ghaemiyeh.com
سرشناسه:رستمی، محمدعلی، ۱۳۵۵ -
عنوان و نام پدیدآور:سبک زندگی : مقایسه مولفههای زندگی بشر در دوران غیبت و عصر حضور/محمدعلی رستمی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری:۳۸۴ص.
شابک:978-622-99746-0-5
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- غیبت
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Occultation
موضوع:مهدویت -- انتظار -- آیندهنگری
موضوع:Mahdism -- *Waiting -- Forescating
موضوع:مهدویت-- انتظار-- جنبههای اجتماعی
موضوع:Mahdism -- *Waiting -- Social aspects
موضوع:شیوه زندگی -- جنبههای قرآنی
موضوع:Lifestyles -- Qur'anic teaching
موضوع:شیوه زندگی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع:Lifestyles -- *Religious aspects -- Islam
رده بندی کنگره:BP۲۲۴/ر۵س۲ ۱۳۹۷
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی: ۵۳۴۷۴۸۲
بسم الله الرحمن الرحیم
سبک زندگی
مقایسه مؤلفههای زندگی بشر در دوران غیبت و عصر ظهور
محمدعلی رستمی
سبک زندگی
مقایسه مؤلفههای زندگی بشر در دوران غیبت و عصر ظهور
مؤلف: محمدعلی رستمی
طراح جلد و صفحهآرا: مسعود سلیمانی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود؟عج؟
چاپخانه: مؤسسه بوستان کتاب
شابک: 5-0-99746-622-978
نوبت چاپ: اول/ پاییز 1397
شمارگان: 1000 نسخه
قیمت: 000 30 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن/1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ: 98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www. mahdaviat. ir
info@mahdaviat. ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
پیشگفتار13
سبک زندگی14
مؤلفههای سبک زندگی14
مفهوم ظهور16
نظریات درباره ظهور، تکامل و آخرالزمان18
دیدگاه مدرنیته درباره پایان تاریخ19
پایان تاریخ و استقرار حیات طیبه21
نتایج تفکر مدرنیته برای زندگی انسان23
فصل اول: تمدن بشر قبل از ظهور27
خلاصه فصل27
بخشی از تمدن کنونی، مصداق کامل اهلاک حرث و نسل27
مثالهایی از اهلاک حرث و نسل در دوران معاصر31
نابودی منابع31
منشاء تخریب منابع توسط بشر33
مصرفگرایی در ایران34
مصرف در اسلام35
مصرف بیرویه انرژی در جهان مصداق دیگری از اهلاک حرث35
آمار نگران کننده هلاکت انسان38
اثر مواد غذایی و سبک زندگی امروزی بر کانون خانواده41
مواد غذایی و سبک زندگی امروزی مایه هلاکت نسل42
آلودگی هوا مایه هلاکت انسان و طبیعت44
اثر کاربرد پلاستیکها بر محیط زیست44
تمدن جاهلی در آئینه روایات46
فصل دوم: کشاورزی قبل و بعد از ظهور51
خلاصه فصل51
وضعیت کشاورزی در عصر حاضر52
مصرف بیرویه و مضرات کودهای شیمیایی54
مصرف بیرویه و مضرات آفتکشها55
وضع کشاورزی در عصر ظهور57
صنعت جایگزین رحمت نمیشود64
تولید برخی محصولات کشاورزی با ابعاد غیرعادی76
فصل سوم: سلامت، بهداشت و درمان قبل و بعد از ظهور79
خلاصه فصل79
جاودانگی انسان از دید اسلام80
سلامت، بهداشت و درمان در عصر حاضر81
تقلب و وجود شرایط غیراخلاقی در بخشهایی از تولید دارو87
بیماری سازی، بیمارفروشی و سلطه دارویی92
خطر مواد شیمیایی مورد استفاده در بهداشت92
سلامت، بهداشت و درمان در عصر ظهور94
فصل چهارم: فناوری قبل و بعد از ظهور103
خلاصه فصل103
فناوری در عصر حاضر103
معرفی فناوری به عنوان منجی108
وضعیت وسایل نقلیه و ارتباطات در دنیای امروز112
تصادفات وسایل نقلیه112
آلودگی هوا توسط وسایل نقلیه113
خطر امواج الکترومغناطیسی115
خطر مواد رها شده در طبیعت116
فناوری در عصر ظهور117
تفسیر نادرست از روایات درباره فناوری مورد استفاده امام زمان و یاران ایشان117
فناوری چگونه در عصر ظهور گسترش مییابد119
اعطای توانایی مبتنی بر علم به مومنین در عصر ظهور131
حقیقت پیشرفت علمی در عصر ظهور136
اخلاق در فناوری138
فصل پنجم: طبیعت قبل و بعد از ظهور (ظهور طبیعت)147
خلاصه فصل147
زمین و طبیعت در عصر حاضر148
رابطه انسان با طبیعت از نظر اسلام149
بررسی برخی شرایط اقلیمی حاکم بر زمین و پیشبینی آینده150
خشکی و خشکسالی152
میزان دیاکسید کربن هوا156
درجه حرارت زمین157
آینده حرارت زمین158
آتشسوزی جنگلها160
پدیده گرد و غبار و ریزگرد160
خشکسالی و تهدید دریاچهها و تالابها161
افزایش کل بلایای طبیعی و خسارت وارده164
تفاوت ناهنجاریهای اقلیمی کنونی با تغییرات اقلیمی طبیعی165
پیش بینیهای اقلیمی ظهور در ادیان ابراهیمی166
شرایط زمین و طبیعت قبل از ظهور در روایات167
ناهنجاریهای اقلیمی، زلزله و بلایای طبیعی169
مصرف بیقاعده ذخایر و منابع طبیعی زمین در عصر حاضر173
زمین و طبیعت در عصر ظهور (ظهور طبیعت)175
دگرگون شدن زمین176
تغییر مختصات فلکی و نجومی کره زمین176
رویای اعمال تغییرات در خصوصیات فلکی و مداری زمین به کمک فناوری کنونی178
زنده شدن زمین با برپایی عدل به دست امام عصر183
خارج شدن برکات و گنجهای زمین186
سخن گفتن زمین و داشتن شعور و ادراک و شناختن مؤمن و کافر191
فصل ششم: امنیت قبل و بعد از ظهور203
خلاصه فصل203
امنیت در عصر حاضر (قبل از ظهور)204
نمونههایی از تلاش دولتها در عصر حاضر برای برقراری امنیت205
تأمین امنیت با دوربین205
ایجاد امنیت (تصنعی) با قوانین بسیار سختگیرانه206
هزینههای نظامی208
تأمین نشدن امنیت علیرغم هزینه و تلاش زیاد دولتها209
امنیت در عصر ظهور212
استراتژی امر به معروف و نهی از منکر به جای دوربین و قوانین سختگیرانه217
فصل هفتم: عدالت قبل و بعد از ظهور221
خلاصه فصل221
عدالت و کرامت انسانها در عصر حاضر (قبل از ظهور)222
بیعدالتی اقتصادی222
بیعدالتی سیاسی224
بیعدالتی در تعریف تروریسم224
بیعدالتی فرهنگی (هژمونی فرهنگی)225
بیعدالتی در تغذیه225
بیعدالتی بهداشتی (زباله هستهای)226
تحقیر انسانها229
عدالت و کرامت انسانها در عصر ظهور231
روش برقراری عدالت توسط امام234
الف) عدالت در روابط بین انسانها234
ب) برقراری عدالت در سایر روابط انسان239
مردم پایههای اصلی برقرار عدالت در جامعه239
مهر و محبت بین امام و امت مایه گسترش عدالت242
قضاوت امام بر اساس عدالت و به شیوه داوود و سلیمان نبی243
عدالت مهدوی بشارت انبیای ابراهیمی245
فصل هشتم: مؤمنین قبل و بعد از ظهور (ظهور مومن)247
خلاصه فصل247
شرایط مؤمنین در عصر حاضر247
تحقیر مؤمنین در عصر حاضر249
کشتار مسلمانان و توهین به مقدسات اسلام252
شرایط مؤمنین در عصر ظهور (ظهور مؤمن)256
جداسازی مؤمن از کافر و منافق در عصر ظهور (تمیز)259
ارتقای قوای جسمانی مومن در عصر ظهور262
در عصر ظهور دوران تحقیر مومنین به پایان میرسد264
در عصر ظهور بیماری و ضعف در مومن وجود ندارد266
در عصر ظهور مومن ویژگیهای انسان مطلوب انبیاء را پیدا میکند267
فصل نهم: اخلاق و خانواده قبل و بعد از ظهور271
خلاصه فصل271
وضعیت اخلاق و خانواده در عصر حاضر272
ناامنی اخلاقی در آستانه ظهور277
پوشش نامناسب278
نمونههایی از آمار و اطلاعات تزلزل خانواده در عصر حاضر287
تعریف خانواده تقلبی در عصر کنونی289
وضعیت اخلاق و خانواده در عصر ظهور290
فصل دهم: دسترسی بشر به علم قبل و بعد از ظهور301
خلاصه فصل301
دسترسی بشر به علم در عصر حاضر (قبل از ظهور)301
دوش چرخشی تصفیه آب در حمام304
خصوصیت صنایع ساخته دست بشر306
تامین انرژی در دنیای کنونی307
دسترسی بشر به علم الهی و تسلط بر عالم ماده در عصر ظهور311
فصل یازدهم: نزول برکات الهی بر بشر قبل و بعد از ظهور315
خلاصه فصل315
کاهش نزول برکات الهی بر بشر در عصر حاضر316
نمونههایی از وضعیت بحرانی جهان در مسائل طبیعی326
کسب روزی در دنیای کنونی330
نزول برکات الهی بر بشر و شکوفایی اقتصادی در عصر ظهور333
رزق و روزی در عصر ظهور336
فصل دوازدهم: دین قبل و بعد از ظهور345
خلاصه فصل345
دین در عصر حاضر346
یهودیت347
مسیحیت350
اسلام351
حقوق بشر غیر دینی352
ایمان و دینداری غذای روح353
دین سازی354
ظهور دین در عصر ظهور356
چگونه دین ظهور مییابد362
دین در عصر ظهور365
مراجع371
برای آنهایی که نمیدانند ریشه مشکلات خود، خانواده و جامعهشان در چیست.
برای آنهایی که خبری از او ندارند.
برای آنهایی که او را نمیشناسند.
برای آنهایی که نمیدانند اگر بیاید چه میشود، این کتاب را نگاشتم.
اگر بدانید مشکلاتتان در چیست.
اگر بدانید او کیست.
اگر بدانید با آمدنش چه میشود.
اگر بدانید خلیفه خدا بودن یعنی چه.
هرآینه مشتاق او میشوید و روز و شب در فراقش اشک میریزید.
مشتاق جامعهای که در آن:
گناه نمیکنید، از سر شوق.
قانون را رعایت میکنید، با رضایت طبع.
مالیات، خمس و زکات میدهید، با اشتیاق.
وقت خود را صرف بندگی خدا میکنید، نه لغو.
فرزندان خود را برای خدا تربیت میکنید، نه نان.
از زیر پا و بالای سر میخورید، به لطف خدا.
و او را میبینید از پشت قطرههای اشک.
در زبانهای مختلف از ترکیب «سبک زندگی» به شکلهای گوناگون یادشده است. امروزه در زبان انگلیسی از واژه (Life Style) به معنای سبک زندگی استفاده میشود. در لغتنامه وبستر (1)واژه «سبک زندگی» به معنای تطابق با معیار و شیوهای که برازنده و مناسب پنداشته میشود توصیفشده و در لغت نامهٔ آکسفورد (2)به معنای روش خاصی از زندگی یک شخص یا گروه تعریفشده است. در زبان عربی واژه «سبک» از مصدر ثلاثی مجرد، به معنی «گداختن و قالبگیری کردن زر و نقره» اخذ شده، اما امروزه از معادل «اسلوب» برای معنای سبک بهره میبرند. در زبان فارسی، این کلمه به معنای موردنظر تا این اواخر کاربردی نداشته، همچنان که اصل بحث سبکشناسی هم مربوط به دوره معاصر است.
سبک زندگی شامل اموری است که به زندگی انسان، اعم از بعد فردی، اجتماعی، مادی و معنوی مربوط است؛ اموری نظیر بینشها و گرایشها که ذهنی و درونی هستند و امور بیرونی اعم از اعمال هوشیارانه و نا هوشیارانه، حالات و وضعیت جسمی، فرهنگ، فعالیتهای اقتصادی، موقعیتهای اجتماعی و داراییها که اموری عینی میباشند.
یکی از راههایی که میتوان به درک بهتری از مفهوم «سبک زندگی» ازنظر اندیشمندان مختلف دست یافت، بررسی عناصر و مؤلفههایی است که ایشان برای سبک زندگی برشمرده و یا در تحقیقات خود از آنها بهعنوان شاخص بهره بردهاند. در اینجا منظور از مؤلفه اموری است که مصداق عینی سبک زندگی محسوب میشوند. برخی از عناصری که اندیشمندان در آثار خود از آنها یادکردهاند، عبارتاند از: شیوه و نوع تغذیه، خودآرایی (نوع پوشاک و پیروی از مد)، نوع مسکن (دکوراسیون، معماری و اثاثیه)، نوع وسیله حملونقل، شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح، الگوی مصرف، نحوه صحبت کردن، نگرشها و الگوهای مربوط به فرهنگ مانند عقلانیت، دین، خانواده، میهنپرستی، آموزش، هنر، موسیقی و ورزش، استفاده
از فناوری، سلیقههای ورزشی، تفاوتهای دینی و چشماندازهای اخلاقی، ارزشهای سیاسی، الگوهای زندگی خانوادگی، روابط زناشویی و تربیت کودک، تحصیلات و سایر مؤلفهها (1).
امروزه در جوامع مختلف سبک زندگیهای گوناگونی بر اساس روش زندگی، عادات، رسوم و گرایش مذهبی تعریفشده و هر یک از این سبکها اصول و قواعد ویژه خود را دارا هستند. به نظر میرسد دو موضوع مهم در تعریف سبک زندگی در جوامع مختلف تأثیر بسیار ویژهای دارند که عبارتاند از روش زندگی در بعد مادی آن و جهانبینی و ایدئولوژی یعنی نحوه نگرش انسان به مبدأ و منتهای هستی. بر همین اساس موارد متعددی از انواع سبک زندگی مانند سبک زندگی شرقی، سبک زندگی غربی، سبک زندگی دینی، سبک زندگی مهدوی، سبک زندگی مدرن (مدرنیته، مدرنیسم)، سبک زندگی سنتی، سبک زندگی قرآنی، سبک زندگی اسلامی، سبک زندگی ایرانی - اسلامی و سایر انواع سبک زندگی تعریفشده است.
در این نوشتار سعی شده است که سبک زندگی بشر قبل از ظهور امام عصر؟عج؟ با سبک زندگی بعد از ظهور مورد مقایسه قرار گیرد. در خصوص دوران قبل از ظهور، بیشتر بر سبک زندگی انسان در چند سده اخیر تأکید شده و در خصوص دوران بعد از ظهور، تلاش شده است تا در چارچوب آیات قرآن، روایات و تحلیلهای عقلی، نمایی از زندگی بعد از ظهور ارائه شود. درصورتیکه عموم انسانها از پیامبران و اولیای الهی فرمانبرداری میکردند، بسیاری از مؤلفههای سبک زندگی بعد از ظهور میتوانست در برهههای مختلف تاریخ اتفاق بیافتد، اما برخی ویژگیهای دوران بعد از ظهور، مختص آن زمان میباشد. در مقایسه بین سبک زندگی قبل و بعد از ظهور چند هدف عمده دنبال میشود که عبارتاند از:
1_ بررسی و ارائه گوشهای از آمار و اطلاعات مربوط به ناهنجاریها و نقایص تمدن کنونی حاکم بر جهان در سه بعد معنویت و اخلاق، محیطزیست و زندگی شخصی انسان.
2_ با آشکار شدن ضربات و شلاقهایی که برخی مؤلفههای سبک زندگی کنونی بر پیکره معنویت، اخلاق، محیط زیست و بدن انسان وارد آورده است؛ انسان بار دیگر در جستجوی یافتن راهکار جدید و ایده مقبول برای ادامه حیات خود خواهد بود.
1) مهدوی کنی، محمد سعید. 1386. مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره 1، پائیز 86، ص 230-199.
3_ با توصیف نمایی هرچند محدود از زیباییها و پیامدهای بهشت گونه زندگی انسان، در پرتو اطاعت از ولی خدا و پذیرش مقررات و آموزههای الهی، انسان هر چه بیشتر مشتاق رسیدن به آن مدینه فاضله شده و از تمدن مادی حاکم بر عالم دل بریده و برای رسیدن به واقعه شریف ظهور و حاکمیت ولایت الله بر جهان، تلاش، دعا و زمینهسازی خواهد نمود.
بهطور خلاصه اهداف این مقایسه اطلاع از برخی ناهنجاریها و نواقص یا گزارههایی از تمدن کنونی است که باعث سقوط انسان شده و یا خواهد شد تا از هیجان ناشی از غرق شدن در تجملات این تمدن در بسیاری از افراد کاسته شود. از این مرحله در علوم دینی به «بیداری» تعبیر میشود. بیشک بعد از بیداری، ملتها طرحی نو را برای آینده جُسته و ضمن آشنایی با برخی زوایای حیات طیبه مهدوی، شوق و تلاش برای رسیدن به مقام خلیفهاللهی را آغاز خواهند نمود.
تلاش دنیای مدرن این است که به بشر القا کند، فقط یکراه پیش روی اوست و سعادت با همان راه تأمین میشود و آنهم راهی است که دنیای مدرن، پیش رو گرفته و مدرنیته تنها راه سعادت است؛ اما (تفکر) انقلاب اسلامی میگوید که این، تنها راه نیست؛ بلکه راه دیگری هم وجود دارد و آن راهی است که دین، ما را به آن رهنمون میگردد (1).
انسان میتوانست و میتواند انتخاب دیگری برای سبک زندگی خود در گذشته و آینده داشته باشد که در آن ولی خدا حاکم بر جامعه و تعالیم الهی چهارچوب زندگی بشر را شکل میدهند، بیشک نتیجه این نوع از سبک زندگی بهنوعی از حیات منتهی خواهد شد که از آن به حیات طیبه تعبیر میشود.
اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَینی وَ بَینَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِک حَتْماً مَقْضِیاً فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً کفَنی شاهِراً سَیفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی؛بارخدایا! اگر میان من و او، قانون مرگ که آن را بر بندگانت مقرر داشتی حائل شد، مرا از قبرم بیرون آر، درحالیکه کفن خویش بر کمربسته و با شمشیر
1) میرباقری، سید محمد مهدی. 1382. دین و تکنولوژی. شصت ودومین جلسه کانون گفتمان دینی با بررسی موضوع «دین و تکنولوژی». مجله افق حوزه، شماره 25.
کشیده و نیزهی برافراشته و لبیکگوی دعوت حق در شهر و بیابان باشم. (1)
با ظهور چه اتفاقی میافتد که باید آرزوی بازگشت به دنیا، در صورت مرگ را داشت؟ بعد از ظهور دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟ سبک زندگی مادی و معنوی، بعد از ظهور چگونه است؟ آیا همین خوراکیها را خواهیم خورد؟ آیا همینگونه کشاورزی خواهیم کرد؟ آیا همینگونه نماز خواهیم خواند؟ آیا حملونقل، وسایل حملونقل و ارتباطات همینگونه خواهد بود؟ آیا از خدا همین شناخت را خواهیم داشت؟
بهطورکلی درباره وضعیت بشر و جهان در عصر ظهور دو سؤال مطرح است:
_ سبک زندگی مادی در عصر ظهور چگونه است؟
_ سبک زندگی معنوی در عصر ظهور چگونه است؟
آنچه از آموزههای دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی برداشت میشود این است که عصر ظهور وجه برتر دنیای کنونی نیست و بعد از ظهور، طرح جدیدی در عالم افکنده میشود. ظهور، رجعت و قیامت مراتبی از یک حقیقت واحدند؛ حقیقتی به نام ظهور اراده خدای عالم قرار است نازل شود، مرتبه اول آن ظهور امام عصر، مرتبه بالاتر آن رجعت و مرتبه نهایی آن دوره قیامت است (2). عصر ظهور عصر ظهورِ تام و تمام توحید است. آنگونه که از آیات قرآن و روایات ائمه معصوم؟ع؟ استنباط میشود در این دوران اراده خدای متعال ظهور میکند، همهی آنچه در قرآن و سایر کتب آسمانی وعده داده شده است ظهور و بروز میکند.
پس از ظهور، حضرت ولی عصر؛ حقیقت ولایت را در عالم تجلی میدهند و کلمهی غیب الهی که امام زمان است، آشکار میشود، عالم در عصر ظهور، به یک مرتبه از حیات میرسد، در عصر رجعت به حیات کاملتری میرسد و در قیامت به حقیقت حیات میرسد. وقتی امام تجلی میکند، یکی از تجلیات امام «ظهور» است، سپس عالم یک قدم به سمت قیامت جلو میرود، یکی دیگر از تجلیات امام «رجعت» و سرانجام «قیامت» است (3)
http://www.rajanews.com/news/214248.
.از روایات اینگونه برداشت میشود که ظهور دارای چهار جزء است که بهتبع ظهور امام عصر واقع میشوند:
ظهور امام
ظهور امامت
ظهور مؤمن
ظهور طبیعت
انتظار منجی آخرالزمان در همه ادیان الهی، شبه ادیان، فرهنگها و خرده فرهنگهای جهان وجود دارد. جامعه شناسان عصر حاضر بر این عقیدهاند که همه فرهنگها برخوردار از دو شاخص مشترکاند. هر تمدن و فرهنگی، حتی جوامع عقبمانده و ابتدایی، بنا به گفته قصهها و اساطیر خود، در دورترین گذشته خویش دارای «عصر طلایی» بودهاند که در آن عصر، عدالت، آرامش، صلح و عشق وجود داشته و سپس از میان رفته و دورهی فساد، تیرگی و ظلم به وجود آمده است. دیگر اینکه معتقد به یک انقلاب بزرگ و نجاتبخش در آینده و بازگشت به «عصر طلایی»، عصر پیروزی عدالت، برابری و قسط میباشند (1).
بشر از روزی که روی زمین سکنی گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت میباشد و به امید رسیدن به چنین روزی قدم برمیدارد و اگر این خواسته تحقق خارجی نداشت، هرگز چنین آرزو و امیدی در نهاد وی نقش نمیبست؛ چنانچه اگر غذایی نبود، گرسنگی نبود، اگر آبی نبود، تشنگی تحقق نمییافت و ازاینروی، بهحکم ضرورت (جبر)، آینده جهان، روزی را در برخواهد داشت که آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا زندگی خواهند کرد و افراد انسانی غرق فضیلت و کمال میشوند، البته استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنین جامعهای، منجی جهان بشری و به لسان روایات «مهدی» خواهد بود (2).
در عصر حاضر از بین همهی نظریات درباره آخرالزمان و ظهور منجی، دو دیدگاه غالب است که طرفداران آنها برای اشاعه نظر خود در سراسر جهان تلاش میکنند.
1_ مدرنیته
2_ حیات طیبه
تا قبل از انقلاب صنعتی در اروپا، در ادیان الهی و شبه ادیان یک نظریه درباره منجی، آخرالزمان و عصر ظهور وجود داشت. طبق این نظریه؛ در آخرالزمان یک منجی الهی از طرف خداوند مأمور به نجات انسانها، برقراری عدل و تأمین سعادت آنها، به کمک مؤمنین میشود، اما پس از انقلاب صنعتی، در اروپا نظریه جدیدی ارائه شد.
بر اساس این نظریه، پایان تاریخ؛ دوران خوشبختی و سعادت بشر با پیشرفت در اسباب است. از نظر پیروان مدرنیته، کمال انسان، تکامل در اسباب، ابزار و فناوری است. خوشبختی، با تکامل اسباب، تسلط انسان بر عالم ماده و تسخیر عالم ماده حادث میشود. از نظر آنها تنها صورت تمدن بشری که میتواند در دنیا وجود داشته باشد و تنها روش پیشرفت در فناوری، کشاورزی، علوم پزشکی، امنیت و کسب علم که میتواند در دنیای بشر وجود داشته باشد، همین راهی است که بشر آمده است (1). آنها عقیده دارند که اگر یک منجی نیز، آنچنان که متدینین میگویند ظهور پیدا کند، مجذوب تکنولوژی تمدن کنونی شده و با آن همراه خواهد شد. برخی تئورسینهای عصر کنونی که معتقد به هیچ نوعی از منبع ماورا الطبیعی و متافیزیکی نیستند در این فکر هستند که یک سیستم اخلاقیِ صرفاً علمی که قابلیت اشاعه به عنوان دین متحد جهانی یا دین بدون وحی برای نوع بشر باشد، ایجاد کنند (2).
بیشک در این نوشتار منظور از پیروان مدرنیته؛ مهندسین، طراحان، مخترعین، تکنسینها، پزشکان، داروسازان، اندیشمندان و سایر افراد خدوم که بر پایهی علم و دانش در صدد کاهش آلام بشر و خدمت به همنوعان خود هستند نیست، بلکه منظور تئورسینهایی است که عمدتاً در تلاش هستند مدرنیته را به عنوان یک مکتب سعادتبخش، بهعنوان سعادت، کمال و تأمین کننده همهی نیازهای بشر و جایگزین دین خدا معرفی نموده و دین و عقاید مذهبی را مخالف با پیشرفت، علم و تکامل معرفی کنند.
اما آیا بهواقع این تنها صورت تمدنی است که بشر میتوانست داشته باشد؟ آیا ایمان به خدا، اطاعت از پیامبران و قرار گرفتن زندگی بشر در چارچوب دین خدا نمیتوانست صورت
دیگری از تمدن را برای او به ارمغان آورد؟ صورتی از تمدن که نقایص، آلودگیها، ضرر و زیانهای مادی و معنوی، تباهی منابع طبیعی و اخلاق و منش انسانی را در پی نداشته باشد و تمام وقت، انرژی و توانایی گرانبهای انسان را که باید علاوه بر تلاش برای معاش، در عبادت خدا و رسیدن به سعادت و کمال صرف شود مشغول به ساخت، طراحی و بهکارگیری فناوری و اسباب و ابزار نکند؟
آیات قرآن نشان میدهند که هدف از خلقت انسان، گذراندن زندگی برای غرق شدن در عالم ماده و تلاش شبانهروزی برای گسترش فناوری و تسخیر عالم ماده نیست؛ بلکه عالم ماده وسیلهای برای تقرب به خداست که در سایه عبادت و اطاعت از خداوند و اولیای خدا، با اندک تلاش، به سهولت به تسخیر انسان در خواهد آمد.
تئوریپردازان مدرنیته، برای جذب ملتهای جهان به سمت تمدن خود، متناظر با خواستههای فطری بشر و وعدههای الهی به مؤمنین - که در کتب آسمانی مانند قرآن آمده است - تعدادی شاخص و راهکار برای سعادت انسان تعریف کردهاند که برخی از آنها عبارتند از:
1- راحتی انسان در زندگی؛
2- ذهنی سازی بخشهای غیر قابل دستیابی زندگی؛
3- ایجاد قابلیت هوش مصنوعی در اسباب و ابزار؛
4- تسلط بر عالم ماده و اطاعت عالم ماده از انسان؛
5- جاودانگی انسان با آپلود اطلاعات مغز انسان، خصوصیات و شخصیت او روی یک روبوت. (1)
پایان تاریخ، نظریهای است که از سوی فرانسیس فوکویاما (2)مطرح شد. وی نظریه خود را نخست به صورت مقاله و سپس با انتشار کتابی تحت عنوان «پایان تاریخ و واپسین انسان» (3)
مطرح ساخت. به اعتقاد وی، لیبرال دموکراسی، شکل نهایی حکومت در جوامع بشری است. وی در تشریح نظریات خود، چنین ابراز میدارد: «پایان تاریخ، زمانی است که انسان به شکلی از جامعه انسانی دست یابد که در آن، عمیقترین و اساسیترین نیازهای بشری، برآورده شود و چنین اتفاقی در غرب و در نظام لیبرال دموکراسی افتاده است. به بیان دیگر، بشر، امروزه به جایی رسیده که نمیتواند دنیایی متفاوت از جهان کنونی را تصور کند؛ زیرا هیچ نشانهای از امکان بهبود بنیادی نظم جاری وجود ندارد» (1).
فوکویاما و همفکران او لیبرال دموکراسی را شکل نهایی حکومت در جوامع بشری معرفی نموده و ادعا میکنند که بشر به عمیقترین و اساسیترین نیازهای خود دست یافته است. انسان به نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک خود رسیده و آخرین شکل حکومت بشری با لیبرال دموکراسی تحقق یافته است، به عبارت دیگر آن منجی که بشر منتظرش بوده است، ظهور کرده و به آن سعادتی که آرزویش را داشته رسیده است، بنابراین از نظر تئورسینهای مدرنیته، هزاره خوشبختی انسان آغاز شده است.
برخی برنامهریزان و مدیران تمدن کنونی، افق آینده بشر را در انسانمحوری و تسخیر همهی عالم، به نفع راحتی او و خودکار و ذهنیسازی زندگی وی میبینند و برای آن برنامهریزی میکنند، بدون اینکه هیچ قالب معنوی برای انسان قائل باشند یا هدف از خلقت بشر را که همان بندگی و عبودیت خداست در نظر گیرند. اینجا دنیا فقط در قبضهی تولید، مصرف و تسخیر عالم ماده است و بس. اینجا اگر انتظار وجود دارد، انتظار برای تکامل یک فناوری یا کشف یک فناوری جدید است. اگر ظهور وجود دارد، ظهور فناوری یا روشی جدید در تسخیر عالم، برای تسلط بیشتر بر عالم ماده است.
بر اساس وعدهی انبیاء و اولیای الهی پایان تاریخ، زمان استقرار حیات طیبه در زمین است. بر این اساس، عصر ظهور، عصر تکامل انسان است؛ ظهور، توسعه در اسباب نیست، تکامل انسان است (2). ظهور، فصل جدیدی است که در آن ولی خدا، ولایت خدا را بر بشر عرضه کرده و انسان زیر چتر او به آرامش ابدی میرسد، عصر ظهور عصر تکامل اخلاق انسان و
رسیدن انسان به مقام خلافت الله است. در این میان به لطف خدا تمام عالم ماده نیز، با کمترین زحمت، بیشترین فایده و کمترین ضرر، شاید هم بدون ضرر، به برکت حضور ولی خدا در رأس جامعه، ایمان و تقوای مؤمنین و تلاش و کوشش بیوقفه آنها، در کنترل انسان بهحق پیوسته قرار میگیرد. بدینصورت انسان به آنچه به ذهن تئوریسینهای مدرنیته هم نمیرسد دست مییابد، یعنی کنترل عالم ماده بهاذنالله و با اندک تلاش انسان در اختیار او قرار میگیرد و بشر عالم ماده را به تسخیر خود درآورده و در راه خیر، بندگی خدا و رسیدن به کمال از آن بهره میجوید. ارتباط انسان با اشیاء که دارای ملکوت، صاحب شعور و ادراک هستند بهاذنالله به عالیترین مرحله خود رسیده و عالَم با انسان ارتباط خواهد داشت، ارتباطی همراه با شعور و شناخت، نه ارتباطی بر اساس الگوریتمهای ریاضی و نرمافزارهای کامپیوتری، بهگونهای که امام باقر؟ع؟ دراینباره میفرمایند:
کأنی بأصحاب القائم وقد أحاطوا بما بین الخافقین فلیس من شیء إلا وهو مطیع لهم حتی سباع الارض وسباع الطیر، یطلب رضاهم فی کل شیء، حتی تفخر الارض علی الارض وتقول: مر بی الیوم رجل من أصحاب القائم؛ گویا میبینم اصحاب قائم؟ع؟ را که بین آسمان و زمین را پرکردهاند، چیزی نیست مگر مطیع آنها، حتی درندگان زمین و هوا، همهچیز و همهکس درصدد تأمین رضایت آنها هستند. زمینی بر زمین دیگر فخر میکند و میگوید امروز بر من یکی از اصحاب قائم؟ع؟ گذشته است. (1)
آری، با قرار گرفتن بشر در زیر چتر ولایت الهی همهچیز و همهکس به فکر تأمین رضایت انسان مؤمن بوده و همچنین انسان علاوه بر برخورداری از عالم ماده، از سعادت ابدی نیز برخوردار میشود. امام صادق؟ع؟ دراینباره میفرمایند:
الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّی الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّی یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً؛ علم و دانش 27 حرف است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف
1) کمالالدین، شیخ صدوق، ص 673.
را نشناختهاند. اما هنگامیکه قائم ما قیام کند 25 حرف و شاخه و شعبه دیگر را آشکار و در میان مردم منتشر میسازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه میکند تا 27 حرف کامل و منتشر گردد. (1)
امام باقر؟ع؟ نیز فرموده است:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُم؛ هنگامیکه قائم ما قیام کند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان میگذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده، تکمیل میکند. (2)
«اگر با چشم واقعبین نگاه کنیم، تیرهروزیهای امروز بشر، با چند هزار سال پیش تفاوتی نکرده است. اینکه بهجای وسایل ابتدایی، ابزار مدرن و برخوردار از سرعت و سهولت در اختیار بشر قرار بگیرد، بهطور مطلق مایهی سعادت نیست. البته ممکن است در شرایطی، مایهی سعادت باشد؛ ولی در شرایطی هم مایهی بدبختی بیشتر است. پیشرفت علم، برطرفکنندهی نابسامانیهای زندگی بشر نشد و نمیتوانست بشود. امروز بشریت از همان چیزهایی رنج میبرد که پانصد سال پیش، هزار سال پیش، پنج هزار سال پیش و پیشتر و پیشتر، از آنها رنج میبرده است. آن روز هم بشر از ظلم و محنتِ غلبهی انسانهای بدصفت رنج میبرد؛ امروز هم انسانها از ظلم و برادرکشی و غلبهی قدرتها و قلدریهای جهانی رنج میبرند و اسیر همان دامها و بدبختیهایی هستند که آن روز بودند. درگذشته هم عدهای به رفاه میگذراندند. برای کسانی که برخوردار بودند، برق نبود، اما لذت زندگی بود؛ جت نبود، اما راحتی در سفرها و رفتوآمدها بود؛ امروز هم برای برخوردارها هست. چیزی در مجموعهی زندگی انسان عوض نشده و جهالتهای حقیقی بشر، از بین نرفته است. آن روز هم بسیاری از انسانها، نسبت به سعادت واقعی، در جهل میزیستند؛ امروز هم همانطور
است. آن روز هم قرآن فرمود: «و ما قدروا اللَّه حقّ قدره» (1)خدا را درست بجا نمیآوردند؛ امروز هم همانگونه است. آن روز هم گروههایی مستکبر و گروههایی مستضعف بودند؛ امروز هم همانطور است. اگر هزار سال دیگر هم دنیا همینطور پیش برود و پیشرفتهایی در آن به وجود بیاید، مادامیکه دین خدا حاکم نشده باشد، باز عدهای مستکبر وعدهای مستضعفاند» (2).
بهطور خلاصه هماکنون دو تفکر عمده در عالم برای تصاحب آخرالزمان در حال رقابت هستند:
1- تفکر مادی محور (مدرنیته) (خوشبختی تکنولوژی مبنا Technology Based Happiness)؛
2- تفکر خدا محور (حیات طیبه) (خوشبختی ایمان مبنا Faith Based Happiness).
ما شیعیان نظریه دوم را قبول داریم، یعنی میگوییم: ای بشرِ به انحراف رفته! بهسوی پروردگارت بازگرد و زیر چتر ولی خدا عقل خود را به کمال برسان و به اذن الله عالم ماده را به تسخیر خود درآور، با کمترین زحمت و بیشترین فایده، درحالیکه خداوند به زندگی تو برکت میدهد، سعادت دنیوی و اخروی را به دست آور. اکنون به اطراف خود بنگر؛ در بین آهنقراضهها، سروصدا، دود و سوت ناشی از آنها گیر افتادهای. آنچه میخوری طیبات (پاک) نیست، مملو از انواع سم، کود شیمیایی و ناپاکیهاست، به همین دلیل از انجام عمل صالح بازماندهای، (3)برکت نیز از آن گرفته شده است. برای غلبه بر آفات درختان، گاهی ده بار باغات را سمپاشی میکنی، در انتها هم محصول بسیار کم، بیکیفیت و آلوده برداشت میکنی. روزی که میکروب را کشف کردی فکر میکردی عزرائیل را شکست دادهای و جاودان شدهای، حالا به اطراف خود بنگر؛ در حصار انواع بیماریها گرفتار شدهای. صدها کارخانه داروسازی احداث کردهای و هزاران نوع دارو تولید میکنی تا شاید اندکی درد و رنج خود را
1) اعراف، 91.
2) مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای. 1369. بیانات در دیدار کارگزاران نظام. 24/11/69.
3) اشاره به آیه 51 سوره مبارکه مومنون «یا أَیهَا الرُّسُلُ کلُوا مِنَ الطَّیبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ؛ ای پیامبران، از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام میدهید آگاهم».
کاهش دهی، اما دریغ، هر روز درد بیدرمان و ناشناخته جدیدی بر دردهای تو افزوده میشود. بیدار شو و به سمت آخرین ولی خدا، حضرت حجت ابنالحسن العسکری حرکت کن؛ تا خداوند از علم خود تو را بهرهمند سازد، به زندگی تو برکت دهد، غم و اندوه را از نهاد تو بزداید، آفات و بلایا را از تو دور کند و قلبت را از نور خود آکنده سازد. اکنون دست خود را بالا بیاور و اعتراف کن، بگو که من با تکیه بر عقل خود، بدون استفاده از دستورات هادی الهی نتوانستم به سعادت برسم، بگو که من مشتاق ولی تو هستم، بگو که اکنون به شرایط اضطرار ظهور رسیدهام. از تمدن بدون وحی و بدون ترجمان وحی اعلام برائت کن، برگرد.
در آیات 204 و 205 سوره مبارکه بقره به جماعتی اشاره شده است که در راه فساد در زمین کوشش میکنند و زراعتها و چهارپایان را نابود میسازند؛ (با اینکه میدانند) خداوند فساد را دوست نمیدارد. آنگونه که میدانیم شأن نزول آیات قرآن، بهانه نزول است نه تأویل آن، شاید نمونه کامل تأویل آیه در آینده اتفاق بیافتد. در خصوص این آیه میتوان گفت مصداق کامل یا دستکم بر اساس آمار و اطلاعات موجود کاملترین مصداقی که تاکنون برای این آیه میتوان معرفی کرد تمدن کنونی بشر میباشد. تخریب صدها میلیون هکتار جنگل، تاراج منابع طبیعی که باید نسلها از آن استفاده کنند، ایجاد آلودگی شدید در منابع آب، خاک و هوا، افزایش سقطجنین، کشتار میلیونها انسان در جنگهای قرن اخیر، قطع نسل و ایجاد معلولیتهای ذهنی و جسمی بیشمار، ناشی از بهکارگیری تسلیحات اتمی، شیمیایی، میکروبی و حملات بیولوژیک، آزمایش داروهای جدید روی انسانها، مصرف سموم نباتی و کودهای شیمیایی و به بردگی کشاندن انسان با رسانهها؛ نمونههای کوچکی برای اثبات این ادعا هستند.
در طول تاریخ، آنجا که بشر بر اساس آموزههای علمیِ، عقلی و الهی دنیای خود را ساخته، به جلوههای زیبایی از رفاه، همراه با سعادت و تعالی دست یافته است؛ اما آنجا که آموزههای الهی را کنار گذاشته، در جلوههای نازیبایی از جهل غرق شده است، هرچند که بر اساس فرمولهای ریاضی یا الگوریتمها نام آن جلوهها را علمی یا عقلی بگذارد.
از زمان انقلاب صنعتی در بخشهایی از جهان بهویژه اروپا و آمریکا یک منجی جدید به بشر معرفی شد. این منجی بعداً به شکل یک تمدن که قادر است سعادت انسان را تأمین کند معرفی گردید. برای ارائه، بسط و گسترش تفکر این تمدن و منجی جدید، ابتدا دینزدایی و خدازدایی در جامعه بشری با شدت تمام آغاز شده و همزمان، این تمدن و منجی جدید به بشر معرفی گردید.
ابتدا مقاومتهایی تعصب محور در برابر آن به وجود آمد، ولی به زودی این مقاومتها در هم شکسته شد. جاذبههای تمدن جدید افراد زیادی را به خود جذب نمود اما به مرور مقاومتهایی در برابر این تمدن از طرف دینداران با محور استدلال به وجود آمد. اینک دو جبهه، تمدن مادی و تمدن الهی که میتوان اولی را طرفداران «تمدن تقلبی» و دومی را جویندگان «حیات طیبه» نامید در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند.
از نظر جویندگان حیات طیبه، تمدن جاری حاکم بر جهان در شأن انسانِ خلیفه خدا نیست و نمیتواند انسانی در تراز خلیفه خدا پرورش دهد. آنچه شایستهی بشر است، نامش حیات طیبه و مدیرش قرآن در کنار امام معصوم است. وقتی از تمدن کنونی حاکم بر جهان صحبت میشود سه جریان در آن وجود دارد:
جریان اول
جریانی از اندیشمندان، دانشمندان، متخصصین و دوست داران انسان، طبیعت و حیوانات که ممکن است دیندار (یهود، مسیح، مسلمان و ...) و غیر دیندار (بیتفاوت یا مخالف دین) باشند. این جریان در زمینهی بهداشت و درمان، ساختوساز، خدمات به انسان، کشاورزی، معدن و غیره در حال خدمت هستند. همهی انسانها علیرغم تفاوتهای عقیدتی که ممکن است با این گروه داشته باشند، قدردان زحمات این جریان هستند. حتی رهبران جریانات دینی بهصراحت رضایت و تشکر خود را از این جریان اعلام میکنند. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب عدل الهی سرنوشت افراد بیدین که به بشر خدمت کردهاند را واگذار به خداوند میداند.
جریان دوم
این جریان شامل افراد و گروههایی است که قصد حاکمیت و استثمار اقتصادی، سیاسی و فکری بشر را دارند و از اهرمهای علمی هم استفاده میکنند. دانشمند و متخصص و متفکر به خدمت میگیرند. از هر نوع تولیدات مضر، مفید، دوست دار طبیعت، غیر دوست دار طبیعت استفاده میکنند. برای فروش اسلحه، جنگ به راه میاندازند، بیماری و ویروس تولید میکنند و بهطور خلاصه علم و پیشرفت را در خدمت اهداف استعماری خود قرار میدهند. اصولاً سرچشمهی بسیاری پیشرفتهای صنعتی بشر هم در دست همین گروه است. بسیاری از پیشرفتها ابتدا توسط همین جریان بهمنظور استفاده در جنگافزارها، وسایل جاسوسی و امنیتی به وجود آمده و سپس در عرصههای دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال سامانه تعیین موقعیت (جی پی اس) یا سامانههای شبیه به آن ابتدا برای تعیین موقعیت کشتیهای جنگی مورد استفاده قرار گرفت و پس از دهها سال، در سال 2002، بعد از سرنگونی هواپیمای مسافربری کره جنوبی که بهاشتباه، توسط جنگندههای آمریکایی صورت گرفت، عمومیسازی شد. علم مکانیک خاک (1)عموماً برای توسعه و پیشرفت تانکها گسترشیافته و سپس به علوم مهندسی عمران، ماشینهای راهسازی و تراکتورها راه یافت. انواع دوربینها، سوئیچها و دستگاههای مدرن ابتدا برای جاسوسی ساخته شد. عموم بشر با این گروه مخالفاند، چالش و اصطکاک دارند، چون برای سودجویی و رسیدن به آرزوهای خود موجبات جنگ، ویرانی، آلودگیها و سایر جهالتهای بشری را به وجود آوردهاند.
جریان سوم
این جریان با در اختیار گرفتن امکانات دانشگاهی، فرهنگی، هنری و رسانهای قصد دارند تا مدرنیته را بهعنوان سعادت، کمال، دین، آفریدگار، مطلوب و معبود و به قول فوکویاما آخرِ تاریخ معرفی کنند. درواقع مدرنیته همان بتی است که روزگاری در زمان ابراهیم خلیل بهعنوان رب به انسان معرفی میشد، فقط شکل آن تغییر یافته و مسلح به فرمولهای ریاضی،
1) .Soil Mechanics
فیزیک و الگوریتمهای پیچیده و قطعات الکترونیک شده است.
بهطور خلاصه جریان دوم و سومِ فعال در تمدن کنونی حاکم برجهان، اکثر خواستههای منطبق بر فطرت انسان را به سمت خواستههای منطبق بر خواهشهای نفس انسان سوق داده و مایهی تخریب جسم، روح و اخلاق انسان، تخریب منابع طبیعی و محیط زیست در دریا و خشکی شدهاند.
خداوند در آیه 204 سوره بقره افرادی را معرفی میکند که گفتار آنان مایهی اعجاب، اما عمل آنها متفاوت است. آنها در زمین فساد کرده، جان انسانها و سایر موجودات را به خطر انداخته و منابع طبیعی را از بین میبرند:
{وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یعْجِبُک قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یشْهِدُ اللَّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ. وَ إِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَ یهْلِک الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لَا یحِبُّ الْفَسَادَ؛ و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو میشود و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه میگیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسختترین دشمناناند. (نشانه آن، این است که) هنگامیکه روی بر میگردانند (و از نزد تو خارج میشوند)، درراه فساد در زمین، کوشش میکنند و زراعتها و چهارپایان را نابود میسازند؛ (بااینکه میدانند) خدا فساد را دوست نمیدارد}.
حرث؛ به معنی زراعت و نسل؛ به معنی اولاد است و بر اولاد انسان و غیر انسان اطلاق میشود، بنابراین هلاک کردن حرث و نسل به معنی از میان بردن هرگونه موجود زنده است، اعم از موجودات زنده نباتی، حیوانی و انسانی. بههرحال تعبیر به (یهلک الحرث و النسل)، کلام بسیار مختصر و جامعی است که تولید فساد را در سطح جامعه در زمینهی اموال و انسانها، شامل میشود. برای این آیات، دو شأن نزول ذکر شده است:
1_ این آیات درباره اخنس بن شریق نازل شده که مردی زیبا و خوشزبان بود و تظاهر به دوستی با پیامبر؟ص؟ میکرد و خود را مسلمان جلوه میداد. او سوگند میخورد که آن حضرت را دوست دارد و به خدا ایمان آورده است. پیامبر؟ص؟ هم که مأمور به ظاهر بود با او گرم میگرفت، او را مورد محبت قرار میداد، ولی او در باطن مرد منافقی بود. در یک ماجرا زراعت
بعضی مسلمانان را آتش زد و چهارپایان آنان را کشت (و به این ترتیب پرده از روی کار او برداشته شد) در اینجا آیات فوق نازل شد.
2_ بعضی دیگر از ابن عباس، نقل کردهاند که آیات مزبور در یکی از جنگهای اسلامی (سریه رجیع) نازل شده که طی آن جمعی از مبلغان اسلام که از طرف پیامبر؟ص؟ برای تبلیغ قبایل اطراف مدینه اعزام شده بودند، طی یک توطئه ناجوانمردانه شهید شدند.
«شأن نزول اول با مضمون آیات، تناسب بیشتری دارد و درهرحال درسی که از این آیات فراگرفته میشود، عمومی و همگانی و برای همیشه است». (1)آنگونه که از نظر مفسران بزرگ قرآن بر میآید، این آیه عمومی و برای همیشه است، یعنی چهبسا مصادیق بارزتری برای آیات در طول تاریخ وجود داشته باشد. حال به تمدن امروزی بشر مینگریم و از خود میپرسیم که آیا تمدن کنونی بشر مصداق اکمل اهلاک حرث و نسل است یا اخنس بن شریق؟ بیشک کاری که او انجام داده است، در برابر ویرانی که جریان دوم و سوم حاکم بر تمدن کنونی در دنیا انجام داده است بسیار ناچیز است، بنابراین مصداق اکمل این آیه بخشی از تمدن ویرانگر کنونی است که آرامآرام همه جهان را فرا میگیرد.
روژه گارودی اندیشمند فرانسوی (۱۷ ژوئیه ۱۹۱۳ - ۱۴ ژوئن ۲۰۱۲) در کتاب خود تحت عنوان «هشدار به زندگان» که چهار دهه پیش نوشته شده است، درباره نابودی منابع مینویسد: «ما چگونه در حال مردن و میراندن نوع بشر هستیم و این کار را چگونه با مصرف همهگونه منابع انرژی انجام میدهیم. انرژی و منابع زمین، در طول میلیونها سال در دل خاک نهفته و ذخیره شده است. ما (غربیها) به غیر حق ادعا کردهایم و مدعی هستیم که حق داریم همهی این انرژی و منابع زیرزمینی را در طی یک نسل به هدر دهیم. همچنین، هشتصد سال است که انسان از ذغال سنگ مستخرج از دل زمین استفاده میکند ولی
1) تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ذیل آیات 204 و 205 سوره بقره.
نیمی از آن را در طی سی سال اخیر مصرف کرده است. نیمی از میزان نفتی را که انسان از آغاز کشف و استخراج آن مصرف کرده است تنها در طی ده سال اخیر سوزانیده است.
جنگلهای جهان نیز در معرض خطر نابودی است. یکسوم درختان موجود در جنگلهای جهانکه در سال ١٨٨٢ در حدود دو میلیارد هکتار از سطح کره زمین را پوشانیده بود تا سال ١٩٥٢ بریده و مصرف شد. این جنایت در حق طبیعت و محیطزیست، پیوسته ادامه یافته و افزایش هم پیدا کرده است. بشر امروز، در هر دقیقه، بیست هکتار جنگل را از میان میبرد.
خمیر لازم برای کاغذ روزنامهی «نیویورک تایمز» در روز یکشنبه که شمارهای فوقالعاده دارد و هشتاد درصد صفحات آن فقط اعلانات است، مستلزم قطع درختان پانزده هکتار از جنگلهای کانادا است. مقدار کاغذ لازم برای چاپ نسخههای عادی این روزنامه در هر روز، از قطع درختان شش هکتار از جنگلهای کانادا به دست میآید.
در مورد اسراف و تبذیر و ریخت و پاش مواد غذایی، تنها ذکر دو نمونه کافی است. در سال ١٩٧٤ مجتمع اقتصادی اروپا (CEE) فقط دویست و بیست و پنج میلیون فرانک برای از میان بردن میوهها و سبزیهایی کرد که بیم آن میرفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد. در فرانسه، در همان سال و به همین دلیل برای حفظ بهاصطلاح بازار، دویست و پنجاه هزار تن سیبزمینی را از بین بردند. (1)در ایالاتمتحده آمریکا، تهیهکنندگان شیر، ده میلیون تن «لاکتوسروم» یا شیر رقیق را (گویا سالانه) دور میریزند و حالآنکه ماده «پروتئینی» موجود در این شیر، اگر خشک شود، میتواند هشت میلیون نفر را تغذیه کند.
در فرانسه، یک کارخانهی پنیرسازی معمولی، هر روز حدود دویست تن از این ماده را دور میریزد، درصورتیکه اگر خشکانده شود، دوازده تن مادهی مغذی از آن به دست میآید.
این آمارها متعلق به چهار دهه پیش است و با شتاب تندی که مصرفگرایی در غرب دارد اکنون میبایست اخبار بسیار شگفتانگیزتری از مصرفگرایی و اسراف در غرب و امتداد این تمدن در شرق در دست باشد» (2).
مصرفگرایی را یک جامعهشناس آمریکایی بیش از یک قرن پیش بهصورت علمی مطرح کرد و با اجرای طرحهای او در سال 1907 کلید زده شد. وی، سایمون نلسون پاتن (1)(1922-1852)، نویسنده آمریکایی است که در کتاب «مبانی جدید تمدن» مینویسد: «جامعه، از این پس نباید به مهار آرزوها و خواستههای شهروندان بپردازد و آنان را چون گذشته به صرفهجویی و قناعت فرا بخواند؛ بلکه برعکس، باید آنان را تشویق و تحریک به مصرف بیشتر کند و از آنها بخواهد که برای مصرف بیشترِ خود، کار بیشتری انجام دهند. «مصرف بیشتر با تلاش بیشتر». این امر، جامعه را بهسوی وفور و رفاه میبرد» (2).
با این نظریه کلید مصرفگرایی در جوامع زده شد؛ خرید کنید تا در رفاه زندگی کنید. کار کنید و کار کنید و اندوخته خود را خرج کنید تا با وسایل رفاهی خریداری شده از زندگی خود لذت ببرید. همین مصرفگرایی به کمک سیاستهای اقتصادی وحشتناک موجب شد که اقتصاد خانوار جوامع غربی شبه کمونیستی شود.
این رویکرد مصرفی در غرب که در پی تولید انبوه، اجتنابناپذیر مینمود بعدها و در سالهای اخیر به «جنون مصرف» تبدیل شده و منجر بهجایگزینی ارزشها، از اخلاقیات و تعالی انسانی، به بازارِ عرضه و تقاضا گردید. جامعه مصرفی غرب امّا اندکاندک جای پای خود را در سایر کشورها نیز باز کرد و مظاهر فریبنده آن با استفاده از ابزارهای پیشرفتهی رسانهای و تأثیر بر جوامع اطلاعاتی، تبلیغ شده و به نفوذ در فرهنگها و تمدنها همت گمارد؛ بهگونهای که امروزه تقریباً در همه نقاط جهان آثار و رگههای مصرفگرایی غربی مشاهده میشود (3)
http://www.tebyan.net/weblog/esafari/post.aspx?PostID=56300.
.اقتصاد آزاد، به شیوهی غربی، برای رفع احتیاج بازار نیست، بلکه برای ایجاد بازارِ احتیاج است. مصرف بیشتر برای تولید بیشتر، ضرورت حتمی اقتصاد امروز است، چراکه اگر کالاهای تولید شده مصرف نشود امکان توسعهی تولید، یعنی امکان توسعهی اقتصادی، وجود نخواهد داشت. بنابراین، برای تولید بیشتر که ضرورت توسعهی اقتصادی است باید
مردم را به مصرف هر چه بیشتر ترغیب کرد و بدین علت است که تبلیغات، یا بهتر بگویم پروپاگاندا، یکی از ارکان اساسی توسعه به شیوهی غربیهاست. تبلیغات تجاری (به شیوهی غربی) بیش از آنکه مایهی تباهی طبیعت باشد موجب هلاکت انسان است؛ تصور اینکه مردم دنیا حتی برای لحظهای به نیازهای حقیقی خویش و الگویی متناسب با حوائج واقعی انسان بازگردند، برای یک اقتصاددان وحشتناکترین چیزی است که ممکن است اتفاق بیفتد. اگر حتی برای یکلحظه چنین اتفاقی در دنیا بیفتد و مردم فقط برای یکلحظه، درست بهاندازهی نیاز واقعی خویش مصرف کنند، ادامهی روند کنونی توسعهی صنعتی دچار مخاطرات و بحرانهایی خواهد شد که تصور آن بسیار دشوار است. هیچکس کوچکترین تردیدی ندارد که حاکمیت ابرقدرتها و ادامهی سلطهی آنها برجهان از طریق کارتلها و تراستها و دستهای پنهان سرمایهداران بینالمللی اعمال میشود. آنها سعی میکنند با ایجاد حوائج کاذب و غیرحقیقی برای آدمها، موقعیت استکباری خویش را از خطر محفوظ دارند (1). آیا میتوان این اندیشه را به حکومت مهدوی انتقال داد و با این اندیشه، انسانی در تراز خلیفه خدا پرورش داد؟
در کشور ما نیز سالیان سال است که مصرفگرایی رواج پیدا کرده و حتی تبدیل به یک بیماری روانی واگیردار شده است. این بیماری تهوعآور میتواند اقتصاد را از بین ببرد. نتایج بعضاً عجیب و شاید غیر قابل باور یک مطالعه در فاصله سالهای 63 تا 90 نشان میدهد که مصرفگرایی بهطور جنونآمیزی در کشور شیوع پیدا کرده است.
نشانههای این مصرف جنونزده را میتوان در آگهی روزنامهها مشاهده کرد و نیازی به محاسبه شاخصهای فقر و نابرابری نیست. واقع این است که آمارهای خشک و محاسبات بیروح فقر و نابرابری بههیچوجه منعکس کننده عمق مشقت زندگی جمع کثیری از همنوعان ما نیست. همزمان با آگهی فروش پنتهاوس 800 متری با دستگیرههای طلا، خودروهای میلیاردی و یا اشکال تهوعآور مصرفگرایی در اطراف همه ما، گروه زیادی برای یافتن قوت خود و خانواده در سطلهای زباله جستجو میکنند و گروهی به فروش جزئی بدن
1) آوینی، سید مرتضی. 1376. توسعه و تمدن غرب. [تدوین] ساقی. ص. 259.
مثل کلیه و یا کلّی آن در شکل تنفروشی نیازهای روزمره خود را تأمین میکنند (1)
http://www.tebyan.net/newmobile.aspx?pid=278682.
.در فرهنگ اسلامی مصرف بهطور عام معنای منفی ندارد و به مفهوم استفاده از ابزار، وسایل و مواد مورد نیاز زندگی است (2). آیات بسیاری در قرآن شاهد بر این مدعاست:
{وَکلُوا مِمَّا رَزَقَکمُ اللَّهُ حَلَالًا طَیبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ؛ و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید}. (3)
{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کلُوا مِنْ طَیبَاتِ مَا رَزَقْنَاکمْ وَاشْکرُوا لِلَّهِ إِنْ کنْتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید از نعمتهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید؛ اگر او را پرستش میکنید}. (4)
آنچه در فرهنگ اسلامی بهعنوان بعد منفی و چالش بزرگ در نظر گرفته شده است، بعد مصرفی مارگونه است که از آن به اسراف و تبذیر یاد شده است.
{یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِدٍ وَکلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ ای فرزندان آدم زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید و (از نعمتهای الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمیدارد}. (5)
{إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ وَکانَ الشَّیطَانُ لِرَبِّهِ کفُورًا؛ چرا که تبذیرکنندگان، برادران شیطاناند؛ و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود}. (6)
مصرف روزانه نفت در جهان در سال 2003 روزانه حدود 80 میلیون و در سال 2012 حدود 90
میلیون بشکه (5/12 درصد افزایش مصرف طی 10 سال) و مصرف گاز طبیعی در سال 2003 حدود 2595 و در سال 2012 حدود 3314 میلیارد متر مکعب (27 درصد افزایش مصرف طی 10 سال) گزارش شده است. مصرف ذغال سنگ در سال 2010 معادل 2610 و در سال 2012 معادل 3730 میلیون تن نفت خام بوده است (42 درصد افزایش مصرف طی 10 سال) (1). پیشبینی میگردد نفت جهان طی 40 سال و گاز طی160 سال به اتمام میرسد و تمدن کنونی ظرف یک تا دو قرن همهی مایملک بشر را بر باد داده است. آیا این ضربه مهلک به کره زمین مصداق اکمل اهلاک حرث و نسل نیست؟ (2).
آمار نگران کننده در این خصوص بسیار است و آنچه نگران کنندهتر به نظر میرسد این است که این آمار روزبهروز در حال افزایش است و چشماندازی نیز وجود ندارد که برنامه ریزان دنیای کنونی بخواهند ساختار جهان را بهگونهای طراحی کنند که این نگرانی از بین برود. جدول (1) برخی از این آمارها را برای سال 2014 میلادی نشان میدهد.
جدول 1_ آمار روزانه و سالیانه نگرانکننده در سال 2014 (1)
آمارموضوع
10973299کویر زایی سال 2014 (هکتار)
4800000جنگل های از دست رفته سال 2014 (هکتار)
6440000زمین های زراعی از بین رفته به دلیل فرسایش سال 2014 (هکتار)
32000000000دی اکسید کربن متصاعد شده در هوا سال 2014 (تن)
8954558مواد شیمیایی سمی رهاشده در طبیعت در سال 2014 (تن)
88872331افراد دچار سوء تغذیه جهان در حال حاضر
1600517681افراد دارای اضافهوزن جهان در حال حاضر
533505894افراد دچار چاقی جهان در حال حاضر
24097مرگومیر ناشی از گرسنگی امروز
374978438هزینه درمان بیماریهای ناشی از چاقی در آمریکا برای امروز (دلار آمریکا)
148958452هزینه کم کردن وزن در آمریکا برای امروز (دلار آمریکا)
717537530717537530افراد بدون دسترسی به آب آشامیدنی سالم
38413755سقطجنین سال 2014
36762402افراد مبتلا به ایدز
1537127مرگومیر ناشی از ایدز سال 2014
7509716مرگومیر ناشی از سرطان امسال
11927141276سیگارهای مصرف شده امروز
4571006مرگومیر ناشی از استعمال سیگار سال 2014
2286945مرگومیر ناشی از مصرف الکل سال 2014
980531خودکشیهای سال 2014
365795848337هزینه صرف شده برای مواد مخدر سال 2014 (دلار آمریکا)
1234316تلفات ناشی از تصادفات جادهای سال 2014
1) .www.worldometers.info/fa.
یکی دیگر از دلایلی که میتوان برای معرفی بخشی از تمدن کنونی بهعنوان مصداق کامل مایهی اهلاک حرث و نسل معرفی کرد، برپا کردن جنگهای جهانی و جنگهای منطقهای و طراحی جنگ و فساد بین مسلمانان و غیر مسلمانان است. طراحی و پشتیبانی گروههای آدم کش و تروریست در اقصی نقاط جهان برای ایجاد تفرقه، فساد و کشتار مسلمان و غیرمسلمان مصداق اکمل اهلاک حرث و نسل است.
جنگ جهانی اول که در سالهای 1914 تا 1918 اتفاق افتاد با ۱۷ میلیون آمار کشته شدگان و ۳۵۷ میلیارد دلار هزینه در مکان دوم بزرگترین جنگهای معاصر دنیاست. جنگ جهانی دوم، جنگی فراگیر بین ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ بود. جنگ جهانی دوم، بزرگترین و مرگبارترین جنگ تاریخ بشری است. در طول چهار سال، بین ۵۰ تا ۸۵ میلیون انسان جان خود را از دست دادند و هزینههای جنگ در حدود 4100 میلیارد دلار برآورد میشود.
شکل 1_ افزایش تروریسم در جهان پدیده شوم طراحی شده توسط سرویسهای جاسوسی
جنگ ویتنام با هزینه بالغ بر ۷۸۸ میلیارد دلار و بین 800000 الی 1140000 نفر کشته، در مکان بعدی جنگهای با بیشترین آمار تلفات قرار دارد. جنگ دو کره که در سال ۱۹۵۰ آغاز گردید در طول سه سال باعث کشته شدن 2/1 میلیون نفر شد و هزینه جنگ بالغ بر ۳۶۴ میلیارد دلار بود.
یکی دیگر از جنگهای مرگبار دوران معاصر جنگ تحمیلی علیه کشورمان بود که در طی سالهای ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۷ در حدود یک میلیون نفر جان باختند. حمله اتحاد جماهیر
شوروی به خاک افغانستان در بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ نیز باعث کشته شدن حدود 850000 غیر نظامی افغان و 108000 نیروی نظامی از طرفهای درگیر شد و هزینههای جنگ بالغ بر ۱۰۶ میلیارد دلار برآورد شده است.
یکی از پرهزینهترین جنگهای دوران معاصر، حمله آمریکا به دو کشور افغانستان و عراق، بهمنظور مبارزه با تروریسم است. در طی چندین سال مداخله نظامی آمریکا در خاک این دو کشور در حدود 300000 الی 350000 نفر کشته شدند و هزینههای جنگ به رقم نجومی 3400 میلیارد دلار رسیده است.
جنگ داخلی سوریه که هماکنون نیز آتش آن گریبان گیر مردم این کشور است نیز یکی دیگر از جنگهای بزرگ عصر حاضر است که تاکنون در حدود 200000 کشته بر جای گذاشته و هزینههای جنگ بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار بوده است (1)
http://noda.ir.
.شکل 2_ فتنه در سوریه
آمار تلفات جنگهای سنتی هرگز به میزان آمار تلفات جنگهای مدرن نمیرسد. در جنگهای مدرن، علاوه بر تلفات انسانی بسیار زیاد، حیوانات، گیاهان، محیطزیست و شهرها هم آسیبهای جدّی پیدا میکنند. بهعنوان مثال، وقتی در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، بمب اتمی آمریکا در هیروشیما انداخته شد، علاوه بر اینکه تمامی ساکنین این شهر کشته و مجروح شدند، حیوانات، گیاهان و ساختمانها نیز آسیب دیدند و حتی از این
1) نودا، سایت اینترنتی. 1393. دنیا از دریچه تصویر.
هم فراتر، تا 300 سال پس از این فاجعه، کودکانی که از آسیب دیدگان در این فاجعه متولد میشوند نیز دارای نقص عضو و اختلال روانی خواهند بود. این در حالی است که این جنایت بزرگ علیه بشریت، تنها در ظرف زمانیِ چند دقیقه صورت گرفته است.
اگر پلوتونیوم در هوای یک شهر پراکنده گردد، وسعتی معادل 60 کیلومتر را به مدت 100 هزار سال آلوده خواهد ساخت. سلاحهای کشتار جمعی تا قرن بیستم، بیشتر، دشمنان نظامی را هدف قرار میدادند؛ اما در این قرن، بهتدریج تکنولوژی تسلیحاتی بهسویی رفت که کل جمعیت دشمن، اعم از نظامی و غیرنظامی را هدف قرار داده است. سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی دقیقاً این هدف را دنبال میکنند که یورش نظامی نه صرفاً علیه یک ارتش، بلکه علیه کل یک جامعه باید صورت بگیرد. بهعنوانمثال میتوان به نمونههای ذیل اشاره کرد:
در طول جنگ ویتنام از سال 1961 تا 1970، ارتش آمریکا بیش از 19 میلیون گالن از مادهای سمّی به نام AGENT ORANGE را بر مزارع ویتنام فروریخت تا مخفیگاههای ویت کنگها را نابود کند. این سمّ مهلک، نهفقط گیاهان و منابع غذایی روستاییان را از میان میبرد، بلکه اثر مسمومکننده درازمدتی بر آبها و ماهیها باقی گذاشت.
سلاحهای شیمیایی مانند «گاز خردل» که بهمحض برخورد با پوست و بهویژه استنشاق، سبب سوختگیهای عمیق میشود در جنگهایی مانند ایتالیا علیه اتیوپی (1936-1935) ژاپن علیه چین (1942-1935) و عراق علیه ایران (1988-1980) برای کشتن غیرنظامیان به کار گرفته شدند. بمبهای آتشزای ناپالم، بهصورت گستردهای بهوسیله ارتشهای آمریکا در ویتنام، شوروی در افغانستان و صرب در کرواسی علیه مردم غیرنظامی به کار رفتند.
آخرین ثمره تحولات تکنولوژیکی، سلاح بیولوژیکی است. این سلاحها هولناکترین ابزارهای کشتارجمعی هستند که بهرغم ممنوعیتهای متعدد آنها در کنوانسیونهای جهانی، از سوی قدرتهای بزرگ بهویژه آمریکا و همچنین دیکتاتوریهای کوچک نظامی، در کشورهای درحالتوسعه تولید و انبار میشوند. در میان این سلاحها میتوان بمبهای میکروبی یا ویروسی (سیاهزخم، طاعون و...) و همچنین ویروسهای مصنوعی را یافت که به کمک مهندسی ژنتیک ساخته شدهاند و مبارزه با آنها جز برای سازندگانشان ممکن نیست
(1). جنگهای فضایی، رباتی، شیمیایی، هستهای، اطلاعاتی، فرهنگی و بیولوژیک روشهای جدیدی است که تمدن فعلی برای هلاکت بشر ابداع کرده و در حال گسترش آن است.
مواد غذایی و سبک تغذیه امروزی آسیبهای متعددی به روح و جسم انسان وارد میکند. تغذیه علاوه بر اینکه بر جسم انسان اثر دارد بر روح انسان نیز اثرات بی نظیری دارد. یکی از مؤلفههای محبت کودک به مادر این است که مادر به او شیر میدهد و برایش غذا درست کرده و در زمان گرسنگی در دهان او میگذارد. همچنین یکی از مؤلفههای عشق مردان به همسرانشان آشپزی بانوان برای اهل خانواده است. مردان به خاطر تهیه غذای لذیذ و سالم در خانه توسط کدبانو بسیار از وی ممنون و وابسته هستند. البته این زاویه از عشق مردان به همسرانشان و کودک به مادر تنها یکی از مؤلفههاست و مؤلفههای زیاد دیگری در این رابطه عاشقانه سهم دارند. غذا خوردن و گرسنگی همچنین یکی از موضوعاتی است که اعضای خانواده را دور هم، سر یک سفره گرد کرده و باعث یکپارچگی خانواده، نزدیکی و محبت آنها میشود. تغذیه در محیط خانواده شاید دهها اثر ناشناخته دیگر بر روان انسان دارد که در این نوشتار نیامده است. تصور کنید که بانوان در منزل آشپزی نکنند و به فرزند خود شیر ندهند، این موضوع باعث از بین رفتن یکی از مؤلفههای مهم محبت بین اعضای خانواده میشود. چیزی که سبک زندگی و سبک تغذیه تمدن کنونی در حال انهدام آن است.
غذا و آشپزی حتی اکنون بهصورت یک دیپلماسی درآمده است. در برنامههای تلویزیونی سعی میشود مخاطبان زیادی با برنامههای آشپزی جذب شوند. گسترو دیپلماسی (Gastro Diplomacy) یا همان"دیپلماسی غذا" (Food Diplomacy) نوعی از دیپلماسی عمومی (Public Diplomacy) است که در آن، کشوری برای دستیابی به چهرهای موجه در بین مردم جهان، غذاهای کشور خود را به رخ آنها میکشد و ضمن نفوذ در ذهن و قلب مردم جهان، آنان را به سمت فرهنگ خود جذب میکنند."دیپلماسی غذا" به بیان دیگر، تصرف ذهن و قلب مردم از طریق اشتها و علاقه آنها به غذا است. یک مثل قدیمی در دیپلماسی عمومی آمریکا
1) راهدار، احمد. 1383. جنگ های مدرن. فصلنامه رواق اندیشه. شماره 30.
میگوید"با شناختن ما، ما را دوست خواهید داشت". اما دیپلماسی غذا شعار دیگری دارد:"با چشیدن ما، ما را دوست خواهید داشت".
استفاده ایرانیها از دیپلماسی غذا در گستره رضایت الهی بینظیر است مانند؛ نذری امام حسین، صبحانه زیارت عاشورا، افطاری ماه مبارک رمضان و اطعام در زمان فوت عزیزان که همگی در جهت جلب رضای الهی از طریق جلب رضای انسانها انجام میشود. تمدن جدید با سبک و نوع تغذیه خود در حال صدمه زدن به ارکان تغذیه و اهداف جسمی و روحی آن میباشد.
از مهمترین ناهنجاریهای خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانوادههاست. (1)از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزمان بنیاد خانوادهها بهشدت سست و آسیبپذیر خواهد شد و فساد، فتنه و آفتهای فراگیر این دوران، در متن تمام خانههای شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت. اگر درست تحولات زندگی اجتماعی امروزی بررسی شود دلایل آن کاملاً واضح است. همین مؤلفههای به ظاهر ساده هستند که کانون خانواده را گرم نگه میدارند، ولی متأسفانه توسط تمدن مادی نادیده گرفته شده و باعث انهدام خانوادهها میشوند، زیرا این تمدن مادی کنونی است که زندگی بشر را از مؤلفههای مربوط به تسکین درونی بشر تهی میکند، چون به زیرساختهای ایمانی و روحی بشر اعتقاد و اعتنایی ندارد و محور پیشران این تمدن تولید، مصرف و رفاه است.
ناباروری یکی از مشکلات مهم پزشکی در دنیای امروز است، بهطوریکه میزان آن در جهان از سال 1955 تاکنون 50 درصد افزایش یافته و هماکنون 25-10 درصد از زوجها از این مشکل رنج میبرند. با صنعتی شدن جوامع و تغییر سبک زندگی، بهمرور بر انواع گوناگون عوامل خطرساز محیطی افزوده شده و منجر به بروز اختلالاتی در ارگانهای مختلف بدن
1) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 262، ح 148؛ اصول کافی، شیخ کلینی، ج 8، صص 36، 37 و 38.
انسان شده است. ترکیبات زیانبار نظیر سرب، استفاده از آب شرب آلوده به مواد مضرِ شناخته شده و ناشناخته، حاصل از صنایع گوناگون نظیر ترکیبات آرسنیک، کروم، بنزن و غیره، آبوخاک کشاورزی آلوده به سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی و بهتبع آن، محصولات زراعی آلوده، استفاده از هورمونها و داروهای گوناگون در صنعت پرورش دام و طیور و وجود بقایای آنها در محصولات لبنی و گوشتی، نظیر هورمونهای استروییدی دفع شده در شیر، افزایش استفاده از مواد سنتتیک و نگهدارندهها در صنایع غذایی، در کنار عادات تغذیهای و رژیمهای غذایی نامناسب، کمبود آنتیاکسیدانها و عناصری نظیر روی، سلنیم و مس در رژیم غذایی روزانه ازجمله این عوامل خطرساز است. همچنین، آثار جانبی زیانبار برخی داروها و مواد شیمیایی، تماس روزانه با انواع پرتوهای مضر در محیط زندگی و کار، نظیر پرتوهای ایکس و فرابنفش، امواج ساطع شده از فرستندههای مخابراتی و تلفن همراه، تنشهای فیزیکی و روانی محیط کار و زندگی، استعمال دخانیات، کاهش تحرک و عوارضی نظیر چاقی و افزایش سن ازدواج نیز، همه و همه عواملی هستند که از ارمغانهای سبک زندگی و تمدن مدرنیته بوده و ممکن است بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر کاهش باروری در انسان تأثیرگذار باشند (1).
موارد یادشده که بخش بسیار ناچیزی از فاجعهای است که انسان و محیطزیست او با آن روبروست؛ همگی نشان دهنده این حقیقت است که تمدن کنونی بشر و روشهای زندگی مبتنی بر تغذیه و سبک زندگی آن مصداق بارز اهلاک حرث و نسل است. خداوند در قرآن کریم خوردن روزی پاک را در کنار انجام اعمال صالح آورده است. به گمان برخی مفسران خوردن غذای پاک پیششرط توانایی انجام عمل صالح است.
{یا أَیهَا الرُّسُلُ کلُوا مِنَ الطَّیبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ؛ ای پیامبران از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام میدهید آگاهم}. (2)
آیا آب و مواد غذایی که آلوده به باقیمانده سموم، فلزات سنگین و کودهای شیمیایی است
و امروزه مصرف میشود طیبات است؟ آیا جامعهای که طیبات نخورد میتواند عمل صالح انجام دهد؟ آیا این سبک و نوع تغذیه میتواند در جامعه مهدوی ادامه یابد؟ آیا با این نوع مواد غذایی آلوده میتوان انسانی در تراز خلیفه خدا تربیت کرد؟
در بیست و پنجم ماه مارس 2014، سازمان بهداشت جهانی، نتایج مطالعات خود را در خصوص بیماریهای مرتبط با آلودگی هوا بر اساس بررسیهای انجامشده در سال 2012 منتشر نمود. بر اساس نتایج این تحقیق، در حدود 7 میلیون نفر مرگومیر در سطح جهان ناشی از آلودگی هوا طی سال 2012 ثبت شده است. این آمار 12 درصد از کل نرخ مرگومیر جهانی است. آمار مرگومیر ارائه شده بیش از دو برابر نتایج ارائه شده گذشته بوده و در حال حاضر آلودگی هوا بهعنوان مهمترین خطر زیستمحیطی بر سلامت در سطح جهانی مطرح میباشد. دادههای اخیر نشانگر ارتباط بالای قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در محیطهای داخلی و خارجی، با بیماریهای قلبی و عروقی و همچنین سرطان میباشد. علاوه بر این، مطالعات انجامشده نقش آلودگی هوا را در ابتلا به بیماریهای تنفسی ازجمله عفونتهای حاد تنفسی و بیماریهای انسداد مزمن ریوی بهخوبی نشان داده است (1).
تحقیقات متعدد علمی نشان میدهند که ظروف یکبارمصرف پلاستیکی تا حدود ٣٠٠ سال بدون آنکه تجزیه شوند در طبیعت باقی میمانند و درعینحال استفاده از آنها باعث ایجاد انواع سرطانها و حتی انتقال مواد خطرناک از طریق ژنها از نسلی به نسل دیگر میشود. ظروف یکبارمصرف پلاستیکی یا فوم، عوارض کوتاهمدت و بلندمدتی بر سلامت دارند که از عوارض کوتاهمدت آن میتوان به خستگی، بیحالی، عصبانیت و ضعف عضلانی اشاره کرد. این ظروف درواقع از مونومر استایرن که ترکیبی آروماتیک است، تشکیل شدهاند. استفاده از ظروف پلی استایرن برای مواد غذایی گرم و داغ، از نظر بهداشتی به هیچ عنوان مناسب نیست چون این ظروف همیشه مقداری استایرن آزاد در ترکیبات پلیمری خود دارند که فوقالعاده سمی و سرطانزا هستند. سه نوع سرطان شامل سرطانهای کبد، ریه و
1) Bustreo, Flavia. 2014. 7 million premature deaths annually linked to air pollution. World Health Organizatin (WHO) http://www.who.int/mediacentre/news/releases/2014/air-pollution/en.
پروستات از عوارض طولانیمدت استفاده از ظروف پلاستیکی یا فوم محسوب میشود (1)
http://www1.jamejamonline.ir/printable.aspx?newsnum=100861046138.
.شکل 3_ آلودگی منابع آب بهوسیله مصنوعات غیرقابل تجزیه
شکل 4_ مرگ پرندگان بر اثر خوردن مصنوعات پلاستیکی
با توجه به مختصر آماری که درباره هلاکت انسان و طبیعت توسط تمدن کنونی بشر ارائه شد، پاسخ به این سؤال که آیا بخش مهمی از تمدن کنونی حاکم بر عالم مصداق اکمل اهلاک حرث و نسل که در قرآن به آن اشاره شده نیست، بسیار راحت است. درباره شرایط پریشان انسان و طبیعت در دوره غیبت ولی خدا که به علت جهالت، سودجویی، ظلم و بیعدالتی گروهی از انسانها به وجود آمده است در کتب سایر ادیان الهی نیز اشاراتی وجود دارد. برای مثال در کتاب مقدس زرتشتیان در این خصوص آمده است:
پیش از ظهور منجی موعود در جهان آکنده از تباهی و پریشانی، دیو آز و حرص بر مردمان
1) جام جم آنلاین، سایت خبری. 1390. زمین در محاصره پلاستیکها.
چیره شده و هر کس در پی اندوختن مال و ثروت، روزگار سپری کند. نیاز و تنگدستی گریبان گیر مردم شده و نیکروزی و خیراندیشی جای خود را به مکر و حیله و ستم دهد. قساوت و خشونت، قلبها را چون سنگ و آهن سخت کرده و راستی و جوانمردی از میان برخیزد. بنیاد خانوادهها فروریخته و فحشاء افزونی گیرد. فساد چنان دامن گسترد که زندگی بر آزادمردان سخت و دشوار شود. مرگ نابهنگام افزونی گرفته و پیری زودرس مردم را آزار دهد. گمنامان به ارزش و اعتبار رسند و ارزشمندان و بزرگان گمنام شوند. مردم به وظایف خود آشنا نباشند. آب چشمهها بخشکد و خوراک کم شود. دیگر کسی حق نان و نمک را پاس ندارد. مردم، شب با یکدیگر بر سر یک سفره نان خورند و دوست باشند ولی فردای آن علیه یکدیگر سخن گویند و در خون هم بکوشند. نه زن در اندیشه شوهر است و نه شوهر در اندیشه زن و فرزند. فرزند، پدر و مادر را دشنام دهد و آنان را بزند. زمینلرزه فراوان شود و باران نابهنگام بسیار بارد. آبها طغیان کنند و سرزمینها ویران شوند. روحانیانکه نگهدارنده دیناند، خود گنهکارترین مردماند. آنان هماره در حق هم بدگویی کنند و چون آنچه گویند عمل نکنند مردم از آنان بیزار شوند. بیدینان توانمند شوند و دینداران ناتوان. بیرونقی دین بدانجای رسد که از هزار تن بیش از یکتن به کارهای دینی گرایش نکند. در چنین زمانهای از دختری «گواگ پد» نام، «منجی موعود» به نام «سوشیانت» متولد شود. او خورشید پیکری است با شش چشم که هر سوی را میپاید و چاره درد ناشی از تباهی اهریمن را مییابد. (1)
با توجه به نتایج این بخش، تمدن کنونی بشر مصداق اکمل اهلاک حرث و نسل است که تا کنون تاریخ به خود دیده است و انشاء الله آخرین تمدن قبل از ظهور باشد و امام عصر بشر سرگشته را نجات دهد.
در روایات به یک تمدن جاهلی قبل از ظهور امام عصر؟عج؟ اشاره شده است که سه
1) اوستا، زند بهمن یسن، فصل 9، بند 9-12 و فصل 4، بند 37-38 به نقل از؛ علیپور، فاطمه، منجی در دین زرتشت، ندای صادق، شماره 16 و توسلیان، مهدی، 1391، قیام امام مهدی؟عج؟ از زبان موسی، زرتشت، عیسی و محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)، جامعه خبری، تحلیلی الف، کد 162096.
مشخصه مهم دارد، این سه مشخصه عبارتند از:
1_ ظاهراً مبتنی بر علم است (مدرن).
2_ سعی میکند تمام عالم را به تسخیر خود در آورد.
3_ بسیار پیچیده است.
از احادیث استفاده می شود که حضرت مهدی؟عج؟ مثل پیامبر بزرگوار اسلام؟ص؟ در برابر جاهلیت قرار می گیرد که «جاهلیت مدرن» است. این تمدن که ظاهراً مبتنی بر علم است، سعادت بخش نیست، زیرا جهل؛ تنها با علم برطرف نمیشود، بلکه ایمان، تقوا و پذیرش ولایت الهی جهل را از بین میبرد. امام صادق؟ع؟ ضمن تشبیه دقیق عصر قبل از ظهور امام زمان؟عج؟ که «جاهلیت نو» بر آن حاکم است، با عصر پیامبر اکرم؟ص؟ که جامعه، گرفتار جاهلیت بود، پیرامون عملکرد امام زمان؟عج؟ می فرماید:
یصنع کما صنع رسول الله یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیة و یستأنف الاسلام جدیداً بعد ان یهدم ما کان قبله؛ او همان کاری را می کند که پیامبر خدا کرد. تمام فرهنگ و مناسبات جاهلی را بر هم می ریزد و اسلام ناب را دوباره به مردم عرضه می کند. (1)
همچنین می فرماید:
ابطل رسول الله ما کان فی الجاهلیة و استقبل الناس بالعدل و کذلک القائم؛ پیامبر اکرم نشانههای جاهلیت را از بین برد و با عدالت میان مردم رفتار نمود. قائم نیز چنین خواهد کرد. (2)
همچنین فضیل بن یسار میگوید شنیدم امام صادق؟ع؟ درباره اخلاق مردم در عصر ظهور میفرمایند:
إن قائمنا إذا قام استقبل من جهلة الناس أشد مما استقبله رسول الله من جهال الجاهلیة فقلت: وکیف ذلک؟ قال: إن رسول الله أتی الناس وهم یعبدون الحجارة والصخور والعیدان والخشب المنحوتة، وإن قائمنا إذا قام أتی الناس وکلهم یتأول علیه کتاب الله،
ویحتج علیه به، ثم قال: أما والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر والقر؛ قائم ما چون قیام کند با جهل مردم، شدیدتر از آنچه رسول خدا؟ص؟ با آن از سوی نادانان جاهلیت روبرو شد برخورد میکند، عرض کردم، این چگونه ممکن است؟ فرمود، همانا رسول خدا در حالی به سوی مردم آمد که آنان سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده و مجسمههای چوبین را میپرستیدند و قائم ما چون قیام کند در حالی به سوی مردم میآید که جملگی کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و بر او بدان احتجاج مینمایند، سپس فرمود، بدانید به خدا سوگند که موج دادگستری او بدانگونه که گرما و سرما نفوذ میکند، تا درون خانههای آنان راه خواهد یافت. (1)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ به امام علی؟ع؟ درباره شرایط مسلمانان فرمود:
یا علی، انَّ القومَ سَیُفتَنون باموالِهم، و یَمُنُّون بدینِهم علی ربِّهم، و یَتَمَنَّون رحمَتَه و یَأمَنُون سَطْوَتَه و یَستَحِلُّون حرامَه بالشبهاتِ الکاذبة و الاهواءِ الساهیةِ، فَیَسْتَحِلُّون الخَمْرَ بالنبیذ و السُّحْتَ بالهدیة و الرِّبا بالبیع؛ ای علی، دیری نپاید که امت اسلامی با اموالشان دچار فتنه میشوند. آنان با دینداری خود بر خدا منت میگذارند و رحمتش را آرزو میکنند و خود را از قهر الهی مصون میپندارند و با شبهات دروغین و هوسهای غافلانه حرام او را حلال میسازند. شراب را به نام آب انگور و رشوه را به اسم هدیه و ربا را به عنوان معامله مباح میشمارند. (2)
این روایات به وضوح از رواج یک تمدن جاهلی که با دلایلِ به اصطلاح علمی آموزههای الهی را تغییر میدهند، اشاره دارند که البته هماکنون در بخشی از تمدن کنونی با شدت در حال وقوع است.
امام علی؟ع؟ در خطبه طالوتیه به وضوح ریشه به وجود آمدن چنین تمدنهایی را گوشزد نمودهاند:
سوگند به خدایی که دانه را (در دل خاک) بشکافت و آدمیان را آفرید، اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید و خیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید و از میان راه به رفتن پرداخته بودید و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههای شما
هموار میگشت و نشانههای هدایتگر پدید می آمد و فروغ اسلام شما را فرامیگرفت و به فراوانی غذا میخوردید، و دیگر هیچ عائلهمندی بیهزینه نمیماند، و بر هیچ مسلمان و غیرمسلمانی ستم نمیرفت. و لیکن شما در راه جهالت و گمراهی به راه افتادید؛ و بدین جهت این دنیای گسترده با این پهنا و وسعتش برای شما تاریک شد؛ و درهای علم و دانش به روی شما بسته شد؛ و با آراء و اهواء خودتان گفتید و شنیدید و رفتار کردید؛ و در همان دین و روشی که برای خود اتخاذ کردید، نیز اختلاف نمودید؛ و در دین خدا بدون داشتن علم و بصیرت فتوا دادید؛ و اظهارنظر کردید؛ و از گمراهان و گمراه کنندگان پیروی نمودید؛ و ایشان شما را اغوا کردند. و شما امامان و پیشوایان خود را از أهل بیت ترک کردید؛ و ایشان نیز شما را به واسطهی شقاوت نفوستان و قساوت قلوبتان و بطلان استعدادتان از قبول هدایت و کمال، ترک کردند و بنابراین روزگار خود را در حال عدم انقیاد و پیروی از حق گذرانیده؛ و به آراء خود عمل کردید؛ و با حکومت أفکار خود زیست نمودید... .
قدری آهسته حرکت کنید؛ که در زمان نزدیک نتیجهی آنچه را که کاشتهاید، درو خواهید نمود؛ و وخامت اعمال و سنگینی آنچه بجای آوردهاید، از ترک امامت و ولایت را درخواهید یافت؛ و عاقبت ولایت حکام و ولات جور به شما خواهد رسید.
زمان کنونی همان زمانی است که امام علی؟ع؟ به آن اشاره نموده است و شلاقهایی که بر پیکره اخلاق انسان، سلامتی جسم او و محیط زیستش وارد شده است همان محصولی است که امام علی؟ع؟ وعده درو کردن آن را دادهاند.
بسیاری از مؤلفههای کنونی حاکم بر جهان مایه اهلاک حرث و نسل بوده و نمیتوانند در حیات طیبه مهدوی ادامه یابند. این تمدن نمیتواند زیرساختهای لازم برای تربیت انسان در تراز خلیفه خدا را تأمین کند و اندک افرادی که در تراز انسان مهدوی تکامل مییابند با زحمات و مشقات بسیار فراوانی روبرو هستند. در حیات طیبه مهدوی زیر ساختها به گونهای فراهم میشود که قاطبه بشر به سعادت و تکاملی که ظرفیت آن را دارند میرسند.
تولید محصولات کشاورزی در عصر حاضر، برکت خود را از دست داده و کاهش تولید به دلیل کاهش بارندگی و پراکنش نامناسب آن، تنش حرارتی شدید، آلودگی منابع آبوهوا، افزایش میزان و تنوع آفات و بیماریها که همگی مصادیقی از کاهش برکت در تولیدات کشاورزی میباشند آشکار است. دستکاری ژنتیکی، تولید محصولات تراریخته و استفاده از انواع روشهای آبیاری، برای کاهش اثرات خشکسالی، تولید انواع سموم دفع آفات نباتی و استفاده از ماشینهای مدرن برای پاشش سموم بر روی درختان و مزارع، بهمنظور جلوگیری از شیوع آفات و بیماریها و استفاده از انواع کودهای شیمیایی برای افزایش عملکرد نیز نتوانسته است باعث تولید پایدار و باکیفیت محصولات کشاورزی شود. برعکس محصولات تولیدی با انواع سموم و کودهای شیمیایی آلوده شده، تعادل عناصر در محصول تولیدی به هم خورده و کیفیت مواد غذایی کاهش یافته است. این وضعیت نمیتواند در عصر ظهور ادامه یابد، زیرا پرورش انسانهای باایمان در تراز انسانهای مهدوی با خوردن برخی غذاهای ناپاک، شبیه آنچه اکنون تولید میشود، ممکن نیست. هیچکس مخالف به کار بردن علم در کشاورزی نیست، اما ورود علم به عرصه زندگی بشر وقتی قابلقبول است که از منبعی پاک سرچشمه گرفته و در پرتو ایمان به خدا و تقوای الهی برکت یافته است. روایات ائمه اطهار نشان میدهند که در عصر ظهور مرتبه بالاتری از آفرینش درزمینهی کشاورزی و رشد محصولات زراعی و باغی اتفاق میافتد. بدین ترتیب به برکت وجود امام، باران فراوان نازل شده، گسترش علوم و رعایت آموزههای علمیِ عقلیِ الهی موجب اصلاح چرخهها و زنجیرههای طبیعی در بخش کشاورزی، منابع طبیعی و پرورش دام و طیور شده و با حذف
تیمارهای شیمیایی مضر و ناپاک و فناوریهای ساختار شکن، مواد غذایی پاک و ارگانیک تولید خواهد شد. چشمهها پرآب و تولید محصول قابل مقایسه با شرایط فعلی نخواهد بود. مواهب طبیعی مانند جنگلها، سبزهزارها، دامها و تولیدات دامی برکت خواهند یافت. بدینصورت همهی مردم بینیاز شده و فقر و گرسنگی از بین خواهد رفت.
خداوند در قرآن کریم خود را زارع معرفی کرده و میفرماید:
أَفَرَأَیتُمْ مَا تَحْرُثُونَ * أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ * لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکهُونَ؛ آیا هیچ درباره آنچه کشت میکنید اندیشیدهاید؟ آیا شما آن را میرویانید یا ما میرویانیم؟ هرگاه بخواهیم آن را مبدّل به کاه در هم کوبیده میکنیم که تعجّب کنید. (1)
کشاورزی و تولید محصول مانند هر پدیده دیگری دارای دو جنبهی مادی و معنوی است. در بعد مادی زمین شخم شده و دانه در آن کشت میشود. اگر عامل دوم یعنی عامل معنوی خوب عمل کند و برکت از ناحیه پروردگار شامل شود، باران در طول فصل رشد، بهاندازه کافی میبارد و نیاز به سد، پمپ، چاه، برق، سوخت فسیلی و متخصص آبیاری را مرتفع میسازد و هزینهی تمام این عوامل حذف میشود. محصول دچار آفت و بیماری نشده، به کمال رشد رسیده و متناسب با فرمولهای طبیعی رشد کرده و تولید بالایی خواهد داشت. در این صورت ماشینهای سمپاشی، سم، کارخانههای تولید سم و بسیاری ماشینها و صنایع دیگر، مورد نیاز نخواهد بود و آلودگی محیطزیست وجود نخواهد داشت. محصول، بدون نیاز به کودهای شیمیایی، درنهایت کیفیت تولید شده و مواد تشکیل دهندهی آن دارای یک تناسب طبیعی خواهد بود. بنابراین با مصرف این محصول طیب (پاک) توسط انسان، سلامت جسم و روح وی تأمین شده و انسان با روحیهای شاد و جسمی سالم، بندگی خدا را خواهد کرد. هم اکنون محصول ارگانیک، یعنی محصولی که در تولید آن از سموم کشاورزی، کودهای شیمیایی و
1) واقعه، 63- 65.
دستکاری ژنتیکی استفاده نشده باشد از آمال و آرزوهای بشر است و برخی دولتها با نظارت دقیق، در سطح محدود، اقدام به تولید چنین محصولاتی مینمایند. اینگونه محصولات به چند برابر قیمت به فروش میرسند که این خود نشان دهندهی ناسالم و مضر بودن بسیاری از محصولات کشاورزی در دنیای امروز است. برخی از دلایل این موضوع عبارتند از:
1_ استفادهی نامناسبِ غیر علمیِ، غیر عقلی و ناعادلانهی گروهی از بشر از منابع طبیعی مانند آب، خاک، جنگلها و مراتع که باعث از بین رفتن یا آلودگی منابع شده و تغییرات اقلیمی نظیر خشکسالی، سیلاب، ریزگرد و گرم شدن کره زمین را نیز به دنبال داشته است.
2_ آلودگی منابع آب، خاک و محصولات کشاورزی تولید شده به خاطر استفاده از کودها، سموم، گوگرد و انواع مواد شیمیایی نگهدارنده، طعم دهنده و رنگ که باعث بروز انواع بیماریها، تغییر اخلاق انسان و بر هم خوردن چرخهی طبیعی اقلیم (عدالت در طبیعت) میشود.
3_ آلودگی محصولات دامی تولید شده به علت استفاده از تیمارهای شیمیایی و داروها در تغذیه دام، طیور و ماکیان و استفاده از روشهای غیر علمی و غیر اخلاقی در تولید برخی محصولات، نظیر ایجاد فریب در چرخه طبیعی زندگی حیوانات و برخی دستکاریهای ژنتیکی.
4_ تولید محصولات کشاورزی دستکاری شده (تغییرات ژنتیکی، تراریخته، محصولات غیرطبیعی و تقلبی) باعث بر هم خوردن نظام طبیعی تغذیه انسان شده است.
5_ افزایش آفات و بیماریهای گیاهی به علت تغییرات اقلیمی ناشی از عملکرد بشر.
۶_ کاهش برکت در نزول رحمت الهی و تولید محصولات کشاورزی و افزایش آفات و بیماریهای گیاهی و جانوری به علت ظهور و بروز انواع فساد، ظلم و بیعدالتی در جوامع انسانی که بروز یکی از آنها در امتهای پیشین موجبات غضب الهی را فراهم نموده است و به نمونههای متعددی از آن در قرآن اشاره شده است.
همهی موارد بالا باعث بروز برخی از انواع بیماریها در انسان و تغییرات در اخلاق او شده و چرخهی طبیعی حیات (عدالت در طبیعت) را نیز دچار نقص میکند. اثر تغذیه نامناسب بر
اخلاق انسان که از برخی مؤلفههای آن در علوم پزشکی تحت عناوینی مانند تغییرات هورمونی، بروز بیماریهای عصبی، اختلالات رفتاری و... یاد میشود، موضوعی فراموششده است که کمتر از آن یاد میشود. کمتر در بررسیهای علمی دیده میشود که جوامع علمی امروزی اثر مواد غذایی آلوده و ناپاک را بر ادب، متانت، دیانت، اخلاق فردی و اجتماعی، روابط زناشویی، انجام عمل صالح و رعایت آموزههای دینی و الهی بررسی کرده یا مهم بدانند. برای بررسی موضوع کشاورزی در عصر حاضر و مقایسه آن با عصر ظهور برخی مؤلفههای کشاورزی در عصر حاضر معرفی میشود:
بنا به گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی، بین 33 تا 60 درصد افزایش تولیدات کشاورزی در جهان در چند دهه گذشته مرهون مصرف کودهای شیمیایی بوده و در کشورهای با مصرف بهینه کود، این افزایش حداکثر بوده است (1).
مصرف بیرویه کود شیمیایی در محصولات کشاورزی مرگ خاموش است. با توجه به وابستگی عجیب کشاورزان به مصرف کودهای شیمیایی، مصرف بیرویه این کودها معضل بخش کشاورزی است. هماکنون ۳۵ درصد از خاک کشاورزی جهان به خاطر حجم مصرف کودهای شیمیایی از بین رفته است و برای ایران آماری در دست نیست. محصول سالم یعنی محصولی که باقیمانده سموم و کودهای شیمیایی و فلزات سمی در آن نباشد (2)
http://www.ghatreh.com/news/nn11263174.
.میزان مصرف کود اوره در کشور ما 2/5 میلیون تن در سال میباشد. این مواد در دامها اثرات سویی دارند و مصرف علوفههایی با میزان اوره بالا باعث افزایش سقطجنین در دامها میشود. موضوعی به نام اپی ژنتیک وجود دارد که طبق آن محیط و عوامل محیطی غذاها میتوانند خصوصیات ژنتیکی فرد را تغییر دهند، بنابراین مصرف چنین مواد شیمیایی میتواند در نسلهای آینده ما تغییراتی ایجاد نمایند. کودهای فسفاته و سیاه نیز چنین اثرات مخربی بر سلامتی انسان دارند. این کودها عنصر کادمیوم را به خاک اضافه میکنند که از گیاه و بدن انسان خارج نمیشود و بهمرور باعث تخریب سیستم حافظه انسان میگردد. این مواد شیمیایی جذب آهن و روی را در بدن انسان کاهش میدهد. ریزش مو و بدخلقی نیز از
عوارض کاهش این مواد در بدن است. مصرف بیرویه اوره و فسفات باعث قلیایی شدن خاک و تخریب آن میشود، بهطوریکه در حال حاضر تنها 18 درصد از خاکهای ما در حد ایده آل قرار دارند. سفت و کلوخی شدن بسیاری از خاکهای کشاورزی نیز ناشی از مصرف بالای اوره میباشد. زمانی که خاک قلیایی میشود گیاه نمیتواند منگنز و دیگر مواد لازم برای خود را جذب نماید و در این شرایط زندگی برای حشرات و دیگر جانداران نیز با مشکل مواجه میشود. همچنین نیترات موجود در کودهای شیمیایی خاصیت آبشویی دارد و بهراحتی وارد آبهای زیرزمینی میشود (1)
http://www.mehrnews.com/news/2039359.
.شکل (5) نشان میدهد که طی سالهای 2008 تا 2018 میلادی مصرف کودهای شیمیایی در جهان افزایش یافته و از مقدار 150 میلیون تن در سال به 200 میلیون تن در سال رسیده است. این آمار فقط شامل کودهای ماکرو مانند فسفات، پتاس و اوره است و به این آمار باید سایر انواع کودها را نیز افزود (2). با پیشبینیهای انجامشده متوسط رشد مصرف سالیانه کود تا سال 2030 به میزان 3/1 – 7/0 درصد خواهد بود (3).
شکل 5_ مصرف کودهای شیمیایی ازت، فسفات و پتاس در جهان طی سالهای 2008 تا 2018 (میلیون تن) (4).
مصرف سموم دفع آفات نباتی در کشور طی سال 1392 به میزان 21000 تن گزارش شده است. از این میزان سم، مقداری از طریق مواد غذایی، آب و سایر روشها وارد بدن مصرف کنندگان میشود (5)
http://ppo.ir/Pages/NewsDetails.aspx?newsId=327.
.1) عین اللهی، بهزاد. 1391. مصرف کود در ایران. خبرگزاری مهر.
2) FAO, 2015. World fertilizer trends and outlook to 2018. Food and Agriculture organization of the United Nations (FAO), Rome, ISBN 978-92-5-108692-6, Annual Report 14.
3) مشایخی، پریسا و صلحی، محمود. 1389. چشم انداز مصرف کود در ایران و جهان. اولین کنگره چالش های کود در ایران.
4) FAO, 2015. World fertilizer trends and outlook to 2018. Food and Agriculture organization of the United Nations (FAO), Rome, ISBN 978-92-5-108692-6, Annual Report 14.
5) باغستانی، محمدعلی. 1393. مصرف سم در ایران. سازمان حفظ نباتات کشور.
سالانه سه میلیون نفر درنتیجه مصرف آفتکشها در دنیا مسموم شده و حدود 20 هزار نفر دچار مرگومیر میشوند. تحقیقات نشان داده است که سموم آفتکش باعث احتمال بروز انواع سرطانها ازجمله لوکمی، لمفوم، دستگاه گوارش، پستان، پروستات و تیروئید، سقطجنین، کاهش رشد و نمو جنین، نازایی، عدم رشد فکری، پارکینسون، اثرات مخرب ساختمانی در بدن هنگام تولد و نقصهایی در اعمال و بافتهای بدن میشوند.
بر اساس تحقیقات انجامشده در آمریکا حداقل یک نوع ترکیب شیمیایی آفتکش در خون یا ادرار 100 درصد از مردم آمریکا وجود دارد. در سال 1997 تعداد 88255 مورد اورژانسی در مرکز کنترل سموم آمریکا به ثبت رسیده است که بیش از 50 درصد از این موارد مربوط به کودکان کوچکتر از 6 سال است. میزان بروز سرطان مغز در کودکان در طی 20 سال گذشته 30 درصد افزایش داشته است. از مجموعه سموم مصرفی در آمریکا 40 درصد سرطانزا و 43 درصد مخرب سیستم رشد و تولید مثل است (1)
http://www.mehrnews.com/news/2329853.
.با مصرف کودها و سموم کشاورزی هماکنون متوسط تولید گندم آبی در کشور ما 8/3 و گندم دیم 2/1 تن در هکتار و متوسط عملکرد جهانی آن 3 تن در هکتار است (2). این مقدار تولید با رکورد تولید که حدود 13 تن در هکتار است فاصله دارد (3)
http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1575571113509796481.
و با تولید 700 تخم از یک تخم که قرآن به آن اشاره دارد و به نظر مفسران رقمی موهومی نیست فاصلهاش از زمین تا آسمان است.امروزه در تولید محصولات کشاورزی، مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی، نگهداری میوهها و سبزیجات و فرآوری مواد غذایی از انواع کودهای شیمیایی، سموم، قارچ کشها، پرتوها، رنگ، مواد شیمیایی نگهدارنده و طعم دهنده استفاده میشود. به همهی این مواد شیمیایی باید اثرات ظروف پلاستیکی، فلزی و تجهیزات و ماشینهای مورد استفاده در فرآوری محصولات غذایی و اثرات دستکاریهای ژنتیکی بذور بر کیفیت نهایی مواد غذایی را نیز افزود.
ماندگاری سموم و تجمع عناصر سازنده کودهای شیمیایی در محصولات کشاورزی موضوع پوشیدهای نیست، تا جایی که تولید محصولات ارگانیک، یعنی محصولاتی که
بدون حضور انواع کودهای شیمیایی، استفاده از سموم دفع آفات و بیماریهای نباتی و انواع دخالت در ساختار ژنتیکی گیاه با حساسیت ویژهای در دستور کار بخش تولید محصولات کشاورزی قرار گرفته است.
اثرات زیست محیطی استفاده بی رویه و حتی با رویه از تیمارهای شیمیایی در مراحل مختلف تولید و مصرف مواد غذایی مانند اثرات نامطلوب آن بر منابع آب، آلودگی خاک، از بین بردن انواع حیوانات و حشرات مفید که زمانی خود موجب ایجاد تعادل در جمعیت انواع موجودات زنده بودهاند، اثرات گلخانهای و بروز بسیاری ناهنجاریهای دیگر در مطالعات، پروژههای تحقیقاتی، پیمانهای بینالمللی و همایشها و وضع قوانین و مقررات مختلف مورد توجه قرار گرفته است، اما اثرات اجتماعی و اخلاقی تیمارهای شیمیایی مورد توجه قرار نگرفته یا کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
در معرفی کارکرد حکومت مهدوی بر عدالت زیاد تکیه شده است. موضوع عدالت آنقدر با عدالت اقتصادی، شغلی و امنیت گره خورده است که حلقههای عمیقتر و بلکه مهمتر عدالت به فراموشی سپرده شده است. گویی عدالت مهدوی یعنی تقسیم اموال بین مردم، به عدالت و جلوگیری از کشتار انسانها و عدالت قضایی. البته این موارد از مؤلفههای بسیار مهم عدالت مهدوی هستند، اما عدالت تنها به همین موضوعات ختم نمیشود. چه بسا عدم رعایت یک آموزه الهیِ به ظاهر ساده باعث بیماری جسمی انسان، تغییر در اخلاق او و بر هم خوردن چرخهی عدالت در بسیاری از موضوعات دیگر شود. بنابر این در حکومت مهدوی رعایت آموزههای الهی که آموزههای علمیِ عقلی هستند توسط مردم، باعث بازگشت عدالت به همهی فرآیندها و چرخههای طبیعی زندگی انسان، حیوانات و طبیعت میشود. برای مثال مصرف گوشت به میزان توصیه شده در آموزههای الهی موجب برقراری تعادل روحی و جسمی و عدالت در چرخه و زنجیره طبیعت میشود.
مثالی برای تأثیر رعایت آموزههای الهی روی عدالت در چرخه طبیعت:
از پیغمبر اکرم؟ص؟ نقل شده است که فرمود:
ایَّاکمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَانَّهُ یَسِمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ وَ یُبْطِیءُ بِالْجَوارِحِ عَنِالطَّاعَةِ وَ یَصُمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِماعِ الْمَوعِظَةِ؛ از غذای اضافی بپرهیزید که قلب را پر قساوت میکند و از اطاعت حق تنبل میسازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مینماید. (1)
در روایتی از پیامبر خدا؟ص؟ آمده است:
مَنْ أَکلَ اللَّحْمَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً قَسَا قَلْبُهُ؛ هر کس چهل روز [پیاپی] گوشت بخورد، سنگ دل می شود. (2)
امیرمؤمنان علی؟ع؟ میفرمایند:
إِیاکمْ وَ الْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مَقْسَاةٌ لِلْقَلْبِ و مَکسَلَةٌ عَنِ الصَّلَوةِ وَ مَفْسَدَةٌ لِلْجَسَدِ؛ از پرخوری بپرهیزید، زیرا باعث قساوت قلب و سستی برای نماز و تباه شدن بدن میشود.
مَنْ تَرَک اللَّحْمَ اَرْبَعینَ صَباحا ساءَ خُلُقُهُ؛ کسیکه چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد میشود. (3)
با توجه به روایات، خوردن زیاد گوشت باعث قساوت قلب و خوردن بسیار کم آن باعث تغییر در اخلاق انسان میشود. همچنین در علم پزشکی ثابت شده است که خوردن گوشت زیاد باعث افزایش ریسک بروز بیماری نقرس، بیماریهای قلبی، چربی خون، سرطان روده، بالا رفتن اسید اوریک که باعث دردهای مفاصل شده و بیماریهای متعدد دیگر میشود.
نوشتارهایی که مصرف بالای گوشت، بهویژه گوشت قرمز و گوشت فرآوری شده را با افزایش خطر ابتلا به سرطان، بهویژه سرطان روده بزرگ، مرتبط میدانند در حال افزایش است. به همین دلیل تنظیم تعادل بین گوشت و سایر اجزای رژیم غذایی ممکن است برای محافظت در برابر خطر بالقوه سرطان حیاتی باشد (4). نتایج تحقیقات همچنین نشان میدهد که دریافت بیشتر انواع گوشتهای قرمز با افزایش احتمال ابتلا به سرطان پروستات مرتبط میباشد. در این میان، مصرف بیشتر گروه امعاء و احشاء و گوشت فرآوری شده بهطور
معنیداری با افزایش احتمال ابتلا به سرطان پروستات مرتبط است (1).
اما شاید کمتر کسی بداند که عدم رعایت این آموزه الهی که مورد تائید و مبتنی بر علم و عقل نیز هست به تغییر در چرخه طبیعیِ اقلیم یا ناهنجاریهای اقلیمی (عدالت طبیعی) کمک میکند. اما این اثر چگونه انجام میشود:
شیوه تغذیه ما دیگر یک موضوع خصوصی نیست، بلکه هر وعده غذایی که انتخاب میکنیم تأثیر بسیاری بر زندگی مردم سراسر جهان، محیطزیست، تنوع زیستی و وضعیت آب و هوایی میگذارد. مصرف کمتر گوشت میتواند بهراحتی به حفاظت از ذخایر آبی، جنگلها، زمینهای زراعی، وضعیت آب و هوا و تنوع زیستی کمک کند و در مقابل، مصرف بالای گوشت موجب میشود که تولید صنعتی آن نیز در مقیاس بالا انجام گیرد.
تخمین زده میشود بسته به روش تولید، صنعتی یا سنتی بودن و سایر مؤلفهها برای تولید یک کیلوگرم گوشت گاو 15 هزار لیتر آب مصرف و 35 کیلوگرم دیاکسیدکربن تولید میشود. این در حالی است که برای تولید یک کیلوگرم از بسیاری محصولات کشاورزی کمتر از 1000 لیتر آب مصرف میشود (2).
جدول2_ میزان آب مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم از برخی محصولات غذایی (لیتر)
نوع ماده غذاییمیزان آب مصرفی
یک کیلو گرم ذرت996 لیتر
یک کیلو جو 353 لیتر
یک کیلو سیب زمینی254 لیتر
یک کیلو گندم375 لیتر
یک کیلو سویا286 لیتر
یک کیلو گوشت مرغ4325 لیتر
یک کیلو گوشت خوک 5988 لیتر
یک کیلو گوشت گاو15415 لیتر
در سال ۲۰۱۳ تولید گوشت در جهان به بیش از ۳۰۸ میلیون تن رسید و بنا به تخمینِ
1) عسکری، فائزه، و غیره. 1392. ارتباط مصرف گوشت قرمز، گوشت فراوری شده، احشاء، ماهی و ماکیان، با ریسک ابتلا به سرطان پروستات: مطالعه مورد - شاهدی. مجله علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، تابستان 1392، دوره 8، شماره 2، ص 173 تا 180.
2) Mekonnen, M. M. و Hoekstra, A. Y. 2010. The green, blue and grey water footprint of farm animals and animal products (Vol. 1). UNESCO-IHE Institute for water Education..
«سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل» (فائو) این میزان در سال ۲۰۱۴ به ۳۱۲ میلیون تن افزایش یافته است. از سال ۱۹۶۱ تاکنون، تولیدِ گوشت در جهان بیش از ۴ برابر شده است. علت اصلی این پدیده، افزایش قدرت خرید، گسترشِ شهرنشینی و تغییر رژیم غذایی افراد در برخی از جوامع بوده است. در مقایسه با سال ۱۸۰۰، تولید گوشت در جهان ۲۵ برابر شده، که حدود ۴ برابر بیشتر از رشد جمعیت در این دوره بوده است.
صنعت دام و طیور مشخصات بارزی دارد که بهصورت ویژه باید به آنها توجه کرد:
•پرورش صنعتی دام و طیور به آب زیادی احتیاج دارد.
•معمولاً برای تولید خوراک دام و طیور از غلات با ارزشی مثل ذرت یا سویا استفاده میشود.
•به منظور گسترش چراگاههای دام و طیور، مناطق جنگلی تخریب میشوند.
•حیوانات معمولاً در محیطهای بسته و فضاهای محدود و در وضعیتی فشرده و نامناسب نگهداری میشوند.
•بهجای استفاده از کودهای طبیعی (کودهای حیوانی)، از کودهای نیتروژنهی مصنوعی (شیمیایی) استفاده میشود.
شبرای افزایش سرعت رشد حیوانات و کاهش احتمال شیوع بیماری، دُز بالایی از مواد آنتیبیوتیک به حیوانات تزریق میشود.
در سال ۲۰۱۱ در کشور آمریکا، بیش از ۱۳۰۰۰ تن آنتیبیوتیک به حیوانات (دام و طیور) تزریق شد (این مقدار را با ۳۵۰۰ تن آنتیبیوتیکی که در همان سال در آمریکا برای معالجهی بیماران انسانی استفاده شد مقایسه کنید). این میزان در اروپا حدود ۸۵۰۰ تن بود. اما این رقمها در مقایسه با بیش از ۱۰۰۰۰۰ (صد هزار تن) آنتیبیوتیک تزریقی به حیوانات در چین رنگ میبازد.
تولید دام و طیور به زمین زیادی احتیاج دارد. نزدیک به ۷۰ درصد زمینهای کشاورزی کرهی زمین به عنوان چراگاه دام و طیور مورد استفاده قرار میگیرد و ۱۰ درصد دیگر این زمینها برای تولید غلاتی که توسط آنها مصرف میشود اختصاص مییابد. یعنی روی هم رفته، ۸۰ درصد زمینهای کشاورزی مختص تولید دام و طیور است. حدود سه پنجم زمینهای زراعی جهان اختصاص به تولید گوشت گاو دارند، در حالی که گوشت گاو کمتر از ۵ درصد پروتئین
مصرفی جهان و کمتر از ۲ درصد کالری مصرفی جهان را تامین میکند.
سالیانه در جهان، نزدیک به ۸۰۰ میلیون تن گندم، چاودار، جو دوسر و ذرت به دام و طیور خورانده میشود. این میزان در حدود ۴۰ درصد تولید جهانی این غلات است که همراه با بیش از ۲۵۰ میلیون تن دانهی سویا و سایر دانههای روغنی به مصرف دام و طیور میرسد.
تولید گوشت همچنین به مقادیر زیادی آب احتیاج دارد. حدود ۷۰ درصد از آب آشامیدنی قابل دسترس جهان صرف کشاورزی میشود. یک سوم این مقدار، یعنی بیش از ۲۰ درصد کل آب مصرفی در جهان، صرف تولید غله هایی که به مصرف دام و طیور میرسند میشود. با اختلاف زیاد نسبت به سایر انواع گوشتها، تولید گوشت گاو بیشترین آب را مصرف میکند (1)و (2).
تولید گوشت قرمز افزون بر آنکه به بحران آب دامن میزند، باعث میشود گازهای گلخانهای پنج برابر بیش از موارد تولید دیگر انواع گوشت آزاد شوند. خسارات ناشی از تولید گوشت قرمز زیاد است بهطوریکه حجم دی اکسید کربن آزاد شده برای تولید یک کیلو گوشت قرمز را با طی مسافت 250 کیلومتر با یک خودرو مقایسه میکنند.
تحقیقات نشان میدهد که هر رأس گاو شیری در سال باعث انتشار 5587 کیلوگرم دیاکسید کربن شده و با توجه به طول دوره یکساله شیردهی، مقدار 7/0 کیلوگرم گاز دیاکسید کربن به ازای تولید هر کیلوگرم شیر در سال، به گازهای گلخانهای موجود در جو اضافه میشود (3). در تحقیقات دیگر مقادیر کمتر یا بیشتر از نتایج حاصله در این پژوهش گزارش شده است.
از سال 2000 تا 2014، تعداد گاوها در برزیل از 170 تا 213 میلیون افزایش یافته است. تولید گاو در منطقه آمازون در برزیل به طور پیوسته افزایش یافته و در حال حاضر حدود 40 درصد از تولید گوشت در این کشور را تشکیل میدهد. تبدیل جنگل به مرتع برای چرای گاو دلیل اصلی جنگل زدایی در آمازون است و نزدیک به هفتاد و پنج میلیون هکتار از تبدیل و جنگلزدایی در آمازون برزیل، به علت تبدیل جنگلها به مراتع برای چرای گلههای گاو است (4).
1) Renner, M. 2014. Peak Meat Production Strains Land and Water Resources. Worldwatch Institute, www. worldwatch. org.
2) Hallam, David. 2014. BIANNUAL REPORT ON GLOBAL FOOD MARKETS. Food and Agriculture Organization of United nation (FAO(.
3) نبی پور افروز، حسن، عابدی فیروز جایی، روح الله و لقمانپور زرینی، رسول. 1395. محاسبه شاخص های مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای در سالن های پرورش گاو شیری. اولین همایش ملی یافته های نوین در علوم کشاورزی، محیط زیست و منابع طبیعی پایدار.
4) Hoelle, j. 2017. Jungle beef: consumption, production and destruction and the development process in the Brazilian Amazon. Journal of Political Ecology, 24(1), pp.743-762.
علاوه بر تولید دی اکسید کربن توسط دامها و تولید دیاکسیدکربن بیشتر توسط انسانهایی که گوشت زیادتری مصرف میکنند، فضولات دام نیز از منابع مهم تولید گاز متان هستند. گاز دیاکسیدکربن و متان تولیدی سهم عمدهای در تولید اثرات گلخانهای، ناهنجاریهای اقلیمی و تبعات ناشی از آن یعنی خشکسالی و سایر پدیدههای اقلیمی دارند. براساس گزارش منتشر شده توسط سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد در سال 2006، بخش دامداری مسبب تولید 18 درصد از گازهای تشدید کننده حالت گلخانهای است که این میزان بیش از سهم تولید دی اکسید کربن در حمل و نقل میباشد؛ بنابراین یک منبع عمده تخریب زمین و آب بخش دامپروری در جهان میباشد. مطالعات همچنین نشان میدهد که 37 درصد از کل متان تولید شده به علت فعالیتهای انسان (گاز متان 23 برابر خطرناکتر از CO2 در تشدید حالت گلخانهای است) توسط سیستم گوارش مجدد نشخوارکنندگان تولید میشود که به میزان قابل توجهی به بارانهای اسیدی کمک میکند (1).
شکل 6_ آب مورد نیاز برای تولید 500 کیلوگرم گوشت گاو برای شناور کردن یک ناو جنگی کافی است
بهطور خلاصه مصرف بیش از نیاز گوشت توسط انسان اثرات منفی زیر را در بر دارد:
1_ اثر سوء بر روی اخلاق انسان ازجمله قساوت قلب که منشاء بسیاری از گناهان و دور
1) Matthews, c. 2006. Livestock a major threat to environment. Food and Agriculture Organization of the United Nations, FAO Newsroom, 29.
شدن انسان از آموزههای الهی است، دارد. (1)
2_ دچار شدن به بیماریهای جسمی متعدد ناشی از مصرف زیاد گوشت و مصرف مواد شیمیایی که به دامها تزریقشده یا در تغذیه آنها بهعنوان مکمل استفاده شده است (2)و (3).
3_ مصرف آب بسیار زیاد در مقایسه با تولید محصولات کشاورزی باعث تشدید برداشت آب از منابع زیرزمینی و کمبود آب در دسترس میشود (4)و (5).
4_ تولید گازهای گلخانهای مانند دیاکسید کربن و متان، توسط خود دام و مصرفکنندگان گوشت و تولید گازهای گلخانهای از طریق مصرف کودها و سموم شیمیایی برای تولید علوفه و غذای دام و طیور که باعث کمک به پدیده تغییر اقلیم میشود. در برخی از منابع اشاره شده است که 18 درصد متان که سالیانه بر اثر فعالیتهای بشر وارد جو میشود، ناشی از فضولات حیوانی است که برای تأمین گوشت مصرفی بشر بهصورت صنعتی پرورش مییابند (6).
5_ مصرف سموم و کودهای شیمیایی برای تأمین علوفه بسیار زیاد، موردنیاز دامها و درنتیجه آلودگیهای زیستمحیطی.
6_ اختصاص بسیاری از زمینهای زراعی به تولید غذای دام و طیور با صرف هزینههای بالا و تخریب منابع خاک.
7_ از بین رفتن چراگاههای طبیعی دامها و جنگلها و افزایش ناهنجاریهای اقلیمی و کویر زایی (7)و (8).
8_ تغییرات اقلیمی ناشی از تولید گازهای گلخانهای بهوسیله فضولات دامی، تغذیه دامها و مصرف بیشازاندازه گوشت توسط انسان (9).
متخصصین برای رفع مشکلات ناشی از مصرف زیاد گوشت و تأثیرات نامطلوب تولید صنعتی دام و طیور بر محیطزیست و سلامت انسانها راههایی را پیشنهاد دادهاند که مهمترین آنها تغییر شیوه ی تغذیهی شهروندان است. کاهش مصرف گوشت و تغییر نوع گوشت
1) همان، ص294.
2) Ferguson, L. R. 2010. Meat and cancer. Meat science, 84(2), pp.308-313.
3) عسکری، فائزه، و غیره. 1392. ارتباط مصرف گوشت قرمز، گوشت فراوری شده، احشاء، ماهی و ماکیان، با ریسک ابتلا به سرطان پروستات: مطالعه مورد - شاهدی. مجله علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، تابستان 1392، دوره 8، شماره 2، ص 173 تا 180.
4) Renner, M. 2014. Peak Meat Production Strains Land and Water Resources. Worldwatch Institute, www. worldwatch. org.
5) Hallam, David. 2014. BIANNUAL REPORT ON GLOBAL FOOD MARKETS. Food and Agriculture Organization of United nation (FAO(.
6) Matthews, c. 2006. Livestock a major threat to environment. Food and Agriculture Organization of the United Nations, FAO Newsroom, 29.
7) Renner, M. 2014. Peak Meat Production Strains Land and Water Resources. Worldwatch Institute, www. worldwatch. org.
8) Hallam, David. 2014. BIANNUAL REPORT ON GLOBAL FOOD MARKETS. Food and Agriculture Organization of United nation (FAO(.
9) Matthews, c. 2006. Livestock a major threat to environment. Food and Agriculture Organization of the United Nations, FAO Newsroom, 29.
مصرفی، از فشاری که شیوهی زندگی ما بر محیط طبیعی وارد میکند خواهد کاست (1).
این نتیجهی علمی، دقیقاً همان آموزهی الهی و دینی است که درباره مصرف گوشت بهصورت متعادل در ادیان الهی ازجمله اسلام به انسانها آموزش دادهشده است. بنابراین اکنون میتوان به اهمیت رویکرد بشر به آموزههای الهی که در نگاه اول ساده به نظر میرسند، اما در مقیاس بزرگ بحرانهای شدیدی در جهان ایجاد میکنند پی برد.
با این مثال میتوان مفهوم برقراری عدالت در جامعه مهدوی را با عمق بیشتری درک نمود. بنابراین امام عصر با دعوت انسانها به آموزههای علمی و عقلیِ الهی، عدالت را در زوایای مختلف زندگی بشر ازجمله عدالت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اقلیمی و قضایی ایجاد میکند. به همین علت در روایت بسیار مهم «یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً» مفهوم و ابعاد پر کردن جهان از عدل توسط امام عصر بهتر مشخص میشود که به معنای برقراری عدالت در همهی ابعاد زندگی انسان است.
یکی از کارکردهای حکومت مهدوی و هر حکومت مبتنی بر آموزههای الهی، تولید کمهزینه و با عملکرد بالای محصولات غذاییِ پاک و عاری از سم، کودها و سایر مواد شیمیایی است که اصولاً مصرف آنها یکی از زیرساختهای لازم برای تربیت انسان در تراز خلیفه خدا میباشد.
هماکنون تغییرات اقلیمی وسیعی در زمین به علت تخریب جنگلها و منابع طبیعی، تولید گازهای گلخانهای، آلودگی محیطزیست به انواع مواد شیمیایی، تهاجم بشر به منابع و کاهش برکت و رحمت الهی به دلیل فساد گسترده در اعمال، رفتار و اخلاق گروهی از انسانها به وجود آمده است. این ناهنجاریهای اقلیمی باعث خشکسالیهای گسترده، آتشسوزی غیرطبیعی جنگلها، طغیان آفات و بیماریهای گیاهی، کویرزایی، آلودگی منابع آبوخاک و بروز پدیده ریز گردها و از بین رفتن مواهب طبیعی الهی شده است.
هر پدیده و چرخهی طبیعی دارای یک حکمت عمیق بوده و موهبت و رحمت الهی بهحساب میآید که برهم خوردن آن زنجیره طبیعی موجب به وجود آمدن بحران در حیات
1) Renner, M. 2014. Peak Meat Production Strains Land and Water Resources. Worldwatch Institute, www. worldwatch. org.
انسان، حیوانات و گیاهان در زمین میشود. اکنون زنجیرهی بسیاری از این مواهب الهی دچار نقص شده و بشر سعی دارد این نقص را با روشها، مصنوعات و ماشینهای دستساخته خود جبران کند، به زبان دیگر صنعت را جایگزین رحمت کرده است. مثالهای متعددی برای این موضوع درزمینه منابع طبیعی و کشاورزی وجود دارد ازجمله:
•طغیان آفات و بیماریهای گیاهی به کمک سم، سمپاش، علم گیاهپزشکی، ژنتیک، پرتوهای مختلف ازجمله هستهای جبران میشود (1)(2)(3).
•آلودگی و فقر خاک با کودهای شیمیایی، سموم و قارچکشها جبران میشود (4).
•آلودگی و بحران منابع آب با سدسازی، انتقال آب، تصفیه فاضلاب و پمپاژ آب جبران میشود (5).
مثالهای متعددی برای این موضوع وجود دارد، اما برای درک بهتر موضوع فقط موضوع آفات و بیماریهای گیاهی و فقر خاک از این منظر مورد بررسی بیشتر قرار میگیرد:
در یک چرخه طبیعی، جمعیت آفات و بیماریهای گیاهی توسط عوامل مختلف محیطی تحت کنترل قرار میگیرد که عبارتاند از (6):
1_ دشمنان طبیعی آفت موجب کنترل جمعیت آفات شده و از طغیان آنها جلوگیری میکند.
2_ صاعقه و رعدوبرق موجب از بین رفتن تخم، لارو و خود حشرات و بسیاری از آفات شده و به کنترل جمعیت آنها کمک میکند.
3_ یخبندان زمستانه موجب از بین رفتن تخم، لارو و لانه حشرات و آفات بهویژه آفات خاکزی شده و یک کنترل طبیعی برای آفات و بیماریهای گیاهی محسوب میشود.
4_ برخورد مستقیم آفتاب به خاک موجب ضدعفونی شدن خاک و از بین رفتن قارچها و بسیاری از آلودگیها میشود.
5_ باقیماندههای گیاهی، پوسیدن آنها و اضافه شدن به خاک موجب بهبود وضعیت فیزیکی و افزایش مواد آلی خاک شده و خصوصیات فیزیکی و تغذیهای خاک را بهبود میبخشد.
1) عبادزاده، حمید رضا. 1395. آمارنامه کشاورزی. معاونت برنامه ریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزیو جلد دوم، ص 51 تا 78.
2) ذوالفقاریه، حمید رضا، و غیره. 1383. کاربرد پرتو گامه به منظور کنترل آفات مهم محصولات انباری. مجله علوم کشاورزی ایران، جلد 35، شماره 2، ص 415 تا 426.
3) یوسفی، مظاهر، و غیره. 1390. کاربرد عملی استفاده از اشعه گاما در کنترل کرم گلوگاه انار (Zeller ceratoniae Ectomyelois). نخستین همایش ملی جهاد اقتصادی در عرصه کشاورزی و منابع طبیعی.
4) کوچکی، علیرضا، و غیره. 1396. فراتحلیل مصرف کود شیمیایی نیتروژن در تولید غلات در ایران. مجله بوم شناسی کشاورزی، دوره 9 ، شماره 2، ص 296 تا 313.
5) صادقی، سید حمید رضا، و غیره. 1395. تجارب و پیامدهای انتقال آب بین حوضه ای در جهان. مجله تحقیقات منابع آب ایران، دوره 12، شماره 2، ص 120 تا 140.
6) خشاوه، عادل. 1387. قارچ ها و کنترل بیولوژیک آفات. مجله علمی- تخصصی کشاورزی زیتون، شماره 189، مرداد 1387.
6_ صاعقه و رعدوبرق فواید متعددی برای کشاورزی دارند که فقط برخی از آنها شناساییشده است. آذرخش یا رعدوبرق یک تخلیهی الکتریکی شدید و بسیار سریع در هواست و همین تخلیه الکتریکی است که نور و صدا تولید میکند. از فواید رعدوبرق، سمپاشی و کود رسانی است. وقتی برق با آن حرارتش آشکار میشود، قطرات باران با مقداری اکسیژن اضافی ترکیب میشوند و آبسنگین یعنی آباکسیژنه ایجاد میکنند. آباکسیژنه یکی از آثارش کشتن میکروبهاست. امروزه از این ترکیب در پزشکی برای شستشو و ضدعفونی استفاده میشود. لذا سالهایی که رعدوبرق کم باشد، آفات گیاهی بیشتر است. همچنین قطرات باران که براثر برق و حرارت شدید، حالت اسید کربنی پیدا میکنند به هنگام پاشیده شدن بر روی زمین و ترکیب با خاک، یک کود مؤثر گیاهی میسازند. برق آسمان انیدریک ازتیک تولید میکند که به همراه باران بر زمین نازل میشود، گیاهان از این نیتراتها بهعنوان کود استفاده میکنند.
اکنون تغییرات اقلیمی باعث شده است یخبندانهای زمستانه کاهشیافته یا برودت هوا در زمانی است که بارش باران وجود ندارد و عملاً یخبندان در خاک اتفاق نمیافتد و این موهبت الهی بهجای دفع آفات به تنش حرارتی و سرمازدگی فراگیر برای درختان و زراعت تبدیلشده و بشر دستبهکار کمک گرفتن از مواد شیمیایی برای به تعویق انداختن گلدهی درختان شده است. کاهش صاعقه، کاهش بارش، پراکنش نامناسب باران و بارشهای سیلآسا، استفاده بیرویه از زمینهای زراعی و سایر عوامل، باعث طغیان آفات و بیماریهای گیاهی و فقر خاک شده و بشر برای جبران آن دست به دامن کودها، سموم و سایر مواد شیمیایی شده است. سمپاشی بیرویه باغات و مزارع و تغییر اکوسیستمهای طبیعی باعث از بین رفتن انواع حشرات مفید و دشمنان طبیعی حشرات شده و طغیان آفات و بیماریهای گیاهی را در پی داشته است که همگی مصادیقی از ظهور فساد در خشکی و دریا هستند.
{ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ فساد، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است؛ خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید
(بسوی حق) بازگردند}. (1)
خداوند در قرآن کریم خوردن روزی پاک را در کنار انجام اعمال صالح آورده است. به گمان برخی مفسران خوردن غذای پاک پیششرط توانایی انجام عمل صالح است.
{یا أَیهَا الرُّسُلُ کلُوا مِنَ الطَّیبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ؛ ای پیامبران از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام میدهید آگاهم}. (2)
آیا باقیمانده سموم و کودهای شیمیایی که ما به همراه مواد غذایی میخوریم طیبات است؟ آیا جامعهای که طیبات نخورد میتواند عمل صالح انجام دهد؟ آیا این ناپاکیها میتواند در جامعه مهدوی وجود داشته باشد؟
کارکرد حکومت مهدوی بر پایه رعایت آموزههای الهی این است که بشر با طبیعت بهعنوان یک موجود صاحب شعور و دارای حقوق، در پیشگاه الهی برخورد نموده و چرخه طبیعی، بر زمین حاکم شده و نیاز بشر به بسیاری از صنایعی که اکنون جایگزین رحمت و مواهب الهی شدهاند مرتفع میشود. برای مثال طبیعت با زنجیره کامل خود از قبیل وجود صاعقه و رعد و برق، یخ بندان به موقع و سایر پدیدههای طبیعی باعث کنترل حشرات و تأمین مواد مورد نیاز گیاه شده و نیازی به استفاده از میلیونها تن سموم و کود شیمیایی مرتفع میشود. علاوه بر این، رعایت آموزههای علمیِ الهی، تقوا و ایمان و اطاعت از ولی خدا موجبات نزول رحمت الهی را فراهم نموده و به کارگیری علم و تلاش در زندگی، موجبات بهرهمندی بیش از پیش بشر را از نعمتهای الهی فراهم خواهد نمود. با حذف تیمارهای شیمیایی و آلودگیهای دست ساخته بشر از مواد غذایی یکی از زیرساختهای لازم برای پرورش انسان در تراز خلیفه خدا که تغذیه پاک است فراهم میگردد.
این موضوع در قرآن کریم به صورت روشن توضیح داده شده است:
{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکنْ
کذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم}. (1)
خداوند در قرآن کریم درباره تبدیل نعمت با برکت و دارای کیفیت به نعمت بی برکت و فاقد کیفیت، به علت اعراض از شکر خدا میفرماید:
{لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکنِهِمْ آیةٌ جَنَّتَانِ عَنْ یمِینٍ وَشِمَالٍ کلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکمْ وَاشْکرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ سَیلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَیهِمْ جَنَّتَینِ ذَوَاتَی أُکلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَیءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ؛ قطعاً برای [مردم] سبا در محل سکونتشان نشانه [رحمتی] بود؛ دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتیم] از روزی پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهری است خوش و خدایی آمرزنده. پس روی گردانیدند و بر آن سیل [سدّ] عَرِم را روانه کردیم، و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوههای تلخ و شورهگز و نوعی از کنار تنک داشت تبدیل کردیم}. (2)
بنابراین اگر چه بهاذنالله به کارگیری علم در تولید، تلاش و سعی در کسب روزی و همهی پارامترهای مادی دیگر، در حصول نتیجه برای انسان موثر است، اما خواست خداوند و برکتی که از ناحیهی خداوند، به دلیل ایمان به خدا و شکر و تقوا به فعالیتهای انسان داده میشود بر همهی این عوامل محیط است.
امام رضا؟ع؟ میفرمایند:
الامامُ السَّحابُ الماطِرُ وَ الغَیثُ الهاطِلُ وَ السَّماءُ الظَّلیلَةُ وَ الاَرضُ البَسیطَةُ وَ العَینُ الغزِیرَةُ وَ الغَدِیرُ وَ الرّوضَةُ؛ امام، ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایهافکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه و گلزار است. (3)
آری، خود امام و حضور و ظهور او در بین مردم مایه برکت و نزول رحمت الهی است. روایات
نشان میدهند که در عصر ظهور مرتبه دیگری (بالاتری) از آفرینش در زمینهی کشاورزی و رشد محصولات زراعی و باغی اتفاق میافتد. تغییر مرتبه یاد شده به چند صورت خود را نشان میدهد:
• به برکت وجود امام آب بهصورت چشمه، رودخانه و باران فراوان شده و مشکل آب وجود نخواهد داشت.
• تولید محصول، تئوریهای کنونی را در خواهد نوردید و میزان تولید محصول در کشتزارها و باغات غیرقابلتصور خواهد بود، زیرا اصولاً دنیای بعد از ظهور مرتبهای بالاتر از دنیای کنونی دارد و بیشتر میتوان آن را با مرتبه قیامت مقایسه کرد تا مرتبه دنیا.
• مواهب طبیعی مانند جنگلها و سبزهزارها برکت یافته و دنیا سرسبز خواهد شد.
• دامها و تولیدات دامی برکت خواهند یافت.
• همه مردم بینیاز شده و فقر و گرسنگی از بین خواهد رفت.
• آفات و بیماریهای گیاهی که به علت کم شدن برکت به وجود آمدهاند، از بین خواهند رفت.
تمام این موارد به سه علت اتفاق می افتد:
1_ گسترش علوم مختلف با تلاش و اتصال انسان به منبع لایزال علم الهی.
2_ نزول برکت به علت ایمان، تقوا و اطاعت مردم از ولی خدا.
3_ چرخه طبیعی اقلیم، به علت رعایت آموزههای الهی توسط مردم و کاهش یا از بین رفتن آفات و بیماریهای گیاهی و جانوری.
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
فلا ینزل منزلا إلا انفجرت منه عیون فمن کآن جائعا شبع ؛ در هیچ مکانی اقامت نمیگزیند جز آنکه از مَقدم او چشمهها میجوشد، پس گرسنگان سیر و تشنگان را سیراب میگرداند. (1)
فیخطب الناس فتستبشر الارض بالعدل، وتعطی السماء قطرها، والشجر ثمرها، والارض نباتها؛ پس (حضرت مهدی) مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به
1) کمالالدین، شیخ صدوق، ص 671، باب 58، ح 17؛ الغیبة، نعمانی، ص 238، باب 13.
عدالت، بشارت میدهد. در این هنگام، آسمان، باران خود را عطا کرده و درختان، میوههای خود را فرو میفرستند. زمین، کلیه رستنیهای خویش را عرضه میکند. (1)
و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز؛ در دولت امام مهدی آبها فراوان و نهرها امتداد مییابد و زمین خوردنیهایش را دوچندان ظاهر میکند و همهی گنجهای پنهان استخراج میشود. (2)
و لو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها ولاخرجت الارض نباتها و... حتی تمشی المرأة بین العراق الی شام لاتضع قدمیها الا علی النبات؛ قائم ما که قیام کند، آسمان باران خویش را فرو میفرستد و زمین، گیاهان خویش را بیرون میفرستد تا جایی که زنی از عراق تا شام برود و پای خود را جز بر روی گیاه نگذارد. (3)
یسقیه اللّه الغیث و تخرج الارض نباتاتها و تکثر الماشیه؛ خداوند با باران رحمتش او را سیراب میسازد، زمین گیاه خود را بیرون میفرستد، دامها فراوان میشوند. (4)
تخرج الارض نباتها و تنزل السماء برکاتها و تظهر له الکنوز؛ زمین نباتات خود را خارج میکند، آسمان برکاتش را فرو میفرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او آشکار میشود. (5)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
ینتج الله تعالی فی هذه الامة رجلا منی وأنا منه، یسوق الله تعالی به برکات السماوات والارض، فینزل السماء قطرها، ویخرج الارض بذرها؛ خداوند به این امت، مردی عطا میکند که از من است و من از اویم، به برکت او، برکات آسمان و زمین را عنایت میکند، آسمان، باران خویش را فرو میفرستد و زمین، بذر خویش را بیرون
میفرستد. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
تعطی السماء قطرها و الشجر ثمرها و الارض نباتها و تزین لاهلها؛ آسمان بارانهایش را فرو ریزد، درختان میوههای خود را آشکار میسازند. زمین گیاهان خود را بیرون میفرستد و برای ساکنان خود آرایش میکند. (2)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
و یخرج الله من الارض بذرها، وینزل من السماء قطرها، و یخرج الناس خراجهم علی رقابهم إلی المهدی، ویوسع الله علی شیعتنا، ولولا ما یدرکهم من السعادة، لبغوا؛ خداوند از زمین بذرها را میرویاند و از آسمان باران نازل میکند. مردم مالیات خود را بر گردن گذاشته، بهسوی مهدی میروند. خداوند به شیعیان ما در زندگی رفاه و آسایش داده است و آنان در بینیازی به سر میبرند و اگر لطف و سعادت خداوند آنان را در بر نمیگرفت، با آن بینیازی سرکشی میکردند. (3)
فعند ذلک تفرح الطیور فی او کارها و الحیتان فی بحارها و تفیضُ العیون و تنبت الارضُ ضعفَ اُکلها؛ در آن هنگام پرندگان در آشیانههای خود شادمان میشوند و ماهیان در قعر دریاها شادمانی میکنند و چشمهها سرازیر میشوند و زمین چندین برابر محصول خود، میرویاند. (4)
امام علی؟ع؟ میفرماید:
لَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا لاَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها، وَلاَخْرَجَتِ الاَرضَ نَباتَها... وَاصْطَلَحَتِ السِّباعُ وَالْبَهائِمُ حَتّی تَمْشِی الْمَرأَةُ بَیْنَ الْعِراقِ اِلَی الشّامِ لا تَضَعُ قَدَمَیْها اِلاّ عَلَی النَّباتِ، وَ عَلی رَأْسِها زینَتُها لا یُهَیِّجُها سَبُعٌ؛ اگر قائم ما قیام کند، آسمان بارانش را نازل میکند و زمین گیاهان خویش را بیرون نماید، پرندگان و چهارپایان در آشتی به سر برند تا
آنجا که زنی از عراق به شام میرود و هر جا پا میگذارد سرسبز است و درحالیکه زینت او بر سرش میباشد، هیچ درندهای مزاحم او نمیشود. (1)
امام صادق؟ع؟ درباره قول خداوند تعالی در قرآن «مد هامتان» (2)میفرماید:
یتصل مابین مکة والمدینة نخلا؛ میان مکه و مدینه را درختهای خرما به هم متصل میکند. (3)
امام علی؟ع؟ دراینباره میفرماید:
و بعد ذلک یملک المهدی مشارق الأرض مغاربها و... یذهب الشر و یبقی الخیر، و یزرع الرجل الشعیر و الحنطه، فیخرج من کل من مائه من، کمال قال الله تعالی: ( فِی کلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ)؛ حضرت مهدی؟عج؟ شرق و غرب زمین را تسخیر میکند... بدیها و ناراحتیها را برطرف میکند و خیر و نیکی جایگزین آن میشود؛ بهطوریکه یک کشاورز از هر من (3 کیلو) صد من محصول به دست میآورد؛ همانگونه که خدا فرمود: در هر سنبلی صد دانه عمل میآید (4)و خداوند برای هر کس که اراده نماید زیادتر میکند. (5)
پیامبر اکرم؟ص؟ میفرمایند:
تَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَانِهِ تَنَعُّماً لَمْ یتَنَعَّمْ مِثْلَهُ قَطُّ الْبَرُّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِرُ یُرْسِلُ السَّمَاءَ عَلَیهِمْ مِدْرَاراً وَ لَا تَحْبِسُ الْأَرْضُ شَیئاً مِنْ نَبَاتِهَا؛ امت من در زمان ظهورِ آن گرامی طوری از نعمتهای الهی برخوردار میشود که انسانهای خوب و بد دنیا، چنان موقعیتی را هرگز به خود ندیدهاند. آسمان باکمال سخاوت باران خویش را فرو میریزد و زمین گیاهان خود را میرویاند و همهجا سبز و خرم و آبادان خواهد شد. (6)
امام صادق؟ع؟ به علی بن عقبه مژده داد:
إذا قام القائم حکم بالعدل وارتفع فی أیامه الجور، وأمنت به السبل، وأخرجت الارض برکاتها، ورد کل حق إلی أهله ....وحکم بین الناس بحکم داود، وحکم محمد فحینئذ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها، ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته ولا لبره، لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛ وقتیکه قائم قیام کند، حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد و ظلم و جور در دوران او برچیده میشود، جادهها در پرتو وجودش امن و امان میگردد و زمین برکاتش را خارج میسازد و هر حقی به صاحبش میرسد... و در میان مردم، همانند داود و محمد؟ص؟ حکم و داوری میکند. در این هنگام زمین گنجهایش را آشکار میسازد و برکات خود را ظاهر میکند و کسی موردی را برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمییابد؛ زیرا همه مؤمنان بینیاز و غنی خواهند شد. (1)
در آیات قرآن نیز خداوند به کسانی که در راه خدا انفاق میکنند وعده داده است که عمل آنها مانند دانهای که کاشته شده و 700 برابر محصول بدهد پاداش خواهد داشت. از آنجا که مثلهای قرآن موهومی نیست میتوان دریافت که روزی فرا خواهد رسید که این مثال به واقعیت خواهد پیوست، کما اینکه هماکنون نیز گاهی تولیدات غیرقابلتصور بهصورت خاص دیده میشود که شاید خداوند میخواهد با اینگونه محصولات غیرقابلتصور هضم قضیه را برای بشر آسان کند.
{مَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر میکند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همهچیز) داناست}. (2)
در تفسیر نمونه در این رابطه آمده است:
کوتاه سخن اینکه؛ در مورد هر تشبیهی علاوه بر ادات تشبیه سه چیز لازم است، (مشبه) و (مشبه به) و (وجه تشبیه)، در اینجا (مشبه) انسان انفاق کننده است و (مشبه به) بذرهای پربرکت و وجه تشبیه نمو و رشد آن است و ما معتقدیم که انسان انفاق کننده در پرتو عملش رشد فوقالعاده معنوی و اجتماعی پیدا میکند و نیازی به هیچگونه تقدیر نیست. شبیه این معنی در آیه 265 همین سوره آمده است. این نکته نیز در میان مفسران مورد بحث است که تعبیر به «انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مائة حبة» که اشاره به دانهای است که هفتصد دانه یا بیشتر، از آن به دست میآید، یک تشبیه فرضی است که وجود خارجی ندارد (زیرا در مورد دانههای گندم هرگز از یکدانه هفتصد دانه برنخاسته است) و یا منظور دانههایی همچون دانههای ارزن است، ولی جالب اینکه چند سال قبل که سال پربارانی بود، در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در بعضی از شهرهای جنوبی، در پارهای از مزارع بوتههای گندمی بسیار بلند و پر خوشه دیده شده که در بعضی موارد در یک بوته، حدود چهار هزار دانه گندم شمارش شده است و این خود میرساند که تشبیه بالا، یک تشبیه کاملاً واقعی است نه خیالی.
جمله (یضاعف) از ماده (ضعف) (بر وزن شعر) به معنی دو برابر یا چند برابر است و با توجه به آنچه در بالا اشاره شد که دانههایی پیدا میشود که چند هزار دانه محصول میدهد، این تعبیر نیز یک تشبیه واقعی است. پندارِ اینکه خداوند عاجز است که از یکدانه گندم هفتصد دانه پدید آورد بیشک پنداری عبث است زیرا تا 50 سال پیش کدام انسانی میتوانست مفهوم روایتی که میفرماید «امام زمان در کنار کعبه میایستد و صحبت میکند و همه صدای ایشان را میشنوند» درک کند. اکنون با پیشرفت بشر در عرصههای مختلف حتی دستیابی بشر با علم ناچیز خود به بسیاری از اموری که قبلاً محال مینمود آسان شده است؛ چه رسد به قدرت بیانتهای الهی. با اندکی تعقل در روایت میتوان دریافت که تأویل این آیه در زمان ظهور امام عصر خواهد آمد. (1)
امیر مؤمنان؟ع؟ میفرماید:
1) تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ذیل آیه 261 سوره بقره.
پس مهدی؟ع؟ فرماندهان خود را به سایر شهرها میفرستد و دستور رعایت عدل در بین مردم را میدهد و گوسفند و گرگ در یکجا میچرند. کودکان با مار و عقرب بازی میکنند و ضرری به آنان نمیرسد. شر و بدی برود و خیر و خوبی باقی ماند. آدمی یک مد (یک چارک) بکارد و هفتصد چارک بیرون آرد؛ چنانکه خدای متعال فرماید: «مانند دانهای که برویاند هفت خوشه را در هر خوشهای صد دانه باشد و خدا میافزاید برای هر کس که بخواهد» و ربا و زنا و شرابخواری و ریا برود و مردم روی به عبادت و امر مشروع و دیانت و نماز جماعتها آورند و عمرها طولانی شود و امانتها ادا گردد و درختان بارور شوند و برکتها افزون گردد و بَدان نابود شوند و نیکان باقی مانند و کسی از دشمنان اهلبیت؟عهم؟ باقی نمانند. (1)
ظهور برکت در تولیدات کشاورزی، دامی و نزول رحمت الهی و بهره مندی مومنین در عصر ظهور از علم لایزال الهی به هیچ وجه به معنی توقف یا کاهش تلاش انسان در زندگی نیست بلکه موارد تاریخی از جمله استفاده حضرت یوسف از علم الهی برای پیشگویی درباره خشک سالی هفت ساله، علم گیاهشناسی برای نگهداری انواع غلات و علم عمران برای ساخت سیلوها باعث توقف تلاش مردم آن دوره نشد، بلکه با بهرهمندی از علم الهی و تلاش برای ساخت سیلو و نگهداری مواد غذایی، دوره خشکسالی با تامین مواد غذایی با کیفیت، با کمترین هزینه انجام شد.
امروزه در یک هکتار مزرعه گندم 200 تا 400 کیلوگرم بذر کاشته شده و 2 تا 12 تن برداشت میشود، یعنی حداکثر 60 برابر، حال آیا خداوند نمیتواند این تولید را افزایش دهد و بهجای 12 تن 100 تن تولید شود. در روایات اشاره شده است که امام عصر زمین را به زمین دیگری دگرگون میسازد؛ بر این اساس علاوه بر تغییرات در ظاهر زمین، ممکن است بسیاری از معادلات حاکم بر طبیعت و زمین نیز تغییر یابد.
برای اثبات اینکه تولید چند صد برابر شرایط فعلی امری محال نیست برخی محصولاتی
1) عقد الدرر، شافعی سلمی، یوسف، ص159؛ القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر ، ابوالعباس احمد بن محمد، ص 20.
که ابعاد غیرعادی داشتهاند معرفی میگردد.
در این بخش تصاویر برخی محصولات کشاورزی که ابعاد غیرقابل باوری داشته و همه تئوریها را پشت سر گذاشتهاند نشان داده شده است. هدف از نشان دادن این تصاویر این نیست که بگوییم خداوند در عصر ظهور ابعاد محصولات تولید شده را بزرگ میکند. چگونگی افزایش تولید نامعلوم است، ولی با نگاهی مختصر میتوان دریافت که برای افزایش تولید در یک مزرعه راههای مختلفی از قبیل افزایش تعداد دانهها یا میوههای تولیدی، افزایش وزن و اندازه آنها، افزایش تعداد دفعات برداشت محصول، رشد سریعتر و افزایش تعداد دفعات کاشت در سال و راههای متعدد دیگر وجود دارد که خداوند به هریک از آن روشها ممکن است در عصر ظهور به محصولات تولیدی برکت دهد. این را نیز نباید از نظر دور داشت که بالاترین برکتی که ممکن است خداوند به زندگی یک انسان عطا کند رضایت، قناعت و گشادگی خاطر است.
شکل 7_ سیبزمینی و هندوانه غیرعادی
شکل 8_ کدوحلوایی 933 کیلویی در آمریکا جایزه گرفت
شکل 9_ انگور و کلم غیرعادی
شکل10_ پیاز غیرعادی
امام باقر؟ع؟ درباره آیه شریفهی 96 سوره اعراف از امام حسین؟ع؟ روایت کرده است که ایشان درباره آیه{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَکن کذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کانُواْ یکسِبُونَ} فرمود:
…..به همهی شیعیان خبر دهند که مهدی آل محمد؟عهم؟ ظاهر شده است، ملائکه خاک از روی شیعیان ما بیفشانند و مقامشان را در بهشت معرفی کنند دیگر روی زمین کور و نه زمینگیری و دردمندی نماند! به برکت ما اهل بیت خدا همه را شفا بخشد، برکت از آسمان به زمین فرود آید به طوری که درخت تاب کشیدن میوه را نداشته باشد. میوه تابستانی در زمستان خورند و میوه زمستانی در تابستان، چنانکه خدا میفرماید: (اگر ایمان میآوردند و پرهیزکار میشدند، درهای برکت را از آسمان و زمین بر ایشان میگشودیم، ولی تکذیب کردند). سپس خداوند
کرامت به شیعیان ما دهد که هیچ چیز در زمین از نظرشان مخفی نماند. (1)
در خصوص برکت یافتن زندگی انسان در عصر ظهور منجی موعود، در کتب سایر ادیان الهی نیز آیات متعددی وجود دارد. برای نمونه در کتاب حزقیال نبی آمده است:
درختان را وادار میکند تا هر ماه میوه بیاورند و انسان از آن میوهها میخورد و شفا مییابد و بر لب آن نهر در این طرف هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوهاش تمام نخواهد گشت (2).
طی چند دهه اخیر گسترش بیماریهایی مانند سکته، سرطان، ایدز، آلزایمر، ام اس، دیابت، انواع بیماریهای هورمونی و خونی مانند چربی خون، انواع کمر درد و دیسک کمر، انواع بیماریهای روانی و صدها بیماری خطرناک دیگر زندگانی مردم را مورد تهدید قرار میدهد. گویی که دیدن یک خانواده کاملاً سالم به آرزویی تبدیل شده است. این بیماریها هزینههای گزاف مالی و روانی بر خانوادهها و جامعه تحمیل کرده و اوقات زیادی را که انسانها باید صرف کار و تلاش، تحصیل علم، گذراندن با خانواده، قرائت قرآن و عبادت خدا کنند، صرف مبارزه با بیماری نموده و قسمت مهمی از زندگی خود را با سختی میگذرانند. این اوضاع دلخراش و دردناک، در اثر آلودگی محیطزیست، سبک زندگی جدید، بدون فعالیت جسمی و فقدان معنویت که موجب بسیاری از بیماریهای روانی است، به وجود آمده است. حکومت حضرت مهدی؟عج؟، نور امیدی در دل انسانهای بلازده و دردمند تابیده و تندرستی را برای جامعهی بشری به ارمغان خواهد آورد. با گسترش آموزههای مترقی اسلام که منطبق بر فطرت انسان تدوین شده است، مصرف هر نوع غذای ناپاک، مواد مخدر، محرمات، مانند خوردن گوشت خوک و مسکرات از بین رفته و با رعایت تقوا و تعادل در تغذیه، زمینه بروز بیماریهای روانی مانند حرص، بخل، حسد، رقابتهای ناسالم، اضطراب فزایندهای که اکنون به دلیل سبک زندگی گریبان گیر انسان شده و سایر عوامل ایجاد بیماریهای روحی و جسمی از بین خواهند رفت. در چنین شرایطی برکات خداوند نیز، بر اساس سنت الهی بر مؤمنین نازل میگردد و سلامت جسم و روح که یکی از زیرساختهای بسیار مهم برای تربیت انسان در تراز خلیفه خداست در عموم مردم برقرار خواهد شد.
علت علاقه انسان به زندگی در دنیا میل به جاودانگی است، زیرا برخی از انسانها خیال میکنند که وجودشان همین وجود مادی و زندگیشان نیز همین زندگی دنیوی است، لذا آرزو میکنند که این زندگی ادامه پیدا کند. اگر انسان متوجه شود و یقین پیدا کند که حقیقت زندگی، برتر از این حیات مادی است، دیگر با آن نگاهی که قبلاً به زندگی دنیا مینگریست نمینگرد و نظرش تغییر میکند.
«خداوند حالت روانی ترس از مرگ را بر اساس تدبیر حکیمانهی خود در نهاد انسان قرار داده و این حالت میتواند زندگی انسان را از بسیاری از خطرها برهاند و او را به مبارزه با بسیاری از بیماریها وا دارد. چنانکه پایهی زندگی اجتماعی، نظم و قانون بر آن نهاده شده و باوجود احکام و قوانین کیفری، ترس از مرگ و محدودیتها و رنجهاست که افراد را وا میدارد تا رفتار و روابط خود را با قانون هماهنگ کرده، دست از پا خطا نکنند و در همهجا با رفتار و مشی عاقلانه، زندگی خود را از خطر برهانند.
میتوان گفت منشأ اصلی ترس از مرگ، جهل به حقیقت مرگ و تحلیل و تفسیر نادرست از آن است. اگر مرگ به معنای نیستی و نابود شدنِ جبری و حتمی انسان باشد و او بپندارد ناخواسته نابود میشود، پیوسته در ترس و وحشت به سر خواهد برد، ولی اگر بداند حقیقت مرگ زوال نیست و پس از مرگ زندگی او نهتنها ادامه می یابد، بلکه نشانههای زندگی در او قویتر و بارزتر میشود و لذتها، دردها و ادراکات او عمیقتر خواهد شد، چنانکه زندگی دنیا در برابر آن رنگ میبازد، در این صورت مسلماً وضع فرق خواهد کرد. انسانی با این دید و با چنین تفسیری از مرگ، دیگر ترس از نابودی را به خود راه نمیدهد، بلکه با این بینش که {النَّاسُ نیامٌ فاِذا ماتُوا انْتَبَهُوا؛ انسانها در خواباند، آنگاهکه میمیرند از خواب بیدار میشوند}؛ (1)زندگی محسوس و مادّی را که ما زندگی مینامیم خواب میداند و مرگ بدن را بیدار شدن» (2).
هیچ کس منکر خدمات بسیار با ارزش پزشکی در دنیای کنونی نیست. دانشمندان، پزشکان، داروسازان و پرستاران بسیاری عمر خود را برای کمک به سلامت و بهداشت نوع بشر صرف نموده و پیشرفتهای خیرهکنندهای با تکیه بر علم (علم الهی)، تلاش و همنوع دوستی به جامعه بشری عرضه کردهاند. اینها جزء بهترین فرزندان و نخبگان جامعهی انسانی به شمار میروند و انبیاء و اولیای الهی، از جمله امام عصر؟عج؟ نیز با تکیه بر همین نخبگان، دانشمندان و فرزانگانِ جامعهی انسانی دنیای آرمانی را بنا خواهد نمود. اما در بعد دیگر، سبک زندگی، تغذیه، مصنوعات، اخلاق، سبک اداری، سبک تحصیلی و بسیاری از عوامل دیگر که رهاورد دنیای مدرن است، باعث افزایش بیماران و بروز بیماریهای پیچیده شده است. بنابراین گفتن و نوشتن از بیماریها و دردمندی بشر در دنیای امروز به مفهوم انتقاد از پزشکی و جامعهی پزشکی نیست، بلکه این قشر فرزانه ضربات ناشی از سبک ناصحیح زندگی که در جامعه انسانی جاری شده است را جذب نموده و از اثرات سوء آن میکاهند. در آنطرف عدهای نیز همانگونه که در فصول قبل به آن اشاره شد در صددند، فناوری را به حدی پیشرفته نشان دهند که میتواند همهی آرزوهای بشر حتی جاودانگی انسان را تامین نماید. برای اینکه روشن گردد، چنین ادعایی صحیح نیست و فناوری کنونی اگر چه باعث سهولت انجام بسیاری امور شده است، اما ظرفیت تامین همهی خواستههای بشر را ندارد و همزمان ضربات جبران ناپذیری نیز از برخی فناوریها بر پیکره بشر و محیط زیست او وارد شده است، به بررسی این موضوع پرداخته میشود.
زمانیکه در قرن نوزدهم میلادی میکروب کشف شد برخی فکر کردند که عزرائیل را شکست داده و انسان را جاودانه کردهاند. از آن روز تاکنون صدها بیماری کنترل شده، اما صدها بیماری جدید و ناشناخته دیگر به وجود آمده است. ادعای غلبه بر مرگ تا جایی پیش رفته است که یک کارآفرین روس به نام «دیمیتری ایتسکوف» که رهبری یک پروژه جاهطلبانه با نام آواتار را بر عهده دارد، با تعدادی از میلیاردرها تماس گرفته است تا به آنها جاودانگی را پیشنهاد کند. به این میلیاردرها پیشنهاد شده است که در ازای پرداخت مبلغی فاشنشده،
نامیرا شوند. او ادعا میکند که برای رسیدن به این هدف، ۳۰ دانشمند را به استخدام خود درآورده است. هدفِ گروه این است که امکان پیوند مغز انسان را به کالبد روباتیک در عرض ۱۰ سال مهیا کنند. او عقیده دارد که چنین ایدهای دیگر یک خواب و خیال نیست و تمدن ما به ایجاد چنین فناوری بسیار نزدیک شده است. در راستای رسیدن به چنین هدفی بود که نامههایی به میلیاردرهای فهرست شده در نشریه فوربس نوشت تا آنها را از پروژه خود مطلع کند. ایتسکوف، در این نامه، پروژه خود را جاودانگی سایبرنتیک (1)و کالبد مصنوعی نام گذاشته است. این پروژهی ابتکاری، عملاً تابستان 2015 میلادی در دفتری در سانفرانسیسکو شروع شد، اعضای این گروه، قصد دارند یک مرکز پژوهشی بینالمللی ایجاد کنند تا در آن دانشمندان برجسته در زمینههایی مانند روباتهای آدمنما، مدلسازی سامانههای زنده، مغز و مدلسازی هوشیاری، هدف بلندپروازانه انتقال مغز انسان را به یک حامل مصنوعی پیبگیرند و به هدف نهایی که نامیرایی سایبرنتیک است، برسند. به این ترتیب اگر ما وجود یک شخص را مترادف با اندیشه و ذهنیات او در نظر بگیریم، دیگر بیماری و کهولت سن و مرگ، باعث مرگ یک شخص نمیشوند. ایتسکوف امیدوار است که در طی ده سال امکان پیوند مغز به کالبد روباتیک فراهم شود و در مرحله بعد، حتی بدون جراحی بشود، اندیشهها را آپلود کرد، این کار در فاز سوم طرح انجام خواهد شد و بسیار هیجانانگیزتر از دو مرحله قبلی است (2)
http://1pezeshk.com/archives/2012/07/seeking-immortality.html.
. غیر از این شخص، افراد بسیار زیاد دیگری موضوع ادغام هوش بیولوژیک انسان را با هوش مصنوعی و ماشینی مطرح کرده و از این طریق به گمان خود، به دنبال جاودانه ساختن انسان هستند. ایلان ماسک، نابغه بنیانگذار کمپانیهایی نظیر تسلا (خودروهای الکتریکی) و اسپیسایکس (اولین کمپانی خصوصی فعال در زمینه فضا) پروژه بلند پروازانهای در سر دارد که قصد دارد با کمپانی نیورالینک (3)به آن جامه عمل بپوشاند. نیوروالینک اتصالی مستقیم میان مغز انسانها و دنیای کامپیوتر برقرار خواهد کرد. این کارآفرینِ تاریخساز که از دیرباز رویای ارسال انسانها به مریخ را در سر داشته، میخواهد باتکنولوژی جدیدش شبکه عصبی مغز انسانها را با الکترودهایی متصل به مغز به کامپیوترهایی وصل کند که میتوانند پردازشهایی بیسابقه روی مغز انجام دهند. ترابشریت نیز یک جنبش فکری و فرهنگی است که تلاش میکند بهصورتی عمیق دریابد چه چیزی از ما یک انسان ساخته و چگونه خواهیم توانست از محدودیتهای طبیعی خود فراتر رویم. این جنبش عقیده دارد که برای ما ضروریست که توانمندیهای خود را بهبود بخشیده و آنچه به عنوان مانع و محدودیت بر سر راه این توانمندیها قرار میگیرد قابل عبور و گذر است. از همه مهمتر، ترابشریت باور دارد که تکنولوژی و علم، کلید پرش ما از روی این موانع خواهد بود.
شکل 11_ ترابشریت
از اینگونه آرزوها و ادعاها در سده اخیر زیاد بوده است. اینها برای جاودانگی تلاشهای بیوقفه و ادعاهای کردهاند اما در 100 سال اخیر نتوانستهاند عمر بشر را به مقدار قابلتوجهی افزایش دهند، درحالیکه اگر بشر به خدا ایمان بیاورد، عمل صالح انجام دهد و تقوا پیشه کند جاودانه میشود. (1)ادعای افزایش عمر انسانها در سده اخیر نیز یک ادعای مشکوک است؛ زیرا به دلیل سبک زندگی جدید، بشر نیمی از عمر خود را در حصار انواع بیماریها میگذراند و همهروزه باید با حسگرهای خانگی انواع و اقسام دادههای حیاتی خود مانند قند، فشار و چربی خون را کنترل نموده و با بالا و پایین شدن آنها به اضطراب او اضافه میشود. در حالی برخی ادعای تلاش برای جاودانگی میکنند که بیماریهای مهلک، روزبهروز افزون شده و
1) (وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِک أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ، و آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان اهل بهشتند و همیشه در آن جاودان خواهند ماند(؛ (بقره:82).
گسترش روزافزون صنایع دارویی و کالاهای پزشکی، انرژی بسیاری از انسانها را به خود مشغول ساخته است. تلاش بیوقفه پزشکان، داروسازان، مهندسین و پرستاران نیز که موجب کاهش اثرات مهلک سبک زندگی جدید شده است، نتوانسته این اثرات را کاملاً خنثی سازد.
سبک زندگی امروزی، نوع و روش تغذیه، آلودگی مواد غذایی به انواع سموم و کودهای شیمیایی، روش طبخ نامناسب، چرب بودن غذا، مصرف بیش از اندازه برخی از مواد غذایی، پرخوری، تندخوری، تنشهای روانی، امواج، اضطراب، افسردگی، دوری از معنویت و دهها عامل دیگر باعث افزایش تعداد، تنوع و پیچیدگی بیماریها شده است. به همین دلیل روز به روز بر تعداد پزشک، پرستار و سایر کارکنان در بخش سلامت افزوده شده، تعداد و میزان تولید دارو، تعداد داروخانهها، تعداد شرکتهای داروسازی و سرمایهگذاری در بخش دارو و درمان افزوده میشود. علیرغم این همه سرمایهگذاری و وجود نیروی انسانی؛ همه روزه تعداد بیمارانی که باید اوقات زندگی خود را با سلامتی و خوشی در کنار خانواده خود بگذرانند و عبادت خدا را کنند، قسمت مهمی از عمر خود را با انواع دردها و صرف هزینهی گزاف برای درمان بیماریها به سر برده و عمر گرانبهای خود را در بیماری به سر میبرند. افرادی که بیش از 40 سال سن ندارند به خاطر میآورند که در هر شهر، یکی دو نفر پزشک و یک داروخانه کوچک وجود داشت، ولی امروزه برای هر عضو و غده موجود در بدن یک رشته پزشکی و در هر خیابان چند مطب پزشک، داروخانه و درمانگاه وجود دارد. این آمار برای جامعه دردمند آمار خوبی است و متصدیان امر با ذوق زدگی آن را بیان میکنند ولی در ارزیابی کیفیت زندگی بشر، آمار بسیار بدی بهحساب آمده و نشانگر یک جامعه انسانی دردمند و بیمار است.
تعداد کل پزشکان در کشور ما از حدود 20 هزار نفر در سال 1360 به حدود 111000 هزار نفر در سال 1391 رسیده است. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در کشور ما، در سال 1392، دارای بیش از ۱۰ هزار عضو هیات علمی، تعداد ۹۰۰ بیمارستان فعال و ۲۵۰ هزار پرستار بوده است. تعداد دانشکدههای پرستاری و مامایی تابع دانشگاههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی 82 دانشکده و جمع مراکز تربیت پرستار در کشور 160 مرکز بوده است.
تعداد دانشکدههای پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد 78 و جمع مراکز تربیت پرستار در کشور 160 مرکز و اعضای هیات علمی حدود یکهزار و 200 نفر دولتی و 700 نفر دانشگاه آزاد هستند (1)
http://danakhabar.com/fa/news/1162869.
. این آمار بیانگر عمق افزایش بیماری و نیاز به دارو و درمان در جامعهی امروزی بشر است. برخلاف ادعای گوشخراش مدعیان، همه ساله بر تعداد بیماریهای ناشناس و لاعلاج، بیماران، داروهای پیچیده و گران، بیمارستانها، پزشکان و کارخانههای داروسازی و مصرف دارو اضافه میشود.فروش سالانه دارو در ایران بالغ بر 2/5 میلیارد دلار میباشد (2)
http://www.pezeshkan.org/?p=20789.
. بودجهای که در سال ۲۰۰۹ در جهان صرف تحقیق و توسعهی دارو شده است، بالغ بر ۷۵ میلیارد دلار بوده است، یعنی چیزی معادل ارزش کل داراییهای موجود در بازار سرمایه کشورمان در آن سال، در کشور آمریکا سالانه معادل ۱۷ درصد فروش دارو صرف تحقیق، توسعه و نوآوری میشود که از دیگر صنایع آن بهمراتب بیشتر است. این مقدار در سایر صنایع با فناوری بالا، ۱۰ درصد و در صنعت خودرو ۹/۳ درصد است. تعداد ۱۲ شرکت داروسازی پیشرو در جهان سالانه معادل ۳۴ درصد از فروش محصولات خود را صرف بهروزرسانی دانش تخصصی و تجویز دارو از سوی پزشکان و بازاریابی دارویی مینمایند.بر اساس نتایج طبقهبندی، ۵۳ صنعت سودآور جهان که از سوی مجلهی فورچون در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است، صنعت داروسازی با ۱ درصد اختلاف نسبت به دو صنعت شبکه و خدمات اینترنتی یکی از سودآورترین صنایع جهان بوده است. صنایع نفت و گاز در رتبه نهم و کالاهای پزشکی در رتبه چهارم بودهاند. از نظر سرمایهگذاری پس از صنایع غذایی و محصولات مربوط به ایمنی، خدمات سلامتی و داروخانهای صنایع دارویی در رتبه سوم بوده است. شکل 12، ترتیب ده صنعت برتر جهان از نظر سرمایهگذاری را نشان میدهد (3)
http://faryadgar.com/vdci3vap.t1a5w2bcct.html.
.شکل12_ مقایسهی سودآوری صنعت دارو با دیگر صنایع
جمع تولید ناخالص داخلی (1)کل کشورهای جهان در سال 2011، رقم 70 تریلیون دلار (70 هزار میلیارد دلار) بود که حدود 1/13 درصد این رقم یعنی نزدیک به 9 تریلیون دلار در بخش سلامت هزینه شده است. حدود یک تریلیون دلار از این رقم نیز حجم بازار دارویی جهان بوده است. به نظر میآید در سال 2016 این یک تریلیون دلار به حدود یک تریلیون و 200 میلیارد دلار بالغ شود (افزایش 20 درصدی) (2)
http://www.sena.ir/ShowNews.aspx?ID=18120.
.طبق آمار سازمان جهانی بهداشت و همچنین سازمان تجارت جهانی، صنعت داروسازی از بین 52 صنعت سودآور دنیا رتبه سوم را کسب کرده است. طبق همین آمار حجم کل تجارت جهانی دارو 602 میلیارد دلار در سال 2005 و 710 میلیارد دلار در سال 2007 بود. سرانه مصرف دارو در دنیا به رقمی نزدیک 100 دلار رسیده است. تمامی این آمار گواه توجه بیشازحد مافیا و شرکتهای دارویی در سرمایهگذاری در این بخش و همچنین تبلیغات گسترده، به دلیل سود سرشار آن دارد.
تعداد زیاد شرکتهای دارویی در دنیا نشان از اهمیت ویژه اقتصادی این بخش دارد. در این
بین ایالاتمتحده آمریکا با داشتن 13 شرکت در رتبه اول و ژاپن با 10 شرکت رتبه دوم را داراست. آنچه در این بین مهم به نظر میرسد این است که خبرگزاریهای این تمدن نیز گسترش صنایع داروسازی، سودآوری آن و گسترش روزافزون بیمارستانها، تعداد پزشکان و تخصصها را با ذوقزدگی بهعنوان یک معیار پیشرفت جامعه بشری معرفی میکنند، درحالیکه اگر به حقیقت موضوع عمیقتر نگریسته شود این دادهها حکایت از گسترش بیماری در جهان و کاهش سلامت جسمی و روحی انسان دارد که باعث گسترش روزافزون پزشکی، مهندسی پزشکی و داروسازی شده است. اگر تمدن و سبک زندگی آن، انسان سالم پرورش دهد چه نیازی به افزایش روزافزون دارو و درمان خواهد بود؟
طبق آمار رسمی سازمان جهانی بهداشت داروهای تقلبی سالانه 35 میلیارد دلار سود برای مافیا دارند که بیشتر آنها در کشورهای درحالتوسعه به فروش میرسند. مافیای جهانی اکثراً این داروها را نخست در کشورهای فقیر آفریقا و آمریکای لاتین رواج میدهند و سپس بازار کشورهای درحالتوسعه را هدف قرار میدهند. وبگاه اینترنتی «دارک پولتیکس» دراینباره مینویسد: اکثر داروهای تقلبی و روانگردان در طی پروژههای بشردوستانه و کمک به جنگزدگان بر روی انسانها تست شدهاند و بعد از معتاد شدن افراد، شرکتها با سودهای سرشار داروهایشان را وارد دیگر کشورها میکنند. این وبگاه ادامه میدهد که بسیاری از قبایل سرخپوست و قبایل دورافتاده آفریقایی در معرض برنامه شرکتها برای آزمایش و تست داروهای جدید قرار میگیرند. همچنین طبق گزارشهای رسمی سازمان جهانی بهداشت بین 10 تا 15 درصد داروهای دنیا تقلبی هستند. بهعنوان نمونه داروهای تقلبی 50 درصد بازار دارویی نیجریه و پاکستان را به خود اختصاص دادهاند. تعداد قربانیان داروهای تقلبی سالانه به همان میزانکه در کشورهای در حال توسعه تکان دهنده است، در کشورهای توسعه یافته هم حایز اهمیت است. شبکههای تبهکار سالانه بیش از 45 میلیارد یورو از تجارت این داروها به جیب میزنند (1)
http://www.irna.ir/fa/News/80845768.
.آمارهای یادشده از این جهت اهمیت دارد که ما را در رسیدن به این دیدگاه که بشر در حال
1) خبرگزاری جمهوری اسلامی، وبلاگ اینترنتی. 1393. اهمیت تجارت دارو در جهان.
حاضر شرایط مناسبی از نظر سلامت جسم و روح ندارد کمک میکند. چشماندازی هم وجود ندارد که از میزان درد، بیماری و مصرف دارو در جامعه بشری که در تمدن کنونی نفس میکشد کاسته شود. سؤال این است که آیا با وجود این همه درد و بیماری، مجتمع انسان میتواند روی خود را به سمت خدا کند و به آرامش قلبی برسد؟ آیا بشر با این شرایط جسمی و روحی میتواند خلیفه خدا شود، آیا این شرایط میتواند به جامعه مهدوی تسری یابد؟
امیر مؤمنان؟ع؟ درباره شرایط جامعه پیش از ظهور میفرماید:
بَینَ یدَی القائِمِ مَوْتٌ اَحْمَرٌ وَمَوْتٌ اَبْیضٌ وَجَرادٌ فی حینِهِ وَجَرادٌ فِی غَیرِ حینِهِ اَحْمَرٌ کَاَلْوانِ الدَّمِ فَاَمّا المُوتُ الاَحْمرُ فَالسَّیفُ وَاَمّا المَوتُ الاَبیضُ فَالطّاعُونُ؛پیش از ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو گونه مرگ فراوان میگردد؛ مرگ سرخ و مرگ سفید که مرگ سفید، همان گسترش طاعون است. (1)
قرن بیست و یک علاوه بر ویژگیهایی مانند پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات انسانی، قرن بیماریهای نوین و ناشناخته است، بیماریهایی مانند ابولا، سارس و آنفولانزای پرندگان. برای آشکار شدن میزان درگیری بشر امروزی با بیماریهای خطرناک تعداد اندکی از آنها مورد بررسی قرار میگیرند:
ویروس ابولا که نخستین بار در سال 1976 میلادی شناخته شد از کشندهترین ویروسهایی است که باعث بیماری شدید در انسانها و پستانداران میشود. در سال 1995 حدود 80 درصد از مبتلایان به این ویروس جان خود را از دست دادند (2).
سارس، نوعی بیماری خطرناک تنفسی است که از سال ۲۰۰۲ شیوع پیدا کرده است. این بیماری علاوه بر بیمار کردن دهها هزار نفر، اثرات مخرب اقتصادی بر جای گذاشته است، بهگونهای که سازمانهای بینالمللی، خسارات اقتصادی شیوع سارس را تاکنون حدود 30 میلیارد دلار تخمین زدهاند (3)
http://www.tabnak.ir/fa/news/132430.
.سندروم تنفسی خاورمیانه (MERS) ویروسی شبیه به سارس است. این ویروس نوعی
1) ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 372؛ الغیبة، نعمانی، ص 277؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 267؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 211.
2) جعفری پور، فاطمه؛ طولابی، طاهره؛ زارع علمی، حلیمه خاتون؛ خوشنود، صباح؛ ریاحی، سمیه و کوگانی نژاد، حدیث.1396. بیماری ویروسی ابولا: یک تهدید جدی. فصلنامه علمی – پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان. دوره نوزدهم، شماره 3.
3) تابناک، وبگاه خبری. 1389. جدیدترین آمار ایدزی های جهان.
کرونوویروس جدید است که در پستانداران ایجاد بیماریهای تنفسی میکند. این ویروس در سال ۲۰۱۲ میلادی پدیدار شد. این بیماری از همه کروناویروسهای شناخته شده، کشندهتر و خطرناکتر است.
آنفولانزای خوکی نیز از دیگر بیماریهای عفونی قرن اخیر است که افراد بسیاری بهواسطه آن جان خود را از دست دادهاند. آنفولانزای مرغی نیز نوعی دیگر از بیماریهای ویروسی قرن ۲۱ است که از پرندگان به انسان منتقل میشود. این بیماری کاملاً کشنده و مهلک است. ویروس آن از سال ۲۰۰۳ میلادی در آسیا منتشر شد و تا سال ۲۰۰۶ میلادی وارد اروپا، خاورمیانه و آفریقا شد. در سال ۲۰۱۲ میلادی، چین دومین دوره مرگومیر مردم خود را بهصورت رسمی اعلام کرد.
جنون گاوی یک بیماری کشنده و دژنراتیو عصبی مغزی قابل انتقال در گاو میباشد. این بیماری قابل انتقال به انسان است. در انگلستان بیش از ۱۸۰ هزار رأس گاو به این ویروس مبتلا شده بودند و 4/4 میلیون گاو سلاخی شده نیز حامل این ویروس بودند. با خوردن گوشت این حیوان، ویروس به انسان منتقل میشود.
ایدز یا سندرم نقص ایمنی اکتسابی، نوعی بیماری است که در دستگاه ایمنی و توسط ویروس نقص ایمنی (HIV) ایجاد میشود. سازمان ملل با انتشار گزارشی در سال 2011 اعلام کرد که حدود 2/34 میلیون نفر در حال حاضر مبتلا به ایدز هستند.
مالاریا مهمترین بیماری انگلی و یکی از مسائل مهم بهداشتی تعدادی از کشورها، بخصوص کشورهای گرمسیری دنیا است. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، تعداد 3/4 میلیون نفر جان خود را به دلیل مالاریا از دست دادند که از این بین 9/3 میلیون نفر کودکان زیر پنج سال در منطقه جنوب صحرای آفریقا بودند.
وَبا بیماری است که از طریق آب، توسط باکتری ویبریو کلرا ایجاد میشود. وبا در طول تاریخ هفت بار همهگیری جهان گستر داشته است. در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا همهگیر شد اما امروزه وبا بیشتر در کشورهای جهان سوم به علت وضعیت ناسالم و غیربهداشتی آبهای آشامیدنی دیده میشود. این ویروس در هرسال جان حدود یکصدهزار
انسان را میگیرد.
تب ایبولا نوعی بیماری عفونی است که با تب و خونریزی داخلی همراه است و بهواسطه تماس با مایعات بدن فرد مبتلا منتقل میشود. این بیماری تا ۹۰ درصد خطر مرگ دارد و در کشورهای آفریقایی بیش از بقیه دنیا کشته داشته است. برای این بیماری مهلک هنوز واکسنی کشف نشده است (1)
http://www.bartarinha.ir/fa/news/110677.
.در حال حاضر متجاوز از 200 میلیون بیمار دیابتی در جهان داریم که طبق پیشبینی سازمان جهانی بهداشت و فدراسیون بینالمللی دیابت تا سال 2025 این میزان از 330 میلیون فرد مبتلا فراتر خواهد رفت. آمار مبتلایان به دیابت در کشور ما متناقض و از حدود 3 تا 7 میلیون نفر تخمین زده میشود. طبق پیشبینی سازمان بهداشت جهانی تا سال 2030 جمعیت مبتلایان به دیابت به 6 میلیون نفر خواهد رسید (2). در هر 30 ثانیه یک پا در دنیا به علت بیماری دیابت قطع میشود. پانزده درصد از بیماران دیابتی دچار زخم پا میشوند، 15درصد افرادی که دچار زخم پا میشوند پایشان قطع میشو.
فلج چندگانه یا اِسکلروزِ چندگانه که با نام اختصاری اِم اِس (MS) نیز شناخته میشود، یک بیماری التهابی است که باعث آسیبدیدگی در توانایی بخشهایی از سیستم عصبی میشود و باعث به وجود آمدن علائم و نشانههای زیادی، ازجمله مشکلات فیزیکی، روانی و در برخی موارد مشکلات روانپزشکی میشود. تعداد مبتلایان به ام اس در جهان رو به افزایش و هماکنون 5/2 میلیون نفر تخمین زده میشود.
بیماری آلزایمر یک نوع اختلال عملکرد مغزی است که بهتدریج تواناییهای ذهنی بیمار را تحلیل میبرد. بارزترین تظاهر زوال عقل اختلال حافظه است. هم اکنون 44 میلیون نفر در جهان با بیماری آلزایمر زندگی میکنند که پیشبینی میشود تا سال 2030 به 65 میلیون و در سال 2050 به 135 میلیون نفر برسد. آمار دقیق شیوع بیماری آلزایمر در ایران در دسترس نیست اما بر اساس آمار انجمن آلزایمر، بهطور تخمینی حدود ۵۰۰ هزار نفر در این کشور به بیماری آلزایمر مبتلا هستند (3).
داروهای تولید شده در حال حاضر نیز اگر چه باعث بهبود برخی بیماریها شده و آثار برخی
1) برترین ها، مجله اینترنتی. 1393. دوازده بیماری عفونی کشنده در قرن 21.
2) علیپور، شهین؛ همتی مسلک پاک، معصومه؛ آقاخانی، نادر و خلخالی. حمید رضا. 1396. بررسی تأثیر مراقبت خانواده محور بر آزمایشهای پاراکلینیکی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو. مجله دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه. دوره پانزدهم، شماره پنجم، ص 403-395.
3) راوری، علی؛ میرزایی، طیبه؛ سلامی زاده، اعظم و عسکری مجدآبادی، حسام الدین. 1396. تاثیر آموزش مراقبت معنوی بر کاهش اضطراب مراقبین خانگی سالمندان مبتلا به آلزایمر. کومش. دوره 19، شماره 2، ص 474-467.
دیگر را کاهش میدهند، اما برخی از این داروها تاثیرات منفی زیادی بر مصرف کننده دارند. داروهای کورتون نظیر دگزامتازون، بتامتازون و هیدروکورتیزون به علت عواقب ناگواری که برای مصرف کننده آن دارند به نام قاتل خاموش نامیده شدهاند. این داروها مانند شمشیر دو لبه عمل کرده و عوارض خطرناکی به سیستم ایمنی بدن وارد میسازند. کورتون هرچند علائم بیماری را کاهش میدهد، اما بیماری را از میان نمیبرد.
یکی از عوارض دگزامتازون پوکی استخوان است. کورتون مانع رسوب کلسیم در استخوانها میشود و فرآیند استخوانسازی را کاهش میدهد. فشار خون، چاقی، مشکلات بینایی از قبیل کاهش بینایی، آب مروارید، آب سیاه، خونریزی گوارشی، اختلالات بسیار شدید هورمونی از دیگر عوارض دگزامتازون است (1).
آمار و ارقام یادشده تنها گوشهای از بیماریهای مهلک است که بسیاری از آنها ارمغان تمدن کنونی برای بشر هستند، بنابراین بر خلاف برخی ادعاها، سبک زندگی، برخی فناوریها و آرمانهای این تمدن؛ روز به روز جسم و جان بشر را آماج بیماری و درد قرار داده و فرصت زندگی، عبادت و بندگی خدا را از او سلب میکند. تکنولوژی امروزی نیز اگر چه اندکی راحتی انسان را افزایش داده است اما خطرات و بیماریهای بیشماری برای انسان به ارمغان آورده و در بسیاری اوقات حوادث غیر قابل جبرانی در سطح ملی و بین المللی ایجاد میکند. به طور خلاصه میتوان گفت:
1_ زیرساختهای تمدن کنونی مانند ساختارهای اداری، آموزشی و به طور کلی سبک زندگی آن اضطراب زا و به تبع آن بیماری زاست.
2_ نگاه تمدنی به بهداشت، درمان و دارو توسط بسیاری از شرکتها و دولتها نگاه یک صنعت سودآور است.
3_ داروهای شیمیایی و بسیاری از شیوههای درمانی، تسکینی و تهاجمی بوده، تبعات و عوارض جبران ناپذیری دارند.
4_ سبک زندگی، تغذیه، مدرنیسم، وسایل ارتباطی و سایر مولفههای تمدن کنونی همه ساله باعث افزایش انواع بیماریها، تعدد داروها، افزایش تعداد پزشک، پرستار، بیمارستان و
1) گنجلو، جواد و غضنفری، مجید. 1388. عوارض درازمدت مصرف خودسرانه دگزامتازون تزریقی به مدت بیست سال: گزارش یک مورد نادر. فصلنامه دانشگاه علوم پزشکی سبزوار (اسرار)، دوره 16، شماره 4 (مسلسل 54)، ص 240 تا 243.
گسترش صنایع وابسته میشود.
سلطه گران بین المللی برای در اختیار گرفتن دولتها به دنبال تسلط بر منابع نفت و انرژی و برای سلطه بر ملتها به دنبال تسلط بر غذا و داروی آنها هستند. یکی از مسئولان شرکت دارویی مهم بین المللی در مصاحبهای گفته است که ما باید به جایی برسیم که به افراد سالم با تبلیغات دارو بفروشیم. در مهندسی پزشکی نیز دیدگاه صنعتی، اقتصادی و سودآوری باعث شده است که برای تامین سود و بازگشت سرمایه استفادههای نابجا از تجهیزات مختلف افزایش چشمگیری پیدا کند. گفته میشود از هر 100 "ام آر آی" که در ایران انجام میشود، 90 مورد آن بیهوده است. به حاشیه رفتن طب بالینی و گرفتن شرح حال از بیمار جای خود را به طب پاراکلینیک داده و انجام کارهای آزمایشگاهی باعث تبعات ناگوار جسمی، روحی و افزایش هزینه درمان شده است.
متاسفانه برخی شرکتهای داروسازی که سرمایه گذاریهای هنگفتی روی ساخت برخی اقلام دارویی و واکسنها میکنند برای جبران هزینه و تامین سود خود گاهی مجبور به تولید بیماری و اغوای گروههای هدف برای فروش دارو میشوند. به طور خلاصه بدون انکار خدمات بسیار مهمی که در بخش سلامت و درمان صورت گرفته است نگاه ناسالم بخشهایی از تمدن کنونی به مقوله سلامت و درمان، در بسیاری از کشورها، این بخش را از حالت خدمت به همنوع خارج و به یک صنعت سودآور تبدیل کرده است. ساخت مینهای ضد نفر و سلاحهای شیمیایی توسط برخی کشورها و در کنار آن ساخت دارو و اعضای مصنوعی برای دردمندانِ این جنایات، نوعی بسیار پیشرفته از توحش و سوء استفاده از دارو و درمان برای استثمار و کسب سود است.
استفاده بیاندازه از مواد شیمیایی برای شستشو و سایر امور بهداشتی و حتی تهیه مواد آرایشی باعث شده است که سالیانه دهها میلیون تن مواد شوینده و بهداشتی شیمیایی مانند
مواد جرمگیر، لولهبازکن، سفیدکنندهها و ضدعفونیکنندههای کلردار (وایتکس یا آبژاول)، پودر سفیدکننده، مایعهای ظرفشویی، صابونها، شوینده فرها (اجاق و تنورها)، خوشبوکنندههای هوا، مواد نرمکننده، خمیردندان، شامپو و بسیاری مواد شیمیایی دیگر در منازل، ادارات و مکانهای عمومی مصرف شود. بخشی از این مواد شوینده به صورت گاز متصاعد و در فضای منازل و مکانهای عمومی باعث آسیب رسانی به سلامت انسان شده و بخش دیگری نیز وارد منابع آب و خاک شده و آلودگی این منابع را در پی داشته است. آمار مصرف شویندهها در ایران 11 و در آمریکا 40 کیلوگرم برای هر نفر در سال است.
این مواد باعث تصاعد گازهای قابل احتراق که باعث آتشسوزی میشوند مانند هیدروژن یا گازهای سمی مانند کلر، نیتروژن، کلرامین و سایر گازهای خطرناک شده و بر سیستم عصبی، پوست، تنفس و سایر ارگانهای بدن انسان تاثیر منفی گذاشته و در موارد بسیاری باعث خفگی، بیماریهای پوستی، تنفسی و سایر آسیبها میشوند. در صورت ادامه این روند، آلودگی منابع آب، خاک و هوا ضربات سنگینی بر پیکره محیط زیست، سلامتی انسان، حیوانات و جانوران دریایی و آبزیان خواهد زد. دیگر عوارض مادی و معنوی شیمیایی سازی زندگی انسان در عرصههای مختلف بهداشت، دارو و لوازم زندگی بر هیچ کس پوشیده نیست (1)(2)(3).
هدف از ارائه آمار و اطلاعات درباره انواع بیماریها و آلودگیها بههیچوجه بررسی جزئی هیچیک از عوارض و نقایص تمدن کنونی حاکم بر جهان نیست، بلکه هدف؛ ترسیم عاقبت بشر، تحت حاکمیت مدرنیته است. نتایج بررسیها نشان میدهد که بشر در حال حاضر شرایط مناسبی از نظر سلامت جسم و روح ندارد. بر اساس آمار و اطلاعات و پیشبینی سازمانهای بینالمللی چشماندازی هم وجود ندارد که از میزان درد، بیماری و مصرف دارو در جامعه بشری که در تمدن کنونی نفس میکشد کاسته شود. سبک زندگی کنونی دائماً باعث تولید و یا گسترش بیماریهاست. زیرساختهای تمدن کنونی مانند ساختارهای اداری، آموزشی و به طور کلی سبک زندگی آن اضطرابزا و به تبع آن بیماریزاست، نگاه تمدنی به بهداشت و درمان، نگاه به یک صنعت سودآور است، نه
1) بابائی، هادی و خداپرست، سید حجت. 1389. بررسی و تعیین غلظت آلودگی شوینده آلکیل بنزن سولفونات خطی در آب رودخانه سفید رود (استان گیلان). مجله علوم آبزیان. دوره 1، شماره 3، ص 35 تا 45.
2) شهیدی، مینو و متولیان، منیژه. 1384. اثرات گاز کلر بر سیکل سلولی و محتوی DNA گلبول های سفید موش سوری. مجله دانشگاه علوم پزشکی ایران. دوره 12، شماره 48 (فوق العاده یک)، ص 107 تا 112 .
3) واعظی، غلامحسن، و غیره. 1389. اثرات سمی استنشاق مخلوط مواد سفیدکننده و شوینده صنعتی بر لوکوسیتهای موش آزمایشگاهی. فصلنامه علمی پژوهشی زیستشناسی جانوری، سال سوم، شماره دوم، زمستان 89، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان.
تلاش برای خدمت به انسان، داروهای شیمیایی دارای عوارض و بسیاری از شیوههای درمانی نیز تسکینی و تهاجمی بوده، تبعات و عوارض فراوان و جبرانناپذیری دارند. سبک زندگی، تغذیه، مدرنیسم، وسایل ارتباطی، آلودگی منابع آب، خاک و غذا و سایر مولفههای تمدن کنونی همهساله باعث افزایش انواع بیماریها، افزایش تعدد داروها، افزایش تعداد پزشک، پرستار، بیمارستان و گسترش صنایع وابسته میشود.
به کمک آمار یاد شده میتوان به این سطح از معلومات رسید که اهداف، مسیر و روش تمدن کنونی برای تکامل انسان اشتباه است و این تمدن درد ساز بوده و سبک زندگی، نوع تغذیه، روش تولید مواد غذایی، مواد شیمیایی مورد استفاده در بخشهای مختلف و چارچوبهای حاکم بر آن، تولید بیماری میکند. این باعث میشود تعداد زیادی از نخبگان جامعه مشغول مبارزه با بیماری شده و سالانه درصد قابلتوجهی از ثروت انسانی صرف مبارزه با بیماریها، تولید دارو و تحقیق و تفحص در این زمینه شود. این مسیر در حکومت مهدوی طی نخواهد شد. هدف حکومت مهدوی رساندن بشر به مقام خلیفهاللهی، مسیر او حاکمیت آموزههای الهی و روش او دین، عقل و علم سازگار خواهد بود، نتیجه این حکومت رسیدن بشر به حیات طیبه است که در آن انسان فارغ و آزاد از بندگی غیر خدا، با سلامت روح و جسم، جامعهی خود را ساخته و در پرتو تقوا و ایمان به خدا رحمت الهی را شامل حال خود خواهد نمود.
برخی فکر میکنند که در عصر ظهور، پیشرفت بسیار زیاد داروسازی و پزشکی، افزایش تعداد بیمارستانها، تختهای بیمارستان، داروها، پرستاران و سایر مؤلفههایی که امروزه بهعنوان شاخصهای پیشرفت در زمینه سلامت معرفی شدهاند باعث کنترل بیماری و سلامت میگردد. این دقیقاً بر عکس آن اتفاقی است که در عصر ظهور میافتد. امام و کارگزاران ایشان با آموزش و هدایت مردم به سمت آموزههای علمیِ، عقلیِ الهی، با تصحیح سبک زندگی، تولید و مصرف مواد غذایی پاک و دوری از مصرف مواد ناپاک، مواد مخدر و سایر موضوعات تاثیرگذار و از بین بردن رذایل اخلاقی مانند حسد، بخل، مسابقه در امور غیر
ضروری و گناه و اضطرابهای بی حدی که سبک زندگی کنونی ایجاد نموده است، زیر ساخت لازم برای پرورش انسان سالم را مهیا و زمینهها را برای بروز بیماری از بین میبرند. بنابراین بیماری بسیار کم خواهد بود یا وجود نخواهد داشت که برای آن دارو، پزشک، پرستار و سایر امکانات به شیوه امروزی مهیا شود.
دین مقدس اسلام، حاوی نکات غنی و ظریف از بهداشت کامل در زندگی فردی و اجتماعی است و عمل به این توصیههای بهداشتی، ضامن سلامت فردی و اجتماعی اوست و در اسلام، حفظ تندرستی، این نعمت ارزشمند الهی بر همگان واجب است.
حضرت رسول اکرم؟ص؟ میفرماید: «دو نعمت است که مردم قدر آن را نمیدانند؛ یکی سلامتی و دیگری جوانی». خداوند پس از بعثت پیامبر اکرم؟ص؟ به او میآموزد که «وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ؛ جامه خود را پاکیزه ساز» (1)و بر آن اساس، امت او را به دین خود دعوت میکند و در ستایش پاکان میفرماید: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛ خداوند توبهکنندگان را دوست دارد و پاکان را نیز دوست دارد». (2)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
إنَّ اللّه َ تبارک و تعالی لَم یحَرِّمْ ذلک علی عِبادِهِ و أحَلَّ لَهُم ما سِوی ذلک مِن رَغبَةٍ فیما أحَلَّ لَهُم، و لا زُهدٍ فیما حَرَّمَهُ علَیهم و لکنَّهُ تعالی خَلَقَ الخَلقَ فَعَلِمَ ما یقومُ بهِ أبدانُهُم و ما یصلِحُهُم فَأحَلَّهُ لَهُم و أباحَهُ، و عَلِمَ ما یضُرُّهُم فَنَهاهُم عَنهُ و حَرَّمَهُ علَیهِم؛ خداوند تبارک و تعالی به خاطر رغبت خود به چیزی یا بیرغبتی به چیز دیگر، چیزی را حلال یا حرام نفرموده است، بلکه خدا که آفریدگان را آفریده است میداند که چه چیزی بدنهای آنها را قوام و صلاح میبخشد، لذا آن را برای مردم حلال و مباح قرار داده و از آنچه که به آنها زیان میرساند نهی فرموده و بر آنها حرام نموده است. (3)
این روایت نشان میدهد که با رعایت آموزههای مترقی اسلام، درخصوص مواد غذایی و
زندگی فردی و اجتماعی، سلامت در دنیای ما نهادینه میشود.
در قرآن دست کم چهار بار انسان از خوردن گوشت خوک نهی شده است، (1)ولی در تمدن کنونی از 400 میلیون تن گوشت مصرفی در سال 2016 حدود 100 میلیون تن آن را گوشت خوک به خود اختصاص داده است (2). آیا چنین سبک تغذیهی ناپاک میتواند زیر ساخت لازم برای تعالی انسان را فراهم کند؟
اسلام با تکیه بر وحی، عالی¬ترین رهنمودهای بهداشتی را در اختیار مسلمانان قرار داده است. برای مثال وقتی قرآن میفرماید:
{یا أَیهَا النَّاسُ کلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلَالاً طَیبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ إِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛ ای مردم از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گامهای شیطان، پیروی نکنید چه اینکه او، دشمن آشکار شماست}. (3)
یا میفرماید:
{فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَی طَعَامِهِ؛ انسان باید به غذای خویش (و آفرینش آن) بنگرد}. (4)
به انسان درس بهداشت و سلامت جسم و جان میدهد.
اسلام با تحریم خبائث و پلیدیها و حلال کردن پاکیزگی و پاکیزهها و قاعدتا حفظ اعتدال، راه رسیدن به سلامتی را هموار کرده است. بیشترین بیماریهای کنونی انسانها نیز ناشی از رعایت نکردن همین اصول مترقی است. رعایت اعتدال در مصرف، از نظر اقتصادی و بهداشتی فواید بیشماری برای انسان دارد و قرآن کریم در این رابطه میفرماید:
{یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِدٍ وَکلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ ای فرزندان آدم زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید و (از نعمتهای الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمیدارد}. (5)
با تشکیل جامعه مهدوی و رعایت اصول اسلام، سلامتی در جهان نهادینه شده و برکات خداوند نیز شامل حال مؤمنین میشود. در آن عصر هیچ بیماری بدون درمان باقی نمیماند. امام باقر؟ع؟ دراینباره میفرماید:
مَنْ أدْرَک قَائِمَ أهْلِ بَیتِی مِنْ ذِی عَاهَةٍ بَرَأ وَمِنْ ذِی ضَعْفٍ قَوِی؛ هر کس قائم اهلبیت مرا درک کند، اگر به بیماری دچار باشد، شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد، توانا و نیرومند میشود. (1)
در برخی روایات از ریشهکن شدن بسیاری از بیماریها به برکت ظهور ولی خدا و عنایت حق به بندگان در پرتو ایمان و تقوا خبر داده شده است. امام سجاد؟ع؟ دراینباره میفرماید:
إذا قام قائمنا أذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة، وجعل قلوبهم کزبر الحدید، وجعل قوة الرجل منهم قوة أربعین رجلا ویکونون حکام الارض وسنامها؛ هنگامیکه قائم ما قیام نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر میدارد و دلهای ایشان را همانند قطعه آهن محکم مینماید و نیرو و قوّت هر یک از ایشان به مقدار نیروی چهل نفر خواهد شد. (2)
شکوفایی شگفتانگیز دانشها، بهویژه علم بهداشت و درمان در عصر حکومت مهدی؟عج؟ و بهرهگیری از آن برای گسترش بهداشت در جامعه، فرو نشستن شعلههای جنگ و پیدایش آرامش روانی، تأمین بهداشت روحی با اصلاح شدن انسانها، برکت وجود امام عصر در بین مردم و عنایت و رحمت خداوند ازجمله عواملی است که سلامت را در روزگار امام عصر؟عج؟ به حد بالا و ایدهآل خود میرساند.
رسول خدا؟ص؟ میفرماید:
إذا نزل عیسی بن مریم و قتل الدجال تمتعوا، تحیلوا لیله طلوع الشمس من مغربها، وحتی تمنعوا بعد خروج الدجاتل أربعین سنه، لا یموت أحد و لا یمرض؛ هنگامیکه عیسی؟ع؟ از آسمان فرود آمد و دجال را کشت و شب، هنگامیکه در صبح آن، خورشید از
مغرب طلوع کند تا چهل سال زندگی پربار و آسودهای خواهید داشت و در این مدت نه کسی میمیرد و نه بیمار میشود. (1)
شاید منظور از این سخن، آن باشد که مرگها و بیماریهایی که پیش از ظهور حضرت، گسترش یافته، در دوران حضرت به اندازهای اندک و ناچیز است که میتوان آن را در حکم عدم دانست و شاید معنای ظاهری مراد باشد؛ یعنی در این مدت مرگ و بیماری وجود نداشته باشد و آن به دلیل مقدم مبارک حضرت بقیةالله الاعظم است.
امیر مؤمنان؟ع؟ میفرماید:
پس مهدی؟ع؟ فرماندهان خود را به سایر شهرها میفرستد و دستور رعایت عدل در بین مردم را میدهد و گوسفند و گرگ در یکجا میچرند. کودکان با مار و عقرب بازی میکنند و ضرری به آنان نمیرسد. شر و بدی برود و خیر و خوبی باقی ماند. آدمی یک مد (یک چارک) بکارد و هفتصد چارک بیرون آرد؛ چنانکه خدای متعال فرماید: «مانند دانهای که برویاند هفت خوشه را در هر خوشهای صد دانه باشد و خدا میافزاید برای هر کس که بخواهد» و ربا و زنا و شرابخواری و ریا برود و مردم روی به عبادت و امر مشروع و دیانت و نماز جماعتها آورند و عمرها طولانی شود و امانتها ادا گردد و درختان بارور شوند و برکتها افزون گردد و بَدان نابود شوند و نیکان باقی مانند و کسی از دشمنان اهلبیت؟عهم؟ باقی نمانند. (2)
مفضل بن عمر میگوید: امام صادق؟ع؟ فرمود:
إن قائمنا إذا قام أشرقت الارض بنور ربها، واستغنی الناس عن ضوء الشمس، وذهبت الظلمة، ویعمر الرجل فی ملکه حتی یولد له ألف ذکر لا یولد فیهم أنثی، وتظهر الارض کنوزها حتی یراها الناس علی وجهها، ویطلب الرجل منکم من یصله بماله ویأخذ منه زکاته فلا یجد أحدا یقبل منه ذلک، استغنی الناس بما زرقهم الله من فضل؛ چون قائم ما بپا خیزد، زمین (از نور پروردگارش) میدرخشد و بندگان از نور خورشید بینیاز
میشوند. ظلمت از میان میرود. مرد در دوران حکومت او از چنان عمر طولانی برخوردار میشود که دارای هزار فرزند پسر خواهد شد که در میان آنها دختر متولد نمیشود. زمین گنجهای خود را آشکار میسازد، بهگونهای که بر سطح آن دیده میشود. چون فردی از شما برای ادای زکات خود در صدد یافتن شخصی (نیازمند) بر میآید، کسی را نمییابد که آن را بپذیرد. مردم با فضل و روزی خداوند بینیاز شدهاند. (1)
امام باقر؟ع؟ دربارهی بهداشت محیطزیست در حکومت امام زمان؟عج؟ میفرماید:
و وسع الطریق الاعظم، و کسر کل جناح خارج فی الطریق، و ابطل الکنف و المیازیب الی الطرقات؛ او بزرگراهی احداث میکند و گوشه و کنار خانههایی را که در مسیر راه است، در هم شکسته، فاضلابها و ناودانهایی را که به کوچه و خیابان راه دارد، سد میکند. (2)
امام حسین؟ع؟ دربارهی حکومت مهدی؟عج؟ میفرماید:
وَ لَا یَبْقَی عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ أَعْمَی وَ لَا مُقْعَدٌ وَ لَا مُبْتَلًی إِلَّا کَشَفَ اللَّهُ عَنْهُ بَلَاءَهُ بِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ؛ هیچ نابینا، زمینگیر و دردمندی بر روی زمین نمیماند، مگر آنکه خداوند درد او را برطرف میسازد. (3)
امیر مؤمنان؟ع؟ میفرماید:
فیظهر قائمنا المتغیب، فیقدمه الروح الأمین... و یبری الأکمه و الأبرص؛ آنگاه قائم ما که پنهان و مخفی است، ظاهر میشود درحالیکه جبرئیل پیشاپیش او و کتاب خدا در پیش روی اوست، آن حضرت بیماران پیسی و خوره را شفا میبخشد. (4)
در کتب عهد عتیق نیز اشاراتی به شرایط انسان در آخرالزمان، از نظر بهداشت و سلامت
شده است که تصویری شبیه به آنچه در روایات ائمه معصوم؟ع؟ وجود دارد را به ذهن متبادر میکند. در کتاب حزقیال نبی آمده است:
خداوند از اورشلیم آب روان جاری خواهد ساخت و هرکسی را که بیماری داشته باشد، بهواسطه آن شفا خواهد داد و واقع خواهد شد که هر ذی حیات جنبدهای در هر جایی که آن نهر داخل شود زنده خواهد گشت (شفا خواهد یافت). درختان را وادار میکند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوهها میخورد و شفا مییابد و بر لب آن نهر، در این طرف و آن طرف هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوهاش تمام نخواهد گشت و هر ماه میوه تازه خواهد آورد؛ زیرا که آبش از مقدّس جاری میشود و میوهی آن برای خوراک و به جهت علاج و شفا خواهد بود (1)(2).
با توجه به روایات ائمه معصوم؟ع؟ و آیات قرآن میتوان کاهش بیماریها و افزایش عمر و برکت عمر بندگان خدا در عصر ظهور را ناشی از موضوعات زیر دانست:
1_ رعایت بهداشت، پاک بودنِ مواد غذایی تولیدی، حذف تیمارهای شیمیایی در تولید، نگهداری و فرآوری محصولات غذایی، تعادل در مصرف، پرهیز از مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و سایر ناپاکیها، باعث بالا رفتن درجه سلامتی و نشاط بشر میشود.
2_ پیشرفت خیره کننده بشر متکی بر علم پاک در زمینه تشخیص، روش درمان و تهیه داروهای مناسب طبیعی باعث درمان سریع و بدون عوارض بیماران میشود.
3_ به دلیل ایمان به خدا و نورانی شدن قلوب مردم انواع بیماریهای روانی، حسادت، بخل و سایر آلودگیهای روانی که منجر به بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی میشوند از بین میروند.
۴_ زیر ساخت ایجاد بسیاری از بیماریها، از جمله سبک زندگی اصلاح میشود، بنابراین بسیاری از بیماریها از بین میرود.
5_ برکت حضور ولیعصر در بین مردم و ایمان، تقوا و عمل صالح آنها باعث نزول رحمت الهی شده و بیماریها از بین رفته یا به میزان بسیار زیادی کاهش مییابد، آنچنانکه حضور پیامبران الهی بهویژه پیامبر گرامی اسلام در بین مردم باعث نزول رحمت الهی برای آنان بود.
قرآن در این رابطه میفرماید:
{وَمَا کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یسْتَغْفِرُونَ؛ ولی (ای پیامبر) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار میکنند، خدا عذابشان نمیکند}. (1)
امام باقر؟ع؟ از امیرمومنان؟ع؟ نقل کردهاند که ایشان فرمود:
در زمین دو امان (دو وسیله نجات) از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد دومی را دریابید و به آن چنگ زنید؛ اما امانی که برداشته شد وجود رسولالله؟ص؟ بود (که خداوند به برکت وجود او هرگز عذابی بر این امت نازل نکرد، ولی او از میان ما رفت) و امانی که باقی مانده «استغفار» است، همانگونه که خداوند متعال میفرماید: «تا تو در میان آنها هستی خداوند آنان را عذاب نمیکند و تا آنان نیز از گناهان خود استغفار میکنند، خداوند عذابشان نخواهد کرد».
به گفته مرحوم سید رضی: «این استنباط امام یک نمونه از بهترین استفادهها و لطیفترین استنباطها از آیات قرآن کریم است». (2)
امام عصر؟عج؟ میفرمایند:
إِنّی لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ کما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ؛ همانا، من، امان و مایه ایمنی برای اهل زمینم؛ همانگونه که ستارهها، سبب ایمنی اهل آسماناند. (3)
بنابراین وجود امام در بین مردم مایه برکت است و اگر امام از مردم راضی باشد، رضایت خداوند را در پی دارد و عنایات و برکات الهی از زمین و آسمان باریدن میگیرد. یکی از برکات، از بین رفتن آفات و بیماریهای انسان است.
برخی افراد القاء میکنند که تمدن فعلی تنها صورت ممکن برای زندگی و کاملترین نوع فرهنگ و تمدن است، درحالیکه این سبک زندگی در غیاب بسیاری از آموزههای الهی و مؤلفههای اخلاقی به وجود آمده است و امکانهای دیگری برای تمدن وجود دارد که در اندیشه اسلامی از آن به «حیات طیبه» تعبیر میشود. فناوری امروزی مورد استفاده بشر، بدون انکارِ مزیتهای آن، در عرصههای مختلف مضرات زیادی دارد ازجمله؛ سلامت جسم، روان و اندیشهی انسان را بهشدت به مخاطره انداخته و در بسیاری از فناوریهای ارتباطی، اخلاق لحاظ نشده است. فناوری امروزی پیچیده، گرانقیمت و وقتگیر بوده، مواد اولیه زیادی مصرف نموده، فضای زیادی را اشغال کرده و مراقبت زیادی را میطلبد. دنیای بعد از ظهور مرتبه بالاتری از آفرینش است و عالَمی نیست که در آن تمدن کنونی دستکاری شود و نواقص آن برطرف گردد، بلکه با تلاش در پرتو ایمان به خدا و تقوای الهی و باواسطه امام عصر، علمِ رسیدن به فناوریهای بسیار پیشرفته در اختیار بشر قرار میگیرد یا اینکه به لطف خدا قدرتهایی مبتنی بر علم الهی در اختیار انسان قرار گرفته و توانایی خود انسان ارتقا مییابد.
برای تربیت یک انسان در تراز انسان مهدوی و خلیفه خدا که مصداق آیه {ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون} باشد باید زیرساختهای لازم برای این تربیت فراهم شود. ازجمله این نیازها سلامت جسم، سلامت عقل، سلامت روان، آزادی اندیشه، فضای اخلاقی برای
ارتباط با همنوعان و در اختیار داشتن فرصت کافی برای پرورش استعدادهای انسان است. سؤال این است که آیا بشر امروزی از این ویژگیها برخوردار است یا خیر؟ پاسخ کاملاً واضح است، بشرِ امروزی فاقد همهی این لوازم بهاندازه لازم و کافی است. ممکن است افرادی، برخی از این لوازم را در اختیار داشته باشند، اما مجتمع بشر فاقد آنها است.
بشر برای رشد و تعالی به سه عنصر تربیت، امنیت و آزادی احتیاج دارد (1)که سبک زندگی فراگیر و حاکم بر جهان فعلی هیچ یک از این سه عنصر را ندارد. تربیت وی در قهقرای ترویج بیبند و باریهای مختلف گم شده است، امنیت او با انواع جنگهای نرم و سخت از دست رفته و آزادی وی با استثمار فکری رسانهها، دوربینها و انواع بندهایی که مدرنیته بر پای او بسته، سلب شده است.
سبک زندگی انسان اثر بینظیری بر رشد و تکامل وی دارد. فناوری ارتباطات و وسایل حملونقل، ازجمله مهمترین پارامترهایی است که امروزه سبک زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است. شبکههای ماهوارهای، اینترنت، تلفن همراه صوتی و تصویری، انواع شبکههای اجتماعی مانند واتس آپ، وایبر، تلگرام، چت رومها، رادیو، تلویزیون، سینما و دیگر لوازم ارتباطی و وسایل حملونقل مانند خودرو، هواپیما، قطار و سایر وسایل، سبک زندگی ما را شدیداً تحت تأثیر قرار دادهاند. بررسی این نکته ضروری است که آیا این فناوریها سلامت جسم، عقل و روان، آزادی اندیشه، فضای اخلاقی، برای ارتباط با همنوعان و فرصت کافی برای پرورش استعدادهای انسان را تأمین میکنند یا دستکم این نیازها را در سطح قابلقبول حفظ میکنند یا خیر؟ پاسخ کاملاً روشن است، زیرا فناوری امروزی مورد استفاده بشر در عرصههای مختلف حداقل مضرات زیر را در بردارد:
•سلامت جسم انسان را بهشدت به مخاطره انداخته است.
•سلامت روانی انسان را از بین برده است.
•ایمنی بشر را به مخاطره انداخته است.
•اندیشه انسان را به بند کشیده است.
•در بیشتر فناوریهای ارتباطی اخلاق لحاظ نشده است.
1) آیت الله مطهری، مرتضی. 1393. آزادی معنوی. بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۳، ص ۴۳۶.
•لوازم ارتباطی ساختهشده، وقت گرانبهای انسان را به خدمت خود گرفته است.
• فناوری امروزی بسیار پیچیده است و هزینه، وقت، مواد اولیه و زمان زیادی را از طراحان، سازندگان، کاربران و تعمیرکنندگان میگیرد.
• فناوری امروزی فضای زیادی را اشغال کرده است.
• فناوری امروزی مراقبت زیادی را میطلبد.
• فناوری و گسترش آن مناسبات روحی روانی بین افراد جامعه و بین انسان و محیط زندگی و طبیعت را دچار آسیب شدید نموده است.
در نگاه اول داشتن یک گُلدان هوشمند در منزل بسیار جذاب به نظر میرسد. گلدانی که دارای یک میکرو حسگر هوشمند است و در زمان نیاز به گل آب میدهد و گلدان را از هرگونه مراقبت اطرافیان بینیاز میکند، چیزی که اکنون سازندگان آن با ذوق زدگی، آن را به جامعه معرفی میکنند و به عنوان یک پیشرفت مدرن تمدن کنونی میدانند. چند روز اول هیجانانگیز است، اما یک هفته بعد گلدان به فراموشی سپرده میشود، چون مانند یک موجود بیجان در گوشهای ساکت و آرام به سر خواهد برد. فناوری؛ رابطه اطرافیان با گلدان را قطع کرده است، رابطهای که اصولاً هدف اصلی از نگهداری گلدان در منزل است، زیرا آب دادن و رسیدگی به گلدان باعث طراوت روح، اخلاق و جسم انسان میشود و روح و خُلق او را لطیف میکند. حالا میتوان تصور نمود که فناوری چگونه حقیقت سایر مناسبات انسان با همنوعان، طبیعت و خود انسان را دچار آسیب میکند. شاید در بسیاری موضوعات از سختی کارها بکاهد، اما چگونه لطف زندگی انسان را از بین میبرد. این موضوع بهمنزله ردّ استفاده از فناوری در همهی موضوعات نیست بلکه بر این حقیقت اشاره دارد که انسان نباید تسلیم تمام پیشنهادهای فناورانه شود و بیشازپیش هوش و تواناییهای بیولوژیک خود را با هوش مصنوعی و تواناییهای ماشینی ادغام کند، تا جایی که سرانجام ماشین جای انسان را بگیرد و انسان به شکل یک ماشین درآید.
هر یک از ما همهروزه وقت و هزینه زیادی برای تعمیر خودرو و وسایل ارتباطی خود تلف میکنیم. شارژ کردن تلفنهای همراه، تبلتها و مراقبت از آنها با صرف وقت و هزینه انجام
میشود. دائماً باید از آنها مواظبت کنیم تا گم نشوند، در داخل آب نیفتند، حتی در دستشویی باید استرس نیفتادن گوشی همراه را داشته باشیم. همهروزه شارژ اعتباری وسایل ارتباطی، پرداخت انواع قبضهای برق، تلفن، گاز و آب، هزینه و استرس زیادی بر ما تحمیل میکنند و وقت گرانبهای ما را میگیرند. انواع آنتنهای گیرنده و فرستنده امواج تلفن، تلویزیون، سیم، دکل و کانالهای برق و مخابرات، ترافیک خود ساخته و دود، بوق و سروصدای انواع خودروها و فناوریهای امروزیِ دیگر، سلامت جسم و روان انسان را به مخاطره انداخته و وقت برای تکامل و عبد خدا شدن برای بشر نگذاشته است.
این نوشتار به دنبال رد استفاده انسان از فناوری، برای رسیدن به آسایش و پیشرفت نیست و نمیخواهد توصیه کند که انسان باید برای بنده خدا شدن به عصر حجر بازگردد؛ بلکه به دنبال این حقیقت است که ثابت کند فناوری امروزی که بر مبنای «عقل بشر» و نه «عقل سلیم که با راهنمایی رسولان الهی به راه راست هدایت شده است» ساخته شده، زمینههای لازم برای عبد خدا شدن انسان را فراهم نمیکند. آیا بهراستی اگر انسان، افسارگسیخته نمیشد و با هدایت هادیان الهی از علم بیانتهای پروردگار بهره میبرد، نمیتوانست یک فناوری ارتباطی در اختیار بگیرد که این همه امواج مضر، روشهای دشوار شارژ، هزینه بالا، اشغال فضای زیاد، استرس دائمیِ همراه بردن آن، گم نشدن، در آب نیفتادن، تغییرات روز به روز مدل را نداشته، اخلاقی بوده و ساده و بدون دود و سروصدا و ایمن باشد و اندیشه انسان را به اسارت خود نگیرد. در واقع نوشتار حاضر به دنبال تفهیم این حقیقت است که تمدن فعلی تنها صورت ممکن برای زندگی و کاملترین نوع فرهنگ و تمدن نیست که بشر میتوانسته است آن را برگزیند و مسیر تاریخی که انسان گذرانده است تنها و بهترین مسیری نیست که او طی کرده و انسان مجبور نبوده است که این مسیر پر پیچ و خم، دشوار و فلاکت بار را طی کند، بلکه با پذیرش ولایت اولیای الهی میتوانست با طی مسیری دیگر، با تلاش خود و در سایهی هدایت انبیاء و اولیای الهی به کاملترین نوع فرهنگ و تمدن انسانی، علم، فناوری و سعادت برسد.
برای بررسی این موضوع، فناوری امروزی که بر اساس «عقل بشر» ساخته شده با فناوری
مورد استفاده یاران امام زمان در عصر ظهور، تا آنجا که در روایات و آیات اشاره شده است، مقایسه میشود تا روشن شود که در عصر ظهور از فناوری امروزی که برخی از آنها از مصادیق بارز از بین بردن موجودات زنده یا به قول قرآن کریم «اهلاک حرث و نسل» (1)است استفاده نمیشود، بلکه از فناوری بسیار بالاتری که با هدایت الهی، به دست بشر ساخته میشود یا با عنایت الهی در اختیار انسان قرار میگیرد استفاده خواهد شد. گفتن این نکته ضروری است که این اتفاق لازم نیست حتماً در زمان امام عصر؟عج؟ بیافتد، بلکه در دوران هریک از اولیای الهی که بشر زیر چتر ولایت الهی قرار میگرفت و بنده خدا میشد و تقوای الهی را پیش میگرفت، همین اتفاق میافتاد، یعنی بشر با واسطه ولی خدا از علم و برکت الهی بسیار بیشتر از آن مقدار که اکنون در اختیار دارد، بهرهمند میشد، ولی چون در طول تاریخ، مجتمع بشر به ولایت الهی چنگ نزده است، یا حاکمیت برخی از انبیاء و اولیای الهی استمرار نداشته است، این امر بهصورت محتوم، موکول به زمان برپایی حکومت الهی توسط امام عصر؟عج؟ شده است.
«سبک زندگی، بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است. ما اگر پیشرفت همهجانبه را به معنای تمدنسازی نوین اسلامی بگیریم، دو بخش دارد؛ یک بخش، بخش ابزاری است، بخش دیگر، بخش متنی، اصلی و اساسی است. بخش ابزاری عبارت است از همین ارزشهایی که ما امروز بهعنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم؛ علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بینالمللی، تبلیغ، ابزارهای تبلیغ و البته پیشرفتهای خوبی صورت گرفته (است). اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد، که همان سبک زندگی است. این بخش حقیقی و اصل تمدن است، مثل مسئلهی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع
1) اشاره به آیه205 سوره مبارکه بقره (وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَیهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یحِبُّ الْفَسَادَ؛ (نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمیگردانند (و از نزد تو خارج میشوند)، در راه فساد در زمین، کوشش میکنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود میسازند؛ (با اینکه میدانند) خدا فساد را دوست نمیدارد(.
خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئلهی خط، مسئلهی زبان، مسئلهی کسب کار، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با دولت، سفرهای ما، رفتارهای ما با بیگانه، اینها آن بخشهای اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است.
میشود این بخش را بهمنزلهی بخش نرمافزاری تمدن بهحساب آورد و آن بخش اول را، بخشهای سختافزاری بهحساب آورد. اگر ما در این بخشی که متن زندگی است، پیشرفت نکنیم، همهی پیشرفتهایی که در بخش اول کردیم، نمیتواند ما را رستگار کند؛ نمیتواند به ما امنیت و آرامش روانی ببخشد؛ همچنانکه میبینید در دنیای غرب نتوانسته (است). در آنجا افسردگی هست، ناامیدی هست، از درون به هم ریختن هست، عدم امنیت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بیهدفی و پوچی هست؛ با اینکه ثروت هست، بمب اتم هست، پیشرفتهای گوناگون علمی هست، قدرت نظامی هم هست. اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگی را، این بخش اصلی تمدن را اصلاح کنیم» (1).
سبک زندگی در سعادت و شقاوت انسان تاثیر اصلی را دارد و ابزار و فناوری تنها در این راه به انسان کمک میکنند. با نگاهی به تمدن کنونی حاکم بر جهان در مییابیم که اکنون گردانندگان جهان برای ابزار، اهمیت ویژهای قائلاند و القاء میکنند که انسان با تکامل ابزار و اسباب به سعادت میرسد، ولی سبک زندگی او را فراموش کردهاند. هم اکنون فناوری ابعاد گوناگونی از بخش نرمافزاری تمدن را تغییر داده و به آن ضربه وارد کرده است.
یکی از انحرافاتی که برخی تئورسینها در افکار انسان امروزی به وجود آوردهاند این است که تکامل انسان را یک تکامل تکنولوژیکی معرفی کرده و القاء میکنند که کمال انسان، تکامل در اسباب و افزایش رفاه با استفادهی هرچه بیشتر از فناوریهای جدید است. ظهور هم با تکامل تکنولوژیکی حادث میشود. طرفداران این نظریه، منجی را نیز یک شخص، تمدن یا فناوری که انسان را به رفاه بیشتر، تکنولوژی برتر و ایمنی بیشتر رهنمون شود میدانند. در
1) مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای. 1391. دیدار با جوانان استان خراسان شمالی. 23/7/1391.
حالیکه عصر ظهور؛ عصر تکامل انسان است. ظهور توسعه در اسباب نیست، تکامل انسان است (1)، ظهورِ آموزههای الهی و بروزِ هدف خداوند از آفرینش انسان است. ظهور؛ تکامل اخلاق انسان است، تکامل در درون و حقیقت انسان است و منجی، هدایتکننده انسانها به راه خدا و تأمینکننده سعادت دنیوی و اخروی بشر میباشد.
انحراف دیگری که عاشقان مدرنیته در اندیشه انسان به وجود آوردهاند این است که تکنولوژی را بهعنوان ملاکی برای طبقهبندی جوامع تاریخی مورد استفاده قرار دادهاند، معروفترینِ این طبقهبندی را «لوئیس ممفورد» (2)انجام داده است. او هریک از مراحل توسعه تکنیکی را «مجموعه تکنولوژیکی» نام نهاده است. «هانریژان» (3)با استفاده از نظرات «ممفورد» مراحل توسعه تکنیکی را در پنج مرحله نام میبرد:
1- عصر سنگ ابزاری.
2- عصر انسان ابزاری.
3- عصر پیش تکنیکی.
4- عصر پارینه تکنیکی.
5- عصر نوتکنیکی.
«هانریژان» سخن اصلی خود را اینگونه بیان میدارد: «ما تکنیک را بهعنوان یک متغیر مستقل در نظر خواهیم گرفت که تمام جنبههای دیگر تاریخ تحتالشعاع آن قرار میگیرند و در جهت آن حرکت مینمایند» (4).
همانگونه که از سخنان «هانریژان» پیداست دنیای غرب اصولاً تاریخ بشر را بر اساس تکنولوژی طبقهبندی نموده و تکامل بشر را یک تکامل تکنولوژیکی معرفی میکند. این خود نوعی دیگر از رویکرد مادی به تغییر و تحولات اجتماعی است. در این نوع طبقهبندی انبیاء و
1) حجت الاسلام قنبریان، محسن. 1391. پدیده های پایانی در قرآن. مسجد بلال، بهبهان.
2) لوئیس ممفورد (1990-1895) در ایالات متحده متولد و در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد. وی مورخ تمدن بشری و متخصص عصر ماشین بود.
3) جامعهشناس بلژیکی (1910-1828)، که پیشرفتهای تکنیکی جامعه انسانی را در پنج مرحله مورد مطالعه قرار داد و برای هر مرحله خصوصیاتی قائل شده است.
4) صادقی، هاشم. 1385. عوامل موثر در فرآیند تحولات اجتماعی. روزنامه کیهان، شماره 18500، تاریخ 5/2/85، صفحه 12.
اولیای الهی هیچ جایگاهی در تاریخ ندارند. تاریخ به گونهای تعریف شده است که انگار انبیاء وجود نداشتهاند، همهی تحولات را فلز به وجود آورده است و آینده بشر را حسگرها، قطعات الکترونیکی، سختافزارها و نرمافزارها رقم خواهند زد. متفکران مدرنیته تلاش میکنند تا پیامبران و آموزههای الهی را از تاریخ کنار بگذارند. وقتی یک دانشجو در کشورهای پیشرفته، تمدن و تاریخ را مطالعه میکند، ماده، فلز و فناوری تاریخ ساز معرفی شدهاند و انبیاء الهی که تاریخ را به سمت هدایت، عدالت و انسانیت بردهاند از معادلات تاریخ حذف شدهاند.
در یک قرن گذشته فیلمهای بسیار زیادی در کشورهای غربی درباره آخرالزمان ساختهشده است. این فیلمها بازگو کننده نوع نگاه گردانندگان تمدن غربی و بهطور کلی دنیای غرب و علاقمندان آنها در مشرق عالم، به موضوع منجی و آخرالزمان است. رویکرد این فیلمها به موضوع آخرالزمان در دوران مختلف بر اساس شرایط جهانی، برنامههای سیاسی، نظامی، تفکرات موهومی مذهبی و تفاسیر شخصی از کتب مقدس تغییر یافته است. در بیشتر این فیلمها منجی برای بشر ارمغانهای زیر را به همراه دارد:
1_ کره زمین را از خطر نابودی نجات میدهد.
2_ بشر را از خطر نابودی نجات میدهد.
3_ بشر را از شر یک موجود یا دشمن خطرناک نجات میدهد.
۴_ زندگی بهتر همراه با آسایش بیشتر را برای بشر تأمین میکند.
5_ به بشر امید زندگی امنتر با رفاه بیشتر را میدهد.
منجی از نگاه فیلمهای غربی هیچگاه با قلوب انسانها، هدایت آنها بهسوی آموزههای الهی، بندگی خدا، آرامش حقیقی درونی، تکامل اخلاق، برقراری عدالت در چرخه و زنجیره طبیعی زندگی انسان، حیوانات و طبیعت و آنچه مربوط به بعد روحانی بشر میشود کاری ندارد. در این سلسله فیلمها مأموریت منجی را، نجات کره زمین و بشر از نابودی نشان میدهند. یک خطر طبیعی یا مصنوعی کره زمین و زندگی انسانها را تهدید میکند و منجی، آنها را نجات میدهد، درحالیکه در آموزههای دینی، منجی، مصلح کل است، یعنی دین و
دنیای انسان را اصلاح میکند. منجی؛ مهدی انسانهاست یعنی انسان را بهسوی آموزههای الهی، نور خدا و پذیرش دین خدا دعوت میکند و منجیِ قلوب انسانها و سامان دهنده روابط بین انسانها و خداست. به تبع آن انسان به حیات طیبه دست یافته و عالم ماده نیز با هدایت ولی خدا به تسخیر انسان در میآید. بدینوسیله در این فیلمها از اهمیت کار منجی میکاهند تا بتوانند هرکسی را بهعنوان منجی به بشر قالب کنند.
در گروه دیگری از این فیلمها فنّاوری غربی، تفکر غربی، مهندسین غربی و بیشتر آمریکایی یا هر چیز دیگر غیر از اولیای الهی بهعنوان منجی معرفی میشوند. در این فیلمها گاهی یک موشک، گاهی یک مهندس، گاهی یک سیاهپوست، گاهی یک حیوان، زندگی بشر را نجات میدهند. در فیلم «روز استقلال» (محصول 1996) فنّاوری غربی بهعنوان منجی معرفی میشود.
ترفند جدیدتر این است که در فیلمها القاء می شود که امام عصر پس از ظهور، مجذوب فنّاوری غربی و زرقوبرق و مصنوعات غربی شده و اعلام میدارد که هدف ما نیز هدایت بشر بهسوی همین نوع از پیشرفت است و با دنیای غرب مصالحه کرده و دنبالهرو آنها میشود. بدینصورت آتشفشان امید را در قلوب منتظران خاموش میکنند. با دیدن این فیلم، فرد منتظر با خود میگوید وقتی امام عصر، خود مجذوب دنیای غرب میشود، پس ما برای چه چیزی در حال جان دادن هستیم، فیلم «بلک گلد» (1)(محصول 2011) از این دست فیلمها میباشد.
رویکرد دنیای غرب به آخرالزمان یک رویکرد تکنولوژی محور است، نه انسانمحور. حتی زمانی که امام زمانِ مسلمانان را در فیلمهایشان به رسمیت میشناسند، وی را در انتها مغلوب و مجذوب تکنولوژی غرب معرفی میکنند و به گونهای القاء میکنند که ایشان هم در نهایت به این نتیجه میرسد که سعادت و خوشبختی بشر در آخرالزمان در گرو پیشرفت فناوری، اسباب و ابزار است.
1) .Black Gold.
وسایل ارتباطی و نقلیهی امروزی اگرچه از سختی انسان در ایجاد ارتباط و حملونقل کاسته است، اما بهسادگی میتوان دریافت که این وسایل حداقل ایرادات زیر را دارند:
1_ تولید صدا، دود، گازهای گلخانهای، فلزات سنگین و انواع آلودگیهای دیگر میکنند که محیطزیست را تخریب نموده و سلامتی انسان را تحت تأثیر قرار میدهند.
2_ فضای زیادی اشغال میکنند.
3_ طراحی، ساخت و تعمیر آنها مشکل است و به کارخانههای وسیع و پیچیدهای برای تولید آنها نیاز است.
4_ تعداد زیادی نیروی متخصص که عمر خود را در این علوم گذراندهاند برای تولید و طراحی آنها نیاز است.
5_ تصادف ایجاد میکنند و جان انسانها را میگیرند.
6_ گران هستند.
7_ تعداد زیادی قطعه دارند که هرلحظه احتمال خراب شدن دارند.
8_ به سوخت زیاد (در وسایل نقلیه) و شارژ پیاپی (در وسایل ارتباطی) نیاز دارند.
9_ امواج خطرناکی تولید میکنند (در وسایل ارتباطی).
سازمان جهانی حملونقل جادهای فهرستی کامل از قربانیان حوادث جادهای در سراسر جهان منتشر کرده که نشان میدهد باوجود افزایش امنیت اتومبیلها و زیرساختهای مناسب شهری برای جادهکشیهای ایمن و مطمئن، اما در سال 2013 نیز شمار تلفات جادهای بسیار بالا و حدود 8/20 نفر به ازای هر 100000 نفر بوده است.
شکل 13_ صحنه تصادف دستهجمعی
متأسفانه آمارهای ارائه شده برای ایران هم چندان رضایتبخش نیست و در ازای 100 هزار شهروند در ایران 8/35 نفر جان خود را در حوادث رانندگی از دست میدهند (1)
http://www.bultannews.com/fa/news/164990.
. با این آمار هرساله حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر در جهان براثر تصادفات رانندگی کشته میشوند که آمار مجروحین و معلولین آن نزدیک به ده برابر این آمار خواهد بود. کشته شدگان ناشی از این تصادفات نیز به گونهای بسیار دلخراش جان باخته و صدمات روحی و روانی بسیار زیادی بر خانواده و اطرافیان آنها وارد میشود.در آلمان سالانه بین 7000 تا 8000 تن سرب وارد هوا میگردد. در تمام دنیا مقدار سرب تولید شده بهوسیله اتومبیلها و کارخانههای صنعتی به سالانه حدود پانصد هزار تن میرسد. بهعنوانمثال زمینهای مجاور خیابانها و اتوبانها با ترافیک شدید، همه با فاصله حدود 1 کیلومتری خیابان آلوده به سرب میباشند. مقدار سرب موجود در اقیانوسها نیز امروزه حدود 50 برابر مقدار طبیعی خود میباشد.
علائم بیماریهای حاصل از سرب کاملاً متفاوت و در وهله اول غیرقابل تشخیص میباشد. در مراحل اولیه بیحوصلگی، بیاشتهایی و کمبود تحرک را میتوان نام برد. کم شدن وزن و خون علائم دیگری از مسمومیت در اثر سرب میباشد. در بین بانوان عادات
1) بولتن نیوز، سایت خبری. 1391. آمار تلفات حوادث جاده ای در جهان.
ماهانه صورت نمیگیرد و یا به تعویق میافتد. تغییرات کلی نیز در شکل خون به وجود میآید. گلبولهای قرمز خون تغییر شکل میدهند. در اثر رسوب سرب در دهان، لثه و دندانها به رنگ خاکستری در میآیند. این رنگ خاکستری میتواند حتی بعد از رفع مسمومیت نیز مدتی پابرجا بماند. اثرات مسمومیت ناشی از سرب میتواند دامنه گستردهتری پیدا کند و مشکلات و نارسائیهای زیر را بهوجود آورد:
• کاهش ضربان نبض.
• ازدیاد فشارخون.
• چروک خوردن کلیه.
• پارگی یا درد شدید عضلات (پارگی عضلات در اثر از دست دادن خاصیت کششی).
• بیماریهای مغزی همراه با سردردهای شدید.
• صرع.
علاوه بر بیماریهای یادشده، تاکنون در اثر مسمومیت سرب، بیماریهای عصبی، فلج، بیماریهای مَفصَل و کمخونی نیز مشاهده شده است. همچنین در اثر وجود سرب در بدن احتمال تغییرات ژنتیک و یا بهطورکلی دگرگونی عوامل ارثی نیز وجود دارد (1)(2)
https://www.doe.ir/Portal/home/?177544/%D8%B3%D8%B1%D8%A8.
.این آمارها تنها ذرهای از ایجاد مسمومیتها و ضربات مهلکی است که فناوری امروزی بر پیکره طبیعت و انسان وارد میکند. آیا چنین فناوری که مصداق بارز اهلاک حرث و نسل است را میتوان به جامعه مهدوی تسری داد؟
شکل 14_ آلودگی هوا و محیطزیست (دنیا در اسارت دود و آلودگی)
وسایل بیسیم مثل وای فای (1)ساطع کننده امواج هستند که اگر افراد، زیاد در معرض این امواج قرار گیرند، ممکن است دچار آسیب شوند. وایفای یکی از دستگاههای بیسیم است که انرژی را در محیط منتشر میکند و یک منبع انرژی است که اگر مقادیر انتشار آن از حد مجاز بیشتر شود، میتواند باعث آسیب شود (2)
http://www.asriran.com/fa/news/343551.
. در کشور آلمان قیمت زمین در مکانهایی که آنتن موبایل نصب شده است 30 درصد ارزانتر است. امواج موبایل برای خانمهای باردار و افراد زیر 16 سال بیشترین ضرر را دارد.هنگام ارسال MMS یا پیام تصویری، خطر امواج 1000 برابر بیشتر است. پاره شدن رشتههای DNA و احتمال ابتلا به سرطان، ناراحتی قلبی، فشارخون، رشد تومورهای مغزی، سردرد، آلزایمر، پارکینسون و سایر بیماریهای ناشناخته ارمغان فناوری ارتباطی تمدن امروز بشر است.
امواج الکترومغناطیسی از جمله امواج تلفن همراه ممکن است باعث پرخاشگری، آسیب رسیدن به لثهها، بروز سرطان مغز، افزایش بزاق دهان، اختلال در بخشی از اعصاب شنوایی گوش و خطر بروز عوارض نازایی نزد زنان و مردان، افزایش استرس، سردرد، خستگی، دلهره،
اختلال در عملکرد حافظه، مشکل در تمرکز، بیاشتهایی و حتی عوارض پوستی شوند (1)
http://aylincoover.persianblog.ir.
(2)(3)(4).سالیانه میلیاردها حلقه لاستیک در خودروها مصرف میشود. سایش این لاستیک ها در تماس با خیابان و جاده ها باعث رها شدن چند میلیون متر مکعب ذرات لاستیک در طبیعت میشود که وارد هوا، منابع آب و خاک میشوند. مصرف میلیاردها لنت ترمز توسط خودروها و سایش ذرات بسیار ریز و بعضاً خطرناک از آنها نیز یکی دیگر از منابع آلودگی هوا، آب و خاک است. استفاده از انواع رنگهای شیمیایی مانند رنگ چوب، ابزارها، کمدها، مبلها، پارچهها، کابینتها و خودروها که همگی دارای حلالهای شیمیایی هستند، انواع اسپریهای براق کننده چرخ و کنسول خودروها که از مواد شیمیایی مضر برای سلامتی انسان و محیط زیست برخوردار هستند، مصرف سالیانه میلیاردها لامپ کم مصرف که حاوی فلز بسیار خطرناک جیوه است، استفاده از انواع گازها در کولر اتومبیل و سردخانههای مختلف که بالاخره روزی به هوا نشت میکنند، میلیاردها لیتر روغنهای مورد استفاده در خودروها و پس مانده انواع لوازم الکترونیکی که به علت تغییر مدل توسط بشر دور انداخته میشوند و دهها منبع دیگر باعث ایجاد آلودگی در هوا و منابع آب و خاک میشوند. استنشاق هر یک از این آلودگیها باعث اثرات مخرب بر سلامتی انسان شده و اولین شلاق را بر پیکرهی اخلاق انسان وارد میکنند. چگونه ممکن است که یک انسان که با استنشاق اندکی گاز متصاعد شده از سفید کنندههای بهداشتی که در دستشوییها مصرف میشود دچار خفگی میشود، با استنشاق انواع گازهای مضر دارای سلامت کامل اخلاقی و اعصاب لازم باشد. دومین شلاق توسط این منابع آلودگی بر سلامت جسم انسان وارد شده و در نهایت پیکره محیط زیست او را مجروح میکند. سلامت اخلاق، آرامش روان و اعصاب انسان، سلامتی جسم و تمیزی و پاکی محیط زیست از مولفههای مهم برای تربیت یک انسان سالم در تراز خلیفه خداست. آیا سبک زندگی و تولیدات این تمدن این زیرساختها را مهیا میکند؟ آیا ظلم، فقط در کشتن انسانها با گلوله و بمب و تضییع حقوق مالی او خلاصه میشود، آیا شلاقهای وارد شده بر
1) عوارض تلفن همراه، پایگاه اطلاع رسانی. 1388. عوارض خطرناک تلفن همراه.
2) بهارآرا، جواد، اشرف ، علیرضا و مددی امام چی، مژگان. 1389. اثرات توام میدان الکترومغناطیسی با فرکانس بسیار پایین (50 هرتز) و ویتامین A بر رشد و نمو جوانه اندام حرکتی جنین موش کوچک آزمایشگاهی. مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد. تابستان 1389، دوره 12، شماره 2، ص 7 تا 14 .
3) فریدونی، نرگس، ورزیده، فهیمه و سیفاللهزاده، مرتضی . 1392. اثر میدان الکترومغناطیسی فرکانس پایین بر قلب جنین جوجه. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی گرگان. دوره 15، شماره 3.
4) زراوشانی ، ویدا ، و غیره. 1387. مقایسه تغییرات ظرفیت آنتی اکسیدانی خون خرگوش پس از قطع مواجهه با امواج مایکروویو تلفن سیار. اولین کنفرانس بررسی آثار میدانهای الکترومغناطیسی بر بافتهای زنده و تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی.
پیکره اخلاق، سلامت و محیط زیست انسان از اقسام مهم ظلم نیستند؟ آیا عدالت، بازگرداندن همهی این ناملایمات به جای اول خود نیست؟
استفاده از فناوریهای ارتباطی امروزی اکنون دو دهه است که در بین مردم رایج شده و هنوز بسیار زود است که درباره اثرات نامطلوب آنها بر ژن انسان اظهار نظر کرد. با گذشت زمان آثار زیانبار استفاده از این فناوریها روی نسل انسان آشکار خواهد شد.
برخی افراد روایات ظهور را که در آنها به فناوری مورد استفاده یاران امام در زمان ظهور اشاره شده بر فناوریهای امروزی مانند موبایل، اینترنت، تلویزیون، هواپیما و ماهواره تطبیق میدهند و برای ادعای خود روایات را هم شاهد میآورند. اگرچه فناوریهای کنونی درک و هضم برخی روایات که فناوری ارتباطی و سایر فناوریهای مورد استفاده یاران امام زمان را توضیح میدهند آسان میکند، اما اینگونه اندیشیدن، یعنی امام عصر و یارانش را بهعنوان کاربرِ فناوریهای دنیای امروز نشان دادن اشتباه بوده و دقیقاً همان چیزی است که اکنون دشمنان امام عصر به دنبال آن هستند.
همانگونه که بیان شد دشمنان امام زمان در دنیای غرب، در جدیدترین روش خود برای دلسرد کردن و ایجاد تشکیک در قلوب منتظرینِ ظهور، سعی دارند امام عصر و جهان پس از ظهور را وامدار تمدن غرب معرفی کرده و امام عصر را دنبالهرو و مصرفکننده فناوری غربی معرفی کنند. این دقیقاً همان چیزی است که امروزه غربیها به دنبال آن هستند، یعنی القای هضم شدن امام عصر، یاران و تمدن آنها در تمدن غرب. آنها درصدد هستند تکامل بشر را یک تکامل تکنولوژیکی معرفی کنند، درحالیکه منظور از تکامل بشر تکامل در اخلاق انسان است.
در روایات تأکید شده است که امام عصر بیعت هیچ شخص و گروهی را بر گردن نخواهد داشت و وامدار هیچ شخص و گروهی نخواهد بود. اصل بر این است که چارچوب اداره امور دنیوی و معنوی مؤمنین ازجمله فناوری مورد استفاده یاران امام، بعد از ظهور بهگونهای است
که کفار منت و تسلطی، به خاطر آن بر مؤمنین و امام ندارند و بیعت و قرضی بر گردن امام نخواهد بود، آنگونه که خداوند در قرآن میفرماید:
{وَلَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است}. (1)
امام صادق؟ع؟ فرمودند:
صاحب هذا الامر تعمی ولادته علی (هذا) الخلق لئلا یکون لاحد فی عنقه بیعة إذا خرج؛ صاحبالامر ولادتش بر مردم ناپیدا باشد تا وقتیکه قیام میکند از کسی حقی و بیعتی بر گردنش نباشد. (2)
آری، این جنبش فراگیر چنان با قدرت و صلابت برای اقدام نهایی شکل میگیرد که نه تعهّدی به ستمگران خواهد بود و نه نیاز به آنان خواهد داشت و نه حتّی همانند امامان گذشته که با کراهت به صلح یا تعهّدی (به خاطر مصونیّت شیعیان) تن دادند به مصالحه تسلیم خواهد شد. کار او چنان است که به یک شب، تمامی جوانب امر برایش اصلاح میشود.
پیامبر گرامی؟ص؟ در مکه و سالهای نخست پس از هجرت در مدینه بهسوی بیتالمقدس نماز میگزارد؛ اما خواستِ قلبی او نماز گزاردن بهسوی کعبه بود و بدینجهت در انتظار وحی و تغییر قبله به سر میبرد. خداوند با نزول آیه قبله، ایشان را خشنود کرد و او را به تغییر قبله بهسوی مسجدالحرام فرمان داد.
{قَد نَرَی تَقَلُّبَ وَجهِک فِی السَّمَاء فَلَنُوَلِّینَّک قِبلَةً تَرضَاهَا فَوَلِّ وَجهَک شَطرَ المسجدالحرام وَحَیثُ مَا کنتُم فَوَلُّوا وُجُوِهَکم شَطرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُوا الکتَابَ لَیعلَمُونَ أَنَّهُ الحَقُّ مِن رَّبِّهِم وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یعمَلُونَ؛ نگاههای انتظارآمیز تو را بهسوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) میبینیم. اکنون تو را بهسوی قبلهای که از آن خشنود باشی، باز میگردانیم. پس روی خود را بهسوی مسجدالحرام کن و هر
جا باشید، روی خود را بهسوی آن بگردانید و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بهخوبی میدانند این فرمانِ حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهای خود خواندهاند که پیغمبر اسلام، بهسوی دو قبله، نماز میخواند) و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست}. (1)
«یهودیان پس از ورود پیامبر؟ص؟ به مدینه این موضوع را دستاویز خود قرار داده بودند و مرتباً مسلمانان را سرزنش میکردند که اینها استقلالی از خود ندارند، اینها پیش از آنکه ما به آنها یاد دهیم اصلاً از امر قبله سر در نمیآوردند، قبول قبله ما، دلیل بر قبول مذهب ما است و مانند اینها». (2)
قبلاً منت قبله که متعلق به خداست را بر پیامبر گرامی اسلام گذاشتهاند و آن را مایه برتری و اثبات حقانیت خود قرار دادهاند، آیا درصورتیکه امام عصر از دستاوردهای تمدن غرب استفاده نمایند این قضیه به نحو بارزتری تکرار نخواهد شد؟ تصور کنید که روایتهای وارد شده را بر سوار شدن امام و یارانش بر هواپیماهای ساخت دنیای غرب تعبیر کنیم، آنگاه منت دنیای غرب بر امام و یارانش گوش فلک را کر خواهد کرد.
با بررسی وضعیت فناوری و سبک زندگی در عصر حاضر که موجب ظهور فساد در خشکی و دریا شده است، به دنبال رد استفاده از فناوری توسط انسان نیستیم، بلکه به دنبال اثبات این موضوع هستیم که بر اساس آیات، روایات و شواهد تاریخی، اگر انسان دعوت اولیای الهی را میپذیرفت و ایمان و تقوای الهی پیش میگرفت از حیات طیبه که یکی از مولفههای حاشیهای آن برخورداری انسان از فناوریهای بسیار پیشرفته، آسان، پاک و بسیار کم هزینه و شاید بیهزینه بود بهرهمند میشد. حال که مجتمع انسان این راه را نیازموده، روزی فرا میرسد که از همهی مسیرهای رفته ناامید شده و به سوی حیات طیبه مهدوی باز خواهد گشت. در چنین شرایطی با ظهور حضرت حجت یکی از مولفه های فرعی حیات طیبه که فناوری مورد
نیاز انسان است دارای خصوصیات زیر خواهد بود:
1_ برخلاف نظر گردانندگان تمدن کنونی بشر، عصر ظهور دوران خوشبختی و سعادت بشر با پیشرفت در اسباب نیست. کمال انسان با تکامل در اسباب، ابزار و فناوری حاصل نمیشود و خوشبختی، با تکامل اسباب و تسلط انسان بر عالم ماده و تسخیر عالم ماده حادث نمیشود. آیات قرآن نشان میدهند که هدف از خلقت انسان، گذراندن زندگی برای غرق شدن در عالم ماده و تلاش شبانهروزی برای گسترش فناوری و تسخیر عالم ماده نیست؛ بلکه عالم ماده وسیلهای برای تقرب به خداست که در سایه عبادت و اطاعت از خدا و اولیای خدا به سهولت به تسخیر انسان در خواهد آمد.
2_ تنها صورت تمدن بشری که میتواند در دنیا وجود داشته باشد و تنها روش پیشرفت اسباب و فناوری، کشاورزی و علوم پزشکی که میتواند در دنیای بشر وجود داشته باشد همین راهی که بشر طی کرده است نیست. تنها صورت تمدنی که بشر میتوانست داشته باشد این تمدنی که الآن در آن نفس میکشیم نیست؟ بلکه به تصریح قرآن، ایمان به خدا و اطاعت از پیامبرانش و بهطور خلاصه قرار گرفتن تمدن بشر در چارچوب دین خدا میتوانست صورت دیگری از تمدن را برای بشر به ارمغان آورد که از آن به «حیات طیبه» تعبیر میشود. صورتی از حیات که نقایص، آلودگیها، ضرر و زیانهای مادی و معنوی، تباهی منابع طبیعی و اخلاق و منش انسانی را در پی نداشته باشد و وقت، انرژی و توانایی گرانبهای انسان را که باید در عبادت خدا صرف شود، مشغول به ساخت، طراحی و بهکارگیری فناوری و اسباب و ابزار نکند؟ خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکنْ کذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم}. (1)
این آیه بهروشنی نقش ایمان و تقوا را در سهولت دسترسی بشر به ابزار و منابع مورد نیازش،
1) اعراف، 96.
برای زندگی در این دنیا را نشان میدهد و تأکید دارد که اگر انسان ایمان به خدا و تقوا داشت چگونه برکات خداوند از زمین و آسمان نصیب او میشد. با بررسی روایات در مییابیم که در عصر ظهور نیازهای مومنین به فناوری، به روشهای زیر تامین خواهد شد:
1_ در عصر ظهور خداوند به برکت ظهور امام عصر و ایمان و تقوای مؤمنین، آنها را بهوسیله علم خود بینیاز خواهد کرد و انواع فناوری، بهویژه فناوری ارتباطات و حملونقل بهصورت شگفتآوری پیشرفت مینماید. در این دوران آموزش، پژوهش و پرورش نه تنها تعطیل نمیشود بلکه با شدت بیشتر و به صورت صحیح و با بهترین روشها ادامه خواهد یافت. بنابراین فناوری که به دست بشر و با علم الهی ساخته میشود هیچیک از نقایص فناوری کنونی را نداشته و بهویژه فناوری به وجود آمده اخلاقی خواهد بود.
2_ در عصر ظهور بسیاری از نیازهای مؤمنین که هماکنون با استفاده از اسباب و ابزار برطرف میشود با ارتقای توانایی بدن خود مؤمنین برطرف خواهد شد.
3_ در عصر ظهور بسیاری از نیازهای مؤمنین بهوسیله هماهنگی طبیعت با مؤمنین برطرف میشود. در این زمان شعور و درک طبیعت ظهور و بروز خواهد کرد.
4_ در عصر ظهور بسیاری از نیازهای مؤمنین به اذن الله به برکت حضور امام و با هماهنگی عالم غیب تأمین میشود.
5_ در عصر ظهور بسیاری از نیازهای کنونی بشر که کاذب است، با به وجود آمدن روحیه استغنا و بینیازی و از بین رفتن روحیه طمع، حسادت، بخل و به وجود آمدن روحیه قناعت در مؤمنین کاهشیافته و مؤمنین نهفقط از بسیاریِ نعمتهای الهی در سعادت و آسایش خواهند بود، بلکه بسیاری از نیازهایشان با روح استغنا مرتفع میشود.
6_ در عصر ظهور بسیاری از فناوریهای کنونی که به علت رخت بربستن برکت و رحمت الهی از جامعه بشری به واسطه اعمال، رفتار و اخلاق بسیاری از انسانها و برای جبران آن به وجود آمدهاند از بین میروند، مانند فناوری سمپاشی، سمسازی و انواع علوم مربوط به سم که به علت کاهش برکت در تولیدات کشاورزی و هجوم انواع آفات و بیماریها به وجود آمده از بین میرود.
امام صادق؟ع؟ در این خصوص میفرماید:
إن المؤمنین فی زمان القائم وهو بالمشرق لیری أخاه الذی فی المغرب، وکذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی فی المشرق؛ در زمان قائم، شخص مؤمن درحالیکه در مشرق به سر میبرد، برادر خود را که در مغرب است دیده و نیز آنکه در مغرب است، برادر خویش را در مشرق خواهد دید. (1)
و نیز میفرماید:
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّی لَا یکونَ بَینَهُمْ وَ بَینَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ یکلِّمُهُمُ فَیسْمَعُونَ وَ ینْظُرُونَ إِلَیهِ وَ هُوَ فِی مَکانِه؛ هنگامیکه قائم ما قیام کند، خداوند، چنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت میکند که میان آنان و آن حضرت، نامهرسانی وجود ندارد و مردم در هر نقطه از کره زمین، امام را مشاهده میکنند و امام با آنان سخن میگوید. (2)
با دقت در روایات متوجه میشویم که معصوم؟ع؟ نفرمودهاند چیزی در دست مؤمنین است که با آن یکدیگر را میبینند و صدای یکدیگر را میشنوند. بنابراین فناوری ارتباطی در عصر ظهور متفاوت با فناوری امروزی میباشد.
در عصر ظهور، به جهت جهش علمی و پیشرفت فناوری و صنعت، وسایل ارتباطی و اطلاعاتی آنقدر پیشرفته خواهد بود که دنیا را چون کف دست، نشان میدهد و برای آگاهی از دورترین نقاط کشور، به وسایل و ابزار ارتباطی امروزی نیازی نیست (3). این مسئله، به امام و یاران خاص ایشان اختصاص ندارد؛ بلکه مردم عادی نیز با همدیگر سخن میگویند و همدیگر را مشاهده میکنند؛ درحالیکه یکی در مشرق عالم و دیگری در مغرب است. ازاینرو، حکومت مرکزی نسبت به کل عالم، که تحت حکومت واحد او هستند تسلط کامل دارد و بهموقع و بدون فوت وقت، وارد عمل شده، مشکل را حل میکند و هرگونه توطئه و فساد را در نطفه خفه میسازد (4).
1) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 391.
2) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 8، ص 240 و ج 52، ص 336.
3) بهروزی لک، غلامرضا و حاجی سیاری، مهدی. 1392. وجوه الگویی ارتباطات در جامعه مهدوی برای جامعه امروز با روش پسنگری. فصلنامه انتظار موعود، سال سیزدهم، شماره 40.
4) طاهری، حبیب الله. 1380. عصر ظهور یا مدینه فاضله موعود در اسلام. مجله انتظار. زمستان 1380، شماره 2.
برخلاف نظر افرادی که وسایل ارتباطی عصر ظهور را بر موبایل، اینترنت، ماهواره و سایر وسایل ارتباطی امروزی تأویل میکنند، روایات نشان میدهند که ارتباط بین مومنین با تقویت قوای حسی آنها انجام میشود. برای مثال در دو روایت یاد شده، امام صادق؟ع؟ میفرمایند خداوند گوش و چشم «شیعیان ما» را تقویت میکند یا میفرمایند در زمان قائم «شخص مؤمن» برادر خود را در مغرب عالم میبیند نه هر شخصی بتواند این کار را انجام دهد. بنابراین ارتباط سهل و با فناوری الهی مختص مؤمنین است درحالیکه فناوریهای کنونی مؤمن و غیر مؤمن نمیشناسند.
امام صادق؟ع؟ سهولت ارتباطات در عصر ظهور را در گفتار دیگری بهطور بارزی بیان فرموده است:
إِنَّهُ إِذَا تَنَاهَتِ الْأُمُورُ إِلَی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ رَفَعَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی کلَّ مُنْخَفِضٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ خَفَّضَ لَهُ کلَّ مُرْتَفِعٍ مِنْهَا حَتَّی تَکونَ الدُّنْیا عِنْدَهُ بِمَنْزِلَةِ رَاحَتِهِ فَأَیکمْ لَوْ کانَتْ فِی رَاحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یبْصِرْهَا؛ وقتی کارها به صاحب اصلی ولایت حضرت مهدی برسد، خداوند هر نقطه فرورفتهای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایین میبرد؛ آنچنانکه تمام دنیا نزد او بهمنزله کف دستش خواهد بود. کدامیک از شماها اگر در کف دستش مویی باشد، آن را نمیبیند؟. (1)
آسانی رفتوآمد و جابهجایی از دیگر مواردی است که در احادیث به آن اشاره شده است. رسول خدا در مورد چگونگی حملونقل در آن زمان میفرمایند:
پس از شما قومی خواهد آمد که زمین زیر پایشان طی و پیموده میشود و درهای جهان به رویشان باز میگردد. زمین در کمتر از یک چشم به هم زدن پیموده میگردد؛ بهگونهای که اگر کسی از آنان بخواهد، شرق و غرب را در ساعتی بپیماید، این کار را انجام میدهند. (2)
در روایتی از امام باقر؟ع؟ بر سوارشدن امام، بر ابر اشاره شده است:
آگاه باشید که ذیالقرنین بین دو نوع ابر، مخّیر گردید و او ابر رام را برگزید و ابر صعب را برای صاحب شما ذخیره کرد. راوی میگوید: گفتم: صعب چیست؟ فرمود: آنچه از ابری که رعد، صاعقه و برق دارد، صاحب شما بر آن سوار میشود. بدانید که نزدیک است که وی سوار بر ابر شود و بهوسیله اسباب بالا رود؛ اسباب آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه. (1)
این روایات همگی گویای ارتباطات سهل و آسان در جامعه مهدوی و طبعاً در ساختارهای نظام است؛ بهطوریکه در پی آن، مردم بدون مشکل با کارگزاران و حاکم جامعه سخن میگویند. امام صادق در حدیثی این سهولت را چنین بیان میکند:
هنگامیکه قائم قیام کند در کشورهای روی زمین کسانی را برمیانگیزد، در هر سرزمین یک نفر را و به او میگوید: فرمان تو درکف دست تو است، هر گاه کاری برای تو پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه درآن حکم کنی، به کف دست خود بنگر و به آنچه در آن (مکتوب) است عمل کن. فرمود: و سپاهی به قسطنطنیه گسیل میدارد و چون آنان به کنار خلیج برسند بر قدمهای خویش چیزی نویسند و بر روی آب روان شوند پس چون رومیان ایشان را بنگرند که بر آب راه میروند گویند: اینانکه اصحاب اویند این چنین بر آب گام بر میدارند پس او خود چگونه خواهد بود؟ در این هنگام دروازههای شهر را برای آنان میگشایند و آنان داخل آن شهر میشوند و در آنجا آنچه بخواهند دستور میدهند. (2)
بعد از ظهور، انسان؛ وجهی پیدا میکند که از مغرب، مشرق عالم را میبیند، نه با موبایلش میبیند (3). اگر امام و یارانش از فناوری کنونی ارتباطی و سایر فناوریهای بشر امروز استفاده کنند، مورد طعن دشمن قرار گرفته و همچنین مضرات جسمی و روحی، وجوه غیر اخلاقی، پیچیدگی و دست و پا گیر بودن، گرانی و سایر ابعاد این بلای قرن مدرن به جامعه مهدوی نیز منتقل میشود و تکامل مورد امید و انتظار انسان در جامعه مهدوی مختل خواهد شد.
روایات، این مفهوم را به ذهن متبادر میکنند که بهجای استفاده از برخی انواع تکنولوژی، به
لطف خدا حواس انسان ارتقا مییابد، بهگونهای که بدون نیاز به وسایل جنبی ارتباطات افراد با یکدیگر و جابجایی افراد انجام میشود.
در دنیای کنونی، انسان با عالَم هماهنگ نیست و عالَم همهی برکات خودش را در اختیار انسان قرار نمیدهد. خداوند متعال، لایههای ظاهری عالم را مسخر انسان کرده است، ولی تسخیر لایههای باطنی آن شرایط ویژهای دارد و مخصوص انسانهای مومن و به حق پیوسته است. منظور از نزول رحمت و برکات الهی، معجزه نیست، بلکه بهرهمندی از علم الهی با واسطه فیض (امام معصوم) یا عقل سلیم است. دریافت یک شاه کلید علمی از منبع زلال و پاک آن میتواند تغییرات بسیار ژرفی در دنیای انسان ایجاد کند. برای مثال تصور شود اگر انسان شاه کلید استفاده سهل و آسان از انرژی خورشیدی، متفاوت با روشهای بسیار پیچیده و هزینهبری که اکنون در حال استفاده است را به دست آورد، چه تغییرات بنیادی در همهی عرصههای زندگی ایجاد میشود.
در همین تمدن مادی، وقتی بشر به انرژی هستهای دست یافت، مقیاس تمدن عوض شد. یعنی، دست یابی به کنترل الکترون تنها محدود به یک کشف علمی صرف نبود؛ بلکه هم پای این کشف، سرعت ارتباطات نیز توسعه یافت. به همین ترتیب، لایههای باطنیای در عالم هست که در اختیار غیر مومنین قرار داده نمیشوند؛ این حقایق و این بطون عالم، مخصوص عصر ظهور است که تمدن دیگری از دل آنها شکوفا میشود (1).
بهطور خلاصه از روایات میتوان دریافت که عالَم بعد از ظهور مرتبه دیگری از آفرینش است و تمدن کنونی بشر ادامه نخواهد یافت، بدین معنی که عالم پس از ظهور عالمی نیست که در آن تمدن کنونی دستکاری شود و نواقص آن برطرف شود، بلکه فناوری الهی مبتنی بر علم به صورتهای زیر در اختیار انسان قرار میگیرد:
الف) بشر علمِ رسیدن به یک فناوری را از منبع علم لایزال الهی از طریق واسطه فیض (امام معصوم) کسب کرده و خود او اقدام به ایجاد فناوری میکند، مانند آنچه در ساخت کشتی حضرت نوح؟ع؟ یا زره حضرت داوود؟ع؟ و علم گیاهشناسی و ساخت سیلو برای نگهداری غلات در زمان یوسف نبی و سایر مواردی که در قرآن اشاره شده است، اتفاق افتاد. در طول
1) میرباقری، سید محمد مهدی. 1393.اندیشهی مهدویت و الزامات و موانع آن. سخنرانی در جمع جامعه اسلامی مهندسین تهران.
تاریخ نیز پیامبران الهی مبدأ و سرچشمه جاری شدن علوم در بین امتها بودهاند و این مسئله عجیبوغریبی نیست و همچنین به معنی تعطیلی آموزش، پرورش و پژوهش در آن زمان نیست. حضرت موسی؟ع؟ چند دهه مشغول آموزش قوم بنی اسرائیل در ابعاد مختلف از جمله علم و فناوری بود (1).
ب) به لطف خداوند یک توانایی مبتنی بر علم الهی در اختیار انسان قرار میگیرد، مانند آنچه به عنوان سبب حمل و نقل به ذوالقرنین، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت سلیمان و سایر اولیای الهی داده شده و در قرآن به آنها اشاره شده است.
ج) انسان با آموزش، پژوهش و تلاش در حالی که عقول، از ناحیه خداوند تکامل یافته و عقل سلیم در عموم مومنین رشد یافته است فناوری و علوم مورد نیاز خود را استخراج نموده و نیاز واقعی خود را مرتفع خواهد ساخت. این زمانی است که برکت، همهی فعالیتها و تلاشهای مومنین را غنا خواهد بخشید.
د) اصولاً دسترسی بشر به همهی نعمتهای الهی دارای دو لایه است. در لایه اول بشر با تلاش، کسب علم، آموزش و پژوهش، به روشهای معمول به علم و فناوری دست مییابد. در لایه دوم درهای علم الهی و تواناییهایی به میزان ظرفیت انسان مؤمن و بهحق پیوسته روی او باز میشود، لذا در عصر ظهور به علت تعالی و تقوای مؤمنین و اطاعت از ولی معصوم، مؤمنین از هر دو لایه علم بهرهمند میشوند. همانگونه که قبلاً اشاره شد در این زمان، لازم نیست حضرت مهدی؟عج؟ برای انتقال علم و فناوری الهی به مؤمنین، دانشگاه تأسیس کند یا افرادی را آموزش دهد، بلکه با به دست دادن شاهکلیدِ یک علم الهی به یارانش، آنها خواهند توانست مقیاس تمدن و فناوری را در عصر ظهور تغییر دهند. همچنین با توجه به روایات، با تکامل عقول و افهام مؤمنین و همچنین اشراف تکوینی امام بر یاران، تکتک افراد جامعه صاحبخرد و اندیشههای تعالییافته بوده و خواهند توانست عالم ماده را برای سعادت و کمال به تسخیر درآورند.
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
یأتی علی الناس زمان یغیب عنهم إمامهم، فیا طوبی للثابتین علی أمرنا فی ذلک الزمان،
1) همایون، محمد مهدی. 1391. تاریخ تمدن و ملک مهدوی. انتشارات دانشگاه امام صادق؟ع؟.
إن أدنی ما یکون لهم من الثواب أن ینادیهم البارئ جل جلاله فیقول: عبادی وإمائی آمنتم بسری وصدقتم بغیبی، فأبشروا بحسن الثواب منی، فأنتم عبادی وإمائی حقا منکم أتقبل، وعنکم أعفو، ولکم أغفر، وبکم أسقی عبادی الغیث وأدفع عنهم البلاء ولو لاکم لانزلت علیهم عذابی، قال جابر: فقلت: یا ابن رسول الله فما أفضل ما یستعمله المؤمن فی ذلک الزمان؟ قال: حفظ اللسان ولزوم البیت؛ مردم، زمانی میآید که امامشان از منظر آنان غایب میشود. خوشا به حال آنان که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهلبیت ثابتقدم و استوار بمانند. کمترین پاداشی که به آنان میرسد، این است که خدای متعال خطابشان میکند و میفرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است. آن گاه امام باقر؟ع؟ ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارجگذاری به چنین منتظران راستینی به آنان میفرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقی من هستید. رفتار نیک و شایسته تان را میپذیرم و از کردار ناپسندتان عفو میکنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را میآمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع میکنم. ای عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل میکردم. جابر گوید: عرض کردم: یابن رسول الله! بهترین کار مومن در آن زمان چیست؟ حضرت فرمود: نگاهداری زبان و خانه نشینی. (1)
مثالهایی از اعطای علم و توانایی به اولیاء الهی از قرآن کریم
در قرآن کریم مواردی از اعطای علم الهی به پیامبران و اولیاء و یا اعطای توانایی به آنها بیان شده است که به خاطر ایمان به خدا و تقوای الهی به این افراد اعطا شده است. از آنجا که قرآن مدلها را بیان کرده است، بنابراین اثبات میشود که هر شخص و جامعهای که ایمان به خدا داشته و به درجهی تقوا رسیده و حول محور ولی خدا بندگی کند اعطای علم و توانایی شامل او نیز خواهد شد. در قرآن کریم در مواردی به این تکرار عنایت اشاره شده است، ازجمله در
1) کمال الدین، شیخ صدوق، ص 330.
سوره مبارکه نور میفرماید:
{وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکونَ بِی شَیئًا وَمَنْ کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنان فاسقانند}. (1)
در این آیهی شریف خداوند وعدهی استخلاف در زمین را به مؤمنین داده و تأکید دارد که نمونهی آن قبلاً به بعضی از مؤمنین اعطا شده است، بنابراین عنایاتی که خداوند در اعصار گذشته به پیامبران و اولیا داشته است قابل تکرار بوده و آنگونه که از روایات برداشت میشود در عصر ظهور این عنایات در سطح وسیع خواهد بود.
برخی از موارد اعطای علم و توانایی به مؤمنین که در قرآن کریم اشاره شده و قابلیت تکرار برای سایر مؤمنین بهویژه در عصر ظهور را دارند عبارتاند از:
آصف برخیا
{ قالَ یا أَیهَا الْمَلَأُ أَیکمْ یأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ یأْتُونِی مُسْلِمِینَ * قَالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیک بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِک وَإِنِّی عَلَیهِ لَقَوِی أَمِینٌ * قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتَابِ أَنَا آتِیک بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیک طَرْفُک فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَأَشْکرُ أَمْ أَکفُرُ وَمَنْ شَکرَ فَإِنَّمَا یشْکرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کرِیمٌ؛ (سلیمان) گفت: ای بزرگان کدامیک از شما تخت او را برای من میآورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟. عفریتی از جنّ گفت: من آن را نزد تو
1) نور، 55.
میآورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم. (امّا) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد» و هنگامیکه (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا میآورم یا کفران میکنم؟ و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر میکند؛ و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنیّ و کریم است}. (1)
آنگونه که در آیات مبارکه مشاهده میشود شخصی (آصف برخیا) که اندکی علم الهی در اختیارش بوده است تختی را که هزاران کیلومتر با حضرت سلیمان فاصله داشته است در چشم به هم زدنی منتقل کرده است. گفته میشود تخت یاد شده دارای ابعاد بسیار بزرگی نیز بوده است. این توانایی ناشی از در اختیار داشتن ذرهای از علم الهی و آنهم بهواسطه ایمان و تقوای آن فرد بوده که موجب گردیده است که خداوند از علم خود وی را بهرهمند سازد. چه ایرادی دارد خداوند به سایر انسانهای باایمان و صاحب تقوا از علم و روزی خود عطا کند. داشتن چنین توانایی کاملاً امری علمی و امکانپذیر است.
ذوالقرنین
{وَیسْأَلُونَک عَنْ ذِی الْقَرْنَینِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیکمْ مِنْهُ ذِکرًا * إِنَّا مَکنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَینَاهُ مِنْ کلِّ شَیءٍ سَبَبًا * فَأَتْبَعَ سَبَبًا؛ و از تو درباره «ذوالقرنین» میپرسند. بگو: «بهزودی چیزی از او برای شما خواهم خواند». ما در زمین به او امکاناتی دادیم و از هر چیزی وسیلهای بدو بخشیدیم. تا راهی را دنبال کرد}. (2)
«گر چه بعضی از مفسران خواستهاند مفهوم سبب را که در اصل به معنی طنابی است که بهوسیله آن از درختان نخل بالا میروند و سپس به هرگونه وسیله اطلاق شده، در مفهوم خاصی محدود کنند، ولی پیدا است که آیه کاملاً مطلق است و مفهوم وسیعی دارد و نشان
میدهد که خداوند اسباب وصول به هر چیزی را در اختیار ذو القرنین گذارده بود؛ عقل و درایت کافی، مدیریت صحیح، قدرت و قوت، لشگر و نیروی انسانی و امکانات مادی، خلاصه آنچه از وسایل معنوی و مادی برای پیشرفت و رسیدن به هدفها لازم بود در اختیار او نهادیم». (1)
از تفسیر آیات بهوضوح پیداست که خداوند به ذوالقرنین علم و توانایی و اسباب گوناگونی اعطاء کرده است و این اعطاء در پرتو ایمان به خدا و تقوای الهی و با واسطهی فیض الهی، یعنی امام معصوم قابل تکرار برای سایر مؤمنین میباشد.
حضرت نوح؟ع؟
{وَأُوحِی إِلَی نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یؤْمِنَ مِنْ قَوْمِک إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کانُوا یفْعَلُونَ * وَاصْنَعِ الْفُلْک بِأَعْینِنَا وَوَحْینَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ؛ و به نوح وحی شد که؛ «از قوم تو، جز کسانی که [تاکنون] ایمان آوردهاند هرگز [کسی] ایمان نخواهد آورد. پس، از آنچه میکردند غمگین مباش». «و زیر نظر ما و [به] وحی ما کشتی را بساز و درباره کسانی که ستم کردهاند با من سخن مگوی، چرا که آنان غرق شدنیاند}. (2)
{وَقَالَ ارْکبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ؛ و [نوح] گفت؛ «در آن سوار شوید. به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش، بیگمان پروردگار من آمرزنده مهربان است}. (3)
در این آیات بر اعطای علم الهی به حضرت نوح؟ع؟ برای ساخت کشتی و همچنین اعطای رمز و ذکر الهی برای حرکت و ایستادن آن تأکید شده است.
حضرت داوود؟ع؟ و حضرت سلیمان؟ع؟
{وَلَقَدْ آتَینَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا یا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ * أَنِ اعْمَلْ
سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ * وَلِسُلَیمَانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَینَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ یعْمَلُ بَینَ یدَیهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ یزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ * یعْمَلُونَ لَهُ مَا یشَاءُ مِنْ مَحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِیاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکرًا وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِی الشَّکورُ؛ و بهراستی داوود را از جانب خویش مزیتی عطا کردیم. [و گفتیم] ای کوهها، با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید، و ای پرندگان [هماهنگی کنید]. و آهن را برای او نرم گردانیدیم [که] زرههای فراخ بساز و حلقهها را درست اندازهگیری کن و کار شایسته کنید، زیرا من به آنچه انجام میدهید بینایم. و باد را برای سلیمان [رام کردیم] که رفتن آن بامداد، یک ماه، و آمدنش شبانگاه، یک ماه [راه] بود، و معدن مس را برای او ذوب [و روان] گردانیدیم و برخی از جن به فرمان پروردگارشان پیش او کار میکردند و هر کس از آنها از دستور ما سر برمیتافت، از عذاب سوزان به او میچشانیدیم. [آن متخصصان] برای او هر چه میخواست: از نمازخانهها و مجسمهها و ظروف بزرگ مانند حوضچهها و دیگهای چسبیده به زمین میساختند. ای خاندان داوود، شکرگزار باشید و از بندگان من اندکی سپاسگزارند}. (1)
در این آیات بهوضوح اعطای علم، توانایی و تسخیر موجودات مختلف به حضرت داوود؟ع؟ و حضرت سلیمان؟ع؟ مورد تأکید قرار گرفته است که در سایهی ایمان به خدا و تقوای الهی به یاران امام عصر و مؤمنین در عصر ظهور اعطاء خواهد شد.
در حدیثی از ابوسعید خدری از پیامبر؟ص؟ آمده است:
من از معنای «الذی عنده علم من الکتاب» (که آورنده تخت بلقیس است) از محضرش سؤال کردم، فرمود: «او وصی حضرت سلیمان بن داوود بود». عرض کردم: «من عنده علم الکتاب» از چه کسی سخن میگوید؟ فرمود: این برادرم علی بن ابیطالب است. با توجه به تفاوت «علم من الکتاب» که علم جزئی را میگوید و «علم الکتاب» که علم کلی را بیان
1) سباء، 10 تا 13.
میکند، روشن میشود که میان آصف و علی؟ع؟ چه اندازه تفاوت است. علم امیرالمؤمنین به تمام امامان؟عهم؟ و درنهایت به حضرت مهدی؟عج؟ رسیده است. در روایات بسیاری میخوانیم که اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف است که یک حرف آن نزد آصف بن برخیا بود و چنان کار خارق عادتی را انجام داد. نزد امامان اهلبیت؟عهم؟ هفتاد و دو حرف آن است و یک حرف آن مخصوص به ذات پاک خدا است. (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم، بعضهم یحمل فی السحاب نهارا، یعرف باسمه واسم أبیه ونسبه وحلیته، وبعضهم نائم علی فراشه فیوافیه فی مکة علی غیر میعاد؛ اصحاب قائم؟ع؟ سیصد و سیزده نفر از فرزندان عجم هستند، بعضی از ایشان را در روز با آشنایی به نام خود و نام پدر و نسب و شمائل در ابر سوار میکنند، به مکه میبرند و بعضی در رختخواب خود خوابیده، نابههنگام در مکه دیده میشوند، بدون میعاد و سابقه قرارداد. (2)
فناوریهای مورداستفاده یاران امام موجبات انواع بیماری، تصادف، مرگومیر، آلودگی محیطزیست و انواع مصادیق اهلاک حرث و نسل را برای بشر فراهم نخواهند کرد، بلکه در عصر ظهور یک فناوری الهی بیعیب و نقص مبتنی بر اخلاق مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در کتاب انجیل آمده است: «پسر انسان سوار بر ابر میآید. در انجیل متی فصل 19 ویژگیهای پسر انسان هنگام ظهور را بیان میکند. در عبارت سیام آمده است: "آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید میآید و در آنوقت تمام جمیع طوایف زمین، پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم میآید". در کتاب دانیال نبی فصل هفتم، این عبارت آمده است: "و در رویای شب مینگریستم که شبیه پسر انسان بر ابرها میآید"» (3).
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ؛ و برای هرکسی قبلهای است که وی روی خود را به آن (سوی) میگرداند پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. هرکجا که باشید، خداوند همگی شما را (بهسوی خود باز) میآورد. در حقیقت، خدا بر همهچیز تواناست}. (1)
درباره تفسیر این آیه روایات زیادی وجود دارد که 3 روایت آن در زیر آمده است:
1_ امام باقر دربیان آیه شریفه {أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ} فرمود:
أُنْزِلَتْ فِی الْقَائِمِ؟ع؟ وَ جَبْرَئِیلُ عَلَی الْمِیزَابِ فِی صُورَةِ طَیْرٍ أَبْیَضَ فَیَکُونُ أَوَّلَ خَلْقٍ یُبَایِعُهُ وَ یُبَایِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ فَمَنْ کَانَ ابْتُلِیَ بِالْمَسِیرِ وَافَی تِلْکَ السَّاعَةَ وَ مَنْ لَمْ یُبْتَلَ بِالْمَسِیرِ فُقِدَ عَنْ فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَوْلُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ؟ع؟ الْمَفْقُودُ عَنْ فُرُشِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً قَالَ الْخَیْرَاتُ الْوَلَایَةُ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ؛ امام باقر؟ع؟ در بیان آیه شریفه «آیا چه کسی پاسخگوی بیچاره است، هنگامیکه او را میخواند». فرمود: درباره قائم؟ع؟ نازل شده است و جبرئیل؟ع؟ بهصورت پرنده سفیدی بر ناودان کعبه نشسته است و نخستین نفر از خلق خدا که با او بیعت میکند. آنگاه آن سیصد و سیزده نفر بیعت میکنند پس هرکس که گرفتار راهپیمایی باشد، در آن ساعت میرسد و هرکس (که گرفتار راه رفتن نباشد)، از بسترش مفقود میشود. امیرالمؤمنین به همین مطلب اشاره میکند، آنجا که میفرماید: آن گمشدگان از بسترهایشان. و خداوند عزّ و جلّ نیز همین مطلب را میفرماید: اسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً و (سپس) فرمود: خیرات یعنی ولایت ما اهلبیت. (2)
2_ امام باقر؟ع؟ درباره آیه شریفه {فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً} فرمود:
قاَلَ الْخَیْرَاتُ الْوَلَایَةُ وَ قَوْلُهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً یَعْنِی
أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَمِائَةِ وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ الْأُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قَالَ یَجْتَمِعُونَ وَ اللَّهِ فِی سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ؛ منظور از خیرات ولایت است و مقصود از «ایْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» طرفداران حضرت قائم؟ع؟ است که بیش از سیصد و ده نفر هستند. امام؟ع؟ فرمود: به خدا سوگند آنان همان امّت معدودهای هستند که در یک ساعت چونان پارههایی از ابر پاییز، گرد هم آیند. (1)
3_ امام صادق؟ع؟ فرمود:
إِذَا أُذِنَ الْإِمَامُ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعِبْرَانِیِّ فَأُتِیحَتْ لَهُ صَحَابَتُهُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ(فهم) وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیَةِ مِنْهُمْ مَنْ یُفْقَدُ عَنْ(من) فِرَاشِهِ لَیْلًا فَیُصْبِحُ بِمَکَّةَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یُرَی یَسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ حِلْیَتِهِ وَ نَسَبِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ آیهمْ أَعْظَمُ إِیمَاناً قَالَ الَّذِی یَسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً وَ هُمُ الْمَفْقُودُونَ وَ فِیهِمْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً؛ هنگامیکه به امام اذن داده شد خدای را به نام عبرانیاش میخواند. پس یارانش سیصد و سیزده نفر برای او آماده میشوند. آنان پرچمداران هستند، بعضی از آنان شبانگاه از بسترشان ناپدید میشوند و بامداد خود را در مکه میبینند و بعضی از آنانکه به نام خود و پدرش و خصوصیات و نسبش معروف است؛ در میان آنها دیده میشود که در روز روشن میان ابر حرکت میکنند. عرض کردم: فدایت شوم کدامیک از اینان ایمانشان مهمتر است؟ فرمود: کسی که در میان ابر در روز حرکت میکند و (لی) همگی آنان یکباره، از میان مردم، گم میشوند. لذا این آیه درباره آنان نازل شده است «هر جا که باشید خداوند همگی شما را میآورد». (2)
در روایات فوق سه روش برای حضور یاران امام در مکه بیان شده که عبارتاند از:
1_ مفقود شدن در بستر.
2_ چونان پارههایی از ابر پاییز، گرد هم آیند.
3_ حرکت در میان ابر.
با تأمل در این سه روش، از هیچیک نمیتوان دریافت که یاران امام سوار بر وسیله نقلیهای شبیه آنچه اکنون مورد استفاده قرار میگیرد شوند. در مورد اول مفقود شدن یاران امام ذکر شده است که بهصورت آنی اتفاق میافتد و بیشتر شبیه آنچه طیالارض گفته میشود، میباشد. در مورد دوم روش سیر یاران امام به حرکت ابر تشبیه شده است. در مورد سوم حرکت یاران امام در میان ابر بیان شده است، ولی اینکه آنان سوار بر وسیلههایی شبیه هواپیما باشند تصریح نشده و برداشت نمیشود.
روایات یاد شده در خصوص یاران 313 نفر حضرت مهدی؟عج؟ هستند که در بدو ظهور بدین صورت خود را به امام میرسانند و ارتقاء فناوری، گسترش علوم و پیشرفتهای مورد نظر بعد از استقرار حکومت امام به وجود خواهد آمد، اگر چه در روایات اشاره شده است که نزول برکات و رحمت الهی از بدو ظهور رخ خواهد داد.
ذکر این مطلب ضروری است که هیچ ایرادی وجود ندارد که یاران امام با وسیله نقلیهای مانند آنچه امروزه مورد استفاده قرار میگیرد در عالم سیر نمایند، اما بیشک وسایل نقلیه یاد شده دارای شرایط حداقلی زیر خواهند بود:
1_ سرعت آن با سرعت وسایل امروزی غیرقابل قیاس است.
2_ برای سوار شونده و برای دیگر انسانها ایمن است.
3_ مایه بیماری جسمی و روانی بشر را فراهم نخواهد نمود.
۴_ از علم الهی در ساخت آن بهرهگیری میشود و حاصل فناوری تمدن کنونی بشر نیست.
5_ تکنولوژی آن اخلاقی است.
اگرچه بیشک هماکنون و در عصر ظهور فناوریها و تواناییهایی با لطف و به اذن خداوند در اختیار انسانهای مؤمن قرار دارد، اما برخی پژوهشگران معتقدند که بیشتر فناوریها و تواناییهایی که بشر در عصر ظهور در اختیار خواهد داشت «محصول تکامل علمی عصر بعد از ظهور است، نه اعجاز؛ زیرا زندگی بشر در این عالم، باید مطابق سنتهای طبیعی باشد، نه اعجاز که امری استثنایی و برای موارد ضروری و فوقالعاده است، آنهم در مسیر اثبات حقانیت دعوت نبوت یا امامت» (1).
1) طاهری، حبیب الله. 1380. عصر ظهور یا مدینه فاضله موعود در اسلام. مجله انتظار. زمستان 1380، شماره 2.
بر اساس نظر مکاتب فلسفی مادی، انسان یک موجود پیچیدهتر شدهای در حد غرایز است. تمدن غرب در حد نهایی خود به "کلبه دیجیتال" میانجامد. کلبه، بهعنوان محل و سر پناهی که جمیع نیازهای بهحق و مشروع انسان از بیرون تأمین و به آنجا منتقل شده و در آنجا اجابت مییابد؛ حد نهایی و غایت یک تمدن است و غایت تمدن غرب "کلبه دیجیتال" است.
آلوین تافلر یکی از پیشگامان جهانی پیشبینی تغییر و تحول در دنیاست. او 30 سال قبل به سهم خود تلاش میکند آیندۀ جهان را به تصویر بکشد. او میکوشد نشان دهد چگونه شیوۀ زندگی، تجارت و ارتباطات بر پایۀ نیازها و در چارچوب فناوریها تغییر خواهد کرد. تحولی که تافلر مطرح میکند، جهش جامعۀ موج سومی بهسوی کلبۀ الکترونیک است؛ به این معنا که ابزارهای الکترونیک، این امکان را به افراد میدهند که از راه دور به شغلهای متمرکز در خانه روی آورند. جهش بهسوی نظام جدید تولید در بخش صنعتی و اداری و نیز تحقق احتمالی کلبۀ الکترونیک، باعث خواهد شد تا محتوای همۀ مباحث دگرگون شود. با این تحول، چهبسا بسیاری از مباحثی که امروزه مردم بر سر آنها با یکدیگر بحثوجدل میکنند، بهطورکلی بیمعنا و منسوخ شود.
تافلر نتیجه میگیرد: از هماکنون با قاطعیت میشود گفت کلبۀ الکترونیک در آینده تا چه حد گسترش خواهد یافت. اگر فقط ۲۰ درصد نیروی کار فعلی، در بیست تا سی سال آینده به کلبههای الکترونیک بپیوندند، نظام شهری، محیطزیست، ساخت خانواده، نظام ارزشها، حتی نظام سیاسی جامعه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
تصویری که تافلر از خانوادههای آینده نشان میدهد، حاکی از استحکام و پیوستگی بیشتر میان افراد خانواده است که با فاصله گرفتن از عوارض موج دوم و تأثیرهای سوء صنعتی شدن در خانواده که آن را دچار تزلزل ساخته، باید به سمتی که آن را استحکام میبخشد و حتی آمار طلاق و جداییها را کاهش میدهد، حرکت کرد.
بر اساس نظر تافلر، در موج سوم، پیشرفت فناوری الکترونیکی و دیجیتالی، اخلاق را در خانواده و جامعه ارتقا میدهد. تافلر و سایر تئورسینهای مدرنیسم هیچگاه برای آموزهها،
تلاشها و تعالیم پیامبران و اولیای الهی در پیشرفت و تعالی مادی، معنوی و اخلاقی بشر جایگاهی قائل نشدهاند، بلکه تعالی انسان در ابعاد مختلف را در تکامل ابزار و فناوری جستهاند. اکنون که 30 سال از زمان ارائه نظریه تافلر گذشته است، کلبه دیجیتال یا کلبه الکترونیک به کمک اینترنت در سراسر جهان گسترش یافته و سیاست دیجیتال (دولت الکترونیک)، اقتصاد دیجیتال (تجارت الکترونیک) و آموزش دیجیتال (آموزش الکترونیک و آنلاین) آنگونه که آلوین تافلر پیشبینی نمود به حقیقت پیوسته و به قلههای تکامل خود نزدیک میشود، اما تبعات اخلاقی که تافلر برای دنیای مبتنی بر الکترونیک پیش بینی میکرد؛ نظیر استحکام پیوند اعضای خانوادهها، کاهش آمار طلاق و آرامش بیشتر به وقوع نپیوسته است. تجارب جهانی و آمارهای متقن نشان میدهند که تسلط الکترونیک و دیجیتال بر ارکان زندگی انسان حتی عکس آنچه تافلر پیشبینی میکرد عمل نموده و موجبات فاصله گرفتن هر چه بیشتر انسانها از یکدیگر، در کانون خانواده و اجتماع را بیش از پیش فراهم نموده است. به گونهای که قطع ارتباط بین اعضای خانواده به دلیل استفاده از وسایل مختلف دیجیتال، اکنون به یک معضل جهانی تبدیل شده است که تبعات ناگواری را در ابعاد مختلف زندگی انسان بر جای میگذارد.
برخی مبلغین مهدویت بهگونهای پیشرفت علمی در زمان ظهور امام عصر؟عج؟ را تبیین میکنند که مهدویت موردنظر آنها دنیایی مانند مدرنیته کنونی، اما بسیار پیشرفتهتر را در ذهن متبادر میکند، یعنی یک کلبهی الکترونیکی مهدوی را به ذهن انسان متبادر میسازد. با این دیدگاه، مخاطبین، بین دو کلبه تافلر حاضر و کلبه الکترونیکی غایب که وعده آن داده میشود مخیر میشوند، البته در کلبهی دوم افراد نماز نیز خواهند خواند و روزه هم خواهند گرفت. این تعریف، جفا به مهدویت، انحراف و تعریفی خوشایند روشنفکران ابزار زده است. چهبسا جوانان، بین کلبه تافلر نسیهای، غیبی و مجازی با کلبه تافلر موجود، کلبه موجود را انتخاب کنند. درحالیکه در حیات طیبهی مهدوی که در آن انسان خلیفهی خدا شده و دست خدا از آستین انسان بیرون میآید و او وارث زمین میشود، تسلط انسان بر عالم ماده یکی از مؤلفههای بسیار فرعی است، بهگونهای که عالم ماده مفتخر است که در خدمت
انسان در میآید. بنابراین در عصر مدرنیته، انسان در خدمت ماده است، اما در عصر ظهور ماده در خدمت انسان خواهد بود.
امام باقر؟ع؟ دراینباره میفرمایند:
کأنی بأصحاب القائم وقد أحاطوا بما بین الخافقین فلیس من شیء إلا وهو مطیع لهم حتی سباع الارض وسباع الطیر، یطلب رضاهم فی کل شیء، حتی تفخر الارض علی الارض وتقول: مر بی الیوم رجل من أصحاب القائم؛ گویا میبینم اصحاب قائم؟ع؟ را که بین آسمان و زمین را پرکردهاند، چیزی نیست مگر مطیع آنها، حتی درندگان زمین و هوا، همهچیز و همهکس درصدد تأمین رضایت آنها هستند. زمینی بر زمین دیگر فخر میکند و میگوید امروز بر من یکی از اصحاب قائم؟ع؟ گذشته است. (1)
تکنولوژی از ارزشهای خود قابل جدا ساختن نیست، یعنی نمیتوان تکنولوژی را بدون اخذ ریشههایش کسب کرد. برخی چنین القا میکنند که تکنولوژی امری خنثی و بدون جهت است. آنها برای این ادعا مثالهایی را نیز بیان میکنند، برای مثال میگویند چاقو در پزشکی، آشپزخانه و کشتن انسان بیگناه استفاده میشود، بنابراین چاقو خنثی بوده و جهتی ندارد و در هیچیک از این امور مقصر نیست و بحث اخلاق برای چاقو معنایی ندارد، بلکه بحث اخلاق برای فردی که از چاقو استفاده میکند مطرح است. معتقدینِ به این امر مثال چاقو را به همهی فناوریهای بشری تعمیم میدهند و یک نتیجه کلی استنتاج میکنند که تکنولوژی خنثی و بدون جهت است و بحث اخلاق برای آن معنایی ندارد.
این اعتقاد ممکن است برای برخی فناوریها صدق کند اما بیشک عمومی نیست، بلکه تکنولوژی میتواند اخلاق سازگار (ایمان سازگار) یا اخلاق ناسازگار (ایمان ناسازگار) باشد. این موضوع از زبان برخی اندیشمندان و علمای اسلام و حتی روشنفکران غرب، با عبارات مختلف بیان شده است. برخی این موضوع را تحت عنوان سوگیری فناوری، برخی تحت عنوان جهت دار بودن تکنولوژی، برخی تحت عنوان خنثی نبودن تکنولوژی و برخی هم
1) کمال الدین، شیخ صدوق، ص 673، ح 25.
تحت عنوان ارزش مدار بودن تکنولوژی مورد بحث و بررسی قرار دادهاند.
انسانهای همدل به همفکری مینشینند تا انگیزههای خود را بازشناسی کنند و نظم دهند. سپس راه برآورد کردن آنها را بیابند. پس از هم دلیها و همفکریها، نوبت به همکاریها برای دست یابی به آرزوها و پاسخ گویی به امیال میرسد. سه عنصر هم دلی، همفکری و همکاری در نهایت موجب تکامل اجتماعی است و «بنیان» اولیه آن در هم دلی و رفع نیازهای مشترک است و «غایت» آن نیز توسعه جریان نیاز و ارضا است. تمامی تلاش بشر در طول تاریخ نیز بر مبنای همین شاخصهها بوده است. انسانها بر اساس نیازهای مشترک گرد هم آمده و همفکری و همکاری کردهاند و تمدن متناسب با امیال و اخلاقیات خود را ساختهاند. هر پدیدهای از جمله تکنولوژی به ویژه فن آوری اطلاعات و ارتباطات نیز محصول همین فرآیند است. پس ICT (1)نیز در عمیقترین نگاه، محصول اخلاق اجتماعی است. هرچند ICT به عنوان انگیختهای حاصل از انگیزههای اجتماعی، بر انگیزهها و اخلاق برخاسته از آن اثرگذار است، ولی در نهایت، خودش محصول انگیزههاست؛ یعنی بین نظام تمایلات انسانی و فن آوری ها تعامل طرفینی وجود دارد. روشن است که به این معنا نیست که هویت فن آوری اطلاعات متناسب با اخلاق اجتماعی شکل میگیرد و فن آوری ها ارزش ذاتی نداشته باشند. چنین نیست که فقط از بیرون، ارزش را به آنها میدهیم و کارآمدی آنها را در جهت میل خودمان به کار میگیریم، بلکه فن آوری، تجسد تمایلات اجتماعی است و رنگ ارزشی خاص خود را دارد. اگر جامعهای نظام ارزشی خاص خود را داشت، فن آوری هایش متناسب با همان نظام ارزشی خواهد بود و کارآمدی آن هم در جهت همان نظام ارزشی است (2).
کسانی که اصلاً به دین و ارزشی معتقد نیستند، ورود ارزشهای تکنولوژی مدرن در فضای جامعه را بلا اشکال میدانند. ما معتقدیم تکنولوژی موجود، بر خلاف ادعاهایی که داشته و هنوز هم سردمداران آن دارند که برای ایجاد رفاه و امنیت و آسایش در خدمت بشر است تا ضریب امنیت، رفاه، آزادی و قدرت عمومی بشر را حل کند و او را به جامعه ایده آل برساند، ما معتقدیم تکنولوژی مدرن، نه توانسته چنین معجزهای بکند و نه بعد از این میتواند انجام
دهد. عدم توانایی تکنولوژی مدرن در تأمین امنیت و عدالت و رفاه عمومی به اقتضائات درونی این تکنولوژی مربوط است. تکنولوژی مدرن، مقولهای تک ساحتی است که تنها جنبههای حسی و نیازهای ظاهری انسان را منظور نظر دارد و تکامل نیاز و ارضاء را در جهت نیازهای مادی بشر میبیند و اگر تکنولوژی در جهت ساحت حسی انسان حرکت کرد، بالضرورة منتهی به چنین پایانی خواهد شد و ریشه ضعفهای تکنولوژی مدرن، در فرهنگ مبانی این تکنولوژی است. ضعفهای فن آوری موجود به مفاهیم بنیادی آن برمی گردد (1).
بنابراین نهتنها علمای دین و اخلاق اعتقاد بر ایمان ناسازگار بودن برخی فناوریهای بشری دارند، بلکه برخی دوست داران مدرنیته نیز این اعتقاد را بهصراحت بیان کردهاند. دانشگاه هاروارد و دانشگاه MIT با کمک هم یک واحد درسی جدید در زمینهی اخلاق و قوانین هوش مصنوعی را در دست تدوین دارند. همینطور دانشگاه تگزاس آستین نیز واحد جدیدی با عنوان "مبانی اخلاقی علوم کامپیوتر" به عناوین درسیاش اضافه کرده است و دانشگاه استنفورد نیز در تلاش است واحد درسی را در این زمینه آمادهی ارائه کند. در همهی این واحدهای درسی تدوین شده، هدف این است که به تولیدکنندگان آیندهی فناوری و سیاستگذاران آینده آموزش دهند که قبل از ورود محصولات فناورانه به بازار، اثرات جانبی آن را مورد بررسی قرار دهند. برخی از اساتید معروف دانشگاه استنفورد معتقدند " فناوری خنثی نیست" و اعتقاد به این موضوع دارند که "هرچه در دنیای فناوری ساخته میشود، اثرات اجتماعی دارد". توجه به این موضوع پس از جنجالهای اخبار دروغ در فیسبوک، هواداران تقلبی در توییتر و ویدیوهای مرتبط با کودکان در یوتیوب قوت بیشتری گرفته است. یکی از اساتید دانشگاه نیویورک در این رابطه میگوید: "ما حداقل باید به افراد یاد بدهیم که در حرکت پرسرعت و تحولآفرین، جنبهی تاریکی نیز وجود دارد" (2)
https://www.nytimes.com/2018/02/12/business/computer-science-ethics-courses.html?rref=collection%2Fsectioncollection%2Ftechnology&action=click&contentCollection=technology®ion=rank&module=package&version=highlights&contentPlacement=
.برخی پناهندگان به دنیای غرب نیز به این موضوع اقرار کردهاند که "تکنولوژی وفادار به اخلاق نیست و تکنولوژی مدرن انس زدا و از خود بیگانه ساز است (3). اگر انسان خدمتگذار ماشین بشود و قدرت ابتکار و انتخاب را از دست بدهد، انسانِ واقعی نخواهد بود و درنتیجه انسان اسلام نیز نخواهد بود، بدین ترتیب شکلهایی از صنعت وجود دارد که انسانیت انسان را به
1) میرباقری، سید محمد مهدی. 1382. دین و تکنولوژی. شصت ودومین جلسه کانون گفتمان دینی با بررسی موضوع «دین و تکنولوژی». مجله افق حوزه، شماره 25.
2) Singer, Natash.. 2018. The medical profession has an ethic: First, do no harm. The New York Times,
3) سروش، عبدالکریم. 1388. تفرج صنع، گفتارهایی در اخلاق و صنعت و علوم انسانی. کتابخانه مجازی گرداب.
مخاطره میاندازد و ما باید از این شکلهای صنعت جداً پرهیز کنیم (1).
برخی از انواع تکنولوژی، نظام زندگی انسان را که بر فطرت استوار است و بر اساس نیاز جسمی و روحی انسان تدوین شده است به هم میریزد. برای مثال با روی کار آمدن شبکههای اجتماعی و فناوریهای ارتباطی گفتگوی بین افراد خانواده و جامعه بسیار تقلیل یافته و بیم آن میرود که کاملاً حذف شود. گفتگو عنصری حیاتی در استحکام خانواده است. خانوادهی مستحکم، خانوادهای است که اعضای آن سخن گفتن با یکدیگر را دوست دارند و از همنشینی و همصحبتی با یکدیگر لذت میبرند و هیچ جمع و کار دیگری را به درکنار هم بودن ترجیح نمیدهند. واقعیت این است که دنیای مدرن امروز، خصوصاً در نواحی پیشرفته، باوجود کم کردن زحمات و افزودن به اوقات فراغت، امکان گفتگو را در بین افراد به حداقل رسانده است.
روانشناسان بر این نکته تأکید دارند که گفتگو بین اعضای خانواده باعث انتقال تجربه و فرهنگ بومی به فرزندان و افزایش فضای عاطفی در بین آنها میشود. فضای صمیمی بین اعضا حس پشتیبانی و حمایت از یکدیگر در خانواده را تقویت میکند، بهگونهای که آنها خود را تنها حس نمیکنند. در خانوادهها روح جمعی حاکم میشود و باعث افزایش قوت قلب، روحیه گفتمان و ارتباط با اجتماع میشود (2)
http://www.qomefarda.ir/news/141910.
.تکنولوژی حس صمیمت را انتقال نمیدهد و این شاید بدترین اتفاقی است که در محیط خانواده میافتد. خانوادهها در یک فضای کوچک بهشدت از هم فاصله گرفتهاند و این فاصله را میتوان در نتایج یک پژوهش مشاهده کرد که نشان میدهد میانگین زمان گفتگو در خانوادههای ایرانی 15 دقیقه است. در چنین خانوادهای چگونه میتوان امیدوار بود اعضای خانواده احساسات عاطفی و جامعهپذیری را تجربه کنند (3)
http://irinn.ir/news/102666.
.بلوتوثهای مخرب، پیامکهای مستهجن، دوستیهای خیابانی، تزلزل ارزشها و ارتباطات غیر مناسب، ارتباطات نامشروع، عشقهای مجازی، فرقههای نوظهور انحرافی، عشقهای مثلثی، از بین رفتن قبح روابط نامتعارف، مصرف مشروبات الکلی، چت رومها، کلاهبرداری و سوءاستفاده از دختران و پسران، ارائه شخصیتهای دروغین، ازدواجهای
اینترنتی، طلاق، هرزهنگاری، همجنسگرایی، فرار از منزل، فساد و فحشاء، ایجاد شبهه در عقاید افراد، سرقت اطلاعات و اخاذی و ... از پیامدهای منفی گسترش و رواج شبکههای اجتماعی در بین نوجوانان و جوانان میباشد.
نتایج یک تحقیق، نشان میدهد که حدود 20 درصد از طلاقهای فعلی به دلیل شکلگیری اینگونه روابط (در فضای مجازی و سپس در فضای واقعی) رخ میدهد. فیسبوک و سایر شبکههای اجتماعی بر کیفیت رابطه زناشویی و طلاق تأثیر معناداری دارد.
تعداد کاربران اینترنت در ایران در سال 1384 حدود 7 میلیون نفر و در سال 1392 حدود 36 میلیون نفر بوده است (رشد 5 برابری). در همین بازه زمانی، افزایش نسبت طلاق به ازدواج نیز از 10 درصد به 18 درصد بوده است. شبکههای اجتماعی مجازی میهمان ناخوانده خانوادههای ایرانی شده است و زندگی دوم ایرانیان را تشکیل دادهاند. دیگر جمع شدن اعضای خانوادهها و میهمانیهای دور همی کاهش چشمگیری یافته است، بلکه دوری اعضای خانوادهها بهخصوص زن و شوهر از یکدیگر و به دنبال آن طلاق، نتیجه حضور شبکههای اجتماعی، گوشیهای تلفن همراه، تبلتها و لپتاپها است و افرادی که گوشی به دست در احوال خودشان سیر میکنند.
بهطور خلاصه، پیامدها و اثرات منفی شبکههای اجتماعی مجازی بر فرد و خانواده عبارتاند از:
1_ شکلگیری و ترویج سریع شایعات و اخبار کذب.
2_ تبلیغات ضد دینی و القای شبهات در عقاید افراد.
3_ نقض حریم خصوصی افراد.
۴_ انزوا و دور ماندن از محیطهای واقعی اجتماع.
5_ تأثیرات منفی رفتاری که فرد با عضویت در هر شبکه اجتماعی درگیر نوع خاصی از فرهنگ ارتباطاتی میشود نظیر برخورد، تکیهکلام، اصطلاحات مخصوص، رفتار، تیپ شخصیتی و ظاهری و ... .
۶_ مصنوعی شدن ارتباطات و از بین رفتن روابط صحیح اجتماعی.
7_ تضعیف نهاد خانواده و صله ارحام.
8_ بیهویتی، بحران هویت و اختلال شخصیت در بین نوجوانان و جوانان.
9_ جرأت و جسارت ارتکاب جرم به خاطر ناشناخته بودن در محیط سایبری.
10_ اعتیاد رفتاری به اینترنت، چت و شبکههای اجتماعی که نتیجه آن افسردگی، اضطراب، بیخوابی، کاهش روابط اجتماعی با اطرافیان، انزوا، مختل شدن فعالیتهای روزمره، رها کردن شغل (بیکاری) و ... است.
11_ فریب و بهرهکشی جنسی.
12_ تلف شدن وقت جوانان و فاصله گرفتن آنها از واقعیت.
13_ سوء استفاده از پروفایلها و سایتهای دوستیابی.
14_ آسیبهای سوء استفاده از اطلاعات داخل رایانههای خصوصی مردم.
15_ دوستیهای بدون مرز و ضابطه.
16_ قرار دادن فایلهای مبتذل در دسترس عموم کاربران.
17_ انتقال هنجارها و نرمهای ارزشی و اخلاقی غربی.
18_ وابستگی شدید روانی و فکری به اینترنت و شبکههای اجتماعی.
19_ آسیبهای جسمانی از قبیل فشارهای عصبی، چاقی، انزوا، چشم درد و ... .
20_ گسست فکری و عاطفی.
21_ تهدید بنیانهای خانواده و نارضایتیهای خانوادگی مانند افزایش سن ازدواج، تجرّد جوانان، طلاق، فرار از منزل، فحشا، سردی روابط زن و شوهر و سایر مسائل و مشکلات خانوادگی ...
22_ گسترش ارتباطات نامتعارف بین نوجوانان و جوانان.
23_ تعارض ارزشها.
24_ تغییر سبک زندگی و ذائقه جوانان.
25_ شکلگیری خرده فرهنگهای مختلف.
26_ تضعیف اعتقادات و گسترش شبهات فکری.
26_ رواج سطحینگری فکری.
27_ انحرافات جنسی و اختلالات جنسی.
28_ گسترش اباحهگری عملی.
29_ گریز از واقعیت و ... (1)
http://pajohe.ir/articles/categories/maghalat/1387.
درست برخلاف نظریه بیطرفی یا خنثی بودن، تکنولوژی امری جانبدارانه است و نوعی ابهام و چندمعنایی را همیشه دربردارد. به این معنا که تکنولوژی حتی اگر ابزار باشد، امری خنثی نیست و در همان حال که یک فناوری بیخطر است، میتواند به ابزاری نابودکننده تبدیل شود. درست مانند انرژی هستهای که دو وجه کاملاً متفاوت صلحآمیز و خطرناکش در مکان و زمانی مشابه قابلدسترسی است و تفکیک آن از یکدیگر به مشاهدهگران و قانونگذاران اعتماد نمیدهد.
تکنولوژی جدید منشأ یک فرهنگ تکنولوژیکی است و بزرگترین اشتباه ممالک شرقی که تقلید کورکورانه از تکنولوژی غربی دارند این است که فکر میکنند تکنولوژی خنثی است درحالیکه تکنولوژی با خود فرهنگ میآورد. لذا نباید فکر کرد که تکنولوژی مانند یکقلم است که هر طور بخواهیم مینویسد، بلکه تکنولوژی جدید فرهنگساز است. تکنولوژی فقط پیچیده شدن ابزار موجود در دست انسان نیست، چراکه انسان وقتی با دست خود چیزی خلق میکند و هنری میآفریند درواقع دست به خلاقیت زده، اما یک دستگاه عظیم در یک کارخانه ازلحاظ کیفی با کار دست فرق میکند و هیچ خلاقیتی از خود ندارد و درواقع در این حالت انسان تبدیل به یک قطعه کوچک از آن ماشین بزرگ میشود (2)
http://tt-ej.ir/post/164.
.دکتر علی شریعتی درباره رابطه انسان و تکنولوژی مینویسد: «Loisir» یعنی اوقات فراغت یک انسان در یک شبانهروز، در یک هفته، در یک ماه، یا در یک سال؛ یعنی میزانی از زمان که یک فرد در اختیار دارد و در آن زمان فارغ از کار، تلاش و تولید است؛ یعنی اوقاتی که خودش میتواند آزادانه طرز گذراندن آن اوقات را انتخاب کند؛ زیرا انسان اوقات کارش را خودش انتخاب نمیکند، بلکه جبر سازمان اداری او، سیستم اجتماعی او و شکل کار اوست که چگونه گذراندن ساعات کار را بر انسان تحمیل میکند. زندگی حقیقی هر فرد (و به تعبیر درستتر) عمر واقعی هر فرد، تنها و تنها عبارت است از ساعات آزاد او؛ ساعاتی که در آن میتواند آزاد باشد، آزاد بیاندیشد، تفریح کند، فکر کند، مطالعه کند و هر جور خواست
بگذراند. این اوقات فراغت است که در آن انسان میتواند خود را بکاود، خود را بسازد، به تأمل در خویش و در آفرینش (خویش) مشغول باشد، صنعت، ماشین و تمدن جدید این اوقات فراغت را بیشتر میکند؛ زیرا ماشین کار پانزده ساعت را به یک ساعت تقلیل میدهد و بنابراین چهارده ساعت از وقت، انسان را از قید کار آزاد میکند و در اختیار خودش میگذارد؛ اما سیستمی که این جبر را بر ماشین تحمیل کرده است، یعنی ماشیندار، باز آن چهارده ساعت را که ماشین به ما بخشیده، از ما میگیرد. چطور؟ وقتی که پنج قلم، مصرف انسان بود، برای این پنج قلم مصرف، انسان ده ساعت در گذشته کار میکرد، اما حالا برای به دست آوردن آن پنج قلم مصرف، ماشین یک ساعت فقط کار میکند و نُه ساعت دیگر را از ده ساعت در اختیار انسان قرار میدهد، ولی این نه ساعتی که من در اختیار دارم، باز ماشیندار (آن کسی که سرنوشت ماشین، سرنوشت تولید و فلسفه مصرف در دست اوست؛ آن گروه و طبقه دارنده سرمایه و ماشین و سازنده فلسفه مصرف در جهان امروز) بدین گونه پس میگیرد که مصرفهای تازه متصاعد و هر روز بیشتر بر انسان تحمیل میکند.
بنابراین مصرفهای واقعی ما به گونهای بود که ماشین، امروز میتواند با یکساعت آنها را تعهد و تأمین کند، اما سازندگان مصرف جدید که برای سود و رقابت، مصرف بیشتر و کالای بیشتر باید تولید کنند، ناچار مصرفهای تازه، نیازهای مصنوعی تازه و ذائقههای تفننی مصنوعی تازه در انسان هر روز به وجود میآورند، به طوری که هر چه ماشین بیشتر اوقات فراغت انسان را زیاد میکند، باز تصاعد مصرف، آن اوقات را پس میگیرد و بعد که هرچه ماشین بیشتر ترقی میکند و خواه ناخواه فرصت آزاد آدمی باید بیشتر بشود، میبینیم فرصت آزاد انسان امروزی کمتر از انسان گذشته که حتی برای به دست آوردن نان، شش ماه از سال را باید کار میکرد تا فقط نان سالش را به دست بیاورد، است؛ اما این مصرفهایی که هر روز تحمیل بر انسان امروز میشود، ناچار انسان امروز برای تأمینش، هی باید کار کند و هی بیشتر کار کند؛ به طوری که انسان دیروز بدون ماشین ده ساعت کار میکرد و مصرفش را تأمین میکرد و انسان امروز با ماشین که ده برابر انسان گذشته تولید میکند، باید بیشتر از انسان گذشته کار کند و از اوقات فراغتش صرفنظر کند. این غرق شدن در مصرف، غرق شدن در یک سیستم جبری که در آن انسان آزاد نیست، اوقات فراغت ندارد، قدرت انتخاب ندارد،
قدرت تشخیص ندارد و آزادیای که چنین باشد یا چنان ندارد، انسان را از خودش بیگانه میکند؛ زیرا انسان به میزانی که میتواند انتخاب کند انسان است. این، شاید بزرگترین و ارزشمندترین سخنی باشد که طرفداران اگزیستانسیالیسم در دنیای امروز میگویند، ولی این حرف تازگی ندارد، (زیرا) در فرهنگ خود ما، یکی از مبانی بدیهی فرهنگ ما و مذهب ما همین است: «انسان یعنی موجودی که میتواند انتخاب کند؛ در حالات و ساعاتی که این قدرت از او سلب میشود انسان بودنش تعطیل است» و میبینیم که انسان به میزانی که در این تمدن جدید رشد میکند، قدرت انتخاب از او سلب میشود و به شدت و هرچه بیشتر، و هر روز بیشتر و شدیدتر، تابع جبری است که اختیار او را قربانی میکند. و این، یکی از عوامل بیگانه شدن انسان امروز است از خویشتن» (1).
از گفتههای دکتر شریعتی پیداست که نبود یا خروج اخلاق از فناوری به علت سودجویی صاحبان آنها باعث شده است که:
1_ در انسانها نیاز کاذب و مصرف بیشتر بدون نیاز واقعی ایجاد شود.
2_ از دست رفتن اوقات فراغت انسان و غرق شدن در یک سیستم جبری که انسان را از خود بیگانه میکند.
3_ از دست رفتن آزادی و قدرت انتخاب انسان.
4_ تعطیل شدن انسانیت انسان به دلیل سلب قدرت انتخاب از او.
5_ بیگانه شدن انسان امروز از خود و خدا.
6_ باقی نماندن وقت برای انجام امور انسانی و الهی مانند عبادت و تفکر در فلسفه خلقت.
1) شریعتی مزینانی، علی. 1348. علی انسان تمام. سخنرانی. 21 و 22 آذر 1348. حسینیه ارشاد.
در دنیایی که انسان زندگی میکند در ماورای آنچه میبیند، میشنود و احساس میکند، نادیدهها، ناشنیدهها و نامحسوسهای زیادی وجود دارند که از نظر او غایباند. قرآن کریم به انسان ایمان به غیب میدهد، غیب و شهادت دو واژه از اصطلاحات قرآن است. در جهانبینی قرآن، عالم هستی منحصر به آنچه که برای انسان محسوس است نیست، بلکه محسوسها قشر نازکی از عالم است و قسمت عظیمتر در ماورای آن است. آنچه محسوس است نامش شهادت و آنچه نامحسوس است، غیب نامیده شده است. قرآن مجید انسان را از دیدگاهِ تنگِ محسوسها بیرون آورده و او را به عالم غیب، آگاه و مؤمن میسازد و به او میفهماند که آنچه به صورت شهادت احساس میکند، قشر نازکی از هستی است. اکنون بشر از درک بسیاری از مسائل عالم غیب عاجز است، اما شرایط اینگونه نمیماند و در عصر ظهور تغییراتی به وجود میآید. ظهور، رجعت و قیامت مراتبی از یک حقیقت واحدند، حقیقتی به نام ظهور اراده خدای عالم قرار است نازل شود، مرتبه اول آن ظهور امام عصر است، مرتبه بالاتر آن رجعت و مرتبه نهایی آن دوره قیامت است. یکی از اجزای ظهور موعود، ظهور طبیعت است. ظهور طبیعت علاوه بر زنده شدن طبیعت زمین، به معنی زنده شدن خود زمین در عصر ظهور میباشد. از روایات ائمه معصوم؟ع؟ میتوان دریافت که زنده شدن زمین در عصر ظهور، به تبع ظهور امام عصر اتفاق میافتد. زمین؛ شعور، ادراک و فهمی را که همیشه داشته است، بروز میدهد و باذنالله با مومنین ارتباط برقرار کرده و با آنها هماهنگ میشود.
شرایط زندگی بشر هم اکنون بهگونهای سخت شده است که میتوان گفت زمین و طبیعت به سختی بشر کنونی را تحمل نموده و از بخشایش مواهب خود به انسان کنونی دریغ میکنند. این کاهش مواهب نه فقط در کشور ما به وضوح قابل لمس است، بلکه در همهی کشورهای جهان دیده میشود. هماکنون بخشهای وسیعی از کشور برزیل را که متوسط بارش سالیانه آن 1550 میلیمتر بوده، خشکسالی بسیار شدیدی فرا گرفته است. برزیل که خود خانه جلگههای وسیع بارانی و رودخانههای پرآب و دائمی بوده، هماکنون با یک خشکسالی تاریخی روبرو است که در 80 سال گذشته سابقه نداشته است (1)
http://shafaqna.com/persian/general/item/106198.
.باران دیگر به میزان کافی نمیبارد، یا در زمان مناسب نمیبارد و یا در جای مناسب نمیبارد و یا به یکباره و سیلآسا میبارد. تغییر اقلیم در سطح کره زمین در حال رخ دادن است و این امر موجب بروز ناهنجاریهایی در میزان بارش بر روی کره زمین میشود. مدلهای اقلیمی نشان میدهند که عرضهای میانی که کشور ما نیز در این عرض واقع شده است در دهههای آینده با کاهش بارش مواجه است. در این راستا گروه پژوهشی تغییر اقلیم مرکز ملی اقلیمشناسی ایران با استفاده از مدلهای مختلف، اقدام به مدلسازی تغییرات اقلیم کشور تا 8۰ سال دیگر (۲۱۰۰ میلادی) کرده است. با استفاده از این مدلسازیهای اقلیمی میتوان تا سال ۲۱۰۰ میانگین دمای کشور، بارش، رواناب، میزان بارش برف و سایر متغیرها را پیشبینی کرد. نتایج به دست آمده از مدلسازیها نشان میدهد که دمای هوا تا سال ۲۱۰۰ در کشور ما ۳ تا ۵ درجه افزایش و ۱۰ درصد بارشها در کشور کاهش مییابد. کاهش میزان برف به دلیل افزایش دما از دیگر دادههای به دست آمده از این مطالعات میباشد. از آنجا که یکی از منابع تأمین سفرههای آب زیرزمینی بارش برف است، منابع آبهای زیرزمینی کم خواهد شد (2)
http://www.sinamet.ir/homes.asp?p=other_news&id=1070.
.از زمانی که این کره خاکی آفریده شد، چهرههای متفاوتی را به خود دیده است. کره زمین همواره دستخوش تغییرات اقلیمی بوده است، اما اکنون که علم با سرعت سرسامآوری رشد میکند تغییر اقلیم (climate change) است که توجه دانشمندان سراسر جهان را به خود
جلب کرده است. افزایش بیسابقه گرمای کره زمین رخدادی است که از همین تغییر اقلیم نشأت میگیرد. بر اساس گزارش سازمانهای بینالمللی، یکسوم خشکیهای جهان به مساحت 5 میلیارد هکتار در 110 کشور جهان در معرض پدیده بیابانزایی قرار دارند، در حالی که این پدیده بعد از دو چالش عمده تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین بهعنوان سومین چالش عمده جهانی در قرن 21 از سوی کارشناسان قلمداد میشود. تهدید تخریب 73 درصد کل مراتع جهان به مساحت 3/3 میلیارد هکتار، کاهش توان تولید خاک در 47 درصد مناطق خشک جهان، غیرقابل استفاده شدن 50 تا 70 هزار کیلومترمربع اراضی حاصلخیز در سال و بالغ بر 42 میلیارد دلار خسارت سالانه به محصولات کشاورزی، همراه با اثرات بسیار وسیع و گسترده اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، فوریت محیطی بهویژه فقر گسترده و تخریب منابع پایه، بهعنوان تنها بخشی از آثار و پیامدهای جهانی پدیده بیابانزایی محسوب میشود. ایران نیز نهتنها از این امر قریبالوقوع مستثنی نیست، بلکه به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاص با تشدید بیابانزایی و نیز تغییر اقلیم روبرو خواهد بود (1)
http://www.poolnews.ir/fa/news/31202.
.آری، کرهی زمین و طبیعت آن؛ به دلیل آنچه در قرآن از آن به «ظهور فساد به دست بشر در خشکی و دریا» یاد شده است و همچنین کاهش برکت الهی، به سبب گناهان بشر، در حال نقصان است، اما هنوز هم، بشر، گردن راست نموده و فقط به دنبال دلایل مادیِ چگونگی ایجاد این تغییرات و فرمولهای مادیِ جلوگیری از این تغییرات بوده و به جهت نادرست حرکت خود پی نبرده است.
«در اسلام رابطهی انسان با طبیعت رابطهی کشاورز است با مزرعه، رابطهی بازرگان است با بازار تجارت، رابطهی عابد است با معبد. رابطهی بین انسان و طبیعت رابطهی تسخیری است، ولی باید توجه داشت که انسان باید با رسیدن به کمال نسبی و کسب ارزش وجودی خود، امانتدار امینی برای خدا باشد، تا این رابطه، تسخیری باشد و درصورتیکه در این امانت، یعنی جهان هستی و طبیعت خیانت کرده و مصرف نادرستی داشته باشد، همان طبیعت و جهان هستی واکنش نشان داده و با او مقابله خواهند کرد، زیرا این جهان و طبیعت
1) امینی زارع، رامین. 1389. تغییر اقلیم؛ زمین به کجا می رود.
موجود، طبق یک سیستمی که خدا آنها را طراحی نموده کار میکنند و طبیعی است که اختلال در قسمتی از این سیستم باعث واکنش کل و یا قسمتی از این سیستم خواهد شد.
رابطه انسان و طبیعت باید بر اساس این قاعده باشد که آنچه در این عالم وجود دارد مظهر عظمت خداست و انسان در قبال آن مسئولیت دارد و باید بداند که هر کاری که انجام میدهد در نظام طبیعت تأثیر میگذارد. باید توجه داشته باشد که هیچ توسعه و پیشرفتی بدون ارتباط مناسب با طبیعت و محیطزیست و در نظر نگرفتن اکوسیستم و عدم توجه به اثرات و واکنشهای طبیعت و اکوسیستم، پایدار نخواهد بود و علیرغم به وجود آمدن نتایج مثبت کوتاهمدت، در درازمدت هزینهی هنگفتی را برای جامعه به بار خواهد آورد. نمونههایی از این بیتوجهیها که هزینههای زیادی را به بار آورده است شامل؛ آلودگیها، اختلال در لایه ازون، تغییر اقلیم، گرم شدن زمین و غیره میباشد که علاوه بر هزینههای مشهود مالی، هزینههای اجتماعی و روانی گوناگونی را به بار آورده است (1).
نگرانی درباره تغییر اقلیم، ابعاد جهانی گرفته و تلاشهای بینالمللی از دهه گذشته برای حل این مسئله آغازشده است. افزایش بحرانهای اقلیمی به سطح هشدار؛ دولتهای جهان را به این سمتوسو هدایت کرد که برای کنترل این بحرانها راهکاری بیابند. بر همین مبنا در سال 1990 مجمع عمومی سازمان ملل متحد کارگروهی را تحت عنوان کمیته مذاکرات بینالمللی تشکیل داد که مأموریت آن بررسی مسئله تغییرات آبوهوایی بود. حاصل کار این گروهِ مذاکراتی، بررسی نظرات هزاران دانشمند از سراسر جهان درزمینه علوم مختلف، بهویژه علوم زیستی و محیطی بود که نتیجه نهایی آن، تائید نظریه بروز تغییرات آبوهوایی و گرمایش جهانی بود. ازاینرو برای تعامل و مقابله با شرایط جدید، سازوکار الزامآور بینالمللی در قالب کنوانسیون و معاهده شکل گرفت که عملاً به چارچوبی بدل شد که در جریان نشست سران دول مختلف در شهر ریودوژانیروی برزیل که به اجلاس زمین (2)شناخته میشود،
مستقیماً پیامدهای تغییرات آبوهوا را مورد اشاره قرارداد.
خوشبختانه تا اواخر دهه 90 پیشرفتهای دانش و فناوری، امکان ثبت تغییرات آبوهوایی؛ برای استنتاج نتایج اقلیمی را فراهم کرده بود. نتایجی چون آب شدن یخهای قطبی، خشکسالی غیرمنتظره در نواحی مختلف دنیا، تغییر رژیمهای بارش¬، طوفانها و رخدادهای عجیب اقلیمی که درجاهای مختلف روی میدهند، نظیر؛ سونامی، گردباد، آتشسوزی ناشی از خشک شدن پوشش گیاهی که با کوچکترین سایش روی میدهند، رخدادهای بهداشتی و... .
هیأت بینالدولی تغییر اقلیم (1)یک نهاد بینالدولی است که پس از مطرحشدن اهمیت مسئله اثرات گرمایش جهانی در اولین اجلاس بینالمللی تغییر اقلیم، باهدف ارزیابی تحقیقات علمی، فنی، اقتصادی و اجتماعی مرتبط با تغییر اقلیم و اثرات آن بر کره زمین در سال 1988 توسط سازمان جهانی هواشناسی (WMO) و برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP) تأسیس شد. این نهاد بینالمللی وظیفه دارد، دلایل علمی وقوع این پدیده و راهکارهای مقابله با آن را برای ارائه در کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد (2)فراهم کند. این هیات از زمان شروع به کار خود مجموعهای از گزارشهای ارزیابی، (3)گزارشهای تخصصی و مقالات فنی را در راستای تهیه اطلاعات علمی و فنی برای جامعه جهانی، اعم از سیاستگذاران و کاربران عامه منتشر نموده است. این گزارشها که هرچند سال یکبار چاپ میشوند، با ارائه خلاصهای برای سیاستگذاران بهعنوان معتبرترین منابع اطلاعاتی در مورد تغییرات اقلیمی شناخته میشوند.
اولین گزارش هیأت حاوی هشدار ناخوشایندی بود. این گزارش منجر به شکلگیری کنوانسیون تغییر آبوهوا در اجلاس زمین شد. دومین گزارش، منجر به شکلگیری پروتکل کیوتو شد که به امضای سران 194 کشور عضو رسمی رسید. این پروتکل از 21 مارس 1994
تعهداتی را بر عهده گروهی از کشورها گذاشت که بیش از سایر کشورها مسئول انتشار گازهای گلخانهای شناختهشده بودند. این کشورها ضمیمهی 1 نام گرفتند و عمدتاً شامل کشورهای توسعهیافته هستند. گزارش چهارمِ ارزیابی تغییر اقلیم با عنوان "Climate Change 2007" توجه فراوان جامعه جهانی به مسئله تغییر اقلیم را در پی داشت. همین امر سبب گردید که جایزه صلح نوبل سال 2007 بهطور مشترک به نهاد IPCC و آقای الگور که در این زمینه فعالیت نموده بودند، اهداء شود (1)
http://www.irimo.ir/far/services/general_content/173980.
.در این بخش از نوشتار وضعیت فعلی و روند تغییرات برخی پارامترهای اقلیمی در دهههای آینده مورد بررسی قرار میگیرد. دادههای ارائه شده در این بخش خلاصهای از نتایج دهها مقاله و گزارشهایی است که در برترین مجلات اقلیمی جهان به چاپ رسیده و یا از سوی برترین دانشمندان و موسسات دست اندرکار در امور اقلیمی انتشار یافتهاند. شاید بتوان با ارائه این آمار به ارتباط بین پیشبینیهای آخرالزمانی اقلیمی در ادیان ابراهیمی و دادههای علمی به منظور تدوین استراتژی برای منتظران ظهور نظم بخشید. انسانِ بیدار میتواند تحولات را رصد نماید، اما انسان خفته وقتی در متن تحولات قرار گرفت سرگشته و حیران خواهد شد.
گاه نگاری (تاریخ شماری) دورههای خشکسالی با روشهای مختلفی مانند استفاده از حلقههای درختان (شکل 15)، هستههای رسوبی، (2)غار سنگ (3)و شبکه با استفاده از پروکسیهای متعدد (4)انجام میشود. دانش اقلیمشناسی درختی (5)به مطالعه ارتباط بین متغیرهای اقلیمی و شاخص حلقههای درخت و بازسازی اقلیم گذشته میپردازد. مطالعات نشان داده است که دما و بارندگی از عاملهای بسیار مهم اقلیمی و تأثیرگذار بر رشد درختاناند. یکی از کاربردهای اقلیمشناسی درختی در مطالعات خشکسالیهاست. تعداد
حلقههای روی مقطع درخت بیانگر سن آن و ضخامت حلقهها بیانگر میزان رشد سالیانه آن درخت است که با شرایط اقلیمی یا میزان بارش رابطه دارد. برای مدلسازی بارش در سالهای گذشته از این موضوع استفاده میشود.
شکل 15_ حلقه درخت
در یک پژوهش گسترده در ناسا (1)گاهنگاری دورههای خشکسالی منطقه مدیترانه به کمک حلقه درخت برای رسم اطلس خشکی دنیای قدیم (2)در بازه زمانی 900 ساله (1100 تا 2012 میلادی) انجام شد. خشکسالی سالهای اخیر، در منطقه غرب و شرق مدیترانه و یونان تمرکز دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که خشکسالیهای 15 سال اخیر منتهی به سال 2012 در شرق مدیترانه، در 900 سال اخیر بیسابقه است. این خشکسالی بهاحتمال 89 درصد بدتر از دورههای خشکسالی 900 سال اخیر و بهاحتمال 98 درصد بدترین خشکسالی در 500 سال اخیر است (3). نتایج همچنین نشان داد که خشکسالی 15 سال اخیر منطقه شرق مدیترانه 50 درصد خشکتر از خشکترین دوره در 500 سال اخیر و 10 تا 20 درصد خشکتر از بدترین خشکسالی 900 سال اخیر است (4).
با روند پیشبینی شده، یعنی ادامه خشکسالی در سالهای آینده، میتوان با اطمینان گفت که منطقه مدیترانه هرگز در طول تاریخ چنین فاجعه زیست محیطی را تجربه نکرده است. این نتیجه برای سایر نقاط جهان، بهویژه منطقه خاورمیانه حتی بدتر از این پیشبینی میشود.
1) NASA.
2) The Old World Drought Atlas OWDA.
3) Cook، B.I. 2016. Spatiotemporal drought variability in the Mediterranean over the last 900 year. Journal of Geophysical Research: Atmospheres.
4) Gray, E. 2016. Drought in eastern Mediterranean worst of past 900 year. NASA's Earth Science News Team. http://climate.nasa.gov/news/2408/.
بر اساس مدلها و نقشههای پیش بینی موسسه بین المللی منابع (1)تنش آبی در مناطق مختلف جهان تا سال 2040 میلادی به حد بسیار بحرانی خواهد رسید. بخشهای زیادی از آسیا، آمریکا و اروپا از جمله این مناطق هستند (شکل 16). میزان آب در دسترس برای هر نفر در ایران از سال 1300 تا سال 1390 از میزان 14000 متر مکعب به حدود 2000 متر مکعب رسیده است (شکل 17). خشکسالی باعث فرونشست خاک در نقاط مختلف ایران و جهان شده است که از نظر برخی دانشمندان بی بازگشت مینماید (شکل 18).
شکل 16_ پیش بینی تنش آبی در نقاط مختلف جهان تا سال 2040 (WRI)
1) International Resource Institute.
شکل 17_ کاهش میزان آب در دسترس طی 90 سال گذشته در ایران
شکل 18_ فرونشست خاک در مناطق مختلف کشور (1)
1) عابدی کوپایی، جهانگیر. 1395. نگاهی به بحران آب در کشور، چالش ها و راهکارها. سمینار. مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمان. 12 آبان 95.
دیاکسیدکربن بهعنوان یک گاز معرف کیفیت هوا مطرح است. شهر مانالوا در ایالت هاوایی (1)آمریکا دارای قدیمیترین سامانه ثبت میزان دیاکسید کربن هوا در جهان است. دیوید کیلینگ از موسسه اقیانوسشناسی اسکریپس از سازمان ملی اقیانوسی و جوی (2)آمریکا پژوهشهایی در خصوص میزان دیاکسیدکربن موجود در اتمسفر منطقه مانالوا طی 50 سال گذشته انجام داد. شکل 19 نتایج 50 ساله میزان دیاکسیدکربن موجود در اتمسفر منطقه موردمطالعه را نشان میدهد. نرخ افزایش سالیانه دیاکسیدکربن در منطقه موردمطالعه ppm/yr.11/0 بوده است. نتایج نشان میدهد که میزان دیاکسید کربن در سال 1959 از 316 قسمت در میلیون به 400 قسمت در میلیون در سال 2016 رسیده و به میزان 26 درصد افزایشیافته است. میزان دی اکسید کربن در تاریخ 23/5/2016 توسط آزمایشگاه تحقیقاتی سیستم زمین (3)در سازمان ملی جوی و اقیانوسی آمریکا ppm 86/408 اعلام شده است (4).
شکل 19_ نرخ رشد سالیانه دیاکسید کربن هوا، منطقه مانالوا، هاوایی (5)
1) Mauna Loa (Hawaii).
2) The Scripps Institution of Oceanography sometimes referred to as SIO, Scripps Oceanography, or Scripps in San Diego, California.
3) Earth System Research Labratory.
4) Earth System Research Laboratory. 2017. Trends in Atmospheric Carbon Dioxide. https://www.esrl.noaa.gov/gmd/ccgg/trends/global.html.
5) Earth System Research Laboratory. 2017. Trends in Atmospheric Carbon Dioxide. https://www.esrl.noaa.gov/gmd/ccgg/trends/global.html.
درجه حرارت سطح زمین از سال 1880 میلادی تاکنون توسط دستگاههای حرارتسنج ثبتشده است. تجزیهوتحلیل درجه حرارت سطح زمین با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیای (GIS) توسط موسسه مطالعات فضایی گودارد وابسته به ناسا (1)در طی سالهای 1880 تا 2015 نشان داد که درجه حرارت سطح زمین در سال 2015 به میزان 87/0 درجه سانتیگراد گرمتر از دوره پایه 1951 تا 1980 بوده است. این نتیجه نشان میدهد که سال 2015 گرمترین سال در بین سالهایی است که درجه حرارت به کمک دستگاههای اندازهگیری ثبتشده است. نتایج این تحقیق همچنین نشان میدهد که درجه حرارت در سال 2015 به میزان 13/1 درجه سانتیگراد از متوسط سالهای 1880 تا 1920 بالاتر بوده است (شکل 20). با توجه به نتایج تحقیقات انجامشده میتوان گفت که گرم شدن کره زمین در یک قرن اخیر به 1 درجه سانتیگراد رسیده است (2)(3)
http://csas.ei.columbia.edu/2016/01/19/global-temperature-in-2015.
.شکل 20_ نمودار میزان درجه حرارت طی سالهای 1880 تاکنون (4)
http://csas.ei.columbia.edu/2016/01/19/global-temperature-in-2015.
نتایج حاصل از مطالعات درجه حرارت سطح زمین در ایتالیا نیز شرایط مشابه این را نشان میدهد (شکل 21)
شکل 21_ درجه حرارت سالیانه زمین از سال 1960 تا 2015 در مقایسه با بازه زمانی 1981 تا 2010
تغییر جهانی اقلیم تا اندازهای در ارتباط با افزایش غلظت دیاکسید کربن میباشد. دیاکسیدکربن جزو گازهای گلخانهای است. گازهای گلخانهای، اشعه مادونقرمز ساطعشده از زمین را جذب کرده و به زمین برمیگردانند و به همین دلیل موجب افزایش دما میشوند (1)(2).
هیات بینالدول تغییر اقلیم در تدوین گزارش پنجم خود، در سال 2014، از چهار سناریو استفاده کرده است. این سناریوها در واقع چهار پیشبینی مختلف از شرایط درجه حرارت زمین در دهههای آینده براساس شرایط محتمل میباشد. تحت سناریوهای مختلف پیشبینی میشود که متوسط دمای جهان تا سال 2100 بین 4/1 تا 8/4 درجه سانتیگراد افزایش یابد که این افزایش دما توأم با تغییراتی در الگوهای مکانی و زمانی بارندگی خواهد بود (3)(4).
اتفاقی که پس از انتشار گزارشهای IPCC افتاد، اندازهگیری مداوم ماهانه غلظت گاز دیاکسید کربن در مکانی ایزوله از آلودگیها در جزیره هرنولوا در هاوایی است؛ جایی که هیچ نوع فعالیتی با منشأ انسانی وجود ندارد. این اندازهگیریها نشان دادند که غلظت گاز دیاکسید کربن در سال 1850 و قبل از انقلاب صنعتی 280 قسمت در میلیون (ppm) بوده؛ که این عدد در سال 1990 به 350 رسید و امروزه عدد 400 ثبتشده است. از مجامع علمی انتظار میرفت که حد آستانهای را اعلام نمایند تا فعالیتهای بشری بر مبنای آن خود را
1) Houghton, J. 2001. IPCC 2001: Climate Change 2001. The Climate change Contribution of Working Group I to the Third Assessment Report of the Intergovemmental Panel on Climate Change, 159.
2) McCarty, J.J. 2001. Climate change 2001: impacts, adaptation, and vulnerability. contribution of Working Group II to the third assessment report of the Intergovernmental Panel on Climate Change. Cambridge University Press.
3) Collins, M. 2013. Long-term climate change: Projections, commitments and irreversibility, in Climate Change 2013: The Physical Science Basis. Contribution of Working Group I to the Fifth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change.
4) Seager, R. 2014. Causes of increasing aridification of the Mediterranean region in response to rising greenhouse gasesJournal of Climate, 27(12), pp.4655-4676.
تطبیق دهند که خوشبختانه این سطح آستانه هماکنون اعلامشده است. در سناریوهای IPCC عنوانشده بود که اگر روند فعلی انتشار تا پایان قرن 21 ادامه یابد، سطح غلظت CO2 به بالای ppm 1000 میرسد که اصلاً مطلوب نیست. اما بهترین کاری که در چارچوب پروتکل میتوان انجام داد، این است که به سطح ppm550 رسید و برای حصول اطمینان از نرسیدن به آستانه 550 عدد 450 مدنظر قرار گرفته است؛ که برابر با افزایش 2-5/1 درجه سانتیگراد دمای سطح زمین نسبت به سال 1850 است (1).
نتایج چهار سناریو RCPs که متوسط نتایج 32، 42، 25 و 39 مدل را در خود جایدادهاند در شکل 22 آمده است. این سناریوها تغییرات درجه حرارت زمین را در فاصله سالهای 2081 تا 2100 نسبت به بازه زمانی 1986 تا 2005 پیشبینی کردهاند. بر اساس سناریو (RCP2.6) درجه حرارت 3/0 تا 7/1، سناریو (RCP4.5) 1/1 تا 6/2، سناریو (RCP6.0) 4/1 تا 1/3 و سناریو (RCP8.5) 6/2 تا 8/4 در سالهای 2081 تا 2100 نسبت به سالهای 1986 تا 2005 افزایش درجه حرارت خواهند داشت (شکل 22) (2).
شکل 22_ تغییرات درجه حرارت زمین تا سال 2100 بر اساس 4 سناریو (3)
در سناریوی RCP8.5، غلظت دی اکسیدکربن تا سال ۲۱۰۰، ppm1370، در سناریویRCP6، ppm850، در سناریوی RCP4.5، ppm650 و در سناریویRCP2.6، ppm490 تخمین زده شده است (4).
1) شفیع پور، مجید. 1394. سیر تاریخی کنوانسیون تغییر آب و هوا، چالشها و فرصتها. وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی. مجموعه مقالات شفاهی ارائهشده در کارگاه آموزشی تغییر اقلیم و فناوریهای کمکربن. انتشار اردیبهشت 1394. دفتر پژوهشهای محیطزیست و توسعه پایدار کشاورزی. ناشر: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی.
2) Collins, M. 2013. Long-term climate change: Projections, commitments and irreversibility, in Climate Change 2013: The Physical Science Basis. Contribution of Working Group I to the Fifth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change.
3) Collins, M. 2013. Long-term climate change: Projections, commitments and irreversibility, in Climate Change 2013: The Physical Science Basis. Contribution of Working Group I to the Fifth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change.
4) Seager, R. 2014. Causes of increasing aridification of the Mediterranean region in response to rising greenhouse gasesJournal of Climate, 27(12), pp.4655-4676.
آبوهوا بهشدت، آتشسوزی طبیعی را تحت تأثیر قرار میدهد. نتایج پژوهشهایی که برای سالهای 1979 تا 2013 انجام شد نشان داد که دوره خطر آتشسوزی در 6/29 میلیون کیلومترمربع از سطح سبز کره زمین گسترده شده است (3/25 درصد) و طول این دوره 7/18 درصد افزایشیافته است. سطح قابل اشتعال که توسط این دوره طولانیمدت تحت تأثیر قرارگرفته است به میزان 1/108 درصد رشد داشته است. زمستانِ کوتاهتر و دماهایِ بالاتر در فصول دیگر منجر به خشک شدن پوشش گیاهی و خاک شده و در سطح جهانی، فصل آتشسوزی از 35 سال پیش تا سال 2013 بهطور متوسط 7/18 درصد، طولانیتر شده است. در حال حاضر تخمین زده میشود، آتشسوزی با واردکردن هرسال بهطور متوسط 2 تا 4 بیلیون تن کربن به اتمسفر بهاندازه نصف سوزاندن سوختهای فسیلی کربن در اتمسفر هوا منتشر میکند (1).
کارشناسان بخش استراتژی بینالمللی سازمان ملل متحد برای کاهش بلایا، تخمین میزنند که سالیانه بین 3 تا 4 میلیون کیلومترمربع از منابع طبیعی و جنگلها طعمه حریق میشوند. از این مقدار 18000 کیلومترمربع در اروپا اتفاق میافتد. سالیانه 500 هزار هکتار به علت وقوع 50 هزار آتشسوزی فقط در جنوب اروپا طعمه حریق میشود. آتش گرفتن جنگلها علاوه بر از بین بردن اکوسیستمهای طبیعی باعث افزایش آلودگی هوا و کاهش سلامت عمومی میشود.
بیابانزایی در میان 37 چالش مهم جهانی به عنوان یکی از سه چالش اصلی فراروی بشر در قرن 21 بعد از تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین میباشد. یکی از آثار سوء این پدیده، گرد و غبار و انتشار ریزگردها در هوا میباشد. این پدیده در سالهای اخیر در نقاط مختلف جهان به ویژه منطقه خاورمیانه افزایش نگران کنندهای یافته است.
نتایج پژوهشها درباره روند افزایش گردوغبار در اهواز از سال 1951 تا 2005 میلادی نشان داد که میانگین روزهای گردوغباری بین سالهای 1951 تا 1978 میلادی 41 روز و میانگین آن در
1) Kotlyakov, V.M., Serebryanny, L.R. و Solomina, O.N. 1991. Climate change and glacier fluctuation during the last 1000 years in the Southern Mountains of the USSR. Mountain Research and Development, 11(1): 1-12.
سالهای 1979 تا 2005 به حدود 85 روز؛ یعنی بیش از دو برابر رسیده است (1).
سرچشمه اصلی ریز گردی موجود در کشور ایران در چند سال اخیر، باد شمال است. این باد که از خرداد تا شهریورماه هرسال فعال است، از شمال خاورمیانه شکلگرفته و با گذر از کوههای ترکیه و شمال عراق، به سمت بیابانهای عراق و سوریه سرازیر میشود و تا خلیجفارس و رسیدن به آبهای آزاد پیش میرود. چند سالی است که ناحیه جنوب غربی ایران، خصوصاً استان خوزستان با پدیده گردوغبار شدید در تابستانها روبرو بوده است. استان خوزستان از سال 1380 با پدیده گردوغبار بهصورت جدی روبهرو بوده است. این پدیده در سال 1381، 10 نوبت؛ در سال 1385، 19 نوبت؛ و در سال 1387، 55 نوبت در استان خوزستان اتفاق افتاده است. حداکثر میزان غلظت ذرات گردوغبار و آلایندهها در سالهای مختلف در این استان متفاوت بوده است. به گو نه ای که در طی 3 سال گذشته در چندین نوبت غلظت گردوغبار به 9360 میکروگرم در مترمکعب رسید (36 برابر حد مجاز). دلایل افزایش پدیده گردوغبار در منطقه عبارت است از: بروز جنگهای متوالی و بر هم خوردن بافت فیزیکی خاک، احداث سد بر روی رودخانه های دجله و فرات و کاهش رطوبت زمین و فرسودهشدن ذرات خاک به دلیل تابش شدید آفتاب (2).
پدیده طوفان ریز گرد در سال 1380، تنها سه استان خوزستان، ایلام و بوشهر را تحت تأثیر قرار داده بود. در سال 1385، استانهای کردستان، کرمانشاه و لرستان نیز درگیر شده و در سال 1390، تعداد استانهای درگیر به 14 استان افزایش یافت. هماکنون حدود 33 درصد مساحت ایران و 52 درصد جمعیت کشور با پدیده ریز گردها مواجهه مستقیم و غیرمستقیم دارند. پیشبینیهای علمی نشان میدهند که با تداوم رشد تولید ریز گرد در منطقه، تا سال 1400 خورشیدی تعداد استانهای درگیر با پدیده ریز گرد به 22 استان کشور تسری پیدا خواهد کرد که شامل 52 درصد مساحت ایران و 77 درصد جمعیت میگردد (3).
سازمان فضایی آمریکا (ناسا) بهتازگی جدیدترین تصاویر ماهوارهای خود را از بیش از ۱۵۰ نقطه زمین که تغییرات اقلیمی در آنها بیشتر مشهود است منتشر کرده و آنها را در صفحه
1) طاووسی، تقی و زهرایی، اکبر. 1392. مدلسازی سریهای زمانی پدیده گردوغبار شهر اهواز. فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، سال 28، شماره دوم، تابستان 1392، شماره پیاپی 109.
2) دلسوز، مهری و علیدادی، حسین. 1394. بررسی چالشهای ریز گردها و راهکارهای مقابله با آن. دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد.
3) دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، کمسیون مشترک. 1394. فصلنامه سیاست کلان. سال چهارم، شماره پنجم، پاییز 1394 «ویژه محیطزیست».
اینترنتی با نام «وضعیت تغییر مداوم» (State of Flux) آورده است. در کنار تصاویر ماهوارهای جدید، تصاویر قدیمی این نقاط برای مقایسه گذاشته شده است تا بتوان بهراحتی متوجه تغییر زمان و میزان تغییرات به وجود آمده در آنها شد. در این تصاویر شاهد تغییرات زمین براثر تغییرات آبوهوایی، اثرات شهرنشینی و بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشسوزی و غیره هستیم. در زیر این تصاویر مقایسه زمانی صورت گرفته میان آنها که از چند روز تا چند سال و چند دهه است درج شده است. برخی از این تغییرات اقلیمی که در تصاویر ماهوارهای ناسا به آنها پرداخته شده است عبارتاند از:
گسترش شهرها، خشک شدن یا کاهش آب دریاچهها، خشک شدن یا کاهش آب رودخانهها، کویرزایی، افزایش آتشسوزی در جنگلها و منابع طبیعی، افزایش سیل و طغیان رودخانهها، پراکنش نامناسب بارش، کاهش سطح برف و یخ موجود در قطب زمین، گرم شدن کره زمین، کاهش سطح زمینهای زراعی، افزایش آلایندههای محیطی، افزایش طوفان و ریز گردها در جو زمین. در میان این ۱۵۰ تصویر متأسفانه تصویری از دریاچه ارومیه و آرال نیز دیده میشود. شکل 23 و 24 دریاچه ارومیه را در مقاطع مختلف زمانی نشان میدهد. وبسایت ناسا در توضیح این دو شکل آورده است که دریاچه ارومیه ایران؛ بزرگترین دریاچه در خاورمیانه و سومین دریاچه بزرگ آبشور در زمین است. اما استفاده از سدها بر روی رودخانههای منتهی به این دریاچه، گسترش استفاده از آبهای زیرزمینی و همچنین خشکسالیهای چند دهه اخیر باعث کاهش اندازه آن به ۶۰ درصد ظرفیت آن در دهه ۱۹۸۰ میلادی شده است. در تصویر سال ۲۰۱۰ رنگهای آبی کمرنگ کنار دریاچه آبهای کمعمق و نمکهای تهنشین شده را نشان میدهد. افزایش نمک موجود در آب باعث عدم حضور ماهیان و تعطیلی زیستگاه پرندگان مهاجر در این دریاچه شده است. با این وضعیت شاهد خشکی کامل این دریاچه تا سالهای آینده خواهیم بود. دریاچه آرال که در قزاقستان و ازبکستان واقع است. این دریاچه طی 30 سال اخیر بهصورت تأسف باری رو به خشکی نهاده است (شکل 25). یکی از مهمترین دلایل آن کاهش ورودی آب از رودخانههایی است که این دریاچه را تغذیه میکردهاند. پدیده گردوغبار، تعطیلی ماهیگیری و آبوهوای خشن
پیامد این تغییر اقلیمی است. این دریاچه تا سال 2000 چهار پنجم حجم آب خود را ازدستداده است (1).
August 1985August 2010
شکل 23_ تغییرات میزان آب دریاچه ارومیه طی سال های 1985 تا 2010 میلادی
شکل 24_ تغییرات میزان آب دریاچه ارومیه طی سال های 2000 تا 2014 میلادی. به ترتیب از سمت چپ؛ سال 2000، 2010 و 2014
20092006 1989 1977
1) NASA. 2016. Climate Change. http://climate.nasa.gov/state_of_flux Death-Valley-930px.jpg.
شکل 25_ تغییرات میزان آب و سطح دریاچه آرال طی سال های 1977 تا 2009 میلادی
بر اساس آمارهای پایگاه بینالمللی دادههای بلایای طبیعی (EM-DAT) در 27 سال گذشته 6/3 میلیون نفر براثر بلایای طبیعی جانباختهاند و بیش از 3 میلیارد نفر آسیبدیدهاند و بیش از 240 میلیارد دلار خسارت مالی وارد شده است. آمار نشان میدهد که بلایای طبیعی رو به افزایش هستند. بر پایه یافتههای آماری بین سالهای 1990 تا 2002 شدت بلایا 1/4 برابر شده است نسبت جانباختگان 9/6 و آسیب دیدگان 2/5 و خسارت مالی 38 برابر شده است و بهطور متوسط در هرسال از هر 31 نفر یک نفر از بلایا آسیبدیده و از هر 31 هزار نفر یک نفر براثر بلیه طبیعی جان خود را ازدستداده است (1)
http://jamejamonline.ir/Shared/NewsPrint/670767716909644198.
.پایگاه بینالمللی دادههای بلایای طبیعی (2)که یکی از معتبرترین پایگاههای دادههای بلایای طبیعی در جهان است شامل اطلاعات اصلی اساسی در خصوص وقوع و اثرات بیش از 18000 حادثه دستهجمعی در جهان از سال 1900 تا حال حاضر میباشد. این اطلاعات از منابع مختلف، ازجمله آژانسهای سازمان ملل، سازمانهای غیردولتی، شرکتهای بیمه، مؤسسات تحقیقاتی و سازمانهای مطبوعاتی اخذ شده است. تعداد کل حوادث در سطح جهان شامل حوادث طبیعی (سیل، طوفان، خشکسالی و انواع دیگر) بین سالهای 1970 و 2014 بر اساس دادههای موجود در این پایگاه در شکل 26 نشان داده شده است. در سطح جهانی، تمام انواع بلایای طبیعی، از 50 حادثه در سال 1970 به 350 حادثه در سال 2014 افزایشیافته است، با ذکر این نکته که در سال 2000 تعداد 500 حادثه به وقوع پیوسته است. تعداد سیل از کمتر از 50 در سال 1970به 226 فقره در 2006 و 218 در 2007 و تعداد طوفان از کمتر از 50 در سال 1970 به 120 در سال 1990 و 2005 و شدت خشکسالی نیز در طی این دوره افزایش داشته است (3). شکل 27 افزایش تعداد رخداد بلایای طبیعی و خسارت مالی ناشی از آنها را در دهههای اخیر نشان میدهند.
1) صناعی، بهرام. 1389. ایران ششمین کشور حادثهخیز دنیا است.
2) Emergency Events Database The International Disaster Database of Centre for Research on the Epidemiology of Disasters CRED.
3) Down to Earth Org. 2015. Trends in natural disasters frequency globally between 1970 to 2014. http://www.downtoearth.org.in/news/since-1970-asia-has-faced-a-higher-number-of-disasters-than-any-other-continent-51811.
شکل 26_ تعداد رخداد بلایای طبیعی طی سال های 1970 تا 2014 (1)
شکل 27_ تعداد رخداد بلایای طبیعی و خسارت مالی ناشی از آن ها طی سال های 1950 تا 2012 (2)
http://hubpages.com/education/Worlds-worst-natural-disasters.
سه ویژگی مهمِ ناهنجاریهای اقلیمی کنونی که آن را از همه تحولات طبیعی اقلیمی اتفاق افتاده در هزارههای قبل ممتاز میکند این است که اولاً؛ این ناهنجاری ساخته دست بشر و به علت تصرف بیقاعده و فساد بیاندازه بشر در طبیعت اتفاق افتاده و مصداق آیه 41 سوره روم است که میفرماید: {ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهای مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است، تا [سزای] بعضی از آنچه را که کردهاند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند}.
ثانیاً؛ دادههای متقن علمی نشان میدهند که این ناهنجاریها در هزاره گذشته و بعضاً در تاریخ بیسابقه بوده و ثالثاً؛ رو به افزایش هستند، درحالیکه تحولات اقلیمی گذشته، ناشی
از یک چرخه طبیعی بعضاً سودمند بوده که اعمال، کردار و رفتار بشر در آن دخالتی نداشته و پس از دورهای کوتاه، طبیعت به تعادل خود بازگشته است. اما اکنون به دلیل فساد روزافزون، امیدی نیست که تا قبل از رسیدن دادههای اقلیمی مختلف به سطوح بسیار خطرناک، تعادل یادشده به محیطزیست انسان باز گردد، زیرا نبودن مدیریت یکپارچه و دلسوز جهانی، سودجویی، مصرف بیاندازه و افسار گسیخته، جنگها و فتنهها امکان به وجود آمدن یکپارچگی بین دولتها برای مدیریت صحیح محیطزیست را دشوار نموده و برخی از ناهنجاریهای اقلیمی کنونی مانند نشست زمین نیز از نظر علمی برگشتناپذیر به نظر میرسند.
در متون ادیان ابراهیمی از جمله روایات ائمه معصوم، اشاراتی به ناهنجاریهای اقلیمی در زمان نزدیک به ظهور منجی آخرالزمان شده است. بی شک، پایه و اساس این پیشبینیها، علم الهی درباره تصرف بی اندازه بشر در طبیعت و فساد او در زمین، حین غیبت ولی خداست. زیرا در این دوران هیچ مانعی بر سر راه خواهشهای بی پایان بشر وجود ندارد و تجملات بیحد و تمایلات بی پایان او برای استفاده از عالم ماده، زمین را با خطری بزرگ روبرو میسازد.
اصراری بر این موضوع نیست که پیشبینی ناهنجاریهای اقلیمی توسط ادیان ابراهیمی برای مقاطع زمانی نزدیک به ظهور منجی یا آخرالزمان جزء نشانهها و علائم ظهور است، بلکه مهم این است که اولیای الهی به ابعاد دیگری از فساد بشر در زمین اشاره کردهاند که در دوره غیبت منجی آخرالزمان به وقوع میپیوندد. بیشک این پیشبینیها به فساد بشر در زمین، به دلیل استفاده نامناسب از منابع طبیعی، نقص علمی و منفعت طلبی در غیاب حاکمیت آموزههای الهی و اولیای خدا بر جامعه بشری و سبک زندگی انسان اشاره میکنند. شرایط کنونی اقلیمی زمین در نوع خود اهمیت حاکمیت ولایت الله و آموزههای الهی را بر همه ابعاد زندگی بشر گوشزد کرده و به اثبات ضرورت وجود منجی الهی، برای آن دسته از افراد که برای اثبات هر مفهومی دادههای علمی را طلب میکنند کمک میکند، زیرا هم اکنون ثابت شده
است که بشر با قوانین دست ساخته خود نمیتواند حتی محیط زیست خود را حفظ کند.
برخی از کشورها ورود به پیمانهای بین المللی، برای بهبود شرایط اقلیمی از جمله پیمان کیوتو را نپذیرفته و کشورهایی نیز که این پیمانها را پذیرفتهاند یا به تعهدات خود عمل نکرده و یا اطلاعات ناقص ارائه میکنند. بنابراین خردمندان عالم بیش از پیش به لزوم و قطعیت نیاز بشر به دخالت آموزههای الهی از طریق ولی خدا در عرصههای مختلف زندگی بشر اقرار دارند.
فایده تقویت این فرضیه که شرایط اقلیمی کنونی همان شرایط پیشبینیشده در ادیان ابراهیمی است این است که انسان با تطبیق یادشده بار دیگر به نتایج وحشتناک دخالت خود در طبیعت و زمین مینگرد و درمییابد که اتمامحجت خداوند و شرایط اضطرار در مقطع زمانی کنونی کاملاً مشهود است و وقت آن رسیده است که انسان دستها را به آسمان بلند کرده و اقرار کند که با سبک زندگی دستساخته، در غیاب ولی خدا و بدون جاری شدن آموزههای الهی در زمین، نه تنها نتوانست به سعادت برسد بلکه حتی نتوانست محیط زندگی خود را حفظ کند. همچنین انسان، قُرب ظهور را با تطبیق شرایط، بیشتر حس میکند، زیرا با ادامه روند کنونی که امید چندانی به کنترل آن هم نیست، زندگی نوع انسان، حیات وحش و طبیعت زمین به شدت به مخاطره افتاده است. درک این شرایط باعث تحرک، دعا، تضرع، استغفار و بر دوش کشیدن قسمتی از بار تا رسیدن به دولت یار شده و پیامآور هشدار و آمادهباش است. دادهها همچنین نشان میدهند که برای تحقق وعدههای الهی برای رسیدن مؤمنین به کمال و استخلاف، امید است قبل از رسیدن دادههای حیاتی به وضعیت بسیار خطرناک، حضرت صاحبالامر با رهنمون شدن انسانها به سمت هدایت الهی، علاوه بر هدایت قلوب بشر، محیط زندگی او را نجات بخشد.
با به وجود آمدن یک تمدن تقلبی که برای به چنگ آوردن آخرالزمان، سعی دارد نظیر به نظیر با وعدههای الهی برای ایجاد جامعه آرمانی مهدوی در آخرالزمان رقابت نماید، دوران استفاده بیحدوحصر و نادرست از مواهب طبیعی آغاز شد.
از روایات استفاده میشود، که قبل از ظهور «براثر گسترش فساد و تباهیها و از بین رفتن رحم و عاطفه و ایجاد جنگ، جهان ازنظر اقتصادی در وضعیت بدی به سر خواهد برد؛ بهطوریکه آسمان نیز بر آنان رحم نمیکند و نزول باران که رحمت الهی است نیز برای آنان به غضب تبدیلشده، ویرانگر میشود. آری، در آخرالزمان باران کم میشود و یا در غیر موسم فرود میآید و باعث نابودی کشاورزی میگردد. دریاچهها و رودخانهها خشک میگردند و زراعتها به بار نمینشینند و تجارت از رونق میافتد» (1).
آخرالزمان مصداق بارز آیه کریمه «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس» است که به واسطه گناهان و معاصی، مردم به قهر طبیعت دچار میشوند. قهر طبیعت به صورتهای مختلفی مانند سیل، زلزله، صاعقه، خشکسالی و... بروز مییابد. از آنجا که روایات در این باره به بیان کلیات اکتفا نمودهاند، مطالعه تطبیقی با شرایط معاصر ما میتواند نتایج قابل توجهی برای مخاطب ارائه کند (2).
اتفاقات سماوی
بدر بن خلیل اسدی گوید: نزد امام باقر؟ع؟ بودم آن حضرت از دو نشانه یاد کرد که قبل از قیام قائم؟عج؟ است و از آن هنگام که خداوند آدم صلواتاللهعلیه را بر زمین فرود آورده هرگز آن دو اتفاق نیفتاده و آن اینکه خورشید در نیمه ماه رمضان و ماه در آخر آن خواهد گرفت، پس مردی به آن حضرت گفت: یا ابن رسولالله! نه، بلکه خورشید در آخر رمضان و ماه در نیمه آن خواهد گرفت. امام باقر ؟ع؟ به او فرمود: من خود میدانم چه میگویم: «دو نشانههایی است که از زمان فرود آمدن آدم هرگز اتفاق نیفتاده است». (3)(به حساب منجمان خسوف در وسط ماه واقع میشود و کسوف که گرفتن خورشید است در اواخر ماه).
کاهش تولید محصولات کشاورزی و گرسنگی
محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق؟ع؟ شنیدم که درباره نشانههای ظهور امام عصر؟عج؟ فرمود:
پیش از ظهور حضرت قائم؟عج؟ از سوی خداوند برای مؤمنان نشانههایی است. گفتم: خدا مرا فدای تو گرداند؛ آن نشانهها کدام است؟ فرمود: آنها همان گفته خداوند است که فرمود: «(ولنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرین (بقره، 155)؛ و شما (مؤمنان) را (پیش از ظهور قائم؟عج؟) به چیزی از ترس و گرسنگی و کمی داراییها و جانها و میوهها میآزماییم؛ پس صابران را مژده ده). آنگاه فرمود: «خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنی فلان در دوران پایانی حکومتشان میآزماید و مراد از گرسنگی، گرانی قیمتهاست و منظور از کمی داراییها، کساد تجارت و کمبود درآمد است و مقصود از نقصان جانها، مرگهای فراوان و سریع و پیدرپی است و مراد از کمبود میوهها، کمبود عایدات و محصولات کشاورزی است. پس صابران را بشارت باد بهتعجیل ظهور قائم؟عج؟ در آن هنگام. (1)
روایات زیادی درباره ناهنجاریهای اقلیمی، بلاها و حوادث طبیعی در آخرالزمان وجود دارد که در این نوشتار به تعداد اندکی از آنها اشاره میشود.
امام صادق؟ع؟ درباره شرایط اقلیمی قبل از ظهور میفرمایند:
در آستانه قیام مهدی؟ع؟، سالی پرباران خواهد بود که در اثر آن، خرما بر روی نخل میپوسد. پس در این، تردیدی به خود راه ندهید. (2)
امیرالمؤمنین؟ع؟ درباره شرایط قبل از قیام قائم؟عج؟ میفرمایند:
در آستانه قیام قائم، مرگ سرخ، مرگ سفید و ملخهایی به هنگام و ملخهایی نابههنگام، سرخ، همچون خون خواهد بود. اما مرگ سرخ، پس [کشته شدن با] شمشیر است و مرگ سفید، به وسیله طاعون است. (3)
امام محمدباقر؟ع؟ درباره شرایط جهان پیش از ظهور میفرمایند:
قائم قیام نمیکند مگر در دوره ترس و وحشت و زمینلرزهها و گرفتاری و بلایی که گریبان گیر مردم میگردد و پیش از این وقایع، طاعون شیوع مییابد. (1)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ ضمن بشارت قیام امام مهدی؟عج؟ درباره نشانههای ظهور ایشان میفرمایند:
بشارت باد شما را به مهدی. در هنگام پراکندگی مردم و وقوع زلزلههای شدید، ظاهر می شود و زمین پر از ظلم و ستم را از عدل و داد پر می کند، دل های پیروانش را سرشار از عبادت نموده عدلش همه را فرا می گیرد. (2)
همچنین میفرمایند:
شما را به مهدی؟عج؟ مژده میدهم؛ او در امّت من هنگام اختلاف مردم و وقوع زلزلهها میآید. ساکنان زمین و آسمان از او خشنود شوند. (3)
در روایت دیگری ابوبصیر از امام محمد باقر؟ع؟ نقل کرده است:
حضرت مهدی؟عج؟ قیام نمیکند مگر وقتیکه ترس شدید، زلزلهها، فتنه و بلا مردم را فرا گرفته باشد. (4)
حذیفه میگوید:
دیدم رسول معظم اسلام؟ص؟ پرده کعبه را گرفته و گریه میکند. عرض کردم یا رسول الله! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ ایشان فرمود: ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی. عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد؛ آیا علائمی هست که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند: آری؛ مطالبی که می گویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین و با انگشتانت شماره کن. سپس پیامبر 72 موضوع مربوط به آخرالزمان را یادآور شد که به چند مورد از آن که در
خصوص شرایط اقلیمی جهان میباشد اشاره میشود:
1_ فضا تاریک شود (ممکن است منظور فضای گناه آلود یا دود و گرد و غبار ناشی از سوختهای فسیلی و ریزگردها و غیره باشد).
2_ به واسطه خشکسالی، آب قناتها و چاهها کم میشود.
3_ آسمان و این فضای لایتناهی غبارآلود شود (ممکن است کنایه از ظلمها یا پدیده آلودگی هوا و ریزگردها باشد).
۴_ سالهای دنیا پست و خوار شود.
5_ درختکاری زیاد شود و محصولها اندک شود.
6_ بادها زیاد شود (طوفانها و تندبادها مرتباً در دنیا زیانهای سنگین جانی و مالی به بار آورد).
7_ نشانهها بسیار شود و علامتها یکی پس از دیگری ظاهر گردد (افزایش ناهنجاریها). (1)
در کتاب انجیل در خصوص افزایش زلزله و بلاها در آخرالزمان آمده است:
بسیاری آمده، خواهند گفت که مسیح هستند و عده زیادی را گمراه خواهند کرد. از دور و نزدیک خبر جنگها به گوشتان خواهد رسید. اما پریشان نشوید زیرا جنگها درگیر خواهند شد، اما آخر دنیا در آن زمان نیست. قومها و ممالک جهان با یکدیگر به ستیز بر خواهند خاست. در جایهای مختلف، قحطی و زمینلرزه روی خواهد داد. ولی اینها پیشدرآمد بلاهای بعدی است. (2)
وای به حال زنانی که در آن زمان آبستن باشند یا طفل شیرخوار داشته باشند. دعا کنید که فرار شما در زمستان یا در روز شنبه که دروازههای شهر بسته است، نباشد. چون در آن روزها مردم به چنان مصیبتی دچار خواهند شد که هیچکس در عمرش ندیده است. (3)
در طی روایتی دوران هفتساله پیش از ظهور ماشیح چنین توصیف میشود: «در سال اول
آن، مفاد این آیه به وقوع خواهد پیوست: "بر یک شهر بارانیدم و بر شهر دیگر نبارانیدم." در سال دوم، تیرهای قحطی رها خواهند شد. در سال سوم، قحطی شدیدی حکمفرما خواهد شد، مردان و زنان و کودکان و اشخاص متّقی و پارسا و قدیمی خواهند مرد و آموزگاران تورات آن را فراموش خواهند کرد. در سال چهارم، سیری و وفور نعمت خواهد بود، ولی نه بهطور کامل. در سال پنجم، سیری و فراوانی عظیمی حکمفرما خواهد شد و مردم خواهند خورد و خواهند نوشید و شاد خواهند بود. تورات بهسوی آموزندگانش باز خواهد گشت. در سال ششم، صداهایش از آسمان به گوش خواهد رسید. در سال هفتم، جنگها درخواهند گرفت و در پایان این دوران هفتساله، فرزند داود ظهور خواهد کرد». (1)
در انجیل لوقا نیز به موضوع ناهنجاریهای اقلیمی قبل از ظهور منجی اشاره شده است:
و چون به کوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو که این اُمور کی واقع میشود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟ عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار کسی شما را گمراه نکند. از آن رو که بسا به نام من آمده، خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید زیرا که وقوع این همه لازم است لیکن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطیها و وباها و زلزلهها در جایها پدید آید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد. (2)
و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امتها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر میشود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم میآید. (3)در
انجیل مرقس نیز همین موضوع تکرار شده است. (1)
گرما و خشکسالی
احمد بن محمّد بن أبی نصر میگوید: شنیدم امام رضا؟ع؟ درباره علامات ظهور میفرمود:
پیشازاین امر (بیوح) خواهد بود، من نفهمیدم بیوح چیست؟ بعداً که به حج رفتم شنیدم عربی بادیهنشین گوید: امروز روزی بیوح است، به او گفتم بیوح چیست؟ گفت: سخت گرم. (2)
میزان ذخایر معدنی مس در جهان معادل 470 میلیون تن برآورد شده و میزان تولید آن در سال 2014 حدود 23 میلیون تن تخمین زده شده است. بنابراین با تولید کنونی، ظرف کمتر از 25 سال منابع مس به پایان میرسد (3)
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920919001067.
. میزان ذخایر سنگآهن در جهان 170 میلیارد تن و میزان تولید در سال 6/2 میلیارد تن است. بنابراین ذخایر این فلز نیز طی 65 سال به پایان خواهد رسید.تحقیقات زیادی در رابطه با ذخایر معدنی جهان انجام گرفته است، اما یک اینفوگرافی که در وبسایت شبکه اجتماعی معروف ردیت (4)منتشر شده است، نشان میدهد که چقدر از منابع جهان باقی ماندهاند. بر اساس این اینفوگرافی، بر مبنای اطلاعات سال 2010، هر یک از ذخایر زیرزمینی جهان با فرض «ادامه نرخ رشد تولید کنونی» و همچنین طبق «ذخایر شناخته شده تاکنون» طی سالهای زیر به اتمام خواهند رسید (5)
http://www.minews.ir/fa/doc/news/13575.
:جدول 3_ تخمین سال اتمام منابع معدنی شناخته شده جهان
نفت2050ایندیوم2035
زغالسنگ2136روی2030
گاز2075نقره2035
اورانیوم2080طلا2030
آنتیموان2025مس2050
سرب2030
آمار و اطلاعات ناچیزی که درباره شرایط زمین و طبیعت در عصر حاضر ارائه شد نشان میدهند که:
1_ آرامآرام فساد بشر در زمین چه بهصورت تخریب، مصرف افسارگسیخته و برداشت بیرویه منابع و چه دور شدن از ایمان به خدا و اولیاء و آموزههای الهی باعث شده است که نتایج این فساد در زمین آشکار شود، آنگونه که خداوند در قرآن تأکید میکند:
{ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهای مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است، تا [سزای] بعضی از آنچه را که کردهاند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند}. (1)
2_ این آمار و اطلاعات و تغییرات اقلیمی، اگرچه همگی دلایل علمی و اسباب مادی دارند، اما همگی ریشه در وعدههای الهی دارد که در آیات قرآن و روایات معصومین؟ع؟ آشکار است.
{لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکنِهِمْ آیةٌ جَنَّتَانِ عَنْ یمِینٍ وَشِمَالٍ کلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکمْ وَاشْکرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ سَیلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَیهِمْ جَنَّتَینِ ذَوَاتَی أُکلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَیءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ؛ قطعاً برای [مردم] سبا در محل سکونتشان نشانه [رحمتی] بود؛ دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتیم] از روزی پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهری است خوش و خدایی آمرزنده. پسروی گردانیدند و بر آن سیل [سد] عَرِم را روانه کردیم و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوههای تلخ و شوره گز و نوعی از کنار تنک داشت تبدیل کردیم}. (2)
در این آیه تغییر نعمت و تغییر اقلیم به سبب گناه، کاملاً واضح بیان شده است، اگرچه
خداوند اسباب مادی آن را نیز فراهم آورده و در آیه ذکر نموده است.
3_ این نکات علمی و گزارشها، هضم، درک و فهم روایات مربوط به عصر ظهور - که در آنها تأکید شده است که در عصر ظهور خصوصیات فلکی و طبیعی زمین تغییر خواهد کرد- را برای ما آسان میکنند.
آنگونه که از آیات قرآن و روایات ائمه معصوم؟ع؟ استنباط میشود، عصر ظهور امام زمان، عصر ظهور اراده خدای متعال است. در این عصر خواست خدای متعال ظهور میکند، همهی آنچه در قرآن و سایر کتب آسمانی وعده داده شده است، ظهور و بروز میکند. یکی از اجزای ظهورِ موعود، ظهور طبیعت است. ظهور طبیعت دو مفهوم را شامل میشود:
1_ زنده شدن طبیعتِ زمین در عصر ظهور.
2_ زنده شدن خودِ زمین در عصر ظهور.
از روایات ائمه معصوم؟عهم؟ میتوان دریافت که زنده شدن زمین در عصر ظهور، بهتبع ظهور امام عصر اتفاق افتاده و به اشکال مختلف بروز میکند که برخی از آنها عبارتاند از:
1_ دگرگون شدن زمین، به معنی تفاوت شرایط زمین قبل و بعد از ظهور. (1)
2_ ایجاد تغییر در مختصات فلکی و نجومیکره زمین. (2)
3_ زنده شدن زمین بهوسیله برپایی عدل (3)و زنده شدن زمین به دست امام عصر. (4)
4_ ظهور برکات و گنجهای زمین. (5)
5_ سخن گفتن زمین و آشکار شدن شعور و ادراک آن و شناختن مؤمن و کافر. (6)
با توجه به مفهوم آیات و روایات درمییابیم که زنده شدن زمین در عصر ظهور تنها به مفهوم
1) الغیبة، نعمانی، ص 146.
2) الغیبة، شیخ طوسی، ص 475؛ ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 381.
3) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 7، ص 174.
4) کمالالدین، شیخ صدوق، ص 668، 317 و 427؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 175.
5) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 339؛ ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 384.
6) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۴۱، ص ۲۷۱.
سرسبز شدن آن و رویش گیاهان و درختان و پرآب شدن نهرها و رودخانهها و بارش باران نیست، بلکه زنده شدن زمین مفهوم دیگری نیز دارد که میتوان از آن به ارتباط برقرار کردن عناصر مختلف زمین و طبیعت با انسان، همراه با شعور و ادراک و ادب یاد کرد.
امام صادق؟ع؟ در خصوص دگرگون شدن زمین در عصر ظهور میفرمایند:
إِنَّهُ إِذَا تَنَاهَتِ الْأُمُورُ إِلَی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ رَفَعَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی کلَّ مُنْخَفِضٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ خَفَّضَ لَهُ کلَّ مُرْتَفِعٍ مِنْهَا حَتَّی تَکونَ الدُّنْیا عِنْدَهُ بِمَنْزِلَةِ رَاحَتِهِ فَأَیکمْ لَوْ کانَتْ فِی رَاحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یبْصِرْهَا؛ وقتی کارها به صاحب اصلی ولایت، حضرت مهدی؟عج؟ برسد، خداوند هر نقطهی فرورفتهای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایین میبرد؛ آنچنانکه تمام دنیا نزد او بهمنزله کف دستش خواهد بود. کدامیک از شماها اگر در کف دستش مویی باشد، آن را نمیبیند؟ (1)
همچنین درباره دگرگونی زمین روایت شده است که:
و من نسل علی، القائم (فی بعض النسخ والبحار "ومن یشک فی القائم" وکأنه مصحف) المهدی الذی یبدل الارض غیر الارض؛ و آن مهدی قائم از تبار علی است که زمین را به زمین دیگری دگرگون میسازد. (2)
تبدیل زمین به زمینی دیگر فقط شامل تغییرات سطحی زمین نیست و چه بسا معادلات حاکم بر زمین و طبیعتِ آن که اکنون به عنوان معادلات ثابت و غیرقابل تغییر بر عالم شناخته میشوند نیز تغییر کند.
تغییر مختصات فلکی و نجومی کره زمین
امام صادق؟ع؟ درباره تغییرات فلکی و نجومی که در عصر ظهور در زمین ایجاد میشود میفرمایند:
و یامرالله الفلک فی زمانه فیبطی دورانه حتی یکون الیوم فیایامه کعشره منایامکم، و
الشهر کعشره اشهر، و السنه کعشره من سنیکم؛ خداوند در عهد او به چرخ گردون فرمان میدهد که آرامتر بگردد، که مقدار یک روز در روزگار او معادل 10 روز از روزهای شما باشد و هر ماهی به مقدار 10 ماه و هر سالی به مقدار 10 سال از سالهای شما باشد. (1)
امام صادق؟ع؟ در پاسخ سؤال راوی که از مدت حکومت حضرت مهدی؟عج؟ سؤال کرده است، میفرماید:
سبع سنین، تطول له الایام واللیالی حتی تکون السنة من سنیه مقدار عشر سنین من سنیکم، فیکون سنو ملکه سبعین سنة من سنیکم هذه، وإذا آن قیامه مطر الناس جمادی الآخرة وعشرة أیام من رجب مطرا لم یر الخلائق مثله، فینبت الله به لحوم المؤمنین وأبدانهم فی قبورهم، فکأنی أنظر إلیهم مقبلین من قبل جهینة ینفضون شعورهم من التراب؛ مدت حکومت امام؟عج؟ هفت سال است که روزهای آن طولانی بوده، بهطوریکه یک سال آن معادل ده سال از سالهای شماست که در آن صورت هفت سال حکومت حضرت، هفتاد سال از سالهای شما خواهد بود و هنگام قیام حضرت در جمادی الآخر و ده روز از ماه رجب، بارانی بر مردم خواهد بارید که مردم مانند آن را هرگز ندیدهاند و خداوند بهواسطهی آن، گوشت و بدن مؤمنین را در قبرهایشان میرویاند، چنانکه گویا میبینم از طرف جهینه دارند میآیند و خاکها را از موهای خود میتکانند و پاک میکنند. (2)
در این روایت نیز بهخوبی آشکار است که در عصر ظهور تغییراتی در خصوصیات فلکی و نجومی زمین به وجود میآید، برای مثال روزها طولانیتر شده و زمین آرامتر خواهد چرخید. چنین پدیدهای خارج از انتظار نیست، زیرا در بخشهای قبل در خصوص وحدت واقعه شریف ظهور و رجعت با قیامت مطالبی عنوان شد. بنابراین وقوع پدیدههایی از جنس اتفاقات قیامتی، در عصر ظهور و رجعت که مراتبی از یک حقیقت مشابه قیامتاند جای تعجب ندارد. برای درک بهتر این مطلب رجوع به اشاره خداوند تبارک و تعالی به مفهوم زمان
در قرآن کریم کافی است:
{وَیسْتَعْجِلُونَک بِالْعَذَابِ وَلَنْ یخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یوْمًا عِنْدَ رَبِّک کأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ؛ آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب میکنند؛ درحالیکه خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید}. (1)
{یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ ثُمَّ یعْرُجُ إِلَیهِ فِی یوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ؛ امور این جهان را از آسمان بهسوی زمین تدبیر میکند؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما میشمارید بهسوی او بالا میرود (و دنیا پایان مییابد)}. (2)
همانگونه که در بخش قبل بیان شد اینک بشر، با توانایی بیمقدار خود که از خداوند به او ودیعه داده شده، امید دارد که مختصات فلکی زمین را، به منظور بهبود شرایط اقلیم زمین، تغییر دهد، چگونه ممکن است که نتوان روایاتی که حکایت از تغییر مختصات فلکی زمین در عصر ظهور، باذنالله دارند را باور نداشت.
گروهی از دانشمندان سازمان فضایی آمریکا با ارائه برنامهای شگفتانگیز اعلام کردند که بهمنظور نجات زمین از گرمای جهانی و افزایش طول عمر آن میتوان این سیاره را به مداری دورتر انتقال داد. دانشمندان بهمنظور جلوگیری از افزایش حرارت زمین شیوهای غیرطبیعی را کشف کردهاند؛ و آن حرکت دادن زمین به نقطهای خنکتر از منظومه خورشیدی است. تنها ابزاری که برای انجام این انتقال نیاز خواهد بود، چند ستاره دنبالهدار در نزدیکی زمین است و پس از آن سیارهی زمین در منطقهای ایمن و خنکتر از منظومه خورشیدی قرار خواهد گرفت. ایده حرکت دادن زمین بهمنظور بهبود دادن موقعیت بین سیارهای، زاییده افکار گروهی از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمریکایی است که معتقدند با انجام چنین کاری میتوان 6
بیلیون سال دیگر به عمر مفید زمین افزود.
پژوهشگران مرکز تحقیقاتی ایمز (1)در آمریکا دراینباره معتقدند که تغییر مدار زمین نیازمند فناوریهای دور از ذهنی نیست. برای انجام چنین کاری میتوان از شیوهای که اکنون برای منحرف کردن شهابسنگها و ستارههای دنبالهدار استفاده میشوند کمک گرفت. برنامهای که توسط این محققان ارائه شده است، هدایت کردن یک شهابسنگ یا ستاره دنبالهدار است، به شکلی که از نزدیکترین فاصله ممکن از زمین عبور کند، در این صورت بخشی از نیروی گرانشی آن به زمین منتقل شده و درنتیجه سرعت مداری زمین افزایش پیدا خواهد کرد. به این شکل سیارهی زمین به مداری بالاتر از موقعیت کنونی خود و در فاصلهای بیشتر از خورشید قرار خواهد گرفت. به گفته دانشمندان ناسا چنین راه حلی در کوتاه مدت میتواند برای جلوگیری از بحران گرمای جهانی بسیار مؤثر باشد. برای هدایت اجرام کیهانی باید از راکتی شیمیایی استفاده کرده و در زمان مناسب به شهابسنگ یا ستاره دنبالهداری ضربه زد.
با این حال برای انجام چنین برنامهای، محاسبات بسیار دقیقی لازم است، زیرا یک اشتباه بسیار کوچک میتواند منجر به برخورد جرم کیهانی هدایت شده با زمین شود که بر اساس تخمینها، برخورد جرمی با قطر 100 کیلومتر با زمین با سرعتی در مقیاس سرعتهای کیهانی میتواند زمین را از حیات تهی کند (2)
http://www.theguardian.com/environment/2001/jun/10/globalwarming.climatechange.
.تغییر مدار و سایر خصوصیات فلکی زمین، بر اساس برخی اخبار رسیده، یک پدیده علمی و ممکن به نظر میرسد. در سال 2010 زلزلهای با مقیاس 8/8 ریشتر شیلی را لرزاند و باعث خسارات زیادی شد، اما آنچه بیش از همه توجه دانشمندان را جلب نمود این بود که دانشمندان ناسا اعلام کردند؛ زلزله اخیر شیلی که بیش از 700 نفر را به کام مرگ کشاند، محور زمین را جابجا کرده و طول شبانهروز را نیز کوتاه کرده است. ریچارد گروس، متخصص ژئوفیزیک در جیپیال ناسا اعلام کرد؛ «زلزله 8/8 ریشتری احتمالاً محور زمین را بهاندازه 7/2 هزارم ثانیه قوسی معادل 6/7 سانتیمتر جابهجا کرده و طول شبانهروز را بهاندازه 26/1 میکروثانیه کوتاهتر کرده است».
از همین مدل برای تخمین جابهجایی حاصل از زلزله سوماترا در دسامبر 2004، یعنی آذر 1382 که منجر به سونامی اقیانوس هند شد، استفاده شد. این زلزله با شدت 1/9 ریشتر، محور زمین را بهاندازه 3/2 هزارم ثانیه قوسی جابهجا و طول شبانهروز را 8/6 میکروثانیه کوتاه کرد.
زلزله شیلی در عرضهای جغرافیایی میانی زمین قرار داشت که این موضوع، باعث شد زلزله باوجود داشتن شدت کمتر، محور زمین را بیشتر جابهجا کند. بهعلاوه خطایی که باعث شد زلزله شیلی با زاویه تندتری به داخل زمین نفوذ کند، آن را در جابهجایی جرم تواناتر کرد.
چگونه محور زمین جابجا میشود؟ چرا وقوع زلزله، شبانهروز را کند میکند؟ پاسخ این پرسش در یکی از اصول فیزیکی به نام بقای تکانهی زاویهای نهفته است. وقتی جسمی در حال دوران نسبت به نقطهای خاص است، مفهومی به نام اندازه حرکت زاویهای یا تکانهی زاویهای پدید میآید که کمیتی برداری است و مقدار آن از حاصلضرب جرم، فاصله جسم از مرکز و سرعت حرکت جسم به دست میآید. وقتی در انرژیِ سیستم اختلالی ایجاد نشود، تکانهی زاویهای ثابت میماند؛ یعنی هم، جهت بردار آن ثابت میماند و هم مقدار آن. سادهترین مثال آن، ورزشکار پاتیناژ است که وقتی با دست و پای باز و کاملاً کشیده شروع به دوران میکند، سرعت دورانِ کمی دارد؛ اما وقتی دست و پا را جمع میکند و کاملاً به بدنش میچسباند، سرعت دورانش بهشدت افزایش پیدا میکند.
مثال دیگر، دوران زمین به دور خورشید است. در بهار و تابستان، زمین از خورشید دورتر است و به همین دلیل، هر فصل 93 روز طول میکشد. درحالیکه در پاییز و بخصوص زمستان، زمین به خورشید نزدیکتر است و از اینرو فصل پاییز 90 روز و فصل زمستان، 89 روز طول میکشد.
در مورد زمین هم ماجرا به همین شکل است. محور دوران زمین بهدور خودش، با محور دوران زمین به دور خورشید، 45/23 درجه زاویه دارد؛ اما وقتی زلزلهای اتفاق میافتد، پوستههای زمین جابجا میشوند و جرم و فاصلهشان از محور دوران زمین اندکی تغییر میکند اما از آنجا که این اتفاق، درونی است و از بیرون نیرویی اعمال نشده، تکانه زاویهای باید ثابت بماند. به
همین دلیل، سرعت دوران و جهت بردار زمین اندکی تغییر میکند. از سوی دیگر، زمین کره یکنواختی نیست و به همین دلیل، زمینلرزه در نواحی مختلف، تغییرات متفاوت و غیر قابل پیشبینی به همراه دارد (1)
https://www.nasa.gov/topics/earth/features/earth-20100301.html.
.گزارشهای فراوان دیگری از دانشمندان ستارهشناس و مؤسسات نجوم منتشر میشوند که اگرچه علمی بودن آنها در پرده ابهام است، اما دستکم این موضوع را اثبات میکنند که کره زمین و طبیعت آن در معرض خطرات بیشمار و روزمرهای قرار دارد که انسان قادر به رفع این خطرات نیست و مواجهه با بسیاری از این خطرات جزء رؤیاهای علمی بوده و برخی نیز مبنای تخیلاتی برای ساخت فیلمهای علمی _ تخیلی سینمایی قرار میگیرند، اما آنچه در این بین بیشتر مشهود است، اقرار به این موضوع است که با اندک اعمال نیرویی از داخل یا خارج بر زمین میتوان خصوصیات مداری، اقلیمی، فصلی و طول روز و شب را در زمین دستخوش تغییرات نمود. بنابراین با وجود این همه ادعاهای علمی و اعتقاد دانشمندان در مورد امکان دستکاری در خصوصیات کره زمین، هضم و درک برخی از روایات که دربارهی بروز برخی تغییرات فلکی در زمین و اتفاقات دیگر در عصر ظهور سخن به میان آوردهاند راحتتر شده و ذهنیت موهومی و جعلی بودن این روایات را از بین برده و این روایات را به شکل یک پدیده جدی علمی در مراکز علمی مطرح میسازند. این موضوع از آنجا ناشی میشود که مؤمنین با خود میاندیشند که چگونه ممکن است خداوند نتواند، در عصر ظهور، تغییراتی در خصوصیات فلکی زمین، به نفع مؤمنین، به وجود آورد، درحالی که بشرِ سراپا تقصیر با قدرت ناچیز خود ادعای آن را دارد. برای فهم بهتر موضوع یکی دیگر از این موارد گزارش شده توسط مؤسسات نجومی مورد بررسی قرار میگیرد:
دانشمندان ناسا نگران برخورد شهابسنگی به طول 300 متر به زمین هستند. آنها تخمین زدهاند که این جرم آسمانی که «آپوفیس» نام دارد، در سال 2029 از فاصله 30 هزار کیلومتری زمین عبور کرده و به زمین برخورد نخواهد کرد، اما نگرانی دانشمندان این است که این شهابسنگ پس از اینکه به سمت خورشید حرکت کند، در اثر نیروی مغناطیسی این ستاره، تغییر مسیر داده و مجدداً به سمت زمین خواهد آمد. تخمین دانشمندان این است که آپوفیس
1) Buis, Alan.. 2010. Chilean Quake May Have Shortened Earth Days.
در سال 2036 و پس از تغییر جهت احتمالاً به نقطه نامعلومی از زمین برخورد خواهد کرد. اگر این جرم آسمانی به منطقهای اقیانوسی از زمین برخورد کند احتمال یک «سونامی» بسیار شدید میرود و در صورتی که به نقطهای از زمین برخورد کند تأثیراتی همچون یک زلزله 8 ریشتری خواهد داشت که اثر تخریبی آن 65 هزار برابر بمب اتمی خواهد بود که در سال 1945 در شهر هیروشیما منفجر شد. در این صورت در شعاع 300 کیلومتری هیچ موجود جانداری باقی نخواهد ماند.
دانشمندان سرعت حرکت این شهابسنگ، در صورت برخورد با زمین را، 50 کیلومتر در ثانیه تخمین زدهاند. نگرانی دیگر آنها از برخورد آپوفیس به زمین، تأثیرات جوی و زیستمحیطی پس از این برخورد خواهد بود. ممکن است در اثر شدت این برخورد تغییراتی در جو زمین همچون غبار شدید به وجود آید که نور رسانی خورشید را با اختلال مواجه کند.
125 میلیون سال قبل، برخورد یک شهابسنگ عظیم به زمین علاوه بر اینکه نسل جاندارانی همچون دایناسورها را منقرض کرد باعث ایجاد یک عصر یخبندان چند صد هزار ساله شد که اکثر موجودات زمین را منقرض ساخت. اگر مسیر حرکت این شهابسنگ بهخوبی قابل پیشبینی و اندازهگیری باشد، امید دانشمندان این است که بتوانند با شلیک موشکهایی مسیر آن را عوض کرده و مانع برخورد آن با زمین شوند، اما نگرانی اصلی این است که پس از عبور این شهابسنگ از فاصله 30 هزار کیلومتری زمین در سال 2029، مسیر بازگشت مجدد آن به زمین در سال 2036 کمتر قابل پیشبینی است.
نگرانی دیگر دانشمندان در سالهای اخیر موضوع فاصله گرفتن ماه از زمین است. قمر ماه هرساله حدود 4 سانتیمتر از زمین دورتر میشود و این دوری سبب میشود که از سرعت حرکت وضعی زمین (حرکت زمین به دور خودش) کاسته شود. نگرانی دانشمندان این است که هر چه سرعت حرکت زمین به دور خودش کمتر شود، یک نیمکره بیشتر در معرض نور خورشید خواهد بود و نیمکره دیگر کمتر و با گرمتر بودن نیمکرهای از زمین و سردتر شدن نیمکرهای دیگر، اکوسیستم طبیعی زمین به هم خواهد خورد.
این نگرانیها جدای از نگرانیهایی است که در اثر افزایش تصاعدی گازهای گلخانهای و
گرمایش زمین، این کره خاکی قابل حیات را در معرض تهدید قرار داده است. دمای زمین نسبت به 100 سال پیش، بیش از 1 درجه گرمتر شده و تخمین زده میشود که اگر اقداماتی جدی در کاهش تولید گازهای کربنیک صورت نپذیرد تا پایان قرن حاضر پدیدههای طبیعی همچون قطبها و تمامی جانداران ساکن در آنها در معرض تهدید جدی خواهند بود (1)
http://www.asriran.com/fa/news/71719.
(2)https://www.nasa.gov/mission_pages/asteroids/news/asteroid20130110.html.
(3).روسها در حال توسعه یک فضاپیمای بدون سرنشین هستند که میتواند از برخورد شهابسنگ عظیم «آپوفیس» به زمین در سالهای 2029 و 2036 جلوگیری کند. رئیس آژانس فضایی روسیه اعلام کرد که این آژانس در حال مطالعه بر روی پروژهای برای ملاقات زمین با شهابسنگ «آپوفیس» است. مدیر موسسه فیزیک کیهانی آکادمی علوم روسیه در اجلاسی که درباره اکتشافات فضایی در مسکو برگزار شده بود اظهار داشته است که این موسسه در همکاری فشردهای با سازمان فضایی روسیه در تلاش است تا یک فضاپیمای بیسرنشین را برای جلوگیری از برخورد این شهابسنگ با زمین بسازد (4)
http://www.mehrnews.com/news/1086739.
(5).صحت یا نادرستی موارد ادعا شده اهمیتی ندارد، بلکه تنها طرح این موضوع در محافل علمی باعث میشود روایاتی که از تغییر در مختصات مداری و فلکی زمین بعد از ظهور خبر میدهند به صورت جدی مورد بحث قرار گیرند. با توجه به اینکه بشرِ سراپا تقصیر ادعای تغییر مدار ستارهها و تغییر در صورت فلکی کرات آسمانی را دارد، باور این موضوع که خداوند در عصر ظهور مختصات فلکی زمین را به نفع مومنین تغییر خواهد داد آسان میشود، اگر چه باور هر کاری از طرف خداوند آسان است.
منظور از زنده شدن زمین با عدل، دارای وجه دیگری است، منظور سرسبزی طبیعت ناشی از رشد گیاهان، درختان، بارش فراوان باران و جوشیدن آب از چشمهها و رودخانهها نیست، بلکه در این نوع از زنده شدن، زمین با شعور، ادراک و فهم با انسان رابطه برقرار میکند. آیات و روایات نشان میدهند که زمین و همه کائنات همیشه دارای فهم و شعور بودهاند، اما برای بسیاری از افراد بشر ظهور و بروز نکرده است. این نوع ارتباط در دوران گذشته و هماینک نیز با
1) عصر ایران، سایت تحلیلی خبری. 1388. نگرانی دانشمندان از برخورد شهاب سنگ آپوفیس به زمین.
2) NASA, News. 2013. NASA Rules Out Earth Impact in 2036 for Asteroid Apophis.
3) Chesley, S. R. 2005. Potential impact detection for Near-Earth asteroids: the case of 99942 Apophis (2004 MN 4). Proceedings of the International Astronomical Union, 1(S229), pp.215-228.
4) خبرگزاری مهر، وبگاه اینترنتی خبری. 1389. ساخت فضاپیمای روسی برای جلوگیری از برخورد شهاب سنگ آپوفیس به زمین.
5) Zak, Anatoly. 2010. Russian scientists propose mission to "tag" dangerous asteroid. http://www.russianspaceweb.com/apophis.html.
انسانهای مؤمن که به درجه خاصی از ایمان و تقوا رسیدهاند وجود داشته و وجود دارد و چیز شگفت آورری نیست.
از امام کاظم درباره قول خداوند در قرآن کریم درباره زنده شدن زمین بعد از موت آن «یحیی الأرض بعد موتها» سؤال شد؛ ایشان فرمودند:
لیس یحییها بالقطرولکن یبعث الله رجالا فیحیون العدل فتحیی الأرض لاحیاء العدل، ولإقامة الحد لله أنفع فی الأرض من القطر أربعین صباحا؛ (تنها) زمین را بهوسیلهی باران زنده نمیکند، بلکه مردانی را برمیانگیزد که عدالت را زنده کنند، سپس زمین به خاطر احیای عدالت زنده میشود، بعد از آن امام؟ع؟ افزود: «بهیقین اجرای یک حد در طریق عدالت سودمندتر است از چهل روز باران در زمین». (1)
امام صادق؟ع؟ در پاسخ به سؤال محمدالحلبی در تفسیر این فرموده:
خداوند (در قرآن کریم)؛ {اعلموا أن الله یحیی الأرض بعد موتها؛ بدانید که همانا خداوند زمین را پس از مردن زنده خواهد کرد} فرمود: (این احیاء) عدل پس از جور است. (2)
امام باقر؟ع؟ درباره قول خداوند تعالی در قرآن کریم «یحیی الارض بعد موتها» میفرماید:
یحییها الله عزوجل بالقائم بعد موتها یعنی بموتها کفر أهلها والکافر میت: خدای عزوجل زمین را پس از کُفرش، با دست قائم؟ع؟ به ایمان زنده میکند: یعنی کفر ساکنان زمین، زیرا کافر حکم مرده را دارد. (3)
امام حسین؟ع؟ میفرماید:
منا اثنا عشر مهدیا أولهم أمیر المؤمنین علی بن ابی طالب، وآخرهم التاسع من ولدی، وهو الامام القائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، ویظهر به دین الحق علی الدین کله ولو کره المشرکون، له غیبة یرتد فیها أقوام ویثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون ویقال لهم: « متی هذا الوعد إن کنم صادقین » أما إن الصابر فی غیبته علی الاذی والتکذیب بمنزلة
المجاهد بالسیف بین یدی رسولالله؛ ما خاندان پیامبر دوازده نفر بهعنوان مهدی خواهیم داشت که نخستین آنان علی و آخرینشان امام از نسل من است و اوست که بهحق قیام میکند و خداوند بهوسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده میسازد و دین حق را بر همه عقاید و مذاهب، گر چه شرک گرایان را ناخوش آید، پیروزی کامل میبخشد. او غیبتی طولانی خواهد داشت و به دلیل آن، گروهی از مردم راه انحراف و ارتداد در پیش میگیرند و گروهی در دین و آیین توحیدی خویش و ایمان به دوازدهمین امام نور، ثابتقدم و استوار میمانند و به خاطر این استواری در عقیده، اذیت و آزارها را تحمل میکنند و به تمسخر به آنان گفته میشود: (متی هذا الوعد؟ ان کنتم صادقین). اما بدانید که شکیبای بر اذیتها و آزارها در عصر غمبار غیبت آن حضرت، بسان مجاهدی است که پیشاروی پیامبر با شمشیرش در حال جهاد است. (1)
حضرت حکیمه خاتون عمه گرامی امام عصر؟ع؟ میفرمایند:
فجاءتنی نرجس یوما تخلع خفی، فقالت: یا مولاتی ناولینی خفک، فقلت: بل أنت سیدتی ومولاتی والله لا أدفع إلیک خفی لتخلعیه ولا لتخدمینی بل أنا أخدمک علی بصری، فسمع أبو محمد ذلک فقال: جزاک الله یا عمة خیرا، فجلست عنده إلی وقت غروب الشمس فصحت بالجاریة وقلت: ناولینی ثیابی لانصرف فقال: لا یا عمتا بیتی اللیلة عندنا فإنه سیولد اللیلة المولود الکریم علی الله عزوجل الذی یحیی الله عزوجل به الارض بعد موتها؛ روزی نزد نرجس (2)رفتم. او درحالیکه میخواست کفشهایم را درآورد، گفت: ای بانوی بزرگ من! اجازه دهید کفشهایتان را درآورم. من گفتم: تو بانو و صاحب من هستی، تو را نرسد که خدمت من کنی و کفش را از پایم درآوری. بلکه این من هستم که باید به دیده منت خدمتگزار تو باشم. چون امام حسن عسکری؟ع؟ این سخن را بشنید، به من فرمود: جزاک الله خیرا یا عمه؛ ای عمه! خدا به تو جزای خیر دهد و تا غروب آفتاب در خدمت وی بودم. پس به کنیز خود
گفتم که جامههایم را بیاورد تا بروم. حضرت فرمود: عمه جان! امشب را نزد ما بمان که در این شب مولودی پا به عرصه گیتی مینهد که نزد خداوند صاحب عزت و جلال است و ارج و قدر بسیار دارد، او کسی است که خداوند بهوسیلهاش زمین را بعد از مردنش، زنده میسازد. (1)
ابن عباس در تفسیر آیه کریمه «اعلموا أن الله یحیی الارض بعد موتها؛ بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده میکند» فرمود:
«اعلموا أن الله یحیی الارض بعد موتها» یعنی یصلح الارض بقائم آل محمد من بعد موتها یعنی من بعد جور أهل مملکتها «قد بینا لکم الآیات» بقائم آل محمد « لعلکم تعقلون»؛ «بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده میکند» یعنی اصلاح مینماید زمین را به قائم آل محمد؟ع؟ پس از آنکه بمیرد؛ یعنی پس از ستم و بیدادگری اهل مملکت زمین، ما آیات را برایتان روشن نمودیم؛ باشد که به عقل دریابید. (2)
در روایات زیادی بشارت داده شده است که با ظهور امام عصر، زمین گنجهای خود را آشکار میکند و برکات خود را خارج میسازد. قطعاً معنای روایت این نیست که آنچه گنجینههای طلا، نقره، اورانیوم، مس، آهن و زغالسنگ در دل زمین وجود دارد بیبرنامه بیرون ریخته و در معرض دید قرار گیرد، بلکه قاعدتاً خروج گنجهای زمین با درخواست مؤمنین و بر اساس نیاز آنها انجام میشود و چهبسا که مستلزم استفاده از برخی علوم و فناوری نیز باشد. درهرصورت زمین در این موضوع دارای شعور است و بر اساس علم و ادراک عمل میکند و با درخواستکننده هماهنگ است. شعر هاتف اصفهانی اشاره به همین موضوع دارد:
چشم دلباز کن که جان بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
بر همه اهل آن زمین به مراد
آنچه بینی دلت همان خواهد
بیسروپا گدای آنجا را
آنچه نادیدنی است آن بینی
همه آفاق گلستان بینی
گردش دور آسمان بینی
و آنچه خواهد دلت همان بینی
سر به ملک جهان گران بینی
قرآن کریم در خصوص هماهنگی بهشت با خواست مؤمنین به اذن الله چنین میفرماید:
{یطَافُ عَلَیهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَکوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْینُ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ (این در حالی است که) ظرفها (ی غذا) و جامهای طلائی (شراب طهور) را گرداگرد آنها میگردانند و در آن (بهشت) آنچه دلها میخواهد و چشمها از آن لذت میبرد موجود است و شما همیشه در آن خواهید ماند}. (1)
{وَفَاکهَةٍ مِمَّا یتَخَیرُونَ * وَلَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ؛ و میوههایی از هر نوع که انتخاب کنند و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند}. (2)
خداوند در قرآن کریم درباره هماهنگی طبیعت و موجودات با انبیای الهی، باذنالله میفرماید:
{وَلِسُلَیمَانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَینَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ یعْمَلُ بَینَ یدَیهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ؛ و برای سلیمان باد را مسخّر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را میپیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را و چشمه مس (مذاب) را برای او روان ساختیم و گروهی از جنّ پیش روی او به اذن پروردگارش کار میکردند و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچی میکرد، او را عذاب آتش سوزان میچشاندیم}. (3)
{وَإِذِ اسْتَسْقَی مُوسَی لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاک الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ
عَینًا قَدْ عَلِمَ کلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ کلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ و (به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش، آب طلبید، به او دستور دادیم؛ «عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید؛ آنگونه که هر یک (از طوایف دوازدهگانه بنیاسرائیل)، چشمه مخصوص خود را میشناختند (و گفتیم) «از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید و در زمین فساد نکنید}. (1)
بنابراین در عصر ظهور که مرتبهای از قیامت است، بهاذنالله اتفاقاتی شبیه بهشت میافتد و آنگونه که خداوند، طبیعت، زمین و موجودات را مسخر پیامبران خود قرار داد، این هماهنگی و تسخیر را با حکمت خود، به میزانی که صلاح بداند در اختیار مومنین قرار میدهد.
امام صادق؟ع؟ به علی بن عقبه مژده داد:
إذا قام القائم حکم بالعدل وارتفع فی أیامه الجور، وأمنت به السبل، وأخرجت الارض برکاتها، ورد کل حق إلی أهله ....وحکم بین الناس بحکم داود، وحکم محمد فحینئذ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها، ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته ولا لبره، لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛ وقتیکه قائم قیام کند، حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد و ظلم و جور در دوران او برچیده میشود، جادهها در پرتو وجودش امن و امان میگردد و زمین برکاتش را خارج میسازد و هر حقی به صاحبش میرسد... او در میان مردم، همانند داود و محمد؟ص؟ حکم و داوری میکند. در این هنگام زمین گنجهایش را آشکار میسازد و برکات خود را ظاهر میکند و کسی موردی را برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمییابد؛ زیرا همه مؤمنان بینیاز و غنی خواهند شد. (2)
در خصوص دلیل این هماهنگی و تسخیر عالم توسط مومنین، در عصر ظهور، میتوان گفت که این وعده در قرآن به مومنین داده شده است که اگر ایمان به خدا و تقوا داشته باشند، خداوند برکات خود را بر آنها نازل میکند، ولی هیچگاه مجتمع بشر حول محور ولی خدا
جمع نشده و جز برهههای کوتاهی، از این برکت ویژه بهرهمند نشده است. خداوند درباره منشاء برخی از این برکات در آیه 52 سوره هود، به نقل از حضرت نوح؟ع؟ آمرزشخواهی را مایه نزول بارانهای پیدرپی و فراوانی اموال و نعمتهای گوناگون معرفی کرده و میفرماید:
{وَیا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکمْ مِدْرَارًا وَیزِدْکمْ قُوَّةً إِلَی قُوَّتِکمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ؛ و ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس بهسوی او بازگردید، تا (باران) آسمان را پیدرپی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید و گنه کارانه، روی (از حق) برنتابید}. (1)
در آیه دیگر نیز خداوند پایداری بر راه راست را موجب بهرهمندی از آب گوارا دانسته و میفرماید:
{وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَینَاهُمْ مَاءً غَدَقًا؛ و اینکه اگر آنها (جن و انس) در راه (ایمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان میکنیم}. (2)
از مفهوم آیات معلوم میشود که برکت در رزق و روزی و هماهنگ شدن عالَم با مؤمن، بستگی تام به میزان ایمان، تقوا و استغفار مؤمنین دارد. البته نزول برکات الهی در پرتو حضور امام معصوم در بین مردم و تسلیم آنها در برابر ولی خدا بوده و بسیاری از این برکات ناشی از وجود با برکت امام عصر و خشنودی او از امت خود میباشد.
امام علی؟ع؟ میفرماید:
فیخطب الناس فتستبشر الارض بالعدل، وتعطی السماء قطرها، والشجر ثمرها، والارض نباتها؛ پس (حضرت مهدی) مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به عدالت، بشارت میدهد. در این هنگام، آسمان، باران خود را عطا کرده و درختان میوههای خود را فرو میفرستند. زمین، کلیه رستنیهای خویش را عرضه میکند. (3)
و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز؛در دولت امام مهدی آبها فراوان و نهرها امتداد مییابد و زمین خوردنیهایش را دوچندان ظاهر
میکند و همهی گنجهای پنهان استخراج میشود. (1)
تخرج الارض نباتها و تنزل السماء برکاتها و تظهر له الکنوز؛ زمین نباتات خود را خارج میکند، آسمان برکاتش را فرو میفرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او آشکار میشود. (2)
کلمه «کنوز» در این روایت به معنی همهی پتانسیل موجود در زمین است، نه فقط گنجهایی از طلا و نقره و سایر فلزات گران بها. بنابر این در عصر ظهور زمین همهی داشتههای خود را نمایان میسازد، همهی تواناییها و پتانسیلهایی که در بطن خود دارد، با انسان به اشتراک میگذارد.
اباعبدالله؟ع؟ میفرمایند:
ینتج الله تعالی فی هذه الامة رجلا منی وأنا منه، یسوق الله تعالی به برکات السماوات والارض، فینزل السماء قطرها، ویخرج الارض بذرها؛ خداوند به این امت، مردی عطا میکند که از من است و من از اویم، به برکت او، خداوند برکات آسمان و زمین را عنایت میکند، آسمان، باران خویش را فرو میفرستد و زمین، بذر خویش را بیرون میفرستد. (3)
فعند ذلک تفرح الطیور فی او کارها و الحیتان فی بحارها و تفیضُ العیون و تنبت الارضُ ضعفَ اُکلها؛در آن هنگام پرندگان در آشیانههای خود شادمان میشوند و ماهیان در قعر دریاها شادمانی میکنند و چشمهها سرازیر میشوند و زمین چندین برابر محصول خود، میرویاند. (4)
«وقتی ولایت ولی خدا ظهور و تجلی پیدا کرد هماهنگی بین ارادههای انسانی و ذات طبیعت هم واقع میشود و طبیعی است که طبیعت نعمتهای خود را در اختیار قرار میدهد و از سوی دیگر، وقتی ولایت ولیاللّه در قلوب انسانها جاری شد، انسانها به یک اسماء تصرفی دست پیدا میکنند که اکنون در اختیار بشر قرار ندارد و گاهی اوقات از آنها به علوم باطنی تعبیر میشود. انسانها بر اساس این علوم باطنی به لایههای عمیقتری از عالم مسلط
میشوند، نفوذ ارادهی آنها تا اعماق طبیعت پیش میرود و امکان تنعم و دسترسی به نعم باطنی هستی در همین عالم برایشان فراهم میشود. آنها در ابتهاج و تنعم، اساساً غرق در ولی خدا هستند، و متناسب با مشیت، عمل میکنند، تخلف نمیکنند تا بخواهند به لذتهای شهوانی برسند؛ حتی لذت حلالشان متفاوت با لذت حلال دیگران است؛ بنابراین از یکسو، گستره تسخیر طبیعت تغییر میکند و خداوند متعال لایههای عمیقتری را در تسخیر انسان قرار میدهد، اما طبیعت، لایههای پنهانتری هم دارد که آنها با اسماء و علوم باطنی که در اختیار مؤمنان قرار میگیرد، محقق میشود. آنهم نه در اختیار یک مؤمن، یا دو مؤمن بلکه این امر در عصر ظهور از تنعمات عمومی مؤمنان است. در آن عصر، عقول کامل میشود، علوم باطنی، شهود و مکاشفه عمومی گسترش پیدا میکند و احتمالاً برای همه شیعیان حضرت؟عج؟ قابل دسترسی میشود. با تمام اینها، ابتلا و امتحان مومنین در آن زمان همین است که همهی این جلوههایی که در اختیارشان است باید در مسیر ولی خدا قرار بگیرد؛ به گونهای که مستغرق در ولایت ولی خدا بوده و اساس ابتهاجشان، ابتهاج به ولایت ولیاللّه باشد و سرورها و نشاطها و خوشیهای دیگر را قربانی آن نشاط کنند. این امتحان یکی از امتحانات سنگین عصر ظهور است» (1)
http://mir7.blogfa.com/post-32.aspx.
.زنده شدن زمین بعد از ظهور چیست، آیا زنده شدن زمین فقط رشد گیاهان و سبزهزارها و بارش باران است؟ از روایات و آیات چنین به نظر میرسد که غیر از زنده شدن طبیعتِ زمین، خودِ زمین یک موجود باشعور و دارای ادراک است. نقل زیادی درباره سخن گفتن زمین و داشتن شعور در قیامت، در آیات و روایات آمده است. در عصر ظهور و دوره رجعت نیز که مراتبی از یک حقیقت قیامت گونه هستند زنده شدن زمین از این نوع، در روایات گوشزد شده است.
برهان
پدیدههای زیادی وجود دارند که برای انسان قابل دیدن و شنیدن نیست. اینگونه نیست که اگر انسان صدایی را نشنود و یا چیزی را نبیند آن پدیده وجود ندارد. برای مثال
1) حجت الاسلام میرباقری، سید محمد مهدی. 1393. ارکان فلسفه تاریخ شیعی و جایگاه ظهور در آن. پایگاه اینترنتی تمدن اسلامی معرفی اندیشه های استاد سید محمد مهدی میرباقری.
سرعت چرخش زمین به دور خودش 5/0 کیلومتر بر ثانیه (1800 کیلومتر بر ساعت)، سرعت حرکت زمین به دور خورشید 30 کیلومتر بر ثانیه (000/108 کیلومتر بر ساعت)، سرعت حرکت منظومه شمسی به دور کهکشان راه شیری 250 کیلو متر بر ثانیه (000/900 کیلومتر در ساعت) و سرعت حرکت کهکشان راه شیری در گروه کهکشانها 300 کیلومتر بر ثانیه (000/080/1 کیلومتر در ساعت) است، اما انسان نه حرکت آنها را احساس میکند و نه صدای مهیب ناشی از این حرکتها را میشنود.
بر اساس علم فیزیک انسان فقط قادر است صداهایی را که فرکانس آنها در محدوده 20 تا 20000 هرتز است بشنود (هرتز واحد فرکانس است) حال اگر انسان صدای موجودی را نشنود، نباید گمان کرد که آن موجود فاقد صوت است. برای مثال گوش انسان صدای خفاش را نمیشنود، زیرا فرکانس صوت این موجود در محدودهی گوش انسان نیست و همینطور فرکانس صوت مورچه در محدودهی گوش انسان نیست و لذا صدای آن را نمیشنود.
خداوند در قرآن کریم درباره سخن گفتن مورچهها میفرماید:
{حَتَّی إِذَا أَتَوْا عَلَی وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکنَکمْ لَا یحْطِمَنَّکمْ سُلَیمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یشْعُرُونَ؛ (آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچهای گفت: «به لانههای خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمیفهمند»}. (1)
همچنین در قرآن کریم درباره حمد و تسبیح خداوند توسط هر موجودی و عدم درک آن توسط انسان آمده است:
{تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیءٍ إِلَّا یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیمًا غَفُورًا؛ آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او میگویند و هر موجودی، تسبیح و حمد او میگوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ او بردبار و آمرزنده است}. (2)
همچنین خداوند در قرآن کریم به حجابی که بین کفار و قرائت قرآن پیامبر قرار میدهد اشاره کرده است، درحالیکه کیفیت این حجاب مشخص نیست:
{وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَینَک وَبَینَ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا؛ و هنگامی که قرآن میخوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمیآورند، حجاب ناپیدایی قرار میدهیم}. (1)
همچنین خداوند در قرآن کریم درباره پوششهایی که بر دل کافران میزند و سنگینی که در گوش آنها قرار میدهد توضیح میدهد، درحالیکه بسیاری از انسانها قدرت درک این پوششها را ندارند و آنها را نمیبینند:
{وَجَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَکنَّةً أَنْ یفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَکرْتَ رَبَّک فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَی أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا؛ و بر دلهایشان پوششهایی، تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد میکنی، آنها پشت میکنند و از تو روی بر میگردانند}. (2)
حیواناتی مثل خفاش و سگ میتوانند صداهایی با فرکانسهای بالاتر از حد طبیعی شنوایی انسان را بشنوند. انسان صدای مورچه را نمیشنود، زیرا پایینتر از حدی است که دستگاه شنوایی او قادر به شناخت آن است. همچنین بالای بیست کیلو هرتز را نمیتوان شنید و این صدای خفاش است که بسیار بلندتر از حد شنوایی انسان است. هنگامی که دو موش صحرایی قهوهای رنگ آسیایی بدون سر و صدا با یکدیگر در حال دعوا هستند در واقع با سوتهای فراصوت با فرکانس حدود 50 کیلوهرتز بر سر یکدیگر فریاد میکشند، تا اعصاب طرف مقابل را خرد کنند.
گوش انسان این صداها را نمیشنود، اما نمیتوان منکر آن شد؛ همچنین چشم او قادر است فقط قسمتی از طیف نور خورشید که به زمین میتابد را پردازش کند که به آن طیف مرئی میگویند (طول موج حدود 400 تا 900 نانومتر) اما قسمت وسیعی از طیف نور برای چشم ما
قابل پردازش نیست (شکل 28) اما نمیتوان آن را منکر شد. اگر ذرهای توانایی چشم افزوده شود، میتوان طیف مادون قرمز نور را پردازش کرد و در شب نیز دید، همان کاری که دوربین دید در شب انجام میدهد. همچنین اگر توانایی چشم افزوده شود میتوان طیف حرارتی را نیز پردازش نمود و حرارت متصاعد شده از هر جسمی را حس کرد، همان کاری که برخی از دوربینهای جاسوسی و نظامی برای تشخیص حرکت انسان انجام میدهند. بنابراین در آفرینش، پدیدههای زیادی وجود دارند که به دلیل محدودیتی که خداوند در حواس انسان ایجاد کرده است نمیتوان آنها را درک کرد، ولی این پدیدهها وجود دارند. حال اگر بهاذنالله محدودیت حواس و قلوب برطرف شود، انسان قادر خواهد بود که این پدیدهها را درک کند. زمین یکی از آفریدههایی است که بسیاری از مختصات فیزیکی، استعدادها، شعور و ادراک آن اکنون توسط انسان قابل تشخیص نیست. زمانی که خداوند توانایی درک این استعدادها را به انسان عطا کند خواهد دید که زمین موجودی صلب و بی احساس نیست.
شکل 28_ طیف نور خورشد
آرزوی تسخیر عالم ماده در نهاد انسان به ودیعه گذاشته شدهاست. به همین دلیل انسان همیشه آرزو دارد که بر عالم ماده فرمانروایی کند و آن را با خواستههای خود هماهنگ سازد. انسان هم این آرزو را دارد و هم برای آن تلاشهای فراوانی نموده
است. در نمایشگاه فناوری لاس وگاس آمریکا در سال 2014 خانههای هوشمند که اجزای آن دینامیک هستند و صاحب خانه را میشناسند و طبق میل او (البته با برنامهریزی خود صاحب خانه) خاموش و روشن میشوند معرفی شده و جزء فعالیتهای آتی شرکتها عنوان شد. در سال 2015 موضوع ارتباط انسان با اشیاء مطرح و جزء برنامه آینده طراحان و سازندگان معرفی شد. این نوع از در اختیارگیری عالم ماده با فناوری و برنامهریزی انسان حاصل شده و بسیار گران قیمت و دست و پا گیر بوده، دائماً فناوری آن تغییر کرده و نیاز به هزینه و تعمیرات زیادی داشته و دردسرهای مخصوص خود را دارد و از اعماق جان، نیاز انسان را برآورده نکرده و عمق خواسته انسان را درک نمیکند و بعضاً هم غیر اخلاقی است. در عصر ظهور، عالم ماده بهاذنالله به تسخیر انسان در میآید و قسمتی از عالم غیب شهود میشود.
اسماء بنت عمیس میگوید:
فاطمه زهرا فرمود: یکی از شبها که علی؟ع؟ بر من وارد شد مرا به هراس انداخت. عرض کردم: چگونه تو را به هراس انداخت ای سرور زنان عالمین. فرمود: شنیدم که زمین با او حرف میزد و او نیز با زمین سخن میگفت. (1)
سخن گفتن زمین با اولیای خدا در اعصار گذشته و در عصر ظهور با مومنین، بهاذنالله پدیدهی شگفتآوری نیست، زیرا در برخی آیات قرآن کریم درباره سخن گفتن زمین در روز قیامت خبر داده شده است:
{إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا * وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا * وَقَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا * یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّک أَوْحَی لَهَا؛ هنگامیکه زمین شدیداً به لرزه درآید و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد و انسان میگوید، زمین را چه میشود (که اینگونه میلرزد)؟ در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو میکند چراکه پروردگارت به او وحی کرده است}. (2)
در تفسیر المیزان ذیل آیات یادشده آمده است:
آنگاه زمین به اعمالی که بنیآدم کردند شهادت میدهد، همانطور که اعضای بدن خود انسانها و نویسندگان اعمالش یعنی ملائکه رقیب و عتید و نیز شاهدان اعمال که از جنس بشر و یا غیر بشرند همه بر اعمال بنیآدم شهادت میدهند. معنای جمله این است که، زمین به سبب اینکه پروردگار تو به آن وحی کرده و فرمان داده تا سخن بگوید از اخبار حوادثی که در آن رخ داده سخن میگوید، پس معلوم میشود زمین هم برای خود شعوری دارد و هر عملی که در آن واقع میشود میفهمد و خیر و شرش را تشخیص میدهد و آن را برای روز ادای شهادت تحمل میکند، تا روزی که به او اذن داده شود، یعنی روز قیامت شهادت خود را ادا کرده، اخبار حوادث واقعه در آن را بدهد. در تفسیر آیه {و ان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم} (1)و نیز در تفسیر آیه {قالوا انطقنا اللّه الذی انطق کل شیء} (2)گذشت که از کلام خدای سبحان به دست میآید که حیات و شعور در تمامی موجودات جاری است، هرچند که ما از نحوه حیات آنها بیخبر باشیم.
در بین مفسرین اختلاف شدیدی به راه افتاده است در اینکه معنای خبر دادن زمین بهوسیله وحی از حوادثی که در آن واقع شده چیست؟ آیا خدای تعالی زمین مرده را زنده میکند و به آن شعور میدهد تا از حوادث خبر دهد؟ و یا اینکه صوتی روی زمین خلق میکند تا آن صوت خبر دهد و یا آنکه زمین به زبان حال دلالت میکند بر اینکه بر پشت آن چه حوادثی رخ داده؟ لیکن بعد از آنکه بیان ما را شنیدی هیچ جایی برای این اختلاف نیست، علاوه بر این با هیچیک از این وجوه و هیچیک از اقسام شهادت که در این وجوه آمده حجت
1) تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیءٍ إِلَّا یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیمًا غَفُورًا؛ آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او میگویند و هر موجودی، تسبیح و حمد او میگوید، ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ او بردبار و آمرزنده است (اسراء، 44).
2) وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کلَّ شَیءٍ وَهُوَ خَلَقَکمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ؛ آنها به پوستهای تنشان میگویند: «چرا بر ضدّ ما گواهی دادید؟» آنها جواب میدهند: «همان خدایی که هر موجودی را به نطق درآورده ما را گویا ساخته و او شما را نخستین بار آفرید و بازگشتتان بهسوی اوست»؛ (فصلت، 21).
تمام نمیشود.
در الدر المنثور است که ابن مردویه و بیهقی، در کتاب شعب الایمان از انس بن مالک روایت کردهاند که رسول خدا؟ص؟ فرمود: زمین در روز قیامت به تمامی اعمالی که در پشتش انجام شده خبر میدهد، آنگاه این آیه را تلاوت کرد: {اذا زلزلت الارض زلزالها} تا رسید به آیه (یومئذ تحدث اخبارها) و آنگاه فرمود هیچ میدانید اخبارش چیست؟ جبرئیل نزد من آمد و گفت: خبر زمین که زمین روز قیامت بدان گواهی میدهد، همه اعمالی است که بر پشتش انجامشده. مؤلف، نظیر این روایت را از ابوهریره نیز نقل کرده است. (1)
در تفسیر نمونه درباره زمین و تواناییهای آن چنین آمده است:
در حدیثی از پیغمبر اکرم؟ص؟ میخوانیم که فرمود: «ا تدرون ما اخبارها؟»؛ آیا میدانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست؟ قالوا: الله و رسوله اعلم؛ گفتند: خدا و پیغمبرش آگاهتر است. فرمود: اخبارها ان تشهد علی کل عبد و امة بما عملوا علی ظهرها، تقول عمل کذا و کذا، یوم کذا، فهذا اخبارها؛ منظور از خبر دادن زمین این است که اعمال هر مرد و زنی را که بر روی زمین انجام دادهاند خبر میدهد؛ میگوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین.
در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم؟ص؟ میخوانیم:
حافظوا علی الوضوء و خیر اعمالکم الصلاة ، فتحفظوا من الارض فانها امکم، و لیس فیها احد یعمل خیرا او شرا الا و هی مخبرة به؛ مواظبت بر وضو کنید و بهترین اعمال شما نماز است. مراقب زمین باشید که مادر شما است، هیچ انسانی کار خیر یا شری به جا نمیآورد، مگر اینکه زمین از آن خبر میدهد.
از ابوسعید خدری نقلشده که میگفت: هرگاه در بیابان هستی صدایت را به اذان بلند کن، چراکه از رسول خدا؟ص؟ شنیدم که میفرمود:
لا یسمعه جن و لا انس و لا حجر الا یشهد له؛ هیچ جن و انس و قطعه سنگی آن را نمیشنود مگر اینکه برای او (در قیامت) گواهی میدهد.
1) تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه 1 سوره زلزله.
آیا راستی زمین بهفرمان خدا زبان میگشاید و تکلم میکند؟ یا اینکه منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمین است؟ زیرا میدانیم هر عملی که انسان انجام دهد، خواهناخواه در اطراف او آثاری بجای میگذارد، هرچند امروز برای ما محسوس نباشد، درست همانند آثاری که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روی دستگیره در میماند و در آن روز همهی این آثار ظاهر میشود و سخن گفتن زمین چیزی جز این ظهور بزرگ نیست، همانگونه که گاه به یک شخص خوابآلود میگوییم چشمان تو میگوید که دیشب نخوابیدهای، یعنی آثار بیخوابی در آن نمایان است.
بههرحال این موضوع عجیبی نیست، چراکه هم امروز با پیشرفت علم و دانش بشر، ابزار و وسایلی اختراع شده که در همهجا و هرلحظه میتواند صدای انسان را ضبط کند یا از انسان و اعمالش عکسبرداری نماید و بهعنوان یک سند مسلم در دادگاه مطرح شود، بهگونهای که قابل هیچگونه انکار نباشد. اگر درگذشته بعضی از شهادت زمین تعجب میکردند امروز یک نوار نازک یا یک دستگاه ضبط که بهصورت یک دکمه به لباس دوخته میشود میتواند مسائل بسیاری را بازگو کند. جالب اینکه در حدیثی از امام علی؟ع؟ میخوانیم که فرمود:
صلوا المساجد فی بقاع مختلفة، فان کل بقعة تشهد للمصلی علیها یوم القیامة؛در قسمتهای مختلف مساجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینی در قیامت برای کسی که روی آن نماز خوانده گواهی میدهد.
و در حدیث دیگری آمده است که امیر مؤمنان علی؟ع؟ هنگامیکه بیتالمال را تقسیم میکرد و خالی میشد، دو رکعت نماز بجا میآورد و میفرمود:
اشهدی انی ملا تک بحق، و فرغتک بحق؛ (روز قیامت) گواهی ده که من تو را بهحق پر کردم و بهحق خالی کردم. (1)
در قرآن کریم درباره سخن گفتن اعضای بدن انسان، برخی حیوانات، جهنم و زمین آیات زیادی وجود دارد که برخی از این آیات عبارتاند از:
{الْیوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَتُکلِّمُنَا أَیدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ؛ امروز
1) تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ذیل آیه 2 سوره زلزله.
بر دهانشان مُهر مینهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان کارهایی را که انجام میدادند شهادت میدهند}.
{وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کلَّ شَیءٍ وَهُوَ خَلَقَکمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ؛ آنها به پوستهای تنشان میگویند: «چرا بر ضد ما گواهی دادید؟» آنها جواب میدهند: «همان خدایی که هر موجودی را به نطق درآورده ما را گویا ساخته و او شما را نخستین بار آفرید و بازگشتتان بهسوی اوست}. (1)
جهنم انسان را میبیند و سخن میگوید:
{بَلْ کذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَنْ کذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِیرًا * إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیظًا وَزَفِیرًا؛ (اینها همه بهانه است) بلکه آنان قیامت را تکذیب کردهاند و ما برای کسی که قیامت را تکذیب کند، آتشی شعلهور و سوزان فراهم کردهایم. هنگامیکه این آتش آنان را از مکانی دور ببیند، صدای وحشتناک و خشمآلودش را که با نفس زدن شدید همراه است میشنوند}. (2)
{یوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ؛ (به خاطر بیاورید) روزی را که به جهنّم میگوییم: «آیا پرشدهای؟» و او میگوید: «آیا افزون بر این هم هست؟»}. (3)
{کلَّا آنها لَظَی * نَزَّاعَةً لِلشَّوَی * تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّی * وَجَمَعَ فَأَوْعَی؛ امّا هرگز چنین نیست (که با اینها بتوان نجات یافت، آری) شعلههای سوزان آتش است. دست و پا و پوست سر را میکند و میبرد و کسانی را که به فرمان خدا پشت کردند صدا میزند و (همچنین آنها که) اموال را جمع و ذخیره کردند}. (4)
آری، اینکه بسیاری از انسانها با زمین و آفرینش ارتباطی ندارند و به ملکوت اشیاء آگاه نیستند دلیل بر مردگی آنها نیست، بلکه همهی آفرینش باقدرت لایزال الهی دارای شعور و ادراک بوده و بهاذنالله در همه دورهها با افراد با ایمان در ارتباط بوده و در عصر ظهور زنده بودن
آنها بروز خواهد کرد، آنچنانکه شاعر میگوید:
ما سمیعیم و بصیریم و هشیمبا شما نامحرمان ما خامشیم
آری، اگر شما محرم شدید هشیاری ما را میبینید.
در عصر ظهور زمین مؤمن و کافر را میشناسد
بر اساس آنچه گفته شد، زمین و بهطورکلی آفرینش دارای شعور و ادراک است و مؤمن و کافر را از هم باز میشناسد. ملکوت اشیاء اکنون برای اکثریت بشر قابل رؤیت و درک نیست، اما در زمان ظهور، ملکوت و زنده بودن، شعور و ادراک آفرینش بروز و ظهور خواهد کرد و همگان بر این امر واقف خواهند شد.
امام باقر؟ع؟ در اینباره میفرمایند:
کأنی بأصحاب القائم وقد أحاطوا بما بین الخافقین فلیس من شیء إلا وهو مطیع لهم حتی سباع الارض وسباع الطیر، یطلب رضاهم فی کل شیء، حتی تفخر الارض علی الارض وتقول: مر بی الیوم رجل من أصحاب القائم؛ گویا میبینم اصحاب قائم؟ع؟ را که بین آسمان و زمین را پرکردهاند، چیزی نیست مگر مطیع آنها، حتی درندگان زمین و هوا، همهچیز و همهکس درصدد تأمین رضایت آنها هستند. زمینی بر زمین دیگر فخر میکند و میگوید امروز بر من یکی از اصحاب قائم؟ع؟ گذشته است. (1)
این روایت از شعور زمین در شناخت مؤمن سخن میگوید.
رسول خدا؟ص؟ فرمود:
هر کس عمداً دروغی بر من ببندد محل نشیمن خود را در بین دو چشم جهنم آماده کند، اصحاب عرض کردند: یا رسولالله؟ص؟ مگر جهنم چشم دارد؟ فرمود: مگر نشنیدهاید که قرآن میفرماید: (اذا راتهم من مکان بعید؛ وقتی جهنمایشان را از محل دور ببیند) آیا جز این است که با دو چشم میبیند؟ (2)
آری، عصر ظهور مرتبه بالاتری از آفرینش است. عدم درک بسیاری از اتفاقاتی که در عصر
ظهور و رجعت میافتد و شگفت جلوه کردن این اتفاقات و برخی اوقات باور نکردن و موهومی دانستن آنها به این دلیل است که برخی افراد عصر ظهور را دوران تکامل همین تمدن کنونی فرض میکنند. باید با دقت دیگری به عالم نگریست، درصورتیکه انسان به ولایت الهی چنگ میزد اصلاً راهی را که اکنون طی کرده است و تمدنی را که اکنون ساخته و گرفتار آن شده است به وجود نمیآمد، انسان از مسیر دیگری عبور میکرد، به تمدن دیگری (حیات طیبه) میرسید، تاریخ از مسیر دیگری عبور می کرد.
امام معصوم با آگاهی کامل ازآنچه انتظار مؤمنین را میکشد و حیاتی که مؤمنین در آن نفس خواهند کشید، در دعای عهد از مؤمنین میخواهد که از خداوند بخواهند و دعا کنند که در صورت رحلت، خداوند آنان را در عصر ظهور به این جهان بازگرداند، زیرا در عصر ظهور مرتبه بالاتری از حیات انسان مومن و طبیعت آغاز خواهد شد.
اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَینی وَ بَینَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِک حَتْماً مَقْضِیاً فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً کفَنی شاهِراً سَیفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی. (1)
بارخدایا! اگر میان من و او، قانون مرگ؛ که آن را بر بندگانت مقرر داشتی حائل شد، مرا از قبرم بیرون آر، درحالیکه کفن خویش بر کمربسته و با شمشیر کشیده و نیزهی برافراشته و لبیکگوی دعوت حق در شهر و بیابان باشم.
1) دعای عهد، امام صادق؟ع؟، کتاب عتیق از محمد بن هارون تلعکبری؛ کفعمی در مصباح وبلد الامین؛ سیدبن. طاووس در مصباح الزائر و جناح المسافر، امام صادق؟ع؟ فرمود: هر کس آنرا چهل صبح قرائت کند از یاران حضرت حجت؟عج؟ در وقت قیام و ظهورشان گشته و اگر قبل از ظهور از دنیا برود، خداوند جهت یاری دادن به امام عصر؟عج؟ او را از قبر، در حالیکه زنده شده و در صدد یاری امام است، خارج میکند، از این عقیده در شیعه به عنوان «رجعت» یاد شده است.
امنیت صرف نظر از نوع نگاه بشر به زندگی، نیاز قطعی برای هر انسانی است. هر کس طالب دنیاست به امنیت نیاز دارد و هرکس طالب بندگی خدا و آخرت است در سایه امنیت به خواسته خود میرسد. تمدن کنونی، امنیت جوامع بشری را با اسلحه متعارف و غیرمتعارف، موشک و ناو هواپیمابر تأمین میکند، زیرا امنیت را یک مقوله سخت میداند و به بخش نرم آن، یعنی توجه به آرامش درونی و رضایت انسان از خود، زندگی و خدای خود و تأمین رضایت خدا از خود توجه چندانی ندارد. چشماندازی وجود ندارد که گردانندگان تمدن کنونی بشر این روش برقراری امنیت را تغییر دهند و روش فعلی، جای خود را به یک کنترل مقدس و الهی بدهد، بهگونهای که انسانها آنچنان از درون پالایش و تربیت شوند که بدون فشار، امنیت سخت و نرم ایجاد شود. اندک قانونمداری شکنندهای که اکنون در برخی کشورها به وجود آمده است نیز بهوسیله قوانین سختگیرانه و جرائم سنگین به دست آمده است. دولتها در عصر حاضر برای برقراری امنیت هزینههای کلانی را متحمل میشوند، اما علیرغم آن، جنگ، خشونت و بیعدالتی روز به روز در جهان در حال گسترش است. در مقابل، در آموزههای الهی، که هیچگاه قاطبه بشر آن را نیازموده است، خداوند به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند وعده میدهد که ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل میکند. امنیتی که از درون انسان، از فطرت او و از روی میل و شوق میجوشد. در این عصر مختصات امنیت به درون آدم منتقل میشود.
یکی از تلخکامیهای بشر در طی قرنها، فقدان عدالت فراگیر و حاکمیت ظلم و ستم و تبعیض بوده است. امری که ناامیدی و سرخوردگی بشرِ تشنهی عدالت را به دنبال داشته است. اما این وعدهی پروردگار است که در عصر ظهور، برای نخستین بار، در کل طول عمر زمین و زمینیان، بساط ظلم و ستم و تبعیض برچیده میشود و ذائقهی بشرِ تشنهی عدالت، حلاوت شهد دلانگیز عدالت را خواهد چشید.
تمدن کنونی، امنیت جوامع بشری را با اسلحه متعارف و غیرمتعارف، موشک و ناو هواپیمابر تأمین میکند. زرادخانههای هستهای بهمنظور برقراری توازن نظامی و بهعنوان نیروی بازدارنده ساخته شدند، ولی هیچگاه امنیت برقرار نشد. در داخل کشورها و در روابط بینالملل، امنیت با پلیس، جاسوس، اطلاعات، فناوری اطلاعات، دوربینهای مداربسته، شُرطه، اسلحه، نگهبان و قاضی گره خورده است.
نیروهای امنیتی بیلان کار سالانه خود را با شوق خاصی اعلام میکنند و افتخار آنان افزایش دوربینهای امنیتی، افزایش نیروهای امنیتی، استفاده از تجهیزات پیشرفتهتر برای کشف جرم، افزایش کشف جرائم و افزایش اقتدار نیروهای امنیتی برای کنترل هر چه بیشتر بر جامعه می باشد.
شاید این تصور وجود داشته باشد که در برخی کشورها مردم حقوق یکدیگر را رعایت میکنند، ولی توجه به این نکته ضروری است که این قانونمداری چگونه و با چه قیمتی به دست آمده و با چه قوانین سختگیرانه و جرائم سنگینی به فرهنگ تبدیل شده و در صورتی که جرائم برداشته شوند و قوانین تسهیل گردند، همین افرادِ با فرهنگ با چه سرعتی به وضعیت اولیه خود باز خواهند گشت. از زاویهی دیگر، همین مردمِ با فرهنگ که حاضر به انداختن ته سیگار خود در خیابان نیستند، چگونه در روابط بینالملل دنبالهرو و مددکار ظالمین و ستمگران و کشورهای سلطهگر بوده و از هیچ کمک مالی، نظامی و تکنولوژیکی به این کشورها، برای کشورگشایی و سرکوب دولتهای مستقل دریغ نمیکنند.
این نوشتار به دنبال نادیده گرفتن امنیت مثال زدنی که در برخی مناطق جهان، منبعث از
اعتقاد درونی، فرهنگ دینی و انسانی و برنامه ریزی صحیح تربیتی، فرهنگی و امنیتی مدیران و دست اندرکاران وجود دارد نیست، ولی اینگونه مناطق بسیار کم بوده و عمدتاً سرچشمه آن اعتقادات مذهبی یا فرهنگ اجتماعی منبعث از ادیان الهی میباشد.
یکی از روشهای تامین امنیت در دنیای کنونی تصویر و فیلم برداری دائمی از مکانهای مختلف توسط ماهوارهها، پهبادها و سایر تجهیزات پرنده میباشد. دولت آمریکا در نظر دارد 30 هزار پهباد را بر فراز این کشور به پرواز درآورد تا با تصویربرداری دائمی هیچ نقطه کوری را در این کشور که معمولاً از دید دوربینهای مداربسته مخفی میماند بدون پوشش باقی نگذارند. اکنون 27 ایالت آمریکا در حال بررسی قوانین مربوط به چگونگی استفاده از پهبادها هستند (1)
http://www.shia-news.com/fa/news/53824.
.دوربینهای امنیتی اکنون در تمامی کشورها به صورت دائمی مشغول پایش فضای اطراف خود بوده و محل خصوصی برای هیچ کس باقی نگذاشتهاند. سرویسهای امنیتی، بانکها، فروشگاهها، ادارات دولتی، مدارس و حتی مکانهای بسیار خصوصی تحت مراقبت دوربینها هستند و آزادی، آبرو و حقوق اولیه انسانها را زیر پا گذاشتهاند. یکی از کشورهایی که در زمینه استفاده از این دوربینها پیشتاز است کشور انگلیس است. شوراهای محلی انگلیس طی چهار سال منتهی به سال 2014 مبلغ 515 میلیون پوند برای نصب دوربینهای جدید در کوچه و خیابانهای شهرها هزینه کردهاند. در حال حاضر بیش از 51 هزار دوربین مداربسته فقط تحت نظر شوراهای محلی مشغول کنترل اعمال و رفتار شهروندان هستند. بررسیهای علمی نشان میدهد که افزایش دوربینهای مداربسته تأثیری در کاهش جرم و جنایت نداشته است. بررسی قانون آزادی اطلاعات نشان میدهد که فرهنگ نظارت و کنترل در کشور انگلیس، از کنترل خارج شده است و حریم خصوصی و آزادیهای مدنی مردم را نقض میکند.
در حال حاضر میلیونها دوربین نظارتی خصوصی و دولتی در انگلیس فعال هستند ولی
1) شیعه نیوز، وبگاه خبری. 1392. امنیتی ترین کشور جهان با پرواز ۳۰ هزار هواپیمای جاسوسی.
مقایسه میزان جرم و جنایت در این کشور با کشورهایی که از این دوربینها استفاده نمیکنند، نشان میدهد که این تجهیزات تأثیر چندانی در کاهش جرم و جنایت نداشته است. بر اساس برخی گزارشها، انگلیس در حال حاضر حدود 20 درصد دوربینهای مداربسته جهان را در اختیار دارد و بهعنوانمثال یک شهروند لندنی هر روز بهطور متوسط، 300 بار در مقابل دید دوربینهای مداربسته قرار میگیرد (1)
انگلیس.
http://irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=66605.
(2)https://bigbrotherwatch.org.uk/2018/01/the-surveillance-state-in-2018/.
.قوانین سختگیرانه و غیر متناسب با جرم روش دیگری است که در بسیاری از کشورها برای کاهش جرائم حتی برقرای نظم پیش بینی شده است. این جرایم آنقدر سنگین هستند که گاهی یک فرد را تا آخر عمر دچار آسیب جدی میکنند. در ایالاتمتحده آمریکا هر فرد یک پرونده دارد که سوابق اعتباری وی در آن ثبت شده است. یکی از مهمترین منابع تکمیل این پرونده، تخلفات راهنمایی و رانندگی است. با هر تخلف رانندگی علاوه بر اینکه فرد باید هزینه بسیار بالایی را بپردازد که بسته به نوع تخلف متفاوت است (جریمه عبور از چراغ قرمز 500 دلار، تخلف سرعت از 150 تا 500 دلار) این تخلف در پروندهی وی نیز ثبت میشود. اولین جایی که این تخلف خودش را به رخ میکشد زمانی است که شخص بخواهد بیمه اتومبیلش را تمدید کند. به ازای هر تخلف در پرونده، ماهانه حدود 30 دلار به پول بیمه او افزوده میشود. اگر بخواهد از بانک وام بگیرد، سود وامی که به او تعلق میگیرد افزایش چشمگیری پیدا میکند. بهره بانکی اصلاً عدد ثابتی نیست و با توجه به اعتبار وام گیرنده تغییر پیدا میکند. بهعنوانمثال در شرایط یکسان ممکن است به یک شخص، وامی با بهره 4 درصد بدهند و به فرد دیگر به علت اعتبار و سوابق، همان وام را با بهره 20 درصد بدهند.
در مواردی که تخلف از نظر پلیس خطرناک تشخیص داده شود ممکن است فرد را به زندان بیاندازند. بهعنوانمثال در ایالت آریزونا کسی که با سرعت بالای 85 مایل رانندگی کند علاوه بر پرداخت جریمه مالی سنگین و ثبت در پرونده و لغو موقت گواهینامه رانندگی، زندانی خواهد شد. تمامی جریمهها باید در کمتر از یک ماه پرداخت شود، در غیر این صورت برای فرد دادگاه تشکیل میشود. علاوه بر رانندگان اتومبیلها، افراد پیاده و دوچرخهسوار هم جریمه
میشوند. عبور نکردن از محل خطکشی شده جریمهای حدود 130 دلار برای عابر پیاده دارد.
خلاصه اینکه به علت هزینههای بسیار بالای ارتکاب جرائم رانندگی و عواقب وحشتناک آن، مردم معمولاً قوانین را بهخوبی رعایت میکنند. پلیس هم بهشدت با هر تخلفی برخورد میکند. تقریباً همهجا دوربین نصب شده و از تخلفات عکس گرفته شده و بعد از یک هفته برای راننده ارسال میشود؛ به همین علت کسی نمیتواند منکر انجام تخلف شود. یک نکته جالب دیگر هم اینکه، اگر فرد در دو سال گذشته تخلف نکرده باشد و تنها یک تخلف در دو سال داشته باشد میتواند در صورتی که تخلف، خطرناک نباشد با پرداخت هزینه کلاس (حدود 180 دلار) در کلاس آموزشی که به این منظور تشکیل میشود شرکت کند و تخلف مربوطه در پرونده وی ثبت نشود. در خبرها آمده است که یک شهروند آلمانی حدود 8 ساعت پشت چراغ قرمزی که خراب بود توقف کرد (1)
http://maabbasi.blogfa.com/post/59.
.سال گذشته در شهری در ولز، یک دوربین کنترل سرعت، تنها در شش ماه، مبلغ ۸۰۰ هزار پوند (تقریباً ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون تومان) برگ جریمه صادر کرد. این دوربین ۱۳۶۲۴ راننده را به دلیل سرعت غیرمجاز و ۱۴۶ راننده دیگر را به دلیل عبور از چراغ قرمز جریمه کرده بود (2)
https://www.mashreghnews.ir/news/375055
.این نوشتار به دنبال بررسی قوانین راهنمایی رانندگی در کشورها نیست، بلکه لازم است گوشهای از جرائم سختگیرانه، آشکار شود تا معلوم شود که قانونمداری در بسیاری از کشورها، درونی و مقدس نیست، بلکه تحت فشار فزاینده به وجود میآید و با برداشته شدن فشارها بهصورت یک انفجار اجتماعی خود را نشان میدهد.
در سنگاپور یک فرد سیگاری به دلیل پرتاب ته سیگار خود از پنجره 15 هزار و 836 دلار آمریکا جریمه شده است. این مرد 33 ته سیگار خود را طی چهار روز به بیرون پرتاب کرده است. دادگاهی در سنگاپور بابت پرتاب هر ته سیگار وی را حدود 480 دلار جریمه کرد. این مرد سنگاپوری بابت بقیه ته سیگارهای خود که به بیرون پرتاب کرده است باید خدمات اجتماعی ارائه کند. دوربینهای سنگاپور تخلف این مرد 38 ساله را ثبت کردهاند. وی بابت ته سیگارهایی که جریمه نقدی نشده است باید منطقه عمومی را به مدت پنج ساعت،
درحالیکه جلیقهای با نوشته «برنامه کاری اصلاحی» بر تن کرده، تمیز کند. سنگاپور کشوری است که به پاکیزگی معروف است. افراد در مقابل کارهایی که به نظافت شهر لطمه میزند باید جریمههای سنگینی را تحمل کنند. واردات و مصرف آدامس نیز در سنگاپور برای حفظ اماکن عمومی ممنوع است. نکشیدن سیفون دستشویی، رها کردن زباله بر روی زمین نیز در سنگاپور جرم محسوب میشود و فرد متخلف باید جریمههای سنگینی بپردازد (1)
http://www.irna.ir/fa/News/81475493/
.در بسیاری از کشورها جریمه ریختن زباله در سطح شهر بسیار سنگین است. چندی پیش در منطقه «زیلاند» کشور هلند مردی که سیب خورده و باقیمانده آن را از ماشین بیرون پرت کرده بود به 2200 یورو جریمه محکوم شد، جالبتر اینکه شبکههای مختلف تلویزیونی دهها بار تصویر او را نشان دادند. ریختن زباله در این کشور جریمه مالی سنگینی دارد و اگر شهروند متخلف، پول نداشته باشد باید به زندان برود. در کشور کره جریمه ریختن اندکی زباله در خیابان برابر با 11 تا 13 درصد پایه حقوق یک کارمند است. در کشور سنگاپور ریختن زباله در معابر عمومی جرم محسوب میشود و پلیس میتواند فردی را که در معابر و خیابانها آشغال ریخته جریمه کند. جالبتر اینکه اگر فردی سه بار به دلیل کثیف کردن خیابانها، توسط پلیس سنگاپور جریمه شود، برای بار چهارم دولت او را مجبور خواهد کرد که در روز یکشنبه با پیشبندی که روی آن عنوان «من شهر را کثیف کردهام» نوشته شده است، خیابانهای شهر را جارو کند. در انگلیس نیز پلیس رانندگانی را که از خودرو خود زباله به بیرون پرتاب میکنند، جریمه میکند. در ژاپن هر فرد که کوچکترین زباله یا حتی آب دهان را در معابر عمومی بریزد 80 تا 160 ین جریمه میشود (2)
http://tnews.ir/news/E38112031695.html.
.دولتها در عصر حاضر برای برقراری امنیت هزینههای کلانی را متحمل میشوند که بهسادگی قابل محاسبه نیست. برای مثال هزینههای نظامی که کشورهای مختلف برای جلوگیری از حمله به کشورشان یا برای حمله به سایر کشورها در سال هزینه میکنند در جدول 4 آورده شده است.
جدول4_ هزینه نظامی سالیانه برخی کشورهای جهان در سال 2014 میلادی
هزینه نظامی (میلیارد دلار)کشور
1747کل جهان
640ایالاتمتحده آمریکا
188 جمهوری خلق چین
87.8روسیه
67عربستان سعودی
61.2فرانسه
57.9انگلستان
48.8آلمان
48.6ژاپن
47.4هندوستان
33.9کره جنوبی
32.7ایتالیا
31.5برزیل
24استرالیا
19.1ترکیه
19امارات متحده عربی
همانگونه که بیان شد دولتها تلاشهای زیادی برای برقراری امنیت در درون کشور خود و در جامعه بینالملل انجام دادهاند، ولی چرا شرایط امنیتی روز به روز در جهان بدتر میشود؟ نتایج شکل 29 نشان میدهد که طی 50 سال گذشته آمار قتل در آمریکا از 10 نفر در صد هزار نفر به 16-14 نفر در صد هزار نفر افزایش یافته و در دو قاره دیگر تقریباً ثابت مانده است (1).
دلیل تأمین نشدن امنیت، علیرغم صرف هزینههای زیاد، آن است که بشر میخواهد امنیت را با اسباب و لوازم تأمین کند، درحالیکه خود انسان به یک منبع ناامنی بدل شده است. بر اساس آموزههای دینی، بشر خود باید امن شود تا جامعه امن شود، مختصات ایمنی باید به درون انسان برود.
1) Lemahieu, Jean-Luc. 2013. Global study on homocide. United Nations Office on Drugs and Crime (UNODC).
شکل 29_ آمار قتل در قاره آمریکا، اروپا و آسیا طی سالهای 1955 تا 2011
با نگاهی به آمارهای ارائه شده ثابت میشود که امنیت بیرونی و درونی مردم در عصر حاضر روز به روز کمتر شده و این روند با سرعت ادامه دارد. برای اثبات این ادعا کافی است به آمار ارائه شده توسط سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) دقت شود که نشان میدهد چگونه امنیت درونی انسانها روز به روز در حال کاهش است. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (1)که مقر آن در پاریس است به عنوان باشگاه کشورهای ثروتمند، هم اکنون دارای 34 عضو میباشد که اکثرا کشورهای اروپایی و چند کشور آسیایی ثروتمند را شامل میشود (2)
http://www.hamshahrionline.ir/details/62438.
. شعار سازمان همکاری «سیاستهای بهتر برای زندگی بهتر Better Policies for Better Lives» میباشد. هیچ شخصی در عالم «مخالف سیاست بهتر برای زندگی بهتر» نیست، بحث این است که آیا سیاستهای حاکم بر تمدن کنونی بشر، منجر به زندگی بهتر شده است یا نه؟پاسخ این است که تمدن کنونی بشر چون از اساس به واسطه ایجاد یک انحراف بزرگ در راه
رسیدن بشر به تعالی و کمال مورد نظر پروردگارش به وجود آمده است، بخشهای وسیعی از آن یک تمدن اشتباهی و تقلبی است، بنابراین اتخاذ سیاستهای مختلف شاید بتواند سالیانی اثرات مهلک این تمدن را مخفی نگه دارد، ولی بالاخره خود را نشان خواهد داد. برای درک بهتر این موضوع کافی است آمار سازمان همکاری را درباره مصرف داروهای ضد افسردگی مورد توجه قرار داد.
آمار سازمان همکاری اقتصادی و توسعه نشان میدهد که مصرف داروهای ضد افسردگی از سال 2000 تا 2011 برای استرالیا از حدود 45 واحد به ازای هر هزار نفر در روز به حدود 89 رسیده و بنابراین ظرف مدت 10 سال مصرف این دارو که نشان دهنده کاهش امنیت درونی انسان است، دو برابر شده است. برای سایر کشورهای عضو نیز روند افزایش مصرف دارو همین گونه بوده است. در مورد مصرف داروهای دیابت، چربی خون و سایر داروها نیز آمار همین گونه نگران کننده است و نشان میدهد که بشر با اتخاذ سیاستهای مختلف نتوانسته است بر انحراف خود از مسیر صحیح سرپوش بگذارد (شکل 30) (1).
1) Lafortune, Gaétan. 2014. Health at a Glance 2013. OECD Publishing.
شکل 30_ آمار مصرف داروی ضد افسردگی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه طی مدت 10 سال
از دغدغههای اصلی هر جامعهای امنیت و آرامش است و در اینکه امنیت نعمتی بدون جایگزین است شکی نیست. امنیت مانند اکسیژن برای جامعه ضروری است؛ به همین دلیل، جامعه حاضر است هزینههای زیادی را در این راستا تحمل کند. قرآن امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و خلافت و جانشینی صالحان و طرح امامت میشمارد. امنیت
بحثی است که در آیات قرآن، مستقیم و غیرمستقیم به آن پرداخته شده و لذا یکی از دغدغههای انبیاء و ائمه؟عهم؟ مسئله امنیت و آسایش جامعه بوده است. آنها دوست داشتهاند که مردم را از عواقب شوم ناامنی نجات داده و لذت شیرینی امنیت را به کام مردم بچشانند. امیرالمؤمنین؟ع؟ نعمت مهم دنیا را امنیت و سلامتی جسم و کمال نعمت آخرت را وارد بهشت شدن میداند و در احادیث دیگر، امنیت از ضروریات اولیه زندگی بشر شمرده شده و وطنی که امنیت ندارد بیارزش قلمداد شده است. احساس امنیت از خصایص مؤمن شمرده شده و تأمین امنیت از اهداف جهاد قلمداد شده است (1).
یکی از مهمترین مؤلفههای به وجود آمدن جامعهای پیشرفته و پویا، استقرار امنیت همهجانبه و فراگیر و پایدار است، امری که به لحاظ اهمیت آن، در روایات ائمه معصوم؟ع؟ نعمتی الهی معرفی شده است. این خواستهی بشری به نحو فراگیر و همهجانبه تنها در عصر موعود محقق خواهد شد.
امام جواد؟ع؟ میفرماید:
إن القائم منا هو المهدی الذی یجب أن ینتظر فی غیبته، ویطاع فی ظهوره، وهو الثالث من ولدی، والذی بعث محمدا بالنبوة وخصنا بالامامة إنه لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما؛ قائم ما همان مهدی است، کسی که باید در غیبتش او را انتظار کشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین از فرزندان من است. سوگند به کسی که محمّد؟ص؟ را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را طولانی گرداند تا در آن قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد. (2)
امام باقر؟ع؟ درباره امنیت در عصر ظهور میفرمایند:
یخرج العجوز الضعیفة من المشرق ترید المغرب ولا ینها ها أحد؛ در این زمان پیرزن
ناتوانی از مشرق زمین به مغرب میرود، درحالیکه هیچکس متعرض او نمیشود. (1)
در برخی از روایات دایرهی امنیت و حوزهی آن، حتی فراتر از انتظارات معمول بشری تعریف شده است. امام علی؟ع؟ میفرمایند:
هرگاه قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را میبارد و زمین روئیدنیها و گیاهان را برویاند و کینه و عداوت از دلهای بندگان زایل شود. درندگان با چهارپایان از در آشتی وارد میشوند و با انسانها کاری ندارند، تا جایی که زنی از عراق به شام میرود، قدم نمیگذارد مگر بر روی گیاهان. زنبیلش روی سرش است و هیچ درندهای او را به هیجان در نمیآورد و هیچ ترسی ندارد. (2)
این روایت و روایات دیگری که در این خصوص وجود دارد نشان میدهند که در عصر ظهور امنیت حتی به حیوانات هم گسترش مییابد.
در روایات متعددی آمده است که روش امام عصر در زمینههای مختلف بر اساس قرآن و سنت است، بنابراین برای بررسی روش امام عصر در برقراری امنیت درونی و برونی در جامعه مهدوی بهتر است از سه منبع قرآن، سنت پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار و روایات کمک گرفته شود. خداوند در قرآن کریم درباره امنیت میفرماید:
{وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکونَ بِی شَیئًا وَمَنْ کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل میکند، آنچنانکه تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن
کافر شوند، آنها فاسقاناند}. (1)
«وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» یعنی خود انسان امن میشود. انسان تکامل پیدا میکند نه اسباب امنیت. انسان باید تغییر کند نه دوربین زیاد شود. امروزه همهجا دوربین گذاشتهاند، بنابراین کسی خلاف نمیکند، اگر آدم امن بشود به دوربین نیازی نیست. الآن چرا به دوربین نیاز داریم، چون آدمها امن نیستند. در زمان ظهور آدم امن میشود نه راه، انسان از دست نفس خود امن میشود و مختصات امنیت به درون انسان منتقل میشود (2).
کار اصلی امام زمان؟عج؟ این نیست که جهان را از عدل و داد پر میکند. کار اصلی او زنده کردن جامعه است. وجود امام زمان؟عج؟ عامل حیات است. او جامعه مرده را زنده میکند؛ بعد به عدل و داد فرا میخواند. جامعه زنده مشتاق عدل و داد است. برخی از انسانها بهحسب ظاهر، انسان و در باطن، مردهاند (مردههای متحرک). صورت آنان مطابق سیرتشان نیست. امام؟ع؟ صورتها را مطابق سیرت میکند. بعد از آنکه سیرت را انسانی و واقعی کرد، جامعه ظاهراً و باطناً انسانی میشود. سپس به عدل و داد فرا میخواند و جامعه زنده، تشنه عدل و داد میشود.
کار اصلی او احیاگری است، همانگونه که رسول خدا؟ص؟ جامعه مرده را زنده کرد، حضرت ولیعصر؟عج؟ نیز جامعه مرده را زنده میکند و برای احیای آن، معارف، حقایق و طهارت حقیقی را اعطا میکند (یزکّیهم و یعلّمهم). جامعهای زنده است که کتاب الهی، حکمت الهی و طهارت الهی را بداند و بیابد. پیامبر ؟ص؟ بعد از اینکه تزکیه و تعلیم فردی را مطرح کرد، به تزکیه و تعلیم جمعی پرداخت و (به درمان) کینهجویی، حقد و حسادت پرداخت. آنکه عداوت را تبدیل به صلح میکند، کیمیاگری است (ولایت تکوینی) و تنها با نصیحت ممکن نیست. کار امام عصر؟عج؟، تبدیل عداوت به صداقت است. بیشتر کارهای امام زمان؟عج؟ (تأمین امنیت، عدالت، رفاه) فرعی است و مهم، کار اصلی است و این کار اصلی با کارهای فرعی کامل میشود (3).
برای بررسی روش امام عصر در برقراری امنیت، بر اساس سنت، کافی است به انسان متقی
و مومن مورد نظر امام علی؟ع؟ بنگریم. امام؟ع؟ در خطبه متقین (همام) خصوصیات انسان متقی و مومن را بیان فرمودهاند که برخی از این خصوصیات عبارتند از:
حَیَاؤُهُ یَعْلُو شَهْوَتَهُ؛ شرمش بر شهوتش برتری دارد.
وَ وُدُّهُ یَعْلُو حَسَدَهُ وَ عَفْوُهُ یَعْلُو حِقْدَهُ؛ و دوستیش بر حسدش و گذشتش بر کینهاش.
لَا یَنْطِقُ بِغَیْرِ صَوَابٍ؛ جز سخن درست نگوید.
وَ لَا یَلْبَسُ إِلَّا الِاقْتِصَادِ؛ و جز لباس اقتصاد نپوشد.
مَشْیُهُ التَّوَاضُعُ؛ با تواضع راه رود.
خَاضِعٌ لِرَبِّهِ بِطَاعَتِهِ رَاضٍ عَنْهُ فِی کُلِّ حَالَاتِهِ؛ و در اطاعت پروردگارش خاضع باشد، در همه احوال از خدا راضی است.
مَیِّتَةً شَهْوَتُهُ کَظُوماً غَیْظَهُ صَافِیاً خُلُقُهُ آمِناً مِنْهُ جَارُهُ؛ شهوتش مرده و خشمش فرو خورده، و خُلقش ناآلوده، همسایهاش از او آسوده است.
جَمِیلُ الْمُنَازَعَةِ کَرِیمُ الْمُرَاجَعَةِ عَدْلٌ إِنْ غَضِبَ رَفِیقٌ إِنْ طَلَبَ لَا یَتَهَوَّرُ وَ لَا یَتَهَتَّکُ وَ لَا یَتَجَبَّرُ خَالِصُ الْوُدِّ وَثِیقُ الْعَهْدِ وَفِیُّ الْعَقْدِ؛ نزاع کردنش نیکو و مراجعه کردنش شرافتمندانه است، عادل است اگر خشم ورزد، ملایم است اگر چیزی خواهد، بیباک و پرده در و زور گو نیست، دوستیش صمیمانه و پیمانش محکم و در قرار داد با وفاست.
لَا یُتَوَقَّعُ لَهُ بَائِقَةٌ وَ لَا یُخَافُ لَهُ غَائِلَةٌ؛ کسی از او انتظار شر ندارد و از بلایش نترسد.
بُعْدُهُ مِمَّنْ تَبَاعَدَ مِنْهُ بُغْضٌ وَ نَزَاهَةٌ وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِینٌ وَ رَحْمَةٌ لَیْسَ تَبَاعُدُهُ تَکَبُّراً وَ لَا عَظَمَةً وَ لَا دُنُوُّهُ خَدِیعَةً وَ لَا خِلَابَةً بَلْ یَقْتَدِی بِمَنْ کَانَ قَبْلَهُ مِنْ أَهْلِ الْخَیْرِ فَهُوَ إِمَامٌ لِمَنْ بَعْدَهُ مِنْ أَهْلِ الْبِرِّ؛ دوریاش بغض و کنارهگیری از آلودگی است، و نزدیکیش به هر که نزدیک میشود، ملایمت و مهربانی است، برای خود پسندی و بزرگ فروشی نیست، و نزدیکیش برای فریب و نیرنگ نباشد، بلکه از پیشینیان اهل خیر پیروی کند، و خود پیشوای نیکان پس از خود باشد.
بی شک امام عصر برای امن کردن جامعه در پی پرورش انسانهایی با خصوصیات بیان شده توسط امام علی؟ع؟ است که البته خصوصیات و حکمتهای یاد شده فطری و بر
مبنای آموزههای الهی از جمله آیات قرآن است. برای مثال در صورتی که امام عصر جامعهای را بپروراند که مردم آن جامعه بر اساس حکمت امام علی «شرم آنها از شهوتشان بیشتر باشد»، راهها امن میشوند، مناسبات اداری اصلاح میشود، گناهانی نظیر دروغ، غیبت، سرقت، تجاوز و غیره از بین میروند و نیازی نیست که برای کنترل هر یک از موارد یاد شده پلیس، دوربین و قاضی وجود داشته باشد.
امر به معروف و نهی از منکر، با رعایت شرایط آن، یک تکلیف شرعیِ عمومی برای حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است. محدودهی امر به معروف و نهی از منکر منحصر به قشر و صنف خاصی از مردم نیست و تمام اقشار و اصناف واجد شرایط را در بر میگیرد و حتی بر زن و فرزند واجب است که هنگام مشاهدهی ترک معروف یا انجام حرام توسط پدر و مادر یا شوهر، به امر به معروف و نهی از منکر، در صورت تحقق شرایط آن مبادرت کنند.
إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ سَبِیلُ الْأَنْبِیاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ ینْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ یسْتَقِیمُ الْأَمْرُ ؛ امر به معروف و نهی از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و فریضه بزرگی است که دیگر فرایض به واسطه آن بر پا میشود، راهها امن میگردد و درآمدها حلال میشود و حقوق پایمال شده به صاحبانش بر میگردد، زمین آباد میشود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته میشود و کارها سامان میپذیرد. (1)
در این روایت به وضوح بیان شده است که امر به معروف و نهی از منکر موجب ایجاد امنیت و عدالت میشود.
فردی به حضورامام باقر؟ع؟ رسید و عرض کرد:
«شما اهل بیتِ رحمت هستید. خداوند رحمت را مخصوص شما قرار داده است. امام؟ع؟ فرمود: همین گونه است. خدا را سپاس که ما هیچ کس را به گمراهی نمیافکنیم و از
1) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 5، ص 56.
راه هدایت خارج نمیکنیم. دنیا به پایان نخواهد رسید تا این که خداوند، مردی از ما اهلبیت را برانگیزد که به کتاب خدا عمل میکند و از همهی امور منکر نهی مینماید».
به طور خلاصه میتوان دریافت که امام عصر برای امن کردن جامعه، درون انسانها را امن خواهد کرد و مختصات امنیت را به درون انسان خواهد برد، به این صورت امنیت بیرونی با کمترین هزینهای برقرار خواهد شد. در متن جامعه آنچه نگهبان دائمی مومن است خود او و آئینههای او که همان برادران مومنش هستند خواهد بود، نه دوربینها و قوانین سخت گیرانه، اگر چه بی شک همانگونه که در روایات اشاره شده است سیستم حکومتی امام عصر نیز مواظب اندک مواردی که ممکن است در جامعه به وجود بیاید بوده و به سرعت و قاطعیت با عدالت رفتار خواهد نمود.
امام باقر؟ع؟ صمیمیت و اعتماد عمومی را در آن زمان چنین به تصویر میکشد:
أَتَی الرَّجُلُ إِلَی کیسِ أَخِیهِ فَیأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا یمْنَعُهُ؛ در آن دوران هر نیازمندی از جیب برادرش به مقدار نیاز بر میدارد و برادرش نیز جلوگیری نمیکند. (1)
موضوع امنیت در عصر ظهور، در کتب سایر ادیان الهی نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخی از این اشارات عبارتاند از:
او صلح را برای قوم به ارمغان میآورد، تمام ابزارهای جنگی، لباسها و چکمههای سربازان از بین میرود. (2)
او امتها را داوری خواهد نمود و قو مهای بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشا ن شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزههای خویش را برای ارهها خواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. (3)
صلح جاودان در سراسر طبیعت حکمفرما خواهد شد. گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید. گوساله و شیر و گاو پروار با هم خواهند زیست و طفل کوچک
آنها را خواهد راند. گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد. طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و کودک از شیر بازداشته شده، دست خود را بر لانۀ افعی خواهد گذاشت. (1)
1) همان، فصل 11، بند 6، 7 و 8.
در عصر حاضر بیعدالتی به اوج خود رسیده و ظلم قانونی شده است، بهگونهای که در مجامع بینالمللی یک تصمیم قانونی اتخاذ شده و بر اساس آن به یک کشور تجاوز نظامی صورت میگیرد. بیعدالتی و ظلم فقط در کشتن و اسارت فیزیکی انسانها خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد بسیار وسیعتری دارد. امروزه فرهنگ انسانها، اخبار و اطلاعاتی که به آنها میرسد، حتی ذائقه غذایی آنها به بند اسارت کشیده شده است. بسیاری معادلات بینالمللی از اساس ظالمانه است. در بسیاری از نقاط عالم ظلم تا مغز استخوان انسانها وارد شده و مانند سرما در تمام شئون زندگی رسوخ پیدا کرده است. بسیاری از مردان و زنان حقوق یکدیگر را محترم نمیشمرند و بسیاری از فرزندان نیز با والدین رفتاری ظالمانه دارند. آزادی انسانها با دوربین، اسکنرها و بازرسیهای متعدد سلب شده و هر روز بر مقررات ظالمانه افزوده میشود. بیعدالتی اقتصادی، فرهنگی، تغذیه، بهداشت و انواع دیگر بیعدالتیها ابعاد گستردهای یافته است. عدالت، گمشده آدمی در تمامی قرون و اعصار و رسالت همه انبیاء و اولیاء است. عدالت گلواژهای است که با باروت، توپ و موشک به دست نمیآید. عدالت، حقیقتی است که همه انسانها در زلال فطرت خود با آن آشنایند و بسیاری جان خود را بر سر آن گذاشتهاند. به شهادت روایات و ادعیهی فراوان و برخی داستانهای معتبر، مهدویت و عدالت قرین یکدیگر و دو روی یک سکهاند. مهدی یعنی عدالت و عدالت همهجانبه و فراگیر یعنی مهدی. مهدی یعنی حاکمی معصوم و عادل در پهنه گیتی؛ یعنی آخرین پناه انسان در جهانی پر از ظلم؛ یعنی تنها راه؛ یعنی عنوان صحیفه عدالت. رسول خدا؟ص؟ فرمود: اگر باقی نماند از روزگار، مگر یک روز، البته خداوند برمیانگیزد مردی از
اهلبیت مرا که زمین را از عدل پر کند، همچنان که از ستم پر شده باشد. روش امام عصر برای برقراری عدالت این است که؛ «هنگامیکه دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدّم بدارند، او امیال نفسانی را به هدایت برمیگرداند و هنگامیکه دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر کنند، او آراء و افکار را به قرآن باز گرداند. او به مردم نشان میدهد که چه نیکو میتوان به عدالت رفتار نمود. او تعالیم فراموش شدهی قرآن و سنّت را زنده میسازد».
در دنیای کنونی بیعدالتی در عرصههای مختلف به نهایت خود رسیده است. در عرصه اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت، تغذیه، امنیت و سایر عرصهها انواع بیعدالتی حتی بهصورت قانونی درآمده است. در این نوشتار جای مطرح کردن حتی قسمتی از این بیعدالتی نیست، اما برای ترسیم یک سیمای کلی از این ظلمهای آشکار به پارهای از موارد بهعنوان نمونه اشاره میشود:
آثار تخریبی بسیار عظیم چاپ اسکناس بدون پشتوانه برکسی پوشیده نیست. در جنگ جهانی دوم، آلمان با مطالعات دقیق، اقدام به جعل اسکناس انگلیس کرد و کارخانهای بزرگ برای تولید کاغذ مخصوص و چاپ پوند انگلیس ایجاد نمود. مدتی هواپیماهای آلمان اسکناسهای چاپ شده را روی شهرهای آن کشور میریختند، مردم آنها را جمع میکردند و هرچه را میخواستند، به هر مبلغی که فروشنده میگفت میخریدند. این موضوع یک بحران اقتصادی بسیار بزرگ که تأثیر آن از بمبها و موشکها بسیار بیشتر بود برای انگلیس به وجود آورد. چون اسکناسها کاملاً منطبق با اصل تولید میشد. حتی متخصصان هم نمیتوانستند اسکناس جعلی را از اصلی باز شناسند، بنابراین بانکها نیز ناچار بودند آنها را بپذیرند. این موضوع ادامه یافت تا اینکه جاسوسان انگلیس پس از مدتها تلاش، محل احداث کارخانه را یافتند و آن را بمباران کردند و دولت انگلیس پس از چند سال تحمل بحران اقتصادی بهتدریج توانست اسکناسهای جاری را از رده خارج و با اسکناسهای جدید جانشین کند و اقتصاد خود را سروسامان بخشد.
حال تصور کنید تمام دلارهایی که در اقتصاد جهان در حال چرخش است در آمریکا تولید میشود. پس از جنگ دوم جهانی که انگلیس بهتدریج روبه ضعف نهاد و آمریکا بهعنوان قدرت درجه اول جهانی شناخته شد، مصنوعات این کشور و پول آن یعنی دلار، اعتبار جهانی کاذب یافت و آمریکا را آنچنان مغرور کرد که اسکناس خود را از تعهد و قید پشتوانه آزاد کرد و وانمود کرد که تولیدات صادراتی آن کشور بهعنوان پشتوانه دلار کافی است. این اقدام دست آمریکا را باز گذاشت تا با آزادی کامل هر مقدار اسکناس که لازم ببیند چاپ و منتشر نماید. آمریکا به خاطر تسلط سیاسی، نظامی و صنعتی که بر جهان یافته بود با اعتراضی هم مواجه نشد و لذا توانست هر مقدار مواد خام و هرگونه خدمات دیگری را که لازم دارد با همان اسکناسها، آزاد از هرگونه کنترل، خریداری و مورد استفاده قرار دهد و بدین ترتیب به یک غول اقتصادی، سیاسی بلامنازع جهانی ارتقا یابد. این وضع تقریباً هفتاد سال بر جهان سایه افکنده است. کدام بیعدالتی میتواند بالاتر از این باشد که یک کشور به هر میزان بخواهد اسکناس چاپ کرده و با آن منابع سایر ملتها را غارت کند و هرگاه لازم دید با آن کشورهای دیگر را از هستی ساقط نماید.
مکس کیسر (1)
وی هماکنون برنامهی گزارش کیسر را در شبکه راشا تودی و همچنین برنامهی بر روی تیغ را در شبکهی تلویزیونی پرس تیوی اجرا میکند.
مدت هفت سال از عمر خود را به دلالی در والاستریت (2)مشغول بوده است. او خود را به قصابی که اکنون گیاهخوار شده تشبیه میکند، زیرا دیدن این مطلب که چگونه بانکهای آمریکایی گلدمن ساکس (3)و جی پی مورگان (4)در حال خلق پول هستند، حال او را برهم میزند. وی در این رابطه میگوید: «اگر من در خانهی خود دستگاه چاپ اسکناس داشته باشم آنها مرا جاعل خطاب میکنند، ولی اگر بانکها و حسابداران شرکتی این کار را انجام دهند، این کار قانونی محسوب میشود» (5)http://www.kadamaei.ir.
.سازمان ملل متحد در پایان جنگ جهانی دوم توسط قدرتهای فاتح در جنگ شکل گرفت. این قدرتها برای خود حق ویژهای را قائل شدند. پنج قدرت برتر آن زمان یعنی آمریکا، فرانسه، انگلستان، شوروی (امروزه روسیه) و چین ضمن عضویت دائم در شورا از حق وتو برخوردار هستند. دلیل اعطای حق وتو این بود که کشورهای قدرتمند بتوانند ضمن حفظ سلطه خود در نظام بینالملل، به کمک این حق انحصاری مانع از درگیر شدن کشورهای جهان در جنگ شده، صلح و امنیت بینالملل را محقق سازند. با نگاهی به گذشته و عملکرد 60 ساله این شورا آشکار میشود که این شورا در کاهش جنگها و نزاعهایی که ابرقدرتها در آن ذینفع بودهاند نقش مؤثری ایفا نکرده و حتی بعضاً به روشن کردن آتش جنگ یاری رسانده است. عملکرد شورای امنیت بیشتر بهگونهای است که تداعی میکند که «ظلم در دنیای کنونی قانونی شده است».
در حال حاضر کشورهای غربی از برخی گروههای تروریستی حمایت میکنند که دست این گروهها به خون مردم بیگناه در کشورهای مختلف آلوده است. این گروههای تروریستی در کشورهای غربی جایگاه دارند، در کنگره آمریکا لابی دارند و بهعنوان فعال سیاسی شناخته میشوند و برای اقدامات تروریستی خود نیز بودجه و اعتبار دریافت میکنند.
«اسلام در خصوص تعامل مسلمانان با دیگران در سه حوزه، دستورات و سفارشهایی دارد. نخست حوزه اسلام و مسلمین هستند که با آنها دارای اشتراکات متعدد دینی و فرهنگی هستند، حوزه دوم حوزه موحدان عالم است که با آنها در اصل توحید و برخی دیگر از موارد دارای اشتراک هستند و سوم حوزه انسانیت است که شامل همه افراد غیرمسلمان و غیر موحد است که با آنها در اصل انسانیت مشترکاند. در دستورات دین، دو عنصر مشترک در خصوص تعامل با این سه حوزه وجود دارد و آن دو عنصر عبارتاند از عنصر عقل و عدل؛ یعنی در بخش انگیزه و رفتار، عادلانه و در بخش اندیشه، عاقلانه رفتار شود» (1)
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931009000923.
. این نوع نگاه اسلام به موضوع تعامل با بشریت اکنون در معادلات بین الملل وجود ندارد.1) آیت الله جوادی آملی، عبدالله. 1393. دستورات اسلام در خصوص تعامل با دیگر کشورها. سخنرانی در دیدار جمعی از مدیران وزارت امور خارجه. 9/10/93. خبرگزاری فارس.
در حال حاضر پرشمارترین روزنامهها و بزرگترین نویسندگان تلویزیونی در کشورهای غرب فعالیت میکنند و ماهوارهها در اختیار کشورهای سرمایهدار است. امکانات مخابراتی، دیجیتالی و بهویژه اینترنت در اختیار ایالات متحده آمریکاست. درآمدهایی که آمریکا از راه اینترنت و از طریق فروش امکانات شبکهای در دنیا به دست میآورد به صدها میلیارد و حتی تریلیون دلار میرسد. در چنین شرایطی فرهنگهای ملیِ فاقد امکانات رسانهای و شبکهای، بهتدریج مخاطبان جهانی خود را از دست میدهند؛ در انزوا قرار میگیرند و ناگزیر از اتخاذ موضعی تدافعی میشوند.
در حوزه فرهنگی، سیاست هر کشوری که با فرهنگ جهانی، بهویژه فرهنگ لیبرال که سایه سلطه و هژمونی خود را بر جهان افکنده است به مقاومت برخیزد، بهعنوان ضدانقلاب عصر جهانی، سنتی، ضد بشر و ضد توسعه معرفی میشود. مقاومت در مقابل فرهنگ لیبرال دموکراسی بهمثابه خصومت نسبت به غرب تلقی میشود. دولتهای غربی تلاش نمودند با ابزارهای نرمِ قدرت، به مبارزه با فرهنگ و تمدنهایی که غنا و عیار خاصی دارند ادامه دهند، تا ابزارهای قدرت سخت و نرم را در اختیار خود داشته باشند. آنها، تحت عنوان «انقلاب فرهنگی» کوشش کردند بر آموزههای فرهنگی ملل شرق و ازجمله، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن خود را برتر و آنان را وادار به پذیرش آموزههای ارزشی و هنجارهای غربی نمایند؛ زیرا هدف نهایی، جهانی نمودنِ ارزشهای غربی بود تا از این راه، هژمونی و سلطه خویش را بر جهان تداوم بخشند (1)
http://drshafie.blogfa.com/post-63.aspx.
.امروزه در دنیا 870 میلیون نفر از کمبود تغذیه رنج میبرند. این بدان معنی است که حدود یکهشتم از مردم جهان برای سلامت و داشتن یک زندگی پرتحرک دسترسی به غذای کافی ندارند. در حقیقت گرسنگی و سوء تغذیه خطر شماره یک سلامت جهانی هستند، خطری حتی بزرگتر از ترکیبی از بیماریهای ایدز، مالاریا و سل.
خبر خوب اینکه معضل گرسنگی کاملاً قابلحل است. در سراسر دنیا غذا به میزان کافی
1) شفیعی، نوذر. 1393. تحلیل سازه انگارانه از تاثیر قدرت فرهنگی بر هژمونی ایالات متحده آمریکا.
برای همه وجود دارد و بهمنظور دستیابی به این منبع، نیازی به بررسیهای پیچیده علمی نمیباشد. امروزه دانش، ابزار و سیاست، در کنار خواست و اراده سیاسی میتواند این مشکل را برطرف سازد.
حل معضل گرسنگی به برقراری صلح و ثبات کمک میکند. هنگامیکه دولتها نتوانند امنیت غذایی و دسترسی آسان به مواد غذایی کافی را تضمین کنند، در معرض سقوط قرار میگیرند. بیثباتی در بازارهای غذا میتواند منجر به بیثباتی در خیابانها گردد. حل معضل گرسنگی، زمینه را برای پیشرفت در بسیاری از جنبههای توسعه ازجمله بهداشت و تحصیل فراهم میکند. زنان با تغذیه مناسب، کودکان سالمتر و سنگینتری به دنیا میآورند که سیستم ایمنی قویتری نیز دارند. احتمال مدرسه رفتن یک کودک سالم که از تغذیه مناسب بهرهمند بوده، بهمراتب از سایر کودکان بیشتر است (1)
http://fa.wfp.org.
.شکل 31_ گرسنگی در جهان امروز
هماکنون برخی از کشورهای جهان بهداشت محیطزیست خود را به قیمت قربانی کردن بهداشت و محیط زندگی سایر انسانها تأمین میکنند. آمریکا هرساله صدها هزار تن از
1) سازمان ملل متحد، وبگاه اینترنتی. 1393. برنامه جهانی غذا.
زبالههای خطرناک خود را به کشورهای دیگر صادر میکند. مقدار بسیار بیشتری از مقادیر اعلام شده نیز بهصورت قاچاق و از مسیرهای غیرقانونی از این کشور خارج میشود که تا 50 درصد مقادیر اعلام شده نیز برآورد میشود. آمریکا همچنین تا هشتاد درصد زبالههایی که به آنها اقلام دست دوم الکترونیکی نام داده است، از محدوده سرزمینی خود خارج میکند. این اقلام شامل کامپیوترها، تلویزیونها، گوشیهای همراه و دیگر وسایل بیمصرف است. آمریکا بزرگترین تولیدکننده این تجهیزات به شمار میرود و پسماندهای این دستگاهها، پس از مصرف، به کشورهای جهان سوم ارسال میشوند. اکثر این اقلام بیمصرف که سالانه به میلیونها تن بالغ میشوند به کشورهای در حال توسعه و فقیر آسیا و آفریقا وارد میشوند، تا بهظاهر در آنجا بازیابی و یا بازسازی شوند، درحالیکه تنها بخش بسیار کوچکی از این حجم زباله قابل بازیافت بوده و مابقی در محیطزیست رها میشوند.
آنچه واقعاً روی میدهد این است که زبالهها در این کشورها دفن شده و یا سوزانده میشوند و درنتیجه مقادیر فراوانی از مواد خطرناک و مضر حاوی کادمیوم، جیوه، سرب و عناصر خطرناک دیگر به هوا و خاک این کشورها وارد میشود. زباله الکترونیکی به دستگاه های الکترونیکی کهنه و قطعات آنان، همچون تلفنها، کامپیوترها و لوح فشرده گفته میشود که حاوی فلزات خطرناکی مانند سرب، کادمیوم و جیوه هستند که در صورت رهاسازی در طبیعت پس از پایان عمر مفید و بازیافت نشدن صحیح، آلودهکننده خطرناک محیطزیست به شمار میروند.
شکل 32_ زبالههای الکترونیکی حاوی فلزات سمی هستند.
شرکتهای آمریکایی تولید کننده وسایل الکترونیکی سالانه نزدیک به چهارصد میلیون دستگاههای الکترونیکی از کار افتاده را به مناطق فقیر کشورهای فقیر آسیایی و آفریقایی همچون چین، هند و غنا صادر میکنند. درواقع آلودگی خطرناک حاصل از اقلام الکترونیکی مصرف شده در آمریکا و کشورهای ثروتمند دیگر، نه در خود این کشورها بلکه در شهرهای فقیر چین، تایلند، مالزی، اندونزی، نیجر، هند، مصر و دیگر کشورهای آفریقایی که حتی گزارشی هم در مورد آنها وجود ندارد منتشر میشود.
در شهرهایی مانند شهرهای جنوب چین، فقرا و کودکان، کامپیوترها و گوشیهای تلفن همراه خارج از رده را برای یافتن اجزای فلزی با ارزش، اما سمی، جداسازی میکنند. کودکان با حفاظ ایمنی ناقص، این فلزات را ذوب کرده و بخارات سمی حاصل از آن را استنشاق میکنند و هر آنچه که نتواند بازیافت شود نیز انباشته و یا دفن میشود. مردم این شهرها با مشکلات بزرگ بهداشتی و زیستمحیطی دست به گریبان بوده و به بیماریهای گوناگون مبتلا هستند.
آمریکا بهطور سازمان یافتهای تلاش برای قانونگذاری بینالمللی در مورد تجارت زبالهها را بیاثر گذاشته و در مسیر اجرایی شدن توافقات بینالمللی سنگاندازی میکند. در دهه 80 میلادی به دنبال کشف چندین مورد از اعمال غیرقانونی و ضد بشری آمریکاییها در مورد آلوده سازی محیطزیست کشورهای دیگر، از طریق میلیونها تن از زبالههای خطرناک (ازجمله انتقال هزاران تن از خاکسترهای حاصل از سوزاندن زبالههای فیلادلفیا به سواحل هائیتی) درنهایت در سال 1989 رایزنیهای بینالمللی به تنظیم معاهدهای انجامید که سعی داشت نقلوانتقال زبالههای خطرناک را تحت نظارت قوانین بینالمللی درآورد که به معاهده باسل موسوم شد.
این معاهده بسیار ملایم بود و انتقال زباله را فقط به قطب جنوب ممنوع اعلام کرده و در مورد کشورهای دیگر نیز اعلام موافقت رسمی دولتهای مربوطه را برای دریافت زبالهها الزامی دانسته بود. هرچند واشنگتن این معاهده را امضا کرد، اما نظام سرمایهداری وابسته به
کمپانیها در برابر اعتراض شدید بخشهای درگیر در تجارت کثیف زبالههای خطرناک عقبنشینی کرده و اجرایی شدن این معاهده را در سنای آمریکا هرگز به تصویب نرساند. از 168 کشور امضا کننده معاهده تنها سه کشور نتوانستند اجرایی شدن آن را به تصویب مجالس خود برسانند که عبارت بودند از آمریکا، افغانستان و هائیتی که یکی از مقاصد زبالههای مضر آمریکاییها میباشند (1)
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/111756.
.انسانی که مسجود فرشتگان است و میتواند خلیفه خدا بر روی زمین باشد در تمدن امروزی، کرامت خود را از دست داده است. کرامت در لغت به معنای شرافت، اصالت، سخاوت، بزرگواری، بزرگمنشی، آبرو، حیثیت و ضد پستی آمده است. کرامت، دور شدن از هر پستی و فرومایگی و نائل شدن به شرافت و بزرگواری تعریف شده است که به دارنده این صفت، کریم میگویند (2).
کرامت؛ امانتی است الهی که بسان گوهر ارزشمندی از سوی ربِّ مالک در صدف وجود عبد سالک به ودیعه گذاشته شده است و از مهمترین عوامل کمال انسانیت و مقام آدمیت محسوب میشود. هرچند در تبیین این فرآیند از سوی مکاتب و مذاهب مختلف، تعاریف گوناگونی ارائهشده است، اما مناسبترین و متعادلترین تعریف عبارت است از؛ «عظمت و ارزشهای ذاتی و درونی که در انسان نهفته است و در دیگر کائنات پیدا نمیشود».
در فرهنگ اسلامی دو نوع کرامت برای انسان تعریف شده است:
کرامت ذاتی: این نوع کرامت بهطور تکوینی در پرتو نعمتها و قابلیتهای خاصی که خداوند به بندهاش اعطا کرده، در نهاد او به ودیعه گذاشته شده است و اختیار انسان در کسب این مقام نقش ندارد. به واسطۀ این فضیلت، انسان در مرتبهای قرار میگیرد که برتر از دیگر موجودات است. قرآن کریم میفرماید:
{وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا؛ ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی
دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردهایم، برتری بخشیدیم}. (1)
از این آیه استنباط میشود، هر کمالی که در دیگر موجودات هست، حدّ اعلای آن در بشر وجود دارد. این کرامت یک وجه عمومی و کلی دارد که همۀ انسانها را شامل میشود؛ ازاینرو حتی انسانهای مشرک، کافر و فاسق از این نوع کرامت برخوردار بودهاند، ولی چنین گوهر بیهمتایی را کُفران کرده و اصالت هویت اصیل خویش را بهپای امور فناپذیر و ارزشهای دروغین فدا کردهاند.
کرامت اکتسابی: یک نوع علّو روحی و اعتلای معنوی است که بر پایۀ تقوا و پارسایی ظهور میکند. قرآن کریم میفرماید:
{یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمْ مِنْ ذَکرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است}. (2)
بر اساس این آیه، انسانها در ارتباط با این نوع کرامت یکسان نیستند، بلکه متفاوت هستند و هرچه میزان تقوا و پرهیزگاری آنان بیشتر باشد، کرامتشان نیز بیشتر خواهد بود. کسی که میخواهد به مقام مکرّمین دست یابد، از پستیها گریزان است و به اعتلا گرایش دارد (3)
http://www.erfan.ir/77488.
.کرامت انسان در دنیای کنونی بهویژه تمدن غرب و آنچه از تمدن غرب به دنیای شرق نفوذ کرده است با پول گره خورده و ارزشگذاری میشود. برای مثال تمدن کنونی غرب، زن را بهعنوان یک کالا برای تبلیغ مصنوعات خود و بهرهکشی در آورده است. در کشورهای عضو اتحادیه اروپا مدام بر شمار کسانی که بهعنوان روسپی، کارگر اجباری یا گدای خردسال مورد سوء استفاده قرار میگیرند، افزوده میشود. این نتیجهی نخستین پژوهش گسترده اتحادیه
اروپا درباره تجارت انسان در این قاره است. طبق این پژوهش، رقم رسمی قربانیان تجارت انسان در فاصله سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و از ۶۳۰۹ نفر به ۹۵۲۸ نفر در سال رسیده است. بیشتر قربانیان تجارت انسان را زنان و دخترانی تشکیل میدهند که وادار به روسپیگری میشوند. طبق پژوهش اتحادیه اروپا، از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۰ در اروپا در مجموع نام ۲۳۶۲۳ قربانی تجارت انسان بهطور رسمی ثبت شده است. ۶۸ درصد قربانیان زن بودهاند و ۱۲ درصد دختر، ۱۷ درصد مرد و ۳ درصد پسر (1)
http://www.rasanehiran.com/vdcb.ab9urhbgziupr.html.
.عدالت، گمشدهی آدمی در تمامی قرون و اعصار و رسالت همة انبیاء و اولیاء است. عدالت گلواژهای است که در عصر دود و باروت، هنوز هم هر شنوندهای را مسحور و هر بینندهای را مبهوت میکند. عدالت، حقیقتی است که همه انسانها در زلال فطرت خود با آن آشنایند و بسیاری جان خود را بر سر آن گذاشتهاند (2).
یکی از روایات بسیار مهم مهدوی روایت پر نمودن دنیا از عدالت توسط حضرت حجت؟عج؟ است که مکررا توسط پیامبر گرامی اسلام؟ص؟، ائمه اطهار؟عهم؟ و پیامبران و اولیای الهی تکرار شده است.
یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا؛ زمین را از عدل و داد پر میکند چنان که از جور و ستم پر شده است. (3)
در قدم اول باید دید، ظلم و جور و قسط و عدل چیست. وقتی صحبت از ظلم میشود مصادیق محدودی از ظلم مانند کشتار و پایمال کردن حقوق مادی انسانها، ظلم در قضاوت بین مردم و دست اندازی به نوامیس آنها به ذهن متبادر میشود، چون برداشت جامعه از ظلم به همین مصادیق، محدود میشود. اقسام یاد شده مصادیق مهم و شاید برخی از آنها بالاترین نوع ظلم هستند، اما دایره ظلم به همین موضوعات ختم نمیشود و ظلم مصادیق بسیار متعدد دیگری دارد که یا جدی گرفته نشدهاند و یا موارد متعدد دیگری از ظلم در تمدن
کنونی حاکم بر جهان ظهور و بروز پیدا کرده است که به برخی از آنها اشاره میشود.
یکی از مهمترین مصادیق ظلم که در تمدن کنونی ظهور و بروز نموده است؛ ظلم به طبیعت، محیط زیست یا به طور عام، ظلم به کره خاکی میباشد. ورود میلیاردها تن دیاکسیدکربن، انواع گازهای گلخانهای، گازهای سمی و خطرناک و فلزات سنگین به جوّ زمین به علت صنعت و سبک زندگی، ورود دهها میلیون تن انواع مواد شوینده مضر به خاک و در نتیجه منابع آب، دریاها و رودخانهها، ورود دهها میلیون تن پسابهای صنعتی، قطعات الکترونیک کهنه و فرسوده، پاشش دهها میلیون لیتر سموم دفع آفات نباتی و حشرهکش و کودهای شیمیایی در مزارع، باغات و محیط زیست و دهها مورد دیگر از مصادیق مهم و جدید ظلم به طبیعت و محیط زیست در تمدن مدرنیته است. هیچگاه چرخه و زنجیرههای طبیعت به دست بشر گسسته نشده بود، ولی در قرن اخیرگسسته شده است.
تاراج معادن و منابع طبیعی که باید قرنها توسط بشر مورد استفاده قرار گیرد به علت سبک زندگی، مصرفگرایی و تجملگرایی در تمدن کنونی از مصادیق بارز ظلم است. تمدن کنونی برای هر ابزار مورد استفاده در منزل، ادارات و مکانهای عمومی و هر فعالیت خصوصی و عمومی یک میز چوبی تعریف کرده است. میز تحریر، میز توالت، میز آرایش، میز نهارخوری، میز کامپیوتر، میز اداری، میز تلفن، میز تلویزیون، میز آب سردکن، انواع مبل و سایر انواع لوازم چوبی که تولید و مصرف آنها به قیمت تاراج جنگلها و منابع طبیعی تمام شده است. استفاده بی اندازه از فلزات و تعویض سریع مدلها و تعریف نیمه عمر؛ منابع انرژی و منابع انواع فلزات و سایر نیازمندیهای بشر را مورد ظلم بینظیری قرار داده است.
روابط بین الملل ظالمانه مانند حق وتو، پخش فیلمهای خشن و مستهجن که رهاورد تمدن مدرنیته است از اقسام مهم و جدید ظلم به اخلاق بشریت است. ایجاد مسابقه تسلیحاتی، جنگسازی، بیماریسازی برای فروش تسلیحات، دارو و تجهیزات پزشکی، بیوتروریسم علیه انسانها، حیوانات و حتی منابع طبیعی، تولید سلاحهای میکروبی، شیمیایی و هستهای، استفاده از زنان برای تبلیغ کالا، ریختن گندم در دریا و معدوم ساختن برخی دیگر از محصولات کشاورزی برای کنترل قیمت، سالیانه 32 میلیون سقط جنین قانونی ثبت شده
در جهان، تولید، تبلیغ و مصرف لوازم آرایشی بیحد و حصر، تولید اجناس، مواد غذایی، دارو و سایر ملزومات تقلبی که ایمنی و سلامتی انسان را به خطر میاندازد، تولید محصولات غذایی آلوده به سموم، رنگ، مواد شیمیایی مضر، ترویج لختی و ایجاد شهرها و سواحل لختی، چاپ ظالمانه پول (دلار) توسط دولتها، صله رحم نکردن، دوری از پدر و مادر و گسیختگی بنیان خانوادهها و رواج انواع ازدواج بدون تعهد طرفین به قانون و اخلاق، تبلیغات تجاری دروغ و کاهش ولایت پدر و مادر و بزرگان خانواده از مصادیق مهم ظلم هستند که در تمدن کنونی به وجود آمدهاند یا سیر شتابانی گرفتهاند.
ظلم انسان به خودش که از اقسام بسیار مهم ظلم میباشد نیز در تمدن کنونی بسیار رایجتر شده است. «در قرآن، ظلم به نفس در آیات متعددی تکرار شده است. در دعای کمیل میخوانیم: «ظَلَمتُ نَفسی» و در مناجات شریف شعبانیه «قد جرت علی نفسی فی النّظر لها فلها الویل ان لم تغفر لها». گناهان، لغزشها، رفتن به دنبال شهوات، رفتن به دنبال اهواء، دور شدن از توجه، تذکر و خشوع در مقابل پروردگار، ظلم به خود است. این هم یک عرصهی مهمی (از ظلم) است. ما وقتی که در باب عدالت بحث میکنیم؛ عدالت در روابط اجتماعی، عدالت در تشکیل نظام اجتماعی؛ نمیتوانیم از عدالت نسبت به خودمان غفلت کنیم. به خودمان هم نباید ظلم کنیم. به خودمان هم بایستی عدل بورزیم». (1)
وقت گذرانی در برابر تلویزیون، فیلم و سریالهای چند صد قسمتی که اکنون بسیار رایج شده است، وبگردی و گذراندن اوقات شریف انسان در کانالهای تلگرامی و سایر وسایل ارتباطی، اقسام ظلم به خود میباشد. گذراندن وقت گرانبها به تماشای انواع و اقسام مسابقات ورزشی، خواندن مجلات مربوط به آن و بحثهای بی ارزش در این باره بدون اینکه کوچکترین بهره ورزشی برای بسیاری اشخاص داشته باشد، دوری از خانواده و همنوع و به سر بردن در فضای مجازی در ساعات طولانی و تا پاسی از شب یا شبانهروزی از مصادیق جدید ظلم به خود میباشد.
1) مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، بیانات در دومین نشست اندیشههای راهبردی 27/02/1390.
از بین بردن نسل حیوانات برای استفاده از پوست، گوشت، شاخ، عاج و حتی تفریح که ضربات جبران ناپذیر بر محیط زیست، از بین بردن حشرات مفید با استفاده از سموم به صورت غیر علمی و بی رویه، برای سود جویی بیشتر، از مصادیق ظلم به طبیعت، حشرات و خود انسان میباشد.
بنابراین ممکن است در این روایت پر شدن دنیا از ظلم و جور گسترهای وسیعتر از آنچه تا کنون در اذهان بوده است را شامل گردد. اما به تبع این نوع نگاه به اقسام ظلم، عدالتی که امام عصر؟عج؟ در زمین حکمفرما میکند عدالتی است که همهی اقسام ظلم را از میان برداشته و عدالت را در همهی موضوعات و زوایای مختلف زندگی انسان مستقر میکند. امام عصر؟عج؟ عدالت را در روابط بین انسانها با یکدیگر، رابطه انسانها با خودشان، رابطه انسانها با حیوانات و محیط زیست برقرار میکند.
«روش برقراری عدالت در هر یک از این زمینهها استفاده از زور و شمشیر نیست. قتال راهکار نهایی امام نیست، قتال برای برداشتن موانعی است که هیچ راهی برای هدایتشان نیست. هیچ استعدادی توسط امام ضایع نمیشود. اصولاً ائمه برای به کمال رساندن استعدادها آمده و اگر ذرهای استعداد هدایت در کسی ببینند تلاش بسیاری میکنند که آن استعداد را بالفعل کنند. بنابراین اصل، بر تسخیر قلوب و هدایت است و استفاده از قوه شمشیر برای برداشتن موانعی است که از سعادت و کمال بشر جلوگیری میکنند و خود نیز به هیچ طریقی قابل هدایت نیستند». (1)
اصولاً در روایات مانور زیادی روی اسلحه امام و قتال برای برقراری عدالت داده نشده و شمشیر کمترین سهم را در مهدویت دارد. البته این موضوع ناقض شدت عمل حضرت در برابر طغیانگران و ظالمین نیست. برخلاف برخی برداشتها، بهجای شمشیر و کشتار، آنچه
1) برگرفته از درس خارج مهدویت، حضرت آیت الله محمد رضا عابدینی.
در پیشبرد اهداف امام، ازجمله برقراری عدالت در روایات بر آن تأکید شده است چهار چیز است:
1_ عظمت، شوکت، اقتدار و صلابت یاران امام و قدرت جسمی و ایمان آنها.
2_ رعب و وحشتی که به امر الهی بهواسطه نشانهها و صلابت یاران و هیبت امام در دل دشمن میافتد.
3_ ورود جنود غیبی ازجمله ملائک به کارزار .
4_ بالا رفتن عقل، علم و تجربه ملتها و یاس عمومی از تمدن مادیِ شیطانی که قرنها بر جوامع انسانی حکومت کردهاند. بنبست فکری و نبود ایده جدید برای اغوای ملتها از طرف جنود شیطان.
دوران امام عصر را نباید با زمانهای قبل مقایسه کرد، چون واقعه شریف ظهور، آغاز ظهور ارادهی خداوند در عالم و گام اول قیامت است. به گفته قرآن «قضی الامر» یعنی امر خداوند قهرا جاری خواهد شد.
حذیفه میگوید از رسول خدا؟ص؟ شنیدم که فرمود:
إذا کان عند خروج القائم ینادی مناد من السماء: أیها الناس قطع عنکم مدة الجبارین و ولی الامر خیر امة محمد فالحقوا بمکة، فیخرج النجباء من مصر والابدال من الشام وعصائب العراق رهبان باللیل، لیوث بالنهار، کأن قلوبهم زبر الحدید فیبایعونه بین الرکن والمقام؛ هنگامی که زمان ظهور قائم فرا رسد، نداکنندهای از آسمان ندا میدهد که: هان ای مردم! خداوند سلطهی جبارین را از سر شما برداشت و سر رشتهی کارها و تدابیر امور گیتی را، شایستهترین و والاترینِ امت محمد؟ص؟، به کف با کفایت خویش گرفت، اینک خود را به مکه برسانید. و آنگاه است که چهرههای پرفضیلتی از مصر، شایستگانی از شام و گروههایی از عراق، بسوی مکه، میشتابند که شیران روز و راهبان شب هستند؛ دلهایشان همانند فولاد سخت و استوار است پس بین رکن و مقام با او بیعت میکنند. (1)
1) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 304 ؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 208.
بنابر این با ظهور امام، دوران و جولان باطل به پایان رسیده و دولت حق فرا میرسد و این وعده، قول و خواست خداوند متعال است.
للحقّ دولة، للباطل جولة.
برای حق دولتی و از برای باطل جولانی باشد. (1)
{هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند}. (2)
در این دوران پرچم ظفر پیامبر افراشته میشود و امر الهی بر این تعلق گرفته است که ولایت الله و حاکمیت الله که در قیامت قهری و مطلق ظهور میکند در این دنیا نیز به درجاتی ظهور نماید. عصر ظهور عصر تحقق غیب در عالم انسانی است.
اصولا درگیریهای ظهور آنچنان که به آن دامن زده شده است وسیع نیست. طغیانگرانی وجود دارند که امام آنها را در مدت کوتاهی از میان بر میدارد. ظالمین زیر پای ملتها، در حالی که به سمت امام میروند له میشوند. بلکه یاران امام به امر امام عرق زیادی برای هدایت بشر به قهقرا رفته میریزند.
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ میفرمایند:
یاوی الی المهدی امته کما یأوی النحله الی یعسوبها؛ امت به امام زمان؟ع؟ رو میکنند، همانطور که زنبورعسل به ملکه خود رو میکنند. (3)
همچنین میفرمایند:
یخرج المهدی فی امتی یبعثه الله غیاثا للناس؛ امام عصر؟ع؟ در میان امتم قیام میکند درحالیکه خداوند او را پناه مردم (فریادرس) قرار میدهد. (4)
غیاث یعنی تنها فریادرس، یعنی فریادرسی، در زمانی که هیچ فریادرسی نباشد. امام عصر؟ع؟ در هنگامهی ظهور چنین خواهد فرمود:
أنَّ رحمة ربکم وسعت کل شیء و انا تلک الرحمة؛ رحمت خداوند همهی اشیاء را فراگرفته است و من همان رحمت واسعه هستم. (1)
رحمت واسعه بودن امام به این معنی نیست که ایشان در برابر طغیانگران و ظالمین سکوت کند، بلکه طبق آیات متقن قرآن و سنت رسول خدا، با شدت با آنها برخورد میکند. این برخورد، امر الهی است که در جایجای قرآن و روایات به آن اشارهشده است. درباره اجرای عدالت مالی و بخشایش مال بین مردم توسط امام روایات فراوانی وجود دارد که برای نمونه میفرمایند:
چون مهدی ما اهلبیت قیام کند، مال را بهطور مساوی تقسیم میکند و عدالت را در میان رعیت اجرا میکند. هر کس از او اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و هر کس او را نافرمانی کند، خدای را نافرمانی کرده است. (2)
در میان اهل تورات با تورات، در میان اهل انجیل با انجیل، در میان اهل زبور با زبور و در میان اهل قرآن با قرآن داوری میکند. ثروتهای روی زمین و گنجهای درون آن از تمام نقاط جهان بهسوی او گرد میآیند. آنگاه خطاب به مردم میفرماید: بیایید، این همان متاع دنیاست که برای آن با خویشاوندان قطع رحم کردید، خونهای حرام را ریختید، به حریم گناهان وارد شده، مرتکب محرمات الهی شدید، این ثروتها را کلان کلان در اختیار مردم قرار میدهند که چنین رقمهای درشت در تاریخ بخششهای جهان بیسابقه خواهد بود. زمین را پر از عدل و داد و نور کند، آنچنانکه مملو از جور و ستم و شر شده باشد. (3)
امام صادق؟ع؟ فرمود:
أول ما یظهر القائم العدل ان ینادی منادیه: أن یسلّم صاحب النافلة لصاحب الفریضة الحجر الأسود والطّواف؛نخستین چیزی که از عدالت قائم؟عج؟ ظاهر میشود، این است که منادی اعلام میکند، آنان که طواف مستحبی میکنند، «مطاف» (محل طواف) و «حجرالاسود» را برای کسانی که طواف واجب میکنند، خالی کنند. (1)
إذا قام حکم بالعدل وارتفع فیایامه الجور و أمنت السّبل و أخرجت الأرض برکاتها وردّ کلّ حق الی أهله و لم یبق أهل دین حتّی یظهروا الإسلام و یعترفوا بالإیمان؛ مهدی چون قیام کند، به عدالت داوری میکند و در زمان او ستم ریشهکن میشود و راهها امن میگردد و زمین برکتهای خود را ظاهر میکند و هر حقّی به صاحب حق برمیگردد و پیرو هیچ آیینی نمیماند، جز اینکه به اسلام میگرود و به آن ایمان میآورد. (2)
بر اساس امر الهی، امام عصر؟عج؟ مصلح، یعنی اصلاحکنندهی امور در همهی لایههای زندگی انسان، چرخهی طبیعت خدا و حتی حیوانات و جنیان میباشند. این تهمت که امام عصر کشتارهای وسیعی به راه میاندازد بهگونهای که خون تا ساق پا میرسد با غیاث و رحمت واسعه بودن امام، سنت رسول خدا و ائمه اطهار و آیات متقن قرآن منافات دارد و این دروغ بزرگی است که برخی افراد، دانسته و برخی دیگر ندانسته، بر اساس روایات جعلی و یا فهم نادرست و ناقص از روایات دیگر بر مهدویت بستهاند. آنچه مسلم است، در دولت آخرین سفیر الهی؟ع؟ همهی کارها با اعجاز انجام نمیشود و برای بر طرف شدن موانع، اقداماتی صورت میگیرد که این مسئله با دو دید، افراطوتفریط مواجه شده است. درگیریهای اینچنینی در برخی نقاط محدود و با برخی گروههای محدود انجام میشود.
امام عصر بر اساس امر الهی اقدام به قیام برای اقامه ولایت و حاکمیت الله در جهان میکند و ملتهای جهان را به دین خدا دعوت مینماید. گروه محدودی در نقاطی خاص مانع قیام حضرت و حاکمیت آموزههای الهی در جهان میشوند. این گروه محدود در برابر پیامبران الهی
نیز مانع ایجاد کردند. دعوت نوح؟ع؟ را نپذیرفتند، قصد به صلیب کشیدن حضرت عیسی؟ع؟ را داشتند و با پیامبر اسلام؟ص؟ مقاتله کردند. در زمان ظهور نیز قصد به شهادت رساندن حضرت مهدی و جلوگیری از حاکمیت ایشان را دارند که پس از دعوت، مذاکره و اتمامحجت (شبیه سنت رسول خدا و امام علی؟ع؟) امام آنها را، مطابق با آیات قرآن (اشداء علی الکفار) با شدت از میان برمیدارد، اما ملتهای جهان با از میان رفتن این موانع به امام میپیوندند و در یک برنامهریزی فرهنگی و تربیتی به آموزههای الهی متمایل شده و تسلیم امر الهی میشوند.
رعایت آموزههای علمیِ، عقلیِ و الهی باعث بازگشت عدالت به چرخهی طبیعت و زنجیرهی زندگی حیوانات شده و گسترش مهر و محبت بین امام و امت و بین مومنین باعث به کمال رسیدن روابط بین مومنین میشود.
پیامبران الهی، در مأموریت آسمانی خود، خواهان اقامه عدل در جهان، در بین همه انسانها بودهاند و میخواستند مردم را طوری تربیت کنند که آنان خود قسط و عدل را به پا دارند، نه آنکه بهزور و قدرت حاکم، به عدالت تن دهند. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند}. (1)
از این آیه استفاده میشود که پیامبران میخواستند، مردم را طوری تربیت کنند تا خود، قیام به قسط نمایند و عدل را بر پا دارند، لذا فرمود: «لیقوم الناس بالقسط» و نفرمود: «لیقیموا الناس بالقسط». بین حاکمی که با نیروی نظامی و انتظامی عدل را برقرار میکند و حاکم دیگر که مردم را از نظر کمالات و درک عقلانی بهجایی میرساند که خود اقامه عدل نمایند
1) حدید، 25.
تفاوت وجود دارد.
در تعالیم الهی، عدل از جایگاه رفیعی برخوردار است تا جایی که همه انسانها مأمور شدهاند در تمام زمینههای زندگی خود، ازجمله در کوچکترین واحد اجتماع یعنی نظام خانواده و رابطه اعضای خانواده، تا نظام اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و نظامی، در گفتار و کردار و روابط بینالمللی عدالت را مراعات کنند. نمونههایی از این فرمانها عبارتاند از:
{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید همواره برای خدا قیام کنید و از روی عدالت، گواهی دهید. دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از (معصیت) خدا بپرهیزید که از آنچه انجام میدهید، باخبر است}. (1)
{وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ حَتَّی یبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْکیلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُکلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کانَ ذَا قُرْبَی وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ؛ و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و برای اصلاح)، نزدیک نشوید، تا به حد رشد خود برسد و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید، هیچکس را، جز به مقدار توانایی اش، تکلیف نمیکنیم و هنگامیکه سخنی میگویید، عدالت را رعایت نمایید، حتی اگر در مورد نزدیکان (شما) بوده باشد و به پیمان خدا وفا کنید، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش میکند، تا متذکّر شوید}. (2)
{إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَینْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکرِ وَالْبَغْی یعِظُکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان میدهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهی میکند؛ خداوند به شما اندرز میدهد، شاید
متذکّر شوید}. (1)
با تدبر در آیات فوق میبینیم که خداوند در خصوص کوچکترین مسائل مانند گواهی و شهادت دادن، مواجهه با دشمن، وزن و پیمانه، حق یتیم و حتی در سخن گفتن امر به عدالت نموده است.
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ فرمود:
فهو إمام تقی نقی بار مرضیهاد مهدی أول لعدل و آخره؛ هموست امام پاک و منزه، مورد سرور و خوشرویی و رضایت مردم. اوست هدایتکننده و هدایتشده. او آغاز عدالت است و هم فرجام آن. (2)
در این روایت پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ امام زمان را به اول و آخر عدل توصیف کردهاند. یعنی صفر تا صد عدل را او محقق میکند، از ابتدا تا انتهایش را او میرود. درست است که تمام انبیاء و اولیاء و معصومین همه، هم خودشان در حد ممتاز و اعلی، عادل بودند، هم عدالتخواه بودند و هم درصدد این بودند که هر مقدار که امکان دارد، عدالت را تحقق ببخشند. اما این ویژگی منحصربهفرد برای امام زمان؟ع؟ است و اوست که عدل را در جهان محقق میکند. نهفقط تحقق میبخشد، بلکه جهان را از عدل پر میکند. امام عصر این ویژگی منحصربهفرد را دارد.
رسول خدا؟ص؟ فرمود:
لو لم یبق من الدهر الا یوم، لبعث الله رجلا من اهلبیتی یملاها عدلا کما ملئت جورا؛ اگر باقی نماند از روزگار مگر یک روز، البته خداوند برمیانگیزد مردی از اهلبیت مرا که زمین را از عدل پر کند، همچنانکه از ستم پر شده باشد. (3)
در حکومت آن حضرت هیچ ویژگی بهاندازه «عدل و قسط»، برجستگی و روشنی ندارد و مردم آن حضرت را عمدتاً از عدل او میشناسند و آنچه در اولین لحظه از نام مبارک او در ذهن
خطور میکند، عدل او است (1).
فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق؟ع؟ میفرمود:
قائم ما چون قیام کند با جهل مردم، شدیدتر از آنچه رسول خدا؟ص؟ با آن از سوی نادانان جاهلیت روبرو شد برخورد میکند. عرض کردم، این چگونه ممکن است؟ فرمود: همانا رسول خدا در حالی بهسوی مردم آمد که آنان سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده و مجسمههای چوبین را میپرستیدند، و قائم ما چون قیام کند در حالی بهسوی مردم میآید که جملگی کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و بر او بدان احتجاج مینمایند، سپس فرمود: بدانید به خدا سوگند که موج دادگستری او بدان گونه که گرما و سرما نفوذ میکند تا درون خانههای آنان راه خواهد یافت. (2)
عدالت در عصر مهدوی چنان عمق و گستردگی دارد که بهصورت شعار در دست مؤمنین قرار داده شده است. بهگونهای که در زیارات و ادعیه مختلف، عدالت مهدوی بهکرات گوشزد شده است. در زیارت حضرت صاحبالامر میخوانیم:
اَلسَّلامُ عَلَی الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَالْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ؛ سلام بر قائم منتَظَر و عدل پرآوازه. (3)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ فرمود:
یاوی الی المهدی امّته کما تاوی النّحل الی یعسوبها و یسیطر العدل حتی یکون الناس علی مثل امرهم الاوّل، لایوقظ نائماً ولا یهریق دماً؛ امت اسلامی به مهدی؟عج؟ مهر میورزند و به سویش پناه میبرند، آنچنانکه زنبوران عسل بهسوی ملکه خود پناه میبرند. عدالت را در پهنه گیتی میگستراند و صفا و صمیمیت صدر اسلام را به آنها باز میگرداند. خفتهای را بیدار نمیکند (یعنی کسی مزاحم آسایش کسی نمیشود) و خونی را (بهناحق) نمیریزد. (4)
امام علی؟ع؟ فرمود:
هوالشّمس الطالعة من مغربها، یظهر عند الرّکن والمقام، فیطهّر الأرض و یضع میزان العدل فلا یظلم أحدٌ أحداً؛ او همان خورشیدی است که از مغرب طلوع خواهد کرد. در میان رکن و مقام ظاهر میشود و میزان عدالت را میگسترد، دیگر کسی به کسی ستم نمیکند. (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
إذا قام قائم أهل البیت قسم بالسویة وعدل فی الرعیة، فمن أطاعه فقد أطاع الله ومن عصاه فقد عصی الله؛ چون مهدی ما اهل بیت قیام کند، مال را به طور مساوی تقسیم می کند و عدالت را در میان رعیت اجرا می کند. هر کس از او اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و هر کس او را نافرمانی کند، خدای را نافرمانی کرده است. (2)
در این میان، قضاوت آن حضرت نیز بینظیر است. بهگونهای عادلانه حکم میشود که سرسوزنی ظلم و بیداد به کسی نشده و هیچ رنج و محنتی بر دلی نمینشیند. حضرت مهدی؟عج؟ بر طبق احکام خالص دینی حکم و حکومت میکند، میزان عدل را در میان مردم مینهد و بدین گونه هیچکس نمیتواند به دیگری ستم کند.
امام صادق؟ع؟ فرمود:
در همین مسجدِ شما، یعنی در مکه بهزودی 313 مرد میآیند که اهل مکه بهخوبی میدانند آنها را پدران و نیاکان آنان نزاییدهاند. بر دست آنان شمشیرهایی باشد و بر هر شمشیری کلمهای نوشته باشد که از آن، هزار کلمه گشوده گردد. پس خدای تبارکوتعالی بادی فرستد تا در هر وادی جار کشد که: «این است مهدی به روش
داوود و سلیمان قضاوت کند و گواه بر حکم خود نطلبد». (1)
امام صادق؟ع؟ فرمود:
هرگاه قائم آل محمد؟ص؟ قیام کند، میان مردم به حکم داود حکم میکند و در حکمش نیاز به بینه و گواه ندارد. خداوند بزرگ به او الهام میکند، پس به علم خود حکم میکند. (2)
امام صادق؟ع؟ فرمود:
وقتیکه قائم قیام کند، داوری را بر اساس عدالت قرار میدهد و ظلم و جور در دوران او برچیده میشود و جادهها در پرتو وجودش امنوامان میگردد و زمین برکاتش را خارج میسازد و حق هر کس را به او بر میگرداند و در بین مردم همانند داود و محمد؟ص؟ داوری میکند. (3)
امام صادق؟ع؟ فرمود:
اِذا قامَ قائمٌ آلِ محمّدٍ حَکَمَ بِحکمِ داوُد وَسُلَیمان لایسئَلُ النّاسَ بَینهً؛ وقتی قائم آل محمد قیام کند به حکم داود و سلیمان حکم میکند و از مردم گواه نمیخواهد. (4)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
ثُمَّ یرجِعُ اِلَی الکُوفَه فَیبْعَثُ الثَلاثَ مِأهَ وَالبَضْعَهَ عَشَرَ رَجُلاً اِلَی الأفاقِ کُلِّها فَیمْسَحُ بَینَ اَکتافِهِم وَعَلی صُدوُرِهِم فَلا یتَعایونَ فی قَضاء؛ پس از آنکه امام؟ع؟ به کوفه بازگشت و در آنجا مستقر شد، بیش از سیصد و ده نفر را به اطراف عالم (برای حکمروایی و اجرای احکام الهی) میفرستد و در هنگام فرستادنِ آنها، شانهها و سینههای آنها را با دست مبارک مسح میکند. پس آنان در هیچ حکمی و قضایی عاجز نمیمانند (قضا و داوری در هر امر مشکلی برای آنان آسان خواهد بود). (5)
در حدیثی از امام باقر؟ع؟ میخوانیم که فرمود:
فَاِنَّما سُمیالمَهدی لاِءَنَّهُ یهدی بِاَمرٍ خَفِی یستَخرِجُ التَّوراهَ وَسایرَ کُتُب اللّهِ مِنْ غارٍ بِأنطاکیه فَیحکُمُ بین اَهلِ التَّوراتِ بِالتَّوراتِ، وَبین اَهلُ الأنجیلٍ بِالأِنجیلِ، وَبَینَ اَهلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ، وَبَینَ اَهلِ الفُرقانِ بِالفُرقانِ؛ علت نامگذاری او (امام دوازدهم) به مهدی، این است که خدا او را به امور مخفی هدایت کرده است. ازجمله اینکه تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه خارج میسازد و میان پیروان تورات به تورات و پیروان انجیل به انجیل و پیروان زبور به زبور و پیروان قرآن به قرآن، قضاوت و داوری میکند. (1)
در سایر ادیان الهی نیز بشارات فراوانی درباره اجرای عدالت فراگیر بهوسیله منجی آخرالزمان داده شده است. در کتاب اشعیای نبی اینگونه میخوانیم:
مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین بهراستی حکم خواهد نمود و جهان را به عصای دهان خویش زده شریران را به نفخهی لبهای خود خواهد کُشت. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند. گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد. طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفل شیر باز داشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت و در تمامی کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهد کرد؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود، مثل آبهایی که دریا را میپوشاند. در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یسّی به جهت عَلَمِ قومها بر پا خواهد شد و امتها آن را خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهد آمد. (2)
در این آیات از کتاب اشعیای نبی میبینیم که وعده عدالت در آخرالزمان بهوسیله منجی
داده شده است. جالب است که عدالت دارای ابعاد گوناگونی بوده و حتی حیوانات را در بر خواهد گرفت. علتالعلل همه این صلح و سلامتی نیز پر شدن جهان از معرفت خداوند معرفی شده است، یعنی همان چیزی که در آیات قرآن و روایات ائمه معصوم گفته شده و اینکه مختصات امنیت به درون انسان خواهد رفت و خود انسان امن خواهد شد.
در مزامیر حضرت داوود؟ع؟ میخوانیم:
امتها شادی و ترنم خواهند نمود، زیرا قومها را به انصاف حکم خواهی نمود و امتهای جهان را هدایت خواهی کرد. (1)و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف. مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود، مادامیکه ماه نیست نگردد و او حکمرانی خواهد کرد، از دریا تا دریا، از نهر تا اقصای جهان. جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود. بر مسکین و فقیر کرم خواهد فرمود و جانهای مساکین را نجات خواهد بخشید. (2)
آنچه اکنون شاهد آن هستیم این است که مؤمنین در بسیاری از کشورها مورد تهمت، تهدید و ارعاب قرار گرفته و در انجام فرایض دینی خود آزاد نیستند. کفار و مشرکین با تهاجم بیوقفه به کشورهای مسلمان و آزاده، جان، مال و نوامیس آنان را مورد دستبرد قرار میدهند. از آیات قرآن و روایات اینگونه برداشت میشود که بعد از ظهور امام عصر همهی دین به همهی مردم جهان ارائه شده و مفسر اصلی قرآن که همانا امام معصوم است در بین مردم حضور داشته و شبهات را برطرف نموده و به سؤالات پاسخ خواهد داد. مؤمنین با فراغ بال، به دور از ظلم ظالمان، با رغبت و در کمال آرامش به فراگیری علوم دینی پرداخته و با عمق جان توحیدی میشوند. عنایات خداوند از طریق واسطه فیض، یعنی امام عصر، در زندگی مؤمنین جاری شده و خداپرستی، ایمان و تقوا مایهی شکوه و عظمت اشخاص خواهد بود، نه ثروت و قدرت. مؤمنین ظهور کرده و با اتصال قلبی به امام خود، صاحب کرامات و قدرتهای مافوق تصور در دنیای فعلی میشوند. در دنیای قبل از ظهور مؤمن، منافق، کافر و مشرک در کنار هم زندگی کرده و چهبسا از هم بازشناخته نمیشوند، اما در عصر ظهور، مؤمن از غیر مؤمن بازشناخته میشود. آثار ایمان در صورت مؤمنین ظاهر شده و برکات ایمان در زندگی آنها مشاهده خواهد شد.
برای شناخت بهتر از شرایط دینداران، در عصر ظهور امام زمان و مقام، موقعیت و شکوهی که پیدا میکنند، ابتدا باید شرایط دینداران را در دنیای امروز بهتر شناخت.
«دین» در لغت به معنای قید و بند، التزام، تعهد، تکریم، تقدس و شریعت، مذهب، ورع و پاداش انقیاد، خضوع، پیروی، تسلیم و جزاست. دین در اصطلاح، عبارت است از اعتقاد به قوای لاهوتی و ماوراءالطبیعی و رعایت سلسله قواعد اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در زمینه ارتباط با خود، سایر بندگان، خداوند و انجام مناسک عبادی، در جهت کسب تقرب خالق و جلب رضایت او، بهمنظور تعالی روح. دینداری به معنای التزام عملی و ذهنی به باورهای دینی است (1).
مردم در ارتباط با دین به چند گروه تقسیم میشوند که عبارتاند از:
• عدهای از مردم جهان دیندار نیستند و با دینداران هم مخالفند.
• عدهای از دینداران، فقط دینداری در شناسنامه آنها دیده میشود.
• عدهای از دینداران، فقط یک روز خاص دیندارند و خداوند را بهعنوان یک پدر پیر قابلاحترام عبادت میکنند.
• عدهای از دینداران، فقط قسمتی از دین را میشناسند و به آن عمل میکنند. این عده بیشتر بعد عبادی دین را رعایت میکنند.
ن.عدهای از دینداران، برداشت اشتباهی از دیندارند و برای خدا شریک قائلاند یا خدا را بهدرستی درک نکردهاند.
ر.عدهای از دینداران، فهم دینی ندارند و در دین به انحراف رفتهاند، مانند گروههای تکفیری.
• عدهای از دینداران، از دین برای به دست آوردن نان استفاده میکنند.
• عدهای از مردم نیز گاهی دیندار هستند و گاهی هم عنان از دست میدهند و اصطلاحاً روی دیوار میانه نشستهاند.
• عدهای از دینداران دارای فهم دینی هستند و در زندگی شخصی خود آن را عملاً پیاده میکنند اما زمینه بروز اجتماعی دین برای آنان وجود ندارد.
• عدهای از دینداران دارای فهم دینی هستند و در زندگی شخصی و اجتماعی خود آن را عملاً پیاده میکنند و در تلاشاند دین را در عرصه بینالملل نیز وارد کنند که این عده
1) احمدی، یعقوب. 1388. وضعیت دینداری و نگرش به آینده دین در میان نسلها، مطالعه موردی شهر سنندج. فصلنامه علمی _ پژوهشی معرفت فرهنگی اجتماعی. سال اول، شماره اول، زمستان 1388، ص 17 _ 44.
مورد بغض جبهه باطل هستند و تاوان سنگینی نیز برای آن پرداخت میکنند.
در دنیای امروز قوانین زیادی از طرف کشورهای لائیک که البته ادعای دموکراتیک بودن آنان گوش فلک را پر کرده است، بر علیه دینداران، بهویژه دین اسلام که بلافاصله پس از بروز شخصی آن، بروز اجتماعی پیدا میکند، وضع شده است. مسلمانان فرانسه بهعنوان بزرگترین جامعه مسلمان اروپا، از سال 2004، بهموجب تصویب قانون، از داشتن حجاب در مدارس دولتی منع شدند. بهموجب این قانون تحت عنوان طرح «ممنوعیت استفاده از نشانههای مذهبی در مدرسههای فرانسه»، استفاده از حجاب اسلامی در مدارس فرانسه رسماً غیرقانونی شد. پیش از آن نیز اغلب مدارس فرانسه بهسختی به دانشآموزان خود اجازه میدادند تا با پوشش اسلامی در کلاسهای خود حاضر شوند. چنین ممنوعیتی مستقیماً با مفاد مربوط به آزادی ادیان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل، مصوب سال 1948 و نیز کنوانسیون حفاظت از حقوق بشر و آزادی های اساسی اروپا، مصوب سال 1950 درج شده، در تضاد است.
در شرایطی که تبعیت مسلمانان فرانسه از این قانون، نشانهی موجه بودن آن در نظر مسلمانان نیست، بسیاری از دختران مسلمان بهواسطه این ممنوعیت برای تحصیل به کشورهای همسایه فرانسه سفر کرده یا در مدارس خصوصی حاضر میشوند تا بتوانند حجاب و هویت دینی خود را حفظ کنند.
طرح ممنوعیت حجاب که برای اولین بار در اروپا اجرا گردید، بهسرعت در سطح جهان مثل آمریکا و حتی در کشورهایی مانند ترکیه که اکثریت آن را مسلمانان تشکیل میدهند، رواج یافت. پیشنویس قانون ممنوعیت نمادهای دینی برای معلمان مدارس، ازجمله داشتن حجاب در ایالت اورگان آمریکا مطرح شده است.
با گسترش روزافزون اسلام در غرب، طرح مقابله با حجاب نیز در مقابل آن و در یک راستا در حال گسترش است؛ این در حالی است که در سالهای اخیر این طرح تنها بهعنوان یک قانون مطرح بود و ضرورت اجرایی آن چندان قابل طرح نبود تا اینکه خبرگزاریها در شهریور سال
1393 از تصویب قانونی ظالمانه بر ضد محجبهها در بلژیک خبر دادند. بر اساس طرح پیشنهادی برخی نمایندگان پارلمان بلژیک، زنان محجبهای که از پوشیه یا نقاب در اماکن عمومی استفاده میکنند، مجرم شناخته شده و جریمه نقدی شده یا زندانی میشوند. بر اساس این قانون قرار است جریمه کسانی که از پوشیه استفاده میکنند از 15 تا 25 یورو یا یک تا هفت روز زندان باشد.
دولتهای غربی با وجود شعار مردمسالاری و حمایت از انسانها، در عمل رفتارهای متعارضی نشان میدهند. آنچه اکنون نتیجه عملکرد مؤلفههای دموکراسی غربی را به نمایش گذاشته است، مفهوم نژادپرستی میباشد که این جوامع را یکی پس از دیگری در بر گرفته است. اهانت به مقدسات یک و نیم میلیارد مسلمان، تا ایجاد محدودیت نمادهای دینی را میتوان نمونههایی از تضاد رفتاری نظامهای سیاسی غرب عنوان نمود. نفوذ سریع و گسترده اسلام در جوامع غربی نگرانی شدید سردمداران نظامهای سیاسی غرب و محافل صهیونیستی و قدرتهای استکباری را برانگیخته است.
آنچه غرب را بیشازپیش نگران میسازد این است که حضور اسلام در غرب هر روز تقویت میشود و بنا به تعبیر بعضی از غربیها، اسلام به بمب ساعتی تبدیل میگردد. از سوی دیگر رشد اسلام و گرایش به آن، بهویژه پس از انقلاب اسلامی سال 1979در ایران و افزایش تمایل جوامع غربی به بازگشت به دین و معنویت و خستگی از ابتذال و فساد اخلاقی از یکسو و منفی بودن رشد جمعیت غیرمسلمان کشورهای غربی، به دلیل تضعیف شدید نهاد خانواده و کارکردهای آن، از سوی دیگر بر نگرانیهای آنها افزوده است.
البته ممنوعیت حجاب در کشورهای غربی تداعی کننده عملکرد مستبدان تاریخ شرق مانند رضاشاه، کمال آتاتورک و برخی دیگر میباشد، با این تفاوت که در گذشته میدان پیکار بر ضد حجاب در کشورهای اسلامی بود، اما اکنون این مصاف به کشورهای غربی هم کشیده شده است (1)
http://www.bashgah.net/fa/content/show/42486.
.دفتر نظارت بر نژادپرستی و خارجی ستیزی اروپا که یکی از مراکز معتبر بررسی وضعیت مهاجران ساکن اروپاست، در گزارش سال 2006 خود تصریح میکند: «مسلمانان اروپا به
1) باشگاه اندیشه، جامعه مجازی. گزارشی از اقدامات ضد حقوق بشری غرب علیه حجاب اسلامی.
اشکال مختلف، بیعدالتی را تحمل میکنند و شرایطی وجود دارد که آنها را برای دستیابی به کار و شرایط آموزشی برابر با دیگران، دچار محدودیتهای جدی میکند».
اصرار بر قوانین رایج و قائل نشدن استثنا برای مسلمانان، حتی در موارد خاص، موجب بروز رفتارهای خاصی از مسلمانان میشود که مجدداً این رفتارهای جدید، مستمسک قوانین و محدودیتهای تازه قرار میگیرد؛ برای مثال در کشور آلمان (که نزدیک به یک میلیون دانشآموز مسلمان دارد)، یکی از آموزشهای اجباری دوره دبستان آموزش «شنا» است. بسیاری خانوادههای متدین و مذهبی (از ادیان مختلف) حاضر نیستند، دختران خود را در این کلاسهای رسمی مختلط شرکت دهند، اما نظام آموزش و پرورش آلمان، حاضر نیست هیچ استثنایی برای دانشآموزان متدین قائل شود. اینجاست که خانوادههای مسلمان، به راههای دیگری نظیر تهیه گواهی پزشکی برای مرخصی و غیبت از این کلاسها روی میآورند تا محدودیتهای بعدی متوجهشان نشود. به تازگی حتی لباس مخصوص شنا که دختران متدین برای حفظ حجاب خود آن را میپوشیدند ممنوع شده است.
کلاسهای آموزش آزاد روابط جنسی در آلمان، بلژیک، سوئد، هلند، انگلستان و سایر کشورها نیز از همین سنخ است. ضرورت حضور دانشآموزان در آنها، خانوادههای مسلمان را در تنگناهای جدی قرار میدهد. نمونههای دیگری مثل نخوردن گوشت خوک که در سرویس اصلی تغذیه دانشآموزان قرار دارد و موارد مشابه، نمونههای عادی و رایج سختیهای زندگی مسلمانان در اروپاست. بر همه اینها باید، برخوردهای ناعادلانه آموزشی، صنفی، اقتصادی و اجتماعی با مسلمانان را افزود که توان روحی مسلمانان اروپا را بهشدت میکاهد.
این محدودیتها و اعمال آنها، حتی گاه تا اصلیترین طبقات جامعه مسلمانان نیز پیش میرود. برای مثال قانونی که امامان جماعت مسلمان ساکن فرانسه را مجبور میکند، زبان فرانسوی، تاریخ فرانسه و تعلیمات اجتماعی بیاموزند، در حقیقت این پیام را دارد که وعظ و خطابه یک مسلمان باید، اولاً به زبان فرانسه ادا شود و ثانیاً مغایرتی با حقوق تاریخ و اجتماعیات فرانسه نداشته باشد و وجوه مختلف آن تعدیل شود (1).
در درون کشورهای اسلامی نیز دینداران تحتفشار افکار برخی از همکیشان خود هستند.
1) پارسا، فروردین. 1386. نیم نگاهی به وضعیت مسلمانان در اروپا. مجله پگاه حوزه. 24 آذر 1386، شماره 221.
برخی افراد که در شناسنامه دیندار بهحساب میآیند، زرق و برق دنیای غرب چنان آنها را مجذوب خود نموده که هرگونه بروز دین در زندگی افراد را بر نتافته و آنها را متهم به سنتی بودن کرده و در پی تحمیق افراد دیندار هستند. آنها خود را افرادی مترقی پنداشته و دینداران را عقب افتاده، احمق، بیفکر و افرادی ناشاد و گوشهگیر معرفی میکنند. تقید دینی و الهی را تعصب معرفی کرده و گسستن تقیدات اخلاقی را آزادی و مدرنیته معرفی میکنند. برای بزرگتر بودن، ارزشی قائل نیستند و تقید اخلاقی در زناشویی آنان رنگ باخته است. ازدواج با هر روش و تعریفی را میپسندند و تنها روشی را که نمیپسندند روش دینی آن است، زیرا در ازدواج با نگاه دینی تقید اخلاقی و وفاداری بهطرف مقابل وجود دارد و در سایر روشها وجود ندارد.
کشتار و توهین به مقدسات، یکی دیگر از روشهای ابراز خشم و کینه علیه پیروان ادیان الهی بهویژه مسلمانان است که در قرن اخیر با شدت تمام از طرف گروههای ضد دین انجام میشود.
کشتار سال 2012 میانمار، یادآور قتلعام مسلمانان توسط بودائیان در این کشور است. برخی گزارشها حکایت از کشتار 200 هزار مسلمان دارند. همچنین گفته میشود که نیروهای نظامی برمه به مهاجمین کمک میکنند و این کشتار در سکوت رسانههای خبری و سازمان ملل در حال انجام است. مسلمانانی که 10 درصد جمعیت 50 میلیونی میانمار را تشکیل میدهند، آیا به چشم شورای حقوق بشر سازمان ملل میآیند؟ (1)
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13930916000776.
.نیروهای ارتش جمهوری صربستان در سال 1995 وارد شهر مسلماننشین سربرنیتسا شدند که سازمان ملل آن را از قبل منطقه حفاظت شده امن اعلام کرده بود و حدود 8000 مسلمان را قتلعام کردند. این کشتار، بعد از جنگ جهانی دوم، بزرگترین نسلکشی در اروپا به شمار میرود.
امروزه دشمنی با اسلام و مسلمانان در جغرافیای اروپا و آمریکا افزایش یافته است. این مرحله بالاتر از اسلام هراسی معمولی است، چراکه ما شاهد فضایی از اسلام هراسی و
1) نوری اصل، احد. 1393. بشر بی حقوق. خبرگزاری فارس.
دشمنی با اسلام هستیم، که از تحریف شروع میشود و در ادامه با توهین به مقدسات مسلمانان، اقدام به نفی مسلمین و هویت آنها میکند. البته باید توجه داشت که در دو دهه اخیر تبعیضهای سیستماتیک علیه مسلمین اعمال شده است، تبعیضهای اجتماعی از پوشش و حجاب تا محروم کردن مسلمانان از دیگر حقوق اجتماعی آنها. این اقدامات پس از ۱۱ سپتامبر تشدید شده و اخیراً هم بیش از گذشته افزایش یافته است.
با تولید فیلم موهن پیامبر اکرم در چند سال پیش و به دنبال آن برگزاری اعتراضها و راهپیماییهای مختلف در سرتاسر جهان توسط مسلمانان، مسئله اسلامستیزی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. البته با مروری بر سابقه حرکتهای ضد اسلامی، این اقدام جزء اولین حرکتهای ضد اسلامی کشورهای غربی و خصوصاً آمریکا نبوده و آخرین اقدام آنها هم نخواهد نبود.
توهین به اسلام و مسلمانان بار دیگر در نشریه فرانسوی شارلی ابدو، در سال 2014، خشم و انزجار مسلمانان و آزاد اندیشان سراسر جهان را برانگیخت. درواقع باوجود مطالب توهینآمیزی که در این مجله به مقدسات اسلامی منتشر شد، (علیرغم هشدارهایی که مسلمانها و کشورهای اسلامی به فرانسه و به کشورهای غربی دادند) عملاً همه سران کشورهای غربی، از این اهانتها حمایت کردند. پاسخهایی که کشورهای غربی مدافع اینگونه حرکتها میدهند بسیار جالب است. این کشورها اعلام میکنند که این حرکت سازماندهی نشده بوده و کار برخی از افراطیها است و هر گروهی حق دارد از آزادی بیان برخوردار بوده و به بیان عقاید خود بپردازد. حالآنکه گروههای اسلامی حتی برای انجام فعالیتهای مشروع خود باید کسب اجازه نموده و یا همه فعالیتهای آنها توسط سازمانهای دولتی و دستگاههای اطلاعاتی کشورها تحت مراقبت باشد (1)
http://sahebnews.ir/187291.
.چندی پیش اقدام هتاکانه یک استاد مدرسه وکالت پاریس در برهنه شدن مقابل یک دختر محجبه مسلمان بهمنظور اخراج او از کلاس درس، ادامه موج اسلام هراسی و تعصب جاهلی علیه مسلمانان در غرب بود که به بهانه اقدامات تروریستی پاریس شدت گرفت. ستاد حقوق بشر، جسارت و تعرض این استاد مدرسه وکالت پاریس به دانشجوی دختر محجبه
1) عمادی، مریم. 1393. توهین به مقدسات و کشتار مسلمانان؛ طرح جدید غرب در پروژه اسلام هراسی.
مسلمان را نشانگر شرایط غیرقابل تحمل ناشی از تبعیض و اسلام هراسی و نژادپرستی در جامعه فرانسه و بخش قابلتوجهی از اروپا و غرب دانست که برای صلح و امنیت جهانی بسیار هشدار دهنده است. ستاد حقوق بشر در بیانیهای اذعان داشت که «متأسفانه اینگونه اقدامات که نقض صریح حقوق بشر در آزادی عقیده و افکار و همچنین اصل پذیرفته شده احترام به ادیان الهی و آسمانی است، نشان میدهد که تمام مرزهای ادعا شده حقوق بشری و ارزشهای تبلیغ شده لیبرالیسم غربی یکی پس از دیگری در دره تعصب، خودمحوری، نژادپرستی و نابردباری سقوط کرده است. متأسفانه اکنون شاهد آن هستیم که نابردباری علیه مسلمانان از گوشه و کنار خیابان، به محل کار و حتی به محیطهای دانشگاهی کشیده شده است که درواقع باید مظهر تسامح و احترام متقابل بین فرهنگها و ادیان و مذاهب مختلف باشند. در تاریخ نمونههای اخراج دانشجویان به بهانههای سیاسی، اعتقادی و دینی در غرب سابقه دارد و یادگار دوران تفتیش عقاید و جنگهای صلیبی است» (1)
http://www.humanrights-iran.ir/news.aspx?id=44177.
.تمسخر مومنین و عقاید آنها مختص عصر حاضر نیست، بلکه در طول تاریخ همیشه مستکبرین و دشمنان خدا به دلیل نداشتن دلایل منطقی، برای رد عقاید مترقی مومنین به تمسخر آنها روی آوردهاند. قرآن کریم در این رابطه میفرماید:
{وَمَا یأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یسْتَهْزِئُونَ * کذَلِک نَسْلُکهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ * لَا یؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ؛ و هیچ پیامبری برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره میگرفتند. بدین گونه آن [استهزا] را در دل بزهکاران راه میدهیم. [که] به او ایمان نمیآورند و راه [و رسم] پیشینیان پیوسته چنین بوده است}. (2)
ماجرای چپل هیل (شهری در آمریکا) در سال 2015 حادثه ننگین دیگری در کارنامه غرب است که نمیتوان آن را بیارتباط با موج اسلام هراسی ایجاد شده از سوی غرب دانست. قتل سه جوان دانشجوی مسلمان در آمریکا، دو خواهر فلسطینی به نامهای رزان (۱۹ ساله) و یسر (۲۱ ساله) همراه با یک پسر اهل سوریه به نام ضیاء برکات (۲۳ ساله) توسط فردی به نام
کریگ استفن هیکس ۴۶ ساله که توهین به مسلمانان را وظیفه خود میداند، مسئلهای نیست که آن را جز به دلیل احساس نفرت این شخص از اسلام و هراسی که از این دین به دل دارد دانست. حادثه چپل هیل صرفاً یک عکسالعمل شخصی شهروند آمریکایی مطابق با دیدگاه شخصی وی در قبال مسلمانان و اسلام نبود، بلکه نتیجه فکر جمعی منفی است که دولت آمریکا به دنبال نفوذ آن در ذهن شهروندان آمریکایی غیرمسلمان در قبال اسلام است. قطعاً وقوع این اتفاق در چپل هیل ابعاد تازهای از چهره واقعی کشوری که خود را مدعی حقوق بشر معرفی میکند به جهانیان نشان خواهد داد. در ارتباط با این حادثه، رسانههای غربی ابتدا سکوت کردند، ولی با باز شدن پای ماجرا به فضای مجازی، سکوت را شکستند و اخبار مربوط به این حادثه را پوشش دادند، اما تلاش کردند تا این تیراندازی را به دور از انگیزههای فرقهای و مذهبی جلوه دهند و این واقعه را تنها بهصورت دعوا میان دو همسایه بر سر جای پارک جلوه دادند. سیاستمداران آمریکایی نیز سعی دارند این حادثه را صرفاً یک اقدام ناشی از جنون فردی و یا نژادپرستی معرفی کنند. محکوم کردن این فاجعه توسط آنها هم فقط در لفظ است و ناگفته پیداست که اقدام جدی علیه جنایتکاران و قاتلین انجام نخواهد شد (1)
https://www.farsnews.com/news/13931124000281.
و (2)https://www.farsnews.com/news/13931124000877.
.با نگاه تحلیلی به این وقایع میتوان دریافت که حقوق بشر و مسائلی مانند آزادی بیان، تنها ابزاری است برای آمریکاییها تا با استفاده از این واژهها در جهت منافع و مصالح خود حرکت کنند و ظلم به مسلمانان و پایمال شدن حقوق آنها کمترین اهمیتی برای آنها ندارد. پروژه اسلام هراسی که غرب دنبال میکند، با هدف سلب امکان شناخت اسلام توسط مردمان غرب صورت میگیرد تا مردم کشورهای غربی با اسلامی پر پیرایه آشنا شوند، نه اسلام حقیقی و جذاب که میتواند بهعنوان آلترناتیو مکاتب پوچ و شکست خورده نظیر لیبرالیسم و کمونیسم مطرح شود. لذا در این سناریو سعی دارند ضمن ارائه چهرهای خشن و نامطلوب از اسلام، آن را یک تهدید و دشمن معرفی کنند. اسلام هراسی ابعاد مختلف تبلیغی دارد که از جانب مقامات دولتی، سناتورهای آمریکایی، احزاب آمریکایی و شخصیتهای افراطی آمریکا مدیریت میشود. در اغلب موارد این هجمه توسط سازمانهای دولتی آمریکا مثل
سازمان سیایای، افبیای و یا سازمان موساد اسرائیل و سرویس جاسوسی انگلستان مدیریت میشده است. به هر حال آنچه را که امروز جهان بشریت شاهد آن است مشابه جنگ صلیبی است. در حقیقت جنگ تمدنها وارد عرصه جنگ علیه مذهب میشود و این آن چیزی است که غربیها خواستند و باعث آن شدند.
البته نباید از نقش رسانه در این زمینه غافل شد. نقش رسانهها در تغییر تفکرات جامعه بشری بر هیچکس پوشیده نیست، تا جایی که برخی بر این باورند که رسانه دارای چنان قدرتی است که میتواند نسلی تازه و برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورد. بر این اساس نمیتوان سکوت رسانهای غرب در قبال این مسائل را بیارتباط با عوامل برون سازمانی مؤثر بر این رسانهها قلمداد کرد. اخبار مرتبط به مسلمانان و ستمی که بر آنان در کشورهای غربی و آمریکا روا میشود اصولاً بهصورت یک بایکوت خبری مطلق با آن برخورد میشود و اگر چنانچه خبری هم مطرح شود، آن را در قالب یک اتفاق کاملاً عادی عنوان میکنند که احتمالاً در هر جای دیگر دنیا روی میدهد.
تحقیر مومنین و پیروان راستین پیامبران الهی مخصوص عصر حاضر نیست و در اعصار گذشته و در دورهی همهی پیامبران الهی، مومنین از ناحیه مستکبرین و ظالمین مورد تحقیر قرار گرفتهاند. قرآن کریم در اینباره میفرماید:
{قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَک وَاتَّبَعَک الْأَرْذَلُونَ؛ (قوم نوح) گفتند: «آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان از تو پیروی کردهاند؟»}. (1)
در دنیای کنونی مؤمن، کافر و منافق در کنار یکدیگر زندگی میکنند، گویی که مؤمن برتری بر دیگران ندارد. گاهی افراد بیایمان زبان به طعن مؤمنین میگشایند و میگویند با این همه عبادت، زیارت و تقوا چه تفاوتی بین ما و شما وجود دارد، درحالیکه ما دائماً در حال عیش و نوش و خوشگذرانی در این دنیا هستیم. البته این گفتار صحیح نیست و زندگی مؤمنین
1) شعراء، 111.
همیشه از طعم و حلاوت ویژهای، به سبب رضایت خداوند از ایشان برخوردار است، اما این دنیا سرای خوشگذرانی مؤمن نیست و خداوند به مؤمنین وعده زندگی جاودان در آخرت داده است و نعمتهای این جهانی را برای کفار مایهی افزایش طغیان و گرفتار شدن آنها به عذاب آخرت عنوان کرده است. قرآن کریم در اینباره میفرماید:
{زُینَ لِلَّذِینَ کفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ وَاللَّهُ یرْزُقُ مَنْ یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ؛ زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند میکنند و (حالآنکه) کسانی که تقوا پیشه بودهاند، در روز رستاخیز از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد، بیشمار روزی میدهد}. (1)
{مَنْ کانَ یرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یبْخَسُونَ؛ کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را بخواهند (جزای) کارهایشان را در آنجا بهطور کامل به آنان میدهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد}. (2)
{فَلَا تُعْجِبْک أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ بِهَا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ کافِرُونَ؛ اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد. جز این نیست که خدا میخواهد در زندگی دنیا بهوسیله اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر بیرون رود}. (3)
{الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا فَالْیوْمَ نَنْسَاهُمْ کمَا نَسُوا لِقَاءَ یوْمِهِمْ هَذَا وَمَا کانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ؛ همانان که دین خود را سرگرمی و بازی پنداشتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همانگونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار میکردند، ما [هم] امروز آنان را از یاد میبریم}. (4)
{وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیرٌ لِلَّذِینَ یتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست و قطعاً سرای بازپسین برای کسانی که پرهیزگاری
میکنند بهتر است. آیا نمیاندیشید؟}. (1)
همچنین خداوند در قرآن کریم دادن فرصت به کافران و دادن اموال زیاد به آنان را به نفع آنها نمیداند، بلکه این فرصت و مآل بر عذاب آنها میافزاید:
{وَلَا یحْسَبَنَّ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ؛ و البته نباید کسانی که کافر شدهاند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت میدهیم برای آنان نیکوست؛ ما فقط به ایشان مهلت میدهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند، و [آنگاه] عذابی خفتآور خواهند داشت}. (2)
{وَلَوْلَا أَنْ یکونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ یکفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیهَا یظْهَرُونَ * وَلِبُیوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیهَا یتَّکئُونَ * وَزُخْرُفًا وَإِنْ کلُّ ذَلِک لَمَّا مَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّک لِلْمُتَّقِینَ * وَمَنْ یعْشُ عَنْ ذِکرِ الرَّحْمَنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ * وَإِنَّهُمْ لَیصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ * حَتَّی إِذَا جَاءَنَا قَالَ یا لَیتَ بَینِی وَبَینَک بُعْدَ الْمَشْرِقَینِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ؛ و اگر نه آن بود که [همه] مردم [در انکار خدا] امتی واحد گردند، قطعاً برای خانههای آنان که به [خدای] رحمان کفر میورزیدند، سقفها و نردبانهایی از نقره که بر آنها بالا روند قرار میدادیم و برای خانههایشان نیز درها و تختهایی که بر آنها تکیه زنند و زر و زیورهای [دیگر نیز] و همه اینها جز متاع زندگی دنیا نیست و آخرت پیش پروردگار تو برای پرهیزگاران است. و هر کس از یاد [خدای] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانی میگماریم تا برای وی دمسازی باشد و مسلماً آنها ایشان را از راه باز میدارند و [آنها] میپندارند که راه یافتگاناند. تا آنگاه که او [با دمسازش] به حضور ما آید، [خطاب به شیطان] گوید: «ایکاش میان من و تو، فاصله خاور و باختر بود، که چه بد دمسازی هستی»}. (3)
اما این شرایط در زمان ظهور امام عصر ادامه نخواهد یافت، بلکه در آن زمان مؤمن با کافر و
منافق متفاوت خواهد بود و بهتبع ظهور امام، توانایی و علوِّ مؤمن نیز ظهور و بروز خواهد کرد و خداوند در بسیاری از عرصهها، تواناییهای مؤمن را ارتقا داده و با کفار و مشرکین و منافقین متمایز خواهد ساخت که به برخی از آنها اشاره میشود:
اکنون مومن، کافر، مشرک و منافق در یک جامعه در کنار هم زندگی میکنند. بر اساس روایات به نظر میرسد این موضوع پس از ظهور امام عصر ادامه نخواهد یافت و مومن و کافر به درجاتی مانند قیامت از یکدیگر جدا خواهند شد. خداوند در اینخصوص در قرآن کریم میفرماید:
{مَا کانَ اللَّهُ لِیذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی مَا أَنْتُمْ عَلَیهِ حَتَّی یمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ وَمَا کانَ اللَّهُ لِیطْلِعَکمْ عَلَی الْغَیبِ وَلَکنَّ اللَّهَ یجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ خداوند بر آن نیست که مؤمنان را بر این حالی که شما برآنید ( مؤمن و منافق به هم مخلوطید) واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا سازد و ( نیز سنت) خداوند بر آن نیست که شما را از اسرار غیب (و بواطن یکدیگر) مطلع سازد و لکن از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمیگزیند ( و به او علم غیب، بهاندازه نیاز رسالتش میآموزد)، پس به خدا و به فرستادگانش ایمان آورید و اگر ایمان آورید و پروا پیشه کنید شما را پاداشی بزرگ خواهد بود}. (1)
ترجمه آیه بر اساس تفسیر المیزان: (2)
خدا چنین نیست که مؤمنان را بر حالتی که شما برآنید که ایمان و کفر به هم آمیخته و مؤمنان و منافقان مختلط گشتهاند رها کند، تا اینکه ناپاک را از پاک جدا سازد و نیز خدا چنین نیست که شما را از غیب آگاه گرداند تا بتوانید خود، منافق را از مؤمن بازشناسید ولی خدا هر که را بخواهد برمیگزیند و او را از غیب آگاه میسازد و او پیامبرانش را برای این امر برگزیده است. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر
ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.
به نظر میرسد بعد از ظهور، خبیث و طیب به مراتبی مانند قیامت به صورت فیزیکی از هم جدا میشوند. یعنی علاوه بر امام و امامت، به لطف امام و به اذن خداوند، مؤمنان هم ظهور پیدا میکنند و از کفار جدا میشوند.
{لِیمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ وَیجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلَی بَعْضٍ فَیرْکمَهُ جَمِیعًا فَیجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولَئِک هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ (اینها همه) به خاطر آن است که خداوند (میخواهد) ناپاک را از پاک جدا سازد و ناپاکها را روی هم بگذارد و همه را متراکم سازد و یکجا در دوزخ قرار دهد و اینها هستند زیانکاران}. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
لاَ تَمْضِی اَلْأَیامُ وَ اَللَّیالِی حَتَّی ینَادِی مُنَادٍ مِنَ اَلسَّمَاءِ یا أَهْلَ اَلْحَقِّ اِعْتَزِلُوا یا أَهْلَ اَلْبَاطِلِ اِعْتَزِلُوا فَیعْزِلُ هَؤُلاَءِ مِنْ هَؤُلاَءِ وَ یعْزِلُ هَؤُلاَءِ مِنْ هَؤُلاَءِ قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَک اَللَّهُ یخَالِطُ هَؤُلاَءِ وَ هَؤُلاَءِ بَعْدَ ذَلِک اَلنِّدَاءِ قَالَ کلاَّ إِنَّهُ یقُولُ فِی اَلْکتَابِ: {ماکانَ اللهُ لِیذَرَ المُؤمِنِینَ عَلی ما اَنتُم عَلَیهِ حَتّی یمیزَ الخَبیثَ مِنَ الطَّیب} (2)روزها و شبها به پایان نمیرسد تا اینکه ندا کنندهای از آسمان ندا کند ای اهل حق جدا شوید، ای اهل باطل جدا شوید، پس آنها از هم جدا میشوند. راوی میگوید از امام پرسیدم خداوند امر شما را اصلاح فرماید آیا بعد از ندا دوباره اختلاطی است حضرت فرمود بعد این نداء دیگر اختلاط نیست. مگر نه اینکه خداوند در قرآن میفرماید: «خداوند بر آن نیست که مؤمنان را بر این حالی که شما برآنید ( مؤمن و منافق به هم مخلوطید) واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا سازد». (3)
امام صادق؟ع؟ درباره قول خدای تعالی "یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنواصی
والأقدام" (1)به معاویه دُهنی فرمود:
یا معاویة ما یقولون فی هذا ؟ قلت: یزعمون إن الله تبارک وتعالی یعرف المجرمون بسیماهم فی القیامة فیأمر بهم فیؤخذ بنواصیهم وأقدامهم فیلقون فی النار، فقال لی و [ کیف ] یحتاج الجبار تبارک وتعالی إلی معرفة الخلق بسیماهم وهو خلقهم ؟ قلت: فما ذاک، جعلت فداک ؟ فقال: ذلک لو قام قائمنا أعطاه الله السیماء فیأمر بالکافر فیؤخذ بالنواصی والأقدام ثم یخبط بالسیف خبطا؛ دیگران درباره این آیه چه میگویند؟ عرض کردم: میپندارند که خداوند روز قیامت گنهکاران را از قیافهشان میشناسد... امام فرمودند: خدا چه نیاز دارد مجرمان را از چهره بشناسد و حال آنکه آنان را آفریده؟! عرض کردم: جانم به قربانتان! پس معنای آیه چیست؟ امام فرمودند: هنگامی که حضرت قائم؟ع؟ قیام کند، خداوند به او علم سیما شناسی عطا میکند (پس، از چهره، آنها را میشناسد و با ایشان برخورد میکند). (2)
«اشاره این روایت ظاهراً بر آخرالزمان و عصر ظهور امام زمان؟عج؟ تطبیق میشود که اهل حق از اهل باطل جدا میشوند. بر این اساس، استدلال به آیه شریفه در این روایت، از باب جری و تطبیق بر زمان خاص است. لازم است به دو نکته عنایت شود:
أ. حق محض که بطلان در آن حوزه اصلاً راه ندارد، از اینرو کفر، نفاق، فسق، خُبث و مانند آن، در آنجا مطرح نخواهد شد.
ب. حق مشوب به باطل و صدق مخلوط به کذب و طیب ممزوج به خبیث.
قسم اول، قلمرو الهیات صرف است که مظاهر اسمای حسنای الهی نیز در آن منطقه حضور دارند و قسم دوم حوزه طبیعت و نشئه دنیاست که منطقه آزمون است؛ امّا منطقهای نیست که در آن غیر از بطلان و کذب و خُبث یافت نشود.
یکسان نیستند، زیرا تمایز مزبور در برخی از آزمونها کمتر و در بعضی از آنها بیشترند. رخدادهای مهم تاریخی فرصتهای مناسب و وسیعی برای تمایز مذکورند و چون زمان ظهور حضرت بقیّه الله امام مهدی موجود موعود؟عج؟ از حساسترین فرصتهای تاریخ جهان است، شفافترین تمایز مفروض در دنیا در آن مقطع رخ میدهد. البته نهاییترین مرحله تمایز، قیامت کبراست که حق بهطور کامل در آن ظهور مییابد». (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
إِنَّهُ نَازِلٌ فِی قِبَابٍ مِنْ نُورٍحِینَ ینْزِلُ بِظَهْرِ اَلْکوفَةِ عَلَی اَلْفَارُوقِ فَهَذَا حِینَ ینْزِلُ وَ أَمَّا «قُضِی اَلْأَمْرُ » فَهُوَ اَلْوَسْمُ عَلَی اَلْخُرْطُومِ یوْمَ یوسَمُ اَلْکافِرُ؛ امر خدا نازل میشود در قبههایی از نور، زمانی که در پشت کوفه بر فاروق نازل میشود و این زمانی است که امر الهی نازل میشود و امّا «قُضِی اَلْأَمْرُ» علامتی است بر بینی، هنگامیکه کافر نشانهگذاری میشود. (2)
«شاید مراد این حدیث باشد که امام قائم بر امری فرود میآید، که بهوسیلهی آن مؤمن و کافر را از هم جدا میکند و معنی «قضای امر» تشخیص مؤمن از کافر است، چون بر بینی کافر داغ و علامت زده میشود و از مؤمن بازشناخته میشود و این در رجعت اتّفاق میافتد». (3)
در سوره مبارکه قلم نیز به موضوع داغ گذاشتن بر بینی اشاره شده است:
{و اذَا تُتْلَی عَلَیهِ آیاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ * سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ؛ هنگامیکه آیات ما بر او خوانده میشود میگوید: «اینها افسانههای خرافی پیشینیان است». (ولی) ما بهزودی بر بینی او علامت و داغ ننگ مینهیم}. (4)
آنگونه که دریافتیم در عصر ظهور امام زمان؟عج؟ به تبع ظهور امام، مؤمنین نیز ظهور خواهند کرد و خداوند توانایی آنها را ارتقا خواهد داد. علاوه بر ارتقای قدرت ایمان، تقوا،
قدرت تحلیل و عقل، مؤمنین از نظر قوای بدنی نیز ارتقا مییابند. در اینباره روایات فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
...فاذا وقع أمرنا وجاء مهدینا کان الرجل من شیعتنا أجری من لیث، وأمضی من سنان، یطأ عدونا برجلیه، ویضربه بکفیه، وذلک عند نزول رحمة الله وفرجه علی العباد؛ ...پس هرگاه که مهدی ما بیاید، هر مرد از شیعیان ما، از شیر دلیرتر و از نیزه چابکتر است، دشمنان ما را زیر پای خود خرد میکند و با کف دست به او ضربت میزند و در این هنگام نزول رحمت خدا و گشایش او برای بندگان است. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
إن المؤمنین فی زمان القائم وهو بالمشرق لیری أخاه الذی فی المغرب، وکذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی فی المشرق؛ در زمان قائم، شخص مؤمن درحالیکه در مشرق به سر میبرد، برادر خود را که در مغرب است دیده و نیز آنکه در مغرب است، برادر خویش را در مشرق خواهد دید. (2)
و نیز میفرماید:
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّی لَا یکونَ بَینَهُمْ وَ بَینَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ یکلِّمُهُمُ فَیسْمَعُونَ وَ ینْظُرُونَ إِلَیهِ وَ هُوَ فِی مَکانِه؛ هنگامیکه قائم ما قیام کند، خداوند، چنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت میکند که میان آنان و آن حضرت، نامهرسانی وجود ندارد و مردم در هر نقطه از کره زمین، امام را مشاهده میکنند و امام با آنان سخن میگوید. (3)
در تمامی این روایات نعمت ارتقای توانایی بدنی مخصوص شیعیان و مومنین بیان شده و احتمالاً متناسب با ایمان اشخاص خواهد بود. در سه روایت اخیر امام معصوم تاکید فرمودهاند که شیعیان ما از شیر دلیرتر شده یا خداوند چشم و گوش مومنین و شیعیان ما را
تقویت میکند، تا برادر و امام خود را در طرف دیگر کره زمین مشاهده کنند و صدایش را بشنوند. ذکر این نکته ضروری است که خبرهایی از برخی از مومنین، در حال حاضر و در همه اعصار وجود دارد که تواناییهایی که وعده آنها به مومنین داده شده است، هم اکنون در اختیار آنها قرار دارد، اما به نظر میرسد این ظهور و بروز در عصر حکومت امام زمان؟عج؟ عمومی میشود.
امام سجاد؟ع؟ میفرماید:
إذا قام قائمنا أذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة، وجعل قلوبهم کزبر الحدید، وجعل قوة الرجل منهم قوة أربعین رجلا ویکونون حکام الارض وسنامها؛ هرگاه قائم ما قیام کند، خداوند عزوجل از شیعیان ما بیماری را برطرف میسازد و دلهای آنان را همچون پارههای آهن میگرداند و به هر مردی از آنها نیروی چهل مرد میدهد و آنها حاکمان زمین و رؤسای اجتماع خواهند شد. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
ما کان یقول لوط «لو أن لی بکم قوة أو آوی إلی رکن شدید» إلا تمنیا لقوة القائم؟عج؟ ولا ذکر إلا شدة أصحابه فان الرجل منهم یعطی قوة أربعین رجلا، وإن قلبه لاشد من زبر الحدید، ولو مروا بجبال الحدید لقطعوها، لا یکفون سیوفهم حتی یرضی الله عزوجل؛ لوط پیغمبر این سخن را که؛ اگر برای من قدرتی بود و یا اگر میتوانستم بهسوی رکن شدید چنگ زنم؛ نفرمود، مگر اینکه آرزو میکرد قدرت قائم؟ع؟ را داشته باشد و یا شدت اصحاب او را واجد گردد. پس به مردی از اصحاب آن حضرت، قدرت چهل مرد ارزانی میشود و قلب او از آهن شدیدتر خواهد بود و اگر ایشان بر کوههای آهن عبور کنند، آن کوهها را قطع میکنند و شمشیرها را زمین نمینهند، تا اینکه خدای عزوجل خشنود گردد. (2)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
کأنی أنظر إلی القائم؟عج؟ وأصحابه فی نجف الکوفة کأن علی رؤسهم الطیر قد فنیت أزوادهم وخلقت ثیابهم، قد أثر السجود بجباههم لیوث بالنهار، رهبان باللیل کأن قلوبهم زبر الحدید، یعطی الرجل منهم قوة أربعین رجلا لا یقتل أحدا منهم إلا کافر أو منافق وقد وصفهم الله تعالی بالتوسم فی کتابه العزیز بقوله « إن فی ذلک لایات للمتوسمین؛ گویا من بهسوی قائم؟ع؟ و اصحاب او مینگرم که در نجف کوفه هستند. (از ژولیدگی) گویا بر سر ایشان پرندهای است. به تحقیق توشههای ایشان نابود شده و لباسهای ایشان کهنه و بر پیشانی ایشان آثار سجود ظاهر است. شیران روز و زاهدان شب هستند. گویا قلبهای ایشان از پارههای آهن است و به هر مردی از ایشان قدرت چهل مرد ارزانی میشود. کسی یکی از ایشان را نمیکشد، مگر اینکه کافر یا منافق باشد و خدای متعال، ایشان را به نشانهداری (در پیشانی) در کتاب گرانقدر خویش توصیف کرده است (که میفرماید) «همانا در این نشانههایی برای نشانهداران (در پیشانی) میباشد. (1)
عبدالملک بن اعین میگوید: از نزد حضرت امام باقر؟ع؟ برخاستم، پس به دستان (به خاطر ضعف) تکیه کردم و گریستم و عرض کردم؛ من امیدوار بودم که امر (شما را) درک کنم درحالیکه توانائی داشته باشم. آن حضرت فرمودند:
أما ترضون أن أعداءکم یقتل بعضهم بعضا، وأنتم آمنون فی بیوتکم إنه لوکان ذلک اعطی الرجل منکم قوة أربعین رجلا، وجعل قلوبکم کزبر الحدید، لو قذفتم بها الجبال فلقتها، وأنتم قوام الارض وخزانها؛ آیا خشنود نیستید که دشمنان شما یکدیگر را میکشند، درحالیکه شما در خانههای خود هستید؟ همانا اگر آن (امر) بر پا شود، به هر مردی از شما قدرت چهل مرد داده میشود و قلبهای شما چون پارههای آهن میگردد که اگر به آن (قلبها) بر کوهها بکوبید، تکهتکه میشوند و شما به پا دارندگان زمین و گنجینهداران آن خواهید بود. (2)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
إن الله نزع الخوف من قلوب شیعتنا، وأسکنه قلوب أعدائنا، فواحدهم أمضی من سنان وأجری من لیث، یطعن عدوه برمحه ویضربه بسیفه، ویدوسه بقدمه؛ همانا خداوند (در زمان قیام قائم ما) ترس را از دلهای شیعیان ما زایل میکند و در دل دشمنان ما میافکند. پس هر یک از آنها، از نیزه چابکتر و از شیر دلیرتر هستند، بهطوریکه دشمن ما را به نیزه خود میزنند و به شمشیر خود مضروب میکنند و زیر پاهای خود، آنها را له میکنند. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرمایند:
یکون شیعتنا فی دولة القائم؟عج؟ سنام الارض وحکامها، یعطی کل رجل منهم قوة أربعین رجلا؛ در دولت قائم؟ع؟ شیعیان ما ارکان زمین و حاکمان آن خواهند بود. به هر یک از ایشان، قدرت چهل مرد داده میشود. (2)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
القی الرعب فی قلوب شیعتنا من عدو نا، فإذا وقع أمرنا وخرج مهدینا کان أحدهم أجری من اللیث، وأمضی من السنان، یطا عدونا بقدمیه ویقتله بکفیه؛ در دلهای شیعیان ما ترس از دشمنان ما افکنده شده است. پس هرگاه امر ما واقع شود و مهدی ما خروج کند، هر یک از ایشان از شیر دلیرتر و از نیزه چابکتر خواهد بود، که دشمنان ما را زیر پای خود خرد میکند و با کف دست، او را به قتل خواهد رسانید. (3)
امام صادق؟ع؟ از قول امام سجاد؟ع؟ میفرمایند:
إذا قام القائم أذهب الله عن کل مؤمن العاهة ورد إلیه قوته؛ هرگاه قائم ما قیام کند، خداوند عزوجل از هر مؤمنی بیماری را برطرف میکند و دوباره نیروی او را باز
میگرداند. (1)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
من أدرک قائم أهل بیتی من ذی عاهة بر أ ومن ذی ضعف قوی؛ هر کس قائم ما اهل بیت را درک کند، اگر بیماری داشته باشند بهبودی مییابد و چنانچه ضعیف باشد، نیرومند میگردد. (2)
«انسانِ عصر ظهور، انسانی است که ویژگیهای انسان مطلوب انبیاء را پیدا میکند و لطیفتر اینکه این ویژگیها در همه ابعاد حیات اجتماعی ظهور پیدا میکند و اینگونه نیست که انسانها فقط در جلوههای باطنیشان عبد باشند، اما در حیات این دنیاییشان به دنبال مطامع خودشان باشند. آهنگ همه حیات بشریت در عصر ظهور آهنگ عبودیت است؛ یعنی مصداق این سخن امیر مؤمنان علی؟ع؟: «حتی تکون أعمالی و أورادی کلّها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمداً». (3)در آن عصر، ارتباطات اجتماعی و پرستش اجتماعی هم ملکوتی میشود. همه بشر در کلیه افعال و رفتارشان خدا را میپرستند؛ در حقیقت، جریان ولایت ولیالله در همه ابعاد حیات بشر جاری میشود که این جریان، مبدأ عبودیت و حیات و نور است. نمیشود گفت که عصمت اتفاق میافتد. عصمت از آنِ انوار پاک معصومین؟عهم؟ است، ولی همه در عصر ظهور و در جامعه بزرگ شیعی به مقامی میرسند که همه رفتارشان بر اساس تبعیت از ولی خدا شکل میگیرد و حیات اجتماعیشان، شعاع اراده ولیالله و شعاع شمس ولایت میگردد.
بنابراین، انسان واپسین، انسان تربیت شده انبیاء است و حیات اجتماعی، مظهر ولایت ولی خدا است و نور عبودیت و پرستش خداوند متعال در همه عرصههایش جاری است. بیشتر گویندگان و نویسندگان هرگاه میخواهند عصر ظهور را برای مردم به تصویر کشند به
روایتهایی اشاره میکنند که در آنها از گسترش مظاهر رفاه مادی انسانها و توسعه نعمتهای ظاهری، ازجمله افزایش محصولات کشاورزی، دامپروری، فراوانی نعمت و ثروت، از بین رفتن فقر و تنگدستی و... سخن به میان آمده است، اما آیا همه تفاوت عصر ظهور با اعصار پیش از آن در همین گسترش رفاه مادی و آسایش انسانها و فراوانی مال و ثروت خلاصه میشود؟ آیا هیچ تحول ماهوی در انسان و جهان رخ نمیدهد؟ تفاوت جوهری این عصر با اعصار پیشین در چیست که ارزش آن را دارد بشر قرنها برای تحققش انتظار کشد و برای رسیدن به آن سختیهای فراوانی را تحمل کند؟
در اینکه نعم ظاهری و رفاه مادی در عصر ظهور گسترش پیدا میکند تردیدی نیست، همچنان که این امر در بهشت نیز اتفاق میافتد، اما همانطور که تنعم اولیای الهی و مؤمنان در بهشت، با تنعم اهل دنیا در دنیا حتی از لحاظ کمی و ظاهری قابل مقایسه نیست، تنعم مؤمنان در عصر ظهور هم، مرتبهای از مراتب بهشت است که در دنیا تجلی پیدا میکند، با تنعم آنان در قبل از ظهور قابل مقایسه نیست. چون بهشت هم چیزی جز مراتب ولایت خداوند متعال، که ولایت ولیالله الأعظم هم در طول آن قرار دارد، نیست. در بهشت، همه در ضیافتخانه و مهمانخانه ولی خدا هستند و متناسب با استغراقشان در ولایت اولیا خدا، درجه دارند و متنعم میشوند» (1).
«حضرت ولی عصر پس از ظهور، حقیقت ولایت را در عالم تجلی میدهند و کلمه غیب الهی که امام زمان است آشکار میشود. {هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیب} (2)قرآن متقین را هدایت می کند. متقین آنهایی هستند که اول صفتشان ایمان به غیب است. مطابق روایات مقصود از غیب امام زمان است. وقتی حضرت میآید این غیب در عالم ظاهر میشود؛ بدین معنا که این عالم متصل به عالم غیب میشود، انوار غیب و حقیقت ولایت که غیب است و امام که غیب است، آن غیب در عالم ظاهر میشود؛ این مهمترین معنی ظهور است. «اشرقت الارض بنور ربّها»، یعنی آن حقیقت غیبی امام، در عالم ظهور پیدا میکند. لذا این عالم شهود میشود. همه آن کسانی که در آن دوران هستند مشاهده و مکاشفه میکنند و این
کارها دیگر آسان میشود. این آن چیزی است که اتفاق میافتد و این نصرت سیدالشهداست» (1)
http://www.x-shobhe.com/shobhe/5035.html.
.«عمار ساباطی» میگوید از امام صادق؟ع؟ درباره (تفسیر) این آیه شریفه پرسیدم: {أَ فَمَنِ اِتَّبَعَ رِضْوٰانَ اَللّٰهِ کمَنْ بٰاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ} (2)و آن حضرت فرمودند:
الذین اتبعوا رضوان اللّه هم الائمّة و هم واللّه یا عمّار درجات المؤمنین و بولایتهم و معرفتهم ایانا یضاعف اللّه لهم أعمالهم و یرفع (اللّه) لهم الدرجات العلی؛ آنان که از رضوان خدا تبعیّت کردهاند همانا ائمه؟عهم؟ هستند و به خدا سوگند ای عمار ائمه؟عهم؟ درجات و مراتباند برای اهل ایمان و با ولایت و معرفت به ما ائمه است که خداوند اعمال اهل ایمان را دو چندان میکند و آنان را به سوی درجات رفیع، بالا میبرد. (3)
انسانی که در دنیا پایش روی زمین است و قلبش در بهشت است، ابتهاجاتش هم ابتهاجات ملکوتی است و سنخ ابتهاجاتش از این سنخ نیست. انسان مؤمن، حتی خوردنش هم با کافر متفاوت است، لذتش از نکاح هم ملکوتی است. البته برای انسانی که به این درجات نرسیدهاند، اینها خیالبافی است ولی در تعالیم انبیاء لذت انسان مؤمن در درجات ایمانی خودش به تبع ایمانش واقع میشود، بنابراین در عصر ظهور، مفهوم لذت، مفهوم نیاز، مفهوم کمال و مفهوم ابتهاج تغییر میکند و بسترهایش هم متفاوت میشود (4)
http://mir7.blogfa.com/post-32.aspx.
.1) حجت الاسلام میرباقری، سید محمد مهدی. 1393. حقیقت غیبت، زیبایی ظهور و مقدمه برای رجعت سیدالشهداء؟ع؟. پایگاه پاسخگویی به سوالات و شبهات.
2) آلعمران، 163.
3) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 1، ص 430.
4) حجت الاسلام میرباقری، سید محمد مهدی. 1393. ارکان فلسفه تاریخ شیعی و جایگاه ظهور در آن. پایگاه اینترنتی تمدن اسلامی معرفی اندیشه های استاد سید محمد مهدی میرباقری.
امروزه در بیشتر جوامع بشری بهویژه جوامعی که از دنیای غرب الگو میگیرند یا تحت تهاجم فرهنگی غرب هستند، نظام و ارزشهای اخلاقی ثابتی وجود ندارد، بلکه خیر و شر، تابع نظر و رأی اکثریت مردم و به مرور زمان، قابل تغییر است. رواج پرنوگرافی، افزایش آمار طلاق، رواج زندگی مشترک بدون تعهد اخلاقی زوجین (ازدواج سفید)، تجارت زنان و کودکان، سقطجنین، مصرف گسترده مشروبات الکلی و انواع مواد مخدر، رواج شیطان پرستی و عرفانهای کاذب، پوشش نامناسب و ایجاد شهرهای بدون پوشش، دریده شدن پرده حیا، از هم پاشیدن خانوادهها و در یک کلمه جاهلیت مدرن، رهاورد تمدن کنونی حاکم برجهان است که مُبدع آن نظریهپردازان دنیای غرب هستند.
با گستردن چتر ولایت الهی بر سر بشر، در عصر ظهور، حضرت مهدی؟ع؟ خواهشهای نفسانی را به هدایت آسمانی باز میگرداند، پس از آنکه تمدن کنونی حاکم بر جهان و طراحان آن رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند. مهدی؟ع؟ به مردم نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت، متروک مانده، زنده خواهد ساخت. در آن زمان خداوند قوای فکری مردم را تعالی میبخشد و اخلاق آنان را به کمال میرساند، کینه از دلها زدوده میشود. روابط نامشروع، مشروبات الکلی و رباخواری از بین میرود، مردم به عبادت و اطاعت خدا روی می آورند، امانتها را رعایت میکنند، اشرار و اوباش نابود میشوند و افراد صالح باقی میمانند.
در عصر حاضر، اخلاق درست به همان حد دچار نابسامانی است که طبیعت دچار نابسامانی شده است. ظلم بشر به اخلاق و منش خود، همپایهی ظلم او به طبیعت و سایر ابعاد ظلم پیش رفته است. این نابسامانی ناشی از فرمانروایی عقل در غیاب ایمان به خدا و تقوا است. با نگاهی به رویکرد برخی نظریهپردازان و مدیران فعلی جهان و برنامهریزان، چشماندازی نیز وجود ندارد که برای اخلاق جایگاهی تعریف شود که اخلاق بتواند قدم پیش بگذارد و از بروز فساد و آشفتگی و پریشانی در کارها جلوگیری کند.
برخی از جامعهشناسان با تقسیم جوامع به دو دسته سنتی و مدرن، عقاید دینی را مختص ساختارهای سنتی دانسته و معتقدند که با انتقال جوامع سنتی به ساخت مدرن، تحولات بنیادی در باورهای دینی و ارزشهای اخلاقی مردم ایجاد میشود؛ زیرا این باورها و ارزشها نهتنها در جوامع مدرن کارکرد خود را از دست میدهند، بلکه گاهی به موانعی در راه رشد و ترقی فردی و اجتماعی بدل میگردند. به این ترتیب در عصر مدرن، معیارهای اخلاقی نیز بهطورکلی با آنچه بشر بهصورت سنتی قبول داشت و مطابق آنها عمل مینمود فرق دارد. این تفاوت فقط در شکل ظاهری رفتارهای اخلاقی انسانِ جدید نیست؛ بلکه اساساً ارزشهای حاکم بر زندگی او تغییر کرده و به سبب تفاوت در نوع نگاهش به حیات این جهانی، رویه جدیدی در رفتارهای اخلاقی و تخلق به صفات مختلف برگزیده است. اگر زمانی حسادت از صفات زشت انسانی بود، امروزه بهعنوان یکی از عوامل تحرک انسانها برای سامان دادن به حیات جمعی محسوب میشود. بهطورکلی هر آنچه روزگاری یکی از صفات بد و غیر قابل قبول تلقی میگشت امروزه جای خود را عوض کرده و تبدیل به یک صفت پسندیده مدرن گشته است، بهنحویکه نهتنها متصف به آن، مورد مذمت قرار نمیگیرد و خود نیز از داشتن چنین صفتی شرمنده نیست؛ بلکه چهبسا مورد تشویق نیز واقع میشود و به سبب داشتن چنین صفتی خود را شایسته احترام میداند (1)
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=10943.
.آلوین تافلر زندگی انسان قبل از میلاد مسیح تا عصر حاضر را تحت تاثر سه موج میداند؛ در موج اول، یعنی عصر کشاورزی ( 800 سال قبل از میلاد تا قرن 17) اَشکال خانواده از جایی به
1) پژوهشکده باقرالعلوم، وبگاه اینترنتی. 1394. اخلاق مدرن.
جای دیگر متفاوت بود. اما هر کجا که کشاورزی رواج یافت، مردم به زندگی در خانوادههای چند نسلی تمایل پیدا میکردند که متشکل از عمو، دایی، عمه، خاله، اقوام زن، شوهر، مادربزرگ و پدربزرگ بود که همگی زیر یک سقف به سر میبردند و به صورت یک واحد تولید اقتصادی باهم کار میکردند. از انواع این خانواده میتوان به خانواده دسته جمعی در هند و خانواده زادورگا در بالکان و خانواده گسترده در اروپای غربی اشاره کرد. خانواده ایستا بود و گویی ریشه درخاک داشت. با شروع موج دوم، یعنی عصر صنعتی ( از قرن 17 تا قرن 20)؛ در جوامعِ موج اول، خانواده فشار تحول را حس کرد. در درون هر خانواری برخورد امواج پیشگام به شکل تعارض حمله به اقتدار پدرشاهی، در رابطهی دگرگون یافته ی والدین – فرزندان و مفاهیم جدید آداب معاشرت ظاهر شد. با انتقال اقتصاد از مزرعه به کارخانه، افراد خانواده، دیگر به صورت یک واحد با یکدیگر کار نکردند. با نیاز به کار کارگران در کارخانه، وظایف اصلی خانواده به نهادهای تخصصی دیگر واگذار شد. تعلیم و تربیت کودک را مدارس برعهده گرفتند. مواظبت از سالخوردگان به خانههای سالمندان یا مراکز رفاهی دیگر سپرده شد. بالاتر از همه، جامعه نوین به تحرک نیاز داشت، کارگران در جستجوی شغل از اینجا به آنجا میرفتند. خانواده گسترده با داشتن مسئولیت خویشاوندان سالخورده و بیمار و معلول بر دوش خود و داشتن عدهی زیادی کودک قادر به هیچگونه تحرکی نبود. بنابراین ساخت خانواده به تدریج شروع به تغییر کرد. مهاجرت به شهرها رشتهی خانواده را ازهم گسست و بحرانهای اقتصادی ویرانگر آنها را برآن داشت که خود را از زیربار گران خویشاوندان، رها سازند و در نتیجه کوچکتر و کوچکتر شدند و از تحرک بیشتری برخوردار گردیدند. خانوادهی به اصطلاح هستهای، متشکل از پدر و مادر و تعداد کمی فرزند بود، بدون خویشاوندی متعهد دست و پاگیر، این خانواده الگوی نوین استاندارد و مورد قبول همه جوامع صنعتی اعم از سرمایهداری و سوسیالیست گردید. حتی در ژاپن که سالخوردگان از احترام استثنایی برخوردار بودند خانوار بزرگ و چند نسلی با پیشرفت موج دوم از هم پاشید. امروز بار دیگر انسانها حس میکنند خرد شدهاند، ولی برخلاف قبل، این احساسِ گناه ناشی از گسیختگی خانواده است نه عوامل اقتصادی. اگر تنها پای اقلیت کوچکی در میان بود شاید این
پاشیدگی بازتابی از شکستهای فردی بود. وقتی که طلاق و جدایی، میلیونها خانواده را در بسیاری از کشورها درکام خود میکشد، نمیتوان عامل آن را فردی دانست. از هم پاشیدگی خانواده بخشی از بحران عمومی جامعههای صنعتی است.
تافلر میگوید: موج سوم، یعنی عصر الکترونیک ( از 1950 تا 2010) با ازهم گسستن خانوادههایمان، متزلزل ساختن اقتصادمان، فلج کردن سیستمهای سیاسیمان و درهم شکستن ارزشهایمان بر همه ما اثر خواهد گذاشت. در فرهنگ خانوادههای موج سوم؛ افزایش مجردها، فرهنگ بدون بچه و خانوادههای چند والدی را خواهیم دید. در موج سوم، انتقال کارها به خانه، باعث اشتراک بیشترِ زن و مرد در کارهای یکدیگر و درنتیجه ایجاد صمیمیت بیشتر میشود و باعث ادغام و تفکیکناپذیری زندگی خصوصی و شغلی میگردد. معیارهای جدید خانواده؛ عشق به علاوه آگاهی، مسئولیت، انضباط و خصوصیات دیگری که شخص باید درمحیط کار داشته باشد. کودکان موج دوم، به واسطه مدرسه خود و کار والدین از کار جدا بودند ولی کودکان موج سوم از بچگی در جریان کارها خواهند بود و میتوانند در کارها پیشرفت کنند (1).
اگر چه تافلر بسیاری از پیامدهای ناگوار صنعتی شدن و عصر الکترونیک برای کانون خانواده را به خوبی پییشبینی کرد (آنچه که الان اتفاق افتاده است)، اما پیامدهای خوشایند موج سوم که برای خانوادهها پیشبینی کرده بود (صمیمیت بیشتر بین والدین، احساس مسئولیت فرزندان و...) هرگز به وقوع نپیوست، بلکه برعکس، فضای مجازی و دنیای الکترونیک، گسست بیشتری بین والدین و فرزندان ایجاد نمود. زیرا اصولاً هنگاهی که کانون خانواده و روابط بین اعضای آن و پارامترهای اخلاقی تابع صنعت، الکترونیک، اقتصاد و سایر موضوعات اینچنینی باشد، انتظار پیامدهای خوشایند برای خانواده انتظاری عبث است، بلکه این صنایع، الکترونیک، اقتصاد و سایر موضوعات هستند که باید تابع اخلاق و کانون فوق مهم و فوق ارشمند خانواده باشند که در این صورت اعضای خانواده اثرات بسیار عمیق و خوشایندی روی روابط بین یکدیگر، روابط اجتماعی و اقتصادی جوامع و ملتها خواهند گذاشت.
1) Toffler, A. 1980. The Third Wave. William Morrow and Company Inc. New York, 1980.
آنتونی گیدنز (1)یکی از مدافعان اخلاق سکولار در اینباره میگوید: «آنچه روزگاری در اخلاقِ دینی رذیلت محسوب میشد، در دوران مدرن فضیلت بهحساب آمده و جای خود را با آن عوض میکند. بر جوانب مذموم وجود انسانی و ابعاد قبیح اخلاقی او مهر صحت و رسمیت زده میشود؛ چراکه خودخواهی و سودجویی و خودنمایی و لافزنی و اسراف، که همه مورد طعن عالمان اخلاقِ دینی است، خدمت مهمی به تعدیل و تعادل معیشت جمعی میکنند. اگر سیئات فردی حذف شوند و همگان راه زهد و قناعت را در پیش گیرند، نظام زندگی مختل خواهد شد و رشته معیشت جمعی گسیخته خواهد گشت. سودجویان و زیادتطلبان و آزمندان و خوشگذرانها هستند که بازار تجارت را پررونق میدارند و اگر روزی جهان، از این اغراض و امیال تهی شود، مرگ و خفتگی، معیشت جمعی را در کام سرد خود خواهد کشید» (2). خلاصه آنکه در جهان امروز در بسیاری از جوامع، عقل تابع نفس شده و بیرون بهجای درون نشسته و رذیلتها همنشین فضیلتها شدهاند.
آنتونی گیدنز بهصراحت مخالف ظهور منجی الهی است که «بشر را از خواهشهای نفسانی به هدایت آسمانی بازمیگرداند، پسازآنکه رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند»، (3)زیرا وی بهصراحت میگوید: «اگر روزی جهان، از این اغراض و امیال تهی شود، مرگ و خفتگی، معیشت جمعی را در کام سرد خود خواهد کشید». او محور تکامل انسان را خواهشهای نفسانی، حیات حیوانی و معیشت جمعی میداند.
هیچکدام از مکاتب فلسفه اخلاقی غرب مانند مکتب هگل، کانت، فروید و غیره «فلسفه اخلاق غرب» را تأمین نکردهاند. بهعلاوه، هیچکدام از این مکتبها، نظام اخلاقی خاص خود را ارائه ندادهاند، بلکه به بیان دیدگاههای فلسفی خود در بعد اخلاق بسنده نمودهاند. «نقطه مشترک بین همه این دیدگاهها، این است که رفتار انسانی را به شرطی «اخلاقی» میدانند که خود انسان، هدف و قانونِ اَعمال خویش را تعیین کند و خیر را مد نظر داشته باشد».
در غرب، نظام و ارزشهای اخلاقی ثابتی مطرح نیست، بلکه خیر و شر، تابع نظر و رأی اکثریت مردم و بهمرور زمان، قابل تغییر است. آموزش مسائل جنسی به دانشآموزان رواج دارد و آنان از چهارده سالگی با روابط و مسائل جنسی آشنا میشوند. این درس منوط به موافقت والدین نیست، بلکه بهصورت اجباری برای همه دانشآموزان تدریس میشود. از طرف دیگر، مفاهیم اخلاقی مانند «حیا»، «عفت»، «غیرت» و «تقوا» دیگر دارای ارزش مثبت اخلاقی نیستند و برای بسیاری از مفاهیم مانند؛ «ناموس» و «غیرت» در برخی از زبانها، معادلی وجود ندارد.
یکی از معضلاتِ اجتماعی برخی جوامع امروزی، رواج پُرْنوگرافی (1)و اشتغال گروه کثیری به این کار است. امروزه بازار اینگونه تولیدات در بسیاری از کشورها از رونق فراوانی برخوردار است و در حال حاضر بهعنوان یکی از شاخههای اقتصادی پردرآمد در برخی کشورها مطرح است. برخی رسانههای گروهی، با پخش این فیلمها و تصاویر مبتذل، دیدگاه خاصی را به اذهان کودکان و نوجوانان القا میکنند و با این تلقینها، عملاً جلو رشد آزادانه آنان را میگیرند.
یکی از معضلات ناشی از ترویج پرنوگرافی شیوع پدیده تجاوز به زنان است. اگرچه بعضی افراد تصور میکنند که هرچه در بعد جنسی، آزادی بیشتری حاکم باشد، کنجکاوی و رغبت انسان به این مسائل کمتر میشود اما تحقیقات انجامشده در غرب، خلاف آن را نشان میدهد. پژوهشی در دانشگاه پتسدام آلمان (2)نشان داد که از 250 پسری که مورد سؤال قرارگرفتهاند، 32 درصد اقرار کردند که بهطور هدفدار، از مشروبات الکلی، مواد مخدر یا مستکننده استفاده کردهاند تا به اهداف جنسی خود برسند.
ازجملهی دیگر معضلات دامنگیر بسیاری از جوامع امروزی که خود ناشی از رواج پرنوگرافی است، افزایش آمار طلاق نسبت به ازدواج است. بهعنوان نمونه، آمار رسمی کشور اتریش نشان میدهد که بین سالهای 1970 تا 2001 میلادی تعداد طلاقها در این کشور از نرخ ده هزار مورد به 20582 طلاق در سال افزایش یافته است. بر این اساس، در اتریش حدود 60
درصد کلیه ازدواجها به طلاق کشیده میشود. سالانه تا دویست هزار زن، از کشورهای اروپای شرقی به اروپای غربی برده میشوند. به اکثر این افراد وعده آینده درخشان بهعنوان مُدِل داده میشود، ولی وقتی به کشورهای غربی رسیدند، استثمار شده و به فحشا واداشته میشوند. اتریش به لحاظ موقعیت جغرافیایی خود، یکی از محورهای تجارت زنان، از اروپای شرقی است. ممکن است کسی گمان کند که بالاخره سهمی از سود این تجارت به آن زنان بیچاره میرسد، درصورتیکه از محتوای پژوهشها چنین برمیآید که این درآمد ناچیز هم از آنها پس گرفته میشود و به بسیاری از آنان مواد مخدر تزریق میشود تا ساکت بمانند (1).
بهراستی، دلیل آمار و حوادث ذکر شده چیست؟ اگر «مکاتب کنونی به ویژه مکاتب غربی» می توانستند «امنیت اخلاقی» را تأمین کنند، اینگونه آمار و حوادث را شاهد نبودیم. آنچه میتواند جامعه را امنیت اخلاقی بخشد، عمل به احکام نورانی اسلام و سایر ادیان الهی است که با فطرت بشریت هماهنگ میباشند. آماری که گذشت، نشان «جاهلیت مدرن» است که قبل از ظهور، رخداده و اینک آن را میبینیم.
از احادیث استفاده میشود که حضرت مهدی؟عج؟ مثل پیامبر بزرگوار اسلام؟ص؟ در برابر جاهلیتی قرار می گیرد که همین «جاهلیت مدرن» است. «در برخی از کشورها مفاسد قانونی و علنی وجود دارد که زبان انسان از بیان آنها شرم دارد که با وجود این شرایط باید عنوان کرد برهنگی در عصر ما بهمراتب بدتر از زمان جاهلیت عرب و قبل از اسلام است. امروزه در برخی از کشورها، مجلاتی وجود دارد که زنان در این مجلات خودشان را برای انجام مفاسد جنسی معرفی و اعلام آمادگی میکنند. زنده به گور کردن دختران یکی دیگر از ویژگیهای عصر جاهلیت عرب بود و امروز مسئله سقطجنین مطرح است. حال باید پرسید این کار با زنده به گور کردن چه تفاوتی دارد که متأسفانه در بسیاری از کشورهای دنیا این اقدام بهصورت قانونی درآمده و فرزند هنوز متولد نشده، آن را از بین می برند. انسان از بیان اقدامات شیطانپرستان شرم دارد. خرافات نیز از دیگر ویژگیهای عصر جاهلیت عرب بوده که در عصر حاضر می بینیم هم خرافات غوغا میکند و برنامههای شیطانپرستی و دیگر خرافات که از غرب و
1) والدمن، محمد. 1393. چگونگی تنظیم رفتارها و روابط جنسی در غرب و کشورهای اسلامی بر اساس مقایسه دو جامعه آلمان و اتریش با جامعه ایران. نشریه تربیت اسلامی، شماره 8.
دنیای بهاصطلاح متمدن شروع شده و در کشور ما هم رخنه کرده، بدترین نوع خرافه است. تمدن امروز دنیا، تمدن صنعتی است و نه تمدن انسانی، چراکه اگر تمدن انسانی وجود داشت، اینهمه کشتار، خرافات و خونریزیها دیده نمی شد» (1).
اهلبیت؟ع؟ وضعیت پوشش در آستانه ظهور را اینچنین معرفی کردهاند:
مردان خود را با طلا میآرایند و لباسهای ابریشمی میپوشند. زنها لباس مردانه میپوشند و پوشش حیا از آنها گرفته میشود و با لباسهای مردانه جلوهگری میکنند و مردان و زنان همانند میگردند. لباسهایی در جامعه عرضه میشود که وقتی زنان آن را میپوشند، در عین پوشش، برهنهاند. اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری مییابند. زنان زینتهای خود را آشکار میسازند، از دین بیرون میروند، به فتنهها میگرایند، بهسوی شهوتها و لذتها میشتابند، محرمات الهی را حلال میشمارند و سرانجام در جهنم جاویداناند (2).
جابر بن عبدالله انصاری میگوید:
در حجهالوداع (آخرین حج) در خدمت رسول اکرم؟ص؟ بودم. وقتیکه پیامبر بزرگ اعمال واجب حج را تمام فرمودند، بهعنوان وداع به خانه کعبه نزدیک شدند، حلقه در خانه را گرفتند و با صدای بلند که همه اهل مسجدالحرام و بازاریان صدای مبارکشان را شنیدند و اجتماع کردند، فرمودند: ای مردم بشنوید و به آنهایی که در اینجا نیستند برسانید. آنگاه وجود مقدس رسول گرامی؟ص؟ گریه کردند و از گریه آن بزرگوار همه به گریه افتادند و چون از گریه فارغ شدند، فرمودند: ای مردم خداوند شما را رحمت کند. مثل شما از امروز تا یکصد و چهل سال دیگر مانند درخت بیخار خواهد بود (ممکن است که کنایه از زندگی آرام باشد) و دویست سال دیگر بر شما خواهد آمد که مانند درختی باشید که هم برگ دارد و هم خاردار است. دیگر بعد از این مثل شما مانند درختی است که خارهای جانگداز دارد و در این فصل از زندگی نمیبینید مگر پادشاه ستمگر یا ثروتمند بخیل یا عالم دنیاپرست یا فقیر دروغگو یا پیرمرد زناکار یا بچه گستاخ یا زن نادان و احمق. آنگاه
رسول اکرم؟ص؟ گریه کردند. سلمان فارسی از جا برخاست و عرض کرد: یا رسولالله به ما خبر بده کی خواهد شد؟ حضرت فرمودند: هرگاه علما و دانشمندان شما کم شوند و قاریان قرآن شما از بین بروند و زکات دادن متروک شود و منکرات در اجتماع شما رواج پیدا کند و در مساجد صداهای شما بلند شود. کارهای مربوط به دنیا را مقدم بر امور اخروی بلکه روی سر آخرت بگذارید و علم را زیر پای خود قرار دهید و سخن معمولی و همگانی شما دروغ، میوه و نقل مجالس شما غیبت و آنچه به دست میآورید حرام باشد. (ای سلمان) در آن زمان بزرگان بر کوچکان رحم نمیکنند و کوچکان نیز احترام بزرگان را نگاه نمیدارند. (ای سلمان) در این حالت، لعنت خداوند بر شما نازل میشود و سختیها دامن شما را خواهد گرفت و از دین در میان شما جز لفظی باقی نمیماند و آنگاهکه شما دارای این صفات ناپسند شدید، منتظر وزیدن باد سرخ یا سنگباران شدن یا مسخ شدن باشید، بهدرستی که در کتاب خداوند عزوجل آمده است: «خداست که میتواند بهوسیله عذابهای مختلف از بالا و پایین شما را مجازات کند یا شما را گروهگروه کند و بچشاند برخی از شما را آسیب برخی دیگر. بنگر چگونه آیهها را گونهگون میکنیم، شاید آنها فهم کنند.» در این موقع بعضی از اصحاب برخاسته، عرض کردند: یا رسولالله به ما خبرده این جریانات کی خواهد بود. فرمودند: آنگاهکه نماز را در وقت خودش نخوانند، متابعت از شهوات کنند، شرب خمر کنند، به پدران و مادران ناسزا بگویند، به دست آوردن مال حرام را غنیمت بدانند و زکات دادن را زیان و ضرر تلقی کنند، مرد از همسر خود اطاعت کند، درباره همسایه جفا کنند، با ارحام قطع ارتباط کنند، رحم از بزرگان برداشته شود و حیای کوچکان کم گردد. ساختمانها را محکم بنا کنند، درباره نوکران و کلفتها ظلم کنند، شهادتشان از روی هوی و هوس باشد، حکم آنها بر اساس ظلم باشد، مرد پدرش را لعنت کند، برادر نسبت به برادر حسد ورزد، شرکا در معاملاتشان به یکدیگر خیانت کنند، وفا کم شود، زنا شیوع پیدا کند، مردان خود را به لباس زنان بیارایند، پرده حیا از زنها برداشته شود، تکبر دلهای مردم را پر کند مانند سمهای کشندهای که در بدنها
جای میگیرد، کارهای خوب کم شود و جرائم و بدیها ظاهر شود. واجبات الهی سبک پنداشته شود، با گرفتن پول صاحبان مال را بستایند، ثروت را در راه غنا و خوانندگی به مصرف برسانند، از آخرت غفلت کنند و تمام توجه خود را به دنیا معطوف دارند، ورع و پرهیزکاری کم و طمع زیاد شود، هرج و مرج بالا گیرد، بندگان خدا در جامعه ذلیل و منافقان در میان مردم محترم باشند. مساجد از نظر ظاهر بهوسیله اذان آباد اما دلهای ساکنان آن تهی از ایمان باشد، قرآن را سبک بشمارند، انواع خواریها درباره اهل ایمان اعمال کنند. در این هنگام میبینی که صورت این مردم چهره آدمی است اما قلبهای آنان دلهای شیاطین است (پر است از مکر و حیله و تکبر و امثال این صفات بد)؛ سخنان آنان از عسل شیرینتر اما دلهایشان پر است از زهرهای کشنده. اینان گرگهای درندهای هستند که به لباس آدمیان درآمدهاند. در این حالات، روزی نیست که خداوند به آنها نفرماید آیا از رحمت من مغرور شده و به من جرات پیداکردهاید؟ «تصور میکنید که من شما را بیفایده خلق کردم و بازگشت شما بهسوی من نیست؟». به عزت و جلالم سوگند، اگر به خاطر بندگان صالح و با اخلاصم نبود یک آن به معصیتکاران مهلت نمیدادم و اگر ورع و پرهیزکاری بندگان باتقوا نبود یک قطره باران از آسمان فرو نمیفرستادم و یک برگ سبز از زمین نمیرویاندم. عجبا از مردمی که مال و ثروت را خدای خویش قرار دادهاند و آرزوهای آنها طولانی است (با توجه به عمر کوتاه دنیا) و چشم طمع دارند که در جوار رحمت الهی باشند، و حالآنکه به مقام قرب نمیرسند مگر بهوسیله عمل صالح و عمل هم قبول نخواهد شد مگر با راهنمایی عقل. (1)
امام علی؟ع؟ نیز ضمن توصیف آن دوره، بیان میدارد که جوانان خوانندگی آمیخته با غنا و نوازندگی و شرب خمر را کاری به جا و حلال میدانند. (2)
از امام جعفر صادق؟ع؟ روایت شده است که فرمودند:
آیا نمیدانی که هر کس انتظار امر ما ببرد و بر ایذاء و ترس (از دشمن) صبر پیشه سازد، او فردا در زمره ما خواهد بود. آن هنگام که دیدی حق مُرد و از اهلش نشانی نبود و دیدی ستم در شهرها گسترش یافت و قرآن مندرس شد و چیزهایی به آن وارد کردند که در آن نیست و آن را مطابق هواهای نفسانی خویش توجیه کردند و دیدی که دین وارونه شد همانگونه که ظرف واژگون میگردد و دیدی که اهل باطل بر اهل حق استیلا پیدا کردند و دیدی که شر آشکار بوده و کسی از آن باز نمیدارد و یارانش معذورند و دیدی که فسق و فجور ظاهر گشت و دیدی که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا میکنند و دیدی که مؤمن ساکت است و سخنش را نمیپذیرند و دیدی که فاسق دروغ گوید و افترا بندد و دروغ و تهمت او رد نشود و دیدی که کوچکترها بزرگترها را اهانت نمایند و دیدی که قطع رحم کنند و دیدی که هر کس را به کار بد بستایند خندان گردد و سخن گوینده را رد نکند و دیدی که از پسربچهها همانگونه استفاده شود که از زن استفاده میشود و دیدی که زنان با زنان ازدواج کنند و دیدی که مدح و ثنا بسیار شود و دیدی که مال را در غیر طاعت خداوند صرف کنند، که از آن نهیای نشود و کسی دستشان را نگیرد و دیدی که مردم از سعی و تلاش مؤمن به خدا پناه میبرند و دیدی که همسایه از آزار همسایه در امان نیست و کسی هم مانع آزار نمیشود و دیدی که کافر از آنچه در مؤمن میبیند بسیار شاد و فرحناک میگردد و از شیوع فساد در زمین در پوست نمیگنجد و دیدی که فاجران علناً در ملأعام شراب مینوشند و کسانی که از خدای عزوجل نمیترسند. برای میخوارگی گرد هم جمع میآیند و دیدی که امر کننده به معروف ذلیل است و دیدی که فاسق در اموری که خداوند دوست ندارد قوی هست و از ستایش دیگران نیز برخوردار است و دیدی که مردان صاحب آیات (یا آثار) و دوستدارانشان مورد تحقیر میباشند، دیدی که راه خیر بسته شده و راه شر پیموده میشود و دیدی که خانه خدا تعطیل گشته و امر به ترک آن نمایند و دیدی که مرد چیزی را گوید که عمل نمیکند و دیدی که مردان خود را برای مردان و زنان خود را برای زنان فربه میکنند و دیدی که معیشت مرد از پشتش و معیشت
زن از شرمگاهش میباشد و دیدی که زنان همانند مردان برای خود مجالس تشکیل دهند و دیدی که در میان فرزندان عباس کارهای زنانگی پدیدار شود و خضاب را آشکار سازند و همانند زنان که برای شوهر خود آرایش میکنند خود را بیارایند و به مردها برای کامجویی از آنان پول دهند و دیدی که چند مرد برای استفاده از مردی با یکدیگر رقابت کنند و بر سر این کار غیرت ورزی نمایند. توانگر عزیزتر از مؤمن باشد، ربا رواج یابد و کسی بر آن خرده نگیرد، زنان را به زناکاری بستایند و دیدی که زن شوهرش را برای وصلت با مردان آماده سازد و دیدی که اکثر مردم و بهترین خانوادهها کسانی باشند که زنان را در فسق و فجور مساعده دهند و دیدی که مؤمن محزون و حقیر و ذلیل و بدعت و زنا آشکار باشد و دیدی که مردم از طریق شهادت شاهدان دروغگو به ستم بر یکدیگر بپردازند و دیدی حرام، حلال و حلال، حرام گردد و دیدی که دین را مطابق آراء و نظرات خود تغییر دهند و کتاب خدا و احکام آن معوق ماند و دیدی که شبها از جرات بر خداوند (ارتکاب اعمال حرام) پروایی نداشته باشند و دیدی که مؤمن نتواند از این منکرات جلوگیری نماید و تنها با قلبش از آنها بیزاری جوید و دیدیکه اموال بسیاری در راه غضب خداوند عزوجل صرف نمایند و دیدی که فرمانروایان به کفار تقرب جویند و از خیرخواهان کنارهگیرند و به رشوهخواری عادت کنند. شرط رسیدن به فرمانروایی زیاد نمودن باشد و دیدی که زن شوهرش را مقهور خود گرداند و هر چه خواهد انجام دهد و خرجی شوهرش را بدهد و دیدی که قمار آشکار شود و دیدی که خرید شراب علناً و بدون هیچ مانعی انجام گیرد و دیدی که زنان خود را در اختیار کفار قرار دهند و دیدی که اعمال لهو پدیدار و معمول گشت و نهتنها مردم همدیگر را از لهویات بازندارند بلکه کسی جرات منع آن را هم نیابد و دیدی که آنانکه از سلطه و غلبه فرد شریف در هراسند تقاضای ذلت و خواری او را مینمایند (یا او را خوار و ذلیل سازند) و دیدی که نزدیکترین مردم به فرمانروایان کسانی هستند که به دشنامگویی به ما خاندان (اهلالبیت) ستایش شوند و دیدی که هر که ما را دوست بدارد دروغگویش دانند و شهادتش را نپذیرند و دیدی که همت مردم
متوجه گفتن سخنان باطل میشود و دیدی که استماع قرآن بر گوشها سنگین و استماع باطل آسان میگردد و دیدی که همسایه، همسایه را از بیم زبانش ارج مینهد و دیدی که حدود معوق میماند و در (حدود) مطابق امیال خود عمل میکنند و دیدی که مساجد تزئین یابد و دیدی که راستگوترین مردم کسی بشمار میرود که از افترا و دروغ پروایی نداشته باشد و دیدی که شر آشکار شود و دیدی که سخنچینی و سرکشی رواج یابد و دیدی که غیبت را نمک کلام شمارند و مردم همدیگر را به آن بشارت دهند و دیدی که حج و جهاد برای غیر خدا انجام شود و دیدی که سلطان فرد مؤمن را برای کافر خوار سازد و دیدی که ویرانی رایجتر از آبادی باشد و دیدی که زندگی کاسبها از طریق کمفروشی بگذرد و دیدی که خونریزی کاری سهل باشد و دیدی که مرد ریاست را برای عرض دنیا خواهد و با بدزبانی خود را زبانزد همگان سازد تا از او بترسند و امور را به وی واگذارند و دیدی که نماز را اهمیت ندهند و دیدی که مردم زکات اموال بسیار خود را از آن هنگام که در تملک گرفتهاند نپردازند و دیدی که مرده را از قبرش بدر آورند و او را بیازارند و کفنش را بفروشند و دیدی که پریشانی گسترش یابد و دیدی که مرد شب را بسر میبرد درحالیکه مست است و چون صبح میکند باز مستی بر او غالب است و اهمیتی به امور مردم نمیدهد و دیدی که با حیوانات درآمیزند و دیدی که چهار پایان برخی بعضی دیگر را (برای ذبح) به زمین زدند و دیدی که مرد به نماز گاه خود میرود و چون باز میگردد عاری از لباس میباشد و دیدی که قلبهای مردم به قساوت گراید و چشمانشان خشک شود و ذکر خدا بر آنان سنگین شده و دیدی که حرامخواری رواج یابد و برای نیل به آن بر یکدیگر پیشی میگیرند و دیدی که نمازگزار نماز را از روی ریاکاری میخواند و دیدی که فقیه برای غیر دین فقه فرا میگیرد و آن را آلت دستیابی به دنیا و ریاست قرار میدهد و دیدی که مردم با افراد غالب (توانگران و قدرتمندان) باشند و دیدی که طالب حلال را بدگویی نمایند و طالب حرام را بستایند و بزرگش شمارند و دیدی که در دو حرم (مسجدالحرام و مسجدالنبی) اعمالی انجام میدهند که مرضی خداوند نیست و کسی مانع از
کارهای زشتشان نمیشود و دیدی که آلات موسیقی در دو حرم بنوازند و دیدی که چون فردی سخن از حق گوید و امربهمعروف و نهی از منکر نماید فردی به نصیحت او برخاسته و گوید: این سخنان به تو مربوط نیست و مردم همدیگر را نگاه کنند و به اهل شر اقتدا جویند و دیدی که راه و طریق خیر خالی از رهرو بوده و کسی آن را نمیپیماید و دیدی که چون جنازهای رد شود کسی بر او بیتابی نمیکند و دیدی که هرسال بیش از سال قبل شر رواج یابد و بدعت در دین حاصل شود و دیدی که مردم و گروهها تنها پیرو ثروتمندان هستند و دیدی که چون به نیازمند عطایی کنند به وی بخندند و برای غیر خدا به او ترحم نمایند و دیدی که نشانههای آسمانی پدید آید ولی کسی از آن هراسی نکند و دیدی که مردم برهم بجهند چنانچه حیوانات برهم میجهند و هیچکس از ترس، کار زشتی را انکار نکند و دیدی که مرد در غیر اطاعت خدا زیاد خرج کند ولی در مورد اطاعت از کم هم دریغ ورزد و دیدی که ناسپاسی پدر و مادر آشکار گشته و پدر و مادر را سبک شمارند و حال آنکه در پیش فرزند از همه بدتر باشند و فرزند خوشحال است که به آنها دروغ بندد و دیدی که زنها بر حکومت غالب گشته و هر کاری را قبضه کنند و کاری پیش نرود جز آنکه طبق دلخواه آنان باشد و دیدی که پسر به پدر افترا زند و به پدر و مادر خود نفرین کند و از مرگشان خوشحال شود و دیدی که اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن گناهی بزرگ نکرده باشد مانند هرزگی یا کمفروشی یا انجام کار حرام (غشهای حرام) یا میخوارگی آن روز گرفته و غمناک است و خیال کند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز تلف شده و دیدی که سلطان خوراک را احتکار کند و دیدی که حق خویشاوندان پیامبر (خمس) بهناحق تقسیم شود و با آن قماربازی و میخوارگی کنند و دیدی که با شراب مداوا کنند و برای بیمار نسخه کنند و بدان بهبودی جویند و دیدی که مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر و بیعقیدگی بدان یکسان شوند و دیدی که منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بیصدا و خاموشاند و دیدی که برای اذان گفتن نماز پول گیرند و دیدی که مسجدها پر از کسانی است که ترس از خدا ندارند و برای
غیبت و خوردن گوشت مردان حق به مسجد آیند و در مساجد از شراب مستکننده توصیف کنند و دیدی که شخص مست که از خرد تهی گشته بر مردم پیشنمازی کند و به مستی او ایراد نگیرند و چون مست گردد گرامش دارند و از او ملاحظه کنند و بدون بازخواست او را رها کنند و به مستیش معذور دارند و دیدی که هر کس مال یتیمان را بخورد به شایستگی او را بستایند و دیدی که داوران به خلاف دستور خدا داوری کنند و دیدی که زمامداران از روی طمع خیانتکار را امین خود سازند و دیدی که میراث (یتیمان) را فرمانروایان به دست مردمان بدکار و بیباک نسبت به خدا دادهاند تا از آنها حق و حسابی بگیرند و جلوی آنها را رها کنند تا هر چه میخواهند انجام دهند و دیدی که بر فراز منبرها مردم را به پرهیزکاری سفارش کنند ولی خود گوینده به دستورش عمل نکند و دیدی که وقت نماز را سبک شمارند و دیدی که صدقه را به وساطت دیگران به اهلش دهند و به خاطر رضای خدا ندهند بلکه از روی درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند و دیدی که تمام غم و اندوه مردم درباره شکم و عورتشان است و باکی ندارند که چه بخورند و با که نکاح کنند و دیدی که دنیا به آنها روی آورده و دیدی که نشانههای حق مندرس و کهنه گشته در چنین وقتی خود را بر حذر دار و از خدای عزوجل نجات بخواه و اگر خدای تعالی مهلتشان داده، از این کار منظوری دارد و تو منتظر تحقق آن منظور باش و کوشش کن تا خدای عز و جل تو را در وضعی ببیند که خلاف وضع مردم باشد تا اگر عذاب بر آنها نازل گردد و تو در میان آنها باشی بهسوی رحمت حق شتافته باشی و اگر جدا شوی آنان گرفتار گردند و تو از روش آنان و بیباکی آنها نسبت به خدای عزوجل بیرون باشی و بدان که بهراستی خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نکند و همانا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است. (1)
با نگاهی به روایات مربوط به پیش از ظهور، درمییابیم که مهمترین دلایل گسترش اینگونه مفاسد، سه چیز معرفیشده است:
1) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 8، ص 36، 37 و 38.
1_ ترک امربهمعروف و نهی از منکر و معرفی منکر بهجای معروف و معروف بهجای منکر.
2_ اجرا نشدن حدود شرعی در گناهان جنسی که خود باعث متزلزل شدن نظام خانواده و ازدیاد طلاق میشود.
3_ بیتوجهی بهروزی حلال، درآمدهای نامشروع و توجه بیش از اندازه به شکمپرستی (1).
پیامبر گرامی اسلام؟ع؟ میفرماید:
رستاخیز برپا نمیشود، تا آنکه کسی که پنج فرزند دارد، آرزوی چهار فرزند کند و آنکه چهار فرزند دارد، میگوید کاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوی دو فرزند دارد و آنکه دو فرزند دارد، آرزوی یک فرزند نماید و کسی که یک فرزند دارد، آرزو کند که کاش فرزندی نداشت. (2)
در روایت دیگری ایشان میفرماید:
روزگاری خواهد آمد که غبطه مردم کم فرزند را بخورید، چنانکه امروز غبطه فرزند و ثروت زیادتر را میخورید؛ تا آنجا که یکی از شما، از کنار قبر برادرش میگذرد و خود را بر قبر او میغلطاند، آنگونه که حیوانات خود را بر خاک چراگاه میغلطانند و میگوید: ایکاش من بهجای او بودم و این سخن نه به سبب شوق دیدار خداوند و یا به دلیل اعمال نیکی است که از پیش فرستاده است، بلکه به جهت بلاها و گرفتاریهایی است که بر او فرود میآید. (3)
نیز آن حضرت میفرماید:
قیامت برپا نمیشود، مگر آنکه فرزند کم گردد. در این روایت «الولد غیضا» آمده است که معنای آن نقص و حبس و شاید به معنای سقطجنین و جلوگیری از بارداری نیز باشد. ولی کلمه «غیظا» که در روایت دیگری آمده است، به معنای غم و مشقت و محنت و جوشش غضب است.
یعنی مردم در آن دوران با سقطجنین و جلوگیری از افزایش فرزند، مانع زیاد شدن فرزندان میشوند. یا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شاید این به علت مشکلات سخت اقتصادی، گسترش بیماریها در کودکان و نبودن امکانات، تبلیغ و تشویق به کنترل جمعیت و یا عامل دیگر باشد. (1)
رسول گرامی اسلام؟ص؟ درباره رابطه اعضای خانواده با یکدیگر قبل از ظهور میفرماید:
فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف و حینئذ یأذن الله له بالخروج؛ در آن روزگار، بزرگترها به زیردستان و کوچکترها ترحم نمیکنند و قوی بر ضعیف ترحم نمینمایند؛ در آن هنگام خداوند به او (مهدی) اذن قیام و ظهور میدهد. (2)
در جدول (5) وضعیت طلاق در ده کشور که دارای بالاترین درصد طلاق نسبت به ازدواجاند نشان داده شده است. نتایج این جدول نشان دهنده نرخ بالای طلاق نسبت به ازدواج در عصر حاضر است. این آمار بیانگر سست شدن بنیاد خانوادههاست که بنیان جوامع بر آن استوار است. سایر زندگیها نیز که به طلاق نمیانجامد، در بسیاری از کشورها دارای انسجام کافی نیست و زندگی شبه مشترک، به دور از هم در جریان است.
افزایش آمار این پدیده و نوع برخورد جامعه با این موضوع و آسیبهای بعد از آن در جامعه ایرانی نیز نگرانیهایی به وجود آورده است. میزان طلاق در ایران از سال 1385 تا الآن، بهطور پیوسته در حال افزایش بوده و از 94 هزار طلاق در سال 1385 به 110 هزار در سال 1387، 137 هزار در سال 1389 و 158 هزار در سال 1392 رسیده است (3)
http://www.khabaronline.ir/detail/358083/society/family.
. افزایش آمار طلاق در ایران به گرایش افراد به تمدن غربی، شبکههای اجتماعی و ماهوارهای و دور شدن از روش ازدواج اسلامی و ملی و سایر موضوعات ارتباط تنگاتنگی دارد.جدول 5_ وضعیت طلاق در ده کشور که دارای بالاترین درصد طلاق نسبت به ازدواجاند
ردیف کشور ازدواج طلاق درصد طلاق به ازدواج
1بلژیک4.2371
2پرتغال3.72.568
3جمهوری چک4.42.966
4اسپانیا3.62.261
5استونی3.82.258
6کوبا5.22.956
7فرانسه3.82.155
8آمریکا6.83.653
9لیتوانی4.22.252
10روسیه9.24.851
جدول 6_ نسبت درصد طلاق به ازدواج در برخی کشورهای مسلمان
ردیف کشور ازدواج طلاق درصد طلاق به ازدواج
1قطر3.31.133
2عربستان5.21.121
3ترکیه81.620
4ایران12.21.714
5آذربایجان9.71.212
آمارهای جدید منتشره از سوی سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد مصرف مشروبات الکلی در میان ملل مسلمان، به دلیل حرمت شرعی آن، پایینتر از متوسط جهانی است. این در حالی است که سالانه میلیونها نفر در جهان به دلیل مصرف الکل جان خود را از دست میدهند.
در ردهبندی 20 کشور نخست جهان به لحاظ میزان مصرف الکل سرانه، کشورهای اسلامی، به دلیل اعتقادات مذهبی، کمترین میزان مشروب را مصرف میکنند اما کشورهای اروپای شرقی، روسیه، اوکراین و بلاروس بیشترین میزان مصرف الکل را دارند. طبق اعلام
سازمان بهداشت جهانی، هرچند ایران در ردههای پایین مصرف مشروبات الکلی در جهان است، اما افرادی که در ایران مشروبات الکلی مصرف میکنند با خوردن 35 لیتر مشروب در سال در رده نوزدهم پرمصرفترین مشروب خورها قرار دارند که این خود زنگ هشداری جدی به شمار میرود.
طبق آمار منتشرشده سازمان بهداشت جهانی هماکنون مصرف الکل، سالانه سبب مرگ 3 میلیون و 300 هزار نفر در جهان است و یکسوم بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت ناشی از مصرف الکل است. در بین 5 کشوری که بالاترین میزان مصرف الکل را در رده جهانی دارند در سال 2012 بیش از 30 درصد از مرگومیرها ناشی از سوء مصرف الکل بوده است. همچنین آمار سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که متوسط عمر، در کشورهایی که سرانه مصرف الکل بالایی دارند، پایینتر از کشورهایی است که سرانه مصرف الکل آنها کمتر است. سازمان بهداشت جهانی درباره رشد میزان مصرف الکل در میان زنان هشدار داده و اعلام کرده است که مصرف مشروبات در دوران بارداری و پس از آن، هم به زنان و هم به فرزندانی که به دنیا میآورند صدمات جدی میزند. بیشترین میزان مصرف سرانه الکل در جهان متعلق به کشور بلاروس با میانگین مصرف سالانه 5/17 لیتر است. در بلاروس 35 درصد از مرگومیرها ناشی از مصرف الکل است و متوسط عمر شهروندان این کشور 72 سال میباشد (1)
http://www.yjc.ir/fa/news/4844162.
.هم اکنون تلاشهای زیادی از طرف گروههای شیطانی برای به رسمیت شناختن گروههای همجنس باز در سطح جهان به چشم میخورد. بسیاری از کشورها این گروهها را به رسمیت شناختهاند و همه ساله در کشورهای مختلف تجمعات و مانورهای این گروههای منحرف برای عرض اندام و تسلط هر چه بیشتر بر جوامع انسانی به چشم میخورد. تعریف خانواده نیز در بسیاری از کشورها تغییر یافته و از آنچه مورد تاکید وحی الهی است به صورتهای تقلبی دیگر نظیر خانواده متشکل از ازدواج دو مرد، ازدواج دو زن، ازدواج انسان با حیوان و سایر اقسام خانواده تقلبی معرفی و برای آن قانونگذاری شده است.
1) باشگاه خبرنگاران جوان، وبگاه خبری. 1393. آمار سازمان بهداشت جهانی درباره مصرف مشروبات الکلی.
یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام؟ص؟ و دیگر پیامبران، تزکیه نفوس، تربیت انسانها و پرورش اخلاق حسنه بوده است. شاید به همین دلیل «تزکیه» در برخی آیات قرآن بر «تعلیم» پیشی گرفته است، چراکه هدف اصلی و نهائی «تزکیه» است.
{هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَإِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ؛ و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند}. (1)
تأکیدهای پیدرپی و بینظیر، دلیل روشنی است بر اهمیتی که قرآن مجید برای پرورش اخلاق و تزکیه نفوس قائل است. گویی همه ارزشها را در این ارزش بزرگ خلاصه میکند و فلاح و رستگاری و نجات را در آن میشمرد. تکامل اخلاقی در فرد و جامعه، مهمترین هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه میکنند و ریشه همه اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و پدیدههای ناهنجار میشمرند. این مسئله در احادیثی که از شخص پیامبر اکرم؟ص؟ و همچنین از سایر پیشوایان معصوم؟عهم؟ رسیده است با اهمیت فوقالعادهای تعقیب شده است. در حدیث معروفی پیامبر اکرم؟ص؟ فرمود:
إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛ بهراستیکه من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شدهام. (2)
زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مسئله است که آنها در همهجا مردم را به فضائل اخلاقی دعوت میکردند و خود الگوی زنده و اسوه حسنهای در این راه بودند و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبر اسلام؟ص؟ میفرماید:
وَإِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ؛ و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری. (1)
روایات بهخوبی نشان میدهند که مهمترین کارآیی حکومت مهدوی هدایت انسانها بهسوی آموزههای الهی و پرهیز از هوای نفس است که امروزه موجب همهی بیبندوباریها و افسارگسیختگیهای بشر شده است. امام علی؟ع؟ در خطبه ملاحم در این باره میفرمایند:
یَعْطِفُ الْهَوی علَی الْهُدی اِذا عَطَفُوا الْهُدی عَلَی الْهَوی و یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ اِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْیِ...... فَیُریکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السّیرَهِ وَ یُحْیی مَیِّتَ الْکِتابِ وَ السُّنَهِ؛ چون مهدی؟ع؟ ظهور کند خواهشهای نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند، پس از آنکه رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند... و رأی را دنبالهرو قرآن خواهد ساخت آنگاهکه دیگران قرآن را تابع نظر و آرای شخصی قرار داده باشند. مهدی؟ع؟ به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهد ساخت. (2)
این نکته را نباید از نظر دور داشت که همهی آنچه درباره رعایت اخلاق فردی و اجتماعی و انسجام خانوادهها بعد از ظهور اتفاق میافتد در روایات موجود بیان نشده یا روایات آن به دست ما نرسیده یا در این کتاب برای رعایت اختصار آورده نشده است. برای دریافت بهتر این موضوع باید سنت رسول خدا و ائمه اطهار را در این خصوص مورد مطالعه قرار داد و اطمینان یافت که همهی آنچه رسول گرامی اسلام و ائمه اطهار در خصوص اخلاق بیان نموده و خود رعایت کردهاند به جامعه مهدوی تسری خواهد یافت.
امام باقر؟ع؟ فرمود:
اذا قام القائم جائت المزلملة و اتی الرجل الی کیس اءخیه فیاءخذ حاجته لا یمنعه؛ وقتیکه قائم؟عج؟ قیام کرد، رفاقت و برادری برقرار شود، بهطوریکه هر کس دست به جیب برادرش کرده و بهقدر نیاز بدون ممانعت از آن برمی دارد. (3)
امام علی؟ع؟ میفرماید:
مهدی؟ع؟ از اصحاب خویش پیمان و بیعت میگیرد که سرقت و زنا نکنند، خون بیگناهی را نریزند، حریمی را هتک نکنند، بهناحق بر خانهای هجوم نبرند و کسی را مورد ضرب و شتم قرار ندهند، زر و سیم نیندوزند، گندم و جو احتکار نکنند، مال یتیم نخورند، ندانسته شهادت ندهند، راهزنی نکنند، مساجد را ویران نسازند، از آلودگیها دوری کنند، امربهمعروف و نهی از منکر کنند، لباس خشن بپوشند، بر خاک سر نهند و در راه خدا آنگونه که شایسته است جهاد کنند. (1)
این روایت عمق پایبندی به اخلاق و عمل به فرامین الهی را در بیعت امام عصر با یارانش بیان میکند. در حقیقت عهد و پیمان حضرت با یارانش با رشتههایی از جنس اخلاق و رعایت حقوق انسانها محکم میشود.
امام علی؟ع؟ میفرماید:
تأمن السبل حتی تمشی المرأة بین العراق و الشام لا تضع قدمیها الّا علی النّبات و علی رأسها زنبیلها لایهیجها سبع ولاتخافه؛ راهها امن شود؛ بهطوریکه زن از عراق تا شام برود و پای خود را جز روی گیاه نگذارد، سبدش را بر سرش بگذارد و از درنده و درندهخویی باک ندارد. (2)
بی شک این امنیت بی نظیر با استفاده از نیروی نظامی، سرباز و اسلحه امکان ندارد و مکارم اخلاق فردی و اجتماعی و دستور مترقی و بیجایگزین امر به مروف و نهی از منکر؛ یعنی کنترلِ مقدسِ مومن، توسط برادران و دوستان مومن، زیر ساخت این امنیت الهیِ درونی میباشد.
رسول گرامی اسلام؟ص؟ میفرمایند:
عند ذلک خروج المهدی وهو رجل من ولد هذا وأشار بیده إلی علی بن أبی طالب؟ع؟ به یمحق الله الکذب ویذهب الزمان الکلب، به یخرج ذل الرق من أعناقکم؛ در آن عصر، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور میکند و او از فرزند این شخص (علی بن ابی طالب؟ع؟) است. خداوند به دست او، دروغ را نابود میکند و روزگار
سخت را از بین میبرد و ریسمان بردگی و بندگی را از گردنهایتان برمیدارد. (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
إذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع به عقولهم وأکمل به أخلاقهم؛ هنگامیکه قائم ما قیام کند، خداوند قوای فکری مردم را تعالی میبخشد و اخلاق آنان را به کمال میرساند. (2)
این روایت نشان میدهد که برخلاف شعار عقلگرایان، دین اسلام و حضرت قائم؟ع؟ نهتنها با تعقل در کار دنیا و آخرت مخالف نیستند، بلکه برعکس عقل انسان را تعالی بخشیده و آن را با اخلاق پیوند میدهند.
امام علی؟ع؟ فرمود:
ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها، ولذهبت الشحناء من قلوب العباد؛ چون قائم ما قیام کند، آسمان بارانش را میبارد و زمین گیاهانش را میرویاند و کینهها از دلهای بندگان خدا زدوده میشود. (3)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ میفرماید:
و تعکف الناس علی الطاعة و الخشوع و الدیانة؛ همه مردم به اطاعت و عبادت خداوند گراییده، در اجرای احکام دیانت میکوشند. (4)
از روایات چنین برمیآید که در عصر ظهور سطح آگاهی مردم به اوج خود خواهد رسید و میتوان نتیجه گرفت که بساط بسیاری از ادارات که اکنون جامعه را بهمنظور احقاق حق، به خود مشغول ساختهاند بر چیده میشود. مردم همه از مقررات شریعت آگاهی خواهند یافت و عملاً به رعایت آن ملتزم میگردند، حتی در روایات آمده است که دانش عمومی آنقدر ارتقاء مییابد که زنان در خانه احکام شرعی را میدانند، با قضاوت آشنا میگردند و بین اعضای خانواده داوری مینمایند. بنابراین دیگر احتیاج به پیمودن راهپلهها و راهروهای دادسراها و
دادگاهها نیست و تومار این بازیچهها در هم پیچیده میشود و خیال مردم از تمام تنشهای روحی و روانی آسوده میگردد.
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
وتؤتون الحکمة فی زمانه حتی أن المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی وسنة رسولالله؟ص؟؛ در زمان او حکمت به شما داده شود، حتی زن در خانه خویش به کتاب خدا و سنت رسولالله به داوری میپردازد. (1)
امام علی؟ع؟ میفرماید:
بنا یفتح الله وبنایختم الله وبنا یمحو مایشاء وبنا یثبت وبنا یدفع الله الزمان الکلب، وبنا ینزل الغیث، فلا یغرنکم بالله الغرور، ما أنزلت السماء قطرة من ماء منذ حبسه الله عزوجل ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها، ولذهبت الشحناء من قلوب العباد، واصطلحت السباع والبهائم، حتی تمشی المرأة بین العراق إلی الشام، لا تضع قدمیها إلا علی النبات، وعلی رأسها زبیلها لا یهیجها سبع ولا تخافه؛ خداوند به وسیله ما آغاز می کند و به ما پایان می دهد و خدا بوسیله ما آنچه بخواهد محو و یا ثابت میدارد و بوسیله ما خدا روزگار سخت و رنج آور را دفع می کند و بوسیله ما باران می رساند. شیطان نباید شما را فریب دهد آسمان قطره بارانی نازل نمیکند از روزی که خدای عزَّ وجلَّ آنرا حبس فرموده باشد واگر قائم ما؟ع؟ قیام کند آسمان بارانش را فرو میفرستد و زمین روئیدنیهای خود را خارج میسازد و کینه از قلوب بندگان میرود و درندگان و چارپایان آشتی میکنند تا آنجا که بانویی فاصله میان عراق و شام را طی می کند و قدم بر روی نباتها و روئیدنی ها گذارد در حالی که زنبیلش بر سرش باشد و هیچ درنده ای او را به هیجان در نمیآورد و نخواهد ترسانید. (2)
امام صادق؟ع؟ درباره امنیت زنان در عصر ظهور؟ع؟ میفرماید:
یطفیء الله به الفتنة الصمّاء و تأمن الأرض، حتی أنّ المرأة لتحج فی خمس نسوة ما منهن
رجل، لا یتّقین الا الله؛ خداوند بهوسیله او (امام مهدی؟ع؟) فتنههای جانکاه را آرام و ساکن میسازد، زمین امن گردد، یک زن در میان پنج زن بدون اینکه مردی آنها را همراهی کند، به حج میروند و جز خدا از کسی باکی ندارند. (1)
امام صادق؟ع؟ ضمن تشبیه دقیق عصر قبل از ظهور امام زمان؟عج؟ که «جاهلیت نو» بر آن حاکم است، با عصر پیامبر اکرم؟ص؟ که گرفتار جاهلیت بود، پیرامون عملکرد امام زمان؟عج؟ می فرماید:
یصنع کما صنع رسولالله یهدم ما کان قبله کما هدم رسولالله امر الجاهلیة و یستأنف الاسلام جدیداً بعد ان یهدم ما کان قبله؛ او همان کاری را میکند که پیامبر خدا کرد. تمام فرهنگ و مناسبات جاهلی را بر هم می ریزد و اسلام ناب را دوباره به مردم عرضه میکند. (2)
همچنین می فرماید:
ابطل رسولالله ما کان فی الجاهلیة و استقبل الناس بالعدل و کذلک القائم؛ پیامبر اکرم نشانههای جاهلیت را از بین برد و با عدالت میان مردم رفتار نمود. قائم نیز چنین خواهد کرد. (3)
همچنین درباره اخلاق مردم در عصر ظهور میفرمایند:
و یذهب الزنا و شرب الخمر و یذهب الربا و یقبل الناس علی العبادات و تؤدّی الأمانات و یهلک الأشرار و تبقی الأخیار؛ روابط نامشروع، مشروبات الکلی و رباخواری از بین میرود، مردم به عبادت و اطاعت روی می آورند، امانتها را بهخوبی رعایت میکنند. اشرار و اوباش نابود میشوند و افراد صالح باقی میمانند. (4)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
إن العلم بکتاب الله عزوجل وسنة نبیه ینبت فی قلب مهدینا کما ینبت الزرع عن أحسن
نباته، فمن بقی منکم حتی یلقاه فلیقل حین یراه: السلام علیکم یا أهل بیت الرحمة والنبوة، ومعدن العلم وموضع الرسالة و روی أن التسلیم علی القائم أن یقال: السلام علیک یابقیة الله فی أرضه؛ آگاهی به کتاب خداوند عزّ و جلّ و سنّت رسول خدا؟ص؟ در قلب مهدی؟ع؟ ما می روید، چنان که گیاهی در بهترین کیفیت خود رشد می کند. هر کس از شما که تا روزگار ظهور حضرتش باقی بود و او را ملاقات کرد، به هنگام دیدار با ایشان بگوید: سلام بر شما ای خاندان رحمت و نبوت و گنجینه دانش و جایگاه رسالت. روایت شده که سلام کردن بر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اینگونه است: السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه. (1)
امام عصر؟ع؟ و کارگزاران نظام مقدسش مردم را به رعایت اصول اجتماعی فرامیخوانند؛ یعنی ادب اجتماعی را در مردم ایجاد میکنند.
امام کاظم؟ع؟ دراینباره میفرمایند:
اذ قام قائمنا، قال یا معشر الفرسان سیروا فی وسط الطریق و یا معشر الرجاله سیروا علی جنبی الطریق؛ وقتی امام زمان؟ع؟ قیام میکند، اعلام میکند که ای گروه سواران، از وسط راه عبور کنید و ای گروه پیادگان، از دو طرف خیابان عبور کنید.
در این روایت مشخص است که در عصر ظهور ادب اجتماعی به بهترین وجهی به مردم آموزش داده میشود و از مردم میخواهند آن را رعایت کنند. (2)
امام باقر؟ع؟ درباره اخلاق اقتصادی مردم در عصر ظهور میفرماید:
...و یخرج الناس خراجهم علی رقابهم الی المهدی و یوسع الله علی شیعتنا ولو لا ما یدرکهم من السعاده؛ … مردم خراج های خود را از اموال خود خارج ساخته و به سوی مهدی؟ع؟ میبرند و خداوند بر شیعیان ما توسعه می دهد (وسعت رزق و روزی می دهد) و اگر لطف و سعادت خداوند آنان را در بر نمی گرفت، با آن بی نیازی، سرکشی می کردند. (3)
در مذهب حقه شیعه بسیاری از اصول اخلاقی که باید توسط مؤمنین رعایت شود و یا بسیاری از آموزههای الهی که باید در جامعه پیاده شوند بهصورت دعا و یا زیارت توسط معصوم؟ع؟ یا علما به مردم ارائه شده است تا همهروزه یا هر هفته قرائت نموده و همواره آن آموزهها بهصورت یک شعار، تابلو و چراغ راه توسط شیعیان تکرار، یادآوری و تمرین شده و مورد توجه قرار گیرند. یکی از مهمترین خصوصیات این شعائر، حقیقی بودن و نه موهومی بودن آنها است، یعنی همهی آن شعائر باید در جامعه رعایت شود و اگر رعایت نشد، در جامعه مهدوی به حقیقت خواهد پیوست. ازجملهی این آموزهها که نه بهصورت یک خیال و آرزو بلکه بهصورت یک حقیقت و الزام در حکومت مهدوی اجرا خواهد شد در دعای ندبه آمده است. همهی این شعائر آموزههای اخلاقی و کاملاً دستیافتنی بوده و توسط امام عصر و یارانش در جامعه مهدوی ظهور خواهد کرد. برخی از این آموزهها در دعای ندبه اینگونه آمده است:
این قاصم شوکة المعتدین، اینهادم ابنیة الشرک و النفاق این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان، این حاصد فروع الغیّ و الشقاق، این طامس آثار الزیغ و الاهواء این قاطع حبائل الکذب و الافتراء.
کجاست آنکه شوکت ستمکاران را در هم شکند؟ کجاست آنکه بنا و سازمانهای شرک و نفاق را ویران میسازد؟ کجاست آنکه اهل فسق و عصیان و ظلم و طغیان را نابود میگرداند؟ کجاست آنکه نهال (شاخههای) گمراهی و دشمنی و عناد را از زمین بر میکند؟ کجاست آنکه آثار اندیشه باطل و هواهای نفسانی را محو و نابود میسازد؟ کجاست آنکه حبل و دسیسههای دروغ و افتراء را از ریشه قطع خواهد کرد؟ (1)
با توجه به مفاهیم این فراز از دعای ندبه، امام عصر شوکت ستمکاران را در هم میشکند، شرک و نفاق را از دلها میزداید، دشمنی بین مردم را به دوستی بدل میکند و دروغ و افترا و بسیاری از صفات رذیله اخلاقی در بین مردم از بین میرود.
آنگونه که از روایات برمیآید امام عصر قرآن را در جامعه پیاده میکند و قرآن درباره اخلاق
1) مفاتیح الجنان.
متقین میفرماید:
{بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الم * ذَالِک الْکتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَیقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ * وَالَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیک وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یوقِنُونَ * أُولَئِک عَلَی هُدًی مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ الم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده. آن کتاب باعظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است. (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند. و آنانکه به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان میآورند و به رستاخیز یقین دارند. آنان بر طریق هدایت پروردگارشاناند و آنان رستگاراناند}. (1)
{لَیکنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیک وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ أُولَئِک سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا؛ ولی راسخانِ در علم از آنها، و مؤمنان (از امّت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان میآورند. (همچنین) نمازگزاران و زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا و روز قیامت، بهزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد}. (2)
{وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَیقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَیطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِک سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ؛ مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر میکنند؛ نماز را برپا میدارند؛ و زکات را میپردازند و خدا و رسولش را اطاعت میکنند؛ بهزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار میدهد؛ خداوند توانا و
حکیم است}. (1)
{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِک هُمُ الصَّادِقُونَ؛ مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آوردهاند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردهاند؛ آنها راستگویاناند}. (2)
{بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَی أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکتْ أَیمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ.
مؤمنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند. و آنها که از لغو و بیهودگی رویگرداناند. و آنها که زکات را انجام میدهند. و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بیعفتی) حفظ میکنند. تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهرهگیری از آنان ملامت نمیشوند}. (3)
وَسَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ * وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یصِرُّوا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یعْلَمُونَ؛ و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است. همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق میکنند و خشم خود را فرومیبرند و از خطای مردم درمیگذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا میافتند و برای گناهان خود، طلب آمرزش میکنند، و کیست جز خدا که
گناهان را ببخشد؟ و بر گناه، اصرار نمیورزند، با اینکه میدانند}. (1)
آری، امام عصر؟عج؟ اخلاق انسانها را به آیات قرآن برمیگرداند؛ اخلاقی که اکنون بسیاری از انسانها را به حضیض ذلت کشانده است، او را به اوج عزت خواهد رساند.
1) آل عمران، 133 تا 135.
افرادی فکر میکنند که امروزه بشر به پیشرفتهای زیادی دست پیدا کرده و آینده روشنی نیز با پیشرفتهای بعدی در انتظار اوست. بنیانگذاران و پیروان تمدن کنونی که یک تمدن صنعتی است، چنین القا میکنند که صورت دیگری از تمدن در ابعاد مختلف علمی، صنعتی، حکومتداری، امنیت و سایر مقولهها وجود نداشته و بشر ناگزیر بوده است همین طریق کنونی را آغاز کرده و ادامه دهد. اکنون بسیاری از مردم آنقدر با فناوری و راه و روشهای زندگی در دنیای کنونی گره خوردهاند که نهتنها باور ندارند طریقی بهتر از این روش زندگی وجود داشته باشد، بلکه برای آینده نیز روش بهتری غیر از ادامه همین مسیر کنونی متصور نیستند. بخشی از هوش و استعداد بشری نیز در خدمت پاسخ به شهوت روزافزون و غیرقابل ارضای او قرار گرفته و صرف ساخت انواع داروها و مواد شیمیایی برای لذت جنسی بیشتر میشود که انواع شبکههای غیر اخلاقی ماهوارهای دائماً در حال تبلیغ آنها هستند. بر اساس روایات و عقل سلیم، دانش کنونی بشر در مقابل آن مقدار دانش که میتوانست از طریق واسطه فیض، از منبع علم الهی کسب کند بسیار ناچیز است. بر اساس آموزههای الهی، روایات مهدوی و اصول عقلی، این تنها سبک زندگی و کسب علم نیست که انسان میتوانست داشته باشد و اگر مجتمع انسان چنگ به ولایت الله زده و پیرو اولیای الهی بود، این تمدن به وجود نمیآمد و تاریخ بشر از مسیر دیگری عبور میکرد.
شاید افرادی فکر کنند که امروزه بشر به پیشرفتهای زیادی دست پیدا کرده و آینده روشنی
نیز با پیشرفتهای بعدی در انتظار اوست اما سوالات بیشماری در پس این فکر وجود دارد که به چند نمونه از آن اشاره میشود:
_ آیا این پیشرفت و مدل صنعتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سبک زندگی بهترین مدلی است که بشر بعد از چند هزار سال زندگی بر روی کره زمین میتوانسته به آن دست یابد و راهی سریعتر، مفیدتر، کمهزینهتر، سادهتر، کمضررتر برای او وجود نداشته است؟
_ آیا تمام لوازمی که بشر ساخته و روشهایی که ابداع کرده است به علت نیاز واقعی اوست یا بخشی از آن پاسخ به نیازهایی است که خود او، به علت رفتن به بیراهه برای خودش ایجاد کرده است؟
_ آیا سبک زندگی و مصنوعات او توانسته است جسم، روح، روان و محیطزیست بهتری نسبت به قرنهای قبل برای او بسازد؟
_ آیا آفریننده انسان و پیامبرانش نمیتوانستند هیچ نقشی در بهبود شرایط زندگی بشر بازی کنند؟
_ آیا هیچگاه بشر، بهاتفاق، اطاعت از اولیاء خدا را در یک دوره زمانی قابلتوجه و مستمر تجربه کرده است، تا بتواند نتایج حاصل از آن را با آنچه خود، بدون حاکمیت اولیای خدا به دست آورده است مقایسه کند؟
برخی افراد به محض انتقاد از دستساختهها و مصنوعات بشر برآشفته شده و سعی میکنند فرد منتقد را بیسواد و متحجر معرفی کرده و دوران کنونی را با سدههای قبل که بشر برای حمل و نقل از حیوانات استفاده میکرد مقایسه کنند، اما حقیقت به گونهی دیگری است. سوال این است که آیا بشر در مسیر تاریخی خود میتوانست شرایطی بهتر از آنچه اکنون با آن روبروست داشته باشد یا نه؟ شرایطی که امروزه بشر با آن روبروست؛ یعنی دنیایی پر از جنگ، فتنه، تزلزل اخلاقی، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد غذایی آلوده به انواع سموم و کودهای شیمیایی. آیا بشر در مسیر تاریخی خود میتوانست به تمدنی برسد که ارکان آن، علم همراه با اخلاق، عدالت همراه با صلح جهانی و عبودیت خداوند در پرتو تقوا و طهارت باشد، تمدنی که در آموزههای دینی به آن حیات طیبه گفته میشود.
نگاه مردم در برخی جوامع به خداوند بهمثابه یک پدر پیر بازنشسته و فرتوت است. در نگاه آنان خداوند پس از خلقت جهان در کناری نشسته است و در این میان وظیفهی ما تنها احترام و عبادت اوست. اما شناخت مبتنی بر قرآن کریم رویکرد متفاوتی دارد. بر این اساس نخستین صفت خداوند «فرمانروای مطلق جهان هستی» است که این مهم در سوره جمعه ذکر شده است. بر مبنای آیه 54 سوره اعراف، خداوند تنها آفریننده نیست، بلکه لحظه به لحظه جهان را وجود و نیرو و هستی میبخشد.
{إِنَّ رَبَّکمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَک اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را میپوشاند و شب به دنبال روز، بهسرعت در حرکت است و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست پر برکت (و زوالناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است}. (1)
پاسخهای روشنی برای هر یک از این سوالات مطرح شده وجود دارد. بهروشنی میتوان دریافت که این پیشرفت و مدل صنعتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سبک زندگی، بهترین مدلی نیست که بشر بعد از چند هزار سال زندگی بر روی کره زمین میتوانسته به آن دست یابد و راهی سریعتر، مفیدتر، کمهزینهتر، سادهتر و کمضررتر برای او وجود داشته است. برای درک بهتر این ادعا کافی است مفهوم دو آیه زیر را درک کنیم:
{وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْرًا؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را
1) اعراف، 54.
به انجام میرساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است}. (1)
وقتی انسان تقوای الهی را با سعی و تلاش در زندگی همراه سازد بر اساس آیه شریفه، حلّال مشکلاتش خداوند خواهد بود. رزق و روزی او تأمین میشود. آیا رزق و روزی یعنی فرستادن مرغ بریان از آسمان؟ معلوم است که مفهوم رزق و روزی این نیست، بلکه خداوند از علم خود انسان را بهرهمند میسازد و او با کمترین زحمت، بیشترین دریافت را از تلاش خود خواهد داشت. او را از نظر روانی و جسمی سالم خواهد داشت، زیرا که بسیاری از بیماریهای جسمی بشر ناشی از نداشتن تقوا است. اگر انسان به فرامین اولیای الهی درباره تغذیه، رعایت بهداشت و غیره و ذکر و یاد خداوند گوش دهد، بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی که هماکنون گریبان گیر اوست از بین میروند.
اگر از ابتدای فصلِ کاشتِ گیاه باران ببارد و بهطور منظم تا انتهای فصل ادامه یابد آیا نیازی به این همه تجهیزات آبیاری و صرف انرژی برای آبیاری مزارع و باغات وجود دارد؟ اگر باران بهاندازه کافی ببارد آیا نیازی به تکنولوژی پیچیده، گران، انرژی بر و دردسرساز کنونی وجود دارد؟ آیا مشکل خشکسالی، طغیان آفات و بیماریهای گیاهی و انسانیِ روز افزون، به علت نبود برکت در زندگی انسان، به خاطر تهاجم بشر به محیط زیست خود، گناه و تکذیب و طغیان او در برابر خداوند نیست؟ آیا تکنولوژی بعضاً چِندِش آور برای تأمین آب، ماحصل این رویکرد او نیست؟ آیا انسان راحتی و پاکی خود را به علت عملکرد خود تبدیل بهسختی طراحی، ساخت و اجرای طرحهای پیچیده برای استحصال آب نکرده است؟ این فقط یک نمونه از نتایج طغیان در برابر خداست. به نمونهای از آخرین فناوری برای استحصال آب بنگریم:
برای استحمام فضانوردان از یک دوش با مصرف آب بسیار کم استفاده میشود. این فناوری هماکنون در حمامهای معمولی، در منازل نیز مورد توجه قرار گرفته است، که به آن
1) طلاق، 2 و 3.
دوش آب چرخشی (Recycling Shower) میگویند. این دوش آخرین فناوری برای استحمام با آب کم است. در این فناوری آب گرم، بعد از استفاده، به سوراخ فاضلاب وارد و در آنجا با روشهای نانوتکنولوژی تصفیه میشود و آب، بعد از کمی گرم شدن دوباره به لوله دوش برمیگردد (1)
www.elmefarda.com.
.هیچکس طراح این ایده را مورد شماتت قرار نمیدهد و او را توبیخ نمیکند، چراکه مجتمع بشر سرنوشت خود را بهگونهای تغییر داده و در مرز هلاکت قرار داده است که اکنون مغزهای متفکر انسانی، مجبورند برای غلبه بر محدودیتهایی که بشر به خاطر تهاجم به محیط زیست خود و طغیان در برابر خداوند و از بین رفتن برکت در زندگی خود به وجود آورده است از تمام ظرفیت فکری خود استفاده کرده و هر محدودیت و حقارت و پیچیدگی را بپذیرند، اما تا کی میتوان برای محدودیتهای اعمالشده از طرف خداوند و طبیعتِ دارای شعور، راهکار پیدا کرد و به جنگ با خدا و شعور طبیعت ادامه داد. به حقارت زندگی در خانههای تنگ و تاریک تن دادیم، به حقارت زندانی شدن در حصار سنگ، آهن و آجر، بدون آب، سبزه و نسیم تن دادیم، به حقارت عبور فاضلابها از زیر پا و بالای سر و بیخ گوش و کنار رختخوابمان تن دادیم، به حقارت خوردن فاضلاب تن دادیم، تا کی میتوانیم این حقارتها را تحمل کنیم؟
شاید این سؤال پیش بیاید که چرا پیش از این انسان آنطور که در این نوشتار اشاره میگردد از برکت علم خداوند بهرهمند نشده است؟ در پاسخ باید گفت، چه زمانی بشر بهاتفاق، زیر چتر ولایت الهی قرار گرفته است، تا برکت اتصال او با خداوند در پیشرفت او جاری شود. در دورانهای کوتاهی که بشر تا حدی از ولی خدا اطاعت نموده از مواهب سرشار آن بهرهمند شده است.
«تفکر انتظار دست کم به این معناست که جهان و تاریخ از سنگ ساخته نشدهاند و قابل تغییرند. کمترین پیام مهدویت و انتظار این است که میشود اوضاع را در گستره جهانی تغییر داد. با این شرایط یکی از شرح وظایف ما این خواهد بود که به اوضاع حاکم بر جهان و تاریخ تن ندهیم و تسلیم نشویم. انتظار یعنی تسلیم نشوید و به زانو درنیایید. انتظار یعنی ادامه
1) علم فردا، وبگاه علمی فنی. 1392. دوش چرخشی.
مقاومت و مبارزه در ابعاد جهانی و معطوف به نجات همه بشریت» (1).
پیچیدگی صنایع دست ساخته بشر انسان را گیج میکند. بسیاری از صنایع کنونی نیز به علت از میان رفتن یک موهبت الهی یا چرخه طبیعی توسط بشر به وجود آمدهاند. برای مثال:
_ صنایع سموم دفع آفات نباتی به علت رفتن برکت از محصولات کشاورزی و تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای بی قاعده بشر گسترش یافتهاند.
_ صنایع نظامی به علت نبود اخلاق و امنیت گسترش یافتهاند.
_ گسترش بیش از حد صنایع داروسازی به علت نبود برکت، بهداشت، اخلاق، مواد غذایی سالم، آب بهداشتی، محیطزیست سالم، روح و روان سالم و با نشاط گسترش یافته و بسیاری از آنها ساخته دست بشر هستند.
_ بسیاری از صنایع مهندسی پزشکی و صنایع ساخت اعضای مصنوعی به علت خسارات ناشی از جنگ، مین، بمب و تسلیحات شیمیایی و میکروبی گسترش یافتهاند.
_ آسایشگاه معلولین به علت جنگ، مصرف مواد مخدر، دارو، مواد شیمیایی و مواد غذایی آلوده گسترش یافتهاند.
آیا مخابرات، تلفن همراه و اینترنت با روش ارتباط پیامبران و اولیای الهی با ماوراء عالم ماده و اطلاع و دستیابی آنان به انواع اطلاعات از اقصی نقاط عالم قابل مقایسه است؟ آیا این فناوری با تکلم فرشتگان با پیامبران قابل مقایسه است؟ تکلمی بدون سیم، امواج، ضرر و زیان. آیا این فناوری الهی نمیتواند به بشر داده شود؟ آیا علم الهی نمیتواند از این همه پیچیدگی که بشر افسار گسیخته برای خود ساخته بکاهد؟ آیا بشر برای ایجاد انواع فناوری و اسارت در انواع سیم، خازن، میدان الکتریکی و انواع امواج بر روی زمین آمده است؟
مقصود این نیست که استفاده از فناوریهای برتر برای سهولت زندگی و راحتی بشر را مردود بشماریم. مقصود این است که اگر عنایت خدا، به دلیل تلاش، تقوا و ایمان، نصیب انسان گردد، با علمی که از جانب خداوند به او داده میشود، با اکمال عقلول بشر با واسطه فیض الهی، یعنی اولیای خدا، بشر به فناوریهایی دست مییابد که هزینه آنها بسیار پایین بوده،
1) رحیم پور ازغدی، حسن. سخنرانی «فلسفه انتظار». http://mahdisarbandi.blogfa.com/post-254.
سهولت استفاده از آنها بسیار بیشتر باشد و بدون ضرر در خدمت انسان قرار گیرند.
شیر مادر که یک فناوری الهی برای تولید غذای کودک است، یکی از نمونههای مثال زدنی است. کدام ماده غذایی ساخت بشر توانسته است جایگزین شیر مادر شود. تمام مراکز علمی و بهداشتی جهان شیر مادر را تبلیغ میکنند. کدام صنعت بشری جای مهر مادر را گرفته است؟ کدام آواز، هنر، فناوری صوتی و تصویری ساخته بشر جایگزین نگاه پرمهر مادر به نوزاد خود شده است؟ در صورتی که بشر، ایمان به خدا داشته باشد و تقوای الهی را در پیش گیرد چرا علم تغذیه پاک به بشر تعلیم نشود؟ مگر انسان خلیفه خدا روی زمین نیست؟ چرا خداوند عقل بشر را کامل نکند؟ چرا از مهر خود در زندگی او ندمد؟
انسان برای تامین انرژی خود که در طبیعت به وفور و رایگان وجود دارد با دشواریهای زیادی روبروست. استفاده از سوختهای فسیلی برای تولید انرژی باعث آلودگی محیط زیست شده و صدمات جبران ناپذیری به چرخه طبیعت و محیط زیست وارد نموده است. این آلودگی سهم مهمی در تغییرات اقلیمی و تبعات ناگوار ناشی از آن داشته است. تامین انرژی به شیوههای به اصطلاح پاک نیز با دردسرهای مخصوص خود همراه است.
شکل 33_ نیروگاه تولید برق با استفاده از کالکتورهای خورشیدی
کالکتورهای انرژی خورشیدی در تعداد زیاد، با هزینه گزاف تولید شده و با صرف هزینه زیاد نگهداری میشوند و به تعداد زیادی متخصص و کارشناس نیاز داشته و با اشغال فضای زیاد به دریافت مقدار کمی انرژی خورشیدی مشغولاند. برای تولید یک مگاوات برق خورشیدی
به 000/10 متر مربع از این کالکتورها نیاز است. یعنی برای تولید برق، معادل یک نیروگاه سیکل ترکیبی معمولی با 1000 مگاوات تولید برق به 1000 هکتار کالکتور نیاز است.
امام صادق؟ع؟ تحول جهان را در زمان ظهور حضرت صاحبالامر در پرتو آیه شریفه «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» (1)چنین بیان میفرماید:
ان قائمنا إذا قام أشرقت الارض بنور ربها، واستغنی العباد عن ضوء الشمس، وذهبت الظلمة، ویعمر الرجل فی ملکه حتی یولد له ألف ذکر، لا تولد فیهم انثی وتظهر الارض کنوزها حتی تراها الناس علی وجهها، ویطلب الرجل منکم من یصله بماله، ویأخذ من زکاته، لا یوجد أحد یقبل منه ذلک. استغنی الناس بمارزقهم الله من فضله.
هنگامیکه قائم ما قیام کند:
1 - زمین با نور پروردگارش روشن میشود.
2 - مردم از نور خورشید بینیاز میشوند.
3 - تاریکی از بین میرود.
4 - عمر انسان بهقدری طولانی میشود که خداوند هزار پسر به او مرحمت میکند.
5 - خزاین نهفته زمین بر مردم ظاهر میشود و در برابر دیدگان آنها قرار میگیرد.
6 - مردم به دنبال کسی میروند که از آنها زکات و صدقات بپذیرد و نمییابند.
7 - مردم به فضل پروردگارشان بینیاز میشوند. (2)
مفضل بن عمر میگوید از امام صادق؟ع؟ شنیدم که فرمود:
«ربّ الأرض» درآیه «وأشرقت الأرض بنور ربّها» (3)یعنی امام الارض «مراد امام زمین است». پرسیدم، «وقتی حضرت خروج کند چه میشود؟». فرمود، «در آن روز، مردم، از نور خورشید و ماه، بینیاز میشوند و به نور امام؟ع؟ اکتفا
میکنند». (1)محدث نوری؟ره؟ چند روایت از تفسیر علی بن ابراهیم و ارشاد شیخ مفید و غیبت طوسی و کمالالدین شیخ صدوق و کفایة الاثر شیخ خرّاز و غیبت فضل بن شاذان نقل میکند و میگوید به قرینه حدیث اول، معلوم میشود مراد، نور ظاهری است وگرنه ممکن است گفته شود مراد نور معنوی است که نور علم و حکمت و عدل باشد (2).
مراد از «امام» در این روایت، حضرت مهدی؟عج؟ است؛ زیرا اولاً ، در خود روایت میگوید، «وقتی قیام کند، چه اتفاقی میافتد؟». ثانیاً، هیچ زمانی اینگونه نبوده و فقط در زمان آن حضرت، مردم از نور خورشید و ماه بینیاز میشوند.
دلیل این مطلب، روایتی است که باز خود مفضل بن عمر از امام صادق؟ع؟ نقل میکند که فرمود:
إذا قائمنا قام، أشرقت الأرض بنور ربّها و استغنی العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمة؛ وقتی قائم ما قیام کند، زمین، به نور پروردگارش روشن میشود و مردم، از نور خورشید بینیاز میشوند و ظلمت بهطورکلی از بین میرود (3)(4).
بیشک تأمین انرژی میتواند با یک شاهکلید از علم الهی به روش بسیار سادهتر انجام شود و این نوشتار به دنبال القای تأمین انرژی بشر با نور امام نیست، بلکه هدف از طرح این موضوع فهم بیشتر درباره گستره و قله تکامل بشر است، با تدبر در این روایت و آیات قرآن درمییابیم که قله استعداد و تکامل بشر، اشراق زمین با نور ولی خداست، پس چرا انسان در مسیر زندگی خود تا رسیدن به آن قلههای شرف نتواند از طریق علم الهی با واسطه فیض، یا تکمیل عقول انسانی برای تأمین انرژی در زندگی خود بهرهمند شود و مجبور باشد با تخریب محیطزیست، زیرساختهای زندگی خود و طبیعت و به خطر انداختن حیات جانوران و گیاهان انرژی موردنیاز خود را تأمین کند.
خداوند در قرآن کریم درباره آفتاب و سرما در بهشت میفرماید:
1) تفسیر نورالثقلین، العروسی، شیخ عبدالعلی، ذیل آیه 69 سوره مبارکه زمر، ح 121.
2) نوری طبرسی، میرزا حسین. 1377. نجم الثاقب. انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، بهار ۷۷.
3) الغیبة، شیخ طوسی، ص 467، ح 484؛ تفسیر نورالثقلین، ج4، ذیل آیه، ح 122.
4) مصلحی، علی. 1383. حضرت زهرا و حضرت مهدی؟عهما؟. مجله انتظار. بهار و تابستان 1383، شماره 11 و 12.
{مُتَّکئِینَ فِیهَا عَلَی الْأَرَائِک لَا یرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِیرًا؛ این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کردهاند، نه آفتاب را در آنجا میبینند و نه سرما را}. (1)
با توجه به مفهوم این آیهی مبارکه میتوان دریافت که در عصر ظهور نیز که مرتبهای از قیامت است تامین نور از منبع دیگری غیر از منبع کنونی آن (خورشید) امکان دارد.
دانشمندان، در تحقیقات خود، بدین باور دست یافتهاند که انسانها، تاکنون نتوانستهاند بخش فراوانی از استعداد و قدرت فکری خود را مهار کرده و مورد استفاده قرار دهند. اگر انسان بتواند، استعدادهای درون خود را شکوفا کند، میتواند از این طرف عالم با آن طرف عالم، بدون هیچ ابزار و رسانهای، ارتباط برقرار کند (2). همهی این محرومیتها، از غیبت آن عزیز است و این که بشر بدون او، از این گرفتاریها و حرمانها رهایی نخواهد یافت و تا زمینهها آماده نشود و بلوغ بشر و درک اضطرار به او و اقدامهای ممکن، انجام نگیرد و وظایف دوران غیبت عملی نگردد، محرومیت و حرمان، همچنان گریبان ما را خواهد گرفت. آری او خازن و گنجینهی تمامی دانشهاست.
دستیابی به علم تولید برخی مواد غذایی مورد نیاز انسان، بدون در اختیار داشتن رمز و راز الهی مربوط به آن امکان پذیر نیست. به همین دلیل است که بشر تا کنون نتوانسته است یک ماده غذایی را تولید کند، بلکه تمام مواد غذایی که در حال حاضر مصرف میکند ترکیبی از مواد غذایی آفریدهی خداست. خداوند در قرآن کریم در این رابطه میفرماید:
{وَإِنَّ لَکمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکمْ مِمَّا فِی بُطُونِهِ مِنْ بَینِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَبَنًا خَالِصًا سَائِغًا لِلشَّارِبِینَ * وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِک لَآیةً لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ * وَأَوْحَی رَبُّک إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یعْرِشُونَ * ثُمَّ کلِی مِنْ کلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّک ذُلُلًا یخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِک لَآیةً لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ؛ و در دامها قطعاً برای شما عبرتی است؛ از آنچه در [لابلای] شکم آنهاست، از میان سرگین
و خون، شیری ناب به شما مینوشانیم که برای نوشندگان گواراست و از میوه درختان خرما و انگور، باده مستیبخش و خوراکی نیکو برای خود می گیرید. قطعاً در این [ها] برای مردمی که تعقل میکنند نشانهای است. و پروردگار تو به زنبور عسل وحی [الهام غریزی] کرد که از پارهای کوهها و از برخی درختان و از آنچه داربست [و چفتهسازی] میکنند، خانههایی برای خود درست کن. سپس از همه میوهها بخور و راههای پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوی. [آنگاه] از درون [شکم] آن، شهدی که به رنگهای گوناگون است بیرون میآید. در آن، برای مردم درمانی است. راستی در این [زندگی زنبوران] برای مردمی که تفکر میکنند نشانه [قدرت الهی] است.} (1)
با بررسی روایات مشخص میشود که در عصر ظهور امام زمان، علم الهی به چند علت یا طریق مختلف در دسترس بشر قرار میگیرد:
_ برنامههای علمی، آموزشی و تربیتی با شیوههای جدید و موثر توسط یاران امام در جامعه اجرا میشود.
_ همانگونه که در آیات قرآن وعده داده شده است، به خاطر ایمان و تقوا، برکات خداوند بر مومنین نازل میشود که یکی از مهمترین این برکات تکمیل عقول، حکمت و فهم مومنین و علم الهی است.
_ کسب انواع توانایی و علم، به برکت حضور ولی خدا در بین مردم و اطاعت مومنین از امام.
_ کمک گرفتن بشر از استعدادهای طبیعی.
با مراجعه به روایات میتوان به دورنمایی از گوشهای از پیشرفتهای علمی و صنعتی در عصر ظهور دست یافت که به آنها اشاره میشود:
امام صادق؟ع؟ دراینباره میفرمایند:
الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّی الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا
1) نحل، 66 تا 69.
الْحَرْفَیْنِ حَتَّی یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً؛ علم و دانش 27 حرف است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامیکه قائم ما قیام کند 25حرف و شاخه و شعبه دیگر را آشکار و در میان مردم منتشر میسازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه میکند تا 27حرف کامل و منتشر گردد. (1)
امام باقر؟ع؟ نیز فرموده است:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُم؛ هنگامیکه قائم ما قیام کند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان میگذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده، تکمیل میکند. (2)
امام علی؟ع؟ در مورد تعلیم درست و آموزش همگانی قرآن در عصر ظهور فرمود:
کأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی شِیعَتِنَا بِمَسْجِدِ الْکوفَةِ وَ قَدْ ضَرَبُوا الْفَسَاطِیطَ یعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ کمَا أُنْزِلَ؛ در آن دوران همانا شیعیانمان را میبینم که در مسجد کوفه خیمهها زده و جلسات تعلیم قرآن به پا کردهاند و مردم را با معارف قرآن آنگونه که نازل شده، آشنا میکنند. (3)
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
وتؤتون الحکمة فی زمانه حتی أن المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی وسنة رسولالله؛ در روزگار مهدی بهاندازهای به شما حکمت و فهم داده خواهد شد که یک زن در خانهاش به طریق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت میکند. (4)
امام باقر؟ع؟ از قول پدر گرامی خود حضرت سجاد؟ع؟ فرمودند:
إذا قام القائم (بعث) فی أقالیم الارض فی کل إقلیم رجلا یقول عهدک فی کفک، فإذا ورد علیک مالا تفهمه ولا تعرف القضاء فیه، فانظر إلی کفک واعمل بما فیها؛ هرگاه قائم؟ع؟ قیام کند، در سراسر زمین، در هر سرزمینی مردی را میفرستد و به او
میگوید؛ فرمان تو در کف دست توست. پس هرگاه چیزی به تو وارد شد که آن را نمیفهمیدی و حکم قضاوتی را در آن نمیدانستی، پس به کف دست خود بنگر و به آنچه در آن است عمل کن... . (1)
در آن عصر، پیشرفت تکنولوژی و علوم بهگونهای برق آسا و غیرقابل مقایسه با دنیای کنونی خواهد بود؛ بهگونهای که همهی دستاوردهای خیره کنندهی جهان بشری کنونی و آینده در برابر آن بسیار اندک و ناچیز است.
خداوند در سوره طلاق میفرماید:
{وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا. وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْرًا؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را به انجام میرساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است}. (2)
در این آیه و سایر آیات قرآن وعده داده شده است که هر کس تقوا داشته باشد راه خروجش از هر مسئلهای و روزی خوردن از راههای غیر معمول ضمانت شده است که این تضمین در مقیاس اجتماع نیز وجود دارد.
عصر ظهور، زمان گسترش و شکوفایی علم و دانایی است، و مدینه فاضله اسلامی، شهر علم و دانش است. با آمدن منجی عالم، همانگونه که ظلم و بیداد جای خود را به عدل و دادگری میسپارد و نابسامانیهای اجتماعی به سامان میگراید؛ جهل و نادانی نیز جای خود را به علم و دانایی میدهد و جهان از نور عقل و دانش آکنده میشود. علوم و دانشهایی که در طول اعصار و قرون در پشت پردهها مکنون مانده بود، ابراز میگردد و مرز دانایی و یادگیری تا سراپرده منازل و اعماق وجود تک تک انسانها، گسترش مییابد.
انسان موجودی صرفاً مادی نیست و امور معنوی در زندگی او دخیل است. یکی از مفاهیمی که از امور معنوی سرچشمه میگیرد، برکت است. برکت امری مهمتر از ثروت است، زیرا ثروت موضوعی موقتی است و تنها امور مادی را در برمیگیرد اما برکت پایدار است و تنها به مال تعلق نمیگیرد، بلکه شئون دیگری مانند عمر، فرزند، علم، روزی، سلامتی و زمان را در بر میگیرد. کلمه برکت و مشتقات آن 32 بار در قرآن کریم ذکر شده است. با مطالعه آیات قرآن و روایات معصومین؟عهم؟ به عوامل برکتزا در زندگی انسان پی میبریم، برخی از این عوامل عبارتاند از: عبادات جمعی، دعا، تکریم بزرگان، پرداخت زکات، پرداخت صدقه، سحرخیزی و صلهرحم. هماکنون به دلیل ظهور فساد، توسط انسان، در خشکی و دریا، برکت از زندگی انسان رخت بر بسته است. خشکسالیهای متداوم، سیل، زلزله و طوفانهای ویرانگر، انواع بیماریهای ناشناخته، آفات و بیماریهای گیاهی روزافزون، جنگهای خانمانسوز، هزینه بالای زندگی، کاهش محصولات کشاورزی، کویرزایی و از بین رفتن جنگلها، مرگهای ناگهانی، انواع بیماریهای روانی و گسترش احساس پوچی در برخی جوامع از پیامدهای کاهش برکت در زندگی انسان است. در عصر ظهور به برکت حضور امام در میان مردم و ایمان و تقوای آنها برکات خداوند، همانگونه که در قرآن وعده داده شده است، از زمین و آسمان بر بشر نازل میشود، آنگونه که در روایات آمده است؛ زمین برکاتش را خارج میسازد و هر حقی به صاحبش میرسد، در این هنگام زمین گنجهایش را آشکار میسازد و برکات خود را ظاهر میکند و کسی موردی را برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمییابد؛ زیرا همه مؤمنان بینیاز و غنی خواهند شد.
برخی از حوادث و بلایای طبیعی ناشی از خسارتی است که انسان به محیط زیست خود وارد کرده یا ناشی از اشتباهاتی است که در محاسبات و عملکردهای خود داشته است، اما ازجمله مباحثی که درباره بلایای طبیعی در ادیان و مذاهب مختلف مطرح گردیده، معناداری و جهتدار بودن برخی پدیدهها و حوادث غیرمترقبه طبیعی میباشد، چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است؛ خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق) بازگردند}. (1)
بنابراین اگر نگویم در همهی ادیان این اعتقاد وجود دارد که گناهان و کارهای زشت و ناپسند، آثار فردی و اجتماعی بدی را به دنبال دارد، این تلقی و اعتقاد در بین مسلمانان و مسیحیان که بیشترین جمعیت جهان را تشکیل میدهند رایج است. مسلمانان معمولاً حوادث و بلایای طبیعی را معنادار میدانند و آنها را یا بهعنوان امتحان و آزمایش و یا بهعنوان نتیجه اعمال (عمران، صنعت، تخریب محیط زیست و ...) و یا رفتار و گناهان میدانند.
در آیه 155 سوره بقره سخن از خشکسالی و قحطی به میان آمده و خداوند از آن بهعنوان وسیلهای برای آزمایش انسانها یاد کرده است:
{وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوهها، آزمایش میکنیم و بشارت ده به استقامتکنندگان}.
در آیه 112 سوره نحل چنین آمده است:
{وَضَرَبَ اللَّهُ مثلاً قَرْیةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کلِّ مَکانٍ فَکفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کانُوا یصْنَعُونَ؛ خداوند (برای آنان
1) روم، 41.
که کفران نعمت میکنند،) مثلی زده است؛ منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزیش از هر جا میرسید؛ امّا به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید}.
این آیه و برخی دیگر از آیات قرآن بهروشنی بیان میکنند که با ناسپاسی و نداشتن ایمان و تقوا خداوند انسان را دچار گرسنگی، ترس و کاهش ثمرات و کاهش برکات خواهد نمود.
امام صادق؟ع؟ فرمود:
هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید؛ چنانچه زنا رایج گردد زلزله و مرگ ناگهانی فراوان شود. چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شوند. اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بیعدالتی نمایند باران رحمت خداوند نمیبارد و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند. (1)
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
ما أتی علی أهل الدنیا یوم واحد منذ خلقها الله عز وجل إلا والسماء فیها تمطر فیجعل الله عز وجل ذلک حیث یشاء؛ ای مردم بدانید باران در هیچ سالی از سال دیگر کمتر نیست، امّا نزول آن به مشیت و اراده خداوند است؛ زیرا اگر قومی گناه کنند، خداوند متعال بارانی را که برای آنها مقدّر شده است، بر غیر آنها نازل میکند. (2)
امام علی؟ع؟ در دعای کمیل میفرمایند:
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ؛ خدایا ببخش آن گناهانی را که بر من کیفر عذاب نازل می کند.
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیرُ النِّعَمَ؛ خدایا ببخش آن گناهانی را که در نعمتت را به روی من می بندد.
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ؛ خدایا ببخش آن گناهانی را که مانع قبول
دعاهایم می شود.
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَ؛ خدایا ببخش آن گناهانی را که بر من بلا میفرستد.
رسولخدا؟ص؟ میفرماید:
قحطی و خشکسالی جز به سبب نافرمانی از خدا بر قومی چیره نشود. (1)
روایات فراوانی درباره پدیده خشکسالی وجود دارد که در آنها ریشه اصلی قحطی انجام گناه بیان شده است. نکته ظریف و جالب توجهی که در قرآن به آن اشاره شده است، بارش باران به عدد و مقدار معین است:
{وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلَی ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ؛ و از آسمان، آبی به اندازه معیّن نازل کردیم و آن را در زمین (در جایگاه مخصوصی) ساکن نمودیم و ما بر از بین بردن آن کاملاً قادریم}. (2)
{وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَیتًا کذَلِک تُخْرَجُونَ؛ و آن کس که آبی به اندازه از آسمان فرود آورد، پس به وسیله آن، سرزمینی مرده را زنده گردانیدیم؛ همین گونه [از گورها] بیرون آورده میشوید}. (3)
{وَإِنْ مِنْ شَیءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهای معین فرو نمیفرستیم}. (4)
تعبیر به قدر، اشاره لطیفی به نظام خاص حاکم بر نزول باران است که بارش باران بر مقتضای تدبیر الهی است و به اندازهای میبارد که مفید و ثمر بخش است و زیانبار نیست. بر اساس تحقیقاتی که دانشمندان بر روی تناسب قطرات باران انجام دادهاند به این نتیجه رسیدهاند که مقدار قطراتی که سالیانه از زمین بخار میشود در حدود 16 میلیون تن میباشد و به همین میزان آب از آسمان فرود میآید.
در آیات 16 و 17 سوره سبا به گرفتار شدن قوم سبا به سیل، در اثر روی گرداندن از خدا و کفران نعمت اشاره شده است:
{لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکنِهِمْ آیةٌ جَنَّتَانِ عَنْ یمِینٍ وَشِمَالٍ کلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکمْ وَاشْکرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ سَیلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَیهِمْ جَنَّتَینِ ذَوَاتَی أُکلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَیءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ. ذَلِک جَزَینَاهُمْ بِمَا کفَرُوا وَهَلْ نُجَازِی إِلَّا الْکفُورَ؛ قطعاً برای [مردم] سبا در محل سکونتشان نشانه [رحمتی] بود؛ دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتیم] از روزی پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهری است خوش و خدایی آمرزنده. پس روی گردانیدند و بر آن سیل [سدّ] عَرِم را روانه کردیم و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوههای تلخ و شورهگز و نوعی از کنار تنک داشت تبدیل کردیم. این [عقوبت] را به [سزای] آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم و آیا جز ناسپاس را به مجازات میرسانیم؟}. (1)
در سوره عنکبوت آیه 14 به طوفان نوح اشاره شده است:
{وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ؛ و به راستی، نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ کرد، تا طوفان آنها را در حالی که ستمکار بودند فرا گرفت}.
همچنین در آیه 53 سوره انفال اشاره شده است که:
{ذَلِک بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یک مُغَیرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَی قَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ این [کیفر] بدان سبب است که خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنوای داناست}.
{وَمَا کانَ رَبُّک لِیهْلِک الْقُرَی بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ؛ و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که شهرهایی را که مردمش اصلاحگرند، به ستم هلاک کند}. (2)
بنابراین به روشنی میتوان دریافت علت اصلی بر هم خوردن نظام اصلی طبیعت و حادث شدن وقایع خانمان برانداز طبیعی چیزی جز تخریب محیط زیست برای دستیابی به منافع زودگذر، گناه و معصیت خود انسانها و از یاد بردن خالق هستی و دل سپردن به امور دنیایی نیست که در این زمان اذن و اراده خداوند بر این امر حاکم میگردد که ملت گنه کار را عذاب و به تعبیری دیگر از کرده خویش آگاه نماید. چنانچه در سوره عصر صریحاً به این نکته شده است که انسان در خسارت و زیان است، مگر اینکه به خدا ایمان آورد و کارهای شایسته انجام دهد و دیگران را به راستی و درستی، صبر و شکیبایی سفارش نماید. این درحالی است که انسان از این آیات عظیم الهی که براستی روشنگر راه زندگی و نجاتبخش او از تمامی خسارات و زیانهای جانی و مالی است غافل است (1)
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/13933.
.حضرت علی؟ع؟ در خطبهای در طلب باران میفرمایند:
بدانید، زمینی که شما را بر پشت خود حمل میکند و آسمانی که بر سرتان سایه گسترده است، فرمانبردار پروردگار شما هستند و اگر برکات خود را بر شما ارزانی میدارند، بدان سبب نیست که بر شما دل میسوزانند یا میخواهند به شما تقرب جویند یا از شما امید خیری دارند، بلکه، خداوند آن دو را فرمان داده است که به شما سود رسانند و آن دو هم اطاعت کردهاند. خداوند، زمین و آسمان را برای مصالح شما بر پای داشته و آن دو نیز برپای ایستادهاند. ایزد تعالی بندگانش را که مرتکب اعمال ناشایست شوند، به کاسته شدن میوههایشان و نگه داشتن برکات از ایشان و فرو بستن خزاین خیرات به روی آنان میآزماید. تا توبهکنندگان توبه کنند و گناهکاران از گناه کردن باز ایستند و پندگیرندگان پند گیرند و آن که اراده گناه کرده منزجر گردد. خداوند، آمرزش خواستن را سبب فراوانی روزی و رحمت بر آفریدگان قرار داده، که فرماید: (از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است. تا از آسمان برایتان پیدرپی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد). پس، خداوند رحمت کند کسی را که به توبه روی آورد و از خطاهای خود بخشش طلبد و بر مرگ خود پیشی گیرد و تدارک امر آخرت کند. ای خداوند، ما بهسوی تو بیرون آمدهایم، از درون خیمهها و
1) قوام عربانی، منصوره. 1393. پیشگیری از حوادث غیرمترقّبه طبیعی از نگاه دین. گروه فرهنگی مشرق.
خانههایی که ناله و فریاد ستوران و کودکانمان از آن بلند است. در حالی که، رحمت تو را میطلبیم و امید به فضل نعمت تو بستهایم و از عذاب و خشم تو بیمناکیم. بار خدایا، ما را به باران خود سیراب نما و نومیدمان باز مگردان و به قحط، هلاک منمای و به آنچه سفیهان کردهاند مؤاخذت مکن. ای بخشایندهترین بخشایندگان. ای خداوند ما بهسوی تو بیرون آمدهایم، تا آنچه را که بر تو پوشیده نیست به تو شکایت کنیم، زیرا تنگناهای دشوارمان به بیچارگی کشانده، خشکسالیهای مشقتبار ما را به درگاه تو رانده و خواستههای دست نایافتنی به رنجمان افکنده و فتنههای ناهنجار، گریبان گیرمان شده است. بار خدایا، از تو میخواهیم که ما را از درگاه خود نومید بازنگردانی و اندوهگین واپس نفرستی و ما را به گناهانمان مورد خطاب قرار ندهی و برابر اعمالمان کیفر ندهی. بار خدایا، بر ما باران و برکت و روزی و رحمت خود بگستران. بر ما بارانی ببار سودمند، سیراب کننده رویاننده گیاهان، که برویاند هر چه را که نابود شده و زنده گرداند، هر چه را که مرده است. بارانی بر ما ببار، که تشنگی را برطرف گرداند و میوهها را افزون سازد و زمینهای پست را سیراب کند و بر درهها سیلاب افکند و درختان را برگ رویاند و نرخها را بشکند که تو به هر کاری که بخواهی توانایی. (1)
در روایات آمده است که: پیش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان میرود و آرزو میکند که کاش جای آنها بود و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش میرود و به او میگوید: کاش تو هم بودی و از این برکاتی که ما بهرهمند شدهایم متنعم میشدی (2).
بحرانهای حل ناشدنی و مشکلات امروز بشر، بحرانهایی است معنوی و اخلاقی. ریشه این بحرانها فقدان ایمان و تقوا است. در گذشته، بشر بحرانهای زیادی داشت که منشأ آن جهل و نادانی و فقدان علم به علاوه معنویت بود ولی امروز علم بشر بیشتر شده است، اما علم بهتنهایی کافی نیست.
حذیفه میگوید: دیدم رسول معظم اسلام؟ص؟ پرده کعبه را گرفته و گریه میکند. عرض
کردم: یا رسولالله! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ حضرت فرمودند:
ای حذیفه دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی. عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد آیا علائمی هست که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند: مطالبی که میگویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین و با انگشتانت شماره کن:
1_ وقتیکه امت من نماز را ضایع کنند.
2_ از شهوات پیروی کنند.
3_ خیانت در میان مردم زیاد شود.
4_ امانت و امانتداری کم شود.
5_ مشروبات الکلی بنوشند.
6_ فضا تاریک شود.
7_ بهواسطه خشکسالی، آب قناتها و چاهها کم میشود.
8_ آسمان و این فضای لایتناهی غبارآلود.
9_ امنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود.
10_ مردم همدیگر را سب و لعن کنند.
11_ خانوادهها در دامن فساد سقوط کنند.
12_ مردم در زندگی گرفتار تجملات و مدپرستی شوند و سرانجام قناعت و میانهروی متروک گردد.
13_ افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سایه افکند.
14_ سالهای دنیا پست و خوار شود.
15_ درختکاری زیاد و محصولها اندک شود.
16_ قیمتها بالا رود.
17_ بادها زیاد شود.
18_ پرده از روی باطن مردم برداشته شود.
19_ عمل شنیع لواط علنی شود.
20_ خلاف، پسندیده شود.
21_ تجارت و کاسبی دچار سختی و تنگی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود.
22_ تمام برنامهها را با کمال گستاخی و خودسری، بر مبنای هوای نفس پیاده کنند.
23_ ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسیله سرگرمی و مزاح قرار دهند.
24_ آشکارا ربا بخورند و کوچکترین ترسی از خداوند نداشته باشند.
25_ بیعصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.
26_ خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامه آن بسیار کم شود.
27_ افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.
28_ خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همه طبقات زیاد شود.
29_ امانت را بیاهمیت بدانند و به آن بیاعتنا باشند و افراد امین کم شوند.
30_ افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند.
31_ نادانها به دلیل نادانی خویش مشهورند.
32_ مردم خانههای خود را بیارایند و دیوارهای آن را زینت دهند.
33_ قصرها و خانهها بلند ساخته شوند.
34_ باطل را به لباس حق جلوه دهند.
35_ زشتی دروغ از بین برود، به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند.
36_ اگر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند.
37_ پستی و لئامت و سرزنش یکدیگر را بهحساب عقل بگذارند.
38_ گمراه بودن و راه کج رفتن را هدایت بشمارند.
39_ بیان را کوری بدانند.
40_ خموشی را بیخردی بدانند.
41_ دانشمند اگر بخواهد از علم خویش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانی بدانند.
42_ نشانهها بسیار شود و علامتها یکی پس از دیگری ظاهر گردد.
43_ تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند.
44_ آسیای مرگ بر سر جامعه بچرخد.
45_ مردم از نظر بینش و دید قلبی کور شوند و حقایق را نبینند.
46_ کارهای ناپسند بر اعمال خوب غلبه پیدا کند.
47_ محبت نسبت به یکدیگر و صله رحم از دلهای مردم برداشته شود.
48_ تجارت و بازرگانی زیاد شود و مردم کارهای باطل و ناچیز را نیکو بدانند.
49_ جان خود را به یکدیگر به خاطر شهوتهای زیادی که دارند، بذل کنند.
50_ کارهای بزرگ را آسان شمارند.
51_ از پوشیدن پوست حیوانات حرامگوشت (یا ذبح شرعی نشده) باکی نداشته باشند.
52_ جامههای نرم و زیبا و نازک بپوشند.
53_ رغبت به دنیا پیدا کنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند.
54_ رحم از دلهای همه مردم برود.
55_ فساد جنبه عمومی پیدا کند.
56_ قرآن را به بازی بگیرند.
57_ اموال بیتالمال را مال شخصی خود بدانند یا حقوق شرعیه مال خود را ندهند و بگویند مال خودمان است.
58_ مسکرات را با تغییر نام، حلال بدانند.
59_ در وقت دادن زکات مال خود خیانت کنند.
60_ ربا را به نام خرید و فروش و اجاره دادن محلی از مقروض بگیرند.
61_ در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها برابری کنند.
62_ به نافرمانی از خداوند (گناه کردن) مباهات کنند.
63_ دلهای مردم پر از تکبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانی در مردم (زیر بار ظلم رفتن) ظاهر شود.
64_ در چنین وضعی دیندار باید دین خود را بردارد و از این طرف به آنطرف و از این قله کوه به آن قله و از این دره به دره دیگر برود تا سلامت دین داشته باشد.
65_ از اسلام باقی نماند جز اسمی و از قرآن باقی نماند جز رسمی.
66_ قرآن بخوانند در حالی که از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعدههای خداوندی و وعیدهای آن عملاً در میان مردم خبری نباشد و از خداوند نترسند و به یاد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بیخبر باشند.
67_ در این حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهایشان از تقوا و ایمان تهی.
68_ علما و دانشمندان آن زمان بدترین مردم روی زمین باشند و تمام فسادها و فتنهها از ناحیه آنها برخیزد و بازگشت همه آنها (فتنهها) بهسوی خود ایشان است.
69_ مردم خیر و نیکوکار و مراکز خیر از بین برود اما اهل شر و فساد بمانند.
70_ مردم به خداوند عالم در کارهایشان بیاعتنا باشند و اعمالشان از روی تحقیق نباشد.
71_ تنها محبوب مردم دینار و درهم باشد.
72_ هرقدر ثروتشان زیاد شود باز بگویند فقیریم (1).
اگر با دقت بیشتری به این روایت توجه شود، همه مفاد آن اکنون کم و بیش در جامعهی بشری رخ داده است. بیشک در عصر حاضر به دلیل فقدان ایمان و تقوا و ظهور و بروز فساد در خشکی و دریا توسط انسان، جوامع انسانی دچار بحرانهای مختلف میشود. عده کثیری نیز بیتوجه به اینکه حتی افتادن برگی از درخت با اجازه خداوند است، (2)به دنبال توجیه علمی و مادی برای این پدیدهها بوده و افراد با ایمان، که منشأ همه این ناگواریها را اعمال و رفتار انسانها میدانند به نادانی و توهم متهم میکنند. آمارها بیانگر افزایش سالیانه بحرانها در قرن اخیر است.
1) آیت الله میرجهانی، سید محمد حسن. 1369. نوائب الدهور فی علائم الظهور. انتشارات کتابخانه صدر.
2) (وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیبِ لَا یعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَیعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یابِسٍ إِلَّا فِی کتَابٍ مُبِینٍ، و کلیدهای غیب، تنها نزد اوست. جز او [کسی] آن را نمیداند، و آنچه در خشکی و دریاست میداند، و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر [اینکه] آن را میداند، و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین، و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشن [ثبت ]است(؛ (انعام، 59).
شکل 34_ آلودگی هوا، نتیجه عملکرد بشر
چند مورد از پرخرجترین فجایع طبیعی دنیا در 30 سال اخیر که بیشترین خسارتهای مالی و جانی را موجب شدهاند، عبارتاند از:
زلزله و سونامیتوهوکو، کشور ژاپن، سال 2011. خسارت مالی، 100 تا 300 میلیارد دلار
میزان خسارات اقتصادی وارد شده به ژاپن پس از زلزله و سونامی یازدهم مارس سال 2011 به 309 میلیارد دلار رسیده است. شمار کشتهشدگان و افراد مفقودالاثر، در نتیجه سونامی و زلزله مخرب در ژاپن از مرز 25 هزار نفر تجاوز کرده است (1)
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9001075237.
.شکل 35_ تصویری از خسارات سونامی ژاپن
زلزله سیچوان، کشور چین، سال ۲۰۰۸. خسارت مالی، ۱۴۷ میلیارد دلار
زمینلرزهای که در سال ۲۰۰۸ استان سیچوان چین را لرزاند، نهتنها پرخرجترین فاجعه
1) خبرگزاری فارس، وبگاه خبری. 1390. زلزله ژاپن زیانبارترین زلزله جهان.
طبیعی این لیست میباشد، بلکه مرگبارترین آنها نیز میباشد. در این حادثه۷۰ هزار نفر کشته شده و ۱۱ میلیون نفر بیخانمان شدند. این زلزله در مناطق دور افتاده و کوهستانی کار امدادرسانی را با مشکل بسیاری روبرو ساخت.
شکل 36_ تصویری از خسارات زلزله سیچوان
زلزله هانشین، کشور ژاپن، سال ۱۹۹۵. خسارت مالی، ۱۴۴ میلیارد دلار
ویران کنندهترین زلزله ژاپن زلزله 9/8 ریشتری بود که در سال 1995 به وقوع پیوست. این زلزله فقط ۲۰ ثانیه به طول انجامید و خسارات وسیعی را به این کشور تحمیل کرد. شهر کوبه که بیشترین لرزهها را از این زمینلرزه دریافت کرده بود بهتنهایی ۴۶۰۰ نفر از ساکنانش را از دست داد. زلزله سال ۱۹۹۵، هانشین درنهایت ۶۴۳۴ نفر قربانی گرفت.
طوفان کاترینا، ایالاتمتحده آمریکا، سال ۲۰۰۵. خسارت مالی، ۱۳۷ میلیارد دلار
طوفان کاترینا، از نظر اقتصادی پر خسارتترین طوفان در تاریخ ایالات متحده آمریکا بود. این طوفان بهسرعت ۲۸۰ کیلومتر در ساعت رسیده بود و در نهایت به مرگ ۱۸۰۰ نفر انجامید.
شکل 37_ تصویری از طوفان کاترینا
زلزله ایرپینیا، کشور ایتالیا، سال ۱۹۸۰. خسارت مالی، ۵۲ میلیارد دلار
در زمینلرزه ایرپینیا، بدنامترین فاجعه طبیعی ایتالیا، ۳۰۰۰ نفر کشته شدند. این زلزله گریبان ساختمانها و بناهای شهر را تا شعاع ۲۶ هزار کیلومتر مربعی گرفت و خسارات شدیدی را به آنها وارد ساخت.
زلزله نورث ریج کالیفرنیا، ایالاتمتحده آمریکا، سال ۱۹۹۴. خسارت مالی، ۴۳ میلیارد دلار
در اثر این زمینلرزه ۹۰۰۰ نفر در آزادراه سانتا مونیکای ایالات کالیفرنیا زخمی و مجروح شدند. شدت خسارات وارده به این بزرگراه، که از آن بهعنوان پر رفت و آمدترین بزرگراه آمریکا یاد میشود، به حدی بود که ۳ ماه طول کشید تا این مسیر دوباره قابل رفت و آمد شود.
طوفان اندره، ایالات متحده آمریکا، سال ۱۹۹۲. خسارت مالی، ۴۱ میلیارد دلار
آندره، قویترین طوفانی بود که در قرن ۲۰ میلادی بخشهایی از آمریکا را فرا گرفت. طوفان اندره که در اوت سال ۱۹۹۲ میلادی اتفاق افتاد تا ۲۷۲ کیلومتر در ساعت سرعت گرفته بود و باعث تخریبهایی در فلوریدای جنوبی و در خط ساحلی ایالت لوییزیانا گردید.
سیل رودخانه یانگ تسه، کشور چین، سال ۱۹۹۸. خسارت مالی، ۴۰ میلیارد دلار
بارشهای پیاپی باران در بهار سال ۱۹۹۸ باعث شد که استانهای شمالی کشور چین، سه
ماه تمام با سیل جاری و مشکلات آن دست و پنجه نرم کنند.۴۰۰۰ نفر در اثر این سیل جان خود را از دست دادند، ۱۴ میلیون چینی از خانههای خود رانده شدند و نواحی زیادی از کشور بهطور کامل تخلیه گردید.
زلزله چئوتسو، کشور ژاپن، سال ۲۰۰۴. خسارت مالی، ۳۲ میلیارد دلار.
زلزله چئوتسو، مناطقی از ژاپن را لرزاند. در ۶۶ ساعت اول بعد از وقوع این حادثه ۱۵ پسلرزه جدی باعث لرزههای جدید شد. بیش از ۳۰۰۰ تن زخمی و ۴۰ نفر کشته شدند.
طوفان ایک، ایالاتمتحده آمریکا، سال ۲۰۰۸. خسارت مالی، ۳۰ میلیارد دلار.
طوفان ایک بهاندازهای قوی بود که بعد از پیمودن و تحمیل خساراتی به مناطقی از کارائیب و تگزاس در آمریکا، اثراتی در شهرهای لندن و انتاریو نیز بر جای گذاشت.
زلزله ایزمیت، کشور ترکیه، سال ۱۹۹۹. خسارت مالی، ۲۶ میلیارد دلار.
این زلزله 6/7 ریشتری تنها ۳۷ ثانیه طول کشید و منجر به زخمی شدن ۴۴ هزار نفر و کشته شدن ۱۷ هزار تن گردید.
زلزله بندر پورتو پرنس، کشور هائیتی، سال 2010. خسارت مالی، 14 میلیارد دلار.
زمینلرزه هائیتی در سال ۲۰۱۰ با قدرت 7 ریشتر حادث شد که کانون آن در ۱۵ کیلومتری جنوب پورتو پرنس، پایتخت کشور هائیتی بود و خسارات بسیاری را به این شهر وارد کرد. این زمینلرزه که کشور هائیتی را لرزاند و در جمهوری دومینیکن نیز احساس شد حدود ۳۰۰ هزار نفر را به کام مرگ کشاند. سازمان ملل این زمینلرزه را ویرانگرترین بلای طبیعی زمان معاصر خوانده که بشر با آن روبرو بوده است.
زلزله شهرستان بم، کشور ایران، سال 2003 (1382 شمسی). خسارت مالی، یک میلیارد و 300 میلیون دلار.
زمینلرزه ۶/۶ ریشتری شهر تاریخی بم که در شرق استان کرمان رخ داد، در ساعات آغازین بامداد 5 دیماه 1382 هنگامیکه اکثر ساکنان بم در خواب بودند اتفاق افتاد. طبق آمار رسمی، این زمینلرزه، ۴۲ هزار قربانی، ۵۰ هزار مجروح و بیش از صد هزار نفر بیخانمان بر جای گذاشت. در اثر این حادثه ۹۰ درصد از سازههای شهر بم بهکلی تخریب شدند. ارگ بم
که با ۲۵۰۰ سال قدمت بزرگترین سازه گلی جهان بود، بهکلی ویران شد (1)
http://www.asriran.com/fa/news/201837.
.خداوند انسان را به کسب و خوردن روزی حلال و پاک فرمان داده است. کسب روزی حلال و غذای پاک مقارن برکت در زندگی، قبولی طاعات و عبادات و موجب انجام عمل صالح برشمرده شده است. روزی حلال همچنان که تأمینکننده نیاز مادی انسان است بر روح و روان، اخلاق و گرایشهای معنوی او نیز تأثیر دارد. اسلام هرگز اجازه نداده است که انسان در کسب روزی مسیری را پیش گیرد که اخلاق را فاسد گرداند و او را در معرض سقوط قرار دهد و یا موجب فساد در جامعه شود. بدین جهت، نهتنها مشروبات الکلی، مواد مخدّر و همه منکرات و فواحش را حرام شمرده، بلکه تولید، خرید و فروش و استعمال آنها را نیز تحریم کرده است. زنا، فحشا و رقّاصی را شغل و منبع درآمد انسان نمیداند، غنا و آوازه خوانی را راه کسب صحیح نمیشناسد. اگر اندکی به دنیای اطراف خود بنگریم میبینیم که امروزه بسیاری از کشورها برای تأمین زندگی مردم خود راههای غیرانسانی و ظالمانه را انتخاب کردهاند، اگرچه کشورها و ملتهایی نیز هستند که برای تأمین رزق و روزی خود از راههای انسانی استفاده میکنند، اما این کشورها نیز روز به روز به فرهنگ عمومی حاکم بر جهان نزدیک میشوند. در این فرهنگ برخی کشورها، کمپانیها و ملتها سعی دارند با یک روش غیرانسانی کالای بیشتری به فروش برسانند و درواقع آنچه در ادبیات دینی به آن رزق و روزی گفته میشود را بهجای روش شرعی، انسانی و حلال از روش غیرشرعی و غیر حلال تأمین کنند. برای بررسی بهتر وضعیت کنونی، به چند روش غیرانسانی یا اغواء کننده برای کسب درآمد بیشتر در جهان امروز اشاره میشود:
_ پخش ویروس و بیماری سازی برای فروش دارو.
_ جنگ برای تسلط بر منابع.
_ آزمایش دارو و مواد شیمیایی روی انسانهای مظلوم و فقیر برای تولید دارو و مواد شیمیایی.
_ خرید، فروش و قاچاق اعضای انسان.
_ خرید و فروش انسان بهخصوص زنان که در جهان به اصطلاح متمدن اروپا در حال
1) عصر ایران، وبگاه خبری. 1390. پرخرج ترین فاجعه های طبیعی دنیا.
گسترش است.
_ گرانفروشی تولیدات علمی، عدم انتشار یافتهها و درواقع آپارتاید علمی.
_ تقلب در تولید و قاچاق کالا.
_ ایجاد نیاز کاذب برای فروش کالا.
_ در نظر گرفتن نیمهعمر یا عمر مفید در تولید کالا برای فروش روزافزون.
_ تبلیغات برای مصرف بیشتر.
_ ایجاد جاذبه کاذب برای فروش بیشتر کالا، ازجمله جاذبه جنسی.
_ ارائه انواع جوایز برای فروش بیشتر.
_ ارائه مدلهای جدیدتر در انواع کالاها و کاهش کارآیی مدلهای قبلی برای اجبار خریداران به خرید مدل جدید.
در همه این روشها برخی کشورها و کمپانیها و ملتها سعی دارند با یک روش غیرانسانی کالای بیشتری به فروش برسانند و درواقع آنچه در ادبیات دینی به آن رزق و روزی گفته میشود را بهجای روش شرعی و انسانی و حلال از روش غیرشرعی و غیر حلال تأمین کنند. این در حالی است که خداوند در کتب آسمانی که برای هدایت بشر، توسط پیامبران فرستاده است بر تأمین رزق و روزی حلال تأکید کرده است.
آنچه به وضوح دیده میشود این است که در مجامع علمی و مراکز پژوهشی و در افق دید مراکز قدرت و تصمیمساز و گردانندگان تمدن بشری اشارهای به این مطلب دیده نمیشود که شاید ناملایماتی که بشر با آن مواجه شده است ناشی از خلاء معنویت و دوری از ایمان به خدا و تقوای الهی و سرکشی در برابر خدا و ولی خدا باشد.
بهطور خلاصه میتوان گفت، اکنون در دنیایی زندگی میکنیم که:
_ خشکسالی بیسابقه و رو به افزایش، بشر را تهدید میکند و پیشبینی میشود جنگهای آینده بر سر آب باشد.
_ انواع حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله، سونامی و طوفان افزایش چشمگیری یافته است.
_ کویر زایی بهشدت افزایش یافته و طوفانهای شن و ریزگردها بسیاری از کشورها را تهدید
میکنند. در سال 1393 ریز گردها موجب بحران در استانهای غربی ایران و کشورهای منطقه شد و مدتی ادارات دولتی را تعطیل کرده و علاوه بر این بحرانهای سیاسی را موجب شد.
_ هر روزه بر تعداد بیماریهای ناشناس و لاعلاج جدید افزوده میشود.
_ کمردرد، پادرد، بیماریهای روانی و هورمونی، نازایی، قند و چربی خون و بسیاری بیماریهای دیگر، لذت زندگی و اوقاتی که باید صرف بندگی خدا شود را از بسیاری افراد، حتی جوانان گرفته است.
_ بحرانهای خانوادگی، طلاق و مواد مخدر بسیار زیاد شده و رو به افزایش است.
_ منابع طبیعی جهان تهدید شده و رو به اتمام است.
_ آلودگی محیطزیست و مواد غذایی به انواع سموم و مواد شیمیایی، بحرانزا شده است.
_ مسمومیت و فقر خاک بیداد میکند.
_ ظلم، تعدی و برادرکشی، جنگ و بیخانمانی ناشی از برنامهریزی کشورهای ظالم و گروههای تروریستی جاهل، دنیا را تهدید میکند.
_ اقتصاد جهان در شرایط بحرانی به سر میبرد.
_ سبک زندگی بشر، روح، جسم، عزت، سلامت، دین و دنیای او را تهدید میکند.
_ صلهرحم در بسیاری از کشورها نابود شده و در کشورهای دیگر در حال نابودی است.
_ فرهنگها و ارزشها رو به نابودی است و فرهنگ برهنگی، زندگی صنعتی و مدگرایی در حال گسترش است.
در بخشهای دیگری از جهان اما:
_ گروهی در آزمایشگاهها، کارگاهها و کتابخانهها عمر خود را برای تعالی، آسایش، نجات جان و به طور کلی سعادت بشر صرف میکنند.
_ گروهی بهسوی دین خدا باز گشته و خلأ آموزههای الهی را احساس کردهاند.
_ گرایش به منجی و احساس شرایط اضطرار افزایش یافته است.
_ گروهی به مخالفت با ظلم ظالمان بر خواسته و در این راه استقامت میورزند.
_ گروهی در حال ایجاد زمینه برای تشکیل حکومت الهی بهوسیله آخرین ولی خدا هستند.
امام علی؟ع؟ فرمود:
آگاه باشید و منتظر پشت کردن کارهایتان و از هم گسیخته شدن اجتماع و اتحادتان و حاکم شدن فرزندانتان بر شما باشید و اینها زمانی است که به دست آوردن نان حلال برای مؤمن مشکلتر از تحمل ضربت شمشیر بوده و زمانی است که فقیر و یا هدیه گیرنده مزد و پاداش او بیش از هدیه دهنده و یا صدقه دهنده بوده و زمانی است که بدون خوردن شراب، از زیادی نعمت مست شده و بدون اضطرار، سوگند یاد کرده و دروغ میگویید و زمانی است که بلاها شما را در زحمت و فشار قرار داده و به شما زخم میزند چنانکه جهاز شتر گردن او را زخمی مینماید و چقدر این بلا و مصیبت طولانی و چقدر این آرزو (ظهور) دور میباشد. (1)
امام علی؟ع؟ دربارهی نزول برکات و رحمت الهی در عصر ظهور میفرماید:
یزرع الانسان مدا، یخرج له سبعماة مد کما قال الله تعالی کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة ماة حبة والله یضاعف لمن یشاء؛ (در عصر حضرت مهدی) انسان یک مد میکارد و هفتصد مد برداشت میکند، چنانکه مضمون آیه شریفه قرآن است. (2)
رسول خدا؟ص؟ نیز درباره نزول برکات الهی بر بشر در عصر ظهور میفرمایند:
و یخرج له الارض افلاذ کبدها ویحثوالمال حثوا ولایعده عدا؛ زمین در آن عصر قطعات کبد خود را برای او بیرون میفرستد و او ثروت بدون شماره و محاسبه در میان مردم پخش میکند. (3)
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
إن قائمنا إذا قام أشرقت الارض بنور ربها، واستغنی العباد عن ضوء الشمس، وذهبت الظلمة، ویعمر الرجل فی ملکه حتی یولد له ألف ذکر، لا تولد فیهم انثی وتظهر الارض
کنوزها حتی تراها الناس علی وجهها، ویطلب الرجل منکم من یصله بماله، ویأخذ من زکاته، لا یوجد أحد یقبل منه ذلک. استغنی الناس بمارزقهم الله من فضله؛ چون قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگارش روشن گردد، و مردم از نور خورشید بینیاز گردند... و زمین گنجهای خود را آشکار میکند، بهطوریکه مردم آنها را روی زمین میبینند و مردی از شما فرد مستمندی را میجوید که به او انفاق کند و زکات مال را از او بپذیرد، ولی کسی را پیدا نمیکند که آن مال را از او بگیرد، زیرا مردم به آنچه خدا به آنان از فضل خود ارزانی میکند، بینیاز شدهاند. (1)
در پرتو تحول فرهنگی و اخلاقی بشر و رشد تقوا و نیکیها، نعمتهای الهی از هر سو بر بندگان سرازیر میشوند؛ زیرا این وعدهی تخلفناپذیر پروردگار است:
{وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکمْ لَئِنْ شَکرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکمْ وَلَئِنْ کفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛ و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، [نعمت] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود}. (2)
در پرتو این عنایت الهی است که یکی از آرزوهای دیرین بشری، که همان برچیده شدن و ریشهکن شدن فقر است، تحقق مییابد.
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ دراینباره میفرماید:
هنگامی که حضرت مهدی ظهور کند... اموال و زکات ها را در کوچه ها میبرند، ولی کسی پیدا نمیشود که حاضر به دریافت آنها باشد. (3)
آری در این عصر طلایی، فقر رخت بربسته و هیچ ویرانه و ویرانه نشینی باقی نمیماند.
امام باقر؟ع؟ دراینباره میفرماید:
قائم ما بهوسیله رعب (در دل دشمنان) یاری میشود، و با نصرت الهی تأیید میگردد. زمین برای او در هم پیچیده میشود و گنجهای زمین برای او ظاهر
میشود و دولت او به شرق و غرب جهان میرسد و خداوند بهوسیله او دین خود را بر همه ادیان پیروز میگرداند هرچند که مشرکان دوست نداشته باشند و در سرتاسر جهان جای ویرانی باقی نخواهد ماند مگر اینکه آن را آباد خواهد ساخت. (1)
شکی نیست که علم و دانش و رشد فکری و فرهنگی نقش بهسزایی در تکامل انسان دارد و بسیاری از مشکلات سر راه تکامل را رفع میکند، در عصر انقلاب جهانی مهدی؟عج؟ یکی از امور، پیشرفت عجیب علوم در تمام زمینهها است. این پیشرفت نهتنها در علوم انسانی، بلکه در علوم صنعتی و اقتصادی و غیره نیز پدید خواهد آمد.
امام صادق؟ع؟ فرمود:
إن المؤمنین فی زمان القائم وهو بالمشرق لیری أخاه الذی فی المغرب، وکذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی فی المشرق؛ شخص مؤمن در زمان قائم درحالیکه در شرق زمین است، برادر خود را در غرب زمین می بیند و همچنین شخصی که در غرب زمین است، برادرش را در شرق زمین خواهد دید. (2)
بیان ظاهر شدن برکات زمین و خارج شدن گنجها، نشان میدهد که هم مسئله زراعت و کشاورزی به اوج ترقی خود میرسد و هم تمام منابع زیرزمینی، کشف و مورد استفاده قرار میگیرد. درآمد سرانه افراد آنقدر بالا میرود که در هیچ جامعهای، فقیری پیدا نمیشود و همه به سر حد بینیازی و خودکفایی میرسند.
رسول خدا؟ص؟ فرمود:
شما را به ظهور حضرت مهدی؟ع؟ بشارت میدهم که زمین را پر از عدالت میکند، همانگونه که پر از جور و ستم شده است. ساکنان آسمانها و زمین از او راضی میشوند و اموال و ثروتها را بهطور صحیح تقسیم میکند. شخصی پرسید تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: بهطور مساوی در میان مردم تقسیم شود و دلهای پیروان محمد را پر از بینیازی کند و عدالتش همه را فراگیرد، تا آنجا که
دستور دهد کسی با صدای بلند صدا زند که هر کس نیاز مالی دارد، برخیزد. هیچکس جز یک نفر بر نمیخیرد، سپس امام دستور میدهد مال قابلملاحظهای به او بدهند؛ اما او بهزودی پشیمان میشود که چرا آزمند و حریص بوده است و مال را برمیگرداند. (1)
«انسان اگر بصیرت نداشته باشد در ابتدا خیال میکند که تقوا همچنانکه محدودیت است، محرومیت هم هست، هم محدودیت است و هم محرومیت، اینطور میگوید: آدم باید زندگی کند، با تقوا که نمیشود زندگی کرد، با تقوا زندگی کردن یعنی انسان خودش را از همهچیز محروم کند. اما قرآن عکس قضیه را ذکر میکند؛ درست است، انسان وقتیکه تقوا پیشه کند راههایی از روزی را که البته راههای نامشروع است «از دست میدهد». آدم متقی هرگز از راههای نامشروع به دنبال روزی نمیرود ولی خدا راه دیگری از روزی به روی او باز میکند که آن راه مزیتی دارد که راه عادی و معمولی ولو حلال هم باشد ندارد و آن این است که رزق «لا یحتسب» به او میرسد، یعنی از راههایی روزی به او میرسد که خود گمان نمیبرد، چون راهی است که عادتاً از آن راه به آن نمیرسد، یعنی حس میکند که از دست خدا دارد میگیرد. گفتیم که روزی همیشه به دست خداست، از راه عادی هم به انسان برسد باز به دست خداست، اما فرق است میان اینکه انسان طوری زندگی کند که دست خدا را و لطف خدا را در مورد خودش حس و مشاهده کند و اینکه آن را حس و مشاهده نکند. آدم متقی و پرهیزکار، در روزی گرفتن از خدا دست خدا را مشاهده میکند، میبیند که او چطور آن محرومیتهای از راه نامشروع را تحمل کرد و چگونه خداوند در دیگری به روی او گشود و باز کرد» (2).
خداوند در آیات زیادی در قرآن بر این نکته تأکید کرده است که اگر انسانها ایمان به خدا داشته باشند و تقوا در پیش گیرند به زندگی و رزق و روزی آنها برکت میدهد، همچنین در
این آیات رعایت بعضی آموزههای الهی موجب برکت در زندگی انسان معرفی شده است که برخی از آنها عبارتند از:
1_ ایمان به خدا و تقوا
{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکنْ کذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم}. (1)
در تفسیر نمونه ذیل این آیه آمده است.
«(برکات) جمع برکت است. این کلمه در اصل به معنی (ثبات) و استقرار چیزی است و به هر نعمت و موهبتی که پایدار بماند اطلاق میگردد، در برابر موجودات بیبرکت که زود فانی و نابود و بیاثر میشوند. قابلتوجه اینکه ایمان و تقوا نهتنها سبب نزول برکات الهی میشود، بلکه باعث میگردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود، فیالمثل امروز ملاحظه میکنیم قسمت بسیار مهمی از نیروهای انسانی و منابع اقتصادی در مسیر مسابقه تسلیحاتی و ساختن سلاحهای نابود کننده صرف میگردد، اینها مواهبی هستند فاقد هرگونه برکت، بهزودی از میان میروند و نهتنها نتیجهای نخواهند داشت، ویرانی هم به بار میآورند، ولی اگر جوامع انسانی ایمان و تقوا داشته باشند، این مواهب الهی به شکل دیگری در میان آنها درمیآید و طبعاً آثار آن باقی و برقرار خواهد ماند و مصداق کلمه برکات خواهند بود». (2)
{وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْرًا؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را
به انجام میرساند و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است}. (1)
2_ عمل به آموزههای کتاب خدا
{وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَکثِیرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا یعْمَلُونَ؛ و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده (قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانهرو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام میدهند}. (2)
3_ استغفار
{فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّارًا * یرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکمْ مِدْرَارًا * وَیمْدِدْکمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَلْ لَکمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَلْ لَکمْ أَنْهَارًا؛ به آنها گفتم؛ «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. تا بارانهای پربرکت آسمان را پیدرپی بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد}. (3)
4_ یاد خدا
{وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا وَنَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمَی؛ و هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم}. (4)
همچنین درباره روزی در قرآن آمده است.
{وَکأَینْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یرْزُقُهَا وَإِیاکمْ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ چهبسا جنبندهای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی میدهد و او
شنوا و داناست}. (1)
در روایات ائمه معصوم نیز بر تاثیر رعایت برخی آموزههای الهی در رزق و روزی تاکید شده است؛ از جمله:
1_ اطاعت از خداوند
امام رضا؟ع؟ میفرمایند:
خداوند متعال به یکی از پیامبران وحی فرستاد که: «هرگاه من اطاعت شوم، راضی میگردم و آنگاهکه رضایت داشتم، برکت میدهم و برکت من هم بیپایان است». (2)
2_ عدالت
در سایه اجرای عدالت، جامعه به کمال معنوی میرسد و در این صورت، عنایت الهی شامل حال آنان میگردد و پس از آن، بارش برکات را شاهد خواهیم بود، چنانکه حضرت علی؟ع؟ به این مهم اشاره میکند که:
بِالعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ؛ به سبب عدل، برکات چند برابر میشود. (3)
3_ عبادت
آیات قرآن نشان میدهند که هدف از خلق انسان گذراندن زندگی برای غرق شدن در عالم ماده و تلاش شبانهروزی برای گسترش فناوری و تسخیر عالم ماده نیست، بلکه عالم ماده وسیلهای برای تقرب به خداست، که در سایه عبادت و اطاعت از خدا و اولیای خدا به سهولت به تسخیر انسان در خواهد آمد. خداوند در قرآن درباره هدف از خلقت انسان و تأمین روزی او میفرماید:
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ * مَا أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ یطْعِمُونِ.
من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند). هرگز از آنها روزی نمیخواهم، و نمیخواهم مرا اطعام
کنند}. (1)
این دو آیه نشان میدهند که اگر مردم خدا را عبادت کنند خداوند رزقشان را میرساند. در آیه بعد میفرماید:
{إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ؛ خداوند روزی دهنده و صاحب قوّت و قدرت است}. (2)
مجتمع بشر هیچگاه مصداق آیات قرآن نشده است. پیامبران الهی و مؤمنین مصداق این آیات بودهاند، اما مجتمع انسان ایمان به خدا نیاورده و تقوا پیش نگرفته است؛ بنابراین در طول عمر بشر، انسانها برای کسب رزق و روزی خود چه مشقاتی که نکشیدهاند، چه جنگها که نکردهاند، چه شرکها که نورزیدهاند اما هرگز بهسوی ایمان به خدا و تقوای الهی چنگ نزدهاند. ازآنجاکه آیات الهی موهومی نیستند، بلکه زمانی خواهد آمد که مصداق اکمل آن در دنیا به حقیقت خواهد پیوست، بنابراین در زمان ظهور امام عصر که ایمان و تقوای الهی به نهایت درجه خود خواهد رسید و عدل و داد که مایه برکت است در دنیا حاکم خواهد شد، مجتمع انسان مصداق این آیات الهی خواهند شد و رزق و روزی الهی با کمترین زحمت، بهوفور به ایشان خواهد رسید.
از مجموعه آیات و روایاتی که دربارهی رزق، روزی و رازق وجود دارد میتوان استنباط نمود که رزق و روزی انسان با دو عامل مادی و غیرمادی رابطه دارد. عامل مادی همان تلاش است که انسان برای کسب روزی انجام میدهد و برخی عوامل غیرمادی عبارتاند از:
«تقوا و پرهیزکاری، یاد خداوند و سپاسگزاری از نعمتهای او، نیکوکاری، خوشاخلاقی و مهربانی، انفاق، بیداری صبحگاهان و وضوی دائم، دوری از گناه، ظلم و نافرمانی خداوند و دعا» (3).
در دوران ظهور امام عصر که عصر بندگی خدا، حکومت صالحان و پر شدن دنیا از عدل است خداوند درهای رحمت خود را بر بندگان گشوده و برکت در همه عرصههای زندگی
انسان جاری میشود. این به معنی توقف سعی و تلاش نیست، بلکه انسان در پرتو برکت، با کمترین تلاش بیشترین نصیب را از زندگی مادی خود میبرد و از مخزن علم الهی نیز، به علت حضور ولی معصوم در جامعه نصیب خواهد برد. علم بشر، متکی بر عقل، که البته همان هم نعمت الهی است، با «عقل انسان متصل به منبع علم الهی»، «عقل انسان متصل به بصیرت» و «عقل انسان متصل به برکت و موهبت» جایگزین خواهد شد. به زبان امروزی عقل انسان به روز خواهد شد.
امام باقر؟ع؟ فرمود:
گویی من این دین شما را چنان میبینم که پیوسته درحالیکه در خون خویش دست و پا میزند در حرکت است (با پیکر به خون کشیده که به خاطر وارد شدن ضربهها و جایگزینی بدعت بهجای سنتها، زخمی از میان شما بیرون رفته و از دسترس شما خارج شده است) و هیچکس آن را به شما باز نمیگرداند مگر مردی از ما اهلبیت، پس در هر سالی دو نوبت به شما بخشش خواهد کرد و در هر ماه دو نوبت روزی به شما خواهد داد، در دوران او شما از حکمت برخوردار میشوید تا آنجا که یک زن در خانه خود برابر کتاب خدای تعالی و روش پیامبر خدا؟ص؟ به انجام تکالیف شرعی خود پردازد. (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
هنگامیکه قائم؟ع؟ ظهورکند با پرچم رسول خدا؟ص؟ و انگشتری سلیمان و سنگ و عصای موسی ظهور خواهد کرد، سپس منادی خود را دستور میدهد و او ندا در میدهد که: توجه کنید هیچکس از شما هرگز غذا و آشامیدنی و علوفه به همراه بر ندارد. یاران او خواهند گفت، حتماً او میخواهد که ما و چهارپایانمان را از گرسنگی و تشنگی هلاک کند، پس او حرکت میکند و آنان به دنبالش به راه میافتند. در نخستین منزلی که در آن فرود میآیند ضربهای به سنگ میزند و خوراک و آشامیدنی و علوفه از آن به بیرون جریان مییابد، آنان و چهارپایانشان میخورند و
1) الغیبة، نعمانی، ص 239، باب 13، ح 30.
میآشامند تا اینکه در نجف، بیرون کوفه فرود میآیند. (1)
امام باقر؟ع؟ فرمود:
در هنگامیکه قائم از مکه خروج کند منادی او ندا در میدهد که: هیچکس غذا و آشامیدنی بر ندارد و او با خود سنگ موسی بن عمران را به همراه میبرد که آن بار شتری است، پس در هیچ منزلی فرود نمیآید مگر اینکه چشمهها از آن جاری میگردد، پس هر که گرسنه باشد سیر میشود و هر که تشنه باشد سیراب میگردد و چهارپایانشان نیز (سیراب میشوند) تا اینکه به نجف در بیرون کوفه فرود میآیند. (2)
همچنین امام باقر؟ع؟ میفرمایند: امام عصر؟عج؟ در این زمان به مردم میفرمایند:
تعالوا إلی ما قطعتم فیه الارحام، وسفکتم فیه الدماء الحرام، ورکبتم فیه ما حرم الله عزوجل، فیعطی شیئا لم یعطه أحد کان قبله؛ بیایید، این همان چیزی است که شما به خاطر آن از خویشاوندان خویش میبریدید و در راه آن، خون یکدیگر را میریختید و حرمت احکام را میشکستید و آنچه را خدای تبارک و تعالی حرام کرده بود مرتکب میشدید. سپس آنقدر ثروت به آنها عطا میکند که در دنیا سابقه نداشته و هیچکس پیش از او چنین ثروتی نبخشیده باشد. (3)
درباره برکت در روزی و نعمتهای الهی در کتب سایر ادیان الهی نیز اشاراتی شده است. برای مثال در کتاب اشعیای نبی آمده است:
خداوند میفرماید: روزی خواهد آمد که هرکس بخواهد برکتی بطلبد یا سوگندی یاد کند، تنها نام خدای حق بر زبان خواهد راند. سختیهای گذشته بهکلی فراموش شده، از بین خواهد رفت، زیرا من زمین جدیدی خواهم ساخت. هرچه در گذشته بوده کاملاً فراموش شده، دیگر به یاد آورده نخواهد شد. ای قوم من، از این آفرینش جدید، تا ابد شاد و مسرور باشید، زیرا اورشلیم را نیز از نو میآفرینم تا شهر شادی و سرور شما باشد. من خود نیز برای اورشلیم و ساکنانش شادی خواهم کرد. در آنجا دیگر صدای گریه و زاری شنیده نخواهد شد.
نوزادان دیگر در سن کم نخواهند مرد و صد سالگان جوان محسوب خواهند شد. تنها کسانی پیش از وقت خواهند مرد که گناه میکنند و زیر لعنت هستند. در آن روزها، هر که خانهای بسازد خود در آن ساکن خواهد شد و هر که باغ انگوری غرس کند خود از میوه آن خواهد خورد، زیرا که دیگر خانهها و باغهای انگور قوم من به دست دشمن نخواهد افتاد. ایشان مانند درختان، عمر طولانی خواهند کرد و از دسترنج خود بهرهمند خواهند شد و لذت خواهند برد. دیگر زحمتهایشان بر باد نخواهد رفت و فرزندانشان رنگ مصیبت نخواهند دید، زیرا هم آنان را و هم فرزندانشان را برکت خواهم داد و پیش از آنکه دعایشان را تمام کنند آن را اجابت خواهم کرد. گرگ با بره با هم خواهند چرید، شیر مانند گاو کاه خواهد خورد و مار دیگر کسی را نیش نخواهد زد. در کوه مقدس من هیچچیز و هیچکس صدمه نخواهد دید و نابود نخواهد شد. (1)
در کتاب لاوین آمده است:
اگر تمامی اوامر مرا اطاعت کنید، به موقع برای شما باران خواهم فرستاد و زمین، محصول خود را و درختان، میوهی خود را خواهند داد. خرمن شما بهقدری زیاد خواهد بود که کوبیدن آن تا هنگام چیدن انگور ادامه خواهد داشت و انگور شما بهقدری فراوان خواهد بود که چیدن آن تا فصل کاشتن بذر طول خواهد کشید. خوراک کافی خواهید داشت و در سرزمین خود در امنیت زندگی خواهید کرد، زیرا من به سرزمین شما صلح و آرامش خواهم بخشید و شما با خاطری آسوده به خواب خواهید رفت. حیوانات خطرناک را از سرزمینتان دور خواهم نمود و شمشیر از زمین شما گذر نخواهد کرد. دشمنانتان را تعقیب خواهید کرد و ایشان را با شمشیرهایتان خواهید کشت. پنج نفر از شما صد نفر را تعقیب خواهند کرد و صد نفرتان ده هزار نفر را، تمام دشمنانتان را شکست خواهید داد. شما را مورد لطف خود قرار خواهم داد و شما را کثیر گردانیده، به عهدی که با شما بستهام وفا خواهم کرد. بهقدری محصول اضافی خواهید داشت که در وقت به دست آمدن محصول جدید ندانید با آن چه کنید. (2)
در کتاب حزقیال نبی آمده است:
درختان را وادار میکند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوهها میخورد و شفا مییابد و بر لب آن نهر (نهری که اورشلیم جاری است و هر کس بهواسطه آن، شفا خواهد یافت) در این طرف و آن طرف هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوهاش تمام نخواهد گشت و هر ماه میوهای تازه خواهد آورد، زیرا که آبش از مَقدِس جاری میشود و میوه آن برای خوراک و برگ آن به جهت علاج و شفا خواهد بود. (1)
1) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب حزقیال نبی، باب 47، بند 12.
قرآن کریم دین را فقط «اسلام» و همه پیامبران را «مسلمان» میخواند. همه پیامبران، مردم را به دین واحد؛ یعنی، اسلام، تسلیم و عبودیت در برابر خدای یگانه دعوت کردهاند و اصول و ارکان اعتقادی واحدی را تبلیغ کردهاند. در جهان کنونی عدهای، به ویژه صهیونیسم، تلاشهای بیوقفهای در جهت تحریف و تخریب ادیان الهی به ویژه از طریق اشاعۀ اندیشۀ آزادی دینی در جهان و نیز ایجاد دشمنی و خونریزی در بین پیروان ادیان الهی و فرقههای گوناگونِ هر یک از این ادیان برای غلبه بر آنان انجام میدهند. سران صهیونیسم بینالمللی با فرقهسازیهای حیرتانگیز در اسلام و مسیحیت، در حال حاضر از آسیبهایی که از ناحیۀ ادیان الهی متوجه آنهاست کاستهاند. دورساختن بشر از آموزههای پیامبران الهی تا به جایی پیش رفته است که هژمونی فرهنگ غربی حاکم بر جهان به فکر ارائه یک دین نوین جهانی برای بشر افتادهاند که در آن از اصول حاکم بر ادیان الهی خبری نیست. رسانههایی که در اختیار این متقلبان فرهنگی قرار دارد نیز با ساخت فیلمهایی چون آواتار زمینۀ پذیرش یک ساختار معرفتی تازه را در اذهان مخاطبان فراهم میسازند. ارجاع به آموزههای کابالیستی در فیلمها و سریالهای مختلف آمریکایی، در حال حاضر به اوج خود در طی دو دهۀ اخیر رسیده است. در عصر ظهور به تبع ظهور امام عصر، دین هم ظهور پیدا میکند. ولی خدا در قلوب انسانهایی که برای پذیرش ولایت قابلیت پیدا کردهاند تصرف و آنها را به منزلت اصلی خود باز میگرداند. وقتی انسان به شان و منزلت الهی خود بازگشت، نیازها و خواستههای او نیز الهی میشود و به حیات طیبه میرسد.
ادیان به دو مجموعه تقسیم میشوند؛ توحیدی و غیرتوحیدی. ادیان توحیدی شامل یهودیت، مسیحیت، آیین زردشت و اسلام دارای سه اصل توحید، نبوت و معاد میباشند، ولی ادیان غیرتوحیدی هیچیک از این سه اصل را قبول ندارند.
در یک نگرش کلی، حقیقت همه ادیان توحیدی که پیامبران الهی مروج و مبلغ آن بودهاند، یکی است. در منطق قرآن کریم، «ادیان» وجود ندارد؛ بلکه تمام پیامبران الهی، منادی یک دین بودهاند که از آن به «اسلام» (تسلیم در برابر خداوند واحد) تعبیر شده است:
{إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ؛ در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است}. (1)
{وَمَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ و هر که جز اسلام، دینی [دیگر] جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیانکاران است}. (2)
قرآن کریم دین را فقط «اسلام» و همه پیامبران را «مسلمان» میخواند:
{مَا کانَ إِبْرَاهِیمُ یهُودِیا وَلَا نَصْرَانِیا وَلَکنْ کانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا وَمَا کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ؛ ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه حق گرایی فرمانبردار بود، و از مشرکان نبود}. (3)
بنابراین از دیدگاه قرآن مجید، همهی پیامبران، مردم را به دین واحد؛ یعنی، اسلام، تسلیم و عبودیت در برابر خدای یگانه دعوت کردهاند و اصول و ارکان اعتقادی واحدی را تبلیغ کردهاند. بر این اساس، همه پیامبران از یک سلسله اصول مشترک و سنتهای ثابت و واحد پیروی میکردند. متأسفانه پیروان آئین توحیدی، پس از رحلت پیامبران و گاهی حتی در زمان حیات پیامبران، انحرافاتی در ادیان الهی به وجود آوردند. برخی از انحرافاتی که در سه دین مهم ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام به وجود آمد عبارتاند از:
بهترین منبع در مورد انحراف ادیان پیش از اسلام، قرآن کریم است. دین الهی که پیامبر بزرگ خدا حضرت موسی؟ع؟ به بشر ارائه کرد، بهجای اینکه توسط پیروانش بهعنوان محور وحدت مؤمنین قرار گیرد، بهعنوان محور دشمنی با مؤمنین و خداپرستان درآمد تا آنجا که خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَی ذَلِک بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یسْتَکبِرُونَ؛ مسلماً یهودیان و کسانی را که شرک ورزیدهاند، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت و قطعاً کسانی را که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، نزدیکترین مردم در دوستی با مؤمنان خواهی یافت، زیرا برخی از آنان دانشمندان و رهبانانیاند که تکبر نمیورزند}. (1)
برخی پیروان این دین ابراهیمی آنقدر به انحراف رفتهاند که در قرآن کریم بزرگترین مایهی آزار مؤمنین معرفی شدهاند:
لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِکمْ وَأَنْفُسِکمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ مِنْ قَبْلِکمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکوا أَذًی کثِیرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِک مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ قطعاً در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد و از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [نیز] از کسانی که به شرک گراییدهاند، [سخنان دل] آزار بسیاری خواهید شنید، و[لی] اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، این [ایستادگی] حاکی از عزم استوار [شما] در کارهاست. (2)
آنها انحراف را تا جایی ادامه دادند که خود را فرزندان و دوستان خدا معرفی میکنند. دراینباره قرآن کریم میفرماید:
{وَقَالَتِ الْیهُودُ وَالنَّصَارَی نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یعَذِّبُکمْ بِذُنُوبِکمْ بَلْ أَنْتُمْ
بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یغْفِرُ لِمَنْ یشَاءُ وَیعَذِّبُ مَنْ یشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْک السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا وَإِلَیهِ الْمَصِیرُ؛ و یهودان و ترسایان گفتند: «ما پسران خدا و دوستان او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب میکند؟ بلکه شما [هم] بشرید ازجمله کسانی که آفریده است. هر که را بخواهد میآمرزد و هر که را بخواهد عذاب میکند و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو میباشد از آن خداست و بازگشت [همه] بهسوی اوست}. (1)
در قرآن کریم اشاره شده است که پیروان این دین درباره خداوند نیز به انحراف رفته و خداوند را دست بسته و بدون قدرت در برخورد با خود معرفی میکنند. درباره این عقیده انحرافی آنان آمده است:
{وَقَالَتِ الْیهُودُ یدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ینْفِقُ کیفَ یشَاءُ وَلَیزِیدَنَّ کثِیرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک طُغْیانًا وَکفْرًا وَأَلْقَینَا بَینَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ کلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَیسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا یحِبُّ الْمُفْسِدِینَ؛ و یهود گفتند: «دست خدا بسته است». دستهای خودشان بسته باد. و به [سزای] آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند. بلکه هر دو دست او گشاده است، هرگونه بخواهد میبخشد. و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت بهسوی تو فرود آمده، بر طغیان و کفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم. هر بار که آتشی برای پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمین برای فساد میکوشند و خدا مفسدان را دوست نمیدارد}. (2)
اگرچه در بین پیروان آئین یهود افراد مؤمن که دستکم با سایر مؤمنین به دشمنی نمیپردازند و به همان عقایدی که دارند مشغولاند وجود دارند، ولی درصحنه کنونی جهان، در بین پیروان این دین، جریانی مانند صهیونیسم خودنمایی میکند که بیش از نیم قرن است که در جهان به چپاول مادی، کشتار انسانها، تهدید و ارعاب، ایجاد تفرقه و جنگ در بین
ملتها مشغولاند.
دعوت حضرت موسی؟ع؟ و حضرت عیسی؟ع؟ نیز مانند پیامبر گرامی اسلام عام و جهان شمول بوده است، زیرا در قرآن آمده است:
{اذْهَبَا إِلَی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَی؛ به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته}. (1)
حضرت موسی، قبطیان و فرعون را که ساکن مصر بودند، دعوت به شریعت خود کرد، در حالی که آنان از بنیاسرائیل و اسباط دوازده گانه نبودند. سیره نبوی نیز ما را به همین نکته رهنمون میشود، زیرا پیامبر با پیروان یهودیت که در شبه جزیره عربستان ساکن بودند و به لحاظ نژادی هیچ نسبتی با اسباط و بنی اسرائیل نداشتند، معامله اهل کتاب کرد؛ در حالی که اگر یهودیت اختصاص به بنی اسرائیل داشت، مسلمانان و شخص پیامبر اسلام نباید آنان را یهودی میدانستند.
بر خلاف حضرت موسی؟ع؟ که دین خدا را به صورت عام به همهی ملتها ارائه نمود، قوم یهود دارای چند ویژگی است که این خصوصیات آنها باعث شده است که در نشر و تبلیغ آئین یهود، بعد از مبعوث شدن حضرت عیسی؟ع؟ و حضرت محمد؟ص؟ کم توجه باشند. بسیاری از یهود تعصب شدیدی نسبت به دینشان دارند و آن را مخصوص به خود میدانند. این تعصب شدید تنها برای حفظ منافع مادی و نگهداری موقعیت اجتماعیشان است، زیرا آنان به اصول واقعی دین حضرت موسی؟ع؟ پایبند نیستند و آن را مطابق هوای نفسانی خود تغییر دادهاند و تنها در برابر دیگر مردمان تظاهر به دینداری میکنند. از صفات بارز شخصیتی بسیاری از یهود خود برتربینی آنها است و در این زمینه آنقدر مغرور بودند که در برابر خداوند هم عصیان کردند.
یهود در خود برتربینی به حدی افراط دارند، که به اعتقاد آنها یهودی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است و بهشت را مخصوص خود میدانند و معتقدند هیچ کس به جز آنها داخل آن نمیشود. آنها میگویند ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است؛ زیرا ارواح یهود جزء خداوند است، همچنان که فرزند، جزء پدرش میباشد، بنابراین روحهای یهود نزد
1) طه، 43.
خدا عزیز است. زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. آنها دین خدا را برای خود مصادره کرده و بر اساس رای خود آن را به انحراف کشاندهاند. یهودیها در طول تاریخ از دعوت دیگران به آئین خود خودداری نمودند، به علاوه یهودیها به قدری سرگرم امور اقتصادی بودند، که اصلاً فرصت چنین کاری را پیدا نمیکردند. شاید عدم دعوت دیگران به خاطر این باشد که یهود ادعا دارد که هدایت در انحصار قوم یهود است و پیروان دیگر ادیان گمراه هستند.
{وَقَالُوا کونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَی تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ؛ و [اهل کتاب] گفتند: یهودی یا مسیحی باشید، تا هدایت یابید، بگو: نه، بلکه [بر] آیین ابراهیم حقگرا [هستم] و وی از مشرکان نبود}. (1)
برخی پیروان آئین مسیحیت نیز آنچنان این آئین ابراهیمی را به انحراف بردهاند که از دل این آئین پاک، جوامعی سکولار به وجود آمده و جز ظاهری از آئین مسیحیت از آن باقی نمانده است. بسیاری از پیروان این آئین الهی نیز با برنامهریزی یهودیان بهصورت پیادهنظام پشتیبان صهیونیسم درآمده و تحت عنوان پروتستانیسم در جهان فعالیت میکنند.
باورهای انحرافی برخی از مسیحیان مانند عقیده به تثلیث (پدر، پسر، روحالقدس) از اساسیترین انحرافاتی است که در این دین به وجود آمده است. عقیدهی تثلیث اساسیترین عقیدهی برخی از مسیحیان است. عقیدهی تثلیث میگوید: «خدا در عین یکی بودن، سه تاست و در عین سه تا بودن، یکی است» (2)و (3).
تثلیث، تنها مشکل عقلانی عقاید مسیحیت نیست بلکه برخی اصول دیگر مسیحیت نیز به همین اندازه خلاف عقل میباشند.
برخلاف روح ادیان و آموزههای الهی و تاکید پیامبران، پیروان مسیحیت در عصر حاضر به سه فرقه بزرگ شامل کاتولیک، ارتودوکس و پروتستان تقسیم شدهاند، که در بطن اینها
فرقههای کوچکی نیز بوجود آمدهاند که تعداد آنها به یکصد و پنجاه فرقه و مذهب میرسد. کتاب آسمانی انجیل نیز با قرائتهای متفاوت در جامعه رواج دارد که چهار نمونه از مهمترین آنها اناجیل متی، لوقا، مرقس (اناجیل همنوا) و انجیل یوحنا (انجیل لاهوتی) میباشد.
یکی از مشکلاتی که کلیسای اولیه با آن روبرو بوده است، اناجیل متعددی بود که هر روز هم بر تعداد آن افزوده میشد. با بررسی نسخههای کتاب مقدس روشن شده است که میان نسخههای عبری، یونانی و سامری، اختلافاتی فاحش وجود دارد. آدام کلارک که خود مفسر تورات بوده است، چنین اعتراف میکند: «خوب است نخست تسلیم شویم که کتاب مقدس تحریف شده است و چون در کتابهای تاریخی عهد عتیق نسبت به دیگر کتابهای آن تحریف فراوانتری وجود دارد، توجیهِ آن کاری گزاف و بیهوده است»؛ بنابراین، میبینیم که هم از نظر استناد به نویسنده و هم از نظر خود نویسنده، کتاب مقدس فاقد اعتبار است (1).
در شرایط حاضر دین خدا توسط پیروان آن پارهپاره شده و به انحراف کشیده شده است. برخی دین را مختص خود میدانند و برخی دیگر سایرین را کافر و مشرک میدانند. دین فقط لقلقه زبان برخی مردم شده و در برخی جوامع، دین فقط در روز مشخصی از هفته وجود دارد. دین وارد صحنه اجتماعی و بینالمللی بشر نشده و در بعد شخصی هم به طور کامل رعایت نمیشود. افراد زیادی دین خدا را مایه ارتزاق خود قرار داده و بسیاری نیز با آن به شدت مخالفاند.
وقتی مسلمانان، پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام، جانشین پیامبر که توسط خداوند تعیین میشود را پس زدند و به سمت خلفا رفتند، مذهب و فرقه گرایی در اسلام ایجاد شد و اکنون یک میلیارد و دویست میلیون مسلمان بهجای تبعیت از ولی خدا، تابع دیگران هستند و وقتی دین خدا از کانون اصلی الهی دریافت نشود کار بهگونهای پیش میرود که برخی کشورهای اسلامی برخلاف صریح قرآن با یهود هماهنگ شده و علیه مؤمنین به جنگ و فتنهانگیزی میپردازند. وجود فرق و مذاهب مختلف در بین مسلمانان و گروههای نادان و
1) نقوی، حسین. 1390. تدوین تورات و انجیل از دیدگاه آیات قرآن. فصلنامه علمی _ پژوهشی معرفت ادیان. سال سوم، شماره اول، زمستان 1390، ص 5-24.
خشن باعث ایجاد اختلاف، درگیری و جنگ در بین مسلمانان، به نفع دشمنان اسلام و به ویژه صهیونیسم شده است.
طبق دیدگاه اسلامی، بشر تکویناً و تشریعاً بنده خداوند متعال است و برخلاف متفکران غربی که انسان را در برابر خدا هم آزاد میپندارند، بر تسلیم و فرمانبرداری انسانها در برابر خدا تأکید میورزد. از فردای پایان جنگ جهانی دوم، تمام مردم جهان و دولتها، که از جنگ و کشتار به ستوه آمده بودند، درصدد تشکیل سازمان ملل برآمدند.
اعلامیه حقوق بشر هیچ اشارهای به تسلیم انسان در برابر خداوند و آموزههای الهی ندارد و برخی از مفاد این اعلامیه با فرامین الهی اسلام و سایر ادیان الهی در تعارض است. میتوان گفت، در تدوین این اعلامیه اصل و اساس دین و خداپرستی در نظر گرفته نشده است. تطبیق نداشتن این اعلامیه با قوانین مترقی الهی را میتوان از نتایجی که به بار آورده است نیز مشاهده کرد. هماکنون کشورهای بهاصطلاح حافظ حقوق بشر با پشتیبانی ساختارهای حقوقی همین پیمان بینالمللی حمله نظامی به یک کشور مستقل را به تصویب رسانده و به ظلم جنبه قانونی میدهند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر که یک پیمان بینالمللی است در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسید. این اعلامیه نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار ظاهراً حقوقی که تمام انسانها مستحق آن هستند را بهصورت جهانی بیان میدارد. متن کامل این بیانیه بر روی وبگاه سازمان ملل متحد منتشرشده است. اعلامیه مذکور شامل سی ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعیای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کرده است. در سال ۱۹۷۶ هنگامیکه لایحه جهانی حقوق بشر توسط تعدادی از دولتها مورد تأیید قرار گرفت، به حقوق بینالملل تبدیل شد.
دین نهتنها برای انسان یک نیاز عقلی و فکری است بلکه انسان از لحاظ روحی و روانی نیز به دین نیاز دارد، چراکه انسان موجودی است مرکب از جسم و روح و همانطور که جسم انسان برای رشد و ادامه حیات نیاز به غذا دارد، روح او نیز نیازمند غذاست. ولی غذای روح چیست؟ با عنایت به این واقعیت که روح انسان مانند جسم او به غذا نیاز دارد، آراء صاحبنظران دراینباره متفاوت است. برخی موسیقی را غذای روح میدانند، برخی هم علم و دانش را غذای روح میدانند. دیل کارنِگِی روانشناس معروف آمریکایی میگوید: «روانشناسان دریافتهاند که ایمان قوی و پایبندی به دین ضامن چیره شدن بر نگرانیها و اضطراب و باعث درمان بیماریها میشود».
ایمان و دینداری غذای روح است و اگر انسان از این دو غذا محروم گردد، با مشکلات جدی روحی و روانی دستوپنجه نرم خواهد کرد و شاید حتی به حد خودکشی هم برسد.
میدانیم کشور ژاپن در آسیا، سوئد در اروپا و ایالاتمتحده در قاره آمریکا، از مرفهترین کشورهای دنیا محسوب میشوند، ولی آمارها نشان میدهند که بالاترین میزان خودکشی در دنیا مربوط به کشورهای ژاپن، آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی است. اگر این اتفاقات مثلاً در ایران بیفتد، (که میافتد) شاید تحلیلگران اجتماعی بگویند که علتش فقر، بیکاری، نداشتن تفریح برای جوانان و یا افسردگی است، ولی کشوری مثل سوئد که از لحاظ زیبایی طبیعی به قطعهای از بهشت میماند و از لحاظ رفاه مادی به «بهشت تأمین اجتماعی» معروف است، چرا باید بالاترین آمار خودکشی را در دنیا یا اروپا داشته باشد؟ ژاپن و آمریکا چطور؟
چرا بیشتر مواد مخدری که در افغانستان و کلمبیا تولید میشود، به کشورهای اروپایی و آمریکا سرازیر میگردد؟ چرا اروپا و آمریکا بیشترین آمار مصرف انواع داروهای آرامبخش و مواد مخدر را به خود اختصاص دادهاند؟ چرا آمار افسردگی در این کشورها روز به روز در حال افزایش است؟ و بالاخره اینکه چرا این کشورها بالاترین آمار خودکشی را دارند؟
جواب همه سؤالات این است که این افراد از لحاظ مادی کاملاً سیر و اشباع شدهاند، ولی از لحاظ روحی از قحطیزدگان آفریقا هم گرسنهترند. علتش هم این است که آنها برای اشباع
نیازهای روحی خود به دنبال سراب رفتهاند.
بسیاری از ما تحت تأثیر بمباران تبلیغاتی، فکر میکنیم که اگر همه نیازهای مادیمان برآورده شود، در آن صورت به خوشبختی واقعی دست یافتهایم، ولی وقتی به این مرحله میرسیم، تازه متوجه میشویم که نیازهای مادی، تنها جزئی از همه نیازهای ماست و ما در کنار آسایش جسم به آرامش روان هم نیاز داریم. اینجاست که انسانها دودسته میشوند:
1- عدهای برای دست یافتن به آرامش روان، همهی لذتهای مادی را تجربه میکنند، ولی وقتی همه این لذتها و کامجوییها، آنها را اشباع نکرد، به مواد آرامبخشی همچون سیگار، تریاک، هروئین، حشیش، قرصهای آرامبخش، مواد شادیآور، مشروبات الکلی و غیره پناه میبرند و اگر همه اینها آنها را اشباع نکرد به سیم آخر میزنند و خودکشی میکنند، تا به گمان خود از این جهنمی که در آن گرفتار شدهاند خلاصی یابند.
علت این است که این افراد از آنجا که به دین و خدا اعتقادی ندارند (شاید هم اعتقاد دارند، ولی پایبندی ندارند) و به انسان و جهان با دیدی مادیگرایانه نگاه میکنند، لذا آرامش روح و خوشبختی روان را تنها در لذتهای مادی و مواد آرامبخش جستجو میکنند و نهایتاً هم به مراد خود نمیرسند. روح تشنه و گرسنه را نمیتوان با ماده سیر کرد، چراکه غذای روح از جنس ماده نیست، بلکه از جنس روح است و آن ایمان به خدا و اتصال به او از کانال دینی است که آن را برای همه بشریت فرستاده است.
2- عدهای هم برای دست یافتن به آرامش روح و روان، به خالق روح و روان روی میآورند و با او ارتباط برقرار میکنند و به جای مدد جستن از مواد مخدر و مشروبات الکلی، به او روی میآورند و نهایتاً به مطلوب خود هم میرسند.
هم اکنون گروهی این تفکر را القاء میکنند که آنچه تحت عنوان دین آسمانی به بشر ارائه شده ناکارآمد بوده و ولایت الله و دین خدا قابلیت پیاده شدن و اجرایی در زمین را ندارد و برای انسانها قابل تحمل نیست. از همین رو آنها به فکر ایجاد یک دین نوین جهانی برای بشر افتادهاند که در آن از اصول حاکم بر ادیان الهی خبری نیست. جولیان هاکسلی
((JulianHuxle زیستشناسِ داروینیستِ بریتانیایی و اولین رئیس سازمان یونسکو (از سال 1946 تا 1948) یکی از این افراد بوده است که با بازتولید اندیشههای باروخ اسپینوزا (زاده ۱۶۳۲ - درگذشته ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی "دین جهانی بدون وحی" را به صورت عملیاتی وارد صحنه جهانی نموده و به عنوان مبانی نظری فعالیتهای یونسکو تحکیم بخشید.
یونسکو در یک گزارش 40 صفحهای که در سال ۱۹۷۶ به مناسبت 30 سالگی یونسکو و با محوریت جولیان هاکسلی به پانزده زبان مختلف منتشر کرد، تفکرات او را به صورت مبسوط شرح داده است. هاکسلی که علاوه بر زیستشناسی به مطالعات فلسفی و مذهبی نیز مشغول بوده، هسته اصلی «دین بدون وحی» را بنیاد مینهد. در صفحه ۱۲ این گزارش آمده است:
«از خیلی سالهای پیش، هاکسلی هیچ اعتقادی به هیچ نوعی از منبع ماورا الطبیعی و متافیزیکی نداشته است. او در این فکر بوده که یک سیستم اخلاقیِ صرفاً علمی که قابلیت اشاعه به عنوان دین متحد جهانی برای نوع بشر باشد، ایجاد کند. با این نگاه «عشق به خدا»، جای خود را به «عشق به طبیعت» و «عشق به انسانیت» خواهد داد. دینی بدون اصول عقاید وحیانی، بدون خدا و بدون [تفکیکِ] بهشت یا زمین».
وی برای تشریح و تفسیر بیشتر عقاید خود در سال ۱۹۲۷، کتابی با عنوان «مذهب بدون وحی» تألیف میکند. مبانی فلسفیای که بعدها به عنوان مبانی نظری اقدامات یونسکو در حوزه آموزش، علم و فرهنگ قرار گرفت. او بعدها در سال ۱۹۴۶ و قبل از تأسیس رسمی یونسکو نیز مقالهای جنجالی با عنوان «تعصبات غیرمذهبی» منتشر کرد. بنابراین چشماندازی که یونسکو در 70 سال گذشته برای جهان متصور است «ناتورالیسم» یا «دین واحد غیر وحیانی» برای جهان است (1).
همانگونه که دوست داران ولایت الله در تلاش برای برپایی حاکمیت ولایتالله در جهان، با محوریت حضرت صاحب الامر؟عج؟ هستند، جناح مخالفان ولایت الله نیز به دنبال بر پایی یک نظام جهانی هستند که مولفه های مختلف آن تحت عنوان تجارت جهانی، دولت
1) Huxley, J. 1976. The UNESCO Courier, Unesco’s First 30 Years. Published by UNESCO.
الکترونیک، دهکده جهانی، زبان مشترک جهانی، سند آموزش جهانی و در نهایت دین مشترک جهانی و البته دست ساخته بشر هستند. این گروه البته در تلاش برای خاموش کردن نور خدا در زمین هستند ولی وعده الهی این است که موفق نخواهند شد.
بعد از ظهور امام عصر به تبع ظهور امام، دین هم ظهور پیدا میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{یرِیدُونَ أَنْ یطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ * هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ؛ آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند: ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هرچند کافران ناخشنود باشند. او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند}. (1)
{هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَکفَی بِاللَّهِ شَهِیدًا؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادایان پیروز کند و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد}. (2)
{یرِیدُونَ لِیطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ * هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ؛ آنان میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل میکند هر چند کافران خوش نداشته باشند. او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند}. (3)
در این آیات از خواست خداوند برای غلبه دین اسلام بر همهی ادیان اطلاع داده شده است.
در تفسیر نمونه آمده است:
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمعالبیان از امام باقر؟ع؟ درباره آیه 33 سوره توبه چنین نقل میکند:
ان ذلک یکون عند خروج المهدی فلا یبقی احدا الا اقر بمحمد؟ص؟؛ وعدهای که در این آیه است به هنگام ظهور مهدی از آل محمد؟ص؟ صورت میپذیرد، در آن روز هیچکس در روی زمین نخواهد بود مگر اینکه اقرار به حقانیت محمد؟ص؟ میکند.
و نیز در همان تفسیر از پیامبر اسلام؟ص؟ چنین نقل شده است که فرمود:
لا یبقی علی ظهر الارض بیت مدر و لا وبر الا ادخله الله کلمة الاسلام؛ بر صفحه روی زمین هیچ خانهای باقی نمیماند، نه خانههایی که از سنگ و گل ساخته شده و نه خیمههایی که از کرک و مو بافتهاند، مگر اینکه خداوند نام اسلام را در آن وارد میکند. (1)
و نیز در کتاب کمال الدین شیخ صدوق از امام صادق؟ع؟ در تفسیر این آیه چنین نقل شده است:
و الله ما نزل تاویلها بعد و لا ینزل تاویلها حتی یخرج القائم فاذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم؛ به خدا سوگند هنوز محتوای این آیه تحقق نیافته است و تنها زمانی تحقق میپذیرد که (قائم) خروج کند و به هنگامیکه او قیام کند کسی که خدا را انکار نماید در تمام جهان باقی نخواهد ماند. (2)
مسئله خاموش کردن نور خدا در دو مورد از قرآن آمده است، یکی آیه 32 سوره توبه و دیگری آیه 8 از سوره صف و در هر دو مورد بهعنوان انتقاد از تلاشهای دشمنان اسلام ذکر شده ولی در میان این دو آیه مختصر تفاوتی در تعبیر دیده میشود، در آیه 32 سوره توبه محل بحث یریدون ان یطفئوا ذکر شده در حالی که در سوره صف یریدون لیطفئوا آمده است و مسلماً این تفاوت در تعبیر اشاره به نکتهای است.
راغب در مفردات در توضیح تفاوت این دو تعبیر میگوید: آیه نخست اشاره به خاموش کردن بدون مقدمه است، ولی در آیه دوم اشاره به خاموش کردن توأم با توسل به مقدمات و اسباب است. یعنی خواه آنها بدون استفاده از مقدمات و خواه با توسل به اسباب مختلف برای خاموش کردن نور حق بپا خیزند، با شکست روبرو خواهند شد. اما این پیروزی، غلبه منطقی یا غلبه قدرت است؟
در اینکه اسلام چگونه بر همه ادیان پیروز میگردد؟ و این پیروزی به چه شکل خواهد بود؟ در میان مفسران گفتگو است. بعضی این پیروزی را تنها پیروزی منطقی و استدلالی دانستهاند و میگویند این موضوع حاصل شده است، زیرا اسلام از نظر منطق و استدلال قابل مقایسه با آئینهای موجود نیست.
بررسی موارد استعمال ماده اظهار (لیظهره علی الدین...) در آیات قرآن نشان میدهد که این ماده بیشتر به معنی غلبه جسمانی و قدرت ظاهری آمده است؛ چنانکه در داستان اصحاب کهف میخوانیم:
{إِنَّهُمْ إِنْ یظْهَرُوا عَلَیکمْ یرْجُمُوکمْ أَوْ یعِیدُوکمْ فِی مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا؛ چرا که اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند یا شما را به کیش خود بازمیگردانند و در آن صورت هرگز روی رستگاری نخواهید دید}. (1)
و نیز درباره مشرکان میخوانیم:
{کیفَ وَإِنْ یظْهَرُوا عَلَیکمْ لَا یرْقُبُوا فِیکمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً یرْضُونَکمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَی قُلُوبُهُمْ وَأَکثَرُهُمْ فَاسِقُونَ؛ چگونه [برای آنان عهدی است] با اینکه اگر بر شما دست یابند، درباره شما نه خویشاوندی را مراعات میکنند و نه تعهّدی را، شما را با زبانشان راضی میکنند و حال آنکه دلهایشان امتناع میورزد و بیشترشان منحرفند}. (2)
بدیهی است غلبه در اینگونه موارد غلبه منطقی نیست، بلکه غلبه عملی و عینی است. به هر حال صحیحتر این است که پیروزی و غلبه فوق را، غلبه همهجانبه بدانیم زیرا با مفهوم
آیه که از هر نظر مطلق است نیز سازگارتر میباشد، یعنی روزی فرا میرسد که اسلام هم از نظر منطق و استدلال و هم از نظر نفوذ ظاهری و حکومت بر تمام ادیان جهان پیروز خواهد شد و همه را تحتالشعاع خویش قرار خواهد داد. (1)
علامه طباطبایی کلمه اظهار را غلبه میداند. یعنی اسلام بر همه سبکها غلبه میکند (کله یعنی همه ادیان غیر خدایی). (2)
از آیات، روایات و تفاسیر مشخص میشود که روزی فرا میرسد که دین اسلام بر همه سبکها غلبه میکند، غلبه منطقی و غلبه عینی؛ یعنی آموزههای دین مبین اسلام بر جهان حاکم خواهد شد. سؤال این است که آیا این امر تاکنون اتفاق افتاده است یا خیر؟
پاسخ کاملاً واضح است، تاکنون این اتفاق حتی در یک برهه کوتاه نیز نیفتاده است. حتی در زمان رسول خدا و امیر مؤمنان علی؟ع؟ تصور غلبه صحیح نیست، زیرا همهی آن دوران به جنگ با کفار و مشرکین و منحرفین گذشت و هرگز حتی یک دوره کوتاه وجود ندارد که دشمنان اسلام منکوب شده و اسلام غلبه عینی پیدا کند، اگرچه منطق اسلام همیشه پیروز است.
سؤال دوم این است که این اتفاق کی خواهد افتاد؟ با بررسی روایات و تفاسیر ارائه شده از آیات قرآن، این اظهار و غلبه در دوران ظهور امام عصر اتفاق میافتد و دین اسلام بر همه ادیان غلبه مییابد. درواقع دین خدا ظهور میکند. تاکنون دین خدا فقط ارائه شده و منتشر شده ولی ظهور نکرده است. با شنیدن کلمه غلبه بیشترِ افراد به فکر غلبه با زور و شمشیر میافتند اما بهتر است بدانیم که غلبهی دین اسلام بر سایر ادیان را از سه منظر میتوان دید:
اصولاً چیزی به نام ادیان الهی وجود ندارد. استاد شهید مرتضی مطهری در این رابطه میفرماید: «علمای دینشناسی و نویسندگان تواریخ مذاهب معمولاً تحت عنوان «ادیان» بحث میکنند، مثلاً میگویند دین ابراهیم، دین یهود، دین مسیح و دین اسلام و هر یک از
پیامبران صاحب شریعت را آورنده یک دین میدانند. اصطلاح شایع میان مردم نیز همین است ولی قرآن اصطلاح و طرز بیان ویژهای دارد که از بینش خاص قرآنی سرچشمه میگیرد. از نظر قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است، همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت میکردهاند. اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است. تفاوت شرایع آسمانی یکی در یک سلسله مسائل فرعی و شاخهای بوده که برحسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط و ویژگیهای مردمیکه دعوت میشدهاند متفاوت میشده است و همه شکلهای متفاوت و اندامهای مختلف یک حقیقت و بهسوی یک هدف و مقصود بوده است و دیگر در سطح تعلیمات بوده که پیامبران بعدی بهموازات تکامل بشر، در سطح بالاتری تعلیمات خویش را که همه در یک زمینه بوده القاء کردهاند. مثلاً میان تعلیمات و معارف اسلام در مورد مبدأ، معاد و جهان و معارف پیامبران پیشین از نظر سطح مسائل، تفاوت از زمین تا آسمان است و به تعبیر دیگر، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانشآموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا بردهاند. این تکامل دین است نه اختلاف ادیان. قرآن هرگز کلمه «دین» را بهصورت جمع (ادیان) نیاورده است. از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان. یک تفاوت پیامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ این است که فلاسفه هرکدام مکتب مخصوص به خود داشتهاند، از این رو همیشه در جهان «فلسفهها» وجود داشته نه «فلسفه»، ولی پیامبران الهی همیشه مؤید و مصدق یکدیگر بودهاند و یکدیگر را نفی نکردهاند، هرکدام از پیامبران اگر در محیط و زمان پیامبر دیگر میبود مانند او قانون و دستورالعمل میآورد. قرآن تصریح میکند که پیامبران یک رشته واحدی را تشکیل میدهند و پیامبران پیشین مبشر پیامبران پسین بودهاند و پسینیان مؤید و مصدق پیشنیان بودهاند و هم تصریح میکند که از همه پیامبران بر این مطلب که مبشر و مؤید یکدیگر باشند پیمان اکید و شدید گرفته شده است. قرآن میگوید:
{وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیینَ لَمَا آتَیتُکمْ مِنْ کتَابٍ وَحِکمَةٍ ثُمَّ جَاءَکمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَی ذَلِکمْ إِصْرِی قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَکمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ؛ و [یاد کن] هنگامی را که خداوند از پیامبران
پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتی دادم، سپس شما را فرستادهای آمد که آنچه را با شماست تصدیق کرد، البته به او ایمان بیاورید و حتماً یاریش کنید. آنگاه فرمود؛ «آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟» گفتند: «آری، اقرار کردیم»، فرمود: «پس گواه باشید و من با شما از گواهانم}. (1)
قرآن کریم که دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند، یک نام روی آن میگذارد و آن «اسلام» است. البته مقصود این نیست که در همه دورهها دین خدا با این نام خوانده میشده است و با این نام در میان مردم معروف بوده است، بلکه مقصود این است که حقیقت دین دارای ماهیتی است که بهترین معرف آن لفظ اسلام است» (2).
با توجه به نظر شهید مطهری میتوان دریافت که صاحبان سایر ادیان الهی به برکت وجود نازنین امام زمان؟عج؟ به حقیقت دین خدا میرسند و آموزههای مسیحیت، یهود و سایر کتب آسمانی از تحریف پاک میشوند و با پاک شدن آموزههای اهل کتاب از تحریفات، هیچ نکته مخالفی بین آنها و شرع مقدس اسلام نخواهد بود و لذا با حفظ دین حقیقی مسیح و یهود، اسلام را نیز خواهند پذیرفت. بنابراین یهود و نصارا در دوران حکومت حضرت مهدی؟عج؟ باقی خواهند ماند و از عقاید شرکآلود خود مانند تثلیث دست برمیدارند و تحت حمایت حکومت اسلامی مهدوی به زندگی خود ادامه میدهند و دین اسلام دین جهانی شده و غالب میگردد.
علاوه بر اینکه اسلام غلبه منطقی بر سایر سبکها پیدا میکند و اندیشههای پیروان اهل کتاب را از آلودگی میزداید، از بعد حکومتی نیز غلبه مییابد، یعنی حاکم عالَم، امام عصر خواهد بود و تنها اوست که در جهان حکومت میکند و تنها اوست که قواعد حکومتی را تدوین خواهد کرد. ولیِ خدا چهارچوب حکومت را طرحریزی خواهد کرد و فرامین اسلام بهوسیله او در دنیا بر تمام قوانین اداری، قضایی، مسائل خانوادگی، روابط بینالملل، حقوق بشر، تجارت، مهاجرت و در همه عرصهها جاری خواهد شد.
علاوه بر غلبه منطقی و حکومتی، آموزههای اسلام علو پیدا کرده و قلوب ملتها را به نور خدا روشن خواهد کرد. دین در درون مؤمنین ظهور مییابد. اخلاق به عالیترین مرتبه خود میرسد. ایمان در قلوب مؤمنین تجلی پیدا میکند. عدالت همه ابعاد زندگی بشر را در بر میگیرد. آرامش درونی و برونی به اوج خود میرسد. ظهور دین یعنی تمام آموزههای الهی در درون مؤمنین و در عالم برون ظهور مییابد و عینیت پیدا میکند.
از آیات و روایات چنین بر میآید که خداوند با اتمام نور، دین خود را غلبه خواهد داد. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّی یوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَکةٍ زَیتُونَةٍ لَا شَرْقِیةٍ وَلَا غَرْبِیةٍ یکادُ زَیتُهَا یضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَی نُورٍ یهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یشَاءُ وَیضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ؛ خداوند نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته میشود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعلهور شود؛ نوری است بر فراز نوری و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت میکند، و خداوند به هر چیزی داناست}. (1)
نورالله چیست که قرار است اتمام شود؟ اتمام نور به چیست؟ روایات میگویند اتمام نور یعنی آمدن امام زمان.
چنانکه امام باقر؟ع؟ فرمود:
بهراستی آگاهی به کتاب خدای عزیز و جلیل و سنت پیامبرش؟ص؟، در قلب
1) نور، 35.
مهدی ما میروید، مانند روییدن زراعت بر نیکوترین حالت؛ پس کسی که از شما باقی بماند تا او را ببیند، باید در آن هنگام بگوید: سلام بر شما ای اهلبیت رحمت و معدن دانش و محل رسالت، سلام بر تو ای باقیمانده خدا در زمین او. (1)
عبد اللَّه بن عبّاس از رسول خدا؟ص؟ روایت کند که فرمود:
خدای تعالی بر زمین نگاهی افکند و مرا از آن میان برگزید و پیامبر گردانید، سپس دوم بار نظری افکند و علی را برگزید و او را امام گردانید، سپس به من فرمان داد که او را برادر و ولی و وصی و خلیفه خود سازم، پس علی از من است و من از علی و او شوهر دخترم فاطمه و پدر دو سبطم حسن و حسین است. بدانید که خدای تعالی مرا و ایشان را حجتهای بر بندگانش قرار داده است و از فرزندان حسین امامانی را قرار داده است که به امر من قیام کنند و وصیت مرا نگهدارند و نهمین آنها قائم اهل بیتم و مهدی امتم است که در شمایل و اقوال و افعال شبیهترین مردم به من است، او پس از غیبتی طولانی و حیرتی گمراه کننده ظهور کند و دین خدای تعالی را چیره گرداند و به یاری خدا و نصرت ملائکه خدا مؤید باشد، زمین را از عدل و داد آکنده سازد همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد. (2)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ بر روی منبر فرمود:
بدانید که خداوند نظری به اهل زمین نمود و از بین آنان من را انتخاب کرد. سپس نظر دیگری کرد و علی را انتخاب نمود به عنوان برادر، وزیر، وارث، جانشین و خلیفهام دربین امتم و ولیِ همهی مومنین بعداز من. هر کس ولیش علی است، ولیش خداست و هرکس او را دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است. هر کس او را دوست بدارد خدا را دوست دارد و هرکس به او بغض بورزد به خدا بغض ورزیده است. او را جز مؤمن دوست نمیدارد و جز کافر مبغوض نمی دارد. او نور زمین بعد از من است. او قوام زمین بعد از من و باعث آرامش آن است. او کلمهی تقوای خداوند و ریسمان محکم اوست. سپس حضرت این آیه را تلاوت نمود:
«میخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند ولی خداوند نور خود را به کمال میرساند اگر چه کافران را خوش نیاید». ای مردم شاهدان به غایبان بگویند. من خدا را بر این مردم شاهد میگیرم؛ بدانید که خداوند نظر دومی نمود و بعد از ما دوازده وصی از اهل بیتم انتخاب نمود و آنان را برگزیدگان امتم قرار داد. آنان یکی پس از دیگری مثل ستارگان در آسمان هستند که هر ستاره ای غائب شود ستارهی دیگری طلوع می کند. آنان امامان هدایت کننده، هدایت شده اند که حیلهی کسانی که بر آنان حیله کنند و خواری کسانی که ایشان را خوار کنند به آنان ضرر نمیزند. آنان حجتهای خداوند در زمین و شاهدان او بر خلقش و خزانهداران علمش و بیان کنندگان وحیش و معدنهای حکمتش هستند. هر کس از آنان اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر کس از آنان سرپیچی کند معصیت خدا کرده است. آنان با قرآن و قرآن با آنان است. از قرآن جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. (1)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ در خطبه غدیر میفرمایند:
ای مردم به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید (2)پیش از آن که چهرهها را تباه و باژگونه کنیم یا چونان اصحاب روز شنبه (یهودیانی که بر خدا نیرنگ آوردند) رانده شوید. به خدا سوگند که مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابهاند که آنان را با نام و نسب میشناسم لیکن به پرده پوشی کارشان مأمورم. آنک هر کس پایه کار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد (و بداند که ارزش عمل او وابسته به آن است).
مردمان! نور از سوی خداوند عزوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی، که حق خدا و ما را میستاند، جای گرفته؛ چرا که خداوند عزوجل ما را بر کوتاهی کنندگان، ستیزهگران، ناسازگاران، خائنان و
گنهکاران و ستمکاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است.
روایات نشان میدهند که نور نازل شده با پیامبر گرامی اسلام که در آیه 8 سوره تغابن به آن اشاره شده است امامان معصوم؟ع؟ است و با قیام حضرت ولی عصر این نور کامل میشود. در همین عصر خداوند با اتمام نور، دین خود را بر همه ادیان غلبه میدهد.
از امام کاظم؟ع؟ درباره قول خداوند در قرآن که میفرماید: «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم» سوال شد؛ ایشان فرمودند:
یعنی میخواهند ولایت امیرالمؤمنین؟ع؟ را با پف دهانشان خاموش کنند. گفتم سپس خدای تعالی فرماید: «و خدا کامل کننده نور خویش است». فرمود: یعنی و خدا کامل کننده امامت است و امامت همان نور است و همان است که خدای عزوجل فرماید: «به خدا و رسولش و نوریکه فرو فرستادهایم ایمان آورید» مقصود از نور همان امام است.
عرضکردم: «اوست خدایی که رسول خود را بههدایت و دین حق فرستاده است»؛ (صف، 9) فرمود: یعنی اوست که رسولش را بهولایت وصیش امر کرد و ولایت دین حق است. عرضکردم: «تا آن را بر هر دینی غالب کند» فرمود: یعنی آن را در زمان قیام قائم بر همه دینها غلبه دهد، خدا می فرماید: «و خدا تمام کننده نور خود است» یعنی ولایت قائم «اگر چه کافران (به ولایت علی؟ع؟ ) نخواهند» عرضکردم: این تنزیل است؟ فرمود: آری، این حرف تنزیل است و اما غیر آن تاویل است. (1)
آنگونه که از آیات و روایات برداشت میشود با ظهور امام عصر، دین اسلام بر همه ادیان غلبه میکند. در یک بررسی جامع و کامل در روایات و سخنان ائمه معصومین؟عهم؟ به جرات میتوان گفت که یکی از ویژگیهای انکارناپذیر حکومت امام مهدی؟ع؟ جهان شمولی آن است.
1) اصول کافی، شیخ کلینی، ج 1، ص 432.
حکومت آن حضرت، شرق و غرب عالم را فرا میگیرد و آبادی در زمین نیست، مگر اینکه گلبانگ توحید از آن شنیده میشود و نسیم جان نواز عدل و داد، سراسر گیتی را سرشار میکند (1).
«قرآن شریف میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَه ُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَه ُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ؛ اوست کسی که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا بر تمامی ادیان چیره گرداند، هر چند برای مشرکان ناخوشایند باشد»؛ (توبه، 33 و صف، 9)، ولی تاکنون دین او بر همهی ادیان الهی غلبه نکرده است، چه در زمان رسول اکرم؟ص؟ و یا اوصیای او؟ع؟ و منظور از غلبهی اسلام بر ادیان، غلبهی برهانی نیست، زیرا در زمان حضرت رسول اکرم؟ص؟ هم، چنین غلبهای وجود داشت. بنابراین، مراد غلبهی تکوینی است، نه غلبهی تشریعی. پس باید زمانی باشد که دین اسلام بر ادیان غلبهی تکوینی کند و آن بعد از ظهور حضرت حجت؟عج؟ است. همچنین از این آیهی شریفه استفاده میشود که مخالفین حضرت؟عج؟ مشرکاند، زیرا میفرماید: «وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ»؛ (2)
http://www.bahjat.org/index.php/2011-09-08-10-59-52/15-2011-09-06-08-12-19/1041-2012-07-12-07-52-05.html.
.حضرت علی؟ع؟ فرمود:
لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها وتلی عقیب ذالک ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض؛
دنیا پس از چموشی، همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای بچهاش نگه میدارد، به ما روی میآورد. (3)
ابیبصیر از امام صادق؟ع؟ روایت کرده است که ایشان فرمودند:
آیا شما را خبر ندهم به آنچه که خدای صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را که جز به آن عمل، از بندگان نمیپذیرد؟ گفتم: بله. فرمود: گواهی دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و اینکه محمد؟ص؟ بنده و فرستاده اوست و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان، یعنی خصوص امامان و تسلیم شدن به آنان و پرهیزکاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم؟عج؟.
سپس (امام) فرمود: برای ما دولتی است که هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق میسازد. آنگاه (امام) فرمود: هر کس دوست میدارد از یاران حضرت قائم؟عج؟ باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم؟عج؟، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و منتظر بمانید، گوارا باد بر شما ای گروه مشمول رحمت خداوند. (1)
امام حسین؟ع؟ دراینباره فرمود:
منا اثنا عشر مهدیا اولهم امیر المؤمنین علی بن ابیطالب؟عهما؟ و آخرهم التاسع من ولدی و هو القائم بالحق یحیی الله تعالی به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون؛ (2)
دوازده هدایت شده از ماست؛ اولین آنها علی بن ابیطالب؟ع؟ و آخر ایشان نهمین فرزند از فرزندان من است و او قائم بهحق است که خداوند بهوسیله او زمین را بعد از مردنش حیات میبخشد و دین حق را بر تمامی ادیان غلبه میدهد؛ اگرچه مشرکان را خوش نیاید.
امام رضا؟ع؟ از پدرانش از پیامبر اکرم؟ص؟ نقل کرده است که خداوند در شب معراج فرمود:
... و لاطهرن الارض بآخرهم من اعدائی و لاملکنه مشارق الارض و مغاربها؛
و بهدرستی زمین را بهوسیله آخرین آنها، (ائمه معصومین؟عهم؟) از دشمنانم پاک خواهم ساخت و گستره زمین را در فرمانروایی او قرار خواهم داد. (3)
امام مهدی؟ع؟ با ایجاد مرکز واحد و مدیریت و حاکمیت یگانه الهی برای همه نژادها و کشورها، سبب اصلی جنگ و ظلم را از بین میبرد. در روایتی از رسول گرامی اسلام؟ص؟ میخوانیم:
الائمة من بعدی اثنا عشر اولهم انت یا علی و آخرهم القائم الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یدیه مشارق الارض و مغاربها؛
پیشوایان پس از من دوازده نفرند؛ اولین آنها تو هستیای علی، و آخرین آنها قائم است؛ همو که خداوند به دست او مشرقها و مغربها (کنایه از تمامی کره زمین) را فتح خواهد کرد. (1)
یکی از مفاهیمی که از همان ابتدا در ارتباط با مهدویت و ظهور منجی آخرین پدید آمد و در شمار عقاید دینی بسیاری از شیعیان درآمد مفهوم «حکومت واحد جهانی» است؛ به این معنا که با ظهور امام غایب، اسلام که تنها دین الهی و کامل و دارای شریعت جامع است، مقبول همگان خواهد شد و در آن زمان، ستمگران و جباران از مسند قدرت به زیر کشیده خواهند شد و پس از آن حکومت جهانی اسلام با زعامت و رهبری مستقیم آخرین امام معصوم و عادل بر پا خواهد شد و عدالت بر بنیاد دیانت و اخلاق در مقیاسی جهانی اجرا خواهد گشت.
در برخی از آیات قرآن به این حاکمیت اشاره شده است. همه آیات مربوط به جهانی بودن دین اسلام مؤید این معناست. بیتردید، زمانی فرا خواهد رسید که تنها دین حاکم بر جهان، اسلام خواهد بود. جهانی بودن دین اسلام و عدم اختصاص آن به قوم یا منطقه خاصی، از ضروریات این آیین الهی است و حتی کسانی که ایمان به آن ندارند میدانند که دعوت اسلام، همگانی بوده و به منطقه جغرافیایی خاصی محدود نبوده است.
افزون بر این، شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که پیامبر اکرم؟ص؟ به سران کشورها مانند قیصر روم و پادشاه ایران و فرمانروایان مصر و حبشه و شامات و نیز به رؤسای قبایل مختلف عرب و... نامه نوشتند و بهسوی آنان پیک ویژه گسیل داشتند و همگان را به پذیرفتن این دین مقدس دعوت کردند و از پیامدهای وخیم کفر و رویگردانی از اسلام، بر حذر داشتند. اگر دین اسلام جهانی نبود چنین دعوتی عمومی انجام نمیگرفت و سایر اقوام و امتها هم برای عدم پذیرش، عذری میداشتند (2).
قرآن مجید این حقیقت را اینگونه تصویر کرده است:
{إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ
الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ وَمَنْ یکفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آنهم به خاطر ظلم و ستم در میان خود و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا بهحساب او میرسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است}. (1)
{وَمَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زیانکاران است}. (2)
{الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ؛ امروز دین شما را برایتان کامل گردانیدم}. (3)
با بهرهگیری از این سخنان نورانی، مسلمانان به حقانیت، جامعیت، خاتمیت، جهانشمولی، و سرانجام جهانگستری و پیروزی و غلبه نهایی دین اسلام دست یافتهاند.
در روایتی از امام باقر؟ع؟ چنین نقل شده است:
القائم منا منصور بالرعب مؤید بالنصر تطوی له الارض و تظهر له الکنوز یبلغ سلطانه المشرق والمغرب و یظهر الله عزو جل به دینه علی الدین کله و لو کره المشرکون فلا یبقی فی الارض خراب الا قد عمر و ینزل روحالله عیسی بن مریم؟عهما؟ فیصلی خلفه؛ قائم ما با انداختن بیم و هراس در دل ستمگران یاری میشود؛ با پشتیبانی (و حمایت از جانب خداوند) تائید میگردد؛ زمین برایش خاضع و تسلیم میشود؛ گنجها و خزائن برایش آشکار و نمایان میشود؛ حکومت او شرق و غرب عالم را فرامیگیرد. خداوند بهوسیله او دینش را بر تمامی ادیان چیرگی میبخشد؛ هرچند مشرکان کراهت داشته باشند. در زمین خرابی و ویرانی نمیماند، مگر آنکه آباد شود و عیسی بن مریم؟ع؟ از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گزارد. (4)
به استناد این نوع روایات، هرگز تردیدی نخواهد ماند که حکومت حضرت مهدی؟ع؟ تمامی زمین را فرا خواهد گرفت. امام صادق؟ع؟ دربارهی غلبه دین خدا روی زمین میفرمایند:
إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یبْقَ مُشْرِک بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا کافِرٌ إِلَّا کرِهَ خُرُوجَهُ؛ زمانی که قائم خروج کند، باقی نمیماند بر روی زمین، مشرک و کافری مگر اینکه اکراه دارد از خروج او (1)(2)
http://www.askdin.com/thread28860-6.html.
.