ghaemiyeh.com
سرشناسه:مجدی، حسین، ۱۳۵۹ -
عنوان و نام پدیدآور:آرمان شهر صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف/ مولف حسین مجدی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج) ، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری:۲۱۶ص.
شابک:978-600-7120-98-9
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:آخرالزمان (اسلام)
موضوع:End of the world (Islam)
موضوع:مهدویت
موضوع:Mahdism
رده بندی کنگره:BP۲۲۲/۳/م۳آ۴ ۱۳۹۷
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۴
شماره کتابشناسی ملی: ۵۱۲۴۶۶۲
بسم الله الرحمن الرحیم
آرمان شهر صاحب الزّمان
پایانی بر جامعه آخرالزمان
حسین مجدی
آرمانشهر صاحبالزمان
مؤلف: حسین مجدی
طراح جلد و صفحهآرا: مسعود سلیمانی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود؟عج؟
شابک: 9-98-7120-600-978
نوبت چاپ: اول/ بهار 1397
شمارگان: 1000 نسخه
قیمت: 11000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن/1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ: 98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www. mahdaviat. ir
info@mahdaviat. ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
با حمد وسپاس خداوند تبارک وتعالی و درود و صلوات بر خاتم الانبیاء و اهل بیت گرامی ایشان
تقدیر وتشکر از پدرگرامی و مادر مهربانم که محبت اهل بیت عصمت و طهارت را در دل من نهادینه کردند و مرا به سوی کسب علوم و معارف ایشان رهنمون نمودند.
و از همسر و فرزندان مهربان و صبورم که از همکاری و همراهی دریغ ننمودند،سپاسگذاری می کنم.
تقدیر و تشکر فراوان دارم از اساتید بزرگوارم،در مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم،بالاخص جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر رحیم کارگر و حجت الاسلام علی فاطمی نژاد که این تلاش ناچیز مرهون راهنمایی های بی دریغ ایشان است.و همچنین از برادر بزرگوارم،جواد مجدی و سرور گرامی جناب آقای علی کبیری، که در این مسیر مرا حمایت کردند سپاسگذارم.
تقدیم به ساحت مقدس
مُعِزِّ الْأَوْلِیاءِ وَ مُذِلِ الْأَعْدَاءِ الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الْأُمَمَ أَنْ یجْمَعَ بِهِ الْکَلِمَ وَ یلُمَّ بِهِ الشَّعْثَ وَ یمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا
مقدمه15
بیان مسئله و تعیین قلمرو آن19
فصل اول: مفاهیم و کلیات21
گفتار اول23
اصطلاحات و واژه شناسی23
معنای لغوی23
معنای اصطلاحی23
معنای لغوی24
معنای اصطلاحی24
معنای لغوی25
معنای اصطلاحی26
معنای لغوی26
معنای اصطلاحی26
معنای لغوی27
معنای اصطلاحی27
معنای لغوی28
معنای اصطلاحی28
گفتار دوم30
بیان انواع جوامع30
الف) انواع جوامع30
جامعه مرده31
جامعه در حال رشد31
جامعه ایده آل32
ویژگیهای جامعه ایده آل33
آینده جامعهها34
ب) چرایی و ضرورت الگوبرداری از جامعه مهدوی35
تعریف سیره و وجه دلالت آن36
ادله جواز اقتدا به سیره مهدوی36
الف) ادله عقلی37
ب) ادله نقلی37
فصل دوم: ویژگیها و ابعاد جامعه آخرالزمان41
چیستی آخرالزمان46
گفتار اول51
وضعیت فرهنگی و اعتقادی جامعه آخرالزمانی51
1-1. رواج لذتگرایی51
2-1. شیوع گسترده مفاسد اخلاقی _ تربیتی52
3-1. نهادینه شدن صفات رذیله54
1-2. انحراف از دین و برداشتهای نادرست55
2-2. بحران معنویت و گرایش به مادیت56
3-2. تعطیلی حدود و احکام الهی و ترویج فسق و فجور در جامعه59
4-2. قرار گرفتن امور ضد ارزشی در جایگاه امور ارزشی60
5-2. گریز از دین65
1-3. افول علوم انسانی و رشد علمی محدود به ابعاد مادی66
2-3. جاهلیت مدرن66
برخی از ویژگیهای جاهلیت الاولی67
برخی ویژگیهای جاهلیت مدرن67
جمع بندی70
گفتار دوم71
وضعیت سیاسی اجتماعی جامعه آخرالزمان71
الف) ویژگیهای سیاسی71
عدم توفیق حکومتهای مختلف71
تزلزل حکومتها71
استبداد حکومتها72
نا امنی و کشتارها74
وقوع اختلافات و آوارگی شیعیان76
ب) ویژگیهای اجتماعی78
طرد صلحا78
گسیختن روابط انسانی78
رشد جهالت و دنیاپرستی80
خودخواهی(فردگرایی) و عدم توجه به مشکلات بقیه افراد جامعه81
گسستن روابط خانوادگی81
انگیزههای غیرانسانی و سودجویانه در روابط اجتماعی82
جمع بندی83
گفتار سوم84
وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمان84
1-1. خشکسالی و بیرونقی کشاورزی85
2-1. شهوت ثروت اندوزی85
3-1. زیادهخواهی88
1-2. بی عدالتی در توزیع89
2-2. آلودگیهای اقتصادی91
1-3. ترک زهد و ساده زیستی92
2-3. بی توجهی به اقشار ضعیف جامعه93
جمع بندی94
فصل سوم: ویژگیها و ابعاد جامعه مهدوی97
عصر ظهور99
گفتار اول101
ویژگی فرهنگی اعتقادی101
1-1. گسترش اخلاق101
2-1. رشد تربیت انسانی103
3-1. از بین بردن رذایل اخلاقی104
1-2. احیای کتاب و سنت105
2-2. گسترش معنویت106
3-2. اقامه حدود الهی107
4-2. غلبه اسلام و جهانشمولی آن107
1-3. تکامل عظیم علمی109
2-3. تصحیح انحرافهای فکری گروههای اجتماعی و مبارزه با بدعتها110
جمع بندی113
گفتار دوم114
وضعیت سیاسی اجتماعی114
الف) ویژگیهای سیاسی114
تشکیل حکومت فراگیر جهانی114
مدیریت انقلابی و شایسته سالاری دینی116
مساوات در برابر قانون116
امنیت فراگیر117
ب) ویژگیهای اجتماعی120
عدالت اجتماعی120
عدالت و پیشرفتهای قضائی122
حیات مجدد اجتماعی123
رفاه اجتماعی124
حفظ و ارتقاء محیط زیست126
جمع بندی130
گفتار سوم131
ویژگیهای اقتصادی131
1-1. بهرهوری کامل از منابع طبیعی133
2-1. عمران و آبادانی134
3-1. رشد فوقالعاده اقتصادی135
4-1. پیشرفت صنایع در آن عصر135
1-2. توزیع عادلا نه ثروت138
2-2. بازپس گیری ثروتهای غصب شده و ایجاد اقتصاد سالم139
1-3. رواج فرهنگ زهد و ساده زیستی140
2-3. توجه به اقشار ضعیف و کم درآمد142
جمع بندی143
فصل چهارم: وجوه الگو گیری و زمینهسازی جامعه آخرالزمانی از جامعه مهدوی145
گفتار اول147
نقد جامعه آخرالزمانی147
1-1. نقد فرهنگی _ اعتقادی148
یکم. شبیخون فرهنگی148
دوم. رواج لذت پرستی و بیحجابی152
سوم. شیوع گسترده مفاسد اخلاقی153
۲. افزایش طلاق155
۳. افزایش روابط نامشروع155
۴. افزایش آمار جنایت و خشونت علیه زنان155
چهارم. بحران معنویت و گریز از دین156
2-1. نقد سیاسی _ اجتماعی157
الف) نقد وضعیت سیاسی158
استبداد حکومتها158
تزلزل حکومتها158
ب) نقد وضعیت اجتماعی159
نابودی روابط سالم انسانی و شیوع روابط ناسالم در فضاهای حقیقی و مجازی160
فرو پاشی نظام خانواده161
حاکمیت جاهلیت مدرن در تمام ابعاد162
شایع شدن دنیاپرستی و ریاکاری163
کم فروغ شدن عواطف و روابط انسانی164
گسستن روابط خانوداگی و تغییر مفهوم خانواده164
انگیزههای غیر انسانی و سودجویانه در روابط اجتماعی164
قرار گرفتن امور ضد ارزشی در جایگاه امور ارزشی165
شیوع فساد در جامعه165
3-1. نقد اوضاع اقتصادی جامعه آخرالزمان165
نقض شاخصهای عدالت اقتصادی مهدوی در جامعه آخرالزمانی168
الف) چگونگی تولید ثروت (رشد اقتصادی پایدار)در جامعه آخرالزمانی168
فراموشی مالکیت الهی169
معاملات حرام و شیوع ربا در معاملات170
ب) چگونگی توزیع ثروت در جامعه آخرالزمانی170
ج) چگونگی مصرف ثروت در جامعه آخرالزمانی172
ترک زهد و ساده زیستی172
رواج بت پرستی مدرن173
جمع بندی174
بعد سیاسی174
بعد فرهنگی174
بعد اقتصادی174
گفتار دوم175
بیان تمایزات و وجوه برتری جامعه صاحبالزمان175
الف) بیان تمایزات و وجوه اختصاصی جامعه مهدوی178
حاکمیت امام معصوم178
عمل بر اساس علم غیبی و حکم طبق باطن امور179
شدت عمل و سخت گیری بر مخالفان179
اجازه استفاده از امور ماورایی و داشتن نیروهایی ویژه179
منابع مالی نامحدود برای اداره جامعه180
ب) وجوه الگوگیری و برتری جامعه مهدوی180
وجوه الگوگیری در بعد فرهنگی _ اعتقادی180
بازیابی کرامت آدمی181
حاکمیت ارزشهای اخلاقی182
نهادینه کردن فرهنگ ساده زیستی و دوری از تجملات و فخر فروشی183
تلاش و استقامت در راه رسیدن به هدف184
احیای دوباره اسلام، قرآن و سنت نبوی185
تلاش برای حاکمیت عقل بر هوای نفس186
تلاش برای ایجاد جامعه و فرهنگ قرآنی187
برجسته کردن ماهیت عبادی انسان188
وجوه الگوگیری در بعد سیاسی اجتماعی189
پرورش افراد مستعد190
پناهی برای مردم191
گسترش عدالت اجتماعی191
جلب خشنودی مردم و حفظ ارتباط مردمی193
باز پس گیری حقوق مستضعفان از مفسدان اقتصادی و اجتماعی194
نظارت دقیق و با شدت و حدت لازم بر عملکرد کارگزاران195
شایسته سالاری و عزل کارگزاران غیر صالح195
بینیاز کردن مردم با معنویات196
تلاش برای عمران و آبادی جامعه196
حمایت از اقشار ضعیف و آسیب پذیر197
وجوه الگوگیری در بعد اقتصادی198
ساماندهی اقتصاد198
عدالت اقتصادی199
تلاش برای ایجاد رفاه اقتصادی با محوریت ایمان به خدا201
ایجاد اشتغال202
تلاش برای بهره برداری بهتر از منابع طبیعی برای ارتقای سطح کیفی زندگی203
گرفتن مالیات و بازگرداندن اموال غصب شده به صاحبان آنها203
مبارزه با سرمایه داری و ایجاد شکاف طبقاتی203
جمعبندی و پیشنهادها204
فهرست منابع208
نشریات و مجلات215
نرم افزارها216
او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم
در این کتاب به مقایسه جامعه آخرالزمانی با صاحبالزمانی در سه بُعدِ؛ سیاسی- اجتماعی، فرهنگی- اعتقادی و اقتصادی پرداختهایم. و تلاش کردهایم به جامعه صاحبالزمانی نهتنها بهعنوان آرمانی دوردست، بلکه بهعنوان الگوی واقعی برای سامان بخشیدن به وضع موجود نگاه کرده و با اشاره به برخی از شاخصها، توجه به آنها را در تمام ابعاد نظام اسلامی در جامعه آخرالزمانی ضروری میدانیم؛ زیرا فقط در سایه آن انسانها به رشد و کمال میرسند. بهنظر میرسید کتابها و پژوهشهایی که درباره این دو جامعه نوشته شده جامع نبوده و بیشتر جنبه توصیفی دارد. نیز مقایسه تطبیقی بین این دو جامعه تاکنون صورت نگرفته، لذا در این کتاب با ایجاد شناخت نسبت به معایب جامعه آخرالزمانی و لزوم برطرف کردن آنها و بیان وجوه پیوند این دو جامعه، پیشنهاد میشود که شاخصههای جامعه مهدوی را در حد توان در جامعه خود پیاده کرده و با الگوگیری ضمن تقویت نقاط مثبت و برطرف کردن نقاط ضعف، جامعهای رابط بین جامعه آخرالزمانی و صاحبالزمانی به نام «جامعه منتظر و زمینهساز» طراحی کنیم.
ما در این پژوهش با روش کتابخانهای و استفاده از منابع دست اول روایی در فصل اول مفاهیم و کلیات و در فصل دوم روایاتی را که به بیان ویژگیهای: فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی، جامعه آخرالزمانی پرداختهاند، مورد بررسی قرار دادهایم تا وضع نامطلوب جامعه را بهخوبی ترسیم کرده و با ایجاد انگیزه در تکتک افراد، آنها را به تلاش برای رهایی از وضعیت موجود و رسیدن به جامعه مطلوب وا داریم. در فصل سوم نیز ویژگیهای جامعه مهدوی را مورد بررسی قراردادهایم تا بتوانیم به الگوی مناسبی برای جامعه منتظر دست یابیم. در نهایت در فصل چهارم برای بررسی وجوه الگوگیری و زمینهسازی جامعه منتظر، از جامعه صاحبالزمانی،در گفتار اول آن بهنقد جامعه آخرالزمانی و بیان کاستیها و مشکلات آن پرداخته و در گفتار دوم تمایزات و وجوه برتری جامعه مهدوی را بیان کردهایم.
امید است مقبول حضرتش واقع شود.
{یا أَیهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَینا إِنَّ اللَّهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقین}.
ادبم رنگ ریا دارد بی اخلاصم
عملم هم نفس ابر تو دلبر نشود
کار خود می کنم بر تو ندارم کاری
چشمم از هجر فراق تو دگر تر نشود
یکبهیک می رود از چشم نعمات ای افسوی
مددی حال من غم زده بدتر نشود
هر کسی سوی ظهور تو قدم بردارد
دلش از ظلمت ایام مکدر نشود
اسفند1396، مصادف با میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا؟س؟
حسین مجدی – شهر مقدس قم
majdi_hossein@yahoo.com
حکومت جهانی موعود را از دو منظر میتوان مورد مطالعه قرارداد.
در منظر اول به این حکومت تنها به عنوان آرمانی دوردست که هیچ تأثیری هم در واقعیتهای جاری جامعه ندارد نگریسته میشود.
اما در منظر دوم، این حکومت - با همه ویژگیهای آرمانی آن - نهتنها بهعنوان غایت آمال بشر، بلکه به عنوان الگوی واقعی برای سامان بخشیدن به وضع موجود هدفی عینی که میتواند حرکتهای اجتماعی ما را جهت بخشد؛ قابلمطالعه است.
اگرچه تحقق کامل این آرمان جز به دست حضرت مهدی؟عج؟ میسر نیست، اما کسب شناخت و آگاهی بیشتر نسبت به معایب و کاستیهای جامعه آخرالزمانی و ایجاد آمادگی برای برطرف کردن آنها ضرورت دارد که راه آن تشکیل یک جامعه منتظر، مطلوب و زمینهساز برای تحقق جامعه مهدوی است و این با تبیین وجوه پیوند جامعه «آخرالزمانی» با «صاحبالزمانی» و الگوگیری از شاخصهای جامعه صاحبالزمانی زمینه تحقق آن جامعه فراهم خواهد شد.
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی دریکی از بیانات خود، ضمن اشاره بهضرورت «اهتمام به مسئله عدالت اجتماعی در کشور» و لزوم مقابله با «طبقه بهرهمندان از پولهای حرام» و «مرفهان بیدرد» به نکته مهمی اشاره کردند که توجه به آن میتواند ما را در ارائه تصویری روشن از منظر دوم یاری دهد.
ایشان در سخنان خود موضوع «عدالتگستری» و «قسط آفرینی» را که در روایات اسلامی، بهعنوان یکی از شاخصههای مهم انقلاب مهدوی بدان اشارهشده، بررسی کرده و توجه به این موضوع را در همه برنامههای نظام اسلامی ضروری دانستهاند:
«نظام اسلامی، نظام عدالت است. شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت در آخرالزمان هستید و الآن حدود هزار و دویست سال است که ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود؟عج؟ است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذکر میکنید؟ «الذی یملاء الله به الارض قسطا و عدلا» نمیگویید که «یملاء الله به الارض دینا». این نکته خیلی مهمی است. چرا به این نکته توجه نمیکنیم؟ اگرچه قسط و عدل متعلق به دین است اما هزار سال است که امت اسلامی برای قسط و عدل دعا میکند و این نظام اسلامی که به وجود آمده است؛ اولین کارش اجرای قسط و عدل است. قسط و عدل، واجبترین کارهاست. ما
کارهای گوناگون، رفاه، مبارزه، جنگ، سازندگی و توسعه را برای قسط و عدل میخواهیم. در محیط قسط و عدل است که انسانها میتوانند رشد کنند. به مقامات عالی بشری برسند و کمال انسانی خود را به دست بیاورند. قسط و عدل، یک مقدمه واجب برای کمال نهایی انسان است. چطور میشود به این قضیه بیاعتنایی کرد!؟» (1)
جان کلام رهبر انقلاب در سخنان یادشده این است که ما نباید به فرهنگ مهدویت و انتظار، با همه مشخصههایی که در روایات ما برای آن برشمرده شده است، بهعنوان مجموعه معارفی که فقط ترسیمکننده وضعیت آینده جهان هستند و هیچ نسبتی با وضعیت کنونی مسلمانان ندارند، نگاه کنیم، بلکه باید این فرهنگ را در تمام عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه خود جاری و ساری بدانیم و در پی آن باشیم که ویژگیهای ذکرشده برای جامعه موعود را، تا آنجا که در توان داریم، در جامعه خود پیاده کنیم و اگر فعلاً توفیق دستیابی به جامعه موعود را نداریم، لااقل با الگو قرار دادن آن، جامعه مطلوب را بنیان نهیم. چنانکه امام راحل؟ره؟ نیز به این موضوع اشارهکرده و میفرماید:
پر کردن دنیا از عدالت را ما نمیتوانیم بکنیم، اگر میتوانستیم میکردیم... الآن عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیف ما است... اما نمیتوانیم بکنیم؛ چون نمیتوانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت... . (2)
اگر الگوپذیری از قیام عدالتگستر مهدی موعود؟عج؟ در جامعه اسلامی ما، بهصورت یک فرهنگ درآید و همه متصدیان نظام اسلامی خود را موظف به شناخت ویژگیهای دولت کریمه آخرین ذخیره الهی بدانند و سعی کنند که زندگی فردی و فعالیت اجتماعی خود را بر آن ویژگیها منطبق سازند آنوقت است که معنای واقعی انتظار فرج تحقق مییابد، زیرا ما وقتی میتوانیم خود را منتظر واقعی بدانیم که در عمل به آرمانهایی که تحقق آنها را انتظار میکشیم پایبند باشیم. بنابراین باید روایاتی را که به بیان خصایص یگانه مصلح موعود و طرح ویژگیهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی حکومت جهانی آن حضرت پرداختهاند مورد بررسی قرار دهیم تا در نهایت بتوانیم به الگوی مناسبی از جامعه
موعود دست یابیم؛ الگویی که بتواند حیات اجتماعی ما را در عصر حاضر سامان دهد. لذا ما در این کتاب به بیان برخی از ویژگیهای سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، دینی و اقتصادی جامعه مهدوی که در روایات درباره حکومت جهانی آن حضرت مطرح شده است، میپردازیم. در فصل اول به مفاهیم و کلیات اشاره کرده و در فصل دوم ویژگی¬ها و ابعاد جامعه آخرالزمانی را از حیث وضعیت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تبیین کرده و در فصل سوم به بررسی و بیان ویژگی¬ها و ابعاد جامعه مهدوی در همین ابعاد پرداختهایم. و درنهایت در فصل چهارم برای بررسی وجوه الگوگیری و زمینهسازی «جامعه آخرالزمانی» از «جامعه صاحبالزمانی» در گفتار اول به نقد جامعه آخرالزمانی و بیان کاستیها و مشکلات آن پرداختهایم و در گفتار دوم تمایزات و وجوه برتری جامعه مهدوی را بیان کردهایم تا درنتیجه بتوانیم با الگوبرداری از جامعه مهدوی در ابعاد فرهنگی، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه آخرالزمانی را تبدیل کنیم به جامعهای شبیه جامعه مهدوی و زمینهساز برای ظهور حضرت مهدی؟عج؟ به امید اینکه این تلاش ناقابل مقبول حضرتش واقع شود.
طبق آیات و روایات آینده جهان شامل دو بخش متفاوت و متمایز از هم است. ازیک طرف شاهد یک جامعهای هستیم که در آن جهان دچار مشکلات و چالشهای عدیدهای میگردد و شاهد یک سیر نزولی جامعه انسانی بهگونهای هستیم که جامعه در آن به پایینترین سطح ممکن اخلاقی – دینی و انسانی میرسد، به طوری که در این جامعه گفتمانهایی نظیرفردگرایی، اباحه گری، مادیگرایی، ابلیس گرایی، حیا زدایی و مواردی دیگر مطرح هست، که باعث سیر نزولی بشریت شده است، اما این جامعه ویژگیهای مثبتی هم دارد که عبارت است از امکان بهرهگیری و الگوبرداری از خصوصیات جامعه صاحبالزمانی (مهدوی) و امکان زمینهسازی و زمینهساز بودن برای جامعه مهدوی. از طرف دیگر طبق پیشگویی منابع وحیانی جامعهای مطلوب و کامل در آینده شکل خواهد گرفت که از آن تحت عنوان جامعه آخرالزمانی(مهدوی) و جامعه عصر ظهور نام برده میشود، در این جامعه که پس از جامعه آخرالزمانی قبل از ظهور شکل میگیرد، شاهد کاهش همه مشکلات بشر و رشد و تعالی مادی و معنوی او خواهیم بود و گفتمانهایی نظیرعدالت، سبک زندگی اسلامی، خداپرستی و... مطرح است. و از رهگذر مقایسه بین این دو جامعه است که میتوان به وجود دو نوع زیست و حیات مختلف فکری، اجتماعی و انسانی که باعث وجود دو جامعه گوناگون میشود دست یافت و در نتیجه میتوان از آن برای
اصلاح جامعه انسانی ونیز برنامهریزی برای قرار گرفتن در مسیرآینده مطلوب بهره جست، زیرابه نظر میرسد رابطه بین دو جامعه آخرالزمانی و صاحبالزمانی با ایجاد جامعه زمینهساز و منتظر محقق خواهد شد. پس مسئله اصلی این پژوهش شناخت ابعاد مختلف دو جامعه قبل و بعد از ظهور امام زمان؟عج؟ ضمن مقایسه و ارزیابی آن دو، و ارائه راهکارهایی جهت برونرفت از وضعیت نامناسب جامعه آخرالزمان و قرار گرفتن در مسیر جامعه مهدوی، البته با ایجاد جامعه زمینهساز و منتظر میباشد.
و نیز میخواهیم بیان کنیم که چه وجوه و ویژگیهایی قابلیت بهرهگیری و الگوبرداری از جامعه مهدوی برای جامعه آخرالزمانی را دارد؟ و جامعه آخرالزمانی برای زمینهسازی چه باید بکند؟
این تحقیق به دلایلی ضروری به نظر می رسد:
کسب شناخت و آگاهی بیشتر نسبت به معایب و کاستیهای جامعه آخرالزمانی؛
لزوم برطرف کردن این معایب و کاستیها با الگوبرداری از جامعه مهدوی؛
ایجاد یک جامعه منتظر و مطلوب و زمینهساز برای تحقق جامعه مهدوی.
این پژوهش بهعنوان اولین تحقیق بهصورت مستقل و کامل در صدد بررسی تطبیقی و مقایسهای این دو جامعه و ارائه راهکارهای مناسب جهت برون رفت از وضعیت نامناسب جامعه آخرالزمان و قرار گرفتن در مسیر جامعه مهدوی میباشد. امیدوارم که تدوین این کتاب بتواند در بهبود هر یک از موارد مذکور مثمر ثمر واقع شود.
در این گفتار به بررسی و تحلیل واژگان کلیدی مانند: صاحب الزمان، آخرالزمان، مهدی و مهدویت، جامعه و اجتماع میپردازیم.
در کشاف اصطلاحات الفنون گوید: در اصطلاحات صوفیه است که صاحب الزمان و صاحب الوقت و صاحب الحال کسی است که متحقق باشد به جمعیت برزخیت اولی و مطلع بر حقایق اشیاء، و خارج از حکم زمان و تصرفات گذشته و آینده الی الابد. پس زمان ظرف احوال و صفات و افعال اوست و بدین جهت در آن به طی و نشر و در مکان به قبض و بسط تصرف کند، چه او متحقق به حقایق است و طبایع و حقائق در اندک و بسیار و دراز و کوتاه و بزرگ و کوچک یکسان است، زیرا وحدت و کثرت و مقادیر همه عوارض اند و آنسان که در (وعاء) وهم در آن مقادیر تصرف تواند کرد همچنین در عقل نیز تصرف کند. لقب محمدبن الحسن العسکری، امام دوازدهم شیعیان، مهدی منتظر. (1)
از آنجا که طبق روایات، (2)هیچ گاه زمین از حجت خالی نیست، در هر زمان یک نفر از اولیای الهی امام زمان خود و حجت الهی و خلیفه الهی در روی زمین است. بنابراین صاحب الزمان به معنای امام زمان و حجت خدا در روی زمین است و این امام صاحب الامر به معنای اولوالامری است که در قرآن اطاعتش همانند اطاعت خدا و رسول خدا واجب شده است: {یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ}؛
ای اهل ایمان از خدا و از پیامبر و صاحبان امرتان اطاعت نمایید. (1)
طبیعی است که صاحب زمان به این معنی که حجت خدا بر روی زمین است، بر زمان و مکان و تمام موجودات امکانی به اذن خدا احاطه دارد.
در برخی روایات به این لقب اشاره شده است. امام صادق؟ع؟ فرمود: «و آخرین آنها قائم به حق، بقیةاللّه در زمین و صاحب الزّمان است». (2)
در دعای فرج نیز به این لقب اشاره شده است: «... فَاِنَّکُما حافِظایَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ... ». (3)
پس معنای صاحب الزمان برای حضرت مهدی؟ع؟ یعنی ایشان دارای قدرت هدایت باطنی و ولایت تشریعی و تکوینی است. نام صاحب الزمان، صاحب الامر، ولی عصر، امام زمان وامام عصردرعلم کلام شیعی به معنای صاحب اختیار در تدبیر و رهبری جامعه اسلامی و بیان و حفظ شریعت است. و در عرفان شیعی به معنای کسی میباشد که دارای اختیار و قدرت معنوی برای دریافت فیض و رساندن فیض به موجودات است؛ اعم از آن که این فیض و رحمت، نعمتی تشریعی برای هدایت و تکامل معنوی باشد یا نعمتی تکوینی برای هدایت تکوینی و حرکت به سوی کمال مادی. (4)
دوره آخر، قسمت واپسین از دوران روزگار که به قیامت متصل میگردد. (5)
دوره پایانی دنیا و زمان شکلگیری ظهور و حکومت مهدی موعود؟عج؟
«آخرالزمان» ترکیبی اضافی و به معنای بخش پایانی زندگی دنیا است. واژۀ آخرالزمان در قرآن به کار نرفته است؛ اما مطالب گوناگونی درباره آن، از آیات قابلاستفاده است. قرآن کریم به طور کلّی، جهانیان را به دو بخش پیشینیان و پسینیان تقسیم کرده و برای هر یک
ویژگیهایی بیان نموده است.
آخرالزمان، دو ویژگی مهم و اساسی دارد:
اول: آخرین مرحله زندگی در دنیاست؛
دوم: این دوران، خود به دو بخش با ویژگیهای خاص تقسیم میشود.
دورانی سراسر انحطاط اخلاقی، ستم و بیداد.
دورانی سرشار از معنویت در پرتو حکومت شایستگان.
بنیانهای کلی باور به این دوران را همه مذاهب و گروههای بزرگ اسلامی پذیرفتهاند، ولی در راستای وابستگی این دگرگونیها به ظهور و قیام حضرت مهدی موعود؟عج؟ و نیز ویژگیهای شخص آن مصلح جهانی، دیدگاههای ناهمگونی پدید آمده است. (1)
در فرهنگ مسلمانان، افزون بر اصطلاح «علائم آخرالزمان» اصطلاح مشابه «اشراط الساعه» یعنی علائم برپا شدن رستاخیز وجود دارد. این اصطلاح، ویژه علائم وقوع قیامت است؛ ولی با بررسی روایات ذیل این عنوان درمییابیم که مضمون این روایات، مطالب مشترک بسیاری با روایات آخرالزمان دارد؛ ولی بین مسئله آخرالزمان و قیامت بهصورت آشکار تفاوت است؛ زیرابه عقیده مسلمانان، قیامت، پس از فنای این عالم مادی است و پسازآن زندگی جاودانه است؛ اما دوره آخرالزمان، بخش پایانی همین دنیا است که در آن، جامعه و افراد، دچار تحولات عظیم میشوند.
این کلمه، اسم مفعول از ریشه ناقص معتل اللام (هَدی، یهدی، هدایة)، به معنی هدایتشده است. ازآنجاکه لغت نامههای عربی در سده های نخستین، بهطور جداگانه به واژه مهدی نپرداخته و تنها ریشه اصلی آن را معنا کردهاند؛ میتوان گفت که نظر احمد بن فارس جامع اقوال است. به نظر او، برای واژه «هدی» دو تعریف وجود دارد؛ یکی همان معنای فاعلی، یعنی پیش افتادن برای نشان دادن راه راست و دیگری به معنی بخشیدن هرگونه تحفه و پیشکش برای محبوب. (2)اما در لغت نامه های جدید، واژه مهدی به شکل مستقل مطرحشده و معنای لغوی آن(هدایتشده)، از تعریف اول کلمه هدی گرفتهشده است.
در متون دینی هم در مفهوم خاص اصطلاحی، یعنی منجی موعود به کار رفته است. امام باقر؟ع؟ در بیان دلیل این لقب فرمودند: «به جهت اینکه به تمامی امور پنهان هدایت میشود،او تورات و سایر کتاب های الهی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد.» (1)
شیخ طوسی در کتاب الغیبة از ابوسعید خراسانی نقل کرده:
... فقلت: لای شیء سمی المهدی؟ قال: لانه یهدی إلی کل أمر خفی...؛ (2)از امام صادق؟ع؟ پرسیدم به چه جهت امام زمان؟عج؟ مهدی نامیده شده است؟ فرمود: چون به هر امر مخفی هدایت می شود.
البته این لقب گاهی در معنای فاعلی، یعنی هدایتکننده، نیز به کار رفته است.
محمدبن عجلان از امام صادق؟ع؟ نقل کرده است:«... از آن جهت مهدی نامیده اند که مردم را به آیینی که از دست داده اند هدایت می کند.» (3)
واژه مهدویت از ریشه «هَدَی، یهْدِی» و برگرفته از صیغه «مهدی» به معنای هدایتکننده (فاعلی) یا هدایتشده (مفعولی) است. (4)با این وصف، واژه مهدویت، براثر کثرت استعمال، بهصورت مصدر جعلی برای موضوعات مربوط به مهدی به کار میرود.
درروند استخراج و ترکیب اصطلاح «مهدویت» میتوان دو نظر ارائه کرد:
مصدری است که از ترکیب اسم یا صفتی با کلمه «یت» در عربی و «یدن» در فارسی به دست میآید مانند خاتمیت، زوجیت، مالکیت، مهدویت و … در عربی و طلبیدن، بلعیدن و … در فارسی. «مهدویت» کلمه مرکب از دو جزء است یکی «مهدوی» که صیغه اسم فاعل یا
مفعول است و دیگری «یت» که علامت مصدر جعلی است.
مصدر جعلی اسم مصدری است که از اسم دیگر انتزاع میشود و مهمترین آثار و خواص و مباحث آن اسم را در خود دارد مانند انسانیت از انسان، بنابراین مهدویت موضوع و اسمی است که از خواص و آثار و مباحث مربوط به حضرت مهدی؟عج؟ برخوردار است. (1)
واژه «مهدویت» وصف است برای موصوف محذوف که مسائل یا عقاید یا مباحث است، مانند «الحسنه» یا «السیئه» در این آیۀ شریفه {مَن جَاءَ بِالحْسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أَمْثَالِهَا وَ مَن جَاءَ بِالسَّیئَةِ فَلَا یجُزَی إِلَّا مِثْلَهَا وَ هُمْ لَا یظْلَمُون} (2)که وصف است برای موصوف محذوف «الاعمال».
بنابراین مهدویت یعنی عقاید و مسائلی که منسوب و مربوط به مهدی است. در این تفسیر، مهدویت به مفهومی شبیه کاربردهای با پسوند «ایزم» و «أیسم» میشود مانند ماتریالیسم، یعنی عقیده و یا مکتبی که به اصالت ماده معتقد است یا سکولاریسم که اندیشه یا مکتبی را گویند که به جدایی دین از دنیا باور دارد. (3)
نظریه دوم مناسب به نظر میرسد و بهاینترتیب مهدویت یعنی مسائل و عقایدی که پیرامون حضرت مهدی؟عج؟ مطرح میشود.
«اجتماع به معنای گردآمدن، تجمع، اجماع، نزدیکی جسمی به جسم دیگر، سازگاری نمودن و… آمده است». (4)
در اصطلاح جامعهشناسی عبارت است از: «گونهای از زندگی افراد انسانی که بر اساس روابط شخصی و منزلتهای مبتنی بر رسوم و هنجارها جریان مییابد. در اجتماع، همدلی
کنشهای مبتنی بر ارتباطات شخصی و صمیمیت وجه اصلی زندگی گروهی است». (1)
همچنان که خداوند میفرماید: {یأَیهُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمُ مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثی وَ جَعَلْنَاکمُ شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ…. } (2)
تا آنجا که به مسئله حفظ مجتمع از تفرق و انشعاب اشاره نموده و میفرماید: {وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَی الْخَیرِ … وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیناتُ}. (3)
و آیاتی دیگر که بهطور مطلق مردم را به اصل اجتماع و اتحاد دعوت میکند. (4)
از بررسی واژه اجتماع چنین به دست میآید که اجتماع حاصل ارتباط میان افراد است. انسان ناگزیر از این ارتباط است و زندگی اجتماعی، مطابق با فطرت انسان است و تاریخچه آن به خلقت بشر برمیگردد.
لفظ جامعه، مفرد مؤنث اسم فاعل از ریشه «جمع» است. و در لغت به معنای«توده مردم، گروهی از مردم، مردم یک شهر یا کشور... ». (5)
برای جامعه معانی اصطلاحی گوناگون صورت گرفته، ازجمله «وضع و حالت انسانهایی که تحت قانون مشترک زیست میکنند، گروهی از مردم... که بهمنظور تأمین نیازمندیهای مادی و معنوی خود جمع میشوند و روابط و مناسبات اجتماعی میان آنها برقرار میشود». (6)
استاد مطهری میگوید:
مجموعهای از افراد انسانی که با نظامات و سنن و آداب و قوانین خاص به یکدیگر پیوند خورده وزندگی دستهجمعی دارند، جامعه را تشکیل میدهند. زندگی
1) . دایرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، ج1، ص39.
2) . «ای مردم، ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم. و جماعتها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بشناسید...»؛ (حجرات(49)، 13).
3) . «باید از شما... مردم را به سوی خیر دعوت نموده... و شما مانند آن اقوام مباشید که فرقه فرقه شدند»؛( آل عمران(3)، 105).
4) . ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص150.
5) . فرهنگ عمید، ص451.
6) . مبانی جامعه شناسی، ص74.
دستهجمعی این نیست که گروهی از انسانها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست کنند و از یک آبوهوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند. درختان یک باغ نیز در کنار یکدیگر زیست میکنند و از یک آبوهوا و یک نوع مواد غذایی استفاده مینمایند، اما زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمیدهند. (1)
از مطالب فوق نتیجه میگیریم که در تعریف جامعه محدوده مکانی، زمانی، نژاد و حرفه رکن محسوب نمیشود و بهطور جمعبندی در تعریف اصطلاحی جامعه میتوان گفت: گروهی از انسانها که با یکدیگر روابط متقابل داشته و اهداف مشترکی را دنبال نموده و انتظار رفتار مشترکی از یکدیگر دارند. بنابراین جامعه منتظر آخرالزمانی، مجموعهای از افراد دارای مذهب تشیع بشرند که منتظر دوازدهمین امام معصومند و رفتار مشترکی را در راستای انتظار از یکدیگر توقع دارند.
1) . مجموعهآثارشهیدمطهری، ج2، ص331.
در مورد آینده جامعه و هدف نهایی جوامع اسلامی حضرت آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعه، بیانات دقیقی مطرح کردهاند که به دو مورداشاره میکنیم:
«... حرکت جوامع اسلامی و حرکت همه جوامع بشری، بهسوی خیر وصلاح است، بهسوی حکومت حق و عدالت است؛ بهسوی نابودی خواستهای استبداد است؛ بهسوی روی کار آمدن مستضعفان است که در شکل عادلترینش در دوران ظهور ولیعصر؟عج؟ تأمین میشود». (1)
«... در حقیقت آن جامعهای که در دوران ظهور حضرت ولیعصر؟عج؟ به وجود خواهد آمد؛ همان جامعهای است که همه پیغمبران الهی، برای تهیه مقدمات آن از جانب الهی مبعوث شدند، یعنی ایجاد یک جامعهای که بشریت در آن جامعه، بتواند به رشد و کمال متناسب خود برسد. اگر این آیه قرآن که درباره بعثت پیامبران میفرماید: «لِیقوُمَ النَّاسُ بِالقِسطِ»؛ یعنی؛ پیغمبران مبعوث شدند تا قسط و عدل در جامعه بشری استوار بشود، اشاره به هدف بعثت میکند، پس حکومت مهدی؟عج؟ و جامعه مهدوی، همان جامعهای است که این هدف را، بهطور کامل تأمین میکند». (2)
امروزه با توجه به گسترش علم جامعهشناسی و سایر علوم، تقسیمات مختلفی از جامعهها بهعملآمده است. مثلاً ازنظر سیاسی؛ لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پادشاهی و ازنظر اقتصادی؛ عقبمانده، جهان سوم، در حال رشد و پیشرفته و یا در تقسیم دیگر به کشاورزی، صنعتی و... تقسیم میشوند.
منظور از انواع جوامع در این قسمت، اشاره به جامعه مرده و در حال رشد و جامعه ایده آل است.
در جامعه شناسی تقسیمات مختلفی برای جامعه مطرح شده، ولی از آنجا که آن
تقسیمات تک بعدی است مثلا از منظر سیاسی یا اقتصادی به تقسیم جامعه پرداختهاند، به نظر میرسد تعریف استاد مطهری درباره انواع جوامع دسته بندی جامعی باشد، لذا ما به بیان انواع جوامع از نگاه ایشان میپردازیم.
استاد مطهری زندهبودن یک جامعه را منوط به وجود برخی ویژگیها میداند و برعکس مرده بودن جامعه را هم به علت وجود برخی خصوصیات میپندارد.
ایشان یکی از علامتهای جامعه مرده را وارونه قرار دادن قوانین حاکم که منجر به سعادت افراد میشود میداند و از مردم جامعه خود به علت وارونه کردن قوانین اسلامی گلایه میکند.
علامت دیگر جامعه مرده را عمل به برخی قوانین و ترک بعضی دیگر میداند. حرکت را نشانه یک جامعه زنده و سکون را نشانه جامعه مرده میداند. استاد مطهری همبستگی را از علائم زندهبودن جامعه و تفرقه را خاصیت جامعه مرده میداند و از اختلاف مسلمین رنج میبرد و آن را دلیل مرگ جامعه اسلامی میداند. ایشان یکی دیگر از علائم مردگی جامعه را پذیرش دروغ و عدم قبول حرف راست میداند. ایشان عدم اعتمادبهنفس و گریزان بودن از عمل و توجه صرف به ایمان و خیالبافی و فرار از واقعیات را نشانه دیگر جامعه مرده میداند. (1)
امروزه برای اهلفن، مفهوم جامعه در حال رشد، کشورهای درحالتوسعه را تداعی میکند، اما استاد مطهری جامعه را بهمنزلۀ میدان مسابقهای فرض میکند که افراد در حال مسابقه با یکدیگر هستند و جامعهای را در حال رشد میداند که شرایط مسابقه در آن بهطور یکسان برای همگان فراهم و آماده باشد و افراد بر اساس لیاقت و استعدادها در مسابقه شرکت کنند و پیروزی کسب نمایند.
جامعه اسلامی در ابتدای کار خود بهگونهای رشد کرد که پس از مدت اندکی توانست دو امپراطوری بزرگ جهان را منهدم نماید و به دورترین سرزمینها نفوذ کند. استاد مطهری علت این رشد سریع را عمل به فرمانهای اسلام میداند. قوانین اسلام مانند مواردی مبنی بر عدم تبعیض بین عرب و عجم و مهربانی با خود و خشم با دشمن و عمل به آنها بود که اسلام را
1) . حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی، ص113-76.
گسترش داد.
استاد مطهری سرعت رشد مسلمانان را وابسته به خود آنها نمیداند، بلکه قوانین را مهم میشمارد و معتقد است اگر امروز هم به قوانین اسلام درست عمل شود، اسلام وسعت مییابد. پس جامعهای که زمینههای کافی برای رشد استعدادهای عالی انسانی ازنظر مادی و معنوی را فراهم کند و افراد بر اساس لیاقت و شایستگی و تلاش بتوانند به کمال برسند جامعه در حال رشد است و جامعۀ صدر اسلام اینگونه بوده است. (1)
انسانها با توجه به نوع نگرش خود به انسان و جهان هستی به آینده فکر میکنند و از سویی فطرت کمال طلبی انسان، او را به دنبال وضعیت ایده آل میکشاند. دانشمندان زیادی درباره جامعه ایده آل نظر دادهاند. افلاطون مدینه فاضله را مطرح میکند و معتقد است که حکومتها هرچه به آن شبیهتر باشند به ایده آل و کمال نزدیکترند. مدینه فاضله یعنی جامعهای که اجرای عدالت در آن میسّر است و هرکس بر اساس استعداد خود به شغلی مشغول است و حاکم آن فیلسوف است. (2)
آگوستین شهر خدا را مطرح میکند و معتقد است که انسانهای پاک و برگزیده در آن زندگی میکنند که نمایندگان خداپرستی هستند. وظیفه کلیسا کمک به انسانها است تا در شهر خدا پذیرفته شوند و هدف شهر خدا در این دنیا تحقق صلح و عدالت است. (3)
نظریههای دیگری هم وجود دارد که معتقدند بشر موجودی شر و فاسد است، پس پایان دادن به حیات او عاقلانهترین کار است. گروهی دیگر رشد انسان در علم و فنّاوری را باعث نابودی نهایی بشر میدانند و عدهای مالکیت فردی را بلای جان انسان میدانند و بر این عقیدهاند که جبر ماشین _ روزی_ این مرحله را هم کنار خواهد گذاشت و خوشبختی فرا خواهد رسید. استاد مطهری شر و فساد و جبر تمدن را رد کرده و آیندهای روشن برای انسان ترسیم میکند که در آن جامعه، شر و فساد ریشهکن خواهد شد. البته استاد مطهری این نظریه را ملهم از دین میداند و قیام حضرت مهدی؟عج؟ را در همین راستا تلقی میکند. (4)
درباره آینده بشریت نظریههای مختلفی مطرح است. نظریه برگزیده که برگرفته از آموزههای اسلامی است و نوید به قیام و انقلاب مهدی موعود میدهد، عبارت است از اینکه ریشه فسادها و تباهیها نقص روحی و معنوی انسان است. انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی میکند و خشم و شهوت بر او و عقل او حاکم است. انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش میرود؛ نه شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر است و نه جبر تمدن فاجعه خودکشی دستهجمعی را پیش خواهد آورد. آیندهای بس روشن و سعادت بخش و انسانی که در آن شر و فساد محو خواهد شد در انتظار بشریت است.
بنابراین آرمان قیام و انقلاب مهدی؟ع؟ یک فلسفه بزرگ اجتماعی _ اسلامی است و جدای از اینکه الهام بخش ایده و راهگشا به سوی آینده است، آیینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمان های اسلامی. این نوید، ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهانبینی اسلامی است، برخی فرهنگی و تربیتی است، برخی سیاسی است، برخی اقتصادی است، برخی اجتماعی است، برخی انسانی یا انسانی _ طبیعی است. در این مجال کم فقط برای اینکه ماهیت «جامعه مهدوی» روشن شود به طور اجمال به برخی شاخصههای این جامعه اشاره میکنیم.
خوشبینی به آینده، یعنی درنهایت تقوا و صلاح و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار پیروز خواهد شد؛
حکومت واحد جهانی تشکیل خواهد شد؛
آبادانی کره زمین به حدی خواهد رسید که هیچ نقطه خرابی وجود نداشته باشد؛
بشر ازنظر عقلی به بالاترین حدّ رشد رسیده و از اسارت شرایط طبیعی، اجتماعی و غرایز نجات مییابد؛
بیشترین استفاده از مواهب دینی میشود؛
در بین انسانها مساوات کامل برقرار میشود؛
روح و روان انسانها، از بیماری روحی و معنوی خالیشده و تمام مفاسد از بین میرود؛
صلح و صفا و محبت بهجای جنگ و خونریزی حاکم میشود؛
انسان با طبیعت سازگاری ایجاد میکند. (1)
1) . همان، ص61.
آینده جوامع بشری چگونه است؟ آیا این فرهنگها، تمدنها و این جامعهها و ملیتها برای همیشه به وضع موجود ادامه میدهند، یا حرکت انسانیت بهسوی تمدن، فرهنگ و جامعه یگانه است و همه اینها در آینده رنگ خاص خود را خواهند باخت و به رنگ اصلی که رنگ انسانیت است درخواهند آمد؟
این مسئله نیز وابسته است به مسئله ماهیت جامعه و نوع وابستگی روح جمعی و روح فردی به یکدیگر. بدیهی است بنا بر نظریه اصالت فطرت و اینکه وجود اجتماعی انسان و زندگی اجتماعی او و بالاخره روح جمعی جامعه وسیلهای است که فطرت نوعی انسان برای وصول به کمال نهایی خود انتخاب کرده است، باید گفت جامعهها و تمدنها و فرهنگها بهسوی یگانه شدن، متحدالشکل شدن و درنهایت امر در یکدیگر ادغام شدن سیر میکنند و آینده جوامع انسانی، جامعه جهانی واحدِ تکاملیافته است که در آن همه ارزشهای بالقوه انسانی به فعلیت میرسد و انسان به کمال حقیقی و سعادت واقعی خود و بالاخره به انسانیت اصیل خود خواهد رسید. ازنظر قرآن این مطلب مسلّم است که در نهایت، حکومت و عاقبت از آن متقین است.
علامه در تفسیر المیزان میگوید: «کاوش عمیق در احوال کائنات نشان میدهد که انسان نیز به عنوان جزئی از کائنات در آینده به غایت و کمال خود خواهد رسید». (1)آنچه در قرآن آمده است که استقرار اسلام در جهان امری شدنی است، تعبیر دیگری است از این مطلب که انسان به کمال تام خود خواهد رسید. قرآن آنجا که میگوید: «فرضاً شما از این دین برگردید، خدا قوم دیگر را بهجای شما برای ابلاغ این دین به بشریت و مستقر ساختن این دین خواهد آورد». (2)و همچنین آیه کریمه که میفرماید: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترس ایشان را به امنیت و آرامش مبدّل میکند، آنچنانکه تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پسازآن کافر شوند، آنها فاسقاناند». (3)و همچنین آنجا که میفرماید: {أَنَّ الْأرْضَ یرِثُها عِبادِی
1) . ترجمه المیزان، ج4، ص106.
2) . (مَنْ یرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ(؛( مائده(5)، 54).
3) . (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنِی لا یشْرِکُونَ بِی شَیئاً(؛( نور(24)، 55).
الصَّالِحُونَ}. (1)در حقیقت میخواهد ضرورت خلقت و پایان کار انسان را بیان نماید.
استاد مطهری همچنین تحت عنوان «دین حق در نهایت امر پیروز است» میگوید:
نوع انسان بهحکم فطرتی که در او ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقی خود یعنی استیلا بر عالیترین مراتب زندگی مادی و معنوی بهصورت اجتماعی هست و روزی به آن خواهد رسید. اسلام که دین توحید است برنامه چنین سعادتی است. انحرافاتی که در طی پیمودن این راه طولانی نصیب انسان میگردد نباید بهحساب بطلان فطرت انسانی و مرگ آن گذاشته شود. همواره حاکم اصلی بر انسان همان حکم فطرت است و بس؛ انحرافات و اشتباهات از نوع خطای در تطبیق است. روزی انسان بهغایت و کمالی که بهحکم فطرت بیقرارِ کمالجوی خود آن را جستجو میکند، خواهد رسید. آیات سوره روم از آیه 30 که با جمله: {فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها} آغاز میشود و با جمله {لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ} پایان مییابد، همین معنی را میرساند که حکم فطرت درنهایت امر تخلفناپذیر است و انسان پس از یک سلسله چپ و راست رفتنها و تجربهها راه خویش را مییابد و آن را رها نمیکند. به سخن آن عده نباید گوش فرا داد که اسلام را همانند یک مرحله از فرهنگ بشری که رسالت خود را انجام داده و به تاریخ تعلق دارد مینگرند. اسلام، به آن معنی که ما میشناسیم و بحث میکنیم، عبارت است از انسان در کمال نهایی خودش که بهضرورت ناموس خلقت روزی به آن خواهد رسید. (2)
جامعه منتظر به جامعهای گفته میشود که افراد آن با زمینهسازی ظهور و عمل کردن به وظایف خود در عصر غیبت کبری، به امید ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی؟عج؟ و تشکیل حکومت عدل جهانی و جهانی کردن دین مقدس اسلام به سر میبرند و خود را از آسیبهای جامعه آخرالزمانی دور ساخته و سعی میکنند طبق شاخصههایی که برای جامعه مهدوی در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بیان شده عمل کنند. ممکن است در
مورد بحث ما این تصور پیش آید که بین جامعه آخرالزمانی و جامعه صاحب الزمانی(مهدوی) تفاوت ماهوی وجود دارد، لذا اقتدا به سیره حضرت و الگوبرداری از جامعه مهدوی که در آینده شکل خواهد گرفت ممکن نیست. بنابراین ما در اینجا ابتدا به دلیلیت سیره معصومین اشاره کرده و در ادامه به بیان چرایی و ضرورت الگوبرداری از جامعه مهدوی میپردازیم.
سیره یعنی: روش، طریقه و سنت. (1)راغب اصفهانی میگوید: سیره به معنای حالتی است که انسان یا غیر او بر آن حالت زندگی میکند؛ چه آن حالت غریزی باشد و چه اکتسابی. (2)
سنت نزد اصولیها عبارت است از: قول، تقریر و فعل معصوم. و حجیت آن بر پایه پذیرش عصمت برای ایشان قرار داده شده. (3)
شهید صدر میگوید:
چون معصوم در مسایل اجتماعی و سیاسی و امور دنیوی و اخروی، اعمال انسانی، قضاوت و حکومت مرتکب هیچ گونه خطایی نمیشود، پس همه اقوال و افعال او قابل الگو برداری است، حتی از سکوت معنادار و تایید آمیز او میتوان در راه کشف حکم شرعی و شناخت موضع دین و شریعت استفاده کرد. (4)
در اصطلاح «سیره» به معنای خصوص رفتارهای معصوم است. بنابر این اگر سنت قولی را حدیث بنامیم، سنت فعلی و تقریری را باید سیره نامید. (5)
از آنجا که سیره معصومین دارای خصوصیاتی مانند جامعیت و شمول، منشاء الهی و محتوای عمیق داشتن، مبین قرآن بودن و ارائهگر ارزش های اسلامی است؛ لذا اصل در سیره معصومین بر جواز اقتدا است. همچنان که امام حسین؟ع؟ عمل کرد و فرمود:
ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی
طالب؛ (1)تصمیم دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و روش جد و پدرم را دنبال نمایم.
یعنی سبک و قانون رفتاری آنان را در اجرای احکام الهی پی گرفته، بدان عمل کنم.
و ترکیب این ویژگیها با صفات شخصیتی معصومین نظیر عصمت، طهارت ذاتی و علم بی پایان، نقش الگویی ایشان را برجستهتر میسازد و آنان را به عنوان اسوه های جامع الهی به جامعه بشری معرفی میکند.
ادله جواز اقتدا به سیره معصومین را میتوان به دو دسته ادله عقلی و نقلی تقسیم کرد:
همان ادلهای که بر اصل وجود امام و شرط عصمت برای او دلالت دارد، چون اگر وجود امام معصوم در هر زمان برای هدایت بشر ضرورت داشته باشد، ولی عمل او سرمشق زندگی ما نباشد، لازمهاش نقض غرض از نصب امام و اثبات عصمت او است. (2)
خواجه نصیر الدین طوسی راجع به «سبب غیبت» میگوید:
و أما سبب غیبته فلا یجوز أن یکون من الله سبحانه و لا منه کما عرفت فیکون من المکلفین، و هو الخوف الغالب و عدم التمکین و الظهور یجب عند زوال السبب؛ (3)اما سبب غیبت امام دوازدهم، پس جایز نیست که از جانب خدای سبحان و یا از جانب خود آن حضرت باشد؛ بلکه از مردم و مکلفین است و آن خوف غالب و تمکین نداشتن مردم از امام است و هر موقع این سبب زایل شود، یعنی مردم تمکین و اطاعت از امام نمایند ظهور واجب میشود.
بنابر این عقل حکم میکند به فراتر از جواز، یعنی ما مکلفیم که با اقتدا به حضرت و عمل به سیره ایشان زمینه ظهور را فراهم کنیم.
آیات و روایاتی که پیروی از امام و متابعت از اعمال ایشان را ضروری میداند، مثل:
{أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدی فَما لَکُمْ کَیفَ تَحْکُمُونَ} (1)
{لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ } (2)
پیامبر؟ص؟ فرمودهاند:
خوشا به حال کسی که قائم از اهل بیت مرا درک کرده و در غیبت او قبل از قیامش به او اقتدا نماید... . (3)
و روایاتی که مضمونش یاری جستن حضرت مهدی؟عج؟ از ما و لزوم یاری دادن و بیعت با ایشان است، نیز از این دست محسوب میشوند. (4)مانند روایت امام صادق؟ع؟ که میفرماید:
باید هر یک از شما برای خروج قایم اسلحه آماده کند. چون وقتی خداوند ببیند کسی به نیتیاری مهدی اسلحه تهیه کرده امید میرود خداوند عمر او را دراز کند، تا ظهور را درک کند و از یاوران مهدی باشد. (5)
اگر آنچه را حضرت میخواهد تحقق بخشد، ربطی به دوران ما نداشته باشد، پس معنای یاری خواستن حضرت از ما و مؤثر بودن اصلاح جامعه در تعجیل فرج ایشان چیست؟بنابر این باید اذعان داشت که سیره مهدوی قابل تأسی و الگوبرداری است و افراد جامعه باید با پیروی از فرامین حضرت و عمل به سیره ایشان، یاری خود را نشان داده و در راستای تعجیل فرج ایشان گام بردارند.
بنابراین اگر تصور شود که بیان وقوع چنین سیرهای در آینده از زبان آیات و روایات تنها نشان دهنده غایت نهایی سیر تاریخ بشر، و امیدوار کردن انسان به ظهور تمدن واقعی اسلامی است و برای ما که بدان افق نرسیده ایم پیام عملی ندارد؛ باید گفت: علاوه بر اینکه از ادله نقلی گوناگون چنین درمییابیم که رفتار مردم در عصر غیبت، در تقدیم و یا تأخیر ظهور حضرت مؤثر است، باید توجه داشت که تحولات اجتماعی تمهیدپذیر و تدریجی است و هیچ گونه حادثه اجتماعی به طور اعجاز گونه به یکباره تحقق نمییابد. پس در تند یا کند
1) . «آیا آن که به حق راه مینماید به متابعت سزاوارتر است یا آن که به حق راه نمینماید و خود نیز نیازمند هدایت است؟ شما را چه میشود؟ چگونه حکم میکنید؟»؛( یونس(10)، 35).
2) . «برای شما اگر به خدا و روز قیامت امید میدارید رسول اللَّه مقتدای پسندیدهای است»؛( احزاب(33)، 21).
3) . «طُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَ قَائِمَ أَهْلِ بَیتِی وَ هُوَ یأْتَمُّ بِهِ فِی غَیبَتِهِ قَبْلَ قِیامِه... »؛ ( کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص286، باب25، ح2).
4) . مکیال المکارم، ج2، ص219-236و306.
5) . «... لَیعِدَّنَّ أَحَدُکُمْ لِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْما... »؛ (الغیبة، نعمانی، ص320، باب21، ح10).
شدن این سیر تاریخی مقدمات و آمادگی جامعه مثمر ثمر خواهد بود. لذا برای رسیدن به جامعه مهدوی باید با انتظار پویا، یعنی فراهم کردن زمینه ظهور حضرت تلاش کنیم.
از طرفی با توجه به تبیین گسترده روایات از وضعیت عصر ظهور، پی میبریم که لسان روایات تبیین واقعیتی تحقق پذیر در آینده است که مانند همه حوادث اجتماعی از عوامل واقعی خود نشأت میگیرد نه لسان اسطورهای و صرف تبیین آرمانی و افسانهای از آینده، زیرا نصوص در این مورد به لسان اخبار از آینده است بنابراین با توجه به این قاعده که بین علت و معلول باید سنخیت وجود داشته باشد، جامعه زمینه ساز باید به وسیله الگوبرداری از شاخصههای جامعه مهدوی که روایات به آنها اشاره کرده خود را در عمل هم سنخ جامعه مهدوی گرداند. یعنی همان وضعیتی را که روایات برای جامعه مهدوی در ابعاد مختلف ترسیم کردهاند باید در حد توان، امکانات و تلاش خود را در جامعه زمینه ساز نیز ترسیم کنیم.
شاید برخی بگویند سیره معصومین در صورتی قابل تأسی است که مربوط به ویژگیهای آنان نباشد، در حالی که سیره حکومتی حضرت مهدی؟عج؟ بدان گونه که در روایات ترسیم شده است، مربوط به شخص او به عنوان آخرین امام است که برپا کننده حکومت جهانی و احیای اسلام است و قابل الگوبرداری و تأسی نیست.
باید گفت در سیره معصومین، آنجا که دلیل قطعی بر اختصاص رفتاری به ایشان دلالت کند، آن رفتار قابل تأسی نیست و در غیر آن اصل اولی جواز تأسی و اقتدا است. بنابراین در مورد سیره حضرت مهدی؟عج؟ ما میتوانیم این وجوه اختصاصی را شناسایی کنیم، چه این وجوه مربوط به خصوصیتی در شخص حضرت باشد یا مربوط به خصوصیتی در زمان و مکان ظهور که قابل تعمیم به دیگر زمانها و مکانها نیست. و در غیر این موارد به سیره حضرت اقتدا کرده و برای جامعه خود الگوبرداری کنیم. (1)
بنابراین چرایی و ضرورت اقتدا و الگوبرداری از سیره و روش حکومتی حضرت مهدی؟عج؟ در جامعه مهدوی برای جامعه آخرالزمانی در ابعاد فرهنگی، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تبیین شد. و پذیرفتیم که دولت حضرت مهدی؟عج؟ و حکومت او دارای خصوصیاتی است که فقط در زمان ظهور او امکان پذیر است، ولی در غیر این موارد میتوانیم سیره آن حضرت را الگوی خود قرار داده و به اندازه توان محدود خود، جامعه مهدوی را بر پا کنیم. و شاید یکی از علل توصیف خصوصیات دولت مهدوی در عصر ظهور در لسان روایات این باشد که ما از این دولت الگو گرفته و تا حدّ امکان خود را به حضرت و دولت او شبیه نماییم.
1) . « سیره مهدوی و دولت منتظر»، مشرق موعود، سال سوم، شماره10، ص44.
اسلام بر پایهی یک نیاز فطری بشر و با یک استدلال حکیمانه بر این اعتقاد است که اگر قرار باشد جامعهی بشری به بهترین شیوه اداره شده و بشر روح صلح، امنیت و سعادت واقعی را به خود دیده و راه رشد و تکامل را طی نماید، راهش این است که همگان تحت حکومت واحد جهانی مبتنی بر قوانین آسمانی اسلام درآیند. که طبق آیات و روایات این امر به طور کامل در زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ محقق خواهد شد.
از طرفی شاید به خاطر اوصافی که روایات از جامعه آخرالزمان مطرح کردهاند که چهره غالب آنرا ظلم و سیاهی بیان میکنند، افراد دچار برداشتهای غلطی از مهدویت و وظیفه و جایگاه خود در جامعه آخرالزمانی شوند. مثلا به خاطر چهره سیاه جامعه از داشتن نقش مفید برای تعجیل فرج ناامید شده و بعضی گمان میکنند که چون اصلاح جهان از فسادها به دست امام مهدی؟عج؟ خواهد بود ما در برابر تباهیها و ناهنجاریها هیچ وظیفهای نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که برای نزدیک شدن ظهور باید برای ترویج بدیها و زشتیها در جامعه اقدام کنیم!! امام خمینی؟ره؟ در نقد این دیدگاه فرمودهاند:
ما اگر دستمان میرسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداریم؛ تکلیف شرعی ماست... ما بر خلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم؟ دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند؟! (1)
عدهای از ظاهر بعضی از روایات اینگونه برداشت کردهاند که هر قیامی قبل از قیام امام مهدی؟ع؟ محکوم و مردود است. امام خمینی؟ره؟ در نقد این دیدگاه فرمودهاند:
باید تمامی قدرتها و ابرقدرتها بدانند که ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای کلمه الله ایستادهایم و بر خلاف میل تمامی آنان،
1) . صحیفه نور، ج20، ص 196.
حکومت نه شرقی و نه غربی را در اکثر کشورهای جهان پی ریزی خواهیم نمود. (1)
بنابر این در ابتدای این فصل به عنوان مقدمه و برای رفع این برداشتهای غلط با بیان روایات به معرفی دو گروه متفاوت از افراد جامعه آخرالزمانی میپردازیم. به این امید که منتظران ظهور به نقش و جایگاه و وظیفه خود در زمان غیبت آشناتر شده و جامعه منتظر و زمینه ساز را به عنوان حلقه مفقوده بین این دو جامعه تشکیل دهند.
در روایاتی که از پیامبر اعظم؟ص؟ در زمینه ویژگیهای امت اسلام در هنگامه ظهور نقلشده است، تقسیم مردمان به دو گروه متفاوت کاملاً مشهود است.
الف) گروهی که مورد مدح و ستایش پیامبر؟ص؟ قرار میگیرند که همان اهل ایمان و صداقتاند.
ب) و در مقابل، گروهی که بهشدت ذم و نکوهش میشوند. در اینجا برای روشن شدن موضوع از هر یک از دو گروه روایات نمونههایی را نقل میکنیم. (2)
روایات گروه اول
واضح است که تحمل تکالیف و صبر فراوان از ویژگیهای مؤمنان راستین به دین اسلام است.
1) . همان، ص61.
2) . منتخبالاثر، ج1، ص85.
3) . الغیبة، طوسی، ص275.
4) . « یا عَلی اَعجَبُ النَّاسِ اِیماناًوَ اَعْظَمُهُمْ یقیناً قَوْمٌ یکُونُونَ فِی آخِرِالزَّمانِ لَمْ یلْحَقُوا النَبِی وَحُجِبَ عَنْهُم الحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلَی بَیاضٍ»؛ (من لا یحضره الفقیه، ج4، ص366، ح5762)؛ وصایای نبی؛ کمالالدین، ج1، ص288، باب 25، ح8.
حدیث یادشده بیانگر این مطلب است که امت آخرالزمانی پیامبر خاتم؟ص؟ اگرچه آن حضرت را ندیدهاند، اما به مکتوبات قرآن و حدیث و سیره ائمه اطهار که نوشته و خطی سیاه بر صفحهای سپید است، ایمان میآورند.
اشاره آن حضرت به ظهور حضرت حجت؟عج؟ است.
پرواضح است تنها کسانی میتوانند چنین ویژگیهایی داشته باشند که به حقیقت نبوت رسولالله؟ص؟ و امامت ائمه معصومین؟ع؟ اعتقاد راسخ داشته باشند و مؤمن راستین و حقیقی باشند. اما در مقابل این گروه، گروه دیگری نیز وجود دارد که افعالشان چیزی جر وقایع ذیل را دنبال ندارد.
روایات گروه دوم
زمانی بر امت من خواهد آمد که از قرآن جز رسم و خط آن و از اسلام جز نام آن، باقی نمیماند. آنها را مسلمان مینامند درحالیکه دورترین مردم از اسلام هستند. مساجد آنها آباد است، اما به سبب خالی بودن از هدایت خراب و ویراناند. فقیهان آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان خواهند بود، فتنه و آشوب از خودشان شروعشده و به خودشان بر خواهد گشت. (3)
ای کسی که از ساعت ظهور (الساعه) قیام حضرت مهدی؟عج؟ میپرسی؟ ظهور هنگام پلیدی امرا و دورویی و خدعه قاریان قرآن، هنگام نفاق علما و زمانی است که امت من منجمین را تصدیق و سرنوشتی را که خداوند برای آنها قرارداد تکذیب میکنند. زمانی است که مردمان امانت را غنیمت بگیرند و صدقه را زیان و خسارت و فحشا را حلال و جایز و بندگی خداوند متعال را تکبر و وقتگذرانی بر
مردم بدانند. (1)
البته این تصویر سیاه از دوران پیش از ظهور، چهره غالب آن دوره است، چراکه در همین روزگار هستند دینباوران حقیقی که بر عهد خود با خداوند استوار میمانند.
بنابر تبیین روایات، جهانِ پیش از ظهور دوران تلخ و روزگار فساد و ستمگری است، امّا پاک بودن و دیگران را به خوبیها دعوت کردن از وظایف حتمی منتظران است که با بیان اوصاف این جامعه در این فصل به سختی وظیفه و تکلیف منتظران واقعی پی خواهیم برد. ما در این فصل ویژگیها و ابعاد جامعه آخرالزمانی را تحت عناوین فرهنگی– دینی، سیاسی- اجتماعی و اقتصادی در سه گفتار مورد بررسی قرار میدهیم.
یکی از آموزههای مهم دینی درباره آینده تاریخ، بحث از «آخرالزمان» است. این واژه معانی و مفاهیم متفاوتی دارد؛ اما آنچه مربوط به مهدویت است، عبارت است از اینکه: «آخرین بخش از زمان که در آن مهدی موعود ظهور میکند و تحوّلات عظیمی در عالم واقع میشود». بر این اساس در فرهنگعامه مسلمانان _ به خصوص شیعه - اصطلاح «آخرالزمان» حکایت از عصری میکند که مهدی موعود در آن ظهور میکند و تحوّلات ویژهای در جهان رخ میدهد. (3)
جالب اینکه ادیان ابراهیمی(یهودیت، مسیحیت و اسلام) در این مطلب اشتراک دارند که مراد از آخرالزمان، دورهای از زندگی بشر است که ظلم و فساد از بین میرود و ظالمان و ستمگران، به جزای عمل خود میرسند و صالحان و مؤمنان وارث زمین میشوند. (4)
در نظر اسلام، آخرالزمان قطعهای از همین دوره از عالم است که مسبوق به اتفاقات و حوادث گوناگون و غیرمترقبه و بیسابقه خواهد شد؛ ولی درنهایت، مقطع آخرالزمان همراه امنیت، آرامش و معنویت خواهد بود و با اتمام این دوره و به کمال رسیدن انسانها و تحقق وعده الهی، عمر عالم به پایان خواهد رسید و ازآن پس قیامت برپا خواهد شد. در این دوران، اتفاقات نجومی و آسمانی خارقالعادهای واقع میشود؛ اما عالم بهکلی دگرگون نمیشود و تبدّل کامل، مخصوص آخرت و زندگی جاوید خواهد بود: { یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَات (1)}در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها (به آسمانهای دیگری) مبدل میشود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر میگردند!
در قرآن کریم از آخرالزمان به روشنی سخن به میان نیامده، اما در لابلای برخی از آیات به آن اشاره شده است. این آیات را به چند دسته میتوان تقسیم کرد:
از وقوع برخی از رخدادها خبر داده که از گذشته تا حال تحقق نیافته و از آن جا که در خود این آیات وقوع آنها به ظهور نشانههای قیامت همراه است، میتوان نتیجه گرفت که ظرف تحقق آنها آخرالزمان است. (2)چنان که از خروج یأجوج و مأجوج و خرابی سدّ ذوالقرنین خبر داده و این رخداد را نزدیک به قیامت دانسته است. (3)هم چنین نزول عیسی؟ع؟ از آسمان را از نشانههای قیامت برشمرده. (4)و رجعت گروهی از انسانها به عنوان رخدادی پیش از وقوع قیامت معرفی شده است. (5)
از میراثبری زمین توسط صالحان و مستضعفان و حکومت آنان به عنوان سنت و اراده تخلف ناپذیر الهی خبر داده شده است. (6)و از آن جا که میراثبر، اموال و امتیازات
1) . ابراهیم(14)، 48.
2) . بحارالانوار، ج۵۱، ص۹۹-۱۰۰.
3) . (فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَ کَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقّاً(؛ «و چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن[ سدّ] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است». (کهف(18)، ۹۸)؛ (حَتّی إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ(؛ تا وقتی که یأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آنها از هر پشتهای بتازند. (انبیا(21)، ۹۶).
4) . (وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً(؛ «و از اهل کتاب، کسی نیست مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان میآورد، و روز قیامت[عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود». (نساء(4)، ۱۵۹).
5) . (وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لاَ یُوقِنُونَ(؛ «و چون قول[عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبندهای را از زمین برای آنان بیرون میآوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم [چنان که باید] به نشانههای ما یقین نداشتند». (نمل(27)، ۸۲).
6) . (وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ(؛ «و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] کنیم». (قصص(28)، 5).
صاحبان پیشین را مالک میشود، میتوان دریافت چنین میراث بری گستردهای که تمام زمین را دربرمی گیرد، پس از آخرین سلسله از حکمرانی و سلطه بر زمین توسط زمام داران ناشایسته در فرجام جهان، تحقق مییابد؛ زیرا با فرض هر حکومتی پس از صالحان و مستضعفان، میراث بری آنها مفهومی نخواهد داشت.
افزون بر قرآن، آخرالزمان و رخدادهای آن به صورتی بس گسترده و با جزئیات بسیار در روایات فریقین انعکاس یافته و صاحبان جوامع روایی این روایات را در کتاب هایی با عناوین «الفتن و الملاحم» یا «الفتن و اشراط الساعه» ذکر کردهاند. (3)
آخرالزمان، اصطلاحی است که در احادیث و تالیفهای مسلمانان به چشم میخورد.
در کتب حدیثی و تفسیر، آخرالزمان خود به دو مرحله متفاوت تقسیم میشود:
الف) دوران نخست که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی میرسد. فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرامیگیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی میگراید؛ از بُعد کیهانی هم عالم، به اتفاقات و پدیدههای پیشبینینشده دچار میشود. (عصر پیشا ظهور)
ب) دوران دوّم، عصر تحقق وعدههای الهی به پیامبران و اولیای خداست (عصر پسا ظهور)که با قیام مصلح جهانی آغاز و تحول عظیمی در جامعه واقع میشود؛ فساد و ظلم از میان میرود و توحید، عدل، رشد کامل عقلی و علمی در سراسر زندگی انسانها گسترش مییابد. (4)با توجّه به روایات میتوان گفت که «عصر پسا ظهور» ورود به مرحله متعالی تاریخ
1) . این امر در آیه ۳۳ سوره توبه، آیه۹ سوره صف و آیه ۲۸ سوره فتح انعکاس یافته است. در سورههای توبه و صف چنین آمده است: (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(؛ «اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید».
2) . در روایاتی از اهل بیت؟عهم؟ بر این امر تصریح شده است. برای مثال، نک: بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۱.
3) . برای مثال نک: بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۱، باب اشراط الساعه و قصه یأجوج و مأجوج؛ صحیح بخاری، ص۱۲۴۹، کتاب الفتن؛ صحیح مسلم، ص۱۲۰۸، کتاب الفتن و اشراط الساعه؛ یأجوج و مأجوج فتنه الماضی و الحاضر و المستقبل.
4) . جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت، ص58.
است؛که انسانها به کمال رسیده و جهان شاهد بهترین دوران از زندگی بشری خواهد بود.
در نظر عدهای از علماء و مفسران متأخر، (1)علاوه بر روایات، آیاتی نیز درباره حکومت توحید و عدل هست (2)که آینده جوامع انسانی را بیان میکند. این عده از مفسران، معتقدند که آیات مربوط به استخلاف انسان و فرمانروا شدن نیکوکاران در زمین، وراثت صالحان و پیروزی حق بر باطل، آیاتی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیشگویی میکنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوطاند. چنین افرادی آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ میدانند. در نظر ایشان، تحولات آخرالزمان که در روایات بیانشده، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان، عبارت از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان است. چنین آیندهای، امری است محتوم و مسلمانان باید منتظر آن باشند. این انتظار هرگز نباید منفعلانه باشد؛ بلکه باید حالتی سراسر فعالیت و امیدواری باشد؛ در چارچوب چنین برداشت فلسفیای، آخرالزمان قطعه معینی از تاریخ نوعی انسان است که نه ممکن است پیش افتد و نه به عقب افکنده شود. نوع انسان، باید حرکت تکاملی تدریجی خود را که بر مبنای پیروزی تدریجی حق بر باطل صورت میگیرد، همواره دنبال کند تا به دوره آخرالزمان برسد. (3)
در نقطه مقابل این تصور که طرحی برای فلسفه تاریخ است، علمای قدیم (4)نه در تفسیر آیات، سخن از تحول طبیعی جامعه انسانی بهسوی حکومت توحید و عدل به میان آوردهاند و نه روایات آخرالزمان را به چنین فلسفهای برای تاریخ مربوط کردهاند. در نظر آنان، تحولات آخرالزمان، امری است غیرعادی که در آخرین بخش زندگی نوع انسان واقع میشود و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمیگردد؛ (5)چون به نظر این افراد، تاریخ، عبارت از مجموعه حوادث پراکنده و جدا از هم است که هر دوره، اتفاقات ویژه خود را دارد. بر این اساس هم، پیروزی حق بر باطل، ویژه دوره آخرالزمان است و نه فلسفهای که تاریخ بر اساس آن حرکت میکند. طبق این نظر، ممکن است هر قطعه از تاریخ نوع انسان، آخرالزمان باشد.
بهطورکلی میتوان گفت اعتقاد به آخرالزمان، میان همه فرقههای بزرگ اسلامی
موردپذیرش است؛ اما در اینکه تحولات آخرالزمان با ظهور مهدی موعود آغاز خواهد شد یا مصداق مهدی موعود، چه کسی است، اختلاف است.
بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که مفهوم آخرالزمان، عبارت از قطعه و دوره آخر عمر این نسل از بشر است که مقدمهای برای پایان این دوره عالم و سپس برپایی قیامت است؛ اما خود این دوره مدتی از عمر بشر را در برمیگیرد که با ظهور منجی و مصلح، بشر به تکامل و ترقی لایق خود نایل میشود و درنهایت، جهان رو به صلاح و رستگاری میرود؛ اگرچه قبل از این دوره و مقدم بر آن، جهان و زندگی بشری مدتی دستخوش تحولات و دگرگونیهایی میشود که از آنها با عنوان علائم آخرالزمان تعبیر میشود و بیشتر، بعد منفی دارند؛ و فطرت سالم بشری از وجود آنها رنج میبرد و جوامع، دچار اضطراب میشوند.
با توجه به تقسیم آخرالزمان به دو بخش متمایز: پیش از ظهور و بعد از ظهور، در آموزههای اسلامی نیز تصویری کاملاً متفاوت از آخرالزمان ارائهشده است.
بنابراین ما در فصل دوم در سه بعد فرهنگی _ دینی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی به بررسی ابعاد جامعه آخرالزمانی در مقطع قبل از ظهور حضرت مهدی؟عج؟ میپردازیم و در فصل سوم ابعاد جامعه بعد از ظهور (جامعه مهدوی) و مقارن حضور حضرت را بررسی میکنیم تا درنهایت از مقایسه این دو جامعه بتوانیم برای تقویت جبهه حق و ارتقاء جامعه منتظر گامی برداریم.
درباره وقایع معنوی قبل از فرارسیدن آخرالزمان، روایات ما وضع غالب در جوامع بشری را رو به انحطاط و دوری از معنویات و فطرت انسانی معرفی کرده که از جنبههای مختلف قابلتوجه میباشد. در این گفتار وضعیت فرهنگی و اعتقادی جامعه را ذیل چند عنوان مورد بررسی قرار میدهیم.
یکی از مکاتب اخلاقی واقع گرای طبیعی، لذتگرایی است. «اصل بنیادین لذتگرایی این است که: عمل و رفتار درست عملی است که دست کم به اندازه هر بدیل دیگری غلبه لذت بر الم را در پی داشته باشد». (1)به عبارتی هر چیزی که خوشایند و لذت بخش باشد خوب است. مکتب لذتگرایی حسی میگوید: هر چیزی که دارای لذت حسی باشد ذاتا خوب است. و در زندگی بهرهمندی از لذات حسی مهم است. این دیدگاه منتسب به یکی از شاگردان سقراط به نام آریستیپوس کورنایی است. او در پی لذاتی بود که فقط لحظهای و زود گذرند. می گفت نه لذت مورد انتظار در آینده را میتوان لذت دانست و نه یاد آوری لذت گذشته را.
متاسفانه در جامعه آخرالزمانی، اشتغال به لذتگرایی حسی تبدیل به یک فرهنگ شده که با روح اسلام ناسازگار است که در نتیجه آن افراد در سطح جامعه به دنبال منافع و لذات شخصی خود حرکت کرده و کاری با جامعه و ملزومات آن ندارند و حتی حرام الهی را نیز حلال میدانند و لذات زودگذر حسی و خیالی و بعضا حرام دنیایی را بر لذات حلال و پایدار معنوی و اخروی مقدم میدانند. این نگرش در ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی، در حیطه فردی و اجتماعی تاثیر گذار است. لذا افراد عملا بر خلاف اسلام و اصول اخلاق انسانی عمل میکنند. از حضرت علی؟ع؟ روایت شده که
1) . فلسفه اخلاق ویلیام، ص179.
در آخرالزمان _ که بدترین زمانهاست _ زنانی ظاهر میشوند که ازنظر حجاب و پوشش وضع خوبی ندارند و اهل فتنه و شهوتپرست و دنبال لذات نفسانیاند و حرام الهی را حلال میکنند و این افراد خالد در جهنم خواهند بود. (1)
عصر ما به عصر مادیت، عصر حیوانیت انسان عاقل و عصر به هم آمیختن ارزشها با ضد ارزشها تبدیل شده است. شبکههای ماهوارهای با دعوت به بطالت و قدر ندانستن ایام عمر و زندگی، میتواند نمونه شاخصی از تلاش فرهنگ غربی برای توسعه و سلطه فرهنگ مصرف و لذتگرایی بر جهان در عصر حاضر باشد. وجود بیش از 32000 شبکه ماهوارهای در دنیا که از این تعداد 18000 شبکه در ایران( تعداد 3000 شبکه به وضوح) قابل دریافت است که در نوع خود در بین تمامی کشورهای دنیا بی نظیر است، نشان از نقشهای شوم و البته برنامه ریزی شده برای جامعهی هدف«فرهنگ اسلامی و البته انسانی»است. (2)
آنان بر این باورند که مهمترین گام در جهت انهدام و به انحراف کشیدن یک جامعه اسلامی، تبلیغ سبک زندگی غربی به عنوان سبک مدرن و امروزین زندگی در نهایت تغییر و استحاله سبک زندگی جوامع اسلامی را در پی خواهد داشت. و همچون نبرد آندلس و تاریخ معاصر (جنگ افغانستان و عراق) میبایست کوچکترین و مهم ترین نهاد جامعه یعنی خانواده را هدف قرار دهند. آنها در این راه، ابتذال و انحراف اخلاقی را موثرترین مسیر میدانند، و از هیچ تلاشی در حیازدایی از زنان و غیرتزدایی از مردان، فروگذار نکردهاند.
از این رو ضروری است تا با رصد، شناسایی، تبیین، تحلیل، و اطلاع رسانی به موقع و به هنگام پیرامون هجمههای جنگ رسانهای دشمن علیه جامعه اسلامی به خصوص قشر زنان که به واقع مادران حال و آینده و مربیان انسان ساز این مرز و بوم میباشند، اقدام به ایجاد آگاهی و بصیرت افزایی در جامعه مخاطب گردد. امید است با تلاش مدیران و تبیین اهداف شوم استعمار، زنان غیور ایرانی، در مواجهه با این هجمههای مخرب فرهنگی، سبک زندگی فاطمی را پیشه نمایند و با تاسی جستن به اسوه عفت و حیا، حضرت فاطمه زهرا علیها اسلام روز به روز موجبات تعالی و ارتقای ارزشهای دینی و معنوی جامعه را بیش از پیش فراهم سازند.
توسعه یافتن مفاسد اخلاقی در تمام ابعاد یکی از تبعات سوء در بعد فرهنگی اعتقادی گرایش به سوی لذتگرایی حسی در سطح جامعه است که خودش آسیبهای فراوانی مانند: تزلزل و کم شدن کارکردهای خانواده، و از بین رفتن اعتماد و رواج بد بینی در سطوح مختلف جامعه را در پی دارد. یکی از انحرافهای خطرناکی که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار میشود، گسترش ناامنی اخلاقی است.
در آن روزگار، فساد و بیبندوباری اخلاقی، بهطور گستردهای گسترش مییابد. قبح و زشتی کردارهای حیوانی گروهی انساننما، براثر گسترش فساد و تکرار آن از بین میرود و حالت عادی و طبیعی به خود میگیرد. فساد چنان فراگیر میشود که کمتر کسی میتواند و یا میخواهد از آن جلوگیری کند. (1)
امام باقر ؟ع؟ فرمود:
قائم زمانی خواهد آمد که مردها خود را شبیه زنان کنند و زنان شبیه مردان شوند. آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند یعنی لواط کنند وزنان به زنان... و مردم مرتکب زنا شوند و ربا بخورند... . (2)
یکی از مفاسد تربیتی، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع تراشی برای علم آموزی دینی و گرایشهای الهی آنان است:
وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمیدهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان میکنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد؛ من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند. (3)
به گزارش ایسنا در تاریخ ۳۱فروردین۱۳۹۲، نمایندگان پارلمان فرانسه قانون ازدواج همجنسگرایان را تصویب کردند. بدین ترتیب ازدواج همجنسگرایان در فرانسه در نهایت پس از قریب به هفت ماه بحث و جدل میان نمایندگان، به صورت قانونی درآمد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه پیشین آمریکا و کاندیدای ریاست جمهوری ۲۰۱۶، از ازدواج
همجنسگرایان حمایت کرد. از طرفی کلیسای اسقفی اپیسکوپال خود را به عنوان اولین گروه مذهبی در امریکا معرفی کرد که به تقدیس ازدواج همجنس بازان رأی میدهد. (1)
پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ فرمودهاند:
بر امت من زمانی بیاید که باطن آنها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ریا است و از او نمیترسند. خداوند نیز همه آنان را عقوبت خواهد کرد و هرچه دعا کنند، حتی دعای غریق، مستجاب نخواهد شد. (2)
پیش از آمدن مصلح و در آخرالزمان، جوامع بشری از جدایی و تفرقه رنج میبرند. و انسانها آرزوی یکدل و یکسو بودن را دارند و هرکسی و گروهی، از آموزههای دینی، برداشت و تفسیر متفاوتی دارد که باعث اختلاف در مسائل و رفتارهای اجتماعی میشود. از اینرو هر جامعه یا گروهی برای تثبیت خود، دیگری را زیر سؤال میبرد و در خوار و زبون کردن دیگری میکوشد.
رسول گرامی اسلام؟ص؟ وضعیت آن روزگار را از نظر عاطفی چنین بیان میدارد:
در آن روزگار، بزرگترها به زیردستان و کوچکترها رحم نمیکنند و قوی بر ضعیف ترحم نمینماید. در آن هنگام، خداوند به او (مهدی) اذن قیام و ظهور میدهد.
نیز آن حضرت میفرماید:
قیامت برپا نمیشود تا آنکه زمانی فرارسد که مردی (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خویشاوندی سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند؛ ولی چیزی به او نمیدهند. همسایه از همسایه خود کمک میطلبد و او را به حقّ همسایگی سوگند میدهد؛ ولی همسایه کمکش نمیکند. (3)
1) . پورتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com.
2) . «سَیأْتِی عَلَی أُمَّتِی زَمَانٌ تَخْبُثُ فِیهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلَانِیتُهُمْ»؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)»، ج8، ص306، باب حدیث ابی ذر، ص297، ح476).
3) . «... وَ لَا یرْحَمُ کَبِیرُکُمْ صَغِیرَکُمْ وَ لَا یوَقِّرُ صَغِیرُکُمْ کَبِیرَکُم... »؛ (بحارالانوار، ج52، ص380، باب 25، علامات ظهور، ح148و ج36، ص335).
حضرت علی؟ع؟ در مورد اوضاع آخرالزمان فرمودند:
... مردم راه و رسم و فرهنگ و معنویت نماز را نابود ساختند و به پوسته آن قناعت کردند و ویژگی امانت و امانتداری را ضایع ساختند و دروغ پردازی را روا شمردند و رباخواری را مباح دانستند و رشوه دادند و گرفتند و دین به دنیا فروختند. و قطع رحم کردند و هواهای دل را پیروی کردند و ریختن خونها را آسان ساختند. و زنان بر زینها سوار شدند و تلاش کردند خود را شبیه مردان سازند. (1)
روایت نشانگر آن است که: در این جامعهها، نماز که ستون دین است، محتوای خویش را از دست میدهد، امانتها ضایع میگردد و دروغگویی روا میشود و رباخوارگی و بهرهکشی مباح میگردد و پیوندهای خویشاوندی گسسته میشود. ریختن خون شایستگان و خوبان و ظلم ستیزان آسان میگردد و ستمکاران به ستم خود فخر میفروشند و کارهای زشت، رواج و گسترش مییابد. نیز روایت نشانگر آن است که دختران جوان، لباس مردان را به تن میکنند، موهای خویش را مردانه آرایش میکنند و... .
پیامبر؟ص؟میفرماید:
مهدی از ولد من و اسم و کنیه او اسم و کنیه من است و شبیهترین مردم به من خلقا و خلقا است، او غیبتی خواهد داشت که امت در زمان غیبت او گمراه خواهند شد و او خواهد آمد و زمین را از عدل و قسط پر خواهد کرد همچنان که از جور و ظلم پرشده. (2)
در روایتی دیگر امام صادق ؟ع؟ اشاره میکند که در آخرالزمان مؤمنین امتحان شده و به خاطر طول غیبت شک در قلوبشان ایجادشده و اکثراً مرتد میشوند و از قبول ولایت شانه خالی
میکنند. (1)
مثلاً امروزه در جوامع مختلف شاهد بروز مدعیان دروغین در زمینههای مختلف مانند مباحث مهدویت و عرفانهای کاذب هستیم که در جدیدترین سوء استفاده از اعتقادات مردم ساده لوح در جامعه اسلامی ایران شاهدیم که در تهران (29/09/1394) فردی به نام شیخ اکبر تهرانی ادعا میکند که تعداد معصومین به ۱۵ نفر افزایش یافته است. و خود را معصوم پانزدهم معرفی میکند که این یک نوع بارز انحراف در دین است. (2)
گرایشات الهی و عرفانی از امور فطری و غیر قابل تغییر هستند که در همه انسانها و زمانها وجود دارند، ولی آموزههای وحیانی به تدریج در طول زمان به دلایل مختلفی به طور عمد یا سهوی دچار انحرافاتی شده است. و آیینها و ادیانی که امروزه در دنیا به صورت بتپرستی و شبه آن وجود دارد مانند: بودیسم، یوگا و آیینهای موجود بین چینیها، تبتیها و هندیها، همه شکلهایی تحریف شده از ادیان الهیاند. که به تدریج بر اثر عوامل مختلفی نظیر: جاه طلبی و هوا پرستی به وجود آمدهاند. امروزه نیز کم و بیش در تمام ابعاد اسلام انحرافاتی وارد شده از همین رو تلاش امام خمینی؟ره؟ این بود که به تعبیر خودشان اسلام ناب محمدی را عرضه کنند و با خرافات و انحرافات به وجود آمده مبارزه کنند. (3)این انحرافات از صدر اسلام تاکنون وجود داشته به عنوان مثال در زمان حضرت علی؟ع؟ در هر سه جنگ ایشان بروز انحرافات اعتقادی بالاخص در خواصی نظیر طلحه و زبیر دیده میشود. و ورود رهبانیت به اسلام و ظهور عرفانهای کاذب و نوظهور در عصر حاضر مانند: کریشنا، رام الله، سای بابا از شرق و عرفانهای غربی نیز مصادیقی از انحرافات در آموزههای الهی است. دو منبع و زمینه اساسی این انحرافات طبق روایات، نادانی و هواپرستی است که در جامعه آخرالزمانی به اوج خود رسیده. حضرت علی؟ع؟ میفرماید:
«سرچشمه همه فتنه ها، پیروی از هوای نفس و احکامی که بر خلاف شرع صادر میگردد، است». (4)
پیش از ظهور امام زمان؟عج؟ جوّ حاکم برجهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود:
«اِقتَربَ لِلنَّاسِ حِسابُهُم و هُم فِی غَفلَةٍ مُعرِضون» (1)در این آیه، مردم به غفلت و اعراض از خداوند، متّصف شدهاند. علامه در المیزان ذیل آیه علت غفلت و اعراض مردم از خداوند را، دل بستن به دنیا و سرگرم آن شدن میداند. که در نتیجه دلهاشان از محبت دنیا پر شده و دیگر جایی خالی برای یاد قیامت، یادی که دلهایشان را متاثر کند در آن باقی نمانده، حتی اگر دیگران هم متذکرشان کنند باز متوجه نمیشوند، و هم چنان در غفلت از قیامت هستند، چون آن طور که باید، آن را تصور نمیکنند، و گر نه دلهاشان متاثر میشد. که این حالات را به طور محسوسی در انسانهای جوامع آخرالزمانی شاهدیم. در روایات نیز منظور از اشراط الساعه که در آیه 18 سوره محمد، به آن اشارهشده، رواج بیش از حدّ کفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد متعدّدی از آن برشمرده شده است. (2)
در دوران پیش از ظهور، عبادت و پرستش خدای بزرگ، چنانکه شایسته است انجام نمیشود. اکثر انسانها در مادیات و دنیا غرقشدهاند و به هدف خلقت خویش نمیاندیشند. و غافل شدهاند از اینکه روزی بهسوی خدا بازمیگردند و در این دوران کوتاه زندگی باید خود را آماده سفر بهسوی خداوند سازند.
رسول خدا؟ص؟ وضعیت دینی جامعه را بهخوبی توصیف کرده و فرمودهاند:
بهزودی زمانی بر امت من فرارسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نماند. آنان به نام مسلمان خوانده میشوند درحالیکه دورترین مردم از اسلاماند، مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است. فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسماناند فتنه از ایشان آغاز میشود و به آنان بازمیگردد. (3)
امام صادق؟ع؟ فرمودند:
اذا قام جاء بامر جدید کما دعی رسول الله فی بدوا الاسلام الی امر جدید؛ (4)هر زمان که قائم ما قیام کند امر تازهای میآورند، چنانکه رسول اکرم؟ص؟ در ابتدای اسلام چنین بودند (قرآن را آوردند).
1) . انبیاء(21)، 1.
2) . تفسیر قمی، ج2، صص279-282؛ نورالثقلین، ج5، ص37.
3) . «سَیأْتِی زَمَانٌ عَلَی أُمَّتِی لَا یبْقَی مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ یسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِی خَرَابٌ مِنَ الْهُدَی فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیهِمْ تَعُودُ»؛ (بحار الانوار، ج52، ص190، باب25علامات ظهوره، ح21).
4) . ارشاد مفید، ص359؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج8، ص353.
بنابراین معلوم میشود پیش از ظهور، احکام خداوند تغییر میکند؛ یعنی حلال، حرام و حرام، حلال میشود. متاسفانه امروزه حتی در دنیای اسلام این تفکر غالب شده است که انسانی خوشبخت و پیشرفتهتر است که کام جویی هر چه بیشتر از طبیعت و مواهب موجود زندگی داشته باشد. بطوری که ممکن است به فراموشی اصول اولیه انسانیت، دین و طبیعت منجر شود.
سؤال: مطابق نصّ قرآن، پیامبر اسلام، خاتم انبیا ودین او نیز خاتم ادیان است، بنابراین مراد از امر جدید در این روایت چیست؟ (1)
پاسخ
طبیعت هر نهضت وقیام وانقلابی، گرچه تجدید نظر کردن در برنامههای گذشته بوده ودرصدد پیاده کردن امری جدید است، زیرا نوآوری از ارکان هر نهضت به شمار میآید. اما در انقلاب حضرت مهدی؟عج؟ این بدان معنی نیست که حضرت از اصول اوّلی شریعت دست برداشته و دین جدید خواهد آورد؛ زیرا حضرت، درصدد احیای همان شریعت جدّ خود میباشد، گرچه ممکن است آن را با اسلوب جدیدی پیاده نماید. بلکه چنان اسلام را از میان انبوه خرافات و تحریفها و تفسیرهای نادرست و برداشت های غلط بیرون میآورد که بنائی کاملا نو و جدید جلوه میکند. این مطالب هنگامی بیشتر روشن میشود که به نکات زیر توجه شود:
مطابق برخی روایات، بخشی از احکام به جهت نبود شرایط ومقتضیات در عصر معصومین بیان نشده وتنها علمش نزد اهل بیت؟عهم؟ باقی مانده است، و در عصر ظهور، آن احکام بیان خواهد شد؛
بخشی از احکام به جهت ضایع شدن کتابها واحادیث تلف شده وبه دست ما نرسیده است که قطعاً نزد امام زمان؟ع؟ موجود است ودر عصر ظهور آنها را بیان کرده وبه اجرا خواهد گذاشت؛
در عصر غیبت به جهت دوری از امام معصوم، علما و فقها مأمور به اخذ وظیفه از ادلهای هستند که غالب آنها ظنّی است ودر نتیجه، احکامی که استخراج میشود احکام ظاهری است نه واقعی، گر چه در عصر غیبت مأمور به عمل به آنها هستیم، ولی در عصر ظهور توسط امام زمان؟ع؟ احکام واقعی عرضه میشود؛
تا عصر ظهور دیدگاه وسطح فکر وتعقل مردم بسیار بالا رفته وآمادگی وقابلیتهایی
1) . ر.ک: دین جدید در عصر ظهور، محمد مهدی لطفی.
فوقالعاده در فهم معارف دینی خواهد یافت، که در نتیجه احتیاج به پاسخگویی با انحای مختلف به این خواستهها است.
پیامبر؟ص؟ خطاب به اصحاب خود چنین فرمودند: چگونه میشود حال شما هنگامیکه زنهای شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند و بدتر از آن زمانی است که شما به منکر امر و از معروف نهی نمایید و سختتر از آن این است که شما منکر را معروف و معروف را منکر پندارید، و آن زمانی است که علما فاسق و رذایل عالم شده و خوبان شما باهم درگیر شوند. (1)
به عنوان نمونه، در فرانسه هر دو ساعت به یک زن تجاوز میشود. این در حالی است که بعضی از سازمانها از جمله انجمن مقابله با تجاوز به زنان در فرانسه معتقد است هنوز وحشت اعلام شکایت علیه تجاوز به عنف در فرانسه از سوی زنان از بین نرفته است و تنها نصف قربانیان نزد پلیس شکایت میکنند. بنابر تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا، عمل و تجارت فساد و فحشا به کار و تجارتی پر سود در آمریکا تبدیل شده است که به طوری که درآمد و سرمایه آن به 8 میلیارد دلار میرسد. اکنون حدود 900 سینما در آمریکا مخصوص اکران و پخش فیلمهای مستهجن است. قانونی کردن ازدواج هم جنس گرایان در کشورهای غربی از جمله بلژیک، هلند، اسپانیا و... یکی دیگر از نشانههای بارز فساد است. (2)شاید اشکال شود که آنها مسلمان نیستند که شما آنها را با احکام اسلامی محک میزنید. در پاسخ میگوییم:
اولاً: بحث از جامعه انسانی است و شامل مسلمان و غیر مسلمان نیز میشود؛
ثانیاً: انسان موجودی است اجتماعی و وقوع این گونه ناهنجاریها و گناهان به دیگر جوامع هم سرایت خواهد کرد؛
ثالثاً: انسانها دارای فطرت مشترک الهیاند و اگر غبار غفلت از فطرت بشر زدوده شود با این نابهنجاریها مخالفت خواهد کرد.
رابعاً: اسلام بهعنوان آخرین دین الهی جهان شمول و فراگیر خواهد شد و ما باید با تبلیغ درست دین اسلام ریشه این مفاسد را زده و قبح آن را در جوامع بشری نهادینه کنیم.
البته بیان اینها بدان معنا نیست که کشورهای اسلامی در حد مقبولی قرار دارند، بلکه تا رسیدن به حد مقبول و شایسته راه طولانی وجود دارد.
حضرت علی؟ع؟ میفرماید:
زمانی خواهد آمد که جز حیلهگر احترام نشود، بهجز فاجر تجلیل نگردد، بهجز آدم منصف خوار نگردد، صدقه را جریمه پندارند، صله ارحام را با منت انجام دهند و عبادت را برای فخرفروشی به مردم بجا آورند. در چنین زمانی حکومت با مشورت زنان، امارت با کودکان و تدبیر با خواجگان میشود. (1)
و در جای دیگر نیز میفرماید:
... نشانه آن هنگامی است که مردم نماز را بمیرانند، امانت را ضایع گردانند، دروغ را جایز شمارند، رباخواری کرده و رشوه بگیرند، بناها را محکم و مرتفع بسازند، دین را برای دنیا بفروشند، سفیهان را بکار گیرند، با زنها مشورت کرده و قطع رحم نمایند، از هوای نفس پیروی کنند، حلم نوعی ضعف و ظلم فخر شمرده شود. (2)
یکی از عوامل تبدیل کننده ضد ارزشها به ارزش هنجارها هستند. باید توجه داشت که اگر در یک جامعه حرمت و زشتی رفتارهای ناهنجار و مبتذل از بین برود، آن رفتار بمرور بهعنوان هنجار در جامعه پذیرفته میشود، و از آنجا که هنجارها تبدیل به ارزش شده و فرهنگ جامعه را میسازند. پس در نتیجه جامعه دچار تخریب و حتی تغییر فرهنگی میشود. متاسفانه امروزه در حالی که کمتر از 40 سال از قیام و انقلاب مردم ایران گذشته، بعضا تغییرات فرهنگی و هنجارهای اجتماعی ناسازگار با آموزههای اسلامی را در جامعه شاهدیم. مثل وضع پوشش جوانان و رابطه بهمعنای دوستی دختر و پسر نامحرم بدون عقد ازدواج.
بهعنوان نمونه:
آمار تکان دهنده مجلس از روابط دختر و پسر در ایران: در این گزارش با استناد به نامهای از
وزارت آموزش و پرورش، نتایج تحقیق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است. بر اساس این تحقیق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز یعنی ۷۴. ۳ درصد دارای رابطه «دوستی با جنس مخالف» بودهاند. همچنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی ۱۳۸۶-1387 از ۱۴۱۵۵۲ دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد ۲۴۸۸۹ نفر (17. ۵ درصد) دارای روابط همجنسگرایی (لواط و مساحقه) بودند. (1)
متاسفانه امروزه دوستی با جنس مخالف بهعنوان یک ارزش در بین برخی جوانان مطرح است. و بعضا کسی که دوستی از جنس مخالف ندارد بی کلاس و عقب افتاده نامیده میشود. بهعنوان مثال جوانی که دوستی از جنس مخالف ندارد، بدلیل مقایسه اجتماعی او هم میخواهد یا مجبور است خود را با بقیه تطبیق دهد. و میخواهد از دیگران عقب نماند(احساس محرومیت نسبی)و یا دیگران او را مسخره نکنند (مجازات) لذا او بعلت نیاز به احترام و جلوگیری از بی حرمتی، از کاری که بقیه انجام میدهند تبعیت میکند. (2)این قاعده در مورد تمام ناهنجاریها جاری شده و به مرور آنها را تبدیل به هنجار بعد ارزش و در نهایت فرهنگ پذیرفته شده جامعه میکند. با دقت در وضعیت حجاب زنان از زمان انقلاب تاکنون (سال1396) به صحت این قاعده و روند پی خواهیم برد.
تأملی بر سیر تحول حجاب بانوان ایرانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
حجاب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا جنگ تحمیلی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پای بندی به ارزشهای اسلامی و رعایت حجاب و عفاف جان تازهای میگیرد؛ به گونهای که ملّت، شاهد گرایش تعداد زیادی از زنان کشور به سمت چادر هستند. بعد از گذشت کمتر از یک ماه از پیروزی انقلاب و حضور زنان بی حجاب در ادارهها و سازمانهای مختلف، ناخشنودی انقلابیون از وضعیت موجود تشدید میشود. امام خمینی با ابراز نارضایتی از این شرایط، اولین نطق تاریخی خود را دربارهی مسئلهی حجاب در 15 اسفند 1357 انجام داده و میفرمایند:
در وزارت خانههای اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند؛ امّا باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ امّا کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات
شرعی باشند. (1)
پس از موضع گیری صریح حضرت امام خمینی دربارهی ضرورت پوشش اسلامی برای زنان در عرصهی اجتماعی، بلافاصله در 16 اسفند 57، موجی از اعتراضها از سوی زنان بی حجاب در جامعه راه میافتد. عدّهای رسماً با برپایی گردهمایی و تجمعات اعتراض آمیز در مقابل فرمان امام میایستند. اعتراض چند هزار نفری در دانشکدهی فنی دانشگاه تهران، اعتراض کارمندان زن برخی بیمارستانهای تهران و زنان شاغل در مخابرات و وزارت امورخارجه بخشی از این اعتراضها را تشکیل میدهد. آرام آرام درگیری و تشنج میان اقشار مذهبی، به خصوص زنان باحجاب با زنان بی حجاب رو به گسترش میگذارد که محملی را برای افراد مغرض فراهم میکند تا با انگیزههای گوناگون، آتش تنشهای اجتماعی را شعله ورتر کنند.
12 فروردین 1358، مردم با رأی بیش از 98 درصدی به جمهوری اسلامی بار دیگر بر خواست خود مبنی بر اسلامی شدن فضای کشور تأکید میکنند. راهپیمایی زنان محجبه در حمایت از گسترش پوشش اسلامی در جامعه برگزار میشود. مبارزه با بی حجابی یک خواست عمومی میشود. ضعف دولت در برخورد با بی حجابی بار دیگر پای مردم را به مسئله باز میکند. برخورد با زنان بی حجاب شدّت میگیرد و دیگر بار عناصر منحرف تلاش میکنند تا با اعمال برخی تندروی ها، هزینه هایی را به انقلابیون تحمیل کنند. (2)
وضعیت حجاب در دوران جنگ تحمیلی
در 13 تیر 1359، امام خمینی در پاسخ استعلام در مورد تعرّض عدّهای از افراد ناآگاه و احیاناً ضدانقلاب، به بانوان بی حجاب پیامی خطاب به ملّت مسلمان ایران مبنی بر عدم تعرّض به بانوان بی حجاب صادر فرمودند: «ممکن است تعرّض به زنها در خیابان، کوچه و بازار، از ناحیهی منحرفان و مخالفان انقلاب باشد؛ از این جهت، کسی حقّ تعرّض ندارد و این گونه دخالتها برای مسلمانها حرام است و باید پلیس و کمیتهها از این گونه جریانها جلوگیری کنند». (3)
پس از این پیام، از 14 تیر 1359 ورود زنان بی حجاب به ادارهها و سازمانهای دولتی ممنوع شده و زنان موظف میشوند تا ضمن پوشیدن لباسهای آستین بلند، روسری نیز به
سر کنند. از رمضان سال 1360 نهادهای نظارتی و قضایی تلاش میکنند تا با وضع قانون ها، با مظاهر منکرات خصوصاً بی حجابی برخورد کنند؛ لذا براساس قانونهای جدید، اماکن عمومی مؤظف به نصب تابلوهایی با مضمون «عدم پذیرش افراد بی حجاب» میشوند.
در سالهای بعد به دلیل حساسیت مردم و مسئولان، تا حد قابل توجّهی شرایط و فضای کشور به نفع حجاب تغییر میکند؛ اما از سال 1362 معضل بدحجابی جانشین بی حجابی میشود. اما جو انقلابی و مذهبی کشور هم چنین جنگ و دفاع مقدّس، فرصت بسط چنین مسائلی را به آنان نمیدهد. در سالهای جنگ، شور و اشتیاق دینی و انقلابی و احساس نیاز به وحدت در مقابل دشمن، حتّی قبل از تصمیم قانون گذاران، زنان ایران را مشتاقانه و یک پارچه با انتخاب پوشش اسلامی، نه فقط برای انجام یک تکلیف الهی، بلکه به عنوان پرچم دفاع از ارزشهای اسلامی و حمایت از فرزندان و شوهران شان که در جبههها با خون خود از آن پاس داری میکردند وا میدارد. (1)
حجاب بعد از پایان جنگ تحمیلی تا به امروز
پس از این دوران، مسئلهی بدحجابی که تا حدّی مرتفع شده، هر از گاهی افکار عمومی و مسئولان را به خود متوجّه میکند؛ تا آن که نفوذ و رشد اندیشههای فمینیستی در جامعهی ایران قوّت میگیرد. با روی کارآمدن دولت سازندگی، سیاستهای فرهنگی _ اجتماعی جامعه، مسیر دیگری را میپیماید. از سوی دیگر، دولتهای غربی از ابتدای دههی هفتاد با برنامه ریزی دقیق و پیچیده برای تهاجم فرهنگی در ایران، زمینهی بدحجابی در بستر جامعه را فراهم میکنند که بر همین اساس، در سال 1371مسئلهی مانتو یا چادر در محافل مختلف طرح میشود. هرچه به سالهای پایانی دولت سازندگی نزدیکتر میشویم، شیب بدحجابی در جامعه تندتر میشود و دختران بیشتر به سمت مدگرایی حرکت میکنند. این امر با روی کار آمدن دولت اصلاحات، طرح شعار آزادی و تفاسیر نادرست از آن (تفاسیر سکولار)، با توسعهی بدحجابی ادامه مییابد؛ به گونهای که اعتراضهای فراوانی به این امر شکل میگیرد؛ اما ره به جایی نمیبرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1382 برای مرهم نهادن بر زخم سرگشادهی بدحجابی، طرحی را با عنوان «توسعهی حجاب و عفاف» به تصویب میرساند؛ طرحی که به دنبال احیای پوشش اسلامی در تمامی مراکز دولتی و غیردولتی است.
1) . حجاب در ایران، فصل نامهی بانوان شیعه، سال چهارم.
مردم به امید بهبود شرایط فرهنگی جامعه، در انتخابات سال 84 به سود جریان اصول گرا رأی میدهند؛ و فکر میکنند اقدامهای مؤثری برای بهبود شرایط حجاب در جامعه از سوی مسئولان انجام خواهد شد. علی رغم اظهارات تند برخی مقامهای دولت اصول گرا دربارهی مسئله ی حجاب، شرایط تغییر چندانی نسبت به دوران اصلاحات نمیکند. نارضایتی علنی مراجع تقلید از رواج بدحجابی موجب میشود تا حجاب دوباره در صدر توجههای جامعه قرار گیرد. اعتراضهای دانشجویان در دانشگاهها به وضعیّت نابه سامان حجاب در مراکز دانشگاهی و راهپیمایی و اعتراض مردم در سراسر کشور نسبت به عدم توجّه به امر حجاب، موجب میشود تا این امر به خواستی عمومی بدل گردد. در پاسخ به این خواست مردمی، اوّلین گام از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی برداشته میشود و قانون گسترش راه کارهای اجرایی عفاف و حجاب در ۱۳ دی ماه 1384 به تصویب این شورا میرسد. قانون یادشده در طراحی سیاستها و راه کارها و نیز تعیین وظایف تخصصی دستگاههای مربوط به قوههای مقننه و مجریه یک قانون کامل و یک بستهی جامع است. دولت اصول گرا هفت ماه پس از روی کار آمدن، مأموریّت پیدا میکند برای صیانت از عفت و پاک دامنی در جامعه آن را عملیاتی کند.
در گام دوم، سردار «احمدی مقدم» فرماندهی نیروی انتظامی، از اجرای طرحی خبر میدهد که در ابتدای اجرا، از آن با نام «امنیّت ناموسی» یاد میکند و مدّتی بعد، نام این طرح به «امنیّت اجتماعی و اخلاقی» تغییر مییابد؛ طرحی که در سالهای 1385و 1386 هر روز وارد فازهای جدیدی میشود و گسترهی وسیعی را دربرمی گیرد؛ از برخورد با زنان بدحجاب تا اعدام «اراذل و اوباش»ی که از سوی نیروی انتظامی و مراجع قضایی، مخلان امنیّت و نظم اجتماعی شناخته میشوند. روند روبه رشد بدحجابی بعد از سال 1388 نیز به علّت مسائلی چند که از جملهی آن میتوان به حضور در عرصههای اجتماعی به قیمت تساهل در حجاب، ضعف جامعه پذیری و تربیت اجتماعی، ضعف تعلّق خاطر فرد به جامعه و عدم توّجه به رعایت هنجارهای حاکم بر آن، افزایش شانس ازدواج با خودآرایی، ضعف غیرت مردان و هم چنین عدم صراحت قانون در برخورد ریشهای با این مسئله (بیتفاوتی نسبت به رعایت حجاب)، ادامه یافته است؛ به گونهای که وضعیّت پوشش امروز بانوی ایرانی، طوری است که هم گذشتهی تاریخی آن را زیر سؤال برده و هم ارزشهای اسلامی _ ایرانی را تحت الشعاع قرار داده است. وضعیّت اسف باری که هر روزه با تلاش شبکههای ماهوارهای برای تبلیغ و ترویج فرهنگ بی حجابی، هم چنین برآورد بودجههای هنگفت توسط غرب برای نابودی کامل حجاب بانوی مسلمان، خاصه بانوی
ایرانی بر ابعاد آن افزوده شده و گسترهای جدید از بی مبالاتی نسبت به رعایت حجاب را پیش روی خود میبیند؛ طوری که امروزه بی اعتنایی به رعایت معیارهای حجاب، به مسائل فراروی نظام جمهوری اسلامی مبدّل شده است. (1)
فرهنگ مهاجم غرب، سعادت و خوشبختی را بر اساس نگرشی که از انسان دارد تعریف میکند، لذا آنها مذهب را از زندگی اجتماعی حذف کرده و علم را جانشین دین کردهاند. حتی گویند ادیان آسمانی مانع پیشرفت بشر هستند. (2)هر چند در جوامع غربی این نگاه در حال تغییر است، اما برخی افراد در جوامع اسلامی که تحت تاثیر فرهنگ غربی قرار گرفتهاند، دنیاگرایی جای دینداری را گرفته و بعضا هر آنچه را ورای محسوسات باشد مثل قیامت و آخرت منکر میشوند. لذا دین و دینداران غریب خواهند بود.
پیامبر اسلام؟ص؟ درباره ویژگیهای انسانهای این دوران میفرماید:
زمانی بر مردم خواهد آمد که درهمهای آنان دینشان خواهد بود و همت ایشان شکمشان و قبله آنها زنانشان. برای طلا و نقره، رکوع و سجود بهجای میآورند. آنان همواره در حیرت و مستی خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانیاند و نه بر مسلک نصرانی. (3)
ایشان نیز در مورد جایگاه دین اسلام در جامعه میفرمایند:
به درستی که اسلام در زمان ظهورش غریب بود و در آخرالزمان هم غریب خواهد بود، خوشا به حال غریبان، کسانی که مصلحاند وقتی اکثریت مردم فساد میکنند... . (4)
1) . مجله پیام زن، بهمن ماه سال 1393 شماره 275، حجاب دیروز، حجاب امروز، مریم محمّدی.
2) . تأملات فرهنگی، ص190.
3) . «یاتِی عَلَی النَّاسِ زَمانٌ... دینُهُم دَراهِمُهُمْ وَ هَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ وَقِبلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ یرکَعُونَ لِلرَّغِیفِ وَیسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حیارَی سُکاری لا مُسلِمینَ وَ لا نَصاری»؛ (مستدرک الوسائل، ج11، ص 379، ح 13305؛ صحیح مسلم، ج1، ص131).
4) . «إِنَ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیعُودُ غَرِیباً کَمَا بَدَأَ فَطُوبَی لِلْغُرَبَاءِ... »؛ (الغیبة للنعمانی، ص321، ح1، باب22 ما روی أن القائم یستأنف دعاء جدیدا).
تاریخ بشریت همواره صحنه درگیری جبهه حق با باطل بوده، خط جدا شدن دنیا پرستان از خدا پرستان، که هر یک از طرفین برای مدیریت بشر نسخهها و ابزارهایی آماده کردهاند. فرهنگ و تمدن غرب نمونهای از جبهه باطل است. که در آخرالزمان با تمام توان به جنگ آموزههای وحیانی آمده. باین طریق که هر آنچه را که به بوته آزمایش و تجربه در نیاید از ریشه منکر میشوند. لذا با حذف دین، عقل جمعی خود بنیاد را بهعنوان تکیه گاهی برای تسخیر انسان و طبیعت برگزیده. بهره وری مادی افزونتر مبنای اصلی جهان نگری غربی را تشکیل داده، که نتیجه آن رشد فزاینده علوم صرفا در ابعاد مادی و افول و انحراف در علوم انسانی است. بطوری که علوم انسانی رایج، بر اساس تعاریف و نگرش مادی به رابطه انسان و جهان فرمول بندی شده و به وضوح با رویکرد توحید محور در زمینهی رابطه انسان، جهان و خداوند ناهماهنگ است. (1)کلام امام خامنهای در دیدار با دانشگاهیان ناظر به همین مطلب است. «بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی است، که آموزش آنها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد». (2)
خداوند متعال در بخشی از آیه 33 سوره احزاب، خطاب به برخی از زنان پیامبر؟ص؟ میفرماید «لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ الْأُولی»و همچون جاهلیت نخستین در بین مردم ظاهر نشوید. طبق نقل برخی مفسرین عبارت «جاهلیه الاولی» اشاره به جاهلیت عصر قبل از پیامبر اسلام دارد. (3)
با استفاده از تعبیر« جاهلیه الاولی» برخی از مفسرین، این نکته را بیان کردهاند که این آیه یکی از پیشگوییهای اعجاب آمیز قران میباشد. چرا که خبر از جاهلیت دیگری میدهد که در آینده رخ خواهد داد. امام باقر ؟ع؟ در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند: «سَتَکُونُ جَاهِلِیةٌ أُخْرَی؛ جاهلیت دیگری نیز به زودی اتفاق خواهد افتاد». (4)
پیامبر گرامی اسلام نیز در بیانی نورانی میفرمایند: « بعثت بین جاهلیتین الأخراهما شر من أولاهما «من بین دو جاهلیّت که دومین آن سختتر از اوّلی است، برانگیخته شدهام. (1)
امروزه ما شاهد جاهلیت نوع دوم میباشیم که به جاهلیت «نوین و یا مدرن»معروف میباشد.
بیشتر رفتارهایی که در زمان جاهلیت قبل از اسلام بود، هم مخالف عقل و علم بود و هم مخالف احکام الهی بود و این خود یکی از شاخص هایی است که طبق آن میتوان بسیاری از مسائل را سنجید.
حضرت علی؟ع؟ میفرمایند:
بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیرَةٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَةٍ قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکِبْرِیاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیةُ الْجَهْلَاءُ حَیارَی فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ فَبَالَغَ؟ص؟ فِی النَّصِیحَةِ وَ مَضَی عَلَی الطَّرِیقَةِ وَ دَعَا إِلَی الْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة؛ (2)خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنهها به سر میبردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تکبر، به لغزشهای فراوانشان کشانده بود، و نادانیهای جاهلیت پست و خوارشان کرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حکمت و موعظه نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود.
اعراب زمان جاهلی به دلیل نداشتن علم کافی و پایبند نبودن به دستورات دینی، گرفتار برخی اعتقادات و همچنین انجام دادن برخی کارهایی میشدند که تا ابدیت همانند لکۀ ننگی بر پیشانیشان نقش بسته است.
اما انسانها، در جامعه امروزی با ادعای علم و دانش و پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژی و داشتن هزاران دانشگاه و مراکز معتبر علمی، روز به روز در منجلاب گناه و فساد و طغیان و
بی بند و باری فرو میروند. هر چند بشریت امروزی، با زدن عینک علم و پیشرفت بر چشمان به ظاهر بینای خویش، روز به روز قلههای علم و صنعت و تکنولوژی را فتح میکند و مغرورانه ادعا داردکه همه کاره میباشد ولی به خاطر روی برگرداندن از معنویات و دستورات الهی و فاصله گرفتن از امام زمان؟عج؟ که حجت خداوند بر روی زمین میباشد، روز به روز گمراهتر میشود و در درههای هولناک جاهلیت مدرن سقوط میکند.
امیر المومنین؟ع؟ گوشه هایی از اوضاع جاهلیت مدرن را این طور بیان میفرمایند:
یأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یبْقَی فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَی سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَةُ یرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیهَا؛ (1)روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی باقی نخواهدماند. مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین میباشند که کانون هر فتنه و جایگاه هرگونه خطاکاریاند. هرکس از فتنه بر کنار است او را به فتنه بازگردانند و هرکس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند.
همچنین پیامبر؟ص؟ در حدیثی طولانی برای سلمان فارسی، برخی از ویژگیهای جاهلیت مدرن را این طور بازگو میفرمایند:
ای سلمان! در آن موقعیت کارهای بد و ناپسند در بین مردم بصورت کارهای شایسته و پسندیده در آید و کارهای پسندیده و نیکو، به صورت کارهای نکوهیده و ناپسند جلوه کند. مردمان خیانت پیشه، مورد وثوق و امانت واقع شوند و به افراد امین و درستکار، نسبت خیانت داده شود و مرد دروغگو را تصدیق کنند و به دروغهای او مهر صحّت و درستی بنهند و مرد راستگو و درست را دروغگو شمارند و به گفتار او ترتیب اثر ندهند… ای سلمان! در آن وقت مردها به مردها اکتفا میکنند و زنها به زنها اکتفا مینمایند… مردها خود را شبیه به زنان میکنند، و زنان خود را شبیه به مردان مینمایند. و افرادی که دارای رحم هستند و برای تولید مثل آفریده شدهاند که منظور زنان میباشند، سوار بر زینها میشوند. پس بر
1) . همان، حکمت 369، ص540.
آن زنان از امّت من لعنت خدا باد… ای سلمان! در آن زمان پردۀ عصمت مردم پاره میشود. محرّمات الهیه به جای آورده میشود. حریم عفاف دریده میگردد. معصیتهای خدا رائج میگردد. بدان و اشرار بر اخیار و خوبان تسلّط پیدا میکنند و دروغ علناً رائج و در بین تودۀ مردم شایع میشود. لجاج و خودسری و استکبار ظاهر میگردد و نیازمندی و احتیاج، همۀ تودهها را فرا میگیرد. مردم به لباس خود بر یکدیگر مباهات میکنند. بارانهای فراوان در غیر فصل باران پیدا میشود. اشتغال به لهو و لعب از قبیل بازی کردن با باطل و آلات موسیقی را امری پسندیده و نیکو میشمرند. امر به معروف و نهی از منکر را گذشته از آنکه به جای نمیآورند، امر نکوهیده و ناپسند میدانند. زمانه و وضعیت محیط در آن زمان به قدری انحطاط پیدا میکند که مردمان مؤمن و با ایمان راستین، در آن زمان، در بین مردم از تمام افراد امّت پستتر و حقیرتر و ذلیلتر خواهند بود. در بین زاهدان و عابدان و در بین علما و نزدیکانشان حسّ بدبینی و بدخواهی ظهور نموده و پیوسته در صدد عیبجوئی و ملامت از یکدیگر بر میآیند. (1)
اگر اعراب زمان جاهلیت بر اساس دلایل پوچ و پیش پا افتاده، به جان هم میافتادند و در گیریهای قبیلگی و کشتار، راه میانداختند، انسانهای عصر جاهلیت مدرن نیز از سر غرور و تکبر به بهانههای واهی به جان هم میافتند و با استفاده از علم و دانش و صنعت نظامی، در زمان کمتری انسان بی گناه بیشتری را به خاک و خون میکشند. مثل حملات انتهاری و بمباران مناطق مسکونی در جنگهای اخیر در دنیا.
اگر در جاهلیت قبل از اسلام، تعصبات قومی و قبیلگی روسای قبایل، باعث میشد که بسیاری از قبایل به جان هم بیفتند، در این عصر نیز کسانی که دنیا را دهکدهای بیش نمیدانند و خود را رئیس آن دهکده و قبیله میدانند، با سیاستهای غلط خود بیشتر کشورهای دنیا را به جان هم میاندازند و با ایجاد تفرقه و اختلاف بین مردم کشورهای مختلف، امنیت و آرامش را از جامعه بشری سلب نمودهاند.
اگر در زمان جاهلیت قبل از اسلام، زنان روسریهای خود را طوری روی سرشان میگذاشتند که گردن و گردنبند و گوش و گوشوارههای شان پیدا بود، در این عصر نیز برخی با ادعای داشتن تمدن و فرهنگ، نه تنها با چادر و روسری سرو کاری ندارند بلکه با
1) . تفسیر قمی، ج2، ص305.
کمال افتخار، به برهنه بودن خود میبالند و فرهنگ برهنگی را ترویج میکنند.
اگر چشمانمان را باز کنیم و طور دیگر به این عصر نگاه کنیم، ابو جهل، ابولهب و ابو سفیانهای بسیار زیادی را میبینیم که در مسابقۀ جهل و نادانی، از سردمداران جاهلیت قبل از اسلام نیز گوی سبقت را ربودهاند.
در مجموع به این نتیجه میرسیم که اوضاع فرهنگی اعتقادی جامعه آخرالزمان گرفتار آسیبهای عمیق شده که در جامعه منتظر و زمینه ساز باید برای رفع این آسیبها تلاش کرد.
از جنبه اخلاق فردی و تربیتی، در این دوره، گناه زیاد شده و در خانوادهها حقوق افراد رعایت نمیشود. فرزندان برای والدین خود احترامی قائل نیستند و والدین نیز، حقوق فرزندان را ضایع و در تربیت آنها ، سستی میکنند. عواطف بین اعضای خانواده، از بین میرود که شاید دلیل آن، الگو قرار دادن کفار و جوامع غیرمسلمان در تربیت فرزندان باشد؛ لذا روزبهروز گرمی کانون خانوادهها از بین میرود و پایههای آن سست میشود.
از جنبه اخلاق اجتماعی، در جامعه نیز روابط انسانها رو به تیرگی میرود؛ نه جوانان به پیران و نه پیران و بزرگترها به کوچکتر از خود احترام میگذارند. حقوق همسایگان رعایت نمیشود و عهد و پیمان در جامعه، ارزش و جایگاهی ندارد؛ لذا اعتماد و اطمینان در جامعه از بین میرود و اختلافات اجتماعی، افزایش پیدا میکند. به عبارتی جامعه قبل از آمدن منجی ازنظر اخلاقی، رو به انحطاط است و خود انسانها از آن رنج میبرند.
از جنبه دینی و علمی و فکری نیز، حرکت جوامع رو به عقب است و روز به روز جامعه از معنویات بیشتر فاصله میگیرد. انجام گناه، به علت از بین رفتن قبح آن، علنی و آشکارمیشود و عبادات هم که انجام میگیرد، از معنویت و روح عبادت خالی است. معروف، منکر و منکر، معروف جلوه میکند. نمادهای دین، زیبا ساخته میشود؛ اما تنها ظاهرسازی و ریاکارانه است و عملکننده واقعی به دین، بسیار کم است. عالمان دین، گاهی از دین و علم خود برای رسیدن به منافع دنیا استفاده میکنند. افراد، دچار انحطاط و انحراف فکری و اعتقادی میگردند. شاید دلیل این امر، حاکم بودن جوّ مادیگری بر جوامع است؛ لذا بیشتر مردم برای رسیدن به منافع دنیایی خود، دین فروشی میکنند.
بیان کردیم که این تصویر سیاه از دوران پیش از ظهور، چهره غالب آن دوره است بنابراین، جهانِ پیش از ظهور اگرچه دوران تلخی است ولی با اتصال به دوره شیرین ظهور این کجی و کاستیها به پایان خواهد رسید. در این گفتار به بیان مختصر ویژگیهای سیاسی اجتماعی جامعه آخرالزمانی ذیل چند عنوان میپردازیم.
امام صادق؟ع؟ فرمودند:
... مَا یکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّی لَا یبْقَی صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ قَدْ وُلُّوا عَلَی النَّاسِ...؛ (1)امر قیام مهدی ما محقق نخواهد شد مگر اینکه تمام اصناف مردم به حکومت برسند تا نتوانند بگویند اگر حکومت به دست ما داده میشد عدالت و حق را اجرا میکردیم. بعد از رسیدن همه طبقات به حکومت مهدی ما ظاهر میشود و حق و عدالت را اجرا میکند.
پیش از ظهور امام زمان؟عج؟ حکومتهای ستمگر به ضعف میگرایند(موج بیداری اسلامی) و این زمینهای میشود تا حکومت جهانی حضرت مهدی در سرتاسر جهان مورد پذیرش قرار گیرد. امام سجاد؟ع؟ درباره آیه شریفه {حَتَّیٰ إِذَا رَأَوْا مَا یوعَدُونَ فَسَیعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا} (2)فرمود:
وعدهای که در این آیه دادهشده است، مربوط به حضرت قائم؟ع؟ و اصحاب و یاوران و دشمنانش است. آنگاهکه امام زمان؟ع؟ قیام کند، دشمنانش
ناتوانترین دشمنان خواهند بود و کمترین نیروها و تجهیزات را خواهند داشت. (1)
حکومتی قادر است به مردم کشورش خدمت کند که دارای ثبات سیاسی باشد؛ زیرا درصورتیکه در حال تغییر باشد، قادر به انجام کارهای بزرگ در کشور نیست. حکومتها در آخرالزمان در حال تزلزلاند و گاهی حکومتی در آغازِ روز بر سرکار میآید، ولی هنگام غروب از کار برکنار میشود.
امام صادق؟ع؟ دراینباره میفرماید:
چگونه خواهید بود، هنگامیکه بدون امام هدایتگر و بدون علم و دانش بمانید و از یکدیگر بیزاری جویید؟ و اینزمانی باشد که آزمایش شوید و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زیرورو شوید. آنوقت که شمشیرها دررفت و آمد باشد و جنگ شعلهور. حکومتی در آغاز روز، روی کار میآید و با کشتار در آخر روز برکنار و سرنگون میشود. (2)
با توجه به مغالطه کشورهای غربی در مسئله مقاومت و ارتباط آن با تروریسم میتوان گفت: وقتی دفاع مردم مظلوم فلسطین از کیان خود در نظر صهیونیستها و غربیها در حکم تروریسم نهادینه میشود و حمایتهای فکری و معنوی جمهوری اسلامی ایران از آنها در حکم حمایت از تروریستها تلقی میشود، چه توقعی دارید که سایر رفتارهای این کشورها از سر انسانیت و حقوق بشر و مبارزه با تروریسم باشد. تا مادامی که مجامع بینالمللی ابزاری در دست زورگویان باقی بمانند، شاهد تداوم بیعدالتیها در برخورد با کشورهای مستقل خواهیم بود. با ترکیب فعلی مجامع بینالمللی به ویژه شورای امنیت این مجامع به ابزاری در دست قدرتهای زورگو و ستمگر مبدل شدهاند و نمیتوان امید چندانی به آنها داشت. جامعه بشری پیش از ظهور امام؟ع؟ از ستمی که بوسیله حکومتها بر مردم وارد میشود رنج میبرد.
رسول خدا؟ص؟ دراینباره میفرماید: «زمین از ستم و بیداد پُر میشود؛ تا جایی که در هر خانهای ترس و جنگ وارد میگردد».
حضرت علی؟ع؟ نیز میفرماید: «زمین پر از ستم و بیداد میگردد؛ تا آنکه ترس و اندوه در
هر خانهای وارد شود». (1)
این بیم و ترس چیزی است که غالباً از حکومت زمامداران ستمگر و خودسر جهان سرچشمه میگیرد؛ زیرا پیش از ظهور آن حضرت، ستمگران برجهان فرمانروایی میکنند.
امام باقر؟ع؟ میفرماید: «مهدی؟ع؟ هنگامی قیام میکند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد». (2)
پیامبر؟ص؟ میفرماید:
در آخرالزمان بلای شدیدی - که سختتر از آن شنیده نشده باشد - از سوی فرمانروایان اسلامی بر امّت من وارد خواهد شد؛ بهگونهای که فراخنای زمینبر آنان تنگ خواهد گشت و زمین از بیداد و ستم لبریز گردد؛ آنچنانکه مؤمن برای رهایی از ستم، پناهگاهی که بدان پناهنده شود، نمییابد.
بنابر این روایت مسلمانان تنها از تجاوز و هجوم قدرتهای بیگانه رنج نمیبرند، بلکه از سوی حکومتهای مستبد خودشان نیز تحتفشار قرار میگیرند؛ آنچنانکه بهجای احساس آزادی، خود را در زندانی بزرگ احساس میکنند. لذا به خاطر وجود حکام و حکومتهای استبدادی افراد جامعه روی آرامش را به خود نمیبینند و در ترس و اندوه و اضطراب به سر میبرند. (3)مانند آنچه که امروزه در برخی کشورهای اسلامی شاهدیم، همچنان که ماهاتیر محمد نخست وزیر اسبق مالزی با بیان اینکه بسیاری از برداشتها و تفاسیر از دین اسلام با اهداف سیاسی ارایه میشود، بیان کرده که باید مشکلات و ناآرامیهای اخیر در برخی از کشورهای اسلامی را نه به دلیل اسلامی بودن آن کشورها بلکه ناشی از تفسیر غلط حکمرانان از اسلام دانست. (4)
به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، مولانا سید"جلال الدین امری" رهبر جماعت اسلامی هند با ابراز نگرانی از ادامه ناآرامیها در مصر، سوریه، بنگلادش و سایر کشورهای اسلامی گفت: سوریه درجهنم نابودی اقتصادی، اجتماعی گرفتار شده، عراق و افغانستان قربانی کشتار و ویرانی شدهاند و الجزایر، تونس و شماری از کشورهای دیگر مسلمان نیز شاهد بی ثباتی و ناآرامی هستند.
بنابراین هنگامی مردم در آسایش و راحتی به سر میبرند که کارگزاران حکومت، افرادی صالح و کاردان باشند؛ ولی وقتیکه افراد ناشایست فرمانروا شدند، طبیعی است که انسانها از رنج و عذاب به ستوه آیند؛ درست همچنان که پیش از ظهور حضرت مهدی؟عج؟ ، اکثر دولتها را افرادی خیانتکار، فاسق و ستمکار تشکیل میدهند.
پیامبر گرامی اسلام میفرماید: «زمانی خواهد آمد که فرمانروایان، ستمپیشه؛ فرماندهان، خیانتکار؛ قاضیان، فاسق و وزیران، ستمگر میگردند». (1)
حوادث و فتنههای آخرالزمان چون طوفانی، تمامیت جغرافیای شرق اسلامی را فرا میگیرد و پنج منطقه «شامات، حجاز، عراق، یمن و ایران» در آن روزها درگیر خواهند شد. روایات بسیاری از شورشها، جنگها و زلزلهها در شام و دمشق، خبر میدهد. به طور کلی اگر بخواهیم وضعیت خاورمیانه قبل از ظهور را بررسی کنیم، میتوانیم به چند نکته اساسی اشاره کنیم. اولین نکته فزونی جنایات و فتنهها در این دوران است. خاورمیانه قبل از ظهور مملو از ناامنی، تشویش، جنایت و سفاکی گری خواهد بود. با توجه به روایات باب 12 الغیبه نعمانی میتوان گفت که برخی از این جنایات متوجه شیعیان است و شیعه ستیزی یکی از ویژگیهای بارز این عصر است.
به عنوان نمونه روایت شده که یکی از یاران امام صادق؟ع؟ بر او وارد شد و عرض کرد:
... فَقُلْتُ فَکَیفَ أَصْنَعُ بِهَذِهِ الشِّیعَةِ الْمُخْتَلِفَةِ الَّذِینَ یقُولُونَ إِنَّهُمْ یتَشَیعُونَ فَقَالَ فِیهِمُ التَّمْییزُ وَ فِیهِمُ التَّمْحِیصُ وَ فِیهِمُ التَّبْدِیلُ یأْتِی عَلَیهِمْ سِنُونَ تُفْنِیهِمْ وَ سَیفٌ یقْتُلُهُمْ وَ اخْتِلَافٌ یبَدِّدُهُم...؛ (2)پس چه کنم با این شیعه گوناگون که گویند ما بر طریق تشیع هستیم؟ فرمود: اینان خود گرفتار جدائی و آزمایش خواهند گشت و تبدیل و جابجائی در میانشان رخ خواهد داد و به قحطی و کمبود که نابودشان سازد (مبتلا شوند) و شمشیری که خونشان بریزد و اختلافاتی بهم رسد که پراکندهشان کند.
امام باقر؟ع؟ می فرماید: «... لَا یقُومُ الْقَائِمُ؟ع؟ إِلَّا عَلَی خَوْفٍ شَدِید...؛ (3)حضرت قیام
نمیکند مگر در دورانی پر از بیم و هراس».
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ؟ص؟:
سَیأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا ینَالُ الْمُلْکُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَی إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْل...؛ از امام صادق؟ع؟ نقل شده که پیامبر خدا؟ص؟ فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد که جز از راه کشتار و گردنکشی به حکومت نمیرسند، و جز از طریق غصب و بخل بی نیاز نمیشوند، و جز در اثر خارج شدن از دین و پیروی از هوسها محبّت را به دست نمیآورند.
از این روایت برداشت میشود که قبل از قیام حضرت زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران میباشد، به عبارتی ظهور حضرت زمانی خواهد بود که امنیت سیاسی، اقتصادی و عاطفی در جامعه به شدت کم شده است.
امام رضا؟ع؟ فرمود: «پیش از ظهور امام زمان؟ع؟ کشتارهای پیاپی وبیوقفه رخ خواهد داد». (1)
حضرت علی؟ع؟ نیز فرموده:
سَیأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَاینَالُ الْمُلْکُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ...؛ (2)زمانی میآید که حکومت مستقر نمیشود مگر به آدمکشی و ستمگری... .
جعفر بن محمد؟ع؟ میفرمایند:
علاماتی قبل از قیام حضرت واقع میشود، از جمله بلاهایی از سوی خداوند که میفرماید: «حتماً شما را خواهیم آزمود». (3)
یعنی، مؤمنان را به چیزی از ترس از پادشاهان فلان خاندان در پایان سلطنتشان و گرسنگی با گرانی نرخهایشان و کاستی در مالها (منظور خراب شدن بازرگانی و کم شدن رشد و سود در آن و مراد از نقص انفس، مرگهای ناگهانی و مراد از نقص در ثمرات کمی و بیبرکتی محصولات کشاورزی است)، که در چنین زمانی بشارت باد صابر ین را به ظهور حضرت مهدی؟عج؟. (4)
در آخرالزمان طبق روایات شیعیان از دو جنبه گرفتار شداید و سختیها و آزمایش الهی میشوند.
الف( از جنبه درونی
ب( از جنبه بیرونی
گسیختن و پاره شدن پیوندهای انسانی، از پدیدههای ویرانگر پیش از ظهور است. در این روزگاران پیوندهای اجتماعی استواری وجود ندارد و در زندگی انسانها حق و عدل جایگاهی ندارد. بهظاهر انسانها در کنار یکدیگر و در یک آبادی یا اجتماعی زندگی میکنند، لیکن دلها و فکرها باهم و در کنار هم نیست و میان آنها همدلی وجود ندارد. شاید بتوانیم بهعنوان مهمترین علل آن گرایش به دنیا و تلاش برای بهره برداری هر چه بیشتر از مادیات و دوری از معنویت را مطرح کنیم، که لازمه آن فرد گرایی و خود خواهی افراد و عدم پذیرش مسؤلیت در قبال جامعه و افراد آن خواهد بود. و از برخی روایات استفاده میشود اختلاف بین انسانها در آستانه ظهور شدت فراوانی مییابد.
الف) از جنبه درونی، طبق روایات بین شیعیان نیز اختلاف واقع میشود. بهعنوان مثال از عمیره بنت نفیل روایت شده است که گفت:
سَمِعْتُ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی ؟ع؟ یقُولُ: لَا یکُونُ الْأَمْرُ الَّذِی تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّی یبْرَأَ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ یتْفُلُ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ وَ یشْهَدَ بَعْضُکُمْ عَلَی بَعْضٍ بِالْکُفْرِ وَ یلْعَنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً. فَقُلْتُ لَهُ: مَا فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ مِنْ خَیرٍ. فَقَالَ الْحُسَینُ ؟ع؟: الْخَیرُ کُلُّهُ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ، یقُومُ قَائِمُنَا وَ یدْفَعُ ذَلِکَ کُلَّهُ؛ (1)شنیدم حسین بن علی؟ع؟ میفرماید: «آن امر که شما انتظارش را میکشید واقع نخواهد شد تا اینکه پارهای از شما از دیگری بیزاری جوید و بعضی از شما در روی دیگری آب دهان اندازد و پارهای از شما بر کفر دیگری شهادت دهد و پارهای از شما عدّه دیگر را نفرین و لعن کند». پس به آن حضرت عرض کردم: خیری در این چنین زمان نیست. حضرت فرمود: «تمامی خیر در همان زمان است، قائم ما قیام میکند و همه اینها را از بین میبرد».
امام صادق؟ع؟ نیز درباره اختلافات در آخرالزمان میفرماید:
1) . الغیبة، نعمانی، ص206.
قسم به کسی که جانم در دست اوست، آنچه را که دوست دارید نخواهید دید مگر اینکه(آنقدر میان شما اختلاف و دشمنی افتد) که برخی از شما روی برخی دیگر آب دهان بیندازد و برخی از شما برخی دیگر را دروغگو خطاب میکنند. (1)
از امیرالمؤمنین؟ع؟ درباره آیه: {فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَینِهِمْ}؛ (2)و گروههای مردم در میان خود اختلاف کردند؛ سوال شد، فرمود: از پدید آمدن سه چیز منتظر فرج باشید. گفته شد: ای امیرالمؤمنین آنها کدامند؟ پس فرمود: اختلاف اهل شام در میان خود و پرچم های سیاه از خراسان، و وحشتی در ماه رمضان». (3)
ب) از جنبه برونی نیز شیعیان به علل مختلفی دچار آوارگی میشوند. به عنوان مثال: اجرای پروژه شبیهسازی واقعه ظهور موعود و منجی، توسط اتّحاد صلیب و صهیون (اسرائیل و آمریکا)، آرزوی دیرینه و قدیمی جریان باطل است که از سالها قبل و با حضور میدانی جریان سلفی و وهابی و اهل سنت تکفیری، مجال تحقّق پیدا کرده و از آنجا که شیعیان جهادگر، تنها گروه مقابله کننده با حرکتهای تمامیّتخواهانه صلیبی و صهیونیاند و بزرگترین مانع در اجرای آخرین مرحله از پروژه حکومت جهانی یهود، لذا با ایجاد اختلاف و درگیری بین شیعیان، باعث گرفتاری و آوارگی شیعیان شدهاند؛ به طوری که امروزه در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی ما شاهد اختلاف شدید و هرج و مرج بین مردم و سران کشورها هستیم. حتی یکی از نشانههای سفیانی به عنوان نشانه حتمی ظهور، شیعهکشی و دشمن اهل بیت بودن است. در حدیث از امام باقر؟ع؟ چنین آمده است: «فَإِنَّ حَنَقَهُ وَ شَرَهَهُ إِنَّمَا هِیَ عَلَی شِیعَتِنَا؛ (4)شدت خشم و حرص او تنها بر شیعیان ماست».
امام محمّد باقر؟ع؟ فرمودند: «قائم ظهور نمیکند تا آنکه فتنهای شام را فراگیرد و اهل شام به دنبال خلاصی از آنند؛ امّا راهی برای آن نمییابند». (5)
امیرالمؤمنین؟ع؟ فرمود:
[کَیفَ] أَنْتُمْ إِذَا بَقِیتُمْ بِلَا إِمَامٍ هُدًی وَ لَا عَلَمٍ یرَی یبْرَأُ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ؛ (6)
1) . «... لَا یکُونُ ذَلِکَ الْأَمْرُ حَتَّی یتْفُلَ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ... »؛ ( الغیبة، نعمانی، ص206، ح10، باب12).
2) . مریم(19)، 37.
3) . «... انْتَظِرُوا الْفَرَجَ مِنْ ثَلَاثٍ... اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَینَهُمْ...»؛ ( الغیبة، نعمانی، ص356، باب14، ح8).
4) . الغیبة، نعمانی، ص300.
5) . همان، ص۲۹۰.
6) . الغیبة، طوسی، ص341، باب5.
چگونهاید زمانی که بدون امام باشید و هیچ پرچم (یا دانشی) برای شما نباشد، برخی از شما از دیگری بیزاری جوید.
امیرالمؤمنین؟ع؟ ازنظر اجتماعی اوضاع جامعه آخرالزمان را چنین توصیف میفرمایند:
مسلماً زمانی بر مردم خواهد آمد که افراد فا جر و گناهکار را مورداحترام خاص قرار میدهند، سخنچین و بدزبان را مقرب خود میسازند و افراد باانصاف را ضعیف و ناتوان میشمارند. عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت دیدید امانت را غنیمت میشمارند (خیانت به امانت میکنند)، دادن زکات را برای خود زیان و غرامت میپندارند، عبادت را بار و سنگینی بر دوش خود میدانند وصله کردن را با منت انجام میدهند. عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند: هرگاه دیدید زنان تسلط پیدا کردند (بر امور اجتماعی و سیاسی و غیره)و نوجوانان به زمامداری رسیدند. (1)
گسیختن و پاره شدن پیوندهای انسانی، از پدیدههای ویرانگر پیش از ظهور است. در این روزگاران پیوندهای اجتماعی استواری وجود ندارد و در زندگی انسانها حق و عدل جایگاهی ندارد. بهظاهر انسانها در کنار یکدیگر و در یک آبادی یا اجتماعی زندگی میکنند، لکن دلها و فکرها باهم و در کنار هم نیست و میان آنها همدلی وجود ندارد. شاید بتوانیم به عنوان مهمترین علل آن گرایش به دنیا و تلاش برای بهره برداری هر چه بیشتر از مادیات و دوری از معنویت را مطرح کنیم که لازمه آن فرد گرایی و خود خواهی افراد و عدم پذیرش مسؤلیت در قبال جامعه و افراد آن خواهد بود. و از برخی روایات استفاده میشود اختلاف بین انسانها در آستانه ظهور شدت فراوانی مییابد که ناشی از ستمها و هرجومرج در جهان است.
پیامبر اکرم ؟ص؟ فرمودهاند:
1) . « لَیأْتِینَ... زَمَانٌ یظَرَّفُ فِیهِ الْفَاجِرُ وَ یقَرَّبُ فِیهِ الْمَاجِنُ وَ یضَعَّفُ فِیهِ الْمُنْصِفُ... »؛ (همان مدرک، ص69، باب حدیث علی بن الحسین، ح25).
... وَ ذَلِکَ عِنْدَ مَا تَصِیرُ الدُّنْیا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ یغَارُ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ فَلَا الْکَبِیرُ یرْحَمُ الصَّغِیرَ وَ لَا الْقَوِی یرْحَمُ الضَّعِیفَ فَحِینَئِذٍ یأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ؛ (1)... (غیبت) در هنگامی است که دنیا دچار آشفتگی میگردد، و مردمان به یکدیگر میتازند، نه بزرگسالان به خردسالان رحم میکنند، و نه قدرتمندان بر ناتوانان؛ در این هنگامهها خداوند امام (غائب) را اجازه خروج میدهد.
امام علی ؟ع؟:
... وَ شَائِبُهُمْ آثِمٌ وَ عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ وَ قَارِئُهُمْ مُمَاذِقٌ لَا یعَظِّمُ صَغِیرُهُمْ کَبِیرَهُمْ وَ لَا یعُولُ غَنِیهُمْ فَقِیرَهُم؛ (2)... جوانشان بدخو، پیرشان گناهکار، عالمشان منافق.... کوچکشان به سالخوردگان احترام نمیگذارد و توانگرشان از بینوایان دستگیری نمیکند... .
امام صادق ؟ع؟:
... وَ رَأَیتَ الصَّغِیرَ یسْتَحْقِرُ بِالْکَبِیرِ وَ رَأَیتَ الْأَرْحَامَ قَدْ تَقَطَّعَتْ... وَ رَأَیتَ الْجَارَ یؤْذِی جَارَهُ وَ لَیسَ لَهُ مَانِع...؛ (3)... جوانان و نوجوانان کهنسالان را تحقیر میکنند... و همسایه، همسایه را میآزارد، و چیزی مانع او (در این آزار رسانی) نیست... و فرمودهاند: آن امر واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما در روی بعضی دیگر آب دهان اندازند و دیگری را لعن کنند و تا اینکه گروهی از شما گروه دیگر را دروغگو بنامند. (4)
و نیز حسین بن علی؟ع؟ فرموده:
کاری که شما به انتظارش هستید نخواهد شد تا آنکه شما از یکدیگر بیزاری جوئید و بعضی گواهی بر کفر دیگری دهد و یکی آن دیگر را لعن کند. راوی پرسید: در چنین دوران خیری وجود ندارد؟ فرمود: همه خیر در آن روزگار است که قائم ما قیام میکند و همه اینها را از میانبر میدارد. (5)
1) . بحارالانوار، ج52، ص380.
2) . نهج البلاغه، صبحی صالح، ص354.
3) . بحارالانوار، ج52، ص260.
4) . «لَا یکُونُ ذَلِکَ الْأَمْرُ حَتَّی یتْفُلَ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ وَ... »؛ (الغیبة، نعمانی، ص206، باب 12 ما یلحق الشیعه من التمحیص، ح10).
5) . « ... لَا یکُونُ الْأَمْرُ الَّذِی تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّی یبْرَأَ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ... »؛ (همان، ص205، ح9).
در روایات ذیل پیامبر؟ص؟ صفاتی را ذکر میفرماید که نشانگر دنیاپرستی و ثمره طمع افراد جامعه نسبت به امور مادی و فانی است و فقط افراد معتقد به آخرت از ریا اجتناب کرده و اهل رحمت و عطوفت هستند و به حقوق دیگران تجاوز نمیکنند.
پیامبر؟ص؟ فرمودهاند:
بر امت من زمانی بیاید که باطن آنها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ریا است و از او نمیترسند. (1)
و نیز در توصیف مردم آخرالزمان فرمودهاند:
در آخرالزمان مردمانی بیایند که از نظر ظاهر، سیمای آدمیان رادارند، اما دلهایشان مانند قلبهای شیطانها است (پر از خودخواهی و تکبر و غرور و امثال اینها است). مانند گرگهای درنده دلشان خالی از رحمت و عطوفت انسانی باشد، قتل و خونریزی برای آنها یک امر بیاهمیت خواهد بود و از کارهای زشت دوری نمیکنند. اگر با تو سخنگویند دروغ میگویند و اگر آن مردم را امین خویش قراردادی به تو خیانت میکنند. جوانانشان بیباک و ازخودراضیاند؛ چندانکه مردم را از بیتربیتی خویش عاجز میکنند. شخص عاقل در میان آنها گمراه به شمار میآید و امربهمعروف کننده مورد تهمت و افترا قرار میگیرد. افراد باایمان و صاحبان تقوا در میان ایشان ضعیف خواهند بود، اما افراد فاسق در میان آنها باشخصیت حساب میشوند. کارهای خوب و سنتهای الهی در میان این جمعیت بدعت محسوب میشود. در چنین زمانی که مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شدهاند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط میکند و دیگر دعای خوبان اجابت نخواهد شد. (2)
به نظر میرسد منشأ و سرچشمه این صفات مذکور، نهادینه شدن آزادی به جای آزادگی در بشر میباشد. به این معنا که آزادی عبارت است از: اینکه انسان بتواند آنچه را که تمایل دارد انجام دهد، در صورتی که مزاحمتی برای دیگران نداشته باشد، به طوری که
1) . «... سَیأْتِی عَلَی أُمَّتِی زَمَانٌ تَخْبُثُ فِیهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلَانِیتُهُمْ... »؛ (همان، ج8، ص306، باب حدیث ابوذر، ص297، ح476).
2) . «... یأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الْآدَمِیینَ... »؛ (جامع الاخبار(للشعیری)، ص129، الفصل الثامن و الثمانون فی الزمان، ح اول).
اندیشمندی مثل سارتر گوید: «چون به آزادی، ایمان و علاقه دارم، نمیتوانم به خدا ایمان و اعتقاد داشته باشم». (1)
در نتیجه این نوع نگرش، انسان از آزادگی دور و در دام هوس گرایی و هواپرستی افتاده و اسیر و برده نفس گردید. به طوری که پی آمدهای این نگاه را در صفات مذکور در روایات شاهدیم.
در جامعه آخرالزمانی به خاطر گرایش به دنیا و تجمل گرایی، افراد ادعای اسلام دارند، ولی برخلاف دستورات اسلام، در عمل به فکر حل مشکلات افراد دیگر نیستند و فقط به منافع شخصی خود میاندیشند درحالیکه پیامبر؟ص؟ فرموده: «کسی که صبح کند شب خود را و در آن روز برای حل امور مسلمین تلاشی نکرده باشد مسلمان نیست». (2)
به امام باقر؟ع؟ عرض شد: اصحاب و شیعیان ما در کوفه زیاد هستند؛ اگر دستوری صادر فرمایید از شما اطاعت میکنند. امام در جوابش فرمودند: «آیا شیعیان ما دست در جیب یکدیگر میکنند و نیازمندیهای خودشان را برطرف میسازند؟ عرض شد: خیر. فرمودند: کسی که از انفاق مادیات در راه خداوند مضایقه میکند چگونه جانش را بهفرمان ما درراه حق بذل مینماید؟... ». (3)
در این دوران، خانواده - بهعنوان هسته اصلی اجتماع - دچار تزلزل و سستی میگردد و پیوندهای خانوادگی گسیخته و سست میشود، مرد حقوق زن و زن حقوق مرد را رعایت نمیکند، فرزندان احترام پدران و مادران را ندارند، و مادران و پدران مسئولیتهای تربیت فرزندان را از یاد بردهاند. افراد پس از ازدواج با دو نوع وابستگی عاطفی روبرو هستند، وابستگی به خانواده اصلی و وابستگی به همسر، که معمولا افراد در رویارویی با این دو وابستگی به تعارض دچار میشوند. و بسیاری از خانوادهها با شروع زندگی جدید حقوق یک طرف را فدای حقوق طرف دیگر میکنند. و از طرفی امروزه به عللی از قبیل تحصیل، کار و... خانواده هستهای جای خانواده گسترده را گرفته که نتیجه این گسست خانوادگی محرومیت از حمایتهای عاطفی، اجتماعی و اقتصادی خانواده اصلی خواهد بود، که
1) . انقلاب اسلامی، فصلنامه علمی پژوهشی، دانشگاه اصفهان، سال اول، بهار78، ص198.
2) . «مَنْ أَصْبَحَ لَا یهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ»؛ (الکافی (ط. الإسلامیة)، ج2، ص163).
3) . « ... إنَ أَصْحَابَنَا بِالْکُوفَةِ جَمَاعَةٌ کَثِیرَةٌ... فَقَالَ یجِیءُ أَحَدُهُمْ إِلَی کِیسِ أَخِیهِ... »؛ (الاختصاص، مفید، ص24، طائفة من أقوال النبی و الأئمة).
آسیبهای جدی برای خانواده نو بنیان در پی خواهد داشت. (1)
امام صادق؟ع؟:
... وَ رَأَیتَ الْعُقُوقَ قَدْ ظَهَرَ وَ اسْتُخِفَ بِالْوَالِدَینِ وَ کَانَا مِنْ أَسْوَإِ النَّاسِ حَالًا عِنْدَ الْوَلَدِ وَ یفْرَحُ بِأَنْ یفْتَرِی عَلَیهِمَا و... رَأَیتَ ابْنَ الرَّجُلِ یفْتَرِی عَلَی أَبِیهِ وَ یدْعُو عَلَی وَالِدَیهِ وَ یفْرَحُ بِمَوْتِهِمَا... و رأیت الارحام قد تقطعت...؛ (2)... نافرمانی و گستاخی (در برابر پدران و مادران) آشکارا است، و بی حرمتی نسبت به والدین رایج است... به پدران خود افتراء میبندند و مدعی میشوند نسبت به پدر و مادر و به مرگ آنها شاد میشوند... و پیوندهای خانوادگی از هم گسسته میشود.
به نقل از جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم؟ص؟ آمده است:
مهدی این امت از ما خاندان رسالت است؛ وقتیکه... بزرگان به زیردستان رحم نکردند و کوچکترها به بزرگان و کهنسالان احترام نگذاشتند، در چنین ایامی، خداوند مهدی ما را که نهمین فرزند حسین؟ع؟ است، برمیانگیزاند. (3)
ابو بصیر از امام باقر ؟ع؟ روایت کرده که آن حضرت فرمود:
لَا یقُومُ الْقَائِمُ ؟ع؟ إِلَّا عَلَی... اخْتِلَافٍ شَدِیدٍ فِی النَّاسِ وَ تَشَتُّتٍ فِی دِینِهِمْ وَ تَغَیرٍ مِنْ حَالِهِمْ حَتَّی یتَمَنَّی الْمُتَمَنِّی الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا یرَی مِنْ کَلَبِ النَّاسِ وَ أَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً؛ (4)قائم؟ع؟ قیام نمیکند مگر در... اختلاف سخت بین مردم، و پراکندگی در دینشان، و پیدایش دگرگونی در وضعشان تا جایی که از شدّت آنچه از هاری مردم و دریدن پارهای پاره دیگر را که مشاهده میکند، شبانه روز آرزوی موت مینماید.
به نظر میرسد طبق این روایت میتوان گفت که در آخرالزمان همچنان که شاهدیم، غالباً انگیزههای روابط اجتماعی، انگیزههایی الهی و انسانی نیست. محبتها و دوستیها
واقعی نیست. عشق و علاقه واقعی وجود ندارد. دوستیها بر اساس مسائل پوچ و زودگذر است. رابطهها برای دستیابی به فساد و آلودگی و خوشگذرانی است. یگانگیها زبانی و ظاهری است، و در باطن بیگانگی و دوری است. انسان در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه میاندیشد، و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی وارد میشود. درصورتیکه سود مادی در کار باشد با هر انسانی رابطه برقرار میکند. طبقات اجتماعی هرکدام به نوعی تلاش میکنند تا حق دیگران را ببرند، و با کار و تلاش دیگران بر ثروت خود بیفزایند. جامعه انسانی به جنگلی از حیوانات تبدیل میگردد که در آن مردمان گرگانیاند به جان هم افتاده و حکومتها درندگانی که به جان ملتها افتادهاند، و هرکسی دیگری را برای منافع خود میخواهد.
در این گفتار با اشاره به برخی ویژگیهای سیاسی و اجتماعی، در نهایت به این جمع بندی میرسیم که جامعه آخرالزمانی در بعد سیاسی علیرغم تجربه دولتها و قدرتهای مختلف به ساحل آرامش نرسیده، بلکه جامعه و افراد آن گرفتار حکومتهای متزلزل متکی به ایدؤلوژیهای غلط شده است. که حاکمان برای بقای خود به استبداد و زورگویی متوسل میشوند. برخی افراد به خاطر اینکه از حقوق اولیه خود محروم شده و گرفتار مشکلات عدیده اقتصادی و رفاهی و امنیتی شدهاند شورش کرده و از آنجا که در هر جامعه افراد آزادهای وجود دارند، برخی ملتها زیر یوغ استبداد و ظلم نمیروند و بر علیه حاکمان مستبد قیام میکنند، لذا ناامنی و کشتار در سراسر جهان فراگیر شده و حکومتهای استعمارگر برای حفظ سلطه خود دست به هر کاری میزنند، مثلا به حربه معروف اختلاف بینداز و حکومت کن متوسل شده و بذر اختلاف و نفاق و کینه را در جوامع میپاشند، تا افراد آزاده را گرفتار کرده و با فرسایش قدرت آنها از غضبشان نجات یابند. که این ترفند، اختلاف بین خداپرستان و آوارگی افراد جامعه را در پی دارد.
در آخرالزمان ازلحاظ اقتصادی، عموم مردم، بافاصله گرفتن از آموزههای دینی و یاد خداوند، در زندگی سختی به سر خواهند برد. همانگونه که خداوند میفرماید: {وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا} (1)یعنی و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت.
در نگاه نخست با پیشرفت صنعت و فنّاوری به نظر میرسد جوامع انسانی رو به رفاه و آسایش میروند؛ اما واقعیت این است که بخشهای زیادی در لایههای آشکار و پنهان جامعه، همچنان با فقر و نداری دست بهگریبان هستند.
امام صادق؟ع؟ فرمود:
همانا پیش از قیام قائم؟عج؟ نشانه هایی خواهد بود از جمله: آزمایش به گرفتاری از جانب خدای تعالی برای بندگان با ایمان. عرض کردم: آن آزمایش چیست؟ فرمود: همان فرمایش خدای عزّوجلّ است که: {وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ} (2)یعنی و قطعاً شمارا به چیزی از (قبیلِ) ترس و گرسنگی، و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را.
آن حضرت فرمود: حتماً شمارا خواهیم آزمود؛ یعنی، مؤمنان را به چیزی از ترس از پادشاهان فلان خاندان در پایان سلطنتشان و گرسنگی با گرانی نرخهایشان و کاستی در مالها (منظور خراب شدن بازرگانی و کم شدن رشد و سود در آن)، و جانها... . (3)
در این گفتار ویژگیهای اقتصادی جامعه پیش از ظهور را ذیل چند عنوان بررسی میکنیم:
یکی از منابع درآمد اقتصادی برای جامعه، بخش کشاورزی و تولیدات آن است که به رشد جامعه کمک میکند. در آخرالزمان طبق آیات و روایات، به علل مختلفی نظیر ارتکاب گناهان، ترک واجبات الهی مثل امربه معروف و پرداخت زکات، و بهره برداری بی رویه و غیر اصولی از منابع طبیعی و تخریب آنها، جامعهها گرفتار بارندگیهای نابجا، خشکسالی و بی رونقی کشاورزی میشوند. به طوری که الآن در دنیا بحران کم آبی مطرح است. موسسه منابع جهانی در تازه ترین گزارش مورخ 26 آگوست (4 شهریور) اعلام کرد: 14 کشور از 33 کشوری که سال 2040 (1419 ه-. ش) با کمبود جدی آب مواجه خواهند بود، جزو کشورهای حوزه خاورمیانه هستند. میزان تقاضا برای آب به احتمال زیاد طی چند دهه آینده همچون موجی رو به افزایش خواهد گذاشت. (1)
پیامبر؟ص؟ فرمود:
بر مردم زمانی خواهد آمد که چنان گرگهای خونخوار، صورتهایشان صورت آدمیان و قلوبشان قلوب شیاطین است. از منکری که انجام میشود نهی نمیکنند. اگر بر ایشان حدیث کنی تکذیب مینمایند و اگر از ایشان دوریکنی از تو غیبت مینمایند، سنت نزدشان بدعت و بدعت نزدشان سنت شمرده میشود، انسان حلیم بین آنها مکار و انسان مکار حلیم شمرده میشود، مؤمن در بین آنها مستضعف و فاسق بینشان شریف شمرده میشود... سپس در این هنگام خداوند باران را در زمانش حرام نموده و در غیر زمانش نازل مینماید و افراد شرورشان را بر ایشان مسلط میگرداند پس آنها بدترین عذابها را بر ایشان میچشانند، فرزندانشان را ذبح نموده وزنانشان را حلال میشمارند پس خوبانشان دعا مینمایند و اجابت نمیشود. (2)
ثروت اندوزی در تقابل با اقتصاد سالم میباشد. در اسلام کسب ثروت برای اهداف
متعالی چون خود خوردن و به دیگری نیازمند بخشیدن در قالب انفاق و احسان امری مثبت است؛ اما کسب ثروت برای ثروت همانند هنر برای هنر یک دروغ بزرگ و انحراف خطرناک است.
اقتصاد سالم نیازمند مانع زدایی و فراهم آوری مقتضیاتی است که از جمله آنها برداشتن مانع جدی به نام اندیشه ثروت اندوزی است. اگر مردمی بخواهند تنها در اندیشه ثروت اندوزی باشند هرگز به اقتصاد سالم نمیرسند؛ زیرا میان اقتصاد سالم و ثروت اندوزی تقابل جدی است.
اگر ملت و دولتی بخواهند به هر شکلی ثروت اندوزی کنند و بر دارایی و ثروت خود بیافزایند، همت عالی ایشان از حرکت در مسیر اقتصاد سالم به سمت اقتصاد و کسب ثروت و سرمایه به هر شکلی تغییر مییابد؛ این گونه است که هدف وسیله را توجیه میکند و دولت و ملت برای کسب ثروت به انواع رفتارهایی دست مییازند که گاه خلاف شرع و عقل است چنان که گرایش به اقتصاد ربوی در همین راستا انجام میگیرد و یا به سمت اختلاس و دزدی میروند یا گاه دیگر برای کسب ثروت، خود را خوار و خفیف کرده و دست به سوی هر کس و ناکسی داراز میکنند.
علامه در المیزان علت اصلی بروز گناهان را مسایل اقتصادی میداند.
«علت بروز تمامی آنها (گناهان) یکی از دو چیز است: یا فقر مفرطی است که انسان را به اختلاس اموال مردم از راه سرقت، راهزنی، آدمکشی، گرانفروشی، کمفروشی، غصب و سایر تعدیات وادار میکند، و یا ثروت بی حساب است که انسان را به اسراف و ول خرجی در خوردن، نوشیدن، پوشیدن، تهیه سکنی و همسر، و بی بند و باری در شهوات، هتک حرمتها، و تجاوز در جان، مال و ناموس دیگران وامیدارد. و همه این مفاسد که از این دو ناحیه ناشی میشود هر یک به اندازه خود تاثیر مستقیمی در اختلال نظام بشری دارد، نظامی که باید حیازت اموال و جمعآوری ثروت و احکام مجعول برای تعدیل جهات مملکت و جدا ساختن آن از خوردن مال به باطل را ضمانت کند، وقتی این نظام مختل گردد و هر کس به خود حق دهد که هر چه بدستش میرسد تصاحب کند، و از هر راهی که برایش ممکن باشد ثروت جمع نماید قهرا سنخ فکرش چنین میشود که از هر راهی که ممکن شد باید مال جمعآوری کرد چه مشروع و چه نامشروع، و بهر وسیله شده باید غریزه جنسی را اقناع و اشباع کرد چه مشروع و چه نامشروع، و هر چند به جاهای باریک هم
بکشد». (1)
کسی که همواره در این اندیشه است که جمع کند و تکاثر داشته باشد، هم چنین اهل انفاق نیست و این گونه است که ثروت جامعه و نقدینگی آن به جای حرکت در تولید و پیشرفت به سمت رکود و تورم و مانند آن سوق داده میشود.
در آیات قرآنی از جمله:
{وَ الَّذِینَ یکْنزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا ینفِقُونهَا فیِ سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ}؛ (2)و کسانی را که زر و سیم میاندوزند و در راه خدا انفاقش نمیکنند، به عذابی دردآور بشارت ده.
و نیز آیه 7 سوره حشر نسبت به بینش ونگرش باطل زراندوزی و کسب ثروتها به هر شکل هشدار داده شده و ثروت اندوزی بر خلاف جریان سالم اقتصاد در جامعه به عنوان یک تهدید در مقابل با اصول شریعت و اخلاق اسلامی دانسته شده است.
در حقیقت همان طوری که رباخواری در تقابل با اقتصاد سالم اسلامی است، ثروت اندوزی و کسب ثروت به هر شکل نیز در تقابل با آن است. ثروت بی مورد و بی جا که هیچ مصرف عقلایی و عقلانی نداشته باشد، چه فایدهای جز بدبختی دنیوی و اخروی در قالب تکاثر و تفاخر و مانند آن دارد؟
ثروت باید وسیلهای باشد برای استفاده همگان، پر کردن خلاءهای اقتصادی؛ مرهم نهادن بر زخمهای جانگاه محرومان و برای رسیدگی به نیازها و مشکلات مستضعفان. از نظر اسلام مال و ثروت به خودی خود نه خوب است و نه بد؛ بلکه اگر نردبان صعود انسان به کمال گردد خوب و اگرموجب دل بستگی آدمی گردد و سد راه شود ناپسند خواهد بود. یکی از یاران امام صادق؟ع؟ به آن حضرت گفت: چه کار کنم، من دنیا را دوست دارم و به آن علاقهمندم! میترسم دنیا پرست باشم. امام؟ع؟ فرمود: «با ثروت دنیا چه میخواهی انجام دهی؟» گفت: هزینۀ خود و خانواده ام را تهیه کنم و به خویشاوندان کمک کنم. در راه خدا انفاق کنم و حج و عمره به جا آورم. امام؟ع؟ فرمود: «این دنیا طلبی نیست، بلکه طلب آخرت است». (3)
در جامعه آخرالزمانی بهطور محسوسی گرفتار اعتباریاتیم و از واقعیات غافل شدهایم. مثلاً
مالکیت انسان از نگاه اسلام امری اعتباری و عرضی و در طول مالکیت الهی است و خدا را مالک الملک میدانیم. درحالیکه با دقت در رفتار خود به این امر واقف خواهیم شد که بعضاً مالکیت بالاصاله الهی را از یاد بردهایم و حتی گاهی آگاهانه برای افزایش مایملک خود به معامله با افراد مضطر به فروش رو میآوریم درحالیکه در جامعه مطلوب امام زمان؟عج؟ افراد برای رفع گرفتاری دیگران باید ازخودگذشتگی و ایثار کنند نه چپاول اموال افراد مضطر!
به عنوان نمونه از ابتدای دهه 90 تا امروز بیش از 13هزار میلیارد تومان اختلاس و فساد اقتصادی در کشور انجام شده که عاملان آنها تنها 4 نفر بودهاند. آثار فسادهای مالی تنها محدود به اقتصاد نمیشود و تاثیرات منفی اجتماعی هم در بر دارد. در اولین گام، مقایسه گری اجتماعی را زیاد میکند. سپس باعث ترویج فردگرایی و بی تفاوتی نسبت به همنوع شده و در نهایت همبستگی اجتماعی را کاهش میدهد. افراد وقتی در جریان فسادهای مالی با رقمهای کلان قرار میگیرند خود را با بالا دستشان مقایسه میکنند و این تصور در آنها شکل میگیرد که اگر آقای ایکس توانست با رانت خواری به امکانات و ثروت دست پیدا کند، چرا ما نتوانیم؟ همین نقطه شروعی است برای آنکه سعی کنند به امکاناتی فراتر از جایگاه خود دست پیدا کنند. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرماید: «بر مردم زمانی خواهد آمد که عدهای با افراد مضطر معامله میکنند که این افراد جزو شرورترین مخلوقات خداوندند». (2)
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
پیامبر؟ص؟ فرمودند: بر مردم زمانی خواهد آمد که به پروردگارشان شکایت میکنند، به این صورت که افراد میگویند سوگند به خدا هیچ سودی نبردهام و از رأس المال خودم میخورم و میآشامم. که امام فرمود مگر اصل مال تو از خداوند نیست. (3)
به عبارتی افراد مالکیت الهی را فراموش میکنند.
فرآیند مدرنیزاسیون یعنی پذیرش توسعه مدل غربی در کشورهای جهان سوم در عمل
1) . ر.ک: خبر47237، http: //www.khabaronline.ir
2) . « ... ینْبَرِی فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ قَوْمٌ یعَامِلُونَ الْمُضْطَرِّینَ هُمْ شِرَارُ الْخَلْقِ»؛ (کافی، (ط- الاسلامیه)، ج5، ص310. باب نوادر، ح29).
3) . «یأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یشْکُونَ فِیهِ رَبَّهُمْ... یقُولُ الرَّجُلُ وَ اللَّهِ مَا رَبِحْتُ شَیئاً... وَیحَکَ وَ هَلْ...»؛ (همان، ص312، باب نوادر، ح37).
عموما نه تنها کشورها را به هدف خود که توسعه بود نرساند، بلکه نظام اجتماعی و کارکرد سنتی آنها را نیز تحت الشعاع قرار داده. به این معنا که با گسترش میزان توسعه، میزان کارکرد جامعه به جای افزایش، کاهش یافته است و مشکلاتی نظیر بی نظمی، انحرافات، دزدی، فحشا، بی اعتمادی، زیاده خواهی و غیره افزایش خواهد یافت. در نتیجه افراد عموما در هر موقعیتی که قرار دارند، آرامش نداشته و از آن راضی نیستند. لذا از موقعیت اجتماعی خود نه تنها برای بهره رساندن به خلق استفاده نمیکنند بلکه برای کسب منافع شخصی و پیشرفت خود دست به هر کاری خواهند زد که این باعث رواج بی اعتمادی و ظلم در سطح جامعه خواهد شد. (1)
از پیامبر؟ص؟ از زمان فرارسیدن آخرالزمان پرسیدند، ایشان فرمودند: آخرالزمان زمانی خواهد بود که معیشت انسان جز با معصیت خدا نمیرسد، پس در آن هنگام عزوبت حلال است. گفتند: ای رسول خدا شما ما را به تزویج امر نمودهاید. فرمود: بله، ولی در چنین زمانی، هلاکت مرد به دست پدر و مادرش خواهد بود؛ اگر پدر و مادری نباشد به دستان همسر و فرزندانش؛ اگر این نیز نباشد به دست خویشان و همسایگانش خواهد بود. گفتند آن هلاکت چگونه است؟ فرمود: به جهت تنگی معیشت او را عار محسوب مینمایند و او را به آنچه قدرت ندارد تکلیف میکنند تا اینکه او را به موارد هلاکت وارد نمایند. (2)
با اندک تاملی در کمیت و کیفیت روابط اجتماعی مثل صله ارحام در جامعه آخرالزمانی مشاهده میکنیم که مردم به علل مختلفی نظیر مشکلات اقتصادی و گرفتاریهای روز مره و وجود ارتباطات غیر حضوری مثل فضای مجازی و تلفن و... از انجام این فریضه الهی سر باز میزنند. یکی از فواید و مراتب صله ارحام، باخبر شدن از مشکلات مادی یکدیگر و تلاش برای رفع آن است. (3)که با ترک این فریضه شاهدیم بین افراد خانوادهها نیز شکافهای طبقاتی ایجاد شده که یکی نمیداند چطور خرج کند و دیگری برای ضروریات
زندگی خود محتاج است. که این نشانه توزیع نادرست ثروت است، که دنبال آسایش خود بودن(خودخواهی) و عافیت طلبی جزو پر رنگ ترین علتهای توزیع ناعادلانه است.
مشخصه اصلی دنیایی که در آن زندگی میکنیم، دگرگونیهای پُرشتابی میباشد که تمامی عرصههای زندگی انسان امروزی را تحتتاثیر قرار داده است. شاید در هیچ دوره ای از تاریخ بشر، دگرگونی و تحولات اجتماعی به اندازهی امروز در روابط انسانی تاثیرگذار نبوده است. از جمله مشکلات پدید آمده در دنیای امروز، با وجود فعالیتهای نهادهای مردمی و فعال حقوق بشر، شکاف عمیق و اختلاف زیادی است که بین سطح زندگی مردم در کشورهای مختلف وجود دارد. ثروت در جهان به شکلی ناعادلانه و تبعیضآمیز بین افراد جامعه توزیع شده، تقسیم مردم به دو گروه بالا شهری و پایین شهری وضعیت تکان دهنده عظیمی است که ملل مختلف از آن رنج میبرند.
برخی پژوهشها حاکی از آن است که فقط یک درصد از جمعیت دنیا؛ چهل درصد ثروت جهان را در اختیار دارند، و پنجاه درصد مردم جهان هم صاحب کمتر از یک درصد ثروت میباشند. بهطورمعمول مشخصه اختلاف طبقاتی نحوه تقسیم سرمایههای مادی و غیرمادی هر جامعه میباشد. بهعنوان مثال میتوان از میزان دسترسی افراد به آموزش و بهداشت بهعنوان ثروت غیرمادی نام برد و تقسیم داراییهای نقدی، جنسی و شغلی را بهعنوان ثروت مادی شناخت.
توزیع ناعادلانه ثروت فاصله عمیق طبقاتی را میان انسانها به میان آورده است که نتیجه ناخوشایند نظام سرمایه داری میباشد. زیر چتر نظام سرمایه داری تعدادی انگشت شمار بخش عظیمی از ثروت جهان را در اختیار داشته و این در حالی است که عدهی کثیری از نفوس جهان در فقر و تنگدستی در حالی زندگی میکنند که لقمه نانی برای خوردن ندارند.
به گزارش واحد مرکزی خبر شبکه خبری فرانس 24 در گزارشی درباره بی عدالتی و توزیع ناعادلانه ثروت در جهان اعلام کرد: 85 نفر از ثروتمندترین افراد جهان هم اکنون نیمی از ثروت فقیرترین مردم جهان را در اختیار دارند و به همین علت آکسفام، یکی از بزرگترین گروههای بین المللی فعال در یاری رسانی برای ریشه کنی فقر، گرسنگی و بی عدالتی در جهان، در همین باره و افزایش نابرابریها در جهان هشدار داده است. (1)
ثروتمندترین مردمان دنیا که تعدادشان به یکدرصد جمعیت جهان میرسد، اکنون 40درصد ثروت کره زمین را در اختیار دارند. شهروندان اروپا، آمریکا و بعضی کشورهای آسیا
1) . واحد مرکزی خبر، 26 اردیبهشت ۱۳۹۳، کد خبر: ۴۹۹۸۹.
و اقیانوسیه بیشترین تعداد ثروتمندان جهان را تشکیل میدهند. بیش از یکسوم از ابرثروتمندان جهان در آمریکا زندگی میکنند و ژاپن 27درصد، انگلیس 6 درصد و فرانسه 5 درصد از ثروتمندان جهان را به خود اختصاص دادهاند. (1)
واقعیت نظام سرمایه داری طوری است که تناسب معکوسی را در افزایش سرمایه و دارایی ثروتمندان و گسترش دامنه فقر ایجاد کرده است، چنانچه به همان اندازه که به تعداد سرمایه داران و یا سرمایههای آنها افزوده میشود؛ به همان اندازه به شدت فقر و گرسنگی افراد فقیر افزوده میشود. نظام سرمایه داری همانطوری که از نامش پیداست، نظامی است برای سرمایه داران و طبقه اغنیاء و با افراد فقیر کاری ندارد.
در زمان دولت مهدوی توزیع ناعادلانه ثروت و عمق شکاف طبقاتی از بین خواهد رفت و نظام سرمایه داری دگرگون شده و نظام اقتصادی اسلام روی کار میآید تا ثروت را به شکلی میان انسانها توزیع نماید که نزد عدهای محدود جمع نگردد و با توزیع عادلانه ثروت اجازه نخواهد داد تا اقلیت ثروتمند بر اکثریت فقیر حاکمیت کنند. بنابراین، چنین نظمی تنها در موجودیت نظام اسلام میتواند شکل گیرد. چنانچه، هدف نظام اسلام ایجاد شرایط مناسب زندگی برای تمام انسانها میباشد.
در آخرالزّمان بحران اقتصادی به حدّ اعلای خود میرسد؛ خانوادهها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگیهای اقتصادی همچون: تصرف در اموال عمومی، ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور میگردند.
پیامبر؟ص؟ فرمود:
بر مردم زمانی خواهد آمد که در آن ربا به عنوان بیع و شراب بهعنوان کشمش و رشوه بهعنوان هدیه، حلال شمرده میشود و احدی باقی نمیماند جز اینکه ربا بخورد؛ پس اگر ربا نخورد از غبارش به او خواهد رسید. لعنت خدا و ملائکه و مردم همگیشان، بر ایشان باد، من از ایشان بیزار و ایشان از من بیزارند. (2)
در چنین شرایطی که پول بزرگترین دغدغه افراد است، فساد اقتصادی اتفاق میافتد و
کسب منفعت فردی بیشتر از هر چیزی اهمیت پیدا میکند و میبینیم که افراد از هر طریق سعی در کسب مال بیشتر دارند، ولو از روشهای غیرقانونی. از طرف دیگر این تفکر غالب باعث میشود همه چیز معنای خود را در کنار پول و مسایل مالی از دست بدهد. کار، صرفاً فعالیتی برای پول درآوردن میشود و تحصیل هم ابزاری است برای رسیدن به موقعیت مالی بهتر. این یعنی همه چیز تحت الشعاع پول قرار میگیرد. در روایات در مورد توصیف وضعیت اقتصادی در جامعه آخرالزمانی آمده که میببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین میشود که گویی آن روز عمرش تباه شده است و میبینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین میشود. در آن زمان ربا شایع میشود، کارها با رشوه انجام مییابد، مقام و ارزش دین تنزّل مینماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا میکند.
زهد و ساده زیستی زینت کارگزاران مهدی است. حضرت علی؟ع؟ بالندگی جامعه را وابسته به رفتار زاهدانه و قانعانه کارگزاران و مردم میداند. (1)یکی از موانع رسیدن به جامعه منتظر و تقبل امام و تلاش برای پذیرش اوامر و نواهی ایشان دل بستن به دنیا و دنیاطلبی است که در بسیاری از موارد با پذیرش اوامر و نواهی امام مغایرت دارد؛ بر این اساس روایات زهد را میتوان بهعنوان یکی از صفات بارز شیعیان قرارداد که به روایتی اشاره خواهیم کرد که در آن به صفاتی اشاره شده که در جامعه آخرالزمانی مدعیان تشیع غالباً فاقد آن اوصاف هستیم، بلکه بعضاً مخالف آن عمل میکنیم؛ مثلاً اسلام ما را از دلبستگی به دنیا نهی کرده و گفته به آن بهعنوان مزرعهای برای کسب توشه برای آخرت نگاه کنیم درحالیکه با نگاهی به وضع اسراف کاریها در کشور خودمان، در سطح فردی میبینیم برخی با غرق شدن در مادیات رو به مصرفگرایی و تجملگرایی آوردهایم و اهل اسراف در مال و جان و عمر خود شدهایم. تا جایی که حتی در مراسمی که برای اموات برگزار میشود نیز رقابت در پذیرائی های کمرشکن رایج شده به طوری که مصیبت صاحب عزا دو چندان میشود. از طرفی در حالی که هزاران جوان دختر و پسر بی همسر، به واسطه فقر از زندگی زناشوئی و
1) . نهج البلاغه، حکمت229.
تشکیل خانواده محروم هستند و مفاسد اجتماعی گوناگون آن، سعادت همه جامعه و امنیت را تهدید مینماید، ملاحظه میشود که برخی مرفهان در مجلل ترین هتلها مبالغی که با آن میشود خانواده هائی را از فقر نجات داد صرف مینمایند، و در سطح دولتی و کلان نیز شاهدیم مدیران سیاسی- اجتماعی بر سر تجهیزات با هم رقابت میکنند و برای هر موضوع پیش پا افتادهای، سمینار، کنفرانس و همایشهای پر هزینه و کم فایده و بعضا بی فایده برگزار میکنند. (1)
روشن است وقتی در جامعه این گونه امور افتخار و احترام آفرین باشد فسادهای بسیار گریبانگیر آن جامعه میشود. در حالی که امام صادق؟ع؟ در مورد صفات شیعیان فرمودند: «شیعه علی؟ع؟ افرادی لاغر، رنجدیده، لب خشکیده، لبهایشان چروکیده، شکمهایی لاغر و رنگ چهرهشان متغیر است». (2)
افراد جامعه منتظر نسبت به یکدیگر مسئولیتهایی دارند که باعث تکامل جامعه و تقویت ظرفیتهای موجود در جامعه جهت هرچه بیشتر پذیرا بودن امر امام میشود. این مسئولیتها در بخش تکافل و تلاش برای تقویت روابط اجتماعی نمودار میگردد. جامعهای مطلوب امام است که افراد آن جامعه در جمیع احوال به یکدیگر رسیدگی کنند و غافل از یکدیگر نباشند. درحالیکه در جامعه آخرالزمانی، عکس این قضیه ثابت است؛ بنابراین آن جامعه، منتظر و مطلوب امام نخواهد بود، لذا روایات به مواردی چون احوالپرسی، عیادت مریض، رسیدگی به فقرا، امانتداری، رسیدگی به یتیمان و بدهکاران و غیره اشاره نمودهاند. بهعنوان نمونه:
الف) محمد بن عجلان گوید: «نزد امام صادق بودیم که مردی وارد شد و سلام کرد امام؟ع؟ از او پرسید: برادران دینی تو چگونهاند؟ او از آنان ستایش فراوانی نمود. حضرت به او فرمود: احوالپرسی توانگران از مستمندان چگونه است؟ گفت: کم است. حضرت فرمود: رسیدگی اغنیا به فقیران بر چه پایه است؟ گفت: رفتار و کردارهایی را یادآور میشوید که پیش ما نیست!حضرت فرمود: پس اینها چگونه گمان میکنند که از پیروان ما هستند». (3)
ب) امام باقر؟ع؟ میفرماید:
... پیروان ما کسانیاند که از خدا بترسند و فرمانبری او را پیشه خود قرار دهند. و آنها به فروتنی و ترس از خدا و... و رسیدگی به همسایگان فقیر و مسکین و وامداران و یتیمان و... شناخته میشوند. جابر گفت: ماکسی را به این رفتار و کردار نمیشناسیم. حضرت فرمود: آیا برای مرد همین بس است که بگوید علی را دوست دارم ولی روش زندگی او را سرمشق خود قرار ندهد؟ این دوستی هیچ بهرهای برای او نخواهد داشت. (1)
در جوامع آخرالزمان ازلحاظ اقتصادی، عموم مردم، به علل مختلفی مثل: استعمار، استبداد، بی عدالتی، فاصله گرفتن از آموزههای دینی و یاد خداوند و... در زندگی سختی به سر میبرند. در حالی که با پیشرفت صنعت و فنّاوری به نظر میرسد جوامع انسانی باید رو به رفاه و آسایش بروند.
امام علی؟ع؟ میفرماید:
... سوگند به خدا... اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده و خیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید، و از میان راه به رفتن پرداخته بودید، و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههای شما هموار میگشت، و نشانههای هدایتگر پدید میآمد، و فروغ اسلام شما را فرا میگرفت، و به فراوانی غذا میخوردید، و دیگر هیچ عائله مندی بی هزینه نمیماند، و بر هیچ مسلمان و غیر مسلمانی ستم نمیرفت... . (2)
اما در جوامع امروزی واقعیت این است که بخشهای زیادی در لایههای آشکار و پنهان جامعه، همچنان با فقر و نداری دست بهگریبان هستند. البته وقتی برنامه الهی برای سعادت دنیا و آخرت بشر مطرود واقع شود و جوامع بر اساس نسخه پیچیده شده توسط بشر پیش روند، جز این انتظار نیست.
1) . « مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَی اللَّهَ... وَ التَّعَهُّدِ لِلْجِیرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْغَارِمِینَ وَ الْأَیتَامِ»؛ (صفات الشیعه، ص12، ح22).
2) . «... أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوِ اقْتَبَسْتُمُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ... ، لَنَهَجَتْ بِکُمُ السُّبُلُ، وَبَدَتْ لَکُمُ الْأَ عْلَامُ... »؛ ( کافی (دارالحدیث)، ج15، ص95).
نهایتا وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمانی را در ابعاد مختلف اینگونه بیان کردیم که: در بعد تولید جوامع با مشکلات طبیعی نظیر خشکسالی و بی رونقی در تولیدات کشاورزی مواجهاند. و در سطح جامعه معاملات حرام رواج مییابد که ثمره آن ایجاد اقتصاد ناسالم و شکاف طبقاتی در سطح جامعه است. و سرمایه داران در این بازار برنده خواهند بود و با معامله با افراد مضطر روز به روز بر سرمایه خود میافزایند، و با زیاده خواهیهای خود و گرایش به مادیات و عدم پرداخت خمس و زکات، در زندگی تجملاتی خود غرق شده و اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه را نادیده میگیرند، و وظیفه خود نسبت به آنان را فراموش کرده، و به فرموده پیامبر خدا؟ص؟ گرفتار بت پرستی مدرن و خودخواهی و عافیت طلبی میشوند. لذا ما باید در جامعه منتظر و زمینه ساز مراقب گسترش چنین آسیب هایی باشیم و در اجرای عدالت در تمام ابعاد آن تلاش فراوانی بنماییم.
اداره سرزمینی به گستردگی دنیا، با مشکلات عدیده و ویرانیهای حاصل از جنگ و درگیریهای آخرالزمان، کار دشواری است که تنها رهبری الهی و کارگزارانی دلسوز و معتقد به نظام الهی و حاکمیت اسلام از عهده این کار برخواهند آمد. چنین مدیرانی بر دشواریها پیروز شده و ویرانیهای موجود را به آبادانی تبدیل خواهند نمود. باید توجّه داشت که حضرت هنگامی زمام امور را به دست میگیرد که دنیا وارث انبوهی از نابسامانیهاست و از سویی، طبق روایات، مردم جهان، دولتها، احزاب و سازمانهای بسیاری را خواهند دید که مدّعی خدمت به جهانیان با هدیه کردن آرامش و امنیت و بهبودی وضع اقتصادی خواهند بود ولی در عمل هر کدام از دیگری بدتر رفتار کرده و جز فساد وکشتار و ویرانی چیزی به ارمغان نخواهند آورد. مانند مکاتبی چون کمونیسم، لیبرالیسم، فمنیسم و دمکراسیهای غربی که جز شعاری مردم فریب چیزی نداشتند.
و در نهایت روزگاری فرا میرسد که عدل و عدالت به دست توانای مرد الهی در روی زمین مرده از ستم جاری خواهد شد. حضرت، حکومت را به گونهای سازماندهی میکند که به تعبیر روایات، حتی حیوانات نیز دست از تعدّی و ستم بر میدارند و گوسفند همنشین گرگ میگردد.
امام باقر؟ع؟ در تفسیر آیه شریفه {اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا} (1)میفرماید:
خداوند زمین را با حضرت قائم؟عج؟ زنده میگرداند. آن حضرت در زمین به عدالت رفتار میکند و زمین را با گسترش عدالت زنده مینماید؛ پس از آن که در اثر گسترش ستم مرده بود. (2)
نیز امام صادق؟ع؟ میفرماید:
به خدا سوگند، بهطور حتم عدالت مهدی؟عج؟ به درون خانهها و اتاقهایشان نفوذ میکند؛ همچنانکه سرما و گرما در آن وارد میشود. (1)
در نتیجه از آیات و روایات استفاده میشود که در نهایت امر، حکومت عدل الهی توسط حضرت مهدی؟عج؟ همه جهان را بدون استثنا در بر خواهد گرفت. {وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُون} (2)
بنابراین ما در فصل سوم ضمن سه گفتار در ابعاد: فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی اجتماعی و اقتصادی ویژگیهای جامعه بعد از ظهور (جامعه مهدوی) و مقارن حضور حضرت را بررسی میکنیم تا درنهایت از مقایسه این دو جامعه بتوانیم برای تقویت جبهه حق و ارتقاء جامعه منتظر گامی برداریم.
فرهنگ معانی گوناگونی دارد. (1)گاهی به معنای تأدیب و تربیت و پرورش انسانها آمده، گاهی به معنای علم و دانش و معرفت آمده است. اگر فرهنگ به معنای ادب نیکو باشد در عصر امام زمان انسانهای عالم با آداب اسلامی تربیت میشوند و بر یکدیگر برتریطلبی ندارند، بزرگتر به کوچکتر رحمت و عطوفت و مهربانی میورزد و کوچکتر به بزرگتر احترام میگذارد. «وَ لَا یعْلُوا بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ یرْحَمُ الْکَبِیرُ الصَّغِیرَ وَ یوَقِّرُ الصَّغِیرُ الْکَبِیر». (2)
و اگر فرهنگ به معنای دانش و بینش، علم و معرفت باشد در عصر امام زمان بینش و معرفت بشر به کل معارف الهی به اوج خودش میرسد؛ تا آنجا که مخدرات در خانههای خویش تفسیر قرآن کرده و طبق کتاب و سنت الهی قضاوت میکنند. (3)
در نتیجه در جامعهی امام زمان فرهنگ اصیل اسلامی به معنای تام کلمه بر بشر حاکم میشود. و هیچ انقلابی بدون یک تحول فکری و فرهنگی اساسی، راه بهجایی نخواهد برد. لذا انقلابی عظیم چون انقلاب مهدی؟عج؟ نیازمند انقلابی بزرگ در فرهنگ و آموزش و تربیت است. بدین ترتیب با این انقلاب فرهنگی، آرمانهای اصلاحی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تحقق مییابد و مردم با کتاب خدا و سنت پیامبر بر اساس فهمی عمیق آشنا میشوند. ما در این گفتار به بیان چند ویژگی و شاخصه فرهنگی _ اعتقادی جامعه مهدوی میپردازیم.
حکومت امام مهدی؟عج؟ که حکومت خدا و ارزشهای الهی برجهان است، ترویج ارزشهای اخلاقی را در رأس برنامههای خود قرار خواهد داد.
امام باقر؟ع؟ فرمودند:
زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد، پس عقلها و اخلاق ایشان را به کمال خواهد رساند. (1)
امام خمینی قدس سره دربارهی عظمت مقام صاحبالزمان؟عج؟ به شامل بودن مفهوم عدل در زمان ظهور اشارهکرده و میفرماید:
... حضرت مهدی عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد نه آن عدالتی که مردم عادی میفهمند که فقط عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت... تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست حتی نفوس اشخاص کامل هم در آنها انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاق انحراف هست، در عقاید انحراف هست، در اعمال انحراف هست، و در تمامکارهایی که بشر میکند انحرافش معلوم است و ایشان مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند بهاعتدال... . (2)
این سخنان نشان میدهد که امام زمان؟ع؟ در برنامهی کار خود از این نقطهی زیربنایی و مهم که همان انسانسازی است، شروع میکنند، زیرا تا انسانها ساخته نشوند جامعه بنیاد صحیح نخواهد یافت. و در این زمینه، با توجه به اینکه در حکومت جهانی امام زمان؟ع؟ ، نهادهای اجتماعی فاسد و شیطانی نیز از بین رفتهاند، بنابراین با گسترش معرفت و اخلاق امکان تحقق این ایده آل که تمام مفاسد ریشهکن شود و درصحنهی اجتماع ظهور و بروز نداشته باشند، کاملاً قابلتصور است؛ زیرا هیچگاه آزادی اراده و اختیار از انسانها گرفته نخواهد شد، و ریشهی شهوات نیز در وجود انسان باقی خواهد بود، اما با گسترش معرفت و اخلاق عواملی که به آنها دامن بزند وجود نخواهد داشت، و بهعکس وسائل حاکمیت عقل و ایمان، بر شهوات برای طالبان حق و سالکان راه خدا آماده است. بدین ترتیب انحرافات اخلاقی نیز برطرف شده و گناهان و مفاسد اجتماعی فردی زمینهی ظهور را نخواهد یافت و ناسازگاریهای اجتماعی که ریشه در کینهتوزی انسانها نسبت به یکدیگر دارد، تبدیل به صلح و صفا و محبت و تعاون میگردد، و امنیت پایدار اجتماعی که ناشی از متمدن بودن و موحد بودن واقعی انسانهاست، حاصل میگردد.
امام علی؟ع؟ دراینباره میفرماید: «به دست ما روزگار سختیها سپری گردد... و چون قائم
ما قیام کند کینهها از دلها بیرون رود... ». (1)
امام صادق؟ع؟ نیزمیفرماید: «... خداوند وحدت کلمه پدید میآورد، و افکار و قلوب ناسازگار را سازگار میکند و خداوند عزوجل در زمین معصیت نشود ... ». (2)
تکامل تربیت و بلوغ روحی انسان مقدمه اصلی تشکیل هر نظام صالح و انسانی است. بنابراین از جمله برنامههای مهم قیام امام مهدی؟عج؟ خواهد بود، زیرا اصلاحات و انقلابها، نخست باید از درون انسان آغاز گردد و سپس به برون جامعه سرایت کند.
به عنوان نمونه در زمان ظهور حضرت، کینه _ که مانعی اساسی بر سر راه رشد و تعالی انسان است _ برداشته میشود.
کینهتوزی، سرشتی شیطانی است. و زمینه بیشترین ناسازگاریهای اجتماعی است، که از نابخردی و پایین بودن سطح فرهنگ انسانی سرچشمه میگیرد. با رشد تربیت و تکامل عقل کینهها به محبت و دوستی تبدیل میشود، و روابط اجتماعی بر اصل انساندوستی و نوع خواهی استوار میگردد.
حضرت علی؟ع؟ میفرماید: «... چون قائم ما قیام کند، کینهها از دلها بیرون رود...». (3)
«... بدانید اگر شما از انقلابگر مشرق پیروی کنید، او شمارا به راه و روش پیامبر راهنمایی میکند، و از بیماری کوری و کری و گنگی نجات میدهد... ». (4)
طبیعی است که منظور صرفا بعد مادی یعنی درمان کوری و کری و گنگی بدنی نیست، بلکه مراد حضرت بعد معنوی آن هم هست یعنی تبعیت از موعود باعث میشود که انسانها چشم و گوش و زبان روحشان گشوده شود، و بدون مانع و سرگشتگی، روش درست زندگی را کشف کنند و مسئولیتها و تعهدهای اجتماعی و خانوادگی و فردی خویش را شناخته و در همه مسائل زندگی فردی و اجتماعی متعهد خواهند بود.
در رستاخیز ظهور، انسان در اوج تربیت خویش به پایگاهی میرسد که تصور آن در دنیای کنونی که درگیر تضادها و کشمکشهای مادی است دشوار است. تصور اجتماعی که مردم
1) . «... وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ... »؛ (الخصال، ج2، ص62).
2) . «... وَ یجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَ یؤَلِّفَ بَینَ الْقُلُوبِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ لَا یعْصَی اللَّهُ فِی أَرْضِه...»؛ (بحارالانوار، ج52، ص316، باب22 فضل انتظار فرج، ح20).
3) . « ... وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ... »؛ (الخصال، ج2، ص62).
4) . « ... وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمْ طَالِعَ الْمَشْرِقِ،... فَتَدَاوَیتُمْ مِنَ الْعَمی وَ الصَّمَمِ وَ الْبَکَم... »؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)، ج8، ص66، خطبه امیرالمومنین در مدینه، ح22).
آن در روابط اجتماعی، در داد و ستدها، کارخانهها و مزارع برای سود کار نکنند و معیار پیوندهای گروهی و جمعی را مبتنی بر اصل سوددهی و سودآوری ندانند، بلکه همه باهم دوست و برادر باشند، آسان به نظر نمیرسد. لیکن استعداد فوقالعاده انسان در تربیتپذیری و وجود نمونههای بسیار والا و کاملی از ایندست انسانها در همه اجتماعات، موضوع را آسان و ممکن میسازد، بهویژه با توجه به عمق و اصالت شیوههای الهی و انسان شناسانه امام مهدی؟عج؟. بنابراین امکان دارد از همین انسانها، چنان افرادی شایسته ساخت و روابط اجتماعی را بر چنان معیارهایی والا بنا نهاد، و بخشهای عظیمی از مشکلات جامعه انسانی را با تربیت درست حل کرد و اینها همه در پرتو فرهنگ انسانی و تعالیم مهدوی ممکن و تحققپذیر خواهد بود.
مشکل اساسی جوامع وجود نابسامانی، کاستی، زشتی و آلودگیها در جامعه و افراد آن است و برای درمان باید به تربیت روح و روان انسانها توجه کرد و صفات ناپسند و رذایل اخلاقی را در انسانها از بین برد؛ همان کاری که حضرت در عصر ظهور انجام خواهد داد. امام حسین؟ع؟ پس از بیان دورنمایی از جامعه قبل از ظهور میفرماید: «همه خیرها در آن زمان است که مهدی قیام میکند و همه این زشتیها را از میان برمیدارد». (1)در ذیل به چند نمونه ازآنچه در عصر ظهور در جامعه نهادینه میشود اشاره میکنیم.
حضرت چنان معرفتی به افراد میدهد که حیات خود را در هدایت و کمال میدانند و مرگ خود را در پیروی از هواهای نفسانی. طبق فرمایش امیرالمؤمنین:
یعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یعْطِفُ الرَّأْی عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی؛ (2)حضرت مردمی را که از مسیر الهی دور و تابع نفس شدهاند، بهسوی هدایت برمیگرداند.
ریشه اکثر ناسازگاریهای اجتماعی کینهورزی است. امام زمان؟عج؟ در این دنیا زندگی
بهشتی فارغ از کینهتوزی را رواج میدهد.
حضرت علی؟ع؟ میفرماید: «اگر قایم ما قیام کند... کینهها و دشمنیها از سینهها برود». (1)
انسان موجودی دوبعدی است، و هر چه انسان از برآوردن نیازهای واقعی و اصلی دور شده و گرفتار ارضای نیازهای غیرواقعی یا زیادهخواهی شود از انسانیت دور و به حیوانیت نزدیک میشود. لذا حضرت ابتدا به فطرت و نیازهای واقعی انسانها بها داده و با هدایت آنها روحیه بینیازی را در آنها شکوفا میکند. بهطوریکه وقتی ندا داده میشود که اگر نیازمندی در جمع هست برخیزد فقط یک نفر برمیخیزد و حضرت او را بینیاز میکند، ولی آن فرد بهزودی برمیگردد و احساس ندامت میکند(عذاب وجدان میگیرد) که چرا طمع کرده است، و مال را برمیگرداند ولی حضرت نمیپذیرد. (2)حضرت خطاب به مردم میفرماید: بیایید این همان مطاع دنیاست که به خاطر آن با اقوام قطع رحم کردید، خونهای حرام ریختید، به حریم گناهان وارد شدید و... . (3)
در عصر ظهور خدا در روی زمین معصیت نشده و حدود الهی مراعات میشود و حضرت روابط نامشروع، مشروبات الکلی و رباخواری را از بین میبرد، مردم به اطاعت الهی رو میآورند، امانتها را رعایت میکنند و افراد شرور نابودشده و صالحان باقی میمانند. «وَ یجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَ یؤَلِّفَ بَینَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ لَا یعْصَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ فِی أَرْضِهِ وَ یقَامَ حُدُودُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ یرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَی أَهْلِه». (4)
امام علی؟ع؟ در بیانی رسا حکومت قرآنی امام مهدی؟ع؟ را چنین توصیف کردهاند:
1) . « ... وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَاد»؛ (الخصال، ج2، ص626).
2) . « ... یقُولُ مَنْ لَهُ فِی الْمَالِ حَاجَةٌ فَمَا یقُومُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ... فَیرُدُّهُ وَ لَا یقْبَلُ مِنْه»؛ (کشف الغمه، ج2، ص483).
3) . « ... فَیقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَی مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ... »؛ (الغیبة، نعمانی، ص237، ح26).
4) . کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص646، ح7.
در روزگاری که هوای نفس حاکم است، امام مهدی؟عج؟ ظهور میکند و هدایت و رستگاری را به جای هوای نفس مینشاند و در عصری که نظر شخصی بر قرآن مقدم شده است، افکار را به قرآن توجه میدهد و آن را بر جامعه حاکم میکند. (1)
حضرت در خطبه 138 چنین میفرمایند:
فَیُریکم کیفَ عدلُ السّیرهِ و یُحیی میّتَ الکتابِ و السُنه؛ پس روش عادلانه را به شما بنماید، و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده فرماید.
بنابراین، از دیدگاه علی ؟ع؟ هدف نهایی قیام مصلح، عدالت سایه گستر جهانی و احیای کتاب و سنت است.
و امام مهدی؟ع؟ میآید تا احیا کننده احکام کتاب الهی و سنّت پیامبر؟ص؟ باشد: «وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْکَامِ کِتَابِکَ … وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ؛ (2)و تازه کننده احکام تعطیل شده از قرآن تو… و سنت پیغمبرت باشد».
پرستش خداوند در عصر ظهور، گسترش فوقالعاده مییابد به نحوی که «بر صفحه روی زمین، خانهای و خیمهای باقی نمیماند مگر اینکه خداوند اسلام را در آن وارد میکند». یا «هیچ زمینی باقی نمیماند مگر اینکه شهادتین در آنجا شنیده میشود». (3)
و توجه انسانها به عبادت و پرستش خدا به نحوی است که با همه تلاش برای گسترش مساجد، بازهم کمبود جا احساس میشود.
امام صادق؟ع؟ دربارهی گسترش مساجد فقط در شهر کوفه میفرماید:
هنگامیکه مهدی آل محمد؟ص؟ قیام کند در پشت کوفه مسجدی برپا میکند که هزار در دارد [کنایه از وسعت فوقالعاده] و خانههای کوفه به نهر کربلا متصل میشوند. (4)
1) . «... یعطِفُ الهوی علی الهُدی إذا عَطَفوا... و یعطِفُ الرأی علی القرآن إذا عَطَفوا القرآنُ عَلی الرأی... »؛ (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص195، خ138).
2) . بحارالانوار، ج53، ص96.
3) . «... وَ لَا تَبْقَی فِی الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللَّهُ فِیهَا... »؛ ( کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص345).
4) . « ... بَنَی فِی ظَهْرِ الْکُوفَةِ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ اتَّصَلَتْ بُیوتُ الْکُوفَةِ بِنَهَرِ کَرْبَلَاءَ»؛ (الإرشاد، ج2، ص38، فصل مسیرة الإمام المهدی).
در هنگامهی ظهور است که حضرت میفرماید: «ای مردم ما همان کسانی هستیم که خداوند بلندمرتبه در کتابش به شما وعده داده است». (1)یعنی اگر حکومت را به دست بگیریم اقامهی نماز به نحو کامل در حکومت ما تحقق مییابد. (2)
امام کاظم؟ع؟ در مورد حکومت الهی مهدی؟عج؟ در تفسیر آیه «خداوند زمین را پس از مرگ زنده میکند» میفرماید:
منظور این نیست که خداوند زمین را با باران زنده میکند، بلکه خداوند مردانی برمیانگیزاند که زمین را با زنده گردانیدن عدل و اقامه حد در آن، زندگی بخشند و اقامه حد در زمین برای آن مفیدتر است تا چهل روز بارانی پیاپی. (3)
اقامه حدود الهی هدف ائمه؟ع؟ از فعالیتهای گوناگون آنها بوده است. چنانکه امیرالمؤمنین؟ع؟ فرمود:
خدایا تو میدانی که آنچه از ما سرزده، نه برای رغبت به سلطنت بوده و نه برای به دست آوردن چیزی از متاع و بهره دنیا، بلکه برای این بود که آثار دین تو را بازگردانیم. در شهرهای تو اصلاح برقرار نمائیم، تا بندگان ستمکشیدهات در امن و آسایش بوده و احکام تو که ضایع مانده، جاری گردد. (4)
شبیه همین مضمون را نیز امام حسین؟ع؟ هنگام ترک مکه و عزیمت به سوی عراق، ایراد فرمود. این هدف مقدس در حکومت حضرت مهدی؟عج؟ به تمام و کمال جامه عمل میپوشد و بهرههای دنیوی و اخروی آن حاصل میشود.
در تفسیر آیه شریفه: «اوست خدائی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر تمام ادیان عالم تسلط و برتری دهد؛ هرچند کافران ناراضی و مخالف باشد» (5)از
1) . (الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور(؛ (حج(22)، 41).
2) . بحارالانوار، ج52، ص 373.
3) . «... قَالَ لَیسَ یحْییهَا بِالْقَطْر... »؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)، ج7، ص174، باب التحدید، ح2).
4) . « ... اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ... »؛ (نهج البلاغه، ص189، خطبه131).
5) . (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقّ لِیظْهِرَهُ عَلیَ الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(؛( توبه(9)، 33).
امیرالمؤمنین؟ع؟ روایتشده است که در پاسخ اینکه آیا خداوند مصداق این آیه را اکنون آشکار ساخته است؟، فرمود: «هرگز، سوگند به کسی که جانم به دست اوست هیچ آبادی نمیماند مگر اینکه هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمدی؟ص؟ بدهند». (1)
ابو بصیر گوید: از امام صادق؟ع؟ درباره این آیه (2)سؤال کردم، فرمود: «سوگند به خدا، هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است». عرض کردم: فدایت شوم، پس چه زمانی تحقق مییابد؟ فرمود: «وقتی بااراده خدا، قائم قیام نماید و چون حضرت ظهور نماید کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگراناند، زیرا اگر کافر و یا مشرکی در پشت صخرهای نهان شود، آن صخره به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! در پناه من کافر و یا مشرکی مخفیشده است او را به قتل برسان؛ وی اقدام کرده و او را به هلاکت میرساند». (3)
امام باقر؟ع؟ در تفسیر آیه یادشده فرمودهاند: «کسی باقی نمیماند مگر آنکه به رسالت محمد؟ص؟ اعتراف و اقرار میکند»، (4)یعنی زمین از لوث کفر و نفاق پاک و پیراسته خواهد شد مانند شمش نقره خالص و ناب.
طبیعی است که گسترش اسلام بین جوامعی که در مادیات غوطه ور و از ارزشهای معنوی بی بهرهاند کار مشکلی است، ولی حضرت با ایجاد انقلاب در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تبیین صحیح و کامل دین و با بهره گیری از امور غیبی، به این مهم دست خواهد یافت.
از امام باقر؟ع؟ روایتشده که فرمود:
درروی زمین هیچ ویرانهای نمیماند مگر اینکه آباد میگردد. و هیچ معبودی جز خدا، از بت و غیر آن نمیماند مگر اینکه دچار حریق گشته و میسوزد. (5)
1) . محجة بحرانی، ص 86.
2) . توبه(9)، 33.
3) . «وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا ینْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یخْرُجَ الْقَائِمُ ع فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یبْقَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی لَوْ کَانَ کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ»؛ (کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص670، باب58، ح16).
4) . تفسیرعیاشی، ج2، ص87.
5) . «... الْقَائِمُ مِنَّا... تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ... فَلَا یبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا قَدْ عُمِر... فَلَا یبْقَی فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَیرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَق... »؛ ( کمال الدین، ج1، ص331، باب32، ما أخبر به أبو جعفر، ح16).
روایات، ترسیمکنندهی این حقیقت است که در واپسین حرکت تاریخ دروازههای علوم و دانشها برای انسانها گشوده میشود و مراحلی را که انسانها در طول قرون و اعصار پیمودهاند به مقیاس چندین برابر در عصر حضرت مهدی خواهند پیمود. (1)
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
دانش 27 حرف (یا شعبه و شاخه) است. تمام آنچه پیامبران برای بشریت آوردهاند دو حرف بیش نبود و مردم نیز بیش از آن دو حرف را نشناختند، اما هنگامیکه قائم قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار ساخته و در پرتو خورشید وجودش در میان مردم منتشر میسازد و آن دو حرف را نیز بدان ضمیمه ساخته تا همهی علوم کامل و منتشر گردد. (2)
خداوند بهوسیله حضرت مهدی؟عج؟ زمین را پس از تاریکی آن از نور آکنده میکند و پس از ستم آن، از داد پر مینماید و آن را پس از جهل و نادانی، از دانش مالامال میکند. (3)
آموزش همگانی و گسترش علوم در دولت حضرت به حدی است که حتی خانمهای خانهدار از دانش حقوقی در حد اجتهاد برخوردار خواهند بود.
از امام باقر؟ع؟ نقلشده است که:
در زمان ایشان حکمت و دانش به مردم ارزانی میشود تا جایی که زنان در خانه خود، به کتاب خدا و سنت پیامبر؟ص؟ حکم میکنند. (4)
عقل از آغاز خلقت بهعنوان «حجت باطنه» یار و همراه «حجت ظاهره» آفریدهشده است.
امام موسی بن جعفر؟ع؟ فرمود: «خداوند بر مردم دو حجت دارد: حجت ظاهره و حجت باطنه؛ حجت ظاهره رسولان و پیغمبران و امامان هستند و حجت باطنه عقول». (5)
1) . ویژگیهای جامعه توسعه یافته اسلامی، ص187.
2) . « قَالَ الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ... »؛ (بحارالانوار، ج52، ص336؛حدیث73).
3) . «یمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا... وَ عِلْماً بَعْدَ جَهْلِهَا»؛ (کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص260، ح5).
4) . «وَ تُؤْتَوْنَ الْحِکْمَةَ فِی زَمَانِهِ حَتَّی إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِی فِی بَیتِهَا بِکِتَابِ اللَّه... »؛ (الغیبة، نعمانی، ص238، باب13، ما روی فی صفته و سیرته، ح30).
5) . تحف العقول، ص407.
بدین گونه، عقل اگر در مسیر صحیح خود به کار گرفته شود. با کمک ابزار علم از پرتو درخشان نبوت و ولایت بهره گرفته و انسان را در مسیر عبادت خدای متعال که مسیر واقعی خلقت است رهنمون میشد. اما بشر هرچه بیشتر از معارف الهی فاصله گرفته، عقل او به هوای نفس نزدیکتر شده، و بیشتر در مسیر بندگی طاغوت افتاده و به شیطنت تبدیلشده است. چنانکه در مورد معاویههای تاریخ دیدهایم.
یکی از اهداف اصلی رسالت پیامبران نشر دانایی و گسترش آگاهی در تمام زمینهها در میان جامعه است.
امام علی؟ع؟ در ترسیم این بخش از اصول رسالتهای الهی چنین میفرماید:
... خداوند فرستادگان خود را در میان مردمان برانگیخت و پیامبران خویش را پیاپی روانه کرد، تا از آنان رعایت میثاق فطری (الهی) را باز طلبد، و نعمتهای فراموششده خدایی را به یاد آنان آورند... و نیروهای پنهان خود آدمی را آشکار سازند، و آیات بهنجار آفرینش را به مردمان بنمایانند، یعنی سقف افراشته آسمان، و مهد گستره زمین، و نعمتها و وسایل زندگی که حیات مردمان را تأمین میکند، و مرگی که (دوران زندگی) آنان را به پایان میبرد و بیماریهایی که آنان را میفرساید، و حوادثی که پیاپی در زندگیشان روی میدهد... . (1)
امام باقر؟ع؟ میفرماید: «قائم ما، به هنگام رستاخیز خویش، (به تأیید الهی) نیروهای عقلانی تودهها را تمرکز دهد. و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند». (2)
یعنی در پرتو ارشاد و هدایت مهدی؟عج؟ و در زیردست عنایت او مغزها در مسیر کمال به حرکت درمیآیند و اندیشهها شکوفا میگردند. و تمام کوتهبینیها و تنگ نظریها که سرچشمه بسیاری از تضادها و تزاحمها و برخوردهای خشونتآمیز اجتماعی است برطرف میگردد. امروز نیز هرگونه اصلاح اجتماعی در هر مقیاسی، بستگی به این دگرگونی فکری و انقلاب روحی دارد.
یکی از مشکلاتی که امام مهدی؟عج؟ ، با آن روبرو میشود مشکل برداشت و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روشهای دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده. امروزه در
سطح جامعه شاهد تشکیل احزاب و گروههای سیاسی اجتماعی با تفکرات متفاوت هستیم که بعضی جاهلانه وشاید عامدانه تفاسیر نادرستی از دین و احکام آن دارند که باعث ایجاد مشکل در سطح جامعه و مانع توسعه فرهنگ اسلامی میشوند؛ همچنان که بعد از بیداری اسلامی و به تبعیت از ابن تیمیه با برداشتهای غلط از اسلام گروه هایی نظیر داعش و جیش النصره و غیره باعث ایجاد یک موج اسلام هراسی در جهان شدند و جلو توسعه بیداری اسلامی و تشکیل تمدن اسلامی را گرفتند. لذا یکی از اقدامات مهم امام، تصحیح انحرافهایی است که در تفسیر احکام و توجیه مبانی دین به مرور ایام روی داده است.
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
آزاری که قائم به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان بیند، بسی سختتر است از آنهمه آزار که پیامبر از مردم جاهلیت دید. راوی میگوید: گفتم این چگونه میشود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد درحالیکه ایشان سنگ و صخره و چوب و تختههای تراشیده شده (بتهای چوبی) را میپرستیدند، و قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل میآورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند... . (1)
مشکل حضرت، مشکل تودههای جاهل و نادانی است که در دوران عمر خود گرفتار بدآموزیهای گسترده در تعالیم دین بوده و به رهبری و راهنمایی تزویر گران عالم نما، از سر جهل، مقابل امام و منجی خویش میایستند.
امام علی؟ع؟:
... چون مهدی درآید، هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، پسازآنکه خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن بازگرداند، پسازآنکه قرآن را به رأیها و نظرها و افکار خود بازگردانده باشند... . (2)
این کلام حضرت به همین توجیه و تأویل و برداشتهای نادرست از قرآن، اشاره دارد که در طول دوران غیبت، در اثر نبودن مفسر واقعی قرآن، جامعههای اسلامی دچار چنین بدآموزیها و تحریفهایی میشوند. امام در ادامه میفرماید:
... فَیرِیکُمْ کَیفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَ یحْیی مَیتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّة؛ (3)... آنگاه است که مهدی به
شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است، وزنده کردن کتاب و سنت چیست؟
امام علی؟ع؟ در معرفی بدعت گذاران می فرمایند:
بدعتگذاران کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت میورزند و بر اساس رأی و هواهای نفسانی خود عمل میکنند. (1)
در روایتی از امام باقر؟ع؟ نقلشده که حضرت بعد از قیام، دست عنایت خود را بر سر بندگان مینهد و بدینوسیله عقل آنها زیاد شده و فهم ایشان نیز بالا میرود. (2)
طبق این روایت میتوان نتیجه گرفت که زمینه ترک بدعتها و کارهای خرافی و بیثمر در اکثریت افراد جامعه وجود دارد و فقط برای گروهی اندک ترک بدعتها و خرافات سخت خواهد بود که حضرت با اقتدار آنها را به سنتهای حقیقی دین اسلام سوق خواهد داد.
امام باقر؟ع؟ در توصیف زمان ظهور آن حضرت میفرمایند:
هیچ بدعتی را وانگذارد مگر اینکه آن را از ریشه برکند و از هیچ سنتی نمیگذرد مگر اینکه آن را بر پا خواهد فرمود. (3)
مهدی؟عج؟ درزمانی قیام میکند که جاهلیت دوم با قدرت تمام بر دنیا مسلط شده و ابرقدرتهای شرق و غرب اعیان این جاهلیتاند. حضرت نیز مانند جدش بتشکنی میکند، آدابورسوم جاهلی را محو و نابود میسازد. خرافاتی را که با تعلیمات پاک قرآن آمیختهشده و گاه در میان مسلمین آنچنان رسوخ یافته است که آن را سنت میپندارند بهعنوان بدعت برمیچیند.
دراینباره امام صادق؟ع؟ میفرماید:
آزاری که قائم به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان میبیند، بسی سختتر است از آنهمه آزار که پیامبر؟ص؟ از مردم جاهلیت دید... پیامبر به میان مردم آمد درحالیکه آنها سنگ و صخره و چوب و تختههای تراشیده شده را میپرستیدند و قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل میآورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند. (4)
محور اصلی این دشواری، آموزشهای انحرافی و بد تفسیر کردن قرآن و آیین خداست... مشکل
1) . میزان الحکمه، ح1632.
2) . «... وَضَعَ یدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُم»؛ (کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص653).
3) . « ... و لایترک بِدعةٌ الا أزالٌها وَ لا سُنّةً الا أقامَها... »؛ (الارشاد، مفید، ج2، ص385، فصل سیره امام مهدی).
4) . «إِنَ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهَلَةِ النَّاسِ... »؛ (الغیبه، نعمانی، ص297، باب17، ما جاء فیما یلقی القائم، ح اول).
امام، مشکل تودههای جاهل و نادانی است که با تحریک مدعیان دروغین علم دین، با امام بر حق به ستیز برمیخیزند، و درگیری، با حربهی تأویل قرآن خواهد بود. (1)
یکی از بدعتهایی که امام زمان؟عج؟ با آن بهشدت مبارزه میکند، اسرافها و تجملگرائیهایی است که در مساجد و معابد صورت میگیرد.
ابوهاشم جعفری گوید: نزد امام حسن عسکری بودم که فرمود: «هرگاه قائم قیام کند دستور دهد تا منارهها و محرابهای داخل مساجد را ویران کنند. میگوید: با خود اندیشیدم که این کار چه معنا دارد؟ امام به من رو کردند و فرمودند: معنای این کار این است که این چیزها اموری است بدعتآمیز، که نه پیامبری آنها را ساخته است و نه امامی». (2)
در جامعه مهدوی حرکت جامعه رو به کمال با رفع نواقص خواهد بود. دراین گفتار چند ویژگی فرهنگی _ اعتقادی جامعه مهدوی را به این صورت مطرح کردیم که: در ابتدا حضرت مهدی؟عج؟ در بعد اخلاقی و تربیتی، با گسترش معرفت و اخلاق در سطح جامعه، افراد را به حد اعلای تربیت الهی انسانی خواهد رساند، و با کشیدن دست لطف و محبت خود بر سر بندگان، عقول بشر را به کمال میرسانند و تمام رذایل اخلاقی نظیر هواپرستی، کینه توزی، طمع کاری و ارتکاب محارم الهی را از جامعه و افراد آن دور خواهند نمود؛ در نتیجه کتاب و سنت احیاء و معنویت در سطح جامعه گسترش خواهد یافت و با اجرای حدود الهی، اسلام جهانشمول خواهد شد که البته با تکامل بزرگ علمی و تصحیح انحرافهای فکری و مبارزه با خرافات و بدعتها و اجرای عدالت مهدوی زمینه گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی فراهم خواهد شد.
در پرتو سیرت فرهنگی حضرت مهدی؟عج؟ روابط اجتماعی سامانی دیگر مییابد. یکرنگی و یگانگی میان مردمان جاری میشود و دوستی و رحمت قلبها را پر میسازد و مساوات اجتماعی جلوه میکند. کسی به کسی ستم روا نمیدارد و یاری و دستگیری یکدیگر، واجبی همگانی میشود؛ چنانکه در خبر اسحاق بن عمار از امام صادق؟ع؟ آمده است: «إِنَّمَا ذَلِکَ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَجَبَ عَلَیهِمْ أَنْ یجَهِّزُوا إِخْوَانَهُمْ وَ أَنْ یقَوُّوهُمْ... ». (1)این به هنگام ظهور قائم ما است که در آن روزگار واجب همگانی است که به یکدیگر وسایل زندگانی برسانند و نیرو بخشند. در آن دوران حرص و بخل در روابط اجتماعی جایی نخواهد داشت و یکرنگی و یگانگی چنان بر رفتار اجتماعی حاکم شود که هر کس هر چه نیاز دارد از جیب برادرش بردارد، نه این شرمنده باشد و نه آن ناراحت. اخلاق اجتماعی در آن زمان بر مبنای سلامت نفسها و پاکی دلها ظهور مییابد. امانتها بهدرستی ادا میشود. امنیت اجتماعی در حد نهایی فراهم میشود. مردم به عبادتهای اجتماعی - از سر ایمان و تقوا - روی میآورند. حقوق اجتماعی در همه امور رعایت میشود و هیچ گونه ستم اجتماعی بر کسی روا نمیشود.
در این گفتار ما به بیان چند شاخص و ویژگی سیاسی اجتماعی جامعه صاحبالزمانی میپردازیم.
از برنامههای امام مهدی؟عج؟ ، تشکیل حکومت فراگیر جهانی است؛ بخش بزرگ تضادها و ستیزها و استضعافها در کل جامعه بشری از حکومتها و درون کاخها سرچشمه میگیرد، و به دست آلوده و نیرنگباز دولتها و حکمفرمایان در میان انسانها گسترش مییابد. تودههای مردم نوعدوست و مهرباناند، و چنین تضادها و جنگها و
1) . وسائل الشیعه، ج12، ص27، باب14، استحباب مواساة الإخوان بعضهم لبعض، ح2.
خونریزیها را بر سر منافع مادی روا نمیدانند، بهویژه اگر درست تربیت شوند.
در دوران رهبری امام، با ایجاد مرکزیت واحد و مدیریت و حاکمیت واحد، برای همه اجتماعات و نژادها و منطقهها، یکی از عوامل اصلی تضاد و جنگ و ظلم نابود میشود، و انسانها مهربان و برادر و در کنار یکدیگر زندگی میکنند، و مناطق مرفه به مناطق محروم میرسند، کمبودها و عقبماندگیهای طبیعی و بشری و دیگر مشکلات و نابسامانیها به دست بخشهای توانمند جامعه بشری جبران میگردد، و به معنای واقعی کلمه یک امت و یک خانواده از کل اجتماعات بشری تشکیل میشود.
پیامبر اکرم؟ص؟ میفرماید:
... سوگند به آنکه مرا بهحق به پیامبری برانگیخت اگر از دنیا جز یک روز نماند، آن روز را خداوند میگستراند تا فرزندم مهدی قیام کند؛ پهنه زمین به نور او روشن گردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فراگیرد. (1)
و نیز میفرماید:
... امامان پس از من دوازده تن میباشند، نخستین آنها تو هستیای علی، و آخر ایشان قائم است که به دست او خاور و باخترزمین گشوده میگردد. (2)
دو مانع بزرگ بر سر راه چنین آرمانی عظیم وجود دارد:
عوامل سلطه و استکبار جهانی که از سرمایهداران و سیاستمداران تشکیل میشود.
عقبماندگی فرهنگی و نبود تربیت درست انسانی که باعث شده انسانها در مسیر غرضها و خودکامگیهای مستکبران قرار گیرند.
که این دو عامل در آن دوران به دست باکفایت امام ریشهکن میشود، و با تصفیه اجتماعات بشری از عوامل سلطه و استکبار مالی و سیاسی، عامل قدرتمند مرکزی ایجاد میشود، و با هدایت و تربیت درست انسانها روابط صمیمی و نزدیک میان همه افراد نوع انسانی، از هر نژاد و ملیت، برقرار میگردد. در پرتو این دو جریان، راه بشریت بهسوی زندگی سعادتمندانه هموار میشود.
بنابراین گام نخست، واژگون کردن حاکمان سلطهطلب از قدرت و تشکیل مدیریت
قدرتمند مرکزی است که به تربیت انسانها میپردازد و اصول والا و ارزشهای متعالی الهی را در سراسر آبادیهای زمین نشر میدهد و یکدلیها، محبتها و ایثارها را جایگزین بیگانگیها، کینهتوزیها و خودخواهیها میسازد. به همه انسانها و همه اجتماعات یکسان مینگرد، و مساوات را در همه پهنه گیتی حاکم میسازد، و همه امتیازها را زیر پا مینهد. و اینچنین است که حکومت فراگیر میشود، و مورد پذیرش آحاد انسانی قرار میگیرد.
سختگیری آن حضرت نسبت به کارگزاران و مأموران دولت خویش در احادیث مورد تأکید قرارگرفته است. این نشان از مدیریت انقلابی حضرت و عدم محافظه کاری ایشان میباشد که افراد صالح و شایسته را جایگزین نااهلان خواهد کرد.
حضرت علی؟ع؟ میفرماید:
... امام مهدی؟عج؟ قاضیان زشتکار را کنار میگذارد، و دست سازشکاران را از سرتان کوتاه میکند، و حکمرانان ستمپیشه را عزل مینماید، و زمین را از هر نادرست و خائنی(رشوه بگیران و تباهکنندگان) پاک میسازد. (1)
از برنامههای حضرت مهدی؟عج؟ اجرای اصل مساوات و برابری در قبال قانون است. یعنی همه مردم و افراد نوع انسانی، در برابر قانون حقوقی همسان و برابر دارند و هیچکس در برابر قانون بر دیگری برتری و امتیاز ندارد. و قانون باید درباره همه یکسان اجرا شود، و امنیت اجتماعی و حقوق انسانی همگان را یکسان تأمین کند.
مساوات به این معنا در آیات قرآن کریم و احادیث معصومان فراوان مطرح گردیده است:
{قُلْ یأَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلیَ کَلِمَةٍ سَوَاءِ بَینَنَا وَ بَینَکمُ... وَ لَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ...} (2)بگو: ای اهل کتاب! به کلمهای برابر میان ما و شما، رویآورید... و برخی از ما
برخی دیگر را، بهجای خدا، ارباب و خداوندگاران خویش نشمارند.... قرآن کریم، تکلیفها و برنامههای خود را برای همه افراد انسانی آورده است.
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
... إِنَّمَا یکُونُ هَذَا إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یقْسِمُ بِالسَّوِیةِ وَ یعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر...؛ (1)... همه چیز را بالسویه بین مردم تقسیم میکند و عدالت را مراعات میکند در بین بندگان خدا اعم از نیکوکاران و فاجران....
همان برخوردی که امام علی؟ع؟ خطاب به حاکم مسلمان میفرماید و از او میخواهد:
... سپس در روبرو شدن و سخن گفتن و نشستن (مسلمانان) نزد تو برابری مراعات کن تا چنان نباشد که نزدیکان تو در بیعدالتی تو طمع بندند، و دشمن از عدالت تو نومید نگردد... . (2)
امنیت از امن و امان به معنای سلامتی و ریشهی اصلی آن سکون و آرامش خاطر است؛ همچنان که مولف التحقیق اشاره کرده: أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّة: هو الأمن و السکون و رفع الخوف و الوحشة و الاضطراب. (3)
و در اهمیت آن همین بس که ابراهیم؟ع؟ دربارهی مکه دعا میکند: {رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً} (4)خدایا شهر مکه را شهر امنی قرار ده.
یکی از جهات بسیار مهمی که در جامعهی جهانی امام مهدی؟عج؟ خیلی روی آن تأکید شده مسئله امنیت است. در آن زمان امنیت از جمیع جهات در حد اعلا تأمین است: امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت آبرویی، امنیت فکری و فرهنگی، امنیت اقتصادی، امنیت اعتقادی، امنیت نظامی، امنیت روحی و روانی، امنیت اجتماعی و... آرامش خاطر بر آن جامعه حکمفرما است و مرزهای امنیت انسانها مورد تهدید واقع نمیشود و در کمال آرامش و صلح و صفا به زندگی انسانی مشغول هستند.
1) . بحارالانوار، ج51، ص29.
2) . «... ثُمَ وَاسِ بَینَ الْمُسْلِمِینَ بِوَجْهِکَ وَ مَنْطِقِکَ وَ مَجْلِسِکَ حَتَّی لَا یطْمَعَ قَرِیبُکَ فِی حَیفِکَ وَ لَا ییأَسَ عَدُوُّکَ مِنْ عَدْلِک... »؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)، ج7، ص413، باب ادب الحکم، ح اول).
3) . التحقیق فی کلمات القرآن، ج1، ص150.
4) . بقره(2)، 126.
قرآن آنجا که سخن از حکومت صالحان مطرح کرده میفرماید:
«خداوند به کسانی که از شما ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده میدهد که آنها را قطعاً خلیفهی روی زمین خواهد کرد، همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید. و دین و آئینی را که برای آنها پسندیده پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل میکند، آن چنانکه تنها مرا میپرستند و چیزی را برای من شریک نخواهند ساخت». (1)
امام صادق؟ع؟ در تفسیر آیه میفرماید: «... نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ وَ أَصْحَابِه»؛ (2)یعنی وعده خداوند، مبنی بر اینکه وحشت و خوف مؤمنان را به امنیت و سلام تبدیل میکند، در زمان ظهور آن حضرت، معنی و مصداق کامل مییابد.
البته امنیت هدف نیست، بلکه مقدمهای است برای اینکه انسانها با خاطری آسوده خدای یکتا را بپرستند و هیچچیز را شریک او در عبادت قرار ندهند. و در این باره روایات عجیبی در باب جامعهی جهانی امام مهدی؟عج؟ واردشده که ذیلاً فرازهایی را نقل میکنیم:
... حَتَّی یأْمَنَ الشَّاةُ وَ الذِّئْبُ وَ الْبَقَرَةُ وَ الْأَسَدُ وَ الْإِنْسَانُ وَ الْحَیةُ وَ حَتَّی لَا تَقْرِضَ فَأْرَةٌ جِرَابا؛ (3)در آن زمان بهقدری دنیا امنوامان میشود که گرگومیش، گاو و شیر درنده، انسان و مار در کنار یکدیگر زندگی میکنند و همه از گزند دشمنان خویش احساس امنیت میکنند و تا آنجا که هیچ موشی هیچ فرشی را نمیجود.
خدا در حدیث قدسی میفرماید:
... در آن زمان امنیت را بر روی زمین میافکنم، و هیچچیزی به چیز دیگر ضرر نمیرساند و هیچچیزی از چیز دیگر نمیترسد تا آنجا که حشرات و چهارپایان در میان مردم حرکت میکنند و هیچکدام به دیگری آسیب نمیرساند و ستم گزندهها را میبرم، و حالت تعصب و هجمه و درندگی را از درندگان سلب میکنم... . (4)
... امام مهدی؟عج؟ فرماندهان و امیرانش را به همه بلاد گسیل میدارد و به آنها
1) . (وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ... لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنی لا یشْرِکُونَ بی شَیئاً(؛( نور(24)، 55).
2) . الغیبة، نعمانی، ص240، ما نزل فیه من القرآن، ذیل آیه 55 سوره نور.
3) . بحارالانوار، ج51، ص61، باب 5 الآیات المؤولة بقیام القائم، ح59.
4) . «... وَ أُلْقِی فِی تِلْکَ الزَّمَانِ الْأَمَانَةَ عَلَی الْأَرْضِ فَلَا یضُرُّ شَیءٌ»؛ (سعد السعود للنفوس منضود، ص34، فصل فی خلق الجن و الانس).
امر میکند که در میان مردم به عدالت رفتار کنند و در آن زمان گوسفند و گرگ یکجا مشغول چرا میشوند، و کودکان و مارها و عقربها کنار همبازی میکنند و به یکدیگر آسیبی نمیرسانند، و تمام شر و بدی میرود و خیر و نیکی ماندگار میشود. (1)
حال اینگونه تعبیرات کنایه از کمال امنیت و عدالت در زمان حضرت است که انسانهای گرگ صفت در کنار انسانهای مظلوم و آرام و بیضرر زندگی میکنند و حالت سبعیت و درندگی از انسانها سلب میشود و کسی در صدد اضرار به دیگران نیست و ممکن است این تعابیر به ظاهرش باقی باشد و واقعاً در آن عصر گرگومیش کنار هم زندگی کنند، کودکان و مارها با یکدیگر بازی کنند و... که این خیلی عجیب است و برای خیلیها ممکن است باورش سنگین باشد، ولی با در نظر گرفتن قدرت خداوند و ولایت تکوینی حضرت مهدی؟عج؟ این امور بعید نیست، بلکه بعضا امروزه شاهد تعامل و همزیستی مسالمت آمیز حیوانات وحشی در کنار یکدیگر هستیم. برای مثال در ژاپن زمان مهاجرت قوی ژاپنی چون مردم غذا به آنان میدهند دیده میشود که حیوانات شکارچی پرندگان مثل روباه و عقاب دست از شکار آنها برداشته و با آنان هم سفره میشوند و شاید نمونهی کوچکی از آن را مربوط به زمان حضرت نوح بدانیم که از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی نمود و همه در کنار هم زندگی کردند بدون اینکه به یکدیگر آسیب برسانند. و بههرحال اصل وجود امنیت و آرامش خاطر در جمیع جهات مسلم است.
در جامعه مهدوی با جریان کامل عدالت در تمام ابعاد زمینه قانون شکنی و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران از بین میرود، و در صورت وقوع ظلم حضرت با قاطعیت برخورد کرده و حق را بهحق دار خواهد رساند. همچنان که در روایات اشارهشده که:
حضرت مهدی؟عج؟، حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد، حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون کشد، و به صاحب حق بازگرداند... او از کسی توبه نپذیرد، و درراه اجرای حکم خدا و استقرار بخشیدن به دین خدا، به سخن کسی گوش ندهد، و نکوهش احدی را نشنود. (2)
در اثر این قدرت و احاطه، به تدریج، خود مردم با کنترل درونی و نفسانی خود جرم و گناه مرتکب نمیشوند و لذا قوانین بهطور خودجوش رعایت میگردند.
امام باقر؟ع؟ در بیان علت نامگذاری امام زمان به مهدی میفرماید:
همانا به این دلیل، امام قائم، مهدی نامیده شده است که به امر پنهان هدایت میشود... حتی کسی در خانهاش اگر حرفی بزند میترسد که دیوار علیه او شهادت دهد. (1)
از مصادیق بارز قانونمندی در عصر طلایی ظهور این است که در امور راهسازی و شهرسازی رعایت اصل تقدم منافع جامعه لحاظ میگردد.
علامه امینی میگوید:
در امور راهسازی برنامههای جالبی را به مرحله اجرا میگذارند. راههای اصلی را شصت ذراع [کنایه از وسعت راههای اصلی] قرار میدهند. در امر راهسازی به قدری جدیت مینمایند که حتی مساجدی را که در سر راه ساختهشده، خراب میکنند. برای خیابانها پیادهرو احداث مینمایند. به پیادهها دستور میدهند از پیادهرو عبور کنند و به سوارهها امر میکنند در وسط خیابان حرکت نمایند. تمام پنجرههایی را که به کوچه بازشده مسدود میسازد. از ایجاد مستراح و ناودان در کوچه مانع میشود. حتی مساجد مشرف و عالی را خراب میکند. پیشآمدگیهای ساختمانها را نیز خراب میکنند... . (2)
خداوند میفرماید: {لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط... } (3)یعنی هدف اصلی قیام پیامبران - در روابط اجتماعی و انسانی - و ارسال کتابها و شرایع، قیام مردم به قسط و برپاداری عدالت شمردهشده است.
1) . «... إِنَّمَا سُمِّی الْمَهْدِی لِأَنَّهُ یهْدَی إِلَی أَمْرٍ خَفِی... »؛ (همان، ج52، ص390، باب27، سیره و أخلاقه و عدد أصحابه، ح212).
2) . دادگستر جهان، صص 415- 333.
3) . «همانا پیامبران را با نشانه های آشکارا برانگیختیم، و با آنان کتاب و میزان فرستادیم تا مردمان به قسط و دادگری برخیزند»؛( حدید(57)، 25).
صاحب مکیال المکارم، چنین مینویسد:
عدل، آشکارترین صفات نیک آن امام است. برای همین (آن حضرت) در دعای شبهای رمضان، «عدل» نامیده شده است: « اللَّهُمَ وَ صَلِ عَلَی وَلِی أَمْرِکَ- الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَر؛ خداوندا به ولی امر خود که قیامکننده و عدل مورد انتظار همه است درود فرست». (1)
و در جای دیگر، همین عنوان را بهگونهای دیگر مییابیم: «السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ الْغَائِبِ الْمُسْتَتِر... ». (2)
بنابراین، «عدل» رعایت دقیق حقوحقوق مردم و برابری همه مردم در برخورداری از حقوق و منافع مشروع و معقول خویش است، چنانکه «ظلم» زیر پا نهادن حقوحقوق دیگران است.
امام کاظم؟ع؟ درباره آیه: {یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها} فرموده:
«این زنده کردن» به این نیست که با باران زمین را زنده کند، بلکه خداوند مردانی را برمیانگیزد تا اصول عدالت را زنده کنند، پس زمین در پرتو عدل (دیگربار) زنده میشود. (بیتردید) اجرای حد خدا در زمین مفیدتر از چهل روز بارندگی است. (3)
تردیدی نیست که برای ساختن جامعه توحیدی، و تشکیل اجتماعی طبق تعالیم وحی، پایه نخستین و کارمایه اصلی عدالتگستری است. در دوران ظهور، اصل عدالت در ریزودرشت مسائل عملی میشود، بهگونهای که هیچگونه ستمی به کسی صورت نمیگیرد. امام رضا؟ع؟ فرموده است:
خداوند زمین را به دست قائم از هر ستمی پاک گرداند، و از هر ظلمی پاکیزه سازد... آنگاهکه خروج کند، میزان عدل را در میان مردم نهد، و بدین گونه هیچکس نتواند به دیگری ستمیکند. (4)
امام صادق؟ع؟ میفرماید:
1) . مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، ج1، ص118.
2) . زاد المعاد و مفتاح الجنان، ص541، فی بیان زیارة مولانا صاحب الأمر.
3) . «... لَیسَ یحْییهَا بِالْقَطْرِ وَ لَکِنْ یبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیحْیونَ الْعَدْلَ فَتُحْیا الْأَرْضُ لِإِحْیاءِ الْعَدْلِ... »؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)، ج7، ص174، باب التحدید، ح2).
4) . «... یطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ... وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَینَ النَّاسِ فَلَا یظْلِمُ أَحَدٌ أَحَدا... »؛ (کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص372، باب 35، ماروی عن الرضا، ح5).
مهدی، عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه میشود، وارد خانههای مردمان کند، و دادگری او همهجا را بگیرد. (1)
در روایتی آمده است که«در دوران ظهور پنجرههایی که به معابر بازشده است بسته میشود و ناودانها و راهآبهایی که به خیابانها و کوچهها میریزد مسدود میگردد». (2)اینگونه موضوعات که در مسائل اجتماعی اموری فرعی و کماهمیت به شمار میآید، از تعمیم و گسترش دقیق عدالت در آن دوران پرده برمیدارد، و نشان میدهد که آسایش انسانها حتی در اینگونه امور نیز تأمین خواهد گشت.
بنابراین در نظام عادلانه مهدوی با اجرای دقیق عدالت، ریشه تبعیضها، بیعدالتیها، ستمها، نگرانیها و کینهتوزیها از دلها بر میآید و انسانها بی بیم و هراس و بدون هیچ نگرانی از تضییع حقی، در کنار یکدیگر و با دلهایی سرشار از لطف و محبت با یکدیگر زندگی میکنند. و اخلاق فردی و روابط درونی و پیوندهای روحی انسانها بهبود مییابد، و درون آدمی از هرگونه دیو سیرتی و زشتخویی سالم میگردد.
برای مبارزه با فساد و تجاوز و ستم، از یکسو تقویت پایههای ایمان و اخلاق لازم است و از سوی دیگر به وجود آمدن یک سیستم صحیح و نیرومند قضائی با هوشیاری کامل و احاطه وسیع. در این نیز شک نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزشهای اخلاقی با وسایل ارتباطجمعی فوقالعاده پیشرفته، آنچنان وسعت میگیرد که اکثریت قاطع مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاکی و عدالت اجتماعی آماده سازد. اما بههرحال حتی برای اقلیت اشرار و متجاوزان آن زمان که حتی در جامعه صالح هم به خاطر آزادیشان خطا میکنند و به شرارت میپردازند وجود یک دستگاه قضائی آگاه و مسلط لازم است تا از حقوق مردم دفاع کرده و از ظالمان باز پس گیرد و به صاحبان حق بازگرداند و مجرمان نتوانند از چنگ آن فرار کنند و از عدالت سرباز زنند و باعث فساد و گناه و انتشار آن در جامعه شوند.
1) . «أَمَا وَ اللَّهِ لَیدْخُلَنَّ عَلَیهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیوتِهِمْ کَمَا یدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ»؛ (الغیبة، نعمانی، ص297، باب 17، ما جاء فیما یلقی القائم، ح اول).
2) . «... وَ یوَسِّعُ الطَّرِیقَ الْأَعْظَمَ... وَ یهْدِمُ کُلَ مَسْجِدٍ عَلَی الطَّرِیقِ وَ یسُدُّ کُلَّ کُوَّةٍ إِلَی الطَّرِیقِ وَ کُلَّ جَنَاحٍ وَ کَنِیفٍ وَ مِیزَابٍ إِلَی الطَّرِیق... »؛ (الغیبة، طوسی، ص475، فصل8، فی ذکر طرف من صفاته و منازله و سیرته).
از مجموع احادیث مربوط به دوران حکومت امام زمان؟عج؟ استفاده میشود که ایشان از تمام عوامل بازدارنده بهره میگیرد؛ آنچنانکه آن جمله معروف جامه عمل میپوشد که: «زمانی فرامیرسد که گرگومیش در کنار هم آب میخورند».
در این موارد اشتباه است اگر ما تصور کنیم که در عصر حکومت او همه این مسائل از طریق اعجاز حل میشود؛ چراکه اعجاز حکم یک استثنا را دارد و برای مواقع ضروری و مخصوصاً اثبات حقانیت دعوت پیامبر؟ص؟ یا امام؟ع؟ است، نه برای تنظیم زندگی روزمره و جریان عادی زندگی که هیچ پیامبری برای این مقصد از معجزه استفاده نکرده است. بههرحال آنچنان امنیتی در سایه حکومت او جهان را فرامیگیرد که طبق روایات «یک زن تنها میتواند از شرق جهان به غرب عالم برود بدون اینکه کسی مزاحم او شود». (1)
در روایات میخوانیم:
یعنی آن قاضی عادل و دادگستر در میان پیروان تورات (یهودیان) بر اساس کتاب آسمانی خود آنها یعنی تورات (تورات اصیل) قضاوت میکند و در میان پیروان انجیل (مسیحیان) بر طبق انجیل قضاوت میکند؛ در میان پیروان زبور طبق همان کتاب حکم میکند، و در میان پیروان فرقان (قرآن) نیز طبق قرآن حکم و قضاوت مینماید. (2)
و ازآنجاکه این قضاوت صد در صد عادلانه است همهی پیروان ادیان از آن راضی هستند. در حکومت عدل مهدوی در کل جهان قضاوت بر اساس احکام الهی و عادلانه خواهد بود و به احدی کمترین ستمی نمیشود.
وقتی اسلام حاکم، حدود الهی جاری، عدالت حکمفرما، اقتصاد بسامان و مردم هماهنگ شدند و نشاط جایگزین درد و امید جایگزین یأس گردید و نور جای ظلمت را گرفت، آنگاه است که خون حیات در رگهای انسان و جامعه به حرکت درمیآید. دنیا که به دلیل اعمال بشر سراسرش را فساد فراگرفته بود بار دیگر زنده میشود و انسان نیز چنین خواهد شد. و خداوند وعده زنده شدن زمین را پس از مرگ در قرآن داده است. {اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یحُییِ
الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَا} (1)بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده میکند.
امام باقر؟ع؟ مرگ زمین را «کفر اهلش» تفسیر کرده و فرموده است کافر «مرده» است.
فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ {اعْلَمُوا أَنَ اللَّهَ یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها} قَالَ: یحْییهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِم؟ع؟ بَعْدَ مَوْتِهَا [یعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیتٌ؛ (2)فرمود: خداوند زمین را به واسطه قائم ؟ع؟ زنده میکند از آن پس که مرده باشد و مقصود از مردن آن، کفر اهل آن است و کافر همان مرده است.
و امام صادق؟ع؟ نیز حیات زمین پس از مرگ را «عدل بعد از جور» معنا کرده است: ... أَ لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ تَعَالَی فِی الآیة التَّالِیةِ لِهَذِهِ الآیةِ: {اعْلَمُوا أَنَ اللَّهَ یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَینَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ} أَی یحْییهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ.... (3)
زمانی که بشر سرافراز و مستقل و رهاشده از قید و بندهای درون و برون و در حال اطاعت از خدا به سر برد به «حیات» میرسد و مرگ را به کناری میزند.
همانطور که امام علی؟ع؟ هنگامی که یاران معاویه در صفین بر آب فرات غلبه یافتند و آب را به روی اصحاب او بستند به اصحابش فرمود:
... قَدِ اِسْتَطْعَمُوکُمُ اَلْقِتَالَ فَأَقِرُّوا عَلَی مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِیرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا اَلسُّیوفَ مِنَ اَلدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ اَلْمَاءِ فَالْمَوْتُ فِی حَیاتِکُمْ مَقْهُورِینَ وَ اَلْحَیاةُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ...؛ (4)از شما میخواهند که بر سفره جنگ مهمانشان کنید و شما را دو راه در پیش است، یا تن به مذلّت دادن و فرو افتادن از منزلتی که در آن هستید، یا سیراب کردن شمشیرها از خون و سیرابکردن خود از آب. اگر مقهور شوید، زندگیتان مرگ است و اگر پیروز شوید، مرگتان زندگی است.
به این معنا که زندگی همراه با ذلت نوعی مرگ و مرگ با عزت حیات واقعی است.
مدینه فاضله اسلامی، مدینه رفاه و آسایش همگانی است. رفاه و تنعم در حدی که دیگر
نیازمند و صاحب حاجتی در سطح جامعه نمیتوان یافت. یک دلیل مهم بر این امر، توزیع عادلانه ثروتها و منابع است.
هم در تعالیم دینی و هم در آموزههای علمی و تجربی بشر، بهروشنی، به این واقعیت رسیدهایم که در صورتی جامعه از غنا و بهرهمندی عمومی سرشار خواهد گشت که پیشاپیش از عدالت سیراب گردیده باشد و مشکل کشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادی، کمبود منابع و مواهب طبیعی بر گستره خاک نبوده، بلکه توزیع ناعادلانه و استفاده غیراصولی از آنها بوده است.
آنچه در روایات ظهور، در این خصوص آمده، نشان میدهد که خواستهها و آرزوهای مادی انسان، درعصرظهور، نه تنها نادیده گرفته نشده، بلکه در صدر توجه قرارگرفته و انسانها، به دلیل داشتن چنین خواستههایی، مورد نکوهش قرار نگرفتهاند، بلکه بر توجه خدا در پاسخ به این خواهشها تأکید فراوان شده است.
در این مورد پیامبر؟ص؟ میفرماید:
در امت من، مهدی قیام کند... و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخورداری و رفاه دست یابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند. (و این رفاه شامل تمامی انسانها خواهد بود، چه نیکوکار و چه بدکار). آسمان مکرر بر آنان ببارد (کنایه از وفور مواهب طبیعی) و زمین چیزی از روییدنیهای خود را پنهان نسازد. (1)
در روایات دیگر سخن از کثرت مال، وفور نعمتها، بارانهای پیدرپی، سبکباری و رهایی از بارهای سنگین زندگی، آسودگی از رنج طلب کردن و نیافتن، و سخن از ادای دین تمام صاحبان دین و بینیازی تمام انسانها و بذل و بخشش امام بر همگان است، بهطوریکه افراد از طلب مال و بخشش دیگران بینیاز گردند.
در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشری واحدی تشکیل میگردد که مانند خانواده ای زندگی میکنند، و بشریت بهطور کلی به رفاه اقتصادی و بی نیازی دست مییابد، و همین بی نیازی زمینه اساسی رشد و تعالی معنوی و فکری انسان را میسازد.
طبق تحقیقات کارشناسان و متخصصان، بخش عظیم و مهمی از مسائل عقب ماندگی و وابستگی و کمبود مواد غذایی و معیشتی به دو عامل بستگی دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباطند:
1) . «... تَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَانِهِ تَنَعُّماً لَمْ یتَنَعَّمْ مِثْلَهُ قَطُّ... یرْسَلُ السَّمَاءُ عَلَیهِمْ مِدْرَاراً وَ لَا تَحْبِسُ الْأَرْضُ شَیئاً مِنْ نَبَاتِهَا...»؛ (بحار الانوار، ج36، ص369، باب41، نصوص الرسول).
الف) نظام اقتصادی حاکم بر جهان توسط قدرتهای اقتصادی جهان که هدف آنها دستیابی به قدرت اقتصادی روز افزون و سلطه بر منابع ثروت جهان با جلوگیری از هرگونه استقلال، خود کفایی و رشد تولید و پیشرفت اقتصادی در کشورهای تحت سلطه شان است.
ب) نظام سیاسی حاکم بر کشورها که با رسانهها و ابزارهای تبلیغاتی هرگونه استقلال فرهنگی و اقتصادی را از جامعه سلب میکنند و تودهها را برده وار به اسارت و پیروی کورکورانه وا میدارند. (1)
در نتیجه این دو جریان مسلط و حاکم - یکی بیگانه و دیگری خودی - نخستین موضوعی که صدمه میبیند، اصالت فکر و فرهنگ خودی و حس اعتمادبهنفس و بازیابی نیروهای نهفته در دورن جامعه خودی است.
در رستاخیز ظهور امام منجی، این بندها و دامها از سر راه برداشته میشود و انسانها آزاد میشوند و با هدایت آن امام به خود میآیند و دیگر بار خویشتن خویش را باز مییابند. و در پرتو این آزادی پدیده شوم فقر و نیاز نفی میگردد و رفاه اقتصادی به جامعه و افراد داده میشود. در نتیجه فرصتی ایجاد میشود تا افراد به مفاهیم بالا و برتر زندگی بیندیشند.
امام صادق؟ع؟ میفرماید: «... مردمان بی نیاز میگردند؛ آنگاه که عدالت میانشان حاکم باشد، و آسمان رزقش را نازل کرده و زمین برکات خود را بروز خواهد داد... ». (2)
از نظر تعالیم اسلامی، حاکمیت اگر عادلانه و اسلامی باشد و برنامهها و مجریانی قرآنی و اسلامی به کار گمارده شوند، محرومیت و نیازمندی در جامعه باقی نمیماند، زیرا که اصول عدل و حق اجرا میگردد و همه مردم به رفاه و بی نیازی میرسند. رفاه تا این پایه و تأمین سطح زندگی تا این سطح، آرمانی است الهی که به دست مبشر راستین عدل و انصاف و سعادت آسایش، امام مهدی؟عج؟، حاصل خواهد شد.
موضوع محیط زیست و ضرورت صیانت و حمایت از آن در کلیه ادوار تاریخ بشر از اهمیت ویژهای برخوردار بوده تا جایی که این امر، انسانها و جامعه انسانی را وادشته است که در چند دهه اخیر، با وضع مقررات و قواعد ویژهای، حقوق خاصی را تحت عنوان حقوق
محیط زیست تدوین نمایند، اما با این وجود هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حیات صنعتی، ماشینی و مصرفی خود را بر محیط زیست کنترل نماید و جهان همواره با روند تخریب و آلودگی روزافزون محیط زیست روبهرو است.
باید توجه داشت که عمران و آبادی زمین و بهرهبرداری از امکانات آن تا حدی اصولی است که عمران مکانی موجب تخریب محیطزیست نمیشود و از همهی فنهای دقیق علمی و فنی و متناسب با محیطزیست استفاده میشود و از سودجوئیها و تکاثر طلبی گروه معدودی مسرف جلوگیری میگردد، بهنحویکه هیچ نقطهای تخریبشده باقی نمیماند مگر اینکه آباد میشود.
در عصر ظهور، حقوق محیط زیست به نحو کامل رعایت شده و حتی موجودات و محیط زیست آنها در گسترههایی به وسعت جهان هستی دچار ارتقا و تکامل در حیات مادی و معنوی گشته و ضمن همراهی رضایت مندانه، و شاید مبتنی بر شعور، به نهایت تحقق استعدادها و قابلیتهای بالقوه خویش خواهند رسید و عالم هستی از هرگونه تلوث، آلودگی و آلایندگی مادی و معنوی، تطهیر و پاک خواهد شد و با نور الهی، منور میگردد.
امام علی؟ع؟ دربارهی این نعمت در عصر ظهور میفرماید:
... چون قائم قیام کند، آسمان - چنانکه باید- باران بارد و زمین گیاه رویاند... بهگونهای که یک زن [در کمال امنیت و آرامش] از عراق میآید و تا شام برود و جز بر زمینهای سرسبز گام ننهاد... . (1)
بنابراین محیط زیست و موجودات هستی با این تحول و استحاله ایجابی، به اصل و وضع اصلی و طبیعی و الهی خود باز خواهند گردید و بنا به تعریف عدل (قرارگرفتن هر چیز در جای خود و استیفای اهلیتها و استحقاقها) عدالت در مورد آنها اجراشده و به نهایت اهلیت و سزاواری و تحقق استعدادها و قابلیتهای مکنون خویش دست خواهند یافت.
بقیه معصومین نیز به موضوع محیط زیست بسیار اهمیت داده اند؛ مثلاً در نهج الفصاحه، احادیث فراوانی از پیامبر؟ص؟ در مورد اهمیت درخت و درختکاری و عمران و آبادانی محیط زیست نقل شد:
مَنَ غَرَسَ غَرْساً لَمْ یَأْکُلْ مِنْهُ آدَمِیٌ وَلا خَلْقٌ مِنْ خَلْقِاللهِ اِلاّ کانَ لَهُ صَدَقَهٌ؛ (2)هرکه
درختی بکارد هر بار که انسانی یا یکی از مخلوقات خدا (به اندازه میوهای که از آن درخت برون میشود) از آن بخورد برای او صدقه محسوب میشود.
آن حضرت در حدیث ارزشمندی، زمین راهمچون مادری میداند که حفاظت ومراقبت از آن، بر همگان واجب ولازم است:
تَحَفَّظوُا مِنَ اَلاْرْضِ فَإِنَّها أُمُّکُمْ وَ اِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَحَدٍ عامَلَ عَلَیْها خَیْراً اَوْ شَرّاً إِلاّ وَهِیَ مُخْبِرَهٌ بِهِ؛ (1)زمین را خوب نگاه دارید که گویی مادر شما است. هرکس بر روی زمین خوبی کند یا بدی کند، زمین خبر میدهد.
توصیههای پیامبرگرامی؟ص؟ در مورد حفظ حقوق حیوانات و برخورد ملاطفت آمیز با آنها فراوان است و ایشان علاوه بر نهی شدید از اذیت و کشتن نابه جای حیوانات، بر رسیدگی کامل به آنها تأکید میورزند؛ از جمله فرمودهاند: «هر حیوان، پرنده یا غیر آن به ناحق کشته شود روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه کند». (2)
در روایات نبوی بر ساختوساز و عمران محیط زیست تأکید فراوانی شده؛ همچنان که ایشان افراد را از سکنیگزینی در خانههای ویران برحذر داشته و عدم اجابت دعای چنین کسی را همانند فردی دانسته که در حفظ حیوان تحت مالکیت خویش اهمال میورزد و فرمودهاند:
خدا دعای سه گروه را نمیپذیرد؛ مردی که در خانه ویران جای گیرد و مردی که کنار راه اقامت گزیند و مردی که حیوان خود را رها کند و سپس دعا کند که خدا آن را نگه دارد. (3)
با تأملی کوتاه در روایات مختص به عصر ظهور، به خوبی فهمیده میشود که فضای زیستی و موجودات ساکن در این قلمرو در نهایت کمال از مواهب حکومت حضرت مهدی؟ع؟ برخوردار گشته و طعم آسایش، آرامش و حیات طیبه مبتنی بر عدالت را خواهند چشید. در آنجا سخن از عمران و آبادی تمامی عرصه خاک است، بهگونهای که چون آن حضرت قیام کند، همه خرابیها را آباد کند، (4)تمامی سطح زمین را از سرسبزی بپوشاند، گنجها و معادن
زمین، مورد استخراج قرار گیرند و زمین آنچه را که مخفی داشته، برای رفاه و آسایش انسانها به دست حضرت خواهد سپرد.
موارد زیر برخی از ویژگیهای محیطزیست عصر ظهور و رعایت کامل حقوق مزبور در آن دوره خواهد بود:
زمین در عصر مهدوی با لطف الهی از هرگونه جور و ظلمی تطهیر میشود و با نور الهی منور و تابان میگردد. بدیهی است که هرگونه تلوّث و آلودگی، زیر مجموعه معانی جور و ظلم قرارمیگیرد؛ زیرا هر گونه آلودگی به معنای انحراف از طبیعت مخلوق الهی و به معنای تعدی از حق و حرکت به سوی باطل است؛ همچنان که ظلم به هرگونه تجاوز از حق، اعم از کم و زیاد اطلاق میشود.
امام رضا؟ع؟ میفرمایند:
یطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِ جَوْرٍ وَ یقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ... فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَ وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَینَ النَّاسِ فَلَا یظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ هُوَ الَّذِی تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ...؛ (1)خداوند به واسطه او، زمین را از هر گونه جور و ظلم تطهیر و منزه مینماید. پس هنگامی که وی (حضرت مهدی) خروج کند زمین با نور پروردگار، نورانی گشته و ترازوی عدالت در میان مردم حکمفرما میگردد. پس از آن، دیگر احدی به احد دیگر ظلم نمیکند و او کسی است که زمین برایش در نوردیده میشود.
روایات بیشماری در تبیین عصر مهدوی، حاکی از نهایت رضایت تمامی ساکنان و موجودات در زمین و آسمان از حکومت مهدی موعود است. پر واضح است که این رضایت و سرور همگانی نمیتواند بدون تأمین حقوق محیط زیست و کلیه ساکنان آن باشد. در روایات متعددی بهخصوص از پیامبر؟ص؟ این معنا چنین ذکر شده است:
... یمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً یرْضَی فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَو؛ (2)زمین از عدل پر میشود همانطور که قبلاً از جور پرشده بود. در خلافت او اهل زمین و اهل آسمان و پرنده در هوا، راضی و خوشحال از این حکومت هستند.
در روایت دیگری از پیامبر؟ص؟ که گویای اوج حفظ حقوق محیط زیست در آن عصر طیبه
میباشد آمده است:
نامش نام من است، در موقع ظهور او پرندگان را در آشیانههاشان و ماهیان در دریاها (با کمال آزادی و دور از هرگونه ترس و مزاحمت دشمن) تولید نسل میکنند و نهرها کشیده میشود و چشمهها میجوشد و زمین دو برابر محصول خود را میرویاند... . (1)
برخی از روایات بیانکننده تحقق کلیه استعدادهای بالقوه محیط زیست در دوران ظهور بدین شرح است. معصوم؟ع؟ میفرمایند:
فَیخْطُبُ النَّاسَ فَتَسْتَبْشِرُ الْأَرْضُ بِالْعَدْلِ وَ تُعْطِی السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ الشَّجَرُ ثَمَرَهَا وَ الْأَرْضُ نَبَاتَهَاوَ تَتَزَینُ لِأَهْلِهَا... وَ تُخْرِجُ لَهُمُ الْأَرْضُ کُنُوزَهَا…؛ (2)حضرت مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به عدالت، بشارت میدهد. در این هنگام آسمان باران خود عطا نموده و درختان میوههای خود را فرو میفرستند. زمین کلیه رستنیهای خویش را عرضه نموده و خود را برای اهل عالم با این گیاهان زینت میبخشد…؛ همچنانکه زمین برای مردم، گنجهای خود را بروز میدهد.
در پر تو حضور نورانی حضرت مهدی؟عج؟ روابط اجتماعی سامان مییابد. یکرنگی و یگانگی میان مردمان جاری میشود و دوستی و رحمت قلبها را پر میسازد و مساوات اجتماعی جلوه میکند. در این گفتار در دو بعد سیاسی و اجتماعی گفتیم در بعد سیاسی حضرت با تشکیل حکومت فراگیر جهانی، تمام تلاش خود را معطوف به اجرای اصل مساوات در برابر قانون، و ایجاد امنیت سیاسی اجتماعی برای تمام افراد خواهد کرد تا بتواند شایسته سالاری را به جای رابطه سالاری بر جامعه حاکم کند. و در بعد اجتماعی نیز حضرت با اجرای عدالت اجتماعی زمینه رشد عقلی و علمی را در جامعه فراهم خواهد نمود تا با ایجاد حیات مجدد در جامعه و تزریق نور امید در دل افراد آن، آنها را به تلاش برای نفع رساندن به همنوعان خود وا دارد تا در نهایت رشد و رفاه عمومی در سطح جامعه را پدید آورد.
دوران ظهور، روزگار بینیازی اقتصادی است، بیشتر رقابتهای ناسالم و غیرانسانی از نیاز داشتن و فقر و محرومیت برمیخیزد. هنگامیکه رفاه اقتصادی برای همه حاصل آمد و اقتصاد جامعه سامان یافت، رقابتها سالم میگردد و فعالیتهای اقتصادی و تولید و توزیع در حد بالا و با انگیزههای معنوی و هدف خدمت به جامعه و مردم صورت میگیرد. بر مجموع روابط اجتماعی حس برادری انسانی سایه میگسترد، و محیط کار و تلاش به محیط پیشدستی برای رسیدن به کمالات انسانی تبدیل میشود، و حرکت اقتصادی جامعه جهتی الهی - انسانی مییابد.
بینیازی مردمان به سبب تحقق کامل عدالت و فراوانی و عمران و آبادی در اوج کمال و تقسیم اموال به مساوات، از مشخصات اقتصادی جامعه مهدوی است. آن حضرت تمام مناسبات ناسالم اقتصادی را زیر پای میگذارد و محو و نابود میکند؛ از رسول خدا؟ص؟ روایتشده است که فرمود:
«وَ قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا اضْمَحَلَّتِ الْقَطَائِعُ فَلَا قَطَائِعَ؛ (1)زمانی که قائم ما قیام کند، قطایع از بین میرود بهطوریکه دیگر قطایعی در میان نخواهد بود». زمینهایی که زمامداران و حکام جور در مالکیت خود درآورده یا واگذار کردهاند و در حقیقت متعلق به امام؟ع؟ است، در جایگاه خود قرار میگیرد. استثمار و استعمار پایان میپذیرد. همگان به رفاه و آسایش میرسند. امام باقر؟ع؟ فرمود:
تمام اموال زمین - آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین است - نزد مهدی؟ع؟ گرد آید، آنگاه او به مردمان گوید: بیایید و این اموال را بگیرید. اینها همان چیزهایی است که به خاطرش قطع رحم کردید و خونها بهناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید. (2)
در دولت او زمین همه استعدادهای خود را بروز میدهد و داراییها انبوه میشود. از رسول
خدا؟ص؟ چنین روایتشده است:
در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار شوند که هرگز امتی آنچنان از نعمت برخوردار نشده باشد، زمین به تمامه محصول دهد و هیچ را از آنان دریغ ندارد، و اموال انبوه شود. هر کس آید و گوید: به من مالی ده - مهدی بیدرنگ گوید: بگیر. (1)
بدین ترتیب مردمان با همه وجود و از صمیم قلب از داشتن و گنجینه کردن و انبوهسازی، احساس بینیازی میکنند؛ همانگونه که پیامبر اکرم؟ص؟ نوید آن را داده است:
«وَ یمْلَأُ اللَّهُ قُلُوبَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ غِنًی وَ یسَعُهُمْ عَدْ لُه؛ (2)دلهای پیروان محمد؟ص؟ را لبریز از بینیازی میکند و عدالتش همه را فرا میگیرد».
در نظام اقتصادی که مهدی؟ع؟ بر پا میسازد، روابط اقتصادی چنان است که در معاملات سودی گرفته نمیشود. «علی بن سالم از پدرش نقل کرده است که گفت از امام صادق؟ع؟ پرسیدم: این روایت که سود گرفتن مؤمن از مؤمن رباست؛ معنایش چیست؟حضرت فرمود: این به هنگام ظهور حق و قیام قائم اهلبیت است، اما اکنون اگر کالایی بفروشد و سود بگیرد اشکالی ندارد». (3)
دولت مهدی؟ع؟ بر اساس چنین روابط و مناسبات اقتصادی، شرق و غرب جهان را فرامیگیرد و همهجا را آباد میسازد. نه تنها انسانها که زمین و آسمان و همه موجودات از دولت و سیرت او راضیاند. در حدیث پیامبر؟ص؟ آمده است: «یرضَی بِخِلَافَتِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَو؛ (4)از خلافت و دولت او، اهل آسمان و زمین و پرندگان آسمان راضی خواهند بود».
در این گفتار به چند شاخصه و ویژگی اقتصادی در جامعه مهدوی اشاره میکنیم.
1) . «... یتَنَعَّمُ فِیهِ أُمَّتِی نِعْمَةً لَمْ یتَنَعَّمُوا مِثْلَهَا قَطُّ تُؤْتِی الْأَرْضُ أُکُلَهَا وَ لَا تَدَّخِرُ مِنْهُمْ شَیئاً وَ الْمَالُ یوْمَئِذٍ کُدُوسٌ یقُومُ الرَّجُلُ فَیقُولُ یا مَهْدِی أَعْطِنِی فَیقُولُ خُذْ»؛ (کشف الغمه، ج 2، صص 479 – 478؛ بحار الانوار، ج 51، ص 88، باب6).
2) . کشف الغمه، ج 2، ص 471؛ بحار الانوار، ج 51، ص91، باب عاشر.
3) . «... قَالَ ذَاکَ إِذَا... قَامَ قَائِمُنَا وَ أَمَّا الْیوْمَ فَلَا بَأْسَ بِأَنْ یبِیعَ مِنَ الْأَخِ الْمُؤْمِنِ وَ یرْبَحَ عَلَیهِ... »؛ (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص313، باب رهن، ، ح4119).
4) . عمدة عیون صحاح الأخبار، ص439، فصل فی ذکر ما جاء فی المهدی، ح922.
در زمان حاکمیت آخرین حجت حق، همه زمین و امکانات آن در اختیار امام خوبان قرار میگیرد تا سرمایهای کلان برای پیریزی اقتصادی سالم فراهم شود.
برای دستیابی به خودکفایی و رفاه در سطح جامعه بشری، شناسایی معادن و منابع زیرزمینی و استخراج و بهرهبرداری از آنها کاری ضروری است. بسیاری از ثروتها و مواد لازم برای زندگی، از معادن به دست میآید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروزی شناختهشده نیست، در دوران ظهور مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
پیامبر اکرم؟ص؟: «... وَ یظْهِرُ اللَّهُ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَ مَعَادِنَهَا و...؛ (1)خداوند برای امام زمان؟عج؟ گنجها و معادن زمین را آشکار میسازد».
امام علی؟ع؟ میفرماید: «... زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد... ». (2)
در دوران پیش از ظهور بسیاری از معادن شناخته شده است و بشر کنونی و آینده بهسرعت آنها را استخراج میکند و در زندگی به کار میگیرد. بنابراین از تأکید فراوان احادیث بر موضوع معادن و آشکار شدن آنها برای امام؟ع؟ میتوان حدس زد که آنچه شناختهشده و قابل اکتشاف برای بشر کنونی است بسیار ناچیز است، و در دوران رستاخیز عظیم، مواد و معادنی شناخته و اکتشاف میشود که چهره زندگیها را بهکلی دگرگون میسازد. و باید چنین باشد، زیرا که ایجاد رفاه برای کل جامعه بشری کاری ساده نیست و سرمایههای کلان و عظیمی لازم دارد. یکی از منابع تأمین این سرمایهها معادن است و باید از آنها کاملاً استفاده شود.
طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمینها قابل عمران و آبادی و کشاورزی است؛ بسیاری از آبها دارای استعداد ذخیره شدن و بهرهبرداری است. این موضوع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط:
الف) از همه امکانات بهرهبرداری شود.
ب) از اسرافکاری و شاد خواری و کامروایی فزون از حد گروههایی اندک جلوگیری شود.
ج) فنهای دقیق علمی و فنی و متناسب با محیط و سرزمینها به کار رود.
مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی یا برنامهریزیهای حسابشده و درست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناختهای ناب و خالص است که همه زوایای زندگی انسان را روشن میسازد و در برنامهریزیهای فرهنگی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و... نقطه ابهام و عقبماندگی نمیماند و شیوهها و روشهای اصولی و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه میشود و زندگی در همه جای زمین چهرهای زیبا و انسانی و سرشار از رفاه به خود میگیرد؛ (1)به طوری که نه تنها انسانها بلکه زمین و آسمان و همه موجودات از دولت و سیره حضرت در کمیت و کیفیت بهره وری از منابع طبیعی راضیاند. در حدیثی پیامبر؟ص؟ فرموده است: «یرضَی بِخِلَافَتِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَو؛ (2)از خلافت و دولت او، اهل آسمان و زمین و پرندگان آسمان راضی خواهند بود».
تقسیم ناعادلانه ثروت و بهرهبرداری افراطی از امکانات زمین در دوران پیش از ظهور با همه پیشرفت علوم و فنّاوری در همه زمینهها باعث آسیب و تخریب محیط زیست گردیده؛ به طوری که بحران کم آبی و خشکی سفرههای زیر زمینی دامنگیر بسیاری از کشورهای جهان شده است.
اما در حکومت امام مهدی؟عج؟ که امر تولید و توزیع ساماندهی میشود، همهجا به نعمت و آبادانی میرسد. و مشکلات زیست محیطی رخت بر میبندد، و مردم در کمال آرامش و به طور عادلانه از مواهب الهی بهره مند شده و دیگر مکان خرابی در زمین باقی نخواهد ماند؛ همانطور که روایات به عمران و آبادانی اشاره میکند.
امام باقر؟ع؟ در توصیف روزگار امام مهدی؟عج؟ میفرمایند:
... زمین برای قائم ما درهمپیچیده میشود (و به لحظهای از هر نقطهبهنقطه دیگر میرسد)... و در زمین جای نا آبادی باقی نمیماند.... حضرت به کارگزاران خود دستور میدهد که شهرها را آباد سازند. و زمین به دست حضرت آباد و سرسبز میشود. (3)
از برنامهها و اقدامات امام زمان؟عج؟ پدید آوردن رفاه در کل جامعهی بشری است. احادیث دربارهی رفاه اقتصادی و رشد فوقالعاده دوران ظهور بسیار است و این، شاید اهمیت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعهی آرمانی اسلام میرساند.
پیامبر اکرم؟ص؟ دراینباره میفرماید:
در امت من مهدی قیام کند... و در زمان او همه مردم به نعمتهایی دست مییابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند، چه نیکوکار و چه بدکار، آسمان باران رحمتش را بر آنان ببارد و زمین چیزی از روییدنیهای خود را پنهان ندارد. (1)
در هنگامهی بعد از ظهور، به علت تقوای عمومی مردم و هدایت آنان توسط امام زمان؟عج؟ خداوند وعدهی خود را درباره جامعه تقوا پیشگان آشکار میکند:
{فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا - یرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکمُ مِّدْرَارًا - وَ یمْدِدْکمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یجَعَل لَّکمُ جَنَّاتٍ وَ یجَعَل لَّکمُ أَنهَارًا}؛ (2)سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است. تا از آسمان برایتان پیدرپی باران فرستد. و شمارا به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستانها و نهرها بیافریند.
در دوران ظهور که دوران سراسر آگاهی و شناختهای کامل و اصیل و مفید است، همهی زوایای زندگی انسان روشن میگردد و طبیعت کاملاً مسخر انسان میگردد و بدین ترتیب از یک طرف سرمایههای مادی فوقالعاده زیاد میگردد و از طرف دیگر این امکانات به نحو عادلانه توزیع میگردد. از سویی مردم نیز از نظر غنای روحی و سطح اخلاق و معرفت و تقوا چنان اوج میگیرند که دامنه حرص و آز (که سرچشمه تکاثر و بخل و احتکار و تنازع است)، در نتیجه رشد اقتصادی یعنی در سایه تحولات در سیستم تولید، توزیع و مصرف برچیده میشود.
احادیث جالب و گویایی وجود دارد که نشان میدهد که جهش علمی در صنایع و فنّاوری
نیز در مقیاس وسیعی در رشد اقتصادی تحول ایجاد میکند، مانند حدیثی که ابو بصیر از امام صادق؟ع؟ نقل کرده است:
هنگامیکه کارها به حضرت مهدی؟عج؟ برسد خداوند هر نقطه فرورفتهای از زمین را برای او مرتفع، و هر نقطه مرتفعی را پائین میبرد آنچنانکه تمام دنیا نزد او بهمنزله کف دستش خواهد بود! کدام یک از شما اگر در کف دستش موئی باشد آن را نمیبیند!؟ (1)
وسایل اطلاعاتی آنقدر پیشرفته خواهد بود که دنیا را همچون کف دست آشکار میسازد و به حکومت مرکزی تسلط کامل بر اوضاع جهان میبخشد تا به موقع و بدون فوت وقت برای حل مشکلات جهانی بکوشد، و هرگونه فسادی را (عمدی و غیرعمدی) در نطفه خفه کند.
مسئله انرژی و نور آنچنان حل میشود که مردم بینیاز از انرژی خورشیدی میشوند، با اینکه بازگشت همه انرژیها جز انرژی اتمی به آن است. وسایل سریعالسیری که با وسایل کنونی قابلمقایسه نیست، نهفقط برای دور زدن کره زمین در یکزمان کوتاه، بلکه برای مسافرتهای دوردست فضائی در اختیار آن حکومت قرار میگیرد. (2)و این نیز به اهداف اصلاحی این حکومت کمک میکند. در حدیث دیگری از امام صادق؟ع؟ چنین آمده است:
چون قائم ما قیام نماید خداوند گوش و چشم شیعیان ما را چنان تقویت میکند که بین آنها و امام؟ع؟ پست و پیک وجود نداشته باشد، بهگونهای که وقتی امام با آنها سخن میگوید آنان میشنوند و او را میبینند و امام در جایگاه خود قرار دارد. (3)
یعنی وسایل انتقال «صدا» و «تصویر» بهطور همگانی و ساده و آسان در اختیار همه پیروان او قرار میگیرد، چنانکه در عصر حاضر شاهد پیشرفتهای سریعی در علم ارتباطات و وسایل ارتباطی هستیم، و همه به هم نزدیکاند و بهراحتی میتوانند یکدیگر را ببینند و صدای یکدیگر را بشنوند. همانطورکه در حدیث دیگری از امام صادق؟ع؟ در این زمینه نقلشده است که میفرماید:
مؤمن در زمان قائم؟عج؟ درحالیکه در مشرق است برادر خود را در مغرب میبیند
1) . بحارالانوار، ج13، ص185.
2) . همان.
3) . «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّی لَا یکُونَ بَینَهُمْ وَ بَینَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ یکَلِّمُهُمُ فَیسْمَعُونَ وَ ینْظُرُونَ إِلَیهِ وَ هُوَ فِی مَکَانِهِ»؛ (الکافی، (ط- الاسلامیه)، ج8، ص241، ح329).
و همچنین کسی که در غرب است برادرش را در شرق میبیند. (1)
این ارتباط مستقیم نهتنها در سطح حکومت، بلکه در سطح عموم عملی میشود و پیوندهای ظاهری و جسمانی، پیوندهای معنوی دلها را استحکام میبخشد؛ آنگونه که جهان بهراستی به شکل یکخانه و مردمش همچون اهل یک خانواده خواهند بود. و بهاینترتیب علم و دانش و صنعت در اختیار بهسازی وضع جهان و تحکیم پایههای اخوّت و برادری _ و نه درراه ویرانگری که اکنون معمول است _ قرار خواهد گرفت.
شبهه
بعضی میپندارند که در حکومت حضرت مهدی؟عج؟ دنیا ازنظر صنعتی به عقب بازمیگردد و زندگی انسانها ازنظر صنعتی بسان زندگی عصر پیامبر؟ص؟ خواهد شد؛ نوع سلاح همان نوع سلاح گذشته و مرکب همان مرکب و سایر وسایل زندگی نیز متناسب همان عصر خواهد بود.
پاسخ
یک حکومت گسترده جهانی نیازمند به وسایل بسیار پیشرفتهای است که بتواند ارتباط قسمت های مختلف سراسر جهان را تأمین کند، تسلط حکومت مرکزی را بر آنها آسان سازد و بر وسائل صنعتی و سلاح های پیچیدهی موجود جهان پیشی گیرد، زیرا بنا نیست که پایههای حکومت حضرت در تمام زمینهها بر اعجاز باشد. احادیث متعددی که در این زمینه وارد شده موید این مدعا است. (2)
در حدیثی که از امام صادق؟ع؟ نقل شده در مییابیم که در آن عصر، بشر به آنچنان قدرت تکنولوژیکی دست مییابد که بهطور کامل از نور خورشید بینیاز میگردند. (3)
در حدیث دیگری از امام صادق؟ع؟ از گسترش عظیم مخابرات و ارتباطات خبر داده میشود به نحوی که افراد در شرق و غرب عالم میتوانند همدیگر را از دوردستها نظاره کنند و با هم ارتباط تصویری داشته باشند:
1) . «إِنَ الْمُؤْمِنَ فِی زَمَانِ الْقَائِمِ وَ هُوَ بِالْمَشْرِقِ لَیرَی أَخَاهُ الَّذِی فِی الْمَغْرِبِ وَ کَذَا الَّذِی فِی الْمَغْرِبِ یرَی أَخَاهُ الَّذِی فِی الْمَشْرِقِ»؛ (بحارالانوار، ج52، ص391، باب27، سیره و أخلاقه و عدد أصحابه، ح213).
2) . ویژگیهای جامعه توسعه یافته اسلامی، ص187.
3) . «إِنَ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَی الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ»؛ (الغیبة، طوسی، ص468، فصل8).
«مومن در زمان حضرت در حالی که در مشرق است، برادر خود را در مغرب میبیند. همچنین کسی که در مغرب است، برادرش را در مشرق میبیند». (1)
در روایات به استفاده حضرت از وسایل سریع السیری اشاره شده که با وسایل موجود قابل مقایسه نیست و جالب اینکه این وسایل محدود به سفر و جابجایی بر روی زمین نیست، بلکه برای سفر به کرات دیگر نیز استفاده میشود.
«مهدی؟عج؟ بر ابرها سوار میشود و از وسایلی نظیر وسایل آسمانهای هفت گانه استفاده میکند». (2)
و نیز در حدیث قدسی آمده است:
«بادها را مسخر او خواهم کرد، ابرهای تندرآگین سخت را برای او رام خواهم کرد. او را از طریق اسبابی به سفر کردن به آسمانها موفق خواهم داشت». (3)
تقسیم و توزیع عادلانه بیت المال بدون هیچ تبعیضی در عصر حکومت امام زمان؟عج؟ محقق خواهد شد، و امکانات در اختیار مستحقانش قرار میگیرد. و با توزیع عادلانه اموال، از شکاف ظبقاتی جلوگیری میشود. (4)
امام باقر؟ع؟ فرمودهاند:
... إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یقْسِمُ بِالسَّوِیةِ وَ یعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر؛ (5)وقتی قائم خاندان پیامبر قیام کند (اموال را) به تساوی تقسیم و میان خلق- نیکوکار و بدکار- به عدالت رفتار میکند.
1) . «إِنَ الْمُؤْمِنَ فِی زَمَانِ الْقَائِمِ وَ هُوَ بِالْمَشْرِقِ لَیرَی أَخَاهُ الَّذِی فِی الْمَغْرِبِ وَ کَذَا الَّذِی فِی الْمَغْرِبِ یرَی أَخَاهُ الَّذِی فِی الْمَشْرِقِ»؛ (بحارالانوار، ج52، ص391، باب27، سیره و أخلاقه و عدد أصحابه، ح213).
2) . «... أَمَا إِنَّهُ سَیرْکَبُ السَّحَابَ وَ یرْقَی فِی الْأَسْبَابِ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ»؛ (همان، ج52، ص321).
3) . «... وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّیاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّینَّهُ فِی الْأَسْبَاب»؛ (کمالالدین و تمام النعمة، ج1، ص256، باب23، ح4).
4) . ر. ک: حضرت مهدی فروغ تابان، صص128-12.
5) . وسائل الشیعة، ج9، ص282، باب 36، حدیث آخر.
«... امام مهدی؟عج؟ میان مردم به مساوات رفتار میکند، به گونهای که کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد». (1)رهآورد این مساوات در سطح جامعه آن است که فقر و تهیدستی ریشهکن میشود و فاصلههای طبقاتی از بین میرود. و قسط و عدل (به معنای عدم تبعیض در تقسیم بیت المال و رعایت حقوق مردم) بهطور کامل اجرا خواهد شد.
امام مهدی؟عج؟ از راه دیگری که از اهمیت فراوانی برخوردار است نیز سرمایه های بزرگ و کلانی به دست میآورد، و از آن راه بودجه هنگفت سامان بخشیدن به جامعه انسانی و ایجاد رفاه عمومی را تأمین میکند. امام با از میان برداشتن جباران و سرمایه داران مانع اجرای عدالت، پولها و سرمایهها و همه امکانات آنها را که از راه های نامشروع، استثمار، غصب، احتکار، ظلم، تعدی، گرانفروشی، ارزان خریدن مواد خام و کالای مردمان محروم و... به دست آورده بودند، باز پس میگیرد و در اختیار توده های محروم بشری قرار میدهد. در دولت حضرت رباخواری از بین میرود.
امام مهدی؟عج؟ در رستاخیز ظهور، این مالکیتهای دروغین و صوری را ابطال میکند.
مهدی حق هر حقداری را بگیرد و به او دهد، حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون کشد، و به صاحب حق باز گرداند. (2)
هنگامی که قایم ما قیام کند، قطایع (زمین هایی که زمامداران و حاکمان جور در مالکیت خود درآورده یا واگذار کردهاند) از بین میرود. (3)
در احادیثی آمده است که همه اموال دنیا نزد امام مهدی؟عج؟ گرد میآید، و امام آنها را میان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نیاز و برای رسیدن به رفاه و بی نیازی تقسیم میکند.
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
... همه اموال جهان، در نزد مهدی موعود؟ع؟ گرد آید؛ آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: «بیائید! و این اموال را بگیرید!
اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های به ناحق ریختید، و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!... ». (1)
از موضوعاتی که تأثیر بسیار چشمگیری بر زندگی فردی و اجتماعی انسانها دارد، مقولهی زهد و سادهزیستی است که متأسفانه در هیاهوی مدرنیته و عصر تکنولوژی کمتر به آن توجه میشود؛ درحالی که از نقطه نظر فرهنگ دینی و اسلامی ما، یکی از ارزشهای متعالی به حساب میآید.
عصر ما، عصر حاکمیت دو نگاه افراطی و تفریطی به نحوهی بهرهمندی از مادیات در زندگی است. از یک سو عدهای از مردم را میبینیم که چنان اسیر زرق و برق و تجملات مادی دنیا گردیدهاند که گویی تمام هدف از حیات دنیوی انسان، بهرهمندی از همین مادیات است و از سویی دیگر عدهای را شاهدیم که چونان راهبان تارک دنیا و اهل ریاضت، حتی در استفاده از حلال دنیا نیز به شدت بر خود سخت میگیرند!
البته امروزه بیشتر مردم به زندگی از نوع اول متمایل شدهاند و رشد روز افزون عوامل قدرت و ثروت و ترویج دائمی زندگی مصرفگرایانه در رسانههای جمعی، خطر روی آوردن به زندگی تجملاتی و فرو رفتن در مرداب دنیا را افزایش داده است.
هرچند سادهزیستی برای تمام افراد جامعه ارزش محسوب میشود، اما برای مسئولان و مدیران جامعه، یک ضرورت است. اگر مسئولان سبک زندگی ساده را برگزینند، درد و رنج محرومان را بهتر لمس خواهند کرد. زهد، قناعت و دلبریدن از مواهب دنیوی و پی بردن به حقیقت زندگی مادیگرایانه، ریشههای تعارضات درونی و بیرونی بین انسانها را برطرف میکند. و ترویج فرهنگ سادهزیستی در جامعه و الزام مسئولان به چنین رفتاری، آرامش خاطر و دوری از نزاع را در بین مردم پدیدار ساخته و امنیت روانی را که از عوامل ثبات و پایداری یک اجتماع انسانی است، برقرار میسازد. قلوب مردم را به سوی آنان جلب کرده و آرامش روحی را به جامعه تزریق میکند. به همین دلیل است که در طول تاریخ، عالمان
1) . « ... وَ تُجْمَعُ إِلَیهِ أَمْوَالُ الدُّنْیا... فَیقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَی مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ... وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ... »؛ (الغیبة، نعمانی، ص237، حکمه ع، ح26).
دینی مورد عنایت و محبت مردم بوده و مردم از جان و دل مطیع آنان بودند و از آنجا که با حفظ حکومت اسلامی، اصل دین هم حفظ خواهد شد، در همین راستا رفتار زاهدانه و سادهزیستی مسئولان، بزرگترین عامل تثبیت حکومت خواهد بود؛ زیرا زمینهی اصلاح فکری و تقویت مبانی اعتقادی مردم را نسبت به حکومت فراهم مینماید. امام علی؟ع؟ قناعت را برای تثبیت حکومت کافی میداند و میفرمایند: «قناعت دولتمندی را بس [است]». (1)
مفهوم سادهزیستی با مفاهیمی همچون زهد، قناعت و بیرغبتی، ارتباط وثیقی دارد. اگر صفت زهد را مربوط به حیطهی گرایشهای قلبی انسان به دنیا و مادیات بدانیم، سادهزیستی، ناظر به زندگی فردی و اجتماعی است و لذا تجملگرایی که حاکی از دلبستگی به دنیاست با زهد و سادهزیستی در تضاد خواهد بود.
استاد شهید مرتضی مطهری میگوید:
زهد، حالتی است روحی و زاهد از آن نظر که دلبستگیهای معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بیاعتناست. این بیاعتنایی و بیتوجهی تنها در فکر و اندیشه و احساس قلبی نیست و در مرحلهی ضمیر پایان نمییابد. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشهی خود میسازد و از تنعم تجمل و لذتگرایی پرهیز مینماید. زهّاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهرهگیری از مادیات اکتفا کردهاند. (2)
در طول تاریخ هرگاه امامی، حکومت را به دست گرفته و به رهبری پرداخته، اصل در زندگی او «ساده زیستی» بوده و هرگز زندگی مرفه و تجملاتی را انتخاب نکرده است.
در حکومت امام زمان؟عج؟ نیز مثل دیگر معصومین؟ع؟ زهد و عدم وابستگی به دنیا زینت کارگزاران و یاران حضرت است. یاران امام منتظر با داشتن چنین صفاتی چنان خود ساختهاند که اگر همۀ دنیا به آنان پیشنهاد شود تا تخلف از فرمان امامشان کنند، نمیپذیرند. (3)
آنان خوشکامی و نیک بختی را در آرامش دیگران میجویند و بستر بهرهگیری از مواهب الهی را برای دیگران فراهم کرده و خود با دنیاگرایی در ستیزند. غذایشان ساده و لباسشان
بیپیرایه است.
امام صادق؟ع؟ در برابر پافشاری دوستان برای قیام و شتاب در خروج قائم؟عج؟ فرمود:
چرا در خروج قائم شتاب میورزید؟! به خدا سوگند، لباسش درشت و غذایش ناچیز است. زندگی در حکومت او جنگیدن و مرگ در سایه شمشیر است. (1)
امام علی؟ع؟ میفرمایند: «خدا بر پیشوایانِ دادگر واجب فرموده خود را با مردمِ ناتوان برابر نهند تا مستمندی تنگدست را به هیجان نیارند و به طغیان وا ندارند». (2)
حضرت علی؟ع؟ میفرماید:
... بدانید اگر شما از منجی شرق پیروی کنید، شما را به روش پیامبر در میآورد تا از رنج وسختی(برای کسب وسایل زندگی) آسوده باشید و بار سنگین (زندگی) را از شانههایتان بر زمین نهید... . (3)
امام باقر؟ع؟ میفرماید:
امام مهدی، در سال دوبار به مردم مال ببخشید و در ماه دوبار امور معیشت بدانان دهد... تا نیازمندی به زکات باقی نماند. و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند، و ایشان نپذیرند. و پس آنان زکات خویش در کیسه هایی نهند و در اطراف خانهها بگردند (برای دستیابی به محتاجی)، و مردم بیرون آیند و گویند: ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست به بخشش گشاید، چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد. (4)
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد دولت حضرت رسیدگی کامل به تمام افراد جامعه با انجام کارهایی نظیر محرومیت زدایی، پرداخت بدهی بدهکاران، آزادی بردگان، رد مظالم و... است.
حضرت علی؟ع؟ میفرماید:
1) . الغیبة، نعمانی، ص ۲۳۳.
2) . نهجالبلاغه، ترجمهی دکتر سید جعفر شهیدی، خطبهی209.
3) . « ... سَلَکَ بِکُمْ مَنَاهِجَ الرَّسُولِ... وَ کُفِیتُمْ مَؤُونَةَ الطَّلَبِ وَ التَّعَسُّفِ، وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاق... »؛ (همان، ص186).
4) . «وَ یعْطِی النَّاسَ عَطَایا مَرَّتَینِ فِی السَّنَةِ وَ یرْزُقُهُمْ فِی الشَّهْرِ رِزْقَینِ...»؛ (بحارالانوار، ج52، ص390، باب27 سیره و أخلاقه و عدد أصحابه، ح212).
مهدی؟عج؟... هر برده مسلمانی را آزاد میکند. بدهی بدهکاران را پرداخت میکند و حق کسی را در دست کسی باقی نمیگذارد جز اینکه از او باز میستاند و به صاحب حق بر میگرداند. کسی کشته (قصاص) نمیشود، مگر اینکه دیه او را به صاحبانش تسلیم میکند، بدهیاش را میپردازد وزندگی خانواده او را تأمین میکند... . (1)
امام صادق نیز میفرماید: «به بینوایان طعم کره را میچشاند و در روزگار او دنیا پاکیزه میشود و اهل دنیا نیک میگردند». (2)
دوران ظهور، روزگار بینیازی اقتصادی است، رقابتها سالم میگردد و فعالیتهای اقتصادی و تولید و توزیع در حد بالا و با انگیزههای معنوی و هدف خدمت به جامعه و مردم صورت میگیرد. مردمان به سبب تحقق کامل عدالت و فراوانی و عمران و آبادی در اوج کمال و تقسیم اموال به مساوات، به بی نیازی خواهند رسید.
در این گفتار وضعیت اقتصادی جامعه مهدوی ذیل عناوین ویژگیهای تولیدی، رفاهی و توزیعی مطرح شد.
در بعد تولیدی، با پیشرفت صنایع به بهره برداری از منابع طبیعی و زیرزمینی پرداخته و با رشد فوق العاده اقتصادی، عمران و آبادانی را برای جامعه به ارمغان خواهد آورد.
و در بعد رفاهی و خدماتی، با پیشرفت صنایع و تکنولوژی در ابعادی نظیر ارتباطات و حمل و نقل، با توسعه رفاه و بی نیازی معیشتی در سطح جامعه، وضعیت بدهکاران و نیازمندان را سرو سامان خواهد داد.
ایشان در بعد توزیعی نیز با توسعه عدالت در ابعاد اجتماعی و اقتصادی، و ایجاد اقتصاد سالم و فضای رقابتی با باز پسگیری ثروتهای غصب شده، زمینه توزیع عادلانه ثروت را فراهم خواهد نمود. و شکاف طبقاتی را از بین خواهد برد.
در جامعه آخرالزمانی، اکثریت افراد از ارزش و جایگاه عبودیت و خلیفه الهی بودن خود غافلند و دربرابر خدای متعال اظهار عجب و کبر، نافرمانی و سرکشی، وبینیازی و استقلال میکنند و ارتباط خالقی _ مخلوقی میان خدای متعال و همهچیز و همهکس را از یاد بردهاند. لذا در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری دچار انحرافاتی هستند. و از طرفی نوعی احساس پوچی، تحیر و سردرگمی بر افراد جامعه حاکم است. و رابطه انسان با خدا، دیگران، خود و طبیعت را تحت الشعاع قرارداده است. به عنوان نمونه مارکسیسم خداپرستی انسان را مایه از خود بیگانگی او و مسئله مالکیت انسان نسبت به چیزی را مایه تعلق انسان به غیر خود میداند و برای رهائی فرد از خود بیگانگی مذهبی و اقتصادی، اصل مذهب و مالکیت را حذف میکند. (1)ولی دین اسلام خدا فراموشی را مایه خود فراموشی میداند؛ آنجا که میفرماید: {وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ}؛ (2)مانند آن گروه نباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند آنان را به خود فراموشی دچار ساخت.
امیرمومنان؟ع؟ میفرماید: «من نسی اللّه انساه نفسه و اعمی قلبه؛ (3)هر کس خدا را فراموش کند، خداوند او را به خود فراموشی و کوردلی دچار میسازد».
به عبارتدیگر، مهمترین خصیصۀ جامعه آخرالزمانی، کفر و شرک و لو به صورت خفی است. اسلام هستی را در مادیات خلاصه نمیکند، در حالیکه مارکسیسم اصالت را به ماده
میدهد. حقیقت مالکیت در اسلام، تعلق مال به انسان است نه تعلق انسان به مال.
امیرمومنان؟ع؟ در این مورد تعبیری بس لطیف دارد، آنجا که میفرماید:
وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیهَا أَعْمَتْهُ؛ (1)هر کس به جهان به دیده معبر و گذرگاه و وسیله و ابزار کار بنگرد، مایه روشنی دل او میگردد و هر کس به آن از زاویه هدف و آرمان نگاه کند، او را کوردل، و قلب او را بی بصیرت میسازد.
از این جهت در اسلام دنیاداری و تجمل پرستی مذموم و مایه نابودی سعادت انسان بشمار میرود.
متاسفانه با دقت در روایاتی که اوصاف جامعه آخرالزمانی در ابعاد مختلف را بیان کرده به این نتیجه میرسیم که اکثر افراد در تمام ابعاد جامعه آخرالزمانی اعم از فرهنگی- اعتقادی، سیاسی- اجتماعی و اقتصادی از مکتب اسلامی فاصله گرفته و عملا به مکاتب ناسالم و ظالمانه نظیر کمونیستی، سرمایه داری، فمنیستی و... روی آوردهاند. لذا ما در گفتار اول با بیان نمونه هایی از بروزهای خارجی این وابستگی و الگوبرداری و تأثیر آن در ابعاد فرهنگی_ اعتقادی، سیاسی_ اجتماعی و اقتصادی که در روایات مطرحشده به نقد جامعه آخرالزمانی و بیان کاستیهای آن در این ابعاد میپردازیم:
از روزی که امت مسلمان عملا دست از قوانین اسلامی برداشته و دنبال مدلهای وارداتی رفتند، اضافه بر استعمار سیاسی، اقتصادی، سایر کشورها توانستند فرهنگ پوسیده خود را به کشورهای اسلامی صادر نموده تا امت مسلمان با دنباله روی از آن بهطور عملی اسلام را از یاد ببرند. به نظر میرسد روایاتی که اوصاف فرهنگی _ اعتقادی جامعه آخرالزمانی را مطرح کردهاند، آسیبهای دوری از مکتب اسلام و گرایش به مکاتب غربی را به ما گوشزد کرده که در آخرالزمان تبعات وابستگی به آن مکاتب، جوامع اسلامی را هم در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی در بر خواهد گرفت. مانند:
شبیخون یک نوع تاکتیک جنگی است که در آن سعی میشود با تمام سرعت و به صورت ناگهانی بر دشمن حمله شود. شبیخون فرهنگی یعنی دشمن یک هجوم فکری، اعتقادی و
1) . نهج البلاغه، خطبه79.
اخلاقی (فرهنگی) ناگهانی و غافلگیرانه را متوجه یک ملت میکند تا باورها و اعتقادات و اخلاق آن جامعه را متلاشی کرده و یا حداقل از کار آیی لازم باز دارد. و این شبیخون شیوههای خاص کارشناسی شده خود را همراه دارد و در واقع جنگی تمام عیار نه با تسلیحات نظامی، بلکه با موضوعات فرهنگی است.
تهاجم فرهنگی (cultural Invasion): این اصطلاح مترادف اصطلاح امپریالیسم فرهنگی - خبری، یعنی اعمال قدرت به منظور اشاعه ارزشهای فرهنگی امپریالیسم در میان ملل جهان سوم و خفه کردن فرهنگ این ملتها است. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی به این معناست که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خود و اسارت یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم میبرد و باورهای تازهای را به زور به قصد جایگزینی با فرهنگ و باورهای آن ملت وارد کشورکند. تهاجم فرهنگی برای بی اعتقاد کردن نسل نو به دین و به اصول انقلابی انجام میگیرد. (1)
امروز، مسئله خطرناک این است که سررشته تحولات منفی در سطح بینالمللی در دست کسانی است که میخواهند به وسیله این تحولات، اهداف خودشان را که یا زر است یا زور، تأمین کنند و برای آنها چیزی به نام هویت ملتها، اصلاً ارزش ندارد که متأسفانه این، در صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنی تحولات کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین، در دام طراحی باندهای قدرت بینالمللی افتاده است و طراح اینها، صهیونیست و سرمایهداران بینالمللی بودهاند.
آن چه برای اینها مهم است، کسب قدرت سیاسی است که بتوانند در کشورها و دولتهای اروپایی و غیره نفوذ کنند؛آن وقت اگر اقتضا کند که اخلاق جنسی ملتها را خراب کرده، مصرفگرایی را در بین آنها ترویج کنند و بیاعتنایی به هویتهای ملی و مبانیِ فرهنگی را در آنها ترویج کنند، این کار را میکنند. اینها، اهداف کلان آنها است که تصویر کردهاند. آن وقت، همیشه لشگری هم از امکانات فرهنگی و رسانهای و روزنامههای فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات، در مشت اینها قرار دارد که از آنها به «ناتوی فرهنگی» تعبیر میکنند؛ یعنی مانند پیمان ناتو که آمریکاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق، یک مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با خودشان، در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره، از آن استفاده میکردند، حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود
1) . ر.ک: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، فرهنگ علوم سیاسی، ص 81؛ علی ذوعلم، فرهنگ و تهاجم فرهنگی، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری.
آوردهاند. این، بسیار چیز خطرناکی است. البته برای حالا هم نیست؛ سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانههای گوناگون از ماهوارهها، تلویزیونها و رادیوها که حالا اینترنت هم داخلش شده است، در جهت مشخصی حرکت میکنند تا سررشته تحولات جوامع را به دست بگیرند.
«جنگ سرد فرهنگی سیا و جهان هنر و ادب» عنوان کتابی است از خانم فرانسیس ساندرس، پژوهشگر و روزنامهنگار انگلیسی که در سال 1999م. در لندن منتشر شد و اندکی بعد، غوغایی به پا کرد. این کتاب، به افشاگری نقش سازمان سیا در هدایت فرهنگی و هنری در بسیاری از کشورها، به ویژه در دوران جنگ سرد میپردازد. سازمان سیا، با بهرهگیری از تجارب دوران جنگ سرد، با بودجه و شدت بیشتری، برای پیروزی در عرصههای دیگری، چون اسلام و ایران و از طریق شیوههای زیر تلاش میکند:
در هالیوود، مأموران سیا، کارگردانان را ترغیب میکنند تا در فیلمهای خود از سیاه پوستان بیشتری استفاده نمایند؛ آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر بکشند و از این طریق، آمریکا را جامعهای آزاد و دمکرات نشان دهند. فیلم «مزرعه حیوانات» جرج ارول، در این راستا و با سرمایه سیا در سال 1984م تولید شد.
بسیاری از کتابهای کمپانی پراگر، با بودجه سیا چاپ میشوند. کتاب «طبقه جدید» میلوان جیلاس هم با کمک سیا و در تیراژ بالا منتشر شد و در سراسر جهان توزیع گردید. سیا، 50 هزار نسخه از یکی از کتابهای ایروینگ کریستون را برای توزیع مجانی در سراسر جهان خریداری کرد. طبق تخمین خانم ساندرس، تنها در دوران جنگ سرد، حدود 1000 عنوان کتاب به وسیله سیا و تحت پوشش بنگاههای انتشاراتی تجاری و دانشگاهی، در آمریکا به چاپ رسید.
سیا در سال 1950م. با گردآوردن100 نویسنده مشهور از سراسر جهان، کنگره آزادی فرهنگی را در برلین دایر کرد. در این کنگره، نویسندگان برجستهای چون آرتور کوستلر، سیدنی هوک، ملوین لاسکی، ایناتسیو سیلونه و جرج ارول شرکت داشتند. یکی از اولین اقدامات کنگره، اختصاص بودجهای کلان، برای چاپ نشریات روشنفکری در پاریس، برلین و لندن بود. هدف ابتدایی کنگره، تقویت چپگرایان غیرکمونیست و مقابله با روحیات و تبلیغات ضدآمریکایی بود. هدایت کنگره را مایکل یسلون، کارمند واحد جنگ روانی برعهده داشت.
تعدادی از دانشگاههای مشهور آمریکا مانند کلمبیا، استانفورد، نیویورک و هاروارد، زیر نفوذ سازمان سیا هستند. بنیاد فارفیلد در دانشگاه کلمبیا، یکی از مهمترین مراکزی است که بودجه عملیات فرهنگی سیا، از طریق آن به نهادهای فرهنگی مبلّغ فرهنگ آمریکایی منتقل میگردد. ظاهراً این بنیاد را یک ثروتمند یهودی به نام جولیوس فیلشن ایجاد کرده، ولی در واقع با بودجه سیا اداره میشود. هدایت این بنیاد را زمانی جک تامپسون، مأمور سیا و استاد دانشگاه کلمبیا در دست داشت.
خانم ساندرس، فهرستی از شوالیهها یا روشنفکرانی چون کارل پوپر، توماس کوهن، آیزایا برلین، والت روستو، دانیل بل، ریمون آرون، حنا آرنت، سیدنی هوک و هنری لوس را ذکر میکند که با تأسیس نشریاتی چون پارتیزان ریویو، نیولیدر، در مونات، کینان ریویو و پرووه، مخالفان کمونیسم دیروز و دشمنان اسلام امروز را در سراسر جهان، تغذیه فکری میکنند. عجیب آن که اکثر شوالیههای جنگ سرد فرهنگی، یهودیاند!
ترویج فرهنگ به اصطلاح آزاد، همپای سیاست ترور و کشتار روشنفکران و دگراندیشان، در تمامی دوران جنگ سرد و پس از آن جریان دارد. طبق برخی از تخمینها، حداقل در دوران جنگ سرد، سیا، حدود 150 هزار معلم، استاد، رهبر اتحادیه کارگری، کشیش و روحانی مخالف را به قتل رسانده و برخی این رقم را تا 300 هزار نفر افزایش دادهاند. این پدیده که از آن به «ترور دولتی» یاد میشود، پنهان و مخفیانه صورت میگیرد. (1)
هدف مهاجمان به فرهنگ ایران اسلامی، براندازی نظام جمهوری اسلامی و تهی کردن ارزشهای آن و مسخ جوانان کشور است. دیوید کیو یکی از مهرههای سازمان سیا در ارتباط با هدف نهایی تهاجم فرهنگی امریکا علیه ایران چنین میگوید: «مهمترین حرکت در براندازی جمهوری اسلامی ایران، تغییر فرهنگ فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم». (2)
نخست وزیر وقت اسرائیل در تابستان سال ۱۳۸۱، از کنگره امریکا خواست تا امریکا از طریق تهاجم تبلیغات ماهوارهای نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهد. (3)
در روایات آمده که:
یظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَی الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَات؛ (1)در آخرالزمان زنانی ظاهر میشوند که ازنظر حجاب و پوشش وضع خوبی ندارند و اهل فتنه و شهوت پرست و دنبال لذات نفسانیاند و حرام الهی را حلال میکنند و این افراد خالد در جهنم خواهند بود.
البته به نظر میرسد که یکی از عوامل این وضعیت نگاه ابزاری و مادی غرب به زن و جایگاه آن است.
در این روایت و امثال آن به آسیب مهم جوامع آخرالزمانی اشاره شده که عبارت است از رواج لذت پرستی که یکی از بروزهای خارجی آن رواج بی حجابی و بی عفتی است. ما در اینجا به طور مختصر به پیامدهای این آسیب اشاره میکنیم:
یکی از مکاتب اخلاقی واقع گرای طبیعی، لذتگرایی است. اصل بنیادین لذتگرایی این است که: عمل و رفتار درست عملی است که دست کم به اندازه هر بدیل دیگری غلبه لذت بر الم را در پی داشته باشد. به عبارتی هر چیزی که خوشایند و لذت بخش باشد خوب است.
در نقد این نظریه آمده است که: از پیامدهای لذتگرایی غفلت شده، زیرا چه بسیارند لذات آنی که منشا دردهای فراوانی در آینده میشوند و لذات افراد هم در مواردی با هم در تعارض خواهند بود؛ آنجا چه باید کرد؟ از طرفی در این دیدگاه صرفا بر غرایز تکیه شده و سایر ابعاد وجودی انسان را نادیده گرفته است و از طرفی صرفا توجه خود را به لذات زودگذر دنیا معطوف کرده و از لذات اخروی غافل شدهاند. یکی از پیامدهای سیاسی اجتماعی این مکتب عبارت است از حاکمیت نگرش فردگرایانه بر رفتار افراد، یعنی افراد بدون هیچ محدودیت سیاسی اجتماعی و بدون داشتن الزامات اجتماعی و وظایفی در قبال جامعه و افراد دیگر صرفا به دنبال کسب لذات حسی خود خواهند بود. در حالی که لذات ذاتی در نگاه اسلام لذاتی است که با
1) . من لا یحضره الفقیه، ج3، ص390 کتاب النکاح، باب المذموم من اخلاق النساء و صفاتهن ح 4374؛ روضةالمتقین، ج8، ص107.
کمال انسانی متلازم باشد و دو صفت: ابدی، نه زودگذر و عرفانی و معنوی، نه حسی و خیالی بودن را دارا باشد.
متاسفانه در جامعه آخرالزمانی، اشتغال به لذتگرایی حسی تبدیل به یک فرهنگ شده که با روح اسلام ناسازگار است که در نتیجه آن افراد در سطح جامعه به دنبال منافع و لذات شخصی خود حرکت کرده و کاری با جامعه و ملزومات آن ندارند و حتی حرام الهی را نیز حلال میدانند و لذات زودگذر حسی و خیالی و بعضا حرام دنیایی را بر لذات حلال و پایدار معنوی و اخروی مقدم میدانند. این نگرش در ابعاد مختلف سیاسی _ اجتماعی، فرهنگی _ اعتقادی و اقتصادی در حیطه فردی و اجتماعی تاثیر گذار است، لذا افراد عملا بر خلاف اسلام و اصول اخلاق انسانی عمل میکنند. از آنجا که جامعهها غالبا خانواده محورند، گرایش به لذت پرستی که یکی از ابعاد آن بی حجابی و بی حیایی است منجر به افزایش خیانت بین زوجین و فروپاشی خانوادهها و در نهایت منجر به فروپاشی اجتماعی خواهد شد. ترویج بی حجابی در جامعه منجر به ترویج بی دینی و لاابالی گری و بی اعتنایی به احکام شرعی میشود و حکومت دینی در معرض فروپاشی قرار میگیرد. از طرفی توجه افراد جامعه از امور جدی مانند معنویت، تولید، عدالت خواهی و سازندگی معطوف به مصرف گرایی، مدپرستی و امور تفننی میشود؛ یعنی بخش عظیمی از جامعه به جای اینکه وقت خودشان را صرف تفکر، عقلانیت و تولید در همه عرصهها بکنند، وقت، توان و سرمایه خود را صرف شهوت میکنند. بی حجابی علت اصلی رواج فساد اخلاقی در جامعه است و فساد اخلاقی مهمترین عامل انحطاط و نابودی فرهنگ یک جامعه به شمار میآید. عمده ترین پیامدها و آسیبهای اجتماعی لذتگرایی و بی حجابی در جامعه عبارتند از: کاهش ازدواج، افزایش طلاق، افزایش روابط نامشروع، افزایش آمار جنایت و خشونت علیه زنان، افزایش بیماریهای روحی و روانی، کاهش میزان بازدهی کار و تحصیل در جامعه؛ زیرا خود به خود کششها و جاذبههای کاذب پیش میآید که این امر سبب عدم تمرکز در کار یا درس میشود و این امر میزان بازدهی کار یا تحصیل را به شدت کاهش میدهد.
در آن روزگار، فساد و بیبند و باری اخلاقی، بهطور گستردهای گسترش مییابد. به طوری که رسول خدا؟ص؟ میفرماید:
قیامت بر پا نمیشود تا آن که زنی را در روز روشن و بهطور آشکار (و در پیش روی همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّی کنند؛ ولی احدی این
کار را نکوهش نکند و از آن جلوگیری ننماید. (1)
مفاسد و مشکلات و گرفتاریهای اخلاقی روز افزون که از این آزادی های بی قید و شرط به وجود آمده، سبب شده که تدریجا این مساله به عنوان یک معضل اساسی اجتماعی مطرح گردد؛ چرا که علت اصلی رواج فساد اخلاقی در جامعه بی حجابی است و فساد اخلاقی مهمترین عامل انحطاط و نابودی فرهنگ یک جامعه به شمار میآید. وقتی فساد و بی بند باری در جامعه زیاد شود، آن جامعه قادر به حیات واقعی نخواهد بود و در مقابل هرگونه هجوم بیگانگان نابود خواهد شد. مطالعه ادوار گذشته تاریخ بشری نشان میدهد هر قومی به فساد روی آورده به سرعت دچار نابودی گردیده است.
علامه در المیزان علت اصلی بروز گناهان را مسایل اقتصادی میداند و به برخی از آثار فساد اشاره میکند:
وقتی این نظام مختل گردد و هر کس به خود حق دهد که هر چه بدستش میرسد تصاحب کند، و از هر راهی که برایش ممکن باشد ثروت جمع نماید قهرا سنخ فکرش چنین میشود که از هر راهی که ممکن شد باید مال جمعآوری کرد و بهر وسیله شده باید غریزه جنسی را اقناع و اشباع کرد چه مشروع و چه نامشروع، و هر چند به جاهای باریک هم بکشد. و پر واضح است که وقتی کار بدینجا بکشد شیوع فساد و انحطاطهای اخلاقی چه بلائی بر سر اجتماع بشری درمیآورد، محیط انسانی را به صورت یک محیط حیوانی پستی در میآورد که جز شکم و شهوت هیچ همی در آن یافت نمیشود، و به هیچ سیاست و تربیتی و با هیچ کلمه حکمتآمیز و موعظهای نمیشود افراد را کنترل نمود. (2)
در تهاجم فرهنگی نیز رواج بی حجابی و هرزگی در جامعه بهترین ابزار دشمن به شمار میرود. عمده ترین پیامدها و آسیبهای اجتماعی گسترش فساد اخلاقی و بی حجابی در جامعه عبارتند از:
وقتی در جامعه فساد اخلاقی افزایش یابد، طبیعتاً روابط نامشروع نیز زیاد میشود. زمانی که مردان بخش زیادی از نیاز جنسی خود را از غیر روابط مشروع و قانونی ازدواج تامین کنند، میل و
رغبتی به ازدواج ندارند؛ چرا که تشکیل خانواده و پذیرش مسئولیت نوعی محدودیت و گرفتاری برای آنها به وجود میآورد. برخی از متفکران معتقدند یکی از فلسفههای حجاب این است که جذابیت زنها برای مردان حفظ شود، زیرا در غیر این صورت مردان هرگز حاضر به ازدواج نخواهند شد.
یکی از پیامدهای مخرب فساد اخلاقی در جامعه، آسیب دیدن کانون گرم خانواده است. وقتی مردان هر روز با انواع و اقسام خانمهای بدحجاب روبرو میگردند، آن زمان است که به اشکال تراشی و بهانه گیری از همسر خود روی میآورند و زمینه برای از هم پاشیده شدن خانواده فراهم میشود. بررسیها نشان میدهد که افزایش بدحجابی در جامعه علاوه بر اینکه آمار طلاق را زیاد مینماید، ازدواجهای بدون شناخت و سطحی نیز که بیشتر آنها بعد از مدتی به طلاق منجر میشود، افزایش مییابد.
وقتی با بدحجابی، جاذبههای جنسی در اجتماع زیاد شود دیگر جوانان به نگاه چشم چرانی اکتفا نمیکنند و تا مرحلهای پیش میروند که از ضوابط و شرع دست میکشند و به روابط نامشروع گرفتار میگردند و این همان بحرانی است که امروزه در غرب بیداد میکند. بیماریهای مقاربتی مثل ایدز، فرزندان نامشروع، سقط جنین و …
زمانی که فساد اخلاقی در جامعه افزایش یابد، آمار خشونت و جنایت علیه زنان بالا میرود؛ چنان که شاهد هستیم امروزه در غرب آزارهای جنسی و مساله خشونت علیه زنان روز به روز افزایش مییابد. بدون شک بسیاری از تجاوزها، قتلها، مزاحمتهای خیابانی و آدم رباییها از پیامدهای منفی گسترش فساد و بدحجابی در جامعه به شمار میرود.
یکی دیگر از پیامدهای منفی فساد اخلاقی در جامعه کاهش میزان بازدهی کار، تحصیل و فعالیتهای اجتماعی میباشد. زمانی که یک کارمند یا یک دانشجو با یک دختر یا یک زن بدحجاب و فاسد همکار یا همدرس باشند، خود به خود کششها و جاذبههای کاذب پیش میآید که این امر سبب عدم تمرکز در کار یا درس میشود و این امر میزان بازدهی کار یا تحصیل را به شدت کاهش میدهد.
باید توجه داشت که انجام رفتارهای پرخطر و ایجاد ارتباطات خارج از چارچوب تعریف شده در قالب هنجارهای اجتماعی، زمینه ساز وقوع بسیاری از آسیبها برای دختران جوان است.
پیامبر اسلام؟ص؟ درباره ویژگیهای انسانهای این دوران میفرماید:
زمانی بر مردم خواهد آمد که درهمهای آنان دینشان خواهد بود و همت ایشان شکمشان و قبله آنها زنانشان. برای طلا و نقره، رکوع و سجود به جای میآورند. آنان همواره در حیرت و مستی خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانیاند و نه بر مسلک نصرانی. (1)
به عبارتی در دوران پیش از ظهور، عبادت و پرستش خدای بزرگ، چنان که شایسته است انجام نمیشود. اکثر انسانها در مادیات و دنیا غرق شدهاند و به هدف خلقت خویش نمیاندیشند. توجه ندارند که روزی به سوی خدا باز میگردند و در این دوران کوتاه زندگی باید راهی به او بجویند و خود را آماده سفر به سوی خداوند سازند.
رسول خدا؟ص؟ میفرمایند:
بهزودی زمانی بر امت من فرارسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نماند. آنان به نام مسلمان خوانده میشوند درحالیکه دورترین مردم از اسلاماند، مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است. فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسماناند فتنه از ایشان آغاز میشود و به آنان بازمیگردد. (2)
یعنی از جنبه دین و عبادات، حرکت جوامع رو به عقب است و روز به روز جامعه از معنویات بیشتر فاصله میگیرد. و عبادات از معنویت و روح عبادت خالی است. معروف، منکر و منکر، معروف جلوه میکند. نمادهای دین، زیبا ساخته میشود؛ اما تنها ظاهرسازی و ریاکارانه است و عمل کننده واقعی به دین، بسیار کم است. عالمان دین، گاهی از دین و علم خود برای رسیدن به منافع دنیا استفاده میکنند. شاید دلیل این امر، حاکم بودن جوّ مادی گری بر جوامع است؛ لذا بیشتر مردم برای رسیدن به منافع دنیایی خود، دین فروشی میکنند.
شالوده اصلی و اولیه جوامع انسانی «روابط اجتماعی» است. در حقیقت انسانها موجوداتی هستند که حیات و تکاملشان وابسته به تداوم روابط اجتماعی و تأمین نیازهایشان در سایه آن میباشد و تحولات اقتصادی و اجتماعی صورت گرفته در جوامع مختلف ساختار اجتماعی آنها را دگرگون کرده است. به همین خاطر مدیریت مناسبی نیز جهت اداره این جوامع مورد نیاز است. در صورتیکه مدیریت اجتماعی _ فرهنگی مناسبی در زمینههایی چون بهداشت، اشتغال، توزیع مناسب امکانات، بی عدالتی های جنسی ( زن و مرد ) و... صورت نگیرد زمینۀ بسیاری از بینظمیها و اصطکاکهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فراهم میآید که متاسفانه در جوامع آخرالزمانی مدیریت ناقص است، زیرا تنها به نیازهای جسمانی و مادی انسان توجه شده و از نیازهای معنوی و روحانی انسان در طرحها و برنامهها غفلت شده است. و هر چند با صنعتی شدن جوامع بعضا آسایش در زندگیها و ابعاد مادی آن بیشتر شده ولی از بعد روانی انسانها دچار نا آرامیاند و به عبارتی از ساحل آرامش و اخلاقیات و دین دور شدهاند، لذا دچار نوعی تحیر و سرگردانیاند. میتوان گفت با دوری از خداوند و دین الهی و فراموشی جایگاه امام معصوم دچار یک جاهلیت مدرن شده ایم، زیرا فرمودهاند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیبَةً یحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ یخْرُج... ». (1)
از امام عسکری؟ع؟ پرسیدند، ای فرزند رسول خدا! حجّت و امام پس از شما کیست؟
فرمود: فرزندم محمّد، او امام و حجّت پس از من است، کسی که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت درگذشته است، آگاه باشید که برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان شوند و مبطلان در آن هلاک گردند و کسانی که برای آن وقت معین کنند دروغ گویند، سپس خروج میکند و گویا به پرچمهای سپیدی مینگرم که بر بالای سر او در نجف کوفه در اهتزاز است.
درباره وضع سیاسی _ اجتماعی جهان در آخرالزمان روایات بسیاری وارد شده است. به نظر میرسد این روایات، آسیبهای نگاه تک بعدی به انسان و غفلت از نیازهای معنوی او و دوری از مکتب اسلام و گرایش به مکاتب غربی را به ما گوشزد کرده که در آخرالزمان تبعات وابستگی به آن مکاتب، جوامع اسلامی را هم، در ابعاد سیاسی _ اجتماعی در بر خواهد گرفت.
1) . کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص409، باب 38، ما روی عن أبی محمد الحسن بن علی العسکری.
حکومتها استبدادی و افراد فاسد و ظالماند و حکومتهای ضعیف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قرار دارند. به عبارتی نگاه منفعت طلبانه و ابزاری به انسان باعث حاکم شدن افراد فاسد شده که با حاکمیت ظالمانه خود ایجاد کننده بی عدالتی در اجتماع و نارضایتی مردم میشوند که نتیجه آن انقلاب گرسنگان خواهد بود که انقراض و تزلزل حکومتها را در پی دارد. و کم هستند افرادی مثل شهید بهشتی که میگفت: ما تشنه خدمتیم نه تشنه قدرت. طبق روایات در جامعه آخرالزمانی ماجرا برعکس است.
جامعه بشری پیش از ظهور امام؟عج؟ از ستمی که به وسیله حکومتها بر مردم وارد میشود رنج میبرد.
رسول خدا؟ص؟ در این باره میفرماید: «زمین از ستم و بیداد پر میشود؛ تا جایی که در هر خانهای ترس و جنگ وارد میگردد». (1)حضرت علی؟ع؟ میفرماید: «زمین پر از ستم و بیداد میگردد؛ تا آن که ترس و اندوه در هر خانهای وارد شود». (2)
این بیم و ترس چیزی است که غالباً از حکومت زمامداران ستمگر و خودسر جهان سرچشمه میگیرد؛ زیرا پیش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان فرمانرواییمیکنند. امام باقر؟ع؟ در این باره میفرماید: «مهدی؟ع؟ هنگامی قیام میکند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد». (3)
حکومتی قادر است به مردم کشورش خدمت کند که دارای ثبات سیاسی باشد؛ زیرا در صورتی که در حال تغییر باشد، قادر به انجام کارهای بزرگ در کشور نیست. حکومتها در آخرالزمان در حال تزلزلند و گاهی حکومتی در آغازِ روز بر سر کار میآید، ولی هنگام غروب از کار برکنار میشود.
امام صادق؟ع؟ در این باره میفرماید:
چگونه خواهید بود، هنگامی که بدون امام هدایتگر و بدون نشانهی راهنما بمانید
و از یکدیگر بیزاری جویید؟ [ و این] زمانی باشد که آزمایش شوید و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زیر ورو شوید. آن وقت که شمشیرها در رفت و آمد باشد و جنگ شعله ور. حکومتی در آغاز روز، روی کار میآید و با کشتار در آخر روز برکنار و سرنگون میشود. (1)
تغییرات اجتماعی در آخرالزمان جهات مثبت فراوانی داشته، چرخه اقتصادی را منظمتر، با رونقتر و سرعت آن را بیشتر کرده و امکانات بهداشتی بیشتری با خود به همراه آورده که خود میانگین امید به زندگی را افزایش داده است. اما جهات منفی نیز به همراه داشته مانند: سست شدن روابط عاطفی، سست شدن بنیان خانواده، از خود بیگانگی، تضعیف اخلاقیات، مجموعه ای از فساد اجتماعی و... در هر صورت در جامعه آخرالزمانی عواطف انسانی ضعیف شده و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فسادهای اخلاقی، بهطور علنی در جامعه انجام میشود. ترس و اضطراب فراگیر و راهها نا امن است و جنایتهای هولناک صورت میگیرد. مردم، آرزوی مرگ میکنند و مرگهای ناگهانی و زلزله و جنگ و فتنه و بیماری و مرگ زیاد میشود. بهعنوان نمونه، خانواده از نگاه اسلام و آموزههای دینی و فرهنگ اسلامی ما، نهادی مقدس، ساحلی برای آرامش و بستری برای رشد و تربیت مادی و معنوی و تجلی گاه شکوفایی و بالندگی است.
خداوند میفرماید:
و ازجمله نشانههای خدا این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میان شما مودّت و رحمت قرارداد در این نشانههایی است برای گروهی که تفکّر میکنند. (2)
اما پایههای خانواده در غرب بعد از انقلاب صنعتی بر اساس منافع مادی بنا شد و در خانواده ارزشهای والای انسانی و اخلاقی زیر پا نهاده شده و صفا و صمیمیت رنگ باخته است. در غرب صاحبان صنایع به این نتیجه رسیدند که زنان کارگران ارزانتر و بی دردسرترند، لذا از آنان برای تولید و تبلیغ و مصرف کالاهای خود بهره برداری کردند به این
طریق که ابتدا با ترویج مکتب فمنیسم و پروبال دادن به بحث مساوات زن و مرد بنیان خانواده را (با زیر سوال بردن قوام بودن مرد بر زن) سست کردند تا آنجا که زن امروزه در غرب به جای الگو بودن برای فرزندان خود به مانکن تبلیغاتی سرمایه داران تبدیل شده و هر روز نیاز جدیدی را به وسیله مد برای بشر تبلیغ میکند. (1)
مارکسیستها گویند خانواده نهادی ظالمانه مبتنی بر ثروت شخصی است، لذا باید نابود شود. کیت میل _ که یک فمنیسم رادیکال است _ معتقد است که خانواده نهادی ستمگر است، زنان ملک مردان و برده صرفند و خود خانواده سازمانی فؤدالی است، لذا باید از بین برود و مراقبت کودکان بهطور قطع بهتر است که به جای افراد آزرده و اغلب ناخرسند (والدین) به مربیان تعلیم دیده از هر دو جنس واگذار شود. او دیدگاهی ضد مرد، ازدواج و خانواده دارد و معتقد است که بهطورکلی ازدواج باید جای خود را به معاشرتهای اختیاری بدهد. (2)
از حیث روابط هم در غرب پیوند قلبی پدر و مادر با فرزندان بسیار ضعیف است و زن و مرد مانند دو شریک تجاری کنار هم زندگی میکنند و فرزندان با رسیدن به سن قانونی ناچارند خانه پدری را ترک کنند، لذا فرزندان مخصوصا دختران در اثر تنهایی و نداشتن یک مربی دلسوز به انواع مفاسد گرفتار میشوند. انقلاب صنعتی علاوه بر روابط خانوادگی روابط خویشاوندی و اجتماعی را نیز از بین برده است. (3)
در جامعه اسلامی هم وقتی نگاه لیبرالیسم و کمونیستی حاکم شود کم کم بعد شناختی و اعتقادی افراد تغییر کرده و افراد خداپرست در بعد رفتاری به افرادی مادی و دین گریز تبدیل میشوند که روایات مختلفی به این آسیبها در آخرالزمان اشاره دارد و ما برخی از آنها را در فصل اول از بخش دوم مطرح نمودیم. در این بخش به چند مورد از اشکالات این جامعه اشاره میکنیم. (4)
فرهنگ اسلامی مبتنی بر وجود روابط سالم انسانی و اجتماعی است که در آخرالزمان در زندگی انسانها حق و عدل جایگاهی ندارد. به ظاهر انسانها در کنار یکدیگر و در یک آبادی یا اجتماعی زندگی میکنند، لیکن دلها و فکرها با هم و در کنار هم نیست و میان آنها
همدلی وجود ندارد که نمود واضح آن را در روابط ناهنجار در شبکههای مجازی میبینیم که نتیجه آن بالا رفتن اضطراب و احساس بی اعتمادی در افراد جامعه(اعم از عوام و خواص) نسبت به یکدیگر است، لذا افراد در جامعه و خانواده با وقوع اندک بهانهای به یکدیگر معترض شده و باعث بالا رفتن خشونت در سطح جامعه و خانواده میشوند.
امام صادق؟ع؟ فرمود: «آن امر واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما در روی بعضی دیگر آب دهان اندازند و دیگری را لعن کنند و تا اینکه گروهی از شما گروه دیگر را دروغگو بنامند». (1)
و نیزحسین بن علی؟ع؟فرمود:
کاری که شما به انتظارش هستید نخواهد شد تا آنکه شما از یکدیگر بیزاری جوئیدو بعضی گواهی بر کفر دیگری دهد و یکی آن دیگر را لعن کند. راوی پرسید: در چنین دوران خیری وجود ندارد؟فرمود: همه خیر در آن روزگار است که قائم ما قیام میکند و همه اینها را از میان بر میدارد. (2)
در فرهنگ اسلامی خانواده جایگاه ویژهای در رشد و تعالی مادی و معنوی افراد و جامعه دارد، ولی در آخرالزمان، خانواده - بهعنوان هسته اصلی اجتماع - دچار تزلزل و سستی میگردد. مرد حقوق زن و زن حقوق مرد را رعایت نمیکند، فرزندان احترام پدران و مادران را ندارند، و مادران و پدران مسئولیتهای تربیت فرزندان را از یاد بردهاند. برخی تبعات فروپاشی خانواده و کم شدن کارآیی آن عبارتند از: افزایش سن ازدواج، افزایش آمار طلاق، افزایش فرزندان نامشروع که راه حل اساسی این آسیبها کاری زیربنایی به نام تحکیم بنیان خانواده را میطلبد.
به نقل از جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اکرم؟ص؟ آمده است:
وقتی که... و بزرگان به زیردستان رحم نکردند و کوچک ترها به بزرگان و کهنسالان احترام نگذاشتند، در چنین ایامی، خداوند مهدی ما را که نهمین فرزند حسین؟ع؟ است، برمیانگیزاند. (3)
دو مورد از تبعات فروپاشی خانواده عبارت است از: افزایش آمار طلاق و بالا رفتن سن ازدواج که این دو میتواند به افزایش اضطرابها و فشارهای عصبی، کاهش انگیزه فعالیت
های اقتصادی و آسیبپذیری جنسی و آسیبهای اجتماعی بیانجامد. کم شدن انگیزه ازدواج و بالا رفتن سن آن میتواند پیامد عوامل متعددی باشد؛ شاید بتوان مهم ترین عامل را حاکمیت فرهنگ مادی دانست که آثار خود را در فردگرایی مفرط، محاسبه گری های کوته نظرانه و مواردی مشابه نشان میدهد. به نظر میرسد که رواج لذت پرستی و شیوع مفاسد اخلاقی را هم بتوان از تبعات فروپاشی خانواده و کم شدن انگیزه ازدواج دانست.
امیر المومنین؟ع؟، گوشه هایی از اوضاع جاهلیت مدرن را این طور بیان میفرمایند:
یأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یبْقَی فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَی سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَةُ یرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیهَا؛ روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی باقی نخواهدماند. مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین میباشند که کانون هر فتنه و جایگاه هرگونه خطاکاریاند. هرکس از فتنه بر کنار است او را به فتنه بازگردانند و هرکس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند. (1)
همچنین پیامبر؟ص؟ در حدیثی طولانی برای سلمان فارسی، برخی از ویژگیهای جاهلیت مدرن را این طور بازگو میفرمایند:
ای سلمان! در آن موقعیت کارهای بد و ناپسند در بین مردم بصورت کارهای شایسته و پسندیده در آید و کارهای پسندیده و نیکو، به صورت کارهای نکوهیده و ناپسند جلوه کند. مردمان خیانت پیشه، مورد وثوق و امانت واقع شوند و به افراد امین و درستکار، نسبت خیانت داده شود و مرد دروغگو را تصدیق کنند و به دروغهای او مهر صحّت و درستی بنهند و مرد راستگو و درست را دروغگو شمارند و به گفتار او ترتیب اثر ندهند.... ای سلمان! در آن وقت مردها به مردها اکتفا میکنند و زنها به زنها اکتفا مینمایند.... مردها خود را شبیه به زنان میکنند، و زنان خود را شبیه به مردان مینمایند. و افرادی که دارای رحم هستند و برای تولید مثل آفریده شدهاند که منظور زنان میباشند، سوار بر زینها میشوند. پس بر آن
1) . نهج البلاغه، ص540، حکمت 369.
زنان از امّت من لعنت خدا باد.... ای سلمان! در آن زمان پردۀ عصمت مردم پاره میشود. محرّمات الهیه به جای آورده میشود. حریم عفاف دریده میگردد. معصیتهای خدا رائج میگردد. بدان و اشرار بر اخیار و خوبان تسلّط پیدا میکنند و دروغ علناً رائج و در بین تودۀ مردم شایع میشود. لجاج و خودسری و استکبار ظاهر میگردد و نیازمندی و احتیاج، همۀ تودهها را فرا میگیرد. مردم به لباس خود بر یکدیگر مباهات میکنند. بارانهای فراوان در غیر فصل باران پیدا میشود. اشتغال به لهو و لعب از قبیل بازی کردن با باطل و آلات موسیقی را امری پسندیده و نیکو میشمرند. امر به معروف و نهی از منکر را گذشته از آنکه به جای نمیآورند، امر نکوهیده و ناپسند میدانند. زمانه و وضعیت محیط در آن زمان به قدری انحطاط پیدا میکند که مردمان مؤمن و با ایمان راستین، در آن زمان، در بین مردم از تمام افراد امّت پستتر و حقیرتر و ذلیلتر خواهند بود. در بین زاهدان و عابدان و در بین علما و نزدیکانشان حسّ بدبینی و بدخواهی ظهور نموده و پیوسته در صدد عیبجوئی و ملامت از یکدگر بر میآیند. (1)
مثلا در دوران جاهلیت دختران را در بدو تولد زنده به گور میکردند، اما امروزه در جوامع با شعار فمنیسم و حمایت از حقوق زنان، آنها را به کنیزی گرفته و از آنها استفاده ابزاری میکنند. و در واقع حق حیات معنوی و سالم را از آنها سلب میکنند. و در نتیجه با تربیت غلط، والدین، حق زندگی سالم را از فرزندان خود سلب میکنند. (2)
در زمان جاهلیت اولی به اندک بهانهای لشکر کشی و خونریزی میکردند و در جوامع امروزی در ظاهر با ادعاهای فریبنده و برای حمایت از حقوق بشر، آتش جنگ را در کشورهای دیگر روشن میکنند تا از این اوضاع آشفته به نفع خود بهره برداری کنند، هر چند انسانهای بی گناه زیادی کشته شوند.
قال رسول الله؟ص؟: « بر امت من زمانی بیاید که باطن آنها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند. عمل آنها ریا است و از او نمیترسند... ». (3)
پیش از آمدن مصلح و در آخرالزمان، جوامع بشری از جدایی و تفرقه رنج میبرند. و انسانها آرزوی یک دل و یکسو بودن را دارند و هر کسی و گروهی، از آموزههای دینی، برداشت و تفسیر متفاوتی دارد که باعث اختلاف در مسایل و رفتارهای اجتماعی میشود. در این روزگاران پیوندهای اجتماعی استواری وجود ندارد و در زندگی انسانها حق و عدل جایگاهی ندارد.
رسول گرامی اسلام؟ص؟ وضعیت آن روزگار را ازنظر عواطف و روابط انسانی چنین بیان میدارد:
در آن روزگار، بزرگترها به زیردستان و کوچک ترها رحم نمیکنند و قوی بر ضعیف ترحم نمینماید... قیامت برپا نمیشود تا آن که زمانی فرارسد که مردی (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خویشاوندی سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند؛ ولی چیزی به او نمیدهند. همسایه از همسایه خود کمک میطلبد و او را به حقّ همسایگی سوگند میدهد؛ ولی همسایه کمکش نمیکند. (1)
در این دوران، خانواده - بهعنوان هسته اصلی اجتماع - دچار تزلزل و سستی میگردد و پیوندهای خانوادگی گسیخته و سست میشود. و بعضاً خانوادههای نامشروع و مجازی تشکیل میشود. در روایتی میفرماید:
«مرد از همسرش اطاعت میکند ولی پدر و مادرش را نافرمانی میکند و برای به هلاکت رسیدن برادرش تلاش میکند». (2)
در این دوران انگیزههای روابط اجتماعی، انگیزههایی الهی و انسانی نیست. محبتها و دوستیها واقعی نیست. عشق و علاقه واقعی وجود ندارد. افراد در ارتباط با افراد دیگر، به سود و سرمایه میاندیشند و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی وارد میشوند. طبقات اجتماعی هر کدام به نوعی تلاش میکنند تا حق دیگران را ببرند، و با کار و تلاش دیگران بر ثروت خود بیفزایند. جامعه انسانی به جنگلی از حیوانات تبدیل میگردد، که در آن مردمان گرگانیاند
به جان هم افتاده و حکومتها درندگانی که به جان ملتها افتاده اند، و هر کسی دیگری را برای منافع خود میخواهد.
در جامعه آخرالزمانی، طبق فرمایش حضرت علی؟ع؟، اشرار تکریم و مصلحین تحقیر میشوند، حلم را ضعف و ظلم را فخر میشمارند. (1)
پیامبر؟ص؟ در روایتی مفاسد اخلاقی و اجتماعی جامعه آخرالزمانی را اینگونه مطرح میفرماید:
مفاسد اخلاقی
مردان شبیه به زنان وزنان مانند مردان شوند. (اذا تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال)
مردها به مردها اکتفا کنند و زنان به زنان. اشاره به لواط و مساحقه. (واکتفی الرجال بالرجال، و النساء بالنساء)
مردم مرتکب زنا شوند. (و ارتکاب الزنا)
مفاسد اجتماعی
پذیرش شهادت دروغ و عدم قبول گواهی افراد عادل. (و قبلت شهادة الزور و ردت شهادة العدل)
قتل و خونریزی در میان مردم کوچک شمرده شود. ( و کثر القتل، واستخف الناس بالدماء)
رواج رباخواری در میان مردم. (و اکل الربا)
رواج امر به منکر و نهی از معروف (و ظهر المنکر و امر امتک به ونهوا عن المعروف) (2)
آکنده شدن روانها از عقدهها و کینهها و گسترش تجمل و مصرفگرائیها و خرافات و بدعتها.
گسترش بیسابقهی مادیت و کاهش روزافزون علاقهی مردم به دین.
ازنظر اقتصاد اسلامی، خداوند قانون گذار است که برای کلیه شئون زندگی انسان قانون
وضع کرده، و قانون الهی همیشه بر قوانین بشری تفوق داشته، چون خدا که آفریننده انسان و جهان است مصالح بندگان خود را بهتر از آنان میداند. اسلام یک مکتب انسان ساز است و همیشه در مرحله اول به انسان اهمیت میدهد، بعد به مادیات. قرآن مجید میفرماید: « ما پیامبران را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و ترازوی عدالت را نازل نمودیم، تا مردم در سایه عدل و داد زندگی کنند». (1)
اما از روزی که امت مسلمان عملا دست از قوانین اسلامی برداشته و دنبال مدلهای وارداتی برای مصرف (نه واردات ابزار و امکانات برای تولید) رفتند، به بهترین بازار مصرفی برای کالاهای شرق و غرب تبدیل شدند، ولی ازنظر تولید پیوسته به عقب باز گشته و به تمدن و فرهنگ مصرفی و وارداتی راضی شدند. امروزه بهترین منابع ثروت از کشورهای اسلامی به شرق و غرب (چه از طریق جنگ نرم با سست کردن اراده و جا انداختن این باور غلط که شما نمیتوانید و چه از طریق جنگ سخت و استعمار مانند به یغما بردن نفت عراق و سوریه به دست داعش) صادر، و به جای آن بهای اندکی نصیبشان میشود که چند صباحی بتوانند لقمه نانی به دست آورند و به پیش بینی ناظران سیاسی و اقتصادی اگر روزی منابع طبیعی کشورهای اسلامی تمام شد به خاک سیاه خواهند نشست.
اسلام با گسترش آزادیها، جلوگیری از افزایش ثروت دستگاه و افراد حکومتی و با قرار دادن بیت المال، و ارایه راهکارهای متعددی برای برونرفت از مشکلات اقتصادی از جمله:
الف) توصیه به پرهیز از اسراف و تبذیر (اسراء، آیه 26 و 27)
ب) قناعت و میانهروی به معنای مصرف درست کالا (فرقان، آیه 67)
ج) انفاق و احسان: بر اساس آیات 17 تا 31 سوره قلم، ترک انفاق و احسان از اموال و عدم پرداخت حقوق واجب مالی موجب خشم خداوند و گرفتاری انسان و جامعه در مشکلات اقتصادی است؛ بنابراین راه برون رفت از چنین مشکلاتی انفاق و احسان است.
د) یتیم نوازی: بر اساس آیات 16 و 17 سوره فجر ترک یتیم نوازی عامل مشکلات اقتصادی و از دست رفتن برکت از مال است، لذا یتیم نوازی عامل رشد اقتصادی و برونرفت از مشکلات است.
ه) ترک رباخواری (بقره، آیه 275؛ روم، آیه 39؛ نساء، آیات 160 و 161(
و) گردش سالم ثروت، برای رهایی از مشکلات اقتصادی باید انفال و ثروت ملی در تمام اقشار جامعه به گردش درآید نه بین قشر خاصی؛ توجه به انفال و پرداخت یارانههای مستقیم و غیرمستقیم و حمایت از اقشار ضعیف و مستضعف از مهمترین راهکارهای قرآنی برای
1) . حدید(57)، ۲۵.
حل مشکلات اقتصادی است. (حشر، آیه 7)
خواسته ازنظر اقتصادی سطح مردم را بالا ببرد، و به همین جهت اقتصاد اسلامی برخلاف اقتصاد سرمایهداری که تقسیم ثروت در آن ظالمانه و ناموزون است، و اقتصاد کمونیستی که حتی نیازمندیهای اولیه انسان را هم نمیتواند تأمین کند بهترین انواع اقتصاد است. (1)اسلام مکتبی است کامل و پاسخگوی تمام نیازهای انسان و دارای سیستم اقتصادی مستقلی است که به هیچ مکتبی وابسته نیست و خطوط آن بوسیله قرآن و سنت بیان شده است.
هنگامی که به دو شاخص عدالت اقتصادی، یعنی کاهش نابرابری و فقر در عصر جهانیسازی نظر میاندازیم، ملاحظه میکنیم که نابرابری و فقر کاهش نیافته بلکه بهطور روز افزون بیشتر میشود. گزارش سازمان ملل بهخوبی روشن میکند که در عصر جهانیسازی، اراده سیاسی لازم برای عدالت اقتصادی، وجود ندارد. به گفته سازمان ملل، شمار افرادی که روزگار خود را در شرایط نکبتبار زاغهنشینی سپری میکنند، تقریباً به یک میلیارد نفر، یعنی یک ششم جمعیت جهان رسیده است و استاندارد زندگی بسیاری نیز در حال افت است. (2)نهادها و سازوکارهای نظام اقتصادی سرمایه داری جهانی به سرکردگی ایالات متحده آمریکا نهتنها عدالت اقتصادی به ارمغان نیاورده، بلکه جهان را پر از ظلم، تبعیض، فقر و نابرابری بیش از پیش کرده است. آیات قرآن کریم و انبوهی از روایات، بیانگر این واقعیتاند که در آخرالزمان جهان پر از ظلم و جور و تباهی خواهد شد که با قیام منجی بشریت، از همه ستمها پاک و سرشار از عدل و داد خواهد شد و این سنت الهی است.
شاخصهای عدالت اقتصادی مهدوی عبارتند از: رشد اقتصادی پایدار، حذف فقر، کاهش مداوم نابرابریها و آموزه کفایت در مصرف (3)که در جوامع آخرالزمانی هیچکدام از این شاخصها محقق نشده، بلکه جوامع بر خلاف جهت این شاخصها حرکت کردهاند، مثل افزایش فقر و نابرابری و ایجاد شکاف طبقاتی که در فصل دوم گفتار سوم تحت عنوان ویژگیهای اقتصادی جامعه آخرالزمانی به آن اشارهشده. با استفاده از این شاخصها که از آیات و روایات به دست آمدهاند، میتوان وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمانی را به نقد کشید، زیرا نظامهای اقتصادی هدف نهایی خود را آزادی بیحد و مرز جنسی و مصرفی، برای فروش تولید انبوه کالاها و خدمات کارخانههای خود و رسیدن به سود صاحبان سرمایه
میدانند، بهطوریکه همه چیز باید در راه این هدف قربانی شود و در این راه به حقوق الهی و حق الناس و حق شخصی خود افراد ظلم خواهد شد، در حالی که عدالت در ابعاد فرهنگی، سیاسی اجتماعی و اقتصادی بهعنوان هدف نهایی نظام اسلامی تعیین شده است.
عدالت اقتصادی مهدوی به معنای فرایند تصمیمگیری مبتنی بر اسلام است که در زمینه تولید، به «عدالت در حفظ و گسترش ثروت»، در زمینه توزیع، به «عدالت در توزیع ثروت»؛ و در زمینه مصرف یا رفاه اقتصادی، به «آموزه کفایت» میرسد. (1)بنابراین میتوان گستره اجرای شاخصهای اقتصادی را در جامعه آخرالزمانی در سه محور تولید، توزیع [کاهش فقر و نابرابری] و مصرف ثروت مورد نقد قرارداد. و برای جلوگیری از تکرار فقط به اشاره به مفهوم روایات اکتفا میکنیم و اصل روایات در گفتار سوم از فصل دوم زیر مجموعه ویژگیهای اقتصادی آخرالزمان آورده شده.
زندگی اقتصادی انسانها با داشتن فرصتهای برابر برای مشارکت در فرایند اقتصادی ساخته میشود. چنین فرصتهایی هنگامی میتوانند برابر باشند که امکان کار شرافتمندانه و دسترسی به مالکیت شخصی نسبت به داراییهای مولد فراهم شود تا هر فردی این حق را داشته باشد که به عنوان حتی یک کارگر و با انجام کار، یا به عنوان یک مالک و از طریق سرمایه مولد و یا به عنوان کسی که کار و سرمایه را ترکیب میکند، درآمدی داشته باشد؛ در حالی که ما مشاهده میکنیم که در دنیا سرمایه داری حکومت میکند و هر کس سرمایه بیشتری دارد به ثروتش افزوده میشود و شکاف طبقاتی در جامعه ایجاد میشود به طوری که برخی در تهیه مایحتاج ضروری زندگی مشکل دارند و برخی نمیدانند چگونه مصرف کنند و کشورهای سرمایه دار هم به جای کمک، با تحریم کشورهای در حال توسعه آنها را مورد استثمار خود قرار میدهند و جامعه و افراد آن برای رشد اقتصادی پایدار به بیراهه رفته و بر خلاف اقتصاد اسلامی عمل میکنند، لذا دچار آسیبهایی میشوند.
البته باید توجه داشت که در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است؛ نه تولیدش، نه مبادلهاش، نه مصرف کردنش؛ بلکه همه اینها تأکید و توصیه شده و برای آنها شرایط و
1) . همان.
موازین مقرر شده است و هرگز ثروت ازنظر اسلام دور افکندنی نیست، بلکه دور افکندنش (اسراف، تبذیر، تضییع مال) حرام قطعی است. حتی خود ثروت در کمال صراحت در قرآن کریم بهعنوان «خیر» نامیده شده است: {کُتِبَ عَلَیکُمْ اذا حَضَرَ احَدَکُمُ الْمَوْتُ انْ تَرَکَ خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوالِدَینِ...}؛ (1)بر شما نوشتهشده: هنگامی که یکی از شما را مرگ فرارسد، اگر چیز خوبی [مالی] از خود به جای گذارده... .
اسلام با هدف قرار دادن ثروت، با این که انسان فدای ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه کرده است؛ به عبارت دیگر پول پرستی را و اینکه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره کردن و اندوختن بخواهد محکوم کرده و وعده عذاب داده: «و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) میسازند، و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناکی بشارت ده». (2)که نام این حالت حرص و آز است، و یا پول را فقط برای پر کردن شکم و برای عیاشی و بیکاری و ولگردی بخواهند که نام آن شهوترانی است. در این حالت پول خواستن توأم است با دنائت و پستی و محو شخصیت انسانی در پول و فقدان هرگونه شخصیت انسانی و شرافت معنوی. (3)
با کمال تاسف با دقت در وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمانی به این نتیجه میرسیم که جامعه از اقتصاد اسلامی در بعد تولید، فاصله گرفته و به اقتصاد ناسالم و ظالمانه کمونیستی و سرمایه داری روی آورده که در اینجا به نمونههایی از بروزهای خارجی این وابستگی و الگوبرداری در حیطه و بعد تولید ثروت که در روایات بهعنوان وضعیت جامعه آخرالزمانی مطرحشده اشاره میکنیم:
امام باقر؟ع؟میفرماید:
پیامبر؟ص؟ فرمودند بر مردم زمانی خواهد آمد که به پروردگارشان شکایت میکنند، به این صورت که افراد میگویند سوگند به خدا هیچ سودی نبرده ام و از راس المال خودم میخورم و میآشامم. (4)
که امام فرمود مگر اصل مال تو از خداوند نیست. به عبارتی افراد مالکیت الهی را فراموش میکنند.
پیامبر؟ص؟ فرمود:
بر مردم زمانی خواهد آمد که در آن ربا بهعنوان بیع و شراب بهعنوان کشمش و رشوه بهعنوان هدیه، حلال شمرده میشود و احدی باقی نمیماند جز این که ربا بخورد، پس اگر ربا نخورد از غبارش به او خواهد رسید. لعنت خدا و ملایکه و مردم همگی شان، بر ایشان باد، من از ایشان بیزار و ایشان از من بیزارند. (1)
به تخصیص درآمدی که براثر مبادلات مورد توافق طرفین در بازار انجام میپذیرد، توزیع گفته میشود. این اصل میگوید افراد باید از نظام اقتصادی، آنچه را که در آن سرمایهگذاری کردهاند دریافت کنند(از طریق کار یا مالکیت سرمایه و یا ترکیبی از کار و سرمایه). این اصل متضمن احترام به کار، مالکیت و قراردادها در یک بازار واقعاً آزاد و باز است. و صاحبان کار و سرمایه بهتر و بیشتر، حقشان است که بهتر و بیشتر داشته باشند و این نابرابریها عین عدالت اقتصادی است، اما با نابرابریهای ظالمانه ناشی از بازار کار، مالکیت، انواع دوگانگیها مانند دوگانگیهای منطقهای، شهری و روستایی و جنوب و شمال جهان، باید مبارزه شود.
اسلام با توزیع برابر امکانات عمومی، تصحیح نهادهای اقتصادی مالکیت و اشتغال، نهی ربا و عرضه نظام مشارکت در کار و سرمایه و سیاستهای ضد فساد، تبعیض و نابرابریهای نامشروع و غیر قانونی را در جامعه کاهش میدهد و زمینه را برای فرصتهای برابر اقتصادی برای همه فراهم میسازد. البته نتیجه نهایی برابری نخواهد بود؛ ولی همسنگی و توازن نسبی در رفاه اقتصادی در نظام اقتصادی اسلام تحقق مییابد.
در توزیع برابر امکانات عمومی که نقشی کلیدی در توازن اقتصادی دارد، متأسفانه بشر در طول تاریخ خود، همواره با این مشکل روبهرو بوده که ثروتهای عمومی را افراد خاص و طبقاتی ویژه دست به دست کرده و مردم عادی از دستیابی به آنها محروم بودهاند، به گونهای که امیرمؤمنان؟ع؟ نیز هنگام خلافتش برای توزیع برابر اموال عمومی سرزنش میشد که جنگ جمل حاصل این عدالت علوی بود. با این وجود، حضرت؟ع؟ درآمدهای عمومی را بهطور مساوی میان همه مسلمانان تقسیم میکرد و حضرت مهدی؟عج؟ نیز این کار را خواهد کرد.
پیامبر؟ص؟ میفرماید:
1) . مستدرک الوسایل، ج13، ص333، باب تحریمه، ح15511 و ج17، ص69، باب تحریم نبیذ، ح20784.
به مهدی بشارتتان میدهم. او از میان امت من برانگیخته میشود... ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درست تقسیم میکند. پرسیدند: درست چیست؟ فرمود: «میان همه، مساوی». (1)
یکی از سرچشمههای مهم نابرابری در جوامع امروزی، مالکیتهای بزرگ و مولدی است که بهطور موروثی یا از طریق اعمال قدرت و ثروت، قدرتمندان و ثروتمندان بهدست میآورند و بر درآمد خود بیش از پیش میافزایند. امام زمان؟عج؟ در حکومت جهانی خود، مانع چنین ثروتهایی خواهد شد و قطایع که همان مالکیتهای بزرگ مانند روستاها، اراضی بسیار و قلعههاست و حاکمان و ثروتمندان و قدرتمندان آنها را به نام خود ثبت میکنند، همگی در اختیار امام؟عج؟ قرار میگیرند.
با کمال تاسف با دقت در وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمانی به این نتیجه میرسیم که جامعه از اقتصاد اسلامی در بعد توزیع نیز فاصله گرفته و به اقتصاد ناسالم و ظالمانه کمونیستی و سرمایه داری روی آورده است. در اینجا به نمونههایی از بروزهای خارجی این وابستگی و الگوبرداری در حیطه توزیع ثروت که در روایات بهعنوان وضعیت جامعه آخرالزمانی مطرحشده اشاره میکنیم:
افراد جامعه منتظر نسبت به یکدیگر مسولیت هایی دارند که باعث تکامل جامعه و تقویت ظرفیت های موجود در جامعه جهت هرچه بیشتر پذیرا بودن امر امام میباشد. این مسئولیتها در بخش تکافل وتلاش برای تقویت روابط اجتماعی نمودار میگردد. جامعه ای مطلوب امام است که در آن جامعه افراد در جمیع احوال به یکدیگر رسیدگی کنند و غافل از یکدیگر نباشند که اگر چنین نشد، آن جامعه، منتظر و مطلوب امام نخواهد بود. جامعهای منتظراست که شاخصه تکافل و عهده داری در آن وجودی چشمگیر داشته باشد، لذا روایات به مواردی چون احوالپرسی، عیادت مریض، رسیدگی به فقرا، امانت داری، رسیدگی به یتیمان و بدهکاران وغیره اشاره نموده است. (2)
از پیامبر؟ص؟ در باره زمان فرا رسیدن آخرالزمان پرسیدند، فرمود:
آخرالزمان زمانی خواهد بود که معیشت انسان جز با معصیت خدا نمیرسد، پس در آن هنگام عزوبت حلال است. گفتند: ای رسول خدا شما ما را به تزویج امر نموده اید. فرمود: بله، ولی در چنین زمانی، هلاکت مرد به دست پدر و مادرش خواهد بود؛ اگر پدر و مادری نباشد به دستان همسر و فرزندانش، اگر این نیز نباشد به دست خویشان و همسایگانش خواهد بود. گفتند: آن هلاکت چگونه است؟فرمود: به جهت تنگی معیشت او را عار محسوب مینمایند و او را به آنچه قدرت ندارد تکلیف میکنند تا اینکه او را به موارد هلاکت وارد نمایند. (1)
تأمین نیازهای واقعی بشر و دستیابی به رفاه واقعی اقتصادی، بالاترین هدف عدالت اقتصادی است. اما متأسفانه قرن بیستم شاهد پدیده جدیدی در تاریخ اقتصادی بشر بوده که مصرف گرایی را بالاترین هدف در زندگی قرارداد و این روند در قرن بیستویکم نیز همچنان با شدت بیشتر ادامه دارد. و مصرفگرایی از طریق جامعه مصرفی جهانی به دو جامعه دیگر متوسط و فقیر با تبلیغات و چشم و همچشمی سرایت میکند.
به هرحال، ظهور جامعه مصرفی را میتوان از روی مصرف سربه فلک کشیدهای معلوم کرد که بهصورت نماد عصر جدید درآمده است. با کمال تاسف با دقت در وضعیت اقتصادی جامعه آخرالزمانی به این نتیجه میرسیم که جامعه از اقتصاد اسلامی در بعد مصرف نیز فاصله گرفته و به اقتصاد ناسالم و ظالمانه کمونیستی و سرمایهداری روی آورده که در اینجا به نمونههایی از بروزهای خارجی این وابستگی و الگوبرداری در حیطه و بعد مصرف ثروت که در روایات بهعنوان وضعیت جامعه آخرالزمانی مطرحشده اشاره میکنیم:
زهد و ساده زیستی زینت کارگزاران مهدی است. حضرت علی؟ع؟ بالندگی جامعه را وابسته به رفتار زاهدانه و قانعانه کارگزاران ومردم میداند. (2)یکی از موانع رسیدن به جامعه منتظر وتقبل امام و تلاش برای پذیرش اوامر ونواهی ایشان دل بستن به دنیا و دنیاطلبی میباشد که در بسیاری از موارد با پذیرش اوامر ونواهی امام مغایرت دارد. بر این اساس روایات زهد را میتوان بهعنوان یکی از صفات بارز شیعیان قرارداد که در شیعیان آخرالزمانی رنگ
باخته است و متاسفانه در کنار مردم عادی برخی مدیران سیاسی _ اجتماعی نظام اسلامی به بهانهها و توجیهاتی به زندگی تجملاتی و دور از شان یک مدیر اسلامی پیرو مولا علی؟ع؟ روی آوردهاند که دیدن وضع زندگی آنها نهتنها مرهمی بر مشکلات قشر ضعیف جامعه نیست، بلکه نمکی است بر زخمهایشان که متاسفانه بعضا باعث دین زدگی و بروز رفتار خلاف دین از طرف قشر ضعیف جامعه میشود؛ چرا که حضرت علی؟ع؟ فرمودند که مردم بر دین ملوکشاناند. و امام صادق فرمودند:
شیعه علی؟ع؟ افرادی لاغر، رنج دیده، لب خشکیده، لبهاشان چروکیده، شکم هایی لاغر و رنگ چهرهشان متغیر است. (1)
در عصر جاهلیت مردم اشکال مختلفی را به صورت مجسمه و بت بهعنوان خدای خود میپرستیدند، پس نیاز به پرستش در فطرت بشر وجود داشته و پیامبران برای بیان این نیاز نیامدهاند، بلکه برای نشان دادن و معرفی مصداق صحیح پرستش مبعوث شدهاند تا بشر را از جهالت در آورند. در جامعه آخرالزمانی انسانها ظاهراً متمدنند و موحد، ولی در عمل افراد به قدری به مادیات و امور دنیا دلبسته میشوند که به خاطر آن تکالیف شرعی خود را زیر پا میگذارند و حتی با یکدیگر قطع رابطه کرده و بعضا با یکدیگر بر سر منافع اقتصادی میجنگند و هر کس قدرت بیشتری داشته باشد بیشتر از بقیه از منافع و منابع مادی بهره مند میشود که میتوان گفت بت پرستی به شکل مدرن آن، در جامعه رواج دارد. لذا رسول خدا؟ص؟ فرمودند:
زمانی بر مردم خواهد آمد که شکم هایشان خدایشان و زنانشان قبله و دینارهایشان دین و شرفشان متاع ایشان است. از ایمان جز اسمی و از اسلام جز رسمی و از قرآن جز درسی باقی نمیماند، مساجدشان از جهت بنا آباد و قلب هایشان از جهت هدایت ویران است و... سپس صحابه تعجب کردند و گفتند: ای رسول خدا؟ص؟ آیا بتها را میپرستند؟ فرمود: بله، هر درهمی نزد ایشان بتی است. (2)
به طور خلاصه آسیبها و کاستیهای موجود در جامعه آخرالزمانی در ابعاد مختلف عبارتند از:
عدم وجود و حضور عینی و ملموس امام معصوم؟ع؟ در هرم قدرت سیاسی؛
وجود افراد فاقد صلاحیت لازم و کافی در هرم قدرت و مدیریت سیاسی و اجتماعی جامعه.
دور شدن از جهانبینی و فرهنگ غنی اسلامی و وابستگی و عمل به فرهنگهای غربی و مخالف اسلام؛
حاکمیت نگاه و فرهنگ غلط منفعت طلبی بر روابط انسان با: خدا، خود، طبیعت و دیگران، که باعث وقوع آسیبهای اعتقادی، اجتماعی و زیست محیطی میشود؛
کاهش محسوس کارکرد و بازدهی، و بعضاً بازدهی معکوس نهادهای اجتماعی مانند: نهاد خانواده، سیاست و حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش، و از بین رفتن جایگاه واقعی آنها.
بهره برداری ناقص، غلط و غیر اصولی از مواهب طبیعی؛
ظلم و بی عدالتی در تولید، توزیع و مصرف ثروت و امکانات بیت المال.
یکی از دغدغههای بشر که هیچ گاه در طول زمان از آن رهایی نداشته، ایجاد جامعه آرمانی است که آن را «آرمان شهر»گویند. در فرهنگ شیعه نیز این آرمان شهر وجود دارد که بر اساس روایات، این آرمان شهر به دست حضرت مهدی؟عج؟ تحقق خواهد یافت. یکی از ویژگیهای این آرمان شهر، ایجاد «حکومت واحد جهانی» است. تحقق این آینده، در منطق شیعه، حتمی است. در پرتو آرمان مدینه فاضله آتی میتوان وضعیت فعلی خود را سنجید و میزان فاصله، تناسب و سازگاری آن را با وضعیت آرمانی مشخص ساخت تا در نهایت، برای کم کردن فاصله وضعیت امروز خود با وضعیت آرمانی بکوشیم. (1)حکومت جهانی مهدی موعود؟عج؟ تنها پیشبینی و الگوسازی یک مدل حکومتی برای آینده نیست؛ بلکه مدل و الگوی زندگی امروزی نیز هست. (2)لذا ما میتوانیم با الگوبرداری در ابعاد فرهنگی _ دینی، سیاسی_ اجتماعی و اقتصادی از آن جامعه مهدوی برای رفع کاستیها و نابسامانیهای جامعه آخرالزمان تلاش کنیم و با تربیت و پرورش افراد جامعه، یک جامعه منتظر و زمینه ساز را بسازیم.
در آینده پژوهی برای مطالعه آینده از سه رویکرد «اکتشافی»، «هنجاری» و «تصویر پرداز» بهره میگیرند. (3)ما در این پژوهش با استفاده از رویکرد هنجاری، با تبیین جامعه مطلوب مهدوی در آینده، چگونگی تحقق آن موقعیت مطلوب را بررسی میکنیم. این رویکرد که به «پس نگری» شهرت دارد، یک برنامهریزی از جامعه آینده برای جامعه کنونی است. از آنجا که جامعه آرمانی مهدوی، به سادگی و در افق زمانی نزدیک قابل تحقق نیست؛ جامعه در عمل مجبور است نسخه نازل تری از آن را مبنای عملی قرار دهد.
«پس نگری»، یکی از روش های مؤثر آینده پژوهی برای رقم زدن آیندههای بلند مدت است که با تصور آینده مطلوب آغاز شده و با تعیین قدمهای لازم برای افزایش اقبال رسیدن به آن
آینده ادامه مییابد. پس نگری در واقع عبارت است از ملاحظه آینده مطلوب قابل ایجاد، نه آیندهای که احتمال وقوع دارد. (1)
در اندیشۀ قرآن حرکت تاریخ جبری نیست و ارادۀ انسانها تأثیر بسزایی در رسیدن به قلّههای پیشرفت و تعالی دارد؛ هر چند این سیر از مشیت و قدرت الهی خارج نیست و بر اساس قضا و قدر صورت میگیرد. هدف خلقت و خواست خداوند متعال نیز رسیدن انسان به بالاترین حد کمال است؛ اما خواست خداوند به این تعلق گرفته که انسانها با اختیار و آزادی این راه را طی کنند. (2)
این واقعیت را زمانی بهتر میشناسیم که به یاد آوریم دگرگونیها و انقلابهایی که در سطح جوامع بر اثر یک رسالت آسمانی انجام میگیرد از نظر اصل ایجاد ایدۀ آن نهضت از آن جهت که به نیروی وحی اتکا دارد، نیازمند به ابزار و اسباب نیست؛ ولی از نظر شرایط پیروزی نهضت _ که عبارت از آمادگی اجتماع است _ خداوند میخواهد این شرایط با یک سبک طبیعی و عادی به طور معمول حاصل شود؛ یعنی هر ملتی باید خود آمادگی عوض شدن و دگرگونی را پیدا کند تا نهضت آسمانی در آن جامعه پیش رود. (3)
بر اساس آیات قرآن کریم، هرگونه تغییر بنیادین و تبدیل سرنوشت جامعه، به دست خداوند متعال، به عنوان علت تامه و با اراده او محقق میشود. اما هرگونه تغییر و تحولی از سوی خداوند متعال نیازمند زمینهسازی و مقدماتی است که در اختیار انسان است و تا آن مقدمات تحقق نیابد، اراده خداوند به تحقق تغییر، تعلّق نخواهد گرفت. (4)خداوند در اینباره میفرماید: {إنّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ} (5)خدا حال قومی را تغییر نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.
خاستگاه هر تغییری در اجتماع تغییر افراد آن اجتماع هستند. البته ناگفته نماند که ملاک تحقق مقدمات در تغییرات اجتماعی، تغییر در اکثریت افراد آن اجتماع است. بنابراین، تغییر اجتماعی زمانی رخ خواهد داد که بیشتر افراد فعال آن اجتماع به انجام تغییر در اجتماع معتقد باشند و در راستای تحقق آن اقدام عملی انجام دهند. از اینرو افراد خاموش جامعه که حضور اجتماعی فعال ندارند، در تغییر یافتن یا نیافتن آن تأثیری نخواهند داشت.
مراد از اکثریت دربارۀ ظهور منجی، اکثریت جامعۀ جهانی است. از اینرو به صرف گرایش اکثریت جامعه در یک کشور به عدالتخواهی، زمینه ظهور فراهم نمیشود. (1)
این همه، نه به آن معناست که وظیفه همگان در این زمینه، مساوی است؛ بلکه زمینهسازی ممکن است به تناسب نوع آن، استعدادهای روحی و اخلاقی و لیاقتهای اکتسابی افراد، شکلهای گوناگونی داشته باشد. ولی بطور قطع جوامع اسلامی که دارای حکومتی اسلامی نیز هستند، مسؤلیت بیشتری در ایجاد جامعه منتظر و زمینه ساز ظهور دارند.
بنابراین ما طبق آیات و تبیین گسترده روایات از وضعیت عصر ظهور پی میبریم که:
اولا: لسان روایات تبیین واقعیتی تحقق پذیر در آینده است که مانند همه حوادث اجتماعی از عوامل واقعی خود نشأت میگیرد نه لسان اسطورهای و صرف تبیین آرمانی و افسانهای از آینده.
ثانیا: رفتار مردم در عصر غیبت، در تقدیم و یا تأخیر ظهور حضرت مؤثر است، لذا برای رسیدن به جامعه مهدوی باید با انتظار پویا، برای فراهم کردن زمینه ظهور حضرت تلاش کنیم و از طرفی بدانیم که حکومت اسلامی در کشور ما از جهاتی خودش الگوی ملتهای مسلمان دنیاست. (2)
ثالثا: تحولات اجتماعی تمهیدپذیر و تدریجی است و هیچ گونه حادثه اجتماعی به طور اعجاز گونه به یکباره تحقق نمییابد. پس در تند یا کند شدن این سیر تاریخی مقدمات و آمادگی جامعه مثمر ثمر خواهد بود. (3)
و از آنجا که در نظر ما، تحولات آخرالزمان با ظهور حضرت، امری غیرعادی که در آخرین بخش زندگی نوع انسان واقع میشود نیست بلکه به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط میگردد؛ چون ما تاریخ را، عبارت از مجموعه حوادث پراکنده و جدا از هم که هر دوره، اتفاقات ویژه خود را دارد نمیدانیم؛ بر این اساس، اجرای عدالت و پیروزی حق بر باطل، ولو به طور محدود و حدأقلی در جامعه آخرالزمان هم ممکن است.
در نتیجۀ آنچه تا به حال گفتیم به نظر میرسد که برای اتصال جامعه آخرالزمانی(که چهره غالب آن ظلمت و فساد بود) به جامعه مهدوی که سراسر عدالت و رفاه است نیاز به وجود
یک حلقه وصل داریم که ما نام آن را جامعه منتظر یا زمینه ساز یا الگویی مینامیم که عبارت است از جامعهای فرضی که در آن، حداکثر ویژگیهای قابل الگو گیری جامعه مهدوی برای عصر غیبت وجود دارد. این نوع از جامعه با جامعه مهدوی که فقط با حضور حضرت مهدی؟عج؟ محقق خواهد شد، فاصله دارد؛ اما برخی شاخصهای بنیادین جامعه مهدوی در این جامعه نمونه و الگو نیز مورد استفاده قرار میگیرد. (1)جامعه زمینهساز در پی آن است که زمینههای تحقق جامعه مهدوی را فراهم سازد.
در این گفتار ابتدا به بیان تمایزات و مختصات حکومت و جامعه مهدوی اشارهای گذرا خواهیم کرد و در ادامه با بهرهگیری از روش پس نگری تلاش خواهیم کرد وجوه برتری جامعه مهدوی را که از مختصات حضرت نبوده و قابلیت الگو برداری برای جامعه منتظر را دارد در ابعاد فرهنگی، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیان کنیم.
منظور ما از وجوه اختصاصی اعم است از مختصاتی که در شخص امام زمان؟عج؟ یا در زمان و مکان ظهور ایشان وجود دارد. یعنی این وجوه، برخی مربوط به شخص حضرت مهدی؟عج؟ به عنوان منجی عالم است و برخی به زمینههای اجتماعی و سیاسی و شرایط خاص زمانی و مکانی آن دوران مربوط میشود. در این موارد روایات زیاد است، ولی به جهت اختصار برای هر مورد به بیان یک روایت از منابع دست اول اکتفا میکنیم. (2)این وجوه عبارتند از:
بر اساس دیدگاه شیعه امامیه، حکومت جهانی را دوازدهمین امام از سلسله امامان معصوم اداره میکند. او با یاری جستن از وحی و شریعت آسمانی، بر نیازها و مشکلات جامعه بشری چیره میشود و اقتصاد و فرهنگ سالم، آسایش و امنیت، رفاه عمومی و پارسایی را در جامعه میگستراند. بنابراین، بخش مهمی از آبادانی، رفاه، آسایش، توسعهاقتصادی و... در جامعه مهدوی، مرهون وجود امام معصوم و مصون از خطا و اشتباه است که با دانایی و توانایی الاهی خویش، تمامی مشکلات بشری را پاسخ میگوید. برخلاف جوامع آخرالزمانی که جامعه بشری با برنامه ریزی صرفا بشری و بی بهره از شریعت الهی و سرشار از نقصان و خطا،
دچار کاستی و آسیبهای فراوانی شده است.
بر خلاف سیره بقیه معصومین؟ع؟ که بین مردم طبق موازین ظاهری داوری میکردند، یعنی از مدعی شاهد خواسته و اگر نداشت او را دعوت به قسم خوردن میکردند، حضرت با علم باطنی خود به امور حکم صادر میکند. در سیره قضایی ایشان فرمودهاند:
آن حضرت مثل حضرت داوود و سلیمان، با علم الهی خویش داوری میکند و بینه نمیطلبد. (1)
این شدت عمل برخورد با دشمنان مختص حکومت حضرت است، زیرا به سبب طول غیبت و تجربه تمام مدلهای سیاسی و دیدن ناکامی آنها، و اتمام حجت امام با مخالفان دیگر توجیهی برای کنار آمدن با مخالفان باقی نمیماند. در حالی که در حکومت بقیه معصومین و حکومتهای اسلامی عصر حاضر هر چند مقتدر باشند، باز هم دولت اسلامی ناچار به مدارا و انعطاف به خاطر حفظ ارزشهای اسلامی است. همان کاری که حضرت علی؟ع؟ با پذیرش حکمیت و امام راحل ؟ره؟ با پذیرش صلح، برای حفظ اسلام انجام دادند.
در مورد سیره حکومتی ایشان از امام صادق؟ع؟ پرسیدند: آیا امام زمان؟عج؟ بر خلاف سیره امیر المومنین؟ع؟ عمل میکند؟ حضرت پاسخ دادند: بله... هر گاه امام ظهور فرماید، در میان دشمنانش با شمشیر حرکت میکند و از آنها اسیر میگیرد، زیرا میداند که شیعیانش هیچ گاه بعد از او مغلوب نخواهند شد به خلاف امیرالمومنین. (2)
روایات اشاره کردهاند به وجود313 یار خاص و ملایکهای که اجازه نصرت حضرت را دارند و وجود لشکری از رعب که پیشاپیش لشکر زمینی حضرت قلب دشمنان را تسخیر میکنند. و همچنین روایاتی داریم که میفرمایند: آن حضرت معجزه هایی نشان میدهند
1) . « ... إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلَامُ حَکَمَ بِحُکْمِ دَاوُدَ و سُلَیمَانَ، لَایسْأَلُ بَینَةً... »؛ (کافی (ط - دار الحدیث)، ج2، ص322).
2) . «... أَنَّ عَلِیاً سَارَ بِالْمَنِّ وَ الْکَفِّ... وَ أَنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ سَارَ فِیهِمْ بِالسَّیفِ وَ السَّبْی وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یعْلَمُ أَنَّ شِیعَتَهُ لَمْ یظْهَرْ عَلَیهِمْ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدا»؛ ( الغیبة، نعمانی، ص232، ح16).
که همه در مقابل ایشان خضوع میکنند. (1)
روایات متعددی از در اختیار بودن برکتهای مادی زمین و آسمان برای حضرت و جمع شدن ثروت بسیار و بخشش به مردم، به طوری که نیازمندی باقی نخواهد ماند، سخن گفتهاند. (2)این نیز از مختصات حکومت و جامعه مهدوی است، زیرا هیچ حکومتی نمیتواند چنین بودجهای برای اداره جامعه خود فراهم کند.
در ادامه با بهره گیری از روش پس نگری تلاش خواهیم کرد وجوه برتری جامعه مهدوی را که از مختصات حضرت نبوده و قابلیت الگو برداری برای جامعه منتظر را دارد، در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی، بیان کنیم.
هویت، تعریفی است که میتوان بر اساس ارزشها، باورها، آداب، سنن، هنجارها و... از یک فرد یا جامعه ارائه کرد. به تعبیر دیگر، هویت برآیند چیستی فرهنگی هر فرد یا جامعه به شمار میآید.
هویت به مثابۀ تکیهگاهی است که جوامع در گذر تاریخی خود به سوی آینده به آن تکیه میکنند. بر این اساس، هویت عنصری است که جامعه به کمک آن از دیگر جوامع متمایز میشود. علت تمایز اجتماعات هویت آنان است وگرنه همه یکی خواهند بود. (3)بنابراین وقتی جامعهای بداند که کیست و چه نقشی دارد، بر نیازمندیها، تمایلات، تواناییها، ضعفها، استعدادها و مسئولیتهای خود معرفت مییابد. این معرفت او را از سردرگمیها و آشفتگیها رها میسازد؛ همان اتفاقی که در جامعه مهدوی برای افراد به وقوع خواهد پیوست و در نتیجه شاهد افراد و جامعه سالمی در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی خواهیم بود.
ما در این گفتار به ذکر چند سیره و روش فرهنگی _ اعتقادی حضرت در جامعه مهدوی
میپردازیم که میتوان با الگو گرفتن و عمل به آنها ، هویت افراد و جامعه را در ابعاد مختلف ارتقاء داد و زمینه رشد جامعه آخرالزمانی در بعد فرهنگی _ اعتقادی را فراهم کرد.
بر اساس آموزههای اندیشه مهدویت، اوج بالندگی و شکوفایی نهایی کرامت آدمی را در روزگار ظهور مشاهده میکنیم. این مطلب در روایات اشاره شده: «خداوند به وسیله حضرت مهدی؟عج؟ ذلت را از گردنهای شما بر میدارد». (1)
و در آن زمان، انسان، به فطرت پاک خویش، آزادی واقعی و تکامل خرد دست مییابد. که علاوه بر آثار مفید اخروی، رفاه و آبادانی دنیا را نیز در پی دارد. همچنین در این عصر، آدمی با کسب تقوای الهی، به کرامت اکتسابی دست یافته و با رعایت قوانین اسلام و احترام آدمیان به یکدیگر به کرامت اجتماعی دست مییابد. کرامت نفس، پایه و محور همه تعلیمات اخلاقی است؛یعنی محترم شمردن نفس برای دوری از گناهان و مفاسد؛چنانکه حضرت علی؟ع؟ می فرماید: «آنکه در خود احساس کرامت کند، مخالفت با شهوات حیوانی برای او آسان میگردد». (2)
از نگاه قرآن، کرامت انسان اصل مهم آفرینش و تنیده در سرشت آدمی است. خداوند متعال میفرماید: {وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً}؛ ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشکی و دریا برنشاندیم، از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدههای خود برتری آشکار دادیم.
این آیه نگاه اصلی قرآن را به انسان مینمایاند؛ اگر با توجه به آیه یاد شده، کرامت انسانی را به عنوان یک اصل آفرینشی در وجود انسان در نظر بگیریم، باید از هر نوع رفتاری که با این اصل منافات داشته باشد، پرهیز کنیم. لذا به نظر میرسد مدیران فرهنگی جامعه منتظر باید برنامههای خود را به سمت بازیابی هویت و احیای کرامت انسانی جهت گیری کنند. و با تبیین صحیحی از دین و احکام آن زمینه تقویت کرامت انسانی را فراهم کنند تا افراد جامعه بتوانند غبارهایی که روی فطرت الهی آنها را گرفته بزدایند و با بازگشت به فطرت و حاکمیت قوانین فطری، عدالت خواهی را در سطح جامعه فراگیر کنند.
در جامعه مهدوی که بر مبنای اسلام است، دولتی اخلاقی تشکیل میشود که برگرفته از آموزههای وحیانی، مضامین شریعت، تعقل و فطرت پاک انسانی است. بر اساس دولت مهدوی، جامعه بشری به سمت و سوی بصیرت، معنویت، تقواگرایی و اخلاق متعالی پیش میرود و بسیاری از انحرافها، فسادها و رذایل اخلاقی، پوچیها و بیبندوباریها از جامعه رخت بر میبندد و بدین سان، آسایشی را که بشر قرنها به دنبال آن بوده است، به بشر عرضه میدارد و آدمی در سایه آن به تکامل روحی و ادراکی نیز نایل میآید.
در روایتی میفرماید: «... یظْهَرُ عَلَی الثَّقَلَینِ وَ لَا یتْرُکُ فِی الْأَرْضِ الْأَدْنَین... ؛ بر ثقلین (انس و جن)پیروز میشود و ریشه پستی و انحراف را از روی زمین بر میدارد». (1)
یکی از عواملی که در تحوّل جامعه مورد توجه قرار گرفته، خصلتهای اخلاقی اعضای جامعه اعم از خصلتهای خوب و بد است. امام علی؟ع؟ متخلق شدن اعضای جامعه به برخی خصال را عاملی میداند که میتواند آثار عینی اجتماعی و عمومی داشته باشد. وقتی خصلتهای مزبور در حد گستردهای میان مردم جاری شود، به یک پدیده اجتماعی تبدیل میشود که نتایج اجتماعیای نیز در بر خواهد داشت. امام در یکی از خطبههای خود، درباره یکی از جوامعی که از نظر ایشان وضع مطلوبی پیدا کرده بود، چنین سخن میگوید:
به خدا سوگند، مردمی بودند مبارک رأی، آراسته به بردباری، راست گفتار، وانهنده ستم و زشتکاری، پیش افتادند و راه راست در پیش گرفتند و در آن ره شتابان رفتند. پس پیروز شدند، به نعمت جاودان و کرامت گوارا و رایگان. (2)
امام، ملاک درستی راه و کرامت انسانی را ارزشهای دینی میداند و ترویج خصال حسنه اخلاقی مانند صداقت، بردباری و عدالت را عامل نیل به چنین هدفی معرفی میکند.
به پارسایان و راستگویان بپیوند و آنان را چنان بپرور که تو را فراوان نستایند و با ستودنِ کار بیهودهای که نکرده ای، خاطرت را شاد ننمایند که ستودن فراوان خودپسندی آرد و به سرکشی وادارد. (3)
از آنجا که مهمترین ویژگی هنجارپذیری انسان فهم و پذیرش قوانین ثابت اخلاقی و تلاش
برای گسترش و حاکمیت این اصول است؛بنابراین در جامعه منتظر میتوان با فرهنگ سازی و اصلاح گری اخلاقی و الهی و نهادینه کردن ارزشهای واقعی اسلامی و انسانی، جامعه و انسانها را از فساد و انحطاط فرهنگی و اخلاقی دور ساخت. ثمره پذیرش قوانین ثابت اخلاقی این است که وقتی فردی خود ساخته و دارای حسن خلق شد با آمادگی کامل وارد عرصه اجتماع، از خانواده گرفته تا اجتماعهای بزرگتر شده ومیزان تاثیر گزاری فرد بیشتر میشود.
به عنوان نمونه میتوان با گسترش امر به معروف و نهی از منکر که یکی از تکالیف عمدۀ دینی است جامعۀ منتظر را از انحراف حفظ کرد و باید اعتقاد داشت که خشنودی حضرت مهدی؟عج؟ در آن است که «معروف» عملی شود و «منکر» ترک گردد، زیرا در عصر ظهور، خود حضرت بزرگترین آمر و ناهی خواهد بود. بنابراین جامعه منتظر نمیتواند در این مورد بیاعتنا باشد.
افراد و بالاخص مسئولان و دولت مردان نظام اسلامی در جامعه منتظر باید ساده زیست بوده و رعایت حال مستضعفان جامعه را بنمایند؛ همان گونه که حضرت مهدی؟عج؟ _ اگر چه جهان را فتح میکند و تمام امکانات جهان به دست او میرسد _ خود ساده زیست است. از حضرت امام صادق؟ع؟ نقل شده که فرمودهاند:
«به خدا سوگند! که لباس حضرت غلیظ و غذایش خشک است». (1)
«... أَنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ لَبِسَ لِبَاسَ عَلِی، وَ سَارَ بِسِیرَتِهِ؛ همانا چون قائم ما قیام کند، لباس علی؟ع؟ را بپوشد و بر اساس شیوه و سیره او رفتار نماید». (2)
ساده زیستی و مراعات سطح مردم عادی یکی از روشهای معصومین است، لذا افراد جامعه منتظر باید از تجمل گرایی، اسراف، تبذیر و فخر فروشی دوری گزیده و با همدلی و برنامه ریزی برای ایجاد رفاه عمومی و بهره برداری همه افراد جامعه از امکانات رفاهی و مورد نیاز تلاش کنند. و مدیران دولت منتظر هم باید با وضع قوانین مناسب و توزیع عادلانه ثروت در جامعه، زمینه گرایش به تجمل گرایی را از بین برده و مردم را به سوی زندگی به سبک اسلامی و دوری از مصرف گرایی افراطی سوق دهند. البته مدل زندگی مدیران سیاسی
اجتماعی نظام در این راه تاثیر بسزایی دارد، و آنها در سطح جامعه الگو خواهند بود، لذا باید در رفتار و نحوه زندگی خود دقت کنند.
معمولا افراد در زندگی خود دارای اهدافی هستند. لازمه رسیدن به هدف تلاش و پشتکار و دوری از یأس و ناامیدی است و هر چه اهداف عالیتر باشد رسیدن به آنها سختتر خواهد بود. تصوّر برخی آن است که ظهور امام زمان و حکومت جهانی و عدالت گستر او بدون هیچ زحمت و دردسر، همراه با ناز و نعمت برای منتظران خواهد بود، در صورتی که طبق روایات در مقدّمه حکومت ایشان، جهاد و جانفشانی و تحمّل سختی های مبارزه مشهود خواهد بود و در ایام دولتش، ساده زیستی و پرهیز از تجمّل و اسراف و راحت طلبی نهادینه خواهد شد که این شیوه، برای عافیت طلبان و مرفّهین بی درد، ناخوشایند است. و در نهایت توسط منجی موعود و با تحمل این سختیها بشریت به ساحل آرامش خواهد رسید.
امام صادق؟ع؟ فرمود:
چرا درباره قیام قائم شتاب میکنید؟ به خدا سوگند! لباسش جز لباسی ضخیم و خوراکش جز غذایی ناگوار نیست. قیام او جز شمشیر و مرگ در سایه شمشیر نیست. (1)
امام رضا؟ع؟ فرمود:
چون قائم ما قیام کند، چیزی جز مرگ و عرق نخواهد بود. افراد هماره بر پشت اسبها (در نبرد) خواهند بود. لباس قائم لباسی خشن و غذایش طعامی ناگوار خواهد بود. (2)
منتظران دولت مهدی؟عج؟، به تعبیر روایات، «مُمَهِّدین»اند، یعنی «آماده سازان»، نه «آماده خواهان»! لذا منتظران واقعی در دوران غیبت حضرت مهدی؟عج؟، تلاش شبانه روزی و پیگیر خواهند داشت تا زمینه تحقق اهداف آن موعود را محقّق سازند و از تلاش و استقامت در راه رسیدن به هدف خود لحظهای باز نخواهند ایستاد.
انتظار ظهور، یکی از بزرگترین عوامل پایداری، استقامت و مقاومت در برابر سختیها و مشکلات عصر غیبت است. انتظار، مسلمانان - به ویژه شیعیان - را در برابر ظلمها،
فسادها، زورگوییها و انواع بلاها و سختیها، ثابت و پا برجا نگه میدارد و به آنان دل و جرأت میدهد تا در برابر تهدیدها، تطمیعها و سختگیریهای دشمنان اسلام، خود را نبازند و از هیچ چیز و هیچ کس نهراسند.
پیامبر اکرم؟ص؟ به مسلمانان صدر اسلام فرمود:
بعد از شما قومی خواهد آمد که پاداش هر یک از آنها برابر پاداش پنجاه نفر از شما است». گفتند: ای رسول خدا! مگر نه این است که ما در حضور شما، در بدر و احد و حنین شرکت کردیم و قرآن در میان ما نازل شد؟! فرمود: «اگر آنچه بر آنها روی خواهد داد، بر شما روی میداد؛ شما نمیتوانستید چون آنها صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید. (1)
و نیز فرمود:
... برادران من کسانیاند که در آخرالزمان میآیند و ندیده، به من ایمان میآورند... استقامت هر یک از آنها در دین خود، از کندن خارهای گَوَن در شب تاریک و به دست گرفتن آتش گداخته، سختتر است. آنها مشعلهای هدایتاند که خداوند آنان را از فتنههای تیره و تار، نجات میبخشد. (2)
امام حسین؟ع؟ نیز در این باره میفرماید:
امّا الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب، بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول اللّه؛ (3)... کسانی که در زمان غیبت او در مقابل آزار و تکذیب، استقامت میکنند، مانند کسانیاند که در حضور رسول خدا شمشیر زدهاند.
امام باقر؟ع؟ فرمودهاند:
او(مهدی) آنچه را پیش از او بوده است در هم ریزد؛ آنگونه که رسول خدا؟ص؟ امور جاهلیت را در هم ریخت. و اسلام را به گونه ای تازه و جدید ارایه میکند. (4)
از آنجا که بر اسلام در طول این همه قرون، پیرایهها بستهاند و در مواردی چهره واقعی اسلام، مسخ و تحریف شده است، وقتی آن حضرت ظهور کند، بدعتها را میزداید و اسلام ناب را عرضه میکند و مثل پیامبر خدا؟ص؟ که بت شکنی کرد، اندیشه های باطل و خرافات را میزداید، گویی اسلام از اوّل ظهور کرده است، نه آنکه دین تازه ای بیاورد.
در زمان ما نیز بر افراد جامعه منتظر، زدودن خرافات و تحریفات از چهره اسلام، قرآن و سنت پیامبر خدا و ارایه صحیح آن به جهان بشریت قطعا فرض و واجب است و عرضه اسلام ناب به جهانیان میتواند باعث گرایش آنها به اسلام و فراهم شدن یکی از زمینههای ظهور حضرت که پذیرش مردم است خواهد شد.
بنابراین به نظر میرسد که باید با الگوبرداری از این روش حضرت در عصر ظهور، ما نیز در جامعه آخرالزمان برای تبیین صحیح اسلام و عرضه اسلام ناب به جهانیان در حد توان خود تلاش کرده و با زدودن خرافات و شبهات از دین اسلام و احیای دوباره آن از مظلومیت اسلام کاسته و آن را در جهان فراگیر کنیم، زیرا همه شاهدیم که امروزه استعمارگران با منسوب کردن هرگونه خشونت، افراطی گری، نسل کشی و تروریسم به اسلام و عقاید آن، تمام توان خود را برای ایجاد یک موج اسلام هراسی در سطح جهانی به کار گرفتهاند، لذا باید برای تبیین صحیح از دین خود بیشتر تلاش کنیم و موضع تبری و انزجار اسلام و مسلمین را نسبت به هرگونه خشونت، افراطی گری، نسل کشی و تروریسم، به جهانیان با ایجاد یک جامعه منتظر اعلام کنیم.
یکی از اهداف پیامبران، تهذیب نفوس انسانی و غلبه عقل بر هواهای نفس لوامه بوده است. در عصر ظهور، حضرت با آگاهی دادن به مردم و با برنامههای جامع خود، زمینه را برای حاکمیت عقل بر هواهای نفسانی فراهم میکند؛ همچنان که در این مورد حضرت علی؟ع؟ فرمودهاند:
هنگامی که مردم هدایت را تحت الشعاع هوای نفس خود قرار دهند، (مهدی) خواسته های نفسانی را تحت الشعاع هدایت قرار میدهد و هنگامی که مردم قرآن را بر اساس رأی و خواسته های خود تفسیر کنند، (مهدی) آراء و نظریات را پیرو قرآن قرار میدهد. (1)
1) . نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص195.
... کینهها و دشمنیها را از دل مردم بیرون کند... . (1)
دوری مردم از راه و روش امامان، تبعیت از هوای نفس است و اگر خواستهها بر مدار «هدایت» باشد، نه هدایت تابعِ «هوای نفس»، رویکرد بشریت به خط اهل بیت و راه حق خواهد بود. در عصر امام زمان، «قرآن» محور اندیشهها و عمل هاست، لذا از این رهگذر ما باید بهره گرفته و با آگاهی دادن به مردم و با برنامههای دقیق و کارشناسانه عوامل گرایش جامعه به هواهای نفسانی و موانع رشد بشر را شناسایی کرده و از بین ببریم تا زمینه را برای حاکمیت عقل بر هواهای نفسانی فراهم کنیم. موانع رشد بشری و حاکمیت عقل بر هوای نفس را میتوان در چند بعد بررسی کرد. (2)
الف) بعد فرا انسانی: که منظور ما دشمن قسم خورده بشر، یعنی شیطان است که نابودی کامل این مانع به دست امام زمان و در زمان ظهور میسر خواهد بود.
ب) بعد ساختاری: برخی ساختارها و نهادهای فرهنگی اجتماعی، یا به طور معیوب یک سری آداب و رسوم خشک را ترویج میکنند یا اینکه ایده هایی غیر دینی و ناسالم دارند و یا خود کانون فساد و تباهی اخلاقیاند که هر یک از این موارد میتواند مانعی جدی برای رشد بشر و حاکمیت عقل بر نفس باشد. این قسم را میتوان به منافقین تشبیه کرد.
ج) بعد انسانی: که مانع رشد بشر در ابعاد دینی و اخلاقی، افسادگران و شیاطین انسیاند. که با استفاده از ابزار تبلیغاتی مختلف، نظیر ماهواره و شبکههای مجازی و اینترنت، تمام توان خود را برای ترویج فساد، دنیاگرایی و اشاعه منکرات، به کار میگیرند.
در نتیجه ما در جامعه آخرالزمانی و منتظر باید با تبیین موانع رشد بشری بالاخص بعد فرا انسانی آن به اصلاح ساختاری جامعه پرداخته و با مبارزه با طراحان فساد در سطح جامعه، و خنثی کردن آنها ، جامعه را به سوی اصلاح و حاکمیت عقل بر هوای نفسانی هدایت کنیم.
از برنامه های حکومت امام زمان؟عج؟ نشر فرهنگ قرآن در سطح گسترده است، چه از نظر خواندن، چه فهمیدن، چه عمل کردن. در این مورد امام باقر؟ع؟ فرمودهاند:
چون قائم قیام نماید، خیمه هایی برپای دارد تا افرادی قرآن را آن گونه که خدای
نازل فرموده است به مردم بیاموزند. (1)
از آنجا که در جامعه آخرالزمانی بسیاری از مفاهیم بلند قرآن ناشناخته است یا به آنها عمل نمیشود، برپا داشتن خیمه هایی برای تعلیم قرآن به مردم و نشر مفاهیم واقعی قرآن، دور از تحریفها و کج اندیشیها و برداشت های نادرست از قرآن کاری مثمر ثمر خواهد بود و مدیران فرهنگی و سیاسی باید در برنامههای خود به ایجاد فرهنگ و جامعه قرآنی توجه ویژهای داشته باشند. همانطور که رهبر فرزانه انقلاب بارها اهمیت این موضوع را بیان کردهاند و از اداره اوقاف خواستهاند که در طی چند سال آینده حداقل 20 میلیون حافظ قرآن تربیت شود تا جامعه و زندگی افراد به سمت و سوی قرآنی شدن پیش برود که در نتیجه آن جامعه در مقابل آسیب و آفتها مقاومتر خواهد شد و راه نفوذ دشمنان بسته خواهد شد، زیرا آنان فرهنگ اصیل قرآنی و جایگاه خانواده در اسلام را مورد هجوم خود قرار دادهاند و برای فروپاشی و اضمحلال این دو تمام توان خود را بسیج کردهاند.
انسان موجودی دو بعدی و متشکل از روح و جسم است. متأسفانه در قانون گذاریها و برنامه ریزیهای جوامع آخرالزمانی بعد روحانی انسانی مورد غفلت قرار گرفته و در مقابل بعد حیوانی و مادی انسان برجسته شده است، لذا افراد جوامع هم بطور ناخودآگاه دچار یک سرگشتگی و حیرانی شدهاند، زیرا نیازهای معنوی شان در بعد روانشناختی به درستی ارضاء نشده، مثل نیاز به پرستش؛ (2)در حالی که قرآن هدف خلقت بشر را عبودیت مطرح کرده. (3)بنابراین یکی از مشکلات بشر خروج از ولایت و عبودیت الهی و قرار گرفتن در ولایت شیطان است که این انحراف منجر به خودپرستی، تکبر، غفلت، کفر و شرک میشود که انسان را در معرض لغزش و جنایت و ستم قرار میدهد که تنها راه چاره آن بازگشت به دایره عبودیت الهی است. همان کاری که در زمان ظهور به طور کامل به دست با برکت امام حاصل میشود. از پیامبر خدا؟ص؟ نقل شده که درباره حضرت مهدی؟عج؟ فرمودهاند: «... دلهای بندگان را پر از عبادت میکند... ». (4)
لذا در جامعه منتظر باید مدیران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تلاش کنند که ماهیت عبادی و
بعد روحانی انسان را برجسته کرده و ایمان را در قلوب مردم جای داده تا از تمرکز افراد بر بعد مادی کاسته شده و افراد به سوی عبودیت الهی رهسپار شوند و از شر وسوسههای شیطان در امان بمانند تا زمینه پذیرش حکومت عدل مهدوی زودتر فراهم گردد.
ما در این گفتار به ذکر چند سیره و روش سیاسی اجتماعی حضرت در جامعه مهدوی میپردازیم که میتوان با الگو گرفتن از آنها زمینه رشد جامعه آخرالزمانی را فراهم کرد.
در آخرالزمان که دشمنان دین با استفاده از شعار اختلاف بینداز و حکومت کن، تلاش میکنند که جلو رشد فزاینده اسلام را بگیرند یا حداقل کند کنند، همچنان که همه شاهد بودیم که با تلاش خود توانستند حرکت بیداری اسلامی در عصر حاضر را در برخی از کشورها از مسیر صحیح خود به نفع خودشان منحرف کنند، و امروزه برای فروپاشی دولتهای مقتدر اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران از حربههای مختلفی بهره میبرند که یکی از مهمترین آنها ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی و احزاب سیاسی حتی مدیران نظام و قبایل مختلف در درون جامعه اسلامی است. در نتیجه برای مقابله با این حربه دشمن، ملت اسلامی و دولت مردان در سراسر عالم وظیفه دارند با الگو گرفتن از حضرت مهدی؟عج؟ درصدد ایجاد وفاق ملّی و اتحاد اسلامی باشند، تا بتوانند اصل اسلام را از فتنههای آخرالزمانی محفوظ داشته و زمینه ظهور رهبر بزرگ اسلام را فراهم کنند. روش حکومت حضرت مهدی؟عج؟ این چنین است:
از امام صادق؟ع؟ درباره حضرت مهدی؟عج؟ نقل شده که فرمود:
خداوند عزّوجلّ به واسطه او حق را ظاهر و عدل را در شهرها گسترش میدهد و حال عموم مردم را بهبود میبخشد و وحدت کلمه پدید آورده و بین قلبهای گوناگون اُلفت ایجاد میکند. (1)
در دعای ندبه نیز آمده است: «أَینَ جَامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَی التَّقْوَی؛ (2)کجاست آن کسی که سخنها را بر تقوا جمع میکند».
بنابراین یکی از مهمترین وظیفههای فرد منتظر، یکپارچگی و اتحاد شیعیان و پای بندی به عهدشان با امام زمان؟عج؟ است. هرگونه اخلال در صفوف متحد منتظران، منافی با وظایف دینی آنان و کمک به دشمنان آن حضرت است.
امام؟عج؟ در توقیع معروف خود به شیخ مفید؟ره؟ مینویسد:
ولو انّ اشیاعنا - وفقهم الله لطاعة - علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة منهم بنا؛ (1)اگر شیعیان ما - که خداوند به اطاعت خویش موفقشان بدارد - در وفا به پیمانی که با ما دارند، یکپارچه میشدند و هرگز از میمنت ملاقات ما محروم نشده و ظهور ما به تأخیر نمیافتاد و البته سعادت حضور در محضر ما، با معرفتی حقیقی هر چه زودتر نصیبشان میشد.
مدیران سیاسی - اجتماعی با الگوبرداری از سیره حضرت برای رشد افراد جامعه باید شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی را سرلوحه کار خود کنند و با گذشت و رأفت اسلامی افرادی را که قابل هدایت بوده و دارای استعداد کمال هستند پرورش داده و به کمال برسانند.
از امام باقر؟ع؟ نقل شده که درباره حضرت مهدی؟عج؟ فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ یدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَکْمَلَ بِهِ أَخْلَاقَهُمْ؛ (2)چون قائم ما قیام کند دستش را بر سر بندگان میگذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و فکرهایشان را به کمال میرساند.
از این حدیث استفاده میشود که مردم باید خود اقدام کرده و شروع به تحصیل کمال کنند و دولت مردان وظیفه دارند تا نواقص را جبران نمایند. امام صادق؟ع؟ نیز فرموده است:
هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم(سلاحی) مهیا کند - هر چند یک تیر باشد - خدای تعالی هرگاه بداند کسی چنین نیتی دارد، امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند) و از یاران و همراهانش قرار گیرد. (3)
پس برای ظهور حضرت مهدی؟عج؟ و یاری آن حضرت، باید در هر لحظهای آماده بود و
خود را مهیا نگه داشت و این شامل آمادگی نظامی، جسمانی و... میشود؛ اما مهمتر از همه آمادگی فکری، علمی و سیاسی در عصر غیبت است.
باید مسئولان جامعه منتظر با تأسی به سیره امام در جامعه مهدوی در سختیها و مشکلات، پناهگاه مردم باشند. و تلاش کنند برای مردم حتی غیر مسلمانان، جاذبه داشته، با سخنان و عملکرد خود، مردم را به سوی اسلام جذب نمایند.
در روایتی آمده است:
... یأوی الی المهدی امّته کما یأوی النحلة الی یعسوبها...؛ امت مهدی به او پناه میبرند، همان گونه که زنبور به دور ملکۀ خود میگردد. (1)
همچنین در روایتی نقل شده است:
... یخْرُجُ الْمَهْدِی فِی أُمَّتِی یبْعَثَهُ اللَّهُ غِیاثاً لِلنَّاس...؛ از میان امت من، مهدی؟عج؟ قیام میکند، خداوند او را برای فریادرسی مردمان برمیانگیزاند. (2)
بنابراین باید مسئولان جامعه منتظر، برای مردم از جهات مختلف: اعتقادی، اخلاقی و عملی، در بعد فردی و اجتماعی، و بالاخص سبک زندگی اسلامی، به عنوان پناهگاه، و نوعی تسلی خاطر در مشکلات روزمره زندگی باشند، نه اینکه با رفتار و روش زندگی خود خاری شوند در چشم اقشار ضعیف جامعه.
گسترش عدل و احسان از دیگر ویژگیهای جامعۀ منتظر است که منتظران باید به آن ارج نهند. انتظار فرج، انتظار برای تحقق دادگستری حضرت مهدی؟عج؟ است که با تزکیه، اعمال نیک، پالایش درونی، تنفر از ستم و دفاع از حق توأم باشد. انتظار فرج تعهدآفرین و مسئولیتساز است و با راحتطلبی و اشرافیگرایی و بیعدالتی و ظلم منافات دارد.
جامعه منتظر باید عدالتپیشه و عدالتمحور باشد تا نمونهای از عدل مهدی؟عج؟ به شمار آید. قرآن کریم میفرماید: {إِنَّ اللّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ}؛ (3)خداوند به اقامۀ عدل و اشاعۀ احسان امر میکند.
بنابراین باید سرلوحۀ کارهای مسئولان و دولتمردان، اصلاح جامعه باشد و نهایت کوشش خود را برای گسترش عدل _ که یکی از اهداف حضرت مهدی؟عج؟ است _ به کار گیرند.
از پیامبر خدا؟ص؟ نقل شده، دربارۀ حضرت مهدی؟عج؟ فرمود:
... یمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ یسَعُهُمْ عَدْلُهُ؛... دلهای بندگان را پر از عدالت کرده، عدلش فراگیر میشود. (1)
در حدیثی از امام باقر؟ع؟ آمده است:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا... یعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر؛ (2)چون قائم ما به پای خیزد... در میان خلق خدا _ با نیک و بد _ به عدالت رفتار مینماید.
حاکم اسلامی با اقتدا به سیره حضرت مهدی؟عج؟ ، باید به والیان خود دستور دهد تا جایی که میتوانند، عدالتگستر باشند.
... یبعث المهدی إلی أمرائه لسائر الأمصار بالعدل بین الناس...؛ (3)... حضرت مهدی، امیران و کارگزاران خود را به شهرها میفرستد و دستور میدهد، عدالت را میان مردم اجرا کنند… .
و از مهمترین امور در زندگی محبّان و منتظران قائم؟عج؟ رعایت حقوق برادران و مسلمانان و کمک به آنان است. انسان منتظر، نمیتواند به گونهای زندگی کند که حقوق دیگران بر عهدهاش باشد و در عین حال خود را دوستدار و منتظر مهدی موعود بداند!؟
امام باقر؟ع؟ به جابر جعفی فرمود:
ای جابر! آیا کسی که ادعای تشیع میکند، برای او این قول که دوست اهل بیت هستم، کافی است!؟سوگند به خدا، شیعه ما نیست، مگر کسی که پرهیزگار بوده و اطاعت از خداوند کند. شیعیان ما را به این صفات بشناسید: تواضع، خشوع، امانتداری، بسیار در یاد خدا بودن... ای جابر! به ولایت و دوستی ما، جز از راه عمل و پرهیزگاری نمیتوانی برسی. (4)
به همین جهت امام صادق؟ع؟ وظایف شیعیان را در رابطه با برادران مسلمان خود، چنین معرّفی میکند:
آنچه را برای برادر مسلمانت دوست بداری که برای خودت دوست میداری؛ از خشمگین کردن برادر مسلمان دوری کنی و آنچه را که مورد رضایتش است، انجام دهی و اوامرش را اطاعت کنی؛ چشم و راهنما و آیینه او باشی و... وقتی چنین کردی، دوستی خود را، به دوستی او و دوستی او را به دوستی خود پیوند دادهای. (1)
نتیجه اینکه علاقهمندان و یاران امام مهدی؟عج؟، باید کاملاً خود را وظیفهشناس و پایبند به اسلام و متعهّد و مسئول بدانند و همواره مراقب احوال و کارهای خود باشند و از انحرافات دوری جسته و پناه به خدا ببرند و مو به مو احکام اسلام را عمل نمایند تا شایستگی سربازی آن حضرت را پیدا کنند. (2)
کسانی که به حکومت یا پُست و مقامی رسیدند، باید تا جایی که میتوانند به امور مراجعه کنندگان رسیدگی کنند و آنان را خشنود نمایند. همچنان که دربارۀ حکومت حضرت مهدی؟عج؟ میخوانیم:
الف) «در روزهای خلافتش، اهل زمین و آسمان و پرندگان هوا، خشنود خواهند شد». (3)
ب) «اهالی آسمان و زمین، او را دوست میدارند... و زندهها آرزو میکنند، ای کاش مردهها هم زنده بودند تا عدالت و آرامش را به چشم خود میدیدند…». (4)
حاکمان و مدیران در جامعه اسلامی، باید میان مردم زندگی کرده، از وضع زندگی آنان آگاه باشند. اگر به سبب مصالح امنیتی و … نمیتوانند میان مردم باشند، وظیفه دارند، ارتباط مردمی را حفظ کرده و از درد دل آنان آگاهی پیدا کنند، همانگونه که حضرت مهدی؟عج؟ در عصر غیبت صغرا، ارتباط خود را با مردم از راه وکلا و سفیران حفظ نمود؛ و بعد از آن در عصر غیبت کبری، خود حضرت هنگام ضرورت به فریاد شیعیان رسیده، رفع گرفتاری مینمایند، زیرا ایشان در توقیع خود به شیخ مفید میفرماید:
1) . همان، ج2، ص169.
2) . ر.ک: محمد مهدی اشتهاردی، حضرت مهدی؟عج؟ فروغ تابان ولایت، ص 259 - 260.
3) . «یرْضَی فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَوِّ»؛ ( کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج2، ص469، ح9).
4) . «یرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ... حَتَّی یتَمَنَّی الْأَحْیاءُ الْأَمْوَات»؛ (بحار الأنوار، ج51، ص104، باب اول).
ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده، شما را از یاد نبردهایم که اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشهکن مینمودند. (1)
در یک جامعه منتظر باید حکام دفاع از مظلوم و بازپس گرفتن حق مستضعفان از چنگال مفسدان را با اقتدا به حضرت مهدی؟عج؟ سرلوحه کار خود قرار دهند و مواظب باشند که مرور زمان یا دخالت های دیگران یا محافظه کاری قُضات، سبب نشود حق مظلوم از ظالم گرفته نشود.
رسول خدا؟ص؟ فرمود:
کار امام مهدی درباره پس گرفتن حقوق بدانجا رسد که اگر در بُنِ دندان انسانی حق فردی دیگر نهاده باشد، آن را بازپس گرفته و (به صاحب حق) بر میگرداند. (2)
آنگونه که حضرت علی؟ع؟ هم در خطبه آغاز خلافتش فرمود، هر جا که باشد حق ستمدیده گرفته میشود و به او ردّ میگردد.
تاریخ، صحنه حضور و نزاع دو گروه حقّ و باطل و دو اندیشه طغیانگری و حقگرایی است؛ راه حقّ و صلاح، راه پیامبران و صالحان و راه باطل و کفر، راه شیاطین و سردمداران زر و زور و تزویر است. این دو گروه و نبرد میان آنها ، همیشه در جامعه بوده و همه منتظران واقعی امام زمان؟عج؟، باید پیرو و طرفدار حق و مخالف و دشمن باطل باشند. با ظهور حضرت مهدی؟عج؟، جهان شاهد مصاف نهایی حق و باطل و پیروزی و غلبه حق به رهبری آن حضرت خواهد بود و منتظران ظهور نیز در هر حال باید برای چنین مصافی آماده باشند و خود نیز باید حق و حق خواهی را محور و مدار برنامهها و فعالیتهایشان قرار دهند.
رسول خدا؟ص؟ در این زمینه میفرماید:
لا تَزالُ طائفة مِن اُمّتی علی الحَقّ ظاهرین حتّی یأتی امرُ اللّه؛ (3)گروهی از امت من همواره حق را آشکار میکنند تا فرمان خدا (امر ظهور) فرا رسد.
حضرت علی؟ع؟ نیز میفرماید:
واللّه ما یکونُ ما تأملون حتّی یهلِک المبطلون و یضمحلّ الجاهلون و یأمن المتّقون؛ (1)به خدا سوگند! آنچه آرزو میکنید، تحقّق نمییابد، مگر هنگامی که باطل از بین رود و نادانها نابود شوند و پرهیزگاران، آرامش خود را باز یابند.
نظارت دقیق بر اجرای صحیح وظایف محوله به زیر مجموعه در یک نظام حکومتی باعث افزایش امنیت روانی-اجتماعی، افراد و جامعه، و افزایش عدالت اجتماعی، اقتصادی خواهد شد. و در مقابل، عدم نظارت باعث افزایش فساد اجتماعی و تزلزل ارکان نظام خواهد شد. لذا مدیران جامعه منتظر باید با اقتدا به جامعه مهدوی برای گسترش عدالت در سطح جامعه منتظر تلاش کنند.
رسول خدا؟ص؟ فرمود:
از نشانه های مهدی، سختگیری در برخورد با کارگزاران، بخشندگی مال، مهربانی و رحمت با تهیدستان میباشد. (2)
حضرت نسبت به مأموران حکومتی خویش، سختگیر خواهد بود تا در انجام وظایف، کوتاهی نکنند و نسبت به محرومان، بخشنده و مهربان خواهد بود، تا لذّت زیستن در سایه دولت مهدوی و برخوردار از عدل و رأفت اسلامی را با همه وجود، لمس کنند.
طبق روایات بیان کردیم (3)که در جامعه آخرالزمان عزل و نصبها بر اساس رابطه سالاری است نه شایسته سالاری، و افراد فا جر و گناهکار را مورداحترام خاص قرار میدهند، سخنچین و بدزبان را مقرب خود میسازند و افراد باانصاف را ضعیف و ناتوان میشمارند. در حالی که معیار عزل و نصبها در حکومت حضرت «حق و عدل» است. از این رو دولتمردان او همه صالح و متعهّد خواهند بود و هر که با شیوه الهی او منطبق و هماهنگ نباشد، کنار گذاشته خواهد شد و با کسی بر سر معیارها و ارزشها مصالحه نخواهد شد. با تمسک به این سیره حضرت نتیجه میگیریم که در جامعه منتظر هم باید شایسته سالاری
حاکم باشد و با اجتناب از رانت خواری و حزب بازی، کار را به افرادی که دارای سه صفت: تدین، تعهد و تخصص هستند سپرد. و از طرفی بدون محافظه کاری و مماشات با مدیران فاقد این صفات برخورد کرده و شایستگان را جایگزین آنها قرار دهیم.
امیرمؤمنان؟ع؟ فرمود:
به راستی او (مهدی) قاضیان زشت کردار را برکنار میکند و حکمرانان ستمگر را بر میدارد و زمین را از هر ستمگری پاکیزه میکند و خود به عدالت رفتار مینماید. (1)
باید مسئولان تلاش کنند با بهرهبرداری از روش امام؟ع؟ مردم را به وسیلۀ گسترش معنویات در سطح جامعه و بین افراد و افزایش نورانیت دلها با اشاعه معارف الهی، از امور مادی بینیاز کنند، همان کاری که امام زمان؟عج؟ در عصر ظهور انجام خواهد داد. لذا باید در سطح جامعه طوری برنامه ریزی شود که افراد با شناخت کامل نسبت به انسان و جایگاه او در عالم خلقت و با تلاش خود رذایل اخلاقی مانند آرزوهای طولانی و طمع را از خود دور کرده و در راه کسب فضایل اخلاقی مانند قناعت و از خود گذشتگی و ایثار گام بردارند تا طعم شیرین بندگی خدا و بی نیازی نسبت به خلق را بچشند.
در روایتی از قول امام صادق؟ع؟ آمده:
إِنَ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَی النَّاس...؛ (2)چون قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن میگردد و مردم همگی، طلب بینیازی میکنند.
جامعه منتظر باید جامعهای شاداب و آباد باشد و دولت مردان و مدیران باید برای رسیدن به این مهم تلاش وافری انجام دهند، هر چند عمران و آبادی در سطح جهانی، از ویژگی های عصر ظهور است که در سایه حکومت آن حضرت پدید میآید. ثروتها و امکانات، صرف آبادی زمین و شهرها و روستاها میشود و این عمران در همه دنیا که قلمرو حکومت ایشان است، مشهود خواهد بود.
امام صادق ؟ع؟فرمود:
... نفَرِّقُ الْمَهْدِیُّ اَصْحابَهُ فی جَمیعِ الْبُلْدانِ وَ یأْمُرُهُمْ بِالْعَدْلِ وَ الاْحْسانِ...؛ (1)مهدی اصحاب خویش را در تمامی شهرها میپراکند و آنان را به عدالت و احسان فرمان میدهد، آنان را حاکمان مناطق مختلف قرار داده به آنان دستور میدهد که به آبادانی و سازندگی شهرها بپردازند.
در عصر ظهور، همه جهان تحت حکومت واحد اداره خواهد شد و کارگزاران حکومتی آن حضرت، در همه جای عالم به فرمان او مأمور خواهند بود که همه شهرها را آباد سازند و شیوه عدالت و احسان را حکمفرما کنند.
امام باقر؟ع؟ فرمود:
قائم ما به وسیله بیم، یاری شود و با پیروزی تأیید گردد. حکومت او مشرق و مغرب را فرا گیرد. پس در تمامی روی زمین خرابی باقی نمیماند مگر آنکه آباد شود. (2)
البته چنین چیزی وقتی ممکن میشود که از همه امکانات بهره برداری شود و از اسراف گروهی اندک نیز جلوگیری شود. هم چنین از تکنیکهای دقیق علمی و فنی متناسب با محیطها و سرزمینهای گوناگون باید بهره برداری شود. پس جامعه منتظر باید برای آبادانی زمین و حفظ محیط زیست تلاش کند و بکوشد تا خود را به سطح مطلوبی از حیث توسعه علمی و فنی پایدار برساند تا بتواند زمینه ظهور حکومت امام عصر؟عج؟ را فراهم سازد.
در جامعه منتظر باید مثل جامعه مهدوی اقشار ضعیف مورد حمایتهای مادی قرار گیرند، مثلا ستاد هایی مثل ستاد دیه باید برای پرداخت بدهی، نفقه و گرفتن حق این اقشار ضعیف تشکیل شود و مثل حکومت حضرت در طی سال بستههای حمایتی به این اقشار پرداخت شود، تا از حیث عاطفی و معنوی و مادی احساس کمبودی نداشته باشند و از آسیبهای فردی و اجتماعی محفوظ بمانند.
امیرمؤمنان؟ع؟ در توصیف امام مهدی؟عج؟ فرمود:
هیچ برده مسلمانی باقی نمیماند مگر آنکه حضرت او را خریده و آزاد میسازد و بدهکاری نیست مگر آنکه وام او را بپردازد. ستمی بر کسی نمیرود مگر آنکه داد او
را بستاند. کسی کشته نمیشود مگر اینکه قرض او ادا میکند و خانوادهاش را تحت پوشش کمکهای خویش قرار میدهد. (1)
امام باقر؟ع؟ نیز فرمودند:
در سال دوبار بر شما بخشش میفرماید و در هر ماه دوبار روزی میدهد. در زمان او حکمت به شما داده شود، تا آنجا که زن در خانه خویش بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر؟ص؟ حکم میکند. (2)
بر اساس این حدیث، هم درآمدها و حقوق مادّی مردم در آن روزگار، فراوان خواهد بود، هم بهره های علمی و معنوی به همه جا خواهد رسید. اینکه یک زن در خانهاش بر اساس قرآن و سنّت حکم میکند، کنایه از گسترش علوم اسلامی در همه جای جهان و در میان همه اقشار و اصناف است.
ما در این گفتار به ذکر چند نمونه از سیره و روش اقتصادی حضرت در جامعه مهدوی میپردازیم که مبتنی است بر رعایت عدالت اقتصادی در ابعاد، تولید، توزیع و مصرف ثروت، که میتوان با الگو گرفتن از آنها زمینه اجرای اقتصاد مهدوی در جامعه آخرالزمانی را فراهم کرد.
حفظ دین و فرهنگ و مظاهر دینی و هم چنین گسترش و تبلیغ آن، بالاخص زمینه سازی برای ظهور، نیازمند قدرت مالی و اقتصادی است. اعضای جامعه دینی و منتظر ظهور باید بکوشند با کار حلال، به توانگری دست یابند و آن را، هنگام ضروت، در خدمت نشر دین خدا و آرمانهای والای انسانی به کار گیرند. جامعه و افراد انسانی نیز در مواردی نیازمند کمک مالی هستند. به طور کلی، همه ابعاد جامعه برای پیشرفت و تکامل به هزینه نیاز دارد. بنابراین ما باید با الگوگیری از عدالت اقتصادی حضرت در ابعاد تولید، توزیع و مصرف، (که توضیح آن در بحث ویژگیهای اقتصادی جامعه مهدوی مطرح شد) اقتصاد جامعه خود را به سبک اسلامی سامان بخشیم تا جامعهای پویا و عاری از محرومیت و تجمل گرایی و اسراف داشته باشیم، و بتوانیم جامعه خود را به عنوان یک مدل و نمادی از جامعه جهانی
حضرت به دنیا ارایه دهیم.
اهمیت عدالت اقتصادی به این خاطر است که روزمره، زندگی انسان را تحت الشعاع قرار میدهد و به وسیله آن میتوان در فکر و اندیشه و مذهب دیگران رسوخ کرد.
امام باقر؟ع؟ میفرمایند:
چقدر عدالت باعث توسعه میشود که اگر در میان مردم عدالت مراعات شود، همه ثروتمند میشوند و آسمان به اذن الله عزوجل رزقها را فرو میریزد و زمین برکتهای خود را بیرون میآورد. (1)
اساساً در اقتصاد سه هدف مهم وجود دارد:
الف) رشد اقتصادی یا افزایش تولید ناخالص ملی نیز از اهداف مهم اقتصادی است.
ب) استقلال اقتصادی به معنای خودکفایی جهان اسلام و بی نیازی از کفار است که باعث ایجاد زمینه برای تحقق سخن خداوند متعال در بعد اقتصادی خواهد شد که فرمود: خداوند کافران را بر مومنان سلطهای نداده است. (2)همانطور که پیامبر؟ص؟ فرمود: «الْإِسْلَامُ یعْلُو وَ لَا یعْلَی عَلَیهِ؛ (3)اسلام برتری میکند و چیزی بر آن برتری نمیکند».
این جمله به روشنی دلالت دارد که کافر نباید تسلط و برتری بر مؤمن داشته باشد و گرنه کفر بر اسلام برتری پیدا میکند که در این حدیث نفی شده است.
این حدیث مشتمل بر دو جمله است؛ یکی اثبات و دیگری نفی. جمله اول که میگوید: اسلام برتری میکند به این معناست که تمام احکامی که وضع شده است، برتری اسلام بر کفر در آن رعایت شده و جمله دوم که میگوید: چیزی بر آن برتری نمیکند عکس آن را معنا میدهد، یعنی حکمی که باعث برتری کافر بر مسلمان باشد در اسلام نیست.
البته این حدیث هم مانند آیه شریفه عمومیت دارد و شامل برتری از لحاظ حجت و دلیل و موارد دیگر هم میشود. و فرق حدیث و آیه در این است که حدیث از برتری اسلام سخن میگوید ولی آیه از برتری مسلمانان حرف میزند و چندان تفاوتی از لحاظ مفهوم بین آنها
وجود ندارد، زیرا برتری کافر بر مسلمان به منزله برتری کفر بر اسلام است. (1)
ج) عدالت اقتصادی بدین معنا است که مقوله اقتصاد، چه در بخش تولید و چه در بخش توزیع، از خطوط کلی عدالت پیروی میکند. اما آنچه در همه اینها مهم است رعایت عدالت و ارزشهای اسلامی است که نقطه عطف و فرق اساسی اقتصاد اسلامی با غیر اسلامی میباشد.
قرآن مجید میفرماید:
آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است. تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده، خودداری نمایید و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است. (2)
خداوند منظور خودش را از این حکم این میداند که اموال در دست گروهی خاص انباشته نشود و جامعه از نظر اقتصادی به تعادل برسد.
وظیفه دولت اسلامی است که بودجه کشور را بدون تبعیض بین تمام استانها و نقاط کشور و بین افراد گوناگون به مقدار نیاز و استعداد آنها تقسیم نماید؛ همانگونه که حضرت مهدی؟عج؟ چنین خواهد کرد.
در حدیثی از رسول الله آمده است:
... خدای عزوجل در آن هنگام مهدی ما را میفرستد… او که از همه بیشتر به رعیت خود رحیم بوده و از همه بیشتر به طور مساوات عدالت را اجرا میکند... . (3)
و در حدیثی دیگر فرمودهاند:
چون قائم اهل بیت قیام کند به طور مساوی اموال را تقسیم کرده و در بین مردم به عدالت رفتار خواهد نمود… . (4)
وجود این همه فقر و محرومیت در جهان و کشورهای اسلامی، نتیجه تبعیض های ظالمانه
و رعایت نکردن عدالت اجتماعی و اقتصادی در تمام ابعاد است. ثروتها عادلانه تقسیم نمیشود. از این رو عده ای در رفاه کامل و دارای اموال فراوانند، عده ای هم در فقر، دست و پا میزنند. اگر ثروتها عادلانه تقسیم شود، آنگونه که در دولت مهدوی خواهد شد، از نیازمندان رفع محرومیت میشود، به نحوی که فقیری یافت نمیشود تا به او زکات بدهند، لذا برای رفع محرومیتها باید افراد جامعه منتظر برای ایجاد عدالت اقتصادی تمام توان خود را به کار گیرند و از قشر محروم جامعه غافل نشوند و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورند. همانطور که حرکتهای خود جوش و مردمی برای محرومیت زدایی از جامعه در تلاشاند و بعضاً از جان خود مایه میگذارند.
امام باقر؟ع؟ فرمود:
چون قائم؟ع؟ ظهور کند آنگونه بین مردم به مساوات رفتار نماید که نیازمند به دریافت زکات دیده نشود. (1)
اوّلین هدف بعثت پیامبران، دعوت انسانها به یکتاپرستی و ایمان به خدا است: {وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّه رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}؛ (2)و در حقیقت در میان هر امتی فرستاده برانگیختیم تا خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.
رسالت پیامبر اعظم؟ص؟ نیز در همین مسیر بود. ایشان در طی23 سال نبوت، لحظهای از این هدف و الا غافل نشد و همه جهادها، جنگها و دلسوزیهایشان برای همین هدف، یعنی خدامحوری و دعوت به سوی خداوند متعال بوده است. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که در همه تمدنها، عامل اساسی همه پیشرفتها محسوب میشود.
رهبر معظم انقلاب معتقدند که بدون ایمان، پیشرفت میسر نیست و کار به نحو صحیحی انجام نمیشود. اکنون آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم، فاشیسم یا توحید ناب باشد. بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. که بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد. (3)
بنایراین، مهمترین شاخص جامعه اسلامی، همان خدامحوری و ایمان به خالق انسانهاست که باید در همه سطوح جامعه اجرا شود و روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر اساس آن شکل میگیرد.
در منطق اسلامی رفاه اقتصادی با محوریت ایمان به خدا و عمل به دستورات الهی است. برخلاف اقتصادهای الحادی که برپایه استثمار و سلطهگری استوار گشته است و لذا قرآن کریم میفرماید:
و اگر آنان (یهود و نصارا) تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شده، برپا میداشتند از بالای سرشان (آسمان) و از زیر پاهایشان (زمین) روزی میخوردند. بعضی از آنان میانه رو هستند، ولی بسیاری از آنان آنچه انجام میدهند، بد است. (1)
یعنی اگر پیروان کتب آسمانی دیگر در برابر قرآن تسلیم میشدند، در این صورت، علاوه بر بهرههای اخروی در قیامت، در همین دنیا نیز انواع نعمتها به سویشان سرازیر میشد. در سورهی اعراف نیز به این معنا اشاره شده: {وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ}؛ (2)و اگر ساکنان آبادیها ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، برکات زمین و آسمان را بر آنها باز میکنیم.
با این بیان روشن میشود که جامعه منتظر امام عصر؟عج؟ اگر بخواهد به رونق اقتصادی برسد بایستی شاخصههای اقتصادی آن با محوریت ایمان و تقوا باشد. همچنان که در جامعه مهدوی طبق این آیات و با رعایت ایمان و تقوا، طبق روایات شاهد رفاه و آسایش در حد اعلای آن هستیم.
در جامعه منتظر، دولت مردان وظیفه دارند تا برای مردم شغل فراهم ساخته و آنان را به کار و کسب مشغول سازند تا از این راه زندگی آبرومندانه ای را برای خود فراهم نمایند. و با رفع نیازهای زیستی خود در راه خود شکوفایی و رسیدن به مراحل معنوی بالاتری تلاش کنند.
در حدیثی از حضرت علی؟ع؟ درباره حضرت مهدی؟عج؟ چنین آمده است: «…
صاحب پرچم ظهور میکند … و زمین را (برای کار کردن بر روی آن) آماده میسازد…». (1)
ما باید در جامعه منتظر مانند جامعه مهدوی در تمام ابعاد بدنبال رشد و توسعه بوده و در بعد اقتصادی نیز با بهره گیری از علم برای رسیدن به سطح کیفی مناسب، از حیث بهره برداری بهتر و بیشتر از مواهب طبیعی در جهت بهبود زندگی افراد جامعه تلاش کنیم.
رسول الله؟ص؟ فرمود: «مهدی گنجها را استخراج میکند و ثروتها را تقسیم مینماید». (2)
خداوند در سطح زمین، گنجینه های فراوان قرار داده که بسیاری از آنها دست نخورده باقی مانده است. استخراج این معادن و ذخائر و تقسیم صحیح آنها درحکومت مهدوی واقع خواهد شد.
در جامعه منتظر مانند جامعه مهدوی باید مدیران نظام در امر جمع آوری مالیات برای توسعه رفاه عمومی تلاش کرده و سهل انگاری نکنند. و اموال غصب شده اعم از اموال فردی یا عمومی را پس گرفته و به صاحبان اصلی آن برگردانند. در حالی که متاسفانه در جامعه خود بخاطر سهل انگاری مدیران شاهد فرارهای مالیاتی و غصب اموال بالاخص اموال عمومی مثل جنگلها و سواحل و تخریب محیط زیست هستیم.
امام صادق؟ع؟ فرمود: همه زمین هایی که در اختیار شیعیان ماست بر آنان حلال است تا آنکه قائم ما قیام نماید و از آنان مالیات زمین هایی را که در اختیار آنان است بستاند و زمین را به ایشان واگذار نماید. اما زمین هایی که در اختیار غیر شیعیان است، درآمد آنان از این زمینها حرام است تا وقتی که قائم ما به پای خیزد و زمین را از آنان باز ستاند و با ذلت آنان را بیرون براند. (3)
در جامعه منتظر باید تدبیری اندیشیده شود که راه را برای گردآوری سرمایه نزد قشری خاص ببندد. تا در نتیجه جامعه از ایجاد شکاف طبقاتی مصون بماند و هر کس به مقدار تلاش و سرمایه خود اعم از سرمایه پولی و کاری و علمی خود به طریق صحیح از سود آن بهره
مند شود. البته اسلام با قرار دادن خمس و زکات و خراج، برای جلوگیری از شکاف طبقاتی اقدام کرده است، لذا در جامعه منتظر با عمل به این قوانین و ارایه راه کارهای دیگر باید حس همدلی را در جامعه ایجاد کرد و به اینجا رسید که به قول شاعر:
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
امام صادق؟ع؟ فرمود:
چون قائم ما قیام کند، هر گنجی را بر صاحب آن حرام نماید، تا آن را به خدمت او آورند و او آن گنج را (در راه مصالح مردم) به کار گیرد. (1)
به امید توفیق برای زمینه سازی ظهور و حضور در جامعه مهدوی.
از آنجا که خداوند خود را مربی و تربیت کننده انسانها و دین اسلام را برنامهای جامع برای رشد و سعادت معرفی نموده است، (2)پی میبریم که باید طبیعت افراد واحد باشد، زیرا در صورت تکثر طبایع افراد، دیگر نمیشود برنامهای عمومی برای تربیت افراد مطرح کرد.
انسان مانند سایر مخلوقات دارای فطرتی الهی است که او را به سوی تکمیل نواقص و رفع حاجت هایش هدایت نموده و هدف تمام بشر رسیدن به سعادتی است که مشترک است بین افراد مختلف، زیرا اگر سعادت افراد به خاطر تفاوت هایی که با هم دارند و سرزمین هایی که در آن زندگی میکنند و به اقتضای زمان هایشان مختلف میشد، تشکیل یک نوع و یک جامعه صالح که ضامن سعادت افراد باشد، ممکن نبود و سیر تکامل در اجتماع انسانی جایگاهی نداشت، زیرا در صورت نبودن یک جهت مشترک و ثابت بین انسان های گذشته و آینده نقص و کمال معنا نخواهد داشت. لذا راهنمایی به نام فطرت که قابل تبدیل نیست انسان را به سوی کمال، هدایت میکند. (3)در نتیجه امکان تشکیل یک جامعه یکپارچه در قبل از ظهور حضرت مهدی؟عج؟ و لو به طور محدود اثبات میشود. که ما آن را جامعه منتظر و زمینه ساز مینامیم.
بنابراین به نظر میرسد که بهترین وجه برای پیوند جامعه آخرالزمانی به جامعه صاحبالزمانی وجود فطرت واحد و پاک انسانی در کنار وجود اختلاف سلیقه، فرهنگ،
سرزمین و زمانها میباشد که ما میتوانیم با:
الف: زدودن غبارهای موجود در فطرت بشر؛
ب: هدایت بشر به سوی فطرت اصیل الهی؛
ج: الگو گیری از شاخصهای جامعه صاحبالزمانی در ابعاد: فرهنگی اعتقادی، سیاسی اجتماعی و اقتصادی؛
د: و تلاش برای اجرای حداکثری آنها در جامعه آخرالزمانی.
زمینه تحقق یک جامعه منتظر و زمینه ساز که حکم یک حلقه مفقوده برای وصل این دو جامعه به هم را دارد فراهم کنیم.
ما در گفتار دوم فصل مفاهیم وکلیات به سه نتیجه رسیدیم:
اول اینکه:
نوع انسان بهحکم فطرتی که در او ودیعه نهاده شده طالب کمال و سعادت حقیقی خود، یعنی استیلا بر عالیترین مراتب زندگی مادی و معنوی به صورت اجتماعی هست و روزی به آن خواهد رسید. و انحرافاتی که در طی پیمودن این راه طولانی نصیب انسان میگردد از نوع خطای در تطبیق است. و کلام الهی {فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها} (1)که با جمله «لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» پایان مییابد، این معنی را میرساند که حکم فطرت درنهایت امر تخلفناپذیر است و انسان پس از یک سلسله چپ و راست رفتنها راه خویش را مییابد. یعنی جامعهها و تمدنها و فرهنگها بهسوی یگانه شدن، متحدالشکل شدن و درنهایت امر در یکدیگر ادغام شدن سیر میکنند و آینده جوامع انسانی، جامعه جهانی واحدِ تکاملیافته است که در آنهمه ارزشهای بالقوه انسانی به فعلیت میرسد و انسان به کمال حقیقی و سعادت واقعی خود و بالاخره به انسانیت اصیل خود خواهد رسید و عاقبت از آن متقین است.
دوم اینکه:
مفهوم آخرالزمان، عبارت از قطعه و دوره آخر عمر این نسل از بشر است که مقدمهای برای پایان این دوره عالم و سپس برپایی قیامت است؛ اما خود این دوره مدتی از عمر بشر را در برمیگیرد که با ظهور منجی و مصلح، بشر به تکامل و ترقی لایق خود رسیده و درنهایت، جهان رو به صلاح و رستگاری میرود؛ اگرچه قبل از این دوره جهان و زندگی بشری مدتی دستخوش تحولات و دگرگونیهایی میشود که بیشتر، بعد منفی دارند و فطرت سالم
1) . روم(30)، 30.
بشری از وجود آنها رنج برده و جوامع، دچار اضطراب میشوند. لذا جامعه آخرالزمان به دو بخش متمایز تقسیم میشود:
الف) پیش از ظهور (آخرالزمانی)که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی میرسد؛ فساد و ستم همه جوامع بشری را فرامیگیرد.
ب) بعد از ظهور(جامعه صاحب الزمانی)که عصر تحقق وعدههای الهی است که با قیام مصلح جهانی آغاز و تحول عظیمی در جوامع واقع میشود؛ فساد و ظلم از میان رفته و رشد کامل عقلی و علمی در سراسر زندگی انسانها گسترش مییابد.
سوم اینکه:
چرایی و ضرورت اقتدا و الگو برداری از سیره و روش حکومتی حضرت مهدی؟عج؟ در جامعه مهدوی برای جامعه آخرالزمانی در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی تبیین شد و پذیرفتیم که دولت حضرت مهدی؟عج؟ و حکومت او دارای خصوصیاتی است که فقط در زمان ظهور او امکان پذیر است، ولی در غیر این موارد میتوانیم سیره آن حضرت را الگوی خود قرار داده و به اندازه توان محدود خود، جامعه مهدوی را بر پا کنیم. و شاید یکی از علل توصیف خصوصیات دولت مهدوی در عصر ظهور در لسان روایات این باشد که ما از این دولت الگو گرفته و تا حدّ امکان خود را به حضرت و دولت او شبیه نماییم.
در فصل دوم به این نتیجه رسیدیم که طبق روایات معصومین؟ع؟ جامعه آخرالزمانی در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی، با فاصله گرفتن از فطرت الهی و معارف اسلامی گرفتار آسیبهای جدی و مزمنی شده که افراد جامعه را به ورطه هلاکت و نابودی در تمام ابعاد رهنمون میکند و تا هنگامی که روابط اجتماعی ظالمانه و بیدادگری های اقتصادی و سیاسی و... از میان برداشته نشود، ریشه کینه توزی و دشمنی و عدم سلامت روانی در جامعه باقی خواهند ماند.
و در آخرالزمان طبق روایات علیرغم ترسیم تصویر سیاه از آن، هستند دینباوران حقیقی که بر عهد خود با خداوند استوار مانده و هم خود پاک زیستند و هم دیگران را به پاکی دعوت میکنند، چون میدانند که میتوان از راه ترویج خوبیها مقدمات قیام و حکومت او را فراهم کرد. بنابراین، چنین نیست که همه در ظلم و فساد فرورفته باشند، بلکه عدهای با زحمات فراوان، خود را حفظ میکنند و فروغ امید را در دل مردم روشن نگه میدارند، لذا جهانِ پیش از ظهور اگرچه دوران تلخی است، ولی به دوره شیرین ظهور منتهی میشود.
در فصل سوم با بیان ویژگیهای جامعه صاحب الزمانی در تمام ابعاد به این نتیجه رسیدیم که با حضور عینی و ملموس امام معصوم؟عج؟ در حیطه مدیریت جامعه و تلاش در رفع موانع رشد
و کمال انسانی و برقراری کامل عدالت در تمام ابعاد، گرد غبار از فطرت الهی انسان پاک خواهد شد و با پیروی از فطرت الهی فضایل اخلاقی در افراد و جامعه در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی نهادینه خواهد شد و تمام موجودات اعم از جمادات، نباتات، حیوانات و انسانها به کمال واقعی خود خواهند رسید.
و در نهایت در فصل چهارم در گفتار اول با نقد جامعه آخرالزمانی در تمام ابعاد به این نتیجه رسیدیم که با الگوبرداری از ابعاد مختلف جامعه مهدوی میتوان مقدار زیادی از کاستیهای و آسیبهای جامعه آخرالزمانی را برطرف کرد.
و در گفتار دوم به این نتیجه رسیدیم که برای اتصال جامعه آخرالزمانی (که چهره غالب آن ظلمت و فساد بود) به جامعه مهدوی که سراسر عدالت و رفاه است. نیاز به وجود یک حلقه وصل داریم که ما نام آن را جامعه منتظر یا زمینه ساز یا الگویی مینامیم. که عبارت است از جامعهای فرضی که در آن، حداکثر ویژگیهای قابل الگو گیری جامعه مهدوی برای عصر غیبت وجود دارد. این نوع از جامعه با جامعه مهدوی که فقط با حضور حضرت مهدی؟عج؟ محقق خواهد شد، فاصله دارد؛ اما برخی شاخصهای بنیادین جامعه مهدوی در این جامعه نمونه و الگو نیز مورد استفاده قرار میگیرد، لذا در این گفتار ابتدا به بیان تمایزات و مختصات حکومت و جامعه مهدوی مانند حاکمیت امام معصوم و بهره بردن از امور غیبی و امدادهای الهی و غیره اشاره کردیم و در ادامه با بهره گیری از روش پس نگری، وجوه برتری جامعه مهدوی که از مختصات حضرت نبوده و قابلیت الگو برداری برای جامعه منتظر را دارد در ابعاد فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی بیان کردیم که میتوان با الگو گرفتن و عمل به آنها ، هویت افراد و جامعه را در ابعاد مختلف ارتقاء داد و زمینه رشد جامعه آخرالزمانی را فراهم نمود و نیز با ایجاد زمینه برای اجرای اقتصاد مهدوی در جامعه آخرالزمانی میتوان عدالت اقتصادی وسیاسی _ اجتماعی را در جامعه منتظر پایه ریزی کرد.
و در نهایت میتوان با ایجاد انقلاب فرهنگی _ اعتقادی، سیاسی _ اجتماعی و اقتصادی روابط انسانی را در ابعاد فردی(رابطه با خود و خدا)، اجتماعی (رابطه با طبیعت و افراد جامعه) اصلاح کرد به طوری که مردم با کتاب خدا و سنت پیامبر بر اساس فهمی عمیق آشنا شده که این شناخت عمیق و صحیح، افکار انسانها را شکل خواهد داد که ثمره آن اصلاح روابط و رفتارهای انسانی در ابعاد فردی اجتماعی خواهد بود.
قرآن کریم، ترجمه مکارم شیرازی، ناصر.
نهج البلاغه، مصحح، صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414ق.
1-إبن فارس، أبوا لحسین أحمد، معجم مقاییس اللغة، دارالفکر، بیروت، 1418ق.
2-ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، مصحح: حسینی جلالی، محمد حسین، ناشر: جامعه مدرسین، قم، 1409 ق.
3-ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، 1362 ش.
4-_____ ، صفات الشیعه، نشرأعلمی، تهران، 1362 ش.
5-_____ ، کمالالدین و تمامالنعمه، مصحح: غفاری علی اکبر، تهران، 1395ق.
6-_____ ، من لا یحضره الفقیه، مصحح: غفاری، علی اکبر، نوبت چاپ دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413 ق.
7-ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، 1363 ق.
8-ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، نشرمؤسسة صاحب الأمر، قم، 1416ق.
9-____________________، سعد السعود للنفوس، نشردار ا لذخائر، قم، بی تا.
10-ابن بطریق، یحیی بن حسن، عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، جامعه مدرسین، قم، 1407ق.
11-ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة نعمانی، مصحح: غفاری، علی اکبر، نشر صدوق، تهران، 1397 ق.
12-ابنمشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1419 ق.
13-اسفندیاری(اسلامی)، رضا، « سیره مهدوی و دولت منتظر»، فصلنامه علمی _ پژوهشی مشرق موعود، سال سوم، شماره 10، تابستان1388ش.
14-اسماعیلی سادیانی، مهدی، از نگاه آمار، چاپ اول، انتشارات شکوری، قم، 1387ش.
15-اشتهاردی، محمد مهدی، حضرت مهدی فروغ تابان، مسجد مقدس جمکران، قم، 1380ش.
16-امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، چاپ چهارم، دارالفکر، قم، بهار 1352ش.
17-بیات، عبد ا لرسول و جمعی از نویسندگان، فرهنگ واژهها، در امدی بر مکاتب و اندیشه های معاصر، نشرموسسه اندیشه و فرهنگ دینی، قم، 1381ش.
18-بستان، حسین، جامعه شناسی خانواده با نگاهی به منابع اسلامی، چاپ اول، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، 1390ش.
19-بندرریگی، محمد، فرهنگ جدید عربی- فارسی، چاپ هفتم، انتشارات اسلامی، تهران، 1370ش.
20-بافکار، حسین، کانون مهر، چاپ اول، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. تهران، 1380ش.
21-بهروزی لک، غلامرضا، سیاست و مهدویت، قم، مؤسسه آینده روشن، 1388ش.
22-_____ ، «وجوه الگویی ارتباطات در جامعه مهدوی برای جامعه امروز با روش پسنگری»، فصلنامه علمی _ پژوهشی مشرق موعود، سال سوم، ش11، پاییز 1388ش.
23-_____ ، جزوه درسی بازاندیشی آینده، دوره سوم آیندهپژوهی، دانشگاه عالی دفاع ملی، 1392ش.
24-بی. پی. کول، فاصله عقب ماندگی»، ترجمه ذوالفقارپور و محمود ریاضی، نشر امیر کبیر، تهران 1365ش.
25-بروس کوین، مبانی جامعه شناسی، ترجمه: توسلی، غلامعباس، چاپ23، نشر سمت، تهران، 1390ش.
26-تقوی، سیدرضا، تأملات فرهنگی، چاپ اول، نشر یاس، تهران، 1384ش.
27-جمعی از نویسندگان، معجم احادیث امام مهدی، مؤسسة معارف اسلامیة، قم، 1369 ش.
28-جمعی از محققین مرکز تخصصی مهدویت، آفتاب مهر، بنیاد فرهنگی موعود، تهران، بی تا.
29-جهانیان، ناصر، ویژگیهای جامعه توسعه یافته اسلامی، بی نا، بی تا، بی جا، نرم افزار موعود.
30-جمعی ازنویسندگان، نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی، چاپ اول، نشر دبیرخانه اجلاس، تهران، 1377ش.
31-جمعی از نویسندگان، بهداشت روانی با نگرش به منابع اسلامی، چاپ سوم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، 1393ش.
32-حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 ق.
33-_____ ، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، نشر اعلمی، بیروت، 1425 ق.
34-حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، نشر جامعه مدرسین، قم، 1407ق.
35-حکیم، محمد تقی، الاصول العامه للفقه المقارن، نشر موسسه آل البیت، قم، چاپ دوم، 1979م.
36-حکیمی، محمد، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، چاپ هشتم، بوستان کتاب، قم، 1387ش.
37-_____ ، جهانی سازی مهدوی و جهانی سازی غربی، چاپ سوم، نشر دلیل ما، قم، 1387ش.
38-حکیمی، مهدی، امام مهدی؟عج؟ و آینده زندگی، چاپ سوم، آستان قدس، مشهد، 1384ش.
39-حسینی شیرازی، محمد، امام مهدی؟عج؟ جلوه جمالالهی، مترجم محمدیاشتهاردی. نشر امام عصر، قم، 1384ش.
40-حیدری کاشانی، محمد باقر و همکاران، خانواده و تربیت مهدوی، چاپ نهم، نشر کتاب یوسف، تهران، 1393ش.
41-حکیمی، محمدرضا، خورشیدمغرب، دفترنشرفرهنگ اسلامی، تهران، زمستان 1360ش.
42-خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، مصحح: حسینی کوه کمری، نشر بیدار، قم، 1401ق.
43-خمینی، روح الله، صحیفه امام، چاپ اول، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، بی تا.
44-خدادادی، محمد اسماعیل، مبانی علم سیاست، جزوه درسی، قم، دانشکده محلاتی1373ش.
45-دلشاد تهرانی، مصطفی، دولت مهدی سیرت مهدی، چاپ دوم، نشر ذکر، تهران، 1375ش.
46-راغب اصفهانی، حسین، المفردات(الفاظ) فی غریب القرآن، نشر دارالعلم، بیروت، 1412ق.
47-ربانی خوراسگانی، محمدصادق، بررسی کارکردهای اجتماعی انتظار حضرت مهدی در ایران معاصر، قم، مؤسسه امام خمینی، 1388ش.
48-رفیع پور، فرامرز، آناتومی جامعه، چاپ4، نشر شرکت سهامی انتشار، تهران، 1385ش.
49-سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، نشرکتابخانه مرعشی نجفی، قم، 1404ق.
50-سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، چاپ اول، مسجد مقدس جمکران، قم، 1386ش.
51-سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، چاپ دهم، مرکز تخصصی مهدویت، قم، 1391ش.
52-_____ ، فرهنگنامه مهدویت، چاپ سوم، بنیاد فرهنگی موعود، قم، 1388ش.
53-سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، چاپ هشتم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، بهار1391ش.
54-سبحانینیا، محمدتقی، ««نظریه تغییر و تأثیر آن در زمینهسازی ظهور»، فصلنامه علمی _ پژوهشی مشرق موعود، سال سوم، ش11، پاییز 1388ش.
55-شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، مطبعة حیدریه، نجف، بی تا.
56-مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی، چاپ6، انتشارات نسل جوان، قم، 1387ش.
57-شایان مهر، علی رضا، دایرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، چاپ اول، کیهان، تهران، 1377ش.
58-صافی گلپایگانی، لطف اللَّه، منتخب الاثر، نشر سیده معصومه، قم، 1419ق.
59-_____ ، پاسخ به ده پرسش، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، 1390ش.
60-صدر، سید محمدباقر، تاریخ مابعد الظهور، نشرموعود عصر، قم، 1389ش.
61-_____ ، سنّتهای تاریخی در قرآن، ترجمه: سید جمال موسوی، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1383ش.
62-صادقی، سعید، سیر اندیشه سیاسی در غرب، چاپ اول، انتشارات پیام نور، تهران، 1386ش.
63-طوسی، أبو جعفر محمدبن حسن، الغیبة، چاپ اول، مؤسسه معارف اسلامی، قم، 1411 ق.
64-طوسی، نصیرالدین، رساله امامت، بی جا، تهران، 1335ش.
65- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، نشر فراهانی، تهران، 1360ش.
66-طبری آملی، أبی جعفر محمد بن أبی القاسم، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی: المکتبة الحیدریة، نجف، 1383ق.
67- _____ ، دلائل الإمامة، نشر بعثت، قم، 1413ق.
68-طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم 1374ش.
69-طبسی، نجم الدین، چشماندازی به حکومت مهدی، چاپ سوم، بوستان کتاب، قم، 1380ش.
70-_____ ، نشانه هایی از دولت موعود، بوستان کتاب، قم، 1389ش.
71-طاهری، ابوالقاسم، «تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب»، چ اول، نشر قومس، تهران، 1374 ش.
72-عمید، حسن، فرهنگ لغت عمید، چاپ نخست، نشر اَشجَع، تهران، ۱۳۸۹ق.
73-عالم، عبدالرحمان، بنیادهای علم سیاست، چاپ17، نشر نی، تهران، 1386ش.
74-عباس، حسن، ا لنحوالوافی العلوم العربیه، چاپ اول، نشردارالمجتبی، قم، 1391ش.
75-قمی، عباس، سفینة البحار، چاپ اول، نشر اسوه، قم، 1414ق.
76-قادری، حاتم، اندیشههای سیاسی در قرن20، چاپ نهم، انتشارات سمت، تهران، بهار 1387ش.
77-قائمی، علی، آینده از نظر ما ودیگران، نشرامیری، قم، 1354ش.
78-قرضاوی، یوسف (۱۳۸۲). جهانی شدن و نظریه پایان تاریخ و برخورد تمدنها، ترجمه عبدالعزیز سلیمی، نشر احسان، تهران.
79-قزوینی، سید محمدکاظم، امام مهدی از ولادت تا ظهور، ترجمه علی کرمی، و سید محمد حسینی، چاپ8. ، انتشارات ا لهادی، قم، 1387ش.
80-کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: غفاری علی اکبر، دار الحدیث، قم، 1429ق.
81-________________________، الکافی، مصحح: غفاری علی اکبر،دار الکتاب الاسلامیه،
تهران،1407ق.
82-کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه، مهدی حقی، چاپ16، نشرتبلیغات اسلامی، تهران، 1388ش.
83-کوشاری، رضا، اوضاع در آخرالزمان، چاپ سوم، نشر مهر امیرالمومنین، قم، 1385ش.
84-کارگر، رحیم، آینده جهان، (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، چاپ سوم، بنیاد فرهنگی موعود، تهران، 1389ش.
85-_____ ، « آیندهپژوهی مهدوی» ، فصلنامه علمی _ پژوهشی انتظار موعود، شماره ۲۸.
86-_____ ، تعلیم و تربیت در عصر ظهور، چاپ دوم، بنیاد حضرت مهدی، تهران، 1389ش.
87-گلستانی، محمد امین، سیمای جهان در عصر امام زمان، مسجد جمکران، 1385ش.
88-گروه پژوهشی موسسه فرهنگی موعود، آخرالزمان در آینه روایات، چاپ دوم، نشرموعود عصر، تهران، 1387ش.
89-گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؟ع؟ ، فرهنگ جامع سخنان امام حسین؟ع؟ ، چاپ دوم، نشرمعروف، قم، 1385ش.
90-گادنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، چاپ اول، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1386ش.
91-لکزایی، نجف، تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1390ش.
92-مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن، نشرمؤسسه امام خمینی، قم، 1391ش.
93-_____ ، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، چاپ2، نشرمؤسسه امام، قم، 1387ش.
94-مطهری، مرتضی، حق و باطل، احیای تفکر اسلامی، چاپ14، صدراء، تهران، 1373ش.
95-_____ ، اسلام و مقتضیات زمان، چاپ پنجم، صدراء، تهران 1368ش.
96-_____ ، قیام و انقلاب مهدی، چاپ دوازدهم، صدراء، تهران، 1371ش.
97-موسوی بجنوردی، کاظم و همکاران، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، 1374ش.
98-محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه: شیخی، حمیدرضا، چاپ2، دارالحدیث، قم، 1379ش.
99-محمدی، محمد حسین، آخر الزمان در ادیان ابراهیمی، چاپ دوم، بنیاد حضرت مهدی موعود، قم، 1390ش.
100-مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، مصحح: غفاری، علیاکبر و محرمی زرندی، الموتمر
العالمی لالفیة الشیخ المفید، قم، 1413 ق.
101-_____ ، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مصحح: مؤسسة آل البیت، نشرکنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق.
102-مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق
103-_____ ، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1404 ق.
104-_____ ، زاد المعاد _ مفتاح الجنان، مصحح: اعلمی، علاءالدین، موسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، 1423 ق.
105-موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، امام مهدی، قم، 1363ش.
106-مفضل بن عمر، توحید المفضل، مصحح: مظفر، کاظم، نشر داوری، قم، بی تا.
107-مکارم شیرازی، ناصر، «حکومت جهانی حضرت مهدی»، چاپ11، نشر نسل جوان، قم، 1380ش.
108-معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1376ش.
109-موسوی، سیدمحمد، نظام سیاسی و دولت در اسلام، چاپ سوم، انتشارات حدیث امروز، قزوین، 1385ش.
110-موسوی، عبدالرحیم، تاریخ عصر غیبت و علایم الظهور، نشر اهل بیت، قم، بی تا.
111-مدرسی، عباس، تمدن در عصر ظهور، ترجمه لطیف راشدی، چاپ دوم، چاپخانه پاسدار اسلام، زمستان1383ش.
112-میرباقری، محمدمهدی، گفتارهایی پیرامون تحول در علوم انسانی، چاپ دوم، نشر فجر ولایت، قم، 1389ش.
113-نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، 1408ق.
114-هاشمی خویی، حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، مترجم: حسن زاده آملی، حسن و کمره ای، محمد باقر، مصحح: میانجی، ابراهیم، مکتبة الإسلامیة، تهران، بی تا.
115-واحد پژوهش موسسه موعود، پیشگوییها و آخرالزمان، مجموعه مقالات، چاپ اول، نشر موعود عصر، تهران، 1385ش.
116-ویلیام کی، فرانکا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، نشر طه، قم، 1376ش.
117-ویل برانت، دیکتاتوری کارتلها، ترجمه همایون الهی، امیر کبیر، تهران، 1363ش.
118-_____ ، جهان مسلح، جهان گرسنه، ترجمه همایون پور، چاپ اول، انتشارات انقلاب اسلامی،
تهران، 1365ش.
119-واحد تحقیقات جمکران، امامت، غیبت، ظهور، چاپ دوم، انتشارات مسجد جمکران، 1382ش.
120- وثوقی، منصور و نیک خلق، علی اکبر، مبانی جامعه شناسی، چ2، نشر خردمند، تهران، 1371ش.
121-واسعی سیدعلیرضا، عرفان امیرمحسن، باورداشت آموزه مهدویت و نقش آن در احیای فرهنگ و تمدن اسلامی، سایت موسسه آینده روشن.
122-یوسفی، محمد، داستانهای شگفت انگیز از سیمای زنان در آخرالزمان، چاپ اول، نشر خورشیدهدایت، قم، 1389ش.
1.فصلنامه علمی _ پژوهشی انتظارموعود، قم، مرکز تخصصی مهدویت، شماره های: 14-17-27-31-35-39-40.
2.فصلنامه علمی _ پژوهشی مشرق موعود، قم، پژوهشکده مهدویت، سال سوم، ش10-11-9، تابستان1388ش.
3.فصلنامه مدیریت در اسلام، قم، تخصصی مدیریت در اسلام، ش16-15-14، پاییز و زمستان 90.
4.فصلنامه تخصصی نشریه اخلاق، اصفهان، دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان، ش8، سال 1386ش.
5.فصلنامه علمی پژوهشی انقلاب اسلامی، دانشگاه اصفهان، سال اول، ش2، سال1378ش.
6.مجله تخصصی الهیات و حقوق، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ش14، سال1383ش.
7.فصلنامه دانشگاه آزاد، تهران، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها، ش5، سال1377ش.
8.فصلنامه علوم سیاسی، قم، دانشگاه باقر العلوم، ش17، سال پنجم، 1381ش.
9.پایگاه مجلات تخصصی نور. WWW. NOORMAGS. COM.
1.مجموعه آثار حضرت امام خمینی؟ره؟، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
2.مجموعه آثار آیت الله مکارم شیرازی، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
3.جامع الاحادیث، نسخه5/2، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
4.جامع التفاسیر، نسخه2، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
5.مجموعه آثار مطهری، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
6.حکمت اسلامی، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
7.دانشنامه علوی، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، تیرماه 1388ش.
8.آخرین امید، مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان.
9.موعود، مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان.