ghaemiyeh.com
سرشناسه:تهرانی، جواد، ۱۳۶۸ - ۱۲۸۳
عنوان و نام پدیدآور:آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی/ نویسنده جواد آقاتهرانی
مشخصات نشر:قم: در راه حق، ۱۳۸۲.
مشخصات ظاهری:ص 247
شابک:964-6425-30-5۷۰۰۰ریال
یادداشت:عنوان روی جلد: آئین زندگی درسهای اخلاق اسلامی.
یادداشت:کتابنامه بهصورت زیرنویس
عنوان روی جلد:آئین زندگی درسهای اخلاق اسلامی.
موضوع:اخلاق اسلامی
شناسه افزوده:موسسه در راه حق
رده بندی کنگره:BP۲۴۷/۸/ت۸۸آ۹ ۱۳۸۲
رده بندی دیویی:۲۹۷/۶۱
شماره کتابشناسی ملی:م۸۲-۱۸۴۳۷
بسم الله الرحمن الرحیم
آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی
نویسنده جواد آقاتهرانی
موضوع:اخلاق اسلامی
باسمه تعالی شأنه
بعضی از دوستان از اینجانب تقاضا کردند تا کتابی ساده و همگانی که مشتمل بر دروس اخلاق اسلامی و راهنمای قسمتهایی از آیین زندگی باشد بنویسم، تا مورد استفادۀ غالب طبقات قرار گیرد. پس از گذشت مدتی، آنچه به نظرم رسید که در این کار برای خودم بیتکلّف و برای خوانندگان سودمندتر باشد، این بود که مقداری از آیات قرآن کریم و احادیث پیغمبر و ائمّۀ دین (سلام الله علیهم اجمعین) را با ترجمۀ تقریبی آنها به فارسی، جمع و تألیف نمایم، تا به توفیق خداوند متعال،
خوانندگان محترم چون مستقیماً با کلمات وحی و عبارات و نصوص منقوله از ذوات مقدسۀ پیغمبر و ائمّۀ دین (علیهم السلام) رو به رو میگردند، درس بهتری فرا گیرند و استفادۀ بیشتری بنمایند؛ لذا به نوشتن این تألیف پرداختم و آن را «آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی» نام نهادم. وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
یادآوری
مؤلّف در این کتاب، هم در نظم و ترتیب مطالب و هم در نقل آیات و روایات، به هیچ وجه نظری خاص نداشته است؛ فقط هر موضوع و مطلبی که متناسب با هدف تألیف این کتاب بوده - و به تدریج به خاطرش میآمده - با ذکر مدارکی نوشته است تا برای تنظیم و ترتیب مطالب و یا ذکر مدارک به زحمت نیفتاده باشد.
در مطالب کتاب راجع به هر موضوع، تمام آیات و روایات استقصاء نشده است؛ بلکه راجع به هر مطلبی، منظور فقط گفتن بعضی مدارک از آیات یا روایات بوده است؛ نه آنکه تمام آیات و روایات آن موضوع، گفته شود و استقصاء گردد.
مؤلّف تاکید داشته است که نقل روایات از کتب معتبر باشد؛ بنابراین هر جا که از «مستدرکالوسائل» روایت نقل کرده، توجه نموده است که روایات نقل شده از مآخذ نسبتاً معتبر آن کتاب نقل شود.
در ترجمه و ذکر معانی آیات و روایات - چنانکه در مقدمۀ کتاب اشاره شده است - هدف مؤلف، ترجمۀ تقریبی آنها بوده است؛ حتی اگر روانی عبارتها هم محفوظ نگردد.
اینک که تألیف این جلد به پایان رسیده فکر میکند که آیا از عهدۀ همان ترجمههای تقریبی هم برآمده است یا نه؟ البته پیش خود و وجدانش نمیتواند هرگز چنین تعهّدی را داشته باشد، ولی در همین ترجمههای ناقص نیز، امید استفاده برای خوانندگان محترم میرود. چیزی که مؤلّف دانسته و میفهمد این است که افراد اجتماع، اگر پایبند به دستورات اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی خود گردند، به زندگی مرفّه و آسوده و منظمی در دنیا و آخرت هم نائل میشوند. آری یگانه راه ترقّی و تعالی و تأمین سعادت حقیقی دنیا و آخرت و خارج شدن از اضطرابها و وحشتهای زندگیِ پرپیچ و خم دنیا، پیروی از تعالیم و دستورات اسلامی است. دین مقدس اسلام با استخراج ذخیرههای زمینی، صنعت و اختراعات مادی و علوم حسی و تجربی مخالفت ندارد، ولی میگوید: «بشر همین زندگی صنعتی و علمی را در چهار چوب قوانین و مقررات الهی که به مصالح واقعی فردی
و اجتماعی و دنیوی و اخروی مردم وضع شده است باید سپری کند تا از هر گونه بدبختی در دنیا و آخرت نجات یابد.»
وَالسَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی
از آیات قرآن کریم و احادیث چنین بر میآید که یک هدف مهم از بعثت انبیا - به ویژه خاتم آنان صَلَواتُاللّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ - راهنمایی به تهذیب اخلاق و پاک نمودن ارواح بشر از بدیهاست؛ به عبارت دیگر تربیت مردم و بیان دستورها و قانونهایی در زندگی است که مردم در سایۀ فراگرفتن و به کار بستن آنها، به صلاح واقعی، سعادت حقیقی، و خوشبختی زندگی دنیا و آخرت نائل گردند و از پلیدیها و زشتیها و آشفتگیها محفوظ بمانند.
قرآن کریم
«همچنانکه رسولی از شما (بشر) فرستادیم که آیات ما را بر شما تلاوت کند و شما را (از پلیدی جهل و کفر و اخلاق زشت) پاک کند و به شما کتاب و حکمت و آنچه را که خود نمیدانستید (و ممکن نبود از راه فکر و اندیشه به آن دانا گردید) از راه وحی بیاموزد؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید و (نعمت) مرا ناسپاسی مکنید.»
در سورۀ آلعمران است که «خداوند بر اهل ایمان منّت نهاد که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خدا را بر آنان بخواند و آنان را (از هر نقص و آلایش) پاک نماید و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد؛ به راستی پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.»
روایات
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همانا برای تکمیل اخلاق ستوده، مبعوث شدم.»
و نیز از آن حضرت است که فرمود: «بر شما اخلاق ستوده لازم است؛ همانا که خداوند عزّ و جلّ مرا به آنها مبعوث فرمود.»
علی(علیه السلام) بر منبر در خطبهای فرمود: «ای مردم! خداوند تبارک و تعالی چون خلق را آفرید، خواست که آنان بر آداب رفیعه و اخلاق شریفه باشند و نیز میدانست که ممکن نیست آنان چنین شوند مگر اینکه آن ذات مقدس، خود آنچه را که به سود و زیان آنان است تعریف نموده و آگاهشان فرماید. تعریف خوبیها و بدیها جز به امر و نهی (به وسیلۀ انبیا) نمیباشد.»
مهمترین پایۀ اصلاح افراد جامعه، اصلاح نیّت است. اگر کارهای آدمی، فقط برای رضای خدا و امتثال فرمان و دستور او و لااقل به منظور تحصیل ثواب اخروی و نجات از عذاب و مکافات الهی باشد، به صلاح و سعادت دنیا و آخرت او و خیر جامعه تمام خواهد شد؛ اما اگر به منظور شؤون و منافع دنیا از ریاست و جاه
و مقام و شهرت و مال و منالِ دنیوی باشد، نتیجۀ عالی و صحیح بر آنها مترتّب نمیگردد و به سعادت و خیر دائمی بشر تمام نمیشود.(1)آری! شریفترین و عالیترین هدف برای فعالیتهای مردم در هر اجتماعی، تحصیل رضای پروردگار جهان است که در سایۀ آن، تأمین سعادت جاودانی و نجات از عذاب ابدی، میسّر است. اجتماعی که دارای چنین هدف عالی باشد، هرگز در آن هیچگونه تجاوز و تَعَدّی و فسق و فجور راه نخواهد یافت. در قرآن کریم و احادیث به تصحیح و اخلاص نیت، بسیار اهمیّت داده شده است.
قرآن کریم
«آگاه باشید که دین خالص - از هر شرک و ریا - برای خداست.»(2)
«و امر نشدند جز به اینکه پرستش کنند خدا را در حالی که دین را برای او خالص گردانند و از غیر دین حق، روی بگردانند و نماز را اقامه نمایند و زکات دهند و این است دین - ملت و شریعت - درست و راست.»(3)
«پس کسی که به لقاء پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته کند و در پرستش پروردگار، احدی را شریک نسازد.»
«از مردمان، کسی هست که جان خود را به طلب رضای خدا میفروشد و خدا به (چنین) بندگان رئوف و مهربان است.»
«مَثَلِ آنان که اموالشان را در طلب رضای خدا و برای استواری نفوسشان (بر ایمان و طاعت پروردگار) انفاق میکنند، مثل بوستانی بر مکان بلندی است که برآن باران درشت برسد، پس دو چندان ثمر بدهد؛ و اگر به آن باران درشت نرسد، پس باران ریز (بر آن کفاف دهد) و خدا به آنچه میکنید (از روی اخلاص یا ریا) بینا است.»
«آنچه از خیر و نیکی، انفاق میکنید به نفع خودتان است و شما جز برای طلب رضای خدا انفاق نمیکنید (نباید بکنید) و آنچه از خیر و نیکی انفاق میکنید (پاداش آن) تماماً به شما داده میشود و به شما ستم نمیشود.»
«هیچ خیر و فایدهای در بسیاری از سخنان سِرّی و راز گفتن مردم نیست، مگر (راز گفتن) کسی که به صدقهای یا به کار نیکی یا به اصلاحی میان مردم امر نماید؛ هر که به طلب رضای خدا چنین کند پس (ما که خداوندگاریم) به زودی اجر عظیم به او عطا خواهیم نمود.»
«کسی که (به عمل و کار خود) کِشت (و ثواب) آخرت را اراده میکند؛ در کشت وی میافزاییم (و یکی را دست کم، ده برابر ثواب میدهیم) و کسی که (به اعمالش) کشت (و نفع) دنیا را اراده میکند از آن (به مقداری که به مقتضای حکمت بخواهیم) میدهیمش؛ ولی در آخرت برای او هیچ بهرهای نیست.»
«کسانیکه (به اعمالشان) فقط زندگانی دنیا و زینت آنرا اراده مینمایند، ما (مزد) اعمال آنان را در دنیا کاملاً میدهیم و هیچ از مزدشان در دنیا کم نمیشود؛ (ولی) هم اینان هستند که در آخرت برای آنان جز آتش دوزخ، نصیبی نیست و آنچه را که آنان در دنیا به جا آوردند و میکردند، همه در آخرت ضایع و باطل میگردد.»
«کسانی که (به اعمالشان) دنیای زودگذر را اراده میکنند، برای هر کدام آنچه را که بخواهیم (از متاع دنیا) تعجیل میکنیم و در همین دنیا میدهیم، (اما به هنگام رستخیز) دوزخ را جایگاه او قرار میدهیم که با نکوهش و مردودی و راندگی (از رحمت پروردگار) وارد آن گردد، و کسانی که (به اعمالشان) آخرت را اراده کنند و با داشتن ایمان، کوشش خود را برای (ثواب) آخرت صرف نمایند؛ پس سعی آنان مشکور (و مأجور) خواهد بود.»
روایات
امام صادق علیه السلام: «همانا خداوند در روز قیامت، مردم را بر نیّاتشان محشور میفرماید.»
دربارۀ قول خداوند عزوجل: «هر کس به لقاء پروردگارش امیدوار باشد، باید عمل شایسته نماید و در بندگی پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد». از امام صادق (علیه السلام) روایت است: «شخصی که چیزی از عمل ثواب را به جا میآورد نه به طلب رضای خدا، بلکه به منظور خودنمایی و خودستایی که میل دارد به گوش مردم برسد، پس اوست که در عبادت پروردگارش مشرک شده است.»
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مسلماً اعمال بسته به نیات است و برای هر شخص، از عملش، آنچه را که نیت نموده است عاید میشود؛ پس کسی که به طلب اجر پروردگار جهاد کند، همانا اجر او بر پروردگار عزّوجلّ خواهد بود و هر
کس جهاد کند به ارادۀ متاع دنیا، یا برای عقالی (خراج و زکاتی) برای او جز همان را که قصد او بودهاست، نیست.»
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس به قصد جلب توجه مردم دانش بجوید، بوی بهشت را نخواهد یافت.»
امام صادق (علیه السلام): «کسی که حدیث را برای منفعت دنیا بخواهد، در آخرت برای او هیچ نصیبی نخواهد بود و کسی که برای خیر آخرت بخواهد، خداوند خیر دنیا و آخرت به او عطا خواهد فرمود.»
امام صادق (علیه السلام): «هر ریایی شرک است؛ کسی که برای مردم عمل کند، اجر و ثواب او بر مردم است و کسی که برای خدا کار کند، ثواب او بر خدا خواهد بود.»
امام صادق (علیه السلام): «خداوند متعال فرموده است: من بینیازترینِ بینیازان از شریک هستم، پس هر که در عملی، دیگری را شریک من قرار دهد آن عمل را از او قبول نمیکنم و فقط عملی را میپذیرم که تنها برای من باشد.»
امیرالمؤمنین (علیه السلام): «خلاص و نجات (از عذاب الهی) فقط به اخلاص ممکن میشود.»
امام باقر (علیه السلام): «اگر بندهای عملی به جا آورد که بدان رضای خدا و سرای آخرت را طلب کند، ولی در آن رضای احدی از مردم را نیز داخل کند مشرک است (به شرک ریایی).»
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «راستی برای هر امرِ حقی، حقیقتی است و بندۀ خدا به حقیقت اخلاص نمیرسد، مگر اینکه دوست نداشته باشد که بر هیچ عملی ستوده شود.»
امام صادق (علیه السلام): «عمل خالص آن است که نخواهی احدی تو را بر آن بستاید، مگر خداوند عزّوجلّ.»
ریا حرام و موجب بطلان عبادت و یک قِسم شرک است که با آن آدمی عبادت خدا را برای وانمودن به خلق به جا میآورد.
هر عبادتی را اگر شخص به داعیِ امتثالِ امر الهی برای تحصیل رضای او، یا برای شکرگزاری از نعمتهای او، یا حصول قرب بهاو، یا به محبت او، یا دستِ
کم برای نجات از عذاب الهی، یا تحصیل ثواب او به جای آورد صحیح است؛ ولی اگر برای تحصیل رضای غیر خداوند یا تحصیل شؤون و منافع دنیا از ریاست و جاه و مقام شهرت و... باشد، باطل خواهد بود.(1)
روایات
در تفسیر علیبنابراهیمقمی در آخر سورۀ کهف در ذیل آیۀ: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» از امام باقر(علیه السلام) روایت میکند که آن حضرت فرمود: « تفسیر این آیه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد، او فرمود: کسی که برای نشان دادن به مردم و ریاکاری نماز بخواند یا زکات دهد یا روزه بگیرد یا حج نماید، مشرک است. (باری) هر کس عملی از آن
1) (1) . ناگفته نماند اقسام شرکی که در این کتاب ذکر میشود از «شرک ریایی» و «شرک طاعتی» و «شرک به اسباب طبیعی»، غیر از «شرک مشرکین» معروف است که از کفارند. شرک آنان بدترین شرکها و بزرگترین معصیتها و موجب کفر و خروج از اسلام است؛ و آن «شرک در عبودیّت» است که آدمی، غیرِ از خداوند متعال را عبادت و پرستش نماید.
چه که خداوند بدان امر نموده، برای نشان دادن به مردم و ریاکاری به جا آورد، مشرک است و خداوند عزّوجلّ عمل ریاکار را قبول نمیفرماید.»(1)
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که فردای قیامت، نجات در چیست؟ فرمود: «نجات در این است که با خدا خدعه نکنید که خدا به شما خدعه خواهد کرد؛ پس هر کس با خدا خدعه کند خدا به او خدعه خواهد نمود و از او ایمان را خلع میکند و اگر بفهمد، (در حقیقت) نفس خود را خدعه نموده است.» سؤال شد: چگونه شخص با خدا خدعه میکند؟ فرمود: «گفتۀ خدا را به جا میآورد، ولی غیر خدا را اراده میکند» و فرمود: «بپرهیزید از خدا در ریا؛ که ریا شرک به خداست و ریاکار در روز قیامت به چهار اسم خوانده میشود: ای بدکار، ای کافر، ای حیلهگر، ای زیانکار. (و به او گفته میشود) عمل تو نابود و اجر تو باطل شد. امروز برای تو خلاصی نیست و مزدت را از آنکه عمل را برای او انجام دادی بخواه.»(2)
1) (1) .فی تَفْسیرِ الْقُمیّ فی ذَیْلِ آیَةِ «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.»عَنِ الْباقِرِ(علیه السلام): «سُئِلَ رَسُولُ اللّهِ عَنْ تَفْسیرِ هذِهِ الاْیَةِ فَقالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): مَنْ صَلّی مُرائاةَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ زَکّی مُرائاةَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ صامَ مُرائاةَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ حَجَّ مُرائاةَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ عَمِلَ عَمَلاً مِمّا أَمَرَهُ اللّهُ مُرائاةَ النّاسِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ لایَقْبَلُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَمَلَ مُراء» .
2) (2) . - عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد عَنْ آبائِهِ : انَّ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) سُئِلَ: «فیمَا النَّجاةُ غَداً.» فَقالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): «اِنَّمَا النَّجاةُ فی انْ لاتُخادِعُوا اللّهَ فَیَخْدَعُکُمْ فَاِنَّهُ مَنْ یُخادِعِ اللّهَ یَخْدَعْهُ وَ یَخْلَعْ مِنْهُ
مناسب است در اینجا از بعض اقسام «شرک» ذکری شود که یکی از آنها «شرک در طاعت» است و مراد از آن این است که شخص به اطاعت و تحصیل رضای غیر خداوند، معصیت خداوند را انجام دهد.
قرآن کریم
«بیشتر مردم به خدا ایمان نمیآورند، مگر اینکه مشرک هم هستند؛ یعنی در بیشتر مردم، ایمان و شرک هر دو هست؛ مانند اینکه با ایمان به خدا و رسول، به اطاعت از شیطان معصیت خداوند میکنند؛ پس در طاعت مشرک میشوند.»(1)
«(مردمانی) سوای خداوند، خدایانی (که به اطاعت از آنان معصیت خدای واقعی را مینمایند) پذیرفتند تا اینکه آن خدایان برای ایشان مایۀ عزّت باشند؛ نه چنان است، به زودی به بندگی (و طاعت) خدایان خود کافر میگردند و با ایشان دشمن میشوند.»(2)
«(اهل کتاب) علما و زُهّاد خود را (با اطاعت از آنان در معصیت خدا) اربابی برای خود (به جای خدا) قرار دادند.»(1)
«آیا دیدهای آنکه هوای خود را خدای خود قرار داد؟» (یعنی به اطاعت از هوای نفس، مخالفت و معصیت خدا نمود).(2)
«بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی کلمه و حقیقتی که بین ما و بین شما مشترک است. اینکه نپرستیم جز خدا را و هیچ چیزی را برای او شریک قرار ندهیم و بعض ما، بعض دیگرمان را (به اطاعت آنان در معصیت خدا) پروردگار خود به جای خدا قرار ندهیم، پس اگر از قبول این دعوت رو بگردانند، به ایشان بگویید شاهد باشید که ما حقّاً تسلیم امر خداییم.»(3)
«ای فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را (به وسیله اطاعتش) عبادت نکنید، که او برای شما دشمن آشکاری است؛ و اینکه مرا عبادت (و فرمانبرداری) کنید، که این است راه راست.»(4)
1) (1) - «اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ.» (توبه، 31).
2) (2) - «أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ.» (فرقان، 43).
3) (3) - «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ.»( آل عمران، 64).
4) (4) - «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ*وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ.» (یس ، 60 و 61).
روایات
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر«وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» روایت شده که: «(مراد) شرک طاعت است نه شرک عبادت؛ یعنی به جای خدا از هوی و شیطان پیروی میکنند.»(1)
امام صادق (علیه السلام) دربارۀ این آیۀ شریفه روایت شده که فرمود: «شخص از روی نادانی اطاعت شیطان میکند پس مشرک (به شرک طاعت) میشود.»(2)
امام باقر (علیه السلام) دربارۀ همین آیه، روایت شده است که مراد: «شرکِ طاعت است نه شرکِ عبادت؛ گناهانی که مردم مرتکب میشوند، شرکِ طاعت است که در ارتکاب به آنها، اطاعت شیطان میکنند؛ پس در اطاعت برای غیر خدا، مشرک
1) (1) - عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی آیَةِ «وَ ما یُؤْمِنُ اکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاّ وَهُمْ مُشْرِکُونَ» قالَ(علیه السلام): «شِرْکُ طاعَة وَ لَیْسَ شِرْکُ عِبادَة.» (تفسیر صافی، به نقل از کافی).
2) (2) - عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی هذِهِ الاْیَةِ قالَ(علیه السلام): «یُطیعُ الشَّیْطانَ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُ فَیُشْرِکُ.» (تفسیر صافی، به نقل از کافی).
به خدا میشوند (به شرکِ طاعت) و (و مراد از آیۀ شریفه) شرکِ عبادت نیست که عبادت و پرستش غیر خدا بنمایند.»(1)
از حضرت رضا (علیه السلام) در نامهاش به مأمون آمده است: «نیکی به پدر و مادر واجب است اگرچه آن دو مشرک باشند؛ ولی در معصیتِ خالق، اطاعتی نسبت به پدر و مادر و غیر پدر و مادر نیست؛ پس در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست.»(2)
دربارۀ قول خداوند عزّوجلّ: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا» از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: «(مراد در این آیۀ کریمه از) عبادت، سجود و رکوع نیست؛ بلکه فقط طاعت مردمان است. هر کس در معصیت خالق، اطاعت مخلوق نماید، مخلوق را عبادت نموده است.»(3)
1) (1) .(تفسیر صافی، به نقل از قمی و عیاشی).
2) (2) - عَنِ الرِّضا(علیه السلام) فی کِتابِهِ الَی الْمَأْمُونِ، قالَ(علیه السلام): «وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ واجِبٌ وَ انْ کانا مُشْرِکَیْنِ وَ لا ط-اعَةَ لَهُما فی مَعْصِیَةِ الْخالِقِ وَ لا لِغَیْرِهِما فَاِنَّهُ لاطاعَةَ لِمَخْلُوق فی مَعْصِیَةِ الْخالِقِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 494).
3) (3) - عَنْ ابیعَبْدِ اللّهِ(علیه السلام) فی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزّاً کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونونَ عَلَیْهِمْ ضِدّاً» قالَ(علیه السلام): «لَیْسَ الْعِبادَةُ هِیَ السُّجُودُ وَ الرُّکُوعُ انَّما هِیَ طاعَةُ الرِّجالِ، مَنْ اطاعَ الْمَخْلُوقَ فی مَعْصِیَةِ الْخالِقِ فَقَدْ عَبَدَهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 494).
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: «در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست(1).»
1) (1) - عَنْ رَسُولِ اللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم): «لاطاعَةَ لِمَخْلُوق فی مَعْصِیَةِ الْخالِقِ» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 493)
شرک به وسیلۀ اسباب طبیعی، به این گونه است که شخص فقط به وسایل و اسباب طبیعیه نظر بدوزد و آثار را مستقلاً به آنها مستند کند؛ به عبارت دیگر کلیۀ امور و حوادث را منحصراً ناشی از علل و اسباب ظاهری بداند.
روایات
دربارۀ شرک در آیۀ کریمۀ«وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» تفسیر دیگری نیز، به غیر از تفسیر گذشته از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «کسی میگوید اگر فلان شخص نبود (مثلاً از گرسنگی) هلاک میشدم و اگر فلان شخص نبود مبتلا به چنین و چنان بلایی میشدم و اگر فلانی نبود خانوادۀ من تلف میشدند. آیا نمیبینی که این گوینده در مُلک خدا برای او شریکی قرار داده است که او را روزی میدهد و از او دفع بلا میکند». کسی عرض نمود: اگر کسی بگوید: اگر خداوند بر من به وسیلۀ فلانی منّت نمینهاد، هلاک میشدم، چگونه است؟ فرمود: «بلی، در این گفتار عیبی نیست.»(1)
از امام باقر و صادق (علیهما السلام) دربارۀ شرک در این آیه نیز، نقل شده است که مراد، شرک در نعمتهاست؛ یعنی در نعمتهای خداوند متعال، مردم از منعم
1) (1) .عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) فی تَفْسیرِ «وَ ما یُؤْمِنُ اکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاّ وَهُمْ مُشْرِکُونَ» قالَ(علیه السلام): «هُوَ الرَّجُلُ یَقُولُ: لَوْلا فُلانٌ لَهَلَکْتُ، وَ لَوْ لا فُلانٌ لاَُصِبْتُ کَذا وَ کَذا، وَ لَوْ لا فُلانٌ لَضاعَ عِیالی، الاتَری انَّهُ قَدْ جَعَلَ لِلّهِ شَریکاً فی مُلْکِهِ یَرْزُقُهُ وَ یَدْفَعُ عَنْهُ.» قیلَ: «فَیَقُولُ لَوْ لا انْ مَنَّ اللّهُ عَلَیَّ بِفُلان لَهَلَکْتُ.» قالَ(علیه السلام): «نَعَمْ لابَأْسَ بِهذا.» .
حقیقی غفلت میکنند و نعمت را تنها به وسایط در نعمت، مستند مینمایند؛ پس غیر خدا را از این راه، شریک خدا در ایصال و اعطای نعمت قرار میدهند.(1)
1) (1) . - وَ عَنْهُما(علیهما السلام): «شِرْکُ النِّعَمِ» وَ عَنِ الرِّضا(علیه السلام): «شِرْکٌ لایَبْلُغُ بِهِ الْکُفْرَ.» (تفسیر صافی، به نقل از عیاشی).
یکی از صفات ناپسند «تکبر» است و آن عبارت است از اینکه آدمی خود را برتر و بالاتر از دیگری بپندارد و در رفتار و کردار و گفتارش دیگری را تحقیر نماید. فرق تکبر با «عُجْب» - که بعد از این میآید - آن است که در حالت عجب، آدمی خود را شخصِ ممتازی دانسته و خودپسند است اگر چه پای کسی
دیگر در میان نباشد؛ ولی در حالت کبر، پای غیر نیز در میان است و خود را از او برتر و بالاتر میبیند. ضد صفت تکبر، «فروتنی» است که از اخلاق و صفات نیکوست.
قرآن کریم
«از روی کبر و ناز، بر زمین راه مرو که تو (با پای خود) هرگز زمین را نمیتوانی شکافت، و در بلندی هرگز به کوهها نخواهی رسید.»(1)
در وصیت لقمان به فرزندش در سورۀ لقمان: «به تکبر و ناز، از مردم رُخ متاب و در زمین به نشاط و تبختر، قدم بر مدار که خدا مردم متکبرِ فخر کننده را دوست نمیدارد. در رفتن میانهرو باش و از صدایت بکاه، که ناخوشترین صداها، آواز خران است.»(2)
1) (1) .«وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً.» ( بنی اسرائیل، 37)
2) (2) - «وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ*وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ.» (لقمان، 18 و 19).
حتی خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که: «برای مؤمنین بالت (دست و بازو و جوانِبَت) را فرود آور (یعنی فروتن باش).»(1)
«برای هر کس از مؤمنین که پیرو تو شد، بالت (دست و بازو و جوانبت) را فرود آور (یعنی فروتن باش).»(2)
روایات
امام کاظم (علیه السلام): «تواضع آن است که رفتارت با مردم چنان باشد که دوست داری آنان با تو آنگونه رفتار کنند.»(3)
امام کاظم (علیه السلام): «تواضع درجاتی دارد؛ از آن جمله این است که شخص منزلت و اندازۀ خود را بشناسد؛ پس با قلب سالم و آرام، خویش را در همان منزلت خود نازل کند، دوست نداشته باشد اینکه با احدی رفتار کند، مگر مانند آنچه با او
رفتار میشود، اگر از کسی بدی ببیند آن را به نیکی دفع کند، فرو خورندۀ خشم و دارندۀ گذشت نسبت به مردم باشد؛ خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «از (نشانههای) تواضع این است که شخص به نشستن در پایین مجلس راضی شود، بر کسی که روبرو میشود سلام کند، ترک جِدال کند اگر چه مُحِق باشد و دوست نداشته باشد که بر تقوا ستایش شود.»(2)
پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم): «به راستی فروتنی بر بلندی منزلت میافزاید، پس فروتنی کنید تا خداوند شما را بلند کند.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «از بزرگی کردن و کبر بپرهیزید که «کبریایی» ردای خداوند عزّوجلّ است؛ پس کسی که با خدا در ردایش منازعه کند، خداوند او را در روز قیامت میشکند و ذلیل میکند.»(4)
1) (1) - «لِلتَّواضُعِ دَرَجاتٌ: مِنْها انْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلُها مَنْزِلَتَها بِقَلْب سَلیم، لایُحِبُّ انْ یَأْتِیَ الی احَد إِلاّ مَثْلَ ما یُؤْتی الَیْهِ، انْ رَأی سَیِّئَةً دَرَأَها بِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عاف عَنِ النّاسِ وَ اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 456).
2) (2) - «اِنَّ مِنَ التَّواضُعِ انْ یَرْضی بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ انْ یُسَلِّمَ عَلی مَنْ یَلْقی وَ انْ یَتْرُکَ الْمِراءَ وَ انْ کانَ مُحِقّاً وَ لایُحِبَّ انْ یُحْمَدَ عَلَی التَّقْوی.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 456).
3) (3) - «اِنَّ التَّواضُعَ یَزیدُ صاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَواضَعُوا یَرْفَعْکُمُ اللهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 457).
4) (4) - «اِیّاکُمْ وَ الْعَظَمَةَ وَ الْکِبْرَ فَاِنَّ الْکِبْرَ رِداءُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَمَنْ نازَعَ اللهَ رِدائَهُ قَصَمَهُ اللهُ وَ اذَلَّهُ یَوْمَ الْقِیمَةِ.»(وسائل الشیعه، ج 2، ص 471).
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «اکثر اهل جهنم متکبرانند.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به درستی محبوبترین شما نزد من و نزدیکترین شما به جوار من، در قیامت، نیکوترین شماست از جهت خُلق، و شدیدترین شما است از جهت تواضع؛ دورترین شما از من در روز قیامت، مستکبرانند.»(2)
علی (علیه السلام): «زشتترین خویها تکبر است.»
«بدترین آفتهای خرد، کبر است.»
«از کبر بپرهیز که بزرگترین گناهان و پستترین عیوب و زینت اهریمن است.» * «فروتنی (آدم را) بلند، و تکبر او را پست میکند.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد دوستی مساکینِ مسلمین، که هر کس آنان را تحقیر کند و تکبر نماید، از دین خدا لغزیده است و خداوند حقیر کننده و دشمنِ سخت اوست.»(4)
1) (1) - «اَکْثَرُ اهْلِ جَهَنَّمَ الْمُتَکَبِّرُونَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 472).
2) (2) - «اِنَّ احَبَّکُمْ الَیَّ وَ اقْرَبَکُمْ مِنّی یَوْمَ الْقِیمَةِ مَجْلِساً احْسَنُکُمْ خُلْقاً وَ اشَدُّکُمْ تَواضُعاً وَ انَّ ابْعَدَکُمْ مِنّی یَوْمَ الْقِیمَةِ الثَّرْثارُونَ وَ هُمُ الْمُسْتَکْبِرُونَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 472).
3) (3) - «اَقْبَحُ الْخُلْقِ التَّکَبُّرُ * شَرُّ آفاتِ الْعَقْلِ الْکِبْرُ * ایّاکَ وَ الْکِبْرَ فَاِنَّهُ اعْظَمُ الذُّنُوبِ وَ أَلاَْمُ الْعُیُوبِ وَ هُوَ حِلْیَةُ ابْلیسَ * التَّواضُعُ یَرْفَعُ وَ التَّکَبُّرُ یَضَعُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 329; به نقل از آمدی در غرر).
4) (4) . - «عَلَیْکُمْ بِحُبِّ الْمَساکینِ الْمُسْلِمینَ فَاِنَّ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دینِ اللهِ وَ اللهُ لَهُ حاقِرٌ ماقِتٌ.» (تحف العقول، فرازی از نامه امام صادق(علیه السلام) به گروهی از شیعیان و یاران آن حضرت).
نقل شده است که امام رضا (علیه السلام) در نامهاش به مأمون، و امام صادق (علیه السلام) در حدیث «شرایعالدین»، کبر و استعمال تکبر را در عداد گناهان کبیره شمردهاند.»(1)
علی (علیه السلام) در پیمانش به محمدبنابیبکر، هنگامی که حکومت مصر را به او واگذار نمود، فرمود: «برای مردم بال بیفکن (یعنی متواضع باش) و پهلویت را نرمدار (یعنی با مدارا باش) و رویت را بگشا (یعنی ترشروی مباش).»(2)
امام رضا (علیه السلام): «کسی که فقیرِ مسلمانی را ملاقات کند و به او نه به آنگونه که با مالداران سلام میکند، سلام کند، در روز قیامت با غضب خداوند عزّوجلّ روبرو میشود.»(3)
1) (1) - «(ال-ْکَبائِرُ) هِیَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ تَعالی وَ الزِّنا وَ السَّرِقَةُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الْکِبْرُ وَ الاِْسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَةُ.» الخبر.(وسائل الشیعه، ج 2، ص 464).
2) (2) - «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَکَ وَ الِنْ لَهُمْ جانِبَکَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ.» (نهج البلاغه).
3) (3) - «مَنْ لَقی فَقیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَی الْغَنِیِّ لَقَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 210).
خودپسندی، از خود راضی بودن، خود بینی، به خود بالیدن، بزرگ انگاشتنِ خود، به جهت وصفی از اوصاف نفسانی، یا به جهت رأی و فکر خود در امور، یا به عمل و کرداری از خود، حالتی بسیار بد و مهلک است و در مدارک دین اسلام از آن مذمت و منع شده است.
روایات
امام صادق (علیه السلام): «کسی که خودپسندی بر او وارد شود، هلاک میشود.»(1)
از امام صادق یا امام باقر(علیهما السلام) روایت شده است: «دو نفر وارد مسجد شدند؛ یکی عابد و دیگری فاسق و چون از مسجد خارج شدند فاسق صدّیق بود، و عابد فاسق؛ زیرا چون عابد داخل مسجد شد به عبادت خود میبالید و در این فکر بود، ولی مرد فاسق در فکر پشیمانی از گناهش بود و طلب آمرزش از خداوند متعال مینمود.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه چیز از جمله مهلکات است: هوی و هوسی که پیروی شود و حرص و بخلی که اطاعت گردد، و به خود بالیدن انسان.»(3)
1) (1) روایات 1. «مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَکَ.» (وافی، جزء سوّم، ص 151)
2) (2) . «دَخَلَ رَجُلانِ الْمَسْجِدَ احَدُهُما عابِدٌ وَ الاْخَرُ فاسِقٌ فَخَرَجا مِنَ الْمَسْجِدِ وَ الْفاسِقُ صِدّیقٌ وَالْعابِدُ فاسِقٌ وَ ذلِکَ انَّهُ یَدْخُلُ الْعابِدُ الْمَسْجِدَ مُدِلاًّ بِعِبادَتِهِ یُدِلُّ بِها فَیَکُونُ فِکْرَتُهُ فی ذلِکَ وَ یَکُونُ فِکْرَةُ الْفاسِقِ فِی التَّنَدُّمِ عَلی فِسْقِهِ وَ یَسْتَغْفِرُاللهَ تَعالی مِمّا ذَکَرَ مِنَ الذُّنُوبِ.» (همان)
3) (3) . «ثَلثٌ مُهْلِکاتٌ هَوَیً مُتَّبَعٌ وَ شُحٌّ مُطاعٌ وَ اعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ» (وسائلالشیعه، ج 1، باب 23، ص 16)
علی (علیه السلام): «از نادانی همین بس تو را، که به دانشت ببالی.»(1)
علی (علیه السلام): «کار بدی که تو را بد آید و بد حال کند، بهتر است نزد خداوند از کار نیکی که تو را به عجب آورد.»(2)
علی (علیه السلام): «معجب شدن آدمی به نفس خود (یعنی خودپسندی آدمی) دلیل بر ضعف عقل اوست.»(3)
امام باقر (علیه السلام): «سه چیز شکنندۀ پشت است: کسی که عمل (خیر) خود را زیاد شمرد، گناه خود را فراموش کند و به رأی خود معجب و خودپسند شود.»(4)
امام کاظم (علیه السلام): «برای عجب درجاتی است که از آن جمله این است که: کار بد انسان در نظرش به صورت خوبی جلوه کند و آن را نیکو ببیند؛ پس او را کار بد، خوش آید و به خود ببالد و پندارد که کاری نیکو کرده است...(5)
و از آن جمله این است که عبد به پروردگار خود ایمان آورد و منّت بر او نهد و حال آنکه خدا را بر او منت است.»(6)
1) (1) . «حَسْبُکَ مِنَ الْجَهْلِ انْ تُعْجِبَ بِعِلْمِکَ.» (همان، باب 23، ص 17)
2) (2) . «سَیِّئَةٌ تَسُوءُکَ خَیْرٌ عِنْدَاللهِ مِنْ حَسَنَة تُعْجِبُکَ.» (همان)
3) (3) . «اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلی ضَعْفِ عَقْلِهِ.» (همان، ص 16)
4) (4) . «ثَلثٌ قاصِماتُ الظَّهْرِ رَجُلٌ اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَ نَسِیَ ذُنُوبَهُ وَ اعْجَبَ بِرَأْیِهِ.» (همان، ج 1، باب 22، ص 15)
5) (5) . «لِلْعُجْبِ دَرَجاتٌ مِنْها انْ یُزَیَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَیَراهُ حَسَناً فَیُعْجِبُهُ وَ یَحْسِبُ انَّهُ یُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْها انْ یُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنُّ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ للةِ عَلَیْهِ فیهِ الْمَنُّ.» (همان، باب 23، ص 16)
6) (6) . بدترین اقسام عجب همین قسم است، خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً * اَلَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً؛ بگو (ای رسول ما به مردم) آیا شما رای خبر دهیم به زیانکارترین اشخاص؟ کسانی که کوشش شان در زندگی دنیا، تباه شد در حالی که خویش رای نیکوکار می پنداشتند.» (کهف، 103 و 104)
منشأ عُجب در انسان، نوعاً نادانی است. معجب، خود و خدا را به درستی نشناخته و فقر ذاتی خود و عظمت خدا را نمیداند؛ از این جهت به کمالات مادّی و بدنی و روحی خود و به رأی و فکر و کارهای حسنۀ خود میبالد، غافل از اینکه کمالات روحی و نعمتهای مادی از فضل و جانب خدا است و فکر صحیح و رأی صواب و کارهای حسنه نیز، همه به توفیق و تأیید خداوند است...
پس جای خودپسندی و عجب برای انسان نیست و گاه همین عجب و خودپسندی موجب و منشأ خودستایی در انسان میشود.(1)
1) (1) «وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ.» (نحل، 53)«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکی مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.» (نور، 21)«إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَشْکُرُونَ.» (غافر، 61)«ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ.» (نساء، 79)
تزکیۀ نفس: خود ستودن. در قرآن کریم و احادیث از خودستایی مذمّت و منع شده است. ستاییدن خود، مدح و ثنای خود گفتن است. قرآن در مقام مذمت اشخاصی که خود را میستایند میفرماید:
قرآن کریم
«آیا نظر نیفکندی به سوی آنان که تزکیۀ نفس و خودستایی مینمایند (چه کار قبیحی میکنند)، بلکه خداست که (میتواند) هر کس را بخواهد (و شایسته باشد) تزکیه نموده و بستاید، و به اندازۀ رشتۀ باریکی هم که در میان شکاف دانه خرما است، ظلم و ستم نمیشوند.»(1)
«خداوند به (احوال و چگونگیهای) شما داناتر است هنگامی که شما را (از نطفه و نطفه را از غذا و غذا را) از زمین ایجاد فرمود و هنگامی که شما در شکمهای مادرانتان جنین بودید؛ پس تزکیۀ نفس (یعنی خودستایی) نکنید (بلکه خدا را سپاس و ستایش کنید به نعمتهایی که در خود و با خود میبینید). او داناتر است به کسی که پرهیزکار است.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً.» (نساء، 49)
2) (2) . «هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی.» (نجم، 32)
«و اما نعمت پروردگارت را بیان کن ( با نسبت دادن به پروردگار متعال، از آن سخن بگو.»(1)
روایات
امام باقر (علیه السلام): «احدی از شما به کثرت نماز و روزه و زکات و قربانیش (یا سایر عباداتش) افتخار نکند که خداوند عزّوجلّ داناتر است به کسی که پرهیزکار شود از شما».(2)
از امام صادق (علیه السلام) در مورد معنی آیۀ«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» سؤال شد. آن حضرت فرمود: «گفتار انسان که (در مقام تزکیه و خودستایی) گوید: دیشب نماز خواندم، دیروز روزه گرفتم و مانند این.»(3)
1) (1) . «وَ أَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ.» (ضحی، 11)
2) (2) روایات 3. فی تَفْسیرِ الصّافی عَنِ الْعِلَلِ عَنِ الْباقِر(علیه السلام) فی آیَة«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی»: «لا یفتخر احدکم بکثرة صلوته و صیامه و زکوته و نسکه لا الله عزوجل اعلم بمن اتقی منکم.»
3) (3) . فِی الصّافی عَنِ الْمَعانی عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) انَّهُ سُئِلَ عَنْ هذِهِ الاْیَة«فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» فَقالَ(علیه السلام): «قول الانسان صلیت البارحة و صمت امس و نحو هذا.»
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «آیا جایز است که شخص تزکیۀ نفس خود کند؟ فرمود: بلی، در موقع اضطرار (که نوعاً هر حرامی حلال میشود). آیا نشنیدهای قول یوسف (علیه السلام) را:" اجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ" ، و قول عبد صالح را:" وَ أَنَا لَکُمْ ناصِحٌ أَمِینٌ " یعنی یوسف (علیه السلام) در موقع ضرورت، از خود تعریف کرده و خود را «نگهبانی بسیار دانا» معرفی کرده و صالح (علیه السلام) نیز خود را «خیرخواهی امین» معرفی نموده است».(1)
1) (1) . فِی الصّافی، عَنِ الْعَیّاشِی، عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) انَّهُ سُئِلَ: «هل یجوز ان یزکی المرء نفسه.» قالَ(علیه السلام): «نَعَمْ إِذَا اضْطُرَّ الَیْهِ; اما سَمِعْتَ قَوْلَ یُوسُفَ(علیه السلام) «اِجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الاَرْضِ انّی حَفیظٌ عَلیمٌ» وَ قَوْلَ الْعَبْدِ الصّالِحِ" وَ انَا لَکُمْ ناصِحٌ امینٌ ".»
از بدترین رذائل و عیوب، اظهار حسد است که در اسلام از آن نهی شده است. حسد عبارت است از آرزوی زوال نعمتی از دیگری، تا همان نعمت به او داده شود؛ و اگر مثل آن نعمت را از خدا بخواهد و آرزوی زوال آن را از دیگران نکند، آن را
غبطه خوانند که مذموم نیست. ضد صفت حسد، صفت خیرخواهی (برای مردم) است.
قرآن کریم
«بلکه آنان بر آنچه خداوند به مردم از فضل خود داده رشک میبرند.»(1)
«چیزی را که خدا با آن بعضی از شما را به بعض دیگر فزونی و برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه به دست آوردهاند بهرهای است و زنان را نیز از آنچه کسب نمودهاند بهرهای؛ و از فضل خدا بخواهید (تا مثل آنچه را که به دیگران داده است، به شما هم بدهد؛ نه اینکه آن نعمت را از دیگری زایل کند و به شما بدهد) که خداوند به همه چیز دانا است.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ.» (نساء، 54)
2) (2) . «وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً.» (نساء، 32)
روایات
در تفسیر آیۀ شریفۀ فوق از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: «یعنی احدی از شما نگوید: ای کاش آنچه به فلانی - از مال و نعمت و زن نیکو - داده شده است، مال من بود؛ این حسد است؛ جایز است بگوید: پرودگارا! مثل آن را به من عطا فرما.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «آفت دین، رشک و خودپسندی و نازیدن است.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «همانا رشک، ایمان را میخورد؛ چنانکه آتش هیزم را.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «همانا مؤمن غبطه(4)میخورد و رشک نمیورزد، و منافق رشک میورزد و غبطه نمیخورد»؛(5)
1) (1) روایات 1. عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) فی تَفْسیرِ اْلآیَة: «اَیْ لایَقُلْ احَدُکُمْ لَیْتَ ما اعْطِیَ فُلانٌ مِنَ الْمالِ وَ النِّعْمَةِ وَ الْمَرْئَةِ الْحَسْناءِ کانَ لی فَاِنَّ ذلِکَ یَکُونُ حَسَداً وَ لکِنْ یَجُوزُ انْ یَقُولَ اللّهُمَّ اعْطِنی مِثْلَهُ.» (تفسیر صافی، به نقل از مجمع)
2) (2) . «آفَةُ الدّینِ الْحَسَدُ وَالْعُجْبُ وَالْفَخْرُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 470)
3) (3) . «اِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ الاْیمانَ کَما تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ.» (همان)
4) (4) . «اِنَّ الْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لایَحْسُدُ وَالْمُنافِقُ یَحْسُدُ وَ لایَغْبِطُ.» (همان)
5) (5) . معنی غبطه در اول این بحث گذشت.
امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید و به یکدیگر رشک مَوَرزید.»(1)
امام کاظم (علیه السلام): «بهترین چیزی که بعد از معرفت خدا، به وسیلۀ آن، عبد به خداوند تقرب پیدا میکند نماز است و نیکی به پدر و مادر و ترک رشک و خودپسندی و فخر (نازیدن).»(2)
علی (علیه السلام): «حسد سرآمد عیبهاست.»(3)
«حسود، آقا نمیشود.»
«حسود دائماً بیمار است، گرچه جسمش سالم باشد.»
«ثمرۀ حسد، بدبختی دنیا و آخرت است.»
«سرآمد رذائل، حسد است.»
«از حسد بپرهیز که حسد بدترین خوی و زشتترین طبیعت است.»
1) (1) . «اِتَّقُوا اللّهَ وَ لایَحْسُدْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً.» (همان)
2) (2) . «اَفْضَلُ مایَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ الَی اللهِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ بِهِ، الصَّلوةُ وَ بِرُّالْوالِدَیْنِ وَ تَرْکُ الْحَسَدِ وَالْعُجْبِ وَالْفَخْرِ.» (تحفالعقول، از وصیت امام کاظم علیه السلام به هشام)
3) (3) . «اَلْحَسَدُ رَأْسُ الْعُیُوبِ * الْحَسُودُ لایَسُودُ * الْحَسُودُ دَائِمُ السُّقْمِ وَاِنْ کانَ صَحیحَ الْجِسْمِ * ثَمَرَةُ الْحَسَدِ شَقاءُ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ * رَأْسُ الرَّذائِلِ الْحَسَدُ * ایّاکَ وَالْحَسَدَ فَاِنَّهُ شَرُّ شیمَة وَاَقْبَحُ سَجِیَّة.» (مستدرکالوسائل، ج 2، ص 328، به نقل از آمدی در «غرر»)
بخل یکی از صفات رذیله است که در اسلام از آن مذمت شده است. این صفت موجب پستی و تضییع شأن و شرف آدمی و محرومیّت نیازمندان از حقوق حقۀ آنهاست.
قرآن کریم
«آنان که در آنچه خداوند از فضل خویش به ایشان عطا کرده، بخل میورزند، نپندارند که آن بخل برایشان خیر است، (نه) بلکه برایشان شرّ است.»(1)
«هان! شما کسانی هستید که فراخوانده میشوید تا در راه خدا انفاق کنید پس برخی از شما کسانیاند که بخل میورزند؛ و کسی که بخل میورزد، جز این نیست که بر خود بخل میکند (و به خود ضرر زده است) و خداوند بینیاز است و شما نیازمندانید.»(2)
«مسلماً خداوند کسی را که متکبر و نازان باشد دوست ندارد. همان کسانی که بخل میورزند و مردم را به بخل وا میدارند و آنچه را که خداوند از فضل خود به
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ.» (آلعمران، 180)
2) (2) . «ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ.» (محمّد، 38)
آنان داده است پنهان میکنند، و برای کسانی که کافر (به نعمت خداوند) هستند عذابی خوارکننده مهیا کردهایم.»(1)
روایات
امام رضا (علیه السلام): «سخاوتمند، به خدای متعال، به مردم، و به بهشت نزدیک است. شخص بخیل، از خدا و بهشت و امردم دور است.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از بخل و حرص بپرهیزید و بترسید! که پیش از شما کسانی به جهت آن هلاک شدند. بخل و حرص آنان را به دروغ واداشت،
1) (1) . «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً * اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً.» (نساء، 36 و 37)
2) (2) روایات 2. «اَلسَّخِیُّ قَریبٌ مِنَ اللهِ تَعالی قَریبٌ مِنَ النّاسِ قَریبٌ مِنَ الْجَنَّةِ، وَ الْبَخیلُ بَعیدٌ مِنَ اللهِ تَعالی بَعیدٌ مِنَ الْجَنَّةِ بَعیدٌ مِنَ النّاسِ.» (مستدرک الوسائل، ج 1، صفحه 507؛ به نقل از «عیون اخبار» صدوق)
دروغ گفتند؛ و به ستم واداشت، ستم کردند، و به بریدن از هم وادار کرد، پس از هم بریدند.»(1)
امام باقر (علیه السلام): «شخص با ایمان، ترسو و آزمند و بخیل نمیشود.»(2)
یکی از صفات نیکو، حسن خلق است که از آن در اسلام مدح بسیار و از ضد آن (بدخلقی) نکوهش زیادی شده است.
قرآن کریم
در قرآن کریم، خطاب به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «و اگر تندخو و سختدل بودی، مردم از گرد تو پراکنده میشدند.»(1)
روایات
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کاملترین مؤمنین از لحاظ ایمان، نیکوترین آنان از لحاظ خلق است.»(2)
جعفربنمحمد (علیه السلام): «کاملترین مردم از لحاظ خرد، نیکوترین آنان از لحاظ خلق است.»(3)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ چیز در ترازوی عدل، سنگینتر از حسن خلق نیست.»(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خوش خلق باشید که سرانجام آن، ناچار بهشت است؛ و دوری جویید از بدخلقی که سرانجام آن ناچار آتش است.»(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «روز رستاخیز، در میزان شخص، چیزی افضل از حسن خلق گذاشته نمیشود.»(3)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حتماً برای صاحب خلق نیکو، مانند اجر روزهدار و شبزندهدار است.»(4)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خلق بد، عمل (نیک) را فاسد میکند، همچنانکه سرکه عسل را.»(5)
1) (1) . «ما مِنْ شَیْء اثْقَلُ فِی الْمیزانِ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.» (همان)
2) (2) . «عَلَیْکُمْ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَاِنَّ حُسْنَ الْخُلْقِ فِی الْجَنَّةِ لا مَحالَةَ، وَ ایّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ فِی النّارِ لا مَحالَةَ.» (وسایلالشیعه، ج 2، ص 221)
3) (3) . «ما یُوضَعُ فی میزانِ امْرِء یَوْمَ الْقِیمَةِ افْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.» (همان)
4) (4) . «اِنَّ صاحِبَ الْخُلْقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ اجْرِ الصّائِمِ الْقائِمِ.» (همان)
5) (5) . «اَلْخُلْقُ السَّیِّئُ یُفْسِدُ الْعَمَلَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (همان)
امام صادق (علیه السلام): «به راستی خلق بد، ایمان را فاسد میکند، همچنانکه سرکه عسل را.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که بد خلق باشد، خودش را به عذاب افکنده است.»(2)
علی (علیه السلام): «هیچ توبهکاری نیست، مگر اینکه توبۀ او گاه برای وی سالم میماند، جز بد خلق (که توبه او همیشه شکسته میشود) چون بد خلق از گناهی توبه نمیکند، مگر اینکه در گناه دیگری، بدتر از آن واقع میشود.»(3)
در بیان اندازه و حد حسن خلق، از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: «نرم میکنی جانبت را (یعنی خشن و متکبّر مباش) و پاکیزه میکنی کلامت را، و برادر (مسلمانت) را با روی باز و نیکو روبرو میشوی.»(4)
1) (1) . «اِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَیُفْسِدُ الاْیمانَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (همان، ص 475)
2) (2) . «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ.» (همان)
3) (3) . ما مِنْ تائِب الاّ وَ قَدْ تَسْلَمُ لَهُ تَوْبَتُهُ ما خَلاَ السَّیِّئَ الْخُلْقَ لاَنَّهُ لایَتُوبُ مِنْ ذَنْب الاّ وَقَعَ فی غَیْر اشَرَّ مِنْهُ.» (همان، ص 476)
4) (4) . فی بَیانِ حَدِّ حُسْنِ الْخُلْقِ رُوِیَ عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام): «تُلَیِّنُ جَناحَکَ وَ تُطیبُ کَلامَکَ وَ تَلْقی اخاکَ بِبِشْر حَسَن.» (همان، ص 222)
در اسلام نسبت به صبر، تحریص اکیدی شده و موجب پیروزی و موفقیت در جمیع امور است.
قرآن کریم
«ای گروهی که ایمان آوردهاید (بر انجام فرایض و احتراز از منکرات و در مصائب و در پیشرفت جمیع امور) به صبر و مقاومت، و به خواندن نماز مدد جویید و کمک بگیرید، که خداوند با صابران است.»(1)
«و (ای رسولما) صابران را بشارت ده؛ آنان که چون مصیبتی به ایشان رسد، گویند که ما (بنده و) از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم. درود و صلوات عظیم و رحمتی بزرگ از پروردگارشان بر آنان، آنانند که به هدایت نائل و رهبری شدهاند.»(2)
«و (ای رسول ما)! متواضعان را بشارت بده؛ آنان که چون ذکر خدا شود دلهاشان (از عظمت او) به ترس افتد، و صابرین بر مصیبت را (بشارت بده)، و
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ.» (بقره، 153)
2) (2) . «وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ * اَلَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.» (بقره، 155 و 156 و 157)
(بشارت بده) آنان را که برپا دارندۀ نمازند (به حدود و شرایط آن) و از آنچه ما به ایشان روزی کردهایم انفاق میکنند.»(1)
«کسانی که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کردهاند، آنان را در غرفههایی از بهشت جا میدهیم که از زیر آنها نهرها جاری میشود؛ در آنجا جاوید خواهند بود. چه نیکوست اجر عملکنندگان؛ آنان که (در مصیبتها و انجام طاعات و اجتناب از معاصی) صبر کرده و بر پروردگارشان اعتماد و توکل میکنند.»(2)
«جز این نیست که اجر صابرین، بیحساب و تمام و کامل داده میشود.»
«سوگند به عصر! که انسان در خسران و زیان است؛ جز آنان که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کرده و به یکدیگر سفارش به حق و سفارش به صبر و بردباری نمودهاند.»(3)
1) (1) . «وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ * اَلَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاةِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.» (حج، 34 و 35)
2) (2) . «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ * اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.» (عنکبوت، 58 و 59)
3) (3) . «وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ.» (سورة عصر)
«و چه بسا پیغمبری که به همراهی او جماعت کثیری جنگ کردند و از صدماتی که به آنان در راه خدا رسید، سست نشدند و ضعیف نگشتند و خضوع و خشوع (به دشمن) ننمودند؛ و خداوند صابران را دوست دارد.»(1)
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «صبر سه قسم است: صبر هنگام مصیبت، صبر بر طاعت، صبر از معصیت.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «صبر نسبت به ایمان، به منزلۀ سر است نسبت به تن؛ پس همچنان که سر، اگر برود تن از بین میرود و هلاک میشود، صبر هم چون برود ایمان میرود.»(3)
1) (1) . «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ.» (آلعمران، 146)
2) (2) روایات 2. «اَلصَّبْرُ ثَلثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَةِ.» (وافی، جزء دوّم، ص 66)
3) (3) . «اَلصَّبْرُ مِنَ الاْیمانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ کَذلِکَ إِذا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الاْیمانُ.» (همان، جزء سوّم، ص 65)
علی (علیه السلام): «صبر در همۀ امور به منزلۀ سر است نسبت به تن؛ همچنانکه سر اگر از تن جدا شود تن فاسد میشود، صبر هم اگر از امور جدا شود امور فاسد میگردد.»(1)
علی (علیه السلام): «صبر دو گونه است: صبر به هنگام مصیبت که نیکوست و نیکوتر از آن، صبر در برابر آنچه که خدای عزّوجلّ آن را حرام فرموده است (صبر بر ترک معصیت).»(2)
علیبنالحسین (علیه السلام): «صبر نسبت به ایمان به منزلۀ سر نسبت به تن است؛ و کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «بر تو باد صبر در جمیع امور که خداوند تعالی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث نمود، آنگاه او را به صبر و رفق و مدارا امر کرد»(4)و فرمود:
1) (1) . «اَلصَّبْرُ فِی الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ اذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ.» (همان، ص 66)
2) (2) . «اَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ حَسَنٌ جَمیلٌ وَ احْسَنُ مِنْ ذلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکَ.» (وافی، جزء سوّم، ص 65)
3) (3) . «الَصَّبْرُ مِنَ الاْیمانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لاایمانَ لِمَنْ لاصَبْرَ لَهُ.» (همان)
4) (4) . «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ فی جَمیعِ امُورِکَ فَاِنَّ اللهَ تَعالی بَعَثَ مُحَمَّداً(صلی الله علیه وآله وسلم) فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ، فَقالَ: وَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً وَ ذَرْنی وَ الْمُکَذِّبینَ اولِی النَّعْمَةِ. وَ قالَ تَعالی: ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ احْسَنُ فَاِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَاَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم وَ ما یُلَقّیها الاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقّیها الاّ ذُو حَظّ عَظیم.» الخبر. (همان، ص 67)
«ای رسول ما! بر اذیت مشرکین صابر باش و از آنها به خوشی و نرمی و مدارا کنارهگیری کن و آنها را که به نعمت ما نائل شده و به جای شکر و سپاس تکذیب و دشمنی میکنند، به ما واگذار». و نیز خداوند در قرآن فرموده: «از بدیها و مزاحمت کفار و مشرکین به خوشی و مدارا دفاع کن (بدیهای آنها را به نیکی پاسخگوی)؛ در نتیجه آنکه با تو دشمن است مانند دوست، مهربان خواهد شد و این رَویه، شعار صابرین و کسانی است که بهرهای عظیم از تأیید و توفیق خدا دارند.»(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «اگر برایت میسر است که مشکلات و مصائب را با صبر و یقین (به مقدّرات و درجات صابرین) تحمل کنی، چه بهتر؛ پس اینطور باش (یعنی با چنین یقینی صبر کن) و اگر صبر و یقین با هم میسّر نیست، دست کم صابر باش؛ زیرا در صبر بر مشکلات و مکروهات منافع بسیاری است و بدان که پیروزی با صبر است و گشایش به دنبال اندوه و گرفتاری (زیرا خداوند در قرآن
1) (1) شرح دو آیه، ضمنِ روایت فوق، نوشته شده است، نه عین ترجمه آنها.
کریم فرموده است:) با هر سختی آسانی و گشایشی است (و این جمله در قرآن کریم برای تأکید تکرار شده).»(1)
امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «به راستی من در مورد این غلام (و اعمال و رفتار نامطلوب او) و نیز بر مشکلات خانوادگی و کسانم، آنچنان شکیبایی میورزم که از حنظل (هندوانۀ ابیجهل) تلختر است؛ زیرا کسی که صابر باشد با صبر خود به درجات روزهداران و شب زندهداران و شهدای رکاب پیغمبر میرسد.»(2)
1) (1) . «اِنِ اسْتَطَعْتَ انْ تَحَمَّلَ بِالصَّبْرِ مَعَ الْیَقینِ فَافْعَلْ فَاِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَاِنَّ فِی الصَّبْرِ عَلی ما تَکْرَهُ خَیْراً کَثیراً وَ اعْلَمْ انَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ وَ انَّ الْفَرَجَ مَعَ الْکَرْبِ فَاِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً انَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 455)
2) (2) . «اِنّی لاَصْبِرُ مِنْ غُلامی هذا وَ مِنْ اهْلی عَلی ما هُوَ امَرُّ مِنَ الْحَنْظَلِ انَّهُ مَنْ صَبَرَ نالَ بِصَبْرِهِ دَرَجَةَ الصّائِمِ الْقائِمِ وَ دَرَجَةَ الشَّهیدِ الَّذی قَدْ ضَرَبَ بِسَیْفِهِ قُدّامَمُحَمَّد(صلی الله علیه وآله وسلم).» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 455)
توکّل به خدا در امور، اظهار و اعتراف به عجز در انجام امور و رسیدن به مقاصد است و نیز اعتماد به خدا کردن است در واگذاری امور به ذات اقدس او. در اسلام یکی از وظایف شخص با ایمان همین است که در جمیع امور توکّل بر خدا داشته باشد. باید دانست که وظیفۀ عبدِ با ایمان در مقام توکل، آن است که برای
رسیدن به هر خواسته که اسباب عادی و طبیعی برای آن میسر است به اسباب عادی متمسک شود، ولی رسیدن به مطلوب را سرانجام مشروط به اراده و اذن تکوینی خداوند بداند؛ در این صورت با انجام وظیفۀ عادی (یعنی با تمسک به اسباب) امید و اعتمادش تنها به خواست و لطف خدا باشد که به مقصود نائل شود، آری در موردی که اسباب ظاهری و طبیعی میسر نیست و کاری از دست او بر نیاید، باید فقط و فقط به خداوند قادر متعال توکل نماید.
قرآن کریم
«خدایی جز خدای (واقعی) نیست و باید اهل ایمان تنها بر خدا توکل نمایند.»(1)
«هر که بر خدا توکل نماید، خداوند او را کافی است.»(2)
«مسلماً مؤمنین آنانند که چون به یاد خدا افتند دلهاشان بیمناک شود (از عظمت و مخالفت و معصیت او) و هنگامی که آیات خدا بر ایشان خوانده میشود، ایمان آنان زیاد میردد و بر پروردگارشان توکل میکنند.»(3)
1) (1) قرآن کریم 1. «اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.» (تغابن، 13)
2) (2) . «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.» (طلاق، 3)
3) (3) . «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.» (انفال، 2)
«به راستی، خداوند متوکلین را دوست دارد.»(1)
روایات
امام صادق (علیه السلام): «همانا بینیازی و عزت، میگردند و در هر موضع (در هر شخصی) که توکل بیابند فرود میآیند و آنجا را وطن خود قرار میدهند.»(2)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: «هر کس دوست دارد که (روحاً) از تمام مردم نیرومندتر باشد، باید بر خدا توکل نماید.»(3)
و نیز فرمودند: «هر کس مایل است که پرهیزگارترین مردم شود پس باید توکل بر خدا کند.»(4)
1) (1) . «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ.» (آلعمران، 159)
2) (2) روایات 3. «اِنَّ الْغِنی وَالْعِزَّ یَجُولانِ فَاِذا ظَفَرا بِمَوْضِعِ التَّوَکُّلِ اوْطَنا.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 447)
3) (3) . «مَنْ احَبَّ انْ یَکُونَ اقْوَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288; به نقل از روضة الواعظین)
4) (4) . «مَنْ احَبَّ انْ یَکُونَ اتْقَی النّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ.» (همان)
اعتصام به خدا، چنگ زدن به لطف الهی و تمسّک جستن و ملتجی شدن به اوست به منظور حفظ از گمراهی و معصیت خدا، یا از هر شر و مکروه دیگری. اسلام در حالی که به شدت مردم را به سعی و کوشش و تلاش در محیط زندگی
برای بهتر زیستن و انتظام زندگانی دستور میدهد آنان را به اعتصام و توسل به خدا در همۀ احوال، تشویق میکند.
قرآن کریم
«ای مردم! شما را دلیل و برهانی (عظیم) از پروردگارتان آمد و به سوی شما نوری واضح فرستادیم؛ پس آنان که به خدا گرویدند و به او متمسّک شدند، خدا به زودی ایشان را در رحمتی از خود و فضلی (عظیم) در میآورد و آنان را به سوی خود به راهی مستقیم هدایت میکند.»(1)
«نماز را بر پا دارید و زکات دهید و به خدا متمسّک و متوسّل شوید، اوست مولای شما، چه نیکو مولا و نیکو یاوری است.»(2)
«و آنکه به خدا متمسّک و متوسّل شود، محققاً به راهی راست هدایت یافته است.»(3)
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً * فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً.» (نساء، 174 و 175)
2) (2) . «فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ.» (حج، 78)
3) (3) . «وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.» (آلعمران، 101)
روایات
علی (علیه السلام): «کسی که به خدا متمسک شود، خدا او را نجات دهد.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «هر بندهای که به خواستۀ خداوند توجه نماید، خداوند نیز به خواستۀ او توجه خواهد نمود. و کسی که به خدا اعتصام کند، خداوند او را نگهداری و محافظت فرماید. و کسی که خدا به او اقبال کند و او را حفظ نماید اگر آسمان به زمین افتد یا بلیهای بر اهل زمین نازل گردد، باکی ندارد و با اینکه بلا شامل مردم میشود، او در حزب خدا (و در پناه او) است به سبب تقوی و
1) (1) روایات 2. «مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ نَجاهُ * مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ لَمْ یَضُرُّهُ شَیْطانٌ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288)
پرهیزکاری؛ مگرنه این است که خداوند میفرماید: "پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی میباشند" .»(1)
1) (1) . «اَیُّما عَبْدٌ اقْبَلَ قِبَلَ ما یُحِبُّ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اقْبَلَ اللهُ قِبَلَ ما یُحِبُّ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ عَصَمَهُ اللهُ، وَ مَنْ اقْبَلَ اللهُ قِبَلَهُ وَ عَصَمَهُ لَمْ یُبالِ لَوْ سَقَطَتِ السَّماءُ عَلَی الاَرْضِ اوْ کانَتْ نازِلَةٌ عَلی اهْلِ الاَرْضِ فَشَمَلَتْهُمْ بَلِیَّةٌ کانَ فی حِزْبِ اللهِ (وَ فی رِوایَة فی حِرْزِاللهِ) بِالتَّقْوی مِنْ کُلِّ بَلِیَّة الَیْسَ اللهُ یَقُولُ: "اِنَّ الْمُتَّقینَ فی مَقام امین" .»(وسائلالشیعه، ج 2، ص 447)
اگر چه شخص با ایمان از جهت گناه و خطایش، باید پیوسته از عقاب خداوند متعال خائف بوده و از کیفر و مؤاخذۀ او مأمون نباشد، ولی در عین حال باید به رحمت و فضل و غفران پروردگار مهربان نیز امیدوار بوده و حسن ظن به او داشته
باشد و هیچگاه نباید از رحمت قادرِ متعال نا امید گشته و سوءظن به او پیدا کند؛ که یأس از رحمت خداوند و سوءظن به او، از معاصی پروردگار مهربان است.
روایات
امام باقر (علیه السلام): «هیچ بندۀ مؤمنی نیست، مگر اینکه در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش که قادر متعال او را عقوبت کند) و نور امید (به رحمت و فضل و غفران پروردگار متعال که او را ببخشد) که اگر این دو نور سنجیده شود، هیچ یک بر دیگری زیادتی نکند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «مؤمن، مؤمن (حقیقی) نشود تا اینکه خائف (از گناه و عقابش) و امیدوار (به رحمت پروردگارش) گردد، و خائف و امیدوار نباشد تا اینکه به جهت خوف و رجائش عامل شود.»(2)
1) (1) روایات 1. «لَیْسَ مِنْ عَبْد مُؤْمِن الاّ وَ فی قَلْبِهِ نُورانِ نُورُ خیفَة وَ نُورُ رَجاء لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلی هذا وَ لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ یَزِدْ عَلی هذا.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 448)
2) (2) . «لایَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّی یَکُونَ خائِفاً راجِیاً وَ لایَکُونُ خائِفاً راجِیاً حَتّی یَکُونَ عامِلاً لِما یَخافُ وَ یَرْجُو.» (همان)
امام صادق (علیه السلام): «به خداوند امیدوار باش (ولی) به قسمی که امیدت تو را بر معصیت او جَری نکند، و از خدا بترس (ولی) به نحوی که ترست تو را از رحمت او مأیوس نکند».(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خداوند متعال فرموده عمل کنندگان، بر اعمال و عباداتی که برای ثواب دادنِ من به جا میآورند، اتکال و اعتماد نکنند؛ زیرا که ایشان اگر در عبادت من کوشش کنند و خود را به مشقّت اندازند و عمرهای خود را فانی سازند، باز هم در عبادتشان مقصرند و به حقیقت و کنه عبادت من (در آنچه میطلبند از کرامت من و نعیم بهشتها و درجات رفیع و بلندِ جوارم) نمیرسند؛ ولیکن به رحمت من باید وثوق و اعتماد داشته و به فضل من باید امیدوار باشند و به حسن ظنّ به من باید مطمئن شوند که در این صورت رحمت من به ایشان میرسد و انعام و فضل من، رضوان و خشنودی مرا به ایشان میرساند و مغفرت و آمرزش من، عفو مرا به ایشان میپوشاند؛ زیرا من خداوند رحمان و رحیم هستم و به این اسم، نام گرفتهام».(2)
1) (1) . «اُرْجُ اللهَ رَجاءً لایُجَرِّئُکَ عَلی مَعْصِیَتِهِ وَ خَفِاللهَ خَوْفًا لایُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 448)
2) (2) . «قالَ اللهُ تَعالی لا یَتَّکِلِ الْعامِلُونَ عَلی اعْمالِهِمُ الَّتی یَعْمَلُونَها لِثَوابی فَاِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ اتْعَبُوا انْفُسَهُمْ وَ افْنَوْا اعْمارَهُمْ فی عِبادَتی کانُوا مُقَصِّرینَ غَیْرَ بالِغینَ فی عِبادَتِهِمْ کُنْهَ عِبادَتی فیما یَطْلُبُونَ عِنْدی مِنْ کَرامَتی وَ النَّعیمِ فی جَنّاتی وَ رَفیعِ الدَّرَجاتِ الْعُلی فی جِواری وَ لکِنْ بِرَحْمَتی فَلْیَثِقُوا وَ فَضْلی فَلْیَرْجُوا، وَ الی حُسْنِ الظَّنِّ بی
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «قسم به آنکه خدایی جز او نیست، هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده مگر با حسن ظن و امید او به خداوند و حسن خلق و امتناعش از غیبت مؤمنین. قسم به آنکه خدایی جز او نیست، خداوند هیچ مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمیکند مگر به سوءظنش به خداوند و به تقصیرش در رجاء و امید به خداوند و به بدخلقی و غیبتش از مؤمنین. قسم به آنکه خدایی جز او نیست، هیچ بندۀ مؤمنی حسن ظن به خداوند نبُرد مگر آنکه خداوند به همان حسن ظنش با او رفتار نماید؛ برای اینکه خداوند کریم است، خیرات به دست اوست، حیا میکند از اینکه بندۀ مؤمنش به او حسن ظن ببرد و او خلاف ظن و رجاء بندهاش بنماید، پس به خداوند گمان نیکو دارید و به سوی او شوق و رغبت بَرید.»(1)
1) (1) . «وَالَّذی لا الهَ الاّ هُوَ ما اعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ الاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللهِ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسْنِ خُلْقِهِ وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنینَ وَ الَّذی لا الهَ الاّ هُوَ لا یُعَذِّبُ اللهُ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَةِ وَالاِْسْتِغْفارِ الاّ بِسُوء ظَنِّهِ بِاللهِ وَ تَقْصیر مِنْ رَجائِهِ لَهُ وَ سُوءِ خُلْقِهِ وَ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنینَ وَ الَّذی لا الهَ الاّ هُوَ لایَحْسُنُ ظَنُّ عَبْد مُؤْمِن بِاللهِ الاّ کانَ اللهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ لاَِنَّ اللهَ کَریمٌ بِیَدِهِ الْخَیْرُ یَسْتَحْیی انْ یَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ احْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ یُخْلِفُ ظَنَّهُ وَ رَجائَهُ فَاَحْسِنُوا بِاللهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا الَیْهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 450)
امام صادق (علیه السلام): «حسن ظن به خداوند این است که جز به خداوند امید، و جز از گناهت، بیم و هراس نداشته باشی.»(1)
1) (1) . «حُسْنُ الظَّنِّ بِاللهِ انْ لاتَرْجُوَ الاَّ اللهَ وَ لاتَخافَ الاّ ذَنْبَکَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 450)
در اسلام به راستگویی اهمیت زیاد داده شده و راستگویی از فرائض و دروغ گفتن از گناهان است.(1)
1) (1) . آری اگر اصلاح بین دو نفر مسلمان متوقف برگفتن دروغی شود، در این صورت، دروغ به قصد اصلاح و رفع فساد جایز است. و نیز اگر جلوگیری از ظلم ظالم و دفع ضرر جانی یا مالی قابل توجه از خود شخص یا برادر مسلمانش متوقف بر گفتن دروغی شود، در این صورت هم به قصد جلوگیری از ظلم، دروغ جایز است. (مدارک مسأله در وسائل الشیعه، ج 2، ص 234 و ج 3، ص 219)
قران کریم
«به درستی که خداوند برای: مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان عابد، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان شکیبا، مردان و زنان خاشع و فروتن، مردان و زنان صدقهدهنده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنانی که فروج خود را از حرام محافظت کنند، و مردان و زنان بسیار یاد کنندۀ خدا، آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.»(1)
روایات
علی (علیه السلام): «هان ای مردم! راست گویید که خدا با راستگویان است و از دروغ دوری کنید که دروغ دور از ایمان است.»(2)
1) (1) قرآن کریم 2. «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً.» (احزاب، 35)
2) (2) روایات 1. «اَیُّهَا النّاسُ الا فَاصْدُقُوا انَّ اللهَ مَعَ الصّادِقینَ وَ جانِبُوا الْکِذْبَ فَاِنَّهُ مُجانِبٌ لِلاْیمانِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 84، به نقل از «مشکوة الانوار»)
امام صادق (علیه السلام): «بر شما لازم است پرهیزگاری از (معصیت) خدا و راستی گفتار، و ادای امانت.»(1)
امام باقر (علیه السلام): «دروغ، خرابی ایمان است.»(2)
علی (علیه السلام) «بنده، مزۀ ایمان را نمیچشد تا اینکه دروغ را، چه شوخی باشد و چه جدی، ترک نماید.»(3)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه خصلت از نشانههای منافق است: چون سخن راند دروغ گوید؛ هرگاه امینش قرار دهند خیانت کند؛ و چون وعده نماید خلف کند.»(4)
امام رضا (علیه السلام) در نامهاش به مأمون می فرماید: (گناهان کبیره) همان قتل انسان که خداوند آن را حرام کرده و زنا و دزدی و شراب خواری و عاق والدین و
1) (1) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ اداءِ الاَْمانَةِ.» (همان، ص 60، به نقل از «صفات الشعیه» مرحوم صدوق)
2) (2) . «اَلْکِذْبُ هُوَ خَرابُ الاْیمانِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)
3) (3) . «لایَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الاْیمانِ حَتّی یَتْرُکَ الْکِذْبَ هَزْلَهُ وَجِدَّهُ.» (همان، ص 234)
4) (4) . «ثَلثُ خِصال مِنْ عَلاماتِ الْمُنافِقِ: إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إِذا وَعَدَ اخْلَفَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 10؛ مفاد این حدیث در حدیث وسائل الشعیه از کتاب کافی نیز خواهد آمد.)
فرار از... و خوردن مال یتیم و مردار و خون و گوشت خوک و هر چه که بدون اسم خداوند ذبح شود - البته در غیر از حال اضطرار - (تا آنجا که میفرماید) و دروغ گفتن و تکبر ورزیدن و اسراف و حیف و میل کردن و خیانت در امانت.(1)
امام صادق در حدیث «شرایعالدین» که در عداد گناهان کبیره، کذب را ذکر فرمودهاند.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه (حالت و خصلت) است که در هر کس باشد، منافق است؛ گرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و به گمان خود مسلمان باشد: کسی که چون امینش قرار دهند خیانت کند؛ چون سخن رانَد و خبر دهد، دروغ گوید؛ و چون وعده نماید خلف کند.»(3)(و سپس سه آیه را که در متن حدیث مذکور است، به مناسبت ذکر کردهاند.)
1) (1) . «(الْکَبائِرُ) هِیَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ تَعالی وَ الزِّنا وَ السَّرِقَةُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ اکْلُ مالِ الْیَتیمِ ظُلْماً وَ اکْلُ الْمَیْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزیرِ وَ ما اهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَة (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الْکِبْرُ وَ الاِسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَةُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 464)
2) (2) . «وَ الْکَبائِرُ مُحَرَّمَةٌ وَ هِیَ الشِّرْکُ بِاللهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللهُ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ اکْلُ مالِ الْیَتیمِ ظُلْماً (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ الْکِذْبُ وَ الاِسْرافُ وَ التَّبْذیرُ وَ الْخِیانَةُ.» (همان، ص 465)
3) (3) . «ثَلثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ مُنافِقاً وَ انْ صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ انَّهُ مُسْلِمٌ: مَنْ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ اذا وَعَدَ اخْلَفَ; انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ فی کِتابِهِ: انَّ اللهَ لایُحِبُّ الْخائِنینَ، وَ قالَ: انْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَیْهِ انْ کانَ مِنَ
بدترین دروغها، دروغ بستن به خدا و پیغمبر و ائمۀ دین (علیهم السلام) است و لذا به شدت از آن منع شده است.
قرآن کریم
خداوند متعال در چند مورد از قرآن کریم میفرماید: «ستمکارتر از آنکه دروغ به خدا ببندد کیست؟»(1)
در موردی نیز میفرماید: «مسلماً آنانکه بر خدا دروغ میبندند، رستگار نمیشوند، (و لذائذ دنیای فعلی آنها) برخورداری کمی است و (در آخرت) برای آنان عذابی دردناک است.»(2)
روایات
از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: «اگر کسی سخنی را که من نگفتهام به من ببندد، باید جایگاه خود را از آتش آماده کند.»(1)
امام صادق (علیه السلام) است: «هر کس بر ما دروغ ببندد، بر رسول خدا دروغ بسته است و هر کس بر رسول خدا دروغ ببندد، بر خدا دروغ بسته است و هر کس بر خدا دروغ ببندد، خداوند عزّوجلّ او را عذاب کند.»(2)
نیز از آن حضرت است: «دروغ بر خدا و بر رسول او و بر اوصیاء (علیهم السلام)، از گناهان کبیره است.»(3)
1) (1) روایات 1. «مَنْ قالَ عَلَیَّ ما لَمْ اقُلْ فَلْیَتَبَوَّءْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّار.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 234) در ترجمه، «فَلْیَتَبَوَّءْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ» به غیر معنی متن، دو احتمال دیگر میباشد: الف) باید نازل شود به جایگاه خود از آتش. ب) باید بگیرد جایگاه خود را از آتش.
2) (2) . «مَنْ کَذَبَ عَلَیْنا فی شَیْء فَقَدْ کَذَبَ عَلی رَسُولِ اللهِ وَ مَنْ کَذَبَ عَلی رَسُولِ اللهِ فَقَدْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ مَنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ عَذَّبَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 234)
3) (3) . «اَلْکِذْبُ عَلَی اللهِ وَ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الاوْصِیاءِ مِنَ الْکَبائِرِ.» (همان)
در موضوع وفای به پیمان، نسبت به هر کس که باشد، در اسلام اهمیت زیادی داده شده و از شکستن پیمان، منع شدید شده است.
قرآن کریم
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به عهد و پیمانها وفا کنید.»(1)
در اوصاف مؤمنین رستگار میفرماید: «و کسانی که امانتها و پیمان خود را رعایت کنندهاند.»(2)
«به عهد و پیمان وفا کنید که البته به آن (در قیامت) بازخواست خواهید شد.»(3)
پس از آنکه در آیات اوّل سورۀ «توبه» به مشرکین معاهد که نقض عهد نموده بودند،(4)اخبار و اعلام برائت و بیزاری از جانب خداوند و رسول میشود و فقط تا چهار ماه به آنان مهلت عدم تعرض داده میشود، میفرماید: «مگر آن مشرکینی که با ایشان معاهده کردید، سپس آنها چیزی از شرایط عهدنامه را کم نکردند و احدی از دشمنانِ شما را، بر ضرر شما کمک ننمودند؛ پس عهد آنان را تا آخر مدت
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ.» (مائده، 1)
2) (2) . «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(الی ان قال تعالی) وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.» (مؤمنون، 8)
3) (3) . «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً.» (اسراء، 34)
4) (4) . «إِلاَّ الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ.» (توبه، 4)
معاهده، وفا و تمام کنید که (وفای به عهد در این مورد از تقوی است و) هر آینه خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»
دربارۀ دستهای از مؤمنین مکه که به مدینه هجرت ننموده بودند، میفرماید: «اگر ایشان از شما (ساکنین مدینه) در دین طلب یاری کنند، پس بر شماست یاریشان کنید؛ مگر بر ضرر قومی (از کفار) که میان شما و ایشان عهد و پیمانی باشد (که در این صورت یاری کردن، حتی به مسلمین، جایز نیست) و خداوند به آنچه میکنید، بیناست.»(1)
روایات
1) (1) . «وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلاّ عَلی قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.» (انفال، 72)
امام صادق (علیه السلام): «سه چیز است که خداوند برای احدی از مردم در آنها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد به نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار باشند چه بدکار.»(1)
امام باقر (علیه السلام): «سه چیز است که خداوند در آنها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت نسبت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد نسبت به نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار باشند و چه بدکار.»(2)
1) (1) روایات 1. عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام): «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لاَحَد مِنَ النّاسِ فیهِنَّ رُخْصَةٌ: اداءُ الاَْمانَةِ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641، باب 2; به نقل از خصال صدوق)
2) (2) . عَنِ الْباقِرِ(علیه السلام): «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ فیهِنَّ رُخْصَةٌ: اداءُ الاَمانَةِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْفاجِرَیْنِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 48; به نقل از کلینی)
وفای به وعده و خلف وعده
وفای به وعده، همچنانکه نزد عقلا ممدوح، و خلف آن مذموم است، در اسلام به وفای آن ترغیب و تحریص، و از خلف آن منع شده است.
قرآن کریم
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا میگویید (و وعده میدهید) چیزی را که نمیکنید، این (عمل) که بگویید (و وعده بدهید) چیزی را که نمیکنید نزد خدا بسیار سخت مبغوض است.»(1)
روایات
امام صادق (علیه السلام): «وعدۀ مؤمن به برادر ایمانیاش، نذری است که کفّارهای بر آن نیست (یعنی اگر خلف کند، با هیچ کفارهای جبران آن، نتواند کرد) پس هر که خلف وعده کند، در واقع به خلف با خدا شروع کرده و به بغض شدید او دچار شده؛ و این است قول خداوند متعال که فرموده:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ ".»2
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.» (صفّ، 2 و 3)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام): «خلف وعده، موجب شدت بغض نزد خداوند و مردم است؛ خداوند متعال فرموده:" کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ" .»1
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر که به خدا و روز آخرت ایمان آورد، هرگاه وعده کند باید وفا کند.»(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «سه (حالت) است که در هر کس باشد منافق است، گرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و به گمان خود مسلمان باشد: کسی که چون امین قرار داده شود خیانت کند؛ چون خبر دهد دروغ گوید؛ و چون وعده دهد خلف کند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «مؤمن برادر مؤمن و چشم او و راهنمای اوست، خیانت و ستم و خدعه و خلف وعده به او نمیکند.»(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که با مردم معامله کند و به آنان ظلم نکند، و سخن با مردم گوید و دروغ نگوید، و وعده به آنان دهد و خلف نکند، از
1) (2) . «مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ فَلْیَفِ اذا وَعَدَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 222)
2) (3) . «ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ مُنافِقاً وَ انْ صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ انَّهُ مُسْلِمٌ: مَنْ اذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ اذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ اذا وَعَدَ اخْلَفَ.» (همان، ص 466)
3) (4) . «اَلمُؤْمِنُ اخُ الْمُؤْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلیلُهُ لایَخُونُهُ وَ لایَظْلِمُهُ وَ لایَغُشُّهُ وَ لایَعِدُهُ عِدَةً فَیُخْلِفُهُ.» (همان، ص 288)
کسانی است که مروّتش کامل و عدالتش ظاهر و اخوّتش واجب و غیبتش حرام شده است.»(1)
1) (1) . «مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَتْ مُرُوَّتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدالَتُهُ وَ وَجَبَتْ اخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غیبَتُهُ.» (همان، ج 3، ص 417)
اسلام مردمان را به عدالت و داد، دعوت و امر میکند و از بیعدالتی و ستم به شدت نهی مینماید.
قرآن کریم
«به راستی خدا به عدالت و (بلکه) به احسان و تفضّل بر دیگران و عطای به خویشان امر و از کار بسیار زشت و منکر و تجاوز به مردم نهی میکند. خدا شما را پند میدهد شاید متذکّر شوید.»(1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر معاملهای کردید به ذمّه و دَیْن برای مدت معیّنی، آن را بنویسید و باید میانۀ شما نویسندهای آن را به درستی و دادگری بنویسد (تا اینکه میفرماید:) و اگر مدیون، سفیه یا ضعیف (در فهم و علم) باشد و یا (به جهت مانع دیگری؛ چون، گنگی و یا اشتغال به کار لازمی) نتواند املا کند، از جانب او ولیّ او باید به درستی و عدالت، دَیْن را بر نویسنده املا کند.»(2)
«به راستی خداوند به شما امر میکند که امانات را به اهلش ادا کنید و نیز امر میکند که چون بین مردم حکومت میکنید به عدالت حکم نمایید. مسلماً خداوند شما را به خوب چیزی پند میدهد، خداوند شنوای بیناست.»(3)
1) (1) قرآن کریم 167. «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.» (نحل، 90)
2) (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ(الی ان قال تعالی) فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ... اَلْآیَةَ.» (بقره، 282)
3) (3) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً.» (نساء، 58)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! پیوسته به عدالت قیام کنید و برای (رضای) خدا شهادت دهید، گر چه آن شهادت به ضرر خودتان یا ضرر پدر و مادر یا خویشانتان باشد، خواه طرف غنی باشد یا فقیرۀ؛ پس خدا نسبت به غنی و فقیر (و رعایت مصلحت آنها) از شما سزاوارتر است. پس هوای نفس را پیروی نکنید که از حق عدول کنید، و اگر زبان خود را (در ادای شهادت) بگردانید یا از حق کناره جویید، البته خدا به آنچه میکنید آگاه است.»(1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، پیوسته ایستادگان برای (رضای) خدا و گواهان به عدالت باشید و دشمنی با قومی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید، عدالت کنید که عدالت به تقوی نزدیکتر است و از خدا بپرهیزید که خدا به آنچه میکنید آگاه است.»(2)
«و اگر دو گروه از مؤمنین با یکدیگر جنگ کنند بین آنها اصلاح کنید؛ اگر یکی از این دو گروه بر دیگری تجاوز و ستم کند با آنان که ستم میکنند، جنگ کنید تا
1) (1) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً.» (نساء، 135)
2) (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.» (مائده، 8)
به سوی فرمان خدا برگردند پس اگر برگشتند، با عدالت بین ایشان را اصلاح کنید و (در همه امور) عدالت کنید که خداوند عادلان را دوست دارد.»(1)
«و تمام دهید پیمانه و میزان را به عدالت. تکلیف نمیکنیم نفسی را مگر به قدر طاقتش، و چون سخن گویید، عدالت کنید (و جانبداری نکنید) هر چند آن کس که درباره او سخن میگویید، با شما صاحب قرابت و خویشی باشد.»(2)
«بر نیکوکاری و پرهیزکاری به یکدیگر کمک کنید، و بر گناه و ستم به یکدیگر کمک نکنید.»(3)
«هر که از شما (مردم) ستم کند، به او عذاب بزرگی میچشانیم.»(4)
«تمایل (یا تکیه و اعتماد) نکنید به کسانی که ستم کردهاند، که به شما آتش برسد، و برای شما غیر از خدا دوستانی (یارانی) نخواهد بود، پس کمک و یاری نخواهید شد.»(5)
1) (1) . «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الْأُخْری فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتّی تَفِیءَ إِلی أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.» (حجرات، 9)
2) (2) 1. وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(انعام، 152)
3) (3) . «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ.» (مائده، 2)
4) (4) . «وَ مَنْ یَظْلِمْ مِنْکُمْ نُذِقْهُ عَذاباً کَبِیراً.» (فرقان، 19)
5) (5) . «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.» (هود، 113)
روایات
امام صادق (علیه السلام): « کسی که به مردم ستم میکند، از شیعیان ما نیست.»(1)
علی (علیه السلام): «دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید.»(2)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «حقّاً شرّی که کیفرش سریعتر (از کیفر سایر شرور و معاصی) باشد، ستم و تعدّی است.»(3)
امام باقر (علیه السلام): «تاریکیهای رستاخیز، همان ستمهای دنیاست.»(4)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «بهترین مردم کسی است که مردم از او منتفع شوند؛ بدترین مردم کسی است که مردم از او آزار بینند، و بدتر از او کسی است که مردم او را از ترس بدی و شرّ او اکرام کنند.»(5)
1) (1) روایات 5. «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 343)
2) (2) . عن علیّ(علیه السلام): «کُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وِ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.» (نهجالبلاغه، وصیت امیرمؤمنان به امام حسن و امام حسین علیهما السلام)
3) (3) . «اِنَّ اعْجَلَ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْیُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 477)
4) (4) . «اَلظُّلْمُ فِی الدُّنْیا هُوَ الظُّلُماتُ فِی اْلآخِرَةِ.» (همان، ص 478)
5) (5) . «خَیْرُ النّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النّاسُ وَ شَرُّ النّاسِ مَنْ تَأَذّی بِهِ النّاسُ وَ شَرٌّ مِنْ ذلِکَ مَنْ اکْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 33؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که همراه با ستمکاری برای کمک به او برود، با آنکه میداند او ستمکار است، از ایمان خارج شده است.»(1)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که با ایمانی را اذیت کند، خدا او را اذیت کند، و کسی که با ایمانی را اندوهناک کند، خدا او را اندوهناک کند.»(2)
علی (علیه السلام): «کسی که ستم کند، ستمش او را هلاک میکند.»(3)
«کسی که ستم کند، کار خود را فاسد کرده است.»
«کسی که بر بندگان خدا ستم کند، علاوه بر بندگان (ستم دیده)، خدا هم دشمن او خواهد بود، و کسی که خدا دشمن او شود، حجت او را باطل کند (عذر او را نپذیرد) و او را در دنیا و آخرت عذاب فرماید.»
1) (1) . «مَنْ مَشی مَعَ ظالِم لِیُعینَهُ وَ هُوَ یَعْلَمُ انَّهُ ظالِمٌ فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الاْیمانِ.» (همان، ص 437؛ به نقل از «کنز الفوائد» کراجکی)
2) (2) . «مَنْ آذی مُؤْمِناً آذاهُ اللهُ وَ مَنْ احْزَنَهُ احْزَنَهُ اللهُ.» الخبر. (همان، ص 103؛ به نقل از «لب الالباب» قطب راوندی)
3) (3) . «مَنْ جارَ، اهْلَکَهُ جَوْرُهُ * مَنْ ظَلَمَ، افْسَدَ امْرَهُ * مَنْ ظَلَمَ عِبادَاللهِ، کانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبادِهِ، وَ مَنْ یَکُنِ اللهُ خَصْمَهُ، یُدْحِضْ حُجَّتَهُ وَ یُعَذِّبْهُ فی دُنْیاهُ وَ مَعادِهِ * ابْعُدُوا عَنِ الظُّلْمِ فَاِنَّهُ اعْظَمُ الْجَرائِمِ وَ اکْبَرُ الْمَآثِمِ * ظُلْمُ الْمَرْءِ فِی الدُّنْیا عُنْوانُ شِقائِهِ فِی الاْخِرَةِ.» (همان، ص 242; به نقل از «غرر» آمدی)
«از ستم دوری کنید که ستم بزرگترین جرمها و گناهان است.»
«ستم شخص در دنیا، سرنوشت و نمودار بدبختی اوست در آخرت.»
یکی از فرایض و واجبات مهم در اسلام، ادای هر نوع «امانت» است نسبت به هر کس از نیکوکار و بدکار؛ و یکی از بدترین گناهان، «خیانت» است.
قرآن کریم
«پس اگر فردی از شما به برخی اطمینان کند و او را امین خود گرداند، آنکه امین قرار داده شده است، باید امانت را به صاحبش ادا کند و از (مخالفت) خدا که پروردگار اوست بپرهیزد.»(1)
«به راستی خداوند به شما امر میکند به این که امانتها را به صاحبانش ادا کنید.»(2)
در وصف مؤمنین رستگار میفرماید: «و آنها کسانی (هستند) که امانتها (نزد خود را) و پیمانشان را رعایت کنندهاند.»(3)
«به راستی خداوند، اشخاص خائن را دوست ندارد.»(4)
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که امانتدار نیست، هیچ ایمان ندارد.»(5)
1) (1) قرآن کریم 185. «فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ.» (بقره، 283)
2) (2) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها.» (نساء، 58)
3) (3) . «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(الی ان قال) وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.» (مؤمنون، 8)
4) (4) . «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ.» (انفال، 58)
5) (5) روایات 1. «لا ایمانَ لِمَنْ لا امانَةَ لَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 504)
امام زینالعابدین (علیه السلام): «بر شما باد ادای امانت! سوگند به کسی که محمّد را به راستی به پیغمبری برانگیخت، اگر کشندۀ پدرم حسینبنعلی مرا بر شمشیری، که پدرم را با آن کشت، امین قرار دهد، حتماً آن را به او باز خواهم داد.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید. و بر شما باد ادای امانت به کسی که شما را امین قرار دهد، پس اگر کشندۀ علی مرا بر امانتی امین قرار دهد، حتماً امانت او را ادا خواهم کرد.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «ادای امانت کنید، گر چه به کشندۀ حسینبنعلی (علیه السلام) باشد.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد پرهیزگاری خدا و راستگویی و ادای امانت.»(4)
1) (1) . «عَلَیْکُمْ بِاَداءِ الاَمانَةِ فَوَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ انَّ قاتِلَ ابی (الْحُسَیْنِبْنِ عَلیٍّ(علیه السلام) ائْتَمَنَنی عَلَی السَّیْفِ الَّذی قَتَلَهُ بِهِ لاََدَّیْتُهُ الَیْهِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
2) (2) . «اِتَّقُوا اللهَ وَ عَلَیْکُمْ بِاَداءِ الاَمانَةِ الی مَنِ ائْتَمَنَکُمْ فَلَوْ انَّ قاتِلَ عَلِیٍّ ائْتَمَنَنی عَلی امانَة لاَدَّیْتُها الَیْهِ.» (همان)
3) (3) . «اَدُّوا الاَمانَةَ وَلَوْ الی قاتِلِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ علیه السلام.» (همان)
4) (4) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ اداءِ الاَمانَةِ.» الخبر. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 60؛ به نقل از «صفات الشیعه» مرحوم صدوق)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس در دنیا امانتی را خیانت کند و به صاحبش رد نکند، و مرگ او فرا رسد بر غیر ملت من مرده است و خدا را غضبناک ملاقات خواهد نمود.»(1)یعنی در قیامت عذاب الهی شامل حال او خواهد بود.
علی (علیه السلام): «مسلمان چون امین قرار داده شود، خیانت نمیکند و چون وعده دهد، خلاف نمیورزد و چون سخن گوید، دروغگو نیست.»(2)
علی (علیه السلام): «از خیانت بپرهیز! زیرا خیانت، بیگمان بدترین گناه است و خائنِ مُعَذَّب به آتش خواهد بود.»(3)
علی (علیه السلام): «از خیانت کنارهگیری کنید؛ زیرا بیگمان خیانت، از اسلام برکنار است.»(4)
1) (1) . «مَنْ خانَ امانَةً فِی الدُّنْیا وَ لَمْ یَرُدَّها الی اهْلِها ثُمَّ ادْرَکَهُ الْمَوْتُ ماتَ عَلی غَیْرِ مِلَّتی وَ یَلْقَی اللهَ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
2) (2) . «لَیْسَ الْمُسْلِمُ بِالْخائِنِ اذَا ائْتُمِنَ وَ لابِالْمُخْلِفِ اذا وَعَدَ وَ لابِالْکَذِبِ اذا نَطَقَ.» الخبر. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از «امالی» شیخ مفید)
3) (3) . «اِیّاکَ وَ الْخِیانَةَ فَاِنَّها شَرُّ مَعْصِیَة فَاِنَّ الْخائِنَ لَمُعَذَّبٌ بِالنّارِ عَلی خِیانَتِهِ.» (همان، ص 506؛ به نقل از «غرر» آمدی)
4) (4) . «جانِبُوا الْخِیانَةَ فَاِنَّها مُجانِبَةُ الاِسْلامِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 506؛ به نقل از «غرر» آمدی)
امام صادق (علیه السلام): «سه چیز است که در هر حال (مسلمان) ناگزیر از اداء آنهاست: امانت نسبت به صالح و تبهکار، وفاء به عهد نسبت به صالح و تبهکار، نیکی و طاعت نسبت به پدر و مادر چه صالح باشند و چه تبهکار.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «احدی را در مالی که نزد تو مینهد، و در امانتی که تو را بر آن امین مینماید، البته خیانت مکن؛ که خدای متعال میفرماید:" إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها " خداوند فرمان میدهد که امانات مردم را به آنها مسترد نمایید" .»(2)
علی (علیه السلام): «ای کمیل! بدان و بفهم که ما، ترک ادای امانتها را به احدی از مخلوق اجازه نمیدهیم؛ پس اگر کسی از من در این خصوص اجازهای را روایت کند، باطل گفته و بزهکار شده و کیفر او آتش میباشد، چون دروغ گفته است. سوگند میخورم که شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ساعت پیش از
1) (1) . «ثَلثَةٌ لابُدَّ مِنْ ادائِهِنَّ عَلی کُلِّ حال الاَمانَةُ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ» (همان، ص 505؛ به نقل از «مشکوة الانوار»)
2) (2) . «لاتَخُونَنَّ احَداً فی مال یَضَعُهُ عِنْدَکَ وَ امانَة ائْتَمَنَکَ عَلَیْها فَاِنَّ اللهَ تَعالی یَقُولُ: انَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ انْ تُؤَدُّوا الاَْماناتِ الی اهْلِها.» (همان، ص 506؛ به نقل از «مکارم الاخلاق» طبرسی)
وفاتش که سه مرتبه گفت: ای اباالحسن به نیکوکار و بدکار در چیز کوچک و بزرگ، حتی در نخ و سوزن، ادای امانت را رعایت کن.»(1)
1) (1) . «یا کُمَیْلُ اعْلَمْ وَ افْهَمْ انّا لانُرَخِّصُ فی تَرْکِ اداءِ الاَماناتِ لاَحَد مِنَ الْخَلْقِ فَمَنْ رَوی عَنّی فی ذلِکَ رُخْصَةً فَقَدْ ابْطَلَ وَ اثِمَ وَ جَزائُهُ النّارُ بِما کَذَبَ، اقْسَمْتُ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) یَقُولُ لی قَبْلَ وَفاتِهِ بِساعَة مِراراً ثَلثاً یا ابَاالْحَسَنِ ادِّالاَْمانَةَ الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ فیما قَلَّ وَ جَلَّ حَتّی فِی الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ.» (همان، ص 505؛ به نقل از «بشارة المصطفی» عمادالدینطبری)
اسلام مردم را برای به دست آوردن احتیاجات زندگی، به کار و کوشش بسیار دستور داده و از بیکاری و تنبلی و سربار دیگران شدن، به شدّت منع نموده است.
قرآن کریم
«به تحقیق شما را در زمین مسلّط کردیم، و برای شما در آن وسایل و مایههای زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آنچه در آن است استفاده برید و شکر گزارید ولی) شما اندک شکر میکنید.»(1)
«و (خداوند) از رحمت خود، برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب بیارمید و (در روز) از فضل او بجویید و تا شکر او گزارید.»(2)
«پس چون نماز به پایان رسید در زمین پراکنده شوید و از فضل و احسان خدا بجویید.»(3)
روایات
امام صادق (علیه السلام): «به راستی خداوند عزّوجلّ، زیادی خواب و زیادی فراغت را مبغوض میدارد.»(4)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ، قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ.» (اعراف، 10)
2) (2) . «وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.» (قصص، 73)
3) (3) . «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ.» (جمعه، 10)
4) (4) روایات 204. «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُبْغِضُ کَثْرَةَ النَّوْمِ وَ کَثْرَةَ الْفِراغِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
امام کاظم (علیه السلام): «از کسالت و دلتنگی دوری گزین؛ که این دو تو را از بهرۀ دنیا و آخرت باز میدارند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «در جستجوی معیشتهاتان کسالت مَوَرزید که پدران ما برای طلب معیشت تلاش میکردند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «از جستجوی معیشت خود، کسالت مورز که سربار دیگری خواهی شد.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که بار خود را بر دوش دیگری اندازد، ملعون است.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «بر شماست پرهیز از (معاصی) خداوند عزّوجلّ و ملازمتِ کاری که به وسیلۀ آن (به شخص) آنچه نزد خداست (از ثواب یا روزی) میرسد. قسم به خدا! که امر نمیکنم شما را مگر به آنچه ما خود را امر میکنم؛ پس بر شماست جدّیّت و کوشش. و چون نماز صبح را بجا آورید به جستجوی روزی و
1) (1) . «اِیّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَاِنَّما یَمْنَعانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ.» (همان)
2) (2) . «لاتَکْسَلُوا فی طَلَبِ مَعایِشِکُمْ فَاِنَّ آبائَنا کانُوا یَرْکُضُونَ فیها وَ یَطْلُبُونَها.» (همان)
3) (3) . «وَ لا تَکْسَلْ عَنْ مَعیشَتِکَ فَتَکُونَ کَلاًّ عَلی غَیْرِکَ.» (همان)
4) (4) . «مَلْعُونٌ مَنْ الْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ.» (همان، ص 530)
طلب حلال بروید که خداوند شما را به زودی، روزی میدهد و بر آن شما را کمک خواهد کرد.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «جستجوی روزی را از راه حلال وا مگذار و پای شتر خود را ببند و بر خدا توکّل کن (یعنی بدون کسب و تلاش از خدا روزی مخواه).»(2)
عبدالاعلی میگوید: «در بعضی از راههای مدینه، روز تابستانی بسیار گرمی به ابیعبدالله (امام صادق علیه السلام) برخوردم. گفتم: فدایت شوم، حال تو در نزد خدای عزّوجلّ و قرابت تو از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معلوم است، با وجود این در چنین روزی برای خود کوشش میکنی؟ فرمود: ای عبدالاعلی! به جستجوی روزی خارج شدم تا از مثل تو، بینیازی جویم.»(3)
1) (1) . «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما یُنالُ بِهِ ما عِنْدَاللهِ انّی وَاللهِ ما آمُرُکُمْ الاّ بِما نَأْمُرُ بِهِ انْفُسَنا فَعَلَیْکُمْ بِالْجِدِّ وَ الاِجْتِهادِ وَ اذا صَلَّیْتُمُ الصُّبْحَ فَانْصَرَفْتُمْ فَبَکِّرُوا فی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلالَ فَاِنَّ اللهَ سَیَرْزُقُکُمْ وَ یُعینُکُمْ عَلَیْهِ.» (همان، ص 529)
2) (2) . «لا تَدَعْ طَلَبَ الرِّزْقِ مِنْ حِلِّهِ وَ اعْقَلْ راحِلَتَکَ وَ تَوَکَّلْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 415، به نقل از «امالی» شیخ مفید)
3) (3) . قالَ عَبْدُالاَعْلی: «اِسْتَقْبَلْتُ اباعَبْدِاللهِ(علیه السلام) فی بَعْضِ طُرُقِ الْمَدینَةِ فی یَوْم صائِف شَدیدِ الْحَرِّ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ حالَکَ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قَرابَتَکَ مِنْ رَسُولِ اللهِ(صلیالله علیه وآله وسلم) وَ انْتَ تَجْهَدُ لِنَفْسِکَ فی مِثْلِ هذَا الْیَوْمِ؟ فَقالَ: یا عَبْدَالاَعْلی خَرَجْتُ فی طَلَبِ الرِّزْقِ لاَسْتَغْنِیَ بِهِ عَنْ مِثْلِکَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 529)
ابوعمرو شیبانی میگوید: « اباعبدالله (امام صادق علیه السلام) را بیل در دست دیدم که بر او جامۀ درشتی بود و در بستان خود کار میکرد و عرق از پشتش میریخت. گفتم: فدایت شوم، بیل را به من ده تا شما را در کارتان کفایت کنم. فرمود: من دوست دارم که مرد در جستجوی معیشت به حرارت آفتاب اذیت کشد.»(1)
فضلبنابیقرۀ میگوید: «بر ابیعبدالله (امام صادق علیه السلام) در بستان او وارد شدیم، و گفتیم: فدایت شویم، بگذار ما برایت کار کنیم یا غلامان کار کنند. فرمود: نه، واگذارید مرا. میل دارم که خداوند عزوجل مرا ببیند که به دست خود کار میکنم و به اذیت نفس خود، طلب حلال مینمایم.»(2)
علیبنابیحمزه گوید: «دیدم اباالحسن (موسیبنجعفر علیه السلام) را، در زمین خود کار میکرد و عرق پاهای او را فرا گرفته بود. گفتم: فدایت شوم، مردان کجایند؟ فرمود: ای علی! کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، با دست خود در زمینشان کار کردند. گفتم: آنان که بودند؟ فرمود: پیغمبر و امیرالمؤمنین و پدران من همه به
1) (1) . قالَ ابُوعَمْرو، الشَّیْبانی: «رَأَیْتُ اباعَبْدِاللهِ(علیه السلام) وَ بِیَدِه مِسْحاةٌ وَ عَلَیْهِ ازارٌ غَلیظٌ یَعْمَلُ فی حائِط لَهُ وَ الْعَرَقُ یَتَصابُّ عَنْ ظَهْرِه. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ اعْطِنی اکْفِکَ. فَقالَ: لی انّی احِبُّ انْ یَتَأَذَّی الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فی طَلَبِ الْمَعیشَةِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 531)
2) (2) . قالَ الْفَضْلُ بْنُ أَبی قُرَّة: «دَخَلْنا عَلی ابی عَبْدِاللهِ(علیه السلام) فی حائِط لَهُ فَقُلْنا لَهُ: جَعَلَنَا اللهُ فِداکَ دَعْنا نَعْمَلْهُ لَکَ اوْ تَعْمَلْهُ الْغِلْمانُ، قالَ: لا، دَعُونی فَاِنّی اشْتَهی انْ یَرانِیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اعْمَلُ بِیَدی وَاَطْلُبُ الْحَلالَ فی اذی نَفْسی.» (همان)
دست خود کار میکردند و این از کار پیغمبران و اوصیای ایشان و نیکوکاران است.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «اگر گمان کردی یا به تو خبر رسید که این امر (مردن، یا امر فرج) در فردا خواهد بود، البته باز هم طلب روزی را وامگذار.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «رنجبر کوشا در راه (کسب احتیاجات) عائلهاش، مانند مجاهد در راه خداست.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «کشاورزان گنجهای خداوند در زمین اویند و نزد خدا، کاری محبوبتر از کشاورزی نیست.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «کشاورزان گنجهای خلقند، کشت میکنند پاکیزه چیزی را که خداوند (عزّوجلّ) آن را از خاک خارج کرده، و ایشان در روز قیامت بهترین
1) (1) . قالَ عَلِیُّ بْنُ أَبی حَمْزَة: «رَأَیْتُ ابَاالْحَسَنِ یَعْمَلُ فی ارْض لَهُ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَماهُ فِی الْعَرَقِ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ ایْنَ الرِّجالُ؟ فَقالَ: یا عَلِیُّ قَدْ عَمِلَ بِالْیَدِ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنّی وَ مِنْ أَبی فی ارْضِهِ، فَقُلْتُ: وَ مَنْ هُوَ؟ فَقالَ: رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) وَ امیرُالْمُؤْمِنینَ وَ آبائی کُلُّهُمْ کانُوا قَدْ عَمِلُوا بِاَیْدیهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ الاَْوْصِیاءِ وَ الصّالِحینَ.» (همان)
2) (2) . «اِنْ ظَنَنْتَ اوْ بَلَغَکَ انَّ هذَا الاَْمْرَ کائِنٌ فی غَد فَلا تَدَعَنَّ طَلَبَ الرِّزْقِ.» (همان، ص 530)
3) (3) . «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ.» (همان، ص 534)
4) (4) . «اَلزّارِعُونَ کُنُوزُ اللهِ فی ارْضِهِ وَ ما فِی الاَْعْمالِ شَیْءٌ احَبُّ الَی اللهِ مِنَ الزِّراعَةِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 531)
مردم و مقّربترین آنانند از جهت منزلت و مقام، و در آن روز آنها را به نام مبارک میخوانند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «کشت بنمایید و درخت بنشانید، قسم به خدا مردم کاری نکردهاند که محبوبتر و پاکیزهتر از این کار باشد.»(2)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ مسلمانی نیست که درختی بکارد و از آن انسانی یا چهارپایی یا پرندهای بخورد؛ مگر آنکه صدقه برای او تا روز قیامت نوشته شود.»(3)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «کسی که آب و خاکی بیابد و با این حال فقیر بماند، خداوند او را (از رحمت خود) دور کند.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «بزرگترین کیمیا، زراعت است.»(5)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام):
1) (1) . «اَلزّارِعُونَ کُنُوزُ الاَْنامِ، یَزْرَعُونَ طَیِّباً اخْرَجَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ، وَ هُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ احْسَنُ النّاسِ مَقاماً وَ اقْرَبُهُمْ مَنْزِلَةً یُدْعَوْنَ الْمُبارَکینَ.» (فروع کافی، ص 404)
2) (2) . «اِزْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً احَبَّ وَ لااَطْیَبَ مِنْهُ.» (همان)
3) (3) . «ما مِنْ مُسْلِم یَغْرِسُ غَرْساً یَأْکُلُ مِنْهُ انْسانٌ اوْ دابَّةٌ اوْ طَیْرٌ الاّ انْ یُکْتَبَ لَهُ صَدَقَةٌ الی یَوْمِ الْقِیامَةِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 418؛ به نقل از «تفسیر» ابوالفتوح رازی)
4) (4) . «مَنْ وَجَدَ ماءاً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَاَبْعَدَهُ اللهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
5) (5) . «اَلْکیمِیاءُ الاَْکْبَرُ الزَّراعَةُ.» (همان، ص 637)
«تجارت کنید؛ که در تجارت برای شما بینیازی است از آنچه مردم دارند، و خداوند عزّوجلّ پیشهور امین را دوست دارد.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «تجارت را وامگذارید که خوار میشوید، تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «از تجارت باز نایستید و از فضل خداوند عزّوجلّ بجویید و بخواهید.»(3)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «نیکی، ده بخش است و افضل آنها تجارت است؛ به شرطی که حق گرفته شود و حق داده شود.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «به راستی تارک کسب و کار، دعایش مستجاب نشود؛ گروهی از یاران پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چون آیۀ«وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ
1) (1) . «تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ فَاِنَّ لَکُمْ فیها غِنیً عَمّا فی ایْدِی النّاسِ وَ انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْمُحْتَرِفَ الاَْمینَ.» (همان، ص 528)
2) (2) . «لاتَدَعُوا التِّجاراتِ فَتَهُونُوا اتَّجِرُوا بارَکَ اللهُ لَکُمْ.» (همان)
3) (3) . «لاتَکُفُّوا عَنِ التِّجارَةِ وَ الْتَمِسُوا مِنْ فَضْلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 528)
4) (4) . «اَلْخَیْرُ عَشْرَةُ اجْزاء افْضَلُهَا التِّجارَةُ اذا اخِذَ الْحَقُّ وَ اعْطِیَ الْحَقُّ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 414، به نقل از «تفسیر» ابوالفتوح رازی)
مَخْرَجاً...»1 ، نازل شد، درهای محل کسب و تجارت خود را بسته و به عبادت روی آوردند و گفتند: با این آیه ما کفایت شدیم. این خبر به پیغمبر (صلی الله علی و آله و سلم) رسید. پی ایشان فرستاد و فرمود: چه شما را بر این کار وادار کرد؟ گفتند: ای رسول خدا! خداوند روزیهای ما را تَکَفُّل فرمود، پس ما رو به عبادت آوردیم (و دست از کار و جستجوی روزی کشیدیم). پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نشود، بر شما باد بر طلب روزی.»
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا چند دسته از امت من، دعایشان مستجاب نگردد: کسی که بر پدر و مادر خود نفرین کند، کسی که بر بدهکار خود که مالش را برده و از او سند و شاهدی نگرفته نفرین کند، کسی که بر زن خود، با آنکه خداوند عزّوجل رهایی و طلاقش را به دست او نهاده است نفرین کند، و کسی که در خانه بنشیند و دعا کند که خدایا به من روزی ده و خارج نشود و جستجوی روزی نکند. پس خداوند عزّوجلّ فرماید: بندۀ من! آیا برای تو راه طلب و تصرّف در زمین را با اعضای سالم قرار ندادم، تا عذری میان من و تو - در طلب نمودنت
برای پیروی امر من - باقی نماند (یا، تا معذور باشی میان من و خودت)، و تا اینکه بار بر خویشان و کسانت نشوی؟ پس اگر خواستم، تو را روزی (وسیع) دهم و اگر خواستم بر تو تنگ گیرم. و چون طلب کردی، نزد من معذور باشی. و کسی که خداوند به او مال بسیار روزی کند و او تمام آن را خرج کند و رو به دعا آورد و بگوید خدایا روزی ده مرا، خداوند عزّوجلّ به او فرماید: آیا به تو روزی وسیع ندادم؟ پس چرا در خرج، میانهروی نکردی، همچنان که تو را امر نمودم؟ و چرا اسراف و زیادهروی نمودی با آنکه تو را از اسراف نهی کرده بودم؟»(1)
1) (1) . «اِنَّ اصْنافاً مِنْ امَّتی لایُسْتَجابُ لَهُمْ دُعائُهُمْ: رَجُلٌ یَدْعُوا عَلی والِدَیْهِ، وَ رَجُلٌ یَدْعُوا عَلی غَریم ذَهَبَ لَهُ بِمالِهِ فَلَمْ یَکْتُبْ لَهُ وَ لَمْ یَشْهَدْ عَلَیْهِ، وَ رَجُلٌ یَدْعُو عَلی امْرَئَتِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ تَخْلِیَة سَبیلِها بِیَدِهِ، وَ رَجُلٌ یَقْعُدُ فی بَیْتِهِ وَ یَقُولُ یا رَبِّ ارْزُقْنی وَ لایَخْرُجُ وَ لایَطْلُبُ الرِّزْقَ فَیَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: عَبْدی الَمْ اجْعَلْ لَکَ السَّبیلَ الَی الطَّلَبِ وَ التَّصَرُّفِ فِی الاَْرْضِ بِجَوارِحَ صَحیحَة فَتَکُونَ قَدْ اعْذَرْتَ فیما بَیْنی وَ بَیْنَکَ فِی الطَّلَبِ لاِتِّباعِ امْری وَ لِکَیْلا تَکُونُ کَلاًّ عَلی اهْلِکَ فَاِنْ شِئْتُ رَزَقْتُکَ وَ انْ شِئْتُ قَتَرْتُ عَلَیْکَ وَ انْتَ مَعْذُورٌ عِنْدی، وَ رَجُلٌ رَزَقَهُ اللهُ مالاً کَثیراً فَاَنْفَقَهُ ثُمَّ اقْبَلَ یَدْعُوا یا رَبِّ ارْزُقْنی، فَیَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: الَمْ ارْزُقْکَ رِزْقاً واسِعاً فَهَلاَّ اقْتَصَدْتَ فیهِ کَما امَرْتُکَ وَ لِمَ تُسْرِفُ وَ قَدْ نَهَیْتُکَ عَنِ الاِسْرافِ؟» (همان)
باید دانست که خدمتگزاران فرهنگ دین، از محصلین و مبلّغین و علمای واقعی (نه هر بیکارۀ سودجو و گرگان در لباس میش) در قرون اخیر، اگر غالباً به کسب و تجارت و زراعت و صنعت اشتغالی نداشتهاند، نه تنها بیکار و طفیلی اجتماع نبوده و نیستند، بلکه سنگینترین زحمات و خدمات معنوی و یا مقدمات آن را عهدهدار و متحمل بودهاند که با انجام آنها غالباً فرصت اشتغال به خدمت دیگری ندارند؛ در حالی که از زندگی مادی هم، اگر نگوییم بیش از حد نازل، مسلماً بیش از حد متوسط را بهرهور نشدهاند. آری! کسانی که با خدا و انبیا و اوصیای دین، و حفظ و پیشرفت آن (دانسته یا ندانسته) در واقع، مخالفت و دشمنی دارند به یقین با کارکنان فرهنگ دین هم پیوسته در مقام دشمنی و افترا و خردهگیری بوده و هستند و برای تشریح این حقیقت مجالی جداگانه لازم است.
کارخانجات و ساختن همهگونه وسایل و آلات و ادواتی که به نفع بشر و موردنیاز زندگی مشروع آنان است (نه مانند صنعت شراب) در اسلام مباح و حلالاست.
روایات
امام صادق (علیه السلام): «انواع و اقسامِ آلات و ادواتی که بندگان خدا به آنها نیاز دارند که منافع ایشان از آنهاست و قوام زندگیشان به آنها، و کفایت احتیاجاتشان
در آنهاست. ساختن و آموختن آن، کار کردن با آن و در آن، برای خود یا غیر خود، حلال است.»(1)
1) (1) روایات 1. «اَنْواعُ صُنُوفِ الاْلاتِ الَّتی یَحْتاجُ الَیْهَا الْعِبادُ، مِنْها مَنافِعُهُمْ وَ بِها قِوامُهُمْ وَ فیها بُلْغَة جَمیعِ حَوائِجِهِمْ فَحَلالٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلیمُهُ وَالْعَمَلُ بِهِ وَ فیهِ لِنَفْسِهِ او لِغَیْرِهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 536)
در اسلام دستورهای کلی اکید، به راستی و درستی در معاملات و به اجتناب از مکر و خدعه و تقلّب و اضرار و هرگونه معاملۀ نامشروع داده شده است.
قرآن کریم
«وای (تباهی) بر کمفروشان! آنان که چون کیل و پیمانه گیرند (برای خودشان) بر مردم، تمام گیرند و چون پیمانه یا وزن برای مردم کنند، به آنان کم دهند، آیا باور نمیکنند که آنان برای روزی بزرگ (روز قیامت و حساب) برانگیخته میشوند؟!»(1)
روایات
امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «ای گروه تاجران! فقه سپس تجارت، فقه سپس تجارت، فقه سپس تجارت (یعنی قبلاً احکام شرعیۀ تجارت را بیاموزید، بعد به تجارت وارد شوید). سوگند به خدا، ربا در این امت، پنهانتر از نرم رفتن مورچه بر سنگِ سخت صاف است. ایمان خودتان را (یا سوگندهای خودتان را) به صدق و راستی بیامیزید. تاجر فاجر است و فاجر در آتش است؛ مگر تاجری که حق بگیرد و حق بدهد.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * اَلَّذِینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَی النّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ * أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِیَوْمٍ عَظِیمٍ.» (مطففین، 5-1)
2) (2) روایات 1. «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمِّ الْمَتْجَرَ، وَ اللهِ لَلرِّبا فی هذِهِ الاُْمَّة اخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلَة عَلَی الصَّفا شُوبُوا ایمانَکُمْ بِالصِّدْقِ، التّاجِرُ فاجِرٌ وَ الْفاجِرُ فِی النّارِ الاّ مَنْ اخَذَ الْحَقَّ وَ اعْطَی الْحَقَّ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 574، به نقل از «کافی») و این روایت در کتاب «من لایحضره الفقیه» اینطور نقل شده: «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ! الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، وَ اللهِ لِلرِّبا (بِکَسْرِ اللاّمِ) فی هذِهِ الاُْمَّة دَبیبٌ اخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلِ عَلَی الصَّفا، صُونُوا (شُوبُوا - خ ل) امْوالَکُمْ بِالصَّدَقَة، الَتّاجِرُ فاجِرٌ وَ الْفاجِرُ فِی النّارِ الاّ مَنْ اخَذَ الْحَقَّ وَ اعْطَی الْحَقَّ.»
امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «ای گروه تجار! از (مخالفت با) خدا بپرهیزید (تا اینکه فرمود:) از قسم خوردن خودداری کنید، از دروغ اجتناب کنید، از ستم دوری کنید، به ستمدیدگان انصاف دهید، نزدیک ربا نروید، پیمانه و میزان را تمام دهید و اشیای مردم را کم نکنید، و در زمین کوشش به فساد ننمایید.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «بر تو باد، راستزبانی در گفتارت؛ عیبی که در کالای تجارت تو است مپوشان، و کسی که واگذارندۀ امر است به تو، مغبون مکن؛ همانا مغبون کردنش حلال نیست. و برای مردمان راضی مشو، مگر آنچه را که راضی
1) (1) . «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ اتَّقُوا اللهَ (الی انْ قالَ(علیه السلام) تَناهَوْا عَنِ الْیَمینِ وَ جانِبُوا الْکِذْبَ وَ تَجافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ انْصِفُوا الْمَظْلُومینَ وَ لاتَقْرَبُوا الرِّبا وَ اوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ وَ لاتَبْخَسُوا النّاسَ اشْیائَهُمْ وَ لاتَعْثَوْا فِی الاَْرْضِ مُفْسِدینَ.» (همان، ج 2، ص 574)
میشوی برای خودت، و حق بده و حق بگیر و جور مکن (تا اینکه میگوید:) تاجر فاجر است مگر تاجری که حق بدهد و حق بگیرد.»(1)
امام کاظم (علیه السلام): «به راستی، فروشِ متاع در زیر سقف و تاریکی، نوعی غش و پوشاندن عیب متاع است، و غش جایز نیست.»(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که عیب متاع را بر مسلمانی بپوشاند و یا به مسلمانی ضرر برساند و با او خدعه کند، از ما نیست.»(3)
امام کاظم (علیه السلام): «کسی که خیانت کند، و عیب چیزی را بر مسلمانی بپوشد، یا از راه دیگری او را گول زند، یا به او مکر و خدعه کند، ملعون است.»(4)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که در خرید و فروش به مسلمانی خیانت کند و عیب چیزی را بر او بپوشد، از ما نیست و روز قیامت با یهود محشور شود؛ زیرا که یهود نسبت به مسلمین، خائنترین مخلقوند.»(5)
1) (1) . «عَلَیْکَ بِصِدْقِ اللِّسانِ فی حَدیثِکَ وَ لاتَکْتُمْ عَیْباً یَکُونُ فی تِجارَتِکَ وَ لاتَغْبِنِ الْمُسْتَرْسِلَ فَاِنَّ غَبْنَهُ لایَحِلُّ وَ لاتَرْضَ لِلنّاسِ الاّ ما تَرْضی لِنَفْسِکَ وَ اعْطِ الْحَقَّ وَ خُذْهُ و لاتَحِفْ (الی انْ قالَ:) وَ التّاجِرُ فاجِرٌ الاّ مَنْ اعْطَی الْحَقَّ وَ اخَذَهُ.» (همان، ص 575)
2) (2) . «اِنَّ الْبَیْعَ فِی الظِّلالِ غِشٌّ وَ الْغِشُّ لایَحِلُّ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 562)
3) (3) . «لَیْسَ مِنّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً اوْ ضَرَّهُ اوْ ماکَرَهُ.» (همان)
4) (4) . «مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ مُسْلِماً اوْ غَرَّهُ اوْ ما کَرَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 455؛ به نقل از «نوادر» فضل الله راوندی)
5) (5) . «مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فی شِراء اوْ بَیْع فَلَیْسَ مِنّا وَ یُحْشَرُ یَوْمَ الْقِیمَة مَعَ الْیَهُودِ لاَِنَّهُمْ اغَشُّ الْخَلْقِ لِلْمُسْلِمینَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 562)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که شب بگذراند، و در دلش قصد تقلّبی نسبت به برادر مسلمان خود داشته باشد، شب را در غضب خدا گذرانده است، و در غضب خدا صبح کرده است؛ و او در غضب خداست تا توبه کند و از آن قصد برگردد و اگر با آن حال بمیرد، بر غیر دین اسلام مرده است.»(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حیلهورزی و فریب و خیانت در (خور) آتش است.»(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مسلمان است، حیلهورزی نکند و فریب ندهد.»(3)
1) (1) . «مَنْ باتَ وَ فی قَلْبِهِ غِشٌّ لاَخیهِ الْمُسْلِمِ باتَ فی سَخَطِ اللهِ وَ اصْبَحَ کَذلِکَ وَ هُوَ فی سَخَطِ اللهِ حَتّی یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ وَ انْ ماتَ کَذلِکَ ماتَ عَلی غَیْرِ دینِ الاِسْلامِ.» (همان)
2) (2) . «اَلْمَکْرُ وَ الْخَدیعَة وَ الْخِیانَة فِی النّارِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 99)
3) (3) . «مَنْ کانَ مُسْلِماً فَلا یَمْکُرُ وَ لایَخْدَعُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 233)
از بدترین خصال، دورویی و دو زبانی است و شخص دو رو و دو زبان در اسلام از بدترین مردم است.
روایات
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا بدترین مردم روز قیامت نزد خداوند، آدم دو رو است.»(1)
1) (1) روایات 1. «اِنَّ شَرَّ النّاسِ یَوْمَ الْقِیامَة عِنْدَاللهِ ذُو الْوَجْهَیْنِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 235)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بدترین مردم کسی است که دو رو، و دو زبان باشد.»(1)
امام موسیبنجعفر (علیه السلام): « آنکه دورو و دو زبان باشد، بد بندهای است: ثنای برادرش را گوید هنگامی که او را ببیند، و چون از او پنهان شود او را میخورد (یعنی از او بدگویی میکند)، اگر به برادرش نعمتی داده شود به او رشک ورزد، و چون ابتلایی پیدا نماید ترک یاری او کند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مسلمانان را به دورویی و دو زبانی ملاقات کند، در روز قیامت برای او دو زبان از آتش آماده است.»(3)
1) (1) . «شَرُّ النّاسِ مَنْ کانَ ذاوَجْهَیْنِ وَ لِسانَیْنِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102)
2) (2) . «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ: یُطْری اخاهُ اذا شاهَدَهُ وَ یَأْکُلُهُ اذا غابَ عَنْهُ، انْ اعْطِیَ حَسَدَهُ، وَ اذَا ابْتُلِیَ خَذَلَهُ.» (همان؛ به نقل از «تحف العقول»)
3) (3) . «مَنْ لَقَی الْمُسْلِمینَ بِوَجْهَیْنِ وَ لِسانَیْنِ جاءَ یَوْمَ الْقِیمَة وَ لَهُ لِسانانِ مِنْ نار.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 235)
اسلام، مردم را از خشم نابجا (به غیر منظور خدا) که بسیار مذموم و خطرناک است، بر حذر نموده و به بردباری و فرو بردن خشم، بسیار تشویق و تحریص نموده است.
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خشم، ایمان را فاسد میکند چنانکه سرکه عسل را.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «خشم، کلید هر بدی است.»
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مالکِ خشمش نشود، مالک عقلش نشده است.»(2)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «خشم شرّ است، اگر آن را پیروی کنی (تو را) هلاک کند.»(3)
«خشم، دشمن تو است، پس او را مالک نفس خود مکن.»
«خشم، خردها را فاسد و آدمی را از راه صواب دور کند.»
«از خشم دوری کن که خشم آتش سوزان است.»
«از خشم بپرهیز! زیرا ابتدای آن دیوانگی و آخر آن پشیمانی است.»
1) (1) روایات 1. «اَلْغَضَبُ یُفْسِدُ الاْیمانَ کَما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 469)
2) (2) . «مَنْ لَمْ یَمْلِکْ غَضَبَهُ لَمْ یَمْلِکْ عَقْلَهُ.» (همان)
3) (3) . «اَلْغَضَبُ شَرٌّ انْ اطَعْتَهُ دَمَّرَ * الْغَضَبُ عَدُوٌّ فَلا تُمْلِکْهُ نَفْسَکَ * الْغَضَبُ یُفْسِدُ الاَلْبابَ وَ یُبْعِدُ مِنَ الصَّوابِ * احْذَرِ الْغَضَبَ فَاِنَّهُ نارٌ مُحْرِقَة * ایّاکَ وَ الْغَضَبَ فَاَوَّلُهُ جُنُونٌ وَ آخِرُهُ نَدَمٌ * بِئْسَ الْقَرینُ الْغَضَبُ یُبْدِی الْمَعایِبَ وَ یُدْنِی الشَّرَّ وَ یُباعِدُ الْخَیْرَ * مَنْ غَلَبَ عَلَیْهِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَهُوَ فی حَیِّزِ الْبَهائِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 326، به نقل از «غرر» آمدی)
خداوند در وصف متّقین که وعدۀ بهشت وسیع را به آنان داده است، میفرماید:
قرآن کریم
«آنانند که چه هنگام وسعت و چه هنگام شدّت و سختی، به مردم انفاق میکنند، و فروخورندگان خشم و درگذرندگان از مردمند؛ و خداوند محسنین را دوستدارد.»(1)
«پس هر چه (نعمت) داده شدهاید، همانا متاع و بهرۀ زندگی دنیا است و آنچه نزد خداست (از منوبات اخروی) بهتر و پایندهتر است برای آنان که ایمان آوردهاند و بر پروردگارشان توکّل دارند، و آنان که از گناهان بزرگ و کارهای زشت دوری گزینند و هرگاه به خشم آیند درگذرند و چشمپوشی کنند.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.» (آل عمران، 133 و 134)
2) (2) . «فَما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ.» (شوری، 36 و 37)
روایات
امام صادق (علیه السلام): «هیچ بندهای نیست که خشمی را فرو خورد، مگر اینکه خداوند (عزّوجلّ) عزّت او را در دنیا و آخرت زیاد میکند.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خشمی را فرو خورد و بردباری کند با اینکه بر انفاذ و اجرای آن خشم، قادر باشد، خداوند اجر یک شهید به او بدهد.»(2)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خشمی را فرو خورد، با اینکه بر انفاذ آن قادر باشد، خداوند از پی آن امن و ایمانی که طعم (و لذت) آن را بیابد پاداش بدهد.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که خشمی را فرو خورد، با آنکه اگر میخواست آن را انفاذ کند میتوانست، خداوند در روز قیامت قلب او را از رضا و خشنودی خود پر کند.»(4)
1) (1) روایات 1. «ما مِنْ عَبْد کَظَمَ غَیْظاً الاّ زادَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عِزًّا فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَة.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 224)
2) (2) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی انْفاذِهِ وَ حَلُمَ عَنْهُ اعْطاهُ اللهُ اجْرَ شَهید.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 224)
3) (3) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی امْضائِهِ اعْقَبَهُ اللهُ امْناً وَ ایماناً یَجِدُ طَعْمَهُ.» (همان)
4) (4) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظًا وَ لَوْ شاءَ انْ یُمْضِیَهُ امْضاهُ مَلاَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیمَة رِضاهُ.» (همان)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که خشمی را فرو خورد با این که بر انفاذ آن توانا باشد، خداوند قلب او را تا روز قیامت از امن و ایمان پر کند.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خردمندترین مردم، شدیدترین مردم است در مدارا و ملاطفت با مردم؛ و هوشیار و دوراندیشترین مردم، کسی است که بیشتر از همه خشم خود را فرو خورد.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «به راستی خداوند شخص با حیا و بردبار را دوست دارد.»(3)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به درستی شخص به بردباری با مردم، رتبۀ روزهدارِ شب زندهدار را درک میکند.»(4)
امام باقر (علیه السلام): «کسی که خشمش را از مردم نگهدارد، خداوند عذاب روز قیامت را از او نگهدارد.»(5)
1) (1) . «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی انْفاذِهِ مَلاَ اللهُ قَلْبَهُ امْناً وَ ایماناً الی یَوْمِ الْقِیمَة.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 88؛ به نقل از «مشکوة الانوار»)
2) (2) . «اَعْقَلُ النّاسِ اشَدُّ مُداراة لِلنّاسِ وَ احْزَمُ النّاسِ اکْظَمُ غَیْظاً.» (همان; به نقل از« روضة الواعظین»)
3) (3) . «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلیمَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 455)
4) (4) . «اِنَّ الرَّجُلَ لَیُدْرِکُ بِالْحِلْمِ دَرَجَة الصّائِمِ الْقائِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 304؛ به نقل از«لب الالباب» قطب راوندی)
5) (5) . «مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللهُ عَنْهُ عَذابَ یَوْمِ القِیمَة.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 469)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از محبوبترین راهها به سوی خداوند عزّوجلّ (فرو بردن) دو جرعه است: یکی جرعۀ خشمی که رد کنی آن را به بردباری، دیگری جرعۀ مصیبتی که رد کنی آن را به شکیبایی.»(1)
1) (1) . «مِنْ احَبِّ السَّبیلِ الَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ جُرْعَتانِ: جُرْعَة غَیْظ تَرُدُّها بِحِلْم وَ جُرْعَة مُصیبَة تَرُدُّها بِصَبْر.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 224)
بدزبانی قبیح و موجب آزار و برانگیختن بغض مردم است و در مدارک اسلام از آن منع و به خوشزبانی امر شده است.
قرآن کریم
«برای مردم، خوشزبان و نیکگفتار باشید.»(1)
1) (1) قرآن کریم 2. «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً.» (بقره، 83)
«گفتار خوب و آمرزش (لغزش فقیر) بهتر از صدقهای است که از پیِ آن آزاری باشد؛ و خداوند بینیاز و حلیم است. ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدقات خودتان را با منّت و اذیت باطل نکنید.»(1)
قرآن به اولیای اشخاص بیرشد و کمخرد میگوید: «اموال و دارایی خودتان را (مراد اموال سفیهان است که در حکم اموال اولیا است) که خداوند متعال آنها را وسیلۀ قیام و معیشت شما (مردم) قرار داده است، به تصرّف سفیهان ندهید و روزی و پوشاک آنان را در آن اموال (و از عایدی آنها) بدهید و (مثلاً اگر تندی و اسائهای برای اخذ آنها به شما نمودند) به گفتار نیکو (و وعدۀ معروف) به آنان (پاسخ) بگویید.»(2)
«اگر هنگام تقسیم میراث، خویشان (خویشانی که ارثبر نیستند) و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از ترَکه روزی آنان کنید، و با ایشان با گفتاری خوب سخن بگویید (از قبیل عذرخواهی و دعای خیر برای آنان).»(3)
1) (1) . «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ * یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی.» (بقره، 263 و 264)
2) (2) . «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» (نساء، 5)
3) (3) . «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» (نساء آیه، 8)
«و باید بترسند کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود باقی گذارند، بر ایشان نگران و دلواپسند؛ پس باید (در زندگی خود با فرزندان و یتیمان دیگران مدارا و مهربانی کنند و) از خدا بپرهیزند و گفتاری درست (از روی شفقت و مهربانی با آنان) بگویند.»
«بگو بر بندگان من (که به یکدیگر و درباره یکدیگر) آنچه که خوبتر است بگویند؛ که شیطان بین آنان فساد میکند و شیطان برای انسان، دشمنی آشکار است.»(1)
روایات
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر «قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً» میفرماید: «بهترین چیزی را که دوست دارید دربارۀ شما گفته شود، درباره مردم بگویید.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «گروه شیعه! زینت ما باشید و نه عیب ما، و برای مردم خوبی بگویید و زبانهایتان را نگهدارید و آن را از سخن زائد و گفتار زشت باز دارید.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «از خدا بپرهیزید و زبانتان را، جز از خیر، بازدارید.»(2)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مردم به خاطر زشتگوئیاش از همنشینی و معاشرت با او بدشان بیاید، مسلّماً از بدترین بندگان خداست.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «همانا زشتگویی و ناخوشگویی و زباندرازی از نفاق است.»(4)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا خداوند زشتگویِ بد زبان را دشمن میدارد.»(5)
1) (1) . «مَعاشِرَ الشّیعَة کُونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا عَلَینا شَیْناً قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا الْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوها عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبیحِ الْقَوْلِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 226)
2) (2) . «فَاتَّقُوا اللهَ وَ کُفُّوا الْسِنَتَکُمْ الاّ مِنْ خَیْر.» (همان، ص 227)
3) (3) . «اِنَّ مِنْ اشَرِّ عِبادِاللهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.» (همان، ص 476)
4) (4) . «اِنَّ الْفُحْشَ وَ الْبَذاءَ وَ السَّلاطَة مِنَ النِّفاقِ * انَّ ابْغَضَ خَلْقِ اللهِ عَبْدٌ اتَّقَی النّاسُ لِسانَهُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 476)
5) (5) . «اِنَّ اللهَ یُبْغِضُ الْفاحِشَ الْبَذِیَّ.» (همان)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که از زبان او مردم میترسند، اهل آتش است.»(1)
«بدترین مردم کسی است که مردم او را از ترس شرّ او و اذیتِ زشتگوییاش، اکرام کنند.»
«بدترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، کسانی هستند که از ترسِ شرّشان (در دنیا) اکرام و احترام شوند.»
1) (1) . «مَنْ خافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ مِنْ اهْلِ النّارِ * شَرُّ النّاسِ مَنْ اکْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ وَ اذی فُحْشِهِ * شَرُّ النّاسِ عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیمَة الَّذینَ یُکْرَمُونَ اتِّقاءَ شَرِّهِمْ.» (همان)
از صفات رذیلۀ آدمی، دشمنی و کینهجویی نسبت به دیگری است که در اسلام منع و مذمت شده است و گاه همین صفت، منشأ رذائل و اعمال مهلکهای دیگر از قبیل غیبت و دروغ، بهتان، شماتت، مسخره، فحش، اذیت، آزار و ستم، حسد و بخل میگردد و سرانجام دنیا و آخرت آدمی را فاسد مینماید.
قرآن کریم
«البته وا ندارد شما را کینۀ گروهی که بازداشتند شما را از مسجدالحرام، بر آنکه ستم کنید.»(1)
«البته وا ندارد شما را، کینه گروهی، بر اینکه عدل و داد نکنید؛ عدالت کنید که عدل به تقوا نزدیکتر است.»(2)
روایات
امام صادق (علیه السلام): «کسی که بذر دشمنی بکارد، همان را درو کند.»(3)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام): «رشک و دروغ و کینه را رها کن، اینها سه چیزند که دین را زشت کنند و انسان را هلاک نمایند.»(4)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا.» (مائده، 2)
2) (2) . «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی.» (مائده، 8)
3) (3) روایات 3. «مَنْ زَرَعَ الْعَداوَة حَصَدَ ما بَذَرَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 232)
4) (4) . «دَعِ الْحَسَدَ وَ الْکِذْبَ وَ الْحِقْدَ فَاِنَّهُنَّ ثَلثَة تَشینُ الدّینَ وَ تُهْلِکُ الرَّجُلَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 328؛ به نقل از «غرر» آمدی)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «از خویشِ خود نبُر (جدا مشو) گرچه او از تو بریده باشد.»(1)
امام باقر (علیه السلام): «چون دو نفر از شیعیان ما نزاع کنند و از یکدیگر مفارقت نمایند، پس باید ستمدیده به سوی رفیق خود برگردد، تا اینکه بگوید: ای برادر من! منم ستمکننده، تا آنکه دوری و ناپیوستگی میان آن دو، بریده و تمام شود که خدای متعال داور و دادگر است، از ظالم برای مظلوم (انتقام) میگیرد.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «آگاه باشید که به درستی، دشمنی با یکدیگر، تراشنده و از بیخ و بُن کَنَندۀ دین است.»(3)
1) (1) . «لا تَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ انْ قَطَعَتْکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
2) (2) . «اِذا تَنازَعَ اثْنانِ مِنْ شیعَتِنا فَفارَقَ احَدُهُمَا الاْخَرَ فَلْیَرْجِعِ الْمَظْلُومُ الی صاحِبِهِ حَتّی یَقُولَ یا اخی انَا الظّالِمُ حَتّی یَنْقَطِعَ الْهِجْرانُ فیما بَیْنَهُما انَّ اللهَ تَعالی حَکَمٌ وَ عَدْلٌ یَأْخُذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظّالِمِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از «تحف العقول» و صاحب «وسائلالشیعه» نیز، این روایت را در ص 235 به نقل از کلینی ذکر کرده است.)
3) (3) . «اَلا انَّ فِی التَّباغُضِ الْحالِقَة لا اعْنی حالِقَة الشَّعْرِ وَ لکِنْ حالِقَة الدّینِ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)
امام باقر (علیه السلام): «اصحاب و برادران دینی خود را بزرگ دارید و احترامشان کنید، هجوم مکنید و به هم ضرر نرسانید و رشک مورزید و از بخل بپرهیزید و بندگان خالص خدا باشید.»(1)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «برای هیچ مسلمانی جایز و حلال نیست که از برادر مسلمان خود تا سه روز قهر و دوری و ناپیوستگی کند، و پیشی گیرنده (برای آشتی)، به بهشت پیشی گرفته است.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «مؤمن نسبت به برادر با ایمانش هدیه خدای عزّوجلّ است، پس اگر او را مسرور کند و به او پیوندد، هدیه خداوند را پذیرفته است و اگر از او ببرد و دوری و جدایی کند، هدیه خداوند را رد کرده است.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «خداوند از هیچ مؤمنی عملی را نپذیرد، اگر او قصد بدی و سویی را بر برادر با ایمانش در دل داشته باشد.»(4)
1) (1) . «عَظِّمُوا اصْحابَکُمْ وَ وَقِّرُوهُمْ وَ لایَتَهَجَّمْ بَعْضُکُمْ عَلی بَعْض وَ لاتُضارُّوا وَ لاتُحاسِدُوا وَ ایّاکُمْ وَالْبُخْلَ وَ کُونُوا عِبادَاللهِ الْمُخْلِصینَ.» (همان، ص 204)
2) (2) . «لا یَحِلُّ لِمُسْلِم انْ یَهْجُرَ اخاهُ ثَلثَة ایّام وَ السّابِقُ سَبَقَ الَی الْجَنَّة.» (همان، ص 235)
3) (3) . «اَلْمُؤْمِنُ هَدِیَّة اللهِ عَزَّوَجَلَّ الی اخیهِ الْمُؤْمِنِ فَاِنْ سَرَّهُ وَ وَصَلَهُ فَقَدْ قَبِلَ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ هَدِیَّتَهُ وَ انْ قَطَعَهُ وَ هَجَرَهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ هَدِیَّتَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از «روضه» شیخ مفید)
4) (4) . «لایَقْبَلُ اللهُ مِنْ مُؤْمِن عَمَلاً وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلی اخیهِ الْمُؤْمِنِ سُوءًا.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
آگاهی
الف) در روایاتی، نهی و منعی از «شحناء»، «مشارۀ»، «ملاحاۀ» وارد شده است. مراد از شحناء، عداوت و کینه است. و مراد از مشارۀ، مخاصمه است. و مراد از ملاحات، منازعه.(1)
ب) در روایاتی از دوری مؤمن بیش از سه روز، نهی شده است؛ مانند اینکه از رسولاکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است:
"لاهجرة فوق ثلاث "یا
"لایحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثة" .(2)
ظاهراً مراد از این هجر، دوری گرفتن (جدایی، بریدن) مؤمنین از یکدیگر، پس از وقوع منازعهای بین آنان میباشد.
ج) در روایاتی از حجب مسلمان مؤمن (یعنی خودداری از ملاقات با او) منع شده است؛ مانند روایت ابیحمزه از امام باقر (علیه السلام): «ای اباحمزه! هر مسلمانی که مسلمان دیگری به منزلش بیاید برای زیارتِ او یا طلب حاجتی از او و او در منزلش باشد و اذن ورود بخواهد، اذن ندهد و به سوی او نیز خارج نشود، این صاحب منزل، پیوسته در لعنت خدا خواهد بود تا اینکه یکدیگر را ملاقات کنند.» راوی میگوید: «گفتم فدایت شوم در لعنت خداست تا اینکه یکدیگر را ملاقات کنند؟» فرمود: «بلی.»(1)
1) (1) . عَنْ أَبی حَمْزَة عَنْ أَبی جَعْفَرعلیه السلام قالَ قُلْتُ لَهُ: «جُعِلْتُ فِداکَ ما تَقُولُ فی مُسْلِم اتی مُسْلِماً وَ هُوَ فی مَنْزِلِهِ فَاسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ وَ لَمْ یَخْرُجْ الَیْهِ.» قالَ(علیه السلام): «یا ابا حَمْزَة ایُّما مُسْلِم اتی مُسْلِماً زائِراً او طالِبَ حاجَة وَ هُوَ فی مَنْزِلِهِ فَاسْتَأْذَنْ عَلَیْهِ فَلَمْ یَأْذَنْ لَهُ وَ لَمْ یَخْرُجْ الَیْهِ لَمْ یَزَلْ فی لَعْنَة اللهِ حَتّی یَلْتَقِیا.» قُلْتُ: «جُعِلْتُ فِداکَ فی لَعْنَة اللهِ حَتّی یَلْتَقِیا؟» قالَ: «نَعَمْ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 231)
در روایتی از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: «ملعون است، ملعون است، کسی که محتجب شود از برادرش (یعنی خود را از برادر ایمانیاش که اذن ملاقات میخواهد بپوشد و پنهان کند و رو نشان ندهد).»(1)
1) (1) . عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضا(علیه السلام): «اَلْمُؤْمِنُ اخُو الْمُؤْمِنِ لاَبیهِ وَ امِّهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اتَّهَمَ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ یَنْصَحْ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ احْتَجَبَ عَنْ اخیهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اغْتابَ اخاهُ.» (همان)
یکی از صفات مذموم، صفت حرص و آز است که آدمی را به خواری میکشاند و به گناه وا میدارد.
روایات
علی (علیه السلام): «آز کلید رنج و مَرْکب تعب و باعث ورود در گناهان است.»(1)
«آز نشانۀ بدبختان است.»
«آز، آدمی را خوار و بدبخت میگرداند.»
امام باقر (علیه السلام): «مَثَل آزمند (حریص) بر دنیا، چون کرم ابریشم است که هر چه زیادتر (پیله را) بر خود بپیچد، بیرون آمدنش دورتر و مشکلتر گردد تا اینکه از اندوه بمیرد.»(2)
امامصادق (علیه السلام): «بینیازترین بینیازی برای کسی است که گرفتار آز نباشد.»(3)
1) (1) روایات 1. «اَلْحِرْصُ مِفْتاحُ التَّعَبِ وَ مَطِیَّة النُّصُبِ وَ داع الَی التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ * الْحِرْصُ عَلامَة الاَْشْقِیاءِ * الْحِرْصُ یُذِلُّ وَ یُشْقی.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 336؛ به نقل از «تحف العقول» و «غرر»)
2) (2) . «مَثَلُ الْحَریصِ عَلَی الدُّنْیا مَثَلُ دُودَة الْقَزِّ کُلَّمَا ازْدادَتْ عَلی نَفْسِها لَفّاً کانَ ابْعَدُلَها مِنَالْخُرُوجِ حَتّی تَمُوتَ غَمّاً.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 474)
3) (3) . «اَغْنَی الْغِنی مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحِرْصِ.» (همان)
یکی دیگر از صفات مذموم، صفت طمع است و آن توقّع و چشم داشتن از دیگران است که آدمی را پست و ذلیل میکند.
روایات
امام باقر (علیه السلام): «بد بندهای است، بندهای که برای او طمعی باشد که بکشاند او را.»(1)
علی (علیه السلام): «بهترین امور، امری است که از طمع عاری باشد.»
«صلاح ایمان، ورع، و فساد آن طمع است.»
«خواری مردان در مطامع است.»
«از فریب طمع بپرهیز که چراگاهِ آن وخیم است.»
«کسی که نفس خود را از پستی مطامع پاک نکرد، خود را ذلیل و خوار کرده است و در آخرت خوارتر و رسواتر است.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «پایداریِ عزّت را، به میراندن طمع بجوی.»(3)
1) (1) روایات 1. «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 475)
2) (2) . «خَیْرُ الاُْمُورِ ما عَرِیَ عَنِ الطَّمَعِ * صَلاحُ الاْیمانِ الْوَرَعُ وَ فَسادُهُ الطَّمَعُ * ذُلُّ الرِّجالِ فِی الْمَطامِعِ * ایّاکَ وَ غُرُورَ الطَّمَعِ فَاِنَّهُ وَخیمُ الْمُرْتَعِ * مَنْ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ عَنْ دِنائَة الْمَطامِعِ فَقَدْ اذَلَّ نَفْسَهُ وَ هُوَ فِی الاْخِرَة اذَلُّ وَ اخْزی.» (مستدرکالوسائل، ج 2، ص 337؛ به نقل از «غرر» آمدی)
3) (3) . «اُطْلُبْ بَقاءَ الْعِزِّ بِاِماتَة الطَّمَعِ.» (تحف العقول)
شرم (حیا) در آدمی یکی از خصال پسندیده است؛ منظور، شرم از انجام دادن کار بد و از ترک طاعت پروردگار و ارتکاب معصیت است، که عقلاً و شرعاً (چنین شرمی) نیکو و ممدوح است؛ ولی شرم در انجام کار نیک و برای طاعت پروردگار و
ترک کار بد و معصیت، مذموم و احمقانه است. در مواضعی که شرم و حیا ممدوح است، البته بیشرمی بسیار مذموم و ممنوع میباشد.
روایات
امام صادق (علیه السلام): «حیا از ایمان و ایمان (یعنی شخص با ایمان در آخرت) در بهشت است.»(1)
امام صادق (علیه السلام): « برای کسی که هیچ حیا ندارد، ایمانی نیست.»(2)
امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام): «حیا و ایمان (ملازم یکدیگر و مانند آنند که) به یک ریسمان بسته شدهاند، پس هرگاه یکی از آن دو رفت، دیگری هم میرود.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «رأس مکارم (اخلاق)، حیا است.»(4)
1) (1) روایات 1. «اَلْحَیاءُ مِنَ الاْیمانِ وَ الاْیمانُ فِی الْجَنَّة.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
2) (2) . «لا ایمانَ لِمَنْ لاحَیاءَ لَهُ.» (همان)
3) (3) . «اَلْحَیاءُ وَ الاْیمانُ مَقْرُونانِ فی قَرَن فَاِذا ذَهَبَ احَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ.» (همان)
4) (4) . «رَأْسُ الْمَکارِمِ الْحَیاءُ.» (همان، ص 443)
رسول اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم): «خداوند رحمت کند بندهای را که از پروردگارش حیا کند. حق حیا را، (که در این صورت) حفظ میکند، آنچه را سر شامل آن است (چشم و گوش و زبان، یا افکار خود را) و شکم و آنچه را شکم در خود میگیرد (از خوردنی و نوشیدنی) و یاد میکند قبر و پوسیدگی (جسد) را و متوجه است که برای او (در آخرت) معاد و بازگشتی هست.»(1)
امام کاظم (علیه السلام): «به تحقیق، خداوند بر هر بد زبان زشتگویِ کم شرمی که از آنچه گوید و آنچه دربارۀ او گفته شود باک ندارد، بهشت را حرام کرده است.»(2)
امیرمؤمنان (علیه السلام): «بیشرمی، عنوان تمام بدیها است.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «حیا دو قسم است: حیای عقل و حیای حماقت. حیای عقل، علم است و حیای حماقت، جهل است».(4)(مثلاً حیایی که شخص از کردار زشت و گفتار بد داشته باشد، حیای عقل و علم است؛ اما حیایی که برای
1) (1) . «رَحِمَ اللهُ عَبْداً اسْتَحْیی مِنْ رَبِّهِ حَقَّ الْحَیاءِ حَفِظَ الرَّأْسَ وَ ماحَوی وَ الْبَطْنَ وَ ما وَعی وَ ذَکَرَ الْقَبْرَ وَ الْبِلی وَ ذَکَرَ انَّ لَهُ فِی الاْخِرَة مَعاداً.» د(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 85؛ به نقل از «مشکوة» طبرسی)
2) (2) . «اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْجَنَّة عَلی کُلِّ فاحِش بَذِیٍّ قَلیلِ الْحَیاءِ لایُبالی ما قالَ وَ لا ما قیلَ فیهِ.» (همان، ص 339؛ به نقل از «تحف العقول»)
3) (3) . «اَلْقِحَة عُنْوانُ کُلِّ الشَّرِّ.» (همان، ص 340)
4) (4) . «اَلْحَیاءُ حَیاءانِ حَیاءُ عَقْل وَ حَیاءُ حُمْق فَحَیاءُ الْعَقْلِ الْعِلْمُ وَ حَیاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ.» (همان، ص 223)
انجام کار خوب و یا برای سؤال از مطالب علمی و تعلّم احکام دین داشته باشد، حیای حماقت و جهل است).
امام زینالعابدین (علیه السلام): «شخص با ایمان، چیزی از امور نیک را از روی ریا انجام نمیدهد و نیز چیزی (از امور نیک) را از حیا ترک نمیکند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): « به جهت حیا از مردم، ترک علم مکن.»(2)
از اموری که در اسلام منع شده است، بدبینی و بدگمان بودن نسبت به برادران ایمانی و نیز تجسّس از عیوب و لغزشهای آنان است.
قرآن کریم
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها دوری گزینید که برخی از گمانها گناه است و تجسّس و کاوش (از عیوب و لغزشهای دیگران) نکنید.»(1)
روایات
امیرالمؤمنین (علیه السلام): «امر برادر ایمانیات را به بهترین وجه، حمل نما تا اینکه از او تو را چیزی (به نظر) آید که بر تو غالب شود و تو را از آن وجه برگرداند، و به کلمهای که از برادرت صادر شود، با آنکه برای آن محمل خیری میتوانی بیابی، گمان بد مبر.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا.» (حجرات، 12)
2) (2) روایات 2. «ضَعْ امْرَ اخیکَ عَلی احْسَنِهِ حَتّی یَأْتِیَکَ ما یَغْلِبُکَ مِنْهُ( ) وَ لا تَظُنَّنَّ بِکَلِمَة خَرَجَتْ مِنْ اخیکَ سُوءًا وَ انْتَ تَجِدُلَها فِی الْخَیْرِ مَحْمَلاً.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 240)() در برخی کتب عبارت فوق به این صورت است: «حَتّی یَأْتِیَکَ مِنْهُ ما یَغْلِبُکَ» و در تفسیر صافی «حَتّی یَأْتِیَکَ ما یُقَلِّبُکَ مِنْهُ»، و در تفسیر برهان «حَتّی یَأْتِیَکَ ما یُقَلِّبُکَ» ذکر شده است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام): «بدگمانی را از خودتان دور کنید که خداوند عزّوجلّ از آن نهی کرده است.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «چون مؤمن برادر ایمانیاش را متهم نماید، یعنی در حق او گمان بد برد، ایمان در قلب او ذوب شود؛ همچنانکه نمک در آب ذوب میشود.»(2)
امام رضا (علیه السلام): «ملعون است ملعون، کسی که برادر ایمانیاش را متهم نماید؛ ملعون است ملعون، کسی که خیانت و تقلب نماید به برادر ایمانیاش؛ ملعون است ملعون، کسی که نصیحت و خیرخواهی خالص به برادر ایمانیاش نکند؛ ملعون است ملعون، کسی که خود را محتجب و پنهان از برادر ایمانیاش کند؛ ملعون است ملعون، کسی که غیبت برادر ایمانیاش را نماید.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «عیوب پوشیدۀ مؤمنین را نجویید و لغزشهای آنان را دنبال و پیگیری نکنید، که هر کس لغزش برادر ایمانیش را دنبال کند،
1) (1) . «اِطْرَحُوا سُوءَ الظَّنِّ بَیْنَکُمْ فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ نَهی عَنْ ذلِکَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 110؛ به نقل از «خصال» صدوق)
2) (2) . «اِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ اخاهُ انْماثَ الاْیمانُ فی قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ فِی الْماءِ.(وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
3) (3) . «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اتَّهَمَ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ غَشَّ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ یَنْصَحْ اخاهُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ احْتَجَبَ عَنْ اخیهِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنِ اغْتابَ اخاهُ.» (همان، ص 231)
خداوند نیز لغزش او را دنبال میکند و کسی که خداوند لغزشش را دنبال کند او را رسوا میکند، گرچه در داخل خانهاش باشد.»(1)
1) (1) . «لاتَطْلُبُوا عَوْراتِ الْمُؤْمِنینَ وَ لاتَتَّبِعُوا عَثَراتِهِمْ فَاِنَّ مَنِ اتَّبَعَ عَثْرَة اخیهِ اتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنِ اتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَوْ فی جَوْفِ بَیْتِهِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در «المؤمن»)
یکی از کارهای بسیار بد، سخنچینی است که در اسلام به شدت منع شده است و گاه موجب برپا شدن فتنه و آشوبهای عظیمی میان مردم گردد.
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «آیا خبر دهم شما را به بدترینِ شما؟»(1)گفتند: «آری! ای رسول خدا.» فرمود: «کسانی هستند که به سخنچینی میروند و میان دوستان جدایی میافکنند و عیبجویِ پاکانند.»
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بدترین مردم کسانی هستند که مؤمنان را دشمن دارند، و دلهای مؤمنان آنان را دشمن دارد؛ به سخنچینی میروند، میان دوستان جدایی میافکنند، و عیبجویِ پاکانند. روز قیامت خداوند به آنان نظر (رحمت) نیندازد و ایشان را پاکیزه نکند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «خونریز و شرابخوار و سخنچین، وارد بهشت نمیشوند.»(3)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «سخنچین به بهشت نمیرود.»(4)
1) (1) روایات 1. «اَلا انَبِّئُکُمْ بِشِرارِکُمْ؟ قالُوا: بَلی یا رَسُولَ اللهِ. قالَ: الْمَشّائُونَ بِالنَّمیمَة الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّة الْباغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعائِبَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 241)
2) (2) «شِرارُ النّاسِ مَنْ یُبْغِضُ الْمُؤْمِنینَ وَ تُبْغِضُهُ قُلُوبُهُمْ الْمَشّائُونَ بِالنَّمیمَة الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّة الْباغُونَ لِلْبُرَآءِ الْعَیْبَ اولئِکَ لایَنْظُرُ اللهُ الَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیمَة وَ لایُزَکّیهِمْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 111؛ به نقل از «مجالس» شیخ طوسی)
3) (3) . «لایَدْخُلُ الْجَنَّة سَفّاکُ الدَّمِ وَ لامُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ لامَشّاءٌ بِنَمیمَة.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 241)
4) (4) . «لایَدْخُلُ الْجَنَّة الْقَتّاتُ * صاحِبُ النَّمیمَة لایَسْتَریحُ مِنْ عَذابِ اللهِ فِی الاْخِرَة.» (همان)
امام صادق (علیه السلام): «بر سه طایفه، بهشت حرام شده است: سخنچین و شرابخوار و دیوث.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «چهار صنف از مردم داخل بهشت نمیشوند: کاهن و دو رو و دائمالخمر و سخنچین.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «به راستی سخنچین، گواه کاذب و باطل و همکار شیطان است در تحریک (فساد) بین مردم.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که آن حضرت از سخنچینی و گوش دادن به آن نهی فرموده است.(4)
1) (1) . «حَرُمَتِ الْجَنَّة عَلی ثَلاثَة: النَّمّامِ وَ مُدْمِنِ الْخَمْرِ وَ الدَّیُّوثِ وَ هُوَ الْفاجِرُ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 241)
2) (2) . «اَرْبَعَة لایَدْخُلُونَ الْجَنَّة: الْکاهِنُ وَ الْمُنافِقُ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْقَتّاتُ وَ هُوَ الْنَّمّامُ.» (سفینة البحار)
3) (3) . «اِنَّ النَّمّامَ شاهِدُ زُور وَ شَریکُ ابْلیسَ فِی الاِغْراءِ بَیْنَ النّاسِ.» (همان)
4) (4) . وَ عَنِ النَّبِیِّ(صلی الله علیه وآله وسلم)، انَّهُ نَهی عَنِ النَّمیمَة وَ الاِسْتِماعِ الَیْها.» (همان)
از اموری که در اسلام منع شدید شده است (چنانکه در فصل بعد میآید) غیبت مؤمن است و آن، گفتن و اظهار نمودن عیب و لغزشی از شخص با ایمان است که در او مستور باشد و او به اظهار و نقل آن راضی نباشد. بدتر از غیبت، بهتان است و آن نسبت دادن عیب و لغزشی است به شخص با ایمان به دروغ و
افترا. واضح است که به غیبت نمودن از مؤمن یا به بهتان به او، هتک آبرو و احترام مؤمن میشود و او از آن آزار و اذیّت میکشد و این ستم بزرگی به او خواهد بود که از نظر اشخاصِ عاقلِ شرافتمند، ستم مالی کمتر از آن میباشد؛ چرا که مردم حاضرند مال را در راه حفظ آبروی خود صرف کنند.
قرآن کریم
«کسی که خود، مرتکب خطایی یا گناهی شود و به کسی که بَری از آن باشد، نسبت دهد، حتماً بهتانی و گناهی آشکار را به دوش گرفته است.»(1)
«آنانکه مردان و زنان با ایمان را به غیر آنچه اکتساب نمودهاند (یعنی به نسبت دادن به آنان امری را که نکرده و نگفته باشند) بیازارند، حتماً بهتانی و گناهی آشکار را به دوش گرفتهاند.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.» (نساء، 112)
2) (2) . «وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.» (احزاب، 58)
روایات
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «غیبت آن است که برادر ایمانیات را یاد کنی به آنچه او کراهت دارد. (سپس فرمود:) بدان که چون یاد کنی برادر ایمانیات را به آنچه در اوست، حتماً از او غیبت کردهای؛ و چون یاد کنی او را به آنچه در او نباشد حتماً بهتان و افترا به او زدهای.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «غیبت آن است که دربارۀ برادر ایمانیات آنچه را بگویی که خدا از او بر دیگران مستور کرده است؛ و اما چیزی را که آشکار است، مانند تندی و عجولی او را بگویی، پس غیبت (حرام) نخواهد بود؛ و بهتان این است که دربارۀ او چیزی را که در او نیست بگویی.»(2)
1) (1) روایات 2. «اَلْغیبَةُ ذِکْرُکَ اخاکَ بِما یَکْرَهُ (ثُمَّ قالَ) اعْلَمْ انَّکَ اذا ذَکَرْتَهُ بِما هُوَ فیهِ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ وَ اذا ذَکَرْتَهُ بِما لَیْسَ فیهِ فَقَدْ بَهَتَّهُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 238)
2) (2) . «اَلغیبَة انْ تَقُولَ فی اخیکَ ما سَتَرَهُ اللهُ عَلَیْهِ وَ امَّا الاَْمْرُ الظّاهِرُ مِثْلُ الْحِدَّة وَ الْعَجَلَة فَلا وَ الْبُهْتانُ انْ تَقُولَ فیهِ ما لَیْسَ فیهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 239)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مرد یا زن با ایمانی را به چیزی که در او نیست بهتان زند، خداوند او را در روز قیامت برانگیزاند در (مانند) چرک و خونی که از فرج زنان تبهکار بیرون آید، تا اینکه از آنچه گفته خارج شود.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که دربارۀ مؤمنی چیزی که در او نیست بگوید، خداوند او را در (مانند) چرک و خونی که از فرج زنان تبهکار بیرون آید، حبس کند تا اینکه از آنچه دربارۀ او گفته خارج شود. (ولی) غیبت جز این نیست که دربارۀ برادر ایمانیات آنچه را در او باشد و خداوند آن را از دیگران مستور نموده باشد بگویی؛ و چون دربارۀ او چیزی که در او نباشد بگویی، پس این قول خداوند عزّوجلّ در قرآن خواهد بود که فرموده است:" فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً "»2
1) (1) . «مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً اوْ مُؤْمِنَة بِما لَیْسَ فیهِ بَعَثَهُ اللهُ فی طینَة خَبال حَتّی یَخْرُجَ مِمّا قالَ. قالَ الرَّاوی قُلْتُ: وَ ما طینَة خَبال؟ قالَ(علیه السلام): صَدیدٌ یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الْمُومِساتِ.» (همان، ص 238)
یکی از اموری که در اسلام منع شدید شده است، غیبت مؤمن است و آن (چنانکه در مسأله بهتان ذکری از آن شد) نقل و اظهار نمودن عیبی یا لغزشی از شخص با ایمان است که از مردم پنهان بوده و او به اظهار و نقل آن راضی نباشد.
اما نقل کردن امری که در او ظاهر باشد یا فسقی که آشکارا انجام میدهد و خودش آن را از مردم نمیپوشاند ممنوع و حرام نیست.(1)
قرآن کریم
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیار پندارها (و گمانهای بد در حق یکدیگر) اجتناب کنید که برخی پندارها (و گمانهای باطل) گناه است؛ و نیز (از حال درونی هم) تجسّس نکنید، و غیبت یکدیگر نکنید؛ آیا دوست دارد کسی از شما گوشت برادر مردۀ خود را بخورد؟ کراهت و نفرت از آن دارید؛ (پس بدانید که غیبت مؤمن در حکم همان است) و بپرهیزید از خدا (از اینکه معصیت او نمایید و توبه کنید) که خداوند بسیار توبهپذیر و مهربان است.»(2)
1) (1) . چنانکه به حسب مدارک، غیبت نمودن مظلوم از ظلم ظالمش، و غیبت نمودن از بدعتگزار در دین جایز است، و بعض موارد دیگر از جواز غیبت که در کتب فقهیه مذکور است. و ناگفته نماند استماع غیبت نیز نهی شده است، و کسی که غیبت مؤمنی را شنید در صورت قدرت باید دفاع از او کند و او را یاری نماید.
2) (2) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحِیمٌ.» (حجرات، 12)
«به تحقیق آنانکه دوست دارند امر زشت و نسبتهای ناروا، دربارۀ کسانی که ایمان آوردهاند شایع و فاش شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت.»(1)
روایات
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمود: «(گناه غیبت) از زنا شدیدتر است.»(2)شخصی عرض کرد: « ای رسول خدا! برای چه؟» فرمود: «صاحب زنا (که توبه کند)، خداوند توبۀ او را میپذیرد؛ ولی صاحب غیبت که توبه کند، خداوند توبۀ او را نمیپذیرد تا اینکه صاحبش (یعنی آن کس که از او غیبت شده) او را حلال کند.»
امام صادق (علیه السلام): «هر کس که درباره مؤمنی آنچه را که دو چشمش دیده یا دو گوشش شنیده (از آنچه که اظهار آن موجب غیبت او شود) نقل کند، پس او از
1) (1) . «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ.» (نور، 19)
2) (2) روایات 3. «اَلْغیبَة اشَدُّ مِنَ الزِّنا (فَقیلَ: یا رَسُولَاللّهِ وَ لِمَ ذلِکَ؟ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم):) امّا صاحِبُ الزِّنا (فَیَتُوبُ) فَیَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِ وَ امّا صاحِبُ الْغیبَة فَیَتُوبُ فَلا یَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِ حَتّی یَکُونَ صاحِبُهُ الَّذی یُحِلُّهُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 238)
جملۀ اشخاصی خواهد شد که خداوند عزّوجلّ دربارۀ آنان فرموده است:" إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ" .»1
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «قسم به خدایی که الهی جز او نیست، هرگز به مؤمنی، خیر دنیا و آخرت داده نشده است، جز به حُسن ظنّش به خداوند عزّوجلّ و خود داریاش از غیبت مؤمن؛ قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست، خداوند عزّوجلّ عذاب نمیکند مؤمنی را بعد از توبه و استغفار جز به سوءظنش (به خداوند عزّوجلّ) و غیبتش از مؤمنین.»(1)
1) (2) . «وَاللّهِ الَّذی لا الهَ إلاّ هُوَ ما اعْطِیَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَة الاّ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْکَفِّ عَنِ اغْتِیابِ الْمُؤْمِنِ، وَاللّهِ الَّذی لا الهَ إلاّ هُوَ لایُعَذِّبُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَة وَ الاِسْتِغْفارِ الاّ بِسُوءِ ظَنِّهِ (بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ) وَ اغْتِیابِهِ لِلْمُؤْمِنینَ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 105؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)
در اسلام از مسخره کردن یکدیگر، و یکدیگر را به نام و لقبهای زشت خواندن نهی شده است.
قرآن کریم
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا نکند، شاید که آنان بهتر از ایشان باشند و نه زنانی زنان دیگر را، شاید که آن زنان مورد تمسخر، بهتر از ایشان باشند و یکدیگر را عیب نکنید و به لقبهای زشت نخوانید...»(1)
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ.» (حجرات، 11)
امور مذبور (گذشته از اینکه از اقسام و مصادیق ظلم است و ظلم عقلاً و شرعاً بسیار قبیح و حرام است) در مدارک اسلام تحت همین عناوین خاص نیز، منع و تهدید شده است که نمونهای از آنها در اینجا ذکر میشود.
روایات
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی فقیر مسلمانی را سبک شمرد، مسلّماً به حق خدا خفّت و اهانت نموده و خداوند در روز قیامت او را خوار و خفیف سازد؛ مگر اینکه (در دنیا) توبه کند. کسی که فقیر مسلمانی را اکرام کند، خداوند در روز قیامت از او راضی باشد، و آگاه باشید کسی که برادر مسلمان خود را اکرام مینماید، همانا خداوند عزّوجلّ را اکرام میکند.»(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که فقیر مسلمانی را از جهت فقرش اهانت و استخفاف کند، به تحقیق نسبت به خدا استخفاف کرده و پیوسته در غضب و نارضایی خداوند عزّوجلّ باشد، تا آن فقیر را راضی کند.»(2)
1) (1) روایات 1. «مَنِ اسْتَخَفَّ بِفَقیر مُسْلِم فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحَقِّ اللّهِ وَ اللّهُ یَسْتَخِفُّ بِهِ یَوْمَ الْقِیمَة الاّ انْ یَتُوبَ; وَ مَنْ اکْرَمَ فَقیراً مُسْلِماً لَقَی اللّهَ یَوْمَ الْقِیمَة وَ هُوَ عَنْهُ راض، الا وَ مَنْ اکْرَمَ اخاهُ الْمُسْلِمَ فَاِنَّما یُکْرِمُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 236)
2) (2) . «مَنْ اهانَ فَقیراً مُسْلِماً مِنْ اجْلِ فَقْرِهِ وَ اسْتَخَفَّ بِهِ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِاللَّهِ وَ لَمْیَزَلْ فی غَضَبِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ سَخَطِهِ حَتّی یُرْضِیَهُ.» (همان)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «خداوند عزّوجلّ فرموده: کسی که بندۀ مؤمن مرا خوار و ذلیل گرداند، همان به جنگ من آمده است.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «هیچ مؤمن فقیری را تحقیر نکنید که هر کسی مؤمنی را تحقیر یا استخفاف کند، خداوند او را تحقیر خواهد کرد.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمن مستمند یا غیر مستمندی را تحقیر کند، خداوند عزّوجلّ پیوسته دشمن و حقیر کنندۀ اوست، تا اینکه او از تحقیر مؤمن دست بردارد.»(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مؤمنی را اذیت کند خدا او را اذیت نماید، و کسی که مؤمنی را اندوهگین کند خدا او را اندوهگین نماید.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «خداوند عزّوجلّ فرموده است: کسی که بندۀ مؤمن مرا اذیت کند، به او اعلام جنگ میکنم؛ و کسی که بندۀ مؤمن مرا اکرام کند، از غضب من باید ایمن شود.»(5)
1) (1) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنِ اسْتَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ فَقَدْ بارَزَنی بِالْمُحارَبَة.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 236)
2) (2) . «لاتُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقیراً فَاِنَّ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً اوِ اسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اللّهُ.» (همان)
3) (3) . «مَنْ حَقَرَ مُؤْمِناً مِسْکیناً اوْ غَیْرَ مِسْکین لَمْیَزَلِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ حاقِراً لَهُ ماقِتاً حَتّی یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ ایّاهُ.» (همان)
4) (4) . «مَنْ آذی مُؤْمِناً آذاهُ اللّهُ وَ مَنْ احْزَنَهُ احْزَنَهُ اللّهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 103؛ به نقل از«لب اللباب» قطب راوندی)
5) (5) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْب مِنّی مَنْ آذی عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَلْیَأْمَنْ غَضَبی مَنْ اکْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 236)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که به سوی مؤمنی نظری کند تا او را بترساند، خداوند عزّوجلّ در روزی که سایه و پناهی جز پناه او نیست، او را بترساند.»(1)
1) (1) . «مَنْ نَظَرَ الی مُؤْمِن نَظْرَة لِیُخیفَهُ بِها اخافَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ لاظِلَّ الاّ ظِلُّهُ.» (همان، ص 240)
امور مزبور علاوه بر اینکه ظلم و آزار و اذیت به مؤمن است - که عقلاً و شرعاً قبیح و حرام است - در مدارک اسلامی تحت همین عناوین خاص نیز، منع و تهدید شده است.
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «تمام (جهات) مؤمن (یعنی) عرض و مال و خون او (بر دیگران) حرام است.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «دشنام دادن به مؤمن، فسق و جنگ با او کفر، و خوردن گوشتش (یعنی غیبتش) معصیت، و حرمت مالش مانند حرمت خون اوست.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «از طعن بر مؤمن بپرهیزید.»(3)
1) (1) روایات 1. «اَلْمُؤْمِنُ حَرامٌ کُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مالُهُ وَ دَمُهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 109؛ به نقل از حسینبنسعید الاهوازی در «المؤمن»)
2) (2) . «سِبابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتالُهُ کُفْرٌ وَ اکْلُ لَحْمِهِ مَعْصِیَة وَ حُرْمَة مالِهِ کَحُرْمَة دَمِهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 240)
3) (3) . «اِیّاکُمْ وَ الطَّعْنَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ.» (همان)
امام باقر (علیه السلام): «هیچ انسانی نیست که طعن به مؤمنی در (مقابل) چشم او بزند، مگر اینکه به بدترین مردن بمیرد و سزاوار شود که به هیچ خیری رجوع نکند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «لعنت چون از صاحبش (یعنی لعنت کننده) صادر شود، بین او و بین کسی که لعنت میشود سرگردان میماند؛ حال اگر راهی یافت، به سوی او میرود و گرنه به صاحبش باز میگردد و او سزاوارتر است به آن پس برحذر شوید از این که مؤمنی را لعنت کنید، که به خود شما وارد میشود.»(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که مؤمنی را به چیزی سرزنش کند، نخواهد مُرد تا اینکه دچار همان چیز میشود.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمنی را سرزنش کند، خداوند متعال او را در دنیا و آخرت سرزنش کند.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که مؤمنی را به کفر نسبت دهد، ملعون است ملعون؛ و کسی که مؤمنی را به کفر نسبت دهد، مانند قاتل او باشد.»(5)
1) (1) . «ما مِنْ انْسان یَطْعَنُ فی عَیْنِ مُؤْمِن الاّ ماتَ بِشَرِّ میتَة وَ کانَ قَمِناً انْ لایَرْجِعَ الی خَیْر.» (همان)
2) (2) . «اِنَّ اللَّعْنَة اذا خَرَجَتْ مِنْ صاحِبِها تَرَدَّدَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الَّذی یَلْعَنُ فَاِنْ وَجَدَتْ مَساغاً وَ الاّ رَجَعَتْ الی صاحِبِها وَ کانَ احَقَّ بِها فَاحْذَرُوا انْ تَلْعَنُوا مُؤْمِناً فَیَحِلَّ بِکُمْ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 240)
3) (3) . «مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْء لَمْیَمُتْ حَتّی یَرْکَبَهُ.» (همان، ص 237)
4) (4) . «مَنْ انَّبَ مُؤْمِناً انَّبَهُ اللّهُ تَعالی فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَة.» (همان)
5) (5) . «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ رَمی مُؤْمِناً بِکُفْر وَ مَنْ رَمی مُؤْمِناً بِکُفْر فَهُوَ کَقاتِلِهِ.» (همان، ص 512)
دیدگاه اسلام
اسلام نه تنها از هرگونه (ستمکاری) تعدّی و اذیت و آزار و ضرر اشخاص نسبت به یکدیگر (چنانکه در بسیاری از مطالب گذشتۀ این کتاب دیده شده) به شدت منع و نهی میکند، بلکه میگوید: افراد جامعه برادران یکدیگرند و باید به اصلاح و صلح و سازش بین خود بپردازند و در تمام خوبیهای زندگی، مادی و معنوی کمک یکدیگر باشند و گاه میگوید: همه نسبت به هم، به منزلۀ اعضای یک خانواده هستند: پیرمردان و زنان به منزلۀ پدر و مادر، جوانان به منزلۀ برادر و خواهر، و اطفال به منزله اولاد همه میباشند؛ بلکه نسبت به یکدیگر در نیکی و مهربانی و عطوفت و کمک، مانند اعضای یک تن واحد باشند، که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا همگی برای آن یک عضو آرامش نداشته باشند.
اسلام میگوید: مردم با ایمان باید دوستدار و یاور یکدیگر و دلیل و رهنمای یکدیگر باشند، اهتمام به امور یکدیگر بنمایند و نافع و ناصح و خدمتگزار یکدیگر بوده، کوشا در انجام حوائج یکدیگر باشند، و یکدیگر را به کارهای خیر و معروف وادار و از هرگونه کار زشت و منکر و فساد جلوگیری نمایند؛ هر فرد باید برای
دیگران، دوست بدارد هر آنچه را برای خود دوست دارد، و کراهت بدارد هر آنچه را که برای خود کراهت میدارد.
اسلام میگوید: در مقابل دشمن ستمگر، باید مردم در صف محکم، متحد و همدست به منزلۀ یک دست واحد بوده باشند و گذشته از حفظ وحدت و اتحاد بین خود - که بزرگترین عامل پیشرفت و موفقیت است - باید همیشه مسلمانان، مجهز به تجهیزات علمی و نیروهای هر عصر به حدی باشند که تمام دشمنان خود را مرعوب داشته باشند.
اسلام میگوید: طبقات و افراد جامعه در حقوق و در قبال قانون، همه مانند دندانههای یک شانه یکسانند، امتیازات جاهلیت، مانند امتیاز نژادی، از میان مردم ملغی است. آری! امتیاز (آن هم امتیاز شرافتی نه حقوقی) به زیادی تقوا و دانش است. اسلام با تأکید بسیار و به عناوین و بیانات بیشمار، حمایت از ضعفا و سفارش آنان را به دیگران کرده است.
اینک به ذکر نمونهای از مدارک اسلام، راجع به مطالب فوق پرداخته و مطالب فوق را نیز، بخش بخش در جلوی هر دسته از مدارک، دوباره یادآوری میکنیم؛ انشاءالله تعالی.
اسلام میگوید که افراد جامعۀ مؤمنان، برادران یکدیگرند؛ پس باید به اصلاح (صلح و سازش) بین خود بپردازند و در نیکوکاری و تقوا یکدیگر را یاری کنند، بلکه نسبت به یکدیگر به منزلۀ اعضای یک خاندان و حتی به منزلۀ اعضای یکتن شوند.
قرآن کریم
«جز این نیست که اشخاص با ایمان برادرانند؛ پس میان برادرانتان اصلاح کنید و از خدا بپرهیزید، باشد که رحمت کرده شوید.»(1)
«هیچ خیر و فایدهای در بسیاری از سخنان سرّی و راز گفتن مردم نیست مگر (راز گفتن) کسی که بر صدقهای یا به کار نیکی یا به اصلاح میان مردمانی امر نماید و هر که به طلب رضای خدا چنین کند، (ما که خداوندگاریم) به زودی اجری بزرگ به او خواهیم داد.»(2)
«بر نیکی و پرهیزگاری یکدیگر را یاری و کمک کنید، و بر گناه و ستم تعاون نکنید، و از (معاصی) خدا بپرهیزید که خدا در کیفر دادن سختگیر و شدید است.»(3)
روایات
1) (1) قرآن کریم 1. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.» (حجرات، 10)
2) (2) . «لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً.» (نساء، 114)
3) (3) . «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ.» (مائده، 2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که برای صلح بین دو نفر میرود، فرشتههای خداوند تا هنگامی که برگردد بر او صلوات میفرستند و ثواب شب قدر به او داده میشود.»(1)
امام زینالعابدین (علیه السلام): «حق همآیینان تو بر تو، در دل گرفتن سلامت و رحمت است برای آنان (تا اینکه فرمود:) و اینکه پیش تو، پیرمردانِ آنان به جای پدرت، و جوانانشان به جای برادران (و خواهرانت) و پیره زنانشان به جای مادرت، و کودکانشان به جای فرزندانت باشند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «اشخاص با ایمان در نیکی نمودنشان و رحمتشان و عطوفتشان به یکدیگر، مانند یک پیکرند که چون عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با بیداری شب و تب او را همراهی میکنند.»(3)
1) (1) روایات 2. «مَنْ مَشی فی صُلْح بَیْنَ اثْنَیْنِ صَلّی عَلَیْهِ مَلائِکَة اللّهِ حَتّی یَرْجِعَ وَ اعْطِیَ ثَوابُ لَیْلَة الْقَدْرِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 632)
2) (2) . «وَ حَقُّ اهْلِ مِلَّتِکَ اضْمارُ السَّلامَة وَ الرَّحْمَة لَهُمْ (الی انْ قالَ(علیه السلام):) وَ انْ تَکُونَ شُیُوخُهُمْ بِمَنْزِلَة ابیکَ وَ شَبابُهُمْ بِمَنْزِلَة اخْوَتِکَ وَ عَجایِزُهُمْ بِمَنْزِلَة امِّکَ وَ الصِّغارُ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَة اوْلادِکَ.» (همان، ص 442)
3) (3) . «اَلْمُؤْمِنُونَ فی تَبارِّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ کَمِثْلِ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکی تَداعی لَهُ سائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّی.» (مستدرک الوسائل، ص 410؛ به نقل از حسینبنسعید الاهوازی در «المؤمن»)
اسلام میگوید که مردم با ایمان باید یاور و دوستدار و چشم و راهنمای یکدیگر شوند و اهتمام در امور مسلمین داشته و نافع و ناصح و ساعی و کوشا در انجام حوائج آنان باشند.
قرآن کریم
«مردان و زنان مؤمن، همه اولیای (یاور و دوستدار) یکدیگرند؛ به معروف یکدیگر را وادار میکنند و از منکر باز میدارند، اقامۀ نماز و ایتاء زکات و اطاعت خدا و
رسول او میکنند، آنانند که خداوند به زودی رحمتشان دهد که خداوند عزیز و حکیم است.»(1)
روایات
. امام صادق (علیه السلام): «مؤمن برادر مؤمن است، چشم اوست، دلیل اوست، به او خیانت و ستم و تقلّب و خلف وعده نمیکند.»
امام صادق (علیه السلام): «مسلمان برادر مسلمان است، چشم او و آینۀ او و دلیل اوست، به او خیانت و خدعه و ستم نکند و دروغ نگوید و غیبت او ننماید.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.» (توبه، 71)
2) (2) روایات 355. «اَلْمُؤْمِنُ اخُ الْمُؤْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلیلُهُ لایَخُونُهُ وَ لایَظْلِمُهُ وَ لایَغُشُّهُ وَ لایَعِدُهُ عِدَة فَیُخْلِفُهُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 228)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که صبح کند در حالی که به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد، مسلمان (صحیح و کامل) نیست. و کسی که صدای شخصی را بشنود که ندا میکند: ای مسلمانان (به فریادم برسید)، و او را اجابت نکند، پس او مسلمان (صحیح و کامل) نیست.»(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مردم، روزیخواران خداوندند، پس محبوبترین مردم نزد خداوند کسی است که روزیخواران خدا را نفع رساند.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که محبوبترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: نافعترین مردم برای مردم.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خلق همگیشان روزیخواران خداوندند، پس محبوبترین آنان نزد خداوند عزّوجلّ، نافعترینِ ایشان برای روزیخواران خدا است.»(4)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «بهترین مردم کسی است که مردم از او بهرهور گردند.»(5)
1) (1) . «مَنْ اصْبَحَ لایَهْتَمُّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم، وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی: یا لَلْمُسْلِمینَ! فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم.» (همان، ص 520)
2) (2) . «اَلْخَلْقُ عِیالُ اللّهِ فَاَحَبُّ الْخَلْقِ الَی اللّهِ مِنْ نَفَعَ عِیالَ اللّهِ.» (همان)
3) (3) . «سُئِلَ رَسُولُاللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم): مَنْ احَبُّ النّاسِ الَی اللّهِ؟ قالَ: انْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.» (همان)
4) (4) . «اَلْخَلْقُ کُلُّهُمْ عِیالُ اللّهِ فَاَحَبُّهُمْ الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ انْفَعُهُمْ لِعِیالِهِ.» (همان، ص 521)
5) (5) . «خَیْرُ النّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النّاسُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 403؛ به نقل از «امالی» صدوق)
امام عسگری (علیه السلام): «دو خصلت است که فوق آن دو چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع داشتن برای برادران (ایمانی).»(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «به راستی عظیمترین مردم از نظر مقام نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که بیشتر از همه در روی زمین، به خیرخواهی خلق خدا قدم برداشته باشد.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر یک از شما همانگونه که برای خود خیرخواهی دارد، باید برای برادر (ایمانی) خود خیرخواهی داشته باشد.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «بر شما باد خیرخواهی خالص نسبت به خلق برای خدا؛ پس هرگز خدا را به عملی افضل از آن ملاقات نخواهید نمود.»(4)
امام صادق (علیه السلام): «بر مؤمن واجب است که برای مؤمن در حضور و غیاب خیرخواهی داشته باشد.»(5)
1) (1) . «خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیْءٌ: الاْیمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِخْوانِ.» (همان؛ به نقل از «تحف العقول»)
2) (2) . «اِنَّ اعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَة عِنْدَاللّهِ یَوْمَ الْقِیمَة امْشاهُمْ فی ارْضِهِ بِالنَّصیحَة لِخَلْقِهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 526)
3) (3) . «لِیَنْصَحِ الرَّجُلُ مِنْکُمْ اخاهُ کَنَصیحَتِهِ لِنَفْسِهِ.» (همان)
4) (4) . «عَلَیْکُمْ بِالنُّصْحِ لِلّهِ فی خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَل افْضَلَ مِنْهُ.» (همان)
5) (5) . «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ النَّصیحَة لَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغیبِ.» (همان)
امام صادق (عليه السلام): «اشخاص با ايمان خدمتگزار يكديگرند.» راوى سؤال نمود: «چگونه خدمتگزار يكديگرند؟» امام فرمود: «فايده به يكديگر مىرسانند.»(1)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم): «اشخاص باايمان برادرند، حوائج يكديگر برآورند، پس به برآوردن حوائج يكديگر، خداوند حوائج آنان را در روز قيامت برآورد.»(2)
امام صادق (عليه السلام): «رفتن مسلمان در پى حاجت برادر مسلمانش، بهتر از هفتاد طواف خانۀ كعبه است.»(3)
امام صادق (عليه السلام): «برآوردن حاجت يك نفر مؤمن، از بيست حج كه در هر حجّى صاحبش صد هزار خرج كند، نزد خدا محبوبتر است.»(4)
امام كاظم (عليه السلام): «به راستى خدا بندگانى در زمين دارد كه در انجام حوائج مردم كوشش مىكنند؛ آنان در روز قيامت ايمنند، و كسى كه بر مؤمنى مسرّتى وارد كند خداوند در روز قيامت قلب او را فرحناك سازد.»(5)
1) «اَلْمُؤْمِنُونَ خَدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْض.» قالَ الرّاوى قُلْتُ: «وَ كَيْفَ يَكُونُ خِدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْض؟» قالَ (عليه السلام): «يُفيدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً.» (مستدرك الوسائل، ج 2، ص 411؛ به نقل از كتاب «الاخوان» صدوق)
2) «اَلْمُؤْمِنُونَ اِخْوَة يَقْضى بَعْضُهُمْ حَوائِجَ بَعْض فَبِقَضاءِ بَعْضِهِمْ حَوائِجَ بَعْض يَقْضِى اللّهُ حَوائِجَهُمْ يَوْمَ الْقِيمَة.» (همان، ص 406؛ به نقل از «امالى» شيخ مفيد)
3) «مَشْىُ الْمُسْلِمِ فى حاجَة اَخيهِ الْمُسْلِمِ خَيْرٌ مِنْ سَبْعينَ طَوافاً بِالْبَيْتِ.» (وسائلالشيعه، ج 2، ص 524)
4) «اَلْمُؤْمِنُونَ اِخْوَة يَقْضى بَعْضُهُمْ حَوائِجَ بَعْض فَبِقَضاءِ بَعْضِهِمْ حَوائِجَ بَعْض يَقْضِى اللّهُ حَوائِجَهُمْ يَوْمَ الْقِيمَة.» (همان، ص 406؛ به نقل از «امالى» شيخ مفيد)
5) «اِنَّ لِلّهِ عِباداً فِى الارْضِ يَسْعَوْنَ فى حَوائِجِ النّاسِ هُمُ الاْمِنُونَ يَوْمَ الْقِيمَة، وَ مَنْ اَدْخَلَ عَلى مُؤْمِن سُرُورًا فَرِحَ اللّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيمَة.» (وسائلالشيعه، ج 2، ص 524)
امام صادق (علیه السلام): «خداوند عزّوجلّ فرموده: خلق، روزیخواران من هستند، محبوبترین ایشان نزد من با لطفترین آنان است به خلق و کوشاترین آنان در برآوردن حوائج خلق.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که در برآوردن حاجت برادر مسلمانش شتاب و کوشش بنماید و خداوند به دست او انجام آن حاجت را جاری سازد، برای او خداوند عزّوجلّ (ثواب) یک حج و یک عمره و اعتکاف و روزه دو ماه در مسجدالحرام مینویسد، و اگر کوشش کند ولی انجام آن را خداوند به دست او جاری نسازد، برای او خداوند عزّوجلّ (ثواب) یک حج و یک عمره مینویسد.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): « با برادر مسلمان در پی حاجتی رفتن، نزد خداوند متعال از اعتکاف دو ماه در مسجدالحرام محبوبتر است.»(3)
1) (1) . «قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْخَلْقُ عِیالی فَاَحَبُّهُمْ الَیَّ الْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ اسْعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ.» (همان)
2) (2) . «مَنْ سَعی فی حاجَة اخیهِ الْمُسْلِمِ فَاجْتَهَدَ فیها فَاَجْرَی اللّهُ عَلی یَدَیْهِ قَضاها کَتَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّة وَ عُمْرَة وَ اعْتِکافَ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِالْحَرامِ وَ صِیامَهُما وَ انِ اجْتَهَدَ وَ لَمْیَجْرِ اللّهُ قَضاها عَلی یَدَیْهِ کَتَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّة وَ عُمْرَة.» (همان)
3) (3) . «مَشْیٌ مَعَ اخ مُسْلِم فی حاجَة احَبُّ الَی اللّهِ تَعالی مِنِ اعْتِکافِ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِالْحَرامِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 408)
یکی از دستورات و فرایض عظیم اجتماعی اسلام که به خیر و سعادت دنیا و آخرت مردم است و با آن سایر مقررات و فرایض الهی بر پا میشود، امر به معروف و نهی از منکر است.
اسلام میگوید که مردم باید یکدیگر را به کارهای خیر و معروف وادار و از هرگونه کار زشت و منکر و فساد جلوگیری نمایند.(1)
1) (1) . باید دانست که برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر، فقها شرایطی ذکر فرمودهاند که در کتب فقهیه، مشروحاً بیان شده است و مجمل آنها این است که: الف) آمر و ناهی، عالم به معروف و منکر بوده باشند و در مسائل اختلافی بر شخص واجب نیست دیگری را بر وفق نظر خودش یا نظر مرجع فتوایی خودش امر و نهی نماید. ب) احتمال اثر در امر و نهی باشد. ج) خوف مفسدهای نباشد؛ مانند خوف ضرر جانی، عرضی، مالی قابل اعتنا بر خودش یا دیگری از خویشان یا سایر مؤمنین. آری چنانکه دفاع از اساس و بنیان اسلام یا از مجتمع اسلامی، متوقف بر بذل اموال بلکه نفوسی شد، در این مورد بر مسلمانان لازم است که به بذل آنها از اسلام و مجتمع آن دفاع کنند. د) عاصی، بر ترک واجب یا فعل حرام اصرار و استمرار ورزد.برای امر و نهی و انکار از معصیت نیز، مراتبی است که مشهور فقها فرمودهاند: رعایت ترتیب بین آن مراتب باید بشود: الف) انکار به قلب که به غیر زبان و دست (مانند گرفتگی در رو و صورتش و یا به ترک مراودهاش) انزجار قلبی خود را از ترک واجب یا فعل حرام اظهار نماید، به امید اینکه عاصی از معصیتش باز ایستد. ب) انکار به زبان. ج) انکار به دست. برای هر یک از این مراتب سه گانه هم، مراتب خفیفتر و شدیدتر است، و فرمودهاند مادامی که با مرتبة پایینتر بتوان از معصیت جلوگیری نمود، به مرتبة بالاتر اقدام نشود.
در صفحۀ اوّل فصل گذشته، آیهای از آیات این دستور، برای نمونه ذکر شده است؛ و أیضاً:
قرآن کریم
«باید از شما گروهی باشند (خود را کاملاً مهیا نموده) که مردم را دعوت به خیر (دین) و امر به معروف و نهی از منکر بکنند و آنان رستگارند.»(1)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» (آلعمران، 104)
«از اهل کتاب «آنان که به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آوردند» گروهی هستند ایستاده (بر حق و بر انجام اوامر و نواهی الهی) آیات خدا را در اوقات شب میخوانند در حالی که سجده میکنند؛ به خدا و روز آخرت ایماندارند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و در خیرات و نیکیها میشتابند و آنان از شایستگانند.»(1)
«چرا الاهیون و علما (اهل کتاب) آنان را از گفتار گناه و خوردن حرام نهی نمیکنند، چه بد است آنچه را که ایشان انجام میدهند.»(2)
«و خدا البته یاری میکند کسی را که (دین) او را یاری مینماید و به تحقیق خدا توانا و غالب (بر هر چیز) است، (یاریکنندگان دین خدا، یا اذن داده شدگان به قتال که در آیۀ قبل در قرآن ذکر شده است) کسانی هستند که اگر ما ایشان را در زمین تمکّن و سلطنت دهیم، نماز را (به حدود و شرایطش) بپا دارند و زکات دهند
1) (1) . «مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ * یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصّالِحِینَ.» (آلعمران، 113 و 114)
2) (2) . «لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ.» (مائده، 63)
(و مردم را) به معروف امر و از منکر نهی نمایند، و عاقبت همۀ امور مخصوص خداست.»(1)
روایات
امام باقر و امام صادق (علیهما السلام): «وای بر گروهی که خدای را به امر به معروف و نهی از منکر اطاعت نکنند.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «مردمی که عیب میدانند امر به معروف و نهی از منکر را، بد مردمانی هستند.»(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هنگامی که امت من، امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند، باید بدانند که صدماتی از طرف خدا به آنان خواهد رسید.»(4)
1) (1) . «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ * اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ.» (حج، 40 و 41)
2) (2) روایات 1. «وَیْلٌ لِقَوْم لایَدینُونَ اللّهَ بِالاْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ.» (فروع کافی، ص 343)
3) (3) . «بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ یَعیبُونَ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ.» (همان)
4) (4) . «اِذا امَّتی تَواکَلَتِ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِفَیَأْذَنُوا بِوِقاع مِنَ اللّهِ تَعالی.» (همان، ص 344)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا خداوند، مؤمن ضعیف بیخرد را، دشمن میدارد و او کسی است که از منکر جلوگیری نمیکند.»(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «برای چشم با ایمانی که معصیت خدا را میبیند، جایز نیست که فرو بسته شود تا اینکه آن را تغییر دهد.»(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «امر به معروف و نهی از منکر کنید و گرنه همگی شما را، عذاب خدا شامل شود.»(3)
امام باقر (علیه السلام): «همانا امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و طریقۀ نیکان است، فریضهای بزرگ است که فرایض دیگر بر آن برپا میشود و راهها ایمن میگردد و کسبها حلال، و آنچه به ستم گرفته شده رد میشود، زمین آباد میگردد و از دشمنان انتقام کشیده میشود، و امر مستقیم میگردد؛ پس به دلهاتان (از کارهای منکر و ناشایست) انکار و نفرت کنید و با زبانهاتان دور افکنید، پیشانیهای مرتکبین را سخت بکوبید، و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نترسید؛ پس اگر پند پذیرفتند و به سوی حق برگشتند، ایرادی بر آنان نیست. جز این نیست که ایراد بر کسانی است که به مردم ستم مینمایند و در زمین به
1) (1) . «اِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفَ الَّذی لازَبْرَ لَهُ وَ قالَ هُوَ الَّذی لایَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 489)
2) (2) . «لایَحِلُّ لِعَیْن مُؤْمِنَة تَرَی اللّهَ یُعْصی فَتَطْرِفَ حَتّی تُغَیِّرَهُ.» (همان)
3) (3) . «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ اوْ لَیَعُمَّنَکُمْ عَذابُ اللّهِ.» (همان، ص 491)
ناحق تجاوز میکنند؛ عذابی دردناک برای آنان است، و در این مورد با بدنهاتان، با آنان مبارزه کنید و به دلهاتان دشمنشان دارید، بیآنکه سلطنتی را خواستار و یا مالی را جویا باشید و یا به ستم پیروزی را خواسته باشید، تا آنکه به سوی امر خدا برگردند و به راه طاعت او بروند.»(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «پیوسته امت من در خیر و خوبی هستند، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و یکدیگر را بر نیکی کمک نمایند؛ چون این دو کار را ترک کنند، برکات از آنان گرفته شود و بعض ایشان بر بعض دیگر مسلط شود و برای آنان نه در زمین و نه در آسمان یاوری نباشد.»(2)
1) (1) . «اِنَّ الاْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیلُ الاْنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ فَریضَة عَظیمَة بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تُحَلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ وَ تُعْمَرُ الاْرضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاْمرُ فَاَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفِظُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ وَ صُکُّوا بِها جِباهَهُمْ وَ لاتَخافُوا فِی اللّهِ لَوْمَة لائِم، فَاِنِ اتَّعَظُوا وَ الَی الْحَقِّ رَجَعُوا فَلا سَبیلَ عَلَیْهِمْ انَّمَا السَّبیلُ عَلَی الَّذینَ یَظْلِمُونَ النّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الارْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ اولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ هُنالِکَ فَجاهِدُوهُمْ بِاَبْدانِکُمْ وَ ابْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِکُمْ غَیْرَ طالِبینَ سُلْطاناً وَ لا باغینَ مالاً وَ لامُریدینَ ظَفَراً حَتّی یَفیئُوا الی امْرِ اللّهِ وَ یَمْضُوا عَلی طاعَتِهِ.» (فروع کافی، ص 343)
2) (2) . «لایَزالُ امَّتی بِخَیْر ما امَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ فَاِذا لَمْیَفْعَلُوا ذلِکَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْض وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِی الارْضِ وَ لا فِی السَّماءِ.» (مستدرک الوسائل، ص 385; به نقل از «مشکوةالانوار»)
علی (علیه السلام): «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار شما بر شما تسلط داده شود و بعد دعا کنید و مستجاب نشود.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: مادر من دست هیچ لمسکننده را از خود دفع نمیکند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: مادرت را حبس کن (در خانه نگهدار). آن مرد گفت: این کار را کردهام (فایده نبخشیده است). فرمود: آنان را که وارد بر او میشوند منع کن. گفت: این کار را نیز کردهام. فرمود: مادرت را زنجیر کن، که تو هیچ نیکی به مادرت نخواهی داشت افضل از اینکه او را از محرمات خداوند عزّوجلّ منع نمایی.»(2)
خوانندگان محترم خوب توجه داشته باشید:
از این حدیث شریف به خوبی معلوم میشود که بالاترین احسانها و خدمتها و نیکیها بر جامعه، آن است که شخص آنان را از منکرات و معاصی الهی جلوگیری و نهی نماید، که در واقع از هلاکت و بدبختی دنیا و آخرت، آنان را نجات بخشیده است.
1) (1) . «لاتَتْرُکُوا الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلّی عَلَیْکُمْ اشْرارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ.» (در وصیت امیرمؤمنان به امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)
2) (2) . «جاءَ رَجُلٌ الی رَسُولِاللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) فَقالَ: انَّ امّی لا تَدْفَعُ یَدَ لامِس. فَقالَ: فَاحْبِسْها. قالَ: قَدْ فَعَلْتُ. قالَ: فَامْنَعْ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْها. قالَ: قَدْ فَعَلْتُ. قالَ: قَیِّدْها فَاِنَّکَ لاتَبَرُّها بِشَیْء افْضَلَ مِنْ انْ تَمْنَعَها مِنْ مَحارِمِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.» (وسائلالشیعه، ج 3، ص 436)
اسلام میگوید که هر فرد جامعه، برای دیگران دوست دارد هر آنچه برای خود دوست میدارد و بد دارد هر آنچه برای خود بد میدارد.
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که خوش دارد از آتش دور شده و به بهشت داخل شود، باید با شهادت به توحید خداوند و رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از
دنیا برود و دوست داشته باشد با مردم رفتار کند، آنطور که دوست دارد مردم با او رفتار کنند.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی راجع به «حقوق مسلمان بر برادرش» میگوید: «و برای برادر مسلمانش دوست داشته باشد از خیر، آنچه را که برای خود دوست دارد، و کراهت داشته باشد از شر، آنچه را که برای خود کراهت دارد.»(2)
امام زینالعابدین (علیه السلام) در حدیثی راجع به حقوق است: «و حق اهل کیشَت به تو آن است که برای آنان سلامت و رحمت در دل نهان داری (تا اینکه میفرماید)
1) (1) روایات 1. «مَنْ سَرَّهُ انْ یُزَحْزَحَ عَنِ النَّارِ وَ یُدْخَلَ الْجَنَّة فَلْیَأْت مَنِیَّتَهُ وَ هُوَ یَشْهَدُ انْ لا الهَ الاَّ اللّهُ وَ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ وَ یُحِبُّ انْ یَأْتِیَ الَی النّاسِ ما یُحِبُّ انْ یُؤْتی الَیْهِ.» (تفسیر «مجمعالبیان» در سوره نساء، ذیل آیة نهم)
2) (2) . «فی حُقُوقِ الْمُسْلِمِ عَلی اخیهِ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم): «وَ یُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ یَکْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ ما یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 229)
و دوست بداری برای آنان، آنچه را که برای خودت دوست میداری و کراهت داری برای آنان، آنچه را که برای خودت کراهت میداری.»(1)
امام باقر (علیه السلام): «برادر مسلمانت را دوست بدار، و برای او دوستدار آنچه را که برای خودت دوست داری، و کراهت بدار آنچه را که برای خودت کراهت میداری.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «تو را به تقوای خدا و نیکی به برادر مسلمانت سفارش میکنم؛ برای او دوست بدار آنچه را که برای خودت دوست میداری، و کراهت دار آنچه را که برای خودت کراهت میداری.»(3)
1) (1) . «وَ حَقُّ اهْلِ مِلَّتِکَ اضْمارُ السَّلامَة وَ الرَّحْمَة لَهُمْ (الی انْ قالَ(علیه السلام) وَ تُحِبُّ لَهُمْ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ تَکْرَهُ لَهُمْ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (وسائلالشیعه، ج 2، ص 442)
2) (2) . «اَحِبَّ اخاکَ الْمُسْلِمَ وَ احِبَّ لَهُ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَاکْرَهْ لَهُ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (همان، ص 229)
3) (3) . «اُوصیکَ بِتَقْوَی اللّهِ وَ بِرِّ اخیکَ الْمُسْلِمِ وَ احِبَّ لَهُ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَاکْرَهْ لَهُ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ.» الخبر. (همان، ج 2)
اسلام میگوید که در مقابل دشمن ستمگر، باید مردم در صف محکم متّحد و همدست - به منزلۀ یک دست واحد - بوده و دفاع از دین و حقوق خود بنمایند و گذشته از حفظ وحدت و اتحاد بین خودشان - که بزرگترین و قویترین عامل پیشرفت و عظمت و موفقیت در مقابل دشمن است - باید همیشه مسلمانان مجهز به تجهیزات علمی و نیروهای هر عصری بوده و به حدی آمادگی داشته باشند که تمام دشمنان خود را، حتی دشمنان احتمالی را که نمیشناسند، مرعوب کنند.
قرآن کریم
«خدا و رسولش را اطاعت کنید و نزاع و اختلاف (در امور) نکنید که (در برابر دشمن و از پیکار با او) ضعیف و سست میشوید و شوکت و دولت شما، از دست میرود و (بلکه همه یکدل و یکدست در برابر دشمن و پیکار با او) صبر و شکیبایی داشته باشید که البته خدا با شکیبایان است (آنان را از شر دشمن نگهداری کرده و یاری خواهد نمود).»(1)
«هر کس بر شما تعدّی و تجاوز نمود شما هم مانند آنچه او تعدّی کرده، بر او تجاوز کنید و (در تعرّض بیشتر) از خدا بپرهیزید و بدانید که البته خدا با پرهیزکاران است.»(2)
«در راه خدا، با کسانی که با شما کارزار میکنند، بجنگید و تعدّی و تجاوز نکنید؛ که خدا متجاوزین را دوست ندارد.»(3)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ.» (انفال، 46)
2) (2) . «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ.» (بقره، 194)
3) (3) . «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ.» (بقره، 190)
«(ای مردم با ایمان!) برای (مقابله با) کفار آنچه میتوانید از نیرو و اسبان بسته شده برای جنگ، آماده سازید که به وسیلۀ آن دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید؛ و بترسانید دشمنان دیگری از غیر از ایشان را هم که شما آنان را نمیدانید (و نمیشناسید)، خدا ایشان را میداند (و میشناسد)، و آنچه را در راه خدا (و برای مقابله با دشمنان خدا) صرف کنید، عوض آن کاملاً به شما داده خواهد شد و بر شما ستم نمیشود.»(1)
«خدا دوستدارد کسانی را که در صفوف متشکل در راه او جنگ و پیکار میکنند، (و چنان در برابر دشمن ایستادگی دارند که) گویی آنان چون بنا و ساختمانی به هم پیوستهاند.»(2)
روایات
1) (1) . «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ.» (انفال، 60)
2) (2) . «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ.» (صف، 4)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «مردمان با ایمان، برادر یکدیگرند و خونهای آنان برابر یکدیگر است و ایشان بر غیر خودشان دست واحدند.»(1)
علی (علیه السلام): «لشکر به اذن خدا دژهای رعیتند، زینت والیانند، عزت دینند، راههای امنند، و رعیت بر پا نشود مگر به لشکر.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «به راستی خداوند بندهای را که (دشمن) داخل خانه او شود و او با وی مبارزه نکند، دشمن میدارد.»(3)
1) (1) روایات 2«اَلْمُؤْمِنُونَ اخْوَة تَتَکافی دِمائُهُمْ وَ هُمْ یَدٌ عَلی مَنْ سِواهُمْ.» (وافی، جزء نهم، ص 18)
2) (2) . «فَالْجُنُودُ بِاِذْنِ اللّهِ حُصُونُ الرَّعِیَّةِ وَ زَیْنُ الْوُلاةِ وَ عِزُّالدّینِ وَ سُبُلُ الا مْنِ وَ لَیْسَ تَقُومُ الرَّعِیَّةُ الاّ بِهِمْ.» (نهجالبلاغه)
3) (3) . «اِنَّ اللّهَ لَیَمْقُتُ الْعَبْدَ یُدْخَلُ عَلَیْهِ فی بَیْتِهِ فَلا یُقاتِلُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 433)
اسلام میگوید که امتیازات و افتخارات جاهلیت، مانند امتیاز نژادی از میان مردم ملغی است؛ بلکه امتیاز به ایمان و تقوا و دانش است؛ آن هم امتیاز شرافتی است، نه حقوقی و در قبال قانون.
قرآن کریم
«ای مردم! محققاً ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را دستهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به درستی گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست، محققاً خدا (به همه چیز) دانا و آگاه است.»(1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! پیوسته ایستادگان به عدل و داد بوده و برای (رضای) خدا گواه باشید، گرچه بر ضرر خودتان یا پدر و مادر و خویشانتان باشد؛ اگر (کسی که به سود یا زیان او گواهی میدهید) غنی باشد یا فقیر، پس خدا به آن غنی و فقیر (از همه مردم) سزاوار و نزدیکتر است؛ پس هوای نفس را پیروی نکنید که از گواهی به حق، عدول و تجاوز کنید و اگر زبان خود را (در ادای مطلب) بپیچانید یا از حق اعراض کنید (یا اگر از گواه شدن سر بپیچید یا از گواهی دادن رو برگردانید) البته خدا به آنچه میکنید آگاه است.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.» (حجرات، 13)
2) (2) . «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلی بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً.» (نساء، 135)
«بگو آیا آنانکه میدانند و آنان که نمیدانند یکسان و برابرند؟ جز این نیست که خردمندان متذکّر میشوند.»(1)
«آیا پس کسی که با ایمان است، مانند کسی باشد که فاسق است؟! اینان برابر و یکسان نیستند.»(2)
روایات
نبیّ اکرم (صلی الله علیه آله و سلم): «به راستی خداوند، نخوت جاهلیت و تفاخر به پدران جاهلیت را به وسیلۀ اسلام از میان برد. آگاه باشید! که مردم همه از نسل آدم میباشند و آدم هم از خاک بوده است و گرامیترین ایشان نزد خدا با تقواترین ایشان است.»(3)
1) (1) . «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ.» (زمر، 9)
2) (2) . «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ.» (سجده، 18)
3) (3) روایات 1. «اِنَّ اللّهَ قَدْ اذْهَبَ بِالاِسْلامِ نِخْوَة الْجاهِلِیَّة وَ تَفاخُرَها بِآبائِها الا انَّ النّاسَ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُراب وَ اکْرَمُهُمْ عِنْدَاللّهِ اتْقیهُمْ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 477)
خطبۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز فتح مکه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان مردم ایستاده خطبهای خواند و حمد و ثنای الهی گفت و فرمود: «ای مردم! باید حاضر به غایب برساند که راستی خداوند تبارک و تعالی نخوت جاهلیت و تفاخر به آباء و عشائر جاهلیت را از شما برد. ای مردم! به تحقیق شما از آدمید و آدم از گِل است. آگاه باشید! که بهترین شما و گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین و مطیعترین شما است برای او.»(1)
نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا مردم از زمان آدم تا امروز، همه (نسبت به یکدیگر) مانند دندانههای شانه هستند؛ هیچ مزیّتی برای عربی بر عجمی و برای قرمز بر سیاه، جز به تقوا نیست.»(2)
1) (1) . «لَمَّا کانَ یَوْمَ فَتْحِ مَکَّة قامَ رَسُولُاللّهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) فِی النّاسِ خَطیباً فَحَمِدَاللّهَ وَ اثْنی عَلَیْهِ ثُمَّ قالَ: «اَیُّهَا النّاسُ لِیُبْلِغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ انَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی قَدْ اذْهَبَ عَنْکُمْ نِخْوَة الْجاهِلِیَّة وَ التَّفاخَرَ بِآبائِها وَ عَشائِرِها ایُّهَا النّاسُ انَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ طین الا وَ انَّ خَیْرَکُمْ عِنْدَاللّهِ وَ اکْرَمَکُمْ عَلَیْهِ اتْقیکُمْ وَ اطْوَعُکُمْ لَهُ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 340؛ به نقل از حسینبنسعید الاهوازی در «الزهد»)
2) (2) . «اِنَّ النّاسَ مِنْ عَهْدِ آدَمَ الی یَوْمِنا هذا مِثْلُ اسْنانِ الْمِشْطِ لافَضْلَ لِلْعَرَبِیِّ عَلَی الْعَجَمِیِّ وَ لا لِلاْحمَرِ عَلَی الاْسْوَدِ الاّ بِالتَّقْوی.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 340؛ به نقل از «اختصاص» شیخ مفید)
اسلام، حمایت از ضعفا و سفارش آنان را به دیگران با تأکید بسیار و به عناوین و بیانات بیشمار کرده است. اسلام در راه حمایت از ضعفا و مستمندان، گذشته از تشریع انفاقات واجبه - در مواردی تحت عناوین و شرایط ویژه - به شرحی که در کتب فقهیۀ مذکور است (مانند: زکات مال و زکات بدن، خمس، کفارات، ادای نذور) در سایر موارد نیز، توصیه و ترغیب و تحریص شدیدی به احسانات و انفاقات و رفع نیازهای طبقه ضعیف و محتاج نموده است و خود صاحبان شرع مقدس (یعنی نبیّ اکرم و ائمّۀ هداۀ علیهم السلام) در این راه عملاً و در حد کمال، پیشوا و پیشقدم بودهاند.
قرآن کریم
«نیکویی آن نیست که روهای خود را در سمت مشرق و مغرب بگردانید؛(1)بلکه نیکوکار (یا نیکویی سزاوار اهتمام، نیکوییِ) کسی است که به خدا و روز واپسین (قیامت) و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیغمبران ایمان آورد، و مال را با آنکه آن را دوست دارد (برای دوستی خدا) به خویشان و یتیمان و تهیدستان (آبرومند که سؤال نمیکنند) و مسافرین محتاج و بیچارگانی که درخواست و سؤال میکنند، و در راه آزادی بندگان بدهد، نماز را (درست و راست با شرایط آن) بر پا دارد، زکات بدهد، چون عهد و پیمان بست به عهدش وفا کند، در بأساء و ضرّاء (گرسنگی و رنجوری) و هنگام جنگ با دشمن، صابر و شکیبا باشد؛ آن گروه آنانند که (در پیروی از حق) راست گفتهاند و آنانند که پرهیزکار و خود نگهدارند.»(2)
1) (1) . نقل شده است که پس از تغییر قبله به سوی کعبه، یهود و نصاری میگفتند: نیکویی روآوردن به سوی قبلة ماست؛ نصاری به سمت مشرق و یهود به سمت مغرب، مردم را دعوت به قبله خود مینمودن؛ پس این آیه نازل شد: لَیْسَ الْبِرَّ انْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ... الآیة.
2) (2) قرآن کریم 1. «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السّائِلِینَ وَ فِی
«کسانی که اموالشان را در شب و روز نهان و آشکارا (بر محتاجان) انفاق میکنند، اجر ایشان نزد پروردگارشان است و نه ترس و بیمی بر ایشان است و نه (در قیامت) اندوهگین میشوند.»(1)
در وصف پرهیزکاران، در اوایل سورۀ بقره میفرماید: «آنانکه به غیب (به امور نادیده چون خدا، قیامت، قیام امام زمان علیه السلام) ایمان آورند، نماز را (به شرایط آن) به پا دارند، از آنچه آنان را روزی دادهایم (چون علم، قدرت، جاه و ثروت، بر نیازمندان) انفاق میکنند، آنانکه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو (بر سایر انبیاء) نازل شده میگروند و به آخرت یقین دارند، آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنانند پیروزان و رستگاران.»(2)
1) (1) . «اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.» (بقره، 274) در کتاب کافی و تفسیر عیاشی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمودهاند: «انّها لَیْسَتْ مِنَ الزّکوة (یعنی منظور از انفاق در این آیه، زکات واجب نیست بلکه منظور انفاقات مستحب است.)»
2) (2) . «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ * وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» (بقره، 2 و 3 و 4 و 5)
«خدا را بپرستید و چیزی را به او شریک مگردانید و به پدر و مادر، خویشان، یتیمان و مستمندان، همسایۀ نزدیک و همسایۀ دور (یا همسایۀ خویش و همسایۀ بیگانه) و مصاحب در پهلو و مسافر محتاج، و به آنچه دستهای شما مالک شده (بردگان) نیکی و احسان کنید که خدا، متکبرِ خودبینِ فخرفروش را دوست ندارد. (که همین تکبر و خودبینی و فخر فروشی مانع از احسان و اعتنای به دیگران میشود).»(1)
«بشتابید به سوی (موجبات) آمرزشی از جانب پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن به قدر آسمانها و زمین است که برای پرهیزگاران (از معاصی) آماده شده است؛ آنانکه در حال خوشی و توانایی و هنگام تنگدستی (هر چه میتوانند به محتاجان) انفاق میکنند و فروبرندگان خشم و عفوکنندگان از مردمند؛ و خدا نیکوکاران را دوستدارد.»(2)
1) (1) . «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً * اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً.» (نساء، 36 و 37)
2) (2) . «وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.» (آلعمران، 133 و 134)
«مثل آنانکه اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همچون دانهای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد. خدا برای هر که بخواهد (ثواب عمل او را) چند برابر میافزاید و خدا واسع (پر بخشش) و داناست. کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند و آنچه را که انفاق نمودند از پی آن منّت و اذیّتی (به اشخاص مورد انفاق) نمیرسانند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر ایشان است و نه (در قیامت) اندوهگین میشوند. سخن نیکو (به محتاجان گفتن) و مغفرت و گذشت، از صدقه و انفاقی که در پی آن اذیت و آزار (به اشخاص مورد انفاق) درآید بهتر است و خدا بینیاز و حلیم است.»(1)
«جز این نیست که اشخاص با ایمان (کامل) کسانی هستند که چون نزدشان خدا یاد شود، دلهای آنان بیمناک گردد و چون آیات خدا بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکل و اعتماد میکنند، هم ایشان کسانیند که نماز را (با شرایط آن) به پا میدارند و از آنچه ما آنان را روزی دادهایم (بر
1) (1) . «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ * اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ * قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ.» (بقره، 261 و 262 و 263)
محتاجان) انفاق میکنند؛ آنان همان کسانند که به حقیقت اشخاص با ایمانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی و آمرزشی و روزی فراوان و عالی است.»(1)
«محققاً کسانی که کتاب خدا را میخوانند و نماز را (با حدود و شرایطش) به پا میدارند و از آنچه ما آنان را روزی دادهایم، در نهان و آشکار انفاق میکنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کسادی نیابد تا خدا مزدهای ایشان را کامل بدهد و از فضل خود به آنان بیفزاید که خداوند آمرزنده و شکور (پاداش فراوان دهنده) است.»(2)
«محققاً پرهیزگاران (در آخرت) در باغها و در (کنار) چشمهها هستند، در حالی که آنچه را (از نعمتها) که پروردگارشان به آنان عنایت فرموده است میگیرند، بدین جهت که ایشان قبل از آن (یعنی در دنیا) نیکوکاران بودهاند؛ چون کم شبی را
1) (1) . «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ * أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ.» (انفال، 2 و 3 و 4)
2) (2) . «إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ * لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ.» (فاطر، 29 و 30)
(بدون عبادت) میخوابیدند (یا کمی از شب را میخوابیدند) و در سحرها استغفار مینمودند و در اموالشان برای سائل و محروم، حق و نصیبی میدادند.»(1)
«هر کس به آنچه کسب و عمل نموده، در گرو است؛ مگر اصحاب یمین که (به سبب انجام اعمال نیک، خود را از گرو بیرون آورده و در آخرت) در باغهای بهشت بوده و از یکدیگر میپرسند: از (حال) گناهکاران (و به گناهکاران که در دوزخند از همان دور میگویند:) چه چیز شما را به دوزخ کشاند و در آورد؟ گناهکاران میگویند: (سبب آوردنمان به دوزخ اینکه) ما از نمازگزاران نبودیم (و از اتباع ائمّۀ معصومین نبودیم) مستمند را اطعام نمیکردیم و با داخلشدگان (در باطل و معاصی) داخل میشدیم و روز جزا را تکذیب مینمودیم تا اینکه یقین (مرگ) ما را آمد و به ما رسید.»(2)
«اما انسان هرگاه پروردگارش او را آزمایش کند، پس گرامیش دارد و به او نعمت و وسعت دهد (به خود مغرور میشود و خود را شایسته اکرام میپندارد) و میگوید:
1) (1) . «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ * آخِذِینَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُحْسِنِینَ * کانُوا قَلِیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ * وَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ.» (ذاریات، 15 تا 19)
2) (2) . «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ * إِلاّ أَصْحابَ الْیَمِینِ * فِی جَنّاتٍ یَتَساءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِینَ * ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ * قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ * وَ کُنّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ * وَ کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ * حَتّی أَتانَا الْیَقِینُ.» (مدثر، 38 تا 47)
پروردگارم مرا اکرام نموده است. و اما چون آزمایشش کند به اینکه روزیش را بر او تنگ سازد (از خداوند ناراضی و شاکی شده) و میگوید: پروردگارم مرا اهانت (و خوار و ذلیل) کرده است. چنین نیست که انسان میگوید، بلکه (این وسعت و تنگی روزی برای آزمایش است که شما) یتیم را اکرام نمیکنید و یکدیگر را بر طعام و خوراک دادن مسکین ترغیب و تحریص نمیکنید و میراث را یک جا میخورید (حلال و حرام و نصیب خود و دیگران را با هم) و مال را فراوان دوست میدارید... (تا اینکه میفرماید چون قیامت بر پا شود) در آن روز آدمی متذکر و پشیمان میگردد؛ ولی آن تذکر و پشیمانی کجا برای او سود میدهد؟ میگوید: ای کاش که برای حیات و زندگیم (که حیات دائمی، اخروی است ذخیرهای از انفاقات و سایر اعمال حسنه) پیش فرستاده بودم.»(1)
«آیا برای انسان دو چشم و زبان و دو لب قرار ندادیم؟ و او را به راه خیر و شر هدایت کردیم پس او عقبهی((2)تکلیف و وظیفه) را داخل نشد و در نیامد و چه چیز تو را دانا گردانید که عقبه چیست؟ (عقبه و گردنگاه تکلیف) آزاد کردن بنده است
1) (1) . «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ * وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ * کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ * وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّا * وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا * کَلاّ إِذا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا * وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا * وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّکْری * یَقُولُ یا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی.» (فجر، 15 تا 24)
2) (2) (عقبه در لغت: گردنگاه و گذرگاه سخت در کوهها را گویند)
(از قید بندگی)، یا در روزِ گرسنگی، یتیم صاحب قرابت یا مسکین خاکنشینی را خوراک دادن است؛ و آنگاه (آنکه بنده آزاد کند و یتیم و مسکین را طعام دهد) از جمله کسانی باشد که ایمان آوردند و به صبر و شکیبایی و نیز به مرحمت و مهربانی یکدیگر را وصیت و سفارش نمودند، آن گروه (در قیامت) اصحاب دست راستند.»(1)
«آیا دیدی (یا دانستی) آن کس را که به (روز) جزا تکذیب نموده و آن را دروغ میداند؟ پس او همان کسی است که یتیم را از پیش خود میراند و بر طعام مسکین تحریص و ترغیب نمیکند.»(2)
روایات
1) (1) . «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ * وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ * فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ * فَکُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ * یَتِیماً ذا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَةٍ * ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ * أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ.» (بلد، 8 تا 18)
2) (2) . «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ * فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ * وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ.» (ماعون، 1 و 2 و 3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): « کسی که شب سیر بگذراند و حال آنکه همسایه او گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است؛ و هیچ قریهای نیست که گرسنهای در میان آنان شب بگذراند و خداوند در روز قیامت به سوی آنان نظر (رحمت) کند.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «از محبوبترین اعمال نزد خداوند عزّوجلّ، شادمان ساختن مؤمن است به سیر کردن او در حال گرسنگی و زدودن غم او یا پرداختن بدهی او.»(2)
امام باقر (علیه السلام): «از حق مؤمن بر برادر مؤمنش، این است که در گرسنگی او را سیر کند و در برهنگی او را بپوشاند و غم او را زایل نماید و بدهی او را بپردازد و هنگامی که بمیرد در میان اهل و اولادش جای او را (در کفالت و ادارۀ امور آنان) بگیرد.»(3)
1) (1) روایات 1. «ما آمَنَ بی مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ، وَ ما مِنْ اهْلِ قَرْیَة یَبیتُ فیهِمْ جائِعٌ یَنْظُرُ اللّهُ الَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیمَة.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 218)
2) (2) . «مِنْ احَبِّ الاعْمالِ الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ادْخالُ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِ اشْباعُ جَوْعَتِهِ وَ تَنْفیسُ کُرْبَتِهِ اوْ قَضاءُ دَیْنِهِ.» (همان، ص 522)
3) (3) . «مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلی اخیهِ الْمُؤْمِنِ انْ یُشْبِعَ جَوْعَتَهُ وَ یُوارِیَ عَوْرَتَهُ وَ یُفَرِّجَ عَنْهُ کُرْبَتَهُ وَ یَقْضِیَ دَیْنَهُ فَاِذا ماتَ خَلَفَهُ فی اهْلِهِ وَ وُلْدِهِ.» (همان، ص 228)
امام صادق (علیه السلام): «از حق مؤمن بر مؤمن، مَوَدَّت و دوستی برای اوست در سینهاش، و کمک و غمخواری داشتن برای اوست در مالش، و جانشین او شدن در میان اهلش، و یاری کردن اوست بر کسی که ستم به او کرده است.»(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ چیز اسلام را مانند شح (بخل توأم با حرص) از بین نمیبرد.»(2)
. امام صادق (علیه السلام): «هر مؤمنی که مؤمن دیگر را از مال خویش منع کند و حال آنکه او به آن محتاج باشد،(3)خداوند از طعام بهشت او را نمیچشاند و از رحیق مختوم(4)نیاشامد.
امام صادق (علیه السلام): «کسی که برای او مَسْکَنی (زاید) باشد و مؤمنی به سکنای آن محتاج شود، پس او را از آن مسکن منع کند (و به اجاره یا عاریه - مثلاً - به
1) (1) . «مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ الْمَوَدَّة لَهُ فی صَدْرِهِ وَ الْمُواساة لَهُ فی مالِهِ وَ الْخَلَفُ لَهُ فی اهْلِهِ وَالنُّصْرَة لَهُ عَلی مَنْ ظَلَمَهُ.» (همان)
2) (2) . «ما مَحَقَ الاسْلامَ مَحْقَ الشُّحِّ شَیْئٌی» (همان، ص 5)
3) (3) . «اَیُّما مُؤْمِنٌ حَبَسَ مُؤْمِنًا عَنْ مالِهِ وَ هُوَ مُحْتاجٌ الَیْهِ لَمْیُذِقْهُ اللّهُ مِنْ طَعامِ الْجَنَّة وَ لایَشْرِبُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 521)
4) (4) . (رحیق مختوم: شراب بهشتی است که در ظروف سر بسته به مشگ میباشد).
او ندهد) خداوند عزّوجلّ گوید: ملائکۀ من! بندۀ من بر بنده من بخل ورزید به سکنای دنیا؟ قسم به عزتم که بهشتهای مرا هیچگاه ساکن نشود.»
امام صادق (علیه السلام): «جز این نیست که خداوند این اموال زاید از احتیاج را به شما عطا نموده، تا اینکه آنها را روآور کنید و سوق دهید به هر آنجا که خداوند آنها را سوق داده (یعنی هر آنجا که خداوند به شما دستور انفاق و صرف آن را داده است) و این اموال زاید را به شما عطا نکرده تا آنها را ذخیره و گنجی کنید.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «محققاً بقای مسلمین و بقای اسلام از جمله در این است که اموال نزد کسی آید که او در آنها، حق را بشناسد و با آنها معروف انجام دهد، و محققاً فنای اسلام و فنای مسلمین از جمله در این است که اموال به دست کسی افتد که در آنها حق را نشناسد و با آنها معروف انجام ندهد.»(2)
امام صادق (علیه السلام): «معروف چیزی است سوای زکات، پس به سوی خداوند عزّوجلّ به برّ و نیکی و صلۀ رحم تقرّب جویید.»(3)
1) (1) . «اِنَّما اعْطاکُمُ اللّهُ هذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الاْمْوالِ لِتُوَجِّهُوها حَیْثُ وَجَّهَهَا اللّهُ وَ لَمْیُعْطِکُمُوها لِتَکْنِزُوها.» (همان، ص 515)
2) (2) . «اِنَّ مِنْ بَقاءِ الْمُسْلِمینَ وَ بَقاءِ الاْسْلامِ انْ تَصیرَ الاَْمْوالُ عِنْدَ مَنْ یَعْرِفُ فیهَا الْحَقَّ وَ یَصْنَعُ الْمَعْرُوفَ، وَ انَّ مِنْ فَناءِ الاْسْلامِ وَ فَناءِ الْمُسْلِمینَ انْ تَصیرَ الاَْمْوالُ فی ایْدی مَنْ لایَعْرِفُ فیهَا الْحَقَّ وَ لایَصْنَعُ فیهَا الْمَعْرُوفَ.» (همان، ص 513)
3) (3) . «اَلْمَعْرُوفُ شَیْءٌ سِوَی الزَّکوة فَتَقَرَّبُوا الَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِرِّ وَ صِلَةالرَّحِمِ.» (همان)
امام صادق (علیه السلام): «کسی که بخواهد خدا او را در رحمتش داخل و در بهشتش ساکن کند خُلقش را باید نیکو کند، و از نفسش به دیگری باید انصاف دهد، و یتیم را باید رحم کند، و ضعیف را باید کمک کند، و برای خداوندی که او را خلق نموده باید تواضع کند.»(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «کسی که از مالش فقیر را مواسات کند و از نفسش مردم را انصاف دهد، به حقیقت مؤمن است.»(2)
1) (1) . «مَنْ ارادَ انْ یُدْخِلَهُ اللّهُ فی رَحْمَتِهِ وَ یُسْکِنَهُ جَنَّتَهُ فَلْیُحَسِّنْ خُلْقَهُ وَلْیُعْطِ النَّصْفَ مِنْ نَفْسِهِ وَلْیَرْحَمِ الْیَتیمَ وَلْیُعِنِ الضَّعیفَ وَلْیَتَواضَعْ لِلّهِ الَّذی خَلَقَهُ.» (همان، ص 221)
2) (2) . «مَنْ واسَی الْفَقیرَ مِنْ مالِهِ وَ انْصَفَ النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذلِکَ الْمُؤْمِنُ حَقًّا.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 458)
اسلام در دستورش به احسان و نیکی به دیگران، خصوصاً به پدر و مادر و بعد از آن به سایر ارحام و خویشاوندان، اهتمام بیشتری به خرج داده است و آنان را مقدم بر دیگران یاد کرده و سفارش بیشتری در بارۀ ایشان نموده تا جایی که رفتار خلاف بِرّ و احسان را (و یا مجرد ترک شفقت و احسان را) نسبت به آنان، که از آن به عقوق پدر و مادر و قطع رحم تعبیر شده، از محرمات شدیده و گناهان کبیره به شمار آورده است. مسلمان هرگز نباید از پدر و مادر یا سایر ارحام و خویشان خود ببرَد و آنان را آزرده نماید که با این کار معصیت بزرگی مرتکب شده، خود را مستحق عقوبت دنیوی و اخروی نموده است.
قرآن کریم
«خدا را پرستش کنید و چیزی را شریک او ننمایید، و به پدر و مادر و به صاحبان قرابت و خویشان احسان و نیکی کنید.»(1)
«پروردگار تو حکم فرموده که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر، احسان و نیکی کنید، نیکی کردنی (کامل)، اگر یکی از پدر و مادر یا هر دو نزد تو به پیری برسند، پس به ایشان اف مگو (اگر مثلاً تو را تنگدل گردانند)، و بانگ بر آنان مزن و بازشان مدار (اگر مثلاً تو را بزنند)، و برای آنان سخن نیکو (مانند؛ غَفَرَاللهُ لَکُما) بگو، و از روی رحمت و مهربانی، بال ذلت و فروتنی فرود آور، و (در مقام دعا به درگاه خدای متعال) بگو: پروردگار من ببخش و رحم کن ایشان را، همچنانکه مرا در کوچکی تربیت کرده و پرورش دادند.»(2)
1) (1) قرآن کریم 1. «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی... الآیة.» (نساء، 36)
2) (2) . «وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَرِیماً * وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً.» (بنیاسرائیل، 23 و 24)
در توصیف و مدح یحیی (علیه السلام) میفرماید: «و او پرهیزکار و به پدر و مادرش نیکوکار بود و (نسبت به آنان) متکبر و سرکش و گناهکار و نافرمان نبود.»(1)
«خداوند (مردم را) به عدالت و نیکوکاری و احسان و رسیدگی به خویشاوند، فرمان میدهد.»(2)
«بپرهیزید (از نافرمانی و کیفر) خدایی که به او از یکدیگر سؤال میکنید (مانند این که میگویید: تو را به خدا چنین کن) و نیز ارحام را (از قطع نمودن و بریدن از آنان بپرهیزید) که خداوند بر شما مراقب و نگهبان است.»(3)
روایات
امام باقر (علیه السلام): «سه امر است که خداوند در آنها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.»(4)
1) (1) . در توصیف و مدح یحیی(علیه السلام) میفرماید: «وَ کانَ تَقِیًّا * وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا.» (مریم، 13 و 14)
2) (2) . «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی.» (نحل، 90)
3) (3) . «وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً.» (نساء، 1)
4) (4) روایات 1. «ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللّهُ فیهِنَّ رُخْصَة: اداءُ الاْمانَة لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (وسائلالشیعه، ج 3، ص 135)
امام صادق (علیه السلام): «بزرگترین (گناهان) کبیره هفت تاست: شرک به خداوند عظیم، قتل نفسی را که خداوند حرام کرده مگر به حق، خوردن اموال یتیمان، عقوق والدین (یعنی رفتار خلاف احسان به پدر و مادر، استخفاف نسبت به آنان، آزردن آنان)، نسبت زنا دادن به زنان عفیفۀ پاکدامن، فرار کردن کسی که به سوی دشمن و جهاد میرود، و انکار آنچه خدا نازل کرده است.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «سه امر است که (انسان) در هر حال از به جا آوردن آنها ناگزیر است: (ادای) امانت نسبت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.»(2)
جمیل میگوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد قول خداوند عزّوجلّ سؤال کردم:
"و اتقو الله الذی تسائلون به و الارحام. "فرمود: «مراد از ارحام، خویشاوندان مردم
1) (1) . «اَکْبَرُ الْکَبائِرِ سَبْعٌ، الشِّرْکُ بِاللّهِ الْعَظیمِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ الاّ بِالْحَقِّ وَ اکْلُ امْوالِ الْیَتامی وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَناتِ وَ الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ انْکارُ ما انْزَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ (الحدیث).» (همان، ص 464)
2) (2) . «ثَلثَة لابُدَّ مِنْ ادائِهِنَّ عَلی کُلِّ حال: الامانَة الَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اوْ فاجِرَیْنِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 628؛ به نقل از «مشکوةالانوار»)
است که خداوند به صله و بزرگداشت آنان، امر فرموده است. آیا نمیبینی که خداوند ارحام را با خودش (در آیه) همراه قرار داده است؟»(1)
امام رضا (علیه السلام): «خداوند امر کرده است به تقوا و صلۀ رحم، پس کسی که صلۀ رحم نکند، متّقی نشده است.»(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «از خویشاوند خود مَبُر، گرچه او از تو بریده باشد.»(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «امت من چون از خویشان ببرَند، اموال در دست اراذل آنان قرار گیرد.»(4)
علی (علیه السلام): «مردم چون از خویشاوندان ببرَند اموال در دست اشرار قرار گیرد.»(5)
1) (1) . عَنْ جَمیل عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) قالَ: سَئَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَاتَّقُوا اللّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الارْحامَ، (الآیة)» قالَ (علیه السلام): «هِیَ ارْحامُ النّاسِ انَّ اللّهَ تَعالی امَرَ بِصِلَتِها وَ عِظَمِها، الا تَری انَّهُ جَعَلَها مَعَهُ (مِنْهُ - نسخه).» (وسائلالشیعه، ج 3، ص 141)
2) (2) . «اَمَرَ (اللّهُ) بِاتِّقاءِ اللّهِ وَصِلَة الرَّحِمِ فَمَنْ لَمْیَصِلْ رَحِمَهُ لَمْیَتَّقِ اللّهَ.» (تفسیر صافی در سورة نساء)
3) (3) . «لاتَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ انْ قَطَعَتْکَ.» (وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
4) (4) . «اِذا قَطَعُوا (یَعْنی امَّتی) ارْحامَهُمْ جُعِلَتِ الاَمْوالُ فی ایْدِی الاَراذِلِ مِنْهُمْ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104)
5) (5) . «اِذا قَطَعُوا الاَْرْحامَ جُعِلَتِ الاَمْوالُ فی ایْدِی الاشرارِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 237)
امام صادق (علیه السلام): «از گناهان کبیره، پیمانشکنی و بریدن از خویشاوند است؛ زیرا خداوند میگوید:" لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ" .»1
علی (علیه السلام): «از گناهانی که موجب پیش افتادن فنا و مرگ میشود، قطع رحم (بریدن از خویشاوند) است.»(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «از عقوق والدین بپرهیزید که بوی بهشت از مسیر هزار سال مسافت درک میشود و (لیکن) آن را هیچ عاق والدینی و هیچ قاطع رحمی و هیچ پیرمرد زناکاری و هیچ کشانندۀ لباس به روی زمین از روی تکبر، درک نمیکند مسلماً کبریایی ویژۀ خداوند رب العالمین است.»(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «شخصی که صلۀ رحم میکند و حال آنکه از عمرش جز سه سال باقی نمانده، خداوند آن را تا سی و سه سال امتداد میدهد، و
1) (2) . «اِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی تُعَجِّلُ الْفَناءَ قَطیعة الرَّحِمِ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 237)
2) (3) . «اِیّاکُمْ وَ عُقُوقَ الْوالِدَیْنِ فَاِنَّ ریحَ الْجَنَّة یُوجَدُ مِنْ مَسیرَة الْفِ عام وَ لایَجِدُها عاقٌّ وَ لاقاطِعُ رَحِم وَ لاشَیْخٌ زان وَ لاجارٌّ ازارَهُ خُیَلاءَ انَّمَا الْکِبْرِیاءُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.» (همان، ج 3، ص 137)
آنکه قطع رحم میکند و حال آنکه از عمرش سی و سه سال باقی مانده، خداوند آن را به سه سال یا کمتر تقلیل میدهد.»(1)
1) (1) . «اِنَّ الْمَرْءَ لَیَصِلُ رَحِمَهُ وَ ما بَقِیَ مِنْ عُمْرِهِ الاّ ثَلاثُ سِنینَ فَیَمُدُّهَا اللّهُ الی ثَلاث وَ ثَلاثینَ سَنَة، وَ انَّ الْمَرْءَ لَیَقْطَعُ رَحِمَهُ وَ قَدْ بَقِیَ مِنْ عُمْرِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَة فَصَیَّرَهَا اللّهُ الی ثَلثِ سِنینَ اوْ ادْنی.» (همان، ص 141)
یکی از اموری که در اسلام از آن بسیار به بدی یاد شده است، محبت دنیا برای خود دنیا است؛ اما اگر محبت دنیا برای محبت خدا و طلب رضای او، یا برای محبت عالم آخرت و طلب ثوابهای اخروی و مصونیت از عذابهای الهی باشد، در واقع محبت دنیا و دنیاخواهی نیست بلکه محبت خدا و محبت عالم آخرت و خداخواهی و آخرتخواهی است. به عبارت دیگر، محبت دنیا به خاطر آنکه دنیا، محبوب «بالذّات» شخص باشد، در اسلام مذموم است. محبت «بالعرض» به دنیا، که دنیا محبوب بالعرض برای شخص شود و محبوب بِالذّات او رضای خدا، یا نعیم و ثواب آخرت باشد، مذموم نیست بلکه ممدوح است. محبت دنیا برای خود دنیا، منشأ همهگونه فتنه و فساد و بدیها است و به عکس، محبت دنیا برای رضای
خدا و یا تحصیل آخرت، منشاء و سرچشمۀ همۀ خوبیهاست و موجب مصونیت شخص از فکرها و اعتقادهای باطل و اخلاق و اعمال فاسد میشود. در مدارک اسلامی با بیاناتی، گاه از خود دنیا و زندگی دنیا و شؤون آن مانند: ریاست و جاه دنیا و زن و فرزند و مال دنیا، مذمّت و نکوهش شده است (تا شخص با ایمان، محبت بالذات به دنیا و شؤون دنیا پیدا نکند) و گاه از دوست داشتن دنیا و دوست داشتن شؤون دنیا.(1)
قرآن کریم
«آیا به جای آخرت به زندگی دنیا راضی شدید؟ (در حالی که) متاع دنیا نسبت به متاع آخرت جز اندکی نیست.»(2)
«ای مردم وعدۀ الهی (نسبت به روز جزا و نعمتهای اخروی) حق است؛ پس زندگی دنیا، شما را فریب ندهد (که از نعمتهای آخرت باز مانید).»(3)
«بدانید (ای مردم)! که زندگی دنیا (اموری بیارزش و سریعالزوال بیش نیست) بازیچه و باز دارنده (از یاد خدا و آخرت) است و مایۀ زینت و آرایش و باعث فخر و مباهات بر یکدیگر و فزونطلبی در اموال و اولاد است. (زندگی دنیا از نظر ظاهر
1) (1) . این بحثِ محبّت دنیا با بحث اصلاح نیّت که در ابتدای کتاب بیان کردیم، مرتبط است.
2) (2) قرآن کریم 454. «أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاّ قَلِیلٌ.» (توبه، 38)
3) (3) . «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا.» (فاطر، 5)
و زیبایی در ابتدا، و سرعت زوال و زشتی در انتها) مانند بارانی است که ببارد و گیاهی ببار آورد که (طراوت و زیبایی) آن، کافران را شگفت آورد، ولی (طولی نکشد که) خشک شود و آن را زرد ببینی و عاقبت هم ریزه ریزه و در هم شکسته گردد و در آخرت (برای کسی که دنیا طلب بوده و هیچ به فکر آخرت نبوده) عذابی شدید مهیّاست، و (برای کسی که به وسیلۀ دنیا، طلب آخرت میکرده) از جانب خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا (برای دنیا طلب) به جز متاع فریب نیست.»(1)
«بلکه دنیای حاضر و آماده (یا زودگذر) را دوست دارید (آنرا میگیرید) و آخرت را وا میگذارید.»(2)
«بدا به حال هر عیبگوی طعنه زن! آنکه مالی جمع کند و آن را شماره و اندوخته نماید، پندارد که مالش او را برای همیشه نگه میدارد. نه چنین است؛ مسلماً در آتش شدیدی که او را در هم شکند، افکنده میشود.»(3)
1) (1) . «اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ.» (حدید، 20)
2) (2) . «بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ.» (قیامة، 20 و 21)
3) (3) . «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ * اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ * یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ * کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ.» (همزه، 1 و 2 و 3 و 4)
«اما آنکه (از طاعت خدا) سرپیچی کرد و زندگی دنیا را برگزید، همانا دوزخ جایگاهش است.»(1)
روایات
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «ای پسر مسعود! پروردگار متعال که فرموده است: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» قصد کرده که کدام یک از شما بیرغبتتر در دنیا هستید. به راستی دنیا، دار غرور و فریب و خانۀ کسی است که (در بهشت) خانه ندارد، و برای دنیا جمع میکند کسی که دارای عقل نیست. حقیقتاً نادانترین مردم کسی است که دنیا را بجوید (برای دنیا). پروردگار متعال (در پستی دنیا) فرموده است:" اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ... " (تا آخر آیۀ شریفه که قبلاً ترجمه شد)»(2)
1) (1) . «فَأَمّا مَنْ طَغی * وَ آثَرَ الْحَیاةَ الدُّنْیا * فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوی.» (نازعات، 37 و 38 و 39)
2) (2) روایات 460. «یَابْنَ مَسْعُود قَوْلُ اللّهِ تَعالی: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» یَعْنی ایُّکُمْ ازْهَدُ فِی الدُّنْیا، انَّها دارُ الْغُرُورِ وَ دارُ مَنْ لا دارَ لَهُ وَ لَها یَجْمَعُ مَنْ لا عَقْلَ لَهُ انَّ احْمَقَ النّاسِ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا، قالَ اللّهُ تَعالی: اعْلَمُوا انَّمَا الْحَیوة الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَة وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الاَْمْوالِ وَ الاَْوْلادِ کَمَثَلِ غَیْث اعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطامًا وَ فِی الاْخِرَة عَذابٌ شَدیدٌ.» (اواخر کتاب مکارم الاخلاق; در وصیتهای پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به ابن مسعود)
در تفسیر آیهای که قول ابراهیم (علیه السلام) را نقل میکند که آن حضرت به خدا عرض میکرد: «پروردگارا مرا خوار مکن در روزی که مردم برانگیخته میشوند، روزی که نفع نبخشد به انسان مالی و نه اولادی، مگر آن کسی که با قلبی سلیم، روی به خدا آورده باشد (که منفعت از آن اوست).»(1)
حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: «قلب سلیم، قلبی است که از محبت دنیا سالم مانده باشد.»(2)
نیز از آن حضرت است که فرمود: «قلب سلیم، آن قلبی است که پروردگار خود را ملاقات کند در حالی که در آن قلب، جز او احدی نباشد.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «مافوق (یا، سَرِ) هر گناه محبت دنیاست.»(4)
1) (1) . فی تَفْسیرِ آیَة: «وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ.» (هُوَ مِنْ کَلامِ ابْراهیمَ(علیه السلام) عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) قالَ: «هُوَ الْقَلْبُ الَّذی سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا.» (تفسیر مجمعالبیان)
2) (2) . عَنِ الصَّادِقِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ قَالَ هُوَ الْقَلْبُ الَّذِی سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا (مستدرکالوسائل؛ ج 12، ص 40)
3) (3) . عَنِ الْکافی عَنِ الصّادِقِ(علیه السلام) قالَ: «اَلْقَلْبُ السَّلیمُ، الَّذی یَلْقی رَبَّهُ وَ لَیْسَ فیهِ احَدٌ سِواهُ.» (تفسیر صافی در سورة شعراء)
4) (4) . «رَأْسُ کُلِّ خَطیئَة حُبُّ الدُّنْیا. (وَ فی رِوایَة اخْری) حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَة.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 473)
امام زینالعابدین (علیه السلام): «بعد از معرفت پروردگار و شناسایی رسول خدا، عملی با فضیلتتر از مبغوض داشتن دنیا نیست.»(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «هر کس محبت به دنیا ورزید، به آخرت خود ضرر زد.»(2)
امام صادق (علیه السلام) به نقل از کتاب علی (علیه السلام): «دنیا چونان مار نرم و ملایم است چون دست بر آن کشند؛ ولی در باطن آن زهر کشنده است، مرد عاقل از او حذر کند و بچههای جاهل به او روی آورند.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «قسم به خد! ا محبت به خدا ندارد کسی که دوستدار دنیاست.»(4)
علی (علیه السلام): «بزرگترین خطاها، محبت دنیاست.»(5)
1) (1) . «ما مِنْ عَمَل بَعْدَ مَعْرِفَة اللّهِ وَ مَعْرِفَة رَسُولِاللّهِ افْضَلُ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیا.» (همان)
2) (2) . «مَنْ احَبَّ دُنْیاهُ اضَرَّ بِآخِرَتِهِ.» (همان)
3) (3) . «اِنَّما مَثَلُ الدُّنْیا کَمَثَلِ الْحَیَّة ما الْیَنَ مَسَّها وَ فی جَوْفِهَا السَّمُّ النّاقِعُ یَحْذَرُهَا الرَّجُلُ الْعاقِلُ وَ یَهْوی الَیْهَا الصَّبِیُّ الْجاهِلُ.» (همان، ص 474)
4) (4) . «وَاللّهِ ما احَبَّ اللّهَ مَنْ احَبَّ الدُّنْیا.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 331)
5) (5) . «اَعْظَمُ الْخَطایا حُبُّ الدُّنْیا * انْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاَخْرِجُوا مِنْ قُلُوبِکُمْ حُبُّ الدُّنْیا * انَّکَ لَنْ تَلْقِیَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِعَمَل اضَرَّ عَلَیْکَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا * حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ الْفِتَنِ وَ اصْلُ الْمِحَنِ * حُبُّ الدُّنْیا یُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ یُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سِماعِ الْحِکْمَة وَ یُوجِبُ الیمَ الْعِقابِ * کَما انَّ الشَّمْسَ وَالْلَّیْلَ لایَجْتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللّهِ وَ حُبُّ الدُّنْیا لایَجْتَمِعانِ.» (همان؛ به نقل از «غرر» آمدی)
«اگر شما دوستدار خدایید، محبت دنیا را از دلهاتان بیرون کنید.»
«به راستی هرگز خداوند سبحان را به عملی ملاقات نمیکنی که ضررش بر تو از محبت دنیا بیشتر باشد.»
«محبت دنیا، سر فتنهها و ریشه محنتهاست.»
«محبت دنیا عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت کر میماید و موجب عقاب دردناک میگردد.»
«همانطور که خورشید (روشن) با شب (تار) جمع نمیشود، محبت خدا با محبت دنیا جمع نمیشود.»
علی (علیه السلام): «دنیا و آخرت دو دشمن روبرو و دو راه مختلفند: هر کس به دنیا محبت ورزید و با آن دوستی کرد با آخرت دشمنی میکند، و آن دو به منزلۀ
مشرق و مغربند و روندۀ بین این دو به هر کدام نزدیک شد از دیگری دور میگردد و آن دو، مانند دو هوو هستند.»(1)
امام کاظم (علیه السلام): «هر کس به دنیا محبت ورزید، خوف آخرت از دلش میرود؛ و به بندهای علمی داده نشد که بعد محبتش به دنیا زیاد شده باشد، مگر اینکه از خدا دورتر گردیده و غضب خدا بر او زیاد گشته است.»(2)
1) (1) . «اِنَّ الدُّنْیا وَ الاْخِرَة عَدُوّانِ مُتَقابِلانِ وَ سَبیلانِ مُخْتَلِفانِ فَمَنْ احَبَّ الدُّنْیا وَ تَوَلاّها ابْغَضَ الاْخِرَة وَ عاداها وَ هُما بِمَنْزِلَة الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ ماش بَیْنَهُما کُلَّما قَرُبَ مِنْ واحِد بَعُدَ مِنَ الاْخَرِ وَ هُما ضَرَّتانِ.» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 330؛ به نقل از نهجالبلاغه)
2) (2) . «مَنْ احَبَّ الدُّنْیا ذَهَبَ خَوْفُ الاْخِرَة مِنْ قَلْبِهِ وَ ما اوتِیَ عَبْدٌ عِلْماً فَازْدادَ لِلدُّنْیا حُبّاً الاّ ازْدادَ مِنَ اللّهِ بُعْداً وَ ازْدادَ اللّهُ عَلَیْهِ غَضَباً.» (تحف العقول، 399)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «توانگری کمک خوبی است بر تقوای الهی.»(1)
امام صادق (علیه السلام): «دنیا کمک خوبی، برای آخرت است.»(2)
باقرالعلوم (علیه السلام): «دنیا کمک خوبی، برای طلب آخرت است.»(3)
امام صادق (علیه السلام): «هیچ خیری نیست در کسی که دوست ندارد از راه حلال جمع مال کند تا به آن آبروی خود را حفظ کند و بدهی خود را بپردازد و به خویشان خود رسیدگی نماید.»(4)
مردی خدمت حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد: «به خدا قسم ما در جستجوی دنیا هستیم و دوست داریم دنیا به طرف ما بیاید.» حضرت فرمود: «دنیا را برای چه میخواهی؟» عرض کرد «برای اینکه به خود و عیالاتم برسم و صله و صدقه
1) (1) . «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلی تَقْوَی اللّهِ الْغِنی.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 530)
2) (2) . «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی الاْخِرَة الدُّنْیا (اوْ) نِعْمَ الْعَوْنُ، الدُّنْیا عَلَی الاْخِرَة.» (همان)
3) (3) . «نِعْمَ الْعَوْنُ، الدُّنْیا عَلی طَلَبِ الاْخِرَة.» (کافی ج 5، ص 72)
4) (4) . «لا خَیْرَ فی مَنْ لایُحِبُّ جَمْعَ الْمالِ مِنْ حَلال یَکُفُّ بِهِ وَجْهَهُ وَ یَقْضی بِهِ دَیْنَهُ وَ یَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ.» (وسائلالشیعه، ج 2، ص 530)
بدهم و عمره و حج خانۀ خدا کنم.»(1)حضرت فرمود: «این در حقیقت طلب آخرت است نه دنیا.»
از وصایای نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اباذر: «ای اباذر! دنیا و آنچه که در دنیاست ملعون است؛ مگر کسی که به وسیلۀ دنیا رضایت الهی را بجوید و چیزی مبغوضتر از دنیا نزد خدای متعال نیست. (تا اینکه فرمود:) و چیزی محبوبتر نزد خدا از ایمان به او و ترک نمودن آنچه را که خدا به ترک آن امر نموده نیست. ای اباذر! پروردگار متعال به برادرم عیسی (علیه السلام) وحی نموده که ای عیسی! دوستدار دنیا مباش که من دنیا را دوست ندارم و آخرت را دوست بدار، زیرا آخرت، خانۀ رستاخیز است.»(2)
از وصایای نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابنمسعود: «دنیا را به لذات و شهوات، بر آخرت مگزین؛ که خداوند متعال در کتاب خود میگوید: «اما آنکه (از طاعت
1) (1) . قالَ رَجُلٌ لاَبیعَبْدِاللّهِ(علیه السلام): «وَاللّهِ انّا لَنَطْلُبُ الدُّنْیا وَ نُحِبُّ انْ نُؤْتاها.» فَقَالَ (علیه السلام): «تُحِبُّ انْ تَصْنَعَ بِها ماذا؟» قالَ: «اَعُودُبِها عَلی نَفْسی وَ عِیالی وَ اصِلُ بِها وَ اتَصَدَّقُ بِها وَ احِجُّ وَ اعْتَمِرُ.» فَقالَ ابُوعَبْدِاللّهِ(علیه السلام): «لَیْسَ هذا طَلَبُ الدُّنْیا هذا طَلَبُ الاْخِرَة.» (همان)
2) (2) . «یا اباذَرٍّ الدُّنْیا مَلْعُونَة مَلْعُونٌ ما فیها الاّ مَنِ ابْتَغی بِهِ وَجْهَاللّهِ وَ ما مِنْ شَیْء ابْغَضُ الَی اللّهِ تَعالی مِنَ الدُّنْیا (الی انْ قالَ(صلی الله علیه وآله وسلم):) وَ ما مِنْ شَیْء احَبُّ الَی اللّهِ تَعالی مِنَ الاْیمَانِ بِهِ وَ تَرْکِ ما امَرَ بِتَرْکِهِ. یا اباذَرٍّ انَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی اوْحی الی اخی عیسی(علیه السلام): یا عیسی لاتُحِبَّ الدُّنْیا فَاِنّی لَستُ احِبُّها، وَ احِبَّ الاْخِرَة فَاِنَّما هِیَ دارُ الْمَعادِ.» (اواخر«مکارم الاخلاق»)
خداوند) سرپیچی کرد و زندگانی دنیا را برگزید همانا جایگاهش دوزخ است» مراد خداوند متعال، زندگی دنیای ملعون است، و آن همۀ چیزهایی است که در دنیا است، مگر آنچه که برای (رضای) خداوند بوده باشد.»(1)
علی (علیه السلام) هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش میکند، در قبال او به ستودن دنیا مطالبی فرمود که از آن جمله این است: «دنیا برای کسی که از آن توشه (آخرت) بردارد سرای «توانگری» است، و برای کسی که از آن پند گیرد سرای موعظه است، جای عبادت و سجدۀ دوستان خداست، جای صلوات فرشتگان خدا، جای فرود آمدن وحی خدا، و جای تجارت دوستداران خدا که در آن رحمت خدا را کسب کردند و بهشت را به سود بردند.»(2)
1) (1) . «لاتُؤْثِرَنَّ الدُّنْیا عَلَی الاْخِرَة بِاللَّذّاتِ وَ الشَّهَواتِ فَاِنَّ اللّهَ تَعالی یَقُولُ فی کِتابِهِ: «فَاَمّا مَنْ طَغی وَ آثَرَ الْحَیوة الدُّنْیا فَاِنَّ الْجَحیمَ هِیَ الْمَأْوی» یَعْنِی الدُّنْیَا الْمَلْعُونَة وَ الْمَلْعُونُ ما فیها الاّ ماکانَ لِلّهِ.» (همان)
2) (2) . «(انَّ الدُّنْیا) دارُ غِنًی لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ احِبّاءِاللّهِ وَ مُصَلّی مَلائِکَة اللّهِ، وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللّهِ، وَ مَتْجَرُ اوْلِیاءِ اللّهِ اکْتَسَبُوا فیهَا الرَّحْمَة وَ رَبِحُوا فیهَا الْجَنَّة.» (نهجالبلاغه)