ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 76
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 3
3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .
قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 11
11 ـ كافران بر اثر فقدان درك معارف الهى و ايمان نداشتن به حقايق دينى ، مردمى ناتوان در پيكار با اهل ايمان
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 20 - 12
12ـ درك نكردن معارف و حقايق دين ، ريشه گرايش به كفر و شرك است .
أُولـئك . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون
جمله «ما كانوا . ..» بيانگر دليل و ريشه كفرورزى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 ـ درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 ـ درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 6
6 - علم و آگاهى ، داراى نقشى اساسى در شناخت و تشخيص آيات الهى است .
إنّ فى ذلك لأيـت للعـلمين
موارد ياد شده، براى همه، آيه است. اين كه از بين همه انسان ها، عالمان را ذكر كرده، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 7
7 - آيه بودن رخداد هاى طبيعى ، براى كسانى قابل درك است كه قوه عقلانى خويش را به كار مى گيرند .
و من ءايـته يريكم البرق . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض ... إنّ فى ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 7
7 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان ، داراى اهميتى ويژه براى آنان در مقايسه با ساير امكانات
علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء
با اين كه «و أوتينا من كلّ شىء» شامل «منطق الطير» هم مى شود، اختصاص به ذكر يافتن و مقدم آوردن آن، نشانگر اهميت ويژه آن در مقايسه با ساير موهبت هاى الهى نسبت به داوود و سليمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 11
11ـ هود ( ع ) ، قومش را به انديشه كردن و فهميدن حقايق و معارف دين فراخواند .
أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 3
3- تعاليم انبيا براى مردم قابل درك است .
و ما أرسلنا من رسول . .. ليبيّن لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 24 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيشتاز در درك معارف دينى و داراى نقش الگويى در آن
ألم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة
استفهام «ألم تر» تقريرى است. يعنى تو مى بينى ... از اينكه خداوند، به جاى عموم مردم پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد خطاب قرار داده است مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه وقتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مثالهاى خداوند دقت مى كند، مردم بايد آن حضرت را سرمشق خود قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 30 - 5
5 ـ مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .
يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا
ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 13
13- بهره مندى افراد از قرآن ، متفاوت و داراى مراتب است .
قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى للمسلمين
از اينكه قرآن هدف خود را ايجاد ثبات قدم براى مؤمنان و رهنمود و بشارت براى مسلمانان مى داند و اين دو گروه باهم متفاوتند، استفاده مى شود كه بهره مندى از قرآن براى افراد مختلف يكسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 5
5 ـ گوش، ابزار شناخت و قلب و دل، جايگاه فهم
و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 15
15- گوش ، ابزار شناخت ، و قلب و دل ، جايگاه فهم است .
إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 25 - 7
7 - موسى ( ع ) در وادى طوى از خداوند خواست او را پذيراى حقيقت قرار دهدو توان مندى هاى او را براى دريافت پيام هاى الهى افزايش دهد .
ربّ اشرح لى صدرى
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). صدر و قلب، كنايه از نفس انسان است كه داراى وصف فهم و درك است و گفته شده است كه صدر اعم از قلب است، زيرا علاوه بر عقل و علم، شامل قواى شهوت و غضب و هوس و غير آن نيز مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 171 - 7
7 - پرسش و جستجو از حقيقت ، راهى براى درك آن است .
بكم . .. فهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 19
19ـ ضرورت به كارگيرى انديشه براى فهم معارف دينى
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 4
4 - لزوم مراجعه به عالمان دينى ، براى فهم صحيح حقايق شريعت
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمـؤا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 13
13 - استفاده از امور محسوس ، براى تفهيم معارف ظريف و غامض ، از شيوه هاى هدايتى قرآن كريم است .
إن تك مثقال حبّة من خردل فتكن فى صخرة . .. يأت بها اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 78 - 9
9 - حدس و گمان در شناخت محتواى كتاب هاى آسمانى ، طريقى است نادرست و بى اعتبار .
لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 10
10 - خردورزى ، زمينه دستيابى انسان به جهان بينى الهى و فهم و شناخت نشانه هاى خداوند در پهنه گيتى
ءايـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 5
5 - علم و دانش ، زمينه ساز درك آيات و نشانه هاى خدا و موجب پندآموزى از درس هاى نهفته در سرگذشت اقوام هلاك شده پيشين
إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون
قيد «لقوم يعلمون» نشانگر آن است كه جهل و نادانى، مانع از شناخت درس ها و آيات الهى است و تنها با داشتن درك و پيش فرض هاى معرفتى، مى توان از آيات الهى پند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 9
9 - حالت انابه و خداخواهى ، زمينه ساز درك آيات الهى و تأثيرپذيرى از آنها است .
و ما يتذكّر إلاّ من ينيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 6
6 - به يادآوردن نعمت هاى خداوند ، موجب درك يگانگى خالقيت و رازقيت و اعتراف به آن است .
اذكروا نعمت اللّه عليكم هل من خـلق غير اللّه يرزقكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، پيش از طرح مسأله خالقيت و رازقيت انحصارى خداوند، به ياد آوردن نعمت هاى الهى را توصيه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 3
3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 5
5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 5
5 - دانش بشر و دريافت هاى علمى او ، در پهنه طبيعت و وجود انسان ، همواركننده راه درك حقانيت پيام وحى
سنريهم ءايـتنا فى الأفاق و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
خداوند حقايقى را در قرآن در مورد انسان مطرح نموده است. از انطباق آن با واقعيت وجودى انسان، حقانيت قرآن آشكار مى گردد.اين برداشت در صورتى است كه ضمير در «أنّه»، به قرآن باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 2
2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى
ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 78 - 13
13 ـ درك نكردن توحيد ، ملازم با درك نكردن هيچيك از معارف الهى
قل كلّ من عند اللّه فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا
2 . خداوند به آن دسته از مردم كه منشأ واحد را در حوادث عالم نمى فهمند، نسبت عدم درك ديگر معارف را داده است. بنابراين ملازمه اى بين درك توحيد و درك ديگر معارف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 3 - 6
6ـ مطالعه و دقت در داستان يوسف ، مايه دريافت حقايق و معارف الهى است .
إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون. نحن نقصّ عليك أحسن القصص
برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان جمله «لعلكم تعقلون» با «نحن نقصّ عليك» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 6
6 - نقش تعيين كننده انسان شناسى ، در درك معارف الهى ( معاد و . . . )
أيحسب الإنسـن أن يترك سدًى . ألم يك نطفة ... أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه خداوند، براى اثبات توانايى خويش بر احياى مردگان و برپايى قيامت، مسأله هدفمند بودن زندگى انسان و سير آفرينش او را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 9
9 - مطالعه در اسرار آفرينش ، نيازمند صبر و شكيبايى و برخوردارى از روحيه سپاس و قدردانى
و من ءايـته . .. إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 12
12 - تنها صبرپيشگان ، زمينه دار فهم و دريافت سخنان اهل معرفت اند .
و قال الذين أُوتوا العلم . .. و لايلقّيها إلاّالصـبرون
ضمير «يلقّاها» به سخنان فرزانگان بازمى گردد; يعنى، «و لايلقّى هـذه المقالة إلاّالصابرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 107 - 14
14- تأثير سطح دانش مردم ، در مقدار بهرهورى آنان از معارف قرآنى
إن الذين أُوتوا العلم . .. يخرّون للأذقان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 16 - 7
7 - دستيابى به رهنمود هاى قرآن ، منوط به اراده و خواست خداوند است .
و كذلك أنزلنـه ءايـت بيّنـت و أنّ اللّه يهدى من يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 29 - 6
6 - فهم و درك صحيح قرآن ، نيازمند به تدبر و انديشيدن است .
كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 8
8 - تأثيرپذيرى از قرآن و پديد آوردن روح تقواپيشگى در سايه تعليم آن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و شايستگى هاى بايسته است .
قرءانًا . .. لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 3 - 10
10 - فهم تفصيلى و روشن آيات قرآن ، نيازمند آشنايى با زبان عربى و ظرافت هاى آن
كتـب . .. عربيًا لقوم يعلمون
برخى از مفسران فعل «يعلمون» را در آيه شريفه را، به منزله فعل لازم مى دانند و لذا مفعولى براى آن نمى گيرند. بر اين اساس «لقوم يعلمون»; يعنى، براى مردمى كه دانا هستند. برخى ديگر بر آنند كه «يعلمون» متعدى است و مفعول آن به قرينه «عربيّاً» زبان و لغت عربى است; يعنى، «يعلمون هذه اللغة و اللسان». برداشت بالا با توجه به مبناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 2
2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان
إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون
«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 8
8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
اين كه خداوند اهل ذكر و هشياران را به تأمل در قرآن فرامى خواند، روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 8
8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
از اين كه خداوند متذكران و هشياران را به تأمل در قرآن فراخوانده است; روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 79 - 8
8 - پاكى و منزه بودن از گناه و آلودگى ، از زمينه هاى لازم براى درك حقايق قرآنى
لايمسّه إلاّ المطهّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 14 - 2
2 - درك مفاهيم قرآنى ، در گرو رشد ، تعالى و ارتقاى انسان است .
مرفوعة
رفعت صفحات قرآن، بيانگر والا مرتبه بودن محتواى آن است و به قرينه مقام، كنايه از اين است كه پندگيرى از تذكرات آن، تنها براى افرادى برجسته ميسّر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 2
2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى
ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 18
18 - تنها در سايه علم و آگاهى ، مى توان به عمق مثل هاى قرآن پى برد و از آن درس آموخت .
ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 2
2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى
ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 7
7- بهرهورى از مفاهيم عالى وحى ، منوط به داشتن قلب سليم و زمينه ساز تدبر
أفلايتدبّرون . .. أم على قلوب أقفالها
در صورتى كه «أم» به معناى «بل» باشد، مفاد آيه چنين مى شود: اگر در قرآن تدبر شود، حقيقت بر انسان آشكار مى گردد; ولى حق گريزان در نتيجه اعمال خودشان، قلبى بسته و ناتوان از تدبر دارند. در حالى كه تدبر در قرآن، براى قلب سليم و تأثيرپذير، ميسر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 1
1 - دستيابى به حقايق وحى جز از طريق پيامبران ، امرى ناممكن براى بشر
أم لهم سلّم يستمعون فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان ها ، در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 15
15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .
إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار
اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 3 - 2
2 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت قيامت ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر
و ما أدريك ما الحاقّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 2
2 - آيات الهى ، روشن و قابل درك براى همه جان ها و وجدان ها ، حتى حق ستيزترين انسان ها
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة . .. و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 17 - 5
5 - پيام ها و تعاليم پيامبران ، روشن ، رسا و قابل فهم براى انسان ها بود .
و ما علينا إلاّ البلـغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 23 - 5
5 - تعاليم فرستادگان الهى ، قابل فهم و شناخت براى همگان
لقد أرسلنا موسى بأيـتنا و سلطـن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 81 - 4
4 - خداوند و تعاليم آسمانى او ، قابل شناخت براى بشر
و يريكم ءايـته
برداشت ياد شده از آن جا است كه لازمه نشان دادن آيات و نشانه هاى الهى به عموم مردم (يريكم) و توبيخ كسانى كه به آنها ايمان نمى آورند، قابل شناخت بودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 12
12 - كلام و سنت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) رسا و قابل فهم براى همگان
و أطيعوا الرسول . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 3
3 ـ قرآن ، كتابى روشن و به دور از هر گونه ابهام و قابل درك براى همگان
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 2 - 9
9ـ قرآن ، كتابى است قابل فهم براى تمامى انسان ها .
إنا أنزلنـه . .. لعلكم تعقلون
مخاطب در جمله «لعلكم تعقلون» (باشد كه انديشه كنيد و بفهميد) گروه و طايفه خاصى نيست ; بنابراين همگان بر درك آن توانا هستند. آرى كلمه «عربيّاً» دلالت مى كند كه عربى دانستن از شرايط آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 4
4ـ احكام و قوانين قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى مردم
و كذلك أنزلنـه حكمًا عربيًّا
«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به همين لحاظ عربى مى گويند. بنابراين «أنزلناه ... عربيّاً» ; يعنى ، قرآن را به لغت عرب، ـ همان لغتى كه گويا و رساست ـ نازل كرديم. و لازمه گويا بودن ، قابل فهم بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 1 - 8
8- آيات قرآن كريم ، آياتى روشن و قابل فهم
و قرءان مبين
برداشت فوق، مبتنى بر لازم بودن «مبين» است كه به معناى آشكار و روشن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 89 - 3
3- گوناگونى بيان ها و مثال هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدايت آنان
و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
«تصريف» در لغت به معناى گرداندن چيزى به جهات گوناگون است و «تصريف كلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اينكه قرآن كتاب هدايت است و مى فرمايد: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ كرديم» استفاده مى شود كه رعايت چنين جهاتى مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 106 - 6،8
6- تعاليم قرآن ، جهانى است و همه انسان ها توان فهم آن را دارند .
و قرءانًا فرقنـه لتقرأه على الناس على مكث و نزّلنـه تنزيلاً
8- قرآن ، حقايقى عالى و تنزل يافته در حد فهم و درك بشر *
نزّلنـه تنزيلاً
در معناى «نزول» فرود از مرتبه عالى نهفته است (مفردات راغب) و چون نزول فيزيكى قرآن قابل تصور نيست، ممكن است مقصود نزول معنوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 97 - 1،2،3،5
1- معارف و حقايق مطرح شده در قرآن ، مطالبى سنگين و بسيار عالى ; كه در سطح فهم بشر تنزل يافته و آسان شده است .
فإنّما يسّرنـه بلسانك
«تيسير» (مصدر «يسّرنا») به معناى آسان ساختن است. آسان سازى در موردى متصور است كه قبل، از آن به نحوى دشوارى و سنگينى وجود داشته باشد. دشوارى محتواى قرآن قبل از تسهيل (يسّرناه)، ظاهراً به اعتبار مفاهيم بلند و متعالى آن و به دور از دسترس بودن آنها براى افراد بشر است.
2- تسهيل آسان سازى فهم مطالب متعالى قرآن براى بشر ، موهبتى از جانب خداوند است .
فإنّما يسّرنـه بلسانك
3- قرآن و معارف آن قابل درك براى بشر
فإنّما يسّرنـه بلسانك لتبشّر به
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و زبان گوياى آن حضرت ، واسطه آسان شدن محتواى بسيار عالى قرآن براى درك همگان
فإنّما يسّرنـه بلسانك
مراد از «لسانك» علاوه بر عربى بودن قرآن، جارى شدن آن بر زبان مبارك پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد; كه در تأثير گذاردى بر شنوندگان، نقش بسزايى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 12
12 - معارف قرآن ، قابل درك براى مردم
و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 16 - 3
3 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم براى همگان .
أنزلنـه ءايـت بيّنـت
توصيف آيه هاى قرآن به «بيّن»، بيانگر قابل فهم بودن آن است. حذف متعلق «بيّن» حاكى از آن است كه: فهم قرآن اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان توانايى بهره مند شدن از آن را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 2
2 - آيات قرآن ، روشن ، قابل فهم و به دور از هرگونه ابهام
و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت
«بينات» (جمع «بينة») حال براى «آياتنا» و «بينة» (مؤنث «بيّن») به معناى روشن و واضح الدلاله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 6
6- قرآن ، داراى معارف و رهنمودهايى روشن و قابل فهم براى همگان
سورة . .. فيها ءايـت بيّنـت
«بيّنة» (مفرد «بيّنات») به معناى دلالت واضح و برهان روشن است. توصيف آيات قرآن به «بيّنات» به اعتبار اين است كه دلالت آنها بر معانى واضح و روشن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 2
2 - قرآن ، قابل فهم براى همه مردم
و لقد أنزلنا إليكم ءايـت مبيّنـت
«مبيّنات» (جمع «مبينة» و مؤنث «مبيّن») است و «مبيّن» به معناى بيانگر و روشن كننده است. بنابراين توصيف آيات الهى (قرآن) به «مبيّنات»، حكايت از روشن بودن و قابل فهم بودن خود آيات براى مردم است; زيرا سخنى كه خود روشن نباشد، نمى تواند روشنگر چيز ديگرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 46 - 2
2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .
لقد أنزلنا ءايـت مبيّنـت
برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 2 - 4
4 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان
الكتب المبين
«إبانة» به معناى وضوح و روشنى نيز مى آيد. بنابراين «كتاب مبين»; يعنى، كتاب روشن و واضح الدلالة. گفتنى است كه در اين صورت، حذف متعلق «مبين» بيانگر اين حقيقت است كه فهم معانى قرآن اختصاص به قشر و طبقه اى خاص ندارد; بلكه اين كتاب، براى همه مردم واضح الدلاله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 195 - 5
5 - قرآن ، قابل فهم و استفاده براى عموم مردمان
بلسان عربىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 1 - 3
3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان
تلك ءايـت القرءان و كـتاب مبين
«إبانة» (مصدر «مبين»)، گاهى لازم و به معناى وضوح و روشنى به كار مى رود و گاهى متعدى و به معناى ايضاح و روشنگرى. بنابراين، «مبين» هم مى تواند به معناى واضح و روشن باشد و هم به معناى ايضاح كننده و روشنگر. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه حذف متعلق «مبين» ـ برپايه معناى اول ـ بيانگر آن است كه فهم قرآن، اختصاص به قشر خاصى ندارد; بلكه همگان مى توانند از اين سفره الهى بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 2 - 3
3 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان
الكتـب المبين
«مبين» به معناى «روشن» و نيز «روشنگر» است برداشت ياد شده براساس معناى اول است. گفتنى است كه در آيه بالا بيان نشده است كه اين كتاب براى چه كسانى روشن است و اين نشان مى دهد كه فهم قرآن، اختصاص به دسته اى خاص ندارد; بلكه همگان مى توانند آن را بفهمند و از آن بهره گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 3
3 - قرآن كريم ، براى توده هاى مردم ، قابل فهم است .
و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 3
3 - قرآن ، حاوى آيه هاى روشن و قابل فهم براى مردم
تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 69 - 10
10 - قرآن ، كتابى روشن و قابل فهم براى همگان
و قرءان مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 27 - 4
4 - گوناگونى مثل هاى قرآن ، متناسب با فهم توده هاى بشرى و قابل استفاده و سودمند براى طبقات مختلف فكرى و اجتماعى است .
و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
برداشت ياد شده با توجه به آمدن سه واژه در آيه شريفه است: 1ـ لام در «للناس» كه براى انتفاع است; 2ـ «الناس» كه بر عموم مردم دلالت دارد; 3ـ آمدن واژه «كل» با «مَثَل» كه بر تنوع مثل ها اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 3
3 - آموزه هاى قرآن ، گويا ، رسا و قابل فهم براى همه انسان ها است .
قرءانًا عربيًّا
«عربىّ» به معناى سخن فصيح و روشن است. بنابراين لازمه عربى بودن قرآن،گويايى و رسا و قابل فهم بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 2 - 2
2 - قرآن ، كتابى قابل فهم و مفاهيم آن قابل دستيابى براى بشر
و الكتـب المبين
از توصيف قرآن به «مبين» (روشن)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 2 - 5
5ـ آسانى فهم و معارف قرآن براى انسان
و الكتـب المبين
وصف «مبين» براى قرآن، نشانگر آن است كه درك ظاهر معارف قرآن، چندان دشوار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 2
2- قرآن ، كتابى آسان و در دسترس فهم و درك بشر
فإنّما يسّرنـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 59 - 1
1ـ تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند
فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون
عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 5
5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم
«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 29 - 5
5- كلمات و مفاهيم قرآن ، قابل فهم براى جنيان
يستمعون القرءان فلمّا حضروه قالوا أنصتوا
كلمات «يستمعون»، «أنصتوا» و «ولّوا . .. منذرين» نشانگر فهم و درك جنيان نسبت به مفاهيم قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 5
5- مفاهيم عالى قرآن ، قابل درك و تدبّر براى انسان
أفلايتدبّرون القرءان
تعبير «أفلايتدبّرون»، همگان را به تدبّر در قرآن برمى انگيزاند. اين انگيزش از سوى خداوند، مبتنى بر اين است كه حقايق قرآن براى بشر، قابل درك و استفاده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 1،4
1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان
و لقد يسّرنا القرءان
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند *
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا»، در صورتى كه براى تفخيم باشد، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 1،4
1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان
و لقد يسّرنا القرءان
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند *
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» در صورتى كه براى تفخيم باشد; مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 1،4
1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان
و لقد يسّرنا القرءان
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب بالا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 1،4
1 - قرآن ، كتابى آسان و قابل فهم براى همگان
و لقد يسّرنا القرءان
4 - آسان سازى مفاهيم قرآنى ، در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 27 - 4
4 - قرآن ، قابل درك و بهره بردن براى تمام مردم
إن هو إلاّ ذكر للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 12
12 - مفاد آيات قرآن ، قابل فهم حتى براى غير مؤمنان
و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
توبيخ در موردى صحيح است كه مخاطب در برابر آنچه درك كرده است، خضوع نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 9
9 - كتاب هاى آسمانى و تعاليم الهى ، داراى حقايقى روشن و قابل فهم براى انسان ها
جاءتهم رسلهم . .. بالكتـب المنير
از توصيف كتاب به «منير» (روشن و روشنگر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 3
3 - نظارت خداوند بر انسان ها ، حقيقتى آشكار و قابل فهم براى همگان حتى مشركان
ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
استفهام در «ألم يعلم»، بيانگر وجود علم و ظهور حقيقت است. از شأن نزول آيه شريفه، دانسته مى شود كه روى سخن با ابوجهل است كه با وجود شرك به خداوند، از نظارت او بر كردار ناروايش غافل نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 8
8- مفاهيم عالى وحى ، تنزل يافته از سوى خداوند ، در سطح فهم بشر *
و ءامنوا بما نزّل على محمّد
بدان احتمال كه واژه «نزّل» اشاره به تنزل و پايين آمدن سطح مفاهيم در حد درك بشر داشته باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه اين تنزل از سوى خداوند صورت گرفته است; نه اين كه مفاهيم كلى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) وحى شده و آن حضرت خود آنها را در سطح فهم مردم بيان كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 2 - 7
7ـ دانستن زبان عرب ، شرط درك و فهم معارف و حقايق قرآن
إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 15
15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .
إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار
اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 1
1 ـ برخى مشركان، على رغم گوش فرادادن به كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از فهم آن عاجزند.
و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
مرجع ضمير «منهم»، به قرينه آيات گذشته، مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 1،2
1 - دل و قلب يهوديان عصر بعثت ، ناتوان از درك معارف اسلام بود .
و قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا
«غلف» جمع اغلف است و «اغلف» به چيزى گفته مى شود كه داراى پوشش باشد. بنابراين «قلوبنا غلف»; يعنى، قلبهاى ما داراى پوشش و حجاب است. منظور يهوديان را به دو گونه مى توان تفسير كرد: 1ـ قلب ما حجاب دارد و لذا توان درك معارف اسلام را ندارد پس اى پيامبر! چه انتظار دارى كه پيامهاى تو را پذيرا باشيم پيش از آنكه آنها را دريابيم. 2ـ قلب ما حجاب دارد و به گونه اى نيست كه هر سخنى را بپذيرد; بلكه فقط آنچه كه حقيقت دارد در مى يابد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
2 - يهوديان عصر بعثت ، بر ناتوانى خويش از درك معارف اسلام معترف بودند .
و قالوا قلوبنا غلف
كلمه «قالوا» دلالت بر اعتراف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 1،2
1 - دل و قلب يهوديان عصر بعثت ، ناتوان از درك معارف اسلام بود .
و قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا
«غلف» جمع اغلف است و «اغلف» به چيزى گفته مى شود كه داراى پوشش باشد. بنابراين «قلوبنا غلف»; يعنى، قلبهاى ما داراى پوشش و حجاب است. منظور يهوديان را به دو گونه مى توان تفسير كرد: 1ـ قلب ما حجاب دارد و لذا توان درك معارف اسلام را ندارد پس اى پيامبر! چه انتظار دارى كه پيامهاى تو را پذيرا باشيم پيش از آنكه آنها را دريابيم. 2ـ قلب ما حجاب دارد و به گونه اى نيست كه هر سخنى را بپذيرد; بلكه فقط آنچه كه حقيقت دارد در مى يابد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
2 - يهوديان عصر بعثت ، بر ناتوانى خويش از درك معارف اسلام معترف بودند .
و قالوا قلوبنا غلف
كلمه «قالوا» دلالت بر اعتراف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 12،13
12- آدميان ، از درك عميق و فهم كامل تسبيح همه موجودات هستى براى خداوند ، ناتوانند .
و لـكن لاتفقهون تسبيحهم
بنابر اينكه مخاطب آيه، همان گونه كه از ظاهر آن برمى آيد، انسانها باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .
و لـكن لاتفقهون تسبيحهم
بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 2
2 - دل هاى گرفتار غفلت ، ناتوان از درك و پذيرش پيام پيام آوران الهى
بل قلوبهم فى غمرة من هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 8
8 - انكار قيامت ، برخاسته از قلب سياه و درك ناتوان است .
الذين يكذّبون بيوم الدين . .. كلاّ بل ران على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 1،3
1- تسهيل معارف والاى قرآن از سوى خداوند براى خلق ، در پرتو ويژگى هاى خاص زبان عربى
فإنّما يسّرنـه بلسانك
مراد از «لسانك»، مى تواند زبان عربى باشد كه زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.
3- نقش مهم توضيحات و تفسير هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در فهم آسان حقايق عالى قرآن
فإنّما يسّرنـه بلسانك
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «لسانك»، كنايه از تفسيرها و توضحياتى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره آيات قرآن، براى فهماندن آنها به مردم ارائه داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 95 - 12
12- بالا بردن سطح آگاهى ها و دانش ها ، وسيله فهم بهتر ارزش هاى برتر الهى و سود و زيان حقيقى
و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 11 - 7
7 ـ علم و دانش ، زمينه و ابزار فهم معارف قرآن
و نفصل الأيت لقوم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 8 - 3
3 - لجاجت و حق ناپذيرى ، موجب محروميت از فهم صحيح حقايق الهى
فهم لايؤمنون . إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً ... فهم مقمحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 9 - 3
3 - لجاجت ، حق ناپذيرى و دورى از ايمان ، موجب محروميت از شناخت درست حقايق الهى و از دست دادن بصيرت و بينايى
فهم لايؤمنون . .. فأغشينـهم فهم لايبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 8
8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .
بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا
تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 3
3- محروميت از درك صحيح حقايق قرآن ، پيامد حق ناپذيرى و كفرپيشگى كافران
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 12
12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .
ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 4 - 8
8 - اعراض از قرآن ، عامل محروميت از فهم آيات و معارف آن
فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «لايسمعون» به معناى «لا يفهمون» باشد; چنانكه «مفردات» در مفهوم «سمع» اين معنا را آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 7
7 - شناخت ها و كردار انسان ، سرمايه و دستاورد او و مؤثر در گرايش ها و ضعف و قوّت فهم او است .
ما كانوا يكسبون
تعبير «يكسبون» ـ كه ناظر به تكذيب اعتدا و گناه كافران است ـ بيانگر اين است كه انديشه ها و كردار، سرمايه اى است كه آن را به دست آورده اند; گرچه براى آنان چيزى جز زيان دربرندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 7
7 - ويژگى ها و خصايل اخلاقى ( چون صبر و شكر ) ، مؤثر در فهم معارف توحيدى
إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
با توجه به اين كه صبر و شكر از فضايل اخلاقى مى باشد، از تعليق فهم آيات الهى بر صبر و شكر استفاده مى شود كه ويژگى هاى اخلاقى، داراى نقشى مهم و اساسى براى درك معارف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 4
4- عزم و اراده آدمى ، در درك و عدم درك حقايق قرآنى و پذيرش آنها نقشى تعيين كننده دارد .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه
ذكر جمله «الذين لايؤمنون» (آنان كه ايمان نمى آورند) براى معرفى انديشه هاى كافران به جاى «الكافرين» مى تواند حاكى از نقش تصميم و قصد آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 46 - 2
2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .
لقد أنزلنا ءايـت مبيّنـت
برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 5
5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .
و من ءايـته خلق السمـوت و الأرض و اختلـف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيـت للعـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 11،12
11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .
إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يسمعون
12 - گوش شنوا ، وسيله اى براى شناخت آيات الهى است .
إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 22
22 - آيات خدا و معارف دينى ، به وسيله عقل ، قابل درك و فهم است .
نفصّل الأيـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 104 - 6
6 - مردم در صحنه قيامت نيز ، داراى درك و فهم هاى متفاوت خواهند بود .
إذ يقول أمثلهم طريقة إن لبثتم
حضور كسانى كه صحيح تر مى انديشند و قضاوت واقعى ترى نسبت به ديگران، دارند; گواه تفاوتى است كه از اين نظر در بين انسان ها در قيامت وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 3
3 - حاضران صحنه قيامت ، داراى قدرت درك و شناخت
علمت نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 5 - 2
2 - پيام هاى انذارگر قرآن ، پيام هايى معقول و شناختنى است ; نه دور از حيطه درك بشر .
حكمة بـلغة
در معناى «حكمت»، اتقان فهم و مطابقت با عقل نهفته است و وصف «بالغة» اين معنا را تأكيد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 11
11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا
چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 21
21ـ قوم شعيب ، مردمى برخوردار از نعمتِ فهم و درايت
إنى أريـكم بخير
جمله «إنى أراكم بخير» را مى توان تعليل براى «اعبدوا الله . ..» نيز دانست. بر اين مبنا، مراد از «خير» عقل و درايت است; زيرا تعليل گرايش به يكتاپرستى با داشتن عقل و درايت، سازگار است. در نتيجه حاصل معناى «اعبدوا الله ... إنى أراكم بخير» چنين مى شود: شما برخوردار از عقل و خرد هستيد، پس به يكتاپرستى روى آوريد. از شما به دور است كه مشرك باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 8
8 - رشد علوم و آگاهى هاى بشرى ، زمينه ساز به دست آوردن فهم بهتر درباره خداوند است .
إنّ فى ذلك لأيـت للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 79 - 7
7 - هيچ كس ـ جز افراد پاك ـ حقايق قرآن را به خوبى درك نخواهند كرد .
لايمسّه إلاّ المطهّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 2
2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السمـوت و الأرض
برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» ـ كه از نوع تقريرى است ـ استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 14
14 ـ ناتوانى و توانمندى دل ها ، براى درك تعاليم انبيا ، در اختيار خداست .
بل طبع اللّه عليها بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 4
4- تبيين دقيق معارف الهى براى مردم از وظايف و مسؤوليت هاى انبياست .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 3 - 3
3 ـ انسانها قادر به فراگيرى قرآن و شايسته براى فهم معارف آن هستند.
اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم
با توجه به اينكه پيروى از قرآن بدون فهم محتواى آن امكان پذير نيست و تصريح شده كه قرآن به سوى انسانها آمده است، معلوم مى شود كه آنان قادر به درك مفاهيم قرآن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 43 - 7
7 ـ احكام تورات در دسترس يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قابل فهم براى آنان
و عندهم التورية فيها حكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 3
3- خداوند ، فهم كامل و همه جانبه كتاب آسمانى ( تورات ) و عمل قاطعانه بر طبق آن را ، به يحيى ( ع ) فرمان داد .
يـيحيى خذ الكتـب بقوّة
«ال» در «الكتاب» عهد است و ممكن است مراد همان تورات باشد; زيرا كتاب ديگرى كه بر يحيى(ع) نازل شده باشد شناخته شده نيست. فرمان «خذ» كنايه از فهم و تدبر كامل است و «بقوّة» كه حال براى فاعل «خذ» مى باشد، به معناى نيرومندى هم در مقام علم و فراگيرى و هم در مقام عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 9
9 ـ جوامع كفرپيشه ، جوامعى به دور از درك حقايق دين و معارف الهى
بأنهم قوم لايفقهون
با توجه به اينكه ايمان و كفر تعيين كننده توانايى و ناتوانى دانسته شده، معلوم مى شود مفعول حذف شده از «لايفقهون» همان حقايق و معارف است كه اهل ايمان بدان باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 30
30 ـ تنها حق پذيران قادر به درك سعادت آفرينى پيام هاى الهى هستند .
ذلكم خير لكم إن كنتم مؤمنين
چنانچه مشاراليه «ذلكم» تمام مسائلى باشد كه در آيه مطرح شده، و از جمله اعتقاد به يگانگى خدا و لزوم پرستش او، بايد گفت مراد از ايمان در «ان كنتم مؤمنين» داشتن روحيه حق پذيرى و اهل باور بودن است، نه ايمان به يگانگى خدا. و چون خير بودن يكتاپرستى و عدالت پيشگى منوط به حق پذيرى نيست، يعنى چه انسانها حق پذير باشند و چه نباشند مسائل مطرح شده داراى خير است، معلوم مى شود شرط «ان كنتم ... » ناظر به درك خير بودن است. يعنى اگر حق پذير باشيد مى فهميد كه پيامهاى مطرح شده به خير و صلاح شماست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 15
15 - تنها اهل يقين ( كسانى كه از عنادورزى و لجاجت پيراسته اند ) ، از آيات الهى بهره مند شده و در پرتو آن ، حقايق و معارف دينى را در مى يابند .
قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون
چون آيات و نشانه هاى صداقت پيامبر به همگان ارائه شده است، لام در «لقوم» لام انتفاع مى باشد و جمله فوق چنين معنا مى شود: ما آيات و نشانه ها را براى همگان بيان داشته ايم، ولى اهل يقين از آنها بهره مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 22
22 - آيات خدا و معارف دينى ، به وسيله عقل ، قابل درك و فهم است .
نفصّل الأيـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 1،2
1 ـ تنها كسانى به دعوت خدا و رسول او پاسخ مى دهند كه به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرادهند و آن را دريابند.
إنما يستجيب الذين يسمعون
2 ـ لزوم گوش فرادادن به سخن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و درك آن، براى هدايت يافتن
إنما يستجيب الذين يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 12
12 - تنها صبرپيشگان ، زمينه دار فهم و دريافت سخنان اهل معرفت اند .
و قال الذين أُوتوا العلم . .. و لايلقّيها إلاّالصـبرون
ضمير «يلقّاها» به سخنان فرزانگان بازمى گردد; يعنى، «و لايلقّى هـذه المقالة إلاّالصابرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 54 - 7
7 - تنها بهره مندان از خرد ، توان درك آيات ربوبيت الهى و بهره بردن ازآن را دارند .
إنّ فى ذلك لأيـت لأُولى النهى
به خاطر اين كه عقل از پليدى ها نهى مى كند، آن را «نهيه» مى گويند و جمع آن «نهى» است. لام در «لأُولى النهى» براى اختصاص است و مراد اين است كه هر چند آيات و نشانه ها براى همه انسان ها است; ولى تنها خردمندان مى توانند آن را درك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 3
3 - عظمت سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، قابل درك براى بهره مندان از اندكى عقل
هل فى ذلك قسم لذى حجر
تقليل، از نكره بودن «حجر» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 14
14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;
آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 25
25 ـ آيات قرآن ( آيات الاحكام ) قابل فهم و بهره بردارى مردم
يسئلونك . .. كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 27
27 ـ آيات قرآن ، قابل فهم و بهره بردارى براى همه مردم
و يبيّن اياته للناس لعلّهم يتذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 17،20،34
17 ـ اعتدال و سلامت قلب و انديشه ، زمينه فهم صحيح قرآن
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و ابتغاء تأويله
انحراف قلب، منتهى به تأويل نادرست قرآن مى شود; بنابراين سلامت قلب، فهم صحيح آيات قرآن را در پى دارد.
20 ـ فهم و برداشت صحيح از قرآن ، بدون شناخت محكم و متشابه آن ، امرى ناممكن است .
هنّ ام الكتاب . .. فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ
فهم متشابه در گرو ارجاعش به محكم است ; چون محكم، «امّ» و مرجع است. بنابراين اول بايد آيات محكم از متشابه تشخيص داده شود، تا بتوان قرآن را فهميد.
34 ـ جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .
و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 138 - 4
4 ـ قرآن ، قابل فهم براى همه مردم در هر عصر و دوره اى
هذا بيان للنّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 3
3 ـ قرآن ، كتابى قابل فهم براى همه
افلا يتدبّرون القران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 174 - 9
9 ـ تمامى مردمان ، توانمند بر درك مفاهيم قرآن
يأيها الناس . .. و انزلنا اليكم نوراً مبيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 12
12 ـ دريافت و فهم مقاصد قرآن، هدف از بيان آيات به شكلهاى متنوع و گوناگون است.
انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 52 - 4
4 ـ قرآن ، كتابى قابل درك براى مردم و همگان توانا بر بهره گيرى از هدايت هاى آن
و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم هدى و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 2 - 8
8ـ قرآن ، كتابى براى خواندن و فهميدن
إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 52 - 2
2- قرآن ، كتاب جهانى و قابل فهم براى همه مردم
هـذا بلـغ للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 10
10- قرآن ، حاوى تعاليم و حقايقى است كه كليد فهم آنها در دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 54 - 5
5- قرآن ، كتاب مردم و قابل فهم و استفاده براى همگان است .
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل
«ل» در «للناس» براى انتفاع است; يعنى: «ما، مثال هاى فراوانى را در قرآن براى منفعت مردم بيان كرديم. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 5
5 - قرآن ، كتابى است روشن و قابل فهم .
أفلم يدّبّروا القول
با توجه به توصيه خداوند به تدبر در قرآن، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 29 - 5
5 - قرآن ، قابل فهم و شناخت است .
كتـب . .. ليدّبّروا ءايـته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 11،15
11 - عجز كافران ، از درك معارف و مفاهيم بلند قرآن
و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر و هو عليهم عمىً
جمله «فى آذانهم وقر» (در گوش هاى كافران سنگينى است) و نيز جمله «هو عليهم عمىً» (كورى كافران نسبت به قرآن است) كنايه از ناتوانى كافران نسبت به درك مفاهيم قرآن مى باشد.
15 - پيام روشن قرآن ، دور از شنود و فهم كافران لجوج
أُولـئك ينادون من مكان بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 8 - 3
3 - عن أبى إبراهيم ( ع ) . . . قال : . . . إنّ هـذه لغة فى قريش إذا أراد الرجل منهم أن يقول قد سمعت يقول قد تدلّيت و إنّما التدلّى الفهم ;
از امام كاظم(ع) روايت شده. .. كه فرمود: ...تدلّى واژه اى است در قريش هرگاه مردى از آنان خواست بگويد: شنيدم، مى گويد «تدلّيت» و تدلّى به معناى فهميدن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان
مفهوم «و لقد يسـّرنا» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله اول و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 2 - 5
5 - معارف و آموزه هاى قرآن ، قابل شناخت و درك براى بشر
علّم القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 79 - 7
7 - هيچ كس ـ جز افراد پاك ـ حقايق قرآن را به خوبى درك نخواهند كرد .
لايمسّه إلاّ المطهّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 10
10 - قرآن ، كتابى قابل فهم براى اهل فكر و انديشه
لو أنزلنا هـذا القرءان . .. لعلّهم يتفكّرون
در دسترس بودن قرآن ـ كه از اسم اشاره قريب (هـذا) فهميده مى شود ـ و نيز ترغيب به انديشيدن و تفكر در آن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 1 - 5
5 - قرآن ، قابل درك و فهم براى جن
إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 78 - 8
8 - دستيابى به محتواى كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان
منهم أميون لايعلمون الكتب
لحن آيه، گوياى سرزنش كسانى است كه از محتواى كتاب آسمانى خويش اطلاعى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 184 - 11
11 ـ قابل فهم بودن كتب آسمانى و حجيّت ظواهر آن
جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير
اگر كتب آسمانى قابل فهم نباشد، نه روشن خواهد بود و نه روشنگر، و آنگاه كه قابل فهم باشد، ظاهر آن براى مكلّفين حجت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 7
7ـ برخورداران از بصيرت الهى ، دلالت تورات بر حقانيت قرآن را ، به خوبى درمى يابند .
أفمن كان على بيّنة من ربه. ..ومن قبله كتب موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 18
18 - « عن هشام بن الحكم قال : قال لى أبوالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . يا هشام ! إنّ اللّه يقول فى كتابه . . . « و لقد آتينا لقمان الحكمة » قال : الفهم و العقل . . . ;
هشام بن حكم گويد: امام كاظم (ع) به من گفت: . ..اى هشام! خداوند كه در كتاب اش مى گويد:... «و لقد آتينا لقمان الحكمة» مى گويد: فهم و عقل به [او داديم]...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 7
7 - اهل ايمان حقانيت مثل هاى قرآن و آسمانى بودن آنها را در مى يابند و به خوبى مى فهمند .
فأما الذين ءامنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 24 - 1
1- خداوند ، فراخوان مردم به مطالعه و تيزبينى در چگونگى مثالهايش براى دريافت حقايق
ألم تر كيف ضرب الله مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 8
8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى فهمى فراتر از فهم ساير انسانها
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالَم است .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار
خطاب «ألم تر» اگر چه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «بما تعملون» حكم اختصاص به او ندارد. مخاطب قرار دادن آن حضرت، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 31 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالم است .
ألم تر أنّ الفلك تجرى
خطاب «ألم تر» اگرچه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «ليريكم» حكم اختصاص به آن حضرت ندارد. مخاطب قرار دادن او، مى تواند به خاطر يادآورى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 42 - 4
4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى
قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها
بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 15 - 4
4 - كافران به دروغ ، مدعى قابل درك نبودن حقايق وحى *
أفسحر هـذه أم أنتم لاتبصرون
عبارت «أم أنتم لاتبصرون» در حقيقت تكرار همان سخن كافران است كه در دنيا نسبت به حقايق دين مى گفتند و مدعى بودند كه ما در سخنان وحى حقيقتى نمى يابيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 15
15- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و آتيناه الحكم صبيّاً » قال : أعطى الفهم و العبادة و هو ابن سبع سنين ;
1 . الدرالمنثور، ج 5، ص 484.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 9
9 ـ از دست دادن نيروى درك معارف و حقايق بيان شده از سوى سفيران الهى ، پيامدى براى مهرشدن قلبهاست .
و نطبع على قلوبهم فهم لايسمعون
برداشت فوق از «فاء» تفريع استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 171 - 4،6
4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .
صم بكم عمى فهم لايعقلون
مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.
6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .
بكم . .. فهم لايعقلون
تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 9
9 ـ جوامع كفرپيشه ، جوامعى به دور از درك حقايق دين و معارف الهى
بأنهم قوم لايفقهون
با توجه به اينكه ايمان و كفر تعيين كننده توانايى و ناتوانى دانسته شده، معلوم مى شود مفعول حذف شده از «لايفقهون» همان حقايق و معارف است كه اهل ايمان بدان باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 4 - 4
4 - حقيقت ملكوتى قرآن ، فراتر از حد درك و دريافت عادى بشر
و إنّه فى أُمّ الكتـب لدينا لعلىّ
جمله «إنّه فى اُمّ الكتاب لدينا لعلىّ» تأكيدى براى عبارت پيشين است; يعنى، قرآن داراى چنان مرتبه بلندى است كه اگر ما آن را از «اُم الكتاب » به زبان عربى بر نمى گردانديم و براى زمينيان نازل نمى كرديم، دستيابى به معارف آن براى هيچ انسانى مقدور نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
مفهوم «لقد يسّرنا. ..» اين است كه حقايق قرآنى در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان
مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن. ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن آن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان
مفهوم «و لقد يسّرنا القرآن . ..» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله نخست و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها در درك آن ناتوان مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 5
5 - حقيقت ملكوتى قرآن ، دور از درك و انديشه توده ها *
و لقد يسّرنا القرءان
مفهوم «و لقد يسـّرنا» اين است كه حقايق قرآنى، در مرحله اول و قبل از آسان شدن، سنگين بوده است; به گونه اى كه چه بسا بيشتر انسان ها از درك آن ناتوان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 11
11- حقيقت بهشت و دوزخ ، فراتر از سطح درك بشر
فإنّما يسّرنـه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه در ترسيم دوزخ و بهشت بود ـ استفاده مى شود كه آنچه در آن آيات آمده، شكل آسان شده و تنزل يافته مطلب است; نه ماهيت عالى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 5،7،10
5 ـ خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها
جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.
7 ـ خداوند بى اعتنايان به راه رشد و هدايت را از درك معارف دين و آيات خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا
جمله «و إن يروا سبيل الرشد» عطف بر «يتكبرون» و در حقيقت صله ديگرى براى «الذين» است ; يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا سبيل الرشد . .. .» بنابراين جمله «و إن يروا سبيل الرشد» اشاره به گروه سومى دارد كه خداوند آنان را از درك معارف دين بازمى دارد.
10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 8،11،12
8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .
و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها
11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .
و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها
12 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .
أولئك كالأنعم
همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 20 - 5
5 - منافقان ، سزاوار محروم شدن از توانايى شناخت معارف الهى هستند .
و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 171 - 6
6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .
بكم . .. فهم لايعقلون
تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 7،10
7 ـ خداوند بى اعتنايان به راه رشد و هدايت را از درك معارف دين و آيات خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا
جمله «و إن يروا سبيل الرشد» عطف بر «يتكبرون» و در حقيقت صله ديگرى براى «الذين» است ; يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا سبيل الرشد . .. .» بنابراين جمله «و إن يروا سبيل الرشد» اشاره به گروه سومى دارد كه خداوند آنان را از درك معارف دين بازمى دارد.
10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 19
19ـ گروهى از انسان ها حتى اندكى از حقايق و معارف الهى را درنمى يابند و از آن بهره مند نمى شوند .
أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها . .. كذلك يضرب الله الحق و البـطل
نكره آوردن «أودية» (دره هايى) نه «دره ها» مى رساند كه باران بر همه دره ها و رودها نمى بارد و آب در آن جارى نمى شود و اين معنا در جانب ممثل گوياى آن است كه معارف الهى بر همه قلبها فرو نمى ريزد و تنها قلبهايى ـ نه همه قلبها ـ لياقت دريافت آن را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 8 - 2
2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى
إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون
از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 10
10 ـ محروميت منافقان از درك و فهم صحيح ، عامل اعراض آنان از قرآن
و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا ... بأنهم قوم لا يفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 5
5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .
و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا
احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 1
1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن نباشند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 200 - 3
3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن
كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 5،11
5 ـ خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها
جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.
11 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .
سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 6،8،11
6 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .
لهم قلوب لايفقهون بها
جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.
8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .
و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها
11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .
و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 17
17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 4
4 ـ محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 10
10 ـ خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 11،17
11 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .
سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.
17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 9
9- هدايت و گمراهى مردم براساس مشيت خداوند است .
فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 5
5 - بازدارى مردم از درك معارف و حقايق كتاب هاى آسمانى و ايمان به آنها ، فسادانگيزى است .
إلا الذين تابوا و أصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 3 - 3
3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .
و ما أدريك ما الحاقّة
آيات 13 تا 17 اين سوره، در جهت بيان بخشى از حقايق مربوط به قيامت است. از مجموع آنها مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، از طريق خود وحى براى انسان ها قابل شناخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 8
8- اعطاى قدرت درست انديشى و شناخت حق از سوى خدا ، به يحيى ( ع ) در كودكى او بود .
و ءاتينـه الحكم صبيًّا
براى «حكم» معانى مختلفى ذكر شده است ; يكى از آن معانى ـ كه مبناى برداشت ياد شده است ـ «علم و فهم» مى باشد (لسان العرب ).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 6
6 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل واژگونه شدن فهم و درك آنان
و اللّه اركسهم بما كسبوا
«اركاس» به معناى برگرداندن و وارونه كردن است كه به قرينه «اتريدون . .. »، مراد از آن وارونه شدن درك آنان براى هدايت يافتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 9
9 - طغيان گرى و گناه ، سياه كننده قلب و مسدودسازنده راه درك و اعتقاد است .
كلّ معتد أثيم . .. بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 1،2
1 ـ خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.
2 ـ تكبر و خودبزرگ بينى ، زمينه از دست دادن توان درك آيات و معارف الهى است .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 5
5 - روحيه استكبارى و خودبزرگ بينى ، مانع از درك و پذيرش آيات الهى است .
ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 185 - 3
3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )
قالوا إنّما أنت من المسحّرين
بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 185 - 3
3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )
قالوا إنّما أنت من المسحّرين
بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 18
18 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه در صورت ادامه مخالفت با راه رشد و تعالى و پيمودن راه ضلالت ، ايشان را از درك معارف تورات محروم خواهد ساخت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها ... سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 13
13 ـ قساوت قلب و نفهميدن حق ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .
لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
بنى اسرائيل گر چه به سبب ناتوانى از درك حقايق مرتكب تحريف شدند، ولى چون اين ناتوانى ناشى از گناه خود آنان بوده است، مورد مذمت خداوند قرار گرفتند. بنابراين عجز از فهميدن حق، اگر پيامد گناه باشد، نمى تواند عذر شمرده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 1،2
1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم
«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.
2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .
و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 1،6،7
1 ـ برخى از اقوام پيشين بر اثر كفرپيشگى و ارتكاب گناه به عذاب الهى گرفتار شدند و توان درك معارف دينى از آنان سلب شد .
أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم
6 ـ گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى
أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم
جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.
7 ـ مهر شدن قلب ها و از دست دادن توان درك معارف دين ، از كيفر هاى الهى است .
و نطبع على قلوبهم فهم لايسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 1،2
1 ـ خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.
2 ـ تكبر و خودبزرگ بينى ، زمينه از دست دادن توان درك آيات و معارف الهى است .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 6
6 ـ كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( تــوحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 9
9 - منافقان ، بر اثر مُهر شدن دل هايشان از درك معارف دين ناتوان اند .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 4
4- سرگرمى در ميدان ترديد و توقف در وادى شك و مصمم نبودن براى رسيدن به يقين ، مايه محروميت انسان از درك پيام
مستدل وحى
إن كنتم موقنين . .. بل هم فى شكّ يلعبون
تعبير «فى شكّ» استقرار در شك را مى رساند; به علاوه آن كه «يلعبون» آن را تأكيد مى كند. از مقابله اين آيه با «إن كنتم موقنين»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8،11
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد ـ و نه معلول آن ـ برداشت بالا استفاده مى شود.
11- هواپرستى ، مانع درك حقايق وحى و عامل مهر شدن قلب انسان به اراده خداوند *
أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
جمله «واتّبعوا أهوائهم» مى تواند بيانگر علت «طبع اللّه . ..» باشد; چه اين كه «طبع اللّه» مى تواند بيانگر علت ناتوانى كافران و منافقان از درك پيام وحى به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 12،13
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از اموال به دست آمده از دشمنان ، سهمى داشته است . اين سهم را خداوند تعيين كرده است .
ممّا أفاء اللّه عليك
«فىء» در اصطلاح، به مالى گفته مى شود كه بدون جنگ از دشمن گرفته شود.
13 - اموالى كه از دشمنان به دست مسلمانان مى افتد ، فىء است و تصرف در آن ( با رعايت ضوابط ) جايز است .
إنّا أحللنا . .. و ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 5،7
5 - غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ( فىء ) ، ويژه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خارج از قلمرو مالكيت شخصى مسلمانان است .
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم
مفهوم اختصاص يافتن غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اين است كه ساير مسلمانان، ابتدا مالكيت شخصى نسبت به آن ندارند.
7 - « فىء » حق منصب رسالت است ; نه ملك شخصى پيامبر (صلی الله علیه و آله) . *
و ما أفاء اللّه على رسوله
ذكر عنوان رسالت براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند بدان منظور باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه عهده دار منصب رسالت است، «فىء» به آن حضرت تعلق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 2،3
2 - حكم « فىء » شامل همه غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ، و غير مختص به غنيمت هاى بنى نضير
ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى
جمع آمدن واژه «قرى»، مى رساند كه حكم «فىء» اختصاص به غنايم بنى نضير ندارد.
3 - به كارگيرى « فىء » در احياى دين و راه خدا ، از جمله مصارف آن است .
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه
برداشت ياد شده، بر اين مبنا است كه ذكر «فللّه» براى بيان موارد مصرف «فئ» باشد و نه تيمن و تبرك (چنان كه برخى برآنند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 3
3 - فقر و تنگدستى ، شرط برخوردارى « ذوى القربى » از فىء *
و لذى القربى . .. للفقراء المهـجرين
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «للفقراء» بدل براى «و لذى القربى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 1،2
1 - نيازمندان و فقراى اهل ايمان ، در هر عصر داراى سهمى از « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين جاءو من بعدهم
«والذين جاءو. ..» عطف بر «المهاجرين» و به تقدير «للفقراء الذين جاءو من بعدهم» مى باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مراد از «الذين جاءو» همه كسانى باشد كه در هر عصرى به جرگه مسلمين مى پيوندند.
2 - مهاجران پس از غزوه بنى نضير ، داراى سهم از « فىء » *
و الذين جاءو من بعدهم
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «الذين جاءو» خصوص مهاجرانى باشد كه پس از مهاجران نخستين، به مدينه هجرت كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 13
13 - اموالى كه از دشمنان به دست مسلمانان مى افتد ، فىء است و تصرف در آن ( با رعايت ضوابط ) جايز است .
إنّا أحللنا . .. و ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 9،11،12
9 - فرمان الهى ، به تسليم بودن مؤمنان در برابر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى تقسيم « فئ »
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
با توجه به نزول آيه در مورد تقسيم فىء مطلب بالا قابل برداشت است.
11 - رأى و تشخيص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ملاك تعيين سهم مستحقان فىء
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
با توجه به اين كه آيه شريفه، در مورد تقسيم «فىء» است، مطلب بالا استفاده مى شود.
12 - « فىء » ، در اختيار حكومت اسلامى ، براى به كارگيرى در مصارف تعيين شده آن *
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در اين آيه به عنوان رهبر جامعه اسلامى، صاحب اختيار «فىء» شناخته شده باشد; زيرا عمر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) محدود است; ولى مسأله «فىء» همچنان استمرار دارد. پس بايد تفويض اختيار به منصب باشد (كسانى كه اهليت حكومت را دارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 4،14
4 - غنايم و امكانات به دست آمده از كافران بدون جنگ و نبرد « فىء » نام دارد .
و ما أفاء اللّه . .. فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب
از مقابله «ما أفاء اللّه» با «فما أوجفتم. ..»، استفاده مى شود كه «فىء» غنايمى است كه بدون تاخت و تاز و درگيرى به دست مى آيد.
14 - « عن محمدبن مسلم عن أبى جعفر ( ع ) قال : سمعته يقول الفىء و الأنفال ما كان من أرض لم يكن فيها هراقة من الدماء و قوم صولحوا و اُعطوا بأيديهم . . . و قوله : « ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لاركاب » قال ألا ترى هو هـذا . . . ;
محمدبن مسلم از امام باقر(ع) روايت نموده است: از آن حضرت شنيدم كه مى فرمود: «فىء» و انفال از زمين هايى است كه در آن خونريزى نشده [و با جنگ به دست نيامده است]; بلكه قومى با مصالحه و با دست خود زمين را واگذار كرده اند . .. امام(ع) فرمود: ... و سخن خدا است كه مى فرمايد: «...فما أوجفتم عليه من خيل و لاركاب» آيا نظر ندارى كه اين همان قسم از «فىء» است؟...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 19
19 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . ان جميع ما بين السماء و الأرض للّه عزّوجلّ و لرسوله و لأتباعهما من المؤمنين فما كان من
الدنيا فى أيدى المشركين و الكفار . . . ظلموا فيه المؤمنين و غلبوهم عليه فما أفاء اللّه على رسوله ، فهو حقّهم أفاء اللّه عليهم و ردّه إليهم . . . فما رجع إلى مكانه . . . فقد فاء ;
از امام صادق(ع) روايت شده . .. تمام آنچه بين آسمان و زمين هست، از آنِ خداى عزّوجلّ و رسول او و پيروان مؤمنشان است ... پس هر چه از [اموال] دنيا در دست مشركان و كافران هست ... ظلمى است كه آنان بر مؤمنان روا داشته و [در استيلا بر آن اموال] بر مؤمنان غلبه كرده اند ... پس آنچه را خداوند به رسول خود برگردانده، حق آنها بوده كه او به آنها رد كرده است ... چيزى را كه به مكان خود برگردد [مى گويند] «قد فاء»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 3
3 - فقر و تنگدستى ، شرط برخوردارى « ذوى القربى » از فىء *
و لذى القربى . .. للفقراء المهـجرين
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «للفقراء» بدل براى «و لذى القربى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 6
6 - تعيين مصارف ششگانه براى « فىء » ، به منظور تعديل ثروت و تمركز نيافتن آن در ميان ثروتمندان
و ما أفاء اللّه . .. فللّه ... كى لايكون دولة بين الأغنياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 5
5 - يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان ( ابن السبيل ) از جمله سهم بران « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه ... و اليتـمى و المسـكين وابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 1
1 - فقراى انصار نيز مانند مهاجرانِ نيازمند ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين تبوّءو الدار و الإيمـن
«والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» است; يعنى، «و للفقراء الذين تبوّءو الدار».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 4
4 - پيامبر خدا و « ذى القربى » ، هر يك داراى سهمى جداگانه از سهام « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. و للرسول و لذى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 3
3 - فقر و تنگدستى ، شرط برخوردارى « ذوى القربى » از فىء *
و لذى القربى . .. للفقراء المهـجرين
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «للفقراء» بدل براى «و لذى القربى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 1
1 - نيازمندان و فقراى اهل ايمان ، در هر عصر داراى سهمى از « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين جاءو من بعدهم
«والذين جاءو. ..» عطف بر «المهاجرين» و به تقدير «للفقراء الذين جاءو من بعدهم» مى باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مراد از «الذين جاءو» همه كسانى باشد كه در هر عصرى به جرگه مسلمين مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 16
16 - « عن الصادق ( ع ) : . . .ثمّ قال [ اللّه تعالى ] : « للفقراء المهاجرين الذين اُخرجوا . . . » فجعلها اللّه لمن هاجر من قريش
مع النبى (صلی الله علیه و آله) . . . و أخرج . . . عنهم المهاجرين مع رسول اللّه من العرب لقوله « الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم » لأنّ قريشاً كانت تأخذ ديار من هاجر منها و أموالهم و لم تكن العرب تفعل ذلك بمن هاجر منها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..خدا فرموده [اموالى كه بدون جنگ به دست آمده ]از آنِ فقراى مهاجر است كه از خانه ها و اموال خود اخراج شده اند.[بااين دستور ]خدا آن اموال را براى مهاجران قريش ـ كه در معيّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند ـ قرار داده و مهاجران عرب را كه ـ همراه آن حضرت بوده اند ـ از [شمول حكم] آنان خارج كرده است; زيرا فرموده :«الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم» قريش خانه ها و اموال مهاجران خود را تصاحب مى كرده; ولى عرب با مهاجران خود اين كار را نمى كرده [و اموال را براى خود آنان باقى مى گذاشته است]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 9،12
9 - كنيزهايى كه از طريق فىء عايد پيامبر (صلی الله علیه و آله) شده بود ، براى آن حضرت حلال بود .
إنّا أحللنا لك . .. ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از اموال به دست آمده از دشمنان ، سهمى داشته است . اين سهم را خداوند تعيين كرده است .
ممّا أفاء اللّه عليك
«فىء» در اصطلاح، به مالى گفته مى شود كه بدون جنگ از دشمن گرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 4
4 - پيامبر خدا و « ذى القربى » ، هر يك داراى سهمى جداگانه از سهام « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. و للرسول و لذى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 5
5 - يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان ( ابن السبيل ) از جمله سهم بران « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه ... و اليتـمى و المسـكين وابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 16
16 - « عن الصادق ( ع ) : . . .ثمّ قال [ اللّه تعالى ] : « للفقراء المهاجرين الذين اُخرجوا . . . » فجعلها اللّه لمن هاجر من قريش مع النبى (صلی الله علیه و آله) . . . و أخرج . . . عنهم المهاجرين مع رسول اللّه من العرب لقوله « الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم » لأنّ قريشاً كانت تأخذ ديار من هاجر منها و أموالهم و لم تكن العرب تفعل ذلك بمن هاجر منها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..خدا فرموده [اموالى كه بدون جنگ به دست آمده ]از آنِ فقراى مهاجر است كه از خانه ها و اموال خود اخراج شده اند.[بااين دستور ]خدا آن اموال را براى مهاجران قريش ـ كه در معيّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند ـ قرار داده و مهاجران عرب را كه ـ همراه آن حضرت بوده اند ـ از [شمول حكم] آنان خارج كرده است; زيرا فرموده :«الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم» قريش خانه ها و اموال مهاجران خود را تصاحب مى كرده; ولى عرب با مهاجران خود اين كار را نمى كرده [و اموال را براى خود آنان باقى مى گذاشته است]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 7
7 - انصار ، به دور از كمترين حسد و چشمداشت نسبت به اموال عطا شده به مهاجران از « فىء »
و لايجدون فى صدورهم حاجة ممّا أُوتوا
با توجه به اين كه حسد مسبوق به چشمداشت است و انصار هيچ گونه چشمداشتى نسبت به اموال عطا شده به مهاجران نداشتند; از آيه شريفه نفى هرگونه حسادت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 2
2 - مهاجران پس از غزوه بنى نضير ، داراى سهم از « فىء » *
و الذين جاءو من بعدهم
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «الذين جاءو» خصوص مهاجرانى باشد كه پس از مهاجران نخستين، به مدينه هجرت كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 1،2
1 - مهاجرانِ نيازمند و تنگدست ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين
در مورد كلمه «للفقراء» دو احتمال وجود دارد: 1ـ بدل از «للّه» كه مقصود فى سبيل اللّه است; 2ـ بدل از «ذى القربى» و ما بعد آن. در هر دو صورت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
2 - مهاجرانِ فقير ، از موارد مصرف سهم خدا در فىء *
ما أفاء اللّه . .. فللّه ... للفقراء المهـجرين
عبارت «للفقراء المهاجرين» مى تواند بيان مصداقى از سهم خداوند در «فىء» باشد; زيرا روشن است كه سهم رسول و ذى القربى، مصرف خاص دارد. اما «سهم اللّه» مصارف عامى دارد كه خداوند در اين آيه، به مصداقى از آن اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 5
5 - يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان ( ابن السبيل ) از جمله سهم بران « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه ... و اليتـمى و المسـكين وابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 5،7
5 - غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ( فىء ) ، ويژه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خارج از قلمرو مالكيت شخصى مسلمانان است .
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم
مفهوم اختصاص يافتن غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اين است كه ساير مسلمانان، ابتدا مالكيت شخصى نسبت به آن ندارند.
7 - « فىء » حق منصب رسالت است ; نه ملك شخصى پيامبر (صلی الله علیه و آله) . *
و ما أفاء اللّه على رسوله
ذكر عنوان رسالت براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند بدان منظور باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه عهده دار منصب رسالت است، «فىء» به آن حضرت تعلق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 1،4،5،10،12
1 - « فىء » غنيمتى قرار داده شده از سوى خداوند در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مصارف ششگانه
ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى فللّه و للرسول
4 - پيامبر خدا و « ذى القربى » ، هر يك داراى سهمى جداگانه از سهام « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. و للرسول و لذى القربى
5 - يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان ( ابن السبيل ) از جمله سهم بران « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه ... و اليتـمى و المسـكين وابن السبيل
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) صاحب اختيار مصرف فىء در موارد تعيين شده از جانب خدا
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
از تعبير «و ما آتاكم. ..» استفاده مى شود كه «فىء» نخست در اختيار پيامبر قرار مى گيرد و او است كه بر اساس موازين عطا مى كند و يا دريغ مى دارد.
12 - « فىء » ، در اختيار حكومت اسلامى ، براى به كارگيرى در مصارف تعيين شده آن *
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در اين آيه به عنوان رهبر جامعه اسلامى، صاحب اختيار «فىء» شناخته شده باشد; زيرا عمر شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) محدود است; ولى مسأله «فىء» همچنان استمرار دارد. پس بايد تفويض اختيار به منصب باشد (كسانى كه اهليت حكومت را دارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 3،4،5
3 - به كارگيرى « فىء » در احياى دين و راه خدا ، از جمله مصارف آن است .
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه
برداشت ياد شده، بر اين مبنا است كه ذكر «فللّه» براى بيان موارد مصرف «فئ» باشد و نه تيمن و تبرك (چنان كه برخى برآنند).
4 - پيامبر خدا و « ذى القربى » ، هر يك داراى سهمى جداگانه از سهام « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. و للرسول و لذى القربى
5 - يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان ( ابن السبيل ) از جمله سهم بران « فىء »
ما أفاء اللّه على رسوله . .. فللّه ... و اليتـمى و المسـكين وابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 1،2،16
1 - مهاجرانِ نيازمند و تنگدست ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين
در مورد كلمه «للفقراء» دو احتمال وجود دارد: 1ـ بدل از «للّه» كه مقصود فى سبيل اللّه است; 2ـ بدل از «ذى القربى» و ما بعد آن. در هر دو صورت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
2 - مهاجرانِ فقير ، از موارد مصرف سهم خدا در فىء *
ما أفاء اللّه . .. فللّه ... للفقراء المهـجرين
عبارت «للفقراء المهاجرين» مى تواند بيان مصداقى از سهم خداوند در «فىء» باشد; زيرا روشن است كه سهم رسول و ذى القربى، مصرف خاص دارد. اما «سهم اللّه» مصارف عامى دارد كه خداوند در اين آيه، به مصداقى از آن اشاره كرده است.
16 - « عن الصادق ( ع ) : . . .ثمّ قال [ اللّه تعالى ] : « للفقراء المهاجرين الذين اُخرجوا . . . » فجعلها اللّه لمن هاجر من قريش مع النبى (صلی الله علیه و آله) . . . و أخرج . . . عنهم المهاجرين مع رسول اللّه من العرب لقوله « الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم » لأنّ قريشاً كانت تأخذ ديار من هاجر منها و أموالهم و لم تكن العرب تفعل ذلك بمن هاجر منها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..خدا فرموده [اموالى كه بدون جنگ به دست آمده ]از آنِ فقراى مهاجر است كه از خانه ها و اموال خود اخراج شده اند.[بااين دستور ]خدا آن اموال را براى مهاجران قريش ـ كه در معيّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند ـ قرار داده و مهاجران عرب را كه ـ همراه آن حضرت بوده اند ـ از [شمول حكم] آنان خارج كرده است; زيرا فرموده :«الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم» قريش خانه ها و اموال مهاجران خود را تصاحب مى كرده; ولى عرب با مهاجران خود اين كار را نمى كرده [و اموال را براى خود آنان باقى مى گذاشته است]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 1
1 - فقراى انصار نيز مانند مهاجرانِ نيازمند ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين تبوّءو الدار و الإيمـن
«والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» است; يعنى، «و للفقراء الذين تبوّءو الدار».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 1،2
1 - نيازمندان و فقراى اهل ايمان ، در هر عصر داراى سهمى از « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين جاءو من بعدهم
«والذين جاءو. ..» عطف بر «المهاجرين» و به تقدير «للفقراء الذين جاءو من بعدهم» مى باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مراد از «الذين جاءو» همه كسانى باشد كه در هر عصرى به جرگه مسلمين مى پيوندند.
2 - مهاجران پس از غزوه بنى نضير ، داراى سهم از « فىء » *
و الذين جاءو من بعدهم
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «الذين جاءو» خصوص مهاجرانى باشد كه پس از مهاجران نخستين، به مدينه هجرت كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 20 - 7
7- اعطاى نعمت از سوى خداوند و برخوردار ساختن همه انسان هاى خوب و بد و مؤمن و كافر از امكانات دنيايى ، برخاسته از فيض بى دريغ ازلى خداست .
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك و ما كان عطاء ربّك محظورًا
جمله «و ما كان عطاء ربّك محظوراً» (در ذيل آيه) به منزله تعليل براى مضمون فراز قبل است; يعنى، چون خداوند عطايش را از هيچ كس دريغ نمى دارد، لذا خوبان و بدان و مؤمن و كافر از آن بهره مند مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 6
6 - فيض پيوسته حق ، پشتوانه اجابت نياز ها و خواسته هاى خلق
يسـله . .. كلّ يوم هو فى شأن
از ارتباط ميان دو بخش آيه، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 7
7 - جود و فيض گسترده خداوند ، مايه آمرزش گناه مؤمنان و دوست داشتن آنان است .
هو الغفور الودود . .. المجيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 11
11 - خداوند ، همواره در حال آفرينش و فيض مداوم در پهنه هستى است .
يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنـثًا و يهب لمن يشاء الذكور
با توجه به افعال مضارع («يخلق»، «يهب» و «يشاء») كه بيانگر تجدد و تكرار فعل است، مى توان برداشت بالا را استفاده نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 4
4 - خداوند ، همواره در حال افاضه فيض و آفرينش جديد
ممّا يخلق بنات
آمدن تعبير «يخلق» ـ به جاى «خلق» ـ مى رساند كه كار آفرينش همواره ادامه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 5
5 - خداوند در هر لحظه ، داراى شأنى كارآمد و فيضى جديد و مستمر براى خلق
كلّ يوم هو فى شأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 8
8- جاودانگى بهشتيان و برخوردارى ابدى آنان از نعمت ها ، متكى به مبدأ لايزال و پايان ناپذير فيض الهى است .
خـلدين فيها . .. قل لو كان البحر مدادًا لكلمـت ربّى لنفد البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 5،6،8
5 ـ پاكيزگى و خلوص از پليدى ها ، زمينه بهره گيرى وافر از فيض الهى و خبائث و ناخالصى ها ، مانع آن
و البلد الطيب . .. و الذى خبث لايخرج إلا نكداً
با توجه به ذيل آيه (لقوم يشكرون) و آيات پس از آن كه برخورد انسانها را با رسالت انبيا تشريح مى كند، معلوم مى شود بيان زمين مستعد و بركتهاى آن و زمين نامستعد و بى ثمرى آن، در حقيقت ترسيم حالت انسانها و استعداد دريافت معارف الهى است. يعنى تشبيه انواع انسانهاست از نظر دريافت معارف به انواع زمينها و دريافت باران رحمت.
6 ـ موجودات ، داراى قابليت هاى متفاوت در بهره گيرى از رحمت الهى
بين يدى رحمته . .. و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه و الذى خبث لايخرج
8 ـ نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند
إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 10
10 ـ عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى
على عبده
اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1ـ صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2ـ همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 8
8 - نياز بردن به درگاه خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از فيض او
يسـله من . .. كلّ يوم هو فى شأن
از ارتباط ميان «يسئله» با«كلّ يوم. ..» و تقدم «يسئله»، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 9
9 ـ نقش عمل خود انسان ، در محروميت از فيض و هدايت الهى
ما كان اللّه ليضل قوماً . .. حتى يبين لهم ما يتقون
از اينكه خداوند هيچ كس را قبل از بيان حكم، در گمراهى رها نمى سازد، استفاده مى شود كه اگر حكمى بيان شد و انسان، على رغم معرفت و شناخت، از گناه پرهيز نكرد، خداوند وى را در گمراهى رها خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 9
9 ـ انفاق كنندگان ، داراى زمينه و قابليّت والاى بهره مندى از فيوضات الهى
اصابها وابل . .. فان لم يصبها وابل فطلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 9
9 ـ خداوند ، داراى خزائن فيض پايان ناپذير
و ترزق من تشاء بغير حساب
روزى دادن بى حساب، مبتنى بر داشتن روزيها و فيوضاتى است بى حساب و پايان ناپذير.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 5
5 ـ خضوع در برابر خدا ، زمينه كسب فيض ربوبى او
اقنتى لربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 36
36 ـ محروميت آدمى از تفضلات الهى برخاسته از بى لياقتى خود اوست نه نقصان فيض و بخشش خداوند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
ذكر گستردگى فضل الهى كه وصف «واسع» بيانگر آن است، اشاره به اين معنا دارد كه اگر آدمى مشمول فضل خاص خداوند نشود، خود مقصر است ; چرا كه فضل الهى بى نهايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 23 - 3
3 ـ دريغ نشدن فيض الهى از هر موجود مستعد ، سنت خداوند
و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 22
22 - علم فراگير خداوند ، مبناى اعطاى فيض از سوى او به بندگان ، براساس استحقاقشان
و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «و كان اللّه. ..» در رابطه با «و كانوا أحقّ...» مطرح شده باشد; يعنى، تشخيص اين شايستگى و اهليّت به وسيله علم فراگير الهى، صورت گرفته و مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى مركزيت فيض الهى به نام عرش
ثمّ استوى على العرش
با توجه به اين كه نظام خلقت، نظام اسباب و مسببات است و پديده هاى اين عالم، نمى توانند فيض الهى را به طور مستقيم و بدون وسايط فيض دريافت كنند; «عرش» مى تواند اشاره به مركزيتى داشته باشد كه سرچشمه فيض الهى است و وسايط فيض، آن را از آن مركز دريافت كرده و به ترتيب به اشيا و امور عالم مى رسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 2
2 - برخوردارى خلق از فيض هميشه در جوشش پروردگار خويش ، نعمتى انكارناپذير و شايان توجه براى جن و انس
كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عنوان «ءالآء»، بر محتواى آيه قبل ـ كه همان نيازمندى خلق و نيازبرآورى خالق مى باشد ـ اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 17
17 ـ خداوند ، يگانه منبع و منشأ فيض ، رحمت و غنا
أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله
گرچه خداوند نام پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در كنار نام خود آورده است، اما فضل را تنها به خود نسبت داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 7
7 - عرش الهى ، سرچشمه فيض بخش جهان هستى
ربّ العرش الكريم
از معانى «كريم» عطابخشى بسيار است. بنابراين توصيف عرش به كريم، بيانگر برداشت فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 2 - 3
3 - هرگونه افاضه حق تعالى به خلق ، ناشى از رحمت او است .
ما يفتح اللّه للناس من رحمة
برداشت ياد شده، از تعبير «رحمة» ـ كه درباره هر نوع داده الهى به بندگان است ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 4
4 - ربوبيت خدا ، نشانگر قدرت او در رساندن فيض به خلق
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العـلمين
آمدن «ربّ العالمين» در برابر ضمير «هم» ـ كه به بت ها بازمى گردد ـ مى تواند اشاره به عجز و بى خاصيتى بت ها داشته باشد; در حالى كه پروردگار جهانيان، به دليل پروردگارى اش، در يارى رساندن به انسان ها، توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 22
22 - علم فراگير خداوند ، مبناى اعطاى فيض از سوى او به بندگان ، براساس استحقاقشان
و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «و كان اللّه. ..» در رابطه با «و كانوا أحقّ...» مطرح شده باشد; يعنى، تشخيص اين شايستگى و اهليّت به وسيله علم فراگير الهى، صورت گرفته و مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 5،9
5 ـ پاكيزگى و خلوص از پليدى ها ، زمينه بهره گيرى وافر از فيض الهى و خبائث و ناخالصى ها ، مانع آن
و البلد الطيب . .. و الذى خبث لايخرج إلا نكداً
با توجه به ذيل آيه (لقوم يشكرون) و آيات پس از آن كه برخورد انسانها را با رسالت انبيا تشريح مى كند، معلوم مى شود بيان زمين مستعد و بركتهاى آن و زمين نامستعد و بى ثمرى آن، در حقيقت ترسيم حالت انسانها و استعداد دريافت معارف الهى است. يعنى تشبيه انواع انسانهاست از نظر دريافت معارف به انواع زمينها و دريافت باران رحمت.
9 ـ متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .
إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 23 - 7
7 ـ فيض رسانى خداوند به انسان ها متناسب با استعداد و پذيرش آنان است .
و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم و لو أسمعهم لتولوا و هم معرضون
خداوند در آيه افاضه هدايتها و توفيقات خويش را مبتنى بر وجود استعداد و پذيرش انسانها كرده است و طبعاً مقدار آن نيز بستگى به استعداد و پذيرش آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 4
4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان
يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 4
4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان
يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 16
16 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) واسطه رسيدن فيض الهى به جامعه اسلامى
أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله
ذكر «رسوله» بعد از «اللّه» و ارجاع ضمير «من فضله» تنها به خدا، بيانگر اين نكته مى تواند باشد كه: فضل و فيض از آن خداست و رسولش، واسطه رساندن فيض خدا به خلق اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 62 - 6
6 - پيامبران ، واسطه وصول فيض و رحمت خدا به خلق
إنّ معى ربّى سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 65 - 3
3 - پيامبران الهى ، واسطه وصول فيض و رحمت خاص خداوند به پيروانشان
و أنجينا موسى و من معه أجمعين
تصريح به نام موسى(ع) و ذكر آن پيش از پيروان وى، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 2
2- پيامبر ، واسطه در فيض ربوبى خداوند براى خلق
رحمة من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 7
7 - تمام قدرت ها و واسطه هاى فيض در نظام هستى ، در مالكيت و سيطره يگانه خداوند
إنّ اللّه هو . .. ذوالقوّة المتين
تعبير «ذوالقوّة» ـ به جاى «القوى» ـ مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه خداوند، نه تنها قوى است; بلكه هر نوع توان و قدرتى كه در نظام وجود يافت شود، مملوك و مقهور او است.
فيض خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 20 - 7
7- اعطاى نعمت از سوى خداوند و برخوردار ساختن همه انسان هاى خوب و بد و مؤمن و كافر از امكانات دنيايى ، برخاسته از فيض بى دريغ ازلى خداست .
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك و ما كان عطاء ربّك محظورًا
جمله «و ما كان عطاء ربّك محظوراً» (در ذيل آيه) به منزله تعليل براى مضمون فراز قبل است; يعنى، چون خداوند عطايش را از هيچ كس دريغ نمى دارد، لذا خوبان و بدان و مؤمن و كافر از آن بهره مند مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 6
6 - فيض پيوسته حق ، پشتوانه اجابت نياز ها و خواسته هاى خلق
يسـله . .. كلّ يوم هو فى شأن
از ارتباط ميان دو بخش آيه، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 7
7 - جود و فيض گسترده خداوند ، مايه آمرزش گناه مؤمنان و دوست داشتن آنان است .
هو الغفور الودود . .. المجيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 11
11 - خداوند ، همواره در حال آفرينش و فيض مداوم در پهنه هستى است .
يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنـثًا و يهب لمن يشاء الذكور
با توجه به افعال مضارع («يخلق»، «يهب» و «يشاء») كه بيانگر تجدد و تكرار فعل است، مى توان برداشت بالا را استفاده نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 4
4 - خداوند ، همواره در حال افاضه فيض و آفرينش جديد
ممّا يخلق بنات
آمدن تعبير «يخلق» ـ به جاى «خلق» ـ مى رساند كه كار آفرينش همواره ادامه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 5
5 - خداوند در هر لحظه ، داراى شأنى كارآمد و فيضى جديد و مستمر براى خلق
كلّ يوم هو فى شأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 8
8- جاودانگى بهشتيان و برخوردارى ابدى آنان از نعمت ها ، متكى به مبدأ لايزال و پايان ناپذير فيض الهى است .
خـلدين فيها . .. قل لو كان البحر مدادًا لكلمـت ربّى لنفد البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 5،6،8
5 ـ پاكيزگى و خلوص از پليدى ها ، زمينه بهره گيرى وافر از فيض الهى و خبائث و ناخالصى ها ، مانع آن
و البلد الطيب . .. و الذى خبث لايخرج إلا نكداً
با توجه به ذيل آيه (لقوم يشكرون) و آيات پس از آن كه برخورد انسانها را با رسالت انبيا تشريح مى كند، معلوم مى شود بيان زمين مستعد و بركتهاى آن و زمين نامستعد و بى ثمرى آن، در حقيقت ترسيم حالت انسانها و استعداد دريافت معارف الهى است. يعنى تشبيه انواع انسانهاست از نظر دريافت معارف به انواع زمينها و دريافت باران رحمت.
6 ـ موجودات ، داراى قابليت هاى متفاوت در بهره گيرى از رحمت الهى
بين يدى رحمته . .. و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه و الذى خبث لايخرج
8 ـ نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند
إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 10
10 ـ عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى
على عبده
اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1ـ صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2ـ همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 8
8 - نياز بردن به درگاه خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از فيض او
يسـله من . .. كلّ يوم هو فى شأن
از ارتباط ميان «يسئله» با«كلّ يوم. ..» و تقدم «يسئله»، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 9
9 ـ نقش عمل خود انسان ، در محروميت از فيض و هدايت الهى
ما كان اللّه ليضل قوماً . .. حتى يبين لهم ما يتقون
از اينكه خداوند هيچ كس را قبل از بيان حكم، در گمراهى رها نمى سازد، استفاده مى شود كه اگر حكمى بيان شد و انسان، على رغم معرفت و شناخت، از گناه پرهيز نكرد، خداوند وى را در گمراهى رها خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 9
9 ـ انفاق كنندگان ، داراى زمينه و قابليّت والاى بهره مندى از فيوضات الهى
اصابها وابل . .. فان لم يصبها وابل فطلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 9
9 ـ خداوند ، داراى خزائن فيض پايان ناپذير
و ترزق من تشاء بغير حساب
روزى دادن بى حساب، مبتنى بر داشتن روزيها و فيوضاتى است بى حساب و پايان ناپذير.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 5
5 ـ خضوع در برابر خدا ، زمينه كسب فيض ربوبى او
اقنتى لربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 36
36 ـ محروميت آدمى از تفضلات الهى برخاسته از بى لياقتى خود اوست نه نقصان فيض و بخشش خداوند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
ذكر گستردگى فضل الهى كه وصف «واسع» بيانگر آن است، اشاره به اين معنا دارد كه اگر آدمى مشمول فضل خاص خداوند
نشود، خود مقصر است ; چرا كه فضل الهى بى نهايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 23 - 3
3 ـ دريغ نشدن فيض الهى از هر موجود مستعد ، سنت خداوند
و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 22
22 - علم فراگير خداوند ، مبناى اعطاى فيض از سوى او به بندگان ، براساس استحقاقشان
و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «و كان اللّه. ..» در رابطه با «و كانوا أحقّ...» مطرح شده باشد; يعنى، تشخيص اين شايستگى و اهليّت به وسيله علم فراگير الهى، صورت گرفته و مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى مركزيت فيض الهى به نام عرش
ثمّ استوى على العرش
با توجه به اين كه نظام خلقت، نظام اسباب و مسببات است و پديده هاى اين عالم، نمى توانند فيض الهى را به طور مستقيم و بدون وسايط فيض دريافت كنند; «عرش» مى تواند اشاره به مركزيتى داشته باشد كه سرچشمه فيض الهى است و وسايط فيض، آن را از آن مركز دريافت كرده و به ترتيب به اشيا و امور عالم مى رسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 2
2 - برخوردارى خلق از فيض هميشه در جوشش پروردگار خويش ، نعمتى انكارناپذير و شايان توجه براى جن و انس
كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عنوان «ءالآء»، بر محتواى آيه قبل ـ كه همان نيازمندى خلق و نيازبرآورى خالق مى باشد ـ اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 4
4 - ربوبيت خدا ، نشانگر قدرت او در رساندن فيض به خلق
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العـلمين
آمدن «ربّ العالمين» در برابر ضمير «هم» ـ كه به بت ها بازمى گردد ـ مى تواند اشاره به عجز و بى خاصيتى بت ها داشته باشد; در حالى كه پروردگار جهانيان، به دليل پروردگارى اش، در يارى رساندن به انسان ها، توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 22
22 - علم فراگير خداوند ، مبناى اعطاى فيض از سوى او به بندگان ، براساس استحقاقشان
و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «و كان اللّه. ..» در رابطه با «و كانوا أحقّ...» مطرح شده باشد; يعنى، تشخيص اين شايستگى و اهليّت به وسيله علم فراگير الهى، صورت گرفته و مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 5،9
5 ـ پاكيزگى و خلوص از پليدى ها ، زمينه بهره گيرى وافر از فيض الهى و خبائث و ناخالصى ها ، مانع آن
و البلد الطيب . .. و الذى خبث لايخرج إلا نكداً
با توجه به ذيل آيه (لقوم يشكرون) و آيات پس از آن كه برخورد انسانها را با رسالت انبيا تشريح مى كند، معلوم مى شود بيان زمين مستعد و بركتهاى آن و زمين نامستعد و بى ثمرى آن، در حقيقت ترسيم حالت انسانها و استعداد دريافت معارف الهى است. يعنى تشبيه انواع انسانهاست از نظر دريافت معارف به انواع زمينها و دريافت باران رحمت.
9 ـ متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .
إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 23 - 7
7 ـ فيض رسانى خداوند به انسان ها متناسب با استعداد و پذيرش آنان است .
و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم و لو أسمعهم لتولوا و هم معرضون
خداوند در آيه افاضه هدايتها و توفيقات خويش را مبتنى بر وجود استعداد و پذيرش انسانها كرده است و طبعاً مقدار آن نيز بستگى به استعداد و پذيرش آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 4
4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان
يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 16
16 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) واسطه رسيدن فيض الهى به جامعه اسلامى
أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله
ذكر «رسوله» بعد از «اللّه» و ارجاع ضمير «من فضله» تنها به خدا، بيانگر اين نكته مى تواند باشد كه: فضل و فيض از آن خداست و رسولش، واسطه رساندن فيض خدا به خلق اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 62 - 6
6 - پيامبران ، واسطه وصول فيض و رحمت خدا به خلق
إنّ معى ربّى سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 65 - 3
3 - پيامبران الهى ، واسطه وصول فيض و رحمت خاص خداوند به پيروانشان
و أنجينا موسى و من معه أجمعين
تصريح به نام موسى(ع) و ذكر آن پيش از پيروان وى، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 2
2- پيامبر ، واسطه در فيض ربوبى خداوند براى خلق
رحمة من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 7
7 - تمام قدرت ها و واسطه هاى فيض در نظام هستى ، در مالكيت و سيطره يگانه خداوند
إنّ اللّه هو . .. ذوالقوّة المتين
تعبير «ذوالقوّة» ـ به جاى «القوى» ـ مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه خداوند، نه تنها قوى است; بلكه هر نوع توان و قدرتى كه در نظام وجود يافت شود، مملوك و مقهور او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 21
21 ـ قابيل ، ـ به تحريك ابليس ـ براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .
كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 19،23
19 ـ هابيل پذيرفته نشدن قربانى برادرش قابيل را معلول بى تقوايى او دانست .
و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل اللّه من المتقين
23 ـ قابيل ، انسانى ناآشنا به معارف الهى ، بى تقوا و حسود
قال لاقتلنك . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 23،24
23 ـ پشيمانى قابيل از تقصير خويش در مورد خاكسپارى برادرش هابيل
اعجزت ان اكون . .. فاصبح من الندمين
ظاهر اين است كه جمله «فاصبح . ..» متفرع بر جمله «اعجزت» باشد. بنابراين پشيمانى قابيل برخاسته از دفن نكردن جثه برادر خواهد بود.
24 ـ قابيل ، پشيمان از قتل برادرش هابيل *
فاصبح من الندمين
بنابر اينكه «فاصبح . ..» متفرع باشد بر «فقتله» كه در آيه قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 11
11 ـ قابيل ، از انسان هاى نخستين و با تجربيات ناچيز و بسيار محدود
ليريه كيف يورى سوءة اخيه
آگاه نبودن قابيل به كيفيت دفن جسد دلالت دارد كه وى از انسانهاى نخستين، و تجربياتش ناچيز و بسيار محدوده بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 8
8 ـ آثار اهل كتاب مشتمل بر داستان قابيل و هابيل به گونه اى تحريف شده و آميخته با باطل
بالحق
كلمه «بالحق» به قرينه آيات گذشته، كه درباره اهل كتاب بود، مى تواند اشاره به تحريفهايى باشد كه در آثار اهل كتاب نسبت به فرزندان آدم وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 4
4 ـ قابيل ، سرگردان و متحير در برابر جسد بى جان برادرش هابيل
فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه
برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل قابيل هابيل و تركه بالعراء لايدرى ما يصنع به . .. .
مجمع البيان، ج 3، ص 286; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 124.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 18
18 ـ قابيل ، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبيت گسترده او
انى اخاف اللّه رب العلمين
چون خداترسى هابيل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابيل به دليل تصميمش بر برادركشى، هيچ ترسى از خدا در دل نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 5،6
5 ـ كلاغ گسيل داده شده براى تعليم قابيل ، آگاه به تحير و سرگردانى وى براى دفن هابيل
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه
در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «غراب» برگردانده شده است. يعنى كلاغ به انگيزه نشان دادن چگونگى دفن به قابيل در زمين كاوش مى كرد و چيزى را در آن نهان مى ساخت.
6 ـ فاصله زمانى اندك ميان مرگ هابيل و گسيل كلاغى براى آموزش قابيل
فقتله . .. فبعث اللّه غراباً
عطف «بعث» بر «قتله» به وسيله «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 23
23 ـ قابيل ، انسانى ناآشنا به معارف الهى ، بى تقوا و حسود
قال لاقتلنك . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 3،20
3 ـ قابيل ، ناآگاه از كيفيت دفن و پنهان سازى جثه هابيل
ليريه كيف يورى سوءة اخيه
20 ـ تأسف قابيل بر نادانى خويش و ناتوانى از برابرى با حيوانى همچون كلاغ
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 15،23
15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *
قال لاقتلنك
به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
23 ـ قابيل ، انسانى ناآشنا به معارف الهى ، بى تقوا و حسود
قال لاقتلنك . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 16
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 14،15،19،21،30
14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل
فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك
15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *
قال لاقتلنك
به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
19 ـ هابيل پذيرفته نشدن قربانى برادرش قابيل را معلول بى تقوايى او دانست .
و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل اللّه من المتقين
21 ـ مشروط بودن پذيرش اعمال نيك به تقوا ، پاسخ هابيل به اعتراض قابيل بر پذيرفته نشدن قربانى او
قال انما يتقبل اللّه من المتقين
30 ـ فربه ترين گوسفند هابيل ، قربانى قبول شده وى به درگاه خدا و دسته اى از خوشه هاى گندم يا مانند آن ، قربانى قبول نشده قابيل
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق اذ قربا قرباناً
از امام سجاد(ع) درباره قربانى نمودن فرزندان آدم(ع) روايت شده: . .. قرب احدهما اسمن كبش كان فى صيانته و قرب الاخر ضغثا من سنبل فتقبل من صاحب الكبش و هو هابيل و لم يتقبل من الاخر ... .
تفسير قمى، ج 1، ص 165; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 12،13
12 ـ قابيل ، از زمره زيانكاران
فاصبح من الخسرين
13 ـ زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل
فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 21
21 ـ قابيل ، ملامتگر خويش ، به سبب ناتوانى از كيفيت پنهان ساختن جسد هابيل
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 20،21،25
20 ـ تأسف قابيل بر نادانى خويش و ناتوانى از برابرى با حيوانى همچون كلاغ
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
21 ـ قابيل ، ملامتگر خويش ، به سبب ناتوانى از كيفيت پنهان ساختن جسد هابيل
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
25 ـ قابيل ، پس از آگاهى به شيوه خاكسپارى ، ناتوان از دسترسى به جسد برادرش هابيل *
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب . ..
تفريع ندامت قابيل بر ناتوانيش بر دفن برادر، مى رساند كه وى پس از آگاهى بر كيفيت دفن، ديگر نمى توانسته است جثه او را به خاك بسپارد. بنابراين جثه برادر را پس از كشتن سر به نيست كرده بود. ماضى آوردن فعل «اعجزت» اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 2
2 ـ هابيل ، در صدد آرام نمودن روح طغيانگر قابيل
قال لاقتلنك قال . .. لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك
طغيانگرى قابيل از تأكيد در «لاقتلنك» به دست مى آيد و سخنان نرم و آموزنده هابيل، نشانگر تلاش وى براى نرم و آرام ساختن قابيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 5
5 ـ جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل
فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس
«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 33
33 ـ هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند
اذ قربا قرباناً
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 10
10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 18
18 ـ قابيل ، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبيت گسترده او
انى اخاف اللّه رب العلمين
چون خداترسى هابيل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابيل به دليل تصميمش بر برادركشى، هيچ ترسى از خدا در دل نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 22
22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل
كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى
از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 1،3،4،6،7،9،31
1 ـ داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.
3 ـ دو قربانى تقديم شده از سوى هابيل و قابيل از يك نوع و از يك جنس بود . *
اذ قربا قرباناً
مفرد آوردن كلمه «قرباناً» ـ على رغم اينكه هر كدام جداگانه هديه اى را قربانى كردند ـ مى تواند اشاره به اين باشد كه آن دو قربانى از يك جنس بوده است.
4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به نقل صحيح داستان قربانى هابيل و قابيل براى اهل كتاب
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
با توجه به آيات پيشين كه درباره اهل كتاب بود، معلوم مى شود كه مراد از ضمير در «عليهم»، اهل كتاب هستند.
6 ـ ماجراى قربانى هابيل و قابيل ، ماجرايى واقعى ، نه افسانه و سمبليك
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
در برداشت فوق «بالحق» توصيف «نبأ» گرفته شده است. يعنى داستان فرزندان آدم، داستانى واقعى است.
7 ـ داستان قربانى فرزندان آدم ، به گونه اى كه در قرآن بيان شده ، گزارشى واقعى و به دور از هرگونه باطل
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
در برداشت فوق «بالحق» متعلق به «اتل» گرفته شده است.
9 ـ تنها قربانى يكى از دو فرزند آدم ، مقبول درگاه خداوند قرار گرفت .
فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر
31 ـ فرمان حضرت آدم ( ع ) به هابيل و قابيل براى قربانى كردن به درگاه خدا
اذ قربا قرباناً
از امام باقر(ع) روايت شده: . .. ان آدم امر هابيل و قابيل ان يقربا قرباناً ... و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم...».
كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 -
2،4،6،12،13،14،15،19،21،31
2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به نقل صحيح داستان قربانى هابيل و قابيل براى اهل كتاب
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
با توجه به آيات پيشين كه درباره اهل كتاب بود، معلوم مى شود كه مراد از ضمير در «عليهم»، اهل كتاب هستند.
6 ـ ماجراى قربانى هابيل و قابيل ، ماجرايى واقعى ، نه افسانه و سمبليك
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
در برداشت فوق «بالحق» توصيف «نبأ» گرفته شده است. يعنى داستان فرزندان آدم، داستانى واقعى است.
12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى
قال لاقتلنك
لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.
13 ـ قابيل ، برادرش هابيل را به قتل تهديد كرد .
قال لاقتلنك
14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل
فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك
15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *
قال لاقتلنك
به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
19 ـ هابيل پذيرفته نشدن قربانى برادرش قابيل را معلول بى تقوايى او دانست .
و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل اللّه من المتقين
21 ـ مشروط بودن پذيرش اعمال نيك به تقوا ، پاسخ هابيل به اعتراض قابيل بر پذيرفته نشدن قربانى او
قال انما يتقبل اللّه من المتقين
31 ـ فرمان حضرت آدم ( ع ) به هابيل و قابيل براى قربانى كردن به درگاه خدا
اذ قربا قرباناً
از امام باقر(ع) روايت شده: . .. ان آدم امر هابيل و قابيل ان يقربا قرباناً ... و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم...».
كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 1
1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او
لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك
لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 3
3 ـ قابيل در ديدگاه و سخن هابيل ، در صورت اقدام به تهاجم ، مسؤول تمامى پيامد هاى سوء عملكرد هر كدام
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
مراد از «اثمى»، به قرينه «اثمك»، گناهانى است كه بر اثر درگيرى آن دو به وجود مى آيد. زيرا به شهادت مقام، مراد از گناه قابيل، همان برادركشى و مقدمات آن است. بنابراين مقصود هابيل اين است كه من تهاجمى را عليه تو آغاز نمى كنم و هرگز قصد كشتن تو را نخواهم كرد تا در درگيرى احتمالى، تو مهاجم باشى و آغازگر و در نتيجه اگر تو تلف شدى و يامن كشته شدم در هر صورت گناه به گردن تو افتد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 1،2،3،4،5،10،13،16،19،21
1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .
فطوعت له نفسه
«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
4 ـ قابيل ، فريفته وسوسه هاى نفس خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
5 ـ قابيل ، برادرش هابيل را پس از جريان قربانى به قتل رسانيد .
اذ قربا قرباناً . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
13 ـ زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل
فقتله فاصبح من الخسرين
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
19 ـ قابيل ، كيفيت قتل برادرش هابيل را از ابليس آموخت
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از امام سجاد(ع) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق فرمود: فلم يدر كيف يقتله حتى جاء ابليس فعلمه . .. .
تفسير قمى، ج 1، ص 165; نورالثقلين، ج 1، ص 616، ح 140.
21 ـ قابيل ، ـ به تحريك ابليس ـ براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .
كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 -
1،2،3،4،5،6،16،20،21،22،23،24،25،28
1 ـ خداوند كلاغى را براى آموزش دفن هابيل به سوى قابيل گسيل داشت .
فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه
2 ـ كلاغ با كاوش در زمين و پنهان سازى چيزى در آن ، قابيل را به كيفيت دفن جثه هابيل رهنمون ساخت .
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه
3 ـ قابيل ، ناآگاه از كيفيت دفن و پنهان سازى جثه هابيل
ليريه كيف يورى سوءة اخيه
4 ـ قابيل ، سرگردان و متحير در برابر جسد بى جان برادرش هابيل
فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه
برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل قابيل هابيل و تركه بالعراء لايدرى ما يصنع به . .. .
مجمع البيان، ج 3، ص 286; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 124.
5 ـ كلاغ گسيل داده شده براى تعليم قابيل ، آگاه به تحير و سرگردانى وى براى دفن هابيل
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه
در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «غراب» برگردانده شده است. يعنى كلاغ به انگيزه نشان دادن چگونگى دفن به قابيل در زمين كاوش مى كرد و چيزى را در آن نهان مى ساخت.
6 ـ فاصله زمانى اندك ميان مرگ هابيل و گسيل كلاغى براى آموزش قابيل
فقتله . .. فبعث اللّه غراباً
عطف «بعث» بر «قتله» به وسيله «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.
16 ـ قابيل ، برخوردار از امداد خداوند براى دفن جسد برادرش هابيل
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه
برداشت فوق بر اين مبناست كه روانه ساختن كلاغ و تعليم قابيل براى رفع سرگردانى وى صورت گرفته باشد.
20 ـ تأسف قابيل بر نادانى خويش و ناتوانى از برابرى با حيوانى همچون كلاغ
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
21 ـ قابيل ، ملامتگر خويش ، به سبب ناتوانى از كيفيت پنهان ساختن جسد هابيل
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل
كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى
از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.
23 ـ پشيمانى قابيل از تقصير خويش در مورد خاكسپارى برادرش هابيل
اعجزت ان اكون . .. فاصبح من الندمين
ظاهر اين است كه جمله «فاصبح . ..» متفرع بر جمله «اعجزت» باشد. بنابراين پشيمانى قابيل برخاسته از دفن نكردن جثه برادر خواهد بود.
24 ـ قابيل ، پشيمان از قتل برادرش هابيل *
فاصبح من الندمين
بنابر اينكه «فاصبح . ..» متفرع باشد بر «فقتله» كه در آيه قبل آمده است.
25 ـ قابيل ، پس از آگاهى به شيوه خاكسپارى ، ناتوان از دسترسى به جسد برادرش هابيل *
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب . ..
تفريع ندامت قابيل بر ناتوانيش بر دفن برادر، مى رساند كه وى پس از آگاهى بر كيفيت دفن، ديگر نمى توانسته است جثه او را به خاك بسپارد. بنابراين جثه برادر را پس از كشتن سر به نيست كرده بود. ماضى آوردن فعل «اعجزت» اين معنا را تأييد مى كند.
28 ـ حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر ـ پس از زد و خورد ميان آنها ـ ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه
از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .
تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 29 - 9
9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 33
33 ـ هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند
اذ قربا قرباناً
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 12،13،15
12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى
قال لاقتلنك
لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.
13 ـ قابيل ، برادرش هابيل را به قتل تهديد كرد .
قال لاقتلنك
15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *
قال لاقتلنك
به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود:
... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 1،4
1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او
لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك
لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.
4 ـ توانايى هابيل بر قتل برادرش قابيل
ما إنّا بباسط . .. لاقتلك انى اخاف اللّه
اگر هابيل از قتل برادرش ناتوان بود، اقدام نكردن به قتل را ناشى از خداترسى خويش نمى شمرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 1،2
1 ـ عزم هابيل بر آلوده نساختن دست خويش به خون برادر و گرفتار نيامدن به پيامد هاى آن
انى اريد . .. فتكون من اصحب النار
2 ـ تأكيد هابيل بر پيشدستى نكردن در قتل برادر ، در عين حفظ حق دفاع از خويش در برابر تهاجم وى
انى اريد ان تبوا باثمى
چنانچه مراد از «اثمى»، گناهى باشد كه از كشته شدن احتمالى قابيل به دست هابيل صورت گيرد، معلوم مى شود هابيل خاطر نشان ساخته است كه من اگرچه قصد كشتن تو را ندارم ولى از خود دفاع مى كنم، هر چند به كشتن ناخواسته تو بينجامد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 4،28
4 ـ قابيل ، سرگردان و متحير در برابر جسد بى جان برادرش هابيل
فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه
برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل قابيل هابيل و تركه بالعراء لايدرى ما يصنع به . .. .
مجمع البيان، ج 3، ص 286; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 124.
28 ـ حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر ـ پس از زد و خورد ميان آنها ـ ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه
فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه
از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .
تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 2
2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 10
10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 8
8 ـ نهراسيدن هابيل از تهديد برادرش به قتل وى *
لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين
تأكيد هابيل بر ترس خويش از خداوند (انى اخاف)، مى تواند اشاره به اين باشد كه از تهديد برادر، ترسى به دل او راه نيافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 1،3،4،16
1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
4 ـ قابيل ، فريفته وسوسه هاى نفس خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 6
6 - معتقدان به اديان الهى نبايد در كشتن و آواره كردن همكيشان خود ، به قاتلان و آواره كنندگان يارى رسانند .
تظهرون عليهم بالاثم و العدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 10
10 ـ خون و جان قاتلان نابحق و مفسدان در زمين ، فاقد ارزش و احترام
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض
«باء» در «بغير نفس» براى مقابله است. بنابراين مفهوم جمله شرطيه «من قتل نفساً ...» اين است كه قتل نفس آنگاه كه در مقابل كشتن كسى (قصاص) و يا در مقابل فسادانگيزى باشد، كيفر ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 2،3
2 - خداوند ، قوم موسى رابه معرفى قاتل نويد داد و قاتلان را به افشاى هويتشان تهديد كرد .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
مراد از «ما كنتم تكتمون» (آنچه را كتمان مى كرديد)، به قرينه جمله قبل، معرفى نكردن قاتل على رغم آگاهى به آن است. مراد از «إخراج» (مصدر مخرج)، به قرينه تكتمون، آشكار ساختن است.
3 - گروهى از قوم موسى قاتل را مى شناختند و از افشاى هويتش خوددارى مى كردند .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
هر چند كتمان كردن به همه قوم موسى نسبت داده شده است، ولى به قرينه «فادارءتم»، معلوم مى شود برخى از آنها قاتل را مى شناختند و از معرفى آن خوددارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 7
7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .
تظهرون عليهم بالاثم و العدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 27
27 ـ قتل نفس محترم ، در پى دارنده ندامت قاتل
فاصبح من الندمين
از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. و الذنوب التى تورث الندم قتل النفس التى حرم اللّه ... قال عزوجل فى قصة قابيل حين قتل اخاه هابيل ... «فاصبح من النادمين» ... .
معانى الاخبار، ص 270، ح 2; بحارالانوار، ج 73، ص 375، ح 12.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 7
7 ـ خونب هاى قتل از روى خطا ، بايد به طور كامل تسليم خانواده مقتول گردد .
و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله
در معناى كلمه «مسلّمة» گفته شده است: «المدفوعة اليهم موفّرة غير منقّصة». يعنى بايد به طور كامل و بدون هيچ كاستى
تسليم شود. «مجمع البيان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 7
7 ـ توبه كشتن مؤمن ، از روى خشم و غضب و يا به انگيزه هاى دنيايى ، قصاص است .
و من يقتل مؤمنا متعمّداً
امام صادق (ع) درباره توبه در قتل عمدى مؤمن از روى غضب يا به انگيزه هاى دنيايى فرمود: . .. و ان كان قتله لغضب او لسبب شىء من امر الدنيا فانّ توبته ان يقاد منه ... .
كافى، ج 7، ص 276، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 533، ح 490.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،4،5
1 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
4 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1ـ تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» ـ كه عقاب است ـ به آثار و پيامدهاى «حسنات» ـ كه ثواب است ـ . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 8 - 6
6 - حسابرسى قاتل در قيامت ، بر دادخواهى مقتول توقف ندارد .
و إذا الموءودة سئلت
مجهول آوردن «سئلت»، حاكى از اين است كه فرد يا افرادى غير از مقتول، پى گير محاكمه قاتل خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 7
7 ـ گناه شرك ، آدم كشى و زنا ، در پى دارنده عذاب طولانى و خواركننده در قيامت
و يخلد فيه مهانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 6
6 ـ كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در حال خوارى و براى هميشه در عذاب الهى گرفتار خواهند شد .
و يخلد فيه مهانًا
فوق مبتنى بر همين نظريه است. و چنان چه «ذلك» اشاره به يكايك گناهان ياد شده به صورت مستقل باشد، در اين صورت چون اتفاق همه علما و مفسران بر آن است كه زناكار به عذاب ابدى در قيامت گرفتار نمى شود، از اين رو مقصود از «يخلد» طولانى بودن عذاب است نه جاودانگى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 18
18 - اولياى مقتول در صورت گذشت از حق قصاص و مطالبه ديه از قاتل ، بايد با وى به گونه اى پسنديده رفتار كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف
فاعل «اتباع» محتمل است ولى مقتول، و محتمل است قاتل باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. بر اين مبنا «فاتباع بالمعروف»; يعنى، اولياى مقتول بايد به گونه اى پسنديده با قاتل رفتار كنند; وى را آزار ندهند; در گرفتن ديه بر او سخت نگيرند; و بيش از حد متعارف از او مطالبه نكنند و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 19
19 - قاتل بايد با نيكى و رفتارى پسنديده ، ديه را به اولياى مقتول بپردازد .
فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن
فاعل «أداء» قاتل است و ضمير در «إليه» به «أخيه» - كه مراد از آن ولى مقتول است - باز مى گردد. بنابراين جمله «أداء إليه ...»; يعنى، قاتل بايد ديه را با رعايت احسان به ولى مقتول بپردازد; بدين صورت كه در پرداخت ديه تأخير نكند و كمتر از مقدار تعيين شده نپردازد و موجب ناراحتى اولياى مقتول نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 8
8 ـ كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .
يضـعف له العذاب يوم القيـمة و يخلد فيه مهانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 8
8 ـ كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .
يضـعف له العذاب يوم القيـمة و يخلد فيه مهانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 8
8 ـ كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .
يضـعف له العذاب يوم القيـمة و يخلد فيه مهانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 5
5 ـ عذاب كسى كه مؤمنى را از روى عمد بكشد ، آماده و مهيّاست .
و من يقتل مؤمنا متعمّداً . .. و اعدّ له عذاباً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 8،13،27
8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء
مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .
13 - قاتل در صورتى كه از قصاص عفو شود ، بايد به اولياى مقتول خون بها بپردازد .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. و أداء إليه بإحسن
27 - قاتل ، در صورتى كه از قصاص عفو شود و پس از آن ديگرى را به قتل برساند ، بايد كشته شود و مورد عفو قرار نگيرد .
كتب عليكم القصاص . .. فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «من» در جمله فوق، قاتل باشد نه ولىّ مقتول. بر اين مبنا «ذلك» به «عفو» - كه از جمله «فمن عفى له» به دست مى آيد - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 31
31 ـ جايگاه قاتل يك انسان در جهنم ، همان جايگاه قاتل همه انسانهاست ، اگر چه عذابشان متفاوت است .
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض فكانما قتل الناس جميعاً
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: يوضع فى موضع من جهنم . .. لو قتل الناس جميعا انما كان يدخل ذلك المكان قلت: فانه قتل آخر؟ قال: يضاعف عليه.
كافى، ج 7، ص 271، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 150.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 10
10 ـ مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .
والذين لايدعون مع اللّه إلـهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا
«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 4،27
4 - قاتل بايد خود را براى قانون قصاص تسليم كند .
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص
مخاطبان واقعى جمله «كتب عليكم» قاتلان هستند. بنابراين بر خود قاتل است كه براى اجراى قانون قصاص، خويشتن را آماده كند و اين به معناى لزوم تسليم براى اجراى قصاص مى باشد.
27 - قاتل ، در صورتى كه از قصاص عفو شود و پس از آن ديگرى را به قتل برساند ، بايد كشته شود و مورد عفو قرار نگيرد .
كتب عليكم القصاص . .. فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «من» در جمله فوق، قاتل باشد نه ولىّ مقتول. بر اين مبنا «ذلك» به «عفو» - كه از جمله «فمن عفى له» به دست مى آيد - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 14،16،30
14 - اخوت و برادرى اهل ايمان با يكديگر
يايها الذين ءامنوا . .. فمن عفى له من أخيه شىء
16 - گذشت از قصاص ، مظهر عواطف ايمانى و اخوت اسلامى است .
فمن عفى له من أخيه شىء
30 - حلبى مى گويد : از امام صادق ( ع ) . . . درباره سخن خداوند كه فرموده « فمن عفى له من أخيه شى فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسان » سؤال كردم ، فرمود : « ينبغى للذى له الحق ان لايعسر أخاه إذا كان قد صالحه على دية و ينبغى للذى عليه
الحق ان لايمطل أخاه إذا قدر على ما يعطيه و يؤدى إليه بإحسان قال : و سألته عن قول اللّه عز و جل « فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم » فقال : هو الرجل يقبل الدية أو يعفو أو يصالح ثم يعتدى فيقتل فله عذاب أليم كما قال اللّه عز و جل ;
سزاوار است كسى كه صاحب حق خون است و توافق در ديه كرده اند، در گرفتن ديه سخت گيرى نكند و سزاوار است براى كسى كه بايد ديه بدهد اگر توانايى پرداخت آن را دارد كوتاهى نكند و با نيكويى پرداخت نمايد. حلبى گويد: از سخن خداوند كه فرموده: «فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم» سؤال نمودم، امام فرمود: مراد كسى است كه ديه را پذيرفته يا عفو نموده و يا مصالحه كرده، سپس تجاوز نمايد و دست به قتل زند; پس همان طورى كه خداوند فرموده براى او عذاب دردناكى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 24،26
24 - كسانى كه پس از عفو قاتل از قصاص و يا گرفتن ديه در پى كشتن وى برآيند ، به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد .
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره به گرفتن ديه باشد. در اين صورت جمله «فمن اعتدى ...» بيانگر اين است كه: اولياى مقتول اگر قاتل را عفو كنند و از او مطالبه ديه نمايند، پس از آن حق ندارند در صدد كشتن وى باشند و او را قصاص كنند.
26 - ولىّ مقتول اگر پس از عفو يا گرفتن ديه ، قاتل را بكشد ، بايد كشته شود . *
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
جمله «فله عذاب أليم» را مى توان بيان واقعيتى دانست كه تجاوزگر در دنيا يا آخرت به آن گرفتار خواهد شد و مى توان آن را حكمى كيفرى و مجازاتى شمرد كه جامعه اسلامى بايد آن را اجرا كند. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 4
4 ـ گناه شرك ، آدم كشى و زنا در پى دارنده اشد مجازات در قيامت
يضـعف له العذاب يوم القيـمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 1،2
1 ـ كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در قيامت دو چندان عذاب و كيفر خواهند شد .
يضـعف له العذاب يوم القيـمة
در اين كه چرا افراد ياد شده، دو چندان مجازات خواهند شد، ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ مقصود از «يضاعف. ..» دو چندان شدن مجازات كسانى است كه هر سه گناه شرك، آدم كشى و زنا را با هم مرتكب شوند; زيرا شرك موجب دو چندان شدن مجازات بزه كارى مى شود. برداشت ياد شده و برداشت بعدى مبتنى بر اين نظريه است. 2- مقصود، تشديد مجازات افراد ياد شده است نه دو چندان شدن آن.
2 ـ شرك ، موجب دو چندان شدن كيفر بزه كارى ( آدمكشى ، زنا و . . . ) در قيامت
يضـعف له العذاب يوم القيـمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 31
31 ـ جايگاه قاتل يك انسان در جهنم ، همان جايگاه قاتل همه انسانهاست ، اگر چه عذابشان متفاوت است .
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض فكانما قتل الناس جميعاً
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: يوضع فى موضع من جهنم . .. لو قتل الناس جميعا انما كان يدخل ذلك المكان قلت: فانه قتل آخر؟ قال: يضاعف عليه.
كافى، ج 7، ص 271، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 150.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 70 - 2
2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .
إن البقر تشبه علينا
«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 1،2
1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .
فقلنا اضربوه ببعضها
ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.
2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى ، زنده شد .
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى
عبارت «كذلك يحى اللّه الموتى; خداوند بدين سان مردگان را زنده مى كند» پس از جمله «فقلنا . ..» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 7
7 ـ خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 4،13
4 - قاتل بايد خود را براى قانون قصاص تسليم كند .
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص
مخاطبان واقعى جمله «كتب عليكم» قاتلان هستند. بنابراين بر خود قاتل است كه براى اجراى قانون قصاص، خويشتن را آماده كند و اين به معناى لزوم تسليم براى اجراى قصاص مى باشد.
13 - قاتل در صورتى كه از قصاص عفو شود ، بايد به اولياى مقتول خون بها بپردازد .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. و أداء إليه بإحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 19
19- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى الحسن ( ع ) إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه : « . . .فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً » فما هـذا الإسراف الذى نهى الله عزّوجلّ عنه قال : نهى أن يقتل غير قاتله أو يمثل بالقاتل قلت : فما معنى قوله : « إنه كان منصوراً » قال : و أىّ نصرة أعظم من أن يدفع القاتل إلى أولياء المقتول فيقتله و لاتبعة تلزمه من قتله فى دين و لا دنيا ;
اسخاق بن عمار گويد: به امام موسى بن جعفر(ع) گفتم: همانا خداى ـ عزّوجلّ ـ در كتابش مى فرمايد: «. .. فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» اين اسراف چه اسرافى است كه خداوند عزّوجلّ از آن نهى كرده است[راوى گويد]گفتم: پس معناى سخن خدا «إنه كان منصوراً» چيست؟ فرمود: چه نصرتى بزرگ تر از اينكه قاتل به اولياى مقتول داده مى شود و آنان قاتل را مى كُشند و پيامدهايى كه لازمه قتل است ـ چه پيامدهاى دينى و چه دنيايى ـ دامنگير آنان نمى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 2،3
2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 2
2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 14
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . و نزل بالمدينة « والذين يرمون المحصنات ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة و لاتقبلوا لهم شهادة ابداً و أُولـئك هم الفاسقون » . . . فبرأه اللّه ما كان مقيماً على الفرية من أن يسمّى بالإيمان . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه آيه «والذين يرمون المحصنات. .. أُولـئك هم الفاسقون» در مدينه نازل شده است... پس خداوند كسى را كه تهمت زنا مى زند با زمانى كه بر اين تهمت باقى باشد، او را از مؤمن ناميده شدن به دور داشته است...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 7
7 - اتهام بى دليل زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، موجب از ميان رفتن هميشگى حق شهادت نسبت دهندگان ، در تمامى صحنه هاى گواهى
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة ابدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 4
4 - منزوى ساختن و بى مهرى كردن به قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، وظيفه اى الهى بر عهده اهل ايمان
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لعنوا فى الدنيا
جمله «لعنوا فى الدنيا» مى تواند بيانگر وظيفه اهل ايمان نسبت به قذف كنندگان باشد كه در برداشت فوق، بدان اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 13 - 3
3 - در صورتى كه قذف كنندگان از اقامه بينه ناتوان باشند ، تكذيب آنان و مبرا دانستن دامن متهم ، واجب است .
لولا جاءو عليه بأربعة شهداء فإذ لم يأتوا بالشهداء فأُولـئك عند اللّه هم الكـذبون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «فأُولـئك عند اللّه هم الكاذبون» انشا در قالب اخبار باشد; يعنى، اين افراد محكوم به كذب و دروغ گويى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 9
9 - « فى مجمع البيان [ أحد القولين فى هـذه الآية ] ان الإستثناء يرجع إلى الأمرين فإذا تاب قبلت شهادته حدّ أو لم يحد و قول أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمد است كه [يكى از دو قول در آيه ياد شده] اين است كه استثنا به هر دو امر بازمى گردد. پس هرگاه قذف كننده توبه كند، شهادت او قبول مى شود; چه حد بر او جارى شده باشد و چه نشده باشد ... و ان قول امام باقر و امام صادق ـ عليهماالسلام ـ است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 8
8 - كسانى كه با حيثيت زنان مؤمن ، بازى كرده و با قذف و نسبت دادن زنا به آنان ، به بد نام كردن ايشان در جامعه مى پردازند ،
به محاكمه و بازخواست الهى تهديد شدند .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 13 - 4
4 - در پيشگاه خداوند ، قذف كنندگان بى دليل سرآمد دروغ گويان اند .
فأُولـئك عند اللّه هم الكـذبون
ضمير «هم» ضمير فصل و «الكاذبون» مسند محلى به «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 9
9 - نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، مردمى فرومايه و بى اعتبار در جامعه اسلامى
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا
پذيرفته نشدن گواهى نسبت دهندگان دروغين زنا به زنان پاكدامن و نيز توصيف آنان با كلمه «فاسقان»، حاكى از فرومايگى و بى اعتبارى آنان در جامعه اسلامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 2
2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 5
5 - عذاب بزرگ خداوند ، پيامد و كيفر قذف كردن زنان عفيف و مؤمن است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 8
8 - اتهام بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، بدترين نوع فسق است و نسبت دهندگان آن ، سرآمد فاسقان اند .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و أُولـئك هم الفـسقون
ضمير «هم» ضمير فصل و «الفاسقون» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است. منحصر كردن اهل فسق به نسبت دهندگان زناى بى دليل به زنان پاكدامن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 1
1 - كسانى كه به زنان پاكدامن و مؤمن تهمت زنا مى زنند ، در قيامت بى هيچ تخفيف و ترحمى و به صورت كامل ، كيفر كارشان را دريافت خواهند كرد .
الذين يرمون المحصنـت . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم
ضمير «هم» در «يوفّيهم» و «دينهم» به «قذف كنندگان» (الذين يرمون المحصنات) بازمى گردد و «توفية» (مصدر «يوفّى») به معناى پرداخت به صورت تام و كامل است و مقصود از «دين» ـ به قرينه اين كه آيه شريفه در باره قيامت است ـ جزا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 1،2
1 - كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهارگواه ناظر ، هشتاد ضربه شلاق با تازيانه چرمى است .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
«جلد» (مصدر «اجلدوا») گاهى به معناى «زدن با تازيانه چرمى» و گاهى به معناى «بر پوست بدن كسى با تازيانه زدن» مى آيد. برداشت فوق، بر مبناى كار برد اول است. گفتنى است كه «رمى» (مصدر «يرمون») به معناى تير انداختن است و در اين جا استعاره از نسبت دادن امرى ناخوشايند به مردم است كه در اصطلاح فقه از آن تعبير به «قذف» مى شود.
2 - هشتاد ضربه تازيانه بر پوست بدن ، كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهار گواه ناظر
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 8
8 - « عن سماعة عنه فى قول اللّه عزّوجلّ « و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . . . إلاّ الذين تابوا » . . . قال يكذب نفسه على رؤوس الناس حتّى يضرب و يستغفر ربّه و إذا فعل ذالك فقد ظهرت توبته ;
سماعه روايت مى كند كه امام(ع) در باره قول خداى ـ عزّوجل ـ «و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . .. إلاّ الذين تابوا» فرمود: قذف كننده بايد خود را در اجتماع مردم تكذيب كند تا حد بر او جارى گردد و از خدا طلب آمرزش كند و اگر اين كار را كرد، توبه او آشكار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 3
3 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى قذف كنندگان و تهمت زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، بر اعمال ناروايشان در قيامت
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 3
3 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى قذف كنندگان و تهمت زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، بر اعمال ناروايشان در قيامت
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 3
3 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى قذف كنندگان و تهمت زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، بر اعمال ناروايشان در قيامت
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 15
15 - « عن الصادق ( ع ) عن أبيه عن جدّه ( ع ) أنّ علياً ( ع ) قال ، ليس بين خمس من النساء و بين أزواجهنّ ملاعنة . . . والمجلود فى الفرية لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . . . ;
امام صادق(ع) از پدرش و او از جدش روايت كرده است كه حضرت على(ع) فرمود: بين پنج دسته از زنان با شوهرانشان ملاعنه نيست (يعنى قانون لعان اجراء نمى شود). .. از جمله آنها، كسانى هستند كه به علت تهمت زنا زدن، تازيانه خورده اند; زيرا خداوند فرمود: «و لاتقبلوالهم شهادة أبداً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 9
9 - « فى مجمع البيان [ أحد القولين فى هـذه الآية ] ان الإستثناء يرجع إلى الأمرين فإذا تاب قبلت شهادته حدّ أو لم يحد و قول أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمد است كه [يكى از دو قول در آيه ياد شده] اين است كه استثنا به هر دو امر بازمى گردد. پس هرگاه قذف كننده توبه كند، شهادت او قبول مى شود; چه حد بر او جارى شده باشد و چه نشده باشد ... و ان قول امام باقر و امام صادق ـ عليهماالسلام ـ است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 15
15 - « عن الصادق ( ع ) عن أبيه عن جدّه ( ع ) أنّ علياً ( ع ) قال ، ليس بين خمس من النساء و بين أزواجهنّ ملاعنة . . . والمجلود فى الفرية لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . . . ;
امام صادق(ع) از پدرش و او از جدش روايت كرده است كه حضرت على(ع) فرمود: بين پنج دسته از زنان با شوهرانشان ملاعنه نيست (يعنى قانون لعان اجراء نمى شود). .. از جمله آنها، كسانى هستند كه به علت تهمت زنا زدن، تازيانه خورده اند; زيرا خداوند فرمود: «و لاتقبلوالهم شهادة أبداً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 3
3 - مردانى كه با سوگند دروغين ، همسرانشان را متهم به زنا كنند ، مستحق لعنت خدايند .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 8
8 - كسانى كه با حيثيت زنان مؤمن ، بازى كرده و با قذف و نسبت دادن زنا به آنان ، به بد نام كردن ايشان در جامعه مى پردازند ، به محاكمه و بازخواست الهى تهديد شدند .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 6
6 - پذيرش توبه قذف كنندگان و پاك شدن آنان از آثار فسق ، ناشى از غفران و رحمت خداوند است .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون 0 إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 6
6 - پذيرش توبه قذف كنندگان و پاك شدن آنان از آثار فسق ، ناشى از غفران و رحمت خداوند است .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون 0 إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 9
9 - نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، مردمى فرومايه و بى اعتبار در جامعه اسلامى
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا
پذيرفته نشدن گواهى نسبت دهندگان دروغين زنا به زنان پاكدامن و نيز توصيف آنان با كلمه «فاسقان»، حاكى از فرومايگى و بى اعتبارى آنان در جامعه اسلامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 7،8
7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم
8 - اظهار حسرت و دريغ از سوى دنياطلبان غافل ، به هنگام مشاهده قارون در تجمل ويژه خود
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يـليت لنا مثل ما أُوتى قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 22
22 - زراندوزى قارون و خوددارى وى از پرداختن حقوق مالى ، باعث پيدايش فساد و تباهى در ميان بنى اسرائيل بود .
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 11
11 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : . . . إنّ قارون أوّل من اختال فخسف اللّه به و بداره الأرض ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است:. .. قارون اولين كسى بود كه تكبر ورزيد; پس خدا او و خانه اش را در زمين فرو برد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 22
22 - زراندوزى قارون و خوددارى وى از پرداختن حقوق مالى ، باعث پيدايش فساد و تباهى در ميان بنى اسرائيل بود .
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 6،9
6 - ثروت افسانه اى قارون ، موجب طغيان وى عليه ملت خود گرديد .
و ءاتينـه من الكنوز
بازگو كردن ثروت فراوان قارون، پس از معرفى وى به عنوان فردى متجاوز و طغيانگر، مى تواند توضيح دهنده عليت اين طغيان و تجاوز باشد.
9 - شادمانى مغرورانه قارون به خاطر ثروت افسانه اى خويش
و ءاتينـه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 7
7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 4
4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود
.
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 2
2 - هلاكت قارون ، بازتاب طغيان و رفتار ظالمانه وى با مردم خويش بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم . .. فخسفنا به و بداره الأرض
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «فخسفنا» بر «فبغى عليهم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 2
2 - هلاكت قارون ، بازتاب طغيان و رفتار ظالمانه وى با مردم خويش بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم . .. فخسفنا به و بداره الأرض
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «فخسفنا» بر «فبغى عليهم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 3،4
3 - قارون ، مدعى بهره مندى از دانش و خلاقيت ويژه براى تحصيل ثروت بود .
قال إنّما أُوتيته على علم عندى
4 - مؤثر دانستن دانش و ابتكار فردى در فزونى ثروت ، توجيه قارون براى ترك انفاق و احسان نكردن خود
إذ قال له قومه . .. و أحسن ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى
از اين كه قارون در پاسخ به توصيه قومش به انفاق و احسان، گفت: اين ثروت ها، ناشى از دانش و ابتكار من است; مى توان استفاده كرد كه او با اين پاسخ، درصدد توجيه كار خود (ترك احسان) برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 16
16 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، عامل هلاكت قارون و فرورفتن با خانه اش در كام زمين
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 7،12،14
7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى
و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر
تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.
12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون
ويكأنّه لايفلح الكـفرون
«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 11
11 - دستيابى به ثروتى هم چون ثروت قارون ، نهايت آرزوى دنياطلبان غافل قوم وى بود .
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يـليت لنا مثل ما أُوتى قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 6
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 3
3 - قارون ، مدعى بهره مندى از دانش و خلاقيت ويژه براى تحصيل ثروت بود .
قال إنّما أُوتيته على علم عندى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 6،7
6 - قارون و فرعون و هامان ، با پيامبرى موسى ( ع ) برخوردى مستكبرانه كردند .
و قـرون و . .. و لقد جاءهم موسى ... فاستكبروا
7 - قارون و فرعون و هامان ، روحيه مستكبرانه داشتند و در سرزمين مصر ، مستكبرانه رفتار مى كردند .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. فاستكبروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 20
20 - قارون ، عنصرى فسادگر و تباهى آفرين بود .
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 3
3 - برترى جويى و فسادانگيزى ، مهم ترين و اصلى ترين صفت ناپسند قارون
تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه آيه مورد بحث نوعى جمع بندى از مطالبى است كه تا اين جا درباره داستان قارون و اوصاف وى ذكر شده بود. در اين جمع بندى از دو صفت قارون (كه مهم ترين و محورى ترين اوصاف او بود) ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 3
3 - فرعون ، هامان و قارون ، در اختيار دارنده همه امكانات اجتماعى ( اقتصادى ، سياسى و فرهنگى ) و مانع اصلى بر سر راه هدايت مردم
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. و لقد أرسلنا موسى ... إلى فرعون و هـمـن و
برداشت ياد شده از آن جااست كه اين آيه، در صدد بيان نمونه و مصداقى از مردمى است كه قدرت سياسى و اقتصادى فزون تر از كافران صدر اسلام داشتند و مانع تبليغ و رسالت پيامبر الهى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 5
5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 3
3 - برترى جويى و فسادانگيزى ، مهم ترين و اصلى ترين صفت ناپسند قارون
تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه آيه مورد بحث نوعى جمع بندى از مطالبى است كه تا اين جا درباره داستان قارون و اوصاف وى ذكر شده بود. در اين جمع بندى از دو صفت قارون (كه مهم ترين و محورى ترين اوصاف او بود) ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 5
5 - حضور نداشتن مردم به هنگام واقعه فرورفتن خانه قارون در دل زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
چنان كه از آيه بعد استفاده مى شود واقعه «فرو رفتن قارون» هنگام شب رخ داد; يعنى، زمانى كه مردم در خانه هايشان آرميده بودند. بنابراين در آن لحظه كسانى نبودند كه بتوانند به يارى قارون بشتابند و قارون در اوج بى كسى در كام زمين فرو رفت. جمله «ما كان له من فئة...» بيانگر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 1
1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 7
7 - ثروت افسانه اى قارون ، بسى كم ارزش تر از پاداش هاى الهى در ديدگاه فرزانگان بنى اسرائيل
و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 8
8 - تلاش بى ثمر قارون ، براى نجات جان خويش از فرو رفتن در زمين
و ما كان من المنتصرين
مقصود اين است كه قارون در لحظه فرو رفتن نه كسى را داشت كه به او كمك كند و نه خودش مى توانست جان خويش را نجات دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 6
6 - تنهايى قارون ( نبودن خدمه وى ) در لحظه فرو رفتن وى با خانه اش در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 1
1 - تأثيرناپذيرى قارون در برابر اندرز هاى قوم خويش
إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... قال إنّما أُ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 2
2 - قارون ، عنصرى متجاوز و طغيانگر بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
«بَغْى» (مصدر «بغى») به معناى ظلم و تجاوز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 3
3 - نمايان شدن قارون بر قوم خويش ، در نهايت آرايش و تجمل
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «فى زينته» نشانگر آن است كه وى در حالى بر مردم ظاهر شد كه غرق در تجمل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 3
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 5
5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 6
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 5
5 - قوم قارون ، وى را بر حسن استفاده از ثروت خدادادى خويش و به كار گرفتن آن در راه آبادسازى سراى آخرت ترغيب كردند .
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 4
4 - آرزوكنندگان ثروت قارونى ، با مشاهده فرورفتن وى و خانه اش در زمين شگفت زده شدند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ
واژه «وَىْ» وقتى به كار مى رود كه شخص بخواهد شگفتى خود را از موضوعى بيان كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 1،5
1 - اقدام قارون به خودنمايى و فخرفروشى بر قوم خويش
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «إلى قومه»، نشان مى دهد كه وى با انگيزه بزرگ نمايى و تحقير مردم بر آنان ظاهر شده بود.
5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 4
4 - مؤثر دانستن دانش و ابتكار فردى در فزونى ثروت ، توجيه قارون براى ترك انفاق و احسان نكردن خود
إذ قال له قومه . .. و أحسن ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى
از اين كه قارون در پاسخ به توصيه قومش به انفاق و احسان، گفت: اين ثروت ها، ناشى از دانش و ابتكار من است; مى توان استفاده كرد كه او با اين پاسخ، درصدد توجيه كار خود (ترك احسان) برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 12
12 - دستگيرى از مردم و نيكى كردن به آنان ، توصيه ديگر قوم قارون به وى
و أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 6
6 - تهمت سحر و دروغ گويى به موسى ( ع ) ، از سوى فرعون ، هامان و قارون
فقالوا سـحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 10
10 - قارون ، فردى افزون طلب و ناراضى به سهم خويش بود .
و لاتنس نصيبك من الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 4،5
4 - قارون ، اندوخته هاى بسيارى داشت .
و ءاتينـه من الكنوز ما إنّ مفاتحه لتنوأُ بالعصبة أُولى القوّة
5 - حمل كليد صندوق هاى گنج قارون ، كارى دشوار بود حتى براى جماعتى نيرومند .
إنّ مفاتحه لتنوأُ بالعصبة أُولى القوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 1
1 - اقدام قارون به خودنمايى و فخرفروشى بر قوم خويش
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «إلى قومه»، نشان مى دهد كه وى با انگيزه بزرگ نمايى و تحقير مردم بر آنان ظاهر شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 9
9 - از ديد دنياطلبان ، قارون در اوج لذت و خوشبختى قرار داشت .
فخرج على قومه . .. قال الذين يريدون الحيوة الدنيا ... إنّه لذو حظّ عظيم
«حظّ» به معناى بهره و نصيب است; يعنى، او از سعادت و نيك بختى بهره بزرگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 18
18 - « إنّ قارون كان من قوم موسى » أى كان من بنى اسرائيل ثمّ من سبط موسى و هو ابن خالته . . . روى ذلك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ قارون كان من قوم موسى» روايت شده كه قارون از قوم بنى اسرائيل و از تيره موسى(ع) و پسرخاله آن حضرت بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 11
11 - قوم خيرخواه قارون ، خواهان بسنده كردن وى به سهم خويش و صرف كردن مازاد آن در راه خدا
و لاتنس نصيبك من الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 10
10 - قارون ، فردى افزون طلب و ناراضى به سهم خويش بود .
و لاتنس نصيبك من الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 9
9 - خوارى ، ذلت ، عجز و ناتوانى سخت قارون به هنگام فرورفتن در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه من دون اللّه و ما كان من المنتصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 5
5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 7
7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )
فقالوا سـحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 7،9،12
7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.
9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان ـ على رغم كشتار پسران آنان ـ اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .
و استحيوا نساءهم
12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 4
4 - مؤثر دانستن دانش و ابتكار فردى در فزونى ثروت ، توجيه قارون براى ترك انفاق و احسان نكردن خود
إذ قال له قومه . .. و أحسن ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى
از اين كه قارون در پاسخ به توصيه قومش به انفاق و احسان، گفت: اين ثروت ها، ناشى از دانش و ابتكار من است; مى توان استفاده
كرد كه او با اين پاسخ، درصدد توجيه كار خود (ترك احسان) برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 7
7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 5
5 - حمل كليد صندوق هاى گنج قارون ، كارى دشوار بود حتى براى جماعتى نيرومند .
إنّ مفاتحه لتنوأُ بالعصبة أُولى القوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 13
13 - نكوهش قارون از سوى خدا ، به خاطر درس نگرفتن از فرجام شوم زراندوزان پيش از خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 5
5 - قارون و فرعون و هامان ، چهره هاى سرشناس و پرنفوذ جامعه خود بودند .
و قـرون و فرعون و هـمـن و لقد جاءهم موسى بالبيّنـت
با توجه به اين كه موسى(ع) پيامبرى مبعوث شده از جانب خداوند براى توده هاى بنى اسرائيل بود، ذكر نام سه تن از ميان آنان و يادآورى اين كه موسى(ع) با بينات، به سوى قارون و فرعون و هامان آمد، نشان مى دهد كه آنان چهره هاى سرشناس و صاحب نفوذى بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 14
14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 2
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 2،3
2 - قارون ، عنصرى متجاوز و طغيانگر بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
«بَغْى» (مصدر «بغى») به معناى ظلم و تجاوز است.
3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 3
3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 12
12 - قارون ، فرد قدرتمند و زورمدار جامعه خويش بود .
من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 14،19
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 3
3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .
إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 11
11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 6
6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 13
13 - نكوهش قارون از سوى خدا ، به خاطر درس نگرفتن از فرجام شوم زراندوزان پيش از خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 9
9 - خوارى ، ذلت ، عجز و ناتوانى سخت قارون به هنگام فرورفتن در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه من دون اللّه و ما كان من المنتصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 8
8 - قارون و فرعون و هامان ، هيچ گاه ، نتوانستند بر اراده و قضاى خدا ، پيشى گيرند .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين
به قرينه آيات پيش ـ كه درباره عذاب اقوام مكذِّب انبيا است ـ و نيز آيه بعد ـ كه درباره عقوبت قارون و فرعون و هامان است ـ سبقت نگرفتن آنان، سبقت نگرفتن بر امر و قضاى الهى در عذاب مكذبان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 3،8
3 - درهم كوبيده شدن قارون و فرعون و هامان و اقوام عاد و ثمود ، به اراده و عذاب الهى بود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه
8 - برخى از مكذِّبان انبيا ( قارون ) ، در كام زمين فرو رفتند و نابود گرديدند .
و قـرون . .. فكلاًّ أخذنا بذنبه ... و منهم من خسفنا به الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 2
2 - اعتقاد قارون به نقش تعيين كننده دانش و ابتكار در دستيابى انسان به مال و ثروت و نه لطف و احسان خداوند
إذ قال له قومه . .. أحسن كما أحسن اللّه إليك ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 9
9 - شادمانى مغرورانه قارون به خاطر ثروت افسانه اى خويش
و ءاتينـه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 9
9 - شادمانى مغرورانه قارون به خاطر ثروت افسانه اى خويش
و ءاتينـه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 6
6 - ثروت افسانه اى قارون ، موجب طغيان وى عليه ملت خود گرديد .
و ءاتينـه من الكنوز
بازگو كردن ثروت فراوان قارون، پس از معرفى وى به عنوان فردى متجاوز و طغيانگر، مى تواند توضيح دهنده عليت اين طغيان و تجاوز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 2
2 - هلاكت قارون ، بازتاب طغيان و رفتار ظالمانه وى با مردم خويش بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم . .. فخسفنا به و بداره الأرض
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «فخسفنا» بر «فبغى عليهم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 16
16 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، عامل هلاكت قارون و فرورفتن با خانه اش در كام زمين
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 5،17
5 - پشيمان شدن دنياطلبان غافل از سخنان نسنجيده روز پيش خويش با ديدن فرجام شوم قارون
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
برخى از مفسران واژه «وَىْ» را كلمه «تندم» گرفته و گفته اند: اين واژه در مقام اظهار پشيمانى به كار مى رود.
17 - ثروت اندوزان قارون صفت و ناسپاس ، در معرض گرفتار شدن به فرجام شوم قارون
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 11
11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 13
13 - اعتراف آرزوكنندگان ثروت قارونى به لطف و رحمت خداوند در حق ايشان ، به خاطر گرفتار نساختن آنان به سرنوشت قارون ( فرو نبردن آنان در زمين )
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 1،5،6،7،8،9،11
1 - اقدام خداوند به از ميان برداشتن قارون و فرو بردن وى و خانه اش در درون زمين
فخسفنا به و بداره الأرض
5 - حضور نداشتن مردم به هنگام واقعه فرورفتن خانه قارون در دل زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
چنان كه از آيه بعد استفاده مى شود واقعه «فرو رفتن قارون» هنگام شب رخ داد; يعنى، زمانى كه مردم در خانه هايشان آرميده بودند. بنابراين در آن لحظه كسانى نبودند كه بتوانند به يارى قارون بشتابند و قارون در اوج بى كسى در كام زمين فرو رفت. جمله «ما كان له من فئة...» بيانگر اين معنا است.
6 - تنهايى قارون ( نبودن خدمه وى ) در لحظه فرو رفتن وى با خانه اش در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
7 - تنها خداوند ، شاهد فرورفتن قارون و خانه اش در كام زمين بود .
فما كان له من فئة . .. من دون اللّه
«من دون اللّه» استثنا از «من فئة» است; يعنى، در آن لحظه كسى جز خدا حضور نداشت.
8 - تلاش بى ثمر قارون ، براى نجات جان خويش از فرو رفتن در زمين
و ما كان من المنتصرين
مقصود اين است كه قارون در لحظه فرو رفتن نه كسى را داشت كه به او كمك كند و نه خودش مى توانست جان خويش را نجات دهد.
9 - خوارى ، ذلت ، عجز و ناتوانى سخت قارون به هنگام فرورفتن در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه من دون اللّه و ما كان من المنتصرين
11 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : . . . إنّ قارون أوّل من اختال فخسف اللّه به و بداره الأرض ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است:. .. قارون اولين كسى بود كه تكبر ورزيد; پس خدا او و خانه اش را در زمين فرو برد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 16
16 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، عامل هلاكت قارون و فرورفتن با خانه اش در كام زمين
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 1
1 - قارون ، از قوم موسى ( از تبار بنى اسرائيل ) بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 7
7 - قارون و فرعون و هامان ، روحيه مستكبرانه داشتند و در سرزمين مصر ، مستكبرانه رفتار مى كردند .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. فاستكبروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 5
5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 12
12 - قارون ، فرد قدرتمند و زورمدار جامعه خويش بود .
من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 2
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 10
10 - قارون ، فردى سنگ دل و بى رحم بود .
إذ قال له قومه لاتفرح
از اين كه قارون عليه ملت و مردم هم نژاد خود دست به ظلم و تجاوز زد، مى تواند به سنگ دلى و بى رحمى او پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 4
4 - قارون ، اندوخته هاى بسيارى داشت .
و ءاتينـه من الكنوز ما إنّ مفاتحه لتنوأُ بالعصبة أُولى القوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 1،5،6،8،9
1 - اقدام خداوند به از ميان برداشتن قارون و فرو بردن وى و خانه اش در درون زمين
فخسفنا به و بداره الأرض
5 - حضور نداشتن مردم به هنگام واقعه فرورفتن خانه قارون در دل زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
چنان كه از آيه بعد استفاده مى شود واقعه «فرو رفتن قارون» هنگام شب رخ داد; يعنى، زمانى كه مردم در خانه هايشان آرميده بودند. بنابراين در آن لحظه كسانى نبودند كه بتوانند به يارى قارون بشتابند و قارون در اوج بى كسى در كام زمين فرو رفت. جمله «ما كان له من فئة...» بيانگر اين معنا است.
6 - تنهايى قارون ( نبودن خدمه وى ) در لحظه فرو رفتن وى با خانه اش در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
8 - تلاش بى ثمر قارون ، براى نجات جان خويش از فرو رفتن در زمين
و ما كان من المنتصرين
مقصود اين است كه قارون در لحظه فرو رفتن نه كسى را داشت كه به او كمك كند و نه خودش مى توانست جان خويش را نجات
دهد.
9 - خوارى ، ذلت ، عجز و ناتوانى سخت قارون به هنگام فرورفتن در كام زمين
فما كان له من فئة ينصرونه من دون اللّه و ما كان من المنتصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 1،3،4،6،12،16
1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - آرزوكنندگان ثروت قارونى ، با مشاهده فرورفتن وى و خانه اش در زمين شگفت زده شدند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ
واژه «وَىْ» وقتى به كار مى رود كه شخص بخواهد شگفتى خود را از موضوعى بيان كند.
6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».
12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
16 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، عامل هلاكت قارون و فرورفتن با خانه اش در كام زمين
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 16
16 - فرعون ، هامان و قارون ، از كافران بودند .
إلى فرعون و هـمـن و قـرون فقالوا سـحر كذّاب . .. و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1
1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،18،19
1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه
18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 7
7 - تنها خداوند ، شاهد فرورفتن قارون و خانه اش در كام زمين بود .
فما كان له من فئة . .. من دون اللّه
«من دون اللّه» استثنا از «من فئة» است; يعنى، در آن لحظه كسى جز خدا حضور نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 9
9 - از ديد دنياطلبان ، قارون در اوج لذت و خوشبختى قرار داشت .
فخرج على قومه . .. قال الذين يريدون الحيوة الدنيا ... إنّه لذو حظّ عظيم
«حظّ» به معناى بهره و نصيب است; يعنى، او از سعادت و نيك بختى بهره بزرگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 3،4
3 - قارون ، مدعى بهره مندى از دانش و خلاقيت ويژه براى تحصيل ثروت بود .
قال إنّما أُوتيته على علم عندى
4 - مؤثر دانستن دانش و ابتكار فردى در فزونى ثروت ، توجيه قارون براى ترك انفاق و احسان نكردن خود
إذ قال له قومه . .. و أحسن ... قال إنّما أُوتيته على علم عندى
از اين كه قارون در پاسخ به توصيه قومش به انفاق و احسان، گفت: اين ثروت ها، ناشى از دانش و ابتكار من است; مى توان استفاده كرد كه او با اين پاسخ، درصدد توجيه كار خود (ترك احسان) برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 4
4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود .
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 1
1 - فرعون ، هامان و قارون ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 12،13
12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا
إذ قال له قومه لاتفرح
13 - رفتار ناصحانه قوم قارون با وى ، امرى شايان توجه و يادآورى است .
إذ قال له قومه لاتفرح
«إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكروا إذ قال له قومه. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 1
1 - اقدام خداوند به از ميان برداشتن قارون و فرو بردن وى و خانه اش در درون زمين
فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 1،3،18
1 - قارون ، از قوم موسى ( از تبار بنى اسرائيل ) بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى
3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
18 - « إنّ قارون كان من قوم موسى » أى كان من بنى اسرائيل ثمّ من سبط موسى و هو ابن خالته . . . روى ذلك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ قارون كان من قوم موسى» روايت شده كه قارون از قوم بنى اسرائيل و از تيره موسى(ع) و پسرخاله آن حضرت بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 5
5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
فخرج على قومه فى زينته
تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 5
5 - قارون و فرعون و هامان ، چهره هاى سرشناس و پرنفوذ جامعه خود بودند .
و قـرون و فرعون و هـمـن و لقد جاءهم موسى بالبيّنـت
با توجه به اين كه موسى(ع) پيامبرى مبعوث شده از جانب خداوند براى توده هاى بنى اسرائيل بود، ذكر نام سه تن از ميان آنان و يادآورى اين كه موسى(ع) با بينات، به سوى قارون و فرعون و هامان آمد، نشان مى دهد كه آنان چهره هاى سرشناس و صاحب نفوذى بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 3،4
3 - فرعون ، هامان و قارون ، در اختيار دارنده همه امكانات اجتماعى ( اقتصادى ، سياسى و فرهنگى ) و مانع اصلى بر سر راه هدايت مردم
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. و لقد أرسلنا موسى ... إلى فرعون و هـمـن و
برداشت ياد شده از آن جااست كه اين آيه، در صدد بيان نمونه و مصداقى از مردمى است كه قدرت سياسى و اقتصادى فزون تر از كافران صدر اسلام داشتند و مانع تبليغ و رسالت پيامبر الهى بودند.
4 - نقش كليدى و كارساز هامان و قارون ، در دستگاه حكومتى فرعون
إلى فرعون و هـمـن و قـرون
ياد شدن هامان و قارون در كنار فرعون (بدون ذكر ديگر اقشار جامعه)، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 1،3
1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 3
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 1
1 - اقدام خداوند به از ميان برداشتن قارون و فرو بردن وى و خانه اش در درون زمين
فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 1
1 - قارون و فرعون و هامان ، سه شخصيت هلاك شده با عذاب الهى اند .
و قـرون و فرعون و هـمـن
«قارون» عطف بر «عاداً» است. «عاداً» مفعول فعل مقدر (أهلكنا) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 7
7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )
فقالوا سـحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 3
3 ـ قاضى بايد همواره به درگاه خداوند استغفار كند .
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 7،19
7 ـ داوران تحكيم ، داراى اختيار در حكم به سازش يا جدايى بين زن و مرد و يا تعيين شروط بر هر يك از آن دو
و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
كلمه «حَكَم» بيانگر اين است كه داور مى تواند بر اساس آنچه به مصلحت زن و شوهر است، حكم كند.
19 ـ نفوذ حكم داوران برگزيده به سازش يا جدايى زن و شوهر ، در گرو تفويض اختيار داورى از سوى زن و شوهر به آنان
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: ليس للحكمين ان يفرّقا حتى . .. و يشترطا عليهما: ان شئنا جمعنا و ان شئنا فرّقنا.
كافى، ج 6، ص 146، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 233 ; تفسير برهان، ج 1، ص 367، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 241، ح 126.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 12
12ـ داور ماجراى يوسف و زليخا ، به درستى داورى خويش و دلالت نحوه پارگى پيراهن بر كشف ماجرا ، اطمينان كامل داشت .
و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ من قُبل
مراد از شهادت در «شهد شاهد» اظهار نظر كردن، قضاوت كردن و . .. است. تعبير كردن از اينها به شهادت دادن ـ كه ديدن و مشاهده كردن را مى طلبد - براى رساندن اين معناست كه آن شخص، آن چنان به صحت داورى و نظر خويش اطمينان داشت كه گويا شاهد ماجرا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 12
12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى
يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 9
9 ـ ضرورت هشيارى حاكمان و قاضيان نسبت به تزوير دسيسه گران ، براى منحرف ساختن آنان از حكم و داورى بر پايه تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 5
5 ـ خداوند ، برترين حكم كننده و بهترين داور است .
و هو خير الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 32
32 ـ خداوند برترين حاكم و فيصله دهنده درگيرى ها و كشمكش هاى طرفداران حق و باطل
و أنت خير الفتحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 10
10 ـ خداوند ، بهترين حاكم و داور است .
و هو خير الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 12
12ـ خداوند ، بهترين داور و حكم كننده است .
و هو خير الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 2
2 ـ ضرورت نيايش قاضيان به درگاه خداوند ، براى دورى نفس آنان از تمايل به خيانتكاران
و لاتكن للخائنين خصيماً. و استغفر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 12،13
12 ـ متصديان امر قضا ، وظيفه دار فراگيرى دانش قضا و علوم مربوط به آن
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
13 ـ فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 16
16 ـ خداوند ، شنواى احكام صادره از سوى قاضيان و حاكمان
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 4،8
4 ـ احكام صادره از سوى قاضيان مسيحى ، در صورتى كه بر اساس انجيل باشد ، نافذ و داراى اعتبار است .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
چون اهل انجيل از امر و نهى قرآن پيروى نمى كنند، مى توان گفت مراد از (وليحكم) تنفيذ احكامى است كه عالمان مسيحى بر اساس انجيل صادر مى كنند.
8 ـ قوانين حكومتى و قضاوت ها ، تنها در صورتى نافذ است كه بر اساس احكام الهى صادر شود .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 19،20
19 ـ نفوذ حكم داوران برگزيده به سازش يا جدايى زن و شوهر ، در گرو تفويض اختيار داورى از سوى زن و شوهر به آنان
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: ليس للحكمين ان يفرّقا حتى . .. و يشترطا عليهما: ان شئنا جمعنا و ان شئنا فرّقنا.
كافى، ج 6، ص 146، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 233 ; تفسير برهان، ج 1، ص 367، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 241، ح 126.
20 ـ نفوذ حكم دو داور برگزيده بر جدايى زن و شوهر ، در گرو توافق هر دو داور بر آن حكم است .
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از نفوذ حكم يكى از حكمين به جدايى زن و شوهر فرمود: لا يكون تفريق حتى يجتمعا جميعاً على التفريق فاذا اجتمعا على التفريق جاز تفريقهما.
كافى، ج 6، ص 147، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 235.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 5
5 ـ احكام قاضيان مسيحى تنها در بين همكيشان آنان داراى اعتبار است . *
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
عنوان «اهل الانجيل» مى تواند بيانگر محدوده اعتبار و نفوذ داوريهاى مستند به انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 5
5 ـ خطر بهره بردارى خيانتكاران نيرنگ باز از دستگاه قضايى در جهت خواسته هاى خويش
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 3،4
3 - پرداخت رشوه به قاضيان ، ناروا و حرام است .
و تدلوا بها إلى الحكام
«تدلوا» عطف بر «تأكلوا» است و لذا مجزوم به «لا»ى ناهيه مى باشد; يعنى: و لاتدلوا . .; ادلاء (مصدر تدلوا) به معناى فرستادن دلو در چاه است و در آيه كنايه از وسيله قرار دادن مى باشد. بنابراين «تدلوا بها ...»; يعنى، به قاضيان اموالى را نپردازيد تا بدين وسيله به اموال مردم چنگ اندازى كنيد. گفتنى است كه به دست آوردن مال خصوصيتى ندارد و لذا مى توان حرمت رشوه را در همه مواردى كه حقى ضايع شود استفاده كرد. كلمه «بالأثم» مؤيد اين حقيقت است.
4 - پرداخت رشوه به قضات ، به منظور دستيابى به اموال ديگران ، از جمله اسباب باطل براى تحصيل مال است .
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الن
جمله «و تدلوا بها . ..» عطف خاص بر عام است و لذا بيانگر مصداق بارزى از تصرف اموال ديگران با اسباب باطل مى باشد. نياوردن «لا»ى ناهيه در «تدلوا» مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 18
18 - حسن بن على بن فضال مى گويد : « قرأت فى كتاب ابى الأسد إلى ابى الحسن الثانى ( ع ) و قرأته بخطه سأله ما تفسير قوله تعالى « و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام » قال : فكتب إليه بخطه الحكام القضاة قال : ثم كتب تحته : هو أن يعلم الرجل انه ظالم فيحكم له القاضى فهو غير معذور فى أخذه ذلك الذى حكم له إذا كان قد علم انه ظالم ;
در نامه اى كه ابى الأسد به امام رضا(ع) نوشته بود و من خط او را خواندم، از امام (ع) سؤال كرده بود: تفسير سخن خداوند «و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام» چيست؟ امام باخط خود نوشت: مراد از حكام، قضات هستند. امام در زير نامه او نيز نوشته بود: مراد آن است كه شخص بداند ظالم است و قاضى به نفع او حكم كند. او در گرفتن اين مال معذور نيست اگر بداند ظالم است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 11
11 - حاكمان و قاضيان ، در خطر رشوه خوارى و تضييع حقوق مردم
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 6
6 ـ ضرورت هوشيارى قاضى در برابر نيرنگ ها و صحنه سازيها
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 13
13 ـ فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 47
47 ـ آگاهى به احكام و مقررات الهى ، معيار صلاحيت داوران و حاكمان
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 3
3ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، شخصى فرزانه ، كاردان و عادل بود .
و شهد شاهد . .. و هو من الصـدقين
پى بردن به حقيقت ماجرا با نحوه پارگى پيراهن ، دلالت بر هوشيارى و كاردانى داور دارد ، و از آن جايى كه حق را ، على رغم خويشى با زليخا كتمان نكرد ، عدالت و حق پويى او به خوبى روشن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 15 - 12
12 ـ حاكم نمى تواند به استناد علم خويش زن زناكار و همجنس باز را كيفر دهد . *
و الّتى يأتين الفاحشة . .. فان شهدوا
مفهوم جمله «فان شهدوا» اين است كه در صورت نبودن چهار شاهد، كيفرى (حبس ابد) نخواهد بود ; هر چند حاكم به آن علم پيدا كند ; زيرا غالباً حاكم با شهادت دو يا سه نفر شاهد عادل هم علم پيدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 7
7 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى خطرناك براى حاكم و قاضى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 3
3ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، شخصى فرزانه ، كاردان و عادل بود .
و شهد شاهد . .. و هو من الصـدقين
پى بردن به حقيقت ماجرا با نحوه پارگى پيراهن ، دلالت بر هوشيارى و كاردانى داور دارد ، و از آن جايى كه حق را ، على رغم خويشى با زليخا كتمان نكرد ، عدالت و حق پويى او به خوبى روشن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 9،10،11
9ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، على رغم خويشى او با زليخا ، بى طرفى كامل را رعايت كرد ، و قضاوتى بر حق ارائه نمود .
و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ من قُبل
10ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، پيش از اظهار نظر خويش ، به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) آگاه شد .
و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ
11ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، صداقت زليخا و دروغ گويى يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) از پيشِ رو دانست .
إن كان قميصه قُدّ من قُبل فصدقت و هو من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 1
1ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، كذب ادعاى زليخا و صداقت يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن از پشتِ سر دانست .
و إن كان . .. و هو من الصـدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 16
16 - خداوند ، داور و حاكم در صحنه قيامت است .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 8
8 ـ صدور حكم قاضى ، موجب تغيير حق و واقع نخواهد شد .
هأنتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا فمن يجدل اللّه عنهم فى يوم القيمة
از اينكه خداوند مى فرمايد: بر فرض كه در دنيا با دفاع نا حق ظالم را تبرئه كرديد، در قيامت چه خواهيد كرد، معلوم مى شود حكم قاضى ايجاد حق نمى كند و واقع را تغيير نمى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 3
3ـ داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، شخصى فرزانه ، كاردان و عادل بود .
و شهد شاهد . .. و هو من الصـدقين
پى بردن به حقيقت ماجرا با نحوه پارگى پيراهن ، دلالت بر هوشيارى و كاردانى داور دارد ، و از آن جايى كه حق را ، على رغم خويشى با زليخا كتمان نكرد ، عدالت و حق پويى او به خوبى روشن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 20
20 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى بس خطرناك براى حاكم و قاضى
فاحكم . .. و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 11
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 20
20 ـ لزوم نظارت حاكم ( قاضى ) بر اجراى مقررات طلاق خُلع *
فان خفتم الا يقيما حدود اللّه فلا جناح عليهما
بنابراينكه «خفتم»، خطاب به حُكّام باشد; چنانچه آلوسى نظر داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 12،16
12 ـ متصديان امر قضا ، وظيفه دار فراگيرى دانش قضا و علوم مربوط به آن
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
16 ـ قاضى و دستگاه قضايى نبايد در مسير حمايت از خائنان قرار گيرد .
و لاتكن للخائنين خصيماً
«خصيم» به كسى گفته مى شود كه از ادعايى طرفدارى مى كند، و مراد از «خائنين»، به قرينه «لتحكم بين الناس»، كسانى هستند كه در محضر قاضى مدعى امر باطل هستند و حق با طرف مقابل آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 2،3،4
2 ـ ضرورت نيايش قاضيان به درگاه خداوند ، براى دورى نفس آنان از تمايل به خيانتكاران
و لاتكن للخائنين خصيماً. و استغفر اللّه
3 ـ قاضى بايد همواره به درگاه خداوند استغفار كند .
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
4 ـ لزوم توجه متصديان قضاوت به نظارت الهى بر اعمال آنان
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
فرمان خدا به «استغفار»، پس از بيان مبانى قضاوت، گوياى اين نكته است كه در نظام قضايى اسلام توجه به خدا و ناظر دانستن وى از ضروريات و آميخته با انجام وظيفه خطير قضاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 6
6 ـ ضرورت هوشيارى قاضى در برابر نيرنگ ها و صحنه سازيها
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 36
36 ـ مسؤولان قضايى و عالمان دينى ، در خطر دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى
و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 12
12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى
يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 12
12 - نقش بسزاى قاضيان در سلامت اقتصاد جامعه و حفظ حقوق مردم
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام . .. و أنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 21،22
21 ـ حاكم ، وظيفه دار برگزيدن دو داور براى حل اختلاف ميان زن و شوهر
فابعثوا حكماً
از ائمه معصومين (ع) در مورد تعيين مخاطب آيه فوق آمده است: هو السّلطان الذى يترافعان اليه.
تفسير تبيان، ج 3، ص 192 ; مجمع البيان، ج 3، ص 70.
22 ـ جواز برگزيدن داور براى حل تمامى مسائل مورد اختلاف در جامعه
فابعثوا حكماً من اهله
امام باقر (ع) در پاسخ اعتراضى كه از خوارج در مورد پذيرش حكميّت توسط حضرت على (ع) مطرح بود و به عنوان اقامه دليل بر
جواز نصب حكم فرمود: حكم اللّه تعالى فى شريعة نبيّه رجلين من خلقه فقال جلّ اسمه: فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها . .. .
احتجاج طبرسى، ج 2، ص 58 ; نورالثقلين، ج 1، ص 479، ح 239.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 5
5 ـ خطر بهره بردارى خيانتكاران نيرنگ باز از دستگاه قضايى در جهت خواسته هاى خويش
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 4
4 ـ دسيسه ها و صحنه سازى هاى خائنان ، خطرى در جهت به انحراف كشيدن دستگاه قضايى
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك
آيه شريفه در حقيقت توصيه اى است به قاضيان كه همواره مراقب توطئه گران و دسيسه بازان باشند تا مبادا آنان را به انحراف و خلاف حق بكشانند; چنانچه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قصه طعمة بن ابى ابيرق چنين پندارى را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 7
7 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى خطرناك براى حاكم و قاضى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 11
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
{قاضى تحكيم}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 4،6،8،9،10،14
4 ـ لزوم گزينش و فرستادن دو داور از خانواده زن و شوهر براى حلّ اختلاف بين آن دو
و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
6 ـ ضرورت اطاعت زن و شوهر از نظر و پيشنهاد داوران تحكيم در اختلافات ميان آنان
و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
اگر تبعيت از داوران لازم نبود، موكول كردن حل اختلاف به آنان لغو بود. علاوه بر اينكه انتخاب كلمه «حَكَم» به معناى حاكم، بيانگر لزوم تبعيت است.
8 ـ قصد قاضيان تحكيم بر اصلاح بين زن و شوهر ، موجب سازگار شدن آنان
ان يريدا اصلاحاً يوفّق اللّه بينهما
بنابر اينكه مراد از فاعل در «يريدا» حكمين باشد و ضمير در «بينهما» به زن و شوهر برگردد.
9 ـ نقش اصلاح طلبى قاضيان تحكيم در اراده الهى به ايجاد سازش بين زن و شوهر
ان يريدا اصلاحاً يوفّق اللّه بينهما
10 ـ قصد اصلاح از سوى زن و شوهر ، موجب موفقيّت قاضيان تحكيم در حل اختلافات آنان است .
و ان خفتم شقاق بينهما . .. ان يريدا اصلاحاً يوفّق اللّه بينهما
بنابر اينكه ضمير در «يريدا» به زن و شوهر برگردد و ضمير در «بينهما» به حكمين.
14 ـ ترغيب قاضيان تحكيم به اراده اصلاح بين زن و شوهر
ان يريدا اصلاحاً يوفّق اللّه بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 7،19
7 ـ داوران تحكيم ، داراى اختيار در حكم به سازش يا جدايى بين زن و مرد و يا تعيين شروط بر هر يك از آن دو
و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
كلمه «حَكَم» بيانگر اين است كه داور مى تواند بر اساس آنچه به مصلحت زن و شوهر است، حكم كند.
19 ـ نفوذ حكم داوران برگزيده به سازش يا جدايى زن و شوهر ، در گرو تفويض اختيار داورى از سوى زن و شوهر به آنان
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: ليس للحكمين ان يفرّقا حتى . .. و يشترطا عليهما: ان شئنا جمعنا و ان شئنا فرّقنا.
كافى، ج 6، ص 146، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 233 ; تفسير برهان، ج 1، ص 367، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص
241، ح 126.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 19،20
19 ـ نفوذ حكم داوران برگزيده به سازش يا جدايى زن و شوهر ، در گرو تفويض اختيار داورى از سوى زن و شوهر به آنان
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: ليس للحكمين ان يفرّقا حتى . .. و يشترطا عليهما: ان شئنا جمعنا و ان شئنا فرّقنا.
كافى، ج 6، ص 146، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 233 ; تفسير برهان، ج 1، ص 367، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 241، ح 126.
20 ـ نفوذ حكم دو داور برگزيده بر جدايى زن و شوهر ، در گرو توافق هر دو داور بر آن حكم است .
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از نفوذ حكم يكى از حكمين به جدايى زن و شوهر فرمود: لا يكون تفريق حتى يجتمعا جميعاً على التفريق فاذا اجتمعا على التفريق جاز تفريقهما.
كافى، ج 6، ص 147، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 235.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 21،22
21 ـ حاكم ، وظيفه دار برگزيدن دو داور براى حل اختلاف ميان زن و شوهر
فابعثوا حكماً
از ائمه معصومين (ع) در مورد تعيين مخاطب آيه فوق آمده است: هو السّلطان الذى يترافعان اليه.
تفسير تبيان، ج 3، ص 192 ; مجمع البيان، ج 3، ص 70.
22 ـ جواز برگزيدن داور براى حل تمامى مسائل مورد اختلاف در جامعه
فابعثوا حكماً من اهله
امام باقر (ع) در پاسخ اعتراضى كه از خوارج در مورد پذيرش حكميّت توسط حضرت على (ع) مطرح بود و به عنوان اقامه دليل بر جواز نصب حكم فرمود: حكم اللّه تعالى فى شريعة نبيّه رجلين من خلقه فقال جلّ اسمه: فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها . .. .
احتجاج طبرسى، ج 2، ص 58 ; نورالثقلين، ج 1، ص 479، ح 239.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 9
9 ـ احكام و قوانين الهى ، در جهت منافع و مصالح واقعى انسانهاست .
انفروا . .. و جهدوا ... ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 140 - 5
5 ـ قوانين و مقررات غير متكى بر علم، زيان آور خواهد بود.
قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم
وصف «بغير» بيان ريشه و سبب اصلى كارهاى جاهلانه مشركان است و به همين جهت كه سبب بيان گرديد، قابل تعميم است. يعنى هر قانون و رسمى كه مبتنى بر علم نباشد، زيان در پى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 12
12 ـ مسؤوليّت جامعه در نظارت بر اجراى قوانين
فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 17
17ـ لزوم احترام و مراعات قوانين حتى در نظام هاى غير الهى
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 17
17ـ لزوم احترام و مراعات قوانين حتى در نظام هاى غير الهى
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 32 - 4
4- جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته است .
قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السـجدين
از اينكه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه وى براى تمردش شد ـ با اينكه بدون آن هم مى توانست او را كيفر بدهد ـ مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 23
23 ـ ضرورت قانون و حكومت ، براى جامعه انسانى
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 12،16،17
12 ـ احكام و قوانين آن ، بهترين قانون و نيكوترين حكم
و من احسن من اللّه حكماً
16 ـ خداوند ، فراخوان مردم به مقايسه قوانين الهى با ساير قوانين براى باور به برترى احكام الهى
و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون
17 ـ ناباورى به منزلت برتر احكام الهى بر ساير قوانين ، برخاسته از كوتاه فكرى و ناتوانى انديشه
و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون
ايقان، به معناى فهميدن از روى تدبر و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 75 - 3
3 - جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته و بايسته
قال يـإبليس ما منعك أن تسجد
از اين كه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه و علت تمردش شد ـ با آن كه بدون آن هم مى توانست او را كيفر دهد ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 32 - 4
4- جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته است .
قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السـجدين
از اينكه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه وى براى تمردش شد ـ با اينكه بدون آن هم مى توانست او را كيفر بدهد ـ مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 6
6 - قانون قصاص اصل و عفو از آن ، تبصره آن است .
و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 18،20
18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .
لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
20 - پيروى از آرا و قوانين برخاسته از هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب گرفتار شدن به عقوبتهايى از جانب خداست .
لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 17
17 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى - با وجود قوانين الهى - ظلم است .
لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 9
9 - بيان فلسفه قوانين از سوى قانون گذاران امرى شايسته و نيكوست . *
كتب عليكم الصيام . ... لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 15
15 ـ وابستگى و تعصّب يهود ، نسبت به قوانين اجتماعى و دينى خويش
و لاحلّ لكم . .. فاتقوا اللّه و اطيعون
امر به تقوا و اطاعت پس از عنوان كردن تغيير برخى احكام، بيانگر انتظار جبهه گيرى و تعصب يهود در قبال احكام جديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 12 - 3
3 - قيامت ، روز حاكميت قانون و جزاى اعمال
أيّان يوم الدّين
«دين» به معناى جزا و «يوم الدّين» به معناى روز جزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 17
17 ـ لزوم توجه به عواطف و ارج نهادن به روحيات مردم ، در اعمال قوانين اجتماعى و دينى
خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 24
24 ـ اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 28
28 ـ اسراف و قانونشكنى ، با وجود تعاليم انبيا ، بسى ناروا و ناپسند
ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 8
8ـ معارف و قوانينى ، شايسته و بايسته پذيرش و پيروى است كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشد .
و لـئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 110 - 5
5 - آگاهى كامل و دقيق ، شرط لازم براى قانون گذاران و مجريان آن
لاتنفع الشفـعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 26
26 - قوانين و مقررات ، شامل زمان هاى پيش از جعل و اعلام رسميت آن نخواهد شد .
و ما كان اللّه ليضيع إيمنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 28
28 - قوانين و مقررات ، شامل زمان هاى پيش از وضع و اعلام رسميت آن نخواهد شد .
فمن اعتدى بعد ذلك
برداشت فوق بر اين اساس است كه مشاراليه «ذلك» زمان نزول آيه قصاص و ابلاغ احكام مطرح شده در آن، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 9
9 - قانون عطف به ماسبق نمى شود .
و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا و إنّ اللّه لعفوّ غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 12
12 ـ بناى اسلام بر جذب هر چه بيشتر انسان ها و متمايل ساختن دل ها به دين حق است .
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 25
25 ـ بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .
و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 2،7
2 ـ لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .
براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم
7 ـ بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
الذين عهدتم من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 4
4 ـ جرم هاى سابق بر منع قانونى قابل مؤاخذه و مجازات ، در صورت دست نكشيدن مجرمان از آن جرم ، پس از منع قانونى
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا
برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «اذ ما اتقوا . ..» به قرينه آيه قبل شراب و قمار باشد بر اين مبنا مفهوم جمله شرطيه «لاجناح ... اذا ما اتقوا» چنين مى شود آنانكه از شراب و قمار پس از تحريم آن پرهيز نكنند بر شراب خوارى و قماربازى سابقشان نيز مؤاخذه مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 95 - 18
18 ـ قانون عطف بر ماسبق نمى شود . *
عفا اللّه عما سلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 22 - 5،6
5 ـ ازدواجهايى كه با همسر پدر قبل از بيان حرمت آن انجام شده ، باطل نيست .
و لا تنكحوا ما نكح اباءُوكم من النّساء الّا ما قد سلف
6 ـ قانون ، عطف به ما سبق نمى شود .
و لا تنكحوا ما نكح اباءُوكم من النّساء الّا ما قد سلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 23 - 11،12،13،14،16،19،25
11 ـ حرمت جمع بين دو خواهر در ازدواج ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه انجام گرفته است ، نمى شود .
حرّمت . .. و ان تجمعوا بين الاختين الّا ما قد سلف
12 ـ بطلان ازدواج هاى انجام شده با دو خواهر با نزول آيه « حرمّت . . . الّا ما قد سلف » و صحت آنها تا قبل از نزول آن
و ان تجمعوا بين الاختين الّا ما قد سلف
چون حرمت ازدواج با دو خواهر و ديگر محارم ناظر به بطلان آنها نيز مى باشد، مى توان گفت مراد از استثناء «الّا ما قد سلف» اين معناست كه آنچه در گذشته (قبل از نزول آيه) انجام شده، محكوم به صحت است، ولى از اين به بعد حكم به بطلان آن مى شود.
13 ـ جواز تداوم زندگى زناشويى با دو خواهر ، در صورتى كه ازدواج با آنان قبل از نزول آيه « ان تجمعوا . . . » صورت گرفته باشد . *
الّا ما قد سلف
تحريم در «حرّمت . .. ان تجمعوا» ناظر به حال و آينده است ; چون افعال گذشته را نمى توان تحريم كرد. بنابراين استثناء، يعنى «الّا ما قد سلف»، بيان حليّت جمع بين دو خواهر در زمان حال و آينده مى باشد به شرط اينكه ازدواج با آنها قبل از نزول آيه صورت گرفته باشد.
14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .
حرّمت . .. الّا ما قد سلف
بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.
16 ـ قانون ، عطف به ما سبق نمى شود .
حرّمت . .. الّا ما قد سلف
19 ـ خداوند جبران كننده منقصت هاى ناشى از ازدواج با محارم در صورتى كه آن ازدواج ها قبل از حكم به تحريم صورت گرفته باشد .
حرّمت . ... اِنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
25 ـ مرد مسلمانى كه پيش از اسلام آوردن ، همسر دو خواهر بوده ، موظّف به طلاق يكى از آن دو ، بسته به انتخاب خويش ، مى باشد .
و ان تجمعوا بين الاختين الّا ما قد سلف
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به كسى كه قبل از مسلمان شدن جمع بين دو خواهر در ازدواج كرده بود فرمود: طلّق ايّتهما شئت.
الدّر المنثور، ج 2، ص 475.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 16
16 ـ مسؤوليّت جامعه ايمانى در مراقبت از قانون عدّه وفات
فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم
مفهوم «فاذا بلغن . .. » با توجّه به خطاب در كلمه «عليكم» حاكى از مسؤوليّت جامعه ايمانى در مورد جلوگيرى از ازدواج زنان شوهر مُرده در زمان عِدّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 6
6ـ برنامه ها و قوانينى رشيد و بالنده اند كه مايه سعادت اخروى آدميان و باعث نجات آنان از آتش دوزخ باشند .
و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 7
7 - صرفِ از جانب خداوند بودن دستورى ، براى عمل كردن ، كافى است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه
دعوت از قومى براى تبعيت از حكم و فرمانى، بى آن كه دليلى براى آن اقامه شود و صرفاً يادآورى گردد كه از جانب خداوند است، حكايت مى كند كه از جانب خداوند بودن يك حكم، كافى است كه انسان به آن عمل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 23 - 7
7 ـ كتاب آسمانى ، كتاب قانون و حكم
يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 11
11 ـ احكام و قوانين خداوند ، نشأت يافته از علم گسترده او به مصالح و مفاسد و حقايق هستى
حتى يبين لهم ما يتقون إن اللّه بكل شىء عليم
جمله «إن اللّه بكل . ..» در مقام تعليل و بيانگر علت تبيين احكام از سوى خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 16
16 ـ تقوا ، زمينه ساز رعايت حرمت ماه هاى حرام و بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى
منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم ... و اعلموا ان اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 12
12 - توجه و اعتقاد به شنوايى و دانايى خداوند ، بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى است .
و القوعد من النساء الّـتى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ . .. و
جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه و در مقام تهديد زنانى است كه احياناً بخواهند از حكم حجاب و عفاف سرپيچى كنند و يا از موارد استثنا، سوء استفاده كنند. از اين رو آمدن چنين جمله اى و يادآورى صفت شنوايى و دانايى خداوند، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 13 - 4
4 - ايمان به روز قيامت و ترس از عذاب بزرگ آن روز ، بازدارنده آدمى از هرگونه گناه و قانون شكنى است .
إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 4
4- وجود كتاب و رهنمود هاى مدون ، در هدايت و تعالى انسان ها داراى نقشى مهم و تعيين كننده است .
و ءاتينا موسى الكتـب و جعلنـه هدًى لبنى إسرءيل
«كتاب» در اصل به معناى صحيفه و حاوى نوشته هاست (مفردات راغب). ياد كرد از كتاب، براى هدايت، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 15
15 ـ تعاليم و معارف تدوين شده توسط بشر ، همواره قرين اختلافات و تضاد هاى بسيار است .
و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً
مراد، تعاليم و معارف انبوهى است كه در شرايطى همچون شرايط قرآن تدوين مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 1،2
1 - قانون قصاص ( كشتن قاتل ) قانونى ثابت و لازم الاجرا در جامعه اسلامى است .
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص فى القتلى
2 - قانون قصاص اختصاص به فرد و يا گروه خاصى ندارد .
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص فى القتلى
«قتلى» (جمع قتيل) به معناى كشته شدگان است و «ال» در «القتلى» جنس است و مفيد استغراق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 2
2 - قوانين بشرى حق محض نبوده و همواره با امورى باطل ، آميخته است .
الحق من ربك
برداشت فوق بر اين مبناست كه: «ال» در «الحق» همانند، زيد الرجل براى استغراق خصايص افراد باشد; يعنى، آنچه تمام ويژگيهاى حق را داراست و به امرى باطل آميخته نيست، از ناحيه خداوند مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 14
14 - انعطاف پذيرى احكام و قوانين دين و ملاحظه ضرورت ها در تشريع آن قوانين
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 22
22 - انعطاف پذيرى احكام الهى و تخفيف در تكاليف ، پرتوى از رحمت الهى است .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. ذلك تخفيف من ربكم و رحمة
{قانون شكنان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 25
25 ـ بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .
و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.
قانون شكنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 75 - 3
3 - جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته و بايسته
قال يـإبليس ما منعك أن تسجد
از اين كه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه و علت تمردش شد ـ با آن كه بدون آن هم مى توانست او را كيفر دهد ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 32 - 4
4- جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته است .
قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السـجدين
از اينكه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه وى براى تمردش شد ـ با اينكه بدون آن هم مى توانست او را كيفر بدهد ـ مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 28
28 ـ اسراف و قانونشكنى ، با وجود تعاليم انبيا ، بسى ناروا و ناپسند
ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 25
25 ـ بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .
و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 13 - 4
4 - ايمان به روز قيامت و ترس از عذاب بزرگ آن روز ، بازدارنده آدمى از هرگونه گناه و قانون شكنى است .
إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 16
16 ـ تقوا ، زمينه ساز رعايت حرمت ماه هاى حرام و بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى
منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم ... و اعلموا ان اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 12
12 - توجه و اعتقاد به شنوايى و دانايى خداوند ، بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى است .
و القوعد من النساء الّـتى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ . .. و
جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه و در مقام تهديد زنانى است كه احياناً بخواهند از حكم حجاب و عفاف سرپيچى كنند و يا از موارد استثنا، سوء استفاده كنند. از اين رو آمدن چنين جمله اى و يادآورى صفت شنوايى و دانايى خداوند، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
قانونگذار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 20
20ـ مشركان ، كافران به خدا و ناباوران به قيامت ، فاقد صلاحيت براى ارائه برنامه و مقررات براى انسانها
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كـفرون
قانونگذاران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 110 - 5
5 - آگاهى كامل و دقيق ، شرط لازم براى قانون گذاران و مجريان آن
لاتنفع الشفـعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 110 - 5
5 - آگاهى كامل و دقيق ، شرط لازم براى قانون گذاران و مجريان آن
لاتنفع الشفـعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 12
12ـ وضع قوانين و مقررات حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) ، در اختيار پادشاه بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 9
9 - بيان فلسفه قوانين از سوى قانون گذاران امرى شايسته و نيكوست . *
كتب عليكم الصيام . ... لعلكم تتقون
{قانونگذارى}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 20
20 ـ خداوند ، نخستين قانونگذار براى مردم
فبعث اللّه . .. و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
فاء در «فبعث اللّه» مى رساند كه آنگاه كه ميان جوامع بشرى اختلاف شد و در نتيجه نياز به قانون پيدا كردند، خداوند كتاب (دربردارنده قانون) و پيامبر (اجراكننده قانون) را فرستاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 6 - 13
13 ـ قوانين و معارف موجود در كتاب هاى آسمانى ، متناسب با ساختار حقيقى انسان
اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم. نزّل ... هو الذى يصوركم
قيّوميت خدا و آفريدن انسان به گونه اى كه او خواسته است و نيز علم مطلق او و نزول كتاب براى هدايت، بيانگر تناسب قوانين با ساختار انسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 64 - 16
16 ـ پذيرش تحليل و تحريم ( قانونگذراى ) ديگران ، پذيرش آنان به عنوان ربّ است .
و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه
پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ شخصى كه مى گفت: ما كنّا نعبدهم، فرمود: اما كانوا يحلّون لكم و يحرّمون فتأخذون بقولهم؟ فقال: نعم، فقال النّبى (صلی الله علیه و آله): هو ذاك.
مجمع البيان، ج 2، ص 767.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 8
8ـ معارف و قوانينى ، شايسته و بايسته پذيرش و پيروى است كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشد .
و لـئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 8
8 ـ ضرورت تدوين و تنظيم قوانينى در جهت سهيم كردن واسطه هاى كار هاى نيك و بد ـ علاوه بر مباشران ـ در نتايج و پيامد هاى آن اعمال
من يشفع شفاعة حسنة . .. و من يشفع شفاعة سيّئة يكن له كفل منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 13
13 ـ ضرورت پرهيز از تبعيضهاى ناروا و جاهلانه در قوانين مربوط به زن و مرد
و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا . .. سيجزيهم وصفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 13
13ـ تنها خداوند داراى حق قانون گذارى و تشريع احكام است .
إن الحكم إلاّ لله
برداشت فوق بر اين مبناست كه مقصود از «حكم» حكم تشريعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 4
4- تشريع دين و قانون گذارى ، حق اختصاصى خداوند است .
و له الدين واصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 36
36 ـ علم و حكمت ، دو شرط ضرورى در قانون گذارى
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 21
21 ـ علم و حكمت ، دو عنصر ضرورى براى قانونگذاران
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
بيان علم و حكمت الهى پس از جعل قوانين و مقررات، دلالت بر اين دارد كه قانونگذاران بايد داراى علم و حكمت باشند و قوانين را بر اين دو پايه وضع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 14
14 ـ علم و حكمت ، دو پايه اساسى براى قانونگذاران
حرّمت . .. و المحصنات ... و من لم يستطع ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 8
8 ـ ضرورت تدوين و تنظيم قوانينى در جهت سهيم كردن واسطه هاى كار هاى نيك و بد ـ علاوه بر مباشران ـ در نتايج و پيامد هاى آن اعمال
من يشفع شفاعة حسنة . .. و من يشفع شفاعة سيّئة يكن له كفل منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 14،16
14 - انعطاف پذيرى احكام و قوانين دين و ملاحظه ضرورت ها در تشريع آن قوانين
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه
16 - قانون گذاران بايد به هنگام وضع قوانين ، حالت ضرورت را ملاحظه كرده و احكام ويژه اى براى آن وضع كنند .
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 18
18 ـ قانونگذار ، بايد آگاه به مصالح و مفاسد واقعى انسان باشد .
كتب عليكم القتال . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 17
17 ـ تدوين قانون بايد به گونه اى باشد كه راه اجحاف بر سفيهان و ناتوانان را مسدود نمايد .
فان كان الّذى عليه الحقّ . .. فليملل وليّه بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 36
36 ـ علم و حكمت ، دو شرط ضرورى در قانون گذارى
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 21
21 ـ علم و حكمت ، دو عنصر ضرورى براى قانونگذاران
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
بيان علم و حكمت الهى پس از جعل قوانين و مقررات، دلالت بر اين دارد كه قانونگذاران بايد داراى علم و حكمت باشند و قوانين را بر اين دو پايه وضع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 29
29 ـ ضرورت توجه به نياز هاى جنسى انسان ها در تنظيم قوانين و سياست هاى مربوط به هدايت صحيح مناسبات جنسى آنها
ذلك لمن خشى الْعنت منكم
چون خداوند با توجّه به غريزه جنسى انسانها ازدواج با كنيزان را تجويز كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 14
14 ـ علم و حكمت ، دو پايه اساسى براى قانونگذاران
حرّمت . .. و المحصنات ... و من لم يستطع ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 13
13 ـ لزوم رعايت تناسب قوانين با توان مردم
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 12
12 ـ ضرورت توجه به قوانين تكوين و تشريع در جعل مقررات حاكم بر خانواده
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه . .. و بما انفقوا
چون خداوند در توجيه جعل مديريت براى مردان به دو جهت تصريح فرمود: يكى برترى مردان بر زنان، كه يك مسأله تكوينى است و ديگرى عهده دار بودن نفقه، كه يك حكم تشريعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 45
45 ـ لزوم ملاحظه و مراعات حالت اضطرار در قانونگذارى
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
ملاحظه حالت اضطرار و جعل احكامى ويژه از سوى خداوند بر اساس آن، مى تواند درسى براى قانونگذاران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 45
45 ـ نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 19
19 ـ تشريع احكام در صلاحيت كسى است كه داناى به عالم هستى باشد .
جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه بكل شىء عليم
خصوصيات تشريعى كعبه، ماههاى حرام و قربانى و ديگر مناسك حج و حكمتهاى بيان شده براى آنها، مايه آگاهى به علم گسترده خداوند دانسته شده است و اين معنا در صورتى قابل تحقق است كه تشريع چنين قوانين از غير او بر نيايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 102 - 6
6 ـ ضرورت پرهيز قانونگذاران از جعل مقرراتى كه جامعه بدان پايبند نخواهد بود .
لاتسئلوا عن اشياء . .. قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 8
8 - لزوم توجه به طاقت و توان مردم ، در قانون گذارى و تعيين تكليف
و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 64 - 16
16 ـ پذيرش تحليل و تحريم ( قانونگذراى ) ديگران ، پذيرش آنان به عنوان ربّ است .
و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه
پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ شخصى كه مى گفت: ما كنّا نعبدهم، فرمود: اما كانوا يحلّون لكم و يحرّمون فتأخذون بقولهم؟ فقال: نعم، فقال النّبى (صلی الله علیه و آله): هو ذاك.
مجمع البيان، ج 2، ص 767.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 17،18
17 ـ نقش علم ، در كمال قانون
كتب عليكم . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
18 ـ قانونگذار ، بايد آگاه به مصالح و مفاسد واقعى انسان باشد .
كتب عليكم القتال . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 36
36 ـ علم و حكمت ، دو شرط ضرورى در قانون گذارى
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 21
21 ـ علم و حكمت ، دو عنصر ضرورى براى قانونگذاران
و المحصنات . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
بيان علم و حكمت الهى پس از جعل قوانين و مقررات، دلالت بر اين دارد كه قانونگذاران بايد داراى علم و حكمت باشند و قوانين را بر اين دو پايه وضع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 14
14 ـ علم و حكمت ، دو پايه اساسى براى قانونگذاران
حرّمت . .. و المحصنات ... و من لم يستطع ... و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 44
44 ـ قانونگذارى ، جز بر پايه مقررات و مفاهيم الهى ، حرام و كفر است .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جمله «و من لم يحكم . ..» علاوه بر مسأله قضاوت مى تواند شامل هر نوع دستور و قانونى بشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 3
3 ـ خداوند تنها مرجع شايسته جعل و تشريع قوانين و احكام
لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 6
6- ذوالقرنين ، تصميم گرفت كه قوانين و مقرّرات اجتماعى سهل و قابل تحمّلى را براى مؤمنان وضع كند .
و سنقول له من أمرنا يسرًا
«يسر» يعنى «آسانى» و «من أمرنا» يعنى:«از فرامينى كه صادر مى كنيم. »، لذا مفاد جمله «و سنقول...» آن است كه براى مؤمنان صالح، فرامينى صادر مى كنيم كه اجراى آن دشوار نباشد و شنيدن آن براى مؤمنان سنگين نيايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 45
45 ـ لزوم ملاحظه و مراعات حالت اضطرار در قانونگذارى
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
ملاحظه حالت اضطرار و جعل احكامى ويژه از سوى خداوند بر اساس آن، مى تواند درسى براى قانونگذاران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 44،45،46،50
44 ـ قانونگذارى ، جز بر پايه مقررات و مفاهيم الهى ، حرام و كفر است .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جمله «و من لم يحكم . ..» علاوه بر مسأله قضاوت مى تواند شامل هر نوع دستور و قانونى بشود.
45 ـ نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
46 ـ ضرورت پذيرش قوانين و داورى هاى مستند به احكام الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
لازمه وجوب قضاوت بر اساس احكام الهى، ضرورت پذيرش آنها از سوى طرفين نزاع و مشاجره است.
50 ـ خوددارى از قانونگذارى بر پايه مقررات الهى ، كفر است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 20
20 ـ خوددارى از قانونگذارى بر پايه مقررات الهى ، ظلم است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 7،11
7 ـ قانونگذارى ، جز بر پايه تعاليم و مقررات الهى ، در پى دارنده فسق و تباهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جمله «من لم يحكم . ..» علاوه بر مسأله قضاوت، مى تواند شامل هر نوع دستور و قانونى باشد.
11 ـ خوددارى از قانونگذارى بر اساس تعاليم الهى ، فسق است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 15
15 ـ تمامى قوانين و مقررات بايد تنها بر پايه تعاليم قرآن تدوين و تنظيم گردد .
و انزلنا اليك الكتب . .. فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 14
14 ـ تقويت نشدن بنيه مالى دشمنان اسلام ، از ملاك هاى به كار گرفته شده در وضع قوانين حقوقى اسلام *
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
به نظر مى رسد عدم لزوم پرداخت ديه به خانواده مقتول در فرض مذكور، براى اين باشد كه دشمنان اسلام از نظر مادى تقويت نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 16
16 ـ وجود ملاك در نوع اشخاص ، مصحح جعل قانون براى همه افراد است . *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
ملاك تحريم طيبات بر يهود، ستمگرى و ديگر عناوين ياد شده در آيه مورد بحث و آيه بعد مى باشد ; و اين ملاك در اكثريت جامعه يهود وجود داشته و به شهادت آيات بعد در همه آنان نبوده است ولى خداوند بر همه آنان طيبات را تحريم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 1
1 ـ خداوند به رعايت قسط (عدل و انصاف) فرمان داده، نه به ارتكاب فحشا و زشتى
إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 16
16 ـ نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها در گرو پى ريزى آنها بر اساس تعاليم قرآن است .
و انزلنا اليك الكتب . .. فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 13
13 ـ ضرورت پرهيز از تبعيضهاى ناروا و جاهلانه در قوانين مربوط به زن و مرد
و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا . .. سيجزيهم وصفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 11
11 ـ قرآن ، منبعى براى دستيابى به قوانين و مقررات دين .
فى كتب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 2
2ـ قرآن حكم و قانون الهى و منبع شناخت حقايق و معارف دينى است .
و كذلك أنزلنـه حكمًا
حكم كردن به چيزى آن است كه داورى كنى و اعلام دارى كه آن چيز اين گونه است و يا اين گونه نيست (مفردات راغب). بر اين اساس «قرآن حُكم است» ; يعنى، داورى مى كند و بيان مى كند كه چه چيز چگونه است و يا چگونه نيست و اين معنا شامل همه قوانين، حقايق و معارفى مى شود كه خداوند اثباتاً و يا نفياً در قرآن بيان كرده است و درباره آن قضاوتى دارد ; مانند اينكه خداوند شريكى ندارد، قيامت حق است و يا روزه بر شما واجب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 12
12 - قرآن ، به عنوان كتاب الهى ، منبعى براى تشريع قوانين مربوط به حقوق خويشاوندى است .
و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتـب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 18
18 - تشريع احكام و حلال شمردن يا حرام دانستن استفاده از امكانات ، به دست خداوند است .
كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة و الدم ... فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 68 - 5
5 - بشر ، فاقد صلاحيت گزينش پيامبر و تشريع قانون براى مردم
و ربّك . .. يختار ما كان لهم الخيرة
«خيرة» به معناى «تخيّر» (اختيار كردن) است; مانند «طيرة» كه به معناى «تطيّر» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 12
12ـ وضع قوانين و مقررات حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) ، در اختيار پادشاه بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 8
8ـ معارف و قوانينى ، شايسته و بايسته پذيرش و پيروى است كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشد .
و لـئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 93 - 3
3 - « عن أبى بصير ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : . . . « فنزل من حميم » فى قبره . . . ;
ابى بصير مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: . ..«فنزل من حميم» در قبر ميّت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 5
5 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) قال : نزلت « ألهيكم التّكاثر » فى عذاب القبر ;
از على(ع) روايت شده كه فرمود: [سوره] «ألهيكم التكاثر»، در مورد عذاب قبر نازل شده است». [;يعنى، تا زمان ديدار عذاب قبر به تفاخر سرگرم هستيد].
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 2
2 ـ چگونه سپرى كردن زندگانى دنيا ، پرسش فرشتگان از گناهكاران مستضعف پس از مرگ ( سؤال قبر )
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 16،17
16- « قال أميرالمؤمنين ( ع ) صلوات الله عليه : إن ابن آدم . . . فإذا أدخل قبره أتاه ملكا القبر . . . فيقولان : من ربك و ما دينك و من نبيك ؟ فيقول : الله ربّى و دينى الإسلام و نبيى محمد (صلی الله علیه و آله) فيقولان له : ثبّتك الله فيما تحبّ و ترضى و هو قول الله عزّوجلّ : « يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فى الحياة الدنيا و فى الأخرة » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا آدمى زاده را . .. آن گاه كه وارد قبرش مى كنند، دو فرشته نزدش مى آيند ... و مى گويند: پروردگارت كيست؟ و دينت چيست؟ و پيامبرت كيست؟ پس پاسخ مى گويد: «خداوند» پروردگارم و «اسلام» دين من و پيامبرم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است. پس به او مى گويند: خداوند تو را در آنچه دوست مى دارى و به آن راضى هستى ثابت قدم و استوار كرده است و اين همان سخن خداوند است كه مى فرمايد: «يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت ...»...».
17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن المؤمن إذا أُخرج من بيته شيّعته الملائكة إلى قبره . . . و إن كان كافراً خرجت الملائكة تشيّعه إلى قبره تلعنونه . . . ثمّ يدخل عليه ملكا القبر . . . فيقولان له : من ربّك ؟ فيتلجلج و يقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له : لادريت و يقولان له : ما دينك ؟ فيتلجلج فيقولان له : لادريت و يقولان له : من نبّيك ؟ فيقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له لادريت و يسأل عن إمام زمانه . . . و هو قول الله عزّوجلّ : « . . . و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه [جنازه] مؤمن را از منزلش بيرون مى برند، ملائكه او را تا قبرش تشييع مى كنند . .. و اگر كافر باشد فرشتگان او را تا قبرش تشييع و لعنت مى كنند ... سپس دو فرشته قبر، بر او وارد مى شوند ... پس به او مى گويند: پروردگارت كيست؟ پس او [در پاسخ] مردد مى شود و مى گويد: شنيده ام مردم [اين گونه] مى گويند. پس به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ به او مى گويند دينت چيست؟ باز مردد مى شود و آنان به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ پس به او مى گويند: پيامبر تو كيست؟ پس پاسخ مى دهد: شنيده ام كه [اين گونه] مردم مى گويند. پس به او مى گويند [آيا ]ندانستى؟ و از او درباره امام زمانش سؤال مى كنند: ... و اين سخن خداوند عزّوحلّ است: ... يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 5
5ـ متلاشى شدن اجزاى بدن در خاك ، محور اشكال كافران در مسأله معاد
و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 5
5ـ اضمحلال بخشى از اجزاى وجود انسان در خاك و نه همه آن *
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم
برداشت بالا در صورتى است كه «منهم» براى تبعيض باشد كه احتمال مى رود منظور از جمله «علمنا ما تنقص. ..» اين باشد كه: «شما گمان مى كنيد همه وجود آدمى در خاك مضمحل مى شود; در حالى كه چنين نيست و ما مقدارى را كه اضمحلال پذير است و جذب خاك مى شود، مى دانيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 1،5
1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز
خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث
5 - نگرانى و سردرگمى آدميان ، در لحظه هاى آغازين رستاخيز و خروج از قبرها
يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر
تشبيه به «جراد منتشر»، بيانگر سردرگمى و حركت هاى نامنظم و حيرت زده آدميان، پس از خروج از قبرها در روز رستاخيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 5،6،7
5 - خروج انسان ها از قبر در قيامت ، به خواست و دعوت خداوند است .
ثمّ إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون
بنابر اين كه «من الأرض» متعلق به «تخرجون» باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
6 - همه مردمان در روز قيامت ، با يك نداى خداوند ، به طور ناگهانى از دل خاك بيرون مى آيند .
ثمّ إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون
7 - مردگان ، در قيامت ، در پاسخ به نداى خداوند براى زنده شدن ، خود ، از قبر ها خارج مى شوند .
إذا دعاكم . .. إذا أنتم تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 4
4 - انسان ها پس از زنده شدن از قبر ها ، به سوى پروردگار خويش خواهند شتافت .
فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم ينسلون
«نسلان» (مصدر «ينسلون») به معناى گام برداشتن سريع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 52 - 4،12
4 - كافران در قيامت ، از زنده شدن و بيرون آمدن شان از قبر ها ، بسيار شگفت زده خواهند شد .
قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام (من) در آيه شريفه، براى تعجب استعمال شده است.
12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا » فإن القوم كانوا فى القبور ، فلمّا قاموا حسبوا أنّهم كانوا نيامًا ، قالوا « يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا » قالت الملائكة « هـذا ما وعد الرحمان و صدق المرسلون » ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا. ..» روايت شده كه فرمود: مردم كه در قبراند; وقتى برمى خيزند مى پندارند كه در خواب بوده اند [ازاين رو] مى گويند: «يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا». فرشتگان مى گويند: «هـذا ما وعد الرحمان و صدق المرسلون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 4 - 1
1 - قبر ها هنگام برپايى قيامت ، زير و رو شده و هر چه در آن است بيرون ريخته خواهد شد .
و إذا القبور بعثرت
معناى «بعثرت»، اين است كه خاك قبرها زير و رو شود و هر آنچه در آن است، پراكنده گردد. از آن جا كه فعل «بعثر» متضمن معناى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» است، بعيد نيست اين فعل مركب از آن دو فعل باشد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 4
4 - تمام مردم در قيامت ، با بيرون آورده شدن از زمين ، در صحنه محشر حضور خواهند يافت .
و أخرجت الأرض أثقالها . .. يومئذ يصدر الناس أشتاتًا
جمله «يصدر الناس»، ممكن است ناظر به رجوع مردم به حيات دوباره (معاد) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 9
9 - توجّه به وابستگى آفرينش ، تدبير ، هدايت ، مرگ و قبر انسان به خداوند ، زمينه ساز انجام دادن تكاليف الهى
من نطفة خلقه . .. ثمّ أماته فأقبره ... كلاّ لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 8
8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;
على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 6
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 8
8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;
على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 8 - 1
1 - شتاب آدميان در خروج از قبر ها ، براى اجابت منادى رستاخيز
يخرجون من الأجداث . .. مهطعين إلى الداع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 9
9 ـ عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): يكسى الكافر لوحين من نار و فى قبره فذلك قوله: «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش».
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: دو لوح (زير انداز و روانداز) از آتش بر كافر در قبرش پوشانده مى شود و اين است سخن خداوند: «براى كافران بسترى از آتش جهنم و روى آنان پوششهايى از آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 124 - 12
12 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : و إنّ المعشية الضنك التى حذر اللّه منها عدوّه عذاب القبر انّه يسلّط على الكافر فى قبره تسعة و تسعين تنّيناً فينهشن لحمه و يكسرن عظمه و يترددن عليه كذلك إلى يوم يبعث ;
از اميرالمؤمن ين(ع) روايت شده: همانا «معيشت ضنك» ـ كه خداوند دشمنان خود را از آن برحذر داشته ـ عذاب قبر است. خدا بر كافر در قبرش 99 مار بزرگ مسلط مى كند كه گوشت او را مى گزند و استخوان وى را مى شكنند و همين طور بر روى او رفت و آمد مى كنند تا روزى كه برانگيخته شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 2
2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش
كلاّ
«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 7
7 - « عن أبى بصير ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : « فأمّا إن كان من المقرّبين فروح و ريحان » قال : فى قبره « و جنّة نعيم » قال : فى الأخرة . . . ;
ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: اگر محتضر از مقربان باشد، «روح و ريحان» در قبر او و «جنّة نعيم» در آخرت او خواهد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 5
5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .
و السـبحـت سبحًا
در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 8
8- ملائكه متعدد ، دست اندركار قبض روح انسان ها
إذا توفّتهم الملـئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 2
2 - فرشتگان مأمور قبض روح ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند
و النـزعـت غرقًا
قسم خوردن خداوند به فرشتگان مرگ، نشانه ارجمندى آنان در نزد او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 5
5 - شيوه قبض روح انسان ها ، مختلف و داراى انواع آسان و دشوار است .
و النـشطـت نشطًا
از جمله معانى «ناشط»، شخصى است كه سطل آب را از چاه بيرون مى كشد (قاموس). اطلاق اين كلمه بر فرشتگان ـ پس از توصيف آنان به «نازعات» (بيرون كشندگان) ـ ممكن است ناظر به انواع قبض روح باشد. در آيه قبل ـ به قرينه «غرقاً» ـ قبض روح سخت مورد نظر بود; ولى در آيه، قبض روحى مراد است كه همچون كشيدن دلو از چاه آرام آرام صورت مى پذيرد. گفتنى است كه اين تفاوت، ممكن است ناظر به تفاوت قبض روح مؤمن، با جان كندن كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 5
5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .
و السـبحـت سبحًا
در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 3
3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .
و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة
اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 3
3 - سوگند خداوند به فرشتگان قبض كننده ارواح
و النـزعـت غرقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 5
5 - شيوه قبض روح انسان ها ، مختلف و داراى انواع آسان و دشوار است .
و النـشطـت نشطًا
از جمله معانى «ناشط»، شخصى است كه سطل آب را از چاه بيرون مى كشد (قاموس). اطلاق اين كلمه بر فرشتگان ـ پس از توصيف آنان به «نازعات» (بيرون كشندگان) ـ ممكن است ناظر به انواع قبض روح باشد. در آيه قبل ـ به قرينه «غرقاً» ـ قبض روح سخت مورد نظر بود; ولى در آيه، قبض روحى مراد است كه همچون كشيدن دلو از چاه آرام آرام صورت مى پذيرد. گفتنى است كه اين تفاوت، ممكن است ناظر به تفاوت قبض روح مؤمن، با جان كندن كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 5
5 - شيوه قبض روح انسان ها ، مختلف و داراى انواع آسان و دشوار است .
و النـشطـت نشطًا
از جمله معانى «ناشط»، شخصى است كه سطل آب را از چاه بيرون مى كشد (قاموس). اطلاق اين كلمه بر فرشتگان ـ پس از توصيف آنان به «نازعات» (بيرون كشندگان) ـ ممكن است ناظر به انواع قبض روح باشد. در آيه قبل ـ به قرينه «غرقاً» ـ قبض روح سخت مورد نظر بود; ولى در آيه، قبض روحى مراد است كه همچون كشيدن دلو از چاه آرام آرام صورت مى پذيرد. گفتنى است كه اين تفاوت، ممكن است ناظر به تفاوت قبض روح مؤمن، با جان كندن كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 6
6 - « فى المجمع بعد قوله تعالى « و النازعات غرقاً » قال : اختلف فى معناها على وجوه أحدها : انه يعنى الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفّار عن أبدانهم بالشدّة . . . روى ذلك عن علىّ ( ع ) و قيل هو الموت ينزع النفوس . . . و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;
در مجمع البيان بعد از نقل قول خداى تعالى «والنازعات غرفاً» گفته است: در معناى «النازعات غرقاً» اختلاف به وجود آمده و وجوهى بيان شده است; يكى از آنها اين است كه مقصود فرشتگانى اند كه ارواح كافران را از بدن هاشان بيرون مى كشند . .. اين معنا از امام على(ع) روايت شده است. [و نيز] گفته شده مقصود مرگ است كه جان ها را بيرون مى كشد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 6
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 2
2 - فرشتگان مأمور قبض روح ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند
و النـزعـت غرقًا
قسم خوردن خداوند به فرشتگان مرگ، نشانه ارجمندى آنان در نزد او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 50 - 1
1 ـ ميراندن انسان ها و گرفتن جان ايشان ، از مأموريت هاى فرشتگان
و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 4
4 ـ اعمال انسان ، اندوخته ها و پيش فرستاده هايى است كه داراى آثارى مثبت يا منفى در لحظه مرگ و پس از آن است .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 6
6- مرگ ، دريافت كامل روح انسان بهوسيله فرشتگان است ; نه فنا و نابودى آن .
فكيف إذا توفّتهم الملـئكة
واژه «توفّتهم»، به معناى دريافت كامل است و اين نشان مى دهد كه روح، مانند جسم، متلاشى و مضمحل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 19
19 ـ روح، تمام حقيقت انسان است و مرگ با خروج آن از بدن حاصل مى شود. *
أخرجوا أنفسكم
ممكن است «أخرجوا انفسكم» فرمان ملائكه به ظالمان براى بيرون ساختن جانهاى آنان باشد. در اين صورت چون «نفس» بر «روح» اطلاق شده، اصالت روح و نقش اساسى آن در وجود انسانى را بيان مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 5
5 - شيوه قبض روح انسان ها ، مختلف و داراى انواع آسان و دشوار است .
و النـشطـت نشطًا
از جمله معانى «ناشط»، شخصى است كه سطل آب را از چاه بيرون مى كشد (قاموس). اطلاق اين كلمه بر فرشتگان ـ پس از توصيف آنان به «نازعات» (بيرون كشندگان) ـ ممكن است ناظر به انواع قبض روح باشد. در آيه قبل ـ به قرينه «غرقاً» ـ قبض روح سخت مورد نظر بود; ولى در آيه، قبض روحى مراد است كه همچون كشيدن دلو از چاه آرام آرام صورت مى پذيرد. گفتنى است كه اين تفاوت، ممكن است ناظر به تفاوت قبض روح مؤمن، با جان كندن كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 21
21- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . إنه ليس أحد من الناس تفارق روحه جسده حتى يعلم إلى أىّ المنزلين يصير إلى الجنّة أم النار . . . فإن كان وليّاً لله فتحت له أبواب الجنّة و شرع له طرقها و نظر إلى ما أعدّ الله له فيها . . . قال الله تعالى « الذين تتوفّاهم الملائكة طيّبين سلام عليكم ادخلوا الجنّة . . . » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است:. .. روح از بدن هيچ يك از مردم جدا نمى شود تا اينكه بداندبه سوى كدام يك از دو جايگاه
مى رود: به سوى بهشت يا آتش ... پس اگر دوست خدا باشد، درهاى بهشت براى او باز مى شود و راههاى آن نمايان مى گردد و به آنچه خدا براى او در آن جا آماده كرده نگاه مى كند ... خداى تعالى فرمود: الذين تتوفّاهم الملائكة طيّبين...".
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 22
22- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . انه ليس أحد من الناس تفارق روحه جسده حتى يعلم إلى أىّ المنزلين يصير ، إلى الجنة أم النار . . . إن كان عدواً لله فتحت له أبواب النار . . . و نظر إلى ما أعدّ الله له فيها . . . كلّ هـذايكون عند الموت . . . قال الله تعالى . . . « الذين تتوفّاهم الملائكة ظالمى أنفسهم . . .فادخلوا أبواب جهنّم . . . » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است:. .. روح از بدن هيچ يك از مردم جدا نمى شود تا اينكه بدانند به سوى كدام يك از دو جايگاه مى رود: بهشت يا آتش ...؟ اگر دشمن خدا باشد، درهاى آتش براى او باز مى شود ... و به آنچه خدا در آن جا برايش آماده كرده است، نگاه مى كند ... اين همه هنگام مرگ خواهد بود ... خداى تعالى فرمود: الذين تتوفّاهم الملائكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبواب جهنّم ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 13،15،16
13 ـ صحنه جان كندن ظالمان بزرگ، عبرت آموز و تماشايى است.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
15 ـ ملائكه، جان ستمكاران را با قدرت و شدتى تمام مى گيرند.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم
جمله «باسطوا أيديهم» ممكن است كنايه از قدرت و شدتى باشد كه ملائكه به هنگام قبض روح ستمكاران به كار مى گيرند.
16 ـ ملائكه قابض ارواح داراى دستانى هستند كه به هنگام گرفتن جان ظالمان آنها را مى گشايند.
إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 50 - 2،3،5
2 ـ فرشتگان به هنگام فرارسيدن مرگ كافران ، با كوبيدن بر صورت و پشت آنان ، جانشان را خواهند گرفت .
و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم
3 ـ تسلى و دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان با بيان چگونگى جان كندن كفرپيشگان
و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة
با توجه به اينكه خطاب در آيه متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا هر انسان مؤمنى است، مى توان گفت از اهداف بيان جان كندن كفرپيشگان تسلى خاطر اهل ايمان است. چنانچه «لو» در «لوترى ... » به معناى تمنى باشد، اين معنا وضوح بيشترى خواهد داشت.
5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ
إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم
از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 1
1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم
«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 8
8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .
المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 5
5 ـ گفتگوى فرشتگان مرگ با مشركان به هنگام گرفتن جان آنان
قالوا أين ما كنتم . .. قالوا ضلوا عنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 12
12 ـ جان كندن سخت منافقان ، به هنگام مرگ
و تزهق أنفسهم
«زهوق» (مصدر تزهق) به معناى خارج شدن همراه با دشوارى است. (مجمع البيان، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 6
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و السابحات سبحاً » انّ ها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلّون ها سلاًّ رفيقاً . . . عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «و السابحات سبحاً» فرمود: آنان فرشتگانى اند كه روح مؤمنان را قبض مى كنند و آن را به آرامى و مدارا از بدن هايشان بيرون مى آورند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 4
4 - روح انسان به هنگام مرگ ، به طور كامل و از اعماق بدن او ، بيرون كشيده خواهد شد .
و النـزعـت غرقًا
«غرق» (اسم مصدر «اغراق») به معناى «مبالغه و افراط در كار» است (لسان العرب). در اين آيه ـ چون «غرقاً» وصف براى مصدر است ـ به معناى «مُغرَق» مى باشد; يعنى، «نزعاً مغرقاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 5،6
5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .
و السـبحـت سبحًا
در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج
العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و السابحات سبحاً » انّ ها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلّون ها سلاًّ رفيقاً . . . عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «و السابحات سبحاً» فرمود: آنان فرشتگانى اند كه روح مؤمنان را قبض مى كنند و آن را به آرامى و مدارا از بدن هايشان بيرون مى آورند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 5،6
5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .
و السـبحـت سبحًا
در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و السابحات سبحاً » انّ ها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلّون ها سلاًّ رفيقاً . . . عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «و السابحات سبحاً» فرمود: آنان فرشتگانى اند كه روح مؤمنان را قبض مى كنند و آن را به آرامى و مدارا از بدن هايشان بيرون مى آورند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 1،6
1 - گروهى از فرشتگان ، عهده دار قبض روح انسان هايند .
و النـزعـت غرقًا
«نزع» به معناى كندن و نيز بيرون كشيدن است. مصداق مورد نظر از «النازعات» به قرينه «فالمدبّرات أمراً» ـ در آيات بعد ـ فرشتگانى هستند كه مأمور نزع و قبض روح زندگان اند. آياتى كه ميراندن انسان ها را به ملائكه نسبت داده است، اين ذهنيت را ايجاد مى كند كه مراد از «نزع» در اين آيه، «نزع روح انسان ها» است.
6 - « فى المجمع بعد قوله تعالى « و النازعات غرقاً » قال : اختلف فى معناها على وجوه أحدها : انه يعنى الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفّار عن أبدانهم بالشدّة . . . روى ذلك عن علىّ ( ع ) و قيل هو الموت ينزع النفوس . . . و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;
در مجمع البيان بعد از نقل قول خداى تعالى «والنازعات غرفاً» گفته است: در معناى «النازعات غرقاً» اختلاف به وجود آمده و
وجوهى بيان شده است; يكى از آنها اين است كه مقصود فرشتگانى اند كه ارواح كافران را از بدن هاشان بيرون مى كشند . .. اين معنا از امام على(ع) روايت شده است. [و نيز] گفته شده مقصود مرگ است كه جان ها را بيرون مى كشد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 6
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 3
3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .
و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة
اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 6
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».
{قابضان روح}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 1
1 ـ فرشتگان الهى ، مأمور گرفتن جان انسانها
انّ الّذين توفّيهم الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 61 - 6،7،8،9
6 ـ با فرارسيدن زمان مرگ هر كس، سفيران خداوند جان آدميان را مى گيرند.
حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا
7 ـ فرشتگانى غير از مأموران حفاظت آدمى، وظيفه قبض روح وى را بر عهده دارند. *
حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا
در صورتى كه فرشتگان محافظ همان قابضان روح باشند، مناسبتر آن بود كه با ضمير به آنان اشاره مى شد. گزينش «رسلنا» به جاى ضمير قرينه تفاوت ملائكه حافظ با ملائكه قابض است.
8 ـ فرشتگانى متعدد وظيفه قبض روح هر يك از آدميان را به عهده دارند. *
حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا
«رسل»، جمع رسول، و بر بيشتر از دو نفر دلالت دارد. از سوى ديگر مضمون آيه اين است كه براى هر شخصى كه مرگش فرامى رسد، «رسل» حضور پيدا مى كنند. بنابراين قابضان روح آدمى بيش از دو نفرند.
9 ـ هيچ كوتاهى و تأخيرى از جانب فرشتگان مأمور قبض روح صورت نمى گيرد.
توفته رسلنا و هم لا يفرطون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 4
4 - ادامه داشتن بيت المقدس به عنوان قبله ، موجب برخوردارى مخالفان اسلام از دليل و حجت بر عليه پيامبر و مسلمانان
فول وجهك . .. فولوا وجوهكم شطره لئلا يكون للناس عليكم حجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 3
3 - نقش تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، در نيل امت اسلامى به امتى معتدل و برتر
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. و كذلك جعلنكم أمة وسطاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 5،8،15
5 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، موجب از ميان رفتن سوژه تبليغاتى مخالفان بر ضد اسلام و مسلمانان شد .
فول وجهك شطر المسجدالحرام . .. لئلا يكون للناس عليكم حجة
8 - تعيين كعبه به عنوان قبله مسلمانان ، موجب روشن شدن حقانيت پيامبر اسلام براى گروهى از مخالفان
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
وجود حجت براى ستمگران - كه مفاد جمله استثنائيه است - بدان معنا نيست كه ستم پيشگان عليه مسلمانان دليل دارند; بلكه مراد تقسيم مخالفان است به دو جناح: جناحى كه از سر ظلم و ستم با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالفت مى كردند و جناحى كه بر اساس شبهه
دست به مخالفت زده اند. دسته اول در هر حال - چه تغيير قبله حاصل مى شد، يا نمى شد - به مخالفت و دشمنى ادامه مى دادند و دسته دوم به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى برده و از تبليغات سوء دست مى كشيدند.
15 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، زمينه ساز كامل شدن نعمت خدا بر مسلمانان
فولوا وجوهكم شطره . .. لأتم نعمتى عليكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لأتم نعمتى . ..» عطف بر «لئلا يكون ...» باشد; در نتيجه «لأتم ...» بيان غايت و هدف براى جمله «فولوا وجوهكم شطره» خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 12
12 - قبله شدن كعبه ، زمينه ساز هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .
ما وليهم عن قبلتهم . .. يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم
جمله «للّه المشرق . ..» بيانگر اين است كه: كعبه و بيت المقدس هر دو ملك خداست و از اين جهت تفاوتى ندارند و جمله «يهدى ...» اشاره به اين دارد كه انتخاب كعبه به عنوان قبله، زمينه ساز هدايت انسانهاست و لذا آن را قبله همگان قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 8،9،15
8 - تعيين كعبه به عنوان قبله مسلمانان ، موجب روشن شدن حقانيت پيامبر اسلام براى گروهى از مخالفان
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
وجود حجت براى ستمگران - كه مفاد جمله استثنائيه است - بدان معنا نيست كه ستم پيشگان عليه مسلمانان دليل دارند; بلكه مراد تقسيم مخالفان است به دو جناح: جناحى كه از سر ظلم و ستم با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالفت مى كردند و جناحى كه بر اساس شبهه دست به مخالفت زده اند. دسته اول در هر حال - چه تغيير قبله حاصل مى شد، يا نمى شد - به مخالفت و دشمنى ادامه مى دادند و دسته دوم به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پى برده و از تبليغات سوء دست مى كشيدند.
9 - تنها ستم پيشگان پس از تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، دست از بهانه جويى برنداشته و به دشمنى خويش عليه مسلمانان ادامه مى دادند .
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
15 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، زمينه ساز كامل شدن نعمت خدا بر مسلمانان
فولوا وجوهكم شطره . .. لأتم نعمتى عليكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لأتم نعمتى . ..» عطف بر «لئلا يكون ...» باشد; در نتيجه «لأتم ...» بيان غايت و هدف براى جمله «فولوا وجوهكم شطره» خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 16 - 3
3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 13،15،24
13 - مسلمانان در هر سرزمينى كه باشند ، بايد مسجد الحرام را قبله خويش قرار دهند .
و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
15 - رو كردن به جهت و سمت مسجدالحرام ، در اعمالى كه مشروط به قبله اند ، كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
بديهى است كه خود مسجدالحرام و يا كعبه، قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز، لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد و يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد و يا كعبه در آن جهت قرار دارد.
24 - « ان الفرايض لاتصليها إلا إلى القبلة و هو المروى عن أئمتنا ( ع ) ;
از ائمه اهل بيت (ع) روايت شده كه نمازهاى واجب را نمى شود به جا آورد، مگر اينكه به سوى قبله باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 2،4
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف شد در هر مكان ، اعمال مشروط به قبله را به سوى مسجدالحرام انجام دهد .
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام
4 - رو كردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، در اعمال مشروط به قبله كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام
بديهى است كه خود مسجدالحرام يا كعبه قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد، يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد، يا كعبه در آن جهت، قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 1،3،19
1 - مسجدالحرام قبله پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان
و من حيث . .. و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
3 - روكردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، كافى در اعمال مشروط به قبله
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
برداشت فوق از كلمه «شطر» كه به معناى سمت و جهت است، استفاده مى شود.
19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;
كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 3،7
3 - سفيهان و بى خردان ، تغيير قبله را امرى ناروا مى شمرند و مورد اعتراض قرار مى دهند .
سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
7 - خداوند ، پاسخ معترضان تغيير قبله را - پيش از عنوان كردن آن - به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم داد .
سيقول . .. قل للّه المشرق و المغرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 1،2
1 - هر امتى از امت هاى دينى داراى قبله اى خاص است .
و لكل وجهة
«وجهة» به چيزى گفته مى شود كه آدمى رو به سوى آن مى كند و مقصود از آن - به قرينه آيات قبل و بعد - قبله است. مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «أمة» مى باشد و مراد از آن به قرينه «هو موليها» امتهاى دينى هستند.
2 - خداوند تعيين كننده قبله براى امتهاست .
و لكل وجهة هو مولّيها
ضمير «هو» به «ربك» در آيه قبل بر مى گردد. «مولّى» به معناى برگرداننده است و مفعول اول آن «كل أمة» مى باشد كه به
خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. بنابراين «هو مولّيها»; يعنى، خداوند امتها را به سوى قبله اى خاص بر مى گرداند (فرمان مى دهد كه چه سمتى را قبله خويش سازند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 22
22 - اهل كتاب مورد تهديد خداوند به خاطر موضعگيرى و مخالفتشان با تغيير قبله
و ما اللّه بغفل عما يعملون
«و ما اللّه . ..» كنايه از تهديد اهل كتاب به كيفرهاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 7
7 - اهل كتاب ، هيچ ترديدى در حقانيت تغيير قبله نداشتند . *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،3
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
3 - هيچ برهان و معجزه اى نمى تواند اهل كتاب را به پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله حق ، وادارد .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
كلمه «ءاية» به معناى علامت و نشانه است و مقصود از آن معجزه و برهان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 8
8 - گروهى از عالمان اهل كتاب على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ، آن را كتمان مى كردند .
و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون
جمله «و هم يعلمون» اشاره به اين معنا دارد كه كتمان كنندگان از عالمان دينى اهل كتاب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 17
17 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، حادثه اى مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام . .. و لعلكم تهتدون
نزول آيات متعدد درباره تغيير و تعيين قبله; مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تكرار فرمان «فولّ . ..» (در آيات 144، 149 و 150) و نيز مخاطب قرار دادن مسلمانان و تكرار جمله «فولوا وجوهكم شطره» (در دو آيه 144 و 150) بيانگر اهميت خاص و با ارزش بودن تغيير و تعيين قبله است و اهداف اساسى بيان شده براى آن، حكايت از سرنوشت ساز بودن آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 6
6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى
شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 3
3 - داشتن قبله اى خاص و روكردن به آن ، هدف اصلى دين و عبادت نيست .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من ءامن
بديهى است كه روى آوردن به قبله (در عبادتها) خود از فرمانهاى الهى است. بنابراين نفى نيكى از آن با توجه به فرازهاى بعد (و لكن البر ...) اشاره به اين دارد كه: دستور روى آوردن به قبله يك دستور فرعى است و آنچه هدف و اساس دين است، ايمان و ... مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 6
6 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به تغيير قبله و جايگزينى آن با قبله اى كه فراهم كننده خشنودى او بود ، نويد داد .
فلنولينك قبلة ترضيها
«نولية» (مصدر نولى) به معناى گردانيدن است. بنابراين «فلنولينك ...»; يعنى، تو را به قبله اى كه مايه خشنوديت است، مى گردانيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 2
2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء
جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 19
19 - تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوى مسجد الحرام *
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «كان» در «التى كنت عليها» دلالت بر زمان ماضى داشته باشد، در اين صورت «التى كنت عليها» دلالت بر تغيير قبله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 12
12 - خداوند - در پى نويد تغيير قبله - به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان فرمان داد تا رو به سوى مسجد الحرام كنند .
فلنولينك . .. فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 6
6 - خداوند ، پس از تغيير قبله از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست كه هرگز روى به قبله اهل كتاب نياورد و آن را قبله خويش نسازد .
و ما أنت بتابع قبلتهم
جمله «و ما أنت . ..» (تو از قبله آنان پيروى نخواهى كرد) جمله خبرى است و منظور از آن انشا و دستور مى باشد; يعنى، نبايد از قبله ايشان تبعيت كنى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 5
5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، نمونه اى از توجه و ياد خدا از بندگان خويش *
و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى أذكركم
برداشت فوق احتمال ديگرى است كه مى توان از تفريع جمله «فاذكرونى . ..» بر بعثت پيامبر و تغيير قبله، استفاده كرد; يعنى: فاذكرونى أذكركم كما ذكرتكم بارسال الرسول و تحويل القبلة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 74
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 18
18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 6
6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 18
18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 6
6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 18
18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 22
22 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ : « فأقم وجهك للدين حنيفاً » قال : أمره أن يقيم وجهه للقبلة ليس فيه شىء من عبادة الأوثان خالصاً مخلصاً ;
أبوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ «فأقم وجهك للدين حنيفاً» سؤال كردم. فرمود: رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) را امر كرده است كه روى خود را به طور خالص و بدون شرك و بت پرستى به سوى قبله كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 15
15 - رو كردن به جهت و سمت مسجدالحرام ، در اعمالى كه مشروط به قبله اند ، كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
بديهى است كه خود مسجدالحرام و يا كعبه، قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز، لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد و يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد و يا كعبه در آن جهت قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 4
4 - رو كردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، در اعمال مشروط به قبله كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام
بديهى است كه خود مسجدالحرام يا كعبه قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد، يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد، يا كعبه در آن جهت، قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 3
3 - روكردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، كافى در اعمال مشروط به قبله
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
برداشت فوق از كلمه «شطر» كه به معناى سمت و جهت است، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 16،19،20
16 - عالمان اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به حقانيت تغيير قبله ( از بيت المقدس به مسجدالحرام ) واقف بودند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
مراد از ضمير «أنه» نسخ قبله سابق (بيت المقدس) و تعيين قبله فعلى (مسجدالحرام) است.
19 - عالمان اهل كتاب ، حقانيت تغيير قبله را كتمان مى كردند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 6،7
6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.
7 - اهل كتاب ، هيچ ترديدى در حقانيت تغيير قبله نداشتند . *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى
الحق من ربك
به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،3
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
3 - هيچ برهان و معجزه اى نمى تواند اهل كتاب را به پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله حق ، وادارد .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
كلمه «ءاية» به معناى علامت و نشانه است و مقصود از آن معجزه و برهان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 3
3 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، حكمى حق ( حكمت آميز و به جا ) و از ناحيه خداوند
و إنه للحق من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 8
8 - گروهى از عالمان اهل كتاب على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ، آن را كتمان مى كردند .
و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون
جمله «و هم يعلمون» اشاره به اين معنا دارد كه كتمان كنندگان از عالمان دينى اهل كتاب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 6
6 - پيشگويى قرآن از موضعگيرى مخالفان اسلام درباره تغيير قبله
سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 3
3 - گفتگو درباره تغيير قبله و تعيين آن ، امرى نابجاست .
و لكل وجهة هو مولّيها
هدف از تذكر اين حقيقت كه خداوند تعيين كننده قبله است - پس از بيان مخالفت اهل كتاب و تبليغات آنان عليه تغيير قبله كه طبعاً مشاجراتى را با مسلمانان در پى داشت - رساندن اين معناست كه: براى معتقدان به خدا شايسته نيست درباره تغيير و تعيين قبله به مشاجره بپردازند; زيرا خداوند تعيين كننده قبله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 3
3 - سفيهان و بى خردان ، تغيير قبله را امرى ناروا مى شمرند و مورد اعتراض قرار مى دهند .
سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 14
14 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حكمى عالمانه و برخاسته از وحى و دستور خداوند است .
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. من بعد ما جاءك من العلم
از مصاديق مورد نظر براى «العلم»، وحى و دستور الهى مبنى بر تغيير قبله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 16،19
16 - عالمان اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به حقانيت تغيير قبله ( از بيت المقدس به مسجدالحرام ) واقف بودند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
مراد از ضمير «أنه» نسخ قبله سابق (بيت المقدس) و تعيين قبله فعلى (مسجدالحرام) است.
19 - عالمان اهل كتاب ، حقانيت تغيير قبله را كتمان مى كردند .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 17
17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 17
17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 7
7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 20،21
20 - هدف از تغيير قبله و تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله مسلمانان ، مشخص شدن پيروان واقعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از غير ايشان *
ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب
برخى برآنند كه «إلا لنعلم . ..» بيان هدف تغيير قبله از بيت المقدس به مسجد الحرام است; يعنى، «لنعلم» در حقيقت متعلق به فعلى محذوف است كه قرينه هاى كلامى دلالت بر آن دارد و جمله با تقدير آن چنين است: ما جعلنا القبلة التى كنت عليها فصرفناك عنها إلا لنعلم...
21 - تبديل قبله ، آزمونى براى تصفيه مسلمانان واقعى از غير آنان
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 25
25 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « و صلّى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس . . . ثم عيّرته اليهود ، فقالوا انك تابع لقبلتنا فاغتمّ لذلك غمّاً شديداً و لما كان فى بعض الليل خرج (صلی الله علیه و آله) يقلب وجهه فى آفاق السماء . . . فلما صلّى من الظهر ركعتين جاءه جبرئيل ( ع ) فقال له : قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضى ها فول وجهك شطر المسجدالحرام - الآية - ثم أخذ بيد النبى (صلی الله علیه و آله) فحوّل وجهه إلى الكعبة . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به سوى بيت المقدس نماز مى خواند . .. سپس يهود او را سرزنش كرده گفتند: تو پيرو قبله ما هستى، و آن حضرت در پى اين سرزنش بشدت اندوهگين شد و در موقعى از شب كه از ]خانه[ بيرون آمده بود، در اطراف آسمان ها مى نگريست ... و چون دو ركعت نماز ظهر را خوانده بود جبرئيل نازل گشت و به آن حضرت گفت: ما نگاههاى انتظارآميز تو را ]براى تغيير قبله[ مشاهده مى كرديم، پس روى تو را به سوى قبله اى - كه تو به آن راضى هستى - بر مى گردانيم; پس روى خود را به سوى مسجدالحرام برگردان. آن گاه دست او را گرفت و رويش را به سوى كعبه برگرداند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 9،10،17
9 - هدف از تعيين بيت المقدس به عنوان قبله مسلمانان ، مشخص شدن پيروان واقعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از غير آنان بود
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه
10 - تعيين بيت المقدس به عنوان قبله ، آزمونى براى مسلمانان و تصفيه ايشان
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم
17 - مشخص شدن روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا ، فلسفه تعيين بيت المقدس به عنوان قبله مسلمانان
إلا لنعلم من يتبع الرسول . .. و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 3
3 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، حكمى حق ( حكمت آميز و به جا ) و از ناحيه خداوند
و إنه للحق من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 16
16 - فراهم آمدن زمينه دستيابى مسلمانان به هدايت هاى ويژه ، از هدف هاى تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله آنان
فولوا وجوهكم شطره . .. لعلكم تهتدون
چون مخاطبان آيه مسلمانان هستند و آنان به دليل ايمانشان به اسلام هدايت يافته اند; معلوم مى شود مراد از هدايت مطرح شده در «تهتدون»، هدايتى ويژه و كاملتر از هدايت نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 1،2
1 - بيت المقدس در برهه اى از عصر بعثت ، قبله مسلمانان بود .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
اكثر مفسران برآنند كه مراد از «قبلتهم . ..» بيت المقدس است.
2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء
جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 19
19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;
كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 1
1 - اهل كتاب وظيفه دار پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله خويش
ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 19
19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;
كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 13
13 ـ از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود
در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 1،2
1 - بيت المقدس در برهه اى از عصر بعثت ، قبله مسلمانان بود .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
اكثر مفسران برآنند كه مراد از «قبلتهم . ..» بيت المقدس است.
2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء
جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 8،19
8 - بيت المقدس ، قبله مسلمانان در برهه اى از عصر بعثت
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
مراد از «القبلة» بيت المقدس است. قابل ذكر است كه «كان» در «التى كنت عليها» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، قبله اى كه بر آن هستى. بر اين مبنا نزول آيه مورد بحث قبل از تغيير قبله خواهد بود و مى تواند «كان» در جمله فوق به معناى گذشته باشد. در اين صورت، زمان نزول آيه مورد بحث پس از تغيير قبله خواهد بود. از آن جا كه فرمان تغيير قبله در آيه بعد مطرح شده، به نظر مى رسد احتمال نخست پسنديده تر باشد.
19 - تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوى مسجد الحرام *
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «كان» در «التى كنت عليها» دلالت بر زمان ماضى داشته باشد، در اين صورت «التى كنت عليها» دلالت بر تغيير قبله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى
الحق من ربك
به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 5
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 13،15
13 - مسلمانان در هر سرزمينى كه باشند ، بايد مسجد الحرام را قبله خويش قرار دهند .
و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
15 - رو كردن به جهت و سمت مسجدالحرام ، در اعمالى كه مشروط به قبله اند ، كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
بديهى است كه خود مسجدالحرام و يا كعبه، قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز، لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد و يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد و يا كعبه در آن جهت قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 1
1 - اهل كتاب وظيفه دار پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله خويش
ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 2،4
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف شد در هر مكان ، اعمال مشروط به قبله را به سوى مسجدالحرام انجام دهد .
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام
4 - رو كردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، در اعمال مشروط به قبله كافى است .
فول وجهك شطر المسجدالحرام
بديهى است كه خود مسجدالحرام يا كعبه قبله مى باشد. بنابراين آوردن كلمه «شطر» - كه به معناى سمت و جهت است - اين معنا را القا مى كند كه: در كارهاى مشروط به قبله همانند نماز لازم نيست به خط مستقيم رو به مسجد، يا كعبه قرار گرفت; بلكه كافى است به سمت و جهتى ايستاد كه مسجد، يا كعبه در آن جهت، قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 1،2،3
1 - مسجدالحرام قبله پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان
و من حيث . .. و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
2 - مسجدالحرام قبله منطقه اى يا قبله گروهى خاص نيست .
و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
3 - روكردن به سمت و جهت مسجدالحرام ، كافى در اعمال مشروط به قبله
فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
برداشت فوق از كلمه «شطر» كه به معناى سمت و جهت است، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 33 - 4
4 - وجوب ذبح يا نحر قربانى ، به طرف كعبه
ثمّ محلّها إلى البيت العتيق
«محل» اسم مكان و مشتق از مصدر «حلول» است. «حلول» نيز به معناى نزول و فرود آمدن است و «حلّ بالمكان»; يعنى، در آن جا فرود آمد. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «جايى كه دام هاى قربانى فرود مى آيند، به طرف كعبه است». مقصود اين است كه دام هاى قربانى، وقتى به قربانگاه رسيدند و در آن جا براى ذبح و نحر آماده شدند، بايد به سوى كعبه باشند. گفتنى است است كه ذكر كيفيت قربانى كردن و اين كه دام ها بايد به طرف كعبه ذبح و نحر بشوند، مى تواند بدان جهت باشد كه مشركان عصر بعثت، دام ها را به طرف بت هايى كه در منا نصب شده بود قربانى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 24
24 - « ان الفرايض لاتصليها إلا إلى القبلة و هو المروى عن أئمتنا ( ع ) ;
از ائمه اهل بيت (ع) روايت شده كه نمازهاى واجب را نمى شود به جا آورد، مگر اينكه به سوى قبله باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 17
17 ـ عن أبى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: « و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد» قال: مساجد محدثة فامروا أن يقيموا وجوهكم شطر المسجد الحرام.
از امام صادق(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و أقيموا وجوهكم . ..»، مساجد نوبنياد است كه مردم مأمورند (هنگام عبادت) در
آنها رو به مسجدالحرام بايستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 10
10 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « انزل اللّه هذه الآية فى التطوع خاصة « فاينما تولوا فثم وجه اللّه . . . » و صلّى رسول اللّه ايماءًا على راحلته اينماتو جهت به حيث خرج الى خيبر و حين رجع من مكة و جعل الكعبة خلف ظهره ;
خداوند اين آيه (فاينما تولوا فثم وجه اللّه) را در خصوص نماز مستحبى نازل كرده است و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حالى كه سوار مركب خود بود و به اين سو آن سو مى رفت، نمازهاى ]مستحبى[ رابا اشاره به جا مى آورد آن زمانى كه به سوى خيبر رفت و آن زمانى كه از مكه مراجعت نمود و كعبه را پشت سرش قرار داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 2
2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء
جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 18
18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 6
6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى
الحق من ربك
به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 19
19 - تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوى مسجد الحرام *
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «كان» در «التى كنت عليها» دلالت بر زمان ماضى داشته باشد، در اين صورت «التى كنت عليها» دلالت بر تغيير قبله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 12،14،17
12 - خداوند - در پى نويد تغيير قبله - به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان فرمان داد تا رو به سوى مسجد الحرام كنند .
فلنولينك . .. فول وجهك شطر المسجدالحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
14 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله مسلمانان ، خشنودى و رضايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در پى داشت .
فلنولينك قبلة ترضيها فول وجهك شطر المسجدالحرام
17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 1،5
1 - مسجد الحرام قبله تعيين شده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام و إنه للحق من ربك
5 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، پرتوى از ربوبيت خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در جهت پيشبرد اهداف وى بود .
و إنه للحق من ربك
اضافه «رب» (تربيت كننده و مدبر) به ضمير «ك» كه خطاب به پيامبر است، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: تغيير قبله در جهت تدبير امور پيامبر; يعنى، اهداف رسالت، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 17
17 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، حادثه اى مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام . .. و لعلكم تهتدون
نزول آيات متعدد درباره تغيير و تعيين قبله; مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تكرار فرمان «فولّ . ..» (در آيات 144، 149 و 150) و نيز مخاطب قرار دادن مسلمانان و تكرار جمله «فولوا وجوهكم شطره» (در دو آيه 144 و 150) بيانگر اهميت خاص و با ارزش بودن تغيير و تعيين قبله است و اهداف اساسى بيان شده براى آن، حكايت از سرنوشت ساز بودن آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، نعمتى بزرگ در رديف نعمت رسالت
فولوا وجوهكم شطره . .. لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه كاف در «كما» براى تشبيه باشد. بر اين مبنا تغيير قبله - كه از آيه قبل به دست مى آيد - «مشبّه» و ارسال پيامبر «مشبّه به» مى باشد و تشبيه مسأله قبله به نعمت رسالت، نشانگر عظمت آن مسأله و بزرگى آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 1
1 - مسجدالحرام قبله پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان
و من حيث . .. و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 19
19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;
كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 13،14
13 - مسلمانان در هر سرزمينى كه باشند ، بايد مسجد الحرام را قبله خويش قرار دهند .
و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
14 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله مسلمانان ، خشنودى و رضايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در پى داشت .
فلنولينك قبلة ترضيها فول وجهك شطر المسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 1
1 - مسجدالحرام قبله پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان
و من حيث . .. و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 7
7 - يهود و نصارا هر يك داراى قبله اى ويژه خويش
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 7
7 - يهود و نصارا هر يك داراى قبله اى ويژه خويش
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 8
8 - مشاجره و مجادله بر سر قبله و احكام فرعى دين ، از مصداق هاى خير نيست .
و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برهه اى از زمان ، در انتظار و اشتياق فرمانى از جانب خدا براى تغيير قبله بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر جمله «قد نرى» مى رساند كه: چشم دوختن پيامبر به اطراف و اكناف آسمان به خاطر انتظار فرمان تغيير قبله بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 6
6 - خداوند ، پس از تغيير قبله از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست كه هرگز روى به قبله اهل كتاب نياورد و آن را قبله خويش نسازد .
و ما أنت بتابع قبلتهم
جمله «و ما أنت . ..» (تو از قبله آنان پيروى نخواهى كرد) جمله خبرى است و منظور از آن انشا و دستور مى باشد; يعنى، نبايد از قبله ايشان تبعيت كنى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 7
7 - كيفر خدا در انتظار كسانى است كه با احكام او ( نظير قبله قرار دادن مسجدالحرام ) مخالفت كنند .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
از هدفهاى بيان نظارت خدا بر اعمال بندگان، تهديد كسانى است كه با احكام او مخالفت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 22
22 - تغيير قبله امرى دشوار و ناپذيرفتنى براى گروهى از مسلمانان
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 11
11 - قبله بودن بيت المقدس براى اهل اسلام ، امرى دشوار و ناپذيرفتنى براى گروهى از مسلمانان
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 20
20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،5،9
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 8
8 - هيچ يك از يهود و نصارا ، قبله يكديگر را نخواهند پذيرفت .
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 11،13
11 - همه جهت ها و مكان ها از آن رو كه ملك خداوند هستند ، صلاحيت قبله شدن را داشته و مزيتى بر يكديگر ندارند .
قل للّه المشرق و المغرب
13 - تأثير جهتى از جهات يا مكانى از مكان ها در هدايت انسان ها ، ملاكى جهت قبله قرار دادن آن
ما وليهم عن قبلتهم . .. قل للّه المشرق و المغرب يهدى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 9،11
9 - تعيين قبله از شؤون خداوند است .
قد نرى . .. فلنولينك قبلة ترضيها
11 - نسخ قبله و تعيين آن ، در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
چنانچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند مأذون بود كه قبله را تغيير دهد، يا حكمى را نسخ و يا تشريع كند; ضرورتى نداشت به انتظار وحى، براى نسخ قبله و تعيين قبله اى ديگر، چشم به آسمان دوزد و به انتظار وحى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 2،4
2 - خداوند تعيين كننده قبله براى امتهاست .
و لكل وجهة هو مولّيها
ضمير «هو» به «ربك» در آيه قبل بر مى گردد. «مولّى» به معناى برگرداننده است و مفعول اول آن «كل أمة» مى باشد كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. بنابراين «هو مولّيها»; يعنى، خداوند امتها را به سوى قبله اى خاص بر مى گرداند (فرمان مى دهد كه چه سمتى را قبله خويش سازند).
4 - توجه به الهى بودن تغيير قبله و تعيين آن ، موجب رفع مشاجره درباره آن است .
و لكل وجهة هو مولّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 1،3،8
1 - مسجد الحرام قبله تعيين شده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام و إنه للحق من ربك
3 - تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، حكمى حق ( حكمت آميز و به جا ) و از ناحيه خداوند
و إنه للحق من ربك
8 - وجود زمينه هاى تخلف از فرمان خدا ( تغيير و تعيين قبله ) ، در ميان مسلمانان
و ما اللّه بغفل عما تعملون
ظاهر اين است كه خطاب در «تعملون» متوجه مسلمانان باشد. بنابراين آنان مورد تهديد واقع شده اند و اين نشان مى دهد كه در ميان مسلمانان كسانى بوده اند كه در پذيرش قبله جديد ترديد داشته و يا در صدد مخالفت با آن بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 14
14 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حكمى عالمانه و برخاسته از وحى و دستور خداوند است .
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. من بعد ما جاءك من العلم
از مصاديق مورد نظر براى «العلم»، وحى و دستور الهى مبنى بر تغيير قبله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 4
4 - توجه به الهى بودن تغيير قبله و تعيين آن ، موجب رفع مشاجره درباره آن است .
و لكل وجهة هو مولّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 23
23 - تنها هدايت يافتگان و پيروان واقعى پيامبر ، تغيير قبله را پذيرفته و آن را امرى دشوار نمى شمردند .
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 12
12 - تنها هدايت يافتگان ، بيت المقدس را به عنوان قبله پذيرفته و آن را تكليفى سنگين نمى شمردند .
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 7
7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، نعمتى بزرگ در رديف نعمت رسالت
فولوا وجوهكم شطره . .. لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه كاف در «كما» براى تشبيه باشد. بر اين مبنا تغيير قبله - كه از آيه قبل به دست مى آيد - «مشبّه» و ارسال پيامبر «مشبّه به» مى باشد و تشبيه مسأله قبله به نعمت رسالت، نشانگر عظمت آن مسأله و بزرگى آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 4،6
4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى
برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.
6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى
شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 14
14 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حكمى عالمانه و برخاسته از وحى و دستور خداوند است .
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. من بعد ما جاءك من العلم
از مصاديق مورد نظر براى «العلم»، وحى و دستور الهى مبنى بر تغيير قبله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 20
20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 25
25 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « و صلّى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس . . . ثم عيّرته اليهود ، فقالوا انك تابع لقبلتنا فاغتمّ لذلك غمّاً شديداً و لما كان فى بعض الليل خرج (صلی الله علیه و آله) يقلب وجهه فى آفاق السماء . . . فلما صلّى من الظهر ركعتين جاءه جبرئيل ( ع ) فقال له : قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضى ها فول وجهك شطر المسجدالحرام - الآية - ثم
أخذ بيد النبى (صلی الله علیه و آله) فحوّل وجهه إلى الكعبة . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به سوى بيت المقدس نماز مى خواند . .. سپس يهود او را سرزنش كرده گفتند: تو پيرو قبله ما هستى، و آن حضرت در پى اين سرزنش بشدت اندوهگين شد و در موقعى از شب كه از ]خانه[ بيرون آمده بود، در اطراف آسمان ها مى نگريست ... و چون دو ركعت نماز ظهر را خوانده بود جبرئيل نازل گشت و به آن حضرت گفت: ما نگاههاى انتظارآميز تو را ]براى تغيير قبله[ مشاهده مى كرديم، پس روى تو را به سوى قبله اى - كه تو به آن راضى هستى - بر مى گردانيم; پس روى خود را به سوى مسجدالحرام برگردان. آن گاه دست او را گرفت و رويش را به سوى كعبه برگرداند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،5،9
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 8
8 - هيچ يك از يهود و نصارا ، قبله يكديگر را نخواهند پذيرفت .
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 12،13،16،17
12 ـ كشتار نابحق ( با علم و عمد ) انبياى الهى ، به دست يهود
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
نفى هر گونه حق در كشتن انبيا دلالت مى كند كه يهود، با علم به نبوّت آنان و بدون خطا و فراموشى، پيامبران را مى كشتند. چون اگر آنان را پيامبر نمى دانستند و يا به خطا و نسيان آنان را مى كشتند، «بغير حقّ» صدق نمى كرد.
13 ـ كثرت پيامبران شهيد ، در بين انبياى الهى
و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
16 ـ نسبت ناروا به خداوند و كشتن پيامبران ، گناهى بزرگ و موجب عذاب سوزان دوزخ
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ و نقول ذوقوا عذاب الحريق
«حريق»، به معناى محرِق (سوزاننده) است. گفتنى است عذاب سوزان براى كشتن پيامبران و نسبت ناروا به خدا دادن، حاكى از بزرگى چنين گناهانى است.
17 ـ عذاب سوزان نسبت دهندگان فقر به خدا و قاتلان انبيا ، با فرمان مستقيم خداوند
نقول ذوقوا عذاب الحريق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 12،13،19،22،23،27،29
12 ـ شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان
قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.
13 ـ يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .
قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
19 ـ يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با رضايت به كشتار انبيا توسط پيشينيان خود ، در حكم قاتلان انبيا
فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
22 ـ دروغ بودن ادعاى يهود در مورد ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت مشاهده معجزه درخواستى خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب )
قل قد جاءكم . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
23 ـ تكذيب عهد خداوند با يهود در مورد ايمان نياوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جز با ارائه قربانى كه آتشى از غيب آن را بسوزاند .
انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
اگر ادعاى يهود صحيح بود، بايد پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواسته آنان را عملى مى كرد، و نيز نبايد از عهد، به «الّذى قلتم» (آنچه را گفتيد) تعبير مى كرد ; بلكه مى فرمود: بالعهد الّذى عهد اللّه عليكم. چون اگر ادعاى آنان حقيقت داشت، عهدى بود الهى ; نه گفتار آنان.
27 ـ رضايت يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از قتل انبيا به دست نياكانشان در پانصد سال قبل از بعثت ، موجب نسبت دادن قتل انبيا به آنان از سوى خداوند
قل قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
امام صادق (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: كان بين القاتلين و القائلين خمس ماة عام، فالزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلوا.
كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 328، ح 2، 4، 6.
29 ـ رضايت به قتل نامشروع كسى به منزله كشتن اوست .
فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
امام صادق (ع) با تنقيح مناط از آيه فوق فرمود: . .. لعن اللّه المرجئة ... انّ هؤلاء يقولون: ان قتلتنا مؤمنون فدمائنا متلطّخة بثيابهم الى يوم القيمة انّ اللّه حكى عن قوم فى كتابه: «الّا بين القاتلين و القائلين خمسمائة فألزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلو.
كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 208، ح 163.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 4
4 ـ صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُولـ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 27
27 - قاتل ، در صورتى كه از قصاص عفو شود و پس از آن ديگرى را به قتل برساند ، بايد كشته شود و مورد عفو قرار نگيرد .
كتب عليكم القصاص . .. فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «من» در جمله فوق، قاتل باشد نه ولىّ مقتول. بر اين مبنا «ذلك» به «عفو» - كه از جمله «فمن عفى له» به دست مى آيد - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 15
15 - قتل موجب خروج قاتل از زمره مسلمانان نمى شود و مايه قطع رابطه اخوت ايمانى او ، حتى با بازماندگان مقتول نخواهد شد .
يايها الذين ءامنوا . .. فمن عفى له من أخيه شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 17
17 ـ جنايت و آدمكشى ، حاكى از جرأت و جسارت نسبت به خداوند جهانيان است .
ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 1
1 ـ عزم هابيل بر آلوده نساختن دست خويش به خون برادر و گرفتار نيامدن به پيامد هاى آن
انى اريد . .. فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 14
14 ـ آدمكشى ، در پى دارنده زيان و تباهى
فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 27
27 ـ قتل نفس محترم ، در پى دارنده ندامت قاتل
فاصبح من الندمين
از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. و الذنوب التى تورث الندم قتل النفس التى حرم اللّه ... قال عزوجل فى قصة قابيل حين قتل اخاه هابيل ... «فاصبح من النادمين» ... .
معانى الاخبار، ص 270، ح 2; بحارالانوار، ج 73، ص 375، ح 12.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 9
9 ـ كشتن نابحق يك فرد ، هتك حرمت انسانيت و سلب امنيت از همگان *
من قتل . .. فكانما قتل الناس جميعاً
برابرى قتل يك انسان با قتل همگان، مى تواند به اين معنا باشد كه قاتل، حرمت انسانى را هتك كرده و در حقيقت امنيت جانى را از همگان سلب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 3
3 ـ كشتن و مصدوم كردن ديگران ، موجب سلب حق حيات و سلامتى از مجرم
و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس و العين بالعين . .. و الجروح قصاص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 45 - 2
2 - گذراندن زندگى دنيا همراه با بى پروايى ، سرمست شدن به ثروت و مكنت و بى رحمى و آدم كشى ، درپى دارنده قطعى عذاب هولناك دوزخ
فى سموم و حميم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 29،30
29 - انكار آيات الهى و كشتن انبيا ، موجب خوار گشتن و درمانده شدن هميشگى بنى اسرائيل شد .
ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين
«ذلك» اشاره به «ذلة»، «مسكنة» و «غضب الهى» است و باء در «بأنهم» سببيه مى باشد.
30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .
ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 9
9 ـ يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران
فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 9
9 ـ تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا
جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 8
8 - قتل پيامبران ، جرمى نابخشودنى و موجب عذاب الهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 7
7- ولى مقتول بحق ( كسى كه مطابق قانون الهى كشته شده ) فاقد هرگونه سلطه بر قاتل است .
و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطـنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 24
24 ـ قتل خطائى ، موجب دورى قاتل از رحمت خدا خواهد شد .
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خطا . .. توبة من اللّه
توبه به معناى بازگشت است و توبه خدا بر بنده به معناى بازگشت رحمت و لطف خداوند به بنده خويش است. بنابراين معلوم مى شود در قتل خطائى نيز خداوند آدمى را از رحمت و لطف خويش دور مى سازد تا اينكه كفّاره آن را بپردازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 8
8 - مسلمانان موظّف به پيكار بى امان با دشمنان نيرومند ، تا مرز كشتن و يا به تسليم كشاندن آنان
ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد تقـتلونهم أو يسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 35
35 - كشتن رهبران الهى ، موجب ذلت و فقر و در پى دارنده غضب خداوند است .
ضربت عليهم الذلة . .. ذلك بأنهم ... يقتلون النبيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 65 - 2،3
2ـ قوم ثمود ، با پى كردن ناقه صالح و از ميان بردن آيت رسالت او ، عذاب الهى را براى خويش قطعى ساختند .
فعقروها فقال تمتعوا فى داركم ثلـثة أيام
3ـ قوم ثمود ، پس از كشتن ناقه صالح ، بيش از سه روز مهلت ماندن در دنيا و بهره بردن از متاع آن را نداشتند .
فقال تمتعوا فى داركم ثلـثة أيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 157 - 2
2 - ندامت و پشيمانى ثموديان ، به دنبال پى كردن ناقه صالح و مشاهده نشانه هاى عذاب
فعقروها فأصبحوا نـدمين
«فاء» در «فأصبحوا» فصيحه و بيانگر حذف جمله اى است كه به خاطر معلوم بودنش حذف شده و تقدير آن چنين است: «فعقروها فرأوا اشراط العذاب فأصبحوا نادمين; ناقه را پى كردند پس نشانه هاى عذاب را ديدند، پس پشيمان شدند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 1
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 1،2
1 - به هم ريختن آرامش موسى در پى كشته شدن مرد قبطى به دست وى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
2 - موسى ( ع ) ، پس از حادثه قتل مرد قبطى به كاخ فرعون بازنگشت .
فأصبح فى المدينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 6
6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .
قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 6
6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .
قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 33 - 4
4 - موسى ( ع ) ، از نافرجام ماندن رسالت الهى خويش در صورت كشته شدن به دست فرعونيان نگران بود .
إلى فرعون و ملإيْه . .. قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
طرح موضوع قتل مرد قبطى، نه از آن باب است كه موسى(ع) بر جان خويش مى ترسيد; بلكه بدان جهت بود كه مبادا با دستگيرى و كشته شدن او، رسالت الهى ـ كه بر دوش او نهاده شده است ـ نافرجام بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 18
18 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن شديد آنان بر اثر كشتن موسى ( ع )
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 4
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان و قبطيان ، درباره خطر عذاب الهى در صورت مخالفت با موسى ( ع ) و قتل او
فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 7
7 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، درباره اين كه قتل موسى ( ع ) موجب گمراهى ابدى و علاج ناپذير آنان خواهد شد .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه هشدار مؤمن آل فرعون نسبت به گمراه شدن آنان در مورد قتل موسى(ع) انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 8
8 - كشتن و آواره كردن اهل ايمان و تبعيض در دين ، موجب از دست دادن سراى آخرت و گرفتار شدن به عذاب شديد قيامت است .
أولئك الذين اشتروا . .. فلا يخفف عنهم العذاب
«ال» در «العذاب» عهد ذكرى و اشاره به «أشد العذاب» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 6
6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .
قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 13
13 ـ زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل
فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 2
2 - پرهيز از كشتن و ريختن خون يكديگر ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثقكم لاتسفكون دماءكم
جمله «لاتسفكون دماءكم» (خون ]همكيشان[ خود را نريزيد) جمله اى خبرى است و مراد از آن انشا مى باشد; يعنى، خونريزى نكنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 1،26
1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .
ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم
كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.
26 - پايبندى گروهى از يهوديان عصر بعثت به تورات با عمل كردن به پيمان هاى الهى و پرهيز از كشتن و بيرون راندن همكيشان خود
فما جزاء من يفعل ذلك منكم
سياق خطابهاى گذشته اقتضا مى كرد كه جمله «فما جزاء . ..» بدين گونه ايراد شود: «فما جزاءكم بما تفعلون إلا خزى». اين تغيير سياق اشاره به اين دارد كه همه يهوديان مرتكب اعمال نارواى مذكور نشدند. من تبعيضيه در «منكم» مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 1
1 ـ مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از كشتن افراد مشكوك در مسير سفر براى جهاد قبل از احراز كفر آنان
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا
از سياق آيه و شأن نزول وارد شده چنين استفاده مى شود كه مسلمانان به هنگام حركت به سوى نبرد در بين راه اگر به افرادى مشكوك مواجه مى شدند، به گمان اينكه آن افراد از قواى دشمن هستند، ممكن بود آنان را به قتل برسانند ; خداوند اهل ايمان را امر مى كند كه بدون تحقيق، شخص مشكوك را نكشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 2
2 ـ تأكيد هابيل بر پيشدستى نكردن در قتل برادر ، در عين حفظ حق دفاع از خويش در برابر تهاجم وى
انى اريد ان تبوا باثمى
چنانچه مراد از «اثمى»، گناهى باشد كه از كشته شدن احتمالى قابيل به دست هابيل صورت گيرد، معلوم مى شود هابيل خاطر نشان ساخته است كه من اگرچه قصد كشتن تو را ندارم ولى از خود دفاع مى كنم، هر چند به كشتن ناخواسته تو بينجامد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 1
1 ـ پرهيز از شرك، فرزندكشى، كردارهاى شنيع، كشتن بيگناهان، تجاوز به دارايى يتيمان، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.
ألا تشركوا به شيئاً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» خداوند باشد. صراط خداوند يعنى راهى كه به سوى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 5
5 - معتقدان به اديان الهى نبايد يكديگر را بكشند يا گروهى از آنان ، گروهى ديگر را از خانه و ديارشان بيرون رانند .
ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم و تخرجون فريقاً منكم من ديرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 26
26 ـ دورى از كارهاى زشت و پرهيز از كشتن بى گناهان، از توصيه هاى خدا به انسانها
و لاتقربوا الفوحش . .. ذلكم وصيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 5،13،15،16،18،31
5 ـ ضرورت پرداخت خونب ها ـ علاوه بر كفّاره ـ در صورت كشتن مؤمن از روى خطا
و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله
13 ـ اگر خانواده مقتول از دشمنان اهل ايمان باشند ، پرداخت ديه به آنان لازم نيست .
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
چون در فرض قبل و نيز فرض بعدى تصريح به خونبها شده است، ولى در فرض مذكور سخنى از خونبها نرفته، معلوم مى شود كه در اين فرض، خونبها لازم نيست.
15 ـ در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن و خانواده اش از كافران همپيمان با مسلمانان باشند ، كفّاره آن آزادسازى يك برده با ايمان است .
و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة
ظاهراً مراد از ضمير در «كان»، مقتول است، شرط ايمان در برده اى كه بايد آزاد شود، اين معنا را تقويت مى كند.
16 ـ اگر خانواده مؤمن مقتول ، كافر و همپيمان با مسلمانان باشند ، پرداخت ديه به آنان لازم است .
و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله
18 ـ لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *
و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة
بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.
31 ـ قتل خطائى آن است كه چيزى غير از مقتول ، هدف باشد ، ليكن به اشتباه ، مقتول هدف قرار گيرد .
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خطا . .. و من قتل مؤمناً خطاً
امام صادق (ع) فرمود: . .. و الخطأ من اعتمد شيئا فاصاب غيره.
كافى، ج 7، ص 278، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 475.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 6،10
6 ـ حرمت قتل و هر گونه تعرض به دشمن ، در صورت اظهار اسلام
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
مراد از القاى اسلام، به قرينه «لست مؤمناً»، اظهار اسلام با گفتن شهادتين و يا سخنى كه حاكى از مسلمان شدن است، مى باشد.
10 ـ ضرورت پرهيز از كشتن افراد و يا گروه هاى از دشمنان محارب كه تسليم شده و خواهان ترك نبرد هستند .
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
با توجه به معناى لغوى «سلام» (صلح)، مراد از القاى سلام، صلح خواهى است. يعنى اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جايز نيست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به اين معنى دارد كه در ترك تعرض، تنها ايمان شرط نيست ; بلكه تسليم و يا صلح خواهى نيز كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 11
11 ـ بهره گيرى از تمام شيوه هاى ممكن ( كشتن ، اسير كردن ، محاصره نمودن و كمين زدن ) به منظور وادار كردن جوامع غير مسلمان به پذيرش آيين اسلام ، در پى اتمام حجت و دادن فرصت كافى به آنان ، بلامانع است .
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 1،4،5
1- كشتن فرزند ، از بيم تنگدستى و فقر ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
4- كشتن فرزند ، به گمان ر ها ساختن وى از مبتلا شدن به فقر و سرنوشتى سخت و فلاكت بار ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
برداشت فوق، بنابراين است كه مراد از «إملاق» بيم پدر و مادر، از تهى دست شدن خود و فرزندانشان باشد.
5- ترس از فقر و تهى دستى ، مجوز ارتكاب قتل فرزند نمى شود .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 1،2،3،7
1- كشتن انسان هاى بى گناه و بى تقصير ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله
2- جان برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارج بوده و مى توان آنها را به قتل رساند .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
3- حاكميت اصل حرمت قتل ، جز در مورد هاى تصريح شده در حقوق و قوانين الهى
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
7- ولى مقتول بحق ( كسى كه مطابق قانون الهى كشته شده ) فاقد هرگونه سلطه بر قاتل است .
و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطـنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 4،5،6
4 ـ كشتن به ناحق انسان ، حرام است .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
5 ـ كشتن انسان مستحق قتل ، جايز است .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «لايقتلون» و استثناى «إلاّ بالحقّ» از نوع استثناى مفرغ باشد; يعنى، «لايقتلونها بسبب من الأسباب إلاّ بسبب الحقّ; نمى كشند هيچ كس را ـ به هر دليلى كه باشد ـ مگر به سبب حق».
6 ـ برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارزش انسانى و مستحق نابودى اند .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 4،5،6،7،9
4 - منافقان آزاردهنده زنان مسلمان ، در صورت تداوم كردار زشت خود ، مهدورالدم بوده و در هر كجا كه يافته شوند ، بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون . .. لنغرينّك بهم ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
«ثقف» (مصدر «ثقفوا») به معناى «مهارت در درك و انجام دادن كار» است (مفردات راغب). در آيه، اين واژه به معناى «به دست آوردن و دستيازى» استعمال شده است.
5 - شايعه پراكنان در مدينه ، در صورت ادامه شايعه پراكنى ، محكوم به قتل بودند .
لئن لم ينته . .. و المرجفون فى المدينة ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
6 - بيماردلانى كه اقدام به فساد و آزار زنان مى كنند ، در صورت ادامه كار خود ، محكوم به قتل اند .
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا ت
7 - ادامه دهندگان به فساد در جامعه ، با آزار و اذيت زنان مؤمن ، هيچ محل امنى ندارند و بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون و . .. لنغرينّك بهم ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلو
«أيْنَ» مفيد عموم است و شامل همه جا مى شود و از آن، جايى استثنا نشده است.
9 - بر آحاد جامعه اسلامى ، روا و جايز است كه ادامه دهندگان به فساد را پس از فرمان حاكم اسلامى ، با رعايت مراحل و شرايط ، به قتل برسانند .
لئن لم ينته المنـفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
در آيه پيش وقتى سخن از تهديد منافقان و بيماردلان و. .. به ميان آمد، خداوند فرمود: «اگر آنان، ادامه بدهند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بر آنها چنان مسلط خواهد كرد كه ادامه زندگى براى شان ممكن نباشد» و در اين آيه، فعل هاى «أُخذوا» و «قتّلوا» را مجهول آورده و براى انجام دادن وظيفه ياد شده، كسى را معرفى نكرده است. به نظر مى رسد، با توجه به مهدورالدم اعلام شدن گروه هاى ياد شده، در آيه، به مسلمانان اجازه مى دهد كه آن افراد را به قتل برسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 9 - 5
5 - شرك پدر و مادر و انحراف آنها از اديان الهى ، مجوّز كشتن فرزندان آنان نيست .
و إذا الموءودة سئلت . بأىّ ذنب قتلت
آيه شريفه ناظر به رفتارى است كه برخى از مشركان عصر بعثت با دختران خود داشتند. محكوميت اين رفتار، حاكى از مصونيت
جان فرزندان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 18
18- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إذا اجتمعت العدة على قتل رجل واحد حكم الوالى أن يقتل أيّهم شاؤوا و ليس لهم أن يقتلوا أكثر من واحد إن الله عزّوجلّ يقول : « و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلايسرف فى القتل » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: هر گاه گروهى يك مرد را به قتل برسانند والى حكم مى كند كه هر كدام از قاتلين را كه اولياى دم بخواهند بكُشند و آنان حق ندارند بيش از يك نفر را بكُشند. همانا خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليژه سلطاناً فلايسرف فى القتل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 13
13 - فرعون ، سخن مؤمن آل فرعون را قطع كرده ، به دفاع از تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) پرداخت .
أتقتلون رجلاً . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 7
7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها
ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصـدقون
طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 1
1 - اعتراض و اظهار مخالفت مؤمن آل فرعون نسبت به تصميم قتل موسى ( ع ) از سوى فرعون
وقال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمـنه أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 2
2 - خداوند ، قوم موسى رابه معرفى قاتل نويد داد و قاتلان را به افشاى هويتشان تهديد كرد .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
مراد از «ما كنتم تكتمون» (آنچه را كتمان مى كرديد)، به قرينه جمله قبل، معرفى نكردن قاتل على رغم آگاهى به آن است. مراد از «إخراج» (مصدر مخرج)، به قرينه تكتمون، آشكار ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 20 - 4
4 - شنود گفت و گو هاى سران حكومت فرعون به وسيله مرد ناشناس و رساندن سريع آن به موسى ( ع )
و جاء رجل . .. قال يـموسى إنّ الملأ يأتمرون بك ليقتلوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 19 - 5
5 - افشا شدن راز قتل مرد قبطى به وسيله مرد اسرائيلى
قال يـموسى . .. كما قتلت نفسًا بالأمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 17
17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 21
21 ـ قابيل ، ـ به تحريك ابليس ـ براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .
كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 16
16- لزوم حفظ حالت جنگى و تهاجم بر دشمن ، براى كشتن و اسير گرفتن تا زمان فرو نشستن شعله هاى نبرد
حتّى تضع الحرب أوزارها
مى توان گفت: «حتّى تضع. ..» غايت براى مجموع پيام آيه است كه عبارت بود از يورش بر دشمن، براى نابود ساختن و اسير گرفتن آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 4
4- لزوم كشتن كافران و امان ندادن به آنان ، در ميدان جنگ تا مرحله زمين گيرشدن دشمن
فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم
آيه شريفه در مجموع بيانگر يكى از قوانين كارآمد و حياتى در ميدان جنگ است. خداوند، به رزمندگان مسلمان رهنمود داده است تا قبل از غلبه يافتن بر دشمن و زمين گير ساختن او، اقدام به گرفتن اسير نكنند; بلكه بى درنگ هر دشمنى كه در مقابلشان قرار گرفت، بكشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 10
10ـ برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .
اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 15 - 5
5ـ برادران يوسف در توطئه عليه او ، از كشتنش احتراز مى كردند و سعى در زنده ماندن وى داشتند .
و ألقوه فى غيـبت الجب . .. و أجمعوا أن يجعلوه فى غيـبت الجب
از اينكه برادران يوسف بر آن شدند كه وى را در چاه قرار دهند نه اينكه او را در چاه بيفكنند ، معلوم مى شود سعى در زنده ماندن او داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 3
3 ـ بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 27،28،32،37،39
27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .
و يقتلون النبيين بغير الحق
28 - بنى اسرائيل هيچ عذر و بهانه اى براى كشتن پيامبران الهى نداشتند .
و يقتلون النبيين بغير الحق
با توجه به اين حقيقت كه كشتن پيامبران هرگز حق نيست، قيد توضيحى (بغير الحق) آورده شده تا به اين معنا اشاره كند كه: بنى اسرائيل هيچ بهانه اى از قبيل جهل به پيامبرى پيامبران و يا خطايى از سوى ايشان، سراغ نداشتند تا بتوانند كشتن آنان را
حق جلوه دهند.
32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .
يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.
37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .
لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.
39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) - و تلا هذه الآية - « ذلك بأنهم كانوا يكفرون بايات اللّه و يقتلون النبين بغير الحق ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون » قال : و اللّه ما قتلوهم بأيديهم و لاضربوهم باسيافهم و لكنهم سمعوا أحاديثهم فاذاعوها فاخذوا عليها فقتلوا فصار قتلا و اعتداء و معصية ;
از امام صادق (ع) روايت شده است كه در پى تلاوت آيه فوق، فرمودند: به خدا سوگند! بنى اسرائيل، پيامبران خود را با دستان خود نكشتند و آنان را با شمشيرهاى خود به قتل نرساندند و لكن احاديث آنان را شنيدند و اسرارشان را فاش كردند و در نتيجه پيامبران، دستگير و كشته مى شدند. از اين جهت افشاى سرّ، قتل و تجاوز و معصيت محسوب شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 20،22
20 ـ بنى اسرائيل ، قاتل پيامبران الهى و قاتل حاميان پيامبران
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): . .. قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً ... فقام مأة رجل و اثنا عشر رجلا من عُبّاد بنى اسرائيل فَاَمَرُوا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً ... .
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
22 ـ وعده عذاب دردناك به بنى اسرائيل ، به جهت قتل چهل و سه پيامبر و صد و دوازده آمر به معروف و ناهى از منكر
و يقتلون النّبيّن بغير حقّ و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذاب
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) به عنوان بيان مصداق براى آيه فوق فرمود: قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً اول النّهار فى ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنى عشر رجلا من عبّاد بنى اسرائيل فامروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً من آخر النّهار فى ذلك اليوم.
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 54 - 2
2 ـ مكر و تلاش كافران بنى اسرائيل ، براى كشتن عيسى ( ع )
و مكروا . .. اذ قال اللّه يا عيسى انى متوفيك
با توجه به آيه بعد كه سخن از عروج عيسى (ع) به ميان آمده، معلوم مى شود كه مكرشان در جهت كشتن عيسى (ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 9،10،11،16
9 ـ تكذيب پيامبران الهى و كشتن آنان ، شيوه بنى اسرائيل در برخورد با انبيا
كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
10 ـ بى اعتنايى بنى اسرائيل به پيمان خداوند ، با تكذيب رسولان الهى و كشتن آنان
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
11 ـ هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان
رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
16 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )
إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 6،7،9،24
6 ـ بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة
7 ـ پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة
دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.
9 ـ تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا
جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.
24 ـ هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق ـ تكذيب و قتل انبيا )
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون
فعل مضارع «يعملون» ـ على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» ـ، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 14
14 ـ تلاش مستمر بنى اسرائيل براى كشتن پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
فعل مضارع «يقتلون» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 7،9،14،19،21
7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1ـ فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2ـ هر كسى خود را بكشد.
9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.
14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .
فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم
جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.
21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن
و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم
«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 ـ فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولـئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 19
19 - قاتل بايد با نيكى و رفتارى پسنديده ، ديه را به اولياى مقتول بپردازد .
فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن
فاعل «أداء» قاتل است و ضمير در «إليه» به «أخيه» - كه مراد از آن ولى مقتول است - باز مى گردد. بنابراين جمله «أداء إليه ...»; يعنى، قاتل بايد ديه را با رعايت احسان به ولى مقتول بپردازد; بدين صورت كه در پرداخت ديه تأخير نكند و كمتر از مقدار تعيين شده نپردازد و موجب ناراحتى اولياى مقتول نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 4
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 6
6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 4
4 - فرار از جبهه جهاد ، ممكن است كه نحوه مرگ و يا قتل را تغيير دهد ، اما براى هميشه آنها را منتفى نمى سازد .
قل لن ينفعكم الفرار إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 98 - 1،2
1 - نيرنگ و توطئه گسترده مشركان براى نابودى ابراهيم ( ع )
فأرادوا به كيدًا
2 - سوزاندن ابراهيم ( ع ) با انبوهى از آتش پرشعله ، مكر و توطئه مشركان در راستاى نابودى آن حضرت
فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنـهم الأسفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 1،4،7
1 - توطئه و هم قسمى گروه هاى نُه گانه فسادگر ، براى قتل شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش
و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله
«تقاسم» (مصدر «تقاسموا») به مشاركت كردن در قسم و «تبييت» (مصدر «نبيّتنّ») به سوء قصد شبانه گفته مى شود.
4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف
و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله
نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.
7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها
ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصـدقون
طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 158 - 1،3
1 ـ عدم حضور حضرت مسيح ( ع ) در بين مردم ، پس از توطئه قتل وى توسط يهود
و ما قتلوه. بل رفعه اللّه إليه
چنانچه عيسى(ع) پس از توطئه قتل در بين مردمان حضور مى داشت، همگان به اشتباه خويش پى مى بردند و واهى بودن قصه صليب بر مدعيان آن روشن مى گشت و جمله «رفعه اللّه اليه» در حقيقت جواب اين سؤال است كه اگر وى كشته نشد چرا پس از واقعه قتل در بين مردمان ديده نشد.
3 ـ نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا
و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 14
14 ـ يهود ، در صدد قتل پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) *
و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
برداشت فوق، توجيهى است براى نسبت دادن قتل انبيا به يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله). يعنى از اينكه كشتن پيامبران به آنان نسبت داده شده، معلوم مى گردد كه آنان در صدد قتل پيامبرند ; چرا كه وى به منزله همه پيامبران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 30 - 3
3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت
ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون
جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 20 - 3
3 - مشاوره سران حكومت فرعون درباره كشتن موسى ( ع )
إنّ الملأيأتمرون بك ليقتلوك
«إئتمار» (مصدر «يأتمرون») به معناى مشورت و رايزنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 1،2،6،11
1 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع )
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
2 - فرعون درباره تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) ، با مشاوران و درباريانش به رايزنى پرداخت .
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 1
1 - اطلاع يافتن موسى ( ع ) از توطئه براى قتل خود به دست فرعون
ذرونى أقتل موسى . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 19
19 ـ گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان
إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 3
3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 1
1ـ قوم عاد ، درصدد آزار و اذيت هود ( ع ) و از ميان برداشتن او بودند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 1،2
1ـ كشتن يا تبعيد يوسف ( ع ) به سرزمينى دوردست ، رأى اكثريت برادران وى در جلسه توطئه عليه او
اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا
جمله «اقتلوا يوسف. ..» را دو گونه مى توان تفسير كرد: 1ـ برخى از برادران يوسف به كشتن وى نظر داشتند و برخى ديگر به تبعيد او رأى مى دادند. 2ـاكثريت به توطئه عليه او نظر داشتند، ولى در اينكه او را بكشند و يا تبعيد كنند مردد بودند. قابل ذكر است كه جمله «إن كنتم فاعلين» در آيه بعد، مى رساند كه يكى از آنان با هر دو نظر مخالف بود ولذا در برداشت كلمه «اكثريت» آورده شد.
2ـ حسادت برادران يوسف به وى ، منشأ تصميم آنان بر كشتن و يا تبعيد او
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 24 - 1
1 - تنها واكنش قوم ابراهيم در برابر دعوت آن حضرت به توحيد عبادى ، تصميم به قتل و يا سوزاندن وى بود !
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 8،11
8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء
مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .
11 - ولىّ مقتول ، بهتر است قاتل را عفو كرده و از حق خويش ( قصاص ) درگذرد .
فمن عفى له من أخيه شىء
ترغيب ولىّ مقتول به گذشت از حق قصاص، از جمله اهدافى است كه مى توان از كاربرد كلمه «أخيه» به جاى ولىّ مقتول استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 7
7 - فتنه انگيزى بدتر از جنگ و خونريزى است .
و الفتنة أشد من القتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 26
26 - ولىّ مقتول اگر پس از عفو يا گرفتن ديه ، قاتل را بكشد ، بايد كشته شود . *
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
جمله «فله عذاب أليم» را مى توان بيان واقعيتى دانست كه تجاوزگر در دنيا يا آخرت به آن گرفتار خواهد شد و مى توان آن را حكمى كيفرى و مجازاتى شمرد كه جامعه اسلامى بايد آن را اجرا كند. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 4
4 - فرار از جبهه جهاد ، ممكن است كه نحوه مرگ و يا قتل را تغيير دهد ، اما براى هميشه آنها را منتفى نمى سازد .
قل لن ينفعكم الفرار إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 7
7 ـ كُشتن مسلمان ، حرام است .
و لا تقتلوا انفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 24
24 ـ حرمت كشتن انسان، از مشخصه هاى او در پيشگاه خداوند
و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلا بالحق
«التى حرم الله» به دليل استثنا (إلا بالحق)، صفت توضيحى براى «النفس» است. و اين بدان معناست كه حرمت كشتن انسان از تعاريف انسان شمرده و از مشخصه هاى او دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 1،3،4
1- كشتن انسان هاى بى گناه و بى تقصير ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله
3- حاكميت اصل حرمت قتل ، جز در مورد هاى تصريح شده در حقوق و قوانين الهى
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
4- ممنوعيت قتل انسان ، از ويژگى ها و مشخصه هاى اوست .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
عبارت «التى حرّم الله» به دليل استثناى «إلاّ بالحقّ» صفت توضيحى براى «النفس» است. بنابراين، حرمت قتل انسان، از جمله صفات وى به حساب مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 4
4 ـ كشتن به ناحق انسان ، حرام است .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 84 - 6
6 - كشتن مؤمنان به آيين الهى ، از محرمات مؤكّد است .
لاتسفكون دماءكم
هر چند آيه بيانگر ميثاقهاى خدا با بنى اسرائيل است، ولى بيان آن در قرآن، نشانه آن است كه رعايت آنها وظيفه همه مخاطبان قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 3
3 ـ حرمت و ناروايى كشتن مومن از روى عمد
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 3
3 ـ حرمت كشتن نابحق بر بنى اسرائيل
كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 23
23 ـ كشتن انسانها به ناحق از محرمات الهى است.
و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلا بالحق
«بالحق» صفت براى مفعول مطلق محذوف، يعنى «قتلا»، و «با» در آن به معناى ملابست است; يعنى: « لاتقتلوا النفس إلا قتلا متلبسا بالحق».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 31
31 ـ قتل خطائى آن است كه چيزى غير از مقتول ، هدف باشد ، ليكن به اشتباه ، مقتول هدف قرار گيرد .
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خطا . .. و من قتل مؤمناً خطاً
امام صادق (ع) فرمود: . .. و الخطأ من اعتمد شيئا فاصاب غيره.
كافى، ج 7، ص 278، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 475.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 3
3 - اقدام بر قتل موسى ( ع ) ، كارى دشوار ، خطرآفرين و داراى بازتاب ناگوار در ميان افكار عمومى درنظر فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون، در كشتن فرزندان ايمان آورندگان به موسى(ع) با كسى به مشاوره نپرداخت (اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه); ولى در كشتن موسى(ع) با مشاوران و درباريان خود به رايزنى پرداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 13،18
13 - قاتل در صورتى كه از قصاص عفو شود ، بايد به اولياى مقتول خون بها بپردازد .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. و أداء إليه بإحسن
18 - اولياى مقتول در صورت گذشت از حق قصاص و مطالبه ديه از قاتل ، بايد با وى به گونه اى پسنديده رفتار كنند .
فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف
فاعل «اتباع» محتمل است ولى مقتول، و محتمل است قاتل باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. بر اين مبنا «فاتباع بالمعروف»; يعنى، اولياى مقتول بايد به گونه اى پسنديده با قاتل رفتار كنند; وى را آزار ندهند; در گرفتن ديه بر او سخت نگيرند; و بيش از حد متعارف از او مطالبه نكنند و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 7،23،25،32،33،35
7 ـ خونب هاى قتل از روى خطا ، بايد به طور كامل تسليم خانواده مقتول گردد .
و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله
در معناى كلمه «مسلّمة» گفته شده است: «المدفوعة اليهم موفّرة غير منقّصة». يعنى بايد به طور كامل و بدون هيچ كاستى تسليم شود. «مجمع البيان».
23 ـ قاتل در قتل خطائى ، در صورت ناتوانى از آزادسازى برده با ايمان ، بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد .
فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين
25 ـ پرداخت خونب ها ، آزاد كردن برده مؤمن و يا گرفتن روزه ، در قتل خطائى ، زمينه پذيرش توبه قاتل از جانب خداوند
و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه
«توبه»، مفعول له است و بيانگر فلسفه احكام بيان شده در قتل خطائى. يعنى بنده اى را آزاد كنيد يا روزه بگيريد و خونبها هم بدهيد، تا خداوند رحمتش را شامل حال شما كند و توبه شما را بپذيرد.
32 ـ آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .
و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول.
..
تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.
33 ـ كافى نبودن آزادسازى كودك برده به عنوان كفاره كشتن مؤمن از روى خطا
و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از جواز آزاد نمودن كودك برده در كفّاره فرمود: كلّ العتق يجوز فيه المولود الّا فى كفّارة القتل فانّ اللّه عزّ و جلّ يقول: «فتحرير رقبة مؤمنة» يعنى بذالك مقرّةً قد بلغت الحنث.
كافى، ج 7، ص 643، ح 15 ; نورالثقلين، ج 1، ص 531، ح 483.
35 ـ قاتل ، معاف از پرداخت ديه مؤمن مقتول به قتل خطائى ، در صورت مشرك بودن اولياى وى
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اذا كان من اهل الشرك فتحرير رقبة مؤمنة فيما بينه و بين اللّه و ليس عليه دية . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 263، ح 218 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 474.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 18
18 ـ لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *
و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة
بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 5،16
5 ـ ضرورت پرداخت خونب ها ـ علاوه بر كفّاره ـ در صورت كشتن مؤمن از روى خطا
و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله
16 ـ اگر خانواده مؤمن مقتول ، كافر و همپيمان با مسلمانان باشند ، پرداخت ديه به آنان لازم است .
و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 12
12 ـ روابط نامشروع اقتصادى ، زمينه بروز خونريزى و جنگ هاى داخلى
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم
عطف جمله «لا تقتلوا» بر جمله «لا تاكلوا»، مى تواند بيانگر ترتب قتل و خونريزى بر تصرفات نامشروع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 18
18 ـ حسد ، زمينه ساز قتل و جنايت
قال لاقتلنك
برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: . .. فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 5
5 ـ گروه گروه شدن، زمينه درگيرى و خونريزى و نشانه عذاب الهى است.
أو يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 6
6ـ علاقه آدمى به محبوب شدن ، مى تواند وى را براى رسيدن به اين مقصود ، به قتل و جنايت وادار كند .
اقتلوا يوسف . .. يخل لكم وجه أبيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 9
9 ـ شرك ، زمينه ساز آدم كشى ، زنا و روابط ناسالم جنسى در جامعه
و الذين لايدعون مع اللّه إلـهًا . .. و لايزنون
عطف جمله «لايقتلون . .. و لايزنون» بر جمله قبل ـ بدون تكرار اسم موصول (الذين) ـ نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان گناه آدم كشى و زنا با شرك است و طرح مسأله شرك در آغاز آيه شريفه، حاكى از آن است كه شرك مبدأ پيدايش و زمينه ساز آدم كشى و زنا در جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 10
10 - تكبر در برابر سخن حق و باور نداشتن به روز حساب ، از زمينه هاى فسادگرى و كشتار افراد بى گناه در جامعه
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
توصيف فرعون فاسد و سفاك به متكبر و منكر روز حساب، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 7
7- اخبار خداوند از فسادگرى و خويشاوندكشىِ عناصر سست ايمان منافق ، درصورت رسيدن به حكومت
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه «تولّيتم» از ماده «ولايت» و به معناى بر عهده گرفتن حاكميت باشد و مخاطب آن بيماردلانى باشند كه به دليل سست ايمانى به هنگام فرمان جهاد، به وحشت افتاده و از آن طفره مى روند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 36
36 - تجاوزگرى و ارتكاب گناهان ، آدمى رابه سوى كفر گرايش داده و بر كشتن رهبران الهى بى پروا مى سازد .
يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 1
1 - مؤمن آل فرعون براى بيدار كردن مردم و انصراف آنان از قتل موسى ( ع ) ، سرگذشت يوسف پيامبر رايادآور شد .
أتقتلون رجلاً . .. إنّى أخاف عليكم ... و لقد جاءكم يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 ـ فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و
سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمـن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولـ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 3
3 - اقدام بر قتل موسى ( ع ) ، كارى دشوار ، خطرآفرين و داراى بازتاب ناگوار در ميان افكار عمومى درنظر فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون، در كشتن فرزندان ايمان آورندگان به موسى(ع) با كسى به مشاوره نپرداخت (اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه); ولى در كشتن موسى(ع) با مشاوران و درباريان خود به رايزنى پرداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 3
3 ـ بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 9،15
9 - كشتن موسى ( ع ) به صرف اعتقاد او به ربوبيت خداوند ، كارى نكوهيده و نابه جا در نظر مؤمن آل فرعون
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
از استفهام انكارى در جمله «أتقتلون رجلاً. ..» ـ كه در مقام تقبيح عمل فرعون مى باشد ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود.
15 - ناروا بودن قتل موسى ( ع ) ، در نظر مؤمن آل فرعون حتى در صورت دروغ گو بودن او
و إن يك كـذبًا فعليه كذبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 10
10- عدم جواز كشتن دشمن ، پس از زمين گير شدن و قدرت نداشتن او بر دفاع *
فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم
مفهوم «حتّى إذا أثخنتموهم»، ممكن است اين باشد كه پس از زمين گير شدن دشمن و ناتوانى وى بر دفاع از خويش، كشتن او (ضرب الرقاب) لازم نيست; بلكه موقع اسير گرفتن او «شدّوا الوثاق» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 26
26 ـ سرانجام شوم حسادت و برادركشى قابيل ، درسى براى اهل كتاب
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم . .. فاصبح من الندمين
با توجه به اينكه ضمير در «عليهم» به اهل كتاب باز مى گردد، هدف اصلى از بر شمردن پيامدهاى قتل هابيل، پند گرفتن آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 4
4 ـ آدمكشى ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
برخى برآنند كه «عدواناً» و «ظلماً»، قيد توضيحى است و اشاره به علت عقوبت دارد. يعنى چون آدمكشى و انتحار، تجاوز و ظلم است، موجب عقوبت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 12
12 ـ قتل و برادر كشى ، ظلم و موجب ورود به آتش دوزخ
قال لاقتلنك قال . .. و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 2
2 - تهاجم بى دليل به انسان ها و كشتار آنها ، ظلم است .
أُذن للذين يقـتلون بأنّهم ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 2،9
2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .
فطوعت له نفسه
«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
9 ـ گستاخى نفس آدمى ، تا حد وادار سازى وى به قتل و جنايت
فطوعت له نفسه قتل اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 3
3ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند قتل و آواره ساختن برادر وادار مى سازد .
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 87 - 17
17 ـ هواپرستى و خودبرتربينى يهود ، وادار كننده ايشان به تكذيب پيامبران و يا قتل ايشان
بما لاتهوى أنفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون
تفريع جمله «فريقاً كذبتم و . ..» به وسيله حرف «فاء» بر جمله «بما لا تهوى أنفسكم استكبرتم» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 9 - 4
4 - زنده به گور كردن ، فجيع ترين نوع قتل كودكان
و إذا الموءودة سئلت . بأىّ ذنب قتلت
فعل «قتلت»، بيانگر اين است كه مؤاخذه به جهت قتل است. بنابراين كلمه «موءودة» ـ كه نوع خاصى از قتل را مطرح كرده ـ حاكى از منفورتر بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 4
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 4
4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان
فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 4
4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان
فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 9
9 - حفظ آيين مردم ( قبطيان ) ، بهانه فرعون براى كشتن موسى ( ع )
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 8
8 - تصميم فرعونيان به قتل موسى ( ع ) ، به خاطر اعتقاد آن حضرت به ربوبيت مطلق خداوند بود .
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 4
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 11
11- « عن أبى عبداللّه : . . . بينما العالم يمشى مع موسى إذا هم بغلام يلعب قال : « فوكزه العالم ، فقتله . فقال له موسى : « أقتلت نفساً زكية بغير نفس لقد جئت شيئاً نكراً ؟ » . قال : « فأدخل العالم يده فاقتلع كتفه فإذا عليه مكتوب : كافر مطبوع ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. آن گاه كه عالم (خضر) با موسى(ع) مى رفت، ناگاه، به پسرى برخوردند كه بازى مى كرد. امام فرمود: «پس آن عالم، مشتى بر وى زد و او را كشت. موسى(ع) به او گفت: «أقتلت نفساً زكية بغير نفس...؟». امام فرمود: «پس آن عالم، دست برد و كتف پسر را بيرون آورد كه بر آن نوشته شده بود «كافر مطبوع».(كافرى كه مهر كفر بر او زده شده است)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 80 - 1
1- هدف خضر ( ع ) از قتل نوجوان ، مصون داشتن پدر و مادر وى از كفر و طغيان بود .
و أمّا الغلـم . .. فخشينا أن يرهقهما طغيـنًا و كفرًا
«إرهاق» يعنى: «وادار ساختن كسى بر كارى كه انجام آن براى او دشوار و طاقت فرسا است». (قاموس).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 1
1- هدف خضر ( ع ) از قتل نوجوان ، فراهم ساختن زمينه اى مناسب براى دستيابى پدر و مادر وى به فرزندى پاك تر و مهربان تر بود .
فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
مراد از «زكاة» در آيه، طهارت و پاكى از گناه است و «رُحم» و «رحمت» به يك معنا است. گرچه خضر(ع) در اين سخن، پاكى و مهربانى را براى نوجوان مقتول انكار نكرده است، ولى ممكن است به تناسب گفته موسى(ع) كه نوجوان مقتول را «نفس زكية» خواند، سخن خود را در قالب اسم تفضيل آورده است، لكن در حقيقت، نوجوان مقتول، يا فاقد رحمت و پاكى بوده و يا آينده او به گناه و بى رحمى مى انجاميد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 6
6 ـ جلوگيرى از پيامد سنگدلى هاى افسار گسيخته ، فلسفه وضع مجازات سنگين براى قتل و آدمكشى
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل . .. فكانما قتل الناس جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 4
4- بت پرستان در جهت يارى به بت پرستى و جلوگيرى از نفوذ منطق ابراهيم ( ع ) ، از طرف گروهى براى كشتن آن حضرت تحريك شده بودند .
قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم
آهنگ جمله «إن كنتم فاعلين» (اگر بناست كارى بكنيد) نوعى تحريك است و ظاهر آيه اين است كه گويندگان (قالوا) و دستور دهندگان (حرّقوه و انصروا)، با شنوندگان و دستور گيرندگان دو گروه بودند و گروه اول دسته دوم را تحريك مى كردند. از اين رو برخى از مفسران، گروه اول را نمرود و عمال او دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 24 - 1،6
1 - تنها واكنش قوم ابراهيم در برابر دعوت آن حضرت به توحيد عبادى ، تصميم به قتل و يا سوزاندن وى بود !
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو
6 - در بين قوم ابراهيم ، براى برخورد با ابراهيم ( ع ) دو ديد ( كشتن و سوزاندن ) وجود داشت .
فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه
«أو» در «أو حرّقوه» مى تواند براى تنويع و مى تواند براى اباحه باشد. بنابر احتمال نخست، مى توان استفاده كرد كه قوم ابراهيم، براى از بين بردن او، دو ديدگاه داشته اند: عده اى، حكم به اعدام و گروهى، دستور به سوزاندن او مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 15
15- ممنوعيت كشتن نيرو هاى دشمن ، پس از به اسارت درآوردن آنان *
فشدّوا الوثاق فإمّا منّا بعد و إمّا فداء
از مقابله «منّا» و «فداءً» با «ضرب الرقاب»، استفاده مى شود كه پس از اسارت، مسأله قتل مطرح نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 22
22 ـ وعده عذاب دردناك به بنى اسرائيل ، به جهت قتل چهل و سه پيامبر و صد و دوازده آمر به معروف و ناهى از منكر
و يقتلون النّبيّن بغير حقّ و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذاب
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) به عنوان بيان مصداق براى آيه فوق فرمود: قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً اول النّهار فى ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنى عشر رجلا من عبّاد بنى اسرائيل فامروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً من آخر النّهار فى ذلك اليوم.
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 87 - 15
15 - يهوديان ، گروهى از پيامبران را تكذيب و گروهى از آنان را به قتل رساندند .
ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 19،23
19 - يهود ، پيامبران بسيارى از نژاد اسرائيل را به قتل رساندند .
فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل
چون جمله «فلم تقتلون . ..» (پس چرا پيامبران خدا را مى كشتيد؟) در جواب ادعاى يهود، مبنى بر ايمان آنان به پيامبران بنى اسرائيل، آمده است، معلوم مى شود: مراد از «أنبياء اللّه» پيامبران بنى اسرائيل است.
23 - ناسازگارى ايمان به كتاب هاى آسمانى و قتل پيامبران
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 9
9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 3،4،5،6،7،9،10،11،13،18
3 ـ كفر به آيات الهى ، منشأ قتل انبيا و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
4 ـ تهديد كافران از سوى خداوند ، نسبت به قتل پيامبران و مردمان عدالتخواه
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... فبشّرهم بعذاب اليم
5 ـ وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان
قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن
6 ـ همسانى گناه كفر به آيات الهى ، با قتل انبيا و مردمان عدالتخواه
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون
همسانى گناه، از همگون بودن كيفر، استفاده شده است.
7 ـ همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم
9 ـ كشتن پيامبران الهى ، عملى ناحق و غير قابل توجيه
و يقتلون النّبيّن بغير حق
10 ـ كافران با توجيه و تظاهر به حقّ ، انبياى الهى و عدالتخواهان را به قتل مى رساندند .
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
تأكيد و تصريح به «بغير حق»، بيانگر توجيه و حق نمايى كافران است.
11 ـ بسيارى از پيامبران و عدالتخواهان ، به دست كافران به قتل رسيدند .
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
13 ـ شدت غضب خداوند ، از كشتن انبيا و عدالتخواهان *
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
بنظر مى رسد تكرار كلمه «يقتلون» براى بيان مبغوضيّت قتل باشد.
18 ـ رضايت كفار عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كشتار انبيا توسط گذشتگان ، علّت تهديد آنان به عذاب الهى *
و يقتلون النّبيّن . .. فبشّرهم بعذاب اليم
تهديد بازماندگان قاتلان انبيا به عذاب در صورتى صحيح است كه آنان به اعمال گذشتگان خويش راضى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 2،4،10
2 ـ كفر و كشتن پيامبران و عدالتخواهان ، گناه بزرگى است كه همه اعمال نيك را مى زدايد و تباه مى كند .
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم
4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم
به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.
10 ـ كفر ، و نيز قتل انبيا و عدالتخواهان ، عامل محروميّت از يارى شفاعت كنندگان
انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين
به نظر مى رسد جمله «و ما لهم من ناصرين»، وجود يارى دهندگانى (شافعين) را براى جبران برخى اعمال فرض كرده است; و ليكن شامل اشخاص مذكور در آيه نمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 23 - 9
9 ـ پيامبران و عدالتخواهانى كه به دست كافران كشته شدند ، خواهان حاكميت كتب آسمانى بودند . *
يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم
بنابراينكه فاعل محذوف «يدعون»، همان كشته شدگان مذكور در آيه قبل باشند; يعنى: يدعوهم المقتولون الى كتاب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 1
1 ـ تهديد اهل كتاب از سوى خداوند ، به لحاظ كفرشان به آيات الهى ، قتل پيامبران و عدالتخواهان و افترايشان در دين
قالوا لن تمسّنا النار . .. فكيف اذا جمعناهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 14
14 ـ اهل كتاب ( يهود ) ، با علم به ناحق بودن قتل انبياء ، آنان را مى كشتند . *
و يقتلون الانبياء بغير حقّ
چون تصوّر حق بودن قتل انبيا نمى رود، لذا مى توان گفت كه قيد «بغير حق»، اشاره باشد به اينكه قاتلين مى دانستند كه قتل انبيا، حق نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 113 - 2
2 ـ برخى از اهل كتاب ، منكر آيات الهى ، قاتل انبيا و اهل عصيان و تعدى و برخى ديگر پذيراى طاعت خدا ، اهل تلاوت آيات الهى و سجده كننده در پيشگاه او هستند .
ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب ... و هم يسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 12،13،15،16،17
12 ـ كشتار نابحق ( با علم و عمد ) انبياى الهى ، به دست يهود
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
نفى هر گونه حق در كشتن انبيا دلالت مى كند كه يهود، با علم به نبوّت آنان و بدون خطا و فراموشى، پيامبران را مى كشتند. چون اگر آنان را پيامبر نمى دانستند و يا به خطا و نسيان آنان را مى كشتند، «بغير حقّ» صدق نمى كرد.
13 ـ كثرت پيامبران شهيد ، در بين انبياى الهى
و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
15 ـ همسنگى گناه و زشتى فقير پنداشتن خدا و نسبت هاى ناروا به او ، با گناه كشتار انبيا
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
16 ـ نسبت ناروا به خداوند و كشتن پيامبران ، گناهى بزرگ و موجب عذاب سوزان دوزخ
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ و نقول ذوقوا عذاب الحريق
«حريق»، به معناى محرِق (سوزاننده) است. گفتنى است عذاب سوزان براى كشتن پيامبران و نسبت ناروا به خدا دادن، حاكى از بزرگى چنين گناهانى است.
17 ـ عذاب سوزان نسبت دهندگان فقر به خدا و قاتلان انبيا ، با فرمان مستقيم خداوند
نقول ذوقوا عذاب الحريق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 4
4 ـ رضايت يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كشتار انبياى گذشته به دست نياكان و همكيشان خويش
و قتلهم الانبيآء . .. ذلك بما قدّمت ايديكم
به نظر مى رسد نسبت قتل پيامبران به يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه از خطاب در «ايديكم» به دست مى آيد، به جهت رضايت آنان به عملكرد گذشتگان خويش باشد، چون آنان مرتكب قتل انبيا نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 12،13،19،27
12 ـ شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان
قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.
13 ـ يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .
قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
19 ـ يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با رضايت به كشتار انبيا توسط پيشينيان خود ، در حكم قاتلان انبيا
فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
27 ـ رضايت يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از قتل انبيا به دست نياكانشان در پانصد سال قبل از بعثت ، موجب نسبت دادن قتل انبيا به آنان از سوى خداوند
قل قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
امام صادق (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: كان بين القاتلين و القائلين خمس ماة عام، فالزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلوا.
كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 328، ح 2، 4، 6.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 5
5 ـ پايدارى پيامبران در ابلاغ رسالت خويش ، تا شهادت و كشته شدن در راه خدا
و قتلهم الأنبياء بغير حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 10
10 - تلاش در جهت كشتن انبيا و محو پيام آنان ، بارزترين نمود فسادگرى در زمين
يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه
از اين كه خداوند از ميان همه فسادگرى هاى گروه هاى مورد بحث، تصميم ايشان به قتل پيامبر را مطرح ساخته است، معلوم مى شود كه اين تصميم، خطرناك ترين و خائنانه ترين برنامه اى است كه مى تواند از سوى مفسدان عملى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 12،13،19،27
12 ـ شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان
قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.
13 ـ يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .
قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
19 ـ يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با رضايت به كشتار انبيا توسط پيشينيان خود ، در حكم قاتلان انبيا
فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
27 ـ رضايت يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از قتل انبيا به دست نياكانشان در پانصد سال قبل از بعثت ، موجب نسبت دادن قتل انبيا به آنان از سوى خداوند
قل قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم
امام صادق (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: كان بين القاتلين و القائلين خمس ماة عام، فالزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلوا.
كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 328، ح 2، 4، 6.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 21
21 - كشته شدن پيامبرانى از نژاد اسرائيل به دست يهوديان ، دليل ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل
نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 32
32 ـ گمراه نبودن انسان هدايت يافته ، به منزله كشتن وى و هدايت انسان گمراه ، به منزله زنده كردنش مى باشد .
من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً
امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اخرجها من ضلال الى هدى فكانما احياها و من اخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها.
كافى، ج 2، ص 210، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 153.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 12
12 ـ قتل و برادر كشى ، ظلم و موجب ورود به آتش دوزخ
قال لاقتلنك قال . .. و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 3
3ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند قتل و آواره ساختن برادر وادار مى سازد .
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 1
1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض
برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 6
6 - بيماردلانى كه اقدام به فساد و آزار زنان مى كنند ، در صورت ادامه كار خود ، محكوم به قتل اند .
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 4،5،7،9،16
4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.
5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.
7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.
9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.
16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده : « . . . اما مولد موسى ( ع ) فان فرعون لما وقف على ان زوال ملكه على يده . . . فلم يزل يأمر أصحابه به بشق بطون من الحوامل نساء بنى اسرائيل حتى قتل فى طلبه نيف و عشرون ألف مولود . . .
اما قصه تولد حضرت موسى (ع) پس چون فرعون فهميد كه انقراض پادشاهى او به دست موسى (ع) است; پس مدام به اطرافيانش دستور مى داد كه شكم زنان حامله بنى اسرائيل رابشكافند تا اينكه بيش از بيست هزار كودك را - در جستجوى موسى (ع) - به قتل رساندند . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 11
11 ـ فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .
قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم
تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 6،7،8
6 ـ فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.
7 ـ كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.
8 ـ زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .
يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14،17
13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان
يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.
14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان
يستحيون نساءكم
اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.
17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 9،11
9 - اقدام فرعون به كشتار وسيع و بى رحمانه پسران بنى اسرائيل
يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم
به كارگيرى فعل مضارع باب تفعيل (يذبّح)، بيانگر وسعت و گستردگى كشتار است.
11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم
يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم
«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن در اين جا «بنات» (دختران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 7
7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان
يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 5،7،9،14
5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.
9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان ـ على رغم كشتار پسران آنان ـ اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .
و استحيوا نساءهم
14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 69 - 11
11 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : إذا أخذتم الساحر فاقتلوه ثمّ قرأ « و لايفلح الساحر حيث أتى » قال : لايأمن حيث وجد ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: هرگاه بر ساحرى دست يافتيد او را بكشيد; سپس اين آيه را قرائت فرمود: «و لايفلح الساحر حيث أتى» [آن گاه]فرمود: ساحر هرجا يافت شود در امان نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 26
26 - ولىّ مقتول اگر پس از عفو يا گرفتن ديه ، قاتل را بكشد ، بايد كشته شود . *
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
جمله «فله عذاب أليم» را مى توان بيان واقعيتى دانست كه تجاوزگر در دنيا يا آخرت به آن گرفتار خواهد شد و مى توان آن را حكمى كيفرى و مجازاتى شمرد كه جامعه اسلامى بايد آن را اجرا كند. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،13،17
1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .
و اقتلوهم حيث ثقفتموهم
ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.
2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .
و اقتلوهم حيث ثقفتموهم
عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.
13 - در صورتى كه دشمنان دين در مسجدالحرام و نواحى آن عليه مسلمانان وارد جنگ شوند ، نبرد با آنان و كشتن شان واجب است .
و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتى يقتلوكم فيه فإن قتلوكم فاقتلوهم
17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .
فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين
«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 11
11 ـ بهره گيرى از تمام شيوه هاى ممكن ( كشتن ، اسير كردن ، محاصره نمودن و كمين زدن ) به منظور وادار كردن جوامع غير مسلمان به پذيرش آيين اسلام ، در پى اتمام حجت و دادن فرصت كافى به آنان ، بلامانع است .
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 2،9
2- جان برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارج بوده و مى توان آنها را به قتل رساند .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
9- كشتن انسان ها بر اساس حق ، ظلم و كارى ناروا به شمار نمى آيد .
و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطـنًا
عنوان «كشته بحق» و «كشته به ظلم» دو عنوان متضاد است كه هر يك ديگرى را نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 5،6
5 ـ كشتن انسان مستحق قتل ، جايز است .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «لايقتلون» و استثناى «إلاّ بالحقّ» از نوع استثناى مفرغ باشد; يعنى، «لايقتلونها بسبب من الأسباب إلاّ بسبب الحقّ; نمى كشند هيچ كس را ـ به هر دليلى كه باشد ـ مگر به سبب حق».
6 ـ برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارزش انسانى و مستحق نابودى اند .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 4
4 - منافقان آزاردهنده زنان مسلمان ، در صورت تداوم كردار زشت خود ، مهدورالدم بوده و در هر كجا كه يافته شوند ، بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون . .. لنغرينّك بهم ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
«ثقف» (مصدر «ثقفوا») به معناى «مهارت در درك و انجام دادن كار» است (مفردات راغب). در آيه، اين واژه به معناى «به دست آوردن و دستيازى» استعمال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 1،2،6
1 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه با همپيمانان مسلمين رابطه اى ويژه ( همانند پيمان نظامى ) دارند .
فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم . .. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
مراد از رابطه ويژه اى كه از «يصلون الى . .. » استفاده مى شود، رابطه اى است كه اگر هر يك از آن دو طايفه مورد تعرض قرار گيرند، طايفه ديگر موظّف به حمايت از آنان شوند ; همانند پيمان نظامى.
2 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان پناهنده ، به همپيمانان مسلمين
الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
مراد از «يصلون»، مى تواند پناهنده شدن منافقان به همپيمانان مسلمين باشد. چون «يصلون» را به منافقان اسناد داده، نه به همپيمانان.
6 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه از نبرد با مسلمانان و اقوام كافر خويش بيزارند و بيطرفى خويش را ابراز مى دارند .
الّا الّذين . .. او جاءوكم حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقاتلوا قومهم
«حصر صدور»، به معناى دلتنگى است كه از آن به بيزارى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 1،6،10،11
1 ـ مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از كشتن افراد مشكوك در مسير سفر براى جهاد قبل از احراز كفر آنان
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا
از سياق آيه و شأن نزول وارد شده چنين استفاده مى شود كه مسلمانان به هنگام حركت به سوى نبرد در بين راه اگر به افرادى مشكوك مواجه مى شدند، به گمان اينكه آن افراد از قواى دشمن هستند، ممكن بود آنان را به قتل برسانند ; خداوند اهل ايمان را امر مى كند كه بدون تحقيق، شخص مشكوك را نكشيد.
6 ـ حرمت قتل و هر گونه تعرض به دشمن ، در صورت اظهار اسلام
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
مراد از القاى اسلام، به قرينه «لست مؤمناً»، اظهار اسلام با گفتن شهادتين و يا سخنى كه حاكى از مسلمان شدن است، مى باشد.
10 ـ ضرورت پرهيز از كشتن افراد و يا گروه هاى از دشمنان محارب كه تسليم شده و خواهان ترك نبرد هستند .
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
با توجه به معناى لغوى «سلام» (صلح)، مراد از القاى سلام، صلح خواهى است. يعنى اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جايز نيست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به اين معنى دارد كه در ترك تعرض، تنها ايمان شرط نيست ; بلكه تسليم و يا صلح خواهى نيز كافى است.
11 ـ حرمت تعرض و قتل دشمنان در گرو اظهار تسليم است ، نه ايمان آوردن آنان .
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
بنابراين احتمال كه مراد از القاى سلام، تسليم شدن باشد، نه اظهار اسلام و ايمان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 27
27 ـ لزوم احتياط براى حفظ نفوس و سعى در پيشگيرى از وقوع قتل خطائى
و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه
اگر چنين احتياطى لازم و ضرورى نبود، نبايد خداوند به خاطر كارى كه از اختيار انسان خارج است، وى را از رحمت خويش دور سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 4،5،26،35
4 ـ وجود زمينه هاى فراوان قتل و خونريزى نابحق در بنى اسرائيل
و من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل
نام بردن بنى اسرائيل با اينكه حكم ياد شده اختصاص به آنان ندارد، حاكى از اين است كه بنى اسرائيل بيش از ديگران در خطر ارتكاب قتل و جنايت بوده اند.
5 ـ جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل
فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس
«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.
26 ـ بسيارى از بنى اسرائيل ، مردمى خونريز و آدمكش
ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
مراد از اسراف، به قرينه فرازهاى قبلى، مى تواند خروج بنى اسرائيل از حد اعتدال در قتل نفس، يعنى آدمكشيهاى نابحق و خونريزيهاى مكرر، باشد.
35 ـ بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .
ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.
تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 16
16 ـ حسد و خودخواهى ، ريشه و آغاز برادركشى در تاريخ
قال لاقتلنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 24 - 4
4 - كشتن و آتش زدن ، از شيوه هاى قوم ابراهيم ، براى رويارويى با دعوت توحيدى او بود .
إبرهيم إذ قال . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 13
13 - در صورتى كه دشمنان دين در مسجدالحرام و نواحى آن عليه مسلمانان وارد جنگ شوند ، نبرد با آنان و كشتن شان واجب است .
و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتى يقتلوكم فيه فإن قتلوكم فاقتلوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 91 - 7،11،15
7 ـ لزوم تعقيب و كشتن دشمنان ، بدون مهلت و تحت هر شرايط ، در صورت توطئه گرى و عدم پيشنهاد صلح و دست بر نداشتن از اذيّت مسلمانان
فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم و يكفّوا ايديهم فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتمو
11 ـ ايجاد امنيّت و آرامش از اهداف فرمان الهى به تعقيب و كشتن دشمنان توطئه گر و جنگ طلب
فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم و يكفّوا ايديهم فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتمو
15 - مسلمانان ، برخوردار از دليلى روشن براى جواز تعقيب و كشتن دشمنان توطئه گر و جنگ طلب
و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 17
17 - وارد گشتن خسارت سنگين ( مانند قتل ، جرح و . . . ) به دشمن از ره آورد هاى جهاد
فيه بأس شديد
«بأس» عبارت از عذاب و آسيب هاى جدى است كه در ميدان نبرد، برطرف وارد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 9
9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 5
5 - شايعه پراكنان در مدينه ، در صورت ادامه شايعه پراكنى ، محكوم به قتل بودند .
لئن لم ينته . .. و المرجفون فى المدينة ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 65 - 1،7
1ـ كافران قوم ثمود ، با ناديده گرفتن هشدار هاى صالح ( ع ) ، ناقه او را پى كردند و آن را هلاك ساختند .
فعقروها
«عقر» (مصدر عقروا) در اصل به معناى پى كردن شتر و قطع پاهاى آن با شمشير است; به نحر كردن و كشتن شتر نيز «عقر» گفته مى شود.
7ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى حديث قوم صالح ) . . . قالوا : اعقروا هـذه الناقة . . . ثم قالوا : من الذى يلى قتلها و نجعل له جعلاً ما أحب ، فجائهم رجل . . . شقى من الأشقياء . . . فجعلوا له جعلاً . . . فقعد لها فى طريقها فضربها بالسيف ضربة فلم تعمل شيئاً فضربها ضربة اُخرى فقتلها . . . و أقبل قوم صالح فلم يبق أحد منهم إلاّ شركه فى ضربته . . . فأوحى الله تبارك و تعالى إلى صالح ( ع ) . . . قل لهم : إنى مرسل عليكم عذابى إلى ثلاثة أيام فإنهم تابوا و رجعوا قبلت توبتهم و صددت عنهم . . . فأتاهم صالح ( ع ) فقال لهم : . . . يا قوم إنكم تصبحون غداً و وجوهكم مصفرّة واليوم الثانى وجوهكم محمرّة واليوم الثالث وجوهكم مسودّة . . . ;
از امام صادق(ع) [در داستان قوم صالح] روايت شده كه [قوم او]گفتند: اين شتر را از پاى درآوريد . .. سپس گفتند: چه كسى داوطلب كشتن آن مى شود ما براى او دستمزدى كه دلخواهش باشد قرار مى دهيم. پس مردى كه از اشقيا بود، نزد آنان آمد ... و دستمزدى براى او قرار دادند. پس آن مرد در راه شتر كمين كرد و ضربتى بر آن وارد كرد كه كارساز نبود و با ضربتى ديگر او را كشت ... و قوم صالح آمدند و تمامى آنها [با پرداخت اجرت] در ضربه اى كه آن مرد زده بود، خود را سهيم كردند ... پس خدا به صالح وحى كرد كه به آنان بگو من تا سه روز عذاب خود را بر شما خواهم فرستاد. پس اگر [در اين سه روز] آنان توبه كردند و برگشتند، توبه آنها را مى پذيرم و از [عذاب ]آنان منصرف مى شوم ... پس صالح نزد قومش آمد و گفت...اى قوم! فردا صبح صورتهاى شما زرد مى شود و روز دوم سرخ و روز سوم سياه مى گردد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 1
1ـ قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .
فلما جاء أمرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 4
4ـ كشتن ناقه صالح ، از ستمگرى هاى قوم ثمود بود .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
از آن جا كه كشتن ناقه صالح نيز در نزول عذاب دخيل بود ، معلوم مى شود ظلم در «الذين ظلموا» اشاره به كشتن ناقه نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 157 - 1،3،8
1 - اقدام ثموديان به پى كردن ناقه صالح ، على رغم هشدار وى
و لاتمسّوها بسوء . .. فعقروها
«عَقْر» (مصدر «عقروا») به معناى پى كردن و «اصبحوا» معادل «صاروا» است.
3 - هم دلى و هم گامى ثموديان در كشتن ناقه صالح
فعقروها فأصبحوا نـدمين
با توجه به اين كه ناقه صالح، تنها به وسيله يك تن از ثموديان پى شد، جمع آمدن «عقروا» و نيز «أصبحوا نادمين»، مى رساند كه همه قوم ثمود در كشتن ناقه دست داشتند و يا بدان راضى بودند.
8 - « عن على ( ع ) : . . . إنّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لماعموه بالرضى فقال سبحانه « فعقروها فأصحبوا نادمين » . . . ;
از حضرت على(ع) روايت شده است:. .. پى كننده ناقه قوم ثمود يك نفر بود; در حالى كه خداوند عذاب را بر همه آنان فرستاد; چون آنان به عمل آن يك نفر راضى بودند. خداوند سبحان مى فرمايد: «فعقروها فأصبحوا نادمين»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 2
2 - نتيجه بخش نبودن پشيمانى ثموديان ، پس از كشتن ناقه صالح
فعقروها فأصبحوا نـدمين . فأخذهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 3،4،5،6،7،10،11،13،16
3 ـ كفر به آيات الهى ، منشأ قتل انبيا و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
4 ـ تهديد كافران از سوى خداوند ، نسبت به قتل پيامبران و مردمان عدالتخواه
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... فبشّرهم بعذاب اليم
5 ـ وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان
قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن
6 ـ همسانى گناه كفر به آيات الهى ، با قتل انبيا و مردمان عدالتخواه
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون
همسانى گناه، از همگون بودن كيفر، استفاده شده است.
7 ـ همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم
10 ـ كافران با توجيه و تظاهر به حقّ ، انبياى الهى و عدالتخواهان را به قتل مى رساندند .
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
تأكيد و تصريح به «بغير حق»، بيانگر توجيه و حق نمايى كافران است.
11 ـ بسيارى از پيامبران و عدالتخواهان ، به دست كافران به قتل رسيدند .
انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
13 ـ شدت غضب خداوند ، از كشتن انبيا و عدالتخواهان *
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
بنظر مى رسد تكرار كلمه «يقتلون» براى بيان مبغوضيّت قتل باشد.
16 ـ كشتن انبياى الهى و عدالتخواهان ، موجب گرفتارى جامعه به مشكلات توانفرساست .
و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم
بنابراينكه «فبشّرهم بعذاب اليم»، نظر به مشكلات دنيوى و اخروى داشته باشد; به قرينه آيه بعد كه مى فرمايد: «حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،2،4،10
1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
2 ـ كفر و كشتن پيامبران و عدالتخواهان ، گناه بزرگى است كه همه اعمال نيك را مى زدايد و تباه مى كند .
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم
4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم
به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.
10 ـ كفر ، و نيز قتل انبيا و عدالتخواهان ، عامل محروميّت از يارى شفاعت كنندگان
انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين
به نظر مى رسد جمله «و ما لهم من ناصرين»، وجود يارى دهندگانى (شافعين) را براى جبران برخى اعمال فرض كرده است; و ليكن شامل اشخاص مذكور در آيه نمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 23 - 9
9 ـ پيامبران و عدالتخواهانى كه به دست كافران كشته شدند ، خواهان حاكميت كتب آسمانى بودند . *
يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم
بنابراينكه فاعل محذوف «يدعون»، همان كشته شدگان مذكور در آيه قبل باشند; يعنى: يدعوهم المقتولون الى كتاب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 1
1 ـ تهديد اهل كتاب از سوى خداوند ، به لحاظ كفرشان به آيات الهى ، قتل پيامبران و عدالتخواهان و افترايشان در دين
قالوا لن تمسّنا النار . .. فكيف اذا جمعناهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 3
3 ـ حرمت و ناروايى كشتن مومن از روى عمد
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 91 - 10
10 ـ ضرورت تعقيب و كشتن كسانى كه على رغم امضاى پيمان ترك تعرض ، بدان وفا نكنند .
فان لم يعتزلوكم . .. فخذوهم و اقتلوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 11
11 ـ صليب و به دار آويخته شدن حضرت مسيح ، پايه و اساسى جز گمان ندارد .
و قولهم إنّا قتلنا المسيح . .. و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 192 - 1
1 - نبايد با كفرپيشگانى كه از جنگ و فتنه انگيزى دست كشيده اند ، نبرد كرد و آنان را به قتل رساند .
فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم
متعلق «إنتهوا» به قرينه آيات قبل، جنگيدن و فتنه انگيزى است. جمله «فإن اللّه ...» جانشين جواب شرط مى باشد و تقدير كلام چنين است: فإن انتهوا عن القتال و الفتنة فلا تقاتلوهم و لاتقتلوهم إن اللّه غفور رحيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 10،12
10 - جان باختن فرد قبطى با ضربه مشت موسى
فوكزه موسى فقضى عليه
عبارت «قضى عليه» مرادف با «قتله» است.
12 - در ديدگاه موسى ( ع ) قتل ناخواسته مرد قبطى ، عملكرد شيطان بود .
قال هـذا من عمل الشيطـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 1
1 - آگاهى يافتن موسى ( ع ) به قدرت بدنى فوق العاده خويش پس از قتل مرد قبطى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
موسى(ع) وقتى ديد، مرد قبطى تنها با يك ضربه مشت او از پاى در آمد و جان باخت، دريافت كه داراى نيروى فوق العاده اى است و خداوند او را علاوه بر دانش و حكمت، از توان جسمى دشمن شكن نيز برخوردار ساخته است. از اين رو به سپاس اين نعمت، با خدا پيمان بست كه آن نيرو را هرگز در جهت تقويت مجرمان به كار نگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 1،6
1 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه با همپيمانان مسلمين رابطه اى ويژه ( همانند پيمان نظامى ) دارند .
فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم . .. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
مراد از رابطه ويژه اى كه از «يصلون الى . .. » استفاده مى شود، رابطه اى است كه اگر هر يك از آن دو طايفه مورد تعرض قرار گيرند، طايفه ديگر موظّف به حمايت از آنان شوند ; همانند پيمان نظامى.
6 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه از نبرد با مسلمانان و اقوام كافر خويش بيزارند و بيطرفى خويش را ابراز مى دارند .
الّا الّذين . .. او جاءوكم حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقاتلوا قومهم
«حصر صدور»، به معناى دلتنگى است كه از آن به بيزارى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 2
2 - كشته شدن و مرگ ، سزاوارترين فرجام براى كفرپيشگان
قتل الإنسـن ما أكفره
كفر در «ما أكفره» مطلق است و هر كفرى، حتى ترك عبادت را نيز شامل است. البته به قرينه آيات بعد ـ كه به بيان تدبير خداوند پرداخته و در مقابل منكران اين حقيقت موضع گيرى كرده است ـ بارزترين مصداق مورد نظر از آن، انكار ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17
1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .
و اقتلوهم حيث ثقفتموهم
ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.
2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .
و اقتلوهم حيث ثقفتموهم
عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.
17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .
فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين
«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 34 - 3
3 ـ كافران مكه به دليل بازداشتن اهل ايمان از ورود به مسجدالحرام ، مستوجب عذاب ( كشته شدن ، اسير گشتن و . . . ) بودند .
و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام
با توجه به آيه قبل كه عذاب استيصال را براى مردم مكه با شرايط ذكر شده منتفى دانست، معلوم مى شود مراد از عذاب در اين آيه به دليل وقوع آن در بين آيات نبرد، شكست كافران و كشته و اسير شدن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 91 - 7،15
7 ـ لزوم تعقيب و كشتن دشمنان ، بدون مهلت و تحت هر شرايط ، در صورت توطئه گرى و عدم پيشنهاد صلح و دست بر نداشتن از اذيّت مسلمانان
فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم و يكفّوا ايديهم فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتمو
15 - مسلمانان ، برخوردار از دليلى روشن براى جواز تعقيب و كشتن دشمنان توطئه گر و جنگ طلب
و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 24 - 7
7 - قتل يا سوزاندن مخالفان و يا مجرمان ، از مجازات هاى دوران حضرت ابراهيم ( ع )
فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 13
13 - كشتن مرتدان ، از قوانين كيفرى در آيين حضرت موسى ( ع ) *
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 1
1 ـ هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين
توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام ـ كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است ـ پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 4
4 ـ دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 17 - 1
1 ـ امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان
فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم
جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 7،9
7 - ادامه دهندگان به فساد در جامعه ، با آزار و اذيت زنان مؤمن ، هيچ محل امنى ندارند و بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون و . .. لنغرينّك بهم ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلو
«أيْنَ» مفيد عموم است و شامل همه جا مى شود و از آن، جايى استثنا نشده است.
9 - بر آحاد جامعه اسلامى ، روا و جايز است كه ادامه دهندگان به فساد را پس از فرمان حاكم اسلامى ، با رعايت مراحل و شرايط ، به قتل برسانند .
لئن لم ينته المنـفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
در آيه پيش وقتى سخن از تهديد منافقان و بيماردلان و. .. به ميان آمد، خداوند فرمود: «اگر آنان، ادامه بدهند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بر آنها چنان مسلط خواهد كرد كه ادامه زندگى براى شان ممكن نباشد» و در اين آيه، فعل هاى «أُخذوا» و «قتّلوا» را مجهول آورده و براى انجام دادن وظيفه ياد شده، كسى را معرفى نكرده است. به نظر مى رسد، با توجه به مهدورالدم اعلام شدن گروه هاى ياد شده، در آيه، به مسلمانان اجازه مى دهد كه آن افراد را به قتل برسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 1
1 - كشتن فسادگران در جامعه ، سنّت جارى خداوندى در ميان امت هاى پيشين بود .
و قتّلوا تقتيلاً . سنّة اللّه فى الذين خلوا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 10
10 ـ لزوم تعقيب و كشتن منافقان ، در صورت سر باز زدن آنان از هجرت در راه خدا و پيوستن به جامعه ايمانى
فان تولّوا فخذوهم و اقتلوهم حيث وجدتموهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 1،6
1 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه با همپيمانان مسلمين رابطه اى ويژه ( همانند پيمان نظامى ) دارند .
فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم . .. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
مراد از رابطه ويژه اى كه از «يصلون الى . .. » استفاده مى شود، رابطه اى است كه اگر هر يك از آن دو طايفه مورد تعرض قرار گيرند، طايفه ديگر موظّف به حمايت از آنان شوند ; همانند پيمان نظامى.
6 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه از نبرد با مسلمانان و اقوام كافر خويش بيزارند و بيطرفى خويش را ابراز مى دارند .
الّا الّذين . .. او جاءوكم حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقاتلوا قومهم
«حصر صدور»، به معناى دلتنگى است كه از آن به بيزارى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 1
1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض
برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 4
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 13 - 3
3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )
يذبّح أبناءهم . .. فرددنـه إلى أُمّه
موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 17
17 - فرعون كشتن موسى ( ع ) را ، سياستى درست در حكومت و به صلاح جامعه دانست .
و ما أهديكم إلاّ سبيل الرشاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 2،4،34
2 ـ ناسازگارى ايمان با كشتن مؤمن از روى عمد
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً
چون جمله «ما كان . .. »، جمله اى خبرى است، دلالت مى كند كه مؤمن هرگز مؤمنى را از روى عمد نخواهد كشت. يعنى اگر مؤمنى كشته شد، معلوم مى شود قاتل او ايمان نداشته است ; هر چند اظهار ايمان كند.
4 ـ كسى كه از روى عمد دستش به خون مؤمنى آلوده گردد ، در حقيقت مؤمن نيست .
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً
34 ـ امام ، عهده دار آزادسازى برده اى مؤمن به عنوان كفاره قتل خطائى مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شود .
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) در مورد وظيفه امام نسبت به مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شده، فرمود: يُعتق مكانه رقبة مؤمنة و ذلك قول اللّه عزّ و جل: «فان كان من قوم عدوّلكم . .. ».
من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 110، ح 1، ب 36 مسلسل 373 ; نورالثقلين، ج 1، ص 532، ح 485.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 34
34 ـ خوددارى از اطعام مؤمن گرسنه ، به منزله كشتن وى و غذا دادن به او به منزله احياى اوست .
و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره اطعام مؤمن فرمود: . .. من احيى مؤمن فكانما احيا الناس جميعاً، فان لم تطعموه فقد امتموه و ان اطعمتموه فقد احييتموه.
كافى، ج 2، ص 20، ح 20; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 152.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 7
7 ـ خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 2،27
2 ـ كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .
من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً
27 ـ قتل و خونريزى نابحق ، از مصاديق بارز اسراف
من قتل نفساً . .. ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 4،11
4- خضر ( ع ) بى درنگ ، پس از مشاهده نوجوان ، او را به قتل رسانيد .
حتّى إذا لقيا غلـمًا فقتله
ظاهر عطف به «فاء» در «فقتله» آن است كه خضر(ع) بدون هيچ مقدمه اى، در پى برخورد با نوجوان، به كشتن او اقدام كرده است.
11- « عن أبى عبداللّه : . . . بينما العالم يمشى مع موسى إذا هم بغلام يلعب قال : « فوكزه العالم ، فقتله . فقال له موسى : « أقتلت نفساً زكية بغير نفس لقد جئت شيئاً نكراً ؟ » . قال : « فأدخل العالم يده فاقتلع كتفه فإذا عليه مكتوب : كافر مطبوع ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. آن گاه كه عالم (خضر) با موسى(ع) مى رفت، ناگاه، به پسرى برخوردند كه بازى مى كرد. امام فرمود: «پس آن عالم، مشتى بر وى زد و او را كشت. موسى(ع) به او گفت: «أقتلت نفساً زكية بغير نفس...؟». امام فرمود: «پس آن عالم، دست برد و كتف پسر را بيرون آورد كه بر آن نوشته شده بود «كافر مطبوع».(كافرى كه مهر كفر بر او زده شده است)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 4
4- خضر ( ع ) با اشاره به ناآگاهى موسى ( ع ) از انگيزه قتل نوجوان ، اعتراض وى را ناموجه دانست و آن را نشانه درستى شناخت خويش از كم طاقتى و بى صبرى موسى ( ع ) خواند .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 12،14
12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى
قال لاقتلنك
لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.
14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل
فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 1،2،3،5،16،19
1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .
«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
5 ـ قابيل ، برادرش هابيل را پس از جريان قربانى به قتل رسانيد .
اذ قربا قرباناً . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
19 ـ قابيل ، كيفيت قتل برادرش هابيل را از ابليس آموخت
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از امام سجاد(ع) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق فرمود: فلم يدر كيف يقتله حتى جاء ابليس فعلمه . .. .
تفسير قمى، ج 1، ص 165; نورالثقلين، ج 1، ص 616، ح 140.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 22،24
22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل
كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى
از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.
24 ـ قابيل ، پشيمان از قتل برادرش هابيل *
فاصبح من الندمين
بنابر اينكه «فاصبح . ..» متفرع باشد بر «فقتله» كه در آيه قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 5
5 ـ جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل
فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس
«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 8،9
8ـ برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .
اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين
مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.
9ـ برادران يوسف ، بر آن بودند كه پس از كشتن يا تبعيد او ، توبه كرده و درستكار شوند . *
اقتلوا يوسف . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين
در برداشت فوق، صلاح در «قوماً صالحين» صلاح دينى و اخلاقى گرفته شده است. اين احتمال مبتنى بر اين است كه «واو» در «و تكونوا» به معناى مع و «تكونوا» منصوب به «أن» مقدر باشد. بر اين اساس «اقتلوا يوسف ... و تكونوا من بعده قوماً صالحين» چنين معنا مى شود: يوسف را بكشيد، ولى با اين قيد و شرط كه پس از آن با توبه به درگاه خدا، مردمى صالح و درستكار باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 10
10 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به دست مسلمانان ، به قتل رسيدند .
فريقًا تقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 7
7 ـ توبه كشتن مؤمن ، از روى خشم و غضب و يا به انگيزه هاى دنيايى ، قصاص است .
و من يقتل مؤمنا متعمّداً
امام صادق (ع) درباره توبه در قتل عمدى مؤمن از روى غضب يا به انگيزه هاى دنيايى فرمود: . .. و ان كان قتله لغضب او لسبب شىء من امر الدنيا فانّ توبته ان يقاد منه ... .
كافى، ج 7، ص 276، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 533، ح 490.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 27،30،32
27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .
و يقتلون النبيين بغير الحق
30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .
ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين
32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .
يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 1
1 - شخصى از قوم موسى به قتل رسيد و هر طايفه ، ديگرى را متهم به كشتن او كرده بر سر آن به نزاع پرداختند .
و إذ قتلتم نفساً فادرءتم فيها
«ادارءتم» به معناى اختلاف و نزاع كرديد، مى باشد. اين كلمه از باب تفاعل و در اصل «تدارءتم» بوده است. نزاع و اختلاف در مقتول (ادارءتم فيها) به معناى متهم كردن يكديگر به قتل، و بر سر آن نزاع كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 11
11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن
و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى
«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 1،3
1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .
ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم
كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.
3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .
تظهرون عليهم
«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 3
3 - گروهى از قوم موسى قاتل را مى شناختند و از افشاى هويتش خوددارى مى كردند .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
هر چند كتمان كردن به همه قوم موسى نسبت داده شده است، ولى به قرينه «فادارءتم»، معلوم مى شود برخى از آنها قاتل را مى شناختند و از معرفى آن خوددارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 68 - 2
2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 69 - 1
1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .
فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها
على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 70 - 2
2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .
إن البقر تشبه علينا
«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 1
1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .
فقلنا اضربوه ببعضها
ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 33
33 ـ كافى نبودن آزادسازى كودك برده به عنوان كفاره كشتن مؤمن از روى خطا
و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از جواز آزاد نمودن كودك برده در كفّاره فرمود: كلّ العتق يجوز فيه المولود الّا فى كفّارة القتل فانّ اللّه عزّ و جلّ يقول: «فتحرير رقبة مؤمنة» يعنى بذالك مقرّةً قد بلغت الحنث.
كافى، ج 7، ص 643، ح 15 ; نورالثقلين، ج 1، ص 531، ح 483.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 5،6،12،34
5 ـ ضرورت پرداخت خونب ها ـ علاوه بر كفّاره ـ در صورت كشتن مؤمن از روى خطا
و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله
6 ـ كفّاره كشتن مؤمن از روى خطا ، آزاد كردن يك برده با ايمان است .
و من قتل مؤمنا خطاً فتحرير رقبة مؤمنة
12 ـ در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن باشد ، ولى خانواده اش از دشمنان مسلمانان ، كفّاره اش تنها آزادسازى برده اى با ايمان است .
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
34 ـ امام ، عهده دار آزادسازى برده اى مؤمن به عنوان كفاره قتل خطائى مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شود .
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) در مورد وظيفه امام نسبت به مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شده، فرمود: يُعتق مكانه رقبة مؤمنة و ذلك قول اللّه عزّ و جل: «فان كان من قوم عدوّلكم . .. ».
من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 110، ح 1، ب 36 مسلسل 373 ; نورالثقلين، ج 1، ص 532، ح 485.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 10
10 ـ مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .
والذين لايدعون مع اللّه إلـهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا
«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 7
7 ـ گناه شرك ، آدم كشى و زنا ، در پى دارنده عذاب طولانى و خواركننده در قيامت
و يخلد فيه مهانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 28
28 - معتقدان به مكتب الهى ، در صورت كشتن يا آواره ساختن همكيشان خود ، به خوارى در دنيا و شديدترين عذاب در آخرت گرفتار خواهند شد .
فما جزاء من يفعل . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 1
1 ـ قتل و آدمكشى از سر ظلم و تجاوز ، موجب گرفتارى به عذاب دوزخ
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً
در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «قتل نفس» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 5،7،30
5 ـ جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل
فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس
«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.
7 ـ كيفر سنگين براى قتل و آدمكشى ، زمينه پرهيز انسان ها از ارتكاب آن
و من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل . .. فكانما قتل الناس جميعاً
«من اجل ذلك . ..» به اين معناست كه خداوندبا توجه به آدمكشى قابيل و پيامدهاى شوم آن، بنى اسرائيل را به مجازاتى سنگين تهديد كرد تا از تكرار چنين جنايتهايى باز دارد.
30 ـ شديدترين عذاب جهنم ، كيفر قتل به ناحق انسان
انه من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: يوضع فى موضع من جهنم اليه ينتهى شدة عذاب اهلها . .. .
كافى، ج 7، ص 271، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 150.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 22،23
22 ـ اعدام ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا
از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً فقتل قتل به . .. .
كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.
23 ـ اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا
از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .
كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 7،16،21،22،23
7 ـ همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم
16 ـ كشتن انبياى الهى و عدالتخواهان ، موجب گرفتارى جامعه به مشكلات توانفرساست .
و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم
بنابراينكه «فبشّرهم بعذاب اليم»، نظر به مشكلات دنيوى و اخروى داشته باشد; به قرينه آيه بعد كه مى فرمايد: «حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة».
21 ـ قاتلان پيامبران و قاتلان امر كنندگان به معروف ، گرفتار سخت ترين عذاب هاى الهى
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط.
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: اىّ الناس اشد عذاباً يوم القيامة؟ آن حضرت فرمود: رجل قتل نبيّاً او رجلاً امر بمعروف او نهى عن منكر، سپس آن حضرت، اين آيه را تلاوت كرد: «انّ الّذين يكفرون . .. ».
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
22 ـ وعده عذاب دردناك به بنى اسرائيل ، به جهت قتل چهل و سه پيامبر و صد و دوازده آمر به معروف و ناهى از منكر
و يقتلون النّبيّن بغير حقّ و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذاب
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) به عنوان بيان مصداق براى آيه فوق فرمود: قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً اول النّهار فى ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنى عشر رجلا من عبّاد بنى اسرائيل فامروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً من آخر النّهار فى ذلك اليوم.
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
23 ـ وعده عذاب دردناك به قاتلان زكريّا و يحياى پيامبر ( ع )
و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم
اميرالمؤمنين (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّ نبى اللّه زكريّا قد نشر بالمناشير و يحيى ابن زكريا قتله قومه و هو يدعوهم الى اللّه.
تفسير برهان، ج 1، ص 274، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،8،9
1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
8 ـ كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين
9 ـ كافران و قاتلان انبيا و عدالتخواهان ، راه نجاتى ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 1،3،7
1 ـ عذاب سخت يهود در آخرت ، دستاورد اعمال نارواى آنان ( نسبت دادن فقر به خدا و كشتن انبيا )
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدّمت ايديكم
3 ـ سهيم بودن يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گناه پدران خويش ( كشتار انبيا )
و قتلهم الانبيآء بغير حقّ . .. ذلك بما قدّمت ايديكم
بنابر اينكه خطاب در «ايديكم» به يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد، جمله «ذلك بما قدّمت . .. » مى رساند كه آنان در گناه كشتن انبيا، كه به دست پدرانشان صورت گرفته، شريك هستند.
7 ـ عدالت خداوند و دورى ساحت وى از ظلم ، مقتضى مجازات بخيلان و قاتلان انبيا
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. ذوقوا عذاب الحريق ... و انّ اللّه ليس بظلاّم للعب
جمله «و اَنّ اللّه . .. » عطف بر «ما قدّمت» مى باشد. بنابراين دليل ديگرى براى گرفتار شدن بخيلان و قاتلان انبيا به دوزخ است. يعنى عدالت خداوند اقتضا مى كند كه ستمگران را عذاب كند، ورنه به ستمديده ظلم شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 7
7 ـ پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة
دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 23
23 ـ وعده عذاب دردناك به قاتلان زكريّا و يحياى پيامبر ( ع )
و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم
اميرالمؤمنين (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّ نبى اللّه زكريّا قد نشر بالمناشير و يحيى ابن زكريا قتله قومه و هو يدعوهم الى اللّه.
تفسير برهان، ج 1، ص 274، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 1
1 - نزول عذاب فراگير الهى بر ثموديان ، در پى كشتن ناقه صالح
فعقروها . .. فأخذهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 8،9
8 ـ كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين
9 ـ كافران و قاتلان انبيا و عدالتخواهان ، راه نجاتى ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 1
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن به كيفر كردار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ( لوط و اصحاب ايكه ) در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
«دأب» به معناى عادت است و مقصود از «الذين من بعدهم» قوم لوط و اصحاب ايكه است; چنان كه در سوره «ص» آيه 13، به آن تصريح شده است. گفتنى است برابر نظر مفسران «اصحاب أيكه» همان مردم مدين است كه از قوم حضرت شعيب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 32 - 1
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خويش ، از دچار شدن به عذاب الهى در روز قيامت در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
و يـقوم إنّى أخاف عليكم يوم التناد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 4
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از دچار شدن آنان به عذاب گريزناپذير الهى در قيامت در صورت كشتن موسى ( ع )
يـقوم إنّى أخاف عليكم . .. يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 1،2،7
1 ـ خلود در جهنّم ، غضب و لعنت الهى ، كيفر كشتن مؤمن از روى عمد
و من يقتل مؤمنا متعمّداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها و غضب اللّه عليه و لعنه
2 ـ عذاب بزرگ الهى در انتظار كسى كه مؤمنى را از روى عمد به قتل برساند .
و من يقتل مؤمنا . .. و اعدّ له عذاباً عظيما
7 ـ توبه كشتن مؤمن ، از روى خشم و غضب و يا به انگيزه هاى دنيايى ، قصاص است .
و من يقتل مؤمنا متعمّداً
امام صادق (ع) درباره توبه در قتل عمدى مؤمن از روى غضب يا به انگيزه هاى دنيايى فرمود: . .. و ان كان قتله لغضب او لسبب شىء من امر الدنيا فانّ توبته ان يقاد منه ... .
كافى، ج 7، ص 276، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 533، ح 490.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 1
1 ـ كشتن نابحق يك انسان ، گناهى بزرگ و داراى كيفر و مجازاتى بسيار سنگين
انه من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً
همسنگى كشتن يك انسان با كشتن تمامى مردم، مى تواند كنايه از شدت مجازات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 21
21 ـ قاتلان پيامبران و قاتلان امر كنندگان به معروف ، گرفتار سخت ترين عذاب هاى الهى
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط.
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: اىّ الناس اشد عذاباً يوم القيامة؟ آن حضرت فرمود: رجل قتل نبيّاً او رجلاً امر بمعروف او نهى عن منكر، سپس آن حضرت، اين آيه را تلاوت كرد: «انّ الّذين يكفرون . .. ».
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 23
23 ـ وعده عذاب دردناك به قاتلان زكريّا و يحياى پيامبر ( ع )
و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم
اميرالمؤمنين (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّ نبى اللّه زكريّا قد نشر بالمناشير و يحيى ابن زكريا قتله قومه و هو يدعوهم الى اللّه.
تفسير برهان، ج 1، ص 274، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 16 - 4
4ـ جواز گريستن بر فقدان برادر و كشته شدن او
جاءو أباهم عشاءً يبكون
هر چند گفتار و افعال برادران يوسف نمى تواند دليلى بر احكام شرعى باشد ، ولى از آن جا كه اين عمل (گريه بر فقد برادر) در نزد يعقوب پيامبر انجام گرفته ، معلوم مى شود او آن عمل را نكوهيده و حرام نمى دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 9
9 ـ كشتار و خونريزى ، گناهى بزرگ و مصداق بارز فسادگرى است .
أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء
فسادگرى شامل خونريزى نيز مى شود. بنابراين عطف «يسفك الدماء» بر «يفسد فيها» عطف خاص بر عام است و حكايت از آن دارد كه گناه خونريزى و آدمكشى از ديگر فسادگريها، بزرگتر و تباهى آن بيشتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 19،22
19 ـ گناه فتنه انگيزى ، بزرگتر از آدم كشى در ماه هاى حرام است .
قل قتال فيه كبير . .. و الفتنة اكبر من القتل
الف و لام در «القتل»، عهد است ; يعنى قتل در ماههاى حرام.
22 ـ سَلب امنيّت مردم ، بزرگتر از آدم كشى است .
و الفتنة اكبر من القتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 15
15 ـ همسنگى گناه و زشتى فقير پنداشتن خدا و نسبت هاى ناروا به او ، با گناه كشتار انبيا
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 10
10 ـ تصرف نابجا در اموال ديگران ، گناهى بزرگ ، همچون گناه قتل و آدمكشى است .
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم
بيان حرمت آدمكشى در كنار تصرفات ناروا در اموال ديگران، نشانه همسانى آن دو گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 31 - 8
8 ـ آدمكشى ، از گناهان كبيره
لا تقتلوا انفسكم . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 1،2
1 ـ كشتن نابحق يك انسان ، گناهى بزرگ و داراى كيفر و مجازاتى بسيار سنگين
انه من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً
همسنگى كشتن يك انسان با كشتن تمامى مردم، مى تواند كنايه از شدت مجازات باشد.
2 ـ كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .
من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 8
8 ـ گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .
و الذين لايدعون مع اللّه إلـهًا . .. و لايزنون
ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 9
9 ـ شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير
يضـعف له العذاب يوم القيـمة و يخلد فيه مهانًا
برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 5
5 ـ خداوند حتى گناه كسانى را كه تصميم بر كشتن انبيا داشته باشند ، به شرط توبه و ايمان ، خواهد بخشيد .
و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم
از مصاديق مورد نظر براى «السيئات» به دليل جمله «و كادوا يقتلوننى»، تصميم بر كشتن هارون ـ كه از پيامبران است ـ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 8
8 - قتل پيامبران ، جرمى نابخشودنى و موجب عذاب الهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 3
3 ـ كشتن عمدى مؤمن ، از گناهان بسيار بزرگ
و من يقتل مؤمنا متعمّداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها و غضب اللّه عليه و لعنه و اعدّ
برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل النفس من الكبائر لانّ اللّه عز و جل يقول: «و من يقتل مؤمناً متعمّداً . .. و اعدّ له عذاباً عظيماً».
علل الشرايع، ص 478، ح 2، ب 228 ; نورالثقلين، ج 1، ص 534، ح 494.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 10 - 1،4
1ـ يكى از برادران يوسف ( لاوى ) در جلسه توطئه ، ساير برادران را از كشتن او برحذر داشت .
قال قائل منهم لاتقتلوا يوسف
مفرد بودن كلمه «قائل» گوياى اين است كه تنها يكى از برادران يوسف با كشتن وى مخالفت كرد و او بر اساس روايتى كه در پايان آيه خواهد آمد، «لاوى» بوده است.
4ـ لاوى با پيشنهاد خود ( انداختن يوسف به چاه ) درصدد حفظ جان يوسف ( ع ) و پيشگيرى از كشته شدن او بود .
لاتقتلوا يوسف . .. و ألقوه فى غيـبت الجب يلتقطه بعض السيّارة
پيشنهاد لاوى مبنى بر اينكه يوسف را در چاهى بر سر راه كاروانها بيفكنيد، در مقابل اين نظر كه او را در بيابانى رها سازيد (أو اطرحوه أرضاً) و نيز، تصريح به اينكه كاروانى او را بيابد (يلتقطه بعض السيّارة) دلالت مى كند كه وى درصدد پيشگيرى از تلف شدن يوسف(ع) و از ميان رفتن او بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 26
26 - ولىّ مقتول اگر پس از عفو يا گرفتن ديه ، قاتل را بكشد ، بايد كشته شود . *
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم
جمله «فله عذاب أليم» را مى توان بيان واقعيتى دانست كه تجاوزگر در دنيا يا آخرت به آن گرفتار خواهد شد و مى توان آن را حكمى كيفرى و مجازاتى شمرد كه جامعه اسلامى بايد آن را اجرا كند. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 9 - 5
5 - شرك پدر و مادر و انحراف آنها از اديان الهى ، مجوّز كشتن فرزندان آنان نيست .
و إذا الموءودة سئلت . بأىّ ذنب قتلت
آيه شريفه ناظر به رفتارى است كه برخى از مشركان عصر بعثت با دختران خود داشتند. محكوميت اين رفتار، حاكى از مصونيت جان فرزندان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 19،20
19- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى الحسن ( ع ) إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه : « . . .فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً » فما هـذا الإسراف الذى نهى الله عزّوجلّ عنه قال : نهى أن يقتل غير قاتله أو يمثل بالقاتل قلت : فما معنى قوله : « إنه كان منصوراً » قال : و أىّ نصرة أعظم من أن يدفع القاتل إلى أولياء المقتول فيقتله و لاتبعة تلزمه من قتله فى دين و لا دنيا ;
اسخاق بن عمار گويد: به امام موسى بن جعفر(ع) گفتم: همانا خداى ـ عزّوجلّ ـ در كتابش مى فرمايد: «. .. فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» اين اسراف چه اسرافى است كه خداوند عزّوجلّ از آن نهى كرده است[راوى گويد]گفتم: پس معناى سخن خدا «إنه كان منصوراً» چيست؟ فرمود: چه نصرتى بزرگ تر از اينكه قاتل به اولياى مقتول داده مى شود و آنان قاتل را مى كُشند و پيامدهايى كه لازمه قتل است ـ چه پيامدهاى دينى و چه دنيايى ـ دامنگير آنان نمى شود».
20- « عن أبى العباس قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن رجلين قتلا رجلاً فقال : يخيّر وليّه أن يقتل أيّهما شاء . . . و كذلك إن قتل رجل إمرأة إن قبلوا دية المرأة فذاك ، و إن أبى أوليائها إلاّ قتل قاتلها غرموا نصف دية الرجل و قتلوه و هو قول الله : « فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل » ;
ابى العباس گفت: از امام صادق(ع) در باره دو مردى كه يك مرد را كشته اند پرسيدم، حضرت در جواب فرمود: ولىّ مقتول مخيّر است هر كدام از قاتلان را كه بخواهد بكُشد . .. و همچنين اگر مردى زنى را بكُشد، چنان چه[اولياى دم ]ديه زن را قبول كنند، پس حكم همان است و اگر اولياى زن ديه را نپذيرفتند [و راضى نشدند]مگر به كشتن قاتل، بايد نصف ديه مرد را بدهند و سپس او را بكُشند و اين سخن خداست: فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 2
2- جان برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارج بوده و مى توان آنها را به قتل رساند .
و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 68 - 5،6
5 ـ كشتن انسان مستحق قتل ، جايز است .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «بالحقّ» متعلق به «لايقتلون» و استثناى «إلاّ بالحقّ» از نوع استثناى مفرغ باشد; يعنى، «لايقتلونها بسبب من الأسباب إلاّ بسبب الحقّ; نمى كشند هيچ كس را ـ به هر دليلى كه باشد ـ مگر به سبب حق».
6 ـ برخى از انسان ها ، فاقد حرمت و ارزش انسانى و مستحق نابودى اند .
و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 6،7
6 - معتقدان به اديان الهى نبايد در كشتن و آواره كردن همكيشان خود ، به قاتلان و آواره كنندگان يارى رسانند .
تظهرون عليهم بالاثم و العدون
7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .
تظهرون عليهم بالاثم و العدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 20
20 ـ كوه قاسيون در دمشق ، مكان كشته شدن هابيل توسط برادرش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: بدمشق. حبل يقال له قاسيون فيه قتل ابن آدم اخاه.
الدرالمنثور، ج 3، ص 61.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 16،24
16 ـ جلوگيرى از تكرار رخدادى همچون كشته شدن هابيل ، فلسفه تعلق پاداش هاى عظيم خداوند بر پاسدارى از جان انسانها
من اجل ذلك كتبنا . .. و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً
24 ـ ايجاد صلح و امنيت و جلوگيرى از فساد و ريختن خون بى گناهان ، از اهداف رسالت انبيا
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض . .. و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت
اشاره به رسالت انبيا با دلايل روشن پس از بيان عقوبت قتل و پاداش حفظ حيات انسانها، بيانگر جايگاه اين تعاليم در رسالت انبياى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 21
21 - تلاش منطقى و عالمانه مؤمن آل فرعون ، براى منصرف ساختن فرعونيان از كشتن موسى ( ع )
و قال رجل من ءال فرعون يكتم إيمـنه . .. و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت ياد شده از مجموع گفته ها، برخوردها، چگونگى استدلال و منطق مؤمن آل فرعون در مقابل فرعونيان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 15
15 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون در جهت انصراف فرعون از قتل موسى ( ع ) ، مؤثر واقع شد .
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون . .. أتقتلون رجلاً ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب م
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه فرعون، در آغاز برخورد با موسى(ع) بركشتن او مصمم گشته، اين مطلب را به همه اطرافيانش اعلام كرده بود (قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى); ولى پس از سخنان مؤمن آل فرعون، به جاى كشتن وى دستور داد برجى بسازند تا او نسبت به درستى ادعاى آن حضرت به تحقيق بپردازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 16
16 ـ حسد و خودخواهى ، ريشه و آغاز برادركشى در تاريخ
قال لاقتلنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 2
2 - قصاص ، عاملى مهم و اساسى در بازدارى مردم از ارتكاب قتل
و لكم فى القصاص حيوة . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 7،10،16
7 ـ ترس هابيل از خداوند ، مانع اقدام وى به قتل برادر
ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين
10 ـ خداترسى ، جلوگير آدمى از جنايت و آدمكشى
ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين
16 ـ ناسازگارى قتل با اعتقاد به ربوبيت خداوند بر جهان هستى
ما إنّا . .. انى اخاف اللّه رب العلمين
تعليل اقدام نكردن به قتل به ترس از خداى رب العالمين، مى رساند كه ربوبيت خداوند بر جهان هستى چنين اقتضا مى كند كه انسانها بايد در امنيت جانى بسر برند. بنابراين كسانى كه مرتكب قتل مى شوند، خود را به نوعى رودرروى ربوبيت خداوند قرار داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 7
7 ـ كيفر سنگين براى قتل و آدمكشى ، زمينه پرهيز انسان ها از ارتكاب آن
و من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل . .. فكانما قتل الناس جميعاً
«من اجل ذلك . ..» به اين معناست كه خداوندبا توجه به آدمكشى قابيل و پيامدهاى شوم آن، بنى اسرائيل را به مجازاتى سنگين تهديد كرد تا از تكرار چنين جنايتهايى باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 12
12 - ايمان به خدا و مجازات او ، تأثيرگذار در دورى انسان از گناه و بزه كارى ( چون قتل به ناحق )
يـقوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
يادآورى خداوند و عذاب او، از سوى مؤمن آل فرعون در راستاى نجات جان موسى(ع)، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 9
9 - اعتقاد به روز قيامت ، بازدارنده انسان از گناه و بزه كارى ( چون آدم كشى )
إنّى أخاف عليكم يوم التناد . يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم
از اين كه مؤمن آل فرعون براى بازداشتن فرعونيان از كشتن موسى(ع)، مسأله معاد و حسابرسى اعمال بندگان را مطرح ساخت، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 4،5،6،7
4 - منافقان آزاردهنده زنان مسلمان ، در صورت تداوم كردار زشت خود ، مهدورالدم بوده و در هر كجا كه يافته شوند ، بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون . .. لنغرينّك بهم ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
«ثقف» (مصدر «ثقفوا») به معناى «مهارت در درك و انجام دادن كار» است (مفردات راغب). در آيه، اين واژه به معناى «به
دست آوردن و دستيازى» استعمال شده است.
5 - شايعه پراكنان در مدينه ، در صورت ادامه شايعه پراكنى ، محكوم به قتل بودند .
لئن لم ينته . .. و المرجفون فى المدينة ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
6 - بيماردلانى كه اقدام به فساد و آزار زنان مى كنند ، در صورت ادامه كار خود ، محكوم به قتل اند .
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا ت
7 - ادامه دهندگان به فساد در جامعه ، با آزار و اذيت زنان مؤمن ، هيچ محل امنى ندارند و بايد به قتل برسند .
لئن لم ينته المنـفقون و . .. لنغرينّك بهم ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلو
«أيْنَ» مفيد عموم است و شامل همه جا مى شود و از آن، جايى استثنا نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 9 - 2
2 - دختر بودن فرزند ـ در ديدگاه برخى از اعراب جاهلى ـ موجب استحقاق قتل بود .
بأىّ ذنب قتلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 15
15 - قتل ناخواسته فرد قبطى به وسيله موسى ( ع ) ، نمود دشمنى و گمراه گرى شيطان
هـذا من عمل الشيطـن إنّه عدوٌّ مضلّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 33 - 1
1 - بر جاى ماندن حادثه كشته شدن مرد قبطى در خاطره موسى ، با گذشت چندين سال
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 2
2 ـ جنگ و خونريزى ، امرى ناخوشايند براى انسان
كتب عليكم القتال و هو كُره لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 20
20 ـ كشتار و تعرض نابجا به افراد به خاطر دستيابى به غنيمت ، از روش هاى ناپسند دوران جاهليت
و لا تقولوا . .. لست مؤمناً تبتغون عرض الحيوة الدّنيا ... كذلك كنتم من قبل
ظاهراً «كذلك» اشاره است به جمله «تبتغون عرض . .. » بر اين اساس، مقصود از «من قبل»، قبل از اسلام، يعنى دوران جاهليت است كه به خاطر مال دنيا، بدون هيچ دليلى ديگران را مى كشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 10
10- كشتن فرد بى گناه ، كارى زشت و ناروا است .
لقد جئت شيئًا نكرًا
«نكر» صفت مشبه و به معناى «منكَر» است «يعنى كار قبيح و ناپسند و خلاف معروف».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 2
2- شرك به خدا ، پرخاش به والدين ، تبذير ، فرزندكشى ، زنا ، قتل ناحق ، خوردن مال يتيم ، پيروى از راهى كه پشتوانه علمى ندارد و مغرورانه راه رفتن ، اعمال ناپسند و منفور خداوند
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 19 - 5
5 - قتل نفس و ناسپاسى نعمت ، دو رفتار نامناسب با شأن و ادعاى پيامبرى در نظر فرعون
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكـفرين
به رخ كشيدن قتل نفس و ناسپاسى موسى(ع) از جانب فرعون، مى تواند به منظور خدشه دار كردن پيامبرى آن حضرت و منافى دانستن مقام نبوت با قتل نفس و ناسپاسى ادا شده باشد. گفتنى است آيه بعد ـ كه در آن حضرت موسى(ع) قتل نفس را عملى غير عمدى و ناخواسته مى شمرد ـ مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 22
22- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . بعث الله محمداً و . . . أنزل عليه فى سورة بنى اسرائيل بمكة . . . و أنزل نهياً عن أشياء حذّر عليها و لم يغلّظ فيها ولم يتواعد عليها و قال : « . . . و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً . . . » . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است:. .. خداوند حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را برانگيخت و ... بر او آياتى چند از سوره بنى اسرائيل را در مكه نازل فرمود ...[كه در آن آيات]از چيزهايى نهى كرده كه پرهيز از آنها لازم است; ولى در آن نهيها غلظت و شدت نشان نداده و بر ارتكاب موارد نهى وعيد عذاب نداده و فرموده است: ... و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله إلاّ بالحقّ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 19،21،27
19 - يهود ، پيامبران بسيارى از نژاد اسرائيل را به قتل رساندند .
فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل
چون جمله «فلم تقتلون . ..» (پس چرا پيامبران خدا را مى كشتيد؟) در جواب ادعاى يهود، مبنى بر ايمان آنان به پيامبران بنى اسرائيل، آمده است، معلوم مى شود: مراد از «أنبياء اللّه» پيامبران بنى اسرائيل است.
21 - كشته شدن پيامبرانى از نژاد اسرائيل به دست يهوديان ، دليل ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل
نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل
27 - ابو عمرو زبيرى از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد « . . . فلم تقتلون انبياء اللّه من قبل ان كنتم مؤمنين » روايت كرده كه : « انما نزل هذا فى قوم اليهود و كانوا على عهد محمد (صلی الله علیه و آله) لم يقتلوا الأنبياء بأيديهم و لاكانوا فى زمانهم و انما قتل أوايلهم . . . فجعلهم اللّه منهم و أضاف إليهم فعل أوايلهم بما تبعوهم و تولّوهم ;
اين آيه درباره يهود نازل گشته است در حالى كه يهوديان زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيامبرانى را نكشته بودند و در زمان آنان نيز زندگى نمى كردند و همانا گذشتگان آنان پيامبران را كشتند . .. پس خداوند اين يهوديان (يهوديان زمان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)) را جزء آنان دانسته و قتل انبيا را به خاطر پيروى آنان و محبتشان به پيشينيان به آنان نسبت داده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 18
18 - اعمال نارواى يهود در طول تاريخ ( كشتن پيامبران ، گوساله پرستى و . . . ) نشانه ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل و كتاب هاى آسمانى خويش است .
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين
چون جمله «قل بئسما . ..» (اگر ايمان داريد، ايمانتان شما را به كارهاى ناروايى واداشته است) در جواب «نؤمن بما أنزل علينا» قرار گرفته، بيانگر آن است كه: شما يهوديان به كتابهاى آسمانى ايمان نداريد كه چنين اعمال ناپسندى را مرتكب مى شويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 17،22
17 ـ عصيان اهل كتاب ( يهود ) و تجاوز مداومشان ، باعث كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران
ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى و كشتن پيامبران باشد.
22 ـ يهود با افشاى اسرار پيامبران ، شريك جُرم قاتلان آنان
و يقتلون الانبياء بغير حقّ
امام صادق (ع) در تفسير آيه «و يقتلون الانبياء بغير حق»، فرمود: . .. و لكن اذاعوا سرّهم و افشوا عليهم فقتلوا.
اصول كافى، ج 2، ص 371 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 196، ح 132.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 1،4،9
1 ـ يهود ، مردمى پيمان شكن و قاتل پيامبران
فبما نقضهم ميثقهم و كفرهم بايت اللّه و قتلهم الأنبياء بغير حق
4 ـ يهوديان ، هيچگونه توجيهى براى كشتن انبيا ، نداشتند .
و قتلهم الأنبياء بغير حق
با اينكه همواره كشتن انبيا نا به حق است، خداوند قيد توضيحى «بغير حق» را ذكر كرده است تا به اين معنا اشاره كند كه قاتلان پيامبران خود نيز به ناروا بودن كشتن انبيا آگاه بودند.
9 ـ يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران
فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 1،4،7،8،10،15،16
1 ـ يهود ، مدعى كشتن حضرت مسيح ( ع )
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
4 ـ ادعاى كشتن حضرت مسيح ( ع ) ـ على رغم اعتراف به پيامبرى وى ـ مايه گرفتارى يهود به لعنت و غضب خداوند
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
بدان احتمال كه «قولهم» عطف بر «نقضهم» در آيه 155 باشد.
7 ـ يهوديان ، به اشتباه شخص ديگرى را به جاى حضرت عيسى ( ع ) به دار آويخته و كشتند .
و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم
استدارك در جمله «و لكن شبه لهم» رساى به اين است كه يهوديان شخصى را به گمان اينكه حضرت عيسى(ع) است به دار آويخته و او را به قتل رساندند.
8 ـ اختلاف يهود ، در اصل رخداد قتل و به دار آويخته شدن عيسى ( ع )
إنّ الذين اختلفوا فيه
10 ـ ادعاى يهود در مورد كشته شدن حضرت عيسى ( ع ) ، بر پايه گمان بود ، نه علم و يقين .
إنّ الذين اختلفوا فيه لفى شك منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن
15 ـ يهوديان ، قطعاً حضرت عيسى ( ع ) را نكشتند .
و ما قتلوه يقيناً
16 ـ يهود به جاى حضرت عيسى ( ع ) جوانى را كه به شكل آن حضرت در آمده بود كشتند وبه صليب كشيدند .
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و ما قتلوه
امام باقر(ع): . .. و اخذوا الشاب الذى القى عليه شبح عيسى فقتل و صلب ... .
تفسير قمى، ج 1، ص 103; نورالثقلين، ج 1، ص 569، ح 653.
قتل نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 21
21 ـ قاتلان پيامبران و قاتلان امر كنندگان به معروف ، گرفتار سخت ترين عذاب هاى الهى
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط.
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: اىّ الناس اشد عذاباً يوم القيامة؟ آن حضرت فرمود: رجل قتل نبيّاً او رجلاً امر بمعروف او نهى عن منكر، سپس آن حضرت، اين آيه را تلاوت كرد: «انّ الّذين يكفرون . .. ».
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 2
2ـ خاندان يعقوب در دوران قحطى به تنگدستى و رنج بسيار گرفتار شدند .
قالوا . .. مسّنا و أهلنا الضر
«مسّ» به معناى لمس كردن و تماس گرفتن است. «ضرّ» به معناى فقر سختى و كمبود مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 1
1 ـ خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون
«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 16
16ـ ارائه برنامه هاى اقتصادى به دولت ها و مردم كافر براى دور ماندنشان از گرسنگى و مصونيت در برابر قحطى ها و دشواريها ، امرى جايز و پسنديده است .
قال تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 3
3 - تأمين خوراك قحطى زدگان ، براى كسانى كه خود نيز گرفتار خشك سالى اند ، وظيفه اى سنگين و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو إطعـم فى يوم ذى مسغبة
قيد «فى يوم»، ناظر به اين معنا است كه اطعام كنندگان، خود نيز در همان وضعيت به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 17
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 8
8ـ هفت سال تلاش براى توليد غله ، ذخيره سازى غله ها با خوشه هاى آن ، صرفه جويى در مصرف ، توصيه هاى يوسف ( ع ) به مردم مصر براى مصون ماندن از مشكلات دوران هفت ساله قحطى و خشكسالى
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
برخى برآنند كه رؤياى پادشاه اشاره اى به دستورالعملها و چاره انديشيها ندارد و تدبيرهايى كه يوسف(ع) بيان داشته و دستوراتى كه صادر كرده از دانشى خدادادى او بوده و ارتباطى به رؤياى پادشاه ندارد. برداشت فوق بر اساس اين نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 3
3ـ جام شاهى ، وسيله پيمانه كردن غلات براى تعيين سهميه افراد در دوران قحطى هفت ساله مصر
جعل السقاية فى رحل أخيه . .. نفقد صواع الملك
تعبير كردن از جام گمشده به «سقاية» (جام) و «صواع» (پيمانه) گوياى اين است كه پيمانه مورد استفاده براى تعيين سهميه افراد، همان ظرفى بود كه پيش از سپردن آن به يوسف(ع) براى نوشيدن آب و مانند آن مورد استفاده پادشاه قرار مى گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 3
3 - سير كردن گرسنگان ـ كه در سال هاى قحطى ، دستشان از هر آذوقه اى كوتاه است ـ وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 4
4 - سرمايه داران ، در كمك هاى اقتصادى به مردم قحطى زده ، بايد تغذيه آنان را در اولويت قرار دهند .
أو إطعـم فى يوم ذى مسغبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 19
19ـ جواز اندوخته ساختن آذوقه براى مصارف شخصى حتى در دوران قحطى و كمبود مواد غذايى
نمير أهلنا . .. ذلك كيل يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 3
3 - تأثير گناه ، در گرفتار آمدن انسان ها به قحطى و خشكسالى
و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا . .. و ما أصـبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم
سياق آيات ،مى تواند بيانگراين نكته باشد كه رحمت و قدرت الهى گسترده و فراگير است و قحطى ها و خشكسالى ها بازتاب عملكرد خود انسان هااست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 5
5ـ يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار
قالوا يـأيها العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 6
6 ـ قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .
إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 113 - 5
5 ـ اصحاب عيسى ( ع ) ، در برهه اى از زمان دچار كمبود مواد غذايى *
قالوا نريد ان نأكل منها
درخواست نزول مائده به انگيزه تغذيه در صورتى مى تواند توجيهى براى آن درخواست به حساب آيد كه دستيابى به خوراكيها از راههاى معمول براى آنان بسيار مشكل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 1
1ـ پيشگويى يوسف ( ع ) بر مبناى رؤياى پادشاه ، به حقيقت پيوست و قحطى و خشكسالى ، مصر و اطراف آن ( كنعانو . . . ) را
فرا گرفت .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه
آمدن برادران يوسف از كنعان به مصر براى دريافت آذوقه و نبود آذوقه در غير آن ديار ـ كه «منع منا الكيل» در آيه 63 حاكى از آن استـ دلالت مى كند كه قحطى علاوه بر مصر ، اطراف و نواحى آن را نيز فرا گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 6
6ـ ناياب بودن آذوقه و غلّه در كنعان طى هفت سال قحطى و خشكسالى عصر يوسف
قالوا يـأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا نكتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 2
2 ـ كم محصولى فاحش ، بارزترين اثر خشكسالى ها و قحطى هاى تحميل شده به فرعونيان
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت
خشكسالى و قحطى در پى دارنده مشكلات فراوانى است كه از جمله آنها كم محصولى است. بنابراين ذكر بخصوص آن مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 1،2
1ـ وقوع هفت سال قحطى و سختى پس از هفت سال آبادانى ، تعبير يوسف ( ع ) از هفت گاو لاغر در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
«شداد» (جمع شديد) از مصدر «شدة» (سختى و دشوارى) گرفته شده است و مراد از «سبع شداد» هفت سال قحطى و خشكسالى است و مشاراليه «ذلك» هفت سال آبادانى مى باشد.
2ـ رؤياى پادشاه ، گوياى تأخّر سال هاى قحطى از هفت سال آبادانى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
به نظر مى رسد يوسف(ع) از اينكه در رؤياى پادشاه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداخته اند، دريافت كه سالهاى قحطى پس از سالهاى آبادانى رخ خواهد داد. تقدم ذكرى گاوهاى چاق بر گاوهاى لاغر در بيان رؤيا نيز مى تواند دليل ديگرى براى يوسف(ع) در اين تعبير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 1،4
1ـ پيشگويى يوسف ( ع ) بر مبناى رؤياى پادشاه ، به حقيقت پيوست و قحطى و خشكسالى ، مصر و اطراف آن ( كنعانو . . . ) را فرا گرفت .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه
آمدن برادران يوسف از كنعان به مصر براى دريافت آذوقه و نبود آذوقه در غير آن ديار ـ كه «منع منا الكيل» در آيه 63 حاكى از آن استـ دلالت مى كند كه قحطى علاوه بر مصر ، اطراف و نواحى آن را نيز فرا گرفته بود.
4ـ طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 6
6 - عدم تنبه كافران مكه ، از بلا هاى هشدار دهنده الهى ( مثل قحطى و خشكسالى )
و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 2
2 - مدعيان دروغين انفاق ، با پيدايش گرسنگى هاى فراگير ، از اطعامْ بخل ورزيده ، مواد غذايى را احتكار مى كنند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... أو إطعـم فى يوم ذى مسغبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 3
3ـ روى آورى مصريان به افشره گرفتن از محصولات خويش بر اثر فراوانى آنها ، در نخستين سال پس از سال هاى قحطى
ثم يأتى . .. و فيه يعصرون
«عصر» به معناى آب گرفتن از چيزى مانند: ميوه ، لباس تر و . .. است. مفعول «يعصرون» ـ به قرينه سياق - محصولات كشاورزى همانند ميوه جات مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 2
2 ـ كم محصولى فاحش ، بارزترين اثر خشكسالى ها و قحطى هاى تحميل شده به فرعونيان
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت
خشكسالى و قحطى در پى دارنده مشكلات فراوانى است كه از جمله آنها كم محصولى است. بنابراين ذكر بخصوص آن مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 5
5ـ سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 1،3
1 - يتيمانِ نيازمند ، سزاوارترين قشر جامعه به دريافت كمك هاى غذايى در سال هاى قحطى اند .
أو إطعـم . .. يتيمًا
3 - رساندن غذا به يتيمان در سال هاى قحطى ، تكليفى سنگين و نيازمند همتى والا است .
ما العقبة . .. أو إطعـم فى يوم ذى مسغبة . يتيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 4
4ـ يوسف ( ع ) در دوران قحطى مصر ، سمت عزيزى آن ديار را بر عهده داشت .
قالوا يـأيها العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 2
2ـ پيشگيرى از بروز فاجعه براى مردم مصر به سبب قحطى و خشكسالى ، از هدف هاى يوسف ( ع ) در تقاضاى منصب حكومتى
اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 13
13ـ يوسف ( ع ) در زمان قحطى مصر ، پادشاه آن ديار نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 5
5ـ يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار
قالوا يـأيها العزيز
قحطى زدگان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 3
3 - تأمين خوراك قحطى زدگان ، براى كسانى كه خود نيز گرفتار خشك سالى اند ، وظيفه اى سنگين و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو إطعـم فى يوم ذى مسغبة
قيد «فى يوم»، ناظر به اين معنا است كه اطعام كنندگان، خود نيز در همان وضعيت به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 21
21 - باور به قدرت خدا ، ايجاد كننده محبت او در دلهاست .
والذين ءامنوا أشد حباً للّه . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 186 - 10
10 - باور به نزديك بودن خدا به بندگان و توان او بر اجابت درخواست ها ، گرايش دهنده آدمى به ايمان و اطاعت از اوست .
فإنى قرب أجيب دعوة الداع . .. فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى
برداشت فوق از «فا»ى تفريع در «فليستجيبوا» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 74 - 4
4 - ايمان به توانايى و عزّت مطلق خدا ، ره يابى به توحيد و ربوبيت يگانهءءاو است .
إنّ اللّه لقوىّ عزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 59 - 2
2 - مطالعه در مظاهر قدرت و تدبير الهى ، ازميان برنده هرگونه استبعاد و اعجاب انسان ، نسبت به حقايق وحى
أفمن هـذا الحديث تعجبون
«فاء» تفريع مى رساند كه اگر توجه كامل به مفاد آيات پيشين ـ كه بيانگر قدرت و تدبير الهى بود ـ مبذول شود، زمينه اى براى استبعاد و ناباورى باقى نخواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 11
11 - بى خبرى از قدرت خداوند ، مايه انكار معاد است .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 61 - 7
7 - ترديد در رخداد قيامت ، نشانگر عدم شناخت قدرت كامل خداوند است .
و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها
آفرينش شگرف عيسى(ع)، نشانه اى بر قدرت خداوند است و از آن جا كه اين آفرينش دليل بر امكان معاد شمرده شده، مى توان استفاده كرد كه ترديد در مورد قيامت، ناشى از غفلت نسبت به قدرت بى همتاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 9
9- توجه به مشيّت نافذ و نيروى قاهرِ خداوند ، بازدارنده آدمى از مغرور شدن به اموال دنيا و ابدى پنداشتن آن است .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 14
14 - باور و توجه به قدرت بى نهايت خداوند ، از بين برنده روحيه غرور و استكبار در انسان
فاستكبروا . .. أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 20
20 - توجّه به قدرت ، علم و حكمت گسترده خداوند ، مايه اطمينان قلب مؤمنان در طريق ايمان .
أنزل السكينة . .. و للّه جنود السمـوت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا
«للّه جنود. ..» دال بر حاكميت و قدرت خداوند است و اين كه خداوند در پايان آيه به قدرت مطلقه و علم و حكمت گسترده خود اشاره كرده است; مى تواند از آن جهت باشد كه نفس توجّه مؤمنان به اين حقيقت، خود وسيله ازدياد ايمان و آرامش قلب آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 8
8 - توجّه به علم و قدرت الهى ، زمينه اميدوارى مؤمنان به پيروزى راه ايمان
قد أحاط اللّه بها و كان اللّه على كلّ شىء قديرًا
از اين كه خداوند، پس از نويد دادن به قدرت و پيروزى مؤمنان در آينده، علم و قدرت خويش را به ايشان يادآور شده است; مطلب بالا را مى توان نتيجه گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 11
11ـ توجّه به علم و قدرت الهى و نمود هاى رستاخيز در طبيعت ، زداينده هر شك در امكان معاد
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينـها ... و
خداوند در پاسخ به شبهات منكران معاد، در اين آيات به سه نكته اشاره كرده است: 1ـ علم، 2ـ قدرت، 3ـنمودهاى رستاخيز در طبيعت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 4
4 - توجه به تدبير و قدرت الهى در نظام هستى ، مقتضى خضوع و سجود انسان در برابر آفريدگار آن
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 5
5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب
لاتنفذون إلاّ بسلطـن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 3
3 - توجه به فرجام هستى و قدرت قاهر خداوند ، زمينه ساز اجتناب انسان از كفر و تكذيب حق
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 2
2 - اعتقاد به ربوبيت خداى يگانه و قدرت قاهر و علم گسترده او ، مقتضى توكل كردن انسان به او
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم . فتوكّل على اللّه
تفريع «توكّل على اللّه» بر «إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 4
4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم
جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هـذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را ـ كه تواناى بر يارى رسانى ندارند ـ برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 10
10 - پى بردن به قدرت و توانايى خداوند ، برطرف كننده استبعاد در وقوع معاد است .
سيروا . .. فانظروا ... ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 3
3- استبعاد معاد پس از متلاشى شدن جسد انسان ، معلول غفلت از قدرت نامحدود خداست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
تذكر جمله «كونوا حجارة . .. أو خلقاً ممّا يكبر ...» ـ كه اشاره به نامحدود بودن قدرت خدا دارد ـ براى بيرون آوردن مشركان از
غفلتى است كه سبب ترديد آنان درباره زنده شدن استخوانهاى خرد شده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 2
2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان
يـأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنـكم
جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4
4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز
و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 10،17
10 - كفر و استكبار قوم عاد ، نتيجه غفلت آنان از قدرت برتر الهى
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
17 - خودبرتربينى ، غرور و غفلت از قدرت برتر خداوند ، از عوامل لجاجت ، حق ناپذيرى و انكار رسولان الهى *
فأمّا عاد فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيـتنا يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 60 - 7
7 - بعيد شمردن شيوه آفرينش عيسى ( ع ) ، نشأت يافته از بى توجهى به قدرت بى نهايت خداوند است .
و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً . .. إن هو إلاّ عبد أنعمنا ... و لو نشاء لجعلنا منكم م
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) «لمّا ضرب ابن مريم» نظر به جنبه خلقت عيسى(ع) دارد. ب) اين آيه در مقام رفع استبعاد و انكار مشركان مكه است كه براى خداوندى كه قادر به آفرينش تمامى انسان ها به صورت ملك است، خلقت عيسى(ع) بدون پدر امرى ساده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 19،20
19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .
يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً
20 - تأثير جاذبه قدرت در جلب محبت
يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 8
8 ـ قدرت و حكومت ، خصلت هاى درونى انسان را نمايان مى سازد .
و اذا تولى سعى فى الأرض ليفسد فيها و يهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 7
7 ـ پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *
قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 13
13 ـ اقتدار و تمكن مادى تأمين كننده سعادت نيست.
و مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم
از اينكه مى فرمايد ما به آنها مكنت داديم بيش از شما و هلاكشان كرديم، پس مكنت مادى دليل قرب نزد خدا نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 6
6- دستيابى به آرامش و قدرت اجتماعى ، زمينه غفلت انسان از جهان آخرت
اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا
برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند پس از «اسكنوا الأرض» ـ كه كنايه حاكميت و قدرت است ـ مسأله قيامت و احضار انسانها را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 4
4- حفظ معارف و شريعت الهى و اجراى احكام آن ، نيازمند صلابت و توان مندى است .
خذ الكتـب بقوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 3
3- دارايى ها و توان مندى ها ، از عمده ترين زمينه هاى غفلت و كفرورزى است .
و هم فى غفلة و هم لايؤمنون . إنّا نحن نرث الأرض
از جمله وجوه ارتباطى اين آيه با آيه قبل، بيان اسباب غفلت و سعى در ريشه كن كردن آن است. دراين آيه خداوند براى متنبّه ساختن آدميان و از بين بردن عوامل غفلت آنان، بر فناپذيرى ثروت هاى دنيا و ساكنان زمين تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 12
12- پيشرفت هاى اقتصادى و قدرت هاى چشم گير ـ حتى در عالى ترين شكل آن ـ تضمين كننده نجات جامعه از نابودى نيست .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـثًا ورءيًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 2
2 - خداوند ، خواهان تلاش انسان ها براى كسب ارزش ها به قدر توان خود و نه بيشتر از آن
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت . .. و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
ذكر جمله «و لانكلّف نفساً إلاّ وسعها» پس از تمجيد و ستايش از كسانى كه در انجام كارهاى خير شتاب مىورزند و در ميدان كسب ارزش ها از ديگران سبقت مى گيرند، مى تواند تذكرى از جانب خداوند باشد تا آنان خود را در اين راستا به مشقت نيندازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 14،15
14 - قدرت ها و امكانات خدادادى در جهت رشد و تكامل انسان
قال هـذا من فضل ربّى
استفاده از صفت «ربّ» به جاى هر وصف و يا نام ديگر خداوند، اشاره به اين نكته دارد كه تفضلات الهى در جهت رشد و تكامل انسان ها است.
15 - برخوردارى از علم و قدرت ، زمينه توجه مردان الهى به مسؤوليت و وظايف برتر خود
فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى ليبلونى
برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) با مشاهده قدرت دربار خويش، متذكر گشت كه هدف از اين تفضلات و امكانات، امتحان و آزمون او است و بايد به هوش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 2
2 - قدرت و ثروت ، از موجبات فخرفروشى ، خودنمايى و تجمل گرايى
فخرج على قومه فى زينته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 11
11 - مخالفت مشركان مكه با پيامبر ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
أَوَلم يسيروا فى الأرض . .. كانوا أشدّ منهم قوّة
نكوهش مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، اشعار دارد كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دل خوشى آنها به امكانات رزمى و رفاهى خويش بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 8
8 - برخوردارى از قدرت و توانايى سياسى و اقتصادى ، از زمينه هاى طغيان ، حق گريزى و دين ستيزى
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون فقالوا سـحر كذّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 15
15 - قدرت و آگاهى ، پشتوانه مديريت و تدبير شايسته
خلق الأرض . .. ذلك تقدير العزيز العليم
آمدن صفت «عزيز» و «عليم» پس از بيان آسمان، زمين و. .. اشاره به اين واقعيت دارد كه آفرينش زيبا و مستحكم، تكيه بر قدرت و علم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 6
6 - قدرت و توانمندى ، زمينه غرور و سركشى در برابر حق
فاستكبروا فى الأرض بغير الحقّ و قالوا من أشدّ منّا قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 9
9- قدرت و امكانات در دست انسان هاى ناصالح ، ابزار فسادانگيزى و گسستن عواطف انسانى
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
بنابراين كه «تولّيتم» به معناى عهده دارى امور باشد; در حقيقت آيه شريفه هشدارى به بيماردلان سست ايمان است كه اگر روزى، قدرت و حكومت در دستشان قرار گيرد، فسادگرى آنان گسترش يافته و پهنه زمين را آلوده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 29 - 2،5
2 - كارساز نبودن قدرت من هاى ايمان ، در سعادت اخروى بشر
هلك عنّى سلطـنيه
5 - قدرت و توانمندى بدون ايمان و مصرف آن در مسير سعادت اخروى ، مايه حسرت و تأسف در قيامت
هلك عنّى سلطـنيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 10
10 - ثروت و قدرت بدون ايمان ، سعادت بخش و سودمند به حال بشر نيست ; بلكه موجب خسارت و بدبختى است .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 3
3 - برخوردارى از امكانات مادى و قدرت ، زمينه ساز طغيان و تعرض به حقوق ديگران
الذين طغوا فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 10
10 - نقش اساسى قدرت اقتصادى ، در امنيت و اقتدار سياسى ملت ها *
فعجّل لكم هـذه و كفّ أيدى الناس عنكم
در صورتى كه «كفّ. ..» مترتّب بر فتح خيبر و غنايم آن (عجّل لكم هـذه) باشد و نتيجه آن شمرده شود; از آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، براى امنيت بخشيدن به امت اسلامى در شرايط بحرانى، اين مهم را از طريق تقويت بنيه اقتصادى ايشان، تأمين كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 6،9،14
6 - قدرت سياسى و اقتصادى گروهى ، موجب پيروى و تأثيرپذيرى قوم نوح از آنان شد .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
9 - قدرت سياسى و اقتصادى ، زمينه ساز كفر و حق ناپذيرى
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
14 - قدرت اقتصادى ، داراى نقشى فزون تر از قدرت سياسى در لغزيدن انسان به ورطه سقوط و بى دينى *
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
تقديم ذكرى «ماله» بر «ولده»، ممكن است اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 13
13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 8
8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه
لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 15
15 - تشريع دينى به جاى دين نسخ شده و نازل كردن حكمى به جاى حكم منسوخ ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
در برداشت فوق جمله تعليليه «ألم تعلم . ..» در ارتباط با «نأت بخير ...» معنا شده است; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، بر جاى گزينى شريعتى بهتر و يا همانند شريعت منسوخ، تواناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 5
5ـ قدرت مطلق خدا ، پشتوانه تحقق معاد و برپايى روز قيامت است .
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 14
14ـ قدرت شكست ناپذير خداوند ، پشتوانه پيشبرد هدف هاى رسالت و تدبير امور نبوّت رسول خداست .
إن ربك هو القوىُّ العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 20
20ـ توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 9
9- قدرت شكست ناپذير خدا و صاحب انتقام بودن او ، دليل تخلف ناپذيرى وعده هايش در يارى رسولان و عذاب كردن ستمگران
فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله إن الله عزيز ذو انتقام
جمله «إن الله عزيز ذو انتقام» به منزله تعليل براى بخش اول آيه (فلاتحسبنّ . ..) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 54 - 3
3- امكان فرزنددار شدن انسان كهن سال و مأيوس از فرزنددار شدن ، با لطف و قدرت خداوند
إنا نبشّرك بغلـم عليم . قال أبشّرتمونى على أن مسّنى الكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 9
9- قدرت مطلق خداوند ، ضامن تحقق وعده او در زنده كردن دوباره انسان ها و برپايى قيامت
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 74 - 1
1- مالكيت و قدرت مطلقه خداوند ، مقتضى گرايش انسان به توحيد و پرهيز از شرك به اوست .
فلاتضربوا لله الأمثال
برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) «فاء» مضمون اين آيه را متفرع بر آيه قبل كرده است و در آيه قبل سخن از مالكيت و قدرت مطلقه الهى به ميان آمده بود. ب) بنابر اينكه مراد از «ضرب مَثَل» جعل شريك براى خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 11
11- قدرت مطلق و بى پايان خداوند ، دليل سهولت برپايى قيامت براى اوست .
و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب إن الله على كلّ شىء قدير
جمله «إن الله . ..» در مقام تعليل براى جمله «و ما أمر الساعة ...» است; يعنى، امر قيامت بر خدا آسان است; چون او بر انجام هر
كارى تواناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 6
6- حركت پرندگان ، همواره متكى به قدرت و حفاظت خداوند است .
ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 5
5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 1
1- آفرينش موجوداتى كه خاصيت سايبانى براى انسان داشته باشد ، به قدرت خداست .
و الله جعل لكم ممّا خلق ظلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 5،6،7
5- پيدايش و كارايى مظاهر طبيعت ، متّكى به مشيّت و نيروى الهى است .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
6- هستى ، تحت مشيّت و مديريت و نيروى خداوند يگانه است .
ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
7- قدرت و نيروى مطلق خدا ، پشتوانه حاكميّت خواست او بر هستى است .
ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
بيان «لاقوّة. ..» به منزله تعليل است; يعنى، چون نيرويى در هستى وجود ندارد جز وابسته به خدا، پس جز مشيّت اش اراده اى حاكم بر هستى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 13
13- توانايى خداوند بر ايجاد هرچه بخواهد ، دليل منزه بودن او از اختيار كردن فرزند .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد سبحـنه إذا قضى أمرًا . .. فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 26
26 - قدرت و عزت الهى ، ضامن نصرت قطعى دفاع كنندگان از حق و ياوران دين است .
و لينصرنّ اللّه من ينصره إنّ اللّه لقوىّ عزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 45 - 12
12 - توانايى مطلق خداوند بر انجام هر كارى ، دليل تحقق و تخلف ناپذيرى مشيت او در عالم هستى است .
يخلق اللّه ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّ اللّه. ..» تعليل براى جمله «يخلق اللّه مايشاء» است; يعنى، چون خداوند بر هر امرى توانا است، مى تواند مشيت خويش را در آفرينش هر چيزى تحقق بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 46 - 1،2
1 ـ جريان مستمر كوتاه و بلند شدن سايه ها در طول روز ، برخاسته از قدرت و مشيت خداوند
مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنـه إلينا قبضًا يسيرًا
2 ـ كاهش اندك اندك امتداد سايه ها ، با مشيت و قدرت خدا است .
مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنـه إلينا قبضًا يسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 1
1 ـ آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا
جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 53 - 1
1 ـ آفرينش دو دريا با آب گوارا و شيرين و شور و تلخ و قرار دادن حايل و مانعى بازدارنده از اختلاط و در هم آميختن آن دو ، تنها به قدرت خدا است .
و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات . .. و حجرًا محجورًا
«مَرْج» ماده «مَرَجَ» به معناى مخلوط كردن و يا ارسال و رها كردن است. بر اين اساس جمله «مرج البحرين...» به معناى روان كردن دو دريا است به گونه اى كه در كنار هم قرار گيرند; چنان كه در آيه 19 سوره «رحمن» آمده است: «مرج البحرين يلتقيان; دو دريا را روان ساخت تا به هم برسند و برخورد كنند». «عَذْب» به معناى گوارا و «فرات» به معناى بسيار گوارا و متمايل به شيرينى است. «مِلح» نيز به معناى شور و «اجاج» به معناى بسيار شور و متمايل به تلخى است. «برزخ» به معناى حايل و مرز ميان دو شىء است و «حجراً» (مصدر و مفعولٌ به براى «جعل») به معناى مانع مى باشد.«محجوراً» نيز صفت
تأكيدى براى «حجراً» است. گفتنى است جمله «و هوالذى مرج البحرين...» براى حصر و از نوع قصر افرادى است; يعنى، تنها خدا دو دريا... را آفريد نه قدرتى ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 59 - 3
3 - قدرت خدا بر حاكميت بخشيدن به مستضعفان زمين و به اضمحلال كشاندن مستكبران
فأخرجنـهم من . .. و أورثنـها بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 2
2 - جريان امور طبيعت ، در حيطه قدرت خدا و قابل تغيير و تحوّل به اراده او
ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 4
4 - قدرت شكست ناپذير و رحمت گسترده الهى ، مقتضى توكل و اعتماد مؤمنان بر او
و توكّل على العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 5
5 - علم و قدرت بى كران خدا ، اساس ربوبيت و تدبير او بر نظام هستى
الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ماتخفون و ما تعلنون... ربّ العرش العظيم
«يخرج الخبء» ـ در آيه پيشـ بيانگر قدرت بى كران و «يعلم ما تخفون. ..» بيانگر علم همه جانبه خداوند است. ارتباط اين آيه با آيه قبل مى رساند كه ربوبيت و تدبير خدا، بر پايه قدرت و علم همه جانبه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 13 - 6
6 - قدرت خداوند ، بر جهت دادن حوادث به سمت تحقق اراده خود
أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و حرّمنا عليه المراضع... فرددنـه إلى أُمّه
چنان كه گفته شد فرعون به بهانه نابود كردن موسى(ع)، فرزندان بنى اسرائيل را سر مى بريد; ولى خداوند حوادث را به گونه اى تنظيم كرد كه موسى(ع) تحت حمايت خود فرعون قرار گيرد و در كاخ او رشد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 19
19 - بازآفرينى انسان ها در قيامت ، برخاسته از قدرت مطلق خداوند است .
إنّ ذلك لمحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 2 - 5
5 - توانايى مطلق خداوند بر اعطاى رحمت به بندگان و يا منع آن از ايشان ، دليل عزّتمندى او است .
ما يفتح اللّه للناس من رحمة فلاممسك لها . .. و هو العزيز
از توصيف خداوند به عزّتمندى در پايان آيه، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 10
10 - توانايى خداوند بر آفرينش هرچيزى و انجام هر كارى و انحصار خالقيت و رازقيت به او ، نشانه يكتايى خدا و انحصار الوهيت به او است .
يزيد فى الخلق ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير. .. لا إلـه إلاّ هو
جمله «لا إلـه إلاّ هو» به منزله نتيجه براى مطالبى است كه در اين آيه و آيه قبل آمده است. گفتنى است كه محور آن، مسأله خالقيت و قدرت مطلق خداوند مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 22 - 5
5 - قدرت مطلق خداوند ، بر فراهم ساختن زمينه هاى هدايت و حق پذيرى افراد
إنّ اللّه يسمع من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 13
13 - علم و توانايى خداوند ، دليل بر ناتوانى قدرت ها از بازداشتن تحقق اراده الهى است .
و ما كان اللّه ليعجزه من شىء . .. إنّه كان عليمًا قديرًا
جمله «إنّه كان عليماً قديراً» در مقام تعليل براى جمله پيشين است; يعنى، از آن جايى كه خداوند دانا و توانا است، هيچ نيرويى توانايى بازداشتن تحقق اراده الهى را ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 1
1 - احياى مردگان به قدرت خدا است .
إنّا نحن نحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 12
12 - توانايى خداوند رحمان ، دليل شايستگى او براى پرستش
إن يردن الرحمـن بضرّ لاتغن عنّى شفـعتهم شيئًا و لاينقذون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 3،6
3 - اراده قاهر و قدرت مطلق خداوند بر پديد آوردن هر چيزى ، مقتضى تسبيح و تنزيه او از جانب انسان است .
و هو الخلّـق العليم . إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون. فسبحـن الذى
«فاء» در «فسبحان» فصيحه است و جمله «فسبحان الذى» جواب شرط مقدر مى باشد كه تقدير آن چنين است. «إن كان أمره كذلك فسبحه»; يعنى، حال كه خداوند چنان توان مند است كه با صرف اراده خويش ـ بدون ابزار و وسايل و بى درنگ ـ هر چيزى را مى تواند بيافريند، پس چنين خدايى سزاوار تسبيح و تنزيه است.
6 - حاكميت و مالكيت خداوند بر همه چيز و بازگشت همه انسان ها به سوى او ، دليل و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت و احياى مجدد انسان ها
فسبحـن الذى بيده ملكوت كلّ شىء و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات قيامت و ارائه جلوه هاى قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 5
5 - آسمان ها ، در روز قيامت پيچيده در دست قدرت خداوند است .
و السمـوت مطويّـت بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 13
13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .
فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 7
7 - اعتراف كافران حق ناپذير در قيامت ، به گناهان خود پس از مشاهده قدرت الهى در آخرت
فاعترفنا بذنوبنا فهل إلى خروج من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 62 - 6
6 - توانايى بر آفرينش همه چيز ، نشانه يكتايى و بى همتايى خداوند است .
ذلكم اللّه ربّكم خـلق كلّ شىء لا إلـه إلاّ هو
جمله «لا إلـه إلاّ هو» به منزله نتيجه براى مطالبى است كه در اين آيه و آيه قبل آمده است; كه محور آن مسأله خالقيت مطلق خداوند و ارائه جلوه هاى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 8
8 - لطف ، رحمت ، قدرت و عزت خداوند ، مقتضى مصون داشتن حريم وحى از نفوذ و تصرف دروغ پردازان
اللّه لطيف بعباده . .. و هو القوىّ العزيز ... و يمح اللّه البـطل
ارتباط مجموعه آيات و سياق واحد آنها، مى تواند بيانگر معناى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 32 - 7
7 - پيشرفت صنعت و تمدن بشرى ، در عين انتساب به بشر ، ناشى از اراده و قدرت الهى است .
و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 4
4 - قدرت و دانايى آفريدگار هستى ، پشتوانه پيدايش شرايط زيست در كره زمين
العزيز العليم . الذى جعل لكم الأرض مهدًا و جعل لكم فيها سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 3
3- كتاب تشريع و نظام تكوين ، هر دو بحق ، حكيمانه و متكى به عزت و توانمندى خداوند
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السمـوت و الأرض
طرح مسأله حقانيت آفرينش آسمان و زمين و نظام تكوين ـ در پى بيان نزول كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم ـ مى تواند اشاره به همگونى و هماهنگى كتابِ تشريع با نظام تكوين، در حقانيت و استوارى و استحكام داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 17
17ـ قدرت خداوند بر از ميان بردن يك قوم و جايگزين ساختن قومى ديگر ، به جاى ايشان دليل بى نيازى مطلق او از خلق
و اللّه الغنىّ . .. و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم
از اين كه جمله «و إن تتولّوا . ..» به دنبال «واللّه الغنىّ و أنتم الفقراء» آمده است; محتواى آن «و إن تتولّوا» را دليل و مؤيد بى نيازى خداوند دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 7
7 - علم و قدرت گسترده ، دو پشتوانه مهم تحقّق وعده هاى الهى
وعدكم اللّه . .. و أخرى لم تقدروا عليها و قد أحاط اللّه بها و كان اللّه على كلّ
از اين كه خداوند، پس از بشارت هاى مختلف به مؤمنان، به دو صفت مهم خويش (علم و قدرت فراگير) اشاره كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 6
6 - قدرت و نيروى پايان ناپذير الهى ، پشتوانه روزى دهى او به خلق
إنّ اللّه هو الرزّاق ذوالقوّة المتين
از ارتباط ميان دو بخش آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 5
5 - قوت كاستى ناپذير خداوند ، نويدى به مؤمنان و تهديدى براى كافران است .
ذوالقوّة المتين . فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب
تأكيد بر قدرت الهى (ذوالقوّة المتين) از يك سو نويد به عبادت گران و از سوى ديگر تهديد براى ظالمانى است كه در كيفر الهى استعجال دارند و مهلت الهى را به معناى ضعف او مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 3
3 - علم گسترده و قدرت مطلقه خداوند ، پشتوانه حتمى بودن نظام جزا و پاداش او
هو أعلم . .. و للّه ما فى السمـوت و ... ليجزى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 44 - 4
4 - تأثير غير خدا در روند مرگ و حيات ، در طول اراده و قدرت خداوند است ; نه مستقل از او .
و أنّه هو أمات و أحيا
با توجه به اين كه اسباب و عوامل طبيعى ـ و حتى خود انسان ها ـ در شكل گيرى مرگ و حيات به نوعى مؤثراند، انحصار يافتن ميراندن و زنده كردن به خداوند، از آن جهت است كه اراده الهى، حاكم بر نظام مرگ و حيات است و ديگران ـ هر نقشى كه دارند ـ در پرتو اراده الهى و به افاضه و تدبير او داراى آن نقش هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 47 - 2
2 - عدل ، تدبير و قدرت الهى ، مقتضى برپا ساختن قيامت
ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّ عليه النشأة الأُخرى
عبارت «و أنّ عليه. ..» عطف است بر آنچه در آيات گذشته از عدل و تدبير و قدرت خداوند بيان شده بود و در حكم نتيجه گيرى از آن مى باشد; يعنى، بايسته است خداوند با چنين صفاتى، قيامت را براى تحقق كامل عدل و اكمال آفرينش خويش برپا سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 6
6 - نيرومندى و شكست ناپذيرى خداوند ، تضمين كننده پيروزى پيامبران بر دشمنانشان
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى إنّ اللّه قوىّ عزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 10
10 - اقتدار الهى ، پشتوانه استجابت دعاى مؤمنان در مصون ماندن از سلطه كافران
ربّنا لاتجعلنا فتنة . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 1 - 7
7 - افاضه خير ها و بركت ها از سوى خداوند ، برخاسته از قدرت مطلق و بى پايان او است .
تبـرك الذى . .. هو على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «و هو على كلّ شىء قدير» مى تواند در مقام توضيح و تبيين «تبارك» قرار داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 12 - 2
2 - اموال و دارايى هاى بشر ، به قدرت و مشيت خداوند و از نعمت هاى او است .
و جعلت له مالاً ممدودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 13 - 3
3 - فرزنددار شدن ، به قدرت و مشيّت الهى است .
و جعلت له . .. و بنين شهودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 14 - 3
3 - امكانات زندگى و وسايل معيشت انسان ها ، به قدرت و مشيت خداوند است .
و مهّدت له تمهيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 2 - 5
5 - قدرت خداوند بر آفرينش آسمان و برج هاى آن ، نشانه صداقت او در وعده آمدن قيامت است . *
و السماء ذات البروج . و اليوم الموعود
ياد كردن قيامت ـ پس از ذكر آسمان و برج هاى آن ـ ممكن است به اين لحاظ باشد كه توجّه به آسمان، باور به قيامت را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 8
8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران
و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 5 - 5
5 - دشمنان خداوند ، هر چند مجهّز و نيرومند باشند ، از رويارويى با او ناتوان اند .
ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 3
3 - توانايى بر آفرينش هر چيزى ، دليل و شاهد امكانِ آفرينش مجدد آن است .
قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در پاسخ به كسانى كه احياى مجدد انسان ها را غير ممكن مى دانستند، مسأله آفرينش آغازين را مطرح كرده است. بنابراين از اين پاسخ مى توان قانون كلى ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 8
8 - مؤمنان مجاهد ، در معرض قرار گرفتن در موضع انفعالى و متأثر شدن در برابر قدرت و مكنت بسيار دشمنان و كافران مخالف
فلايغررك تقلّبهم فى البلـد
برداشت ياد شده از هشدار خداوند، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 9
9 - پى بردن و اعتراف بلقيس به گذشته نادرست و كفرآميز خويش پس از مشاهده يكى ديگر از جلوه هاى قدرت خارق العاده سليمان ( ع )
فلمّا رأته . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى
مطلب ياد شده از آن جا است كه ملكه سبا بى آنكه توضيحى اضافى براى او داده شود صرفاً با مشاهده امور شگفتى چون تخت و صحن شيشه اى، بى تأمل اظهار ايمان كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 6،9،14
6 - قدرت سياسى و اقتصادى گروهى ، موجب پيروى و تأثيرپذيرى قوم نوح از آنان شد .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
9 - قدرت سياسى و اقتصادى ، زمينه ساز كفر و حق ناپذيرى
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
14 - قدرت اقتصادى ، داراى نقشى فزون تر از قدرت سياسى در لغزيدن انسان به ورطه سقوط و بى دينى *
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
تقديم ذكرى «ماله» بر «ولده»، ممكن است اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 13
13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 77 - 5
5- رفاه طلبى و قدرت خواهى ، از عوامل ارتداد
كفر بأيـتنا و قال لأُتينّ مالاً و ولدًا
ظاهر عبارت «كفر بأياتنا» به قرينه «لأُوتينّ» ـ كه براى استقبال است ـ حدوث كفر است نه استمرار آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 9
9 - قدرت طلبى و زراندوزى ، از موجبات هلاكت و بدفرجامى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 49 - 4
4- روحيه اقتدار و اشرافى گرى ، زمينه ساز غوطهورى انسان در گناه
طعام الأثيم . .. ذق إنّك أنت العزيز الكريم
در اين آيات، دوزخيانِ مبتلا به عذاب شديد و گدازنده، در ابتدا با وصف «الأثيم» (به معناى غوطهور در گناه) و سپس با وصف «العزيز الكريم» ياد شده اند. ارتباط اين اوصاف، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 8
8 - فريفته شدن به ثروت و قدرت ، زمينه ساز انكار معاد
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
مفاد آيه شريفه، ممكن است اين باشد كه فرد قدرتمند، نبايد گمان كند كه كسى قادر بر زنده ساختن و محاسبه و عذاب او نيست. هم چنين به قرينه آيه بعد، فرد ثروتمند را از فريفته شدن به ثروت خويش و پندار رهايى از حساب و نظارت خداوند، برحذر داشته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم
نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم
نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 38 - 5
5 - تمركز اقتدار در شخص فرعون ، مانع تلاش و تبليغ موسى ( ع ) در ميان توده ها *
و فى موسى إذ أرسلنـه إلى فرعون
با اين كه پيامبران به سوى توده هاى مردم، مبعوث شده اند، موسى(ع)، در نخستين مأموريت، به سوى فرعون فرستاده شد. از اين نكته مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 5
5 - اقتدار حكومت فرعون ، اغواگر او و بازدارنده وى از پذيرش پيام روشن موسى ( ع )
فتولّى بركنه
در صورتى كه «باء» براى بيان سببيت يا استعانت و «ركن» كنايه از اركان اقتدار حكومت فرعونى باشد، استفاده مى شود كه فرعون به اتكاى همين نيروها، به مبارزه با موسى(ع) پرداخت و از پذيرش دعوت او سر بر تافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 3
3 - توان مندى نسبى مشركان قريش در محيط خويش ، زمينه ساز سركشى و كفر آنان
أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا
از اين كه خداوند به آنان يادآورى كرده كه امت هاى نيرومندتر از ايشان هلاك شدند; استفاده مى شود كه مشركان مكه بر ثروت و قدرت محلى خويش، تكيه داشته و ايمان نمى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 3
3 - رفاه و توانمندى قوم عاد ، زمينه ساز كفر و لجاجت آنان در برابر هود ( ع )
و اتّقوا الذى أمدّكم . .. أمدّكم بأنعـم و بنين ... قالوا سواء علينا أَوَعظت أم ل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 5
5 - قدرت و نيرومندى قوم عاد ، عامل غرور و استكبار آنان در مقابل حق
فاستكبروا فى الأرض بغير الحقّ و قالوا من أشدّ منّا قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 8
8 - مؤمنان مجاهد ، در معرض قرار گرفتن در موضع انفعالى و متأثر شدن در برابر قدرت و مكنت بسيار دشمنان و كافران مخالف
فلايغررك تقلّبهم فى البلـد
برداشت ياد شده از هشدار خداوند، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 4
4 - توانمندى مادى انسان ها ، دليل شرافت و لياقت معنوى آنان نزد خداوند نيست .
و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان . .. نحن قسمنا بينهم معيشتهم ...ليتّخذ بعضهم بعضً
قرآن در مقام نفى تفكر خرافى عرب (لزوم اعطاى نبوت به ثروتمندان و اشراف)، اين نكته را متذكر مى شود كه تفاوت آدميان در بهره هاى مادى، نشانگر تفاوت آنها در مقامات معنوى نيست; بلكه اختلافات معيشتى در راستاى سامان بخشى به نظام اجتماع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 35 - 5
5- نهى خداوند از فرو هشتن جهاد و مصالحه با دشمن ، منوط به برخوردارى سپاه اسلام ، از توان و برترى رزمى است .
فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم و أنتم الأعلون
«و أنتم الأعلون» حال است و بيان مى دارد كه مؤمنان در صورتى موظف به ادامه جنگ و تن ندادن به سازش و تسليم هستند كه در جبهه نبرد، قدرت برتر را دارا بوده و قادر به ادامه جنگ مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 15
15 - توانايى مطلق خداوند بر انجام هر كارى ، دليلِ امكان آفرينش پديده هاى نو و توسعه جهان طبيعت
يزيد فى الخلق ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه على كلّ شىء قدير»، تعليل براى جمله «يزيد فى الخلق ما يشاء» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 23 - 5
5 - اتكاى سنن الهى ، بر علم و قدرت ازلى و گسترده او ، راز جاودانگى و تبديل ناپذيرى آن *
قد أحاط اللّه بها و كان اللّه على كلّ شىء قديرًا . .. و لن تجد لسنّة اللّه تبديل
در آيات پيشين، خداوند دو وصف از اوصاف خويش را يادآور شده است: 1ـ علم ازلى و محيط; 2ـ قدرت ازلى و نامحدود و در اين آيه، سخن از جاودانگى قوانين خويش به ميان آورده است. از ارتباط اين دو بيان، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 80 - 2،6
2ـ آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان
قال لو أن لى بكم قوّة
«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.
6ـ آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .
لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 12
12 - احساس اقتدار و ايمنى از آسيب دشمن ، زمينه ساز غفلت و كم تقوايى است . *
يـأيـّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و اتّقوا اللّه
در آيات پيشين خداوند به مؤمنان اطمينان داد كه كافران يهود از اين پس، تاب رويارويى مستقيم نخواهند داشت و منافقان هم كارى از پيش نخواهند برد; ولى پس از آن اطمينان بخشى، اكنون توصيه به تقوا كرده است. گويى كه احساس ايمنى، زمينه غفلت را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 4
4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش
كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 14
14- حقْ گريزىِ كافران و منكرانِ الهى ، در حيطه قدرت خدا و وابسته به اراده او است .
إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة
تأكيد خداوند ـ به وسيله «إنّا جعلنا. ..» ـ بر حاكميّت و نقش خود، از آن جهت است كه گمان نرود كفرِ كافران و منكرانِ آيات الهى، از قلمروِ قدرتِ الهى بيرون است و آنان تبديل به قدرتى در برابر خدا شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 4
4 - زمين ، در قيامت ، يكسره در قبضه قدرت خداوند است .
و الأرض جميعًا قبضته يوم القيـمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 12
12 - تمامى امور ، در حيطه قدرت مطلق و گسترده خداوند است .
إنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 5
5 - تحقق قيامت و علم به لحظه وقوع آن ، تنها در حيطه قدرت و علم الهى است .
ليس لها من دون اللّه كاشفة
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «كاشفة»، پرده برداشتن از لحظه وقوع قيامت و تحقق ساختن و آشكار نمودن صحنه هاى آن است. برداشت بالا بر پايه اين احتمال مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 5
5ـ دستيابى به اقتدار و سلطنت در زمين ، در قياس با پاداش هاى اخروى ناچيز است .
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. و لأجر الأخرة خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 12،13
12 - قدرت و ثروت ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى در نگاه دنياطلبان قوم قارون
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يـليت لنا مثل ما أُوتى قـرون إنّه لذو حظّ عظيم
13 - قدرت و ثروت در نگاه مؤمنان آخرت جو ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى نيست .
قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يـليت لنا مثل ما أُوتى قـرون إنّه لذو حظّ عظيم
تعبير «قال الذين يريدون الحياة الدنيا» مى رساند كه اين گفته، تنها مربوط به دنياطلبان سست ايمان است; نه مؤمنان آخرت جو.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 6
6 - قدرت و ثروت ( هر چند بسيار و افسانه اى باشد ) در نگاه اهل معرفت و مؤمنان دين شناس ، بسى كم ارزش تر از پاداش هاى الهى است .
و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 6
6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 5
5 - مال و قدرت ، تنها ملاك ارزش انسان ، از نگاه مخالفان پيامبران در طول تاريخ
و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم . .. فلولا أُلقى عليه أس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 12 - 3
3 - فراوانى قدرت و امكانات مادى ، زمينه افزايش فساد در جوامع انسانى است .
إرم ذات العماد . .. ذى الأوتاد ... فأكثروا فيها الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 6
6 - خداوند ، داراى قدرت ازلى و نامحدود
و كان اللّه على كلّ شىء قديرًا
تعبير «كان اللّه» بر ازلى بودن قدرت و تعبير «على كلّ شىء» برنامحدود بودن آن، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 2
2- برخوردارى انسان از قدرت و دانش و به كارگيرى آن در جهت مصالح انسانى ، نمودى از رحمت پروردگار است .
. .. قال هـذا رحمة من ربّى
ذوالقرنين، سد ـ و به عبارت ديگر، تمام امكانات و دانشى كه براى ساخته شدن آن به كار رفته بود ـ را رحمت پروردگار دانست اين منطق، منطقى عام است و اختصاصى به سد و يا شخص ذوالقرنين ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 9
9 - لزوم بهره گيرى از استعداد ها و قواى جسمى و عقلى ، به هنگام شكوفايى آن و در دوران پيرى
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 5
5 ـ انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج فراگير ، به ناتوانى خود و قدرت و يارى خداوند اذعان مى كنند .
و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 5
5 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 1
1 ـ يهوديان ، منكر قدرت و نفوذ اراده خداوند در تدبير جهان
و قالت اليهود يداللّه مغلولة
اطلاق جمله «يداللّه مغلولة» مى رساند كه يهود بر اين باور بودند كه خداوند هيچ دخل و تصرفى در جهان هستى ندارد. بنابراين جمله «ينفق كيف يشاء» پس از «يداهُ مبسوطتان» تنها اشاره به نمونه و مصداقى از نفوذ و قدرت الهى در جهان هستى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 8
8 - ضرورت پاس داشتن نعمت قدرت و پرهيز از به كارگيرى آن در جهت تقويت مجرمان
قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 8
8 - ضرورت پاس داشتن نعمت قدرت و پرهيز از به كارگيرى آن در جهت تقويت مجرمان
قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 10
10- لزوم توجه دايمى به قدرت و حاكميت الهى در همه حال ( موقعيت خطر و امنيت )
نجـّكم إلى البرّ . .. أفأمنتم أن يخسف بكم ... أو يرسل عليكم حاصبًا ثمّ لاتجدوا ل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه خلق به قدرت مطلق او و عجز و ناتوانى خويش
إن استطعتم أن تنفذوا . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 6
6 ـ برخى از اهل كتاب ، تنها با اعمال زور و قدرت تن به بازگردانى امانت خواهند داد .
الاّ مادُمت عليه قائماً
جمله «مادمت . .. »، كنايه از مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 10
10 ـ دعوت خداوند از مردم ، براى دستيابى به عزت و قدرتى شكست ناپذير در پرتو عزت او
أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 8
8 ـ قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 5 - 6
6- فراهم آوردن قدرت و توان لازم براى سركوب دشمنان ، امرى ضرورى و بايسته
بعثنا . .. أُولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 46 - 5
5 ـ سستى اهل ايمان در پيكار با دشمنان دين ، موجب از ميان رفتن ابهت و قوّت جامعه اسلامى
و لاتنزعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 2 - 9
9 - اهميت همراه ساختن قدرت با حكمت
اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 9
9- انسان ، در برابر اراده و قدرت الهى ، فاقد كمترين ياور و يارى دهنده
أهلكنـهم فلاناصر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 6
6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .
اقرأ . .. الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 12
12 ـ برخوردارى جامعه از امنيت اجتماعى و توان دفاعى و امكانات اقتصادى ، از نعمت هاى مهم الهى
فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 2 - 9
9 - اهميت همراه ساختن قدرت با حكمت
اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 13
13 ـ باور به علم مطلق خدا و قدرت گسترده و همه جانبه او ، زايل كننده هر گونه شبهه در راستى و درستى تحقق معاد و زنده شدن مردگان
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق ... و هو بكل شىء عليم
جمله «هو الذى . .. سبع سماوات» اشاره به قدرت بى انتهاى خداوند دارد و جمله «و هو بكل شىء عليم» حاكى از علم مطلق الهى است. از هدفهاى بيان قدرت و علم همه جانبه خداوند - پس از بيان معاد و زنده كردن مردگان (ثم يحييكم ثم إليه ترجعون) - بر طرف كردن هرگونه شبهه در راستى و درستى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 8
8 - توجه به قدرت مطلق خداوند و حاكميتش بر جهان آفرينش ، موجب باور به توان خداوند بر جايگزينى دينى بهتر يا همانند
دين منسوخ
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن اللّه له م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 186 - 9
9 - ضرورت ايمان به نزديك بودن خداوند به بندگان و توان او بر اعطاى درخواست هاى ايشان
و ليؤمنوا بى
از آن جا كه «و ليؤمنوا بى» پس از بيان قرب الهى به بندگان و اجابت درخواستهاى ايشان مطرح شده، مى توان گفت: مراد از ايمان در اين جا ايمان به نزديكى خدا و اجابت درخواستهاى بندگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 113 - 1
1 ـ تناول از غذاى آسمانى و اطمينان به توانايى خداوند از انگيزه هاى حواريون براى درخواست مائده آسمانى
قالوا نريد ان نأكل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 9
9 ـ باور به توانمندى خدا و شدت كيفر هاى وى زمينه ساز پرهيز آدمى از كفرورزى و ارتكاب گناه
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
هدف از توصيف خداوند با جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان مؤاخذه كفرپيشگان گنهكار اين است كه انسانها با باور به نيرومندى خدا و شديد العقاب بودن وى، از مخالفت با وى بپرهيزند و رو به كفر و گناه نياورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 6
6ـ توجه و باور به قدرت مطلق خدا ، زداينده هرگونه شبهه درباره معاد و برپايى قيامت
إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير
هدف از بيان قدرت خداوند ، پس از طرح مسأله معاد و روز قيامت ، اين است كه انسانها را متوجه قدرت همه جانبه خدا كند تا مبادا در تحقق يافتن قيامت ـ كه پذيرش آن براى نوع انسانها مشكل است ـ ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 107 - 12
12ـ باور و توجه به قدرت و حاكميت مطلق خداوند ، موجب پذيرش ربوبيت او بر انسان و ساير هستى است .
إلاّ ما شاء ربك إن ربك فعال لما يريد
برداشت فوق ، با توجه به كلمه «رب» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 3
3- انسان ها در گرداب هاى خطرآفرين ، نه تنها متوجه خداوند مى شوند ; بلكه او را يگانه قدرتى مى دانند كه توان نجات آنان را از مرگ حتمى دارد .
و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 46 - 8
8 - موسى و هارون ( ع ) ، به قدرت برتر خداوند آگاه بودند و ديگران را از مقابله با خواست و اراده خدا ناتوان مى دانستند .
إنّنى معكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 77 - 8
8 - گستره قدرت الهى در جهان واپسين ، مورد باور تمامى انسان ها حتى دوزخيان
و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك
از اين كه جهنميان نجات خود را به دست خداوند مى ديدند و فرشتگان را به شفاعت مى طلبيدند، استفاده مى شود كه حتى دوزخيان نيز در قيامت به قدرت الهى باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 6 - 4
4 - توجّه به آفرينش زمين و ويژگى هاى آن ، مايه پى بردن به قدرت خداوند و زمينه ساز پذيرش معاد است .
عن النبأ العظيم . .. ألم نجعل الأرض مهـدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 4
4 - انديشيدن درباره ماهيت شب و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. و جعلنا الّيل لباسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 11 - 5
5 - توجّه به آسان سازى امور زندگانى انسان با آفرينش روز و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا النهار معاشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 3
3 - مطالعه در ويژگى هاى خورشيد و فوايد آن براى انسان ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا سراجًا وهّاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 14 - 6
6 - توجّه به نزول باران و هدفدار بودن باران زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا
توجّه به نعمت باران، مى تواند انسان را به اين نكته رهنمون سازد كه اين نعمت ها، به گزاف در اختيار انسان قرار داده نشده و هدف از آن، جز با معاد تحقق نيافتنى است. هم چنين مى تواند بيانگر اين باشد كه حيات زمين مرده به وسيله باران، نمونه بارزى براى زنده شدن مردگان است و استبعاد معاد وجهى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 30 - 3
3 - توجّه به مراحل پيدايش زمين و تحوّل آن به جايگاهى قابل استفاده جانداران ، مايه پى بردن انسان به قدرت خداوند و زمينه باور داشتن معاد
ءأنتم أشدّ . .. و الأرض بعد ذلك دحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 3 - 3
3 - توجّه به انحصار الوهيت در خداوند ، زمينه ساز باور به قدرت او بر پناه دادن انسان در مشكلات
قل أعوذ . .. إلـه الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 13
13ـ قدرت خداوند ، برتر از همه قدرتهاست .
فمن ينصرنى من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 13
13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم
«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 3
3 - نويد الهى ، به فزونى مداوم قدرت مسلمانان و دستيابى ايشان به فتوحاتى برتر از تصور آنان
و أخرى لم تقدروا عليها قد أحاط اللّه بها
برداشت ياد شده در صورتى است كه مراد از «لم تقدروا. ..» اين باشد كه شما الان قادر به پيش بينى آن نيستيد; چون نه توان آن را در خود سراغ داريد و نه زمينه آن را فراهم مى بينيد; ولى خداوند براساس احاطه علمى خود، اين هر دو را مى داند و به شما نويد مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 11
11 - اقتدار و شوكت كافران ، ناچيز در برابر اقتدار شكست ناپذير الهى
ربّنا إنّك أنت العزيز الحكيم
جمله «إنّك أنت العزيز» ـ كه بيانگر حصر عزت و اقتدار در خداوند است ـ تعريض به قدرت هاى كفر دارد كه درصدد مفتون و معذّب ساختن مؤمنان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 14 - 1
1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان
و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 29 - 1
1 - كارساز نبودن قدرت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت
هلك عنّى سلطـنيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 5
5 - اقتدار و شكوه تمدن هاى گذشته تاريخ ، بى تأثير در پيشگيرى از عذاب الهى از آنان
أكفّاركم خير من أُولـئكم
تعبير «أكفّاركم خير. ..» تعريض بدان دارد كه اقوام پيشين، به رغم اقتدار مادى شان، نابود شدند و شكوه و قدرت آنان نتوانست از عذاب الهى در حق آنان، جلوگيرى كند; شما (كافران) كه جاى خود داريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 4
4- در لحظه هاى دشوار ، كارآمد نبودن قدرت هاى غير الهى برملا مى شود و از اسباب ظاهرى قطع اميد مى گردد .
و إذا مسّكم . .. ضلّ من تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 5
5- جوامع كفرپيشه ، با تمامى امكانات و قوا ، بى دفاع در برابر كيفر الهى
و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنـهم فلاناصر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 29 - 1
1 - كارساز نبودن قدرت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت
هلك عنّى سلطـنيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 3
3 - بالاترين اقتدار مادى ، در برابر اراده خداوند ، هيچ توانايى و كاربردى ندارد .
الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأرض . ..فما كان اللّه ليظلمهم و ل
جمله «فما كان اللّه ليظلمهم» دلالت مى كند كه نابودى اقوام گذشته، به دست خداوند بوده است. توصيف آن جوامع، به برترى نظامى و اقتصادى بر قريش، براى بيان اين حقيقت است كه تجهيزات مادى انسان ها، هر چند پيشرفته باشد، در برابر خواست خداوند، كارايى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 5
5 - ضعف و ناكارآمدى قدرت هاى مادى ، در برابر انتقام و عذاب الهى
قال مترفوها . .. فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 2
2 - قدرت هاى مادى ، با تمامىِ اقتدار و شكوه ، ناتوان از مقابله با قوانين و مشيت هاى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
يادآورى نابودى جوامع مقتدر شرك پيشه، مى تواند نشانگر اين نكته باشد كه قدرت ظاهرى و مادى، مانع عذاب الهى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 48 - 4
4 ـ اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .
قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 8
8 - قدرت شگفت فرعون ، بى اثر در برابر عذاب الهى
ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 59 - 3
3 - آفرينش انسان از منى در رحم ، جلوه اى از عظمت و قدرت بى مانند خداوند
أم نحن الخـلقون
به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير (نحن) در مسأله آفرينش انسان از منى در رحم، بيانگر عظمت آفرينش انسان و جلوه اى از قدرت برتر آفريننده آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 6 - 5
5ـ علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه توانايى او بر روزى رسانى به موجودات و تدبير امور آنهاست .
و ما من دابّة فى الأرض إلاّ على الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها
هدف از بيان آگاهى خداوند به احوال موجودات ، پس از «على الله رزقها» القاى اين نكته است كه: روزى رسانى به موجودات و تدبير امور آنها ، نيازمند علمى گسترده است كه خداوند آن را داراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 3،4،5،6
3 ـ يك گروه بيست نفرى اهل ايمان بايد بر يك گروه دويست نفرى اهل كفر و لشكر صد نفرى مؤمنان بايد بر لشكر هزار نفرى اهل كفر پيروز شود .
إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا
جمله هاى «يغلبوا مائتين» و «يغلبوا ألفا» خبرى هستند. ولى مراد از آن به دليل «الئن خفف اللّه عنكم» در آيه بعد معنايى دستورى است. زيرا تخفيف در محدوده تكاليف و دستورات مطرح است. بنابراين «يغلبوا ... » يعنى بايد مقاومت كنيد و پيروز شويد.
4 ـ اهل ايمان موظف به پايدارى در برابر لشكريان كفر تا پيروزى بر آنان ; حتى در صورت ده برابر بودن نيروى انسانى كافران
حرض المؤمنين على القتال إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين
تغيير نكردن نسبت در دو فراز ياد شده، يعنى بيست در مقابل دويست و صد در مقابل هزار، بيانگر اين است كه ضرورت مقاومت مخصوص بيست و دويست نفر نيست، بلكه تحقق نسبت (يك بر ده) ملاك حكم است.
5 ـ پيروزى بيست مؤمن مقاوم بر دويست دشمن و صد مؤمن مقاوم بر هزار دشمن نويدى تضمين شده از جانب خداوند
إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا
بيان دستور به پايدارى و پيروزى بر دشمن در قالب جمله خبرى مى تواند نوميدى به تحقق آن دستور در خارج باشد. بنابراين جمله «يغلبوا»، يعنى بايد پيروز شويد كه خواهيد شد.
6 ـ مؤمنان صدر اسلام در برهه اى از عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى استعداد و توان پيروز شدن بر لشكرى تا ده برابر نفرات ايشان
إن يكن . .. يغلبوا ألفا
چون در آيه بعد تخفيف در حكم جهاد و مقاومت را به تحقق ضعف تعليل كرده است، معلوم مى شود خداوند با توجه به توان و استعداد اهل ايمان بر آنان واجب كرده بود كه در مقابل لشكرى تا ده برابر خود مقاومت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 5
5 - قدرت طلبى و زراندوزى ، داراى ديرينه اى بسيار طولانى در تاريخ بشر
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 6
6 - پيروى از قدرت هاى باطل در مقابل فرمان هاى خدا شرك است . *
و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 3
3 ـ قدرت و حاكميت خداوند در قيامت تجلى مى يابد.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة
مراد از «لقاء اللّه» نمى تواند ملاقات و برخورد، به معنى متعارف، باشد. لذا مراد از لقاء خداوند، ملموس شدن حاكميت و رضايت و غضب اوست، به گونه اى كه گويا آدميان با خود خداوند ملاقات كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 7
7 ـ اعلام قدرتِ بى انت هاى خداوند به مشركان صدر اسلام و تذكر به بيهوده بودن مقاومت در برابر او
و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه
«عجز» مقابل «قدرت» و «اعجاز» (مصدر معجزين) به معناى ناتوان كردن و به زانو درآوردن است. هشدار به مشركان نسبت به ناتوانيشان در به زانو درآوردن خدا، اعلام قدرت بى انتهاى خداوند و بى نتيجه بودن مقاومت در برابر اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 1،3
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند
فذكّر
«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»; يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه ـ چنانچه در قاموس آمده است ـ در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.
3 - توجّه دادن مردم به نشانه هاى قدرت خداوند در پديده هاى جهان ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أفلاينظرون . .. فذكّر
آيات پيشين ـ كه درباره قيامت و نيز نشانه هاى قدرت خداوند در جهان است ـ مى رساند كه مراد از «فذكّر»، لزوم تذكر دادن به همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 6
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 2
2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى ، زمينه ساز پذيرش پند و اندرز هاى دينى است .
أفلاينظرون إلى . .. فذكّر
حرف «فاء»، فرمان به تذكّر را بر آيات پيشين ـ كه از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود ـ تفريع كرده است; يعنى، «حال كه چنين است به تذكّر اقدام كن».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 7
7 - قدرت خداوند بر آفرينش انسان ها ، تنظيم توانمندى هاى آنان ، هدايت تكوينى و نيز ميراندن و به گور افكندن آنها ، دليل قدرت او بر زنده ساختن آنان در قيامت است .
خلقه فقدّره . ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته فأقبره . ثمّ إذا شاء أنشره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 1،2،3،4،5،15
1 ـ تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
2 ـ مسلمانان بايد براى تقويت بنيه نظامى تمام تلاش خويش را تا حد ترساندن دشمن ، به كار بندند و از هر چه در اختيار دارند دريغ نورزند .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
3 ـ اسب هاى سوارى در عصر بعثت ، كارآمدترين و مهمترين وسيله براى تقويت بنيه نظامى
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
عطف «رباط الخيل» بر «قوة» عطف خاص بر عام است و كاربرد چنين عطفى معمولا براى رساندن اهميت معطوف و نقش اساسيتر آن نسبت به ديگر مصاديق معطوف عليه است.
4 ـ جامعه اسلامى بايد به پيشرفته ترين ادوات رزمى زمان مجهز باشد .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
5 ـ قواى نظامى جامعه اسلامى بايد به گونه اى باشد كه دشمنان دين را همواره به هراس افكند .
ترهبون به عدو اللّه و عدوكم
15 ـ انفاق امكانات براى تقويت بنيه نظامى جامعه اسلامى ، از مصاديق انفاق « فى سبيل اللّه » است .
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 13
13- مؤمنان ، متّكى به مشيّت و نيروى الهى اند ، نه مال و فرزند .
لولا . .. قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 4
4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى
بل هو كذّاب أشر
«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 1،2،3
1 ـ فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
2 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى ( ع ) را متهم كردند كه تلاش او نه به خاطر هدايت ; بلكه براى برگرداندن آنان از سنّت و روش پدرانشان و تصاحب قدرت و حكومت بر سرزمين مصر است .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
3 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى و هارون ( ع ) را به انحصارطلبى در قدرت متهم كردند .
و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
برداشت فوق از تقديم خبر «تكون» بر اسمش ـ كه مى تواند مفيد حصر باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 1،3
1 ـ فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
3 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى و هارون ( ع ) را به انحصارطلبى در قدرت متهم كردند .
و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
برداشت فوق از تقديم خبر «تكون» بر اسمش ـ كه مى تواند مفيد حصر باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 12
12- علم و قدرت انسان ، ناپايدار و علم و قدرت خداوند ، هميشگى است .
و منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكى لايعلم بعد علم شيئًا إن الله عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 13،14
13- خداوند ، داراى اقتدار و سلطه كامل و زوال ناپذير ، بر هر كار و هر چيز است .
و كان اللّه على كلّ شىء مقتدرًا
«مقتدر» و «قدير» در باره خداى تعالى به يك معنا است (مفردات راغب).
14- پديدار شدن حيات بر روى زمين ، جلوه اى از قدرت لايزال خداوند است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا . .. و كان اللّه على كلّ شىء مقتدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 62 - 4
4 - قدرت خداوند ، گسترده و بى پايان است .
اللّه خـلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 1 - 6
6 - قدرت خداوند ، مطلق و بى پايان است .
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 9
9 ـ لزوم پايدارى صد مؤمن در برابر دويست كافر و هزار مؤمن در برابر دو هزار كافر تا تحقق پيروزى بر آنان
فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين و إن يكن منكم ألف يغلبوا الفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 22
22 - نشناختن قدرت خدا و پندار قدرت براى غير او ، از عوامل شرك است .
و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 9،10
9- اكثريت انسان ها ، از قدرت خداوند در احياى مجدد انسان ها ناآگاهند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
ممكن است به قرينهء تناسب موضوع ـ كه انكار و اثبات معاد است ـ متعلق «لايعلمون» قدرت خداوند بر احياى مجدد انسانها باشد.
10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 15
15ـ قدرتمندان و حاكمان نبايد از مشيّت قاهره خداوند غافل شده و جريان امور را به قدرت و مكنت خويش بدانند .
ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 2،3
2 ـ هيچ موجودى توانايى انجام كارى در جهت خنثى كردن كار خداوند را ندارد .
إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو و إن يردك بخير فلا راد لفضله
3 ـ تمام قدرت ها در جهان هستى ، مقهور و مغلوب قدرت خداوند است .
إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو . .. يصيب به من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 13
13- محكم ترين دژ هاى ساخته بشر ، در برابر اراده و قدرت الهى ، ناپايدارند .
فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 21 - 5
5- علل و اسباب عادى و مجارى طبيعى امور ، محدودكننده اراده و قدرت خداوند نيست .
قال ربّك هو علىَّ هيّن
مشكلى كه براى تولد فرزندى بدون پدر متصور است، از ناحيه فقدان برخى اسباب طبيعى است، ولى خداوند حركت بر خلاف اين مسير مأنوس را امرى ساده و آسان مى شمارد. پيام اين قضيه همان حاكميت خداوند بر علل و اسباب طبيعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 69 - 2
2- خاصيت و لوازم طبيعى اشيا و فعل و انفعالات آنها ، در قلمرو اراده خداوند و قابل تغيير به قدرت او است .
قلنا يـنار كونى بردًا و سلـمًا على إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 2
2 - جهان هستى ، تنها تحت قدرت و تدبير خداوند است .
و للّه ملك السمـوت و الأرض
لازمه فرمان روايى انحصارى خداوند بر جهان، اين است كه جهان، تنها تحت قدرت و تدبير او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 16 - 2
2 - انسان ها در چنبر قدرت مطلق خداونداند و مرگ و حياتشان تحت مشيت او است .
إن يشاء يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 10
10 - انسان ها ، مقهور اراده و قدرت خدا هستند .
و ما هم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 6
6- قدرت و اراده الهى ، مطلق و بدون معارض
فلا تملكون لى من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 32 - 5
5- اراده ، قدرت و ولايت الهى ، يگانه و بدون معارض
و من لايجب داعى اللّه . .. و ليس له من دونه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 5،6
5 - قدرت خداوند ، حاكم بر بيعت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين يبايعونك . .. يد اللّه فوق أيديهم
بنابراين كه «يد» كنايه از قدرت باشد، جمله «يداللّه فوق أيديهم» پيام هشدارى است به اين كه: اى بيعت كنندگان! از شكستن بيعت ها بپرهيزيد كه با قدرت خداوند، مواجه خواهيد بود.
6 - قدرت و اراده خداوند ، برتر از همه قدرت ها است .
يد اللّه فوق أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 8
8 - اراده و اقتدار خداوند ، حاكم بر اراده و اقتدار انسان ها
و كفّ أيدى الناس عنكم
تعبير «كفّ. ..»، مى رساند كه اراده الهى، فائق بر قدرت و اراده مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 3
3 - قدرت و مشيت خداوند ، حاكم بر تمام عوامل و وسايط مؤثّر در مرگ و حيات موجودات
إنّا نحن نحيى و نميت
خداوند از يك سو مرگ موجودات را تنها به خود نسبت مى دهد و از سوى ديگر انسان شاهد دخالت عوامل متعدد طبيعى در مرگ و حيات است. جمع ميان اين دو مستلزم نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 5
5 - شكوه و اقتدار حكومت فرعونى ، امرى ناچيز و مقهور قدرت خداوند بود .
فنبذنـهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 11
11 - ثروت و قدرت ، خود به خود ، ناپسند نيست ; بلكه مى توان آن را در جهت سعادت و بهروزى انسان به كار برد .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
برداشت ياد شده با توجه به آمدن تعبير «خسارت» درباره مال و فرزندان بسيار است; زيرا خسارت در جايى به كار مى رود كه توقع سودهى از آنجا مى رود (مانند خسارت تاجر و كاسب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به دعا و نيايش به درگاه خدا ، براى كسب قدرت و توان در انجام پيروزمندانه رسالت خويش
و قل ربّ . .. و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «سلطان» ـ آن گونه كه برخى از مفسران گفته اند ـ به معناى نيروى قوى و برتر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 10
10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 17،18
17- رهنمود الهى به طلب قدرت و توانى سازنده و اصلاحگر نه مخرب و فسادانگيز
و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
لام در «لى» لام انتفاع است و اشاره به اين جهت دارد كه هر قدرتى، در جهت منافع انسان نيست; بنابراين، بايد خواهان قدرتى بود كه تأمين كننده مصالح انسان باشد.
18- دستيازى به توانايى و طلب قدرت براى تحقق هدف هاى الهى ، مطلوب و خداپسندانه است .
و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 5
5 - اهل ايمان و حق جويان ، قادر به درك نمود هاى اقتدار و حكمت خداوند در هستى
العزيز الحكيم . إنّ فى السمـوت و الأرض لأيـت للمؤمنين
آيات الهى در هستى، براى همه انسان ها است تا از آن نشانه ها، رو به ايمان آورده و يا در طريق ايمان استوار بمانند. با توجه به اين نكته گفتنى است وصف «المؤمنين» نظر به كسانى دارد كه اهل ايمان به حق و در جستوجوى آنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 6
6ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر ، دليل اقتدار خدا بر طرح نقشه ها و برنامه هاى پنهانى
أولم يروا . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 7
7- آفرينش آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) دليلى بر قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش
أتى أمر الله . .. خلق السموت و الأرض بالحق تعـلى عمّا يشركون
جمله «خلق السماوات . ..» مى تواند به منزله تعليلى براى روشن نمودن قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 2
2- تأمين نياز هاى مادى انسان در زمين ، دليل قدرت و كفايت خدا در حمايت همه جانبه از انسان است .
و كفى بربّك وكيلاً. ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
از اينكه خداوند، پس از تذكر كفايت و وكالت خود، اين نكته را كه كشتيها را به منظور برآوردن منافع انسانها به حركت درمى آورد، يادآورى كرده است مى تواند براى بيان نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 1
1- توجه به خلقت آسمان ها و زمين ، عاملى براى پى بردن به قدرت خداوند در آفرينش دوباره انسانها
أو لم يروا أن الله . .. قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 9
9- آفرينش انسان از خاك و نطفه و معتدل ساختن او ، دلايلى روشن بر امكان برپايى معاد و كافى در رفع استبعاد قيامت است .
و ما أظنّ الساعة قائمة . .. أكفرت بالذى خلقك من تراب
پاسخ مرد مؤمن به ثروت مند مغرور، با جمله «أكفرت بالذى. ..» حكايت از آن دارد كه انكار معاد از جانب او كه با جمله «و ما أظنّ...» بيان شده بود، به جهت استبعاد تجديد حيات آدمى پس از مرگ بوده است، لذا مرد مؤمن، با يادآورى قدرت خداوند و بيان سابقه خاك و نطفه بودن آدمى، به رفع اين استبعاد و بيان قدرت خداوند پرداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 8
8- آفرينش نخستين انسان ها به دست خداوند ، دليل قدرت الهى بر آفرينش دوباره آنان پس از مرگ است .
لقد جئتمونا كما خلقنـكم أوّل مرّة
تشبيه حضور آدميان در قيامت به تولدشان در دنيا، ممكن است در جهت رفع استبعاد معاد و نيز توبيخ مشركان به جهت انكار معاد باشد; يعنى، آن خلقت نخست، آيا دليل وافى و كافى براى پذيرش معاد و قدرت خداوند بر محقّق ساختن آن نبود؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 4
4- پديدارساختن انسان در صحنه هستى و آوردن او از عدم به وجود ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد او و معاد
أوَلا يذكر الإنسـن . .. و لم يك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 17
17- ميراندن انسان ها و نابود كردن جوامع و تمدن ها ، دليل قدرت بى مانند و شكست ناپذير خداوند است .
أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغـلبون
زير سؤال بردن و نفى كردن پيروزى و چيرگى كافران در برابر قدرت الهى (أفهم الغالبون)، پس از طرح مسأله مرگ و مير انسان ها به وسيله خداوند، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 8
8 - خلقت انسان و رويش انواع گياهان از خاك بى جان ، نشانگر توانمندى خدا بر احياى مردگان در روز رستاخيز
فإنّا خلقناكم . .. و ترى الأرض هامدة ... و أنّ اللّه يبعث من فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 3
3 - نوسانات مستمر ساعات شب و روز ( كوتاهى و بلندى آنها ) در طول سال ، نشان از قدرت بى نهايت خداوند دارد .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از وارد كردن شب در روز، كاستن از مقدار شب و افزودن بر مقدار روز باشد. و نيز مراد از ايلاج روز در شب، كاستن از ساعات روز و افزودن بر ساعات شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 2
2 - گوناگونى نباتات ، از زمينه هاى مطالعه براى پى بردن به امكان معاد و قدرت خدا بر احياى مردگان
فسيأتيهم أنبـؤا . .. يستهزءون . أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها
در اين جا روى سخن با كسانى است كه منكر معاد بوده و پذيرفتن آن براى آنان دشوار مى نمود. آيه ياد شده براى برطرف كردن استبعاد كافران و ارائه نشانه هاى امكان معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 10
10 - نظم حاكم بر پديده هاى طبيعت ، چون حركت باد ها ، تشكيل ابر ها و نزول باران حيات آفرين ، دليل بر قدرت خداوند و يكتايى او
و اللّه الذى أرسل الريـح فتثير سحابًا . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 2
2 - وجود دو نوع دريا با آب هاى متفاوت « شيرين و گوارا » و « شور و تلخ » ، از نشانه هاى قدرت خداوند و يكتايى او
و ما يستوى البحران هـذا عذب فرات سائغ شرابه و هـذا ملح أُجاج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 3
3 - پديده حيات و احياى زمين مرده ، نشانه راستى قيامت و دليل توانايى خداوند بر احياى مردگان است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها و أخرجنا منها حبًّا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه پس از طرح مسأله برانگيختن انسان ها ـ كه كافران آن را انكار مى كردند ـ آمده است. و در حقيقت، اين آيه درصدد اثبات قيامت و نشان دادن جلوه اى از قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 1
1 - آفرينش نخستين انسان ها ، دليل و شاهدِ امكانِ برپايى قيامت و توانايى خدا بر احياى مجدد انسان ها
قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 6
6 - علم همه جانبه خداوند به احوال ظاهر و باطن انسان ها ، دليل توانايى او بر حسابرسى سريع بندگان
إنّ اللّه سريع الحساب . .. يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جمله «يعلم خائنة الأعين. ..» تعليل براى جمله «إنّ اللّه سريع الحساب» باشد; يعنى، چون خداوند از تمامى حالات انسان ها آگاهى كامل دارد، اعمال بندگانش را با سرعت رسيدگى خواهد كرد و نيازى به ارائه دليل و شهود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 7
7 - آفرينش شب و روز براى تأمين نياز هاى بشر ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت
إنّ الساعة لأتية . .. اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا
آيه شريفه، درصدد اثبات و ارائه نشانه هاى درستى و راستى برپايى قيامت است كه در دو آيه قبل، با صراحت به آن تأكيد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 81 - 2،3
2 - آفرينش دام ها و كشتى ها ، از نشانه ها و دلايل قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند
اللّه الذى جعل لكم الأنعـم . .. و عليها و على الفلك تحملون . و يريكم ءايـته
از مصاديق مورد نظر آيه شريفه براى آيات الهى، دام ها و كشتى ها (موضوع بحث آيه قبل) مى باشد.
3 - وجود دلايل و نشانه هاى متعدد و گوناگون ، بر اثبات قدرت و يكتايى خداوند در هستى
و يريكم ءايـته فأىّ ءايـت اللّه
برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 10
10 - آفرينش انسان به وسيله خداوند ، دليل قدرت او بر اعطاى نطق به اعضا و جوارح آدمى
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 10
10 - قدرت نامحدود و بى كران خداوند ، دليل توان مندى او بر احياى مردگان و برپايى قيامت
و هو يحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 1،4
1- نمود هاى آفرينش ، گواهى آشكار بر قدرت خداوند
أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق السمـوت و الأرض . .. بقـدر
4- آفرينش توانمندانه آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، دليل قدرت او بر تجديد حيات مردگان
اللّه الذى خلق . .. و لم يعى بخلقهنّ بقـدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 4
4 - مطالعه بناى شگفت آسمان ، راهنماى انسان به عظمت قدرت و بى نيازى آفريدگار آن
و السّماء بنينـها بأييْد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 2
2 - آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، نشانى روشن از توانايى خداوند بر آفرينش نشأه ديگر ( جهان آخرت )
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 68 - 2،3
2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى
أفرءيتم الماء الذى تشربون
خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز ـ كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد ـ دست بردارند.
3 - مطالعه در نقش آب شرب در حيات بشر ، راه را براى پذيرش قدرت الهى بر احياى مردگان در رستاخيز آسان مى سازد .
أفرءيتم الماء الذى تشربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 4،5
4 - نمود هاى هستى و نماد هاى جهان طبيعت ، خود بيانگر قدرت و حكمت آفريدگار خويش اند .
سبـّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
ارتباط عبارت «سبّح للّه. ..» با «و هو العزيز الحكيم» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه تسبيح و تنزيه پروردگار، نشانه اتقان و بى عيب و نقص بودن ذات و افعال او است. آفرينش نيز، با اين عظمت و استحكام خود نمايانگر قدرت و عزت او است.
5 - مطالعه طبيعت و نظام هستى ، زمينه خداشناسى و پى بردن به اقتدار و كاردانى آفريدگار جهان
سبـّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
خبر دادن خداوند از تسبيح موجودات، در حقيقت توجه دادن انسان ها به حقايق نهفته در متن طبيعت است كه هر يك با زبان حال، وجود خدا و صفات كمالى او را نجوا مى كنند. گوش فرادادن به اين نجوا، زمينه ساز ادراك عزت و حكمت خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 6
6 - رويش نباتات در زمين و سپس خشك شدن و تبديل شدن آنها به خاك ، نشانه قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 2
2 - آفرينش آغازين انسان ، از نطفه و علقه به همراه ساختارى معتدل و هماهنگ ، دليل قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 4
4 - بهره مند ساختن ساكنان زمين از آسمان هاى محكم و استوار ، دليل قدرت خداوند و ضرورت معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 2
2 - آفرينش آسمان با وجود صلابت بيشتر آن نسبت به پيكر انسان ، برهانى آشكار بر امكان معاد و قدرت خداوند بر زنده كردن دوباره انسان ها
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
«أنتم» خطاب به منكران معاد است كه آيات قبل سخنان آنان را نقل كرده بود. جمله «بناها» مستأنفه و مفاد آن اين است كه آسمان با آن كه محكم تر است، خداوند آن را ساخت; چگونه آفرينش دوباره خود را محال مى پنداريد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 4
4 - برافراشتن آسمان و تعديل آن ، دليل قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ . .. رفع سمكها فسوّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 2
2 - آفرينش انسان از منى ، برهان قدرت خداوند بر معاد و تجديد حيات انسان است .
خلق من ماء . .. يخرج ... إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 4،9
4 - اعتقاد به آفريننده بودن خداوند ، ناسازگار با پندار عجز براى او در برابر انسان
خلقنا الإنسـن . .. أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
9 - آفرينش نخست انسان ، دليل قدرت خداوند بر اعاده حيات او است .
لقد خلقنا الإنسـن . .. أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
چنانچه در اين آيه، سخن از قدرت خداوند بر معاد باشد، تعبير «لقد خلقنا» در آيه قبل، براى رفع استبعاد معاد خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 10
10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك
قل أعوذ بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 7
7 - آفريننده بودن خداوند ، دليل توانمندى او بر دفع خطر مخلوقات خويش
من شرّ ما خلق
توصيف موجودات خطرآفرين، به اين كه خداوند خالق آنها است; استدلال بر امكان پذير بودن رفع خطر آنها از سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 3 - 3
3 - قدرت خداوند بر شكافتن تاريكى شب به وسيله سپيده صبح ، دليل توانمندى او بر خنثى ساختن تهديد هاى پوشيده و توطئه هاى سرّى و شبانه دشمن
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ غاسق إذا وقب
آيات بعد، قرينه بر اين است كه مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ريزى هاى كاملاً محرمانه دشمن در شب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 5
5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 4 - 5
5 - ربوبيت و فرمان روايى خداوند بر مردم و شايستگى او براى الوهيت ، دليل توانايى او بر ناكام گذاشتن وسوسه گران
بربّ الناس . ملك الناس . إلـه الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 6 - 8
8 - دارا بودن مقام ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت ، دليل توانايى خداوند بر حفاظت مردم از خطر وسوسه هاى جنيان و انسان ها است .
بربّ الناس . ملك الناس . إلـه الناس ... من الجنّة و الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 21 - 7
7 - توجّه به شرافت جبرئيل و نيرومندى ، منزلت الهى ، فرمان روايى بى چون و چرا و امانت دارى او ، زمينه ساز باور به سلامت قرآن در مرحله نزول و ابلاغ به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّه لقول رسول كريم . ذى قوّة عند ذى العرش مكين . مطاع ثَمّ أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 7،8
7 - توجه به قدرت همه جانبه خداوند و انحصار حاكميت او بر هستى زايل كننده هر شبهه اى درباره نسخ اديان و احكام دين است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن الل
استفهام تقريرى در دو جمله «ألم تعلم أن اللّه على . ..» و «ألم تعلم أن اللّه له ...» بيانگر اين است كه: مخاطبان (انسانها) در ارتباط با نسخ دين و جايگزينى آن شبهه هايى داشته يا براى آنان رخ خواهد داد. خداوند، براى يافتن پاسخ شبهات، آنان رابه توجه در قدرت همه جانبه و حاكميت مطلق خويش، سفارش كرده است.
8 - توجه به قدرت مطلق خداوند و حاكميتش بر جهان آفرينش ، موجب باور به توان خداوند بر جايگزينى دينى بهتر يا همانند دين منسوخ
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن اللّه له م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 2
2 ـ يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 6
6ـ توجه و باور به قدرت مطلق خدا ، زداينده هرگونه شبهه درباره معاد و برپايى قيامت
إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير
هدف از بيان قدرت خداوند ، پس از طرح مسأله معاد و روز قيامت ، اين است كه انسانها را متوجه قدرت همه جانبه خدا كند تا مبادا در تحقق يافتن قيامت ـ كه پذيرش آن براى نوع انسانها مشكل است ـ ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 74 - 3
3- توجه به مالكيت و قدرت مطلقه خدا و ناتوانى موجودات در برابر او ، مستلزم تشبيه نكردن او به غير است .
و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. فلاتضربوا لله الأمثال
عمده ترين موضوعى كه از آيات قبل استفاده شد، مالكيت و قدرت مطلق الهى و نفى هرگونه مالكيت و قدرت از خدايان دروغين مشركان است و در اين آيه خداوند، نتيجه و لازمه مطلب فوق را، تمثيل نكردن خدا به غير او دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 2،3
2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق
و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.
3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به ناپايدارى زندگى دنيايى و اقتدار و كرامت جاودان پروردگار هستى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
پرسش سرزنش آميز آيه شريفه، در مورد نعمت هاى انكارناپذير، درصدد توجه دادن انسان به نعمت هايى است كه در آيات پيشين مطرح شده است (از جمله ناپايدارى دنيا و بقاى اقتدار خداوند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 8 - 4
4 - توجّه به قدرت خداوند ، در صورت نگارى و تركيب اجزاى بدن انسان مانع تأثير جاذبه هاى گناه در او و زمينه ساز پذيرش ربوبيت خداوند است .
ما غرّك . .. فى أىّ صورة ما شاء ركّبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 4 - 2
2 - توجّه به قدرت خداوند بر روياندن گياهان و به وجود آوردن چراگاه ها ، مايه منزّه دانستن او از هر عيب و نقص و پيراستن نام او ، از هر وصف ناروا است .
سبّح اسم . .. و الذى أخرج المرعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 7
7 - توجه به عجز انسان در برابر قدرت خداوند ، مانع انكار معاد
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
جمله «أهلكت مالاً لبداً» (در آيه بعد)، مى تواند حاكى از آن باشد كه گوينده آن، به اين دليل انفاق ها را اتلاف مال مى داند كه منكر پاداش پس از مرگ است. در اين صورت آيه شريفه، ريشه آن پندار را مى زند و مى گويد: مگر انسان گمان مى كند كه كسى
قادر نيست او را حيات بخشيده و به او پاداش دهد كه مى گويد: انفاق هايم مايه اتلاف اموالم شد؟ آرى خداوند بر اعاده او قدرتمند است; گرچه انفاق هاى چنين شخصى در آن روز پاداشى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 2 - 4
4 - آگاهى از قدرت خداوند بر آفرينش انسان از خون لخته ، زمينه ساز توجه به او در آغاز هر كار است .
اقرأ باسم ربّك . .. خلق الإنسـن من علق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 58 - 2
2 - توجه به كيفيت پيدايش انسان از منى در رحم ، آسان كننده مسأله پذيرش معاد و توانايى خداوند بر احياى مجدد مردگان
أفرءيتم ما تمنون
روى سخن در آيه شريفه با منكران معاد است و مفاد آن چنين مى باشد: اگر شما به كيفيت پيدايش انسان از نطفه ـ كه در رحم مى ريزيد ـ توجه مى كرديد، در قدرت و توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ترديد نمى كرديد و به انكار معاد نمى پرداختيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 73 - 3
3 - حكمت ايجاد درخت آتش زنه از سوى خداوند ، ياد آورى قدرت الهى ، تداعى كردن روز رستاخيز و بيرون آمدن انسان ها از قبر ها است .
نحن جعلنـها تذكرة
ضمير «جعلناها» مى تواند به «نار» و يا به «شجرة» برگردد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما آن درخت را مايه تذكار قرار داديم تا انسان ها با ديدن آن، به ياد قدرت خداوند بيفتند و پى ببرند كسى كه از چوب آتش را بيرون مى آورد، قادر است كه مردگان را نيز بار ديگر از گورها بيرون آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 2
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 2
2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .
عليها حافظ . فلينظر الإنسـن ممّ خلق
ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 74 - 3
3 - معرفت درست در باره خدا ، زمينه ساز اعتقاد به قدرت و عزّت مطلق و نامحدود او
ما قدروا اللّه حقّ قدره إنّ اللّه لقوىّ عزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 4
4 - فراخوانى به مطالعه طبيعت ، براى پى بردن به قدرت خداوند ، و در نتيجه ، رفع ترديد در امكان معاد ، روش هدايتى قرآن است .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 4
4 - ضرورت دقت در آفرينش پديده هاى هستى ، براى پى بردن به قدرت مطلق خداوند
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 6
6 - رفع ناخوشايندى ها از انسان در پرتو دعا ، زمينه ساز اقتدار و توانمندى انسان در گستره حيات
و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الأرض
ذكر «يجعلكم خلفاء» بعد از «يكشف السوء» بيانگر اين نكته است كه اگر مشكلات همواره بر انسان هجوم آورد و خداوند آنها را از وى دور سازد، بشر زمينگير شده و قادر به ادامه حيات نخواهد بود. پس اين گره گشايى هاى خدا است كه زمينه آسايش و رفاه انسان را در پهنه زمين فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 9،13
9 - عبوديت و بندگى خالصانه خدا ، زمينه ساز قدرت و توانمندى انسان است .
و اذكر عبدنا داود ذاالأيد
از تقدم وصف عبوديت (عبدنا) بر نيرومندى (ذاالأيد) برداشت ياد شده استفاده مى شود.
13 - توجه بسيار به خدا و مراجعه هميشگى به او در زندگى ، موجب قدرت و توانمندى انسان
داود ذاالأيد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 46 - 8
8 - آخرت انديشى و دنياگريزى ، موجب قدرت و توانايى و كمال بصيرت و روشن بينى است .
أُولى الأيدى و الأبصـر . إنّا أخلصنـهم بخالصة ذكرى الدار
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى اوصافى باشد كه براى پيامبران ذكر شده است (أُولى الأيدى و الأبصار).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 2
2- روى آوردن بنى اسرائيل به نيكوكارى و احسان ، زمينه ساز بازگشت قدرت و رفاه به آنان
ثمّ رددنا لكم الكرّة . .. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
جمله «إن أحسنتم. ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر شما راه صلاح و خير در پيش گيريد، نتيجه آن ـ كه همان قدرت، رفاه و آسايش است ـ نصيب شما خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 16
16ـ آبادانى و رونق اقتصادى ، زمينه ساز قدرت و نيرومندى جوامع است .
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 8
8ـ آگاهى خداوند به عملكرد و دستاورد انسانها ، زمينه ساز اقتدار او بر خنثى كردن مكر ها و توطئه هاى ايشان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى
فلله المكر جميعًا يعلم ما تكسب كل نفس
جمله «يعلم . ..» به منزله تعليلى است براى «فلله المكر جميعاً» و اشاره به ريشه و خاستگاه اين حقيقت دارد كه مكرها و توطئه هاى كافران عليه برنامه هاى الهى بى اثر است و همه برنامه ها در اختيار خداوند است ; يعنى، چون خداوند از اعمال و رفتار انسانها آگاه است، مكر و نقشه هاى ايشان بر او مخفى نمى ماند و لذا به خوبى مى تواند آنها را خنثى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 12
12 - رجوع و توجه همواره داوود ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب قدرت و توانمندى او شد .
داود ذاالأيد إنّه أوّاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «ذاالأيد» است; يعنى، چون داوود(ع) بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود، صاحب قدرت و توانمند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 5
5- در دست داشتن اسباب و راه كار هاى علمى و عملى ، زمينه ساز قدرت و اقتدار ذوالقرنين در زمين بود .
إنّا مكّنّا له فى الأرض و ءاتينه من كلّ شىء سببًا
عطف «آتيناه» بر جمله قبل، عطف سبب بر مسبب است; يعنى، اگر «ذوالقرنين» در زمين اقتدار داشت، به جهت اسبابى بود كه براى هر كار در اختيار او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 17 - 6
6 - علم و دانش سليمان ، زمينه ساز دستيابى او به قدرت و به خدمت گرفتن آن در مسير اهداف الهى
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... جنوده من الجنّ و الإ
طرح علم گسترده سليمان، پيش از بيان عظمت سپاه و قدرت برتر نظامى وى، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 2
2 - قواى انسان ـ هرچند نيرومند باشد ـ زوال پذير و در معرض سستى است .
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 6
6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى
كيف كان عـقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 2
2 - بى توجّهى به قدرت بيان و ابزار آن و غفلت از وابستگى آنها به خداوند ، شگفت آور و سرزنش بار است .
ألم نجعل له . .. و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 44 - 6
6 - سوگند ساحران به عزت و قدرت فرعون
و قالوا بعزّة فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 6
6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 8،10،11
8 ـ حواريون عيسيى نامطمئن به توانايى خداوند بر فرستادن مائده اى از آسمان
هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء
10 ـ حواريون عيسى مورد توبيخ وى به خاطر ترديدشان در توانمندى خداوند
هل يستطيع ربك . .. قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جمله «اتقوا اللّه . ..» حاكى از انتقاد و اعتراض عيسى(ع) به حواريون است ناظر به مطالبى است كه از «هل يستطيع ربك ...» به دست مى آيد كه از جمله آنها ترديد در توانمندى خداوند است.
11 ـ ترديد در قدرت الهى ناسازگار با تقوا و ايمان
هل يستطيع ربك . .. اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 6
6ـ شك در امكان معاد ، شك در قدرت خداوند است .
أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 2
2 - بى توجّهى به قدرت بيان و ابزار آن و غفلت از وابستگى آنها به خداوند ، شگفت آور و سرزنش بار است .
ألم نجعل له . .. و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 10
10 ـ ناتوانى همه قدرت ها ، در برابر قدرت و اراده خداوند
و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 8
8 ـ ناتوانى همه قدرت ها و نيرو ها در ايمن ساختن انسان از كيفر الهى
لا ملجأ من اللّه إلا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 10
10- انكار معاد و ناديده گرفتن قدرت عظيم الهى در آفرينش جهان ، عملى ظالمانه است .
أو لم يروا . .. فأبى الظـلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 16
16 - ظهور قدرت و شكست ناپذيرى خداوند براى كافران ، در جهان آخرت
و هو القوىّ العزيز . .. و ما له فى الأخرة من نصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 9 - 7
7- خداوند ، در برابر توطئه هاى كافران عليه قرآن ، قدرت خويش را در پاسدارى از آن به نمايش گذاشت و عظمت خويش را به رخ آنان كشيد .
إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحـفظون
از اينكه خداوند، براى بيان نزول قرآن از سوى خود، چند ضمير جمع و اسم فاعل جمع مى آورد، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 9 - 3
3- ماجراى اصحاب كهف ، با توجه به قدرت و اراده خداوند ، رخدادى شگفت نيست .
أم حسبت أنّ أصحـب الكهف . .. كانوا من ءايـتنا عجبًا
«أم» در ابتداى آيه،«أم منقطعه» است و معناى اضراب همراه با استفهام و انكار دارد، بنابراين، معناى عبارت چنين است: «آيا چنين گمان كردى كه اصحاب كهف . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 2
2 - ناچيز بودن حكومت هاى بسيار مقتدر ، در برابر عظمت قدرت خداوند
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 2
2 - برپا ساختن رستاخيز و زنده كردن مردگان ، كارى بزرگ و باعظمت است ; اما در برابر عظمت قدرت خداوند ناچيز مى باشد .
إنّا نحن نحى الموتى
برداشت ياد شده، از آمدن دو ضميرِ جمعِ (إنّا و نحن) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 12 - 2
2 - انكار توحيد ربوبى و احياى مجدد انسان ها ـ به رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خدا در جهان ـ امرى شگفت آور است .
إنّ إلـهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 2
2 - خداوند ، نه تنها توانا بر گردآورى استخوان هاى مردگان است ; بلكه مى تواند انگشتان هر كس را به همان صورتى كه در دنيا بود ، تنظيم كند .
بلى قدرين على أن نسوّى بنانه
«بنانة» (مفرد «بنان») در دو معنا استعمال مى شود: 1ـ انگشتان، 2ـ سرانگشتان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 15 - 1،2
1 - برچيدن ثموديان از زمين ، حادثه اى ناچيز در برابر قدرت خداوند و خالى از هرگونه پيامد نامطلوب
و لايخاف عقبيها
ضمير «عقباها»، به «دَمْدَمة» و يا به «ثمود» برمى گردد. در صورت دوم مراد «عقبى هلاكتهم» خواهد بود.
2 - خداوند ، از آثار هلاكت ثموديان پروايى نداشته و ترسى از پيامد هاى آن ندارد .
و لايخاف عقبيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 91 - 3
3- امكانات و نيروى ذوالقرنين ، بسيار زياد و با عظمت بوده است .
قد أحطنا بما لديه خبرًا
تعبير موجود در آيه (احاطه خداوند بر همه آنچه در نزد ذوالقرنين وجود داشت) حاكى از عظمت امكاناتى است كه در اختيار ذوالقرنين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 12
12 - ارزش عفو در حال قدرت بر انتقام
فمن عفى له من أخيه شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 9
9ـ گذشت ، بزرگوارى و منزه بودن از كينه توزى و حسّ انتقام جويى به هنگام قدرت ، از خصلت هاى نيكوى حضرت يوسف ( ع )
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 5
5ـ گذشت در عين قدرت بر انتقام از ويژگى هاى محسنان است .
فإن الله لايضيع أجر المحسنين . .. قال لاتثريب عليكم اليوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 12
12 - غفران و بخشش لغزش ها در عين عزت و قدرتمندى ، رفتارى پسنديده و شايسته
ألا هو العزيز الغفّـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 16
16 - گذشت از خطا ها در عين توانمندى بر انتقام و كيفر ، كارى است شايسته و خداپسندانه .
أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّـر
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در عين اين كه عزيز و شكست ناپذير است، با گذشت و آمرزنده نيز مى باشد و همه بندگان گناه كارش را به توبه فرامى خواند; در حالى كه توانايى هرگونه انتقام گرفتن از آنان را دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 43 - 6
6 - عفو ، گذشت و خويشتن دارى در حال توانمندى بر انتقام ، نشانگر اراده و تصميم قوى انسان است .
و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور
قدرت بر انتقام از واژه «غفر» استفاده مى شود; چه اين كه ظهور مغفرت آن است كه انسان توان انتقام را داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 82 - 5
5 - ابليس ، معتقد و معترف به عزت و قدرت پروردگار
فبعزّتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 1
1 - اعتقاد و اعتراف مشركان ، به خالقيت يگانه خداوند و پديد آمدن جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تنها به قدرت او
و لئن سألتهم من خلق السمـوت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 5
5 - كشف و شناسايى ويژگى هاى شتر ، راهنماى فكرى انسان براى اعتقاد به قدرت خداوند
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 6
6 - اعتقاد به وجود نيرويى توانمند و پيروز در برابر اراده و قدرت خداوند در عالم ، نشانه غرور و فريب خوردگى است .
أمّن هـذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمـن إن الكـفرون إلاّ فى غرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 12
12 - آگاه شدن بشر به قدرت و علم همه جانبه خداوند ، از حكمت هاى آفرينش آسمان ها و زمين
اللّه الذى خلق سبع سمـوت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير و أنّ اللّه قد
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «لام» در جمله «لتعلموا. ..» تعليل براى عبارت «خلق سبع سماوات» است و اين جمله بيانگر علت و فلسفه آفرينش آسمان ها و زمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 4،30
4- توجه به پيدايش انسان و آفريده شدن وى از عناصرى بى جان ( خاك ، نطفه ، علقه و مضغه ) ، زداينده هر گونه ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر بخشيدن حيات دو باره به مردگان
يـأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنـكم . ..ثمّ من مضغة
30 - مطالعه در چگونگى رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، زايل كننده هر گونه شك و ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر احياى دوباره مردگان
يـأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث . .. و ترى الأرض هامدة ... من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 12
12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .
و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 ـ درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 30 - 4
4 - توجه به ربوبيت الهى بر وجود انسان ، زداينده هر شگفتى درباره قدرت او
قالوا كذلك قال ربّك
آوردن وصف «ربّك»، دربردارنده نوعى استدلال بر قدرت خدا مى باشد; يعنى، آن كه وجود تو را پروريده، قادر است كه پيرزنى نازا را نيز بارور كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 14
14 - توجه به آفرينش زمين و آسمان و مراحل آن ، عامل پى بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند
أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 16
16 - لجاجت و عناد ، عامل استكبار و غفلت از قدرت نامحدود الهى *
فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيـتنا يجحدون
چنانچه جمله «و كانوا بآياتنا يجحدون» به منزله تعليل براى استكبار و عدم توجه قوم عاد، نسبت به قدرت نامحدود خداوند باشد، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 12
12 ـ آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها
و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 10
10 - نقش اساسى قدرت اقتصادى ، در امنيت و اقتدار سياسى ملت ها *
فعجّل لكم هـذه و كفّ أيدى الناس عنكم
در صورتى كه «كفّ. ..» مترتّب بر فتح خيبر و غنايم آن (عجّل لكم هـذه) باشد و نتيجه آن شمرده شود; از آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، براى امنيت بخشيدن به امت اسلامى در شرايط بحرانى، اين مهم را از طريق تقويت بنيه اقتصادى ايشان، تأمين كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 1 - 1
1 - خداوند ، با نابود كردن اصحاب فيل ، قريش را بر ادامه زندگانى طبق عادت ديرينه آنان ، توانمند ساخت .
لإيلـف قريش
اين سوره با سوره قبل، ارتباطى تنگاتنگ دارد تا حدى كه برخى آن دو را يك سوره شمرده و برخى ديگر جداساختن آن را از سوره فيل در نماز جايز نمى دانند. بنابراين «لايلاف» علت «جعلهم كعصف مأكول» را بيان مى كند; يعنى، خداوند سپاه ابرهه را نابود ساخت تا قريش بتوانند به ايلاف خود ادامه دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 12
12 - نقش بارز صلح حديبيه ، در كوتاه شدن دست دشمنان از ضربه زدن به مسلمانان
فعجّل لكم هـذه و كفّ أيدى الناس عنكم
ممكن است «هـذه» اشاره به صلح حديبيه داشته باشد و «كفّ. ..» مترتب بر آن بوده و نتيجه آن به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 3
3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند
فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها
استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 1
1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق
يسـله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 1
1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش
إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطـن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 2
2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 10
10 - توجه بلقيس به هدف الهى و توحيدى سليمان ( ع ) ، از نماياندن امور شگفت به وى
قيل لها ادخلى الصرح . .. قال إنّه صرح... قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 57 - 5
5- كيفيت مبارزه و چگونگى مواضع ابراهيم ( ع ) عليه بت پرستان ، متناسب با شرايط موجود و توانايى هاى خود آن حضرت بود .
تاللّه لأكيدنّ أصنـمكم بعد أن تولّوا مدبرين
تصميم ابراهيم(ع) به از بين بردن بت ها به طور مخفى و هنگامى كه مردم حضور ندارند، حكايت از اين دارد كه او توانايى انجام چنين كارى در حضور مردم به صورت آشكار نداشت. بنابراين مبارزه آن حضرت متناسب و همسو با شرايط و مقدورات او بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 24
24 - قيامت ، روز ظهور و بروز قدرت مطلق خدا و آگاهى همگان به نبود قدرت براى غير اوست .
إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 6
6 - ظهور و بروز قدرت مطلقه خداوند بر جهان در قيامت
و الأرض جميعًا قبضته يوم القيـمة و السمـوت مطويّـت بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 77 - 8
8 - گستره قدرت الهى در جهان واپسين ، مورد باور تمامى انسان ها حتى دوزخيان
و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك
از اين كه جهنميان نجات خود را به دست خداوند مى ديدند و فرشتگان را به شفاعت مى طلبيدند، استفاده مى شود كه حتى دوزخيان نيز در قيامت به قدرت الهى باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 3
3 - ظهور حاكميت و قدرت يگانه خداوند براى آدميان در قيامت
و للّه ملك السمـوت و الأرض . .. و ترى كلّ أمّة جاثية ... اليوم تجزون
با توجه به آيه قبل ـ كه سخن از مالكيت و حاكميت مطلق خدا به ميان آورد ـ به زانو نشستن امت ها در قيامت ـ كه در اين آيه مطرح شده ـ مى تواند نشانگر ظهورِ قدرت و حاكميت خداوند در آن روز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 63 - 6
6 - طبيعت و مظاهر آن ، با اذن خدا مقهور اراده بندگان خاص او است .
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 8
8 ـ فرعون و اطرافيانش ، قدرت و مكنت خود را ، در دفاع از آيين نياكانشان مى دانستند .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 2
2 - باغداران يمنى ، خود را در بر چيدن تمامى محصولات باغ براى خود و محروم ساختن بينوايان از آن ، توانا مى پنداشتند .
و غدوا على حرد قـدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 3
3 - غفلت و غرور باغداران يمنى ، بر اثر قدرت اقتصادى و توانايى خود
و غدوا على حرد قـدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 6 - 5،6
5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست
ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنـكم بأمول و بنين
6- سلطه مجدد بنى اسرائيل بر دشمنانشان پس از اولين شكست ، متكى بر توان اقتصادى و نيروى انسانى خدادادى است .
و أمددنـكم بأمول و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 4
4 - سرزمين مصر در عصر فرعون ، برخوردار از تمدن و اقتصادى نيرومند
فأخرجنـهم من جنّـت و عيون . و كنوز و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 12
12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 2
2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـًثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 4
4 - ظهور و سقوط تمدن ها و اقوام نيرومندتر از مشركان جزيرة العرب در تاريخ
و كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 8
8 - وجود آثار تمدن هاى بزرگ و نشانه هايى از توانايى اقوام نيرومند و پرجمعيت گذشته ، در عصر نزول قرآن
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
از ظاهر توصيه خداوند به سير در زمين و نظر افكندن بر آثار به جاى مانده از پيشينيان، استفاده مى شود كه آن آثار تا عصر نزول قرآن باقى مانده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 126 - 7
7 ـ انحصار پيروزى آفرينى به خداوند ، برخاسته از عزّت و اقتدار مطلق اوست .
و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 6
6 ـ توانايى هاى اهل ايمان در سركوبى دشمنان دين ، پرتويى از قدرت الهى
ليقطع طرفاً . .. ليس لك من الامر شىء
با وجود اينكه مسلمانان، دشمن را ذليل و اسير كردند و سرانجام آنها را از دستيابى به اهدافشان نااميد ساختند، ولى خداوند تمامى موارد را به خويش نسبت مى دهد تا بفهماند كه كار آنان و تواناييهايشان، در واقع از آن خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 8
8 ـ توانمندى بر آفرينش و اعطاى قواى ادراكى و اقتدار بر سلب آن، نشانه الوهيت است.
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 4
4- امت هاى نيرومند هلاك شده تاريخ ، داراى سلطه بر جوامع متعدد
و كم أهلكنا . .. فنقّبوا فى البلـد
«التنقيب» (مصدر «نقّبوا») به معناى سير و حركت است و در اين جا كنايه از فتح بلاد و تحت سلطه درآوردن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 12
12 - آدمى ، مى تواند حتى در زمان گرفتاريش به لعنت خدا ، خود رابه سوى ايمان گرايش داده و اهل ايمان گردد .
لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا ما يؤمنون
تفريع جمله «فقليلا ما يؤمنون» بر «لعنهم اللّه بكفرهم» مى رساند كه: كفر ورزى و دور شدن از رحمت خدا، بسيارى از زمينه هاى ايمان را از بين مى برد نه همه آنها را; يعنى، با وجود لعنت الهى انسان مى تواند خود را به سوى ايمان گرايش دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 5
5 ـ توان مردم بر كنتر نيروى خشم و غضب خويش
و الكاظمين الغيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 17
17 ـ توانايى آدمى در توجيه نفس خويش براى ارتكاب گناه
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 1،2
1 ـ خداوند انسانها را براى بهره گيرى از زمين و امكانات آن توانا ساخت.
و لقد مكنكم فى الأرض
2 ـ توانايى انسانها بر بهره گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است.
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 2
2 ـ انسان ها در صورت مشيت الهى ، توانا بر جلب منفعت و يا دفع ضرر از خويش خواهند شد .
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما» موصوله در «إلا ما شاء اللّه» تمكن بر نفع و ضرر باشد. بر اين مبنا استثنا، استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى شود: من توانايى بر نفع و ضرر خويش ندارم، مگر خداوند به من توانايى بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 42 - 3
3- انسان ، در برابر اغواگرى و سلطه طلبى ابليس ، آزاد و مختار و توانا بر مخالفت است .
إن عبادى ليس لك عليهم سلطـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 99 - 6
6- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .
إنه ليس له سلطـن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 100 - 2
2- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .
إنما سلطـنه على الذين يتولّونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 3 - 9
9 - انسان ها ، اين ويژگى را دارند كه بتوانند عقيده اى برخلاف اعتقاد درونى شان ، ابراز كنند .
فليعلمنّ اللّه الذين صدقوا و ليعلمنّ الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 54 - 3
3 - انسان ها ، توانايى دارند برخى از مقاصد خود را پنهان دارند .
إن تبدوا شيئًا أو تخفوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 10
10 - انسان ها ، داراى توانايى و استعدادى به مراتب فراتر از عظيم ترين موجودات طبيعى عالم اند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و . .. فأبين أن يحملنها و ... و حملها الإنسـن
ترس آسمان ها و. .. از پذيرش امانت الهى و قبول آن از سوى انسان حكايت از توانايى و استعداد برتر انسان ها از موجودات ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 8
8 - خالق انسان ، همواره برتر و توانمندتر از انسان
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 15
15 - انسان ، بر مهار نفس خويش از هوس هاى ناروا ، توانا است .
و نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 19 - 7
7 - خداوند ، در پى آفرينش انسان از نطفه ، او را توانمند و مهيّا براى رسيدن به مصلحت هاى خويش قرار داد .
من نطفة خلقه فقدّره
برخى از اهل لغت، ضمن بر شمردن معانى متعددى براى «تقدير»، دقّت و تفكر در متعادل ساختن امور و مهيّا ساختن آنها را، از جمله معانى آن قرار داده اند (لسان العرب). «فاء» در «فقدّره» گوياى اين است كه مهيّا شدن انسان براى مصالح خويش، از آثار و پيامدهاى سيستم خلقت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 55 - 1
1 - توانايى همه انسان ها ، در بهره بردن از درس ها و پند هاى قرآن
إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره
خداوند، به طور كلى و عام فرمود: هر كس خواست از قرآن پند گيرد و متذكر شود. از اين مى توان استفاده كرد كه همه انسان ها،
توانايى چنين كارى را دارند و مى توانند از قرآن پند گيرند و درس بياموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 15
15 - « اسحاق بن عمار و يونس قالا : سألنا اباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه تعالى « خذوا ما اتيناكم بقوة » أقوة فى الأبدان أوقوة فى القلب ؟ قال فيهما جميعاً ;
اسحاق بن عمار و يونس از امام صادق(ع) درباره آيه «خذوا ما اتيناكم بقوة» سؤال كردند كه: آيا مراد از «قوت» نيروى بدنى است يا قلبى؟ امام(ع فرمودند: هر دو است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 1
1 - خداوند ، بر اعاده مجدد انسان پس از مرگ او ، توانمند است .
إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 3
3 - گفتار خداوند درباره معاد و توان او بر احياى دوباره انسان ، گفتار نهايى و فيصله دهنده تمام گفتوگو ها است .
إنّه لقول فصل
ضمير «إنّه» چه به قرآن برگردد و چه به محتواى آيات پيشين ـ كه درباره قدرت خداوند بر معاد بود ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود. «قول فصل»، به كلامى گفته مى شود كه «فصل الخطاب» باشد و به گفتوگوها خاتمه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 5
5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 8
8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران
و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 2
2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .
عليها حافظ . فلينظر الإنسـن ممّ خلق
ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 5
5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 4
4 ـ دو چيز ، معيار استحقاق معبوديت و سزاوار پرستش بودن است : « توانايى بر پديد آوردن جهان » و « قدرت بر برپا كردن
دوباره آن » .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 12
12- امكان وقوع رستاخيز و نيز وجود نيرويى قادر به انجام آن ، دو موضوع زيربنايى در اثبات معاد است .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم
در آيه پيش، سؤال از امكان تبديل شدن استخوانهاى خرد شده به انسان مطرح شد و با فرض امكان آن، در اين آيه، قدرتى كه قادر به تحقق آن باشد مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 2
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 8
8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران
و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 10،11،12
10ـ برادران يوسف ، گروهى نيرومند ، كارآمد و عهده دار رتق و فتق امور پدرشان يعقوب بودند .
و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين
«عصبة» به جماعتى گفته مى شود كه تعداد آنان از ده نفر افزون تر باشد و با يكديگر پيوند داشته و هم ديگر را پشتيبانى كنند.
لازمه اين معنا نيرومند و كارآمد بودن آن گروه است. رابطه جمله «و نحن عصبة» با خطا پنداشتن محبت افزون تر يعقوب به يوسف و بنيامين، گوياى اين است كه: برادران يوسف، نيرو و توان خويش را در جهت منافع يعقوب(ع) به كار مى بردند و امور او را سامان مى دادند.
11ـ برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .
و نحن عصبة
12ـ برادران يوسف به دليل نيرومندى و كارآمد بودنشان ، خويش را به محبت پدرشان يعقوب سزاوارتر مى ديدند .
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 14 - 1،3
1ـ برادران يوسف جماعتى متحد و نيرومند بودند .
و نحن عصبة
3ـ فرزندان يعقوب با يادآور شدن كثرت نيرو و توان خويش ، نگرانى او ( احساس خطر حمله گرگ ها به يوسف ) را نابه جا شمردند .
أخاف . .. قالوا لئن أكله الذئب و نحن عصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 2
2 - وجود قدرتى برتر و غالب در برابر تمام انسان ها ، حتى در اوج قدرت مندى آنان
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 12
12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *
ثم توليتم من بعد ذلك
از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 3
3 ـ فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 5 - 4
4- جنگاورى و توانمندى بنى اسرائيل ، در نخستين مرحله از فسادانگيزيشان
بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد
گسيل نيروهاى بسيار پرتوان براى سركوبى بنى اسرائيل، نشانگر توانمندى آنان در جنگ و مبارزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 6 - 9
9- فزونى داشتن نيروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائيل بر نفرات دشمن ، پس از نخستين شكست
و جعلنـكم أكثر نفيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 53 - 3
3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .
فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 4 - 8
8- انسان موجودى توانمند براى بيان مقاصد و نظرات خويش
فإذا هو خصيم مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 13
13 ـ انسان در معرض ديد شياطين است و آنان از چشم آدميان نهانند.
إنه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 21
21- حافظه و قدرت تفكّر و تصميم گيرى اصحاب كهف و جهاز هاضمه آنان ـ پس از خواب طولانى ايشان ـ باز ، باقى و سالم مانده بود .
فابعثوا أحدكم بورقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 2
2 - ناتوانى آيين شرك و بت پرستى ، در مبارزه با آيين توحيد و يكتاپرستى
ما أنتم عليه بفـتنين
برداشت ياد شده از آن جا است كه ناتوانى مشركان از اغواى مردم از راه خدا، بيانگر ناتوانى آيين آنان در مبارزه با آيين توحيدى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 5 - 2،5
2 - جبرئيل ، فرشته اى بس مقتدر و نيرومند
علّمه شديد القوى
5 - جبرئيل ، داراى توانايى هاى بى شمار و در حد اعلا
علّمه شديدالقوى
«القوى» جمع همراه با «ال» است و افاده عموم مى كند. بنابراين «شديدالقوى»; يعنى، كسى كه در او همه توانايى ها، در حدى شديد وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 20 - 1،6
1 - جبرئيل ، فرشته اى نيرومند و پرقدرت
ذى قوّة
نكره بودن «قوّة»، بر عظمت آن دلالت دارد.
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « ذى قوّة عند ذى العرش مكين » قال : يعنى : جبرئيل . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «ذى قوّة عند ذى العرش مكين» روايت شده كه مراد جبرئيل است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 13،14،16
13 ـ قوم عاد برخوردار از اندامى بزرگتر و نيرومندتر نسبت به ديگر اقوام
و زادكم فى الخلق بصطة
14 ـ برخوردارى قوم عاد از اندامى درشت و نيرومند ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى آنان
و اذكروا إذ . .. و زادكم فى الخلق بصطة
16 ـ هود ( ع ) به منظور ايجاد زمينه رستگارى در قوم خويش آنان را به يادآورى دو نعمت بزرگ الهى ( جانشينى قوم نوح ، برخوردارى از نيرويى چشمگير ) فراخواند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح . .. لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 3
3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى
ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 11
11 - موسى ( ع ) برخوردار از توان جسمى فوق العاده و دشمن شكن
فوكزه موسى فقضى عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 1،2،4
1 - آگاهى يافتن موسى ( ع ) به قدرت بدنى فوق العاده خويش پس از قتل مرد قبطى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
موسى(ع) وقتى ديد، مرد قبطى تنها با يك ضربه مشت او از پاى در آمد و جان باخت، دريافت كه داراى نيروى فوق العاده اى است و خداوند او را علاوه بر دانش و حكمت، از توان جسمى دشمن شكن نيز برخوردار ساخته است. از اين رو به سپاس اين نعمت، با خدا پيمان بست كه آن نيرو را هرگز در جهت تقويت مجرمان به كار نگيرد.
2 - توان جسمى موسى ، نعمتى عطا شده از سوى خداوند به وى
قال ربّ بما أنعمت علىّ
4 - سوگند موسى به قدرت دشمن شكن و خدادادى خويش
قال ربّ بما أنعمت علىّ
درباره «با» در «بما أنعمت» دو ديدگاه از سوى مفسران ارائه شده است برخى آن را سببيه و برخى هم قسم دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 39 - 2،6
2 - قدرت جنيان در خدمت حكومت سليمان و قواى سركش آنان تحت تسلّت وى
قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به
واژه «عفريت» به معناى بد ذات و شرور است كه مستلزم طغيان و سركشى است. گاهى نيز به معناى قهرمان به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است.
6 - تفاوت جنيان در قوت و ضعف
قال عفريت من الجنّ . .. و إنّى عليه لقوىّ أمين
از اين كه تنها يكى از جنيان اعلام آمادگى كرده است، استفاده مى شود كه همه آنان قادر به انجام چنان كارى نبوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 12 - 19
19 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و فهم و توانمند بر انجام كارها
و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 9
9 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و توانمند بر انجام كار هاى بزرگ
و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء من محـريب و تمـثيل و جفان كال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 6 - 2
2 - در نگاه برخى از انسان ها ، گروهى از جن توانا بر حل مشكلات بشر و پناهگاهى امن در مواقع ترس و اضطراب
و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ
پناه بردن به كسى و جايى، در وقتى است كه انسان با مشكلى سخت و مسائلى وحشتناك و اضطراب آور روبه رو شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 8 - 2
2 - توانايى جن ، بر تماس با آسمان
و أنّا لمسنا السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 3
3ـ توانايى جسمى و جنسى يوسف ( ع ) ، براى كام جويى از زليخا
و لقد همّت به و همّ بها لولا أن رءا برهـن ربه
قرآن، پس از بيان اين كه زليخا تمام شرايط كام جويى را براى يوسف فراهم ساخته بود و موانع را برطرف كرده بود، با جمله «همّ بها لولا . ..» تنها مانع يوسف(ع) را، مشاهده برهان الهى معرفى كرد تا گمان نشود كه او گرايشى به امور جنسى نداشت و از آميزش با زنان ناتوان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 6
6 ـ جنيان داراى قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان هستند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 7
7 - نوعى اراده و توان محدود ، براى دوزخيان وجود دارد .
كلّما أرادوا أن يخرجوا منها أُعيدوا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 7
7 - نابودى حق ستيزان با همه نيرو و توان ، گواه قدرت قاهر خداوند است .
و كم أهلكنا . .. أشدّ ... منهم بطشًا ... هل من محيص
از ارتباط «هل من محيص» با صدر آيه، استفاده مى شود كه توجه به نابودى ملت هاى توان مند در گذشته تاريخ، خود مى تواند بهترين گواه باشد بر اين كه ملت ها سرانجام مقهور اراده خدا و ناگزير از آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 57 - 1،2
1 - كافران ، از شكست دادن و به سستى كشاندن نيروى الهى و جبهه حق ـ در هر جاى دنياـ ناتوانند .
لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض
در آيه شريفه، متعلق «معجزين» (اين كه كافران چه چيز را به ناتوانى مى كشانند ـ ذكر نشده است; ولى با توجه به اين كه كافران، همواره درصدد تضعيف جبهه حق و دين الهى اند، مقصود از آن نيروى الهى و جيهه حق است. گفتنى است ظرف «فى الأرض» مى رساند كه اين ناتوانى در همه جاى دنيا وجود دارد.
2 - ناتوانى كافران در به شكست كشاندن جبهه حق و نيروى الهى ، جاى هيچ گونه شك و ترديدى ندارد .
لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض
تعبير «لاتحسبنّ» (گمان مبر) ـ با آن كه گمان امرى غير اختيارى است و چيزى نيست كه به پرهيز از آن توصيه شود ـ مى رساند كه جاى چنين گمانى نيست و نبايد كسى به خود ترديد راه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 2
2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان
فإنّكم و ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 19
19 - خداوند ، توانا بر انجام تمامى خواسته هاى بندگان است .
و إياك نستعين
برداشت فوق لازمه اين معناست كه مراد از استعانت، استعانت در همه امور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 20 - 6
6 - خداوند بر انجام هر كارى تواناست .
إنّ اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 23 - 12
12 - تنها خداوند ، توانا بر آوردن همانند براى قرآن است .
وادعوا شهداءكم من دون اللّه
گفته شده: من دون اللّه (غير از خدا) به منظور تأكيد بر اطلاق و عموم «شهداءكم» ايراد شده است; يعنى، هر كسى را با هر هنر و دانشى به كمك بگيريد (باز هم نمى توانيد همانند قرآن بياوريد). آوردن همسان براى قرآن تنها از ناحيه خداوند امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 4
4 - خداوند ، آگاه به اسرار انسان ها و توانا بر افشاى آنهاست .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 13،14
13 - اتصاف خداوند به قدرتى فراگير و مطلق ، امرى روشن براى انسانها
ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
استفهام در جمله فوق استفهام تقريرى است و اين نوع استفهام در موردى به كار مى رود كه مخاطب مضمون جمله را پذيرفته و آن را باور دارد. از آنجا كه مخاطب جمله فوق همه انسانها هستند; يعنى، «ألم تعلم أيها الأنسان»، معلوم مى شود: همگان به قدرت مطلق خدا آگاه هستند.
14 - نسخ اديان و احكامى از دين ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
جمله «ألم تعلم . ..» (البته دانستى كه خدا بر هر چيز تواناست) دليل براى حقايقى است كه در آيه مطرح شده است و از آنهاست نسخ كردن احكام و يا به فراموشى انداختن آنها; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، مى تواند دينى را نسخ كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 22،23
22 - قدرت و توانايى خداوند ، قدرتى فراگير و همه جانبه است .
إن اللّه على كل شىء قدير
23 - خداوند بر اثبات حكمى و برداشتن آن در زمانى مناسب ، و نيز جايگزين كردن آن با دستورى ديگر ، تواناست .
فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير
جمله «إن اللّه . ...» را مى توان با هر يك از حقايق مطرح شده در آيه ملاحظه كرد و به مناسبت آن، هدف از توجه دادن مخاطبان را به قدرت فراگير خداوند، دريافت. دربرداشت فوق جمله «إن اللّه ...» در ارتباط با فرمان به عفو و گذشت و نسخ آن در آينده لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 6،10
6 - خداوند ، بر پديدآوردن هر آنچه كه بخواهد و هر آنچه تقدير كرده ، تواناست .
إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون
10 - اقتدار خداوند بر ايجاد « هر آنچه كه اراده كند » ، دليل بر منزه بودنش از اختيار كردن فرزند و نياز داشتن به آن است .
قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. و إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن
برداشت فوق بر اين اساس است كه: جمله «و إذا قضى أمراً . ..» نيز، همانند فرازهاى قبل، دليل و برهان براى تنزيه خدا از داشتن فرزند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 6
6 - خداوند ، براى دفع شر و خنثى كردن توطئه ستيزه گران با انبيا ، كافى است .
فسيكفيكهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 12
12 - خداوند داراى قدرت مطلق است .
إن اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 11،16
11 - تمام قدرت ها از آن خداوند است و هيچ كس و هيچ چيز غير از او قدرتى ندارد .
أن القوة للّه جميعاً
16 - مشركان به هنگام مواجه شدن با عذاب الهى ، به انحصار قدرت به خدا ، پى خواهند برد .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
«إذ يرون» مفعول براى «يرى» است و «أن القوة . ..» با فعل مقدرى جواب شرط مى باشد; يعنى: «لو يرى ... لعلموا أن القوة للّه جميعاً; اگر مشركان امروز مى ديدند آن روزى را كه با عذاب قيامت مواجه خواهند شد، همانا مى فهميدند كه تمام قدرتها از آن خداوند است.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 186 - 16
16 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله « فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى » يعلمون أنى أقدر على أن اعطيهم ما يسئلون ;
فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده: «فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى» روايت شده است: ]بندگان[ بدانند من توانايى دارم كه آنچه مى خواهند به آنها بدهم».
تفسير عياشى، ج 1، ص 83، ح 196; تفسير برهان، ج 1، ص 185، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 25
25 ـ عزّت و قدرت شكست ناپذير الهى ، پشتوانه مجازات متخلّفانِ از احكام و قوانين الهى
و المطلّقات يتربّصن . .. و لا يحل لهن ... و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 11
11 ـ خداوند ، قادر بر كيفر تخلف كنندگان از احكام الهى
و اللّه عزيز حكيم
آوردن صفت «عزيز» (به معناى قادرى پيروز و شكست ناپذير) پس از بيان احكام، تهديدى است نسبت به متخلّفان از احكام الهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 5
5 ـ مرگ و حيات ، در قدرت خداوند
فقال لهم اللّه موتوا ثمّ احياهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 255 - 16،26،27
16 ـ شفاعت ، منافاتى با قدرت و مالكيّت مطلق الهى ندارد .
له ما فى السّموات و ما فى الارض من ذاالّذى يشفع عنده الاّ باذنه
26 ـ عدم غفلت در تدبير عالم ، مالكيت ، علم و قدرت مطلق و اذن به تأثير اسباب و علل ، نشانه و دليل قيّوميّت خداوند
الحىّ القيّوم . .. وسع كرسيّه السّموات و الارض
تمام مطالبى كه پس از صفت «القيّوم» آمده است، مى تواند توضيح دهنده آن صفت و نيز برهانى براى اثبات آن باشد.
27 ـ نگاهدارى آسمان ها و زمين ( نظام هستى ) براى خداوند ، گران و دشوار نيست .
و لا يؤدُه حفظهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 5،20،21،22،23،25
5 ـ خداوند ، عزير را ميراند و پس از صد سال وى را زنده كرد تا پاسخى باشد به پرسش وى از چگونگى زنده شدن مردگان
قال انّى . .. فاماته اللّه مائة عام ثمّ بعثه
20 ـ درك عزير از چگونگى معاد و توانايى خدا بر احياى مردگان ، پس از مشاهده زنده شدن خويش و عدم فساد طعام و نوشيدنى ها و زنده شدن الاغ
قال انّى يحيى . .. قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
21 ـ مشاهده زنده شدنِ مردگان ، موجب شناخت قدرت مطلقِ خداوند
فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
22 ـ ميرانده شدن عزير و زنده شدن وى پس از صد سال و سالم ماندن خوردنى و آشاميدنى او از فساد و حيات مجدد الاغش ، پرتويى از قدرت مطلق الهى
فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
23 ـ ميراندن و زنده كردن موجودات ، تنها در قلمرو قدرت مطلق الهى
فاماته اللّه مائة عام ثم بعثه . .. قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
25 ـ قدرت مطلق الهى
انّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 2
2 ـ يادآورى ماجراى ابراهيم ( ع ) و زنده شدن مرغان ، باعث اطمينان به قدرت الهى ، بر احياى مردگان
و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 15،16
15 ـ قدرت مطلقه الهى
و اللّه على كلّ شىء قدير
16 ـ خداوند ، قدير است .
و اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 6 - 4
4 ـ شكل گيرى انسان در رَحِم ، نشانه اقتدار و حكمت خداوند است .
هو الّذى يصوركم . .. لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 18 - 13،14
13 ـ اقتدار و حكمت الهى ، اساس قسط و عدل اوست .
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
14 ـ نظام عادلانه آفرينش ، نشان وحدانيّت ، اقتدار و حكمت الهى است .
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
گويا جمله «لا اله الاّ هو . .. »، بيان نتيجه اى است براى «قائماً بالقسط». يعنى نظام عادلانه دلالت مى كند بر توحيد، عزّت، اقتدار و حكمت خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 19 - 2
2 ـ عدالت ، يكتايى ، اقتدار و حكمت خداوند مقتضى تسليم شدن انسان ، تنها در برابر او
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم. انّ الدّين عند اللّه الاسلام
مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث با آيه پيشين.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 26 - 3،5،6،17،19،20،21
3 ـ لزوم اقرار به مالكيّت و قدرت مطلقه خدا ، و اينكه همه نيكى ها به دست اوست .
قل اللّهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء . .. بيدك الخير
5 ـ قدرت و سيطره مطلق بر هستى ، از آن خداست .
قل اللّهم مالك الملك
6 ـ خداوند ، تنها عطاكننده قدرت ، به هر كس كه اراده فرمايد .
تؤتى الملك من تشاء
17 ـ قدرت مطلق خداوند ، مقتضى نشأت يافتن هر خيرى از جانب اوست .
بيدك الخير انّك على كلّ شىء قدير
19 ـ قدرت مطلق خداوند ، مقتضى نفى هر گونه شرّ از او
بيدك الخير انّك على كلّ شىء قدير
20 ـ قدرت مطلق خداوند ، منشأ اعطاى حاكميّت و عزّت
تؤتى الملك من تشاء . .. تعزّ من تشاء ... انّك على كل شىء قدير
21 ـ اعطاى حاكميّت و پيروزى به انسان ها از جانب خداوند ، از قدرت مطلق او نمى كاهد .
مالك الملك . .. انّك على كل شىء قدير
از اينكه قبل از يادآورى عزّتها و قدرتهاى خدادادى، مالكيّت خدا ذكر شده; و پس از آن، بر قدرت مطلق خداوند تأكيد شده، برداشت فوق استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 1،3،4،5،6
1 ـ نوسان در مدّت شب و روز ( تنظيم گردش ايّام ) ، از مظاهر قدرت الهى
انّك على كل شىء قدير. تولج الّيل فى النهار و تولج النهار فى الّيل
«تولج النهار . .. »، به معناى داخل كردن شب در روز و به عكس مى باشد كه بيانگر كاسته شدن از يكى و افزوده شدن به ديگرى است. «تولج»، فعل مضارع است و دلالت بر استمرار اين معنا دارد.
3 ـ تبديل تدريجى شب و روز ، به يكديگر ( فاصله بين الطلوعين و غروب ) به قدرت و حكمت الهى
انّك على كل شىء قدير. تولج الّيل فى النهار
بنابراينكه «ولوج» به معناى تبديل تدريجى باشد.
4 ـ پديد آمدن زنده از مرده و مرده از زنده ، به دست خداوند
و تخرج الحىّ من الميّت و تخرج الميّت من الحىّ
5 ـ پيدايش مستمر حيات و مرگ به دست خدا ، نشانه قدرت اوست .
تخرج الحىّ من الميّت
6 ـ پيدايش جريان حيات در ميان موجودات مرده و بى جان
و تخرج الحىّ من الميّت
از تقديم «تخرج الحىّ . .. » بر «تخرج الميّت ... » استفاده مى شود كه ابتداءً موجودات بى جان آفريده شدند و از بستر آنها زنده ها به وجود آمدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 1
1 ـ با اعتقاد به قدرت مطلقه الهى ، مجالى براى پذيرش ولايت كافران از سوى مؤمنان نمى باشد .
قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء
گويا آيه مورد بحث، نتيجه اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 3،4،5،11،12،14
3 ـ بازگشت انسان به سوى خدايى است كه از علم و قدرت مطلق برخوردار است .
و الى اللّه المصير. قل ان تخفوا ... و اللّه على كل شىء قدير
از ارتباط اين آيه با جمله «و الى اللّه المصير».
4 ـ توجه به علم و قدرت مطلق الهى ، مقتضى پرهيز از قهر او *
و يحذركم اللّه نفسه . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه
5 ـ توجه به علم الهى نسبت به آشكار و نهان و قدرت مطلق او ، مانع سوء استفاده از تقيه
الاّ ان تتقوا منهم تقية . .. قل ... و اللّه على كل شىء قدير
11 ـ خداوند بر هر چيز تواناست . ( قدرت مطلق الهى )
و اللّه على كل شىء قدير
12 ـ ايمان به علم و قدرت الهى ، عامل احياى وجدان مذهبى
قل ان تخفوا . .. و يعلم ما فى السموات ... و اللّه على كل شىء قدير
14 ـ قدرت مطلق الهى ، پشتوانه اجراى تهديد او نسبت به مخالفان
قل ان تخفوا ما فى صدوركم . .. و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 1
1 ـ تجلى علم و قدرت حق ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .
قل ان تخفوا . .. يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير. يوم تجد كل نفس ما عملت
بنابراينكه «يوم تجد»، ظرف براى «يعلمه اللّه» و «قدير» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 41 - 3
3 ـ ناتوانى زكريا بر تكلّم تا سه روز ، نمودى از قدرت خداوند بر تحقق مشيّت خويش
كذلك اللّه يفعل ما يشاء. قال ربّ اجعل لى اية قال ايتك الاّ تكلّم الناس ثلثة ايام
ظهور «الاّ تكلم»، در نفى قدرت از متكلّم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 47 - 9،14
9 ـ خداوند بدون اتكاى به اسباب مادى و نياز به آنها ، آنچه را بخواهد ، خلق مى كند .
كذلك اللّه يخلق ما يشاء
14 ـ اراده خداوند به هر چه تعلق گيرد ، چون بگويد باش ، خواهد بود .
اذا قضى امراً فانّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 54 - 4
4 ـ توانايى و چيرگى خداوند در مكر با كافران
و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 160 - 3،4،5،13
3 ـ خداوند ، تنها قدرت غالب بر جهان هستى و همه عوامل و نيرو ها در حيطه قدرت اوست .
ان ينصركم اللّه . .. و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده
در آيه شريفه، يارى و نصرت را تنها از آن خدا مى داند و چون به طور قطع، ديگر عوامل طبيعى و غيرطبيعى نيز در پيروزيها دخيل هستند، به اين نتيجه مى رسيم كه قدرت و يارى ديگر عوامل، در احاطه خدا و به خواست اوست.
4 ـ پيروزى و شكست ، تنها منوط به خواست و قدرت خداوند است .
ان ينصركم اللّه . .. و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده
5 ـ پوچى و ناتوانى تمام خواسته ها و قدرت ها در مقابل خواست و قدرت الهى
ان ينصركم اللّه . .. و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده
13 ـ توكّل بر خدا ، لازمه ايمان به قدرت مطلق خداوند است .
ان ينصركم اللّه . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
با توجّه به صدر آيه، كه سخن از تنها قدرت غالب و نقش تعيين كننده الهى دارد، مراد از ايمان، ايمان به اين قدرت است و تفريع جمله «و على اللّه فليتوكّل . .. » با «فاء» بر ما قبل، ضرورت توكل را متعاقب اين باور ايجاب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 165 - 10
10 ـ توانايى مطلق خداوند بر انجام هر امرى
انّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 177 - 5
5 ـ قدرت مطلق خداوند و آسيب ناپذيرى وى از عملكرد كافران
انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 6
6 ـ كوتاه بودن مدّت حيات آدمى در دنيا و يا به درازا كشيدن آن ، در اختيار خداست .
انّما نملى لهم خير . .. انّما نملى لهم
از اينكه «املاء» در آيه شريفه به خداوند اسناد داده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 189 - 4،5
4 ـ خداوند ، توانمند و قادر بر هر چيز است .
و اللّه على كلّ شىء قدير
5 ـ مالكيّت انحصارى و قدرت مطلق خداوند ، دليل نبود گريزگاه براى مستحقان عذاب
فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب . .. و للّه ملك السّموات و الارض و اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،11
1 ـ خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند
و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل
جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.
11 ـ پى بردن از آفرينش به قدرت مطلق خداوند و يكتايى او در فرمانروايى بر هستى ، دليل بهره مند بودن آدمى از خرد ناب
انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 56 - 11
11 ـ اِعمال قدرت خداوند ، حكيمانه است .
انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 11
11 ـ تمامى امور به دست خداوند و در اختيار اوست .
عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا
بدون ترديد بازماندن كافران از آسيب رسانى به مؤمنان داراى عللى است، ولى خداوند آن را به خويش نسبت مى دهد تا برساند كه امور به دست و اختيار اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 7
7 ـ قدرت و تسلط خداوند بر حسابرسى و سنجش هر چيز
انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 4
4 ـ مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانمندى او بر رفع نياز هاى انسان
يغن اللّه كلا من سعته . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 1،2،7
1 ـ خداوند ، توانا بر هلاكت تمامى انسان ها و آفرينش انسانهايى ديگر
ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين و كان اللّه على ذلك قديراً
2 ـ قدرت خداوند بر نابودى كافران و گنهكاران و جايگزينى مؤمنانى تقواپيشه به جاى ايشان
ان اتقوا اللّه . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين
7 ـ مالكيت مطلق خداوند ، دليل نفوذ مشيت و قدرت وى بر هرگونه دخل و تصرف در جهان آفرينش
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض . .. ان يشأ يذهبكم
جمله «و لله . ..»، تعليل براى «ان يشأ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 11
11 ـ اعتقاد به عزت و قدرت مطلقه الهى ، مانع گرايش به عزت و اقتدار موهوم كافران
أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 149 - 6،7
6 ـ خداوند ، بسيار بخشنده و تواناست .
فإنّ اللّه كان عفواً قديراً
7 ـ عفو خداوند ، در عين قدرت او بر انتقام و كيفردهى
فإنّ اللّه كان عفواً قديراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 14
14 ـ عوامل طبيعى ، تحت سيطره خداوند و رام فرمان اوست .
فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 14
14 ـ ناتوانى و توانمندى دل ها ، براى درك تعاليم انبيا ، در اختيار خداست .
بل طبع اللّه عليها بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 11،12
11 ـ خداوند ، قاهر و غالب در احتجاج و استدلال
لئلا يكون للناس على اللّه حجة . .. و كان اللّه عزيزاً حكيماً
از نمونه هاى مورد نظر براى عزت و شكست ناپذيرى خداوند، همان است كه در جمله «لئلا يكون . ..» بيان شد.
12 ـ غلبه خداوند در احتجاج و استدلال ، برخاسته از حكمت بى پايان اوست . *
لئلا يكون للناس على اللّه حجة . .. و كان اللّه عزيزاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 40
40 ـ توجه به قدرت و مالكيت مطلق خداوند ، زمينه ساز باور آدمى به كفايت خداوند در تدبير هستى
له ما فى السموت و ما فى الارض و كفى باللّه وكيلا
جمله «له ما فى السموت . ..» مى تواند اشاره به علت كفايت خداوند در وكالت و تدبير هستى داشته باشد ; يعنى چون مالك و فرمانروايى مطلق است، براى وكالت و تدبير هستى كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 12
12 ـ تنها خداوند ، توانا بر نصرت مستكبران در قيامت
و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً
به قرينه فراز قبل «فيعذبهم عذاباً اليماً» مراد از اينكه مستكبران تنها خداوند را ياور خويش مى يابند، اين است كه تنها وى توانا بر ياورى آنهاست، نه اينكه خداوند ايشان را يارى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 19
19 ـ نفى هرگونه قدرت در مقابل قدرت خدا
فلاتخشوهم و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 7
7 ـ تحولات و دگرگونى هاى دل آدمى ، به دست خداست .
و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 9،10،20،24،27،29،30
9 ـ حيات و مرگ مسيح ( ع ) و مادرش مريم و تمامى اهل زمين ، در قبضه قدرت خداوند
قل فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و من فى الأرض جميعاً
10 ـ نفى هرگونه قدرت ، در برابر قدرت و اراده خداوند
فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك
استفهام «فمن يملك»، استفهام انكارى است. يعنى هيچكس قادر بر ايستادگى در برابر خواست خداوند نيست.
20 ـ ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، نشانه ضعف شناخت مسيحيان از خدا و قدرت مطلق اوست .
الذين قالوا . .. و للّه ملك السموت
24 ـ خداوند ، آنچه را بخواهد مى آفريند .
يخلق ما يشاء
27 ـ مالكيت و سلطنت مطلق خداوند بر هستى ، دليل توانايى او بر هر نوع آفرينش ( مانند آفرينش انسان بدون واسطه پدر )
للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما يخلق ما يشاء
بنابر اينكه «يخلق ما يشاء»، نتيجه اى باشد براى «للّه ملك السموت والارض»
29 ـ خداوند ، بر هر چيزى تواناست .
و اللّه على كل شىء قدير
30 ـ قدرت مطلق خداوند ، دليل نفوذ مشيت او بر تمام هستى
يخلق ما يشاء و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 13،14،15
13 ـ خداوند ، قادر مطلق و توانا بر انجام هر كار
و اللّه على كل شىء قدير
14 ـ بعثت پيامبران الهى ، پرتويى از قدرت مطلقه خداوند
قد جاءكم . .. و اللّه على كل شىء قدير
15 ـ قدرت خداوند بر انجام وعده ها و وعيد هاى خويش
فقد جاءكم بشير و نذير و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 11،12
11 ـ خداوند ، مقتدر و كاردان است .
و اللّه عزيز حكيم
12 ـ خداوند ، مقتدرى كاردان است .
و اللّه عزيز حكيم
بنابر اينكه «حكيم» صفت براى «عزيز» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 12،13،14،15،16،17
12 ـ خداوند ، داراى قدرتى مطلق و گسترده
و اللّه على كل شىء قدير
13 ـ خداوند ، توانايى حكيم است . *
و اللّه على كل شىء قدير
«قدير» به كسى گفته مى شود كه بر هر كارى توانا باشد و آن را بر اساس حكمت انجام دهد. (مفردات راغب.)
14 ـ عذاب و آمرزش انسان ها پرتويى از قدرت مطلق خداوند
يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء و اللّه على كل شىء قدير
15 ـ مشيت مطلق خداوند ، برخاسته از قدرت بيكران اوست .
يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء و اللّه على كل شىء قدير
16 ـ قدرت خداوند ، پشتوانه اعمال حاكميت و جريان مشيت وى
الم تعلم إنّ اللّه له . .. و اللّه على كل شىء قدير
جمله «واللّه» تعليل است براى سلطنت و نفوذ مشيت خداوند در جهان هستى. يعنى چون خداوند قدرت مطلق دارد، مى تواند حاكميت و مشيت خويش را بر جهان اعمال كند.
17 ـ توجه به مالكيت مطلق خداوند و قدرت بيكران او ، بازدارنده آدمى از هرگونه اعتراض به قوانين الهى
الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض . .. و اللّه على كل شىء قدير
جمله «الم تعلم . ..» مى تواند به منظور توجيه حد سرقت و برطرف ساختن هر گونه اعتراض درباره آن باشد. به اين بيان كه مالك تمامى هستى، به هرگونه تصرف در ملك خويش مجاز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 31
31 ـ اراده همه موجودات ، حتى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مقهور حاكميت اراده الهى
و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 27
27 ـ قدرت خداوند بر قرار دادن انسان ها در يك شريعت و به صورت يك امت
و لو شاء اللّه لجعلكم امة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 39
39 ـ توان و غناى نامحدود و علم گسترده خداوند ، تضمين كننده جريان خواست ها و مشيت هاى او
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 2،10
2 ـ ناتوانى خداوند در انفاق و بخشش روزى به موجودات ، از باور هاى باطل يهود
و قالت اليهود يداللّه مغلولة
جمله «ينفق كيف يشاء» مى تواند قرينه باشد بر اينكه مراد از بسته بودن دست خدا و نافذ نبودن قدرت وى ـ در پندار يهود ـ تنها ناتوانى از اعطاى روزى و انفاق به انسانهاست.
10 ـ قدرت خداوند ، فراگير و نافذ در تمامى امور هستى
بل يداه مبسوطتان
باز بودن دست، كنايه از نفوذ قدرت مى باشد و تثنيه آوردن كلمه «يد» براى رساندن كمال اقتدار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 4
4 ـ كسى جز خداوند قادر بر نفع و زيان رسانى نيست .
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 2
2 ـ حواريون ، در صدد پى بردن به قدرت الهى ، با درخواست مائده آسمانى
هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 118 - 11
11 ـ عزت و اقتدار خداوند ، دليل امكان آمرزش مشركان
و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 4،5،6،7
4 ـ قدرت خداوند ، محيط بر همه هستى
و هو على كل شىء قدير
5 ـ قدرت مطلق و حاكميت بر هستى ، ملاك الوهيت
للّه ملك السموت و الارض و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
6 ـ توجه به قدرت مطلق خداوند ، عامل آگاهى به بى همتايى او در الوهيت
و هو على كل شىء قدير
جمله «و هو على كل . ..» مى تواند همانند جمله «و للّه ملك ...» تعليلى باشد بر حقايق بيان شده در آيات گذشته.
7 ـ مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان
ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 12
12 ـ عن أبى جعفر (اظنه محمّد بن نعمان) قال: سألت ابا عبداللّه(ع) عن قول اللّه عز و جل «و هو اللّه فى السموات و فى الأرض» قال: كذلك هو فى كل مكان . .. محيط بما خلق عملا و قدرة و احاطة و سلطاناً و ملكاً ... .
ابوجعفر (احتمالا همان محمّد بن نعمان است) گويد: از امام صادق(ع) درباره اين جمله از آيه «و هو اللّه . .. » سؤال كردم، امام
فرمود: يعنى او به تمامى مخلوقات خويش از نظر علم، قدرت، سلطه و حاكميت احاطه دارد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 10
10 ـ ايجاد و استمرار بقاى موجودات به دست خداوند است.
فاطر السموت و الأرض و هو يطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 17 - 1،2،3،6،7،10،11
1 ـ اگر خداوند آسيبى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) برساند، هيچ موجودى توان برطرف ساختن آن را ندارد.
و إن يمسسك اللّه بضر . .. فهو على كل شىء قدير
2 ـ هيچ موجودى توان جلوگيرى از خيرى را كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) برساند، ندارد.
و إن يمسسك اللّه بخير
3 ـ هيچ موجودى توان دفع آسيب و يا خيرى را كه از ناحيه خدا باشد، ندارد.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير
6 ـ اقتدار بر رساندن هر گونه خير و شر، از شؤون ولايت الهى است.
أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير
7 ـ توجه به اقتدار بى مانع خداوند بر رساندن نفع و ضرر، زمينه ساز اعتقاد به توحيد و پرهيز از شرك
و لا تكونن من المشركين . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير
10 ـ خداوند، قادر مطلق و توانمند بر هر كار است.
فهو على كل شىء قدير
11 ـ هيچ مانعى در برابر جريان قدرت مطلقه الهى وجود ندارد.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو . .. فهو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 18 - 1،2
1 ـ آدميان، مقهور در برابر اقتدار يگانه خداوند هستند.
و هو القاهر فوق عباده
2 ـ قدرت بدون رقيب خداوند در رساندن خير و شر به آدمى، نشانه اقتدار و غلبه او بر تمامى بندگان
و إن يمسسك اللّه بضر . .. و هو القاهر فوق عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 9
9 ـ خداوند قادر به هدايت همه مردم به اسلام و ايمان است.
و لو شاء اللّه لجمعهم على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 37 - 5،6،7،11
5 ـ تقاضاى معجزات ويژه و دلخواه، برخاسته از نادانى است.
و لكن أكثرهم لايعلمون
نفى علم از درخواست كنندگان معجزات ويژه بيانگر اين است كه نادانى زمينه پيدايش اين نوع تقاضاهاست.
6 ـ ناآگاهى اغلب مشركان از قدرت خداوند بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه
إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية و لكن أكثرهم لايعلمون
مفعول «لايعلمون»، به قرينه فراز قبل آن، قدرت الهى است، يعنى: «لايعلمون أن اللّه قادر . ..»
7 ـ معدودى از مشركان مى دانستند كه خداوند توان آوردن معجزه درخواستى آنان را دارد.
و لكن أكثرهم لايعلمون
11 ـ برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.
و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 3،5
3 ـ توانايى خداوند بر گرفتن قوه شنوايى و بينايى و از كار انداختن قوه درك انسان
إن أخذ اللّه سمعكم و أبصركم و ختم على قلوبكم
5 ـ اگر خداوند نعمت بينايى، شنوايى و ادراكى انسان را سلب كند، معبودهاى باطل قدرت بازگرداندن آنها را ندارند.
إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 1،3،6،7
1 ـ فقط خداوند توانا بر فرستادن و مسلط كردن عذابهاى گوناگون بر مشركان است.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
3 ـ خداوند توانمند بر فرستادن عذاب از بالا (آسمان) و از زير پاها (زمين) بر مشركان است.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا من فوقكم أو من تحت أرجلكم
6 ـ خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم
چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.
7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.
قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 5
5 ـ خداوند يگانه، توانا بر رساندن نفع و ضرر به آدميان، شايسته پرستش است.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 6
6 ـ قدرت خداوند بر روياندن گياه زنده از دل دانه و هسته مرده، نمودى از قدرت او بر زنده ساختن آدمى پس از مرگ است.
لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة . .. إن الله فالق ... مخرج الميت من الحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 18
18 ـ جريان امور طبيعت و اداره آن در حيطه قدرت و قلمرو اراده خداوند است.
و هو الذى . .. فأخرجنا ... نخرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8،9،16
8 ـ اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
9 ـ اگر خداوند بخواهد نسلى از آدميان را قبل از موعد طبيعى خود نابود مى سازد و نسلهاى ديگرى را جايگزين آن مى كند.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
چون آمد و شد نسلها امرى عادى و طبيعى است، جمله «إن يشأ . ..» بايد بيان امرى خلاف عادت و سير طبيعى باشد. از موارد محتمل آن است كه نسلى قبل از درنگ عادى خود از صحنه تاريخ حذف و نابود گردد.
16 ـ اگر خداوند بخواهد با هلاك كردن آدميان موجوداتى ديگر را جايگزين آنان خواهد كرد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
فعل «يذهبكم» خطاب به همه آدميان است و جمله «ما يشاء» (آنچه بخواهد)، عموميت دارد و منحصر به انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 149 - 6
6 ـ اگر مشيت خداوند اجبار انسان بر هدايت بود، همگان را، بى استثنا، هدايت مى كرد.
فلو شاء لهديكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 1 - 1
1 ـ عن الصادق(ع): . .. و «المص» فمعناه: أنا الله المقتدر الصادق ... .
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. «المص» يعنى، من خداى توانمند راستگو هستم ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 19
19 ـ تنها خداوند، توانا به يارى انسان به هنگام مرگ است.
أين ما كنتم تدعون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 12،13
12 ـ مطالعه عوامل طبيعى در حياتبخشى به گياهان ، موجب پذيرش معاد و پى بردن به قدرت خداوند است .
هو الذى يرسل الريح . .. فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى
13 ـ پى بردن انسان ها به قدرت خداوند و توجه همواره به آن ، از اهداف آفرينش نيرو هاى طبيعى در هستى است .
هو الذى يرسل الريح . .. لعلكم تذكرون
در برداشت فوق «لعلكم . .. » غايت براى «يرسل الريح» و جمله هاى پس از آن گرفته شده است. يعنى از اهداف آفرينش اين اسباب و مسببات تذكر يافتن انسانهاست. قابل ذكر است كه «تذكر» به معناى دريافتن و پيوسته در ذهن داشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 2
2 ـ ابتلاى كفرپيشگان تاريخ به كيفر هاى الهى ، بيانگر توانايى خداوند به گرفتارسازى گنهكاران موجود به عقوبت گناهانشان است .
أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم
فاعل «يهد» ضميرى است كه به داستان و سرنوشت اقوام پيشين برمى گردد و «أن لو نشاء . .. » مفعول آن مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين يرثون» نيز مفعول به واسطه «يهد» است. و چون «يهد» به حرف لام متعدى شده، معناى تبيين در آن تضمين شده است. بنابراين جمله «او لم يهد ... » يعنى آيا سرگذشت پيشينيان براى وارثانشان اين حقيقت را روشن نكرده است كه اگر مشيت ما اقتضا كند آنان را به سبب گناهانشان عقوبت مى كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 3
3 ـ برطرف كردن عذاب هاى نازل شده از سوى خدا ، تنها در حيطه قدرت وى در اختيار اوست .
فلما كشفنا عنهم الرجز
چون اسناد برطرف ساختن عذاب به خداوند (فلما كشفنا)، در مقابل سخن فرعوينان است كه برطرف ساختن عذاب را از موسى خواستند (لئن كشفت) به اين حقيقت اشاره دارد كه برطرف ساختن عذابهاى نازل شده تنها در اختيار خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 13،14
13 ـ حيات و مرگ همگان به دست خدا و در اختيار اوست .
يحى و يميت
14 ـ حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، دليل اقتدار او بر زنده كردن موجودات و ميراندن آنهاست .
الذى له ملك السموت و الأرض . .. يحى و يميت
بيان حاكميت انحصارى خدا بر هستى و سپس توصيف او به حيات بخشى و مرگ آفرينى مى تواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه چون امور هستى در اختيار اوست، مرگ و حيات موجودات نيز به دست او خواهد بود. بنابراين «له ملك ... » مى تواند استدلال براى «يحى و يميت» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 25
25 ـ طبيعت و جهان هستى در اختيار خدا و تحولات آن به دست اوست .
فانبجست منه . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 5
5 ـ تنها خداوند شايسته پرستش و توانا بر تدبير امور انسانهاست .
هو الذى خلقكم . .. أيشركون ما لايخلق شيئا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 7
7 ـ تنها خداوند توانا بر يارى بندگان و دفاع از خويشتن است .
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 9
9 ـ توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .
و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 16،19
16 ـ تمايز حق از باطل با امداد هاى ويژه خداوند در جنگ بدر نمودى از قدرت مطلقه او
يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و اللّه على كل شىء قدير
برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «و اللّه . .. » ناظر به «يوم الفرقان» بودنِ جنگ بدر باشد.
19 ـ رفع نياز هاى جامعه ايمانى از سوى خود مسلمانان ، منشأ تشريع خمس ، نه ناتوانى خداوند بر تأمين آن نيازها
و اعلموا أنما غنمتم من شىء . .. و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 12
12 ـ قدرت و غلبه خداوند با حكمت و كاردانى است .
فإن اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 8
8 ـ خداوند ، نيرومند و داراى عقاب شديد است .
إن اللّه قوى شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 59 - 2،4،7
2 ـ كافران هرگز قادر نخواهند بود خداوند را ناتوان ساخته و مانع تحقق اراده وى شوند .
إنهم لايعجزون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول محذوف از «لايعجزون»، اللّه باشد. اعجاز (مصدر يعجزون) به معناى ناتوان ساختن است.
4 ـ كافران همواره مقهور خداوند هستند .
و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون
7 ـ خداوند ، مقتدرى شكست ناپذير
كفروا سبقوا إنهم لايعجزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 11
11 ـ انسان ها و قلب هاى ايشان در اختيار خداوند است .
و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 3 - 10،12
10 ـ اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او
و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه
12 ـ قدرت خدا ، بى رقيب و غالب بر همه قدرتهاست .
فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 39 - 6،8،9
6 ـ قدرت نامحدود خداوند ، دليل توانايى او بر عذاب مردم و جايگزين كردن امتى به جاى امتى ديگر
يعذبكم عذاباً أليماً و يستبدل قوماً غيركم . .. و اللّه على كل شىء قدير
8 ـ قدرت نامحدود خداوند ، نشان بى نيازى او از جهاد مؤمنان و آسيب ناپذيرى او ، از تخلف آنان
إلا تنفروا . .. و لا تضروه شيئاً و اللّه على كل شىء قدير
9 ـ سنت خداوند بر تعيين سرنوشت انسان ها در پرتو عملكرد خودشان ، با وجود قدرت او بر تعيين قطعى همه امور
إلا تنفروا يعذبكم . .. و لا تضروه شيئاً و اللّه على كل شىء قدير
خداوند، از يك سو مؤمنان را به جهاد بر مى انگيزد و از سوى ديگر بى نيازى خود را از عملكرد آنان اظهار مى كند و اين نشان دهنده سنت او بر نقش دادن به انسان در تعيين سرنوشت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 10
10 ـ ناتوانى همه قدرت ها ، در برابر قدرت و اراده خداوند
و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 8
8 ـ ناتوانى همه قدرت ها و نيرو ها در ايمن ساختن انسان از كيفر الهى
لا ملجأ من اللّه إلا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 129 - 11
11 ـ خداوند ، داراى قدرتى بى چون و چرا و حاكميتى بى بديل ، بر مجموعه هستى
هو رب العرش العظيم
لزوم اتكا داشتن بر خدا ـ به دليل ربوبيت او ـ نشانگر اين است كه حكم و اراده اش، همواره بر كل هستى نافذ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 9
9 ـ توانايى خدا بر پديد آوردن جهان و انسان ، نشانه توانمندى او بر ايجاد رستاخيز است .
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 8
8 ـ قدرت پديد آوردن جهان و توانايىِ برپا كردن جهان آخرت ، در انحصار خداوند است .
قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 4
4 ـ قدرت بر هدايت و رهبرى به سوى حق ، در انحصار خداوند است .
قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يهدى للحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 4،5
4 ـ خداوند ، هرگاه كسى را به رنج و مصيبتى گرفتار فرمايد ، هيچ موجودى توانايى دفع آن را ندارد .
إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو
5 ـ خداوند ، هرگاه خير كسى را بخواهد ، هيچ موجودى توانايى سلب آن خير را از وى نخواهد داشت .
و إن يردك بخير فلا راد لفضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 4،7
4ـ خداوند ، بر تحقق دادن هر امرى تواناست .
و هو على كل شىء قدير
7ـ خداوند ، بر اعطاى معيشت نيكو به موحدان و عذاب كردن مشركان و پرستشگران غير او تواناست .
يمتعكم متـعًا حسنًا . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير ... و هو على
در بر داشت فوق، جمله «و هو على . ..» در ارتباط با «يمتعكم» و «أخاف عليكم عذاب يوم كبير» معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 107 - 9
9ـ خداوند هر آنچه را بخواهد ، انجام مى دهد .
إن ربك فعال لما يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 21،24
21ـ خداوند ، بر انجام مشيّت ها و خواستهايش تواناست .
والله غالب على أمره
ضمير در «أمره» به «الله» باز مى گردد و مراد از امر خدا ، كارهايى است كه اراده و مشيت خداوند به تحقق آنها ، تعلق گرفته است.
24ـ اكثريت مردم به جريان امور به تدبير خدا و توان او بر انجام مشيّتهايش و ناتوانى همگان در برابر او ، ناآگاهند .
و الله غالب على أمره و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 11
11ـ اعتقاد به وجود خداى يگانه و غالب و باور به شايستگى او براى پرستش ، اعتقاد و باورى خردمندانه است .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 11
11ـ هيچ كس و هيچ تدبير و برنامه اى نمى تواند از اجراى تقديرها ، مشيت ها و فرمان هاى تكوينى خدا جلوگيرى كند .
ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله
«اغناء» (مصدر اُغنى) از غَنا و به معناى كفايت كردن و منع نمودن است (برگرفته شده از لسان العرب). «من شىء» مفعول براى «ما اُغنى» و «من الله» حال براى «شىء» مى باشد. بنابراين جمله «ما اُغنى عنكم ...» چنين معنا مى شود: من [با تدبير خويش ]كفايت نمى كنم و باز نمى دارم چيزى (بلا و مصيبتى) را كه از ناحيه خداوند [مقدّر] باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 20
20ـ توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 17
17ـ تنها خداوند بر بازگرداندن گزند هاى تقدير شده ، تواناست .
فلامردّ له و ما لهم من دونه من وال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 13 - 19
19ـ خداوند ، بسيار مقتدر و تواناست .
و هو شديد المحال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 33 - 2
2ـ هيچ كس و هيچ چيز ( معبود هاى اهل شرك و . . . ) هم پايه خداوند نبوده و به تدبير امور انسان ها و قوام بخشيدن به آنان توانا نيست .
أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت
«من» در «أفمن هو . ..» مبتداست و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 10
10- خداوند داراى قدرت لازم براى ايجاد پديده ها و از بين بردن برخى و آوردن برخى ديگر به جاى آنان
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 3
3- خداوند ، آگاه به نياز ها و خواسته هاى انسان و توانا بر تأمين آنهاست .
و ءاتيـكم من كلّ ما سألتموه
چون خداوند تمامى نيازهاى نوع بشر را برآورده است، معلوم مى شود از آن نيازها آگاه و بر اعطاى آنها قادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 3
3- انسان ها ، هر چند از همه امكانات و استعداد هاى خويش بهره جويند ، باز در برابر قدرت نامحدود خداوند ناتوانند .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 41 - 3
3- تمامى تلاش و توان ابليس براى اغواى اكثريت مردمان ، تحت حاكميت و قدرت خداوند است .
هـذا صرط علىّ مستقيم
جمله «هـذا صراط علىّ مستقيم» احتمال دارد در پاسخ ابليس باشد كه با انانيت، اغواگرى مردمان را با تأكيد به خود نسبت داد و خداوند، جواب مى دهد: چنين نيست; بلكه اين امر تحت قدرت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 84 - 5
5- هيچ نيرويى توانايى دفع عذاب الهى را ندارد .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 12 - 5،7
5- مسخر شدن ستارگان به فرمان و تدبير خداوند ، نمونه اى از قدرت عظيم او بر تحقق بخشيدن به فرمان هاى خود است .
أتى أمر الله فلاتستعجلوه . .. و النجوم مسخّرت بأمره
در آيه «أتى أمر الله» خبر از آمدن امر الهى و تحقق وعده هاى او داده شده و در اين جا تسخير ستارگان به عنوان نمونه اى از آن امر يادآورى گرديده است تا نشان دهد خداوندى كه ستارگان را رام خويش قرار داده است، قدرت بر تحقق وعده هاى خود را دارد.
7- رام و مسخر بودن شب ، روز ، خورشيد ، ماه و ستارگان نشانه هايى از خدا و نمونه هايى از قدرت اوست .
و سخـّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 3،10
3- خداوند ، داراى قدرت مطلق است .
إنما قولنا لشىء إذا أردنـه أن نقول له كن فيكون
10- مشركان ، خداوند را قادر به احياى مجدد انسان ها پس از مرگ نمى دانستند .
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ
ذكر «إنما قولنا لشىء. ..» ـ كه براى اثبات قدرت مطلق خداوند است ـ پس از بيان ديدگاه مشركان درباره عدم احياى دوباره انسانها مى تواند تعريض به مشركان باشد; چون آنان داراى چنين ديدگاهى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 8
8- قدرت خداوند ، فوق مكر و توطئه طراحان و توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 10
10- خداوند ، داراى علم و قدرت گسترده
إن الله عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 4
4- برپايى قيامت با همه گستردگى و عظمت ، امرى آسان براى خداوند
و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 4
4- آفرينش كوه ها به گونه اى كه قابل پناه گرفتن براى انسان باشد ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من الجبال أكنـنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 5
5- خداوند ، تنها قدرت حاكم بر جهان آفرينش است .
قل . .. لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 4
4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 2
2- براى خداوند ، احياى مجدد انسان از خاك ، سنگ ، آهن و يا ماده سخت تر از اين ها ، يكسان است .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
از حرف «أو» كه براى تخيير است و حكايت از تساوى معطوف و معطوف عليه در نزد متكلم دارد، استفاده مى شود كه: سنگ شدن يا آهن شدن انسان، باعث نمى شود كه خداوند در برخى موارد، نياز به اعمال قدرت افزون ترى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 12
12- غير خدا ، ناتوان از مقابله با قدرت و اراده او
ثمّ لاتجدوا لكم علينا به تبيعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 86 - 1،9
1- خداوند ، قادر بر محو و زايل كردن تمامى معارف و حقايقى است كه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى كرده است .
و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك
9- « حسن بن محمدالنوفلى يقول : . . . قال سليمان : . . . إرادته علمه ، قال الرضا ( ع ) : . . . ما الدليل على أن إرادته علمه ؟ و قد يعلم ما لايريده أبداً ، و ذلك قوله عزّوجلّ : « و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك . . . قال سليمان : فإن الإرادة القدرة قال الرضا ( ع ) : و هو عزّوجلّ يقدر على ما لايريده أبداً و لابدّ من ذلك لأنه قال تبارك و تعالى : « و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك » فلو كانت الإرادة هى القدرة كان قد أراد أن يذهب به لقدرته . . . ;
حسن بن محمدنوفلى مى گويد:. .. سليمان گفت:... اراده خدا عين علم خداست. امام رضا(ع) فرمود:... چه دليلى بر اين هست كه اراده او علم اوست؟ در حالى كه خداوند تحقيقاً چيزى را مى داند كه آن را هرگز اراده نمى كند و آن سخن خداوند ـ عزّوجلّ ـ است كه مى فرمايد: «و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك» ... سليمان گفت: پس اراده همان قدرت است. امام رضا(ع) فرمود: اين خداوند ـ عزّوجلّ ـ است كه هر چيزى كه هرگز اراده نمى كند قادر است و ناچار بايد اين مطلب را پذيرفت; چون خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرمود: «و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك» پس اگر اراده همان قدرت بود اراده كرده بود كه [آنچه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) وحى شده] از ياد او ببرد چون قادر بود ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 43 - 3
3- به هنگام نزول كيفر الهى ، تنها ، خداوند ، قادر به جلوگيرى و متوقّف ساختن آن است .
و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 7
7- روى گردانى از ولايت الهى و تمسك به ولايت غير خدايى ، نمودى از كوردلى كافران است .
كانت أعينهم فى غطاء . .. أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا
ارتباط محتوايى اين آيه با آيات قبل، خصوصاً با توجه به «فاء» در «أفحسب» چنين مى نمايد كه برگزيدن اوليا از سوى كافران، از نتايج كورى و كرى و فقدان شناخت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 2
2- پيدايش فرزند از پدرى فرتوت و مادرى عقيم ، كارى آسان براى پروردگار
قال ربّك هو علىَّ هيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 7،9
7- خداوند داراى قدرت مطلق است و بر پديدآوردن هر آنچه تقدير كرده توانا است .
إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
9- خداوند براى ايجاد چيزى ، نيازمند به كارگيرى اسباب و وسايط نيست .
إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
معناى نيازمند نبودن خداوند به اسباب و وسايط اين نيست كه خداوند اسباب را به كار نمى گيرد، بلكه بدان معنا است كه اسباب در رتبه متأخر از اراده و فرمان او قرار دارند، بنابراين اراده او محدود به هيچ وسيله اى نيست و وسايل نيز با فرمان او و به شكلى كه او بخواهد عمل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 7
7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او است . *
له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك
گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 27 - 5
5 - خداوند ، قادر به دفع امراض و رفع هرگونه نقص و عيب از موجودات است .
واحلل عقدة من لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 85 - 10
10 - عوامل گمراهى ، وسيله هاى آزمون مردم از سوى خداوند بوده و مقهور قدرت او هستند .
فتنّا . .. و أضلّهم السامرىّ
گمراه گرى سامرى با آن كه به شخص او استناد داده شده است; مصداق آزمون الهى قرار گرفته، حاكى از اين است كه خداوند بر كار او تسلط دارد و وى را به خواست خويش، آزاد گذاشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 3
3- توانايى بر آفريدن جهان كنونى براى بازيچه و سرگرمى خويش ، تنها در قلمرو قدرت خدا است و هيچ موجودى قادر بر انجام اين كار نيست .
لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنـه من لدنّا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «من لدنّا»، معناى «من جهة قدرتنا» را افاده كند (چنان كه برخى از مفسران بزرگ بر اين نظرند). و يا اين كه «من لدنّا» ظرف مختص ـ در قبال «من لدن غيرنا» باشد. براين اساس پيام آيه چنين مى شود: «اگر بنا بود جهان را سرگرمى خود قرار دهيم، باز اين كار تنها در توان ما است نه خدايان ادعايى مشركان و يا ديگر قدرت ها; پس قدرت و ربوبيت مطلقه در انحصار خدا است». گفتنى است آمدن «لدنّا» ـ كه براى ابتداى غايت است ـ به جاى «عندنا» ـ كه براى صرف حضور است ـ مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 16
16- خداوند ، قادر بى مانند و حاكم مطلق در پهنه هستى است .
بل متّعنا هـؤلاء . .. أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغـلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 69 - 6
6- قدرت خداوند ، مطلق است و همه قدرت ها در برابر او ناتوان و بى اثراند .
قالوا حرّقوه . .. قلنا يـنار كونى بردًا و سلـمًا على إبرهيم
جمله «قلنا يانار. ..» پاسخ به قدرت نمايى بت پرستان است (قالوا حرّقوه). بنابراين جمله ياد شده گوياى اين حقيقت است كه انسان ها با همه توانايى هايشان در برابر اراده و قدرت خداوند ناتوان و مغلوب اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 3
3 - توانايى خدا بر احياى همه مردگان
و أنّه يحى الموتى
«موتى» جمع «ميّت» است و جمع محلاّ به «ال» مفيد عموم مى باشد. بنابراين «الموتى»;يعنى، همه مردگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 7
7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم
و إنّ اللّه على نصرهم لقدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 1
1 - توانايى خداوند بر جا به جا كردن شب و روز ، دليلى است گويا براى توانايى او بر يارى رساندن به ستمديدگان در انتقام گرفتن آنان از ستمگران .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ اللّه سميع بصير
در آيه پيش، خداوند به آن مسلمانى كه مورد ستم و تجاوز مشركان قرار گرفته بود، وعده قطعى داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقامش را از متجاوزان بازستاند در اين آيه، براى اين كه كسى در توانايى خدا بر تحقق بخشيدن به وعدهايش و در حمايت و پشتيبانى از ستم ديدگان ترديدى نكند، گوشه اى از قدرت نهايت خود را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 5
5 - توجه به چگونگى خلقت نخستين انسان ، زداينده هر گونه ترديد در امكان معاد و توانايى خدا بر احياى مجدد مردگان
و لقد خلقنا الإنسـن . .. ثمّ إنّكم يوم القيـمة تبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 18 - 7
7 - خداوند ، قادر به از ميان بردن همه آب هاى زمين
و إنّا على ذهاب به لقـدرون
«ذهاب» (مصدر فعل لازم) به معناى رفتن است و با «باء» تعديه به معناى بردن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 95 - 1
1 - خداوند ، توانا بر تحقق بخشيدن به وعده هاى خود
و إنّا على أن نريك ما نعدهم لقـدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 45 - 10،11
10 - خداوند تحقيقاًبر هر كارى توانا است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
11 - بى ترديد خداوند ، قادر مطلق و بر آفرينش هر چيزى توانا است .
و اللّه خلق كلّ دابّة . .. إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
از پيام هاى اين سخن كه «خداوند بر هر شيئى قادر است» ـ به قرينه جملات پيشين كه از آفرينش جاندارن و هر آنچه خدا بخواهد سخن گفته است ـ توانايى خداوند بر آفرينش هر چيزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 3،5
3 ـ خداوند ، تونا بر مهيّا ساختن باغ هايى با نهر هاى روان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مراتب بهتر از آنچه كه مشركان توقع آن را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند .
أو تكون له جنّة يأكل منها . .. تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّـت تجرى
5 ـ خداوند ، توانا بر مهيّا ساختن قصرهايى با عظمت براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مراتب بهتر از آنچه كه مشركان توقع آن را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند .
تبارك الذى إن شاء . .. يجعل لك قصورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 45 - 4
4 ـ خداوند ، توانا بر متوقف كردن حركت سايه ها و بازايستاندن آنها از كم و زياد شدن
الظلّ و لو شاء لجعله ساكنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 2
2 ـ آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، بر اثر جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، تنها به قدرت خدا است .
و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ معرفه بودن مبتدا و خبر (هو الذى جعل) بيانگر قصر مى باشد. 2- آيه شريفه در مقام بيان قدرت خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 4 - 1،4
1 - قدرت خداوند ، بر نزول نشانه اى انكارناپذير از آسمان براى ناگزيرساختن كافران به ايمان
إن نشأ ننزّل عليهم من السماء ءاية فظلّت . .. خـضعين
4 - قدرت خداوند بر به خضوع كشاندن سردمداران كفر در برابر خويش
إن نشأ . .. فظلّت أعنـقهم لها خـضعين
برخى بر آنند همان گونه كه به بزرگ قوم «رأس القوم» و «صدرالقوم» گفته مى شود، «عنق القوم» نيز گفته مى شود بنابراين «أعناقهم»; يعنى، «سادتهم». برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 1،3
1 - خداوند ، تنها قدرت قاهر شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
«العزيز» مسند محلى به «ال» جنس و مفيد حصر است. گفتنى است كه اهل لغت در معناى «عزيز» گفته اند: «الغالب الذى لايغلب; پيروزمندى كه شكست نمى خورد».
3 - اعتقاد به عزت و شكست ناپذيرى خدا ، هموار كننده راه ايمان به رستاخيز و توانايى خدا بر احياى مردگان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز
با توجه به مفاد آيات پيش (انكار معاد از سوى كافران و ارائه نشانه هاى قدرت خدا بر برپا ساختن رستاخيز و پايان بخشيدن موضوع ياد شده با ذكر عزت خدا) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 2
2 - خدا ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
«عزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 2
2 - خدا ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
«العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 2
2 - خداوند ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
واژه «العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 2
2 - خدا ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
كلمه «العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 2
2 - خداوند ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
كلمه «العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 1
1 - خداوند ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
واژه «العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 2
2 - خدا ، تنها قدرت قاهر و شكست ناپذير
و إنّ ربّك لهو العزيز
«العزيز» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 53 - 6
6 - خداوند ، توانا بر جدا ساختن سرنوشت مؤمنان واقعى از فرجام كافران محكوم به هلاكت
أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 10،12
10 - حق ستيزان ، سرانجام مقهور قدرت شكست ناپذير خداوند
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم
12 - ربوبيت الهى ، آميخته با قدرت و آگاهى عميق
إنّ ربّك . .. و هو العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 68 - 1
1 - خداوند ، توانا بر آفرينش هر چه بخواهد .
و ربّك يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 3،5
3 - خدا ، قدرت مطلق و بلامنازع جهان آفرينش است .
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا إلى يوم القيـمة من إلـه غير اللّه
مفاد آيه بالا، اين است كه اگر خدا چيزى را بخواهد، در تمام هستى كسى نيست كه بتواند اراده او را نقض كند و برخلاف خواست او كارى انجام دهد.
5 - توانايى خدا بر تاريك قرار دادن زمين و محروم ساختن مردم از روشنايى روز تا برپايى قيامت
أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا إلى يوم القيـمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 3
3 - خدا ، قدرت مطلق و بلامنازع جهان آفرينش است .
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا . .. من إلـه غير اللّه ... أفلاتبصرون
مفاد آيه بالا اين است كه هرگاه خداوند كارى را اراده كند، هيچ كس نمى تواند اراده او را نقض كند و برخلاف خواسته او كارى انجام دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 12
12 - هرگز ، هيچ قدرتى ، توان پيشى گرفتن بر خدا را ندارد .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 1
1 - كافران مكه ، از سوى خداوند ، به خاطر ژرف نگرى نكردن درباره توانايى خدا بر خلق موجودات ، سرزنش شده اند .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق
همزه «أَوَلم يروا» استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 22 - 2
2 - آسمان و زمين ، تحت قدرت قاهر خداوندى است .
و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و لا فى السماء
«ما أنتم بمعجزين» كنايه از اين است كه او، توان بيشترى دارد و شما، نمى توانيد از قدرت او، فرار كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 4
4 - ثبات و استقرار آسمان و زمين ، به فرمان و قدرت خداوند و بدون اسباب و علل ظاهرى است .
و من ءايـته أن تقوم السماء و الأرض بأمره
اين كه خداوند، برپايى و استقرار و ثبات آسمان و زمين را بدون اسناد به علتى ظاهرى، به امر و فرمان خود معرفى مى كند، حاكى است كه آسمان و زمين، بدون علت ظاهرى برپا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 6،16
6 - خداوند ، زمين را حيات مى بخشد و بر احياى مردگان ، توانا است .
كيف يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
16 - قدرت مطلق خداوند ، منشأ ريزش باران ، و احياى زمين به وسيله آن است .
فترى الودق يخرج من خلـله . .. يحى الأرض بعد موتها ... و هو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 54 - 6،16
6 - خداوند ، بر آفرينش هر آنچه كه بخواهد ، توان دارد .
يخلق ما يشاء و هو . .. القدير
16 - علم و قدرت مطلق خداوند ، منشأ نفوذ مشيّت او بر آفرينش هر چيزى است .
يخلق ما يشاء و هو العليم القدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 6،9
6 - خداوند ، بر همه امور قدرت مطلق دارد .
إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل . .. يأت بها اللّه
«يأت بها اللّه» مى تواند قرينه باشد بر اين كه آيه، درصدد اثبات قدرت مطلق خداوند است.
9 - متوجّه كردن فرزند به علم و قدرت مطلق خداوند ، با استفاده از شيوه آموزشىِ قابل فهم ، نمودى از حكمت لقمان است .
لقد ءاتينا لقمـن الحكمة . .. إذ قال ... يـبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 8
8 - كافران ، هيچ گريزى از حيطه قهر و قدرت خداوند ، ندارند .
نضطرّهم إلى عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 1،2
1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
2 - براى خدا ، آفريدن افراد زياد ، با آفريدن يك تن ، تفاوتى ندارد .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
«إلاّ كنفس واحدة» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد از خلق و بعث در «ما خلقكم و لابعثكم» خلق و بعث جمعى است و در اين صورت آيه، نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 3
3 - تبديل شدن تدريجى قسمتى از روز و شب به هم ، به قدرت خدا است .
يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
«يولج. ..» به معناى افزوده شدن بخشى از شب به روز و برعكس آمده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 4
4 - خالقيت ، مالكيت ، قدرت و علم مطلق خدا ، برخاسته از حقانيت محض و ثبوت ازلى خداوند است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . ..للّه ما فى ... إنّ اللّه عز
مشاراليه «ذلك» مى تواند صفات كمالى ذكر شده در آيات پيشين براى خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 4
4 - ترديد در امكان معاد ، به رغم مشاهده قدرت خدا در آفرينش هستى ، برخاسته از بهره نگرفتن از ابزار شناخت و تعقل است .
جعل لكم السمع و . .. و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
ذكر «و قالوا أءذا. ..» پس از بيان ناسپاسى انسان ها و يا كم سپاسى آنان در برابر نعمت قواى ادراكى اعطا شده از جانب خداوند، مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه انسان ها از نعمت قواى ادراكى، بهره نگرفتند. (ناسپاسى) و در نتيجه در مسأله معاد ترديد روا داشتند. لازم به ذكر است كه شكر نعمت قواى ادراكى به تناسب موضوع، به كاربردن آنها در راه شايسته و تعيين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 17 - 3،5،9
3 - هيچ قدرتى توان ندارد از تصميم خداوند درباره گرفتار كردن كسى به بدى و رنج ، جلوگيرى كند .
من يعصمكم من اللّه إن أراد بكم سوءًا
5 - خداوند ، آن چنان توانايى دارد كه مى تواند در سخت ترين شرايط جهاد و جنگ ، انسان را از مرگ حفظ كند .
إن فررتم من الموت . .. من ذا الذى يعصمكم من اللّه إن أراد بكم سوءًا أو أراد بكم
9 - خداوند ، تنها كسى است كه مى تواند شر و بدى خود آفريده را ، رفع كند .
من ذا الذى يعصمكم من اللّه إن أراد بكم سوءًا. .. و لايجدون لهم من دون اللّه وليّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 11،12
11 - توان مندى خداوند ، با عزّت و شكست ناپذيرى او همراه است .
و كان اللّه قويًّا عزيزًا
«عزيزاً» مى تواند خبر دوم براى «كان» باشد و مى تواند صفت براى «قويّاً» باشد. بنابر احتمال دوم، نكته ياد شده به دست مى آيد.
12 - توان مندى خداوند ، منشأ فراهم آمدن زمينه پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه
و ردّ اللّه الذين كفروا . .. و كان اللّه قويًّا
«و كان اللّه. ..» به منزله تعليل براى جمله «و ردّ اللّه الذين كفروا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 2
2 - توان مندى و شكست ناپذيرى خداوند ، يهوديان را از قلعه هاى مستحكم خويش ، فرود آورد .
و كان اللّه قويًّا عزيزًا . و أنزل الذين ظـهروا من أهل الكتـب من صياصيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 8،9
8 - قدرت مطلق خداوند ، عامل شكست يهود بنى قريظه و پيروزى مسلمانان مدينه بود .
أنزل الذين ظـهروهم . .. فريقًا تقتلون ... وكان اللّه على كلّ شىء قديرًا
9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان مدينه بود .
و أنزل الذين ظـهروهم من أهل الكتـب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 6
6 - تشويق خداوند به دقت نظر در افق هاى آسمان و زمين ، جهت آگاهى يافتن از قدرت خدا بر تجديد حيات مردگان
رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد
«أفلم يروا» تشويق و تحريك بر انديشيدن در آسمان ها و زمين است و اين كه انسان ها در احاطه آنها هستند و هيچ راه گريزى از آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 11
11 - خداوند ، توانا بر آفرينش پديده هاى ديگرى طبق مشيت خويش
يزيد فى الخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 16 - 1،3
1 - توانايى خداوند بر نابودى انسان ها و آفرينش موجودات جديد به جاى آنان
إن يشاء يذهبكم و يأت بخلق جديد
3 - توانايى خداوند بر نابودى كامل ملّتى و جايگزين كردن مردمى جديد به جاى آنان نشانه غنا و بى نيازى مطلق او از بندگان و عبادت آنان است .
و اللّه هو الغنّى الحميد . إن يشاء يذهبكم و يأت بخلق جديد
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در جهت تبيين مطلب ياد شده در آيه قبل (قدرت مطلق خداوند و غنا و بى نيازى مطلق و ستودنى او) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 17 - 1
1 - نابودى كامل ملت ها و جايگزين كردن موجودات جديد به جاى آنان ، كارى آسان براى خداوند
و يأت بخلق جديد . و ما ذلك على اللّه بعزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 10
10 - خداوند ، قدرت مطلق و بلامنازع عالم هستى است .
و ما كان اللّه ليعجزه من شىء فى السمـوت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 28 - 3
3 - نابود كردن جوامع محكوم به فنا ، امرى آسان براى خدا و او بى نياز از لشكر آسمانى است .
جند من السماء و ما كنّا منزلين
تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز عذاب و نابود كردن انسان هاى محكوم به فنا تنها با يك صيحه ـ كه در آيه بعد آمده است ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 43 - 1
1 - خداوند بر غرق ساختن تمامى سرنشينان كشتى ها در اعماق دريا ها توانا است .
و إن نشأ نغرقهم فلاصريخ لهم و لا هم ينقذون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 5
5 - اعضاى بدن انسان ( پا ، دست و . . . ) در قيامت به قدرت خدا ، به سخن در خواهند آمد .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 66 - 1
1 - توانايى خداوند بر عذاب كافران ، به گونه اى كه آنان با از بين رفتن چشم ها و نورديدگانشان ، راه معمول خود را پيدا نكرده و از پيمودن راه درست محروم خواهند شد .
و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون
«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى از بين بردن آثار و شواهد چيزى است و مقصود از «لطمسنا على أعينهم» از بين بردن كامل عضو چشم و يا نور و بينايى آن مى باشد. مراد از «الصراط» نيز راه معمول و متداولى است كه افراد آن را طى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 67 - 1
1 - توانايى خداوند بر مسخ كردن كافران ، به گونه اى كه آنان آن چنان زمين گير شوند كه از برخاستن از جاى خود و حركت به پيش و عقب ناتوان شوند .
و لو نشاء لمسخنـهم على مكانتهم فما استطـعوا مضيًّا و لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 75 - 4
4 - تنها خداوند ، توانا بر يارى رسانى به انسان ها در روز رستاخيز
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . .. و هم لهم جند محضرون
از تأكيد خداوند بر ناتوانى مطلق همه معبودها از يارى رسانى (به جز اللّه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 6،7
6 - خداوند ، بر آفرينش و پديد آوردن هر چيزى آگاه و توانا است .
و هو بكلّ خلق عليم
7 - آگاهى خداوند بر آفرينش و پديد آوردن هر چيزى ، دليل و نشانه امكان برپايى قيامت و توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها
و هو بكلّ خلق عليم
جمله «و هو بكلّ خلق عليم» ادامه استدلال براى امكان معاد و رد شبهه منكران قيامت است; يعنى، بعيد شمردن برپايى قيامت، ممكن است ناشى از اين شبهه باشد كه چگونه اجزاى پوسيده و پراكنده بشر، شناسايى و جمع خواهد شد. خداوند در پاسخ آن،
مسأله علم مطلق خويش بر آفرينش جهان هستى را يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 5،8
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و احياى مجدد انسان ها ، به قدرت خداى خالق آسمان ها و زمين
أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام در «أوَليس . ..» استفهام انكارى و تعجبى است.
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظـم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 82 - 8
8 - خداوند ، داراى قدرت مطلق است .
إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 180 - 6
6 - ناآگاهى مشركان از منزلت و قدرت پروردگار جهان
سبحـن ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون
تنزيه و مبرا دانستن خداوند از توصيف هاى مشركان، گوياى اين حقيقت است كه آنان، معرفتى نسبت به خداوند جهان نداشتند و از قدر و منزلت او بى اطلاع بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 5،6،7
5 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، خود مقهور اراده خدا و ناتوان در برابر قدرت او هستند .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكـت رحمته
6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكـت رحمته
طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
7 - قدرت گسترده و اراده مطلق خداوند ، در رساندن سود و زيان و رحمت و نعمت به انسان ها
قل أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كـشفـت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 10،14
10 - مقتضاى الوهيت حق ( اللّه ) ، توانايى او بر خلق و آگاهى كامل او از غيب و شهود است .
قل اللّهمّ فاطر السمـوت و الأرض عـلم الغيب و الشهـدة
يادآورى وصف توانايى و آگاهى خداوند، پس از آمدن نام مقدس او (اللّه)، بيانگر مطلب بالا است.
14 - قدرت و علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى عادلانه او در ميان بندگان
قل اللّهمّ فاطر السمـوت . .. عـلم الغيب و الشهـدة أنت تحكم
ذكر داورى خداوند، پس از ياد كردن از خالقيت و علم همه جانبه او، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 5
5 - انسان ها ، هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .
فإذا مسّ الإنسـن ضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 7،12
7 - ناچيز بودن جهان هستى ( آسمان ها و زمين ) ، در برابر عظمت و قدرت خداوند
و الأرض جميعًا قبضته . .. و السمـوت مطويّـت بيمينه
«قبضة» ـ بر وزن فعلة ـ دلالت بر «مرّة» مى كند; يعنى، يك مشت. اين تعبير و نيز تعبير پيچيده بودن آسمان ها در دست خدا، كنايه از ناچيز بودن آنها و نيز اشاره به عظمت خداوند است; زيرا به چيزى كه كاملاً در اختيار كسى باشد، مى گويند: در مشت او است.
12 - « عن سليمان بن مهران ، قال سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة » فقال يعنى ملكه لايملكها معه أحد . . . « و السماوات مطويّات بيمينه » قال : اليمين اليد ، و اليد القدرة و القوّة يقول عزّوجلّ و السماوات مطويّات بقدرته و قوته سبحانه و تعالى عمّا يشركون ;
سليمان بن مهران گويد: از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ كه مى فرمايد: «و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة» سؤال نمودم، حضرت فرمود: يعنى زمين ملك او است [در قيامت] و هيچ كس غير از او مالك زمين نيست. .. و درباره «و السماوات مطويّات بيمينه» فرمود: يمين همان يد است و مراد از آن قدرت و قوت است و خداوند عزّوجلّ فرمود: آسمان ها به قدرت و قوت خداوند به هم پيچيده مى شوند و او منزّه و برتر است از هرگونه شركى كه به او نسبت مى دهند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 6
6 - خداوند ، صاحب قدرت است .
ذى الطول
يكى از موارد كاربرد واژه «طول» قدرت است و در اين آيه چون خداوند، دو صفت اميدآفرين و ترغيب كننده را در آغاز بيان فرموده (غافر الذنب و قابل التوب)، ممكن است درصدد بيان دو صفت هشداردهنده باشد و آن شديدالعقاب بودن و ذى الطول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 68 - 3،4،9
3 - خداوند ، بر پديد آوردن هر آنچه تقدير كرده ، توانا است .
فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
4 - خداوند ، هر چيزى را تقدير كند با گفتن « باش و به هستى درآ » آن را پديد مى آورد .
فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
9 - خداوند ، داراى قدرت مطلق است .
فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 8
8 - خالق انسان ، همواره برتر و توانمندتر از انسان
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 8،13
8 - اعضا و جوارح آدمى ، آگاه به وجود خداوند و قدرت و اقتدار او
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
13 - آفريدگار جهان و برپادارنده قيامت ، قادر به ايجاد نطق و شعور در اعضا و جوارح انسان
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
جمله «و هو خلقكم» به منزله دليلى بر قدرت خداوند در ايجاد نطق و سخن در اعضا و جوارح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 8
8 - قدرت خداوند در حيات بخشيدن به زمين ، نشانگر قدرت او در حيات بخشيدن به مردگان است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 1
1 - خداوند ، قادر به همسان ساختن مجموعه بشر ، در صورت تعلق مشيت او به همگونگى اجبارى آنان
و لو شاء اللّه لجعلهم أُمّة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 19 - 9،10
9 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و منكران رستاخيز و لطف او به خلق مانع از سلب روزى آنان در دنيا است .
لفى ضلـل بعيد . اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز
با توجه به معناى «لطيف» ـ كه حكايت از رحمت و لطف دارد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
10 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و سلب بهرهورى هاى دنيوى ايشان است ; ولى ريزنگرى ها و مشيت او در تدبير جهان مانع از اين اقدام است .
لفى ضلـل بعيد . .. لطيف ... يرزق من يشاء و هو القوىّ
ارتباط اين آيه با آيه قبل، نشان مى دهد كه آيه شريفه درصدد پاسخ گويى به يك پرسش نهفته است و آن اين كه: اگرمنكران معاد و گمراهان، برباطل اند پس چرا خداوند روزى خود رااز آنان دريغ نمى دارد؟! خداوند در پاسخ سه موضوع مهم را مطرح فرموده است: «لطيف بودن»، «مشيت» و «قدرت شكست ناپذير او».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 8،13
8 - خداوند ، توانا بر گردآورى موجودات زنده جهان ، هر زمان كه مشيتش بدان تعلق گيرد .
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
13 - برپايى قيامت براى آفريننده هستى ، امرى سهل و آسان است .
و من ءايـته . .. و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 31 - 1
1 - انسان ها ، هيچ گونه راه فرار و گريزى در برابر قدرت الهى ندارند .
و ما أنتم بمعجزين فى الأرض
كلمه «معجزين» (از ماده «عجز») به معناى به عجز در آوردن است; اما اين كلمه در بسيارى از آيات قرآن به معناى فرار كردن از حيطه قدرت الهى و از چنگال عذاب او آمده است (كه لازمه معناى لغوى آن مى باشد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 8
8 - مطالعه قوانين طبيعت ، زمينه ساز ره بردن انسان به قدرت الهى است .
و من ءايـته الجوار . .. إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 4
4 - خداوند ، قادر و توانمند بر آفرينش هر آنچه بخواهد .
يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 2
2 - قدرت هاى مادى ، با تمامىِ اقتدار و شكوه ، ناتوان از مقابله با قوانين و مشيت هاى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
يادآورى نابودى جوامع مقتدر شرك پيشه، مى تواند نشانگر اين نكته باشد كه قدرت ظاهرى و مادى، مانع عذاب الهى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 5
5 - ضعف و ناكارآمدى قدرت هاى مادى ، در برابر انتقام و عذاب الهى
قال مترفوها . .. فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 33 - 3
3 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن زندگى كافران ، تا جايى كه سقف خانه هاى خود را از نقره بسازند و داراى پلكان هايى باشند كه بر آن بالا بروند .
لجعلنا. .. لبيوتهم سقفًا من فضّة و معارج عليها يظهرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 60 - 1،4،5،6
1 - خداوند ، توانا بر جايگزين ساختن فرشتگان وحى پذير ، به جاى انسان هاى وحى ستيز
و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة فى الأرض يخلفون
با توجه به آيات پيشين كه در مورد مخالفت مشركان مكه با پيام وحى بود، استفاده مى شود كه آيه شريفه درصدد اثبات مطلب بالا است.
4 - تبديل ماهيت انسانى به فرشته ( مجرد ) ، امرى ممكن براى خداوند
و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة
گروهى از مفسران آيه شريفه را ناظر بدين معنا دانسته اند كه اگر خداوند بخواهد، مى تواند فرزندان انسان را فرشته قرار دهد كه جانشين او در زمين گردند.
5 - خداوند ، مى تواند انسان ها را خوى فرشتگى بخشد و آنان را مطيع و فرمانبر خويش قرار دهد .
و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة فى الأرض يخلفون
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «لجعلنا منكم ملائكة» اين باشد كه، مى توانيم خوى عصيان و طغيان را از شما باز گيريم و شما را همانند ملائكه مطيع و فرمانبردار خود قرار دهيم. علامه در «الميزان» اين احتمال را پذيرفته اند.
6 - خداوند ، قادر به آفرينش انسان هايى فرشته صفت هم چون عيسى ( ع ) *
و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة
گروهى از مفسران منظور از اين آيه را، ايجاد انسان هايى فرشته صفت دانسته اند كه در صدد رفع استبعاد مشركان نسبت به قدرت ويژه انسان هايى هم چون عيسى(ع) كه مى توانست مردگان را زنده كند و بيماران را شفا بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 4
4 - كتاب تشريع ( قرآن ) و كتاب تكوين ( نظام طبيعت ) ، هر دو متكى به مبدئى يگانه ، مقتدر و حكيم
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السمـوت و الأرض لأيـت
از ارتباط دو آيه و اين كه در آيه قبل سخن از «كتاب تشريع» و در اين آيه سخن از «نظام تكوين» به ميان آمده است; همگونى و منشأ يگانه هر دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 6
6 - ربوبيت يگانه خداوند بر هستى ، همراه با اقتدار و دانايى
ربّ العـلمين . و له الكبرياء ... و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 6
6- خداوند ، قادر به شنيدن و اجابت همه دعا ها و نياز هاى عبادت گران خود
من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيـمة
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر غير خدا نمى تواند نيازهاى گسترده خلق را برآورده كند; اما خداوند قادر به اجابت هر دعا در هر زمينه و در هر زمان مى باشد، چرا كه او نه از دعايى غافل است و نه از اجابت آن عاجز.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 7
7- تنها خداى يگانه هستى ، حاضر در همه صحنه ها و قادر به يارى انسان
فلولا . .. اتّخذوا من دون اللّه ... بل ضلّوا عنهم
برداشت بالا با استفاده از مفهوم آيه به دست مى آيد; زيرا اين آيه به مشركان تعريض دارد كه چرا خدايانى را پرستيدند كه به هنگام نياز، بدان ها دسترسى نداشته و آنها را گم كنند و چرا رو به خدايى نياورده اند كه همه جا هست و هيچ مكانى از او خالى نيست؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 20
20- خداوند ، قادر بر انتقام از كافران ، بدون دخالت نيرو هاى بشرى
و لو يشاء اللّه لانتصر منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 8
8- كافران ، با تمامى امكانات خويش ، در نهايت مغلوب قدرت قاهر خداوند
دمّر اللّه عليهم
واژه «دمّر» در صورت تعدّى با «على»، بيانگر شدت ويرانى و تخريب و نمايانگر نهايت قدرت و غلبه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 2
2ـ ناتوانى بيماردلان منافق از غلبه بر اراده خداوند و پنهان داشتن چهره واقعى خود براى هميشه
يخرج اللّه أضغـنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 1،2
1- خداوند ، قادر به معرفى دقيق منافقان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو نشاء لأرينـكهم فلعرفتهم بسيمـهم
2- خداوند ، قادر به ظاهر ساختن علايمى در وجود منافقان ، براى رسوا كردن آنان
و لو نشاء لأرينـكهم فلعرفتهم بسيمـهم
«سيما» به معناى علامت و نشانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 5 - 4
4 - خداوند جهان آفرينِ حكيم و قادر ، بى نياز از گزافه گويى و صادق در وعده هاى خويش
والذريـت ذروًا . فالحـملـت وقرًا . فالجـريـت يسرًا . فالمقسّمـت أمرًا . إنّما تو
با توجه به اين كه «إنّما. ..» جواب سوگندهاى آيات پيشين است، از ارتباط نزديك ميان جواب قسم و مقسم به، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 3،5،8
3 - خداوند ، آفريدگارى بى نياز و توانا
و السّماء بنينـها. .. و إنّا لموسعون
«موسع» (مفرد «موسعون») به معناى غنىِ قدرتمند است; يعنى، «إنّا لذو واسعة فى القدرة و الغنى».
5 - نابودى اقوام كفرپيشه تاريخ ، امرى آسان براى بنيانگذار بناى شگفت و عظيم آسمان
فأخذتهم الصـعقة . .. و السّماء بنينـها بأييْد و إنّا لموسعون
در آيات پيشين سخن از هلاكت اقوام كفرپيشه تاريخ بود و در اين آيه، سخن از قدرت مطلق و بى بديل او است. از ارتباط اين آيات، مطلب بالا استفاده مى شود.
8 - عن أبى جعفر ( ع ) : اليد فى كلام العرب القوّة و النعمة قال : . . . « و السّماء بنينا ها بأييْد » أى بقوّة . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: يد در كلام عرب به معناى قوت و نعمت است. خداى عزّوجلّ فرموده: «و السماء بنيناها بأييْد» يعنى بقوة...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 48 - 2
2 - هماهنگى نظام طبيعت با نياز هاى بشر ، برنامه ريزى شده از سوى خداى توانمند و نه پديده اى اتفاقى
و الأرض فرشنـها فنعم المـهدون
گستردگى صفحه زمين و «مهد» بودن آن براى بشر، بيانگر هماهنگى نظام طبيعت بانياز بشر به آسايش است. از اين كه خداوند، «فرشناها» را با ضمير متكلم آورده، براى جلب توجه انسان به دخالت تدبير الهى در پيدايش اين هماهنگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 44 - 3
3 - يگانه قدرت حاكم بر نظام مرگ و حيات ، قادر به برپايى صحنه معاد
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه هو أمات و أحيا
در صورتى كه آيه «إلى ربّك المنتهى» نظر به فرجام زندگى و پايان حيات داشته باشد، ارتباط ميان آن و آيه «و أنّه هو أمات و أحيا»، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 1
1 - تنها خداوند ، قادر به رفع دشوارى ها و مشقت هاى صحنه قيامت است .
ليس لها من دون اللّه كاشفة
«كشف» (مصدر «كاشفة») به معناى ازاله و برطرف كردن است. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد برطرف كردن سختى ها و مشقت هاى عرصه محشر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 7
7 - اقتدار و توان مادى فرعونيان ، مقهور در برابر اقتدار و شكست ناپذيرى خداوند
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 6
6 - نابود ساختن امت هاى كفرپيشه و مجرم ، امرى آسان و بى مؤونه براى خداوند
و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
با توجه به اين كه در آيات پيشين، سخن از هلاكت جوامع مجرم بود و در آيه بعد نيز همين امر، دنبال شده است; احتمال مى رود كه مراد از «أمرنا»، مجازات و هلاكت كفرپيشگان و يا از مصاديق بارز آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 2
2 - فناى زمينيان ، بى تأثير در ساحت اقتدار ، شكوه ، كرامت و بزرگوارى جاودان پروردگار
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام
گفتنى است كه قدرت، اقتدار و شكوه فرمانروايان، به وجود رعيت و فرمانبران ايشان وابسته است; اما اين آيه چنين وابستگى را از ذات پروردگار نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 3
3 - امكان نداشتن فرار جن و انس از قلمرو حاكميت و قدرت خداوند ، نعمتى الهى و غير قابل تكذيب و انكار
إن استطعتم أن تنفذوا . .. لاتنفذون ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
اطلاق «ءالآء» بر محتواى آيه پيشين و نيز ذكر «ربّ»،بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 4
4 - انكار جهان آخرت ـ به رغم مشاهده قدرت خداوند در آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ـ نشانه غفلت و بى توجهى است .
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 64 - 3
3 - نقش الهى در فرايند رشد دانه ها در زمين ، منحصر به فرد بوده و هيچ نيرويى توان چنين عملى را ندارد .
أم نحن الزرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 65 - 2
2 - خداوند ، در صورتى كه بخواهد ، مى تواند زراعت ها را به خس و خاشاك تبديل كند .
لو نشاء لجعلنـه حطمًا
«حطام» به چيز خشك و شكسته شده گفته مى شود (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 69 - 4
4 - تنها خداوند ، توانا بر نازل كردن باران از ابر
أم نحن المنزلون
«المنزلون»، مسند محلى به «ال» و مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 70 - 2
2 - خداوند ، در صورتى كه بخواهد ، قادر بر شور و تلخ گردانيدن آب هاى شيرين زمين است .
لو نشاء جعلنـه أُجاجًا
«اُجاج»، به معناى شور همراه با تلخى است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 2 - 5
5 - خداوند ، بر انجام دادن هر چيزى قادر و توانا است .
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 3 - 5
5 ـ « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) . . . و أمّا الظاهر فليس من أجل أنّه علا الأشياء بركوب فوقها و قعود عليها و تسنم لذرأها و لـكن لقهره و لغلبتة الأشياء و قدرته عليها . . . و أمّا الباطن فليس على معنى الإستبطان للأشياء بأن يغور فيها و لـكن ذلك منه على استبطانه للأشياء علماً و حفظاً و تدبيراً . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است : . ..و اما ظاهر بودن خداوند نه از آن جهت است كه بر اشيا بالا رفته به اين كه بر آنها سوار گشته و بر فراز آنها نشسته است; بلكه اين ظهور از جهت قهر و غلبه و قدرت او بر اشيا است... اما خداوند باطن است، به اين معنا نيست كه او در درون اشيا قرار گرفته و در بطن آنها پنهان است; بلكه به اين معنا است كه از لحاظ آگاهى به اشيا و حفظ و تدبير [و تنظيم امور] آنها در درون آنها است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 7
7 - تدبير و اداره امور عالم از سوى خداوند ، همراه با اقتدار كامل و همه جانبه و به دور از هرگونه سستى و كاستى است .
ثمّ استوى على العرش
ماده «إستواء» هرگاه با «على» استعمال شود، به معناى «استيلاء» خواهد بود. بنابراين «استوى على العرش»; يعنى، «استولى على العرش» (بر عرش تدبير جهان استيلا دارد) و اين كنايه از اقتدار تام و فراگير خداوند، بر تدبير امور جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 22 - 7
7 - دخالت در شؤون زندگى همه انسان ها ، به رغم وسعت و گستردگى آن ، براى خداوند بسى سهل و آسان است .
ما أصاب من مصيبة . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 13
13 - انسان هاى مادى ، ناتوان از درك گستره قدرت خداوند ، در محاسبات خويش
ما ظننتم أن يخرجوا و ظنّوا . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 11
11 - اقتدار و شوكت كافران ، ناچيز در برابر اقتدار شكست ناپذير الهى
ربّنا إنّك أنت العزيز الحكيم
جمله «إنّك أنت العزيز» ـ كه بيانگر حصر عزت و اقتدار در خداوند است ـ تعريض به قدرت هاى كفر دارد كه درصدد مفتون و معذّب ساختن مؤمنان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 6،9
6 - خداوند ، قادر به ايجاد تحوّل در روابط ملت ها و تبديل خصومت ها به مودّت
عسى اللّه . .. و اللّه قدير
9 - بخشايش و رحمت الهى نسبت به خلق ، در اوج قدرت و توانمندى او بر مجازات گنه كاران و عنادورزان
و اللّه قدير و اللّه غفور رحيم
تقدم «قدير» بر صفت «غفور رحيم»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 17
17 - خداوند ، بر هر چيزى توانا است .
إنّك على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 1 - 5
5 - خداوند ، بر انجام هر كارى توانا است .
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 2
2 - اراده و قدرت خداوند ، مطلق و شكست ناپذير است .
أمّن هـذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 2 - 3
3 - در برابر عذاب الهى ، هيچ فردى و هيچ نيروى بازدارنده اى وجود ندارد .
ليس له دافع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 1،3،5،6
1 - توانايى خداوند بر نابودى امت ها ( همچون كافران ) و جايگزين كردن امت هاى برتر و بهتر از آنها ( همچون مؤمنان )
فلاأُقسم . .. إنّا لقـدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم
درباره زمان تبديل و مقصود از آن در اين آيه، دو احتمال وجود دارد: 1ـ نابودى كافران و جايگزين كردن مردم خوب و مؤمن به جاى آنان در دنيا; 2ـ تبديل كافران و ديگر انسان ها به انسان هاى برتر و مناسب حيات اخروى در قيامت. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
3 - توانايى قطعى خداوند ، بر احياى مردگان
على أن نبدّل خيرًا منهم . و ما نحن بمسبوقين
5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .
بربّ المشـرق و المغـرب إنّا لقـدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
6 - خداوند ، قادر مطلق و شكست ناپذير است .
إنّا لقـدرون . .. و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 1،4
1 - توانايى خداوند بر احياى مردگان
أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى
4 - استبعاد و ترديد در توانايى خداوند ، مشكل و بهانه كافران در پذيرش مسأله معاد و احياى مردگان
أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى
طرح مسأله توانايى خداوند بر احياى مردگان به صورت سؤال، نشان دهنده حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 11
11 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل قدرت خداوند بر آفرينش مجدد او در روز رستاخيز
هل أتى على الإنسـن حين من الدهر لم يكن شيئًا مذكورًا . إنّا خلقنا الإنسـن من نطف
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است، موضوع آيه 5 اين سوره تا پايان آن، درباره مسائل قيامت (مانند بهشت و جهنم و جايگاه كافران و خوبان و. ..) است. ضمن آن كه آيه پايانى سوره پيش ـ كه درباره اثبات توانايى خداوند بر احياى مردگان بود ـ تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 4
4 - توانايى خداوند بر آفرينش انسان ، نشانه توانايى او بر نابود كردن امت هاى گنه پيشه و كافر و جايگزين كردن ديگران
نحن خلقنـهم . .. وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً
برداشت ياد شده، از ياد آورى آفرينش انسان از سوى خداوند ـ پيش از تذكر به هلاكت امت هاى كافر و جايگزين كردن ديگران ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 5
5 - قدرت خداوند بر ايجاد حالت خواب در انسان ، دليل امكان معاد است .
عمّ يتساءلون . .. و جعلنا نومكم سباتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 16 - 3
3 - باغ ها و جنگل هاى پوشيده از درخت ، نشان دهنده قدرت خداوند و امكان پذير بودن معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... جنّـت ألفافًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 13 - 2
2 - معاد و زنده ساختن دوباره انسان ها براى خداوند آسان است .
فإنّما هى زجرة وحدة
جمله «فإنّما. ..» پاسخى به استبعاد منكران معاد است; يعنى، تمام آنچه كه آن را سخت و دشوار مى پنداريد، براى خداوند، تنها ايجاد يك خروش و بانگ حيات بخش است و بس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 29 - 3
3 - توانمندى خداوند بر ايجاد شب و روز ، نشانه قدرت او بر احياى دوباره انسان است .
ءأنتم أشدّ . .. و أغطش ليلها و أخرج ضحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 7
7 - قدرت خداوند بر آفرينش انسان ها ، تنظيم توانمندى هاى آنان ، هدايت تكوينى و نيز ميراندن و به گور افكندن آنها ، دليل قدرت او بر زنده ساختن آنان در قيامت است .
خلقه فقدّره . ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته فأقبره . ثمّ إذا شاء أنشره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 3،5
3 - توانمندى خداوند بر ايجاد جهان هستى و اعاده آن ، دليل قدرت او بر مجازات سخت كافران
إنّه هو يبدىء و يعيد
حرف «إنّ» براى تعليل است و مبناى آيه قبل را بيان مى كند.
5 - توانايى خداوند بر عذاب پيشينيان ، دليل توانمندى او بر اعاده آن براى نسل هاى آينده بشر *
قتل أصحـب الأُخدود . .. إنّه هو يبدىء و يعيد
مفاد آيه شريفه ـ به قرينه تهديد بودن آن براى كافران ـ ممكن است اين باشد كه بايد آيندگان، از سرنوشت پيشينيان عبرت بگيرند; زيرا كسى كه عذاب ها را براى اولين بار به وجود آورد، بر اعاده آن نيز توانمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 1
1 - خداوند ، بر كافران قدرت كامل و سيطره همه جانبه دارد .
و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 1
1 - خداوند ، بر اعاده مجدد انسان پس از مرگ او ، توانمند است .
إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 3
3 - گفتار خداوند درباره معاد و توان او بر احياى دوباره انسان ، گفتار نهايى و فيصله دهنده تمام گفتوگو ها است .
إنّه لقول فصل
ضمير «إنّه» چه به قرآن برگردد و چه به محتواى آيات پيشين ـ كه درباره قدرت خداوند بر معاد بود ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود. «قول فصل»، به كلامى گفته مى شود كه «فصل الخطاب» باشد و به گفتوگوها خاتمه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 3
3 - خداوند ، آفريده هاى با شعور خويش را بر شيوه به كار بردن توانمندى هاى خود ، آگاه ساخته است .
فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 10
10 - « روى عن على ( ع ) انّه قال : معناه [ أى قوله تعالى : إنّ ربّك لبالمرصاد ] إنّ ربّك قادر على أن يجزى أهل المعاصى جزاءهم ;
از على(ع) روايت شده كه فرمود: معناى آيه اين است كه پروردگارت، توانايى دارد كه گنه كاران را كيفر بدهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 5
5 - توجه به همراه بودن زندگانى با سختى ها ، مايه پى بردن انسان به ضعف خويش در برابر خداوند
فى كبد . أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 15 - 3،4
3 - خداوند ، بر همه حوادث هستى ، مسلّط است و از هيچ پيشامدى نمى هراسد .
و لايخاف عقبيها
4 - خداوند ، از نابود ساختن جامعه هاى بزرگ آلوده به گناه ، نمى هراسد و بر آثار و پيامد هاى آن سلطه كامل دارد .
و لايخاف عقبيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 6
6 - خداوند ، توانا سازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر قرائت مكتوباتى خاص
اقرأ
فرمان «اقرء» ـ به قرينه امّى و بى سواد بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا زمان بعثت ـ فرمانى بود كه در كنار تشريع حكم قرائت، تأثير تكوينى در وجود آن حضرت داشت. تكرار اين فرمان در آيات بعد و حذف مفعول آن دو، مى تواند تأييدى بر تأثير تكوينى آن باشد. واژه «قرائت» ـ كه در مورد نوشته ها به كار مى رود ـ بيانگر وجود مكتوباتى در برابر ديدگان آن حضرت است كه گرچه خطّ و نوع كتابت آن براى ما مجهول مى باشد; ولى قابل قرائت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 8
8 - خداوند ، بر حفاظت انسان ها از خطر ها و آسيب ها توانا است .
قل أعوذ بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 3
3 - خداوند ، توانا بر دفع ضرر و جلوگيرى از آسيب ديدن انسان از ديگر موجودات
قل أعوذ . .. من شرّ ما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 3 - 2
2 - خداوند ، بر حفاظت انسان از مخفى ترين خطر ها ، توانا است .
و من شرّ غاسق إذا وقب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 4 - 6
6 - خداوند ، توانا بر ابطال سحر و بى اثر كردن نَفَس جادوگران
و من شرّ النفّـثـت فى العقد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 3
3 - خداوند ، بر بى اثر كردن حسد ديگران و مصون ساختن انسان در برابر تلاش هاى عملى حسودان ، توانا است .
أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 1 - 7
7 - خداوند ، بر حفاظت انسان ها از خطر ها و آسيب ها توانا است .
قل أعوذ بربّ الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 2 - 2
2 - خداوند ، به دليل حاكميت و تسلّط بر مردم ، بر محافظت آنان از خطر ها و مهاركردن حوادث زيان بار ، توانا است .
قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 4 - 4
4 - خداوند ، بر بى اثر ساختن وسوسه هاى شديد و مرموز دشمنان ، توانا است .
قل أعوذ بربّ الناس . .. من شرّ الوسواس الخنّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 6 - 6
6 - خداوند ، توانا بر خنثى ساختن وسوسه هاى جن و انس
قل أعوذ بربّ الناس . .. من الجنّة و الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 35 - 6
6 - ظهور و تجلى اقتدار الهى بر خلق ، در صحنه قيامت
يرسل عليكما . .. فلاتنتصران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 25 - 3
3 - ظهور قدرت مطلق خداوند در قيامت و سيطره فرشتگان بر صحنه هاى آن ، دليل بى نظير بودن عذاب هاى او است .
فيومئذ لايعذّب عذابه أحد
حرف «فاء» در «فيومئذ»، آيه شريفه را بر مطالبى كه در آيات پيشين بيان شد (از جمله آيه «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً») تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 8،14
8 - داوود ( ع ) ، شخصيتى نيرومند و پرتوان
و اذكر عبدنا داود ذاالأيد
«أيد» به معناى قوت و شدت است و «ذاالأيد»; يعنى، صاحب قدرت و نيرومند.
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : اليد فى كلام العرب القوّة و النعمة قال ( اللّه عزّوجلّ ) : « واذكر عبدنا داود ذاالأيد » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: «يد» در كلام عرب همان قوت و نعمت است. .. . [خداوند عزّوجلّ] فرمود: «واذكر عبدنا داود ذاالأيد»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 12 - 9
9 - خيرخواهى و توانمندى بر دايگى و پرستارى ، از معيار هاى بايسته براى گزينش دايه و سرپرست براى فرزندان شيرخوار
قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نـصحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 5
5ـ توانايى بر رفع نياز بندگان و اجابت درخواست ها و دعا هاى آنان ، نشانه خدايى است .
له دعوة الحق والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 99 - 2
2- قدرت و توانايى دفع هرگونه ضرر از خويش ، لازمه الوهيت است .
لو كان هـؤلاء ءالهة ما وردوها
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه خداوند براى عدم الوهيت معبودهاى مشركان، ناتوانى آنان از دفع آتش دوزخ از خويش را دليل قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 6
6 - تنها قدرت حاكم بر نظام تدبير جهان ، شايسته الوهيت
اللّه لا إلـه إلاّ هو ربّ العرش العظيم
در اين آيه، به دو حقيقت «الوهيت» و «ربوبيت خدا بر نظام هستى» اشاره شده است. ـ از ارتباط اين دو بخش ـ مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 8
8 ـ قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 3
3 - آگاهى و توانايى ، دو شرط لازم در ارشاد مردم
سنقرئك . .. نيسّرك ... فذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 9
9 - تكاليف شرعى در صورتى كه براى انسان طاقت فرسا باشد ، لازم الاجرا نيست .
و على الذين يطيقونه فدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 31
31 ـ حد وجوب قربانى در حج ، سهل و ميسور بودن آن است .
فمن تمتع . .. فما استيسر من الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 11،12،13
11 ـ هيچكس به بيش از مقدار قدرت و توانايى خود تكليف نمى شود .
لا تُكلَّفُ نفس الا وسعها
12 ـ ميزان متعارف نفقه و مخارج واجب بر شوهران ، بايد به اندازه توانايى مالى آنان باشد .
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تُكلف نفس الا وسعها
به نظر مى رسد جمله «لا تُكلّف . .. » تبيين كلمه «معروف» باشد; يعنى نبايد حدّ متعارف، بدون در نظر گرفتن توانايى مالى شوهر تعيين شود.
13 ـ وظيفه شوهر در تأمين مخارج زن ، بيش از توان او نيست .
و على المولود له . .. لا تُكلّف نفس الا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 8،9
8 ـ مقدار متاع و كالاى مناسب و پسنديده براى پرداخت به زن مُطلّقه ، بايد متناسب با توان مالى شوهر باشد .
و متّعوهنّ على الموسع قدرُهُ و على المقتر قدرهُ متاعاً بالمعروف
9 ـ تكاليف الهى بر بندگان ، در محدوده امكانات و توانايى هاى آنان *
على الموسع قدره و على المقتر قدره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 8
8 ـ لزوم پرداخت كالاى شايسته به زنان مطلّقه در حدّ توانايى مرد ، پس از انقضاى مدّت عدّه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
امام صادق (ع) درباره آيه «و للمطلقات . .. » فرمود: متاعها بعد ما تنقضى عدّتها «على الموسع قدره و على المقتر قدره»
كافى، ج 6، ص 105، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 240، ح 956 و 957.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 1،2
1 ـ خداوند ، بيشتر از توانايى و ظرفيّت عادى هر انسان ، تكليفى به او روا نمى دارد .
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
قيد «عادى» در برداشت فوق، از كلمه «وسع» كه به معناى «ما يسهل عليه من المقدور» است، استفاده مى شود.
2 ـ قدرتِ عادى ، شرط تكليف
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 13
13 ـ لزوم رعايت تناسب قوانين با توان مردم
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 38
38 ـ لزوم خريد آب براى وضو ، در حد توان مالى
فلم تجدوا ماءً
امام كاظم (ع) درباره ميزان مبلغ ضرورى براى تهيّه آب وضو و غسل ـ در صورت نبودن آب ـ فرمود: ذلك على قدر جدته.
تفسير عياشى، ج 1، ص 244، ح 146 ; تفسير برهان، ج 1، ص 372، ح 17.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 16
16 ـ جبر محيط با توان خروج از آن ، عذرى غير قابل قبول براى ترك تكاليف الهى
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 3،4،5،7،9،13
3 ـ توانايى ، شرط وجوب هجرت براى مسلمانان تحت ستم ( مستضعف )
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها . .. الّا المستضعفين ... لا يستطيعون
4 ـ قدرت ، از شرايط تكليف
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
5 ـ هجرت بر مردان و زنان و كودكان درمانده و ناتوان ، واجب نيست .
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها . .. الّا المستضعفين من الرّجال و ال
7 ـ ناتوانان از شناخت دين و احكام الهى ، در زمره مستضعفان حقيقى هستند .
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در معناى «مستضعفين» در آيه فوق فرمود: هو الذى لا يستطيع الكفر فيكفر و لا يهتدى سبيل الايمان فيؤمن . .. .
معانى الاخبار، ص 201، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 536، ح 506.
9 ـ كسانى كه توان انجام تكاليف الهى را ندارند ، در پيشگاه خداوند معذورند .
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
13 ـ كودكان و مردان و زنانى كه عقل كودكانه دارند ، مستضعف فكرى بوده و مشمول تكاليف الهى نيستند .
الّا المستضعفين . .. و لا يهتدون سبيلا
امام باقر (ع) در مورد مستضعف در آيه فوق فرمود: . .. و الصبيان و من كان من الرجال و النساء على مثل عقل الصبيان مرفوع عنهم القلم.
معانى الاخبار، ص 201، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 537، ح 506.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 6
6 ـ قدرت ، از شرايط تكليف
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
رعايت عدالت كامل، ملاك مطلوبيت را دارد، ولى به جهت عدم استطاعت، واجب نشده است، و اين مى نمايد كه تكليف مشروط به استطاعت و قدرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 43
43 ـ لزوم خريد آب براى وضو و غسل ، در حد توان مالى به وقت دسترسى نداشتن به آن
فلم تجدوا الماء
از امام كاظم(ع) روايت شده كه درباره ميزان مبلغ ضرورى براى تهيه آب وضو و غسل در صورت نبود آب فرمود: ذلك على قدر جدته.
تفسير عياشى، ج 1، ص 244، ح 146; تفسير برهان، ج 1، ص 372، ح 17.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 15،16،17
15 ـ انجام تكاليف دين منوط به توان و قدرت مكلف است .
فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
16 ـ آدمى در محدوده توانايى هاى خويش موظف به جبران كوتاهى ها و گناهان خود است .
فكفّرته اطعام . .. فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
17 ـ لزوم كسب و بدست آوردن امكانات مادى جهت پرداخت كفاره قسم *
فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
جمله «فمن لم يجد» حكايت از آن دارد كه شكننده سوگند بايد براى بدست آوردن امكاناتى جهت پرداخت كفاره تلاش كند زيرا فعل «لم يجد» (نيافت) در مواردى استعمال مى شود كه شخص پس از تلاش و پى گيرى امرى به آن دست نيابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 11
11 ـ تكليفهاى الهى متناسب با توان انسان است.
إلا ما اضطررتم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 9،10،11،12
9 ـ خداوند انسانها را بيش از توانشان تكليف نمى كند.
لانكلف نفسا إلا وسعها
«وسع» (توان و قدرت) مصدر و در اينجا به معناى اسم مفعول است. يعنى: «لايكلف الله نفسا إلا تكليفا مقدورا لها».
10 ـ قدرت انسان بر انجام تكاليف الهى از شرايط مكلف بودن به آن تكاليف است.
لانكلف نفسا إلا وسعها
11 ـ مراعات كردن عدالت در مبادلات و انتخاب سودمندترين روش براى تصرف در اموال آنها بيش از توان متعارف واجب نيست.
إلا بالتى هى أحسن . .. و أوفوا الكيل ... لانكلف نفسا إلا وسعها
بيان اين حقيقت كه «خداوند انسان را بيش از توانش تكليف نمى كند» پس از فرمانهاى ياد شده، اشاره به اين دارد كه مكلفان براى رعايت آن فرمانها لازم نيست خود را به مشقت اندازند. چرا كه انجام تكليف تا حد قدرت متعارف فرض است و نه بيش از آن.
12 ـ تجاوز نكردن به اموال يتيمان و رعايت عدالت در مبادلات از تكاليفى است كه انسانها بر انجام آن توانا هستند. *
و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط لانكلف نفسا إلا وسعها
برخى بر آنند كه هدف از جمله «لاتكلف . ..» تذكر اين معناست كه فرمانهاى ياد شده در حد توان انسانهاست تا مبادا به گمان
اينكه اين اوامر مشقتبار و طاقت شكن است، از پذيرش آنها سرباز زنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3،4
3 ـ تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
4 ـ انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 8
8 ـ تكاليف الهى متناسب با توان مكلفان است .
و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 2،21
2 ـ قدرت ، شرط تكليف است .
ليس على الضعفاء . .. حرج
21 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . إن اللّه يحتج على العباد بما آتاهم و عرّفهم . . . و ما امروا إلا بدون سعتهم . . . و كل شيئى لا يسعون له فهو موضوع عنهم . . . ثم تلا « ليس على الضعفاء و لا على المرضى و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج » . . . ;
. .. به تحقيق خداوند بر بندگان احتجاج مى كند به چيزى كه به آنها عطا فرموده و شناختى كه به آنها داده است ... و آنان مأمور نشده اند مگر به تكليفى كه پايين تر از سعه و توانشان باشد ... و هر تكليفى كه در وسع بندگان نباشد، از آنها برداشته شده ... سپس امام آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بر ضعيفان و بيماران و آنان كه چيزى نمى يابند كه (در راه جهاد) هزينه كنند، باكى نيست» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 9
9ـ استطاعت شرط لزوم وفا به عهد ، قسم و تكاليف الهى است .
إلاّ أن يحاط بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 12
12- در نظر گرفته شدن نياز و توان بشر ، در احكام و تكاليف الهى
إنما حرّم عليكم . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد فإن الله غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 8
8 - لزوم توجه به طاقت و توان مردم ، در قانون گذارى و تعيين تكليف
و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 1
1 - تكاليف الهى براى انسان ها ، به ميزان طاقت و توان آنها است .
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
«تكليف» (مصدر «نكلّف») وادار كردن به انجام يا ترك چيزى را گويند. «وسع» مرادف با طاقت و توان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 7
7 - احكام و قوانين اسلام ، مطابق با ضرورت ها و واقعيت هاى موجود در زندگى و متناسب با توانايى ها و مقدورات بشرى است .
و القوعد من النساء الّـتى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ غير متب
سخت گيرى اسلام نسبت به مسأله حجاب و پوشش زنان و استثنا كردن زنان سالخورده و آسان گرفتن بر آنان در اين مسأله نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 37 - 3
3- قوانين و فرمان هاى الهى ، متناسب با استعداد و توان ذاتى انسان ها
إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه خداوند انفاق تمامى اموال را بر انسان ها واجب نساخته است; زيرا اگر چنين دستورى صادر مى شد و حتى مورد تأكيد هم قرار مى گرفت، انسان ها بخل مىورزيدند. بنابراين با توجه به اين خصلت عينى و فراگير، خداوند چنين قانونى را جعل نكرده و توان آنان را در نظر گرفته است. البته اين برداشت، مبتنى بر اين است كه مراد از «أموالكم»، تمام اموال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 1،2
1 - افراد نابينا ، لنگ و مريض ، معاف از شركت در جنگ
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
2 - تكاليف و مسؤوليت هاى الهى ، براى انسان ها متناسب با امكانات و توان آنان
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على المريض حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 2،5،14
2 - توجه و اهتمام اسلام به مقدورات و توانايى هاى مكلّفان ، در تشريع احكام و وضع قوانين
فمن لم يجد . .. فمن لم يستطع ... تلك حدود اللّه
5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .
فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ . . . « و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً » قال : من مرض أو عطاش ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ . ..«و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً» روايت شده كه فرمود: [مراد، عدم استطاعت بر صوم]، ناشى از مرض يا بيمارى تشنگى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 10،13
10 - صدقه نجوا ، تنها بر كسانى واجب بود كه توانايى مالى داشتند .
فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم
13 - توجه و اهتمام اسلام به مقدورات و توانايى هاى مكلفان ، در وضع و تشريع احكام و تكاليف
فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 1،2
1 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر رعايت تقواى الهى به ميزان توان خويش
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
2 - تكاليف الهى ، به ميزان توانايى و امكانات افراد است .
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 3
3 - مسكن زنان مطلّقه از نظر كميت و كيفيت ، بايد به مقدار دارايى و توانايى همسرانشان باشد ; نه كمتر از آن .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم من وجدكم
«وجد»، به معناى وسع و طاقت (توانايى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5،6،7
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و
همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
6 - خداوند ، به ميزان توانايى ها و امكانات هر شخصى ، به او تكليف كرده و از وى مسؤوليت خواسته است .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
7 - مقدار توانايى و امكانات افراد ، از شاخصه هايى است كه بايد در تكليف كردن و مسؤوليت خواستن لحاظ شود .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 7
7 - سلامت و توانايى ، از شرايط مكلف
يدعون إلى السجود و هم سـلمون
مطلب ياد شده، از قيد «و هم سالمون» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 8،10،11،15،18
8 - رخصت يافتن مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به كاستن از مدّت شب زنده دارى خويش و انجام آن به ميزان ميسور و ممكن
علم أن لن تحصوه فتاب عليكم
در گذشتن خداوند از مؤمنان شب زنده دار ـ پس از يادآورى به كم و زياد شدن ميزان شب زنده دارى آنان ـ حاكى از رخصت دادن او، به اين كمى و زيادى است.
10 - تلاوت قرآن ، بايد به ميزان ميسور باشد ; نه مقدارى كه براى قارى خسته كننده و مشقت آور است .
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
15 - رعايت حال مريضان ، مسافران تاجر و سوداگر و جنگ جويان خداجو ، فلسفه تخفيف دادن تكليف شب زنده دارى و كاستن از آن ، به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى و. .. و ءاخرون يقـتلون فى سبي
عبارت «ضرب فى الأرض» در معانى سفر براى تجارت و خارج شدن براى جنگ آمده است; ولى با آمدن «و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه» معناى اول مراد است.
18 - تكاليف عبادى اسلام ، آسان و در توان بشر و به دور از مشقّت و مشكل طاقت فرسا
فاقرءوا ما تيسّر منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 5
5 - مصرف طعام ، بايد به منظور از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد .
فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع
«من جوع»، بيانگر آن است كه هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن كه خوردن، همواره مطلوب باشد. «فليعبدوا» بيانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است كه از خداوند به انسان مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 2
2 ـ آفرينش انسان از خاك ، رشد مرحله به مرحله او در رحم ، صعود تدريجى از طفوليت ( مرحله ضعف جسمى و عقلى ) به اوج جوانى و نزول تدريجى از اوج بتوانايى ( جوانى ) به حضيض ناتوانى ( كهولت و پيرى ) ، جلوه هاى ربوبيت خدا و يگانگى او
فإنّا خلقناكم من تراب . ..لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا ... ذلك بأنّ اللّه هو الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 192 - 3،4
3 ـ توانا بودن بر يارى رسانى به بندگان و دفاع كردن از خويش ، از ملاك هاى ربوبيت و معبود راستين است .
لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون
4 ـ عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش
أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 31 - 5
5 - نيرومندى و صلابت ، شرطى ضرورى براى رسولان الهى و رهبران مبارزه با طغيانگران است .
أشدّد به أزرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 8
8 - كسانى كه روزه ماه رمضان براى آنان مشقت بار و طاقت فرساست ، نبايد روزه بگيرند .
و على الذين يطيقونه فدية
«اطاقة» به معناى قدرت داشتن بر انجام كار و يا صرف كردن تمام قدرت براى انجام آن است. لازمه معناى دوم، انجام دادن فعل با رنج و مشقت است. به نظر مى رسد مراد از «يطيقونه» معناى دوم باشد. بنابراين «و على الذين يطيقونه فدية»; يعنى، كسانى كه ]اگر بخواهند روزه بگيرند[ بايد تمام قدرت خويش را براى اين كار صرف كنند و در نتيجه به رنج و زحمت مى افتند، روزه نگيرند; بلكه فديه بپردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 31 - 5
5 - نيرومندى و صلابت ، شرطى ضرورى براى رسولان الهى و رهبران مبارزه با طغيانگران است .
أشدّد به أزرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 8
8 - ارتباط هميشگى با خداوند ، نيرومندى ، حكمت ، توانايى بر فيصله دادن به امور و داشتن منطق قوى در جداسازى حق از باطل ، از شرايط لازم رهبران و مديران جامعه در نگاه وحى
واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب . .. و شددنا ملكه و ءاتينـه الحكمة و فصل الخ
برداشت ياد شده از مجموع اوصافى كه خداوند براى داوود(ع) به عنوان حاكم و فرمانروا ذكر كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 4
4 - خردورزى و توانايى بر شفاعت ، دو شرط اصلى شايستگى شفاعت به پيشگاه الهى است .
قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 9
9 - قدرت اجرايى و آگاهى عميق به جوانب امر ، دو پايه اصلى در كار قضاوت و داورى
إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم
از اين كه خداوند پس از بيان قضاوت گرى خويش، دو وصف «عزيز» و «عليم» را براى خود بيان كرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 14
14 ـ نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران
اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 12
12ـ دانش و توان ، دو شرط اساسى براى مديريت و تصدى وزارت
اجعلنى . .. إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 192 - 4
4 ـ عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش
أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 193 - 3
3 ـ هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين
و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 7
7 ـ اجابت درخواست بندگان ، از نشانه هاى معبود راستين
فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 3
3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 11
11 - قدرت و توانايى ، شرط شايستگى براى ولايت و سرپرستى است .
فاللّه هو الولىّ . .. و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 3
3 - بهره مندان از خرد ناب ، توانا بر درك فلسفه قانون قصاص ( حيات جامعه )
و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب
زندگى در پرتو قانون قصاص و اجراى آن، براى همه جامعه اسلامى است نه خصوص خردمندان. بنابراين مخاطب قرار دادن اولى الألباب (دارندگان خرد ناب) در بيان حقيقت مذكور، اشاره به اين دارد كه: درك آن حقيقت در خور خردى ناب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 13
13 ـ لزوم مبارزه با دشمنان ، على رغم ترس از نيرو و قدرت آنان
قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 197 - 1،2
1 ـ قدرت و توشه هاى مادى ، هر اندازه باشد ، ناچيز و اندك است .
لا يغرّنك . .. متاع قليل
على رغم اينكه امكانات مادى كافران به اندازه اى بوده كه خطر فريبندگى داشته، خداوند آنها را اندك مى شمارد.
2 ـ بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .
متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 197 - 2
2 ـ بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .
متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 48 - 15
15 ـ شيطان قادر به مشاهده امورى پنهان از ديد آدميان
إنى أرى ما لاترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 1،3،4
1- « ذوالقرنين » شخصيتى نيرومند و برخوردار از امكاناتى گسترده در پهنه زمين بود .
إنّا مكّنّا له فى الأرض
«مكّنّا» يعنى: «به او قدرت داديم. ». در باره «ذوالقرنين» و شخصيت تاريخى او و اين كه او كيست نظر واحدى در ميان مورّخان و مفسران وجود ندارد; بعضى، او را از فرمانروايان ما قبل تاريخ دانسته اند و قرآن را تنها مرجع شناخت او مى دانند و برخى، او را همان «اسكندر» دانسته و برخى ديگر، ـ«فريدون» و برخى، او را از ملوك يمن دانسته و بالاخره، برخى، مانند علامه طباطبايى(ره) تطبيق وى را با «كورش» (پادشاه هخامنشى) با آيات سازگارتر ديده اند. بعضى نيز، او را از پادشاهان چين دانسته و ديوار چين را شاهدى بر مدعاى خود گرفته اند.
3- « ذوالقرنين » ، شخصيتى الهى بود . *
إنّا مكّنّا له فى الأرض
احتمال مى رود كه انتساب قدرت ذى القرنين به خدا، از آن جهت باشد كه خدا، به خاطر شخصيت الهى وى، امكاناتى را به او عطا كرده باشد.
4- « ذوالقرنين » از اسباب و عواملى كارساز براى محقّق ساختن هر مقصودى برخوردار بود .
و ءاتينه من كلّ شىء سببًا
عموم در «كلّ شىء» عموم عرفى است. «سبباً» مفعول دوم «آتيناه» است. با توجه به مضافى كه در كلام مقدر است، تقدير جمله چنين مى شود: «و آتيناه سبباً من أسباب كل شىء» يعنى، از اسباب و وسايلى كه براى نيل به تمامى مقاصد علمى و عملى او وجود داشت، سبب و راهى را در اختيار او قرار داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 9
9- ساحل نشينان مناطق غربى سرزمين ذى القرنين ، از رويارويى با نيرو هاى او ناتوان بودند و در برابر تصميمات او ، قدرت مقاومت نداشتند .
وجد عندها قومًا قلنا يـذا القرنين إمّا أن تعذّب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 3
3- ذوالقرنين ، بر قوم ساحل دريا ، سلطه كامل يافته بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 4
4- قوم درگير با يأجوج و مأجوج ، به ذوالقرنين و به توان مندى و خيرخواهى وى اذعان كردند .
قالوا يـذا القرنين إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض
با اين كه «ذوالقرنين» بومى منطقه مورد بحث نبود، ولى با قرائن و شواهد و ديدن قدرت علمى و اجرايى او، مردم، به اين نكته واقف شدند كه او، كسى است كه مى تواند سدّى غير قابل نفوذ در برابر حملات دشمنان براى آنان برپا كند و نيز به خير خواهى او و اين كه او غرضى مادّى و قصدى سلطگرانه ندارد، پى بردند، لذا پيشنهاد خود را با او مطرح كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 3
3- در وجود ذى القرنين بينش توحيدى و الهى همراه ، با قدرت علمى و فنى ، تبلور داشت .
ما مكّنّى فيه ربّى خير . .. هـذا رحمة من ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 9
9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمـنًا و تسليمًا
ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 37 - 4
4 - ارتش سليمان ( ع ) ، بسيار توانمند و شكست ناپذير
فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 61 - 4
4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون
قال أصحـب موسى إنّا لمدركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 5 - 3
3- سركوب كنندگان اولين فساد بنى اسرائيل ، مردانى بس توانمند و جنگاور
بعثنا عليكم عبادًا لنا أولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 11
11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 31 - 2،3
2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .
ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين
3 - نامه سليمان ، پيامدار رحمت و مهر و نشانگر قدرت و قهر
بسم اللّه الرحمـن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين
آوردن اوصاف «رحمان» و «رحيم» در سرآغاز نامه، پيامدار رحمت و لحن قاطع و آمرانه متن آن، بيانگر قدرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 34 - 6
6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد
قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها
طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 38 - 5
5 - سليمان ( ع ) ، مصمم بر نماياندن قدرت فوق العاده خود به ملكه سبا ، با احضار تخت او
قال يـأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 42 - 5
5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى
و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين
ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 5
5 - فرعون ، داراى قدرت و ثبات در عرصه هاى سياست و حكومت
و فرعون ذى الأوتاد
«أوتاد» (جمع «وتد») به معناى ميخ ها است. توصيف فرعون به اين عبارت (داراى ميخ هاى فراوان)، كنايه از استحكام قدرت او است; همان گونه كه ميخ هاى اطراف خيمه مايه استحكام آن است. اين تعبير ممكن است كنايه از فراوانى سپاه او باشد كه براى نصب خيمه هايشان، زمين وسيعى ميخ كارى مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 12
12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 3
3- قدرت فوق العاده شتر در پيمودن راه هاى طولانى و دشوار و حمل بار هاى سنگين
و تحمل أثقالكم إلى بلد لم تكونوا بـلغيه إلاّ بشقّ الأنفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 3
3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .
من كلّ شيطـن رجيم . إلاّ من استرق السمع
لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 212 - 2
2 - قدرت شياطين بر استماع و استراق سمع گفتار فرشتگان ، در برهه اى از زمان ( قبل از ممنوع شدن و عزل گشتن )
إنّهم عن السمع لمعزولون
«معزولون» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، گر چه شياطين در گذشته گفتار فرشتگان را مى شنيدند; اما اكنون (از زمان نزول قرآن) از آن عزل گشته و ممنوع شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 4
4 - قدرت شياطين بر صعود به نزديك ترين آسمان
إنّا زيّنّا السماء الدنيا . .. لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 14
14 ـ ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان
لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون
دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 175 - 9
9 ـ شيطان عنصرى توانا بر آگاهى يافتن از درون آدمى و انديشه هاى او
فانسلخ منها فأتبعه الشيطن
ايمان به آيات و معارف الهى و نيز كفر به آنها از امور قلبى است، و از آنجا كه شيطان پس از منسلخ شدن بلعم باعورا از آيات و معارف الهى به تعقيب او پرداخت، معلوم مى شود وى به انديشه ها و باورهاى آدمى مى تواند آگاهى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 17 - 4
4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها
و حفظنها من كلّ شيطـن رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 63 - 8
8- شيطان ، بر زدودن مهم ترين خاطره ها از ذهن انسان ، توان دارد .
و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
خاطره زنده شدن ماهى، با آن كه به اعتراف همسفر موسى امرى شگفت بود، با دخالت شيطان، به فراموشى كشانده شد. اين، نشان دهنده امكانِ نفوذ عميق شيطان در انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 36 - 7
7 - شيطان در وسوسه و به انحراف كشاندن آدميان ، از توانى گسترده برخوردار است .
و إمّا ينزغنّك من الشيطـن نزغ فاستعذ باللّه
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در برابر وسوسه هاى شيطان، نيازمند به استعاذه و پناه بردن به خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 9
9 ـ طالوت ، نسبت به ديگران ، از توانايى جسمى و علمى ( كاردانىِ ) بيشترى برخوردار بود .
و زاده بسطة فى العلم و الجسم
چون جمله «و زاده . .. » بيان حكمت انتخاب طالوت از ميان بنى اسرائيل و علّت تقدّم وى بر ديگران است، پس او در اين دو صفت برتر از ديگران بوده است; بنابراين «زاده ...» بيانگر توانايى جسمى و علمى بيشتر او در مقايسه با ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 4
4- اقوام كافر پيشين در برابر انبيا احساس قدرت مى كردند و مدعى بودند كه سرزمين مسكونى آنان و انبيا از آنِ آنهاست .
لنخرجنّكم من أرضنا
از اينكه آنان، پيامبران را تهديد به اخراج كردند، احساس قدرت استفاده مى شود و از اينكه «أرض» (سرزمين) را به خود اضافه كردند; به دست مى آيد كه آنان مدعى حاكميت و مالكيت بر آن بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 12
12 - قارون ، فرد قدرتمند و زورمدار جامعه خويش بود .
من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 3
3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا
و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا و لا ما اتّخذوا
تعبير «ما كسبوا» ـ كه اشاره به امكانات مادى دارد ـ و نيز «ما اتّخذوا. ..» ـ كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است ـ نشان مى
دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 7
7 ـ نفاق ، پُل به قدرت رسيدن سياست بازانِ ناصالح
و اذا تولى سعى فى الأرض
در برداشت فوق، «تولى»، رسيدن به حكومت معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 9
9- سوگند ستمگران در دنيا بر پايدارى و زوال ناپذيرى قدرت خويش
الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زوال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 9
9ـ تنها صاحبان عقل و فهم بر دريافت ربوبيت خدا و يكتايى او در تدبير هستى توانايند .
إن فى ذلك لأيـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 39 - 4
4 - تأكيد عفريت بر قدرت و امانت خود در آوردن تخت بلقيس
و إنّى عليه لقوىّ أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 13
13 - قدرت و توان عفريت دربار سليمان ، مقهور دانش و علم آصف بن برخيا
قال عفريت من الجنّ . .. قال الذى عنده علم من الكتـب
در پاسخ پرسش سليمان(ع)، نخست عفريت بود كه قدرت خويش را مطرح ساخت; ولى دانش برتر دانشمند دربار سليمان مجالى براى اعمال قدرت به وى نداد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 13
13ـ قدرت و مكنت دانشمندان نيكوكار ، نعمت و رحمت الهى بر آنان است .
إنى حفيظ عليم. و كذلك مكّنّا ليوسف ... نصيب برحمتنا من نشاء
از مصداقهاى رحمت الهى (رحمتنا) به قرينه «مكّنّا ليوسف فى الأرض» دستيابى انسانهايى چون يوسف(ع) به قدرت و مكنت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 27 - 2
2 - فرعون ، عاجز از مقابله با منطق موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون
اقدام فرعون به متهم كردن موسى به جنون در مقابل منطق قوى او، نشانگر عجز و ناتوانى وى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 29 - 1
1 - روى آورى فرعون به تهديد موسى ( ع ) با احساس ناتوانى از مقابله با منطق او
قال لئن اتّخذت إلـهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 5،7
5 ـ مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مالك هيچ سود و زيانى براى مردم نيستند .
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
7 ـ پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *
قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 20،24،25،26،31
20 ـ مسيح ( ع ) توانمند بر آفرينش مجسمه اى از گل به شكل پرندگان كه با دميدنش در آن به پرواز در مى آمد
و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى
24 ـ حضرت مسيح توانا بر بيناسازى كور هاى مادرزاد و شفابخشى مبتلايان به پيسى
و تبرى الاكمه و الابرص باذنى
25 ـ توانايى حضرت مسيح بر زنده كردن مردگان مدفون شده در خاك
و اذ تخرج الموتى باذنى
مراد از اخراج مردگان (تخرج الموتى) زنده كردن آنهاست و به كارگيرى كلمه اخراج براى رساندن اين معناست كه عيسى(ع) قادر بود حتى مردگان مدفون در خاك را نيز زنده كند و از خاكها بيرون كشد.
26 ـ عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى
و اذ تخلق من الطين . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى
31 ـ توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت
اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 8
8 - غريزه جنسى ، غريزه اى نيرومند و كنترل آن براى عموم مردم امرى دشوار است .
علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 13
13ـ رهايى از دام تمايلات جنسى و مكر زنان ، بدون امداد الهى حتى براى پيامبران و بندگان خالص خدا نيز ميسور نيست .
و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 6
6 - غريزه و جاذبه هاى جنسى ، از نيرومندترين غريزه ها و جاذبه ها است .
و القوعد من النساء الّـتى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجـت بزينة
پيشگيرى از طغيان غريزه جنسى و روابط ناسالم جنسى فلسفه مهم حجاب و پوشش زنان است. بنابراين ممنوعيت زنان سالخورده از خودآرايى در برابر نامحرمان، مى رساند كه غريزه جنسى و جاذبه هاى آن، آنقدر نيرومند است كه ممكن است خودآرايى سالخوردگان نيز غريزه جنسى انسان را تحريك كرده و به طغيان وادارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 24
24 - قيامت ، روز ظهور و بروز قدرت مطلق خدا و آگاهى همگان به نبود قدرت براى غير اوست .
إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 112 - 1
1 ـ فرعون ، برخوردار از اقتدار و سلطنتى با نفوذ در سرزمين مصر بود .
يأتوك بكل سحر عليم
فعل «يأتوك» جواب فعل امر قرار گرفته و به حرف شرطِ مقدر مجزوم شده است. تقدير كلام چنين است: ان ترسل الحاشرين
يأتوك بكل ساحر عليم. انتخاب اين تركيب براى كلام حاوى اين نكته است كه فرستادن نيروها مستلزم آوردن ساحران است و اين حكايت از نفوذ فراوان فرعون و مأموران وى بر سرزمين مصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 8
8 ـ فرعون و اطرافيانش ، قدرت و مكنت خود را ، در دفاع از آيين نياكانشان مى دانستند .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 37 - 4
4 - فرعون ، برخوردار از اقتدار و سلطنتى بانفوذ در سرزمين مصر
يأتوك بكلّ سحّار عليم
فعل«يأتوك» جزاى شرط مقدر (إن تبعثهم يأتوك بكلّ سحّار عليم) است. اين تركيب حاوى اين نكته است كه فرستادن نيروها براى جذب ساحران، مساوى با آمدن آنان بدون تعلل است و اين مطلب، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 2
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 3
3 - فرعون ، طرفداران و كارگزاران حكومت خود را ، گروهى متحد ، نيرومند و آماده نبرد معرفى كرد .
و إنّا لجميع حـذرون
يكى از معانى «جميع» ضدّ «متفرق»; يعنى، متحد است (لسان العرب). برداشت ياد شده بر اساس همين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام
حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 6
6 - فرعونيان ، داراى اقتدار و توان بالا
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
آورده شدن اوصاف «عزيز» و «مقتدر» براى خداوند در اين آيه، تعريض به قدرت ظاهرى فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 9
9 ـ يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين ، تنها قدرت قابل اتكا براى انسانها
إن اللّه له ملك السموت و الأرض . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 2
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 82 - 4
4- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) مردمى نيرومند و سخت كوش بودند و در مناطق كوهستانى زندگى مى كردند .
و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت
فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 12
12ـ قوم عاد ، مردمى قوى و نيرومند بودند .
و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 4
4 - قوم عاد ، داراى قدرت و توانمندى بى نظير در عصر خويش
و قالوا من أشدّ منّا قوّة
قوم عاد، ادعاى نيرومندى داشتند و خداوند اين ادعا را رد نكرد; بلكه به گونه اى ديگر پاسخ آنان را داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 1،2
1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه
و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه
حرف «إن» نافيه است.
2- هلاكت قوم عاد ، به رغم داشتن توان و نيرويى قوى و گسترده ، هشدارى است به تمامى مشركان .
و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه
گرچه مورد آيه، مشركان مكه است; ولى در هشدار الهى، ديگر مشركان نيز با آنها تفاوتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 7 - 6
6 - قوم عاد ، مردمى بلندقامت و پرقدرت *
إرم ذات العماد
چنانچه «ارم» نامِ قوم عاد باشد، توصيف آنان به «ستون دار»، كنايه از نيرومندى و قامت رشيد آنان خواهد بود. گفتنى است كه در اين برداشت، «عماد» به معناى عمود و ستونى گرفته شده است كه خانه را بر آن استوار مى كنند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 8 - 5
5 - قوم عاد ، مردمى بى نظير در قدرت و قامت *
ذات العماد . الّتى لم يخلق مثلها فى البلـد
در برداشت ياد شده، «ارم» نام قوم عاد گرفته شده است; در نتيجه «الّتى. ..» توصيف گر آن قبيله، به نبود امثالِ آنها در شهرها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام
حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 8
8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران
إنّ خير من استـئجرت القوىّ الأمين
جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 11
11ـ واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 196 - 3،4،5،6
3 ـ قدرت و شكوه ظاهرى كافران و برخوردارى آنان از بهره هاى مادى ، امرى فريبنده براى مسلمانان
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد
4 ـ رهبران الهى ، حتّى پيامبران ، در معرض خطر تأثير منفى شكوه ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد
5 ـ خطر تأثير منفى قدرت اقتصادى و شكوه ظاهرى كافران ، در روحيه مسلمانان صدر اسلام
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا
6 ـ شوكت ظاهرى و تلاش و جولان كافران در سرزمين ها ، نبايد موجب فريب و خام شدن مسلمانان گردد .
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 5
5 ـ فريفته نشدن در برابر شوكت ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران ، از مصاديق تقواپيشگى است . *
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم
نهى از فريفته شدن و آنگاه بشارت بهشت به تقواپيشگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 11
11 ـ اعتقاد به عزت و قدرت مطلقه الهى ، مانع گرايش به عزت و اقتدار موهوم كافران
أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 48 - 6
6 ـ امكانات مادى و داشتن نيرو هاى انسانى و هوادار ، هرگز موجب نجات كفرپيشگان از گرفتار شدن به عذاب دوزخ نخواهد شد .
ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 9
9 ـ توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .
و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 4
4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش
كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 6
6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش
فلايغررك تقلّبهم فى البلـد
پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 10
10 ـ غرور و اعتماد نابجاى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اقتدار و تمكن خويش
ألم يروا كم أهلكنا . .. مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم
از اينكه مى فرمايد اقوام قدرتمندتر از شما را هلاك كرديم، معلوم مى شود كه اينان به قدرت و مكنت خويش مغرور بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 2
2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـًثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 8
8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 5
5 ـ كافران قوم مدين برخوردار از نيرويى افزون بر مؤمنان آن سامان
لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا
تصميم كافران قوم مدين به اخراج شعيب و همگامانش و ابراز آن با سوگند و تأكيد بسيار، حكايت از برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 20
20 ـ تأسف قابيل بر نادانى خويش و ناتوانى از برابرى با حيوانى همچون كلاغ
قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 29
29 - سعادت جوامع ، در گرو ايمان به انبيا و پيروى از آنها است و نه داشتن قدرت مادى
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين . .. و جاءتهم رسلهم بالبيّنـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 31
31 ـ اراده همه موجودات ، حتى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مقهور حاكميت اراده الهى
و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 10
10 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور بود تا وابسته بودن توانش را به مشيت خدا و آگاه نبودنش را به امور غيبى به مردم اعلام كند .
قل لاأملك . .. و لو كنت أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 52 - 12
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز ، توانِ بيرون آوردن افراد حق گريز را از گمراهى ، ندارد .
فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ الدعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 53 - 5
5 - بيرون آوردن كافران حق گريز ـ به هر نحو ممكن ـ از گمراهى ، نه كار پيامبر است و نه در توان او است .
و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 4
4- تأكيد خداوند ، بر توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شناخت منافقان از آهنگ سخنشان
و لتعرفنّهم فى لحن القول
از جمله معانى «لحن القول»، آهنگ سخن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 2
2 - مخالفان نوح ، داراى قدرت برتر در جامعه
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
لحن تهديدآميز مخالفان از يكسو و مطرح ساختن رجم ـ كه معمولاً كارى علنى و گروهى است ـ نشانگر موضع قوى اجتماعى مخالفان نوح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 8
8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران
إنّ خير من استـئجرت القوىّ الأمين
جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 6
6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان
أو من ينشّؤا فى الحلية
با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 5،7
5 ـ مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مالك هيچ سود و زيانى براى مردم نيستند .
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
7 ـ پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *
قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 25 - 7
7 - به بار نشستن فورى درخت خرما و نيرومندى مريم ( س ) براى تكان دادن آن ، از كرامات او بود .
و هزّى إليك . .. تسـقط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 10
10 ـ توان رزمى و نيروى مقاومت هر مسلمان ، حتى پس از گراييدن جامعه ايمانى به ضعف ، بيش از دو چندان هر كافر است .
و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 5
5 ـ سال نهم هجرى ، سال قدرت مسلمانان و استيلاى آنان بر اداره مسجدالحرام
فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا
اينكه مسلمانان در سال نهم هجرى مكلف به اين تكليف الهى شدند ـ با اينكه اصل پليدى مشركان در گذشته نيز بوده است ـ نشان مى دهد كه در گذشته، اجراى آن ميسر نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 6
6 ـ خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را در مدينه با امداد هاى خويش توانا و قدرتمند ساخت .
تخافون أن يتخطفكم الناس فأويكم و أيدكم بنصره
«تأييد» به معناى تقويت كردن و قدرتمند ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 9
9 ـ توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .
و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 4،8
4 - ظهور و سقوط تمدن ها و اقوام نيرومندتر از مشركان جزيرة العرب در تاريخ
و كانوا أشدّ منهم قوّة
8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 1
1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه
و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه
حرف «إن» نافيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 13
13- توانايى مطلق خداوند بر همه چيز و انجام هر كارى
يفعل الله ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 3
3- قوانين طبيعى و علل عادى ، محدود كننده قدرت و اراده خداوند نيست .
قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 14
14 - قدرت خداوند ، مطلق بوده و بر انجام هر كارى توانا است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 5
5- موجود فاقد قدرتِ مستقل و مطلق ، شايسته پرستش نيست .
الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 3
3 - توانمندى معبود بر جزاى بندگان ، نمايانگر شايستگى وى براى حمد و سپاس
و ما لكم من نصرين . .. فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض
حرف «فاء» در «فللّه الحمد» مفاد آن را بر مطالب قبل كه در باره معاد بود، تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 4
4 ـ توان بر يارى بندگان از ملاك هاى معبود راستين
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 22 - 2
2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى
أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ
آوردن عبارت «إلـهكم إلـه واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 4
4 ـ تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 7
7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .
لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 6
6 ـ مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )
و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 6
6 ـ توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1ـ آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2ـ اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 3
3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 8
8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى
الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون
«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 16
16 - موجود ضعيف و ناتوان از اعمال اراده خويش ، نالايق براى الوهيت و پرستش
لا إلـه إلاّ هو . .. الجبّار المتكبّر
با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ضرورى خداوند است; از مفهوم آيه استفاده مى شود كه موجود فاقد اين اوصاف، شايسته الوهيت نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 18
18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 8
8 - معبود ها ، برخوردار از توانايى براى نجات دادن از گرفتارى و رنج در نظر مردم انطاكيه
ءالهة إن يردن الرحمـن بضرّ لاتغن عنّى . .. و لاينقذون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 11
11 ـ مشركان، معتقد به كارايى و توانمندى معبودان خويش در رهاسازى آنان از مشكلات
أين ما كنتم تدعون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1،4،6
1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان
و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه
4- تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر ترفند ها و مكر هاى گوناگون و كوه شكن ستم پيشگان جامعه
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
6- مكر ها و چاره انديشى هاى ستمگران ، هر چند گسترده و كوه شكن باشد ، در برابر نيروى حق بى ثمر و ناموفق خواهد بود .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 13
13 - فرشتگان ، توانا بر اخفاى امور خويش بر ديگران فرشتگان
أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 82 - 4
4ـ خداوند ، به دست فرشتگان مهمان لوط ، ديار قوم لوط را تخريب كرد و آنان را هلاك ساخت .
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. إنا رسل ربك ... فلما جاء أمرنا جعلنا عـليها سافلها
از اينكه خداوند، فرشتگان را براى تخريب ديار قوم لوط مى فرستد (إنا اُرسلنا إلى قوم لوط) و در عين حال تخريب آن ديار و نزول عذاب را به خودش نسبت مى دهد (جعلنا عاليها سافلها) چنين استفاده مى شود كه: فرشتگان به منزله وسيله اى براى نزول عذاب بوده و كار آنها جلوه اى از فعل خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 10
10 - توانايى و نقش آفرينى ملائكه در جهان متفاوت است .
أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه پروبال فرشتگان، كنايه از توانايى و قدرت جولان آنان در جهان باشد. در مَثَل مى گويند: فلانى پروبالش سوخته و يا شكسته شده; كنايه از اين كه نيروى حركت و توانايى از او سلب گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 4
4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش
كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 2
2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان
فإنّكم و ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 20
20 ـ حضرت موسى ( ع ) ، داراى قدرت و توانى بالا در ايفاى رسالت و اتمام حجت بر مردم
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 2،3
2 ـ فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
3 ـ فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 58 - 9
9 - فرعون به قدرت يك تنه موسى ( ع ) در برابر تشكيلات عريض و طويل خويش اعتراف كرد .
فاجعل بيننا . .. لانخلفه نحن و لاأنت
برداشت ياد شده از آنجا است كه فرعون ضمير مربوط به خود را جمع (نحن) و ضمير مربوط به موسى(ع) را مفرد (أنت) ذكر كرده است. البته محتمل است انتخاب اين نحوه سخن براى تعظيم خود باشد; ولى اين نكته را نمى توان از نظر دور داشت كه در هر صورت، فرعون با مجموع امكانات و قدرت خود، در برابر موسى(ع) موضع گيرى كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 95 - 4
4 - موسى ( ع ) ، فردى نترس و داراى اراده اى قوى و همتى والا
قال يـقوم . .. قال يـهـرون ... قال فما خطبك يـسـمرىّ
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، يك تنه و با استيضاح رئيس، مرئوس، فرد و گروه، با جوّ حاكم و غالب بر بنى اسرائيل درافتاد و با همه آنان از موضع قدرت سخن گفت. اين برخورد، برخاسته از نيرويى وابسته به قدرت لايزال الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 40 - 2
2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران
لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغـلبين
با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 2
2 - ناتوانى فرعون از نابود ساختن موسى ( ع ) ، على رغم خشم و دشمنى عميق وى نسبت به او و آيينش
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
مأموريت جديد موسى(ع)، نشانگر آن است كه فرعون على رغم تلاش براى نابودى آيين موسى(ع) نتوانست به خود وى آسيبى برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 6
6 - موسى ( ع ) ، مردى نيرومند و شخصيتى امين در ديدگاه دختر شعيب
إنّ خير من استـئجرت القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 6
6 ـ توانايى هاى اهل ايمان در سركوبى دشمنان دين ، پرتويى از قدرت الهى
ليقطع طرفاً . .. ليس لك من الامر شىء
با وجود اينكه مسلمانان، دشمن را ذليل و اسير كردند و سرانجام آنها را از دستيابى به اهدافشان نااميد ساختند، ولى خداوند تمامى موارد را به خويش نسبت مى دهد تا بفهماند كه كار آنان و تواناييهايشان، در واقع از آن خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 52 - 5
5 ـ نيرو و قدرت مؤمنان ، وسيله تحقق اراده الهى در نابودى و عذاب منافقان
أن يصيبكم اللّه بعذاب من عنده أو بأيدينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 57 - 1
1 - كافران ، از شكست دادن و به سستى كشاندن نيروى الهى و جبهه حق ـ در هر جاى دنياـ ناتوانند .
لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض
در آيه شريفه، متعلق «معجزين» (اين كه كافران چه چيز را به ناتوانى مى كشانند ـ ذكر نشده است; ولى با توجه به اين كه كافران، همواره درصدد تضعيف جبهه حق و دين الهى اند، مقصود از آن نيروى الهى و جيهه حق است. گفتنى است ظرف «فى الأرض» مى رساند كه اين ناتوانى در همه جاى دنيا وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 22 - 2
2 - مسلمانان ، قادر به دفع هجوم كافران ، در صورت عدم انعقاد صلح حديبيه و ناگزيرى از جنگ *
و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «لوقاتلكم» نظر به گذشته داشته باشد; يعنى، خداوند گرچه فتح مبين (صلح حديبيه) را براى شما رقم زد و در پرتو آن ثمرات زيادى را براى شما به بار آورد; اما اگر اين صلح هم صورت نمى گرفت و كافران به نبرد با شما برمى خاستند، شما با قدرت ايمانى و رهبرى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را منهزم مى ساختيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 56 - 9
9 ـ مؤمنان در مدينه ، برخوردار از قدرت و شوكت بسيار در مقايسه با منافقان
و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون
بيم منافقان و تلاش آنان براى مؤمن جلوه دادن خود، نشانه اى از قدرت و شوكت مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 6
6 ـ مؤمنان صدر اسلام در برهه اى از عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى استعداد و توان پيروز شدن بر لشكرى تا ده برابر نفرات ايشان
إن يكن . .. يغلبوا ألفا
چون در آيه بعد تخفيف در حكم جهاد و مقاومت را به تحقق ضعف تعليل كرده است، معلوم مى شود خداوند با توجه به توان و استعداد اهل ايمان بر آنان واجب كرده بود كه در مقابل لشكرى تا ده برابر خود مقاومت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 6
6 - برخوردارى از توان رزمىِ فراوان و توسعه كشاورزى و آبادانى سرزمين ها ، برترين جلوه هاى تمدن در جوامع پيشين بوده است .
كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأرض و عمروها أكثر ممّا عمروها
«إثارة» (مصدر «أثاروا») به معناى «زير و رو كردن» است و در اين جا، منظور، زير و رو كردن خاك براى زراعت يا ساختمان سازى و غير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 15
15 ـ انفاق امكانات براى تقويت بنيه نظامى جامعه اسلامى ، از مصاديق انفاق « فى سبيل اللّه » است .
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 17 - 7
7 - قدرت و قواى نظامى گسترده سليمان ، از ويژگى هاى بارز حكومت الهى وى
و حشر لسليمـن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 3
3 ـ سپاه مشركان مكه مجهز به سلاح هاى جنگى و داراى برترى نظامى نسبت به مسلمانان
و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم
عدم تمايل مسلمانان به رويارويى با سپاه شرك و نيز جمله «كانما يساقون إلى الموت» در آيه قبل دلالت بر اين دارد كه مشركان در جنگ بدر از نيروى نظامى برترى برخوردار بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 6
6 ـ وحشت دشمن از توان رزمى مسلمانان ، تعيين كننده مرز قدرت نظامى ضرورى در جامعه ايمانى
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. ترهبون به عدو اللّه
جمله «ترهبون . .. » به منزله تفسير و توضيحى است براى «ما استطعتم». يعنى توان نظامى بايد به حدى رسد كه دشمن را به وحشت اندازد، نه كمتر از آن ; هر چند جامعه اسلامى بر بيشتر از اين مقدار توانمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 10
10 ـ توان رزمى و نيروى مقاومت هر مسلمان ، حتى پس از گراييدن جامعه ايمانى به ضعف ، بيش از دو چندان هر كافر است .
و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 13 - 10
10 ـ مشركان صدر اسلام ، از توان رزمى بالايى برخوردار بودند .
أتخشونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 7
7ـ نفس آدمى بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 1
1 - تكذيب گران دين ، گرچه گروهى منسجم باشند ، از مانع شدن نمازگزاران ناتوان اند .
كلاّ
حرف «كلاّ» براى ردع و منع است و در آيه شريفه تكذيب گران دين را، از پندار موفقيت در باز داشتن مردم از نماز منع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 4
4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )
فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 4
4 - قدرت نمايى و بزرگ جلوه دادن توانايى هاى خود در برابر جبهه مخالف ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى است .
و إنّا لجميع حـذرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 4
4 ـ توانايى هابيل بر قتل برادرش قابيل
ما إنّا بباسط . .. لاقتلك انى اخاف اللّه
اگر هابيل از قتل برادرش ناتوان بود، اقدام نكردن به قتل را ناشى از خداترسى خويش نمى شمرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 2
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 8
8 ـ توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى
فطوعت له نفسه قتل اخيه
تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 9
9- خداوند ، يحيى ( ع ) را در كودكى به اجراى احكام الهى توان مند ساخت .
و ءاتينـه الحكم صبيًّا
در برداشت ياد شده «حكم» به معناى حاكميت و اجراى قضاوت گرفته شده است. در (قاموس) آمده است: حاكم به كسى گفته مى شود كه حكم را به مرحله اجرا درآورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 10
10ـ اقتدار و عزت يوسف ( ع ) نشانه اى روشن بر ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 15
15 - « اسحاق بن عمار و يونس قالا : سألنا اباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه تعالى « خذوا ما اتيناكم بقوة » أقوة فى الأبدان أوقوة فى القلب ؟ قال فيهما جميعاً ;
اسحاق بن عمار و يونس از امام صادق(ع) درباره آيه «خذوا ما اتيناكم بقوة» سؤال كردند كه: آيا مراد از «قوت» نيروى بدنى است يا قلبى؟ امام(ع فرمودند: هر دو است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 29 - 4
4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى
هلك عنّى سلطـنيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 115 - 4
4 ـ عذاب سهمگين و بى نظير الهى سزاى آنانكه پس از مشاهده مائده آسمانى به قدرت خداوند ، رسالت عيسى ( ع ) و معجزه بودن آن مائده كافر شوند .
فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً من العلمين
متعلق «يكفر» مى تواند، رسالت عيسى(ع)، قدرت خداوند و معجزه بودن مائده آسمانى باشد. ضمير در «لااعذبه» مفعول مطلق نوعى است و مرجع آن كلمه «عذاباً» مى باشد يعنى لااعذب قبل هذا العذاب احداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 5
5 - علم و قدرت خدا ، كامل و بى نقص است .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل . .. و أنّ اللّه سميع بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 14
14 - لزوم به كارگيرى علم و قدرت ، در مسير صلاح و سازندگى و جلب رضايت خداوند
و لقد ءاتينا داود0 و سليمـن علمًا . .. و أوتينا من كلّ شىء... و أن أعمل صـلحًا ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 8
8 ـ گرايش طبيعى انسان ها به قدرتى فراتر و نيرومند ، براى اتكا به او
و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
اينكه خداوند فرموده است: «براى شما جز او يار و سرپرستى نيست»، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و استمداد و اتكا به مبدأ قدرت در انسانها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 22 - 8
8 - انسان ها ، داراى گرايشى درونى به قدرتى برتر جهت انتخاب ولىّ و ياورند .
و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
نفى مطلق غيرخدا براى ولايت و ياورى، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و اتكا به ولىّ برتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 13
13 - قدرت و نقش آفرينى ملائكه در جهان ، با مشيت الهى در حال گسترش و توسعه است .
جاعل الملـئكة رسلاً أُولى أجنحة . .. يزيد فى الخلق ما يشاء
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «الخلق» فرشتگان و مراد از «ازدياد» زياد كردن بال هاى آنان باشد (بال ها كنايه از قدرت است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 10
10 - وابستگى رويش گياهان و خشكيدن آنها به خواست خداوند ، گواه توانمندى او بر آموزش قرائت قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكميت مشيت او بر حفظ يا فراموش كردن آن
و الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى . سنقرئك فلاتنسى
برشمردن صفات خداوند ـ پيش از وعده به قرائت و حفظ ـ نشانگر ارتباط آن صفات با اين وعده است; به اين بيان كه چون زوال گياهان سر سبز، وابسته به خواست خداوند است، زوال قرآن از حافظه انسان نيز مقهور اراده او مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 7
7 - تمام قدرت ها و واسطه هاى فيض در نظام هستى ، در مالكيت و سيطره يگانه خداوند
إنّ اللّه هو . .. ذوالقوّة المتين
تعبير «ذوالقوّة» ـ به جاى «القوى» ـ مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه خداوند، نه تنها قوى است; بلكه هر نوع توان و قدرتى كه در نظام وجود يافت شود، مملوك و مقهور او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 5
5- عوامل طبيعى ، مجراى اراده و قدرت خداست .
ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله
با آنكه پرواز پرندگان به خاطر توانايى خاصى است كه در وجود آنها نهفته است، اما خداوند اين توانايى را به خود نسبت مى دهد; پس معلوم مى شود كه همه عوامل طبيعى به اراده خدا در كارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 14
14 ـ نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون
در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 39 - 3
3 - برخى از جنيان ، قادر به انجام امور فوق طبيعى و خارج از محدوده قدرت بشر
قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 8
8 - فرايند رويش درختان در دامان طبيعت ، خارج از قلمرو توان بشر
ما كان لكم أن تنبتوا شجرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 39 - 3
3 - برخى از جنيان ، قادر به انجام امور فوق طبيعى و خارج از محدوده قدرت بشر
قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 20 - 7
7 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : قيل لأميرالمؤمنين ( ع ) هل يقدر ربك أن يدخل الدنيا فى بيضة من غير أن تصغر الدنيا و تكبر البيضة ؟ قال : إن اللّه تبارك و تعالى لاينسب إلى العجز و الذى سألتنى لايكون ;
از امير المؤمنين (ع) سؤال شد: آيا خداوند مى تواند دنيا را در تخم مرغى جاى دهد بدون اينكه دنيا كوچك يا تخم مرغ بزرگ شود؟ فرمود: خداى تبارك و تعالى موصوف به ناتوانى نمى شود ولى آنچه مورد سؤال توست شدنى نيست (محال است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 15
15 ـ كفر ورزيدن به خداوند دارنده قدرت بى انت ها و برخوردار از علم مطلق ، امر شگفت انگيز و نامعقول است .
كيف تكفرون باللّه . .. هو الذى خلق لكم ... و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 14
14 ـ عوامل طبيعى، مسخر اراده الهى و در قلمرو قدرت اوست.
كم أهلكنا . .. مكنهم ... و أرسلنا السماء ... و جعلنا الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 17
17 ـ خداوند توانا بر انجام هر كار و داراى قدرتى مطلق
و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 6
6 - برخوردارى دنياطلبان از بخشى از موهبت هاى دنيايى ، به اراده و تدبير خداوند است و نه خارج از قدرت و خواست او .
يرزق من يشاء و هو القوىّ . .. من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 187 - 3
3 - فرو ريختن قطعات آسمانى ، امرى خارج از قلمرو قدرت شعيب ( ع ) در پندار مردم اَيكه
فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصـدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 211 - 4
4 - محدوديت توان و دامنه نفوذ شياطين
و ما يستطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 2
2 - مباهات فرعون ، به قلمرو قدرت و ميزان مكنت و دارايى خويش
و نادى فرعون فى قومه قال يـقوم أليس لى ملك مصر. .. أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 29
29 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نجات كسانى كه خداوند عذاب را براى آنان حتمى ساخته ، ناتوان است .
و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً
«من اللّه» متعلق به «تملك» و بيانگر اين است كه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى نجات مردمان از ضلالت و عذاب قدرتى دارد، از جانب خداست و اين قدرت در مورد يادشدگان از وى سلب شده است. كلمه «فتنه» در اصل به معناى «اختبار» و «بر ملا ساختن باطل» است و چون عذاب الهى هويت شخص را آشكار مى سازد به آن «فتنه» اطلاق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 5
5 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) نخواهد توانست با نقب زدن به زمين و گذاشتن نردبان به آسمان خودسرانه معجزه اى ارائه كند.
فإن استطعت أن تبتغى نفقا فى الأرض أو سلما فى السماء فتأتيهم بأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 20،21
20 ـ تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند
قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون
از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.
21 ـ نينديشيدن درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبران و خرافه گويى درباره آنان، مورد نكوهش خداوند
قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 20،21
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 6
6 ـ معجزه ، فعل خدا و خارج از قلمرو توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 49 - 1،2،4
1 ـ هيچ كس حتى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، جدا از مشيت خداوند ، توانايى جلب منفعت و دفع ضرر از خويشتن را ندارد .
قل لاأملك لنفسى ضرّاً و لانفعاً إلا ما شاء اللّه
2 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيام رسان خداوند است و بيرون از خواست و اراده او به تحقق بخشيدن وعده يا وعيدى ، توانايى ندارد .
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لاأملك لنفسى ضرّاً و لانفعاً إلا ما شاء اللّه
4 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، بى مشيت خداوند توانايى تعيين زمان و تحقق بخشيدن عذاب استيصال را ندارد .
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لاأملك لنفسى ضرّاً و لانفعاً إلا ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 56 - 1
1 - هدايت بخشى و ايجاد ايمان در دل مردم ، خارج از قلمرو توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
إنّك لاتهدى من أحببت
«هداية» هم به معناى نشان دادن راه به كار مى رود و هم به معناى رساندن به مقصد. مراد از هدايت در اين آيه، معناى دوم است; زيرا هدايت (به معناى نشان دادن راه) وظيفه هر پيامبر و از جمله رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است و معنا ندارد كه خداوند آن را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) نفى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 19 - 1
1 - نجات محكومان به عذاب قطعى الهى ، در توان هيچ كس ـ حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ـ نيست .
أفمن حقّ عليه كلمة العذاب أفأنت تنقذ من فى النار
و «حقّ»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) و «كلمة» در آيه شريفه به معناى وعده و يا فرمان است و همزه در «أفأنت. ..» استفهام انكارى مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: آيا كسى كه وعده و فرمان عذاب بر آنان قطعى شده است، تو مى توانى نجاتش بخشى؟ هرگز!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 15
15ـ هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .
و ما لهم من دونه من وال
جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 23 - 5
5- حوادث آينده ، از علم و قدرت قطعى انسان خارج است .
و لاتقولنّ لشاْىء إنّى فاعل ذلك غدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 2
2 - قواى انسان ـ هرچند نيرومند باشد ـ زوال پذير و در معرض سستى است .
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 15
15 - قدرت و حاكميت دشمنان پيامبران و مؤمنان ، موقت و محدود به زندگى دنيايى است .
إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 15
15 - قدرت و حاكميت دشمنان پيامبران و مؤمنان ، موقت و محدود به زندگى دنيايى است .
إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 15
15 - محروميت منافقان ، از درك روابط و مناسبات جهان آفرينش و قدرت خداوند
و لـكنّ المنـفقين لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 16
16 - مشركان به هنگام مواجه شدن با عذاب الهى ، به انحصار قدرت به خدا ، پى خواهند برد .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
«إذ يرون» مفعول براى «يرى» است و «أن القوة . ..» با فعل مقدرى جواب شرط مى باشد; يعنى: «لو يرى ... لعلموا أن القوة للّه جميعاً; اگر مشركان امروز مى ديدند آن روزى را كه با عذاب قيامت مواجه خواهند شد، همانا مى فهميدند كه تمام قدرتها از آن خداوند است.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 13،14
13 - برپا كردن قيامت و آوردن همه انسان ها در آن ، مظهر قدرت همه جانبه خداوند است .
يأت بكم اللّه جميعاً إن اللّه على كل شىء قدير
14 - برپا كردن صحنه قيامت و آوردن انسان ها به آن صحنه ، درخور قادرى مطلق است .
يأت بكم اللّه جميعاً إن اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 5
5 - كافران ، خدا را از احياى مجدد انسان ها پس از مرگ ، ناتوان مى دانستند .
و ضرب لنا مثلاً. .. قال من يحىِ العظـم و هى رميم
مقصود از «ضرب لنا مثلاً» (براى ما مثل آورد) مى تواند اين معنا باشد كه: كافران، قدرت خدا را با قدرت ديگران يكى مى دانستند; يعنى، همان گونه كه همه از احياى استخوان كهنه ناتوان اند، او نيز مانند همه ناتوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 5
5 - انكار قدرت خداوند بر حيات مجدد انسان ها و برپايى قيامت از سوى كافران
قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا
اعتراف كافران در روز قيامت به دو بار مردن و زنده شدن و نيز گنه كار بودن شان، نشانگر آن است كه آنان در دنيا منكر توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها بودند. از اين رو به خطاكار بودن شان اعتراف مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 6
6 ـ وحشت دشمن از توان رزمى مسلمانان ، تعيين كننده مرز قدرت نظامى ضرورى در جامعه ايمانى
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. ترهبون به عدو اللّه
جمله «ترهبون . .. » به منزله تفسير و توضيحى است براى «ما استطعتم». يعنى توان نظامى بايد به حدى رسد كه دشمن را به وحشت اندازد، نه كمتر از آن ; هر چند جامعه اسلامى بر بيشتر از اين مقدار توانمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 26 - 6،9
6 ـ خداوند ، تنها عطاكننده قدرت ، به هر كس كه اراده فرمايد .
تؤتى الملك من تشاء
9 ـ خداوند به هر كس كه بخواهد مُلك ( قدرت و حاكميّت ) مى دهد و از هر كس بخواهد ، بازمى ستاند .
تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 7
7 - دريا ، يكى از منابع ثروت و قدرت
و الشيـطين كلّ بنّاء و غوّاص
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، در پاسخ به درخواست سليمان(ع) مبنى بر داشتن حكومت مقتدر، مسأله به خدمت درآوردن شياطين براى غواصى و استخراج منابع و ذخاير آن را مطرح ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 11
11 - تمام قدرت ها از آن خداوند است و هيچ كس و هيچ چيز غير از او قدرتى ندارد .
أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 8
8 ـ شرك و پرستش غير خدا ، برخاسته از ناآگاهى به مالك حقيقى سود و زيان و سرچشمه قدرت در هستى
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 17
17 ـ امت ها و جوامع نيرومند بايد توان و نيروى خويش را نعمتى خدادادى بدانند و همواره آن را به ياد داشته باشند .
اذكروا إذ جعلكم . .. و زادكم فى الخلق بصطة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 19
19ـ برخورداران از نعمت و عزت و مكنت ، بايد به خدادادى بودن آنها توجه داشته و بدان اقرار كنند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 16
16- دليل و حجت نيرومند و توان پيروزمند در صحنه رويارويى با منكران حق و حقيقت ، در گرو امداد الهى است .
و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 4
4- تمام نيرو ها ، وابسته به خداوند است .
لاقوّة إلاّ باللّه
جمله «لاقوّة إلاّ باللّه» به دليل «لا» ى نفى جنس و حرف «إلاّ» افاده حصر مى كند; يعنى، هيچ توان و قدرتى، جز به نيروى خداوند، نمى تواند عرضه وجود كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 2
2- قدرت و امكانات عناصر نيرومند تاريخ ، در قلمرو اراده و حاكميت خداوند و نه مستقل از آن .
إنّا مكّنّا له فى الأرض
نسبت دادن قدرت و امكانات ذوالقرنين به خداوند، اين پيام را دارد كه نبايد پنداشت كه قدرت مندان، آنچه دارند، خود، به دست آورده اند، بلكه همه چيز از او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 2
2- برخوردارى انسان از قدرت و دانش و به كارگيرى آن در جهت مصالح انسانى ، نمودى از رحمت پروردگار است .
. .. قال هـذا رحمة من ربّى
ذوالقرنين، سد ـ و به عبارت ديگر، تمام امكانات و دانشى كه براى ساخته شدن آن به كار رفته بود ـ را رحمت پروردگار دانست اين منطق، منطقى عام است و اختصاصى به سد و يا شخص ذوالقرنين ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 4
4 - علم ، منشأ قدرت
قال الذى عنده علم من الكتـب أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك
وصف «عنده علم. ..» اشعار به عليت دارد; يعنى، چون به دانش آن كتاب آگاهى داشت، توانست به خواسته سليمان جامه عمل بپوشاند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 8
8 - اموال ، توانايى ها و امكانات بشر ، همگى داده خداوند و جلوه لطف او است .
فلينفق ممّا ءاتيه اللّه لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 6 - 5
5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست
ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنـكم بأمول و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 6
6- سنت الهى در تاريخ ، انتقال قدرت و اقتدار اقوام حق ستيز به ديگر ملت ها
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
بنابراين كه «كذلك» اشاره به استمرار داشته باشد; تعبير «و أورثناها» مى رساند كه باقى نماندن قدرت و اقتدار براى هميشه در اختيار يك قوم و انتقال آن به ساير اقوام، از سنت هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 4
4 - انسان ، توانا به تسخير تمامى قوا و امكانات طبيعت در پرتو اراده الهى *
و سخّر لكم ما فى السمـوت و ما فى الأرض
تعبير «سخّر لكم» ممكن است به اين معنا باشد كه خداوند، موجودات را مسخّر انسان قرار داده است; يعنى، انسان بالقوه قادر است كه در همه مظاهر طبيعت به نفع خويش تصرف كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 8
8 - اراده و اقتدار خداوند ، حاكم بر اراده و اقتدار انسان ها
و كفّ أيدى الناس عنكم
تعبير «كفّ. ..»، مى رساند كه اراده الهى، فائق بر قدرت و اراده مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 6 - 1
1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان
ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم
«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 2
2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها
و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 5
5 - القاى وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن ، احسان و كرم خداوند به آن حضرت است .
اقرأ و ربّك الأكرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 12
12- دعوت به عدالت و بر صراط مستقيم بودن ، منشأ قدرت ، استقلال و خيرات براى جامعه است .
أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم
برداشت فوق، از تقابل «من يأمر بالعدل. ..» و «أحدهما أبكم ... لايأت بخير» به دست آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 20 - 5
5 - سلطه خداوند بر عرش ، پشتوانه اقتدار جبرئيل
ذى قوّة عند ذى العرش مكين
وصف «ذى العرش»، مى تواند اين نكته را برجسته سازد كه منزلت والاى جبرئيل، نزد كسى كه عرش مقهور او است، اتصاف او را به «ذى قوّة» تضمين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 10
10 - وجود قدرت هاى فوق العاده در دربار سليمان ، فضلى از جانب پروردگار براى او
فلمّا رءاه. .. قال هـذا من فضل ربّى
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـذا» اشاره به توان موجود در دستگاه حكومتى سليمان باشد; يعنى، وجود چنين نيرويى در دستگاه من ـ كه توانست تخت عظيم بلقيس را در كمتر از يك نگاه حاضر سازد ـ تفضل پروردگار به من است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 56 - 2
2 ـ توانمندى خداوند بر زنده كردن و ميراندن ، برخاسته از مالكيت انحصارى او بر هستى است .
ألا إن للّه ما فى السموت و الأرض . .. هو يحى و يميت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 20 - 2
2- خداوندى خداوند ، منشأ قدرتمندى او بر انجام كار هاى شگفت آور و بزرگ
و ما ذلك على الله بعزيز
ذكر اسم ظاهر «الله» به جاى ضمير ـ با اينكه به دليل ذكر «الله» در آيه جاى كاربرد ضمير است ـ مى تواند مشعر به معناى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 6
6- قدرت مطلقه و رحمت گسترده ، در انحصار خداوند است .
إنّه هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 7
7- امكانات و نيروى « ذوالقرنين » و برخوردارى او از وسايل و ابزار لازم در مقاصد خويش ، اعطاى خداوند به وى بود .
إنّا مكّنّا له . .. و ءاتينه من كلّ شىء سببًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 12
12 - علم و قدرت ، دو نمود بارز فضل الهى براى سليمان ( ع ) و در خدمت او
قال الذى عنده علم من الكتـب. .. فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى
گرچه علم و قدرت مطرح شده در آيه مربوط به آصف بن برخيا است; ولى وى از اعضاى دربار سليمان بود و دانش ويژه و توان فوق العاده او در خدمت حكومت آن حضرت قرار داشت. بر اين اساس است كه سليمان(ع) خدا را بر اين علم و قدرت سپاس مى گزارد. بعلاوه برخى از مفسران مراد از «الذى عنده...» را خود سليمان(ع) دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 30 - 4
4- پايه هاى اقتدار و شكوفايى نظام فرعونى ، متكى بر شانه هاى رنج كشيده بنى اسرائيل *
كم تركوا من جنّـت و عيون . .. من العذاب المهين
از ارتباط ميان اين آيه با آياتى كه سخن از امكانات گسترده اقتصادى فرعونيان به ميان آورده، به دست مى آيد كه احتمالاً بنى اسرائيل در استخدام باغدارى و كشاورزى نظام فرعونى بوده و از اين بابت مشقت ها و بردگى ها را تحمل مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 1
1 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شرح صدر عنايت كرده و قواى باطنى آن حضرت را پذيراى حقيقت قرار داد و توانمندى هاى او را ، براى تحمّل سختى ها و تكاليف ، فزونى بخشيد .
ألم نشرح لك صدرك
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). «صدر» و «قلب»، كنايه از نفس انسان است كه داراى فهم و درك است. گفته شده «صدر» اعم از «قلب» است; زيرا شامل تمام قواى انسان مى شود. (برگرفته شده از مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 8
8ـ توان و قدرت موجودات ، عطايى از خداوند به آنهاست .
ما أنزل الله بها من سلطـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 35 - 6
6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى
و نجعل لكما سلطـنًا . .. بـئايـتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 35 - 6
6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى
و نجعل لكما سلطـنًا . .. بـئايـتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 5،11،17،18
5ـ سرگذشت يوسف ( ع ) ( نجات از چاه كنعان تا رسيدن به وزارت و نيل به قدرت ) به اراده خداوند و بر اساس تدبير او بود .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
11ـ به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) پس از بردگى و اسارت در زندان ، دليلى متقن بر حاكميت مشيّت الهى بر تمامى اسباب و علّتهاست .
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء نصيب برحمتنا من نشاء
جمله «رحمت خويش را بر هر كس كه خواهيم شامل مى گردانيم و به او قدرت مى بخشيم» ـ كه مفاد «نصيب برحمتنا. ..» است ـ به منزله ادعايى است كه با «كذلك مكّنّا ...» بر آن استدلال شده است ; يعنى، خداوند برده اى را كه اختياردار خودش نيز نبود به جايى رسانيد كه اختيار همگان را دارا شد، و اين دليلى روشن بر حاكميت مطلق الهى است.
17ـ دستيابى يوسف ( ع ) به قدرت در سرزمين مصر و بهره مندى او از رحمت خاص الهى ، پاداش كار هاى نيك او بود .
كذلك مكّنّا . .. نصيب برحمتنا ... و لانضيع أجر المحسنين
18ـ به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) در سرزمين مصر ، دليلى روشن بر ضايع نشدن اجر نيكوكاران از ناحيه خداوند است .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. و لانضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 17
17ـ برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر
او بود .
قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 4
4ـ مشاهده خلقت نخستين موجودات و شك در قدرت خداوند براى آفرينش مجدد آنها ، ناسازگار با يكديگر
أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد
از آيه شريفه، استفاده مى شود كه ميان خلقت نخستين موجودات و اعاده آنها از نظر امكان، حكمى يكسان جارى است; اگر اولى ممكن شد دومى نيز ممكن است. حال ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى، تناقض مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 5
5 ـ ضعف ايمان در مسلمانان صدر اسلام موجب ضعف قدرت ايشان در ميدان هاى نبرد
علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة
از علل توان بسيار برتر مسلمانان در برابر كافران مفهومى است كه از «بأنهم قوم لايفقهون» به دست مى آيد ; يعنى ايمان راسخ به معارف دين. بنابراين مى توان گفت منشأ بروز ضعف نسبى مسلمانان پس از گذشت برهه اى از صدر اسلام، افت درجه ايمانى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 9
9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان
فعجّل لكم هـذه و كفّ أيدى الناس عنكم
«هـذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و تأخر در معنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 9
9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان
فعجّل لكم هـذه و كفّ أيدى الناس عنكم
«هـذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و تأخر در معنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 12
12- علم و قدرت انسان ، ناپايدار و علم و قدرت خداوند ، هميشگى است .
و منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكى لايعلم بعد علم شيئًا إن الله عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 3
3 - طمعورزى و افزون خواهى در به چنگ آوردن ثروت و قدرت بيشتر ، خصلتى ناپسند و محكوم است .
ثمّ يطمع أن أزيد
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين دسته از آيات ـ كه درباره افراد كافر و دين ستيزى همچون وليدبن مغيره است ـ درصدد بيان خصلت هاى زشت آنان و محكوم كردن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 16
16 - عدم تنافى شكوه و قدرت و امكانات مادى با مقام نبوت و مراتب عالى معنوى
قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
تعبير «صرح ممرّد من قوارير» بيان گوشه اى از برخوردارى ها و حشمت و شوكت سليمان(ع) است. اين در حالى است كه او پيامبرى بزرگ و داراى جايگاهى ارجمند در مقامات معنوى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 12
12 ـ آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها
و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 6
6 - استفاده از فيل در جنگ هاى عرب ، كم سابقه و نشانه برخوردارى سپاه مهاجم ، از تجهيزات پيشرفته جنگى بود .
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
شهرت سپاه ابرهه با عنوان «اصحاب الفيل»، نشانگر تازگى داشتن اين ابزار جنگى و هراس افكن بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 12
12 ـ آفرينش موجودات زمين و آسمان هاى هفتگانه ، دليل توانايى خدا بر زنده كردن مردگان است .
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق لكم ... فسويهن سبع سموت
جمله «هو الذى . ..» مى تواند مرتبط با ذيل آيه قبل باشد و نيز مى تواند با صدر آن آيه در ارتباط باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 12،13،15
12 ـ خداوند ، آيات و نشانه هاى قدرت خويش را همواره و به گونه اى روشن براى مردم نمايان مى سازد .
و يريكم ءايته
آيات به معناى نشانه هاست، به نظر مى رسد در آيه فوق - به مناسبت بيان احياى مردگان - مراد از آيات، نشانه ها و دلايل قيامت يا قدرت خداوند است.
13 ـ از اهداف ارائه آيات به مردم ، ايجاد زمينه هاى فهم اقتدار و توانمندى خداوند در آنان است .
و يريكم ءايته لعلكم تعقلون
15 - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و معرفى قاتل خويش ، از آيات خدا و از نشانه هاى اقتدار اوست .
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك . .. يريكم ءايته لعلكم تعقلون
از مصداقهاى «آياته» - كه آيه ناظر به آن است - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 22
22 ـ مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانايى وى بر نابود ساختن مسيح ( ع ) ، مريم ( ع ) و تمامى اهل زمين و نفى هرگونه قدرت در برابر قدرت اوست .
فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و للّه ملك السموت و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 13
13 ـ تمامى جنبندگان زمين و چگونگى زندگى آنها، آيات قدرت خداوند است.
إن اللّه قادر على أن ينزل . .. و ما من دابة فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 5
5 ـ كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.
و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ
مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 7
7 ـ برنامه هاى جارى جهان هستى، نمودى از قدرت مطلقه و دانش گسترده خداوند است.
فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 14
14 ـ پديد آوردن نسلها و جوامع موجود به جاى اقوام پيشين، نشان قدرت الهى بر نابود ساختن جوامع ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 3،5،8
3 ـ مظاهر گوناگون طبيعت جلوه قدرت خداوند است.
و هو الذى أنشأ جنت
5 ـ گوناگونى ميوه ها و محصولات كشاورزى از آثار قدرت الهى
و الزرع مختلفا أكله
«اكل» به معناى ميوه و ثمرهاى خوراكى است.
8 ـ همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.
و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 18
18 ـ يارى رسيدن به مسلمانان در جنگ بدر و به پيروزى رساندن آنان نمودى از قدرت مطلقه خداوند
و ما أنزلنا على عبدنا . .. و اللّه على كل شىء قدير
جمله «و اللّه . .. » مى تواند ناظر به تمام حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث مطرح شده است كه از جمله آنها امدادهاى خداوند در جنگ بدر است كه «و ما أنزلنا ... » دلالت بر آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 10
10 ـ گرفتارى فرعونيان و كافران پيش از آنها به كيفر هاى شديد الهى ، نمودى از توانمندى خداوند است .
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 1،16
1 ـ نصرت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در سخت ترين شرايط هجرت ، نشان قدرت و بى نيازى خدا از نصرت ديگران براى تحقق اراده خويش است .
و اللّه على كل شىء قدير. إلا تنصروه فقد نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا
16 ـ پيروزى پياپى اسلام بر كفر ، نمودى از قدرت الهى بر تحقق اراده خويش و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اللّه على كل شىء قدير . .. فقد نصره اللّه ... و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 7
7 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، نمودى از قدرت خدا بر كيفر دنيوى منافقان و كافران هر عصر
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 55 - 4
4 ـ مالكيت مطلق و همه جانبه خداوند بر جهان هستى ، نشان توانمندى او بر تحقق بخشيدن به تمامى وعده هاى خويش است .
ألا إن للّه ما فى السموت و الأرض ألا إن وعد اللّه حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 56 - 6
6 ـ توانمندى خداوند بر زنده كردن و ميراندن ، نشانه قدرت او بر برپا ساختن رستاخيز است .
هو يحى و يميت و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 11،13،18
11ـ آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .
يفصّل الأيت
جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ; يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».
13ـ قرآن ، بيانگر نشانه ها و دلايل اقتدار خداوند و روشن گر تدبير او بر امور جهان است .
يدبر الأمر يفصّل الأيت
در برداشت فوق «الأيات» به آيات قرآنى تفسير شده است. گفتنى است كه بر اين مبنا مقصود از تفصيل (جداسازى) تبيين كردن و به روشنى بيان نمودن است.
18ـ اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .
يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 12
12- آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت ( معاد ) است . *
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه آيه در صدد طرح مسأله معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است و آيات قبل، كه كيفر اخروى كافران و حبط عمل آنها را مطرح كرد، مى تواند قرينه اى بر ادّعاى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 4
4- آفرينش موجودات زمينى با رنگ هاى گوناگون ، نشانه اى از خداوند و نمونه اى از قدرت اوست .
و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه إن فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 8
8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .
و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 11
11- آفرينش و مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
و الله خلقكم ثمّ يتوفّـكم . .. إن الله عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 10
10- برپايى قيامت ، جلوه اى از قدرت مطلقه الهى
و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر . .. إن الله على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 1
1- تولد انسان ها از مادرانشان ، جلوه اى از قدرت مطلق خداوند است .
إن الله على كلّ شىء قدير . و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم
برداشت فوق، با استفاده از ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در پايان آن، سخن از قدرت بى پايان الهى به ميان آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 4،7
4- پرواز پرندگان در جوّ آسمان بدون سقوط بر زمين ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء ما يمسكهنّ إلاّ الله
7- در پرواز پرندگان و حركت اجرام آسمانى ، آيات بسيارى بر عظمت و قدرت خداوند وجود دارد .
ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله إن فى ذلك لأيـت لقوم يؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 3،4
3- سير دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، نشانه قدرتمندى خداوند و مبرّا بودنش از هر ضعف و
كاستى است .
سبحـن الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصا
4- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانى از قدرت خداوند و مبرّا بودنش از هر ضعف و كاستى
سبحـن الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصا
نوع مفسّران برآنند كه مقصود از سير شبانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) همان معراج آن حضرت است و روايات بسيارى هم مؤيد اين نظريه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 14
14- پديدار شدن حيات بر روى زمين ، جلوه اى از قدرت لايزال خداوند است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا . .. و كان اللّه على كلّ شىء مقتدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 10
10- تبلور قدرت خداوند ، در اعطاى فرزند به پدرى فرتوت و مادرى عقيم
و كانت امرأتى عاقرًا . .. يـزكريا إنّا نبشّرك بغلـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 11
11- آفرينش انسان ، نمودى از قدرت خداوند است .
و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 21 - 11
11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند
و لنجعله ءاية للناس
ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 4 - 4
4- توان مندى خداوند بر آفرينش زمين و آسمان هاى مرتفع ، نشان اقتدار او برفرستادن كتابى شايسته ، براى تذكر و اندرز انسان ها است .
تذكرة. .. ممّن خلق الأرض والسمـوت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 10
10- هم آوايى موجودات طبيعت با پيامبران براى تسبيح خداوند ، جلوه اى از قدرت الهى است .
و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فـعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 91 - 11
11- تجلّى عظمت و قدرت الهى در باردارى مريم ( س ) و تولد اعجاز آميز عيسى ( ع )
و جعلنها و ابنها ءاية للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 10
10- قدرت خداوند بر خلقت آغازين نظام آفرينش ، نشانگر قدرت او بر آفرينش دوباره آن است .
يوم نطوى . .. إنّا كنّا فـعلين
تشبيه «كما» مى تواند براى اصل خلقت جهان و آفرينش مجدد آن باشد; يعنى، همان گونه كه ما توانستيم جهان را در آغاز پديد آوريم، دوباره نيز مى توانيم به وجود آوريم. گفتنى است جمله تأكيدى «إنّا كنّا فاعلين»، بيانگر اين است كه اصل آفريدن دوباره جهان، مورد انكار بوده و آيه شريفه در صدد بيان امكان آفرينش مجدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 10،29
10- آفرينش انسان از عناصر بى جانى چون : خاك ، نطفه ، علقه و مضغه ، جلوه روشنى از توانايى خدا بر احياى مجدد انسان در روز رستاخيز است .
فإنّا خلقنـكم من تراب . .. لنبيّن لكم
«لنبيّن لكم» مفعولٌ له براى «خلقناكم» و به تقدير «لنبيّن لكم ان اللّه قادر على أن يحيى الموتى» است; يعنى، ما شما را از خاك و سپس از نطفه و سپس . .. آفريديم تا روشن سازيم كه خدا، بر احياى دوباره شما توانا است.
29 - رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، جلوه اى از قدرت خداوند
يـأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث. .. و ترى الأرض هامدة... من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 4،6
4 - آفرينش انسان و انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، نمايشى است از قدرتمندى و توانايى خداوند بر احياى همه مردگان در روز رستاخيز .
فإنا خلقناكم من تراب. .. و ترى الأرض هامدة... و أنّه يحى الموتى
جمله «و أنّه يحيى. ..» عطف بر «أنّ الله هو الحقّ» و به تقدير «و ذلك بأنّ اللّه يحيى الموتى » مى باشد; يعنى، آن قدرت نمايى ها بدان سبب است كه خداوند مى تواند مردگان را زنده كند.
6 - آفرينش انسان و روياندن انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، نمودى از قدرت بى كران و نامحدود خداوند
و أنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 2
2 - درپى هم آوردن شب و روز و جاى گزينى مستمر يكى به جاى ديگرى ، جلوه اى از توانايى مطلق خدا
بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
«إيلاج» (مصدر «يولج») به معناى وارد كردن است. وارد كردن شب در روز و روز در شب، مى تواند كنايه از جابه جا كردن شب و روز باشد; يعنى، خدا شب را به تدريجاً جاى روز و روز را تدريجاً به جاى شب قرار مى دهد. هم چنين مى تواند به معناى كم كردن از روز و افزودن بر شب و بالعكس باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 11
11 - برپايى نظام آفرينش ، جلوه اى از قدرت بى نهايت خداوند
و يمسك السماء أن تقع على الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 76 - 3
3 - شنوايى ، بينايى ، دانايى و نيز در دست داشتن زمام همه امور ، نشانه هايى از نيرومندى ، عزّت و شكست ناپذيرى خداوند است .
إنّ اللّه لقوىّ عزيز . .. سميع بصير . يعلم ... و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 12 - 3
3 - آفرينش انسان از گِلى ناچيز و بى جان ، نمود عظمت و قدرت خيره كننده آفريدگار
و لقد خلقنا الإنسـن من سلـلة من طين
نكره آوردن «سلالة» و «طين» ظاهراً براى تحقير است; يعنى: به يقين ما انسان را از عصاره اى ناچيز از گلِى بى مقدار آفريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 13 - 1
1 - ورود و قرار گرفتن نطفه در داخل رحم ، جلوه اى از قدرت و توانايى عظيم خداوند .
ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين
«قرار» كنايه از رحم و به معناى مستقر مى باشد. «مكين» نيز به معناى محكم و استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 14 - 6
6 - رشد جنين و مراحل تكوين انسان در رحم ، جلوه اى از قدرت و توانايى عظيم خداوند
ثمّ خلقنا النطفة علقة . .. ثمّ أنشأنـه خلقًا ءاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 30 - 4
4 - سرگذشت قوم نوح ، داراى نشانه هايى روشن بر قدرت الهى در كيفر كافران و نصرت مؤمنان
قال ربّ انصرنى . .. إنّ فى ذلك لأيـت
با توجه به ظهور قدرت خدا در طوفان نوح و غرق شدن كافران و مشركان و نيز ظهور نصرت الهى نسبت به حضرت نوح(ع) و همراهان او، عبارت «إنّ فى ذلك لآيات»، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 45 - 8
8 - معجزات ، تجلى قدرت خدا به دست پيامبران
ثمّ أرسلنا موسى . .. بأيـتنا
برداشت ياد شده با توجه به اضافه شدن «آيات»، به ضمير «نا»، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 43 - 8
8 - تشكيل و تراكم ابر ها و نزول باران و تگرگ ، جلوه فرمان روايى و قدرت بى مانند خداوند بر جهان ( آسمان ها و زمين )
و للّه ملك السمـوت . .. أنّ اللّه يزجى سحابًا ... و ينزّل من السماء من جبال فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 45 - 13
13 - آفرينش انواع جانداران از جسمى مايع ، جلوه اى از قدرت مطلق خداوند است .
و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء . .. يخلق اللّه ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 4،5
4 ـ خداوند ، غرق كردن قوم نوح را در آب ، از نشانه هاى قدرت مندى خويش و درس عبرتى براى همه مردم قرار داد .
أغرقنـهم و جعلنـهم للناس ءاية
مقصود از «آية» در اين جا، ممكن است معناى لغوى آن (علامت و نشانه) و يا به معناى موعظه و عبرت باشد.
5 ـ گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنـهم و جعلنـهم للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 53 - 2
2 ـ وجود دو دريا با آب گوارا و شيرين و شور و تلخ در كنار هم بدون مخلوط شدن و درهم آميختن آن دو آب ، از نشانه هاى ربوبيت و قدرت خداوند
و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات . .. و حجرًا محجورًا
ممكن است مراد از دو دريا، دو درياى معينى باشد (مثل اقيانوس هند و بحر احمر) و يا از آن رو كه عرب رودخانه بزرگ را «بحر» مى نامد، مراد ريزش آب رودخانه ـ كه شيرين و گوارا است ـ به درياى شور و تلخ باشد و ميان اين دو مانعى است كه نه دريا، آب هاى شيرين رودخانه ها را تلخ مى كند و نه آب هاى شيرين رودخانه، آب شور و تلخ دريا را شيرين و گوارا مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 54 - 6
6 ـ آفرينش انسان ها از عنصرى مايع ( نطفه يا آب ) و ايجاد دو نوع پيوند خويشاوندى نسبى و سببى ميان آنان ، از نشانه هاى ربوبيت و قدرت بى انت هاى خداوند است .
و هو الذى خلق من الماء بشرًا . .. فجعله نسبًا و صهرًا و كان ربّك قديرًا
يادآورى ربوبيت خداوند در پايان آيه شريفه و نيز در آغاز نخستين آيات مربوط به بحث از آفرينش پديده هاى جهان (ألم تر إلى ربّك. ..) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 10
10 ـ آفرينش ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نشانه هاى قدرت خدا و يكتايى او
تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. و قمرًا منيرًا
برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه در مقام محكوميت شرك و اثبات توحيد و يگانگى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 3
3 ـ آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى بر اثر جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، از نشانه هاى قدرت خدا است .
و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 6
6 - زيبايى موجود در انواع گياهان جلوه هنرنمايى خداوند
من كلّ زوج كريم
قيد «كريم» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 8 - 1
1 - رويش گياهان و تنوع و زيبايى آنها ، نشانى از قدرت خدا براى ايجاد رستاخيز و احياى مجدد مردگان .
أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا . .. إن فى ذلك لاَية
واژه «ذلك» اشاره به رويش گياهان و انواع متنوع آن دارد. چنان كه در آيه پيش گفته شد، اين آيات درصدد ارائه نشانه هاى امكان معاد و برطرف كردن استبعاد كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 4
4 - هلاكت فرعونيان ، نمود عزّت و قدرت پيروزمند خداوند
ثمّ أغرقنا الأخرين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 4
4 - ربوبيت خدا ، نشانگر قدرت او در رساندن فيض به خلق
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العـلمين
آمدن «ربّ العالمين» در برابر ضمير «هم» ـ كه به بت ها بازمى گردد ـ مى تواند اشاره به عجز و بى خاصيتى بت ها داشته باشد; در حالى كه پروردگار جهانيان، به دليل پروردگارى اش، در يارى رساندن به انسان ها، توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 4
4 - هلاكت قوم نوح ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند
ثمّ أغرقنا بعد الباقين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 4
4 - هلاكت قوم عاد ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند .
فكذّبوه فأهلكنـهم . .. و إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 4
4 - هلاكت ثموديان ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند
فأخذهم العذاب . .. إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 5
5 - هلاكت قوم لوط ، نمود عزت و قدرت پيروزمند خداوند
ثمّ دمّرنا الأخرين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 5،6
5 - عرصه طبيعت ، مظهر قدرت نمايى خداوند در ايجاد حيات و مرگ پديده هااست .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
6 - فرايند پيدايش مستمر موجودات و بازگشت آنان به حالت قبلى ، نمودى از قدرت خداوند است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
عطف «يعيد» بر فعل «يبدئ» نشان مى دهد كه تمام موجودات، پس از خلق شدن، باز به حالت سابق شان برمى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 3
3 - عرصه طبيعت ، مظهر قدرت نمايى خداوند در ايجاد پديده ها است .
سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 3
3 - آفرينش نخستين انسان ، نشانه قدرت مندى خداوند بر باز آفرينى وى در عالم آخرت است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
اين آيه، به قرينه آيه بعد ـ كه درباره برپايى قيامت است ـ درصدد اثبات معاد از طريق توجه دادن به خلقتِ نخستينِ انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 10
10 - پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان و موجود بى جان از جان دار ، نشانه قدرت مندى خداوند بر احياى مجدّد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 20 - 6
6 - پديد آوردن موجودى زنده مانند انسان از دل خاك مرده ، از نشانه هاى توان مندى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است .
و كذلك تخرجون . و من ءايـته أن خلقكم من تراب
از اين آيه به بعد، چندين آيه، در صدد شمارش آيات الهى است. از ميان آن آيات، ذكر مناسب ترين آيه با «و كذالك تخرجون» پس از آن، مى تواند در ضمن بيان آيات الهى، اشاره به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 6
6 - برق هايى ترس آفرين و طمع زا ، بارش باران و رويش گياهان با آن ، نشانه هاى قدرت خداوند
يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 9
9 - احياى زمين موات با نزول باران ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجددانسان ها در قيامت است .
و من ءايـته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها ... ثمّ إذا دعاك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 7
7 - مالكيت مطلقِ خداوند بر تمامى هستى ، دليل توانايى وى بر حشر انسان ها درقيامت است .
ثمّ إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السمـوت و الأرض
«و له من فى السماوات و. ..» مى تواند به منزله دليلى براى «ثمّ إذا دعاكم ... تخرجون» در آيه قبلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 4،14
4 - آفرينش نخست انسان ، نشانه قدرت مندى خداوند بر باز آفرينى او در عالم آخرت است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
14 - عالى ترين صفات را داشتن ، دليل توانايى خداوند بر بازآفرينى آسان انسان هادر قيامت است .
ثمّ يعيده و هو أهون عليه و له المثل الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 8
8 - احياى مجدد زمين مرده با باران ، نشانه اى گويا بر توان مندى خداوند در بازآفرينى انسان ها ، در قيامت است .
يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 54 - 9،11،12
9 - رسيدن انسان از مرحله ضعف و ناتوانى به توان مندى ، نشانه علم و قدرت خداوند است .
اللّه الذى خلقكم من ضعف . .. و هو العليم القدير
11 - تحولات مراحل عمر آدمى ( از كودكى تا پيرى ) ، تجلى توان مندى و علم الهى است .
اللّه الذى خلقكم . .. ثمّ جعل ... شيبة ... و هو العليم القدير
12 - رساندن انسان ها از دوران ناتوانى جنينى و نوزادى به توان مندى دوران جوانى و سپس فرتوت ساختن آنان ، نشانه توان مندى خداوند بر باز آفرينى انسان ها درقيامت است . *
اللّه الذى خلقكم . .. يخلق ما يشاء
عبارت «يخلق ما يشاء» به قرينه آيه پنجاه ـ كه در آن، بر توان مندى خداوند بر معاد انسان ها، برهان اقامه شده بود ـ و نيز آيه پنجاه و پنج ـ كه درباره برپايى قيامت است ـ مى تواند درباره معاد و بازآفرينى انسان ها، در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 1،4
1 - نوسان مدام شب و روز در طول سال ، نشانه اى از قدرت خداوند است .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار
«ولج» ريشه «يولج» به معناى «دخول» است (مفردات راغب) و داخل شدن شب در روز، به معناى كاسته شدن از مدت روز است و داخل شدن روز در شب نيز، كم شدن از مدت شب است. لازم به ذكر است كه فعل مضارع «يولج» دلالت بر استمرار دارد.
4 - گردش شب و روز به قدرت خداوند ، دليل توان مندى او بر آسان زنده كردن مجدد انسان ها پس از مرگ است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة . .. ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 4
4 - تاريخ و سرگذشت ناگوار پيشينيان كافر ، حامل آيه هاى فراوانى از قدرت نمايى خداوند است .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. إنّ فى ذلك لأيـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 27 - 7
7 - ويرانى و آبادانى سرزمين ها ، به اراده خدا و نشان قدرت او است .
كم أهلكنا من قبلهم . .. أنّا نسوق ... فنخرج به زرعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 2
2 - وجود آسمان و زمين در مقابل ديدگان انسان ها ، نشانه قدرت الهى است .
أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 11 - 8،15
8 - آفرينش آدم ( ع ) از خاك و انسان از نطفه و در قالب زن و مرد ، از نشانه هاى قدرت خدا و يكتايى او است .
و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ جعلكم أزوجًا
15 - آفرينش انسان در قالب زن و مرد و آگاهى از باردارى و زايمان زنان و مقدار عمر آدمى ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مجدد انسان ها
و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، در سلسله آياتى قرار دارد كه در صدد اثبات قدرت مطلق خدا و نيز توانايى او بر احياى مردگان مى باشد; مانند آيه «و اللّه الذى أرسل الرياح. .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 15
15 - آثار متفاوت و مشترك آب هاى دريا ها و استفاده چند منظوره انسان ها از آن ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند است .
و ما يستوى البحران هـذا عذب فرات . .. و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا ... لتبتغوا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره قدرت مطلق و يكتايى خداوند متعال سخن مى گويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 1،2
1 - در پى هم آمدن شب و روز و جايگزينى مستمر يكى جاى ديگرى ، جلوه اى از توانايى مطلق خدا و يكتايى او
يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
«إيلاج» (مصدر «يولج») به معناى وارد كردن است. وارد كردن شب در روز و روز در شب، مى تواند كنايه از جابه جا كردن شب و روز باشد; يعنى، خدا شب را تدريجاً به جاى روز و روز را به تدريج در جاى شب قرار مى دهد.
2 - نوسانات مستمر ساعات شب و روز ( كوتاهى و بلندى آنها ) در طول سال ، نشانه قدرت بى نهايت خداوند و يكتايى او است .
يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مراد از وارد كردن شب در روز، كاستن از مقدار شب و افزودن بر مقدار روز و مقصود از ايلاج روز در شب، كاستن از ساعات روز و افزودن بر ساعات شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 15 - 5
5 - نياز همه جانبه انسان به خدا و بى نيازى مطلق خداوند ، نشانه قدرت و يكتايى او
أنتم الفقراء إلى اللّه و اللّه هو الغنىّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه در سلسله آياتى قرار دارد كه در صدد اثبات قدرت و يكتايى خداوند مى باشد. گفتنى است برخى از مفسران از اين آيه، براى يكى از براهين اثبات وجود خدا (برهان امكان و وجوب و فقر و غنا) استفاده كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 5
5 - باران حيات بخش ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند
ألم تر أن اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 14
14 - هلاكت كافران نيرومند در گذشته از سوى خداوند ـ بدون هيچ مانع و رادعى ـ جلوه اى از علم و قدرت مطلق او است .
فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم . .. و ما كان اللّه ليعجزه من شىء ... إنّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 2
2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها و أخرجنا منها حبًّا
مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن ـ با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است ـ گوياى همين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 34 - 2،5
2 - نخلستان ها و تاكستان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
و ءاية لهم . .. و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعنـب
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد ارائه نمونه هايى از قدرت خدا و نيز برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.
5 - روان شدن چشمه ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
و فجّرنا فيها من العيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 9
9 - تدبير روزى و تغذيه انسان ها از زمين ، از نشانه هاى قدرت خدا است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها. .. و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره و
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيات بالا، با طرح مسأله احياى زمين و تغذيه انسان ها از آن، درصدد نشان دادن جلوه هايى از قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 36 - 8
8 - نوع حيات و حاكميت قانون زوجيت ( نر و ماده بودن ) ، از آيات خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .
و ءاية لهم الأرض . .. سبحـن الذى خلق الأزوج كلّها... و ممّا لايعلمون
برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، در ضمن سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 37 - 1
1 - شب ، آن گاه كه روشنايى روز از آن رفته باشد ، از آيات بزرگ خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .
و ءاية لهم الّيل نسلخ منه النهار
«سلخ» (مصدر «نسلخ») در اصل به معناى ازاله پوست حيوان است و در آيه شريفه، كنايه از اخراج و ازاله روشنايى روز از شب است. جمله «نسلخ منه...» يا استئناف بيانى است و يا حال براى «الليل» مى باشد. گفتنى است تنكير «آية» بر تعظيم دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 38 - 4
4 - خورشيد ، به هنگام روان شدن به سوى قرارگاه ويژه اش ، از آيات و نشانه هاى بزرگ قدرت خداوند است .
و الشمس تجرى لمستقر لها
برداشت ياد شده از آن جا است كه «والشمس» عطف بر «الليل» است و همان گونه كه شب از آيات الهى شناسانده شده (و آية لهم الليل) خورشيد نيز چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 6
6 - توالى شب و روز و نور و تاريكى در زندگى انسان ، جلوه قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم الّيل . .. لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار ..
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است; چنان كه در آيه 37 نيز به آن تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 1،2
1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده
است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 42 - 2
2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 6
6 - بازگشت انسان به حالت طفوليت ـ پس از دوران پيرى ـ از نظر قواى جسمى و عقلى ، نشانگر توانايى خداوند بر عذاب كافران و بازگرداندن آنان به روز رستاخيز است .
و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. و من نعمّره ننكّسه فى الخلق
برداشت ياد شده براين اساس استوار است كه عبارت «من نعمّره . ..» عطف بر «و لو نشاء لطمسنا...» ـ از باب عطف علت بر معلول ـ باشد; يعنى، آيه شريفه درصدد ارئه شاهدى بر توانايى خداوند بر مسخ و زمين گير كردن انسان و بازگرداندن وى به روز رستاخيز براى محاكمه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 1،3
1 - شتر ، گاو و گوسفند ، مخلوق خدا و جلوه هايى از قدرت او
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
«أنعام» به معناى شتر، گاو و گوسفند است و جمله «ممّا علمت أيدينا» كنايه از قدرت خدا مى باشد. گفتنى است كه آيه شريفه در مقام بيان جلوه هاى آن در طبيعت است.
3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 72 - 2
2 - رام و مسخرّ كردن دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى بشر ، جلوه قدرت خدا و لطف او بر بندگان است .
و ذلّلنـها لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 77 - 5
5 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و زنده كردن انسان
أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة
با توجه به آيات بعدى و نيز شأن نزول ها كه اين آيه و آيات بعدى را درباره فردى به نام «عاصب بنوائل» (از منكران معاد) دانسته است (مجمع البيان و ديگر تفاسير)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 80 - 2،3
2 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، جلوه اى روشن از قدرت خدا
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا
«أخضر» (سبز) صفت براى درخت است و توصيف درخت به سبز بودن در آيه شريفه ـ برابر نظر بيشتر مفسران ـ كنايه از مرطوب بودن آن است; زيرا آيه شريفه در مقام بيان قدرت خدا است و پديد آوردن آتش از درخت مرطوب بيش از درخت خشك، بيانگر قدرت خدا است; چرا كه آب و آتش ضد هم هستند.
3 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا
برداشت ياد شده با توجه به آيات پيشين است كه درصدد بيان جلوه هاى قدرت خداوند براى اثبات معاد و رستاخيز انسان ها است; يعنى، خداوندى كه قادر است از درخت سبز آتش را پديد آورد و از آب، آتش را بيافريند; همو قادر است مرده را نيز زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 1،3،10
1 - آسمان ها و زمين ، مخلوق خدا و جلوه اى از قدرت او است .
أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و آفرينش مجدد انسان ها
أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر على أن يخلق مثلهم
10 - آفرينش انبوه پديده هاى جهان و آگاهى همه جانبه از احوال آنها ، دليل و شاهد توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر على أن يخلق مثلهم بلى و هو الخلّـق العليم
يادآورى آفرينش و علم گسترده خداوند، در پايان آيه و در شرايطى كه آيه شريفه در مقام بيان توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است; مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 7
7 - آفرينش انسان از گِل چسبنده ، گواه برترى آفرينش جهان طبيعت بر آفرينش انسان و شاهد توانايى خدا بر احياى مجدد
انسان ها از خاك است .
إنّا خلقنـهم من طين لازب
برداشت فوق از آن جا است كه جمله «إنّا خلقناهم من طين لازب» تعليل است براى آنچه مورد استفتا و استفهام در جملات قبل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 75 - 6
6 - انسان ، جلوه اى از قدرت و عظمت خداوند
ما منعك أن تسجد لما خلقت بيدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 5،10
5 - پيدايش مستمر روز و شب و نور و ظلمت ، از نشانه هاى قدرت مطلق و ربوبيت يگانه خداوند است .
يكوّر الّيل على النهار و يكوّر النهار على الّيل
10 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين و پيدايش شب و روز و تسخير خورشيد و ماه ، جلوه هاى عزت و قدرتمندى خداوند است .
خلق السمـوت و الأرض . .. كلّ يجرى لأجل مسمًّى ألا هو العزيز
يادآورى عزت و قدرتمندى خداوند در پايان آيه شريفه و پس از يادآورى آفرينش آسمان، زمين و. ..، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 6،7،12
6 - قرار دادن همسرانى از جنس خودِ انسان ها ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
12 - بقاى نسل انسان از طريق زوجيت و همسردارى ، نشانه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها . .. يخلقكم فى بطون أُمّهـتكم خلقًا من بعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 8،13،15
8 - متنوع و رنگارنگ بودن كشت ها ، از جلوه هاى قدرت خدا و توحيد ربوبى او است .
ثمّ يخرج به زرعًا مختلفًا ألونه
آيه شريفه، درصدد بيان جلوه هايى از قدرت و توحيد ربوبى خداوند (چون نزول باران، پيدايش چشمه ها و روييدن كشت ها) است.
بنابراين اختصاص به ذكر يافتن قيد تنوع و رنگارنگى كشت ها، مى تواند به منظور به نمايش گذاشتن جلوه ديگرى از قدرت خدا باشد.
13 - طبيعت ( جريان نزول باران ، پيدايش چشمه سار ها ، رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها ) ، از جلوه هاى قدرت و ربوبيت خداوند است .
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يجعله حطـمًا إنّ فى ذلك لذكرى
15 - مرگ و نزول باران حيات آفرين ( رويش كشت ها و خشك و خرد شدن آنها ) ، نشانه قدرت خداوند بر حيات بخشيدن دوباره انسان ها در قيامت
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطـمًا
طبق نظر برخى از مفسران از آن جايى كه آيه شريفه پس از آيات مربوط به معاد و بهشت و جهنم آمده است، مى تواند درصدد اثبات قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 2
2 - جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، مخلوق خدا و جلوه قدرت او است .
و لئن سألتهم من خلق السمـوت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 15
15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيـت
جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 52 - 8
8 - وجود آيات و نشانه هاى فراوان و گوناگون قدرت خداوند و ربوبيت او ، در چگونگى رسيدن روزى انسان ها و فراخى و تنگى آن
أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر إنّ فى ذلك لأيـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 63 - 2
2 - جهان هستى ، جلوه اى از قدرت و توحيد ربوبى خداوند است .
له مقاليد السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 8
8 - نابودى و عقوبت امت هاى نيرومند و متمدن گذشته ، جلوه قدرتمندى و سخت كيفرى خداوند
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. فأخذهم اللّه إنّه قوىّ شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 3
3 - آفرينش جهان پهناور ( آسمان ها و زمين ) ، دليل توانايى خداوند بر آفرينش مجدد و رستاخيز انسان ها و جهان است .
لخلق السمـوت و الأرض أكبر من خلق الناس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات معاد و رد ديدگاه مشركان است; چنان كه در دو آيه بعد از آن بحث به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 5،8،10
5 - ثبات زمين و قابل سكونت بودن آن براى بشر و برافراشته ساختن آسمان ، جلوه هايى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند
ذلكم اللّه ربّكم . .. اللّه الذى جعل لكم الأرض قرارًا
8 - آفرينش انسان خوش اندام و سرشار از استعداد ها و كمالات ، جلوه اى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند .
و صوّركم فأحسن صوركم
10 - فراهم ساختن تمامى نياز هاى بشر از نوع پاكيزه و دلپذير آن ـ پس از آفرينش او ـ جلوه اى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند
فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 16
16 - آفرينشِ انسان و سير تطور و تحوّل وى از خاك تا پيرى و مرگ ، نشانه اى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند است .
هو الذى خلقكم من تراب . .. و لتبلغوا أجلاً مسمّىً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 81 - 1
1 - خداوند ، آيات و نشانه هاى قدرت و ربوبيت بى همتاى خود را به انسان ها نشان داده و شناسانده است .
و يريكم ءايـته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 11
11 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 13
13 - آفرينش انسان و هستى ، روشن ترين نشانه قدرت برتر الهى
أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
تكيه بر خالقيت خداوند در مقام بيان قدرت برتر او، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 15
15 - خالقيت خداوند ، نمايانگر قدرت او بر معاد و آفرينش دوباره آدميان در قيامت
و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 1،2،17
1 - حيات و خرمى زمين پژمرده با نزول باران ، از آيات و نشانه هاى قدرت خداوند است .
و من ءايـته أنّك ترى الأرض خـشعة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت
«خشوع» (مصدر «خاشعة») در اصل به معناى تضرع و تواضع است و در مورد زمين كنايه از خشكى و فسردگى مى باشد. «اهتزاز» (مصدر «اهتزّت») به معناى تحرك و جنبش است كه نشانه شادابى و خرمى مى باشد. «ربو» (مصدر «ربت») به معناى افزايش و نموّ است و در اين جا مقصود رويش گياهان مى باشد.
2 - جهان ، سرشار از نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و من ءايـته أنّك ترى الأرض
كلمه «من» در «و من آياته» براى تبعيض است و از اين كه حيات و سرسبزى زمين، تنها بخشى از آيات معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.
17 - حيات زمين در دنيا و رستاخيز مردگان در قيامت ، نمادى از قدرت بى بديل خداوند است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 19 - 8
8 - مشيت بى چون و چراى خداوند ، نشانى از قدرت شكست ناپذير او است .
يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و جانداران ، از نشانه هاى روشن خدا و قدرت او است .
و من ءايـته خلق السمـوت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 32 - 1،2،5،6
1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، آيه اى الهى و نشانى از تدبير ، علم و قدرت خداوند است .
و من ءايـته الجوار فى البحر
«جوار» (جمع «جارية») وصف «سفن» (جمع «سفينة») است كه به دليل اختصار حذف گشته، و وصف جريان و حركت كشتى ها جايگزين آن شده است.
2 - حركت كوه هاى يخ ، با تمامى عظمت و بزرگى در اقيانوس ها ، نشانى از قدرت خداى يگانه *
و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم
5 - جهان هستى ، سرشار از آيات و قدرت بى مانند خداوند است .
و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم
از حرف «من» ـ كه براى تبعيض است ـ استفاده مى شود كه حركت كشتى در دريا، تنها گوشه اى از آيات فراوان خداوند در هستى است.
6 - فرو نرفتن كشتى هاى كوه پيكر در اعماق دريا ها ، از شگفتى هاى جهان طبيعت و نشانه قدرت بى مانند خداوند است .
و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم
اشاره به كوه پيكر بودن كشتى ها، مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه فرونرفتن چنين اجسامى در دل درياها، امرى بس شگفت بوده و نشان از قدرتى بى مانند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 6
6 - انسان هاى صبور و شاكر ، بهره مند از فهم و درك نشانه هاى قدرت الهى در حركت و سكون كشتى ها
و من ءايـته . .. إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
با توجه به اين كه لام در «لكلّ صبّار شكور» لام انتفاع است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 50 - 5
5 - فرزند دادن و يا عقيم ساختن انسان ها ، هر دو نمودى از علم و قدرت خداوند است .
يهب لمن يشاء . .. إنّه عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 8
8 - جهان آفرينش ، جلوه اى از قدرت شكست ناپذير و علم گسترده خداوند است .
خلقهنّ العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 8
8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .
إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 2
2 - نمود هاى اقتدار و كاردانى خداوند ، نمايان در نظام آسمان ها و زمين
العزيز الحكيم . إنّ فى السمـوت و الأرض لأيـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 5
5- معارف والاى قرآن ، نمود قدرت خداوند و نزول آن در سطح فهم و درك بشر ، نشانگر حكمت او است . *
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم
«تنزيل» مى تواند اشاره به تنزّل يافتن معارف بلند وحى، در مرتبه فهم بشر باشد و نه تنزّل فيزيكى و مكانى. از ارتباط «تنزيل الكتاب» با «العزيز الحكيم» ممكن است استفاده شود كه اصل محتواى كتاب، دليل عزت خداوند و تنزّل آن دليل حكمت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 9
9- عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، نمايانگر قدرت مطلقه خداوند بر هر چيز ; علاوه بر قدرت او بر احياى مردگان
خلق السمـوت و الأرض . .. بلى إنّه على كلّ شىء قدير
از ارتباط بخش هاى اين آيه، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مرحله نخست از آفرينش آسمان ها و زمين، قدرت خداوند بر احياى مردگان استفاده شده است; ولى در مرحله بعد، نتيجه اى كلى تر (قدرت مطلقه الهى) مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 3
3 - حاكميت خداوند بر قواى هستى ، نشانگر قدرت او بر پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان
ليدخل المؤمنين و المؤمنـت جنّـت . .. و يعذّب المنـفقين ... و المشركين ... و للّه
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه درباره پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان بود ـ مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3،7
3ـ آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينـها
7ـ نشانه هاى وجود ، قدرت و علم خداوند ، مشهود در پهنه هستى براى بشر
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و الأرض مددنـها
واژه بالا، اشاره به آن دارد كه آسمان ـ با اين عظمت و شگفتى ـ در منظر و چشم انداز انسان قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 7
7 - نابودى حق ستيزان با همه نيرو و توان ، گواه قدرت قاهر خداوند است .
و كم أهلكنا . .. أشدّ ... منهم بطشًا ... هل من محيص
از ارتباط «هل من محيص» با صدر آيه، استفاده مى شود كه توجه به نابودى ملت هاى توان مند در گذشته تاريخ، خود مى تواند بهترين گواه باشد بر اين كه ملت ها سرانجام مقهور اراده خدا و ناگزير از آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 3،6
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت عظيم الهى
و لقد خلقنا السمـوت و الأرض
به قرينه آيات پيشين ـ كه بيان كننده قدرت قاهره الهى بود ـ و نيز به قرينه ذيل آيه (و ما مسّنا من لغوب) طرح مسأله آفرينش آسمان و زمين براى نماياندن قدرت الهى است.
6 - خلقت آسمان ها و زمين بدون كم ترين زحمت و دشوارى ، نشان قدرت خداوند بر معاد
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
با توجه به اين كه سياق عمده آيات پيشين، در اثبات معاد بود; طرح خالقيت خدا و آسان بودن خلقت براى او، مى تواند بيانگر امكان معاد و دشوار نبودن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 - 7
7 - تدبير ، تقدير و قدرت الهى در تأمين روزى زمينيان از آسمان ، نشانه قدرت او بر تحقق وعده هاى خويش *
و فى السّماء رزقكم و ما توعدون
با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از تحقق رستاخيز و وجود دوزخ و بهشت بود; ممكن است اين آيه درصدد رفع شبهه انسان در قدرت خدا باشد. ازاين رو عبارت «و فى السّماء رزقكم» به عنوان نمودى از قدرت خداوند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 2
2 - بناى آسمان ، نمود قدرت و توانايى عظيم خداوند
و السّماء بنينـها بأييْد
«أيد» در اصل جمع «يد» است و در معانى قدرت و نعمت نيز به كار مى رود. مراد از «أيد» در آيه شريفه، معناى اول (قدرت) است; يعنى، «و السّماء بنيناها بقوة». نكره آمدن «أيد» نيز، بيانگر عظمت قدرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 6 - 2
2 - درياى خروشان جلوه اى از عظمت و قدرت الهى و شايان تأمل و انديشه
و البحر المسجور
«سجر» (شعلهور كردن) گاهى استعاره از التهاب و خروشيدن است (مفردات راغب). بنابراين «بحر مسجور»; يعنى، درياى خروشان. گفتنى است كه با توجه به اين كه سوگند، همواره به امور مهم و در خور تأمل تعلق مى گيرد، خداوند با سوگند به درياى خروشان، بشر را به عظمت و قابل تأمل و تدبر بودن آن توجه داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 7 - 2
2 - مظاهر قدرت خداوند ، در نظام تشريع و تكوين ، گواه حتمى بودن مجازات كافران تكذيب گر
و الطّور . و ... إنّ عذاب ربّك لوقع
در آيات پيشين، تعبير «و كتاب. ..»، اشاره به نظام تشريع و تعبير «والسقف...» اشاره به قدرت خداوند در نظام تكوين دارد. از ارتباط اين دو با «إنّ عذاب ربّك لواقع» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 1 - 2
2 - غروب ستارگان ، نمودى از قدرت و تدبير آفريدگار جهان
و النجم إذا هوى
از آن جا كه سوگند، به چيزى ياد مى شود كه داراى اهميت و پيامدار معنايى باشد مى توان گفت كه سوگند الهى به غروب ستارگان، براى توجه دادن بشر به تنظيم گر نظام آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 46 - 3
3 - پيدايش انسان از آبى اندك ( نطفه ) ، نمودى از قدرت و ربوبيت الهى
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه خلق ... من نطفة
از ارتباط اين آيه با آيه «و أنّ إلى ربّك المنتهى»، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 4
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند *
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا»، در صورتى كه براى تفخيم باشد، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 4
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند *
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» در صورتى كه براى تفخيم باشد; مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 4
4 - آسان سازى مفاهيم عالى قرآن در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت و قدرت خداوند
و لقد يسّرنا القرءان
جمع آمدن ضمير متكلم در «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب بالا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 4
4 - آسان سازى مفاهيم قرآنى ، در سطح فهم همگان ، جلوه اى از عظمت قدرت خداوند
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جمع آمدن ضمير متكلم «يسّرنا» ـ در صورتى كه براى تفخيم باشد ـ مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 15 - 3
3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند
خلق الإنسـن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 8
8 - مرگ و فناى موجودات زنده ، نشانى از اقتدار يگانه پروردگار هستى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك
از اين كه خداوند پس از يادآورى فناى موجودات، خود را به وصف «ذوالجلال» توصيف كرده است; مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 35 - 2
2 - حوران بهشتى ، جلوه قدرت و عظمت خداوند
إنّا أنشأنـهنّ إنشاءً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 59 - 3
3 - آفرينش انسان از منى در رحم ، جلوه اى از عظمت و قدرت بى مانند خداوند
أم نحن الخـلقون
به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير (نحن) در مسأله آفرينش انسان از منى در رحم، بيانگر عظمت آفرينش انسان و جلوه اى از قدرت برتر آفريننده آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 63 - 3
3 - رويش و رشد دانه ها در بستر خاك ، نمودى از قدرت الهى و نشانى روشن از امكان معاد
أفرءيتم ما تحرثون
روى سخن در اين آيه، با منكران معاد است. تشويق آنان به مطالعه در چگونگى رشد گياهان، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 64 - 2
2 - رويش دانه هاى كاشته شده ، در زمين ، رشد و نموّ و بالاخره به ثمر رسيدن آن نمودى از قدرت خداوند است .
أم نحن الزرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 69 - 3
3 - نزول باران از ابر ، جلوه اى از قدرت الهى است .
أم نحن المنزلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 71 - 2،3
2 - بيرون آمدن آتش از چوب آتش زنه ، نشانه اى از قدرت الهى است .
أفرءيتم النار التى تورون
روى سخن در اين آيات، با منكران معاد است. دعوت شدن كافران به مطالعه در بهره گيرى از چوب آتش زنه براى روشن كردن آتش، ارائه يكى از نمودهاى قدرت الهى است تا آنان از اين راه پى ببرند كسى كه از چوب آتش را بيرون مى آورد، مى تواند مردگان را نيز زنده كرده و از قبرها بيرون آورد.
3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان
أفرءيتم النار التى تورون
با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 72 - 3
3 - آفرينش چوب آتش زنه ، نشانه اى از توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها و برپايى قيامت
ءأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشـون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 4
4 - تبديل زمين هاى مرده به زمين هاى زنده ، سرسبز و خرّم ، نمود اراده و قدرت خداوند
أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 15
15 - ارزش ها و كمالات موجودات جهان ، نمايانگر اقتدار و حكمت الهى
يسبّح له . .. العزيز الحكيم
در صورتى كه تسبيح وجودى و به زبان حال باشد، نمايانگر كمال وجودى موجودات است كه خود حكايت از عزت و حكمت آفريدگار آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 2 - 2
2 - انسان ، جلوه قدرت و فرمان روايى مطلق خداوند است .
له الملك . .. و هو على كلّ شىء قدير . هو الذى خلقكم
يادآورى آفرينش انسان با تعبير «هو الذى خلقكم» (او است كه شما را آفريد) ـ پس از ذكر قدرت و فرمان روايى مطلق خداوند بر جهان ـ مى تواند براى بيان مصداق و جلوه اين قدرت و فرمان روايى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 3
3 - آسمان ها و زمين ، نشانه قدرت خداوند و آيت يكتايى او است .
اللّه الذى خلق سبع سمـوت و من الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 2
2 - تقدير مرگ و حيات براى بشر ، جلوه فرمانروايى و قدرت مطلق و بى پايان خداوند است .
بيده الملك و هو على كلّ شىء قدير . الذى خلق الموت و الحيوة
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «الذى خلق الموت. ..»، درصدد توضيح و تبيين آثار و جلوه هاى ملك و قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 4
4 - آفرينش آسمان هفتگانه ، جلوه و نشانه فرمان روايى و قدرت مطلق و بى چون خداوند
بيده الملك . .. الذى خلق سبع سمـوت طباقًا
جمله «الذى خلق سبع سماوات طباقاً» توضيح و تبيين ديگرى براى آثار و جلوه هاى ملك و قدرت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 18 - 5
5 - عذاب شدن اقوام و ملّت هاى پيشين ، درس عبرت براى همگان و آيتى از نشانه هاى قدرت خداوند
ءأمنتم من فى السماء . .. و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير
جمله استفهاميه «فكيف كان نكير»، براى برانگيختن مردم به تفكر و تأمّل و عبرت آموزى از تاريخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 19 - 2،3،5
2 - پرواز طيور و پرندگان در فضا ، بدون سقوط بر زمين ، از آيات قدرت و جلوه هاى رحمانيت خداوند
أولم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن
3 - باز و بسته شدن بال هاى پرندگان بر فراز زمين ، از برجسته ترين جلوه هاى قدرت و رحمانيت خداوند
أولم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن «باز و بسته شدن بال هاى پرندگان در فضا» به دست مى آيد.
5 - پرواز پرندگان بر فراز زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر عذاب و هلاكت كافران
فكيف كان نكير . أولم يروا إلى الطير ... ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن
ذكر پرواز پرندگان به عنوان نشانه قدرت خداى رحمان ـ پس از يادآورى كيفر و عذاب كافران پيشين ـ مى تواند به منظور ارائه نمونه و جلوه اى از قدرت همه جانبه خداوند در جهان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 3
3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان
الرحمـن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 24 - 3،6
3 - پيدايش انسان و تكثير نسل او در زمين ، نشانه و جلوه قدرت خداوند رحمان
الرحمـن . .. قل هو الذى ذرأكم فى الأرض
6 - آفرينش بشر و تكثير نسل او در زمين ، نشانه توانايى خداوند بر رستاخيز و حيات دوباره انسان ها در قيامت
قل هو الذى ذرأكم . .. و إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 30 - 5
5 - آب هاى روان و جارى ، از نعمت هاى خداوند و جلوه رحمانيت و قدرت مطلق او است .
قل هو الرحمـن . .. قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 4
4 - آسمان هفت گانه ، جلوه عظمت ربوبى خداوند و قدرت او
مالكم لاترجون للّه وقارًا . .. ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سمـوت طباقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 3
3 - ماه تابان و خورشيد فروزنده ، جلوه قدرت و عظمت خداوند
مالكم لاترجون للّه وقارًا . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 3
3 - بازگشت انسان ها پس از مرگ ، به عناصر نخستين آفرينش خود و زنده شدن مجدد آنان از همان عناصر ، جلوه قدرت و عظمت خداوند
ما لكم لاترجون للّه وقارًا . .. ثمّ يعيدكم فيها و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 19 - 2
2 - زمين گسترده و پهناور ، جلوه قدرت و عظمت خداوند
و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 37 - 3
3 - تكوين انسان از مايه اى ناچيز ( منى ) ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت
ألم يك نطفة من منىّ يمنى
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان مسأله معاد و اثبات آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 1
1 - تقسيم شدن انسان ها به هنگام شكل گيرى در رحم به دو صنف مرد و زن ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 2
2 - آفرينش انسان از نطفه ، جلوه عظمت و قدرت خداوند
إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة أمشاج
انتساب آفرينش انسان از نطفه به خداوند، با به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 20 - 4
4 - آفرينش انسان ها از مايعى پست و بى مقدار ( نطفه ) ، نشانه قدرت و عظمت خداوند
ألم نخلقكم من ماء مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 21 - 1
1 - ره يابى نطفه به داخل رحم و قرار گرفتنش در آن ، جلوه اى از قدرت عظيم خداوند
فجعلنـه فى قرار مكين
«جعل» (مصدر «جعلنا») به معناى قرار دادن است. «قرار»، كنايه از رحم و به معناى «مستقر» است. «مكين» نيز به معناى محكم و استوار و صفت براى «قرار» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 6
6 - آفرينش انسان از مايعى بى مقدار و سير تكاملى آن در رحم ، جلوه قدرت خداوند
ألم نخلقكم . .. فقدرنا فنعم القـدرون
برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه خداوند، وصف «فنعم القادرون» را پس از طرح مسأله آفرينش بشر و تقدير آن، مطرح فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 26 - 3
3 - آفرينش زمين ، براى حيات و مرگ انسان ها ، جلوه قدرت و عظمت الهى است .
ألم نجعل الأرض كفاتًا . أحياءً و أموتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 27 - 7
7 - وجود كوه هاى استوار و بلند و آب هاى گوارا براى شرب انسان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان
و جعلنا فيها روسى شـمخـت و أسقينـكم ماء فراتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 7 - 4
4 - ميخكوب شدن كوه ها در زمين ، نشان قدرت خداوند و ضرورت معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و الجبال أوتادًا
بيان آفرينش كوه ها، در پاسخ آنان كه درباره معاد پرسش هايى را مطرح كرده بودند; گوياى آن است كه اگر معاد نباشد، براى پديده هايى همچون زمين و كوه هاى آن توجيهى نمى توان يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 8 - 2
2 - پيدايش دو جنس مرد و زن در نوع انسان ، كار خداوند و نشان قدرت او است .
أزوجًا
«أزواجاً» حال براى ضمير «كم» در «خلقناكم» است. در اين صورت مفاد آيه چنين مى شود: خداوند شما را با حالت زوجيت و دو جنس بودن آفريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 1
1 - سقف افراشته و مرتفع آسمان ساخته خداوند و جلوه قدرت او است .
رفع سمكها
«سَمْك»; يعنى، سقف و نيز قامت هر چيز را «سَمْك» مى گويند (قاموس). جمله «رفع...» تفسير جمله «بناها» در آيه قبل است; يعنى، ساختن آسمان به اين گونه بوده است كه خداوند، طاق آن را بالا برده و آن را همچون گنبدى برافراشته قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 29 - 1،2
1 - تاريك ساختن شب در فضاى آسمان ، كار خداوند و نشانه قدرت او است .
و أغطش ليلها
«أغطش»; يعنى، تاريك ساخت (مفردات راغب). ارجاع ضمير «ليلها» به آسمان، به اين جهت است كه منشأ پيدايش شب، وضعيت اجرام آسمانى است.
2 - پديدار ساختن روز و روشنايى آن ، وابسته به خداوند و جلوه قدرت او است .
و أخرج ضحيها
«ضحى» به معناى گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز است (مفردات راغب) و نيز هنگامى را كه اندكى از بالا آمدن روز گذشته باشد، «ضحى» مى نامند(قاموس). مراد از «ضحى» ـ به قرينه «ليل» ـ روز است و نام بردن اين بخش روز به جهت فرح بخش تر بودن آن لحظات است، زيرا منظور برانگيختن اعجاب و شگفتى در انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 31 - 3
3 - بيرون آوردن آب و گياه از دل زمين ، نشانه قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا . .. أخرج منها ماءها و مرعيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 32 - 2
2 - آفرينش كوه هاى پايدار و تزلزل ناپذير ، نشان قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم . .. و الجبال أرسيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 27 - 1
1 - روياندن دانه هاى خوراكى در زمين ، براى تأمين غذاى انسان ، كار خداوند و جلوه قدرت او است .
فأنبتنا فيها حبًّا
«حبّ» اسم جنس است و به گندم، جو و ديگر دانه هايى گفته مى شود كه از زمين مى رويد; گرچه برخى از اهل لغت استعمال آن را تنها در گندم و جو دانسته اند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 3
3 - توجّه به جنگل هاى انبوه و درختان تناور ، مايه شناخت خداوند و قدرت او و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .
ما أكفره . .. فلينظر الإنسـن ... حدائق غلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 6 - 3
3 - آفرينش انسان از آب ، شگفت انگيز و نشانه قدرت خداوند بر معاد است .
عليها حافظ . .. خلق من ماء دافق
برداشت ياد شده، با توجه به ارتباط اين آيه با جمله «إنّه على رجعه لقادر» در آيات بعد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 7
7 - آفرينش شتر ، با ويژگى هاى برجسته آن ، نشان قدرت خداوند بر اعاده انسان ها است .
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
با توجّه به اين كه آغاز سوره با ياد قيامت شروع شده، اين آيات نيز ناظر به معاد و امكان آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 20 - 2
2 - هموار بودن زمين ، نشانه اى آشكار بر قدرت خداوند و دليل امكان معاد
و إلى الأرض كيف سطحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 8
8 - سركوب كردن اصحاب فيل ، نشانه قدرت خداوند
كيف فعل ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 2 - 3
3 - ناكامى ابرهه در طرح انهدام كعبه و به هم خوردن توطئه او در تعطيل عبادت نزد آن ، كارى شگفت و نشانه قدرت خداوند
ألم تر كيف فعل ربّك . .. ألم يجعل كيدهم فى تضليل
ارتباط اين آيه با جمله «كيف فعل ربّك» (در آيه قبل)، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 3 - 4
4 - شكست دشمنان قوى پنجه و آشفته ساختن نقشه هاى آنان ، به وسيله پرندگانى كوچك و ضعيف ، نشانه قدرت خداوند و سزاوار تأمل و انديشه
ألم تر كيف فعل ربّك . .. ألم يجعل كيدهم فى تضليل . و أرسل عليهم طيرًا أبابيل
جمله «و أرسل عليهم. ..»، هجوم پرندگان را مصداق مطالبى قرار داده كه در آيات قبل آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 18 - 5
5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت
ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن
جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 13
13- قدرت خداوند بر اعطاى وجود به معدوم مطلق ، نشانگر محدود نبودن آن در دائره علل و اسباب طبيعى است .
هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا
مراد از «لم تك شيئاً»، نيستى مطلق است و تطبيق آن بر زكريا كه پيدايش او به پيدايش حضرت آدم از خاك منتهى مى شود، به اعتبار زمانى است كه اولين مخلوق از كتم عدم به وجود آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 14
14ـ بسنده كردن يعقوب ( ع ) به اعراض از فرزندان ، على رغم مقصر شناختن آنان در فراق يوسف ( ع ) و بنيامين ، بيانگر توان بالاى او بر نهان ساختن و پوشيده داشتن خشم و غضب خويش است .
و تولّى عنهم . .. فهو كظيم
برداشت فوق ، مقتضاى تفريع «هو كظيم» به وسيله حرف «فاء» بر «تولّى عنهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 13
13 - فتح دژ هاى مستحكم و استوار يهود بنى نضير بدون جنگ و درگيرى ، نمودى عينى از قدرت نامحدود الهى است .
هو الذى أخرج الذين كفروا . .. و ظنّوا أنّهم مانعتهم حصونهم ... و اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 7
7ـ بهره مند شدن از قدرت و مكنت از نعمت هاى بزرگ الهى است .
رب قد ءاتيتنى من الملك
از آن جا كه يوسف(ع) در مقام سپاسگزارى و بيان الطاف خداوند است ، معلوم مى شود: آنچه نام برده از نعمتهاى الهى است و از اينكه در ميان نعمتهاى بى شمار الهى چندين نعمت را يادآور شده است ، عظمت و بزرگى آنها را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 8
8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 7
7 - توانايى و قدرت ، نعمتى الهى است .
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 7
7 - قدرت ، مكنت و ثروت در صورت بودن در مسير الهى ، عطيه خداوندى است .
و هب لى ملكًا . .. هـذا عطاؤنا فامنن أو أمسك بغير حساب
از تعبير «عطاؤنا» درباره قدرت سياسى و مكنت و ثروت سليمان(ع) ـ كه در مسير رسالت الهى قرار داشت ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 6
6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 2
2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق
و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 10،22
10 ـ نفى هرگونه قدرت ، در برابر قدرت و اراده خداوند
فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك
استفهام «فمن يملك»، استفهام انكارى است. يعنى هيچكس قادر بر ايستادگى در برابر خواست خداوند نيست.
22 ـ مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانايى وى بر نابود ساختن مسيح ( ع ) ، مريم ( ع ) و تمامى اهل زمين و نفى هرگونه قدرت در برابر قدرت اوست .
فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و للّه ملك السموت و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 12
12- غير خدا ، ناتوان از مقابله با قدرت و اراده او
ثمّ لاتجدوا لكم علينا به تبيعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 4
4 ـ قدرت ، از شرايط تكليف
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 14
14 ـ قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *
فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم
«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند
اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 11
11 - ثروت و قدرت ، خود به خود ، ناپسند نيست ; بلكه مى توان آن را در جهت سعادت و بهروزى انسان به كار برد .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
برداشت ياد شده با توجه به آمدن تعبير «خسارت» درباره مال و فرزندان بسيار است; زيرا خسارت در جايى به كار مى رود كه توقع سودهى از آنجا مى رود (مانند خسارت تاجر و كاسب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 8 - 6
6 - عبرت گرفتن از قوم عاد و دل خوش نبودن به نيروى جسمى در برابر تهديد هاى الهى ، نشان خردورزى است .
لذى حجر . .. الّتى لم يخلق مثلها فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 7
7- عمل عوامل طبيعى ، تحت اراده و قدرت خداوند است .
و أرسلنا الريـح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 6
6 - انسان ، در پيدايش و روان ساختن چشمه ها ، هيچ نقشى نداشته و اين كار تنها با قدرت خدا انجام گرفته است .
و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و ما عملته أيديهم» در موضع حال باشد و «ما» در «ما عملته» نافيه و ضمير آن به تفجير بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 1،4
1 - اعتراف كافران در قيامت ، به دو بار مردن و دو بار زنده شدن خود با قدرت الهى
قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين
4 - مرگ و حيات ، به قدرت خدا است .
ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 17
17 - امكانات مادى و قدرت خارق العاده سليمان ( ع ) در خدمت تبليغ دين و هدايت مردم
قال إنّه صرح ممرّد . .. قالت ... و أسلمت مع سليمـن للّه ربّ العـلمين
ماجراى اتفاق افتاده ميان سليمان(ع) و بلقيس، بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 39
39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان
كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 7
7 ـ اهل ايمان بايد توان رزمى برتر خويش را به دشمنان دين بنمايانند .
ترهبون به عدو اللّه
وحشت دشمن از توان نظامى مستلزم اين است كه آنان بر توان نظامى اهل ايمان آگاه شوند. بنابراين مسلمانان بايد توان خويش را به گونه اى به آنان بنمايانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 12،13
12 - قدرت خداوند ، قدرتى فراگير و مطلق است .
أن اللّه كل شىء قدير
13 - اتصاف خداوند به قدرتى فراگير و مطلق ، امرى روشن براى انسانها
ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
استفهام در جمله فوق استفهام تقريرى است و اين نوع استفهام در موردى به كار مى رود كه مخاطب مضمون جمله را پذيرفته و آن را باور دارد. از آنجا كه مخاطب جمله فوق همه انسانها هستند; يعنى، «ألم تعلم أيها الأنسان»، معلوم مى شود: همگان به قدرت مطلق خدا آگاه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 6
6- قلمرو قدرت و مالكيت خدا ، نامحدود است .
و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه . .. معلوم
وجود گنجينه هاى همه امور عالم در نزد خدا، مى تواند كنايه از قدرت بى پايان الهى باشد; زيرا وقتى خزينه همه ممكنات به دست خدا باشد، تحقق آن ممكنات هم براى او مقدور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 9
9- قدرت خداوند ، حد و مرزى ندارد و او قادر بر انجام هر كارى است .
إن الله على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 5
5 - خدا ، داراى قدرت بى كران و نامحدود و توانا بر انجام هر كارى
و أنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 6،9
6 - خدا ، قادر مطلق است .
إنّ اللّه يفعل ما يريد
9 - قدرت مطلق و نامحدود الهى ، پشتوانه و تضمين كننده پاداش مؤمنان نيك كردار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 13
13 - قدرت نامتناهى خداوند ، در اجراى مشيت و خواسته هاى خويش
إنّ اللّه يفعل ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 54 - 5
5 ـ خداوند ، همواره بر هر چيز توانا است .
و كان ربّك قديرًا
از ديدگاه برخى از مفسران، «كان» در آغاز چنين جمله اى، دلالت بر استمرار مى كند; هر چند اين جمله خود ـ به خاطر اسميه بودنش نيز ـ دلالت بر استمرار دارد (آلوسى در روح المعانى، ذيل آيه شريفه). گفتنى است ذكر نشدن متعلق «قديراً»، حاكى از شمول و فراگيرى قدرت خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 9
9 - خداوند ، بر انجام هر چيزى ، قادر است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 18
18 - خداوند ، داراى قدرتى نامحدود است .
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 7
7 - خداوند ، همواره بر هر چيزى ، توانايى دارد .
و كان اللّه على كلّ شىء قديرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 1
1 - احاطه قدرتمندانه خداوند بر جهان هستى ، دليل توانايى او بر تحقق معاد
هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . .. أفلم يروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 62 - 4
4 - قدرت خداوند ، گسترده و بى پايان است .
اللّه خـلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 16
16 - لجاجت و عناد ، عامل استكبار و غفلت از قدرت نامحدود الهى *
فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيـتنا يجحدون
چنانچه جمله «و كانوا بآياتنا يجحدون» به منزله تعليل براى استكبار و عدم توجه قوم عاد، نسبت به قدرت نامحدود خداوند باشد، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 16
16 - قدرت نامحدود الهى ، تضمين كننده تحقق قيامت است .
لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 9،10
9 - خداوند ، داراى قدرتى نامحدود و بى كران است .
و هو على كلّ شىء قدير
10 - قدرت نامحدود و بى كران خداوند ، دليل توان مندى او بر احياى مردگان و برپايى قيامت
و هو يحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 10 - 8
8 - ولايت منحصر و بى همتا ، قدرت نامحدود و مرجعيت نهايى در تشريع و داورى ، از ويژگى هاى پروردگار جهان
فاللّه هو الولىّ . .. ذلكم اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 19 - 7
7 - قدرت نامحدود خدا ، تضمين كننده رزق پيوسته او به بندگان
يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 50 - 7
7 - مشيت الهى در آفرينش ، متكى به علم و قدرت گسترده او است .
يخلق ما يشاء . .. إنّه عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 34 - 1،2
1 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن كافران تا جايى كه خانه هاى خود را مجلل و داراى درب ها و ورودى هاى متعدد بسازند .
لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا
2 - شكوه بخشيدن به زندگى كافران تا جايى كه آنان در خانه هاى مجلل خويش بر تخت هاتكيه زنند در حيطه قدرت و توانايى خداوند
لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا و سررًا عليها يتّكئون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 42 - 6،7
6 - انسان ها هر چند مقتدر و توانمند باشند ، مقهور قدرت مطلق خداوند هستند .
فإنّا عليهم مقتدرون
7 - خداوند ، به انتقام گرفتن از حق ستيزان ـ چه در دنيا و چه در آخرت ـ توانا است .
فإنّا عليهم مقتدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 77 - 8
8 - گستره قدرت الهى در جهان واپسين ، مورد باور تمامى انسان ها حتى دوزخيان
و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك
از اين كه جهنميان نجات خود را به دست خداوند مى ديدند و فرشتگان را به شفاعت مى طلبيدند، استفاده مى شود كه حتى دوزخيان نيز در قيامت به قدرت الهى باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 8
8- خداوند ، داراى قدرت مطلق و نامحدود
بلى إنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 6
6 - خداوند ، داراى قدرت ازلى و نامحدود
و كان اللّه على كلّ شىء قديرًا
تعبير «كان اللّه» بر ازلى بودن قدرت و تعبير «على كلّ شىء» برنامحدود بودن آن، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 4
4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *
و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السمـوت و الأرض
بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 12
12 - قدرت مطلق و نامحدود خداوند ، در عينيت بخشيدن به تمامى خواسته هاى خويش
و اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 11
11 - خداوند داراى قدرت مطلق و توانا بر انجام هر كارى
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 8،9
8 - قدرت خداوند ، مطلق است و شامل هر چيزى در عالم وجود مى شود .
لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
9 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، جلوه اى روشن و نشانه اى گوياى از قدرت بى پايان خداوند
اللّه الذى خلق سبع سمـوت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 18،19
18 - قدرت خداوند ، مطلق و بى پايان است .
إنّك على كلّ شىء قدير
19 - قدرت مطلق و بى پايان خداوند ، مقتضى اميد و دلبستگى مؤمنان به استجابت دعايشان در درگاه الهى
يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا و اغفرلنا إنّك على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّك على كلّ شىء قدير» در مقام تعليل براى دعاها و درخواست هاى مؤمنان از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 1 - 6،7
6 - قدرت خداوند ، مطلق و بى پايان است .
و هو على كلّ شىء قدير
7 - افاضه خير ها و بركت ها از سوى خداوند ، برخاسته از قدرت مطلق و بى پايان او است .
تبـرك الذى . .. هو على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «و هو على كلّ شىء قدير» مى تواند در مقام توضيح و تبيين «تبارك» قرار
داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 2
2 - تقدير مرگ و حيات براى بشر ، جلوه فرمانروايى و قدرت مطلق و بى پايان خداوند است .
بيده الملك و هو على كلّ شىء قدير . الذى خلق الموت و الحيوة
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «الذى خلق الموت. ..»، درصدد توضيح و تبيين آثار و جلوه هاى ملك و قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 8
8 - قدرت گسترده خداوند ، امرى غير قابل انكار و ترديد
فلاأُقسم بربّ المشـرق و المغـرب إنّا لقـدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 12 - 4
4 - خداوند ، داراى قدرت مطلق و شكست ناپذير
و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 3
3 - توانايى خداوند ، مطلق و نامحدود است .
بلى قـدرين على أن نسوّى بنانه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 4
4 - ضرورت دقت در آفرينش پديده هاى هستى ، براى پى بردن به قدرت مطلق خداوند
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 5
5 - فزون خواهى قدرت ها ، نامحدود به قلمرو آنان و منتهى به سلطه گرى بر ساير جوامع
هم أشدّ منهم بطشًا فنقّبوا فى البلـد
«فاء» در «فنقّبوا» براى نتيجه است; يعنى، قدرت، منتهى به نفوذ و تجاوز به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 9
9 - خداوند ، بر انجام هر چيزى ، قادر است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 11
11 - اقتدار خداوند و برترى قدرت او بر همگان ، امرى بس روشن و آشكار
أَوَلم يروا أنّ اللّه . .. هو أشدّ منهم قوّة
به كارگيرى «رؤيت» (ديدن) براى آگاهى و علم به قدرت خداوند، اشاره به اين معنا دارد كه قدرت و اقتدار برتر خداوند، به حدى روشن و آشكار است كه گويا امرى ديدنى و قابل مشاهده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 12
12 - قدرت خداوند ، قدرتى فراگير و مطلق است .
أن اللّه كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 39 - 7
7 ـ خداوند ، داراى قدرتى بى پايان و نامحدود
و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 13
13ـ قدرت خداوند ، برتر از همه قدرتهاست .
فمن ينصرنى من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 107 - 10
10ـ حاكميت خداوند بر هستى ، حاكميتى مطلق و قدرت او بلامنازع است .
إن ربك فعال لما يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 9
9- قدرت خداوند ، حد و مرزى ندارد و او قادر بر انجام هر كارى است .
إن الله على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 5
5 - خدا ، داراى قدرت بى كران و نامحدود و توانا بر انجام هر كارى
و أنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 5
5 - علم و قدرت خدا ، كامل و بى نقص است .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل . .. و أنّ اللّه سميع بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 14
14 - قدرت خداوند ، مطلق بوده و بر انجام هر كارى توانا است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 9
9 - خداوند ، داراى قدرتى نامحدود و بى كران است .
و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 10
10- اقتدار و عزت خداوند ، آميخته با رحمت گسترده و جاودان او است .
هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 8
8 - قدرت و شكست ناپذيرى خداوند ، آميخته با كاردانى و حكمت او است .
و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 3،5
3 - خداوند ، داراى قدرت و نيرويى استوار و كاستى ناپذير
ذوالقوّة المتين
«متين» (سخت و استوار)، مى تواند وصف براى «ذوالقوّة» و يا خبر ديگر براى «إنّ» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
5 - كاستى نيافتن نيرو و توان الهى ، با روزى دهى گسترده او به خلق
إنّ اللّه هو الرزّاق ذوالقوّة المتين
از ارتباط ميان دو بخش آيه و اين كه خداوند پس از طرح رازقيت خود به نيروى كاستى ناپذير خويش اشاره كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 8 - 2
2 - قدرت الهى در نظام هستى ، نافذ و بدون كمترين مزاحم
ما له من دافع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 10
10 - آگاهى كامل و قدرت نامحدود خداوند ، آميخته با خطاپوشى و مغفرت گسترده او
إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ . .. و للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض ... إنّ ربّك وس
از ارتباط آيات شريفه، مى توان استفاده كرد كه خداوند در عين آگاهى كامل به عملكرد انسان ها و قدرت نامحدود او بر مجازات آنان، از كاستى هاى ايشان درمى گذرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 7
7 - عزّت و اقتدار الهى ، آميخته با حكمت ( كاردانى و مصلحت سنجى ) است .
و هو العزيز الحكيم
قرار گرفتن صفت «حكيم» پس از صفت «عزيز»، بيانگر آميختگى حكمت و عزت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 14
14 - اقتدار و پيروزمندى خداوند ، آميخته با حكمت و مصلحت دانى او
العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 8
8 - قدرت خداوند ، همراه با غفران و رحمت است .
و اللّه قدير و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 5
5 - خداوند ، بهترين توانا است .
فقدرنا فنعم القـدرون
برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه «قدرنا» از ريشه «قدرت» و جمله «فنعم القادرون» متفرع بر «جعلناه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 7
7 - تعلق اراده الهى بر نابودسازى جوامع قدرت طلب و زراندوز پيش از قارون ، با خشم و قهر خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 86 - 4
4ـ يعقوب ( ع ) تنها خداوند را بر زايل ساختن غم و اندوهش توانا مى دانست .
قال إنما أشكوا بثّى و حزنى إلى الله
هدف يعقوب(ع) از شكايت كردن از حزن و اندوهش به خدا ، درخواست زايل كردن آنها از او بود.
قدرت دفاعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 12
12 ـ برخوردارى جامعه از امنيت اجتماعى و توان دفاعى و امكانات اقتصادى ، از نعمت هاى مهم الهى
فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت
قدرت طلبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 7
7 - تعلق اراده الهى بر نابودسازى جوامع قدرت طلب و زراندوز پيش از قارون ، با خشم و قهر خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
قدرت طلبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 77 - 5
5- رفاه طلبى و قدرت خواهى ، از عوامل ارتداد
كفر بأيـتنا و قال لأُتينّ مالاً و ولدًا
ظاهر عبارت «كفر بأياتنا» به قرينه «لأُوتينّ» ـ كه براى استقبال است ـ حدوث كفر است نه استمرار آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 9
9 - قدرت طلبى و زراندوزى ، از موجبات هلاكت و بدفرجامى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 49 - 4
4- روحيه اقتدار و اشرافى گرى ، زمينه ساز غوطهورى انسان در گناه
طعام الأثيم . .. ذق إنّك أنت العزيز الكريم
در اين آيات، دوزخيانِ مبتلا به عذاب شديد و گدازنده، در ابتدا با وصف «الأثيم» (به معناى غوطهور در گناه) و سپس با وصف «العزيز الكريم» ياد شده اند. ارتباط اين اوصاف، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 8
8 - فريفته شدن به ثروت و قدرت ، زمينه ساز انكار معاد
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
مفاد آيه شريفه، ممكن است اين باشد كه فرد قدرتمند، نبايد گمان كند كه كسى قادر بر زنده ساختن و محاسبه و عذاب او نيست. هم چنين به قرينه آيه بعد، فرد ثروتمند را از فريفته شدن به ثروت خويش و پندار رهايى از حساب و نظارت خداوند، برحذر داشته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم
نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم
نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 5
5 - قدرت طلبى و زراندوزى ، داراى ديرينه اى بسيار طولانى در تاريخ بشر
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 4
4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى
بل هو كذّاب أشر
«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 1،2،3
1 ـ فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
2 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى ( ع ) را متهم كردند كه تلاش او نه به خاطر هدايت ; بلكه براى برگرداندن آنان از سنّت و روش پدرانشان و تصاحب قدرت و حكومت بر سرزمين مصر است .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
3 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى و هارون ( ع ) را به انحصارطلبى در قدرت متهم كردند .
و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
برداشت فوق از تقديم خبر «تكون» بر اسمش ـ كه مى تواند مفيد حصر باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 1،3
1 ـ فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
3 ـ فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى و هارون ( ع ) را به انحصارطلبى در قدرت متهم كردند .
و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
برداشت فوق از تقديم خبر «تكون» بر اسمش ـ كه مى تواند مفيد حصر باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 4
4- اقوام كافر پيشين در برابر انبيا احساس قدرت مى كردند و مدعى بودند كه سرزمين مسكونى آنان و انبيا از آنِ آنهاست .
لنخرجنّكم من أرضنا
از اينكه آنان، پيامبران را تهديد به اخراج كردند، احساس قدرت استفاده مى شود و از اينكه «أرض» (سرزمين) را به خود اضافه كردند; به دست مى آيد كه آنان مدعى حاكميت و مالكيت بر آن بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 12
12 - قارون ، فرد قدرتمند و زورمدار جامعه خويش بود .
من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 3
3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا
و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا و لا ما اتّخذوا
تعبير «ما كسبوا» ـ كه اشاره به امكانات مادى دارد ـ و نيز «ما اتّخذوا. ..» ـ كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است ـ نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 7
7 ـ نفاق ، پُل به قدرت رسيدن سياست بازانِ ناصالح
و اذا تولى سعى فى الأرض
در برداشت فوق، «تولى»، رسيدن به حكومت معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 3
3 - طمعورزى و افزون خواهى در به چنگ آوردن ثروت و قدرت بيشتر ، خصلتى ناپسند و محكوم است .
ثمّ يطمع أن أزيد
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين دسته از آيات ـ كه درباره افراد كافر و دين ستيزى همچون وليدبن مغيره است ـ درصدد بيان خصلت هاى زشت آنان و محكوم كردن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 5
5 - فزون خواهى قدرت ها ، نامحدود به قلمرو آنان و منتهى به سلطه گرى بر ساير جوامع
هم أشدّ منهم بطشًا فنقّبوا فى البلـد
«فاء» در «فنقّبوا» براى نتيجه است; يعنى، قدرت، منتهى به نفوذ و تجاوز به ديگران است.
قدرت نظامى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 1،2،3،4،5،15
1 ـ تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
2 ـ مسلمانان بايد براى تقويت بنيه نظامى تمام تلاش خويش را تا حد ترساندن دشمن ، به كار بندند و از هر چه در اختيار دارند دريغ نورزند .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
3 ـ اسب هاى سوارى در عصر بعثت ، كارآمدترين و مهمترين وسيله براى تقويت بنيه نظامى
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
عطف «رباط الخيل» بر «قوة» عطف خاص بر عام است و كاربرد چنين عطفى معمولا براى رساندن اهميت معطوف و نقش اساسيتر آن نسبت به ديگر مصاديق معطوف عليه است.
4 ـ جامعه اسلامى بايد به پيشرفته ترين ادوات رزمى زمان مجهز باشد .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
5 ـ قواى نظامى جامعه اسلامى بايد به گونه اى باشد كه دشمنان دين را همواره به هراس افكند .
ترهبون به عدو اللّه و عدوكم
15 ـ انفاق امكانات براى تقويت بنيه نظامى جامعه اسلامى ، از مصاديق انفاق « فى سبيل اللّه » است .
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 12
12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ،
شكست خوردند .
و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 ـ درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 6
6 - برخوردارى از توان رزمىِ فراوان و توسعه كشاورزى و آبادانى سرزمين ها ، برترين جلوه هاى تمدن در جوامع پيشين بوده است .
كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأرض و عمروها أكثر ممّا عمروها
«إثارة» (مصدر «أثاروا») به معناى «زير و رو كردن» است و در اين جا، منظور، زير و رو كردن خاك براى زراعت يا ساختمان سازى و غير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 15
15 ـ انفاق امكانات براى تقويت بنيه نظامى جامعه اسلامى ، از مصاديق انفاق « فى سبيل اللّه » است .
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 17 - 7
7 - قدرت و قواى نظامى گسترده سليمان ، از ويژگى هاى بارز حكومت الهى وى
و حشر لسليمـن جنوده من الجنّ و الإنس و الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 3
3 ـ سپاه مشركان مكه مجهز به سلاح هاى جنگى و داراى برترى نظامى نسبت به مسلمانان
و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم
عدم تمايل مسلمانان به رويارويى با سپاه شرك و نيز جمله «كانما يساقون إلى الموت» در آيه قبل دلالت بر اين دارد كه مشركان در جنگ بدر از نيروى نظامى برترى برخوردار بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 6
6 ـ وحشت دشمن از توان رزمى مسلمانان ، تعيين كننده مرز قدرت نظامى ضرورى در جامعه ايمانى
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. ترهبون به عدو اللّه
جمله «ترهبون . .. » به منزله تفسير و توضيحى است براى «ما استطعتم». يعنى توان نظامى بايد به حدى رسد كه دشمن را به وحشت اندازد، نه كمتر از آن ; هر چند جامعه اسلامى بر بيشتر از اين مقدار توانمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 10
10 ـ توان رزمى و نيروى مقاومت هر مسلمان ، حتى پس از گراييدن جامعه ايمانى به ضعف ، بيش از دو چندان هر كافر است .
و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 13 - 10
10 ـ مشركان صدر اسلام ، از توان رزمى بالايى برخوردار بودند .
أتخشونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 6
6 ـ وحشت دشمن از توان رزمى مسلمانان ، تعيين كننده مرز قدرت نظامى ضرورى در جامعه ايمانى
و أعدوا لهم ما استطعتم . .. ترهبون به عدو اللّه
جمله «ترهبون . .. » به منزله تفسير و توضيحى است براى «ما استطعتم». يعنى توان نظامى بايد به حدى رسد كه دشمن را به وحشت اندازد، نه كمتر از آن ; هر چند جامعه اسلامى بر بيشتر از اين مقدار توانمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 5
5 ـ ضعف ايمان در مسلمانان صدر اسلام موجب ضعف قدرت ايشان در ميدان هاى نبرد
علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة
از علل توان بسيار برتر مسلمانان در برابر كافران مفهومى است كه از «بأنهم قوم لايفقهون» به دست مى آيد ; يعنى ايمان راسخ به معارف دين. بنابراين مى توان گفت منشأ بروز ضعف نسبى مسلمانان پس از گذشت برهه اى از صدر اسلام، افت درجه ايمانى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 7
7 ـ اهل ايمان بايد توان رزمى برتر خويش را به دشمنان دين بنمايانند .
ترهبون به عدو اللّه
وحشت دشمن از توان نظامى مستلزم اين است كه آنان بر توان نظامى اهل ايمان آگاه شوند. بنابراين مسلمانان بايد توان خويش را به گونه اى به آنان بنمايانند.
قدرتمند
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 14
14ـ به وجود آوردن جامعه هاى نيرومند و توانا ، از هدف هاى پيامبران واديان الهى است .
و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 14
14ـ به وجود آوردن جامعه هاى نيرومند و توانا ، از هدف هاى پيامبران واديان الهى است .
و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 5
5 - خداوند ، بهترين توانا است .
فقدرنا فنعم القـدرون
برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه «قدرنا» از ريشه «قدرت» و جمله «فنعم القادرون» متفرع بر «جعلناه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 23
23 - گروهى از انسان ها ( مشركان ) سران و بزرگان خويش را در قدرت ، همتاى خدا مى پندارند و آنان را همطراز او دوست دارند .
و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم كحب اللّه
با توجه به آيه بعد - كه مشركان را به سران شرك و پيروان آنان تقسيم مى كند - مى توان گفت: مراد از «من الناس» مشركان پيرو مقصود از «أنداد» سران آنهاست. ارجاع ضمير «هم» به «أنداد» اين احتمال را تأييد مى كند; زيرا كاربرد اين ضمير براى انسانها و دارندگان عقل و شعور است.
{قدرتمندان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 8
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أُولى الأيدى و الأبصار » يعنى أُولى القوّة فى العبادة و البصر فيها ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أُولى الأيدى و الأبصار» روايت شده كه مراد صاحبان قوت و بصيرت در عبادت هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 1
1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .
و قد أضلّوا كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 9
9- ثروت مندان و قدرت مندان ، در خطر پندار جاودانگى نعمت ها در دنيايند .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا
داستان مذكور در آيه، چه واقعى باشد و چه سمبليك، بيان خصلت هاى آدمى و واكنش هاى او در شرايط مختلف است. از جمله اين خصلت ها آن است كه وقتى در اوج رفاه قرار گيرد و اموال خود را در اطراف خود مشاهده كند، چنين مى پندارد كه نعمت هاى اطراف او جاودانه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 5
5 - قوم نوح ، از نظر فرهنگى و دينى ، تحت تأثير صاحبان زر و زور و پيرو آنان بودند .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «مال» مظهر زر و قدرت اقتصادى و «ولد» نماد زور و قدرت سياسى است كه از كثرت نفرات نشأت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 5
5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 1
1 - توصيه أكيد صاحبان زر و زور به مردم در عصر نوح ( ع ) ، به دست بر نداشتن از عبادت معبود هاى خويش
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم
«إلـه» (مفرد «آلهه») به معناى معبود است. گفتنى است تأكيد در برداشت ياد شده از آمدن «ن» تأكيد ثقيله «لاتذرنّ» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 2
2 - قدرت صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت مكر و حيله گرى عليه دين الهى و در جهت گمراه كردن مردم قرار داشت .
و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 5
5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 13
13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 3
3 - سوء استفاده صاحبان زر و زور و تزوير ، از عقايد مذهبى مردم در عصر حضرت نوح ( ع )
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
توصيه مؤكد صاحبان زر و زور به مردمِ عادى، درباره حفظ عقايد مذهبى خود ـ با آن كه خود آنان جز به مال و منال خويش نمى انديشند ـ بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 11
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 10،11
10 - زورمداران و زراندوزان ، داراى فرجامى شوم و ناخوشايند
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 6
6 - هلاكت ، سرنوشت محتوم همه توان مندان حق ستيز تاريخ
و كم أهلكنا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 7
7 - وجود قشرى ثروتمند و قدرت مند ( صاحبان مال و فرزند بسيار ) ، در ميان قوم نوح
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 8
8 - قدرتمندان و ثروتمندانِ سرمست ، تشكيل دهنده جبهه اصلى مخالفان پيامبران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
«مُتْرَف» (از ماده «تُرفَة») به معناى فزونى و بسيارى نعمت است. با توجه به اين كه بسيارى از دارندگان نعمت، غرق در شهوات و هواهاى نفسانى مى شوند، واژه «مترف» به معناى كسانى كه به نعمت مغرور شده و سرمستى و طغيان كرده اند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 1
1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .
و قد أضلّوا كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 15
15 - پيامبران ، در قطب مخالف صاحبان زر و زور
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 3
3 - ثروتمندان و زورمداران حيله گر ، مخالفان اصلى دعوت نوح ( ع )
و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 6
6 - صاحبان قدرت و شوكت ، مخالفان اصلى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
با توجه به واژه «أشد» ـ كه افعل التفضيل است ـ استفاده مى شود كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، به نوعى از قدرت ظاهرى برخوردار بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 1
1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 4
4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع
)
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 2
2- قدرت و امكانات عناصر نيرومند تاريخ ، در قلمرو اراده و حاكميت خداوند و نه مستقل از آن .
إنّا مكّنّا له فى الأرض
نسبت دادن قدرت و امكانات ذوالقرنين به خداوند، اين پيام را دارد كه نبايد پنداشت كه قدرت مندان، آنچه دارند، خود، به دست آورده اند، بلكه همه چيز از او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 9
9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه
قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كـفرون
از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده ـ با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است ـ مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 10
10 - تأثير عميق و سرنوشت ساز گروه هاى پرنفوذ و قدرتمند اجتماعى ، همچون صاحبان زر و زور ، در فرهنگ و باور هاى دينى جامعه
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . .. يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 5،8
5 - قوم نوح ، از نظر فرهنگى و دينى ، تحت تأثير صاحبان زر و زور و پيرو آنان بودند .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «مال» مظهر زر و قدرت اقتصادى و «ولد» نماد زور و قدرت سياسى است كه از كثرت نفرات نشأت مى گيرد.
8 - صاحبان زر و زور ، عامل اصلى گمراهى و كفر قوم نوح بودند .
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 9
9 - تأثيرپذيرى قوم نوح ، از سران كفر و شرك و صاحبان زر و زور جامعه
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . .. يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 8
8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران
و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 6
6 - تاريخ بشر ، شاهد عذاب و هلاكت جوامعى قدرتمندتر و زراندوزتر از قارون بوده است .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 6
6- هلاكت برخى از جوامع نيرومند در گذشته تاريخ ، به خاطر كفرورزى
و كأيّن من قرية . .. أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 9
9 - امكان اتحاد و موضع گيرى واحد صاحبان زر و زور ، در برابر تعاليم پيامبران الهى ( چون پيامبر اسلام )
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون فقالوا سـحر كذّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 13
13 - امكان اتحاد و موضع گيرى واحد صاحبان زر و زور در برابر تعاليم پيامبران الهى ( چون پيامبر اسلام )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 7
7 - اتهام بى دليل زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، موجب از ميان رفتن هميشگى حق شهادت نسبت دهندگان ، در تمامى صحنه هاى گواهى
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة ابدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1،2
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
2 - قذف زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ( نسبت دادن زنا به آنان ) ، در پى دارنده خشم الهى و محروميت از رحمت او
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«لعن» (مصدر «لعنوا»)، به معناى طرد كردن و دور ساختن فرد از خير و نيكى است (لسان العرب). و هم چنين طرد برخاسته از خشم و غضب مى باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 6
6 - نسبت دادن دروغين زنا به زنان پاكدامن ، در پى دارنده لعنت خدا ( محروم شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او )
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 1
1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .
والذين يرمون المحصنـت . ..أُولـئك هم الفـسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 1،2،3،4،6،7،13
1 - كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهارگواه ناظر ، هشتاد ضربه شلاق با تازيانه چرمى است .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
«جلد» (مصدر «اجلدوا») گاهى به معناى «زدن با تازيانه چرمى» و گاهى به معناى «بر پوست بدن كسى با تازيانه زدن» مى آيد. برداشت فوق، بر مبناى كار برد اول است. گفتنى است كه «رمى» (مصدر «يرمون») به معناى تير انداختن است و در اين جا استعاره از نسبت دادن امرى ناخوشايند به مردم است كه در اصطلاح فقه از آن تعبير به «قذف» مى شود.
2 - هشتاد ضربه تازيانه بر پوست بدن ، كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهار گواه ناظر
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
3 - وجوب برهنه بودن بدن نسبت دهندگان زنا به زنان ، به هنگام اجراى كيفر ( قذف ) بر آنان
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
4 - پذيرش نسبت زنا به زنان پاكدامن در گرو ارائه چهار شاهد مرد از سوى شخص نسبت دهنده است .
و الذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم
«شهداء» جمع «شاهد» است و «شاهد» مفرد مذكر مى باشد. بنابراين «أربعة شهداء» به معناى چهار مرد ناظر مى باشد. گفتنى است ذكر «أربعة» با تاى تأنيث نيز شاهد بر مطلب فوق است; زيرا اعداد از سه تا ده در زبان عرب، در مذكر با تاى تأنيث و در مؤنث بدون «تاء» به كار مى رود.
6 - كيفر « قذف » ( هشتاد تازيانه ) ، غير قابل عفو و لازم الاجرا است .
والذين يرمون المحصنـت . .. فاجلدوهم ثمـنين جلدة
7 - اتهام بى دليل زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، موجب از ميان رفتن هميشگى حق شهادت نسبت دهندگان ، در تمامى صحنه هاى گواهى
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة ابدًا
13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا و أُولـئك هم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 8،9
8 - « عن سماعة عنه فى قول اللّه عزّوجلّ « و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . . . إلاّ الذين تابوا » . . . قال يكذب نفسه على رؤوس الناس حتّى يضرب و يستغفر ربّه و إذا فعل ذالك فقد ظهرت توبته ;
سماعه روايت مى كند كه امام(ع) در باره قول خداى ـ عزّوجل ـ «و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . .. إلاّ الذين تابوا» فرمود: قذف كننده بايد خود را در اجتماع مردم تكذيب كند تا حد بر او جارى گردد و از خدا طلب آمرزش كند و اگر اين كار را كرد، توبه او آشكار شده است.
9 - « فى مجمع البيان [ أحد القولين فى هـذه الآية ] ان الإستثناء يرجع إلى الأمرين فإذا تاب قبلت شهادته حدّ أو لم يحد و قول أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمد است كه [يكى از دو قول در آيه ياد شده] اين است كه استثنا به هر دو امر بازمى گردد. پس هرگاه قذف كننده توبه كند، شهادت او قبول مى شود; چه حد بر او جارى شده باشد و چه نشده باشد ... و ان قول امام باقر و امام صادق ـ عليهماالسلام ـ است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 1،2،3،4،6
1 - مردى كه همسرش را قذف كند ( نسبت زنا بدهد ) ، براى اثبات ادعاى خود ، نخست بايد چهار شاهد مرد ارائه كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء
«شهداء» جمع «شاهد» است و شاهد مفرد مذكر است. بنابراين «شهداء» به معناى «چند مرد ناظر» مى باشد. گفتنى است كه عدد چهار، با توجه به آيه قبل ـ كه مربوط به قدف است ـ و نيز به قرينه ذيل آيه ـ كه در صورت عجز از ارائه شهود بايد چهار سوگند ياد شود ـ استفاده مى گردد.
2 - شوهر اگر براى اثبات قذف عليه همسرش ، از ارائه شاهدان ناتوان باشد ، بايد چهار بار سوگند ياد كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
3 - با عجز شوهر از آوردن شاهدان براى اثبات قذف عليه همسرش ، در صورتى نوبت به سوگند و لعان مى رسد كه شوهر ، مدعى مشاهده زنا باشد .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
استثنا در جمله «و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم» استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى باشد: «مردانى كه همسران شان را قذف كنند، اگر فقط خودشان ناظر و شاهد زنا بودند و به جز خودشان كسى نبود، بايد سوگند ياد كنند». مفهوم آن اين مى
شود كه: اگر خودشان هم شاهد نبودند، نوبت به لعان نمى رسد.
4 - شوهرى كه همسرش را قذف كند و از ارائه شاهدان ناتوان باشد و يا مدعى مشاهده زنا نباشد ، نوبت به سوگند او نمى رسد ; بلكه بايد حد قذف بر وى جارى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
6 - شوهر اگر در ادعاى زناى همسرش ، مدعى مشاهده نباشد ; ولى چهار شاهد مرد ارائه كند ، زناى همسرش ثابت مى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 8
8 - مردى كه مدعى مشاهده زناى همسرش است ; ولى براى صدق ادعايش چهار بار سوگند نخورد و درخواست لعنت خدا به عنوان پنجمين سوگند نكند ، محكوم به حد قذف ( هشتاد تازيانه ) و ديگر مجازات آن مدعا مى شود .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
آيه چهارم (والذين يرمون المحصنات. .. فاجلدوهم ...)، قرينه است بر اين كه اگر مردان مدعى زناى همسران شان، شاهد نياورند و پنج بار سوگند ياد نكنند، محكوم به حد قذف خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 1
1ـ تحريم أكيد بى عفتى و زنا ، ممانعت سخت از قذف هاى بى دليل نسبت به زنان پاكدامن ، وضع كيفر هاى سنگين براى متخلفان ( صد ضربه شلاق در زنا و هشتاد ضربه براى قذف ) وتشريع « لعان » ، جلوه هايى از فضل و رحمت خدا نسبت به جامعه ايمانى است .
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. والذين يرمون المحصنـت ...فاجلدوهم ... و لولا فضل ال
يادآورى فضل و رحمت خدا در آيه شريفه ـ كه در مقام امتنان است ـ پس از ذكر احكام مربوط به زناكارى و لعان، مى تواند براى بيان جلوه هاى فضل و رحمت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 6
6 - كيفر « قذف » ( هشتاد تازيانه ) ، غير قابل عفو و لازم الاجرا است .
والذين يرمون المحصنـت . .. فاجلدوهم ثمـنين جلدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 1
1 - كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهارگواه ناظر ، هشتاد ضربه شلاق با تازيانه چرمى است .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
«جلد» (مصدر «اجلدوا») گاهى به معناى «زدن با تازيانه چرمى» و گاهى به معناى «بر پوست بدن كسى با تازيانه زدن» مى آيد. برداشت فوق، بر مبناى كار برد اول است. گفتنى است كه «رمى» (مصدر «يرمون») به معناى تير انداختن است و در اين جا استعاره از نسبت دادن امرى ناخوشايند به مردم است كه در اصطلاح فقه از آن تعبير به «قذف» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 156 - 9
9 ـ نسبت دادن فحشا و بى عفتى به پاكدامنان ( قذف ) ، حرام و موجب دورى از رحمت خداوند
و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 13
13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا و أُولـئك هم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 2
2 - شوهر اگر براى اثبات قذف عليه همسرش ، از ارائه شاهدان ناتوان باشد ، بايد چهار بار سوگند ياد كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 5
5 - با اعلام پذيرش لعنت خدا در پنجمين سوگند از سوى شوهر مدعى زناى همسرش ، حد قذف و ديگر كيفر هاى آن ، از وى ساقط مى شود .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1،2،5،6،9
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
2 - قذف زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ( نسبت دادن زنا به آنان ) ، در پى دارنده خشم الهى و محروميت از رحمت او
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«لعن» (مصدر «لعنوا»)، به معناى طرد كردن و دور ساختن فرد از خير و نيكى است (لسان العرب). و هم چنين طرد برخاسته از خشم و غضب مى باشد (مفردات راغب).
5 - عذاب بزرگ خداوند ، پيامد و كيفر قذف كردن زنان عفيف و مؤمن است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لهم عذاب عظيم
6 - قذف و اتهام به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، از گناهان كبيره است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لعنوا فى الدنيا و الأخرة و لهم عذاب عظيم
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه شريفه، قذف كنندگان و تهمت به زنان مورد طرد و لعن در دو عرصه دنيا و آخرت قرار گرفته اند و به عذاب بزرگ الهى تهديد شده اند.
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قذف المحصنات من الكبائر لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود قذف زنان پاكدامن (يعنى، نسبت زنا دادن به آنان) گناه كبيره است; زيرا خداى ـ عزّوجل ـ [در باره قذف كنندگان ]مى فرمايد: لعنوا فى الدنيا و الآخرة ولهم عذاب عظيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1،2،5،6
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
2 - قذف زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ( نسبت دادن زنا به آنان ) ، در پى دارنده خشم الهى و محروميت از رحمت او
إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«لعن» (مصدر «لعنوا»)، به معناى طرد كردن و دور ساختن فرد از خير و نيكى است (لسان العرب). و هم چنين طرد برخاسته از خشم و غضب مى باشد (مفردات راغب).
5 - عذاب بزرگ خداوند ، پيامد و كيفر قذف كردن زنان عفيف و مؤمن است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لهم عذاب عظيم
6 - قذف و اتهام به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، از گناهان كبيره است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لعنوا فى الدنيا و الأخرة و لهم عذاب عظيم
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه شريفه، قذف كنندگان و تهمت به زنان مورد طرد و لعن در دو عرصه دنيا و آخرت قرار گرفته اند و به عذاب بزرگ الهى تهديد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 1،2،3،4
1 - مردى كه همسرش را قذف كند ( نسبت زنا بدهد ) ، براى اثبات ادعاى خود ، نخست بايد چهار شاهد مرد ارائه كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء
«شهداء» جمع «شاهد» است و شاهد مفرد مذكر است. بنابراين «شهداء» به معناى «چند مرد ناظر» مى باشد. گفتنى است كه عدد چهار، با توجه به آيه قبل ـ كه مربوط به قدف است ـ و نيز به قرينه ذيل آيه ـ كه در صورت عجز از ارائه شهود بايد چهار سوگند ياد شود ـ استفاده مى گردد.
2 - شوهر اگر براى اثبات قذف عليه همسرش ، از ارائه شاهدان ناتوان باشد ، بايد چهار بار سوگند ياد كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
3 - با عجز شوهر از آوردن شاهدان براى اثبات قذف عليه همسرش ، در صورتى نوبت به سوگند و لعان مى رسد كه شوهر ، مدعى مشاهده زنا باشد .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
استثنا در جمله «و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم» استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى باشد: «مردانى كه همسران شان را قذف كنند، اگر فقط خودشان ناظر و شاهد زنا بودند و به جز خودشان كسى نبود، بايد سوگند ياد كنند». مفهوم آن اين مى شود كه: اگر خودشان هم شاهد نبودند، نوبت به لعان نمى رسد.
4 - شوهرى كه همسرش را قذف كند و از ارائه شاهدان ناتوان باشد و يا مدعى مشاهده زنا نباشد ، نوبت به سوگند او نمى رسد ; بلكه بايد حد قذف بر وى جارى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 3
3 - مردانى كه با سوگند دروغين ، همسرانشان را متهم به زنا كنند ، مستحق لعنت خدايند .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 10
10 - قذف يكى از همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، « افك » و بهتانى آشكار بود .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ... و قالوا هـذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 5
5 - عذاب بزرگ خداوند ، پيامد و كيفر قذف كردن زنان عفيف و مؤمن است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 1
1 - كسانى كه به زنان پاكدامن و مؤمن تهمت زنا مى زنند ، در قيامت بى هيچ تخفيف و ترحمى و به صورت كامل ، كيفر كارشان را دريافت خواهند كرد .
الذين يرمون المحصنـت . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم
ضمير «هم» در «يوفّيهم» و «دينهم» به «قذف كنندگان» (الذين يرمون المحصنات) بازمى گردد و «توفية» (مصدر «يوفّى») به معناى پرداخت به صورت تام و كامل است و مقصود از «دين» ـ به قرينه اين كه آيه شريفه در باره قيامت است ـ جزا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 1
1 - كسانى كه به زنان پاكدامن و مؤمن تهمت زنا مى زنند ، در قيامت بى هيچ تخفيف و ترحمى و به صورت كامل ، كيفر كارشان را دريافت خواهند كرد .
الذين يرمون المحصنـت . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم
ضمير «هم» در «يوفّيهم» و «دينهم» به «قذف كنندگان» (الذين يرمون المحصنات) بازمى گردد و «توفية» (مصدر «يوفّى») به معناى پرداخت به صورت تام و كامل است و مقصود از «دين» ـ به قرينه اين كه آيه شريفه در باره قيامت است ـ جزا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 2،3
2 - هشتاد ضربه تازيانه بر پوست بدن ، كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهار گواه ناظر
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
3 - وجوب برهنه بودن بدن نسبت دهندگان زنا به زنان ، به هنگام اجراى كيفر ( قذف ) بر آنان
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 13
13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا و أُولـئك هم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 6،9
6 - قذف و اتهام به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، از گناهان كبيره است .
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. لعنوا فى الدنيا و الأخرة و لهم عذاب عظيم
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه شريفه، قذف كنندگان و تهمت به زنان مورد طرد و لعن در دو عرصه دنيا و آخرت قرار گرفته اند و به عذاب بزرگ الهى تهديد شده اند.
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قذف المحصنات من الكبائر لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود قذف زنان پاكدامن (يعنى، نسبت زنا دادن به آنان) گناه كبيره است; زيرا خداى ـ
عزّوجل ـ [در باره قذف كنندگان ]مى فرمايد: لعنوا فى الدنيا و الآخرة ولهم عذاب عظيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 1،2،3،4،6
1 - مردى كه همسرش را قذف كند ( نسبت زنا بدهد ) ، براى اثبات ادعاى خود ، نخست بايد چهار شاهد مرد ارائه كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء
«شهداء» جمع «شاهد» است و شاهد مفرد مذكر است. بنابراين «شهداء» به معناى «چند مرد ناظر» مى باشد. گفتنى است كه عدد چهار، با توجه به آيه قبل ـ كه مربوط به قدف است ـ و نيز به قرينه ذيل آيه ـ كه در صورت عجز از ارائه شهود بايد چهار سوگند ياد شود ـ استفاده مى گردد.
2 - شوهر اگر براى اثبات قذف عليه همسرش ، از ارائه شاهدان ناتوان باشد ، بايد چهار بار سوگند ياد كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
3 - با عجز شوهر از آوردن شاهدان براى اثبات قذف عليه همسرش ، در صورتى نوبت به سوگند و لعان مى رسد كه شوهر ، مدعى مشاهده زنا باشد .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
استثنا در جمله «و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم» استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى باشد: «مردانى كه همسران شان را قذف كنند، اگر فقط خودشان ناظر و شاهد زنا بودند و به جز خودشان كسى نبود، بايد سوگند ياد كنند». مفهوم آن اين مى شود كه: اگر خودشان هم شاهد نبودند، نوبت به لعان نمى رسد.
4 - شوهرى كه همسرش را قذف كند و از ارائه شاهدان ناتوان باشد و يا مدعى مشاهده زنا نباشد ، نوبت به سوگند او نمى رسد ; بلكه بايد حد قذف بر وى جارى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
6 - شوهر اگر در ادعاى زناى همسرش ، مدعى مشاهده نباشد ; ولى چهار شاهد مرد ارائه كند ، زناى همسرش ثابت مى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 4
4 - شوهرى كه همسرش را قذف كند و از ارائه شاهدان ناتوان باشد و يا مدعى مشاهده زنا نباشد ، نوبت به سوگند او نمى رسد ; بلكه بايد حد قذف بر وى جارى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 8
8 - مردى كه مدعى مشاهده زناى همسرش است ; ولى براى صدق ادعايش چهار بار سوگند نخورد و درخواست لعنت خدا به عنوان پنجمين سوگند نكند ، محكوم به حد قذف ( هشتاد تازيانه ) و ديگر مجازات آن مدعا مى شود .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
آيه چهارم (والذين يرمون المحصنات. .. فاجلدوهم ...)، قرينه است بر اين كه اگر مردان مدعى زناى همسران شان، شاهد نياورند و پنج بار سوگند ياد نكنند، محكوم به حد قذف خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 1
1 - كيفر نسبت دهندگان زنا ( قذف ) به زنان پاكدامن ، بدون ارائه چهارگواه ناظر ، هشتاد ضربه شلاق با تازيانه چرمى است .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمـنين جلدة
«جلد» (مصدر «اجلدوا») گاهى به معناى «زدن با تازيانه چرمى» و گاهى به معناى «بر پوست بدن كسى با تازيانه زدن» مى آيد. برداشت فوق، بر مبناى كار برد اول است. گفتنى است كه «رمى» (مصدر «يرمون») به معناى تير انداختن است و در اين جا استعاره از نسبت دادن امرى ناخوشايند به مردم است كه در اصطلاح فقه از آن تعبير به «قذف» مى شود.
مقذوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 2،3
2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 13 - 3
3 - در صورتى كه قذف كنندگان از اقامه بينه ناتوان باشند ، تكذيب آنان و مبرا دانستن دامن متهم ، واجب است .
لولا جاءو عليه بأربعة شهداء فإذ لم يأتوا بالشهداء فأُولـئك عند اللّه هم الكـذبون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «فأُولـئك عند اللّه هم الكاذبون» انشا در قالب اخبار باشد; يعنى، اين افراد محكوم به كذب و دروغ گويى اند.