروز عكس العمل اهل شقاوت است. از آن جا كه واكنش شقاوتمندان، اعراض بوده و تذكر مجدد به آنان سودى ندارد، تكليف «فذكّر» نيز ساقط مى گردد.

296- تبيين آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 55 - 1،2

1 ـ تبيين آيات قرآن و كيفيت آن از جانب خداوند است.

و كذلك نفصل الأيت

2 ـ آيات با عظمت سوره انعام نمونه اى از تفصيل و تبيين خداوند

و كذلك نفصل الأيت

«ذلك» ظاهراً اشاره به آيات سوره انعام است. يعنى ما مانند اين آيات با عظمت، آيات خود را بيان مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 6

6 ـ تبيين آيات براى آگاهان، هدف از تنوّع بيانى قرآن است.

و كذلك نصرف الأيت . .. و لنبينه لقوم يعلمون

297- تبيين تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 2

2 ـ خداوند قرآن را بر اساس علم خويش تبيين كرده و معارف آن را به روشنى بيان داشته است .

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم

«على علم» مى تواند متعلق به «فصلنه» باشد و نيز مى تواند متعلق به «جئنهم» گرفته شود. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

298- تبيين حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 1

1 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مردم را به الهى و حق بودن قرآن توجه داده و آنان را به پذيرش معارف آن دعوت كند .

قل يأيها الناس قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

299- تبيين فوايد قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به بيان فوايد و آثار قرآن ، در پاسخ به بهانه جويى هاى كافران

و لو جعلنه . .. ءاْعجمىّ و عربىّ قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء

300- تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 8

8 ـ معارف قرآن ، تبيين شده ، ممتاز و بى ابهام است .

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

«تفصيل» (مصدر نفصل) از ريشه «فصل» است. «فصل» به معناى دور كردن يكى از دو چيز از ديگرى است، به گونه اى كه كاملا جدا و مشخص شوند ; منظور اين است كه معارف گوناگون قرآن، هر يك جداگانه و به صورت مشخص و ممتاز، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار تبيين قرآن كريم براى مردم

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 5

5- تبيين قرآن براى حل اختلاف هاى عقيدتى مردم ، از جمله وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 19 - 2

2 - بعضى از آيات قرآن ، برخى ديگر را تبيين و تفسير مى كند .

ثمّ إنّ علينا بيانه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «بيانه» تبيين در قالب الفاظ و آيات ديگر قرآن باشد.

301- تثبيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 87 - 3

3- تثبيت وحى و بقاى مفاهيم قرآنى ، جلوه رحمت الهى بر بندگان

لئن شئنا لنذهبنّ . .. إلاّ رحمة من ربّك

302- تجزيه كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 5

5- « عن إبن عباس سأل رجل رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : أرأيت قول الله : « كما أنزلنا على المقتسمين » قال : اليهود و النصارى . . . ;

از ابن عباس روايت شده است كه مردى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كرد و گفت: نظر شما درباره سخن خداوند «كما أنزلنا على المقتسمين» چيست؟ حضرت فرمود: [مقصود از مقتسمين] يهود و نصاراست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 1،6

1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .

الذين جعلوا القرءان عضين

«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).

6- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبدالله ( ع ) عن قوله : « الذين جعلوا القرآن عضين » قال : هم قريش ;

از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «الذين جعلوا القرآن عضين» روايت شده است كه فرمودند: آنان قريش بودند».

303- تجزيه كنندگان قرآن در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 2

2- پيدايش گروهى التقاطى و تجزيه كننده قرآن ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام

كما أنزلنا على المقتسمين

304- تحدى با مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

305- تحدى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 8،11

8 - خداوند در تحدى با منكران قرآن آنان رابه آوردن يك سوره همانند قرآن به مبارزه فرا خواند .

فأتوا بسورة من مثله

ضمير در «مثله» به «ما» در «مما نزلنا» بر مى گردد.

11 - خداوند از منكران قرآن خواسته است تا براى آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، تمامى خبرگان خويش را فرا خوانند .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

«شهداء» جمع شهيد و به معناى گواهان است و به مطلعان نيز اطلاق مى گردد. مصدر «ادعوا» دعاست به معناى خواندن و دعوت كردن است. جمله «وادعوا شهداءكم» مى تواند به اين معنا باشد كه: شاهدان را دعوت كنيد تا بر آن چه مى آوريد و همانند قرآن مى ناميد، گواهى و نظر دهند; بر اين مبنا «شهداء» به معناى گواهان است و نيز مى تواند به اين معنا باشد كه: شاهدهايتان را فراخوانيد تا شما را بر آوردن سخنى همانند قرآن يارى دهند; در اين صورت «شهداء» به معناى مطلعان و خبرگان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 2

2ـ قرآن در تحدى با مشركان ، آنان را به آوردن ده سوره همانند سوره هاى قرآن فراخواند و آنان را به مبارزه طلبيد .

أم يقولون افتريـه قل فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 2

2- فراخوانى همه مخاطبان قرآن ( جن و انس ) به آزمودن اعجاز قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 1

1 - دعوت خداوند ، از منكران قرآن براى هماوردى با مضامين بلند آن

فليأتوا بحديث مثله

306- تحدى مطلق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 3،4،5

3ـ خداوند ، براى آوردن سوره هايى همانند قرآن ، هيچ شرط و محدوديتى را پيش روى انسان ها قرار نداده است .

فأتوا بعشر سور مثله مفتريـت وادعوا من استطعتم

«من» در «من استطعتم» شامل جن و انس ، عرب و عجم و . .. مى شود و اين بدان معناست كه در آوردن همانند براى قرآن ، هيچ محدوديتى فرض نشده است.

4ـ خداوند ، انسان ها را در ارائه همانند براى قرآن ، به آوردن مطالب حقيقى و واقعى ملزم نكرده است .

فأتوا بعشر سور مثله مفتريـت

توصيف «عشر سور» به «مفتريات = بافته هاى دروغين» گوياى اين معناست كه: خداوند انسانها را درآوردن هم طراز براى قرآن، به ارائه مطالب و محتوايى حقيقى و واقعى همانند قرآن ملزم نمى كند; بلكه همانندى در فصاحت و بلاغت و شيوايى سخن را كافى مى داند.

5ـ مشركان براى ساختن سوره هايى همانند قرآن ، به كمك خواهى از هركس مجاز بودند .

وادعوا من استطعتم

307- تحريف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 13

13 ـ تغيير و تبديل و كم و زياد كردن كلام خدا ( قرآن ) خارج از قلمرو اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 9

9- قرآن و سخن هاى خداوند ، ايمن از دستبرد ديگران و مصون از هرگونه تحريف است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمـته

ضمير در «كلماته» به «ربّ» برمى گردد و مصداق مورد نظر براى «كلمات» ـ به قرينه صدر آيه ـ آيات قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 1،2

1 - مصونيت قرآن ، در برابر هرگونه تحريف

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

منظور از عدم امكان راه يافتن باطل به ساحت قرآن «لا يأتيه الباطل» مى تواند اين باشد كه هيچ كس توانايى تحريف كردن قرآن را ندارد.

2 - پيشگويى قرآن نسبت به مصونيت آن از تحريف در طول تاريخ

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

مراد از «من بين يديه» زمان نزول قرآن و از «من خلفه» زمان آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلـم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

308- تحريف معنوى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 12

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

309- تحريفگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 12

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

310- تحير مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6،7،8

6 ـ خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

8 ـ كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4ـ تكذيب كنندگان حق ـ قرآن ، پيامبر و معاد ـ گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

311- تداوم تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 2

2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

312- تداوم مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

313- تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 1،14

1 ـ ضرورت و لزوم تدبّر و انديشه عميق در قرآن

افلا يتدبّرون القران

انديشه و تأمل مداوم در يك چيز را تدبّر مى گويند كه از آن به «انديشه عميق» تعبير شده است.

14 ـ پندار وجود اختلاف در قرآن ، نتيجه نگرش سطحى و عدم تدبّر در آن

افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 19

19 ـ لزوم تأمل و انديشه در چگونگى استدلال هاى قرآن

انظر كيف نبين لهم الايت

كلمه «نظر» به معناى دقت كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 5

5- مفاهيم عالى قرآن ، قابل درك و تدبّر براى انسان

أفلايتدبّرون القرءان

تعبير «أفلايتدبّرون»، همگان را به تدبّر در قرآن برمى انگيزاند. اين انگيزش از سوى خداوند، مبتنى بر اين است كه حقايق قرآن براى بشر، قابل درك و استفاده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 4

4 - قرآن ، براى تدبر و انديشه است .

كتـب أنزلنـه إليك مبـرك ليدّبّروا ءايـته

314- تدبر درقصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 6

6 - لزوم تدبّر و انديشه كردن در داستان هاى قرآن ، براى متذكّر شدن و درس آموختن

نقصّ عليك من أنباء . .. ذكرًا

315- تدوين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 2

2 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد و يا به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شده است. احتمال اول و دوم گوياى برداشت فوق است.

316- تذكر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 1

1 - قرآن ، مايه تذكر و يادآورى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم آن حضرت است .

و إنّه لذكر لك و لقومك

317- تذكرات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 10

10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها

هـذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 10

10 - قرآن ، كتابى يادآور و بيدارگر

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 4

4 - قرآن ، يادآور فطريات فراموش شده انسان به او

إنّ الذين كفروا بالذكر

انتخاب واژه «ذكر» (يادآورى) در نام گذارى قرآن، مفيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 8

8 - قرآن ، كتاب تذكار ، ياد آور خدا و بيانگر اوصاف و آيات عظمت و كبريايى او

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ

مراد از «ما نزل من الحقّ» در آيه شريفه، قرآن كريم است. برخى از مفسران برآنند «ذكراللّه» نيز در توصيف قرآن آورده شده است. برداشت بالا براساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 3

3 - تنها وصف شايسته براى قرآن ، وصف « تذكردهنده » است ; نه كلام شيطان يا ساخته مجنون

و ما صاحبكم بمجنون . .. و ما هو بقول شيطـن ... إن هو إلاّ ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 6

6 - عاقبت انديشان و اهل خشيت ، تأثيرپذير از تذكرات و پند هاى قرآن

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى

318- ترتيل در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 3،4،5،8،9

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).

4 - قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده ، از مهم ترين و مناسب ترين اعمال عبادى شبانه و مراسم شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.

8 - « عن عبداللّه بن سليمان قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و رتّل القرآن ترتيلاً » قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) بَيِّنْه تِبياناً و لاتَهُذّه هَذَّ الشِّعر و لاتنثره نَثْرَ الرَّمْل و لكن أفزعوا قلوبكم القاسية و لايكن هَمُّ أحدِكم آخرَ السُّورة ;

عبداللّه بن سليمان گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «و رتّل القرآن ترتيلاً» سؤال كردم; گفت: على(ع) در [معناى ترتيل] فرمود: آن (كلمات قرآن) را به طور كامل آشكار كن و آن را چون شعر به سرعت نخوان، و چون رمل (ريگ) پراكنده مساز ولى دل هاى سخت خود را در سايه تلاوت قرآن بترسانيد و قصد شما به پايان رساندن سوره نباشد».

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى هـذا قال : هو أن تتمكّثَ فيه و تُحسِّنَ به صوتَك ;

از امام صادق(ع) در اين باره (ترتيل) روايت شده كه فرمود: ترتيل آن است كه قرآن را با مكث و صداى زيبا تلاوت كنى».

319- ترديد ناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 3

3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن

لاريب فيه

«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 7

7 - قرآن منزّه از آن است كه در آسمانى بودنش ، شك و ترديد روا باشد .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

با وجود اينكه كفر پيشگان در آسمانى بودن قرآن اظهار ترديد مى كردند و بلكه منكر آن بودند خداوند در بيان ترديد آنان جمله شرطيه به كاربرد تا به اين حقيقت اشاره كند كه: ترديد در حقانيت قرآن تنها قابل فرض است و نمى تواند واقعيت داشته باشد.

320- ترسناكى بى اعتنايى به تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 5

5 - فرجام بى اعتنايى به پيام هاى قرآن ، هراس انگيز و هولناك است .

سنقرئك . .. فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

خشيت و ترس از خداوند، به معناى هراس از مجازات هاى او در صورت روى گردانى از تذكرات قرآنى است.

321- ترك استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 3

3 - احساس خسارت و زيانبارى كافران در قيامت ، به سبب بهره نگرفتن از تعاليم قرآن در زندگى

و إنّه لحسرة على الكـفرين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «حسرت» به معناى اندوه براى آنچه از دست رفته است، مى باشد (لسان العرب). اين در جايى است كه انسان از آن چيز، بهره لازم نبرده و نسبت به آن احساس خسارت كرده باشد.

322- ترك تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 10،11

10 ـ دست شستن از تعاليم قرآن ـ حتى اندكى از آن ـ ، حرام و نشانه پيروى از انديشه هاى هواپرستان

و لاتتبع اهواءهم و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

11 ـ دست شستن از تعاليم و احكام قرآن بر اثر تزوير دسيسه گران ، در پى دارنده سختى ها و ناگواريها

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

«يفتنوك» اى: يوقعوك فى بلية و شدة . .. (مفردات راغب) يعنى مبادا تو را با منصرف كردن از احكام الهى در عذاب و ناراحتى قرار دهند.

323- ترك شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 10

10 ـ ترديد و شك در الهى و حق بودن قرآن ، امرى ناروا و خلاصى نفس از آن ، ضرورى و لازم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

324- تشبيه قلب معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

325- تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 2

2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .

فهى كالحجارة أو أشد قسوة

«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 1

1 - اطمينان اهل كتاب به نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند اطمينان آنان به فرزندى پسرانشان بود .

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

ظاهر اين است كه مراد از ضمير مفعولى در «يعرفونه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد; گرچه اين احتمال نيز وجود دارد كه آن ضمير به تغيير قبله باز گردد. از آن جا كه «مشبه به» فرزندان مى باشد، اين احتمال قوى به نظر نمى رسد; زيرا تشبيه شناخت قبله به شناخت فرزندان، تناسب چندانى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 12

12 ـ انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 1

1 ـ مالى كه در راه خدا انفاق مى شود ، همچون بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد .

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

از مُشبّه به (دانه) به دست مى آيد كه مُشبّه، مالى است كه شخص در راه خدا انفاق مى كند; نه اينكه مشبّه، خودِ انفاق كننده باشد; چنانچه ظاهر تشبيه افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 5،9

5 ـ همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

9 ـ مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 1

1 ـ تشبيه انفاق كننده از روى منّت و آزار و ريا ، به صاحب بوستانى از خرما و انگور كه جوى ها در پاى درختانش جارى و هر گونه ميوه اى دهد و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد و ناگهان ، گِردبادى آتشزا به آن بوستان افتد و آنرا بسوزاند .

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. و اصابه الكبر ... نار فاحترقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 1،4

1 ـ رباخواران ، همچون شيطان زدگان آشفته ، ديوانه و پريشان

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ

با توجّه به معناى لغوى «تخبّط» كه ديوانگى و پريشانى است. (التّخبط المس بالجنون و التخيل).

4 ـ به كارگيرى تمثيل در قرآن ، روشى براى بيان حقايق و احكام دين

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 1،3

1 ـ شباهت خلقت حضرت عيسى ( ع ) به خلقت آدم ( ع )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم

3 ـ عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 12

12 ـ پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .

الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا

بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 2

2 ـ خوردن ظالمانه مال يتيم در واقع ، خوردن آتش است .

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،15،16

14 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

15 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 27

27 ـ خوددارى از اداى شهادت ، همانند شهادت دروغ ، گناه و موجب كيفر الهى است .

و إن تلوا او تعرضوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

بيان آگاهى خداوند به عملكرد ناشايست آدمى، كنايه از كيفردهى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 2،32،33،34

2 ـ كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .

من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

32 ـ گمراه نبودن انسان هدايت يافته ، به منزله كشتن وى و هدايت انسان گمراه ، به منزله زنده كردنش مى باشد .

من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اخرجها من ضلال الى هدى فكانما احياها و من اخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها.


كافى، ج 2، ص 210، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 153.

33 ـ سيراب نمودن تشنه اى كه به آب دسترسى ندارد ، به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع): . .. و من سقى الماء فى موضع لايوجد فيه الماء كان كمن احيا نفساً و «من احياها فكانما احيا الناس جميعاً».


كافى، ج 4، ص 57، ح 3; تفسير برهان، ج 1، ص 464، ح 9.

34 ـ خوددارى از اطعام مؤمن گرسنه ، به منزله كشتن وى و غذا دادن به او به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره اطعام مؤمن فرمود: . .. من احيى مؤمن فكانما احيا الناس جميعاً، فان لم تطعموه فقد امتموه و ان اطعمتموه فقد احييتموه.


كافى، ج 2، ص 20، ح 20; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 152.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 ـ كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 ـ كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 14

14 ـ نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون

در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13،14،19

13 ـ بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

14 ـ مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

19 ـ مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 1

1 ـ انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى يابد.

و لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 ـ ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 10

10 ـ راه يافتن حق (اسلام) به قلب حق ناپذير، مانند صعود در آسمان دشوار و يا غيرممكن است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 13

13 ـ شباهت و همگونى معاد انسانها با آغاز آفرينش آنان

كما بدأكم تعودون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 6

6 ـ ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 10

10 ـ حياتبخشى دوباره به مردگان به هنگام برپايى قيامت ، همانند رويش گياهان مرده و به ثمر نشاندن آنهاست .

فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 ـ نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14،15

14 ـ حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

15 ـ حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1

1 ـ حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 12

12 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 ـ چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6ـ مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبـسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببـلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15ـ نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمـت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4،7،8،21

4ـ فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

7ـ حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

8ـ حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البـطل

21ـ تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 2

2ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رسالت و تلقّى وحى همانند پيامبران امت هاى پيشين و برخورد امتش با وى همسان برخورد امت هاى پيشين با پيامبران خويش

كذلك أرسلنـك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

تشبيه در جمله «كذلك أرسلناك . ..» مقتضى مشبه، مشبه به و وجه شبه مى باشد. گفته شده مشبّه «ارسال پيامبر در امت خويش»، مشبه به «ارسال پيامبران در امتهاى گذشته» و وجه شبه «حقايقى است كه از آيات قبل و نيز آيه مورد بحث مى توان

استفاده كرد». از آن حقايق است نفس رسالت، تلقى وحى، وظيفه پيامبرى، هدف ارسال (لتتلوا عليهم ...)، برخورد امتها، سرنوشت ايشان، سنت خداوند در امر هدايت و اضلال مردم پس از ارسال پيامبران (قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب) و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 5

5- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم

ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم است .

مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 1،18

1- شكستن عهد و پيمان قطعى ، همانند گسستن رشته اى است ، پس از بافتن محكم آن

أوفوا بعهد الله . .. و لاتنقضوا ... و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنكـ

18- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : التى نقضت غزل ها إمرأة . . . يقال لها : رابطة ( ريطة ) . . . كانت حمقاء تغزل الشعر فإذا غزلت نقضته ثمّ عادت فغزلته فقال الله : « كالتى نقضت غزلها . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن زن كه رشته هى تافته خود را باز مى كرد زنى بود . .. به نام رابطه (يا ريطه) ... و او زن احمقى بود كه مو [ى بز و غيره]را مى تافت و پس از تافتن، آنها را باز مى كرد و سپس دوباره مى تافت. پس خداوند فرمود: كالتى نقضت غزلها...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 3

3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك

«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11ـ مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا

است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنـكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 3

3- غروب خورشيد در نقطه پايانى سفر ذوالقرنين به جانب مغرب ، چونان فرو رفتن آن در چشمه اى تيره فام بود .

وجدها تغرب فى عين حمئة

از جمله معانى «عين» چشمه است و به قرينه «وجدها» (آن را چنان يافت كه) مراد آيه آن نيست كه خورشيد، در چشمه اى داراى گل سياه فرو مى رفت، بلكه منظره غروب خورشيد را ذوالقرنين آنگونه مشاهده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 5

5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .

و منها نخرجكم تارة أُخرى

«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم

زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2ـ «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكـرى و ما هم بسكـرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك ـ كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود ـ به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك ـ كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در

زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند ـ به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 6،7

6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده ـ كه به كوه مى ماند ـ تگرگ فرو مى ريزد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.

7 - در فضا ، انبوهى از ابر هاى يخ زده همچون كوه ، وجود دارد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 ـ دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يـويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطـن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 6

6 ـ مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .

إن هم إلاّ كالأنعـم

«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 1

1 ـ آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا

جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 7

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق ـ كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود ـ براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 27 - 3

3 - زبان قرآن ، استفاده از كلمات و تشبيهات رايج و شناخته شده در ميان مردم است .

و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر

كلمه «سبعة» در آيه براى بيان كثرت است و مراد از آن، واقعاً، هفت درياى ديگر نيست. استفاده از چنين كلمه اى براى بيان مقصود، عين همان چيزى است كه در محاوره هاى عاميانه گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 1

1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله چراغى فروزان ( براى هدايت ) است .

و سراجًا منيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 7،9

7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن

أرسل الريـح فتثير سحابًا فسقنـه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن

9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .

فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور

برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمـت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحـب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 3

3 - ماه ، پس از طى منزل هاى خود در 28 روز ، مانند شاخه خشكيده خرما مى شود .

و القمر قدّرنـه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم

«عرجون» (از ماده «عرجن») به معناى شاخه خوشه خرما است كه از درخت جدا شده باشد و پس از چندى زرد گشته و به شكل هلال درآمده باشد. گفتنى است صفت «قديم» اشاره به پژمردگى و كهنگى آن شاخه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكـفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2،3

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 1

1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .

كأنّهنّ بيض

«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيـطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 7

7 - خواب ، پديده اى شبيه به مرگ

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها

كاربرد «توفّى» در مورد خواب انسان، به مانند كاربرد آن در مورد مرگ او، ناظر به شباهت مرگ و خواب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 10

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايـته أنّك ترى الأرض خـشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمـن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7،13

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه ـ كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده ـ استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 3

3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف

غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 20 - 2

2 - اجساد قوم عاد ، پس از عذاب ، همانند نخل هاى ريشه كن شده از اعماق خاك

تنزع الناس كأنّهم أعجاز نخل منقعر

«عجز» (مفرد «أعجاز»)به معناى تنه و «منقعر» به معناى كنده شده از ريشه است (مختارالصحاح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 4

4 - خشك شدن قوم ثمود ، همانند علف هاى خشك دامداران ، با يك صداى مهيب آسمانى

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

«هشيم» به گياه خشك و «محتظر» به كسى گفته مى شود كه براى دام آغل درست كند. بنابراين «هشيم المحتظر»; يعنى، علف خشكى كه دامدار براى دامش تهيه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشـات فى البحر كالأعلـم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 2،3

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 23 - 1

1 - حوران بهشتى ، در نهايت صفا و طراوت همچون مرواريد نهفته در صدف

و حور عين . كأمثـل اللؤلؤ المكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشـربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 11

11 - حيات دنيا ، همچون رستنى هاى كشتزار ، فريبا و ناپايدار است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا . .. كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ... ثمّ يكون حطـمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 5

5 - تلاش هاى گسترده كافران عليه اسلام ، به مثابه پفى ناچيز در مقابل نورى عظيم و درخشان

يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 4

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 6

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 4

4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها

اللّه الذى خلق سبع سمـوت و من الأرض مثلهنّ

مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1ـ شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2ـ شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 1

1 - اعلام خداوند به كافرانِ برخوردار از ثروت و مكنت ، به آزمودنشان همچون آزمودن باغداران يمنى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة

مفسران درباره «اصحاب الجنّة» (صاحبان باغ) چنين نوشته اند: اين باغ در حومه «يمن» در اختيار پيرمرد مؤمنى قرار داشت. او به قدر نياز از آن برمى گرفت و بقيه را به مستمندان مى داد. اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم; چون عيال و فرزندان ما بسيار است و نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم. آنان سوگند ياد كردند تمام مستمندان را از آن محروم سازند. سرنوشت آنان همان شد كه در اين آيات از آن ياد شده است. (مجمع البيان و نيز برگرفته از الكشاف زمخشرى)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 2

2 - قوم عاد بر اثر باد ، مانند تنه هاى پوك و افتاده درختان خرما از پاى درآمدند .

فترى القوم فيها صرعى كأنّهم أعجاز نخل خاوية

«صريع» (مفرد «صرعى») به معناى چيز افكنده شده بر زمين و «أعجاز» به معناى ساقه هاى ريشه دار در زمين (تنه ها) است. «خاوية»; يعنى، شىء خالى و نيز به معناى شىء افتاده بر زمين آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 17 - 1

1 - خداوند ، انسان را همچون نباتات از زمين آفريده است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 5

5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 3

3 - خداوند ، همانند رسول گرامى اسلام ، پيامبرى به سوى فرعون گسيل داشت .

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 16 - 5

5 - تهديد شدن سران كفر و شرك در صدراسلام ، به مؤاخده شدن همچون مؤاخذه فرعون

إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شـهدًا عليكم . .. فعصى فرعون الرسول فأخذنـه أخذًا وبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 6

6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعـصفـت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جمـلت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 4،6

4 - خواب براى انسان ، نوعى مرگ است .

و جعلنا نومكم سباتًا

فعل «سُبِتَ» علاوه بر معناى «بى هوش شد»، به معناى «مُرد» نيز استعمال مى شود (مصباح). بنابراين، احتمال مى رود كه «سبات» به معناى مرگ باشد.

6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .

و جعلنا نومكم سباتًا

ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 1

1 - تاريكى شب ـ بسان لباسى پوشيده بر موجودات ـ با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

تقابل اين آيه و آيه بعد ـ كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است ـ بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 6

6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .

لنخرج به حبّـًا و نباتًا

ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين ـ در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده ـ گوياى تشابه معاد با رويش گياهان

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 2

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 2

2 - زمين ، همچون گوى پرتاب شده در فضا است . *

دحيها

يكى از معانى «دحو»، بازى با پرتاب سنگ، گردو و . .. به سوى حفره اى است كه از پيش به همين منظور حفر شده است. آن حفره را «اُدحيّه» و سنگ را «مِدحاة» مى نامند (لسان العرب). بر اين اساس جمله «دحاها»، حاكى از پرتاب شدن زمين در فضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت ـ در ديدگاه اهل محشر ـ فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحـها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا ـ هرچند طولانى باشد ـ در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 2

2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .

و إذا السماء كشطت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2،3

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» ـ كه از اوصاف آهوان است ـ تشبيه بديع و استعاره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 1

1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .

فلااقتحم العقبة

«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1،3

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش ـ چنان كه فرّاء گفته است ـ به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى ـ از جمله «سَقَطَ» و «مات» ـ به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3،4

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .

فجعلهم كعصف مأكول

در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

326- تشكر از تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8،12

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور

12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.

327- تشويق به تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 2

2 - آشنايى با معارف قرآن ، امرى ضرورى و مورد ترغيب از سوى خداوند

فمن شاء ذكره

328- تشويقهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9ـ از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 8

8 - تهديد و ترغيب ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها است .

فلهم عذاب جهنّم . .. لهم جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

329- تصديق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 5

5 - توحيد ربوبى و افعالى و تسليم بودن در برابر خدا و تصديق رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و كتاب آن حضرت ( قرآن ) ، از اصول آيين ابراهيم است .

وابعث فيهم رسولا . .. و من يرغب عن ملة إبرهيم

آيه مورد بحث انسانها را به گزينش آيين ابراهيم دعوت مى كند و آيه هاى گذشته، اشاره به اصول اين آيين دارد. جمله «ربنا تقبل ...» بيانگر اين است كه: ابراهيم(ع) به توحيد ربوبى و افعالى و ... معتقد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، آورنده كتاب آسمانى قرآن و دين الهى و تصديق كننده و مؤمن به آن بود .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به

در اين كه «الذى» در دو جمله « جاء بالصدق و صدّق به» چيست، چند احتمال وجود دارد: 1ـ مقصود در هر دو جمله يك شخص و آن پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است. 2ـ مراد پيامبران الهى مى باشد و «الذى» ـ هرچند به صيغه مفرد است ـ ولى به قرينه اين كه با صيغه جمع (أُولـئك هم المتّقون) بدان اشاره گشته، از آن جنس اراده شده است. 3ـ مقصود از «الذى» در جمله دوم (و صدّق به) بر مبناى احتمال نخست، پيروان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و بر مبناى احتمال دوم، پيروان پيامبران الهى است. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال اول است.

330- تضمين جمع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 17 - 1،2،3

1 - تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

«جمع» در لغت به معناى تأليف است و مقصود از آن در اين آيه تأليف و تنظيم كلمات قرآن مى باشد. واژه «قرآن» نيز معناى مصدرى دارد; يعنى، خواندن. بنابراين «إنّ علينا جمعه و قرآنه»; يعنى، «بى ترديد تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر تو [اى پيامبر] بر عهده ما است».

2 - گردآورى قرآن در سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانايى آن حضرت بر قرائت آن ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

يكى از احتمالات ياد شده در تفسير آيه شريفه، اين است كه مقصود از«جمعه»، گردآورى قرآن در سينه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; به گونه اى كه آن حضرت به خاطر سپارد و فراموش نكند و مقصود از «قرآنه» تثبيت قرائت قرآن بر زبان ايشان است; به گونه اى كه هرگاه خواسته باشد بتواند آن را قرائت كند (مانند آيه 6 از سوره «اعلى» «سنقرئك فلاتنسى»).

3 - تضمين گردآورى شدن اجزاى قرآن از سوى خداوند در يك مجموعه و حفظ و قرائت آنها در تمامى اعصار و براى هميشه تاريخ *

إنّ علينا جمعه و قرءانه

جمله «إنّ علينا جمعه و قرءانه» تعليل براى «لاتحرّك به لسانك. ..» است. بر اين اساس برخى از مفسران گفته اند: چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره حفظ قرآن نگران بود، اين آيه براى رفع نگرانى آن حضرت و تضمين دائمى درباره آن است.

331- تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 4

4 - قرآن ، متضمن آيات و دلايلى روشن بر حقانيت خود و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت

مقصود از «ءايات» مى تواند آيات قرآنى باشد و مى تواند معجزات و دلايلى باشد كه بر صداقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن دلالت دارد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 10

10 - قرآن ، حاوى دلايلى روشن و فراوان براى رهنمون ساختن انسان ها به هدايت هاى ويژه و مراحل والاى هدايت

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس و بينت من الهدى

«بينة» به معناى دليل و روشن و آشكار است و جمع آوردن آن دلالت بر كثرت دارد. از معرفه بودن «الهدى» در «بينات من الهدى» چنين بر مى آيد كه مراد، هدايتهايى خاص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 2

2 ـ همه مردم در پهنه گيتى و در همه ادوار ، مخاطب تعاليم روشنگر قرآن

هذا بيان للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 3،11

3 ـ حقانيت همه جانبه قرآن و مطابقت معارف و تعاليم آن با واقع

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

كلمه «حق» به معناى مطابقت و موافقت با واقع است و در برداشت فوق، كلمه «بالحق»، توصيف «الكتب» گرفته شده و به تعبير ادبى، حال براى آن است. يعنى: متلبساً بالحق.

11 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن و شيوه هاى ارائه شده به او ، از سوى خداوند

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 18،19

18 ـ اهتمام قرآن به مسايل حقوقى و اقتصادى

قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

19 ـ ناديده گرفتن مسايل اقتصادى و حقوقى دين ( ارث و . . . ) مايه گمراهى و ضلالت

يستفتونك قل اللّه يفتيكم . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 15،16

15 ـ تمامى قوانين و مقررات بايد تنها بر پايه تعاليم قرآن تدوين و تنظيم گردد .

و انزلنا اليك الكتب . .. فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

16 ـ نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها در گرو پى ريزى آنها بر اساس تعاليم قرآن است .

و انزلنا اليك الكتب . .. فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 8

8 ـ احكام و قوانين قرآن ، مبتنى بر علم و عقل

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه . .. افحكم الجهلية يبغون

جهل ـ در لغت ـ مقابل عقل و نيز علم، كاربرد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 11

11 ـ قرآن، كتاب جهانى و براى همه عصرها و انذار دهنده كسى كه به معارف آن دست يابى يابد.

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

«من بلغ» بيانگر عموم و محدود نبودن مرز دعوت قرآن در عرصه زمان و مكان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، ارائه كننده دينى به دور از هر گونه باطل و مبرا از امور واهى و بازدارنده از سعادت انسان

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب فصلنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 7

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 8

8ـ طرح پرسش و آن گاه مراجعه به قرآن براى پاسخ يابى ، توصيه خداوند به انسانها

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 11

11ـ قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند ، به روشنى بيان كرده است .

و لـكن . .. تفصيل كل شىء

توصيف قرآن به «هدًى» و «رحمة» پس از «و لـكن . .. تفصيل كل شىء» مى رساند كه مراد از «هر چيز» مسائل هدايتى و هر آنچه رحمت آفرين و مايه سعادت بشر مى باشد ، در آن بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 9

9ـ آيات قرآن ، آياتى عظيم الشأن و داراى محتوا و تعاليمى والا و بلند مرتبه است .

تلك ءايـت الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 13

13ـ قرآن ، بيانگر نشانه ها و دلايل اقتدار خداوند و روشن گر تدبير او بر امور جهان است .

يدبر الأمر يفصّل الأيت

در برداشت فوق «الأيات» به آيات قرآنى تفسير شده است. گفتنى است كه بر اين مبنا مقصود از تفصيل (جداسازى) تبيين كردن و به روشنى بيان نمودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 2

2ـ قرآن حكم و قانون الهى و منبع شناخت حقايق و معارف دينى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا

حكم كردن به چيزى آن است كه داورى كنى و اعلام دارى كه آن چيز اين گونه است و يا اين گونه نيست (مفردات راغب). بر اين اساس «قرآن حُكم است» ; يعنى، داورى مى كند و بيان مى كند كه چه چيز چگونه است و يا چگونه نيست و اين معنا شامل همه قوانين، حقايق و معارفى مى شود كه خداوند اثباتاً و يا نفياً در قرآن بيان كرده است و درباره آن قضاوتى دارد ; مانند اينكه خداوند شريكى ندارد، قيامت حق است و يا روزه بر شما واجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 8

8ـ قرآن با توجه دادن مردم به زندگانى بشرى و عادى پيامبران پيشين ، طعن و ايراد مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را امرى نابجا و ناموجه دانست .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 13،14،15،16

13- قرآن ، حاوى تمامى حقايق هستى كه آگاهى از همه آنها در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) است . *

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «تبياناً لكلّ شىء» تمامى حقايق هستى باشد، ولى از آن جا كه قرآن بر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد (نزّلنا عليك) و آن حضرت نقش تبيين حقايق قرآن را برعهده دارد (و أنزلنا إليك الذكر لتبين للناس . .. «سوره نحل / 44») از اين رو مى توان استفاده كرد كه تمامى حقايق قرآن ـ كه حاوى حقايق عالم است ـ نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) موجود است و ايشان بر حسب مصلحت برخى از آن حقايق را براى مردم تبيين مى كنند.

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .

و جئنابك شهيدًا على هـؤلاء و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.

15- لزوم مراجعه به قرآن ، براى شناخت عوامل واقعى رشد و هدايت انسان

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

16- ارائه بهترين برنامه به انسان ( قرآن ) ، اتمام حجت خداوند بر آدميان

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا . .. و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 1

1- قرآن دربردارنده برترين هدايت ها و استوارترين شريعت براى بشر است .

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

عبارت «التى هى أقوم» صفت براى موصوف محذوف مثل كلمه «شريعت» و «ملت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 12

12- قرآن ، دربردارنده همه بيان هاى هدايتى مورد نياز انسان در فصل ها و بخش هاى متعدد

إن هـذا القرءان يهدى . .. و كلّ شىء فصّلنـه تفصيلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «فصّلناه» به معناى لغوى خود (جدا كردن) استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 6

6- حقايق قرآنى ، اساس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بشارت ها و انذار هاى آن حضرت

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 8

8- قرآن ، حقايقى عالى و تنزل يافته در حد فهم و درك بشر *

نزّلنـه تنزيلاً

در معناى «نزول» فرود از مرتبه عالى نهفته است (مفردات راغب) و چون نزول فيزيكى قرآن قابل تصور نيست، ممكن است مقصود نزول معنوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 1،5

1- قرآن ترسيم كننده سيما و سرگذشت واقعى عيسى ( ع )

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ

«ذلك» اشاره به دارنده اوصافى است كه در آيات گذشته تشريح شد. و «قول الحقّ» مفعول براى فعل محذوف (أقول) است، يعنى سخن درستى مى گويم.

5- قرآن ، بيان كننده حقايق تاريخ و واقعيت هاى آن است .

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ الذى فيه يمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 7

7- محتواى قرآن ، وسيله بشارت و انذار است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر . .. و تنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 5

5 - قرآن ، حاوى هشدار ها و وعيدهايى گوناگون و متنوع

و صرّفنا فيه من الوعيد

«صرف» و «تصريف» بازگرداندن چيزى از حالتى به حالت ديگر و يا تعويض آن است. گفتنى است كه در «تصريف» مبالغه افزون ترى وجود دارد (مفردات راغب). بنابراين مقصود از «صرّفنا...» اين است كه وعيدها را به شكل هاى گوناگون عرضه كرديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 1

1 - قرآن حاوى عهد ها و توصيه هاى خداوند

و كذلك أنزلنـه . .. لعلّهم ... و لقد عهدنا إلى ءادم من قبل

«عهد»; يعنى، وصيت و سفارش (قاموس)، «واو» در «و لقد عهدنا» داستان آدم را به مطالب قبل (و كذلك أنزلناه)، عطف كرده است، ارتباط عهد خداوند با آدم به نازل كردن قرآن، گوياى آن است كه قرآن در پى آموختن عهدها و توصه هاى خداوند، به مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 7

7 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى پيشين

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

توصيف قرآن به اين كه «بيّنه ديگر كتاب هاى آسمانى است»، دو نكته را روشن مى سازد: اول اين كه مطالب قرآن و آن كتاب ها شبيه يكديگر است; دوم اين كه اين كتاب، شاهد صدقى بر آن كتاب ها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 4

4- قرآن ، ياد آورنده انسان و حاوى مسائل مربوط به آدميان است .

كتـبًا فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «ذكر» به معناى چيزى را به زبان آوردن و ياد كردن باشد. گفتنى است كه اين معنا از معانى مشهور و غالب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 8

8 - پيام هاى قرآن ، هماهنگ با پيام هاى آسمانى پيشين

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «ما لم يأت» محتوا و پيام هاى قرآن باشد، يعنى «أم جاءهم من الوحى ما لم يأت. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 5

5 - بيان دقيق سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ در قرآن ، نازل شده از سوى خداوند .

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

برداشت ياد شده با توجه به نكته اين است كه ضمير «إنّه» ناظر به محتواى آيات پيشين باشد كه مربوط به سرنوشت امت هاى گذشته تاريخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 194 - 5

5 - هشدار دهى به خلق ، از پيام هاى بارز قرآن

نزل به الروح الأمين . .. لتكون من المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 2

2 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، عصاره پيام قرآن

فلاتدع مع اللّه إِلـهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 7 - 2

2 - بيان دقيق سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ( ماجرايى كه به جز خدا كسى از آن خبر نداشت ) دليلى روشن بر آسمانى بودن قرآن

و إنّك لتلقّى القرءان . .. إذ قال موسى لأهله

بيان ماجراى موسى در وادى طور، كه مى تواند دليلى براى «إنّك لتلقّى القرآن. ..» باشد; زيرا آن واقعه اى است كه جز خدا احدى از آن اطلاع نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 5،9

5 - جداسازى حق از باطل ، سره از ناسره و ارائه بينش صحيح مكتبى از رسالت هاى قرآن

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

مراد از «يقصُّ» صرف قصه گويى و گزارش نيست; بلكه گزارش همراه با نقد و تبيين و تفكيك سره از ناسره است.

9 - برخى اختلافات دينى بنى اسرائيل ، فاقد ارزش تبيين و نقادى از نظر قرآن

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اين كه قرآن به همه مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل نپرداخته است، مى تواند از آن جهت باشد كه قرآن به مسائل ضرورى و مورد نياز توجه داشته و اختلافات فاقد ارزش را مسكوت گذاشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 7

7 - پايبند ساختن بشر به نيكى ها و ارزش ها ، عصاره پيام وحى و دعوت قرآن

من جاء بالحسنة فله خير منها

از اين كه خداوند به جاى هر عمل خاصى، عنوان «الحسنة» را برگزيده و آن را ملاك اصلى رستگارى انسان معرفى كرده است، استفاده مى شود كه همه تكاليف و رهنمودهاى دين، در حقيقتى به نام «حسنه» خلاصه مى شود و وحى الهى با تشويق و رهنمود به نيكى ها، درصدد پايبند ساختن انسان به آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 11

11 - قرآن ، حاوى آيات الهى است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 7

7 - برترى اعجاز قرآن بر معجزات حسّى ، در اين است كه قرآن ، داراى معارفى است و مردم با خواندن آن ، بر آن معارف ، آگاه مى شوند .

أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 4

4 - قرآن ، از مقام ربوبيت خدا ، نشأت گرفته و دربردارنده معارفى در جهت رشد و كمال انسان است .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 4

4 - قرآن ، دربردارنده آيه هاى خدا و حكمت است .

و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايـت اللّه و الحكمة

مراد از «ما» به قرينه «يُتلى» مى تواند قرآن باشد و «من» براى بيان «ما»، در اين صورت، آيات و حكمت، تشكيل دهنده محتواى قرآن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 12

12 - تعاليم قرآن كريم ، با آيين و سنت هاى ماندگار از گذشتگان مشركان ، در تعارض آشكار است .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا . .. قالوا ما هـذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 7

7 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شك من ذكرى

برداشت ياد شده از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 8

8 - قرآن ، برخوردار از معارف و آموزه هاى عميق و ژرف

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

از اين كه خداوند فرمود: قرآن براى تدبر و انديشه كردن است، استفاده مى شود كه محتواى اين كتاب، عميق و ژرف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 2

2 - بشارت و انذار ، دو پيام مهم و روشن آيات قرآن

كتـب فصّلت . .. بشيرًا و نذيرًا

با توجه به اين كه قرآن در بردارنده مفاهيم مختلف معرفتى است، تخصيص به ذكر يافتن بشارت و انذار، نشان گر اهميت و برجستگى آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 4

4 - قرآن ، يادآور فطريات فراموش شده انسان به او

إنّ الذين كفروا بالذكر

انتخاب واژه «ذكر» (يادآورى) در نام گذارى قرآن، مفيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 4

4 - اخبار و سرگذشت هاى هشداردهنده و بازدارنده از گناه و سيه روزى ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 5

5 - توصيه به دور نشدن از قوانين و موازين عادلانه در زندگى ، برخوردار از جايگاهى ويژه در بين توصيه ها و آموزه هاى الهى و قرآنى

ألاّتطغوا فى الميزان

مطلب ياد شده با توجه به اين نكته است كه سفارش به دور نشدن از قوانين و موازين عادلانه، نخستين توصيه الهى در اين سوره قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 3

3 - قرآن ، بازگوكننده شأن و منزلت برتر خداوند ، در عالم هستى و بيانگر يكتايى او و بطلان شرك

يهدى إلى الرشد . .. و أنّه تعـلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 40 - 8

8 - انسان و احياى مجدد او در روز رستاخيز ، از مباحث اساسى و محورى قرآن در دوره نخستين رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لا أقسم بيوم القيـمة . .. أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه ... أيحسب الإنسـن أن يتر

برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اين سوره ـ كه از سوره هاى مكى و نازل شده در مرحله نخستين رسالت است ـ از آغاز تا پايان، درباره دو موضوع انسان و قيامت بحث كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 2

2 - قرآن ، يادآور نياز هاى بشر و تأمين كننده آن است .

إنّ هـذه تذكرة

واژه «تذكرة» در بيشتر لغت نامه ها چنين معنا و تعريف شده است: «ما يُستَذكَرُ به الحاجة» (چيزى كه بهوسيله آن نيازها خاطر نشان مى شود و انسان همواره آن را به ياد دارد و فراموشش نمى كند) (ر. ك: قاموس، صحاح، تاج العروس و لسان العرب). بر اين اساس مى توان استفاده كرد كه قرآن، نيازهاى انسان ها را بدان ها يادآور شده است; بگونه اى كه آن را همواره در خاطر دارد و در واقع آنها را تأمين خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 4

4 - آگاه ساختن اهل خشيت به معارف قرآن ، آسان و بى نياز از تحمل رنج و ناراحتى است .

سنقرئك . .. و نيسّرك لليسرى . فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 5 - 4

4 - قرآن در رهنمود هاى خود ، خردمندان را مخاطب قرار داده است .

لذى حجر

«حجر» به معناى «منع» است (قاموس). از آن جهت به عقل «حجر» گفته مى شود كه انسان را از خواسته هاى نفس باز مى دارد. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 7

7 - قرآن ، كتابى با عظمت و گنجينه معارفى هماهنگ با مقدّرات جهان

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

نزول قرآن در شب قدر، اسناد نازل كردن آن به خداوند و آوردن ضمير بدون مرجع آن ـ كه خود حاكى از شهرت مرجع ضمير است ـ نشانه هاى عظمت قرآن است. تناسب ظرف و مظروف نيز، بيانگر هماهنگى نزول قرآن با ويژگى هاى شب قدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 2

2 - قرآن ، در برگيرنده قوانينى نظام بخش و حافظ مصالح مردم

فيها كتب قيّمة

«قيِّم» هر چيز، برپادارنده و قوام بخش آن است (لسان العرب). فعل «كَتَبَ»; يعنى، حكم و قضاوت كرد و ملزم ساخت (مصباح). بنابراين مراد از «كُتُب» در آيه شريفه، ممكن است مجموعه حكم ها و الزام هاى الهى باشد.

332- تعاليم قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 4

4ـ داستان پيامبران در قرآن ، حاوى حقايقى كه مصلحان و هدايتگران جوامع بشرى را بر پيشبرد هدف هاى خويش ، قوى و استوار مى سازد .

و كلاًّ نقصّ عليك من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادك

333- تعجيل در نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 9

9 - نزول سريع تر تمامى قرآن و تكميل زودرس مجموعه آيات آن ، خواسته قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

در وجه نزول اين آيه، ديدگاههايى وجود دارد: 1ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همراه قرائت جبرئيل، آيات را قرائت مى كرد تا به دريافت كامل آن اطمينان يابد. 2ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيش از روشن شدن معناى آيات، آن را بر اصحاب املا مى فرمود. 3ـپيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستار نزول تمامى قرآن درزمانى كوتاه تر بود. و چون تعبير «القرآن» با اراده مجموعه قرآن سازگارتر است، مى توان سومين احتمال را ترجيح داد.

334- تعدد كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 1،2

1 - قرآن ، به دست نويسندگانى متعدد ، نگاشته شده است .

بأيدى سفرة

«بأيدى» ـ مانند «فى صحف» در آيات پيشين ـ به محذوفى نظير «مكتوبة» يا «مثبتة» تعلق دارد.

2 - نوشتن قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، رسالت الهى بر عهده سفيران متعدد

بأيدى سفرة

«سفرة» يا به معناى نويسندگان است و يا رسولان. در كتب لغت درباره اين كلمه چنين آمده است: «سفر» [در تمام مشتقاتش] بر مكشوف و آشكار شدن دلالت دارد و «سَفْر»; يعنى، كتابت و «سفرة»; يعنى، نويسندگان; آنها را از آن جهت به اين نام ناميدند كه كتابت، آشكار سازنده چيزى است كه مورد نياز از نوشته است (مقاييس اللغة). كلمه «سفير» بر رسول نيز اطلاق مى شود; زيرا او مأموريت خود را آشكار مى سازد (تاج العروس). جمع «سفير»، گرچه «سفراء» است; ولى از آنجا كه در لسان العرب، كلمه «سفرة» بر فرشتگانى كه بين خدا و پيامبران او سفارت (رسالت) دارند، اطلاق شده است، مى توان گفت: «سفرة»، به معناى «سفراء» نيز استعمال شده است.

335- تعدد نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 16

16 - نزول مكرر قرآن *

و لاتعجل بالقرءان

برداشت ياد شده بر اساس احتمال نزول قرآن در شب قدر است كه در نتيجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) قبل از نزول تدريجى آيات، به آن آگاه بوده است.

336- تعقل در آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 10

10 ـ ضرورت تأمل و انديشه در كيفيت بيان توحيد و ارائه حقايق به شكلهاى گوناگون در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

تصريف به معنى دگرگون ساختن و گرداندن است و در آيه شريفه به معنى ارائه صورتها و طرحهاى گوناگون كلام براى ارائه حقايق است.

337- تعقل در تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1

1 ـ انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

338- تعقل در روش مبارزه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2

1 ـ خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثـل

2 ـ ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثـل

339- تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 1

1 ـ ضرورت و لزوم تدبّر و انديشه عميق در قرآن

افلا يتدبّرون القران

انديشه و تأمل مداوم در يك چيز را تدبّر مى گويند كه از آن به «انديشه عميق» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 8

8- خداوند ، انسان را به تعقل و انديشه در معارف قرآن ، فراخوانده و ترغيب مى كند .

أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

340- تعقل در مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 4

4 ـ مثال هاى به كاربرده شده در قرآن ، داراى ظرافت و دقايق قابل تأمل است .

و ما يعقلها إلاّ العـلمون

341- تعلّم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 13

13 ـ فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

342- تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 8،11

8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .

و يعلمكم الكتب و الحكمة

11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 9

9 ـ طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 3

3 - ابن ام مكتوم ، خواهان فراگيرى معارف قرآن بود .

فمن شاء ذكره

آيه شريفه تلويحاً حاضران مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به دو دسته تقسيم مى كند و ـ به قرينه آيات پيشين ـ عبارت «من شاء» به ابن ام مكتوم نظر دارد.

343- تعليم قرآن به انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 1،2

1 - خداوند ، معلم انسان و تعليم دهنده قرآن

الرحمـن . علّم القرءان

2 - نزول قرآن و تعليم آن به انسان ، تبلور رحمت گسترده خداوند به خلق

الرحمـن . علّم القرءان

اسناد تعليم به اسم «رحمان»، بيانگر مطلب بالا است.

344- تعليم قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 6 - 2

2 - روى آوردن جبرئيل به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت تعليم قرآن به آن حضرت

علّمه شديد القوى . .. فاستوى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «استوى» حذف شده و تقدير آن «فاستوى إليه» مى باشد (آهنگ پيامبر كرد).

345- تعليم قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 2

2 - فراگرفتن قرآن و حفظ آن و دارا بودن تسهيلات خدا دادى ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از شرايط لازم براى ارشاد مردم برخوردار ساخته بود .

سنقرئك فلاتنسى . .. و نيسّرك لليسرى . فذكّر

حرف «فاء»، فرمان ارشاد و تذكر را بر آيات پيشين تفريع كرده است. در آن آيات، از توانمندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر قرائت، حفظ و پى گيرى آسان تعاليم قرآن سخن به ميان آمده بود. بنابراين وجود آن ويژگى ها، مقدمه لازم براى اقدام به تذكر است.

346- تغييرناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 4

4- قرآن ، كتابى است جاودانه و تعاليم آن تأثيرناپذير از گذشت زمان .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

برداشت فوق، مبتنى بر يكى از معانى و موارد استعمال «حق» است كه عبارت است از: امر ثابت و زوال ناپذير.

347- تفسير به رأى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 44

44 ـ تأويل متشابهات قرآن توسط غير راسخان در علم ، تأويل به رأى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

امام رضا (ع): . .. و لا تتأول كتاب اللّه برأيك فان اللّه عز و جل قد قال: «و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم».


عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 192، ح 1، ب 14 ; بحارالانوار، ج 11، ص 72، ح 1.

348- تفسير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 7،8،15،20،32،34،35،42

7 ـ آيات محكم قرآن ، مرجع فهم و تفسير آيات متشابه

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب و اخر متشابهات

«ام» در لغت عرب به هر چه مرجع چيز ديگرى باشد گفته مى شود. (روح المعانى، ج 3، ص 70).

8 ـ عدم جواز برداشت از آيات متشابه ، بدون ارجاع آنها به آيات محكم

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه

15 ـ عدم جواز فتنه جويى و تأويل نادرست از قرآن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

20 ـ فهم و برداشت صحيح از قرآن ، بدون شناخت محكم و متشابه آن ، امرى ناممكن است .

هنّ ام الكتاب . .. فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ

فهم متشابه در گرو ارجاعش به محكم است ; چون محكم، «امّ» و مرجع است. بنابراين اول بايد آيات محكم از متشابه تشخيص داده شود، تا بتوان قرآن را فهميد.

32 ـ وجود معارفى در قرآن كه فهم آن تنها در اختيار گروه خاصى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

34 ـ جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.

35 ـ خردمندى ، شرط دريافت حقايق قرآن و ويژگى هاى آن

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

42 ـ علم به باطن قرآن ، علم به تأويل آن است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه

از امام باقر (ع) در پاسخ سؤال از معناى روايت «ما من القرآن آية الاولها ظهر و بطن» فرمود: ظهره تنزيله و بطنه تأويله . .. .


بصائر الدرجات صفار، ص 196، ح 7، ب 7 ; بحارالانوار، ج 92، ص 97، ح 64.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 5

5 - تشويق خداوند ، به كسب دانش و خردورزى جهت دريافت دقايق قرآن كريم

و ما يعقلها إلاّ العـلمون

349- تفسير قرآن به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 19 - 2

2 - بعضى از آيات قرآن ، برخى ديگر را تبيين و تفسير مى كند .

ثمّ إنّ علينا بيانه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «بيانه» تبيين در قالب الفاظ و آيات ديگر قرآن باشد.

350- تفضل به تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 4،9

4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم

9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .

ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور

جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.

351- تفقّه در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 10،11

10 ـ مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

11 ـ روشهاى گوناگون و متنوع قرآن در بيان مفاهيم و مقاصد، جولانگاهى است براى تأمل و انديشه.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

352- تفكر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

353- تفكيك ناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 3

3- اسلام و معارف و آموزه هاى قرآن ، مجموعه اى به هم پيوسته ، مرتبط و غير قابل تفكيك و التقاط

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

354- تقدس قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى مقدس و ارجمند نزد خداوند

و الكتـب المبين

واو در «و الكتاب» واو قسم است. سوگند خوردن خداوند به قرآن، نشان از ارجمندى و قداست قرآن در پيشگاه او دارد.

355- تكبر بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 4

4 - گردن فرازى در برابر تعاليم قرآن ، نشانه كفر است .

لايسجدون . بل الذين كفروا

356- تكذيب آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 10

10 - رد و انكار آيات قرآن ، كفر است .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت و للكـفرين عذاب مهين

357- تكذيب اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 2

2 - تلاش كافران ، براى بشرى جلوه دادن قرآن و نفى اعجاز از آن

أم يقولون تقوّله

358- تكذيب بخشى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 5

5ـ گروههايى از اهل كتاب ، قسمتهايى از قرآن را نمى پذيرفتند و حقانيّت آن را انكار مى كردند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه

359- تكذيب حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 3

3 ـ كافران مورد سرزنش خداوند به خاطر باور نكردن حقانيت قرآن جز با آمدن قيامت

هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله

360- تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 8

8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1،9

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8

8 ـ مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 ـ تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 6

6 ـ مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 1

1 ـ قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.

و كذّب به قومك و هو الحق

در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 3،5

3 ـ انكار قرآن و پيام هاى آن نشانه گمراه گشتن انسان به دست خداوند است .

فبأى حديث بعده يؤمنون. من يضلل اللّه فلا هادى له

5 ـ كفر به قرآن و انكار معارف آن طغيانگرى است .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

ضمير «هم» در «يذرهم» و «طغيانهم» به منكران قرآن، كه از جمله «فبأىّ حديث» استفاده مى شود، برمى گردد. بنابراين مراد از «طغيان» انكار قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 9

9 ـ انكار آسمانى بودن قرآن و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) على رغم آگاهى به زندگى و شخصيت پيش از بعثت او ، نشانه بى خردى است .

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 9

9 ـ تكذيب قرآن ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در تكذيبگر

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 11

11 ـ پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت ، و ردّ و انكار آن گمراهى و ضلالت است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 7

7ـ نپذيرفتن قرآن و وحى نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) كفر به خدا و رحمانيّت اوست .

لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك و هم يكفرون بالرحمـن

چون مردم عصر بعثت به ويژه اهل مكّه و اطراف آن، به خداوند معتقد بودند، معلوم مى شود مراد از «يكفرون بالرحمـن» ـ به قرينه عبارت «لتتلوا عليهم . ..» ـ انكار قرآن است. تعبير كردن از انكار قرآن به كافر شدن به خدا، گوياى اين نكته است كه نپذيرفتن قرآن و كافر شدن به آن به منزله كفر ورزيدن به خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 8

8- انكار قرآن با وجود دلايل حقانيت و بى مانندى آن ، ناسپاسيى بس بزرگ و غير قابل توجيه است .

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «كفور» به معناى كفران نعمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 1

1 - مشركان ، منكر وجود كتاب آسمانى جديد از سنخ كتاب هاى رسولان پيشين

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين

«لو» شرطيه بوده و جواب آن، جمله «لكنّا عباد اللّه. ..» (در آيه بعد) است. مقصود از «ذكر»، كتاب هاى آسمانى و مراد از «الأوّلين» رسولان پيشين است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: اگر پيش ما كتابى مانند كتاب هاى آسمانى رسولان پيشين بود، ما از بندگان خالص بوديم; ولى چون چنين كتابى در دست ما نيست، پس به آيين توحيدى جديد ايمان نخواهيم آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه ـ به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) ـ كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 7،9

7 - انكار قرآن ، با وجود درك حقانيت آن دشمنى با خدا است .

ذلك جزاء أعداء اللّه . .. جزاء بما كانوا بأيـتنا يجحدون

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 8 - 1

1 - كافران ، در انكار پيامبر و قرآن ، گرفتار آشفته گويى و تناقض بودند .

إنّكم لفى قول مختلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.

361- تكذيب وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 2

2 - مشركان ، منكر آسمانى بودن قرآن بودند .

لو أنّ عندنا ذكرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان، در حالى ايمان خود را مشروط به نزول كتابى آسمانى (همانند كتاب هاى آسمانى پيامبران گذشته) مى دانستند كه قرآن براى هدايت آنان نازل شده بود و از آن آگاه بودند.

362- تكرار تلاوت قرآن بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 14

14 - تكرار قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، مايه فراموش نشدن آن بود . *

سنقرئك فلاتنسى

حرف «سين» ـ كه براى استقبال است ـ اگر بر فعلى درآيد كه در زمان تكلم نيز در حال انجام گرفتن است، دلالت بر تداوم فعل

خواهد كرد و چون آيه «سنقرئك . ..»، خود نيز مصداق قرائت قرآن است; بنابراين حرف «سين» بر استمرار قرائت در آينده دلالت مى كند و حرف «فاء» در «فلاتنسى»، فراموش نكردن قرآن را بر استمرار قرائت آن تفريع كرده است.

363- تكرار در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 3

3 - تكرار و گوشزد كردن پى درپى رهنمود ها ، روش تعليم و تربيت قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 6

6 - تكرار مطالب و مسائل ، از اوصاف قرآن

كتـبًا متشـبهًا مثانى

«مثنى» (جمع «مثانى») به معناى مكرر است و مقصود از آن تكرار شدن بسيارى از مسائل و مطالب قرآن (همچون داستان ها و. ..) به مناسبت هاى مختلف و به اقتضاى نيازهايى بود كه پيش مى آمد.

364- تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 17

17 ـ « عن ابى عبداللّه ( ع ) ] فى قوله [ . . . « و مما رزقناهم ينفقون » قال : مما علمناهم ينبؤن و مما علمناهم من القرآن يتلون ;

از امام صادق (ع) ]درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: [«و مما رزقناهم ينفقون» روايت شده كه فرمود: يعنى، از آن چه مابه آنان تعليم داده ايم خبر مى دهند (آن را نشر مى نمايند) و از آن چه ما از قرآن به آنها آموخته ايم تلاوت مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 2

2 ـ تلاوت آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند

ذلك نتلوه عليك من الايات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 1،8

1 ـ گمراهى و كفر ( ارتداد ) مؤمنان ، على رغم تلاوت آيات الهى بر آنان و حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميانشان ، مايه شگفتى است .

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

مراد از استفهام، تعجّب است.

8 ـ هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 7،8

7 ـ ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى

يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.

8 ـ ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 8

8 ـ تلاوت آيات قرآن ( ارائه نشانه هاى خدا و حقانيّت اسلام ) زمينه ساز تربيت و تزكيه انسانها

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم

تقدّم ذكرى تلاوت قرآن بر تزكيه، دلالت بر تقدّم رتبه اى آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 8

8ـ قرآن ، كتابى براى خواندن و فهميدن

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 1

1- تلاوت آيات قرآن ، رسالتى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 1،3

1 - تلاوت ، نحوه نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نتلوا عليك من نبإِ موسى

3 - داستان موسى و فرعون ، تلاوت شده از سوى خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 3

3 - تلاوت آيات قرآن براى مردم و ابلاغ پيام آن به ايشان ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذى فرض عليك القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ بى درنگ آيات الهى بر مردم به محض دريافت آن

و لايصدّنّك عن ءايـت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

قيد «بعد إذ أُنزلت إليك» به معناى «بعد وقت الإنزال» است; يعنى، همين كه نزول آيات بر تو پايان يافت، بى هيچ تأخير بايد آن را به مردم ابلاغ كنى و مبادا كافران تو را از اين كار بازدارند و باعث تأخير در تلاوت آن شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 1

1 - تلاوت كتاب آسمانى قرآن ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .

اتل ما أوحى إليك من الكتـب

365- تلاوت قرآن با ترتيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

366- تلاوت قرآن بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 1

1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .

و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا

برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور ـ به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده ـ است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 4

4 - تلاوت آيات قرآن بر كافران تكذيب گر و انكار عمدى آن از سوى آنان

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسـطير الأوّلين

367- تلاوت قرآن بر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 11

11 - تلاوت كنندگان قرآن در عصر بعثت ، غير مؤمنان را نيز با آيات آن آشنا ساخته ، براى آنها قرآن مى خواندند .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

368- تلاوت قرآن بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 8

8 - قرآن ، كتاب قرائت شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قرءان

«قرآن» مصدر «قرأ» است كه مانند «رجحان» و «كفران» بر اسم مفعول اطلاق شده است; يعنى، «الكلام المقروء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 77 - 2

2 - قرآن ، كتابى خوانده شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه لقرءان كريم

«قرآن»، مصدر به معناى مفعول است; يعنى، «إنّه لمقروء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 17 - 1

1 - تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

«جمع» در لغت به معناى تأليف است و مقصود از آن در اين آيه تأليف و تنظيم كلمات قرآن مى باشد. واژه «قرآن» نيز معناى مصدرى دارد; يعنى، خواندن. بنابراين «إنّ علينا جمعه و قرآنه»; يعنى، «بى ترديد تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر تو [اى پيامبر] بر عهده ما است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 2

2 - آيات قرآن ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوانده شده است و ساخته و پرداخته آن حضرت نيست .

بل هو قرءان

كلمه «قرآن»، هرگاه با حرف «ال» ذكر شود، عَلَم است و آن گاه كه نكره باشد، مصدر و به معناى مفعول (مقروء) مى باشد. مراد از وصف «مقروء» (قرائت شده)، اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن آيات را دريافت كرده است; نه اين كه به دروغ آن را ساخته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 4

4 - وحى و نزول قرآن ، به صورت قرائت آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جارى ساختن آن بر زبان او بوده است .

سنقرئك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 7 - 8

8 - قرائت كامل قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بقاى آن در حافظه آن حضرت ، نويدى متكى بر علم خداوند

سنقرئك فلاتنسى . .. إنّه يعلم الجهر و ما يخفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 9

9 - ثبت آيات قرآن ، در صحيفه ها و ورق ها ، برنامه اى پيش بينى شده از جانب خداوند و القا شده به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «صحف» (جمع «صحيفه»; يعنى، چيزى كه در آن مى نويسند)، اشاره به آينده قرآن و مكتوب شدن آن دارد. اسناد «يتلوا» به «صحفاً» ـ با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آيات الهى را از روى صحيفه هاى موجود تلاوت نمى كرد ـ به اعتبار مكتوب شدن پيام ها، پس از تلاوت آن است.

369- تلاوت قرآن بر مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 2،3

2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا قرأت القرءان

از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.

3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا

370- تلاوت قرآن بر مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 4

4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

371- تلاوت قرآن براى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 2

2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايـتنا

372- تلاوت قرآن براى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 2

2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايـتنا

373- تلاوت قرآن در تهجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 3،4

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).

4 - قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده ، از مهم ترين و مناسب ترين اعمال عبادى شبانه و مراسم شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

374- تلاوت قرآن در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 5

5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز

أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر

مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.

375- تلاوت قرآن در نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 5

5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.

376- تلاوت قرآن صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 1،9

1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن

إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك

مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.

9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

377- تلاوت قرآن علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 1

1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.

378- تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 3

3 ـ تلاوت آيات قرآن ، از كار هاى مهم و هميشگى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بوده است .

و ما تتلوا منه من قرءان

از ذكر تلاوت قرآن ـ در حالى كه جمله «ما تكون فى شأن» آن را شامل مى شود ـ برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 1،2،3،4

1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .

و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا

برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور ـ به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده ـ است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.

2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا قرأت القرءان

از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار

مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.

3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا

4- كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هنگام تلاوت آيات قرآن بر مردم ، مورد آزار و اذيت قرار مى دادند و براى آن حضرت ايجاد مزاحمت مى كردند .

و إذا قرأت القرءان

طبق شأن نزولهايى كه وارد شده است (مجمع البيان، ذيل آيه) و نيز ظاهر آيه «جعلنا بينك و بين الذين» جعل حجاب به خاطر اين بود كه كافران نشنوند تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) را اذيت نمايند و براى آن حضرت، مزاحمت ايجاد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 3

3- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به قراءت بخش هاى قرآن بر مردم به آرامى و با تأنّى

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 10،12

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آيات قرآن را پيش از پايان يافتن وحى آن ، به زبان جارى مى ساخت و در تلاوت آن تعجيل داشت . *

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شتاب نكردن در تلاوت آيات قرآن ، پيش از پايان يافتن وحى آن ، توصيه كرد .

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 1

1 - تلاوت قرآن ، رسالت و وظيفه تغييرناپذير پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت خلق

إنّما أُمرت أن . .. و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى

در اين آيه تلاوت آيات قرآن به مردم، به عنوان يگانه مسؤوليت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد تأكيد قرار گرفته است. از جمله «فمن اهتدى...» نيز استفاده مى شود كه هدف از تلاوت آيات آن، هدايت خلق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 1،3

1- روى آورى گروهى از جنيان به تدبير الهى ، براى استماع قرآن از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

3- گروه جنيان ، مجذوب پيام وحى با استماع آن از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك . .. فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت، نشانگر اشتياق آنان به استفاده هرچه بيشتر از قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تلاوت گر آيات الهى ( قرآن ) براى مردم

رسولاً يتلوا عليكم ءايـت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 5

5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 1

1 - تجمّع سريع و شتابزده كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام تلاوت وحى براى مردم

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«اهطاع» (مصدر «مهطعين») به معناى گردن كشيدن و به سرعت راه رفتن و نيز به معناى گردن كشيدن براى خبر گرفتن آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 1

1 - گروهى از جن ( سه تا هفت نفر يا سه تا ده نفر ) ، به قرائت قرآن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دادند .

قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ

واژه «نفر» به گروهى متشكل از سه تا ده نفر و بنابر نقلى سه تا هفت نفر از مردان اطلاق مى شود. (مصباح المنير)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 3

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 1

1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن

إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك

مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 2

2 - منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شتابورزى در خواندن آيات وحى ، پيش از پايان يافتن وحى آن

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 17 - 2

2 - گردآورى قرآن در سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانايى آن حضرت بر قرائت آن ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

يكى از احتمالات ياد شده در تفسير آيه شريفه، اين است كه مقصود از«جمعه»، گردآورى قرآن در سينه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; به گونه اى كه آن حضرت به خاطر سپارد و فراموش نكند و مقصود از «قرآنه» تثبيت قرائت قرآن بر زبان ايشان است; به گونه اى كه هرگاه خواسته باشد بتواند آن را قرائت كند (مانند آيه 6 از سوره «اعلى» «سنقرئك فلاتنسى»).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 18 - 2

2 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت آيات نازل شده قرآن ، پس از پايان دريافت كامل آنها

فإذا قرأنـه فاتّبع قرءانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 1،2،3،7،9،12

1 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر وحى و زبان گشودن آن حضرت به قرائت قرآن ، وابسته به خواست خداوند و در گرو عنايت ويژه او بود .

سنقرئك

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آموختن قرآن و جارى ساختن آن بر زبان او وعده داد .

سنقرئك

«إقراء»; يعنى، ديگرى را قارى ساختن و حرف «سين» در «سنقرئك» براى تأكيد وعده است. بنابراين مفاد آيه شريفه، اين است كه وحى همچنان ادامه يافته، زبان تو در حال و آينده به قرائت آن توانمند خواهد بود.

3 - توانمند ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر قرائت قرآن و فراموش نكردن آن ، از جلوه هاى ربوبيت خداوند بر آن حضرت است .

سنقرئك فلاتنسى

7 - دريافت قرائت قرآن از جانب خداوند ، مصون سازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از فراموش كردن آن

سنقرئك فلاتنسى

حرف «فاء»، جمله «فلاتنسى» را بر «سنقرئك» تفريع كرده است.

9 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت قرآن و حفظ آن

سبّح اسم ربّك . .. سنقرئك فلاتنسى

12 - خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به داشتن حافظه اى نيرومند و فراموش نكردن آنچه خوانده است ، وعده داد .

سنقرئك فلاتنسى

حذف مفعول از فعل هاى «نقرء» و «لاتنسى»، ممكن است براى افاده عموم باشد; يعنى، تو را بر قرائت توانا مى سازيم و تو خوانده هاى خويش را، از ياد نخواهى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 1،3،11

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دريافت قرآن و قرائت آن

اقرأ

«قرائت»، ممكن است به تلفّظ يا مرور در ذهن انجام گيرد و در آيه شريفه ـ به اين دليل كه پيش از آن چيزى نازل نشده بود تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به قرائت آن شود ـ مراد دريافت و قرائت آياتى است كه بعد از فرمان «اقرء» نازل مى شود. اين فرمان، شامل قرائت كلمه «اقرء» نيز مى باشد; نظير آن كه گفته شود: «آنچه را مى گويم، گوش كن» كه شامل همين جمله نيز مى گردد.

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.

11 - الزام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به قرائت قرآن در آغاز رسالت ، مايه رشد و تعالى آن حضرت و از جلوه هاى ربوبيت خداوند بود .

اقرأ باسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 1

1 - خداوند ، با تأكيد بر فرمان خويش ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به دريافت و قرائت قرآن در آغاز رسالتش فرا خواند .

اقرأ . .. اقرأ

فرمان «اقرأ»، تكرار و تأكيد فرمانى است كه در آغاز سوره آمده بود و مفعول محذوف آن نيز ـ به قرينه سياق كلام ـ مطالبى است كه بعد از آن فرمان، وحى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 5

5 - توجه به وابستگى تمام آموخته ها به خداوند ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به توانايى بر عمل به وظيفه دريافت و قرائت قرآن

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

با توجّه به «امّى» و بى سواد بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا زمان بعثت، خداوند پس از فرمان دادن آن حضرت به قراءت، خود را معلم تمام اهل قلم معرفى كرده است تا آن حضرت را به امدادهاى خويش اميدوار سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 5 - 6

6 - توجه به وابستگى تمام معلومات انسان به خداوند ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امداد الهى در توانا ساختن او بر دريافت و قرائت قرآن

اقرأ . .. علّم الإنسـن ما لم يعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 10،13،16

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن را از صحيفه هايى مكتوب و پيراسته از هر باطل ، دريافت و بر مردم تلاوت مى كرد .

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

در برداشت ياد شده، مراد از «صحفاً مطهّرة»، قرآنِ مكتوب پيش از مرحله نزول بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته شده است. قرآن در آن مرحله ـ براساس بعضى از آيات ـ در اختيار فرشتگانى بزرگوار بوده است.

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رسالتى بزرگ از جانب خداوند و حامل پيامى مكتوب و خالى از انحراف و عهده دار بازخوانى آن بر مردم

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

نكره آمدن «رسول»، بر عظمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رسالت آن حضرت دلالت دارد.

16 - تلاوتِ قرآن بر مردم ، رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تلاوت كننده قرآن ـ پس از تطبيق عنوان «رسول» بر آن حضرت ـ بيانگر آن است كه تلاوت قرآن، بخشى از رسالت او است.

379- تلاوت قرآن مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 9

9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

380- تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

381- تمسك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 31

31 ـ لزوم تمسّك به قرآن كريم ، كه ريسمان الهى است .

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره «حبل اللّه» در آيه فوق فرمود: انّه كتاب اللّه.


تفسير تبيان، ج 2، ص 545 ; تفسير قرطبى، ج 4، ص 159.

382- تناقض گويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4ـ تكذيب كنندگان حق ـ قرآن ، پيامبر و معاد ـ گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

383- تنزيه آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 1

1 - آيات قرآن ، منطبق با حقيقت و واقعيت هستى و به دور از هرگونه كذب و افترا

تلك ءايـت اللّه نتلوها عليك بالحقّ

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «تلك»، اشاره به آيات قرآن باشد و «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» و نيز «حقّ» به معناى مطابق با واقع باشد.

384- تنزيه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 3

3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن

لاريب فيه

«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 7

7 - قرآن منزّه از آن است كه در آسمانى بودنش ، شك و ترديد روا باشد .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

با وجود اينكه كفر پيشگان در آسمانى بودن قرآن اظهار ترديد مى كردند و بلكه منكر آن بودند خداوند در بيان ترديد آنان جمله شرطيه به كاربرد تا به اين حقيقت اشاره كند كه: ترديد در حقانيت قرآن تنها قابل فرض است و نمى تواند واقعيت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 15

15 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل

و هو الحق

«ال» در «الحق» نظير ال در «زيد الرجل» براى استغراق صفات افراد است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، ارائه كننده دينى به دور از هر گونه باطل و مبرا از امور واهى و بازدارنده از سعادت انسان

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب فصلنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى حق ، مبرا از پندار ها ، تخيلات و نازل شده از جانب خداوند

لقد جاءك الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 2

2 ـ قرآن كتابى حق و مبرّا از هرگونه پندار ها و تخيلات باطل است .

قد جاءكم الحق من ربكم

حق، مقابل باطل و به معناى داراى واقعيت است; به اين معنا كه معارفى كه در قرآن آمده، حقايقى است منطبق با واقعيت و از هرگونه پندار و تخيلات واهى خالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 2

2ـ همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .

كتــب أُحكمت ءايــته

اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 18

18ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

إنه الحق

«ال» در «الحق» به اصطلاح براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 5،13

5ـ قرآن ، گفتارى دروغ و بافته شده نبوده ; بلكه سخنى راست و درست است .

ما كان حديثًا يفترى

مراد از ضمير «كان» قرآن است. وصفهاى بيان شده در آيه (و لـكن تصديق ...) بيانگر اين معناست.

13ـ هدايت هاى قرآن ، پيراسته از هر گمراهى و منزّه از كمترين پيامدى ناهنجار

و لـكن . .. هدًى

«هدًى» مصدر است و در اين جا به معناى اسم فاعل (هدايت كننده) مى باشد. به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل اشاره به اين حقيقت دارد كه: موصوفش (قرآن) محض هدايت است ; يعنى ، رهنمودهاى آن مستلزم هيچ گمراهى و آميخته به هيچ ضلالتى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 6

6ـ قرآن كتابى سراسر حق ، بدون نقص و پيراسته از هر گونه باطل و ناروايى

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

«ال» در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است. بنابراين «الحق» ; يعنى ، حق كامل كه كمترين باطلى در آن راه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 1

1ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل و ناروا

أنما أُنزل إليك من ربك الحق

«ما» در «أنما» موصول اسمى و به معناى «الذى» است و مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 6

6- قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از سخنان باطل و بيهوده

قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 9،10

9- ساحت قرآن ، از هرگونه كجى و انحراف مبرّا است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا

«عوج» به معناى كجى و انحراف است.

10- كمال و عظمت قرآن و نبود كمترين كجى و انحراف در آن ، مقتضى حمد و ستايش در برابر پديدآورنده آن است .

الحمد للّه الذى . .. لم يجعل له عوجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 2

2- قرآن ، كتابى است عارى از هرگونه عدم اعتدال و انحراف از حق .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب . .. قيّمًا

«قيّم»، چنان چه در لسان العرب آمده است، مى تواند به معناى «مستقيم»، يعنى «راست و پيراسته از انحراف» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 7

7 - قرآن ، كتابى است آميخته به حق و مبرا از هر گونه باطل .

أنّه الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 6

6 - قرآن ، كتابى آميخته با حق و مبرا از هر گونه سخن باطل

بل جاءهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 2

2 - قرآن ، سخنى راست و به دور از هر دروغ

بل أتينـهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 3

3 - حقيقت قرآن مبرّا از شعر ، و ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) منزه از شاعرى و خيال پردازى

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 4

4 - قرآن ، مبرّا از هرگونه سخنان نسنجيده و بى اساس

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 2

2 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه آموزه هاى باطل

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 4

4 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه باطل

إنّه الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 4

4 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل

من الكتـب هو الحقّ

«ال» در «الحقّ» ـ نظير ال در «زيدالرجل» ـ براى استغراق صفات است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 2،3،11

2 - قرآن ، سخنى از سنخ شعر نيست .

و ما علّمنـه الشعر

مقصود از آموخته اى كه از سنخ شعر نيست، قرآن كريم است كه كافران آن را شعر مى پنداشتند و بر اين اساس، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را به شاعر بودن متهم مى كردند.

3 - قرآن ، سخنى است سراسر حق و هدف مند و پيراسته از كلامِ برخواسته از تخيلات و سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده از شعر نبودن قرآن استفاده مى شود; زيرا شعر برخاسته از تخيلات شاعر و معمولاً توأم با سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع است كه شاعران گاهى به منظور حفظ وزن، سجع و قافيه شعر به آن متوسل مى شوند.

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 1

1 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

بل جاء بالحقّ

مقصود از «حق» قرآن است و «ال» در آن، مى تواند براى استغراق صفات افراد باشد (مانند «ال» در «زيد الرجل»); يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و خيال پردازى هاى باطل .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 5

5 - مبرّا بودن قرآن از هرگونه انحراف ، كجى ، اختلاف و تضاد

قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج

«عوج» به معناى كجى و انحراف است، اين واژه در مواردى به كار مى رود كه با فكر و بصيرت شناخته مى شود، نه با حواس ظاهرى. ازاين رو مفسران گفته اند: مقصود از آن در آيه شريفه ـ با توجه به تنكير آن و بودنش در سياق نفى ـ هرگونه كجى و انحراف در معانى و پيام هاى قرآن و يا اختلاف و تضاد در آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 4

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و تخيلات باطل

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 10

10 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرّا از هرگونه باطل

و ما نزل من الحقّ

در صورتى كه «حقّ» در آيه شريفه، مقابل باطل به كار رفته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 6

6 - هدايت و راهنمايى هاى قرآن ، به دور از هر كاستى و پيراسته از كمترين پيامد ناهنجار

أرسل رسوله بالهدى

در صورتى كه مراد از «هدى» قرآن باشد; تعبير مصدر به جاى اسم فاعل (هادى) اشاره به اين حقيقت دارد كه قرآن، محض هدايت است; يعنى، رهنمودهاى قرآن مستلزم هيچ ضلالت و همراه با هيچ گمراهى و سر درگمى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 3

3 - صفحات قرآن ، پاك و منزّه از ثبت هرگونه ناروا و دروغ و به دور از مطالب باطل

مطهّرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 6

6 - دور بودن ساحت قرآن از دخالت شيطان ، ضامن حقانيت و درستى تعاليم آن

إنّه لقول رسول . .. و ما هو بقول شيطـن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 14 - 1

1 - ساحت قرآن و آيات معاد ، از بذله گويى و سخنان سست و بى پايه ، مبرّا است .

و ما هو بالهزل

«هَزْل» و «هُزال» از يك ريشه اند و بر ضعف و سستى دلالت دارند. «هَزل» نقطه مقابل «جِدّ» و «هُزال» نقطه مقابل «فربهى» است. (مقاييس اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 7

7 - نزول قرآن در شب قدر ، نشان سلامتى معارف آن از هر عيب و نقص است .

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر . .. سلـم هى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 10،11،13

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن را از صحيفه هايى مكتوب و پيراسته از هر باطل ، دريافت و بر مردم تلاوت مى كرد .

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

در برداشت ياد شده، مراد از «صحفاً مطهّرة»، قرآنِ مكتوب پيش از مرحله نزول بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته شده است. قرآن در آن مرحله ـ براساس بعضى از آيات ـ در اختيار فرشتگانى بزرگوار بوده است.

11 - قرآن از خطا و انحراف ، منزّه و پيراسته است .

صحفًا مطهّرة

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رسالتى بزرگ از جانب خداوند و حامل پيامى مكتوب و خالى از انحراف و عهده دار بازخوانى آن بر مردم

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

نكره آمدن «رسول»، بر عظمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رسالت آن حضرت دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 1

1 - صفحات قرآن ، گنجينه نوشته هايى استوار و به دور از اعوجاج و انحراف

فيها كتب قيّمة

«كتاب» (مفرد «كتب») مصدرى است كه در معناى اسم مفعول آن (مكتوب) به كار رفته است. بنابراين «فيها كتب»; يعنى، در صحيفه هاى مطهر، نوشته هايى متعدد وجود دارد. «قيّمة»، داراى دو معنا است: 1. به صورت متعدى و با مفعولى محذوف; يعنى، قوام بخش و برپادارنده جامعه; 2. به صورت لازم; يعنى، با استقامت و اعتدال و خالى از كجى و اعوجاج. برخى اين كلمه را جمع دانسته اند (مجمع البيان); ولى بيشتر اهل لغت و تفسير مفرد بودن آن را پذيرفته اند.

385- تنظيم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 9،10

9 - قرآن در همان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بخشهايى به نام سوره تقسيم شده بود .

فأتوا بسورة من مثله

10 - تقسيم بندى قرآن و ناميدن هر بخش به « سوره » از ناحيه خداوند بوده است . *

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 1

1- تنظيم ، تفصيل و بخش بخش شدن قرآن ، از جانب خداوند بود نه در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قرءانًا فرقنـه

386- تنوع آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 9

9 ـ تنوع و گوناگونى بيان، از شيوه هاى به كار رفته در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 5،10

5 ـ آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.

و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

10 ـ عالمان از گوناگونى آيات قرآن و رمز و رازهاى ارزشمند آن بهره مى برند.

و كذلك نصرف الأيت . .. و لنبينه لقوم يعلمون

387- تنوع بيانى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 9،10،11

9 ـ تنوع و گوناگونى بيان، از شيوه هاى به كار رفته در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

10 ـ مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

11 ـ روشهاى گوناگون و متنوع قرآن در بيان مفاهيم و مقاصد، جولانگاهى است براى تأمل و انديشه.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 6

6 ـ تبيين آيات براى آگاهان، هدف از تنوّع بيانى قرآن است.

و كذلك نصرف الأيت . .. و لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 1

1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا

«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 2،3

2- بيان هاى مختلف و شيوه هاى متنوع قرآن در تبيين حقايق و مفاهيم ، جلوه اى از ابعاد اعجاز آن

لايأتون بمثله . .. و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 1

1- خداوند ، در قرآن ، به بيان هاى گوناگون ، مثال ها و نمونه هاى فراوانى را براى هدايت بشر ، طرح كرده است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«صرّفنا» به معناى «بيّنا» است; يعنى «بيان كرديم» (لسان العرب)، ولى از آن جهت كه باب تفعيل، براى تكثير است، مراد، بيان هاى متعدد است. ريشهء كلمه «صرّفنا» كه تصريف و تغيير از حالتى به حالتى است، گوياى آن است كه اين بيانات، گوناگون و متنوع هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 11

11- داستان موسى و خضر ( ع ) ، نمونه اى از مثال هاى متنوع قرآنى ، در جهت هدايت مردم است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل . .. و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 5،11

5 - قرآن ، حاوى هشدار ها و وعيدهايى گوناگون و متنوع

و صرّفنا فيه من الوعيد

«صرف» و «تصريف» بازگرداندن چيزى از حالتى به حالت ديگر و يا تعويض آن است. گفتنى است كه در «تصريف» مبالغه

افزون ترى وجود دارد (مفردات راغب). بنابراين مقصود از «صرّفنا...» اين است كه وعيدها را به شكل هاى گوناگون عرضه كرديم.

11 - خداوند ، سامان دهنده الفاظ و كلمات قرآن و هشدار دهنده انسان هادر قالب آياتى گوناگون

أنزلنـه قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد

توصيف قرآن به عربى بودن (در حال نزول)، حاكى از اين است كه علاوه بر محتواى قرآن، الفاظ آن نيز مستند به خداوند است.

388- تنوع تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابهام زدايى در زمينه تأثير دوگانه قرآن نسبت به انسان هاى مختلف

و ننزّل من القرءان . .. قل كلّ يعمل على شاكلته

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه اين آيه، پاسخ سؤالى مقدر درباره آيه قبل باشد و آن اين است كه چگونه افراد مختلف، بهره هاى متفاوت از قرآن مى برند؟ و اين آيه جواب مى دهد كه بهره متضاد و متفاوت، بازتاب روحيات و عادات خود آنهاست.

389- تنوع عذاب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 17

17- عذاب كافران به قرآن ، ممكن است انواعى مغاير با عذاب پيشينيان باشد .

أن تأتيهم سنّة الأوّلين أو يأتيهم العذاب قبلاً

چنان چه «قُبُلاً» جمعِ «قبيل» باشد، به معناى انواع و اقسامِ گوناگون است و مراد آيه اين مى شود كه عذاب اين كافران، لزوماً، از همان انواع عذاب پيشينيان نيست، بلكه ممكن است آنان به انواع گوناگون ديگرى از عذاب مبتلا شوند.

390- تنوع مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 1،4

1 - قرآن ، حاوى انواع مثل ها است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

4 - گوناگونى مثل هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و قابل استفاده و سودمند براى طبقات مختلف فكرى و اجتماعى است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت ياد شده با توجه به آمدن سه واژه در آيه شريفه است: 1ـ لام در «للناس» كه براى انتفاع است; 2ـ «الناس» كه بر عموم مردم دلالت دارد; 3ـ آمدن واژه «كل» با «مَثَل» كه بر تنوع مثل ها اشاره دارد.

391- تواضع براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 7

7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.

392- توجيه ناپذيرى تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 3

3 - افسانه پنداشتن قرآن و تكذيب قيامت ، توجيه ناپذير است .

قال أسـطير الأوّلين . .. هـذا الذى كنتم به تكذّبون . كلاّ

حرف «كلاّ» ممكن است براى ردع و منع از توهّماتى باشد كه در آيات پيشين، كافران گرفتار آن دانسته شده بودند.

393- تورات و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 8

8 - پذيرش اسلام و ايمان به قرآن ، از فرمان هاى تورات و انجيل به پيروان خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

جمله «تُنسون أنفسكم» را مى توان به قرينه آيات پيشين - كه سخن از دعوت به ايمان بود - در ارتباط با ايمان به قرآن دانست. بر اين اساس آيه اشاره به اين معنا دارد كه: شما عالمان اهل كتاب مردم را به نيكيها دعوت مى كنيد; ولى وظيفه خويش را كه ايمان به قرآن است، فراموش مى كنيد; سپس با جمله «و أنتم تتلون الكتب» بيان مى دارد كه: آنان از اين وظيفه مطلع بودند; يعنى، در كتابهاى آسمانى، اين حقيقت وجود داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 5،6

5ـ تورات ، دليلى بر حقانيت قرآن

و يتلوه . .. من قبله كتـب موسى

«كتاب» عطف بر «شاهد» است و ضمير در «قبله» به شاهد برمى گردد.

6ـ تورات ، حاوى بشارت به نزول قرآن

و من قبله كتـب موسى

394- توصيه به استماع آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 5

5 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر گوش جان سپردن به رهنمود هاى قرآن

و اسمعوا

395- توصيه به پاكيزگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 12

12 - پاكيزه نگه داشتن صفحات قرآن ، توصيه خداوند

صحفًا مطهّرة

توصيف ورق هاى قرآن به «مطهّرة» ـ علاوه بر بيان طهارت معنوى آنها از انحراف ـ آنها را سزاوار تطهير دانسته و به لزوم دور داشتن آنها از آلودگى هاى ظاهرى نيز اشاره دارد.

396- توصيه هاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 7

7 ـ توصيه و سفارش قرآن به استفاده از تجربه هاى گذشته

و اذ غدوت من اهلك

تذكر قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مخاطبين درباره به خاطر سپردن مسائل جنگ احد، در واقع سفارش به استفاده از تجربه هاى گذشته است.

397- توطئه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 2

2- اسطوره خواندن و ساختگى دانستن قرآن ، مكر و توطئه دشمنان اين كتاب آسمانى است .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم

398- توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 6

6 ـ بى تأثيرى آيات الهى در قلب توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 9

9 ـ رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )

و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 9

9- بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) محتواى نجواى توطئه آميز مشركان و دستاويز آنان عليه اسلام و قرآن

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هـذا إلاّبشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 1

1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش

و الذين سعوا فى ءايـتنا معجزين أولئك أصحـب الجحيم

«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر

افروخته و شعلهور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 1

1 - انديشه عميق و مستمر وليدبن مغيره ، عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ثمّ نظر

«ثمّ» در «ثمّ نظر» يا براى تراخى زمانى است و يا رتبى. در هر دو صورت بيانگر نظر و انديشه عميق و مستمر كافرانى است كه پيش از اين، به فكر و حسابگرى عليه دين مشغول بودند (إنّه فكّر و قدّر و...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 2

2 - چاره انديشى عجولانه و شتاب آلودِ وليدبن مغيره ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر . ثمّ عبس و بسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 2

2 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، طرحى حساب شده از سوى وليدبن مغيره

إنّه فكّر و قدّر . .. فقال إن هـذا إلاّ سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 6

6 - كافرانى كه در برابر حاكميت قرآن و تأثير هشدار هاى آن ، خدعه كنند ، به كيفرى غافلگيرانه و غير قابل پيش بينى گرفتار خواهند شد .

إنّه لقول فصل . .. يكيدون ... و أكيد كيدًا

«حيله»; يعنى، آنچه به صورت مخفيانه، مايه رسيدن به حالت مورد نظر گردد. و «كيد» نوعى احتيال است. (مفردات راغب)

399- توطئه عليه هشدارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 3

3 - بى تأثير ساختن هشدار هاى قرآن درباره معاد ، محور نيرنگ هاى كافران

إنّه لقول فصل . .. إنّهم يكيدون كيدًا

به قرينه آيات پيشين، مصداق بارز كيد و مكر كافران، توطئه براى جدى نگرفتن هشدارهاى قرآن به معاد است.

400- توطئه هاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 2

2 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى تكذيب گران

فذرنى و من يكذّب بهـذا الحديث

401- تهديد مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 3

3 - مشركانِ مخالف قرآن در صدراسلام ، به كيفر و عذاب الهى تهديد شدند .

فكفروا به فسوف يعلمون

جمله «فسوف يعلمون» جمله اى است تهديد آميز عليه مشركانِ مخالف قرآن. در اين كه اين تهديد مربوط به چه مسأله اى است و متعلق علم در (يعلمون) چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ عذاب استيصال، 2ـ پى آمدهاى ناگوار اجتماعى و فردى كفر و شكست خوردن جبهه كفر در آينده نزديك. برداشت ياد شده مبتنى برديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1ـ تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و معاد ، از سوى خداوند به عذاب تهديد شدند .

فذرنى و من يكذّب بهـذا الحديث

مقصود از «حديث» يا قرآن است و يا مسأله معاد كه در آيه پيش مطرح شده است. گفتنى است كه تعبير «فذرنى و من يكذّب» و مانند آن، در مورد تهديد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 7

7 - خداوند ، منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن را ، به مؤاخذه افكار و كردارشان تهديد كرده است .

و اللّه أعلم بما يوعون

مقصود از بيان آگاهى خداوند، به افكار انباشته در ظرف ذهن و كردار موجود در نامه عمل، تهديد به مؤاخذه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 3

3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط

402- تهديدهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 8

8 - تهديد و ترغيب ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها است .

فلهم عذاب جهنّم . .. لهم جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

403- تهمت آشفتگى به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 2

2- معرفى قرآن به صورت مجموعه اى غيرمنظم و كتابى بدون انسجام ، از تبليغات سوء مشركانِ ستم پيشه

بل قالوا أضغـث أحلـم

برداشت ياد شده باتوجه به معناى لغوى «أضغاث» (اشياى آشفته و دسته هاى پراكنده و بى انسجام) است.

404- تهمت افسانه بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10،15

10 ـ افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

15 ـ اسطوره خواندن قرآن و جدال و سرسختى در برابر آن، كفرورزى است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

405- تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 1

1- منكران آخرت ، آيات قرآن را سخنانى ساختگى و قصه هاى نوشته شده پيشينيان قلمداد مى كردند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أس

«أساطير» (جمع اُسطوره) به معناى داستانهاى ساختگى و سخنان موهومى است كه به صورت مكتوب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 2،3،5،7،8،12،14،15،16

2- كيفر كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، در قيامت بدون هيچ كاستى داده خواهد شد .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة

3- ساختگى دانستن قرآن ، گناهى بس بزرگ و سنگين

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة

5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.

7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را نيز بر دوش مى كشند .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة و من أوزار الذين يضلّونه

اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.

8- اسطوره قلمداد كردن قرآن ، بازدارنده مردم از ايمان به آن است .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم

12- ادعاى اسطوره اى بودن قرآن ، جاهلانه و به دور از مبانى علمى است .

قالوا أسـطر الأولين . .. يضلّونهم بغير علم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «بغير» حال براى ضمير فاعلى «يضلّون» باشد و از آن جايى كه مايه اضلال، اسطوره خواندن قرآن بوده است، معلوم مى شود كه آن ادعا عالمانه نبوده است.

14- بار گناه اسطوره خواندن قرآن ، بارى بس ناشايست و زشت

قالوا أسـطر الأولين . .. ألا ساء ما يزرون

15- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، به پيامد كلام گمراه گر خود توجه ندارند .

قالوا أسـطر الأولين . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

16- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، نيازمند به هشدار الهى ، به خاطر بى خبرى از پيامد گناه و كيفر عمل زشت خويش

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم ... ألا ساء ما يزرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 2

2- اسطوره خواندن و ساختگى دانستن قرآن ، مكر و توطئه دشمنان اين كتاب آسمانى است .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 15

15- اسطوره خواندن قرآن ، توطئه عليه دين الهى و انتخاب كفر ، اعمالى زشت و ناپسند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 6

6 - افسانه خواندن قرآن از سوى كافران ، دروغى ناروا به ساحت آن

إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . .. و إنّهم لكـذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 1،2،4،5

1 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن ، افسانه هاى مكتوب پيشينيان است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از روى آنها نسخه بردارى كرده و به آنها سامان بخشيده است .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها

2 ـ كفرپيشگان بر اين داعيه بودند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ساختن قرآن ، از برخى از اشخاص درخواست استنساخ از اسطوره هاى پيشينيان را كرده است .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه فعل «اكتتبها» در معناى حقيقى خود (نوشتن و نسخه بردارى پيامبراسلام) استعمال نشده باشد; زيرا به گواه تاريخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) آشنا به نوشتن نبوده است. بنابراين مقصود از آن، درخواست نوشتن از ديگران است; چنان كه نوشته هاى بزرگان را ديگران مى نويسند، ولى به آنان نسبت مى دهند.

4 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن همان افسانه هاى پيشينيان است كه گروهى در هر صبح و شام و به صورت مخفيانه ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ديكته كرده و مى خوانند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

مراد از صبح و شام، مى تواند وقت هايى باشد كه مردم در منظر و مراى نيستند و به طور معمول، كسى كه مى خواهد متن مقدسى را بسارد، آن را به صورت پنهانى انجام مى دهد تا كسى خبردار نشود.

5 ـ كافران مدعى بودند كه گروهى با استنتاخ از افسانه هاى پيشينيان و املاى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را در ساختن قرآن كمك مى كنند .

و أعانه عليه قوم ءاخرون . .. و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 1،2

1 - كافران تكذيب گر ، آيات قرآن و مطالب آن را بى اساس و از افسانه هاى كهن مى پنداشتند .

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

2 - معرفى قرآن به عنوان افسانه كهن ، از ترفند هاى هميشگى كافران تكذيب گر

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 3،5

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، معارف قرآن را نوشته هايى بى اساس و ساخته و پرداخته پيشينيان مى دانند .

قال أسـطير الأوّلين

(«أساطير» جمع «اُسطوره») به سخن هاى زيبا و نوشته شده اى گفته مى شود كه در محتوا، شبيه ياوه سرايى باشد (لسان العرب). مراد از استناد «أساطير» به «أوّلين» يا اين است كه اين اساطير، تراوش افكار آنان است و يا اين كه زندگانى آنان، در اين افسانه ها ترسيم شده است. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال نخست است.

5 - منكران قيامت ، قرآن را مجموعه اى افسانه اى ، درباره نسل هاى انقراض يافته بشر مى دانند .

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

ر. ك. توضيح 3

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

406- تهمت املاى قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 4

4 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن همان افسانه هاى پيشينيان است كه گروهى در هر صبح و شام و به صورت مخفيانه ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ديكته كرده و مى خوانند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

مراد از صبح و شام، مى تواند وقت هايى باشد كه مردم در منظر و مراى نيستند و به طور معمول، كسى كه مى خواهد متن مقدسى را بسارد، آن را به صورت پنهانى انجام مى دهد تا كسى خبردار نشود.

407- تهمت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 4،5

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3،8

3 ـ تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

8 ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « إفك افتراه » قال : الإفك الكذب ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا: «إفك افتراه» فرمود: افك به معناى دروغ است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 7

7 ـ استفاده از شيوه هاى بهانه جويانه و دروغ عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه اى ناموفق و ناكام

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. أسـطيرالأوّلين ... رجلاً مسحورًا... فضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 4

4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .

أم يقولون افتريـه بل هو الحقّ

408- تهمت جادو به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 12،13،15

12- نسبت نارواى سحر به قرآن و جادوگرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ستم پيشه

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

13- مشركان ستم پيشه ، ضمن ايراد اتهام سحر به قرآن ، آن را هرگز شايسته پيروى نمى دانستند .

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

استفهام در جمله «أفتأتون السحر» انكارى است و جمله «و أنتم تبصرون» حال براى فاعل «تأتون» مى باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آيا شما با چشم باز و آگاهى به دنبال قرآن ـ كه سحر است ـ مى رويد؟ يعنى اين كه شايسته نبودن قرآن براى پيروى، امرى است روشن و بديهى.

15- سحر بودن قرآن و ساحر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل واهى و بهانه ديگر مشركان ستم پيشه براى ايمان نياوردنشان

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

مشركان براى ردّ ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، دو دليل واهى و بهانه جويانه مى آوردند: 1ـ بشر بودن آن حضرت (هل هـذا إلاّ بشر مثلكم)، 2ـ ساحر بودن ايشان (أفتأتون السحر).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 11

11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام

قالوا سحران تظـهرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 15

15 - اتهام بى پرده كافران ، مبنى بر جادوى آشكار بودن قرآن كريم

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 2،4

2 - قرآن ، سحرى آشكار در ديدگاه مشركان

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

4 - اصرار و پافشارى مشركان بر متهم كردن قرآن و معجزه الهى به سحر و جادوگرى

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

برداشت فوق از به كار رفتن نفى و استثنا در آيه شريفه كه دلالت بر حصر و قطعى بودن مفاد آن است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 1،2،3

1 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، از سوى وليدبن مغيره

فقال إن هـذا إلاّ سحر

2 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، طرحى حساب شده از سوى وليدبن مغيره

إنّه فكّر و قدّر . .. فقال إن هـذا إلاّ سحر

3 - قرآن ، در ديدگاه غرض آلود وليدبن مغيره ، سحرى برگرفته شده از ساحران پيشين بود .

فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يؤثر» از ماده «أثر» (روايت و مطلب نقل شده از پيشينيان) باشد.

409- تهمت رؤياى آشفته به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 1

1- خواب آشفته دانستن قرآن ، از تبليغات سوء مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا أضغـث أحلـم

«أضغاث» (جمع «ضغث») به معناى دسته ها و مختلط ها و «أحلام» (جمع «حلم») به معناى خواب ها است. اين تعبير (أضغاث أحلام) به خواب هاى آشفته و پراكنده اطلاق مى شود.

410- تهمت ساختگى به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 3

3 - ردّ اتهام كافران از سوى خداوند نسبت به ساختگى بودن قرآن

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 13

13 - مشركان ، معتقد بودند قرآن ساخته و پرداخته است ; نه وحى .

و قالوا ما هـذا إلاّ إفك مفترًى

مشاراليه «هـذا» به قرينه «تتلى عليهم آياتنا» مى تواند قرآن باشد. هم چنين مى تواند حاصل تلاوت (قول به توحيد) باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 1

1 - مشركان ، در حالى قرآن را ساخته و پرداخته [ دست ] بشر مى دانستند كه هيچ دليل آسمانى نداشتند .

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين . و ما ءاتينـهم من كتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 6

6 - نسبت دادن ساختگى بودن قرآن از سوى مشركان ، ناآگاهانه و به دور از علم بوده است .

قالوا ما هـذا إلاّ سحر مبين . .. و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب

411- تهمت شعر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 4

4- نسبت نارواى شعر و شاعرى به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى مشركانِ ستم پيشه

بل هو شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 3

3 - حقيقت قرآن مبرّا از شعر ، و ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) منزه از شاعرى و خيال پردازى

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 4

4 - اتهام شعر به قرآن و شاعرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان در آغاز رسالت

و ما هو بقول شاعر

412- تهمت كهانت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 4

4 - اتهام كهانت به قرآن و كاهنى به پپامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان

و لا بقول كاهن

413- ثبات قدم مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 3

3- خداوند ، كسانى را كه به سخنان استوار و جاودانه ( قرآن ) ايمان آورند ، در دنيا و آخرت ثابت قدم و خلل ناپذير مى كند .

يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در «بالقول» متعلق به «آمنوا» باشد; يعنى، كسانى كه به سخنان استوار، كه به قرينه آيه قبل مى تواند همان «كلمه طيبه» باشد، ايمان آورند از ناحيه خداوند مورد تأييد هستند.

414- جادوانگارى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 1

1 - مشركان ، قرآن را سحر قلمداد كردند .

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 6

6- سحر خواندن قرآن ، نتيجه تضاد و بحران درونى كافران ، در انكار حق و مشاهده نفوذ آيات وحى *

قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم هـذا سحر مبين

415- جاذبه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 6

6 ـ جاذبه خاص قرآن براى علماى راستين و ژرفنگر

لكن الرسخون . .. يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

416- جامعيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 5،6،14

5 ـ قرآن، معجزه اى كافى براى هدايت و برآورنده تمامى نيازهاى هدايتى انسان است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

با توجه به آيه قبل، كه سخن از نزول معجزات بوده مى توان گفت مراد از «الكتاب» قرآن است و چون قرآن كتاب هدايت و «من شىء» بيانگر جامعيت آن است، لذا بر مبرا بودن قرآن از هرگونه كاستى در جهت هدايت آدميان دلالت دارد.

6 ـ قرآن خالى از هرگونه نقص و كاستى براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

14 ـ عن الرضا(ع): . .. إن اللّه عز و جل ... أنزل عليه القرآن فيه تبيان كل شىء بيّن فيه الحلال و الحرام و الحدود و الأحكام و جميع مايحتاج إليه الناس كملا فقال عز و جل: «ما فرطنا فى الكتاب من شىء» ... .

از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. خداوند عز و جل ... قرآن را بر رسولش(صلی الله علیه و آله) نازل كرد، در قرآن روشنگرى براى هر چيزى وجود دارد، در آن حلال و حرام، حدود و احكام و تمامى آنچه را كه مورد نياز مردم است بطور كامل بيان فرمود و خداوند عز و جل فرمود: «ما در اين كتاب، هيچ چيز را فرو گذار نكرديم» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 11

11 ـ بيان قرآن و تنوع و گوناگونى آن براى هدايت انسان كافى است.

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

دعوت به نگرش در چگونگى بيان آيات و همچنين اظهار شگفتى از رويگردانى برخى مردم از هدايتهاى قرآن، بيانگر كارسازى و نقش مؤثّر آن در هدايت انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1،5

1 ـ قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

5 ـ قرآن و اسلام پاسخگوى همه نيازهاى هدايتى بشر و حجت تامه پروردگار است.

و تمت كلمت ربك

لازمه تمام بودن قرآن و در نتيجه اسلام، توان پاسخگويى به همه نيازهاست ; به گونه اى كه به بيرون از خود نيازى نداشته باشد ; همان گونه كه راغب مى گويد: «تمام . .. انتهائه إلى حد لا يحتاج إلى شىء خارج عنه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 5

5 ـ قرآن، برنامه كامل حيات مادى و معنوى انسان است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

لازمه وجوب پيروى از خداوند با اجراى قرآن و ضرورت پرهيز از پيروى از غير آن اين است كه آنچه را انسانها در حيات مادى و معنوى خويش بدان نياز واقعى دارند، به صورت اجمال و يا تفصيل در قرآن بيان شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 4

4- هدايت قرآنى ، هدايتى جامع و فراگير است .

فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

كلمه «الناس» نشان دهنده اختصاص نداشتن معارف قرآنى به قشرى خاص است و «من كلّ مثل» گوياى بهرگيرى از تمامى انواع مثل ها در زمينه هاى هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 5

5 - قرآن ، كامل ترين كتاب آسمانى و اسلام جامع ترين دين الهى

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

در برداشت ياد شده، برتر بودن قرآن در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى و به لحاظ كمال و جامعيت سنجيده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 7

7- قرآن ، بيانگر و در بر دارنده همه مسائل مهم *

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة ... فيها يفرق كلّ أمر حكيم

خداوند، از سويى قرآن را كتابى روشن و روشنگر و از سويى ديگر نزول آن را در شبى مبارك ـ كه تقدير امور هستى در آن صورت مى پذيرد ـ معرفى مى نمايد. تقارن دو امر ياد شده، اين احتمال را تقويت مى كند كه مقدرات كلى الهى در هستى، در قرآن موجود و بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 3

3 - قرآن ، در بيدارگرى و پندآموزى ، بهترين و جامع ترين كتاب است .

إنّه تذكرة

تنكير «تذكرة» براى تعظيم است. بر اين اساس مى توان گفت: عظيم بودن تذكار قرآن، بيانگر عظمت و برترى اين كتاب، از نظر پندآموزى و بيدارگرى، نسبت به ديگر كتاب ها و نيز جامعيت آن در اين عرصه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 4

4 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى گذشته است . *

يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة

417- جاودانگى عذاب معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 1

1 - كسانى كه از تذكرات قرآن ، فاصله گرفته ، آن را نپذيرند ، به بزرگ ترين و سوزان ترين آتش ها ، گرفتار شده و در آن باقى خواهند ماند .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

زجاج گفته است: «صلى»; يعنى، ملازم و همراه شد (لسان العرب) و «صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد. (قاموس). «كبرى»; يعنى، بزرگ تر و بزرگى آتش به گستردگى و افروخته تر بودن آن است.

418- جاودانگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 9

9 ـ قرآن و اسلام ، كتاب و آيينى جاودان و ماندگار

و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى است پاينده و خلل ناپذير .

الكتب الحكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «محكَم» باشد ; زيرا «إحكام» (مصدر محكم) به معناى بازداشتن و مصون ساختن چيزى از فساد و تباهى است. توصيف «كتاب» به «حكيم» بيانگر اتقان، پايندگى و خلل ناپذيرى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 5

5- قرآن ، معجزه جاودان الهى كه همواره كتابى بى مانند بوده و تا ابد نيز بى همانند خواهد ماند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

از اينكه آيه تصريح مى كند هيچ انس و جنى توان آوردن مانند قرآن را ندارد، به دست مى آيد كه قرآن، همواره كتابى بى مانند خواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 4

4- قرآن ، كتابى است جاودانه و تعاليم آن تأثيرناپذير از گذشت زمان .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

برداشت فوق، مبتنى بر يكى از معانى و موارد استعمال «حق» است كه عبارت است از: امر ثابت و زوال ناپذير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 8

8 - خداوند ، از ماندگارى قرآن در ميان مردم و خوانده شدن اش بر آنان ، خبر داده است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم

فعل مضارع «يتلى» دلالت بر استمرار مى كند و تعيين نشدن فاعل آن نيز، نكته ياد شده را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى است پاينده ، استوار و خلل ناپذير .

و القرءان الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 4

4 - تأثير نداشتن گذشت زمان ، در حقانيت معارف قرآن

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

بنابراين كه مراد از «باطل» زوال حقانيت باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 11

11 - قرآن ، كتابى جاودان و كهنه نشدنى

و ما نزل من الحقّ

يكى از معانى واژه «حقّ» ثابت و استوار است. در اين صورت توصيف قرآن به «حقّ»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 8

8 - قرآن و اسلام ، كتاب و آيينى جاودان

و اللّه متمّ نوره

419- جايگزينى آيات منسوخ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 7

7 - خداوند ، هرگاه آيه اى از قرآن يا حكمى از اسلام را نسخ كند و يا به متاركه آن فرمان دهد ، آيه و حكمى بهتر يا همسان با آن را نازل مى كند .

ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها

420- جذابيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 13

13 ـ قرآن براى مشركان زيبا و جذاب بوده است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

«أساطير» به معنى سخن زينت شده و زيبا آمده است. «سطر فلان على فلان إذا زخرف له الأقاويل و نمقها». (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 14

14 ـ قرآن ، كتابى پرجاذبه و شگفت آور در نظر سران كفر وشرك

و قالوا أسـطيرالأوّلين . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

اسطوره خواندن قرآن و سحر دانستن آن از سوى سران كفر و شرك، گوياى اين نكته است كه اين كتاب الهى، همانند اسطوره، سحر و جادو، براى آنان جاذبه داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 4

4 - قرآن ، كتابى است داراى نظم ، شيوه و تركيبى جذاب و مخصوص به خود .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه آنچه كافران را به شعر پنداشتن قرآن واداشت، نظم و اسلوب پر جاذبه و ويژه اى بود كه در اين كتاب الهى مشاهده كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 3

3- گروه جنيان ، مجذوب پيام وحى با استماع آن از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك . .. فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت، نشانگر اشتياق آنان به استفاده هرچه بيشتر از قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 3

3 - قرآن و كلام الهى ، داراى جاذبه بسيار ; حتى براى كافران لجوج و حق ناپذير

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 4

4 - قرآن ، كلامى پرجاذبه و اثرگذار ، حتى در نظر كافران حق ناپذير عصر نزول

فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر

اطلاق «سحر» به قرآن، مى تواند به اين جهت باشد كه همان گونه كه سحر بسيار تأثيرگذار است، قرآن نيز چنين است.

421- جمع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 ـ قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صورت كتاب بوده است .

و قد نزل عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 ـ قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 4

4ـ كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايـت الكتـب

اطلاق «كتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت است كه آيات آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب و نوشته درآيد. به هر تقدير ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 2

2- قرآن ، در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجموعه اى مدوّن بود .

واذكر فى الكتـب

حرف «ال» در «الكتاب» عهد حضورى است و به كتاب موجود اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 3

3- قرآن در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در نيمه نخست بعثت ) به عنوان كتاب شناخته شده بود .

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

با توجه به اين كه سوره «انبيا» در مكه نازل گرديد، استفاده مى شود كه قرآن در نيمه اول بعثت به عنوان كتاب شناخته شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 5

5 - تدوين قرآن ، پس از نزول هر آيه يا هر سوره آن

الكتـب المبين

اطلاق «كتاب» (نوشته) مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول آيات قرآن، مكتوب مى شده و يا توصيه اى است بر اين كه بايد مكتوب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 4

4 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 3

3 - قرآن ، در همان عصر نزول ، به « كتاب » مشهور بود .

تنزيل الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هردو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 4

4 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اللّه نزّل أحسن الحديث كتـبًا

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو احتمال گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 8

8ـ انجام كتابت و جمع آورى قرآن ، در عهد پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) *

و الكتـب المبين

آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به صورت مكتوب و مدوّن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 3

3 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته) بر قرآن، مى تواند حاكى از آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

422- جن بعد از نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 2،6

2 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : برخى صالح و نيك كردار و برخى غير آنان

و أنّا منّا الصـلحون و منّا دون ذلك

6 - مؤمنان جن ، پس از نزول قرآن و ايمان آوردن به آن ، به چند فرقه مذهبى تقسيم شده و به مسلك هاى گوناگون روى آوردند .

كنّا طرائق قددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

423- جن قبل از نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 6

6 - جنيان ، پيش از نزول قرآن و بعثت پيامبراسلام ، معتقد به شرك و وجود همسر و فرزند براى خداوند

و أنّه تعـلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 9 - 1،2

1 - در كمين نشستن جن در آسمان براى استراق سمع ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقـعد للسمع

2 - آگاهى و دسترسى جن از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان ، پيش از نزول قرآن

و أنّا كنّا نقعد منها مقـعد للسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 11 - 1،5

1 - دو دسته بودن جنيان ، پيش از نزول قرآن : 1ـ افراد خوش طينت و متمايل به خير و صلاح ; 2ـ افراد بدسرشت و متمايل به شرّ و فساد .

و أنّا منّا الصـلحون و منّا دون ذلك

درباره اين كه آيه شريفه، بازگو كننده وضعيت جن پيش از نزول قرآن و استماع آنان است و يا پس از آن، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. بنابراين احتمال، مقصود از صلاح، صلاح در ايمان و تقوا نيست; بلكه مراد صلاح از لحاظ طينت و تمايل به خير و صلاح است.

5 - جن پيش از نزول قرآن ، داراى مسلك ها و عقايد گوناگون

كنّا طرائق قددًا

«طرائق» (جمع «طريقة») به معناى راه و «قِدَد» (جمع «قِد») به معناى بريده شده است.

424- جوسازى عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

425- جوسازى هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

426- جهان شمولى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 7

7 - همه انسان ها مخاطبان قرآن هستند .

هدًى للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 33

33 - همه انسان ها مخاطبان قرآن هستند .

يبين اللّه ءايته للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 8

8 ـ تمامى انسان ها ، مخاطبان قرآن

يأيها الناس . .. و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 11

11 ـ قرآن، كتاب جهانى و براى همه عصرها و انذار دهنده كسى كه به معارف آن دست يابى يابد.

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

«من بلغ» بيانگر عموم و محدود نبودن مرز دعوت قرآن در عرصه زمان و مكان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 15

15 ـ قرآن، يادآورى براى جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 10

10 ـ نزول قرآن براى انذار همه مردم جهان بوده و محدود به مكانى خاص نيست.

و لتنذر أم القرى و من حولها

كاربرد كلمه «ام القرى» به صورت توصيفى براى مكه، كه در عين حال عنايت به ديگر شهرها و نقاط نيز هست، مضافاً بر الحاق «من حولها» كه شامل تمامى نقاط ديگر مى شود، بيانگر دعوت اسلام و قرآن براى همه مردم زمين و در تمام نقاط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 2

2 ـ دعوت قرآن ، دعوتى عام ، فراگير و جهان شمول است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 4

4ـ اسلام و تعاليم قرآن جهانى است و محدود به زمان ، مكان و طايفه اى نيست .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 7

7- قرآن ، كتابى است جهانى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى همه انسان ها مبعوث شده است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

كلمه «الناس» دلالت بر عموم مردم مى كند و هيچ قيدى در كلام نيست تا «الناس» را مقيّد به گروه خاصّى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 2

2- قرآن ، كتاب جهانى و قابل فهم براى همه مردم

هـذا بلـغ للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 7،12

7- همه مردم ، مخاطبان قرآنند و پيام آن جهانى است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن ـ اعم از عقلى و حسى ـ است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 5

5- مخاطبان قرآن همه توده هاى بشرى هستند و نه گروهى خاص

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 6

6- تعاليم قرآن ، جهانى است و همه انسان ها توان فهم آن را دارند .

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلنـه تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 5

5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 21

21 - همه انسان ها ، مخاطب پيام قرآن و دين اند .

يضرب اللّه الأمثـل للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 12

12 ـ قرآن ، كتابى جهانى و اسلام ، آيينى همگانى

ليكون للعـلمين نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 7

7 - همه مردم ، مخاطب قرآن كريم اند .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 4

4 - قرآن ، كتابى جهانى ، و پيام آن براى همه مردم است .

يـأيّها الناس اتّقوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 2

2 - قرآن ، كتاب جهانى و فرامليتى

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 6

6 - قرآن ، كتابى براى عموم مردم است ; نه ويژه گروهى خاص .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده از تعبير «للناس» (براى مردم) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 52 - 1،3

1 - قرآن ، مايه تذكّر و بيدارى جهانيان است .

و ما هو إلاّ ذكر للعـلمين

3 - قرآن ، كتابى است جهانى و براى همه ملت ها با فرهنگ هاى گوناگون .

ذكر للعـلمين

عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «عالمين»; يعنى، همه انسان ها و با توجه به همه مجموعه هاى بشرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 2

2 - تعاليم قرآن ، براى همه مردم است و به زمان ، مكان و طايفه اى خاص ، محدود نيست .

للعـلمين

«عالمين» به معناى اصناف مخلوقات است (لسان العرب). سياق آيه شريفه، آن را در مخلوقات عاقل محدود مى سازد.

427- جهل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 5

5ـ آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را باور ندارند ، كوردل و جاهلند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 7

7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .

و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 6

6 - عوامل و زمينه هاى سقوط و هلاكت تكذيب گران ، ناشناخته براى خود آنان

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

428- حامى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 4

4 - خداوند خود ، مدافع قرآن در برابر تبليغات مكّارانه كافران است .

إنّه لقول فصل . .. يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

429- حتميت عذاب توطئه گران عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 5

5 - تلاش گران بر ضد آيات قرآن ، عذابى قطعى خواهند داشت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و الذين يسعون فى ءايـتنا ... أُولـئ

در اين كه مراد از «آيات» در اين آيه، مطلق آيات خدا است و يا آيه هاى قرآن (به قرينه اين كه در آيات پيشين از قرآن سخن به ميان آمده است)، دو احتمال وجود دارد. برداشت ياد شده بنابر احتمال دوم است.

430- حتميت كيفر مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 3

3 - كفر و مبارزه با قرآن ، داراى كيفرى حتمى و غير قابل چشم پوشى

فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا و لنجزينّهم

تأكيد فعل هاى «نذيق» و «نجزى» به لام و نون ثقيله، مفيد برداشت ياد شده است.

431- حج قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 15،30،33

15 ـ حج تمتّع ، مخصوص غير اهل مكّه است .

ذلك لمن لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام

30 ـ ملاك مكّى بودن ، سكونت در شعاع هجده ميلى ، از هر سوى مسجد الحرام

لمن لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام

امام صادق (ع) درباره آيه مزبور، فرمود: من كان منزله على ثمانية عشر ميلا من بين يديها و ثمانية عشر ميلا من خلفها و ثمانية عشر ميلا عن يمينها و ثمانية عشر ميلا عن يسارها فلا متعة له . ..


كافى، ج 4، ص 300، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 192، ح 692.

33 ـ عدم جواز حج قِران و اِفراد ، مگر براى اهل مكّه و حاضران در آن

و اتمّوا الحجّ و العمرة للّه

امام رضا (ع): لا يجوز القران و الافراد الّذى يستعمله العامة الاّ لاهل مكّة و حاضريها . .. قال اللّه تعالى «و اتمّوا الحج و العمرة للّه ...»


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 124، ح 1، ب 35 ; نورالثقلين، ج 1، ص 181، ح 641.

432- حجاب قلب دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 10

10- خداوند ، به جهت محروم ساختن مخالفان قرآن از فهميدن نكته هاى آن و گوش سپارى به آيات الهى ، بر دل هايشان ، حجاب هايى متعدد و در گوش هايشان ، سنگينى ، مى افكند .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانّهم وقرًا

«أكنّه» جمع «كِنان» به معناى «پرده و پوشش» است. «وَقر» به معناى «سنگينى» است. سنگينى در گوش، كنايه از دل ندادن به آيات الهى، و نشان دادن رفتارى شبيه كران، در آن است. ضمير «يفقهوه» به «آيات» بازمى گردد كه چون مراد از «آيات»، واژه «قرآن» است، ضمير مذكر آمده است. و مراد از «أن يفقهوه»، «لئلايفقهوه» و يا «كراهة أن يفقهوه» است.

433- حدوث قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 7

7- قرآن ، كلامى حادث و ايجاد شده از سوى خداوند

إن لم يؤمنوا بهـذا الحديث

«حديث» چه به معناى جديد باشد و چه به معناى حادث مقابل قديم، بر حدوث قرآن دلالت دارد.

434- حرمت كتمان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

435- حسابرسى اخروى تجزيه كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 5

5- قيامت ، روز بازخواست از مجرمان و تجزيه كنندگان آيات قرآن

لنسئلنّهم أجمعين

آورده شدن فعل مضارع «نسئل» براى بازخواست، مى تواند اشاره به آينده و روز قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 93 - 2

2- تمامى رفتار و اعمال كافران و تجزيه كنندگان قرآن ، مورد بازپرسى خداوند در قيامت قرار خواهد گرفت .

المقتسمين . الذين جعلوا القرءان عضين . فوربّك لنسئلنّهم أجمعين . عمّا كانوا يعمل

436- حفظ قداست قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 8

8 ـ حفظ قداست قرآن و اسلام و بازداشتن ديگران از ياوه سرايى و تخطئه و استهزاى آن، وظيفه مسلمانان است.

و ما على الذين يتقون . .. و لكن ذكرى لعلهم يتقون

437- حق طلبان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 8

8 - تنها حق جويان و اهل ايمان ، زمينه دار بهره مندى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

قيد «لقوم يؤمنون» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

438- حق ناپذيران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 3

3 - قرآن و كلام الهى ، داراى جاذبه بسيار ; حتى براى كافران لجوج و حق ناپذير

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

439- حق ناپذيرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 8

8 - مشكل منكران قرآن ، نهفته در خودشان و نه ناشى از نارسايى مفاهيم وحى

نتلوها عليك بالحقّ فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايـته يؤمنون

خداوند با تعبير «فبأىّ حديث. ..»، تأثير و كارايى والا و بى نظير قرآن را يادآور شده است. اين تعبير تعريضى به كافران نيز دارد كه كفر و بى ايمانى آنان، برخاسته از نارسايى مفاهيم وحى نيست; بلكه ريشه در لجاج، عناد و سست انديشى نهفته در درون آنها دارد.

440- حق ناشنوايى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 6

6 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

441- حقانيت آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 2

2ـ همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .

كتــب أُحكمت ءايــته

اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 1

1 - آيات قرآن ، منطبق با حقيقت و واقعيت هستى و به دور از هرگونه كذب و افترا

تلك ءايـت اللّه نتلوها عليك بالحقّ

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «تلك»، اشاره به آيات قرآن باشد و «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» و نيز «حقّ» به معناى مطابق با واقع باشد.

442- حقانيت آيات منسوخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 7

7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ

443- حقانيت آيات ناسخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 7

7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ

444- حقانيت انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 4

4- هلاكت اقوام و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ در اثر خيره سرى در مقابل حق ، نشانگر واقعيت داشتن انذار هاى قرآن است .

و تنذر به . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

طرح مسأله نابودى جوامع در طول تاريخ (در پى بيان وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انذار مردم لجوج به وسيله قرآن) هشدارى به مردم عصر بعثت و ديگر عصرها است كه ايستادگى و سرسختى در برابر حق، عواقب زيانبار و تباه كننده اى براى جوامع در پى دارد.

445- حقانيت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 2

2ـ همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .

كتــب أُحكمت ءايــته

اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.

446- حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 3

3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن

لاريب فيه

«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 7،13

7 - قرآن منزّه از آن است كه در آسمانى بودنش ، شك و ترديد روا باشد .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

با وجود اينكه كفر پيشگان در آسمانى بودن قرآن اظهار ترديد مى كردند و بلكه منكر آن بودند خداوند در بيان ترديد آنان جمله شرطيه به كاربرد تا به اين حقيقت اشاره كند كه: ترديد در حقانيت قرآن تنها قابل فرض است و نمى تواند واقعيت داشته باشد.

13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين

متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6،7

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 15

15 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل

و هو الحق

«ال» در «الحق» نظير ال در «زيد الرجل» براى استغراق صفات افراد است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 4

4 ـ حقّانيّت آيات الهى ( قرآن )

تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 14

14 ـ تورات و انجيل ، حاوى آيات و نشانه هايى دالّ بر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

انّ من اهل الكتب . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

از رابطه بين ايمان به قرآن و ناديده نگرفتن آيات الهى (تورات و انجيل)، به دست مى آيد كه در آنها بروشنى حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) مطرح بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 9

9 ـ تأييد قرآن بر درستى و راستى تورات و انجيل ، نشانه حقانيّت آن و راهبر اهل كتاب بر ايمان بدان

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

«مصدقاً لما معكم» پس از دعوت اهل كتاب به ايمان به منزله دليلى است فراروى آنان براى باور به حقانيّت قرآن و لزوم ايمان بدان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 6

6 ـ حقانيّت قرآن و پيامبر اسلام ، امانتى الهى كه اهل كتاب وظيفه دار بيان آن بودند .

ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 8،11

8 ـ محتواى قرآن ، شاهد حقانيت آن

افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

11 ـ پيراستگى قرآن از هر گونه اختلاف ، دليل صدور آن از جانب خداست .

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 3

3 ـ حقانيت همه جانبه قرآن و مطابقت معارف و تعاليم آن با واقع

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

كلمه «حق» به معناى مطابقت و موافقت با واقع است و در برداشت فوق، كلمه «بالحق»، توصيف «الكتب» گرفته شده و به تعبير ادبى، حال براى آن است. يعنى: متلبساً بالحق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 1،5،7،13

1 ـ خداوند و فرشتگان او گواه بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك . .. و الملئكة يشهدون

در برداشت فوق جمله «و الملئكة يشهدون» عطف بر «اللّه يشهد» گرفته شده است و در نتيجه متعلق «يشهدون» نيز «بما انزل اليك» خواهد بود.

5 ـ تجلى علم الهى در قرآن ، گواهى خداوند بر حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

جمله «انزله بعلمه» مى تواند تفسيرى براى «يشهد» باشد يعنى نزول قرآن كه مظهرى از علم خداوند است، همان شهادت الهى بر حقانيت قرآن و متعاقباً حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

7 ـ گواهى خداوند به حقانيت قرآن برخاسته از علم و آگاهى او نسبت به آن

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

13 ـ شهادت خداوند براى اثبات حقانيت قرآن كافى است .

لكن اللّه يشهد بما أنزل . .. و كفى باللّه شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى از جانب خدا و سراسر حق

قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

در برداشت فوق كلمه «الحق» به قرآن تفسير شده است و «من ربكم» حال براى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 2

2 ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

و انزلنا إليك الكتب بالحق

در برداشت فوق «بالحق» حال براى «الكتب» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 6

6 ـ گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن

ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 1

1 ـ ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن

يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 4

4 ـ ضرورت اقرار زبانى به توحيد ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن پس از باور به آن

فاثبهم اللّه بما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 8

8 ـ اهل كتاب، قرآن و حقانيت آن را، همانند فرزندان خود، مى شناختند.

و أوحى إلىّ هذا القرءان . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

از احتمالات مطرح در مورد مرجع ضمير «يعرفونه» قرآن است كه در آيه قبل به صراحت به عنوان شاهد بر نبوت و توحيد ذكر

گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 1

1 ـ قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.

و كذّب به قومك و هو الحق

در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 9،10

9 ـ اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

10 ـ نزول قرآن بر اساس حق، جلوه ربوبيت الهى نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

أنه منزل من ربك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 7

7 ـ قرآن خود روشنگر حقانيت خويش و بى نياز از دليلى ديگر است.

فقد جاءكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،3،4

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

3 ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و نازل شده از جانب خداوند

إ كان هذا هو الحق من عندك

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 2

2 ـ وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان منكران قرآن ، علت مصونيت آنان از عذاب هاى الهى ، نه حقانيت آنان در انكار قرآن

إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر . .. و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم

جمله «و ما كان . .. » پاسخى است به عذاب خواهى منكران قرآن. يعنى وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان جامعه مانع عذاب استيصال است. بنابراين كسى مپندارد كه عذاب نشدن منكران قرآن هر چند به تقاضاى خود آنان باشد، دليل حقانيت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى حق ، مبرا از پندار ها ، تخيلات و نازل شده از جانب خداوند

لقد جاءك الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 2

2 ـ قرآن كتابى حق و مبرّا از هرگونه پندار ها و تخيلات باطل است .

قد جاءكم الحق من ربكم

حق، مقابل باطل و به معناى داراى واقعيت است; به اين معنا كه معارفى كه در قرآن آمده، حقايقى است منطبق با واقعيت و از هرگونه پندار و تخيلات واهى خالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 18

18ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

إنه الحق

«ال» در «الحق» به اصطلاح براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 3

3ـ ايمان نياوردن اكثر مردم ، ريشه در حق ناپذيرى آنان دارد ، نه قصورى از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ و نه ناتمام بودن برهان بر حقانيّت قرآن

ذلك من أنباء الغيب . .. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

آيه قبل بيان داشت كه حقانيّت قرآن و الهى بودن آن امرى روشن است و جمله «و لو حرصت» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ابلاغ دين تلاشى پى گير داشت. اين دو حقيقت بيانگر آن است كه حجت بر مردم تمام است و ايمان نياوردن آنان، نشانه حق ناپذيرى ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 6

6ـ قرآن كتابى سراسر حق ، بدون نقص و پيراسته از هر گونه باطل و ناروايى

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

«ال» در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است. بنابراين «الحق» ; يعنى ، حق كامل كه كمترين باطلى در آن راه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 1

1ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل و ناروا

أنما أُنزل إليك من ربك الحق

«ما» در «أنما» موصول اسمى و به معناى «الذى» است و مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 6

6- قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از سخنان باطل و بيهوده

قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 1

1- ايمان يا بى ايمانى مردم به قرآن ، تأثيرى در حقانيت مفاهيم و معارف آن نخواهد داشت .

و بالحقّ أنزلنه . .. قل ءامنوا به أو لاتؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 10

10- نقش مؤثر و سازنده انديشه و خردمندى در ره يابى به حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد أنزلنا. .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 7

7 - قرآن ، كتابى است آميخته به حق و مبرا از هر گونه باطل .

أنّه الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 6

6 - قرآن ، كتابى آميخته با حق و مبرا از هر گونه سخن باطل

بل جاءهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 2

2 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه آموزه هاى باطل

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 4

4 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه باطل

إنّه الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 7

7 - قرآن ، كتابى سراسر حق است .

أو كذّب بالحقّ لمّا جاءه

برداشت بالا براساس اين احتمال است كه «ال» در «الحقّ» عهد بوده و به قرينه «لمّا جاءه» اشاره به قرآن داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 4،6

4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .

أم يقولون افتريـه بل هو الحقّ

6 - قرآن ، حقِّ محض و نازل شده از جانب خداوند است .

بل هو الحقّ من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 2

2 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خدا و سراسر حق و حقيقت در ديدگاه عالمان

و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ

مراد از «الذى أُنزل إليك» قرآن كريم است و مصداق كامل و تمام عيار آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 19

19 - قرآن ، كتابى حق است و ساخته و پرداخته [ دست ] بشر نيست .

و قالوا ما هـذا إلاّ إفك . .. و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 7

7 - قرآن ، كتاب حقى است و ساخته دست بشر نيست .

قالوا ما هـذا إلاّإفك مفترًى . .. قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 49 - 2

2 - قرآن ، كتاب حقى است .

قل جاء الحقّ

به قرينه اين كه آيه در سياق آياتى است كه درباره قرآن كريم و برخورد با مشركان با آن است، «ال» در «الحقّ» مى تواند عهد بوده و به قرآن بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 4

4 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل

من الكتـب هو الحقّ

«ال» در «الحقّ» ـ نظير ال در «زيدالرجل» ـ براى استغراق صفات است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 3،11

3 - قرآن ، سخنى است سراسر حق و هدف مند و پيراسته از كلامِ برخواسته از تخيلات و سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده از شعر نبودن قرآن استفاده مى شود; زيرا شعر برخاسته از تخيلات شاعر و معمولاً توأم با سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع است كه شاعران گاهى به منظور حفظ وزن، سجع و قافيه شعر به آن متوسل مى شوند.

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 1

1 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

بل جاء بالحقّ

مقصود از «حق» قرآن است و «ال» در آن، مى تواند براى استغراق صفات افراد باشد (مانند «ال» در «زيد الرجل»); يعنى،

قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و خيال پردازى هاى باطل .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 5

5 - قرآن ، سخنى سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و كذّب بالصدق

«صدق» به معناى امر مطابق با واقع و حق است و آمدن آن به صورت مصدر، براى افاده مبالغه مى باشد; يعنى، قرآن و دينى كه عين حق و نفس صدق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 7

7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و الذى جاء بالصدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 4

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و تخيلات باطل

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 7

7 - انكار قرآن ، با وجود درك حقانيت آن دشمنى با خدا است .

ذلك جزاء أعداء اللّه . .. جزاء بما كانوا بأيـتنا يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 8

8 - آيات قرآن و معارف آن ، حقايقى استوار و ترديد ناپذير

و إنّه لكتـب عزيز

«عزيز» به معناى شكست ناپذير است كه مراد از آن در آيه شريفه، استحكام و خلل ناپذيرى قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 3،4،12

3 - معارف و آموزه هاى قرآن ، سراسر حق و به دور از هر گونه سخن باطل است .

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

4 - تأثير نداشتن گذشت زمان ، در حقانيت معارف قرآن

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

بنابراين كه مراد از «باطل» زوال حقانيت باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

12 - « فى المجمع : فى قوله تعالى « لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه » ، قيل فيه أقوال : . . .ثالثها : معناه انّه ليس فى أخباره عمّا مضى باطل و لا فى إخباره عما يكون فى المستقبل باطل بل إخباره كلّها موافقة لمخبراتها . و هو المروى عن أبى جعفر و عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . ;

در مجمع البيان در مورد قول خدا «لايأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» آمده است: اقوالى در تفسير اين آيه گفته شده كه سوم آن اين است: در خبر دادن قرآن از آنچه گذشته و از آنچه در آينده خواهد آمد، هيچ باطلى نيست; بلكه خبرهاى قرآن همه مطابق با واقع است و اين معنا از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1،6

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

6 - حقانيت محتواى قرآن ، نشانگر نزول آن از سوى خداوند ( اللّه )

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ

آيه شريفه بدين معنا است كه آن كس كه اين كتاب را به حق نازل كرده خدااست و جز او نمى تواند باشد; نظير اين كه گفته شود: هنرمند است آن كس كه چنين خط زيبا نوشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 14

14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .

أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البـطل و يحقّ الحقّ بكلمـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 7

7 - قرآن ، سخنى سراسر حق و حقيقت

حتّى جاءهم الحقّ

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مراد از «حقّ» قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 5

5 - محتواى قرآن ، حقايقى استوار و ابطال ناپذير

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

آيه شريفه از يك سو نزول قرآن را به خداوند نسبت مى دهد و از سويى ديگر او را به وصف عزت توصيف مى كند. تناسب بين نزول قرآن و صفت عزت، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه قرآن نيز همچون نازل كننده آن، عزيز و شكست ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب ـ كه قرآن به لغت آنان نازل شده ـ از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 7،9،10

7- قرآن ، حقايقى نازل شده از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم

تصريح به «نزّل»، بيانگر اين حقيقت است كه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مفاهيم و حقايق قرآن راابداع نكرده; بلكه قرآن به همين صورت از جانب خداوند بر آن حضرت نازل شده است.

9- قرآن ، حقايق و قوانينى در جهت رشد و تكامل بشر

و هو الحقّ من ربّهم

با توجه به اين كه ضمير «هو» به «ما نزّل. ..» (قرآن) بازمى گردد; از تعبير «من ربّهم» استفاده مى شود كه قرآن نشأت يافته از مقام ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان ها است.

10- مفاهيم و معارف قرآن ، حق ، و به دور از پوچى و تضاد با ارزش ها و واقعيت هاى هستى

و ءامنوا بما نزّل على محمّد و هو الحقّ

از اطلاق واژه «حقّ» بر قرآن (مانزّل على محمّد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 6

6- پيام هاى پروردگار ( آيات قرآن ) ، سراسر حق و به دور از بطلان و پوچى

الذين كفروا اتّبعوا البـطل و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم

از مقابله حق و باطل و اين كه «حقّ» مقيد به «من ربّهم» شده; استفاده مى شود كه «ما نزّل على محمّد» جز حق چيزى نيست و باطل به خداوند انتساب ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 2

2ـ قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نمود هاى بارز حق

و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر ... بل كذّبوا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 10

10 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرّا از هرگونه باطل

و ما نزل من الحقّ

در صورتى كه «حقّ» در آيه شريفه، مقابل باطل به كار رفته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 51 - 1،2،3

1 - قرآن ، كتابى است سراسر حق .

و إنّه لحقّ اليقين

2 - حقانيت قرآن و درستى تعاليم آن ، امرى است يقينى و ترديدناپذير .

و إنّه لحقّ اليقين

3 - وجود مسائل و معارف يقينى و ترديدناپذير در قرآن

و إنّه لحقّ اليقين

447- حقانيت قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 9

9 - نقل هاى تاريخى قرآن ، سراسر حقيقت است و افسانه سرايى در آن راه ندارد .

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

448- حقانيت مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 5،7

5 - مثل هاى قرآن ، حق ( بيانگر واقعيت ها ) و همه از جانب خداوند است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .

فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم

449- حقانيت نزول تدريجى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 7

7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ

450- حقانيت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 1

1- فرو فرستادن قرآن از سوى خدا و رسيدن آن به دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آدميان ، بر اساس حق و به دور از كمترين خلل و باطلى

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

451- حقانيت وعده هاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 2

2 - اخبار خداوند از شناخته شدن حقانيت وعده ها و وعيد هاى قرآن

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

برخى از مفسران بر اين باوراند كه مقصود از «نبأه» (خبر قرآن) مجموعه وعده ها و وعيدهاى قرآن است; اعم از عذاب ها و شكست هاى كافران و پيروزى هاى مؤمنان.

452- حقانيت وعيدهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 2

2 - اخبار خداوند از شناخته شدن حقانيت وعده ها و وعيد هاى قرآن

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

برخى از مفسران بر اين باوراند كه مقصود از «نبأه» (خبر قرآن) مجموعه وعده ها و وعيدهاى قرآن است; اعم از عذاب ها و شكست هاى كافران و پيروزى هاى مؤمنان.

453- حقيقت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 5

5- قرآن ، داراى حقيقتى والا و متعالى است .

قالوا إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك

تعبير «نزّل» ـ كه به معناى فرود آمدن از بالا به پايين است ـ درباره القاى قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توسط جبرئيل، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 3

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايـته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 1،4،6

1 - قرآن ، داراى حقيقتى متعالى و مكتوب در « لوح محفوظ » ، قبل از نزول به زبان عربى

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا . .. و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا

مراد از «اُمّ الكتاب » لوح محفوظ است.

4 - حقيقت ملكوتى قرآن ، فراتر از حد درك و دريافت عادى بشر

و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا لعلىّ

جمله «إنّه فى اُمّ الكتاب لدينا لعلىّ» تأكيدى براى عبارت پيشين است; يعنى، قرآن داراى چنان مرتبه بلندى است كه اگر ما آن را از «اُم الكتاب » به زبان عربى بر نمى گردانديم و براى زمينيان نازل نمى كرديم، دستيابى به معارف آن براى هيچ انسانى مقدور نبود.

6 - حقيقت قرآن ، نزد خداوند است و بشر تنها بهره مند از جلوه هاى آن حقيقت ملكوتى است .

و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا لعلىّ حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 6

6- قرآن ، حقيقتى نازل شده از مرتبتى والا و رفيع

إنّا أنزلنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 4

4- قرآن حقيقتى الهى و نازل شده از سوى او

إنّا أنزلنـه . .. أمرًا من عندنا إنّا كنّا مرسلين

از انتساب مكرر نزول قرآن به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن. ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن . ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها در درك آن ناتوان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسـّرنا» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله اول و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 2

2 - قرآن ، تحقيقاً از سنخ شعر و كلامى شاعرانه نيست .

و ما هو بقول شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 2

2 - قرآن ، به تحقيق از سنخ كهانت و كلامى كاهنانه نيست .

و لا بقول كاهن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 1

1 - قرآن ، بر صفحه لوحى نوشته شده كه حقيقت آن ناشناخته است .

فى لوح

«لوح»، به تخته يا چيز ديگرى گفته مى شود كه بر روى آن بنويسند (مفردات راغب). نكره آمدن «لوح»، ممكن است به منظور بيان ناشناخته ماندن آن باشد.

454- حقيقت نسخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 7

7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .

و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون

455- حكمت در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى است آميخته به حكمت .

ءايت الكتب الحكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «ذوالحكمة» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 4

4 - قرآن ، دربردارنده آيه هاى خدا و حكمت است .

و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايـت اللّه و الحكمة

مراد از «ما» به قرينه «يُتلى» مى تواند قرآن باشد و «من» براى بيان «ما»، در اين صورت، آيات و حكمت، تشكيل دهنده محتواى قرآن خواهد بود.

456- حكمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 2

2 - قرآن ، كتابى حكيمانه است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

وصف «حكيم»، براى قرآن، مى تواند به معناى «داراى حكمت» باشد و مى تواند به معناى مفعول، يعنى محكَم باشد. برداشت بالا، براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى است آميخته با حكمت .

و القرءان الحكيم

«حكيم» مى تواند به معناى «ذوالحكمة» باشد و نيز مى تواند مرادف «مُحْكَم» (فعيل به معناى «مُفْعَل») باشد; چنان كه در قرآن هم به همين معنا به كار رفته است: «كتاب اُحكمت آياته. ..» (هود (11) آيه 1). برداشت فوق برپايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 6

6 - برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى

تنزيل الكتـب من اللّه . .. الحكيم

توصيف خداوند به حكمت ـ در پى سخن گفتن از نزول قرآن ـ مى تواند ناظر به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 8

8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

توصيف خداوند به حكمت ـ در پى سخن گفتن از نزول قرآن ـ مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 1

1 - قرآن و اخبار هشداردهنده آن ، پيامى حكيمانه و در اوج كمال

حكمة بـلغة

«بلوغ» (مصدر «بالغة») در اصل به معناى رسيدن شىء به نهايت و پايان مسافت به كار مى رود و در اين جا كنايه از تماميت و كمال شىء است. بنابراين «حكمة بالغة»; يعنى، حكمت تام و كاملى كه از هر نقص و كاستى مبرا است. گفتنى است كه «حكمة بالغة» در آيه شريفه، بدل براى «ما» در «مافيه مزدجر» است; يعنى، «جائهم حكمة بالغة».

457- حمايت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 13

13 ـ اعلام حمايت و پشتيبانى خدا از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، عليه توطئه گران و نيرنگ بازان عصر بعثت و تهديد آنان به عذاب

و إذا أذقنا الناس رحمة . .. إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً

مكر خدا، مى تواند كنايه از عذاب او باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 11

11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام

قالوا سحران تظـهرا

458- حيات بخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 4

4 - قرآن ، حيات بخش جان انسان ها است .

كذلك أوحينا إليك روحًا

به كارگيرى واژه «روح» به جاى «قرآن» يا «كتاب»، اشاره به جنبه حيات بخشى قرآن دارد.

459- خاتميت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 2

2 ـ اسلام آخرين دين آسمانى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) خاتم انبيا و قرآن آخرين كتاب آسمانى است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

لازمه تمام بودن قرآن در طول زمان اين است كه قرآن آخرين كتاب آسمانى و محتواى آن اسلام نيز آخرين دين باشد.

460- خبرهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 67 - 5

5 - بيان اخبار و اطلاعات بزرگ و پرفايده ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

قل هو نبؤا عظيم

461- ختم قلب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2،4

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

4 - مؤثر نبودن انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كافرانِ منكرِ قرآن ، ناشى از مسدود بودن ابزار درك و فهم ايشان است .

سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون. ختم اللّه على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

462- خدا ترسان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 4

4- آموزش قرآن به اهل خشيت ، آسان و بى نياز از تحمل رنجو ناراحتى است .

ما أنزّلنا . .. لتشقى إلاّ تذكرة لمن يخشى

463- خشوع در برابر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 1،2،3

1- خضوع و خشوع هميشگى عالمان حق پذير در برابر قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

2- قرآن ، حاوى آن چنان معارف عظيم كه خضوع و خشوع تمامى عالمان انديشمند را برمى انگيزاند .

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

3- خضوع عالمان و آگاهان به معارف آسمانى در برابر قرآن ، همراه با سرشك ديدگان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون و يزيده

464- خضوع براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 4

4 - مؤمنانِ نيكوكار ، با شنيدن آيات قرآن ، در برابر آن سر تسليم فرود آورده ، خضوع مى كنند .

فما لهم . .. و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون ... إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الص

465- خضوع در برابر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 4،13

4- برخورداران از علم و آگاهى به معارف آسمانى ، داراى روحيه حق پذيرى و خضوع در برابر آيات قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 1،2

1- خضوع و خشوع هميشگى عالمان حق پذير در برابر قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

2- قرآن ، حاوى آن چنان معارف عظيم كه خضوع و خشوع تمامى عالمان انديشمند را برمى انگيزاند .

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

466- خطاى اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 1

1 - اعراض از قرآن و روى آوردن به غير آن ، شگفت آور و خطايى آشكار است .

فأين تذهبون

استفهام توبيخى در آيه شريفه، علاوه بر سرزنش خطاكاران، بر تعجب از آن خطا نيز دلالت دارد.

467- خطر عذاب دنيوى معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 4

4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

468- خطر هلاكت معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 4

4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

469- خواسته هاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 1،2

1 ـ آمدن فرشتگان و يا آشكار شدن خداوند، از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك

«نظر»، مصدر «ينظرون»، در اينجا به معناى انتظار و توقع است. استفهام به دليل «إلا» استفهام انكارى مى باشد و بنابراين «هل ينظرون» يعنى «ما ينتظرون». انتظارهايى كه در آيه شريفه مطرح شده هم مى تواند توقعاتى باشد كه از سوى مشركان مطرح شده و هم مى تواند بيان حالت آنان باشد. يعنى اگر كسى قرآن را، كه دليلى روشن است، نپذيرد، تنها در صورتى كه فرشتگان بر او حاضر شوند و يا ... ايمان مى آورد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

2 ـ تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 1

1- منكران اعجاز قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ارائه نكردن معجزات اقتراحى و پيشنهادى آنان ، مورد انتقاد قرار مى دادند .

و قالوا لولا يأتينا بــَاية من ربّه

470- خيريت تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 37

37 - شب زنده دارى ، تلاوت قرآن ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و انفاق ، از مظاهر نيكوكارى و مصداق هاى بارز كار هاى خير

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان ... و ما تقدّموا لأنفسك

471- خيريت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 2

2 ـ قرآن كتابى فرخنده و داراى خير و بركت فراوان

هذا كتب . .. مبارك

«مبارك» به چيزى و يا كسى كه خير بسيار از آن تراوش كند، گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 1

1- تقواپيشگان ، معتقد به خير محض بودن وحى الهى ( قرآن )

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 4

4 ـ قرآن ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند

تبارك الذى نزّل الفرقان

472- درخواست تبديل قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 7،9

7 ـ مشركان ، در راستاى مخالفت با قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشنهاد مى كردند : براى آنان به جاى قرآن ، كتاب ديگرى را ـ كه

موافق خواسته ها و تمايلاتشان باشد ـ بخواند .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

9 ـ تبديل و برگرداندن محتواى قرآن به موضوعاتى باب طبع ـ با حفظ نظام و ساختار ظاهرى آن ـ يكى ديگر از پيشنهاد هاى مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راستاى مخالفت با قرآن

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا . .. أو بدّله

473- درخواست دلايل حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) ـ به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود ـ بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

474- درخواست نزول دفعى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 5،9

5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

9 - رد پيشنهاد كافران ( نزول دفعى قرآن ) از سوى خداوند ، به خاطر عدم صداقت آنان در خواسته خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

مقصود از آيه اين است كه اقتراح كافران، بهانه اى بيش نيست; زيرا اگر راست مى گويند پس چرا به تورات ـ با اين كه به صورت دفعى نازل شده بود ـ پيش از اين كفر ورزيدند.

475- درك كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 12

12 ـ تنها دانشوران ، شايسته فهم و درك آيات قرآنند ( آيات مربوط به پديده هاى جهان آفرينش ) .

يفصل الأيت لقوم يعلمون

476- دروغگويى مفتريان بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 105 - 7

7- افترا زنندگان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، خود دروغگوى واقعى اند .

و أُولـئك هم الكذبون

477- دروغگويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 13

13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين

متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.

478- دريافت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 5

5 - مرحله دريافت قرآن ، همانند مرحله نزول آن ، مصون از خطا و تحريف است .

إنّه لقول رسول . .. و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 23 - 3

3 - عقل سالم پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشهود بودن جبرئيل براى آن حضرت در فضايى روشن ، تضمين كننده دريافت صحيح قرآن از فرشته وحى

و ما صاحبكم بمجنون . و لقد رءاه بالأُفق المبين

479- دشمنان دين و معارف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 6

6 ـ انكار نفوذ آموزه هاى قرآن در ميان دل و جان مردم ، از ترفند هاى منافقان و دشمنان دين

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

استفهام در جمله «أيّكم زادته . .. » استفهام انكارى و بيانگر نفى تأثيرگذارى آيات قرآن در دل و جان اهل ايمان است. قابل ذكر است كه ضمير «منهم» به منافقان برمى گردد.

480- دشمنان قاريان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 4،5

4- انسان به هنگام قراءت قرآن ، در معرض هجوم و خشم شيطان است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم

5- شيطان ، مخالف قراءت قرآن و آشنايى انسان با آموزه هاى آن است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم

پناه بردن انسان از شرّ شيطان به خداوند، بيانگر اين است كه شيطان قراءت قرآن و آشنايى با آن را خوش ندارد. گفتنى است آيه بعدى ـ كه سخن از سلطه شيطان و مصونيت مؤمنان از اين سلطه است ـ مؤيد همين برداشت است.

481- دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1،3،4

1 ـ تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

3 ـ احبار ( عالمان يهود ) و راهبان ( عالمان نصارا ) سردمداران مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «هم» در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به احبار و راهبان بازگردد، كه در اين صورت آيه شريفه بيانگر يكى از مصداقهاى «اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً» خواهد بود ; بدين معنا كه احبار و راهبان عليه قرآن و اسلام سخنان نادرست مى گفتند و يهود و نصارا از آنان تبعيت كوركورانه و اطاعت محض داشتند.

4 ـ اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 5

5- شيطان ، مخالف قراءت قرآن و آشنايى انسان با آموزه هاى آن است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم

پناه بردن انسان از شرّ شيطان به خداوند، بيانگر اين است كه شيطان قراءت قرآن و آشنايى با آن را خوش ندارد. گفتنى است آيه بعدى ـ كه سخن از سلطه شيطان و مصونيت مؤمنان از اين سلطه است ـ مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 3،5،6

3 - تعصب كوركورانه و جاهلانه مشركان صدراسلام نسبت به مرام شرك ، و خشم و كينه آنان نسبت به معارف الهى قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

«منكر» (مرادف «انكار») مصدر ميمى و به معناى ناخرسندى و كراهت است; يعنى، هر گاه آيات روشن ما بر آنان تلاوت شود، آثار كراهت و ناخشنودى را در چهره كافران تشخيص مى دهى.

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .

يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 4

4 ـ واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .

فقد جاءو ظلمًا و زورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 2

2 - استمرار دشمنى مجرمان با قرآن و وحى ، تا لحظه مرگ

لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

مراد از مشاهده عذاب دردناك، مى تواند لحظه مرگ كافران و حق ستيزان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 1

1 - تحريم گوش فرادادن به قرآن ، از سوى كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان

482- دشمنى با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 4

4- مخالفت و مبارزه با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مصداق آشكار ظلم و ستم است .

لقد أنزلنا إليكم. .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

خداوند، پس از بيان نزول قرآن و فراخواندن مردم به تعقل در آن و نيز طرح نابودى بسيارى از اقوام گذشته به خاطر ظلمشان، مخالفان اسلام و قرآن را به عذاب و نابودى تهديد كرد و اين مى رساند كه مخالفت با اسلام و قرآن، مصداق روشن ظلم و موجب نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

483- دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3

3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان

سـمرًا تهجرون

سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» ـ به تقدير تهجرون به ـ مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».

484- دعوت از مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 1

1 - دعوت خداوند ، از منكران قرآن براى هماوردى با مضامين بلند آن

فليأتوا بحديث مثله

485- دعوت به تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 2

2 - فراخوانده شدن كافران به تدبر و انديشه در آيات قرآن و پرهيز از داورى هاى نسنجيده درباره آن

أفلم يدّبّروا القول

486- دعوت به تعلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

487- دعوت به عمل به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

488- دعوت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، يهوديان را به پذيرش اسلام و ايمان آوردن به قرآن فرا مى خواند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

فاعل «قيل» به قرينه «قل فلم تقتلون» (در ذيل آيه) پيامبر است; يعنى: و إذا قلت لهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 12

12 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در دعوت مردم به پذيرش كتاب الهى ، در پى جلب منفعت براى خود يا دفع ضرر از خويش نبود .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

489- دعوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 2

2 ـ قرآن ، فراخوان اهل كتاب به خوددارى از گفتار باطل درباره خداوند

ياهل الكتب . .. لاتقولوا على اللّه الا الحق

490- دعوتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيـت للمت

491- دفع شرّ استهزاگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 2

2- نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دفع شرّ استهزا كنندگان آن حضرت و قرآن

إنا كفينـك المستهزءين

492- دلايل اتقان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

493- دلايل اجتناب از كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 6

6 - الهى بودن قرآن ، دليل ضرورت پرهيز از كفر ورزى به قرآن و پست بودن هر چيزى در مقابل از دست دادن آن ، است .

أن يكفروا بما أنزل اللّه

تعبير كردن از قرآن به «ما» و توصيف آن به «أنزل اللّه» بيانگر علت و دليل حكمى است كه در فراز قبل بيان شد; يعنى، چون قرآن كتابى است نازل شده از جانب خدا، كفر به آن موجب مى شود هر چيزى كه در مقابل از دست دادن آن دريافت شود، پست باشد.

494- دلايل ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 5

5 - الهى بودن قرآن ، دليل ضرورت ايمان آوردن به آن

ءامنوا بما أنزل اللّه

توصيف قرآن به اينكه خدا آن را فرستاده است، اشاره به علت لزوم ايمان (ءامنوا) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 10

10- ناتوانى همگان از دگرگون ساختن قرآن و سخنان خداوند ، دليل شايستگى آن براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمـته

495- دلايل بطلان شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 19

19ـ الهى بودن قرآن و پيراستگى آن از هرگونه باطل ، دليل ناروا بودن شك و شبهه در راستى و درستى آن

فلاتك فى مرية منه إنه الحق من ربك

جمله «إنه الحق من ربك» به منزله دليل براى «فلاتك . ..» مى باشد.

496- دلايل بى نظيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 4

4ـ پديد آمدن و نشأت گرفتن قرآن از علم الهى ، دليل ناتوانى غير خدا از آوردن همانند براى آن است .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جمله «فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . ..» ناظر به علت اثباتى (اقامه برهان بر الهى بودن قرآن است) و در عين حال از علت ثبوتى (سرّ و ريشه ناتوانى بشر از آوردن همانند براى قرآن) نيز حكايت مى كند.

497- دلايل بى نيازى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 13

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

498- دلايل پوچى افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 4

4 - مطرود بودن شيطان از درگاه خداوند ، شاهد واهى بودن پندار كسانى است كه معارف الهى قرآن را القاى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطـن رجيم

499- دلايل پيروى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 6

6 ـ الهى بودن قرآن و پر بركت بودن آن دليل لزوم پيروى از آن است.

هذا كتب أنزل نه مبارك فاتبعوه

حرف «فا» در «فاتبعوه» سببيه است. بنابراين دلالت مى كند كه حقايق بيان شده در جمله قبل علت لزوم پيروى است.

500- دلايل تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 3

3 - الهى بودن قرآن و احكام اسلام ، دليل لزوم پيروى از آن است .

اتبعوا ما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» قرآن و احكام دين است. توصيف آنها به اينكه از ناحيه خداست - پس از فرمان به پيروى از آنها (اتبعوا) - به علت و دليل لزوم پيروى اشاره دارد.

501- دلايل تنزيه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 5

5 - بنيان هاى متقن مفاهيم و معارف قرآن ، گواه مبرّا بودن آن از تخيّلات شاعرانه

و الشعراء يتّبعهم الغاون . ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون

502- دلايل حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 17

17 - گواهى قرآن بر راستى و درستى تورات ، از نشانه هاى حقانيت قرآن

و هو الحق مصدقاً لما معهم

توصيف قرآن به تصديق كننده تورات، پس از ادعاى حقانيت قرآن (و هو الحق) استدلالى است براى يهوديان بر لزوم ايمان آوردن به آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 4

4 - قرآن ، متضمن آيات و دلايلى روشن بر حقانيت خود و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت

مقصود از «ءايات» مى تواند آيات قرآنى باشد و مى تواند معجزات و دلايلى باشد كه بر صداقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن دلالت دارد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 12

12 ـ وجود دلايل حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات و انجيل

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 3

3 ـ كتاب هاى آسمانى پيشين ، سند زنده اى براى اثبات حقانيت و الهى بودن آيات قرآن كريم

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

تذكر اين نكته لازم است كه مراد از كتابهاى آسمانى پيشين، كتابهايى است كه دست تحريف، آنها را دگرگون نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 10

10ـ آيات قرآن ، دليلى است متقن و روشن بر الهى بودن قرآن و درستى حقايق مطرح شده در آن .

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت من لدن حكيم خبير

كلمهء ((آيات )) به معناى نشانه هاست . ناميده شدن بندهاى قرآن به اين نام سپس توصيف آنها به اينكه از ناحيهء خداى حكيم داناست ، اشاره به اين دارد كه : جملات قرآن ، آيت و نشانى بر الهى ، حكيمانه و عالمانه بودن آنهاست . بنابراين آيهء فوق را مى توان چنين معنا كرد: اين قرآن ، كتابى از ناحيهء خداى حكيم و خبير است و تك تك آيات آن ، دلالت بر اين مدعا دارد و اين دلالت هم متقن است و هم واضح و روشن .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 10

10- راه نداشتن نسيان در ذات اقدس خداوند ، پشتوانه حقانيت گزارش هاى قرآن از تاريخ پيامبران پيشين

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنـه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 12

12- قرآن ، بهترين و نيرومندترين دليل و معجزه بر اثبات حقانيت خود وپيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا فيه ذكركم أفلاتعقلون

آيه شريفه، مى تواند پاسخى باشد به درخواست بهانه جويانه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى برآوردن معجزه بر اثبات حقانيت خويش; يعنى، اگر آنان تعقل كنند، خواهند فهميد كه قرآن معجزه پيامبراسلام است. گفتنى است تأكيد شدن اين حقيقت با لام قسم و حرف تحقيق (لقد) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 6

6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه أفأنتم له منكرون

خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 1

1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 2

2 - تشريح سخن حق در قرآن در زمينه موضوعات مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمود حقانيت آن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از مضمون آيه استفاده مى شود كه بيان حق، نشانگر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. علاوه بر اين كه سير آيات گذشته به اين صورت است كه از مسأله توحيد آغاز شده و سپس به حقانيت معاد و اكنون به حقانيت قرآن پرداخته شده است. گفتنى است كه حقانيت قرآن مستلزم حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 4

4 - تصديق و تأييد رسولان پيشين از سوى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، نشانه درستى رسالت آن حضرت و حقانيت قرآن

بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين

خداوند در اين آيه به دو مطلب اشاره فرموده است: 1ـ تأييد حقانيت آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورده است (قرآن); 2ـ توصيف آن حضرت به تصديق كننده رسولان پيشين. بيان هم زمان اين دو مطلب، مى تواند دليلى بر راستى رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) و لزوم تصديق آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 1

1 - گذشت زمان و آينده بشريت ، بستر كشف حقانيت قرآن

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

طبق نظر مفسران، ضمير در «نبأه» به قرآن بازمى گردد و مقصود از «نبأ» خبر حق بودن قرآن است; يعنى، به زودى خواهيد فهميد كه قرآن و گفته هاى آن، حق و مطابق با واقعيت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 3

3 - نشانه ها و دلايل حقانيت قرآن ، نهفته در متن طبيعت و اسرار وجود آدمى

سنريهم ءايـتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ

بنابراين كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد، انطباق آيات مربوط به پديده هاى طبيعى با واقعيت جهان طبيعت، نشانگر حقانيت قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 11

11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل

و ءاتينـهم بيّنـت من الأمر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 4،7

4- ايمان و اعتقاد برخى از پيروان اديان آسمانى به قرآن ، تأييدى بر حقانيت آن

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله

ارزش ايمانِ اهل كتاب به قرآن و پيام آن براى ديگران، از آن جهت است كه آنان با پيام وحى آشنا هستند و ايمانشان به قرآن، بر اساس آگاهى به پيام و محتواى كتاب هاى آسمانى است. از اين جهت مى تواند براى ديگران دليل و حجت باشد.

7- وجود قرينه هايى در متن تورات ، بر حقانيت قرآن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن

مترتب شدن ايمان به قرآن، بر ايمان به تورات و آيين موسى، ممكن است از آن جهت باشد كه در تورات، قرينه هايى بر حقانيت قرآن وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 4

4 - دلايل حقانيت قرآن ، متجلى در متن آن براى حق جويان

أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون

«بل لايؤمنون»; يعنى، اينان نمى خواهند ايمان بياورند; و گرنه حقانيت قرآن و الهى بودن آن، بدان اندازه پنهان نيست كه آنها درك نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 10

10 - ذكر تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، زداينده هرگونه شك و ترديد ، از دل اهل كتاب و مؤمنان نسبت به حقانيت و درستى قرآن

و لايرتاب الذين أُوتوا الكتـب و المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 1

1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة

كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 4

4 - قرآن ، داراى مضامينى روشن و دلايلى گويا ، بر صدق و درستى خويش

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

از اين كه ايمان نياوردن به قرآن، امرى شگفت آور تلقى شده است; مى توان پى برد كه راستى و درستى قرآن، آن چنان روشن است كه به اثبات از بيرون نياز ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 6

6 - دور بودن ساحت قرآن از دخالت شيطان ، ضامن حقانيت و درستى تعاليم آن

إنّه لقول رسول . .. و ما هو بقول شيطـن رجيم

503- دلايل عدم قبول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 10

10 - قبول نكردن تعاليم قرآن از سوى برخى انسان ها ، ناشى از بى اعتنايى آنان است و نه از ناحيه قرآن .

و إذا تتلى عليه ءايـتنا ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها

504- دلايل قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 4

4 - قرآن ، دليل حقانيت خود و سند راستى و درستى نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

505- دلايل كفر يهود به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 7

7 - نازل نشدن قرآن بر بنى اسرائيل ، تنها دليل و بهانه يهود براى ايمان نياوردن به آن

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

506- دلايل وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 3

3 - ناتوانى انسان ها از آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، دليل آسمانى بودن قرآن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

چنانچه ناتوانى از آوردن همانند براى قرآن، دلالت بر آسمانى بودن آن نمى كرد; حجت بر مخالفان تمام نمى شد و تفريع «اتقوا النار» بر آن صحيح نمى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 8

8 ـ زندگى پيش از بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، گواه روشن بر الهى و آسمانى بودن قرآن

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 10

10ـ آيات قرآن ، دليلى است متقن و روشن بر الهى بودن قرآن و درستى حقايق مطرح شده در آن .

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت من لدن حكيم خبير

كلمهء ((آيات )) به معناى نشانه هاست . ناميده شدن بندهاى قرآن به اين نام سپس توصيف آنها به اينكه از ناحيهء خداى حكيم داناست ، اشاره به اين دارد كه : جملات قرآن ، آيت و نشانى بر الهى ، حكيمانه و عالمانه بودن آنهاست . بنابراين آيهء فوق را مى توان چنين معنا كرد: اين قرآن ، كتابى از ناحيهء خداى حكيم و خبير است و تك تك آيات آن ، دلالت بر اين مدعا دارد و اين دلالت هم متقن است و هم واضح و روشن .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 3،4

3ـ خوددارى عاجزانه مخالفان دين از آوردن همانند براى قرآن ، نشانه و برهانى روشن بر الهى بودن قرآن و ابتناى آن بر علم خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

4ـ پديد آمدن و نشأت گرفتن قرآن از علم الهى ، دليل ناتوانى غير خدا از آوردن همانند براى آن است .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جمله «فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . ..» ناظر به علت اثباتى (اقامه برهان بر الهى بودن قرآن است) و در عين حال از علت ثبوتى (سرّ و ريشه ناتوانى بشر از آوردن همانند براى قرآن) نيز حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 6،9

6ـ آگاه نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقايق داستان يوسف پيش از نزول قرآن ، دليلى روشن بر الهى بودن قرآن

ذلك من أنباء الغيب نوحيه إليك و ما كنت لديهم

جمله حاليه «و ما كنت لديهم» به منزله تعليل براى «نوحيه إليك» است ; يعنى، از نشانه هاى اين حقيقت كه قرآن وحى الهى است آن است كه تو از داستان يوسف(ع) بى خبر بودى ; ولى آن را به بهترين وجه آوردى و اين جز از طريق وحى امكان پذير نبود.

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 8

8- بيان فصيح و روشن قرآن در قالب زبان عربى ، گوياترين دليل بر القا نشدن آن توسط فردى عجمى ( غير عرب ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 13

13- عدم امكان آوردن كتابى همانند قرآن ، خود دليلى قاطع بر الهى بودن و بشرى نبودن آن است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 6

6 - قرآن ، خود دليل آسمانى بودن خويش است .

أفلم يدّبّروا القول

مفهوم دعوت ياد شده، اين است كه هر كس در قرآن تدبر كند، به آسمانى بودن آن يقين پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 5

5 - محتواى بلند قرآن ، سند آسمانى بودن آن

و ما ينبغى لهم و ما يستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 7 - 2

2 - بيان دقيق سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ( ماجرايى كه به جز خدا كسى از آن خبر نداشت ) دليلى روشن بر آسمانى بودن قرآن

و إنّك لتلقّى القرءان . .. إذ قال موسى لأهله

بيان ماجراى موسى در وادى طور، كه مى تواند دليلى براى «إنّك لتلقّى القرآن. ..» باشد; زيرا آن واقعه اى است كه جز خدا احدى از آن اطلاع نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 48 - 5

5 - امى بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى غير قابل انكار ، بر آسمانى بودن قرآن كريم است .

و ما كنت تتلوا من قبله . .. إذًا لاَرتاب المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 2

2 - قرآن ، خود نشانه آسمانى بودن و بديع بودن و عدم دخالت بشر در تنظيم آن است .

و ما كنت تتلوا من قبله . .. بل هو ءايـت بيّنـت

«بل» براى اِضراب است و از اين حقيقت حكايت مى كند كه حتى اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) امى نبود، تنظيم چنين كتابى، ميسّر نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 6

6 - حقانيت محتواى قرآن ، نشانگر نزول آن از سوى خداوند ( اللّه )

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ

آيه شريفه بدين معنا است كه آن كس كه اين كتاب را به حق نازل كرده خدااست و جز او نمى تواند باشد; نظير اين كه گفته شود: هنرمند است آن كس كه چنين خط زيبا نوشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 8

8- تأثير شگرف آيات قرآن بر قلب ها و انديشه ها ، نشانگر استناد آن به نيرويى فوق طبيعى

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

از مجموع آيه شريفه، تأثير شگرف و اعجازگونه آيات قرآن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 4

4- هماهنگى محتواى قرآن با تعاليم پيامبران پيشين ، گواه آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريـه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل

واژه «بدعاً» مى تواند ناظر به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، او اولين رسولى نيست كه مبعوث شده است; بلكه قبل از او نيز رسولان ديگرى بوده اند. هم چنين مى تواند ناظر به اقوال و افعال پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، آن حضرت ابداع كننده اقوال و سخنان تازه اى نيست; بلكه سخنان او پيشينه در اقوال و سخنان پيامبران گذشته دارد. برداشت ياد شده براساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 2

2- همسويى و هماهنگى محتواى قرآن و تورات و تصديق آن نسبت به تورات ، دليلى بر وحيانى بودن قرآن

و من قبله كتـب موسى إمامًا و رحمة و هـذا كتـب مصدّق

طرح هماهنگى پيام تورات و قرآن و نيز تصديق مطالب تورات از سوى قرآن، زمينه اى است براى تفكر اهل كتاب و غير آنان، و يافتن آثار وحى بودن و دلايل حقانيت قرآن در آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 10

10- هماهنگى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ، دليل آسمانى بودن آن

يـقومنا إنّا سمعنا كتـبًا أُنزل . .. مصدّقًا لما بين يديه

جنيان با استناد به هماهنگى قرآن با كتاب آسمانى ديگر (تورات) درصدد بودند تا آسمانى بودن قرآن را به همنوعانشان اثبات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 4

4 - عجز آدميان از آوردن سخنى همچون قرآن ، برترين گواه بر الهى بودن آن

فليأتوا بحديث مثله إن كانوا صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 5

5 - طرح جزئيات حوادث قيامت در قرآن ، نشانه وحى بودن آن

فلاأُقسم

جمله «إنّه لقول رسول» در آيات بعد ـ كه سوگندهاى مكرر در اين آيات، مربوط به آن است ـ از انتساب قرآن به فرستاده الهى حكايت دارد. حرف «فاء» در آيه شريفه، مجموعه را بر آيات پيشين تفريع كرده است كه درباره حوادث قيامت بود; يعنى، حال كه رخدادهاى قيامت و آينده جهان را بيان كرديم، جاى آن دارد كه قرآن را به مبدأ وحى مربوط بدانيد.

507- ذكر آيات خدا هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 9

9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.

508- ذكر بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 10

10 - قرآن ، كتاب يادآورى و پندآموزى است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب . .. إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 7

7 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شك من ذكرى

برداشت ياد شده از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده مى شود.

509- ذكر صفات خدا هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 9

9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.

510- ذكر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 3

3 - قرآن ، بيدارگر فطرت و يادآور باور ها و شناخت هاى فطرى انسان ها است .

و إنّه لذكر

511- ذكر منشأ نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 3

3- توجه به مبدأ نزول قرآن زمينه تذكرپذيرى و پندگرفتن از آن است .

تذكرة لمن يخشى . تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسمـوت العلى

گاهى براى بيان علت، از حال استفاده مى شود.

«تنزيلاً» كه حال براى قرآن است بيانگر علت «تذكره بودن» آن است; يعنى، قرآن به دليل صدور از ناحيه خداوند، براى تذكردادن كاملاً شايسته است.

512- ذكر وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 8

8 - نزول قرآن از جانب خداوند ، احتمالى شايان توجه و بى اعتنايى به آن كج روى از فطرت و منش انسانى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

513- ذكر وعيدهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 13

13 - هشدار هاى مكرر و متنوع قرآن را بايد جدى گرفت و معارف و تعاليم آن را به خاطر سپرد .

أنزلنـه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا

«لعلّ» براى اظهار اميدوارى است، و در كلام خداوند، اميد مخاطبان است; يعنى، مخاطبان را به بهره گيرى از شرايط فراهم شده دعوت مى كند و بيان مى دارد كه جا دارد به نتيجه آن اميدوار باشند.

514- ذلت اخروى دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 2

2 ـ كافران مخالف قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، در اوج ذلت و خوارى محشور خواهند شد .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم

محشور شدن كافران، در حالى كه به رو افتاده و به سوى جهنم سوق داده مى شوند، حاكى از برخورد تحقيرآميز با آنان است.

515- ذلت اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 14

14 - وضعيت كافران به قرآن در قيامت ، رقّت بار و شگفت آور است .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جواب «لو» محذوف است و عبارت مى تواند چيزى همانند و لو ترى . .. لرأيت أمراً عجباً باشد.

516- ذلت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

517- رازهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 5

5 ـ قرآن ، كتابى حاوى تعاليمى اسرار آميز *

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

همان گونه كه برخى از مفسران (مانند علامه طباطبايى و آلوسى در الميزان و روح المعانى) گفته اند، رابطه «يعلم السرّ» با انزال قرآن، احتمالاً به جهت نكته ياد شده باشد.

518- رجوع به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 8

8ـ طرح پرسش و آن گاه مراجعه به قرآن براى پاسخ يابى ، توصيه خداوند به انسانها

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين

519- رحمت بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 2

2 - قرآن ، كتابى است آغاز شده با نام خدا و همراه با اعلام رحمت بر بندگان .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 14

14ـ قرآن ، براى مردم رحمت آفرين است .

و لـكن . .. هدًى و رحمة

520- رحمت در شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 8

8- شفابخشى قرآن نسبت به بيمارى هاى روحى ، فكرى و اخلاقى توأم با رحمت ، شفقت و مهربانى است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

ذكر دو صفت «شفاء» و «رحمت» براى قرآن، در كنار يكديگر، مى تواند مشعر به معناى ياد شده باشد.

521- رحمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 11

11 ـ تنها مؤمنان به قرآن بهره مند از هدايت ها و رحمت هاى بيكران آن هستند .

هدى و رحمة لقوم يؤمنون

با توجه به اينكه هدف از نزول قرآن هدايت مردم و دستيابى همگان به رحمت ويژه الهى است، به نظر مى رسد «لقوم يؤمنون» اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه تنها مؤمنان از هدايتها و رحمتهاى ويژه بهره مند خواهند شد. گفتنى است مراد از «لقوم يؤمنون» به دليل فراز قبل، مؤمنان به قرآن مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 12،13

12 ـ قرآن كتاب هدايت و مايه رحمت است .

هذا . .. هدى و رحمة

13 ـ تنها اهل ايمان از هدايتگرى و رحمت آفرينى قرآن بهره مند مى شوند .

هذا . .. هدى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 4،6،7

4 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى نزول كتابى پندآموز ، شفابخش ، هدايتگر و رحمت بخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدًى و رحمة

6 ـ قرآن براى مؤمنان ، هدايت و رحمت است .

و هدًى و رحمة للمؤمنين

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 9

9- قرآن ، كتاب هدايت و رحمت براى مؤمنان است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب . .. هدًى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 17

17- قرآن ، مايه هدايت ، رحمت و بشارت براى تسليم شوندگان در برابر حق است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 6

6- آيات قرآن ، رحمتى بزرگ از جانب خدا براى اهل ايمان است .

و ننزّل . .. رحمة للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 1

1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند

أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم

«ؤُولـئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 77 - 1،4،5

1 - قرآن ، كتاب هدايت و رحمت

و إنّه لهدًى و رحمة

4 - تنها مؤمنان و حق جويان ، زمينه دار بهره مندى از هدايتگرى ها و رحمت آفرينى هاى قرآن

و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين

قيد «للمؤمنين» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

5 - روحيه لجاج و عناد ، مانع بهرهورى از هدايت و رحمت قرآن

و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين

قرآن براى هدايت كافران و ساير اهل كتاب است و بى ترديد هدايتگرى هاى آن در بسيارى از آنان تأثير دارد. با توجه به اين نكته گفتنى است كه مراد از «مؤمنين» كسانى اند كه در صدد شناخت حق بوده و در مقابل آن تسليم اند و در يك كلمه روح حق پذيرى در آنان نمرده است و در مقابل آنان كسانى هستند كه در موضع لجاج و عناد قرار دارند و از حق مى گريزند و چه بسا با آن مى ستيزند. آيات بعد مؤيد همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 3

3 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن بر آن حضرت ، جلوه رحمت و مقتضاى ربوبيت خداوند بر خلق

و لـكن رحمة من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 11

11 - مؤمنان ، از رحمت و پندآموز بودن قرآن ، بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 1،2،6

1 - قرآن كريم ، كتابى دربردارنده هدايت و رحمت است .

هدًى و رحمة للمحسنين

«هدًى» و«رحمة» حال براى «الكتاب» در آيه قبل است.

2 - قرآن ، كتاب هدايت و رحمت براى محسنان ( كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند ) است .

هدًى و رحمة للمحسنين

از اين كه مراد از «محسنين» چه كسانى اند، چندين احتمال داده شده است: يكى از آن احتمال ها ـ كه با لفظ هم سازگار است ـ اين است: «كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند».

6 - بهره مندى محسنان از هدايت و رحمت قرآن ، افزون از ديگران است .

هدًى . .. للمحسنين

«محسنين» به قرينه آيه بعد ـ كه در آن برپايى نماز و پرداخت صدقه و ايمان به آخرت، به عنوان اوصاف محسنان ذكر شده است ـ كسانى اند كه ايمان دارند. بنابراين، هدايت قرآن نسبت به آنان، مى تواند ابتدايى نبوده و بلكه افزايشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 4

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

522- رد تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 1

1 - افسانه پنداشتن قرآن ، ديدگاهى مطرود است و صاحب نظران نبايد از قرآن چنين تصورى داشته باشند .

كلاّ

حرف «كلاّ»، براى منع مخاطب از پذيرفتن سخنى است كه پيش از آن، مطرح بوده است.

523- رد تهمت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 221 - 1

1 - پاسخ كوبنده و موضع گيرى سخت خداوند ، در برابر مدعيان دخالت شياطين در نزول قرآن

هل أُنبّئكم على من تنزّل الشيـطين

اصرار و تأكيد خداوند بر ردّ گفتار و اتهام هاى مشركان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 3

3 - ردّ اتهام كافران از سوى خداوند نسبت به ساختگى بودن قرآن

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

524- رد عجميت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 8

8- بيان فصيح و روشن قرآن در قالب زبان عربى ، گوياترين دليل بر القا نشدن آن توسط فردى عجمى ( غير عرب ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين

525- رذايل اخلاقى مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 4

4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .

و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد

526- رسالت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 5

5 - جداسازى حق از باطل ، سره از ناسره و ارائه بينش صحيح مكتبى از رسالت هاى قرآن

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

مراد از «يقصُّ» صرف قصه گويى و گزارش نيست; بلكه گزارش همراه با نقد و تبيين و تفكيك سره از ناسره است.

527- رعايت طهارت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 6

6 - لزوم پاك نگه داشتن قرآن از هر آلودگى و خباثت

مطهّرة

528- رفاه مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 4

4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .

و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد

529- رفع ابهامات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابهام زدايى در زمينه تأثير دوگانه قرآن نسبت به انسان هاى مختلف

و ننزّل من القرءان . .. قل كلّ يعمل على شاكلته

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه اين آيه، پاسخ سؤالى مقدر درباره آيه قبل باشد و آن اين است كه چگونه افراد مختلف،

بهره هاى متفاوت از قرآن مى برند؟ و اين آيه جواب مى دهد كه بهره متضاد و متفاوت، بازتاب روحيات و عادات خود آنهاست.

530- رفع شبهه از حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 15،17

15ـ لزوم زدودن شك و شبهه از خويشتن در باره راستى و درستى قرآن

فلاتك فى مرية منه

مراد از ضمير در «منه» قرآن است و مخاطب جمله «فلاتك . ..» تك تك انسانهاست.

17ـ درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

531- رفع شبهه از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 6،8

6 - زدوده شدن شبهات شيطانى از آيات تلاوت شده توسط پيامبران و استوار گشتن آن به اراده خداوند

فينسخ اللّه ما يلقى الشيطـن ثمّ يحكم اللّه ءايـته

«نسخ» (مصدر «ينسخ») به معناى ازاله، ابطال و زدودن است. «ما» (مفعول «ينسخ») كنايه از شبهاتى است كه شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران، در آنها مى نهاد. «احكام» نيز به معناى استوار كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: آن گاه خداوند شبهات شيطانى را مى زدود و آيات خود را پس از سست و لرزان شده با آن شبهات، محكم و استوار مى ساخت.

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطـن . .. و اللّه عليم حكيم

532- رموز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 1

1ـ ا . ل . ر . از رمز هاى قرآن

الر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 1

1ـ ا . ل . م . ر ، از رمز هاى قرآن

المر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 1 - 1

1- « كهيعص » از رمز هاى قرآن است .

كهيعص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 7

7- « كهيعص » ، رمزهايى از سرگذشت لطف الهى در حق زكريا است .

كهيعص . ذكر رحمت ربّك عبده زكريّا

گفته اند: «كهيعص» مى تواند مبتدا باشد و «ذكر»، خبر آن. در اين صورت خود «كهيعص»، يادى رمزگونه از رحمت خداوند به زكريا است.

533- روحيه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 9

9 ـ تكذيب قرآن ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در تكذيبگر

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

534- روزه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 4

4 - روزه و قرآن ، داراى ارتباطى عميق و تنگاتنگ با يكديگر

شهر رمضان الذى أنزل فيه القرءان

535- روش اثبات حق ستيزى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

536- روش اثبات دروغگويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

537- روش برخورد با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 11

11 ـ لزوم ژرف نگرى در آيات قرآن و پرهيز از برخورد سطحى با پيام هاى الهى ( وحى )

بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان

خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

538- روش برخورد با مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

539- روش برخورد مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

540- روش بيانى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 10

10 - ترغيب اهل ايمان به انجام تكاليف الهى با بيان پشتوانه فكرى آن تكاليف ، از روش هاى قرآن است .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

خداوند پس از فراخوانى مردم به صبر در راه ايمان و تحمل مشكلات آن - كه جلوه بارز آن، پيكار و كشته شدن است - با بيان اين واقعيت كه كشته شدگان راه خدا از حياتى ويژه برخوردارند، انديشه نيست شدن شهيدان را نفى كرده تا اهل ايمان دستوراتش را (پيشه كردن صبر در راه دين و . ..) به شايستگى انجام دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 3

3ـ بيان قرآن در ارائه مطالب خويش ، روشن و بدون اجمال و ابهام است .

الكتـب المبين

برداشت فوق ، براساس لازم بودن كلمه «مبين» (روشن و واضح) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 3،5

3ـ قرآن ، بازگو كننده داستان ها با بهترين و زيباترين بيان

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

چنان چه «قصص» مصدر باشد ، «أحسن القصص» مفعول مطلق مى شود و در حقيقت توصيفى براى كيفيت بيان كردن و بازگو كردن خواهد بود.

5ـ خداوند ، داستان يوسف را با بهترين و زيباترين بيان نقل كرده و گزارش داده است .

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 1

1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا

«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 1،2

1- تبيين حقايق الهى در قرآن ، با بيان ها و مثال هاى گوناگون

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

2- بيان هاى مختلف و شيوه هاى متنوع قرآن در تبيين حقايق و مفاهيم ، جلوه اى از ابعاد اعجاز آن

لايأتون بمثله . .. و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 4

4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

و اضرب لهم مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 2

2- آوردن مثال و نمونه ، از شيوه هاى بيانى قرآن و از روش هاى مناسب در تبليغ و بيان حقايق است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

براى «مَثَل» معانى متعددى از جمله: «شبيه و نظير» و «حديث (كلام تازه)» و «ضرب المثل» و «صفت» ذكر شده است. در آيه مورد بحث، به مناسبت «و اضرب لهم مثلاً رجلين» ـ در آيات قبل ـ ظاهراً، مقصود، ذكرِ شبيه و نظير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 11

11- بهره گيرى قرآن از شيوايى سخن و رسايى آن در بشارت و بيم دهى

فإنّما يسّرنـه . .. لتبشّر ... و تنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 1

1- تبيين بى اساس بودن انديشه شرك و بت پرستى در اسلوبى زيبا ، مختصر ، بديع و روشن همچون مَثَل ، از سوى خداوند

يـأيّها الناس ضرب مثل

خطاب در «يا أيّها الناس» متوجه مشركان است. «إستماع» (مصدر «استمعوا») به معناى گوش فرا دادن و «دعا» (مصدر «يدعون») به معناى ندا كردن و فرياد استغاثه برداشتن است. گفتنى است: «مَثَل» جمله اى است مختصر و مشتمل بر تشبيه يا مضمون حكيمانه كه بسبب روانى لفظ، روشنى معنا و لطف تركيب، شهرت عام يافته و همگان آن را بدون تغيير در محاوره به كار برند. در آيه ياد شده، سستى بنيان شرك و بت پرستى، با اسلوبى چنان زيبا، مختصر، بديع و روشن بيان شده كه سزاوار است همچون مَثَلى، شهرت عام يافته و دهان به دهان گردد. و بدين جهت خدا از آن به مَثَل تعبير كرده است. بدان جهت است كه خدا از آن به مثل تعبير كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 20

20 - استفاده از تمثيل و تشبيه معقول به محسوس و ارائه نمونه عينى ، از روش هاى هدايتى قرآن براى تفهيم معارف بلند الهى

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. و يضرب اللّه الأمثـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 6

6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 14

14 - انتخاب ملموس ترين مثال ، براى تبيين حقايق پيچيده و بلند آسمانى ، شيوه بيانى قرآن كريم است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له . .. و الطير صـفّـت

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه، پرندگان از حيث قابل دسترس بودن و نوع پرواز و اندامشان، مورد تمثيل قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 2

2 ـ ارائه مثل ها ( الگو ها و نمونه هاى عينى ) ، روش كاربردى قرآن در تبيين حقايق و هدايت مردمان

و كلاًّ ضربنا له الأمثـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 4

4 ـ قرآن ، حاوى دلايل گوناگون و همراه با اسلوب ها و شيوه هاى مختلف بيانى در ارائه حقايق به مردم

و لقد صرّفنـه بينهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير مفرد غايب در «صرّفناه» ـ به قرينه آيات متعددى كه در اين سوره، از جمله آيه نخست و دو آيه بعد (و جاهدهم به جهاداً كبيراً) آمده است ـ قرآن باشد. بر اين اساس مقصود از «صرّفناه» يا تغييرات موجود در اسلوب بيانى و شيوه ارائه مطالب قرآن است يا مراد دلايل گوناگونى است، كه قرآن بر اثبات ادعاهاى خود آورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 194 - 8

8 - يادآورى سرگذشت امت هاى پيشين ، از شيوه هاى قرآن در انذار خلق

لتكون من المنذرين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل ـ كه به گونه منظم سرنوشت امت هاى هلاك شده را يكى پس از ديگرى بيان كرده است ـ مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 3

3 - تكرار و گوشزد كردن پى درپى رهنمود ها ، روش تعليم و تربيت قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 27 - 3

3 - زبان قرآن ، استفاده از كلمات و تشبيهات رايج و شناخته شده در ميان مردم است .

و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر

كلمه «سبعة» در آيه براى بيان كثرت است و مراد از آن، واقعاً، هفت درياى ديگر نيست. استفاده از چنين كلمه اى براى بيان مقصود، عين همان چيزى است كه در محاوره هاى عاميانه گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 3

3 - استفاده از امور محسوس و قابل مشاهده ، براى اثبات امور غيبى و دور از دسترس ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 10

10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق

فإنّما يسّرنـه بلسانك لعلّهم يتذكّرون

تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 3

3- پرسش از حقايق مورد غفلت و واداشتن انديشه ها به تأمل درباره آن ، روشى قرآنى براى هدايت آدميان

قل أرءيتم ما تدعون . .. أرونى ماذا خلقوا

طرح پرسش از سوى قرآن، براى وادار كردن مشركان به تأمل، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 9

9- بيان هاى تمثيلى و توصيفى قرآن ، براى توده هاى بشر و در جهت منافع آنان

كذلك يضرب اللّه للناس أمثـلهم

لام در «للناس» بيانگر منفعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 1 - 4

4 - بهره گيرى قرآن ، از باور هاى ارزشى و راستين اهل كتاب ، در گرايش دادن آنان به اسلام *

و الطّور

با توجه به اين كه كوه طور، در باور اهل كتاب (يهود و نصارا) محل نزول وحى و سرزمين مقدس بوده است و اين باور از نظر قرآن به جا بوده است; با سوگند خوردن به آن، قلب اهل كتاب را مجذوب پيام قرآن مى ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 3

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 6

6 - استفاده قرآن از مثال ها ، براى به فكر واداشتن توده مردم

و تلك الأمثـل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 10 - 2

2 - ايجاد انگيزه در مخاطب ، با طرح پرسش و آن گاه بيان پاسخ آن ، از روش هاى هدايتى قرآن

هل أدلّكم على تجـرة

جمله «هل أدلّكم . ..» طرح پرسش و «تؤمنون باللّه» در آيه بعد بيان پاسخ آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 6

6 - قرآن ، نوترين سخن در باب هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 27 - 3

3 - استفاده از محسوسات در تبيين معقولات ، از شيوه هاى قرآن

ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها

541- روش تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 5

5- لزوم به كارگيرى روشى متناسب با استعداد فكرى و روحى انسان براى تفهيم دقيق معارف دين و آموزه هاى قرآن

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث

از اينكه خداوند در بيان معارف دينى در قرآن، از روش تدريج و گام به گام استفاده كرده است; نكته فوق به دست مى آيد.

542- روش تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 5

5ـ بيان حقايق و معارف در قالب پرسش و پاسخ از روش هاى قرآن براى توجه دادن مردم به آن حقايق

قل من رب السموت و الأرض قل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 21

21ـ تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم از روش هاى تعليمى قرآن كريم

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 5

5- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم

ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم است .

مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 5

5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *

الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّـت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 50 - 2

2- ايجاد حالت خوف و رجا و بيم و اميد در انسان ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 51 - 3

3- آگاه ساختن مردم از حقايق تاريخى مهم و بسيار سودمند ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 2

2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند آوردن براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم

ضرب الله مثلاً عبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 2

2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند ، براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم

و ضرب الله مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 6

6- بهره گيرى از حقايق تاريخ و قصّه هاى واقعى ، از روش هاى به كار گرفته شده در قرآن

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 2

2- بهره بردن از تمثيل در تبليغ و محسوس ساختن مفاهيم ارزشى براى توده ها ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 1

1 - لزوم توجه به روش قرآن در نقل سرگذشت پيشينيان

كذلك نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«كذلك» براى تشبيه نقل سرگذشت ديگران، به شيوه نقل داستان موسى(ع) است و ذيل آيه (آتيناك. .. ذكراً) بيانگر اين نكته است كه خداوند در آن ماجراها نيز نكته هاى پندآموز را برمى گزيند و در قرآن بازگو مى كند; همان گونه كه در داستان موسى(ع) و بنى اسرائيل چنين كرد.

543- روش مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغـث أحلـم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

544- روش مبارزه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6،7

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتـبكم إن كنتم صـدقين

7 - زير سؤال بردن عقايد باطل و ضد منطق ، روش قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با آنها

فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون . .. أم لكم سلطـن مبين . فأتوا بكتـبكم إن كن

545- روش هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

546- روش هدايتى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 7

7- به كارگيرى مَثَل ، از روش هاى هدايتى تبليغى قرآن كريم

و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون

547- روشنگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 7،11

7 ـ قرآن ، كتابى روشن و روشنگر راه هدايت

و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

11 ـ قرآن ، چراغى روشن و برهانى آشكار بر توحيد و يگانگى خداوند

قد جاءكم برهن من ربكم و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

در برداشت فوق «برهان» به قرآن تفسير شده و متعلق آن به قرينه آيات پيشين، توحيد و يگانگى خداوند دانسته شده است ; آيه بعد «فاما الذين ءامنوا باللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 5،7،8

5 ـ قرآن كتابى روشن و روشنگر و نازل شده از جانب خدا

فقد جاءكم بينة من ربكم

7 ـ قرآن خود روشنگر حقانيت خويش و بى نياز از دليلى ديگر است.

فقد جاءكم بينة من ربكم

8 ـ قرآن دليلى روشن بر اثبات ربوبيت خدا بر انسانهاست.

فقد جاءكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 25

25 ـ قرآن سراسر نور و روشنگر راه رستگارى است .

فالذين . .. اتبعوا النور الذى أنزل معه أولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 9،10

9 ـ قرآن كتابى روشنگر و بينش آفرين است .

هذا بصائر من ربكم

«بصيرة» (مفرد بصائر) به معناى حجت، برهان و چيزى كه مايه بينش باشد، است.

10 ـ قرآن و روشنگرى هاى آن پرتويى از ربوبيت خدا و در جهت تدبير امور انسانهاست .

هذا بصائر من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى است روشنگر .

الكتب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 4

4 - قرآن ، كتابى است روشنگر راه سعادت .

و كـتاب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى روشنگر

الكتـب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 2،8،9

2 - بيان درست و به حق سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون ، نمودى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

8 - تنها حق جويان و اهل ايمان ، زمينه دار بهره مندى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

قيد «لقوم يؤمنون» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

9 - روحيه خيره سرى و عناد ، مانع بهرهورى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

با توجه به اين كه قرآن، آمده است تا با روشنگرى هايش گمراهان را هدايت كند و بى ترديد اين روشنگرى ها در بسيارى از آنان اثر كرده است; مراد از عبارت «لقوم يؤمنون» همه كسانى است كه در صدد شناخت حق بوده و در مقابل آن تسليم مى شوند و در مقابل آنان كسانى هستند كه در موضع لجاجت و دشمنى قرار دارند و از حق مى گريزند و چه بسا با آن به ستيز مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 6

6 - قرآن ، روشنگر راه هدايت

و الكتـب المبين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مبين» از «إبانة» (متعدى) مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 2

2ـ قرآن ، روشنگر راه هدايت است .

و الكتـب المبين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مبين» از إبانه متعدى مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 3

3 - نزول قرآن ، با بيانى بليغ و روشنگر براى همگان ، جلوه اى از عظمت الهى

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

از ارتباط دو آيه و نيز تكرار ضميرهاى متكلم مع الغير ـ كه اشاره به عظمت الهى دارد ـ مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 4

4 - رهنمود ها و معارف قرآن ، همچون نور خود روشن و روشنايى بخش حيات بشر و روشنگر حقايق است .

والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 3

3 - آيات قرآن ، روشنگر حقايق است .

ءايـت اللّه مبيّنـت

548- رهبران شرك و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 14

14 ـ قرآن ، كتابى پرجاذبه و شگفت آور در نظر سران كفر وشرك

و قالوا أسـطيرالأوّلين . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

اسطوره خواندن قرآن و سحر دانستن آن از سوى سران كفر و شرك، گوياى اين نكته است كه اين كتاب الهى، همانند اسطوره، سحر و جادو، براى آنان جاذبه داشت.

549- رهبران كفر و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 14

14 ـ قرآن ، كتابى پرجاذبه و شگفت آور در نظر سران كفر وشرك

و قالوا أسـطيرالأوّلين . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

اسطوره خواندن قرآن و سحر دانستن آن از سوى سران كفر و شرك، گوياى اين نكته است كه اين كتاب الهى، همانند اسطوره، سحر و جادو، براى آنان جاذبه داشت.

550- رهبرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 12

12 ـ قرآن، ولى و پيشوايى شايسته براى انسانهاست.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «من دونه» به «ما أنزل . ..» برگردانده شود.

551- زبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 1

1 - ايمان نياوردن عرب به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نزول آن بر فردى غير عرب و با زبان غيرعربى

و لو نزّلنـه . .. ما كانوا به مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 2

2 - قرآن ، در قالب زبان عربى نازل شد .

قرءانًا عربيًّا

552- زمينه استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 13

13 ـ تنها اهل ايمان از هدايتگرى و رحمت آفرينى قرآن بهره مند مى شوند .

هذا . .. هدى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 4

4 ـ سلامت دل و پاكى باطن ، از زمينه هاى لازم در تأثيرپذيرى از تعاليم قرآن

فأما الذين ءامنوا فزادتهم إيمناً . .. و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 7

7 - بهره مندى از هدايت قرآنى ، در گرو اراده و روحيه هدايت پذيرى خود انسان

فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه

از نسبت داده شدن فعل «اهتدى» به «من»، معلوم مى شود كه شرط استفاده از آيات الهى، روحيه هدايت پذيرى و اراده و خواست انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 8

8 - تنها حق جويان و اهل ايمان ، زمينه دار بهره مندى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

قيد «لقوم يؤمنون» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 8

8 - بهره گيرى از معارف و رهنمود هاى قرآن ، در گرو بيدارى و به دور بودن از غفلت

و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر

اين كه خداوند انسان هاى متذكر و بيدار را به تأمل در قرآن فراخوانده است; معلوم مى شود كه غافلان، شايستگى درك معارف و حقايق آن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 3

3 - تقواپيشگى ، زمينه ساز بهره مندى و تأثيرپذيرى از قرآن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

«قرآن» بى ترديد براى انسان ها مايه بيدارى و پندآموزى است. اختصاص به ذكر يافتن اهل تقوا، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

553- زمينه استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 7

7- برخوانى تدريجى قرآن بر مخاطبان ، موجب برانگيخته شدن انتظار در آنان براى قراءت بخشى ديگر مى شود .

لتقرأه على الناس على مكث

مكث در لغت، آرامش همراه با انتظار است (مفردات راغب).

554- زمينه ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 11

11 - توجه به قيامت و رخداد هاى مخاطرآميز آن ، زمينه ساز ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

من يكفر به فأولئك هم الخسرون . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 1

1- خداوند ، براى ايمان مردم به قرآن و مغفرت خواهى آنان از گذشته خويش ، تمامى موانع هدايت را برطرف ساخته است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 6

6 - برخورداران از علم و آگاهى به معارف آسمانى ، براى پذيرش قرآن ، از ديگران آماده ترند .

أنزلنا إليك الكتـب فالذين ءاتينـهم الكتـب يؤمنون به

«آتيناهم الكتاب» مشعر به اين حقيقت است كه اهل كتاب، از آن جهت كه با داشتن كتاب، آگاهى هايى در زمينه معارف آسمانى به دست آورده اند، زمينه مناسب ترى براى پذيرش حقانيّت قرآن دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 6

6- ايمان به محتواى تورات اصلى ، مستلزم ايمان به حقانيت قرآن

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن

مراد از «مثله» تورات است و «فاء» در «فآمن» مى رساند كه ايمان به قرآن، نتيجه روحيه حق پذيرى و ايمان به تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 1

1 - آگاهى از دلايل روشن الهى بر اثبات حقانيت تعاليم دين ( همچون معاد و جزاى انسان ها در آن روز ) ، مقتضى ايمان به خدا ، رسول او و قرآن است .

فـامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه به منزله نتيجه براى مطالب ياد شده در آيات پيشين است. آن مطالب عبارت است از ارائه دلايل روشن بر حقانيت تعاليم الهى و نيز اثبات معاد و... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 5،6

5 - راهنما بودن قرآن به درستى و حق ، فلسفه و دليل ايمان آوردن گروهى از جن به اين كتاب

يهدى إلى الرشد فـامنّا به

«فا» در «فآمنّا» عاطفه و براى ربط مسبب به سبب است; يعنى، چون قرآن به رشد هدايت مى كند، پس ما به اين سبب به آن ايمان آورديم.

6 - راهنما بودن قرآن به راه حق و درستى ، مقتضى ايمان به آن است .

يهدى إلى الرشد فـامنّا به

555- زمينه ايمان به مصونيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 7

7 - توجّه به شرافت جبرئيل و نيرومندى ، منزلت الهى ، فرمان روايى بى چون و چرا و امانت دارى او ، زمينه ساز باور به سلامت قرآن در مرحله نزول و ابلاغ به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه لقول رسول كريم . ذى قوّة عند ذى العرش مكين . مطاع ثَمّ أمين

556- زمينه تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 3

3- تعاليم قرآن ، تنها در كسانى مؤثر است كه توجه به عظمت خداوند در دل آنان هراس افكنده است .

إلاّ تذكره لمن يخشى

«خشيت» ترسى است آميخته با احساس عظمت (مفردات راغب). متعلق «يخشى» ـ به قرينه آيه بعد كه عظمت نازل كننده قرآن را بيان كرده است ـ خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 12

12 - تأثيرگذارى قرآن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و دل آماده است .

تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر اللّه

اين كه خداوند فرمود: قرآن، لرزه به اندام اهل خشيت مى اندازد و در خداترسان اثر عميق مى گذارد، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه قرآن در كسانى اثر مى گذارد كه زمينه آن را داشته باشند و دلشان آماده پذيرش سخن حق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 3

3 - قرآن ، داراى تأثيرى قطعى بر هر كس كه خود را از تذكّرات آن محروم نسازد .

و يتجنّبها الأشقى

گزينش فعل «يتجنّب» (كناره گيرى مى كند)، نشانگر اين نكته است كه آنچه مانع تأثير قرآن در مخالفان است، كناره گيرى آنان است; نه ناتوانى قرآن از تأثير در مردم.

557- زمينه تأثيرپذيرى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 4

4 ـ سلامت دل و پاكى باطن ، از زمينه هاى لازم در تأثيرپذيرى از تعاليم قرآن

فأما الذين ءامنوا فزادتهم إيمناً . .. و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 8

8 - تأثيرپذيرى از قرآن و متذكر شدن و بيدار گشتن در سايه تعاليم آن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و شايستگى هاى بايسته است .

لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون

برداشت ياد شده از به كار رفتن واژه «لعلّ» (شايد و به اميد آن كه. ..) در آيه شريفه به دست مى آيد. اين واژه در مواردى به كار مى رود كه هدف و نتيجه مورد نظر در حد احتمال حاصل مى شود و حصول كامل آن به شرايط و زمينه هاى ديگرى بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 3

3 - تقواپيشگى ، زمينه ساز بهره مندى و تأثيرپذيرى از قرآن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

«قرآن» بى ترديد براى انسان ها مايه بيدارى و پندآموزى است. اختصاص به ذكر يافتن اهل تقوا، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

558- زمينه تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 7

7 - خداشناسى ، زمينه لازم براى تزكيه و تعليم كتاب و حكمت

يتلوا عليهم ءايـته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتـب و الحكمة

تقدم ذكرى «يتلوا عليهم آياته» بر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» احتمالاً اشاره به مطلبى دارد كه در اين برداشت آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 1

1 - تنها كسانى توان فراگيرى معارف قرآن و به خاطر سپردن آن را دارند كه طالب آن بوده و يادگيرى آن را بر خود تحريم نكرده باشند .

فمن شاء ذكره

«ذكر» يعنى شناختى كه در ذهن حاضر باشد(بر گرفته از مفردات راغب). و ضمير مفعولى در «ذكره» به «تذكرة» بازمى گردد. مذكر بودن آن كه آخر آيات را هماهنگ ساخته به اين اعتبار است كه «تذكرة» و «ذكر» به يك معناست.

559- زمينه تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 9

9- تكذيب قرآن از سوى مشركان ، نتيجه عدم خردورزى آنان است .

هم فى غفلة معرضون. .. لاهية قلوبهم... لقد أنزلنا... أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 1

1 - اقدام كافران به تكذيب آيات قرآن در پى روى گردانى از آن

إلاّ كانوا عنه معرضين . فقد كذّبوا

تقدير عبارت «فقد كذّبوا» به قرينه آيه پيش، «فقد كذّبوا بالذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 6

6 - تجاوزگرى و آلودگى به گناه ، زمينه ساز انكار معارف قرآن و ارتجاعى خواندن آيات آن است .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 6

6 - اظهار كفر ، فراهم سازنده زمينه پافشارى بر تكذيب قرآن

بل الذين كفروا يكذّبون

مراد از «الذين كفروا»، همان كسانى اند كه در «فما لهم لايؤمنون» به نداشتن ايمان توصيف شدند. ايجاد تفاوت در تعبير، نشانگر آن است كه آنان علاوه بر اين كه بى ايمان بودند، كفر را نيز از خود بروز مى دادند. فعل مضارع «يكذّبون» بر استمرار و اصرار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 1

1 - منكران معاد ، بر اثر پندارهايى انباشته در ذهن خود ، قرآن را تكذيب مى كنند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

«وِعاء»; يعنى، ظرف و «أوعيت الزاد و المتاع» زمانى گفته مى شود كه آن را در «وعاء» قرار دهى (لسان العرب). ظرف مورد نظر، ممكن است ذهن و قلب منكران معاد باشد كه جايگاه باورهاى آنان است.

560- زمينه تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 15

15- توجيه ناپذيرى و نادرستى اعتماد بر غير خدا براى شناخت حقايق ، مقتضى روى آوردن به تلاوت وحى الهى و پيروى از آن است .

واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 3

3 - توجّه به بزرگوارى و شرافت برتر خداوند ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ و ربّك الأكرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 6

6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

561- زمينه تهمت افسانه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 6

6 - تجاوزگرى و آلودگى به گناه ، زمينه ساز انكار معارف قرآن و ارتجاعى خواندن آيات آن است .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

562- زمينه حفظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 1

1 - تنها كسانى توان فراگيرى معارف قرآن و به خاطر سپردن آن را دارند كه طالب آن بوده و يادگيرى آن را بر خود تحريم نكرده باشند .

فمن شاء ذكره

«ذكر» يعنى شناختى كه در ذهن حاضر باشد(بر گرفته از مفردات راغب). و ضمير مفعولى در «ذكره» به «تذكرة» بازمى گردد. مذكر بودن آن كه آخر آيات را هماهنگ ساخته به اين اعتبار است كه «تذكرة» و «ذكر» به يك معناست.

563- زمينه ذكر انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 4

4- هلاكت اقوام و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ در اثر خيره سرى در مقابل حق ، نشانگر واقعيت داشتن انذار هاى قرآن است .

و تنذر به . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

طرح مسأله نابودى جوامع در طول تاريخ (در پى بيان وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انذار مردم لجوج به وسيله قرآن) هشدارى به مردم عصر بعثت و ديگر عصرها است كه ايستادگى و سرسختى در برابر حق، عواقب زيانبار و تباه كننده اى براى جوامع در پى دارد.

564- زمينه عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 9

9 ـ ايمان، زمينه بهرهورى و پندپذيرى از قرآن

و ذكرى للمؤمنين

«ذكرى» اسم مصدر براى تذكير است و از معانى تذكير، موعظه كردن و انذار دادن است. (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 11

11 - تدبر و انديشه كردن در قرآن ، زمينه بيدارى و پندگيرى از آن كتاب الهى است .

كتـب . .. ليدّبّروا ... و ليتذكّر

با توجّه به تقدم ذكر تدبر در قرآن بر بيدارى و پندپذيرى از آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 9

9 - اهليت خداوند به تقواپيشگى و آمرزش گناهان ، مقتضى پذيرش بيدارباش ها و پند هاى او در قرآن

فمن شاء ذكره . .. هو أهل التقوى و أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «هو أهل التقوى. ..»، در مقام تعليل براى «فمن شاء ذكره» است.

565- زمينه عبرت از مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 18

18 - تنها در سايه علم و آگاهى ، مى توان به عمق مثل هاى قرآن پى برد و از آن درس آموخت .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

566- زمينه علاقه به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 7

7- برخوانى تدريجى قرآن بر مخاطبان ، موجب برانگيخته شدن انتظار در آنان براى قراءت بخشى ديگر مى شود .

لتقرأه على الناس على مكث

مكث در لغت، آرامش همراه با انتظار است (مفردات راغب).

567- زمينه غفلت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 8

8 ـ رفاه بسيار ، زمينه ساز از ياد بردن خدا و غفلت از تعاليم قرآن

و لـكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

مقصود از «الذكر» در آيه شريفه، هم مى تواند ياد خدا باشد و هم قرآن; زيرا «ذكر» يكى از نام هاى قرآن است.

568- زمينه فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 14

14- تأثير سطح دانش مردم ، در مقدار بهرهورى آنان از معارف قرآنى

إن الذين أُوتوا العلم . .. يخرّون للأذقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 7

7 - دستيابى به رهنمود هاى قرآن ، منوط به اراده و خواست خداوند است .

و كذلك أنزلنـه ءايـت بيّنـت و أنّ اللّه يهدى من يريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 6

6 - فهم و درك صحيح قرآن ، نيازمند به تدبر و انديشيدن است .

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 8

8 - تأثيرپذيرى از قرآن و پديد آوردن روح تقواپيشگى در سايه تعليم آن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و شايستگى هاى بايسته است .

قرءانًا . .. لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 10

10 - فهم تفصيلى و روشن آيات قرآن ، نيازمند آشنايى با زبان عربى و ظرافت هاى آن

كتـب . .. عربيًا لقوم يعلمون

برخى از مفسران فعل «يعلمون» را در آيه شريفه را، به منزله فعل لازم مى دانند و لذا مفعولى براى آن نمى گيرند. بر اين اساس «لقوم يعلمون»; يعنى، براى مردمى كه دانا هستند. برخى ديگر بر آنند كه «يعلمون» متعدى است و مفعول آن به قرينه «عربيّاً» زبان و لغت عربى است; يعنى، «يعلمون هذه اللغة و اللسان». برداشت بالا با توجه به مبناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 2

2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 8

8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت

و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر

اين كه خداوند اهل ذكر و هشياران را به تأمل در قرآن فرامى خواند، روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 8

8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

از اين كه خداوند متذكران و هشياران را به تأمل در قرآن فراخوانده است; روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 8

8 - پاكى و منزه بودن از گناه و آلودگى ، از زمينه هاى لازم براى درك حقايق قرآنى

لايمسّه إلاّ المطهّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 2

2 - درك مفاهيم قرآنى ، در گرو رشد ، تعالى و ارتقاى انسان است .

مرفوعة

رفعت صفحات قرآن، بيانگر والا مرتبه بودن محتواى آن است و به قرينه مقام، كنايه از اين است كه پندگيرى از تذكرات آن، تنها براى افرادى برجسته ميسّر است.

569- زمينه فهم مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 18

18 - تنها در سايه علم و آگاهى ، مى توان به عمق مثل هاى قرآن پى برد و از آن درس آموخت .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

570- زمينه كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 5

5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .

و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. ثمّ كفرتم به

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.

571- زمينه گرايش به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 17

17 - توجه به قيامت ، زمينه ساز گرايش انسان به حقانيت قرآن و موازين الهى

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

572- زمينه محروميت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 12

12- انسان ها خود ، در بهره بردن يا محروميت از هدايت قرآن نقش اصلى را دارند .

من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

وصف «مؤمنين» و «ظالمين» مشعر به عليت است; يعنى، روحيه حق پذيرى مؤمن، زمينه بهرهورى وى از شفا و روحيهء حق ناپذيرى ظالم، عامل محروميت وى از قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 11

11- موقعيت برتر اقتصادى و اجتماعى و بهره مندى هاى مادى ، زمينه ساز غفلت از حق و بهره نبردن از آيات قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

573- زمينه نزول آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 6

6 - پرسش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى آنان

و يســَلونك عن الجبال فقل

574- زمينه نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 5

5- ربوبيت خداوند ، مقتضى فرو فرستادن قرآن ( تعاليم دين ) بر بندگان خويش

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 7

7- نقش عبادت و عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن برايشان

أنزل على عبده الكتـب

وصف و ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان «بندى خداوند» در بيان نازل كردن قرآن بر او، مى تواند اين معنا را برساند كه: «بنده خدا» بودن و او را بندگى و عبادت كردن، از زمينه هاى مهم براى تحمّل رسالت و دريافت وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 4

4- پرسشش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى مردم بود .

و يسئلونك عن ذى القرنين

575- زمينه هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 12

12- انسان ها خود ، در بهره بردن يا محروميت از هدايت قرآن نقش اصلى را دارند .

من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

وصف «مؤمنين» و «ظالمين» مشعر به عليت است; يعنى، روحيه حق پذيرى مؤمن، زمينه بهرهورى وى از شفا و روحيهء حق ناپذيرى ظالم، عامل محروميت وى از قرآن است.

576- زمينه هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 8

8- بهرهورى از نور و هدايت قرآن ، نيازمند داشتن زمينه سالم و پرهيز از پيشداورى

صرّفنا . .. و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

577- زمينه هلاكت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 6

6 - عوامل و زمينه هاى سقوط و هلاكت تكذيب گران ، ناشناخته براى خود آنان

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

578- زنگار قلب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 4

4 - قلب منكران قرآن ، زنگارگرفته و چركين است و از درك مفاهيم آن ناتوان مى باشد .

كلاّ بل ران على قلوبهم

«رَيْن» (مصدر «ران») به معناى زنگار و چرك است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

579- زياده طلبى مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 4

4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .

و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد

580- زيانكارى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 ـ منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

581- زيبايى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 5

5- قرآن ، كتابى با عظمت و در اوج زيبايى و كمال است .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب

«ال» در «الكتاب» براى استغراق صفات است; يعنى، تمام اوصافى كه يك كتاب، در حد كامل مى تواند داشته باشد، در اين كتاب متبلور است و اين، حاكى از عظمت قرآن است. و چون حمد در برابر زيبايى و كمال است و در آيه بالا خداوند، به سبب نزول قرآن، تمام حمدها و ستايش ها را از آن خويش دانسته، استفاده مى شود كه قرآن، در نهايت كمال و زيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 4

4 - قرآن ، حتى در ديدگاه كافران ، ظاهرى زيبا و آراسته دارد .

أسـطير الأوّلين

در صورتى نوشته افسانه اى را «اسطوره» مى گويند كه زيبا باشد.

582- ساختار قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 2

2 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه

تلك ءايت الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 2

2 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه است .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 6

6 ـ قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه .

أو كذّب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 10

10 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه

إذا لهم مكر فى ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 12،13

12 ـ قرآن ، مجموعه اى است از آيه هاى روشن و به دور از هر گونه ابهام

كذلك نفصل الأيت

«تفصيل» به معناى تبيين و برداشتن هر گونه ابهام است.

13 ـ قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه

كذلك نفصل الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 3

3 ـ ساختار قرآن ، ساختارى سوره سوره

قل فأتوا بسورة مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 1

1ـ قرآن ، كتابى با عظمت و داراى ساختارى بندبند به نام ( ( آيه ) ) .

كتــب أُحكمت ءايــته

((كتاب )) خبر براى مبتداى محذوف (ذـلك ) است و نكره آوردن آن براى تعظيم مى باشد; يعنى : ذلك الكتاب ، كتابٌ عظيم

الشأن .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 2

2 - قرآن ، كتابى است با ساختارى آيه آيه .

أنزلنـه ءايـت

«آيات» جمع «آية» و حال براى ضمير مفعول در «أنزلناه» است; يعنى، قرآن را در حالى كه مجموعه اى از آيه هاى واضح و روشنگر است، نازل كرديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 4

4 - ساختار قرآن ، ساختارى است بندبند كه هر بند آن آيه نام دارد .

فى ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 9

9 - قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه .

كذّبوا بـَايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 1

1 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند كه هر بند آن « آيه » ناميده مى شود .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 2

2 - عبارات قرآن ، ساختارى بندبند دارد و هر بند آن آيه ناميده مى شود .

تلك ءايـت الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 2

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام آيه

تلك ءايـت القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 2

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

تلك ءايـت الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 6

6 - ساختار قرآن ، به صورت آيه ، آيه است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 9

9 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند به نام « آيه »

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 4

4 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

ءايـت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 2

2 - ساختار قرآن ، ساختارى آيه آيه است .

فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده، مبتنى بر كاربرد ماده «فصل» در معناى تفصيل و تجزيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 5

5 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند است و هر بند آن آيه ناميده مى شود .

هو الذى ينزّل على عبده ءايـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 7

7 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند است و هر يك از بند هاى آن « آيه » ناميده مى شود .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 5

5 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند به نام « آيه »

ءايتنا

583- سجده در برابر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 13

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

584- سجده هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 7

7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.

585- سختى تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 4

4 ـ تبليغ قرآن، مسؤوليتى سنگين و نيازمند تحمل فراوان و سعه صدر

كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منه

جمله «فلا يكن . ..»، كه در صدد پيشگيرى از ملالت خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، بيانگر آن است كه تبليغ قرآن مشكلات فراوانى به همراه خواهد داشت كه جز با تحمل و سعه صدر نمى توان به آن پرداخت.

586- سختى كيفر اخروى معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 3

3 - وزر و عقوبت روى گردانى از قرآن در روز قيامت ، بارى ناگوار و مشقت بار بر دوش اعراض كنندگان ، خواهد بود .

وزرًا . .. و ساء لهم يوم القيـمة حملاً

587- سختى معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 2

2 - مخالفان قرآن ، با زحمت خود را از تأثير تذكّرات آن ، دور نگه مى دارند .

و يتجنّبها

باب تفعّل ـ كه فعل «يتجنّب» از آن باب است ـ بر تكلّف دلالت دارد. اين فعل بيان گر آن است كه تذكرات قرآنى، با فطرت انسان ها ملايمت و مناسبت كامل دارد; به گونه اى كه مخالفان، بايد براى دور ماندن از تأثيرات آن، خود را به زحمت اندازند.

588- سرزنش اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 4

4 ـ مهجور ساختن و خارج كردن قرآن از صحنه زندگى ، عملى است كه مورد شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند قرار خواهد گرفت .

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

589- سرزنش تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 2،4

2 ـ تكذيب حق (قرآن)، بدون تأمل در آن، مورد سرزنش خداوند است.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف

4 ـ تكذيب قرآن، نكوهيده تر از تكذيب ديگر آيات الهى است.

ما تأتيهم من ءاية . .. فقد كذّبوا بالحق

مراد از «الحق» مى تواند قرآن باشد. در اين آيه نسبت به آيه قبل «ترقى» صورت گرفته است. يعنى اينكه كافران آيات را تكذيب كردند و عجيبتر آنكه قبل از آن قرآن را تكذيب كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 4

4 - نكوهش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى تكذيب گرانه آنان در برابر قرآن

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

590- سرزنش دشنام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 1

1 - سرزنش رفاه زدگان از سوى خدا ، به خاطر ياوه سرايى هاى آنان عليه قرآن

مستكبرين به سـمرًا تهجرون . أفلم يدّبّروا القول ... ءاباءهم الأوّلين

استفهام در آيه فوق، استفهام توبيخى است و ضمير جمع در آن به «مترفين» باز مى گردد. خداوند در اين بخش از آيات، آنها را به خاطر اتهاماتى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى زدند، مورد سرزنش قرار داده و با ارائه دلايل گوناگون، همه راه هاى عذرتراشى شان را سد كرده است. آيه فوق، در ردّ اتهامات آنان به قرآن است.

591- سرزنش عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 1،6

1- توبيخ بيماردلان حق گريز ، از سوى خداوند به خاطر نينديشيدن در ژرفاى مفاهيم قرآن

أفلايتدبّرون القرءان

6- توبيخ الهى نسبت به حق گريزان ، به خاطر بسته بودن قلب و روح آنان بر آيات ژرف قرآن

أفلايتدبّرون القرءان أم على قلوب أقفالها

برداشت بالا، بر اين اساس است كه «أم» به معناى «بل» و براى اضراب انتقالى باشد.

592- سرزنش معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 13

13 - سرزنش كافران ، به خاطر روى گردانى آنان از قرآن

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

593- سرزنش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 ـ سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 5

5- كافران به خاطر انكار قرآن و حق ناشناسى آنان نسبت به آن ، مورد سرزنش خداوند قرار دارند .

أفأنتم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 4

4 - كسانى كه به قرآن ايمان نمى آورند ، شايسته سرزنش و نكوهش اند .

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

594- سرور از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 9

9 ـ احساس شادمانى و نشاط روحى پس از شنيدن آيات قرآن ، نشانه تكامل و ازدياد ايمان

فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون

595- سكوت در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 1،2،3

1 ـ وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا

«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.

2 ـ گوش فرادادن به قرآن و سكوت كردن به هنگام شنيدن آن ، زمينه ساز دستيابى به رحمت خداوند است .

فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

3 ـ تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

596- سنگينى تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 2

2 - دريافت وحى ( قرآن ) و تبليغ آن ، امرى بس سنگين و گران بار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

597- سنگينى گناه معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 1

1 - روى گردانندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در قيامت بارى سنگين از گناه را به دوش خواهند كشيد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

نكره بودن «وزراً» بر گران بارى و سنگينى آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 1

1 - كيفر روى گردانى از قرآن ، در قيامت همانند بارى سنگين بر دوش اعراض كنندگان خواهد بود .

من أعرض عنه . .. وزرًا . خـلدين فيه ... حملاً

«حمل» به محمولى گفته مى شود كه نظير بارى كه بر سر يا پشت نهند، آشكار باشد (لسان العرب). نكره بودن آن، گوياى گران بارى آن است.

598- سنگينى گوش دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 10

10- خداوند ، به جهت محروم ساختن مخالفان قرآن از فهميدن نكته هاى آن و گوش سپارى به آيات الهى ، بر دل هايشان ، حجاب هايى متعدد و در گوش هايشان ، سنگينى ، مى افكند .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانّهم وقرًا

«أكنّه» جمع «كِنان» به معناى «پرده و پوشش» است. «وَقر» به معناى «سنگينى» است. سنگينى در گوش، كنايه از دل ندادن به آيات الهى، و نشان دادن رفتارى شبيه كران، در آن است. ضمير «يفقهوه» به «آيات» بازمى گردد كه چون مراد از «آيات»، واژه «قرآن» است، ضمير مذكر آمده است. و مراد از «أن يفقهوه»، «لئلايفقهوه» و يا «كراهة أن يفقهوه» است.

599- سنگينى گوش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 11

11- برخى از مردم ، در برابر آيات قرآن ، مانند كسانى اند كه گوش شان ، سنگين ، و فهم آنها از كار افتاده است .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا

تعبيرهاى «على قلوبهم أكنّه» و «فى ءاذانهم وقراً» تعبيراتى كنايى هستند، نه اين كه واقعاً، گوش و قلب آن ها، خللى ظاهرى پيدا كرده باشد.

600- سوء استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 13

13 ـ سوء استفاده منحرفين از قرآن ، در جهت ايجاد فتنه

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

601- سودمندى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 3

3 - قرآن ، كتابى است سودمند براى همه مردم .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت . .. و قالوا ما هـذا إلاّ إفك مفترًى ... قل ما س

«هو» احتمال دارد به قرآن برگردد كه مستفاد از آيه 43 مى باشد. لام در «لكم» براى انتفاع است.

602- سوره بندى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 9،10

9 - قرآن در همان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بخشهايى به نام سوره تقسيم شده بود .

فأتوا بسورة من مثله

10 - تقسيم بندى قرآن و ناميدن هر بخش به « سوره » از ناحيه خداوند بوده است . *

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 8

8ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به بخشهايى به نام « سوره » تقسيم بندى شده بود .

فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 1

1- تنظيم ، تفصيل و بخش بخش شدن قرآن ، از جانب خداوند بود نه در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قرءانًا فرقنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى است كه به تدريج و جدا جدا ( آيه آيه و سوره سوره ) بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرود آمد .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه برخى از مفسران چون زمخشرى، قرآن به اين دليل به فرقان (جدا كننده) نام گذارى شده است كه آيات و سوره هاى آن جدا جدا و با فاصله و به تدريج گرديده بود. ; مثلا در آيه 106 «سوره اسراء» آمده است: «و قرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلناه تنزيلاً».

603- سوره هاى قرآن در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 64 - 7

7 ـ واژه « سوره » و استعمال آن در بخشى از آيات قرآن ، اصطلاحى آشنا و شناخته شده در عصر وحى

يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة

604- سوره هاى متشابه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 5

5- برخى از سوره هاى قرآن ، روشن و توجيه ناپذير ( محكم ) و برخى ديگر متشابه

فإذا أنزلت سورة محكمة

از احترازى بودن قيد «محكمة»، مطلب بالا استفاده مى شود.

605- سوره هاى محكم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 4،5

4- سوره هاى دربردارنده فرمان جهاد ، سوره هايى محكم ، قاطع و خالى از تشابه

فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذكر فيها القتال» تفسيركننده «محكمة» باشد; يعنى، سوره از آن جهت «محكم» ناميده مى شود كه در آن، حكم قاطع و روشن جهاد آمده باشد.

5- برخى از سوره هاى قرآن ، روشن و توجيه ناپذير ( محكم ) و برخى ديگر متشابه

فإذا أنزلت سورة محكمة

از احترازى بودن قيد «محكمة»، مطلب بالا استفاده مى شود.

606- سوگند به صحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 40 - 1

1 - سوگند خداوند ، بر درستى و الهى بودن قرآن

إنّه لقول رسول كريم

607- سوگند به قاريان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 1،3

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان تلاوت گر وحىِ الهى و قرآن كريم بر انسان ها و پيامبران

فالتّليـت ذكرًا

مراد از «ذكر» وحى الهى و يا خصوص قرآن كريم است. طبق اين ديدگاه مقصود از تلاوت، تلاوت بر پيامبران و يا بر انسان هايى است كه خداوند به آنان با زبان وحى سخن گفته است و فرشتگان واسطه ابلاغ اين وحى بوده اند.

3 - سوگند خداوند به مجاهدان تلاوت گر آيات الهى و قرآن كريم

فالتّليـت ذكرًا

608- سوگند به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند به قرآن

و القرءان

«واو» در «والقرآن» براى قسم است; يعنى، «أقسم بالقرآن الحكيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 1،3

1 - سوگند خداوند به قرآن

و القرءان

«واو» در «و القرآن» براى قسم است; يعنى، «اُقسم بالقرآن. ..».

3 - سوگند خداوند به قرآن ، مبنى بر حقانيت و درستى رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و القرءان

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جواب قسم (و القرءان) ـ به قرينه آيات مشابه مانند «و القرآن الحكيم * إنّك لمن المرسلين» در سوره «يس» و. .. ـ مربوط به رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و تقدير آن چنين مى باشد: «و القرءان ذى الذكر إنّك لمن المرسلين يا إنّك صادق».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 4

4 - سوگند خداوند به قرآن

و الكتـب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 1

1- سوگند خداوند ، به قرآن مجيد

ق و القرءان المجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 5

5 - سوگند خداوند به قرآن ، به هنگام نزول آيات آن *

و النجم إذا هوى

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از «نجم» ـ چنان كه برخى از مفسران گفته اند ـ قرآن باشد; زيرا آيات قرآن «نجوماً» (جداجدا و به تدريج) نازل شده است.

609- سوگند به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 40 - 1

1 - سوگند خداوند ، بر درستى و الهى بودن قرآن

إنّه لقول رسول كريم

610- سوگندهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 1

1- سوگند مؤكد خداوند به ربوبيت خويش بر بازپرسى تمامى كافران و تجزيه گران دين

فوربّك لنسئلنّهم أجمعين

ضمير جمع غايب «لنسئلنّهم» هم مى تواند به كافرانى برگردد كه در چند آيه قبل از آن سخن به ميان آمد (. ..أزواجاً منهم) و هم مى تواند به «المقتسمين» اشاره داشته باشد. برداشت فوق بنابر هر دو احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 9

9- سوگند خداوند به ذات خود ، براى تهديد و مورد مؤاخذه قرار دادن مشركان

تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 1

1- سوگند خداوند به خويش ، مبنى بر ارسال پيامبرانى به سوى امت هاى مختلف ، پيش از ظهور اسلام

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 1

1- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر ختمى بودن احضار منكران معاد و شياطين به گردآورى آنان در قيامت تأكيد كرده است .

فوربّك لنحشرنّهم والشيـطين

ضمير مفعولى در «لنحشرنّهم» به «انسان» در آيه قبل بازمى گردد و مراد منكران معاد است كه زنده شدن دوباره را بعيد شمرده بودند. «حشر»; يعنى، جمع كردن و برخى آن را جمع كردنى كه افراد را به محل اجتماع سوق دهند، معنا نموده اند (مصباح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 8

8- خداوند با سوگند به ربوبيت خود ، بر تحقق حتمى طبقه بندى عاصيان در قيامت ، تأكيد كرده است .

فوربّك . .. ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة ... عتيّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 70 - 10

10- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر آگاهى دقيق خود از ميزان عذاب مجرمان تأكيد كرده است .

فوربّك . .. ثمّ لنحن أعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 6

6 - سوگند خداوند به انباشتن جهنم از مجرمان جنّى و انسى

و لـكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

لام در «لأملأنّ» براى قسم است و حكايت ازآن دارد كه «القول» در فراز قبلى، سوگند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند به قرآن

و القرءان

«واو» در «والقرآن» براى قسم است; يعنى، «أقسم بالقرآن الحكيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند بر حقانيت و درستى رسالت پيامبراسلام

إنّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 1،3

1 - سوگند خداوند به قرآن

و القرءان

«واو» در «و القرآن» براى قسم است; يعنى، «اُقسم بالقرآن. ..».

3 - سوگند خداوند به قرآن ، مبنى بر حقانيت و درستى رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و القرءان

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جواب قسم (و القرءان) ـ به قرينه آيات مشابه مانند «و القرآن الحكيم * إنّك لمن المرسلين» در سوره «يس» و. .. ـ مربوط به رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و تقدير آن چنين مى باشد: «و القرءان ذى الذكر إنّك لمن المرسلين يا إنّك صادق».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 84 - 1

1 - سوگند خداوند به حق

قال فالحقّ

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «فالحقّ» مبتدا و خبر آن (قسمى) در تقدير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 4

4 - سوگند خداوند به قرآن

و الكتـب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 1

1- سوگند خداوند ، به قرآن مجيد

ق و القرءان المجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 1

1 - سوگند الهى ، به باد هاى پراكننده خاك و مژده آور باران

و الذريـت ذروًا

«ذَرْو» به معناى پاشيدن و پراكندن و «ذاريات» (جمع «ذارية») به معناى «پراكننده ها» است. مراد از «پراكننده ها» بادها است كه به هنگام وزيدن، خاك و ديگر ذرّات را در هوا پراكنده و جا به جا مى كنند. گفتنى است كه وزيدن اين بادها مژده آور باران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 1،3

1 - سوگند الهى به ابر هاى گرانبار

فالحـملـت وقرًا

«وِقْر» بر بار سنگين اطلاق مى شود. مقصود از حمل كننده هاى بار سنگين، ابرها است كه در پى بادها مى آيند و با خود توده هاى عظيم ذرات آب را حمل مى كنند.

3 - سوگند الهى ، به باد هاى حامل ابر هاى سنگين و آبستن باران

فالحـملـت وقرًا

كلمه «حاملات»، مى تواند وصفى ديگر براى بادها باشد. در اين صورت مراد از «وِقْر» (بار سنگين)، ابر سنگين و باران زا خواهد بود كه به وسيله بادها حمل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 1،4

1 - سوگند خداوند ، به كشتى هاى روان بر آب هاى دريا به آسانى و نرمى

فالجـريـت يسرًا

«يسر» نقطه مقابل «عسر» و به معناى سهولت و آسانى است. مراد از «جاريات» كشتى هايى است كه در دريا، به آرامى و نرمى حركت مى كنند.

4 - سوگند الهى ، به باد ها كه آرام در آسمان روان اند .

و الذريـت ذروًا . .. فالجـريـت يسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 1

1 - سوگند الهى ، به فرشتگان تقسيم كننده امور

فالمقسّمـت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 7 - 1

1 - سوگند خداوند ، به آسمان تزيين يافته با ستارگان

و السّماء ذات الحبك

«حبيكة» و «حباك» (مفردهاى «حُبُك») در معانى استحكام، راه و زيبايى به كار مى رود. برداشت ياد شده براساس معناى

اخير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 1

1 - سوگند خداوند ، بر حقانيت و تخلف ناپذيرى وعده هاى خويش

و ما توعدن . فَوَربّ السّماء و الأرض إنّه لحقّ

در اين كه مرجع ضمير در «إنّه» چيست، چند احتمال داده شده است. از جمله آنها اين است كه ضمير به «ما توعدون» (در آيه قبل) بازمى گردد. برداشت بالا براساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 1 - 1،5

1 - سوگندِ خداوند ، به كوه طور

و الطّور

«طور» در لغت به مطلق كوه گفته مى شود و در آيه شريفه ممكن است همين معنا مراد باشد. و نيز مى تواند خصوص طور واقع در شبه جزيره سينا اراده شده باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

5 - سوگند خداوند ، به كوه ها

و الطّور

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مراد از «طور» مطلق كوه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 2 - 1،5

1 - سوگند خداوند ، به كتاب نگاشته شده ( تورات )

و كتـب مسطور

مراد از «طور» در آيه قبل مى تواند كوه طور باشد. اين نكته قرينه است بر اين كه مراد از «كتاب مسطور»، تورات مى باشد كه به صورت الواح نوشته شده بر موسى در طور سينا نازل شده است.

5 - سوگند خداوند ، به نامه اعمال آدميان

و كتـب مسطور

برخى از مفسران مراد از «كتاب مسطور» را نامه اعمال دانسته اند. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 1

1 - سوگند خداوند ، به كعبه

و البيت المعمور

«واو» در «و البيت. ..» براى قسم و مقصود از «بيت معمور» (خانه آباد) كعبه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 5 - 1

1 - سوگند خداوند ، به سقف برافراشته ( آسمان )

و السقف المرفوع

«مرفوع»; يعنى، بلند و برافراشته شده. مراد از «سقف مرفوع» ظاهراً آسمان است كه همچون سقفى بلند، بر فراز آدميان بر افراشته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 6 - 1

1 - سوگند خداوند ، به درياى سرشار از آب

و البحر المسجور

«سجر» در معانى پركردن و شعلهور كردن به كار مى رود. بنابراين «مسجور» يا به معناى «مملو» (پر شده) و يا به معناى شعلهور شده است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 1،4،5،7

1 - سوگند الهى ، به هر ستاره آن گاه كه غروب مى كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» به معناى ستاره است و «الف و لام» آن جنس و مفيد عموم است; يعنى، «اقسم بكلّ نجم إذا هوى». «هُوِىّ» (مصدر «هوى») به معناى فرو افتادن است و در آيه شريفه بر غروب كردن اطلاق شده است.

4 - سوگند خداوند به شهاب سنگ ها ، هنگامى كه سقوط مى كنند . *

و النجم إذا هوى

برخى از مفسران «نجم» را ـ به قرينه «إذا هوى» (آن گاه كه سقوط كند) ـ به معناى شهاب گرفته اند.

5 - سوگند خداوند به قرآن ، به هنگام نزول آيات آن *

و النجم إذا هوى

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از «نجم» ـ چنان كه برخى از مفسران گفته اند ـ قرآن باشد; زيرا آيات قرآن «نجوماً» (جداجدا و به تدريج) نازل شده است.

7 - سوگند الهى به ستاره ثريا هنگامى كه غروب كند .

و النجم إذا هوى

«نجم» بر ستاره ثريا نيز اطلاق مى شود (قاموس المحيط). گفتنى است «ال» در «النجم» بنابراين اطلاق، براى عهد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 3

3 - سوگند الهى ، به نظام ستارگان آسمان

فلاأُقسم بموقع النجوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مواقع» به معناى مكان هاى استقرار ستارگان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به قلم و ابزار نوشتن

و القلم

2 - سوگند خداوند ، به قلم زدن و نويسندگى

و ما يسطرون

«ما» در «ما يسطرون» يا مصدريه (يعنى «و سطرهم») و يا موصوله (يعنى «الذى يسطرونه») است. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 40 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، بر درستى و الهى بودن قرآن

إنّه لقول رسول كريم

2 - سوگند خداوند ، بر درست گويى و راست گويى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّه لقول رسول كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 1

1 - سوگند أكيد خداوند ، به ربوبيت خويش نسبت به مشرق ها ( خاور ها ) و مغرب ها ( باختر ها )

فلاأُقسم بربّ المشـرق و المغـرب

درباره «لا» در «لا اُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 32 - 2

2 - سوگند خداوند به ماه

و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 33 - 1

1 - سوگند خداوند به سحرگاهان

و الّيل إذ أدبر

«إدبار» (مصدر «أدبر») به معناى پشت كردن است و مقصود در اين آيه، پايان يافتن شب و آغازِ سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 34 - 1

1 - سوگند خداوند به سپيده صبح

و الصبح إذا أسفر

عبارت «سفر الصبح» و يا «أسفر الصبح»، به معناى «أضاء» (روشن شد) و «أشرق» (درخشيد) است. (قاموس المحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 1 - 1

1 - سوگند أكيد خداوند ، به روز قيامت

لاأُقسم بيوم القيـمة

مفسّران درباره «لا» در «لااُقسم» و امثال آن، توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 1

1 - سوگند أكيد خداوند ، به نفس ملامت گر

و لاأُقسم بالنفس اللوّامة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 1،5

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

و المرسلـت عرفًا

درباره سوگندهاى پنجگانه در آغاز اين سوره، سه تفسير عمده وجود دارد: 1ـ تمام اين سوگندهاى پنجگانه، اشاره به «بادها و طوفان ها» است; 2ـ همه سوگندها، اشاره به «فرشتگان وحى» است; 3ـ سوگند اول و دوم ناظر به مسأله «بادها و طوفان ها» و سوگند سوم، چهارم و پنجم ناظر به القا و نشر وحى و آيات حق بهوسيله فرشتگان است. شاهد و دليل بر تفسير سوم، جداسازى اين دو دسته از سوگندها در آيات به وسيله «واو» است; در حالى كه بقيه به وسيله «فاء» به هم عطف شده اند كه نشانه ارتباط و پيوند آنها است. گفتنى است تفسير دوم و سوم، با سياق آيات سازگارتر است; از اين رو، مبناى برداشت ها قرار گرفته است.

5 - سوگند خداوند ، به باد هاى پياپى

و المرسلـت عرفًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مرسلات» بادها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 1،3

1 - سوگند خداوند ، به تندباد ها و طوفان ها

فالعـصفـت عصفًا

«عاصفة» (مفرد «عاصفات») به معناى باد شديد و طوفان است.

3 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالعـصفـت عصفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

و النـشرت نشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 4 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالفـرقـت فرقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالملقيـت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 3

3 - سوگند خداوند به فرشتگان قبض كننده ارواح

و النـزعـت غرقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 2

2 - سوگند خداوند به فرشتگان پر نشاط و شاداب

و النـشطـت نشطًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 2

2 - سوگند خداوند ، به فرشتگانى كه در اجراى وظايف خويش شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 4

4 - سوگند خداوند ، به فرشتگان پيشتاز

فالسـبقـت سبقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 5

5 - سوگند خداوند به فرشتگان مدير و مدبّر

فالمدبّرت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 1،2،3

1 - سوگند مؤكّد خداوند به ستارگانى كه در مسير حركت خود ، بر اثر نور خورشيد از نظر ها ناپديد مى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

حرف «لا» در «لااُقسم» زايد است و سوگند را تأكيد مى كند. برخى گفته اند: «لااُقسم» با همين تركيب، كلمه قسم است و براى سوگند مؤكد به كار مى رود. «خنّس» جمع «خانس» است و مصدر آن «خنوس»; يعنى، منقبض شدن و پنهان گشتن و فعل «خَنَس»; يعنى، متوارى و غائب شد (لسان العرب). به قرينه ذكر شب و صبح در آيات بعد، مراد از آن ستارگان است و توصيف آنها به اين وصف، به اعتبار نامرئى بودن آنها در روز است.

2 - سوگند خداوند به ستارگانى كه در طى مسير ، به نقطه هايى كه از آن گذشته اند ، بازمى گردند .

فلاأُقسم بالخنّس

برخى از اهل لغت و تفسير «خُنّس» را به معناى رجوع كنندگان مى دانند (لسان العرب و كشاف). بر اين اساس مراد از آن، بازگشت ستارگان در حركت انتقالى به مدار حركت قبلى خود است.

3 - سوگند خداوند به سياره هاى زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره و عطارد

فلاأُقسم بالخنّس

بسيارى از اهل لغت و تفسير، «خنّس» را عنوان ستارگان ياد شده مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به ستارگانى كه به مسير قبلى خود بازگشته و در آن جريان مى يابند .

بالخنّس . الجوار

«جوارى» (جمع «جارية») به معناى چيزهايى است كه سيلان داشته و روان باشند. توصيف سيّارات به اين وصف، ممكن است از آن جهت باشد كه آنها را نورى روان مى بينيم. و يا مراد، اخترانى است كه جرم سيال دارند.

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 17 - 1

1 - سوگند خداوند به شب ، زمان فرارسيدن و برچيده شدن تاريكى آن

و الّيل إذا عسعس

«الّيل» عطف بر «الخُنّس» است و قسم مؤكد در «لا اُقسم» به آن نيز تعلق دارد. فعل «عسعس» گاه بر آمدن تاريكى و گاه بر زوال آن دلالت دارد. تقابل اين آيه با آيه بعد (و الصبح إذا تنفّس) معناى زوال را در اين آيه مناسب تر مى نماياند; ولى هر دو معنا نيز مى تواند مراد باشد. راغب گويد: «عسعسة»; يعنى، تاريكى خفيفى كه در آغاز و پايان شب حاصل مى شود. بر اين اساس فعل «عسعس» هر دو زمان را شامل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 18 - 1،2

1 - سوگند خداوند به بامداد ; زمانى كه سپيده صبح در آسمان گسترده مى شود .

و الصبح إذا تنفّس

«تنفّس روز» به معناى توسّع و گسترده شدن آن است. (مفردات راغب)

2 - سوگند خداوند به سپيده دم ; زمانى كه نفس تازه كند .

و الصبح إذا تنفّس

از معانى «تنفّس» وارد ساختن نفس به درون و خارج ساختن آن است (مصباح). نفس تازه كردن صبح، كنايه از رفع موانع نور خورشيد است; به گونه اى كه گويا روز از حبس شب رها شده و در هواى آزاد نفس مى كشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 5

5 - خداوند ، در تأكيد بر مأموريت جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به ستارگان و شب و سپيده دم سوگند ياد كرده است .

فلاأُقسم بالخنّس . .. و الّيل ... و الصبح ... إنّه لقول رسول كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 16 - 1

1 - سوگند مؤكد خداوند ، به سرخى افق هنگام غروب خورشيد

فلا أُقسم بالشفق

مشهور بين اهل لغت، اين است كه «شفق» همان سرخى است كه بعد از غروب خورشيد، در طرف مغرب ديده مى شود (مصباح). در سخن و شعر عرب، به طور فراوان اتفاق مى افتد كه براى تأكيد قسم، فعل آن را با حرف «لا» مى آورند. برخى آن را زايد و دسته اى آن را، براى نفىِ پندار قبل مى دانند(كشاف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 17 - 1،2

1 - سوگند خداوند به شب و تمامى موجودات پراكنده اى كه تاريكى شب آنها را گرد هم جمع مى كند .

و الّيل و ما وسق

واژه «وَسْق» به معناى جمع كردن چيزهايى است كه متفرق باشند(مفردات). گويا مراد جمع شدن جاندارانى است كه با فرارسيدن تاريكى شب، از همه طرف به محل استراحت خود مى روند.

2 - سوگند خداوند ، به هر چه تاريكى شب آن را فراگيرد . *

و ما وسق

«ما» در «ما وسق»، موصول است و ضميرى كه به آن برمى گردد، در كلام نيامده است. مصداق «ما وسق»، ممكن است تمام موجودات جاندار و بى جان باشد كه تاريكى شب، آنها را زير پرده سياه خود جمع مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 18 - 1

1 - سوگند خداوند به ماه ، هنگام روشنايى كامل آن

و القمر إذا اتّسق

«اتساق قمر»، به معناى تكميل شدن و به نقطه اعتدال رسيدن آن است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر تعدد و تنوّع مراحل آينده انسان ، به شفق ، شب ، موجودات زمينى و ماه ، سوگند ياد كرده است .

فلا أُقسم بالشفق . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 1 - 2،3

2 - سوگند خداوند ، به آسمان و برج هاى آن

و السماء ذات البروج

قسم به آسمان، با وصف خاص آن، قسم به موصوف و وصف، هر دو است.

3 - سوگند خداوند ، به ستارگان كه مرتفع و نمايان اند .

و السماء ذات البروج

تطبيق «برج» بر ستاره، به لحاظ ارتفاع و ظهور آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 3

3 - سوگند خداوند ، به روز قيامت

و اليوم الموعود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 1،2،4،6،7،8،9،10

1 - سوگند خداوند ، به ناظران و امور مشهود در قيامت

و شاهد و مشهود

شهادة; يعنى، حاضر بودن همراه با مشاهده بصرى يا بصيرتى و گاه به حضور بدون آن نيز گفته مى شود (مفردات راغب). لفظ «شاهد و مشهود» ـ به قرينه سوگند بر آنهاـ نكره هايى اند كه از آنها عموم اراده شده است تا سوگند به آن بيهوده نباشد و بعيد نيست كه عظمت آن دو نيز استفاده شود. در اين صورت مراد عظمت شهادت مربوط به آنها است تا بر احتمالات گوناگونى كه درباره مصداق آن دو گفته شده است، قابل تطبيق باشد.

2 - ناظران صحنه قيامت و حوادث آن روز ، داراى عظمتى در خور سوگند خداوند

و شاهد و مشهود

4 - سوگند خداوند ، به گواهان اعمال انسان ها در قيامت

و شاهد

6 - سوگند خداوند ، به مضمون گواهى شاهدان در قيامت

و مشهود

چنانچه شهادت به معناى گواهى دادن باشد; نه مشاهده و نظارت، كلمه «مشهود» نياز به متعلق محذوفى خواهد داشت كه مى توان گفت: مراد «مشهود به» است.

7 - سوگند خداوند به مؤمنانى كه در ملأ عام شكنجه شده و در برابر چشمان دشمن ، سوزانده مى شوند .

و مشهود

داستان اصحاب «اخدود» ـ كه پس از اين آيه مطرح شده است ـ به ويژه آيه «و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود» قرينه بر احتمالى است كه درباره مصداق «مشهود» گفته شده است. در اين نظر تقدير آن «مشهود عليهم» است.

8 - « عن محمّد بن هاشم عمن روى عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأله الأبرش الكلبى عن قول اللّه عزّوجلّ « و شاهد و مشهود » فقال أبوجعفر ( ع ) : ما قيل لك ؟ فقال : قالوا : الشاهد يوم الجمعة و المشهود يوم عرفة ، فقال أبوجعفر ( ع ) : ليس كما قيل ، الشاهد يوم عرفة و المشهود يوم القيامة أما تقرأ القرآن ؟ قال اللّه عزّوجلّ : « ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود ;

محمد بن هاشم از كسى كه از امام باقر(ع) روايت كرده، نقل مى كند: ابرش كلبى از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و شاهد و مشهود» سؤال كرد، حضرت فرمود: [در اين باره] براى تو چه گفته شده؟ عرض كرد: گفته اند: «شاهد» روز جمعه و «مشهود» روز عرفه است. حضرت فرمود: اين چنين كه براى تو گفته شده است نيست; بلكه «شاهد» روز عرفه و مشهود روز قيامت است. مگر قرآن نخوانده اى كه خداى عزّوجلّ فرموده است: ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود».

9 - « عن علىّ ( ع ) قال : . . . و الشاهد يوم الجمعة و المشهود يوم النحر ;

از امام على(ع) روايت شده كه فرمود: شاهد روز جمعه و مشهود روز قربانى (دهم ذى الحجه) است».

10 - « روى عن الحسن بن على ( ع ) و هو يُحِدِّثُ عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقيل له أخبرنى عن « شاهد و مشهود » فقال : أمّا الشاهد فمحمّد و أما المشهود فيوم القيامة . أما سمعته سبحانه يقول : « يا أيّها النبى إنّا أرسلناك شاهدًا و مبشّرًا و نذيرًا » و قال : « ذلك يوم مجموع له الناس ذلك يوم مشهود ;

از امام حسن(ع) روايت شده كه از رسول خدا نقل حديث مى كرد، به او عرض شد: مرا از [تفسير] شاهد و مشهود خبر ده، حضرت فرمود: امّا شاهد محمّد(صلی الله علیه و آله) است و امّا مشهود روز قيامت است. آيا كلام خداى سبحان را نشنيده اى كه مى فرمايد: «يا أيّها النبى إنّا أرسلناك شاهداً و مبشّراً و نذيراً» و فرموده: ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند به آسمان

و السماء

2 - سوگند خداوند به ستاره پديدار شده در شب ( زهره يا زحل يا ثريا و يا . . . )

و الطارق

«طارق»; يعنى، كسى كه شب هنگام وارد شود. برخى ريشه اصلى آن را «طَرْق» (كوبيدن در) دانسته و گفته اند: كسى كه شب وارد مى شود، چون به كوبيدن در نياز پيدا مى كند، «طارق» ناميده مى شود (نهايه ابن اثير). آيات بعد صراحت دارد كه مراد از آن ستاره است. صاحب «قاموس» آن را بر «ستاره صبح» (زهره) تطبيق داده است; گرچه به نقل «لسان العرب»، برخى از اهل لغت اين نام را نامعروف خوانده و برخى ديگر آن را بر زحل (كيوان) و ثريا (پروين) منطبق دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 3 - 2

2 - سوگند خداوند ، به مرتفع ترين ستاره ها *

و الطارق . .. النجم الثاقب

«نجم ثاقب»; يعنى، ستاره اى كه جايگاه آن رفيع تر از ديگر ستارگان است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 4 - 3

3 - خداوند ، با سوگند به آسمان و ستارگان ، بر مراقبت از انسان و افكار و كردار او ، تأكيد ورزيده است .

و السماء و الطارق . .. إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 11 - 3

3 - سوگند خداوند به آسمان و به ارجاع هاى مكررى كه پديد مى آورد .

و السماء ذات الرجع

سوگند به چيزى كه داراى وصف خاصى است، در حقيقت سوگند به وصف نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 12 - 3

3 - سوگند خداوند به زمين و شكاف پذير بودن آن

و الأرض ذات الصدع

سوگند به موصوف، سوگند به وصف آن نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 13 - 2

2 - خداوند ، با سوگند به آسمان و زمين ، بر فارق بودن قرآن بين حق و باطل ، تأكيد ورزيده است .

و السماء . .. و الأرض ... إنّه لقول فصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند به سپيده دم

و الفجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به شب هاى ده گانه

و ليال عشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به جفت و تاق

و الشفع و الوتر

حرف «ال» در «الشفع» و «الوتر»، براى جنس است. درباره مصداق شفع و وتر، نظرهاى گوناگونى ابراز شده است; برخى گفته اند: «شفع» روز هشتم ذى الحجه (يوم التروية) و «وتر» روز عرفه است و برخى آن دو را بر نماز شفع و وتر تطبيق داده اند. در نظرى ديگر، شفع روز قربان و وتر روز عرفه است. اين احتمال نيز وجود دارد كه «شفع»، به تمام مخلوقات نظر داشته و مراد از «وتر»، ذات بارى تعالى باشد; زيرا تنها او است كه مركب نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 4 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به شب هنگام گذر كردن و پايان يافتن آن

و الّيل إذا يسر

حرف «ال» در «الّيل»، براى جنس است. برخى آن را براى عهد گرفته و مراد از «الّيل» را شب عيد قربان دانسته اند. در برداشت ياد شده، احتمال اول ترجيح داده شده است. «يسر»; يعنى، مى گذرد. اصل اين كلمه «يسرى» بوده و چون در آخر آيه قرار گرفته، براى تناسب با آخر آيات قبل و بعد، حرف آخر آن حذف شده است. اسناد حركت و گذر كردن به شب، مجاز و از باب تشبيه به اجسام است. (مصباح)

2 - سوگند خداوند ، به پاس هايى از شب كه شبروان در آن سير مى كنند .

و الّيل إذا يسر

مى توان گفت، «حركت شب» تعبيرى است مانند «شب خوابيده» كه مراد از آن، حركت ديگران در شب و خواب آنها در آن است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 8

8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد كرده است .

و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد

در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 1 - 1

1 - سوگند مؤكّد خداوند به شهر مكه

لا أُقسم بهـذا البلد

حرف «لا» در «لا أُقسم»، زايد و تأكيدى بر سوگند است. برخى گفته اند: «لا أُقسم» با همين تركيب، كلمه قسم است و در سوگند مؤكّد، به كار مى رود، و برخى ديگر آن را براى نفى قسم دانسته و گفته اند: مراد اين است كه مدّعا بقدرى واضح است كه سوگند نمى خواهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 3 - 1،6

1 - سوگند خداوند به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

و والد و ما ولد

سخن گفتن از مكه در آغاز سوره، قرينه است بر اين كه «والد و ما ولد»، پدر و فرزندى اند كه با مكه ارتباط تنگاتنگى داشتند. آشكارترين مصداق آن دو، حضرت ابراهيم(ع) و فرزندش اسماعيل است.

6 - سوگند خداوند به انسان توليدمثل كننده و فرزندانش

و والد و ما ولد

واژه «والد» ممكن است به شخص خاصى نظر نداشته باشد; بلكه اسم جنس بوده و بر هر انسان مذكر و يا حتى مؤنثى كه در

توليد مثل نقش داشته باشند، اطلاق گردد (ر. ك: لسان العرب). در اين صورت شگفتى تكثير نسل و نقش اعجاب برانگيز پدر و مادر در آن و نيز عظمت فرزند به وجود آمده از آنها، راز سوگند خداوند به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 4 - 3

3 - خداوند ، با سوگند به شهر مكه و حضرت ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برآميخته بودن زندگانى انسان با رنج و سختى ، تأكيد كرده است .

لا أُقسم . .. لقد خلقنا الإنسـن فى كبد

اين آيه، جواب قسم هايى است كه در آيات پيشين آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند به خورشيد

و الشّمس

2 - سوگند خداوند ، به نور گسترده خورشيد به هنگام چاشت

و ضحيها

«ضحى» در معانى گسترش نور خورشيد و «پهناور شدن روز» (مفردات راغب) و اندكى پس از بالا آمدن روز (قاموس) به كار مى رود. اضافه شدن «ضحى» به ضميرى كه به خورشيد برمى گردد، بيانگر آن است كه مراد از آن، گسترش نور خورشيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 2 - 1،2،4

1 - سوگند خداوند ، به ماه هنگام طلوع آن پس از غروب خورشيد

و القمر إذا تليها

«إذا» در «إذا تليها»، سوگند به ماه را به حالت خاصى از آن اختصاص مى دهد. در اين موارد «إذا» را ظرف براى «كائنًا» به شمار مى آورند كه محذوف است و حال مقدره براى «القمر» به حساب مى آيد; اختصاص قسم به اين زمان خاصّ، نشان برجسته تر بودن ارزش آن است. اين زمان، شامل شب هايى مى شود كه پس از غروب خورشيد، ماه تابان در آسمان مشاهده مى شود.

2 - سوگند خداوند ، به كره ماه در شب هاى وسط هر ماه

و القمر إذا تليها

«تلوّ» (مصدر «تلى»)، به معناى از پى در آمدن است. در شب هاى چهاردهم و قبل و بعد آن، طلوع ماه در پى غروب خورشيد است. بنابراين مى توان گفت: مراد از «إذا تلاها»، فقط همان شب ها است.

4 - ماه و ظهورِ آن پس از غروب خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و القمر إذا تليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 3 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به روز در لحظه فروغ افكندن آن بر زمين

و النهار إذا جلّيها

مفاد آيه شريفه، گواه آن است كه ضمير مفعولى «جلاّها» به «الشمس» برنمى گردد; زيرا جلا يافتن خورشيد را، نمى توان ناشى از روز دانست. بنابراين بايد گفت: از آن جا كه جلوه گر شدن زمين به وسيله روز، بسيار واضح است، نيازى به ذكر «الأرض»، براى ارجاع ضمير به آن نبود.

2 - پيدايش روز و درخشان شدن زمين به وسيله آن ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و النهار إذا جلّيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 4 - 1،2،3

1 - سوگند خداوند به شب در لحظه اى كه تاريكى آن ، سطح زمين را بپوشاند .

و الّيل إذا يغشيها

طَبَق و[ سرپوش هايى]مانند آن كه بر چيزى نهاده مى شود، «غطاء» نام دارد; همان طور كه به پوشاك و [رواندازهايى]مانند آن كه روى چيزى قرار داده مى شود، «غشاء» مى گويند (مفردات راغب). بنابراين «يغشاها» ـ كه مرجع ضمير مفعولى آن در اين برداشت «أرض» گرفته شده ـ به اين معنا است كه تاريكى شب، سطح زمين را مى پوشاند.

2 - سوگند خداوند ، به هنگامى كه شب ، خورشيد را مى پوشاند .

و الّيل إذا يغشيها

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير مفعولى در «يغشاها»، «الشمس» دانسته شده است.

3 - پيدايش شب و تاريك شدن زمين به وسيله آن ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

و الّيل إذا يغشيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 5 - 1،3،5،6

1 - سوگند خداوند به آسمان

و السماء

3 - سوگند خداوند ، به بنيان نهادن آسمان و آفرينش آن

و ما بنيها

حرف «ما» مصدرى بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به «بناكردن آسمان» است. برخى «ما» را موصول دانسته اند; ولى يك نواختى سوگندها ـ كه تمامى آنها سوگند به مخلوقات است ـ مؤيد مصدرى بودن آن است.

5 - سوگند خداوند به سازنده آسمان

و ما بنيها

چنانچه «ما» در «مابناها» موصول باشد، مراد از آن خداوند خواهد بود. آوردن «ما» در اين موارد ـ با توجّه به اين كه اين كلمه بيش از «من» موصول، ابهام دارد ـ بيانگر اين است كه حقيقت موضوع و عظمت آن، قابل تعريف نيست.

6 - سوگند خداوند به خود

و ما بنيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 6 - 1،3،5،6

1 - سوگند خداوند به زمين

و الأرض

3 - سوگند خداوند ، به گستراندن زمين

و ما طحيها

«ما» در «ماطحاها» مصدرى بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به گسترش دادن زمين است. برخى «ما» را موصول و كنايه از گستراننده زمين (خداوند) دانسته اند; ولى مصدرى بودن آن، با سياق آيات ـ كه سوگند به مخلوقات است ـ سازگارتر است.

5 - سوگند خداوند ، به گستراننده زمين

و ما طحيها

چنانچه «ما» در «و ماطحاها» موصول باشد، مراد از آن خداوند خواهد بود. «طحو» (مصدر «طحاها») مانند «دحو» است; يعنى، گستراندن هر چيز. (مفردات)

6 - سوگند خداوند به خود

و ما طحيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 7 - 1،2،3،6،7

1 - سوگند خداوند به جان انسان ها

و نفس

«نفس»، به معناى روح و نيز جسد آمده است (صحاح اللغة). آيات بعد ـ كه ويژگى هاى روح انسان را مطرح مى كند ـ قرينه بر اراده معناى اول است. كلمه «نفس» گرچه نكره است; ولى بر ابهام دلالت ندارد. بلكه مراد جنس نفس است; زيرا آنچه بعد از آن، درباره نفس ذكر شده مربوط به تمام نفس ها است. نكره در اين موارد، مفيد تفخيم است.

2 - روح ، موجودى با عظمت و شايسته سوگند خداوند

و نفس

3 - سوگند خداوند ، به آفرينش متعادل و به دور از افراط و تفريط نفس انسان

و ما سوّيها

حرف «ما» در «ماسوّاها» مصدرى بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به تسويه نفس است. برخى آن را موصول و تعبير «و ما سوّاها» را سوگند به خداوند دانسته اند. سياق آيات ـ كه نمودار سوگند به مخلوقات است ـ با احتمال اول مناسب تر است.

6 - سوگند خداوند ، به تعديل كننده و سامان دهنده قواى روحى انسان

و ما سوّيها

چنانچه مراد از «ما» در «ما سوّاها» خداوند باشد، جايگزين ساختن آن به جاى «من»، به جهت ابهام عظمت آميزى است كه در «ما» وجود دارد.

7 - سوگند خداوند به خود

و ما سوّيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر رستگارى اهل تزكيه ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » ، « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « روح » و « ذات خويش » ، سوگند ياد كرده است .

و الشمس . .. قد أفلح من زكّيها

جمله «قد أفلح . ..» جواب قسم هايى است كه از آغاز سوره مطرح شده بود. برخى آن را جمله معترضه دانسته، جواب قسم را جمله «كذّبت ثمود...» و يا محذوف دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 1 - 1،2،4

1 - سوگند خداوند ، به شب ، هنگام فراگير شدن آن

و الّيل إذا يغشى

2 - پديده شب و گسترش تاريكى آن بر موجودات ، داراى عظمتى درخور

و الّيل إذا يغشى

4 - « عن محمّد بن مسلم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « و الّيل إذا يغشى . . . » و ما أشبه ذلك فقال : إنّ للّه عزّوجلّ ان يُقْسِمَ من خلقه بما شاء و ليس لخلقه أن يُقْسِمُوا إلاّ به ;

از محمدبن مسلم روايت شده كه گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم: قول خداى عزّوجلّ «و الّيل إذا يغشى. ..» [كه در آن به «شب» سوگند ياد شده]و مشابه اين [سوگندها چه حكمى دارد؟]فرمود: براى خداى عزّوجلّ است كه به مخلوقات خود، به هر چه كه خواست سوگند ياد كند; ولى مخلوقاتش نمى توانند سوگند ياد كنند، مگر به او».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 2 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به روز ، هنگام درخشان شدن آن

و النهار إذا تجلّى

2 - پديده روز و تابناكى آن ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و النهار إذا تجلّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 3 - 1،2،3

1 - سوگند خداوند ، به آفرينش جنس نر و ماده در مخلوقات

و ما خلق الذكر و الأُنثى

حرف «ما» مصدريه بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به خلقت «مذكر» و «مؤنث» است. اين احتمال نيز وجود دارد كه «ما» موصول باشد; ولى مصدريه بودن آن ـ كه در نتيجه سوگند به مخلوقات خواهد بود; نه خالق ـ با سوگند به «ليل» و «نهار» تناسب بيشترى دارد.

2 - سوگند خداوند ، به آفريننده جنس نر و ماده

و ما خلق الذكر و الأُنثى

كلمه «ما» در «ما خلق»، مى تواند موصول و به معناى «من» باشد. در اين صورت مراد از آن، ذات بارى تعالى خواهد بود. اين كلمه به دليل ابهام بيشترى كه در مفاد آن هست، عظمت مصداق خود را بيشتر مجسم مى كند; زيرا دلالت دارد كه آن مصداق، غير قابل تعريف است.

3 - سوگند خداوند به خويش

و ما خلق الذكر و الأُنثى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 4 - 2

2 - خداوند ، در تأكيد بر گوناگون بودن تلاش هاى انسان ها و شيوه ها و آثار آن ، به شب و روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 8

8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 4

4 - خداوند ، بر وعده خود درباره رساندن انفاق گرانِ باتقوا به فرجامى رضايت بخش ، سوگند ياد كرده است . *

و لسوف يرضى

«لام» در «لسوف»، لام قسم و يا لام ابتدا است; برداشت ياد شده، براساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به چاشت گاه و به گسترش نور خورشيد در آن زمان

و الضحى

«ضحى» در معانى گسترش نور خورشيد و «پهناور شدن روز» (مفردات راغب) و «اندكى پس از بالا آمدن روز» (قاموس) به كار مى رود.

2 - وقت چاشت و زمان پرتو افشانى خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الضحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 2 - 1،2،3

1 - سوگند خداوند ، به شب ، هنگام سيطره كامل تاريكى آن بر موجودات

و الّيل إذا سجى

«سجى الّيل»; يعنى، شب با تاريكى خود ساتر شد و پوشاند(مصباح). اصل اين كلمه، بر آرامش يافتن و انطباق كامل دلالت دارد. (مقاييس اللغة)

2 - شب و سيطره افكندن تاريكى آن بر موجودات ، از نعمت هاى بزرگ الهى و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

3 - آرامش موجودات در شب ، نعمتى بزرگ و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

«آرامش يافتن» (يكى از معانى ذكر شده براى «سَجْو») در آيه شريفه به شب اسناد يافته است. اين اسناد يا حقيقى است; يعنى، با سيطره كامل تاريكى، گويا شب از پيشروى باز ايستاده است و يا اسناد مجازى است و شب آرام به معناى بى تحرّك بودن موجودات در شب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر قطع نشدن ارتباط او با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناخرسند نبودن از آن حضرت ، به نور خورشيد و تاريكى شب سوگند ياد كرده است .

و الضحى . و الّيل إذا سجى . ما ودّعك ربّك و ما قلى

اين آيه، جواب قسم هايى است كه در آغاز سوره آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 1،2،3،5

1 - سوگند خداوند ، به انجير و زيتون

و التين و الزيتون

2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و التين و الزيتون

3 - سوگند خداوند ، به سرزمين انجير و زيتون *

و التين و الزيتون

از احتمالاتى كه درباره مفاد آيه گفته شده، اين است كه مراد از «انجير» و «زيتون» ـ به قرينه دو آيه بعد ـ دو منطقه است كه يكى مانند «كوفه» سرزمين انجيرخيز و ديگرى مانند «بيت المقدس» سرزمين زيتون بوده است. در اين صورت سوگندهاى چهارگانه اين سوره، سرزمين هاى نزول وحى را دربرگرفته است; زيرا «نوح»(ع) در كوفه، ابراهيم و عيسى(ع) در بيت المقدس، موسى(ع) در طور سينا و پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مكه به نشر آيين خويش پرداختند.

5 - « عن أبى الحسن الاوّل قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إنّ اللّه تبارك و تعالى . . . اختار من البلدان أربعة فقال عزّوجلّ : « و التين و الزيتون . و طور سينين . و هـذا البلد الأمين » فالتين المدينة ، و الزيتون بيت المقدّس ، و طور سينين الكوفة و هـذا البلد

الأمين مكّة ;

از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند تبارك و تعالى . .. از بين شهرها، چهار شهر را انتخاب كرد. او ـ كه عزيز و جليل است ـ فرمود: « والتين و الزيتون . و طور سينين . و هـذا البلد الأمين». پس «تين» مدينه و «زيتون» بيت المقدس و «طور سينين» كوفه و «هـذا البلد الأمين» مكه است.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 2 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به كوه طور در سرزمين سينا

و طور سينين

«سينين»، در اصل نام نوعى درخت است كه به آن «سَيْناء» نيز گفته مى شود (صحاح). رويش فراوان آن درخت، در منطقه اى كه بين مصر و فلسطين است، سبب شده كه به آن منطقه، «سَيْناء» يا «سينين» گفته شود و كوه طور ـ كه در آن سرزمين است ـ به «طور سينين» يا «طور سَيْناء» مشهور گردد.

2 - « طور » ، كوهى با عظمت و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و طور سينين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 1،2،4

1 - سوگند خداوند ، به شهر مكه

و هـذا البلد الأمين

2 - « مكه » ، شهرى با عظمت و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و هـذا البلد الأمين

عظمت مكه، از سوگند خداوند به آن و از اشاره با كلمه «هـذا» دانسته مى شود; زيرا آوردن اشاره ـ به جاى ذكر نام ـ يا براى تحقير است و يا تعظيم. سياق آيه شريفه، حاكى از تعظيم است.

4 - امنيت مكه ، مايه عظمت و شايستگى آن براى سوگند خداوند است .

و هـذا البلد الأمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 4

4 - برخوردارى انسان از خلقت برتر ، حقيقتى است كه خداوند آن را با سوگند به انجير ، زيتون ، طور سينا و شهر مكه ، بيان داشته و بر آن تأكيد كرده است .

و التين . .. لقد خلقنا الإنسـن فى أحسن تقويم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 6

6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا

لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه در راه جهاد تاخته و نفس نفس زده اند .

و العـديـت ضبحًا

«عاديات»، از ريشه «عَدْو» (دويدن) است و به قرينه آيات بعد ـ كه از جرقه هاى سُم و برپا كردن غبار سخن گفته است ـ مراد، اسبان دونده است. «ضبح»; يعنى، صداى نفس هاى اسب كه به «ضُباح» (صداى روباه) تشبيه شده است (مفردات). جمله «فأثرن...» در آيات بعد ـ كه خبر از گذشته مى دهد ـ بيانگر آن است كه مراد، اسبانى است كه در نبردى خاص حضور داشتند. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه آن نبرد، غزوه «ذات السلاسل» بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد با دويدن و كوباندن سم بر سنگ ها ، جرقه برمى افروختند .

فالموريـت قدحًا

«قدح»، به معناى استخراج آتش از سنگ چخماق است. اين كلمه مصدر و با «ايراء» (مصدر «موريات») به يك معنا است (تاج العروس). عطف «موريات» بر «عاديات» با حرف «فاء»، بيانگر ارتباط «پيدايش جرقه» با «دويدن اسب ها» است و قسم را نيز به اين وصف سرايت داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبان مجاهدان كه هنگام صبحدم بر دشمنان تاخته و آنان را غافلگير كرده اند .

فالمغيرت صبحًا

«اغارة» (مصدر «مغيرات»)، به معناى تاختن سريع اسب براى غارت كردن يا غير آن است (قاموس). «صبحاً» ظرف و تاختن در صبحگاه، كنايه از غافلگير كردن دشمن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به اسبان جنگى كه با حركت سريع خود ، در هجوم غافلگيرانه بر دشمنان دين ، غبار شديدى به فضا پراكنده ساختند .

فأثرن به نقعًا

فعل «أثرن»، عطف بر «مغيرات» و بيانگر آثار «اغارة» است; بنابراين قسم در آيه قبل به اين وصف نيز مربوط است. ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) ـ كه از «عاديات» انتزاع شده است ـ برمى گردد. «اثارة» (مصدر «أثرن») به معناى منتشر ساختن است. «نقع»; يعنى، غبار منتشر و نكره بودن آن، بر شدّت غبار دلالت دارد.

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد ، خود را به قلب سپاه دشمن زده ، رزمندگان را براى نبرد همه جانبه يارى مى دادند .

فوسطن به جمعًا

«جمع»، به معناى جماعت و گروه است. اين كلمه مصدرى است كه به صورت اسم به كار مى رود (مصباح). ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) ـ كه از «عاديات» انتزاع شده است ـ بازمى گردد.

2 - آسيب زدن به قلب سپاه دشمن و از كار انداختن مركزيت آن ، رزمى در خور تمجيد و سوگند خداوند

فوسطن به جمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 7 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر آگاهى دشمنان اسلام از خوى ناسپاسى خويش ، به اسبان تيزپاى مجاهدان ، سوگند ياد كرده است .

و العـديـت . .. و إنّه على ذلك لشهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر شدّت مال دوستى دشمنان دين ، به مَركب مجاهدان سوگند ياد كرده است .

و العـديـت . .. و إنّه لحبّ الخير لشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 2

2 - سوگند خداوند براى تأكيد بر حتمى بودن مشاهده جهنم در قيامت

لترونّ الجحيم

جمله «لترونّ. ..» يا جواب «لو» است و يا جواب قسم محذوف. برداشت ياد شده ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 2

2 - سوگند مكرّر خداوند ، بر حتمى بودن مشاهده جهنم در قيامت و پيدايش يقين براى ناظران آن

ثمّ لترونّها عين اليقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 1 - 1،2،3،4

1 - سوگند خداوند ، به عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و العصر

حرف «ال» در «العصر»، براى عهد حضورى است; يعنى، سوگند به اين عصر!

2 - عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و العصر

3 - سوگند خداوند به روزگار

و العصر

يكى از معانى «عصر» دهر است; يعنى، زمانى طولانى و غير محدود كه انقضاى آن، به انقراض اهل آن زمان بستگى دارد. (تاج العروس)

4 - سوگند خداوند ، به عصر هر روز و نماز فريضه آن *

و العصر

چنانچه «عصر» به معناى «عشىّ» (بعد از ظهر تا غروب) باشد، سوگند به آن يا ناظر به همان زمان خواهد بود و يا به قرينه ظرف و مظروف، مراد نماز عصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 2

2 - خداوند ، در تأكيد بر خسارت بار بودن وضع انسان ها ، به عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) سوگند ياد كرده است .

و العصر . إنّ الإنسـن لفى خسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 4

4 - سوگند خداوند ، در تأكيد برافكنده شدن دوزخيان در آتشِ جهنم

لينبذنّ

حرف «لام» در «لينبذنّ»، نشانگر قسم محذوف است.

611- سهولت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 4

4- آموزش قرآن به اهل خشيت ، آسان و بى نياز از تحمل رنجو ناراحتى است .

ما أنزّلنا . .. لتشقى إلاّ تذكرة لمن يخشى

612- سهولت فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هر گونه ابهام و قابل درك براى همگان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 9

9ـ قرآن ، كتابى است قابل فهم براى تمامى انسان ها .

إنا أنزلنـه . .. لعلكم تعقلون

مخاطب در جمله «لعلكم تعقلون» (باشد كه انديشه كنيد و بفهميد) گروه و طايفه خاصى نيست ; بنابراين همگان بر درك آن توانا هستند. آرى كلمه «عربيّاً» دلالت مى كند كه عربى دانستن از شرايط آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 4

4ـ احكام و قوانين قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى مردم

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا

«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به همين لحاظ عربى مى گويند. بنابراين «أنزلناه ... عربيّاً» ; يعنى ، قرآن را به لغت عرب، ـ همان لغتى كه گويا و رساست ـ نازل كرديم. و لازمه گويا بودن ، قابل فهم بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 8

8- آيات قرآن كريم ، آياتى روشن و قابل فهم

و قرءان مبين

برداشت فوق، مبتنى بر لازم بودن «مبين» است كه به معناى آشكار و روشن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 3

3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 6،8

6- تعاليم قرآن ، جهانى است و همه انسان ها توان فهم آن را دارند .

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلنـه تنزيلاً

8- قرآن ، حقايقى عالى و تنزل يافته در حد فهم و درك بشر *

نزّلنـه تنزيلاً

در معناى «نزول» فرود از مرتبه عالى نهفته است (مفردات راغب) و چون نزول فيزيكى قرآن قابل تصور نيست، ممكن است مقصود نزول معنوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 1،2،3،5

1- معارف و حقايق مطرح شده در قرآن ، مطالبى سنگين و بسيار عالى ; كه در سطح فهم بشر تنزل يافته و آسان شده است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك

«تيسير» (مصدر «يسّرنا») به معناى آسان ساختن است. آسان سازى در موردى متصور است كه قبل، از آن به نحوى دشوارى و سنگينى وجود داشته باشد. دشوارى محتواى قرآن قبل از تسهيل (يسّرناه)، ظاهراً به اعتبار مفاهيم بلند و متعالى آن و به دور از دسترس بودن آنها براى افراد بشر است.

2- تسهيل آسان سازى فهم مطالب متعالى قرآن براى بشر ، موهبتى از جانب خداوند است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك

3- قرآن و معارف آن قابل درك براى بشر

فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر به

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و زبان گوياى آن حضرت ، واسطه آسان شدن محتواى بسيار عالى قرآن براى درك همگان

فإنّما يسّرنـه بلسانك

مراد از «لسانك» علاوه بر عربى بودن قرآن، جارى شدن آن بر زبان مبارك پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد; كه در تأثير گذاردى بر شنوندگان، نقش بسزايى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 12

12 - معارف قرآن ، قابل درك براى مردم

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 3

3 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم براى همگان .

أنزلنـه ءايـت بيّنـت

توصيف آيه هاى قرآن به «بيّن»، بيانگر قابل فهم بودن آن است. حذف متعلق «بيّن» حاكى از آن است كه: فهم قرآن اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان توانايى بهره مند شدن از آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 2

2 - آيات قرآن ، روشن ، قابل فهم و به دور از هرگونه ابهام

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

«بينات» (جمع «بينة») حال براى «آياتنا» و «بينة» (مؤنث «بيّن») به معناى روشن و واضح الدلاله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 6

6- قرآن ، داراى معارف و رهنمودهايى روشن و قابل فهم براى همگان

سورة . .. فيها ءايـت بيّنـت

«بيّنة» (مفرد «بيّنات») به معناى دلالت واضح و برهان روشن است. توصيف آيات قرآن به «بيّنات» به اعتبار اين است كه دلالت آنها بر معانى واضح و روشن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 2

2 - قرآن ، قابل فهم براى همه مردم

و لقد أنزلنا إليكم ءايـت مبيّنـت

«مبيّنات» (جمع «مبينة» و مؤنث «مبيّن») است و «مبيّن» به معناى بيانگر و روشن كننده است. بنابراين توصيف آيات الهى (قرآن) به «مبيّنات»، حكايت از روشن بودن و قابل فهم بودن خود آيات براى مردم است; زيرا سخنى كه خود روشن نباشد، نمى تواند روشنگر چيز ديگرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 2

2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .

لقد أنزلنا ءايـت مبيّنـت

برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتب المبين

«إبانة» به معناى وضوح و روشنى نيز مى آيد. بنابراين «كتاب مبين»; يعنى، كتاب روشن و واضح الدلالة. گفتنى است كه در اين صورت، حذف متعلق «مبين» بيانگر اين حقيقت است كه فهم معانى قرآن اختصاص به قشر و طبقه اى خاص ندارد; بلكه اين

كتاب، براى همه مردم واضح الدلاله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 5

5 - قرآن ، قابل فهم و استفاده براى عموم مردمان

بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 3

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين

«إبانة» (مصدر «مبين»)، گاهى لازم و به معناى وضوح و روشنى به كار مى رود و گاهى متعدى و به معناى ايضاح و روشنگرى. بنابراين، «مبين» هم مى تواند به معناى واضح و روشن باشد و هم به معناى ايضاح كننده و روشنگر. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه حذف متعلق «مبين» ـ برپايه معناى اول ـ بيانگر آن است كه فهم قرآن، اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان مى توانند از اين سفره الهى بهره مند شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتـب المبين

«مبين» به معناى «روشن» و نيز «روشنگر» است برداشت ياد شده براساس معناى اول است. گفتنى است كه در آيه بالا بيان نشده است كه اين كتاب براى چه كسانى روشن است و اين نشان مى دهد كه فهم قرآن، اختصاص به دسته اى خاص ندارد; بلكه همگان مى توانند آن را بفهمند و از آن بهره گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 3

3 - قرآن كريم ، براى توده هاى مردم ، قابل فهم است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 3

3 - قرآن ، حاوى آيه هاى روشن و قابل فهم براى مردم

تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 10

10 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

و قرءان مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 4

4 - گوناگونى مثل هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و قابل استفاده و سودمند براى طبقات مختلف فكرى و اجتماعى است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت ياد شده با توجه به آمدن سه واژه در آيه شريفه است: 1ـ لام در «للناس» كه براى انتفاع است; 2ـ «الناس» كه بر عموم مردم دلالت دارد; 3ـ آمدن واژه «كل» با «مَثَل» كه بر تنوع مثل ها اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 3

3 - آموزه هاى قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى همه انسان ها است .

قرءانًا عربيًّا

«عربىّ» به معناى سخن فصيح و روشن است. بنابراين لازمه عربى بودن قرآن،گويايى و رسا و قابل فهم بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 2

2 - قرآن ، كتابى قابل فهم و مفاهيم آن قابل دستيابى براى بشر

و الكتـب المبين

از توصيف قرآن به «مبين» (روشن)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 5

5ـ آسانى فهم و معارف قرآن براى انسان

و الكتـب المبين

وصف «مبين» براى قرآن، نشانگر آن است كه درك ظاهر معارف قرآن، چندان دشوار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 2

2- قرآن ، كتابى آسان و در دسترس فهم و درك بشر

فإنّما يسّرنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1ـ تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 5

5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 5

5- كلمات و مفاهيم قرآن ، قابل فهم براى جنيان

يستمعون القرءان فلمّا حضروه قالوا أنصتوا

كلمات «يستمعون»، «أنصتوا» و «ولّوا . .. منذرين» نشانگر فهم و درك جنيان نسبت به مفاهيم قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 5

5- مفاهيم عالى قرآن ، قابل درك و تدبّر براى انسان

أفلايتدبّرون القرءان

تعبير «أفلايتدبّرون»، همگان را به تدبّر در قرآن برمى انگيزاند. اين انگيزش از سوى خداوند، مبتنى بر اين است كه حقايق قرآن براى بشر، قابل درك و استفاده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند *

و لقد يسّرنا القرءان

جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا»، در صورتى كه براى تفخيم باشد، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند *

و لقد يسّرنا القرءان

جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» در صورتى كه براى تفخيم باشد; مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند

و لقد يسّرنا القرءان

جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب بالا را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

4 - آسان سازى مفاهيم قرآنى ، در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 4

4 - قرآن ، قابل درك و بهره بردن براى تمام مردم

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 12

12 - مفاد آيات قرآن ، قابل فهم حتى براى غير مؤمنان

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

توبيخ در موردى صحيح است كه مخاطب در برابر آنچه درك كرده است، خضوع نكند.

613- سهولت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 7

7- نزول قرآن از جايگاه رفيع ، به منظور آسانى دستيابى خلق به معارف قرآن *

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه

از ارتباط دو آيه، مى توان استفاده كرد كه نزول قرآن از مقام اصلى آن، براى اين بوده است كه بتواند قالبى رسا و روشن پيدا كند و در دسترس فهم همگان قرار گيرد.

614- شبهه افكنى در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 8

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطـن . .. و اللّه عليم حكيم

615- شرايط استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 11

11- خردمندى ، از زمينه هاى لازم و از شرايط بهره مند شدن از معارف و آموزه هاى قرآن

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 2

2- عبوديت و بندگى خداوند ، شرط بهره مندى از معارف قرآن

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 5

5 - برخوردارى از روحيه حق جويى ، شرط بهرهورى از پيام هاى روشن و هدايتگر قرآن

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين . هدًى و بشرى للمؤمنين

از آن جا كه «ايمان» وصفى مقابل «كفر» است و كافران به خاطر داشتن روحيه استكبارى و حق ستيزى (به جاى بهره مند شدن از هدايت هاى آن) با آن به ستيز بر مى خاستند، مى توان گفت كه قيد «للمؤمنين» اشاره به اين حقيقت دارد كه روحيه ايمان و تسليم در برابر حق، شرطى است لازم براى بهرهورى از هدايت هاى قرآن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 3 - 2

2 - پايبندى به نماز و زكات و باور به آخرت ، شرط بهرهورى از هدايت و بشارت قرآن

هدًى و بشرى للمؤمنين . الذين يقيمون الصلوة... و هم بالأخرة هم يوقنون

فعل هاى «يقيمون» و «يؤتون» مضارع و مفيد استمرار است; يعنى، «هدًى و بشرى للذين يستمرون على اقامة الصلاة و إيتاء الزكاة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 12

12 - قرآن ، اگرچه براى همه مردم است ، اما بهره گيرى از آن ، شرايط و شايستگى خاص مى طلبد .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم إنّ فى ذلك لرحمة. ..لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 4

4 - آمادگى براى پذيرش حق ، شرط بهره گرفتن از قرآن است .

هدًى و رحمة للمحسنين

بى شك قرآن كريم، كتاب هدايت براى همه است. اختصاص يافتن هدايت آن به گروهى خاص، در اين آيه، به معناى محدوديت هدايت قرآن نيست، بلكه به معناى بهره بردن كسانى است كه آمادگى لازم را داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 18

18 - داشتن روح پندپذيرى و حق جويى ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از سخنان به حق قرآن

إنّما يتذكّر أُولوا الألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 18

18 - داشتن روح پندپذيرى و حق جويى ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از سخنان به حق قرآن

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 2

2 - تنها آن كسانى از تعاليم قرآن بهره مى برند كه خواهان حركت در راه راست باشند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

616- شرايط ايمان مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 2

2 ـ تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

617- شرايط تأثير بشارتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 18

18- روحيه حق پذيرى ، شرط بهرهورى از هدايت ، رحمت و بشارت قرآنى

و نزلنا عليك الكتـب . .. و هدى و رحمة و بشرى للمسلمين

618- شرايط تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 3

3 - قرآن ، مقتضى پندآموزى و بيدارگرى و اراده انسان ، شرط تأثيرگذارى آن كتاب است .

إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه خداوند قرآن را مايه پندگيرى و بيدارگرى معرفى كرده و سپس اراده انسان ها نسبت به پذيرش آن را مطرح ساخته است. اين نكته مى رساند كه اراده و تصميم انسان ها، در تأثيرگذارى قرآن مؤثر است و چنانچه انسان ها آن را نپذيرند، اين خاصيت قرآن در حد اقتضا باقى مى ماند و نمى تواند خود به خود تأثير داشته باشد.

619- شرايط تأثير هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 18

18- روحيه حق پذيرى ، شرط بهرهورى از هدايت ، رحمت و بشارت قرآنى

و نزلنا عليك الكتـب . .. و هدى و رحمة و بشرى للمسلمين

620- شرايط تفسير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 7

7 - خردورزى ، از راه هاى دستيابى به حقايق معارف و مثال هاى قرآن است .

و تلك الأمثـل . .. و ما يعقلها إلاّ العـلمون

621- شرايط شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 9

9 - ايمان ، شرط بهرهورى انسان از نور هدايت و شفابخشى قرآن

قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء

622- شرايط مس قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 1،9

1 - حرمت دست زدن به نوشته هاى قرآن بدون طهارت

لايمسّه إلاّ المطهّرون

ضمير در «لايمسّه»، مى تواند به قرآن بازگردد و نيز مى تواند راجع به «كتاب مكنون» باشد. در صورت اول جمله «لايمسّه...» انشا در قالب اخبار بوده و مفاد آن نهى از لمس قرآن بدون طهارت مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه همين احتمال است.

9 - « عن ابراهيم بن عبدالحميد عن أبى الحسن ( ع ) قال المصحف لاتمسّه على غير طهر و لاجنباً إنّ اللّه يقول : « لايمسّه إلاّ المطهّرون » ;

ابراهيم بن عبدالحميد از امام كاظم(ع) روايت نموده كه فرمود: قرآن را بدون طهارت و در حال جنابت مس نكن. .. زيرا خدا فرموده:

لايمسّه إلاّ المطهّرون».

623- شرائط فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 7

7ـ دانستن زبان عرب ، شرط درك و فهم معارف و حقايق قرآن

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون

624- شرك ستيزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكـفرين و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن ـ پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

625- شروع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 2

2 - قرآن ، كتابى است آغاز شده با نام خدا و همراه با اعلام رحمت بر بندگان .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

626- شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 1،4،7،8،9

1 ـ قرآن ، براى همه مردم موعظه و براى بيمارى هاى نهفته در دل بيماردلان ، دارويى شفابخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور

4 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى نزول كتابى پندآموز ، شفابخش ، هدايتگر و رحمت بخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدًى و رحمة

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

8 ـ امام صادق ( ع ) از پدرانش روايت كرده است : « شكا رجل إلى النبى (صلی الله علیه و آله) وجعاً فى صدره فقال (صلی الله علیه و آله) : استشف بالقرآن فان اللّه عزوجل يقول : « و شفاء لما فى الصدور » ;

مردى خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از درد سينه شكايت كرد، حضرت فرمود: از قرآن شفا بگير; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: [قرآن] شفاست براى آنچه در سينه هاست».

9 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « و انزل عليكم كتاباً فيه شفاء لما فى الصدور من امراض الخواطر و مشتبهات الأمور ;

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 2،3،4،7،9،11،13،14

2- نزول آيات قرآن از سوى خداوند ، براى شفابخشى بيمارى هاى روحى و فكرى انسان است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة

از آنجايى كه قرآن، كتاب هدايت و وجه غالب آن، كتاب معنويت است; شفا بودن آن مى تواند رفع مشكلات فكرى و روحى باشد.

3- نقش نزول تدريجى آيه هاى قرآن ، در زدايش بيمارى انسانها

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة

برخى اهل لغت برآنند كه ماده «نزل» در باب تفعيل، به معناى نزول تدريجى است. بنابراين، ذكر نزول قرآن به صورت تدريجى و يادآورى هدف آن كه شفاست، گوياى حقيقت فوق است.

4- قرآن ، شفابخش هرگونه بيمارى در انسانهاست .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء

7- تنها اهل ايمان و حق پذيران ، برخوردار از شفا و رحمت قرآنند .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

9- راه يابى برخى بيمارى هاى فكرى ، روحى و اخلاقى در مؤمنان و نياز آنان به درمان خويش با قرآن

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» ـ به قرينه مقابله با «مؤمنين» ـ كافران باشند.

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . إنما الشفاء فى علم القرآن لقوله : « و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. همانا شفا در علم قرآن است; زيرا خداوند مى فرمايد: و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة

للمؤمنين ...».

14- « قال أبوعبدالله ( ع ) : ما اشتكى أحد من المؤمنين شكاية قطّ و قال بإخلاص نية و مسح موضع العلة و يقول « و ننزّل من القرآن . . . » إلاّ عوفى من تلك العلة أيّة علّة كانت . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: مؤمنى بيمار نشده كه در حال بيمارى با نيت خالص جاى بيمارى را مسح كند و بگويد: «و ننزّل من القرآن. ..» مگر اينكه از آن بيمارى شفا يافته است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 8

8 - قرآن ، شفابخش امراض روحى و زداينده بيمارى هاى نفسانى اهل ايمان

قل هو للذين ءامنوا . .. شفاء

627- شقاوت معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 1

1 - تنها كسانى خود را از تذكرات قرآن ، دور نگه مى دارند كه تيره بخت تر از ديگران و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

و يتجنّبها الأشقى

«أشقى» اسم تفضيل از ماده «شقاوت» است. ريشه اصلى اين كلمه بر سختى كشيدن دلالت دارد و نقطه مقابل سهولت و سعادت است (مقاييس اللغة). ذكر اين كلمه ـ خالى از قيد زمان و مكان و متعلق ـ سبب شده است كه بر هر نوع تيره بختى در دنيا و آخرت، قابل تطبيق باشد. آيه بعد، نوع اخروى آن را بيان داشته است.

628- شقاوتمندان و تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» ـ بدون حرف «سين» ـ درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

629- شقاوتمندان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 6

6 - شقاوتمندان ، در برابر خداوند و پيام هاى قرآن ، گستاخ و بى پروايند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

630- شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 6،13

6 - مخالفان رسالت درباره آسمانى بودن قرآن و نزولش از جانب خدا ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين

متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.

631- شك به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

632- شك در حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 3

3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

633- شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لـكنّكم . .. ارتبتم

634- شكست توطئه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 ـ سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هـذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هـذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

635- شكست توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 7

7 ـ استفاده از شيوه هاى بهانه جويانه و دروغ عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه اى ناموفق و ناكام

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. أسـطيرالأوّلين ... رجلاً مسحورًا... فضلّ

636- شكست دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 7

7 - كسانى كه بدون منطق و برهان ، به ستيزه جويى و مبارزه با تعاليم قرآن مى پردازند ، به مقصود خود نخواهند رسيد .

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببـلغيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 3

3 - تلاش كافران ، براى خدشه دار ساختن قرآن ، كارى بازيگرانه و بى فرجام

الذين هم فى خوض يلعبون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «خوض»، نقد و انتقادهايى باشد كه كافران از سر تكذيب نسبت به قرآن انجام مى دهند و اطلاق لعب بر اين عمل از آن جهت باشد كه نتيجه اى، عايد آنان نمى شود.

637- شكست مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 7

7 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام و قرآن ، مغلوب اراده خداوند و محكوم به شكست است .

يريدون ليطفؤا . .. و اللّه متمّ نوره

638- شكست مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 4

4 - اعلام خداوند مبنى بر شكست خوردن مشركان مخالف قرآن و گرفتار شدن آنان به پى آمد هاى سوء كفرشان در آينده نزديك

فكفروا به فسوف يعلمون

639- شكست ناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 4

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتـب عزيز

640- شگفتى اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 1

1 - اعراض از قرآن و روى آوردن به غير آن ، شگفت آور و خطايى آشكار است .

فأين تذهبون

استفهام توبيخى در آيه شريفه، علاوه بر سرزنش خطاكاران، بر تعجب از آن خطا نيز دلالت دارد.

641- شگفتى تأثيرناپذيرى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 5

5 - تأثيرناپذيرى از قرآن ، امرى شگفت آور است .

فما لهم عن التذكرة معرضين

642- شگفتى تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 4

4 - قرآن ، داراى مطالب و موضوعاتى اعجاب برانگيز و شگفت آور

قرءانًا عجبًا

643- شگفتى تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 6

6 - « عن ابن جريح ـ رضى اللّه عنه ـ فى قوله « بل عجبت » قال النبى (صلی الله علیه و آله) : عجبت بالقرآن حين أنزل و يسخر منه ضلال بنى آدم ;

از ابن جريح درباره قول خدا «بل عجبت» روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگام نزول قرآن تعجب مى كردم كه گمراهان بنى آدم آن را مسخره مى كنند».

644- شناخت حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 22

22ـ بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

645- شياطين و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 3

3 - شرارت و پليدى نهفته در نهاد شياطين ، دليل بيگانگى عميق آنان بامفاهيم هدايتگر قرآن

و ما ينبغى لهم

مقصود از برداشت ياد شده اين است كه با توجه به محتواى هدايتگر و تكامل بخش قرآن عرصه اى بر اين اتهام ـ كه عناصر پليدى چون شياطين در آن دخالت داشته باشند ـ باقى نمى ماند.

646- شيطان هنگام تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 7

7 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات قرآن توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) براى مردم

و ما أرسلنا . .. ألقى الشيطـن فى أُمنيّته

647- صالحان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 10

10 ـ صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.

648- صبر در تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 5

5 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، مستلزم صبر و شكيبايى است .

فاصبر لحكم ربّك

649- صداقت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1،9،10

1 ـ قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

9 ـ خبرهاى قرآن صادق و معارف، احكام و قوانين آن بر ميزان عدل است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

10 ـ قرآن و كلام الهى در برترين مرتبه از نظر صدق و عدل قرار دارند.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر «صدقا و عدلا» تميز نسبت باشند، بيانگر جهت تماميت بوده كه مضمون آن در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 5

5ـ قرآن ، گفتارى دروغ و بافته شده نبوده ; بلكه سخنى راست و درست است .

ما كان حديثًا يفترى

مراد از ضمير «كان» قرآن است. وصفهاى بيان شده در آيه (و لـكن تصديق ...) بيانگر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 2

2 - قرآن ، سخنى راست و به دور از هر دروغ

بل أتينـهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 5

5 - قرآن ، سخنى سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و كذّب بالصدق

«صدق» به معناى امر مطابق با واقع و حق است و آمدن آن به صورت مصدر، براى افاده مبالغه مى باشد; يعنى، قرآن و دينى كه عين حق و نفس صدق است.

650- صفات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 3

3 - تنها وصف شايسته براى قرآن ، وصف « تذكردهنده » است ; نه كلام شيطان يا ساخته مجنون

و ما صاحبكم بمجنون . .. و ما هو بقول شيطـن ... إن هو إلاّ ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 3

3 - قرآن ، كتابى شريف و پرفايده است .

قرءان مجيد

«مجيد»، به معناى رفيع (قاموس) و مجد به معناى عزّت و شرف است. (مصباح). اصل اين كلمه از «مَجَدَتِ الابل» گرفته شده است; يعنى، شتران به چراگاهى وسيع و پر علف دست يافتند. (مفردات راغب)

651- صفات مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

652- صيانت قرآن از تغيير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 12

12 ـ قرآن و كلام الهى تبديل ناپذير و مصون از هر گونه نقض و تغيير است.

و تمت كلمت ربك . .. لا مبدل لكلمته

«تبديل» يعنى چيزى را به جاى چيز ديگر قرار دادن، و همچنين به معنى ابطال و نقض هم مجازاً به كار مى رود. لذا نفى تبديل در آيه به اين معنا نيز گرفته شده است.

653- طغيان مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6،7

6 ـ خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

654- ظاهر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 20

20 ـ عن محمّد بن منصور قال: سألت عبدا صالحا عن قول الله عز و جل: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» قال: ان القرآن له ظهر و بطن فجميع ما حرم الله فى القرآن هو الظاهر و الباطن من ذلك ائمة الجور . .. .

محمّد بن منصور گويد: از امام كاظم(ع) درباره آيه «قل انما حرم . .. » سؤال كردم فرمود: قرآن، داراى ظاهر و باطن است ; آنچه را خداوند در قرآن تحريم كرده فاحشه آشكار و باطن آن، اطاعت از پيشوايان ستمگر است ... .

655- ظرافت مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 4

4 ـ مثال هاى به كاربرده شده در قرآن ، داراى ظرافت و دقايق قابل تأمل است .

و ما يعقلها إلاّ العـلمون

656- ظلم استكبار با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 14

14- استكبار در برابر قرآن ، ظلم و مايه محروميت از هدايت الهى

و استكبرتم إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

از منطبق شدن عنوان ظالم بر «مستكبر»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

657- ظلم اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 9

9 - اعراض از قرآن ، ظلم است .

و قد خاب من حمل ظلمًا

مراد از ظلم به قرينه آيات پيشين، روى گردانى از قرآن است كه از آن به «وزر» تعبير شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

658- ظلم افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 2

2 ـ تكذيب قرآن و ساختگى خواندن آن ـ على رغم اعتقاد به الهى بودنش ـ اوج بيدادگرى است .

فمن أظلم ممن . .. أو كذّب بأيته

659- ظلم تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 2

2 ـ تكذيب قرآن و ساختگى خواندن آن ـ على رغم اعتقاد به الهى بودنش ـ اوج بيدادگرى است .

فمن أظلم ممن . .. أو كذّب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 4

4 ـ تكذيب و انكار قرآن ، ظلم و موجب مخلد شدن مكذبان و منكران در عذاب اخروى است .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 6

6 - تكذيب قرآن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن . .. أو كذّب بالحقّ لمّا جاءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 1

1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.

660- ظلم ستيزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 8

8- اسلام ، آيين ظلم ستيز و تعاليم قرآن در جهت زدودن ظلم و سيه كارى از چهره جامعه است .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث إلاّاستمعوه و هم يلعبون. .. و أسرّوا النجوى الذين

توطئه و مخالفت گروه ستم پيشه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، بيانگر اين نكته است كه اسلام در جهت زدودن ظلم از جامعه و قطع منافع ظالمانه طبقه استثمارگر است; وگرنه چه دليلى داشت كه تنها اين قشر به مخالفت با اسلام برخيزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 10

10 - قرآن ، كتابى يادآور و بيدارگر

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 15

15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.

661- ظلم كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

662- ظلم معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 11

11 ـ كسانى كه از قرآن رويگردان باشند، ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن . .. صدف عنها

«صدف» (مصدر صدف) به معناى اعراض كردن و منصرف ساختن آمده است. (برگرفته از قاموس المحيط). برداشت فوق بر اساس معناى اول است.

663- ظلم مغالطه در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 17

17 ـ مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين

664- ظلم مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 10

10 ـ تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن كذب بأيت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 3

3 ـ مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 12

12 - كافران به قرآن ، مردمانى ظالم اند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظـلمون

665- ظلمت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

666- ظهور حقايق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 1،2،5

1 ـ تنها راه ايمان به قرآن براى منكران قرآن ، تحقق تهديد ها و بروز حقايق آن است .

و لقد جئنهم بكتب . .. هل ينظرون إلا تأويله

ضمير در «تأويله» به «كتب» در آيه قبل برمى گردد. و مراد از تأويل كتاب الهى، به قرينه فرازهاى بعد، بروز و ظهور حقايق قرآن و تحقق تهديدها و وعده هاى آن است. و جمله «هل ينظرون ... » با توجه به اينكه ناظر به آيه قبل است، چنين معنا مى شود: براى منكران قرآن جهت تصديق آن راهى جز ظهور حقايق قرآنى، كه در قيامت تحقق مى يابد، نيست.

2 ـ قيامت ، روز تأويل و بروز حقايق مطرح شده در قرآن

هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله

مراد از «يوم» به دليل فرازهاى بعد روز قيامت است.

5 ـ منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

667- عاقلان و سوگندهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 5 - 1،2

1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .

هل فى ذلك قسم لذى حجر

2 - سوگند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، هر جفت و تاق و گذشت شب ، سوگندى شايسته و بجا در ديدگاه هر شخص عاقل

هل فى ذلك قسم لذى حجر

استفهام در «هل فى ذلك. ..»، تقريرى است و مراد تثبيت اين نكته است كه قسم هاى ياد شده، فرد عاقل را اقناع مى كند; به گونه اى كه او نيز در تأكيد كلام خود، چنين سوگندهايى به كار مى برد.

668- عاقلان و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 21

21 - خردورزان ، تنها گروه بهره مند از تمثيلات و تشبيهات قرآنى اند .

ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيـت لقوم يعقلون

669- عالمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 8

8ـ وجود فرد و يا افرادى در ميان مسلمانان كه به تمامى قرآن آگاه بود .

و من عنده علم الكتـب

در اينكه مراد از «الكتاب» چيست؟ چند نظر ابراز شده است: 1ـ مقصود قرآن است ; 2ـ منظور تورات و انجيل است ; 3ـ مراد لوح محفوظ است.

670- عبرت آموزى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 3

3 - قرآن ، مقتضى پندآموزى و بيدارگرى و اراده انسان ، شرط تأثيرگذارى آن كتاب است .

إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه خداوند قرآن را مايه پندگيرى و بيدارگرى معرفى كرده و سپس اراده انسان ها نسبت به پذيرش آن را مطرح ساخته است. اين نكته مى رساند كه اراده و تصميم انسان ها، در تأثيرگذارى قرآن مؤثر است و چنانچه انسان ها آن را نپذيرند، اين خاصيت قرآن در حد اقتضا باقى مى ماند و نمى تواند خود به خود تأثير داشته باشد.

671- عبرت آموزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 3

3 - قرآن ، در بيدارگرى و پندآموزى ، بهترين و جامع ترين كتاب است .

إنّه تذكرة

تنكير «تذكرة» براى تعظيم است. بر اين اساس مى توان گفت: عظيم بودن تذكار قرآن، بيانگر عظمت و برترى اين كتاب، از نظر پندآموزى و بيدارگرى، نسبت به ديگر كتاب ها و نيز جامعيت آن در اين عرصه است.

672- عبرت از آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 5

5 ـ آيات قرآن ، مايه پند و درس آموزى است .

و الذين إذا ذكّروا بأيـت ربّهم

673- عبرت از تذكرات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 4

4 - پذيرش تذكرات قرآن و خشيت و هراس در برابر خداوند ، مايه رهايى از آتش دوزخ

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

674- عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 21

21 ـ عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن

قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 11

11 ـ پندپذيرى انسانها از قرآن، بسيار اندك و ناچيز است.

قليلا ما تذكرون

«قليلا» صفت براى مفعول مطلق محذوف است. يعنى «تذكرا قليلا». و كلمه «ما» زايده و تأكيد براى قلت تذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 6 - 9

9 - توجه به نزول قرآن از سوى خالق ، مدير و مالك تمام هستى ، مايه تقويت روحيه پندپذيرى انسان از قرآن است .

تذكرة . .. ممّن خلق الأرض ... استوى . له ما فى السمـوت ... و ما تحت الثرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 5

5- قرآن ، درس آموز و مايه تذكر و پند براى انسان

كتـبًا فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «ذكر» به معناى «تذكره» و «تذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 5

5 ـ پندگيرى و درس آموزى ، فلسفه نزول قرآن بر مردم با دلايل گوناگون و اسلوب مختلف

و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 11

11 - مؤمنان ، از رحمت و پندآموز بودن قرآن ، بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتـب أنزلنـه . .. ليتذكّر أُولوا الألبـب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى است بيداربخش و پندآموز .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

4 - بيداربخشى و پندآموزى ، فلسفه نزول قرآن و قلمرو موضوعات آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 4

4 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز .

عن التذكرة معرضين

به گفته مفسران، مقصود از «تذكرة» در اين آيه، قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 2

2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت

كلاّ إنّها تذكرة

مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.

675- عبرت از قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون

بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 5

5 - بالا بردن معرفت و عبرت آموختن بشر ، فلسفه و قلمرو داستان سرايى هاى قرآن

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 3

3 - پندآموزى ، از اهداف نقل داستان گذشتگان در قرآن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

676- عبرت پذيران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 7

7 - تعاليم قرآن ، براى انسان هاى پندپذير سودمند است .

إن نفعت الذكرى . سيذّكّر من يخشى

مراد از جمله «سيذكّر. ..» ـ به قرينه «إن نفعت الذكرى» (در آيه قبل) ـ «سيذكّر و ينتفع» است; يعنى، پذيرش پند قرآن، ملازم با سود بردن از آن است.

677- عجز از مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 6

6 - كافران ، ناتوان از رويارويى با قرآن و مبارزه با تعاليم آن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

كافران، به هنگام شنيدن آيات قرآن به جاى مبارزه با آن و يا نقد و رد تعاليم آن، به متهم ساختن آورنده آن (پيامبراسلام) روى آوردند. از اين نكته مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

678- عجز مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظـهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

679- عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 2

2- نينديشيدن در آيات الهى ( قرآن ) و گذر كردن از آن بدون تأمل و انديشه ، ستم كارى است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها

عطف «أعرض» به وسيله حرف «فاء» گوياى آن است كه برخى، بدون تأمل و درنگ، پس از گوشزدشدن آيات الهى به آنان، از آن رومى گردانند و همين، موجب ورود آنان به زمره ستم كاران مى شود.

680- عذاب اخروى دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

681- عذاب اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1ـ انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غـشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

682- عذاب تجزيه كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 1

1- التقاطيون و تجزيه كنندگان قرآن در صدر اسلام ، دچار عذاب الهى شدند .

كما أنزلنا على المقتسمين

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه لفظ عذاب در جمله «أنا النذير. ..» در آيه قبل، در تقدير باشد و مفعول فعل «أنزلنا» ضمير محذوفى باشد كه به عذاب بر مى گردد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: همان گونه كه عذاب را بر «مقتسمين» نازل كرديم. گفتنى است «المقتسم» به معناى كسى است كه چيزى را به چند جزء تقسيم كند و مراد از آن ـ به قرينه آيه بعد (الذين جعلوا القرءان عضين) ـ تجزيه كنندگان قرآن هستند كه برخى از معارف آن را پذيرفته و برخى را انكار كردند.

683- عذاب توطئه گران عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 5

5 - تلاش گران بر ضد آيات قرآن ، عذابى دردناك و بد خواهند داشت .

و الذين سَعَوْ فى ءايـتنا . .. لهم عذاب من رجز أليم

به قرينه آيه بعد، مى توان گفت كه مراد از «آيات» در اين آيه، آيات قرآن است.

684- عذاب دنيوى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1ـ انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غـشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

685- عذاب كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

686- عذاب مانعان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 2

2 - ممانعت از دسترسى انسان ها به پيام قرآن ، در پى دارنده عذاب سخت الهى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا

687- عذاب معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 13

13 ـ خداوند، اعراض كنندگان از آيات خويش (قرآن) را به عذابى سخت گرفتار خواهد ساخت.

سنجزى الذين يصدفون عن ءايتنا سوء العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 1

1 - تنها كسانى خود را از تذكرات قرآن ، دور نگه مى دارند كه تيره بخت تر از ديگران و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

و يتجنّبها الأشقى

«أشقى» اسم تفضيل از ماده «شقاوت» است. ريشه اصلى اين كلمه بر سختى كشيدن دلالت دارد و نقطه مقابل سهولت و سعادت است (مقاييس اللغة). ذكر اين كلمه ـ خالى از قيد زمان و مكان و متعلق ـ سبب شده است كه بر هر نوع تيره بختى در دنيا و آخرت، قابل تطبيق باشد. آيه بعد، نوع اخروى آن را بيان داشته است.

688- عذاب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 3

3 ـ تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، همواره در معرض عذاب ناگهانى استيصال ، قرار دارند .

قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 18

18- كافران به قرآن ، در خطر عذابى غافل گيرانه و يا عذابى رو در رو و آشكارند .

أن تأتيهم سنّة الأوّلين أو يأتيهم العذاب قبلاً

چنان چه «قُبُلاً» مفرد باشد، به معناى «رؤيت شده» و «روبه رو» است و مراد آيه اين مى شود كه كافران، چه بسا، به عذابى از نوع عذاب پيشينيان ـ كه به قرينه مقابله با «قُبُلاً» غافل گيرانه بود ـ كيفر شوند و ممكن است به عذابى آشكار و روياروى، گرفتار آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» ـ كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است ـ; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

689- عرب ها و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 2

2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

690- عربيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 4

4ـ خداوند ، قرآن را در قالب لغت و زبان عرب نازل كرد .

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 3

3ـ خداوند قرآن را در قالب لغت و زبان عرب نازل كرد .

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا

كلمه «عربيّاً» مى تواند صفت براى «حكماً» باشد و مى تواند حال براى ضمير «ه» در «أنزلناه» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 7

7- قرآن ، در قالب زبان عربى فصيح و روشن نازل شده است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 3

3 - قرآن ، نازل شده به زبان عربى ، و منطبق با اصول و قواعد آن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده ناظر به اين احتمال است كه «عربيّاً» به معناى زبان مخصوص عرب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 1،3

1 - نزول مفاهيم وحى در قالب الفاظ عربى بر قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزل . .. على قلبك ... بلسان عربىّ

3 - انتخاب گوياترين و روشن ترين واژه ها و شيوه هاى گويش عرب براى بيان وحى

بلسان عربىّ مبين

در برداشت ياد شده «مبين» به عنوان صفت احترازى اخذ شده است. براين اساس زبان عربى به دو دسته (مبين و غيرمبين) تقسيم مى شود و خداوند قسم اول را براى بيان مفاهيم وحى برگزيده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 1

1 - مجرمان متعصب عرب ، منكر آسمانى بودن قرآن ، على رغم جريان آن درقلب هايشان به زبان عربى روشن

كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين

«كذلك» به فرض نزول قرآن به زبان غير عربى (و لو نزّلناه على بعض الأعجمين. ..) اشاره دارد. «سلوك» (مصدر «سلكنا») به معناى وارد كردن و راه دادن است. ضمير مفعول در «سلكناه» به قرآن بازمى گردد;يعنى، «مثل ذلك السلوك سلكنا القرآن فى قلوب المجرمين». مقصود اين است كه همان طور كه اگر قرآن به زبان عجمى نازل مى گرديد و بر اين مجرمان تلاوت مى شد، از آن چيزى نمى فهميدند، اكنون هم كه به زبان عربى شيوا و روشن نازل شده است، از آن چيزى نمى فهمند و به آن ايمان نمى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 2

2 - قرآن ، در قالب زبان عربى نازل شد .

قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 5

5 - قرآن ، در قالب الفاظ عربى ، داراى نزول تدريجى از جانب خداوند

حم . تنزيل من

بنابراين احتمال كه «حم» نظر به جنبه لفظى قرآن داشته باشد، با توجه به آياتى كه نزول دفعى قرآن را مى فهماند مى توان نتيجه گرفت كه نزول دفعى قرآن، نزولى مفهومى و معرفتى بوده و نزول لفظى آن در قالب حروف و كلمات عربى، نزول تدريجى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 4،7

4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

7 - قابليت و گنجايش زبان عربى ، براى ارائه مفاهيم وحى و بيان معارف الهى

كتـب فصّلت ءايـته قرءانًا عربيًّا

خداوند پس از بيان اين حقيقت كه قرآن به روشنى بيان گشته (فصّلت آياته) آن را به عربى بودن توصيف كرده تا به اين معنا اشاره كند كه لغت عرب آن قابليت را داشت كه بتواند زبان وحى باشد و معارف الهى را در خود جاى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 1

1 - قرآن از سوى خداوند ، در قالب زبان عربى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

و كذلك أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده به زبان عربى از سوى خداوند

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 1،8

1 - قرآن ، داراى حقيقتى متعالى و مكتوب در « لوح محفوظ » ، قبل از نزول به زبان عربى

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا . .. و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا

مراد از «اُمّ الكتاب » لوح محفوظ است.

8 - پايين آمدن مفاهيم عالى وحى از مرتبه « اُمّ الكتاب » تا « زبان عرب » ، نمودى از حكمت الهى است .

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا . .. و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا لعلىّ حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 11

11- عربى بودن ، از امتيازات قرآن

و هـذا كتـب مصدّق لسانًا عربيًّا

691- عصيان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 47 - 6

6 ـ شرك و تسليم نشدن در برابر آيات روشن قرآن، ظلم است.

انظر كيف نصرف الأيت ثم هم يصدفون . .. هل يهلك إلا القوم الظلمون

مخاطب فعل «أرءيتم» همان كسانى هستند كه از آيات الهى اعراض كردند كه از آنان به عنوان ظالم ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 4

4 - تسليم نشدن در برابر تعاليم قرآن ، ظلم و انحراف از مسير حق است .

و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

با توجه به مقابله «قاسطون» با «مسلمون» مطلب ياد شده استفاده مى شود.

692- عظمت آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 4

4 ـ مشركان و كافران عصر بعثت، به والايى آيات قرآنى و محتواى بلند آن اعتراف داشتند.

و ليقولوا درست

زيرا اگر آيات در نظر مشركان كم اهميت بود، براى رد آيات به كم اهميتى آن اشاره مى كردند و نه به فراگيرى آن از ديگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 3،9

3ـ آيات سوره رعد آياتى ارجمند و رفيع است .

تلك ءايـت الكتـب

«تلك» لفظى است براى اشاره به دور. به كارگيرى آن براى مشاراليه نزديك ، حاكى از عظمت آن در نزد متكلم است.

9ـ آيات قرآن ، آياتى عظيم الشأن و داراى محتوا و تعاليمى والا و بلند مرتبه است .

تلك ءايـت الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 1

1 - آيات قرآن ، داراى عظمت و منزلتى والا در نزد خداوند

تلك ءايـت القرءان

«تلك» براى مشاراليه بعيد وضع شده است به كارگيرى آن براى اشاره به آياتى كه پيش رو داريم بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 1

1 - آيات قرآن ، برخوردار از عظمت و مرتبتى والا در پيشگاه خداوند

تلك ءايـت الكتـب المبين

به كارگيرى «تلك» (وضع شده براى بعيد) براى اشاره به آياتى كه پيش رو داريم، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 1

1 - آيات قرآن كريم ، از عظمت و شكوهى خاص برخوردار است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

اسم اشاره «تلك» مبتدا و براى اشاره به دور است. استعمال آن درباره آياتى كه در پيش رو است، براى اشاره به عظمت آنها است. لازم به ذكر است كه احتمال دارد مراد از آيات، همه آيه هاى قرآن و يا آيه هاى سوره لقمان باشد. برداشت بالا، براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 8

8- تأثير شگرف آيات قرآن بر قلب ها و انديشه ها ، نشانگر استناد آن به نيرويى فوق طبيعى

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

از مجموع آيه شريفه، تأثير شگرف و اعجازگونه آيات قرآن استفاده مى شود.

693- عظمت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 1

1 - قرآن ، حاوى مطالب و مضامينى گران سنگ و ارائه دهنده تكاليفى گران بار براى بشر

إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

در اين كه مقصود از «قول» و ثقيل بودن آن چيست; مفسران چند احتمال بيان كرده اند. مهم ترين آنها، دو احتمال زير است: 1ـ قرآن كريم (نظر بيشتر مفسّران); سنگين بودن آن يا به لحاظ محتوا و مضامين و يا به لحاظ عمل و اجرا و يا هر دو است. 2ـ مطلق سخن سنگين; ولى ممكن است مقصود، فرمان به تبليغ علنى دين باشد; چون اين آيات در مرحله آغازين بعثت (در مكه)

نازل شده و در اين مرحله، تبليغ دين كارى بس دشوار و سنگين بوده است.

694- عظمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 1

1 - قرآن كتابى كامل و با عظمت

ذلك الكتب

«ذلك» مبتدا و «الكتاب» خبر آن است. بر اين مبنا «ال» در الكتاب براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 1

1 - قرآن ، كتابى است ارجمند و با عظمت و نازل شده از پيشگاه خداوند

و لما جاءهم كتب من عند اللّه

نكره آوردن «كتاب» و تصريح به اينكه از نزد خدا آمده است، دلالت بر عظمت و ارجمندى قرآن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 15

15 ـ عظمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قد جاءكم من اللّه نور و كتب

نكره آوردن «نور» و «كتاب» براى رساندن اين معناست كه عظمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، فراتر از آن است كه بشر به تمامى آن دست يابد و حقيقت آن را به طور كامل بشناسد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 9

9 ـ عظمت و ارزش برتر قرآن نسبت به ديگر كتاب هاى آسمانى

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه

حفاظت و نگهبانى از كتابهاى آسمانى كه به عهده قرآن گذارده شده است، نشانه برترى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 13

13 ـ قرآن براى مشركان زيبا و جذاب بوده است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

«أساطير» به معنى سخن زينت شده و زيبا آمده است. «سطر فلان على فلان إذا زخرف له الأقاويل و نمقها». (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 2،3

2 ـ قرآن كتابى گرانسنگ و نازل شده از جانب خداوند است.

و هذا كتب أنزل نه

3 ـ قرآن كتابى گرانقدر و مبارك (فزاينده و رشد دهنده و داراى خير فراوان) است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك

«بركة» يعنى رشد و فزونى (لسان العرب) و «مبارك» چيزى است كه در آن فزونى باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 1

1 ـ قرآن، كتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

كتب أنزل إليك

كلمه «كتاب» نكره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصيف آن به «أنزل» بيانگر آسمانى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى است باعظمت و تلاوت آن بسيار ارزشمند مى باشد .

و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 1

1ـ قرآن ، كتابى با عظمت و داراى ساختارى بندبند به نام ( ( آيه ) ) .

كتــب أُحكمت ءايــته

((كتاب )) خبر براى مبتداى محذوف (ذـلك ) است و نكره آوردن آن براى تعظيم مى باشد; يعنى : ذلك الكتاب ، كتابٌ عظيم الشأن .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 4

4- قرآن ، كتابى نازل شده از رتبه و جايگاهى بس رفيع و با عظمت

كتـب أنزلنـه إليك

نزول در لغت به معناى فرود آمدن از جاى بلند است كه به تناسب موضوع، نزول از جايگاه رفيع است و نه مكان بلند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 7

7- قرآن ، كتابى ارجمند و والا در پيشگاه خداوند

و قرءان مبين

تنوين تنكير «قرآن» براى تفخيم و تعظيم است و بر نكته ياد شده دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 2

2- قرآن ، كتابى نازل شده از رتبه و جايگاهى بس بلند و رفيع

إنا نحن نزّلنا الذّكر

ذكر ضميرهاى جمع براى بيان فرو فرستادن قرآن و لغت «نزول»، كه فرود آمدن از جايگاه عالى به پايين است، دلالت بر نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 87 - 4

4- قرآن ، كتابى است با عظمت و نعمتى بزرگ

و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 5

5- قرآن ، كتابى با عظمت و در اوج زيبايى و كمال است .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب

«ال» در «الكتاب» براى استغراق صفات است; يعنى، تمام اوصافى كه يك كتاب، در حد كامل مى تواند داشته باشد، در اين كتاب متبلور است و اين، حاكى از عظمت قرآن است. و چون حمد در برابر زيبايى و كمال است و در آيه بالا خداوند، به سبب نزول قرآن، تمام حمدها و ستايش ها را از آن خويش دانسته، استفاده مى شود كه قرآن، در نهايت كمال و زيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 2

2- قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

تنوين «كتاباً» دال بر تفخيم و تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 6

6 ـ قرآن ، كتابى است با عظمت و مؤمنان وظيفه دار حراست از حرمت و منزلت آن

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

برداشت فوق، از اسم اشاره «هـذا» در «هـذا القرآن» ـ كه بر تعظيم و تفخيم دلالت دارد ـ استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى ارجمند و داراى جايگاهى والا نزد خداوند

تلك ءايـت الكتب

اشاره به آيات پيش رو با لفظ «تلك» ـ كه براى مشاراليه بعيد است ـ بيانگر بُعد منزلت و بلندى جايگاه قرآن در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 5

5 - محتواى بلند قرآن ، سند آسمانى بودن آن

و ما ينبغى لهم و ما يستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 2

2 - قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه در پيشگاه خداوند

و القرءان

سوگند خداوند به قرآن، حاكى از عظمت و بلند مرتبه بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 3

3 - قرآن ، جلوه عزت و رحمت خداوند

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

يادكرد دو صفت «عزت» و «رحمت» خداوند به هنگام نسبت دادن نزول قرآن به او، مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 2

2 - قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه در پيشگاه خداوند

و القرءان

سوگند خداوند به قرآن، حاكى از عظمت و بلند مرتبه بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 1

1 - قرآن ، كتابى گران سنگ و نازل شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتـب أنزلنـه إليك

تنكير «كتاب» مفيد تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 5

5 - قرآن ، داراى حقيقتى ملكوتى و متعالى

اللّه الذى أنزل الكتـب

به كارگيرى ماده «نزول» (فرود آمدن از فراز) مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى مقدس و ارجمند نزد خداوند

و الكتـب المبين

واو در «و الكتاب» واو قسم است. سوگند خوردن خداوند به قرآن، نشان از ارجمندى و قداست قرآن در پيشگاه او دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 4

4 - حقيقت ملكوتى قرآن ، فراتر از حد درك و دريافت عادى بشر

و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا لعلىّ

جمله «إنّه فى اُمّ الكتاب لدينا لعلىّ» تأكيدى براى عبارت پيشين است; يعنى، قرآن داراى چنان مرتبه بلندى است كه اگر ما آن را از «اُم الكتاب » به زبان عربى بر نمى گردانديم و براى زمينيان نازل نمى كرديم، دستيابى به معارف آن براى هيچ انسانى مقدور نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 4

4ـ رسايى و بلاغت بيان ، از ابعاد عظمت قرآن

و الكتـب المبين

از اين كه قرآن با وصف «كتاب مبين» مورد سوگند الهى قرار گرفته است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 6

6- قرآن ، حقيقتى نازل شده از مرتبتى والا و رفيع

إنّا أنزلنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 4

4 - ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن و يا همانند آن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود. ب) مطرح ساختن عزت و شكست ناپذيرى خداوند در مورد قرآن، در ابعاد مختلفى تصوير مى شود; از جمله در بُعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 5،7

5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.

7- عزّت و حكمت الهى ، متجلى در قرآن و مضامين عالى آن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

ارتباط «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز الحكيم»، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 4

4ـ قرآن ، داراى ارج و عظمتى والا

و القرءان المجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 5

5- چشم پوشى كافران ، از عظمت خدشه ناپذير قرآن و تمسك آنان به بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى انكار رسالت آن حضرت

و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكـفرون هـذا شىء عجيب

از ارتباط اين آيه با آيه قبل ـ كه سوگند به ارجمندى قرآن بود ـ مى توان استفاده كرد كه خداوند قبل از هر چيز، عظمت خدشه ناپذير آيات قرآن را به كافران يادآور شده و ايشان را به سبب تمسك به مسائل بى ارزش، ملامت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن. ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن . ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها در درك آن ناتوان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 77 - 3

3 - قرآن ، كتابى بس ارجمند و نفيس

إنّه لقرءان كريم

«كريم» معادل نفيس و گران بها است (مصباح المنير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 2

2 - اوراق قرآن ، داراى عظمت و احترام در پيشگاه خداوند

مكرّمة

آنچه در نوع خود شريف باشد، به «كرم» توصيف مى شود(مفردات راغب). باب تفعيل اين كلمه (تكريم)، به معناى «عظمت دادن» و «پاك و منزّه ساختن» است (لسان العرب). بنابراين توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، حاكى از اين است كه خداوند آنها را عظمت داده و محترم داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 3

3 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، هر چند بر آن اصرار ورزند ، به حقيقت قرآن آسيبى نمى رساند و از مجد و عظمت آن نمى كاهد .

بل الذين كفروا فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد . فى لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 7

7 - قرآن ، كتابى با عظمت و گنجينه معارفى هماهنگ با مقدّرات جهان

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

نزول قرآن در شب قدر، اسناد نازل كردن آن به خداوند و آوردن ضمير بدون مرجع آن ـ كه خود حاكى از شهرت مرجع ضمير است ـ نشانه هاى عظمت قرآن است. تناسب ظرف و مظروف نيز، بيانگر هماهنگى نزول قرآن با ويژگى هاى شب قدر است.

695- عفو تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 12

12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.

696- عقلانيت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 11

11- معارف و تعاليم قرآن ، مطابق و سازگار با عقل و خرد است .

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا . .. أفلاتعقلون

تشويق و برانگيختن به تعقل در قرآن، بيانگر آن است كه اين كتاب آسمانى، از نظر محتوا با عقل و خرد سازگار است.

697- عقلانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 12

12- معارف و آموزه هاى قرآن مطابق و هماهنگ با خرد ناب است .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

از اينكه خداوند هدف از نزول قرآن را پندپذيرى صاحبان خرد قرار داد، معلوم مى شود كه قرآن با موازين عقلى مطابق و هماهنگ است و اگر غير از اين بود، خردورزان از آن پند نمى گرفتند; بلكه نتيجه معكوس در برمى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 13

13 - معارف و آموزه هاى قرآن ، مطابق با عقل و خرد ناب است .

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته و ليتذكّر أُولوا الألبـب

از اين كه خداوند، عاقلان و صاحبان خرد جامعه بشرى را مخاطب خود ساخته و آنان را به تدبر در آيات قرآن تشويق كرده است، مى توان حقيقت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 3

3 - قرآن ، سخنى نو و در عين حال به دور از مطالب نامعقول و غيرقابل قبول

أفمن هـذا الحديث تعجبون

مشاراليه «هـذا»، مى تواند قرآن باشد. در اين صورت واژه «الحديث» اشاره به نو بودن آن دارد. نفى اعجاب و استبعاد ـ كه از استفهام توبيخى استفاده مى شود ـ مى رساند كه قرآن در اوج نو بودن، منطقى و قابل درك و فهم است.

698- عقيده به خيريت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 18

18- عقيده مندان به نزول قرآن از جانب خداوند و خير بودن آن ، داراى جايگاهى خوب در عالم آخرت

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين

699- عقيده به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 4

4- ايمان و اعتقاد برخى از پيروان اديان آسمانى به قرآن ، تأييدى بر حقانيت آن

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله

ارزش ايمانِ اهل كتاب به قرآن و پيام آن براى ديگران، از آن جهت است كه آنان با پيام وحى آشنا هستند و ايمانشان به قرآن، بر اساس آگاهى به پيام و محتواى كتاب هاى آسمانى است. از اين جهت مى تواند براى ديگران دليل و حجت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مواضع گروه هاى جنى در برابر قرآن و رهنمود هاى آن

قل

700- عقيده به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 18

18- عقيده مندان به نزول قرآن از جانب خداوند و خير بودن آن ، داراى جايگاهى خوب در عالم آخرت

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين

701- عقيده يهود به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 8،9

8 - يهوديان عصر بعثت ، مطمئن به آسمانى بودن قرآن و معترف به الهى بودن آن

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

چنانچه يهوديان آسمانى بودن قرآن را باور نداشتند در پاسخ به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ءامنوا بما أنزل اللّه; به آنچه خدا فرو فرستاده ايمان آوريد)، اظهار مى داشتند كه: قرآن از جانب خدا نيست. اعراض از چنين پاسخى، گوياى اطمينان ايشان به آسمانى بودن قرآن و اعتراف ضمنى آنان به الهى بودن آن است.

9 - يهوديان ، على رغم اطمينانشان به الهى بودن قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

702- علاقه به حفظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى اشتياق شديد به حفظ آيات قرآن و به خاطر سپردن آن

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

گفته شده است كه انگيزه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قرائت آيات، همراه با قرائت جبرئيل، اطمينان يافتن به دريافت كامل وحى بوده است.

703- علم انحصارى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 2

2 ـ آگاهى به زمان برپايى قيامت ، دانشى در انحصار خداوند

قل إنما علمها عند ربى . .. قل إنما علمها عند اللّه

704- علم بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 20

20 - قرآن ، افزايش دهنده علم است .

و لاتعجل بالقرءان . .. و قل ربّ زدنى علمًا

705- علم به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 7

7 - آگاهى يهود و نصارا ، از كتاب آسمانى بعد از تورات و انجيل ( قرآن ) پيش از نزول آن

إنّا كنّا من قبله مسلمين

706- علم حافظان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 4

4 - حافظان قرآن ، برخوردار از موهبت علم اند .

بل هو . .. فى صدور الذين أوتوا العلم

707- علما و آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 12

12 ـ تنها دانشوران ، شايسته فهم و درك آيات قرآنند ( آيات مربوط به پديده هاى جهان آفرينش ) .

يفصل الأيت لقوم يعلمون

708- علما و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 6

6 ـ جاذبه خاص قرآن براى علماى راستين و ژرفنگر

لكن الرسخون . .. يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 5،10

5 ـ آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.

و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

10 ـ عالمان از گوناگونى آيات قرآن و رمز و رازهاى ارزشمند آن بهره مى برند.

و كذلك نصرف الأيت . .. و لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 1،2،3

1- خضوع و خشوع هميشگى عالمان حق پذير در برابر قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

2- قرآن ، حاوى آن چنان معارف عظيم كه خضوع و خشوع تمامى عالمان انديشمند را برمى انگيزاند .

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. يخرّون للأذقان يبكون

3- خضوع عالمان و آگاهان به معارف آسمانى در برابر قرآن ، همراه با سرشك ديدگان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون و يزيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 16

16 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف بلند قرآن برخوردارند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون

709- علما و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 3

3 - استفاده از مثل هاى به كاربرده شده در قرآن ، تنها ، براى دانشوران اهل تحقيق ممكن است .

و تلك الأمثـل نضربها للناس و ما يعقلها إلاّ العـلمون

710- علماى اهل كتاب و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 12

12- با تمام وجود سر بر آستان خداوند ساييدن و حريصانه به سجده افتادن جمعى از علماى اهل كتاب به هنگام آشنايى با قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أُوتوا العلم من قبله» اهل كتاب باشد و تعبير از سجده به «خرّ» ـ كه به معناى سقوط و به رو افتادن است ـ مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده داشته باشد.

711- علماى بنى اسرائيل و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 1

1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».

712- علماى مسيحيت و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 9

9 ـ اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 2

2 - پيشگويى علماى يهود و نصارا ، در باره آمدن قرآن و ظهور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه صرف آگاهى و اطلاع علماى بنى اسرائيل تا زمانى كه اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار نداده اند، نمى تواند آيه و نشانه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3،10

3 ـ گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

10 ـ گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا

713- علماى يهود و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 13

13 - عالمان يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به الهى بودن قرآن آگاهى كامل داشتند .

و هم يعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول «يعلمون» به قرينه «يسمعون كلام اللّه» الهى بودن كلامى باشد كه براى آنان قراءت مى شده است; يعنى: «و هم يعلمون ان الذى يسمعونه كلام اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 9

9 ـ اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 2

2 - پيشگويى علماى يهود و نصارا ، در باره آمدن قرآن و ظهور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه صرف آگاهى و اطلاع علماى بنى اسرائيل تا زمانى كه اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار نداده اند، نمى تواند آيه و نشانه باشد.

714- علوم قبل از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 6

6- وجود برخى علوم و معارف صحيح الهى در ميان مردم قبل از نزول قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله

715- عمل به تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 6

6 ـ منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .

لايضركم من ضل إذا اهتديتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 10

10 ـ باور به تعاليم قرآن و انجام دستورات آن ، راه جلوگيرى از تباه گشتن سرمايه عمر

قد خسروا أنفسهم

جمله «قد خسروا أنفسهم» در توصيف كسانى است كه در دنيا قرآن را باور نكردند و به دستورات آن گردن ننهادند.

716- عمل به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 14

14 ـ اهل كتاب وظيفه دار ايمان به قرآن و اقامه آن د تمام شؤون زندگى *

و لو انهم اقاموا . .. ما أنزل اليهم من ربهم

مى توان گفت مراد از «ما انزل اليهم»، قرآن است و كلمه «اليهم» بيانگر اين معناست كه اهل كتاب بايد خود را از مخاطبان قرآن بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 11

11 ـ پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت ، و ردّ و انكار آن گمراهى و ضلالت است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 5

5 ـ مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .

يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از هر كس ، موظف به پيروى از قرآن و عمل كردن به دستورات آن بود .

إنّ الذى فرض عليك القرءان

«فَرْض» (مصدر «فَرَضَ») به معناى واجب كردن است. بنابراين «فرض عليك القرآن»; يعنى، «قرآن را بر تو واجب فرمود». واجب شدن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند به اين معنا باشد كه عمل كردن به دستورات آن نخست بر خود آن حضرت واجب مى باشد و سپس بر ديگران. هم چنين مى تواند به اين معنا باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دارد قرآن را بر مردم تلاوت كند و پيام آن را به مردم ابلاغ نمايد. برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 1،7،9

1 - لزوم التزام عملى به قرآن و عينيت بخشيدن به محتواى آن در عرصه زندگى

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

مقصود از «أحسن ما اُنزل. ..» قرآن كريم است.

7 - توصيه خداوند به عمل كردن به قرآن ، پيش از دچار شدن به پيامد هاى هلاكت بار ر ها كردن قرآن ( عذاب )

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب

9 - روى آودن به قرآن و عمل به تعاليم آن ، پس از آمدن عذاب بى فايده است .

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة

از اين كه خداوند فرمود: پيش از آمدن عذاب به تعاليم قرآن عمل كنيد، روشن مى شود كه با آمدن عذاب، اين كار بى فايده خواهد بود.

717- عمل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 6

6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .

و اللّه أعلم بما يوعون

718- عمل ناپسند مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 16

16- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، نيازمند به هشدار الهى ، به خاطر بى خبرى از پيامد گناه و كيفر عمل زشت خويش

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم ... ألا ساء ما يزرون

719- عموميت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 5،8

5 - پيام هاى قرآن ، بصيرت آفرين براى تمامى انسان ها و نه صرفاً براى گروهى خاص

هـذا بصائر للناس

8 - پيام قرآن براى همگان است ; ولى بهرهورى از آن ، مخصوص حق باوران و حق جويان مى باشد .

هـذا بصائر للناس و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

720- عموميت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 3

3 - شايستگى قرآن براى تذكّر و ارشاد همه مردم ، دليل لزوم پرهيز از منحصر ساختن مجالس آموزش آن به قشرى خاص

فأنت له تصدّى . .. فأنت عنه تلهّى . كلاّ إنّها تذكرة

721- عموميت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 6

6 - قرآن ، به رغم اين كه كتابى براى همه است ، اما درك عميق و درست آن ، در حيطه گروه خاصى است .

للناس و ما يعقلها إلاّ العـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 12

12 - قرآن ، اگرچه براى همه مردم است ، اما بهره گيرى از آن ، شرايط و شايستگى خاص مى طلبد .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب يتلى عليهم إنّ فى ذلك لرحمة. ..لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 1

1 - همه مردم از هر قشرى ، مخاطبان قرآن اند .

يـأيّها الناس اذكروا نعمت اللّه . .. يـأيّها الناس

برداشت ياد شده از معناى لغوى «ناس» (مردم) و نيز تكرار آن در قسمت آغازين سوره، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 3

3 - قرآن ، كتابى است براى عموم مردم ; نه ويژه گروهى خاص .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت ياد شده از آمدن واژه «للناس» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 1

1 - مخاطبان قرآن ، عموم مردم و بهره مندان از آن ، گروهى خاص اند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

بدل آوردن «لمن شاء منكم» براى «للعالمين»، به منظور بيان اين نكته است كه قرآن براى همه مردم است; ولى تنها گروهى خاص از آن بهره مى برند و ساير مردم خود را از هدايت آن محروم مى كنند.

722- عموميت هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 10

10 - هدايت يافتن و سود بردن از قرآن ، براى تمامى طيف هاى اجتماعى جامعه بشرى ، ممكن و ميسر است .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ فمن اهتدى فلنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 3

3 - شايستگى قرآن براى تذكّر و ارشاد همه مردم ، دليل لزوم پرهيز از منحصر ساختن مجالس آموزش آن به قشرى خاص

فأنت له تصدّى . .. فأنت عنه تلهّى . كلاّ إنّها تذكرة

723- عموميت هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 4

4 - پيام هدايت قرآن ، عام و براى همگان است و بشارت هاى آن ، خاص و ويژه مؤمنان .

هدًى و بشرى للمؤمنين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «للمؤمنين» قيد براى «بشرى» باشد. بنابراين «هدًى» از آن جهت كه فاقد قيد است، افاده عموم مى كند.

724- عوامل اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 5

5 - تكيه بر آداب و رسوم گذشتگان و اصرار بر رعايت آنها ، از عوامل نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى نكردن از قرآن و احكام دين

قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 8

8 ـ فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبارزه با آنها برخاسته از جهل است. *

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

«واو» در جمله «و ما يشعرون» مى تواند حاليه و يا عاطفه باشد. در صورت عطف، جمله «ما يشعرون» بيان خصلتى ديگر از

صفات كافرانى است كه در صدد رويارويى با قرآن هستند. كه همان نداشتن درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 10

10 ـ محروميت منافقان از درك و فهم صحيح ، عامل اعراض آنان از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا ... بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 11

11- روى گردانى كافران از ارزش هاى نو قرآن ، معلولِ دنياطلبى آنان است .

لم يؤمنوا بهـذا الحديث . .. ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

جمله «إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها» مى تواند به عنوان تعليلى براى اِعراض كافران مطرح باشد; يعنى، زيبايى دنيا، باعث شده كه ايشان به آن، دلْ خوش كنند و به قرآن ايمان نياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 3

3 - برتر ديدن زندگانى دنيا از آخرت ، ديدگاهى ناروا و مايه شقاوت و روى گردانى از تذكّرات قرآن و گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... بل تؤثرون الحيوة الدنيا

725- عوامل ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 17

17 - پروا داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، مستلزم ايمان به قرآن و پرهيز از دين فروشى است .

ءامنوا بما أنزلت . .. و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا و إيّى فاتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 3

3 - تلاوت تورات و انجيل و پيروى از آن دو ، موجب ايمان آوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 12

12 ـ قرآن برترين سخن براى هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن است .

فبأى حديث بعده يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 17

17ـ درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 4

4ـ بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 2

2 - گرويدن اهل ايمان به قرآن و بهره گيرى از معارف آن ، مرهون هدايت و راهنمايى خداوند

و هدوا إلى الطّيّب من القول

مقصود از سخن پاك (الطيب من القول) مى تواند قرآن يا كلمه توحيد (لا إلـه إلاّ اللّه) باشد. برداشت فوق، بر پايه احتمال اول است.

726- عوامل تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 ـ مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» ـ كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است ـ اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8ـ مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريـه . .. من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 3

3- نپذيرفتن حق و داشتن روحيه استكبارى ، عامل انكار نزول قرآن از جانب خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. و إذا قيل لهم ماذا أنزل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 1

1 ـ تكذيب قيامت ، عامل اصلى انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم از سوى كافران و مشركان

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... بل كذّبوا ب

«بل» در «بل كذّبوا» براى اضراب انتقالى است و به قرينه مقام، انتقال از يك امر مهم و بزرگ به امرى بزرگ تر و مهم تر است; يعنى، انكار رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به خاطر غذا خوردن و داد و ستد آن حضرت در بازار نيست (اينها همه بهانه بود); بلكه به خاطر قبول نداشتن اصل اعتقادى معاد است; اصلى كه پس از توحيد، محور دعوت هر پيامبرى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 3

3 - بى ايمانى و بى پروايى نسبت به روز جزا ، عامل مخالفت كافران با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن تعاليم قرآن

بل لايخافون الأخرة

727- عوامل حُسن استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 3

3- حسن استفاده برخى انسان ها از قرآن و سوء استفاده گروهى ديگر ، معلول خصلت ها و روحيات نفسانى خود آنان است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . ..

728- عوامل رفع شبهه از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 3

3 - تأمل در آيات قرآن ، زداينده هر گونه ترديد در الهى و آسمانى بودن آن

أفلم يدّبّروا القول

729- عوامل سوءاستفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 3

3- حسن استفاده برخى انسان ها از قرآن و سوء استفاده گروهى ديگر ، معلول خصلت ها و روحيات نفسانى خود آنان است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . ..

730- عوامل سهولت فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 1،3

1- تسهيل معارف والاى قرآن از سوى خداوند براى خلق ، در پرتو ويژگى هاى خاص زبان عربى

فإنّما يسّرنـه بلسانك

مراد از «لسانك»، مى تواند زبان عربى باشد كه زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

3- نقش مهم توضيحات و تفسير هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در فهم آسان حقايق عالى قرآن

فإنّما يسّرنـه بلسانك

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «لسانك»، كنايه از تفسيرها و توضحياتى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره آيات قرآن، براى فهماندن آنها به مردم ارائه داده است.

731- عوامل غفلت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 2

2 ـ دوستى و نزديكى با افراد ناباب ، عامل غفلت و دورى از تعاليم بيدارگر قرآن

لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

مقصود از «الذكر» به قرينه آيه بعد ـ كه از مهجور شدن قرآن و فراموش شدن آن در ميان جامعه سخن مى گويد ـ و نيز به اين

دليل كه يكى از نام هاى قرآن، «ذكر» است، قرآن مى باشد.

732- عوامل فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 7

7 ـ علم و دانش ، زمينه و ابزار فهم معارف قرآن

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

733- عوامل كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 7

7 - فسق و انحراف يهوديان ، موجب كفرشان به قرآن و آيات الهى است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

مصداق روشن براى «الفاسقون» - به قرينه آيات قبل و بعد - يهوديان هستند. آيات پيشين برخى از بهانه هاى يهود را براى اعراض از ايمان يادآور شده و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه ريشه اصلى اعراض يهود از ايمان انحراف و فسق پيشگى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 2

2 - كفرورزى به قرآن و تورات ، على رغم عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از آنها ، نشان از حق ستيزى و پيروى از هواى نفس دارد .

قل فأتوا بكتـب . .. أهدى منهما... فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم

734- عوامل مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 8

8 ـ فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبارزه با آنها برخاسته از جهل است. *

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

«واو» در جمله «و ما يشعرون» مى تواند حاليه و يا عاطفه باشد. در صورت عطف، جمله «ما يشعرون» بيان خصلتى ديگر از صفات كافرانى است كه در صدد رويارويى با قرآن هستند. كه همان نداشتن درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 5

5 ـ دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 16

16 - دل بستگى به كفر ، عامل ايستادن در مقابل تعاليم قرآن كريم

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين

آوردن فاعل ظاهر (الذين كفروا) براى «قال» ـ به جاى «قالوا» ـ مى تواند به خاطر اشاره به نكته ياد شده باشد.

735- عوامل محروميت از شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 12

12 - محروميت انسان از هدايت و شفاى قرآن ، معلول شرايط و قابليت هاى روحى خود او است .

و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر

بنابراين كه جمله «فى آذانهم وقر» به منزله علت براى عدم ايمان كافران باشد، از آيه استفاده مى شود كه ايمان نياوردن كافران و بى بهره ماندن آنان از قرآن، ناشى از وضعيت فكرى و روحى خود آنان است.

736- عوامل محروميت از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 3

3- محروميت از درك صحيح حقايق قرآن ، پيامد حق ناپذيرى و كفرپيشگى كافران

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 12

12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .

ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 8

8 - اعراض از قرآن ، عامل محروميت از فهم آيات و معارف آن

فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لايسمعون» به معناى «لا يفهمون» باشد; چنانكه «مفردات» در مفهوم «سمع» اين معنا را آورده است.

737- عوامل مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 12

12- روحيه استكبارى ، عامل اصلى مخالفت كافران با قرآن و نه شبهات اصولى و ترديد در ارزش آن

و شهد شـهد . .. فـامن و استكبرتم

تصريح خداوند بر استكبار كافران، على رغم ايمان حق گرايان به قرآن، اشاره به مطلب بالا دارد.

738- عوامل مصونيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 3

3 - محدود بودن ثبت و ابلاغ قرآن به سفيران خداوند ، تضمين كننده پاكى و پيراستگى آن از هرگونه خطا و باطل

مطهّرة . بأيدى سفرة

عبارت «بأيدى سفرة»، ممكن است متعلق به «مطهّرة» باشد; بر اين اساس عامل تطهير قرآن از خطا و باطل، آن است كه تنها دستان سفيران الهى آن را ثبت و ابلاغ مى كند و ديگران از دسترسى به آن ناتوان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 6

6 - سلامت عقلانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ضامن دريافت صحيح قرآن از فرشته وحى و مصونيت مرحله دريافت از خطا و تحريف

و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 23 - 3

3 - عقل سالم پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشهود بودن جبرئيل براى آن حضرت در فضايى روشن ، تضمين كننده دريافت صحيح قرآن از فرشته وحى

و ما صاحبكم بمجنون . و لقد رءاه بالأُفق المبين

739- عوامل مؤثر در فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 4

4- عزم و اراده آدمى ، در درك و عدم درك حقايق قرآنى و پذيرش آنها نقشى تعيين كننده دارد .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

ذكر جمله «الذين لايؤمنون» (آنان كه ايمان نمى آورند) براى معرفى انديشه هاى كافران به جاى «الكافرين» مى تواند حاكى از نقش تصميم و قصد آنان باشد.

740- عوامل نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 13

13 ـ ربوبيت و پروردگارى خدا ، مقتضى نزول قرآن

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 4

4 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى نزول كتابى پندآموز ، شفابخش ، هدايتگر و رحمت بخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدًى و رحمة

741- غفلت زدايى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 3

3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .

و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم

«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 9

9- قرآن ، كتابى است بيدارگر و غفلت زدا .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 4

4 - قرآن ، بيداركننده آدميان از غفلت و بى توجهى

أفنضرب عنكم الذكر

به كارگيرى «ذكر» به جاى «قرآن»، حاكى از اين است كه قرآن، بيدارگر خفتگان و يادآور غافلان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 2

2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت

كلاّ إنّها تذكرة

مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 4

4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق

إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة

742- غيبگوييهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 3

3 - گسترش نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خبر هاى غيبى قرآن

إنّا أعطينـك الكوثر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 5

5 - گسترش آوازه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بقاى نام نيك براى او و مهجور ماندن نام دشمنان دين در تاريخ ، بشارت خداوند به آن حضرت و از خبر هاى غيبى قرآن

إنّ شانئك هو الأبتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و وفا نكردن آنان به وعده ايمانِ مشروط خويش ، از اخبار غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 2،4

2 - سازش خواهان كافر ، به رغم اظهار آمادگى براى پذيرش مشروط توحيد ، هرگز اهل عبادت خداوند نبودند و حال و آينده آنان ، فرقى نمى كرد .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

اين آيه گرچه با آيه سوم، عبارتى يكسان دارد; ولى در زمان با آن متفاوت است. در آيه سوم ـ به قرينه آيه قبل از آن ـ مراد زمان آينده است; ولى در اين آيه ـ به قرينه آيه قبل از اين ـ مراد زمان حال است.

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و باقى ماندن آنان بر مرام خويش تا پايان عمر ، از خبر هاى غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را از پيش به فتح مكه و امداد هاى خود بشارت داد .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

743- فاسقان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 5

5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

744- فاسقان و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 11

11 - تنها فاسقان به سبب وجود مثلهايى در قرآن ، به گمراهى كشانده مى شوند .

و ما يضل به إلا الفسقين

745- فرجام استهزاگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 6

6 ـ مردن بر حال كفر ، فرجام شوم منافقان استهزاكننده آيات قرآن

و أما الذين فى قلوبهم مرض . .. و ماتوا و هم كفرون

746- فرجام اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 6

6- لزوم خداترسى و هراس از فرجام مخالفت با تعاليم قرآن

إلاّ تذكرة لمن يخشى

747- فرجام بى اعتنايى به تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 5

5 - فرجام بى اعتنايى به پيام هاى قرآن ، هراس انگيز و هولناك است .

سنقرئك . .. فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

خشيت و ترس از خداوند، به معناى هراس از مجازات هاى او در صورت روى گردانى از تذكرات قرآنى است.

748- فرجام بى نيازى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 41 - 2

2 - روسياهى در قيامت ، فرجام بى نياز ديدن خود از پند و اندرز قرآن

أمّا من استغنى . .. كلاّ إنّها تذكرة ... ترهقها قترة

ارتباط اين آيه با آيات آغاز سوره، گوياى برداشت ياد شده است.

749- فرجام شوم اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 5

5- فرجام بى اعتنايى به پيام هاى قرآن ، هراس انگيز و هولناك است .

إلاّ تذكرة لمن يخشى

خشيت و ترس از خداوند، به معناى هراس از مجازات هاى او در صورت مخالفت با تذكرات قرآنى است.

750- فرجام شوم معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 9

9 - اعراض كنندگان از قرآن ، مجرمانى بد فرجامند .

ءاتينـك . .. من أعرض ... و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

751- فرجام كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

752- فرجام مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 2

2 - مبارزه با پيام غيب ، با اتكا بر منابع ظنى و بشرى ، مبارزه اى بى فرجام

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

آيه شريفه تعريضى دارد به مشركان كه با مشتى حدس و گمان، به مبارزه با غيب مكتوب (قرآن) برخاسته اند و به بى فرجامى چنين مبارزه اى نينديشيده اند.

753- فرجام معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 1

1 - تنها كسانى خود را از تذكرات قرآن ، دور نگه مى دارند كه تيره بخت تر از ديگران و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

و يتجنّبها الأشقى

«أشقى» اسم تفضيل از ماده «شقاوت» است. ريشه اصلى اين كلمه بر سختى كشيدن دلالت دارد و نقطه مقابل سهولت و سعادت

است (مقاييس اللغة). ذكر اين كلمه ـ خالى از قيد زمان و مكان و متعلق ـ سبب شده است كه بر هر نوع تيره بختى در دنيا و آخرت، قابل تطبيق باشد. آيه بعد، نوع اخروى آن را بيان داشته است.

754- فرجام مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 12

12 ـ تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1ـ تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

755- فسق مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 8

8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

756- فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 7،8

7- قرآن ، در قالب زبان عربى فصيح و روشن نازل شده است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين

8- بيان فصيح و روشن قرآن در قالب زبان عربى ، گوياترين دليل بر القا نشدن آن توسط فردى عجمى ( غير عرب ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند ، با بيانى فصيح و روشن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

«عربيّاً» يا به معناى فصيح و روشن مى باشد (مفردات راغب) و يا گوياى انتساب به عرب زبانان است (لسان العرب). برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 6

6 - آيات قرآن ، برخوردار از فصاحت و شيوايى *

قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «عربيّاً» به معناى سخن فصيح و شيوا باشد. در برابر اعجمى كه به معناى غير فصيح مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 5،6

5 - زبان قرآن ، زبانى گويا ، روشن و به دور از ابهام

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

6 - مجموعه آيات قرآنى ، به دور از هرگونه ابهام و برخوردار از فصاحت

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«أعجمى» منسوب به «أعجم» است و «أعجم» به كسى گفته مى شود كه كلام او داراى ابهام بوده و گويا نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 2

2 - فصاحت و شيوايى والا و بى مانند قرآن

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

«عربى» به سخنى گفته مى شود كه فصيح و شيوا باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 4

4 - قرآن ، كتابى فصيح و داراى پيامى روشن و بدون ابهام

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده با توجه به معناى ديگر «عربيّاً» ـ كه فصاحت است ـ به دست مى آيد. در مفردات راغب آمده: «العربى: الفصيح البين من الكلام»; يعنى، عربى به سخنى گفته مى شود كه شيوا، روشن و بدون ابهام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 4

4ـ رسايى و بلاغت بيان ، از ابعاد عظمت قرآن

و الكتـب المبين

از اين كه قرآن با وصف «كتاب مبين» مورد سوگند الهى قرار گرفته است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

757- فضايل تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 4

4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم

758- فضايل قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 2

2 ـ خردمندان ، معتقد به عظمت قرآن و مقام والاى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

سمعنا منادياً ينادى

مراد از «منادياً» رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و يا قرآن مجيد است. و نكره آوردن آن اشاره به تفخيم و عظمت آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 7

7 - قرآن ، مظهر و نمود كامل رحمت الهى براى انسان ها است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن

تعبير «ذكر رحمان» براى قرآن اشاره به آن دارد كه آن، از سرچشمه نامتناهى رحمت الهى، نازل شده و در اختيار بشر قرار گرفته است.

759- فضايل مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 6

6 - ايمان آورندگان به قرآن و پيام وحى ، ايمن از سلطه شياطين

و من يعش عن ذكر الرحمـن نقيّض له شيطـنًا

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه مراد از «ذكر»، قرآن باشد. شاهد آن، آيات پيشين است كه در مورد قرآن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 6

6 - مؤمنان به قرآن ، به راه حق و درستى دست يافته اند .

فمن أسلم فأُولـئك تحرّوا رشدًا

760- فضيلت اوراق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 1

1 - صفحه هاى قرآن در پيشگاه خداوند ، داراى جايگاهى بلند و ارزشى والا است .

مرفوعة

761- فضيلت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 1

1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .

إذا تتلى عليه ءايـتنا

تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.

762- فضيلت تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى است باعظمت و تلاوت آن بسيار ارزشمند مى باشد .

و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 5

5 - تلاوت وحى و قرآن كريم ، كارى ارزشمند است و قرائت كنندگان از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند برخوردارند .

فالتّليـت ذكرًا

از سوگند خداوند به تلاوت كنندگان وحى و قرآن كريم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 1

1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .

إذا تتلى عليه ءايـتنا

تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.

763- فضيلت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 15

15 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و عن على ( ع ) فى معنى « صراط المستقيم » انه كتاب اللّه ;

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و على (ع) روايت شده كه مراد از «صراط المستقيم» كتاب خداست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 4

4 ـ قرآن پرتوى از علم و دانش خداوند

أنزله بعلمه

در برداشت فوق «بعلمه» حال براى ضمير مفعولى و «باء» در آن به معناى مصاحبت و ملابست گرفته شده است ; يعنى قرآن نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) علم الهى را به همراه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 7

7 ـ شرافت و برترى قرآن ، بر ديگر كتب آسمانى *

ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل

تقديم «ما انزل الينا» بر «ما انزل من قبل» ـ على رغم تقدم زمانى كتب آسمانى گذشته ـ مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 1،2،9،10

1 ـ قرآن ، كتابى از جانب خداوند و ارجمند و گرانقدر

و لقد جئنهم بكتب

مراد از «كتاب» قرآن كريم است كه به صورت نكرده آورده شده تا اشاره به عظمت و والايى آن باشد.

2 ـ خداوند قرآن را بر اساس علم خويش تبيين كرده و معارف آن را به روشنى بيان داشته است .

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم

«على علم» مى تواند متعلق به «فصلنه» باشد و نيز مى تواند متعلق به «جئنهم» گرفته شود. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

9 ـ قرآن ، گنجينه اى از رحمت هاى ويژه الهى براى مؤمنان به آن

هدى و رحمة لقوم يؤمنون

10 ـ قرآن ، جلوه اى از علم و هدايت و رحمت بيكران خداوند

فصلنه على علم هدى و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 5

5 ـ قرآن ، نور خداست .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 1

1 ـ قرآن ، داراى مرتبتى والا و جايگاهى بلند در نزد خداوند

تلك ءايت الكتب

«تلك» كلمه اى است كه براى اشاره به مشاراليه دور وضع شده است. به كارگيرى آن، جهت اشاره به مشاراليه نزديك (آياتى كه پيش روى ماست) نشان دهنده عظمت شأن و جايگاه رفيع قرآن در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 2،3

2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا

3 ـ نعمت بهره مندى مؤمنان از قرآن ، نعمتى است بهتر و با ارزشتر از تمام دارايى ها و مال و منال ديگران .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يج

در عود ضميرهاى فاعلى در «يفرحوا» و «يجمعون» سه احتمال است: الف) هر دو ضمير به «الناس» برگردد. ب) هر دو ضمير، عايد به «المؤمنين» باشد. ج) ضمير اول راجع به «المؤمنين» و ضمير دوم به «الناس» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال سوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 1

1 ـ قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند نازل شده است .

مما أنزلنا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 6

6ـ قرآن ، بسى فراتر از آن است كه بافته شده و ساخته بشر باشد .

ما كان حديثًا يفترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 3

3ـ قرآن جلوه اى از ربوبيت خداوند است .

أنما أُنزل إليك من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 11،12

11- قرآن ، كتابى است كه نقش بينات و معجزات انبياى پيشين را به تنهايى ايفا مى كند .

و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليه

از اينكه خداوند در كنار ذكر اعطاى بينات و كتاب به انبياى پيشين، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) جداگانه كتابى خاص را ذكر مى كند، مى تواند به خاطر نكته فوق باشد.

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن ـ اعم از عقلى و حسى ـ است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .

و جئنابك شهيدًا على هـؤلاء و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 5

5- قرآن ، داراى حقيقتى والا و متعالى است .

قالوا إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك

تعبير «نزّل» ـ كه به معناى فرود آمدن از بالا به پايين است ـ درباره القاى قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توسط جبرئيل، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 4

4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .

و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا

نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 2

2- قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

تنوين «كتاباً» دال بر تفخيم و تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 1،4،6

1- قرآن ، منشأ بركات و خيرات فراوان و منافع بسيار و دائمى براى بشر

و هـذا ذكر مبارك أنزلنـه

مشاراليه «هـذا» قرآن است كه در اذهان حضور دارد و «البركة» به معناى خير بسيار و ثابت و سود فراوان است. توصيف قرآن به «مبارك» گوياى اين معنا است كه قرآن منشأ خيرات و منافع بسيار براى بشر است.

4- برترى و برجستگى قرآن نسبت به تورات

ءاتينا موسى . .. ذكرًا ... و هـذا ذكر مبارك

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مورد «تورات» فقط «ذكر» به كار برده است; در صورتى كه براى قرآن صفت «مبارك» را اضافه كرده است.

6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه أفأنتم له منكرون

خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 18 - 5

5 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام و جلوه اى از علم و حكمت خداوند

و يبيّن اللّه لكم الأيـت و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 4،6

4 ـ قرآن ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند

تبارك الذى نزّل الفرقان

6 ـ قرآن ، تبيين گر حق و باطل و جدا كننده سره از ناسره است .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

«فرقان» اسم است براى آنچه فارق و جدا كننده حق از باطل باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 2

2 ـ قرآن ، جلوه اى از علم مطلق و گسترده خداوند است .

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى ارجمند و داراى جايگاهى والا نزد خداوند

تلك ءايـت الكتب

اشاره به آيات پيش رو با لفظ «تلك» ـ كه براى مشاراليه بعيد است ـ بيانگر بُعد منزلت و بلندى جايگاه قرآن در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

مراد از ضمير در «إنّه»، مى تواند قرآن باشد و يا بيان سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 5

5 - عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از قرآن و تورات

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 15

15 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .يقول اللّه عزّوجلّ « ذلك هو الفضل الكبير » يعنى القرآن . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده: . ..[اين كه] خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «ذلك هو الفضل الكبير» مقصود قرآن است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 2

2 - قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه در پيشگاه خداوند

و القرءان

سوگند خداوند به قرآن، حاكى از عظمت و بلند مرتبه بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 7

7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 3

3 - قرآن ، بهترين كتاب آسمانى در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى

اللّه نزّل أحسن الحديث

بهترين بودن قرآن، ممكن است در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى سنجيده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 7

7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و الذى جاء بالصدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 4

4 - قرآن ، نيكوترين نازله هاى خداوند براى بشر

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 4،5

4 - قرآن ، جلوه عزت و علم خداوند

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

آمدن دو صفت عزيز و عليم براى خداوند، پس از يادآورى الهى بودن قرآن، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 6

6 - قرآن ، جلوه اى از رحمانيت و رحيم بودن خداوند

تنزيل من الرحمـن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 8،9

8 - قرآن ، مظهر حكمت و كاردانى خداوند است .

تنزيل من حكيم حميد

9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .

تنزيل من حكيم حميد

به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 5

5 - قرآن ، داراى حقيقتى ملكوتى و متعالى

اللّه الذى أنزل الكتـب

به كارگيرى ماده «نزول» (فرود آمدن از فراز) مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 13

13 - قرآن ، كلمه الهى است .

و يحقّ الحقّ بكلمـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 4

4 - قرآن ، حيات بخش جان انسان ها است .

كذلك أوحينا إليك روحًا

به كارگيرى واژه «روح» به جاى «قرآن» يا «كتاب»، اشاره به جنبه حيات بخشى قرآن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى مقدس و ارجمند نزد خداوند

و الكتـب المبين

واو در «و الكتاب» واو قسم است. سوگند خوردن خداوند به قرآن، نشان از ارجمندى و قداست قرآن در پيشگاه او دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 6

6- قرآن ، حقيقتى نازل شده از مرتبتى والا و رفيع

إنّا أنزلنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 8

8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

توصيف خداوند به حكمت ـ در پى سخن گفتن از نزول قرآن ـ مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 3

3- « قرآن » كتاب معرفت و شناخت ، و « اسلام » دين عقل و انديشه

أفلايتدبّرون القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 80 - 3

3 - قرآن ، جلوه اى از ربوبيت خداوند

تنزيل من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 3

3 - قرآن ، رزق معنوى و عطاى الهى به انسان ها

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

تعبير «رزق» درباره قرآن، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 3

3 - قرآن ، كتابى شريف و پرفايده است .

قرءان مجيد

«مجيد»، به معناى رفيع (قاموس) و مجد به معناى عزّت و شرف است. (مصباح). اصل اين كلمه از «مَجَدَتِ الابل» گرفته شده است; يعنى، شتران به چراگاهى وسيع و پر علف دست يافتند. (مفردات راغب)

764- فطرت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 10

10- معارف قرآن ، معارفى فطرى و تنها نيازمند تذكر و توجه است .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

765- فطريت تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 7

7- پيام قرآن ، هماهنگ با فطرت آدمى و بيدارگر آن است .

إلاّ تذكرة لمن يخشى

«تذكرة» ـ آن گونه كه از «لسان العرب» برمى آيد ـ به معناى به يادانداختن فراموش شده ها است. يادآوربودن قرآن به اين است كه انسان را به آنچه در فطرت او نهفته است و از آن غفلت دارد متوجه سازد.

766- فطريت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 5

5 - معارف قرآنى ، هماهنگ با فطرت انسانى است .

إنّ الذين كفروا بالذّكر

واژه «ذكر» از آن رو بر قرآن نام نهاده شده كه معارفش در نهاد انسان و ساختار وجود او پيشينه دارد و هماهنگ با آن است.

767- فلسفه آيات آفاقى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 4

4 ـ هدف خداوند از بيان آيات طبيعت در قرآن استفاده دانشمندان است.

إن الله فالق . .. فالق الإصباح ... النجوم لتهتدوا ... قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون

768- فلسفه اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 7

7- روى گردانى از قرآن ، به خاطر قابل فهم نبودن قرآن و يا محتواى آن نيست ; بلكه به دليل حق گريزى است .

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

769- فلسفه پيشگوييهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 14

14 - نماياندن معجزه به مؤمنان ، از جمله اهداف الهى در پيشگويى و اخبار از حقايق آينده

وعدكم اللّه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

اسم «لتكون. ..» وعده هاى الهى و پيشگويى او است كه از «وعدكم اللّه» استفاده مى شود; يعنى، خداوند از گفتن اين اخبار غيبى و اين وعده ها، اهداف گوناگونى را دنبال مى كند كه يكى از آنها معجزه نمايى است.

770- فلسفه تبيين آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 55 - 3،4

3 ـ روشن ساختن راه و روش مجرمان، از اهداف تفصيل و تبيين آيات قرآن

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

4 ـ ترسيم راه و روش صالحان، از اهداف تبيين آيات قرآن

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

بيان راه و روش مجرمان، با بيان راه و روش مجرمان، با بيان راه و روش صالحان، كه نقطه مقابل مجرمان است، ملازمه دارد و بيان يكى از دو ضد، مآلا بيان ديگرى نيز خواهد بود. لذا برخى گفته اند جمله «و لتستبين» عطف بر جمله محذوف «لتستبين سبيل المؤمنين» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 12

12 ـ توجه انسان به خدادادى بودن نعمتهاى مادى و معنوى، از اهداف تبيين آيات قرآن و معارف دين

ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون

771- فلسفه تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 14

14- هدف از نزول قرآن و تبيين و تفسير آن ، رشد فكرى مردم است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس . .. و لعلّهم يتفكّرون

772- فلسفه تذكرات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 19 - 3

3 - تذكار هاى قرآن ، به منظور معرفت خدا و راه يابى آگاهانه و آزادانه انسان ها به او است .

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 5

5 - تذكار هاى قرآن ، به منظور معرفت و راه يابى آگاهانه و آزادانه انسان ها به خدا است .

إنّ هـذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً

773- فلسفه تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 14

14 ـ به كارگيرى تمثيل و تشبيه در تفهيم معارف دين ، شيوه اى از شيوه هاى گوناگون بيان آيات الهى در قرآن

و البلد الطيب . .. كذلك نصرف الأيت

774- فلسفه تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

775- فلسفه تلاوت قرآن علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 1

1 - عالمان خداترس ، به منظور دريافت اجر الهى ، به تلاوت قرآن ، اقامه نماز و انفاق مى پردازند .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... ليوفّيهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه لام در «ليوفّيهم» براى تعليل بوده و اين جمله متعلق به «يتلون» باشد; يعنى، قرآن را تلاوت مى كنند و . .. به خاطر آن كه خداوند به آنان پاداش كامل عنايت كند.

776- فلسفه تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 3

3 - بالا بردن توان پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى به دوش گرفتن مسؤوليت سنگين و گران بار رسالت ، فلسفه توصيه خداوند به آن حضرت مبنى بر شب زنده دارى و تلاوت قرآن

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا سنلقى. ..» در مقام تعليل براى «قم الليل...» است; يعنى، به شب زنده دارى بپرداز; زيرا به زودى سخنى گران بار بر تو القا خواهيم كرد.

777- فلسفه تنوّع آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 6

6 ـ تبيين آيات براى آگاهان، هدف از تنوّع بيانى قرآن است.

و كذلك نصرف الأيت . .. و لنبينه لقوم يعلمون

778- فلسفه تنوّع بيانى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 12

12 ـ دريافت و فهم مقاصد قرآن، هدف از بيان آيات به شكلهاى متنوع و گوناگون است.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

779- فلسفه رفع شبهه از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 1

1 - زدوده شدن شبهات شيطانى از چهره آيات وحى به اراده خداوند ، به اين دليل بود تا كسانى كه از نعمت معرفت و دانش برخوردار بودند ، به حقانيت آن پى ببرند و با آرامش خاطر ، به آن ايمان بياورند .

فينسخ اللّه ما يلقى الشيطـن . .. و ليعلم الذين أُوتوا العلم ... فتخبت له قلوبهم

ضمير در «أنّه الحق» به قرآن باز مى گردد كه در آيه 52 از آن ذكر ضمنى به ميان آمده است. «إخبات» (مصدر «تخبت») مشتق از «خَبْت» است. «خَبْت» به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه بى فراز و نشيب است. «قلب مخبت»; يعنى، قلبى كه مطمئن آرام و بى اضطراب و ترديد است. آيه ياد شده تعليل براى جمله «فينسخ اللّه ما يلقى الشيطان...» است; يعنى، خداوند شبهه هاى شيطان را از آيات وحى مى زدايد، تا كسانى كه از نعمت دانش برخورداراند، بدانند كه قرآن حق بوده و از جانب پروردگار نازل شده است و دل هايشان به آن مطمئن شود و آرام گيرد.

780- فلسفه سوگندهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 8

8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران

و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 4

4 - خداوند ، در تأكيد بر زيان كارى و تباهى گناه كاران ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « نفس انسان » و « ذات خويش » سوگند ياد كرده است .

و الشّمس . .. و قد خاب من دسّيها

تكرار «قد»، نشانگر آن است كه جمله «قد خاب. ..»، جوابى مستقل براى قسم هاى پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر ناسپاس بودن نوع انسان ها ، به اسبان تيزپاى مجاهدان سوگند ياد كرده است .

و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود

اين آيه و دو آيه بعد كه عطف بر آن است، جواب سوگندهايى است كه در آغاز سوره آمده بود.

781- فلسفه عربيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 6

6ـ گويايى و رسا بودن زبان عرب ، فلسفه نزول قرآن به آن لغت

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون

«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به اين سبب عربى مى گويند. بنابراين «قرآناً عربيّاً» ; يعنى ، قرآن به لغت عرب است ، همان لغتى كه گويا و رساست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 1

1 - عربى بودن قرآن ، اتمام حجت خداوند بر مردم عرب است .

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 2

2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

782- فلسفه علوم طبيعى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 7

7 - طرح مسائل طبيعى در قرآن ، به منظور خداشناسى و پندآموزى است .

و السّماء بنينـها بأييْد و إنّا لموسعون . .. و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذك

طرح مسائل مربوط به طبيعت و قوانين حاكم بر آن (مانند توسعه نظام آسمان ها و حاكميت قانون زوجيت بر جهان)، در سلسله آياتى كه درصدد بيان قدرت و تدبير خداوند بر جهان و در مقام پندآموزى به انسان ها است، مى تواند بيانگرحقيقت ياد شده باشد.

783- فلسفه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 9

9- انتخاب راه ، براساس اختيار و آگاهى ، از هدف هاى ارائه قرآن به انسان و ايجاد شرايط مناسب براى زندگى وى در زمين است .

لم يؤمنوا بهـذا الحديث . .. جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

در آيه قبل، خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از پافشارى بى حد براى ايمان آورى مردم به قرآن، بازداشته است و در اين آيه، بيان مى دارد كه دنيا و جلوه هاى آن، براى آزمايش انسان ها برپا شده است، بنابراين، خداوند، گرچه قرآن را مايه آگاهى انسان قرار داده، ولى نمى خواهد او را بر پذيرش آن اجبار كند، بلكه مى خواهد كه او با آگاهى كامل و با اختيار خود، در اين آزمون شركت كند.

784- فلسفه قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 16

16 - هدف از نقل داستان ها در قرآن ، ايجاد زمينه هاى درك و انديشه در انسانهاست .

و يريكم ءايته لعلكم تعقلون

مراد از «آيات» گاهى حقايق و وقايع خارجى است و گاهى مقصود از آن بيان و نقل حقايق مى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است. بر اساس اين احتمال از مصاديق «آياته»، داستان گاو بنى اسرائيل و داستان زنده شدن مقتول آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9ـ از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 4

4ـ خداوند با بيان مكر برادران يوسف عليه وى ، تسلّى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مخالفت مردمان با وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان «ما أكثر الناس . ..» با خصوص مكر برادران يوسف عليه وى (و هم يمكرون) است و به اين نكته اشاره دارد كه: اى پيامبر! آنان كه فرزندان يعقوب پيامبر بودند با پدر و برادرشان آن گونه رفتار كردند، پس مبادا از ايمان

نياوردن مردم اندوهگين باشى و خود را مقصر پندارى چرا كه عموم مردم حق ناپذيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 3

3- شناخت صحيح خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيـت للمتو

جمله «إن فى ذلك . ..» و نيز جمله «إن فى ذلك لأية للمؤمنين» در آيه 77 به منزله نتيجه گيرى از نقل داستان ابراهيم(ع) و قوم لوط است و اين نتيجه گيرى مى تواند بيانگر هدف و فلسفه بيان داستانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 5

5- شناخت خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيـت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 9 - 6

6- تسلّى دادن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تسكين اندوه آن حضرت ، از اهداف بيان سرگذشت اصحاب كهف

أم حسبت أنّ أصحـب الكهف و الرقيم كانوا من ءايـتنا عجبًا

«حسبت» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. سياق آيات، اقتضا مى كند كه اين آيه با آيات پيشين، به خصوص «لعلّك باخع نفسك» مرتبط باشد. از وجوه محتمل اين است كه يادآورى داستان اصحاب كهف و بيان ويژگى هاى آنان، ممكن است داراى اين پيام باشد كه مؤمنان حقيقى، گرچه اندك اند، ولى ارزشمند بوده و حضور آنان در برابر اكثريت كفرپيشه، مايه تسلّى خاطر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 5

5 - نقل داستان هاى پيشينيان در قرآن ، براى يادآورى و بيدارباش است .

نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق . .. ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 34 - 6

6 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره رويارويى مشركان با آن حضرت ، با ذكر برخورد هاى اقوام گذشته با پيامبرانشان

و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 5،6

5 - ياد و يادآورى ، هدف قرآن از نقل سرگذشت انسان هاى شايسته چون پيامبران الهى

و اذكر داود . .. إسمـعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هـذا ذكر

6 - يادآورى سرگذشت انسان هاى شايسته همچون پيامبران ، از روش هاى تربيتى قرآن

و اذكر داود . .. إسمـعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هـذا ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 5

5 - بالا بردن معرفت و عبرت آموختن بشر ، فلسفه و قلمرو داستان سرايى هاى قرآن

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 3

3 - نقل داستان و سرگذشت پيشينيان در قرآن ، در چارچوب درس آموزى و پنددهى است .

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 3

3 - پندآموزى ، از اهداف نقل داستان گذشتگان در قرآن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

785- فلسفه قصه هاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 19

19 ـ ذكر داستانهاى انبياى پيشين در قرآن براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همچنين تأسى وى به آنان است.

و لقد كذبت . .. و لقد جاءك من نبإى المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 19

19 ـ واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش ، از اهداف داستان هاى قرآن است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

786- فلسفه كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 11

11 - رسيدن به منافع دنيوى ، از عوامل گرايش به كفر و انكار قرآن

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

787- فلسفه مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 5،6

5 - مثل هاى قرآن ، حق ( بيانگر واقعيت ها ) و همه از جانب خداوند است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

6 - مثال هاى قرآن مايه تربيت و رشد مؤمنان است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 20

20ـ خداوند براى تبيين حقايق مثل هاى فراوان مى آورد .

كذلك يضرب الله الأمثال

ادات عموم مانند «كل»، «ال» جنس كه بر جمع داخل شود و . .. گاهى براى استغراق حقيقى است و گاهى حاكى از كثرت و فراوانى است كه از آن به عموم عرفى تعبير مى شود. به نظر مى رسد معناى دوم از «الأمثال» اراده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 2

2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند آوردن براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم

ضرب الله مثلاً عبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 1

1- مَثَل و مانند آوردن خداوند ، براى ترسيم فرجام شوم كفران نعمت هاى خويش

ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها ... بما كانوا يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 1،3

1- تبيين حقايق الهى در قرآن ، با بيان ها و مثال هاى گوناگون

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 8

8- اقناع روح مجادلگر آدمى و رام ساختن او در مسير حق ، فلسفه ارائه مثال ها و نمونه هاى متعدّد در قرآن است .

و لقد صرّفنا . .. و كان الإنسـن أكثر شىء جدلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 2

2 - استفاده از مثال هاى فراوان و تبيين كننده ، در قرآن به منظور آگاهى مردم

و تلك الأمثـل نضربها للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 5

5 - متذكر شدن و بيدار گشتن مردم ، هدف و فلسفه آمدن مثل ها در قرآن است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 7

7 - فروتنى و « فروپاشى كوه ها در صورت نزول قرآن بر آنها » ، تمثيلى به منظور گرايش يافتن انسان ها به انديشه درباره آيات وحى

لو أنزلنا هـذا القرءان على جبل . .. و تلك الأمثـل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون

788- فلسفه مهلت به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

789- فلسفه نامگذارى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 13

13 ـ « عن ابن عباس . . . قال عبداللّه بن سلام : . . . يا محمّد (صلی الله علیه و آله) فاخبرنى هل أنزل عليك كتاباً ؟ قال : نعم قال : و أىّ كتاب هو ؟ قال : الفرقان ، قال : ولِمَ سمّاه ربّك فرقاناً ؟ قال : لأنّه متفرق الأيات و السور . . . ;

ابن عباس گويد: عبدالله بن سلام [به رسول خدا(صلی الله علیه و آله). .. ]گفت: يا محمد(صلی الله علیه و آله)! به من خبر ده كه آيا خدا كتابى بر تو نازل كرده است؟ فرمود: آرى. گفت: آن كتاب كدام است؟ فرمود: فرقان است. گفت: چرا پروردگارت آن را فرقان ناميده است؟ فرمود: براى اين كه، آيه ها و سوره هاى آن متفرق نازل شده است ...».

790- فلسفه نزول تدريجى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 64 - 5

5 ـ نزول تدريجى قرآن ، متناسب با نياز ها و رخداد هاى اجتماعى

يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 10

10- تثبيت ايمان مؤمنان و هدايت و بشارت به مسلمانان ، از اهداف نسخ و تغيير پيام هاى الهى و نزول تدريجى آيات قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله ... ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 2

2- امكان بازخوانى همراه با تأنى و آرامى قرآن بر مردم ، فلسفه نزول تدريجى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث

«مكث» در لغت به معناى درنگ و تأمل است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 4

4 ـ اطمينان قلب و آرامش خاطر يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فلسفه تدريجى نازل شدن قرآن كريم

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة كذلك لنثبّت به فؤادك

791- فلسفه نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 10،12

10 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به اعلام وحى شدن قرآن به خويش و بيان اهداف نزول آن

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

12 ـ انذار مردم در طول تاريخ، هدف از فرستادن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 8،10

8 ـ انذار مردم مكه (ام القرى) و اطراف آن، از اهداف نزول قرآن است.

و هذا كتب . .. و لتنذر أم القرى و من حولها

10 ـ نزول قرآن براى انذار همه مردم جهان بوده و محدود به مكانى خاص نيست.

و لتنذر أم القرى و من حولها

كاربرد كلمه «ام القرى» به صورت توصيفى براى مكه، كه در عين حال عنايت به ديگر شهرها و نقاط نيز هست، مضافاً بر الحاق «من حولها» كه شامل تمامى نقاط ديگر مى شود، بيانگر دعوت اسلام و قرآن براى همه مردم زمين و در تمام نقاط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 5،6

5 ـ هشدار به مردم درباره پيامدهاى شوم اعراض از تعاليم دين و احكام خداوند، از اهداف نزول قرآن

كتب أنزل . .. لتنذر به

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود متعلق «لتنذر» عذابهاى دنيوى و اخروى خداوند است كه دامنگير مخالفان احكام الهى مى شود.

6 ـ يادآورى همواره تعاليم دين به مؤمنان، از اهداف نزول قرآن

كتب أنزل إليك . .. ذكرى للمؤمنين

كلمه «ذكرى» به معناى تذكر دادن و عطف بر «تنذر» است. يعنى: كتاب أنزل لانذار الناس و تذكير المؤمنين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 4

4 ـ تربيت انسانها و تدبير امور آنان در تمامى مراحل حيات، از اهداف نزول قرآن است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

كلمه «ربكم» اشاره به اين دارد كه نزول قرآن براى تربيت و تدبير امور مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 3،8

3 ـ نزول قرآن ناشى از علم كامل خداوند به نياز هاى هدايتى مردم

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «على علم» متعلق به «جئنهم» باشد. نكرده بودن كلمه «علم» اشاره به عظمت آن علم دارد كه در برداشت فوق به «علم كامل» تعبير شده است.

8 ـ هدف از نزول قرآن هدايت مردم و دستيابى به رحمت بيكران خداوند است .

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى و رحمة

با توجه به اينكه همگان دعوت به ايمان شده اند و نيز اينكه آيه در مقام احتجاج عليه كافران است، معلوم مى شود متعلَّق «هدى» و «رحمة» كلمه اى همانند «للناس» مى باشد. يعنى: جئنهم بكتب هدى للناس و رحمة لهم. قابل ذكر است كه «هدى» و «رحمة» معفولٌ له براى «جئنهم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 3

3 ـ ارائه حق و شناساندن آن به مردم ، فلسفه نزول قرآن

قد جاءكم الحق من ربكم

برداشت فوق از وجه تسميه قرآن به «حق» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5

5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 1

1- هدف از نزول قرآن ، هدايت مردم به سوى خداوند مالك جهان هستى است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج . .. إلى صرط العزيز الحميد. الله الذى له ما فى السموت و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 10

10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 14

14- هدف از نزول قرآن و تبيين و تفسير آن ، رشد فكرى مردم است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس . .. و لعلّهم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 3

3- هدف از نزول قرآن كريم ، تبيين اختلافات عقيدتى مردم است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 12

12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء

هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 1

1- هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هشدار و توجه دادن به مردم ونصيحت كردن آنان است .

ما أنزّلنا . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى

استثنا در «إلاّ تذكرة» منقطع است و «تذكرة» مفعولٌ له مى باشد; يعنى، «لـكن أنزلنا للتذكرة». «تذكرة» معنايى گسترده تر از «راهنمايى» و «نشانه دادن» دارد و هرچه را مايه توجه به چيزى گردد شامل مى شود (مفردات راغب و به معناى «وعظ» نيز مى آيد (مصباح و قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 4

4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .

و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا

نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 7،10

7 - پيدايش روحيه تقوا در انسان ، از اهداف نزول قرآن

أنزلنـه . .. لعلّهم يتّقون

10 - متذكر و متنّبه ساختن آدميان ، از اهداف قرآن و بيانات روشن آن

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم . .. أو يحدث لهم ذكرًا

«ذكر» نقطه مقابل نسيان است (مقاييس اللغة) بنابراين «ذكر»; يعنى، فراموش نكردن و در خاطر زنده نگه داشتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 3

3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .

و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم

«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 11

11 ـ انذار و اخطار به همه انسان ها در تمام گيتى ، از اهداف قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

نزّل الفرقان على عبده ليكون للعـلمين نذيرًا

ضمير در «ليكون» ممكن است به دو چيز بازگردد: 1ـ «فرقان» 2ـ «عبده» (پيامبر اسلام).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 5

5 ـ پندگيرى و درس آموزى ، فلسفه نزول قرآن بر مردم با دلايل گوناگون و اسلوب مختلف

و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 4

4 - رشد و تكامل آدميان ، هدف الهى در نازل كردن قرآن

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

«ربّ» به معناى تربيت كننده است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). بنابراين تعبير «ربّ العالمين» و انتخاب آن به جاى هر نام و صفت ديگر، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه قرآن از مقام ربوبيت و براى تكامل خلق نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 1

1 - انذار و اخطار به انسان ها ، فلسفه نزول قرآن

و قرءان مبين . لينذر

لام در فعل «لينذر» براى تعليل است و ضمير فاعلى آن فعل، يا به قرآن بازمى گردد; كه در اين صورت مصدر مؤول به فعلِ «انذر» متعلق مى شود. و يا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد; كه در اين صورت، به فعلِ «أرسل» متعلق خواهد بود. گفتنى است كه براشت ياد شده، مبتنى بر فرض اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 5

5 - ارائه حق و شناساندن آن به مردم ، فلسفه نزول قرآن

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 7

7 - پديد آمدن روح تقواپيشگى در انسان ها ، از اهداف نزول قرآن

قرءانًا . .. لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 3،5،8

3 - نزول كتاب ( قرآن ) از سوى خداوند ، عملى هدفدار و امرى لازم و شايسته براى بشر

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزلنا» باشد. كلمه «حقّ» ـ در برابر باطل (پوچ و بيهوده) ـ به معناى كار به جا، شايسته و هدفمند است. بنابراين نزول قرآن، امرى هدفمند و شايسته و بايسته براى بشر بوده است.

5 - ارائه حق و شناساندن آن به مردم ، فلسفه نزول قرآن

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

8 - قرآن ، كتابى نازل شده براى هدايت و راهنمايى مردم .

فمن اهتدى فلنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 4

4 - ساختن انسان با تقوا ، از اهداف نزول وحى ( قرآن )

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 8

8 - هدف از نزول قرآن ، دستيابى همگان به رحمت الهى است .

تنزيل من الرحمـن الرحيم

از آن جاكه نزول قرآن از رحمت الهى سرچشمه گرفته، به دست مى آيد كه هدف از نزول، ايجاد زمينه براى دستيابى همگان به رحمت الهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 15

15 - انذار مردم مكه ( أُمّ القرى ) و اطراف آن ، از اهداف نزول قرآن است .

أوحينا إليك . .. لتنذر أُمّ القرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 2

2 - نزول قرآن ، داراى هدفى ارجمند و هماهنگ با واقعيت هستى و نياز هاى انسان

أنزل الكتـب بالحقّ

حق، گاهى به معناى شىء مطابق با حكمت مى آيد و گاهى به معناى امر ضرورى و مورد نياز. برداشت ياد شده براساس هر دو احتمال است. هم چنين بر اين پايه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزل» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 7،9

7- نزول قرآن از جايگاه رفيع ، به منظور آسانى دستيابى خلق به معارف قرآن *

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه

از ارتباط دو آيه، مى توان استفاده كرد كه نزول قرآن از مقام اصلى آن، براى اين بوده است كه بتواند قالبى رسا و روشن پيدا كند و در دسترس فهم همگان قرار گيرد.

9- هشدار و انذار خلق ، از اهداف اصلى نزول قرآن

إنّا أنزلنـه . .. إنّا كنّا منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 80 - 7

7 - هدف از نزول قرآن ، تربيت انسان و حركت دادن او به سوى كمال است .

تنزيل من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 4

4 - هدف از نزول قرآن ، بيرون آوردن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور و روشنايى ها است .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 4

4 - بيداربخشى و پندآموزى ، فلسفه نزول قرآن و قلمرو موضوعات آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 4

4 - هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توجّه دادن به مردم و نصيحت كردن آنان است .

سنقرئك . .. فذكّر

792- فلسفه نسخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 6،7

6- نسخ و تبديل آيات و پيام هاى قرآن ، داراى حكمت و دليلى عالمانه است .

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية و الله أعلم بما ينزّل

7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .

و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 10

10- تثبيت ايمان مؤمنان و هدايت و بشارت به مسلمانان ، از اهداف نسخ و تغيير پيام هاى الهى و نزول تدريجى آيات قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله ... ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى

793- فلسفه وضوح قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 7

7 - هدف الهى از بيان روشن و بدون ابهام رهنمود ها و مواعظ در قرآن ، بهره گيرى و استفاده اهل ايمان از آنها است .

قد بيّنا لكم الأيـت

«لام» در «لكم»، براى انتفاع و خطاب در آن متوجه مؤمنان است.

794- فلسفه وعيدهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 8

8 - بازداشتن مردم از مخالفت با بيان هاى روشن قرآن ، فلسفه وعيد ها وهشدار هاى قرآن

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

تهديد شدن اعراض كنندگان از قرآن در آيات گذشته و نيز جمله «أنزلناه قرآناً عربيّاً» قرينه براين است كه متعلق «يتّقون» روى گردانى از قرآن مى باشد.

795- فوايد تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 6

6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا

796- فوايد تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 7

7 - تعاليم قرآن ، براى انسان هاى پندپذير سودمند است .

إن نفعت الذكرى . سيذّكّر من يخشى

مراد از جمله «سيذكّر. ..» ـ به قرينه «إن نفعت الذكرى» (در آيه قبل) ـ «سيذكّر و ينتفع» است; يعنى، پذيرش پند قرآن، ملازم با سود بردن از آن است.

797- فوايد تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 3،4

3 ـ تلاوت قرآن بر مؤمنان راستين ، فزاينده ايمان در نهاد آنان

و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا

«تليت» به قرينه كلمه «على» از تلاوت، كه به معناى قرائت است، گرفته شده است. بنابراين مراد از «ءايته»، آيات قرآن است.

4 ـ دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن

إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا

798- فوايد قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 2

2- بهره بردن از تمثيل در تبليغ و محسوس ساختن مفاهيم ارزشى براى توده ها ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 7

7 - قرآن ، كتابى سودمند براى بشر و در جهت منافع و مصالح او است .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس

برداشت ياد شده با توجه به لام در «للناس» است كه متضمن معناى انتفاع مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 3

3 - قرآن ، كتابى شريف و پرفايده است .

قرءان مجيد

«مجيد»، به معناى رفيع (قاموس) و مجد به معناى عزّت و شرف است. (مصباح). اصل اين كلمه از «مَجَدَتِ الابل» گرفته شده است; يعنى، شتران به چراگاهى وسيع و پر علف دست يافتند. (مفردات راغب)

799- فوايد مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 1

1 - به كارگيرى مَثَل از روش هاى قرآن براى هدايت مردم

إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا . .. يهدى به كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 6

6- همه مثالهايى كه خداوند براى مردم به كار مى برد ، جهت تنبه و تذكر به آنان است .

و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 4

4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

و اضرب لهم مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 1،2

1- خداوند ، در قرآن ، به بيان هاى گوناگون ، مثال ها و نمونه هاى فراوانى را براى هدايت بشر ، طرح كرده است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«صرّفنا» به معناى «بيّنا» است; يعنى «بيان كرديم» (لسان العرب)، ولى از آن جهت كه باب تفعيل، براى تكثير است، مراد، بيان هاى متعدد است. ريشهء كلمه «صرّفنا» كه تصريف و تغيير از حالتى به حالتى است، گوياى آن است كه اين بيانات، گوناگون و متنوع هستند.

2- آوردن مثال و نمونه ، از شيوه هاى بيانى قرآن و از روش هاى مناسب در تبليغ و بيان حقايق است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

براى «مَثَل» معانى متعددى از جمله: «شبيه و نظير» و «حديث (كلام تازه)» و «ضرب المثل» و «صفت» ذكر شده است. در آيه مورد بحث، به مناسبت «و اضرب لهم مثلاً رجلين» ـ در آيات قبل ـ ظاهراً، مقصود، ذكرِ شبيه و نظير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 11

11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان

ضعف الطالب و المطلوب

«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 20

20 - استفاده از تمثيل و تشبيه معقول به محسوس و ارائه نمونه عينى ، از روش هاى هدايتى قرآن براى تفهيم معارف بلند الهى

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. و يضرب اللّه الأمثـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 14

14 - انتخاب ملموس ترين مثال ، براى تبيين حقايق پيچيده و بلند آسمانى ، شيوه بيانى قرآن كريم است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له . .. و الطير صـفّـت

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه، پرندگان از حيث قابل دسترس بودن و نوع پرواز و اندامشان، مورد تمثيل قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 2

2 ـ ارائه مثل ها ( الگو ها و نمونه هاى عينى ) ، روش كاربردى قرآن در تبيين حقايق و هدايت مردمان

و كلاًّ ضربنا له الأمثـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 6

6 - استفاده از مثال هاى متنوع ، از روش هاى قرآن كريم ، براى تبيين معارف و حقايق است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 2

2 - مثل هاى قرآن ، بهترين و سودمندترين مثل ها است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

تنكير «مثل» دلالت بر تعظيم و شرافت دارد; يعنى، يعنى مثل هاى قرآن بهترين وسودمندترين مثل ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 9

9- بيان هاى تمثيلى و توصيفى قرآن ، براى توده هاى بشر و در جهت منافع آنان

كذلك يضرب اللّه للناس أمثـلهم

لام در «للناس» بيانگر منفعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 6

6 - استفاده قرآن از مثال ها ، براى به فكر واداشتن توده مردم

و تلك الأمثـل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون

800- فهم انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 2

2 - پيام هاى انذارگر قرآن ، پيام هايى معقول و شناختنى است ; نه دور از حيطه درك بشر .

حكمة بـلغة

در معناى «حكمت»، اتقان فهم و مطابقت با عقل نهفته است و وصف «بالغة» اين معنا را تأكيد مى كند.

801- فهم تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 3

3 ـ انسانها قادر به فراگيرى قرآن و شايسته براى فهم معارف آن هستند.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

با توجه به اينكه پيروى از قرآن بدون فهم محتواى آن امكان پذير نيست و تصريح شده كه قرآن به سوى انسانها آمده است، معلوم مى شود كه آنان قادر به درك مفاهيم قرآن هستند.

802- فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 25

25 ـ آيات قرآن ( آيات الاحكام ) قابل فهم و بهره بردارى مردم

يسئلونك . .. كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 27

27 ـ آيات قرآن ، قابل فهم و بهره بردارى براى همه مردم

و يبيّن اياته للناس لعلّهم يتذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 17،20،34

17 ـ اعتدال و سلامت قلب و انديشه ، زمينه فهم صحيح قرآن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و ابتغاء تأويله

انحراف قلب، منتهى به تأويل نادرست قرآن مى شود; بنابراين سلامت قلب، فهم صحيح آيات قرآن را در پى دارد.

20 ـ فهم و برداشت صحيح از قرآن ، بدون شناخت محكم و متشابه آن ، امرى ناممكن است .

هنّ ام الكتاب . .. فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ

فهم متشابه در گرو ارجاعش به محكم است ; چون محكم، «امّ» و مرجع است. بنابراين اول بايد آيات محكم از متشابه تشخيص داده شود، تا بتوان قرآن را فهميد.

34 ـ جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 4

4 ـ قرآن ، قابل فهم براى همه مردم در هر عصر و دوره اى

هذا بيان للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى قابل فهم براى همه

افلا يتدبّرون القران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 9

9 ـ تمامى مردمان ، توانمند بر درك مفاهيم قرآن

يأيها الناس . .. و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 12

12 ـ دريافت و فهم مقاصد قرآن، هدف از بيان آيات به شكلهاى متنوع و گوناگون است.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 4

4 ـ قرآن ، كتابى قابل درك براى مردم و همگان توانا بر بهره گيرى از هدايت هاى آن

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 8

8ـ قرآن ، كتابى براى خواندن و فهميدن

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 2

2- قرآن ، كتاب جهانى و قابل فهم براى همه مردم

هـذا بلـغ للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 10

10- قرآن ، حاوى تعاليم و حقايقى است كه كليد فهم آنها در دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 5

5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 5

5 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم .

أفلم يدّبّروا القول

با توجه به توصيه خداوند به تدبر در قرآن، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 5

5 - قرآن ، قابل فهم و شناخت است .

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 11،15

11 - عجز كافران ، از درك معارف و مفاهيم بلند قرآن

و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر و هو عليهم عمىً

جمله «فى آذانهم وقر» (در گوش هاى كافران سنگينى است) و نيز جمله «هو عليهم عمىً» (كورى كافران نسبت به قرآن است) كنايه از ناتوانى كافران نسبت به درك مفاهيم قرآن مى باشد.

15 - پيام روشن قرآن ، دور از شنود و فهم كافران لجوج

أُولـئك ينادون من مكان بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 8 - 3

3 - عن أبى إبراهيم ( ع ) . . . قال : . . . إنّ هـذه لغة فى قريش إذا أراد الرجل منهم أن يقول قد سمعت يقول قد تدلّيت و إنّما التدلّى الفهم ;

از امام كاظم(ع) روايت شده. .. كه فرمود: ...تدلّى واژه اى است در قريش هرگاه مردى از آنان خواست بگويد: شنيدم، مى گويد «تدلّيت» و تدلّى به معناى فهميدن است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 5

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسـّرنا» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله اول و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 5

5 - معارف و آموزه هاى قرآن ، قابل شناخت و درك براى بشر

علّم القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 7

7 - هيچ كس ـ جز افراد پاك ـ حقايق قرآن را به خوبى درك نخواهند كرد .

لايمسّه إلاّ المطهّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 10

10 - قرآن ، كتابى قابل فهم براى اهل فكر و انديشه

لو أنزلنا هـذا القرءان . .. لعلّهم يتفكّرون

در دسترس بودن قرآن ـ كه از اسم اشاره قريب (هـذا) فهميده مى شود ـ و نيز ترغيب به انديشيدن و تفكر در آن، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 5

5 - قرآن ، قابل درك و فهم براى جن

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

803- فهم مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 7

7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .

فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 1

1- خداوند ، فراخوان مردم به مطالعه و تيزبينى در چگونگى مثالهايش براى دريافت حقايق

ألم تر كيف ضرب الله مثلاً

804- قانونمندى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 2

2 - قرآن ، در برگيرنده قوانينى نظام بخش و حافظ مصالح مردم

فيها كتب قيّمة

«قيِّم» هر چيز، برپادارنده و قوام بخش آن است (لسان العرب). فعل «كَتَبَ»; يعنى، حكم و قضاوت كرد و ملزم ساخت (مصباح). بنابراين مراد از «كُتُب» در آيه شريفه، ممكن است مجموعه حكم ها و الزام هاى الهى باشد.

805- قبول تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 16

16 ـ پذيرش قرآن و معارف آن در گرو رحمتى خاص از جانب خداوند

و لعنوا بما قالوا . .. ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

806- قداست قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 6

6ـ تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).

807- قدرتمندى مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 4

4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .

و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد

808- قرآن از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 9

9 ـ قرآن از آيات الهى است.

فقد جاءكم بينة من ربكم . .. فمن أظلم ممن كذب بأيت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 10

10 ـ معارف قرآن ، آيات و نشانه هاى خدايند .

و نفصل الأيت

مقصود از «الأيات» مى تواند همه معارف مطرح شده در قرآن باشد. بنابر اين تعبير از آن معارف به «آيات» مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 5

5 ـ قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند

أو كذّب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 2

2 ـ قرآن ، آيت و نشانه الهى است .

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك . .. و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 7

7ـ قرآن ، از آيات خدا و نشانه هاى اوست .

تلك ءايـت الكتـب المبين

«آيات» به معناى نشانه هاست و آيه هاى قرآن به اين دليل آيات ناميده شده است كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 5

5ـ قرآن و آيات آن ، از نشانه هاى خداوند است .

تلك ءايـت الكتـب

كلمه «آيات» به معناى نشانه هاست و آيات قرآن به اين دليل آيات ناميده شدند كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 13

13 - قرآن ، از آيات الهى است .

بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 3

3 - قرآن ، مجموعه اى از نشانه هاى خداوند

فى ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 3

3 - قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند

و الذين هم بأيـت ربّهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 5

5 - احكام و قوانين قرآن ، از آيات و نشانه هاى خداوندى است .

و إذا بلغ الأطفـل منكم الحلم فليستئذنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم ءايـته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 3

3 - آيات قرآن ، از نشانه ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار است .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايـت ربّهم

برداشت ياد شده بر اين پايه استوار است كه مقصود از «آيات»، آيه هاى قرآن مى باشد و اضافه آن به صفت «ربّ»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 8

8 - قرآن ، از آيات الهى است .

كانوا بأيـتنا يجحدون

مصداق مورد نظر براى «آياتنا» ـ به قرينه آيه 26 ـ قرآن است.

809- قرآن از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 14

14 - آسمانى بودن قرآن حتى در نظر مخالفان رسالت ، امرى روشن بود .

إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 1

1 ـ قرآن ، كتابى فرو فرستاده شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 1

1 ـ قرآن، كتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

كتب أنزل إليك

كلمه «كتاب» نكره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصيف آن به «أنزل» بيانگر آسمانى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 3،11

3 ـ قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

11 ـ قرآن ، كتابى است الهى .

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 7

7ـ قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بما أوحينا إليك هذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 4

4 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

قد كانت ءايـتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 3

3 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند

بل أتينـهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 2

2 - قرآن ، كتاب آسمانى و وحى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده آن (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بود ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 1

1 -قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند است ; نه دستاورد بشر .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

810- قرآن در انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 8

8 - پذيرش اسلام و ايمان به قرآن ، از فرمان هاى تورات و انجيل به پيروان خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

جمله «تُنسون أنفسكم» را مى توان به قرينه آيات پيشين - كه سخن از دعوت به ايمان بود - در ارتباط با ايمان به قرآن دانست. بر اين اساس آيه اشاره به اين معنا دارد كه: شما عالمان اهل كتاب مردم را به نيكيها دعوت مى كنيد; ولى وظيفه خويش را كه ايمان به قرآن است، فراموش مى كنيد; سپس با جمله «و أنتم تتلون الكتب» بيان مى دارد كه: آنان از اين وظيفه مطلع بودند; يعنى، در كتابهاى آسمانى، اين حقيقت وجود داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 4

4 - تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بيانگر ضرورت ايمان به آن دو است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

چون خواندن تورات و انجيل و پيروى از آن دو، مايه ايمان آوردن به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود، به دست مى آيد كه: آن دو كتاب، بشارت به آمدن قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و لزوم ايمان آوردن به آنها مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 8

8 ـ تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

نزّلنا مصدقاً لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 12

12 ـ وجود دلايل حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات و انجيل

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

811- قرآن در تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 8

8 - پذيرش اسلام و ايمان به قرآن ، از فرمان هاى تورات و انجيل به پيروان خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

جمله «تُنسون أنفسكم» را مى توان به قرينه آيات پيشين - كه سخن از دعوت به ايمان بود - در ارتباط با ايمان به قرآن دانست. بر اين اساس آيه اشاره به اين معنا دارد كه: شما عالمان اهل كتاب مردم را به نيكيها دعوت مى كنيد; ولى وظيفه خويش را كه ايمان به قرآن است، فراموش مى كنيد; سپس با جمله «و أنتم تتلون الكتب» بيان مى دارد كه: آنان از اين وظيفه مطلع بودند; يعنى، در كتابهاى آسمانى، اين حقيقت وجود داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 9

9 - تورات ، متضمن بشارت به نزول قرآن و بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است . *

مصدق لما معهم و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا

عبارت «مصدق لما معهم» قرينه آن است كه منشأ آگاهى يهود پيش از بعثت بر اينكه «قرآن نازل مى شود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبعوث مى گردد»، تورات بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 4

4 - تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بيانگر ضرورت ايمان به آن دو است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

چون خواندن تورات و انجيل و پيروى از آن دو، مايه ايمان آوردن به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود، به دست مى آيد كه: آن دو كتاب، بشارت به آمدن قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و لزوم ايمان آوردن به آنها مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 15

15 ـ ناديده گرفتن آيات بيانگر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات از سوى علماى يهود ، به خاطر متاع اندك دنيا

انّ من اهل الكتب لمن . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

تمجيد خداوند از عالمان مؤمن اهل كتاب، به خاطر ايمان به قرآن و سوداگرى نكردن بر سر آيات الهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 8

8 ـ تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

نزّلنا مصدقاً لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 12

12 ـ وجود دلايل حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات و انجيل

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق

812- قرآن در دوران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 2

2- قرآن ، در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجموعه اى مدوّن بود .

واذكر فى الكتـب

حرف «ال» در «الكتاب» عهد حضورى است و به كتاب موجود اشاره دارد.

813- قرآن در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 5

5 ـ قرآن به صورت كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن، حاكى از اين است كه قرآن به صورت كتاب و نوشته بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى شد و يا در آن عصر آن را مى نوشتند و به صورت كتاب در مى آوردند; و گرنه اطلاق كتاب بر آن صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 ـ قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صورت كتاب بوده است .

و قد نزل عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 14

14 ـ قرآن ، به صورت كتاب و نوشته در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 ـ قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 1

1 ـ قرآن در عصر نزول، حتى در مكه، به عنوان «كتاب» شناخته شده بود.

و هذا كتب أنزل نه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 8

8ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به بخشهايى به نام « سوره » تقسيم بندى شده بود .

فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 3

3 ـ قرآن ، نامى شناخته شده در عصر نزول براى مجموعه آيات نازل شده

لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 3

3 - قرآن ، در همان عصر نزول ، به « كتاب » مشهور بود .

تنزيل الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 22

22 - قرآن كريم ، حتى قبل از نزول همه آيات آن ، كتاب ناميده مى شده است .

كان ذلك فى الكتـب مسطورًا

در صورتى كه مراد از «الكتاب» قرآن باشد، اطلاق كتاب بر آن، در اين سوره ـ كه بى شك آخرين سوره نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست ـ نكته ياد شده را مى رساند.

814- قرآن در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 7،8

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 7

7 ـ نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به عنوان خبرى غيبى، در كتب آسمانى گذشته مطرح بوده است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك مصدق الذى بين يديه

از معانى محتمل براى «مصدق» تصديق خبرهاى كتب گذشته مبنى بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، يعنى بدان جهت كه اين اخبار در آن كتب معهود بوده، نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) صدق آن خبرها را معلوم ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 4

4- عالمان اهل كتاب ، مطلع از وعده هاى خداوند در كتاب هاى آسمانى پيشين به نزول كتاب آسمانى قرآن

الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون . .. يقولون سبحـن ربّنا إن كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 2

2 - نزول قرآن بر شخص پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ياد شده در كتاب هاى آسمانى پيشين

و إنّه لفى زبر الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 7

7- وجود قرينه هايى در متن تورات ، بر حقانيت قرآن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن

مترتب شدن ايمان به قرآن، بر ايمان به تورات و آيين موسى، ممكن است از آن جهت باشد كه در تورات، قرينه هايى بر حقانيت

قرآن وجود داشته است.

815- قرآن در لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 1،5

1 - قرآن ، داراى حقيقتى متعالى و مكتوب در « لوح محفوظ » ، قبل از نزول به زبان عربى

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا . .. و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا

مراد از «اُمّ الكتاب » لوح محفوظ است.

5 - قرآن ، در اُم الكتاب ( لوح محفوظ ) ، داراى حقيقتى واحد و بسيط

و إنّه فى أُمّ الكتـب . .. حكيم

«حكيم» به معناى محكم است و «محكم» به مصنوعى گفته مى شود كه عناصر و اجزاى تشكيل دهنده آن، باهم پيوندى ناگسستنى داشته باشند. توصيف قرآن موجود در اُمّ الكتاب به «محكم» ـ با توجه به اين كه قرآن نازل شده داراى كلمات، آيات و سوره هاى مفصل و مجزا از يكديگر است ـ اشاره به اين نكته دارد كه قرآن موجود در اُمّ الكتاب، حقيقتى واحد، بدون تجزيه و تفصيل و داراى هويتى بسيط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 4

4 - فرشتگان وحى نويسندگان قرآن از لوح محفوظ و ابلاغ كنندگان آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بأيدى سفرة

در اين كه مراد از «سفرة» چه كسانى اند; نظرهايى چند ارائه شده است. از جمله اين كه به قرينه توصيف آنان به «كرام» در آيه بعد، مراد ملائكه وحى مى باشند; زيرا در سوره اى ديگر (انفطار، 11) نيز براى ملائكه، وصف «كرام» ذكر شده است. استنساخ قرآن از لوح محفوظ، براى نازل ساختن آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احتمالى است كه با اين آيات و مراحل نزول قرآن سازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 1،2

1 - قرآن ، بر صفحه لوحى نوشته شده كه حقيقت آن ناشناخته است .

فى لوح

«لوح»، به تخته يا چيز ديگرى گفته مى شود كه بر روى آن بنويسند (مفردات راغب). نكره آمدن «لوح»، ممكن است به منظور بيان ناشناخته ماندن آن باشد.

2 - لوحى كه قرآن بر آن نوشته شده است ، از نابودى و تغيير مصون است .

فى لوح محفوظ

كلمه «محفوظ»، بدون متعلق آمده است تا محفوظ بودن از هر خطر احتمالى را بفهماند. بنابراين خطر نابودى، تغيير و تحريف يا حذف، اضافه، سرقت و نظاير آن، نمى تواند آن را تهديد كند.

816- قرآن در نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 4

4- اهميت قراءت قرآن ، در نماز شب

و قرءان الفجر . .. و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قرآن»، نماز مشتمل بر قراءت قرآن باشد.

817- قرآن قبل از نزول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 3

3ـ قرآن پيش از نزولش ، داراى حقيقتى كه نه خواندنى بود و نه عربى .

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

818- قرآن و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 9

9 ـ قرآن ، تبيين گر آيات و جلوه هاى ربوبيت الهى در پديده هاى جهان آفرينش

ما خلق اللّه ذلك إلا بالحق يفصل الأيت

819- قرآن و ابهام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هر گونه ابهام و قابل درك براى همگان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بيّنت

820- قرآن و ازدياد طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 11

11 ـ تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( آيات قرآن ) موجب افزايش كفر و طغيان بسيارى از اهل كتاب

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

821- قرآن و ازدياد كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 11

11 ـ تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( آيات قرآن ) موجب افزايش كفر و طغيان بسيارى از اهل كتاب

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

822- قرآن و افترا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 1

1 ـ قرآن كتابى است كه نسبت ساختگى و غير الهى بودن را ، نه در شكل و نه در محتوا ، نمى پذيرد .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

نفى صفت افترا و ساختگى بودن از قرآن با به كارگيرى «ما كان» ـ كه براى نفى شأن و استعداد است ـ بيانگر اين حقيقت مى باشد كه: در قرآن ـ چه در شكل و چه در محتواى آن ـ هيچ نشانه اى كه حاكى از غير الهى بودن آن باشد، وجود ندارد.

823- قرآن و افسانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 4،5

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

824- قرآن و انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 4،6

4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )

ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم

مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.

6 - قرآن دليلى بر حقانيت تورات و انجيل *

مصدقاً لما معكم

تصديق كتابهاى آسمانى از سوى قرآن، مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن، تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن، مايه اثبات راستى و درستى آن كتابها شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر حقانيّت تورات و انجيل

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 6،8

6 ـ قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

و لكن تصديق الذى بين يديه

8 ـ قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 5

5 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

مصدّقًا لما بين يديه

825- قرآن و انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 9

9- ساحت قرآن ، از هرگونه كجى و انحراف مبرّا است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا

«عوج» به معناى كجى و انحراف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 2

2- قرآن ، كتابى است عارى از هرگونه عدم اعتدال و انحراف از حق .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب . .. قيّمًا

«قيّم»، چنان چه در لسان العرب آمده است، مى تواند به معناى «مستقيم»، يعنى «راست و پيراسته از انحراف» باشد.

826- قرآن و اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 11

11 ـ تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( آيات قرآن ) موجب افزايش كفر و طغيان بسيارى از اهل كتاب

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 3

3- اهل كتاب نيز چون مسلمانان ، مخاطب قرآن هستند .

و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم ... كما أنزلنا على المقتسمين

برداشت فوق بر اين احتمال است كه مفعول «أنزلنا» ضميرى باشد كه به قرآن باز مى گردد و مراد از «المقتسمين» طبق مفاد برخى شأن نزولها، يهود و نصارا باشد (روح المعانى).

827- قرآن و باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 3

3 - صفحات قرآن ، پاك و منزّه از ثبت هرگونه ناروا و دروغ و به دور از مطالب باطل

مطهّرة

828- قرآن و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 3

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

829- قرآن و بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 32 - 1

1 - آموزه هاى قرآن ، بى تأثير در بيماردلان و كافران

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكـفرون . .. و ما هى إلاّ ذكرى للبشر . كلاّ

«كلاّ» در اين آيه براى انكار است; انكار تذكار بودن قرآن براى بيماردلان و كافران حق ناپذير.

830- قرآن و تبيين حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 10،11،12

10 ـ ضرورت تأمل و انديشه در كيفيت بيان توحيد و ارائه حقايق به شكلهاى گوناگون در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

تصريف به معنى دگرگون ساختن و گرداندن است و در آيه شريفه به معنى ارائه صورتها و طرحهاى گوناگون كلام براى ارائه حقايق است.

11 ـ بيان قرآن و تنوع و گوناگونى آن براى هدايت انسان كافى است.

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

دعوت به نگرش در چگونگى بيان آيات و همچنين اظهار شگفتى از رويگردانى برخى مردم از هدايتهاى قرآن، بيانگر كارسازى و نقش مؤثّر آن در هدايت انسان است.

12 ـ اعراض مشركان از توحيد و حقايق آسمانى، با وجود بيان روشن و مستدل قرآن، امرى شگفت انگيز

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

831- قرآن و تخيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 3

3 - قرآن ، كتابى به دور از تخيلات و احساس هاى بى منطق و غير علمى

و ما هو بقول شاعر

شعر، سخنى است موزون و متكى بر احساس و تخيّل و نفى شعر بودن قرآن، مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

832- قرآن و تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 4،6

4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )

ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم

مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.

6 - قرآن دليلى بر حقانيت تورات و انجيل *

مصدقاً لما معكم

تصديق كتابهاى آسمانى از سوى قرآن، مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن، تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن، مايه اثبات راستى و درستى آن كتابها شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 2،3

2 - قرآن ، صحت محتواى تورات و آسمانى بودن آن را تأييد و تصديق مى كند .

كتب . .. مصدق لما معهم

3 - قرآن ، دليلى بر حقانيت و آسمانى بودن تورات است . *

مصدق لما معهم

تصديق تورات از ناحيه قرآن، محتمل است به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب آن شد كه نويد آن كتاب مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. بنابراين، نزول قرآن مايه اثبات حقانيت تورات شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 16،18

16 - قرآن ، تأييد كننده محتواى تورات و تصديق كننده آسمانى بودن آن

و هو الحق مصدقاً لما معهم

18 - قرآن ، گواه و دليلى بر راستى و درستى تورات است . *

و هو الحق مصدقاً لما معهم

تصديق كتابهاى آسمانى اهل كتاب از سوى قرآن، محتمل است به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوئيهاى آن كتاب ها، مبنى بر آوردن قرآن تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن مايه اثبات راستين و درستى آن كتاب هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 7،8،14

7 - قرآن ، محتواى تورات را تأييد و راستى و درستى آن را تصديق مى كند .

مصدقاً لما بين يديه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «مصدقاً» حال براى ضمير مفعولى «نزله» - كه مراد از آن قرآن است - باشد. مقصود از «ما بين يديه» (كتابى كه پيش از قرآن بوده است)، در آيه مورد بحث، تورات است.

8 - وجود قرآن ، گواه و شاهدى بر حقانيت تورات است . *

مصدقاً لما بين يديه

تصديق تورات از سوى قرآن (مصدقاً لما بين يديه) محتمل است به اين معنا باشد كه: قرآن گواه صدق و درستى تورات است; يعنى، نزول قرآن موجب آن شد كه اخبار و پيشگوييهاى تورات مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. بنابراين قرآن مايه اثبات راستى و درستى تورات و گواه حقانيت آن است.

14 - تأييد تورات از سوى قرآن ، دليلى بر بيجا بودن دشمنى يهود با پيام آور وحى ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه مصدقاً لما بين يديه

«مصدقاً لما بين يديه» (قرآن درستى تورات را تأييد مى كند) در پاسخ به يهوديان دشمن جبرئيل، اين نكته را بيان مى كند كه جبرئيل حقيقتى را آورد كه دين و كتاب شما را تصديق مى كند و شاهد راستى و درستى آن است و لذا نا به جاست كه با نازل كننده آن (جبرئيل) دشمنى كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر حقانيّت تورات و انجيل

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 43 - 5

5 ـ تورات ، حاوى احكامى نسخ نشده به وسيله قرآن

و عندهم التورية فيها حكم اللّه

اگر آن حكم و يا احكامى كه يهوديان از آن اعراض مى كردند به وسيله قرآن نسخ شده بود، يهوديان نبايد به خطر اعراض آن، مورد مذمت قرار مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 6،8

6 ـ قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

و لكن تصديق الذى بين يديه

8 ـ قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 5

5 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

مصدّقًا لما بين يديه

833- قرآن و خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، ارائه كننده دينى به دور از هر گونه باطل و مبرا از امور واهى و بازدارنده از سعادت انسان

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب فصلنه

834- قرآن و خطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 11

11 - قرآن از خطا و انحراف ، منزّه و پيراسته است .

صحفًا مطهّرة

835- قرآن و دانشمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 4

4 ـ هدف خداوند از بيان آيات طبيعت در قرآن استفاده دانشمندان است.

إن الله فالق . .. فالق الإصباح ... النجوم لتهتدوا ... قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون

836- قرآن و دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 3

3 - صفحات قرآن ، پاك و منزّه از ثبت هرگونه ناروا و دروغ و به دور از مطالب باطل

مطهّرة

837- قرآن و سنّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 3

3 ـ هدايت انسان ها ، در گرو حضور قرآن با سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان آنها

تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

چنانچه مراد از «تعالوا . .. الى الرسول» پذيرش معارفى باشد كه به آن حضرت وحى مى شد ضميمه ساختن «الى الرسول» لزومى نداشت بنابراين آيه اشاره به اين دارد كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) علاوه بر مسائل وحى شده به وى، داراى دستورات و معارفى است كه از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير مى شود.

838- قرآن و شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 2

2 - قرآن ، سخنى از سنخ شعر نيست .

و ما علّمنـه الشعر

مقصود از آموخته اى كه از سنخ شعر نيست، قرآن كريم است كه كافران آن را شعر مى پنداشتند و بر اين اساس، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را به شاعر بودن متهم مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 2

2 - قرآن ، تحقيقاً از سنخ شعر و كلامى شاعرانه نيست .

و ما هو بقول شاعر

839- قرآن و عقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 8

8 ـ احكام و قوانين قرآن ، مبتنى بر علم و عقل

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه . .. افحكم الجهلية يبغون

جهل ـ در لغت ـ مقابل عقل و نيز علم، كاربرد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 12

12- معارف و آموزه هاى قرآن مطابق و هماهنگ با خرد ناب است .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

از اينكه خداوند هدف از نزول قرآن را پندپذيرى صاحبان خرد قرار داد، معلوم مى شود كه قرآن با موازين عقلى مطابق و هماهنگ است و اگر غير از اين بود، خردورزان از آن پند نمى گرفتند; بلكه نتيجه معكوس در برمى داشت.

840- قرآن و علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 8

8 ـ احكام و قوانين قرآن ، مبتنى بر علم و عقل

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه . .. افحكم الجهلية يبغون

جهل ـ در لغت ـ مقابل عقل و نيز علم، كاربرد دارد.

841- قرآن و علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 4

4 ـ هدف خداوند از بيان آيات طبيعت در قرآن استفاده دانشمندان است.

إن الله فالق . .. فالق الإصباح ... النجوم لتهتدوا ... قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 10

10- تأثير عميق آيات قرآن در وجود آگاهان و انديشمندان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

842- قرآن و عهد شكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

843- قرآن و قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 8،9

8ـ جلسه توطئه و مكر برادران يوسف عليه او ، مخفى مانده ترين قسمت داستان يوسف ( ع ) تا پيش از نزول قرآن

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

ياد كردن از اين قسمت داستان يوسف (جلسه توطئه و مكر برادران عليه وى) پس از بيان اينكه داستان يوسف از اخبار غيبى است ، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه اين قسمت داستان از مخفى مانده ترين قسمتهاى آن مى باشد.

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

844- قرآن و قلبهاى بيمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 8

8 ـ زرارة بن اعين روايت كرد كه امام باقر ( ع ) فرمود : « و اما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلى رجسهم يقول : شكّاً إلى شكّهم ;

اينكه خداوند مى فرمايد: «اما كسانى كه در قلبهاى آنان مرض است [سوره نازل شده ]رجسى را بر رجس آنان مى افزايد» مراد اين است كه شكى رابر شك آنان مى افزايد».

845- قرآن و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 6

6 ـ بى تأثيرى آيات الهى در قلب توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتـب عزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 32 - 1

1 - آموزه هاى قرآن ، بى تأثير در بيماردلان و كافران

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكـفرون . .. و ما هى إلاّ ذكرى للبشر . كلاّ

«كلاّ» در اين آيه براى انكار است; انكار تذكار بودن قرآن براى بيماردلان و كافران حق ناپذير.

846- قرآن و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 4

4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )

ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم

مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 10،15

10 ـ قرآن ، تأييدكننده ساير كتاب هاى آسمانى ( همانند تورات و انجيل )

مصدقاً لما بين يديه و انزل التورية و الانجيل

15 ـ قرآن ، دليلى براى حقانيّت كتب آسمانى گذشته ( همانند تورات و انجيل ) است . *

مصدقاً لما بين يديه و انزل التّورية و الانجيل

چون در تورات و انجيل، بشارت به نزول قرآن داده شده، طبعاً نزول آن، گواه راستى و صحت آن كتب خواهد بود ; و اين احتمالى است براى مصدّق بودن قرآن نسبت به ديگر كتب آسمانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 6،9

6 ـ وجود قرآن ، گواه راستى و درستى كتب آسمانى پيشين

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

با در نظر گرفتن اينكه كتابهاى آسمانى به آمدن قرآن نويد داده بودند، لذا نزول قرآن دليل حقانيت آنها خواهد بود.

9 ـ عظمت و ارزش برتر قرآن نسبت به ديگر كتاب هاى آسمانى

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه

حفاظت و نگهبانى از كتابهاى آسمانى كه به عهده قرآن گذارده شده است، نشانه برترى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 7

7 ـ شرافت و برترى قرآن ، بر ديگر كتب آسمانى *

ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل

تقديم «ما انزل الينا» بر «ما انزل من قبل» ـ على رغم تقدم زمانى كتب آسمانى گذشته ـ مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 6،8

6 ـ قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

و لكن تصديق الذى بين يديه

8 ـ قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 8،10

8ـ قرآن تصديق كننده و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لـكن تصديق الذى بين يديه

«تصديق» مصدر است و به معناى اسم فاعل تصديق كننده مى باشد. اين كلمه به وسيله «لـكن» بر «حديثاً» عطف شده است.

10ـ قرآن ، دليل راستى و درستى كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لـكن تصديق الذى بين يديه

تصديق كتابهاى آسمانى پيشين از سوى قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد ، اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. از اين رو نزول قرآن خود دليلى براى اثبات راستى و درستى آن كتابهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 5

5 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

مصدّقًا لما بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 3

3 - هماهنگى معارف قرآنى ، با كتاب هاى آسمانى پيشين

كذلك يوحى إليك و إلى الذين من قبلك

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «كذلك» اشاره به محتواى وحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 4

4 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى گذشته است . *

يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة

847- قرآن و كهانت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 2

2 - قرآن ، به تحقيق از سنخ كهانت و كلامى كاهنانه نيست .

و لا بقول كاهن

848- قرآن و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

849- قرآن و گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 12

12 ـ تأثير منفى قرآن در برخى مردمان ، برخاسته از كفرورزى و طغيانگرى آنان

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

850- قرآن و لغو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 14 - 1

1 - ساحت قرآن و آيات معاد ، از بذله گويى و سخنان سست و بى پايه ، مبرّا است .

و ما هو بالهزل

«هَزْل» و «هُزال» از يك ريشه اند و بر ضعف و سستى دلالت دارند. «هَزل» نقطه مقابل «جِدّ» و «هُزال» نقطه مقابل «فربهى» است. (مقاييس اللغة)

851- قرآن و لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 6

6- آيات قرآن ، آياتى فرود آمده از لوح محفوظ

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

با توجه به اينكه لفظ «قرآن» پس از «الكتاب» ذكر شده و نيز اصل درآوردن لفظ مترادف، تأسيس است نه تأكيد و تكرار، احتمال دارد كه مراد از «الكتاب» لوح محفوظ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 78 - 1

1 - محتواى قرآن ، مطابق با لوح محفوظ

إنّه لقرءان كريم . فى كتـب مكنون

مراد از «كتاب مكنون» ـ طبق آنچه كه در سوره «بروج» آمده (بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ) ـ لوح محفوظ است.

852- قرآن و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4،5

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

5 - قرآن كتاب هدايت و راهنماى اهل تقوا به مراحل والاى آن

هدًى للمتقين

853- قرآن و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 1،2

1 ـ خداوند ، نازل كننده كتاب ( قرآن ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هو الذى انزل عليك الكتاب

2 ـ نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

هو الذى انزل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته

درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 61 - 4،5

4 ـ قرآن و پيامبر ( كتاب و سنت ) هماهنگ و تفكيك ناپذير

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول

اگر قرآن و سنت ناهماهنگ و تفكيك پذير بود، فرمان مراجعه به هر دو، در واقع امر به دو چيز متخالف بود كه از حكمت خداوند به دور است.

5 ـ تفكيك ميان قرآن و پيامبر ( كتاب و سنت ) ، از شيوه هاى منافقان

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول رايت المنافقين يصدّون عنك ص

منافقان در برابر دعوت به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، تنها اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) را عنوان كردند (يصدّون عنك)، نه اعراض از قرآن را. زيرا در آيه نيامده است: يصدّون عمّا انزل اليك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 1

1 - قرآن ، مايه تذكر و يادآورى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم آن حضرت است .

و إنّه لذكر لك و لقومك

854- قرآن و مخالفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 13

13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

855- قرآن و مردم صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 5

5 - تأثير شگرف قرآن و معجزات الهى بر مردم عصر بعثت

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن و معجزه الهى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

856- قرآن و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 1

1 - قرآن ، مايه تذكر و يادآورى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم آن حضرت است .

و إنّه لذكر لك و لقومك

857- قرآن و مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 31

31 ـ برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مسيحيان ، در مورد پندار الوهيت براى مسيح ( ع )

الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و اللّه على كل شىء قدير

858- قرآن و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 13

13 ـ قرآن براى مشركان زيبا و جذاب بوده است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

«أساطير» به معنى سخن زينت شده و زيبا آمده است. «سطر فلان على فلان إذا زخرف له الأقاويل و نمقها». (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 2

2ـ قرآن در تحدى با مشركان ، آنان را به آوردن ده سوره همانند سوره هاى قرآن فراخواند و آنان را به مبارزه طلبيد .

أم يقولون افتريـه قل فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها

است.

859- قرآن و معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8ـ رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متـعًا حسنًا

860- قرآن و مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

861- قرآن و مقتضيات زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكـفرين و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن ـ پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

862- قرآن و منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2،3

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

3 - قرآن ، براى اهل نفاق ظلمت زا ، وحشت آفرين و احياناً روشنى بخش ( در بردارنده منافعى گذرا ) است .

فيه ظلمت و رعد و برق

863- قرآن و مؤمنان راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 3

3 ـ تلاوت قرآن بر مؤمنان راستين ، فزاينده ايمان در نهاد آنان

و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا

«تليت» به قرينه كلمه «على» از تلاوت، كه به معناى قرائت است، گرفته شده است. بنابراين مراد از «ءايته»، آيات قرآن است.

864- قرآن و مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

865- قرآن و ناهماهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 7

7 ـ اگر قرآن از جانب خدا نبود ، اختلافات بسيارى در آن يافت مى شد .

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

با توجّه به اينكه قرآن در مدت بيست و سه سال و در شرايط بسيار مختلف نازل گرديد، بنابراين اگر از جانب غير خداوند بود، طبعاً اختلافهاى فراوانى در آن پديدار مى گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 5

5 - مبرّا بودن قرآن از هرگونه انحراف ، كجى ، اختلاف و تضاد

قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج

«عوج» به معناى كجى و انحراف است، اين واژه در مواردى به كار مى رود كه با فكر و بصيرت شناخته مى شود، نه با حواس

ظاهرى. ازاين رو مفسران گفته اند: مقصود از آن در آيه شريفه ـ با توجه به تنكير آن و بودنش در سياق نفى ـ هرگونه كجى و انحراف در معانى و پيام هاى قرآن و يا اختلاف و تضاد در آنها است.

866- قرآن و نقص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 8

8 - آيات قرآن ، در طول زندگانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خطا و كاستى مصون ماند .

سنقرئك فلاتنسى

درباره مفاد «إلاّ ما شاء اللّه» در آيه بعد، دو ديدگاه وجود دارد: 1. بيان حاكميت مشيت خداوند كه در نتيجه مراد، استثناى حقيقى نخواهد بود; بلكه تنها نشانگر آن است كه «لاتنسى» هر چند مطلق است و هيچ استثنايى ندارد; ولى مشيت خداوند بر همه چيز حاكم است و نسيان و عدم نسيان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيرون از مشيت او نيست. 2. حرف «إلاّ» در استثناى حقيقى به كار رفته است و بيانگر آن است كه خداوند، بخشى از آيات را براساس مشيت خويش از ياد پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد برد. برداشت ياد شده براساس نظر اول است.

867- قرآن و نيازهاى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 2

2 - نزول قرآن ، داراى هدفى ارجمند و هماهنگ با واقعيت هستى و نياز هاى انسان

أنزل الكتـب بالحقّ

حق، گاهى به معناى شىء مطابق با حكمت مى آيد و گاهى به معناى امر ضرورى و مورد نياز. برداشت ياد شده براساس هر دو احتمال است. هم چنين بر اين پايه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزل» باشد.

868- قرآن و يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 14

14 ـ تأثير منفى قرآن در يهوديان ـ افزون بر كفر و طغيان آنان ـ ، برخاسته از گرفتارى ايشان به لعنت الهى

و لعنوا بما قالوا . .. ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

واقع شدن جمله «و ليزيدن . ..» پس از بيان پندار باطل يهود و گرفتار شدن آنان به لعنت الهى بر اثر آن، مى رساند كه ازدياد كفر و طغيان آنان ريشه در ملعون شدن آنان و پندارهاى ناروا درباره خدا، دارد.

869- قريش و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 1

1 ـ قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.

و كذّب به قومك و هو الحق

در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 6

6- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبدالله ( ع ) عن قوله : « الذين جعلوا القرآن عضين » قال : هم قريش ;

از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «الذين جعلوا القرآن عضين» روايت شده است كه فرمودند: آنان قريش بودند».

870- قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 4،6،9

4 ـ داستان هاى بازگوشده در قرآن ، از آيات الهى

تلك ايات اللّه

6 ـ حقانيّت داستان هاى بازگوشده در قرآن

تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

9 ـ بيان بحقّ تاريخ گذشتگان توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه اى بر حقانيّت رسالت وى

تلك ايات اللّه . .. و انّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 1،10

1 ـ همسر عمران ، فرزندى را كه در شكم داشت ، براى خداوند نذر كرد و از هر خدمتى به خود آزاد ساخت .

اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

10 ـ زنده نبودن عمران ، آن زمان كه همسرش ، فرزند خويش را نذر پروردگار كرد . *

اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

زيرا مادر با وجود پدر، معمولا چنين تصميمى را نسبت به فرزند اتخاذ نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 1،7،8

1 ـ حقايقى از سرگذشت مريم و زكريا ، براى اوّلين بار به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفته شد .

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

بيان حقايق مذكور اگر در ديگر كتب آسمانى آمده باشد، ظاهراً اطلاق غيب بر آن نمى شده است.

7 ـ نزاع ميان سران كنيسه در سرپرستى مريم ، و روى آوردن آنان به قرعه براى تعيين سرپرست

اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

8 ـ شگفتى سرگذشت نزاع ميان سران كنيسه ، در مورد سرپرستى مريم و توسل آنان به قرعه *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم و ما كنت لديهم اذ يختصمون

به نظر مى رسد تكرار «ما كنت لديهم»، اشاره به شگفتى جريان نزاع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 60 - 1

1 ـ سرگذشت زكريا ، عيسى ، مريم ، يحيى و بيان خلقت آدم در قرآن ، حق و از جانب پروردگار است .

الحق من ربّك

كلمه «الحق»، خبر است براى مبتداى محذوف كه «هو» است و مراد از آن، سرگذشت مريم و پيامبرانى است كه در آيات سابق بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 62 - 1

1 ـ تنها آنچه در قرآن درباره حضرت عيسى ( ع ) بيان شد ، حق است ; نه آنچه مسيحيان مى پندارند .

انّ هذا لهو القصص الحق

حَصر، از ضمير فصل استفاده شده و قصر در اين جمله، قصر قلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 1،3

1ـ قرآن ، حاوى بهترين و زيباترين داستانها

نحن نقصّ عليك أحسن القصص بما أوحينا إليك هذا القرءان

3ـ قرآن ، بازگو كننده داستان ها با بهترين و زيباترين بيان

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

چنان چه «قصص» مصدر باشد ، «أحسن القصص» مفعول مطلق مى شود و در حقيقت توصيفى براى كيفيت بيان كردن و بازگو كردن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 15

15- بيان سرگذشت ستم پيشگان كيفر شده و نيز داستان هاى مثال زدنى و درس آموز ، در قلمرو موضوعات قرآن

و سكنتم فى مسـكن الذين . .. و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 1

1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار ياد كردن سرگذشت ابراهيم ( ع ) در قرآن

واذكر فى الكتـب إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 1

1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادكرد سرگذشت حضرت موسى در قرآن

واذكر فى الكتـب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 1

1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به يادكردن سرگذشت ادريس ( ع ) در قرآن فرمان داد .

واذكر فى الكتـب إدريس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 3،4،14،15

3 - خداوند ، تنها سرگذشت برخى از رسولان را براى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بازگو كرده و برخى ديگر را نقل نكرده است .

رسلاً من قبلك منهم من قصصنا عليك و منهم من لم نقصص عليك

4 - در قرآن ، تنها سرگذشت برخى از فرستادگان الهى بازگو شده است .

رسلاً من قبلك منهم من قصصنا عليك و منهم من لم نقصص عليك

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از آيه شريفه، نقل داستان هاى پيامبران در قرآن باشد.

14 - « عن على ( ع ) [ فى قوله « و منهم من لم نقصص عليك » ] انّه قال : بعث اللّه نبيّاً أسود لم يقص علينا قصته ;

از امام على(ع) درباره سخن خداوند «و منهم من لم نقصص عليك» روايت شده كه فرمود: خدا پيامبرى سياه چهره را مبعوث كرده بود كه قصه او را براى ما نقل نكرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 5

5 - « فى المجمع : يعنى بالحديث ما تقدم من الأخبار ، عن الصادق ( ع ) ;

از امام صادق(ع) درباره «أفمن هـذا الحديث تعجبون» روايت شده كه مراد از «حديث» همان اخبارى است كه در آيات پيشين

گذشته است (اخبار قوم عاد، ثمود، قوم نوح و المؤتفكة)».

871- قصه هاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 164 - 4

4 ـ خداوند ، سرگذشت گروهى از پيامبران را در قرآن بيان نكرده است .

و رسلا لم نقصصهم عليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 3

3 ـ قرآن حاوى فرازهايى از سرگذشت امت هاى نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع )

تلك القرى نقص عليك من أنبائها

حرف «من» در «من أنبائها» براى تبعيض است و مى رساند كه خداوند بخشى از داستانهاى امتهاى پيشين را براى پيامبر گزارش كرده است. قابل ذكر است كه از مصاديق مورد نظر براى مشاراليه «تلك القرى»، به قرينه آيات گذشته، امت نوح و ... است.

872- قلمرو تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 52 - 2

2 - بيدارى و آگاهى انسان ها ، در قلمرو رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و ما هو إلاّ ذكر للعـلمين

873- كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 4

4 - فرشتگان وحى نويسندگان قرآن از لوح محفوظ و ابلاغ كنندگان آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بأيدى سفرة

در اين كه مراد از «سفرة» چه كسانى اند; نظرهايى چند ارائه شده است. از جمله اين كه به قرينه توصيف آنان به «كرام» در آيه بعد، مراد ملائكه وحى مى باشند; زيرا در سوره اى ديگر (انفطار، 11) نيز براى ملائكه، وصف «كرام» ذكر شده است. استنساخ قرآن از لوح محفوظ، براى نازل ساختن آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احتمالى است كه با اين آيات و مراحل نزول قرآن سازگار است.

874- كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 9

9 - در قيامت ، راه نجاتى براى كافران به قرآن وجود نخواهد داشت .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

هدف از توصيف قيامت به اينكه: فديه و عوضى گرفته نمى شود و . ..، مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه مبادا راه نجاتى براى خود - جز ايمان و ... - توهم كرده و به اعتبار آن دلخوش باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 10

10 ـ آنان كه به قرآن و پيام هاى آن ايمان نياورند ، به هيچ سخن هدايت بخش ديگرى ايمان نخواهند آورد .

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق مبتنى بر دو امر است: ضمير در «بعده» به قرآن برگردد. حرف «با» در «بأىّ» براى الصاق باشد. يعنى اگر به قرآن ايمان نياورند، به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 5،10

5 ـ مردم روزى زمين همواره نسبت به قرآن دو دسته هستند : مؤمن و كافر .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

10 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « و منهم من لا يؤمن به » فهم اعداء محمد (صلی الله علیه و آله) و آل محمد ( ع ) من بعده ;

از امام باقر (ع) روايت شده [از جمله ]كسانى كه به قرآن ايمان نمى آورند» دشمنان محمد و آل محمد هستند كه پس از او مى آيند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1ـ كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 13،23

13ـ كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.

23ـ اكثر مردم عصر بعثت ، از ايمان آوردن به قرآن امتناع مىورزيدند .

و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

برداشت فوق ، براين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد حضورى و اشاره به مردمى باشد كه در زمان نزول آيات سوره هود ، زندگى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 12

12 - كافر ماندن همسر ابولهب تا آخر عمر ، از پيشگويى هاى قرآن

سيصلى نارًا . .. و امرأته حمّالة الحطب

875- كافران صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 1،2

1 ـ كافران صدر اسلام، مردم را از گوش فرادادن به قرآن نهى مى كردند.

و هم ينهون عنه

2 ـ پرهيز كافران مكه در صدر اسلام از گوش فرادادن به قرآن و سخنان آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ينئون عنه

«نَأَىَ» به معنى دور شدن است و «ينئون عنه» يعنى مشركان از قرآن و وحى دورى مى گزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 4

4 ـ مشركان و كافران عصر بعثت، به والايى آيات قرآنى و محتواى بلند آن اعتراف داشتند.

و ليقولوا درست

زيرا اگر آيات در نظر مشركان كم اهميت بود، براى رد آيات به كم اهميتى آن اشاره مى كردند و نه به فراگيرى آن از ديگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 6

6 ـ كافران ، در عصر بعثت منكر هر گونه نوآورى در قرآن بودند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

اين كه كافران، قرآن را افسانه هاى پيشينيان مى شمردند، حاكى از آن است كه آنان نه تنها منكر اصالت قرآن بودند; بلكه آن را فاقد هر گونه نوآورى نيز مى دانستند.

876- كافران صدر اسلام هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5،6

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .

يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.

877- كافران مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1،8

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،2،4

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،4

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 6،7

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 2

2- « ذكر بودن قرآن » ، وصفى كه كافران مكه با آن آشنا بودند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 6

6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 7

7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.

878- كافران و استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 5

5- كافران ، مخفيانه اقدام به استماع آيه هاى قرآن نموده و يكديگر را بر اين كار ملامت مى كردند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى

احتمال دارد مراد از «إذ هم نجوى» - همان گونه كه در برخى شأن نزولها آمده است ـ كافرانى باشد كه مخفيانه، اقدام به استماع سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى كردند و با مشاهده يكديگر به صورت نجوا، به ملامت يكديگر مى پرداختند.

879- كافران و فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 9

9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان

و هـذا لسان عربىّ مبين

استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.

880- كافران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 6

6 ـ پايبندى كفرپيشگان به افكار و آراء گذشتگان خويش مانع پذيرش تعاليم قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10،12

10 ـ افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

12 ـ ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3،4،7

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

4 ـ كافران با پرهيز از گوش فرا دادن به قرآن و جلوگيرى مردم از آن، ناخودآگاه خود را به هلاكت مى افكنند.

و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 ـ تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 5

5 ـ آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.

و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 4،5

4 ـ خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .

هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له

برداشت فوق مبتنى بر اين است كـــه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.

5 ـ گوش سپارى كافران به آواى قرآن ، زمينه ساز دستيابى آنان به هدايت و رحمت الهى خواهد شد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

چنانچه خطاب در آيه شامل كافران باشد، مصداق مورد نظر از رحمت در «ترحمون» هدايت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 3،5

3 ـ اظهار آگاهى كافران از محتواى قرآن و غير مهم جلوه دادن آن ، از حيله هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أسطير

جمله «ان هذا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مقصود از «مثل هذا» همانندى در محتواى قرآن بوده است.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 8

8ـ مؤمنان عصر بعثت ، خواهان ظهور معجزه اى براى گرايش پيدا كردن كافران به اسلام و قرآن بودند .

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

اعتراض خداوند به مؤمنان با جمله «أفلم ياْيئس الذين ءامنوا» و بيان اين حقيقت كه امر هدايت و ضلالت به دست خداوند است نه وابسته به ارائه معجزه، مى رساند كه مؤمنان خواهان آن بودند كه معجزات درخواستى كافران تحقق يابد، شايد كه آنان هدايت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 2

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1

1 ـ كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 18

18 - قرآن كريم در نگاه كافران ، فراتر از كلام عادى است و تأثيرى در حد سحر دارد .

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن، استفاده مى شود كه مشركان، قرآن را كلامى فراتر از كلام معمولى و داراى تأثيرى فوق العاده مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 4

4 - كفرپيشگان حق ستيز ، ناتوان از برخورد منطقى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 12

12- روحيه استكبارى ، عامل اصلى مخالفت كافران با قرآن و نه شبهات اصولى و ترديد در ارزش آن

و شهد شـهد . .. فـامن و استكبرتم

تصريح خداوند بر استكبار كافران، على رغم ايمان حق گرايان به قرآن، اشاره به مطلب بالا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 6

6 - اعتراف ضمنى كافران ، به تأثير شگرف و خارق العاده قرآن و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن يروا ءاية . .. و يقولوا سحر مستمرّ

وصف «سحر مستمرّ» گرچه در مقام تنقيص بيان شده; اما به طور غير مستقيم به تأثير خارق العاده كارها و گفته هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 3

3 - قرآن و كلام الهى ، داراى جاذبه بسيار ; حتى براى كافران لجوج و حق ناپذير

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 5

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

881- كافران و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 8

8 - كافران ، تمثيل به پشه و مانند آن را امرى ناروا ، نامعقول و به دور از شأن خداوند مى پنداشتند .

و أما الذين كفروا فيقولون ماذا أراد اللّه بهذا مثلا

با توجه به اينكه كفرپيشگان قرآن را نپذيرفته بودند معلوم مى شود: جمله «ماذا أراد اللّه . ..; خداوند چه هدفى را از اين مثلها تعقيب مى كند» بدين معنا نيست كه آنان باور داشتند كه اين مثلها از جانب خداوند است و در توجيه آنها درمانده بودند; بلكه مقصود آنان اين بود كه چون آن گونه مثلها ناپسند، بى هدف و نامعقول است، نمى تواند نازل شده از جانب خداوند باشد.

882- كافران هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 5

5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

883- كتاب بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 3

3 - قرآن ، پيش از اتمام نزول تمام آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

اتل ما أوحى إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب

884- كتابت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 2

2 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد و يا به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شده است. احتمال اول و دوم گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 4،7

4 ـ نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

7 ـ كتابت قرآن در عصر نزول توسّط كُتّاب وحى *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال دوم استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 4

4 ـ كتابت قرآن در عصر نزول *

هو الّذى انزل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 ـ قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 ـ قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 ـ قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 6

6ـ كتابت قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتــب أُحكمت ءايــته

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته ) بر قرآن ، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن ، پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد ، به صورت كتاب درآيد. در هر دو صورت ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 4

4ـ كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايـت الكتـب

اطلاق «كتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت است كه آيات آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب و نوشته درآيد. به هر تقدير ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 5

5 - نوشته شدن قرآن توسط كاتبان وحى در پى نزول هر آيه يا هر سوره آن

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين

«كتاب»، مصدر به معناى مفعول (مكتوب) است. «كتاب مبين»; يعنى، نوشته اى روشن. بنابراين اطلاق «كتاب» بر قرآن مى

تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول، نوشته مى شد و يا توصيه اى است بر اين كه بايد نوشته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 4

4 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هردو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 4

4 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اللّه نزّل أحسن الحديث كتـبًا

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو احتمال گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى

است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتـب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 8

8ـ انجام كتابت و جمع آورى قرآن ، در عهد پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) *

و الكتـب المبين

آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به صورت مكتوب و مدوّن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 3

3 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتـب

اطلاق كتاب (نوشته) بر قرآن، مى تواند حاكى از آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 3

3- قرآن ، داراى عنوان « كتاب » و به صورت تدوين شده در عصر بعثت

تنزيل الكتـب من اللّه

قرآن، خود عنوان كتاب را بر آيات نازل شده منطبق ساخته است. از اين نكته و با توجه به مكّى بودن آيات، استفاده مى شود كه آيات قرآن، از آغاز نزول داراى عنوان كتاب بوده و مدوّن و مكتوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 1،3،4

1 - معارف قرآن ، نوشته هايى ثبت شده در ورقه هايى متعدد

فى صحف

عبارت «فى صحف» با «إنّها تذكرة» ارتباط دارد; يعنى، آن تذكره در صحيفه هايى متعدد است. «صحيفة» (مفرد «صحف»); يعنى، هر چه در آن چيزى نوشته شود.(مفردات راغب)

3 - لزوم گرامى داشتن و ارج نهادن به ورق قرآن و آيات مكتوب آن

فى صحف مكرّمة

توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، گرچه خبر از حقيقتى خارجى مى دهد; ولى متضمن توصيه شدن مسلمانان به حفظ احترام قرآن نيز هست.

4 - قرآن ، پيش از نزول ـ در صفحه هايى متعدد ـ مكتوب بوده است .

فى صحف مكرّمة

توصيف قرآن به «فى صحف» ـ با توجه به نزول سوره «عبس» در مكه ـ يا پيشگويى از نوشته شدن آن در آينده است و يا از نوشته بودن آن پيش از نزول كامل خبر مى دهد. در صورت دوّم، مراد اين است كه ملائكه قرآن را از لوح محفوظ برگرفته و به صورت نوشته هايى در صفحات متعدد، آن را به مراحل بعدى نازل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 2

2 - نوشتن قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، رسالت الهى بر عهده سفيران متعدد

بأيدى سفرة

«سفرة» يا به معناى نويسندگان است و يا رسولان. در كتب لغت درباره اين كلمه چنين آمده است: «سفر» [در تمام مشتقاتش] بر مكشوف و آشكار شدن دلالت دارد و «سَفْر»; يعنى، كتابت و «سفرة»; يعنى، نويسندگان; آنها را از آن جهت به اين نام ناميدند كه كتابت، آشكار سازنده چيزى است كه مورد نياز از نوشته است (مقاييس اللغة). كلمه «سفير» بر رسول نيز اطلاق مى شود; زيرا او مأموريت خود را آشكار مى سازد (تاج العروس). جمع «سفير»، گرچه «سفراء» است; ولى از آنجا كه در لسان العرب، كلمه «سفرة» بر فرشتگانى كه بين خدا و پيامبران او سفارت (رسالت) دارند، اطلاق شده است، مى توان گفت: «سفرة»، به معناى «سفراء» نيز استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 1

1 - قرآن ، بر صفحه لوحى نوشته شده كه حقيقت آن ناشناخته است .

فى لوح

«لوح»، به تخته يا چيز ديگرى گفته مى شود كه بر روى آن بنويسند (مفردات راغب). نكره آمدن «لوح»، ممكن است به منظور بيان ناشناخته ماندن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 11

11 - نزول قرآن به صورت قابل نوشتن ، وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظات آغازين بعثت

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

طرح امورى كه مربوط به قلم است، به دنبال فرمان قرائت قرآن در نخستين لحظات آغاز وحى، بيانگر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 9

9 - ثبت آيات قرآن ، در صحيفه ها و ورق ها ، برنامه اى پيش بينى شده از جانب خداوند و القا شده به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «صحف» (جمع «صحيفه»; يعنى، چيزى كه در آن مى نويسند)، اشاره به آينده قرآن و مكتوب شدن آن دارد. اسناد «يتلوا» به «صحفاً» ـ با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آيات الهى را از روى صحيفه هاى موجود تلاوت نمى كرد ـ به اعتبار مكتوب شدن پيام ها، پس از تلاوت آن است.

885- كتابت قرآن در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 6

6ـ كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايـت الكتـب المبين

اطلاق «الكتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن ، يابدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب درآيد.

886- كتب آسمانى قبل از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 4

4 ـ نزول كتاب آسمانى بر دو طايفه غير عرب (يهود و نصارا) قبل از نزول قرآن

إنما أنزل الكتب على طائفتين من قبلنا

887- كتب آسمانى و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 3

3 ـ كتاب هاى آسمانى پيشين ، سند زنده اى براى اثبات حقانيت و الهى بودن آيات قرآن كريم

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

تذكر اين نكته لازم است كه مراد از كتابهاى آسمانى پيشين، كتابهايى است كه دست تحريف، آنها را دگرگون نكرده است.

888- كتمان حقيقت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 8

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

889- كتمان وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 6

6- كوشش مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر غير الهى جلوه دادن قرآن كريم

يقولون إنما يعلّمه بشر

890- كرامت كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 1

1 - نويسندگان قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، شخصيت هايى بزرگوار و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

بأيدى سفرة . كرام

891- كرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

892- كشيشان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3،10

3 ـ گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

10 ـ گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا

893- كفايت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 1

1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).

894- كفايت گواهى عالمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 11

11ـ شهادت و گواهى عالمان به قرآن ، بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در اثبات آن كافى و تمام است .

كفى بالله . .. و من عنده علم الكتـب

«من عنده . ..» عطف بر «الله» است و در حقيقت فاعل براى «كفى» مى باشد ; يعنى: «كفى بمن عنده علم الكتاب شهيدًا».

895- كفر به بخشى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 33

33 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « . . . الكفر فى كتاب اللّه على خمسة اوجه . . . و الوجه الرابع من الكفر ترك ما أمر اللّه عز و جل به و هو قول اللّه عز و جل « . . . أفتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم » فكفّر هم بترك ما أمراللّه عز و جل به و نسبهم إلى الايمان و لم يقبله منهم و لم ينفعهم عنده . . . ;

كفر در كتاب خدا بر پنج قسم است . .. و قسم چهارم از كفر، ترك اوامر خداست و اين سخن خداى عز و جل است كه مى فرمايد: «أفتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم» پس خداوند آنان را به خاطر ترك نمودن اوامر الهى كافر دانسته و به آنان نسبت ايمان داده است، اگر چه ايمان مورد قبول نيست و براى آنان نزد خداوند سودى ندارد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 1،5

1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .

الذين جعلوا القرءان عضين

«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).

5- « عن إبن عباس قال : سأل رجل رسول الله (صلی الله علیه و آله) « . . .الذين جعلوا القرآن عضين » قال : آمنوا ببعض و كفروا ببعض ;

از ابن عباس روايت شده است كه مردى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «الذين جعلوا القرآن عضين» سؤال كرد، حضرت فرمود: به بعضى از[قرآن ]ايمان مى آورند و نسبت به بعض ديگر آن كافر مى شوند».

896- كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 9

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 5

5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )

و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 11

11 - يهوديان على رغم مطابق يافتن ويژگى هاى كتاب و پيامبر موعود ، بر قرآن و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به آن كافر شدند .

فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 1،2،4،12

1 - يهوديان ، به قرآن و كتاب آسمانى خويش ( تورات ) كفر ورزيدند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه

مراد از «ما أنزل اللّه» قرآن است و بعيد نيست كه علاوه بر آن، تورات نيز منظور باشد. قابل ذكر است كه مراد از كافر شدن يهود به تورات، انكار يا تحريف آن بخش از تورات است كه ويژگيهاى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را بيان كرده است.

2 - يهوديان ، با كفرشان به قرآن و تورات ، خود را به بد بهايى فروختند .

بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل اللّه

«اشتراء» به معناى خريدن است و گاهى به معناى فروختن نيز به كار مى رود. در آيه شريفه معناى دوم اراده شده است (اقتباس از مجمع البيان). «ما»ى موصوله در «بئسما» فاعل «بئس» و «أن يكفروا ...» مخصوص به ذم است. بنابراين جمله «بئسما ...»; يعنى، كفرورزى يهوديان به قرآن بهاى بدى بود كه خود را بدان فروختند.

4 - هر آنچه آدمى در برابر كفر به قرآن و از دست دادن دين الهى به چنگ آورد ، پست و ناچيز است .

بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل اللّه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخصوص به ذم، مال و منال، رياستهاى دنيوى و مانند آن باشد كه در كلام ذكر نشده تا شامل هر چيزى بشود. بر اين مبنا «أن يكفروا ...» بيان معامله و داد و ستد است و معناى جمله «بئسما اشتروا ...» چنين مى شود: يهوديان آنچه از مال و منال دنيا در برابر فروختن خويش به دست آوردند، بهاى پستى بود و اين معامله با كفر به قرآن صورت

گرفت.

12 - حسادت يهود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ريشه هاى كفرورزى آنان به قرآن و تورات

أن يكفروا بما أنزل اللّه بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

«بغى» به معناى حسادت و نيز به معناى ظلم و سركشى است; برداشت فوق ناظر به احتمال اول است. كلمه «بغياً» مفعولٌ به براى «أن يكفروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 7،9

7 - نازل نشدن قرآن بر بنى اسرائيل ، تنها دليل و بهانه يهود براى ايمان نياوردن به آن

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

9 - يهوديان ، على رغم اطمينانشان به الهى بودن قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 5،11

5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

11 - انكار قرآن ، نشانه خروج از بينش صحيح در شناخت وحى و رسالت است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

برداشت فوق با توجه به معناى فسق (خروج از حد اعتدال) استفاده شده است. خروج از اعتدال در مقوله ايمان - كه يك مقوله معرفتى و شناختى است - به نداشتن انديشه و بينش صحيح باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 11

11 - بسيارى از يهوديان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايمان نخواهند آورد .

بل اكثرهم لايؤمنون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: متعلق «لايؤمنون»، به دليل آيه قبل، قرآن و پيامبر اسلام باشد. مضارع بودن فعل «لايؤمنون» اين احتمال را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 7

7 - ايمان نياوردن يهود و نصارا به قرآن و معارف اسلام ، از سر ستيزه جويى و دشمنى است .

و إن تولوا فإنما هم فى شقاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 1

1 ـ كفر آگاهانه عالمان اهل كتاب به آيات خداوند ( قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) و توبيخ آنان از سوى خداوند

يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

با توجّه به آيات قبل و بعد كه درباره محاجّه، كتمان و درآميختن حق به باطل است، استفاده مى شود كه مقصود از اهل كتاب، عالمان آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 4

4 ـ تكبّر و گردن فرازى گروهى از اهل كتاب در برابر خداوند ، موجب كفر و انكار قرآن از سوى آنان

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 10،12،15،17،19،21،22،23

10 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب ، در مورد مسخ انسانيّت آنان در صورت ايمان نياوردن به قرآن

امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها او نلعنهم

«طمس» به معناى نابود كردن اثر چيزى است، و «وجه» به معناى صورت مى باشد. مراد از «وجوه» نيز به دليل برگشت ضمير «هم» به آن، افراد انسان است ; البته به لحاظ شخصيّت انسانى آنان و نه به لحاظ جسم ايشان.

12 ـ انحراف فكر و انديشه و مسخ شخصيّت ، پيامد كفر به قرآن

امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

«وجوه» به اعتبار اينكه مجمع تمامى حواس آدمى است، مى تواند كنايه از درك و فهم باشد.

15 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب در مورد گرفتارى آنان به لعن الهى در صورت كفر به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب . .. او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت

17 ـ كافران به قرآن در خطر گرفتارى به لعنتى ، همسان لعنى كه اصحاب سبت بدان گرفتار شدند .

امنوا . .. او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت

19 ـ سرگذشت اصحاب سَبت ( مسخ شدن به ميمون ) عبرت و اندرزى براى كافران به قرآن از اهل كتاب

او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت

21 ـ مسخ كافرانِ به قرآن و يا گرفتارى آنان به لعنت ، سنت الهى

من قبل ان نطمس وجوهاً . .. او نلعنهم ... و كان امر اللّه مفعولا

22 ـ مسخ و يا لعنت كافرانِ به قرآن از اهل كتاب ، امرى حتمى و قضايى تخلف ناپذير

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً ... و كان امر اللّه م

23 ـ ايمان نياوردن اهل كتاب به قرآن ، زمينه گمراهى و عدم رستگارى ابدى آنان

من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: نطمسها عن الهدى فنردّها على ادبارها فى ضلالتها ذمّاً لها بانّها لا تفلح ابداً.


مجمع البيان، ج 3، ص 86 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 280.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 2،3

2 ـ كفر به قرآن به مثابه شرك به خداوند است .

امنوا بما نزّلنا . .. انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

جمله «ان اللّه . .. » تهديدى براى كافران به قرآن است. بنابراين كفر به قرآن بايد مصداقى از شرك به خدا باشد و يا به منزله شرك به او.

3 ـ اهل كتاب ، مردمى مشرك ، به خاطر كفر به قرآن

فلا يؤمنون الّا قليلا . .. يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا ... انّ ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 9

9 ـ جهل ، سطحى نگرى و روحيه ناباورى در اكثريت يهود ، مايه كفر آنان به قرآن و ديگر كتب آسمانى

لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

در برداشت فوق كلمه «لكن» استدراك از جمله «فلايؤمنون الا قليلا» (155) گرفته شده است، يعنى اكثر يهوديان ايمان نمى آورند و لكن عالمان ژرفنگر ايشان و آنانكه اهل باور به حقيقت هستند به قرآن ايمان خواهند آورد. بنابراين جمله «لكن ...» مى رساند كه جهل و روحيه ناباورى در اكثريت يهود مانع ايمان آوردن آنان به قرآن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 2،3

2 ـ اهل كتاب به دليل كفرشان به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا . ..» به قرينه آيات پيشين (153 به بعد) آن گروه از اهل كتاب هستند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپذيرفتند و قرآن را وحى الهى ندانستند ; و مراد از «سبيل اللّه» به دليل آيات گذشته دين اسلام است.

3 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، گمراهى عميق است .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

متعلق «كفروا» ـ به قرينه آيات قبل ـ قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 2

2 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 6

6 ـ كفر به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، مايه خلود در جهنم

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 13

13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً

معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 15

15 ـ بى اعتنايى و عدم تعهد اهل كتاب به تورات و انجيل ، موجب كفر آنان به قرآن

قل ياهل الكتب لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل . .. طغيناً

بيان كفرورزى اهل كتاب به قرآن پس از بيان بى اعتنايى آنان به تورات و انجيل، نمايانگر اين است كه بى اعتنايى آنان به تورات و انجيل، زمينه ساز كفر و انكار قرآن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 3

3 ـ كفر به خداوند ، قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاقد هرگونه دليل

و ما لنا لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق

استفهام در جمله «ما لنا . ..» استفهام انكارى است يعنى براى ما هيچگونه عذر و دليلى وجود ندارد كه از ايمان به خداوند يكتا و پذيرش اسلام رويگردان باشيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 11

11 ـ كافران به قرآن ، در قيامت ، انديشه ها و باور هاى خودبافته و مخالف تعاليم دين را سرابى بر باد رفته خواهند ديد .

ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 5،7

5 ـ كفر به قرآن و انكار معارف آن طغيانگرى است .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

ضمير «هم» در «يذرهم» و «طغيانهم» به منكران قرآن، كه از جمله «فبأىّ حديث» استفاده مى شود، برمى گردد. بنابراين مراد از «طغيان» انكار قرآن است.

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 21

21ـ بيشتر مردم به قرآن ايمان نمى آورند .

و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

برداشت فوق ، مبنى بر اين است كه «ال» در «الناس» براى استغراق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 12

12ـ كفرورزى مردم عصر بعثت و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، عامل روى آوردن مصيبت هاى سخت و كوبنده بر آنان

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

برداشت فوق با توجه به حرف «باء» در «بما صنعوا» ـ كه به معناى سببيت است ـ استفاده مى شود. مراد از «ما صنعوا» به قرينه آيات گذشته ، انكار قرآن، مخالفت با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مانند آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفر مشركان مكه به معجزه آن حضرت ( قرآن )

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت بيّنـت ... فقال له فرعون إنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 13

13- خضوع و سجود آگاهان در برابر قرآن ، گواه بى نيازى آن از ايمان ديگران و بى تأثيرى بى ايمانى آنان *

ءامنوا به أو لاتؤمنوا إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن» تعليل باشد براى جمله «آمنوا به أو. ..»; يعنى، چون اهل دانش به قرآن ايمان مى آورند، ايمان و عدم ايمان ديگران مساوى بوده و نيازى به ايمان آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 1

1 - كفر و انكار قرآن از ديد خداوند ، پنهان نمى ماند .

لايخفون علينا . .. إنّ الذين كفروا بالذّكر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه خبر «إنّ» در «إنّ الذين كفروا» ـ به قرينه آيه قبل ـ جمله «لايخفون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 4

4 - كفر به قرآن ، بدترين درجه ضلالت و گمراهى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب ـ كه قرآن به لغت آنان نازل شده ـ از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

897- كفر تحريفگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 6

6 - تحريف گران آيات الهى ، كافراند .

إنّ الذين يلحدون فى ءايـتنا . .. إنّ الذين كفروا بالذّكر

898- كفر مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 16

16- مشركانى كه آيات قرآن را اسطوره مى خوانند ، و نيز كسانى كه عليه دين خدا توطئه مى كنند ، در زمره كافرانند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

899- كفر مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 7،8

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

8 ـ كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 1

1 - منكران قرآن ، كافراند .

ثمّ أورثنا الكتـب . .. و الذين كفروا

مقصود از كفر در اين آيه ـ به قرينه آيات پيشين كه درباره قرآن كريم بود ـ انكار قرآن است.

900- كفرستيزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكـفرين و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن ـ پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 5

5 - توجّه دادن كافران به كمبود فرصت ، از راه كار هاى مبارزه قرآن با كفر

إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

جمله «يقول الكافر. ..» ـ در ذيل آيه - گوياى آن است كه روى خطاب در «أنذرناكم»، با كافران است.

901- كمال قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 1

1 - قرآن كتابى كامل و با عظمت

ذلك الكتب

«ذلك» مبتدا و «الكتاب» خبر آن است. بر اين مبنا «ال» در الكتاب براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 6

6 ـ قرآن خالى از هرگونه نقص و كاستى براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1

1 ـ قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .

و جئنابك شهيدًا على هـؤلاء و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 2

2- قرآن ، كامل ترين كتاب هدايت

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

برداشت فوق بنابراين است كه مفضل عليه «أقوم» صرفاً هدايت تورات نباشد; بلكه مفضل عليه محذوف، عام بوده و شامل همه كتابهاى هدايتى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 5

5- قرآن ، كتابى با عظمت و در اوج زيبايى و كمال است .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب

«ال» در «الكتاب» براى استغراق صفات است; يعنى، تمام اوصافى كه يك كتاب، در حد كامل مى تواند داشته باشد، در اين كتاب متبلور است و اين، حاكى از عظمت قرآن است. و چون حمد در برابر زيبايى و كمال است و در آيه بالا خداوند، به سبب نزول قرآن، تمام حمدها و ستايش ها را از آن خويش دانسته، استفاده مى شود كه قرآن، در نهايت كمال و زيبايى است.

902- كمى عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

903- كمى مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 5

5 - ايمان به قرآن در ميان مردم ، در نيمه نخست رسالت ( مكّه ) بسيار اندك بود .

قليلاً ما تؤمنون

904- كوردلى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 5

5ـ آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را باور ندارند ، كوردل و جاهلند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

905- كورى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 2

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

906- كيفر اخروى معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 1،2

1 - كيفر روى گردانى از قرآن ، در قيامت همانند بارى سنگين بر دوش اعراض كنندگان خواهد بود .

من أعرض عنه . .. وزرًا . خـلدين فيه ... حملاً

«حمل» به محمولى گفته مى شود كه نظير بارى كه بر سر يا پشت نهند، آشكار باشد (لسان العرب). نكره بودن آن، گوياى گران بارى آن است.

2 - عقوبت و پى آمد هاى اخروى روى گردانان از قرآن ، ابدى و جدايى ناپذير است .

وزرًا . خـلدين فيه و ساء لهم

مرجع ضمير «فيه»، «وزراً» در آيه قبل است. خلودِ در «وزر»، به معناى جاودانگى در آثار و تبعات آن است.

907- كيفر اخروى مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 2

2- كيفر كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، در قيامت بدون هيچ كاستى داده خواهد شد .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة

908- كيفر استهزاگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 ـ عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

909- كيفر استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 7

7 - تمسخر تعاليم آسمانى قرآن ، درپى دارنده عذاب الهى

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب... أن تقول ... و إن كنت لمن

910- كيفر اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 7،8،10

7 - توصيه خداوند به عمل كردن به قرآن ، پيش از دچار شدن به پيامد هاى هلاكت بار ر ها كردن قرآن ( عذاب )

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب

8 - عمل نكردن به تعاليم قرآن ، درپى دارنده عذاب ناگهانى در دنيا

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة

«بغتة» به معناى ناگهانى است.

10 - عذاب عمل نكردن به تعاليم قرآن ، ناگهانى و غيرقابل پيش بينى است .

و أنتم لاتشعرون

911- كيفر افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 105 - 8

8- افترا بستن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، موجب عذاب دردناك اخروى است .

لهم عذاب أليم . إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون

912- كيفر تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 4

4 ـ تكذيب و انكار قرآن ، ظلم و موجب مخلد شدن مكذبان و منكران در عذاب اخروى است .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 2

2 - عذاب دوزخ ، عقوبت كفر به خدا و تكذيب آيات او ( قرآن )

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا فأولئك لهم عذاب مهين

913- كيفر شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 16

16ـ شك و شبهه در راستى و درستى قرآن ، مايه گرفتار شدن به آتش دوزخ است .

فالنار موعده فلاتك فى مرية منه

914- كيفر كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 13

13ـ كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.

915- كيفر مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 5

5 - خلود در جهنم ، كيفر مقابله كنندگان با آيات الهى ( قرآن )

و الذين سعوا فى ءايـتنا معجزين أولئك أصحـب الجحيم

916- كيفر معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 7

7 - كسانى كه خود را از رهنمود هاى خداوند و تذكرات قرآن بى نياز مى پندارند ، كافر و سزاوار سخت ترين كيفرهايند .

قتل الإنسـن ما أكفره

اين آيه و آيات بعد را مى توان با آيات پيشين، مرتبط دانست; در اين صورت حرف «ال» در «الإنسان» عهد ذكرى بوده و اشاره به «من استغنى» در آيات قبل خواهد بود.

917- كيفر مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 16

16- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، نيازمند به هشدار الهى ، به خاطر بى خبرى از پيامد گناه و كيفر عمل زشت خويش

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم ... ألا ساء ما يزرون

918- كيفر مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 ـ عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

919- كيفر ممانعت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 2

2 - ممانعت از دسترسى انسان ها به پيام قرآن ، در پى دارنده عذاب سخت الهى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا

920- كيفيت تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 4

4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

921- كيفيت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 2،3،5

2 - جبرئيل ، نازل كننده قرآن بر قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإنه نزله على قلبك

3 - جبرئيل ، نه از سر خود بلكه به اذن خدا و فرمان او ، قرآن را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرود آورد .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

5 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) توسط جبرئيل ، موجب دشمنى و كينه توزى يهود با او گرديد .

من كان عدواً لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

جمله «فانه . ..» (جبرئيل به اذن خدا قرآن را بر قلب تو فرود آورد) بيانگر منشأ كينه توزى يهود با جبرئيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 3

3 ـ نزول آيات قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به شكل نوشتارهايى ملموس نبوده است.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 4

4 ـ قرآن به صورت مجزا و بخش بخش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شد .

و إذا لم تأتهم باية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 1

1 - تلاوت ، نحوه نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نتلوا عليك من نبإِ موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 4

4 - قرآن ، نازل شده به شكل نزول تدريجى

تنزيل من الرحمـن الرحيم

مطلب ياد شده از واژه «تنزيل» ـ كه براى نزول تدريجى به كار مى رود ـ استفاده شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 4

4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

922- گريه هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 4،5

4- گريستن به هنگام شنيدن آيات قرآن ، امرى ارزشمند است .

إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون

5- تأثير قرآن بر روح و روان عالمان آشنا به معارف آسمانى ، در حدى است كه از ديدگان آنها اشك جارى مى شود .

إذا يتلى عليهم . .. يبكون

923- گسترش تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 8

8 ـ اراده خدا بر گسترش اسلام و تعاليم قرآن در سراسر گيتى

و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره

924- گمراهان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

925- گمراهان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

926- گمراهى مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 ـ راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

927- گمراهى معرضان ازقرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 3

3 - اعراض كنندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در دنيا گرفتار انحراف و گناه مى شوند .

ءاتينـك من لدنّا ذكرًا . من أعرض عنه فإنّه يحمل ... وزرًا

جمله «فإنّه يحمل. ..» ممكن است حاكى از گرفتارى اعراض كنندگان از قرآن به گناهانى ديگر باشد; يعنى، آنان بر اثر اين روى گردانى، در دنيا به دام گناه گرفتار مى شوند و در قيامت زيربار آن بوده و آن را حمل خواهند كرد.

928- گمراهى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 7

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى

است.

929- گناه استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 ـ بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

930- گناه اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 2

2 - اعراض از قرآن ، گناهى است و در قيامت دامنگير انسان خواهد شد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

931- گناه افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 3،14

3- ساختگى دانستن قرآن ، گناهى بس بزرگ و سنگين

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة

14- بار گناه اسطوره خواندن قرآن ، بارى بس ناشايست و زشت

قالوا أسـطر الأولين . .. ألا ساء ما يزرون

932- گناه كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

933- گناه مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 ـ بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

934- گناه مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 5،6،7

5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.

6- افترا زنندگان به قرآن ، علاوه بر گناه خويش ، عهده دار گناه گمراه شدگان به دست خود نيز خواهند بود .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة و من أوزار الذين يضلّونه

برداشت فوق بر اين احتمال است كه «من» يا زايد و يا براى جنس باشد چنان كه مفسّران احتمال داده اند.

7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را نيز بر دوش مى كشند .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة و من أوزار الذين يضلّونه

اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.

935- گناه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

936- گناهكارى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

937- گواهان بر معارف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 79 - 9

9 ـ خداوند ، گواهى كافى براى حقّانيّت معارف ارائه شده در قرآن

ما اصابك من حسنة فمن اللّه و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك . .. و كفى باللّه شهيداً

برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «شهيداً»، معارفى باشد كه در اين بخش از آيات تبيين گرديد.

938- گواهان حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 2،5،11

2ـ قرآن ، خود دليل و شاهدى بر راستى و درستى خويش است .

و يتلوه شاهد منه

در اينكه مقصود از «شاهد» چيست، چند نظر ابراز شده است. عبارت «و من قبله كتاب موسى» مى تواند اين نظر را تأييد كند كه: مراد از آن خود قرآن مى باشد. مورد شهادت به دليل «إنه الحق من ربك» حقانيت و الهى بودن قرآن است و «تُلُوّ» (مصدر يتلو) به معناى در پى آمدن است و در پى آمدن شاهد، كنايه از تأييد كردن و پشتيبانى نمودن مى باشد. ضمير در «يتلوه» به «مَن» و ضمير «منه» به «رب» برمى گردد. بنابراين جمله «أفمن ... يتلوه شاهد منه»; يعنى، آيا كسى كه علاوه بر «بيّنه» از پشتيبانى شهادت قرآن برخوردار است، مانند كسى است كه اينگونه نيست؟

5ـ تورات ، دليلى بر حقانيت قرآن

و يتلوه . .. من قبله كتـب موسى

«كتاب» عطف بر «شاهد» است و ضمير در «قبله» به شاهد برمى گردد.

11ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتـب موسى

برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 8

8- گواهى دهنده بر حقانيت قرآن از ميان بنى اسرائيل ، فردى دانا و متشخص بود .

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن

تكيه قرآن بر شهادت فردى از بنى اسرائيل و استفاده از گواهى وى در گرايش دادن مردم به ايمان، نشانگر اين معنا است كه وى، فردى متشخص و صاحب نظر و معتبر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 3

3ـ قرآن ، خود گواه حقانيت خويش *

و القرءان المجيد

وجود سوگند به «قرآن» در متن آن، در صورتى منطقى خواهدبود كه از متن قرآن، بتوان اهميت و حقانيت آن را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 11

11 ـ مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .

ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 10

10 ـ صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.

939- گواهى بر حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 3،4

3 ـ آمدن فرشتگان به عنوان پيامبر و يا تصديق كننده قرآن امرى ناشدنى

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة

با توجه به اينكه آيه مورد بحث ناظر به آيه قبل است و در آن آيه سخن از قرآن و منكران آن بود، معلوم مى شود انتظارات مطرح شده در اين آيه شرايطى است كه براى ايمان به قرآن مطرح شده است. بيان نكردن پيامد نزول ملائكه، در مقابل تحليل سومين پيشنهاد و بيان نتايج آن، اشاره به ناممكن بودن نزول ملائكه بر عموم مردم دارد.

4 ـ ظهور خداوند براى تصديق قرآن و بيان پيامهاى خويش به طور مستقيم، ناممكن است.

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى ربك

«إتيان» در جمله «يأتى ربك» به معناى ظاهر شدن و آشكار گشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 7

7ـ برخورداران از بصيرت الهى ، دلالت تورات بر حقانيت قرآن را ، به خوبى درمى يابند .

أفمن كان على بيّنة من ربه. ..ومن قبله كتب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 12

12 ـ مقام علم شهودى و گواهى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) جايگاهى والاتر از ايمان

ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين

940- گواهى عالمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 9

9ـ عالمان و آگاهان به قرآن ، به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) گواهى مى دهند .

كفى بالله . .. و من عنده علم الكتـب

941- گواهى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 17،18

17 - گواهى قرآن بر راستى و درستى تورات ، از نشانه هاى حقانيت قرآن

و هو الحق مصدقاً لما معهم

توصيف قرآن به تصديق كننده تورات، پس از ادعاى حقانيت قرآن (و هو الحق) استدلالى است براى يهوديان بر لزوم ايمان آوردن به آن.

18 - قرآن ، گواه و دليلى بر راستى و درستى تورات است . *

و هو الحق مصدقاً لما معهم

تصديق كتابهاى آسمانى اهل كتاب از سوى قرآن، محتمل است به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوئيهاى آن كتاب ها، مبنى بر آوردن قرآن تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن مايه اثبات راستين و درستى آن كتاب هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 7،8

7 - قرآن ، محتواى تورات را تأييد و راستى و درستى آن را تصديق مى كند .

مصدقاً لما بين يديه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «مصدقاً» حال براى ضمير مفعولى «نزله» - كه مراد از آن قرآن است - باشد. مقصود از «ما بين يديه» (كتابى كه پيش از قرآن بوده است)، در آيه مورد بحث، تورات است.

8 - وجود قرآن ، گواه و شاهدى بر حقانيت تورات است . *

مصدقاً لما بين يديه

تصديق تورات از سوى قرآن (مصدقاً لما بين يديه) محتمل است به اين معنا باشد كه: قرآن گواه صدق و درستى تورات است; يعنى، نزول قرآن موجب آن شد كه اخبار و پيشگوييهاى تورات مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. بنابراين قرآن مايه اثبات راستى و درستى تورات و گواه حقانيت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر حقانيّت تورات و انجيل

امنوا بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 5

5 ـ گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 16،17،20

16 ـ قرآن، گواه خداوند بر حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل اللّه شهيد بينى و بينكم و أوحى إلىّ هذا القرءان

17 ـ قرآن، گواه يگانگى خداوند و بطلان شرك

قل أغير اللّه اتّخذ وليا . .. قل اللّه ... و أوحى إلىّ هذا القرءان

از ارتباط اين آيه با آيات قبل چنين برمى آيد كه قرآن تحقق عينى شهادت خداوند است.

20 ـ شگفت آور بودن اعتقاد به تعدد خدايان، با توجه به بديهى بودن توحيد و شهادت خدا و قرآن بر بطلان شرك

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى

همزه استفهام در «أئنكم» دال بر شگفتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 3

3 ـ قرآن، بينه و دليل روشن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواه حقانيت او

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از بينه و مرجع ضمير «كذبتم به» قرآن است. مفرد آمدن كلمه «بينة» و مذكر آمدن ضمير «به» اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 5

5 ـ قرآن، گواه صدق كتب آسمانى گذشته است.

مصدق الذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 2،3

2ـ قرآن ، خود دليل و شاهدى بر راستى و درستى خويش است .

و يتلوه شاهد منه

در اينكه مقصود از «شاهد» چيست، چند نظر ابراز شده است. عبارت «و من قبله كتاب موسى» مى تواند اين نظر را تأييد كند كه: مراد از آن خود قرآن مى باشد. مورد شهادت به دليل «إنه الحق من ربك» حقانيت و الهى بودن قرآن است و «تُلُوّ» (مصدر يتلو) به معناى در پى آمدن است و در پى آمدن شاهد، كنايه از تأييد كردن و پشتيبانى نمودن مى باشد. ضمير در «يتلوه» به «مَن» و ضمير «منه» به «رب» برمى گردد. بنابراين جمله «أفمن ... يتلوه شاهد منه»; يعنى، آيا كسى كه علاوه بر «بيّنه» از

پشتيبانى شهادت قرآن برخوردار است، مانند كسى است كه اينگونه نيست؟

3ـ بهره مندان از بصيرت الهى ، دلالت و گواهى قرآن را بر حقانيت قرآن ، درمى يابند و بدان واقف مى شوند .

أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه

روشن است كه مساوى نبودن زمينه داران ايمان با فاقدان آن ، در ارتباط با شهادت قرآن (أفمن . .. يتلوه شاهد منه [كمن ليس كذلك]) مجرد وجود قرآن به عنوان شاهد نيست; بلكه درك و عدم درك آنان از گواهى قرآن ، موجب تمايز آن دو گروه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 3

3ـ قرآن ، خود گواه حقانيت خويش *

و القرءان المجيد

وجود سوگند به «قرآن» در متن آن، در صورتى منطقى خواهدبود كه از متن قرآن، بتوان اهميت و حقانيت آن را استفاده كرد.

942- لالى مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

943- لجاجت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 2

2 - سرسختى و لجاجت تكذيب گران صدراسلام ، در پذيرش قرآن و اسلام

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

944- مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10،12،15

10 ـ افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

12 ـ ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

15 ـ اسطوره خواندن قرآن و جدال و سرسختى در برابر آن، كفرورزى است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3،7

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،4،5

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 4

4 ـ اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 4

4- مخالفت و مبارزه با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مصداق آشكار ظلم و ستم است .

لقد أنزلنا إليكم. .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

خداوند، پس از بيان نزول قرآن و فراخواندن مردم به تعقل در آن و نيز طرح نابودى بسيارى از اقوام گذشته به خاطر ظلمشان، مخالفان اسلام و قرآن را به عذاب و نابودى تهديد كرد و اين مى رساند كه مخالفت با اسلام و قرآن، مصداق روشن ظلم و موجب نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3

3 ـ تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 7

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

945- مبين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 4

4ـ آيات سوره يوسف ، بخشى از قرآن مبين است .

تلك ءايـت الكتـب المبين

مشاراليه «تلك» آيات سوره يوسف است. بنابراين «تلك آيات ...» ; يعنى ، آياتى كه پيش روى شماست ، آيات آن كتاب مبين (قرآن) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 10

10- قرآن ، حاوى تعاليم و حقايقى است كه كليد فهم آنها در دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

946- متشابهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 1 - 5

5 - از ائمه ـ عليهم السلام ـ روايت شده : « ان الحروف المفتحة بها السور من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلم ها و لايعلم تأويل ها إلا هو ;

حروف ]مقطعه[ ـ كه سوره ها با آنها آغاز مى شود ـ از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 -

5،6،7،8،10،16،20،25،29،30،34،37،39،41،

5 ـ قرآن ، مشتمل بر آيات محكم و متشابه

منه ايات محكمات . .. و اخر متشابهات

6 ـ آيات محكم ، اصل و اساس قرآن است .

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب

به اصل و اساس هر چيز «ام»، گفته مى شود. (مفردات راغب).

7 ـ آيات محكم قرآن ، مرجع فهم و تفسير آيات متشابه

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب و اخر متشابهات

«ام» در لغت عرب به هر چه مرجع چيز ديگرى باشد گفته مى شود. (روح المعانى، ج 3، ص 70).

8 ـ عدم جواز برداشت از آيات متشابه ، بدون ارجاع آنها به آيات محكم

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه

10 ـ پيوستگى و انسجام آيات محكم قرآن *

منه ايات محكمات هنّ ام الكتاب

از تعبير به «ام» كه مفرد است، مى توان استفاده كرد كه كليّه آيات محكم قرآن، پيوسته و داراى انسجام است.

16 ـ منحرفين ، به منظور تأويل محكمات ، متشابهات را دنبال مى كنند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

بنابراينكه ضمير در «تأويله» ارجاع به «ام الكتاب» شود كه عبارت است از آيات محكم.

20 ـ فهم و برداشت صحيح از قرآن ، بدون شناخت محكم و متشابه آن ، امرى ناممكن است .

هنّ ام الكتاب . .. فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ

فهم متشابه در گرو ارجاعش به محكم است ; چون محكم، «امّ» و مرجع است. بنابراين اول بايد آيات محكم از متشابه تشخيص داده شود، تا بتوان قرآن را فهميد.

25 ـ راسخين در علم ( عالمان ژرفنگر ) ، آيات محكم و متشابه را از جانب خدا دانسته و به آنها ايمان دارند .

و الراسخون فى العلم يقولون امنّا به كل من عند ربّنا

29 ـ اظهار ايمان به آياتِ متشابه و محكم قرآن ، شيوه راسخين در علم

و الراسخون فى العلم يقولون امنّا به كلّ من عند ربّنا

جمله «يقولون . .. »، بيانگر آن است كه راسخين در علم، ايمان خويش را اظهار مى كنند.

30 ـ كارايى هر يك از آيات محكم و متشابه ، در تربيت انسان

كُلُّ من عند رّبنا

هر كدام از آيات محكم و متشابه، ناشى از مقام ربوبيّت خدا (من عند ربّنا) است; بنابراين هر دو دسته، براى تربيت مى باشد.

34 ـ جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.

37 ـ آيات منسوخ ، از مصاديق متشابه و ناسخ آنها از محكمات است .

منه ايات محكمات . .. و اخر متشابهات

امام باقر (ع): . .. فالمنسوخات من المتشابهات و المحكمات من الناسخات.


كافى، ج 2، ص 28، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 19.

39 ـ گسترش كفر ، هدف كج انديشان از تمسك به آيات متشابه و دنبال كردن آن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

امام صادق(ع): المراد بالفتنة هاهنا الكفر.


مجمع البيان، ج 2، ص 700 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 17.

41 ـ لزوم ايمان توأم با عمل به آيات محكم و ايمان به آيات متشابه بدون مبنا قرار دادن آن براى عمل

منه ايات محكمات و اُخر متشابهات

امام صادق (ع): ان القرآن فيه محكم و متشابه فاما المحكم فنؤمن به و نعمل به و ندين و اما المتشابه فنؤمن به و لا نعمل به و هو قول اللّه تبارك و تعالى: «فامّا الّذين فى قلوبهم . .. ».


بصائر الدرجات صفار، ص 203، ح 3، ب 10 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 162، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 5

5 ـ ايمان به تمامى قرآن ( محكمات و متشابهات ) ، هدايتى از جانب خداوند است .

و الرّاسخون فى العلم يقولون امنّا به كل من عند ربّنا . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بع

جمله «هديتنا» پس از «امنّا به كل مِن عند ربّنا»، مى تواند تفسيرى براى ايمانشان به تمامى قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 7

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 12

12ـ ( ( عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن حُيى بن أخطب و أخاه أباياسر بن أخطب و نفراً من اليهود من أهل نجران أتوا رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : أليس فيما

از امام باقر(ع ) روايت شده است كه حُيى بن اخطب و برادرش ابوياسر و چند تن از يهود نجران نزد رسول خدا(ص ) آمدند و گفتند: آيا در ميان آنچه مى گويى بر تو نازل شده ((الم )) نيست ؟ فرمود: چرا . . . آن گاه حُيى به آن حضرت گفت : آيا غير از ((الم )) نيز هست ؟ فرمود: آرى گفت : بياور، فرمود: ((الر))، گفت : . . . الف يك ، لام سى و راء دويست . . . ، امام باقر(ع ) فرمود: آيات قرآن نازل شده درحالى كه بخشى از آنها محكماتند كه آنها اساس كتابند و بخشى ديگر متشابهات و اين متشابهات راههاى تأويلى دارند غير از آنچه حُيى و ابوياسر و ياران او تأويل كرده اند)).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 6

6 - از ائمه ـ عليهم السلام ـ روايت شده : « إنّ الحروف المفتحة بها السور من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلم ها و لايعلم تأويل ها إلاّ هو ;

حروف [مقطعه] ـ كه سوره ها با آنها آغاز مى شود ـ از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 1 - 1

1 ـ از ائمّه ـ عليهم السلام ـ روايت شده : « انّ الحروف المفتّحة بها السور من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلم ها و لايعلم تأويل ها إلاّ هو ;

حروف [مقطعه] ـ كه سوره ها با آنها آغاز مى شود ـ از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 1 - 1

1 ـ از ائمّه ـ عليهم السلام ـ روايت شده : « انّ الحروف المفتحة بها السور من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلم ها و لايعلم تأويل ها إلاّ هو ;

حروف [مقطعه] ـ كه سوره ها با آنها آغاز مى شود ـ از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 2 - 1

1 ـ از ائمّه ـ عليهم السلام ـ روايت شده : « انّ الحروف المفتحة بها السور من المتشابهات التى إستاثر اللّه تعالى بعلم ها و لايعلم تأويل ها إلاّ هو ;

حروف [مقطعه] ـ كه سوره ها با آنها آغاز مى شود ـ از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 1 - 1

1 - « المروى عن أئمتنا ـ عليهم السلام ـ انّها من المتشابهات الّتى إستأثر اللّه تعالى بعلمها و لايعلم تأويلها إلاّ هو ;

از امامان ما(ع) روايت شده است: اين ها (حروف مقطعه كه سوره ها با آنها آغاز مى شود) از متشابهاتى است كه خدا علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 1 - 1

1- « المروى عن أئمتنا ـ عليهم السلام ـ انّها من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلمها و لايعلم تأويلها إلاّ هو ;

از امامان ما(ع) روايت شده است: اين ها (حروف مقطعه كه سوره ها با آنها آغاز مى شود) از متشابهاتى است كه خداوند علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 1 - 1

1 - « المروى عن أئمتنا ـ عليهم السلام ـ انّها من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلمها و لايعلم تأويلها إلاّ هو ;

از امامان ما(ع) روايت شده است: اين ها (حروف مقطعه كه سوره ها با آنها آغاز مى شود) از متشابهاتى است كه خداوند علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 1 - 1

1- « المروى عن أئمتنا ـ عليهم السلام ـ انّها من المتشابهات التى إستأثر اللّه تعالى بعلمها و لايعلم تأويلها إلاّ هو ;

از امامان ما(ع) روايت شده است: اين ها (حروف مقطعه كه سوره ها با آنها آغاز مى شود) از متشابهاتى است كه خداوند علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 6

6ـ « المروىّ عن أئمّتنا ـ عليهم السلام ـ انّها من المتشابهات الّتى استأثر اللّه تعالى بعلمها و لايعلم تأويلها إلاّ هو ;

از امامان ما(ع) روايت شده است: اين ها (حروف مقطعه كه سوره ها با آنها آغاز مى شود) از متشابهاتى است كه خداوند علم آنها را به خود اختصاص داده و تأويل آنها را غير از او كسى نمى داند».

947- متفكران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 18

18 ـ تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف قرآن برخوردارند .

كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 16

16 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف بلند قرآن برخوردارند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون

948- مثالهاى باطل دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 4

4 ـ سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

949- مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 1

1 - حالت منافقان در اظهار ايمان ، به كسى مى ماند كه براى رهايى از ظلمت ، آتشى ناپايدار و گذرا برافروزد .

مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

«استيقاد» (مصدر استوقد) به معناى آتش افروختن است. «لما» حرف شرط است و جواب آن محذوف مى باشد و جمله «ذهب اللّه ...» بيانگر آن جواب است; يعنى: آن گاه كه آتش اطراف او را روشن كرد، خاموش شود و او در تاريكى بماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 2،16

2 - خداوند ، در تبيين برخى حقايق ، حشره اى چون پشه و بزرگتر از آن را در مثل هاى قرآنى به كار برده است .

إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها

گفتنى است كه در لسان العرب آمده است: بعوض از خانواده مگسهاست و بعوضة مفرد آن است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « إنما ضرب اللّه المثل بالبعوضة لأن البعوضة على صغر حجم ها خلق اللّه فى ها جميع ما خلق فى الفيل مع كبره و زيادة عضوين آخرين ;

خداوند مثل به پشه زده; چون پشه با كوچكى جسمش تمام آنچه را خداوند در فيل با آن تنومندى جمع كرده است، دارد و حتى دو عضو زيادتر از فيل دارد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 7

7 ـ تمثيل ، از روش هاى قرآن براى بيان حقايق ، ارزش ها و پاداشها

مثل الّذين ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 9

9 ـ مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 1،7

1 ـ مثل انفاق كنندگان اموال براى خشنودى خدا و ثبات نفس خويش ، همچون بوستانى است بر تپّه اى بلند كه يا رگبارى تُند بر آن بارد و دو چندان ميوه دهد و يا باران ملايمى بر آن بارد و آن را به ثمر بنشاند .

و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه . .. كمثل جنّة ... اُكُلَها ضِعفِ

7 ـ به كارگيرى تمثيل از سوى خداوند براى بيان حقايق

و مثل الّذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 2

2 ـ به كارگيرى تمثيل براى بيان حقايق ، از سوى خداوند

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 1

1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 1،2

1 ـ زندگى دنيوى مانند كشتزار سرسبزى است كه در معرض انواع رخداد ها و آفت هاى بنيان كن مى باشد .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت ... أتيها أمر

2 ـ دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده ـ و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته ـ به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1،2

1ـ حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

2ـ حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4،8،21،22

4ـ فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

8ـ حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البـطل

21ـ تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

22ـ همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البـطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1

1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 3،4

3- « كلمه طيبه » چونان درخت پاكى و طيبى است كه ريشه اى ثابت داشته و شاخ و برگش در بلنداى فضا باشد .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

4- اعتقادات حق چنان درختى ريشه دار ، ثابت و استوار است .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

از معناهايى كه مفسران، از صحابه و تابعان تاكنون، براى «شجره طيبه» ذكر كرده اند، عقيده به توحيد و كلمه «لا إله إلاّ الله» است كه عقيده حق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 1،7

1- كلمه طيبه ، چنان درخت پاكى است كه ريشه ثابت و شاخه برافراشته داشته و در وقت ثمردهى ، بى كم و كاست ثمر بدهد .

مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . تؤتى أكلها كلّ حين

احتمال دارد كه «تؤتى أكلها كلّ حين » ادامه مشبه به باشد و مراد از آن به تناسب موضوع، آن زمانى است كه درخت در آن هنگام به بار مى نشيند و ثمر مى دهد.

7- به كارگيرى مَثَل ، از روش هاى هدايتى تبليغى قرآن كريم

و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 1

1- كلمه خبيثه ، چنان درخت پليدى است كه ريشه هايش از روى زمين كنده شده و ثبات و قرارى ندارد .

و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتّثت من فوق الأرض ما لها من قرار

«جثّ» در لغت به معناى قلع و كنده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 15

15- بيان سرگذشت ستم پيشگان كيفر شده و نيز داستان هاى مثال زدنى و درس آموز ، در قلمرو موضوعات قرآن

و سكنتم فى مسـكن الذين . .. و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 1

1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 1،2

1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .

و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على مولـه

2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند ، براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم

و ضرب الله مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 2

2- سمبل اشراف ، در بيان الهى ، مردى مرفّه و برخوردار از دو تاكستان و نخل هايى در اطراف و كشت زارى در ميان ، اما گرفتار غرور است .

جعلنا لأحدهما جنّتين من أعنـب و حففنـهما بنخل و جعلنا بينهما زرعًا

«غرور» از آيات بعد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 6،9

6- زندگانى دنيا ، مانند بارانى است كه موجب رويش انبوه گياهان زمين شده ، ولى به زودى خُرد و خاشاك گشته و با هر نسيم ، پراكنده مى گردد .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنـه من السماء . .. هشيمًا تذوره الريـح

«هشيم» يعنى، گياه خشكى كه خرد شده است و «ذروه» مصدر «تذروه» يعنى، پراكنده و متفرق ساختن، همراه با برانگيختن. «تذروه» يعنى، بادها، آن را پراكنده و متفرق مى سازند. جمله «فاختلط به نبات الأرض» ـ در صورتى كه «باء» براى استعانت باشد ـ يعنى، به سبب باران، گياهان، درهم فرو رفته و انبوهى از ريشه ها و ساقه ها و شاخه هاى تودر تو را تشكيل مى دهند.

9- حيات دنيا و ماديات زندگى ، مانند خاشاكى در مسير باد است .

مثل الحيوة الدنيا . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريـح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 3

3- سرگذشت رفاه مند مغرور ، عصيان ابليس و بى پاسخ ماندن استمداد مشركان از معبودان خويش در قيامت ، نمونه هايى از مثال هاى هدايت گر قرآن است .

واضرب لهم مثلاً رجلين . .. و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

اين آيه، به منزله نگاهى است كلّى به آيات گذشته از سى ودوم با پنجاه و سوم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 11

11- داستان موسى و خضر ( ع ) ، نمونه اى از مثال هاى متنوع قرآنى ، در جهت هدايت مردم است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل . .. و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 1

1- تبيين بى اساس بودن انديشه شرك و بت پرستى در اسلوبى زيبا ، مختصر ، بديع و روشن همچون مَثَل ، از سوى خداوند

يـأيّها الناس ضرب مثل

خطاب در «يا أيّها الناس» متوجه مشركان است. «إستماع» (مصدر «استمعوا») به معناى گوش فرا دادن و «دعا» (مصدر «يدعون») به معناى ندا كردن و فرياد استغاثه برداشتن است. گفتنى است: «مَثَل» جمله اى است مختصر و مشتمل بر تشبيه يا مضمون حكيمانه كه بسبب روانى لفظ، روشنى معنا و لطف تركيب، شهرت عام يافته و همگان آن را بدون تغيير در محاوره به كار برند. در آيه ياد شده، سستى بنيان شرك و بت پرستى، با اسلوبى چنان زيبا، مختصر، بديع و روشن بيان شده كه سزاوار است همچون مَثَلى، شهرت عام يافته و دهان به دهان گردد. و بدين جهت خدا از آن به مَثَل تعبير كرده است. بدان جهت است كه خدا از آن به مثل تعبير كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 8

8 - خداوند ، بيانگر مثال ها و نمونه هايى از امت هاى منقرض شده پيشين براى تقواپيشگان

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه لام در «للمتّقين» بيانگر غايت و نتيجه براى «و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 7

7 - مثل نور خداوند ، همانند چراغدانى است دربرگرينده چراغى در ميان آبگينه بلورين و چونان ستاره درخشان ; چراغى كه از روغن زيتون با بركت و آماده اشتعال فروزان مى شود .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ يوقد من شجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 1،4

1 - مثل نور خدا ، همانند چراغ دانى است دربرگيرنده چراغى پر فروغ و نورافشان كه در خانه هايى است كه به اذن خداوند ، رتبه رفيع يافته اند و هماره مركز ياد خدا هستند .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «فى بيوت» متعلق به «مشكوة» و صفت براى آن باشد.

4 - مثل نور خداوند ، همانند چراغى است پرفروغ و درخشان در چراغ دانى كه در خانه ها و معابدى مرتفع واقع است كه همواره نام خداوند در آنها زنده مى باشد .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

برداشت فوق بر دو چيز استوار است: 1ـ مراد از «ترفع» رفعت مادى باشد; چنان كه خداوند درباره حضرت ابراهيم (ع) فرمود: «و إذا يرفع إبراهيم القواعد من البيت; و آن گاه ابراهيم پايه هاى خانه (خانه خدا) را بالا برد» بقره، آيه 127. 2- جمله «فى بيوت» ادامه تمثيل خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 1،5

1 - قرآن ، حاوى مثل هاى گوناگون براى مردم است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«ضرب» در آيه، به معناى «بيان» است و «مثل»، مى تواند به همان معناى مشهور و يا صفت و يا دليل باشد.

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از

رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمـن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت ـ كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود ـ مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 1،2،3

1 - مثل زدن خداوند به فردى كه تحت بردگى چند مالك ناسازگار و سخت گير باشد و فردى كه تنها مملوك يك مالك باشد و تنها از او دستور گيرد .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون و رجلاً سلمًا لرجل

«متشاكسون» به معناى «مختلفون عسرون» (اختلاف كنندگان سخت گير) است (قاموس المحيط). و «سلم» (مصدر «سلم له») نيز به معناى خالص شدن است و از آن جايى كه صفت قرار گرفته بر مبالغه دلالت مى كند.

2 - مشركان ، چونان بردگانى اند كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر آنان به نزاع برخاسته و به آنها فرمان هاى متعدد مى دهند .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه چون در رديف آيات مربوط به شرك پيشگان و يكتاپرستان قرار دارد، درصدد تشريح وضعيت آنان مى باشد.

3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .

ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 7

7 - حقانيت وعده هاى الهى مانند قدرت آدميان بر نطق ، روشن و انكارناپذير است .

و ما توعدون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون

بنابراين كه ضمير «إنّه» به «ما توعدون» بازگردد، تمثيل آيه شريفه در جهت بيان اين معنا است كه تحقق وعده هاى الهى، همان قدر روشن است كه سخن گفتن آدميان و قدرت ايشان بر نطق واضح مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 3

3 - مَثَل عالمان بى عمل يهود در پيشگاه خداوند ، مَثَل الاغى است كه بار كتاب حمل مى كند ; ولى از آن بهره اى ندارد .

مثل الذين حمّلوا التورية . .. كمثل الحمار يحمل أسفارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 3

3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن

يونس ( ع ) در اين باره

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».

950- مجادله با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 19

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : و الله نحن السبيل الذى أمركم الله باتّباعه ، قوله « و جادلهم بالتى هى أحسن » يعنى بالقرآن ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: به خدا سوگند! آن راهى كه خدا شما را به پيروى از آن امر فرموده ما هستيم و مقصود از سخن خدا «و جادلهم بالتى هى أحسن» قرآن است».

951- مجادله در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 9

9- جدل و اشكال تراشى ، در برابر آيات روشن قرآنى ، كارى است نكوهيده .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان . .. و كان الإنسـن أكثر شىء جدلاً

موارد استعمال كلمه «جدل» گواه تمسك فراوان اهل جدل به باطل است با به هر نحو ممكن، با حق، مقابله كنند. بنابراين، ممكن است كه آيه، به نوعِ مذمومِ جدل، نظر داشته باشد; يعنى، شيوه برخورد كافران با آيات قرآن را محكوم مى كند.

952- مجادله قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

953- مجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 5

5ـ « قرآن مجيد » ، عنوانى انتخاب شده از سوى خداوند

ق و القرءان المجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 1 - 1

1 ـ « الم » در سوره آل عمران ، يعنى منم خداوند مجيد .

الم

امام صادق(ع): «الم» فى اول آل عمران، فمعناه انا اللّه المجيد.


معانى الاخبار، ص 22، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 269، ح 1 ; نور الثقلين، ج 1، ص 309، ح 2 .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 9

9ـ خداوند ، حميد ( پسنديده كار ) و مجيد ( والا مقام ) است .

إنه حميد مجيد

«حميد» به معناى محمود (ستايش شونده) است و برخى گفته اند به معناى حامد (ستايش كننده) نيز مى تواند باشد. مجيد از مجد به معناى عظمت و بزرگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 6

6 - « ذوالعرش » و « مجيد » ، از نام هاى خداوند است .

ذو العرش المجيد

954- محافظت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 5،6،7

5- قرآن ، تحت حفاظتِ هميشگى خداوند و مصون از هرگونه تحريف و زوال

إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحـفظون

6- خداوند ، در برابر مخالفت ها و توطئه هاى كافران عليه قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اطمينان داد كه خود حفاظت و پاسدارى از آن را عهده دار است .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر . .. لو ما تأتينا بالملئكة ... إنا نحن نزّلن

7- خداوند ، در برابر توطئه هاى كافران عليه قرآن ، قدرت خويش را در پاسدارى از آن به نمايش گذاشت و عظمت خويش را به

رخ آنان كشيد .

إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحـفظون

از اينكه خداوند، براى بيان نزول قرآن از سوى خود، چند ضمير جمع و اسم فاعل جمع مى آورد، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 6

6 ـ قرآن ، كتابى است با عظمت و مؤمنان وظيفه دار حراست از حرمت و منزلت آن

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

برداشت فوق، از اسم اشاره «هـذا» در «هـذا القرآن» ـ كه بر تعظيم و تفخيم دلالت دارد ـ استفاده شده است.

955- محدوده تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 14

14 ـ عن الرضا(ع): . .. إن اللّه عز و جل ... أنزل عليه القرآن فيه تبيان كل شىء بيّن فيه الحلال و الحرام و الحدود و الأحكام و جميع مايحتاج إليه الناس كملا فقال عز و جل: «ما فرطنا فى الكتاب من شىء» ... .

از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. خداوند عز و جل ... قرآن را بر رسولش(صلی الله علیه و آله) نازل كرد، در قرآن روشنگرى براى هر چيزى وجود دارد، در آن حلال و حرام، حدود و احكام و تمامى آنچه را كه مورد نياز مردم است بطور كامل بيان فرمود و خداوند عز و جل فرمود: «ما در اين كتاب، هيچ چيز را فرو گذار نكرديم» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 5

5 ـ قرآن، برنامه كامل حيات مادى و معنوى انسان است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

لازمه وجوب پيروى از خداوند با اجراى قرآن و ضرورت پرهيز از پيروى از غير آن اين است كه آنچه را انسانها در حيات مادى و معنوى خويش بدان نياز واقعى دارند، به صورت اجمال و يا تفصيل در قرآن بيان شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 67 - 5

5 - بيان اخبار و اطلاعات بزرگ و پرفايده ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

قل هو نبؤا عظيم

956- محرومان از رحمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 10،11

10- ظالمان نه تنها از رحمت و شفاى قرآن بهره اى نمى گيرند ; بلكه تنها ، مايه خسران و زيان آنان مى شود .

و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» ـ به قرينه مقابله با «مؤمنين» ـ كافران باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

957- محرومان از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 10

10 ـ محروميت منافقان از درك و فهم صحيح ، عامل اعراض آنان از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا ... بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 5

5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 1

1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن نباشند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 3

3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن

كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين

958- محرومان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

959- محرومان از هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 11

11 - حق ناپذيرى كافران ، تنها مايه محروميت آنان از رهنمود هاى بيدار كننده قرآن

بل أتينـهم بذكرهم . .. معرضون

960- محروميت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 15

15 ـ لعنت الهى ، زمينه ساز محروميت از معارف قرآن و ازدياد كفر و طغيان

و لعنوا بما قالوا . .. ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

961- محروميت از هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

962- محروميت دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

963- محروميت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،3،5،6

2 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

3 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

6 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

964- محكمات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 17

17 ـ فرقان ، آيات محكم ( غير متشابه ) و كتاب ، جملگى قرآن است .

و انزل الفرقان

امام صادق (ع): الفرقان هو كل امر محكم و الكتاب هو جملة القرآن . ..


تفسير قمى، ج 1، ص 96 ; تفسير برهان، ج 1، ص 269، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 33

33 ـ محكمات آيات قرآن و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مرجع اصلى حلّ اختلافات

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

على (ع) در عهدنامه مالك اشتر، در توضيح آيه فوق فرمود: فالردّ الى اللّه الاخذ بمحكم كتابه و الردّ الى الرّسول الاخذ بسنّته الجامعة غير المفرّقة.


نهج البلاغه، نامه 53 (عهدنامه مالك اشتر) ; نورالثقلين، ج 1، ص 506، ح 355 ; بحارالانوار، ج 2، ص 244، ح 48 ; نهج البلاغه، خطبه 125.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 12

12ـ ( ( عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن حُيى بن أخطب و أخاه أباياسر بن أخطب و نفراً من اليهود من أهل نجران أتوا رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : أليس فيما

از امام باقر(ع ) روايت شده است كه حُيى بن اخطب و برادرش ابوياسر و چند تن از يهود نجران نزد رسول خدا(ص ) آمدند و گفتند: آيا در ميان آنچه مى گويى بر تو نازل شده ((الم )) نيست ؟ فرمود: چرا . . . آن گاه حُيى به آن حضرت گفت : آيا غير از ((الم )) نيز هست ؟ فرمود: آرى گفت : بياور، فرمود: ((الر))، گفت : . . . الف يك ، لام سى و راء دويست . . . ، امام باقر(ع ) فرمود: آيات قرآن نازل شده درحالى كه بخشى از آنها محكماتند كه آنها اساس كتابند و بخشى ديگر متشابهات و اين متشابهات راههاى تأويلى دارند غير از آنچه حُيى و ابوياسر و ياران او تأويل كرده اند)).

965- محل نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 194 - 1

1 - قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محل نزول قرآن و پيام وحى

نزل به الروح الأمين . على قلبك

966- محمد(صلی الله علیه و آله) در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 8

8ـ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيام هاى متقن ، روشن و اساسىِ قرآن

كتـب أُحكمت ءايـته ثم فصلت . .. إننى لكم منه نذير و بشير

جمله «إننى لكم منه . ..» نيز همانند «لاتعبدوا ...» تفسير «كتاب اُحكمت ...» مى باشد; يعنى ، از پيامهاى اين كتاب ، رسالت و نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

967- محمد(صلی الله علیه و آله) و آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران فراموش كردن آيات قرآن و در تلاش براى حفظ آن

سنقرئك فلاتنسى

اطمينان بخشيدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه قرآن را فراموش نخواهد كرد نشانگر نگرانى آن حضرت از خطر فراموشى است.

968- محمد(صلی الله علیه و آله) و تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 1

1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) كمترين مزدى براى ابلاغ قرآن و تعاليم وحى درخواست نمى كرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر

«سؤال» و مشتقات آن هرگاه بدون حرف «عن» متعدى شوند ـ چنان چه در آيه شريفه اين گونه است ـ به معناى مطالبه و درخواست خواهند بود. كلمه «أجر» نكره و پس از نفى واقع شده و لذا دلالت بر عموم دارد و كمترين مزد را نيز شامل مى شود. «من» زايده نيز اين معنا را تأكيد مى كند.

969- محمد(صلی الله علیه و آله) و تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 4

4ـ تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى

أرسلنـك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.

970- محمد(صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 11

11ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتـب موسى

برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.

971- محمد(صلی الله علیه و آله) و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 14

14 ـ وقوف و احاطه كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر محتواى قرآن

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ارتباط بين جمله «انا انزلنا اليك»، و جمله «لتحكم بين الناس» اقتضا مى كند كه مراد از «بما اريك اللّه»، همان محتواى قرآن باشد، نه آنهايى كه از صريح و يا ظاهر قرآن به دست مى آيد، بلكه مطالبى است از بطن قرآن، كه جز با تعليم الهى راهى به آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 3

3 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حقيقتى واحد و هدفى يكسان ( هدايت بشر )

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

ارجاع ضمير مفرد «به» به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر اين معناست كه آنها داراى يك حقيقت هستند و در هدايتگرى يك چيز به شمار مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 26

26 ـ قرآن در دوران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همواره قرين او بود .

اتبعوا النور الذى أنزل معه

«معه» حال براى نائب فاعل «أنزل» است. بنابراين «الذى أنزل معه» يعنى قرآنى كه نازل شده و همواره قرين پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 6

6 ـ ناآشنايى حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به معارف قرآن پيش از نزول آن بر ايشان

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم و لا أدريكم به

كلمه «أدرى» مى تواند افعل تفضيل و به معناى «أعلم» (داناتر) و به تقدير «و لا أدرى منكم به» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 1

1 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مردم را به الهى و حق بودن قرآن توجه داده و آنان را به پذيرش معارف آن دعوت كند .

قل يأيها الناس قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار تبيين قرآن كريم براى مردم

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 8

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه به حقايق قرآن كريم

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 15

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قبل از نزول تدريجى آيات قرآن ، به آن آگاه بود . *

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

يكى از احتمالات ذكر شده در آيه، اين است كه هرگاه جبرئيل آيه جديدى را بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواند، آن حضرت به دليل آشنايى قبلى با تمام قرآن ـ كه در شب قدر آن را دريافت كرده بود ـ دنباله آيه را پيشاپيش تلاوت مى كرد و در اين آيه، آن حضرت به

سكوت كامل تا پايان وحى هر آيه امر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به بيان فوايد و آثار قرآن ، در پاسخ به بهانه جويى هاى كافران

و لو جعلنه . .. ءاْعجمىّ و عربىّ قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 7

7 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، پيش از نزول وحى با كتاب هاى آسمانى و مفاهيم قرآن هيچ آشنا نبود .

ما كنت تدرى ما الكتـب و لا الإيمـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 6

6 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امت آن حضرت در برابر نعمت نزول قرآن *

و سوف تسئلون

برداشت بالا بدين احتمال است كه مراد از «قوم» امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 1

1 - شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبلور فرهنگ قرآن و نمايانگر وجود عينى آن است .

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا . رسولاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «رسولاً» مى تواند بدل براى «ذكراً» باشد. بر اين اساس، نزول قرآن مساوى با فرستادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلقى شده است و اين همان حقيقت ياد شده در برداشت بالا است.

972- محمد(صلی الله علیه و آله) و منكران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 2

2 ـ وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان منكران قرآن ، علت مصونيت آنان از عذاب هاى الهى ، نه حقانيت آنان در انكار قرآن

إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر . .. و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم

جمله «و ما كان . .. » پاسخى است به عذاب خواهى منكران قرآن. يعنى وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان جامعه مانع عذاب استيصال است. بنابراين كسى مپندارد كه عذاب نشدن منكران قرآن هر چند به تقاضاى خود آنان باشد، دليل حقانيت آنان است.

973- مخاطبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 3

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 5

5 - بنى اسرائيل ، از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرءيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 2

2 - همه انسان ها مخاطب قرآن بوده و به رعايت احكام آن دعوت شده اند .

يأيها الناس كلوا مما فى الأرض حللا طيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 7

7 - همه انسان ها مخاطبان قرآن هستند .

هدًى للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 33

33 - همه انسان ها مخاطبان قرآن هستند .

يبين اللّه ءايته للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 2

2 ـ قرآن كتابى است نازل شده براى انسانها

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 3

3- اهل كتاب نيز چون مسلمانان ، مخاطب قرآن هستند .

و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم ... كما أنزلنا على المقتسمين

برداشت فوق بر اين احتمال است كه مفعول «أنزلنا» ضميرى باشد كه به قرآن باز مى گردد و مراد از «المقتسمين» طبق مفاد برخى شأن نزولها، يهود و نصارا باشد (روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 7

7- همه مردم ، مخاطبان قرآنند و پيام آن جهانى است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 10

10- « قال الرضا ( ع ) : ممّا نزل بإياك أعنى و اسمعى يا جارة خاطب الله عزّوجلّ بذلك نبيه و أراد به أُمّته قوله : . . . « و لولا أن ثبتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاً قليلاً » . . . ;

امام رضا(ع) فرمود: از جمله آياتى كه بر سبك و روش [مثال معروف عرب]«إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة» نازل گرديد و آن هم بدين معنا كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ به پيامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب مى كند ولى مقصود و مراد امت اوست; اين آيه شريفه است: «و لولا أن ثبّتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاًقليلاً». ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 5

5- مخاطبان قرآن همه توده هاى بشرى هستند و نه گروهى خاص

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 21

21 - همه انسان ها ، مخاطب پيام قرآن و دين اند .

يضرب اللّه الأمثـل للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 7

7 - همه مردم ، مخاطب قرآن كريم اند .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 4

4 - قرآن ، كتابى جهانى ، و پيام آن براى همه مردم است .

يـأيّها الناس اتّقوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 1

1 - همه مردم از هر قشرى ، مخاطبان قرآن اند .

يـأيّها الناس اذكروا نعمت اللّه . .. يـأيّها الناس

برداشت ياد شده از معناى لغوى «ناس» (مردم) و نيز تكرار آن در قسمت آغازين سوره، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 12

12 - عاقلان و صاحبان خرد ناب ، مخاطبان اصلى قرآن

كتـب . .. ليتذكّر أُولوا الألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 7

7 - خردورزان و انديشمندان ، مخاطبان اصلى دين و قرآن اند .

فاتّقوا اللّه يـأُولى الألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 1

1 - مخاطبان قرآن ، عموم مردم و بهره مندان از آن ، گروهى خاص اند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

بدل آوردن «لمن شاء منكم» براى «للعالمين»، به منظور بيان اين نكته است كه قرآن براى همه مردم است; ولى تنها گروهى خاص از آن بهره مى برند و ساير مردم خود را از هدايت آن محروم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 5 - 4

4 - قرآن در رهنمود هاى خود ، خردمندان را مخاطب قرار داده است .

لذى حجر

«حجر» به معناى «منع» است (قاموس). از آن جهت به عقل «حجر» گفته مى شود كه انسان را از خواسته هاى نفس باز مى دارد. (مفردات راغب)

974- مخالفان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 9

9 ـ تبديل و برگرداندن محتواى قرآن به موضوعاتى باب طبع ـ با حفظ نظام و ساختار ظاهرى آن ـ يكى ديگر از پيشنهاد هاى مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راستاى مخالفت با قرآن

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا . .. أو بدّله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10ـ حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 1

1 - رو به رو شدن قرآن و پيامبراسلام ، با مخالفت كافران سركش ، متكبر ، ستيزه جو و حق ناپذير

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، اين واژه در معناى غرور و تكبّر به كار مى رود. در آيه شريفه نيز در همين معنا به كار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در اين آيه، مخالفت با پيامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنكير «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 7

7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.

975- مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 11

11 ـ مخالفت با قرآن و اسلام ، كفر است .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه . .. و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره و لو كره الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 4

4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

976- مخالفت مشركان با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 7،10،11

7 ـ مشركان ، در راستاى مخالفت با قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشنهاد مى كردند : براى آنان به جاى قرآن ، كتاب ديگرى را ـ كه موافق خواسته ها و تمايلاتشان باشد ـ بخواند .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

10 ـ طرح مسأله قيامت در قرآن و مطرح شدن موضوع ديدار انسان ها با خدا در آن روز ، از عمده ترين علل و اسباب مخالفت مشركان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

11 ـ مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

977- مراتب استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 13

13- بهره مندى افراد از قرآن ، متفاوت و داراى مراتب است .

قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى للمسلمين

از اينكه قرآن هدف خود را ايجاد ثبات قدم براى مؤمنان و رهنمود و بشارت براى مسلمانان مى داند و اين دو گروه باهم متفاوتند،

استفاده مى شود كه بهره مندى از قرآن براى افراد مختلف يكسان نيست.

978- مراتب عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 5

5 - بيدارى در پرتو تعاليم قرآن و پندآموزى از آن ، داراى مراتب و مراحل است .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

ترديدى نيست كه تقواپيشگان، از رهنمودهاى قرآن بهره منداند; چون بدون اين بهره مندى «تقوا» حاصل نخواهد شد. بنابراين مراد از «لتذكرة للمتقين»، تذكره اى است والاتر از آنچه كه تقواپيشگان حايز آن هستند.

979- مراد از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 35

35 - راوى مى گويد : « سألت أبا عبداللّه ( ع ) عن القرآن و الفرقان . . . فقال : القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به ;

از امام صادق(ع) از معناى قرآن و فرقان پرسيدم، فرمود: «قرآن» همه كتاب است و فرقان، ]آيات [محكمى است كه عمل به آن واجب مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 14

14 ـ « عن ابن سنان أو غيره عمّن ذكره قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن القرآن و الفرقان أهما شيئان أو شىء واحد ؟ فقال ( ع ) : القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به ;

راوى گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: قرآن و فرقان دو چيزند يا يك چيز؟ فرمود: قرآن تمامى كتاب است و فرقان آيات محكمى است كه عمل به آن واجب است».

980- مراد از كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 26

26ـ « عن أميرالمؤمنين ( ع ) فى قوله تعالى : « و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده » يعنى الجحود به والعصيان له ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه مقصود از كفر در آيه شريفه ، انكار و نافرمانى است».

981- مردم صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 5

5 ـ قرآن پديده بديعى است كه مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن كاملاً بيگانه بوده اند .

و لا أدريكم به

برداشت فوق، لازمه جمله «لو شاء اللّه . .. و لا أدراكم به» (اگر خدا خواسته بود شما را به آن آشنا نمى كرد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 14

14- تأثير شگرف و فوق العاده قرآن ، در مردم روزگار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتأتون السحر

از اين كه اتهام سحر را به قرآن روا مى داشتند، برمى آيد كه قرآن تأثيرى فوق العاده داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 5

5 - بيشتر مردم عصر بعثت ، از آيات قرآن ، على رغم وضوح و روشنى مفاهيم آن روى گردان بودند .

كتـب فصّلت . .. فأعرض أكثرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 4

4 - بيشتر مردم عصر بعثت ، مصمم به تأثيرناپذيرى از كلام وحى و پيام قرآن

فأعرض أكثرهم . .. و قالوا ... فاعمل إنّنا عـملون

تعبيرهاى سه گانه در آيه («أكنّة»، «وقر» و «حجاب») تأكيد و تصميم آنان را به نفوذناپذيرى در برابر قرآن مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 2

2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه

شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

982- مردم و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 3،4،5

3 ـ هرگز همه مردم روى زمين ، قرآن را انكار و تكذيب نخواهند كرد .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «منهم» عموم مردم باشد ; كه در اين صورت، آيه در مقام بيان حال آنان به هنگام روبرو شدنشان با قرآن است.

4 ـ هرگز تمامى مردم روى زمين ، به قرآن ايمان نخواهند آورد .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

5 ـ مردم روزى زمين همواره نسبت به قرآن دو دسته هستند : مؤمن و كافر .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 21،22

21ـ بيشتر مردم به قرآن ايمان نمى آورند .

و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

برداشت فوق ، مبنى بر اين است كه «ال» در «الناس» براى استغراق باشد.

22ـ بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

983- مرفهان صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 9

9 ـ رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )

و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا

984- مزد تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3،6،7

3ـ مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

6ـ تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).

7ـ اختصاص نداشتن قرآن به مردم عصر بعثت ، از دلايل شايسته نبودن درخواست مزد از ايشان در قبال ابلاغ آن

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان «دريافت نكردن مزد رسالت» و «جهانى بودن قرآن» است ; يعنى ، چون قرآن براى همه مردم و براى همه عصرهاست ، شايسته نيست مزد آن از گروه و طايفه اى خاص گرفته شود.

985- مسلمان در قرآن مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 16

16 - « مسلمان » ، نام امت پيامبر در كتاب هاى آسمانى پيشين و قرآن

هو سمّيكم المسلمين من قبل و فى هذا

986- مسلمانان صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 3

3 ـ قرآن كريم ، آن چنان كه شايسته آن بود در ميان مسلمانان صدراسلام ( نيمه اول بعثت ) ، مورد بهره بردارى قرار نگرفت و حق آن ادا نشد .

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

987- مسلمانان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 3

3 - مسلمانان در حفظ و عمل كردن به قرآن ، به سه دسته ستمكار ( ضايع كننده عمر ) ، ميانه رو و پيشتاز تقسيم مى شوند .

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير جمع «منهم» به «الذين اصطفينا» بازگردد و اين تقسيم بندى مربوط به مسلمانان باشد; نه «عبادنا» و عموم بندگان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 6

6 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امت آن حضرت در برابر نعمت نزول قرآن *

و سوف تسئلون

برداشت بالا بدين احتمال است كه مراد از «قوم» امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

988- مسيحيان مؤمن به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 2

2 - از ميان يهود و نصارا ، پيروان حقيقى تورات و انجيل به قرآن و محمد (صلی الله علیه و آله) ايمان مى آورند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«تلاوت به معناى خواندن و قرائت كردن است. برخى از اهل لغت آن را به معناى پيروى كردن نيز گفته اند. مراد از ضمير «به» محتمل است قرآن يا پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و نيز مى تواند به الكتاب (تورات و انجيل) برگردد. برداشت فوق ناظر به اين است كه مراد از ضمير «به» قرآن يا پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و تلاوت به معناى پيروى كردن باشد.

989- مسيحيان و حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 1

1 ـ ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان

فاثبهم اللّه بما قالوا جنت

990- مسيحيان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 7،10

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 1،2،5،6،7

1 ـ تأثر شديد و آشكار مسيحيان زمان پيامبر از شنيدن آيات قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

فيض به معناى جارى شدن است، «من» در «من الدمع» نشويه. و «دمع» مصدر و به معناى اشك ريختن است. و نسبت فيضان به چشم براى مبالغه در گريستن و متأثر شدن است يعنى آنقدر متأثر شدند كه گويا چشمهاى آنان بر اثر گريستن، جارى شد.

2 ـ جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.

5 ـ سابقه آشنايى مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقائق ، زمينه تأثيرپذيرى آنان از قرآن

ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق

بدان احتمال كه مراد از «الحق» حقايقى غير از قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد بر اين مبنا: ما در «مما» مصدريه و «من» در «من الحق» تبعيضيه است نه بيانيه يعنى چون مسيحيان مؤمن، حقايقى از دين را مى شناختند، اعتراف به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كردند. ماضى بودن فعل «عرفوا» اين احتمال را تأييد مى كند.

6 ـ گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن

ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.

7 ـ ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق

و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق

جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 1،4

1 ـ ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن

يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق

4 ـ مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10ـ حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 1

1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .

الذين جعلوا القرءان عضين

«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).

991- مشركان صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 4

4 ـ مشركان و كافران عصر بعثت، به والايى آيات قرآنى و محتواى بلند آن اعتراف داشتند.

و ليقولوا درست

زيرا اگر آيات در نظر مشركان كم اهميت بود، براى رد آيات به كم اهميتى آن اشاره مى كردند و نه به فراگيرى آن از ديگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 ـ انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 ـ سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 7

7 ـ شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و آن حضرت را فردى مفترى ( كسى كه بر خدا دروغ مى بندد ) مى خواندند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله . .. قل ... فمن أظلم ممن ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 1

1 ـ واكنش مشركان صدر اسلام نسبت به قرآن كريم ، واكنشى تحقيرآميز بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

كلمه «آية»، به قرينه مقام، به معناى معجزه است ; يعنى، مشركان مى گويند: چرا بر محمد(صلی الله علیه و آله) از سوى خدايش معجزه نازل نشده. مفهوم اين سخن آن است كه: ما قرآن را به عنوان آيت و نشانه اى الهى براى صدق ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قبول نداريم و اين در واقع تحقير شأن قرآن و استخفاف به امر كتاب خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 7

7 ـ شباهت و همگونى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) دستاويز مشركان صدر اسلام براى زدن برچسب « ساختگى بودن » به آن

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 ـ « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 1

1ـ مشركان عصر بعثت ، قرآن را دروغهايى ساخته و پرداخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريـه

«إفتراه» به معناى دروغ بافتن است. ضمير فاعلى در «إفتراه» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8ـ مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريـه . .. من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 1

1ـ مشركان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

أم يقولون افتريـه

در اينكه مقصود از ضمير در «يقولون» چه كسانى هستند، دو نظر ابراز شده است: برخى برآنند كه مقصود، مشركان عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند و گروهى ديگر از مفسران، مراد از آن را كفرپيشگان قوم نوح مى دانند. برداشت فوق براساس نظر اول است. گفتنى است كه براين اساس، مخاطب كلمه «قل» پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ضمير مفعولى در «إفتراه» به قرآن و يا خصوص داستان نوح(ع) باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و

هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 6

6 - سرسختى و لجاجت مشركان عصر بعثت ، در برابر قرآن و دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه و . .. فاعمل إنّنا عـملون

992- مشركان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هـذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

993- مشركان و آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 ـ برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

994- مشركان و تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 1

1 - مشركان ، مدعى قابل درك نبودن قرآن و پيام وحى براى آنان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه

995- مشركان و فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 9

9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان

و هـذا لسان عربىّ مبين

استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.

996- مشركان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 8

8 ـ استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8

8 ـ مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 ـ مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 5

5 ـ مشركان آيات قرآن را مجموعه اى ساخته شده و گزينش شده به دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

لو لا اجتبيتها

«اجتباء» (مصدر اجتبيت) به معناى جمع آورى كردن با گزينش و انتخاب است. (مفردات راغب). مشركان با نسبت دادن «اجتباء» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (اجتبيت) اين معنا را القا مى كردند كه او مطالب قرآن را از اين سو و آن سو جمع آورى و گزينش مى كند و به مردم ارائه مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 ـ مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» ـ كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است ـ اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1،2

1 ـ برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» ـ با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش ـ به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

2 ـ برخى مشركان ، آسمانى بودن قرآن را باور نداشته ، آن را تكذيب مى كردند .

و منهم من لا يؤمن به

اين برداشت نيز مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان قرآن برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 1

1 ـ برخى از مشركان با اينكه مكرراً به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش مى سپردند و آيات الهى را از زبان او مى شنيدند ، به تكذيب آن برخاسته ، انكارش مى كردند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 5

5ـ مشركان براى ساختن سوره هايى همانند قرآن ، به كمك خواهى از هركس مجاز بودند .

وادعوا من استطعتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10ـ خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 1

1- مشركان ، نزول وحى و پيام جديد پروردگار ( قرآن ) را ، سرسرى گرفته و بازى گرانه به آن گوش مى سپارند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم . .. و هم يلعبون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ذكر» هر نوع وحى و يا خصوص قرآن كريم است و جمله «و هم يلعبون» حال براى فاعل «استمعوه» مى باشد; يعنى، آنان در حالى كه به لعب و بازى مشغول اند به آيات الهى گوش مى دهند و به طور جدى و شايسته آن را استماع نمى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 3

3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 1،2،4

1 - مشركان ، منكر نزول قرآن كريم از جانب خداوند بودند .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين . أم يقولون افتريـه

«أم»، منقطعه و به معناى «بل» است و معناى دو فراز دو آيه چنين مى شود: «قرآن، از جانب خداوند است و آنان، مدعى اند كه ساختگى است».

2 - مشركان ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

أم يقولون افتريـه

«فرى» ريشه «افترا» به آن دروغى گفته مى شود كه خود شخص آن را بسازد (لسان العرب).

4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .

أم يقولون افتريـه بل هو الحقّ

997- مشركان هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

998- مشكلات تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 4

4 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، پيامددار سختى ها و مشكلات

فاصبر لحكم ربّك

999- مشمولان رحمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 15

15ـ تنها مؤمنان به قرآن ، از هدايت ها و رحمت آفرينى هاى آن بهره مند مى شوند .

و لـكن . .. هدًى و رحمة لقوم يؤمنون

دليل اين برداشت نظير سخنى است كه در توضيح برداشت شماره 2 از همين آيه آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 7

7- تنها اهل ايمان و حق پذيران ، برخوردار از شفا و رحمت قرآنند .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

1000- مشمولان هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 2

2 - تنها مؤمنان ، از هدايت ها و بشارت هاى قرآن بهره مندند .

هدًى و بشرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 77 - 4

4 - تنها مؤمنان و حق جويان ، زمينه دار بهره مندى از هدايتگرى ها و رحمت آفرينى هاى قرآن

و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين

قيد «للمؤمنين» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برگزيده خدا و بهره مند از هدايت ويژه قرآن

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

با توجه به لفظ «لـكن» ـ كه براى استدراك جمله قبل (ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الإيمان) است ـ مى توان گفت كه عبارت «من نشاء من عبادنا» گر چه عام است; ولى پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) از مصاديق بارز آن مى باشد. به ويژه كه در قسمت پايانى آيه شريفه آن حضرت را هدايتگر ديگر مردمان به راه حقيقت معرفى مى كند.

1001- مصونيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 2

2 ـ قرآن ، مصون از هرگونه باطل ، در سير نزولى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

«باء» در «بالحق» به معناى مصاحبت است و در برداشت فوق، متعلق به جمله «انزلنا» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 6

6 ـ نزول قرآن به اِشراف الهى و مصون از تعرض شياطين

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

برخى از مفسران جمله «انزله بعلمه» را ـ با اين بيان كه علم خداوند در اين جا كنايه از حفظ و نگهدارى است ـ چنين معنا كرده اند كه خداوند قرآن را نازل كرد در حالى كه خود آن را از تصرف و دستبرد شياطين مراقبت مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 3

3 ـ قرآن در سير نزولش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصون از هرگونه باطل

و انزلنا إليك الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين مبناست كه «بالحق» متعلق به «انزلنا» باشد. يعنى نزول قرآن همراه حق بوده و به هنگام نزول هيچ باطلى بدان راه نيافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 5

5- قرآن ، تحت حفاظتِ هميشگى خداوند و مصون از هرگونه تحريف و زوال

إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحـفظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 2،3

2- قرآن ، مجموعه اى الهى و غير قابل تصرف و چشم پوشى ، حتى از كمترين بخش آن

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

با توجه به مضامين آيات 88 و 93، كه در آنها درخواست مشركان درباره نزول قرآن به صورت مكتوب مطرح شده بود، ممكن است اين آيه پاسخى باشد به آنان كه حقايق قرآنى با اقتراحات تغيير نمى يابد.

3- قرآن از آميختگى به غير كلام وحى مبرا بوده و سلامت آن از سوى خداوند ، تضمين شده است .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

جمله «و بالحقّ نزل» مى تواند بيانگر كيفيت نزول قرآن باشد; يعنى، نزول قرآن بر پايه حق بود و هرگز با باطل و ناصواب آميخته نشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 9

9- قرآن و سخن هاى خداوند ، ايمن از دستبرد ديگران و مصون از هرگونه تحريف است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمـته

ضمير در «كلماته» به «ربّ» برمى گردد و مصداق مورد نظر براى «كلمات» ـ به قرينه صدر آيه ـ آيات قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 2

2 - قرآن ، مصون از هر گونه تبديل و تحريف در مرحله نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزل به الروح الأمين

توصيف «الروح» به امانت دارى اشاره به مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 1،2،11

1 - مصونيت قرآن ، در برابر هرگونه تحريف

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

منظور از عدم امكان راه يافتن باطل به ساحت قرآن «لا يأتيه الباطل» مى تواند اين باشد كه هيچ كس توانايى تحريف كردن قرآن را ندارد.

2 - پيشگويى قرآن نسبت به مصونيت آن از تحريف در طول تاريخ

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

مراد از «من بين يديه» زمان نزول قرآن و از «من خلفه» زمان آينده است.

11 - « عن أبى الجارود عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « إنّ الذين كفروا بالذكر لمّا جائهم » يعنى القرآن الذى « لايأتيه الباطل من بين يديه » قال لايأتيه الباطل من قبل التوراة و لا من قبل الإنجيل و الزبور و اما من خلفه لايأتيه من بعده كتاب يبطله . . . ;

امام باقر(ع) درباره «ذكر» در آيه «إنّ الذين كفروا بالذكر لما جائهم» فرمود: مراد قرآن است و فرمود: «و لايأتيه الباطل من بين يديه»; يعنى، باطل از سوى تورات، انجيل و زبور در قرآن نمى آيد و امّا (لايأتيه) «من خلفه»; يعنى، بعد از آن هم كتابى نمى آيد كه قرآن را باطل كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 4

4 - در مسير نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دست ناپاكى بدان نرسيده و كاملاً مصون از تحريف و دستبرد بوده است .

لايمسّه إلاّ المطهّرون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه ضمير در «لايمسّه» به قرآن بازگردد و آيه شريفه ناظر به وضعيت نزول قرآن به وسيله فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 3

3 - قرآن ، كتابى به دور از تخيلات و احساس هاى بى منطق و غير علمى

و ما هو بقول شاعر

شعر، سخنى است موزون و متكى بر احساس و تخيّل و نفى شعر بودن قرآن، مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 3

3 - قرآن ، كتابى است به دور از پيشگويى ها و آينده نگرى هاى نادرست .

و لا بقول كاهن

«كهانت» به معناى پيشگويى است. نفى كهانت از قرآن، بيانگر اين است كه اين كتاب، از هرگونه پيشگويى هاى نادرست مبّرا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 17 - 1،2،3

1 - تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

«جمع» در لغت به معناى تأليف است و مقصود از آن در اين آيه تأليف و تنظيم كلمات قرآن مى باشد. واژه «قرآن» نيز معناى مصدرى دارد; يعنى، خواندن. بنابراين «إنّ علينا جمعه و قرآنه»; يعنى، «بى ترديد تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر تو [اى پيامبر] بر عهده ما است».

2 - گردآورى قرآن در سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانايى آن حضرت بر قرائت آن ، تضمين شده از سوى خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

يكى از احتمالات ياد شده در تفسير آيه شريفه، اين است كه مقصود از«جمعه»، گردآورى قرآن در سينه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; به گونه اى كه آن حضرت به خاطر سپارد و فراموش نكند و مقصود از «قرآنه» تثبيت قرائت قرآن بر زبان ايشان است; به گونه اى كه هرگاه خواسته باشد بتواند آن را قرائت كند (مانند آيه 6 از سوره «اعلى» «سنقرئك فلاتنسى»).

3 - تضمين گردآورى شدن اجزاى قرآن از سوى خداوند در يك مجموعه و حفظ و قرائت آنها در تمامى اعصار و براى هميشه تاريخ *

إنّ علينا جمعه و قرءانه

جمله «إنّ علينا جمعه و قرءانه» تعليل براى «لاتحرّك به لسانك. ..» است. بر اين اساس برخى از مفسران گفته اند: چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره حفظ قرآن نگران بود، اين آيه براى رفع نگرانى آن حضرت و تضمين دائمى درباره آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 14 - 4

4 - آيات قرآن ، فراتر از دسترس نااهلان و منزّه از هرگونه تغيير و تحريف

مرفوعة مطهّرة

ارتباط دو وصف «رفعت» و «طهارت»، گوياى راز پاك ماندن قرآن از انحراف است; زيرا كج انديشان به آن دسترسى ندارند تا آن را با افكار پليد خود آلوده سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 6

6 - قرآن در مرحله نزول بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هرگونه تحريف ، افزودن و كاستن مصون بوده است .

إنّه لقول رسول . .. ثَمّ أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 5

5 - مرحله دريافت قرآن ، همانند مرحله نزول آن ، مصون از خطا و تحريف است .

إنّه لقول رسول . .. و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 24 - 4،5

4 - قرآن در مرحله ابلاغ به مردم ، همانند مرحله نزول و دريافت ، مصون از تحريف و كتمان است .

و ما هو على الغيب بضنين

5 - بخيل نبودن و امتناع نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ابلاغ تمام آيات قرآن به مردم ، ضامن مخفى نماندن هيچ آيه اى از آن است .

و ما هو على الغيب بضنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 3

3 - مرحله نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منزّه از القاءات شيطان و همراه با رانده شدن او از محدوده آن

و ما هو بقول شيطـن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 2

2 - بى اعتمادى به قرآن ، با وجود مصونيت آن در مراحل نزول ، دريافت و ابلاغ و اعتماد به غير آن ، انتخاب بيراهه است .

فأين تذهبون

مفاد استفهام (كجا مى رويد؟) در آيه شريفه اين است كه جز اين راه، راه ديگرى وجود ندارد. گفتنى است كه در اين گونه پرسش ها نوعى «تعجيز» نهفته است. حرف «فاء» اين مفاد را بر اوصاف قرآن ـ كه آيات پيشين بيانگر آن بود ـ تفريع كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 2،3

2 - لوحى كه قرآن بر آن نوشته شده است ، از نابودى و تغيير مصون است .

فى لوح محفوظ

كلمه «محفوظ»، بدون متعلق آمده است تا محفوظ بودن از هر خطر احتمالى را بفهماند. بنابراين خطر نابودى، تغيير و تحريف يا حذف، اضافه، سرقت و نظاير آن، نمى تواند آن را تهديد كند.

3 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، هر چند بر آن اصرار ورزند ، به حقيقت قرآن آسيبى نمى رساند و از مجد و عظمت آن نمى كاهد .

بل الذين كفروا فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد . فى لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 8

8 - آيات قرآن ، در طول زندگانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خطا و كاستى مصون ماند .

سنقرئك فلاتنسى

درباره مفاد «إلاّ ما شاء اللّه» در آيه بعد، دو ديدگاه وجود دارد: 1. بيان حاكميت مشيت خداوند كه در نتيجه مراد، استثناى حقيقى نخواهد بود; بلكه تنها نشانگر آن است كه «لاتنسى» هر چند مطلق است و هيچ استثنايى ندارد; ولى مشيت خداوند بر همه چيز حاكم است و نسيان و عدم نسيان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيرون از مشيت او نيست. 2. حرف «إلاّ» در استثناى حقيقى به كار رفته است و بيانگر آن است كه خداوند، بخشى از آيات را براساس مشيت خويش از ياد پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد برد. برداشت ياد شده براساس نظر اول است.

1002- مطالعه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 30

30 - « سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه ـعزّوجلّـ « أَوَلم يسيروا فى الأرض » قال : معناه أَوَلم ينظروا فى القرآن ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «أوَلم يسيروا فى الأرض» سؤال شد. فرمود: مقصود «أوَلم ينظروا فى القرآن» است. توضيح: از روايت اين گونه استفاده مى شود كه مراد از سير در زمين، سير علمى و تاريخى است و قرآن از منابع آن است.».

1003- معجزه سور قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 4

4 - قرآن و يكايك سوره هاى آن ، معجزه است .

فأتوا بسورة من مثله

1004- معجزه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 4

4 - قرآن و يكايك سوره هاى آن ، معجزه است .

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 7

7ـ قرآن ، معجزه و سند حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أم يقولون افتريـه . .. فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

1005- معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 11

11- روى گردانى كافران از ارزش هاى نو قرآن ، معلولِ دنياطلبى آنان است .

لم يؤمنوا بهـذا الحديث . .. ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

جمله «إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها» مى تواند به عنوان تعليلى براى اِعراض كافران مطرح باشد; يعنى، زيبايى دنيا، باعث شده كه ايشان به آن، دلْ خوش كنند و به قرآن ايمان نياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 2

2- منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ناديده گرفتن معجزه قرآن ، آن حضرت را فاقد هرگونه معجزه معرفى مى كردند .

و قالوا لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم بيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 13

13- مشركان ستم پيشه ، ضمن ايراد اتهام سحر به قرآن ، آن را هرگز شايسته پيروى نمى دانستند .

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

استفهام در جمله «أفتأتون السحر» انكارى است و جمله «و أنتم تبصرون» حال براى فاعل «تأتون» مى باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آيا شما با چشم باز و آگاهى به دنبال قرآن ـ كه سحر است ـ مى رويد؟ يعنى اين كه شايسته نبودن قرآن براى پيروى، امرى است روشن و بديهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 5

5- اعراض كافران از شنيدن كلام الهى و درك مفاهيم و معارف قرآنى ، دليل بى توجهى آنان به رحمت گسترده الهى و متأثر نشدن از مواعظ پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن باشد; زيرا يكى از نام ها و اوصاف قرآن كريم ذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 10

10 - گروهى از مردم ، در برخورد با آيات قرآن كريم ، آن را مى پذيرند و گروهى ديگر ، از آن روى گردانده و به سخنان بيهوده روى مى آورند .

تلك ءايـت الكتـب . .. هدًى ... للمحسنين ... و من الناس من يشترى لهو الحديث

آيه، عطف معنوى به آيات پيش و يا عطف قصه به قصه است و گويا، در صدد بيان اين نكته است كه مردم، در برخورد با قرآن، دو دسته اند: گروهى از آنان محسنان اند كه هدايت پذيرند و گروهى ديگر، از آن گريزانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 5

5 - بيشتر مردم عصر بعثت ، از آيات قرآن ، على رغم وضوح و روشنى مفاهيم آن روى گردان بودند .

كتـب فصّلت . .. فأعرض أكثرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 2

2 - كافران پندناپذير و مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دليل و عذر قابل قبولى ، براى روى گردانى از دين و پند هاى قرآن نداشتند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

از مفاد «فمالهم» (چيست آنان را)، استفاده مى شود كه مقصود، نبودن هيچ دليل و عذرى براى كفر و انكار كافران نسبت به قرآن پندآفرين است.

1006- معرضان از قرآن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 1

1 - روى گردانندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در قيامت بارى سنگين از گناه را به دوش خواهند كشيد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

نكره بودن «وزراً» بر گران بارى و سنگينى آن دلالت دارد.

1007- معرضان از قرآن و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 2

2 - مخالفان قرآن ، با زحمت خود را از تأثير تذكّرات آن ، دور نگه مى دارند .

و يتجنّبها

باب تفعّل ـ كه فعل «يتجنّب» از آن باب است ـ بر تكلّف دلالت دارد. اين فعل بيان گر آن است كه تذكرات قرآنى، با فطرت انسان

ها ملايمت و مناسبت كامل دارد; به گونه اى كه مخالفان، بايد براى دور ماندن از تأثيرات آن، خود را به زحمت اندازند.

1008- معلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 1،4

1 - خداوند ، معلم انسان و تعليم دهنده قرآن

الرحمـن . علّم القرءان

4 - خداوند ، معلم واقعى قرآن ، بدون كمترين تصرف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آن

الرحمـن . علّم القرءان

1009- مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 5

5 ـ مغالطه گرايان و خوض كنندگان در اسلام و قرآن و استهزاكنندگان آن، دين خدا را بازيچه و سرگرمى خود قرار داده اند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. يخوضوا فى حديث غيره ... و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا

مراد از «الذين . ... »، به قرينه آيات پيشين، همان خوض كنندگان در آيات هستند.

1010- مفتريان بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 105 - 2

2- تنها كسانى كه به آيات الهى ايمان ندارند ، به قرآن كريم دروغ و افترا مى بندند .

إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيـت الله

1011- مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

1012- مقامات اخروى مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 18

18- عقيده مندان به نزول قرآن از جانب خداوند و خير بودن آن ، داراى جايگاهى خوب در عالم آخرت

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين

1013- مقامات قاريان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 5

5 - تلاوت وحى و قرآن كريم ، كارى ارزشمند است و قرائت كنندگان از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند برخوردارند .

فالتّليـت ذكرًا

از سوگند خداوند به تلاوت كنندگان وحى و قرآن كريم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

1014- مقامات كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 4

4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق

إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة

1015- مقدار تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 10،49

10 - تلاوت قرآن ، بايد به ميزان ميسور باشد ; نه مقدارى كه براى قارى خسته كننده و مشقت آور است .

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

49 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) « فاقرءوا ما تيسّر منه » قال : مائة آية ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) [درباره] «فاقرءوا ما تيسّر منه» روايت شده كه مراد قرائت صد آيه است».

1016- مكذبان اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 3

3- كافران عصر بعثت ، على رغم روشن بودن اعجاز قرآن و هماهنگى آن با ديگر كتاب هاى آسمانى ، آن را ناديده گرفتند و معجزه بودن آن را انكار مى كردند .

لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

1017- مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 15

15 ـ مخالفان هيچ شاهدى را كه بر وجود همانندى سخنى با قرآن شهادت بدهد نخواهند يافت .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

چنانچه «شهداء» به معناى گواهان باشد، استثناء «من دون اللّه» از جمله قبل، ناظر به سخن متعارفى است كه انسانها هنگام نداشتن شاهد بر مدعاى خويش آن را بر زبان جارى مى كنند; يعنى، گواهانى را فرا خوانيد تا نظر دهند و اگر نيافتيد نگوييد: خدا شاهد است كه اين سخن همانند قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 6

6 ـ مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 1

1 ـ قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.

و كذّب به قومك و هو الحق

در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 1،9

1 ـ تنها راه ايمان به قرآن براى منكران قرآن ، تحقق تهديد ها و بروز حقايق آن است .

و لقد جئنهم بكتب . .. هل ينظرون إلا تأويله

ضمير در «تأويله» به «كتب» در آيه قبل برمى گردد. و مراد از تأويل كتاب الهى، به قرينه فرازهاى بعد، بروز و ظهور حقايق قرآن و تحقق تهديدها و وعده هاى آن است. و جمله «هل ينظرون ... » با توجه به اينكه ناظر به آيه قبل است، چنين معنا مى شود: براى منكران قرآن جهت تصديق آن راهى جز ظهور حقايق قرآنى، كه در قيامت تحقق مى يابد، نيست.

9 ـ منكران قرآن با بى اعتنايى به معارف آن ، تباه كننده سرمايه عر خويش هستند .

قد خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 ـ انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 ـ مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» ـ كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است ـ اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1،2،3

1 ـ برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» ـ با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش ـ به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

2 ـ برخى مشركان ، آسمانى بودن قرآن را باور نداشته ، آن را تكذيب مى كردند .

و منهم من لا يؤمن به

اين برداشت نيز مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان قرآن برگردد.

3 ـ هرگز همه مردم روى زمين ، قرآن را انكار و تكذيب نخواهند كرد .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «منهم» عموم مردم باشد ; كه در اين صورت، آيه در مقام بيان حال آنان به

هنگام روبرو شدنشان با قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 1

1 ـ برخى از مشركان با اينكه مكرراً به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش مى سپردند و آيات الهى را از زبان او مى شنيدند ، به تكذيب آن برخاسته ، انكارش مى كردند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 5

5ـ گروههايى از اهل كتاب ، قسمتهايى از قرآن را نمى پذيرفتند و حقانيّت آن را انكار مى كردند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 2

2- منكران عالم آخرت ، منكر نزول قرآن از جانب خداوند بودند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين

رفع «أساطير» به خاطر خبر براى مبتداى محذوف بودن («المنزل» يا «الذى يسئل عنه») است كه مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را ـكه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است ـ قبول نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1

1 ـ كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 1

1 - مجرمان متعصب عرب ، منكر آسمانى بودن قرآن ، على رغم جريان آن درقلب هايشان به زبان عربى روشن

كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين

«كذلك» به فرض نزول قرآن به زبان غير عربى (و لو نزّلناه على بعض الأعجمين. ..) اشاره دارد. «سلوك» (مصدر «سلكنا») به معناى وارد كردن و راه دادن است. ضمير مفعول در «سلكناه» به قرآن بازمى گردد;يعنى، «مثل ذلك السلوك سلكنا القرآن فى قلوب المجرمين». مقصود اين است كه همان طور كه اگر قرآن به زبان عجمى نازل مى گرديد و بر اين مجرمان تلاوت مى شد، از آن چيزى نمى فهميدند، اكنون هم كه به زبان عربى شيوا و روشن نازل شده است، از آن چيزى نمى فهمند و به آن ايمان نمى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 12

12 - اقدام حق ستيزان صدراسلام به انكار صريح قرآن و تورات و تأكيد بر كفر خويش نسبت به آن دو

و قالوا إنّا بكلٍّ كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الظـلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءايـ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 1

1 - مشركان ، به رغم ادعاى آمادگى براى ايمان آوردن به كتاب آسمانى ، به قرآن كفر ورزيدند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين . فكفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه ـ به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) ـ كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر و إنّا به كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 4

4 - نكوهش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى تكذيب گرانه آنان در برابر قرآن

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 6

6 - قوم يهود ، تكذيب كنندگان آيات الهى ( قرآن )

بئس مثل القوم الذين كذّبوا بـايـت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 4

4 - تلاوت آيات قرآن بر كافران تكذيب گر و انكار عمدى آن از سوى آنان

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 3

3 - تكذيب قرآن ، از سوى گروهى از مردم در عصر نزول وحى

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .

بل . .. يكذّبون

1018- مكذبان قرآن در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 10

10 - منكران قرآن و سنگ هاى دوزخ ، هيزم و آتشگيره هاى آتش جهنمند .

فاتقوا النار وقودها الناس و الحجارة

«وقود» به هيزم و نيز به چيزى كه با آن آتش روشن مى كنند، گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 11

11 - جهنم ، جايگاه هميشگى و مجازات افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان قرآن و دين حق

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق . .. أليس فى جهنّم مثوًى للكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 2

2 - منكران حقانيت قرآن ، گرفتار آتش دوزخ در قيامت

إنّ الذين كفروا بالذّكر

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه خبر «إنّ» در «إنّ الذين كفروا» ـ به قرينه آيه قبل ـ جمله «يلقى فى النار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» ـ كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است ـ; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

1019- مكذبان قرآن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 ـ تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 5،7،12

5 ـ منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

7 ـ منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

12 ـ منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

1020- مكذبان نوآورى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 6

6 ـ كافران ، در عصر بعثت منكر هر گونه نوآورى در قرآن بودند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

اين كه كافران، قرآن را افسانه هاى پيشينيان مى شمردند، حاكى از آن است كه آنان نه تنها منكر اصالت قرآن بودند; بلكه آن را فاقد هر گونه نوآورى نيز مى دانستند.

1021- مكذبان وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 6

6 - مخالفان رسالت درباره آسمانى بودن قرآن و نزولش از جانب خدا ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 9

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن ـ از جمله آيه دوم همين سوره ـ از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 2

2 ـ دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 3

3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى

مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 1

1 - مشركان ، منكر نزول قرآن كريم از جانب خداوند بودند .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين . أم يقولون افتريـه

«أم»، منقطعه و به معناى «بل» است و معناى دو فراز دو آيه چنين مى شود: «قرآن، از جانب خداوند است و آنان، مدعى اند كه ساختگى است».

1022- مكر دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 2

2- اسطوره خواندن و ساختگى دانستن قرآن ، مكر و توطئه دشمنان اين كتاب آسمانى است .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم

1023- ملائكه و پاسدارى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 17

17 ـ قرآن كريم در حصار حفاظت و مراقبت فرشتگان الهى

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

به قرينه مقام مى توان گفت كه: خداوند براى جاودان ماندن قرآن و مصونيت آن از هر گونه اقدامهاى شيطانىِ انسانهاى كفرپيشه و ضد دين، فرشتگانى را مأمور حفاظت و مراقبت از آن كرده است و مراد از «رسل» در «إن رسلنا يكتبون ما تمكرون» همين دسته از فرشتگان مى باشد.

1024- ممانعت از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 1،3،4،5

1 ـ كافران صدر اسلام، مردم را از گوش فرادادن به قرآن نهى مى كردند.

و هم ينهون عنه

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

4 ـ كافران با پرهيز از گوش فرا دادن به قرآن و جلوگيرى مردم از آن، ناخودآگاه خود را به هلاكت مى افكنند.

و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

5 ـ فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازداشتن مردم از گرايش به آنها، سقوط و هلاكت است.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

1025- ممانعت از تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 5،6

5 - بدترين عمل كافران ، مبارزه با قرآن و تلاش در جهت محروم ساختن مردم از دستيابى به معارف آن است .

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

6 - سدكردن راه ايمان و معرفت ديگران به قرآن ، گناهى بزرگ تر و بدتر از كفر و گناهان شخصى كافران

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أسوء» در مقام مقايسه ميان كفر و حق ناباورى كافران، با تلاش هاى آنان در جلوگيرى از گرايش ديگران به ايمان باشد.

1026- ممانعت از تعجيل در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 2

2 - منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شتابورزى در خواندن آيات وحى ، پيش از پايان يافتن وحى آن

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

1027- ممانعت از مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 8

8 - بازداشتن مردم از مخالفت با بيان هاى روشن قرآن ، فلسفه وعيد ها وهشدار هاى قرآن

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

تهديد شدن اعراض كنندگان از قرآن در آيات گذشته و نيز جمله «أنزلناه قرآناً عربيّاً» قرينه براين است كه متعلق «يتّقون» روى گردانى از قرآن مى باشد.

1028- منافع تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 6

6 - قرائت قرآن ، داراى منافعى بسيار و تضمين شده از سوى خداوند

اقرأ و ربّك الأكرم

توصيف خداوند به «كريم ترين» ـ پس از امر به قرائت ـ بيانگر تأثير آن در فراهم آمدن زمينه كرامت و احسان خداوند است.

1029- منافقان صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 5

5 ـ منافقان صدر اسلام ، مردمانى تأثيرناپذير در برابر آيات الهى قرآن

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

1030- منافقان نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 125 - 1

1 ـ افزايش پليدى منافقان بيماردل ، پس از نزول آيه هاى قرآن و شنيدن آن

و إذا ما أنزلت سورة . .. و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلى رجسهم

1031- منافقان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 8

8 - منافقان در برابر آوازه قرآن و گسترش اسلام ، چاره اى جز ناشنيده انگاشتن آن ندارند .

يجعلون أصبعهم فى ءاذانهم من الصوعق حذرالموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 6،8

6 ـ انكار نفوذ آموزه هاى قرآن در ميان دل و جان مردم ، از ترفند هاى منافقان و دشمنان دين

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

استفهام در جمله «أيّكم زادته . .. » استفهام انكارى و بيانگر نفى تأثيرگذارى آيات قرآن در دل و جان اهل ايمان است. قابل ذكر است كه ضمير «منهم» به منافقان برمى گردد.

8 ـ تلاش منافقان براى سرايت دادن روحيه منفى خويش ( تأثيرناپذيرى از آيات الهى قرآن ) به ديگران

فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 3،6،7،8

3 ـ اشاره مرموزانه منافقان به يكديگر ، براى خروج مخفيانه از جمع شنوندگان آيات الهى

و إذا ما أنزلت سورة نظر بعضهم إلى بعض هل يريكم من أحد

6 ـ سعى منافقان در گريختن از محيط ابلاغ آيات الهى و مراكز شناخت و تبليغ دين

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا

7 ـ روى گردانى منافقان صدر اسلام از آيات الهى پس از شنيدن وحى

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا

8 ـ منافقان روى گردان از آيات الهى قرآن ، مورد نفرين خداوند

ثم انصرفوا صرف اللّه قلوبهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «صرف اللّه قلوبهم» خبر در مقام انشا بوده و براى نفرين باشد.

1032- منافقان و نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 1

1 ـ نگاه مرموز منافقان به يكديگر پس از نزول هر سوره اى از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة نظر بعضهم إلى بعض

1033- منحرفان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 5

5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

1034- منشأ ابلاغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 2

2 - خداوند براى ابلاغ قرآن ، فرستاده اى را به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) گسيل داشت .

إنّه لقول رسول

ضمير «إنّه» ـ به قرينه سياق آيات ـ به قرآن برمى گردد. مراد از «رسول» ـ به قرينه مقابله اين آيه با جمله «و ما هو بقول شيطان» در آيات بعد ـ مأمور ابلاغ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه در بعضى از سوره ها، جبرئيل عهده دار اين وظيفه معرفى شده است.

1035- منشأ اعتراض به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 9

9 - ناتوانى كافران از آوردن همانند براى قرآن ، منشأ اعتراض ها و ايراد هاى آنان به مثل هاى قرآن

فان لم تفعلوا و لن تفعلوا . .. إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما ... و أما الذين

بيان اشكال تراشى كافران به برخى تمثيلهاى قرآن - پس از دعوت آنان به تحدى (فأتوا بسورة) و بيان ناتوانى آنان از آوردن همانند براى قرآن (و لن تفعلوا) - اشاره به ريشه بهانه جوييهاى كافران دارد; يعنى، چون نتوانستند براى قرآن همانند بياورند به بهانه گيرى و اشكال تراشى پرداختند (ماذا أراد اللّه بهذا مثلا)

1036- منشأ اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 6

6 - جهل و جاهليت ، ريشه روى گردانى بيشتر مردم از آيات روشن وحى

لقوم يعلمون . .. فأعرض أكثرهم

از تفريع «أعرض أكثرهم» بر آيه قبلى، استفاده مى شود كه علت اعراض بيشتر مردم از قرآن، نادانى ايشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 4

4 - روى گردانى كافران از كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، ناشى از نابخردى و كوته فكرى آنان بود .

فما لهم عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

1037- منشأ انحطاط مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

1038- منشأ انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 3

3 - پيام هاى بشارت دهنده و انذار كننده قرآن ، نشأت يافته از رحمانيت و رحيم بودن خداوند

تنزيل من الرحمـن الرحيم . .. بشيرًا و نذيرًا

1039- منشأ ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 30 - 3

3 - تصميم انسان بر پيمودن راه دين و پذيرش تعاليم قرآن ، وابسته به مشيّت و خواست خداوند است .

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً . و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

يكى از مصاديق «ما تشاءون»، مشيّت انسان در انتخاب راه خدا است كه در آيه پيش بيان شده است (فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً).

1040- منشأ بشارتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 3

3 - پيام هاى بشارت دهنده و انذار كننده قرآن ، نشأت يافته از رحمانيت و رحيم بودن خداوند

تنزيل من الرحمـن الرحيم . .. بشيرًا و نذيرًا

1041- منشأ پيشگوييهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 5

5 - خبر هاى خداوند از آينده پيروزمند مؤمنان ، متكى به علم گسترده و همه جانبه او

وعدكم اللّه . .. و أخرى لم تقدروا عليها قد أحاط اللّه بها

از ارتباط «قد أحاط. ..» با مطالب قبل، برداشت بالا استفاده مى شود.

1042- منشأ تأثير قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 8

8- تأثير شگرف آيات قرآن بر قلب ها و انديشه ها ، نشانگر استناد آن به نيرويى فوق طبيعى

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

از مجموع آيه شريفه، تأثير شگرف و اعجازگونه آيات قرآن استفاده مى شود.

1043- منشأ تأثيرپذيرى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 2

2 - تأثيرپذيرى از تعاليم و تذكّرات قرآن ، وابسته به مشيّت خداوند است .

إن هو الاّ ذكر . .. لمن شاء ... و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

1044- منشأ تبيين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 19 - 1

1 - خداوند ، عهده دار تبيين و توضيح مطالب قرآن

ثمّ إنّ علينا بيانه

1045- منشأ تدوين قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 11

11 - خداوند ، سامان دهنده الفاظ و كلمات قرآن و هشدار دهنده انسان هادر قالب آياتى گوناگون

أنزلنـه قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد

توصيف قرآن به عربى بودن (در حال نزول)، حاكى از اين است كه علاوه بر محتواى قرآن، الفاظ آن نيز مستند به خداوند است.

1046- منشأ تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 2

2 - نزول قرآن و تعليم آن به انسان ، تبلور رحمت گسترده خداوند به خلق

الرحمـن . علّم القرءان

اسناد تعليم به اسم «رحمان»، بيانگر مطلب بالا است.

1047- منشأ تعليم قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش از دريافت هدايت هاى الهى ، از شريعت اسلام و احكام قرآن بى خبر بود .

و وجدك ضالاًّ فهدى

ضلالت دو گونه است: 1. تحيّر در علوم نظرى مانند توحيد; 2. سرگردانى در علوم عملى نظير احكام شرعى (مفردات راغب). درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) به قرينه آيه «ما ضلّ صاحبكم...» (النجم/2) ـ كه ضلالت را از آن حضرت منتفى مى داند ـ مراد دومين نوع است;

يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنچه را بعد از بعثت با نزول قرآن پى برد، پيش از بعثت نمى دانست.

1048- منشأ تكذيب قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 5

5 - كفر به خدا و تكذيب آيات او ( قرآن ) ، برخاسته از خوى استكبار و خود بزرگ بينى

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

توصيف «عذاب» به «مهين» (ذليل كننده)، گوياى اين حقيقت است كه كفر به خدا و تكذيب آيات او، كردارى برخاسته از روح استكبارى و خودبزرگ بينى است و خداوند، متناسب با آن، كيفرى را تعيين فرموده است تا آن روح را درهم بشكند و به خوارى و ذلتشان بكشاند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 11

11 - انكار و مخالفت منكران حقانيت قرآن ، مبتنى بر شك و ترديد است ; نه يقين و برهان .

و إنّهم لفى شك منه مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 8

8 - مشكل منكران قرآن ، نهفته در خودشان و نه ناشى از نارسايى مفاهيم وحى

نتلوها عليك بالحقّ فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايـته يؤمنون

خداوند با تعبير «فبأىّ حديث. ..»، تأثير و كارايى والا و بى نظير قرآن را يادآور شده است. اين تعبير تعريضى به كافران نيز دارد كه كفر و بى ايمانى آنان، برخاسته از نارسايى مفاهيم وحى نيست; بلكه ريشه در لجاج، عناد و سست انديشى نهفته در درون آنها دارد.

1049- منشأ تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 6

6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

1050- منشأ تهمت جادو به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 3

3 - اتهام بى دليل سحر به قرآن و تورات از سوى كافران صدراسلام ، برخاسته از هواپرستى آنان بود .

قالوا سحران تظـهرا . .. فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم

1051- منشأ دشمنى با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 3

3 - لجاجت و پافشارى بر كفر ، ريشه مبارزه كافران عليه قرآن

أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون

1052- منشأ عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 4

4 - بيدارى و پندگيرى از قرآن به توفيق الهى است .

و ما يذكرون إلاّ أن يشاء اللّه

آيه شريفه مى رساند كه خواست انسان وابسته به خواست خداوند است. در ضمن مى فهماند كه پندگرفتن و متذكر شدن از قرآن نيز، به توفيق الهى است.

1053- منشأ عربيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 3

3 - عربى بودن زبان قرآن ، امرى الهى است و پيامبر در آن نقشى نداشت . *

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا

از اين كه خداوند عجمى بودن قرآن و طبعاً عربى بودن آن را به خود نسبت داده (جعلناه)، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 7

7 - نزول قرآن در قالب واژگان عرب ، متكى به حكمت خداوند است .

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا . .. لعلىّ حكيم

1054- منشأ قدرت تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 5

5 - القاى وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن ، احسان و كرم خداوند به آن حضرت است .

اقرأ و ربّك الأكرم

1055- منشأ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 1

1 - قرآن ، كتابى تحقق يافته و نشأت گرفته از اسم « اللّه » است .

بسم اللّه

«بسم اللّه» در آغاز قرآن را به دو گونه مى توان لحاظ كرد: 1 ـ سخنى باشد كه خداوند آن را براى تعليم به مردم بيان كرده است. در اين لحاظ «بسم اللّه» دستورى به مردم است كه چگونه كارهاى خويش را آغاز كنند. 2 ـ خداوند خود گوينده اين سخن باشد. در اين صورت «بسم اللّه» در آغاز قرآن اشاره به آن است كه خداوند قرآن را با اسم «اللّه» تحقق بخشيده و به ظهور رسانده است; يعنى، قرآن مظهر اسم «اللّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 3،4

3ـ خوددارى عاجزانه مخالفان دين از آوردن همانند براى قرآن ، نشانه و برهانى روشن بر الهى بودن قرآن و ابتناى آن بر علم خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

4ـ پديد آمدن و نشأت گرفتن قرآن از علم الهى ، دليل ناتوانى غير خدا از آوردن همانند براى آن است .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جمله «فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . ..» ناظر به علت اثباتى (اقامه برهان بر الهى بودن قرآن است) و در عين حال از علت ثبوتى (سرّ و ريشه ناتوانى بشر از آوردن همانند براى قرآن) نيز حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 20

20ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خداوند و پرتوى از ربوبيت اوست .

إنه الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 1

1ـ خداوند ، نازل كننده قرآن

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 4

4- قرآن ، كتابى نازل شده از رتبه و جايگاهى بس رفيع و با عظمت

كتـب أنزلنـه إليك

نزول در لغت به معناى فرود آمدن از جاى بلند است كه به تناسب موضوع، نزول از جايگاه رفيع است و نه مكان بلند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 7

7- قرآن ، كلامى حادث و ايجاد شده از سوى خداوند

إن لم يؤمنوا بهـذا الحديث

«حديث» چه به معناى جديد باشد و چه به معناى حادث مقابل قديم، بر حدوث قرآن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 6

6- آيات قرآن ، برگرفته از گنجينه اى مكتوب و مدون نزد پروردگار است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

چنان چه «من» در «من كتاب ربّك» نَشْويه باشد، مراد از «كتاب» منبعى خواهد بود كه آيات قرآن از آن سرچشمه گرفته است. جمله «لامبدل لكلماته» كه بر تغييرناپذير بودن كلمات كتاب دلالت دارد، اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 2 - 1

1- خداوند ، قرآن را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل كرده است .

ما أنزّلنا عليك القران لتشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 7 - 6

6 - قرآن و پند هاى آن ، نشأت يافته از علم مطلق خداوند است .

تذكرة . .. فإنّه يعلم السرّ و أخفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 8

8 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خداوند .

أنّه الحقّ من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 1

1 - قرآن ، نشأت يافته از رحمت و لطف الهى به انسان ها است .

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 1

1 - نزول قرآن ، از مبدأ يگانه وحى ، مقتضى پرهيز از هرگونه شرك

و ما تنزّلت به الشيـطين . .. فلاتدع مع اللّه إلـهًا ءاخر

از اين كه خداوند پس از نفى هر گونه دخالت شياطين در امر وحى، نتيجه گيرى كرده (با «فاء» تفريع) و خطاب را متوجه دعوت به توحيد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 2

2 - قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

اتل ما أوحى إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 1

1 - قرآن ، كتابى است كه از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 2

2 - قرآن ، از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 3،5

3 - قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند

إن كان من عند اللّه

با توجه به اين كه اسم كان قرآن است، مطلب بالا استفاده مى شود.

5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .

و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. ثمّ كفرتم به

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 1،4

1- قرآن حقيقتى مستحكم ، خلل ناپذير و نازل شده از سوى خداوند

إنّا أنزلنـه . .. أمر حكيم ... أمرًا من عندنا

كلمه «أمراً» مى تواند حال براى ضمير مفعولى «أنزلناه» باشد. در اين صورت از ارتباط آن با «أمر حكيم» در آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

4- قرآن حقيقتى الهى و نازل شده از سوى او

إنّا أنزلنـه . .. أمرًا من عندنا إنّا كنّا مرسلين

از انتساب مكرر نزول قرآن به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 6 - 1

1- نزول قرآن ، جلوه اى از رحمت الهى و در جهت رشد ، تعالى و تكامل خلق

إنّا أنزلنـه . .. رحمة من ربّك

«رحمة» مفعول لأجله و علت براى «إنّا أنزلناه» است. وصف «ربّ» مى رساند كه آن نزول و اين رحمت، در جهت ربوبيت خلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 7 - 1

1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .

إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 1

1 - قرآن ، نازل شده از جانب خداوند مقتدر و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 4

4 - كتاب تشريع ( قرآن ) و كتاب تكوين ( نظام طبيعت ) ، هر دو متكى به مبدئى يگانه ، مقتدر و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السمـوت و الأرض لأيـت

از ارتباط دو آيه و اين كه در آيه قبل سخن از «كتاب تشريع» و در اين آيه سخن از «نظام تكوين» به ميان آمده است; همگونى و منشأ يگانه هر دو استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 5 - 3

3 - مفاهيم وحى و قرآن ، متكى به مبدأى مقتدر و بس نيرومند

علّمه شديد القوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 78 - 3،4

3 - قرآن ، نازل شده از لوح محفوظ است ; و نه ساخته و پرداخته ذهن بشر .

إنّه لقرءان كريم . فى كتـب مكنون

4 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) « إنّه لقرآن كريم . فى كتاب مكنون » قال : عنداللّه فى صحف مطهّرة . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «إنّه لقرآن كريم . فى كتاب مكنون»; يعنى، قرآن نزد خداوند در صحيفه هاى پاك و بى آلايش است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

هو الذى ينزّل على عبده ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 5

5 - قرآن ، كتاب نازل شده از سوى خداوند است .

و النور الذى أنزلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 8

8 - قرآن ، كتابى است نازل شده از سوى خداوند براى بشر .

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

طبق گفته مفسران، مقصود از نزول ذكر، نزول قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 43 - 1،2

1 - قرآن ، كتابى است الهى .

تنزيل من ربّ العـلمين

2 - قرآن ، جلوه ربوبيت خداوند است .

تنزيل من ربّ العـلمين

مطلب ياد شده، از نسبت تنزيل به «ربّ العالمين» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 2

2 - اصرار و تأكيد فراوان كافران حق ناپذير و مستكبر صدراسلام ، بر الهى نبودن قرآن و منشأ بشرى داشتن آن

و استكبر . فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر . إن هـذا إلاّ قول البشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 1

1 - قرآن ، كلام خداوند است .

إنّه لقول رسول

عنوان «رسول» گوياى آن است كه او ابلاغ كننده قول است; نه گوينده آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 3

3 - تصور وحى نبودن قرآن و تراوش آن از مغزى مجنون و يا شيطانى مطرود و پندار بخلورزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بيان حقايق ، كژانديشى و گم كردن راه حقيقت است .

فأين تذهبون

ممكن است استفهام در آيه شريفه، ناظر به توهّماتى باشد كه مخالفان درباره قرآن و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند. در اين صورت پرسش آيه اين است كه: فكر شما به كجا مى رود و چه مى پنداريد؟! قرآن غير آنچه گفته شد، نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 7

7 - قرآن ، كتابى الهى و آيات آن ، وابسته به خداوند است .

ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 1،2

1 - خداوند ، نازل كننده قرآن

إنّا أنزلنـه

جمع آمدن ضمير متكلم، بيانگر عظمت است و مراد از ضمير مفعولى «أنزلناه» قرآن است. اشتهار نزول قرآن از جانب خداوند، كلام را از تصريح به نام آن بى نياز ساخته است.

2 - وجود وسايط در نزول قرآن ، از جانب خداوند

إنّا أنزلنـه

ضمير جمع در «أنزلناه»، مى تواند ناظر به نقش وسايط در نزول قرآن باشد.

1056- منشأ قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 8

8 - داستان هاى قرآن ، نازل شده از منبع علم الهى است ; نه برگرفته شده از گفته هاى ديگران .

من لدنّا

1057- منشأ مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 5

5 - مثل هاى قرآن ، حق ( بيانگر واقعيت ها ) و همه از جانب خداوند است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 25

25 - تمثيل هاى خداوند براى فهم معارف بلند الهى ، به امرى محسوس و قابل درك همگان ، برخاسته از علم فراگير او به ويژگى ها و استعداد هاى انسان ها است .

و يضرب اللّه الأمثـل للناس و اللّه بكلّ شىء عليم

برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته است: 1ـ جمله «و اللّه بكلّ شىء عليم» عطف بر جمله «و يضرب اللّه الأمثال للناس» باشد.

2- تذكر به آگاهى همه جانبه خداوند، پس از بيان تمثيل براى مردم، مى رساند كه اين آگاهى مرتبط باانسان ها و ويژگى ها و استعدادهاى او براى بهره گيرى از چنين تمثيل هايى است.

1058- منشأ مخالفت با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 11

11 - انكار و مخالفت منكران حقانيت قرآن ، مبتنى بر شك و ترديد است ; نه يقين و برهان .

و إنّهم لفى شك منه مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 13

13 - مخالفت برخى از كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از بيماردلى و غرضورزى آنان بود .

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهـذا مثلاً

1059- منشأ مصونيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 10

10 - حكمت الهى ، تضمين كننده مصونيت قرآن از تحريف و دستبرد مخالفان

لايأتيه البـطل . .. تنزيل من حكيم حميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 17 - 4

4 - صيانت قرآن از تحريف به وسيله خداوند

إنّ علينا جمعه و قرءانه

1060- منشأ نامگذارى آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 3

3 - آيه ، نامى نهاده شده از سوى خدا بر بندبند نثر قرآن

قد كانت ءايـتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 3

3 - نام گذارى هر يك از عبارت هاى مشخص قرآن به « آيه » از سوى خداوند

و لقد أنزلنا إليكم ءايـت مبيّنـت

1061- منشأ نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 2،5

2 - نازل كننده قرآن ، خداوند است .

و ءامنوا بما أنزلت

مراد از «ما»ى موصوله در «بما انزلت» قرآن است.

5 - نزول قرآن از جانب خدا ، دليل ضرورت ايمان همگان به آن

ءامنوا بما أنزلت

هدف از آوردن «ما»ى موصوله و تبيين آن با جمله «أنزلت» به جاى قرآن و مانند آن، بيان علت حكم (لزوم ايمان) است; يعنى، چون قرآن را خداوند نازل كرده، بايد بدان ايمان آوريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 2

2 ـ خداوندى كه قرآن را به تفصيل نازل كرده، شايسته داورى است.

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 6

6 ـ قرآن، نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند است.

من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 6،8

6 ـ قرآن ، به تمامى ، وحى و نازل شده از جانب خداست ، نه ساخته دست بشر

قل إنما أتبع ما يوحى إلىّ من ربى

حصر در جمله «انما أتبع . .. » ناظر به اتهام مشركان و رد پندار آنان است. يعنى من در ارائه آيات قرآن تابع وحى هستم، نه اينكه

از پيش خود آنها را بسازم و يا از اين سو و آن سو جمع آورى كنم.

8 ـ قرآن كتابى نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند

إنما أتبع ما يوحى إلىّ من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 9

9 ـ ربوبيت الهى ، مقتضى نزول قرآن بر پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بوده است .

لقد جاءك الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 1

1ـ خداوند نازل كننده قرآن است .

و كذلك أنزلنـه

ضمير در «أنزلناه» به «ما اُنزل إليك» در آيه قبل كه مراد از آن قرآن است باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 1

1- قرآن ، بى هيچ ترديدى تنها از جانب خداوند نازل شده است .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 3

3- خداوند ، نازل كننده قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أنزل على عبده الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 1

1 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خداوند .

أنزلنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 1،2،4،5

1 - بى ترديد ، قرآن ، از سوى خداوند نازل شده است .

تنزيل الكتـب لاريب فيه من ربّ العـلمين

«تنزيل» مصدر به معناى مفعول است و اضافه آن به «الكتاب» از باب اضافه صفت به موصوف است. بنابراين، معناى آيه، چنين

مى شود: «اين، آن كتاب نازل شده اى است كه شبهه اى در آن نيست».

2 - قرآن ، كتابى است كه از سوى پروردگار جهان ، نازل شده است .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «تنزيل» مبتدا و «لاريب» خبر باشد. لازم به گفتن است كه «ال» در «الكتاب» براى عهد است و به قرآن كريم، اشاره دارد.

4 - قرآن ، از مقام ربوبيت خدا ، نشأت گرفته و دربردارنده معارفى در جهت رشد و كمال انسان است .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين

5 - ربوبيت خداوند ، مقتضى فرستادن قرآنى خلل ناپذير و متقن است .

تنزيل الكتـب لاريب فيه من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 1،5،6

1 - مشركان ، منكر نزول قرآن كريم از جانب خداوند بودند .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين . أم يقولون افتريـه

«أم»، منقطعه و به معناى «بل» است و معناى دو فراز دو آيه چنين مى شود: «قرآن، از جانب خداوند است و آنان، مدعى اند كه ساختگى است».

5 - ربوبيت خداوند ، منشأ نزول كتاب آسمانى ( قرآن و . . . ) است .

تنزيل الكتـب . .. بل هو الحقّ من ربّك

6 - قرآن ، حقِّ محض و نازل شده از جانب خداوند است .

بل هو الحقّ من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 3

3 - نزول كتاب آسمانى قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پرتوى از ربوبيت خدا است .

الذى أُنزل إليك من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 9

9 - ربوبيت خداوند ، مقتضى فرو فرستادن قرآن كريم

قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ

«ال» در «الحقّ» مى تواند عهد بوده و به قرآن كريم (ذكر شده در آيات سابق) بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 1

1 - قرآن ، كتابى گران سنگ و نازل شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتـب أنزلنـه إليك

تنكير «كتاب» مفيد تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده آن (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بود ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 1

1 -قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند است ; نه دستاورد بشر .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 1،2،5

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از ناحيه خداوند

تنزيل من الرحمـن الرحيم

«تنزيل» مصدر و به معناى اسم مفعول «منزَّل» است. اين كلمه خبر براى مبتداى محذوف «هـذا» است كه اشاره به قرآن دارد.

2 - تمامى قرآن ، حتى حروف آن ، نازل شده از ناحيه خداوند *

حم . تنزيل من

برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه «حم» اشاره به حروف داشته باشد; يعنى، تنها مفاهيم و معارف كلى از ناحيه خداوند بر پيامبر نازل نشده است تا او آنها را به لفظ درآورده باشد; بلكه آيات قرآن ـ كه تشكيل يافته از «حاء و ميم» و امثال آن است ـ با همين شكل از ناحيه خداوند نازل شده است.

5 - قرآن ، در قالب الفاظ عربى ، داراى نزول تدريجى از جانب خداوند

حم . تنزيل من

بنابراين احتمال كه «حم» نظر به جنبه لفظى قرآن داشته باشد، با توجه به آياتى كه نزول دفعى قرآن را مى فهماند مى توان نتيجه گرفت كه نزول دفعى قرآن، نزولى مفهومى و معرفتى بوده و نزول لفظى آن در قالب حروف و كلمات عربى، نزول تدريجى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 6

6 - قرآن ، نازل شده از سوى پروردگار كاردان و ستوده

تنزيل من حكيم حميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 3

3 - قرآن ، وحى خدا و نازل شده از عالم امر *

أوحينا إليك روحًا من أمرنا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «روحاً» قرآن باشد. در اين صورت «من أمرنا» اشاره دارد به اين كه قرآن مخلوقى از جهان بالا و نازل شده از عالم امر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده به زبان عربى از سوى خداوند

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 1

1- قرآن ، فرستاده شده از جانب خداوند عزيز و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 2

2 - نزول قرآن و تعليم آن به انسان ، تبلور رحمت گسترده خداوند به خلق

الرحمـن . علّم القرءان

اسناد تعليم به اسم «رحمان»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 80 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

تنزيل من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 9

9 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و ما نزل من الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 8

8 - آيه هاى قرآن ، نازل شده از جانب خداوند

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

1062- منشأ هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 9

9 - راهنما بودن قرآن از سوى خداوند ، مقتضى شرك نورزيدن و شريك ندانستن هيچ كس براى او است .

يهدى إلى الرشد فـامنّا به و لن نشرك بربّنا أحدًا

1063- منطق قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 8

8 ـ برخورد منطقى قرآن با مخالفان

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

زيرا كتاب خودشان را حَكَم قرار داده است.

1064- منكران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 2،6

2 ـ وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان منكران قرآن ، علت مصونيت آنان از عذاب هاى الهى ، نه حقانيت آنان در انكار قرآن

إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر . .. و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم

جمله «و ما كان . .. » پاسخى است به عذاب خواهى منكران قرآن. يعنى وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان جامعه مانع عذاب استيصال است. بنابراين كسى مپندارد كه عذاب نشدن منكران قرآن هر چند به تقاضاى خود آنان باشد، دليل حقانيت آنان است.

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

1065- مواعظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 9

9 ـ بيان احكام الهى ( لزوم پرهيز از رباخوارى ، پيروى از خدا و رسول و . . . ) ، روشنگر مردم و پندى براى تقواپيشگان و هدايت كننده آنان

يا ايّها الّذين امنوا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

برخى برآنند كه «هذا»، اشاره به كليه مسائل و معارفى است كه در آيات 130 تا 137 تبيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 4

4 - قرآن ، مايه پند انسان ها و بيدارى از غفلت ها

و إذا ذكّروا لا يذكرون

1066- موانع استفاده از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 9

9 - روحيه خيره سرى و عناد ، مانع بهرهورى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

با توجه به اين كه قرآن، آمده است تا با روشنگرى هايش گمراهان را هدايت كند و بى ترديد اين روشنگرى ها در بسيارى از آنان اثر كرده است; مراد از عبارت «لقوم يؤمنون» همه كسانى است كه در صدد شناخت حق بوده و در مقابل آن تسليم مى شوند و در مقابل آنان كسانى هستند كه در موضع لجاجت و دشمنى قرار دارند و از حق مى گريزند و چه بسا با آن به ستيز مى پردازند.

1067- موانع ايمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 9

9ـ دنياطلبىو تجمل گرايى ، از موانع پذيرش توحيد و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله و أن لا إلـه إلاّ هو فهل أنتم مسلمون. من كان يريد ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 8

8- اسطوره قلمداد كردن قرآن ، بازدارنده مردم از ايمان به آن است .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 2

2 - تعصّب و تقليد كور از نياكان ، مانع گرايش كافران به پيروى از قرآن و تعاليم آسمانى است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 5

5 - خوى سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذير ، از موانع پذيرش قرآن و وحى الهى

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 7

7 - روى گردانى از قرآن ، مايه محروميت از پذيرش مفاهيم آن

فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لايسمعون» به معناى «لايقبلون» باشد (الميزان، روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 8

8 - عقيده به شريك داشتن خدا ، در تضاد با ايمان به قرآن

فـامنّا به و لن نشرك بربّنا أحدًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جنيان پس از درك هدايت گرى قرآن، دو نكته را با هم بر اين درك تفريع كردند: 1ـ ايمان به قرآن، 2ـ شريك نگرفتن براى خدا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 5

5 - روحيه ناباورى ، مانع پذيرش قرآن و خضوع در برابر آن

لايؤمنون . و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

1068- موانع تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 8

8 - تقليد هاى كوركورانه ، از دسيسه هاى شيطان براى بازدارى انسان ها از پيروى قرآن و احكام دين

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما أل

جمله «بل نتبع . ..» كه گوياى تقليد كوركورانه است - به قرينه آيات قبل - بيانگر مصداقى است براى «خطوات الشيطان». قابل ذكر است كه قيد «كوركورانه» از جمله «أو لو كان آباؤهم ...» استفاده شده است.

1069- موانع خضوع براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 5

5 - روحيه ناباورى ، مانع پذيرش قرآن و خضوع در برابر آن

لايؤمنون . و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

1070- موانع دشمنى با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 10

10- توجه به عزّت و شكست ناپذيرى خداوند ، مقتضى خصومت نورزيدن در برابر قرآن و قوانين آن *

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

تذكر خداوند به مردم، درباره عزت و پيروزمندى خود، مى تواند از آن جهت باشد كه آنان را هشدار دهد تا مبادا در برابر كتاب و قوانين او، به ستيز برخيزند; زيرا كارى از پيش نخواهند برد.

1071- موضعگيرى عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 4

4 ـ واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .

فقد جاءو ظلمًا و زورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 5

5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار ـ و نه دليل يقينى ـ

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

1072- موضعگيرى منفى عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 2

2 ـ موضع گيرى منفى و تمسخرآميز در برابر آيات الهى قرآن و ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق است .

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

1073- موعظه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

1074- موعظه گرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 1،7

1 ـ قرآن ، براى همه مردم موعظه و براى بيمارى هاى نهفته در دل بيماردلان ، دارويى شفابخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

1075- مؤاخذه اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13،15

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

15 - ربوبيت الهى ، مقتضى مؤاخذه كافرانِ به قرآن

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظـلمون موقوفون عند رب

1076- مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 2

2 - از ميان يهود و نصارا ، پيروان حقيقى تورات و انجيل به قرآن و محمد (صلی الله علیه و آله) ايمان مى آورند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«تلاوت به معناى خواندن و قرائت كردن است. برخى از اهل لغت آن را به معناى پيروى كردن نيز گفته اند. مراد از ضمير «به» محتمل است قرآن يا پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و نيز مى تواند به الكتاب (تورات و انجيل) برگردد. برداشت فوق ناظر به اين است كه مراد از ضمير «به» قرآن يا پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و تلاوت به معناى پيروى كردن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 4،5،7

4 ـ هرگز تمامى مردم روى زمين ، به قرآن ايمان نخواهند آورد .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

5 ـ مردم روزى زمين همواره نسبت به قرآن دو دسته هستند : مؤمن و كافر .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

7 ـ كسانى كه قرآن را مى پذيرند و به آن ايمان مى آورند ، از رذيله فسادانگيزى منزه هستند .

و منهم من يؤمن به . .. و ربك أعلم بالمفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 12

12ـ آنان كه از بصيرت الهى برخوردارند ، به قرآن ايمان مى آورند .

أفمن كان على بيّنة . .. أُولـئك يؤمنون به

مراد از ضمير در «به» به دليل آيات گذشته (أم يقولون افتراه . ..) و نيز بخشهاى بعدى آيه ، قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 8

8ـ تنها خردمندان حقانيّت قرآن و الهى بودن آن را درمى يابند و آن را باور مى كنند .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 1

1 - ايمان آوردن برخى از اهل كتاب صدراسلام به قرآن

الذين ءاتينـهم الكتـب . .. به يؤمنون

عبارت «الذين آتيناهم الكتاب» اشاره به گروهى از اهل كتاب دارد; نه همه آنان، زيرا بديهى است كه همه اهل كتاب در صدراسلام به قرآن ايمان نياوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 8

8 - تعداد كمى از مشركان مكه ، به قرآن ، ايمان آوردند .

و من هـؤلاء من يؤمن به

«من» در «من هـؤُلاء» تبعيض است و «هـؤُلاء» اشاره به مشركان مكه دارد. گفتنى است كه تعبير «من هـؤُلاء» ـ همان گونه كه برخى گفته اند ـ دلالت بر قلّت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 10

10 - گروهى از مردم ، در برخورد با آيات قرآن كريم ، آن را مى پذيرند و گروهى ديگر ، از آن روى گردانده و به سخنان بيهوده روى مى آورند .

تلك ءايـت الكتـب . .. هدًى ... للمحسنين ... و من الناس من يشترى لهو الحديث

آيه، عطف معنوى به آيات پيش و يا عطف قصه به قصه است و گويا، در صدد بيان اين نكته است كه مردم، در برخورد با قرآن، دو دسته اند: گروهى از آنان محسنان اند كه هدايت پذيرند و گروهى ديگر، از آن گريزانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، آورنده كتاب آسمانى قرآن و دين الهى و تصديق كننده و مؤمن به آن بود .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به

در اين كه «الذى» در دو جمله « جاء بالصدق و صدّق به» چيست، چند احتمال وجود دارد: 1ـ مقصود در هر دو جمله يك شخص و آن پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است. 2ـ مراد پيامبران الهى مى باشد و «الذى» ـ هرچند به صيغه مفرد است ـ ولى به قرينه اين كه با صيغه جمع (أُولـئك هم المتّقون) بدان اشاره گشته، از آن جنس اراده شده است. 3ـ مقصود از «الذى» در جمله دوم (و صدّق به) بر مبناى احتمال نخست، پيروان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و بر مبناى احتمال دوم، پيروان پيامبران الهى است. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب ـ كه قرآن به لغت آنان نازل شده ـ از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 6

6- پى بردن جنيان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با استماع كلام وحى

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

تعبير «ولّوا إلى. ..» نشان مى دهد خود جنيان، انذارها را پذيرفتند و به آن ايمان آوردند.

1077- مؤمنان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 13

13 ـ تنها اهل ايمان از هدايتگرى و رحمت آفرينى قرآن بهره مند مى شوند .

هذا . .. هدى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 6

6 ـ قرآن براى مؤمنان ، هدايت و رحمت است .

و هدًى و رحمة للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 2،4

2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا

4 ـ قرآن ، نعمتى است كه مؤمنان با بهره مندى از آن ، نبايد از تنگدستى خود و دارايى و اندوخته هاى مادى ديگران ، اندوهناك باشند .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 8

8 - تنها حق جويان و اهل ايمان ، زمينه دار بهره مندى از روشنگرى هاى قرآن

تلك ءايـت الكتـب المبين . نتلوا عليك... لقوم يؤمنون

قيد «لقوم يؤمنون» مى رساند كه ديگران شايستگى بهرهورى از قرآن را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 9

9 - وجود هميشگى مؤمنانى كه با تدبر در قرآن ، از رهنمود هاى آن بهره مى گيرند .

قد بيّنا لكم الأيـت لعلّكم تعقلون

به كارگيرى «لعلّ» ـ كه براى بيان اميد است ـ نشان مى دهد كه زمين هرگز از وجود مؤمنانى كه از قرآن استفاده كنند، خالى نمى شود.

1078- مؤمنان و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 7

7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .

فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم

1079- مؤمنان و نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 10

10 ـ افزايش ايمان مؤمنان و بروز شادمانى در چهره آنان ، با نزول و شنيدن آيه هاى قرآن

فأما الذين ءامنوا فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون

1080- مهربانى درشفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 8

8- شفابخشى قرآن نسبت به بيمارى هاى روحى ، فكرى و اخلاقى توأم با رحمت ، شفقت و مهربانى است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

ذكر دو صفت «شفاء» و «رحمت» براى قرآن، در كنار يكديگر، مى تواند مشعر به معناى ياد شده باشد.

1081- مهلت به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 5

5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .

إنّ كيدى متين

جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.

1082- مهمترين تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 2،8

2ـ توحيد و لزوم يكتاپرستى از تعاليم اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

كتـب أُحكـمت ءايـته ثم فصلت . .. ألاّ تعـبدوا إلاّ الله

«ألاّ» مركب از «أن» تفسيريه و «لا» ى ناهيه است و جمله «لاتعبدوا . ..» تفسير «كتاب اُحكمت آياته ثم فصلت» مى باشد; يعنى ، نهى از پرستش غير خدا ، سخن متقن و روشن قرآن است.

8ـ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيام هاى متقن ، روشن و اساسىِ قرآن

كتـب أُحكمت ءايـته ثم فصلت . .. إننى لكم منه نذير و بشير

جمله «إننى لكم منه . ..» نيز همانند «لاتعبدوا ...» تفسير «كتاب اُحكمت ...» مى باشد; يعنى ، از پيامهاى اين كتاب ، رسالت و نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 2

2ـ ضرورت استغفار از گناهان ( پرستش غير خدا و . . . ) از پيام هاى اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

و أن استغفروا ربكم

«أن» در جمله فوق تفسيريه است و لذا «استغفروا ربكم» نيز همانند «لاتعبدوا. ..» تفسير «كتاب اُحكمت...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 8،13

8- اثبات يگانگى خدا و آگاه كردن مردم به اين حقيقت ، اساسى ترين موضوع قرآن و محور آموزه هاى آن است .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليعلموا أنما هو إلـه وحد

13- پنددهى به صاحبان خرد ناب ، از محور هاى مهم آموزه هاى قرآن و از موضوعات اساسى آن است .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 2،13

2- عدل ، احسان و صله رحم ، از مهم ترين دستورات هدايتى قرآن است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. إن الله يأمر بالعدل و الإحسـن و إيتاىءِ ذى القربى

خداوند، پس از معرفى قرآن به مسأله عدل، احسان و بخشش به خويشاوندان پرداخته است. ارتباط اين دو موضوع، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

13- قرآن ، عهده دار بيان همه ارزش ها و ضد ارزشهاست .

تبيـنًا لكلّ شىء . .. إن الله يأمر بالعدل ... و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

فرمان به رعايت عدالت و . .. تحذير از فحشا و ... پس از توصيف قرآن به «تبياناً لكل شىء» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد; يعنى، قرآن بيانگر تمامى حقايق مربوط به ارزشها و ضد ارزشهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 9

9- توحيد ربوبى ، از مهم ترين تعاليم قرآن كريم و مشركان داراى حساسيتى شديد نسبت به آن

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

ذكر صفت «ربّ» از ميان ديگر اسما و صفات خداوند، به ضميمه قيد «وحده» (توحيد ربوبى) بيانگر اهميت آن در تعاليم دينى است و روى گردانى نفرت آلود مشركان از طرح آن، نشانگر حساسيت شديد آنان به آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 4

4- ايمان به رستاخيز و معاد ، از تعاليم مهم دين و آموزه هاى قرآن است .

و قالوا أءذا . .. لمبعوثون خلقًا جديدًا

ذكر مسأله معاد پس از بيان موضوع قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ميان ساير تعاليم دين، حكايت از جايگاه ويژه آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 9

9- انذار ، مهم ترين و بارزترين پيام قرآن براى جنيان

فلمّا حضروه قالوا أنصتوا . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

تنها صفتى كه خداوند براى جنيان، ياد كرده، اين است كه آنان پس از شنيدن آيات قرآن، با روحيه انذارگرى و به انگيزه انذار به سوى قومشان بازگشتند.

1083- ناپسندى افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 14

14- بار گناه اسطوره خواندن قرآن ، بارى بس ناشايست و زشت

قالوا أسـطر الأولين . .. ألا ساء ما يزرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 15

15- اسطوره خواندن قرآن ، توطئه عليه دين الهى و انتخاب كفر ، اعمالى زشت و ناپسند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

1084- ناپسندى شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 10

10 ـ ترديد و شك در الهى و حق بودن قرآن ، امرى ناروا و خلاصى نفس از آن ، ضرورى و لازم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

1085- ناخشنودى از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 4،5

4 ـ ناخشنودى از شنيدن آيات الهى ، نشانه نفاق است .

و إذا ما أنزلت سورة . .. هل يريكم من أحد ثم انصرفوا

5 ـ نگرانى شديد منافقان از افشاى ماهيت پليد و برملا شدن ناخشنودى آنان از آيات الهى ، نزد ديگران

هل يريكم من أحد ثم انصرفوا

1086- نامگذارى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 5

5- نام گذارى آخرين كتاب آسمانى به « قرآن » و تقسيم بندى آن به « آيات » ، از جانب خداوند بود .

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

1087- نامه عمل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

1088- نامهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 5

5 ـ « الكتاب » ، از نام هاى قرآن *

نزّل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 5

5 ـ فرقان ، از اسامى قرآن

و انزل الفرقان

بنابر قول بسيارى از مفسّرين، منظور از «فرقان»، قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 2،3

2 ـ نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

هو الذى انزل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

3 ـ « الكتاب » ، از اسامى قرآن *

هو الّذى انزل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 4

4 ـ « الذكر الحكيم » ، از نام هاى قرآن

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

برداشت فوق را روايت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) تأييد مى كند كه فرمود: . .. كتاب اللّه، هو الذكر الحكيم.


الدر المنثور، ج 2، ص 227.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 4

4 ـ حق ، از نام هاى قرآن است .

قد جاءكم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 4

4ـ آيات سوره يوسف ، بخشى از قرآن مبين است .

تلك ءايـت الكتـب المبين

مشاراليه «تلك» آيات سوره يوسف است. بنابراين «تلك آيات ...» ; يعنى ، آياتى كه پيش روى شماست ، آيات آن كتاب مبين (قرآن) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 3

3- قرآن كريم ، از همان آغاز نزول ، از جانب خداوند « كتاب » ناميده شده است .

كتـب أنزلنـه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 4

4- قرآن ، قبل از به پايان رسيدن نزول مجموعه آيات آن ، به عنوان كتاب معرفى شده است .

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

با اينكه اين سوره مكى است و هنوز همه آيات قرآن در آن هنگام نازل نشده بود، از قرآن، به عنوان «كتاب» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 2

2- « ذكر بودن قرآن » ، وصفى كه كافران مكه با آن آشنا بودند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 3

3- « ذكر » از نام هاى قرآن است .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 5،19

5- ذكر ، از نام هاى قرآن كريم است .

و أنزلنا إليك الذكر

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . و سمّى الله عزّوجلّ القرآن ذكراً فقال تبارك و تعالى : « و أنزلنا إليك الذكر . . . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. خداى عزّوجلّ قرآن را «ذكر» ناميده و فرموده است: و أنزلناإليك الذكر».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 2

2- قرآن ، از همان دوران اوليه نزول ، به عنوان كتاب معرفى و شناخته شده است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 3

3- قرآن ، از نام هاى كتاب آسمانى اسلام و شناخته شده در مراحل آغازين نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا قرأت القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 5

5- « كتاب پروردگار » ، عنوانى براى قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

كتاب ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 7

7 - « ذكر » ، از اسامى و اوصاف قرآن

و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 7

7 ـ فرقان ، نامى از نام هاى قرآن كريم

نزّل الفرقان على عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 3

3 ـ ذكر ، از نام هاى قرآن كريم

لقد أضلّنى عن الذكر

مراد از «ذكر» در آيه ياد شده قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 5

5 - پيش از هجرت ، عنوان « كتاب » ، عنوانى شناخته شده براى قرآن بوده است .

تلك ءايـت الكتـب الحكيم

سوره لقمان، سوره اى مكى است. از اين كه در اين سوره، از قرآن به عنوان «كتاب» ياد شده است، نكته بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 4

4 - « ذكر » از نام هاى قرآن است .

من اتّبع الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 9

9 - ذكر و قرآن ، از نام هاى كتاب آسمانى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إن هو إلاّ ذكر و قرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 3

3 - ذكر ، از نام هاى كتاب هاى آسمانى

ذكرًا من الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 6

6 - ذكر ، از نام هاى قرآن

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 3

3 - ذكر ، از نام هاى قرآن

هـذا ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 5

5 - « ذكر » ، از نام هاى قرآن است .

أفنضرب عنكم الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 7

7ـ « الكتاب » از نام هاى قرآن

و الكتـب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 2

2 - « الكتاب » ، از نام هاى قرآن است .

تنزيل الكتـب من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 2،3

2- « الكتاب » ، از نام هاى قرآن

تنزيل الكتـب من اللّه

3- قرآن ، داراى عنوان « كتاب » و به صورت تدوين شده در عصر بعثت

تنزيل الكتـب من اللّه

قرآن، خود عنوان كتاب را بر آيات نازل شده منطبق ساخته است. از اين نكته و با توجه به مكّى بودن آيات، استفاده مى شود كه آيات قرآن، از آغاز نزول داراى عنوان كتاب بوده و مدوّن و مكتوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 1 - 5

5ـ « قرآن مجيد » ، عنوانى انتخاب شده از سوى خداوند

ق و القرءان المجيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 14

14 - قرآن ، نام كتاب آسمانى نازل شده بر پيامبراسلام

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 4

4 - ذكر ، از نام هاى قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى

فالملقيـت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 10

10 - قرآن ، نامى برگزيده از جانب خداوند پيش از تكميل آيات آن در عصر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا قرىء عليهم القرءان

1089- نجات بخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 5

5- قرآن ، مايه نجات آدمى از خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى موجود بر سر راه انسان *

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

1090- نجاشى و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

1091- نجواى اخروى معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 103 - 1،2،3

1 - گنه كاران و اعراض كنندگان از قرآن ، در صحنه قيامت ، آهسته و بى صدا با يكديگر سخن مى گويند .

يتخـفتون بينهم

«خفت» به معناى پوشاندن گفتار است (لسان العرب). «يتخافتون» از باب تفاعل، دال براين است كه هنگام گفت وگوى با يكديگر، از آنان صدايى شنيده نمى شود. گفتنى است كه به قرينه «خشعت الأصوات للرحمان» (در آيات بعد)، آنچه مجرمان را وادار به پايين آوردن صدا كرده است، احساس عظمت خداوند و انتظار رحمت او است.

2 - برآورد مدت زمان درنگ در برزخ ، از جمله گفتوگو هاى پنهانى سرپيچى كنندگان از قرآن با يكديگر ، در صحنه قيامت

يتخـفتون بينهم إن لبثتم

سؤال مجرمان در باره مدت درنگ خود ـ به قرينه اختلاف فاحش عمر آنان در دنيا ـ سؤال از مدت سپرى شده پس از مرگ است.

3 - گروهى از مجرمان و روى گردانان از قرآن در قيامت ، مدت زمان درنگ خود را در برزخ ، ده روز تخمين مى زنند .

إن لبثتم إلاّعشرًا

«لبث» به معناى توقف و درنگ است و مراد از «عشراً» ـ به قرينه «يوماً» در آيه بعد ـ ده روز مى باشد. اين كلمه گرچه فقط براى مؤنث (مثل ليالى) به كار مى رود; ولى هنگام حذف تميز براى مذكر (مانند أيّام) نيز استعمال دارد.

1092- نزول آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 6

6- آيات قرآن ، آياتى فرود آمده از لوح محفوظ

الر تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين

با توجه به اينكه لفظ «قرآن» پس از «الكتاب» ذكر شده و نيز اصل درآوردن لفظ مترادف، تأسيس است نه تأكيد و تكرار، احتمال دارد كه مراد از «الكتاب» لوح محفوظ باشد.

1093- نزول آيه برائت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 10

10 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « نزلت هذه الآية بعد ما رجع رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) من غزوة تبوك فى سنة تسع من الهجرة . . . ;

آيه «برائة من اللّه . .. » بعد از مراجعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جنگ تبوك در سال نهم هجرى نازل شده است ... ».

1094- نزول تدريجى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 6

6 ـ نزول قرآن ، تدريجى و نزول ديگر كتب آسمانى ، دفعى و يكباره بوده است .

و الكتب الذى نزل على رسوله و الكتب الذى أنزل من قبل

برخى از مفسران همانند زمخشرى برآنند كه «نزل» در مورد نزول تدريجى و «انزل» در مورد نزول دفعى به كار گرفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 9

9 ـ قرآن به صورت تدريجى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

ان تسئلوا عنها حين ينزل القرءان تبدلكم

چنانچه نزول قرآن دفعى باشد، پرسش و پاسخ در هنگام نزول آن، امكان پذير نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 2،3

2 ـ آيات قرآن گاهى با تأخير و فاصله زمانى نازل مى شد .

و إذا لم تأتهم باية

3 ـ مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) تأخير نزول آيات را دستاويز و بهانه تكذيب رسالت وى قرار مى دادند و وى را شماتت مى كردند .

و إذا لم تأتهم باية قالوا لو لا اجتبيتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 3

3 ـ نزول وحى ( قرآن ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تدريجى بود .

و اتبع ما يوحى إليك

فعل مضارع «يوحى» دلالت بر تجدد و استمرار دارد و لازمه تجدد و استمرار، تدريجى بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 16

16- قرآن ، داراى دو نزول ( دفعى و تدريجى ) است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

آوردن دو فعل «أنزل» و «نزّل» براى بيان نزول قرآن ـ چنان چه راغب گفته است ـ احتمال دارد از اين جهت باشد كه «نزّل» به معناى نزول پراكنده و تدريجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 4،5

4- آيات قرآن ، به تدريج و به مرور زمان نازل شده است .

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية

لازمه تبديل يا نسخ آيات و پيامهاى قرآن، نزول تدريجى آنهاست.

5- نزول تدريجى آيات قرآن و تغيير برخى از آنها از نظر مفاد به مرور زمان ، ناشى از علم الهى است .

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية و الله أعلم بما ينزّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 14

14 - نزول آيات قرآن و كلمات آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تدريجى بود .

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى است كه به تدريج و جدا جدا ( آيه آيه و سوره سوره ) بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرود آمد .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه برخى از مفسران چون زمخشرى، قرآن به اين دليل به فرقان (جدا كننده) نام گذارى شده است كه آيات و سوره هاى آن جدا جدا و با فاصله و به تدريج گرديده بود. ; مثلا در آيه 106 «سوره اسراء» آمده است: «و قرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلناه تنزيلاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 2،6،7

2 ـ دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

6 ـ آيات قرآن ، در عين تدريجى و با فاصله نازل شدن آنها ، داراى بهترين نظم و انسجام

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنـه ترتيلاً

«ترتيل» مصدر «رتّلنا» و از ريشه «رتل» (به معناى نظم و ترتيب زيبا و منسجم) است.

7 ـ آيات قرآن ، شمرده شمرده و آهسته آهسته بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد .

و رتّلنـه ترتيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 2

2 - تعلق اراده الهى بر نازل كردن تدريجى قرآن

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

به كارگيرى واژه «تنزيل» به جاى «إنزال»، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 4

4 - قرآن ، به صورت تدريجى و نه دفعى بر مردم نازل گرديد .

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 2

2 - نزول پياپى رهنمود هاى الهى در قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول

«توصيل» (مصدر «وصّلنا») به معناى پى در پى آوردن است و «ال» در «القول» براى جنس و مفيد استغراق مى باشد. بنابراين «وصّلنا لهم القول»; يعنى، هر سخنى را براى آنان پياپى آورديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 4،5،7

4 - قرآن ، نازل شده به شكل نزول تدريجى

تنزيل من الرحمـن الرحيم

مطلب ياد شده از واژه «تنزيل» ـ كه براى نزول تدريجى به كار مى رود ـ استفاده شده است (مفردات راغب).

5 - قرآن ، در قالب الفاظ عربى ، داراى نزول تدريجى از جانب خداوند

حم . تنزيل من

بنابراين احتمال كه «حم» نظر به جنبه لفظى قرآن داشته باشد، با توجه به آياتى كه نزول دفعى قرآن را مى فهماند مى توان نتيجه گرفت كه نزول دفعى قرآن، نزولى مفهومى و معرفتى بوده و نزول لفظى آن در قالب حروف و كلمات عربى، نزول تدريجى

بوده است.

7 - نزول تدريجى قرآن ، جلوه اى از رحمت خداوندى

تنزيل من الرحمـن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 3

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايـته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 7

7 - نزول قرآن ، نزولى تدريجى ، حكيمانه و شايان ستايش

تنزيل من حكيم حميد

به كارگيرى لفظ «تنزيل» ـ كه براى نزول تدريجى است ـ مفيد برداشت ياد شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 80 - 2

2 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نزول تدريجى بود .

تنزيل من ربّ العـلمين

مفسران، «تنزيل» را به نزول تدريجى و «إنزال» را به نزول دفعى معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 2

2 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) تدريجى بود .

هو الذى ينزّل على عبده ءايـت بيّنـت

به كارگيرى فعل مضارع «ينزّل» ـ كه مفيد استمرار يافتن نزول قرآن است ـ بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 4

4 - نزول آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تدريج و جمله جمله بود .

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 3

3 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تدريجى و مرحله اى بود .

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً

«تنزيلاً»، مفعول مطلق نوعى است و در اين آيه بر نزول تدريجى قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دلالت دارد. ضمن آن كه پيش از اين آيه و پس از آن، سوره ها و آيات فراوانى ـ كه بافاصله زمانى بسيارى از هم قرار دارند ـ نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 8

8 - « قال الصادق ( ع ) نزل القرآن فى ليلة القدر إلى البيت المعمور جملة ثمّ نزل من البيت المعمور على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى طول عشرين سنة ;

امام صادق(ع) فرمود: قرآن در شب قدر به صورت كامل و يك جا، به بيت المعمور نازل گشت و سپس از بيت المعمور به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست سال [به صورت تدريجى] نازل شد».

1095- نزول تفصيلى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 2

2 ـ خداوندى كه قرآن را به تفصيل نازل كرده، شايسته داورى است.

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

1096- نزول دفعى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 3

3 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «انزال» در «أنزلت سورة» براى نزول دفعى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 2

2 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «انزال» در جمله «و إذا ما أنزلت . .. » نزول دفعى باشد. قابل ذكر است كه «انزال» مانند «تنزيل» هم در نزول دفعى و هم در نزول تدريجى به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 16

16- قرآن ، داراى دو نزول ( دفعى و تدريجى ) است .

و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم

آوردن دو فعل «أنزل» و «نزّل» براى بيان نزول قرآن ـ چنان چه راغب گفته است ـ احتمال دارد از اين جهت باشد كه «نزّل» به معناى نزول پراكنده و تدريجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 3

3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى

مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 4،8

4 - نزول قرآن در شب قدر ، به صورت كامل بوده است . *

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

نزول بسيارى از آيات قرآن، به مناسبت هاى گوناگونى بوده است كه در طول زندگانى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، پيش آمده بود. در نتيجه آيه شريفه، ناظر به نزول آن در مرحله اى ديگر خواهد بود كه معارف و رهنمودهاى قرآن، به صورت كامل از جانب خداوند در شب قدر نازل شده بود. گفتنى است كه تفاوت تعبير «إنزال» و «تنزيل»، مى تواند بيانگر اين دو مرحله از نزول قرآن باشد. در اين احتمال، «إنزال» ناظر به نزول دفعى در شب قدر و «تنزيل» ناظر به نزول تدريجى آن در طول زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد بود.

8 - « قال الصادق ( ع ) نزل القرآن فى ليلة القدر إلى البيت المعمور جملة ثمّ نزل من البيت المعمور على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى طول عشرين سنة ;

امام صادق(ع) فرمود: قرآن در شب قدر به صورت كامل و يك جا، به بيت المعمور نازل گشت و سپس از بيت المعمور به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست سال [به صورت تدريجى] نازل شد».

1097- نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 1

1 - قرآن كتابى است كه خداوند ، آن را بر پيامبر خويش نازل كرده است .

مما نزلنا على عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 13،15

13 - نازل شدن قرآن به فرمان خدا ، دليلى بر ناروايى عداوت يهود با جبرئيل است .

من كان عدواً لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه قيد «بإذن اللّه» پاسخى حلّى در ارتباط با عداوت يهود با جبرئيل باشد; يعنى، او به فرمان خدا قرآن را بر قلب پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد و كسى كه فرمان خدا را اطاعت كند، نبايد در نزد معتقدان به خدا مبغوض باشد.

15 - هدايتگرى و بشارت دهندگى قرآن ، دليلى بر نابه جابودن عداوت يهود با نازل كننده آن ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك . .. هدىً و بشرى للمؤمنين

عبارت «هدىً و بشرى» نيز همانند «مصدقاً» حاوى اين نكته است كه جبرئيل معارفى را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) القا كرد كه بشارت دهنده و هدايتگر است و لذا دشمنى كردن با او، نمى تواند توجيه معقولى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 14،15،18

14 ـ لزوم يادآورى نزول كتاب و حكمت ( قرآن ) از سوى خداوند بر مردم

و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة

مراد از «كتاب»، قوانين و احكام ظاهرى قرآن است و مراد از «حكمت»، باطن و حكمتهاى قوانين و شريعت است. (الميزان)

15 ـ قرآن و حكمت هاى نازل شده ، از نعمت هاى الهى

و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب الحكمة

بنابراينكه جمله دوّم (و ما انزل . .. )، عطف تفسيرى براى «نعمت اللّه» باشد، و يا اينكه از موارد عطف خاص بر عام باشد.

18 ـ قرآنِ فرستاده شده براى بشر ، مرتبه اى تنزّل يافته از آنچه در پيشگاه خداوند است . *

و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة

ظاهراً مراد از «انزل»، نزول مرتبه اى است نه مكانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 3

3 ـ نزول وحى و قرآن ، ناشى از مقام ربوبيّت الهى

امن الرّسول بما انزل اليه من ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 1،2،4،6،9،14

1 ـ نزول تدريجى قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزّل عليك الكتاب بالحقّ

تنزيل، معمولا در مورد نزول تدريجى به كار مى رود.

2 ـ مصونيّت قرآن ـ در هنگام نزولش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ـ از هر گونه باطلى كه بدان آميخته شود .

نزّل عليك الكتاب بالحقّ

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به «نزّل» باشد.

4 ـ نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

6 ـ نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تكريم الهى نسبت به وى

نزّل عليك الكتاب

از تقدّم ظرف «عليك» بر مفعول صريح، و همچنين خطاب به پيغمبر (صلی الله علیه و آله)، تكريم خداوند به آن حضرت استفاده شده است.

9 ـ نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر اساس شايستگى آن حضرت *

بنابراينكه «بالحق» متعلق باشد به «نزّل» با قيد «عليك».

14 ـ نزول قرآن و تورات و انجيل ، تجلّى يكتايى ، حيات و قيّوميّت ( قائم به ذات و قوام دهنده هستى بودن ) خداوند است .

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيوم. نزل عليك الكتاب

از اسناد «نزل» به «اللّه» با صفات يكتايى، حيات و قيوميت برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 1،2

1 ـ خداوند ، نازل كننده كتاب ( قرآن ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هو الذى انزل عليك الكتاب

2 ـ نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

هو الذى انزل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 1،2،4

1 ـ خداوند ، فرو فرستنده قرآن به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب

2 ـ قرآن ، مصون از هرگونه باطل ، در سير نزولى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

«باء» در «بالحق» به معناى مصاحبت است و در برداشت فوق، متعلق به جمله «انزلنا» گرفته شده است.

4 ـ شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نزول قرآن بر او

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

بنابر اينكه «بالحق» توصيف براى «اليك» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 10

10 ـ قرآن و حكمت فرو فرستاده شده بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و الهامات مستقيم به او ، رحمت و فضل عظيم الهى بر آن حضرت

و لولا فضل اللّه عليك و رحمته . .. و كان فضل اللّه عليك عظيماً

ظاهراً كتاب و حكمت و علوم پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه در جمله «و انزل اللّه عليك . ..» آمده، مصداقى از فضل و رحمت خاص خداوند است كه در جمله «لولا فضل اللّه ...» بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 2،6،8،11

2 ـ خداوند نازل كننده قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يشهد بما أنزل إليك أنزله

6 ـ نزول قرآن به اِشراف الهى و مصون از تعرض شياطين

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

برخى از مفسران جمله «انزله بعلمه» را ـ با اين بيان كه علم خداوند در اين جا كنايه از حفظ و نگهدارى است ـ چنين معنا كرده اند كه خداوند قرآن را نازل كرد در حالى كه خود آن را از تصرف و دستبرد شياطين مراقبت مى كرد.

8 ـ خداوند با علم به شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرآن را بر ايشان نازل نمود . *

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

در برداشت فوق «بعلمه» حال براى فاعل «انزله» گرفته شده است و متعلق «علم»، لياقت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى نزول قرآن بر وى ; يعنى «انزله عالماً بانك اهل لذلك».

11 ـ فرشتگان الهى ، شاهد و ناظر نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الملئكة يشهدون

كلمه «واو» در جمله «و الملئكة يشهدون» حاليه و «يشهدون» به معناى نظارت مى كنند، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 5،16

5 ـ بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن پرتويى از ربوبيت الهى

قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

16 ـ بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن برخاسته از علم و حكمت خداوند

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 10

10 ـ خداوند ، نازل كننده قرآن به سوى مردمان

انزلنا اليكم نوراً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 1،3

1 ـ قرآن ، كتابى فرو فرستاده شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

3 ـ قرآن در سير نزولش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصون از هرگونه باطل

و انزلنا إليك الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين مبناست كه «بالحق» متعلق به «انزلنا» باشد. يعنى نزول قرآن همراه حق بوده و به هنگام نزول هيچ باطلى بدان راه نيافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 17

17 ـ نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه اى از ربوبيت خداوند

ما أنزل إليك من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 7

7 ـ خداوند پاسخ گوى پرسش هاى مردم ، به هنگام نزول قرآن ، گرچه موجب ناخشنودى آنان گردد .

لاتسئلوا عن اشياء . .. و إن تسئلوا عنها حين ينزل القرءان تبدلكم

به مقتضاى اينكه ضمير در «عنها»به اشياء توصيف شده به «ان تبدلكم تسؤكم» بر مى گردد مى توان گفت آن اشياء و احكام هر چند به خاطر دشوارى آنها بر مكلفان بيان نشده است لكن اگر به هنگام نزول قرآن مورد سؤال قرار گيرد، بيان خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 2،4

2 ـ قرآن كتابى گرانسنگ و نازل شده از جانب خداوند است.

و هذا كتب أنزل نه

4 ـ نزول قرآن گواه ديگرى بر بطلان ادعاى عدم نزول وحى بر بشر است.

ما أنزل الله على بشر . .. من أنزل الكتب الذى جاء به موسى ... و هذا كتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 16

16 ـ ارائه كلمه تامه پروردگار (قرآن) با در نظر گرفتن همه شبهات و بهانه هاى مخالفان انجام پذيرفته است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و هو السميع العليم

از وجوه محتمل در بيان تناسب «السميع» با مضمون آيه آن است كه ذكر اين وصف براى اشاره به شبهات و القائاتى است كه درباره قرآن مطرح مى شود. يعنى كلام خداوند تمام است و او شبهات را نيز در نظر داشته و با عنايت به آنها قرآن را نازل فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 1

1 ـ قرآن كتابى نازل شده از جانب خداوند

هذا كتب أنزل نه

مشاراليه «هذا»، به دليل آيات بعد، «قرآن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 1

1 ـ قرآن، كتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

كتب أنزل إليك

كلمه «كتاب» نكره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصيف آن به «أنزل» بيانگر آسمانى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 2

2 ـ قرآن كتابى است نازل شده براى انسانها

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 2،3

2 ـ خداوند نازل كننده قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

الذى نزل الكتب

3 ـ خداوند به خاطر نازل كردن قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصونيت او را از خطر مكر و توطئه مشركان تضمين كرد .

إن ولى اللّه الذى نزل الكتب

توصيف «اللّه» با «الذى نزل الكتب» بيانگر علت ولايت و يارى ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خداست. يعنى چون قرآن را بر من نازل كرد، مرا در برابر شما مشركان يارى خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و نازل شده از جانب خداوند

إ كان هذا هو الحق من عندك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 3

3 ـ بعثت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، از مقتضيات ربوبيت خدا بر انسان ها و در راستاى تربيت و رشد آنان است .

أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم . .. إن ربكم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 6

6ـ كتابت قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتــب أُحكمت ءايــته

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته ) بر قرآن ، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن ، پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد ، به صورت كتاب درآيد. در هر دو صورت ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 1،2،4

1ـ خداوند ، نازل كننده قرآن

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

2ـ قرآن ، نام كتاب نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

4ـ خداوند ، قرآن را در قالب لغت و زبان عرب نازل كرد .

إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 7

7ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خدا و نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 2

2ـ قرآن كتاب نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بما أُنزل إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 2

2- قرآن ، كتابى نازل شده از رتبه و جايگاهى بس بلند و رفيع

إنا نحن نزّلنا الذّكر

ذكر ضميرهاى جمع براى بيان فرو فرستادن قرآن و لغت «نزول»، كه فرود آمدن از جايگاه عالى به پايين است، دلالت بر نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 1

1- قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما أنزلنا عليك الكتـب

«ال» در «الكتاب» عهد ذهنى بوده و مراد از آن قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 3

3- روح القدس ( جبرئيل ) ، واسطه ابلاغ وحى و نازل كننده قرآن از جانب پروردگار

قل نزّله روح القدس من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 8

8- قرآن ، حقايقى عالى و تنزل يافته در حد فهم و درك بشر *

نزّلنـه تنزيلاً

در معناى «نزول» فرود از مرتبه عالى نهفته است (مفردات راغب) و چون نزول فيزيكى قرآن قابل تصور نيست، ممكن است مقصود نزول معنوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 4

4- خداوند ، به جهت نازل كردن قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) سزاوار همه ستايش ها است .

الحمد للّه الذى أنزل . .. الكتـب

توصيف خداوند به «الذى أنزل. ..»، گوياى علّت و دليلِ اختصاص حمدها و ستايش ها به او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 1

1- معارف و حقايق مطرح شده در قرآن ، مطالبى سنگين و بسيار عالى ; كه در سطح فهم بشر تنزل يافته و آسان شده است .

فإنّما يسّرنـه بلسانك

«تيسير» (مصدر «يسّرنا») به معناى آسان ساختن است. آسان سازى در موردى متصور است كه قبل، از آن به نحوى دشوارى و سنگينى وجود داشته باشد. دشوارى محتواى قرآن قبل از تسهيل (يسّرناه)، ظاهراً به اعتبار مفاهيم بلند و متعالى آن و به دور از دسترس بودن آنها براى افراد بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 1،4

1- قرآن ، پيامى فرود آمده از سوى آفريدگار زمين و آسمان ها است .

تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسمـوت

«تنزيلاً» مصدر به معناى اسم مفعول و حال براى «القرآن» ـ در آيات قبل ـ است.

4- توان مندى خداوند بر آفرينش زمين و آسمان هاى مرتفع ، نشان اقتدار او برفرستادن كتابى شايسته ، براى تذكر و اندرز انسان ها است .

تذكرة. .. ممّن خلق الأرض والسمـوت العلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 1

1- قرآن ، كتاب آسمانى فرستاده شده از سوى خداوند

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 3

3- قرآن ، حقيقتى نازل شده از جانب خداوند

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه

مشاراليه «هـذا» قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه بيشتر مفسران مقصود از «فرقان» در آيه شريفه قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 2

2 - قرآن ، مصون از هر گونه تبديل و تحريف در مرحله نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزل به الروح الأمين

توصيف «الروح» به امانت دارى اشاره به مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 210 - 1

1 - شياطين ، فاقد كمترين نقش و دخالت در نزول آيات قرآن

و ما تنزّلت به الشيـطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 1

1 - قرآن ، سخن آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

و لقد وصّلنا لهم القول

برداشت ياد شده، با توجه به اسناد فعل «وصل» به ضمير «نا» (خداوند) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 4،9

4 - تأكيد خداوند ، بر استمرار نزول قرآن تا آخرين آيات اش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أنّا أنزلنا عليك الكتـب

با توجه به نزول تدريجى قرآن در طول بيستوسه سال; تعبير «أنّا أنزلنا عليك الكتاب» در مكه، با آوردن فعل ماضى (أنزلنا) در واقع، وعده اى است كه خداوند، درباره نزول قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا آخرين آيات اش داده است.

9 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مظهر رحمت ويژه خداوند است .

أنا أنزلنا عليك الكتـب . .. إنّ فى ذلك لرحمة

«ذالك» اشاره به نزول قرآن دارد و نكره بودن واژه «رحمت» (لرحمة) بر عظمت و خصوصيت آن دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 2

2 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خدا و سراسر حق و حقيقت در ديدگاه عالمان

و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ

مراد از «الذى أُنزل إليك» قرآن كريم است و مصداق كامل و تمام عيار آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3،8

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

8 - انتخاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى و قرآن كريم ، بر اساس آگاهى خداوند ، از شايستگى ها و ارزش هاى نهفته در وجود آن حضرت بود .

و الذى أوحينا إليك من الكتـب . .. إنّ اللّه بعباده لخبير بصير

جمله «إنّ اللّه بعباده . ..» در مقام تعليل براى «و الذى أوحينا إليك...» بوده و در واقع پاسخ به اين پرسش است كه چرا به

پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) وحى مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

«تنزيل» مفعول مطلق براى فعل محذوف و به تقدير «نزل تنزيلاً من العزيز الرحيم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

كتـب أنزلنـه إليك

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. در هر دو فرض، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 3

3 - نزول قرآن ، با بيانى بليغ و روشنگر براى همگان ، جلوه اى از عظمت الهى

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

از ارتباط دو آيه و نيز تكرار ضميرهاى متكلم مع الغير ـ كه اشاره به عظمت الهى دارد ـ مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 1،4

1- قرآن حقيقتى مستحكم ، خلل ناپذير و نازل شده از سوى خداوند

إنّا أنزلنـه . .. أمر حكيم ... أمرًا من عندنا

كلمه «أمراً» مى تواند حال براى ضمير مفعولى «أنزلناه» باشد. در اين صورت از ارتباط آن با «أمر حكيم» در آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

4- قرآن حقيقتى الهى و نازل شده از سوى او

إنّا أنزلنـه . .. أمرًا من عندنا إنّا كنّا مرسلين

از انتساب مكرر نزول قرآن به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 6 - 1،9

1- نزول قرآن ، جلوه اى از رحمت الهى و در جهت رشد ، تعالى و تكامل خلق

إنّا أنزلنـه . .. رحمة من ربّك

«رحمة» مفعول لأجله و علت براى «إنّا أنزلناه» است. وصف «ربّ» مى رساند كه آن نزول و اين رحمت، در جهت ربوبيت خلق است.

9- نزول قرآن و تقدير و تدبير امور خلق ، متكى بر آگاهى عميق خداوند از نياز آنان است .

إنّا أنزلنـه . .. فيها يفرق كلّ أمر ... إنّه هو السميع العليم

جمله «إنّه هو السميع العليم» مى تواند تعليل براى «إنّا أنزلناه. ..» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 7 - 1

1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .

إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 1

1 - قرآن ، نازل شده از جانب خداوند مقتدر و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 5

5 - سوگند خداوند به قرآن ، به هنگام نزول آيات آن *

و النجم إذا هوى

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از «نجم» ـ چنان كه برخى از مفسران گفته اند ـ قرآن باشد; زيرا آيات قرآن «نجوماً» (جداجدا و به تدريج) نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 7 - 1

1 - عزيمت جبرئيل از بالاترين افق هستى ، به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت ابلاغ قرآن به آن حضرت

فاستوى . و هو بالأُفق الأعلى

ضماير در اين آيات، به «شديدالقوى» (جبرئيل) بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 16

16 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، جلوه اى از رأفت و رحمت خداوند بر خلق

هو الذى ينزّل . .. و إنّ اللّه بكم لرءوف رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 8

8 - قرآن ، كتابى است نازل شده از سوى خداوند براى بشر .

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

طبق گفته مفسران، مقصود از نزول ذكر، نزول قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 5

5 - مرحله دريافت قرآن ، همانند مرحله نزول آن ، مصون از خطا و تحريف است .

إنّه لقول رسول . .. و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 3

3 - مرحله نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منزّه از القاءات شيطان و همراه با رانده شدن او از محدوده آن

و ما هو بقول شيطـن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 1

1 - خداوند ، نازل كننده قرآن

إنّا أنزلنـه

جمع آمدن ضمير متكلم، بيانگر عظمت است و مراد از ضمير مفعولى «أنزلناه» قرآن است. اشتهار نزول قرآن از جانب خداوند، كلام را از تصريح به نام آن بى نياز ساخته است.

1098- نزول قرآن بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 3

3- خداوند ، در راستاى دادن بينات و كتاب به انبيا ، قرآن كريم را به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) اعطا فرمود .

بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 12

12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء

هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى

عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 6

6- اعطاى كتابى بى مانند چون قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نشان فضل عظيم الهى به آن حضرت است .

إن فضله كان عليك كبيرًا . قل لئن اجتمعت ... لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 1

1 - نزول قرآن ، توسط روح الامين ( جبرئيل ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزل به الروح الأمين

مراد از «الروح الأمين» با توجه به آيه 97 سوره «بقره» (من كان عدوّاً لجبريل فإنّه نزّله على قلبك بإذن اللّه) جبرئيل(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دريافت كننده قرآن از جانب خداوند

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 1،3

1 - دريافت كتاب آسمانى و برعهده گرفتن رسالت الهى ، خارج از گمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

3 - قرآن ، كتابى القا شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 3

3 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

عن ءايـت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 2

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، دريافت كننده وحى ( قرآن ) از سوى خداوند

إنّا أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 4

4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 1

1 - قرآن از سوى خداوند ، در قالب زبان عربى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

و كذلك أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 7

7- قرآن ، حقايقى نازل شده از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم

تصريح به «نزّل»، بيانگر اين حقيقت است كه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مفاهيم و حقايق قرآن راابداع نكرده; بلكه قرآن به همين صورت از جانب خداوند بر آن حضرت نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 2

2 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مستلزم صبر و شكيبايى آن حضرت در جهت تبليغ و اجراى تعاليم آن

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً . فاصبر لحكم ربّك

از تفريع فرمان به صبر (فاصبر)، بر نزول قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (نزّلنا عليك القرآن) مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 6

6 - قرآن در مرحله نزول بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هرگونه تحريف ، افزودن و كاستن مصون بوده است .

إنّه لقول رسول . .. ثَمّ أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 8

8 - « قال الصادق ( ع ) نزل القرآن فى ليلة القدر إلى البيت المعمور جملة ثمّ نزل من البيت المعمور على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى طول عشرين سنة ;

امام صادق(ع) فرمود: قرآن در شب قدر به صورت كامل و يك جا، به بيت المعمور نازل گشت و سپس از بيت المعمور به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست سال [به صورت تدريجى] نازل شد».

1099- نزول قرآن به بيت المعمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 8

8 - « قال الصادق ( ع ) نزل القرآن فى ليلة القدر إلى البيت المعمور جملة ثمّ نزل من البيت المعمور على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى طول عشرين سنة ;

امام صادق(ع) فرمود: قرآن در شب قدر به صورت كامل و يك جا، به بيت المعمور نازل گشت و سپس از بيت المعمور به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست سال [به صورت تدريجى] نازل شد».

1100- نزول قرآن به عجم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 1

1 - ايمان نياوردن عرب به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نزول آن بر فردى غير عرب و با زبان غيرعربى

و لو نزّلنـه . .. ما كانوا به مؤمنين

1101- نزول قرآن به عجمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 1

1 - ايمان نياوردن عرب به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نزول آن بر فردى غير عرب و با زبان غيرعربى

و لو نزّلنـه . .. ما كانوا به مؤمنين

1102- نزول قرآن در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 1،4

1- نزول قرآن از سوى خداوند ، در شبى مبارك و ارجمند ( شب قدر )

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

4- نزول قرآن در شبى مبارك ، بيانگر اهميت قرآن نزد خداوند

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

اين كه شبى بركت زا براى نزول قرآن برگزيده شده است، خود نشانى از عظمت قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 8

8- نزول قرآن در شب قدر ، خود نمودى از تقدير امور مهم در آن شب

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة . .. فيها يفرق كلّ أمر حكيم

تطبيق كلى «فيها يفرق كلّ أمر حكيم» بر «إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة»، بيانگر مطلب ياد شده است.

1103- نزول قرآن در ماه رمضان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 2،3،37

2 - قرآن ، در ماه رمضان نازل شده است .

شهر رمضان الذى أنزل فيه القرءان

3 - نزول قرآن در ماه رمضان ، دليلى براى انتخاب اين ماه براى روزه گرفتن

شهر رمضان الذى أنزل فيه القرءان

توصيف ماه رمضان به اينكه قرآن در آن نازل شده، پس از بيان احكام روزه و تعيين اين ماه براى روزه دارى، مى تواند اشاره به آن باشد كه: علت تعيين ماه رمضان براى روزه گرفتن، نزول قرآن در اين ماه است.

37 - فضل بن شاذان از امام رضا ( ع ) روايت كرده : « فان قال : فلم جعل الصوم فى شهر رمضان خاصة دون ساير الشهور ؟ قيل لأن شهر رمضان هو الشهر الذى أنزل اللّه فيه القرآن و فيه فرّق بين الحق و الباطل كما قال اللّه عز و جل « شهر رمضان الذى أنزل فيه القرآن هدًى للناس و بينات من الهدى و الفرقان » و فيه نبّىء محمد (صلی الله علیه و آله) و فيه ليلة القدر التى هى خير من ألف شهر . . . ;

اگر سؤال شود چرا روزه تنها در ماه رمضان واجب شده و در ماههاى ديگر واجب نشده است؟ در جواب گفته مى شود: چون ماه رمضان ماهى است كه خداوند قرآن را در آن نازل كرده و در اين ماه، حق و باطل را جدا كرده است. همان طور كه خداوند فرموده «شهر رمضان الذى أنزل فيه القرآن هدًى للناس و بينات من الهدى و الفرقان». در اين ماه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) پيامبر شد و شب قدر در اين ماه است، شبى كه از هزار ماه بهتر است ... ».

1104- نزول قرآن در مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 2

2 ـ نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «انزال» در جمله «و إذا ما أنزلت . .. » نزول دفعى باشد. قابل ذكر است كه «انزال» مانند «تنزيل» هم در نزول دفعى و هم در نزول تدريجى به كار مى رود.

1105- نسخ آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 7

7 - خداوند ، هرگاه آيه اى از قرآن يا حكمى از اسلام را نسخ كند و يا به متاركه آن فرمان دهد ، آيه و حكمى بهتر يا همسان با آن را نازل مى كند .

ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها

1106- نسخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 3،4

3 - امكان نسخ در آيات قرآن و احكام اسلام

ما ننسخ من ءاية أو ننسها

از مصاديق «ءاية» مى تواند آيه اى از قرآن و يا حكمى از اسلام باشد.

4 - نسخ اديان و نسخ آياتى از قرآن و احكامى از دين اسلام ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .

ما ننسخ من ءاية . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير

از اينكه نسخ به خداوند نسبت داده شده و نيز از تعليل آن به اقتدار خداوند با جمله «ألم تعلم . ..»، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 12

12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .

ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب

بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء

آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 1،3،5

1- متهم شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دروغ گويى از سوى مشركان ، با رخ دادن نسخ و تبديل پيامى به پيام ديگر در برخى از آيات قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

3- وجود نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى در قرآن به وسيله خود قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية

5- نزول تدريجى آيات قرآن و تغيير برخى از آنها از نظر مفاد به مرور زمان ، ناشى از علم الهى است .

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية و الله أعلم بما ينزّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 2

2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .

قل نزّله روح القدس من ربّك

1107- نشانه عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 8

8 - ذكر نام خدا و روى آوردن به نماز ، نشانه پندپذيرى از قرآن ، ترس از خداوند و مايه دورى از آتش دوزخ است .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... قد أفلح من ... فصلّى

1108- نشانه هاى اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 2

2- بيان هاى مختلف و شيوه هاى متنوع قرآن در تبيين حقايق و مفاهيم ، جلوه اى از ابعاد اعجاز آن

لايأتون بمثله . .. و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

1109- نشانه هاى حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 7

7- پيروزمندى قرآن در صحنه تحدى و مبارزطلبى ، تبلور حقانيت بى چون آن است .

قل جاء الحقّ . .. قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ ... لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

1110- نشانه هاى حكمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 5

5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.

1111- نشانه هاى رحمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 7

7 - قرآن ، مظهر و نمود كامل رحمت الهى براى انسان ها است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن

تعبير «ذكر رحمان» براى قرآن اشاره به آن دارد كه آن، از سرچشمه نامتناهى رحمت الهى، نازل شده و در اختيار بشر قرار گرفته است.

1112- نشانه هاى وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 6

6 ـ ناتوانى بشر از آوردن سوره اى همانند يكى از سوره هاى قرآن ، نشانه بارز آسمانى بودن قرآن است .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه إن كنتم صدقين

1113- نظام تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 9

9 ـ خبرهاى قرآن صادق و معارف، احكام و قوانين آن بر ميزان عدل است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

1114- نظم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 6

6 ـ آيات قرآن ، در عين تدريجى و با فاصله نازل شدن آنها ، داراى بهترين نظم و انسجام

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنـه ترتيلاً

«ترتيل» مصدر «رتّلنا» و از ريشه «رتل» (به معناى نظم و ترتيب زيبا و منسجم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 4،11

4 - قرآن ، كتابى است داراى نظم ، شيوه و تركيبى جذاب و مخصوص به خود .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه آنچه كافران را به شعر پنداشتن قرآن واداشت، نظم و اسلوب پر جاذبه و ويژه اى بود كه در اين كتاب الهى مشاهده كردند.

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

1115- نعمت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 3

3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر

علّم القرءان . خلق الإنسـن

سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.

1116- نعمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 15

15 ـ قرآن و حكمت هاى نازل شده ، از نعمت هاى الهى

و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب الحكمة

بنابراينكه جمله دوّم (و ما انزل . .. )، عطف تفسيرى براى «نعمت اللّه» باشد، و يا اينكه از موارد عطف خاص بر عام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 87 - 4

4- قرآن ، كتابى است با عظمت و نعمتى بزرگ

و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 2

2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 4

4- قرآن ، از نعمت هاى بارز خداوند براى انسان است .

و ننزّل من القرءان . .. و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض

از مصداقهاى مورد نظر نعمت به قرينه آيه قبل (و ننزّل من القرآن)، قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 86 - 7

7- نزول وحى و معارف الهى ( قرآن ) براى انسان ها ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .

لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك

آيه، در مقام تحذير درباره وحى و معارف آسمانى است و از تحذير به دست مى آيد كه موارد ياد شده عطايايى الهى است و بايد آنها را پاس داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 4

4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .

و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا

نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 8،9

8 ـ قرآن ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گذارى

و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

9 ـ اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .

و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 2

2 - قرآن ، ارث و موهبت الهى براى جامعه اسلامى

ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا من عبادنا

برداشت ياد شده، از تعبير ارث درباره اعطاى قرآن به دست مى آيد; زيرا ارث چيزى است كه براى آن تلاشى صورت نگرفته و در نتيجه حقى هم براى دريافت آن به وجود نيامده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 7

7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 9

9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .

تنزيل من حكيم حميد

به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 5

5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .

و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. ثمّ كفرتم به

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.

1117- نفرت از استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 3

3 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن به شدت نفرت داشتند .

عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

1118- نقش آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 10

10ـ آيات قرآن ، دليلى است متقن و روشن بر الهى بودن قرآن و درستى حقايق مطرح شده در آن .

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت من لدن حكيم خبير

كلمهء ((آيات )) به معناى نشانه هاست . ناميده شدن بندهاى قرآن به اين نام سپس توصيف آنها به اينكه از ناحيهء خداى حكيم داناست ، اشاره به اين دارد كه : جملات قرآن ، آيت و نشانى بر الهى ، حكيمانه و عالمانه بودن آنهاست . بنابراين آيهء فوق را مى توان چنين معنا كرد: اين قرآن ، كتابى از ناحيهء خداى حكيم و خبير است و تك تك آيات آن ، دلالت بر اين مدعا دارد و اين دلالت هم متقن است و هم واضح و روشن .

1119- نقش اخروى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 6

6 - قرآن ، محور و ميزان سنجش اعمال در قيامت است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

منطوق آيه دلالت مى كند كه اعراض از قرآن وزرآور است و مفهوم آيه مى رساند كه روى آوردن به قرآن، مايه نجات مى باشد. بنابراين ارزش اعمال و عقايد آدميان در روز قيامت، به دورى و نزديكى آنان به قرآن، وابسته است و بدين وسيله براى آنها تعيين درجات و يا دركات مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 15

15 - قرآن و قانون الهى ، ابزار سنجش و داورى در قيامت

اللّه الذى . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

1120- نقش قاريان قرآن صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 11

11 - تلاوت كنندگان قرآن در عصر بعثت ، غير مؤمنان را نيز با آيات آن آشنا ساخته ، براى آنها قرآن مى خواندند .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

1121- نقش قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4،5

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

5 - قرآن كتاب هدايت و راهنماى اهل تقوا به مراحل والاى آن

هدًى للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 ـ تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 1

1 - قرآن و اسلام ، مايه حيات و رشد انسانهايند .

أو كصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 5

5 - قرآن ، سندى اساسى براى اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و إن كنتم فى ريب . .. إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 4

4 - قرآن ، دليل حقانيت خود و سند راستى و درستى نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 6

6 - قرآن دليلى بر حقانيت تورات و انجيل *

مصدقاً لما معكم

تصديق كتابهاى آسمانى از سوى قرآن، مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن، تحقق يابد. بنابراين نزول قرآن، مايه اثبات راستى و درستى آن كتابها شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 8،9،10،15

8 - وجود قرآن ، گواه و شاهدى بر حقانيت تورات است . *

مصدقاً لما بين يديه

تصديق تورات از سوى قرآن (مصدقاً لما بين يديه) محتمل است به اين معنا باشد كه: قرآن گواه صدق و درستى تورات است; يعنى، نزول قرآن موجب آن شد كه اخبار و پيشگوييهاى تورات مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. بنابراين قرآن مايه اثبات راستى و درستى تورات و گواه حقانيت آن است.

9 - قرآن ، هدايتگر اهل ايمان است .

هدىً و بشرى للمؤمنين

«هدىً» مصدر است و در اينجا به معناى اسم فاعل (هادى) مى باشد.

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

15 - هدايتگرى و بشارت دهندگى قرآن ، دليلى بر نابه جابودن عداوت يهود با نازل كننده آن ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك . .. هدىً و بشرى للمؤمنين

عبارت «هدىً و بشرى» نيز همانند «مصدقاً» حاوى اين نكته است كه جبرئيل معارفى را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) القا كرد كه بشارت دهنده و هدايتگر است و لذا دشمنى كردن با او، نمى تواند توجيه معقولى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 18

18 - آيات قرآن ، نشانه هايى روشن بر حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قد بيّنّا الأيت

مراد از «الأيات» مى تواند همه نشانه هايى باشد كه گواه بر راستى و درستى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه بارزترين آنها، آيات قرآن مى باشد و نيز منظور از آن مى تواند خصوص آيات قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 9

9 - اسلام و قرآن ، برنامه هدايتى خداوند براى انسانهاست .

إن هدى اللّه هو الهدى

مصداق مورد نظر براى «هدى اللّه» چنانچه مفسران گفته اند، قرآن و اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 6،11

6 - قرآن كتابى هدايتگر و راهنماى همه انسانهاست .

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس

11 - قرآن ، حاوى رهنمود ها و دلايلى روشن جهت دستيابى به ميزانى براى تمييز حق از باطل

الذى أنزل فيه القرءان . .. بينت من الهدى و الفرقان

«فرقان» به چيزى گفته مى شود كه به وسيله آن مى توان حق را از باطل و درست را از نادرست تمييز داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 4

4 ـ قرآن ، بيانگر حقايق ; حتى در مواردى كه نتيجه آن به ضرر برخى از مسلمانان باشد .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

برخى از مسلمانان در ماه رجب به عده اى از كافران حمله بردند و آنان را كشته يا اسير كردند. پس از اين واقعه، آيه مزبور نازل شد و حكم به تحريم قتال در ماههاى حرام كرد; هر چند بيان اين حقيقت، به ضرر آن گروه از مسلمانان تمام شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 17

17 ـ قرآن ، كتاب موعظه

من الكتاب و الحكمة يعظكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 2،3

2 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( سنّت ) ، زمينه اى كامل براى پاسدارى از ايمان و عقيده

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

3 ـ قرآن و سنّت ، وسيله هدايت انسانها

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 3،5

3 ـ تمسك به ريسمان الهى ( كتاب و سنّت ) ، وسيله و عامل وحدت صفوف اهل ايمان

و من يعتصم باللّه . .. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

«حبل اللّه» به قرينه آيه صد و يكم، كتاب و سنّت است.

5 ـ وحدت بر مبناى دين الهى ( كتاب و سنّت ) و اعتقاد به آن ، نجات دهنده انسان ها از آتش اختلاف

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 7

7 ـ پيام هاى الهى ، بيانگر راه ايجاد وحدت

من بعد ما جاءهم البيّنات

به مناسبتِ بحث اختلاف و تفرقه، مراد از «بيّنات»، پيامهاى وحدت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 2،7

2 ـ فرمان خداوند به وحدت و يكپارچه شدن پيروان اديان الهى بر محور قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

7 ـ نزول قرآن ، دليل و گواه حقانيّت تورات و انجيل

نزّلنا مصدقاً لما معكم

مصدق بودن قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه آمدن قرآن از جمله دلايل حقانيّت تورات و انجيل است. زيرا در آن دو كتاب، وعده آمدن قرآن داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 10،12،16،17،18،19،33

10 ـ لزوم مراجعه به خدا و رسول ( كتاب و سنت ) ، براى حلّ اختلافات

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

12 ـ لزوم مراجعه به خدا و رسول ( كتاب و سنّت ) ، در تعيين اولواالامر و اختلافات مربوط به آن *

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

با توجّه به اينكه «اولى الامر» در آيه، مرجع حل اختلافات قرار نگرفته است به نظر مى رسد از مصاديق مهم و مورد نظر از «تنازع»، اختلافات مربوط به مسأله اولواالامر باشد.

16 ـ قرآن و سنت ، حاوى قانون براى حلّ و فصل كليّه اختلافات و كشمكشها

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

لازمه مرجعيّت قرآن و سنّت در تمام امور مورد نزاع، كه از كلمه «فى شىء» به دست مى آيد، اين است كه نسبت به همه چيز، راه حل و فصل و قانون مناسب داشته باشد.

17 ـ ارجاع اختلافات و كشمكش ها به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( قرآن و سنت ) ، از نشانه هاى@ايمان به خدا و قيامت

فان تنازعتم . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر

18 ـ ارجاع ننمودن داورى اختلافات به خدا و رسول ( قرآن و سنت ) ، حاكى از بى ايمانى به خدا و قيامت است .

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخ

19 ـ عدم صلاحيت دادگاههايى كه در آن بر اساس قانونى غير از قوانين اسلام ( قرآن و سنت ) حكم مى شود .

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخ

33 ـ محكمات آيات قرآن و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مرجع اصلى حلّ اختلافات

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

على (ع) در عهدنامه مالك اشتر، در توضيح آيه فوق فرمود: فالردّ الى اللّه الاخذ بمحكم كتابه و الردّ الى الرّسول الاخذ بسنّته الجامعة غير المفرّقة.


نهج البلاغه، نامه 53 (عهدنامه مالك اشتر) ; نورالثقلين، ج 1، ص 506، ح 355 ; بحارالانوار، ج 2، ص 244، ح 48 ; نهج البلاغه، خطبه 125.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 61 - 2

2 ـ وجوب مراجعه به قرآن و رسول ، براى حل و فصل اختلافات

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 2

2 ـ قرآن ، دليل حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ارسلناك للنّاس رسولا و كفى باللّه شهيداً . .. افلا يتدبّرون القران

در آيه 79 بيان شد كه خدا، شاهد حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و در اين آيه چگونگى شهادت را اين چنين توضيح مى دهد كه خداوند قرآن را به صورت معجزه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا شاهد حقانيّت او باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 6،11،13،19،20

6 ـ قرآن ، پايه و اساس براى قضاوت ميان مردم

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

مراد از «تحكم»، قضاوت است و اگر مراد حكومت بود، مى فرمود: «لتحكم على الناس».

11 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن و شيوه هاى ارائه شده به او ، از سوى خداوند

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

13 ـ فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

19 ـ قضاوت و داورى هاى به دور از معيار هاى تبيين شده در قرآن و سنت ، تحكيم بخش اغراض و منافع خيانتكاران

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق . .. بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً

20 ـ جانشينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند خود آن حضرت ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

امام صادق(ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: و هى جارية فى الاوصياء.


كافى، ج 1، ص 268، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 547، ح 547.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 6

6 ـ وعده خداوند به بيان و تلاوت آياتى از قرآن ، درباره احكام زنان يتيم

قل اللّه يفتيكم فيهنّ و ما يتلى عليكم فى الكتب فى يتمى النساء

در برداشت فوق، «مايتلى»، بر ضمير «فيهن» عطف شده است و اضافه «يتمى» به «النساء»، اضافه صفت به موصوف است، يعنى زنانى كه يتيم هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 10،14

10 ـ قرآن دليلى كافى براى باور به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه

«باء» در «بما انزل اليك» مى تواند سببيه باشد ; در اين صورت متعلق شهادت ـ به قرينه آيات گذشته ـ رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد بود ; بنابراين مبنا مفاد جمله «يشهد بما انزل . ..» اين است كه علت شهادت خداوند بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزول قرآن بر وى است، يعنى هر كس قرآن را ملاحظه كند به حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت مى دهد.

14 ـ قرآن ، اتمام حجت خداوند بر مردم

لئلا يكون للناس على اللّه حجة بعد الرسل . .. لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 11

11 ـ قرآن ، چراغى روشن و برهانى آشكار بر توحيد و يگانگى خداوند

قد جاءكم برهن من ربكم و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

در برداشت فوق «برهان» به قرآن تفسير شده و متعلق آن به قرينه آيات پيشين، توحيد و يگانگى خداوند دانسته شده است ; آيه بعد «فاما الذين ءامنوا باللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 9،12

9 ـ قرآن ، روشن و روشنگر و بيان كننده حقايق است .

قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

بنابر اينكه مراد از نور و كتاب، قرآن باشد. ارجاع ضمير مفرد «به» در آيه بعد، اين احتمال را تقويت مى كند.

12 ـ قرآن ، كتابى روشنگر از جانب خداوند

قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 2،9،15

2 ـ خداوند ، هدايتگر انسان ها به راه هاى سلامت ، امنيت و صلح ، به وسيله پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

مقصود از ضمير «به»، پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى تواند باشد. زيرا پيامبر (نور) و قرآن (كتاب مبين) پيگير هدفى واحد هستند و به منزله يك چيز به شمار مى آيند.

9 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خارج كننده انسان ها از تاريكى و گمراهى به نور و هدايت با اذن خداوند

و يخرجهم من الظلمت إلى النور باذنه

در برداشت فوق «باذنه» متعلق به «يخرجهم» گرفته شده است. بر اين مبنا ضمير در «يخرجهم» بايد به «نور» و «كتاب» برگردانده شود، نه به «اللّه»، چون معنا ندارد كه خدا با اذن خودش كارى انجام دهد.

15 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايتگر انسان ها به راه مستقيم

و يهديهم إلى صرط مستقيم

بنابر اينكه فاعل «يهديهم»، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 6،8،12،17

6 ـ وجود قرآن ، گواه راستى و درستى كتب آسمانى پيشين

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

با در نظر گرفتن اينكه كتابهاى آسمانى به آمدن قرآن نويد داده بودند، لذا نزول قرآن دليل حقانيت آنها خواهد بود.

8 ـ قرآن ، نگهبان حقايق و معارف تورات و انجيل

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه

«مهيمن» به معناى مراقب و محافظ است.

12 ـ انتخاب قرآن از ميان كتب آسمانى ، براى داورى بين اهل كتاب ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا اليك الكتب . .. مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

«فاء» در «فاحكم» پس از ذكر مهيمن بودن قرآن، بيانگر اين است كه مراد از «ما انزل اللّه» قرآن است.

17 ـ خداوند بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات اهل كتاب و عدول از حق ( احكام قرآن ) در قضاوت

فاحكم . .. و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق

كلمه «عن» در «عما جاءك» مى رساند كه معناى عدول در «لاتتبع» تضمين شده است. يعنى لاتعدل عن الحق متبعاً اهواءهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 13

13 ـ تلاش موذيانه و فريبكارانه اهل كتاب ( يهود ) ، براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حكم و داورى بر اساس قرآن

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

چون «يفتنوك» به «عن» متعدى شده است علاوه بر بازداشتن و گمراه ساختن، معناى خدعه و نيرنگ نيز در آن اشراب شده است ; يعنى مبادا تو را با نيرنگ از احكام الهى بازدارند و گمراه سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 4

4 ـ قرآن داراى اثرى شگرف در دل هاى آشنا با حقيقت

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 4

4 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو مصداق بزرگ از آيات الهى

كفروا و كذبوا بايتنا

به قرينه آيات قبل مصداق مورد نظر براى «آياتنا» قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 10

10 ـ اهل ايمان نسبت به احكامى كه پاسخ آنها در قرآن و سنت نيامده ، تكليفى ندارند

لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 3

3 ـ هدايت انسان ها ، در گرو حضور قرآن با سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان آنها

تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

چنانچه مراد از «تعالوا . .. الى الرسول» پذيرش معارفى باشد كه به آن حضرت وحى مى شد ضميمه ساختن «الى الرسول» لزومى نداشت بنابراين آيه اشاره به اين دارد كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) علاوه بر مسائل وحى شده به وى، داراى دستورات و معارفى است كه از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 11،16،17،19،29

11 ـ قرآن، كتاب جهانى و براى همه عصرها و انذار دهنده كسى كه به معارف آن دست يابى يابد.

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

«من بلغ» بيانگر عموم و محدود نبودن مرز دعوت قرآن در عرصه زمان و مكان است.

16 ـ قرآن، گواه خداوند بر حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل اللّه شهيد بينى و بينكم و أوحى إلىّ هذا القرءان

17 ـ قرآن، گواه يگانگى خداوند و بطلان شرك

قل أغير اللّه اتّخذ وليا . .. قل اللّه ... و أوحى إلىّ هذا القرءان

از ارتباط اين آيه با آيات قبل چنين برمى آيد كه قرآن تحقق عينى شهادت خداوند است.

19 ـ ضرورت حضور مبلغانى انذارگر در جامعه همراه قرآن

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به

تأكيد بر حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار قرآن براى انذار، گوياى اين نكته است كه قرآن به تنهايى براى انذار كافى نيست، بلكه بايد كسانى نيز همواره با قرآن به تبليغ دين و انذار مردم بپردازند.

29 ـ عن مالك الجهنى قال: قلت لأبى عبداللّه(ع): قوله عز و جل «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» قال: من بلغ أن يكون إماما من آل محمّد(صلی الله علیه و آله) فهو ينذر بالقرآن كما أنذر به رسول اللّه(صلی الله علیه و آله).

مالك جهنى گويد از امام صادق(ع) درباره آيه «لأنذركم به و من بلغ» سؤال كردم، فرمود: هر كس از آل محمّد(ع) به مقام امامت برسد، به وسيله قرآن مردم را بيم مى دهد (از مخالفت با خدا مى ترساند. ) همان گونه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، با قرآن به مردم هشدار مى داد. از روايت استفاده مى شود كه «من» در «من بلغ»، عطف به ضمير فاعل در «أنذركم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 1،6

1 ـ انذار مردم با وحى و قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و أنذر به الذين يخافون

ضمير «به الذين» به «ما يوحى» برمى گردد و مراد از «ما يوحى» مطلق وحى و قرآن بزرگترين و كاملترين مصداق آن است.

6 ـ وحى و قرآن، ابزارهايى كافى براى تبليغ و انذار مردم

و أنذر به

مرجع ضمير به «قرآن» است ; يعنى با قرآن انذار كن. و چون ابزار انذار مشخص شده است، بالطبع بايد قرآن در فعليت بخشى به انذار كافى و كارآمد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 3،6

3 ـ قرآن، بينه و دليل روشن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواه حقانيت او

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از بينه و مرجع ضمير «كذبتم به» قرآن است. مفرد آمدن كلمه «بينة» و مذكر آمدن ضمير «به» اين احتمال را تقويت مى كند.

6 ـ مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 11،12،15

11 ـ تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.

و ذكر به أن تبسل نفس

مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.

12 ـ قرآن كتابى براى تذكر به مردم است.

و ذكر به أن تبسل نفس

15 ـ مصونيت از تباهى و هلاكت، نتيجه متذكر شدن با تذكارهاى قرآن است.

و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت

جمله «أن تبسل»، با تقدير لام تعليل و حرف نفى، مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد. بنابراين جمله چنين معنى مى شود: به مردم با قرآن تذكر بده تا آنان گرفتار عواقب سوء اعمال خود نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 15

15 ـ قرآن، يادآورى براى جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 3،4،5،8

3 ـ قرآن كتابى گرانقدر و مبارك (فزاينده و رشد دهنده و داراى خير فراوان) است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك

«بركة» يعنى رشد و فزونى (لسان العرب) و «مبارك» چيزى است كه در آن فزونى باشد. (مفردات راغب).

4 ـ نزول قرآن گواه ديگرى بر بطلان ادعاى عدم نزول وحى بر بشر است.

ما أنزل الله على بشر . .. من أنزل الكتب الذى جاء به موسى ... و هذا كتب

5 ـ قرآن، گواه صدق كتب آسمانى گذشته است.

مصدق الذى بين يديه

8 ـ انذار مردم مكه (ام القرى) و اطراف آن، از اهداف نزول قرآن است.

و هذا كتب . .. و لتنذر أم القرى و من حولها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 1،5

1 ـ آيات قرآن آگاهيهايى ارائه شده از پروردگار به انسانهاست.

قد جاءكم بصائر من ربكم

5 ـ قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برهانهاى ارائه شده از جانب خداوند، پيام آور بينش و آگاهى براى انسان است.

قد جاءكم بصائر من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 3،4،5،7

3 ـ قرآن، بيانگر داورى خداوند درباره حق و باطل است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

«مفصَّل» به معناى «مبيَّن» است و به قرينه «حكماً» در صدر آيه موضوع مورد نظر آيه داورى بين حق و باطل در عرصه هاى مورد نياز است، يعنى اينكه قرآن بيانى شافى و كافى براى تشخيص حق از باطل در اينگونه موارد است.

4 ـ با نزول قرآن جايى براى نزول معجزات درخواستى مشركان متصور نيست.

و لو أننا نزّلنا إليهم . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب

به نظر مى رسد جمله استفهامى توبيخى «أفغير الله أبتغى . ..» به قرينه آيات قبل، تعريض به كسانى باشد كه دليل و معجزه اى غير از قرآن طلب مى كردند و جمله «و هو الذى أنزل ...» تتميمى بر اين تعريض است. يعنى با وجود قرآن جايى براى درخواستهاى ديگر نمى ماند.

5 ـ نزول قرآن معجزه اى كافى براى اثبات حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

7 ـ نزول معجزه اى روشن چون قرآن از سوى خدا، بهترين نشانه شايستگى او براى داورى است.

أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 4

4 ـ قرآن كتابى تمام و كافى براى اثبات نبوت و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر مراد از «كلمت»، قرآن باشد، تمام بودن آن بدين معنى مى تواند باشد كه قرآن از جهت مقاصدى كه براى آن آمده وافى و كافى است. و از جمله مقاصد، به قرينه آيات قبل، اثبات حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 1،2،5

1 ـ نزول قرآن اتمام حجتى است براى مشركان مكه و ساير انسانها

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

«أن تقولوا» به تقدير «لام» و «لا» نافيه متعلق به «أنزلناه» در آيه قبل است ; يعنى: «أنزلنا القرآن لئلا تقولوا . .. » مخاطبان آيه همه انسانها، بجز يهود و نصارا، هستند و مشركان مكه نيز به دليل آيات گذشته و نيز مكى بودن سوره، مصداق مورد نظر هستند.

2 ـ هدايت نايافتگان در صورت آگاهى از وجود قرآن، هيچ عذرى در پيشگاه خدا نخواهند داشت.

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 2،4،6،8

2 ـ نزول قرآن موجب اتمام حجت خدا بر مشركان مكه و ساير انسانها

أنزل نه . .. أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

4 ـ نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

6 ـ قرآن پرتوى از ربوبيت خداوند بر انسانهاست.

فقد جاءكم بينة من ربكم

8 ـ قرآن دليلى روشن بر اثبات ربوبيت خدا بر انسانهاست.

فقد جاءكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 4

4 ـ تربيت انسانها و تدبير امور آنان در تمامى مراحل حيات، از اهداف نزول قرآن است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

كلمه «ربكم» اشاره به اين دارد كه نزول قرآن براى تربيت و تدبير امور مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 6،7

6 ـ معارف و احكام قرآن موجب هشيارى انسان از فريفتگى به حيات دنياست .

غرتهم الحيوة الدنيا . .. و لقد جئنهم بكتب

7 ـ انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 11،12

11 ـ قرآن و پيام هاى آن بهترين وسيله براى ايمان به معارف الهى ( توحيد ، قيامت و . . . . ) است .

فبأى حديث بعده يؤمنون

در برداشت فوق ضمير «بعده» به قرآن و «باء» در فبأىّ» سببيه گرفته شده است. قابل ذكر است كه در اين صورت متعلق «يؤمنون» معارف الهى خواهد بود. يعنى اگر به وسيله قرآن به توحيد و مانند آن ايمان نياورند، پس به سبب چه چيز ديگرى ايمان خواهند آورد؟

12 ـ قرآن برترين سخن براى هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن است .

فبأى حديث بعده يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 9،10،12،13

9 ـ قرآن كتابى روشنگر و بينش آفرين است .

هذا بصائر من ربكم

«بصيرة» (مفرد بصائر) به معناى حجت، برهان و چيزى كه مايه بينش باشد، است.

10 ـ قرآن و روشنگرى هاى آن پرتويى از ربوبيت خدا و در جهت تدبير امور انسانهاست .

هذا بصائر من ربكم

12 ـ قرآن كتاب هدايت و مايه رحمت است .

هذا . .. هدى و رحمة

13 ـ تنها اهل ايمان از هدايتگرى و رحمت آفرينى قرآن بهره مند مى شوند .

هذا . .. هدى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 11

11 ـ قرآن ، منبعى براى دستيابى به قوانين و مقررات دين .

فى كتب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 3،5

3 ـ قرآن ، كتاب هدايت است .

هو الذى أرسل رسوله بالهدى

نوع مفسران برآنند كه مقصود از «الهدى» قرآن كريم است چرا كه قرآن كتاب هدايت است و هدايت فلسفه نزول قرآن است.

5 ـ آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همراه با هدايت ( قرآن ) و دين حق ( اسلام ) در راستاى تكميل نور الهى و تحقق اراده خداست .

و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره . .. هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 64 - 4

4 ـ فاش شدن نيات قلبى منافقان ، توسط وحى و قرآن *

يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم

بيم منافقان، مى تواند نشانگر افشاگريهاى پيشين قرآن درباره آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 21

21 ـ تورات ، انجيل و قرآن ، سند وعده هاى خدا به مجاهدان و شهيدان و مايه اطمينان آنان

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 2،8

2 ـ قرآن ، معجزه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و دليل رسالت و نبوت وى

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

8 ـ قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 4

4 ـ قرآن ، معجزه جاودان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و گواه صدق نبوت آن حضرت

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 8،9

8 ـ امام صادق ( ع ) از پدرانش روايت كرده است : « شكا رجل إلى النبى (صلی الله علیه و آله) وجعاً فى صدره فقال (صلی الله علیه و آله) : استشف بالقرآن فان اللّه عزوجل يقول : « و شفاء لما فى الصدور » ;

مردى خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از درد سينه شكايت كرد، حضرت فرمود: از قرآن شفا بگير; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: [قرآن] شفاست براى آنچه در سينه هاست».

9 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « و انزل عليكم كتاباً فيه شفاء لما فى الصدور من امراض الخواطر و مشتبهات الأمور ;

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 2،3

2ـ قرآن ، خود دليل و شاهدى بر راستى و درستى خويش است .

و يتلوه شاهد منه

در اينكه مقصود از «شاهد» چيست، چند نظر ابراز شده است. عبارت «و من قبله كتاب موسى» مى تواند اين نظر را تأييد كند كه: مراد از آن خود قرآن مى باشد. مورد شهادت به دليل «إنه الحق من ربك» حقانيت و الهى بودن قرآن است و «تُلُوّ» (مصدر يتلو) به معناى در پى آمدن است و در پى آمدن شاهد، كنايه از تأييد كردن و پشتيبانى نمودن مى باشد. ضمير در «يتلوه» به «مَن» و ضمير «منه» به «رب» برمى گردد. بنابراين جمله «أفمن ... يتلوه شاهد منه»; يعنى، آيا كسى كه علاوه بر «بيّنه» از پشتيبانى شهادت قرآن برخوردار است، مانند كسى است كه اينگونه نيست؟

3ـ بهره مندان از بصيرت الهى ، دلالت و گواهى قرآن را بر حقانيت قرآن ، درمى يابند و بدان واقف مى شوند .

أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه

روشن است كه مساوى نبودن زمينه داران ايمان با فاقدان آن ، در ارتباط با شهادت قرآن (أفمن . .. يتلوه شاهد منه [كمن ليس كذلك]) مجرد وجود قرآن به عنوان شاهد نيست; بلكه درك و عدم درك آنان از گواهى قرآن ، موجب تمايز آن دو گروه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 5،7

5ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم عصر بعثت ، پيش از نزول قرآن ، به سرگذشت نوح ( ع ) آگاهى نداشتند .

ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا

مشاراليه «هـذا» قرآن است كه از جمله «نوحيها إليك» معلوم مى شود.

7ـ قرآن ، منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و شناخت رويداد هاى مهم تاريخى

نوحيها إليك ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 6

6ـ قرآن ، منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و فرجام پيشينيان

ذلك من أنباء القرى نقصه عليك منها قائم و حصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 9،10،11،14

9ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش از نزول قرآن و سوره يوسف ، از داستان حضرت يوسف اطلاعى نداشت .

نقصّ . .. بما أوحينا ... و إن كنت من قبله لمن الغـفلين

10ـ مردم عصر بعثت ، ناآگاه به سرگذشت يوسف ( ع ) پيش از نزول قرآن

و إن كنت من قبله لمن الغـفلين

«إن» در جمله فوق مخففه است و مراد از «الغافلين» مردم عصر بعثت مى باشد. بنابراين مفاد جمله «إن كنت ...» چنين مى شود: تو نيز اى پيامبر! پيش از نزول قرآن همانند ساير مردم ، از داستان يوسف بى خبر بودى.

11ـ قرآن ، منبعى براى آگاهى به تاريخ و سرگذشت پيشينيان

و إن كنت من قبله لمن الغـفلين

14ـ علم و آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشأت گرفته از قرآن و وحى الهى است .

بما أوحينا إليك . .. و إن كنت من قبله لمن الغـفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 4،5،8

4ـ قرآن منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و شناخت رويداد هاى مهم تاريخى و حوادث مخفى مانده براى بشر

ذلك من أنباء الغيب نوحيه إليك

5ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از نزول قرآن ، از خصوصيات و حقايق داستان يوسف ( ع ) اطلاعى نداشت .

و ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم

جمله «ما كنت لديهم» (نزد آنان نبودى) كنايه از بى خبر بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از داستان يوسف(ع) است.

8ـ جلسه توطئه و مكر برادران يوسف عليه او ، مخفى مانده ترين قسمت داستان يوسف ( ع ) تا پيش از نزول قرآن

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

ياد كردن از اين قسمت داستان يوسف (جلسه توطئه و مكر برادران عليه وى) پس از بيان اينكه داستان يوسف از اخبار غيبى است ، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه اين قسمت داستان از مخفى مانده ترين قسمتهاى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 8،10

8ـ قرآن تصديق كننده و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لـكن تصديق الذى بين يديه

«تصديق» مصدر است و به معناى اسم فاعل تصديق كننده مى باشد. اين كلمه به وسيله «لـكن» بر «حديثاً» عطف شده است.

10ـ قرآن ، دليل راستى و درستى كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لـكن تصديق الذى بين يديه

تصديق كتابهاى آسمانى پيشين از سوى قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد ، اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. از اين رو نزول قرآن خود دليلى براى اثبات راستى و درستى آن كتابهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 3

3ـ آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 2

2ـ قرآن حكم و قانون الهى و منبع شناخت حقايق و معارف دينى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا

حكم كردن به چيزى آن است كه داورى كنى و اعلام دارى كه آن چيز اين گونه است و يا اين گونه نيست (مفردات راغب). بر اين اساس «قرآن حُكم است» ; يعنى، داورى مى كند و بيان مى كند كه چه چيز چگونه است و يا چگونه نيست و اين معنا شامل همه قوانين، حقايق و معارفى مى شود كه خداوند اثباتاً و يا نفياً در قرآن بيان كرده است و درباره آن قضاوتى دارد ; مانند اينكه خداوند شريكى ندارد، قيامت حق است و يا روزه بر شما واجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 6،8،17

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم

أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

8- انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها گمراهيهايند .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

خداوند، هدف از نزول كتاب خويش را بيرون آوردن مردم از ظلمتها معرفى مى كند و براى ظلمتها نيز هيچ گونه قيدى نياورده است كه مشخص كند مراد از آنها چيست و اين، حكايت از آن دارد كه بدون تعاليم دين، زندگى انسانها در ظلمت است.

17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به راه خداى عزتمند ستودنى ، با تعاليم قرآن كريم

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور . ..إلى صرط العزيز الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 3،5،6،7،10

3- قرآن ، وسيله انذار و اخطار به تمامى انسانها

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

5- قرآن ، مايه نجات آدمى از خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى موجود بر سر راه انسان *

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

6- قرآن براى آگاهى انسان ها به خداى يكتا و پى بردن به وحدانيت اوست .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليعلموا أنما هو إلـه وحد

7- قرآن سندى گويا بر وحدانيت خداوند

هـذا بلـغ . .. و ليعلموا أنما هو إلـه وحد

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه خود قرآن، با كيفيت و خصوصيات ويژه گيهايش، دليل بر يگانگى خدا باشد، نه اينكه تنها محتواى آن آموزنده توحيد باشد.

10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .

هـذا بلـغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 9

9- آيات قرآن ، جدا كننده حق از باطل و ملاك تميز بين آن دو

و قرءان مبين

برداشت فوق، مبتنى بر متعدى بودن «مبين» است كه در لغت به معناى جدا كننده بين دو شىء آمده است و به قرينه مقام، مراد از آن ايجاد تمايز حق از باطل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى و مايه بيدارى و هشيارى انسان از غفلت ها و فراموشيهاست .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

نام گذارى قرآن به «الذّكر»، احتمالاً به اين جهت باشد كه قرآن، براى تنبه و مايه بيدارى انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى است .

و أنزلنا إليك الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 6

6- قرآن ، براى حضور در عينيت جامعه ، نياز به تفسير و تبيين از سوى عالم به آن دارد .

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 12

12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء

هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 13

13- قرآن ، عهده دار بيان همه ارزش ها و ضد ارزشهاست .

تبيـنًا لكلّ شىء . .. إن الله يأمر بالعدل ... و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

فرمان به رعايت عدالت و . .. تحذير از فحشا و ... پس از توصيف قرآن به «تبياناً لكل شىء» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد; يعنى، قرآن بيانگر تمامى حقايق مربوط به ارزشها و ضد ارزشهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 8

8- قرآن و نزول تدريجى آيات آن ، مايه تثبيت و تحكيم ايمان مؤمنان است .

نزّله . .. ليثبّت الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 3

3- قرآن ، هدايتگر مردمان به خلل ناپذيرترين و استوارترين راهها

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 3

3- آيه هاى قرآن ، عامل بيدارى ، تنبه و پندگيرى انسانهاست .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 4،10

4- قرآن ، شفابخش هرگونه بيمارى در انسانهاست .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء

10- ظالمان نه تنها از رحمت و شفاى قرآن بهره اى نمى گيرند ; بلكه تنها ، مايه خسران و زيان آنان مى شود .

و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 10

10- تأثير عميق آيات قرآن در وجود آگاهان و انديشمندان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 1

1- قرآن و تعاليم آن ، قوامْ بخش و رهبرى كننده جامعه بشرى است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا قيّمًا

«قيّم» به معناى «مقيم» يعنى «برپادارنده و سامان بخش» است. «قيّم القوم» به معناى «مدير و مدبّر امور قوم» است. (اقتباس از لسان العرب). لازم به ذكر است كه قيّماً يا مفعول براى فعل مقدر «جعل» است ـ يعنى: «جعله قيّماً» ـ و يا حال براى «الكتاب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 5

5- اهتمامِ قرآن ، به ارائه ترسيمى صحيح از چهره مردان الهى و جريان هاى بر حق تاريخ و زدايش ابهام از داستان آنان

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 4

4- قرآن ، جلوه ربوبيّت خداوند و براى پيشبرد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

كتاب ربّك

كلمه «ربّ» در «ربّك»، گوياى اين است كه قرآن، مايه تربيت و رشد آن حضرت در مسير ابلاغ پيام الهى است و چون خداوند، مربى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، آن را به وى عطا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 6،10،11،12

6 - قرآن ، دليلى روشن بر راستى و درستى ديگر كتاب هاى آسمانى است .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف لأُولى

عنوان «ما فى الصحف الأُولى» قرينه است براين كه مراد از «بيّنة»، كتاب آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) است كه معارفى نظير معارف ديگر كتاب هاى آسمانى دارد و به دليل نزول مستقيم آن از جانب خداوند، برهان صحتِ معارف آن كتاب ها نيز مى باشد.

10 - قرآن ، معجزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دليل روشن بر اثبات نبوت آن حضرت

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

بيان; يعنى، وضوح و انكشاف (مصباح). بنابراين «بيّنة» به چيزى گفته مى شود كه واضح باشد. ضمير مذكر ـ كه از كلمه «من قبله» (در آيه بعد) به اين كلمه بازمى گردد ـ دلالت مى كند كه از آن برهان و دليل اراده شده است (كشاف).

11 - نزول قرآن ، پرتو ربوبيت خداوند و وسيله پيشرفت اهداف رسالت است .

لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جمله «أوَلم تأتهم. ..» قرآن را مصداق معجزه اى قرار داده كه خداوند بايد بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى كرد. شمول ربوبيت خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ربّه)، به معناى تربيت و رشد پايه ها و ساختار رسالت آن حضرت است.

12 - قرآن ، نشانه و دليلى روشن بر ربوبيت خداوند بر انسان ها است .

بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 5

5 - آيات قرآن ، اتمام حجت خداوند بر منكران رسالت

أوَلم تأتهم بيّنة . .. و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب من قبله ... فنتّبع ءايـتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 14

14- تأثير شگرف و فوق العاده قرآن ، در مردم روزگار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتأتون السحر

از اين كه اتهام سحر را به قرآن روا مى داشتند، برمى آيد كه قرآن تأثيرى فوق العاده داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 5،6،12

5- قرآن ، درس آموز و مايه تذكر و پند براى انسان

كتـبًا فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «ذكر» به معناى «تذكره» و «تذكر» باشد.

6- قرآن ، مايه شرافت و آوازه انسان و امت اسلام است .

كتـبًا فيه ذكركم

از جمله معانيى كه اهل لغت براى واژه «ذكر» بيان كرده اند، «شرافت» و «صيت» (آوازه) است (قاموس المحيط). بنابراين مقصود از «فيه ذكركم» اين است كه شرافت و آوازه، در پرتو قرآن و عمل به آن است. گفتنى است مقصود از ضمير مخاطب «كم» هم مى تواند تمامى انسان ها باشد و هم مى شود خصوص امت اسلام باشد كه در برداشت، هر دو لحاظ شده است.

12- قرآن ، بهترين و نيرومندترين دليل و معجزه بر اثبات حقانيت خود وپيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا فيه ذكركم أفلاتعقلون

آيه شريفه، مى تواند پاسخى باشد به درخواست بهانه جويانه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى برآوردن معجزه بر اثبات حقانيت خويش; يعنى، اگر آنان تعقل كنند، خواهند فهميد كه قرآن معجزه پيامبراسلام است. گفتنى است تأكيد شدن اين حقيقت با لام قسم و حرف تحقيق (لقد) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 10

10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها

هـذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 2

2- قرآن ، عامل بيدارى و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده انسان ها و احياگر فطرت خفته آنان

و هـذا ذكر

«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن است و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافلى است كه از امور فطرى و دانستنى هاى خدادادى خويش، غافل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 5

5- قرآن ، حجتِ رسا و پيام بليغ خدا براى بندگان است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 6

6 - قرآن ، خود دليل آسمانى بودن خويش است .

أفلم يدّبّروا القول

مفهوم دعوت ياد شده، اين است كه هر كس در قرآن تدبر كند، به آسمانى بودن آن يقين پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 5

5 ـ قرآن ، مايه خير و بركت بسيار براى انسان هاى مؤمن

تبارك الذى نزّل الفرقان

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه قرآن، براى انسان ها نازل شده است. پس بركات و خيرات اين كتاب مبارك هم به انسان ها باز خواهد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 4

4 ـ قرآن كريم مايه بيدارى و هشيارى انسان

لقد أضلّنى عن الذكر

تعبير از قرآن به «ذكر» ـ كه به معناى ياد و يادآورى است ـ مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 4

4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن

فلاتطع الكـفرين و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 3

3 - آيات قرآن ، مايه تذكر آدميان و بازدارنده آنان از غفلت

و ما يأتيهم من ذكر

برداشت ياد شده با توجه به بكارگيرى واژه «ذكر» (مايه تذكر) درباره كتاب هاى آسمانى استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 3

3 - قرآن ، مظهر ربوبيت خداوند

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 2

2 - قرآن ، جلوه علم و حكمت خداوند

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 1،2

1 - قرآن ، بيانگر حقيقيت بسيارى از مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل ، براى آنان

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

2 - تشريح سخن حق در قرآن در زمينه موضوعات مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمود حقانيت آن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هـذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از مضمون آيه استفاده مى شود كه بيان حق، نشانگر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. علاوه بر اين كه سير آيات گذشته به اين صورت است كه از مسأله توحيد آغاز شده و سپس به حقانيت معاد و اكنون به حقانيت قرآن پرداخته شده است. گفتنى است كه حقانيت قرآن مستلزم حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 44 - 4

4 - عدم اطلاع پيامبر (صلی الله علیه و آله) از محل و چگونگى داستان نزول تورات بر موسى ( ع ) پيش از نزول قرآن

و ما كنت بجانب الغربىّ . .. و ما كنت من الشـهدين

از آيه ياد شده استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيش از نزول قرآن، از كيفيت نزول تورات و محل نزول آن اطلاع نداشته است. اين آگاهى تنها از طريق وحى و با نزول قرآن براى او پيدا شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 6

6 - قرآن ، معيار شناخت حق و باطل در معارف الهى

فلمّا جاءهم الحقّ

توصيف قرآن به «حق» مى تواند به اين خاطر باشد كه بشر در شناخت حقايق و معارف الهى (هم چون مبدأ و معاد) دچار خطا نشود و معيارى صحيح در شناخت آنها داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 10

10 - قرآن ، كتاب يادآورى و پندآموزى است .

أنّا أنزلنا عليك الكتـب . .. إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 4

4 - قرآن ، از مقام ربوبيت خدا ، نشأت گرفته و دربردارنده معارفى در جهت رشد و كمال انسان است .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 11،15

11 - قرآن ، كتاب هشدار و هدايت است .

تنزيل الكتـب . .. بل هو الحقّ من ربّك لتنذر قومًا... لعلّهم يهتدون

لام در «لتنذر» براى تعليل است و چون در آيه پيش، سخن از رسالت پيامبر نيست تا تعليل براى آن باشد، بلكه سخن از نزول قرآن است، بنابراين، تعليل مربوط به تنزيل قرآن است.

15 - قرآن ، مبناى پيامبرى و رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .

تنزيل الكتـب . .. هو الحقّ ... لتنذر قومًا ... لعلّهم يهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 12

12 - قرآن ، به عنوان كتاب الهى ، منبعى براى تشريع قوانين مربوط به حقوق خويشاوندى است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتـب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 49 - 4

4 - با آمدن قرآن ، باطل مطلق جايى براى جولان ندارد و نمى تواند بروز و ظهور پيدا بكند .

قل جاء الحقّ و ما يبدئ البـطل و ما يعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 5،6

5 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

مصدّقًا لما بين يديه

6 - وحدت و هم سويى تعاليم قرآن ، با تعاليم كتاب هاى آسمانى پيشين

مصدّقًا لما بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 8

8 - نزديكى و دورى از قرآن ، معيارى براى تعيين ارزش انسان ها و سعادت مندى آنان

ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 3 - 2

2 - قرآن ، دليل صدق و گواه راستى رسالت پيامبراسلام است .

و القرءان الحكيم . إنّك لمن المرسلين

برخى از مفسران برآنند كه ميان آيه شريفه و آيه قبل، ارتباط نزديكى وجود دارد; بدين صورت كه هر دو آيه درصدد اثبات راستى رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از راه قرآن مى باشند; منتها اين حقيقت در قالب سوگند بيان شده است و انتخاب اين قالب، صرفاً براى

جلب توجه بيشتر مخاطبان به اين امر مهم مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 4

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 1،2

1 - پيامبراسلام ، وظيفه دار انذار و اخطار به مردم برپايه تعاليم قرآن

تنزيل العزيز الرحيم . لتنذر قومًا

2 - تعاليم قرآن ، مبنا و پايه تبليغ و انذار پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل العزيز الرحيم . لتنذر قومًا

«لام» در «لتنذر» براى تعليل و متعلق به «تنزيل. ..» است. بر اين اساس نزول قرآن، براى اخطار به مردم از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است و اين كتاب، پايه و اساس دعوت آن حضرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 5

5 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .

إنّما تنذر من اتّبع الذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند بدين جهت باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هاى فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانسته هاى فطرى خود غافل اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 7

7 - قرآن ، كتابى سراسر ياد و يادآورى براى انسان است .

إن هو إلاّ ذكر

«ذكر» مصدرى است كه براى بيان مبالغه، وصف براى قرآن قرار گرفته و به معناى تذكر و يادآورى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 3،6،10

3 - زندگى انسان ها بدون تعاليم قرآن و رهنمود هاى پيامبراسلام ، با خطر ها و آفت هاى گريزناپذير رو به رو خواهد بود .

و ما علّمنـه الشعر . .. إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين . لينذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه انذار و اخطارِ مردم به وسيله قرآن و پيامبراسلام، حاكى از اين حقيقت است كه بر سر راه انسان ها خطرها و آسيب هاى بسيار وجود دارد كه به وسيله قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناخته مى شود و اگر انسان ها به اين امور توجه نكنند، با آنها روبه رو خواهند شد. گفتنى است معناى لغوى «انذار» (اعلام به امرى خطرناك و شايسته بر حذر بودن) مؤيد همين برداشت است.

6 - تعاليم قرآن و رهنمود هاى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، مايه حيات واقعى انسان ها است .

لينذر من كان حيًّا

10 - قرآن ، وسيله اتمام حجت بر كافران و تحقق بخش وعده الهى درباره آنان است .

و قرءان مبين . لينذر ... و يحقّ القول على الكـفرين

از عطف جمله «و يحقّ الحقّ . ..» بر جمله «لينذر» ـ كه لام در اين جمله براى تعليل است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 6

6 - وحى الهى و قرآن كريم ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

فالتّليـت ذكرًا

نام گذارى وحى الهى و قرآن مجيد به «ذكر»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 4

4 - قرآن ، مايه پند انسان ها و بيدارى از غفلت ها

و إذا ذكّروا لا يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 4

4 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

و القرءان ذى الذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى است كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 7

7 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شك من ذكرى

برداشت ياد شده از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 3،10

3 - قرآن ، منبع خير و بركت و موجب رشد و تعالى بشر

كتـب أنزلنـه إليك مبـرك

«بركة» به معناى رشد و فزونى است و «مبارك» به چيزى گفته مى شود كه در آن رشد و فزونى باشد (مفردات راغب). مقصود از مبارك بودن قرآن اين است كه اين كتاب، منبع خير و بركت و مايه رشد و تعالى براى كسانى است كه در آن تدبر كنند و درس بياموزند.

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتـب أنزلنـه . .. ليتذكّر أُولوا الألبـب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 1،2

1 - قرآن ، وسيله ياد و يادآورى انسان ها است .

هـذا ذكر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـذا» اشاره به آيات قرآن باشد.

2 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

هـذا ذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر»، مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است. و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانستنى هاى فطرى خود، غفلت ورزيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 1،6

1 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر

ضمير «هو» به قرآن بازمى گردد و «ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى مى باشد كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.

6 - انسان ، بدون بهره مند شدن از تعاليم قرآن ، در معرض انواع غفلت ها و نسيان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

با توجه به ذكر بودن و مايه ياد و بيدارى بودن قرآن براى انسان ها، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 4،6

4 - قرآن ، جلوه عزت و حكمت خداوند

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

آمدن دو صفت عزت و حكمت خداوند، پس از يادآورى الهى بودن قرآن، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

6 - قرآن ، مايه عزت انسان ها و آموزنده حكمت به آنان است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

تذكر اين نكته كه قرآن از منشأيى (خدايى) نازل گشته كه داراى عزت و حكمت است، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن كتابى عزت آفرين و حكمت آموز براى بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 8،10،14

8 - تأثير عميق و لرزه انداز قرآن ، بر اهل خشيت و خداترسان

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم

10 - تأثيرگذارى عميق و لرزه انداز دل هاى آماده ، از اوصاف كتاب آسمانى قرآن

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم

جمله «تقشعرّ منه جلود. ..» صفت براى «كتاب» است.

14 - پديد آوردن حالت « خوف و رجا » ، « ترس و آرامش » و « بيم و اميد » در انسان ، از آثار قرآن است .

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر ا

لرزش يا آرامش اندام و قلب، از آثار توجه به قرآن كريم است و اين دو نشانه وجود دو حالت خوف و رجا در انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 15

15 - تنها در سايه كتاب آسمانى قرآن ، هدايت حقيقى و كامل ميسر است .

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 6

6 - قرآن ، مايه عزت انسان ها و آموزنده دانش به آنان

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

تذكر اين نكته كه قرآن از منشأيى نازل شده كه داراى عزت و علم است، (خدا)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن كتابى عزت آفرين و دانش آموز براى بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 7

7 - قرآن ، راهنما و هدايتگر اهل ايمان

قل هو للذين ءامنوا هدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 3،7،8

3 - قرآن ، معيار و ميزان حق ( در ميدان باور ها ، روش ها و عملكرد ها )

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ و الميزان

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «الميزان» عطف تفسيرى بر «الكتاب» و تعبير ديگرى از قرآن باشد.

7 - دستيابى انسان به حق و عدل ، در پرتو بهره گيرى از قرآن و به كارگيرى آن

أنزل الكتـب بالحقّ و الميزان

بنابراين كه «الميزان» عبارت ديگرى از «الكتاب» باشد و با توجه به اين كه «ميزان» ابزار اجراى عدالت است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

8 - قرآن ، مرجع حل اختلافات اجتماعى و اعتقادى

و الذين يحاجّون . .. أنزل الكتـب بالحقّ و الميزان

طرح حقانيت و ميزان بودن قرآن، پس از ذكر اختلافات و مباحثات بى اساس مخالفان، مى تواند ناظر به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 12

12 - وحى الهى ( قرآن ) ، موجب تحكيم حق و نابودى باطل

يمح اللّه البـطل و يحقّ الحقّ بكلمـته

«كلمات» مى تواند اشاره به وحى و آيات الهى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 4،9،10

4 - قرآن ، حيات بخش جان انسان ها است .

كذلك أوحينا إليك روحًا

به كارگيرى واژه «روح» به جاى «قرآن» يا «كتاب»، اشاره به جنبه حيات بخشى قرآن دارد.

9 - قرآن ، نور الهى در تاريكى هاى نادانى و موجب هدايت انسان از گمراهى است .

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

10 - هدايت انسان به وسيله وحى و قرآن ، تابع مشيت الهى است .

نهدى به من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 4

4 - قرآن ، بيداركننده آدميان از غفلت و بى توجهى

أفنضرب عنكم الذكر

به كارگيرى «ذكر» به جاى «قرآن»، حاكى از اين است كه قرآن، بيدارگر خفتگان و يادآور غافلان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 3

3 - قرآن ، راه حركت انسان به سوى خداوند است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. ليصدّونهم عن السبيل

با توجه به توضيح برداشت قبل و اين كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 1،3،4،5

1 - قرآن ، مايه تذكر و يادآورى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم آن حضرت است .

و إنّه لذكر لك و لقومك

3 - قرآن ، بيدارگر فطرت و يادآور باور ها و شناخت هاى فطرى انسان ها است .

و إنّه لذكر

4 - قرآن ، موجب عظمت و آوازه نام پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم عرب *

و إنّه لذكر لك و لقومك

برداشت ياد شده با توجه به دو احتمال زير است: الف) مراد از «ذكر» بلندآوازگى و شهرت نام باشد; ب) مقصود از «قوم»، قوم عرب باشد كه در پرتو قرآن توانستند به قدرت و بلندآوازگى دست يابند.

5 - عظمت مسلمانان در پرتو تعاليم وحى و قرآن *

و إنّه لذكر لك و لقومك

مقصود از «قوم»، ممكن است امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 8

8- قرآن ، وسيله ابلاغِ انذار ها و هشدار هاى الهى به مردم

و الكتـب المبين . .. إنّا كنّا منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 1،6

1 - قرآن و دين ، مظهر بصيرت و بينش براى خلق

هـذا بصائر للناس

«هـذا» اشاره به قرآن و يا اشاره به دين است كه از «الأمر» در دو آيه قبل استفاده مى شود. اطلاق «بصائر» بر قرآن و دين ـ از قبيل «زيد عدل» ـ مبالغه را افاده مى كند.

6 - روشنگرى هاى قرآن ، مايه هدايت و رحمت براى جويندگان يقين

بصائر . .. و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 11

11- قرآن ، وسيله هدايت و راه يابى انسان به حقيقت

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هـذا إفك قديم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 7،8

7- قرآن و محتواى آسمانى آن ، كافى براى اثبات حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

صرفنا إليك . .. يستمعون القرءان ... إنّا سمعنا كتـبًا أُنزل من بعد موسى ... يهدى

برداشت بالا با توجه به دو نكته است زير استفاده شده است: 1ـ مؤمنان پيشتاز جن، فقط با استماع قرآن به آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى بردند 2ـ در مقام دعوت قوم، باز بر محتواى پيام قرآن تكيه نمودند; نه بر معجزه و نظائر آن.

8- قرآن ، تصديق كننده كتاب هاى آسمانى پيشين

كتـبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 15

15- قرآن و انذار هاى بيدارگرانه آن ، اتمام حجت الهى بر خلق

بلـغ

«بلاغ» خبر براى «هـذا»ى مقدر است. و آن اشاره به آيات هشدارگر قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 9

9- قرآن ، حقايق و قوانينى در جهت رشد و تكامل بشر

و هو الحقّ من ربّهم

با توجه به اين كه ضمير «هو» به «ما نزّل. ..» (قرآن) بازمى گردد; از تعبير «من ربّهم» استفاده مى شود كه قرآن نشأت يافته از مقام ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 5

5- قرآن ، دليل روشن از جانب خدا ، در جهت رشد و كمال آدميان *

أفمن كان على بيّنة من ربّه

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «بيّنة»، قرآن باشد. در اين صورت تعبير «من ربّه» مى نماياند كه قرآن، از جايگاه ربوبيت و به هدف رشد و تربيت خلق نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 17 - 3

3- قرآن ، كتاب هدايت و مايه تقوا براى حق پذيران *

و الذين اهتدوا زادهم هدًى و ءاتيـهم تقويـهم

ممكن است گفته شود: فاعل «زاد» قرآن است كه به قرينه «يستمع إليك» از آيه قبل استفاده مى شود; زيرا عمده و اساس سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرائت آيات وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 6،8،9

6 - قرآن ، مايه تذكر و هشدار آدميان

فذكّر بالقرءان

8 - قرآن ، محور اساسى تبليغ و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فذكّر بالقرءان

9 - لزوم محور قرار دادن قرآن ، در تبليغ دين و هدايت خلق

فذكّر بالقرءان

هر چند آيه شريفه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; اما تكليف استفاده از قرآن و محور قرار دادن آن در امر تبليغ، داراى ملاك عام است و اختصاصى به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 4

4 - دلايل حقانيت قرآن ، متجلى در متن آن براى حق جويان

أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون

«بل لايؤمنون»; يعنى، اينان نمى خواهند ايمان بياورند; و گرنه حقانيت قرآن و الهى بودن آن، بدان اندازه پنهان نيست كه آنها درك نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 6

6 - قرآن ، ستاره هدايت براى انسان ها *

و النجم إذا هوى

در صورتى كه مراد از «نجم» قرآن باشد، اطلاق «نجم» بر قرآن مى تواند به منظور مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 56 - 1

1 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيم دهنده اى از زمره بيم دهندگان گذشته تاريخ

هـذا نذير من النذر الأُولى

«هـذا» هم مى تواند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هم به قرآن اشاره داشته باشد. در برداشت بالا، هر دو احتمال رعايت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 2

2 - پيام هاى قرآن و وحى ، زداينده غفلت و غرور كاذب از آدميان

أفمن هـذا الحديث تعجبون . .. و أنتم سـمدون

توبيخ كافران به خاطر غفلت زدگى آنان و ناباورى به مفاهيم قرآن، مى رساند كه اگر آنان به قرآن گوش جان فرا دهند، از غفلت و غرور بيرون خواهند آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 6

6 - اعتراف ضمنى كافران ، به تأثير شگرف و خارق العاده قرآن و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن يروا ءاية . .. و يقولوا سحر مستمرّ

وصف «سحر مستمرّ» گرچه در مقام تنقيص بيان شده; اما به طور غير مستقيم به تأثير خارق العاده كارها و گفته هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 3

3 - پيام هاى حكيمانه و رساى قرآن ، اتمام حجت الهى بر خلق

و لقد جاءهم . .. حكمة بـلغة

برداشت فوق با توجه به اين است كه آيه قبل از «و لقد جاءهم. ..» در مقام بيان علت مجازات كافران و اتمام حجت بر ايشان بود بر اين اساس مى توان از «حكمة بالغة...» ـ كه بدل از «ما فيه...» است ـ مطلب بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 2

2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 8

8 - قرآن ، كتاب تذكار ، ياد آور خدا و بيانگر اوصاف و آيات عظمت و كبريايى او

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ

مراد از «ما نزل من الحقّ» در آيه شريفه، قرآن كريم است. برخى از مفسران برآنند «ذكراللّه» نيز در توصيف قرآن آورده شده است. برداشت بالا براساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 4

4 - آيات قرآن ، پيامدار خشيت از خدا براى خلق

لو أنزلنا هـذا القرءان . .. متصدّعًا من خشية اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 4

4 - رهنمود ها و معارف قرآن ، همچون نور خود روشن و روشنايى بخش حيات بشر و روشنگر حقايق است .

والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 9،10

9 - قرآن ، مايه تذكر و بيدارى انسان ها

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

مطلب ياد شده، از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده شده است.

10 - انسان ، بدون آشنايى با تعاليم قرآن ، از بسيارى از حقايق در غفلت و فراموشى به سر خواهد برد .

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 5،6،11

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) در پرتو تعاليم قرآن كريم

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

6 - انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها و گمراهى هايند .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

تأكيد خداوند بر اين مطلب كه قرآن، رهايى بخش انسان ها از ظلمت ها و هدايت به نور است; مى رساند كه بدون تمسك به اين كتاب، امكان رهايى براى بشر نخواهد بود; زيرا اگر راه ديگرى ممكن بود خداوند آن را به بشر ارائه مى كرد.

11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 4

4 - قرآن ، مايه تذكر و بيدارى انسان ها است .

الذكر

مقصود از «ذكر»، قرآن است و نام گذارى قرآن به آن، مفيد مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 52 - 1

1 - قرآن ، مايه تذكّر و بيدارى جهانيان است .

و ما هو إلاّ ذكر للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 43 - 6

6 - نزول قرآن ، در جهت تربيت بشر است .

تنزيل من ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 1

1 - قرآن ، كتابى است بيداربخش و پندآموز .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 19 - 1

1 - قرآن ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى انسان ها

إنّ هـذه تذكرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 2،3

2 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز براى بشر .

إنّه تذكرة

مطابق نظر مفسران، ضمير «إنّه» به قرآن بازمى گردد.

3 - قرآن ، در بيدارگرى و پندآموزى ، بهترين و جامع ترين كتاب است .

إنّه تذكرة

تنكير «تذكرة» براى تعظيم است. بر اين اساس مى توان گفت: عظيم بودن تذكار قرآن، بيانگر عظمت و برترى اين كتاب، از نظر پندآموزى و بيدارگرى، نسبت به ديگر كتاب ها و نيز جامعيت آن در اين عرصه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 36 - 7

7 - تصحيح بينش بشر درباره جهان و انسان ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

أيحسب الإنسـن أن يترك سدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 1،2،7

1 - قرآن ، زداينده غفلت ها و وسيله يادآورى و بيدارى انسان ها است .

إنّ هـذه تذكرة

«هـذه»، به مجموع آياتى اشاره دارد كه تا كنون ياد شده است.

2 - قرآن ، يادآور نياز هاى بشر و تأمين كننده آن است .

إنّ هـذه تذكرة

واژه «تذكرة» در بيشتر لغت نامه ها چنين معنا و تعريف شده است: «ما يُستَذكَرُ به الحاجة» (چيزى كه بهوسيله آن نيازها خاطر نشان مى شود و انسان همواره آن را به ياد دارد و فراموشش نمى كند) (ر. ك: قاموس، صحاح، تاج العروس و لسان العرب). بر اين اساس مى توان استفاده كرد كه قرآن، نيازهاى انسان ها را بدان ها يادآور شده است; بگونه اى كه آن را همواره در خاطر دارد و در واقع آنها را تأمين خواهد كرد.

7 - با ارائه قرآن به انسان ها ، حجّت الهى بر آنان تمام است .

إنّ هـذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً

خداوند، با ارائه آيات قرآن ـ كه مايه بيدارى و تذكار است (هـذه تذكرة) ـ حجتش را بر آدميان تمام كرده و اين انسان است كه بايد راه دين را، طريق زندگى خويش قرار دهد (اتّخذ إلى ربّه سبيلاً).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 31 - 2

2 - دين و تعاليم قرآن ، رحمت الهى براى انسان ها

يدخل من يشاء فى رحمته

مفسران براى «رحمت» در اين آيه، دو مصداق ذكر كرده اند: 1. دين و پيمودن راه خدا (به قرينه «من اتّخذ إلى ربّه سبيلاً»); 2. بهشت (به قرينه بخش آخر اين آيه كه عذاب دوزخ در آن مطرح شده است). گفتنى است، برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى و قرآن ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

فالملقيـت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، برهانى روشن بر لزوم دست كشيدن اهل كتاب و مشركان از كفر و شرك خويش

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 3،5،6

3 - وجود معارف استوار و قوام بخش در قرآن ، نشانِ تمام بودن حجت بر كافران با ابلاغ آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه ... فيها كتب قيّمة

5 - اهل كتاب و مشركان ، ملزم به ترك كفرِ خويش ، پس از ابلاغ معارف استوار و قوام بخش قرآن به آنان

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... فيها كتب قيّمة

6 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همراه با قرآن ، تحقّق بخش پيش شرط اهل كتاب و مشركان براى ترك آيين خويش

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول ... فيها كتب قيّمة

برداشت ياد شده، براساس يكى از احتمالاتى است كه درباره نخستين آيه بيان شد. در آن احتمال، آيه شريفه، بيانگر ادّعاى كافران دانسته شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، در ادعاى واهى و نادرست اهل كتاب و مشركان ، مصداق « بيّنه » نبوده و برهان درخواستى آنان را تأمين نمى كردند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب إلاّ

اين آيه، تسلاّى خاطرى است براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كافرانى كه حتى پس از مشاهده آن حضرت و قرآن، هنوز خود را منتظر

«بيّنه» قلمداد مى كردند و بيان مى كند كه در گذشته نيز كافران همين رويه را داشتند و آمدن بينه براى آنان اثرى نداشت.

1122- نقش قرآن در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 5

5 - تأثير شگرف قرآن و معجزات الهى بر مردم عصر بعثت

و قالوا إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن و معجزه الهى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

1123- نقش كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 3

3 - محدود بودن ثبت و ابلاغ قرآن به سفيران خداوند ، تضمين كننده پاكى و پيراستگى آن از هرگونه خطا و باطل

مطهّرة . بأيدى سفرة

عبارت «بأيدى سفرة»، ممكن است متعلق به «مطهّرة» باشد; بر اين اساس عامل تطهير قرآن از خطا و باطل، آن است كه تنها دستان سفيران الهى آن را ثبت و ابلاغ مى كند و ديگران از دسترسى به آن ناتوان اند.

1124- نقش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

1125- نوآورى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 5

5- قرآن ، حاوى تعاليمى نو و جديد در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى است .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

«محدث» به معناى چيز جديد و نو است و در آيه شريفه، صفت براى «ذكر» مى باشد. توصيف قرآن به جديد و نو بودن، مى تواند به اعتبار نزول آيات جديد باشد هم چنين مى تواند به اعتبار جديد بودن مجموعه آيات قرآن و تعاليم آن در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى باشد. برداشت ياد شده براساس فرض دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 3

3 - قرآن ، سخنى نو و در عين حال به دور از مطالب نامعقول و غيرقابل قبول

أفمن هـذا الحديث تعجبون

مشاراليه «هـذا»، مى تواند قرآن باشد. در اين صورت واژه «الحديث» اشاره به نو بودن آن دارد. نفى اعجاب و استبعاد ـ كه از استفهام توبيخى استفاده مى شود ـ مى رساند كه قرآن در اوج نو بودن، منطقى و قابل درك و فهم است.

1126- نور بودن قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 5

5 ـ قرآن ، نور خداست .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه

1127- نورانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 25

25 ـ قرآن سراسر نور و روشنگر راه رستگارى است .

فالذين . .. اتبعوا النور الذى أنزل معه أولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 9

9 - قرآن ، نور الهى در تاريكى هاى نادانى و موجب هدايت انسان از گمراهى است .

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 4

4 - رهنمود ها و معارف قرآن ، همچون نور خود روشن و روشنايى بخش حيات بشر و روشنگر حقايق است .

والنور

1128- نياز به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 3

3 - نزول كتاب ( قرآن ) از سوى خداوند ، عملى هدفدار و امرى لازم و شايسته براى بشر

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزلنا» باشد. كلمه «حق» ـ در برابر باطل (پوچ و بيهوده) ـ به معناى كار به جا، شايسته و هدفمند است. بنابراين نزول قرآن، هدفمند و كارى شايسته و لازم براى بشر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 3

3 - نياز بشر ، به تذكار هاى الهى و تعاليم قرآن كريم

إنّ هـذه تذكرة

1129- وارثان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 13

13 - انتخاب مسلمانان براى وراثت قرآن و بهره مند شدن از آموزه هاى آن ، فضل بزرگ خداوند به آنان است .

ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا . .. ذلك هو الفضل الكبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «ذلك» به «اصطفاء» و «ايراث كتاب» (مستفاد از جمله «أورثنا الكتاب الذين اصطفينا») اشاره داشته باشد.

1130- واسطه نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 10

10ـ براى نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان او و خداوند واسطه اى وجود داشته است .

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

فاعل «أنزل» در عبارت فوق نمى تواند خداوند فرض شود ; زيرا در اين صورت صحيح آن بود كه گفته مى شد: «و الذى أنْزَل ربك إليك الحق» و يا «الذى أُنزل إليك الحق» ; يعنى، آن گاه كه فاعل حذف شود و فعل به صورت مجهول آورده شود، نبايد در عبارت اشاره به فاعل شود. بنابراين فاعل «أنزل» شخصى ديگر (جبرئيل يا ...) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 4

4ـ براى نزول قرآن ميان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) واسطه اى وجود داشته است .

أنما أُنزل إليك من ربك الحق

دليل اين برداشت در آيه اول از همين سوره گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 210 - 2

2 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر دريافت قرآن از شياطين

و ما تنزّلت به الشيـطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 221 - 1

1 - پاسخ كوبنده و موضع گيرى سخت خداوند ، در برابر مدعيان دخالت شياطين در نزول قرآن

هل أُنبّئكم على من تنزّل الشيـطين

اصرار و تأكيد خداوند بر ردّ گفتار و اتهام هاى مشركان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر مطلب ياد شده است.

1131- واقعيت قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 3

3 - داستان هاى قرآن ، برگرفته شده از واقعيت هاى تاريخى است .

نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«نبأ» به معناى خبر است و «ما قد سبق» ; يعنى، آنچه كه محققاً درگذشته اتفاق افتاده است; نه آن كه تخيلات و امور غير واقعى باشد.

1132- وجوه اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 7

7 - اخبار از حوادث و رخداد هاى آينده ، جلوه اى از اعجاز قرآن

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها . .. كذلكم قال اللّه من قبل ... قل للمخلّفين من ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 14

14 - نماياندن معجزه به مؤمنان ، از جمله اهداف الهى در پيشگويى و اخبار از حقايق آينده

وعدكم اللّه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

اسم «لتكون. ..» وعده هاى الهى و پيشگويى او است كه از «وعدكم اللّه» استفاده مى شود; يعنى، خداوند از گفتن اين اخبار غيبى و اين وعده ها، اهداف گوناگونى را دنبال مى كند كه يكى از آنها معجزه نمايى است.

1133- وحدت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 5

5 - قرآن ، در اُم الكتاب ( لوح محفوظ ) ، داراى حقيقتى واحد و بسيط

و إنّه فى أُمّ الكتـب . .. حكيم

«حكيم» به معناى محكم است و «محكم» به مصنوعى گفته مى شود كه عناصر و اجزاى تشكيل دهنده آن، باهم پيوندى ناگسستنى داشته باشند. توصيف قرآن موجود در اُمّ الكتاب به «محكم» ـ با توجه به اين كه قرآن نازل شده داراى كلمات، آيات و سوره هاى مفصل و مجزا از يكديگر است ـ اشاره به اين نكته دارد كه قرآن موجود در اُمّ الكتاب، حقيقتى واحد، بدون تجزيه و تفصيل و داراى هويتى بسيط است.

1134- وحيانيت الفاظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 9

9 - الفاظِ قرآن ، همچون محتواى آن ، نازل شده از سوى خداوند است .

نتلوها عليك بالحقّ

با توجه به كلمه «تلاوت» و اسناد آن به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

1135- وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 1،14

1 - قرآن كتابى است كه خداوند ، آن را بر پيامبر خويش نازل كرده است .

مما نزلنا على عبدنا

14 - آسمانى بودن قرآن حتى در نظر مخالفان رسالت ، امرى روشن بود .

إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 13

13 - عالمان يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به الهى بودن قرآن آگاهى كامل داشتند .

و هم يعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول «يعلمون» به قرينه «يسمعون كلام اللّه» الهى بودن كلامى باشد كه براى آنان قراءت مى شده است; يعنى: «و هم يعلمون ان الذى يسمعونه كلام اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 1

1 - قرآن ، كتابى است ارجمند و با عظمت و نازل شده از پيشگاه خداوند

و لما جاءهم كتب من عند اللّه

نكره آوردن «كتاب» و تصريح به اينكه از نزد خدا آمده است، دلالت بر عظمت و ارجمندى قرآن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 5،6

5 - قرآن ، كتابى كه خداوند آن را نازل كرده است .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. أن ينزل اللّه

6 - الهى بودن قرآن ، دليل ضرورت پرهيز از كفر ورزى به قرآن و پست بودن هر چيزى در مقابل از دست دادن آن ، است .

أن يكفروا بما أنزل اللّه

تعبير كردن از قرآن به «ما» و توصيف آن به «أنزل اللّه» بيانگر علت و دليل حكمى است كه در فراز قبل بيان شد; يعنى، چون قرآن كتابى است نازل شده از جانب خدا، كفر به آن موجب مى شود هر چيزى كه در مقابل از دست دادن آن دريافت شود، پست باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 4،5،8،9

4 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خدا .

ءامنوا بما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» (آنچه خدا فرو فرستاده است) قرآن مى باشد.

5 - الهى بودن قرآن ، دليل ضرورت ايمان آوردن به آن

ءامنوا بما أنزل اللّه

توصيف قرآن به اينكه خدا آن را فرستاده است، اشاره به علت لزوم ايمان (ءامنوا) دارد.

8 - يهوديان عصر بعثت ، مطمئن به آسمانى بودن قرآن و معترف به الهى بودن آن

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

چنانچه يهوديان آسمانى بودن قرآن را باور نداشتند در پاسخ به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ءامنوا بما أنزل اللّه; به آنچه خدا فرو فرستاده ايمان آوريد)، اظهار مى داشتند كه: قرآن از جانب خدا نيست. اعراض از چنين پاسخى، گوياى اطمينان ايشان به آسمانى بودن قرآن و اعتراف ضمنى آنان به الهى بودن آن است.

9 - يهوديان ، على رغم اطمينانشان به الهى بودن قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 3

3 - الهى بودن قرآن و احكام اسلام ، دليل لزوم پيروى از آن است .

اتبعوا ما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» قرآن و احكام دين است. توصيف آنها به اينكه از ناحيه خداست - پس از فرمان به پيروى از آنها (اتبعوا) - به علت و دليل لزوم پيروى اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 1

1 - خداوند ، نازل كننده كتاب هاى آسمانى ( تورات ، انجيل ، قرآن و . . . )

ذلك بأن اللّه نزل الكتب

«ال» در «الكتاب» براى جنس است و «الكتاب» شامل همه كتابهاى آسمانى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 10

10 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به اعلام وحى شدن قرآن به خويش و بيان اهداف نزول آن

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 2

2 ـ قرآن كتابى گرانسنگ و نازل شده از جانب خداوند است.

و هذا كتب أنزل نه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 1،6

1 ـ قرآن كتابى نازل شده از جانب خداوند

هذا كتب أنزل نه

مشاراليه «هذا»، به دليل آيات بعد، «قرآن» است.

6 ـ الهى بودن قرآن و پر بركت بودن آن دليل لزوم پيروى از آن است.

هذا كتب أنزل نه مبارك فاتبعوه

حرف «فا» در «فاتبعوه» سببيه است. بنابراين دلالت مى كند كه حقايق بيان شده در جمله قبل علت لزوم پيروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 5

5 ـ قرآن كتابى روشن و روشنگر و نازل شده از جانب خدا

فقد جاءكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 1،3

1 ـ قرآن، كتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

كتب أنزل إليك

كلمه «كتاب» نكره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصيف آن به «أنزل» بيانگر آسمانى بودن آن است.

3 ـ باور به آسمانى بودن قرآن، از ميان برنده هرگونه نگرانى از نارسائى آن براى هدايت مردم

فلا يكن فى صدرك حرج منه

توصيف قرآن به «أنزل» و سپس نهى از نگرانى درباره آن (منه)، ممكن است ناظر به اين باشد كه قرآن براى انذار و تذكر كافى است و از اين ناحيه جايى براى نگرانى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 1

1 ـ قرآن ، كتابى از جانب خداوند و ارجمند و گرانقدر

و لقد جئنهم بكتب

مراد از «كتاب» قرآن كريم است كه به صورت نكرده آورده شده تا اشاره به عظمت و والايى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 6

6 ـ قرآن ، به تمامى ، وحى و نازل شده از جانب خداست ، نه ساخته دست بشر

قل إنما أتبع ما يوحى إلىّ من ربى

حصر در جمله «انما أتبع . .. » ناظر به اتهام مشركان و رد پندار آنان است. يعنى من در ارائه آيات قرآن تابع وحى هستم، نه اينكه

از پيش خود آنها را بسازم و يا از اين سو و آن سو جمع آورى كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 3

3 ـ قرآن ، كلام خداست .

حتى يسمع كلم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 15

15 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، كلام خدا ( قرآن ) را از راه وحى دريافت مى كرد .

ائت بقرءان غير هذا . .. إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 1،11

1 ـ قرآن كتابى است كه نسبت ساختگى و غير الهى بودن را ، نه در شكل و نه در محتوا ، نمى پذيرد .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

نفى صفت افترا و ساختگى بودن از قرآن با به كارگيرى «ما كان» ـ كه براى نفى شأن و استعداد است ـ بيانگر اين حقيقت مى باشد كه: در قرآن ـ چه در شكل و چه در محتواى آن ـ هيچ نشانه اى كه حاكى از غير الهى بودن آن باشد، وجود ندارد.

11 ـ قرآن ، كتابى است الهى .

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خداوند .

قد جاءتكم موعظة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 2

2 ـ قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خدا و خوانده شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) .

و ما تتلوا منه من قرءان

برداشت فوق از عود ضمير «منه» به خداوند و از تنكير قرآن ـ كه مصدر به معناى مفعول است ـ استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 1،8

1 ـ قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند نازل شده است .

مما أنزلنا إليك

8 ـ قرآن ، كتابى حق ، مبرا از پندار ها ، تخيلات و نازل شده از جانب خداوند

لقد جاءك الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 7

7ـ قرآن ، كتابى است از ناحيهء خداوند .

كتــب . . . من لدن حكيم خبير

((من لدن . . . )) مى تواند هم قيد براى ((فصلت )) و ((اُحكمت )) باشد و هم مى تواند قيد براى كتاب گرفته شود. بنابراين آيه شريفه دلالت مى كند كه قرآن از ناحيهء خداوند حكيم و خبير است و اتقان و تبيين آياتش نيز از جانب اوست .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 6

6ـ آيه هاى قرآن ، حقايقى كه از طريق وحى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شد .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 2،8

2ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خدا و جلوه اى از علم اوست .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

8ـ لزوم تسليم شدن در برابر خدا و پذيرش اسلام وتوحيد و الهى بودن قرآن

فإلّم يستجيبوا لكم . .. فهل أنتم مسلمون

استفهام در جمله «فهل أنتم . ..» استفهامى است كه به داعى امر و ترغيب ايراد شده است; يعنى: فاسلموا ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 20

20ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خداوند و پرتوى از ربوبيت اوست .

إنه الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 8

8ـ خداوند ، قرآن و داستان هاى آن را از طريق وحى در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى داد .

نحن نقصّ عليك . .. بما أوحينا إليك هذا القرءان

حرف «باء» در «بما أوحينا» سببيه است و «ما» در آن مصدريه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 6

6ـ قرآن ، بسى فراتر از آن است كه بافته شده و ساخته بشر باشد .

ما كان حديثًا يفترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 7،13

7ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خدا و نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

13ـ بيشتر مردم به الهى بودن قرآن و نزولش از ناحيه خداوند ايمان نمى آورند .

الذى . .. من ربك الحق و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

از حقايقى كه جمله «الذى أنزل . ..» گوياى آن است الهى بودن قرآن مى باشد (من ربك). از اين رو اين حقيقت نيز متعلق «لايؤمنون» مى باشد ; يعنى: «لايؤمنون بأن القرآن من ربك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 2،5،6

2ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خداوند و نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أنما أُنزل إليك من ربك الحق

5ـ آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را باور ندارند ، كوردل و جاهلند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

6ـ آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را پذيرفته اند ، عالم و بصيرند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 5،8

5ـ قرآن حقيقتى كه خداوند آن را با وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل كرد .

لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

8ـ قرآن و وحى نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پرتوى از رحمت گسترده خداوند است .

و هم يكفرون بالرحمـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 2

2- قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

كتـب أنزلنـه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 1

1- قرآن ، ابلاغ پيام خداوند به مردم است .

هـذا بلـغ للناس

مفسّران درباره مشاراليه «هـذا» سه احتمال ذكر كرده اند: آيات اخير كه درباره وضعيت بد دوزخيان است; آيات همين سوره; قرآن كريم. برداشت فوق مبتنى بر احتمال سوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 1

1- قرآن ، بى هيچ ترديدى تنها از جانب خداوند نازل شده است .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 2،3

2- منكران عالم آخرت ، منكر نزول قرآن از جانب خداوند بودند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين

رفع «أساطير» به خاطر خبر براى مبتداى محذوف بودن («المنزل» يا «الذى يسئل عنه») است كه مراد از آن قرآن مى باشد.

3- نپذيرفتن حق و داشتن روحيه استكبارى ، عامل انكار نزول قرآن از جانب خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. و إذا قيل لهم ماذا أنزل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 1

1- قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما أنزلنا عليك الكتـب

«ال» در «الكتاب» عهد ذهنى بوده و مراد از آن قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 2

2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .

قل نزّله روح القدس من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 4،10

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ارائه كتابى به نام قرآن ، از هيچ انسانى كمك نگرفته است .

نزّله روح القدس من ربّك . .. و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

10- نسبت دادن قرآن به بشر ، نسبتى ناروا و دور از حق است .

لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ

در مفهوم «الحاد» انحراف از حق نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 3

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هـذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را ـكه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است ـ قبول نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 2،3

2- قرآن ، مجموعه اى الهى و غير قابل تصرف و چشم پوشى ، حتى از كمترين بخش آن

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

با توجه به مضامين آيات 88 و 93، كه در آنها درخواست مشركان درباره نزول قرآن به صورت مكتوب مطرح شده بود، ممكن است اين آيه پاسخى باشد به آنان كه حقايق قرآنى با اقتراحات تغيير نمى يابد.

3- قرآن از آميختگى به غير كلام وحى مبرا بوده و سلامت آن از سوى خداوند ، تضمين شده است .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

جمله «و بالحقّ نزل» مى تواند بيانگر كيفيت نزول قرآن باشد; يعنى، نزول قرآن بر پايه حق بود و هرگز با باطل و ناصواب آميخته نشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 3

3- قرآن كتابى وحى شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

حرف «من» در «من كتاب ربك» براى تبيين است و گوياى اين كه آنچه وحى شده است، همان كتاب خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 2 - 1

1- خداوند ، قرآن را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل كرده است .

ما أنزّلنا عليك القران لتشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 1

1- قرآن ، پيامى فرود آمده از سوى آفريدگار زمين و آسمان ها است .

تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسمـوت

«تنزيلاً» مصدر به معناى اسم مفعول و حال براى «القرآن» ـ در آيات قبل ـ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند ، با بيانى فصيح و روشن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

«عربيّاً» يا به معناى فصيح و روشن مى باشد (مفردات راغب) و يا گوياى انتساب به عرب زبانان است (لسان العرب). برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 13

13 - قرآن ، سراسر وحى الهى است .

من قبل أن يقضى إليك وحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 11

11 - نزول قرآن ، پرتو ربوبيت خداوند و وسيله پيشرفت اهداف رسالت است .

لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جمله «أوَلم تأتهم. ..» قرآن را مصداق معجزه اى قرار داده كه خداوند بايد بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى كرد. شمول ربوبيت خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ربّه)، به معناى تربيت و رشد پايه ها و ساختار رسالت آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 1

1- قرآن ، كتاب آسمانى فرستاده شده از سوى خداوند

لقد أنزلنا إليكم كتـبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 3

3- قرآن ، حقيقتى نازل شده از جانب خداوند

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه

مشاراليه «هـذا» قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 1

1 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خداوند .

أنزلنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 8

8 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خداوند .

أنّه الحقّ من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 4

4 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

قد كانت ءايـتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 3

3 - تأمل در آيات قرآن ، زداينده هر گونه ترديد در الهى و آسمانى بودن آن

أفلم يدّبّروا القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 3

3 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند

بل أتينـهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه بيشتر مفسران مقصود از «فرقان» در آيه شريفه قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 4

4 ـ قرآن ، از سنخ اسرار نهفته در عالم آفرينش است كه نزول آن ، تنها از سوى خداوند داناى به اسرار امكان پذير است . *

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

ربط بين نزول قرآن و علم به اسرار، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه اين كتاب از ساخته هاى دست بشر نيست; بلكه جزء اسرار عالم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

مراد از ضمير در «إنّه»، مى تواند قرآن باشد و يا بيان سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دريافت كننده قرآن از جانب خداوند

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 4

4 - قرآن و تورات ، دو كتاب آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

ضمير «هما» در «منهما» به تورات و قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 1

1 - قرآن ، سخن آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

و لقد وصّلنا لهم القول

برداشت ياد شده، با توجه به اسناد فعل «وصل» به ضمير «نا» (خداوند) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 5

5 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند و جلوه ربوبيت او

إنّه الحقّ من ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 3

3 - قرآن ، كتابى القا شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 3

3 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

عن ءايـت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 2

2 - قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

اتل ما أوحى إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 11

11 - قرآن و انجيل و تورات ، كتاب هاى نازل شده از سوى خداوند است .

ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 1

1 - قرآن ، كتابى است كه از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 2

2 - قرآن ، از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 1،2

1 - بى ترديد ، قرآن ، از سوى خداوند نازل شده است .

تنزيل الكتـب لاريب فيه من ربّ العـلمين

«تنزيل» مصدر به معناى مفعول است و اضافه آن به «الكتاب» از باب اضافه صفت به موصوف است. بنابراين، معناى آيه، چنين مى شود: «اين، آن كتاب نازل شده اى است كه شبهه اى در آن نيست».

2 - قرآن ، كتابى است كه از سوى پروردگار جهان ، نازل شده است .

تنزيل الكتـب . .. من ربّ العـلمين

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «تنزيل» مبتدا و «لاريب» خبر باشد. لازم به گفتن است كه «ال» در «الكتاب» براى عهد است و به قرآن كريم، اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 6

6 - قرآن ، حقِّ محض و نازل شده از جانب خداوند است .

بل هو الحقّ من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 2

2 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خدا و سراسر حق و حقيقت در ديدگاه عالمان

و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ

مراد از «الذى أُنزل إليك» قرآن كريم است و مصداق كامل و تمام عيار آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 7

7 - قرآن ، كتاب حقى است و ساخته دست بشر نيست .

قالوا ما هـذا إلاّإفك مفترًى . .. قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 2

2 - قرآن ، كتاب آسمانى و وحى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

«تنزيل» مفعول مطلق براى فعل محذوف و به تقدير «نزل تنزيلاً من العزيز الرحيم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 11

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 1

1 - قرآن ، كتابى گران سنگ و نازل شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتـب أنزلنـه إليك

تنكير «كتاب» مفيد تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 4

4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده آن (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى

إنّا أنزلنا عليك الكتـب

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بود ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 1

1 -قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند است ; نه دستاورد بشر .

تنزيل الكتـب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن ـ با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بوده است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 1،2،5

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از ناحيه خداوند

تنزيل من الرحمـن الرحيم

«تنزيل» مصدر و به معناى اسم مفعول «منزَّل» است. اين كلمه خبر براى مبتداى محذوف «هـذا» است كه اشاره به قرآن دارد.

2 - تمامى قرآن ، حتى حروف آن ، نازل شده از ناحيه خداوند *

حم . تنزيل من

برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه «حم» اشاره به حروف داشته باشد; يعنى، تنها مفاهيم و معارف كلى از ناحيه خداوند بر پيامبر نازل نشده است تا او آنها را به لفظ درآورده باشد; بلكه آيات قرآن ـ كه تشكيل يافته از «حاء و ميم» و امثال آن است ـ با همين شكل از ناحيه خداوند نازل شده است.

5 - قرآن ، در قالب الفاظ عربى ، داراى نزول تدريجى از جانب خداوند

حم . تنزيل من

بنابراين احتمال كه «حم» نظر به جنبه لفظى قرآن داشته باشد، با توجه به آياتى كه نزول دفعى قرآن را مى فهماند مى توان نتيجه گرفت كه نزول دفعى قرآن، نزولى مفهومى و معرفتى بوده و نزول لفظى آن در قالب حروف و كلمات عربى، نزول تدريجى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 5

5 - الفاظ قرآن هم چون محتواى آن آسمانى و الهى است .

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

قيد «قرآناً عربياً» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه آيات قرآن، نه تنها از حيث محتوا الهى است; بلكه الفاظ آن هم كلام خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 6

6 - قرآن ، نازل شده از سوى پروردگار كاردان و ستوده

تنزيل من حكيم حميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 3،6

3 - قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند

إن كان من عند اللّه

با توجه به اين كه اسم كان قرآن است، مطلب بالا استفاده مى شود.

6 - مخالفت با قرآن ، با احتمال نزول آن از سوى خداوند ، امرى به دور از عقل و خرد

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه

بنا بر اين كه مراد از «أرأيتم» تفكر و تعقل باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 1

1 - قرآن از سوى خداوند ، در قالب زبان عربى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

و كذلك أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 3

3 - قرآن ، وحى خدا و نازل شده از عالم امر *

أوحينا إليك روحًا من أمرنا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «روحاً» قرآن باشد. در اين صورت «من أمرنا» اشاره دارد به اين كه قرآن مخلوقى از جهان بالا و نازل شده از عالم امر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 4

4 - قرآن ، وحى الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و آن حضرت در محتواى آن نقشى نداشته است .

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 4

4- قرآن حقيقتى الهى و نازل شده از سوى او

إنّا أنزلنـه . .. أمرًا من عندنا إنّا كنّا مرسلين

از انتساب مكرر نزول قرآن به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 1

1 - قرآن ، نازل شده از جانب خداوند مقتدر و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 1

1- قرآن ، فرستاده شده از جانب خداوند عزيز و حكيم

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 7

7- قرآن ، حقايقى نازل شده از سوى خداوند ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم

تصريح به «نزّل»، بيانگر اين حقيقت است كه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مفاهيم و حقايق قرآن راابداع نكرده; بلكه قرآن به همين صورت از جانب خداوند بر آن حضرت نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 5

5- قرآن ، دليل روشن از جانب خدا ، در جهت رشد و كمال آدميان *

أفمن كان على بيّنة من ربّه

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «بيّنة»، قرآن باشد. در اين صورت تعبير «من ربّه» مى نماياند كه قرآن، از جايگاه ربوبيت و به هدف رشد و تربيت خلق نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 78 - 3

3 - قرآن ، نازل شده از لوح محفوظ است ; و نه ساخته و پرداخته ذهن بشر .

إنّه لقرءان كريم . فى كتـب مكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 1

1 - اظهارات انكارآميز مشركان صدراسلام نسبت به قرآن ، به رغم باور قلبى آنان به آسمانى بودن آن

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

«إدهان» (مصدر «مدهنون») به دو معنا آمده است: الف) اظهار كردن بر خلاف آنچه در دل است; ب) به شوخى گرفتن چيزى و برخورد استهزا آميز كردن با آن. برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 1

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

هو الذى ينزّل على عبده ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 9

9 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و ما نزل من الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 8

8 - آيه هاى قرآن ، نازل شده از جانب خداوند

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 8

8 - قرآن ، كتابى است نازل شده از سوى خداوند براى بشر .

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

طبق گفته مفسران، مقصود از نزول ذكر، نزول قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 44 - 2

2 - قرآن ، ساخته و پرداخته دست بشر ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مانند ايشان ) نيست .

و لو تقوّل علينا بعض الأقاويل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 1،2

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان

2 - قرآن ، كتابى است الهى ; نه ساخته و پرداخته دست بشر .

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان

تصريح و تأكيد فراوان بر اختصاص نزول قرآن از سوى خداوند ـ در فضايى كه كافران ساختگى بودن آن را تبليغ مى كردند مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 1

1 - قرآن ، كلام خداوند است .

إنّه لقول رسول

عنوان «رسول» گوياى آن است كه او ابلاغ كننده قول است; نه گوينده آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 7

7 - قرآن ، كتابى الهى و آيات آن ، وابسته به خداوند است .

ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 2

2 - آيات قرآن ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوانده شده است و ساخته و پرداخته آن حضرت نيست .

بل هو قرءان

كلمه «قرآن»، هرگاه با حرف «ال» ذكر شود، عَلَم است و آن گاه كه نكره باشد، مصدر و به معناى مفعول (مقروء) مى باشد. مراد از وصف «مقروء» (قرائت شده)، اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن آيات را دريافت كرده است; نه اين كه به دروغ آن را ساخته باشد.

1136- وحيانيت مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 7

7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .

فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم

1137- وضوح آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 3،9

3ـ همهء آيات قرآن ، برخوردار از بيانى روشن و پيراسته از ابهام و پيچيدگى

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت

تفصيل (مصدر فصلت ) به معناى تبيين است . بنابراين ((فصلت )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، برخوردار از وضوح و روشنى است و در ارائه ء

9ـ اتقان قرآن و روشنى آيه هاى آن ، جلوه اى از حكيم و خبير بودن خداوند است .

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت من لدن حكيم خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 6

6 - آيات قرآن ، روشن و دلالت آنها واضح است .

ينزّل . .. ءايـت بيّنـت

1138- وضوح انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 2

2 - پيام هاى انذارگر قرآن ، پيام هايى معقول و شناختنى است ; نه دور از حيطه درك بشر .

حكمة بـلغة

در معناى «حكمت»، اتقان فهم و مطابقت با عقل نهفته است و وصف «بالغة» اين معنا را تأكيد مى كند.

1139- وضوح تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 3

3ـ بيان قرآن در ارائه مطالب خويش ، روشن و بدون اجمال و ابهام است .

الكتـب المبين

برداشت فوق ، براساس لازم بودن كلمه «مبين» (روشن و واضح) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 3

3 - وجود مسائل و معارف يقينى ، مسلّم و ترديدناپذير در قرآن

إنّ هـذا لهو حقّ اليقين

1140- وضوح حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 8

8ـ وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو

حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» ـ كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» ـ كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد ـ مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 7

7ـ حقانيّت قرآن امرى روشن و واضح است .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

نابينا خواندن كسانى كه حقانيّت قرآن را باور ندارند ، اشاره به اين نكته دارد كه: حقانيّت قرآن امرى روشن است. اگر كسى نمى پذيرد خود مقصر است ; چشمانش را باز كند تا ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 6

6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.

1141- وضوح عظمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 9

9 - عظمت قرآن ، به مجرد قرائت آن بر شنوندگان ، نمايان شده و در دل هر انسان جا مى گيرد .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

توبيخ كسانى كه با شنيدن قرآن اظهار خضوع نكرده و به خاك نمى افتند، بيانگر تأثير آن در اعماق دل هر شنونده منصف است.

1142- وضوح قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 8

8 ـ معارف قرآن ، تبيين شده ، ممتاز و بى ابهام است .

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

«تفصيل» (مصدر نفصل) از ريشه «فصل» است. «فصل» به معناى دور كردن يكى از دو چيز از ديگرى است، به گونه اى كه كاملا جدا و مشخص شوند ; منظور اين است كه معارف گوناگون قرآن، هر يك جداگانه و به صورت مشخص و ممتاز، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 10

10 ـ آيات قرآن ، روشن و به دور از هر گونه ابهام

يفصل الأيت

«تفصيل» به معناى «تبيين» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 3

3 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هر گونه ابهام و قابل درك براى همگان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 12

12 ـ قرآن ، مجموعه اى است از آيه هاى روشن و به دور از هر گونه ابهام

كذلك نفصل الأيت

«تفصيل» به معناى تبيين و برداشتن هر گونه ابهام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 9

9 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 9

9ـ قرآن ، كتابى است قابل فهم براى تمامى انسان ها .

إنا أنزلنـه . .. لعلكم تعقلون

مخاطب در جمله «لعلكم تعقلون» (باشد كه انديشه كنيد و بفهميد) گروه و طايفه خاصى نيست ; بنابراين همگان بر درك آن توانا هستند. آرى كلمه «عربيّاً» دلالت مى كند كه عربى دانستن از شرايط آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 4

4ـ احكام و قوانين قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى مردم

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا

«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به همين لحاظ عربى مى گويند. بنابراين «أنزلناه ... عربيّاً» ; يعنى ، قرآن را به لغت عرب، ـ همان لغتى كه گويا و رساست ـ نازل كرديم. و لازمه گويا بودن ، قابل فهم بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 2

2- قرآن ، كتاب جهانى و قابل فهم براى همه مردم

هـذا بلـغ للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 8

8- آيات قرآن كريم ، آياتى روشن و قابل فهم

و قرءان مبين

برداشت فوق، مبتنى بر لازم بودن «مبين» است كه به معناى آشكار و روشن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 6

6- تعاليم قرآن ، جهانى است و همه انسان ها توان فهم آن را دارند .

و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلنـه تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 5

5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 3

3- قرآن و معارف آن قابل درك براى بشر

فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 1،12

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند ، با بيانى فصيح و روشن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

«عربيّاً» يا به معناى فصيح و روشن مى باشد (مفردات راغب) و يا گوياى انتساب به عرب زبانان است (لسان العرب). برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

12 - معارف قرآن ، قابل درك براى مردم

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 3

3 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم براى همگان .

أنزلنـه ءايـت بيّنـت

توصيف آيه هاى قرآن به «بيّن»، بيانگر قابل فهم بودن آن است. حذف متعلق «بيّن» حاكى از آن است كه: فهم قرآن اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان توانايى بهره مند شدن از آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 2

2 - آيات قرآن ، روشن ، قابل فهم و به دور از هرگونه ابهام

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

«بينات» (جمع «بينة») حال براى «آياتنا» و «بينة» (مؤنث «بيّن») به معناى روشن و واضح الدلاله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 5

5 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم .

أفلم يدّبّروا القول

با توجه به توصيه خداوند به تدبر در قرآن، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 6

6- قرآن ، داراى معارف و رهنمودهايى روشن و قابل فهم براى همگان

سورة . .. فيها ءايـت بيّنـت

«بيّنة» (مفرد «بيّنات») به معناى دلالت واضح و برهان روشن است. توصيف آيات قرآن به «بيّنات» به اعتبار اين است كه دلالت آنها بر معانى واضح و روشن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 18 - 5

5 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام و جلوه اى از علم و حكمت خداوند

و يبيّن اللّه لكم الأيـت و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 2

2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .

لقد أنزلنا ءايـت مبيّنـت

برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتب المبين

«إبانة» به معناى وضوح و روشنى نيز مى آيد. بنابراين «كتاب مبين»; يعنى، كتاب روشن و واضح الدلالة. گفتنى است كه در اين صورت، حذف متعلق «مبين» بيانگر اين حقيقت است كه فهم معانى قرآن اختصاص به قشر و طبقه اى خاص ندارد; بلكه اين كتاب، براى همه مردم واضح الدلاله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 4،5

4 - قرآن ، برخوردار از بيانى روشن در جهت انذار مردمان

لتكون من المنذرين بلسان عربىّ مبين

5 - قرآن ، قابل فهم و استفاده براى عموم مردمان

بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 3

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين

«إبانة» (مصدر «مبين»)، گاهى لازم و به معناى وضوح و روشنى به كار مى رود و گاهى متعدى و به معناى ايضاح و روشنگرى. بنابراين، «مبين» هم مى تواند به معناى واضح و روشن باشد و هم به معناى ايضاح كننده و روشنگر. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه حذف متعلق «مبين» ـ برپايه معناى اول ـ بيانگر آن است كه فهم قرآن، اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان مى توانند از اين سفره الهى بهره مند شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 3

3 - رهنمود ها و بشارت هاى قرآن ، خالى از ابهام و پيچيدگى و به دور از هر نقص و كاستى است .

و كـتاب مبين . هدًى و بشرى

به كارگيرى مصدر (هدًى و بشرى) به جاى اسم فاعل (هادية و مبشرة) بيانگر پيراسته بودن برنامه هاى هدايتى و بشارت هاى قرآن از هرگونه نقص و كاستى است. قيد «كتاب مبين» در آيه پيش نيز نشانگر خالى بودن آن از ابهام و پيچيدگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 2

2 - بى اثر بودن قرآن در برخى از انسان ها ، معلول بيمارى خود آنان است ، نه ابهام و نارسايى پيام الهى .

إنّك على الحقّ المبين . إنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين

پس از اين كه خداوند حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن را بيان فرمود، اين سؤال مطرح مى شود كه پس چرا برخى اين سخن حق را نمى پذيرند؟ قرآن پاسخ مى دهد: كه مشكل از ناحيه حق نيست; بلكه مشكل از ناحيه خود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 3

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتـب المبين

«مبين» به معناى «روشن» و نيز «روشنگر» است برداشت ياد شده براساس معناى اول است. گفتنى است كه در آيه بالا بيان

نشده است كه اين كتاب براى چه كسانى روشن است و اين نشان مى دهد كه فهم قرآن، اختصاص به دسته اى خاص ندارد; بلكه همگان مى توانند آن را بفهمند و از آن بهره گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 3

3 - قرآن كريم ، براى توده هاى مردم ، قابل فهم است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 3

3 - قرآن ، حاوى آيه هاى روشن و قابل فهم براى مردم

تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 10

10 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

و قرءان مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 3

3 - آموزه هاى قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى همه انسان ها است .

قرءانًا عربيًّا

«عربىّ» به معناى سخن فصيح و روشن است. بنابراين لازمه عربى بودن قرآن،گويايى و رسا و قابل فهم بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 1

1 - آيات قرآن ، داراى مفاهيمى روشن و بى ابهام

كتـب فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «فصّلت»، به معناى «به روشنى بيان شده» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 4،6،15

4 - قرآن ، داراى آيات روشن و مفاهيم متمايز و قابل درك است .

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«تفصيل» (مصدر «فصّلت») در مقابل اجمال و به معناى تبيين است.

6 - مجموعه آيات قرآنى ، به دور از هرگونه ابهام و برخوردار از فصاحت

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«أعجمى» منسوب به «أعجم» است و «أعجم» به كسى گفته مى شود كه كلام او داراى ابهام بوده و گويا نباشد.

15 - پيام روشن قرآن ، دور از شنود و فهم كافران لجوج

أُولـئك ينادون من مكان بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و الكتـب المبين

«إبانة» (مصدر «مبين») دو كاربرد دارد: لازم و متعدى. كلمه مبين، در استعمال لازم به معناى روشن و در كاربرد متعدى به معناى روشنگر است. برداشت ياد شده بر پايه استعمال اول مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 4

4 - قرآن ، كتابى فصيح و داراى پيامى روشن و بدون ابهام

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده با توجه به معناى ديگر «عربيّاً» ـ كه فصاحت است ـ به دست مى آيد. در مفردات راغب آمده: «العربى: الفصيح البين من الكلام»; يعنى، عربى به سخنى گفته مى شود كه شيوا، روشن و بدون ابهام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 1

1- قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و الكتـب المبين

«إبانة» (مصدر «مبين») هم به صورت لازم و متعدى به كار مى رود. «مبين» در كاربرد لازم به معناى روشن و در كاربرد متعدى به معناى روشنگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1ـ تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 8

8 - مشكل منكران قرآن ، نهفته در خودشان و نه ناشى از نارسايى مفاهيم وحى

نتلوها عليك بالحقّ فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايـته يؤمنون

خداوند با تعبير «فبأىّ حديث. ..»، تأثير و كارايى والا و بى نظير قرآن را يادآور شده است. اين تعبير تعريضى به كافران نيز دارد كه كفر و بى ايمانى آنان، برخاسته از نارسايى مفاهيم وحى نيست; بلكه ريشه در لجاج، عناد و سست انديشى نهفته در درون آنها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 2

2- آيات قرآن ، روشن و خالى از هر گونه ابهام

ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 5

5- قرآن ، دليل روشن از جانب خدا ، در جهت رشد و كمال آدميان *

أفمن كان على بيّنة من ربّه

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «بيّنة»، قرآن باشد. در اين صورت تعبير «من ربّه» مى نماياند كه قرآن، از جايگاه ربوبيت و به هدف رشد و تربيت خلق نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 5

5 - معارف و آموزه هاى قرآن ، قابل شناخت و درك براى بشر

علّم القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 9

9 - آيات قرآن ، روشن و بدون هرگونه ابهام است .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 19 - 3

3 - قرآن ، براى رساندن مقصود و پيام خويش به انسان ها ، هيچ ابهام و نارسايى ندارد .

ثمّ إنّ علينا بيانه

لازمه تبيين شدن قرآن از سوى خداوند، نبودن ابهام و نارسايى در مطالب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 4

4 - قرآن ، داراى مضامينى روشن و دلايلى گويا ، بر صدق و درستى خويش

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

از اين كه ايمان نياوردن به قرآن، امرى شگفت آور تلقى شده است; مى توان پى برد كه راستى و درستى قرآن، آن چنان روشن است كه به اثبات از بيرون نياز ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 4

4 - قرآن ، قابل درك و بهره بردن براى تمام مردم

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

1143- وضوح مواعظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 6

6 - قرآن ، دربردارنده رهنمود ها و مواعظ روشن و بدون ابهام براى مؤمنان

قد بيّنا لكم الأيـت

1144- وعده نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 4

4- عالمان اهل كتاب ، مطلع از وعده هاى خداوند در كتاب هاى آسمانى پيشين به نزول كتاب آسمانى قرآن

الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون . .. يقولون سبحـن ربّنا إن كان

1145- وعده نزول قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 2

2 - خداوند ، در آغاز رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را به نزول آياتى خواندنى ( قرآن ) وعده داد .

اقرأ

مشهور اين است كه سوره «علق» يا «پنچ آيه نخست آن»، اولين آياتى است كه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل گرديد. تعبير «اقرء» در سر آغاز وحى، شروع مناسبى است كه در خود دو نكته دارد: 1. پس از اين مطالبى به پيامبر نازل خواهد شد; 2. آن مطالب خواندنى خواهد بود، نه اين كه به دانستن آن بسنده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 11

11 - نزول قرآن به صورت قابل نوشتن ، وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظات آغازين بعثت

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

طرح امورى كه مربوط به قلم است، به دنبال فرمان قرائت قرآن در نخستين لحظات آغاز وحى، بيانگر نكته ياد شده است.

1146- وعيدهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 5،11

5 - قرآن ، حاوى هشدار ها و وعيدهايى گوناگون و متنوع

و صرّفنا فيه من الوعيد

«صرف» و «تصريف» بازگرداندن چيزى از حالتى به حالت ديگر و يا تعويض آن است. گفتنى است كه در «تصريف» مبالغه افزون ترى وجود دارد (مفردات راغب). بنابراين مقصود از «صرّفنا...» اين است كه وعيدها را به شكل هاى گوناگون عرضه كرديم.

11 - خداوند ، سامان دهنده الفاظ و كلمات قرآن و هشدار دهنده انسان هادر قالب آياتى گوناگون

أنزلنـه قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد

توصيف قرآن به عربى بودن (در حال نزول)، حاكى از اين است كه علاوه بر محتواى قرآن، الفاظ آن نيز مستند به خداوند است.

1147- وقت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 11

11- « عن حُمران انّه سأل أبا جعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة » قال : نعم هى ليلة القدر و هى فى كلّ سنة فى شهر رمضان فى العشر الأواخر فلم ينزل القرآن إلاّ فى ليلة القدر . . . ;

از حمران روايت شده است كه از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة» سؤال كرد; حضرت فرمود: آرى آن شب مبارك، همان شب قدر است و آن در هر سال در ماه رمضان، در ده روز آخر آن است، و قرآن نازل نگشته مگر در شب قدر. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 3

3 - قرآن ، در شب قدر نازل شده است .

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

1148- ولايت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 12

12 ـ قرآن، ولى و پيشوايى شايسته براى انسانهاست.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «من دونه» به «ما أنزل . ..» برگردانده شود.

1149- وليد بن مغيره و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 1

1 - قرآن ، در نظر غرض آلود وليدبن مغيره ، ساخته و پرداخته انسان است .

إن هـذا إلاّ قول البشر

1150- ويژگى آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 9

9 ـ تنوع و گوناگونى بيان، از شيوه هاى به كار رفته در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

1151- ويژگى انذارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 5 - 1

1 - قرآن و اخبار هشداردهنده آن ، پيامى حكيمانه و در اوج كمال

حكمة بـلغة

«بلوغ» (مصدر «بالغة») در اصل به معناى رسيدن شىء به نهايت و پايان مسافت به كار مى رود و در اين جا كنايه از تماميت و كمال شىء است. بنابراين «حكمة بالغة»; يعنى، حكمت تام و كاملى كه از هر نقص و كاستى مبرا است. گفتنى است كه «حكمة بالغة» در آيه شريفه، بدل براى «ما» در «مافيه مزدجر» است; يعنى، «جائهم حكمة بالغة».

1152- ويژگى پيشگوييهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 3

3 - قرآن ، كتابى است به دور از پيشگويى ها و آينده نگرى هاى نادرست .

و لا بقول كاهن

«كهانت» به معناى پيشگويى است. نفى كهانت از قرآن، بيانگر اين است كه اين كتاب، از هرگونه پيشگويى هاى نادرست مبّرا است.

1153- ويژگى تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 14

14 ـ هدايت هاى قرآن مشوب به هيچ ضلالتى نبوده و مستلزم كمترين ناهنجارى نخواهد شد .

هذا . .. هدى و رحمة

به كارگيرى مصدر «هدى» به جاى اسم فاعل «هاد»، گوياى برداشت فوق است.

1154- ويژگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 2،3،8

2 ـ مصونيّت قرآن ـ در هنگام نزولش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ـ از هر گونه باطلى كه بدان آميخته شود .

نزّل عليك الكتاب بالحقّ

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به «نزّل» باشد.

3 ـ قرآن ، پيوسته ملازم حق و پيراسته از باطل است .

نزّل عليك الكتاب بالحقّ

بنابراينكه «باء» در «بالحق» براى مصاحبت و متعلّق به محذوف باشد; يعنى كتابى كه مصاحب و ملازم حق است.

8 ـ قرآن ، كتابى منطبق با واقعيّت و حقيقت

نزّل عليك الكتاب بالحقّ

حق، خبرى را گويند كه مطابق با واقع باشد (تفسير الميزان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 6

6 ـ قرآن ، جداكننده حق و باطل از يكديگر ، در زمينه هدايت انسانها

هدى للنّاس و انزل الفرقان

به گفته مجمع البيان «الفرقان» يعنى چيزى كه حق را از باطل متمايز نمايد و «هدى للنّاس» قرينه حمل آن بر موارد هدايتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 10،11

10 ـ مقايسه ميان رخداد هاى تاريخى و سرنوشت ساز در يك جامعه ، از روش هاى قرآن در شناسايى نقاط ضعف و قوّت آن جامعه

و اذ غدوت من اهلك . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

خداوند در اين آيه و آيات قبل، براى شناساندن نقاط قوّت و ضعف جامعه ايمانى، به دو رخداد تاريخى بدر و احد و مقايسه بين آنها اشاره مى كند.

11 ـ يادآورى وضعيّت نابهنجار يك جامعه در هنگام ركود و انحطاط ، از روش هاى تربيتى قرآن در تصحيح حركت آن جامعه

و اذ غدوت من اهلك . .. و اذ همّت طائفتان ... و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 8

8 ـ واگذاردن بندگان ميان عذاب و آمرزش ( خوف و رجاء ) ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

يغفر لمن يشآء و يعذّب من يشآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 11

11 ـ بينش توحيدىِ قرآن در تحليل حوادث تاريخى

و تلك الايّام نداولها بين النّاس

مستفاد از انتساب گردش حوادث تاريخى به خداوند (نداولها).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 6

6 ـ رعايت ادب در قرآن نسبت به بيان مسائل جنسى

و قد افضى بعضكم الى بعض

به كارگيرى كلمه «افضى» براى رساندن معناى دخول و آميزش (بنابر اينكه «افضى» كنايه از آميزش باشد)، نشانگر ادب قرآن در سخن گفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 7

7 ـ مبارزه با علل و زمينه هاى گناه ، از روش هاى قرآن در مبارزه با مفاسد

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 7،9،11

7 ـ اگر قرآن از جانب خدا نبود ، اختلافات بسيارى در آن يافت مى شد .

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

با توجّه به اينكه قرآن در مدت بيست و سه سال و در شرايط بسيار مختلف نازل گرديد، بنابراين اگر از جانب غير خداوند بود، طبعاً اختلافهاى فراوانى در آن پديدار مى گشت.

9 ـ قرآن ، منزّه از هر گونه ناهمگونى و تضاد و تناقض

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

كلمه «كثيراً» قيد توضيحى است ; يعنى در صورتى كه قرآن از ناحيه غير خداوند بود، در آن اختلاف يافت مى شد و اين اختلاف همواره بسيار بود. بنابراين از وصف «كثيراً» مفهوم گرفته نمى شود و از قرآن انواع و اقسام اختلافات نفى مى گردد.

11 ـ پيراستگى قرآن از هر گونه اختلاف ، دليل صدور آن از جانب خداست .

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 2

2 ـ قرآن ، مصون از هرگونه باطل ، در سير نزولى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق

«باء» در «بالحق» به معناى مصاحبت است و در برداشت فوق، متعلق به جمله «انزلنا» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 5،6

5 ـ قرآن، معجزه اى كافى براى هدايت و برآورنده تمامى نيازهاى هدايتى انسان است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

با توجه به آيه قبل، كه سخن از نزول معجزات بوده مى توان گفت مراد از «الكتاب» قرآن است و چون قرآن كتاب هدايت و «من شىء» بيانگر جامعيت آن است، لذا بر مبرا بودن قرآن از هرگونه كاستى در جهت هدايت آدميان دلالت دارد.

6 ـ قرآن خالى از هرگونه نقص و كاستى براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 11

11 ـ روشهاى گوناگون و متنوع قرآن در بيان مفاهيم و مقاصد، جولانگاهى است براى تأمل و انديشه.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 6

6 ـ بهره گيرى قرآن از حس منفعت خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 10

10 ـ نزول قرآن براى انذار همه مردم جهان بوده و محدود به مكانى خاص نيست.

و لتنذر أم القرى و من حولها

كاربرد كلمه «ام القرى» به صورت توصيفى براى مكه، كه در عين حال عنايت به ديگر شهرها و نقاط نيز هست، مضافاً بر الحاق «من حولها» كه شامل تمامى نقاط ديگر مى شود، بيانگر دعوت اسلام و قرآن براى همه مردم زمين و در تمام نقاط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1،2،4،5،10،12،16

1 ـ قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

2 ـ اسلام آخرين دين آسمانى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) خاتم انبيا و قرآن آخرين كتاب آسمانى است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

لازمه تمام بودن قرآن در طول زمان اين است كه قرآن آخرين كتاب آسمانى و محتواى آن اسلام نيز آخرين دين باشد.

4 ـ قرآن كتابى تمام و كافى براى اثبات نبوت و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر مراد از «كلمت»، قرآن باشد، تمام بودن آن بدين معنى مى تواند باشد كه قرآن از جهت مقاصدى كه براى آن آمده وافى و كافى است. و از جمله مقاصد، به قرينه آيات قبل، اثبات حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

5 ـ قرآن و اسلام پاسخگوى همه نيازهاى هدايتى بشر و حجت تامه پروردگار است.

و تمت كلمت ربك

لازمه تمام بودن قرآن و در نتيجه اسلام، توان پاسخگويى به همه نيازهاست ; به گونه اى كه به بيرون از خود نيازى نداشته باشد ; همان گونه كه راغب مى گويد: «تمام . .. انتهائه إلى حد لا يحتاج إلى شىء خارج عنه».

10 ـ قرآن و كلام الهى در برترين مرتبه از نظر صدق و عدل قرار دارند.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر «صدقا و عدلا» تميز نسبت باشند، بيانگر جهت تماميت بوده كه مضمون آن در برداشت فوق آمده است.

12 ـ قرآن و كلام الهى تبديل ناپذير و مصون از هر گونه نقض و تغيير است.

و تمت كلمت ربك . .. لا مبدل لكلمته

«تبديل» يعنى چيزى را به جاى چيز ديگر قرار دادن، و همچنين به معنى ابطال و نقض هم مجازاً به كار مى رود. لذا نفى تبديل در آيه به اين معنا نيز گرفته شده است.

16 ـ ارائه كلمه تامه پروردگار (قرآن) با در نظر گرفتن همه شبهات و بهانه هاى مخالفان انجام پذيرفته است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و هو السميع العليم

از وجوه محتمل در بيان تناسب «السميع» با مضمون آيه آن است كه ذكر اين وصف براى اشاره به شبهات و القائاتى است كه درباره قرآن مطرح مى شود. يعنى كلام خداوند تمام است و او شبهات را نيز در نظر داشته و با عنايت به آنها قرآن را نازل فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 9

9 ـ قرآن راهنماى كامل و تمام براى مصون ماندن از انحراف در عقايد و افكار و اسير شدن در دام گمان

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 5

5 ـ قرآن، برنامه كامل حيات مادى و معنوى انسان است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

لازمه وجوب پيروى از خداوند با اجراى قرآن و ضرورت پرهيز از پيروى از غير آن اين است كه آنچه را انسانها در حيات مادى و معنوى خويش بدان نياز واقعى دارند، به صورت اجمال و يا تفصيل در قرآن بيان شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 12

12 ـ قرآن برترين سخن براى هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن است .

فبأى حديث بعده يؤمنون

1155- ويژگى هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 8،9

8 - هدايت هاى قرآن ، به دور از هر كاستى و پيراسته از كمترين پيامد هاى ناهنجار است .

هدًى للناس

«هدًى» مصدر است و در اينجا به معناى اسم فاعل (هادى) مى باشد. به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل، اشاره به اين حقيقت دارد كه: قرآن محض هدايت است; يعنى، رهنمودهاى آن مستلزم هيچ ضلالت و مشوب به هيچ گمراهى و سردرگمى نيست.

9 - هدايت هاى قرآن داراى مراحل و مراتب

هدًى للناس و بينت من الهدى

تكرار «هدًى» دلالت بر آن دارد كه: هدايتهاى قرآن، داراى مراحل و مراتب است. مرحله نخست آن براى همه مردم و طبعاً مراحل بالاتر آن براى افرادى است كه مرحله نخست را پيموده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 4

4- هدايت قرآنى ، هدايتى جامع و فراگير است .

فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

كلمه «الناس» نشان دهنده اختصاص نداشتن معارف قرآنى به قشرى خاص است و «من كلّ مثل» گوياى بهرگيرى از تمامى انواع مثل ها در زمينه هاى هدايت است.

1156- ويژگيهاى آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 2،3

2ـ همهء آيات قرآن و تعاليم آن ، متقن و از هرگونه خلل و بطلان پذيرى مبرّاست .

كتــب أُحكمت ءايــته

اِحكام (مصدر اُحكمت ) به معناى اتقان است . بنابراين ((اُحكمت آياته )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، متقن است و هيچ خللى نداشته و بطلان در آنها راه ندارد.

3ـ همهء آيات قرآن ، برخوردار از بيانى روشن و پيراسته از ابهام و پيچيدگى

كتــب أُحكمت ءايــته ثم فصلت

تفصيل (مصدر فصلت ) به معناى تبيين است . بنابراين ((فصلت )) گوياى اين است كه : آيه هاى قرآن ، برخوردار از وضوح و روشنى است و در ارائه ء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 9

9- آيات قرآن ، جدا كننده حق از باطل و ملاك تميز بين آن دو

و قرءان مبين

برداشت فوق، مبتنى بر متعدى بودن «مبين» است كه در لغت به معناى جدا كننده بين دو شىء آمده است و به قرينه مقام، مراد از آن ايجاد تمايز حق از باطل مى باشد.

1157- ويژگيهاى احتجاج قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 13

13- پاسخ قرآن به پرسش هاى انسان در زمينه معاد ، متكى بر استدلال است .

فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة

از اينكه خداوند در پاسخ شبهات منكران معاد، به جاى بسنده كردن به تعبد، توجه آنان را به مبدأ آفرينش معطوف مى كند و آن را دليل امكان تحقق معاد برمى شمارد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

1158- ويژگيهاى بشارتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 4

4 - پيام هدايت قرآن ، عام و براى همگان است و بشارت هاى آن ، خاص و ويژه مؤمنان .

هدًى و بشرى للمؤمنين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «للمؤمنين» قيد براى «بشرى» باشد. بنابراين «هدًى» از آن جهت كه فاقد قيد است، افاده عموم مى كند.

1159- ويژگيهاى تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 7

7ـ معارف ، احكام و قوانين قرآن ، حقايقى عالمانه ، سزاوار و بايسته پذيرش و پيروى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا . .. بعد ما جاءك من العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 1،3

1- تبيين حقايق الهى در قرآن ، با بيان ها و مثال هاى گوناگون

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 5

5- قرآن ، حاوى تعاليمى نو و جديد در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى است .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

«محدث» به معناى چيز جديد و نو است و در آيه شريفه، صفت براى «ذكر» مى باشد. توصيف قرآن به جديد و نو بودن، مى تواند به اعتبار نزول آيات جديد باشد هم چنين مى تواند به اعتبار جديد بودن مجموعه آيات قرآن و تعاليم آن در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى باشد. برداشت ياد شده براساس فرض دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 9

9 - مفاهيم معرفتى و احكام تشريعى قرآن ، هماهنگ با نظام تكوين *

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

همان طور كه گفته شد «العالمين» (جمع «عالم») محلاّ به «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه عوالم وجود. قرار گرفتن اين واژه در كنار «ربّ» ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه فرو فرستنده قرآن، همان كسى است كه آفرينش، رشد و هدايت مجموعه هستى از او است و براساس اين واقعيت، احكام تشريعى او، هماهنگ با كل نظام هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 10

10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق

فإنّما يسّرنـه بلسانك لعلّهم يتذكّرون

تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.

1160- ويژگيهاى حشر دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 2

2 ـ كافران مخالف قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، در اوج ذلت و خوارى محشور خواهند شد .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم

محشور شدن كافران، در حالى كه به رو افتاده و به سوى جهنم سوق داده مى شوند، حاكى از برخورد تحقيرآميز با آنان است.

1161- ويژگيهاى شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 8

8- شفابخشى قرآن نسبت به بيمارى هاى روحى ، فكرى و اخلاقى توأم با رحمت ، شفقت و مهربانى است .

و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين

ذكر دو صفت «شفاء» و «رحمت» براى قرآن، در كنار يكديگر، مى تواند مشعر به معناى ياد شده باشد.

1162- ويژگيهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 2،9

2 - قرآن ، كتابى است آغاز شده با نام خدا و همراه با اعلام رحمت بر بندگان .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

9 - قرآن جلوه اى از رحمانيت و رحيميت خداست .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

از آنجا كه غالباً گوينده در آغاز سخن به اهداف كلى برنامه خويش اشاره مى كند، مى توان گفت كه از اهداف انتخاب دو صفت رحمانيت و رحيميت خدا در آغاز قرآن، رساندن اين حقيقت است كه قرآن جلوه اى از رحمت الهى براى بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 1،3

1 - قرآن كتابى كامل و با عظمت

ذلك الكتب

«ذلك» مبتدا و «الكتاب» خبر آن است. بر اين مبنا «ال» در الكتاب براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

3 - قرآن كتابى متقن و منزه از هر گونه زمينه ترديد افكن و شبهه ساز در حقانيت آن

لاريب فيه

«ريب» به معناى شك و نيز چيزى كه مايه شك باشد، آمده است. برداشت فوق با توجه به معناى دوم استفاده شده است. بر اين مبنا «لاريب فيه» يعنى در قرآن مسأله اى كه موجب شك در حقانيت آن بشود، هرگز وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 3

3 - قرآن بهترين راهنماى مردم براى ايمان به خدا و قيامت

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

چنانچه مراد از «كفر» كفر به قرآن باشد، جمله «سواء عليهم» به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر قرآن در انسانى تأثير نبخشد چگونه انتظار مى رود كه از سخن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تأثير بپذيرد؟ و اين حاكى از آن است كه قرآن بهترين وسيله هدايت و ارائه كننده مؤثرترين انذارهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 1

1 - قرآن و اسلام ، مايه حيات و رشد انسانهايند .

أو كصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 4،5

4 - قرآن و يكايك سوره هاى آن ، معجزه است .

فأتوا بسورة من مثله

5 - قرآن ، سندى اساسى براى اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و إن كنتم فى ريب . .. إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 1

1 - قرآن ، كتابى است ارجمند و با عظمت و نازل شده از پيشگاه خداوند

و لما جاءهم كتب من عند اللّه

نكره آوردن «كتاب» و تصريح به اينكه از نزد خدا آمده است، دلالت بر عظمت و ارجمندى قرآن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 5

5 - قرآن ، كتابى كه خداوند آن را نازل كرده است .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. أن ينزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 4

4 - قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خدا .

ءامنوا بما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» (آنچه خدا فرو فرستاده است) قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 6،10،11

6 - قرآن كتابى هدايتگر و راهنماى همه انسانهاست .

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس

10 - قرآن ، حاوى دلايلى روشن و فراوان براى رهنمون ساختن انسان ها به هدايت هاى ويژه و مراحل والاى هدايت

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس و بينت من الهدى

«بينة» به معناى دليل و روشن و آشكار است و جمع آوردن آن دلالت بر كثرت دارد. از معرفه بودن «الهدى» در «بينات من الهدى» چنين بر مى آيد كه مراد، هدايتهايى خاص است.

11 - قرآن ، حاوى رهنمود ها و دلايلى روشن جهت دستيابى به ميزانى براى تمييز حق از باطل

الذى أنزل فيه القرءان . .. بينت من الهدى و الفرقان

«فرقان» به چيزى گفته مى شود كه به وسيله آن مى توان حق را از باطل و درست را از نادرست تمييز داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 6

6 ـ قرآن ، كتابى سراسر حكمت ( مُتقن و خلل ناپذير )

و الذكر الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 4

4 ـ قرآن ، قابل فهم براى همه مردم در هر عصر و دوره اى

هذا بيان للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 1،2

1 ـ قرآن كتابى نازل شده از جانب خداوند

هذا كتب أنزل نه

مشاراليه «هذا»، به دليل آيات بعد، «قرآن» است.

2 ـ قرآن كتابى فرخنده و داراى خير و بركت فراوان

هذا كتب . .. مبارك

«مبارك» به چيزى و يا كسى كه خير بسيار از آن تراوش كند، گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 5،6،7

5 ـ قرآن كتابى روشن و روشنگر و نازل شده از جانب خدا

فقد جاءكم بينة من ربكم

6 ـ قرآن پرتوى از ربوبيت خداوند بر انسانهاست.

فقد جاءكم بينة من ربكم

7 ـ قرآن خود روشنگر حقانيت خويش و بى نياز از دليلى ديگر است.

فقد جاءكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 3

3 ـ قرآن ، كلام خداست .

حتى يسمع كلم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 1

1 ـ قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند است .

اشتروا بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 8،10

8 ـ معارف قرآن ، تبيين شده ، ممتاز و بى ابهام است .

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

«تفصيل» (مصدر نفصل) از ريشه «فصل» است. «فصل» به معناى دور كردن يكى از دو چيز از ديگرى است، به گونه اى كه كاملا جدا و مشخص شوند ; منظور اين است كه معارف گوناگون قرآن، هر يك جداگانه و به صورت مشخص و ممتاز، بيان شده است.

10 ـ معارف قرآن ، آيات و نشانه هاى خدايند .

و نفصل الأيت

مقصود از «الأيات» مى تواند همه معارف مطرح شده در قرآن باشد. بنابر اين تعبير از آن معارف به «آيات» مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 5

5 ـ قرآن ، نور خداست .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 1 - 2،3،4

2 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه

تلك ءايت الكتب

3 ـ قرآن ، كتابى است آميخته به حكمت .

ءايت الكتب الحكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «ذوالحكمة» باشد.

4 ـ قرآن ، كتابى است پاينده و خلل ناپذير .

الكتب الحكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حكيم» به معناى «محكَم» باشد ; زيرا «إحكام» (مصدر محكم) به معناى بازداشتن و مصون ساختن چيزى از فساد و تباهى است. توصيف «كتاب» به «حكيم» بيانگر اتقان، پايندگى و خلل ناپذيرى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 10

10 ـ آيات قرآن ، روشن و به دور از هر گونه ابهام

يفصل الأيت

«تفصيل» به معناى «تبيين» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 3،12

3 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هر گونه ابهام و قابل درك براى همگان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بيّنت

12 ـ قرآن پيام خدا ، و پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغِ بى كم و كاست آن ، به مردم

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 1

1 ـ قرآن ، كتاب خداست ، نه ساخته ذهن بشر .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان . .. قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 4،5،6

4 ـ قرآن ، كتاب خداوند است .

أو كذّب بأيته

5 ـ قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند

أو كذّب بأيته

6 ـ قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه .

أو كذّب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 10

10 ـ قرآن ، داراى ساختارى آيه آيه

إذا لهم مكر فى ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 12،13

12 ـ قرآن ، مجموعه اى است از آيه هاى روشن و به دور از هر گونه ابهام

كذلك نفصل الأيت

«تفصيل» به معناى تبيين و برداشتن هر گونه ابهام است.

13 ـ قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه

كذلك نفصل الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 1،8،9،10،11،14

1 ـ قرآن كتابى است كه نسبت ساختگى و غير الهى بودن را ، نه در شكل و نه در محتوا ، نمى پذيرد .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

نفى صفت افترا و ساختگى بودن از قرآن با به كارگيرى «ما كان» ـ كه براى نفى شأن و استعداد است ـ بيانگر اين حقيقت مى باشد كه: در قرآن ـ چه در شكل و چه در محتواى آن ـ هيچ نشانه اى كه حاكى از غير الهى بودن آن باشد، وجود ندارد.

8 ـ قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

9 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و تفصيل الكتب

10 ـ قرآن ، مجموعه اى است از معارف حق و به دور از هر چيزى كه مايه ريب و ترديد مى باشد .

لاريب فيه

«ريب» از عارضه هاى نفسانى انسان است. نفى آن از ساحت قرآن از باب اطلاق سبب و اراده مسبب است; يعنى، چيزى كه مايه ريب باشد در قرآن نيست.

11 ـ قرآن ، كتابى است الهى .

من رب العلمين

14 ـ قرآن ، كتابى است انسان ساز و مايه رشد و پرورش .

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 3،4،7

3 ـ ساختار قرآن ، ساختارى سوره سوره

قل فأتوا بسورة مثله

4 ـ قرآن ، معجزه جاودان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و گواه صدق نبوت آن حضرت

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

7 ـ غير خدا ، توانايى ساختن سوره اى همانند كوچكترين سوره قرآن را ندارد .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 1،2،4،7،8،9

1 ـ قرآن ، براى همه مردم موعظه و براى بيمارى هاى نهفته در دل بيماردلان ، دارويى شفابخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور

2 ـ دعوت قرآن ، دعوتى عام ، فراگير و جهان شمول است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم

4 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى نزول كتابى پندآموز ، شفابخش ، هدايتگر و رحمت بخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدًى و رحمة

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

8 ـ امام صادق ( ع ) از پدرانش روايت كرده است : « شكا رجل إلى النبى (صلی الله علیه و آله) وجعاً فى صدره فقال (صلی الله علیه و آله) : استشف بالقرآن فان اللّه عزوجل يقول : « و شفاء لما فى الصدور » ;

مردى خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از درد سينه شكايت كرد، حضرت فرمود: از قرآن شفا بگير; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: [قرآن] شفاست براى آنچه در سينه هاست».

9 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « و انزل عليكم كتاباً فيه شفاء لما فى الصدور من امراض الخواطر و مشتبهات الأمور ;

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 58 - 1،4

1 ـ قرآن ، مظهر فضل خداوند و جلوه رحمت اوست .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته

4 ـ قرآن ، نعمتى است كه مؤمنان با بهره مندى از آن ، نبايد از تنگدستى خود و دارايى و اندوخته هاى مادى ديگران ، اندوهناك باشند .

قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 61 - 2

2 ـ قرآن ، كتابى است نازل شده از جانب خدا و خوانده شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) .

و ما تتلوا منه من قرءان

برداشت فوق از عود ضمير «منه» به خداوند و از تنكير قرآن ـ كه مصدر به معناى مفعول است ـ استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 1،8

1 ـ قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند نازل شده است .

مما أنزلنا إليك

8 ـ قرآن ، كتابى حق ، مبرا از پندار ها ، تخيلات و نازل شده از جانب خداوند

لقد جاءك الحق من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 2،7

2 ـ قرآن كتابى حق و مبرّا از هرگونه پندار ها و تخيلات باطل است .

قد جاءكم الحق من ربكم

حق، مقابل باطل و به معناى داراى واقعيت است; به اين معنا كه معارفى كه در قرآن آمده، حقايقى است منطبق با واقعيت و از هرگونه پندار و تخيلات واهى خالى است.

7 ـ قرآن ، كتابى است كه براى هدايت و راهنمايى مردم نازل شده است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 1،7

1ـ قرآن ، كتابى با عظمت و داراى ساختارى بندبند به نام ( ( آيه ) ) .

كتــب أُحكمت ءايــته

((كتاب )) خبر براى مبتداى محذوف (ذـلك ) است و نكره آوردن آن براى تعظيم مى باشد; يعنى : ذلك الكتاب ، كتابٌ عظيم الشأن .

7ـ قرآن ، كتابى است از ناحيهء خداوند .

كتــب . . . من لدن حكيم خبير

((من لدن . . . )) مى تواند هم قيد براى ((فصلت )) و ((اُحكمت )) باشد و هم مى تواند قيد براى كتاب گرفته شود. بنابراين آيه شريفه دلالت مى كند كه قرآن از ناحيهء خداوند حكيم و خبير است و اتقان و تبيين آياتش نيز از جانب اوست .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 2

2ـ قرآن ، كتابى از ناحيه خدا و جلوه اى از علم اوست .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 18

18ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

إنه الحق

«ال» در «الحق» به اصطلاح براى استغراق صفات است و دلالت بر كمال دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 2،3

2ـ قرآن ، بيانگر حقايق و معارف الهى و روشنگر راه هدايت

الكتـب المبين

كلمه «مبين» به معناى روشن و نيز روشنگر است ; يعنى، هم متعدى استعمال مى شود و هم لازم. براساس متعدى بودن نياز به مفعول دارد و آن ـ به قرينه محتواى قرآن و هدفى كه خود بيان كرده (هدًى للناس «بقره، 185») ـ عبارت است از معارف، احكام، راه هدايت و ....

3ـ بيان قرآن در ارائه مطالب خويش ، روشن و بدون اجمال و ابهام است .

الكتـب المبين

برداشت فوق ، براساس لازم بودن كلمه «مبين» (روشن و واضح) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 9

9ـ قرآن ، كتابى است قابل فهم براى تمامى انسان ها .

إنا أنزلنـه . .. لعلكم تعقلون

مخاطب در جمله «لعلكم تعقلون» (باشد كه انديشه كنيد و بفهميد) گروه و طايفه خاصى نيست ; بنابراين همگان بر درك آن توانا هستند. آرى كلمه «عربيّاً» دلالت مى كند كه عربى دانستن از شرايط آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 1،3

1ـ قرآن ، حاوى بهترين و زيباترين داستانها

نحن نقصّ عليك أحسن القصص بما أوحينا إليك هذا القرءان

3ـ قرآن ، بازگو كننده داستان ها با بهترين و زيباترين بيان

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

چنان چه «قصص» مصدر باشد ، «أحسن القصص» مفعول مطلق مى شود و در حقيقت توصيفى براى كيفيت بيان كردن و بازگو كردن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 4

4ـ اسلام و تعاليم قرآن جهانى است و محدود به زمان ، مكان و طايفه اى نيست .

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 5،6،12،14

5ـ قرآن ، گفتارى دروغ و بافته شده نبوده ; بلكه سخنى راست و درست است .

ما كان حديثًا يفترى

مراد از ضمير «كان» قرآن است. وصفهاى بيان شده در آيه (و لـكن تصديق ...) بيانگر اين معناست.

6ـ قرآن ، بسى فراتر از آن است كه بافته شده و ساخته بشر باشد .

ما كان حديثًا يفترى

12ـ قرآن ، كتابى هدايت گر است .

لـكن . .. هدًى

14ـ قرآن ، براى مردم رحمت آفرين است .

و لـكن . .. هدًى و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 6،8،9

6ـ قرآن كتابى سراسر حق ، بدون نقص و پيراسته از هر گونه باطل و ناروايى

و الذى أُنزل إليك من ربك الحق

«ال» در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است. بنابراين «الحق» ; يعنى ، حق كامل كه كمترين باطلى در آن راه ندارد.

8ـ قرآن ، جلوه اى از ربوبيت خداوند است .

و الذى أُنزل إليك من ربك

9ـ آيات قرآن ، آياتى عظيم الشأن و داراى محتوا و تعاليمى والا و بلند مرتبه است .

تلك ءايـت الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 1،7

1ـ قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل و ناروا

أنما أُنزل إليك من ربك الحق

«ما» در «أنما» موصول اسمى و به معناى «الذى» است و مراد از آن قرآن مى باشد.

7ـ حقانيّت قرآن امرى روشن و واضح است .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

نابينا خواندن كسانى كه حقانيّت قرآن را باور ندارند ، اشاره به اين نكته دارد كه: حقانيّت قرآن امرى روشن است. اگر كسى نمى پذيرد خود مقصر است ; چشمانش را باز كند تا ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 2،3،4

2ـ قرآن حكم و قانون الهى و منبع شناخت حقايق و معارف دينى است .

و كذلك أنزلنـه حكمًا

حكم كردن به چيزى آن است كه داورى كنى و اعلام دارى كه آن چيز اين گونه است و يا اين گونه نيست (مفردات راغب). بر اين اساس «قرآن حُكم است» ; يعنى، داورى مى كند و بيان مى كند كه چه چيز چگونه است و يا چگونه نيست و اين معنا شامل همه قوانين، حقايق و معارفى مى شود كه خداوند اثباتاً و يا نفياً در قرآن بيان كرده است و درباره آن قضاوتى دارد ; مانند اينكه خداوند شريكى ندارد، قيامت حق است و يا روزه بر شما واجب شده است.

3ـ خداوند قرآن را در قالب لغت و زبان عرب نازل كرد .

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا

كلمه «عربيّاً» مى تواند صفت براى «حكماً» باشد و مى تواند حال براى ضمير «ه» در «أنزلناه» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

4ـ احكام و قوانين قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى مردم

و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا

«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به همين لحاظ عربى مى گويند. بنابراين «أنزلناه ... عربيّاً» ; يعنى ، قرآن را به لغت عرب، ـ همان لغتى كه گويا و رساست ـ نازل كرديم. و لازمه گويا بودن ، قابل فهم بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 7

7- قرآن ، كتابى است جهانى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى همه انسان ها مبعوث شده است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

كلمه «الناس» دلالت بر عموم مردم مى كند و هيچ قيدى در كلام نيست تا «الناس» را مقيّد به گروه خاصّى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 2

2- قرآن ، كتاب جهانى و قابل فهم براى همه مردم

هـذا بلـغ للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى و مايه بيدارى و هشيارى انسان از غفلت ها و فراموشيهاست .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

نام گذارى قرآن به «الذّكر»، احتمالاً به اين جهت باشد كه قرآن، براى تنبه و مايه بيدارى انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى است .

و أنزلنا إليك الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 13،14

13- قرآن ، حاوى تمامى حقايق هستى كه آگاهى از همه آنها در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) است . *

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «تبياناً لكلّ شىء» تمامى حقايق هستى باشد، ولى از آن جا كه قرآن بر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد (نزّلنا عليك) و آن حضرت نقش تبيين حقايق قرآن را برعهده دارد (و أنزلنا إليك الذكر لتبين للناس . .. «سوره نحل / 44») از اين رو مى توان استفاده كرد كه تمامى حقايق قرآن ـ كه حاوى حقايق عالم است ـ نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) موجود است و ايشان بر حسب مصلحت برخى از آن حقايق را براى مردم تبيين مى كنند.

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .

و جئنابك شهيدًا على هـؤلاء و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 1،2

1- قرآن دربردارنده برترين هدايت ها و استوارترين شريعت براى بشر است .

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

عبارت «التى هى أقوم» صفت براى موصوف محذوف مثل كلمه «شريعت» و «ملت» است.

2- قرآن ، كامل ترين كتاب هدايت

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

برداشت فوق بنابراين است كه مفضل عليه «أقوم» صرفاً هدايت تورات نباشد; بلكه مفضل عليه محذوف، عام بوده و شامل همه كتابهاى هدايتى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 12

12- قرآن ، دربردارنده همه بيان هاى هدايتى مورد نياز انسان در فصل ها و بخش هاى متعدد

إن هـذا القرءان يهدى . .. و كلّ شىء فصّلنـه تفصيلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «فصّلناه» به معناى لغوى خود (جدا كردن) استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 1

1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا

«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 3،11

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هـذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

11- اعجاز قرآن در همه زمينه ها و ابعاد ( لفظى ، معنوى ، معرفتى و . . . ) بوده و تحدى آن در همه اين ابعاد است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

مخاطب قرار گرفتن همه جن و انس در طول تاريخ، نشانگر آن است كه تنها عرب مخاطب اين تحدى نيست تا زمينه تحدّى فقط بعد لفظى و ادبى قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 2،3،4

2- قرآن ، مجموعه اى الهى و غير قابل تصرف و چشم پوشى ، حتى از كمترين بخش آن

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

با توجه به مضامين آيات 88 و 93، كه در آنها درخواست مشركان درباره نزول قرآن به صورت مكتوب مطرح شده بود، ممكن است اين آيه پاسخى باشد به آنان كه حقايق قرآنى با اقتراحات تغيير نمى يابد.

3- قرآن از آميختگى به غير كلام وحى مبرا بوده و سلامت آن از سوى خداوند ، تضمين شده است .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

جمله «و بالحقّ نزل» مى تواند بيانگر كيفيت نزول قرآن باشد; يعنى، نزول قرآن بر پايه حق بود و هرگز با باطل و ناصواب آميخته نشد.

4- قرآن ، كتابى است جاودانه و تعاليم آن تأثيرناپذير از گذشت زمان .

و بالحقّ أنزلنه و بالحقّ نزل

برداشت فوق، مبتنى بر يكى از معانى و موارد استعمال «حق» است كه عبارت است از: امر ثابت و زوال ناپذير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 8

8- قرآن ، حقايقى عالى و تنزل يافته در حد فهم و درك بشر *

نزّلنـه تنزيلاً

در معناى «نزول» فرود از مرتبه عالى نهفته است (مفردات راغب) و چون نزول فيزيكى قرآن قابل تصور نيست، ممكن است مقصود نزول معنوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 5،9

5- قرآن ، كتابى با عظمت و در اوج زيبايى و كمال است .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب

«ال» در «الكتاب» براى استغراق صفات است; يعنى، تمام اوصافى كه يك كتاب، در حد كامل مى تواند داشته باشد، در اين كتاب متبلور است و اين، حاكى از عظمت قرآن است. و چون حمد در برابر زيبايى و كمال است و در آيه بالا خداوند، به سبب نزول قرآن، تمام حمدها و ستايش ها را از آن خويش دانسته، استفاده مى شود كه قرآن، در نهايت كمال و زيبايى است.

9- ساحت قرآن ، از هرگونه كجى و انحراف مبرّا است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا

«عوج» به معناى كجى و انحراف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 1،2

1- قرآن و تعاليم آن ، قوامْ بخش و رهبرى كننده جامعه بشرى است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا قيّمًا

«قيّم» به معناى «مقيم» يعنى «برپادارنده و سامان بخش» است. «قيّم القوم» به معناى «مدير و مدبّر امور قوم» است. (اقتباس از لسان العرب). لازم به ذكر است كه قيّماً يا مفعول براى فعل مقدر «جعل» است ـ يعنى: «جعله قيّماً» ـ و يا حال براى «الكتاب».

2- قرآن ، كتابى است عارى از هرگونه عدم اعتدال و انحراف از حق .

الحمد للّه الذى أنزل على عبده الكتـب . .. قيّمًا

«قيّم»، چنان چه در لسان العرب آمده است، مى تواند به معناى «مستقيم»، يعنى «راست و پيراسته از انحراف» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 6

6- قرآن ، پيامى جديد و بى سابقه براى بشر

لم يؤمنوا بهـذا الحديث

«حديث» به معناى «نو و جديد» است. محتمل است كه به معناى «حادث» ـ مقابل قديم ـ نيز باشد. برداشت بالا، ناظر به معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 7

7- رهنمود هاى قرآن ، تنها تعاليم شايسته براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

فعل «اتل» مى تواند از مصدر «تلاوة» به معناى قرائت باشد و ممكن است مصدر آن «تلو» به معناى تبعيت در نظر گرفته شود. برداشت بالا، براساس معناى دوم است. مقابله «اتل» ـ در اين آيه ـ با «لاتطع» ـ در آيه بعد ـ اين احتمال را تقويت كرده و بر

حصر نيز دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 5

5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 6

6- قرآن ، كتابى سراسر هدايت است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان . .. و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى

مصداق بارز «الهدى» به قرينه آيه قبل، قرآن است. اطلاق مصدر (الهدى) بر چيزى كه هدايت گر است، براى مبالغه در بيان هايت گرى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 7

7- پيام قرآن ، هماهنگ با فطرت آدمى و بيدارگر آن است .

إلاّ تذكرة لمن يخشى

«تذكرة» ـ آن گونه كه از «لسان العرب» برمى آيد ـ به معناى به يادانداختن فراموش شده ها است. يادآوربودن قرآن به اين است كه انسان را به آنچه در فطرت او نهفته است و از آن غفلت دارد متوجه سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 1،3

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند ، با بيانى فصيح و روشن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

«عربيّاً» يا به معناى فصيح و روشن مى باشد (مفردات راغب) و يا گوياى انتساب به عرب زبانان است (لسان العرب). برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

3 - قرآن ، نازل شده به زبان عربى ، و منطبق با اصول و قواعد آن

و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده ناظر به اين احتمال است كه «عربيّاً» به معناى زبان مخصوص عرب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 13

13 - قرآن ، سراسر وحى الهى است .

من قبل أن يقضى إليك وحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 11

11 - نزول قرآن ، پرتو ربوبيت خداوند و وسيله پيشرفت اهداف رسالت است .

لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جمله «أوَلم تأتهم. ..» قرآن را مصداق معجزه اى قرار داده كه خداوند بايد بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى كرد. شمول ربوبيت خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (ربّه)، به معناى تربيت و رشد پايه ها و ساختار رسالت آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 6

6- قرآن ، در بيان مقاصد و اهداف خويش بليغ و رسا است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 3

3 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم براى همگان .

أنزلنـه ءايـت بيّنـت

توصيف آيه هاى قرآن به «بيّن»، بيانگر قابل فهم بودن آن است. حذف متعلق «بيّن» حاكى از آن است كه: فهم قرآن اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان توانايى بهره مند شدن از آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 3

3 - قرآن ، گفتارى است پاك و پسنديده .

الطّيّب من القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 4

4 - ساختار قرآن ، ساختارى است بندبند كه هر بند آن آيه نام دارد .

فى ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 7،11

7 - قرآن ، كتابى است آميخته به حق و مبرا از هر گونه باطل .

أنّه الحقّ

11 - قرآن ، كتاب هدايت

أنّه الحقّ من ربّك . .. و إنّ اللّه لهاد الذين ءامنوا إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 9،10

9 - قرآن ، داراى ساختارى است آيه آيه .

كذّبوا بـَايـتنا

10 - قرآن ، مجموعه اى است از نشانه هاى خداوند .

كذّبوا بـَايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 1

1 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند كه هر بند آن « آيه » ناميده مى شود .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 5

5 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم .

أفلم يدّبّروا القول

با توجه به توصيه خداوند به تدبر در قرآن، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 6

6 - قرآن ، كتابى آميخته با حق و مبرا از هر گونه سخن باطل

بل جاءهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 10

10 - قرآن ، كتابى يادآور و بيدارگر

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 6،9،10

6- قرآن ، داراى معارف و رهنمودهايى روشن و قابل فهم براى همگان

سورة . .. فيها ءايـت بيّنـت

«بيّنة» (مفرد «بيّنات») به معناى دلالت واضح و برهان روشن است. توصيف آيات قرآن به «بيّنات» به اعتبار اين است كه دلالت آنها بر معانى واضح و روشن است.

9- قرآن ، كتابى است بيدارگر و غفلت زدا .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

10- معارف قرآن ، معارفى فطرى و تنها نيازمند تذكر و توجه است .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 2

2 - قرآن ، قابل فهم براى همه مردم

و لقد أنزلنا إليكم ءايـت مبيّنـت

«مبيّنات» (جمع «مبينة» و مؤنث «مبيّن») است و «مبيّن» به معناى بيانگر و روشن كننده است. بنابراين توصيف آيات الهى (قرآن) به «مبيّنات»، حكايت از روشن بودن و قابل فهم بودن خود آيات براى مردم است; زيرا سخنى كه خود روشن نباشد، نمى تواند روشنگر چيز ديگرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 21

21 - همه انسان ها ، مخاطب پيام قرآن و دين اند .

يضرب اللّه الأمثـل للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 12

12 ـ قرآن ، كتابى جهانى و اسلام ، آيينى همگانى

ليكون للعـلمين نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 3،5

3 ـ قرآن ، كتابى است عميق و عالمانه .

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، در مقام اثبات حقانيت و وحى بودن قرآن، علم گسترده خويش را يادآور شد. اين ياد آورى مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن، كتاب عميق و عالمانه است; نه افسانه و داستان ساختگى.

5 ـ قرآن ، كتابى حاوى تعاليمى اسرار آميز *

قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض

همان گونه كه برخى از مفسران (مانند علامه طباطبايى و آلوسى در الميزان و روح المعانى) گفته اند، رابطه «يعلم السرّ» با انزال قرآن، احتمالاً به جهت نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 6

6 ـ آيات قرآن ، در عين تدريجى و با فاصله نازل شدن آنها ، داراى بهترين نظم و انسجام

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنـه ترتيلاً

«ترتيل» مصدر «رتّلنا» و از ريشه «رتل» (به معناى نظم و ترتيب زيبا و منسجم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 8

8 ـ تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، به گونه اى است كه همه انسان ها ـ به جز افراد لجوج و حق ناپذير ـ را تحت تأثير خود قرار داده و مؤمن مى سازد .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 9

9 ـ تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، متكى بر يك سلسله برهان ها و دلايل سمعى و عقلى

أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

سرزنش هواپرستان و مشركان از سوى خداوند به خاطر حرف نشنوى و تعقل نكردن آنان در قرآن و كلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 ـ قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكـفرين و جـهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن ـ پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 2 - 3،4

3 - قرآن ، كتابى است روشنگر .

الكتب المبين

4 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتب المبين

«إبانة» به معناى وضوح و روشنى نيز مى آيد. بنابراين «كتاب مبين»; يعنى، كتاب روشن و واضح الدلالة. گفتنى است كه در اين صورت، حذف متعلق «مبين» بيانگر اين حقيقت است كه فهم معانى قرآن اختصاص به قشر و طبقه اى خاص ندارد; بلكه اين

كتاب، براى همه مردم واضح الدلاله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 4،5

4 - قرآن ، برخوردار از بيانى روشن در جهت انذار مردمان

لتكون من المنذرين بلسان عربىّ مبين

5 - قرآن ، قابل فهم و استفاده براى عموم مردمان

بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 2،3،4

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام آيه

تلك ءايـت القرءان

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين

«إبانة» (مصدر «مبين»)، گاهى لازم و به معناى وضوح و روشنى به كار مى رود و گاهى متعدى و به معناى ايضاح و روشنگرى. بنابراين، «مبين» هم مى تواند به معناى واضح و روشن باشد و هم به معناى ايضاح كننده و روشنگر. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه حذف متعلق «مبين» ـ برپايه معناى اول ـ بيانگر آن است كه فهم قرآن، اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان مى توانند از اين سفره الهى بهره مند شوند.

4 - قرآن ، كتابى است روشنگر راه سعادت .

و كـتاب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 1،3

1 - آيات قرآن ، آياتى هدايتگر و بشارت دهنده

تلك ءايـت القرءان . .. هدًى و بشرى للمؤمنين

كلمه هاى «هدًى» و «بشرى» مصدر به معناى اسم فاعل (هادية و مبشرة) و حال براى «آيات» است.

3 - رهنمود ها و بشارت هاى قرآن ، خالى از ابهام و پيچيدگى و به دور از هر نقص و كاستى است .

و كـتاب مبين . هدًى و بشرى

به كارگيرى مصدر (هدًى و بشرى) به جاى اسم فاعل (هادية و مبشرة) بيانگر پيراسته بودن برنامه هاى هدايتى و بشارت هاى قرآن از هرگونه نقص و كاستى است. قيد «كتاب مبين» در آيه پيش نيز نشانگر خالى بودن آن از ابهام و پيچيدگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 4

4 - قرآن ، مبرّا از هرگونه سخنان نسنجيده و بى اساس

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 11

11 - قرآن از نظر بينش و منطق ، محيط و مسلط بر اديان پيشين

إنّ هـذا القرءان يقصّ . .. أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به تبيين حق در مشاجرات فكرى بنى اسرائيل، مى تواند براى نماياندن منطق برتر خود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 2،3،4

2 - سوره هاى قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

تلك ءايـت الكتـب

3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

الكتـب المبين

«مبين» به معناى «روشن» و نيز «روشنگر» است برداشت ياد شده براساس معناى اول است. گفتنى است كه در آيه بالا بيان نشده است كه اين كتاب براى چه كسانى روشن است و اين نشان مى دهد كه فهم قرآن، اختصاص به دسته اى خاص ندارد; بلكه همگان مى توانند آن را بفهمند و از آن بهره گيرند.

4 - قرآن ، كتابى روشنگر

الكتـب المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 11

11 - قرآن ، كتابى انذارگر و بيم دهنده

لتنذر قومًا

روشن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) با تلاوت وحى الهى (قرآن) به انذار مردم مى پرداخت. بنابراين «لتنذر قوماً» به تقدير «بالقرآن» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 2

2 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه آموزه هاى باطل

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 4

4 - قرآن ، كتابى آميخته به حق و مبرا از هرگونه باطل

إنّه الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 3

3 - قرآن ، كتابى است سودمند براى همه مردم .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت . .. و قالوا ما هـذا إلاّ إفك مفترًى ... قل ما س

«هو» احتمال دارد به قرآن برگردد كه مستفاد از آيه 43 مى باشد. لام در «لكم» براى انتفاع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 7

7 - قرآن ، كتاب حقى است و ساخته دست بشر نيست .

قالوا ما هـذا إلاّإفك مفترًى . .. قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 49 - 2

2 - قرآن ، كتاب حقى است .

قل جاء الحقّ

به قرينه اين كه آيه در سياق آياتى است كه درباره قرآن كريم و برخورد با مشركان با آن است، «ال» در «الحقّ» مى تواند عهد بوده و به قرآن بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 4

4 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هر باطل

من الكتـب هو الحقّ

«ال» در «الحقّ» ـ نظير ال در «زيدالرجل» ـ براى استغراق صفات است; يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 2 - 3،4

3 - قرآن ، كتابى است آميخته با حكمت .

و القرءان الحكيم

«حكيم» مى تواند به معناى «ذوالحكمة» باشد و نيز مى تواند مرادف «مُحْكَم» (فعيل به معناى «مُفْعَل») باشد; چنان كه در قرآن هم به همين معنا به كار رفته است: «كتاب اُحكمت آياته. ..» (هود (11) آيه 1). برداشت فوق برپايه احتمال اول است.

4 - قرآن ، كتابى است پاينده ، استوار و خلل ناپذير .

و القرءان الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

«تنزيل» مفعول مطلق براى فعل محذوف و به تقدير «نزل تنزيلاً من العزيز الرحيم» مى باشد.

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 3،4،10،11

3 - قرآن ، سخنى است سراسر حق و هدف مند و پيراسته از كلامِ برخواسته از تخيلات و سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده از شعر نبودن قرآن استفاده مى شود; زيرا شعر برخاسته از تخيلات شاعر و معمولاً توأم با سخنان مبالغه آميز و خلاف واقع است كه شاعران گاهى به منظور حفظ وزن، سجع و قافيه شعر به آن متوسل مى شوند.

4 - قرآن ، كتابى است داراى نظم ، شيوه و تركيبى جذاب و مخصوص به خود .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه آنچه كافران را به شعر پنداشتن قرآن واداشت، نظم و اسلوب پر جاذبه و ويژه اى بود كه در اين كتاب الهى مشاهده كردند.

10 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان

و قرءان مبين

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 1

1 - قرآن ، كتابى سراسر حق و پيراسته از هرگونه باطل

بل جاء بالحقّ

مقصود از «حق» قرآن است و «ال» در آن، مى تواند براى استغراق صفات افراد باشد (مانند «ال» در «زيد الرجل»); يعنى، قرآن در حق بودن كامل است و كاستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 4

4 - قرآن ، دربردارنده تمامى عوامل هدايت و بيدارى انسان ها

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

با توجه به توضيح گذشته، مى توان استفاده كرد كه قرآن مايه بيدارى و هدايت بشر است و در اين ويژگى هيچ كم و كاستى ندارد و غفلت و گمراهى برخى از مردم (كافران) ناشى از عيوبى مانند غرور و سركشى در خود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 8

8 - قرآن ، برخوردار از معارف و آموزه هاى عميق و ژرف

كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته

از اين كه خداوند فرمود: قرآن براى تدبر و انديشه كردن است، استفاده مى شود كه محتواى اين كتاب، عميق و ژرف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 2،3،4

2 - قرآن ، كتاب جهانى و فرامليتى

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

3 - قرآن ، كتابى هماهنگ و سازگار با فطرت ، نياز ها و خواسته هاى گوناگون بشر

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

با توجه به جهانى و فرامليتى بودن قرآن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 4

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و خيال پردازى هاى باطل .

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 2،5،6،7،10،15

2 - قرآن ، حاوى بهترين سخن درباره دين و هدايت مردمان

اللّه نزّل أحسن الحديث

مقصود از «أحسن الحديث» قرآن كريم است و چون موضوع كتاب هاى آسمانى، دين و هدايت مردمان مى باشد، قهراً بهترين بودن قرآن در رابطه با موضوع خودش خواهد بود.

5 - شباهت ، هماهنگى و انسجام مطالب ، از اوصاف قرآن

كتـبًا متشـبهًا

«متشابهاً» صفت براى «كتاباً» است و مقصود از «مشابهت» هماهنگى وانسجام مطالب قرآن است كه هيچ گونه اختلاف و تضاد و تناقض در آنها وجود ندارد.

6 - تكرار مطالب و مسائل ، از اوصاف قرآن

كتـبًا متشـبهًا مثانى

«مثنى» (جمع «مثانى») به معناى مكرر است و مقصود از آن تكرار شدن بسيارى از مسائل و مطالب قرآن (همچون داستان ها و. ..) به مناسبت هاى مختلف و به اقتضاى نيازهايى بود كه پيش مى آمد.

7 - مطالب و مسائل قرآن ـ در عين تكرار شدن آنها ـ برخوردار از مشابهت ، هماهنگى و انسجام و به دور از هرگونه اختلاف ، تناقض و تضاد

متشـبهًا مثانى

برداشت بالا مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصب «مثانى»، به خاطر تمييز بودن براى «متشـبهاً»باشد; يعنى، «متشابهة مثانية» (تكرارهايش، مشابه و هماهنگ باهم هستند).

10 - تأثيرگذارى عميق و لرزه انداز دل هاى آماده ، از اوصاف كتاب آسمانى قرآن

كتـبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم

جمله «تقشعرّ منه جلود. ..» صفت براى «كتاب» است.

15 - قرآن ، كتاب هدايت است .

كتـبًا . .. ذلك هدى اللّه يهدى به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 1،3،4

1 - قرآن ، حاوى انواع مثل ها است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

3 - قرآن ، كتابى است براى عموم مردم ; نه ويژه گروهى خاص .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت ياد شده از آمدن واژه «للناس» استفاده مى شود.

4 - گوناگونى مثل هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و قابل استفاده و سودمند براى طبقات مختلف فكرى و اجتماعى است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

برداشت ياد شده با توجه به آمدن سه واژه در آيه شريفه است: 1ـ لام در «للناس» كه براى انتفاع است; 2ـ «الناس» كه بر عموم مردم دلالت دارد; 3ـ آمدن واژه «كل» با «مَثَل» كه بر تنوع مثل ها اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 3،5

3 - آموزه هاى قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى همه انسان ها است .

قرءانًا عربيًّا

«عربىّ» به معناى سخن فصيح و روشن است. بنابراين لازمه عربى بودن قرآن،گويايى و رسا و قابل فهم بودن آن است.

5 - مبرّا بودن قرآن از هرگونه انحراف ، كجى ، اختلاف و تضاد

قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج

«عوج» به معناى كجى و انحراف است، اين واژه در مواردى به كار مى رود كه با فكر و بصيرت شناخته مى شود، نه با حواس ظاهرى. ازاين رو مفسران گفته اند: مقصود از آن در آيه شريفه ـ با توجه به تنكير آن و بودنش در سياق نفى ـ هرگونه كجى و انحراف در معانى و پيام هاى قرآن و يا اختلاف و تضاد در آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 5

5 - قرآن ، سخنى سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و كذّب بالصدق

«صدق» به معناى امر مطابق با واقع و حق است و آمدن آن به صورت مصدر، براى افاده مبالغه مى باشد; يعنى، قرآن و دينى كه عين حق و نفس صدق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 4،6،7،8،10

4 - قرآن ، كتابى است سراسر حق و به دور از مطالب نادرست و تخيلات باطل

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به ظرف مستقر و حال براى «الكتاب» باشد.

6 - قرآن ، كتابى براى عموم مردم است ; نه ويژه گروهى خاص .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ

برداشت ياد شده از تعبير «للناس» (براى مردم) استفاده شده است.

7 - قرآن ، كتابى سودمند براى بشر و در جهت منافع و مصالح او است .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس

برداشت ياد شده با توجه به لام در «للناس» است كه متضمن معناى انتفاع مى باشد.

8 - قرآن ، كتابى نازل شده براى هدايت و راهنمايى مردم .

فمن اهتدى فلنفسه

10 - هدايت يافتن و سود بردن از قرآن ، براى تمامى طيف هاى اجتماعى جامعه بشرى ، ممكن و ميسر است .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس بالحقّ فمن اهتدى فلنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 3،4،5

3 - قرآن ، راهنماى عمل انسان ها

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

توصيه خداوند به عمل كردن به تعاليم قرآن به جاى هر سفارشى ديگر درباره قرآن، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

4 - قرآن ، نيكوترين نازله هاى خداوند براى بشر

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

5 - قرآن ، كامل ترين كتاب آسمانى و اسلام جامع ترين دين الهى

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

در برداشت ياد شده، برتر بودن قرآن در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى و به لحاظ كمال و جامعيت سنجيده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 5،6

5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.

6 - قرآن ، مايه عزت انسان ها و آموزنده دانش به آنان

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم

تذكر اين نكته كه قرآن از منشأيى نازل شده كه داراى عزت و علم است، (خدا)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن كتابى عزت آفرين و دانش آموز براى بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 4

4 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند به نام « آيه »

ءايـت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 2 - 2،5

2 - تمامى قرآن ، حتى حروف آن ، نازل شده از ناحيه خداوند *

حم . تنزيل من

برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه «حم» اشاره به حروف داشته باشد; يعنى، تنها مفاهيم و معارف كلى از ناحيه خداوند بر پيامبر نازل نشده است تا او آنها را به لفظ درآورده باشد; بلكه آيات قرآن ـ كه تشكيل يافته از «حاء و ميم» و امثال آن است ـ با همين شكل از ناحيه خداوند نازل شده است.

5 - قرآن ، در قالب الفاظ عربى ، داراى نزول تدريجى از جانب خداوند

حم . تنزيل من

بنابراين احتمال كه «حم» نظر به جنبه لفظى قرآن داشته باشد، با توجه به آياتى كه نزول دفعى قرآن را مى فهماند مى توان نتيجه گرفت كه نزول دفعى قرآن، نزولى مفهومى و معرفتى بوده و نزول لفظى آن در قالب حروف و كلمات عربى، نزول تدريجى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 1،2،3،4،5،6

1 - آيات قرآن ، داراى مفاهيمى روشن و بى ابهام

كتـب فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «فصّلت»، به معناى «به روشنى بيان شده» باشد.

2 - ساختار قرآن ، ساختارى آيه آيه است .

فصّلت ءايـته

برداشت ياد شده، مبتنى بر كاربرد ماده «فصل» در معناى تفصيل و تجزيه است.

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايـته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

5 - الفاظ قرآن هم چون محتواى آن آسمانى و الهى است .

تنزيل من الرحمـن . .. قرءانًا عربيًّا

قيد «قرآناً عربياً» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه آيات قرآن، نه تنها از حيث محتوا الهى است; بلكه الفاظ آن هم كلام خداوند است.

6 - آيات قرآن ، برخوردار از فصاحت و شيوايى *

قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «عربيّاً» به معناى سخن فصيح و شيوا باشد. در برابر اعجمى كه به معناى غير فصيح مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 1،3،4،6

1 - مصونيت قرآن ، در برابر هرگونه تحريف

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

منظور از عدم امكان راه يافتن باطل به ساحت قرآن «لا يأتيه الباطل» مى تواند اين باشد كه هيچ كس توانايى تحريف كردن قرآن را ندارد.

3 - معارف و آموزه هاى قرآن ، سراسر حق و به دور از هر گونه سخن باطل است .

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

4 - تأثير نداشتن گذشت زمان ، در حقانيت معارف قرآن

لايأتيه البـطل من بين يديه و لا من خلفه

بنابراين كه مراد از «باطل» زوال حقانيت باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

6 - قرآن ، نازل شده از سوى پروردگار كاردان و ستوده

تنزيل من حكيم حميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 4،6

4 - قرآن ، داراى آيات روشن و مفاهيم متمايز و قابل درك است .

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«تفصيل» (مصدر «فصّلت») در مقابل اجمال و به معناى تبيين است.

6 - مجموعه آيات قرآنى ، به دور از هرگونه ابهام و برخوردار از فصاحت

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته

«أعجمى» منسوب به «أعجم» است و «أعجم» به كسى گفته مى شود كه كلام او داراى ابهام بوده و گويا نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 3

3 - قرآن ، كتابى نازل شده از سوى خداوند

إن كان من عند اللّه

با توجه به اين كه اسم كان قرآن است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 6

6 - معارف قرآنى ، هماهنگ با قوانين هستى و فطرت انسانى

سنريهم ءايـتنا . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 1،2

1 - قرآن از سوى خداوند ، در قالب زبان عربى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده است .

و كذلك أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

2 - فصاحت و شيوايى والا و بى مانند قرآن

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

«عربى» به سخنى گفته مى شود كه فصيح و شيوا باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1،2،8

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

2 - نزول قرآن ، داراى هدفى ارجمند و هماهنگ با واقعيت هستى و نياز هاى انسان

أنزل الكتـب بالحقّ

حق، گاهى به معناى شىء مطابق با حكمت مى آيد و گاهى به معناى امر ضرورى و مورد نياز. برداشت ياد شده براساس هر دو احتمال است. هم چنين بر اين پايه استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزل» باشد.

8 - قرآن ، مرجع حل اختلافات اجتماعى و اعتقادى

و الذين يحاجّون . .. أنزل الكتـب بالحقّ و الميزان

طرح حقانيت و ميزان بودن قرآن، پس از ذكر اختلافات و مباحثات بى اساس مخالفان، مى تواند ناظر به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 1،2

1 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و الكتـب المبين

«إبانة» (مصدر «مبين») دو كاربرد دارد: لازم و متعدى. كلمه مبين، در استعمال لازم به معناى روشن و در كاربرد متعدى به معناى روشنگر است. برداشت ياد شده بر پايه استعمال اول مى باشد.

2 - قرآن ، كتابى قابل فهم و مفاهيم آن قابل دستيابى براى بشر

و الكتـب المبين

از توصيف قرآن به «مبين» (روشن)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى نازل شده به زبان عربى از سوى خداوند

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

4 - قرآن ، كتابى فصيح و داراى پيامى روشن و بدون ابهام

إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا

برداشت ياد شده با توجه به معناى ديگر «عربيّاً» ـ كه فصاحت است ـ به دست مى آيد. در مفردات راغب آمده: «العربى: الفصيح البين من الكلام»; يعنى، عربى به سخنى گفته مى شود كه شيوا، روشن و بدون ابهام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 5

5 - قرآن ، در اُم الكتاب ( لوح محفوظ ) ، داراى حقيقتى واحد و بسيط

و إنّه فى أُمّ الكتـب . .. حكيم

«حكيم» به معناى محكم است و «محكم» به مصنوعى گفته مى شود كه عناصر و اجزاى تشكيل دهنده آن، باهم پيوندى ناگسستنى داشته باشند. توصيف قرآن موجود در اُمّ الكتاب به «محكم» ـ با توجه به اين كه قرآن نازل شده داراى كلمات، آيات و سوره هاى مفصل و مجزا از يكديگر است ـ اشاره به اين نكته دارد كه قرآن موجود در اُمّ الكتاب، حقيقتى واحد، بدون تجزيه و تفصيل و داراى هويتى بسيط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 4

4 - قرآن ، بيداركننده آدميان از غفلت و بى توجهى

أفنضرب عنكم الذكر

به كارگيرى «ذكر» به جاى «قرآن»، حاكى از اين است كه قرآن، بيدارگر خفتگان و يادآور غافلان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 1

1- قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام

و الكتـب المبين

«إبانة» (مصدر «مبين») هم به صورت لازم و متعدى به كار مى رود. «مبين» در كاربرد لازم به معناى روشن و در كاربرد متعدى به معناى روشنگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 7

7- قرآن ، بيانگر و در بر دارنده همه مسائل مهم *

و الكتـب المبين . إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة ... فيها يفرق كلّ أمر حكيم

خداوند، از سويى قرآن را كتابى روشن و روشنگر و از سويى ديگر نزول آن را در شبى مبارك ـ كه تقدير امور هستى در آن صورت مى پذيرد ـ معرفى مى نمايد. تقارن دو امر ياد شده، اين احتمال را تقويت مى كند كه مقدرات كلى الهى در هستى، در قرآن

موجود و بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 1

1- قرآن حقيقتى مستحكم ، خلل ناپذير و نازل شده از سوى خداوند

إنّا أنزلنـه . .. أمر حكيم ... أمرًا من عندنا

كلمه «أمراً» مى تواند حال براى ضمير مفعولى «أنزلناه» باشد. در اين صورت از ارتباط آن با «أمر حكيم» در آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 2

2- قرآن ، كتابى آسان و در دسترس فهم و درك بشر

فإنّما يسّرنـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 4

4 - ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن و يا همانند آن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود. ب) مطرح ساختن عزت و شكست ناپذيرى خداوند در مورد قرآن، در ابعاد مختلفى تصوير مى شود; از جمله در بُعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 6

6- محتواى قرآن ، حقايقى استوار و ابطال ناپذير

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

نسبت دادن تنزيل قرآن به خداوند عزيز و حكيم، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه قرآن نيز، همچون نازل كننده آن عزيز و شكست ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 2

2- آيات قرآن ، روشن و خالى از هر گونه ابهام

ءايـتنا بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 11

11- عربى بودن ، از امتيازات قرآن

و هـذا كتـب مصدّق لسانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 11

11- هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم ، اصيل ترين ويژگى قرآن و هر كتاب آسمانى

كتـبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

ابتدا قرآن با كتاب هاى آسمانى هماهنگ معرفى شده و سپس به عنوان اصيل ترين بُعد هماهنگى آن دو، هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم مورد تصريح واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 2،3

2 - پيام قرآن ، پيامى نو و بى نظير براى هميشه تاريخ

فليأتوا بحديث

در واژه «حديث»، نوين بودن پيام قرآن نهفته است. «تحدى» قرآن، براى هميشه تاريخ است و بى نظير ماندن آن نيز هميشگى خواهد بود.

3 - بشر ، ناتوان از آوردن سخنى نو و پرطراوت چون قرآن

فليأتوا بحديث مثله

امر در «فليأتوا» براى تعجيز و بيان ناتوانى بشر از آوردن سخنى مانند قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 6

6 - قرآن ، ستاره هدايت براى انسان ها *

و النجم إذا هوى

در صورتى كه مراد از «نجم» قرآن باشد، اطلاق «نجم» بر قرآن مى تواند به منظور مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 3

3 - قرآن ، سخنى نو و در عين حال به دور از مطالب نامعقول و غيرقابل قبول

أفمن هـذا الحديث تعجبون

مشاراليه «هـذا»، مى تواند قرآن باشد. در اين صورت واژه «الحديث» اشاره به نو بودن آن دارد. نفى اعجاب و استبعاد ـ كه از استفهام توبيخى استفاده مى شود ـ مى رساند كه قرآن در اوج نو بودن، منطقى و قابل درك و فهم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 1،5

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 1،5

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن. ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 1،5

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن . ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها در درك آن ناتوان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 1،5

1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان

و لقد يسّرنا القرءان

5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *

و لقد يسّرنا القرءان

مفهوم «و لقد يسـّرنا» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله اول و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير ، جديد و بى سابقه در فرهنگ بشرى

أفبهـذا الحديث أنتم مدهنون

«حديث»، به خبر تازه و نو گفته مى شود و «هـذا الحديث» يا اشاره به قرآن دارد و يا مراد از آن خبر قيامت است. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 11

11 - قرآن ، كتابى جاودان و كهنه نشدنى

و ما نزل من الحقّ

يكى از معانى واژه «حقّ» ثابت و استوار است. در اين صورت توصيف قرآن به «حقّ»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 7،9

7 - قرآن ، داراى ساختارى بندبند است و هر يك از بند هاى آن « آيه » ناميده مى شود .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

9 - آيات قرآن ، روشن و بدون هرگونه ابهام است .

و قد أنزلنا ءايـت بيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 10

10 - قرآن ، كتابى قابل فهم براى اهل فكر و انديشه

لو أنزلنا هـذا القرءان . .. لعلّهم يتفكّرون

در دسترس بودن قرآن ـ كه از اسم اشاره قريب (هـذا) فهميده مى شود ـ و نيز ترغيب به انديشيدن و تفكر در آن، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 5

5 - قرآن ، كتاب هدايت است .

أرسل رسوله بالهدى

مقصود از «الهدى» قرآن كريم است، چرا كه قرآن كتاب هدايت است و هدايت فلسفه نزول قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 5

5 - قرآن ، داراى ساختارى بند بند به نام « آيه »

ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 3

3 - قرآن ، كتابى بى نظير و داراى مطالبى نو و بى سابقه

الحديث

«حديث» به معناى شىء جديد و نوپيدا است. به كار رفتن اين تعبير درباره قرآن، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 52 - 3

3 - قرآن ، كتابى است جهانى و براى همه ملت ها با فرهنگ هاى گوناگون .

ذكر للعـلمين

عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «عالمين»; يعنى، همه انسان ها و با توجه به همه مجموعه هاى بشرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 2

2 - قرآن ، كتاب هدايت است .

الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 23

23 - قرآن ، دربردارنده حقايقى پندآموز و بيدارگر

و ما هى إلاّ ذكرى للبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 4

4 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز .

عن التذكرة معرضين

به گفته مفسران، مقصود از «تذكرة» در اين آيه، قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 2

2 - قرآن ، كتابى است الهى ; نه ساخته و پرداخته دست بشر .

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان

تصريح و تأكيد فراوان بر اختصاص نزول قرآن از سوى خداوند ـ در فضايى كه كافران ساختگى بودن آن را تبليغ مى كردند مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 5،6

5 - قرآن ، همواره سخنى نو و جديد است .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

«حديث» به معناى جديد است. نام گذارى قرآن به حديث، بيانگر مطلب ياد شده است.

6 - قرآن ، نوترين سخن در باب هدايت و شايسته ترين پيام براى ايمان آوردن به آن

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 24 - 4

4 - قرآن در مرحله ابلاغ به مردم ، همانند مرحله نزول و دريافت ، مصون از تحريف و كتمان است .

و ما هو على الغيب بضنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 27 - 1

1 - قرآن در بردارنده معارفى كه بايد آنها را فراگرفت و همواره به خاطر داشت .

إن هو إلاّ ذكر

«ذكر» و «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه «حفظ» فراگرفتن و «ذكر» حاضر داشتن فراگرفته ها است; بنابراين به ادامه حفظ نيز «ذكر» گفته مى شود; گرچه مسبوق به فراموشى نباشد (مفردات راغب). اين تعبير براى قرآن ـ كه گرچه وسيله ذكر است ولى از روى مبالغه «ذكر» خوانده شده است ـ نشانه آن است كه قرآن، مايه توجّه انسان به حقايقى است كه بايد همواره آن را به خاطر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 2

2 - لوحى كه قرآن بر آن نوشته شده است ، از نابودى و تغيير مصون است .

فى لوح محفوظ

كلمه «محفوظ»، بدون متعلق آمده است تا محفوظ بودن از هر خطر احتمالى را بفهماند. بنابراين خطر نابودى، تغيير و تحريف يا حذف، اضافه، سرقت و نظاير آن، نمى تواند آن را تهديد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 13 - 1،2،4

1 - قرآن ، كلامى است كه حق و باطل را به طور كامل متمايز مى سازد .

إنّه لقول فصل

از سياق مطالب به دست مى آيد كه مرجع ضمير «إنّه» قرآن است. «فصل»; يعنى، جدا ساختن دو چيز از يكديگر، به گونه اى كه بين آن دو فاصله افتد (مفردات راغب). تعبير «فصل» ـ كه مصدر است ـ در معناى فاصل، مبالغه آميز است و بر كمال جدايى دلالت دارد. برخى گفته اند: مراد از ضمير در «إنّه»، گفته هاى خداوند درباره معاد است كه آيات پيش گوياى آن بود. در اين احتمال نيز «قول فصل» بودن آن آيات، به اعتبار قرآن بودن آنها است.

2 - خداوند ، با سوگند به آسمان و زمين ، بر فارق بودن قرآن بين حق و باطل ، تأكيد ورزيده است .

و السماء . .. و الأرض ... إنّه لقول فصل

4 - « [ فى مجمع البيان فى قوله تعالى ] « إنّه لقول فصل » يعنى إنّ القرآن يفصل بين الحقّ و الباطل بالبيان عن كلّ واحد منهما و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;

[در مجمع البيان در تفسير قول خداى تعالى] «إنّه لقول فصل» [آمده است]: يعنى قرآن با بيان حقّ و باطل، آن دو را از يكديگر جدا مى سازد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 11

11 - نزول قرآن به صورت قابل نوشتن ، وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظات آغازين بعثت

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

طرح امورى كه مربوط به قلم است، به دنبال فرمان قرائت قرآن در نخستين لحظات آغاز وحى، بيانگر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 1،2،4

1 - صفحات قرآن ، گنجينه نوشته هايى استوار و به دور از اعوجاج و انحراف

فيها كتب قيّمة

«كتاب» (مفرد «كتب») مصدرى است كه در معناى اسم مفعول آن (مكتوب) به كار رفته است. بنابراين «فيها كتب»; يعنى، در صحيفه هاى مطهر، نوشته هايى متعدد وجود دارد. «قيّمة»، داراى دو معنا است: 1. به صورت متعدى و با مفعولى محذوف; يعنى، قوام بخش و برپادارنده جامعه; 2. به صورت لازم; يعنى، با استقامت و اعتدال و خالى از كجى و اعوجاج. برخى اين كلمه را جمع دانسته اند (مجمع البيان); ولى بيشتر اهل لغت و تفسير مفرد بودن آن را پذيرفته اند.

2 - قرآن ، در برگيرنده قوانينى نظام بخش و حافظ مصالح مردم

فيها كتب قيّمة

«قيِّم» هر چيز، برپادارنده و قوام بخش آن است (لسان العرب). فعل «كَتَبَ»; يعنى، حكم و قضاوت كرد و ملزم ساخت (مصباح). بنابراين مراد از «كُتُب» در آيه شريفه، ممكن است مجموعه حكم ها و الزام هاى الهى باشد.

4 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى گذشته است . *

يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة

ويژگيهاى مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 2

2 - مثل هاى قرآن ، بهترين و سودمندترين مثل ها است .

و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

تنكير «مثل» دلالت بر تعظيم و شرافت دارد; يعنى، يعنى مثل هاى قرآن بهترين وسودمندترين مثل ها است.

1163- ويژگيهاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 2

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

1164- ويژگيهاى نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 8

8 ـ قرآن ، كتابى است كه به تدريج و جدا جدا ( آيه آيه و سوره سوره ) بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) فرود آمد .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

از ديدگاه برخى از مفسران چون زمخشرى، قرآن به اين دليل به فرقان (جدا كننده) نام گذارى شده است كه آيات و سوره هاى آن جدا جدا و با فاصله و به تدريج گرديده بود. ; مثلا در آيه 106 «سوره اسراء» آمده است: «و قرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلناه تنزيلاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 4

4 - در مسير نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دست ناپاكى بدان نرسيده و كاملاً مصون از تحريف و دستبرد بوده است .

لايمسّه إلاّ المطهّرون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه ضمير در «لايمسّه» به قرآن بازگردد و آيه شريفه ناظر به وضعيت نزول قرآن به وسيله فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 3

3 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تدريجى و مرحله اى بود .

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً

«تنزيلاً»، مفعول مطلق نوعى است و در اين آيه بر نزول تدريجى قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دلالت دارد. ضمن آن كه پيش از اين آيه و پس از آن، سوره ها و آيات فراوانى ـ كه بافاصله زمانى بسيارى از هم قرار دارند ـ نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 7

7 - نزول قرآن ، به صورت گفتار بوده است .

إنّه لقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 4،8

4 - نزول قرآن در شب قدر ، به صورت كامل بوده است . *

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

نزول بسيارى از آيات قرآن، به مناسبت هاى گوناگونى بوده است كه در طول زندگانى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، پيش آمده بود. در نتيجه آيه شريفه، ناظر به نزول آن در مرحله اى ديگر خواهد بود كه معارف و رهنمودهاى قرآن، به صورت كامل از جانب خداوند در شب قدر نازل شده بود. گفتنى است كه تفاوت تعبير «إنزال» و «تنزيل»، مى تواند بيانگر اين دو مرحله از نزول قرآن باشد. در اين احتمال، «إنزال» ناظر به نزول دفعى در شب قدر و «تنزيل» ناظر به نزول تدريجى آن در طول زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد بود.

8 - « قال الصادق ( ع ) نزل القرآن فى ليلة القدر إلى البيت المعمور جملة ثمّ نزل من البيت المعمور على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى طول عشرين سنة ;

امام صادق(ع) فرمود: قرآن در شب قدر به صورت كامل و يك جا، به بيت المعمور نازل گشت و سپس از بيت المعمور به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست سال [به صورت تدريجى] نازل شد».

1165- ويژگيهاى هدايت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 7

7 ـ هدايت هاى قرآن ، به دور از هر كاستى و پيراسته از كمترين پيامد ناهنجارى است .

هدًى للمتقين

«هدًى» مصدر و در اينجا به معناى اسم فاعل (هادى) است. به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل اشاره به اين حقيقت دارد كه قرآن محض هدايت است; يعنى رهنمودهاى قرآن مستلزم هيچ ضلالت و مشوب به هيچ گمراهى و سردرگمى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 13

13ـ هدايت هاى قرآن ، پيراسته از هر گمراهى و منزّه از كمترين پيامدى ناهنجار

و لـكن . .. هدًى

«هدًى» مصدر است و در اين جا به معناى اسم فاعل (هدايت كننده) مى باشد. به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل اشاره به اين حقيقت دارد كه: موصوفش (قرآن) محض هدايت است ; يعنى ، رهنمودهاى آن مستلزم هيچ گمراهى و آميخته به هيچ ضلالتى نيست.

1166- ويژگيهاى هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 3

3 - هدايت قرآن ، كامل و به دور از هر شايبه كاستى و نقص است .

الكتـب . .. هدًى

«هدًى» مصدر و به معناى اسم فاعل (هادى) است. كاربرد آن به جاى اسم فاعل، اشاره به هدايت محض بودن آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 6

6 - هدايت و راهنمايى هاى قرآن ، به دور از هر كاستى و پيراسته از كمترين پيامد ناهنجار

أرسل رسوله بالهدى

در صورتى كه مراد از «هدى» قرآن باشد; تعبير مصدر به جاى اسم فاعل (هادى) اشاره به اين حقيقت دارد كه قرآن، محض هدايت است; يعنى، رهنمودهاى قرآن مستلزم هيچ ضلالت و همراه با هيچ گمراهى و سر درگمى نيست.

1167- هدايت پذيرى پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 1

1 - انذار ها و اخطار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها در افرادى كه آماده پذيرش بودند و مى خواستند از پيروان قرآن و اهل خشيت

باشند ، مؤثر بود .

إنّما تنذر من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن

در آيات گذشته، سخن از گروهى بود كه هرگز آمادگى پذيرش ايمان و سخن حق را نداشتند; ولى در اين آيه شريفه از گروه ديگرى ياد مى كند كه در نقطه مقابل گروه اول قرار دارند كه آماده پذيرش كلام حق (قرآن) بوده و از خداى رحمان مى ترسند. گفتنى است مقصود از «ذكر» ـ طبق نظر بيش تر مفسران ـ قرآن است.

1168- هدايت مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 6

6 - مؤمنان به قرآن ، به راه حق و درستى دست يافته اند .

فمن أسلم فأُولـئك تحرّوا رشدًا

1169- هدايت ناپذيرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 1

1 - آنان كه به قرآن ايمان نمى آورند ، به هيچ گفتار هدايت بخش ديگرى ، ايمان نخواهند آورد .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

استفهام «فبأىّ» انكارى و تعجيبى است. بر اين اساس مفاد آيه چنين است: «وقتى آنان قرآن را ـ كه با دلايل روشن همراه است ـ تصديق نمى كنند، پس مسلم به هيچ سخن حقى ايمان نخواهند آورد».

1170- هدايتگرى آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 1

1 - آيات قرآن ، آياتى هدايتگر و بشارت دهنده

تلك ءايـت القرءان . .. هدًى و بشرى للمؤمنين

كلمه هاى «هدًى» و «بشرى» مصدر به معناى اسم فاعل (هادية و مبشرة) و حال براى «آيات» است.

1171- هدايتگرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4،5

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

5 - قرآن كتاب هدايت و راهنماى اهل تقوا به مراحل والاى آن

هدًى للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 7

7 - ايمان به غيب و رسالت انبياى الهى و يقين به آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت هاى قرآن است .

هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك و بالأخرة هم يوقن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 3

3 - قرآن بهترين راهنماى مردم براى ايمان به خدا و قيامت

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

چنانچه مراد از «كفر» كفر به قرآن باشد، جمله «سواء عليهم» به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر قرآن در انسانى تأثير نبخشد چگونه انتظار مى رود كه از سخن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تأثير بپذيرد؟ و اين حاكى از آن است كه قرآن بهترين وسيله هدايت و ارائه كننده مؤثرترين انذارهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 9،15

9 - قرآن ، هدايتگر اهل ايمان است .

هدىً و بشرى للمؤمنين

«هدىً» مصدر است و در اينجا به معناى اسم فاعل (هادى) مى باشد.

15 - هدايتگرى و بشارت دهندگى قرآن ، دليلى بر نابه جابودن عداوت يهود با نازل كننده آن ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك . .. هدىً و بشرى للمؤمنين

عبارت «هدىً و بشرى» نيز همانند «مصدقاً» حاوى اين نكته است كه جبرئيل معارفى را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) القا كرد كه بشارت دهنده و هدايتگر است و لذا دشمنى كردن با او، نمى تواند توجيه معقولى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 9

9 - اسلام و قرآن ، برنامه هدايتى خداوند براى انسانهاست .

إن هدى اللّه هو الهدى

مصداق مورد نظر براى «هدى اللّه» چنانچه مفسران گفته اند، قرآن و اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 19

19 - هدف قرآن انسان سازى است نه مجرد تبيين مفاهيم نيكو و بيان رفتار هاى ناپسند

و لكن البر من ءامن

توضيح برداشت پيشين، بيانگر استفاده برداشت فوق از جمله «و لكن البر من ءامن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 6،10

6 - قرآن كتابى هدايتگر و راهنماى همه انسانهاست .

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس

10 - قرآن ، حاوى دلايلى روشن و فراوان براى رهنمون ساختن انسان ها به هدايت هاى ويژه و مراحل والاى هدايت

الذى أنزل فيه القرءان هدًى للناس و بينت من الهدى

«بينة» به معناى دليل و روشن و آشكار است و جمع آوردن آن دلالت بر كثرت دارد. از معرفه بودن «الهدى» در «بينات من الهدى» چنين بر مى آيد كه مراد، هدايتهايى خاص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 7،11

7 ـ قرآن ، كتابى روشن و روشنگر راه هدايت

و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

11 ـ قرآن ، چراغى روشن و برهانى آشكار بر توحيد و يگانگى خداوند

قد جاءكم برهن من ربكم و انزلنا اليكم نوراً مبيناً

در برداشت فوق «برهان» به قرآن تفسير شده و متعلق آن به قرينه آيات پيشين، توحيد و يگانگى خداوند دانسته شده است ; آيه بعد «فاما الذين ءامنوا باللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 12

12 ـ قرآن ، كتابى روشنگر از جانب خداوند

قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 3،15

3 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حقيقتى واحد و هدفى يكسان ( هدايت بشر )

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم

ارجاع ضمير مفرد «به» به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر اين معناست كه آنها داراى يك حقيقت هستند و در هدايتگرى يك چيز به شمار مى آيند.

15 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايتگر انسان ها به راه مستقيم

و يهديهم إلى صرط مستقيم

بنابر اينكه فاعل «يهديهم»، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 5

5 ـ قرآن، معجزه اى كافى براى هدايت و برآورنده تمامى نيازهاى هدايتى انسان است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

با توجه به آيه قبل، كه سخن از نزول معجزات بوده مى توان گفت مراد از «الكتاب» قرآن است و چون قرآن كتاب هدايت و «من شىء» بيانگر جامعيت آن است، لذا بر مبرا بودن قرآن از هرگونه كاستى در جهت هدايت آدميان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 11،12

11 ـ بيان قرآن و تنوع و گوناگونى آن براى هدايت انسان كافى است.

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

دعوت به نگرش در چگونگى بيان آيات و همچنين اظهار شگفتى از رويگردانى برخى مردم از هدايتهاى قرآن، بيانگر كارسازى و نقش مؤثّر آن در هدايت انسان است.

12 ـ اعراض مشركان از توحيد و حقايق آسمانى، با وجود بيان روشن و مستدل قرآن، امرى شگفت انگيز

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 3

3 ـ قرآن كتابى گرانقدر و مبارك (فزاينده و رشد دهنده و داراى خير فراوان) است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك

«بركة» يعنى رشد و فزونى (لسان العرب) و «مبارك» چيزى است كه در آن فزونى باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 1

1 ـ آيات قرآن آگاهيهايى ارائه شده از پروردگار به انسانهاست.

قد جاءكم بصائر من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 5

5 ـ قرآن و اسلام پاسخگوى همه نيازهاى هدايتى بشر و حجت تامه پروردگار است.

و تمت كلمت ربك

لازمه تمام بودن قرآن و در نتيجه اسلام، توان پاسخگويى به همه نيازهاست ; به گونه اى كه به بيرون از خود نيازى نداشته باشد ; همان گونه كه راغب مى گويد: «تمام . .. انتهائه إلى حد لا يحتاج إلى شىء خارج عنه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 9

9 ـ قرآن راهنماى كامل و تمام براى مصون ماندن از انحراف در عقايد و افكار و اسير شدن در دام گمان

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 3

3 ـ باور به آسمانى بودن قرآن، از ميان برنده هرگونه نگرانى از نارسائى آن براى هدايت مردم

فلا يكن فى صدرك حرج منه

توصيف قرآن به «أنزل» و سپس نهى از نگرانى درباره آن (منه)، ممكن است ناظر به اين باشد كه قرآن براى انذار و تذكر كافى است و از اين ناحيه جايى براى نگرانى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 3،4،8،11

3 ـ نزول قرآن ناشى از علم كامل خداوند به نياز هاى هدايتى مردم

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «على علم» متعلق به «جئنهم» باشد. نكرده بودن كلمه «علم» اشاره به عظمت آن علم دارد كه در برداشت فوق به «علم كامل» تعبير شده است.

4 ـ قرآن ، كتابى قابل درك براى مردم و همگان توانا بر بهره گيرى از هدايت هاى آن

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى و رحمة

8 ـ هدف از نزول قرآن هدايت مردم و دستيابى به رحمت بيكران خداوند است .

و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى و رحمة

با توجه به اينكه همگان دعوت به ايمان شده اند و نيز اينكه آيه در مقام احتجاج عليه كافران است، معلوم مى شود متعلَّق «هدى» و «رحمة» كلمه اى همانند «للناس» مى باشد. يعنى: جئنهم بكتب هدى للناس و رحمة لهم. قابل ذكر است كه «هدى» و «رحمة» معفولٌ له براى «جئنهم» است.

11 ـ تنها مؤمنان به قرآن بهره مند از هدايت ها و رحمت هاى بيكران آن هستند .

هدى و رحمة لقوم يؤمنون

با توجه به اينكه هدف از نزول قرآن هدايت مردم و دستيابى همگان به رحمت ويژه الهى است، به نظر مى رسد «لقوم يؤمنون» اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه تنها مؤمنان از هدايتها و رحمتهاى ويژه بهره مند خواهند شد. گفتنى است مراد از «لقوم

يؤمنون» به دليل فراز قبل، مؤمنان به قرآن مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 12،13،14

12 ـ قرآن كتاب هدايت و مايه رحمت است .

هذا . .. هدى و رحمة

13 ـ تنها اهل ايمان از هدايتگرى و رحمت آفرينى قرآن بهره مند مى شوند .

هذا . .. هدى و رحمة لقوم يؤمنون

14 ـ هدايت هاى قرآن مشوب به هيچ ضلالتى نبوده و مستلزم كمترين ناهنجارى نخواهد شد .

هذا . .. هدى و رحمة

به كارگيرى مصدر «هدى» به جاى اسم فاعل «هاد»، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 5

5 ـ گوش سپارى كافران به آواى قرآن ، زمينه ساز دستيابى آنان به هدايت و رحمت الهى خواهد شد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

چنانچه خطاب در آيه شامل كافران باشد، مصداق مورد نظر از رحمت در «ترحمون» هدايت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 3

3 ـ قرآن ، كتاب هدايت است .

هو الذى أرسل رسوله بالهدى

نوع مفسران برآنند كه مقصود از «الهدى» قرآن كريم است چرا كه قرآن كتاب هدايت است و هدايت فلسفه نزول قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 14

14 ـ قرآن ، كتابى است انسان ساز و مايه رشد و پرورش .

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 57 - 4،6،7

4 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى نزول كتابى پندآموز ، شفابخش ، هدايتگر و رحمت بخش است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدًى و رحمة

6 ـ قرآن براى مؤمنان ، هدايت و رحمت است .

و هدًى و رحمة للمؤمنين

7 ـ موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .

يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 6

6 ـ انذار و اخطار ، بشارت و نويد ، از روش هاى تربيتى ـ هدايتى قرآن

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا ... كذلك حقاً عل

برداشت فوق از ارتباط ميان آيه قبل، كه در آن مشركان و كافران لجوج تهديد به عذاب شدند و اين آيه كه به مؤمنان حق جو، بشارت نجات و نويد يارى، داده شده است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 7

7 ـ قرآن ، كتابى است كه براى هدايت و راهنمايى مردم نازل شده است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 2

2ـ قرآن ، بيانگر حقايق و معارف الهى و روشنگر راه هدايت

الكتـب المبين

كلمه «مبين» به معناى روشن و نيز روشنگر است ; يعنى، هم متعدى استعمال مى شود و هم لازم. براساس متعدى بودن نياز به مفعول دارد و آن ـ به قرينه محتواى قرآن و هدفى كه خود بيان كرده (هدًى للناس «بقره، 185») ـ عبارت است از معارف، احكام، راه هدايت و ....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 12،15

12ـ قرآن ، كتابى هدايت گر است .

لـكن . .. هدًى

15ـ تنها مؤمنان به قرآن ، از هدايت ها و رحمت آفرينى هاى آن بهره مند مى شوند .

و لـكن . .. هدًى و رحمة لقوم يؤمنون

دليل اين برداشت نظير سخنى است كه در توضيح برداشت شماره 2 از همين آيه آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5،6،13

5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم

أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

13- سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور *

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر خارج ساختن مردم از ظلمتها، امرى دايمى است و از طرف ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسانها، محكوم به ارتحال است. بنابراين براى تحقق مأموريت واگذار شده، سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه همواره چنين نقشى را عهده دار مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 21

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 7

7- به كارگيرى مَثَل ، از روش هاى هدايتى تبليغى قرآن كريم

و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى و مايه بيدارى و هشيارى انسان از غفلت ها و فراموشيهاست .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

نام گذارى قرآن به «الذّكر»، احتمالاً به اين جهت باشد كه قرآن، براى تنبه و مايه بيدارى انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 5

5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *

الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّـت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 3،9

3- هدف از نزول قرآن كريم ، تبيين اختلافات عقيدتى مردم است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه

9- قرآن ، كتاب هدايت و رحمت براى مؤمنان است .

و ما أنزلنا عليك الكتـب . .. هدًى و رحمة لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 12،15،17

12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء

هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.

15- لزوم مراجعه به قرآن ، براى شناخت عوامل واقعى رشد و هدايت انسان

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى

17- قرآن ، مايه هدايت ، رحمت و بشارت براى تسليم شوندگان در برابر حق است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 2

2- عدل ، احسان و صله رحم ، از مهم ترين دستورات هدايتى قرآن است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. إن الله يأمر بالعدل و الإحسـن و إيتاىءِ ذى القربى

خداوند، پس از معرفى قرآن به مسأله عدل، احسان و بخشش به خويشاوندان پرداخته است. ارتباط اين دو موضوع، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 9

9- قرآن و آيات آن ، دربردارنده هدايت و بشارت براى مسلمانان

و هدًى و بشرى للمسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 1،2،3،7

1- قرآن دربردارنده برترين هدايت ها و استوارترين شريعت براى بشر است .

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

عبارت «التى هى أقوم» صفت براى موصوف محذوف مثل كلمه «شريعت» و «ملت» است.

2- قرآن ، كامل ترين كتاب هدايت

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

برداشت فوق بنابراين است كه مفضل عليه «أقوم» صرفاً هدايت تورات نباشد; بلكه مفضل عليه محذوف، عام بوده و شامل همه كتابهاى هدايتى باشد.

3- قرآن ، هدايتگر مردمان به خلل ناپذيرترين و استوارترين راهها

إن هـذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله تعالى : « إن هـذا القرآن يهدى للّتى هى أقوم » قال : يهدى إلى الإمام ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى تعالى «إن هـذا القرآن يهدى للّتى هى أقوم» روايت شده است كه فرمود: يعنى به سوى امام هدايت مى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 5

5- بشارت و انذار ، دو عنصر اصلى در هدايت قرآن است .

إن هـذا القرءان يهدى . .. و يبشّر ... أن الذين لايؤمنون بالأخرة أعتدنا لهم عذابً

نكته فوق از بشارت دادن خداوند به مؤمنان و از انذار كافران در كنار هم استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 12

12- قرآن ، دربردارنده همه بيان هاى هدايتى مورد نياز انسان در فصل ها و بخش هاى متعدد

إن هـذا القرءان يهدى . .. و كلّ شىء فصّلنـه تفصيلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «فصّلناه» به معناى لغوى خود (جدا كردن) استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 10

10- تبيين پيامد هاى سوء اعمال ناپسند ، و جدايى نهى از آنها از روش هاى هدايتى ـ تبليغى قرآن

و لاتقربوا الزنى إنه كان فـحشة و ساء سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 89 - 3

3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 1

1- قرآن و تعاليم آن ، قوامْ بخش و رهبرى كننده جامعه بشرى است .

أنزل على عبده الكتـب و لم يجعل له عوجًا قيّمًا

«قيّم» به معناى «مقيم» يعنى «برپادارنده و سامان بخش» است. «قيّم القوم» به معناى «مدير و مدبّر امور قوم» است. (اقتباس از لسان العرب). لازم به ذكر است كه قيّماً يا مفعول براى فعل مقدر «جعل» است ـ يعنى: «جعله قيّماً» ـ و يا حال براى «الكتاب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 9

9- استفاده از انگيزه اميد و آرزو ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت است .

و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

«أمل» به معناى «آرزو و اميد» است و «أملاً» تميز براى «خير» است; يعنى، «الباقيات الصالحات» از نظر اميد داشتن به نتيجه آن، از دل بستن و اميد داشتن به حيات دنيا و زينت هاى آن، بهتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 3

3- سرگذشت رفاه مند مغرور ، عصيان ابليس و بى پاسخ ماندن استمداد مشركان از معبودان خويش در قيامت ، نمونه هايى از مثال هاى هدايت گر قرآن است .

واضرب لهم مثلاً رجلين . .. و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل

اين آيه، به منزله نگاهى است كلّى به آيات گذشته از سى ودوم با پنجاه و سوم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 6

6- قرآن ، كتابى سراسر هدايت است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان . .. و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى

مصداق بارز «الهدى» به قرينه آيه قبل، قرآن است. اطلاق مصدر (الهدى) بر چيزى كه هدايت گر است، براى مبالغه در بيان هايت گرى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 11

11- داستان موسى و خضر ( ع ) ، نمونه اى از مثال هاى متنوع قرآنى ، در جهت هدايت مردم است .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل . .. و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 3

3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .

و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم

«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 2،6

2- قرآن ، عامل بيدارى و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده انسان ها و احياگر فطرت خفته آنان

و هـذا ذكر

«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن است و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافلى است كه از امور فطرى و دانستنى هاى خدادادى خويش، غافل شده است.

6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه أفأنتم له منكرون

خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 1

1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .

إنّ فى هـذا لبلـغًا لقوم عـبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 5

5 - قرآن ، كتاب هدايت است .

و أنّ اللّه يهدى من يريد

تقدير جمله «أنّ اللّه يهدى» ـ به قرينه واقع شدن در پى جمله «أنزلناه» ـ «يهدى به من يريد» مى باشد; يعنى، خدا به وسيله قرآن، هر كس را كه بخواهد هدايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 11

11 - قرآن ، كتاب هدايت

أنّه الحقّ من ربّك . .. و إنّ اللّه لهاد الذين ءامنوا إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 9

9- قرآن ، كتابى است بيدارگر و غفلت زدا .

سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 10

10 - بهره گيرى از روش هاى مختلف ( نزول آيات روشنگر ، بيان سرگذشت امت هاى پيشين و موعظه ) براى هدايت مردمان

و لقد أنزلنا إليكم ءايـت مبيّنـت و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

از آمدن چند نمونه (آيات روشنگر داستان هاى پيشينيان و موعظه و اندرز) در كنار هم، ـ بدون بيان رابطه آنها ـ مى توان به برداشت ياد شده دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 6

6 ـ قرآن ، تبيين گر حق و باطل و جدا كننده سره از ناسره است .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده

«فرقان» اسم است براى آنچه فارق و جدا كننده حق از باطل باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 5

5 ـ تعاليم دين و قرآن ، حاوى بهترين راه كشف حقيقت و تفسير درست جريان حق و باطل

إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 8

8 ـ تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، به گونه اى است كه همه انسان ها ـ به جز افراد لجوج و حق ناپذير ـ را تحت تأثير خود قرار داده و مؤمن مى سازد .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 77 - 1

1 - قرآن ، كتاب هدايت و رحمت

و إنّه لهدًى و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 12

12 - انس با قرآن و تعليمات آسمانى آن ، مايه بيدارى و دور ماندن از غفلت و بى خبرى

لتنذر قومًا . .. لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 5،12

5 - عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از قرآن و تورات

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

12 - بشر ، ناتوان از ارائه كتابى برتر و هدايت كننده تر از قرآن و تورات

قل فأتوا بكتـب . .. هو أهدى ... إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 6

6 - قرآن ، به اعتراف مشركان بهانه جو كتاب هدايت است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك

با توجه به آيات پيشين ـ كه سخن در آنها تماماً در رابطه با قرآن بود ـ مى توان گفت كه مراد از «الهدى» قرآن است; يعنى، «إن نتّبع هدى القرآن معك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 12

12 - قرآن ، كتاب هدايت براى مردمان

إنّ الذى فرض عليك القرءان . .. قل ربّى أعلم من جاء بالهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 1،2،6

1 - قرآن كريم ، كتابى دربردارنده هدايت و رحمت است .

هدًى و رحمة للمحسنين

«هدًى» و«رحمة» حال براى «الكتاب» در آيه قبل است.

2 - قرآن ، كتاب هدايت و رحمت براى محسنان ( كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند ) است .

هدًى و رحمة للمحسنين

از اين كه مراد از «محسنين» چه كسانى اند، چندين احتمال داده شده است: يكى از آن احتمال ها ـ كه با لفظ هم سازگار است ـ اين است: «كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند».

6 - بهره مندى محسنان از هدايت و رحمت قرآن ، افزون از ديگران است .

هدًى . .. للمحسنين

«محسنين» به قرينه آيه بعد ـ كه در آن برپايى نماز و پرداخت صدقه و ايمان به آخرت، به عنوان اوصاف محسنان ذكر شده است

ـ كسانى اند كه ايمان دارند. بنابراين، هدايت قرآن نسبت به آنان، مى تواند ابتدايى نبوده و بلكه افزايشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 9

9 - برپايى كامل نماز و پرداخت مدام زكات و يقين به عالَم آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت ويژه قرآن است .

هدًى . .. للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 11

11 - قرآن كريم ، كتاب هدايت است .

تلك ءايـت الكتـب هدًى و رحمة للمحسنين. .. أُولـئك على هدًى من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 11

11 - قرآن ، كتاب هشدار و هدايت است .

تنزيل الكتـب . .. بل هو الحقّ من ربّك لتنذر قومًا... لعلّهم يهتدون

لام در «لتنذر» براى تعليل است و چون در آيه پيش، سخن از رسالت پيامبر نيست تا تعليل براى آن باشد، بلكه سخن از نزول قرآن است، بنابراين، تعليل مربوط به تنزيل قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 5

5 - عالمان ، قرآن را كتابى مى دانند كه همواره هدايت گر مردمان به راه خدا است .

و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك . .. و يهدى إلى صرط العزيز الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 4

4 - قرآن ، دربردارنده تمامى عوامل هدايت و بيدارى انسان ها

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

با توجه به توضيح گذشته، مى توان استفاده كرد كه قرآن مايه بيدارى و هدايت بشر است و در اين ويژگى هيچ كم و كاستى ندارد و غفلت و گمراهى برخى از مردم (كافران) ناشى از عيوبى مانند غرور و سركشى در خود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 2،15،16

2 - قرآن ، حاوى بهترين سخن درباره دين و هدايت مردمان

اللّه نزّل أحسن الحديث

مقصود از «أحسن الحديث» قرآن كريم است و چون موضوع كتاب هاى آسمانى، دين و هدايت مردمان مى باشد، قهراً بهترين بودن قرآن در رابطه با موضوع خودش خواهد بود.

15 - قرآن ، كتاب هدايت است .

كتـبًا . .. ذلك هدى اللّه يهدى به

16 - هدايت پذيرى از قرآن ، در گرو مشيت و خواست خداوند است .

كتـبًا . .. ذلك هدى اللّه يهدى به من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 8،12،15

8 - قرآن ، كتابى نازل شده براى هدايت و راهنمايى مردم .

فمن اهتدى فلنفسه

12 - خدا ، تنها فراهم آورنده وسايل و زمينه هاى هدايت به قرآن است و مردم در پذيرش و عدم پذيرش آن آزاد و مختاراند .

إنّا أنزلنا عليك الكتـب . .. فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

15 - تنها در سايه كتاب آسمانى قرآن ، هدايت حقيقى و كامل ميسر است .

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 3

3 - قرآن ، راهنماى عمل انسان ها

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

توصيه خداوند به عمل كردن به تعاليم قرآن به جاى هر سفارشى ديگر درباره قرآن، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 7،9

7 - قرآن ، راهنما و هدايتگر اهل ايمان

قل هو للذين ءامنوا هدًى

9 - ايمان ، شرط بهرهورى انسان از نور هدايت و شفابخشى قرآن

قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 9،10،11

9 - قرآن ، نور الهى در تاريكى هاى نادانى و موجب هدايت انسان از گمراهى است .

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

10 - هدايت انسان به وسيله وحى و قرآن ، تابع مشيت الهى است .

نهدى به من نشاء

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برگزيده خدا و بهره مند از هدايت ويژه قرآن

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

با توجه به لفظ «لـكن» ـ كه براى استدراك جمله قبل (ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الإيمان) است ـ مى توان گفت كه عبارت «من نشاء من عبادنا» گر چه عام است; ولى پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) از مصاديق بارز آن مى باشد. به ويژه كه در قسمت پايانى آيه شريفه آن حضرت را هدايتگر ديگر مردمان به راه حقيقت معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 2 - 6

6 - قرآن ، روشنگر راه هدايت

و الكتـب المبين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مبين» از «إبانة» (متعدى) مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 8

8 - تبيين حقايق و معارف والا ، با بيانى ساده و همه فهم ، روش هدايتى قرآن

و الذى نزّل . .. فأنشرنا به بلدة ميتًا كذلك تخرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 6

6 - يادكرد داستان عيسى ( ع ) در قرآن ، اقدامى هدايتگرانه و مثلى درس آموز

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

با توجه به كاربرد واژه «مَثَل» ـ كه داستان عيسى(ع) را به عنوان نمونه و سمبل ذكر كرده است ـ برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 2

2ـ قرآن ، روشنگر راه هدايت است .

و الكتـب المبين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مبين» از إبانه متعدى مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 1

1 - قرآن ، مظهر كامل هدايت الهى براى خلق

هـذا هدًى

آمدن «هدًى» (به صورت مصدر) به جاى «هاد» (به صورت اسم فاعل)، مبالغه را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 11

11- قرآن ، وسيله هدايت و راه يابى انسان به حقيقت

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هـذا إفك قديم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 11،13

11- هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم ، اصيل ترين ويژگى قرآن و هر كتاب آسمانى

كتـبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

ابتدا قرآن با كتاب هاى آسمانى هماهنگ معرفى شده و سپس به عنوان اصيل ترين بُعد هماهنگى آن دو، هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم مورد تصريح واقع شده است.

13- هدايت هاى قرآن ، در دو بُعد عقيده و عمل *

يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

مى توان گفت: «يهدى إلى الحقّ» نظر به حقايق عقيدتى و «طريق مستقيم» اشاره به شيوه هاى عملى و تكاليف جوارحى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 5

5- قرآن ، دليل روشن از جانب خدا ، در جهت رشد و كمال آدميان *

أفمن كان على بيّنة من ربّه

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «بيّنة»، قرآن باشد. در اين صورت تعبير «من ربّه» مى نماياند كه قرآن، از جايگاه ربوبيت و به هدف رشد و تربيت خلق نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 17 - 3

3- قرآن ، كتاب هدايت و مايه تقوا براى حق پذيران *

و الذين اهتدوا زادهم هدًى و ءاتيـهم تقويـهم

ممكن است گفته شود: فاعل «زاد» قرآن است كه به قرينه «يستمع إليك» از آيه قبل استفاده مى شود; زيرا عمده و اساس سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرائت آيات وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 6

6 - قرآن ، ستاره هدايت براى انسان ها *

و النجم إذا هوى

در صورتى كه مراد از «نجم» قرآن باشد، اطلاق «نجم» بر قرآن مى تواند به منظور مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 9

9 - انس با قرآن ، انسان را به تدريج از تاريكى هاى ضلالت به روشنايى هدايت وارد مى كند .

ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

به كارگيرى فعل مضارع «يخرج»، دلالت بر اين حقيقت دارد كه خارج شدن از تاريكى ها به تدريج انجام مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 5

5 - قرآن ، كتاب هدايت است .

أرسل رسوله بالهدى

مقصود از «الهدى» قرآن كريم است، چرا كه قرآن كتاب هدايت است و هدايت فلسفه نزول قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 4،11

4 - هدف از نزول قرآن ، بيرون آوردن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور و روشنايى ها است .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 1،3

1 - قرآن ، در ديدگاه گروهى از جن ، راهنماى مؤمنان به راه حق و درستى است .

يهدى إلى الرشد

«رشد» (ضد «غى») به معناى دستيابى به راه حق و درستى است. (مصباح المنير و قاموس المحيط)

3 - قرآن ، راهنماى انسان ها به راه حق و درستى

يهدى إلى الرشد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 2،3

2 - قرآن ، كتاب هدايت است .

الهدى

3 - هادى و راهنما بودن قرآن ، فلسفه ايمان آوردن جن

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 5

5 - تذكار هاى قرآن ، به منظور معرفت و راه يابى آگاهانه و آزادانه انسان ها به خدا است .

إنّ هـذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 2

2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت

كلاّ إنّها تذكرة

مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 3

3 - قرآن ، هدايت گر مردم به راه راست

لمن شاء منكم أن يستقيم

«استقامة» در مورد انسان به معناى ملازمت او با راه راست است. (مفردات راغب)

1172- هدايتگرى مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 10

10 - خداوند با مثال هاى قرآن ، بسيارى را گمراه و بسيارى را هدايت مى كند .

يضل به كثيراً و يهدى به كثيراً

ضمير در «يضل و يهدى» به «اللّه» و در «به» به «مثلا» بر مى گردد.

1173- هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 10

10 - خدا ، راهنماى اهل ايمان

و إنّ اللّه لهاد الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 77 - 5

5 - روحيه لجاج و عناد ، مانع بهرهورى از هدايت و رحمت قرآن

و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين

قرآن براى هدايت كافران و ساير اهل كتاب است و بى ترديد هدايتگرى هاى آن در بسيارى از آنان تأثير دارد. با توجه به اين نكته گفتنى است كه مراد از «مؤمنين» كسانى اند كه در صدد شناخت حق بوده و در مقابل آن تسليم اند و در يك كلمه روح حق پذيرى در آنان نمرده است و در مقابل آنان كسانى هستند كه در موضع لجاج و عناد قرار دارند و از حق مى گريزند و چه بسا با آن مى ستيزند. آيات بعد مؤيد همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

1174- هدفدارى قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 7 - 3

3 - بيان داستان پيامبران در قرآن ، براساس هدف و مصلحتى حكيمانه و سازنده

من لدن حكيم . .. إذ قال موسى لأهله إنّى ءانست نارًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه قرآن از جانب خداى حكيم نازل شده است.

1175- هدفدارى نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 3

3 - نزول كتاب ( قرآن ) از سوى خداوند ، عملى هدفدار و امرى لازم و شايسته براى بشر

إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «أنزلنا» باشد. كلمه «حق» ـ در برابر باطل (پوچ و بيهوده) ـ به معناى كار به جا، شايسته و هدفمند است. بنابراين نزول قرآن، هدفمند و كارى شايسته و لازم براى بشر مى باشد.

1176- هشدار به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 1

1- هشدار خداوند به منكران قرآن ، نسبت به عواقب كفرورزى آنان

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به

تعبير «أرأيتم . ..»، دربردارنده معناى هشدار و تذكر است.

1177- هشدارهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 2

2 - اِخبار قرآن از فرارسيدن قيامت ، هشدارى كافى براى دور شدن آدميان از كفر و گناه است .

اقترب الساعة . .. و لقد جاءهم ... ما فيه مزدجر

مراد از «الأنباء» به قرينه آيات پيشين، مى تواند مسأله نزديكى قيامت و مسائل مختلف آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 3

3 - بسيارى از آيات قرآن ، هشدار دهنده مردم درباره معاد و حسابرسى در قيامت است .

لايرجون حسابًا . و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا

جمع بودن «آيات» بر نكته ياد شده دلالت دارد. به قرينه كلمه «حساباً» ـ در آيه قبل ـ موضوع حسابرسى در مجموعه آن آيات مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3،4

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

4 - انكار معاد ، با وجود هشدار هاى قرآن ، نكوهيده ، شگفت آور و فاقد برهان است .

فما لهم لايؤمنون

«ما» اسم استفهام است و مراد از استفهام در اين موارد، تعجّب همراه با توبيخ است. تغيير سياق كلام از خطاب در «لتركبنّ» به غايب در «لهم»، بر نكوهش افزوده است.

1178- هلاكت مفتريان بر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 6

6- هشدار خداوند به افترا زنندگان به قرآن كريم مبنى بر نابودى و هلاكت آنان

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

1179- همانند سازى براى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 8،11،12،15

8 - خداوند در تحدى با منكران قرآن آنان رابه آوردن يك سوره همانند قرآن به مبارزه فرا خواند .

فأتوا بسورة من مثله

ضمير در «مثله» به «ما» در «مما نزلنا» بر مى گردد.

11 - خداوند از منكران قرآن خواسته است تا براى آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، تمامى خبرگان خويش را فرا خوانند .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

«شهداء» جمع شهيد و به معناى گواهان است و به مطلعان نيز اطلاق مى گردد. مصدر «ادعوا» دعاست به معناى خواندن و دعوت كردن است. جمله «وادعوا شهداءكم» مى تواند به اين معنا باشد كه: شاهدان را دعوت كنيد تا بر آن چه مى آوريد و همانند قرآن مى ناميد، گواهى و نظر دهند; بر اين مبنا «شهداء» به معناى گواهان است و نيز مى تواند به اين معنا باشد كه: شاهدهايتان را فراخوانيد تا شما را بر آوردن سخنى همانند قرآن يارى دهند; در اين صورت «شهداء» به معناى مطلعان و خبرگان خواهد بود.

12 - تنها خداوند ، توانا بر آوردن همانند براى قرآن است .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

گفته شده: من دون اللّه (غير از خدا) به منظور تأكيد بر اطلاق و عموم «شهداءكم» ايراد شده است; يعنى، هر كسى را با هر هنر و دانشى به كمك بگيريد (باز هم نمى توانيد همانند قرآن بياوريد). آوردن همسان براى قرآن تنها از ناحيه خداوند امكان پذير است.

15 ـ مخالفان هيچ شاهدى را كه بر وجود همانندى سخنى با قرآن شهادت بدهد نخواهند يافت .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

چنانچه «شهداء» به معناى گواهان باشد، استثناء «من دون اللّه» از جمله قبل، ناظر به سخن متعارفى است كه انسانها هنگام نداشتن شاهد بر مدعاى خويش آن را بر زبان جارى مى كنند; يعنى، گواهانى را فرا خوانيد تا نظر دهند و اگر نيافتيد نگوييد: خدا شاهد است كه اين سخن همانند قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 1،2،3،5

1 - انسان ها در همه ادوار و اعصار از آوردن همانند حتى براى سوره اى از سوره هاى قرآن ناتوانند .

فأتوا بسورة . .. فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا

حرف «لن» براى نفى هميشگى و ابدى است، لذا «لن تفعلوا» (هرگز همانند براى قرآن نمى آوريد) دلالت براين دارد كه: بشر در هيچ عصرى نمى تواند همانند براى قرآن بياورد.

2 - ناتوانى انسان ها از آوردن همانند براى قرآن ، از پيشگويى هاى قرآن است .

و لن تفعلوا

3 - ناتوانى انسان ها از آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، دليل آسمانى بودن قرآن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

چنانچه ناتوانى از آوردن همانند براى قرآن، دلالت بر آسمانى بودن آن نمى كرد; حجت بر مخالفان تمام نمى شد و تفريع «اتقوا النار» بر آن صحيح نمى بود.

5 - خداوند ، از منكران قرآن خواسته است تا در صورت عجز از آوردن همانند براى قرآن ، به قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورند .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

مراد از لزوم دورى از آتش دوزخ پرهيز از موجبات آن است و موجبات آتش - به قرينه موضوع بحث در اين دو آيه (حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)) - انكار قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشد. بنابراين «فاتقوا النار»; يعنى: فاتقوا الكفر بالقرآن و الرسول لتتقوا النار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 9

9 - ناتوانى كافران از آوردن همانند براى قرآن ، منشأ اعتراض ها و ايراد هاى آنان به مثل هاى قرآن

فان لم تفعلوا و لن تفعلوا . .. إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما ... و أما الذين

بيان اشكال تراشى كافران به برخى تمثيلهاى قرآن - پس از دعوت آنان به تحدى (فأتوا بسورة) و بيان ناتوانى آنان از آوردن همانند براى قرآن (و لن تفعلوا) - اشاره به ريشه بهانه جوييهاى كافران دارد; يعنى، چون نتوانستند براى قرآن همانند بياورند به بهانه گيرى و اشكال تراشى پرداختند (ماذا أراد اللّه بهذا مثلا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 2،3،4،5،7

2ـ قرآن در تحدى با مشركان ، آنان را به آوردن ده سوره همانند سوره هاى قرآن فراخواند و آنان را به مبارزه طلبيد .

أم يقولون افتريـه قل فأتوا بعشر سور مثله

3ـ خداوند ، براى آوردن سوره هايى همانند قرآن ، هيچ شرط و محدوديتى را پيش روى انسان ها قرار نداده است .

فأتوا بعشر سور مثله مفتريـت وادعوا من استطعتم

«من» در «من استطعتم» شامل جن و انس ، عرب و عجم و . .. مى شود و اين بدان معناست كه در آوردن همانند براى قرآن ، هيچ محدوديتى فرض نشده است.

4ـ خداوند ، انسان ها را در ارائه همانند براى قرآن ، به آوردن مطالب حقيقى و واقعى ملزم نكرده است .

فأتوا بعشر سور مثله مفتريـت

توصيف «عشر سور» به «مفتريات = بافته هاى دروغين» گوياى اين معناست كه: خداوند انسانها را درآوردن هم طراز براى قرآن، به ارائه مطالب و محتوايى حقيقى و واقعى همانند قرآن ملزم نمى كند; بلكه همانندى در فصاحت و بلاغت و شيوايى سخن را كافى مى داند.

5ـ مشركان براى ساختن سوره هايى همانند قرآن ، به كمك خواهى از هركس مجاز بودند .

وادعوا من استطعتم

7ـ آوردن همانند براى قرآن ، تنها در توان خداوند است .

وادعوا من استطعتم من دون الله

قيد «من دون الله» به اين معنا نيست كه از خدا كمك نخواهيد; بلكه در كنار تأكيد بر شمول و عموم (من استطعتم) اين حقيقت را بيان كرده است كه آوردن همانند براى قرآن ، تنها در توان خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1

1ـ انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» ـ به قرينه «فهل أنتم مسلمون» ـ متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان ـ دعوت شما را اجابت نكردند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 1،4،8،13

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعلام ناتوانى انس و جن در آوردن همانند قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

4- نيرو هاى بشرى و جنى ، حتى در صورت پشتيبانى و هميارى يكديگر ، از آوردن همانند قرآن و هماوردى با آن ، عاجزند .

قل لئن اجتمعت . .. و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

8- عجز انسان از آوردن همانند قرآن ، بيانگر دانش و توان اندك وى در برابر خداست .

و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً . .. قل لئن اجتمعت ... لايأتون بمثله

13- عدم امكان آوردن كتابى همانند قرآن ، خود دليلى قاطع بر الهى بودن و بشرى نبودن آن است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 4

4 - ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن و يا همانند آن

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود. ب) مطرح ساختن عزت و شكست ناپذيرى خداوند در مورد قرآن، در ابعاد مختلفى تصوير مى شود; از جمله در بُعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 1،3،5

1 - دعوت خداوند ، از منكران قرآن براى هماوردى با مضامين بلند آن

فليأتوا بحديث مثله

3 - بشر ، ناتوان از آوردن سخنى نو و پرطراوت چون قرآن

فليأتوا بحديث مثله

امر در «فليأتوا» براى تعجيز و بيان ناتوانى بشر از آوردن سخنى مانند قرآن است.

5 - ناتوانى كافران از هماوردى با قرآن ، نشانگر بى صداقتى آنان در اتهام هايشان

إن كانوا صـدقين

1180- هماهنگى تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 9،14،16

9 ـ قرآن ، منزّه از هر گونه ناهمگونى و تضاد و تناقض

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

كلمه «كثيراً» قيد توضيحى است ; يعنى در صورتى كه قرآن از ناحيه غير خداوند بود، در آن اختلاف يافت مى شد و اين اختلاف همواره بسيار بود. بنابراين از وصف «كثيراً» مفهوم گرفته نمى شود و از قرآن انواع و اقسام اختلافات نفى مى گردد.

14 ـ پندار وجود اختلاف در قرآن ، نتيجه نگرش سطحى و عدم تدبّر در آن

افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

16 ـ بشر ، ناتوان از ارائه مفاهيم و تعاليمى همچون قرآن است كه همگون و بدون اختلاف باشد .

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 9

9 - مفاهيم معرفتى و احكام تشريعى قرآن ، هماهنگ با نظام تكوين *

و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين

همان طور كه گفته شد «العالمين» (جمع «عالم») محلاّ به «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه عوالم وجود. قرار گرفتن اين واژه در كنار «ربّ» ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه فرو فرستنده قرآن، همان كسى است كه آفرينش، رشد و هدايت مجموعه هستى از او است و براساس اين واقعيت، احكام تشريعى او، هماهنگ با كل نظام هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 7

7 - تعاليم اسلام و قرآن ، مجموعه اى است به هم پيوسته و جداناپذير و هماهنگ .

إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين هم لأمـنـتهم و عهدهم رعون .

خداوند، سعادت اخروى و بهشت را از آنِ مؤمنانى دانسته است كه داراى مجموعه اوصاف ياد شده باشند. از اين مطلب مى توان استفاده كرد كه اصولاً تعاليم دين و قرآن كريم، مجموعه به هم پيوسته و جداناپذير و هماهنگ است.

1181- هماهنگى تورات و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 5

5- تورات [ اصلى ] ، كتابى همانند قرآن از نظر پيام هاى اصولى

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن

واژه «على مثله»، وجود هماهنگى و مشابهت بين تورات اصلى و قرآن را مى رساند; زيرا مراد از «مثله»، كتاب آسمانى موسى(ع) است كه همانند قرآن، معرفى شده است.

1182- هماهنگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 5،7

5 - شباهت ، هماهنگى و انسجام مطالب ، از اوصاف قرآن

كتـبًا متشـبهًا

«متشابهاً» صفت براى «كتاباً» است و مقصود از «مشابهت» هماهنگى وانسجام مطالب قرآن است كه هيچ گونه اختلاف و تضاد و تناقض در آنها وجود ندارد.

7 - مطالب و مسائل قرآن ـ در عين تكرار شدن آنها ـ برخوردار از مشابهت ، هماهنگى و انسجام و به دور از هرگونه اختلاف ،

تناقض و تضاد

متشـبهًا مثانى

برداشت بالا مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصب «مثانى»، به خاطر تمييز بودن براى «متشـبهاً»باشد; يعنى، «متشابهة مثانية» (تكرارهايش، مشابه و هماهنگ باهم هستند).

1183- هماهنگى قرآن با آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 6،16

6 - معارف قرآنى ، هماهنگ با قوانين هستى و فطرت انسانى

سنريهم ءايـتنا . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد.

16 - احاطه ربوبيت خداوند بر هستى ، گواه حقانيت پيام او و هماهنگى آن با قوانين نظام هستى

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 8

8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .

تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم

توصيف خداوند به حكمت ـ در پى سخن گفتن از نزول قرآن ـ مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 7

7 - قرآن ، كتابى با عظمت و گنجينه معارفى هماهنگ با مقدّرات جهان

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

نزول قرآن در شب قدر، اسناد نازل كردن آن به خداوند و آوردن ضمير بدون مرجع آن ـ كه خود حاكى از شهرت مرجع ضمير است ـ نشانه هاى عظمت قرآن است. تناسب ظرف و مظروف نيز، بيانگر هماهنگى نزول قرآن با ويژگى هاى شب قدر است.

1184- هماهنگى قرآن با تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 4

4- هماهنگى محتواى قرآن با تعاليم پيامبران پيشين ، گواه آسمانى بودن آن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريـه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل

واژه «بدعاً» مى تواند ناظر به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، او اولين رسولى نيست كه مبعوث شده است; بلكه قبل از او نيز رسولان ديگرى بوده اند. هم چنين مى تواند ناظر به اقوال و افعال پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، آن حضرت ابداع كننده اقوال و سخنان تازه اى نيست; بلكه سخنان او پيشينه در اقوال و سخنان پيامبران گذشته دارد. برداشت ياد شده براساس احتمال دوم است.

1185- هماهنگى قرآن با تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 1،2

1- تصديق قرآن ، نسبت به تورات و هماهنگى پيام آن دو

و من قبله كتـب موسى إمامًا و رحمة و هـذا كتـب مصدّق

2- همسويى و هماهنگى محتواى قرآن و تورات و تصديق آن نسبت به تورات ، دليلى بر وحيانى بودن قرآن

و من قبله كتـب موسى إمامًا و رحمة و هـذا كتـب مصدّق

طرح هماهنگى پيام تورات و قرآن و نيز تصديق مطالب تورات از سوى قرآن، زمينه اى است براى تفكر اهل كتاب و غير آنان، و يافتن آثار وحى بودن و دلايل حقانيت قرآن در آن.

1186- هماهنگى قرآن با فطرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 3

3 - قرآن ، كتابى هماهنگ و سازگار با فطرت ، نياز ها و خواسته هاى گوناگون بشر

إن هو إلاّ ذكر للعـلمين

با توجه به جهانى و فرامليتى بودن قرآن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 6

6 - معارف قرآنى ، هماهنگ با قوانين هستى و فطرت انسانى

سنريهم ءايـتنا . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد.

1187- هماهنگى قرآن با كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 10

10- هماهنگى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ، دليل آسمانى بودن آن

يـقومنا إنّا سمعنا كتـبًا أُنزل . .. مصدّقًا لما بين يديه

جنيان با استناد به هماهنگى قرآن با كتاب آسمانى ديگر (تورات) درصدد بودند تا آسمانى بودن قرآن را به همنوعانشان اثبات كنند.

1188- هماهنگى قرآن و سنّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 61 - 4،5

4 ـ قرآن و پيامبر ( كتاب و سنت ) هماهنگ و تفكيك ناپذير

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول

اگر قرآن و سنت ناهماهنگ و تفكيك پذير بود، فرمان مراجعه به هر دو، در واقع امر به دو چيز متخالف بود كه از حكمت خداوند به دور است.

5 ـ تفكيك ميان قرآن و پيامبر ( كتاب و سنت ) ، از شيوه هاى منافقان

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول رايت المنافقين يصدّون عنك ص

منافقان در برابر دعوت به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، تنها اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) را عنوان كردند (يصدّون عنك)، نه اعراض از قرآن را. زيرا در آيه نيامده است: يصدّون عمّا انزل اليك.

1189- همنشينى با استهزاگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 6

6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

1190- همنشينى با مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 15

15 ـ همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،4،6

1 ـ بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.

3 ـ بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».

4 ـ بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.

6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

1191- يأس مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 3

3 - كافرانِ به قرآن ، مأيوس از رحمت خداوندند .

و الذين كفروا بأيـت اللّه . .. أولـئك يئسوا من رحمتى

1192- يهود مؤمن به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 2

2 - از ميان يهود و نصارا ، پيروان حقيقى تورات و انجيل به قرآن و محمد (صلی الله علیه و آله) ايمان مى آورند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«تلاوت به معناى خواندن و قرائت كردن است. برخى از اهل لغت آن را به معناى پيروى كردن نيز گفته اند. مراد از ضمير «به» محتمل است قرآن يا پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و نيز مى تواند به الكتاب (تورات و انجيل) برگردد. برداشت فوق ناظر به اين است كه مراد از ضمير «به» قرآن يا پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و تلاوت به معناى پيروى كردن باشد.

1193- يهود و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 7،10

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 12

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 5،6،11

5 - يهوديان ، پيش از بعثت ، به نازل شدن قرآن و مبعوث شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاهى داشتند .

و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا

6 - يهوديان ، از ديرباز در انتظار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن بودند .

و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا

11 - يهوديان على رغم مطابق يافتن ويژگى هاى كتاب و پيامبر موعود ، بر قرآن و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به آن كافر شدند .

فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 1،2

1 - يهوديان ، به قرآن و كتاب آسمانى خويش ( تورات ) كفر ورزيدند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه

مراد از «ما أنزل اللّه» قرآن است و بعيد نيست كه علاوه بر آن، تورات نيز منظور باشد. قابل ذكر است كه مراد از كافر شدن يهود به تورات، انكار يا تحريف آن بخش از تورات است كه ويژگيهاى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را بيان كرده است.

2 - يهوديان ، با كفرشان به قرآن و تورات ، خود را به بد بهايى فروختند .

بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل اللّه

«اشتراء» به معناى خريدن است و گاهى به معناى فروختن نيز به كار مى رود. در آيه شريفه معناى دوم اراده شده است (اقتباس از مجمع البيان). «ما»ى موصوله در «بئسما» فاعل «بئس» و «أن يكفروا ...» مخصوص به ذم است. بنابراين جمله «بئسما ...»; يعنى، كفرورزى يهوديان به قرآن بهاى بدى بود كه خود را بدان فروختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 3

3 - يهود به قرآن ايمان نمى آورند و اسلام را نخواهند پذيرفت . *

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

حذف فاعل و آوردن فعل به صورت مجهول (قيل) حاوى اين نكته است كه: پاسخ منفى يهود به دعوت قرآن، مخصوص يهود عصر بعثت نيست; بلكه آيندگان اينان نيز همين رويه را خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 8

8 ـ استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1

1 ـ تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10ـ حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 1

1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .

الذين جعلوا القرءان عضين

«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).

1194- يهود و نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 10

10 - يهوديان ، آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن را از ديرباز و پيش از بعثت براى كافران تشريح مى كردند .

و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا

«استفتاح» (مصدر يستفتحون) مى تواند به معناى مطلع ساختن باشد، چنانچه در مفردات راغب آمده: «فتح عليه كذا; آن گاه گفته مى شود كه به او امرى را اعلام كند و او را بر آن امر مطلع سازد». قابل ذكر است كه در اين صورت بردن «يفتحون» به باب استفعال براى تأكيد است و معناى طلب ندارد.