ghaemiyeh.com
سرشناسه: نوری، محمد۱۳۴۰ شهریور -
عنوان و نام پدیدآور : از رسمالمصحف تا رسم بریل/محمد نوری ؛ ویراستار محمدعلی کوشا.
مشخصات نشر: قم: توانمندان: دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری: ۲۷۲ ص.: جدول.
شابک: ۲۵۰۰۰۰ ریال : 978-622-99311-1-0
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: واژهنامه.
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: قرآن -- رسمالخط و کتابت
موضوع: Qur'an -- Orthography
موضوع: قرآن -- رسمالخط و کتابت (بریل)
موضوع: Qur'an -- Orthography (Braille)
شناسه افزوده: دفتر فرهنگ معلولین
رده بندی کنگره: 1397 4الف9ن/73BP
رده بندی دیویی: 153/297
شماره کتابشناسی ملی: ۵۲۶۱۶۵۹
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4، دفتر فرهنگ معلولین
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025 همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com , www.DataDisability.com
info@handicapcenter.com
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه. 9
نگاهی به این کتاب.. 11
بخش نخست: کتابت قرآن کریم
فصل اول: دانش رسم المصحف... 15
تعریف و ماهیت.. 15
پیدایش... 16
ویژگیهای خط نگارشی قرآن و جایگاه رسم. 18
علت پیدایش رسم المصحف.. 21
فصل دوم: تاریخ تحولات... 25
دوره رسالت.. 25
دیدگاه مرحوم شریعتی.. 26
پس از رحلت تا اتمام عصر عثمانی.. 30
مصحفهای صحابه. 30
مصحف امام علی (ع). 33
مصحف زید بن ثابت.. 33
موضع امام علی(ع) در مورد مصاحف.. 34
دوره عثمانی (25 تا 30ق). 36
دوره پس از مصاحف عثمانی تا پیدایش ابن مقله (30 تا سده چهارم قمری) 49
سده پنجم تا سیزدهم قمری.. 52
دوره جدید. 56
فصل سوم: کلمات اختلافی... 79
تقسیم چهارگانه کلمات اختلافی.. 79
عدم تطابق رسم و املاء. 80
قواعد عام رسم المصحف.. 84
دیدگاه علمای شیعه. 87
اقوال اهل سنت.. 91
ضابطهمندی و توجیه. 93
ریشه اختلافات نگارشی.. 96
نقد دیدگاه رجبی.. 102
بخش دوم: مصحف بریل در ایران
فصل اول: ورود بریل و تاریخ نشر قرآن بریل.. 109
زمینههای آشنایی.. 109
ورود خط بریل به ایران و استفاده محدود (دوره نخست: ۱۲۹۹- 1331). 110
تصویب رسمی و گسترش همگانی (دوره دوم: 1331-1360). 112
افزایش نقش دولت و محدودیت مراکز مردمی (دوره سوم: ۱۳۶1-۱۳۸۰). 115
ورود به عرصههای عالی فرهنگ و جامعه (دوره چهارم: ۱۳۸1 تاکنون). 119
گسترش بریل آموزشی.. 121
آموزش نابینایان و توسعه خط بریل.. 122
چاپ و نشر متون بریل.. 125
فصل دوم: آسیبشناسی قرآن بریل.. 127
شناخت ابعاد و جوانب.. 127
تاریخ نگاری.. 128
تولید قرآن بریل.. 129
درباره قرآن بریل.. 130
کوتاه نویسی.. 130
همسان سازی.. 131
اقتصاد بریل.. 134
فصل سوم: همسان سازی قرآن بریل در ایران.. 137
دستاوردها در زمینه رسم الخط قرآن کریم. 137
قواعد کتابت.. 138
دستاوردها و نتایج. 138
قواعد و ضوابط.. 139
شیوه شناسی برجسته نگاری قرآن کریم. 144
علائم خط برجسته اسلامی در حرکات.. 145
وقف و علائم آن. 147
نظام نوشتاری قرآن بریل فارسی.. 149
نخستین فعالیت رسمی برای همسانسازی.. 150
جلسه تدوین آییننامه برای همسان سازی.. 151
متن آییننامه. 155
فعالیت دیگر کشورها 159
فصل چهارم: قرآن ملی... 161
طاهر خوشنویس، خطاط مشهور ایرانی.. 161
نیریزی خطاط قرآن کریم. 162
عثمان طه. 163
مقایسه و نتیجهگیری.. 164
فصل پنجم: فعالیتهای سازمان یافته ایرانیان.. 167
دوره نخست خط بریل در ایران. 167
دوره ورود دولت.. 169
مدرسه اصولی، 1338. 172
تأسیس آموزشگاه رضا پهلوی، 1343. 173
مؤسسه رودکی تهران. 175
مجتمع خزائلی ، 1344. 180
آموزشگاه رودکی اهواز، 1345. 184
آموزشگاه شوریده شیرازی شیراز، 1344. 185
مؤسسه آموزشی ابابصیر اصفهان، 1348. 188
مدرسه امید مشهد، 1363. 189
مدرسه حضرت عبدالعظیم سلام اللّه علیه شهر ری، 1365. 190
مجتمع نرگس و مجتمع محبی تهران، 1359. 190
مجتمع آموزشی پویا کرج، 1364. 191
بخش نابینایان کتابخانه ملی ایران تهران، 1382. 192
بنیاد قرآنی روشندلان اصفهان. 193
کتابخانه آیت اللّه خامنهای قم. 196
دفتر فرهنگ معلولین، 1390. 198
دانشگاه فردوسی (تاک) 200
جامعه نابینایان ثامن الائمه مشهد. 201
بخش سوم: مصحف بریل در جهان
فصل اول: توسعه فرهنگی با خط و متون بریل.. 207
افزایش بهرهدهی بریل.. 207
پیشرفتها و دستاوردها 209
فصل دوم: وضعیت قرآن بریل در کشورهای اسلامی... 215
آفریقای جنوبی.. 215
اردن. 215
ازبکستان. 220
الجزایر. 220
اندونزی.. 220
بوسنی.. 222
تاجیکستان. 222
ترکیه. 222
روسیه. 223
عربستان سعودی.. 224
قطر. 227
کویت.. 227
لیبی.. 228
مالزی.. 228
مراکش... 229
مصر. 230
یمن.. 235
دیگر نقاط جهان اسلام. 235
فصل سوم: تجربه آموزی... 237
پرکینز. 237
مأخذشناسی متون بریل.. 237
نشریات.. 238
بریل پژوهی.. 239
نتیجهگیری.. 239
فصل چهارم: اطلاعرسانی... 241
کنفرانس بینالمللی قرآنهای بریل.. 241
توسعه بریل.. 244
سایت قرآن بریل.. 244
سایت کتاب.. 245
برایل عربی.. 245
شبکة الألوکه. 245
فصل پنجم: فناوریهای قرآن بریل.. 247
نرمافزار کرزویل.. 247
لوح و قلم. 247
دستگاه تایپ پرکینز. 248
دستگاه بریل گویا 252
دستگاه نوشتاری بریل.. 253
چاپگر. 254
فناوری مدرن در خدمت قرآن بریل.. 254
منابع و مآخذ. 257
فهرست تفصیلی 265
نگارش و کتابت قرآن کریم در علوم قرآن جایگاه ویژه و اهمیت خاصی دارد. تعدد کاتبان وحی و کثرت نویسندگان قرآن کریم در ادوار بعد موجب پیدایش اختلافاتی در رسم الخط قرآنها شده است. پیدایش صنعت چاپ و نشر بر این مشکل افزود؛ زیرا هر ناشری به سلیقه خود یک جور خط و یک قلم خاص برای قرآن انتخاب میکرد و بر تشتتها افزوده شد. تا اینکه نهادهای نظارتی مثل دارالقرآن الکریم تأسیس شدند و تا اندازه زیاد به این وضع خاتمه دادند.
اما اختلافات نگارشی قران منشأهای مختلف دارد. برای مثال در همه زبانها، کلماتی هست که نوشتن آن با خواندنش متفاوت است. در زبان عربی هم به رغم دقتهای کاتبان وحی و حتی املاء کلمه به کلمه حضرت رسول (ص) به کاتبان، باز به دلیل خطاهای کاتبان وحی یا ناقص بودن خط در آن زمان یا اشکالاتی که پس از دوره رسول خدا صلی اللّه علیه وارد قرآن عثمانی شد، موجب بروز اشکالاتی در بعضی کلمات قرآن شده است.(1)
آقای فضلی از دانشمندان شیعه میگوید: «اشکالات موجود در کلماتی از قرآن اگر با درایت پیگیری نشود موجب تشتت در امت اسلامی میشود و اتحاد و اتفاق مسلمانان را به خطر میاندازد».(2)به نظر ایشان قاریان باید رسم الخط مخالف و موافق با قرائت را بیاموزند و با دقت و درایت عمل نمایند. هر چند که توجه به قرائت و تلاوت قرآن کریم امری همگانی است.
اما افراد دارای معلولیت از ابتدای نزول قرآن کریم، علاقه خاصی به آن پیدا کردند؛ چون شفاء و رحمت الهی را در آن مییافتند. از اینرو همواره به حفظ و قرائت و ترویج آن اهتمام میورزیدند. اما آنان درصدد بودند قرآنی را مطالعه کنند که نگارش آن صحیح باشد.
در مورد خط بریل موضع حساستر و حادّتر بوده و مؤسساتی که به برگردان قرآن به خط بریل مشغول بوده باید قرآنی را مبنای کارشان قرار میدادند که اشکالات نگارشی کمتر داشت.
حتی به رغم تأسیس دارالقرآن و اینکه ناشران قرآن باید از این نهاد مجوز بگیرد و صدور مجوز هم منوط به رعایت ضوابط است. ولی هنوز در زمینه قرآن بریل تشتت مشاهده میشود. حدود پنجاه ناشر قرآن بریل در ایران و بیش از یکصد ناشر بریل در جهان با سلایق مختلف و مبانی گوناگون مشغول چاپ و نشر قران بریل هستند؛ هر مرکزی با چند میلیون تومان یعنی به اندازه قیمت یک دستگاه فتوکپی میتواند دستگاه بریل تهیه و شروع به انتشار قرآن به خط بریل نماید. اما مسائلی مثل اینکه آیا این ناشر صلاحیت دارد یا نه و اهلیت آن تا چه اندازه است؟ اصلاً مطرح نیست. از اینرو قرآنهای منتشره به خط بریل دارای اشکالاتی است. مهمترین مشکل آنها تعارض و اختلاف در برخی واژهها است. زیرا هر یک از مراکز بدون کارشناسی و مطالعه؛ قرآنی را گزینش و آن را به بریل
تبدیل میکنند. با اینکه مثلاً قرآن به خط عثمانطه با اینکه بسیار مشهور است و شهرت آن باعث شده که چشم بسته تبدیل به بریل کنند. به گفته قرآن پژوه معاصر، مرحوم آیت اللّه معرفت اشکالات بسیار در نگارش عثمانطه هست. بنابراین لازم است اولاً بررسی و دقت بیشتری به عمل آید؛ ثانیاً در بریل نمودن قرآن هم ضوابط مراعات گردد.
برای سامان دادن رسم الخط قرآن به بریل لازم است نخست درمورد قرآن مبدأ یعنی قرآنی که به بریل تبدیل خواهد شد؛ بحث کنیم. سپس به خود بریل و ضوابط آن و شیوه صحیح بریل سازی بپردازیم. از اینرو این کتاب هم، در بخش نخست به قرآن مبدأ و در بخش دوم و سوم به بریل سازی قرآن در ایران و جهان میپردازد.
البته هدف اصلی، اجرای راهکاری برای ساماندهی به قرآن بریل و همسان سازی و ضابطهمند کردن چاپ و نشر قرآن بریل است. بالاخره قرآن بریل به ناچار با ترجمه قرآن دیگری فراهم آمده است. آن قرآن که ترجمه به بریل شده و آن را قرآن مبدأ مینامیم از سال 1358 با ورود قرآن به خط عثمانطه و فراگیر شدن آن در ایران، اغلب و اکثراً همین اثر یعنی قرآن عثمانطه را مبدأ قرار دادهاند. اما قبل از 1358 قرآنهای موجود در ایران اغلب و اکثراً به خط خطاطان مشهور ایرانی مثل طاهر خوشنویس و احمد نیریزی بود و دولت پهلوی هم به هر دلیل و با هر انگیزه مروج خطهای ایرانی بود.
لازم به یادآوری است در دهههای اخیر، دولت سعودی، قرآن با خط عثمانطه را به عنوان قرآن ملی عربستان سعودی تصویب و تعیین کرد و سرمایهگذاری فراوان برای چاپ نشر این قرآن به کار برد به طوری که به سرعت در همه کشورها متداول گردید و رواج یافت.
ما به عنوان کشوری که در زمینه خط و خوشنویسی صاحب نظر و مکتب است، لازم است در قرآن هم، یک یا چند قرآن با نگارش خطاطان برجسته بومی و ایرانی ترویج گردد. و این قرآن به عنوان مبدأ تأیید شود و تبدیل و برگردان به خط بریل یا گویا و غیره گردد. امید است مسئولین این بخش زودتر و با وظیفه شناسی اقدامات عاجل انجام دهند.
کتاب حاضر درصدد است مسائل جاری در قرآن مبدأ برای بریل سازی را بازشناسی نماید و به آسیبشناسی آن بپردازد و در ادامه چگونگی اجرای بریل مطلوب را توضیح میدهد و فعالیتهای موجود در این زمینه را تجزیه و تحلیل مینماید.
امید است نخبگان و کارشناسان در این زمینه ما را یاری رسانده و در هر مورد اشتباه و خطایی مشاهده کردند، تذکر دهند. از تذکرات و نقدهای آنان سپاسگزاری خواهیم نمود و به اصلاح خواهیم پرداخت. فرض است از حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی نماینده آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی مدظله که همواره با عنایات و مساعی خیرخواهانه، پشتیبان این اقدامات بوده و هستند، تشکر نماییم. همچنین از دانشمند و نویسنده قرآن پژوه حجت الاسلام والمسلمین آقای محمدعلی کوشا به دلیل مشاوره و راهنماییهایی که فرمودند؛ و پس از اتمام متن این کتاب، آن را تماماً مطالعه و نکات سودمندی تذکر داد نیز مقدمهای بر این اثر نوشت و گزارش اجمالی ولی کامل از کل کتاب عرضه نمود، سپاس خاص داریم.
محمد نوری
بهار 1397
رسم الخطّ قرآن کریم از آغاز نزول وحی و کتابت آن به دست شماری از کاتبان آن عصر و سپس در دوران خلافت خلفای راشدین تا قرن سوم و پس از آن تا کنون مراحل گوناگونی را از جهت شکل نگارش و چگونگیاش طی کرده است. به همین جهت در مباحث علوم قرآنی، بحث از چند و چون رسم الخط قرآن، بحثی پر توجّه و چالش برانگیز بوده و هنوز گفتنیها درباره آن شایسته پیگیری و توجّه است.
بیجهت نیست که در قرن هشتم هجری محمد بن عبداللّه زرکشی (متوفای 794) در کتاب ماندگارش «البرهان فی علوم القرآن» از میان 47 موضوع از مباحث قرآنیاش، به موضوع رسم الخط قرآن عنایت خاص نموده است.
و همچنین جلال الدّین سیوطی (متوفای 911) در اثر ارجمندش «الاتقان فی علوم القرآن» ضمن برشمردن هشتاد بحث قرآنی، توجّه خاصی به امر رسم الخط قرآن کریم نشان داده است.
جالب این است که در قرن چهاردهم هجری قمری، محمد عبدالعظیم زرقانی در کتاب معروف «مناهل العرفان فی علوم القرآن» خویش در این باره بیش از گذشتگان بحث نموده و با همه فراز و فرودهای رسم الخط قرآن در قرون گذشته، قائل به توقیفی بودن رسم الخط مصحف شده است!
از میان دهها اثر علوم قرآنی از گذشته تا حال، دقیقترین و جامعترین آنها کتاب محقّقانه پر ارج و اعتبار «التمهید فی علوم القرآن» از مرحوم آیت اللّه شیخ محمدهادی معرفت است که درباره رسم الخط قرآن نکات مفید و ارزندهای بیان داشته است.
علاوه بر این آثار، کتاب «رسم الخط» از غانم قدّوری الحمد از اساتید دانشگاه بغداد نیز اثری کاوشگرانه و جامع در این موضوع به شمار میرود که در خصوص رسم الخط عثمانی بحث مبسوطی نموده است.
تصحیح اهمیت رسم الخط قرآن از وقتی که مسئله خط بریل برای نابینایان به عنوان یک ضرورت اساسی مطرح شد، دو چندان مورد توجه اهلِ فن آیین نگارش قرار گرفت که با تمام وجود دغدغه آشنایی نابینایان به فهم و مفاهیم قرآن دارند.
از زمانی که دفتر فرهنگ معلولین وابسته به دفتر مرجع بزرگ عالم تشیّع حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی دامت برکاته در قم تأسیس گردید و پا به پای دهها کارِ پُر بار و برگ فرهنگی در ایران و عراق و دیگر کشورهای اسلامی از طرف این مرجع آیندهنگر و آگاه با مدیریت عالِم مدیر و مدبّر حضرت آیت اللّه حاج آقا سید جواد شهرستانی دامت تأییداته، به فعالیت پرداخت روز به روز دامنه استقبال گروه قابل توجه معلولان به ویژه نابینایان از تلاشهای بسیار دامنهدار و مؤثر دفتر معلولین در قم بیشتر گردید تا جایی که بسیاری از مراکز دولتی هم تحت تأثیر برنامههای متنوّع این دفتر قرار گرفتند و ضمن همکاریهایی به تشویق دست اندرکارانش پرداختند و در شماری از برنامههای روشنگر و اثرگذار دفتر معلولین تشریک مساعی نمودند.
از جمله کارهای مفید این مرکز فرهنگی تلاش بیوقفه مدیر گرانقدر آن آقای محمد نوری در تألیف کتاب گرانسنگ «از رسم المصحف تا رسم بریل» است که در نوع خود اثری جامع بر اساس منابع معتبر با استفاده از تحقیقات پژوهشگران آگاه به فنِ رسم الخط نگارش یافته است.
این کتاب در سه بخش:
الف - کتابت قرآن کریم ب - مصحف بریل در ایران ج - مصحف بریل در جهان
تألیف و تنظیم و تدوین گشته و هر بخشی نیز به فصولی که لازم و مربوط به آن بخش است اختصاص یافته و در مجموع، کتابی را عرضه کرده که در نوع خود خلأیی را پر نموده و راهکار و رهنمودی را بیان داشته که میتواند علاوه بر تجدید نظر در رسم الخط، راهی به سوی بهتر شدن رسم بریل بگشاید تا نابینایان عزیز بهتر بتوانند از قرآن و معارف والای آن استفاده نمایند.
سرفصلهای بخش نخست این اثر با عناوین زیر گویای نقش آفرینی این کتاب در دایره کار خود است:
دانش رسم الخط
تاریخ تحولات رسم الخط
موارد اختلافی
اما در بخش دوم، فصول این اثر حاکی از ضرورت توجه به این فن است:
تاریخ نشر بریل
شناخت بریل و آسیبشناسی آن
همسانسازی قرآن بریل در ایران
رسم الخطهای پیشین تاکنون
تلاشگران وادی خط بریل
و همچنین در بخش سوم این اثر، آگاهیهای لازم به خواننده داده میشود که در سطح جهانی، خط بریل به قول معروف چه محلّی از اِعراب دارد؟ و چه کشورهایی در این باره به توفیقاتی نائل آمدهاند؟
توسعه فرهنگی با خط و متون بریل
چگونگی خط بریل در سایر کشورها
منابع اطلاعرسانی قرآنهای بریل
فناوری خط بریل و شکلهای گوناگون آن
اینجانب که سالها در وادی تحقیقات علوم قرآنی بوده و هستم، از عمق جان و بُنِ دندان تلاشهای بسیار ارزنده فرهنگی دامنهدار دفتر حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی را با مدیریت حضرت آقای شهرستانی سلّمه اللّه تعالی که به حق مصداق توسعه فرهنگی است، میستایم و جهاد فرهنگی و فکری دفتر فرهنگ معلولین به مدیرت آقای محمد نوری ارج مینهم و مطالعه این اثر ارجمند را به همه دست اندرکاران کارهای قرآنی سفارش میکنم.
محمدعلی کوشا
31 خرداد 1397
فصل اول: دانش رسم المصحف
فصل دوم: تاریخ تحولات
فصل سوم: کلمات اختلافی
از جمله شاخههای علوم قرآنی دانش رسم الخط قرآن کریم است. تغییر و تحوّل رسم الخط قرآن از خط کوفی به نسخ هر چند برای شماری از مردم کار خواندن قرآن را آسانتر ساخت اما تحولاتِ خط نسخ هم در طول قرون چندان عاری از لغزش و خطا نبوده است. ولی کار رسم الخط برای نابینایان به گونه دیگری رقم خورد که بر چه معیار و میزانی انجام پذیرد؟
بریل به عنوان یک نوع رسم قرآنی در واقع رسم المصحف نابینایان است. شناخت پارهای از مسائل و ابعاد رسم المصحف و تاریخ تحولات آن، مدیران و کارشناسان امور نابینایان و بریل را یاری میکند تا با چشم بازتر به برنامهریزی بپردازند.
اما این فصل شامل بررسی ماهیت و تعریف رسم المصحف؛ علل و عوامل تاریخی پیدایش آن و جایگاه آن است.
رسم به معنای اثر، اثر کتابت، تصویر کلمه و نگارش است. و رسم المصحف یعنی کتابت مجموعه اخبار و تجمیع آنها در جلد خاص است.(1)
دهخدا به واژگان رسم، رسم الخط، رسم المهر، رسم دانی، رسم مرکب و ناقص و رسم نهادن پرداخته است. او معنای رسم را اینگونه بر میشمارد: اثر و نشانه نوشتن، مهر نهادن، نهادن، طریق و آیین.
رسم الخط: طرز و شیوه نگارش حروف، املاء و طریقه نوشتن
رسم المهر: مقرری و پولی که مهردار پس از مهر زدن و امضاءکردن، دریافت میکند.
رسم تام و ناقص: نوعی تعریف منطقی است.
رسم نهادن: تصویب قانون و وضع مقررات است.(2)
در قدیم، درسی در دوره متوسطه به نام «رسم» یا «رسم الخط» بود و دانشآموزان به تمرین خط و خوشنویسی، تحکیم ضوابط و آیین خوشنویسی و زیبانویسی میپرداختند.
اما پس از حادثه جمعآوری قرآنهای موجود و یکسان و همسان سازی قرآنها در زمان عثمان خلیفه سوم راشدین، رسم المصحف به همین حادثه اطلاق و رسم عثمانی مشهور شد. به تدریج کتابت و نگارش قرآن کریم به عنوان یکی از علوم قرآن مطرح شد؛ این علم را رسم المصحف یعنی
آیین و روش نگارش قرآن نامیدند.(1)بعضی این علم را «علم الرسم» یا علم رسم المصحف نامیدهاند.(2)بعضی آن را رسم الخط یا دستور خط یا آیین نگارش گفتهاند.(3)
خلاصه اینکه رسم از واژههایی است که از نظر لغوی معنای متعدد دارد؛ دوم اینکه در علوم مختلف کاربرد دارد و به اقتضای هر علم، دارای مفهوم و تعریف متفاوت میباشد. اما در علوم قرآنی به صورت رسم المصحف به کار میرود و به معنای ضوابط و قواعد کتابت قرآن کریم است.
پس از اینکه در زمان عثمان قرآن به خط کوفی نوشته شد و همه قرآنها با یک رسم الخط و یک آیین نامه و مقررات نوشته شد، این سبک نگارش به نام امام مشهور شد و مردم همه نوشتههای خود را با الگوگیری از آن مینوشتند. یک پژوهشگر مصری در این باره نوشته است:
ان الخط العربی الذی استخدم فی کتابة القرآن الکریم هو ذلک الخط الذی ساد استعماله عند الناس فی کل امور الحیاة فی بدایة الاسلام و حتی ظهور المصرین، البصره، الکوفه؛ یقول الهورینی: کان اکثر الصحابه و التابعین و اتباعهم یوافقون الرسم المصحفی فی کل ما کتبوا و لم لم یکن قرآناً و لاحدیثاً و یکرهون خلافه.(4)
اما عدهای معتقدند دانش رسم الخط در زمان رسول خدا (ص) بوده و کاتبان وحی بر اساس آن عمل کردهاند.
تاریخ این دانش به کتابت قرآن در عهد نبوی برمیگردد و در آن زمان آیین و دستوری برای تدوین المصحف به کار گرفتند.
چون یکنواخت سازی متن مصاحف در زمان عثمان انجام گرفته است، در متون متأخر، اصطلاح «رسم الخط عثمانی» به جای «رسم الخط قرآن» به کار میرود؛ در حالی که عثمان و کمیته توحید مصاحف، در رسم الخط قرآن هیچ تغییری انجام ندادند و دقیقاً مطابق رسم الخطی که تحت نظارت و اشراف پیامبر اکرم انجام شد، عمل کردند.
دانش «رسم المصحف»، آیین نگارش و آداب کتابت قرآن را از طریق روایت بررسی میکند؛(5)یعنی کتابت، مستند به روایت است و معلمان و مقربان، صورت نوشتاری قرآن را نیز روایت میکردند؛(6)نافع بن عبدالرحمان (درگذشت 169ق) از قاریان هفتگانه، امام اهل مدینه در رسم مصحف بود؛در بصره، عاصم بن ابی الصباح جَحْدرَی (درگذشت 128ق) و ابو عمرو بن علاء (درگذشت 154ق) راوی رسم مصحف بودند. از پیشوایان رسم الخط قرآن در کوفه، حمزة بن حبیب زیّات (درگذشت 156ق) و علی بن حمزه کسایی (درگذشت 187ق) بودند.
1) . همان؛ علم الکتابة العربیة، ص143؛ رسم المصحف و الاحتجاج به، ص9.
2) . نظرات فی رسم المصحف، ص479؛ کشف الظنون، ج1، ص902.
3) . رسم المصحف ویژگیها و دیدگاهها، ص40.
4) . نظرات فی رسم المصحف، ص478.
5) . الاتقان سیوطی، نوع 76؛ البرهان زرکشی، نوع 25.
6) . رسم الخط مصحف، قدوری ص 559 و 651؛ تاریخ نگارشهای عربی، سزگین، ج1، ص 35-37.
از اینرو علم رسم المصحف ابتدا مانند بسیاری دیگر از علوم قرآنی، بر پایه روایات شکل گرفت که در عصر تدوین علوم اسلامی، این روایات ثبت و ضبط شد(1)و با گسترش علوم به ویژه ادبیات، صرف و نحو عربی و آموزش قرآن در جوامع غیرعربی، مباحث علم رسم المصحف نیز گسترش یافت و به تدریج این دانش در قرون بعد از روایی به تحلیلی تبدیل و آثاری درباره این علم نوشته شد.
اولین آثار در رسم المصحف: ابن ندیم(2)اولین رسالههایی که در رسم المصحف تدوین شد، را نام برده است:
الکتب المؤلفة فی مقطوع القرآن و موصوله؛ عبداللّه بن عامر یحصبی (درگذشت 118ق)، حمزة بن حبیب زیات کوفی و کسائی درباره قطع و وصل آثاری نوشتهاند. این نوع رسالهها به بررسی و اتصال انفصال برخی از کلمات و حروف در رسم الخط قرآن پرداختهاند؛ مانند انفصال «بئس ما» و اتصال آن به صورت«بئسما».
الکتب المؤلفة فی هجاء المصحف یحیی به حارث ذماری (م145ق)، ابن شبیب، احمد بن ابراهیم وراق (درگذشت حدود 270ق) و یعقوب بن ابی شیبه، در این باره بعضی مطلب و آثار نوشتهاند. «هجا» قواعد رسم الخط قرآن را هجاء میگفتند و بعدها اصطلاح «رسم» جای آن را گرفت.
الکتب المؤلفة فی اختلاف المصاحف؛ کتاب اختلاف مصاحف الشام و الحجاز و العراق از ابن عامر؛کتاب اختلاف مصاحف اهل المدینة و اهل الکوفة و اهل البصرة از کسائی و اختلاف اهل الکوفة و البصرة و الشام فی المصاحف از فراء (درگذشت 207ق). منظور از اختلاف مصاحف ذکر شده عبارت است از:
اختلافهایی در رسم الخط که موجب اختلاف در قرائت نشدهاند؛ حذف یا افزودن حروفی که ارزش آوایی ندارد: «لَأاوضعوا= لاوضعوا».
تفاوتهایی که موجب اختلاف در قرائت شدهاند؛مانند حذف یا زیادت یک حرف؛ چنانکه در مصحف مدینه: «و سارعوا الی مغفرة) (آل عمران/133)، بدون «و» و در مصحف مکه «نزّل الملائکة تنزیلا) (فرقان/25) به صورت «و ننزّل» آمده است؛ یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر؛مثلاً (و لایخاف عقبها) (شمس/15) در مصحف مدینه «فلا یخاف» ثبت شده است؛ در مصحف مدینه کلمه «هو» از آیه (انّ اللّه هو الغنی الحمید) (حدید/24) حذف و در مصحف مکه، «من» به آیه (تجری تحتها النهار) (توبه/100) اضافه شده است. مجموع اختلافات دسته دوم به 40 مورد میرسد.(3)
گرچه این رسالههای کوچک به دست ما نرسیده است، ولی مطالب آنها همراه با شرح و تفصیل و مشاهدات عینی علمای رسم از روی مصاحف قدیمی در مهمترین منابع رسم المصحف آمده است. برای نمونه زرکشی در البرهان (چاپ دارالمعرفة 1415ق)، نوع 25؛ پورفرزیب و دیگران در بررسی علمی - تطبیقی رسم المصحف و ضبط المصحف، (ص 28-35)؛ قدوری، در رسم الخط مصحف
(ص 141-170)؛ نائطی ارکائی در نثر المرجان فی رسم نظم القرآن (ده جلد) به این مبحث پرداختهاند.
بر پایه گزارش ابن ندیم نخستین تألیف در زمینه رسم الخط به اواخر قرن نخست قمری یا اوائل سده دوم قمری باز میگردد. معلوم میشود مسلمانان به مباحث این دانش اهمیت میدادند و بررسی مسائل آن را زودتر آغاز کردند و خیلی زود ساختار یک علم به خود گرفت.
علوم قرآن ارتباطات و پیوندهای محتوایی با هم دارند. علم رسم المصحف به معنای آیین نگارش قرآن کریم با چند علم دیگر ارتباط وثیق دارد.
اما علم کتابت قرآن با دانش جمعآوری قرآن پیوندهایی دارد که ذیلاً توضیح داده میشود. از کتابت قرآن در زمان رسول اللّه(ص) با عنوان قرائت و جمع قرآن یاد میشود. البته خود جمع القرآن یکی از علوم قرآنی شده است.
کلمه «جمع» در این مقام در دو معنا به کار میرود: الف- حفظ کردن و به حافظه سپردن. 2- گردآوری کردن و در مجموعهای فراهم آوردن.
محمد بن سعد واقدی (درگذشت 230ق) در کتاب الطبقات الکبری فصلی دارد با عنوانِ ذِکْرُ مَنْ جَمَعَ القرآنَ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللّه(ص). که مراد از جمعِ قرآن، همان «حفظ و اخذ» و «به حافظه سپردن» آن است. همو حدیثی را درباره عثمان میگوید: «فَجَمَعَ کِتابَ اللّه فی رَکْعَةٍ» یعنی آیاتی از قرآن را در یک رکعت قرائت و اخذ کرد. بنابراین آن دسته از صحابی که قرآن را از حفظ داشتند «حفّاظ قرآن» یا «جُمّاع قرآن» میگفتند.
گاهی هم «جمع» به معنی «نوشتن» بوده چه به صورت پراکنده و چه به صورت مرتب و منظّم. و زمانی هم گردآوری با آیهها و سورهها به صورت «ما بین الدّفتین» و یا «ما بین اللّوحین» بوده است.
بنابراین در زمان رسول خدا(ص) جمع قرآن هم به معنی حفظ کردن است و هم به معنی نوشتن و گردآوری نمودن آیات در سورهها و احیاناً ترتیب و تنظیم سورهها.
مراد از دَفّ در تعبیر «ما بین الدّفتین» این است که در آغاز نوشتهها را جهت نگهداری میان دو جلد پوستی میگذاشتند (دَفّ یعنی جلدی از پوست حیوانات) به کتاب هم «مجموعٌ ما بین الدّفتین» میگفتند. ما بین اللوحین یعنی میان دو لوح= تخته، از چوب یا استخوان یا چیز دیگری.
پیامبر اکرم(ص) در کار نوشتن سعی بلیغ داشت و همگان را به خواندن و نوشتن تشویق میفرمود. نوشتهاند در اوائل بعثت در تمام قریش، تنها هفده تن خواندن و نوشتن میتوانستند.(1)
ابزار نگارش: امّا برای نوشتن، «لوازمِ تحریر» لازم است تا به وسیله آن، نوشتن تحقّق پیدا کند. در خود قرآن کریم نام شماری از نوشت افزارها آمده است:
1- «اقلام» جمع قلم به معنی خامه تراشیده که چهار بار در قرآن از آن سخن به میان آمده است (قلم/ 1؛ علق/ 4؛ لقمان/ 27؛ آل عمران/ 44).
«ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه نویسند».
1) . فتوح البلدان، بلاذری، ص457؛ بلوغ الارب، آلوسی، ج3، ص370؛ تاریخ قرآن، رامیار، ص261.
«الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ خدایی که با قلم تعلیم داد».
این دو آیه اهمیت و عظمت نوشتن را به روشنی بیان میدارد.
2- «حریر» که گاهی برای نوشتن به جای کاغذ به کار میرفته است. (حج/ 23)
3- «دِهان» جمعِ دِهن به معنی ادیم یا پوست و چرم سرخ رنگ. (الرحمن/ 37)
4- «رَقّ»: پوست رقیق و نازکی که بر آن مینوشتند. (طور/ 3)
5- «سِجِلّ»: به معنی طومار، صفحه نامه، پیمان نامه. (انبیاء/ 104)
6- «صُحُف»: جمع صحیفه که هشت بار در قرآن آمده است. (طه/ 133؛ نجم/ 36؛ عبس/ 13؛ تکویر/ 10؛ اعلی/ 18 و 19؛ مدثر/ 52؛ بیّنة/ 2).
7- «قِرطاس»: کاغذ (انعام/ 7) جمعش «قراطیس» (انعام/ 91)
8- «کِتاب» که به صورت «الکتاب» 171 بار و به صورت «کتاباً» 12 بار و کتابٍ، 50 بار که به صورت کتابٌ و به صورتها و مشتقات دیگر جمعاً 319 بار در قرآن کریم ذکر شده است که اهمیت نوشته و نوشتن را به درستی بیان میدارد و جمعاً 45 مشتق دارد.(1)
9- «مِداد»: به معنی مرکّبی است که در نوشتن به کار میرود. (کهف/ 109)
این نه مورد نوشت افزارهایی است در قرآن معرفی شده است. ولی وسایل دیگری نیز وجود دارد که در طول تاریخ از دوره رسول خدا(ص) به بعد در صنعت نگارش قرآن کریم به کار رفته است.
1- «رِقاع» جمع رقعه که چیزی از پوست، یا برگ یا کاغذ بوده است.
2- «لِخاف» جمع لَخْفَه که صفحههایی نازک و سفید رنگ از سنگ بوده است.
3- «عُسُبْ» جمع عَسیب که چوب بیبرگ و پهن درخت خرما بوده است.
4- «اَکْتاف» جمع کَتْف، استخوان شانه گوسفند یا شتر بوده است.
5- «اَضلاع» جمع ضلع به معنی دنده یعنی استخوانهای صاف دنده حیوانات.
6- «اَدیم» یا «قِطَع ادیم» به معنی تکههای چرم و پوست دبّاغی شده.
7- «اَقْتاب» جمع «قَتْب» چوبهایی که بر پشت شتر مینهادند.
8- «لَوْح» صفحه پهنی از چوب یا استخوان یا غیر آن بوده که بر آن مینوشتند.
9- «قَضیم» یا صحیفه بیضا که همان پوست سفید رنگ بوده است.
اینها وسائلی برای نوشتن قرآن کریم بوده است. امّا کاغذ نیز در دسترس بوده است. آن روز کاغذ از هند به یمن و از آنجا توسط کاروانهای تجارتی به شام و روم و حجاز میآمده است.
حتّی آیاتی از قرآن نشان از نسخه برداری از کتاب و نوشت افزار در زمان پیامبر (ص) دارد: «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ ما از آنچه میکردید، نسخه بر میداشتیم». (جاثیه/ 29)
نیز در این آیه، سخن از نوشتن و نسخه برداری و کتابت است: «حَتَّی تُنَزِّلَ عَلَینَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ؛ تا بر ما کتابی نازل کنی که آن را بخوانیم» (اسراء/ 93).
تشویق و دلگرمی دادن رسول خدا (ص) سبب شد که مردم خواندن و نوشتن را بیاموزند و در میان نویسندگان نام بیش از چهل نفر به عنوان کاتبان وحی ثبت شده است.(2)
خط رایج در عصر نبوی: اما در مورد خط رایج در زمان پیامبر(ص) و در عصر ایشان، قرآن پژوه توانا محمدعلی کوشا نوشته است:
اما خطی که در عصر پیامبراکرم (ص) رایج بوده، خط اهل یمن بوده و به خط «مسند» یا «حمیری» معروف بوده است. دکتر جواد علی مینویسد: از نوشته افرادی که برخورد با خطوط قدیمه داشتهاند استفاده میشود که خط «مسند» قلم عربی اصیل و ابتدایی عرب است و اهالی جزیرة العرب با آن خط، نوشتههای خود را مینوشتند ولی هنگامی که مبشرین نصارا به این جزیره قدم گذاشتند، قلم و خط «ارمی» متأخّر را که قلم کنیسههای شرقی بود وارد جزیره کردند، و چون این خط سهل و آسان بود در میان مردم، طرفدار بیشتری پیدا کرد.(1)
مردم شبه جزیره عربستان در دوران پیش از اسلام کم و بیش با خطوطی آشنا بودهاند از جمله آنها «خط جزم» بوده که بعداً نسخههایی از قرآن بر اساس این خط نوشته شد و از این جهت آن را جزم نامیدهاند که عدهای آن را از «خط مسند» گرفتند و چون این خط از خط مسند جدا و بریده شده است آن را جزم نامیدند که به معنی قطع است. و از مردم مکه کسانی چون سفیان بن امیّه و ابوقیس بن عبد مناف خط را از حرب بن امیه آموختند. نخستین کسانی که خط عربی را نوشتند از نصارای حیره بودند.
نوشتههای دوران جاهلی به طور کلّی به دو نام «مسند» و «نبطی» نامیده میشده است. خط مردم یمن را مخصوصاً «مسند» میشناختهاند. حروف در خط مسند از همدیگر جدا و منفصلاند و مانند حروف الفبای کنونی ما به هم چسبیده نبودند لذا برای تشخیص میان کلمات، در پایان هر کلمه، خطی عمودی رسم میکردند و معمولاً از راست به چپ مینوشتند. فاصله میان جملات و عبارات و علامات دیگری از قبیل استفهام و تعجّب وجود نداشت. اِعراب و مدّ و سکون و تشدید هم در آن لحاظ نمیشده است، در نتیجه آموختن و خواندن چنین خطی تا حدودی سخت و دشوار بوده است.
خط مهم دیگر در زمان رسول خدا(ص) خط نبطی است. خط نبطی بیشتر خط نگارشی یهود و نصارا بوده است و غیر از مردم جنوب عربستان بقیه کم و بیش با این خط آشنایی داشتهاند. هنگام فتح عراق به دست مسلمانان، مدارس فراوانی برای تعلیم خواندن و نوشتن، این خط را به جوانان میآموختند. مستشرقان این خط را به نام خط عربی شمالی میشناسند که بعداً قرآن کریم هم بیشتر با همین خط نگارش یافت.(2)
از خط نبطی، خط نسخ به وجود آمد که امروزه خطی معروف و شناخته شده است. و از خط سریانی، خط کوفی پیدا شد که خط حیری نامیده میشد. یعنی به «حیره» که شهری قدیمی و عربی در مجاورت کوفه است، منسوب بود؛ زیرا تغییر و تحوّل در خط سریانی در حیره رخ داد. این خط، زمانی طولانی میان عرب معروف و متداول بود.
عربها کم و بیش از هر دو خط حیری و نبطی در نامهها و نوشتههای خود استفاده میکردند. یک دلیل بر آنکه خط کوفی تحوّل یافتهی خط سریانی است، این است که «کتاب» را به صورت «کتب» و «رحمان» را به صورت «رحمن» یعنی بدون الف مینوشتند که هنوز در کلمات فراوانی این رسمالخط در عربی معمول است. چنان که «ظالمین» را «ظلمین» و «اسماعیل» را «اسمعیل» و «سماوات» را «سموات» و «شیطان» را «شیطن» و «ضلال» را «ضلل» و «غافلون» را «غفلون» و غیره مینوشته و مینویسند.
و در یک کلمه، خط کوفی، تأثیر خودش بر خط نبطی (نسخ) نهاد و تا کنون تفکیک کاملی میان این دو خط - آنگونه که باید- انجام نگرفته است.
برای طایفه انباط که در شمال حجاز ساکن بودند خطی به نام نبطی بوده که آسانتر از خط «مسند» بوده است. قرآن کریم ابتدا با خط نسخ که تکامل یافته خط نبطی بوده نوشته شده است سپس با خط کوفی که تکامل یافته خط «مسند» بوده و آن را «حمیری» نیز مینامیدهاند نوشته میشد. تا اینکه در اواخر قرن چهارم، ابن مقله (خطاط مشهور) خط نسخ را تکامل بخشید و با آن قرآن را نوشت و پس از او دیگران قرآن را به خط نسخ مینوشتند.(1)
نتیجهگیری: قرآن کریم در زمان رسالت تحت نظارت رسول خدا(ص) و با مراعات ضوابطی که در روایات آمده، از لفظ و گفتار به متن مکتوب تبدیل شد. در مکه و مدینه آن دوره خط خاصی وجود داشت که هر چند در ابتدا پیشرفته نبود ولی با گذشت زمان پیشرفت کرد. بعداً در زمان عثمان ضوابط جدیدی برای کتابت قرآن کریم معین شد و دانش رسم مصحف پدیدار گشت.
غالباً مسلمانان در پی احساس نیاز یا جهت برطرف کردن مشکلی به سراغ مطلبی میرفتند و به تدریج این مسئله تبدیل به یک دانش شده است. در رسم المصحف هم مشکلات و تعارضهایی وجود داشته و مسلمانان جهت حلّ آن به تفکر و تجربه اندوزی پرداختند. اولین مسئله حادّ وجود قرائتهای مختلف در زمان رسالت بود. گاه واژهای از قرآن را به چند صورت میخواندند و پیامبر(ص) هم بر آنها صحه میگذاشت.
دانشمندان بعداً پی بردند در مصحف عثمانی واژههایی هست که بر اساس در آنها حذف، زیادت، همزه (گذاشتن همزه)، ابدال، وصل و فصل هست که مطابق قواعد نیست و این اختلافات در حد بحران گاه مطرح میشده است.
رسم عثمانی: چنان که درباره پیدایش رسم الخط مصحف عثمانی نقل شده است که در جریان یکی از جنگها، حُذیفة بن یمان خبر اختلاف سپاهیان در قرائت قرآن را به عثمان رسانید و از او خواست تا به این اختلاف پایان دهد؛ از اینرو، گروهی به دستور خلیفه مصحفی نگاشتند که مصحف عثمانی یا امام نام گرفت و نسخههایی از آن را به کوفه، مکه، شام، یمن، بصره و بحرین ارسال کردند و دیگر مصاحف را از بین بردند.
1) . مقاله کتابت و رسم الخط قرآن کریم، ص 8-9.
با اینکه به عقیده بیشتر مسلمانان، نگارش قرآن از زمان پیامبر اکرم و نزول وحی آغاز شد؛ زیرا صرف نظر از گزارشهای تاریخی که از گسترش نگارش در آن زمان، در قالب نامهها و پیماننامهها حکایت میکند، گزارشهایی نیز از مصحفهایی خبر میدهد که در شام، کوفه و بصره نوشته شده بودند. هرچند، بسیاری از این اسناد به علل مختلفی چون به کارگیری مجدد قطعههای نوشت افزار قدیمی از دست رفتهاند.(1)
کاتبان در قرن نخست، قرآن و حدیث را بر اساس زبان گفتاری مردم مینوشتند؛ اما با گسترش اسلام در قرن دوم و برای تسهیل قرائت قرآن برای غیر عربها نقطهگذاری و اِعجام صورت گرفت. گفتهاند این کار با دستور امام علی(ع) (در برخی نقلها: زیاد بن ابیه) و نظارت ابوالاسود دُؤَلی (درگذشت 69ق) و با شیوهای خاص انجام شد.(2)
پیش از آن، صحابه اجازه نمیدادند چیزی در رسم الخط قرآن وارد شود. همچنین نقل شده است، افرادی چون حجّاج بن یوسف (درگذشت 95ق) که نمیتوانستند حروف شبیه به هم را تشخیص دهند، شکوه کردند، از اینرو نصر بن عاصم و یحیی بن یَعمُر نَقط (نقطه گذاری) و اِعجام را به شیوه خاصی زیر نظر ابوالاسود انجام دادند.(3)گرچه همواره مخالفانی داشتند.(4)همچون عبداللّه بن طاهر، سومین و مقتدرترین امیر طاهریان (حک- : 213-230)، که این نسخه را به سبب داشتن نقطههای فراوان نپسندید.
با پیشرفت خط در جزیرة العرب، ترکیب حروف و نشانههای حرکات زیباتر شد و کاتبان این تغییرات را در مصاحف وارد کردند.(5)آنها نخست برای مشخص کردن قرائتهای مختلف، از رنگهای متفاوت استفاده میکردند، اما بعدها فقط نگارشی را که مطابق قرائت حفص بن سلیمان (درگذشت 180ق) بود با رنگ سیاه و سایر قرائات را با مرکّب سرخ مینوشتند.(6)
از وجود اختلافهایی در مصاحف عثمانی که به نقاط مختلف فرستاده شده بودند، به سبب اجتهادی بودن رسم الخط و نامگذاری رسم الخط به رسم عثمانی و نه رسم نبوی.(7)
در رسم الخط نسخههای مصحف عثمانی که به مناطق مختلف فرستاده شد، اختلافهایی هست، همچون نوشتن کلماتی چون «ربا» یا «صلاة» با الف یا واو و مانند آن؛ یا نوشتن جملههایی مانند «لئن أنجانا» (انعام: 63) در مصحف کوفه و «لئن أنجَیتَنا» در سایر مصاحف است.(8)
تاکنون درباره اختلاف رسم الخط در مصاحف عثمانی تبیین متقنی عرضه نشده، اما در این باره مثلاً گفته شده با اینکه همه اختلافها مطابق قرائت در زبان قریش است، اگر همه مصاحف به یک
1) . دانشنامه جهان اسلام، ج9، ص793.
2) . کشف الظنون، حاجی خلیفه، ج1، ص712؛ البیان فی عدّ آی القرآن، عثمان بن سعید دانی، ص 3-4.
3) . البیان، دانی، ص 5-7.
4) . تاریخ الخط العربی و آدابه، کردی، ص 83-86.
5) . کشف الظنون، ج1، ص713.
6) . مناهل العرفان، زرقانی، ج1، ص 398-403؛ رسم المصحف، قدوری، ص456 به بعد.
7) . تاریخ الخط العربی، کردی، ص104؛ «نقد و بررسی روایات تحریف»، بهبودی، مجله حوزه، ص 170 و 192.
8) . تاریخ الخط العربی، ص 98-99؛ البیان، دانی، ص107.
شکل نوشته میشد، گمان میرفت که قرآن به همان شکل نازل شده است؛ یا اگر اختلاف ها را در حاشیه مینگاشتند، باز هم توهم تصحیح متن ایجاد میشد.(1)مسلمانان به این دلایل سراغ تأسیس علمی به نام رسم المصحف رفتند.
1) . تاریخ الخط، کردی، ص 100-101.
تا کنون حدود دویست هزار نسخه خطی قرآن شامل انواع خطوط اولیه کوفی، شکسته نستعلیق و غیره در جهان وجود دارد. البته این صرفاً حدسی است که آقای خرمشاهی بر پایه اطلاعات به دست آمده گفته است؛ البته دور از ذهن هم نیست. ایشان معتقد است از این تعداد، بیست هزار نسخه از لحاظ خط و آرایشهای هنری بسیار مهماند و بقیه هم از لحاظ خط درخور توجه میباشند، معمولاً قرآنها را به لحاظ خط، گاه به دو دوره تقسیم میکنند: دوره عثمانی؛ پس از دوره عثمانی. و گاه به پنج دوره تقسیم کردهاند: از ابتدا تا پیدایش ابن مقله در سده سوم و چهارم قمری؛ دوره پس از ابن مقله تا سده هفتم قمری؛ دوره یاقوت مستعصمی در سده هفتم قمری؛ دوره صفویان؛ دوره جدید.
قرآن از سده اول تا پنجم قمری به خط کوفی نوشته میشد، از پنجم تا نهم به خط ثلث مینوشتند و از سده نهم به بعد به خط نسخ مینوشتند. پس از پیدایش صنعت چاپ اولین بار چاپخانهای در آلمان در سال 1431م/ 834ق قرآنی به خط نسخ در هامبورگ چاپ کرد. نسخهای از آن در دارالکتب العربیة در قاهره موجود است. (1)
همه این حوادث نشانگر تحولاتی است که در کتابت و نگارش قرآن کریم به وجود آمده است. این فصل به صورت تاریخی، مهمترین رخدادهای تاریخی را بررسی و تجزیه و تحلیل میکند.
در صدر اسلام و دوره رسالت متون را روی استخوان، تنه نخل، گل یا سنگ و گاه روی دیوارههای کوه سلع در مدینه حکاکی میکردند. به دلیل عدم پایداری این مواد و فاسد و تخریب شدن آنها به مروز زمان، هم اکنون چیزی از آن دوره باقی نمانده است. سکهها پایداری و ماندگاری دارد ولی هیچ سکهای مربوط به این دوره در دست نیست و سکهها مربوط به سال 19 قمری به بعد است. (2)یکی از پژوهشگران در این باره نوشته است:
هیچ مصحف کاملی از این دوران به جای نمانده است و تنها مصاحف ناقص یا صفحاتی از قرآن منسوب به این زمان در موزهها نگهداری میشود؛ بلکه در هیچ کتابی هم نگارش تمام کلمات قرآن از مصاحف این برهه تاریخی نقل نشده است و تنها نقلهایی با شک و تردید از این دوره وجود دارد.
شواهد گوناگون بیانگر آن است که در صدر اسلام، نگارش مصاحف به طور عمومی بر اساس نگارش زبان عربی آن روزگار بوده است. به عنوان نمونه عرب در کلماتی که از چهار حرف بیشتر
بود، معمولاً الف وسط کلمه را نمینگاشت و کلمهای همانند «العالمین» به صورت «العلمین» نوشته میشد.
در اینجا این سؤال مطرح میشود که اگر اصولاً نگارش کلمات قرآن مطابق املای عربی در آن دوران است؛ پس چرا موارد استثنایی، خاص و بعضاً متناقض (همانند نگارش کلمات: «قال» (انبیاء: 112)، «ابراهیم» (در سوره بقره)، «لشئ» (کهف: 23)، و «ننجی» (انبیاء: 88)، به صورت: «قل»، «ابرهم»، «لشائ» و «نجی») در رسمالمصحف متعدد است؟(1)
روایات تاریخی: بنابر گزارشهای تاریخی مسلم است که قرآن در عصر رسالت، مکتوب شده و از برخی روایات و گزارشهای تاریخی به وضعیت کتابت قرآنهای دوره رسالت میتوان پی برد.
1- ابوعبید قاسم بن سلام گفت: از ابی بن کعب روایت شده است: «چیزی در دل من از زمانی که اسلام آوردم رسوخ نکرده بود مگر اینکه گاه آیهای [از قرآن] را میخواندم و دیگری [همان را] به نحو دیگری میخواند. پس گفتم بیا تا [آیه را] پیش پیامبر بخوانیم. بنابراین نزد ایشان رفتیم و من گفتم آیا فلان آیه را این چنین و این چنین خواندهای؟ فرمودند: آری و آن دیگری نیز سؤال کرد و همین جواب [آری] را شنید. بعد پیامبر فرمودند: جبرائیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ نشست و جبرائیل به من گفت: قرآن را بر یک حرف بخوان و میکائیل گفت: بر آن بیفزای تا به هفت حرف رسید و هر کدام کافی و شافی بود. (2)
2 - بخاری با اسناد خود از عمر بن خطاب نقل کرده که گفت: از هشام بن حکم شنیدم که او سورة فرقان را با حروف زیادی میخواند که من از پیامبر نشنیده بودم و او در حال نماز بود لذا من بعد از نماز ردای او را تکان دادم و پرسیدم چه کسی این سوره را این چنین برای تو خوانده است؟ گفت: رسول خدا. گفتم: دروغ میگویی چون پیامبر این سوره را طور دیگری بر من خوانده است. بنابراین به نزد پیامبر رفتیم و من سؤالم را با ایشان در میان گذاشتم و پیامبر به هشام فرمودند: بخوان و او خواند. فرمودند: این چنین نازل شده است. سپس فرمودند: ای عمر تو بخوان و من خواندم. پس فرمودند: این چنین نازل شده است همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده پس هر چه میسر است از آن بخوانید. (3)
این نمونهها - با فرض اینکه صحیح باشند و نیز به اختلاف قرائت در زمان رسول اکرم(ص) اشاره دارند. اما تا حدی گویای اختلافات در کتابت هم هست. زیرا کتابت مصحف بر پایه دانش قرائت پدید آمده است.
مرحوم محمدتقی شریعتی در تفسیر نوین تحقیقی در این باره دارد(4)که راهگشا است. او مینویسد:
چون عثمان همه نسخههای قرآن را سوزانید، امروز ما اطلاح صحیح و روشنی نداریم از اینکه قرآنهای زمان پیغمبر با چه خطی نوشته میشده است و اساساً خط معمول آن عصر که افراد معدودی با سواد آن را میخوانده و مینوشتهاند، چه بوده است؟ خوشبختانه فقط دو نامه از رسول اکرم به جا مانده است که یکی نامهای است که به منذر بن ساوی نگاشته و هم اکنون در کتابخانه وین، پایتخت اطریش، موجود و محفوظ است. (1)دوم نامهای است که برای مقوقس فرستاده و اینک در موزه آثار نبوی در اسلامبول(2)میباشد و دکتر هیکل در کتاب حیات محمد(ص) آن را گردآوری کرده و در ترجمه آن کتاب به فارسی نیز هست. از این دو نامه تا حدی خط رایج زمان پیغمبر(ص) شناخته میشود.
چون نامه مقوقس به وسیله کتاب دکتر هیکل و ترجمهاش در دسترس است، شباهت به خط کوفی معلوم میشود.
مورخین عرب اتفاق دارند که خط به واسطه حرب بن امیه داخل در مکه شده است و او در سفرهایی که میکرده، از اشخاص و از جمله بشر بن عبدالملک، برادر اکیدر صاحب دومة الجندل، فرا گرفته بود. و از ابن عباس نقل شده است که تازیان خط را از حرب بن امیه گرفتند و او از عبداللّه جذعان و او از اهل انبار(3)و اهل انبار از مردم حیره(4)و اهالی حیره از مردی از قبیله کنده که از یمن بر آنها وارد شد و آن یمنی از خفلجان کاتب وحی هود پیغمبر گرفته است.
در میان این مردم عامی چند نفری هم آشنا به خط و سواد شدهاند به طور قطع از کشورهایی که سابقه تمدن داشتهاند، مانند یمن و مصر فرا گرفتهاند، یعنی خط از مصر و یمن به حیره که نسبتاً دارای تمدنی بوده، منتقل و از آنجا به سایر نقاط انتقال یافته است. و پس از آنکه کوفه در زمان خلیفه دوم بعد از فتح ایران ساخته شد و به تدریج به صورت یک شهر کامل درآمد، در همین خط رایج در حیره تصرفات و اصلاحاتی به عمل آمده، خط کوفی نامیده شد. این است که مورخان و محققان گفتهاند: خط کوفی شبیهترین خطوط به خط حیری است و خط حیره به خط نبطی به آرامی و آرامی به فنیقی و فنیقی به دیموتیک(5)که خط عمومی اهالی مصر بوده است و این شباهت دلیلی روشن بر پیوستگی این خطوط بر حسب ترتیب به یکدیگر است.
خط در مدینه: آقای زنجانی در کتاب تاریخ القرآن میگوید: پیغمبر(ص) وقتی به مدینه وارد شد در آنجا یهودیای بود که به کودکان نوشتن میآموخت و در این شهر قریب بیست نفر(6)
نوشتن میدانستند و ظاهر این است که آنها خط حجازی را که از خط حیری گرفته شده بود میدانستند. » و باز میگوید: «اول کسی که نوشتن را به طریقه عمومی در مدینه نشر داد و رایج ساخت، رسول
1) . تاریخ القرآن، زنجانی، ص34.
2) . همان.
3) . شهری است در کنار فرات به مسافت سی میل در قسمت غربی بغداد.
4) . شهری بوده است در سه میلی کوفه در محل نجف کنونی.
5) . مصریها سه گونه خط داشتهاند: اول هیروگلیف مخصوص رجال مذهبی، دوم هیراتیک مخصوص ادارات و دیوانیان، سوم دیموتیک برای مردم که ساده بوده است.
6) . آقای زنجانی در تاریخ قرآن، ص33، نام آن بیست نفر را میآورد.
اکرم بعد از هجرت به این شهر بود، چنانکه در جنگ بدر فدیه هر یک از اسیران با خط و سواد را تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر مسلمان قرار داد. مسلمانها با اطاعت از فرمان دین و پیغمبرشان بدان سان در این راه کوشیدند و به سرعت پیش رفتند که در اندک مدتی نه تنها در مدینه، بلکه در سایر متصرفات اسلامی نیز خواندن و نوشتن رایج و معمول گردید و بیسوادی فقط در صحرا و بادیه باقی ماند. » و به ظن قوی خطوط متنوع و مختلف به یکدیگر نزدیک بودهاند در میان مسلمانها رواج یافته و با آنها قرآن نیز نوشته میشده است، به این جهت و به جهات بسیار دیگر که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
علل اختلاف نسخهها: نسخههای قرآن با یکدیگر اختلاف پیدا میکرد، زیرا:
اولاً، مسلمانها تازه با خط آشنا شده بودند و نوشت افزار درستی هم نداشتند، بدیهی است که نمیتوانستند کلمات را مانند نویسندگان پخته و حسابی، درست بنویسند. و قهری است که صورت کتبی کلمات با یکدیگر فرق میکرد و در برخی الفاظ منشأ اختلاف قرائت میشد.
ثانیاً، این عدم مهارت در کتابت به اضافه نبودن لوازم التحریر صحیح، باعث میشد که آنها فرقی میان مطالب اصلی و فرعی و متن و حاشیه نگذارند و به اعتماد آنکه قرآن را با غیر قرآن تمیز خواهند داد، اگر توضیحی(1)از پیغمبر خواسته یا حدیثی از او شنیده بودند، وصل به آیات مینوشتند و بعدها ممکن بود خود نویسندگان یا دیگر کسانی که آن نوشتهها را میخواندند، بعضی از آن اضافات را از قرآن پندارند، مثلاً صحابی معروف عبداللّه بن مسعود در قرآنش نوشته بود «لیس علیکم جناح ان تبتغوا فضلاً من ربکم فی مواسم الحج» و لفظ «فی مواسم الحج» را بر آیه افزوده بود و بسیاری از این قبیل، و مثل عمر که دستور رجم «الشیخ و الشیخه اذا زنیا الخ» را آیهای از قرآن پنداشته بود و اصرار داشت در استنساخ زمان ابیبکر آن را بنویسند.
ثالثاً، بدون شک اختلاف قرائت در زمان پیغمبر حتی میان صحابه بزرگ، مانند ابن مسعود و ابی بن کعب وجود داشت - هر چند در علت آن اختلاف است - و هر نسخهای به طوری که قبلاً گفتیم بر قرائتی نوشته شده بود و از این طریق هم اختلاف در بین نسخههای قرآن وجود یافت.
رابعاً، سلیقههای مخصوص باعث کم و زیاد شدن بعضی نسخههای قرآن که به وسیله شخصیتهای مهم تهیه شده بود، میگردید و این قرآنها ممکن بود برای کسانی که علت آن افزایش و کاهش را نمیدانستند، مخصوصاً اگر آنها باقی میماند برای زمانهای بعد، اشکالاتی به وجود آورد، مثل آن که ابن مسعود سوره حمد و دو سوره معوذتان را در قرآنش ننوشته بود، به خیال اینکه چون مسلمانها حمد را در نماز و معوذتان را موقع خواب علاوه بر مواقع دیگر میخوانند، همگی آنها را از بر دارند و نیازی به نوشتن ندارد، و عایشه مطالبی را که برای شخص خودش یادداشت کرده بود، در قرآنش بود. (2)
خامساً، در زبان عرب بعضی از الفاظ و جملات که قرینهای دارد حذف میشود، در قرآن در مقام ایجاز پارهای از مطالب که سیاق عبارت فهمیده میشود نیز حذف میگردد و بسیاری از ادبای عرب و
عجم از این سبک به خصوص تقلید کردهاند. (1)برخی کاتبان قرآن از شدت احتیاط آن محذوفات را در ردیف آیات مربوطه مینوشتند که معانی آنها روشنتر باشد.
سادساً، کتاب وحی تمام اوقات در حضور پیغمبر نبودند. بیماریها، مسافرتها و جنگها پیش میآمد و پس از بهبودی یا بازگشت از سفر، مقداری از آیات نازل و نوشته شده بود. برخی، سالهای بعد و یا در مدینه و مخصوصاً چند سال بعد از هجرت مسلمان میشدند، بدیهی است قرآنهای این گونه افراد، در نظم و ترتیب اختلاف فراوان پیدا میکرد و همچنین علل و موجبات بسیار دیگری برای اختلاف قرآنها بود.
با توجه به این اختلافات قطعاً پیغمبر چارهای برای از میان بردن آنها کرده است و در اواخر عمر دستور نوشتن قرآنهایی با خط بهتر و نوشت افزار کاملتر و بر یک قرائت و با نظم و ترتیب سورهها داده است، اما بر حسب عقیده شیعه که قرآن از آغاز بر قرائت واحدی نازل شده که مطلب روشن است و اختلاف قرائت به وسیله اصحاب و اجتهاد آنها به وجود آمده که پیغمبر از آن جلو گرفته است، اما به عقیده اهل سنت که اختلاف قرائتها را خود پیغمبر تصویب، بلکه تعلیم میداده است که میتوان گفت: چون همه ساله جبرئیل تمام قرآن را بر پیغمبر عرضه میکرده، در عرضه اخیر مردم را بر یک قرائت وا داشته است. به خصوص که از تحقیقات برخی دانشمندان عامه میتوان تأییدی برای عقیده شیعه یافت.
رای دکتر صبحی صالح: او میگوید: «معنی تصویب و اجازه پیغمبر قرائتهای گوناگون را این نیست که آن حضرت اذن داده است آنها را به عنوان اینکه قرآن چنان نازل شده است، ثابت نگاهدارند و نویسندگان وحی آنها را بنویسند و ضبط کنند، بلکه این اجازه نوعی تخفیف و آسانگیری برای بعضی افراد در حالات مخصوصی بوده است. زیرا شرط قرآن بودن تواتر است و آنچه به تواتر نرسیده هر چند به وسیله اخبار آحادی باشد که از طریق صحیح رسیده، باید ترک شود. »(2)
بنابراین بر فرض که در آغاز امر پیغمبر تا جایی که با بلاغت بیانی و مفاهیم و معانی حقیقی قرآن مخالف نباشد، در بعضی الفاظ به بعضی افراد اجازه قرائت به وجهی دیگر داده باشد، بعدها مسلمانها را موظف فرموده است که فقط بر قرائتی که قرآن بر آن نازل شده است بخوانند.
و نیز نظم و ترتیب سورهها به دستور خود پیغمبر داده شده، در سالهای آخر تکمیل گردیده است. دکتر صبیحی از قول مالک در این باره میگوید: «اگر در ظاهر راجع به نظم و ترتیب سورهها اختلاف است که آیا به فرمان پیغمبر انجام یافته یا به اجتهاد صحابه؟ معنیش این است که آیا پیغمبر لفظاً تصریح فرموده است که نظم سورهها باید به این صورت باشد و تخلف از آن جایز نیست، یا چون موقع نوشتن سورهها آن حضرت بر کاتبان وحی به این کیفیت فرو میخواند و القا میکرد، آنها از عمل پیغمبر چنین استنباط کردند که حتماً نظم و ترتیب سورهها باید به این گونه باشد. و به عبارت دیگر، این ترتیب به توقیف قولی پیغمبر یا به استناد فعلی آن حضرت است. »(3)
خلاصه اینکه به طور قطع و مسلّم پیغمبر اکرم قرآنها را با اختلاف فراوان نسخهها و در همان پوستها و سنگها و استخوانها و با همان خطوط نازیبا و ناخوانا و در همان قرائات گوناگون و به صورت پراکنده و نامنظم به جا نمیگذارد و هیچ عاقلی چنین عملی را با هیچ کتاب نسبتاً با ارزشی نمیکند، تا چه رسد به عقل کل و کتاب خدا که تا قیامت باید راهنمای بشر باشد. و اگر هیچ مدارک تاریخی و دلیل نقلی هم نباشد، باید به حکم عقل آن را پذیرفت.
رسول خدا(ص) در سال دهم قمری رحلت کرد و خلافت به ابابکر منتقل شد و تا سال 13ق خلیفه مسلمانان بود. پس از او عمر و پس از او عثمان خلافت را به دست گرفتند. از دوره دو خلیفه اول، خبر و گزارشی در مورد قرآن کریم نداریم. اما یک پرسش مطرح است که آیا قرآنهای منسوب به صحابه در زمان رسول خدا(ص) تدوین شده و رسول خدا(ص) بر آنها نظارت داشته است؟
در پاسخ به این پرسش پژوهشهایی انجام یافته که به نتیجه آنها اشاره میکنیم.
مشهور است که صحابه، متنهای مختلف از قرآن به صورت مکتوب داشتند. و عثمان در جریان توحید مصاحف همه را سوزاند و فقط یک مصحف را به رسمیت شناخت. اما در اینکه این مصاحف چه زمانی مکتوب شده و به وجود آمدند، اختلافی است. آقای حاج اسماعیلی معتقد است این متون پس از رحلت پدید آمده است. نظر ایشان به این شرح است. (1)
بسیار بعید به نظر میرسد که مصاحف صحابه با همه اختلافهایی که به آن نسبت داده شده است در زمان پیامبر نوشته شده باشد. زیرا اگر بپذیریم مصاحف با این ویژگیها در زمان حیات ایشان وجود داشته است و پیامبر از آنها با خبر بودهاند در برخورد آن حضرت با آنها دو حالت متصور است:
الف - تقریر آن حضرت با سکوت یا تأیید عملی و قولی؛ ب - رد و مخالفت با آنها.
در مورد تقریر آن حضرت گزارشی در دست نیست و در مورد رد و نهی ایشان نیز حدیث و روایتی نقل نگردیده است. مضافاً بر اینکه عثمان و اطرافیان او هم در هنگام توحید مصاحف برای گرفتن مصحفهای صحابه به نهی پیامبر استناد نکردهاند زیرا اگر چنین مخالفتی وجود داشت حتماً به آن استناد میجستند. به همین دلیل نمیتوان به وجود چنین مصاحفی با قرائتهای متفاوت در زمان پیامبر اطمینان داشت. حتی اگر بپذیریم برخی از اصحاب مصاحفی داشتهاند که با مصاحف متداول و معمول تفاوت داشته باید گفت این مصاحف در زمانی پس از وفات پیامبر کتابت شده نه در زمان حیات ایشان. نکته اساسی و مهم دیگر اینکه آیا واقعاً چنین مصاحفی در زمان پیامبر وجود داشته است؟ در جواب این پرسش باید گفت که حتی به نظر میرسد وجود چنین مصاحفی در زمان خلفا نیز محل تردید باشد. برای اثبات این مدعا میتوان به کتاب المصاحف سجستانی که از قدیمیترین و معتبرترین مآخذ در تاریخ مصاحف است مراجعه کرد. وی میگوید که ما گفتیم «مصحف فلانی»،
1) . برگرفته از مقاله «بررسی تعامل و تقابل»، ص 48-52.
زیرا از نظر شیوه نگارش از قبیل خط یا افزونی یا کاستی یا … با مصحفهای ما مخالف بود. (1)از این عبارت استفاده میشود که سجستانی بر آنچه مخالف مصحف معروف بوده نام «مصحف» گذارده و آن را به نام شخصی که آن قرائت یا کتابت به او منسوب بوده منتسب کرده است. جالب اینجاست که وی از بین حدود 240 موردی که ذیل «اختلاف مصاحف صحابه» ذکر کرده به جز 26 مورد که تصریحاً یا تلویحاً به مکتوب بودن آنها اشاره نموده در بقیه موارد یا تصریح نموده که فلان مورد قرائت فلان صحابی است یا به مکتوب یا مقروء بودن کلمه یا کلمات مورد نظر اشارهای نکرده است.
در اینجا به عنوان مثال به موارد زیر اشاره میکنیم:
وی در مورد مصحف حضرت علی(ع) میگوید: «مصحف علی بن ابی طالب(رض). سپس با اسناد خود از ابی عبدالرحمن سلمی چنین نقل میکند: «عن ابی عبدالرحمن عن علی أنه قرأ «ءامن الرسول بما أنزل إلیه و ءامن المؤمنون» (بقره/285) به جای «ءامن الرسول بما أنزل إلیه من ربه و المؤمنون»(2)
و نیز مواردی وجود دارد که قطعاً اختلاف در قرائت است نه اختلاف در کتابت. برای نمونه سجستانی میگوید: فی قراءة عبداللّه: … «أن تُبَدِّلُوا کَلِم اللّه» به جای «أن یبَدِّلوا کَلام اللّه». بسیار واضح است که این مورد نمیتواند در زمره موارد اختلافی مصحف ابن مسعود باشد. چون واژه «کلام» طبق نقل علمای رسم به شکل «کَلِم» نوشته میشود(3)و نیز در زمان ابن مسعود علامات ضبط معمول و متداول نبوده است که بتوان «یبدلوا» را با نقطه به «تبدلوا» تبدیل کرد. همو در سوره حاقه میگوید: فی قراءة عبداللّه «و جاء فرعون و من قبله …» (حاقه/9) که البته ظاهراً مراد اختلاف قرائت در واژه «قبله» است که «قِبَلَه» هم قرائت شده است. (4)طبیعی است که این امر نباید در کتابت ظاهر شود زیرا علائم ضبط در آن زمان موجود نبوده است. از این نمونهها میتوان نتیجه گرفت که سجستانی حتی در مورد قرائات صحابه نیز لفظ مصحف را به کار میبرده است. لذا وجود مصاحفی برای صحابه با ویژگیهایی که وی به آنها اشاره کرده است محل تأمل و تردید میباشد. البته، با فرض صحت این روایات میتوان آنها را حاکی از قرائات متفاوت صحابه دانست نه کتابت و رسمهای متفاوت. در تأیید این مطلب موارد ذیل شایان توجه است:
1 - بعید نیست که بخشی از این اختلاف قرائتها یا اختلاف کتابتها تفسیر و توضیح صحابه باشد که راوی آن را جزء آیه تصور کرده است، مانند: افزودن عبارت «الی اجل مسمی» به آیه 24 از سوره نساء: «فما استمتعتم به منهن الی اجل مسمی» و قال هذه قراءة ابی بن کعب. (5)
2 - بر اساس گزارشهای تاریخی هنگامی که عثمان دستور استنساخ مصاحف را داد به هر شهر از شهرهای مهم آن روزگار مصحفی روانه و با هر مصحفی یک قاری گسیل کرد. زرقانی در این باره میگوید: عثمان در انتخاب این فرستادگان میخواست خاطر نشان کند که علاقهمند بود با هر
مصحفی، یک قاری همراه سازد که قرائت او با قرائت اهل آن شهر غالباً هماهنگ باشد. (1)پس معلوم میشود قرائت ابو عبدالرحمن سلمی به قرائت اهل کوفه که از عبداللّه بن مسعود گرفته بودند نزدیک بوده و بیشتر با آن موافقت داشته است. لذا عثمان او را به کوفه اعزام نمود. همو از مهدوی نقل میکند: «لیقرأه کل قوم علی روایتهم». پس میتوان نتیجه گرفت که ابو عبدالرحمن سلمی قرآن را مطابق با روایت کوفیان بر آنها اقراء کرده است.
3 - از جمله مواردی که استنتاج فوق یعنی نبودن مصاحف و حتی قرائتهای متفاوت در بین صحابه را تقویت میکند، تصریح ابو عبدالرحمن سلمی به نبودن چنین اختلافی در میان صحابه است و لذا همان طور که معلوم است، وجود روایاتی دال بر این اختلافها را یا باید تفسیر صحابه دانست و یا باید آنها را طرح و رد نمود.
با این همه، در اینجا برای تکمیل بحث، آنچه را سجستانی به عنوان مصحف به برخی از صحابه نسبت داده است به صورت جدول ترسیم میکنیم اگر چه پیش از این گفتیم که این نسبت قابل خدشه است.
این جدول نشانگر پارهای اختلافات مهم در مصاحف صحابه است ولی آقای حاج اسماعیلی در این باره نظری دارد که به تفصیل آوردم. (2)
اما یک مسئله دیگر این است که آیا قرآنی توسط خلفای راشدین تدوین شده یا نه؟ برخی پژوهشگران چنین اظهارنظر کردهاند:
اصل این مطلب که قرآن به کوشش یکی از سه خلیفه و یا هر سه آنها جمعآوری شده باشد، از نظر عدهای از محققان مخدوش بلکه عاری از حقیقت است. به عنوان مثال، آیت اللّه خویی در این باره میگوید: خلاصه آنچه از اسناد پیشرو حاصل است این است که جمعآوری قرآن توسط خلفا امری موهوم و پنداری است. مخالف کتاب و سنت و اجماع و عقل. (3)
معروف است که حضرت علی(ع) به دستور پیامبر اکرم(ص) پس از رحلت آن بزرگوار به جمعآوری قرآن پرداخت. البته این غیر از آن جمعی است که به خلفا نسبت داده شده است. زیرا این جمع تفحص و شاهد گرفتن برای اثبات آیات نبوده بلکه اوراقی از قرآن در پشت بستر پیامبر بوده است که امام علی(ع) آنها را با ویژگی خاصی که دقیقاً بر ما معلوم نیست مرتب و منظم فرمودهاند. از امام صادق(ع) روایت گردیده که پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمودند: ای علی قرآن بر پشت فراش من در میان صحف و حریر و لوحهایی است پس آن را بردارید و جمع کنید و رها نکنید، همان طوری که یهود تورات را رها و ضایع کردند. پس علی(ع) روانه شد و آن را در پارچهای زرد رنگ جمع و آن را مهر کرد و گفت: لباس نمیپوشم [از خانه بیرون نمیروم] تا اینکه قرآن را جمع کنم. (1)برای این مصحف ویژگیهایی ذکر کردهاند مانند اینکه ترتیب آن بر اساس ترتیب نزول بوده و در حاشیه توضیحاتی داشته است. (2)
امام ویژگیهای این مصحف را اینگونه شمردهاند:
1- این مصحف، ترتیب سورههایش بر اساس زمان نزول از آغاز تا انجام آنها بوده است که طبعاً آیات مکّی در آن مقدّم بر آیات مدنی بوده است و همچنین آیات ناسخ، مؤخر از آیات منسوخ در آن قرار گرفته بوده است.
2- در این مصحف، رسمالخط و قرائت واحدی بوده است یعنی درست بر اساس قرائت شخص پیامبر از آیات تحریر شده بود نه قرائتهای گوناگون که بعداً بُروز و ظهور نمودند؛ زیرا تنها کسی که نزدیکترین فرد به رسول خدا بود و در تمام صحنههای مهم زندگی با آن حضرت همراه و همگام بود تنها امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است که عالمترین فرد به قرآن کریم و سنّت رسول بود.
3- در حاشیه این مصحف، شأن نزول هر آیه و یا سوره، همراه با توضیحات لازم از آن آیه به قلم علی(ع) نگارش یافته بود که به وسیله آنها رفع اجمال و احیاناً ابهام میشده است تا خواننده به درستی مقصد و مقصود آیه را دریابد. اما دستگاه خلافت وقت، چنین کار بزرگ قرآنی را از آن حضرت نپذیرفت و هرگز رسمیت پیدا نکرد. (3)
ابوبکر از زید بن ثابت خواست تا قرآن را جمعآوری کند. زید میگوید: سنگینی این کار که بر من تحمیل شده بود از تحمّل کوه گران سختتر بود، ولی به ناچار آن را پذیرفتم و قرآن را که بر صفحاتی از چوب خرما و سنگ صاف نوشته شده بود، جمعآوری کردم. (4)
زید آیهها و سورههای قرآن را جمعآوری کرد، هر سوره که کامل میشد در صندوقچه مانندی از چرم به نام «رَبْعَه» قرار میداد تا آنکه سورهها یکی پس از دیگری کامل شد، ولی هیچگونه نظم و ترتیبی میان سورهها به وجود نیاورد. (1)
این مجموعه پس از ابوبکر به عمر انتقال یافت و پس او نیز به نزد دخترش حفصه رسید تا اینکه در زمان عثمان به عنوان یکی از منابع برای مقابله با نسخههای دیگر مورد استفاده قرار گرفت. ولی با مرگ حفصه، مروان که از جانب معاویه والی مدینه بود، آن را از ورثه حفصه گرفت و نابودش کرد. (2)
یعقوبی میگوید: زید بن ثابت کار جمعآوری قرآن با کمک 25 نفر انجام داد و خود بر کار آنان نظارت میکرد و هر آنچه از نسخ جمعآوری میکردند میبایست به تأیید دو شاهد برسد (شاهد حفظی و شاهد خطی). ولی شهادت خزیمة بن ثابت انصاری درباره دو آیه سوره توبه به تنهایی پذیرفته شد، زیرا پیامبراکرم(ص) شهادت او را به جای شهادت دو نفر قرار داده بود.
علاوه بر زید بن ثابت دیگر صحابه نیز به جمع قرآن پرداختند، از جمله: عبداللّه بن مسعود، اُبّی بن کعب، مقداد بن اسود، سالم مولیٰ ابی حذیفه، معاذ بن جبل و ابو موسی اشعری.
گویند نحستین کسی که سورههای قرآن را مرتّب نمود، سالم مولیٰ ابی حذیفه بود که به پیشنهاد گروهی نام «مصحف» را بر آن نهادند به اعتبار اینکه هر سوره یا چند سوره در صحیفهای قرار گرفته بود.
علامه طباطبایی گوید: «آنچه هرگز قابل تردید نیست و نمیشود انکار کرد این است که اکثر سور قرآنی پیش از رحلت در میان مسلمانان دایر و معروف بودهاند، در دهها و صدها حدیث از طرق اهل سنّت و شیعه در وصف تبلیغ پیغمبر اکرم(ص) با یارانش پیش از رحلت و همچنین در وصف نمازهایی که خوانده و سیرتی که در تلاوت قرآن داشته نام این سورهها آمده است. و همچنین نامهایی که برای گروه گروه این سورهها در صدر اسلام دایر بوده مانند «سور طوال»، «مئین»، «مثانی» و «مفصّلات» در احادیثی که از زمان حیات پیغمبر اکرم(ص) حکایت میکند بسیار به چشم میخورد». (3)
جمع کنندگان مصحفها متعدد بودند و با یکدیگر هم رابطهای نداشتند و میزان علم و آگاهی آنها هم متفاوت بود، از این جهت از نظر ضبط کلمات، ترتیب سورهها و قرائات با همدیگر اختلاف داشتند و همین امر سبب اختلافهای اجتماعی و گروهی و فرقهای نیز شده بود و جدال و نزاعهایی را به وجود آورده بود.
وقتی حذیفة از جنگ ارمنستان برگشت؛ داستان اختلاف مصاحف و بگو مگوهای پیروان قاریان را با عثمان در میان نهاد و گفت: ای خلیفه مسلمانها، این امّت را دریاب تا گرفتار همان اختلافی یهود و نصارا شدند، نشوند. عثمان پرسید چه اختلافی؟ حذیفه گفت: در جنگ ارمنستان شرکت داشتم، در آنجا مردم شام، قرآن را به قرائت اُبّی بن کعب میخواندند که مواردی از آن را مردم عراق نشنیدهاند.
مردم عراق از قرائت ابن مسعود تبعیت میکردند که در مواردی مردم شام از آن بیاطلاع بودند، و هر گروه، گروه دیگر را تکفیر میکرد. (1)
همین امر سبب شد که عثمان درصدد یکسان کردن مصاحف برآمد. عثمان در این کار با آن دسته از اصحاب پیامبر که در مدینه بودند به مشورت پرداخت و آنان یکسان سازی مصاحف را تأیید کردند. آنگاه چهار تن از خواص خود را برای کار برگزید که عبارت بودند از: زید بن ثابت، سعید بن عاص، عبداللّه بن زبیر و عبدالرحمان بن حارث. این چهار تن، اعضای اولیه کمیته یکسان کردن مصاحف به شمار میروند که زید بر آنان ریاست داشت، سپس کسان دیگری چون اُبَّی بن کعب، مالک بن ابی عامر، کثیر بن افلح، انس بن مالک، عبداللّه بن عبّاس، مصعب بن سعد و عبداللّه بن فطیمه به آنان پیوستند. گویند: امیرالمؤمنین(ع) رأی موافق خود را با این برنامه به گونهی اصولی اظهار فرمود: ابن ابی داود از سوید بن غفله روایت کرده است که علی(ع) فرمود:
«سوگند به خدا که عثمان درباره مصاحف هیچ عملی را انجام نداد مگر با مشورت ما بود. او درباره قرائتها با ما مشورت کرد و گفت: به من گفتهاند که برخی میگویند: قرائت من بهتر از قرائت توست و این چیزی نزدیک به کفر است. به او (عثمان) گفتم: نظرت چیست؟ گفت: نظر من این است که فقط یک مصحف در اختیار مردم باشد و در این زمینه، تفرقه و اختلاف نداشته باشند. گفتم: نظر خوبی است.
اخرج ابو داوُد من طریق محمّد بن سیرین، عن کثیر بن افلح، قال: لمّا اراد عثمان ان یکتب المصاحف، جمع له اثنی عشر رجلاً من قریش و الأنصار. . . و عن سوید بن غفله، قال: قال علیّ: لا تقولوا فی عثمان الّا خیراً، فواللّه ما فعل فی المصاحف الّا علی ملإٍ مِنّا. قال ما تقولون فی هذه القراءة؟ فقد بلغنی اَنّ بعضهم یقول: اِنّ قرائتی خیرٌ من قرائَتِکَ، و هذا یکاد ان یکون کفراً. قلنا: ما تری؟ قال: اَری اَن یُجمَعَ النّاسُ علی مصحف واحد. فلا تکون فُرقة و لا اختلاف. قلنا نِعْمَ ما رأیتَ. (2)
پس از آنکه علی(ع) به خلافت رسید، مردم را بر آن داشت تا به همان مصحف عثمان ملتزم باشند و تغییری در آن ندهند، گرچه در آن غلطهای املایی وجود داشته باشد.
این دستور امیرالمؤمنین علی(ع) دستوری کاملاً بجا و منطقی و در راستای گرایش و توجّه مردم به مصحفی واحد با قرائتی واحد است و جز این راه دیگری برای حفظ قرآن از تشتّت قرائت وجود نداشت. اما اینکه برای اثبات این معنا به حدیث «اِنَّ القرآنَ لا یُهاجُ الْیوْمَ و لا یُحَوَّل» از قول آن حضرت استشهاد میکنند، صحیح نیست. زیرا اولاً در مقام استشهاد باید همه آن حدیث نقل شود نه بخشی از آن، ثانیاً لازمه تمسّک و استشهاد به آن، چیزی جز تحریف قرآن به دست نمیآید! ثالثاً این حدیث، تنها در منابع اهل سنّت نقل شده است و مرحوم مجلسی هم بدین معنا تصریح نموده است که: «روت العامة عن علی(ع)، قرأ عنده رجل: «وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ» فقال: ما شأن الطّلح، اِنّما هو و طلعٌ
کقوله: «وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ» (سوره شعراء/ 148). فقیل له أَلا نُغَیّرُهُ؟ فقال(ع): اِنّ القرآنَ لا یُغَیَّرُ الْیَومَ». (1)
اما اصل این حدیث بنا به نقل طبری در تفسیرش چنین است:
«قرأ رجل عند علی» «وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ». فقال علی: ما شأن الطلح، اِنّما هو « وَ طَلْعٍ مَنْضُودٍ». ثُمَّ قَرَأَ « وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٍ» (شعراء/ 148) فقلنا: أَوَلا نُحَوِّلُها؟ فقال: اِنَّ القرآن لا یُهاجُ الْیوْمَ وَ لا یُحَوَّلُ». (2)
پر واضح است که اگر چنین حدیثی را قبول کنیم، ناخواسته تحریف قرآن را پذیرفتهایم! زیرا طبق این حدیث، کلمه «طلح» در آیه 29 سوره واقعه تحریف شده و اصل آن «طلع» بوده است! در حالی که استشهاد به آیه 148 سوره شعرا که در آن کلمه «طلع» آمده نه «طلح» هیچ گونه دلیلی ندارد که پس در سوره واقعه هم باید «طلع» باشد نه طلح. زیرا هر یک از این دو واژه معنای خاص خود را دارند.
علاوه بر این اگر این حدیث صحیح میبود نباید امیرالمؤمنین در مقابل چنین تحریفی ساکت بماند و هیچگونه اعتراضی نکند! و از سوی دیگر آوردن کلمه «الیوم» اشعار به این نکته دارد که امروز قرآن قابل تغییر و تحّول نیست یعنی مثلاً در شرایط دیگر قابل تغییر و تحوّل است! آیا چنین چیزی آن هم از علی(ع) باور کردنی است؟! به هر حال استشهاد به چنین حدیث پر از ایرادی صحیح نیست. و از طرفی میبینیم که امیرالمؤمنین(ع) پس از رسیدن به خلافت مردم را وا داشت تا به همان مصحف عثمان ملتزم و پایبند باشند و تغییری در آن ندهند اگر چه غلطهای املایی داشته باشد. روشن است که حتی تصحیح غلطهای املایی در شرایط آن روز منجر به اختلافهای بیشتری میشده است چون زمینه فکری و فرهنگی چنین کاری اصلاً فراهم نبوده است.
ضمناً باید توجّه داشت که امامان شیعه(ع) پس از آن نیز، مصحف عثمان را تأیید فرمودهاند و هیچگونه اعتراضی به آن ننموده و بلکه مردم را به حفظ و نگهداری آن ترغیب و تشویق کردهاند. شیخ حرّ عاملی در کتاب «وسائل الشیعه»، باب ابواب القرائة روایاتی را در این باره آورده است.
از اینرو اجماع علمای شیعه بر این است که آنچه امروزه در دست است، همان قرآن کامل و جامع است. (3)
گویند تاریخ یکسان نمودن مصاحف در سال 25ق بوده است. اما ابن اثیر در تاریخش، آن را از حوادث سال سیام به حساب آورده است. (4)
در این سالها حوادث بسیار اتفاق افتاد. جمع قرآنهای دستنویس یا مصاحف و یکسان سازی آنها توسط خلیفه سوم از اهمّ حوادث این دوره است.
در روایات مربوط به جمع قرآن در زمان عثمان، به دو نوع نگارش (روش عمومی مطابق با رسمالخط آن زمان و روش خاصی که آن را صحابه بر اساس دیدگاه عثمان انجام داده باشند) اشارهای
نشده است. تنها نقلی مبنی بر نگارش کلمه «التابوت» وجود دارد که مطابق آن، زمانی که بین زید بن ثابت و سایر افرادی که در کتابت مصحف نقش داشتند. در نگارش این کلمه اختلاف به وجود آمد که، بنا به دستور عثمان، مطابق زبان قریش به صورت «التابوت» نگاشتند.
هر چند علمای قرون بعدی (و به طور عمده دانشمندان قرون سوم و چهارم هجری) وقتی به بررسی مصاحف زمان خود یا مصاحف قبل از زمان خودشان پرداختند و رسم موجود در آنها را مغایر با رسمالخط رایج زمان خود یافتند، تصور کردند در زمان عثمان هم دو روش کتابت موجود بوده است: یکی روش متداول در نگارش عربی و دیگری روش خاص قرآن کریم؛ لذا گفتهاند: چون صحابه از این روش خاص پیروی کردهاند و املای متداول عربی را در نگارش قرآن به کار نبردهاند و تبعیت از صحابه هم واجب است، پس املای متداول عربی در کتابت قرآن نباید به کار رود. (1)
ابو عمرو دانی (م 444ق) به اسناد خود از مالک (م 179ق) چنین نقل میکند:
«سئل مالک، فقیل له: ارایت من استکتب مصحفّا الیوم، اتری ان یکتب علی ما احدث الناس من الهجاء الیوم؟ فقال: لا اری ذلک، و لکن یکتب علی الکتبه الاولی. »
«از مالک سؤال شد: به نظر شما اگر امروزه کسی قرآن بنویسد، آیا میتواند بر اساس روشی بنویسد که مردم در این روزگار ایجاد کردهاند؟ مالک گفت: نه، بلکه باید به همان روش نخستین بنویسد. »
از این عبارت چنین استنباط میگردد که تا اواسط قرن دوم، دو روش کتابت وجود نداشته است که یکی مختص قرآن و دیگری برای سایر نوشتهها باشد؛ بلکه در دوران صحابه یک روش وجود داشته و آن همان است که در نگارش قرآن نیز به کار میرفته است؛ اما به مرور زمان خط تکامل پیدا کرد و قواعد جدیدی برای نگارش وضع گردید و به تدریج نگارش جدید از نگارش قدیم (که در مصاحف به کار میرفته) متمایز گردید. (2)
به هرحال تشتت نسخههای قرآن و شکایتهای رسیده، موجب شد تا خلیفه سوم در مشورت با عدهای از نخبگان به تشکیل کارگروهی به منظور یکسان سازی مصاحف بپردازد.
مصاحف امام یا عثمانی که در فاصله سال 24 تا 28 هجری به دستور عثمان به کتابت درآمد، به خط کوفی بود، بدون هیچ نقطه نشان، و بدون حرکات / اعراب، و بدون علائم وقف / سجاوندی، و به اختلاف اقوال بین 4 تا 6 نسخه همسان از آن نوشته شد که نسخهای در مکه، نسخهای در مدینه نگاه داشته شد و نسخهای به شام، نسخهای به کوفه، نسخهای به بصره، و نسخهای به بحرین فرستاده شد، و یک قرآن شناس هم همراه هر نسخه به این نواحی گسیل شد، تا به درست خوانی آن خط دشوار مدد برساند. (3)
ویژگیهای عصر عثمانی: قرآنی که در زمان عثمان نهایی و تلاش شد به عنوان قرآنی مقبول و مورد تأیید در قلمرو اسلامی در اختیار همگان قرار گیرد، دارای ویژگیهای زیر است. خلافت از این
قرآن حمایت میکرد و ترویج دیگر نسخههای قرآن را جمع آوری کرد. اکنون به توضیح این ویژگیها و نیز نقل آراء و دیدگاههای قرآن پژوهان میپردازیم.
خطّ کتابتی: خطّ قرآن و یا «رسمالمصحف» همان روش نگاشتن قرآن است که در زمان عثمان برای کتابت قرآن برگزیده شد. دانشمندان این روش را «رسمالمصحف» نامیدند و عدّهای نیز از آن به «رسم عثمان» یا «رسم عثمانی» یاد میکنند. اما بعداً همان اصل رسم عثمانی هم دستخوش تغییر و تبدیل شد و کم و زیاد گردید.
ابن خلدون در این باره گوید:
«آنها با خطوطی نا استوار از لحاظ زیبایی و اصول خط، قرآن را نوشتهاند و در نتیجه بسیاری از رسمالخطهای آنان با قواعد و اصول صنعت خط مخالف است و اهل فنّ آنها را بر خلاف قیاس تشخیص دادهاند، سپس تابعان نیز همان رسمالخط اصحاب پیامبر(ص) را از روی تیمّن و تبرّک پیروی کردهاند، همان صحابهای که پس از پیامبر بهترین افراد به شمار میرفتند و گفتارهای وحی را از کتاب خدا و کلام پیامبر فرا گرفته بودند. چنان که هم اکنون نیز برخی از کسان، خط ولی یا عالمی را از لحاظ تبرّک میپسندند و رسمالخط او خواه درست یا نادرست تقلید میکنند؛ ولی هیچ نسبتی میان اینان و آنچه صحابه نوشتهاند وجود ندارد. . . در صورتی که این شیوه درست نیست و باید دانست که خط درباره آنان از کمالات نیست. زیرا این فنّ از جمله صنایع مدنی است که برای کسب معاش به کار میرود و کمال در صنایع از امور نسبی است و کمال مطلق نمیباشد. زیرا نقصان در آن به ماهیت دین یا خصال انسان باز نمیگردد، بلکه نقصان صنعت مربوط به مسائل معاش آدمی است و بر حسب عُمران و همکاری در راه آن پیشرفت میکند». (1)
به هر صورت، نوشتن قرآن به رسمی جز رسم عثمانی تحریم نشده و چنین کاری هم به عنوان گناه و خلاف دستور شرع تلّقی نشده است، ولی عدّهای از فرط دقّت در حفظ کلام الهی و به جهت احترام به آثار یاران پیامبر(ص) و برای پرهیز از هر گونه تصرّفی، اگر چه به کوچکترین نحو و حتّی اگر چه مفید هم باشد کتابت قرآن را جز بر همان رسم و روش ناروا میپندارند!
اِعجام و نقطه گذاری: واژه «اِعجام» مصدر باب افعال است و در زبان عرب یکی از معانی باب اِفعال، سلب است. یعنی از میان بردن ریشه فعل را میرساند. چنان که «اَعْجَمْتُ الکلامَ» یعنی از آن سخن رفع گنگی و ابهام کردم. چون نقطه گذاری بر حروف و زیر و زبر گذاشتن بر آن، ابهام و گنگی سخن را از میان میبرد، از این رو آن را «اِعجام» نامیدهاند.
خطّی را که عربها از سریانی و نبطی اقتباس کردند بدون نقطه بود و خطوط سریانی تا امروز نیز بدون نقطه است. زمانی که حجّاج بن یوسف ثقفی از جانب عبدالملک مروان (75- 86) حاکم عراق بود، مردم با کاربرد نقطه آشنا شدند و حروف نقطهدار را از بینقطه مشخص ساختند. این کار به وسیله «یحیی بن یعمر» و «نصر بن عاصم»، شاگردان ابوالاسود دُئَلی متداول گردید. (2)
علّت این کار هم «موالی» بودند (یعنی مردمان غیر عرب که با عرب زبانها مرتبط بودند) که گاهی کلمات قرآن را به گونه نادرست تلفظ میکردند به گونهای که تغییری در معنا به وجود میآمد که سبب نگرانی جامعه اسلامی میشد.
حجّاج بن یوسف نگرانی خود را از این کار به نویسندگان عصر خود اظهار نمود و از آنان خواست برای رفع اشتباه در قرائت، علائم و نشانههایی وضع کنند تا خواندن آن به آسانی و بدون اشتباه ممکن شود. و این کار نخستین بار توسط دو شاگرد ابوالاسود انجام پذیرفت و میدانیم که ابوالاسود نیز تعلیم یافته امیرالمؤمنین علی(ع) بود.
ابوالاسود شنید که کسی کلمه «رسوله» در آیه «أَنَّ اللّه بَرِئٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ» را به کسرِ لام میخواند که صد درصد معنا عوض میشود او با شنیدن این اشتباه فاحش، گفت: «تصوّر نمیکردم که کار مردم به اینجا رسیده باشد». آنگاه کاتبی را طلبید و کیفیت اِعراب گذاری بیان داشت و آیات را اِعراب گذاری کرد. آن روز به جای فتحه و ضمه و کسره فقط نقطه را بالا و پایین کلمه قرار میدادند که بعداً شکل کار تغییر پیدا کرد و به شکل کنونی آن درآمد.
گویند علایمی که اکنون برای بیان حرکات حروف به کار میبرند از ابتکارات خلیل بن احمد فراهیدی است. و نیز گفتهاند که تقسیم قرآن به قسمتهای «ده گانه (خُمس)» و «پنج گانه (عُشر)» و «حزب» و «جزء» و تعیین علامت و نشانه برای آنها، به موجب امر مأمون عبّاسی انجام گرفته است. برخی گفتهاند: حجّاج بن یوسف این کار را کرد و در زمان او کسانی مأمور تعیین کلمات و حروف آیات شدند و نشان دادند که قرآن دارای 77439 کلمه و 323015 حرف (و به قولی 340740) و 6236 آیه است. معروف است که تقسیم قرآن به 120 حزب و 30 جزء برای تسهیل قرائت آن در مکتبخانهها بوده است. (1)
دیدگاه کاشفی سبزواری درباره رسمالخط مصحف عثمان: کاشفی سبزواری در مقدّمه جواهر التفسیر درباره رسمالخط مصحف عثمان که معروف به «مصحف امام» شد، مینویسد:
«از علوم متعلّقه به قرآن که علم تفسیر را بدان احتیاج است، اوّل علم رسمالخطّ است. و مراد از این خطّ «متَّبَع» میتواند بود، چه خطّ به تقسیم اوّلی «مُختَرع» است یا «متَّبَع». مُخْتَرع آنکه کتاب بر آن اصطلاح نموده باشد، و هر که خواهد در آن تصرّف تواند کرد. و متّبع آنکه در آن متابع دیگری میباید نمود و در او به هیچ نوع تصرّف نمیتوان نمود، و قیاس آن بر اقیسه نحویّه و غیر آن نشاید کرد؛ چون: خطّ عروض. و از جمله خطوط مُتَّبَعَه خطّی است که مصحف امام بدان مکتوب بوده، و آن را «رسم» گویند، و قواعد متفق علیها که در رسم امام است به اجماع صحابه نوشته شده است. و گفتهاند: رسم این خطّ نیز مُنْزَل است و به تعلیم جبرئیل بود. و امام مالک بر وجوب رعایت آن تنصیص فرموده و گفته است: «القرآن یکتب بالکتابة الأُولیٰ»، و امام ابوعمرو دانی- رحمه اللّه- که صاحب تیسیر است و در علم قرائت و غیر آن مصنّفات دارد، تقویت این سخن نیز میکند و میگوید: «هذا قول مالک لا مخالف له فی ذلک». و صاحب کشّاف آورده که متابعت خطّ مصحف سنّتی است که خلافِ آن نشاید کرد. و ائمّه سلف(ره) منع کردندی از نقطه و اعراب. و اگر جهت سهولت تعلّم رخصت دادندی، رقم آن
1) . علوم قرآنی، ص175 به نقل از البرهان، ج1، ص 249- 252.
به قلمی و مدادی دیگر که قرآن بدان نوشتندی تجویز میفرمودندی. و اکثر متأخّران نظر بر آسانی در این باب مضایقه و مبالغه ندارند و شرف اوّلیه برطرف نهاده و از خطوط متّبعه به خطوط مخترعه میل فرمودهاند». (1)
بررسی این دیدگاه: مراد از رسم مصحف، نحوه کتابت کلمات قرآن است در مصحف عثمانی بر هیئت مخصوصی که با قواعد معمول کتابت موافقت ندارد و با قواعد املائی سازگار نیست و این شش نوع است که عبارتند از:
حذف، زیاده، همز، بدل، وصل و فصل.
مثال حذف: هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَیٰ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا (کهف/ 66)
فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ (فجر/ 15)
أَنَا أُنَبِّئُکُم بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ (یوسف/ 45)
و حذف واو داوُد و یک نون ننجی در سوره انبیاء وَکَذَٰلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِین (انبیاء/ 88)
و حذف یکی از دو لام اَلَّیل ← اللیل
و حذف الف در بسم اللّه
و حذف واو در یمح اللّه الباطل و یدع الانسان
مثال زیاده: سَأُوْریکُم آیاتی
و لا تَقُولُنَّ لِشَایءٍ
مثال همز: همزه یا وصل است یا قطع. همزه وصل به صورت الف ترسیم میشود و بر حسب نظر اهل رسم در پنج مورد حذف میگردد. همزه قطع هم بر دو قسم است: یکی ساکن و دیگر متحرک و شرح آن را باید در کتب قرائت خواند.
مثال بدل: یتَوَفَّیکُمْ - الاقصا- الصّلوة- الرِّبٰوا- الزکوة- وَ لیکونا من الصّاغرین اِنّ رَحْمَتَ اللّه
مثال وصل: الّن نجعل لکم- و الّن نجمع عظامه وَیکأَنَّ . . .
مثال فصل: مال هذا الکتاب
و مثال کلماتی که دو قرائت دارند و به یکی از آن دو قرائت میشود مثل صراط که به صاد نوشته میشود ولی به روایت یکسان به سین؛ و بصّطه و بِمُصَیطِر!
نکته: کسانی مثل کاشفی سبزواری در واقع میخواهند غلطهای رسمالخط مصحف امام که در زمان عثمان نگارش یافته است به نوعی رسمیت بخشند و توجیه ساختاری کنند و آن را قانونمند گردانند! گویی که این غلطها نیز وحی مُنزَل است! در حالی که حتی رسمالخط مصاحف چندگانهای که به دستور عثمان به اطراف و اکناف فرستادند با هم متفاوت و متهافت بوده است! مثلاً کلمه «لدا» در سوره غافر در آیه «لدی الحناجر» با یاء مکتوب است ولی در مصاحف دیگر در سوره یوسف همین کلمه در آیه «لدا الباب» با الف نوشته شده است.
و نیز در سوره روم «ربوا» با واو و در مصحف دیگر همین کلمه «ربا» با الف نوشته شده است.
1) . مقدمه جواهر التفسیر؛ تاریخ جمع قرآن، جلالی نائینی، ص382.
امروز هیچ یک از مصحفهای خطی عصر عثمانی در دست نیست، و آنچه درباره اختلاف رسم و کتابت مصاحف عثمانی گفته شده و در کتب قرائت و مصاحف ثبت شده مواردی است که پیشوایان متقدم علم قرائت به سند متّصل از کسانی که مصاحف عثمانی را دیده و تتبّع و پیجویی کردهاند، نقل شده است. و به طور مسجّل روشن نیست که اختلاف رسوم مصاحف مذکور به امر عثمان صورت گرفته یا اینکه این اختلاف در نحوه قرائت واحد است. چون بعضی از خلافهای منقول ناشی از رسمالخط است، و بعضی دیگر مربوط به نحوه قرائت است و ظاهراً نویسندگان مصحفهای عثمانی در نحوه نگارش سلیقه خود را به کار بردهاند. برخی برآنند که مصاحف عثمانی چون به حرف واحد و لغت (قرائت) قریش نوشته شد، قرائت قریش به صور و رسوم مختلف اثبات و حذف و ابدال جلوهگر بوده است؛ از اینرو در بعضی مصاحف به روایتی و در بعضی دیگر به روایتی دیگر که اختلاف را کم کند و قابل قبول بُوَد ترسیم و تصویر شده است. (1)
تطابق رسم و قرائت در این دوره: سالهای 25 تا 30ق به دوره توحید مصاحف مشهور است؛ در فارسی آن را یکسان سازی مینامیم. این رخداد تاریخی از یک طرف مربوط به کتابت و رسم است و از دیگر سو مربوط به قرائت است.
جمع یا توحید مصاحف آیا در اختلاف قرائت مؤثر بوده یا نه؟ در پاسخ این پرسش آراء متفاوت است. عدهای از علمای قرون بعدی که مطابقت قرائت با رسم را شرط صحت قرائت دانسته و از طرفی در بین قرائات سبع مواردی دیدهاند که از نظر رسم با یکدیگر مخالفت دارند - مانند زیاده یا نقصان کلمه - در توجیه این دو امر متناقض گفتهاند که این قرائات با مصاحف عثمانی مخالفت نداشته زیرا این اختلافات به دستور عثمان در مصاحف گنجانده و کتابت شدهاند و سپس به شهرها ارسال گردیده تا قرائات صحیح باقی بماند.
نظریه عبدالهادی فضلی: دکتر فضلی در این باره میگوید: عثمان دستور داد مصحفهای امام - طبق قرائتهای مختلف و معتبر - با رسم الخطهای متفاوت نگارش شود. البته این قرائتهای مختلف و معتبر به پارهای از حروف قرآن کریم محدود بود. چنانکه در مورد «قال موسی» در سوره قصص در مصحف مکه بدون واو و در سایر مصاحف با واو «و قال موسی» نگارش شده بود. همچنین عثمان دستور داد که پارهای از کلمات قرآن به صورتی نگارش یابد که آن کلمه بتواند پذیرای وجوه مختلف قرائت باشد، مانند: «یخدعون» که در سوره بقره بدون الف نگاشته شد تا بتوان آن را «یخادعون» و با الف قرائت کرد و همچنین در یاءات زائد. (2)
سخنی که در ادامه از مهدوی یاد میشود به همین نکته اشاره دارد آنجا که میگوید: عثمان و کسانی که با رأی و نظریه او توافق کردهاند چنین اختلافی را در مورد نسخههایی که دستور نوشتن آنها را داده و به شهرهای مختلف فرستاده بود از آن جهت تصویب کردند چون میدانستند که این اختلاف نیز از جمله چیزهایی به شمار میرفت که قرآن کریم بر اساس آن نازل گردید. لذا این اختلاف را تصویب و اجراء کرد تا هر گروهی
بتواند بر حسب روایت خود قرآن را روایت کند و به همین جهت قرائت مردم هر شهری تابع رسم الخط مصحف آنان بوده است. (1)
نقد حاج اسماعیلی:اگر این دیدگاه را باور داشته باشیم باید بپذیریم که اختلاف قرائات برای اولین بار بین سالهای 25 تا 30 ق. در مصاحف داخل شده و قرائت بر کتابت تأثیر گذاشته ولی این نظر از چند جهت قابل خدشه است، زیرا:
اولاً درباره کتابت بعضی از کلمات به گونهای که تحمل قرائات مختلف را داشته باشد مانند: «یخدعون» باید گفت: حذف الف یکی از خصائص و ویژگیهای خط عربی در آن برهه بوده است و این ویژگی در کلمات بسیاری که هیچ گونه اختلاف قرائتی در آنها نیست نیز دیده میشود، مانند: «سموت» و «سبحن» و … و درباره حذف و اثبات بعضی از حروف مانند: حذف و اثبات «واو» در «و سارعوا الی مغفرة» (آل عمران/133) و یا حذف و اثبات «الف» در «و وصی بها ابراهیم» (بقره/133) و حذف و اثبات «هو» در «فان اللّه هو الغنی الحمید» (حدید/24). در اینجا این پرسشها مطرح میشود که ابوبکر که خود جامع اولین مصحف بوده اختلافاتی از این دست را چگونه در مصحف خود حفظ کرده و نشان داده است؟ و به راستی چرا هیچ اثری از این گونه اختلافات در جمع اول گزارش نشده است؟ باز تأکید میکنیم که این اختلاف در قرائات - که بعدها به شکل اختلاف در رسم مطرح شده - در روایات مربوط به جمع عثمان هم دیده نمیشود بلکه علمای قرون بعدی بوده که مدعی چنین اختلافاتی در رسم مصحف عثمانی شدهاند.
ثانیاً، در بین قرائات به مواردی بر میخوریم که به هیچ وجه با رسم الخط قابل تطبیق نیستند مانند: «لأهب لک غلاما زکیا» (مریم/19). با اینکه دانی در کتاب المقنع تصریح کرده که شیوه نگارش «لأهَبَ» در همه مصاحف با «الف» است ولی با این حال میبینیم ورش و قالون، در یکی از طرقش و نیز ابوعمر و بصری و یعقوب این کلمه را با «یاء» به صورت «لِیَهَبَ» خواندهاند. همچنین در «قال أو لو جئتکم» (زخرف/24) دانی از وجود حرف «الف» قبل از «واو» در مصاحف اظهار بیاطلاعی کرده و گفته است: «هیچ خبری نزد ما از اینکه ثابت کند آن در مصحفهای شام چنین بوده و همچنین در سایر مصحفها وجود ندارد». اما قرائت ابن عامر و حفص از عاصم با «الف استفهام» است و به همین گونه است در «و کذلک نُنْجی المؤمنین» (انبیاء/88). دکتر محیسن در این باره میگوید: «ابن عامر و شعبه [راوی عاصم] این کلمه را «نُجّی» با حذف یکی از دو نون و تشدید جیم قرائت میکنند و این موافق با رسم الخط مصحف است»(2)و این بدان معناست که قرائت «ننجی» مخالف رسم الخط است.
مواردی که بدان اشاره شد اگر چه به عنوان قرائات معتبر شناخته شده ولی همگی مخالف رسم است. لذا اگر بپذیریم عثمان رسم مصاحف را مطابق قرائات معتبر قرار داده باید بپذیریم که این موارد و نظائر آنها در آن روزگار در خط مصحف داخل نگردیده و این قرائات همگی مخالف رسم الخط بودهاند. به اعتقاد ما استناد به این نکته که داخل شدن قرائات در رسم الخط مصحف توسط
عثمان انجام پذیرفته ادعایی بیش نیست. مضافاً بر اینکه در بین گزارشهای موجود درباره رسم المصحف هیچ گزارش قابل اطمینانی وجود ندارد که در آن ادعا شده باشد کسی یا کسانی مصحف عثمانی را دیده و گزارش کرده باشند. تنها چیزی که در این باره گفته شده ادعای برخی افراد در این مورد است بلکه عمده سخنانی که درباره مصاحف عثمانی در کتب رسم ذکر شده است از منابعی غیر از مصاحف عثمانی میباشد. مارغنی در این باره میگوید: بدان که پیشوایان علم رسم هر چه را گفتهاند از مصاحف عثمانی به طور مستقیم نقل نکردهاند و چه بسا بازگویی ایشان از یکی از این مصاحف بوده است و بسا که بر اساس حکایتهایی که از آن مصاحف شده سخنی را بازگو کردهاند و چه بسا به هر یک از مصحفهای مدینه و مکه و شام و عراق اعتماد نموده و به گمان اینکه این مصحفها از روی همان مصاحفی که عثمان به این شهرها فرستاده نگاشته شده مطالبی را نقل کردهاند. (1)همانگونه که ملاحظه میشود مأخذ رسم المصحف بر اساس گفته مارغنی عبارت است از: 1- مصحفی از مصاحف عثمانی؛ 2 - همه مصاحف (اعم از مکی، مدنی، کوفی، بصری، شامی)؛ 3 - مصاحف شهری خاص مانند مصحف مدنی، مکی، کوفی، بصری، شامی.
در موارد 2 و 3 گمان علمای رسم بر این است که مصحف هر شهری تابع و همانند مصحف عثمانی بوده که به آن شهر فرستاده شده در حالی که در همه این موارد ملاک سخن مبتنی بر ظن و گمان است و علمایی چون دانی و دیگران که از پیشوایان علم رسم محسوب میگردند بدون توجه به این که ظن و گمان بر چه اساس و معیاری استوار است سخن گفتهاند. در مورد 1 نیز کسانی چون مارغنی بر این باورند که بخشی از علم رسم از خود مصاحف عثمانی یا یکی از آنها برگرفته شده که این نیز صرفاً ادعایی بدون دلیل است. برای نمونه، دانی در مواردی از قول ابوعبید نقل کرده که وی یکی از مصاحف عثمانی را دیده است و به همین دلیل سخن ابوعبید را ملاک کار خود قرار داده در حالی که امام مالک (درگذشت 179 ق. ) معتقد است مصاحف عثمانی از بین رفته و خبری از آن در دست نیست. سجستانی در این باره میگوید: عبداللّه برای ما حدیث کرد از ابوطاهر از ابن وهب که گفت: «از مالک درباره مصحف عثمان سؤال کردم. وی در پاسخ به من گفت: [از بین] رفت»(2)شایان توجه است که امام مالک از نظر زمانی بر ابوعبید مقدم بوده و پیش از وی وفات کرده است. از طرف دیگر ابوعبید مدعی گردیده «ولات حین مناص» (سوره، ص 3) در مصحف امام به شکل متصل «و لا تحین مناص» نگاشته شده است. وی مدعی است که خود این مطلب را دیده است. ولی دانی - که در موارد دیگر سخن ابوعبید را ملاک کار خود قرار داده - در این مورد سخن او را مردود دانسته است. (3)پس چنانچه سخن ابوعبید و ادعای او مبنی بر رؤیت مصحف امام صحت داشته چرا دانی در اینجا این سخن را از او نپذیرفته است؟ و حال آنکه در مواردی دیگر با استناد و اعتماد به سخنان ابوعبید مدعی شده که در مصحف امام فلان کلمه به گونه خاصی نگاشته شده است.
نکته دیگر اینکه بر فرض بپذیریم همه نقلهایی که از مصحف امام گزارش گردیده با کمال امانت و صحت به ما رسیده باشد. باز این نقلها مربوط به یکی از مصاحف عثمانی است نه همه آنها. زیرا کسی ادعا نکرده که مستقیماً همه آن مصاحف را دیده است. بنابراین توزیع قرائت در سایر مصاحف چگونه قابل اثبات است؟ آیا این همه اعتماد، ظن و گمانی نیست که دانی و امثال او به مصاحف موجود در زمان خویش داشته و آنها را مطابق مصاحف عثمانی قلمداد کردهاند همان گونه که مارغنی اشاره کرده: «نسبت به مصاحف شهرها گمان برده میشود که هر یک از آنها مطابق مصحف عثمانی [که به آن شهر فرستاده شده] نگاشته شده باشد». بنابراین باید گفت که مسئلة توزیع و ادخال قرائات در مصاحف به فرمان عثمان ادعایی بیش نیست. از این رو، ما نمیپذیریم که قرائات گوناگون در زمان عثمان یعنی در حدود سالهای 25 تا 30 و به فرمان او در رسم مصاحف ارسالی به بلاد اسلامی داخل شده و قرائت بر رسم تأثیر گذارده باشد. (1)
مراحل یکسان سازی: قرآن پژوه معاصر آقای محمدعلی کوشا در این باره اظهارنظرهای سودمندی دارد و مراحل یکسان سازی را مفصلاً توضیح داده است. دیدگاه او را عیناً میآورم.
کاری که گروه یکسان سازی انجام دادند عبارت بوده است از:
الف- جمعآوری همه منابع و مآخذ صحیح برای تهیه مصحف واحد.
ب- مقابله دقیق مصاحف برای دستیابی به مصحفی واحد.
ج- انتخاب مصحفی واحد در میان همه مصاحف مختلف.
د- کتابت مصحفی واحد با قرائتی واحد و انتشار و استنساخ آن و منع مردم از قرائتها و تلاوتهای مصاحف دیگر. گویند پس از انجام کار، عثمان دستور داد دیگر مصاحف را بسوزانند. (2)
یعقوبی در تاریخش مینویسد: «عثمان قرآن را جمعآوری کرد و مرتّب نمود، و سورههای بلند را با سورههای بلند و سورههای کوتاه را با سورههای کوتاه پهلوی هم آورد و به اطراف و اکناف نوشت که قرآنها را جمعآوری کنند تا همه جمعآوری شد. سپس آنها را با آب گرم و سرکه جوشانید و به قولی آنها را سوزانید و جز مصحف عبداللّه بن مسعود با همه مصحفها چنین کرد. ابن مسعود در کوفه بود و زیر بار نرفت که قرآن خود را به عبداللّه بن عامر بدهد و عثمان بدو نوشت که عبداللّه را نزد من فرست چه اینکه تباهی به این دین و فساد به این امّت، راه ندارد. پس در حالی که عثمان خطبه میخواند عبداللّه به مسجد درآمد و عثمان گفت: اکنون جانوری سیاه بر شما در آمد! پس ابن مسعود سخنی درشت گفت و عثمان دستور داد تا او را با پایش کشیدند و دو دنده او شکسته شد. پس عایشه به حرف آمد و بسیار سخن گفت.
1) . «بررسی تعامل و تقابل»، جاح اسماعیلی، ص 53-56.
2) . فَنَسَخُوهَا فِی الْمَصَاحِفِ، وَقَالَ عُثْمَانُ لِلرَّهْطِ الْقُرَشِیِّینَ الثَّلاَثَةِ: إِذَا اخْتَلَفْتُمْ أَنْتُمْ وَزَیْدُ بْنُ ثَابِتٍ فِی شَیْءٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَاکْتُبُوهُ بِلِسَانِ قُرَیْشٍ فَإِنَّمَا نَزَلَ بِلِسَانِهِمْ، فَفَعَلُوا حَتَّی إِذَا نَسَخُوا الصُّحُفَ فِی الْمَصَاحِفِ رَدَّ عُثْمَانُ الصُّحُفَ إِلَی حَفْصَةَ فَأَرْسَلَ إِلَی کُلِّ أُفُقٍ بِمُصْحَفٍ مِمَّا نَسَخُوا، وَأَمَرَ بِمَا سِوَاهُ فی الْقُرْآنِ فِی کُلِّ صَحِیفَةٍ أَوْ مُصْحَفٍ أَنْ یُحْرَقَ» (صحیح البخاری، کتاب فضائل القرآن، باب جمله القرآن، حدیث 4987؛ الاتقان، ص157.
عثمان نسخههای قرآن را به شهرها فرستاد: نسخهای به کوفه و نسخهای به بصره و مصحفی به مدینه و مصحفی به مکه و مصحفی به مصر و مصحفی به شام و مصحفی به بحرین و مصحفی یمن و مصحفی به جزیره.
و دستور داد که مردم از یک نسخه قرائت کنند و سبب آن بود که خبر یافت کسانی میگویند: قرآن آل فلان. پس خواست که یک نسخه باشد و به قولی ابن مسعود این پیشنهاد را به او نوشت، ولی چون خبر یافت که عثمان قرآنها را میسوزاند، گفت: این را نخواستم. و به قولی حذیفة بن یمان این پیشنهاد را به عثمان نوشت. و ابن مسعود رنجور شد. پس عثمان به عیادت وی آمد و به او گفت: چه سخنی است که از تو به گوشم رسیده است؟ گفت: همان چه را با من کردی گفتهام، تو فرمان دادی که شکم مرا لگدکوب کردند و نماز ظهر و عصر را بیهوش بودم و مقررّی مرا گرفتی. گفت: اکنون برای قصاص آمدهام، پس همان کاری که با تو انجام شده است با من انجام ده. گفت: من آن کس نیستم که درِ قصاص را بر خلفا بگشایم. گفت: این مقررّی توست. آن را بگیر. گفت: آنگاه که بدان نیازمند بودم آن را از من دریغ داشتی و اکنون که از آن بی نیازم آن را به من میبخشی؟ نیازی بدان ندارم. پس عثمان بازگشت و ابن مسعود بر عثمان خشمناک بود تا وفات کرد و عمّار بن یاسر بر او نماز خواند و عثمان در مدینه نبود. پس مرگ او را پوشیده داشتند و چون عثمان باز آمد قبر را دید و گفت: این قبر از کیست؟ گفته شد: قبر عبداللّه بن مسعود. گفت: چگونه پیش از اطلاع من دفن شده است؟ گفتند: عمّار یاسر به کار او رسید و گفت که خود وصیت کرده است که به عثمان اطلاع داده نشود. چیزی نگذشت که مقداد هم وفات کرد و عمار بر او نماز خواند، چه خود به عمار وصیت کرده بود و عثمان را اطلاع ندادند. پس خشم عثمان بر عمار بالا گرفت و گفت: وای من بر پسر زن سیاه، راستی که او را نیک میشناختم!». (1)
عبداللّه بن هانی بربری (غلام عثمان) نقل میکند: «من نزد عثمان بودم و میدیدم که نسخههای مختلف مصحفها را با یکدیگر مقابله میکردند. عثمان استخوانِ کتف گوسفندی را به من داد که در آن این کلمات نوشته شده بود:
«لَمْ یَتَسَنَّ» و «لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه» و «فَأَمْهِلِ الْکَافِرِینَ».
من آن را نزد اُبَّی بن کعب بردم و او آنها را به اینگونه تصریح کرد:
«لَمْ یَتَسَنَّهْ»، «لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه» و «مَهِّلِ الْکَافِرِینَ». (2)
دیدگاه مرحوم آیت اللّه معرفت: در مرحله مقابله مصحفها با یکدیگر سهل انگاریهای آشکاری رخ داد به گونهای که در مصحفهای عثمانی، اشتباهات و تناقصهای املایی فاحشی وجود داشت. تا آنجا که مصحفهای فرستاده شده به اطراف با یکدیگر کاملاً تطبیق نمیکرد. مسئولیت این امر بر اعضای کمیته به خصوص عثمان است که بر این اشتباهات واقف شد، ولی چارهای نیندیشید و مسامحه کرد. (3)
مصحفهای عثمانی از نظر ترتیب سورهها نزدیک به مصحفهایی است که صحابه نوشته بودند و بر همان شیوه، سورههای بزرگ مقدّم بر سورههای کوچک ترتیب یافت. حروف مصحفهای عثمانی خالی از نقطه و علائمی بوده است که اِعراب کلمات را نشان میدهد. این مصحفها به احزاب و اعشار و اخماس، تقسیم بندی نشده بود و مملوّ از غلطهای املایی و تناقضهایی در رسمالخط بوده است که علّت آن، ابتدایی بودن خطی است که صحابه در آن زمان میشناختهاند. (1)
آنگاه مرحوم معرفت چنین نتیجهگیری میکند: «اشتباهات املایی که در مصحف همچنان باقی بوده و تغییر داده نشده، خود حجّتی است بر سلامتِ قرآن از هر گونه دستبرد و تحریف؛ زیرا تصحیح اشتباهات املایی که سزاوار بود انجام شود ولی برای حفظ کرامت، سلف درباره آن اقدامی نکرده، دلیل روشنی است که در سرتاسر قرآن هیچگونه تغییری صورت نگرفته است و موجب شده کسی جرأت نکند به آن دستبردی بزند». (2)
و عجیب اینکه برخی تصوّر کردهاند که رسمالخط مصحف به دستور خاص پیامبر(ص) به همین گونه و شکل فعلی تدوین شده است و نویسندگان اولیه دخالتی در نحوه نوشتن کلمات نداشتهاند! ابن المبارک از شیخ و استادِ خود، عبدالعزیز الدباغ نقل میکند که او گفته است: «رسمالخط قرآن سرّی از اَسرار خداوند است و تعیین آن از پیامبر است!
و عجیبتر اینکه بعضی در توجیه غلطهای رسمالخط آن برآمدهاند مثلاً گفتها ند: زیادت «یاء» در «وَالسَّمَاءِ بَنَیْنَاهَا بِأَیْید» (ذاریات/ 47) برای اشاره به تعظیم قدرت الهی است که به وسیله آن، آسمان را بنا نهاده است که با هیچ قدرت و نیروی دیگر شباهت ندارد و این به مقتضای قاعده «زیادة المبانی تدلّ علی زیادة المعانی»(3)
ابوالعباس مراکشی معروف به ابن البناء (متوفای 721) در کتاب خود با نام «الدلیل فی مرسوم التنزیل»، اَسراری را برای غلطهای رسمالخطی مصحف شریف تراشیده که به قول خودش از اسرار و حکمتهای نهانی عوالم غیب و شهود و مراتب وجود و مقامات است!
مثلاً گوید: اضافه کردن الف در آیه «. . . لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ» (نمل/ 21) برای توجّه دادن به این معناست که ذبح از عذابی که در صدر آیه ذکر شده شدیدتر است!
یا: در آیه «کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِء ا الْمَکْنُونِ» (واقعه/ 23) الف بعد از همزه اضافه شده است تا بر سفیدی و جلای آن نسبت به مروارید غیر مکنون و غیر پوشیده دلالت داشته باشد، لذا در آیه «کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ» (طور/ 24) اضافه نشده است!
یا: در «سَأُورِیکُمْ آیَاتِی» (انبیاء/ 37) و او اضافه شده است تا بر آن دلالت کند که عالم وجود در بالاترین مرتبه وضوح است!
یا: در «وَیَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ» (اِسراء/ 11) واو حذف شده (یدْعَو) تا بر آن دلالت کند که انجام کار بد و شرّ برای انسان آسان است و آدمی در انجامش سرعت به کار میبرد!
یا: در «وَزَادَهُ بَسْطَةً . . . » (بقره/ 247) و «وَزَادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً» (اعراف/ 69) در یکی با سین و در دیگری با صاد نوشته شده است؛ زیرا با سین سعه جزئی و با صاد معنای سعه کلّی است!
یا: در «سَنَدْعُ الزَّبَانِیَةَ» (علق/ 18) واو در آغاز آن حذف شده برای اینکه در آن سرعت فعل و اجابت شعله جهنّم و شدّتِ عمل، مقصود است!
یا: در «وَجِاْیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» (فجر/ 23) رسمالخطِّ «جِاْیءَ» به جای « جِی͠ءَ» برای آن است تا دلیل بر آن باشد که این مجیء و آمدن، آشکار است. (1)
روشن است که این گونه توجیهاتِ بی پایهی مضحک، مصداق دفاع جاهلانه و یا متعصبانه از کاتبان کم سواد و نا آشنای به فنون خط در آن زمان است بعید نیست که ریشه چنین دفاعیات و توجیهات، به رخ کشیدن حدیث «اَصْحابِی کَالنُّجومِ بِأَیِهِّمُ اقَتَدَیْتُمْ اهْتَدَیْتُمْ» باشد که به آسانی با چنین حدیثی میتوان هر گونه نادرستی و خطای آنان را درست و صواب دانست!
در جواب این گونه توجیه گران، ابن خلدون است که گفته است: «برخی از افراد ناآگاه گمان کردهاند که صحابه صنعت خط را به خوبی و به طور کامل میدانستهاند، و برخی از نوشتههای آنان که مخالف قواعد است، از روی حکمت و علّتی بوده است . . . ولی این قبیل مطالب هیچ اصلی ندارد و جز گفتاری بدون دلیل نیست». (2)
دیدگاه دکتر صبحی صالح: «تردیدی نیست که این مطالب، غلوّ و مبالغهای است درباره تقدیس رسمالخط مصحف عثمانی، و تکلّفی است که ما فوق آن تصوّر نمیشود؛ زیرا از منطق دور است که رسمالخط را امری توقیفی و با دستور پیامبر(ص) بدانیم و یا تصوّر کنیم که مشتمل بر اَسراری است».
به همین جهت است که ابن خطیب(3)معتقد است که باید رسمالخط مصحف تصحیح شود و با خطّی که همه مردم به خواندن آن قادر باشند، نوشته شود.
زیرا رسمالخط پیشین با دستور پیامبر(ص) نبوده، بلکه روش نویسندگان آن روز بوده، یا کتابت در مراحل بدوی بوده و از دقت لازم برخوردار نبوده است. اما امروزه با پیشرفت روشهای کتابت و تکمیل آن که خواندن را برای همگان آسان کرده است، چارهای جز تغییر رسمالخط گذشته به رسمالخط کنونی که همه بدان آشنا هستند، نیست. این امر موجب تحقّق بخشیدن به منظور و هدفی است که قرآن کریم برای آن نازل شده و آن هدایت و راهنمایی همگان برای همیشه است.
قاضی محمّد بن الطیب ابوبکر باقلانی (متوفای 403) در کتاب الانتصار نظری قابل توجه دارد و نوشته است: خداوند شکل و نحوه خاصی از کتابت و نوشتن را بر مردم واجب نکرده است. برای نوشتن قرآن و نویسندگان مصاحف، رسمالخط خاصی معین نشده که موظّف باشند بر طبق آن قرآن را ثبت کنند و از غیر آن بپرهیزند؛ زیرا وجوب این موضع منوط به وجود مدرک شرعی است و در نصوص کتاب به این موضوع اشارهای نشده است که مثلاً کتابت، ثبت و ضبط قرآن به طریقهای خاص و با خطی معین انجام گیرد و از آن تجاوز نشود. همچنین در سنّت چنین مطلبی وجود ندارد و
اجماع امّت نیز این امر را واجب نشمرده است. بلکه سنّت دالّ بر آن است که قرآن را میتوان به هر شکلی که آسانتر باشد، نوشت. زیرا پیامبر(ص) فقط به «کتابت قرآن» امر کرد و هیچ طریقه خاصّ و رسمالخط معینی را برای نوشتن آن معین نکرد و هیچ کس را از کتابت آن نهی نفرمود. از همین رو خطوط مصحفها مختلف است و هر گروهی با روشی که بین خود آنان مصطلح و متداول بوده است، قرآن را نوشتهاند. این مطالب، خلاصهای از گفتار قاضی باقلانی که عبدالعظیم زرقانی آن را در «مناهل العرفان» آورده است. زرقانی پس از نقل سخن باقلانی، درصدد جواب دادن به او برآمده است، اما سستی جوابهای او در مقابل تحقیق محکم و استوار باقلانی به خوبی آشکار است. (1)
اما دکتر صبحی صالح درباره سخن باقلانی چنین گفته است: «عقیده قاضی ابوبکر در این باره قابل قبول است. او دلائلی محکم و نظری دوراندیش دارد. عواطف و احساسات خود را درباره بزرگداشت پیشینیان بر دلیل و برهان، مقدّم نشمرده و میان آن خلط نکرده است. آنان که رسمالخط قرآن را توقیفی و همیشگی میدانند، گرفتار احساسات خود هستند و عواطف و مذاق شخصی خود را در این امر دخالت دادهاند. در حالی که عواطف و ذوقهای شخصی نسبی است و نباید آنها را در امور دینی دخالت داد، زیرا حقایق شرعی از ذوق و عاطفه استنباط نمیشود». (2)
دیدگاه محمدعلی کوشا در توقیفی یا اجتهادی بودن رسمالخط: از قدیم بخشی مطرح شد که آیا هر کارشناس و متخصصی میتواند در مورد رسمالخط اظهارنظر کند و ابداعی داشته باشد؟ یا قواعد کتابت منحصر به موارد مذکور در اسناد مأثور است؟ به هر حال دو دیدگاه در این باره هست. مطلبی در توضیح این مبحث از محمدعلی کوشا نقل میکنیم.
بعضی بر توقیفی بودن رسمالخط قرآن چنین استدلال کردهاند: پیامبر(ص) قرآن را به تلقین جبرئیل بر زید بن ثابت و سایر کاتبان وحی، املاء میفرموده است، و گواه این مطلب آنکه در قول خدای تعالی «وَاخْشَوْنی» در سوره بقره آیه 150 به اثبات یاء و در سوره مائده آیه 3 و 44 به حذف یاء در دو جا کتابت شده است. و نظائر آن دلالت دارد بر هجاء قرآن و کتابت آن به نحو توقیف، نه من باب رسم موضع. و قرآن در عهد رسول خدا(ص) مکتوب شد. ولی در مجلّد واحد قرار داده نشد. (3)
اما کسانی که رسمالخط قرآن را اجتهادی میدانند، چنین استدلال میکنند:
اولاً پیامبر اکرم(ص) اُمّی بود؛ نه مینوشت و نه میخواند. و قرآن نیز گویای همین امر است آنجا که میفرماید: «وَ ما کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ؛ تو پیش از این هیچ کتابی نمیخواندی و چیزی به دست خود نمینوشتی که در آن صورت باطلگرایان سخت به تردید میافتادند» (عنکبوت/48).
بنابراین پیامبر امّی چگونه بر حسب قواعد کتابت و املاء، کاتبان را به چگونه نوشتن کلمات وامیدارد؟!
آیا این مطلب اصولاً منطقی است که مثلاً پیامبر به کاتب وحی بگوید کلمه «ابراهیم» را در یک جا بدون یاء (ابرهم) و در جای دیگر با یاء (ابرٰهیم) بنویسد و و خود متوجّه این تهافت هم نشود؟!
آیا به راستی این کاری صحیح است که پیامبر در یک جا دستور دهد کلمه «بِاَیدٍ» با یک یاء و در جای دیگر با دو یاء (اَییدٍ) بنویسند؟!
آیا این مطلب پذیرفته است که مثلاً پیامبر دستور دهد کلمه «شَیء» در یک جا چنین و در جای دیگر به صورت «شَایء» بنویسند؟! و همینطور دهها مورد تهافت دیگر.
ثانیاً در زمان عثمان، وقتی که زید بن ثابت و اعضای قریشی انجمن قرآن بر سر کلمه «التابوت» اختلاف پیدا کردند که آیا با تاء کشیده بنویسند یا با تاء مدور (ة)؟ عثمان گفت: با تاء کشیده بنویسید، به جهت اینکه قرآن به زبان قریش نازل گردیده است. و اگر رسم قرآن به املاء پیامبر به صورت توقیفی میبود، میبایست بگوید چون پیامبر دستور داده میباید به فلان صورت بنویسید، ولی عثمان هرگز در اینجا استشهاد به دستور خاص پیامبر نکرد، چون پیامبر در کار رسمالخط به دلیل امّی بودن دخالتی نداشته است.
ثالثاً اگر رسم قرآن توقیفی بود، میان رسم مصاحف عثمانی اختلافی روی نمیداد.
رابعاً هرگاه رسم قرآن توقیفی بود، صحابه آن را اعلام میکردند و دیگر کتابت به صحف و الواح جهت نوآموزان (به گفته امام مالک) به غیر عثمانی روا شمرده نمیشد.
خامساً هر گاه توقیفی بود، نسبت دادن این رسم به عثمان دیگر معنا نداشت.
بنابراین رسم قرآنی، امری اجتهادی و به تعبیر دیگر اصطلاحی است نه توقیفی و این کار از اصطلاح و اجتهاد و وضع صحابه بوده است.
با توجه به این نکات، دیگر جایی برای این سخن - که رسم مصحف، سرّی از اسرار الهی است که کسی به آن پی نمیبرد و خطّش هم معجز است! - باقی نمیماند.
و به راستی اگر رسم قرآن توقیفی است، پس چاپهای گوناگون قرآن با رسمهای مختلف آن در سراسر جهان اسلام مثل رسمالخط پاکستانی، ایرانی، سوری، حجازی، به ویژه لیبیایی و مصری با همه تفاوتهایشان، کاتبان و ناشران آنها به جای ثواب و صواب مرتکب گناه و خطا شدهاند!
در صورتی که نوآوریهای رسمالخط، کار خواندن را بر خوانندگان قرآن کریم آسانتر ساخته و میسازد، و این کار عین ثواب و صواب است.(1)
کار گروه توحید مصاحف (یکسان سازی قرآنها) در سال 28ق به اتمام رسید و طی دستوری از جانب خلافت همه مجبور بودند قرآن تأیید شده مشهور به قرآن عثمانی را ملاک عمل قرار دهند.
قرآن عثمانی چون به خط کوفی بود. خط کوفی تحولاتی را حدود 250 سال تا نیمه دوم سده سوم پشت سرگذاشت. در این مدت خط کوفی مبنای امور آموزشی و نگارشی بود و در کل امپراطوری اسلامی، غرب اسلامی و شرق اسلامی سیطره داشت. البته تحولات در غرب اسلامی مثل شما آفریقا
1) . نقد رسم الخط عثمان طه از قرآن کریم، ص 67-70، محمدعلی کوشا.
و اندلس در زمینه خط کوفی با شرق اسلامی تفاوتهایی داشت و خط کوفی در دو بستر رو به تکامل بود. این تحولات حتی بعد از وفات ابن مقله در 328 هنوز تداوم داشت و تا هفتم قمری خط کوفی کما پیش محوریت داشت.
این دوره را گاه توحید مصاحف تا تسبیع قرائات نامیدهاند. (1)بر اساس گزارشهای تاریخی اوج دوران نقل قرائات گوناگون، به سده دوم، هم زمان با حیات قراء سبعه باز میگردد و همچنان این قضیه در سدههای پسین تا زمان گزینش قراء سبعه و تسبیع قرائات که ابن مجاهد انجام داد گسترش مییابد. در این برهه از تاریخ، اجتهاد قراء در گزینش و انتخاب قرائات امری رایج و کاملاً مشهود است. دکتر عبدالهادی فضلی پدیده اختیار را چنین تعریف میکند: «. . . حرفی است که قاری آن را از بین مرویاتش بر اساس اجتهاد و اختیار خودش بر میگزیند»(2)بنابراین همان گونه که دانسته میشود اختیار نتیجه اجتهاد است. ولی آیا اجتهاد قاریان اجتهاد در انتخاب بوده است یا در اجتهاد در وضع و اختراع؟ آنان که همه قرائات را صحیح دانسته بر این باورند که این اجتهاد از نوع اجتهاد در انتخاب قرائت بوده است نه اختراع و وضع قرائت جدید. به این معنی که قرآن بر هفت حرف نازل گردیده و همه این قرائتها همان هفت حرفند، فقط قاری بر اساس ملاکهایی که نزد خود معتبر دانسته قرائتی را از سایر قرائات بهتر دیده و آن را برگزیده و بر دیگران اقراء کرده است، لذا آن قرائت به نام وی اشتهار یافته. ابن جزری در این باره میگوید: همه آنچه از حضرت محمد(ص) رسیده صحیح است و همگان باید آن را بپذیرند و هیچ کس را نرسد که آن را انکار نماید به طوری که ایمان به آن لازم است، زیرا همه این قرائات منزل من عنداللّه میباشند و هیچ فرقی بین آنها نیست. پیروی از همگی، علما و عملاً واجب و ترک یکی به خاطر دیگری جایز نیست. (3)به اعتقاد کسانی مثل حاج اسماعیلی، نگرش دکتر فضلی از متأخران و ابن جزری از متقدمان از جهاتی قابل نقد و بررسی است. (4)اما برای این بررسی به منابع مرتبط مراجعه شود.
پیدایش مبتکران و مخترعان خط
با ظهور بزرگانی چون ابن مقله و ابداع سبکهای جدید در کتابت و خط و خطاطی، دانشمندان علوم قرآنی هم به فکر افتادند قرآن کریم را با خط جدید کتابت کنند. از اینرو دوره جدیدی در تاریخ رسم الخط و کتابت قرآن آغاز شد.
ابن مقله و خط او: ابو علی محمد بن علی معروف به ابن مقله (272-328ق) ادیب، خوشنویس، مبتکر و مبدع خطوط مختلف و وزیر عباسیان بود. بیشتر کسانی که شرح حال وی را نوشتهاند او را نخستین مخترع و مبتکر رسم الخط بدیع و شیوه جدید خط عربی دانستهاند. خطوطی که ابن مقله اختراع کرد عبارتند از محقق، ریحان، ثلث ریحان، ترقیع، رقاع و نسخ که مدار آنها را بر دایره و سطح نهاد. وی خط نسخ را در 310ق در زمان المقتدر عباسی و وزارت ابن فرات اختراع و وضع کرد که به
مناسبت سهولت در تحریر، ناسخ خطوط دیگر شد و از همینرو «نسخ» نام گرفت و از همان زمان در ممالک اسلامی شایع و رایج گردید. ابن مقله هر کدام از این خطوط را برای نوشتن مطلبی مخصوص تعیین کرد. (1)متأسفانه از ابن مقله قرآن کاملی باقی نمانده است. یا اگر هم نوشته بوده بر اثر تطاول روزگار از بین رفته است. ولی پیگیر سبک و هنر او هنرمند بزرگی چون ابن بواب بود.
لازم به یادآوری است که خطاطان تا اواخر قرن سوم قمری مصحفها را با خط کوفی مینوشتند. اما از اوائل قرن چهارم، خط زیبای تکامل یافته نسخ، جای خط کوفی را گرفت. اوّلین مصحف به خط نسخ، به دست خطّاط معروف مُقله نوشته شد.
بنابراین «ابن مُقله» اوّلین کسی است که به خط نسخ و ثلث نوشته است. او که در علم هندسه تخصص داشت، با رسم حروف هندسی و بنا نهادن قواعد و اصول آن، خط عربی اسلامی را تغییر داد و بدان زیبایی بخشید. مصحف موجود در موزه هرات در افغانستان منسوب به اوست. گفتهاند او دو بار قرآن را نوشته است.
ابن بواب و آراء او: یکی از حوادث مهم این دوره آراء، فعالیتها و غله ابوالحسن علی بن هلال مشهور به ابن بواب (درگذشت 413 یا 423ق) است. او کتاب مشهوری به نام مصحف ابن بوّاب در سال 391ق نوشت. از اینرو این اثر که شامل آراء ابن بوّاب است در همین قلمرو دوره بوده است. اکنون اجمالاً به معرفی ابن بوّاب میپردازیم: ابن بوّاب ابوالحسن علی بن هلال معروف به ابن بوّاب (درگذشت 413ق) خوشنویس و مذهب بزرگی بود. ابن بواب خوشنویسی را از محمد بن اسد و محمد بن سمسا میآموخت و آنان این هنر را از ابن مقله فرا گرفته بودند. هر چند گفتهاند که ابن بواب 64 نسخه از قرآن مجید کتابت کرده است، اما یگانه نسخه کامل قرآن موجود به خط او در کتابخانه چستربیتی نگهداری میشود که در 391ق / 1001م کتابت شده است. رایس نوع خط آن را نسخ نوشته. ولی درست آن است که بگوییم نسخه آمیخته به ریحان یا به عبارت دیگر نسخ ریحانی است. رایس این نسخه را که تذهیب آن نیز کار ابن بواب دانسته شده، از هر جهت مورد ارزیابی قرار داده است. (2)شیوه خوشنویسی ابن بّواب تا زمانی که شیوه یاقوت مستعصمی معمول گردید، رواج تمام داشت. گفتنی است که نسخه قرآن موجود و منحصر به فرد ابن بواب (با تاریخ کتابت 391ق) که در مجموعه چستربیتی محفوظ است، در سال 1972 در پاریس به شیوه چاپ عکسی به همت رایس در نسخههایی معدود به چاپ رسیده است. سپس به سفارش آیت اللّه حسین سعید، در یک هزار نسخه در سالهای اخیر در ایتالیا به همان شیوه تجدید چاپ شده است و قرار است، همه نسخه یا تعدادی از آنها به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ایران وارد شود. (3)
دیگر فعالیتها: نکته بسیار مهم دیگر در این دوره آراء مالک بن انس بنیانگذار مالکیه است. او مخالف هر نوع نوآوری بود. مالک، بر این عقیده بود که نباید با شیوه قدیمی و کهن نگارش قرآن (چه در زمینه رسم و چه در زمینه ضبط) مخالفت شود.
از این مطلب، میتوان نتیجه گرفت که التزام مالک به رسم، خوف از تحریف بوده است نه قداست «رسم المصحف». غیر از مالک، احمد بن حنبل (م 241ق) نیز بر این فتوا است که قرآن باید با هجای قدیمی نوشته شود؛ چنانکه سیوطی (م 911ق) مینویسد:
«قال الامام احمد: تحرم مخالفه المصحف الامام فی واو او یاء او الف غیر ذلک»
«امام احمد گفته است: حرام است مخالفت کردن با مصحف امام در واو یا یاء یا الف یا غیر از آن»
کتاب المصاحف سجستانی (درگذشت 316ق) هم در این دوره مؤثر بوده است. سجستانی با بررسی مصحفهای مختلف، اختلافات نگارشی را استخراج و معرفی کرده است. رسمهایی که صرفاً جنبه کتابتی دارد و رسمهایی که ریشه در قرائت دارد، همگی را آورده و تجزیه و تحلیل نموده است.
دانش رسم المصحف در این دوره رشد چشمگیر در جهان اسلام داشته است. این علم منحصر و ویژه یک سرزمین خاص مثل شرق یا غرب اسلامی نیست و در همه مناطق شرق و غرب پیشرفتها و اقدامات مهمی بوده است. برای نمونه در غرب اسلامی به این آثار برخورد میکنیم:
کتاب التنزیل تألیف ابو داود سلیمان بن نجاح (درگذشت 496ق)
قصیده عقیله اتراب القصائد فی اسنی المقاصد
سروده شاطبی (درگذشت 590ق) این قصیده به نظم درآمده کتاب «المقنع» است.
منظومه مورد الظمآن که خراز (درگذشت 718ق) آن را در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم در علوم رسم و ضبط سروده است.
منظومه الاعلان بتکمیل مورد الظلمآن که ابن عاشر اندلسی (درگذشت 1040ق) آن را در تکمیل مورد الظمآن سروده است.
دلیل الحیران علی مورد الظمان، شرح سروده مورد الظمان است که ابراهیم بن احمد مارغنی تونسی آن را نوشته است.
تنبیه الخلان علی الاعلان بتکمیل مورد الظمآن، شرح سروده الاعلان بتکمیل مورد الظمآن است که ابراهیم مارغنی آن را نوشته است.
بر این اساس علم رسم از زمان دانی (یعنی از اوایل قرن پنجم) تا اوایل قرن چهاردهم در سرزمینهای غربی ممالک اسلامی بسیار رواج داشته، ولی در مقابل در سرزمینهای شرقی، به این وسعت رایج نبوده است، هر چند تألیفات مهمی در این باره در شام، مصر، حجاز و ایران صورت گرفته است که میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
الوسیله الی کشف العقیله، تألیف علم الدین سخاوی (درگذشت 643ق). او از علمای دمشق و شاگرد شاطبی بوده است.
تخلیص الفوائد و تقریب المتباعد، تألیف این قاصح بغدادی مصری (درگذشت 801ق). این اثر، شرح العقیله شاطبی است.
در کتاب النشر فی القرائات العشر، ابن الجزری (833ق) به رسم پرداخته و نکاتی درباره آن بیان کرده است.
البته در غرب اسلامی توجه به قواعد رسم الخط بیشتر بوده است. اما در شرق اسلامی مصحفهای بسیار کتابت و عرضه شده است و بیشتر به جنبه خط و هنر خطاطی توجه میشده تا به قواعد دانش رسم المصحف.
برای نمونه این مصحفها در این دوره محوریت داشته است.
مصحف به خط حافظ عثمان (درگذشت 1110ق)، خطاط معروف عثمانی
مصحف به خط احمد نیریزی (درگذشت 1155ق)، خطاط معروف ایرانی
مصحف به خط محمد امین رشدی (درگذشت 1236ق)، خطاط معروف عثمانی
مبتکران و فعالان این دوره
طی هشت سده، تحولات و پیشرفتهای بسیار در این دوره به وقوع پیوست. دانشمندان و خطاطان بزرگ توانستند سبکهای نسخ و نستعلیق را به کمال رسانند و قرآنهای بسیار زیبا از نظر خط و کتابت عرضه کنند. اکنون به قلهها و مهمترین شخصیتهای این دوره میپردازیم.
یاقوت مستعصمی: از عالمان رسم مصحف که در این دوره مؤثر بوده است، از یاقوت میتوان نام برد.
یاقوت مستعصمی (درگذشت 698ق) از بزرگترین هنرمندان قرآن نویس است که به او نیز کتابت صدها نسخه قرآن نسبت دادهاند. «یاقوت از غلامان المستعصم باللّه آخرین خلیفه عباسی (640-656ق) و از دست پروردگان وی بود و به همین جهت خود را مستعصمی میخواند. با ظهور یاقوت مستعصمی خطوط متنوع اسلامی محدود و ثابت گردید و اقلام مختلف در زمان او به شش خط منحصر و متداول شد (ثلث، نسخ، ریحان، محقق، ترقیع، رقاع). قرآنهایی به همه این اقلام موجود است. بعضی آثار بازمانده از او عبارتند از: 1) قرآن خشتی کوچک ثلث کتابت خفی عالی با رقم یاقوت المستعصمی، در بقعه مولوی در قونیه، 2) قرآن وزیری بزرگ، با تذهیب قرن 9 و 10، با اهدائیه به تاریخ 767ق، در اونیورستیه اسلامبول، 3) قرآن وزیری جلد روغنی قدیم با تاریخ 674ق در کتابخانه سلطنتی سابق ایران، 4) قرآن وزیری، جلد روغنی ممتاز جدید. با تاریخ 630ق محفوظ در کتابخانه سلطنتی سابق ایران، 5) قرآن سلطانی مذهب (تذهیب جدیدتر از اصل)، ریحان دو دانگ، سر سورهها رقاع دو دانگ عالی با رقم یاقوت المستعصمی در موزه اسلامی ترک، 6) قرآن سلطانی کوچک مذهَّب نسخ کتابت جلی عالی. با رقم «کتب یاقوت المستعصمی فی سنة خمس و ثمانین و ستّمائه (685ق). . . » در موزه اسلامی ترک، 7) قرآن وزیری خشتی کوچک مذهَّب قدیم، نسخ کتابت خفی عالی بارقم «کتب یاقوت المستعصمی فی الاربعاء رابع شعبان المبارک سنة ثلث و تسعین و ستّمائة (693ق). . . » در موزه اسلامی ترک، 8) قرآن خشتی جلد میشن عنابی منگنه، با رقم یاقوت مستعصمی، سال 680ق محفوظ در کتابخانه ملک، 9) قرآن خشتی کوچک جلد سوخت معرّق طلاپوش، دو صفحه اول تمام مذهَّب، ثلث جلی عالی، سر سورهها نسخ کتابت خفی خوش، با رقم یاقوت بن عبداللّه، سال 668ق، محفوظ در موزه ایران باستان، 10) قرآن رحلی جلد سوخت معرق طلاپوش. ثلث کتابت عالی با رقم یاقوت المستعصمی در تاریخ سال 685ق محفوظ در موزه ایران باستان، 11) قرآن وزیری کوچک، نسخ کتابت خفی خوش. با رقم یاقوت الملوک المستعصمی فی شهر ربیع الثانی شهرر سنة ثلث و ثلثین و ستمائة [=633ق] این قرآن را به شاه سلیم تقدیم
کردهاند و رقم یاقوت و تاریخ آن مشکوک و اصل خط و نسبتش به یاقوت صحیح است. محفوظ در مجموعه مهدوی. (1)
سهروردی: پس از یاقوت مستعصمی، و همزمان با او یکی از بزرگترین قرآن نویسان نسخ احمد سهروردی (654-741ق) است. اینکه بعضی از تواریخ و تذکرهها او را شاگرد یاقوت شمردهاند درست نیست. ولی اینکه یاقوت به استادی و حتی برتری او در کتابت قلم نسخ معترف بوده، درست است. (2)
او نویسنده ای پرکار بوده است، به طوری که به او کتابت 78 جلد قرآن نسبت دادهاند. (پیشین، همان صفحه). در ربع رشیدی 20 جلد از قرآنهای او نگاهداری میشده است. چند قرآن از قلم او (یکی به تاریخ 701ق، که هر صفحه آن 8 سطر دارد، 6 سطر به قلم نسخِ کتابت و 2 سطر به قلم ثلث جلی عالی در بالا و پایین است و در مجموعه چستربیتی محفوظ است. ) باقی مانده است. همچنین 7 جزو از 30 جزو یک قرآن رحلی به قلم محقق عالی از او باز مانده است که هر جزو و بخشی از آن در کتابخانه و موزهای است. همچنین یک قرآن سلطانی کوچک به قلم نسخ کتابت خوش و ثلث دودانگ جلی و با رقم او و تاریخ شوال 718ق در موزه آثار ترک و اسلام استانبول نگاهداری میشود.
ارغون کاملی: دیگر از خوشنویسان و قرآن نویسان بزرگ پس از یاقوت، یکی از شاگردان او به نام ارغون کاملی (745ق) است. او «در کتابت قلمهای شش گانه به ویژه ریحان چیره دست بود. ارغون را در شمار «استادان ستّه» و از شاگردان یاقوت مستعصمی دانستهاند». (3)
آثار بازمانده از او 1) قرآن رحلی کوچک، به قلم محقق و تاریخ 706ق، محفوظ در موزه توپکاپی سرای، 2) قرآنی سلطانی با تاریخ 720ق به قلم ریحان عالی محفوظ در موزه ترک و اسلام استانبول، 3) قرآنی رحلی به تاریخ 730ق به قلم ریحان محفوظ در توپکاپی سرای، 4) قرآن وزیری به تاریخ 738ق، به قلم ریحان عالی، محفوظ در کتابخانه بایزید استانبول، 5) قرآنی سلطانی با تاریخ 741ق، به قلم ریحان عالی، محفوظ در موزه ترک و اسلام استانبول، 6)قرآنی وزیری، با تاریخ 745ق، به قلم ریحان خوش، محفوظ در موزه ملی ایران (ایران باستان)، 7) قرآنی سلطانی، بدون تاریخ، به قلم ریحان، محفوظ در کتابخانه چستربیتی. (4)
ابراهیم سلطان: یکی دیگر از خوشنویسان و قرآن نویسان هنرمند ایران ابراهیم سلطان بن شاهرخ (796-838ق) «شاهزاده دانش دوست، با ذوق و هنرمند تیموری و دومین پسر شاهرخ فرزند امیر تیمور گورکان»(5):
او از خوشنویسان نامدار قرن نهم بود و به ویژه خط ثلث را زیبا مینوشت. از آثار او در این زمینه چند قرآن نفیس در دست است. یکی از آنها به خط ثلث در 827ق نوشته شده در آستان قدس رضوی موجود بوده، ولی اکنون فقط 16 ورق آن محفوظ مانده است. قرآن دیگری نیز به قلم ریحان جلی منسوب به ابراهیم سلطان در آستان قدس موجود است، اما رقم کاتب آن مجعول به نظر میرسد. قرآن نفیس دیگری هم به خط او موجود است که سابقاً در بنای دروازه قرآن شیراز قرار
داشته، و اکنون در موزه پاریس شیراز نگهداری میشود. گفته میشود که قرآن مورخ 830ق موجود در موزه متروپولیتن نیز به خط اوست. همچنین کتیبههای ثلث نیز از او باقی مانده است.
بایسنغر میرزا: برادر سلطان ابراهیم، یعنی بایسنغر میرزا نیز هنرمندان و مشوقان هنر و از خوشنویسان نامدار بود. قرآنی به خط ثلث (که در واقع خطِ محقق است) به اومنسوب است که تاریخ آن 837ق یعنی سال فوت اوست و به همین جهت و جهات دیگر بعضی در صحت انتساب آن به او تردید کردهاند. این قرآن به قطع بسیار بزرگ کتابت شده و هر برگ یا چندبرگ آن در کتابخانه یا موزه یا مجموعهای محفوظ است. کتیبههای ثلث آیات قرآنی مسجد گوهرشاد مشهد که بانی آن گوهرشاد مادر بایسنغر میرزاست، به قلم اوست.
احمد نیریزی: یکی از بزرگترین استادان مسلّم خط نسخ و هنرمندان قرآن نویس ایران احمد نیریزی (درگذشت 1151ق) است. به او کتابت 99 تا 120 قرآن و 77 جلد صحیفه سجادیه نسبت دادهاند که درست نیست و تعداد این گونه آثار او بسیار کمتر از این است. «شمار قرآنهای شناخته شدهای که در نسبت آنها به احمد جای تردید نیست، به 10 نسخه نیز نمیرسد. »(1)بعضی از قرآنهای خطی او در موزه کاخ گلستان، و کتابخانه چستربیتی، موزه ملی ایران محفوظ است. یک نسخه از بهترین قرآن نویسیهای او همان است که در زمان پهلوی دوم در سال 1344ش به صورت عکسی به چاپ رسیده است و الحق چاپی نفیس و هنرمندانه است. و امروزه همه دوستداران خط و خوشنویسی و کتابت هنری قرآن مجید، نسخهای از آن را دارند یا به هر حال آن را ملاحظه کردهاند. در سالهای بعد از انقلاب انتشارات نگار آن را با تغییر قطع، و همراه با ترجمه دکتر ابوالقاسم امامی تجدید چاپ کرده است.
میرعلی هروی: در قرن نهم هجری با ابتکار هنرمند بزرگ میرعلی هروی، خط نستعلیق از دل خط نسخ، یا از پیوند بین نسخ و تعلیق (نام نستعلیق نیز به شیوه نحث از ترکیب این دو نام درست شده است) پدیده آمد که ایرانیان آن را عروس خطهای اسلامی - ایرانی میدانند.
یکی از کهنترین نمونههای کتابت قرآن به نستعلیق، قرآنی است به قلم شاه محمود نیشابوری (درگذشت 945ق) که خوشنویس محبوب و مورد حمایت شاه طهماسب بوده و احتمالاً این نسخه را در تبریز نوشته است که اکنون در موزه توپکاپی سرای ترکیه محفوظ است. معرفی و نمونهای از یک قرآن به کتابت نستعلیق نیز در فهرست قرآنهای خطی، تدوین خانم بدری آتابای آمده است. (2)
نتیجه: بالاخره خط نسخ عربی در قرن هفتم قمری، به دست یاقوت بن عبداللّه موصلی (درگذشت 689) به حدّ اعلای کمال خود رسید. او هفت مصحف را نگاشت. و پیشوای دیگر نویسندگان و کاتبان واقع شد. کلیه مصحفها تا قرن دوازدهم به شیوه یاقوت کتابت شده است.
همچنین در اوّل قرن دوازدهم قمری، ترکهای عثمانی، به ویژه پس از فتح مصر به دست سلطان سلیم، خطّ عربی اسلامی مورد توجّه قرار دادند و با تشویق خطاطان، انواع جدیدی از خطوط عربی مانند رقعی، دیوانی، طفرایی و خط اسلامبولی پدید آمد که همچنان متداول است.
برخی از آنان که شهرت بیشتری یافتند عبارتند از: حافظ عثمان (110ق) و سید عبداللّه افندی (درگذشت 1144) و استاد راسم (درگذشت 1169) و ابوبکر ممتاز بک مصطفی افندی که خط رقعی را اختراع کرد که سادهترین خط عربی است. او در زمان سلطان عبدالمجید خان در سال 1280 قمری این خط را عرضه کرد. (1)
از قرن چهاردهم قمری نهضت بیداری در جهان اسلام آغاز شد و مسلمانان راه رهایی از استعمار و استبداد را بازگشت به قرآن دانسته و فعالیتهای گسترده قرآن خواهی در کشورهای اسلامی پدید آمد. به ویژه روشنفکران و جوانان علاقه ویژه به قرآن پیدا کردند. افزایش رویکرد به قرآن پیدا کردند. افزایش رویکرد به قرآن با ترویج و افزایش کتابت و چاپ و نشر قرآن مقارن بوده است. اما افزایش خواستاری قرآن در تحول و توسعه سبک کتابت و رسم الخط مؤثر بوده است.
کشورهای فعال
در عصر جدید نیز خوشنویسی قرآن کریم در سراسر جهان اسلام رواج دارد. یکی از بزرگترین خوشنویسان معاصر ترک استاد حامد الآمدی است که در ثلث و نسخ مهارت بسیار داشته است. از او کتابت چند قرآن به قلم نسخ در کمال ظرافت و نفاست در ترکیه و سوریه و لبنان چاپ شده است.
ایران: یکی از بزرگترین استادان قلم ثلث در ایران شادروان مرتضی عبدالرسولی است که شاگرد مرحوم حسن زرین خط، و در اقلام هفت گانه استاد بود و دیوان حافظ به کتابت نستعلیق او در سال 1367 همزمان با بزرگداشت جهانی حافظ، از سوی کمیسیون ملی یونسکو در ایران به طبع رسید. ایشان در اواخر عمر نود ساله خود به کتابت قرآن به قلم ثلث پرداخت و علیرغم پیری و فرتوتی و بیماری سالهای آخر عمر، تواسنت کل قرآن مجید را به این قلم بنویسد. این نسخه اکنون در اختیار فرزند استاد، آقای مهندس سلیمان عبدالرسولی است.
دیگر از ثلث نویسان بزرگ، و در عین حال جوان معاصر، استاد محمدرضا قنبری است که قرآنی کامل به خط ثلث سبک ترکی، نوشته است که کمیسیون ملی یونسکو آن را زیر چاپ دارد. از دیگر خوشنویسان بزرگ معاصر، چنانکه اشاره شد استاد محمد احصابی خط محقق را احیا کردهاند و یک سوم قرآن را به این خط و به دانگ جلی نوشتهاند. در آرزوی به پایان رساندن این اثر بزرگ، برای سلامت و طول عمر استاد دعا میکنیم. استاد موحد نیز قرآنی به خط نسخ کتابت کردهاند که گویا زیر چاپ است. از استاد غلامحسین امیرخانی، خوشنویس بزرگ معاصر و رئیس انجمن خوشنویسان، مجموعهای از آیه نویسی، و خوشنویسی آیات مختلف قرآنی به نستعلیق و با دانگ جلی و خفی با عنوان برگی از چند از قرآن مجید حکیم در سال 1377 به نفاست تمام از سوی انتشارات کلهر به طبع رسیده است.
در عصر جدید بعضی از خوشنویسان به کتابت نستعلیق قرآن کریم روی آوردهاند. در این رشته فضل تقدم با شادروان استاد حسین میرخانی است که بیش از پنجاه سال از کتابت(های) او به نستعلیق میگذرد. همچنین شادروان استاد سیف اللّه یزدانی نیز قرآنی به قلم نستعلیق نوشتهاند که
1) . الخط العربی الاسلامی، ص155-171؛ علوم قرآنی، ص178.
در سالهای اخیر به طبع رسیده است. جدیدترین کوشش در زمینه نستعلیق نویسی قرآن کریم، کتابت خانم فریبا مقصودی کرمانشاهی است که در حال حاضر در دست چاپ است. جدیدترین کوشش هنری و خوشنویسی قرآن، کتابت شکسته نستعلیق استاد یداللّه کابلی است که گزیدهای از قرآن است، و در حال حاضر در آستانه انتشار. به عنوان حسن ختام از آیهنگاریهای (نقاشی - خط) استاد جلیل رسولی یاد میکنیم که بر تارک هنر معاصر میدرخشد.
اما بعضی از استادان خوشنویس معاصر که غالباً قرآن را به قلم نسخ (و مکرر) کتابت کردهاند عبارتند از: حاج محمود اشرفی تبریزی، علیاکبر اسماعیلی قوچانی، حاج عبدالرحیم افشار زنجانی، استاد احمد زنجانی، ابوالقاسم خوانساری، محمد خالقی، طاهر خوشنویس، محمدصادق خوانساری، میر حبیب شهلافر، کاظم صادق نجفی، حبیباللّه فضایلی، حجة الاسلام مصباحزاده، محمدباقر نیرومند، حسن هریسی، میر جمالالدین جلالی، و رضا سنگی. (1)
در سال 1326ق در شبه قاره هند، کتابی به نام نثر المرجان فی رسم نقط القرآن توسط محمد غوث احمد الارکاتی (درگذشت قرن 14ق) به رشته تحریر درآمد که بیانگر اهتمام علمای مشرق اسلامی نسبت به «رسم المصحف» بود.
با این همه در کشورهایی همانند ایران و ترکیه، همچنان خطاطان بدون رعایت کامل اصول رسم به کتابت مصحف اقدام میکردند.
سوریه: دو خطاط قرآن نویس بزرگ سوری به نامهای عثمانطه، و عثمان حسین، عثمانطه کتابت خود را از قرآن کریم بر مبنای مصحف قاهره که درستترین و دقیقترین و علمیترین قرآن جهان اسلام است، استوار ساخته است. آنچه کتابت نسخ استوار و شیوا و شیرین عثمان طه را عالمگیر کرد و کتابت او را به صورت مقبولترین و مهمترین کتابت از قرآن کریم در عصر جدید، و در جهان اسلام در آورد، این واقعیت بود که علمای قرآن شناس عربستان آن را به عنوان بهترین و صحیحترین کتابت (با رسم الخط عثمانی) به رسمیت شناختند و همان کتابت را با اندکی تصحیح و چاپ نفیس جدید به صورت مصحف المدینه در تیراژ هر سال حدوداً دو میلیون نسخه منتشر کردند و میکنند. (2)
به نظر قرآن پژوه ایرانی محمدعلی کوشا، عثمانطه در میان خوشنویسان بزرگ معاصر هر چند جلب توجّه بیشتری نموده و قرآن تحریر یافته او در سرتاسر دنیای اسلام در تیراژ بسیار وسیعی هر سال بارها چاپ و منتشر میشود، ولی در مواردی هم مشکلی بر رسم الخط پر از اشکال پیشینیان نیز افزوده است.
رسم الخط عثمانطه در واقع همان رسم الخط «ابوعمرو دانی» و «ابو داود سلیمان بن نجاح» است، که این دو، رسم الخط خود را مربوط به دوران عثمان میدانند. البته عثمانطه، رسم الخط ابو داود را ترجیح داده است. به هر حال غلطهای رسم الخط هرگز قابل توجیه نیست از جمله تهافتی که در نوشتن «سنّت»در آیات 62 سوره احزاب «سُنَّةَ اللّه فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّه
تَبْدِیلًا» با آیه 43 سوره فاطر «فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّه تَبْدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّه تَحْوِیلًا» و آیه 23 سوره فتح «سُنَّةَ اللّه الَّتی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّه تَبْدیلاً» وجود دارد.
اشکالاتی که در رسم عثمانطه هست در فصل دوم مفصلاً بررسی خواهد شد. اما در این دوره آثار فراوانی درباره رسم المصحف تألیف و عرضه شده و تحقیقات مفصل و کثیر انجام یافته است. همه اینها در مأخذ شناسی در فصل بعدی معرفی خواهد شد.
مصر:در اوایل قرن چهاردهم هجری، یکی از علمای الازهر مصر به نام شیخ رضوان بن محمد، مشهور به المخللاتی (درگذشت 1311ق) مصحفی مطابق با رسم و بر اساس دو کتاب معروف این علم، یعنی المقنع تألیف ابوعمرو دانی و التنزیل تألیف سلیمان بن نجاح، کتابت کرد. این مصحف در سال 1308ق در قاهره به چاپ رسید و مورد استقبال اهل علم قرار گرفت. در سال 1355، از طرف علمای مصر، وجوب التزام به «رسم المصحف» در کتابت قرآن ابراز گردید.
بدین ترتیب «رسم المصحف» در سرزمینهای شرقی ممالک اسلامی رونقی خاص گرفت و احیا شد.
از جمله کارهای مهمی که در این دوره صورت پذیرفت، میتوان به تغییر رسم، و علایم ضبط، مصحف مشهور به سلطانی به خط مصطفی نظیف (درگذشت 1331ق) اشاره نمود. در این مصحف، مواردی که خلاف قواعد «رسم» کتابت شده بود، تغییر یافت و بدین ترتیب رسم این مصحف طبق یکی از طرق منقول رسم المصحف اصلاح گردید.
در این دوره، علمای بزرگی در بلاد شرقی عالم اسلامی به دفاع از رسم پرداختند از جمله:
شنقیطی (درگذشت 1235ق)، از علمای مکه معظمه، در سال 1342ق درباره وجوب پیروی از رسم المصحف در کتابت قرآن مینویسد:
«اعلم ان رسم القرآن سنه متبعه باتفاق الائمه الاربعه بل باجماع سائر المجتهدین. . . و ان خفی ذلک علی بعض ابناء الزمان فی البلاد المشرقیه لعدم اعتنائهم غالباً بتدریس علوم رسم القرآن و ان اعتنوا بتدریس تجویده حتی حصل التساهل فی طبع المصاحف و هی مخالفه فی کثیرٍ من الرسم المرسوم المصحف العثمانی. . . »
«بدان که رسم قرآن بنابر قول ائمه چهارگانه؛ بلکه به اجماع همه مجتهدان، سنتی است که باید از آن پیروی کرد، . . . اگر چه در بلاد شرق این امر بر مردم این دوره مخفی مانده است و این بدان علت است که غالباً به تدریس علوم رسم قرآن توجهی نمیکنند، هر چند به تجوید توجه و عنایت دارند، تا آنجا که در چاپ مصاحف سهل انگاری شده است و بسیاری از مصاحف در موارد زیادی مخالف رسم مصحف عثمانی هستند. . . »
شیخ عبدالفتاح قاضی (معاصر)، از علمای «الازهر»میگوید:
«لما انشئت المطابع فی مصر و غیرها من البلاد الشرقیه کان جل عنایتها بالمصحف الکریم. . . غیر ان هذه المطابع - علی کثرتها و اختلافها و عنایتها الفائقه بطبع المصحف - ما کانت تراعی فی طبعه قواعد الرسم العثمانی. . . »
«زمانی که چاپخانهها در مصر و سایر بلاد شرق پدید آمد، بیشترین همّت آنها به چاپ قرآن کریم معطوف گردید. . . ولی این چاپخانهها با وجود کثرت و تنوع و نیز توجه بسیار زیادشان به چاپ قرآن،
رسم عثمانی را در طبع قرآن مراعات نمیکردند؛ بلکه به قواعد جدید املاء تکیه داشتند مگر در اندک کلماتی که بر اساس قواعد رسم عثمانی عمل میکردند. »
رسم الخط عثمان طه
یکی از خطاطان سوری، قرآنی پدید آورد که طی چند دهه جهانی شد و همه جا را گرفت و در اغلب خانههای مسلمانان جا گرفت. در گذشته سابقه نداشت یک قرآن به این اندازه فراگیر و گسترده شده باشد. همچنین فراگیری آن ماندگار شد و تاکنون، هنوز، استقبال عمومی از آن ادامه دارد. با اینکه بسیاری از کشورهای اسلامی، تلاش کردند، قرآن ملی عرضه کننده و بر اساس اقتضائات بومی و ملی خودشان قرآنهایی منتشر کردهاند.
گسترش عثمانطه در ایران: سید مهدی سیف (متولد 1338 در تهران) قاری و پژوهشگر علوم قرآنی از سال 1358 تدریس علوم قرآنی را در دوره متوسطه و دانشگاه امام صادق(ع) شروع کرد. نیز با سازمان تبلیغات اسلامی در زمینه قرآن همکاری داشت و با جلب نظرات مدیران ارشد سازمان، در 1364، موفق به تأسیس دفتر نظارت بر چاپ و نشر قرآن شد. او در این زمینه با سید محسن خدام حسینی همکاری داشت.
از سال 1376 در دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی قرآن در وزارت آموزش و پرورش، کارشناس قرائت و رسم الخط قرآن شد. او از سال 64 به هنگام تأسیس دفتر نظارت درباره رسم الخط قرآن، تاریخ رسم الخط قرآن و سیر تحولات آن مطالعات گسترده داشت.
او در مصاحبه با گلستان قرآن دیدگاههایش را توضیح داده است اینجا گزارشی از این دیدگاههای او را میآورم.
دیدگاه سید مهدی سیف: رسم الخط جهان عرب، ترکیه و ایران با هم فرق دارد و هر یک شیوهای خاص خود دارند. از طرف دیگر، در کل شبه قارهی هند که شامل هند، پاکستان، بنگلادش، افغانستان، سری لانکا، مالزی و اندونزی، یعنی تمام شبه قارهی هند و اطراف آن میشود، شیوهی دیگری از رسم الخط متداول است. در کشور ما از همهی این شیوهها استفاده میشود، به غیر از شیوهی شمال آفریقا. در استان سیستان و بلوچستان، شرق استان خراسان و استانهای هرمزگان و بوشهر، یعنی استانهای شرقی و جنوبی ایران از شیوهی شبه قارهی هند استفاده میشود. رسم الخط ایرانی هم وجود دارد که اصالتاً متعلق به ایران است. قبلاً از رسم الخط ترکیه در ایران خیلی استفاده میشد که هنوز هم کم و بیش وجود دارد و خیلی نزدیک است به رسم الخط ایرانی. رسم الخط کشورهای عربی مثل مصر، سوریه و عربستان که در واقع یکی از شایعترین رسم الخطهای قرآن در جهان اسلام است، یعنی خط مشهور عثمان طه که به شیوهی مصری نوشته شده است، در حال حاضر شایعترین رسم الخط در کشور ایران است.
در جهان اسلام شایعترین رسم الخط، رسم الخط هندی است؛ چون شبه قارهی هند و اطراف آن بیشترین تعداد مسلمانان را در خود جای دادهاند. دومین رسم الخط شایع و متداول، رسم الخط مصری است. در درجههای سوم و چهارم، رسم الخطهای ترکی و ایرانی هستند و رسم الخط ایرانی منحصر به ایران میشود.
این رسم الخطها در دست مردم بودند و دانشآموزان ما با عموم این رسم الخطها سروکار داشتند؛به ویژه دو رسم الخط ایرانی و مصری. این باعث میشد که تدریس روخوانی دارای وحدت رویه نباشد. بدین ترتیب، معلم با هر روشی تدریس میکرد، دانشآموزان رسم الخطهای دیگر را نمیتوانستند بخوانند و مشکلاتی داشتند. در واقع، تفاوتها برایشان مشکلساز بود.
از طرف دیگر در رسم الخطها، سلایق متفاوتی اعمال شدهاند که در طول تاریخ ادامه داشته است. البته یک سلسله از مسائل مورد نیاز بوده و اعمال شدهاند، ولی یک سلسله هم صرفاً سلیقه بودهاند یا براساس تجزیه و تحلیلها و سلایق متفاوت و علامتگذاریها و شیوههای گوناگون به وجود آمدهاند.
آقای سیف این رسم الخطها را بررسی کرده و محاسن و ضعفهای آنها را استخراج کرده است؛ چه از نظر کتابت حروف و کلمات و چه از نظر کتابت حرکات و علائم. حتی علائم وقف را هم بررسی کرده است. همینطور مسائل مربوط به خوشنویسی را که در خواندن قرآن نقش و دخالت دارند. به هرحال، هر انسان خیرخواه و عاقلی برای امر قرآن به دنبال آن است که زیباترین و در عین حال آسانترین خط را در اختیار داشته باشد و از لحاظ علمی و منابع و مدارک معتبر باشد.
در مورد ملاکهای رسم الخط خوب باید گفت:
در مجموع سه عنصر باید در نظر گرفته شوند:اول، منابع، مدارک و اسناد رسم الخط قرآن - که از صدر اسلام تاکنون بررسی شدهاند - دوم، سهولت و آسانی رسم الخط، و سوم زیبایی و چشمنواز بودن آن. هریک از این عناصر، مسائل مخصوص به خود را دارد که میتوان بهطور مفصل دربارهی آنها صحبت کرد.
بالاخره کوششها باعث شد به رسم الخطی برسیم که امتیاز همهی رسم الخطها را داشته باشد. متقابلاً، همهی رسم الخطها مشکلاتی دارند که از آنها هم پرهیز شود. نتیجتاً به رسم الخطی رسیده که شامل عمدهی محاسن و فاقد عمدهی مشکلاتی است که در رسم الخطها وجود دارند. به این رسم الخط، «رسم الخط کم علامت» یا «رسم الخط ایرانی جدید» گفته میشود. این رسم الخط کم علامت و خلوت و نزدیکترین رسم الخط به خط فارسی است.
البته مشکلات متعددی در این راه بوده و هست. از میان مربیان، معلمان و کارشناسان، برخی موافق و برخی مخالف بودند. بعضی از این تأییدها و مخالفتها، به علت علم و دلیل و سند بوده است و بسیاری از آنها هم به دلیل عدم علم و احاطه داشتن به موضوع و همچنین تعصبات و سلیقههای شخصی. به هرحال هر کاری با اینگونه مشکلات مواجه میشود. این رسم الخط مورد قبول بسیاری از عزیزان، به ویژه معلمان ورزیده در امر آموزش قرار گرفته است. این معلمان امر آموزش را خیلی واقعی و مستدل نگاه میکنند.
رهبر معظم هم از این رسم الخط استقبال کردهاند. البته ایشان هم اختلاف رسم الخط را در کشور یک مشکل بزرگ میدانند و عدهای را موظف کردهاند، در این زمینه بررسی کنند و ضابطهای را برای رسم الخط آیندهی کشور جمهوری اسلامی و در نتیجه یک مصحف جمهوری اسلامی که دارای مشخصات معتبر علمی، روشی و از هر نظر مقبولیت در جهان اسلام باشد، پدید آورند. به این ترتیب، رسم الخط جدیدی در مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی و زیر نظر دفتر ارتباط
مردمی بیت رهبری شکل گرفت. البته این رسم الخط هنوز (سال 1388) به حالت نهایی نرسیده است. عمده مسائل آن، یعنی کتابت حروف، کتابت حرکات و علائم گوناگون آن شکل گرفتهاند، ولی هنوز نهایی نشده است. هنوز به طور قطعی با استانداردهای مورد انتظار جمهوری اسلامی مختصری فاصله دارد و فرصت بیشتری میخواهد که با آزمایشهای متفاوت به کمال برسد. در آینده رسم الخطی معتبر و استاندارد برای ایران باشد که هم از سندیت، مستدل و علمی بودن، و مقبولیت جهانی در جهان اسلام برخوردار باشد، هم از نظر زیبایی و خوشنویسی ظاهر شکیل و زیبایی داشته باشد و برای عموم مردم دلپذیر باشد، و هم از نظر آموزشی و خواندن، آسان، ساده و نزدیک به سوادآموزی فارسی باشد.
آقای سیف قبل از اینکه رسم الخط عثمان طه وارد ایران شود، با آن آشنا شده بود، او در سال 1358 به هنگام سفر به سوریه در بازار حمیدیه، نزدیک مسجد اموی، در کتاب فروشیهای مذهبی، قرآنها را بررسی و خط عثمان طه را اولین بار در آنجا میبیند . خودش میگوید: وقتی قرآن را باز کردم، خط آن را بسیار زیبا دیدم و چون خیلی تمیز چاپ شده بود، نظرم را جلب کرد و خیلی خوشم آمد. یادم هست که آن زمان، من اولین نسخهی عثمان طه را 60 لیر سوری خریدم و به ایران آوردم.(1)
نقش ایران در گسترش عثمان طه: در آن زمان یعنی 1358 در کشور ما اصلاً خط عثمان طه وجود نداشت. این خط واقعاً زیبا و شکیل بود که هر کسی آن را میدید، خوشش میآمد و به آن علاقهمند میشد. در نتیجه، ابتدا در کشور سوریه و سپس در لبنان که از نظر چاپ و نشر بسیار پیشرفته و پیشگام است، مورد استقبال عموم ناشران قرار گرفت. اولین ناشر این خط، «دارالشامیه» دمشق بود و بعد از آن، همهی ناشران لبنانی اجازه گرفتند و آن را چاپ کردند. در نتیجه، این خط در جهان اسلام به سرعت رواج پیدا کرد. در ایران هم حاج آقای تسخیری و حاج آقای نعمانی، دو بزرگوار از مسئولین روحانی سازمان تبلیغات که در بخش برنامهریزی و مدیریت نقش داشتند، امتیاز این خط را از دار الشامیه خریدند تا چاپ شود. این چاپها را هم من دارم. بعداً به همهی ناشران اجازه داده شد که این خط را چاپ کنند و همهی ناشران شروع کردند به چاپ آن. ناشرانی مثل سبحان، فقیه، صالحی و دیگران، شروع به چاپ آن کردند. هر تعداد هم چاپ میشد، مردم استقبال میکردند و مورد استفاده قرار میگرفت.
نقش عربستان در توسعه رسم الخط عثمان طه: در سالهای 1363 و 1364 که عربستان سعودی هم یک مجتمع چاپ و نشر قرآن تأسیس کرد، کارشناسان عربستان هم بهترین خط را انتخاب کردند که همان رسم الخط عثمان طه بود. عربستان در همان سالهای 63 و 64 و ایران سه چهار سال قبل از عربستان، خط عثمان طه را چاپ و توزیع کردند.
به هرحال این خط به زودی رونق پیدا کرد و در ایران در حال حاضر شایعترین رسم الخط است. البته خطهای دیگر هم در کنار این رسم الخط وجود دارند؛ مثل خط مرحوم طاهر خوشنویس و خالقی زنجانی. ولی بالاخره خط عثمان طه شایعترین خط شد، چون مردم بیشترین استقبال را از آن کردند. حتی مترجمین قرآن مخصوصاً مترجمین درجهی یک، خط عثمان طه را انتخاب میکردند.
1) . «از رسم الخط پر علامت»، سید مهدی سیف، ص 37-39.
چون مترجم خودش خط را انتخاب میکند، لذا عمده ترجمههای معاصر، مخصوصاً این دو سه دههی اخیر که ترجمههای فراوانی از قرآن داشتهایم، همه به خط عثمان طه چاپ و توزیع شدهاند. این هم یکی از دلایل رواج خط عثمان طه بود. گرچه این خط برای روخوانی مشکلات عدیدهای دارد که در جای خودش دربارهی آن بحث و بررسی میشود. ولی کلاً این خط چشم نواز است و هرکس آن را میبیند، از آن خوشش میآید و به آن علاقهمند میشود.
زمینههای فکر و طرح رسم الخط کم علامت: تدریس وسیع روخوانی قرآن به عموم مردم، باعث شد با مشکلات عدیدهای که در رسم الخط وجود داشت، مواجه شده و در روش تدریس و هم در شیوهی کتابت قرآن، تجدید نظر و به سراغ رسم الخط کار آمد در آموزش بروند.
عامل دیگر، گرفتاریهایی بود که معلمان داشتند، و مشکلاتی که مرتب با آنها مواجه بودند. از همه مهمتر اینکه شیوهی موجود باعث غلط خواندن مردم میشود. البته اشتباه خواندن مردم، فقط از اشکالات رسم الخط نیست و متعدد است. یکی از مهمترین آنها، عدم انس با قرآن است. دوم، روش تدریس و ضعف شیوههای تدریس معلمان و مربیان است. سوم، خود رسم الخط و شیوههای رسم الخط است.
شیوههای رسم الخط موجود، چه خط عثمان طه و شیوهی کشورهای عربی، و چه شیوهی ایرانی و سایر شیوهها، هر کدام به نوعی باعث اشتباه خواندن مردم میشود. من همهی این رسم الخطها را تجربه کردهام. البته این موضوع به کار علمی و آزمایش نیاز دارد. باید رسم الخطها را در کنار هم امتحان و بررسی کنیم و محاسن و معایب هرکدام را استخراج کنیم. این کار به طور علمی و کامل هنوز اتفاق نیفتاده است. اگر هم کاری تا کنون انجام شده، عمدتاً فعالیتها، مطالعات و تجربیات شخصی بوده است. کار علمی و ملی در این زمینه انجام نشده است.
رسم الخط کم علامت در مدارس: در دفتر تألیف این نگرش بوده و هست که ارتباط افقی دروس را با هم ببینیم. ارتباط افقی دروس، یعنی اینکه دروس فارسی، ریاضی، قرآن، علوم و سایر دروس، همدیگر را معاضدت و تقویت کنند. یعنی از اطلاعات هر درسی در درس دیگری استفاده شود؛ به ویژه درسهایی که هم سنخ هستند، مثل فارسی، عربی، دینی و قرآن که باهم ارتباط بیشتری دارند، مخصوصاً درسهای فارسی و قرآن نگاه جدیدی که در دههی اخیر در دفتر برنامهریزی و تألیف کتب درسی شکل گرفته و بسیار مؤثر و جهشی هم بوده، این است که ما آموزش قرآن را بر اساس سواد فارسی شکل بدهیم و دنبال کنیم. چرا؟ چون اولین سوادی که دانشآموز پیدا میکند، سواد فارسی است.
نکتهی دیگر این است که الفبا و علائم فارسی همان الفبا و علائم عربی است. الفبای فارسی در پایهی اول دبستان با دقت بیشتری آموزش داده میشود و بعد سادهتر و خلوتتر به کار میرود. در عربی هم همینطور است. یعنی سواد عربی هم در ابتدا دقیقتر، کاملتر و پر علامتتر اتفاق میافتد و بعد برای عرب زبانها که زبان مادری آنان است، خلوتتر و کم علامتتر میشود.
این نکته باعث شد که کارشناسان توصیه کنند، رسم الخط قرآن هرچه نزدیکتر به رسم الخط فارسی شکل بگیرد. یعنی آموزش قرآن در آغاز از سواد فارسی بهره ببرد و از نقطهای که نزدیکترین نقطه به سواد فارسی است، روخوانی و قرائت قرآن شروع شود. بعد به تدریج برسد به رسم الخط
کامل و متداول قرآن که این سرانجام آموزش است. پس یک آغاز داریم برای روخوانی قرآن و یک انجام داریم. آغاز آموزش روخوانی، سواد فارسی است، الفبای فارسی است و نقطه انجام آن، رسیدن به رسم الخط متداول و متعارف قرآن در جامعه است. براساس این اصل مهم در آموزش که بیان میدارد: آموزش باید از ساده و آسان به سمت مشکل و از معلوم به سمت مجهول برود، آموزش روخوانی از حالت ساده و معلوم آغاز میشود و به حالت پیچیده و کامل آن میرسد که همین رسم الخط متداول است.
پس انتخاب رسم الخط کم علامت برای مدارس نظر کارشناسان زبانآموزی و متخصصین آموزش قرآن بوده است و این نگاه باعث شد که رسم الخط کم علامت انتخاب شود، چون از نظر شیوهی کتابت و کم علامت بودن، نزدیکترین رسم الخط به خط فارسی است. البته رسم الخط کتابهای درسی با رسم الخط مصحف کم علامت تفاوتهایی دارد. یکی این است که در کتابهای درسی، به ویژه در دورهی ابتدایی، عمدتاً از رسم الاملای عربی استفاده شده که نزدیکترین شیوهی کتابت به فارسی است. یعنی از رسم المصحف که از رسم الاملای عربی قدری مشکلتر است، در کتابهای درسی استفاده نشده است؛ مگر به صورت صفحاتی از قرآن در پایههای چهارم و پنجم ابتدایی، به ویژه پایهی پنجم.
تفاوت دوم این است که حروفچینی متن قرآن با حروف معمولی ساده، خیلی باز و به دور از ترکیبات هنری است. نکتهی سوم این است که عبارات قرآن به صورت جمله جمله تقطیع شدهاند و هر جمله در یک سطر قرار گرفته است تا هم از نظر روخوانی کوتاه و آسان باشد، هم از نظر وقف و ابتدا روشن باشد که از کجا شروع کنیم و در کجا توقف کنیم، و هم از نظر فهم و درک آیات، کار راحتتر باشد. اما در مصحف کم علامت، یعنی قرآن کاملی که با رسم الخط کم علامت تهیه شده، این سه مطلب لحاظ نشده است. یکی این که از رسم المصحف استفاده شده و رسم المصحف از رسم الاملاء قدری مشکلتر است. دوم اینکه سطرها پر هستند و اینطور نیست که هر جمله در یک سطر باشد. و سوم اینکه از ترکیبات هنری خوشنویسی استفاده شده و خط مشکلتر از خط سادهی کتابهای درسی است.
میتوانید مراحل آموزشی و پیشرفت قرائت قرآن را در مدارس از روی رسم الخط مرحله به مرحله توضیح بفرمایید.
آموزش روخوانی قرآن در کتابهای درسی، ابتدا از رسم الخط املایی عربی که نزدیکترین حالت به فارسی است، با جملههای تقطیع شده- هر جمله در یک سطر- و با خط ساده و به اصطلاح روزنامهای، آغاز میشود. سپس میرسیم به کتابت قرآن در مصحف شریف که با رسم الخط کم علامت است و همهی جملهها پشت سر هم آمدهاند. به علاوه، رسم المصحف، یعنی کتابت مستند ویژهی قرآن که از صدر اسلام تاکنون وجود داشته، در قرآن کامل رعایت شده و ترکیبات هنری و خوشنویسی هم تا حد زیادی در آن ملحوظ شده است.
البته اگر بخواهد وضع جامعه با همین رسم الخطهای متعارف باشد، ما باید تدابیری داشته باشیم که در دورهی راهنمایی، دانشآموزان آرام آرام با رسم الخط متعارف و متداول ایرانی، نه این رسم الخط جدید ایرانی، بلکه با رسم الخط قدیمی و سنتی ایرانی و همینطور رسم الخط مصری و
کشورهای عربی که شایعترین رسم الخطهای کشور ما هستند، آشنا شوند تا بتوانند از هر قرآنی در مسجد یا در منزل استفاده کنند.
شایسته است که قدری هم متناسب با مراکز استانها هم عمل کنیم. یعنی اگر در استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان، رسم الخط شبه قارهی هند متداولتر است، آن رسم الخط را به دانشآموزان منطقه هم یاد بدهیم. باید به سنتها، شیوهها و عرف آن جامعه احترام بگذاریم. ولی در سایر مناطق کشور، دو رسم الخط عمده مدنظر است: یکی رسم الخط ایرانی است و دیگری رسم الخط کشورهای عربی، یعنی مصر و عربستان. باید دانشآموز ما در پایان دورهی راهنمایی مهارت خواندن این رسم الخطها را داشته باشند، مگر این که تغییر و تحولی در کشور صورت پذیرد و همین رسم الخط کم علامت، به رسم الخط اصلی و استاندارد ما، تبدیل شود و دانشآموزان مصحف کاملی از این رسم الخط در اختیار داشته باشند. آن وقت میتوان از رسم الخطهای دیگر جزوات کمکی تهیه کرد، مثلاً میتوانیم برای رسم الخط عثمان طه یک راهنمای مختصر تهیه کنیم که اگر دانشآموز خواست، با مطالعهی آن راهنما بتواند از قرآنی با این رسم الخط هم استفاده کند. این بستگی دارد به زمان آموزش قرآن، برنامهریزی درس قرآن، و تصمیمگیری کارشناسان برنامههای درسی و کتب درسی قرآن در آموزش و پرورش.
در حال حاضر وزارت ارشاد، سازمان اوقاف، مرکز طبع و نشر قرآن و انتشارات اسوه و چاپ و نشر وزارت ارشاد، قرآن، رسم الخط کم علامت را بارها چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادهاند.(1)
ملاحظه و بررسی
رخداد فرهنگی که در سطح ملی تأثیر دارد، لازم است توسط کارشناسان خبره فرهنگی و اجتماعی بررسی گردد. اما گزینش قرآن با رسم الخط عثمان طه که امروزه تقریباً در خانه همه مسلمانان ایران موجود است و از افتخارات عربستان سعودی است که این قرآن را در همه خانهها جایگر نمود، آیا بر اساس کارشناسی دقیق و سنجشی منافع ملی بوده است؟ یا صرفاً چند نفر از این رسم الخط خوششان آمده و چند نفر هم سود خود را در نشر آن دیده و به سرعت، فراگیر شده است. درمصاحبه آقای سیف چند نکته هست که برای پاسخگویی به پرسشهای مزبور، سودمند است.
1- آقای سیف برای اولین بار در این مصاحبه نکات مهم و تاریخی عرضه کرده و زوایا و وضعیت رسم الخط قرآن را در ایران روشن نموده است.
2- او میگوید: رسم الخط عثمان طه پس از 1358 توسط نهادهای خاص حکومتی مثل سازمان ارتباطات و سازمان تبلیغات گسترش یافت و پیش از آن کسی این رسم الخط را نمیشناخت.
3- ایشان به اشکالات این رسم الخط اشاره نکرده فقط زیبایی آن موجب توجه و اهتمام به آن شده بود.
4- معلوم است بدون مطالعه دقیق و بدون در نظر گرفتن عواقب به سراغ عثمان طه رفتهاند.
5- اما بروز مشکلات در سالهای بعد نهادهای رسمی را وادار کرده که به سراغ رسم الخط دیگری بروند.
1) . «از رسم الخط پر علامت»، سید مهدی سیف، ص 38-43.
6- البته آقای سیف اقرار میکند که در سالهای 58 به بعد عثمان طه سیطره و فراگیرترین رسم الخط در ایران بوده است.
7- آقای سیف اقرار میکند که رسم الخط تأثیر بسزا در زیربنایی در امور آموزشی قرآن دارد. به ویژه در مورد نابینایان و معلولین و بالاخص در ترجمه قرآن با رسم الخط خاص به بریل که مشکلات در رسم الخط مبدأ در بریل مضاعف میگردد و موجب گمراهی نابینایان شده است.
مشکلات رسم الخط عثمان طه از نظر محمدعلی کوشا
پژوهشگر توانا آقای محمدعلی کوشا پس از بررسیهای فراوان در قرآن به خط عثمان طه، بیش از یکصد مشکل نگارشی یافته و فهرست کرده است: البته این مشکلات را موارد مهمّ و اساسی میداند. این موارد در کتابچهای به نام «نقد رسم الخط عثمان طه از قرآن» آمده و ما با اجازه ایشان از آن مقاله اخذ کردهایم:
فهرست اشکالات
از ادات شرط جازم و ظرف است. مثل
«مهما»، «اذما» و «کَیْفَمٰا»است. بنابراین باید متّصل نوشته میشود. مانند:
حَیْثُما تَسْقُطْ تَثْبُتْ.
تصویر
زیرا «ما» استفهامیه است و حرف
«ل» در اینجا از حروف جارّه است و هرگز جدا نوشته نمیشود.
تصویر
أَنَّ مَا غَنِمْتُم
«انّ» مشبّهة بالفعل و «ما» هم
موصوله است، لذا باید جدا نوشته شود.
تصویر
عِنْدَاللّه هُوَ خَیْرلَکُمْ
اِنَّ ما عِنْدَاللّه. . .
«اِنّ» مشبّهة بالفعل است و «ما»
اسم آن است نه ادات حصر.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
در قرآن به همین شکل نوشته شده است جز سه مورد فوق که جای شگفتی فراوان دارد! (1)
مطالعات و ابتکارات مدرن
در دهههای اخیر و با ورود کامپیوتر و وسایل مدرن به عرصه نگارش قرآن کریم، پروژهها و طرحهای جدیدتری به میان آمده و بعضاً به نتیجه هم رسیده است.
مهندس رضا کیانزاده طرحی به نام قرآن خود آوا (یا خود اعراب) را مطرح و دو دهه روی آن کار کرده و از نظریات بزرگان قرآن پژوه بهره گرفته است.
اعرابها به صورت علامتهایی چسبیده به خود حروف است و مثل قرآنهای متعارف که اعراب مستقل از حروف است، نمیباشد. آقای خرمشاهی و مهندس کیانزاده معتقدند اگر این قرآن منتشر شود تحولات گسترده و عمیق در فراگیری قرآن رخ میدهد. (2)
هنوز این قرآن منتشر نشده با اینکه در سال 1378 صحبت از اتمام مراحل مختلف پژوهشی آن بود. به هر حال اگر این نوع خط منتشر شود، لازم است بررسی شود که برای قرآن بریل مناسب است یا نه؟ اجمالاً با بررسیهای اولیه معلوم شده درباره بریل هم جوابگو است.
شیوه ابداعی: جهت حلّ مشکلات نگارشی قرآن کریم، چند سال است مرکز طبع و نشر قرآن در ایران مشغول فعالیت پژوهشی و جمعآوری اطلاعات است. در سال 1380 نتایج تحقیقاتش را با عنوان «شیوهای نو در اعراب گذاری قرآن کریم» منتشر کرد. اکنون قسمتی از این گزارش نقل میشود. (1)
تاریخچه ضبط: «ضبط کلمات» در اصطلاح عبارت است از علمی که درباره علایم و حرکات حروف سخن میگوید؛ اعم از حرکات کوتاه و حرکات کشیده و علایمی چون سکون و تشدید و مد. از آنجا که در آغاز، این حرکات و علایم با نقطههایی درشت و در برخی موارد رنگی مشخص میشدند، در قدیم به آن «نَقط» میگفتند. تاریخ «نقط» مصاحف به نیمه نخست سده اول هجری باز میگردد. ولی پس از آن و در سده دوم هجری بود که «نقط» مصاحف در میان مسلمانان رواج یافت.
در قرن دوم هجری، خلیل بن احمد فراهیدی (درگذشت 170ه. ق) با الهام از شکل حروف، اشکال جدیدی را برای جایگزین کردن نقاط یاد شده ابداع کرد و از آن جهت به ضبط، «شَکل» نیز میگویند. روش خلیل بن احمد از اواخر قرن سوم هجری، به ویژه در منطقه عراق که مرکز فعالیتهای علمی و لغوی آن زمان بود، رواج یافت.
پس از پدید آمدن این دو روش، دو نظر در میزان به کارگیری این علایم به وجود آمد:
الف. برخی معتقد بودند باید حرکات و علایم تمام حروف قرآن کریم، اعم از خوانا و ناخوانا مشخص شود. علمای مغرب از جمله ابو عمرو دانی (درگذشت 444 ه. ق) صاحب کتاب «المحکم فی نقط المصاحف»، از طرفداران این نظر هستند. وی در این باره میگوید:
«هدف از نقط مصاحف، تصحیح قرائت و ادای صحیح حروف است تا بدین طریق، قرآن همانطور منتقل شود که از سوی خداوند نازل شده و از پیامبر اکرم(ص)، صحابه و اهل فن نقل شده است. از اینرو باید حق هر حرف در نقط ادا شود و حرکت، سکون، تشدید، مد، همزه و جز آن نوشته شوند و نباید تنها به برخی از این علایم اکتفا کرد. » این نظر در مشرق نیز طرفدارانی داشته است.
در زمان ما نیز ضبط کلمات در مصاحفی چون «مصحف امیری» و «مصحف مدینه» بر اساس این نظر صورت گرفته است. در این دو مصحف میتوان ماحصل آرای طرفداران این نظریه را به خوبی مشاهده کرد.
در ادامه به اقوال برخی از این علما اشاره میشود:
«بنای «نقط» بر اختصار است. چرا که اگر قرار باشد خطاطان آنچنانکه شایسته است، نقطهگذاری کنند، خط قرآن تباه و ناخوانا میشود. »
1) . «شیوهای نو در اعراب گذاری قرآن کریم»، مرکز طبع و نشر قرآن، رشد آموزش معارف اسلامی، پاییز 1380ف شماره 46، ص 3-11.
««شکل» برای رفع اشکال به کار میرود و چنین نیست که روی هر حرف علامتی قرار گیرد؛ بلکه فقط بر روی حرفی علامت قرار میگیرد که اگر علامت نداشته باشد، خواندن آن مشخص نیست و اگر علامت تمام حروف کلمهای مشخص شود، آن کلمه به راحتی خوانده نخواهد شد و این کار سودی نخواهد داشت؛ چرا که علایم برخی حروف، سایر حروف را بینیاز از حرکت میکند. »
««نقط» و«شکل» تنها در موارد مشکل ساز و به منظور آسان کردن قرائت مورد استفاده قرار میگیرند و چنین نیست که علامت تمام حروف کلمهای مشخص شود؛ خواه آن حرف ساکن باشد یا متحرک. چنانچه شخصی علامت تمام حروف را مشخص کند در این کار زیاده روی کرده است و در این کار سودی نیست. »
«بدان که کاتبان. . . تنها برای حرفی نقطه و علامت قرار میدهند که اگر علامت نداشته باشد، خواندن آن مشخص نمیباشد. »
اکثر این بزرگان اهل عراق هستند. مردم نیز در این منطقه تابع ایشان بودند. بهطور مثال عموم اهل عراق از علایمی چون سکون و تشدید و مد استفاده نمیکردند و حروف ساکن، مشدّد و ممدود را بدون علامت مینوشتند.
همانطور که گفته شد دو نظر درباره میزان به کارگیری حرکات و علایم در ضبط کلمات قرآن کریم وجود دارد. آنچه از سخنان طرفداران هریک از این دو نظر برمیآید، وجه مشترک این دو روش، آن است که هر دو به صحت قرائت و بلکه آسان کردن آن تأکید دارند و وجه اختلاف آنها این است که طرفداران روش اول، که چهره شاخص آن «ابو عمرو دانی» است، با دیدی افراطی و همراه با تعصب به ضبط نگریستهاند؛ درحالی که طرفداران روش دوم، ملاک نیاز یا عدم نیاز حرف به علامت یا حرکت را میزان تأثیر آن در قرائت دانستهاند که به نظر، منطقی میآید. البته این موضوع، تنها از راه آزمون و امتحان مشخص میشود. به این صورت که باید قرآنهای مختلف با روشهای ضبط گوناگون در جلسات و کلاسهای آموزش قرآن، مورد امتحان قرار گیرد تا به این ترتیب میزان تأثیر هریک از حرکات و علایم مشخص شود. بنابراین، این گفته که باید علامت تمام حروف مشخص شود (نظر ابو عمرو دانی) درست نیست.
در حال حاضر شیوههای مختلفی برای ضبط کلمات قرآن کریم در جهان اسلام وجود دارد که اکثر آنها دارای مستندات مشخص و ادله محکمی نیست. به نظر میرسد، خوشنویسان در پیدایش برخی از علایم در این روشها و ترویج و تثبیت آن، نقش داشتهاند. این روش به کشورهای هند، ایران، ترکیه (دولت عثمانی)، مصر و منطقه مغرب منسوب است.
ضبط پیشنهادی: این مرکز با توجه به تجربیات ارزشمند معلمان و استادان قرآن کریم در سراسر کشور به این نتیجه رسید که یکی از معضلات نو آموزان و قاریان قرآن کریم وجود برخی از علایم زاید در قرآنهای رایج است. وجود این علایم که گاه سلیقهای و مخصوص یک قرآن خاص است، نه تنها باعث آسانی قرائت قرآن نشده است بلکه منجر به شلوغ شدن متن قرآن کریم میشود. به این ترتیب خواندن آن را برای عامه مردم به ویژه مبتدیان مشکل ساخته است. بنابراین پس از بررسی اکثر
شیوههای رایج در ضبط کلمات در این قرآنها و ارزیابی نقش تمام علایم و حرکات موجود در آنها در فرایند آموزش و قرائت قرآن کریم، کارشناسان مرکز به این نتیجه رسیدند که تنها برخی از علایم با قرائت صحیح قرآن کریم ارتباط مستقیم دارد. از اینرو به منظور هماهنگ ساختن کتابت قرآن کریم با قرائت آن و بر اساس نتایج و یافتههای این تحقیق و بررسی، ضبط جدید پیشنهاد شد.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که در هر روشی به ناچار مواردی وجود دارد که نمیتوان ضبط آنها را به خوبی نشان داد. برای مثال قرائت کلمه «لِشَایءِ» را که طبق قواعد رسم، دارای یک الف زاید است، نمیتوان به راحتی نشان داد. ضبط کلمه «یَایئَسُ» نیز به همین دلیل کار دشواری است.
در ضبط جدید، تنها علایم حروفی که دارای حرکت و صورت هستند، مشخص شده و برای سایر حروف، علامت خاصی در نظر گرفته نشده است. برای مثال در کلمه «کَتَبَ» علامت سه حرف «ک»، «ت» و«ب» مشخص شده است؛ اما در کلمه «فَلیَکتُب» تنها، علامت سه حرف «ف»، «ی» و «ت» که متحرک هستند، مشخص شده و برای سه حرف «ل»، «ک» و«ب» - که ساکن هستند - علامتی در نظر گرفته نشده است.
حرف ساکن در برخی از قرآنهای موجود از جمله مصحف مدینه به خط عثمان طه گاه بدون علامت نوشته شده است که این موضوع مشکل خاصی برای قاریان، به ویژه نوآموزان ایجاد نکرده است. در کلمه «فَاکتُبنا» نیز تنها، علامت دو حرف «ف» و «ت» و در کلمه «اُولی» فقط علامت حرف همزه نوشته شده است. البته در برخی موارد احتمال دارد، مبتدی در آغاز با مشکلاتی مواجه شود که آن نیز با آموزش صحیح و استمرار در قرائت قرآن کریم از روی این مصحف به مرور از میان خواهد رفت.
علایم و حرکات مؤثر در قرائت قرآن کریم که در ضبط این مصحف شریف از آنها استفاده شده است، عبارتند از:
حرکات کوتاه فتحه و کسره و ضمه. مانند:اٌذِنَ.
تنوین نصب، جر و رفع. مانند: خَبیراً، رَحیمٍ، غَفورٌ.
الف کوچک. مانند: هٰذا.
تشدید، مانند: الرَّحمٰنُ
علامت «ء» برای همزه. مانند:دَابِ، بِئسَ، هَئّ، اللُؤلُؤُ.
«واو» و «یاء»کوچک برای نشان دادن اشباع حرکات. مانند: داوودُ، لَهو، الاُمِیَّنَ، بِهے.
علایم و حرکات غیر مؤثر در قرائت که در ضبط برخی از قرآنها به کار رفتهاند ولی در این قرآن به کار نرفتهاند نیز، عبارتند از:
مانند:
اوُذینٰااوذینا
اُوذینَااوذینا
اُوذِیْنَااوذینا
اُوذِینَااوذینا
تذکر: این علایم در نزد همزه وصل، حذف نشده است؛ مانند: اِذَا الجِبالُ ذُوالعَرشِ.
علامت حرف ساکن. مانند:أَنعَمتَ اَنتُم.
علامت حرف همیشه ناخوانا. مانند: اُولوا، یَایئَسُ، لِشَایءٍ.
علامت حرف گاه ناخوانا. مانند: انا.
علامت همزه وصل. مانند: واللّه.
تذکر: حرکت همزه وصل در ابتدای آیه و جمله به صورت ریز نگاشته شده است.
مانند: فیهِ هُدیَ لِلمُتَّقینَ * الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ
همزه رو یا زیر الف متحرک. مانند: أَسریٰ، اِذا.
کلیه علایم تجویدی. (به جز علامت مد)
تذکر: علاوه بر حذف علایم تجویدی مانند «م» ابدال و علایم خاص اشمام و تسهیل، علامت تنوین که در برخی از مصاحف به خاطر نشان دادن حالات سه گانه ادغام، اخفاء و ابدال به شکل خاصی نوشته شده در این مصحف به شکل طبیعی خود آمده است.
باتوجه به مطالب گفته شده، تعداد علایم به کار رفته در ضبط کلمات این مصحف شریف نسبت به قرآنهای رایج در اکثر کشورهای اسلامی از جمله دو مصحف معروف «قاهره» و «مدینه» - که در حال حاضر الگوی بسیاری از خوشنویسان هستند - به میزان یک سوم کاهش یافته است.
لازم به ذکر است پس از چاپ قرآن کریم با روش ضبط جدید و استقبال عموم مردم از آن، وزارت آموزش و پرورش نیز بر آن شد تا کتابهای درسی قرآن را بر این اساس تغییر دهد. این تغییر و دگرگونی در شیوه کتابت آیات قرآن درسی همچنان ادامه دارد. آزمونها و نظر سنجیهای این وزارتخانه نشان میدهد روش جدید نسبت به روشهای پیشین از موفقیت بیشتری برخوردار بوده است.
در مورد ضبط پیشنهادی باید به دو نکته زیر اشاره کرد:
در تهیه ضبط جدید، درصدد تبیین نظرات نحویوّن – به ویژه نحویوّن قدیم - در اعراب کلمات و حرکات حروف نبودیم و بیشتر میزان تأثیر گذاری علایم در امر قرائت قرآن کریم به ویژه برای مبتدیان، مدنظر بوده است.
سعی شده است تا ضبط پیشنهادی برپایه ادلّه علمی و آزمونهای متعدد تهیه و ارائه شود؛ لذا برای اطمینان از میزان کارایی روش جدید، این قرآن در جلسات و محافل قرآنی متعدد مطرح شد و شیوه ضبط آن در مجموع مورد تأیید قرار گرفت.
از ابتدا در نگارش و کتابت برخی واژگان قرآن اختلاف بود و کمتر از دو دهه از رحلت رسول خدا(ص) میگذشت که اختلافات درباره کتابت واژههایی از قرآن به اندازهای رسید که ضرورت یکسان سازی و توحید مصاحف را پیش کشید و عثمان خلیفه سوم دستور داد همه قرآنها با کتابتهای مختلف جمعآوری و فقط یک قرآن مبنای امور باشد. اما در همان یک قرآن هم کلمات بعضاً دارای کتابت یکسان نداشت مثلاً رحمت به دو صورت رحمة و رحمت کتابت و ضبط شده و یکسان سازی قرآن مبحث وحدت رویه کاتبان قرآن را تثبیت ننمود.
این فصل به دیدگاههای مختلف درباره واژگان اختلافی قرآن و دستهبندی و طبقهبندی این واژگان میپردازد.
علی ابراهیم محمد از پژوهشگران مصری درباره واژگان اختلافی قرآن مینویسد: خط خاصی که عثمان دستور داد که با آن قرآن را بنویسند و این خط مبنای همه کتابتهای دولتی و امور دیوانی قرار گرفت، اما در بین نخبگان، مخالفان و موافقانی داشت. زیرا در ظاهر آن مشکلات و تهافتهایی به چشم میخورد و فرهیختگان به راحتی نمیتوانستند آن را بپذیرند. بعضی این مشکلات را به چهار دسته تقسیم کردهاند که در ادامه میآورم.
اما ذکر این نکته مهم است که قرآن عثمانی به عنوان تنها قرآن در طول تاریخ تداوم یافت و امروزه هم همان قرآن مبنا است و چاپ و نشر میشود و در اختیار مردم قرار میگیرد. و همین قرآن تبدیل به خط بریل میشود. از اینرو پارهای از مشکلات در خط بریل از اصل کتابت قرآن عثمانی نشأت گرفته است. او مشکلات نگارشی قرآن عثمانی را به چهار دسته تقسیم کرده و مینویسد: حذف برخی حروف، افزون برخی حروف، تبدیل هاء تأنیث به تاء کشیده چهار دسته از کلماتی است که در رسم عثمانی مشکل دارد. آنگاه نمونههایی میشمارد:
إذ وَعَدْنا (بقره، آیه 51) إِذْ واعَدْنا
العٰلمین (حمد، آیه 1) العالمین
المیعٰد (انفال، آیه 42) المیعاد
لقمٰن (لقمان، آیه 14 لقمان
سلیمٰن (27 بار در قرآن آمده) سلیمان
الداع (قمر، آیه 6) داعی
فنُجِّیَ (یوسف، آیه 110) فَنُنَجِّیُ(1)
یدع (اسراء، آیه 11) یدعو
آیات 117 مؤمنون و قمر همین گونه است.
لَأَاْذْبَحَنَّهُ (نمل، آیه 21) لَأَذْبَحَنَّهُ
لَا تقولن لشایء (کهف، 22) لَتَقُولُن
تلقائ نفسی ( یونس، آیه 15) تلقاء نفسی
سأوریکم (اعراف، 145) سأریکم
سأوریکم آیتی (انبیاء، 37) سأریکم آیتی
یتوفیکم (انعام، آیه 60) یتوفاکم
یا حسرتی (زمر، آیه 56) یا حسرتا
یا اسفی (یوسف، آیه 84) یا اَسَفا
رحمة (بقره، آیه 281) رحمت
نعمة (بقره، آیه 22) نعمت
سنة (انفال، آیه 38)(2)سنت
یعنی در آیاتی سنت و در جاهایی سنة آمده است.
بعد از ذکر این موارد که گویای رویه دوگانه است به ذکر توجیحات و اقوال ادباء و مفسران قرآن میپردازد.(3)
پژوهشگر دیگری پس از بررسیها، پنج نوع کلمه برمیشمارد که در قرآن نگارش آنها متفاوت با سبک کتابت معمول است. مطلب این پژوهشگر را عیناً میآوریم:(4)
مراد از رسم المصحف نگارش برخی از کلمات قرآن توسط صحابه به شکل مخصوصی است که گاه با قواعد کتابت امروزی مطابقت ندارد. این تفاوتها را در پنج مورد(5)میتوان خلاصه نمود: حذف، زیادت، ابدال، وصل (موصول)، فصل (مقطوع) اکنون به شرح و توضیح و ذکر نمونههایی برای هر مورد میپردازیم:
قسمت اول: حذف
در رسم عثمانی کلماتی مشاهده میگردد که حرفی از آنها حذف گردیده است. در مجموع، حروف محذوفه عبارتند از: «الف، یاء، واو، لام و نون».
حذف الف: موارد حذف الف عبارتند از:
1- حذف الف از جمع مذکر سالم:
طبق قواعد رسم المصحف،الف در جمع مذکر سالم نوشته نمیشود؛ نمونههایی از حذف الف در اسمهای جمع مذکر سالم:
الصّٰدقین [الصّادقین] (آل عمران/17) خٰلدون [خالدون] (بقره/25)
سَمّٰعون [سَمَاعون] (مائده/42 السّٰجدین [السّاجدین] (اعراف/11)
2- حذف الف از جمع مؤنث سالم:
المُسلماٰت [المُسلمات] (احزاب/35) جنّٰت [جنّت] (بقره/25)
الاَمنت [الاَمانات] (نشاء/58) البقیت [الباقیات] (کهف/46)
3- حذف الف از جمع مکسر:
المساکین [المَساکین] (بقره/177) ظلل [ظلال] (رعد/15)
مَسٰجد [مَساجد] (توبه/17) خَلٰئِفَ [خَلائِف] (انعام/165)
4- حذف الف از ضمیر «نا»:
اَنزلنهُ [اَنزلناهُ] (انعام/92) اَعطینٰک [اَعطیناک] (کوثر/1)
مَکَّنّٰهم [مَکَّنّاهم] (انعام/6) زیَنّٰها [زَیّنّاها] (حجر/16)
5- حذف الف از «یاء» نداء:
یٰایُّها [یا اَیُّها] (بقره/21) یٰمریمُ [یا مریمُ] (آل عمران/42)
یسَماءُ [یاسَماءُ] (هود/44) یٰموسی [یا موسیٰ] (بقره/55)
6- حذف الف از «هاء» تنبیه:
هٰتَین [هاتین] (قصص/27) هٰانتم [هااَنتم] (نساء/109)
اَیُّهَ المؤمنون [اَیُّها المؤمنون] (نور/31)
7- حذف الف از اسامی علم:
اِسحٰق [اسحاق] (هود/71) سُلیمٰن [سُلیمان] (نمل/15)
عِمرٰن [عِمران] (آل عمران/33) اِسمٰعیل [اِسماعیل] (ص/48)
8- حذف الف از سایر کلمات:
الف) کلماتی که هجای آنها تغییر نکرده (به جای الف حرف دیگری قرار نگرفته است):
خَلّٰق [خَلّاق] (بقره/5) سُلطٰن [سُلطان] (اعراف/71)
سَلٰم [سَلام] (یس/58) غُلٰم [غُلام] (آل عمران/40)
حذف الف ممدوده: کلماتی که الف ممدوده آنها حذف شده و در عوض «و» و «الف» به آنها اضافه شده است. (این کلمات اختلافی است و در مصحف به هر دو شکل آمده است):
اَبنٰؤُا [ابناءُ] (مائده/18) اَنبٰؤُا [انباءُ] (انعام/5)
اَلبَلٰؤُا [البلاءُ] (صافات/106) نَشٰؤُا [نشاءُ] (هود/87)
حذف الف جمع: در آخر افعال ماضی، صیغه جمع مغایب، الفی آورده میشود که به آن الف جمع میگویند. در قرآن عثمانی، افعالی هست که، الف آنها حذف شده است. اما کلماتی که «الف جمع» از آنها حذف گردیده است:
جاءُو [جاءُوا] (آل عمران/184) باءُو [باءُوا] (بقره/90)
فاءو [فاءوا] (بقره/226) سَعَوْ [سَعَوْا] (سبأ/5)
حذف یاء: در قرآن کریم کلمات متعددی مشاهده میشود که بدون «یاء» نوشته شدهاند. برخی از این کلمات عبارتند از:
ابرٰهم [اِبراهیم] (بقره/124) الافهم [ایلافهم] (قریش/2)
اَلحواریّن [اَلحواریّین] (صف/14) ربّانیّنَ [ربّانیّین] (آل عمران/79)
حذف واو: طبق ضابطه باید واو آمده باشد، اما حذف شده است. این موارد عبارتاند از:
یَستَوُن [یَستَوُون] (توبه/19) الغاوُن [الغاوُون] (شعراء/94)
یَدْعُ [یَدْعُو] (اسراء/11) سَنَدْعُ [سَنَدْعُو] (علق/18)
حذف لام: کلماتی که لام آنها حذف شده عبارتاند از:
اَلّیل [اَللّیل] (یس/40) اَلّٰتی [اَللاّتی] (نساء/23)
اَلّٰئی [اللاّئی] (طلاق/4) اّلَذانِ [اَللّذان] (نساء/16)
حذف نون: حذف نون فقط در یک کلمه آمده است:
نُجی [نُنْجی] (انبیاء/88)
قسمت دوم: زیادت
حروفی که معمولاً به صورت زاید، بر برخی از کلمات عارض شدهاند، عبارتاند از: «الف»، «یاء» و «واو».
زیادت الف: کلماتی که با زیادت الف در قرآن آمده است اختلافی است؛ یعنی در بعضی از سورهها با زیادت الف و در بعضی از سورهها بدون الف ضبط شدهاند، نمونههایی از موارد زیادت الف:
لِشَایْءٍ [لِشَیْءٍ] (کهف/23) لٰکّنَا [لکنَّ] (کهف/38)
لَاَاذْبَحَنّهُ [لَاَذْبحَنّهُ] (نمل/21)
زیادت یاء: در چند کلمه یاء زاید است:
اَفَاینْ [ اَفَانْ] (آل عمران/144) نَبَإی [نَبَإ] (انعام/34)
بِاَییَّکُمَ [بِاَیِّکُم] (قلم/6) بِاَییْدٍ [بِاَیْدٍ] (ذاریات/47)
زیادت واو: کلمهای که واو زائد است فقط یک مورد شناسایی شده است:
ساُوریکم [ساُریکم] (اعراف/145)
قسمت سوم: ابدال
منظور از ابدال در اینجا تبدیل شدن یک حرف به حرف دیگر در کتابت است. هفت مورد برای ابدال شناسایی شده است:
ابدال «الف» به «واو»:
الصَّلٰوة [الصَّلاة] (حج/78) الزَّکوة [الزَّکاة] (نور/37)
بِالْغدٰوة [باْلغداة] (انعام/52) مَنٰوةَ [مَناةَ] (نجم/20)
ابدال «الف» به «یاء»:
بُشرٰیکم [بُشراکم] (حدید/12) ضُحیٰها [ضُحاها] (نازعات/29)
دَعوٰیهم [دَعواهم] (اعراف/5)
ابدال «یاء» به «الف»: بر طبق املای معاصر، کلمات ناقص (کلماتی که لام الفعل آنها «یاء» و یا «واو» است) که در اولین صیغه ماضی آنها در اثر اعلال، حرف ناقص به الف منقلب میشود، در رسم الخط باید به الف مقصوره «یٰ» نوشته شوند. اما در برخی از موارد در رسم المصحف بر خلاف این اصل عمل شده است. مانند:
طَغا [طَغیٰ] (حاقه/11) رَءا [رَایٰ] (هود/70)
تَرٰءا [تَراءی] (شعراء/61) نَئا [نَئی] (اسراء/83)
ابدال «ة» به «ت»:
رَحمت [رَحمة] (بقره/218) نعمَت [نعمَة] (نحل/72)
سُنّت [سُنَة] (انفال/38) شَجَرت [شَجَره] (دخان/43)
ابدال نون تأکید خفیفه به تنوین:
لِیَکوناً [لِیَکونَنْ] (یوسف/32) لَنَسْفَعاً [لَنَسْفَعَنْ] (علق/15)
ابدال تنوین به نون:
کَاَیِّنْ [کَاَیٍّ] (یوسف/105)
ابدال «س» به «ص»:
یَبصُط [یَبسُط] (بقره/245) بِمُصَیطِر [بِمُسَیطِر] (غاشیه/22)
بَصْطَه [بَسْطَه] (اعراف/69)
قسمت چهارم: مقطوع
منظور از مقطوع کلماتی هستند که باید به صورت متصل (سرِهم) نوشته شوند، ولی در مصحف به صورت منفصل (جدا از هم) نوشته شدهاند.
کلماتی که در قرآن به صورت مقطوع ضبط گردیدهاند، عبارتند از:
فَمالِ هؤلاء [فَما لِهؤلاء] (نساء/ 78) فَمالِ هذا الرسول [فَما لِهذا الرسول] (فرقان/7)
فَمالِ هذا الکتاب [فَما لِهذا الکتاب] (کهف/49) فَمالِ الذین کفروا [فَما لِلذین کفروا] (معارج/36)
قسمت پنجم: موصول
منظور از موصول کلماتی هستند که باید به صورت منفصل (جدا از هم) نوشته شوند، ولی در مصحف به صورت متصل (سرِهم) نوشته شدهاند. کلمات موصول را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
1- کلماتی که به علت رابطه صوتی، متصل نوشته شدهاند. این نوع از اتصال معمولاً در موضوع ادغام صورت میگیرد. مانند:
ممّا [مِنْ ما] (بقره/3) فَالَّم [فَانْ لَم] (هود/14)
اَمَّن [اَمْ مَن] (نمل/60) اَلَّن [اَنْ لَن] (قیامه/3)
2- کلماتی که بدون داشتن رابطه صوتی، متصل نوشته شدهاند:
فیما [فی ما] (بقره/113) اَینَما [اَینَ ما] (نحل/76)
بِئسَما [بِئسَ ما] (اعراف/150) یَبنَؤُمَّ [یَابن اُمَّ] (طه/94)
بر اساس نکات مزبور میتوان اینگونه نتیجهگیری کرده:
یکی از عواملی که از دیرباز تا کنون باعث دشواری قرائت قرآن برای بسیاری از مسلمانان علاقهمند به تلاوت آیات هدایت بخش الهی بوده است، نگارش خاص برخی از کلمات قرآن و به عبارتی، اختلاف رسم المصحف با رسم الخط معمولی میباشد. التزام به رسم المصحف در گذشته به جهت امکان وقوع تحریف در قرآن، امری لازم و ضروری مینمود. اما با توسعه علوم و فنون حفظ و نگهداری اسناد و مکتوبات و انتفای امکان تحریف قرآن به آن گونه که بتوان قرآن محرّف را به عنوان قرآن مُنزل از جانب خدا در اذهان و قلوب مسلمانان القا کرد، جا دارد امکان نگارش قرآن با رسم الخط معمولی زبان عربی از سوی علمای اعلام و محققان علوم قرآنی مورد بررسی مجدد قرار گیرد.(1)
حدود چهل قاعده در زمینه حذف، زیادت، همزه، تبدیل و وصل و فصل مطرح است. اهل سنت به این قواعد التزام دارند. اکنون گزارشی از این قواعد تقدیم میگردد.
الف - قاعده حذف:
1- حذف الف در مواردی از جمله:
1-1- حذف الف از یاء نداء؛ مانند: یایها الناس (بقره:21)
2-1- حذف الف از هاء تنبیه؛ مانند: هانتم (آل عمران: 66)
3-1- حذف الف بعد از ضمیر متصل «نا»؛ مانند: نجینکم (بقره: 49)
4-1- حذف الف از لفظ جلاله «اللّه».
5-1- حذف الف از کلمه «اله».
2- حذف یاء در مواردی؛ از جمله:
1-2- حذف یاء از کلمات منقوص که تنوین رفع و جر دارند؛ مانند: باغ (بقره:173)، عاد (بقره:173)
1) . «مقایسه رسم المصحف و رسم الاملاء»، علیاکبر ربیع نتاج، پژوهشهای تعلیم و تربیت اسلامی، سال دوم، ش4، زمستان 1382، ص160.
2-2- حذف یاء ضمیر متکلم وحده از کلماتی هما: اطیعون (آل عمران: 50)، اتقون (بقره: 197)، خافون (آل عمران: 175)، فارهبون (بقره: 40) (مگر موارد استثنایی).
3- حذف واو هنگامی که واو مدی در کنار واو دیگری واقع شود؛مانند:یستون (نحل: 75)، داود (نساء: 163).
4- حذف لام هنگامی که در حرف لام دیگری ادغام شود؛ مانند: الیل (قصص:71)، الذی (بقره: 22) (مگر موارد استثنایی).
ب - قاعده زیادت(اضافه شدن):
1- زیادت الف:
1-1- در کلیه اسامی جمع مذکر سالم یا در ملحق به جمع مذکر سالم، در حال حذف «نون»، بعد از واو، الف اضافه میشود؛ مانند: بنوا اسرائیل (یونس: 90).
2-1- بعد از همزهای که بر روی واو نوشته میشود، الف اضافه میشود؛ مانند: تفتؤا (یوسف: 85).
3-1- در کلمات «مائه» (بقره: 261)، «ماتین» (انفال: 65)، «لظنونا» (احزاب: 10)، «الرسولا» (احزاب: 66)، «السبیلا» (احزاب: 67) الف اضافه میشود.
2- زیادت یاء:
در کلمات «نبای» (انعام: 34)، «آنای» (طه: 130)، «تلقای» (یونس: 15)، «باییکم» (قلم: 6)، «باییدٍ» (ذاریات: 47) یاء اضافه میشود.
3- زیادت واو:
در کلمات «اولوا» (هود: 116)، «اولئک» (بقره: 5)، «اولاء» (آل عمران: 119)، «اولات» (طلاق: 4) واو اضافه میشود.
ج - قاعده همزه:
1- اگر همزه، ساکن باشد، بر روی حرف متجانس با حرکت قبلش نوشته میشود؛ مانند: «ائذن» (توبه: 49)، «اؤتمن» (بقره: 283)، «البأساء» (بقره: 177) (مگر موارد استثنایی).
2- همزه متحرک:
1-2- اگر همزه متحرک در اول کلمه واقع شود، بر روی الف نوشته میشود؛ مانند: «ایوب» (انعام: 84)، «ساصرف» (اعراف: 146)، «فبای» (رحمان:13) (مگر موارد استثنایی).
2-2- اگر همزه متحرک در وسط کلمه قرار گیرد، و پیش از آن نیز متحرک باشد، با توجه به حرکت همزه و نیز حرکت حرف پیش از آن، روی حرف متجانس با حرکت قویتر نوشته میشود، ترتیب حرکات از قوی به ضعیف چنین است: «کسره، ضمه، فتحه، سکون»؛ مانند: «سال» (معارج: 1)، «سئل» (بقره: 108)، «نقرؤه» (اسراء: 93) (مگر موارد استثنایی).
3-2- اگر همزه متحرک در وسط کلمه قرار گیرد و پیش از آن ساکن باشد، بر خلاف قواعد املای عربی، بدون کرسی و در کنار حرف متحرک پیش از خود نوشته میشود: مانند: «یسلونک» (بقره: 219)، «مسولاً» (اسراء: 34) (مگر در موارد استثنایی).
4-2- اگر همزه متحرک در آخر کلمه قرار گیرد، بر روی حرف متجانس با حرکت قبلش نوشته میشود مانند: «سبأ» (نمل: 22)، «شاطئ» (قصص: 30)، «اللؤلؤ» (واقعه: 23) (مگر موارد استثنایی).
5-2- اگر همزه متحرک در آخر کلمه قرار گیرد و حرف قبل از آن ساکن باشد، پایهاش حذف میشود مانند: «ملء» (آل عمران: 91)، «الخبء» (نمل: 25) (مگر موارد استثنایی).
د- قاعده ابدال:
1- تبدیل الف:
1-1- الف در کلمات «الصلوه» (بقره: 3)، «الزکوه» (لقمان: 4)، «الحیوه» (قصص: 79) به واو تبدیل میشود (مگر در موارد استثنایی).
2-1- الف در مواردی که منقلب از یاء باشد، به یاء تبدیل میشود؛ مانند: «یتوفیکم» (نحل: 70)، «یاسفی» (یوسف: 84).
3-1- الف در کلمات «الی»، «علی»، «انی»، «متی»، «بلی»، «حتی»، «لدی» (به جز در سوره یوسف) به یاء تبدیل میشود.
2- تبدیل نون:
نون تأکید خفیفه در کلمات «لیکونن» (یوسف: 32) و «لنسفعن» (علق: 15) به الف تبدیل میشود؛ یعنی به صورت: «لیکونا» و «لنسفعاً».
3- تبدیل تاء تأنیث به تاء کشیده مفتوحه در کلمات زیر:
1-3- «رحمت» (بقره: 218؛ اعراف: 56؛ هود: 73؛ مریم: 2؛ روم: 50 و زخرف: 32).
2-3- «نعمت» (بقره: 231؛ آل عمران: 103؛ مائده: 11؛ ابراهیم: 28؛ نحل: 72؛ لقمان: 31؛ فاطر: 3 و طور: 29).
3-3- «لعنت» در عبارت: «لعنت اللّه» (آل عمران: 61).
4-3- «معصیت» (مجادله: 8 و 9).
5-3- کلمات «شجرت»، «قرت»، «جنت» و «بقیت» در عبارتهای: «شجرت الزقوم» (دخان: 43)، «قرت عین» (قصص: 9)، «جنت نعیم» (واقعه: 89) و «بقیت اللّه» (هود: 86).
6-3- کلمه «امرات» در مواردی که به زوجش اضافه شده باشد؛ مانند: «امرات نوح» (تحریم: 10).
ه - قاعده وصل و فصل:
1- کلمه «ان» به کلمه «لا» متصل میشود مگر در ده موضوع؛ مانند: «ان لا تعبدوا» (هود: 26).
2- کلمه «من» به کلمه «ما» متصل میشود مگر در عبارت «من ما ملکت» (نساء: 25؛ روم: 28).
3- کلمه «من» به کلمه «من»همواره متصل میشود.
4- کلمه «عن» به کلمه «ما» متصل میشود مگر در «عن ما نهنوا عنه» (اعراف: 166).
5- کلمه «ان» به کلمه «ما» متصل میشود مگر در «ان ما نرینک» (رعد: 40).
6- کلمه «ان» به کلمه «ما» همواره متصل میشود.
7- کلمه «کل» به کلمه «ما» متصل میشود مگر در چند مورد.
8- کلمات «نعما» (بقره: 271)، «ربما» (حجر: 2)، «کانما» (انفال: 6)، «ویکان» (قصص: 82) متصل نوشته میشوند.
و- موارد دارای دو قرائت:
اگر کلمهای به دو وجه خوانده شود، به گونهای نوشته میشود که هر دو وجه را متحمل شود؛ مثل «ملک» (حمد:4) که هم «مالک» و هم «ملک» خوانده میشود.
از ظواهر و اقوال پیشینیان میتوان چنین نتیجه گرفت که به طور اجمال رابطهای از نوع تأثیر و تأثر بین این قرائت و کتابت موجود است.
در باب تأثیر رسم بر قرائت به بخشی از اقوال کسائی یکی از قاریان هفتگانه مشهور اشاره میکنیم.
ابن مجاهد از محمد بن یحیی از خَلَف نقل میکند:
«سمعتُ الکسائیَّ یقول: السین فی الصراط اسیر فی کلام العرب، و لکنی اقرا بالصاد اتبع الکتابَ؛ الکتابُ بالصاد»
«شنیدم کسائی میگفت: سین در کلمه «الصراط» مطابق کلام عرب است، ولی من آن را با صاد میخوانم و از متن مصحف که با صاد است پیروی میکنم».
این تنها نمونهای از اقوالی بود که به تأثیر رسم بر قرائت میپردازد.
این بیان، بیانگر تأثیر رسم بر قرائت به نحو جزئی از علت محسوب میشود و نه علت تامه. به عبارت دیگر، اینکه قاری قرائت خاصی داشته، نه تنها بدین علت است که کلمه این گونه نگاشته شده است؛ بلکه نحوه نگارش در قرائت تأثیر دارد، همچنانکه شنیدهها، قواعد ادبی، لغت و موارد همانند آن نیز در قرائت تأثیر داشتهاند.
حال به خلاف این تأثیر باید اشاره نمود. اگر معتقد به تأثیری از ناحیه قرائت بر رسم باشیم، یکی از دو فرض ذیل را باید پذیرفت:
الف) قرائت قرآن در زمان پیامبر اکرم(ص) دارای اختلافاتی بوده است که ایشان بدون اینکه تلاشی برای رفع آن نموده باشند، به دستور مستقیم یا با سکوت و تقریر ایشان، قرآن طوری نگاشته شده است که آن قرائات در رسم لحاظ شوند.
نتیجهگیری: بر اساس آنچه مطرح گردید، التزام به رسم المصحف در کتابت قرآن نه تنها امری مستحسن و پسندیده محسوب میشود؛ بلکه از لحاظ نظری لازم و به جهت شرایط زمان و حفظ وحدت و یکپارچگی جهان اسلام، مسئلهای حیاتی و ضروری است.
امید است با توجه به نظر علما و اندیشمندان عالم اسلامی، نظارت جدی و فراگیر بر چاپ قرآن کریم در تمام کشورهای اسلامی صورت گیرد و رعایت رسم المصحف از سوی تمام ناشران و دست اندرکاران این امر مورد عنایت قرار گیرد.(1)
آقای کریم دوانی آراء عالمان و مفسران شیعه را جمعآوری و دستهبندی کرده است. گزارش ایشان را میآورم:
1) . «نگرشی به رسم الخط قرآن کریم»، کریم دوانی، ص 67-69.
به اعتقاد شیعه، کتابت قرآن توسط امامان معصوم(ع) و چنانچه نسخههای مکتوب ایشان در اختیار ما بود، از هر دلیل و مدرک دیگری در این باره بینیاز بودیم.
از آنرو که علما و مفسران شیعه کتاب یا اثری مستقل درباره رسم المصحف تألیف نکردهاند (یا به ما نرسیده است)، به منظور دستیابی به نظریات ایشان در این خصوص، به تحقیق و بررسی آثار و تفاسیر آنان پرداختیم. به این دلیل از میان این آثار، 17 اثر مهم از قرون متفاوت انتخاب و بررسی گردید که به ترتیب زمانی عبارتاند از:
تفسیر القّمی، تألیف ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی (درگذشت 329ق)
غرر الفوائد و درر القلائد، معروف به امالی المرتضی، تألیف علی بن حسین موسوی معروف به سید مرتضی (درگذشت 436ق)
التبیان الجامع لعلوم القرآن، معروف به التبیان فی تفسیر القرآن، تألیف ابوجعفر محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (درگذشت 460ق)
مجمع البیان لعلوم القرآن، معروف به مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تألیف ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (درگذشت 548ق)
جوامع الجامع، تألیف ابو علی فضل بن حسن طبرسی (درگذشت 548ق)
رَوحُ الجنان و روح الجنان، تألیف جمال الدین ابوالفتوح حسین بن علی بن محمد بن احمد خزاعی رازی (درگذشت 550ق)
منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تألیف مولی فتح اللّه کاشانی (درگذشت 977ق)
الصافی فی تفسیر کلام اللّه، تألیف مولی محسن محمد بن مرتضی فیض کاشانی (درگذشت 1091ق)
البرهان فی تفسیر القرآن، تألیف سید هاشم بن سلیمان بحرانی (درگذشت 1107ق)
نورالثقلین، تألیف عبد علی بن جمعه عروسی حویزی (درگذشت 1112ق)
کنز الدقائق و بحر الغرائب، تألیف میرزا محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (درگذشت 1125ق)
تفسیر القرآن الکریم، تألیف سید عبداللّه شبّر (درگذشت 1242ق)
تفسیر القرآن الکریم، تألیف شهید سید مصطفی خمینی (درگذشت 1397ق)
المیزان فی تفسیر القرآن، تألیف علامه سید محمدحسین طباطبایی (درگذشت 1402ق)
اطیب البیان، تألیف سید عبدالحسین طیب (درگذشت 1370ق)
تفسیر نمونه، تألیف ناصر مکارم شیرازی
در این آثار، سه بخش: مقدمه، تفسیر سوره حمد و برخی کلمات دارای رسم خاص، بررسی گردید.
نظر برخی از مفسران و علمای شیعه درباره رسم المصحف
1- شیخ ابوالفتوح رازی میفرماید:
«ما ل هؤلاء» در مصاحف لام جدا مینویسند. علت معمتد آن است که اتباعاً للمصحف، متابعت مصحف را که به خط صحابه چنین یافتهاند».
«جمله قراء، «اکن» خواندهاند به جزم؛ مگر ابوعمرو که او خوانده «اکون» به واو و نصب نون عطفا علی قوله «فاصَّدّق». ابوعمرو را گفتند: چرا واو در مصحفها نیست؟ گفت: از کتابت بیفتاد؛ چنانکه فی قولهم کلمن و الاصل کلمون بیفتاد».(1)
2- میرزا ابوالحسن شعرانی میفرماید:
«در مصاحف، کلماتی بر خلاف رسم معهود نوشتهاند و از عصر اول تاکنون، غالباً بدان مقید بودند و آن را تغییر ندادند، برای آنکه توهّم تحریف در قرآن نشود و به اعتقاد ما، حفظ آن واجب است برای همین غرض. و مذاهب اهل سنت را فعلاً حاضر ندارم ولیکن غالب مصاحف آنها، مراعات رسم الخط اصلی را کرده و بعضی مانند قرآن معروف حافظ عثمان، در پارهای مواضع تخلف نموده است. هر چه موافق رسم الخط معهود آن زمان بوده، در زمان ما تغییر کرده است، باز باید همان رسم قدیم را محفوظ داشت؛ الا آنکه الف اشباع را برای حفظ از غلط در تلفظ مراعات کرده،حفظ لفظ را مهمتر از حفظِ نقش کتاب شمرد. ... بعضی پندارند چون این خصوصیات تعبدی از طرف پروردگار نیست، مراعات آن واجب نیست و به نظر من برای حفظ قرآن واجب است؛ هر چند رسم الخط دیگر به از آن باشد؛ چنانکه اگر دیوار مسجدی را کج بنا کنند، باید به همان صورت نگاه داشت. اما علامات خط، مثل همزه به صورت سر عَین و تشدید و اعراب، به هر صورت مجاز است».
همچنین ایشان در پاورقی تفسیر رَوحُ الجِنان و روحُ الجَنان میفرماید:
«آنچه در قرآن برخلاف قاعده خط نوشتهاند، غرض، متابعت قرآنهای زمان پیامبر(ص) و صحابه است تا از تحریف و تصحیف مأمون باشد؛ از جمله «ما ل هؤلاء» که لام حرف جر را از «هؤلاء» جدا مینویسند و علت دیگر که به تکلف ابداع کنند، معتبر نیست و نظیر این در قرآن بسیار است».
«وجود کلمه «هذان» در قرآن، دلیل بزرگی است بر عدم تحریف؛ چون اگر بنای قراء بر اعمال رأی و سلیقه و مراعات قواعد بوده، حتماً این کلمه را تغییر میدادند و «هذین» میکردند؛ اما بنابر سماع بوده است».(2)
3- شهید سید مصطفی خمینی چنین میفرماید:
«فی حذف همزه «بسم اللّه»: کانوا یَکتبون قبل الاسلام و بعده هکذا: «باسمک اللّهم» محافظین علی الهمزه فی الکتَابه: و بعدَ ظهور الاسلام والانقلاب فیما یُکتَب فی مبادئ المکاتیب، کتبوا هکذا، «بسم اللّه» حاذفین الهمزه فی مثله... و لا یُمکن احتمال الغلط فی الکتابه فی خصوص هذه اللفظه، و إن احتَملنا ذلک فی سائر الاغلاط الکتابیه الکثیره الموجوده فی القرآن، و رُبّما تَبلُغ أکثَرَ مِن خمسین موردا، و أنهیناها فی بعض المخطوطات الی أکثر منها ظاهراً؛ لانّ احتمال اشتباه الکاتبِ أو عدم اطلاعه علی رسم الخطوط فی الابتداء قریب. و قَد بُنی الطبقات اَللاحقه علی صیانه تلک الاغلاط؛ لِشدّه اهتمامهم بحفظ الکتاب العزیز عن الحوادث و التغیّرات، و عَن مَعرضیّه القرآن العظیم لِوَصمه اتّهام التّحریف، فَبادَروا الی تِلک الکتابه عالمین بأنها خارجه عَن قانون رسم الخط».
«درباره حذف همزه بسم اللّه: قبل از اسلام و بعد از آن مینوشتند: «باسمک اللّهم»؛ در حالی که همزه نوشته میشد. بعد از ظهور اسلام و تغییر یافتن آنچه در ابتدای نوشتهها به کار میرفت، این چنین مینوشتند: «بسم اللّه»؛ یعنی همزه را در امثال آن حذف کردند ... و امکان اینکه در کتابت این لفظ اشتباه شده باشد، وجود ندارد؛ در حالی که در مورد سایر غلطها در کتابت قرآن که زیاد هم هست، احتمال اشتباه میدهیم، که چه بسا بیش از 50 مورد باشد و نهی میکنیم کتابت از روی برخی نوشتهها را؛ چرا که احتمال اشتباه کاتب یا عدم اطلاع او از رسم الخط در ابتدا وجود دارد و گروههای بعدی این غلطها را حفظ کردند به خاطر شدت اهتمام در حفظ قرآن از حوادث و تغییرات و همچنین عدم اتهام مخالفین قرآن به تحریف آن. پس به این نوع کتابت مبادرت ورزیدند؛ در حالی که میدانستند این نوع کتابت، خارج از قانون رسم الخط است».
«و الذی هو التحقیق فی هذا الفرع الفقهی: لزوم المحافظه علی المکتوب الاولی؛ حَذَراً عن وقوع سائِر التَصرّفات فی الکتاب من أنواع التحریف و غیره، و لَعل الکاتب من الاوّل کتب غلطاً فاستَحفَظ علیه؛ إرشادا لی التزام الامّه الاسلامیه علی هذه الشدّه من الحفظ عن التصرفات حتی الیّسیره، فتبصّر».
«آنچه در این فرع فقهی مسلم است، لزوم محافظت است بر آنچه در ابتدا نگارش یافته، به خاطر دوری جستن از سایر تصرفات و انواع تحریفات در قرآن. چه بسا کاتبان از همان اول غلط نوشته باشند و سپس به خاطر شدت اهتمام امت مسلمان بر حفظ قرآن از تصرفات حتی اندک، همان غلط حفظ شده باشد».(1)
4- رهبر معظم انقلاب اسلامی در این باره میفرمایند: «مسأله رسم بسیار مهم است؛ در اینجا دو مطلب مطرح است:
اول اینکه کیفیت نگارش کلماتی که مقرئین قدیمی ذکر کردهاند و معین کردهاند که این طور نوشته شود؛ مثلاً «ابرهیم» یا «ملک»، یعنی الف را محذوف میدانستند، اینها را باید رعایت کرد. در گذشته رعایت نمیکردند؛ اینها را باید رعایت کرد. آنها [اهل سنت] تحریف راعیب می دانند و درست هم هست. بر خلاف مصلحت است عوض کردن آنها؛ پس باید رعایت شود.
و دوم اینکه مثلاً در کجا الف مقصوره [برای علامت گذاری] باشد ... این ربطی به رسم الخط ندارد؛ مثلاً کجا جزم باشد؟ کجا بدون علامت؟ ...».
5- نظر علامه حسنزاده آملی در این باره چنین است: «رسم الخط قرآن، سماعی است؛ نه قیاسی. یعنی ما حق نداریم که مطابق صرف و نحو، قرآن را تغییر دهیم؛ به نحوی که خلاف رسم الخط متعارف شود. مثلاً ما بعد از واو جمع، الف میگذاریم و در بسیاری موارد در قرآن، بعد از واو جمع، الف ندارد. ما حق نداریم الف بگذاریم. بعضی جاها، بعد از واو مفرد، الف آمده؛ حق نداریم آن را حذف کنیم. اگر جایی تاء گرد آمده یا کشیده، باید به همان صورت محفوظ بماند؛ یعنی همان طور که زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) مکتوب شده، کسی حق ندارد تغییر و تبدیل کند. و این معنا را متأسفانه بعضی از خطاطان که قرآن نوشتهاند، مراعات نکردند و خیلی غلط وارد قرآن کردند؛ مثلاً
1) . تفسیر سید مصطفی خمینی، سوره حمد.
«مالک» باید به صورت «ملک» نوشته شود و «مالک» خوانده شود و نمیتوان بعد از میم، الف گذاشت و به صورت «مالک» نوشت».
6- نظر محمدهادی معرفت درباره رسم چنین است: «و هذا رأی جمهور المحقّقین ذهبوا الی جواز تبدیل الرسم القدیم الی الرسم الحاضر بعد أن لم یکن رسم السلف عن توقیف، و انّما هو اصطلاح منهم أو کانت الکتابه فی بداءه أمرها غیر متقنه، أمّا مع تقدّم أسالیب الکتابه و فیها من التوضیح ما یجعل امر القراءه سهلا علی الجمیع، فلا بدّ من تغییر ذاک الرسم الی المصطلح الحاضر الذی یعرفه کافیه الاوساط و لیکون القرآن فی متناول عامّه الناس، و فی ذلک تحقیق للغرض الذی نزل لاجله هذا الکتاب الخالد لیکون هدی للناس جمیعاً مع الابد».
«نظر بیشتر محققان بر این است که رسم قدیم (رسم المصحف) مجاز است به رسم حاضر (رسم الاملا) تبدیل شود؛ به دو دلیل: یکی اینکه رسم قدیم توقیفی نبوده؛ بلکه اصطلاح صحابه است و دیگر آنکه قواعد نگارش در بدو امر غیر متقن بوده است. باید توجه داشت که اسلوبهای نگارش قدیم، قرائت را برای بسیاری از مردم آسان نمیکند و چارهای جز تغییر رسم قدیم به رسم الاملأ نیست؛ آن رسمی که عموم مردم، که سطح اطلاعات متوسطی دارند، آن را میشناسند؛ چرا که باید قرآن مورد استفاده عامه مردم قرار گیرد و این کار باعث محقق شدن هدف نزول این کتاب جاودان که همان هدایت همه مردم تا ابد است، خواهد شد».
بر اساس نظر دانشمندان شیعه و توجه به دلایل مطرح شده آنها، میتوان چنین نتیجهگیری نمود:
اکثر علمای شیعه درباره رسم المصحف و التزام به آن سکوت کردهاند؛ به این معنا که خود به این موضوع کمتر پرداختهاند یا از آنها کمتر سؤال شده است تا پاسخ منفی یا مثبت به این سؤال بدهند. با این حال، نظر کسانی که در این باره ابراز عقیده کردهاند، به طور عمده حفظ رسم المصحف و التزام به آن در نگارش قرآن کریم است.(1)
ولی از آنجا که رسم الخط قرآن اجتهادی بوده نه توقیفی، هیچ مانعی برای اصلاح آن وجود ندارد و انتظار میرود لجنهای تحقیقی مرکب از کارشناسان فنّ حوزوی و دانشگاهی این مهم را به انجام رسانند.
به طور کلی، علمای مذاهب گوناگون اهل سنت درباره لزوم تبعیت از رسم المصحف اختلاف نظر ندارند. از بین این علما، امام مالک بن انس و امام احمد بن حنبل سرشناسترین شخصیتهایی هستند که با صراحت به وجوب رعایت رسم المصحف فتوا دادهاند و قبلاً به آن اشاره شد. هر چند از امام ابوحنیفه (درگذشت 150ق) و امام شافعی (درگذشت 204ق) فتوای صریحی در این باره نقل نشده است، اما در طول تاریخ، علمای حنفی و شافعی بسیاری به وجوب التزام به رسم المصحف فتوا دادهاند. همچنین در دوران معاصر، برخی از مراکز علمی و فقهی اهل سنت نیز فتاوایی در این باره
1) . نگرشی به رسم الخط قرآن کریم، کریم دوانی، ص 64-66.
منتشر کردهاند. در ادامه به برخی از سایر نظریات اشاره میشود. این قسمت از نوشته آقای کریم دوانی اخذ شده است:
کمیته فتوای مصر:
فتوای این کمیته در وجوب التزام به رسم المصحف برای نخستین بار در سال 1355 هجری قمری بدین شرح انتشار یافت:
«و أمّا طبعُ المصحف الکریم عَلی قواعد الرّسم الکتابی العادی المتَّع الآن، فَاللِّجنه تَری لزوم الوِقَف عند المأثور من کتابه المصحف و هجائه و ذلک لانَّ القرآن الکریم کتب وقت نزوله عَلی النّبی(ص) و مَضی عهده(ص) و القرآن علی هذه الکتبه لم یُحدث فیها تغییر و لا تبدیل و قد کتبت به مصاحف عثمان و وزعت علی الامصار لتکون امامًا لِلمسلمین و أقرّ أصحابُ النبی(ص) عَمل عثمان عنه و لم یخالفه أحد فیما فعل و استمرّ المصحف مکتوباً بهذا الرسم فی عهده بقیه الصّحابه و التّابعین و تابعی التّابعین و الائمّه المجتهدین فی عصورهم المختلفه».
«اما نظر کمیته فتوا درباره چاپ مصحف کریم به روشی که امروزه معمولاً پیروی میشود (یعنی کتابت بر اساس قواعد املاء عربی)، این است که قرآن باید مطالق آنچه که مأثور بوده و به ما رسیده است، نوشته شود؛ چرا که قرآن به هنگام نزولش بر پیامبر(ص) و بعد از آن، به همان صورت نگاشته شده و هیچ تغییر و تبدیلی در آن ایجاد نگردیده و مصاحف عثمان هم به همان گونه کتابت شده و در شهرهای مختلف توزیع گردیده است تا پیشوا و راهنمای مسلمانان باشد. به علاوه، اصحاب پیامبر(ص)، عمل عثمان را پذیرفتند و هیچ یک از آنان در این عمل با او مخالفت نکردند و نگارش مصحف با این شیوه کتابت در زمان بقیه صحابه و تابعین و پیروان تابعین و علمای بزرگ در زمانهای مختلف نیز ادامه داشته است».
2- مجمع البحوث الاسلامیه (در الازهر): این مجمع در ششمین گردهمایی خود که در سال 1391قمری برگزار شد، به مسلمانان سفارش کرد که برای حفظ متن قرآن از تحریف، از رسم المصحف تبعیت کنند.
3- هیئه کبار العلماء (در عربستان سعودی): این هیئت در سال 1399 قمری با صدور بیانیهای بر لزوم تبعیت از رسم المصحف تأکید کرد.
4- المجمع الفقهی الاسلامی (وابسته به «سازمان جهان اسلام» در مکه مکرمه): این مجمع در سال 1399 قمری، نظر هیئت علمای بزرگ عربستان در مورد التزام به رسم المصحف را تأیید کرده است.
5- شیخ رزق خلیل حبّه (شیخ المقاری سابق مصر): «رَسم المصحف العثمانیّ تَوقیفیّ. و مَعنی توقیفی أنّه ملزم لمن أراد أن یَکتب مُصحفا أن یَکتبه بالرّسم العثمانی الذی فی عهد عثمان بن عفان و بإجماع الصّحابه و کان بلجنه من بینَها معاویه بن سفیان و ذلک برئاسه زید بن ثابت کاتب الوحی. و الرّسول(ص) یَقول: «أصحابی کالنّجوم بأیّهمُ اقتَدَیتم اهتَدَیتم» و یقول: «عَلیکم بسنّتی و سنّه الخلفاء الرّاشیدن المهدیّین مِن بَعدی. عَضّوا عَلیها بالنَّواجذ». أمّا الرسم الاملائی، فعُرضه للتغییر و التّبدیل فی أیّ وقت. و هذا بالنّسبه للمصحف الکامل. و أما الاجزاء و بعض الجُمَل و الآیات، فقد أجاز العلماء کتابتها فی الالواح و غیرها للصّغار بالرسم الاملائی تَسهیلاً عَلیهم».
«رسم مصحف عثمانی، توقیفی است و معنای توقیفی بودن، این است که هر کس میخواهد مصحفی بنویسد، باید ملزم به رسم عثمانی باشد که در زمان عثمان بن عفان و با اجماع صحابه توسط گروهی که معاویه بن سفیان در آن حضور داشت و به ریاست زید بن ثابت، کاتب وحی، نوشته شد. و پیامبر، که درود خدا بر او باد، فرمود: «اصحاب من، مانند ستارگان هستند؛ به هر کدام اقتدا کنید، هدایت میشوید» و فرمود: «از سنت من و سنت خلفای راشدین که بعد از من میآیند، تبعیت کنید و به آنها تمسک جویید».
امّا رسم املایی؛ از آنرو که در هر زمانی در معرض تغییر و تبدیل قرار دارد، نمیتوان درکتابت یک مصحف کامل از آن استفاده کرد؛امّا در اجزاء قرآن و بعضی از جملهها و آیات، علما نوشتن آنها با رسم املایی را به منظور آسان نمودن برای کودکان و نوآموزان اجازه دادهاند».(1)
برخی مفسران و علمای علوم قرآنی، مشکلات نگارش قرآن را توجیه کرده و تلاش نمودهاند آنها را ضابطهمند و مبتنی بر دانش ادبیات یا دیگر علوم جلوه دهند.
تلاشهای کسانی که چنین رویهای داشتهاند از قرون نخست اسلامی تا کنون همواره رواج داشته و مطرح بوده است. اکنون به اهمّ این دیدگاهها میپردازیم. تحلیل ذیل توسط یکی از پژوهشگران به نام محمدرضا حاجی اسماعیلی مطرح و منتشر شده است.(2)
بعضی از این قرائات را کسانی که نزد ابن جزری و سایر علمای اهل سنت معتبرند تخطئه کردهاند؛ برای نمونه عثمان قرائت افرادی همانند ابن مسعود را رد کرده و خلاف دانسته است یا ابن الأنباری درباره وقف بر اسم منقوص محذوف الیاء مانند «باق و قاض و...» میگوید که باید بدون یاء وقف نمود. سپس میگوید که بعضی از بصریین و نیز قراء بصره مواردی این چنین را با یاء وقف کردهاند در حالی که فراء و کسایی این گونه قرائت را باطل دانستهاند. ابوعلی فارسی چنین اظهار میدارد که کسایی و فراء این مطلب را باطل دانسته و گفتهاند که وقف در اثناء کلام همانند وصل بنا شده است. بنابراین آنچه در وصل نباشد در وقف نیز ایجاد نگردد.(3)
باز زمخشری درباره قرائت ابن عامر در آیه 137 سوره انعام میگوید: «اما قرائت ابن عامر یعنی «قتل أودلاهم شرکائهم …» به گونهای است که اگر بنابر ضرورت در جایی همانند شعر قرار داشت قطعاً مردود بود چه رسد به نثر و بالاتر از آن سخنی معجز آسا همانند قرآن با آن نظم نیکو و استواریش. تنها چیزی که وجود دارد و باعث گردیده این قرائت بر پا باشد این است که در برخی از مصاحف دیده شده که این کلمه با یاء به صورت «شرکایهم» نگاشته شده است».(4)شایان توجه است
که ابن جزری قبل از نقل این قرائت به شدت بر زمخشری حمله کرده و سخن او را مردود دانسته ولی قصد ما از ذکر این موارد این است که بیان کنیم امر این قرائات در نزد همه دانشمندان و قرآن پژوهان و مفسرین آن گونه نیست که ابن جزری ادعا کرده و گفته است: «همه باید آن را بپذیرند و این امری است واجب که هیچ کس را نرسد که آن را انکار نماید به طوری که ایمان به آن لازم است». به عبارت دیگر، باید گفت که این عقیده تنها دیدگاه ابن جزری است نه اجماع امت. شگفت این است که ابن جزری خود درباره قرائت این کلمه از ابن عامر میگوید: «سپس این قرائت را مواظبت کردهاند و به جز او آن را روایت نکردهاند».(1)بنابراین مشخص میشود که حتی در زمان قراء سبعه یا برخی از روات ایشان عدهای قرائت عدهای دیگر را رد و انکار میکردند همان گونه که در سخن ابن جزری به آن اشاره شده« و لا یروون غیرها». اینها نمونههایی بود از مواردی که بعضی از قرائات را علمای پیشین قرائات که از نظر فاصله زمانی بر ابن جزری تقدم داشتهاند نپذیرفتهاند. به طور کلی هر چه به صدر اول بیشتر نزدیک میشویم در مورد پذیرش یا نپذیرفتن قرائات حریت بیشتری نزد علماء و قراء مشاهده مینماییم.
ملاکهای معتبر نزد صحابه یا قراء: دکتر فضلی به پیروی از علمای قرائات در این باره نیز اختلاف قرائات را ناشی از اجتهاد در اختیار دانسته نه اجتهاد در وضع و اختراع و عوامل گوناگونی برای آن بر شمرده است. وی میگوید: «گاهی این اختیار به سطح وثاقت سند پیوند میخورد، و احیاناً به قوت و صحت فزونتری نسبت به آن وجهی که در قواعد زبان عربی مطرح است مربوط میگردد و گاهی در زمینه مطابقت و سازش قرائت با رسم الخط مصحف عثمانی و گاهی به عوامل دیگری ارتباط پیدا مینماید».(2)ولی علیرغم این نوع نگرش، روایاتی در دست است حاکی از این که این قرائات صرفاً ناشی از اختیار نبوده بلکه عواملی دیگر همانند خطا و اشتباه، اجتهاد در وضع و اختراع بر اساس قواعد دستوری زبان عربی در شکلگیری آنها دخیل بوده است. به عبارت دیگر، باید گفت عواملی که دکتر فضلی از آنها یاد کرده تنها ملاک اجتهاد در وضع و اختراع بوده است نه صرفاً اجتهاد در اختیار. نمونههایی از این نقلها و شواهد عبارت است از: 1- روایتی که از امام صادق(ع) در این باره نقل گردیده که ایشان فرمودهاند: «اصحاب العربیة یحرفون کلام اللّه عن مواضعه»؛(3)2- اختیاراتی که در روایت ورش از نافع نقل گردیده که وی در آن با استاد خود نافع مدنی در خصوص قرائت پارهای از کلمات مخالفت ورزیده است؛(4)3 - قرائاتی که همگی مخالف با رسم الخط است و تأثیر قواعد نحوی در شکلگیری آنان کاملاً مشهود است، مانند قرائت «هذان لساحران» (طه/63) به صورت «هذین» و قرائت «أکن من الصالحین» (منافقون/10) به صورت «أکونُ».
با تأمل در آنچه بیان گردید میتوان اطمینان یافت که بر خلاف دیدگاه اهل سنت اختلاف قرائات صرفاً مبتنی بر نقل و روایت (اعم از واحد یا متواتر) نبوده بلکه عواملی از جمله رسم الخط نیز در
پیدایش آنها دخالت داشته است، همان گونه که بعضاً قرائات نیز در شکل نگارشی پارهای از کلمات تأثیرگذار بوده است. برای نمونه میتوان به این موارد اشاره نمود:
1- وقف بر کلمه «أیُّه» بدون الف و با سکون هاء در «أیه المؤمنون» (نور/21)، «أیه الساحر» (زخرف/49)، «أیه الثقلان» (الرحمن/31) در حالی که ابوعمرو و کسایی، از قراء سبعه، وقف بر این کلمه را در هر سه مورد با اثبات الف «أیها» قرائت کردهاند.(1)
2- واژه «ضنین» در سوره تکویر را ابن کثیر، ابو عمرو و کسایی با «ظاء» یعنی «ظنین» قرائت کردهاند. صفاقسی در خیث النفع از قول جعبری چنین نقل کرده است: «لیکن در رسم الخط کوفی ضاد را به گونهای رفع میدهند، زیرا «خطیط یشبه خط الظاء» و این همان سخن ما در کتاب عقود است: و الضاد فی کل الرسوم تصورت / و هما لدی الکوفی مشتبهان». همین مطلب جعبری را محمد سعید لحام در کتاب فیض الرحیم بدین گونه آورده است. وی در ذیل بیان اختلاف قرائت در کلمه «ضنین» میگوید: «اما در شیوه خط کوفی بالای حرف ضاد خط کوچکی شبیه الف در حرف ظاء وجود دارد و اشکال از اینجا به وجود آمده است.(2)
3 - ابوشامه درباره عطیة بن قیس کلابی که از قراء شام و هم تراز ابن عامر بوده است میگوید: «عطیه مصاحف را بر اساس قرائت خودش برای اهل دمشق اصلاح نموده است».(3)
4 - ابن مجاهد درباره قرائت حرف یاء از کلمه «لهادی» در آیه شریفه «و ان اللّه لهاد الذین…» (حج/54) میگوید که حرف یاء آن را هنگام قرائت به وصل به دلیل ساکن بودن و سکون لازم «الذین» از آن حذف نمودم زیرا در هنگام وصل حرف یاء خوانده نمیشود.(4)
با توجه به آنچه بیان گردید در مییابیم که قرائت قاریان همگی مبتنی بر روایت نبوده بلکه گاه قاری تحت تأثیر عوامل گوناگون از جمله روایت، نحو، رسم و … قرائتی را برای خود جایز میدانسته که این قرائت در پارهای موارد بر اساس اختیار و گزینش و از بین مرویات و در پارهای موارد اجتهاد شخص قاری با تکیه بر قواعد زبان، رسم الخط و … بوده است. همان گونه که مشاهده گردید گاهی نیز شکل نگارشی کلمه بر اساس قرائت قاری تغییر نموده است، مانند: «لهاد الذین» که بایستی به شکل «لهادی» نگاشته میشده ولی حرف یاء آن به پیروی از قرائت از خط حذف گردیده است. شاید این بدین دلیل باشد که در آن روزگار هنوز برای خط قواعدی به جز آنچه در رسم المصحف معمول بوده وضع نگردیده بوده است. غانم قدوری الحمد میگوید: «صحابه مصاحف را بر اساس قواعدی از هجاء و اصول رسم که در زمانشان متعارف و معمول بود مینوشتند».(5)
مشکلات رسم الخطی و اختلافات نگارشی قرآن ناشی از عوامل مختلف است. شناسایی این عوامل لازم است تا به هنگام قرائت یا کتابت و چاپ و نشر قرآن یا تبدیل قرآن به بریل با چشم بازتر عمل کنیم. ضروری است مراکز دارای بریل به نکات و علل و عوامل نگارشی و رسم الخطی قرآن اهتمام داشته باشند. به ویژه کارشاسانی که به ترجمه و چاپ و نشر بریل مشغول هستند، مداقه و مطالعه در این زمینه ضروریتر است.(1)
البته نگارش کل قرآن در عهد رسالت پیامبر(ص) مورد اتفاق همه علمای اسلامی است.(2)ولی، یکنواخت نبودن برخی قواعد نگارشی قرآن، اختلاف صورت نوشتاری بعضی کلمات با صورت قرائتی آن، تفاوت برخی قواعد دستوری زبان قرآن با زبان عربی، نگاه کمّی به گسترش حوزههای تعلیم و تعلّم قرآن به ویژه در جوامع غیرعربی و دور شدن تدریجی مسلمانان از نظام اَحسن آموزش قرآن در سیره نبوی سبب شد از همان سده اول قمری، دیدگاههای مختلفی درباره رسم المصحف به شرح زیر پدید آید:
اختلاف و تنوّع در رسم الخط قرآن ناشی از اشتباه کاتبان وحی: ابن قتیبه (درگذشت 276ق) معتقد است که هرچه در رسم مصحف آمده، یا مطابق با دستور زبان یکی از مکاتب نحوی است یا غلطی از سوی کاتب.(3)در این باره معمولاً به چند روایت از عایشه و عثمان بن عفان و ابن عباس به شرح ذیل استناد میشود:
ابوعبید قاسم بن سلاّم (درگذشت 224ق) به اسناد خویش از عکرمه (درگذشت 107ق) آورده است:«لمّا کتبت المصاحف عرضت علی عثمان فوجد فیها حروفا من اللحن، فقال:لاتغیّروها، فانّ العرب ستغیّرهااو قال ستعربها بالسنتها»؛(4)
وقتی مصاحف نگاشته شد، آنها را به عثمان(درگذشت 35ق) عرضه کردند، او در آنها حروفی [کلماتی] را دید که دچار لحن شده بود؛ پس گفت: [شکل نوشتاری] آنها را تغییر ندهید، زیرا که عربها آنها را با زبانشان(در خواندن) تغییر میدهند یا روشن میکنند؛ یعنی مسلمانان بهرغم تفاوت صورت نوشتاری قرآن با صورت گفتاری آن، قرآن را مطابق صورت گفتاری آن، درست میخوانند.(5)
1) . این مطلب از مقاله «رسم المصحف: ویژگیها و دیدگاهها» محسن رجبی (مجله مشکوة، ش104، پاییز 1388، ص 22-39) اخذ شده است.
2) . بنگرید به: تاریخ قرآن، رامیار، ص 211-295.
3) . تأویل مشکل القرآن، ابن قتیبه، ص 56-57.
4) . فضائل القرآن، ابو عبید قاسم بن سلام، ص 287. نیز بنگرید به: المصاحف، ابن ابی داود، ص 41-42؛ تاریخ المدینة المنوّره، ابن شبّه، ج 3، ص 1013.
5) . بنگرید به: «ترجمه و شرح قصیده عقیله اتراب القصائد»،گنجینه بهارستان، 15، ص496-497؛ «منهل العطشان فی رسم احرف القرآن»، ابن عرب اصفهانی، همان، ص 258-261.
برخی با توجه به اینگونه روایات، معتقدند عثمان و کمیته توحید مصاحف در تصحیح اشتباهات، مسامحه و کوتاهیکردهاند.(1)ولی، بر پایه گزارشهای دیگر میتوان دریافت که عثمان نسبت به تصحیح خطاهای نگارشی اهتمام داشت. هانی بربری میگوید: «من نزد عثمان بودم که مصاحف را عرضه و مقابله میکردند؛ عثمان مرا نزد ابیّ بن کعب فرستاد تا نظر او را درباره درستی این کلمات: «لم یتسنّ»، «لا تبدیل للخلق» و «فامهل الکافرین» جویا شوم؛ ابیّ آن کلمات را اینگونه تصحیح کرد: لم یتسنّه، لخلق اللّه، فمهّل.(2)
ابو عمرو دانی (درگذشت 444ق) بر این باور است که اگر ظاهر این روایت بر خطای در رسم الخط دلالت داشته باشد، نمیتوان آن را صحیح و حجت دانست.(3)
«یوهان فک» با بررسی تاریخی معنای واژه لحن آورده است: این واژه در زبان جاهلی و صدر اسلام به معنای میل و گرایش، هوشیاری و زیرکی، بلاغت، آواز، رمز و اشاره، معما و توریه و کنایه و شیوه بیان آمده است، اما هرگز بهطور مطلق به معنای اشتباه در بیان نیامده است. به عقیده وی این معنا در اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم قمری برای لحن به وجود آمده است.(4)
حسن مصطفوی اصل معنایی لحن را «خروج از میزان متعارف و متداول» میداند که از مصادیق آن میتوان به خروج کلام از قواعد و ضوابط صحیح آن اشاره کرد.(5)
بنابراین منظور از «لحن» در مصحف این است که صورت نوشتاری برخی کلمات از شکل معمول و متداول خود تغییر داده شدهاند یا رسم الخط بعضی واژگان با مرسوم القرائه آن متفاوت است.
از بخش آخر روایت عثمان: «لو کان الکاتب من ثقیف و المملی من هذیلٍ لم توجد هذه الحروف»(6)نیز میتوان این استنباط را داشت؛ یعنی اگر املاکننده و کاتب قرآن شخصی غیر از رسول خدا(ص) و شاگردان ایشان میبودند، برخی حروف (کلمات) اینگونه کتابت نمیشد.(7)
به نظر میرسد که این تغییرات، حکیمانه و با تعلیم و نظارت رسول خدا(ص) انجام گرفته است.(8)
از اینرو، رسول خدا(ص) و معلمان قرآن از قرآن آموزان میخواهند که همگام با فراگیری قرائت قرآن، موارد لحن در رسم الخط قرآن و به تعبیری دیگر «استثناهای ویژه نگارش قرآن» را نیز فراگیرند: «تعلّموا اللحن فیه کما تعلّمون حفظه».(9)
از عمر بن خطاب نیز نقل شده است: «تعلّموا اللحن و
1) . معرفت، تاریخ قرآن، ص 107 و 108.
2) . این کلمات به ترتیب در سورههای بقره/259، روم/30 و طارق/17 قرار دارد؛ فضائل القرآن، ابو عبید قاسم بن سلاّم، ص286.
3) . المقنع، دانی، ص 119-120.
4) . العربیه، ص 235- 246.
5) . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج10، ص178.
6) . فضائل القرآن، ابو عبید قاسم بن سلام، ص287.
7) . بنگرید به: المقنع، دانی، ص120؛ رسم الخط مصحف، قدّوری، ص198.
8) . آلوسی(درگذشت 1270ق) معتقد است که صحابه قواعد کتابت و رسم الخط عربی را به خوبی میدانستند؛ جز اینکه آنان در برخی موارد از روی حکمت و فلسفهای برخلاف آن قواعد عمل کردهاند (علوم قرآنی، معرفت، ص163).
9) . کنز العمال، متقی هندی، ج1، ص116، خ2808.
الفرائض و السنن کما تعلّمون القرآن»،(1)یا «تعلّموا اللحن فی القرآن کما تعلّمونه»؛(2)یعنی همانطور که قرآن را فرا میگیرید. موارد لحن در (رسم الخط) قرآن را نیز بیاموزید.
از ابن عباس روایت شده که در آیه 27 سوره نور: (حتی تستأنسوا و تسلّموا)، آیه 35 سوره نور: (مثل نوره کمشکوة)، آیه 31 سوره رعد: (افلم یایئس الذین آمنوا) و آیه 23 سوره اسراء: (و قضی ربّک) اشتباهی از سوی کاتب رخ داده است. او این آیات را به ترتیب «حتی تستأذنوا»، «مثل نور المؤمن»، «افلم یتبیّن» و «و وصّی ربّک» قرائت کرده است؛(3)این روایات درست گزارش نشدهاند؛ زیرا اینگونه قرائات تصریفی و تفسیری از زبان صحابه و تابعین فراوان نقل شده است(4)ولی، دیدگاه اصلی صحابه بر پایه تعالیم نبوی این بود که قرائات مختلف در مصحف ثبت نشود؛(5)از جمله ابن عباس به سعید بن جبیر گوید: «عند الرحمن» را از مصحف خود محو کن و به جای آن «عباد الرحمن» (زخرف/19) را بنگار.(6)
بر پایه این روایت، این سؤال پیش آمده است که چرا در آیات مورد اشاره کلمات: «هذان»، «المقیمین» و «الصابئون» مطابق قواعد مشهور نحو به صورت «هذین، المقیمون و الصابئین» به کار نرفته است.
قسمت اول پاسخ؛ یعنی «این کلمات را کاتبان وحی همین گونه نوشتهاند» درست است؛ چنانکه زبیر ابو عبدالسلام به ابان بن عثمان گفت:چرا [در آیه 261 سوره نساء]:«والمقیمین» نوشته شده است؟
ابان گفت:کاتب وقتی از نگارش ماقبل آن فارغ شده، گفته است: چه بنویسم؟
بنویس: (والمقیمین الصلوة)؛(7)ولی فراز دوم روایت، یعنی «کاتبان در نگارش آن خطا کردهاند»، نادرست است؛ زیرا اولاً در قرائت متواتر و جمهور مسلمانان این آیات به همین صورت قرائت و روایت شده است؛(8)پس نه تنها کاتبان اشتباه نکردهاند، بلکه مطابق قرائت نگاشتهاند.
ثانیاً در این آیات، از نظر قواعد صرف و نحو زبان عربی اشکالی وارد نیست.(9)
اختلاف به دلیل کم سوادی کاتبان وحی و ضعف خط و ابتدایی بودن آن: ابن خلدون(درگذشت 808ق) بر این باور است که خط عربی در آغاز اسلام به نهایت احکام و اِتقان
1) . فضائل القرآن، ابو عبید قاسم بن سلام، ص349.
2) . لسان العرب، ابن منظور، ج13، ص380.
3) . الاتقان، سیوطی، ج1، ص590-592؛ مناهل العرفان، زرقانی، ج1، ص 388-392.
4) . نک: المصاحف، ابن ابی داود، ذیل «باب اختلاف مصاحف الصحابه».
5) . چنانکه رسول خدا میفرمود: «لاتکتبوا عنّی شیئا الا القرآن، فمن کتب عنّی غیر القرآن فلیمحه» (کنز العمال، متقی هندی، ج10، ص221، خ29168).
6) . المحکم، دانی، ص12.
7) . فضائل القرآن، ابوعبید قاسم بن سلام، ص288. نیز بنگرید به: تاریخ المدینة المنوّره، ابن شبّه، ج3، ص1014.
8) . رسم الخط مصحف، قدّوری، ص 201-202.
9) . برای توجیهات مختلف نحوی بنگرید به: التبیان، طوسی، ج7، ص 183-185 و ج3، ص 592،390؛ الاتقان، سیوطی، ج1، ص 588-590.
نرسیده بود و حتی در مرحله متوسطی هم قرار نداشت و این به سبب بدوی بودن اعراب و دوری آنان از صنایع بود. صحابه با خطوطی نااستوار (از لحاظ زیبایی و اصول خط) قرآن را نوشته بودند؛ لذا بسیاری از رسمهای آنان با رسم صناعت خط در پیش اهل آن مخالفت داشت،(1)اما این نظر به دلایل زیر مخدوش و ناپذیرفتنی است:
اولاً خط عربی دستکم از زمان نقش «نماره» (328م) به بعد رواج داشته است و طی چند قرن، پیش از انتقال آن به مکه و حجاز تکامل یافته و قواعد آن استقرار پیدا کرده بود و اصحاب پیامبر(ص) با آشنایی کامل، خط عربی را در برطرف ساختن نیازهای نظام فرهنگی جدید به کار گرفتند.(2)
ثانیاً ابن خلدون به همان خطایی رفته است که بسیاری به آن دچار شدهاند و آن بررسی رسم مصحف با توجه به قواعدی است که علمای صرف و نحو دهها سال پس از نسخهبرداری مصاحف و با توجه به قواعد نگارشی قرآن وضع کردهاند؛ یعنی آنان با توجه به قاعدههای مختلف رسم الخط مصحف، یکی را برگزیده و بر اساس آن، آیین نگارش خط عربی را تدوین کردند.
از سوی دیگر، بررسی سیر خوشنویسی و کتابت قرآن نشان میدهد که زیباترین و شایستهترین خطی که توان ترسیم کرامت، مجد و عظمت کلام الهی را دارد، خط کوفی است.(3)حسن ترکیب و اعتدال طبیعی و تناسب اجزای این خط شریف از تمامی خطوط بیشتر و بهتر است.(4)
رسم الخط قرآن تحت تأثیر اختلاف قرائت قاریان مشهور: در بازه زمانی سال سی تا سده چهارم قمری این اختلافات بین قاریان مشهور پدید آمده است؛ زیرا اولاً «با توجه به اینکه در مصادر هیچ اشارهای به وجود اختلاف در مکتوبات قرآنی موجود در زمان پیامبر یافت نمیگردد. میتوان پذیرفت که آیات و سور در این برهه از زمان به یک صورت یا قرائت نوشته میشده، ولی مشخص نیست آن قرائت کدام بوده است».(5)
ثانیاً داخل شدن قرائات سبع در مصاحف امام توسط عثمان تنها یک ادّعای بدون دلیل است که از سوی کسانی مطرح شده که قرائات سبع را نازل شده از سوی خدا و صحیح و متواتر میپندارند و چون برای توجیه عدم انطباق این قرائات با رسم الخط مصحف توجیهی ندارد، ادّعا کردهاند که این قرائات در مصاحف امام توزیع شده است. درحالیکه «در بین گزارشهای موجود هیچ گزارش قابل اطمینانی وجود ندارد که در آن ادعا شده باشد کسی یا کسانی مصحف عثمانی را دیده و گزارش کرده باشند».(6)
همچنین گزارشهای موجود درباره اختلاف مصاحف امصار «همگی مربوط به مصاحفی است که در زمان شخص گزارش کنند موجود بوده و یا حداکثر مربوط به مصاحف کهنی
1) . مقدمة ابن خلدون، ج2، ص831.
2) . رسم الخط مصحف، قدّوری، ص 66 و 67.
3) . برخوردی نو با کهنترین خط اسلامی، شوقی حقدوست، ص 31؛ هنر خط و تذهیب قرآنی، لینگر، ص 16.
4) . رساله احیاء الخط [الکوفی]، صفوی.
5) . «بررسی تعامل و تقابل دو حوزه قرائت و کتابت قرآن...»، حاجی اسماعیلی، مطالعات اسلامی، ش68، ص47.
6) . همان، ص 54.
است که طبیعتاً در زمان خود قرّاء مشهور رایج بوده است، حال آن که هیچ کس مدعینشده که همه مصاحف عثمانی را دیده و با هم تطبیق داده است».(1)
بنابراین، «کتابت قرآن کریم اعم از رسم و ضبط در فاصله سال 30 ق تا قرن چهارم بر اساس قرائت قاریان مشهوری بوده که در این برهه ملجأ خاص و عام بودهاند؛ از جمله شواهد زندهای که در تأیید این سخن میتوان به استناد نمود وجود قرآن ابن بوّاب [نگاشته شده در 391ق میباشد] که بر اساس قرائت ابو عمرو بصری (درگذشت 154ق) است».(2)
رسم الخط قرآن بازتاب حفظ سنّتهای نگارشی خط عربی: یعنی آز آنجا که خط عربی از خط نبطی اشتقاق یافته و تحت تأثیر زبانها، خطوط سامی به ویژه آرامی، عبری و سریانی بوده و دورههای مختلفی را گذارنده است، ما در رسم الخط قرآن دست کم شاهد دو سنّت نگارشی هستیم: یکی حفظ صورت گفتاری(تلفظ) پیشین؛ مانند کتابت واژه «صلوة» و «زکوة» با «واو»که بیانگر تلفظ قدیمی و ریشه لغوی آنهاست؛ دیگری حفظ علائم غیرآوایی برای تمایز کلمات؛ مثل نگارش«الف» در انتهای بعضی واژهها.(3)از اینرو بایسته است با بهرهگیری از علم زبانشناسی و آواشناسی و بررسی تاریخی ارتباط خط و زبان عربی با دیگر خطوط و زبانهای سامی و شناخت لهجهها و گویشهای عربی عصر نزول به تبیین وجوه مختلف نگارشی رسم الخط قرآن دست یافت.
توفیقی بودن رسم الخط قرآن مجید: برخی توقیفی بودن را به این معنا میدانند که منشأ قواعد و استثناهای رسم الخط قرآن، وحی الهی است که براساس آن، رسول خدا(ص) چگونگی نوشتن شکل حروف و کلمات را تعیین میکرد و آن را بر کاتبان وحی املا میفرمود و بر کتابت آن نظارت و اشراف داشت.
شواهد و قراین ذیل را میتوان مؤید توقیفیّت رسم الخط قرآن دانست:
بنابراین بعید نیست در دل وحی علاوه بر اقراء و قرائت آیات، رسم الخط آنها نیز تعلیم شده باشد. در روایتی از رسول خدا(ص) تعبیر «فکأنّما کتب فی قلبی کتاباً» آمده است.(6)
1) . همان، ص 61 و 62.
2) . همان، ص62.
3) . پاکتچی، احمد، Almushaf"" The Orthographic Traditions In Earli Arabic Writing As Reflected In Rasm ؛ رسم الخط مصحف، قدّوری، ص 33-81، 191،686.
4) . مفردات، راغب، ص515.
5) . تاریخ قرآن، رامیار، ص 78.
6) . السیرة النبویّه، ابن هشام، ج1، ص269؛ القرآن المجید، دروزه، ص12.
املا و تعلیم حرف به حرف پیامبر اکرم(ص) به کاتبان وحی: تعالیم رسول خدا(ص) درباره آیین نگارش قرآن بلافاصله در کتابت قرآن اجرا میشد ازاینرو، صورت کتبی هر حرف و کلمه قرآن در حکم روایتی است که بازگوکننده تعلیم آن حضرت است؛ به همین علت کاتبان وحی به ذکر این تعالیم به شکل روایت نیازی نمیدیدهاند.
مقابله و بررسی کتابت:
زید بن ثابت میگوید: «من وحی را نزد رسول خدا(ص) کتابت میکردم و آن حضرت آن را بر من املا میکرد. هرگاه از کتابت فارغ میشدم، میفرمود: آنچه را نوشتی، بخوان و من آن را میخواندم؛ پس اگر در چیزی دچار لغزش یا فراموشی شده بودم، آن را اصلاح و تکمیل میکرد؛ سپس آن را در اختیار دیگران قرار میداد».(1)
برای این منظور، پیامبر اکرم(ص) صحیفههای قرآن را که توسط کُتّاب مخصوص وحی و تحت تعلیم و نظارت آن حضرت نوشته میشد، در مسجد قرار میدادند تا قرآنآموزان بتوانند از روی این صحیفهها استنساخ کنند.
غرائب قرآن: پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «تعلّموا القرآن و تعلّموا غرائبه»،(3)یا «تعلّموا القرآن و التمسوا غرائبه»،(4)یا «اَعربوا القرآن و اتبعوا غرائبه و فرائضه و حدوده»؛(5)یعنی قرآن را فراگیرید و مصرّانه غرائب آن را پیجویی و جستوجو کنید تا از آنها آگاه شوید.
نهی از نگارش قرآن از حفظ: صحابه تأکید داشتند که برای کتابت قرآن باید از روی مصاحف الگو رونویسی کرد،(6)تا رسم الخط قرآن، به ویژه در مواردی که با قرائت آن تفاوت دارد، به دور از هرگونه اختلاف و پریشانی، تثبیت و ترویج شود.
تقریر رسول خدا و ائمه اهل بیت(ع) ، و اجماع صحابه و تابعین:از آنجا که رسول خدا(ص) بر کتابت کاتبان وحی نظارت و اشراف دقیق داشتند، تقریر آن حضرت و ائمه اهل بیت که حافظان و مبیّنان سیره و سنّت نبوی بودند، همچنین اجماع صحابه و امّت اسلام در زمان تابعین و مجتهدین دلیل توقیفی بودن رسم الخط قرآن است.(7)
1) . تاریخ توثیق نص القرآن الکریم، عک، ص47.
2) . فتوح البلدان، بلاذری، ص458؛ نظام الحکومة النبویّه، کتّانی، ج1، ص48.
3) . مستدرک الوسائل، نوری، ج4، ص234، خ 4575/9.
4) . نظام الحکومة النبویّه، کتّانی، ج2، ص279.
5) . التذکار فی افضل الاذکار، قرطبی، ص107.
6) . مقدمة المبانی، ص35.
7) . همان، ج5، ص318-320 و 419-420.
اختلاف رسم به جهت اختلاف معنا: برپایه گزارش زرکشی در البرهان، ابوالعباس احمد بن محمد بن عثمان ازدی معروف به ابن البنّا مراکشی (درگذشت 721ق) در کتاب خود عنوان الدلیل فی مرسوم خط التنزیل، اختلاف در رسم کلمه را مربوط به اختلاف معنای آن برحسب سیاقی که در آن به کار رفته و موقعیتی که دارد، دانسته است. همچنین اختلاف رسم به سبب معانی باطنیای است که متعلق به مراتب وجود و مقامات است؛ مثلاً در آیه 42 سوره شوری: «یمح اللّه الباطل» حذف «واو» اشاره به سرعت از بین رفتن و اضمحلال باطل دارد و در آیه 42 سوره فجر: «و جایء یومئذ بجهنّم» حرف «ا» به فعل «جیء» افزوده شد تا نشان دهد این آمدن، آنچنان ظهوری دارد که با آمدنهای شناخته شده میان مردم متفاوت است.(1)
قبلاً مطلبی از محسن رجبی با عنوان «ریشه اختلافات نگارشی» نقل شد که بخشی از مقاله ایشان با عنوان «رسم المصحف: ویژگیها و دیدگاهها» بود. پژوهشگر دیگر یعنی جواد آسه به نقد دیدگاه آقای رجبی پرداخته و مقالهای به نام نقدی به مقاله «رسم المصحف» نوشته است. آسه معتقد است بیشتر مشکلات نگارشی قرآن ریشه در اختلافات قرائات دارد. به دلیل اهمیت این نقد، بخشی از آن نقل میشود:
علم رسم المصحف یکی از موضوعات علوم قرآن است. در رسم المصحف سخن درباره چگونگی نگارش کلمات در کتابت قرآن در عصر نزول قرآن است. قرآن پژوهان و محقّقان درباره آن بحثهای فراوانی کردهاند. برای نمونه در البرهان زرکشی نوع 25، در الاتقان سیوطی نوع 76، در مباحث فی علوم القرآن صبحی صالح ص275، در مناهل العرفان زرقانی ص204، در التمهید فی علوم القرآن علاّمه معرفت ج1، ص361 تحقیقاتی در چون و چند رسم الخط قرآن به ثمر رسیده است. به ویژه در کتاب رسم الخط المصحف (از غانم قدوری الحمد، ترجمه یعقوب جعفری) که در آن به تمامی جوانب این بحث، پرداخته شده است.
در کتابهای مزبور درباره رسم الخط قرآن دو دیدگاه مطرح شده است. دیدگاه اوّل، که صاحب التمهید فی علوم القرآن یکی از قائلان آن است، این است که رسم الخط به کار رفته در قرآن توقیفی نیست و در آن اغلاط و تناقضات زیادی به چشم میخورد که باید تصحیح و بر اساس رسم الخطی که اکنون در زبان عربی رایج است بازنگاری گردد. دیدگاه دوم، که صاحب مناهل العرفان یکی از قائلان آن است، بر این باور است که رسم الخط به کار رفته در قرآن توقیفی و براساس حکمت و دارای معنی است.
در مقاله «رسم المصحف، ویژگیها و دیدگاهها» نگارنده آن کوشیده تا اثبات کند که رسم الخط قرآن توقیفی است. در این مقاله پس از بیان مقدمهء کوتاه و به دست دادن تعریف علم رسم المصحف و اشاره به نخستین کتابهایی که درباره رسم المصحف نوشته شده، به طرح، نقد و تأیید
1) . نیز بنگرید به: نصوص فی علوم القرآن، ج 5، ص 423-427.
دیدگاههایی پرداخته که درباره اختلافات موجود در رسم المصحف بیان شده است. مجموعاً به شش دیدگاه، در مقاله مزبور اشارت رفته است:
اختلاف و تنوّع در رسم الخط قرآن ناشی از اشتباه کاتبان وحی است.
اختلاف به دلیل کمسوادی کاتبان وحی و ضعف خط و ابتدایی بودن آن بوده است.
رسم الخط قرآن تحت تأثیر اختلاف قرائت قاریان مشهور در بازه سال سی تا سدهء چهارم قمری است.
4.ویژگیهای رسم الخط قرآن بازتاب حفظ سنّتهای نگارشی خط عربی متقدّم و تغییر محیط زبانی است.
رسم الخط قرآن مجید توقیفی است.
اختلاف رسم الخط قرآن به سبب اختلاف معنی بوده است.
به جز دیدگاههای 5 و 6 که نگارنده مقاله مزبور آنها را پذیرفته است، بقیّه دیدگاهها مورد نقد و بررسی وی قرار گرفته است. او در پایان نتیجه میگیرد که رسم الخط قرآن توقیفی و غیرقابل تغییر است.
ادله آقای رجبی بر توقیفی بودن رسم الخط قرآن در هشت محور نقادی شده است:
نگارنده پس از نقل سخن نظام الدین حسن نیشابوری و شیخ عبد العزیز دباغ در توقیفیّت رسم الخط قرآن شواهد و قراینی را در راستای تأیید توقیفی بودن رسم الخط قرآن میآورد که ما در ذیل هر عنوان به نقد و بررسی آنها میپردازیم:
امّا رامیار در کتابش تاریخ قرآنکه نگارنده این حدیث و معنای الوحی را از آنجا نقل کرده است- وحی را کتابت و خط، معنی میکند.(1)وانگهی در لسان العرب در توضیح این روایت چنین آمده که گوینده این حدیث صرفاً درصدد بیان سختی فراگیری کتابت و خط است. به همین دلیل گفته است که من قرآن را در یک سال، امّا کتابت و خط را در سه سال آموختم.(2)پس الوحی در حدیث مزبور نمیتواند به معنای رسم الخط و کتابت قرآن باشد؛ آن گونه که نگارنده استفاده کرده است. برخی نیز آن را به معنای حدیث دانستند(3)که در این صورت سخن نگارنده مقاله کاملاً نادرست خواهد شد.
که آن حضرت به او میفرمودند در نوشتن بسمله سین را واضح و روشن بنگار. یا این که باء بسم اللّه را کشیده و بلند بنویس. میم را کور و توپر منویس.
سخن در رسم الخط قرآن، بر سر این نکات نیست که اشاره شد، بلکه سخن در این است که آیا پیامبر(ص) درباره نوشتن کلمات مثلاً جدا یا سرهم نویسی فرمایشی داشتند یا خیر؟
وی در ادامه مینویسد که زید بن ثابت گوید: «رسول خدا(ص) «فرهن مقبوضة» را بدون «الف» بر من اقرا فرمودند و من نیز آن را بدون «الف» کتابت کردم».
اولاً از این سخن فقط این نکته برمیآید که کلمه «رهن»را نباید به صورت «رهان» قرائت کرد.
از این سخن زید بن ثابت عکس مطلبی که نگارنده استفاده کرده، استفاده میشود، بدین صورت که آن حضرت فقط به زید میفرمودند که آنچه نگاشته برای او بخواند. پس پیامبر(ص) فقط درصدد این بودند که آنچه را زید نوشته، صحیح و بیغلط باشد.آن حضرت نسبت به رسم الخط آیات مثلاً آیا کلمات جدا نوشته شده یا سرهم حسّاسیتی به خرج نمیدادند. آنچه برای ایشان اهمیت داشت قرائت بیغلط آیات بود.
آیا میتوان از این بیان چنین نتیجه گرفت که رسول اکرم(ص) رهنمودهایی در چون و چند آیین نگارش آیات داشتند؟
5- تقریر رسول خدا و ائمّه اهل بیت(ع)، و اجماع صحابه و تابعین: نگارنده بر این اعتقاد است که رسول اکرم(ص) بر کتابت کاتبان وحی نظارت و اشراف دقیق داشتند. پس تقریر آن حضرت و ائمه اهل بیت(ع) و همچنین اجماع صحابه و امّت اسلام در زمان تابعین و ائمّه مجتهدین دلیل بر توقیفی بودن رسم الخط قرآن است.
ما هم بر این باوریم که پیامبر اکرم(ص) بر روند کتابت قرآن و عمل کاتبان اشراف و نظارت دقیقی داشتند، امّا این دلیل نمیشود که در هنگام وحی آیات به آن حضرت، شیوه نگارش آنها نیز بر ایشان وحی میشد و بدین ترتیب آن حضرت رسم الخط جدیدی را رقم زده باشند؛ زیرا بر اساس این بیان به کاتبان وحی آیین نگارش آیات از سوی آن حضرت آموزش داده میشد و آنان موظّف بودند فقط بر اساس این رسم الخط قرآن را بنگارند.
تا اینجا تمامی دلیلهایی را که نگارنده بر توقیفیّت رسم الخط قرآن آورده است نقد و بررسی کردهایم. به این نقدها باید این نقد را افزود که در زمان خلافت عثمان در قرائت و رسم الخط قرآن
اختلافات سخنی در گرفت. وی تصمیم گرفت با توحید مصاحف به این نزاعها و بحثها پایان دهد. سخنی که در اینجا قابل طرح و بررسی است این است که آیا عثمان در رسم الخط قرآن دخل و تصرّفی کرده است یا خیر؟ نگارنده بر آن است که عثمان رسم الخط قرآن را تغییر نداده است و قرآن را بر اساس رسم الخط مصحفی که با اشراف پیامبر(ص) نوشتهاند، بازنویسی کرده است. وی میافزاید که چون عثمان تغییری در رسم الخط نداده پس به کار بردن کلمه رسم الخط العثمانی نادرست است.
در قرآنهایی که به خط عثمان طه، خطّاط شهیر سوری، نگارش شده و گفته میشود بر اساس رسم الخط عثمانی است، مواردی را مییابیم که اثبات میکند عثمان در رسم الخطی که با اشراف پیامبر(ص) نگاشته شده، تغییراتی ایجاد کرده است. بر اساس آنچه گفتهاند هدف عثمان از توحید مصاحف پایان دادن به اختلافات در قرائت و رسم الخط قرآن بود.(1)به همین دلیل عثمان با حفظ رسم الخطی که با اشراف پیامبر(ص) نگاشته شده بود، برای خاموش کردن آتش اختلافات بر اساس دلایلی که برای خود او حجّتآور بود از میان قرائتهای مختلف آن زمان، چند قرائت را برگزید و برای آن که رسم الخط قرآن همه آنها را پوشش دهد کلماتی را که در آنها اختلاف قرائات وجود داشت به گونهای نگاشتند که تاب خوانش همه آن قرائات را داشته باشد(2)و چون در زمان حیات پیامبر اکرم(ص) مردم قرآن را بر اساس یک قرائت که همان قرائت آن حضرت بود قرائت میکردند پس میتوان این نتیجه را گرفت که این نوع از نگارش کلمات، در زمان عثمان به وجود آمد.
بنابراین آقای آسه دلیلها و استدلالهای آقای رجبی در مورد توقیفی بودن رسم الخط قرآن مخدوش میداند و نتیجهگیری میکند:
رسم الخط قرآن توقیفی نیست. بنابراین میتوان برای آسان سازی قرائت قرآن، آن را تغییر داد.
اصطلاح رسم الخط عثمانی، بیاشکال است.
به نظر میرسد همانطور که قرآن در به کارگیری ادبیّات عرب شیوه جدیدی در پیش نگرفته،در رسم الخط نیز چنین کرده و آن را به آنچه در میان مردم عصر نزول قرآن رایج بوده، وانهاده است.
اختلاف موجود در رسم الخط قرآن بر اساس اختلاف معنی نیست، بلکه میتوان گفت بخشی از آن بر اساس اختلاف در قرائتهاست.
5.میتوان بخش زیادی از دلایل اختلاف در نگارش کلمات قرآن را بر اساس اختلاف قرائتها روشن ساخت.
فصل اول: ورود بریل و تاریخ نشر قرآن بریل
فصل دوم: آسیبشناسی قرآن بریل
فصل سوم: همسان سازی قرآن بریل در ایران
فصل چهارم: قرآن ملی
فصل پنجم: فعالیتهای سازمان یافته ایرانیان
تاریخ قرآن بریل و تحولات آن در ایران ارتباط وثیق با تاریخ ورود بریل به ایران و تحولات خط بریل در ایران دارد و برای دانستن یا تألیف درباره تاریخ قرآن بریل به ناچار باید تحولات خود بریل را در این سرزمین رصد کنیم. به همین دلیل در این فصل، تاریخ بریل در ایران با رویکرد و گرایش به قرآن بریل مورد بررسی قرار میگیرد.
مسلمانان در ایران از زمانیکه با خط بریل آشنا شدند، و آن را راه کار مناسب برای رفع مشکلات روشندلان یافتند، درصدد برآمدند از آن استفاده مطلوب داشته باشند. زیرا اصل اول و مهم برای هر مسلمان، اجرای توصیهها و دستورات قرآنی و شرعی در اهتمام به امور معلولین و نابینایان است. برخی ادیان معلولین را محکوم جبر طبیعی یا اسیر نیروهای ماوراء طبیعی میدانند و وضعیت نامطلوب آنان را سرنوشتی محتوم تلقی میکنند. در اسلام اما تفاوت ماهوی بین انسان عادی و کسانی که فاقد توان شنوایی یا حس بیناییاند، نیست و این آیین برای آنان حقوق مساوی در نظر گرفته است. در دنیای قدیم یعنی پیش از آغاز عصر مدرن و صنعتی شدن، همه انسانها اعم از سالم و معلول تقریباً از فرصتهای مساوی و تواناییهای برابر برخوردار بودند. مگر کسانی که هیچ نوع توانایی برای کارهایی مثل بیل زدن، شخم زدن، چرانیدن گوسفند و کشیدن آب از چاه نداشتند. یعنی فاقد دست و پا و قدرت بدنی بودند. فقط اینان با افراد سالم از فرصتهای برابر برخوردار نبودند، اما تقریباً اکثریت افراد جوامع تساوی در بهرهوری داشتند. اما با آغاز عصر صنعتی شدن و اختراع ماشین چاپ، اختلافات فاحشی بین اقشار پدید آمد. افراد دارای قدرت بینایی میتوانستند از نعمت خواندن و نوشتن بهرهمند باشند، به مدرسه و دانشگاه بروند، در جامعه کار و اشتغال داشته باشند؛ امّا نابینایان از همه اینها محروم بودند. از اینرو اختلاف فاحشی بین معلولین و سالمها به وجود آمد. چند قرن اینگونه گذشت و نخبگان همواره در فکر پیدا کردن راه حلّی بودند. لویی بریل در سال ۱۸۲۹م موفق شد کار شارل باربیه را تکمیل و خط بریل را اختراع کند. این اختراع انقلاب و تحولی اساسی بود. زیرا به نابینایان قدرت خواندن و نوشتن میداد و مجدداً فرصتها بین همه بنیآدم مساوی میشد.
ایران از نخستین کشورهای منطقه بود که رهایی از عقبماندگی و استعمار و استبداد را تجربه کرد. پروسه توسعه و پیشرفت فراگیر است و بخشی از آن مربوط به معلولین است، از اینرو فراگیری علوم و مشارکت اجتماعی معلولین در ایران زودتر از بسیاری از کشورها آغاز شد. این مقاله به اجمال و خیلی فشرده سیر تحولات مربوط به معلولین نابینا در عرصههای فرهنگی و آموزشی را بررسی میکند. البته
خط بریل زودتر وارد جهان عرب شد؛ لاول(1)در سال ۱۸۷۰یعنی حدود ۱۴۵ سال قبل، بریل را به مصر برد. یعنی حدود چهل سال بعد از اختراع بریل توسط بریل و حدود نیم سده پیش از ایران، بریل به مصر رفته است.(2)
در سال ۱۲۹۹ش (بنابر برخی اسناد در ۱۳۰۰ش) یک کشیش آلمانی مسیحی به نام پاستور ارنست جی. کریستوفل(3)از ترکیه به ایران وارد شد و در تبریز اقامت گزید و سپس کار تبلیغ و خدمات رسانی را آغاز کرد. او نابینایان شهر تبریز را دعوت کرد و برای جوانان نابینا کلاس آموزش خط بریل گذاشت. در این دوره جمعاً ۵ دانشآموز شرکت داشتند. و بدین ترتیب نخستین آموزشگاه و کلاس درس نابینایان و اولین آموزش خط بریل در ایران آغاز شد.
کریستوفل در سال ۱۳۰۷ (یا ۱۳۰۵) تأسیس رسمی مدرسه نابینایان را به نام آموزشگاه نابینایان تبریز به وزارت معارف پیشنهاد کرد. او در همان سال از وزارت معارف مجوز گرفت و کار آموزش را آغاز کرد. برخی نوشتهاند او در همان سال ورود یعنی ۱۲۹۹ مدرسه نابینایان تبریز را بنیان نهاد.(4)بخش مهمی از آموزشها مربوط به خط بریل بود. چون فراگیری این خط به مثابه یادگیری الفبای فارسی برای بینایان است و افرادی که خط بریل را فرا میگرفتند در واقع سواد خواندن و نوشتن را دارا شده بودند.
همکار کریستوفل در تبریز دبیر با سابقهای به نام محمد علی خاموشی بود. او از فرهنگیان خوشنام و فعال بود و توانست مشاور و همکار مناسبی برای کریستوفل باشد. کریستوفل در سال ۱۳۰۵ش با خاموشی در تبریز آشنا شد و از این سال همکاری آنان آغاز گردید.(5)ثمره این آشنایی و همکاری تدوین کتب آموزشی نابینایان به خط بریل در سال ۱۳۰۵ بود.(6)
آموزشگاه نابینایان تبریز که تنها مرکز آموزش نابینایان در ایران محسوب میشد تا سال ۱۳۱۹ مشغول ارائه خدمات آموزشی و تربیت حرفهای نابینایان بود و تعداد دانشآموزان نابینای تحت پوشش آن به ۴۵ نفر میرسید. با آغاز جنگ جهانی دوم دولت ایران مجبور شد همه آلمانیها را از ایران اخراج کند. کریستوفل هم ایران را ترک کرد. اما پس از ترک مخاصمات، علاقهاش به ایران، او را به تبریز بازگرداند و آموزش پسران نابینا را از سر گرفت. کریستوفل به دلایل نامعلوم، حوالی سال ۱۳۲۰ به اصفهان رفت (برخی منابع رفتن او به اصفهان را بین ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ میدانند)(7)و دانشآموزان نابینا
را هم با خود به اصفهان بُرد. در اصفهان مجوز آموزشگاه شبانهروزی پسران نابینا را گرفت و کارش را آغاز کرد. همکارش در اصفهان نیز یکی از دبیران و فرهنگیان فعال به نام علی اکبر کابلی بود. کریستوفل و همکاران فرهنگی او به ویژه مرحوم کابلی توانستند اقداماتی شایسته و درخور ستایش در عرصه خط بریل پدید آورند. بسیاری از متون درسی را تبدیل به بریل کردند. علائم فارسی بریل را در بعضی موضوعات و علوم هرچند ناقص توسعه دادند و خلاصه موجبات تحولاتی ژرف را پدید آوردند. نخستین سند بریل موجود در مرکز اسناد ملی ایران، الفبای بریل فارسی است که کریستوفل در سال ۱۳۰۵ش نوشت و توسط وزارت کشور منتشر شد.
کریستوفل در آلمان با بریل آشنا شده بود. به احتمال قوی کلیسا برای مبلغان مذهبی جلسات آموزش بریل داشته تا آنان در این زمینه کاملاً تبحر پیدا کنند و به هنگام تبلیغ در دیگر کشورها، برای نابیناها کلاس بریل برپا نمایند. بعداً در ترکیه هم تجربه آموخت و برای نابینایان کلاس بریل داشت. ولی به دلایل نامعلوم در ترکیه نتوانست موفق شود.(1)داوری برخی درباره کریستوفل اینگونه است که او بسیاری از حروف آلمانی از قبیل ب، پ، ت، که مستقیماً از بریل فرانسوی گرفته شده بود، را برای فارسی به کار برد. اما نتوانست برای برخی حروف مانند مصوتها، همزه، تشدید علامت بریل ایجاد کند. از اینرو بریل کریستوفل ناقص و با بریل امروزی اختلاف فاحش داشت(2).
در همین دوره مبلغ مسیحی دیگر به نام خانم گوئن گستر در اصفهان، یک باب آموزشگاه شبانهروزی برای دختران نابینا تأسیس کرد. او در سال ۱۳۲۵ مجوز برای آموزشگاه نور آیین مجوز گرفت. این مدرسه بعدها به مدرسه رودابه تغییر نام یافت. نورآیین دارای امکانات خوابگاهی، نشر متون بریل و دیگر امکانات برای مهارت افزایی نابیناها بود(3).
این اقدامات نخستین فعالیتها در عرصه ترویج و آموزش خط بریل در ایران است.
حدود چهل سال خط بریل محدود بود به قشر خاصی از نابینایان که از مکنت و ثروت برخوردار بودند یا گرایش و علاقه به تبلیغات مذهبی مسیحی داشتند و میخواستند با خواندن متون مذهبی و تسلط بر معارف دینی در عرصه تبلیغ، کارآیی داشته باشند.
در این دوره خط بریل محدود به حروف الفبا و علائم عمومی بود و در عرصههای علوم و فنون مختلف گسترش نیافته بود. البته گزارشهایی هست که مدعی است مدرسه دارالفنون اقدام به گسترش علائم بریل در علوم مختلف نمود. ولی اسناد محکمی در این زمینه هنوز ارائه نشده است.
تا دهه چهل وضعیت خط بریل کمابیش همینطور بود و سرعت توسعه و گسترش آن کُند بود امّا هنگامی که در سال ۱۳۳۹ش پذیرش خط بریل و تصویب آن در مجلس شورای ملی صورت گرفت، راه برای گسترش آن هموار گردید و مرحله دوم آغاز شد.
ویژگی دیگر خط بریل در این دوره، وابستگی مراکز آموزشی خط بریل به جریانهای تبلیغی مسیحیت و کلیسا است. یعنی دولت پهلوی و دیگر نهادهای مدنی نقشی در اداره این مراکز نداشتند.
اسناد و مدارک فقط از فعالیتهای آموزشی در زمینه خط بریل در دو شهر تبریز و اصفهان گزارش میدهد؛ اما بعید مینماید در شهرهایی مثل شیراز، اهواز و غیره فعالیتهایی نبوده باشد. به هرحال فعالیتها در این دو شهر و نیز در شهرهای دیگر نیاز به بررسیهای گستردهتر دارد.
برخی اسناد گویاست که قبل از سال ۱۳۲۰ و پیش از اینکه خانم گونگستر در سال ۱۳۲۵ آموزشگاه دخترانه نابینایان را در اصفهان تأسیس کند، مرکز دیگری جهت نگهداری و آموزش دختران نابینا در اصفهان تأسیس شده بود و پس از جنگ جهانی دوم، اداره آن به عهده کشیشان و برخی مؤسسات خیریه انگلیسی واگذار گشته بود.
در همه این آموزشگاههای وابسته به کلیسا، برای پذیرش نابینایان در این مدارس محدودیت سنی وجود نداشتند و کودکان ۲ تا ۷ ساله و حتی افراد ۳۰ ساله را نیز میپذیرفتند. زیرا هدف آنان آموزش نبود بلکه تربیت مبلغ دینی مهمترین هدفشان بود.
این آموزشگاهها به نگهداری و نیز حرفه آموزی و آموزش نابینایان میپرداختند. آنها آموزشهایی از قبیل بافندگی، کشاورزی، آموزگاری، مترجمی، فیزیوتراپی و کارهای دستی دیگر فرا میگرفتند و پس از یادگرفتن به آموزش آن به دیگران یا ایجاد کارگاهها و مزارع اقدام میکردند.
این شیوه در ادامه تدبیر برای خودکفایی جریانهای تبلیغی است که کلیسا ترویج میکرد. در واکنش به این اقدامات و فعالیتها، عدهای از روحانیون، بازاریان و نیکوکاران اصفهان و کمابیش در برخی شهرهای دیگر، آموزشگاههای نابینایان با گرایش اسلامی تأسیس کردند. هدف آنان سه چیز بود: جذب مسلمانانی که به مدارس مسیحی رفته بودند و امکان مسیحی شدن آنان زیاد بود؛ دوم تربیت مبلغان اسلامی و سوم ایجاد محیطی آرام برای آموزش و مهارت آموزی شبانهروزی بود.
بریل ایرانی از ۱۲۹۹ (سال ورود به ایران) تا ۱۳۳۱ (سال تصویب و اصلاح توسط یونسکو) به نام خط کلیسا یا خط کریستوفل شناخته میشد و سایه اهداف کلیسا و میسیونری بر آن سایه افکنده بود. با توجه به تعصبات مذهبی مردم ایران، عدم همکاری و نفرستادن فرزندان نابینا به مدارس نابینایی قابل فهم و درک است. یک علت مهم ضعف بنیههای خط بریل ایرانی و پیشرفت کُند آن در طی سه دهه همین نکته است. نکته مهم اینکه این دوره در اوج فراز و فرود حکومت رضا شاه پهلوی است. ایشان مدعی بود با موانع توسعه ایرانی هرچند دینی باشد، مبارزه میکند ولی هیچگونه تلاشی در این زمینه مشاهده نمیشود. اطلاعات ما از این دوره بسیار اندک است.
دوره دوم خط بریل در ایران با اقدام یونسکو آغاز میشود. ورود یونسکو به امور معلولین و مسائل فرهنگی آنان و به تبع خط بریل، حادثه مهم تاریخی است. یونسکو به عنوان بخش فرهنگی سازمان ملل متحد، برای ملتها و فرهنگهای جوامع سراسر جهان و نمایندگی و پشتیبانی آنها تأسیس شد. از اینرو در خط بریل «جامعه هدف» آن یک قشر خاص یا یک مکتب و پیروان یک دین ویژه نبوده و همه آحاد جوامع را در نظر دارد. به همین دلیل در ایران از دولت خواست تا مدارس، آموزش و پرورش و در ادامه خط بریل را گسترش دهد. در مقر و ساختمان یونسکو در تهران هم جلسات توجیهی و آموزشی برگزار میکرد.
اما مهمتر از همه اینها در سال ۱۹۵۰م (۱۳۳۰ش) همایش و کنفرانس در مقر یونسکو در پاریس با هدف ساماندهی به خط بریل برگزار شد. کارشناسان یونسکو پیش از این همایش، مشکلات را بررسی کرده بودند و با دعوت مسئولین و مدیران فرهنگی کشورها، به هماندیشی و تبین مشکلات و ارائه راهکارها توسط کارشناسان و نیز شنیدن تحلیلهای مدیران بومی پرداختند. مهمترین راهبرد این جلسه، جهانگرایی در بریل بود. گفته شد بریل یک نیاز عمومی، برای همه نابینایان است و باید در سراسر جهان اولاً یک اراده همگانی و ثانیاً تعامل همه جانبه ایجاد شود تا این مهم به هدف مطلوب برسد. به همین دلیل نام این کنفرانس به بریل جهانی مشهور شد.
در پی کنفرانس بریل جهانی، رؤسای فرهنگی هر کشور موظف شدند در کشورهای خود به برگزاری کنفرانس درباره بریل پرداخته و به بررسی و سپس ساماندهی بپردازند.
نیز در سال ۱۹۵۱م کنفرانس محلی بیروت در ۱7-۱2 فوریه توسط یونسکو برپا شد. علائم بریل عربی، فارسی و ترکی نهایی و مصوب گردید. یونسکو در همین سال الفبای بریل فارسی را به وزارت آموزش و پرورش ایران تحویل داد. وزارت آموزش و پرورش، تدریس و آموزش خط بریل را بر اساس مصوب و ابلاغیه جدید آغاز کرد(1). اهمیت این مصوبه در کامل بودن آن است. یعنی غیر از الفبا، نشانهها هم در قلمرو بود. البته با همفکری کارشناسان ایرانی، علائم اختصاصی مثل چ و ژ هم تصویب شد.
مقدمات تحولات آغاز شده بود. یعنی در دوره پهلوی ساختار اداری و قوه مجریه بازسازی و اصلاح شد. وزارت آموزش و پرورش در رأس اصطلاحات قرار داشت و بیش از جاهای دیگر به آن اهتمام میشد. از اینرو وقتی یونسکو، این وزارت خانه را موظف به ساماندهی و توسعه بریل کرد، زمینهها و مقدمات فراهم بود. البته برخی حوادث مثل جریان ملی شدن صنعت نفت و منازعات دولت مصدق و حاکمیت پادشاهی مانع بود یا موجب کند شدن پروژه بریل ایرانی میشد. تا اینکه بالاخره در ۱۳۳۹ یعنی هشت سال بعد از توصیههای یونسکو، وزارت آموزش و پرورش رسماً خط بریل را مصوب کرد و ابلاغیهای به مدارس ارسال شد.
بریل مصوب و ابلاغی بر مبنای توصیه شده توسط یونسکو ولی با تغییراتی بود که در طول هشت سال در مراکز آموزشی به دست آمده بود.
غیر از حوادث کلان و سرنوشتساز مزبور، در این دوره، رخدادهای دیگر جلب توجه میکند. گسترش همگانی بریل برای عموم نابینایان، نیازمند گسترش مهارت خواندن و نوشتن بریل بود. گسترش این مهارتها منوط به سه متغیر اساسی آموزگاران باتجربه، وسایل و تجهیزات و متون آموزشی (کتب درسی) است.
برای تهیه و نشر متون آموزشی، نخست باید علائم و نمادهایی که گویای حروف و نشانهها باشد تکمیل میشد. این کار از ۱۲۹۹ با تلاشهای کریستوفل آغاز شده بود و در چند مرحله کاملتر شد و بالاخره در ۱۳۳۱ توسط یونسکو و در ۱۳۳۹ توسط وزارت آموزش و پرورش نهایی گردید.
1) . الدراسات الادبیه، ص431 به نقل از www.Unesco.com
دوم نیاز به دستگاههای تحریر بود تا این حروف و نشانهها را روی برگهها ثبت و تایپ کند. دستگاههای تحریر همگی در اروپا و امریکا ساخته میشد و برای بریل انگلیسی مناسب بودند. اما برای بریل فارسی باید اصلاح میشدند. دولت ایران پیشنهاد اصلاح داد و چند سالی طول کشید تا دستگاههای مناسب فارسی تولید و در اختیار نابینایان و مراکز قرار گیرند. این اقدام موجب تسهیل در نشر متون درسی بریل شد.
اما دستگاههای تحریر که به نام لوح و قلم و پرکینز مشهورند باید به حد وفور در جامعه پخش میشد و در اختیار نابینایان قرار میگرفت. این اقدام هم با تلاش نهادهای دولتی و بعضی از نیکوکاران عملی گردید. حتی در ایران کارخانههایی برای ساخت این وسایل تأسیس شد.
متغیر بعدی، تربیت آموزگاران بریل بود. وزارت آموزش و پرورش اقداماتی برای انتقال تجارب و تربیت آموزگاران عملی شد. بعدها وقتی دانشگاه تربیت معلم تأسیس شد، این مهم در حیطه وظایف آنجا قرار گرفت.
حادثه مهم دیگر در این دوره، تأسیس مؤسسهها و مراکز مختلف با خطمشیهای «نیکوکاری و خدمترسانی» یا آموزشی - پژوهشی در شهرهای بزرگ و کوچک ایران تأسیس شد. برخی مراکز هم بودند که خطمشی در رسالت دینی، مذهبی، و تبلیغی برای خود قائل بودند. مثل مدرسه شوریده شیراز که توسط برخی فرهنگیان برجسته شیراز و نیکوکارانی از این شهر تأسیس شده بود.
بر اساس اسناد و مدارکی که تاکنون به دست آمده نخستین قرآن بریل، جزء سیام بود که توسط آقای محمدحسن وجدانی در سال 1341 با لوح و قلم دستی در مدرسه شوریده شیراز، تبدیل به بریل شد.(1)
سپس در اصفهان مدرسه ابابصیر در سال 1348 تأسیس شد و توانست ظرف حدود دو دهه کارنامه قابل قبولی از خود بر جای گذارد.
مدارس ابابصیر، چاپخانه بریل را دایر کرد و متون بسیاری را به خط بریل منتشر نمود.
ابابصیر غیر از خطمشی اصلی که همان رشد نابینایان و مهارت آموزی به آنان بود، اهداف تبلیغی دیگری هم تعقیب میکردند. یکی مقابله با مدارس نابینایان که توسط کلیسا دایر شده بود و اهداف تربیت مبلغ مسیحی داشتند؛ و دوم مقابله با تبلیغات بهائیت و بابیت بود. نابینایان به دلیل استعدادهای خارق العاده در کلاسهایی توجیه شده و آموزشهای لازم برای نقادی بابیت و بهائیت و خنثی کردن تبلیغات آنان میدیدند.(2)
با تبدیل خطمشی آموزش بریل از جریان مذهبی به جریان فرهنگی، اقدامات فراوانی برای گسترش خط بریل آغاز شد. در شهریور ۱۳۴۸ش، در سمینار مربیان و آموزگاران نابینایان (تهران) قرار شد علاوه بر اصلاح خط بریل، روش آموزش آن هم آسانتر گردد و بریل فارسی در همه موضوعات و در همه علوم گسترش پیدا کند.
یکی از اقدامات خوب دیگر در این دوره، تقویت زیرساختها و مبانی خط بریل فارسی است. آموزشگاه دکتر محمد خزائلی در ۱۳۴۸ش تأسیس شد. او خود دانشمندی نابینا و فعال در عرصههای سیاسی و فرهنگی بود. یعنی هم شخصیت علمی و دانشگاهی داشت و به عنوان مؤلف و پژوهشگر معروف بود و هم به عنوان نماینده مردم اراک در مجلس شورای ملی از حقوق نابینایان دفاع میکرد. اقدامات او و آموزشگاه او، در تقویت شالودههای بریل بسیار مؤثر بود. البته مراکز دیگر هم به تبع او مؤثر بودند. که در اینجا به چند نمونه از اقدامات آنان اشاره میشود.
دکتر خزائلی کلاسهایی با عنوان تقویت لامسه، کلاس آموزش بریل فارسی، کلاس کوتاه نویسی خط بریل، کلاس تقویت مهارتهای خواندن و نوشتن در سراسر ایران برپا کرد. نابینایان با شرکت در این کلاسها مهارت افزایی کرده و مبانی خواندن و نوشتن آنها تقویت میشد. این تلاشها اقدام در توسعه خط بریل بسیار مؤثر افتاد.
به تبع آموزشگاه دکتر خزائلی، دیگر مراکز نابینایان نیز چنین کلاسهایی را برپا میکردند و در نتیجه نهضت گسترش بریل ظرف دو دهه سراسر کشور را فرا گرفت.
خلاصه این دوره از مهمترین دورههای تأثیرگذار در جامعه و فرهنگ معلولین است.(1)
این دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به ویژه پس از سال ۱۳۶۰ آغاز شده و حوادث سالهای پس از انقلاب بر آن سایه افکنده است. در این دوره اهتمام به امور دیگران افزایش یافت و ضرورت توجیه بیشتر نسبت به معلولین احساس شد؛ به طوری که بر سرنوشت نابینایان مؤثر بوده است. در این زمان تشکیلاتی برای مدارس استثنایی و نیز پژوهشگاهی هم در وزارت آموزش و پرورش تأسیس شد. این تشکلها حداقل چهار اقدام را به موازات هم پیش میبردند:
الف: توسعه کوتاه نویسی خط بریل
ب: دسترسی همگانی به وسایل و تجهیزات بریل
ج: تربیت آموزگاران و مربیان بریل و اعزام به همه مناطق ایران
د: گسترش خط بریل در همه علوم و فنون
در سال ۱۳۶۷ش کارشناسان خط بریل طرحی به نام «گردآوری، تدوین و تثبیت علائم خط بریل» را مطرح کردند و نظر مقامات آموزش و پرورش را برای اجرای آن جلب نمودند. با اجرای این طرح، متون علوم و فنون مختلف با علائم زبان بریل تدوین میشد و خط بریل گسترش جدی پیدا میکرد. در سال ۱۳۶۹ نخستین ثمره این پروژه نتیجه داد و کتابی دارای بخشهای مختلف از علوم و فنون به زبان بریل عرضه و منتشر شد.
1) . دائرةالمعارف خط بریل، ص 30-31؛ دکتر خزائلی، ص 16-17.
ضرورت کوتاه نویسی
کتابهای بریل به لحاظ اینکه حروف آن به صورت مجزا به روی کاغذهای ضخیم نوشته شده، فضای بسیاری میطلبد و به صورت بسیار حجیم در میآید. برای چاپ و تهیه کتب و همچنین حمل و نقل آنها میبایست زحمات زیادی تحمل گردد. به خصوص کودکان نابینا از حمل این کتب بزرگ و سنگین ناتوانند و هر چه حجم کتاب بیشتر باشد خواندن آن هم بیشتر طول میکشد و نیروی فراوانی جهت مطالعه آن صرف میگردد.
این امر باعث شد تا مردم کشورهای مختلف برای خود روشهایی را به کار گیرند که حتیالمقدور از حجم کتب بریل کم کنند و در نتیجه در وقت، مواد اولیه و نیروی انسانی صرفهجویی شود.
صرفهجویی در وقت نابینایان دارای اهمیت زیادی است زیرا آنان در اثر مطالعه طولانی که به وسیله انگشتان انجام میدهند، مقاومت انگشتانشان به علت کرخ شدن کم میگردد و نهایتاً منجر به خستگی میشود.
روش کوتاه نویسی گرچه قبلاً هم وجود داشت ولی در این دوره اهتمام گستردهتری به کوتاه نویسی شد و تحول عظیمی در تهیه کتب بریل به وجود آورد. از دیرباز در کشور ما نیز نابینایان و کارشناسان آموزش و پرورش، روشهایی را ابداع نمودهاند تا برای خط بریل فارسی، روش کوتاه نویسی تدوین کنند اما نظر به محدودیت علائم بریل که فقط ۶۳ حالت دارد موفق به ارائه روش جامعی نشدهاند. زیرا اکثر این علائم در حروف الفبای فارسی به کار رفته است. زیر مجموعه علائم بریل عبارتاند از:
حروف الفبا، ۳۳ علامت
علائم نقطه گذاری و علامت عدد، ۱۳ علامت
تنوینها، ۲ علامت
اعراب، ۲ علامت
همزهها، ۴ علامت
الف مقصوره و الف کوتاه، ۲ علامت
تشدید، ۱ علامت
با توجه به محاسبه فوق ۵۷ علامت از ۶۳ علامت استفاده شده است لذا افرادی که تاکنون خواستهاند علائم کوتاه نویسی ابداع نمایند با مشکلاتی مواجه گردیدهاند. برای تهیه طرح کوتاه نویسی بریل تاکنون تلاشهای فراوانی صورت پذیرفته که شاید تنها موردی که به صورت مکتوب منتشر شده طرح گروهی از متخصصین است که زیر نظر سازمان بهزیستی فعالیت نموده و موفق به تهیه جزوهای گردیدهاند. نخستین تلاش ضابطهمند و رسمی برای تدوین قواعد کوتاه نویسی در سال ۱۳۶۲ توسط دانشجویان تربیت معلم و زیر نظر محمد حسن وجدانی شروع شد. در سال ۱۳۶۴ طرح جدیدی برای کوتاه نویسی عرضه شد و پس از اجرای آن در ۱۳۶۶ش منتشر گردید. این طرح در قالب جزوهای با عنوان «کوتاه نویسی بریل فارسی» تألیف عبداللّه غفاری و همکارانش در سال
۱۳۶۶ منتشر شد(1). با مطالعه و بررسی کوتاه نویسی مذکور و توجه به کاستیهای آن مجری طرح بر آن شد تا کوتاه نویسی کاملی را با کمک همکاران و بر اساس مطالعات دقیق و علمی تهیه نموده و آرزوی دیرینه نابینایان ایران را جامه عمل بپوشاند.
کوتاه نویسی که در کتاب دائرةالمعارف خط بریل توسط آقای محمدرضا ظروفی و همکارانش در سال ۱۳۶۷ش عرضه شده، مزایای زیادی نسبت به کوتاه نویسی سازمان بهزیستی دارد. از جمله تعداد علائم کمتر آن، قابل تشخیصتر بودن آن و درصد کوتاه کردن متون است. به طوری که این تحقیق به طور متوسط ۳/۲۷% متون را کوتاهتر کرده، حال آنکه کوتاه نویسی بهزیستی حدود ۶/۲۴% بود.
در سه دهه اخیر آثار مختلف درباره کوتاه نویسی در رشتههای مختلف تألیف و منتشر شده است. اما این آثار نیازمند همسان سازی و ایجاد رویه واحد کوتاه نویسی و جمع آراء و دیدگاههای مختلف است.
دسترسی همگانی به وسایل و تجهیزات
بریل نویسی یا نویسنده بریل (بریل نگار) نیازمند وسایلی است. همانطور که مؤلف عادی برای نوشتن یک صفحه نیازمند قلم (خودکار، مداد، خودنویس و امثال اینها)، کاغذ یا هر نوع صفحهای که روی آن بتوان نوشت، است، بریل نگار هم نیاز به وسایل و ادواتی دارد که نقطه برجسته ایجاد کند؛ بهطوری که مخاطب بتواند به کمک حس لامسه این نقطهها را بخواند.
در این دوره شاهد کارخانهها و شرکتهای تولیدکننده وسایل بریل ساز هستیم. نیز سازمانهای دولتی مثل بهزیستی، گاه این تجهیزات را بین نابینایان توزیع کردهاند. در بیست سال اخیر، تجهیزات دیجیتالی و الکترونیکی برای نگارش علائم بریل یا خواندن آنها، یا انتقال و اشتراکپذیری آنها، رونق بیشتر پیدا کرد. مراکزی این وسایل را تهیه و در کتابخانههای نابینایان در دسترس آنان قرار دادهاند. به هر حال همگانی کردن دسترسی و استفاده از وسایل بریل ساز، انقلاب و تحول جدیدی در خط بریل و فرهنگ نابینایان بوده است. البته در کشورهای پیشرفته دسترسی به وسایل ارزانتر و بهتر است ولی در کشورهای در حال توسعه وسایل الکترونیکی هنوز گران و دسترسی بدانها برای نابینایان هنوز مشکل است. مراکز خیریه و دولت در اینگونه کشورها به ویژه جوامع اسلامی میتوانند از طریق وقف این ابزارآلات و استمداد از نیکوکاران، این مشکل را مرتفع کنند. اما اقدامات چشمگیر و جدی در این زمینه به چشم نمیخورد.
تربیت آموزگاران و مربیان
در این دوره رویکرد و استقبال نابینایان از خط بریل بیشتر شد و افراد بیشتری خواهان آموختن بریل شدند. از اینرو مراکز دولتی و خصوصی و غیر انتفاعی فراوان، کار آموزش را بر عهده گرفتند. ولی بدون مربیان ماهر و حاذق، آموزش امکانپذیر نمیبود. از اینرو وزارت آموزش و پرورش، طرحهایی برای تربیت معلمان و مربیان را آغاز کرده است. در دانشگاه تربیت معلم و برخی از دیگر
1) . نقد و بررسی نظام نوشتاری بریل فارسی، ص 92-106.
دانشگاهها، رشته تربیت معلم بریل تأسیس شد. مهمتر اینکه تلاش شد رویه و انسجام آموزشی و تربیتی واحد بین همه فعالیتها حاکم باشد.
گسترش در همه علوم و فنون
نابینایان در گذشته فقط در مقطع تحصیلات عمومی، نهایتاً تا گرفتن گواهی دوره ابتدایی یعنی در حدی که خواندن و نوشتن بدانند، آموزش میدیدند. اما در دهههای اخیر آنان در مقاطع عالی فوق لیسانس و دکتری در رشتههای تخصصی تحصیل کردند. از اینرو نیازمند متون درسی و آموزشی تخصصی در رشتههای مختلف فنی، مهندسی، پزشکی و داروسازی، علوم انسانی، علوم محض و علوم عملی بودهاند.
کارشناسان امور بریل چارهای نمیدیدند، جز اینکه خط بریل را در همه رشتهها گسترش بدهند. آخرین متنی که در زبان فارسی منتشر شد، کتابی است که به مدیریت آقای محمدرضا ظروفی با عنوان دائرةالمعارف خط بریل منتشر شد. دهها کارشناس بریل در رشتههای مختلف زبان، موسیقی، شیمی، فیزیک، ریاضیات، حقوق، علوم شرعی و اسلامی و غیره، علائم بریل را گسترش دادهاند و در بخشهای مختلف این کتاب آوردهاند.
از حواشی که در این دوره در گسترش بریل مؤثر بود، راهاندازی مسابقات قرآنی از سال 1361 توسط سازمان بهزیستی بود. نابینایان علاقه بسیار به مسابقه قرآن داشتند چون یک راه برای پیشرفت و ترقی آنان بود و مجبور بودند به سراغ قرآن بریل بروند.(1)
خلاصه اینکه از ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰، خط بریل در چهار عرصه مزبور گسترش چشمگیر در ایران یافت.
مهم این است که اقدامات مزبور تحت تأثیر شرایط و وضعیت انقلاب اسلامی قرار داشت. دولت جمهوری اسلامی با رأی اکثریت روی کار آمد، تفکر کاپیتالیسم و خصوصی بودن اقتصاد نفی و طرد شد، دولت هدایتگر و پشتیبان فرهنگ ملی و مذهبی مردم بود. از اینرو اکثر شئون و بخشهای جامعه در اختیار حاکمیت قرار داشت. به همین دلیل جایی برای فعالیت مراکز خصوصی باقی نمانده بود. سازمان بهزیستی تأسیس شد، و همه سازمانها و نهادهای مربوط به معلولین از آن ادغام شدند. سپس سازمان مدارس استثنایی تأسیس شد و تمامی امور آموزشی و پژوهشی حتی پشتیبان در این سازمان متمرکز گردید. روحیه انقلابی بر این ادارات حاکم شد و این رخداد تبعاتی مثل ضدیت با غرب و کنار رفتن اندیشه مدارا و تساهل در پی داشت. همه اینها در سرنوشت جامعه معلولین و نابینایان مؤثر بوده است. بعضی از مراکز مردمی در جریان منازعات که طبیعی پس از انقلاب است، حذف شدند. ابابصیر یکی از آنها بود. قبلاً توضیحاتی درباره آن عرضه شد. انقلاب اسلامی و بلافاصله پس از آن آغاز جنگ همه جانبه علیه ایران، مسیر رشد و ارتقای نابینایان نسبت به برخی کشورها، با تأخر و مشکلاتی مواجه شد. چون کشورهای پیشرفته جهان به ویژه غربیها نگاه منفی به ایران داشتند. این عوامل موجب گسستگی و انفصال نابینایان ایران از جریان کلی نابینایی جهانی شد و تأخر آنان را تشدید کرد. اما همه این مسائل موجب از پای نشستن نابینایان نشد آنان به دلیل
1) . علیاکبر جمالی، ص 66-67.
پشتکار و علاقههایی که در آنان نهادینه شده، با تلاش فراوان مسیر رشد و ترقی را هموار نمودند و به رغم همه کمبودها و موانع به مدارج عالی فرهنگی و اجتماعی رسیدند.
در بررسی دوره سوم گفته شد با وجود جنگ و موانع فراوان که برای رشد و ارتقای جامعه و فرهنگ معلولین وجود داشت، اما با تلاش و مجاورتهای سازنده توانستند از هر فرصت استفاده کرده، تحصیلات عمومی و متوسط را اغلب پشت سر گذاشتند، وارد دانشگاه شدند یا در حوزه علمیه به دروس عالی راه یافتند و مقطعهای کارشناسی ارشد و دکتری را طی کرده و به مدارک عالی نایل آمدند. با اینکه دولت و وزارت آموزش عالی هیچگونه امتیازی برای آنان منظور نمیکرد و در تمامی مسائل و بارمبندیها مثل افراد عادی و سالم بودند. تصور کنید گاه یک نابینا در بین یکصد سالم در آزمونی شرکت میکرد؛ همه افراد به راحتی متون را مطالعه کرده و با آمادگی میآمدند ولی نابینا برای مطالعه یک کتاب چه زحماتی باید متحمل میشد؛ از چند نفر استدعا میکرد متن را برایش بخوانند و او باید با خواندن آنها در همان جلسه مطالب را به حافظه میسپرد. در رشتههای مثل هنر و پزشکی مشکلات مضاعف بوده است. اما آنان با توکل، اخلاص و تلاش توانستند بر مشکلات و موانع غلبه کرده و در رشتههای مختلف از حفظ و قرائت قرآن تا نقاشی، مداحی و موسیقی، و کشاورزی، حقوق، پزشکی، علوم قرآن، علوم حدیث و غیره با موفقیت جلو بروند و پس از اخذ مدرک کرسی استادی و تدریس دانشگاه، کرسی شورای شهر، تبلیغ و منبر، ورزشهای حرفهای مثل وزنهبرداری برسند. این دوره از نظر، عصر درخشش استعدادها نابینایان ایران است. البته برخی از رهبران ملی و دینی هم از آنان را تشویق میکردند و به کمک آنان شتافتند. بعضی مراجع تقلید برای آنان گامهای بلند برداشتند.
این دوره شاهد تأسیس دهها مرکز و مؤسسه پژوهشی، آموزشی، خدمات رسانی و فرهنگی و انتشاراتی هستیم. در همه شهر، نیکوکاران به کمک نابینایان شتافتند و در تمامی شهرها حداقل یک مرکز مردم نهاد شکل گرفت. البته خود نابینایان تجربه لازم را آموخته و به دست آورده بودند و میتوانستند به راحتی از وسایل مدرن مثل کامپیوتر، اینترنت استفاده کنند. با جهان پیشرفته ارتباط برقرار کنند و بر اثر همین ارتباطات، بعضی در مراکز آموزش عالی در اروپا و امریکا اشتغال پیدا کردند.
وسایل مدرن برای توسعه خط بریل با کمک مطالعاتی و کارشناسی نابینایانی چون آقای حسینی در شرکت پکتوس و به دید از روی مدلهای خارجی ساخته شد.
دی زی (Dayzy) به عنوان یک نیاز جدی برای نابینایان به روشهای بومی شده در حال اجرا است. اجرای این سامانه موجب به اشتراکگذاری بریل و استفاده همگانی از پیامهای بریل شده و در آینده نزدیک با اجرای طرحهای مهمتر، پیشرفتها چند برابر خواهد شد.
با گسترش خط بریل در زمینههای مختلف، مراکز تصمیمگیری و سیاستگذاری هم زیادتر شد. از سوی دیگر کنترل جدی بر روی آنها وجود نداشت. زیرا ساختار اداری پیش بینی شده، درست و
دقیق طراحی نشده بود. از یک طرف مراکز دولتی گسترش یافت؛ از طرف دیگر مراکز غیر انتفاعی و خصوصی فراگیر شده بود. دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور و دهها دانشگاه غیر دولتی فعالیت داشتند. مراکز تحقیقاتی بسیار اعم از دولتی و غیر دولتی فعال شده بودند. پژوهشگران و مؤلفان هم بیکار ننشسته و آثاری درباره بریل منتشر میکردند. سر جمع همه اینها تشتت و ناهماهنگی و چندگانگی بود. از اینرو از اواخر دهه هفتاد و هشتاد ضرورت همسان سازی و ایجاد رویه واحد، ضرورت و لازم مینمود.
امروزه هنوز در زمینه ایجاد رویه و خطمشی و ضوابط واحد مشکلاتی وجود دارد ولی تفکر و ایده وحدت در خطمشی را همگان ضروری دانسته و در شرایط مختلف بر آن استدلال کردهاند.
خط بریل اگر با دانش ارتباطات تلفیق گردد و پیامها و متون بریلی توسط اینترنت و کامپیوتر به اشتراک گذاشته شود، همه نابیناها میتوانند متون بریل را بخوانند و بنویسند و از پیامهای بریلی دیگران همزمان استفاده نمایند، که در این صورت در این عرصه تحول عظیمی پیدا خواهد شد. کشورهای غربی توانستهاند خط بریل را از فردیت و انزوا بیرون آورده و با طراحی و اجرای شبکه دیزی پیامها و متون نابینایان را همگانی کنند. با این شیوه، کارآیی خط بریل چند برابر شده و نیز کارآیی نابینایان هم مضاعف گردیده است. از دهه هشتاد در ایران هم چنین اندیشههایی مطرح شد. کسانی ضرورت پیوستن به کنسرسیوم دیزی را مطرح کردند. اما هنوز گامهای جدی و اساسی برداشته نشده است؛ تا اینکه در سالهای اخیر مسئله دیجیتالی کردن بریل و تبدیل خط و متن بریل به متن دیجیتالی و الکترونیک با جدیت بیشتر مطرح شده و کسانی از دولت خواستار مساعدت و کمک در این زمینه شدهاند.
امروزه دفتر فرهنگ معلولین به دیزی پیوست و عضو آن است و اینک کارشناسان این دفتر درصدد اجرای طرحی هستند که بتوان متون به خط بریل را در چند مرحله ساماندهی بهینه کرد.
خلاصه و نتیجهگیری: بریل ایرانی از ۱۲۹۹ تاکنون بیش از ۹ دهه و حدود یک قرن سابقه دارد. به رغم فرودهای جزئی، تمامیت و شاکله کلی بریل ایرانی رو به صعود بوده است. اکنون دیگر صرف خط بریل نیست بلکه باید آن را فرهنگ بریل نامید. از چهار دوره عمده گذشته و در هر دوره دههها حادثه تلخ و شیرین را پشت سر نهاده؛ و همچون فولاد آبدیده و مستحکمتر گردیده است. هم اکنون دوره جدیدی برای فرهنگ بریل در حال آغاز شده است. در دوره پنجم بریل در خدمت فرهنگ دینی و ملی است، بریل به عنوان یک تجربه جهانی، هماندیشی بینالمللی و راهاندازی سامانه فراگیر در سطح جهان اسلام در این دوره یک ضرورت جدی است.
بعد از سال 1340، تاریخ بریل با قرآن به خط بریل در ایران هماهنگ شد و با هم به پیش رفته است. چون از سال 1341 اولین قرآن بریل در شوریده شیراز در تیراژ محدود در اختیار دانشآموزان قرار گرفت. و از سال 1361 مسابقات قرآن نابینایان و پیش از آن در سال 1350 و راهاندازی بخش قرآن بریل در ابابصیر اصفهان همه اینها در توسعه قرآن بریل مؤثر بوده است.
خانمها هاجر شعاعی(1)مبحث متون بریل آموزشی را پیش کشید و در این باره مقالهای(2)منتشر کرد. با توجه به این مقاله درصدد برآمدیم از منظر آموزشی تاریخ تحولات بریل را در ایران پیگیر باشیم.
بریل کودک، بریل مذهبی و بریل آموزشی شعبههایی از متون بریل هستند که در تحول و گسترش بریل قرآن مؤثر بودهاند. چون در برخی مدارس قرآن به عنوان متن درسی بوده است.
معلولین با وجود تمام محدودیتها در صورت فراهم شدن فرصتهای مناسب آموزشی میتوانند در حد توانمندیهای خود رشد کرده و به جامعه خویش خدمت کنند و ایجاد این شرایط از وظایف آموزش و پرورش است.
یکی از گروههای افراد دارای معلولیت، افراد نابینا و کمبینا میباشند و از آنجا که حس بینایی به عنوان یکی از کانالهای مهم یادگیری همواره مطرح بوده و اکثر محققین تعلیم و تربیت اذعان دارند که حداقل ۷۵ درصد یادگیری انسان از طریق بینایی صورت میگیرد، آموزش و پرورش این دسته از افراد به علت محرومیت از کانال اصلی آموزش با مشکلات فراوانی روبهرو است. اما کارشناسان امور نابینایان همواره درصدد یافتن راهکار برای جبران این نقص به ویژه در عرصه آموزشی و یافتن روشهای جایگزین بودهاند.
امروزه آموزش به افراد دارای معلولیت و به تبع آن افراد دارای مشکلات بینایی با تغییرات شگرفی همراه شده و در اکثر نقاط جهان آموزشهایی ویژه برای این دسته از افراد وجود دارد. یکی از ابعاد آموزش نابینایان یعنی متون آموزشی در این مقاله بررسی میشود.
این افراد چون از خواندن متون درسی عادی ناتوان هستند، لاجرم باید متنهای درسی به خط بریل یا به روش شنیداری برای آنان فراهم آورد.
تعریف مشکلات بینایی: پزشکان در تعریف نابینا(3)گفتهاند، فرد نابینا کسی است که تیزبینی او در چشم با استفاده از وسایل کمکی (مثلاً استفاده از عینک) ۲۰۰/۲۰ و یا کمتر باشد و یا کسی که میزان دیدش آنقدر کم است که وسیعترین قطر آن نتواند فاصله زاویهای را که بیشتر از ۲۰ درجه است فراگیرد، نابینا است. نقص بینایی چنین فردی به حدی شدید است که مجبور است خواندن را به وسیله بریل یا با استفاده از روشهای سمعی یاد بگیرد. (هالاهان و کافمن(4)به نقل از جوادیان، ۱۹۹۴)
از نظر انجمن ملی جلوگیری از نابینایی (۱۹۶۶)، کمبینا فردی است که میزان بینایی وی از ۲۰۰/۲۰ بیشتر اما از ۷۰/۲۰ کمتر میباشد (نراقی و نادری، ۱۳۸۴). چنین فردی معمولاً قادر به خواندن متون چاپی با اندازه معمول نبوده و نیاز به وسایل درشت کننده جهت خواندن دارد.
تعاریف فوق با وجود اینکه اطلاعات خوبی در اختیار معلمان قرار میدهد، اما پاسخگوی نیازهای ایشان نیست. زیرا موضوعی که معلمان باید نسبت به آن دغدغه دارند، آسیب¬دیدگی و یا علت به وجود آمدن آن نیست، بلکه کاهش پیامدهای ناشی از آسیب¬دیدگی در زندگی نابینا و یا موانعی که آنها در مسیر یادگیری ایجاد می¬کنند، است (روی مک کانکی و همکاران(1)، ترجمه سعیدی همکاران، ۱۳۸۳).
تقریباً یکدهم از کودکانی که وارد مدرسه میشوند، تا اندازهای به آسیب بینایی(2)مبتلا میباشند. خوشبختانه، اغلب این نقایص را میتوان به کمک عینک و سایر وسایل کمک بینایی یا جراحی اصلاح نمود و دربیشتر موارد این نقایص در رشد اجتماعی و یا آموزش کودک تأثیرات کمی دارند و یا بدون تأثیر میباشند، اما در هر هزار نفر، یک نفر به نقص شدید مبتلا است. بدون شک نقص بینایی در احراز تجربه و کسب دانش محدودیتی ایجاد میکند ولی این محدودیت به آن اندازه نیست که فرد نابینا از تمام فعالیتهای آموزشی، فراگیری حرفه و تجربهاندوزی محروم گردد.
بنابراین جامعه معلمان همواره در پی آن است که بهترین روشهای آموزش دانشآموزان نابینا را خلق نماید تا این دسته از دانشآموزان بتوانند با کمترین میزان مشکل یادگیری معنادار و عمیقی را تجربه کنند. تجربه نشان داده در جریان آموزش نیاز به متن درسی قطعی است و نمیتوان از آن چشم پوشید. نابیناها در هر مقطع تحصیلی و در هر رشته علمی نیاز به متن درسی دارند. اگر متن آموزشی بریل باشد، فرآیند یادگیری بهتر اجرا میشود. البته کتب صوتی و شنیداری هم میتوانند به عنوان متن آموزشی استفاده شود.
همواره افرادی که به واسطه بیماری، تصادف و توارث از قدرت بینایی محروم شده بودهاند؛ اما به دلیل برخورداری از دیگر تواناییهای خدادادی، به فراگیری پرداخته و مراحل رشد و ترقی را طی کردهاند.
آثار به دست آمده از مصر قدیم نمایانگر این حقیقت است که معلولان بینایی، مورد پذیرش جامعه بودهاند. از جمله می توان به «هومر» مؤلف ایلیاد و ادیسه اشاره کرد که نابینا بود.
اما درباره آموزش منظم معلولان بینایی تا قرن هجدهم تاریخچه منظمی در دست نیست. به تدریج با انسجام فعالیتهای پراکنده، به آموزش معلولان بینایی توجه شد و در این راه کشورهایی مانند فرانسه، آمریکا، انگلستان، ژاپن، مصر و هندوستان پیشگام بودند.
اولین آموزشگاه نابینایان را در سال ۱۷۸۴ والنتین هویی آموزگار فرانسوی تأسیس کرد. وی ابتدا حروف برجسته بینایی را برای بهرهمندی نابینایان ابداع نمود. کوششهای او که تحولی در امر آموزش نابینایان به وجود آورده بود، در سال ۱۷۸۹ همزمان با انقلاب فرانسه متوقف ماند. راشتن در سال ۱۷۹۱ در لیورپول مدرسهای برای کودکان نابینای تهیدست تأسیس کرد. در این مدرسه مشاغل
فنی، صنعتی و خواندن آواز کر به نابینایان آموزش داده می شد. در آمریکا توجه به کودکان نابینا از سال ۱۸۲۶ آغاز شد.
اولین آموزشگاه مرکزی نابینایان در آمریکا که امروزه به مؤسسه پرکینز مشهور است، موسسه ساموئل گریدلیها و به دنبال آن مؤسسههای ماساچوست و پنسیلوانیا به سال ۱۸۴۳ دایر شدند. در حال حاضر در آمریکا بیش از ۸۵۰ سازمان آموزشی و رفاهی برای نابینایان وجود دارد.
اوایل قرن ۱۸ میلادی لویی بریل یکی از شاگردان آموزشگاه والنتین هویی که خود نیز نابینا بود، روش استفاده از نقطههای برجسته را ابداع کرد.این روش مشتمل بر ۶ نقطه برجسته لمسی است که برای خواندن و نوشتن افراد نابینا از آن استفاده می شود و امروزه به نام ابداع کننده آن، خط بریل نامیده می شود. روش بریل در تمام جهان کاملترین روش خواندن و نوشتن نابینایان است.
پیش از اختراع خط بریل به وسیله وی غیر ممکن به نظرمی رسید که روزی نابینایان نیز همانند سایرین قادر به خواندن و نوشتن باشند ، اما لوییس بریل که در دوره حیات خود از داشتن بینایی محروم شده دست به ابتکار عملی زد که بعدها به نام خود وی به ثبت رسید. ابتکار وی نه تنها نابینایان را قادر به خواندن و نوشتن کرد که بسیاری از ایشان را قادر به کسب مدارج بالای علمی و تحصیلی نیز ساخت.
بر اساس اعلام انجمن نابینایان آلمان ، فقط یک چهارم از افراد نابینا مسلط به خط بریل و قادر به خواندن و نوشتن به این خط هستند. این تعداد کم مؤید دو نکته است، یکی، وجود نقص عضو از ناحیه دستها در تعدادی از نابینایان و دیگری تنبلی محض دستهای از افراد نابینا است. البته این تنبلی تنها مربوط به افرادی است که در طول دوران زندگی؛ بینایی خود را از دست دادهاند و ترجیح میدهند نیازهای خود را از طریق تجهیزات صوتی و یا کامپیوتر مرتفع سازند در حالی که اکثر محققان و متخصصان معتقدند که خط بریل بهترین و آسانترین امکان در یادگیری و آموزش نابینایان است.
در سال ۱۹۷۰ دانشگاه الازهر مصر، نقش تعیینکنندهای در پایهریزی آموزش و پرورش نابینایان ایفا کرد. در هندوستان آموزش و پرورش کودکان نابینا ابتدا از سوی روحانیون مورد توجه قرار گرفت و از سال ۱۸۷۷ تا ۱۹۴۷ در آموزش و پرورش نابینایان آن کشور پیشرفتهای قابل ملاحظهای صورت گرفت. اولین مدرسه نابینایان در این کشور در سال ۱۸۷۷ تأسیس شد که امروزه آن را به نام مؤسس آن، مدرسه شارپ می نامند. تعداد مدارس نابینایان هند در سال ۱۹۴۴، ۳۲ و در سال ۱۹۶۰، ۱۱۵ و در سال ۱۹۸۸، ۲۵۰ مرکز بود. در ژاپن آموزش و پرورش کودکان معلول، با سرمایهگذاری اولیه مردم آغاز شد و سپس با کمک دولت ادامه یافت و امروزه از وضعیت مطلوبی برخوردار است.
مدارس نابینایان در قرن نوزدهم به صورت شبانهروزی بود و بیشتر به کودکان خانوادههای ثروتمند اختصاص داشت. اولین کلاسهای روزانه در سال ۱۸۷۲ در اسکاتلند دایر شد.
در طی این سالها آموزش و پرورش این کشور پیشنهاد کرد که برنامهریزی آموزشی به شیوهای صورت بگیرد که کودکان نابینا در کنار کودکان عادی آموزش ببینند بنابراین آنچه که امروز به عنوان آموزش و پرورش تلفیقی و فراگیر مطرح است دارای ریشههای تاریخی بوده و در سالهای گذشته نیز به وسیله کشورهای مختلف مدنظر قرار گرفته است.
در ایران نیز به سال ۱۲۹۹ یک کشیش آلمانی به نام پاستور ارنست کریستوفل اولین مرکز حمایتی و آموزشی نابینایان را در تبریز بنیاد نهاد. فعالیت مؤسسه مذکور تا سال ۱۳۱۹ ادامه یافت و در آن سال به علت آغاز جنگ جهانی دوم، فعالیتهای آموزشگاه در تبریز متوقف ماند. در سال ۱۳۳۰ یک خانم انگلیسی به نام «گِوِن گَستر» آموزشگاه نورآیین اصفهان را برای تعلیم و تربیت دختران نابینا دایر کرد. حدود ۱۰ سال بعد، کریستوفل مجدداً فعالیت خود را از سر گرفت و بیشتر هم خود را صرف آموزش و پرورش پسران نابینا در شهر اصفهان کرد. هدف اصلی کریستوفل، شناساندن کارآیی نابینایان به جامعه ایران بود و در این زمینه به موفقیتهای زیادی دست یافت.
اولین مرکز آموزش نابینایان در تهران، سال ۱۳۲۸ در خیابان ری با عنوان کانون کار و آموزش رودکی تأسیس شد. فعالیتهای آموزشی و حرفهای آموزشگاه مشتمل بر کلاسهای ابتدایی و کلاسهای حرفهآموزی از قبیل موسیقی، برسسازی، زیلوبافی و حصیربافی بود.
در این آموزشگاه، حدود ۱۰۰ دختر و پسر ۱۲ تا ۱۸ سال تحت آموزش و نگهداری قرار گرفتند.
(جرقه ساخت بزرگترین آموزشگاه نابینایان کشور به وسیله دکتر حسن علوی که یکی از چشم پزشکان مجرب آن دوران ایران بود زده شد. او شرایط وخیم آموزش نابینایان را به خوبی لمس کرده بود و مراجعه افراد نابینا به مطب او، انگیزه وی برای تأسیس یک مدرسه بزرگ ویژه نابینایان را دو چندان کرد. بر همین اساس، دکتر علوی با کمک عدهای از دوستانش، اندیشه خود را عملی نمود. وی با همکاری برادران مهدوی، از زمینداران و ثروتمندان آن روزگار، حدود ۱۵ هزار متر زمین متعلق به این دو برادر را که از زمینهای منطقه طرشت محسوب میشدند و در منطقه شهر زیبای فعلی واقع بودند، برای تأسیس این مدرسه انتخاب کرد. کلنگ اولیه ساختمان این مدرسه در سال ۱۳۴۰ زده شد و اولین ساختمان مدرسه در ۱۳۴۳ برای بهرهبرداری آماده گردید. زمانی که اولین ساختمان - که یک عمارت دو طبقه بود - آماده شد، نخستین مدرسه ویژه نابینایان در تاریخ ۲۶ مهر ماه ۱۳۴۳ افتتاح شد و کار خود را آغاز کرد)(1)
در سال ۱۳۴۸ یعنی یک سال پس از تشکیل دفتر آموزش استثنایی آموزشگاه نابینایان ابابصیر در اصفهان و به دنبال آن در سال ۵۶ آموزشگاه محمد خیابانی در شهر ری و سپس در سال ۵۸ آموزشگاه نابینایان پاسداران و دختران نرجس در شمال تهران ایجاد گردید و پس از آن به تدریج با شکلگیری سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور در سال ۱۳۷۰ آموزش نابینایان در کل ایران توسعه یافته و با اجرای طرح آموزش تلفیقی و فراگیر مناطق دور افتاده و روستاها را نیز در برگرفت. و امروزه با توجه به اهمیت مسئله اشتغال و بالا رفتن تعداد افراد تحصیل کرده مبتلا به مشکلات بینایی گسترش آموزشهای حرفهای برای دانشآموزان معلول بینایی در دوره دبیرستان، مناسبسازی مشاغل، افزایش آگاهی جامعه و اصلاح نگرش مردم نسبت به توانمندیها و محدودیتهای نابینایان برای اشتغال، امری ضروری است.
1) . روزنامه ایران، شماره 5487، 23 مهر 1392.
در سال ۱۳۴۱ در مؤسسه کیهان برای اولین بار چاپخانه بریل تأسیس گردید که کتب درسی و ماهنامه ویژه نابینایان به خط بریل از طریق آن انتشار یافت. که بعد از تأسیس سازمان ملی رفاه نابینایان در اسفندماه ۱۳۴۹ این واحد در سازمان مزبور ادغام گردید و در سال ۱۳۵۱ کتابخانه گویای نابینایان نیز تأسیس گردید. البته به موازات این اقدامات سازمان ملی رفاه نابینایان رفته رفته گسترش یافته و شعباتی در شهرستانها یا اصفهان، شیراز، کاشان، اهواز، تبریز، همدان، باختران، کردستان و مشهد دایر نمود که همزمان با اینگونه فعالیتها، آموزشگاه نابینایان شهید مجلسی در سال ۱۳۴۳ و مؤسسه آموزش ابابصیر نیز در اصفهان پا به عرصه فعالیت گذارد. یکی از خدمات ارزنده سازمان ملی رفاه نابینایان فراهم آوردن امکانات مقدمات ایجاد مرکز توانبخشی نابینایان در سال ۱۳۵۲ به همت مدیر عامل وقت سازمان و تعدادی از کارشناسان بینالمللی توانبخشی منطقه خاور دور برای پیاده کردن برنامه توانبخشی نمونه در ایران در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۷ رهسپار تهران شدند و تیم کارشناسان توانبخشی کلاسهایی در زمینههای ارزشیابی، جهتیابی، مشاوره و کاریابی، مهارتهای روزانه، مهارتهای لمسی و حسی دار نمودند تا دوره دیدگان این کلاسها در آینده بتوانند ضمن تربیت مربیان آتی به آموزش کارآموزان نابینایان (از ۱۶ تا ۳۰) همت گمارند. مدت دوره آموزش سه ماه بود که طی آن چهار مربی ارزشیابی و مهارتهای روزانه، چهار مشاور و چهار مربی جهتیابی و چهار کاریاب آموزشهای لازم را فرا گرفته و آماده فعالیت گشتند. یکی از خصوصیات این دوره تعلیم مربی، توأم بودن تجربیات تئوری و عملی و داشتن فرصت تمرین عملی با یک کارآموز بود که مربیان را برای شغل آیندهشان در توانبخشی آماده میساخت. علاوه بر کلاسهای تخصصی در چهار رشته ذکر شده مربیان تحت تعلیم هر هفته چند جلسه سخنرانی در زمینه هدف توانبخشی، درک صحیح نابینایان از توانبخشی، بازگرداندن و ایجاد اعتماد به نفس در فرد نابینا بخصوص برای حضور آنان در اجتماع ترتیب میدادند. در این دوره تعدادی از کارکنان دفتر کل دانشآموزان استثنایی نیز شرکت داشتند که پس از اتمام دوره به کار قبلی خود بازگشتند. پس از اتمام دوره (۲۰ ژانویه تا ۱۷ آوریل۱۹۴۷) کادر جدید التأسیس توانبخشی که همگی جوان و پر انرژی و اغلب تحصیلات کافی داشتند مسئولیت سنگین پیاده نمودن برنامه توانبخشی در ایران را به عهده گرفتند و به این ترتیب مرکز توانبخشی نابینایان در ایران از بهار ۱۳۵۳ پیریزی و بنیان گذارده شده است. تعدادی از نابینایان که بین آنها افراد تحصیل کرده هم وجود داشت توانبخشی را یک نمایش پر تحمل میدانستند که هرگز نمیتواند جوابگوی نیازهای رفاهی آنها باشد به همین علت این برنامه از ابتدا با عدم استقبال گروهی از نابینایان مواجه گردید. مربیان توانبخشی به علت دلسردی و مسائل استخدامی علیرغم علاقهای که به کار توانبخشی ابراز نمودند رفته رفته جذب بخشهای دیگر شده به طوری که پس از گذشت ۴ سال ۹۰% آن گروه به امور دیگری پرداختند. باوجود تغییر مسیری که توانبخشی ناگریز با پراکندگی کادر تربیت شده خود با آن مواجه شد با کوشش گروه اندکی از افراد تحصیل کرده و دلسوز نابینا و بینا، توانبخشی از انهدام کامل نجات یافت. به هر صورت سازمان ملی رفاه نابینایان در سال ۱۳۵۸ بر اساس مصوبه شورای انقلاب زیر پوشش وزارت بهداری و بهزیستی قرار
گرفت و کلاً مؤسسهای دولتی شد. از سال ۱۳۶۰ کارگاههای نابینایان از این مراکز جدا شدند ولی مرکز چاپخانه گویا کماکان زیر پوشش مرکز فعلی (مرکز توانبخشی و آموزشهای فنی و حرفهای نابینایان) باقی ماند از ۲۴ خردادماه ۱۳۵۹ با تأسیس سازمان بهزیستی کشور مرکز فوقالذکر زیر پوشش سازمان بهزیستی قرار گرفت و از آن زمان تا حال در زمینه آموزش توانبخشی نابینایان و حرفه آموزی و کلاس تربیت تلفنچی نابینایان فعالیت مینماید که دامنه این فعالیتها به مرور زمان در سایر شهرستانها نیز گسترش یافت، به طوری که میتوان اذعان نمود که در حال حاضر در کلیه مراکز استانها مراکز توانبخشی نابینایان و بعضاً در برخی از شهرستان کلاسهای سوادآموزی ویژه نابینایان تأسیس گردیده است.
نتیجهگیری: بریل آموزشی هنوز در ایران از مشکلات فراوان برخوردار است و نتوانسته نقش مؤثر در ارتقای آموزش نابینایان داشته باشد. مهمترین دلیل آن نداشتن متولی و متصدی است. آموزش و پرورش ابتدایی و متوسطه سازمان تدوین کتب درسی و در آموزش عالی، سازمان سمت متصدی امور تألیف، چاپ و پخش کتب درسیاند. اما هیچ سازمان دولتی یا نهاد مردمی کتب بریل را بر عهده نگرفته است.
از اینرو مشکلات و آسیبهای فراوان ساختاری، پژوهشی، بودجهای و غیره گریبانگیر کتب بریل آموزشی است.
قرآن بریل اگر درست عرضه شود در فرهنگ و جامعه ناشنوایان بسیار مؤثر است. اما قرآنهای بریلی که در ایران عرضه شده از جهات و جنبههای مختلف دارای اشکالات و مشکلاتی است. این فصل درصدد شناسایی این مسائل و نیز راه کار برای زدودن آن مشکلات است.
بسیاری از کشورها خط بریل و متون بریل را از زوایای مختلف بررسی کرده و تلاش کردهاند، متونی تهیه کنند و حداکثر بازدهی را برای نابینایان داشته باشد. زیرا در آن کشورها، بریل متصدی و مسئول دارد. اما در ایران هنوز مشکلات بریل رصد و شناسایی نشده، چون متصدی ندارد. گویا از سال 1395 سازمان بهزیستی و دارالقرآن الکریم به قرآن بریل ورود پیدا کرده و درصدد اقداماتی برآمدهاند. اما هنوز نمود و آثاری از آنها مشاهده نشده است.
قرآن نابینایی یا قرآن بریل به قرآنی گفته میشود که با خط منقوط (نقطهای) و برجستهای تألیف میشود و نابینایان با انگشت و حس لامسه به قرائت آن میپردازند.
شکل حروف در الفبای عربی و فارسی، خط و نقطه مسطح است؛ مثلاً الف (ا) یک قطعه خط عمودی است و تاء (ت) شامل یک پارهخط افقی () و دو پاره خط افقی (‘ ‘) و دو نقطه است. اما شکل حروف در الفبای بریل، نقطه بُعددار و غیرمسطح است که به آن نقطه برجسته هم میگویند. شش نقطه با چینشهای متفاوت، حروف را نشان میدهند. مثلاً الف اینگونه است: نقطه اول از بالای سمت چپ برجسته و 5 نقطه دیگر غیر برجسته میشوند. سپس با ترکیب حروف، کلمات ساخته میشوند.
اما قرآنی که با خط بریل در ایران تألیف شده از چند منظر نیاز به پژوهش دارد:
۱- تاریخ قرآن بریل در ایران و جهان
۲- شخصیتها و مراکز بریل نگار
۳- قواعد و ضوابط تألیف و نشر قرآن بریل (رسم المصحف بریل)
۴- همسان سازی (توحید مصاحف بریل)
۵- کوتاه نویسی مصحف بریل
6- قرآن مبدأ
7- اقتصاد چاپ و نشر
8- مدیریت
قرآن بریل در ایران در این هشت مورد مشکلاتی دارد.
یکی از مشکلات زیربنایی قرآن بریل در ایران این است که هنوز تاریخی برای آن تدوین نشده است. یعنی دقیقاً نمیدانیم از چه زمانی قرآن بریل آغاز شد و چه تحولاتی داشته تا به دست ما رسیده است.
اجمالاً و بر اساس اسناد موجود میدانیم محمدحسن وجدانینژاد در مدرسه شوریده در شیراز معلم بود و کنار آقای عبداللّه معطری و چند نفر دیگر به آموزش قرآن میپرداختند و برای اولین بار آقای وجدانی جزء سیام قرآن را به بریل منتشر کرد. آقای معطری نابینا است و بریل را در کلیسا یاد گرفت و بر پروژه آقای وجدانی نظارت داشت.(1)
اما آقای وجدانی کجا یاد گرفت و انگیزه او چه بود؟ چند نسخه منتشر کرد؟ و آیا نسخهای از آن قرآن در دسترس است؟
به هر حال تا زمانی که تاریخ قرآن بریل تدوین نشود، هویت این نوع از قرآن مشخص نمیشود و نمیتوان اشکالات آن را به درستی رصد کرد.
«قرآن به خط بریل» یک پدیده مستحدث است که پس از ظهور خط بریل پدید آمد. این نوع خط قبلاً وجود نداشت و بر اثر ضرورت و خواستن قشر وسیعی از جامعه اسلامی یعنی نابینایان پدیدار گشت.
آمار نابینایان را در کل جهان تا ۶۰ میلیون نفر گفتهاند و با توجه به پراکندگی جمعیت و دیگر واقعیتهای جهان اسلام، نیمی از این جمعیت باید در مناطق مسلمان نشین حضور داشته باشند. آمار نابینایان را در ایران حداقل یک میلیون و حداکثر چهار میلیون نوشتهاند.
اگر در تمامی جهان اسلام، ۵ میلیون نابینا هم حضور داشته باشند با توجه به استعدادهای خدادادی و خلاقیت و ابتکارهای آنان و خلاصه نقش بیبدیل آنان در سازندگی اجتماعی، باید به خواستها و نیازهای آنان احترام گذاشت. در صدر اسلام، پیامبر و ائمه به شخصیتهای نابینا مثل عبداللّه بن ام مکتوم احترام میگذاشتند. از اینرو این قشر تأثیر اساسی در حوادث و سیر قضایای مسلمانان داشتند.
همه اینها گویای این است که ارزش دارد خط بریل به عنوان روش مهم یادگیری و فراگیری آنان مورد توجه قرار گیرد. نیز قرآن به خط بریل به عنوان تنها روش خواندن و قرائت قرآن و تأمل در آیات قرآنی به صورت یک موضوع پژوهشی، بررسی گردد. خلاصه اینکه تعریف پروژهای که بتواند به مشکلات قرآن بریل بپردازد یک ضرورت است. این پروژه را میتوان اینگونه تعریف کرد:
بررسی علمی و تاریخی و موردی، اشکالات قرآن به خط بریل بر اساس منابع کتابخانهای میدانی و شفاهی.
ضرورت و اهمیت: با اینکه قرآن به خط بریل چند دهه سابقه دارد و ناشران و کاتبان قرآن بریل با دلسوزی، دقت و وسواس تمام به آن پرداختهاند ولی هنوز این قرآن مشکلاتی دارد. در بررسیهای
1) . عبداللّه معطری، ص8 به بعد، محمدحسن وجدانینژاد، ص10 به بعد.
جدید معلوم شده مشکلات و ضعفها ناشی از عدم اطلاع از پیش فرضها و پیش نیازها مثل کم اطلاعی از مسائل رسم المصحف یا عدم اطلاع از مواضع و مصوبات پیشین در کشورهایی مثل مصر، ایران، لبنان و غیره است.
اگر تاریخ این نوع کتابت قرآنی ثبت و ضبط نشود معلوم نیست در آینده قرآن بریل بهتر و بی غلطتر داشته باشیم. بنابراین هدف اصلی این پروژه کمک به کتابت و نشر قرآن به خط بریل بدون اغلاط یا کم غلطتر و کم مشکلتر است. هدفهای درجه دومی هم در این پروژه تعقیب میشود؛ که به برخی از آنها اشاره میشود:
۱- ضبط و ثبت دستاوردها و تجارب گذشته در زمینه قرآن بریل
۲- تسهیل آموزش قرآن به نابینایان و جلوگیری از راهیابی اغلاط به فرهنگ آنان
۳- تدوین گزارشی در زمینه میراث مسلمانان در این زمینه
ضرورت این پروژه هم مبرهن و واضح است زیرا نابینایان قشر وسیعی از جامعه را تشکیل میدهند و حداقل نیاز به آموزش و فراگیری قرآن کریم دارند. این ضرورت فقط از طریق خط بریل میسور است.
متأسفانه کسانی که در دهههای اخیر به عنوان مدرس و معلم خط بریل قرآنی آموزش دیدهاند، ذهنشان جوان و گسترده نگر نبوده و عمیق فکر نکردهاند. این پروژه به آنان نگرش وسیع خواهد داد و آموزشهای آنان را پر بارتر و عمیقتر میکند.
جایگاه تاریخ نگاری قرآن: بررسی قرآن به خط بریل ابعاد تاریخی، شخصیت شناسی، مرجع پژوهشی و بررسی موردی رسم المصحف دارد. از قدیم و از دوره رسالت قرآن، یک بُعد قرائت و خوانش و یک بُعد کتابت و نگارش داشت و هنوز هم چنین است. قرائت با دانشهایی مثل تجوید و دانش قرائت پشتیبانی میشود. چون قرائت قواعد، ضوابط و اصولی دارد که در آن علوم در طی قرون تکمیل شده است. اما قرآن فقط قرائت نیست یعنی مسلمانان فقط به قرائت قرآن نمیپردازند بلکه به نگارش قرآن هم پرداختهاند. کاتبان وحی به دستور رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم قرآن را کتابت میکردند. اولین قرآنها با خط کوفی و ضوابط کوفی نویسی نوشته شد. اما با توسعه و گسترش قلمرو اسلامی، کتابت قرآن با خطهای ملل دیگر مثل خط ایرانی هم رواج یافت.
دانشهایی مثل رسمالمصحف، کتابت قرآن کریم را پشتیبانی کردهاند.
اینکه آیا کتب مقدس را میتوان با هر خطی نوشت یا نه فقط با یک خط باید نوشت؟ در جامعه مسیحی هم اختلافی بوده است. نیز مسلمانان با طرح توقیفی بودن خط و کتابت و رسم المصحف، مشروعیت انواع خطها و کتابتها یا عدم مشروعیت آنها را پیش کشیدهاند.
جمعآوری تجارب فعالین قرآن بریل و تألیف یک جلد کتاب درباره کسانی که در زمینه آنها نیز مراکز مولد قرآن بریل ضروری است. معرفی این افراد و مراکز به نسلهای آینده، در واقع میراث بانی و پاسداری از میراث فرهنگی و علمی قرآن کریم است. از طرف دیگر بخشی از اختلافات قرآنهای بریل منتسب به افراد و مراکزی است که این کار را انجام دادهاند. زیرا هر فرد و هر مرکز رویکرد و سلیقه خاصی دارد، یا با مراکز خاصی در خارج مرتبط است و قرآن بریل را از او اخذ کرده است.
قرآن نخست با خط نسخ یا خط حیرهای سپس با خط کوفی و پس از شش مرحله تحول، به خط موجود رسیده است. معروف و رایجترین خط کنونی، خط عثمان طه است. معمولاً خط بریل را بر اساس خط عثمان طه مینویسند. خط عثمان طه مثل هر خط دیگر دارای قواعد و ضوابطی است که به تدریج و در طول تاریخ و دهها قرن شکل گرفته و تدوین شده است.
مرحوم آیت اللّه هادی معرفت از کارشناسان کم نظیر علوم قرآن، معتقد بود خط عثمان طه هشت هزار اشکال اساسی دارد و اگر جزئیات اشکالات و مصادیق را هم استقرار کنیم، سیزده هزار اشکال دارد.
نیز کارشناس دیگر آقای محمدعلی کوشا میگفت خط عثمان طه حدود پنج هزار اشکال جدی دارد. ایشان معتقد است مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باید خط بیعیبتری را ابداع کنند و قرآن را با آن خط منتشر نمایند.
تصور کنید خط بریل بر اساس خط معیوب عثمان طه بنا شده، از اینرو آن هم دچار مشکلاتی شده است. البته در سالهای اخیر حداقل در دو سه جا جلساتی منعقد شده تا فکری برای رسم بریل بشود. یکی در دارالقرآن چاپ و نشر وابسته به سازمان تبلیغات، دوم در مؤسسه رودکی (ریحانه)، سوم در دفتر فرهنگ معلولین. در شهریور ۱۳۹۳ شایع شد که رودکی و دارالقرآن به نتیجه رسیدهاند و درصدد انتشار قواعد و ضوابط بریل (رسم بریل) هستند ولی تاکنون چیزی منتشر نشده است.
دفتر فرهنگ معلولین بخشی از تحقیقات خود را در مجله توان نامه (شماره ۴ تا ۶) منتشر کرد و با شنیدن خبر فوق، تحقیقات در این باره را کنار گذاشت اما چند ماه است مجدداً، تحقیق راهاندازی شده و درصدد انتشار یک جلد کتاب است.
لازم است، مدیریت رودکی و مدیریت دارالقرآن کریم هم، یافتهها و جلسات و پژوهشهای خود را منتشر کنند و در اختیار جامعه فرهنگی قرار دهند. تجربه نشان داده، بایگانی کردن تحقیقات و عدم انتشار آنها، نه تنها مشکلی را رفع نمیکند بلکه بر مشکلات میافزاید.
اگر جمهوری اسلامی بتواند اولین رسم المصحف بریل را منتشر کند، افتخار پیشکسوتی در جهان اسلام را در این موضوع از آنِ خود خواهد کرد. چند مرکز قرآنی در ترکیه و عربستان سعودی در این زمینه تلاش بسیار کردهاند ولی تاکنون به موفقیتی دست نیافتهاند.
کارشناسان رشتههای مختلف مثل فیزیک، حقوق و پزشکی، کوتاه نویسی بریل را در رشته خودشان گسترش دادهاند. زیرا کتاب بریل ذاتاً حجیم است. و حمل و نقل آن مشکل است. کل قرآن بریل حدود ده جلد است و ارتفاع آن حدود ۷۰ سانتی متر میشود. البته وزن آن کم است زیرا بین اوراق، خالی است و هوا میباشد.
حجیم بودن کتب بریل سه علت مهم دارد: حروف بریل بزرگ و جا گیر است؛ دوم کاغذ آن باید مقوا باشد، سوم صفحات را نمیتوان پرس کرد و باید بین صفحات هوا باشد.
کارشناسان درصدد هستند هر یک از این سه فاکتور را اصلاح کنند و تا جایی که ممکن است از حجم کتب بریل بکاهند.
اخیراً صفحات پلاستیکی که قطر کم دارند ولی خاصیت برجستهسازی بهتری دارند، آزمایش شده ولی هنوز جواب مطلوب نگرفتهاند و در مرحله آزمایش است. نیز در مرحله برجستهسازی هم فکرهایی شده ولی هنوز به مرحله تولید انبوه نرسیده است. اما نسبت به کاهش ابعاد حروف و کلمات از چند دهه قبل دو کار شده است: یکی کاستن از طول و عرض فضایی که شش نقطه در آنجا گرفته است اگر بتوان فضا را از سه میلیمتر به دو میلیمتر کاهش داد یعنی ۱/۳ در فضا و حجم صرفهجویی خواهد شد. البته برخی با این کار مخالفاند چون مدعی هستند، ضریب دقت کاهش مییابد و اشتباه خوانی افزایش خواهد یافت. یعنی وقتی نقطههای برجسته نزدیک هم باشد، لامسه درست نمیتواند تشخیص دهد.
اما اقدام دیگر که بسیار رواج دارد و به نام کوتاه نویسی بریل یا کوتاه سازی بریل معروف است و تاکنون خوب جواب داده، تبدیل کلمات و واژههای بسامد دار و مکرر به علامت یا مخفف سازی عباراتهای ترکیبی یا واژههای مرکب است.
در واقع این راه کار خودش دو راه حل دارد و هر دو هم آزمایش شده و در علوم مختلف جواب داده است. در خط بینایی و معمولی هم بسیاری از ترکیبها به صورت مخفف استفاده میشود و شیوهای متداول است. به جای دانشنامه ناشنوایی و ناشنوایان میگویند دانا؛ به جای دایرةالمعارف اسلام میگویند EI؛ نیز USA؛ پارسا و برجام به کار میرود.
در قرآن تاکنون اقدام جدی در این زمینه نشده است. برخی میگویند شاید از نظر شرعی اشکال داشته باشد، ولی چنین نیست. مثلاً اگر به جای همه «یا ایها الذین آمنوا» ها، «یا آم» استفاده شود چه اشکالی دارد؟
به هر حال با استفاده از شیوه مخفف سازی یا شیوه علامت سازی میتوان حجم قرآن بریل را به ۱/۵ رساند.
پیشنهاد دیگر این است که از علامت تصویری هم میتوان استفاده کرد. مثلاً به جای شمس یا قمر، عکس آنها برجسته شود. یک ماه کوچک را با یک و نیم میلیمتر میتوان برجسته کرد.
به هر حال از تجارب و دستاوردهای کوتاهسازی در دیگر علوم میتوان استفاده کرد و قرآن بریل را هم با کوتاه نویسی با حداقل حجم میتوان عرضه نمود.
اهمیت کوتاه کردن حجم در چند چیز است: هزینهها بسیار کاهش مییابد؛ حمل و نقل راحتتر میشود؛ به تبع پژوهشهای قرآنی گسترش پیدا میکند.
برای جلوگیری از تشتت و اینکه هر کس هر کاری و هر قاعدهای خواست اعمال کند، همسان سازی و ایجاد وحدت رویه در علوم مختلف و کتب بریل این علوم رواج یافته است.
عربستان سعودی مدعی همسان سازی قرآنهای جهان اسلام است. از اینرو مرکزی به نام «مرکز التوحید للمصاحف البریل» تأسیس کرده و بر تولید و چاپ و نشر قرآن بریل نظارت دارد. نیز در اروپا و کشورهای مختلف، مراکز رشتههای علوم انسانی یک تشکیلات جهت نظارت و همسان سازی ایجاد کردهاند.
دفتر فرهنگ معلولین از مرکز بریل کار دعوت کرد تا برای همسان سازی جلساتی داشته باشیم و یک شیوه واحد را اجرا کنیم و در پایان جلسه اطلاعیه زیر را صادر کرد. ولی ادامه این جلسه با مشکل مواجه و کمتر از آن استقبال شد.
دفتر فرهنگ معلولین به تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ با دعوت عدهای از کارشناسان بریل، پس از بحث و بررسی وضعیت خط بریل، از مدیران و مسئولان نهادهای دولتی و نیز مراکز مردمی خواستند، یکسان سازی خط بریل و علائم آن را مهم شمرده و پس از بررسیها، پیشنهادات زیر را مطرح نمودند:
هم اکنون ضوابط، قواعد و نمادها و نیز شیوه آموزشی واحد و یکدست در همه مناطق اجرا نمیشود و گاه سلیقههای فردی جایگزین شیوه نامه همگانی و سراسری شده است. این وضعیت پیامدهای مخرب در فرهنگ و جامعه روشندلان خواهد داشت که بعضاً در دراز مدت ظاهر میشود.
درخواست و استدعای ما از متولیان امور این است که در یکی از نهادهای کلان مثل سازمان بهزیستی یا سازمان آموزش و پرورش استثنایی، نخست یک شورای عالی ایجاد شود. این شورا باید فراگیر باشد و همه اقشار را پوشش دهد و حتماً باید نمایندگانی از مراکز مردم نهاد در آن حضور داشته باشند. سپس باید مصوبات آن به همه مناطق ارسال گردد. نیز برای تخلف از مصوبات راهکارهایی تدبیر گردد.
البته شورایی که گاه فعال بوده، به دلیل عدم جامعیت قدرت و اقتدار لازم را اعمال نکرده است و نیاز به شورای گسترده، همگانی، ضابطهمند و فعال هست تا از تشتتها و نابسامانیهای موجود بکاهد.
ما به عنوان خادمان فرهنگ و جامعه روشندلان، سالها و دهههایی در خدمت این قشر مبتکر و عزیز بوده و امیدواریم این هشدار را صرفاً نشانه دلسوزی و دغدغه خیرخواهانه ما بدانید.
برای ساماندهی به این مشکلات از ده سال قبل تلاشهایی در عربستان سعودی توسط دارالنشر البرایل وابسته به حرمین شریفین آغاز شد و مهمتر اتحادیه بینالمللی خدمات قرآنهای بریل The International organization of Braille Quran Services با نام اختصاری IBQS در ترکیه از سال 2010م تأسیس شد و مهمترین سازمانها و مراکز فعال قرآن بریل در جهان عضو این اتحادیه هستند. از ایران رودکی عضو است. هر سال جمع میشود و در رأس اموری که قرار بود فکری برای آن داشته باشند. عدم هماهنگی در قرآنهای بریل منتشره در کشورها بوده است. اما تاکنون هیچ اقدامی عملی نه توسط عربستان و نه ترکیه و نه مالزی و اندونزی و نه هیچ کشور دیگر انجام نشده است.
پنج سال اخیر همه حرکتها و فعالیتها در حوزه قرآن بریل در جهان توسط دفتر فرهنگ معلولین پیگیری و رصد شده و گزارشهای فعالیتها مثل نشستها، سمینارها و غیره تماماً در سایت دفتر و نیز در مجله تواننامه منعکس شده است. و تلاش شده برای ایجاد اتحاد رویه و همسانسازی قرآنها در ایران و سپس در جهان اسلام زمینهسازی گردد.
مدیریت: اما معلوم نیست چه نهاد و سازمانی متصدی رسیدگی به این پنج مشکل است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان بهزیستی و سازمان دارالقرآن کریم کدام یک باید این مشکلات را رسیدگی کنند؟
معلوم نیست چه نهادی متصدی رسیدگی به امور فرهنگی معلولان است؛ چون خلأ قانونی هست. یعنی اساساً هیچ قانونی برای بریل و کتاب گویا نداریم. حتی در قانون جدید نیز که در شرف تصویب است. بریل و گویا بدون متصدی است.
اما سازمان بهزیستی که علیالقاعده به مسائل معلولان نزدیک است میتواند اینگونه امور را به کارشناسان خصوصی یا تشکلهای مردمی معلولان به صورت پروژه واگذار نماید.(1)
اکنون با قرآنی به خط بریل در ایران مواجه هستیم. این کتاب، تحولات بسیاری به خود دیده و مشتمل بر میراث بزرگی است ولی مشکلاتی هم دارد که قابل رفع است. ولی لازم است سازمان بهزیستی مسئولیت قرآن بریل را به یک تشکل مردمی یا نهاد دولتی بسپارد.
قرآن مبدأ: قبلاً گفته شد که به دلیل مشکلاتی که در قرآن عثمان طه هست، قرآن بریل هم دچار مشکل شده است. زیرا خط بریل، نوعی ترجمه و برگردان است. در هر ترجمه، دو متن وجود دارد، متن مبدأ و متن مقصد.
همه مراکز ایرانی که به قرآن بریل میپردازند، قرآن عثمان طه را مبدأ قرار داده و آن را تبدیل به بریل میکنند. سیاست و خطمشی دارالقرآن الکریم هم همینگونه است و بر قرآن عثمان طه اصرار میورزند.
با نگاهی مختصر به قرآنهای بریلی که در ایران یا خارج از کشور منتشر میشود، معلوم خواهد شد یک واژه را گاه با چند علامت بریل منتشر کرده و از علامتهای مختلف بریلی استفاده شده است. از طرف دیگر هیچ ضابطه و آییننامه که مقبول همگان باشد در دست نیست، مهمتر اینکه هیچ مرجع تصمیمگیر و واضع ضوابط وجود ندارد. نه تنها در ایران این وضعیت آشفته حاکم است بلکه در دیگر کشورها هم کمابیش همینطور است.
علت تشتت در قرآن بریل در چند چیز است:
1- قرآنهای مبدأ به زبان عربی دارای کتابتها و رسمالخطهای مختلف است. عثمان طه، طاهر خوشنویس، نیریزی و کامپیوتری در ایران از مشهورترین رسم الخطها است. نیز در این یک رسم الخط خاص و ویژه خودشان هست. همچنین در سوریه، مالزی و اندونزی و غیره.
2- عربستان سعودی در هر دو دهه اخیر تلاش کرده خط عثمان طه را به عنوان یک خط فراگیر بینالمللی مطرح کند. از اینرو آن را اصلاح کرده است. البته اصلاح شده خط عثمان طه هم دهها تناقض و تهافت دارد و رویه واحدی در سراسر آن به چشم نمیخورد. چه رسد به رسمالخط اصلی عثمان طه که به قول مرحوم محمدهادی معرفت هفت هزار مشکل دارد.
1) . این مطلب به صورت مقاله با عنوان «بایستهها درباره قرآن به خط بریل»، محمد نوری، تواننامه، تابستان 94، ص 210-212، درج شده است.
لازم است در ایران از قرآن خطاطان مشهور استفاده شود و یک خط مثل نیریزی مورد توافق و اجماع قرار گیرد، سپس مشکلات آن رفع شود و به عنوان مبدأ بهرهبرداری شود.
هر پروژهای اگر توجیه اقتصادی نداشته باشد، با مشکلات مواجه خواهد شد. چاپ متون بریل از نظر قیمت کاغذ، هزینه چاپ و نشر، هزینه صحافی، هزینه حمل و نقل و هزینه نشر همواره مشکلاتی داشته و به دلیل گرانی، قابل دفاع نیست. از اینرو مسئولین امور فرهنگی و آموزشی نابینایان همواره در پی یافتن جایگزین بودهاند. برای مثال یک جلد قرآن وقتی تبدیل به بریل شود 6 تا ده جلد میشود و حداقل سیصد هزار تومان هزینه میبرد در حالی که همان قرآن به صورت کاغذی - بینایی حدود پنج هزار تومان و به صورت گویایی و روی CD حدود سه هزار تومان هزینه دارد.
برخی کشورها به روشهای مختلف تلاش کردهاند هزینههای بریل را کاهش دهند و بریلی چاپ کنند ارزانتر باشد.
از سوی دیگر نهادهای دولتی هم برای بریل بودجه مکفی و مستقل تصویب نکردهاند یا اگر بودجهای مصوب وجود دارد، شفاف نیست و معلوم نیست دست کدام نهاد است و مسئول آن کیست؟ و چه کارهایی با این بودجه انجام دادهاند؟
به منظور آشنایی با برخی مشکلات قرآن بریل، بخشی از مصاحبهای آقای خوانینزاده مدیر مؤسسه رودکی را میآورم. این مؤسسه بزرگترین چاپخانه دستگاه بریل را در اختیار دارد و بیشترین متون بریل را منتشر کرده است.
آقای خوانینزاده میگوید: هر روز شاهد کاهش تمایل ناشران در زمینه تولید کتابهای «بریل» هستیم؛ البته هنوز مؤسساتی پیدا میشوند که در این زمینه فعالیت کنند اما همه میدانند که انتشار کتاب بدون همکاری ناشران امکانپذیر نیست.
مرکز نابینایان رودکی بزرگترین مرکز منابع مطالعاتی و خط بریل در کشور است که در آن انواع کتابهای منتشر شده ناشران، قرآن کریم، ادعیه مختلف، تقویم و سایر منابع به خط «بریل» تهیه میشوند و همچنین روزنامه «ایران سپید» راهم با همکاری مؤسسه روزنامه ایران منتشر میکند.
در تهیه کتابها به خط «بریل» به همکاری ناشران نیاز است. برخی از ناشران در این زمینه همکاری خوبی با مرکز توانبخشی نابینایان رودکی دارند که جا دارد از آنها به خاطر این همکاری، صمیمانه تشکر کنیم اما برخی از ناشران علیرغم پیگیری ما هنوز تصمیم به برقراری این ارتباط نگرفتهاند. در چند سال اخیر به طور پیوسته در نمایشگاههای بینالمللی کتاب تهران حضوری فعال داشتهایم و با برپایی غرفه سعی کردهایم با ناشران حاضر در نمایشگاه ارتباط مؤثرتر و بیشتری داشته باشیم تا از این رهگذر همکاری خوبی با ناشران ایجاد کنیم.
آنچه ما از ناشران انتظار داریم این است که با ارائه فایلهای حروفچینی شده، کتابهایشان در محیط وُرد (word) ما را در تبدیل این کتابها به خط بریل یاری کنند تا بدین وسیله منابع مطالعاتی بیشتری برای مطالعه نابینایان و کم بینایان سراسر کشور تهیه کنیم.
نابینایان و کمبینایان سراسر کشور از کتابهای بریل تهیه شده در مرکز توانبخشی نابینایان رودکی استفاده میکنند. بنابراین بیتمایلی به تبدیل کتابهای ناشران به خط بریل، محروم ساختن بخشی از جامعه از مطالعه کتابهای آنهاست و این در حالی است که نابینایان و کمبینایان علاقه وافری به مطالعه دارند و گواه این امر تعداد بالای فرهیختگان، دانشآموختگان و دانشجویان نابینا و کمبینا در کشور ماست.
هم اکنون آمار دقیقی از ناشرانی که با ما همکاری میکنند ندارم؛ اما اطلاع دارم که ناشرانی چون ثالث، مرکز، چشمه و نی که پیش از این همکاری خوبی با ما داشتند، حالا مردد شدهاند.
به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد دادهایم که سیستمهای تشویقی را به کار ببرد و ما هم با توجه به اینکه مرکز توانبخشی نابینایان رودکی، مرکزی غیر انتفاعی است و خدمات خود را صرفاً به کم بینایان ارائه میدهد، به ناشران اطمینان میدهیم که فایلهای دریافتی از آنها صرفاً برای فعالیتهای غیر تجاری و استفاده نابینایان و کم بینایان به کار گرفته میشود.
ما همواره سعی کردیم در طول بیش از 4 دهه سابقه فعالیت این مرکز در تولید کتابهای بریل، حقوق ناشران را محفوظ نگه داریم و در حفظ مالکیت معنوی آنها بکوشیم.
در پایان از ناشرانی که تاکنون همکاری خود را با مرکز توانبخشی نابینایان رودکی آغاز نکردهاند، تقاضا میشود ضمن بازدید از این مرکز و آشنایی با فعالیتهای آن نابینایان و کمبینایان را با ارائه فایلهای حروفچینی خود از مطالعه کتابهایشان بهرهمند سازند.
و اما با پیگیری ما از ناشرانی که پیش از این با مرکز توانبخشی نابینایان رودکی همکاری میکردند و هم اکنون با این مرکز قطع رابطه کردهاند مشخص شد که این ناشران به دلیل تعویض ریاست مرکز توانبخشی نابینایان رودکی و شخصی شدن این مرکز تمایلی به تداوم همکاری با این مرکز ندارند؛ زیرا تصور میکنند که معتبرترین متولی انتشار کتابهای بریل کشور با شخصی شدن، از هدف اصلی خود که ارائه خدمات به نابینایان و کمبینایان است فاصله گرفته و احتمال دارد که از نسخه اولیه کتابها برای کسب منافع تجاری بهره ببرد.(1)
خلاصه و نتیجهگیری: قرآن بریل در هشت محور مزبور مشکلاتی دارد ولی همه اینها قبل پیگیری و مرتفع شدن است. هر مشکلی چارهای دارد. اولین و مهمترین اقدام برای چاره گشایی از مشکلات اطلاعرسانی است. به دلیل فقدان پژوهشی و فقدان اطلاعرسانی مناسب در زمینه قرآن بریل، اغلب مدیران، مردم و حتی خود نابینایان از مشکلات بیخبر هستند. در صورتی که اگر حداقل نیکوکاران جامعه نسبت به این موضوع مطلع شوند قطعاً وسط آمده و کمک میکنند.
1) . باشگاه خبرنگاران جوان، 7 اردیبهشت 1395.
ایجاد رویه واحد و شیوه همگانی در رسمالخط و چاپ و نشر در قرآن کریم یک ضرورت جدی است. هر کس نمیتواند قرآن را به سلیقه خود و بر اساس تجارب شخصی خودش منتشر کند. به ویژه در قرآنهای خاص مثل قرآن برای نابینایان که با خط بریل آماده و در اختیار آنان قرار میگیرد. متأسفانه تاکنون نهادهای متصدی قرآن کریم مثل دارالقرآن هم ورود نکرده و هر مؤسسه با خرید یک دستگاه چاپ بریل اقدام به چاپ و نشر قرآن کریم میپردازند. اما برای ایجاد رویه واحد و به اصطلاح همسان سازی در کتابت و نشر قرآن کریم چه پیشنهاد و توصیههایی وجود دارد؟
این فصل شامل چند مطلب در این زمینه است.
دستاوردها در زمینه رسم الخط قرآن کریم(1)
چند مرکز در تهران، قم و برخی شهرهای دیگر به انتشار آثاری به خط بریل (برجسته، بسودنی، لمسی) در دهههای اخیر اقدام کردهاند. برای اینکه معلوم شود آیا این آثار تماماً از یک شیوه استفاده کرده یا از شیوههای متفاوت استفاده کردهاند، به بررسی این متون اقدام کردیم.
هدف این است که «همسان سازی» به شیوه پسینی بررسی شود. یعنی روی منابع بریل پس از انتشار، تحقیق و بررسی گردد. همسان سازی آرزوی دیرین همه کارشناسان بریل است و همگان آرزو دارند، همه متون با یک روش و با یک نوع قواعد و ضوابط عرضه شود. روش ما در بررسی این متون اولاً محدود به رسم الخط (در قرآن مشهور به رسم المصحف) است، دوم اینکه پنجاه متن را گزینش و فقط به آنها پرداختهایم؛ سوم اینکه اکثر آثار بررسی شده، قرآن بریل است.
متون منتخب عبارتاند: از پنجاه عنوان کتاب بریل که توسط سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور تولید شده است. امید است در مراحل دیگر تمام آثار بریل تولید شده در ایران و جهان اسلام از این منظر بررسی شود. اهمیت این نوع بررسی در این است که تشتت شیوه و قواعد استفاده شده در متون بریل موجب تعارض و تضاد دیدگاهها و نگرشهای روشندلان میگردد؛ در نتیجه تفاهم و تلقی واحد را در روشندلان به مخاطره میافکند و تهدید میکند. از اینرو ایجاد یک رویه واحد بر مبنای رسم الخط یکسان توسط همگان و همه مراکز ضروری است.
1) . این متن بر اساس مقاله «رسم الخط نگاشتههای برجسته اسلامی» به قلم مجتبی علیزاده و ابوالقاسم یوسفی تهیه شده است. آقایان علیزاده و یوسفی حدود سه دهه به آموزگاری و ترویج بریل مشغول بودهاند و تسلط قابل توجه بر متون بریل دارند و در پاسخ به درخواست مزبور، این مقاله را تألیف کردند. آنان دانشی که به نام نقد ادبی Literary criticism معروف است، به تحلیل متن و ساختار آن، نظریات مندرج در متن و نشانهشناسی آن میپردازند چون این نکات قابل تعمیم به متون بریل هم هست. اما نقد ادبی بریل، رشتهای کاملاً جدید و ابتکاری است که لزوماً باید به تدریج با همین گونه مقالات آغاز و پیشرفت نماید.
اختراع خط تحول و انقلابی در سرنوشت بشر به وجود آورد. تا پیش از این اختراع، ارتباطات شفاهی برقرار بود. خط، کتابت و قواعد نگارشی را به همراه آورد. و مردم یاد گرفتند بر اساس ضوابط متعارف بنویسند.
خط بریل هم وقتی در نیمه نخست سده 19 میلادی اختراع شده، کافی نبود، و لازم بود قواعد و ضوابط کتابت بریل هم تدوین و مصوب شود. برخی از این قواعد مشترک بین همه زبانها است مثل برجستگی نقطهها؛ هر جدول شش نقطه دارد و برخی از قواعد منحصر به یک زبان است.
برای نمونه بریل فارسی، با بریل انگلیسی قواعد متفاوت و متمایز دارند. این ضوابط مربوط به کتابت و املا است. قرآن کریم قرائت و کتابت دارد. قرائت و خواندن قرآن ضوابط و اصولی دارد و قاریان از دوره رسالت، آغاز به تدوین کتابهایی درباره قرائت و ضوابط آن نمودند. حضرت علی(ع) اولین کاتب و املاء کننده وحی بود و کتابی هم در اسن باره به نام رسم المصحف نوشت. ضوابط و قواعد کتابت قرآن کریم از سده نخست قمری به نام رسم المصحف مشهور شد. رسم المصحف به تدریج به صورت یکی از علوم قرآن جا افتاد و فراگیر شد.
پس از اختراع بریل قرآنی نیاز است تا رسم المصحف بریل هم تدوین گردد. هم اکنون بریل فارسی دارای ضوتبط و قواعدی است که بین بریلنویسان و نابینایان متعارف و مرسوم شده است. در جاهایی هم که ایرانیان قرآن بریل استفاده میکنند، سعی در اجرای قواعد بریل عربی دارند.
اما این تحقیق درصدد مروری بر متون بریل و استخراج اهمّ قواعد بریل اجرا شده است به ویژه در مورد قرآنهای بریل است. این ضوابط را میخواهیم استخراج، و فهرست کنیم. نیز هدف دیگر ما، کشف موارد متعارض و غیر همسان است. بلکه این کشفها، مقدمهای باشد برای تلاش همگانی برای اجرای ضوابط همسان و یکسان.
با بررسی حدود 50 کتاب بریل تولید شده در سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور و سازمان بهزیستی کشور نتایج زیر به دست آمد.
1- تقریباً نشانهها در زبان و رسم الخط بریل فارسی یکی است و فقط در موارد جزئی مثل نوشتن ابیات و مصراعهای شعر تفاوت اندکی دارد.
2- در زبان عربی و رسم الخط قرآن نشانهها یکی است.
3- در خیلی از موارد نکات تجویدی که در رسم الخط بینایی رعایت میشود در رسم الخط بریل رعایت نشده است و آن به این دلیل است که برخی از کسانی که در چاپ و برگردان خط بریل فعالیت دارند از این علائم آگاهی نداشتهاند. در شیوههای تجوید و تلاوت قرآن خلأ نبود یک مرکز یا مؤسسه متمرکز نظارتی بر روی برگردانی خط بینایی به بریل وجود دارد.
هدف دیگر از این نوشتار، تطبیق و تلفیق رسم الخط بریل با قواعد نگارش و رسم الخط قرآن مجید و عربی و کمک به انتشار دیگر آثار اسلامی مانند نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و بحارالانوار میباشد که امیدواریم توانسته باشیم با استعانت و یاری پروردگار، گامی هرچند کوچک در این راه برداریم که
مورد قبول پروردگار و نیز مورد توجه خوانندگان و روشندلان عزیز قرار گیرد. انشااللّه عزیزان دیگری که در این حوزه فعالیت میکنند به تقویت و پویایی این تلاش کمک کنند.
4- قرآن مجید در شب قدر که یکی از ایام پر ارج و از بهترین شبهای ماه مبارک رمضان است از سوی پروردگار عالم بوسیله فرشته مقرّب درگاهش جبرئیل بر قلب پیامبر اسلام نازل گردیده است. این کتاب،
شریفترین، کاملترین و جامعترین کتب آسمانی است و در هدایت همه انسانها مؤثر است.
از سوی دیگر از بدو نزول قرآن تاکنون دانشمندان مختلف کتابهای فراوان درباره هریک از موضوعات این کتاب الهی نگاشتهاند و از جمله درباره قرائت و تلاوت، تجوید قرآن و رسم الخط آن که بحث و بررسی هریک از موضوعات فوق مفصل است و نیازمند مباحثی طولانی است. نیز در زمینه رسم الخط بریل، تلاشهایی شده است.
لازم است برای همسانسازی و ایجاد رویه واحد اقدام فراگیر و اساسی بشود.
5- در نوشتن این جزوه علاوه بر منابع و مآخذی که در آخر به آنها اشاره میشود از نوشتهای با خبر شدیم که با همکاری و کمک مداوم برادر ارجمند آقای بنوان سُکّر اَلاّمی که از مدرسین محترم حوزه علمیه قم در سال 1362 بوده تهیه شده است. تحصیلات ایشان در رشته زبان و ادبیات عرب است و دارای درجه لیسانس از دانشگاه بغداد و کارشناسی ارشد از دانشگاه قاهره میباشند. آقای بنوان سُکّر اَلامی چون از طفولیت نابینا بودهاند با خط عربی و بریل عربی نیز با متون مختلف عربی از جمله قرآن کریم به خط بریل آشنایی کامل داشتند.
رسم الخط قرآن مجید مطابق قواعد و زبان عرب میباشد. در صدر اسلام آیات قرآن را حفظ میکردند و با خط کوفی مینگاشتند. از قرن چهارم به بعد خط نسخ به سبب آسانی و نیکویی رواج یافت و جایگزین خط کوفی گردید. در رسم الخط قرآن شریف از زمان پیامبر بزرگوار اسلام تاکنون تغییری داده نشده و دخل و تصرف در آن مجاز نمیباشد.
6- طرز نگارش قسمت اعظم کلمات قرآنی موافق لفظ است یعنی به همان صورت که نوشته شده خوانده میشود ولی در بعضی کلمات خط موافق لفظ نیست یعنی به صورتی که نوشته شده خوانده نمیشود و به همین سبب گویند قرائت قرآن موقوف بر سماع است و به همانگونه که از پیغمبر اعظم(ص) نقل شده باید تلاوت گردد و رأی و اجتهاد در آن راه ندارد. از طرفی شناسایی کامل رسم الخط قرآن نیز برای صحت قرائت لازم و ضروری است لیکن ذکر تمام موارد گوناگون آن موجب تطویل کلام خواهد شد. نیز به سبب آنکه همکاران محترم با رسم الخط چاپی(بینایی) قرآن آشنایی دارند، اینک به تشریح رسم الخط و علائم و نشانههایی که برای نگارش قرآن به خط بریل لازم است میپردازیم.
حروف تَهَجّی یا الفبای عربی مبنای الفبایی بریل شد. مجموع حروف از «الف» تا «یاء» را حروف تَهَجّی مینامند. که تعداد آنها را بعضی 28 حرف و برخی الف را هم اضافه کردهاند و 29 حرف گفتهاند که عبارتند از: الف أ ب ت ث ج ح خ د ذ رز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ی. البته در مورد همزه در ادامه توضیح داده خواهد شد.
این حروف هم الفبای متعارف عربی و هم الفبای بریل عربی است؛ با این تفاوت که زبان متعارف مسطح و با سیاهه قابل دیدن، نوشته میشود؛ اما در بریل با نقطههای برجسته و قابل لمس نگاشته میشوند. غیر از حروف، نشانهها یعنی حرکتها و اعراب هم در خط بینایی و هم خط بریل نگاشته میشوند.
حرکات چهارگانه: چهار حرکت و علائم بریل آنها به شکل زیر است:
علامت فتحه در بریل نقطه 2 میباشد که بعد از حروف مفتوح قرار میگیرند.
علامت کسره در بریل نقاط 1و5 میباشد که بعد از حروف مکسوره میآید.
علامت ضمّه در بریل نقاط 1و3و6 میباشد که بعد از حروف مضموم به کار میرود.
علامت ساکن در بریل نقاط 2و5 میباشد.
همزه و الف: تفاوت میان همزه «ء» و «الف» آنست که، همزه در اول، وسط و آخر کلمه واقع میشود و حرکت را قبول میکند مانند أَکَلَ، سَئَلَ، بَدَءَ، ولی «الف» قبول حرکت نمیکند و همواره ما قبل مفتوح است، و به سبب آنکه ممکن نیست کلمهای با حرف ساکن تکلّم شود، هیچگاه «الف» در اول کلمه یافت نشده ولی در وسط یا آخر آن واقع میگردد و همواره به شکل «الف» نوشته میشود: مانند قَالَ، نَازَ، سَارَ، مِمَّا، دَعَا
تبصره: چون الف همیشه ساکن و ماقبلش مفتوح است، لذا در رسم الخط قرآنهای چاپی کشورهای عربی، پاکستان، هندوستان و بعضی از قرآنهای چاپ ایران، ماقبل «الف»ها فتحه گذارده شده است و نیز ما قبل «یاءِ» ساکن ماقبل مکسور، کسره میآید مانند: رَزَقنَا، إِیّاکَ، کَانَ، أَبوَابُ، فِیهِ، قِیلَ. لیکن در اکثر قرآنهای چاپ کشور ایران به جای فتحه و کسره، الف مقصوره « ٰ » نگاشته میشود. مانند: أبوٰابُ، حالا با توجه به مطالب بالا به نکات زیر توجه کنید:
صدای( ٰا ٰ ): صدای ٰا در قرآن به چهار شکل آمده است ولی علامت آن در رسم الخط چاپی (بینایی) در همه جا یکسان است و آن الف کوتاهی به این شکل ( ٰ ) است که روی حروفی قرار میگیرد، و آن حروف با صدای « ٰ ا » خوانده میشود، مانند: دَﻋٰﺎ، ﯾَﻐﺷٰﻲ، ﯾَﺴﻌٰﻲ، ﺗَﻘوٰﯾﻬﺎ، ﺫٰﻟِﻚَ، ﺣَﻴﻮٰﺓِ،
وقتیکه الف مقصوره بر روی یکی از حروف به غیر از حرف «ی» قرار بگیرد، نمایش آن در متون بریل نقطه 5 است. مانند: رَﺣﻤٰﻦِ ﺫٰﻟِﻚَ
ولی اگر به صورت (ﻱٰ ) در وسط یا آخر کلمه باشد برای نمایش آن در بریل بدون نوشتن (ﻳ ﻱ) از نقاط 1و3و5 استفاده میشود. مانند: أَﺗﻳٰﻚَ تَقوﻱٰ
تنوین: اسم این سه علامت ( ً ٍ ٌ) تنوین است این علامتها در آخر بعضی از کلمات میآید و نشانه یک نون ساکن است که نوشته نمیشود ولی خوانده میشود و همواره به صدا و حروف ماقبل خود میچسبد. تنوین مختص به اسم است نه فعل و حروف و همیشه در آخر اسم قرار میگیرد. به علامت ( ً) نصب و به علامت ( ٍ) جر و به علامت ( ٌ) رفع میگویند و به کلماتی که دارای علائم فوق میباشند به
ترتیب منصوب، مجرور و مرفوع میگویند و نمایش آنها در متون بریل: علامت نصب نقاط 2و3 علامت جر نقاط 3و5 و علامت رفع نقاط 2و6 میباشند. ﺣَﺴَﻨَﺔٌ
تای گرد: علامت «ﺓ» و یا «ﺔ» که در کلمات عربی به کار میرود، به «تای گرد» هم مشهور است که در بریل برای نمایش آن از نقطههای 1و6 استفاده میشود که در مثالهای بالا به کار رفته است.
تشدید « ّ»: اگر در یک کلمه یک حرف دوبار پشت سرهم بیاید به طوری که اوّلی ساکن و دوّمی دارای حرکت باشد، حرف ساکن را بر میدارند و به جای آن یک تشدید روی حرف دیگر میگذارند.
یعنی تشدید به جای یک حرف ساکن مینشیند و ما را از دو بار نوشتن آن در کلمه بی نیاز میکند. حرفی را که دارای تشدید باشد، مشدّد میگویند. در خط بریل برای نوشتن علامت تشدید از نقطه 6 استفاده میشود. مانند: ذَرَّﺓٍ
پایه همزه: همزه در اول کلمه به صورت «أ ء» و در وسط و آخر کلمه به صورت « أ ﺋ ؤ ء ئ » میآید. همزه گاهی روی یکی از سه حرف (ا، و، ی) مینشیند که در این صورت این حروف خوانده نمیشوند و فقط همزهای که دارای علامت است خوانده میشود.
اشکال مختلف همزه در بالا نشان داده شد در متون بریل نیز چنین نوشته میشوند:
(ء) نقطه 3
(أ) یا الف همزه نقطههای 3و4
(ؤ) یا واو همزه نقطههای 1و2و5 و6
(ﺋ ﺉ) یا یاهمزه نقطههای 1و3و4و5و6
توجه شود که هنگام برگردان متون عربی و آیات قرآن مجید از خط بینایی به خط بریل به منظور صرفه جویی در حجم کتاب برای جلوگیری از ابهام و نیز ایجاد سهولت و سرعت در خواندن بریل، از نوشتن فتحه ماقبل (الف) و کسره ی ماقبل (یا) و ضمه ی ماقبل واو خوداری مینماییم و آنها را نمینویسیم. البته لازم به تذکر است که در موارد فوق «الف» و «یا» و «واو» ساکن میباشند. در غیر این صورت نمیتوان فتحه یا کسره یا ضمه را حذف نمود. مانند: کَانَ قِیلَ یَعلَمُونَ
علامت مدّ: «مدّ» یعنی کشش و کشیدن و در اصطلاح تجویدی عبارت است از کشیدن صوت در مواردی مخصوص که به اختصار درباره آن توضیح میدهیم.
حروف مدّ: حروف مد سه تا هستند که عبارتند از «واو» ما قبل مضموم و «الف» ماقبل مفتوح و «یاء» ما قبل مکسور
سبب مدّ: سبب مد دو چیز است همزه«ء» و سکون
اقسام مدّ بر دو قسم است: واجب یا مُتّصل و مستحب یا منفصل. هرگاه حروف مد هر دو در یک کلمه جمع شوند، ایجاد مد متصل میشود و اگر حروف مد در یک کلمه و سبب مد در کلمه جمع شوند، ایجاد مد منفصل میشود.
مقطعهها: در آغاز بعضی از سورههای قرآن، یک حرف یا مجموعهای از چند حرف قرار گرفتهاند که به آن «حروف مُقَطَّعَه» میگویند و باید جدا جدا تلفظ شوند. بعضی از این حروف دارای علامت مدّ هستند که در موقع خواندن باید آنها را به صورت کشیده خواند مانند: الم که خواننده میشوند اَلِف لام میم
در بریل برای نمایش مد متصل از نقاط 2و4و6 استفاده میشود و برای نشان دادن علامت منفصل از نقاط 1و2و4و5و6 استفاده میکنیم که در هردو مورد علامت مد بعد از حرفی که در بینایی مد بر روی آن قرار گرفته (حرف ممدود) نوشته میشود.
تبصره1: در بریل عربی برای نشان دادن «لا» از نقطههای 1و2و3و6 استفاده میشود که به صورت کلمهای منفرد یا جزئی از یک کلمه میتوان آنرا به کار برد.
تبصره2: هرگاه در خط بینایی علامت مد بر روی «ﯾ » و یا «ی» قرار گیرد، و نیز هرگاه بر روی حرف ما قبل الفی که دارای مد است و الف مقصوره دارد قرار گیرد، در هنگام برگردان به خط بریل نوشتن علامت «الف مقصوره» یعنی نقطه 5 ضرورت ندارد.
وقف و علائم آن: هنگام خواندن قرآن، اغلب در آخر آیهها، یا در وسط آیات طولانی، مقداری توقف کرده، نفس تازه میکنند، این توقف و ایستادن را وقف مینامند. در قرآن مجید حروف ریزی در وسط یا آخر آیات مشاهده میشود که این حروف علائم وقف میباشند که مهمترین آنها شش علامت است.(م لا ط ج ز ص ) که وسیله شیخ ابوجعفر سجاوندی وضع گردیده و به «علائم سجاوندی» معروف است و در همه چاپهای قدیم و جدید قرآن موجود میباشد. این رموز و علائم اختصاری برای مشخص ساختن جای مناسب برای توقف و تنفس و در نتیجه حفظ ارتباط میان الفاظ و معانی آنها میباشد.
همچنین باید توجه داشت که در خط بینایی علائم فوق بر روی کلمهای که یکی از حالات مشروحه ذیل را داراست قرار میگیرند ولی در خط بریل، علامات وقف قبل از کلمه و چسبیده به آن نوشته میشوند.
شرح علامات وقف: « م »، علامت «وقف لازم» است و در جایی گذاشته میشود که بایستی حتماً وقف شود و رعایت نکردن آن سبب تغییر معنی میگردد. در بریل از نقاط 2و3و5 استفاده میشود.
« لا » علامت وقف ممنوع است و در جایی گذاشته میشود که اگر وقف شود ارتباط کلمات در یک جمله به هم میخورد و معنی آن تغییر مییابد، بنابراین وقف جایز نیست و به آن وقف قبیح نیز میگویند که در بریل از علامت نقطههای 1و3و6 استفاده میشود.
«ط» علامت وقف مطلق است و در مواردی که عبارت، از نظر لفظ و معنی کامل باشد نهاده میشود و آنرا وقف تام نیز میگویند که در بریل از نقاط 1و2و5و6 استفاده میشود.
«ج» وقف جایز است و در محلّی که عبارت از نظر لفظ تمام و از نظر معنی ازتباط به بعد دارد قرار میگیرد و آنرا وقف کافی نیز میگویند که در بریل از نقاط 3و5و6 استفاده میشود.
« ز» علامت وقف مُجاز است در جایی که وقف و وصل هر دو جایز است اما وقف نمودن بهتر میباشد قرار میگیرد و به آن وقف حَسَن نیز میگویند که در بریل نقاط 2و5و6 استفاده میشود.
«ص» علامت وقف مرخَّص است و آن در صورت طولانی بودن آیه و ناچاری از تنفس است که در محل مناسب نهاده میشود. و در بریل از نقاط 1و3و4و5و6 استفاده میشود.
تبصره: علامت کذلک یعنی هر حکمی برای جمله قبلی از رموز بوده برای اینجا نیز چنان است که در بریل از نقاط 4و6 استفاده میشود و به حرف اول کلمه میچسبد.
ادغام: در بسیاری از قرآنها روی نون یا بین دو کلمه میم کوچکی گذاشته میشود تا خواندن نون ساکن را قلب میم نموده و میم تلفظ نماید و آن را ادغام میگویند که در بریل از نقاط 2و3و5و6 استفاده میشود و همیشه بعد از نون و چسبیده به آن میشود.
حزب: میدانیم قرآن مجید دارای 30 جزء است و هر جزء دارای 4 حزب میباشد که در قرآنهای با چاپ مختلف هرکدام پایان هر حزب را به نوعی مشخص کردهاند. همانطور که گفتیم هر جزء 4 حزب دارد که در بریل پایان هر حزب را با یک علامت عدد یعنی نقاط 3و4و5و6 که از دو طرف یک خانه فاصله میگیرد نشان میدهند و بهمین ترتیب حزب دوم را با 2علامت عدد و حزب سوم را با 3 علامت عدد و حزب 4 را به 4 علامت عدد که نشان دهنده پایان جز است و با 4 علامت عدد بدون فاصله در نظر میگیرند.
دیگرنکتهها: غیر از موارد مزبور چند بحث دیگر هست که توضیح میدهم.
1- همیشه قبل از نوشتن هر سوره مشخصات آنرا ذکر میکنیم از جمله نام سوره، مکی یا مدنی بودن سوره (یا اینکه مکی و چند آیه مدنی میباشد)، تعداد آیات، سوره، زمان نزول سوره و در آخر هر آیه شمارههای آیه را با یک خانه فاصله مینویسیم.
2- در موقع نوشتن آیات قرآن به خط بریل هرگز نمیتوان به دلیل کمبود جا کلمهای را دو قسمت کرد و مثلاً مانند لغات فارسی نصف یک کلمه را در انتهای سطر و نیم دیگر را در سطر بعد نوشت. بلکه باید تمامیحروف و صداهای یک کلمه بطور کامل در انتهای سطر و یا در ابتدای سطر بعد نوشته شود.
3- در فارسی به این حرف (آ) آ اول گفته میشود و معمولاً این حرف در اول کلمه میآید مانند آب، آش وغیره ولی در عربی به آ مدّی معروف است که در برگردان آن به بریل چه در فارسی و چه در عربی از نقاط 3و4و5 استفاده میشود.
4- وقتیکه «الف و لام» تعریف بر سرکلمهای میآید برای الف، حرکت فتحه را نمیگذاریم.
6- در بریل عربی علائم نقطه گذاری همانند علائم نقطه گذاری در بریل فارسی میباشد به جز در سه مورد:
الف) کاما« ، » نقطه 5 ب) سمیکالن نقاط 5و6 ج) علامت دونقطه « : » که شامل دو خانه میباشد که از خانه اولی نقطه 5 و از خانه دومی نقطه 2 را تشکیل میدهد.(1)
1) . جزوه آموزشی نگارش قرآن مجید، سید مهدی صادقینژاد؛ جزوه آموزشی قواعد بریل، محمد رضا نامنی؛ علائم و نشانههای بریل در زبانهای مختلف، انتشارات یونسکو؛ جزوه آموزشی، گردآوری، تدوین و تثبیت علائم و نشانههای بریل، سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور؛ کتابشناسی خط فارسی، کاظم استادی؛ «انتقادابی»، عباس اقبال آشتیانی، مجموعه مقالات عباس اقبال؛ «خط»، جمعی از نویسندگان، دانشنامه جهان اسلام.
شیوه شناسی برجسته نگاری قرآن کریم(1)
قواعد کتابت بریل (بسودنی یا نابینایی یا لمسی) برای قرآن کریم براساس نکات مذهب شیعه و فرهنگ پارسی یک ضرورت است.
کار سترگ و سنگین برجسته سازی به ویژه برای بومی شدن و اسلامی شدن بریل و تعویض محتوا و صورت آن در قالب و صبغه فرهنگ اسلامی بیش از طاقت یک فرد است و لازم است نهادها یاری رسانند. تا این پروژه عظیم به سامان و پایان رسانده شود.
اما لازم است راجع به این پروژه اطلاع رسانی و ضرورت آن تبیین گردد. در این صورت قطعاً نیکوکاران و مراکزی به کمک میشتابند. از اینرو مشکل اساسی در جامعه معلولین این است که اطلاع رسانی به روز و جامع وجود ندارد.
از آن جا که خط بریل طبق قانون کتابت لاتین از سمت چپ به راست انجام میگیرد، (زیرا مخترع این خط فرانسوی بوده است) لذا تا کنون هر کتاب اسلامی و غیر اسلامی، درسی و غیر درسی که برای نابینایان نوشته شده طبق قانون فوق الذکر صورت گرفته است. اما بنده در مطالعات خودم همیشه برایم این سؤال ایجاد میشد، که چرا قرآن کریم با توجه به قانون کتابت مسلمین و همچنین عرف کتابت در کشورهای اسلامی که از راست به چپ میباشد، نوشته نشده است؟! چرا باید حتماً آموزش خط بریل و کتابت آن از قانون نوشتار لاتین تبعیت کند؟ شاید این کار هم نمونهای از استعمار فرهنگی تلقی شود که متأسفانه مسئولان فرهنگی و آموزشی کشورهای اسلامی به آن توجه ندارند. آیا این غربزدگی نیست که تمام نابینایان جهان که بسیاری از آنها از کشورهای اسلامی و عربی هستند باید به همین روش لاتینی از دبستان تا دانشگاه آموزش ببینند؟ بنده ضمن درس خواندن در مراکز علمی حوزه علمیه با مشقت و سختی فراوان سالیان زیادی است که توفیق کتابت قرآن کریم، مفاتیح الجنان، رجال و درایه و تفسیر قرآن کریم را به روش خط متعارف مسلمین برای نابینایان دارم. ضمناً تلاش برای گویاسازی کتابها از اهداف دیگر بنده بوده است که تا کنون حدود بیست و شش هزار جلد کتاب معتبر برای نابینایان گویا شده است. من اسم این علائم و خطوط را خط برجسته اسلامی ویژه نابینایان گذاشتهام، نه خط بریل چون دیگر نیازی به نوشتن و خواندن از چپ به راست نداریم.
1) . این مطلب متکی بر تجاربی است که سید عبدالعلی حسینی(روحانی، روشندل و پژوهشگر ساکن قم) طی چند دهه پژوهش بر روی قرآن بریل به دست آورده است. سید عبدالعلی حسینی در اسفند ماه 1353ش در کابل افغانستان چشم به جهان گشود و هم اکنون حدود چهل بهار از زندگی او میگذرد. در سه سالگی بر اثر حادثهای کاملاً نابینا شد. او حافظ و قاری قرآن کریم و نهج البلاغه است. در ارتقای برنامه جاز و آماده سازی آن برای روشندلان، فعالیت مستمر داشت. نیز در عرصه بریل خدماتی داشته است. اقداماتش در این زمینه عبارتاند از: بومی سازی خط بریل به ویژه به هنگام نگارش قرآن کریم و ادعیه و متون دینی. مهمترین مسأله از چپ به راست نویسی بریل است که مخالف رویه و ساختار خط عربی است. ایشان تلاش کرده خط بریل مثل خط عربی از راست به چپ نوشته شود. نیز برنامهای برای کوتاه نویسی قرآن کریم ابداع کرد. متن قرآن کریم با 7 روایت از قرائتهای معروف را با خط بریل ولی به روش کوتاه و مختصرنگاری تدوین کرد. این متن مورد استقبال نهادها و مراکز قرآنی در جهان اسلام قرار گرفت و قرار شد دولت کویت آن را منتشر کند. تلاش دیگر آقای حسینی تدوین خط بریل و علایم اختصاری آن برای دانشهای رجال و درایه بود. این متن سالها در دانشکده الهیات دانشگاه تهران، متن درسی برای نابینایان بوده است. (نک: مشاهیر تشیع در افغانستان، ج2، ص437- 439)
از آن جا که خط بریل طبق قانون کتابت لاتین از سمت چپ به راست انجام میگیرد، (زیرا مخترع این خط فرانسوی بوده است) لذا تا کنون هر کتاب اسلامی و غیر اسلامی، درسی و غیر درسی که برای نابینایان نوشته شده طبق قانون فوق الذکر صورت گرفته است. اما بنده در مطالعات خودم همیشه برایم این سؤال ایجاد میشد، که چرا قرآن کریم با توجه به قانون کتابت مسلمین و همچنین عرف کتابت در کشورهای اسلامی که از راست به چپ میباشد، نوشته نشده است؟! چرا باید حتماً آموزش خط بریل و کتابت آن از قانون نوشتار لاتین تبعیت کند؟ شاید این کار هم نمونهای از استعمار فرهنگی تلقی شود که متأسفانه مسئولان فرهنگی و آموزشی کشورهای اسلامی به آن توجه ندارند. آیا این غربزدگی نیست که تمام نابینایان جهان که بسیاری از آنها از کشورهای اسلامی و عربی هستند باید به همین روش لاتینی از دبستان تا دانشگاه آموزش ببینند؟ بنده ضمن درس خواندن در مراکز علمی حوزه علمیه با مشقت و سختی فراوان سالیان زیادی است که توفیق کتابت قرآن کریم، مفاتیح الجنان، رجال و درایه و تفسیر قرآن کریم را به روش خط متعارف مسلمین برای نابینایان دارم. ضمناً تلاش برای گویاسازی کتابها از اهداف دیگر بنده بوده است که تا کنون حدود بیست و شش هزار جلد کتاب معتبر برای نابینایان گویا شده است. من اسم این علائم و خطوط را خط برجسته اسلامی ویژه نابینایان گذاشتهام، نه خط بریل چون دیگر نیازی به نوشتن و خواندن از چپ به راست نداریم.
علامت اَ -َ (فتحه)
علامت فتحه در بریل عربی نقطه 2 میباشد که در خط برجسته اسلامی بعد از حرف مفتوح قرار میگیرد.
مانند: کَتَبَ
علامت اِ -ِ (کسره)
علامت کسره در بریل عربی نقطههای 1و5 میباشد که در خط برجسته اسلامی بعد از حرف مکسور قرار میگیرد.
مانند: عَلِمَ
علامت اُ -َُ (ضمه)
علامت ضمه در بریل عربی نقطههای 1و3و6 میباشد که در خط برجسته اسلامی بعد از حرف مضموم قرار میگیرد.
مانند: فُتِحَ
علامت ساکن -ْ
علامت ساکن در بریل عربی نقطههای 2و4 میباشد و در خط برجسته اسلامی آن را بعد از حروفی قرار میدهند که حرکت ندارند و هر حرفی که علامت ساکن بعد از آن باشد، با کمک صدا و حرف قبل خوانده میشود.
مانند: تَمْلِکُ
علامت ٰا -ٰ
صدای (ٰا) در قرآن به چهار شکل آمده است ولی علامت آن در رسم الخط چاپی (بینایی) در همه جا یکسان است و آن (الف) کوتاهی است به این شکل (ٰ) است که روی دو حرف قرار میگیرد. آن حرف با صدای (ٰا) خوانده میشود.
علامت تشدید (ّ)
اگر در یک کلمه یک حرف دوبار پشت سرهم بیاید به طوری که اولی ساکن و دومی دارای حرکت باشد، حرف ساکن را بر میدارند و به جای آن یک تشدید روی حرف دیگر میگذارند. یعنی تشدید به جای یک حرف ساکن مینشیند و ما را از دوبار نوشتن آن در کلمه بی نیاز میکند حرفی را که دارای تشدید باشد (مشدّد) مینامند. در خط برجسته اسلامی برای نمایش علامت تشدید از نقطه 6 استفاده میشود که همیشه قبل از حرف مشدد باید نوشته شود.
مانند: ذَرَّةٍ
علامت مد (~)
مد یعنی کشش و کشیدن و در اصطلاح تجویدی عبارتست از کشیدن صوت در مواردی مخصوص که به اختصار توضیح میدهیم. حروف مد: حروف مد سه تا هستند، که عبارتند از (واو) ما قبل مضموم و (الف) ما قبل مفتوح و (یا) ما قبل مکسور. سبب مد: سبب مد دو چیز است: همزه (ء) و سکون (ْ)، اقسام مد: مد بر دو قسم است، واجب یا متصل و مستحب یا منفصل.
هرگاه حرف مد و سبب مد هر دو در یک کلمه جمع شوند، ایجاد مد متصل میکنند. مانند: حآءَ و اگر حرف مد در یک کلمه و سبب مد در کلمه بعدی قرار گیرند مد منفصل حاصل میشود. مانند: مآء اُنْزِلَ
در آغاز بعضی از سورههای قرآن کریم یک حرف یا مجموعهای از چند حرف قرار گرفته که به آن (حروف مقطعه) میگویند. و باید جدا جدا تلفظ شود، بعضی از این حروف دارای علامت مد هستند که در موقع خواندن باید آنها را کشیده بخوانیم مانند: ص که خوانده میشود. صاد.
در خط برجسته اسلامی برای نمایش علامت مد متصل از نقاط 2و4و6 برای نشان دادن علامت مد منفصل از نقاط 2و4و5و6 استفاده میکنیم که در هر دو چیز علامت مد بعد از حرف که در بینایی مد بر روی آن قرار گرفته (حرف ممدود) نوشته میشود.
وقتی که (الف مقصوره) روی یکی از حروف، به جز حرف (ی) قرار میگیرد. در خط برجسته اسلامی برای نمایش آن از نقطه 5 استفاده میشود. مانند: ذٰلِکَ ولی اگر به صورت (یٰ) [چه در وسط و یا آخر کلمه] در خط برجسته اسلامی بدون نوشتن حرف (ی) برای نمایش (یٰ) از نقطههای 1و3و5 استفاده میشود.
مانند: تَقْویٰ
علامت ا یا (ی- یا)
هرگاه (الف مقصوره) در زیر حرف (ی) به صورت (ی) و (ی) نوشته شده باشد، در خط برجسته اسلامی باز هم از نقطه 5 استفاده میشود. که البته قرائت آن به صورت (ا یا) حرف [مد] میباشد. مانند: دینِ
علامت تنوین (ﹱﹴ ٌ)
این این سه علامت (ﹱﹴ ٌ) تنوین است. این علامتها در آخر برخی از کلمات میآید و نشانه یک نون ساکن (یْ) است که نوشته نمیشود ولی خوانده میشود. و همواره به صدا و حرف ماقبل خود میچسبد تنوین مختص به اسم است نه فعل و حرف و همیشه در آخر اسم قرار میگیرد. به علامت ﹱ نصب و به علامت —ٍ جر و به علامت —ٌ رفع میگویند و به کلماتی که دارای علائم فوق باشند به ترتیب: منصوب، مجرور، مرفوع گویند.
در خط برجسته اسلامی تنوینها به این صورت نوشته میشوند. نصب(نقاط 2و3) جرّ(نقاط 3و5) رفع(نقاط 2و6)
علامت (ة) و یا (ﺔ) که در کلمات عربی به کار میرود به (تای) گرد مشهور است که در خط برجسته اسلامی برای نمایش آن از نقطه 1و6 استفاده میشود.
در خط برجسته اسلامی برای نشان دادن (لا) از 1و2و3و6 استفاده میشود که چه به صورت کلمهای منفرد و یا جزئی از یک کلمه میتوان آن را به کار برد. هرگاه در خط بینایی علامت مد بر روی (یِ) و یا (یا) قرار گیرد، و نیز هرگاه بر روی حرف ما قبل از الفی که دارای مد است، الف مقصوره قرار داشته باشد، در هنگام برگردان به خط برجسته اسلامی نوشتن علامت (الف مقصوره) یعنی نقطه 5 ضرورت ندارد (مانند (الف مقصوره) در مثال دُعآءً
علامت همزه
همزه به صورت (ء، أ) در اول کلمه و (أ، ک، ؤ، ء، ئ) در وسط آخر کلمه میآید. همزه گاهی روی یکی از سه حرف (ا، و، ی) مینشیند که در این صورت این سه حروف خوانده نمیشود، و فقط همزه که دارای علامت است خوانده میشود. اشکال مختلف همزه در خط برجسته اسلامی چنین نوشته میشود. ألف همزه(نقاط 3و4) الفء(نقطه 3) ؤ واوهمزه(نقاط 1و2و5و6) یاء همزه(نقاط 1و3و4و5و6)
توجه: در هنگام برگردان متون عربی و آیات قرآن مجید از خط بینایی به خط برجسته اسلامی به منظور صرفه جویی در حجم کتاب و به دلیل جلوگیری از ابهام و نیز سهولت و سرعت در خواندن خط برجسته اسلامی از نوشتن فتحه ما قبل (الف) و کسره ما قبل (یاء) که در موارد فوق (الف) و (یاء) و (واو) ساکن میباشد، خودداری میشود. در غیر این صورت نمیتوان فتحه یا کسره یا ضمه را حذف نمود.
هنگام خواندن قرآن اغلب در آخر آیهها با وسط آیات طولانی در پایان جملهها مقداری توقف کرده، نفس تازه میکنند، این توقف و ایستادن را (وقف) مینامند. در قرآن مجید حروف ریزی در وسط و یا آخر آیات مشاهده میشود این حروف (علائم وقف) میباشند. که مهمترین آنها شش علامت است. (م- لا- ط- ج- ز- ص) که به وسیله شیخ ابو جعفر سجاوندی وضع گردیده است. و به (رموز سجاوندی) معروف است و در همه چاپهای قدیم و جدید قرآن موجود میباشد. این رموز برای مشخص ساختن جای مناسب برای توقف و تنفس و در نتیجه حفظ ارتباط میان الفاظ و معانی آنها میباشد.
توجه: در خط بینایی علائم فوق بر روی کلمهای که یکی از حالات مشروحه ذیل را داراست قرار میگیرند. ولی در خط برجسته اسلامی، علامات وقف قبل از کلمه و چسبیده به آن نوشته میشوند.
شرح علامات وقف:
1- م، علامت (وقف لازم) است و در جایی گذاشته میشود که بایستی حتماً وقف شود و رعایت نکردن آن سبب تغییر معنی میگردد، که در خط برجسته اسلامی از نقاط 2و3و5 استفاده میشود.
2- لا، علامت (وقف ممنوع) است و در جایی گذاشته میشود که اگر وقف شود ارتباط کلمات در یک جمله به هم میخورد و معنی آن تغییر مییابد بنابراین وقف جایز نیست و به آن وقف قبیح نیز میگویند (جز در آخر آیات که رعایت آن ضروری نمیباشد) که در خط برجسته اسلامی، از نقاط 1و3و6 استفاده میشود.
3- ط، علامت (وقف مطلق) است و در مواردی که عبارت از نظر لفظ و معنی کامل باشد نهاده میشود و آن را وقف تام میگویند که در خط برجسته اسلامی از نقاط 1و2و5و6 استفاده میشود.
4- ج، علامت (وقف جایز) است و در محلی که عبارت از نظر لفظ تمام و از نظر معنی ارتباط به بعد دارد نهاده میشود و آن را وقف کافی نیز میگویند. که در خط برجسته اسلامی از نقاط 3و5و6 استفاده میشود.
5- ز، علامت (وقف مجوز) است و در حالی که وقف و وصل هر دو جایز است اما وقف نمودن بهتر میباشد نهاده میشود و به آن (وقف حسن) میگویند که در خط برجسته اسلامی از نقاط 2و5و6 استفاده میشود.
6- ص، علامت (وقف مرخص) است و آن در صورت طولانی بودن آیه و ناچاری قاری از تنفس است که در محل مناسب نهاده میشود و در خط برجسته اسلامی برای آن نقاط 1و3و4و5و6 استفاده میشود.
توضیح1: از سایر رموز (ک) علامت کَذٰلِکَ یعنی هر حکمی برای جمله قبلی از رموز بوده برای این جایز چنان است که در خط برجسته اسلامی از نقاط 4و6 استفاده میشود و به حرف اول کلمه میچسبد.
توضیح2: در بسیاری از قرآنها روی نون پایین دو کلمه، میم کوچکی گذاشته شده است تا خواندن نون ساکن را قلب به میم نموده و میم تلفظ نماید. که در خط برجسته اسلامی از نقاط 2و3و5و6 استفاده میشود. و همیشه بعد از نون و چسبیدن به آن نوشته میشود، و وقتی هم که بین دو کلمه قرار میگیرد به آخرین حرف و یا علامت کلمه اولی میچسبد.
نکات دیگر و مهم: چند نکته دیگر در مورد قرآن کریم به خط برجسته اسلامی را تذکر میدهم:
1- میدانیم که قرآن کریم دارای 30 جزء میباشد و هر جزء 4 حزب دارد که در چاپهای مختلف هر کدام پایان هر حزب را به نوعی مشخص نمودهاند، همانطور که گفتیم هر جزء 4 حزب دارد که در خط برجسته اسلامی پایان حزب اول از هر جزء را با یک علامت (نقاط 3و4و5و6) که از دو طرف یک خانه فاصله میگیرد نشان میدهد. و به همین ترتیب حزب دوم را با 2 علامت عدد و حزب سوم را با 3 علامت عدد و حزب چهارم. (پایان جزء) را با 4 علامت عدد که بدون فاصله از یکدیگر نوشته میشوند نشان داده میشود.
2- باید همیشه قبل از نوشتن هر سوره مشخصات آن را ذکر کنیم از جمله:
الف- نام سوه
ب- مکی یا مدنی بودن سوره (یا این که چند آیه مکی و چند آیه مدنی میباشد)
ج- تعداد آیات سوره
د- زمان نزول سوره
3- در آخر هر آیه شماره همان آیه را با یک خانه فاصله مینویسیم.
توضیح، در موقع نوشتن آیات کلام اللّه مجید به خط برجسته اسلامی هرگز نمیتوان به دلیل کم بود جا کلمهای را به دو قسمت کرد و مثلاً مانند لغات فارسی نصف یک کلمه را در انتهای سطر و نیم دیگر را در ابتدای سطر بعد نوشت. بلکه باید تمامی حروف و صداهای یک کلمه به طور کامل در انتهای سطر و یا در ابتدای سطر بعد نوشته شود.
4- وقتی که (الف و لام) تعریف بر سر کلمهای میآید برای الف حرکت فتحه را نمیگذاریم. مانند: اَلْقَمَرْ
پایاننامهای توسط نرجس منفرد دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد تألیف و با عنوان نظام نوشتاری بریل فارسی عرضه شده است. استاد راهنمای او دکتر نادر جهانگیری و استادان مشاورش دکتر ابوالقاسم قوام و میرسجاد موسوی و تاریخ دفاع تابستان 1389 بوده است.
این پایاننامه رهیافتهای سودمند برای ترجمههای فارسی قرآن کریم دارد و میتوان ترجمههای فارسی قرآن به خط بریل را براساس آن ساماندهی نمود.
مؤلف در این پایاننامه به نقد و بررسی نظام نوشتاری بریل فارسی پرداخته و پیشنهادهایی برای رفع نارساییهای آن ارائه کرده است. ابتدا تاریخچه کمتر شناخته شده نظام علائم لمسی بریل فارسی مورد بررسی قرار گرفت و انواع نشانهها و قواعد نوشتاری بریل الفبایی فارسی، علائم لمسی علوم پایه و ریاضی و طرحهای کوتاهنویسی بریل فارسی معرفی شد. سپس با تکیه بر تجربه عملی به بررسی نظری پیرامون نارساییهای نظام علائم لمسی بریل الفبایی فارسی پرداخت. مطالعات نظری آن 8 ماه طول کشیده است. سپس به روش علمی به بررسی خطاهای خواندن و نوشتن دانشجویان نابینای فارسی پرداخت؛ همچنین با استفاده از آزمون «مهارت بین المللی بریل خواندن و نوشتن بریل»، جامعه آماری 20 دانشجوی - 10 دختر و 10 پسر نابینای فارسی زبان - مورد آزمایش قرار گرفتهاند. نتایج به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدهاند. نتایج بررسی نشان میدهد که به لحاظ نظری انطباق نظام علائم لمسی بریل فارسی با بینایی باعث کاهش دانش واجی دانشجویان نابینا و بروز انواع خطاهای خواندن و نوشتن شده است. سرعت خواندن 62 واژه در
دقیقه به دست آمده و میانگین سرعت نوشتن با لوح قلم 14 واژه و با ماشین پرکینز 16 واژه در دقیقه به دست آمد. تفاوت معناداری بین نمره خواندن و نوشتن و سرعت خواندن و نوشتن در دو جنس دانشجویان نابینا مشاهده نشد. بین دو دست خوان و یک دست خوان تفاوت معناداری به دست نیامد. در نهایت پیشنهادهایی برای رفع برخی نارساییهای بریل الفبایی فارسی و طرحهای کوتاهنویسی فارسی ارائه گردید.
این پژوهش از نادر تحقیقات دقیق و علمی در کشف مشکلات و نارساییهای بریل است. مؤلف پس از طرح تحقیق (شامل تعریف مسئله، سؤالات، پیشینه، روش، مراحل و نتیجه) در چهار فصل به بررسی میپردازد. فصل اول (نظامهای علائم لمسی پیش از ابداع بریل) نخست هشت نظام علائم لمسی را معرفی کرده است. نام این نظامها عبارتند از: نظام علائم لمسی والنتینهای، نظام چارلز باربیر، نظام جیمز گال، نظام فرای، نظام آلستون، نظام ساموئلهاو، نظام لوکاس و فرر و بالاخره نظام مون.
در ادامه این فصل ویژگیها و سیر پذیرش جهانی نظام بریل گزارش شده است.
فصل دوم (نشانهها و قواعد نوشتاری بریل الفبای فارسی)، شامل انواع نشانههای لمسی بریل فارسی، قواعد نوشتاری بریل فارسی، نشانهها در علوم طبیعی و ریاضی، کوتاهنویسی بریل فارسی، طرح گردآوری، تدوین و تثبیت علائم بریل فارسی است.
فصل سوم (مهارت خواندن و نوشتن بریل فارسی) به انواع شیوهها و تقویت مهارتهای بریل میپردازد.
فصل چهارم به بررسی میدانی و نمونهها و تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از نمونهها میپردازد.
این پایاننامه نخستین تحقیق علمی و جامع درباره بریل فارسی است. از آنجا که ترجمه فارسی قرآن کریم به توسعه و بسط و تعمیق قرآن در ایران کمک کرده است، از اینرو ضروری است به ترجمه فارسی به خط بریل اهتمام ویژه مبذول شود.
مرکز طبع و نشر قرآن کریم برای اولین بار به موضوع یکسانسازی رویهها و قوانین و همسانسازی قرآن بریل ورود پیدا کرد و با دعوت برخی مراکز تولید کننده قرآن بریل جلسهای در شهریورماه 95 نشستی شکل گرفت و پس از چند روز بحث و مذاکره، آییننامهای منتشر گردید. متن دعوتنامه اینگونه بود:
همانطور که از متن این نامه پیدا است قبلاً عدهای دور هم نشسته و آییننامهای تدوین کردهاند فقط درصددند در یک جلسه یک روز امضاء مراکز را هم بگیرند. اکنون از این جلسه یک روزه گزارشی تقدیم میگردد.
پس از چند دهه تلاش نخبگان نابینا و تشکلهای آنان بالاخره در یکم مهرماه ۹۵ مهمترین رخداد تاریخی به نتیجه رسید و برای اولین بار در ایران و حتی در جهان اسلام، آییننامه قرآن بریل البته فقط در بخش کتابت و صرفاً ضوابط مرتبط به کتابت و املاء قرآن کریم در نشست یک روزه به شرح زیر نهایی و تصویب شد.
تصویر
تشتت و چندگانگی قرآنهایی که به خط بریل در نیم قرن اخیر در ایران منتشر شده موجب تکدر خاطر و ناراحتی بسیاری از علاقهمندان به قرآن از یک طرف و دلسوزان جامعه نابینایان از طرف دیگر
شده است. بر اساس آمار موجود حدود سی مرکز در ایران دارای امکانات چاپ و نشر قرآن کریم به خط بریل هستند.، البته پنج مرکز فعالتر بودهاند. چون نظارت و قانونی وجود ندارد و نیاز به جواز هم ندارد و مهمتر شیوه عمل و آییننامهای قانونی و مصوب در اختیار این مراکز نیست، هر یک از این مراکز به سلیقه، تجارب و دانش خود به چاپ و نشر قرآن کریم میپردازند. این روند در طول پنج دهه تداوم داشته و هنوز ادامه دارد. اختلافات قرآنهای منتشره به خط بریل در این سالها تأثیر مخرب بر جامعه و فرهنگ نابینایان داشته است. البته خود نابینایان با اتّکا بر تجارب خود و نیز به کمک گرفتن شنوایی و شنیدن آیات و سورهها، تلاش کردهاند فقط به قوه لامسه و قرآنهای به خط بریل بسنده نکرده و قرائت و دانش قرآنی خود را اصلاح کرده و به سطح عموم مردم برسانند.
اما به هر حال، اختلافهای متون قرآنی بریل موجب کندی آموزش قرآن کریم در این جامعه و تشتت در جلسات قرائت و عدم هماهنگی بین قاریان و حتی حافظان نابینا شده است. برعکس اگر یک متن در اختیار همگان باشد و همه فعالیتهای قرآنی نابینایان بر محور یک مصحف بریل شکل بگیرد، حتماً پیشرفت فرهنگی و اجتماعی این جامعه سریعتر خواهد شد.
پیشینه فعالیتها: فرهیختگان نابینا در دو نسل اخیر بسیار کوشیدهاند تا به کمک مراکز و نهادهای دولتی یا توسط خودشان به یکسان سازی قرآن بریل برسند؛ جلسات فراوان گروهی در شهرهای مختلف تشکیل شد اما متأسفانه تا امروز نتیجه عملی به دست نیامد. اما امروز (یکم مهرماه ۹۵) با تقبل یکی از نهادهای قرآنی یعنی مرکز طبع و نشر قرآن کریم و پا پیش نهادن مدیریت این مرکز، راه برای تدوین و تصویب آییننامه یکسان سازی هموار گردید. البته نباید تلاشهای بنیاد فرهنگی قرآنی روشندلان اصفهان و مدیر آن سید مرتضی نیکزاد را فراموش کرد. همچنین آقایان عباسی و مشایخی از مؤسسه رودکی (ریحانه) هم به کمک آمدند و یک رخداد بزرگ تاریخی را رقم زدند. مسلماً یکسان سازی قرآن بریل در تاریخ به نام مرکز طبع و نشر قرآن کریم به ویژه آقایان مستفید، سید مهدی سیف و مرتضی توکلی از مدیران ارشد این مرکز؛ نیز سید مرتضی نیکزاد و مجید مشایخی و محمد عباسی یعنی این شش نفر ثبت خواهد شد. علاوه بر آن از دعا و ذکر خیر همه مؤمنان و نابینایان علاقهمند به قرآن کریم برخوردار خواهند شد. دفتر فرهنگ معلولین که در تمام سنوات گذشته طرفدار یکسان سازی قرآن بریل بوده و در این زمینه مطالب بسیار منتشر کرده به نوبه خود از همه این آقایان تشکر مینماید.
یکم مهرماه به عنوان روز تاریخی یکسان سازی
لازم است مسئولین سازمان بهزیستی به عنوان اصلیترین نهاد متصدی امور معلولان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مسئول امور فرهنگی، یکم مهرماه را به عنوان یک روز تاریخی و به نام «روز یکسان سازی قرآن بریل» در تقویم ملی ایران ثبت کنند. همچنین پیشنهاد میگردد، نمایندگی یونسکو در ایران و نماینده ایرانی آن یعنی وزارت علوم این روز و این رخداد را در سازمان یونسکو به نام این شش تن ثبت نماید.
از طرف دیگر لازم است تمامی نهادهای نابینایی اعم از مردمی و دولتی تقدیرنامهای هم برای سه مرکز رودکی، بنیاد روشندلان و مرکز طبع و نشر قرآن و هم برای این شش نفر تقدیم نموده و مراتب سپاس خود را اعلام نمایند. نیز سزاوار است، جلسهای در تهران با حضور مدیران مرکز و نهادهای نابینایی کشور از شهرهای مختلف منعقد گردد و لوح تقدیری از طرف همگان به این آقایان و این سه مرکز به عنوان پیشقراولان یکسان سازی قرآن بریل تقدیم نمایند.
البته لازم است به جای واژه بریل که اصالتاً خارجی و فرانسوی است، کلمه دیگری جایگزین گردد. در جهان عرب واژههایی، مثل منقوط (خط بریل: خط منقوط) و ملموس (خط ملموس) چند دهه است استفاده میشود. مجله تواننامه در سال ۹۴، پیشنهاد داد به جای بریل، بسودنی یعنی برجسته و قابل لمس به کار رود. به ویژه اسناد تاریخی گویا است که قبل از اختراع خط بریل توسط لویی بریل در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، مسلمانان از خط برجسته استفاده میکردهاند. یک نابینا در شهر آمد کلمات را با استفاده از مواد در دسترس، برجسته مینوشت و میخواند (نکت العمیان، صفدی، ص۲۴۳). بنابراین لازم است با ارائه اسناد تاریخی، افتخار خط برجسته و لمسی و نابینایی به نام مسلمانان ثبت گردد، همچنین افتخار یکسان سازی قرآن لمسی و با خط برجسته برای ایرانیان این دوره ثبت شود.
نام نشست و محل آن
در تابلوها و بنرهای که در سالن نشست نصب شده بود این عبارت به چشم میخورد:
«نشست تخصصی هم اندیشی و بررسی پیش نویس آیین نامه نگارش و علامت گذاری مصحف بریل/ اصفهان اول مهرماه ۱۳۹۵»
چند نکته در این عبارت هست: سخنی از تصویب نیامده ولی در بیانیه پایانی از نهایی شدن آییننامه و تصویب آن خبر داده شده است. کارشناسان علاوه بر هم اندیشی و بررسی به تصویب چهل ماده آییننامه اقدام کردند.
اصطلاحات خاصی را لازم است در فرهنگ معلولین به ویژه نابینایان استفاده شود تا فرهنگ این جامعه تقویت گردد. برای چنین عملیاتی در فرهنگ عربی واژه توحید و در فارسی «یکسان سازی» کاربرد دارد. اگر این همایش به نام یکسان سازی مشهور شود، زودتر تعمیم پیدا میکند.
به جای واژه بریل، لازم است، اصطلاحات ایرانی و اسلامی به کار رود. محل این نشست، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام در شهر اصفهان بود و این مؤسسه در سال ۱۳۸۵ تأسیس شده و دارای معماری شامل گچکاری، آینه کاری و نجاریهای بسیار زیبا است. برگزاری این نشست در چنین مکانی نشانه درایت و تدبیر است.
حضار و مذاکرات
بسیاری از حوادث و عوامل دست به دست هم داد و بستر لازم برای تدوین و تصویب آییننامه یکسان سازی قرآن بریل فراهم گردید. همه از اعماق وجود آرزو داشتند تا این بار مثل دفعات قبل شکست پیش نیاید. به عیان دیده شد همه تلاش میکردند؛ هر سختی و مشکلی را تحمل کرده تا
نتیجه نهایی به دست آید. جلسهای سنگین از ساعت هشت صبح تا نه و نیم شب بدون وقفه (غیر از نماز و نهار) اجرا شد و همه ماندند تا نتیجه نهایی به دست آید.
این نشست با دعوت از کارشناسانی از شهرهای مختلف شکل گرفت. حضار عبارت بودند از:
آقایان: روحاللّه ساعی، حبیباللّه زارع، جواد فتحی، مهدی احمدی، صادق عباسی، مجید مشایخی، مرتضی نیکزاد، حسن نیکزاد، خالق شعبان و حسن کبیری. خانمها: مریم غوری، عصمت باقریان، فرزانه حدادی، منصوره ضیائیفر و اعظم قاسمی.
برخی افراد به صورت تیمی حضور داشتند و یک یا چند نفر در کنار نفر اصلی به او مشورت میدادند. مدیریت این نشست بر عهده آقایان حمیدرضا مستفید، سید مهدی سیف و مرتضی توکلی از مرکز طبع و نشر قرآن کریم بود و چند ساعت (۶ تا ۸ بعدازظهر) آقای حاج اسماعیلی از دارالقرآن الکریم اصفهان حضور داشت.
لازم به ذکر است از سازمان بهزیستی یا اداره بهزیستی اصفهان، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ اداره ارشاد اصفهان و دارالقرآن تهران کسی حضور نداشت. اگر نمایندگان این نهادها هم میبودند، فرآیند اجرایی شدن این پروژه و به نتیجه رسیدن آن زودتر و سریعتر خواهد شد.
مؤسسههایی که به این نشست دعوت شده بودند عبارتاند از: بنیاد فرهنگی قرآنی روشندلان؛ جامعه نابینایان ثامنالائمه(ع)؛ مؤسسه بشری؛ نهاد کتابخانههای عمومی کشور و بخش نابینایان کتابخانه مرکزی تبریز؛ مؤسسه رودکی (ریحانه)؛ آموزش و پرورش استثنایی بخش تولید کتب درسی قرآنی، دفتر فرهنگ معلولین؛ مرکز نابینایان شهید محبی تهران؛ مؤسسه توانگران کارآفرین نور.
پیشنویسی توسط آقایان نیکزاد، مشایخی و عباسی به کمک کارشناسان مرکز طبع و نشر قرآن کریم طی سال ۹۴ و ۹۵ آماده شده بود. این پیشنویس شامل دو بخش رسم کلمات و ضبط کلمات و در آخر قواعد سکت و وقف و در مجموع چهل بند داشت.
پس از مباحثی درباره مبانی و کلیات، مواد پیشنویس یکی یکی مطرح و افراد نظرات خود را گفته و سپس رأیگیری میشد. تمامی مباحث و مذاکرات توسط دو گروه ضبط شد و امید است این مذاکرات پیاده و به صورت مکتوب در اختیار کارشناسان قرار گیرد. زیرا هر چند سال لازم است موادی از این آییننامه بازنگری گردد و لزوماً باید به پیشینه مباحث بازگشت و سیر مذاکرات را مجدداً مطالعه نمود.
پیشنهادات
با تلاشهای آقایان نیکزاد، مشایخی، عباسی و نیز کارشناسان مرکز طبع و نشر یعنی آقایان مستفید، توکلی و سیف تا اینجا کارها به خوبی پیش رفته و به نتیجه اولیه رسیده است. اما تا رسیدن به نتیجه نهایی فاصله بسیار است: مشهور است، بهترین قوانین مصوب اگر زمینه اجرا نداشته باشد، در عمل تأثیر و سودمندی نخواهد داشت. برای اینکه این آییننامه به قانون و شیوهنامه کارآمد تبدیل شود لازم است:
۱- توجیه همگان و جلب مشارکت عمومی: لازم است مدیران تشکلها، نخبگان نابینا، مدرسان و مربیان قرآنی نابینایان، پژوهشگران این حوزه در جلسات حضوری و نیز به واسطه مقاله و کتاب و رسانهها نسبت به یکسان سازی قرآن بریل توجیه شوند. اگر چنین نشود، بهترین شیوه نامهها هم در عمل مشکل پیدا خواهد کرد.
۲- تکمیل آییننامه: یکسان سازی قواعد و ضوابط نگارشی بریل یک بخش از آییننامه است و لازم است به تدریج بخشهای حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آن تکمیل گردد. در غیر این صورت در عمل با مشکلات عدیده مواجه خواهد شد. بندهایی مثل ضرورت جواز برای نشر قرآن بریل، نهادی مجوز دهنده، مجازات متخلفین لازم است به آن افزوده شود.
۳- مشارکت مراکز دولتی: لازم است این آییننامه پس از تکمیل توسط دولت به رسمیت شناخته شود و در اسناد دولتی ثبت گردد.
۴- درج قانونی: مسائل حقوقی این آییننامه لازم است در قانون معلولین و قوانین نابینایان و دیگر قوانین جمهوری اسلامی و نیز دستورالعملهای دولتی درج و ثبت گردد. به ویژه در قانون جامع حمایت از معلولین که در دست بررسی است درج شود. لازمه این اقدام ارسال یک نسخه از آییننامه به مجلس شورای اسلامی است.
برای تکمیل ابعاد فوق لازم است اولاً نشستی با افراد مجرب از خود نابینایان برگزار گردد. و پس از اخذ دیدگاههای آنان، برای تکمیل و نهایی کردن آن، تیمی تشکیل گردد.
۵- فرهنگ سازی: برای ایجاد مفاهمه عمومی در فرهنگ و جامعه نابینایی، لازم است مباحثی که تاکنون بوده به صورت کتابهایی تدوین و منتشر گردد و در اختیار عموم قرار گیرد. حتی به صورت گویایی در اختیار خود نابینایان هم باشد.
دفتر فرهنگ معلولین با اعزام یک تیم شش نفره به این نشست، تاکنون در جهت اطلاعرسانی و فرهنگ سازی این پروژه تلاشهای مستمر داشته است و به زودی آثاری را در این زمینه منتشر میکند.
در نهایت آییننامهای تصویب گردید که اینگونه است. البته این آییننامه را بدون اصلاح و به همان صورتی که عرضه گردید میآورم:
پیشنویس آییننامه مصحف نگاری بریل
این پیشنویس توسط اساتید مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران و جمعی از کارشناسان علوم قرآنی نابینایان تدوین شده که لازم است در نشست تخصصی با استفاده از نقطه نظرات دیگر اساتید و کارشناسان علوم قرآنی نابینایان که در چاپ و نشر مصحف بریل دخیل بوده و یا در این زمینه صاحب نظر هستند به تصویب نهایی برسد.
بخش اول رسم کلمات:
رسمالمصحف در مصاحف بریل در حد ضرورتها و قواعد قرائت رعایت میشود؛ یعنی کلماتی مانند «رحمة» با تاء مربوطه و «اَنَا» با الف و ... نوشته میشود؛ مگر مواردی که: راه حل و توجیهی برای آن در خط بریل وجود ندارد؛
مانند الف زینت در قالوا
نگارش این مصحف بر اساس قرائت عاصم به روایت حفص از طریقه شاطبیه است.
کلمات «یبسط» (بقره/245) و «بسطة» (اعراف/69) با سین نوشته میشود.
کلمات
«المصیطرون» (طور/37) و «بمصیطر» (غاشیه/22) با صاد نوشته میشود.
کلمه «ءاتانی» (نمل/36) با یاء نوشته میشود. وجه وقف بدون یاء آموزش داده میشود.
کلمه «سلاسلا» (انسان/4) و سایر کلمات هفتگانه با الف انتهایی و فتحه قبل از آن نوشته میشود.
کلمات «لنسفعاً و لیکوناً» با تنوین نوشته میشود.
کلماتی که در رسم المصحف واو یا الف یا یاء آنها حذف شده است با توجه به قاعده الوقف علی مرسوم الخط، این کلمات نیز به همین صورت (حذف واو، الف یا یاء) در مصحف بریل نوشته میشوند. مانند: نبغ، تغن، یناد المناد، یوم یأت، لمحی الموتی، ندع
کلماتی مانند یُحیی، یستحیی که در وصل با یاء خوانده، و در وقف نیز یاء تلفظ میشود، به اثبات دو یاء نوشته میشوند.
یاء و واو محذوف در وسط کلمه نوشته میشود. مانند داوود، یستوون، النبیین، الامیین
کلمات «الرحمن، هذا، ذلک، اللّه، اله، اولئک» مانند املای معاصر و به صورت حذف الف و اثبات واو در اولئک نوشته میشوند.
تبصره: کلمه ذانک به اثبات الف نوشته میشود.
کلمات «فاسأل، واسأل» مانند املای معاصر با الف بعد از واو و فاء و الف همزه بعد از سین نوشته میشوند.
کلمات اللذَین و اللائی و ما شابه ذلک با توجه به قاعده رسم الاملاء یکسان سازی شده و با دو لام نوشته میشود.
کلمه «بسم» در بسم اللّه الرحمن الرحیم بدون الف و در باسم ربک و باسم اللّه مجریها با الف نوشته میشود.
کلماتی که همزه استفهام و همزه قطع (چه مفتوح باشد یا مکسور یا مضموم) در کنار هم قرار میگیرد به شکل دو الف همزه نوشته میشود. مانند: أأنتم، أإذا، أألقی
تبصره 1: در همزههای مکسور و مضموم هر چند این وجه مرجوح است لکن به دلیل سهولت در فهم این شکل پذیرفته شد.
تبصره 2: همزه دوم (الف همزه) در کلمه ءأعجمی در سوره فصلت به جهت رعایت قاعده تسهیل به صورت همزه مفرده نوشته میشود. (پیشنهاد)
تبصره 3: کلمات شش گانه (آلآن، اللّه و آلذکرین) با توجه به اینکه وجه ابدال و مد آن مقدم در اداء است به صورت آی مدی نوشته میشود.
کلمات دارای همزه به رسم الإملاء نوشته میشود.
در نگارش همزه یاء ساکن در کلمه کسره تلقی شده و لذا کلماتی مثل هیئه با کرسی یاء نوشته میشود.
کلمات دارای بدل به رسم الإملاء نوشته میشود. مانند الصلاه، الزکاه، الحیاه و...
کلمات «عُلی، قُوی، و ضُحی» با یاء الف (ال مقصوره) ولی «سجا و زکا» با الف نوشته میشود.
عبارات «ام من، أن لا، إن لم، أن لن، أن لو، إن ما، إنّ ما، أنّ ما، أینما، بئس ما، حیث ما، عن ما، عن من، فیما، کلّما، مِن ما و لکی لا» طبق رسم المصحف نوشته شود بدین صورت که در مواردی که در رسم المصحف متصل نوشته شده در مصحف بریل نیز متصل و در مواردی که منفصل نوشته شده در مصحف بریل نیز منفصل نوشته شود.
تبصره: در موارد اختلافی مانند انّما و کلما و فیما رسم رعایت شده در مصحف مرکز مبنا قرار گیرد.
در خصوص کلمات «فما ل هؤلاء» و عبارات مشابه دو پیشنهاد مطرح شد: قول اول اینکه به شکل رسم المصحف (ما فاصله ل- فاصله هؤلاء) نوشته شود؛ قول دوم اینکه به صورت رسم الاملاء و متصل نوشته شود. حاضران به نتیجه قطعی نرسیدند و بنا شد در جلسات با سایر نابینایان این مسئله دوباره مطرح و سپس نتیجهگیری شود.
کلمه الیاسین به صورت متصل نوشته شود چون وقف بر «ال» در قرائت الیاسین اجماعاً جایز نیست. (لطائف الاشارات، ج7، ص285؛ اتحاف فضلاء البشر، ص475)
بخش دوم ضبط کلمات:
فصل اول: حرکات
حرکات فتحه، کسره و ضمّه و علامت تشدید در مصحف بریل مطابق قواعد متداول در این خط، استفاده میشود.
حروف مدّی به صورت «ای و» بدون علایم همراه نوشته میشود.
با توجه به اینکه هم اکنون به جای الف کوچک از فتحه استفاده میشود و باعث اشتباه در برخی کلمات خواهد شد، پیشنهاد میشود برای الف کوچک در بریل از نقطه 4 یا 5 استفاده شود؛ البته در خصوص این پیشنهاد از سایر مراکز یا صاحب نظران نظرخواهی شود.
در خصوص اشباع هاء ضمیر دو پیشنهاد مطرح شد:
الف) به جای کسره و ضمه فعلی علامت دیگری جایگزین شود.
ب) کسره یا ضمه فعلی، در حالت اشباع دو بار تکرار شود.
در مواردی که حروف مدّی قبل از همزه وصل قرار میگیرند حرکت کوتاه، روی حرفِ قبل از حرف مدی قرار میگیرد؛ مانند: اوتینَا العِلمَ، فِی الکِتبِ، ذُوالعَرشِ
فصل دوم: سکون
حروف ساکن، بدون علامت نوشته شوند.
حذف علامت سکون به دلیل خلوتی خط و نزدیکی آن به نگارش فارسی و نهایتاً عدم نیاز به این علامت در قریب به اتفاق کلمات بوده است؛ مانند: اَنعَمتَ، اَمهِلهُم
اما در برخی از کلمات و اتصالات، ممکن است حرف ساکن با حروف ناخوانا - که هر دو بدون علامتاند - اشتباه شود؛ که البته با دانستن قواعد حروف ناخوانا، امکان اشتباه به حداقل میرسد؛ مثال: اُولُوا الطَّولِ، اُولُوا الاَرحامِ، تَواصَوا
فصل سوم: حروف ناخوانا
حروف ناخوانا بدون علامت نوشته میشوند.
در این شیوه قواعد سادهای برای تمیز حروف ناخوانا از حرف ساکن، به شرح زیر وجود دارد:
حروف مدی (ا، و، ی) بدون علامت، ماقبل متحرک، هنگام اتصال، ناخواناست، مانند: اَنَا، قالاَ الحَمدُ
حروف «و، ا، ل، ی) قبل از تشدید هنگام اتصال، ناخواناست؛ مانند: اِهدِنَا الصِّراطَ، اُولیِ النُّهی، جابُوا الصَّخرَ
حروف «و، ا، ی» قبل از ساکن هنگام اتصال، ناخواناست؛ مانند: ذَوِی القُربی، اِذَا البِحارُ، قالُوا ادخُلوا
الف و یاء قبل از تنوین، هنگام اتصال ناخواناست؛ مانند: قَولاً، هُدًی
تذکر: با توجه به اینکه در بحث رسم مصاحف بریل در جلسات قبل مصوب شد که الف زینت حذف شود یکی از قواعد مربوط به حروف ناخوانا که در مصاحف بینایی وجود دارد، در اینجا حذف میشود.
فصل چهارم: همزهها
الف - همزه قطع
همزه قطع با صداهای کوتاه و صداهای «ای» و «او» و همچنین ساکن، در مصاحف بریل به صورت الف همزه (نقطههای 3 و 4) نوشته میشود.
همزه الف، در کلماتی مانند: ءامنوا و بالاخره و... به صورت آی با کلاه (نقطههای 3 و 4 و 5) نوشته میشود.
ب - همزه وصل
همزه وصل - در اول کلمه - به صورت الف (نقطه 1) نوشته میشود
در واقع اگر الف، در اول کلمه باشد همزه وصل است؛ مانند: الَّذینَ؛ اما اگر وسط کلمه باشد الف مدی است؛ مانند: قالَ
در خصوص علامت برای ابتدا از همزههای وصلی که در اول آیه یا بعد از علامت وقت قرار دارند، نظرات مختلفی ارائه شد: آقای عباسی معتقدند که در موارد فتحه به دلیل روشن بودن موضوع، حرکتی روی همزه وصل قرار نگیرد؛ اما در عموم افعال که همزه وصل با کسره یا ضمه خوانده میشود و دانستن آن نیاز به آموزش قواعد دارد، علامت گذاشته شود؛ اما آقای نیکزاد معتقدند که در هیچ یک از موارد نیازی به علامتگذاری وجود ندارد.
نهایتاً بیشتر نظرات به سمت گذاشتن علامت در موارد کسره و ضمه بود، اما در عین حال قرار شد در این خصوص نظر سایر کارشناسان خط بریل نیز اخذ شود.
فصل پنجم: سایر علایم
تنوین در همه حالتها - اخفاء ادغام، اقلاب و نیز التقاء ساکنین - به صورت معمولی؛ یعنی همین شکل رایج فعلی نوشته شود.
برای مد، مطابق روش رایج فعلی، علامتی قرار داده نشود.
در خصوص تشدیدهای ادغام، پیشنهاد شد برای ادغامهای یرملون تشدید گذاشته نشود ولی سایر موارد خاص مانند: «ارکب معنا» تشدید گذاشته شود؛ البته در این خصوص با سایر کارشناسان نیز مشورت صورت گیرد.
اگر در خصوص بند فوق، پس از مشورت با سایر کارشناسان، قرار شد در مواردی مانند: «ارکب معنا» تشدید گذاشته شود، حالت اماله در «مجریها» نیز با الف مقصوره نوشته شود تا به دلیل اماله، از سایر کلمات مشابه متمایز گردد؛ در غیر این صورت با الف نوشته شود.
در خصوص وضع علامت برای اشمام در «لا تأمنا» نیز به همین صورت عمل شود.
علایم وقف
در خصوص انواع وقف در مصاحف فعلی بریل که عبارت است از: لازم، وقف اولی، جایز، وصل اولی، ممنوع و معانقه - که در مصحف مرکز معادل علایم: «م، ط، ج، ز، لا» است - با حذف وقف معانقه، بقیه به همین صورت فعلی استفاده شود.
وقف مرخص - که در مصحف مرکز برای آن علامت «ص» در نظر گرفته شده - در مصحف بریل نیز استفاده شود و نقطههای 3- 5 - 6 برای آن پیشنهاد میشود.
وقفهای معانقه و مجوز لوجه در مصاحف تخصصی بریل استفاده شود.
در توضیحات مصحف بریل، معادل بینایی انواع وقوف به کار رفته بیان شود.
سکت
در مواضع چهارگانه سکت: کهف/1 و 2، یس/52، قیامه/27، مطففین/14 علامت موجود در مصاحف بریل (2 تا 3 - 6) به همین شکل فعلی استفاده شود.
در «مالیه هلک» (حاقه/28) علامت سکت گذاشته شود.
در بعضی از کشورهای اسلامی نیز فعالیت برای ایجاد وحدت رویه و همسان سازی و یکسان سازی متن قرآن بریل جریان داشت. گزارش این فعالیت در بخش سوم عرضه می گردد.
بسیاری از کشورهای اسلامی بر اساس اقتضائات فرهنگی و اجتماعی خودشان، قرآنی آماده و منتشر کردهاند. تفاوت عمده قرآن مصری و قرآن هندی و قرآن تونسی و قرآن ایرانی در کتابت و نوع خط و دوم در آرایههای هنری و زیباییهای ظاهری آن است. اما خط و کتابت مهمترین عنصر در شکلگیری هر قرآن ملی است. اما عربستان سعودی درصدد است یک قرآن با یک خط و یک نوع صحافی و حتی در سه قطع مشخص و رنگ جلد سبز مشخص برای همه کشورها و همه مسلمانان منتشر کند. و از طریق حجاج به همه نقاط جهان ارسال میکند. یعنی سالانه میلیونها نسخه قرآن را در جهان پخش مینماید. اما ایران هم درصدد بوده یک قرآن با خطاطی و نگارش زیبای ایرانی منتشر کند. یکی از وظایف دارالقرآن الکریم همین است.
اکنون به معرفی خطاطان مشهور ایرانی و سپس خطاط مشهور سوری یعنی عثمان طه میپردازم.
طاهر خوشنویس در تبریز به سال 1267 متولد و در سال 1355ش درگذشت. نام اصلی او حاج میرزا طاهر تبریزی است. خطاط و خوشنویس ایرانی. تحصیلاتش را نزد پدر آغاز کرد. قرائت قرآن، صرف و نحو و فقه را فرا گرفت و چون علاقه وافری به خوشنویسی داشت، بر اثر تمرین و پشتکار توانست به اصول و قواعد هنر خطاطی پی ببرد. مهارت و مرتبه او در هنر خوشنویسی به درجهای است که استادان فن به مهارت او در خط نسخ معترفاند. کتابهای درسی مدارس ایران به ویژه کتابهای فارسی و صرف و نحو سالیان دراز به خط وی کتابت شده بود. از آثار خطی وی، علاوه بر کتابت قرآنهای متعدد میتوان به کتابت نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه، مفاتیحالجنان، کفایةالاصول، جامع المقدمات و منتهی الآمال اشاره کرد.
در یادنامه او آمده است:
استاد فقید، حاج میرزا طاهر خوشنویس، به سال 1306ق مطابق با 1267ش در یکی از روستاهای آذربایجان (قراچهداغ) در خانوادهای روحانی پا به عرصه حیات نهاد. در 1309ق، همراه خانواده، راهی تبریز شد. پدر بزرگوارش، که از فنون قرائت و تجوید بهرهمند بود، از پنج سالگی سواد فارسی و قرآن را به فرزند آموخت. او در هفت سالگی به مکتب سپرده شد و در آنجا با گلستان سعدی، جامع عباسی و نصاب آشنا شد و به فراگیر خط نسخ پرداخت. در 9 سالگی اولین اثر وی که نسخهای به خط خوش نوشته عم جزو بود به چاپ رسید.
در 1325ق، با شروع انقلاب مشروطه، از سوی مدارس تبریز (در 19 سالگی) برای تعلیم خط دعوت به کار شد و از آن پس به مدت پنجاه سال در کسوت آموزگاری به آموزش خط و خوشنویسی
ادامه داد و در همین مدت به کتابت بیش از دویست جلد کتاب و رساله ملی، اخلاقی و دینی از قبیل مکاسب، مفاتیحالجنان، (شش جلد)، قرآن (بیست و پنج جلد) منتهی الآمال، جامع المقدمات، شرح جامی، کتاب رجال (پنج جلد)، کفایة الاصول و... پرداخت و این تلاش عظیمی است که از نظر فنی و کاربست قواعد و ظرایف و دقایق خوشنویسی، به اعتراف اکثر صاحبنظران، سرشار از دقت، زیبایی و خلاقیت است. استاد حاج میرزا طاهر خوشنویس در 1334ش، در هفتاد سالگی، بنا به تقاضای خود بازنشسته شد. آخرین اثر وی کتابت بیست و پنجمین جلد قرآن است که در 1353ش به پایان رسید. وی سرانجام، در 1355 دارفانی را وداع گفت و به لقای معبود شتافت.
استاد حاج میرزا طاهر خوشنویس، که هستی خود را در کالبد حروف و کلمات دمید، صاحب قریحه و نبوغ فوقالعادهای بود. او عاشقی تمام عیار بود. عاشقی با اخلاص و خوشنویسی چیرهدست که چون چشمهای گوارا از خاک مشک بیز تبریز و از سینه سوخته خاک آذربایجان جوشید تا خاک تشنه هنر را سیراب کند.
در پنجههای این پیر شوریده و عارف سالک رازی نهفته بود که تشنگان خلوت راز هنر، صریر قلم او را شیفتهوار نیازمندند. آری، قلم او همان به که صفابخش دلها و قلبها باشد، به دل نشیند و دل و جان را صفا بخشد.
استاد میگفت: «من در برابر این خدمات 65 سالهام، به غیر از خدای بزرگ، از هیچ خلق اللّهی توقع پاداش و تقدیر نداشتهام و خدا را شکر که تا امروز از حال و آسایش دنیا کاملاً بهرهمند بودهام. به علاوه، خدمتی که به قصد پاداش انجام گیرد، خدمت نیست، تجارت است».
یادوارهای برای او برگزار شد و کتاب آن به نام یادنامه جامع میرزا طاهر خوشنویس چاپ شده است.
قرآن پژوه معاصر محمدعلی کوشا قرآن پژوه مشهور معتقد است، خط عثمان طه که اغلاط فراوان دارد ولی خط طاهر خوشنویس بیغلطترین خط است و میتواند جایگزین عثمان طه شود.
نیریزی، میرزا احمد، یا میراحمد معروف به نیریزی که به جهت انتساب به قصبه تبریز از قصبات شیراز فارس به نیریزی شهرت یافته. از فحول خطاطان و خوشنویسان قلم نسخ در قرن دوازدهم هجری که در این خط بسیار مشهور بود. وی در جوانی از نیریز به اصفهان سفر کرد و در دربار شاه سلطان حسین به کتابت پرداخت و در اواخر عمر به زیارت عتبات عالیات شتافت. وی واضع شیوه مخصوصی در خط نسخ بود که هنوز سرمشق نسخنویسان ایران است. از مهمترین آثار او: قرآنی به خط او که تمامی صفحات آن با طلا مذهّب شده در کتابخانه ملی مصر، قرآنی هم به خط او که در سال هزار و صد و چهارده ق در اصفهان نوشته در کتابخانه نورالدین بیگ مصطفی از فضلای ترک مقیم مصر محفوظ است. غیر از اینها آثار قلمی دیگری نیز داشته و بعضی از قرآنها به خط او چاپ شده و آیةالکرسی دو طرف ایوان چهل ستون اصفهان نیز که با جدولهای طلای خالص تذهیب و در سال هزار و صد و بیست و هفت نوشته شده به خط او میباشد. این قرآننویس هنرمند بزرگ در سال 1155ق وفات کرده است. همچنین نسخهای از قرآنهای خوشنوشته او در سال 1344ش به
درخواست پهلوی دوم، به بهترین وجهی به طبع رسیده است و نسخ آن در کتابخانههای ایران و جهان و مجموعههای شخصی یافت میشود.(1)
خوشنویس سوری. قرآن را به خط نسخ (و اندکی آمیخته به ثلث) در قطع رحلی کتابت کرد که اول بار در 1400ق در دمشق به چاپ رسید. هر صفحه این قرآن دارای پانزده سطر است و با ابتدای آیه آغاز میشود و به انتهای آیه ختم میشود. در مجموع این قرآن 604 صفحه دارد و از تزیین و تذهیبهای مختلف برخوردار است. کتابت این قرآن را در میان قرآنهای قدیم و جدید کتابتی بیمانند بر شمردهاند. عثمان طه در خلق این اثر، مصحف مصر یا طبع ملک فؤاد را الگوی کار خویش قرار داده بود. املای هر حرفی از حروف مصحف مصر موافق با مصحف امام یعنی طبق رسمالخط عثمانی است.
کتابت قرآن کریم: یکی از رویدادهای مهم فرهنگی- هنری دهه اخیر جهان اسلام، چاپ نفیس قرآنی است که خطاط شهیر معاصر سوری، عثمان طه، به خط معجزه آسای نسخ خویش نوشته و نخستین چاپ آن در قطع رحلی در حدود سال 1400ق از سوی الدار الشامیه للمعارف، با همکاری مؤسسه علوم القرآن، و با تأیید و همکاری چند کشور اسلامی در دمشق انتشار یافته است. کتابت این قرآن، طرح سنجیده و برنامهریزی شدهای داشته است، به این معنی که هر صفحه آن پانزده سطر دارد و هر صفحه با اول یک آیه آغاز شده و به آخر یک آیه ختم میگردد و هر جزء از سی جزء قرآن در بیست صفحه نوشته شده و با احتساب دو صفحه در اول و دو صفحه در آخر که برای تذهیب و تزئینهای دیگر در نظر گرفته شده، مجموعاً در ۶۰۴ صفحه تدوین شده است. باید گفت که این ویژگی ابتکار خطاطان و قرآن نویسان هنرمند عثمانی (ترکیه) است و سابقه آن به یک دو سده اخیر میرسد. چنانکه در عصر جدید قرآن معروف به قرآن سلطان عبدالحمید، مکتوب به خطّ مصطفی نظیف (قدرغهلی) [تجدید چاپ در تهران، امیرکبیر، 1343ش، همراه با فهارس مرحوم دکتر محمود رامیار] و قرآن خوشنوشته استاد حامد الآمدی نیز همین ویژگیها را دارد.
قرآن مکتوب به خط عثمان طه که به نسخ بسیار شیرین و شیوهای آمیخته به ثلث به نگارش درآمده و به تصدیق خبرگان فن از نظر خوشنویسی و استحکام دست و قلم و چشمنوازی و یکدستی، در میان قرآنهای خوشنوشته قدیم و جدید نظیر ندارد، چنانکه انتظار میرفت به محض انتشار با استقبال وسیعی در سراسر جهان اسلام روبرو شد و به انواع شکلها و قطعها مخصوصاً قطع وزیری تجدید طبع شد.
1) . ریحانة الادب، ج6/275-276؛ فهرست مشاهیر ایران، ج2/528؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص84؛ کتابشناسی قرآن و علوم قرآنی، ص423.
قرآن برتر و رسمیتر جهان اسلام، پیش از این کتابت اصیل، قرآن سلطانی- سلطان عبدالحمید که به آن اشاره شد- و از آن مهمتر و علمیتر و مضبوطتر قرآنی بود که به همت و درخواست ملک فؤاد اول پادشاه مصر به طبع رسیده (طبع اول 1342ق) و اعتبار و اشتهار عظیمی از نظر صحت و دقت و انطباق رسمالخط با رسم عثمانی و بررسی کلیه علامات ضبط و وقف و قراآت آن بر مبنای مصاحف عثمانی حاصل کرد. مصحف مصر یا طبع ملک فؤاد مبنای کتابت هنرمند بزرگ و سعادتمند سوری، استاد عثمان طه قرار گرفته است. تجدید چاپ فهد پادشاه عربستان نیز بر مبنای این دو نسخه بوده، یعنی همین کتابت عثمان طه را برگرفتهاند و بر مبنای منابع و روشی که قرآن شناسان مصر و جهان اسلام در اصلاح قرآن طبع ملک فؤاد کوشیده بودند، به تصحیح و بازبینی مجدد آن پرداختهاند، لذا لازم است که متن اساس یعنی مصحف رسمی مصر(ملک فؤاد) را بیشتر معرفی کنیم. این قرآن خاتمة الطبعی تحت عنوان «تعریف بهذا المصحف الشریف» دارد و در آن آمده است: «این مصحف بر مبنای روایت حفص بن سلیمان... از قرائت عاصم... از ابی عبد الرحمن عبد اللّه سلمی از عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب(ع) و زید بن ثابت و ابن بن کعب از نبی اکرم(ص) کتابت و ضبط (نقطه و نشانگذاری) شده است. و هجا (= املای) آن بر مبنای روایات علمای رسم (رسم الخط) از مصاحفی است که عثمان بن عفان به بصره، کوفه، شام، مکه فرستاد و مصحفی که برای اهل مدینه تدوین کرد و مصحفی که به خود اختصاص داد [و همه یکسان بود] و از مصاحفی که از روی آنها استنساخ شده است، گرفته شده است. و چند حرف [و کلمهای] که املای آنها در این مصاحف اختلاف دارد، در آنها از املای غالب [اکثریت] نسخهها و رعایت قرائت قاریای که آن نسخه موافق قرائت او کتابت شده، و نیز مراعات قواعدی که علمای رسمالخط [رسمالخط شناسان قرآن] از میان رسمالخطهای مختلف استنباط کردهاند، بر حسب روایت و ثبت و ضبط ابو عمرو الدانی و ابو داود سلیمان بن نجاح، پیروی شده است و در موارد اختلاف دو منبع اخیر، منبع دوم ترجیح داده شده است. حاصل آنکه هر حرفی از حروف این مصحف موافق با نظیر آن در مصحفی از مصاحف ششگانه است که به آنها اشاره کردیم...» سپس منابع مهمی را که مبنا و مرجع بازبینی قرآنشناسان همکار برای این طبع و تصحیح بوده است برمیشمارد و آنگاه اصطلاحات ضبط (نقطه و نشان گذاری) و در پایان علامات وقف و سرانجام اسم و امضای چهار تن از مقریان و قرائت شناسان و قرآن پژوهان و ناظر بر تدوین این نسخه را یاد کرده است.
در ایران دهها خطاط مهم در قرون گذشته زیستهاند و از هر کدام نسخههایی از قرآن کریم به یادگار مانده است. مصحف نگاری از چند سده قبل و به ویژه در دوره تیموریان و صفویان به بعد در ایران رواج داشت. خوشنویسی به نام عمر اقطع، مصحف زیبایی برای تیمور نوشت. در سده نهم در دوره آققونیلو، خطاطی به نام زینالعابدین بن محمد کاتب شیرازی، قرآن نفیسی برای یعقوب بیک کتابت
کرد. در دوره صفویه نهضت کتابت قرآن در ایران پدید آمد و خطاطانی مثل مشهدی و شاگردانش فعال بودند. بعداً در دوره قاجار، خطاطانی چون وصال شیرازی، علی عسکر ارسنجانی، زینالعابدین اصفهانی و زنانی مثل ام سلمه و مریم بانو نائینی در عرصه مصحف نویسی فعال بودند.
در اواخر قاجار و دوره پهلوی، قرآن نویسان به نام چون کلهر (میرزا غلامرضا)، میرعماد، میرعلی هروی، سید مرتضی برغانی، حسین میرخانی، عماد الکتاب قزوینی و فضائلی ظهور کردند و قرآنهای نفیس نوشتند.
بنابراین ایران مهد خط و خوشنویسی و قرآن نویسی است و نه تنها سزاوار نیست قرآن عربستان سعودی در اکثر خانههای ایرانی باشد بلکه ایران میتواند عرضه کننده قرآن به همه مناطق جهان باشد.(1)
1) . دانشنامه جهان اسلام، ج15، ص 633-634 و 646.
از سال 1303 که خط بریل توسط کریستوفل وارد ایران شد تا امروز (1396)، نود و سه سال میگذرد. طی این سالها که حدود یک قرن است، دهها تشکیلات پژوهشی، انتشاراتی و غیره در ایران دایر شده و صدها جلد کتاب بریل تولید و عرضه شده است. همچنین قرآن کریم به خط بریل اگر از حدود سال 1340 در ایران شروع شده باشد یعنی پنجاه و شش سال از عمرش میگذرد و مرکز متعدد قرآنی در ایران تأسیس شد و قرآنهای بسیاری منتشر کردهاند. این فصل درصدد شناسایی پژوهش و چاپ و نشر قرآن کریم و مراکزی که این کارها را انجام میدادهاند است.
پاستور ارنست کریستوفل اولین کسی بود که با کمک همکاران ایرانی توانست خط بریل را وارد ایران کند، سپس آن را بومیسازی کرد و در مدرسه خودش تدریس مینمود. کریستوفل در سال 1925م/ 1303ش از ترکیه به تبریز آمد و فعالیت آموزشی و پرورشی نابینایان را آغاز کرد و بنیان گذاشت.(1)
از 1303 تا 1327 که سازمان خدمات اجتماعی تأسیس شد و مسئولیت بریل را بر عهده گرفت، یک دوره 24 ساله یا ربع یک قرن است. مهمترین رخدادهای مربوط به بریل در این سالها اتفاق افتاد: ورود خط بریل، بومیسازی و فارسی سازی خط بریل، پرکینز و مشاوره دادن به ایرانیان، تربیت شاگردان ممتاز و سختکوش، ورود دختران نابینا به مدارس و آموختن بریل. این پنج رخداد که در این دوره به وقوع پیوست در سرنوشت خط بریل و آثار بریل ایرانی تأثیر داشت.
غیر از حوادث شمرده شده، تأسیس مدرسه برای نابینایان و آموزش متون بریل به آنها هم در این دوره آغاز شد.
کریستوفل که یک کشیش و مبلغ مذهبی آلمانی بود و در کشورهایی چون ترکیه و لبنان نیز سابقه احداث و اداره پرورشگاهها و مؤسسات خیریه داشت، چند سالی در تبریز و پس از آن در اصفهان به امر آموزش و پرورش نابینایان پرداخت تا با این خدمت و از این طریق دِین خود را به اعتقادات مذهبیاش ادا کند. به نظر میرسد تبریز و به طور کلی مناطق آذربایجان به علت تمرکز بیشتر هموطنان مسیحی و آشوری و ارمنی محل مناسبی برای فعالیتهای کریستوفل بوده است. پس از آن به دلیلی مشابه اصفهان را مرکز خدمات خود قرار داده بود، هر چند که هزینههای بالای فعالیت و اسکان در پایتخت نیز در انتخاب شهر اصفهان بیتأثیر نبوده است. کریستوفل که در ابتدا همکاران خود را متناوباً به تبریز و اصفهان و حتی کشورهای مجاور همچون ترکیه، لبنان و سوریه برای انجام
1) . آن سوی تاریکی، ص289.
خدمات خیرخواهانه میفرستاد، به تدریج فعالیتهای خود را در شهر اصفهان متمرکز کرد و با اجاره دو ساختمان در دو باغ جداگانه برای آموزش پسران و دختران نابینا، آنجا را تبدیل به مهمترین مرکز آموزش نابینایان در ایران نمود، بدیهیست که چون در آن سالها مسائل نابینایان هنوز برای جامعه روشن و شناخته شده نبود، این دو آموزشگاه چندان با روش رسمی آموزشی مملکت همگام نبودند و در ابتدا فقط جمعآوری و جذب نابینایان به یک مرکز، اسکان دادن آنها، آموزش خط بریل و دروس رسمی کشور مورد توجه قرار میگرفت.
پاستور کریستوفل به سوادآموزی و تربیت شاگردان خود بسیار علاقهمند بود و به این امر اهمیت میداد. کمکم کریستوفل به ایجاد امکانات فنی و حرفهای در آموزشگاه خود همت گماشت و کارگاههای حصیربافی، سبدبافی و برسسازی برای پسران و نخریسی، قلابدوزی و بافندگی برای دختران دایر کرد. وی همچنین تلاش نمود تا استعداد شاگردانش را در جهت آموزش موسیقی به آنان به کار گیرد و با تعلیم سرود و آواز و موسیقی در آنها انگیزه هنری به وجود آورد.
از شاگردان ممتاز آن دوره استاد ویلن، هنرمند معتبر خسرو چناریان و اسکندرآبادی آهنگساز و دکتر در علوم سیاسی هستند.
یکی از خدمات ارزشمندی که وی در این مسیر انجام داد تطبیق علائم و نشانههای زبان فارسی با خط بریل و برگرداندن کتابهای آموزشی به این خط - با راهنمایی مؤسسه بینالمللی پرکینز - بود. بدین ترتیب او با رها کردن نابینایان از دشواریهای خط قدیم که به شکل حروف عادی اما بزرگ و برجسته بود و کارایی کمتری داشت و تعلیم و تربیت بسیاری از نابینایان، تأثیر و یادگاری جاودانه از خود به جای گذاشت.(1)
آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1319 شمسی (1941 میلادی) دشواریهایی را برای اتباع آلمانی در ایران به وجود آورد که از جمله توقف کار وی را در پی داشت پس از اینکه مجبور شد ایران را ترک کند، راهبههای انگلیسی اداره مدرسه کریستوفل را بر عهده گرفتند. چون آنان هم چند سال بعد از ورود کریستوفل به اصفهان، به این شهر آمده و در آنجا به معلولین و نیازمندان خدمت میکردند. خانمی به نام گوئن گستر (Gwen Gaster) از طرف اسقف وقت اصفهان برای مدیریت بخش دخترانه این مجموعه دعوت شد و بعداً خانم دروتی شیلکر (Dorotty Schilleker) این مسئولیت را ادامه داد. با رفتن پاستور کریستوفل آموزشگاه و خوابگاه پسرانه تقریباً منحل شد و مدرسه جدید تحت عنوان نورآیین فعالیت خود را به دختران در تمام سنین و پسران خردسال اختصاص داد.
چند سال بعد با فروکش کردن مشکلات و اختلافات ناشی از جنگ، خانم گستر به آلمان رفت و از کریستوفل تقاضا کرد که برای سر و سامان دادن پسران نابینا فکری بکند. کریستوفل دوباره به اصفهان بازگشت و خدمات گذشته خود را به صورت احداث آموزشگاه، خوابگاه و کارگاه برای پسران در تمام سنین ادامه داد. وی در سال 1334 شمسی در اصفهان درگذشت و در همان جا در آرامگاه ارامنه به خاک سپرده شد.
1) . آن سوی تاریکی، ص 288-289.
در این دو آموزشگاه شبانهروزی (نورآیین و کریستوفل) که دارای خوابگاه نیز بودهاند، نابینایان تحصیلات ابتدایی و حرفه و هنرها را فرا میگرفتند و با آموزشهای اولیه جهت حضور در جامعه و شناخت تواناییهای خود، به شرکت در مدارس بینایان و آموزش تلفیقی تشویق میشدند. به این ترتیب بسیاری از دانشآموزان این دو شبانهروزی با اعتماد به نفسی که آموزگاران به آنان ارزانی داشته بودند، به مدارس عادی راه یافته، مدارج تحصیلی و علمی خود را بالاتر برده و به کار و ارتباطات موفقی رسیدهاند.
کسانی که در آن سالها دانشآموزان نورآیین و کریستوفل بودند خاطراتی بسیار خوش به خصوص از مدیران آن مدارس دارند. مهربانیها و دلسوزیهای مادرانه خانم گستر در نورآیین به خصوص به خردسالانی که بیسرپرست یا به نوعی از محیط گرم خانواده محروم و گاه رها شده بودند، چنان بود که او را «مادر» خطاب میکردند و جانشین وی خانم شیلکر را هم که او نیز انسانی متعالی بود، «خاله جان» مینامیدند.
این دو مدرسه افراد شایستهای را به جامعه تحویل دادند که با تسلط به زبانهای آلمانی و انگلیسی، خط بریل و حرفههای گوناگون توانستند مسیر زندگی شایسته و درخورِ خود را در جامعه بیابند. یاسمین پریش و فریبا وزیری از نخستین گلهای دستپرورده این بوستان فرهنگی بودند. و نیز گوهر کردی، از فرزندان شایسته نخستین دوره مدرسه نورآیین اصفهان که از دامنه تاریکی به قله نور رسید و زندگی پرآموزه خود را در کتابی به نام ماهی به تحریر کشید.
پس از تغییر سیستم حکومتی در ایران، مدارس فوق زیر نظر سازمان بهزیستی و با تغییر نام نورآیین به فاطمه زهرا سلاماللّه علیها و کریستوفل به شهدای هفت تیر به طور محدودتری به کار آموزش نابینایان ادامه دادند.
نام آقای علیاکبر کابلی در عرصه خدمت و آموزش به نابینایان، آشنا و به یاد ماندنیست و با آن همه تلاش در این راه به حق باید ایشان را یار فراموش نشدنی و پدر سوادآموزی به نابینایان ایران دانست. سالها در سِمَت حسابدار کل در جلسات هیئت مدیره مدرسه رضا پهلوی سابق حضور مییافت. آقای کابلی متولد 1299 در نیشابور؛ در اوایل دهه بیست در بانک کشاورزی اصفهان مشغول به خدمت بود که روح خدمتگزار و دغدغه یاری به نابینایان، او را به مدرسه نورآیین و خدمت در آنجا علاقهمند کرد. بدین شکل وی اولین مدرس ایرانی آموزش خط بریل شد و به مدت بیست و پنج سال خدمت به نابینایان را وجهه همت خود قرار داد. او ابتدا در اصفهان و بعد در مراکز نابینایی تهران خدمت نمود.(1)
در دوره حکومت رضاشاه ارتش قدرت بلامنازع در ایران شد و در همه شئون و بخشهای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و حتی فرهنگی سیطره داشت. از اینرو سران ارتش به فکر افتادند «سازمان خدمات اجتماعی» را ایجاد و راهاندازی کند و در سال 1326 این سازمان تأسیس شد و امور بریل را هم از 1327 بر عهده گرفت.
1) . آن سوی تاریکی، ص 290 تا 293.
سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی همان وظایفی که امروزه سازمان بهزیستی بر عهده دارند، از سال 1326 بر عهده گرفت، یعنی مبارزه با فقر، و تکدی و ولگردی، رسیدگی به فقراء، کمک به زندانیان و پوشش خانواده آن، حمایت از مادران و کودکان، تحت پوشش قرار دادن نابینایان و ناشنوایان، همچنین برخی اقدامات مربوط به وزارت بهداشت و درمان یا آموزش و پرورش زیر پوشش خودش گرفت مثل ایجاد مدارس پرستاری، توسعه بهداشت و توسعه آموزش.
مهمترین اقدام «سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی»، راهاندازی کانون کار و آموزش برای نابینایان در تهران و شهرها بود. خود سازمان در سال 1326 تأسیس شد ولی کانون کار و آموزش برای نابینایان در سال 1327 بود.
این کانون کلاس سوادآموزی برای نابینایان، مهارتآموزی انواع حرفهها به نابینایان را آغاز کرد. و بعد از مدتی «کانون کار و آموزش» گسترش یافت و راهاندازی مراکز شبانهروزی و نگهداری ناتوانان و بیبضاعتها، سوادآموزی به پیران و سالخوردگان، جوانان و راهاندازی شبانهروزی برای معلولین را آغاز کرد.(1)
نیز گروهی از نابینایان اطراف شهر، همچون سایر نیازمندانِ به حمایت، در قسمتی از این شبانهروزهای نگهداری میشدند. توصیه و پیشنهاد شورای جهانی حمایت از نابینایان وابسته به سازمان یونسکو به کشورهای جهان، به ویژه کشورهایی چون ایران، مبنی بر بذل توجه خاص به آموزش نابینایان - که تا آن زمان اقدامی فراگیر و منسجم در این خصوص نشده بود - ذهنیتی را در مسئولان سازمان خدمات اجتماعی ایجاد کرد که تنها به نگهداری و کمکهای مالی نیندیشند و اکتفا نکنند، بلکه درصدد سوادآموزی آنان نیز برآیند. نابینایان کانون اولین گروهی بودند که مورد نظر قرار گرفتند و پس از گزینش تعدادی از جوانترها و مستعدترها و مدتها تشویق و ترغیب آنها به تحصیل سرانجام در اردیبهشت 1329 کلاسهای رسمی آموزش به نابینایان و در مدارس دولتی آغاز به کار کرد.(2)
فعالیتها و اقدامات «کانون کار و آموزش» به سرعت پیش رفت و فراگیر شد چون خانوادههای معلولان و آسیبدیدگان به کانون مراجعه میکردند و از موقعیت عینی و عملی شاگردان بازدید میکردند و با دیدن پیشرفتهای آنها، به تشویق و ترغیب میپرداختند. و تعدادی از نابینایان تحصیلات مقدماتی را در این کانون و با هدایت آقای کابلی و بعدها آموزگارانی دیگر به پایان رساندند. حتی بعضی از دانشآموزان این مدرسه که استعداد و توانایی بیشتری از خود نشان میدادند موفق شدند که در یک سال دو کلاس را تحصیل کنند و دوره شش ساله ابتدایی را در چهار سال به پایان برند؛ و بدینگونه این محل، سرپناهی اقتصادی و فرهنگی برای نابینایان شد. و سکوهای ترقی و پیشرفت برای آنان مهیا گردید.
در این زمان سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی برای همسو شدن هرچه بیشتر با روشها و دستاوردهای بینالمللی از مؤسسه پرکینز دعوت کرد تا برای ارائه راه کارها و پیشنهاد پروژههایی در
این زمینه نمایندهای به ایران اعزام دارد. مؤسسه بینالمللی پرکینز به این منظور آقای فارل را به ایران رهسپار کرد. وی در بازدید از فعالیتهای کانون برنامهها و ادامه آن را برای آن زمان بسیار مناسب، کارآمد و کافی تلقی کرد.
با شکلگیری رسمی کلاسها و در حین پیشرفتهای آموزشی، مسئولان درصدد آموزش موسیقی به نابینایان بااستعداد برآمدند که از این رهگذر هم قدم بزرگ دیگری در جهت پرورش روحیه و تقویت حس اعتماد به نفس آنان و نشان دادن توان نابینایان بردارند. بدین منظور از استاد هنرستان موسیقی ملی، استاد روحاللّه خالقی درخواست راهنمایی میکنند و از طریق ایشان استادان حسینعلی وزیریتبار، جواد معروفی، منوچهر رشیدی و خیرخواه و شاگردان برجسته هنرستان خانم سیمین آقارضی، آقای هوشنگ ظریف، آقای حسن منوچهری - که امروزه از اساتید به نام هستند - آموزش علمی موسیقی را به شاگردان به عهده میگیرند و با تربیت نوازندگان و موسیقیدانانی موفق، به تشکیل ارکستر و گهگاه کنسرت نیز پرداختند.
بدین شکل نخستین کلاسهای موسیقی علمی اولین مرکز سوادآموزی نابینایان به طور رسمی در کانون کار و آموزش تشکیل شد. از شاگردان نامی این دوره از آموزش موسیقی به نابینایان استاد علی جعفریان موسیقیدانی کوشاست که هنرش هم عرض درجه دکترای موسیقی در آهنگسازی ارزشگذاری شده است. استاد امیدعلی نبوی از جمله هنر آموختگان دیگر کلاسهای فوق میباشد. وی از شاگردان ممتاز استاد جواد معروفی در رشته پیانو بود و آکاردئون را نیز نزد استاد منوچهری رشیدی آموخت. همچنین محمود بلوری نوازنده عود و بازنشسته رادیو؛ مطلب بختیاری آموزگار بازنشسته موسیقی و نوازنده ترومپت و ویلن؛ اسماعیل صدقیآسا (حسینی) لیسانس موسیقی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ عارف ابراهیمپور نوازنده ویلن و آکاردئون.
از شاگردان این کانون که در کسب دانش، با همه مرارتها و سختیهای آغاز سوادآموزی نابینایان، به درجات علمی و فرهنگی دست یافتند، میتوان از مصطفی نجفی و حیدر سلیمانی کارشناسان ادبیات فارسی، قاسم حیدریان کارشناس زبان و ادبیات عرب و عباس نفری یاد کرد.(1)
خلاصه اینکه در دوره دوم این پیشرفتها و اقدامات به دست آمد:1. تلاشهای «کانون کار و آموزش» با پشتیبانی دولت و به ویژه ارتش، شرایط و بستر مساعدی برای معلولین و به ویژه نابینایان فراهم آورد.
برای اولین بار مراکز شبانهروزی تأسیس شد.
برای اولین بار در آموزشهای دولتی، کار و آموزش در کنار هم و توأم با هم به افراد آموزش داده شد.
4- پرکینز با دعوت دولت ایران برای مشاوره دادن و ارتقای سطح فرهنگی معلولان به ایران دعوت شدند.
5- سازمان فرهنگی یونسکو برای نظارت بر آموزش و پرورش معلولان دعوت شد.
6- کانون کار و آموزش تلاش کرد پیشرفتها و امکانات و فرصتهای جهانی را شناسایی و مراکز و نهادهای جهانی را دعوت کرد تا به ایران آمده و به معلولان آموزش دهند.
7- از هنرمندان درجه یک کشور دعوت شده تا به افراد مستعد مهارت یاد بدهند.
1) . آن سوی تاریکی، ص 294-295.
همه این موارد برای اولین بار در ایران و بعد از 1326 اجرا شده است.
تداوم کانون کار و آموزش: سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی در سال 1335 وظایفش تغییر کرد. مؤسسه بینالمللی کمکرسانی لاینز در سال 1336 با تهیه آموزشگاهی به نام آموزشگاه رودکی در نزدیکی کن توانست، بعضی از دانشآموزان و معلمین را جذب کند.(1)
شهر تبریز در تاریخچه آموزش و پرورش نابینایان نخستین پایگاه فعالیت و تجمع و سوادآموزی نابینایان به شمار میرود. همانطور که پیشتر گفته شد پاستور کریستوفل که برای مأموریتهای نیکوکارانه مذهبی از طریق خاک ترکیه وارد ایران شده بود با کسب مجوز از وزارت معارف وقت و در حوالی سال 1307 (یا به اعتقاد برخی 1304) اقدام به تأسیس مدرسه خاص نابینایان کرد. وی چند سال بعد فعالیتهای خود را در اصفهان نیز گسترش داد و شاگردان و همکاران او در تبریز رسیدگی به امور نابینایان به خصوص بزرگسالان را با هدایت او و ابتکار عمل خود ادامه دادند.
در سال 1338 فردی نیکاندیش به نام حسن اصولی مدرسهای جهت تعلیم و تربیت کودکان نابینا و ناشنوا تأسیس کرد. این مدرسه نیز زیر نظر یک هیئت امنا اداره و هزینه آن توسط شماری از نیکوکاران شهر تبریز تأمین میشد.
در سال 1348 با تأسیس دفتر آموزش کودکان استثنایی در وزارت آموزش و پرورش اداره مدرسه به این وزارتخانه واگذار شد.
با افزایش تعداد دانشآموزان نابینا و نیاز این گروه به یک مدرسه مستقل، در سال 1363 به همت مسئولان وقت اداره آموزش و پرورش ناحیه یک تبریز، آموزشگاه مستقل نابینایان تأسیس و به پاس خدمات ارزنده رئیس آن اداره، نام یداللّه مرادی، برادر شهید وی، برای مدرسه انتخاب شد. اکنون این مدرسه به صورت روزانه و شبانهروزی اداره میشود و در چهار مقطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و پیشدانشگاهی تعداد 75 دانشآموز تحت آموزش و پرورش خود دارد که حدود 20 تن از آنان از امکانات شبانهروزی این مدرسه بهرهمند میشوند. بسیاری از دانشآموختگان این آموزشگاه پس از پایان تحصیلات خود به دانشگاهها راه مییابند و در مقاطع عالی به دانشاندوزی و تجربه آموزی میپردازند.(2)
دانشآموزان نابینا با فراگیری خط بریل به یادگیری متون میپرداختند. از اینرو این مدرسه نخستین مدرسهای است که توسط ایرانیان تأسیس شد که به ترویج بریل و خواندن قرآن کریم میپرداخت.
مؤسس بینالمللی کمکرسانی لاینز بعد از انحلال «سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی» در سال 1336 تصمیم گرفت آموزشگاهی برای نابینایان دایر کند. به همین دلیل آقایان ابوالقاسم مینایی و عبدالرحیم بقایی از فرهنگیان فعال و شریف از بین آموزگاران تهران، برای سرپرستی و مدیریت اداره این آموزشگاه و شاگردان آن به انگلستان اعزام شدند تا پس از کسب دانش و تجربههای لازم در تعلیم و تربیت نابینایان، برای انجام خدمت در این آموزشگاه به ایران بازگردند. ایشان در دانشگاه بیرمنگام به تحصیل روانشناسی نابینایی، ادبیات نابینایان و خط بریل به زبان انگلیسی و فارسی پرداختند و زندگی نابینایان را از طریق ایجاد روابط اجتماعی و معاشرت با برخی از آنان و خانوادههایشان آزمودند. پس از آن در سال 1340 آقای مینایی به آمریکا رفتند و پس از بازگشت تجربههای بیشتری را در خدمت نابینایان قرار دادند.
در سال 1340 اولین کلنگ مدرسه شبانهروزی مورد نظر و مجهز نابینایان ایران (رضا پهلوی سابق و شهید محبی فعلی) در زمینی به وسعت سی هزار متر زده شد. این زمین را که در غرب تهران و در ابتدای جاده کن قرار داشت، آقایان دکتر یحیی و دکتر اصغر مهدوی، فرزندان حاج امینالضرب(1)، به درخواست آقای دکتر علوی (چشم پزشک) عضو فعال و نیکوکار لاینز بدین منظور به مؤسسه لاینز اهدا کردند. بنای ساختمان این آموزشگاه به مدت دو سال به طول انجامید. نظارت بر این پروژه را آقای مهندس محمدرضا مقتدر عهدهدار بودند. این مجموعه دارای باغی وسیع و باغچهبندی هشت ساختمان یک تا سه طبقه شامل ساختمانهای اداری و آموزشی، سالن ورزشی سرپوشیده، کارگاههای گوناگون، سفرهخانه و خوابگاههای پسران و دختران بود که برخلاف ساختمانهایی که عموماً برای آسیبدیدگان در نظر گرفته میشد، آراسته و مناسب و مطلوب به نظر میرسید. هزینه اجرایی این طرح از طریق کمکهای مالی اعضای مؤسسه لاینز و همت آنها در جمعآوری اعانات مردمی تأمین شد و پس از دو سال در سال 1342 رسماً به بهرهبرداری رسید و با نامنویسی از نابینایان سرتاسر ایران و تشکیل کلاسهایی همسو با مدارس عادی و برنامههای مدون درسی کار خود را آغاز کرد.
امور مدرسه توسط هیئت مدیرهای اداره میشد که عبارت بودند از آقایان دکتر حسن علوی (رئیس هیئت مدیره)، دکتر یحیی و دکتر اصغر مهدوی، محمدولی مشکاتی، دکتر مسعود ضرابی، شاهرخ فیروز، دکتر علیاصغر همایونفر، دکتر علی زاهدی، مهندس محمدرضا مقتدر، دکتر هوشنگ ظلی و آقای علی اکبر کابلی در سمت رئیس حسابداری و مشاور امور مالی و خانمها آراسته کیهان، نفیسی، انتظام، آذر مهدوی، پری اباصلتی، سمیعی.
در ابتدای کار آقایان مینایی، بقایی، طالقانی، واحدی، علیزاده، شیرازی، نبوی، شفیعی و خانمها روشن قیاس، فلاحی، وحیدی و پورمحسنی تنها آموزگاران مدرسه بودند که با نیکدلی و دلسوزی تمام به امر آموزش نابینایان میپرداختند و حتی با خانوادههای آنان نیز رفت و آمد میکردند. همچنین دکتر باقر صاحبجم با حضور هفتگی و مستمر خود به کار معاینه و معالجه شاگردان این
1) . حاج امینالضرب از تجار نیکوکار دوران ناصری و اولین فردی بود که برق را در ایران راهاندازی نمود.
شبانهروزی میپرداخت. دیگر کسانی که به گروه آموزشی پیوستند عبارت بودند از: آقای علیزاده، آقای واحدی مشاور و مدرسه فیزیوتراپی، آقایان الماس گنج، مشکلگشا، طاعت و خطیبی در حرفهآموزی، آقای مدرسی در آموزش اپراتوری تلفن، و آقای دودانگه مدرس موسیقی، دکتر حسین رضایی مدرس ادبیات و مدتی بعد آقای پردیس در سمت مربی ورزش، خانم حوری پهلوان مدیره خوابگاهها و نیز خانم شمسی ضرابی خواهر دکتر ضرابی که به مدت ده سال در سمت ناظمهای دلسوز فعالیت میکردند.
در آغاز این آموزشگاه برای چند ماه به طور روزانه و از مهرماه 1343 مدرسه به صورت شبانهروزی اداره میشد. مدرسه طبق اصول آموزش و پرورش بنا شد ولی به دلیل شرایط خاص نابینایان، در پذیرش شاگردان محدودیت سنی وجود نداشت. لیکن در کلاسها، به نسبت، شرایط سنی رعایت میشد.
همانطور که گفته شد در آغاز چون این مدرسه سابقهای نداشت و خانوادهها از وجود چنین مدرسهای آگاه نبودند برای پذیرش سختگیر نبودند و در هر شرایط سنی دانشآموزان را ثبتنام میکردند. با گذر زمان وقتی که از وجود چنین آموزشگاهی آگاه شدند مدرسه به روال عادی افتاد و از سن هفت سالگی کودکان مراجعه میکردند.
آموزگاران سالهای ابتدایی درسی در آن مدرسه الزاماً بایستی خط بریل را میدانستند. اگرچه در ابتدا معلمین عادی پذیرفته میشدند ولی بعدها معلمین ملزم به یادگیری خط بریل شدند و به آموزش آن همت میگماشتند. اما در کلاسهای بالاتر این الزام به جهت جذب هرچه بیشتر آموزگاران و تسهیل و تسریع و تداوم در امر آموزش وجود نداشت و با تجهیز دانشآموزان به این خط در سالهای اولیه، کار تدریس با استفاده از وسایل صوتی و نیز گفتوگو به صورت شنیداری و به حافظه سپاری انجام میشد و خود دانشآموزان برای یادگیری هرچه بهتر از امکانات خط بریل استفاده میکردند. بعدها از سال 1352 اداره آموزش و پرورش اقدام به تأسیس سازمانی برای آموزش کودکان استثنایی کشور نمود و معلمینی متخصص برای آموزش نابینایان تعلیم داد. پس از تغییر سیستم حکومتی در ایران، آقای رجبی که از تجار بزاز در بازار بودند عهدهدار اداره این مدرسه شدند. ایشان نیز از آقای کابلی درخواست همکاری کردند. حدود دو سال بعد با تفویض این مدرسه به وزارت آموزش و پرورش و دولتی شدن آن، سازمان کودکان استثنایی کشور عهدهدار اداره امور این آموزشگاه شد.(1)
گزارش ویکیپدیا: این آموزشگاه در سال 1343 به ریاست فرح پهلوی به عنوان یکی از واحدهای وزارت آموزش و پرورش افتتاح شد. هدف آن گسترش آموزش جوانان نابینا و اجرای برنامههایی در جهت پرورش شخصیت آنهاست.
ساختار آن دارای هیئت مدیره و مدیرعامل و معاونین اداری و مالی است که از طرف فرح پهلوی تعیین میشدند. در آغاز هفتاد عضو داشت که در کلاسهای دبستان و اول دبیرستان پراکنده بودند و برخی در شبانهروزی آموزشگاه زندگی میکردند. بیشتر این دانشآموزان از استانهای گوناگون کشور به وسیله خانواده، شهرداریها، باشگاهها و مردم انساندوست معرفی شده بودند.
1) . آن سوی تاریکی، ص 295-298.
در سال 1344 پروژهای برای گسترش فعالیت آموزشگاه و پذیرش نابینایان دختر به سازمان داده شد که با تصویب آن از تاریخ آذرماه 1345 اجرا شد. دختران نابینا از سرتاسر کشور در آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی پذیرفته شدند و خوابگاه دختران و اداره سرپرستی افتتاح شد.
دانشآموزانی که دبستان و دبیرستان را به پایان رساندند میتوانند در کلاسهای کوتاهمدت حرفهای شرکت کنند. کادر آموزشی آموزشگاه با وزارت آموزش و پرورش همکاری میکند. کلاسهای حرفهای عبارتاند از:
تمرین ماساژ برای دانشآموزان دوره دبیرستان؛ ماشیننویسی برای دانشآموزان دوره دبیرستان؛ حصیربافی، توربافی، جارو بافی، زنبیل بافی، کاموابافی، پارچه بافی، برسسازی و درودگری و فلزکاری.
با گسترش سیستم آموزشی نابینایان در سالهای دهه پنجاه و استفاده از خط بریل، در کلاسهای مدرسهها، دانشگاهها، ادارهها، کارگاهها، و هر جایی که در آن جنب و جوش زندگی است بر روی نابینایان باز است و آنها نیز مانند بینایان به سهم خود در سازندگی اجتماع سهیم هستند.
آموزشگاه رضا پهلوی کوشش میکند تا زیربنای محکمی برای رشد شخصیت نابینایان فراهم ساخته و کاستیهای عاطفی آنها را پر کند.(1)
پایگاه اینترنتی ویکیپدیا. به دلیل اینکه منبع مستقلی است لذا گزارش آن با دیگران متفاوت است.
چند دهه جدید: این آموزشگاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، تغییرات اساسی پیدا کرد و نام آن به شهید محبی تغییر یافت. گزارش ساختار و فعالیتهای این مدرسه در چند دهه اخیر در فرصت مناسب عرضه خواهد شد.
این مؤسسه پیش از پیروزی انقلاب به عنوان سازمانی ملی رفاه نابینایان فعالیت داشت. پس از پیروزی 1357 و تأسیس جمهوری اسلامی به مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی تغییر نام یافت. البته به اختصار به آن رودکی یا مؤسسه رودکی گفته میشد و وابسته به سازمان بهزیستی بود.
در دهه هشتاد به بخش خصوصی واگذار به مرکز خیریه ریحانه شد و نامش به مؤسسه خیریه و نیکوکاری ریحانه (رودکی) تغییر یافت.
مؤسسه خیریه و نیکوکاری ریحانه «رودکی» پرسابقهترین مؤسسه چاپ و نشر متون به خط بریل به ویژه قرآن کریم است. البته سابقه فعالیتهای این مرکز فقط به چاپ و نشر بریل محدود نمیشود؛ بلکه به دلیل اینکه تنها مؤسسه خدماترسانی به نابینایان بود کارهای دیگری همچون ضبط کتب گویا و خدمات توانبخشی نیز از فعالیتهای مهم این نهاد بود. این مؤسسه بزرگترین و مؤثرترین مرکز انتشارات بریل و گویا به شمار میآید، لذا یکی از فعالیتهای آن در زمینه چاپ بریل چاپ متون دینی به خصوص قرآن کریم است. این مرکز با بهرهگیری از پیشرفتهترین ابزار و تکنولوژی در زمینه چاپ و نشر بریل بزرگترین مرکز چاپ قرآن کریم به شمار میآید. میتوان گفت که پیشینه چاپ قرآن کریم به
1) . ویکیپدیا فارسی.
خط بریل به قبل از انقلاب برمیگردد. اولین قرآن بریل مشتمل بر 8 جلد بود که توسط فرح پهلوی در این مرکز به چاپ رسید و در اختیار نابینایان قرار گرفت؛ اما این قرآنها دارای اغلاط زیادی بود که با توجه به نبود قرآن بریل یک غنیمت محسوب میشد ولی متأسفانه طی بررسیهای انجام شده هیچ کدام از نسخههای آن در کتابخانههای نابینایان کشور موجود نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 58 نیز اقدام به چاپ قرآن به خط بریل شد که به گفته برخی نابینایان نسخه چاپ شده در سال 58 با اندک اصلاحات و تغییرات از روی همان نسخه اولیه منتشر شده است. و از آن پس تمام قرآنها با همان شیوه اصلاح قدیمی چاپ میشود. این مرکز دو دوره قرآنهای بدون ترجمه و با ترجمه منتشر میکند که دوره با ترجمه آن بهتر از دوره بدون ترجمه است. دوره بدون ترجمه شامل شش مجلد و دوره با ترجمه در ابتدا 12 جلد و در حال حاضر 11 جلد میباشد. دوره 11 جلدی از روی نسخه 12 جلدی منتشر میشود و تنها تفاوتش در تعداد مجلدات است. و در حال حاضر همین نسخ «6 جلدی و 1 جلدی» در اختیار نابینایان و مؤسسات نابینایی قرار میگیرد. اکنون ما به بیان ویژگیهای این دو نسخه به طور مجزا میپردازیم.
قرآنهای بدون ترجمه: همانطور که میدانید این نسخه از روی نسخه قدیمی به چاپ رسیده و با توجه به وجود ابزار پیشرفته چاپ بریل متأسفانه مرکز تاکنون به اصلاح آن نپرداخته است. این دوره در دو نوع جلد مقوایی و گالینگور عرضه میشوند. ولی این قرآنها بسیار حجیم هستند برگههای استفاده شده برای چاپ مناسب و مرغوباند ولی طول و عرضشان زیاد است که باعث حجیم شدن آنها میشود. صحافی آنها مناسب نیست و نمیتوان صفحه را به طور کامل باز کرد. شاید به این دلیل است که حاشیه از چپ کم است. شماره صفحات بر اساس صفحات بریل میباشد و هر جلد از صفحه 1 تا .... ادامه مییابد. البته صفحات مربوط به مشخصات چاپ و نشر، توضیح ناشر، تعریف علائم و اصطلاحات به عربی و فارسی و فهرست شماره ندارند و با حروف الفبا مشخص شدهاند. شماره صفحات نیز در گوشه بالا سمت راست قرار دارند. قبل از شروع هر سوره ابتدا شماره و نام سوره، مکی و مدنی بودن آیات و اینکه بعد از چه سورهای نازل شده درج گردیده است. در سر صفحهها نیز شماره جزء، نام سوره و تعداد آیات درج شده در هر صفحه آمده است. متأسفانه این دوره از قرآن کریم به هیچ وجه استاندارد نیست و آن هم به دلیل اغلاط فراوان املائی است که به چشم میخورد. شاید بتوان اذعان کرد که در هر جزء 6 تا 7 غلط املائی مشاهده شده است. به علاوه اینکه شیوه علامتگذاری بسیار نامناسب است و بسیار مشاهده شده که علائم در جایگاه خود قرار نگرفتهاند. آیات نیز پشت سر هم آورده شده که پیدا کردن آیات در زمان کم میسر نیست. به هر حال از مرکزی مثل رودکی با توجه به اینکه بزرگترین مرکز چاپ و نشر بریل است انتظار میرود نسبت به رقبای خود گامی جلوتر باشد به خصوص در عرصه چاپ قرآن کریم؛ ولی عملاً این طور نبوده و مؤسساتی که سابقه بسیار کمتری دارند به مراتب بهتر عمل کردهاند.
قرآنهای با ترجمه: این قرآنها هم در دو نوع جلد مقوایی و گالینگور ارائه میگردد. همانگونه که ذکر شد این قرآنها نسبت به دوره بیترجمه بسیار بهتر است. به این دلیل که گروهی از مصححین و مترجمین نسخه بینایی که بریل با آن مطابقت داده شده را تصحیح و ویرایش کردهاند؛ اما این دوره
نیز خالی از اشکال نیست و شیوه علامتگذاریها با اشکال مواجه است. این قرآن ترجمه بهاءالدین خرمشاهی است. ویژگیهای این دوره به شرح ذیل میباشد.
مشخصات چاپ و نشر بریل و بینایی در صفحه اول آورده شده است. در صفحه دوم توضیح ناشر و در ادامه همان صفحه و صفحه سوم آمده است صفحات چهارم و پنجم به فهرست اختصاص یافته و صفحه ششم خالی مانده است. از صفحه هفتم قرآن کریم آغاز میشود. نکته: صفحات اول تا ششم شماره صفحه ندارند. و در هر جلد از صفحه 1 شروع و تا... ادامه مییابد. صحافی و کاغذ آن مناسب است؛ اما با توجه به اینکه تعداد مجلدات زیاد است بسیار قطور و حجیماند. در سر صفحهها ابتدا شماره جزء و سپس نام سوره درج گردیده است. در ابتدای جلد اول پس از فهرست دعای قبل از تلاوت قرآن آورده شده است. قبل از شروع هر سوره ابتدا شماره و نام سوره مکی و مدنی بودن، و نزول بعد از کدام سوره و تعداد آیات سُوَر به زبان عربی و فارسی مندرج شدهاند. آیات و ترجمه آنها هر یک در سطوری جداگانه و هر آیه و ترجمه آن در یک پاراگراف قرار دارند. در جلد پایانی «جلد یازدهم» پس از اتمام قرآن کریم این موارد مندرجاند: دعای ختم قرآن «دعای چهل و دوم از صحیفه سجادیه» به همراه ترجمه به صورت پاراگراف به پاراگراف، فهرست سورهها بر حسب ترتیب نزول، فهرست نامهای دیگر و غیر رسمی بعضی از سورهها، پیشگفتار چاپ دوم، و گفتار مترجم. در پایان از کلیه عوامل چاپ قرآن کریم در این مرکز تشکر میکنیم و به عنوان خواننده از مسئولین ذیربط در این مؤسسه عاجزانه میخواهیم تمام تلاش خود را در جهت بهبود کیفی این قرآنها به کار بندند.
این مجتمع در خیابان جمهوری، خیابان ظهیر الاسلام، پلاک53 قرار دارد.
مأخذشناسی قرآن: این مرکز در چند دهه توانست با تأمین نیازهای نابینایان توانست به مؤثرترین نهاد در ترویج قرآن بریل در ایران تبدیل شود. قرآنهایی که منتشر کرده دارای این مشخصات است:
قرآنهای بدون ترجمه
عنوان: قرآن کریم
جلد اول از سوره فاتحة تا آخر سوره نساء
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 154
خط : بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
عنوان: قرآن کریم
جلد دوم از سوره مائدة تا آخر سوره توبة
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 148
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
عنوان: قرآن کریم
جلد سوم از سوره یونس تا آخر سوره کهف
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 145
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
عنوان: قرآن کریم
جلد چهارم از سوره مریم تا آخر سوره عنکبوت
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 148
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
عنوان: قرآن کریم
جلد پنجم از سوره روم تا آخر سوره جاثیة
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 148
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
عنوان: قرآن کریم
جلد ششم از سوره احقاف تا آخر سوره ناس
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان رودکی
سال چاپ: 1373
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 171
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: مریم باستانخواه
آدرس: تهران، خیابان جمهوری، خیابان ظهیرالاسلام، پلاک53
تلفن: 33112190، 33112152 -021
توضیحات ناشر: شیوه نگارش بریل بر اساس قرآن چاپ شده کشور عربستان سعودی که در تاریخ 1407 هجری قمری مطابق با 1987 میلادی منتشر شده است میباشد.
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
قرآنهای با ترجمه:
عنوان: قرآن کریم
جلد اول از ابتدای سوره فاتحه تا انتهای سوره بقرة
پدید آورنده:
ترجمه: بهاءالدین خرمشاهی
زبان ترجمه: فارسی
محل نشر: تهران
ناشر: مجتمع خدمات بهزیستی نابینایان «رودکی»
تاریخ چاپ: دیماه 1377
تعداد صفحات: 188
خط: بریل
برگرداننده به خط بریل: رادفر
مشخصات متن بینایی
عنوان: قرآن کریم
پدید آورنده:
ترجمه: بهاءالدین خرمشاهی
زبان ترجمه: فارسی
محل نشر:
ناشران: جامی و نیلوفر
چاپ اول:
تاریخ چاپ: پاییز 1375
مصححین: پاکدل و پرورش
گویندگان: اعرابی و فروغی
توضیحات ناشر در کلیه مجلدات:
متن عربی این مصحف شریف عیناً از نسخه چاپ شده به خط بریل در عربستان سعودی به سال 8-1407هجری قمری، مطابق با 1987 میلادی تهیه گردیده است.
مجتمع خزائلی(1)، 1344
محمد خزائلی در 1292 در کوهرود اراک متولد شد. در هجده ماهگی بر اثر آبله نابینا شد. در آن زمان مدارس امروزی گسترش نداشت و محمد به مکتب خانه رفت و 12 سالگی قرآن را کاملاً حفظ بود.(2)
او در سال 1312 یعنی وقتی بیست ساله بود به آموزش خانگی نابینایان پرداخت و پس از به دست آوردن تجارب کافی آموزشگاهی در اراک دایر کرد.(3)
وی آموزشگاههایی به نام آموزشگاه خزائلی در اراک و تهران تأسیس کرد، انجمن هدایت و حمایت نابینایان ایران و آموزشگاه نابینایان بزرگسال را راه انداخت و چندین فعالیت دیگر در زمینه باسواد کردن و رشد آگاهیها و تجارب فرهنگی نابینایان داشت.(4)
بالاخره در سال 1353 در سن 62 سالگی چشم از جهان فروبست.
تاریخچه فعالیت مؤسسات دکتر خزائلی به سال 1312 برمیگردد. در سال 1342 منزل شخصی دکتر خزائلی با عنوان انجمن حمایت و هدایت نابینایان و با مدیریت دکتر خزائلی برای آموزش نابینایان بزرگسال شکل گرفت. در سال 1344 این محل به صورت آموزشگاهی مستقل از انجمن مذکور و طبق برنامه مدارس اکابر آن زمان فعالیت میکرد. خانم پری زنگنه هم مدتی به تحصیل در رشته خبرنگاری در آن مؤسسه حضور داشت.
رفت و آمد نابینایان در کوچه خزائلی که دو ساختمان آن به فعالیتهای مختلف دکتر خزائلی اختصاص داده شده بود حالتی خاص به این کوچه داده بود. به زودی نابینایان در سنین مختلف و از محلهها و طبقات گوناگون به این مکان رهسپار شدند و روی نیمکتهای این کلاسها نشستند.
استاد که خود از دردمندان و رنجکشیدگان روزگار بود، نابینایان، به خصوص بزرگسالان فراموش شده را گرد هم آوردند و با هدف سوادآموزی، کاریابی و ایجاد روابط اجتماعی برای آنها از هیچ حمایت و هدایتی فروگذار نکرد.(1)
ریاست آن مجتمع بر عهده دکتر خزائلی و مدیریت آن بر عهده خانم برخورداری، مدیر مجله روشندل سرهنگ حسین شاه زیدی و مسئول تلفن و ارتباط پرویز جیحون بودند.
در سالهای 49-1348 این آموزشگاه توسط سازمان برنامه و بودجه بازسازی شد و مجله روشندل نیز در همان سال منتشر گردید.
در سال 1351، خانم پری زنگنه اولین کنسرت خود در تالار رودکی را به تهیه یک دستگاه تلفن اپراتوری زیمنس مخصوص با علائم صوتی از آلمان اختصاص داد. این دستگاه میتوانست زمینه را برای آموزش و به کار گماردن نابینایان در امر اپراتوری به طور جدیتر و رسمیتر فراهم کند. کلاسهای آموزش تلفن و تربیت اپراتور توسط آقای مدرسی که روشندلی بسیار بانشاط و آگاه بودند و در اتریش این دوره را گذرانده بودند اداره میشد.
در همان سال 1351 سازمان ملی رفاه نابینایان که دو سالی از تأسیس آن میگذشت امور مالی مؤسسات خزائلی را نیز عهدهدار شد.
از یاران راستین، نیک مردان و نیک زنانی نام ببرم که دکتر خزائلی را در امر آموزش و پایهگذاری فعالیتهای گوناگون مؤسسات خیریه خزائلی و انجمن حمایت و هدایت نابینایان یاری میدادند و در این راه بسیار دلسوز و کوشا بودند: آقایان دکتر حسین رضایی، دکتر عبدالعزیز واحدی، حسن مدرسی، حسین شاه زیدی، خدا رحم آبادی، مصطفی شبلی، نصراللّه شیرین آبادی، خلیل دادگر، میساک وارطانیان، رضا صَهبان، محمدرضا نامنی، محمد احمدزاده، بهرام امیری، رحیم مختاری و مرسل صدیق و خانمها عفت خزائلی، شایسته خزائلی، اقدس برخورداری، سیمین صحت، بدری عماری، فرشته افتخاری، نوئل حداد، اکرم افشار (سنگ)، گیتی اسدی، عصمت ایرجی، سرور بهار، فریده و سیما آبرون، ربابه صفایی، اکرم اشهمی و مریم آجرلویی.
در سال 1352 این مؤسسه به آموزشگاه روزانه دولتی تلفیقی نابینایان تغییر کاربری داد و در سال 1361 به مدرسه پسرانه تبدیل شد. از سال 1371 این مؤسسه به مجتمع آموزشی از مقطع دبستان تا دبیرستان تبدیل شد و در برابر مدرسه شهید محبی در غرب تهران، نیمه شرقی شهر را پوشش داد.
در حال حاضر مجتمع آموزشی پسرانه دکتر محمد خزائلی تحت پوشش آموزش و پرورش استثنایی قرار دارد که در زمینی به مساحت 1100 متر با 2400 متر زیربنا در 4 طبقه شامل دفتر دبیران، سالن بدنسازی، آزمایشگاه با ابزار لامسهای و نقشهای برجسته، انواع کیتها، ابزار مکانیکی، جانوران تاکسیدرمی شده، کتابخانه بریل، کارگاههای هنر (شامل سفالگری و صنایع دستی و...) و اتاق پرورشیست.
تعداد شاگردان متمرکز در این مدرسه 110 نفر است و 75 شاگرد نیز به دلیل بینایی نسبی یا دور بودن مسیر و دلایلی از این دست به مدارس بینایی هدایت و معرفی شدهاند و با در اختیار داشتن
1) . آن سوی تاریکی، ص303.
معلم رابط، نوار، ماشین تحریر بریل و سایر موارد و مواد کمک آموزشی به ادامه تحصیل میپردازند و به عنوان شاگردان تلفیقی با این مدرسه ارتباط دارند.
در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه با توجه به اقداماتی که در جهت برنامههای رفاهی و آموزشی برای کودکان آسیبدیده و استثنایی صورت گرفته بود و هدف ادامه این فعالیتها و تعمیم آن به بزرگسالان نیز مطرح شده بود، سازمان ملی رفاه نابینایان به صورت نیمه دولتی تأسیس یافت و در زمینه امور رفاهی و اجتماعی نابینایان و کاریابی برای آنان به فعالیت پرداخت.
این سازمان به ریاست دکتر مسعود ضرابی، چشم پزشک خوش نام و با هیئت مدیرهای متشکل از نابینایان فرهیخته همچون آقایان مرحوم دکتر حسین رضایی معاون اداری و عبدالعزیز واحدی، مدیر برنامه و معاون فنی اداره میشد. ریاست روابط عمومی سازمان نیز به خانم زنگنه واگذار شد. وزیر کار و امور اجتماعی، وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش، رئیس سازمان کودکان استثنایی و معاونان آنها اعضای ثابت هیئت امنای سازمان بودند. جلسات در محل وزارت کار و امور اجتماعی برگزار میشد و چهار نماینده نیز از سوی نابینایان در آن شرکت میکردند که عبارت بودند از آقایان دکتر ضرابی، دکتر علوی، دکتر واحدی و پری زنگنه.
از کارهای برجسته این سازمان شرکت در همایشهای بینالمللی و اعلام حضور نابینایان ایران در عرصههای جهانی بود. از سمینارهایی که ایران در آن حضور داشت، همایش بلگراد در سال 1354 بود که پری زنگنه و خانم گیتی اسدی، همسر آقای رحیم مختاری، از شخصیتهای فرهنگی نابینایان، در آن حضور داشتند.
در سال 1355 همایشی دیگر در تونس برگزار شد که آقایان دکتر ضرابی و دکتر واحدی در آن شرکت جستند.
در همان سال شهر ریاض پایتخت عربستان سعودی میزبان همایشی دیگر بود. این همایش به ریاست شیخ عبدالغانم برگزار شد و از ایران پری زنگنه به همراه آقای عبدالعزیز واحدی و همسرشان، خانم سیمین صحت، و نیز آقای مرسل صدیق که منشی گروه بودند در آن جمع شرکت نمودند. نمایندگان شرکت کننده عموماً از نابینایان بودند که به همراهی یکی از خویشاوندان یا دوست یا منشی خود حضور به هم رسانده بودند.
قرار شد کنفرانس بعدی کمیته اجرایی سازمان جهانی امور نابینایان، در ایران و در شهر اصفهان برگزار شود که هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ فعالیتهای نابینایان مرکز مهمی تلقی میشد که در جریان تغییر حکومت در ایران این کار صورت نگرفت.
در ارتباط با فعالیتهای گسترده سازمان ملی رفاه نابینایان علاوه بر ایجاد هماهنگی در فعالیتهای واحدهای مختلف آموزشی، حرفهای، اجتماعی، فرهنگی و توانبخشی که در آموزشگاه خزائلی تشکیل یافته بود، به ایجاد کارگاههای مختلف حرفهای در بخش صنایع دستی نیز میتوان اشاره کرد که در مرکز خزانه فعالیت میکرد و به مرور به واحد گستردهای تبدیل شد. همچنین تربیت مددکاران کاریاب و ایجاد مشاغل تولیدی که نابینایان بتوانند در منزل خودشان انجام دهند و از طریق همان مددکاران به بازار عرضه کنند از دیگر فعالیتهای مؤثر و سودمند سازمان بود. این کار علاوه بر کمک به نابینایان که دشواری رفت و آمد از مهمترین مشکلات ایشان بوده است، بار تهیه وسایل نقلیه
را از دوش مؤسسات تولیدی و کارگاهی کاست و این مانع بزرگ کارآمدی و درآمدزایی نابینایان را از سر راه برداشت.
در بخش فرهنگی خدمات این سازمان عبارت بود از تأسیس چاپخانه بریل مجهز به انواع وسایل و ماشینآلات چاپ و تکثیر، تهیه کتب و نشریات بریل و در کنار آن کتابخانه مجهزی برای انتشارات صوتی (گویا) و استودیوهای مجهز و مدرن با کمک گویندگان و خوانندگان ورزیده کتاب که داوطلبانه موضوعات درسی و غیر درسی را روی نوار کاست آماده میکردند و در اختیار نابینایان میگذاشتند.
در زمینه حرفههای نابینایان تشکیل کلاسهای ماساژ با همکاری اساتید دانشکده فیزیوتراپی و آموزش به پسران و دختران از دستاوردهای سازمان بود.
در بخش فعالیتهای اپراتوری، کلاسهای آموزشی تشکل جدیدی یافت و فعالیتهای آموزش پراکنده نابینایان که کمابیش در این زمینه وجود داشت به طور جدی و منسجم و مستمر به عنوان آموزش اپراتور تلفن (تلفنچی) دنبال شد.
در بخش ورزش فعالیتهای شنا، شطرنج، دوندگی، وزنهبرداری و کشتی شروع شد. در مورد فعالیت شنا، استخر مجموعه ورزشی امجدیه (شیرودی فعلی) با کمک تربیت بدنی و به طور رایگان در اختیار نابینایان بود.(1)
نابینایان از 1336 به بدنسازی و تربیت بدنی گرایش پیدا کردند. و در مراکز نابینایی این شیوه اجرا میشد. مجتمع شهید محبی و مجتمع خزائلی در تهران از پیشقراولان این شیوه بودند.
مجتمع خزائلی با هدف پر کردن اوقات فراغت دانشآموزان نابینا و تربیت بدنی ایشان از امکانات مرکز توانبخشی رودکی و امکانات موجود در ورزشگاه شهید شیرودی از جمله استخر شنا، کشتی و غیره استفاده میکرد. آموزش و انجام مسابقات شطرنج نیز از جمله ورزشهای فکری بود که توسط افراد نابینا در این مجتمع برقرار بود.
اطلاعات ما از مراکز این چنینی در دیگر استانهای ایران حتی در دیگر کشورها بسیار کم است. در صورت دستیابی به اطلاعات افزونتر این مقاله کاملتر خواهد شد.(2)
بخش توانبخشی سازمان نیز از قسمتهای مشاوره، ارزشیابی، تحرک و جهتیابی و کاریابی تشکیل شده بود که تحت نظر گروهی آموزش دیده اداره میشد و نابینایان بزرگسال یا دیر نابینا در همین مرکز آموزش میدیدند. در کنار تمام این فعالیتها آموزش خط بریل و ترغیب نابینایان به فراگیری این خط راهگشا، مدنظر سازمان قرار گرفته بود.
پس از تغییر حکومت در ایران، این سازمان مدتی زیر نظر وزارت بهداشت وقت بود. پس از چندی با تأسیس سازمان بهزیستی کشور، این مرکز اداره امور اینگونه سازمانها را به عهده گرفت و برنامههای دیگری برای ادامه فعالیتها پیریزی کرد.(3)
پیشینه آموزش نابینایان و معلولین در اهواز به سال 1343 باز میگردد. در این سال کلاس سوادآموزی برای نابینایان اهواز در کلیسای پروتستان برگزار شد. این کلیسا توسط کشیشی به نام فرانک وودوارد اداره میشد.
مربی و آموزگار این کلاسها، آقای علی گل کریمی از دانش آموختگان مدرسه کریستوفل اصفهان بود که از طرف آن مدرسه به اهواز اعزام شد. گویا اولین دانشآموز این کلاسها منصور قنادپور بود که در شش ماهگی بر اثر مسامحه پزشکی و نابینا شده بود.
پس از به ثمر نشستن این اقدام در پاییز سال 1344 به همت سازمان آموزش و پرورش وقت و پشتیبانی باشگاه لاینز و مردم نیکوکار اولین کلاس رسمی برای نابینایان بزرگسال در محل مدرسه بوعلی در اهواز تشکیل شد.
اردیبهشت سال 1345 بهار زیبایی برای نابینایان بود، چرا که با تدبیر باشگاه لاینز و حمایت آموزش و پرورش و تعهد شهرداری برای پرداخت اجاره بها، خانهای به منظور سوادآموزی نابینایان اجاره شد. این مکان که اولین آموزشگاه رسمی نابینایان در شهر اهواز به شمار میرود در سال تحصیلی 46-45 با نام رودکی و با بیست و سه دانشآموز و دو آموزگار به کار کرد.
به سال 1349 به همت مرحوم دکتر اقبال زمینی به آموزشگاه اختصاص داده شد و در همان سال ساختمان آن به نام آموزشگاه رودکی افتتاح گردید و فعالیتهای گذشته با افزایش شاگردان و آموزگاران و استقرار در مکانی مناسب ادامه یافت.
از سال 1350 به بعد ناشنوایان نیز به علت نداشتن محل و امکانات در بخشی از این آموزشگاه و در نوبتهای دیگر به تحصیل مشغول شدند. به تدریج با افزایش شمار دانشآموزان ناشنوا از یک سو و به نظرِ برخی، عدم تدبیر کارآمد در جذب و جلب همکاری خانوادهها - که هنوز معتقد به آموزش پذیری نابینایان نبودند - و به پیرو آن بازدهی اندک از سوی دیگر، تمام این ساختمان به ناشنوایان اختصاص داده شد و فعالیت نابینایان از رشد و رونق باز ماند.
چندی بعد باشگاه لاینز، زمینی در نزدیکی همین آموزشگاه را به نابینایان اختصاص داد و با بنای مدرسهای به نام شوریده شیرازی و تداوم سرپرستی آموزش و پرورش مکانی دیگر بر طبق ضوابط و معیارهای آموزشی ویژه نابینایان ایجاد شد.
هم اکنون این آموزشگاه با همین نام و به صورت رسمی و مستقل دانشآموزان مقطع دبستان تا پایان سوم راهنمایی را پوشش میدهد و دانشآموزانِ دبیرستانی با هدایت و سرپرستی رابطین مدرسه و در اختیار داشتن امکاناتی آموزشی و کمک آموزشی به صورت تلفیقی در مدارس عادی تحصیل میکنند.
در حال حاضر بیش از هفتاد تن به صورت مختلط در این مدرسه و حدود چهل تن به صورت تلفیقی در مدارس دیگر به فراگیری علم و دانش مشغول هستند.
در شهرستانهای اطراف مرکز استان نیز به نسبت نیاز و درخواست و تعداد نابینایان ادارات آموزش و پرورش و آموزش استثنایی فعالیتهایی در جهت ایجاد امکانات تحصیلی چه به صورت مدرسه مستقل و چه به صورت استفاده از مدارس دیگر انجام میدهند.
هم اکنون با افزایش درخواستهای نابینایان از اطراف اهواز و پیگیری تمام کسانی که چه از نظر وجدانی و انسانی و چه از نظر اداری و شغلی خود را مسئول میدانند شهرهای دیگر نیز همچون آبادان، بهبهان، دزفول، گچساران، مسجد سلیمان، رامهرمز و غیره دارای کلاسهایی برای نابینایان هستند.(1)
در اواخر دهه 1330 مدرسه کریستوفل توسط آلمانیها در اصفهان و مدرسه نورآیین توسط آمریکاییها در شهر اصفهان برای آموزش نابینایان تأسیس شده بود.
اتحادیه انجمن نابینایان هلند زیر نظر دکتر ویلدن در سال 1340 تصمیم به تأسیس مدرسه نابینایان در سه شهر شیراز، کرمان و اهواز گرفت. که در کرمان موفق نشدند. اما در شیراز مدرسه شوریده و در اهواز مدرسه رودکی تأسیس گردید.
در شیراز این مدرسه زیر نظر آقای نجفی که مسئول سازمان شاهنشاهی و خدمات اجتماعی بود در اتاقی در محله دروازه قصابخانه در سال 1340 تأسیس گردید و آقای حساس که خود نیز نابینا بود آموزش دانشآموزان نابینا را به عهده گرفت، اما فقر فرهنگی مردم موجب اذیت و آزار دانشآموزان نابینا در آن محله بود و بچههای نابینا مورد حمله بچههای آن محله واقع میشدند و اغلب به آنان سنگ پرتاب میکردند. این امر موجب شد تا آقای نجفی با رایزنیها و پیگیریهای مکرر اتاقی را در کلیسای شهر شیراز که در خیابان خیام در مجاورت بیمارستان مرسلین که متعلق به مسیحیان بود ماهی 50 تومان کرایه کنند که در این امر موفق شدند و دانشآموزان نابینا از سال 1342 تا 1344 در این مکان برای فراگیری و آموزش حاضر میشدند.
از سوی دیگر آقای عبداله معطری که خود بر اثر بیماری نابینا شده بود خط بریل را از آقای میرزاده که از مبلغین دین مسیح بود فراگرفت و در کلیسا نیز به آموزش دانشآموزان نابینا مشغول شد. در اردیبهشت سال 1344 محمدرضا پهلوی در سفری که به شیراز داشت هنگامی که از شاهچراغ دیدن میکرد یکی از نابینایان به نام شیخ سلیمان که لباس روحانی بر تن داشت در شاهچراغ به شاه اعلام کرد که ما چقدر بدبخت شدهایم که برای آموزشمان به کلیسا پناه ببریم در آن شب از طرف مسئولین شهر به آقای معطری تماس گرفته میشود و مشکل را جویا میشود و ایشان نیز مشکلات دانشآموزان را مطرح میکند. با پیگیریهای مکرر آقای معطری در مهرماه 1344 ساختمانی کوچک در طبقه دوم خیابان وصال متشکل از یک اتاق بزرگ جهت کلاس و یک اتاق برای انبار و دفتر به آنان اختصاص دادند. و با پیگیریهای مکرر آقای معطری قرار میشود ماهی بیست تومان جهت ایاب و ذهاب دانشآموزان نابینا از طرف آقای نجفی به آنان پرداخت شود.
در اواخر دهه 1340 سه ساختمان برای تأسیس مدرسه شوریده ساخته میشود نخست در خیابان زند ساختمان بزرگ توسط بنیاد رضا پهلوی و باشگاه لاینز ساخته میشود که توسط دانشگاه پهلوی تصرف شد و دانشگاه مهندسی در آنجا تأسیس گردید، سپس در چهار راه ادبیات ساختمانی دیگر
1) . آن سوی تاریکی، ص 319 تا 320.
ساخته شد که باز هم توسط دانشگاه تصاحب گردید و در سال 1349 ساختمان کنونی مجتمع نابینایان شوریده در میدان کلبه ساخته میشود که هزینه ساخت آن توسط بنیاد پهلوی و باشگاه لاینز و سیصد هزار تومان کمک توسط دکتر علویان رئیس بنیاد پرداخت شد. و در سیزده آبان 1349 توسط محمدرضا شاه شخصاً افتتاح میگردد.
در آن زمان مجتمع با حدود چهل دانشآموز شروع به کار کرد. مدیریت آموزشگاه در سال 1349 به اصغر سعادت واگذار گردید که تا سال 1357 ادامه داشت.(1)
خانم پری زنگنه به نقل از اصغر سعادت مینویسد:
«علاقه شخصی این جانب به نابینایان از روز اول دبستان خودم آغاز شد که با یک همکلاسی نابینا روبهرو شدم. معلم، این کودک را به علت نابیناییاش از کلاس اخراج کرد و من تحت تأثیر این اقدام همیشه به نابینایان عشق میورزیدم. از سن پانزده یا شانزده سالگی به فکر چارهجویی افتادم تا این که با مرحوم دکتر خزائلی آشنا شدم. ایشان تعلیماتِ مقدماتی را به من دادند و من خود را آماده خدمت به آنها کردم.
در سال 1340 که به خدمت وزارت فرهنگ و هنر وقت در آمده بودم به فکر تأسیس مدرسهای برای نابینایان شیراز افتادم و با همکاری بعضی خیرین اقدام به تشکیل کلاسی برای آنها کردیم. به تدریج این فعالیت به آموزشگاهی مجزا با مساحتِ 10060 مترمربع انتقال یافت که آن را به نام شوریده شیرازی شاعر نامدار و نابینای شیراز نامگذاری کردیم. در مدت دو سال چهار بلوک ساختمانی در آن احداث نمودیم که شامل کلاس درس، خوابگاه، غذاخوری و کارگاه بود و کار تدریس با هشت دانشآموز که عمدتاً بزرگسال بودند آغاز شد. در کمتر از دو سال با جذب کودکان و خردسالان تعداد به هشتاد دانشآموز رسید و در دو بخش روزانه و شبانهروزی فعالیت مدرسه ادامه یافت. لازم به یادآوریست که این آموزشگاه تنها آموزشگاهیست که از آغاز کار زیر پوشش وزارت آموزش و پرورش بوده و همه مخارج آن اعم از تأمین معلم، لباس، غذا و دیگر مخارجِ شبانهروزی به عهده دولت است. در حال حاضر دویست و بیست دانشآموز در آن به تحصیل میپردازند. از سالهای تأسیس این مدرسه تا حال دهها نفر از این آموزشگاه فارغالتحصیل شدهاند که در مشاغل مختلف مشغول خدمتاند. بعضی از آنها در کسوت استادی دانشگاه و آموزگاری انجام وظیفه میکنند و عدهای نیز به کارهایی چون اپراتوری تلفن، فیزیوتراپی، ماساژوری و ... مشغولاند.
این آموزشگاه از کادر علمی بسیار قوی و ساختمانهایی مجهز و زیبا برخوردار است. آموزگاران اولیه این آموزشگاه سه نفر بودند: آقای عبداللّه معطری که خود نابینا و به حق عاشق نابینایان بود، خانم مهرانگیز حسنشاهی که فردی فداکار و بسیار مطلع بودند و آقای محمدحسن وجدانی که به حق از اساتید کمنظیر کشور هستند و خودِ این جانب سعادت نعیمی که بیش از شانزده سال مسئولیت اداره آنجا را به عهده داشتم و هنوز هم آموزشگاه را همچون خانه خود میدانم و در تمام
1) . فرهنگ و جامعه معلولان شیراز، به کوشش علی نوری، ص 181-182.
مسائل آن احساس مسئولیت میکنم. آموزشگاه اکنون هشتاد پرسنل دارد که همگی با علاقهای خاص در خدمت عزیزانِ نابینایند.(1)
بعد از پیروزی انقلاب مدیریت به آقای اینجو واگذار شد. ایشان اعلام نمودند که این فضا برای آموزش نابینایان زیاد است لذا بهترین قسمت مدرسه را برای آموزش دانشآموزان عادی در نظر گرفتند و مدرسه راهنمایی شوریده را برای دانشآموزان عادی تأسیس کرد سپس عزیز میهن دوست مدیریت مجتمع را به عهده گرفت. وی تمامی آلات موسیقی موجود در انبارها را شکست و باقیمانده را در اختیار امور پرورشی استان قرار داد.
در سال 1360 مدیریت به آقای جمال رسولف انتقال یافت و در سال 1362 مدیریت به محمدکاظم محققنیا انتقال یافت و در سال 1365 محمدرضا صادقی مسئولیت مدرسه را پذیرفت. در سال 1368 محمد صفری (کارشناس استثنایی استان کردستان) مدیریت مجتمع را تا سال 1373 بر عهده گرفت و در سال 1373 زهرا عربزاده اولین زنی بود که مدیریت مجتمع را برای یک سال بر عهده گرفت و در سال 1374 کامران نیک اقبال تا سال 1378 مدیریت را بر عهده داشت.
در سال 1378 مجتمع به دو قسمت جداگانه تقسیم شد، مدیریت قسمت پسران را تا سال 1380 قادر گودرزی بر عهده داشت و مدیریت قسمت دختران را تا سال 79-1378 ربابه خواجگانی و در سال 80-1379 اشرف السادات اطهر بر عهده داشت.
از مهر 1380 مجدداً مدرسه به صورت مجتمع در آمد و حسین امیدی مدیریت مجتمع را گرفت و تا کنون ادامه دارد.
از سال 1357 تاکنون سه ساختمان دیگر در این فضا ساخته شده است.
از سال 1349 تا 1357 مدرسه فقط دارای مقطع ابتدایی بود و از سال 1357 تا 1360 مدرسه در مقطع راهنمایی و دبیرستان به صورت تلفیقی اداره میشد. در سال 1361 مقطع راهنمایی نیز در شوریده تأسیس گردید و در سال 1369 نیز مقطع دبیرستان در شوریده تأسیس گردید که تا سال 1378 برای مقطع نظام قدیم ادامه داشت اما از سال 1374 آموزش تلفیقی در مقطع دبیرستان در نظام جدید الزامی گردید که تاکنون ادامه دارد.
از فارغالتحصیلان این مدرسه در مقطع دکترا میتوان خانم مهوش مهربانپور دکترای روانشناسی در آمریکا، آقای سعید لک قشقایی دکترای ادبیات و استاد دانشگاه آزاد فسا و آقای کاظم حسنزاده دکترای جامعهشناسی و آقای داود جعفری دکترای موسیقی نام برد. این مجتمع در حال حاضر حدود سیصد دانشآموز دارد که در چهار مقطع پیش دبستانی و ابتدایی و راهنمایی و متوسطه مشغول به تحصیل میباشند.(2)
مدرسه ابابصیر یا سازمان آموزشی ابابصیر یا مؤسسه آموزشی ابابصیر توسط عدهای از معلمین و فرهنگیها و روحانیون بزرگ و مشهور اصفهان در سال 1348 با مجوز آموزش و پرورش و دفتر کودکان استثنایی آغاز به کار کرد.
این مجتمع در نزدیکی اصفهان واقع و دارای دو ساختمان دو و سه طبقه جداگانه برای پسران و دختران با بیش از هشت هزار مترمربع زیربنا و در زمینی به مساحتِ تقریبیِ بیست هزار مترمربع است.
هزینه کلاسهای عادی و روزانه این سازمان به عهده آموزش و پرورش است. افزون بر این، سازمان بهزیستی نیز هزینههای امور شبانهروزی روشندلان را متقبل شده است تا این سازمان بتواند خدمتگزار نابینایانی که از استانهای اطراف به این مرکز مراجعه میکنند نیز باشد. سایر هزینهها با تدبیر و همت هیئت مدیره از طریق یاری مسئولان و نیکوکاران، به صورت نقدی و غیر نقدی تأمین میگردد.
این سازمان که نخست با جذب پنج دانشآموز آغاز به فعالیت کرده است، اکنون پذیرای دویست و چهل دانشآموز دختر و پسر در مقاطع پیش دبستان، دبستان و راهنماییست که به طور متمرکز در بخشهای مجزا به صورت روزانه و شبانهروزی به تحصیل اشتغال دارند. حدود یکصد و شصت دانشآموز در مقطع متوسطه به شیوه آموزش تلفیقی و با بهرهگیری امکانات مورد نیاز مشغول فراگیری هستند و هر ساله گروهی از آنان موفق به ورود به دانشگاهها و مؤسسات عالی میشوند و با احرازِ مشاغلِ در خور و تشکیل خانواده زندگیِ اجتماعیِ خود را پایهگذاری مینمایند.
واحدهایی که در حال حاضر در این سازمان مشغول به کار هستند عبارتاند از واحدهای آموزش تحصیلی، تکنولوژیِ آموزش، سمعی و بصری، مشاوره و راهنمایی، مشاوره اجتماعی، مددکاری اجتماعی، شبانهروزی، توانبخشی، تحقیقات و پژوهش، خدمات، پرورشی، حرفهآموزی، رشتههای ورزشی، خدماتی و رفاهی، روابط عمومی، سایت کامپیوتر، روابط بینالملل، حسابداری و مشارکت مردمی.
مدرسه نورآیین اصفهان که جزو پیشگامان فعالیت برای نابینایان در ایران بوده است در حال حاضر زیر نظر سازمان بهزیستی و به نام مجتمع آموزشی فاطمه زهرا در همان محل سابق به خدمات خود ادامه میدهد. این مجتمع آموزشی حرفهای بدون محدودیت سنی، امکان سوادآموزی تا پایان دوره ابتدایی را برای دختران و بانوان فراهم آورده است. پس از آن کسانی که علاقهمند به ادامه تحصیل میباشند، به مدرسه ابابصیر یا مؤسسات دیگر میروند و به روش تلفیقی یا غیر تلفیقی به کسب دانش میپردازند.
مهارتیابی و حرفهآموزی نیز یکی از اهداف مهم این مجتمع است. قالیبافی به روش مخصوص نابینایان (پخش صوتِ نقشهخوان و کارتریج رنگها)، آشپزی، خانهداری و سایر مهارتها نیز در این مجتمع آموزش داده میشود.(1)
1) . آن سوی تاریکی، ص 314-315؛ ابابصیر، محمد نوری.
یک جلد کتاب درباره ابعاد و جنبههای مختلف ابابصیر در دفتر فرهنگ معلولین تألیف و عرضه شده است.
شهر مقدس از شهرهایی است که حضور نابینایان و دیگر معلولان در آنجا زیاد است، نیز مراکز معلولیتی در آنجا بسیار است.
در مشهد نیز چون بسیاری از نقاط کشور در ابتدا تمام معلولین جسمی و حسی در یک مرکز نگهداری میشدند. در سال 1355 با کسب تجربه و تشخیص نیاز هر کدام از آسیبدیدگان به تدریج اندیشه جداسازی گروه نابینایان و ناشنوایان از سایر آسیبدیدگان مطرح شد و این دو گروه که همچون دیگران به لحاظ ذهنی بسیار توانمند و آموزشپذیر بودند در یک کلاس به فراگیری دانش و حرفه پرداختند. این تلفیق چه به دلیل صرفهجویی و چه به جهت ارائه یک نظریه صورت گرفته باشد، در شکل عملی تجربه چندان موفقی نبود. بنابراین اندیشه جداسازی آموزش و پرورش نابینایان و ناشنوایان نیز آرام آرام منجر به تأسیس مدارس ویژه نابینایان شد. تا این که در سال 1363 اولین مدرسه مستقل نابینایان به نام امید آغاز به کار کرد. سپس پیشرفت و گسترش آموزش نابینایان در مشهد به تأسیس دو مدرسه دیگر به نامهای بصیرت و تقوی انجامید.
گذشته از مدارس و مراکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش و بهزیستی یکی از فعالیتهای نخستین در شهر مشهد تشکیل انجمن عصای سفید به همت آقای عبدالحسین آموزگار بود. این انجمن بیش از آن که به آموزش مستقیم نابینایان بپردازد در جهت ایجاد انگیزه و جذب علاقهمندان و شخصیتهای دارای نفوذ و امکانات برای یاری به نابینایان میکوشید.
در فروردینماه سال 1346 شمسی انجمن حمایت و هدایت نابینایان با حضور دکتر خزائلی و چند تن از اعضای انجمن آقایان خدارحم آبادی، مصطفی شبلی، عباس نفری و محمد داوودآبادی (اراکی) و با همیاری آقایان باتمانقلیچ، شهرستانی و افتخاری و دکتر رادپور در مشهد تأسیس یافت و مبادرت به تشکیل کلاسهای آموزش نابینایان بزرگسال در محل یکی از مدارس مشهد نمود. این اقدام در پی هدف و اندیشه متعالی آموزش به بزرگسالان و فراموش شدگان نابینا انجام گرفت و ریاست افتخاری این مؤسسه به آقای عبداللّه کوثر از خوشنامان و نیکوکاران و رئیس املاک آستان قدس رضوی سپرده شد نظیر این کلاسها بعدها در کرمانشاه و رشت هم توسط استاد خزائلی و یارانشان تأسیس گردید.
پس از ادغام این انجمن با سازمان ملی رفاه نابینایان در استان خراسان ریاست اداری و فرهنگی آن به آقایان بهادری و اسماعیل آموزگار و خانم فاطمه باشیزاده فخار واگذار شد که کماکان این افراد خوشنام و دلسوز به کار آموزش و راهنمایی نابینایان ادامه میدادند.(1)
1) . آن سوی تاریکی، ص 316-317.
در مهرماه سال 1355 مرکز کودکان استثنایی صدوق در شهر ری تأسیس گردید. این مرکز به عقبماندگان ذهنی و ناشنوایان و نابینایان اختصاص داشت. در ابتدا تنها سه دانشآموز نابینا در این مرکز به تحصیل میپرداختند. با افزوده شدن تعداد مراجعه کنندگان نابینا در طول ده سال در سال 1365 مدرسهای مستقل برای نابینایان تأسیس شد. این مدرسه هم اکنون مدرسه حضرت عبدالعظیم خوانده میشود و نابینایان در کلاسهای مهدکودک و پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تا مقطع سوم در این مرکز آموزش میبینند. این مدرسه کلاسهای پیشدانشگاهی ندارد و دانشآموزان این مقطع به صورت تلفیقی با دانشآموزان بینا در مدارس عادی درس میخوانند. کلاسهای پیش دبستانی و دبستانی به صورت مختلط و سایر مقاطع صرفاً برای دختران برگزار میشود. بیشتر آموزگاران این مرکز خود زمانی دانش آموخته همین مدرسه بودند. در این مدرسه در حال حاضر بالغ بر هشتاد دانشآموز به کسب دانش مشغولاند.(1)
سابقه مجتمع شهید محبی به مجتمع رضا پهلوی برمیگردد و سابقه مجتمع دخترانه نرگس، به مجتمع آموزشی استثنایی پاسداران باز میگردد.
از مهرماه 1358 سومین آموزشگاه نابینایان تهران در مجتمع آموزش استثنایی پاسداران (ویژه ناشنوایان و عقبماندگان ذهنی که در حال حاضر مجتمع شهید صیاد شیرازی نام گرفته است) تأسیس شد. این آموزشگاه فعالیت اولیه خود را با حدود پنجاه دانشآموز دختر و پسر در مقطع ابتدایی آغاز کرد. برنامههای آموزشی و پرورشی این مرکز، زیر نظر اداره کل آموزش استثنایی وزارت آموزش و پرورش و با همکاری گروهی از مربیان متخصص کودکان استثنایی انجام گرفت.
فعالیت این مرکز به شکل روزانه بوده است. از مهرماه 1359 دانشآموزان نابینای مرکز فوق از دانشآموزان ناشنوا و عقبمانده ذهنی جدا شدند و دانشآموزان پسر به مجتمع نابینایان شهید محبی و دختر به مجتمع نابینایان دخترانه نرگس انتقال یافتند. حدود یکصد و پنجاه دانشآموز دختر که از آموزشگاههای شهید محبی و دکتر خزائلی به این مرکز انتقال یافته بودند، در کلاسهای ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به تحصیل مشغول شدند.
در حال حاضر این مجتمع تنها مرکز شبانهروزی دخترانه نابینایان در استان تهران است. این مجتمع دارای کلاسهای درسی، هنری، کتابخانه و آزمایشگاه است. مقطع ابتدایی علاوه بر کلاسهای درس، دارای یک کلاس آمادگی و دو کلاس ویژه کودکان چند معلولیتی است. کادر آموزشی این مقطع شامل هجده مربی متخصص است که دورههای استثنایی را گذرانده و مدارک تحصیلی کاردانی و بالاتر دارند. شایان توجه است که دانشآموزان مقطع ابتدایی این مجتمع از
1) . آن سوی تاریکی، ص321.
مربیان تحرک و جهتیابی و موسیقی نیز استفاده میکنند. در این مجتمع در دوره راهنمایی، دبیرستان و پیشدانشگاهی نود دانشآموز به تحصیل مشغولاند.
دانشآموزان ساکن تهران به صورت روزانه و دانشآموزانی که در شهر، روستا یا محل اقامت آنان مراکز آموزش استثنایی وجود ندارد به صورت شبانهروزی از برنامههای آموزشی این مجتمع استفاده میکنند. دانشآموزان شهرستانی از طریق سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور به اداره استثنایی شهر تهران معرفی میشوند و پس از طی مراحل اداری برای ثبت نام به این مجتمع مراجعه میکنند. ضمناً کلیه دانشآموزان نابینا و کمبینایی که در مناطق آموزش و پرورش عادی یک، دو، سه، چهار، شش، هفت و هشت اشتغال به تحصیل دارند تحت پوشش این مجتمع از خدمات آموزشی و توانبخشی و اعزام معلم رابط متخصص استثنایی بهرهمند میباشند.
از دیگر امکانات و فعالیتهای آموزشی، رفاهی و توانبخشی این مرکز میتوان به این موارد اشاره کرد: کلاسهای آموزش و تفسیر قرآن، آموزش موسیقی، سرود و تواشیح، آموزش آشپزی، آموزش تلفن، آموزش رایانه، آموزش قالیبافی، آموزش شمعسازی، آموزش سفال، برنامه آموزش خانواده، خوابگاه، سالن ورزشی، سالن اجتماعات، کارگاه حرفهوفن، آزمایشگاه علوم، فیزیک و شیمی، کتابخانه بریل و بینایی، اتاق بهداشت، سلف سرویس و ناهارخوری، تلفنخانه، برگزاری اردوهای یک یا چند روزه و فعالیتهای ورزشی داخل یا خارج از مجتمع.
مجتمع نابینایان دخترانه نرگس زیر نظر سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور و آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران اداره میشود. بخشی از هزینههای مجتمع نیز از طریق کمکهای مردمی تأمین میگردد و ارائه کلیه خدمات به دانشآموزان به صورت رایگان است. ذکر این نکته لازم است که در حدود نیمی از دبیران این مجتمع نابینا هستند.(1)
خدمات سازمان یافته برای نابینایان کرج از بیش از دو دهه فراتر نمیرود. در سال 1364 گروهی از نیکوکاران به طور غیر رسمی در یک ساختمان قدیمی به فعالیت برای تمام گروههای کودکانِ استثنایی مبادرت و با خدمات خود توجه مسئولان منطقه را به این امر خطیر جلب کردند.
در همان سال گروه نابینایان آموزش و پرورش مجتمع آموزشی پویا را به طور رسمی در کرج بنا کردند و تا حد امکان به آموزشِ گروههای کودکان استثنایی به طور جداگانه پرداختند.
در این مدرسه دانشآموزان در مقطع ابتدایی و راهنمایی تحصیل میکنند و دانشآموزان دبیرستانی به طور تلفیقی با بینایان درس میخوانند و تعدادی از همین رهگذر به دانشگاهها راه مییابند.
لازم به یادآوریست که در مدرسه پویا آن دسته از دانشآموزانی که شرایط درسی بهتر و خانوادههای پیگیرتری دارند از همان مقاطع پایینتر تحصیلی به مدارس عادی هدایت میشوند و با
1) . آن سوی تاریکی، 322-323.
کمکِ معلمین رابط این مجتمع که به صورت هفتگی برای رسیدگی به امور دانشآموزان به این مدارس سرکشی میکنند مدارج درسی خود را میگذرانند.
مواد درسی مدرسه پویا شامل کتابهای مدون مدارس عادیست که توسط آموزش و پرورش تدوین شده است، هر چند که علاوه بر آن از کتابهای گویا، بریل و نیز کتابهایی که به طور خاص مورد استفاده نابینایان است نیز بهره میجویند. دانشآموزان این مرکز هفتهای یک بار از نظر بهداشتی مورد معاینه قرار میگیرند و خانوادههای آنها نیز مرتباً از مشاورههای روانشناسی برای پیشبرد اهداف مدرسه در امر آموزش و پرورش بهرهمند میشوند.(1)
این بخش از سال 1382 و با تشکیل گروه ویژه در مدیریت اطلاعرسانی همگانی با نام بخش نابینایان و معلولان راهاندازی شد. هدف از راهاندازی این بخش ارائه خدمات به نابینایان و کمبینایان و تهیه مجموعهای از منابع مطالعاتی و تحقیقاتی آنان بود. فراهم کردن سختافزارها و نرمافزارهای مورد نیاز مطالعه و نیز گردآوری حدود 800 عنوان از تولیدات گویا از فعالیتهای این بخش بوده است. مجموعهسازی منابع گویا دیجیتال و بریل، تحقیقات در زمینه فرمتهای نوین اطلاعاتی، برنامهریزی برای استانداردسازی کتابخانههای نابینایان در سطح کشور، حمایت معنوی و مادی از تولیدکنندگان، ایجاد محیطی مناسب و درخور نابینایان و کمبینایان برای پژوهش و مطالعه، برنامهریزی جهت تشویق نابینایان به انس با کتاب و کتابخوانی و... از برنامههای این بخش در آینده است.(2)
این کتابخانه دو جلد مأخذشناسی درباره بریل منتشر کرده است:
پیش از این دو بار اطلاعات کتب بریل جمعآوری و بر اساس ضوابط کتابشناسی در قالب دو کتاب منتشر شده است.
مشخصات این دو مأخذشناسی به شرح زیر است:
کتابشناسی منابع گویا و بریل ایران (1373-1379)، تهران، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1381، 310ص.
در گذشته و تا چند دهه قبل کتاب یا مکتوب و نوشته روی کاغذ، پوست یا... و یا حفظ شده در حافظه آدمی بود و برای کسانی مثل نابینایان که از خواندن عاجز بودند؛ یا در نبود امکانات نگارشی این کتب تدوین و عرضه نمیشد. اما در دهههای اخیر سه نوع کتاب دیگر اختراع و عرضه شده است:
کتاب الکترونیک (E Book)، کتاب بریل (Touch Book) و کتاب گویا (Audio Book). اما کتاب الکترونیکی از نظر مکتوب بودن و اینکه باید با چشم خوانده شود تفاوتی با کتب سنتی ندارد، تنها تفاوت کتب الکترونیکی با کتب سنتی در جای درج کلمات است. در گذشته روی کاغذ و امثال آن
نوشته میشد ولی الآن در فایل کامپیوتری نوشته میشود و باید روی صفحه مانیتور خوانده شود. اما کتاب بریل، با کتاب سنتی از نظر محل درج کلمات مشابهاند و هر دو روی کاغذ میآیند ولی بریل با حس لامسه و سر انگشت خوانده میشود ولی در روش سنتی با حس بینایی مطالعه اجرا میشود. کتاب گویا هم روی کاست یا CD یا DVD یا دیگر حافظههای الکترونیکی درج میشد و با استفاده از حس شنوایی دریافت میشود.
تولید کتب گویا و کتب بریل در چند دهه اخیر رو به افزایش بوده است و غیر از نابینایان اقشار غیر معلول هم در فرصتهایی که چشم آنان مشغول است میتوانند از طریق گوش به مطالعه بپردازند. مثلاً به هنگام رانندگی میتوان مطالب کتاب را با گوش دادن دریافت کرد. از اینرو از پنج حس اصلی، با استفاده از سه حس میتوان به مطالعه پرداخت. فقط هنوز از حس بویایی و چشایی استفاده نمیشود. اما این فهرست، کتابهای بریل و گویا که در سالهای 1373 تا 1379 در ایران عرضه شده، به روش کتابشناسی معرفی شده است.
شیرین تعاونی (خالقی) با همکاری ایراندخت عزیزی، کتابهای بریل را در ایران شناسایی و مشخصات کتابشناختی آنها را ثبت نموده و این مأخذشناسی را آماده و منتشر کرده است: فهرستگان کتابهای بریل ایران، تهران، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1377، 269ص.
این فهرست شامل آثاری است که به شیوه بریل تدوین شد و نابینایان با لمس صفحات به مطالعه آن میپردازند. قلمرو زمانی آن از ابتدای تولید کتب بریل تا پایان سال 1375 است. آثار به ترتیب الفبایی عنوان کتب تنظیم شده است. اطلاعات کتابشناختی هر اثر در دو بخش فراهم آمده است:
نخست اطلاعات ظاهری چاپ بینایی مثل محل چاپ، ناشر و تاریخ نشر ثبت شده؛ آنگاه اطلاعات چاپ بریل (نابینایی) مثل تعداد صفحات، ناشر و تعداد جلد چاپ شده است.
هر کتاب یا نشریه نخست باید به صورت بینایی آماده چاپ شود، سپس فایلهای آن کتاب به دستگاه بریل داده میشود؛ سپس متن مکتوب آن به روش برجستهسازی و بریل، چاپ میشود.
کتابشناسی منابع گویا و بریل اطلاعات فهرستگان را تکمیل کرد و در سال 1379 منتشر شد.(1)
بنیاد فرهنگی - قرآنی روشندلان اصفهان با انگیزه تأمین نیازهای مذهبی نابینایان در سال 1382 تأسیس شد. این مرکز با مدیریت سید مرتضی نیکزاد عمده فعالیتهای خود را به امور قرآنی از جمله برگزاری مسابقات قرآن و چاپ قرآن و ادعیه به خط بریل معطوف ساخته است. این بنیاد قرآنهایی در دو دوره منتشر نموده است. قرآنهای ده جلدی «بدون ترجمه» و قرآنهای سی جلدی «با ترجمه». در شیوه نگارش آنها نیز از رسمالخط عثمان طه بهره گرفته شده است. به گفته خانم عصمت باقریان مصحح این دورهها زمان زیادی برای تصحیح صرف
1) . معرفی مأخذشناسیهای خط بریل، الهه نوری، ص147.
شده است. ویژگیهای مهم این قرآنها عبارت است از جلد و صحافی سخت و گالینگور و برای صحافی از فنر استفاده شده است. اندازه برگهها A4 است.
روی تمامی جلدها برچسب خورده که شامل عنوان، شماره جلد و اجزاء مندرج میباشد. در دوره ده جلدی صفحات اول تا ششم مشتمل بر این توضیحات میباشند: مشخصات چاپ و نشر به زبان فارسی، فهرست بر اساس اجزاء، سُور و آیات به همراه شماره صفحات بریل، مشخصات چاپ و نشر به زبان عربی و انگلیسی تعریف علائم و اصطلاحات در بریل به زبان عربی و دعای قبل از تلاوت. در قرآنهای با ترجمه نیز صفحات اول تا چهارم این توضیحات درج شدهاند. مشخصات چاپ و نشر، فهرست بر اساس جزء، سوره و آیات، تعریف علائم و اصطلاحات کاربردی در بریل و دعای قبل از تلاوت قرآن. نکته: در هر دو دوره صفحات فوقالذکر شماره صفحه ندارند و از صفحه هفتم قرآنهای بدون ترجمه و صفحه پنجم قرآنهای با ترجمه شماره صفحه خورده شده است. و وجه تمایز این قرآنها این است که در هر دو دوره هم شماره صفحات بریل و هم بینایی درج گردیده است برای صفحات بریل فقط صفحات فرد شماره دارند که در گوشه پایین سمت راست قرار گرفتهاند، ولی تمامی شماره صفحات بینایی خورده شده که در بالا گوشه سمت راست قرار دارند. اگر در وسط صفحه بریل صفحه بینایی عوض شود با یک خط کشی و آوردن شماره صفحه در کنار آن تعویض صفحه نشان داده شده است. تمامی علائم وقف و ضبط و احزاب و اجزاء مطابق با رسمالخط عثمان طه رعایت شده است. قبل از شروع هر سوره ابتدا شماره جزء، شماره و نام سوره، تعداد آیات هر سوره و مکی و مدنی بودن آنها درج گردیده و پس از پایان سوره، سوره جدید با یک خطکشی از سوره قبلی مجزا میشود. در سر صفحههای بریل نیز نام سوره و آیات مندرج در هر صفحه قید گردیده است. در قرآنهای بدون ترجمه هر آیه در یک پاراگراف و در قرآنهای با ترجمه هر آیه و ترجمه آن در یک پاراگراف قرار گرفتهاند البته آیه و ترجمه در سطور جداگانه قرار دارند. ترجمهها نیز دارای شماره میباشند. در قرآنهای ده جلدی چنان چه در وسط صفحه جزء تمام شده جزء بعدی در صفحه بعد درج شده است.(1)
آدرس این بنیاد: اصفهان، میدان قدس، ابتدای خیابان علامه مجلسی، کوچه مرتضی صفا تاج، بنبست اول، پلاک528.
کارنامه: این مرکز طی چند دهه متمرکز شده در چاپ و نشر قرآن بریل و این نکته از محسنات آن است. کارنامه این بنیاد بر اساس مشخصات چاپی قرآنهای تولیدی اینگونه است:
قرآن بدون ترجمه
عنوان: قرآن کریم
جلد1: شامل اجزاء: 1، 2، 3
محل نشر:اصفهان
تهیه و چاپ به خط بریل: انتشارات مؤسسه فرهنگی - قرآنی روشندلان
تاریخ چاپ: بهار 1393
1) . مجله تواننامه، شماره 2 و 3، ص179.
قطع: رحلی
تعداد صفحات: 96 صفحه بریل، 62 صفحه بینایی
تعداد سطور در هر صفحه: 28
خط: بریل
آدرس: اصفهان، میدان قدس، خیابان علامه مجلسی، کوچه 12، کد پستی 8148895938 بنیاد فرهنگی - قرآنی روشندلان
پایگاه اطلاعرسانی: www.braillequran.net
نشانی الکترونیک: info@braillequran.net, bq.roshandelan@yahoo.com
جلد 2: شامل اجزاء: 4، 5، 6
محل نشر: اصفهان
تهیه و چاپ به خط بریل: انتشارات مؤسسه فرهنگی - قرآنی روشندلان
تاریخ چاپ: بهار 1393
موضوع: قرآن کریم
قطع: رحلی
تعداد صفحات: 59 صفحه بریل، 60 صفحه بینایی
تعداد سطور: در هر صفحه: 28
خط: بریل
جلد3: شامل اجزاء: 7، 8، 9
محل نشر: اصفهان
تهیه و چاپ به خط بریل: انتشارات مؤسسه فرهنگی - قرآنی روشندلان
تاریخ چاپ: بهار 1393
موضوع: قرآن کریم
قطع: رحلی
تعداد صفحات: 89 صفحه بریل، 16 صفحه بینایی
تعداد سطور در هر صفحه: 28
خط: بریل
جلد4، شامل اجزاء: 10، 11، 12
محل نشر: اصفهان
تهیه و چاپ به خط بریل: انتشارات مؤسسه فرهنگی - قرآنی روشندلان
تاریخ چاپ: بهار 1393
موضوع: قرآن کریم
قطع: رحلی
تعداد صفحات: 79 صفحه بریل، 60 صفحه بینایی
تعداد سطور در هر صفحه: 28
خط: بریل
جلد5، شامل اجزاء 13، 14، 15
محل نشر: اصفهان
تهیه و چاپ به خط بریل: انتشارات مؤسسه فرهنگی - قرآنی روشندلان
دیگر اجزاء این قرآن همین مشخصات را دارند.
این کتابخانه یکی از کتابخانههای عمومی استان قم و شامل بخشهای مختلف است. یک بخش آن ویژه نابینایان و کمبینایان است. بخش نابینایان مورد استفاده عزیزان نابینا و کمبینا میباشد. این بخش دارای 257 عضو اعم از مرد و زن و کودک و بزرگسال میباشد که 52 عضو آن را کودکان از آمادگی تا پایان دبستان تشکیل میدهند. کتابخانه مخصوص نابینایان خود شامل 5 بخش است:
کتابخانه الکترونیک: این قسمت شامل دو بخش سخت افزار و نرمافزار است:
الف) سختافزار: در این بخش دستگاه بهدید و دستگاههای برجسته نگار وجود دارند. این دستگاهها بر اساس میزان کاراکترهای خروجی و اندازه آنها نامگذاری گردیده است.
ب) نرمافزار: که شامل برنامههای کاربردی برای پشتیبانی آموزش نابینایان میباشد.
نرمافزار جاز: این نرمافزار، کلیه آیکونهای کامپیوتر و متون لاتین را به خروجی صدا تبدیل میکند و برای فرد نابینا میخواند.
نرمافزار نوید 5: این نرمافزار شامل 6 قسمت میباشد:
کتابخوان، ویرایشگر که برای تایپ استفاده میشود، فرهنگ لغت، شطرنج، قرآن و سازمان دهنده که دفتر تلفن و سررسید میباشد. نرمافزار نوید 5 دارای خروجی بریل بر روی برجستهنگار و خروجی صوتی است. دیگر نرمافزارهای بخش نابینایان عبارت است از:
نرمافزار پک جاز 8، نرمافزار VJ Out book، نرمافزار پارس آوا، نرمافزار کِرزویل.
کتابخانه گویا: شامل کتب گویا در موضوعات مختلف میباشد.
کتابخانه بریل: شامل 300 نسخه، حدود 700 عنوان میباشد. کتابها فهرست نویسی شده و دارای لیبل بریل میباشد، کتابها در کیفهای مخصوص حمل کتاب بریل قرار میگیرد و امانت داده میشود، به هر عضو 3 کتاب به صورت همزمان امانت داده میشود.
چاپخانه بریل: این قسمت از کتابخانه در واقع زیر مجموعه کتابخانه بریل است که شامل دستگاه چاپ بریل میباشد و متون word را به صورت خروجی بریل چاپ میکند.
استودیو ضبط صدا: این بخش در اصل زیرمجموعه کتابخانه گویا است و شامل اتاقک آکوستیک، دستگاه پردازشگر صدا و میکروفون حرفهای میباشد. استودیو ضبط برای گویا کردن کتابها توسط گویندگان کتابخانه استفاده میگردد.
دیگر فعالیتها: کار گروه بخش نابینایان کتابخانههای عمومی نهاد در سراسر کشور، در تاریخ 19 تا 21 بهمنماه سال 1389 کارگاه سه روزهای با عنوان آشنایی با نرمافزارها و سختافزارهای مخصوص نابینایان، به منظور آشنایی و آموزش هرچه بیشتر کتابداران با نحوه برخورد صحیح با معلولین به خصوص نابینایان برگزار نمود که کتابدارانی از 4 استان تحت پوشش در این کارگاه شرکت داشتند. روز اول این کارگاه شامل همایشی با عنوان مهارتهای ارتباط با معلولین به ویژه نابینایان بود.
هم اکنون مدیریت کتابخانه بخش نابینایان کتابخانه عمومی آیت اللّه خامنهای بر عهده آقای حسن عبدلی است.(1)
آخرین وضعیت: در 30 آبان 96، آقای جباری مدیرکل کتابخانههای عمومی استان قم در همایش بزرگداشت مقام کتابداران و تجلیل از خادمان عرصه کتابخوانی مطالبی درباره کتب بریل و کتابخانه آیت اللّه خامنهای بیان کرد. خلاصهای از این مطالب تقدیم میگردد.
به همت چند تن از نابینایان توانمند در قم تاکنون 8 هزار جلد کتاب بریل تولید و به سراسر کشور ارسال شده است. کمبودها و کاستیهای زیادی در تولید کتابهای بریل وجود داشت که با تأمین تجهیزات لازم توانستیم بخشی از نیازهای استانها را تولید نماییم.
با حمایتهای استانداری موفق به تأمین اعتبار جهت خرید یک دستگاه پرینتر بریل به قیمت 87 میلیون تومان شدهایم.
با امکانات موجود مشغول تولید کتاب بریل برای نابینایان هستیم که خوشبختانه در بخش نابینایان حرکتهای خوبی انجام گرفت به ویژه که در گذشته نابینایان از کمبود کتاب رنج میبردند.
در سال گذشته با مساعدتهای اداره کل تبلیغات اسلامی کتابخانه الزهرا در منطقه امامزاده ابراهیم علیه الاسلام به بهرهبرداری رسید.
یکی از رویکردهای مهم این بود تا فضای فیزیکی کتابخانهها را برای حضور مردم فراهم سازیم تا شرایط متعالی ایجاد شود در این زمینه سال گذشته سه کتابخانه بازسازی شد.
مسئولان حمایتهای خوبی از توسعه کتاب و کتابخوانی و ایجاد زیرساختهای لازم دارند، امید است فعالیتها و حمایتها در سال جاری با قوت بیشتری ادامه یابد تا فرمایش رهبری در مورد کتاب محقق شود.
حمایتهای مالی خوبی علی رغم کمبودهای مالی و بودجهای از احداث کتابخانه صورت گرفت و اعتبارات مناسبی در اجرای پروژهها اختصاص یافت.
تا پایان سال 96 کتابخانه شهدا در خیابان نوبهار و در سال 97 نیز کتابخانه میدان امام خمینی به اتمام خواهد رسید تا بخشی از کمبودها جبران گردد.
1) . «معرفی بخش نابینایان کتابخانه آیت اللّه خامنهای»، ص 72-68.
در این همایش 13 تن از خادمین عرصه کتاب و کتابداری در قم تجلیل شدند ضمن اینکه 6 کتاب بریل نیز رونمایی شد.(1)
دفتر فرهنگ معلولین در مهرماه 1390 تأسیس شد و وابسته به دفتر آیت اللّه العظمی سیستانی است. این دفتر دارای فعالیتهای علمی و فرهنگی برای همه معلولان است؛ از جمله در زمینه قرآن بریل چند اقدام مهم انجام داده است.
این کارها عبارتاند از:
1- از سال 92 پروژهای به نام راه هدایت و رستگاری جهانیان (صراط الهدایه للعالمین) نام مجموعهای شامل سه متن مقدس یعنی قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است که به خط بریل برای مراکز و کتابخانههای کشورهای مختلف ارسال شده است.
حجت الاسلام والمسلمین آقای سید جواد شهرستانی به دفتر فرهنگ معلولین مأموریت دادهاند این مجموعه به روش علمی دقیق و شاکله نفیس و زیبا به کتابخانههای ملی و مهم جهان تقدیم و اهداء گردد. هدف این است که نابینایان در همه مناطق جهان، امکان دسترسی و مطالعه این آثار را داشته باشند و از طریق مطالعه متون اصلی اسلام، با معارف و آموزههای اسلام و شیعه آشنا شوند. نزدیک به دو قرن است، کلیسا و دستگاه پاپ، کتاب عهدین را به روشهای مختلف از جمله خط بریل به کتابخانههای کشورها اهداء کرده است. حتی در اتاقهای هتلها، نسخههایی از انجیل و تورات با جلد و جعبه زیبا و شیک وجود دارد. اما جمعیت حداقل چهل میلیونی نابینایان در سراسر جهان، امکان مطالعه قرآن کریم حتی در کشورهای اسلامی را ندارند زیرا قرآن به خط بریل نه تنها در کتابخانههای اروپا و غرب وجود ندارد، بلکه در کتابخانههای کشورهای اسلامی هم به ندرت یافت میشود.
دفتر فرهنگ معلولین این مجموعه ۲۵ جلدی را، با جعبه و صحافی نفیس به کتابخانهها اهدا میکند.
امتیازات و اهمیت: قرآنی که توسط دفتر فرهنگ معلولین تهیه شده نسبت به قرآنهای پیشین امتیازاتی دارد. هر چند فقط متن عربی قرآن تبدیل به بریل شده است؛ ترجمه به زبان دیگر در این پروژه مورد نظر نبوده است. البته درصدد هستیم در پروژه دیگر چند ترجمه مهم هم تبدیل به بریل شود. قرآنی که دارای رسم الخط عثمان طه بوده مبنای کار در دفتر فرهنگ معلولین قرار گرفت. هدف این است که حافظان و قاریان روشندل که تعداد آنها کم نیست، بتوانند راحتتر از این کتاب آسمانی بهره ببرند.
با توجه به احساس نیاز نابینایان به قرآنهای مطمئن و صحیح که با استاندارهای بینالمللی نیز مطابقت داشته باشد، به طوری که غیر از نابینایان ایران، نابینایان دیگر کشورها هم بتوانند از آن استفاده کنند، مقدمات تحقیق، پژوهش در رسم الخط قرآن به خط بریل توسط دفتر فرهنگ معلولین
1) . ایسنا، 30 آبان 1396.
از آذرماه سال ۹۲ آغاز و همه مراحل از تحقیقات اولیه چاپ و نشر آن در همین دفتر اجرا شد. پس از انتشار خبر این طرح، نابینایان از مناطق و کشورهای مختلف با خوشحالی اعلام کردهاند که منتظر دریافت آن هستیم.
در سالهای متمادی انتشار قرآن کریم به خط بریل، مورد توجه علاقمندان و قرآن پژوهان قرار داشت. ثمره این علاقه و توجه در حوزه فعالیتهای قرآنی، اهتمام به برگردان مصحف شریف به خط بریل در نسخههای با ترجمه یا بدون ترجمه در سالهای گذشته بود. اما مدیریت این پروژه درصدد انتشار نسخه بریل قرآن کریم، با شیوه و رسمالخط بینالمللی که همه مسلمانان نابینا پذیرای آن باشند؛ نیز با کمترین اشکالات و در عین حال اصلاح برخی علائم اضافی در رسمالخط عربی بریل بوده است. دفتر فرهنگ معلولین تلاش کرده نظریات انتقادی کارشناسان قرآن کریم را با رعایت احترام و ادب اخذ کرده و نکات اصلاحی آنان را اجرا نماید.
قرآنهای بریل موجود از لحاظ رسم الخط، ضبط و علائم وقف دارای ایراداتی هستند، البته هر کدام از آنها در طی چندین سال به مرور کم اشکالتر شده و همه رو به کمال هستند. اما کارشناسان دفتر فرهنگ معلولین سعی کردند قرآنی را مبنا قرار دهند که بی غلط یا کم غلطتر باشد. از سوی دیگر باید رسمالخطی انتخاب میکردیم که فقط پذیرش داخلی نداشته بلکه هم مبتنی بر تجارب حدود یک قرن ایرانیان باشد و هم مبتنی بر دستاوردهای کارشناسان دیگر کشورهای اسلامی باشد. از اینرو تلاش شده رسمالخط این مصحف مطابق با ضوابط و قواعد بینالمللی یعنی همه کشورها تنظیم شود؛ به شکلی که قرآنپژوهان نابینا در همه مناطق جهان بتوانند به طور سلیس و روان مطالعه کنند.
ویژگیهای فنی: غیر از ویژگیهای مزبور، میتوان به نکات زیر هم اشاره کرد:
– هر سه جزء از متن قرآن به خط بریل در یک جلد جداگانه تنظیم شده و جمعاً ده جلد شده است.
– متن مصحف شریف روی برگه های سایز A4 و وزن ۱۶۰ گرم تبدیل به بریل شده است. این ویژگیها هم ماندگاری و دوام آن را تا حد زیادی بالا میبرد و هم سبک بودن و آسانی جابجایی آن را به همراه خواهد داشت.
– به منظور سهولت در قرائت و دسترسی آسانتر به شماره آیات، شماره آیات داخل پرانتز گذاشته شد.
– علائم وقف مورد استفاده در این مصحف بر طبق آخرین تحقیقات بینالمللی مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری
اسلامی ایران است که راهنمای بریل این علائم در ابتدای هر جلد از این مصحف به دو زبان عربی و فارسی درج شده است.
– تمام حزبهای این قرآن از ابتدای پاراگراف آغاز شده همچنین تقسیمبندی جزء، ثلث و ربع حزب در آن صورت گرفته است.
– در بالای هر صفحه از این مصحف شماره جزء و نام سوره درج شده که راهنمای خوبی برای کاربران است.
– ابتدای هر سوره به گونهای تنظیم شده که در آن شماره و نام سوره، شماره جزء، حزب، تعداد آیات آن سوره و مکی، مدنی بودن آن ذکر شده است.
– در هر جلد توضیحات آن به صورت خط بینایی بر روی جلد هم آورده شده است. همچنین همان توضیحات به خط بریل در صفحه نخست آمده است.
– ده جلد این مصحف شریف درون جعبهای با طراحی زیبا قرار گرفته تا حمل و نقل آن آسانتر شود.
رونمایی و پخش: اهمیت این پروژه موجب شده تا مراسمی برای رونمایی آن در نیمه دوم سال ۱۳۹۳ برگزار گردد. پس از رونمایی، محمولهها به مناطق تعیین شده حمل و به کتابخانهها اهدا میگردد.
متن قرآن برای همه مناطق جهان یکسان و مشابه است ولی روی جلد و پشت جلد و توضیحات در صفحه پایانی سه گونه است:
۱- برای مناطق فارسی زبان شامل کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان، روی جلد ، پشت جلد و صفحه توضیحگر به زبان فارسی است.
۲- برای مناطق عرب زبان شامل کشورهای جهان عرب، روی جلد، پشت جلد و صفحه توضیحگر به زبان عربی است.
۳- برای کشورهای حوزه نفوذ زبان انگلیسی مثل هند و پاکستان و … روی جلد، پشت جلد و صفحه توضیحگر به انگلیسی است.
تعطیلی پروژه: پس از تولید حدود پانصد دوره قرآن بریل بر اساس قرآن عثمان طه، نتایج تحقیقات که چند سال قبل شروع شده بود، واصل شده و متوجه شدیم، خط عثمان طه مشکلات جدی دارد. چند جلسه با کارشناسان داشتیم و پس از بررسیها، تولید قران بریل بر اساس کتابت عثمان طه را تعطیل کردیم و تحقیقات دیگری درباره بهترین و بیغلطترین کتابت کدام است؟ را آغاز نمودیم و هنوز به نتیجه خاصی نرسیدهایم.
2- اقدام دوم این دفتر راهاندازی چند پژوهش درباره مشکلات قرآنهای بریل. حدود چهار سال چند گروه پژوهشی قرآنهای بریل موجود در ایران را از منظرهای مختلف بررسی کردهاند. این پژوهشها به اتمام رسیده و نتایج آن در دست ما است.
لازم است ویرایش و نهاییسازی و تبدیل به کتاب شوند که هنوز فرصت کافی به دست نیامده است.
3- اقدام دیگر تحقیق درباره خط بریل و جنبههای قرآنی آن است. این تحقیقات در ده عنوان کتاب در حال آماده شدن است. کتاب حاضر یکی از آنها است.
کانون دانشجویان نابینایی دانشگاه فردوسی مشهد (تاک) یکی از مراکز فعال نابینایان ایران است همچنین دانشگاه فردوسی، دانشکده ادبیات از مراکز علمی در ایران است که توانسته پژوهشهای جدید و سودمندی در قالب پایاننامه به نتیجه برساند. یکی از این پایاننامهها با این مشخصات عرضه شده است و کار بسیار ابتکاری و مهم میباشد: نقد و بررسی نظام نوشتاری بریل فارسی و ارائه
راهکارهایی برای رفع برخی ایرادهای این نظام، نرجس منفرد، استادان ابوالقاسم قوام و میرسجاد موسوی، کارشناسی ارشد، 1389.
این مؤسسه از بدو تأسیس به چاپ و نشر قرآن بریل پرداخت و قرآنی در شش مجلد و هر مجلد شامل 5-6 جزء از قرآن کریم به چاپ رسانده است. البته این مرکز یک دوره ده جلدی هم منتشر کرده که در اختیار ما قرار ندارد. این مجموعه شش جلدی بدون ترجمه است و همانگونه که در توضیحات مندرج بیان شد، در این دوره از قرآن کریم سعی شده تا با الهام از رسمالخط عثمان طه شیوهای نو در امر چاپ و نشر قرآن به خط بریل به وجود آید. از اینرو تا آنجا که مقدور و میسر بود ترکیبی از قواعد بریل و قواعد عثمان طه در این مصحف شریف پیادهسازی شد. به گفته آقای احمدی مصحح این دوره از قرآن کریم هدف از تدوین این قرآن استانداردسازی قرآن بریل با رسمالخط عثمان طه که یک رسمالخط بینالمللی شناخته شده است بود. لذا ما سعی کردیم تا جایی که ممکن است به نگارش املایی و قاعدهای آن بر اساس متن بینایی دست نزنیم، و حتی صفحات بریل و بینایی را ثبت کردیم تا قاری نابینا با سهولت بیشتری به محتوای قرآن دسترسی پیدا کند. با تقدیر از زحمات ایشان و کلیه کسانی که در امر چاپ و نشر این دوره از قرآن کریم اهتمام ورزیدند، چند نکته راه عنوان مزایا و معایب این مجموعه جهت اصلاح و بهبود ضروری میدانم که به اختصار بیان میگردد.
این قرآن دارای این مزایا است:
1- از لحاظ فنی از مرغوبترین و با کیفیتترین نوع کاغذ استفاده شده است. 2- جلد آنها بسیار سخت و محکم است. 3- به لحاظ نوع صحافی بسیار مناسب است و بدون پارگی میتوان به راحتی صفحات را به طور کامل باز و بسته کرد. 4- حاشیهگذاری از بالا و پایین و راست مناسب است. 5- از نظر شیوه نگارش: توضیحات مندرج در مجلدات واضح و روشن است و یک حسن قوی به شمار میآید. 6- پس از توضیحات مندرج توضیح علائم به خط بریل آمده است. 7- نحوه فهرستنویسی بر اساس عنوان سورهها، شماره صفحات، شماره اجزاء و احزاب همراه با شماره صفحات آنها میباشد که این هم یک حسن قوی است. 8- صفحات ابتدایی که شامل مشخصات کتاب، توضیحات مندرج، توضیح علائم به خط بریل و فهرست سُوَر و اجزاء و احزاب است، بدون شماره صفحه و بر اساس حروف الفبا یعنی «الف ب ج و...) تنظیم شده است. 9- شروع جلد 1 قرآن که دعای قبل از قرائت است از صفحه 1 بریل آغاز میشود و سوره فاتحه از صفحه 2 بریل مطابق با صفحه 1 بینایی. ولی در مجلدات دیگر پس از فهرست از صفحه 1 بریل مطابق با صفحه... بینای سُوَر آغاز میشود. 10- هنگام تغییر صفحه بینایی حتی اگر وسط صفحه بریل بود با یک خطکشی و کنار آن ثبت شماره صفحه بینایی تغیر صفحه برای قاری مشخص شده است. 11- در سر صفحات سطر آغازین شماره جزء با علامت مخصوصش که در این مبحث نمیگنجد، نام سوره و شماره آیات مندرج در صفحه همراه با علامت مخصوصش قرار دارد. 12- قبل از شروع سورهها این مشخصات درج گردیده است: شماره و نام سوره، مکی و مدنی بودن سُوَر و آیات، تعداد آیات و اینکه از چه سورهای و در کجا نازل شده است. همه این موارد به زبان عربی توضیح داده شده است. 13- علائم احزاب شامل حزب، ربع
حزب، نصف حزب و ثلث حزب با علامت خاص خود در جایگاه خود پس از پایان آیات آورده شده است. 14- علائم وقف و ضبط متناسب با رسمالخط عثمان طه پیادهسازی شده است.
اما معایب و اشکالاتی هم دارد که عبارتاند از:
1- به لحاظ فنی: اگر چه جلد سخت این قرآنها یک مزیت به شمار میآید اما حمل و جابجایی را با مشکل مواجه میسازد بهتر است این قرآنها به دو صورت جلد سخت و جلد کاغذی تعبیه شوند تا افرادی که میخواهند در مسابقات یا اماکن زیارتی از آنها استفاده کنند به راحتی بتوانند حمل و نقل کنند.
2- نحوه حاشیه گذاری از سمت چپ مناسب نیست و فاصله از نقاط ابتدایی و انتهایی صفحات بسیار کم است، حتی گاهی اصلاً قابل مشاهده نیست و زیر صحافی قرار گرفتهاند.
3- پس از پایان سُوَر چنان چه صفحه بریل به اتمام نرسیده بود صفحه خالی مانده و شروع سوره بعد از صفحه دیگری آغاز شده بود که این مشکل باعث اسراف در کاغذ میشود. پیشنهاد میکنیم با آوردن عبارت پایان سوره این مسئله مرتفع گردد.
4- در صفحه مشخصات چاپ و نشر بهتر بود مشخصات متن بینایی که بریل با آن مطابقت داده شده است آورده میشد تا پژوهشگرانی که میخواهند در رابطه با گردآوری مآخذ و یا موضوعات پیرامون قرآن بریل تحقیق کنند با مشکل مواجه نشوند.
5- اغلاط املایی نسبتاً قابل توجهی در این قرآنها مشاهده شده است که برخی از آنها به ویژگیهای رسمالخط عثمان طه برمیگردد که با خط بریل همخوانی ندارد و بخشی دیگر به تصحیح در بریل که هر دو مورد باید بررسی شوند. پرداختن به این مهم در این مبحث نمیگنجد. در پایان باید اذعان کرد که به حق امتیازات این قرآن بر معایب آن برتری دارد. به گونهای که میشود از برخی معایب آن چشمپوشی کرد.
ناشر این قرآن درباره خصوصیتهای آن چنین نوشته است:
الف: در نگارش این قرآن تا آنجا که محدودیتهای خط بریل اجازه داده است، از چاپ عثمان طه تبعیت شده است.
ب: در هر مجلد از قرآن تنها علائمی توضیح داده شده است که در آن مجلد کاربرد داشته است.
ج: شماره صفحات بریل در سمت راست پایین صفحات و معادل بینایی آنها در بالای سمت راست ثبت شده است.
د: در فهرست این چاپ از قرآن کریم به خط بریل، شماره صفحات و ابتدای هر حزب و جزء هم ثبت شده است.
ه: در خط اول هر صفحه شماره جزء نام سوره و شماره آیات آغازین و پایانی آن صفحه نوشته شده است.
و: هر گاه آیات پایانی یک جزء و آغازین جزء بعدی در یک صفحه قرار گرفته است، در بالای صفحه شماره هر دو جزء نوشته شده است.
کارنامه: این قرآن دارای ویژگیهای مأخذشناسی یعنی خصوصیات چاپی زیر است:
عنوان: قرآن کریم
جلد اول: از ابتدای سوره فاتحه تا انتهای سوره نساء
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 147 صفحه بریل، 106 صفحه بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات صوری مبتنی که قرآن بریل از روی آن کار شده «متن بینایی»: در دسترس نیست.
جلد دوم
عنوان: قرآن کریم
جلد دوم: از ابتدای سوره مائده تا انتهای سوره توبه
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 142 صفحه بریل، 102 صفحه بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
جلد سوم
عنوان: قرآن کریم
جلد سوم: از ابتدای سوره یونس تا انتهای سوره کهف
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 147 صفحه بریل، 98 صفحه بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
جلد چهارم
عنوان: قرآن کریم
جلد چهارم: از ابتدای سوره مریم تا انتهای سوره عنکبوت
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 154 صفحه بریل، 100 صفحه بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
جلد پنجم
عنوان: قرآن کریم
جلد پنجم: از ابتدای سوره روم تا انتهای سوره جاثیه
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 154 صفحه بریل، 99 صفحه بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
جلد ششم
عنوان: قرآن کریم
جلد ششم: از ابتدای سوره احقاف تا انتهای سوره ناس
محل نشر: استان خراسان رضوی
ناشر: چاپخانه جامعه نابینایان ثامنالائمه علیهم السلام
تاریخ چاپ: تابستان 1390
قطع: خشتی
تعداد صفحات: 177 صفحه بریل، 103 بینایی
خط: بریل، عثمان طه
مشخصات متن بینایی: در دسترس نیست
فصل اول: توسعه فرهنگی با خط و متون بریل
فصل دوم: وضعیت قرآن بریل در کشورهای اسلامی
فصل سوم: تجربه آموزی
فصل چهارم:اطلاعرسانی
فصل پنجم: فناوریهای قرآن بریل
با اینکه آسیبهای بسیاری از معلولان جسمی است ولی روان و روحیه، مذهب و فرهنگ تأثیر بسیار در کاهش مشکلات معلولان دارد و از درد و عذاب و مشکلات آنها میکاهد. از اینرو کارشناسان امور فرهنگی معلولین تصریح نمودهاند که هر آنچه موجب گسترش فرهنگ، معنویت و روحیه مثبت در جامعه هدف میشود باید حفظ و نگهداری شود، از جمله درباره خط بریل و قرآن بریل و نشر دیگر متون مذهبی با خط بریل نظر مثبت ابراز نموده و توصیه کردهاند که قرآن آموزی باید با جدیت پیگیری گردد و نابینایان با خط بریل آشنا شده تا بتوانند قرآن را به راحتی بخوانند و بهره ببرند.(1)
به دلیل اهمیت فراگیری متون مذهبی یا بالا بردن سطح فرهنگ و دانش از قدیم و از چند قرن گذشته، مسلمانان به فکر بودند راهی برای نابینایان پیدا کنند تا بتوانند مطالعه کنند. به همین دلیل در گزارشهای تاریخی آمده که الازهر در قاهره یا در سوریه، عراق و سعودی آموزش نابینایان آغاز شد.
این فصل درصدد، تبیین اهمیت خط و متون در جهان اسلام است.
سودمندی بریل را بعضاً زیر سؤال بردهاند و دیدگاههای متفاوت و متعارضی در بین اهل فن و کارشناسان هست. برخی بر این عقیدهاند که خط بریل را باید کلاً کنار گذاشت؛ زیرا هزینهها و دشواریها و ماهیت گسترش ناپذیر آن به اندازهای است که با سودمندی اندک آن برابری نمیکند و خلاصه ضررهای آن بیش از سود آن است. اما عده ای دیگر معتقدند ضررهای آن را میتوان ساماندهی کرد و به حداقل رساند، از سوی دیگر در اینکه یک امکان و شیوه از دو روش اصلی برای یادگیری و فراگیری علوم است، نباید شک کرد و اگر فقط همین یک فایده را میداشت، کافی بود .
نظر سومی هم هست که میگوید لازم است خط بریل را به امکانات مدرن مجهز کرد تا بهرهدهی آن افزایش پیدا کند.
شیوه افزایش بهرهدهی: بریل به عنوان یک ضرورت در زندگی روزمره همه نابینایان، اجتناب ناپذیر است. زیرا نابینا اغلب از طریق تخاطب و گفتگوی رو در رو (گفتن و شنیدن) با دیگران ارتباط برقرار میکند. اما همه ارتباطها و تعاملات دیالوگ چهره به چهره نیست؛ به ویژه در دنیای مدرن ارتباطات اغلب غیر همزمان یا غیر هم مکان یا غیر هم زبان یا فرد و جمع است. یعنی A با B میخواهد ارتباط داشته و پیامی را به او منتقل کند ولی فاصله زمانی آنها چند ساعت یا چند روز است؛ یا A در ایران و B در چین میباشد؛ یا A فارسی زبان و B زبانش سوئدی است. در همه این
1) . نخستین گام، ص 114-116.
موارد که شامل همه متون علمی هم میشود؛ یعنی A یک مقاله برای جمعی تألیف میکند که هنوز به دنیا نیامدهاند یا برای همایشی است که سال آینده برگزار میگردد. در این چهار صورت، پیام دهنده ناچار است از کتابت استفاده کند. نظام نگارشی بریل هم اکنون به رغم همه نواقص آن در جهان پذیرفته شده و نابینایان با نگارش علائم بریل، مخاطب را از نیت و مطلب خود آگاه مینمایند.
اما تا کنون این شیوه فردی اعمال و اجرا میشده و به ویژه در کشورهای در حال پیشرفت کمتر از تکنولوژی ارتباطات و روابط مدرن برای گسترش آن استفاده شده است. خلاصه اینکه اگر خط بریل مثل خط فارسی سوار امواج اینترنت شود و ارسال و دریافت آن با وسایل و تجهیزات ارزان و قابل دستیابی برای همه روشندلان امکان پذیر گردد، قطعاً تحولات زیربنایی و ژرفی در فرهنگ و جامعه روشندلان پدید میآید.
خلاصه تعریف این پروژه همگانی کردن و عمومیت بخشیدن به استفاده از بریل در هر وقت و هر زمان و توسط هر فرد برای ارسال و دریافت پیامها و متون و مطالب با استفاده از تکنولوژی مدرن است.
هدف و ضرورت: آمارهایی که توسط مراکز بینالمللی بیان شده گویای اینست که در کشورهای در حال توسعه ۴۰ تا چهارصد میلیون نابینا و کم بینا هستند. این اختلاف فاحش در مدارک آمده است و مربوط به شاخصهای آماری است. در ایران از ۳ میلیون تا ۷ میلیون نابینا و کم بینای به شیب نابینایی وجود دارد. این قشر وسیع، در حد جمعیت یکی از استانهایی مثل فارس یا اصفهان است. اگر برای تمشیت و تدبیر امور آنان فکری نشود، سربار و کَلّ جامعه و هزینههای دولتی خواهند شد. ولی اگر فرهنگ جامعه و روشندلان از نظر زیر ساختهای ارتباطات، اقتصادی و غیره سازماندهی گردد، هر فرد از آنان تبدیل به عنصری فعال، پویا و به جای هزینه بر، درآمدساز برای خودش و کشورش میشود. همان روشی که کشورهایی نظیر آلمان طی کرده و با برنامهریزی معلولین و روشندلان را به گونهای مدیریت کردهاند که از اقشار مرفه و پولدار جامعه شدهاند.
یکی از کارهای اساسی که برای روشندلان ضرورت جدی دارد، توسعه ارتباطات و ساماندهی به روابط آنان است. مشکل از اینجا آغاز میشود که آنان توانایی خواندن و نوشتن متون عادی و بینایی را ندارند از طریق قوههای لامسه و شنوایی باید بخوانند و پیامها را بفهمند و نیز بنویسند یا ارسال کنند. یعنی تمامی فرایند دریافت و ارسال پیامهای آنان از طریق لامسه و شنوایی است.
در جهان مدرن با استفاده از تکنولوژی ارتباطات و تجهیزات رایانه و اینترنت و ماهواره به ساماندهی ارسال و دریافت پیام روشندلان پرداخته و آن را مثل خط و پیام بینایی نمودهاند. یعنی یک نابینا برای هر کس در هر زمان و در هر کجا برای هر فرد با هر زبان بخواهد پیامی را میفرستد و به سرعت هم جواب آن را دریافت میکند و نابینایان پیامهای خود را با خط بریل ولی با استفاده از سامانههای مدرن ارسال خواهد کرد.
گام نخست این پروژه ایجاد سایت اینترنتی و تجمیع متون بریل در آنجا است. این سایت توسط مرکزی که دیگر نهادها و مراکز را قانوناً نمایندگی میکند، متون بریل را از همگان دریافت و علاوه بر آرشیو کردن آنها چند اقدام دیگر انجام میدهد:
۱- توصیف و گزارش هر متن آماده و روی سایت به صورت بریل و شنیداری قرار میگیرد.
۲- هر متن بریل، شنیداری هم میشود و گویایی آن روی سایت قرار میگیرد.
۳- اطلاعات تمامی متون بریل از سراسر جهان جمعآوری و روی سایت میرود.
۴- مبادله اطلاعات با همه مراکز جهان جهت داد و ستد متون بریل و گویایی.
پس از شکل گیری این سامانه ظرف نهایتاً ۴ ماه، در هر شهر نمایندهای در بهترین نقطه قابل دسترسی نابیناها انتخاب میشود. بهتر است کتابخانه عمومی یا مراکز بهزیستی یا مدارس استثنایی باشد. اتاقی جهت سرویسدهی در این مکانها تعیین میگردد و چند دستگاه نصب میشود.
نابیناها با مراجعه حضوری یا از طریق تلفن درخواست خود را مطرح میکنند. مدیر سامانه شهرستان هم اگر آماده باشد پرینت بریل را گرفته و تقدیم میکند. اگر درخواست او مضاعف یعنی گویایی و بریل باشد هر دو را تحویل میدهد. امّا اگر متنی را بخواهد که در سامانه مادر نیست. سه صورت پیدا میکند:
– قابل جایگزینی هست مثلاً ترجمه قرآن آقای مکارم را میخواهد و نداریم ولی ترجمه فولادوند را داریم و درخواست کننده آن را قبول میکند.
– قابل جایگزینی نیست ولی قابل تولید هست.
زمان مشخصی به او قول داده میشود و در زمان مقرر تحویل میشود.
– اگر قابل تولید هم نباشد، پاسخ منفی داده میشود.
مرحله دوم این پروژه اینست که هر نابینا خودش با وسایل و تجهیزاتی بتواند وصل به سامانه مادر شده و اطلاعات مورد نظرش را دریافت کند.
هزینهها: این پروژه شامل یک سامانه مادر یعنی تعدادی تجهیزات و سایت اینترنتی کارآمد و حداقل ۳ نفر نیروی علمی و فنی است و در فاز اول در ۵۰ نقطه سامانه شهر تأسیس میشود که با دو نیرو در دو شیفت و تعدادی تجهیزات اداره میشود.
پاسخ اینکه آیا نابیناهای کاربر و ارباب رجوع مبلغی باید پرداخت کنند یا نه؟ بستگی به پیدا کردن پشتیبان مالی دارد، نیز میتوان هر شهر را به یک نیکوکار یا مؤسسه دولتی واگذار کرد.
درباره همه هزینهها کارشناسیهایی شده است و امید است با حداقل هزینه، اجرایی گردد.
با بررسیهای کشورهایی مثل فرانسه، سوئد، بلژیک و آلمان معلوم شد آنها در سه دهه پیش، پروژه خود را مرحله به مرحله پیش بردهاند و الآن به مرحله نهایی رسیدهاند به طوری که هر نابینا با وصل به سایت بریل تمامی اطلاعات مورد نظرش را به خط بریل دریافت و میتواند پیامهای خود را هم به خط بریل ارسال کند. البته مبدلهایی هم دارد که میتواند به گویایی یا خط بینایی برای خودش یا مخاطبش تبدیل کند.
خوشبختانه ما تجربه کشورهایی مثل سوئد و آلمان را پیش رو داریم. آنان با گذشت از شیب تندی توانستند، نابینایان را از بن بست دانش و ارتباطات رهانیده و دریچه ارتباط عمومی را به روی آنان بگشایند. این تجربه در قالبی در اروپا و آمریکا اجرا شده که به آن دیزی (DAISA) میگویند. این واژه مخفف این عبارت است: Digital Accessible Information System
یعنی سیستم اطلاعات قابل دسترس دیجیتال.
این سیستم بینالمللی است و توسط اتحادیه و مجمع اعضا پشتیبانی و اداره میشود. تمامی آثار شنیداری و بریل سودمند برای نابینایان در این سیستم گردآوری و تبدیل به فرمت دیجیتال میگردد. در این صورت قابلیتهای آن افزایش یافته و سودمندی آن مضاعف میگردد. اما سرگذشت دیزی در غرب را باید مرور کنیم تا بتوانیم تجربه آموزی نماییم.
در طول تاریخ دسترسی به اطلاعات برای نابینایان و معلولان دیداری، امیدبخش نبود و آنان همواره محروم از خواندن و نوشتن و دسترسی به اطلاعات چاپی بودند تا اینکه در حدود سال ۱۸۳۰ مرد جوانی به نام لوییس بریل سامانهای از نقطههای برجسته را ایجاد کرد. اگر چه ماشین چاپ ۳۰۰ سال قبل اختراع شده بود اما به اندازه اختراع بریل با ارزش نبود زیرا با استفاده از بریل افراد نابینا به صورت حداقلی میتوانستند هم بخوانند و هم بنویسند. توانایی حداقلیای که شخص بتواند هم بخواند و هم بنویسد برای کسب مهارتهای سواد ضروری است.
بیش از یک قرن بود که نابینایان از ترجمههای بریل کتابهای چاپی استفاده میکردند. همانطور که میدانیم کتابهای بریل، بسیاری از ویژگیهای مناسب کتابهای چاپی را به اشتراک میگذارند مانند توانایی پریدن به صفحات یا بازخوانی صفحات مورد نظر. با این وجود مشکلاتی در خط بریل هست که پیامدهای منفی در پی داشته است. وزن، اندازه و صحافی آنها همراه داشتن و حمل و نقل آنها را دشوار میکند. کتابهای بریل، بزرگ و سنگین هستند زیرا کاغذ برجسته ضخیمتر از کاغذ سنتی است؛ نویسههای بریل تقریباً با اندازه یکسان به عنوان نویسههای ۳۶ نقطهای هستند و کتابهای بریل باید آزادانه صحافی شوند، به گونهای که نقطههای برجسته بریل را له نکنند. در بعضی کشورها مهارت استفاده از بریل به طرز قابل توجهی کاهش یافته است. برای مثال سواد بریل ایالات متحده در ۵۰ سال اخیر از ۵۰ درصد کودکان نابینای در سنین مدرسه در دهه ۱۹۶۰ تا ۱۲ درصد در دهه ۱۹۹۰ کاهش یافت. علاوه بر مسائل مربوط به بریل، عوامل دیگری وجود دارند که قالبی به غیر از کتابهای نسخه چاپی کوچک سنتی ایجاد میکنند و این قالب به طور بالقوه برای بسیاری از افراد مفید است. برای مثال بسیاری خوانندگان مسنتر، خواندن کتابهای چاپی عادی را به واسطه فرایندهای سنی طبیعی و بیماریهای چشمی مرتبط با سن دشوار میبینند.
از طرف دیگر کتابهای گویای ضبط شده، در حدود ۱۹۳۰ یعنی ۱۰۰ سال بعد تولید شد. کتابهای گویا به سرعت محبوبیت لازم را به دست آورد زیرا همه گروههای سنی میتوانستند از آن استفاده کنند و مخصوصاً برای بزرگترین جمعیت نابینایان یعنی افرادی که بیناییشان را در سنین بزرگسالی از دست داده بودند و از مهارتهای بریل برخوردار نبودند، مفید بود.
دهه ۱۹۳۰ دهه بسیار مهمی برای کتابهای گویا بود در ۱۹۳۱، کنگره آمریکا برنامه کتاب گویا را ایجاد کرد. این برنامه «کتاب برای نابینایان بزرگسال» نامیده میشد و برای کمک به افرادی که مشکلات خواندن چاپ معمولی را داشتند، ایجاد شد. در سال بعد، بنیاد آمریکایی برای نابینایان، اولین کتابهای گویا را توسعه داد. در بریتانیا، نیاز برای کتابهای گویا در سالهای بعد از جنگ جهانی اول در پاسخ به هزاران سرباز که در اثر جنگ، نابینا یا دچار معلولیت دیداری شده بودند و خواندن کتابهای گویا را نسبت به یادگیری بریل آسانتر میدیدند، احساس شد. در ۱۹۳۵ مؤسسه
ملی سلطنتی نابینایان (RNIB) تولید اختصاصی کتابهای ضبط شده را با کتاب «قتل راجر آکروید آگاتاکریستی» در میان اولین کتابهای منتشره در قالب دیسکهای شفاف راه اندازی کرد.
در دهه ۱۹۷۰ نوارهای کاست آنالوگ بر صنعت کتاب گویا تسلط داشتند. نوارهای کاست و پخش کنندهها به میزان وسیعی قابل دسترس و بر خلاف بریل نسبتاً ارزان بودند و برای استفاده، نیاز به آموزش خاصی نداشتند. با این وجود، در هنگام خواندن این کتابها، دسترسی آسان به قسمتها یا صفحات مختلف میسر نبود. توانایی یافتن سریع مکانی در یک کتاب، برای مطالعه یا در یک کلاس درس، مهم است. به عنوان مثال ممکن است معلم در کلاس درس بگوید: «لطفاً به صفحه ۱۰۷ برگردید». همچنین به علت قالبهای ناسازگار ضبطهای استفاده شده، از به اشتراک گذاری کتابها بین سازمانها یا اشخاص در کشورهای مختلف ممانعت میشود.
کتابخانههایی که به افراد دچار معلولیتهای چاپی خدمت میکنند از جمله نابینایی، کم بینایی، نارساخوانی، معلولیتهای یادگیری، معلولیت شناختی، معلولیت هوشی، معلولیتهای حرکتی، معلولیتهای ذهنی و غیره، کاربران مشترکی دارند که دچار نگرانیهای مشابهی هستند. علاوه بر نگرانیهای کاربر، کتابخانهها مجبورند که به سمت تغییر فناوریها از آنالوگ به دیجیتال حرکت کنند.
در کنفرانس عمومی ایفلای ۱۹۸۶ در توکیو، بخش کتابخانهها برای نابینایان ایفلا، از برگزاری جلسهای بینالمللی پیرامون کتابهای گویای دیجیتال و کشف فناوری دیجیتالی که همه نیازمندیهای کاربران همچنین ارائه دهندگان را برآورده میکند، بهره برد. نتیجه جلسه این بود که هیچ یک از فناوریهای گویای دیجیتال در آن مرحله نیازمندیهای توزیع کتابهای گویای دیجیتال را برآورده نکرده است.
دسترسی به اطلاعات دیجیتال در حدود سال ۱۹۹۰ امکانپذیر شد. افراد نابینا و کم بینا میتوانستند از رایانهها برای خواندن استفاده کنند. به تدریج کتابهای گویای دیجیتال، شیوه رایجی برای خواندن شد. البته این امر به این معنا نبود که از میزان بهرهگیری کتابهای بریل کاسته شود زیرا کتابهای بریل تنها قالبی بود که به شخص امکان کسب مهارتهای سواد را میداد.
در دهه ۱۹۹۰، سه رویداد مهم اتفاق افتاد. در ابتدا، اینترنت همگانی شد. رویداد بعدی، اختراع صوت فشرده، مخصوصاً ام پی تری(1)روشی ماندگار برای توزیع صوت دیجیتال روی اینترنت فراهم کرد. در رویداد سوم از آنجایی که دیسکهای فشرده مورد استقبال گستردهای قرار گرفته بود کتابخانه سوئد، این قالب را به عنوان رسانه هدف برای توزیع دی زی انتخاب کرد. نمونه اولیه پخش کننده دی زی در ۱۹۹۴ ساخته شد. بعد از آن کنفرانسی بینالمللی در مورد رایانههایی که به اشخاص با نیازهای خاص کمک میکنند، برگزار شد. این کنفرانس، منجر به علاقه قابل توجهی به طرح دی زی شد.
همانطور که اشاره شد در ابتدا، دی زی به عنوان سیستم اطلاعات صوت محور دیجیتال در سوئد، کتابخانه ملی کتابهای گویا و بریل سوئد(2)، توسعه یافت تا نیازهای کاربران کاست کتاب گویا را برآورده کند. کیفیت نامطلوب صدا، پخش طولانی و رسانههای دستی و عدم سازگاری کتابهای
گویای امانت گرفته شده، نگرانیهای اصلی خوانندگان حرفهای کتابهای گویا بودند. مشارکت کاربر در سراسر فرایند توسعه، یکی از ویژگیهای توسعه دی زی بود.
در سال ۱۹۹۴، کتابخانه ملی کتابهای گویا و بریل سوئد و کتابخانه لبی رینتن(1)نمونه اولیهای از کتاب گویای دیجیتال پی سی(2)محور در کنفرانس آی سی سی اچ پی(3)در وین(4)ارائه کردند. در اوایل دسامبر ۱۹۹۵، زوریتا،(5)دبیر کل اتحادیه جهانی نابینایان در نشست مقدماتی، با شور و شوق، خواستار ایجاد کنسرسیوم دی زی شد. توسدو(6)در یومگای،(7)یاپ(8)در هلند، بیجورک(9)و نورداستروم(10)در سوئد و دیگران توسعه دی زی را بسیار مورد حمایت قرار دادند.
از چندین عضو بخش کتابخانههای نابینایان در تورنتو در سال ۱۹۹۵ بازدید شد و موافقت شد تا استانداردهای بینالمللی کتابهای گویای دیجیتال توسعه یابد و قرار شد کتابخانه لبی رینتن در سوئد و شینانوکنسیسو(11)در ژاپن آنها را به تلاش برای توسعه استاندارد کتاب گویای دیجیتال باز و غیر اختصاصی تشویق کنند. معاهده توسعه استاندارد کتاب گویای دیجیتال به طور موفقیتآمیزی در جلسهای در کنفرانس عمومی ایفلا در ۱۹۹۵ استانبول بدست آمد. جلسه به این نتیجه رسید که یک استاندارد بینالمللی را در طی دو سال ایجاد کند.
بر اساس توافق اولیه کتابخانه ملی کتابهای گویا و بریل سوئد و مؤسسه ملی سلطنتی نابینایان(12)و سازمان کتابخانههای ژاپنی برای نابینایان، همچنین تولیدکنندگان، لبی رینتن، شنیانوکنیسیو، نمونه آزمایشی بینالمللی دی زی با یک دستگاه پخش اولیه ایجاد شد تا نیازمندیهای کارکردی افراد دچار معلولیتهای چاپ شناسایی شود. دولت ژاپن این بودجه را تأمین کرد. نمونه آزمایشی جهانی با مشارکت ۱۰۰۰ نابینا و معلول دیداری در ۳۰ کشور در ۵ قاره از جمله در مناطق در حال توسعه انجام شد. نتیجه خیلی روشن بود: افراد شکایات بسیاری در مورد سیستم نمونه اولیه داشتند اما در نهایت به توسعه استانداردهای دی زی ابراز تمایل کردند(13).
1) . Labyrinten AB
2) . PC (personal Computer)
3) . ICCHP
4) . Vienna
5) . Zurita
6) . Toucedo
7) . umguay
8) . Yapp
9) . Bjork
10) . Nordstrom
11) . Shinanokensico. Ltd
12) . Royal National Institute of Blind People
13) . امکانسنجی به کارگیری دی زی، زهرا آقایی، پایان نامه کارشناسی ارشد، زیر نظر سعید رضایی شریف آبادی، دانشگاه الزهرا، 1390، ص 12-14.
از اینرو دیزی با حداقل امکانات کارش را آغاز کرد و طی چند دهه توانست امکاناتی برای روشندلان فراهم آورد تا بتوانند به راحتی پیام خود را با دیگران به اشتراک گذاشته، بخوانند، بنویسند و با جهان، ارتباطات وسیع برقرار کنند.
در ایران و جهان اسلام هم اجرای چنین طرحی شدنی است. البته بر خلاف عقیده برخی، کپی برداری از دیزی صحیح نیست و باید شیوهای متناسب با اقتضائات بومی و ملی و مذهبی خودمان طراحی کنیم.
هم اکنون در برخی از کشورهای اسلامی، فعالیتهایی جهت راهاندازی سیستمهای دیجیتال در جریان است. برای نمونه در مالزی در ۲۷ شعبان ۱۴۳۴ (یولیو ۲۰۱۳م) مراسم جشنی با حضور شخصیتهای قرآنی به منظور کامپیوتری کردن قرآن به خط بریل و راهاندازی شبکه قرآن بریل برپا کردند(1).
لازم است مدیران این جریانها در کنار هم تجمع و نشست داشته باشند و با تعامل و هم اندیشی شبکه دیجیتال سراسری برای جهان اسلام برای نابینایان را راهاندازی نمایند.
نتیجه: علت مهم در کُندی پیشرفت بریل اقتصادی نبودن، حجیم بودن، قابل حمل و نقل نبودن و موارد دیگر امثال اینها است. اما با هزینه اندک میتوان همه این اشکالات را برطرف نمود و شبکه فعال قرآن بریل در سراسر کشور راهاندازی میشود و نابینایان از طرق مختلف مثلاً موبایل میتوانند استفاده کنند. با فراگیر شدن بریل و قابل استفاده شدن آن میتوان متون قرآنی شامل ترجمهها و تفسیرها و علوم قرآنی را با این شبکه منتشر و در نتیجه فرهنگ مذهبی را گسترش داد.
1) . نشریه تلاوة (کوالالامپور مالزی)، 27 شعبان 1434ق، ص21.
کشورهای اسلامی غیر از ایران به ترتیب الفبای نام آنها، از نظر تولید قرآن بریل در اینجا بررسی خواهند شد و وضعیت آنان از نظر پیشرفت، و مرکز تولیدکننده قرآن بریل و دیگر مسائل و جوانب قرآن بریل تجزیه و تحلیل میشود.
مدرسه نور اقدام به چاپ قرآن به خط بریل از softcopy نموده است. این قرآن در شش جلد چاپ شده، دست دوز با پوشش آبی رنگ، وزن آن هشت کیلوگرم و در یک کیسه برای حمل و نقل آسان بستهبندی شده است. قیمت (هدیه) برای این مجموعه کامل قرآن R500.00 به استثنای هزینه پستی است. تولید آن به شرکتی در خارج از کشور سپرده شده است.
درخواست کنندگان سفارش خود را به این آدرس بفرستند. Braille@mnblind.org
در این کشور، مرکزی به نام جمعیة المحافظة علی القرآن چندین سال است فعال است. کار عمده این مرکز، نشر قرآن کریم به خط بریل و پخش رایگان بین افراد نابینا است. یکی از اقدامات نیک این جمعیت، پخش قرآن بریل در فلسطین اشغالی و برای آحاد نابینایان و اهداء 100 دوره از آن به دانشگاه قدس. همچنین دورههای بسیار را در کشورهای مختلف بین روشندلان مسلمان توزیع کرده است.
این قرآن پنج جلدی و قطع آن خشتی بزرگ با صحافی نفیس و زیبا است. هزینههای این طرح از طریق نیکوکاران و واقفین تأمین میشود. اما اگر غیر نابینایان نیاز به این قرآن داشته باشند به آدرس زیر تماس گرفته و با پرداخت مبلغ دویست دلار به علاوه هزینههای باربری، آن را دریافت خواهند کرد:
کارنامه: قرآنهای چاپ اردن دارای این ویژگیها است:
«أن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد الأول
1999
من سورة الفاتحة إلی سورة النساء
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
تلیفاکس:
96253936477
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل الشامل أصدار دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد الثانی
1999
من سورة المائدة إلی سورة التوبة
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
تلیفاکس:
96253936477
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل العربی
أصدار: دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد الثالث
1999
من سورة یونس إلی سورة الکهف
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
تلیفاکس: 96253936477
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل العربی
أصدار: دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد الرابع
1999
من سورة مریم إلی سورة العنکبوت
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
تلیفاکس:
96253936477
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل العربی
أصدار: دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد الخامس
1999
من سورة الروم إلی سورة الجاثیة
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
تلیفاکس:
96253936477
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل العربی
أصدار: دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
«إن هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
القرآن الکریم
بنظام برایل
المجلد السادس
1999
من سورة الأحقاف إلی سورة الناس
إِصدار
جمعیت المحافظة علی القرآن الکریم
الزرقاء: الأردن
بالتعاون مع دار حوسبة النص العربی
جبل عمان - الدوار الثانی
عمان: الأردن
طبع علی الکمبیوتر
باستخدام برنامج مترجم برایل العربی
أصدار: دار الحوسبة النص العربی
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
گزارش فعالیتهای قرآنی در عرصه بریل: یکی از کشورهای پیشگام در عرصه چاپ و نشر بریل علی الخصوص متون مذهبی کشور اردن میباشد. این کشور نه تنها در زمینه چاپ و نشر بریل بلکه در دیگر موضوعات معلولین بسیار فعال است. از جمله فعالیتهای این کشور میتوان به تبدیل متون به زبان اشاره و ارائه مدرنترین وسائل و لوازم توانبخشی و همچنین چاپ قرآن کریم به خط بریل اشاره کرد. از آنجا که بحث ما پیرامون قرآن کریم است، لذا ما فقط به تبیین ویژگیهای قرآنهای بریل چاپ این کشور میپردازیم. یکی از نهادهایی که به چاپ و نشر قرآن کریم اهتمام ورزیده جمعیت محافظة علی القرآن الکریم است. این مرکز با همکاری دار حوسبة علی النص العربی اقدام به چاپ قرآن به خط بریل نموده و قرآنهای خود را به سراسر جهان به خصوص کشورهای عربی ارسال مینماید. این قرآنها به روایت حفص از عاصم میباشند و زیر نظر اساتید مجرب قرآنی اعم از حفاظ و قرّاء و اساتید خط به خصوص اساتید خط بریل به دفعات تصحیح و ویرایش شده است. هدف از انتشار این دوره از قرآن کریم کمبود یک قرآن استاندارد در سطح جهانی و تقاضای فراوان نابینایان
بوده است. برای روشنتر شدن ویژگیهای این دوره به برخی خصوصیات آنها اشاره میکنیم. در ابتدا باید اذعان کرد که این قرآنها نسبت به قرآنهای منتشر شده در ایران در برخی موارد تفاوتهایی دارند که در این مبحث به آنها خواهیم پرداخت. اول اینکه این قرآنها در شش مجلد به طبع رسیدهاند و بسیار قطور و حجیماند. از جلدهای گالینگور استفاده شده که با توجه به حجیم بودن این قرآنها جلدهای گالینگور توان نگهداری این قرآنها را ندارند و از جلدشان جدا میشوند. به علاوه این که حمل و نقل این قرآنها بسیار مشکل است. نوع کاغذ و نقاط برجسته بسیار مناسب و با کیفیت است و نسبت به قرآنهای ایران از ماندگاری بیشتری برخوردار است. و این امتیاز بسیار مهمی به شمار میآید. شماره صفحات در هر جلد از 1 شروع و تا... ادامه مییابد و فقط صفحه مربوط به مشخصات چاپ و نشر شماره ندارد که در اولین صفحه بریل قرار گرفته است. از صفحه بعد یعنی دومین صفحه بریل قرآن کریم شامل شماره جزء، شماره و نام سورهها، مکی و مدنی بودن سُوَر و تعداد آیات مندرج در هر سوره آغاز میشود. البته این موارد در آغاز هر سوره نیز مندرج است. در سر صفحهها نیز شماره جزء و نام سورهها درج شدهاند و چنانچه در یک صفحه دو یا سه سوره آورده شده باشد هر دو یا سه سوره در سر صفحهها مندرج گردیدهاند. در پایین صفحات هم شماره هر حزب آورده شدهاند.
پس از پایان هر جزء، جزء بعدی با یک سطر از جزء قبلی فاصله میگیرد. هر آیه نیز در یک پاراگراف قرار دارد و شماره آیات پس از پایان آیات مندرج شدهاند. تمامی علائم وقف، ضبط و احزاب و اجزاء در این دوره از قرآن درج گردیده است؛ اما نکته مهمی که کاملاً مشهود است و آن را از قرآنهای چاپ ایران متمایز میکند این است که در تعریف برخی از علائم در بریل تفاوتهایی وجود دارد که به نظر بنده مناسبتر از علائم قرآنهای ایران است. برای اطلاعات بیشتر به این علائم به اختصار اشاره میشود 1- وقف ممنوع قرآنهای ایران نقاط 2 3 5 6 قرآنهای اردن داخل پرانتز نقاط 1 2 3 6. 2- علامت وقف جائز: قرآنهای ایران نقطه 5 قرآنهای اردن نقطه 2. 3- علامت وقف جائز با جواز وصل: قرآنهای ایران نقاط 5 6 و قرآنهای اردن نقاط 2 3. 4- علامت وقف جائز با جواز وقف: قرآنهای ایران نقاط 3 6 و قرآنهای اردن نقاط 2 5 6 و نقطه 3 در کنار هم. 5- علامت تعانق یا وقف دو طرفه: قرآنهای ایران 3 6 3 6 قرآنهای اردن نقاط 3 6 3 6 3 6 3 6. 6- علامت سکت: قرآنهای ایران نقاط 2 5 2 5 قرآنهای اردن داخل پرانتز س 7 علامت سجده قرآنهای ایران داخل پرانتز س و قرآنهای اردن السجدة 8- ربع حزب: قرآنهای ایران نقاط 5 6 و 1 2 3 5 و 2 5 6 در کنار هم و قرآنهای اردن نقاط 3 4 5 6. 9- نصف حزب: قرآنهای ایران نقاط 5 6 و 1 3 4 5 و 2 5 6 در کنار هم و قرآنهای اردن نقاط 3 4 5 6 دو مرتبه در کنار هم. 10- ثلث حزب: قرآنهای ایران نقاط 5 6 و 1 4 5 6 و 2 5 6 و قرآنهای اردن نقاط 3 4 5 6 سه مرتبه در کنار هم.
با توجه به این اطلاعات قرآنهای ایران در سه مورد علامت جزء، حزب و وقف لازم با هم مشترکند. از دیگر تمایزات قرآنهای اردن میتوان به موارد دیگری هم اشاره کرد. از جمله این که در این دوره پس از پایان هر جلد فهرست بر اساس شماره و نام سُوَر، مکی و مدنی بودن و شماره صفحات و همچنین تعریف علائم کاربردی در بریل قید گردیدهاند؛ ولی در پایان جلد ششم علاوه بر موارد فوق پیشگفتار ظ «تعریف بهَذا المصحف درج شده است. این قرآن همانطور که در پیشگفتار آمده است
ترکیبی از شیوه عثمان طه و رسمالخط بریل است ولی با توجه به این که اساتید به نامی در تصحیح و ویرایش این قرآنها نقش داشتند لذا هنوز هم اغلاطی در متن و جایگزینی علائم مشاهده میشود که امیدواریم برطرف شود.
جمهوری ازبکستان به عنوان سومین کشور جهان، قرآن کریم را به خط بریل چاپ و منتشر کرد. به گزارش مرکز خبر و اطلاعرسانی جامعة المصطفی، چاپ و انتشار این نسخه از قرآن، هم اکنون، امکان و زمینه دسترسی 000/24 مسلمان نابینا به آن را فراهم آورده است. شایان ذکر است، دو مسجد ویژه ناشنوایان در تاشکند، پایتخت ازبکستان و مدارس شبانهروزی و کتابخانههایی ویژه نابینایان و ناشنوایان این کشور وجود دارد و هم اکنون دولت این کشور در حال توزیع کتب و نسخههای قرآن به خط بریل در این مکانهاست. گفتنی است دولت ازبکستان تصمیم دارد این تجربه را در استان و مناطق دیگر این کشور نیز اجرا کند.
وزارت امور دینی و وقف الجزایر اقدام به چاپ و انتشار قرآن کریم به خط بریل کرد. روزنامه المجاهد چاپ الجزیره روز پنجشنبه نوشت: قرآن کریم برای نخستین بار در این کشور به خط بریل در شش جلد در اختیار نابینایان قرار میگیرد.
عبداللّه تأمین مسئول ارتباطات وزارت امور دینی و وقف الجزایر در این زمینه گفت: قرآن کریم با خط بریل در 10 هزار نسخه برای علاقهمندان در داخل و خارج چاپ شده است.
این وزارتخانه پیشتر نیز اقدام به انتشار لوحهای فشرده از قرآن کریم و نیز ترجمه کتاب آسمانی اسلام به شش زبان زنده دنیا کرده است.
این کشور در جنوب شرقی قاره آسیا واقع است و از مجمع الجزائری با بیش از یک هزار و جمعیتی بیش از 250 میلیون نفر تشکیل شده است. جمعیت آن بیشتر مسلمان میباشند. سه میلیون نابینا و کم بینای شدید در این کشور زندگی میکنند و نیازمند حمایت فرهنگی و بستههای کتابهای دینی به ویژه قرآن بریل میباشند.
در ماه رمضان 1434ق/ 2014م مؤسسه BAPA با همکاری) (ymR) yaxasan Makfufin Radhatul مدرسه شبانه روزی نابینایان مسلمان در جاکارتا)، قرآن به خط بریل بین مسلمانان نابینا در سراسر اندونزی توزیع شد. این قرآن 30 جلد است و با ماشینآلات چاپ بریل پیشرفته، چاپ و صحافی شده است. این پروژه حدود 2 میلیارد روپیه اندونزیایی یا 000/166 دلار برای هر دوره قرآن بریل 166 دلار خرج و با هزینههای جنبی آن حدود 200 دلار هزینه داشته است.
نیز در رمضان سال 2011م پروژه (wakaf) در اندونزی با حمایت BAPA اجرا شد و دهها دوره از قرآن بریل بین نابینایان پخش گردید. اما هم اکنون BAPA درصدد است با تثبیت منابع مالی، هر سال 1000 دوره قرآن تولید و بین نابینایان اندونزی پخش کند. مسئولیت این پروژه بر عهده ymR است. مسلمانان متمول سنگاپور متعهد شدهاند، بخش مهمی از هزینههای این پروژه را تأمین کنند.
مؤسسه BAPA اعلام کرده هر مسلمان سنگاپوری میتواند از این پروژه به سه صورت حمایت کند: 350 دلار، 1000 دلار یا 3000 دلار بپردازد و در 2 یا 6 یا 18 دوره قرآن بریل سهیم باشد. یعنی در ثواب آن سهم داشته و نامش هم روی این دورهها ثبت میشود.
BAPA هم اکنون یک دستگاه چاپگر بریل دارد که در روز قادر به تولید یک دوره قرآن است ولی درصدد است سه دستگاه دیگر خریداری کند و بر سرعت تولید 1000 دوره قرآن بریل بیفزاید.
این چاپگرها از کشور سوئد تهیه شده و هر چاپگر را 15000 دلار خریداری کردهاند. البته BAPA اعلام کرده هر کس میتواند این چاپگر بریل را خریده و وقف تولید قرآن بریل نماید.
ymR مجتمع شبانهروزی نابینایان مسلمان در جاکارتا است که توسط مرحوم حلیم سوله و شرکت او به نام USTZ در سال 1983م تأسیس شد. خود حلیم سوله نابینا و معلم مذهبی بود. همکار حلیم، خلیف نور بود که در شکلگیری این مجتمع سخت فعالیت کرد.
همچنین حلیم سوله در خانه خود تلاشهای قرآن برای کودکان و نوجوانان نابینا دایر کرد. وزیر امور مذهبی به نام Sagjali muna wir در سال 1992م از فعالیتهای حلیم بازدید کرد و با تصویب پروژه و شیوه آموزشی او، یک ملک 700 متری برای احداث بنیاد پیشرفتهتری به او اختصاص داده شد. همزمان از 1992م قرآن بریل در باندونگ تولید و به جاکارتا حمل میشد و در آنجا بین مسلمانان پخش میگردید. اما در 1999 با خرید چاپگر بریل، کار تولید قرآن بریل در جاکارتا آغاز شد.
قرآنهای بریل علاوه بر پخش رایگان در مدارس نابینایان و اهدا به خود روشندلان، به مردم عادی هم فروخته میشود و درآمد حاصله مصرف گسترش چاپ و پخش قرآن بریل میگردد.
گزارش دیگر درباره قرآن بریل در اندونزی: به گزارش رحماء به نقل از پایگاه اطلاعرسانی «الجزیره نت»، انجمن آموزش تلاوت قرآن کریم به نابینایان که به نام «ابن أم مکتوم فویس» مشهور است، از جمله انجمنهایی است که در این کشور در زمینه آموزش قرآن به نابینایان فعالیت میکند.
این انجمن در سال 2007 میلادی تأسیس شده و هدف اصلی آن آموزش تلاوت قرآن کریم به روشندلان، فراهم آوردن نسخههای قرآن کریم به خط بریل برای آنان و همچنین، اقدام به چاپ نسخههای قرآن به خط بریل است.
این انجمن از زمان تأسیس تا سال گذشته میلادی توانسته است که حدود 2700 نسخه از قرآن کریم به خط بریل را برای جمعیت 3 میلیونی نابینایان اندونزی منتشر کند که این نسخههای قرآن به صورت رایگان در میان نابینایان ایالت «جاوه» اندونزی توزیع شد.
«دانی نور الرحمن»، مسئول بخش خدمات انجمن آموزش تلاوت قرآن کریم به نابینایان «ابن أم مکتوم فویس» اندونزی، در این باره گفت: کمبود مدرس و مربیان آموزش قرآن و همچنین، هزینه بالای نسخههای قرآن به خط بریل از مهمترین مشکلات و چالشهایی است که روشندلان این کشور برای یادگیری قرآن با آن مواجه هستند.
بر اساس آمار وزارت بهداشت اندونزی، تعداد نابینایان این کشور حدود سه میلیون نفر است که در این میان تنها 150 هزار نفر آنان قادر به خواندن به خط بریل هستند و تاکنون حدود 10 هزار نسخه قرآن به خط بریل در میان آنها توزیع شده است.
بوسنی و هرزه گوین: دفتر نابینایان و کمبینایان (مکتب الاعمیین و قلیلی البصر) از مراکزی است که توسط دولت عربستان سعودی پشتیبانی مالی میشود. این دفتر در 5 سال اخیر نخست قرآن کریم را به زبان بوسنیایی ترجمه کرد. یکی از مترجمان مشهور به نام بسیم کورکوت Besim Korkut مسئولیت ترجمه را بر عهده داشت و آن دفتر این ترجمه را منتشر کرد. سپس متن قرآن کریم و نیز ترجمه بوسنیایی آن را با خط بریل در بیست جلد منتشر کرد. این اثر رایگان در اختیار مراکز و شخصیتهای نابینایان در بوسنی و هرزه گوین قرار گرفت. در جشن رونمایی که در سال 1434 در سارایوو، مرکز فرهنگی ملک فهد برپا شد، گفته شد این پروژه 80 هزار یورو هزینه داشته است. یعنی حدود چهارصد میلیون تومان.
در سال 2012م برای نخستین بار قرآن به خط بریل و به زبان تاجیکی توسط مرکز اسلامی در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان منتشر شد و در اختیار نابینایان قرار گرفت. سعید مکرم عبدالقادر زاده رئیس مرکز اسلامی و رئیس شورای نهاد معنوی علما این اقدام را بسیار مؤثر و مهم دانست.
این قرآن در نه جلد و توسط یک شرکت خصوصی در شهر دوشنبه تولید و عرضه شده است. غیر از قرآن برخی کتب مذهبی اسلامی مثل منابع ادعیه و مناجاتها و احادیث بریل شده است. همچنین برای دانشجویان رشته زبان عربی، قرآن بریل عربی هم تولید و به آنان اهداء شده است.
همو در گزارش خود گفت در تاجیکستان، 9000 نابینا و کمبینا زندگی میکنند و 15 درصد آنان خط بریل را آموزش دیده و میتوانند متون بریل را مطالعه کنند. البته از طریق آموزش و پرورش و نیز دانشگاهها، آموختن بریل در حال گسترش است.
ترکیه: در ترکیه چند مرکز بریل قرآن فعال است. یکی از آنها بیازای است. نام انگلیسی آن چنین است: Beyazay Associotion of Turkey
این مؤسسه به نشر قرآن کریم به خط بریل اقدام کرده است. آدرس سایت آن او اینگونه است:
www.beyazay.org.tr
این مؤسسه در کنفرانس بینالمللی قرآنهای بریل که در بهمن 1391 در استانبول برگزار شد، به عنوان نماینده دولت ترکیه شرکت داشت.
دکتر نجمالدین اوزون اوغلو با اصالت ترکیهای سالها است در دانشگاههای آمریکا تدریس میکند.او کتابی با عنوان معانی القرآن الکریم به زبان انگلیسی تألیف و منتشر کرد. این کتاب در طی یک سال با مساعدت ده نفر دستیار به اتمام رساند. سپس آن را با خط بریل هم در 8 جلد و ده هزار صفحه منتشر کرد.
ویژگی و اهمیت این کتاب در چند چیز است:
1- نخستین فرهنگنامه قرآنی که به سبک مدرن است که با خط بریل منتشر شده است.
2- نخستین فرهنگنامه قرآن در زبان انگلیسی است.
3- علائم بریل قرآن به زبان انگلیسی نخست باید تألیف و ساماندهی میشد سپس این کتاب بر اساس آن علائم شکل میگرفت و گویا چنین کردهاند.
افتتاح مرکز حفظ قرآن نابینایان در ترکیه: به گزارش خبرگزاری ایسنا، به نقل از پایگاه اینترنتی الیوم السابع، حزب عدالت و توسعه حاکم بر ترکیه اولین مرکز تخصصی حفظ قرآن کریم برای دانشآموزان نابینا را افتتاح کرد. وجود قرآنهایی با خط بریل، مخصوص نابینایان، آموزش و یادگیری و حفظ قرآن را برای معلمین و دانشآموزان این مرکز آسان میکند. در بیانیه منتشر شده در سایت رسمی حزب عدالت و توسعه آمده است: این مرکز در منطقه قیصری واقع در مرکز ترکیه تأسیس شده است و تأکید بر خط بریل در این مرکز برای تسهیل روند یادگیری کسانی است که از نعمت بینایی محروم هستند.
با شروع فصل تابستان و اوقات فراغت، صدها کودک برای یادگیری قرآن و علوم دینی در مساجد حضور یافتهاند و مساجد منطقه قیصری پر از کودکانی است که مشغول یادگیری احکام قرآن و چگونگی قرائت صحیح قرآن هستند.(1)
چاپخانه بریل به منظور چاپ کتابهای اسلامی برای مسلمانان نابینای روسیه و کشورهای مشترک المنافع در مسجد قازان راهاندازی شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی Islam.ru، این چاپخانه بریل مجهز به مدرنترین تجهیزات چاپ برای تولید کتابهای با کیفیت برای تأمین نیازهای مسلمانان نابینا است. این چاپخانه به صورت آزادانه به چاپ کتابهای دینی برای مسلمانان روس خواهد پرداخت.
رابرت مینولین، نائب رئیس شورای دولتی جمهوری تاتارستان اعلام کرد: تأسیس این چاپخانه یک اتفاق تاریخی است و این اقدام مسجد قازان الگویی است که باید از آن پیروی شود.
یکی از مشکلاتی که جامعه نابینایان با آن مواجه هستند، دشواری دسترسی یا عدم دسترسی آنان به کتابهای موجود در بازار است.
1) . خبرگزاری ایسنا، 23 تیر 1392.
تأسیس این چاپخانه میتواند تا حد زیادی مشکلات نابینایان روس برای دسترسی به منابع اسلامی را برطرف کند.
یکی از کشورهای فعال در عرصه خط بریل و قرآن به خط بریل و خدماتدهی به معلولان، عربستان سعودی است. نهاد «خادم الحرمین الشریفین» به عنوان اصلیترین نهاد سیاسی و فرهنگی در این کشور، متصدی و متکفل چاپ و نشر قرآن بریل و قرآن گویا است. این نهاد مرکزی برای این منظور راهاندازی کرده به نام «مطابع خادم الحرمین الشریفین لطباعة القرآن الکریم بطریقة برایل» یعنی «چاپخانه خادم حرمین برای چاپ و نشر قرآن کریم به روش بریل». دفتر مرکزی آن در ریاض مستقر است. این چاپخانه قرآن بریل را در تیراژ وسیع منتشر و رایگان در داخل عربستان و خارج این کشور منتشر و پخش میکند. هدفش این است که نابینایان مسلمان در سراسر جهان قرآن بریل داشته باشند. هر سال تعداد زیادی از قرآن بریل در حرم مکه و حرم نبوی برای استفاده نابینایان و کمبینایان استفاده میشود.
قبلاً نام این مرکز «مطابع المکتب الاقلیمی لشؤون المکلفوفین لطباعة لخط برایل» بود و در سال 1412ق به مطابع خادم الحرمین الشریفین لطباعة القرآن الکریم تغییر یافت. و در سال 1416ق «مطابع خادم الحرمین الشریفین» تحت اشراف و نظارت آموزش استثنایی که در عربستان «اداره العامة لتربیة الخاصه بالوزارق قرار گرفت.
علاوه بر چاپ و نشر قرآن کریم این نهاد، مجله الفجر به خط بریل را به صورت ماهانه در عربستان و در کشورهای دیگر هم منتشر میکند. این مجله دینی و فرهنگی است.
این مرکز در سالهای اخیر به تجهیز تمامی مدارس و ادارات نابینایان پرداخته و همه وسایل آنها را کامپیوتری کرده است. انواع مبدلها و پرینتهای الکترونیکی و کامپیوتری را نصب کردهاند.(1)
گرایش اسلام: دکتر الموسی از کارشناسان آموزش استثنایی در عربستان سعودی است که تاکنون چند اثر در این باره منتشر کرده است. او در ابتدای گزارش «جهود المملکة السعودیة فی طباعة القرآن بطریقة البرایل» درباره علت توجه به معلولین و نابینایان در اسلام مطالب مهمی نوشته است. خلاصهای از مطالب او را اینجا میآورم:
اسلام بر مساوات بین همه اقشار مردم تأکید مینماید و حسب، نسب، قدرت جسمی و تواناییهای عقلی و جسمی را ملاک برتری نمیداند. بلکه فقط ارزشها و تقوا را عامل برتری میشمارد. از اینرو بین معلول و غیر معلول تمایز و تبعیض نیست.
به همین دلیل معلولان سریع جذب اسلام شدند و در پیشبرد اهداف این دین جدید فعالانه کوشیدند.
اسلام برای معلولین حقوق طبیعی قائل شده و دولت اسلامی موظف بود حقوقشان را ادا کند. به طوری که کسی حق نداشت به آنان توهین کند یا آنها را تحقیر نماید حتی در حدّ رو برگرداندن.
1) . ادارة العوق البصری، ص 13-16.
عمر بن عبدالعزیز از خلفای صدر اسلام دستور داد معلولین سرشماری شوند و نیازهای آنها ثبت گردد و او برای هر نابینا، همراه و برای هر زمینگیر، یک نفر مستخدم قرار داد.
فقط مسلمانان درباره وضع مطلوب معلولین در صدر اسلام، مطلب ننوشتهاند، بلکه پژوهشگران خارجی هم نکات مهمی گفتهاند. برای نمونه kirtley (1975) مینویسد: معلولان در دوره اسلامی، وضعیت زندگی مطلوبی داشتند و رفاه و معیشت آنان بسیار بهتر از اروپا بود. Ross (1951) مینویسد: نابینایان در زمان حاکمیت محمد در سده 7م موفقیتهایی به سوی نور و خوشبختی داشتند. وضعی که دورهها ندیده بودند.
Farrell (1956) میگوید: دانشگاه الازهر اولین مرکز آموزشی عالی بود که درهایش را از هزار سال قبل به سوی نابینایان گشود.(1)یعنی از هزار سال قبل، نابینایان در کنار بینایان به آموختن و حتی تدریس پرداختند.(2)این در شرایطی بود که در اروپا و دیگر مناطق جهان معلولین مجال و جایگاهی برای آموزش نداشتند.
تاریخ تحولات آموزش استثنایی: آموزش و پرورش ویژه معلولین به اسم معاهد النور للمکفوفین از 1380ق در عربستان آغاز شد. وزارت تعلیم در این کشور، نظام ویژه برای معلولین پیریزی کرد که در 12 سال در مدارس ویژه، تحصیل کنند و سپس به دانشگاه بروند. ویژگیها و شرایط این نظام در مقاله «اداره العوق البصری» آمده است.
پس از چاپ و نشر قرآن بریل و استفاده این قرآن در مراکز آموزشی و پژوهشی در عربستان و ظهور پارهای مشکلات در کتابت و غیره، دولت عربستان در 1420 لجنهای متشکل از 12 نفر (شامل 9 نفر نابینا و 3 نفر بینا که همگی در خط بریل تبحر و تخصص داشتند تعیین کرد تا به چاپ و نشر قرآن بریل و ایجاد وحدت رویه در چاپهای مختلف این قرآن و رفع مشکلات و سپس تدوین آییننامه جامع برای همه چاپخانهها و مراکز قرآنی و انتشاراتیها بپردازند.(3)این لجنه هم اکنون به اسم «لجنه اعادة طباعة القرآن الکریم بخط برایل» مشهور است. یعنی شورای بازنگری در چاپ قرآن بریل. و تاکنون چند پژوهش درباره مشکلات قرآن بریل در زمینه کتابت یا املاء انجام داده، کتابهایی را منتشر کرده و چند همایش و نشستهای هماندیشی برگزار کرده است.(4)
مراکز و مؤسسات: نهادهای فعال در زمینه معلولان در عربستان سعودی عبارتاند از:
این مرکز دولتی است و در سال 1416ق تأسیس شد.
مطابع خادم الحرمین الشریفین لطباعة القرآن الکریم بخط برایل بالریاض
المرکز السعودی لتدریب الکفیفات بالاردن
المعهد السعودی البحرینی للمکفوفین بالبحرین
جمعیة ابصار بجدة
جمعیة العوق البصری ببریدة
جمعیة المکفوفین الخیریة بمنطقة الریاض(1)
معاهد النور
چاپخانه بریل: مطبعه (چاپخانه) الملک فهد للمصحف الشریف که اصلیترین مرکز چاپ و نشر قرآن کریم در این کشور است، قرآنی با عنوان المصحف الشریف بطریقه بریل در قطع خشتی بزرگ و شش جلد در ده سال قبل عرضه کرد و در اکثر مناطق جهان منتشر نمود.
دکتر ناصر علی الموسی رئیس مطابع خادم الشریفین لطباعه المصحف الشریف (چاپخانههای ملک فهد برای چاپ قرآن کریم) در گفتوگویی با خبرگزاری شرق اوسط گفت: این قرآن شش جلدی رایگان برای همه نابینایان در داخل عربستان و خارج آن ارسال شده است. به ویژه طلاب علوم دینی، خطبا و ائمه جمعه و جماعات و مبلغین دینی در اولویت میباشند. وی متذکر شد مسئولیت چاپ و توزیع این قرآن بر عهده مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف (در مدینه منوره) گذاشته شده است.
یکسان سازی: لویس بریل در 1829م خط بریل را نهایی و آماده استفاده کرد. و در 1878 یعنی حدود پنجاه سال بعد خط بریل را یک نفر انگلیسی به نام لُوِل Loveel به مصر برد. ولی برخی از راست و برخی از چپ مینوشتند و تشتت بسیار در نگارش و کتابت بریل وجود داشت تا اینکه یونسکو در 1951م مؤتمری در بیروت (لبنان) برپا کرد و برای اتحاد رویه و وحدت کتابت و استفاده از بریل دستورالعملهایی بحث و تصویب شد. پس از آن در سال 1380ق با افتتاح معهد نور للمکفوفین راه برای وحدت رویه و اتخاذ یک شیوه هموار گردید.(2)
با توجه به این اخبار، سابقه بریل و چاپ قرآن بریل در عربستان به حدود پنجاه سال باز میگردد. از این رو این خبر زیر که ایسنا منتشر کرد درست نمیباشد:
رونمایی از اولین قرآن به خط بریل در عربستان: برای اولین بار نسخه کامل قرآن به خط بریل در عربستان تألیف شد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، هنرمندان عربستانی جهت ارائه خدمات به نابینایان، اولین قرآن به خط بریل را به طور کامل تألیف و چاپ کردند. به گزارش شبکه خبری الیوم السابع، تاکنون شش نسخه از این قرآن در عربستان توسط چاپخانه مسجدالحرام به صورت رایگان، برای کمک به نابینایان در اختیار کتابخانهها و مؤسسههای مختلف قرار گرفته است. مرکز چاپ ملک فهد کار چاپ نسخههای بعدی این مصحف را برای نابینایان بر عهده گرفته است.(3)
کتاب صوتی: نابینایان علاوه بر کتب بریل، به کتب گویا هم نیاز دارند و عربستان سعودی تشکیلات وسیع و به روز برای این منظور ایجاد کرده است. اسم این تشکیلات المکتبة المرکزیة الناطقة است.
در این اداره، استودیویی هست و کتابهای مورد نیاز نابینایان را به صوتی تبدیل میکنند. نیز برخی آثار به روش کامپیوتری گویا میشود و روی وسایلی مثل MP3 پخش میشود.
مرکز تولید وسایل آموزشی: اداره آموزش استثنایی مرکز دیگری راهاندازی کرده به اسم «مرکز انتاج الوسائل التعلیمیة» و تمام نیازمندیهای دانشآموزان و محصلان را تهیه و رایگان در اختیار آنان قرار میدهد.(1)
وزارت اوقاف و امور اسلامی قطر نسخههایی از قرآن به خط بریل را در مساجد این کشور توزیع میکند.
به گزارش رحماء وزارت اوقاف و امور اسلامی قطر با همکاری اتحادیه مربوط به امور روشندلان این کشور اقدام به چاپ 100 نسخه از قرآن کریم به خط بریل کردهاند.
60 نسخه از نسخههای چاپ شده برای استفاده روشندلان در مساجد قطر توزیع میشود و بقیه نسخهها فعلاً نزد وزارت اوقاف و امور اسلامی باقی میماند.
دکتر غیث مبارک علی عمران الکواری، وزیر اوقاف و امور اسلامی قطر روز گذشته با دکتر خالد علی النعیمی، رئیس اتحادیه امور روشندلان دیدار کرده و در این باره با یکدیگر گفتگو کردند.
بنابر گزارش پایگاه اطلاعرسانی گالف تایمز، در این دیدار دغدغههای این دو سازمان برای رعایت حقوق نابینایان در تمام امور که در اعلامیهها و توافقهای بینالمللی نیز به آنها اشاره شده است به بحث و بررسی گذاشته شد.
اتحادیه امور روشندلان در سال 2007 میلادی از سوی چند مؤسسه عربی در دوحه قطر تأسیس شد.
کویت سایر کشورهای دیگر را برای بزرگداشت روز جهانی خط بریل فراخواند. این کشور بزرگترین چاپخانه کتابهای بریل را در اختیار دارد.
به گزارش بحر نیوز به نقل از خبرگزاری کونا، کویت کشورهای جهان را برای بزرگداشت روز جهانی خط بریل که راه علم، معرفت و خواندن را برای هزاران نابینا هموار ساخته است و بر حروف برجسته استوار است، فراخواند.
4 ژانویه سالروز میلاد لویی بریل مخترع فرانسوی خط بریل است که در سال 1809 میلادی متولد شد و انقلابی را در زندگی نابینایان و کمبینایان ایجاد کرد تا از طریق خطوط برجسته بتوانند بخوانند و بنویسند.
1) . ادارة العوق البصری.
صنیتان المطیری رئیس انجمن نابینایان کویت تأکید کرد: امروز این انجمن همزمان با سالروز تولد لویی بریل کارگاهها و فعالیتهای متنوعی را به منظور بالا بردن آگاهی سطوح مختلف جامعه درباره حقوق نابینایان و میزان استفاده از خط بریل در آموزش آنان برگزار میکند.
وی در ادامه افزود: اختراع خط بریل در برآوردن نیازهای نابینایان برای خواندن و دانش اندوزی نه تنها سهم زیادی داشته است بلکه آنها امروز مانند سایر افراد قادر به خواندن و نوشتن هستند اما با روش متفاوت.
مطیری خاطر نشان کرد: این انجمن به آموزش توجه زیادی داشته است از اینرو چاپخانه ویژهای را مخصوص چاپ کتابهای بریل راهاندازی کرده است که در منطقه خاورمیانه بزرگترین چاپخانه به شمار میآید و نابینایان و اعضای این انجمن به ویژه محصلان و دانشجویان از آن بهرههای زیادی میبرند. در حال حاضر بسیاری از کتابهای فرهنگی در کویت به خط بریل چاپ شدهاند و در سرتاسر این کشور منتشر شدهاند. کویت نیز در چاپ قرآن و توزیع آن پیشتاز بوده است.
بنابر آمار یونسکو، 12 میلیون انسان در سراسر جهان نابینا هستند که متأسفانه تنها حدود 5 درصد آنها با خط بریل آشنایی دارند. بیش از 180 سال از اختراع خط بریل میگذرد، ولی هنوز عده زیادی هستند که خط نابینایان را بینالمللی تصور میکنند.
چاپ قرآن کریم با خط بریل در لیبی: قرآن کریم با خط بریل به همت انجمن نابینایان منطقه «بنغازی» برای نخستین بار در لیبی چاپ و منتشر شد. گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی اخبار لیبی، نوشتن این قرآن جدید در فوریه سال 2003 میلادی آغاز شد و مسئولان اجرایی سرانجام پس از چهار سال و در اوایل ماه سپتامبر جاری موفق به اتمام این اثر ارزشمند دینی شدند. در همین راستا و همزمان با چهل و هفتمین سال تأسیس انجمن نابینایان منطقه بنغازی لیبی، جشن بزرگی با حضور شماری از مسئولان انجمن عمومی اوقاف لیبی و انجمن نابینایان منطقه بنغازی و همچنین گروهی از حافظان قرآن کریم در مقرّ این انجمن برگزار شد. در این مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم، رئیس انجمن انتشارات قرآن کریم به خط بریل در این باره گفت: گروههای مختلفی همچون وزارت اوقاف با نظارت مستقیم انتشارات این انجمن، در چاپ این نسخه قرآنی مشارکت داشتهاند. یادآوری میشود در پایان این جشن، تقدیرنامههای ویژهای به منظور قدردانی از انجمنهای نظارت و بررسی چاپ و نشر قرآن کریم به مسئولان اهدا شد.
مالزی: در این کشور چند مؤسسه در زمینه قرآن بریل فعالیت میکنند. اولین بار در سال 1952م خط بریل توسط انگلستان وارد سرزمین مالزی شد. در آن زمان مالزی مستعمره انگلستان بود. در سال 1999م جمعیه المکفوفین (انجمن نابینایان) در مالزی تشکیل شد و مسلمانان اولین قرآن به خط مالزی را در همین انجمن منتشر کردند. اما این قرآن ضوابط تجوید و رسم الخط را به درستی
رعایت نکرده بودند تا اینکه سازمان شئون اسلامی مالزی (Jakim) با همکاری دانشگاه علوم اسلامی مالزی، ابتدا مبانی و قواعد بریل عربی را ساماندهی کرد سپس قرآن بریل بدون خط بر اساس قرآن با رسم الخط عثمان طه منتشر کرد.
اخیراً یعنی در سال 2013م، سازمان شئون اسلامی با همکاری دانشگاه ملی مالزی (Ukm) درصدد برآمدند بریل را با اینترنت و کامپیوتر گسترش دهند و به اشتراکگذاری را در تمامی مالزی اجرا کنند.
انجمن بریل مالزی Persatuan Braille Malaysia یکی از فعالترین آنها است. این انجمن در همایش قرآن بریل ترکیه (2013 - استانبول) شرکت داشت. اخیراً صفحهای در فیسبوک به زبان انگلیسی به نام پروژه قرآن بریل گشوده و از اعضاء و افرادی که عضو این صفحه میشوند، خواستار ارائه دیدگاهها و نظرات درباره این پروژه شده است. دیگر اقدامات این انجمن عبارتاند از:
1- ایجاد جریانی به نام خدمات نشر بریل Publishing Services Braille؛
به منظور مدرن و فعال کردن نشر بریل در همه عرصهها از جمله قرآن کریم؛ خواستار استفاده از تکنولوژی ارتباطات مثل اینترنت در بریل شده است.
2- این انجمن در سال 2006م همه دوستداران بریل را در مالزی گرد هم آورد و اتحادیه ناشران بریل مالزی را راه انداخت. نام آن به انگلیسی چنین است: Braille Publishing Unit (BPU)
این اتحادیه یکی از اعضاء اتحادیه بینالمللی قرآنهای بریل است.
اتحادیه ناشران بریل مالزی Braille Publishing Unit با اسم اختصاری BPU در سال 2006 تأسیس شد. هدفش چاپ و نشر قرآن و کتب مورد نیاز نابینایان مالزی به خط بریل و نشر منابع آموزشی و مورد نیاز آنان است. یکی از خدمات مهم این مؤسسه برگردان نقشهها، کتابهای راهنما و همگانی به بریل است.
این اتحادیه در فیسبوک صفحهای به زبان انگلیسی به نام «پروژه قرآن بریل» ایجاد کرده و از اعضاء و افرادی که عضو این صفحه شوند، خواستار ارائه دیدگاه و نظر درباره این پروژه شده است.
وزارت اوقاف و امور اسلامی مغرب به مناسبت ماه مبارک رمضان، نسخههایی از قرآن کریم به خط بریل را در میان مساجد این کشور توزیع میکند.
به نقل از پایگاه اطلاعرسانی «محیط»، انجمن حمایت از نابینایان مغرب با همکاری وزارت اوقاف و امور اسلامی مغرب، 62 هزار نسخه از قرآن کریم به خط بریل و با رسم الخط عثمانی چاپ کرده که توزیع این نسخههای قرآنی از نخستین روزهای ماه مبارک رمضان در مساجد مغرب آغاز شده است.
با توجه به ویژگیهای نگارش قرآن به خط بریل که حجم بیشتری را نسبت به قرآنهای معمولی میطلبد، هر نسخه قرآن به خط بریل در شش جلد منتشر شده که در هر جلد، 10 حزب از قرآن کریم گنجانده شده است.
همچنین، وزارت اوقاف و امور اسلامی مغرب شماری از مبلغان، قاریان قرآن، وعاظ و ائمه مساجد این کشور را به مناسبت ماه مبارک رمضان و با هدف ارشاد و آگاهی بخشی به اقلیت مسلمان مغرب و محافظت از آنان در برابر جریانهای انحرافی به کشورهای اروپایی اعزام کرد.
مصر در زمینه کتب قرآن به ویژه قرآن بریل علاوه بر تقدم بر دیگر کشورهای اسلامی، پیشرفتهای قابل توجه داشته و لازم است دستاوردهای مصر مطالعه و به عنوان الگو به دیگر کشورهای اسلامی توصیه گردد. خط بریل در جهان عرب به نامهای خط بارزة، خط نافرة و خط نقطیة مشهور است. اولین کتاب به خط بریل در 1829م منتشر شد. و در 1858م انتشارات آمریکایی برای نابینایان American printing house for Blind تأسیس شد.
سازمان یونسکو جمعیت جهانی برای ایجاد نظام بریل در جهان world Brailla Council ایجاد کرد. و یونسکو کشورهای مختلف را وادار کرد تا برای نابینایان تشکیلاتی در چاپ و نشر آموزش بریل راهاندازی کنند.
دارالایتامی را سوریه در قدس تأسیس کرد که نابینایان را هم اداره میکرد و جمعیة المکفوفین العرب در سال 1921م را تأسیس کرد و این مؤسسه برای اولین بار کتاب بریل را منتشر کرد. اما آموزش و پرورش ویژه آسیبمندان و به اصطلاح استثنایی از زمان الخدیوی اسماعیل آغاز شد. در این زمان دوریک رئیس مدارس شد و در سال 1874م مدرسه ویژه ناشنوایان و نابینایان ایجاد کرد. سپس در سال 1880 مدرسهای برای معلولین با یکصد دانشآموز پسر و دختر ایجاد کرد. اسم آن را مدرسه العمیان و الخرس نهاد. این مدارس به سرعت در مصر و دیگر کشورها گسترش یافت و زمینهای شد برای تولید کتاب بریل به عنوان متن آموزشی و درسی برای دانشآموزان و در نیمه اول قرن بیستم میلادی و تولید کتب بریل به اوج رسید. و در 1952م مرکزی به نام «المرکز النموذجی لرعایة و توجیه المکفوفین» به موجب معاهده بین حکومت مصر و سازمان ملل متحد در آن زمان تأسیس شد و کارش رسیدگی به نابینایان و تألیف و نشر کتب درسی برای آنان بود. از جمله باید کتب بریل را در تیراژ زیاد تولید میکردند. این مرکز هنوز فعال است و چاپخانه پیشرفته بریل دارد و سالانه حجم بسیاری کتاب بریل تولید و در مصر پخش میکند.
مهمتر اینکه دانشگاه قاهره، بخش کتابخانه و اطلاعرسانی موظف شد تا تحقیق جامعی درباره همه ابعاد کتاب بریل و کارآیی آن در مصر انجام دهد. این تحقیق انجام شد و منتشر گردید و صنفها و قوتهای این صنعت را نشان داده است و موجب تحولات بسیار در مصر گردید.(1)چنین تحقیقی جایش در ایران و در بسیاری از کشورهای اسلامی خالی است. از 1918م سه مرکز در سه نقطه مهم جهان اسلام برای پیگیری امور نابینایان شکل گرفت و طی نشستهایی به فکر ایجاد همسانسازی و رویه واحد افتادند. این سه مرکز عبارت بودند از:
جمعیة المکفوفین العرب (فلسطین 1937)
1) . الکتب المطبوعة بطریقة - برایل فی مصر، ص 1-5.
العهد النموذجی للمکفوفین (بغداد)
المرکز النموذجی لرعایة و توجیه المکفوفین (قاهره)
این سه مرکز نقش بیبدیل در توسعه بریل در جهان اسلام داشتند.
آمارها: به چند روش تعداد نابینایان و کمبینایان شدید مصر به دست آمده و آمار آنها از 300 تا 800 هزار نفر برآورد شدهاند.(1)
در مصر اکثر دانشگاهها و دانشگاههای مثل جامعة القاهرة، جامعه عین شمس، جامعة حلوان و جامعه اسکندریه و همچنین چند مرکز مهم مثل المرکز النموذجی لرعایة و توجیه المکفوفین، جمعیة شمس البر لرعایة الفئات الخاصة، دارالعلم جمع و شرکة کمبیو برایل به آموزش و تولید کتب بریل و قرآن بریل مشغول هستند. یک گزارش مربوط به 1994م میگوید در مصر 228 خیریه فعالیت دارد که 25 خیریه ویژه نابینایان است که در ده استان شعبه دارند و اینان متصدی بریل هم هستند.(2)
یکی از ویژگی ناشران بریل این است که محصولات بریل را با قیمت بسیار نازل در اختیار مشتری قرار میدهند. به ویژه قرآن بریل را بسیار با قیمت پایین میفروشند. راه کار آنان این است که هر کتاب را موظفاند به صورت معمولی و هم بریل چاپ کنند و سود خود را در بخش چاپ معمولی (بینایی) به دست میآورند.
آمار کتابهایی که در رده کتب درسی، کتب کودکان، کتابهای علمی مثل ادبی و تاریخی در هر سال توسط ناشران مزبور چاپ و منتشره میشود به صدها عنوان میرسد. فقط دارالعلم للجمیع که ناشری است که هم کتاب گویا و هم بریل برای نابینایان تولید میکند در سال 2004- 2005، 130 عنوان کتاب بریل کرده است.
در مصر چهل ناشر بریل در سال 2005 فعال بوده است که برای کشورهای اسلامی کار میکنند و آثار بریل تولید میکنند و درآمد خوبی هم دارند. نیز قرآن بریل برای همه کشورها تولید و ارسال میکنند.
فعالیتهای پژوهشی:(3)به منظور ارتقای فرهنگ و فناوری بریل، اقدامات دیگر هم در مصر انجام شده و صرفاً کتب بریل نشده است. این اقدامات شامل تحقیقات درباره بریل، نیازها، آسیبشناسی و مشکلات، راه کارشناسی برای حلّ مشکلات، دستاوردها و تجارب جهان پیشرفته و چگونگی انتقال آنها به مصر و بومیسازی آنها اهمیت دارد و بسیار در پیشبرد بریل و توسعه فناوری بریل تأثیر داشته است. در واقع بیشترین حجم کتاب و مقاله درباره بریل در مصر در کل جهان اسلام منتشر شده است.
چندین مأخذشناسی بریل به شیوههای مختلف انجام شده است. حداقل تأثیر این مأخذشناسیها، راهنمایی کاربران برای اینکه چه آثاری را بریل کنند و چه آثاری را بریل نکنند.
ارزش اینگونه تحقیقات وقتی فهمیده میشد که بدانیم در کشوری مثل ایران هیچ آمار و تحلیل و گزارشی نسبت به وضعیت بریل وجود نداریم. نمیدانیم چه ناشرانی هستند و سالانه چه مقدار تولید میکنند و نیاز واقعی چه مقدار است؟ شیوههایی که تاکنون اجرا شده، چه اندازه سودمند بوده است؟ چه مشکلات و آسیبهایی هست؟ برای رفع آنها چکار باید انجام داد؟
به هر حال بسیاری از کشورهای اسلامی مثل ایران، ناشرانی هستند که در عرصه بریل فعال هستند و سالانه چندین عنوان کتاب بریل منتشر میکنند، همچنین قرآن بریل منتشر میکنند، ولی هیچ اقدامی برای شناسایی بهتر کارشناسان انجام نیافته و هیچ تحقیقی در این باره منتشر نشده است. مراکزی که به چاپ و نشر کتب بریل مشغولاند فقط وظیفه خود نشر چند عنوان کتاب بریل میدانند و بَس. به همین دلیل نتوانستهاند حتی در چاپ و نشر هم پیشرفت جدی داشته باشند. به عنوان نمونه یک آمار نشان میدهد در مصر در سال 1995، 6200 عنوان کتاب بریل منتشر شده است.(1)بسیاری از اینها به دیگر کشورها صادر و به فروش رفته است. ولی در ایران در همین سال (یعنی سال 1995م/ 1374ش) بیش از دویست عنوان نداریم. در زمینه قرآن کریم بریل هم مصر قرآنهای بسیار نفیس و زیبا و مستحکم به بریل منتشر کرده است که عناوین آن بسیار است ولی در ایران بیش از ده نوع قرآن بریل منتشر نشده است.
پیامدها: گسترش چاپ و نشر بریل موجب شده جهل و بیسوادی در جامعه نابینایی از بین برود یا کم شود. و نابینایان بتوانند در زمینههای مختلف اجتماعی و فرهنگی فعال شده و مستقلاً زندگی با رفاه و مطلوب داشته باشند. از اینرو بار زندگی آنها بر روی بودجه عمومی و دولت و بیتالمال کاهش یافته است.
از طرف دیگر نابینایان بتوانند در مشاغل مختلف فعال شده و با صدور نیروی انسانی به کشورهای مختلف، اشتغال و کسب درآمد داشته باشند. مثلاً به عنوان قاری یا معلم قرآن یا پژوهشگر قرآنی به کشورهای متمول خلیج فارس رفته و با کسب درآمدهای عالی همراه خود ارز فراوان وارد مصر میکنند.
تأثیر و پیامد دیگر گسترش فرهنگ بریل در مصر این است که از نظر روانی نابینایان به سلامتی صحت نفس رسیدهاند. به طوری که مشکلات روانی و روحی نابینایان مصر کمتر از جاهای دیگر است.
کتابخانه اسکندریه: کتابخانه اسکندریه مصر در جریان طرحی با عنوان «کتابخانه کتابهای عربی برای نابینایان» نسخهای از قرآن را برای نابینایان که همزمان قرآن را میخواند، تولید کرد.
لمیاء عبدالفتاح رئیس گروه کتاب در کتابخانه اسکندریه گفت: «کتابخانه طه حسین از کتابخانههای زیر مجموعه کتابخانه اسکندریه توانست برای اولین بار بر اساس استانداردهای جهانی دیجیتال این محصول را تولید کند».
این محصول برای اولین بار به نابینایان اجازه میدهد قرآن را بشنوند و به صورت بریل بخوانند.
1) . همان، ص18.
این محصول هم اکنون برای بازدیدکنندگان از این کتابخانه قابل دسترسی است تا این که در آینده به خارج از این کتابخانه عرضه شود.
کتابخانه طه حسین تا کنون 35 کتاب را از این طریق برای استفاده نابینایان تهیه کرده است.
قرآن بریل: نخستین قرآن بریل در 1372ق/ 1952م در مصر و اردن چاپ و منتشر شد. علمای الازهر بر چاپ قرآن اول نظارت داشتند. ولی بین علمای الازهر و المرکز النموذجی لرعایة المکفوفین که متصدی چاپ و نشر قرآن بریل بود به هنگام چاپ مرحله دوم قرآن بریل اختلاف افتاد و به مدت پانزده سال چاپ و نشر قرآن بریل در مصر متوقف ماند.
المرکز النموذجی لرعایة المکفوفین تابع وزارة الشؤون الاجتماعیة المصریة بود مسئولین این مرکز معتقد بودند اشکالات علمای الازهر بیجهت است و زیر بار اصلاح و اعمال نظریات آنها نمیرفتند بالاخره بعد از 15 سال بین آنان توافق شد و قرآن دوم بریل در مصر در سال 1406ق/ 1985م با نظارت شش تن از علمای الازهر منتشر گردید.(1)
در مقدمه چاپ دوم قرآن بریل مصر آمده که این چاپ مبتنی بر روش املایی قرآن است که بر فتاوای فقهای اهل سنت اتکاء دارد. فتوای جواز کتابت قرآن کریم به روش املایی در کتب الاتقان سیوطی، المناهل زرقانی و البرهان زرکشی آمده است.
اما چاپ قرآن بریل در اردن زیر نظر المجلس الاعلی للشؤون الاسلامیة فی القدس انجام شد. البته عالمان مصری و اردنی ملتزم بودند که بر اساس رسم املائی انجام دهند و از رسم املاء تخلف نکنند. اما از نظر فنی بین قرآن چاپ اردن و قرآن چاپ مصر اختلافی هست که موسی آن را اینگونه توضیح میدهد:
و تختلف الطبعة الأردنیة عن الطبعة المصریة فی طریقة الضبط و التشکیل إذ اصطلح علی التشکیل فی الطبعة المصریة علی أن یکون الضبط فی سطر فوق سطر الحروف و مواز له و لا یرجع القارئ للتشکیل إلا عند الحاجة، و مثل هذه الطریقة تناسب من لدیه معرفة و خلفیة جیدة بالقرآن الکریم و تلاوته، أما الطریقة الأردنیة فتضع التشکیل بعد الحرف مباشرة ما عدا الشدة التی تسبق الحرف، و هذه الطریقة تناسب الطلاب و المبتدئین الذین لیست لدیهم خلفیة جیدة بالقرآن الکریم.(2)
قرآن بریل نیز در تونس در سال 1398ق/ 1978م با الگو گیری از قرآن بریل اردن منتشر شد. این قرآن ملتزم به رسم عثمانی نیست و متکی بر روایت قالون است. موسی از کارشناسان قرآن بریل درباره قرآن بریل تونس چنین نوشته است:
قد صدرت طبعة للقرآن الکریم بخط برایل فی تونس فی حدود عام 1398ه- الموافق 1978م واتبعت هذه الطبعة فی تشکیلها الطریقة الأردنیة و لم تلتزم هذه الطبعة بالرسم العثمانی، کما أنها کتبت وفق روایة قالون، الأمر الذی حد بوزارة المعارف أن تستفی سماحة الشیخ ابن باز عن مدی إمکان تطبیق هذا المصحف المکتوب بروایة قالون علی طلبة معاهد النور بالمملکة، فأفتی سماحته
بأن الواجب أن یدرس معاهد النور بالمملکة بروایة حفص، و دعا إلی عدم تطبیق روایة قالون لما یترتب علیها من اختلاف.(1)
اما قرآن بریل در عربستان از وقتی فهد بن عبدالعزیز وزیر معارف شد، تلاشهای مهمی در زمینه قرآن بریل و کلاً امور معلولین انجام یافت. او در سال 1378ق مدرسه جبرة وابسته به وزارت المعارف را در ریاض دایر کرد. این مدرسه پایگاه تعلیم و تربیت نابینایان بر اساس خط بریل بود. وزیر معارف برای این مدرسه امکانات و منابع مالی قابل توجه قرار داد. در این مدرسه اولین مرکز ویژه برای نابینایان را به نام «معهد النور بالریاض» را در سال 1379ق/1960م دایر شد. اولین قرآن بریل توسط وزارت معارف عربستان سعودی در 1406ق منتشر گردید. این وزارتخانه، دفتر ویژه امور نابینایان به نام المکتب الاقلیمی لشؤون المکفوفین را راهاندازی کرد و این دفتر متصدی امور چاپ و نشر بریل گردید. بعداً این دفتر یعنی المکتب الاقلیمی به مطابع خادم الحرمین تغییر یافت.
اما قرآن نخست عربستان با الگو گیری از قرآن بریل چاپ اردن، و نیز فتوای عبدالعزیز بن باز منتشر گردید. بن باز در 1404ق در فتوایی نوشته است:
افیکم بأن الواجب ان یعلم طلاب معاهد النور القرآن الکریم بالحروف البارزة علی قراءة حفص المستعملة فی هذه البلاد.(2)
از سال 1412ق وزارت معارف دستور داد چاپخانه دفتر ویژه نابینایان (مطابع المرکز الاقلیمی) ارتقا و توسعه یابد و به مطابع خادم الحرمین الشریفین لطباعة القرآن الکریم بطریقة البرایل تغییر نام پیدا کند. و مطابع خادم الحرمین زیر نظر الامانة العامة لتربیة الخاصة بوزارة المعارف قرار گرفت. سازمان آموزش استثنایی (الامانة العامة لتربیة الخاصة) و مطابع خادم الحرمین مسئولیت چاپ و نشر قرآن بریل را در همه جهان رایگان بر عهده گرفتند. و حکومت عربستان اموال و امکانات بسیاری در اختیار این ادارات قرار داد.(3)
هدف این بود که نابینایان در امور دینی و به ویژه قرآن رشد یافته و در مسیر تبلیغ دینی از آنها استفاده گردد. این پروژه و این خطمشی در دهههای اخیر در عربستان و دیگر کشورهای تابع عربستان اجرا میشود.(4)البته علاوه بر چاپ و نشر قرآن به خط بریل، مجله ماهانه الفجر به خط بریل راهاندازی شد. همچنین سیستمهای کامپیوتری پیشرفته در استفاده بهتر و بیشتر خط بریل در مدارس، کتابخانهها و مراکز معلولین و نابینایان مستقر نمودند.(5)
سازمان الامان زنان نابینا The AlAman organization for Blind woman گویا بخشی از سازمان یمنی قرآن بریل Braille Quran organization Yemeni است. این مرکز در تأمین نیازهای آثار دینی و اسلامی به ویژه قرآن بریل بسیار فعال بوده است. و دارای تشکیلات گسترده علمی، پژوهشی، آموزشی و انتشاراتی میباشد. گزارشی از این مرکز در مقاله اطلاعاتی درباره قرآنهای بریل در جهان آمده است. این مقاله در کتاب مجموعه مقالات، دفتر یکم درج شده است.
نسخههایی از قرآن کریم با خط بریل با همکاری مؤسسه «آلنهیان» امارات میان روشندلان یمنی در «صنعاء»، پایتخت این کشور توزیع شد.
به گزارش مرکز خبر و اطلاعرسانی جامعه المصطفی، به نقل از روزنامه «دار الخلیج» چاپ امارات، مؤسسه «آلنهیان» امارات بیش از 240 نسخه کتاب در یمن توزیع کرد که 40 نسخه از آن قرآن کریم به خط بریل بود. این قرآنها میان دانشآموزان روشندل مرکز دولتی «النور» وابسته به وزارت کار و امور اجتماعی یمن در صنعاء توزیع شد.
جمیل الحمیری، مدیر مرکز النور در مراسم توزیع این قرآنها ابراز امیدواری کرد که با توجه به نیاز دانشآموزان روشندل به آثار مکتوب فرهنگی و اجتماعی به خط بریل، بخش آموزشی و فرهنگی این مرکز از حمایتهای مؤسسات و هیئتهای مختلف خیریه و بشر دوستانه برخوردار شود.(1)
قرآن بریل و کلاً استفاده از خط بریل برای گسترش مهارت خواندن و نوشتن نابینایان در همه کشورهای اسلامی و حتی در اروپا و آمریکا توسط مسلمانان مقیم، جریان دارد. این مجله به پژوهشگرانی مأموریت داده تا تمامی کشورها را جستجو کنند، اسناد و مدارک را گردآوری نموده و گزارش جامع و کاملی تدوین نمایند. از اینرو اگر شما خواننده این نشریه اطلاعات و خبر یا عکس و سندی در این باره دارند ما را بینصیب نگذارند و حتماً برای ما ارسال کنند.
1) . خبرگزاری ایکنا، تیرماه 1389؛ سایت جامعه المصطفی، چهارشنبه 12 مرداد 1390؛ سایت کتابخانه اسکندریه؛ سایت الجزیره نت؛ سایت رحماء؛ www.Islam.ru
مؤسسههایی مثل پرکینز و بخش بریل کتابخانه کنگره آمریکا در گسترش خط بریل در جهان اسلام و به تبع آن قرآن بریل مؤثر بودهاند. ممکن است این تأثیر مستقیم نباشد ولی حتماً غیر مستقیم تأثیر گذاشته است. نخبگان جهان اسلام با تجربه آموزی و فراگیری فناوری و انتقال این تجارب به کشورهای اسلامی موجب پیشرفت بریل شدند. البته ارائه گزارش از همه پیشرفتها و تجارب غرب کاری بَس دشوار است، در این فصل فقط چند مورد به عنوان نمونه آمده است.
البته لازم است، همه فرصتها و امکاناتی که در غرب وجود دارد و هر سال پیشرفتهتر خواهد شد، باید توسط مسلمانان شناسایی و پس از بومیسازی مورد استفاده قرار گیرد. و نیز ضرورت دارد تحقیق مستقلی درباره پیشرفتها و تجارب غرب انجام شود.
پرکینز نام مؤسسه و نیز نام مدرسهای است این مؤسسه در زمینه اصلاح مشکلات متون بریل و ساخت دستگاه تایپ بریل فعالیت میکند. امّا مدرسه نابینایان پرکینز، قدیمیترین مدرسه ویژه نابینایان در آمریکا است. این مدرسه همچنین به عنوان «مؤسسه پرکینز» نیز شناخته میشود. این مدرسه در سال 1829 توسط دکتر جان دیکس فیشر با نام «آسایشگاه نابینایان نیوانگلند» تأسیس شد. دکتر جان فیشر پس از مدتی مدیریت آنجا را به دوست قدیمی خود ساموئل گریدلی هاو پیشنهاد کرد و با وجود این که هیچ دانشآموز و ساختمانی نداشت، ساموئل هاو پذیرفت.
از آنجا که هیچ مدرسهای در آمریکا برای نابینایان وجود نداشت، ساموئل هاو به پیشنهاد متولیان مدرسه عازم سفر شد تا مدارس نابینایان در اروپا به ویژه مدرسهای که در پاریس توسط والدین هاو احداث شده بود را بازدید کند و شاهد برنامههایشان باشد و کمکهای تحصیلی و اجرایی لازم را اخذ کند.
از مهمترین افرادی که در این مدرسه تحت آموزش قرار گرفتهاند هلن کلر است. او مدت زیادی را در مدرسه پرکینز، برای آموزش خط بریل گذراند. آن سالیوان نیز مدتی در این مدرسه تدریس میکرد.(1)
اطلاعات منابع بریل و گویا در قالب کتابشناسی منتشر شده که شامل اطلاعات سودمندی است.
1) . The Encyclopedia of Blindness
مهمترین آثار کتابشناسی عبارتاند از:
For younger readers, 1988-1989. Braille and Talking Books Library of congress – National Library Service for the Blind and Physically Handicapped- Washington L.C.N.L.S., 1989 273p.
بخش خدمات نابینایان و معلولین جسمی در کتابخانه کنگره (LC). تمامی آثار بریل و گویا که بین 1988 تا 1989منتشر شده در این کتابشناسی آورده و معرفی کرده است. کتابخانه کنگره در سال 1897 سالن و بخش نابینایان را ایجاد کرد. این بخش تحولاتی داشته تا اینکه در سال 1978 به صورت کتابخانه کامل ولی وابسته به کتابخانه کنگره آمریکا تصویب شد و اسمش کتابخانه ملی خدمات نابینایان و معلولین جسمی شد. اسمش به عربی اینگونه است:
المکتبة الوطنیة لخدمات المکفوفین و المعاقین بدنیاً
کتابی با مشخصات زیر درباره این کتابخانه نوشته است:
خدمات المکتبات و المعلومات للمعوقین، کیث رایت وجودیث دیفی، ترجمه به عربی احمدعلی تمراز، الریاض، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، 1997م.
این کتاب بسیار مهم است و شامل اطلاعات مهم درباره کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی و پژوهشی در غرب و حتی در جهان اسلام است.
نیز برای افراد و ناشرانی که در تولید کتاب بریل مشارکت داشتهاند، البته بر اساس اطلاعات کتب موجود در کتابخانه کنگره آمریکا راهنمایی تألیف شده است. مشخصات این اثر چنین است:
Sources of customprodced books: Braille, Audio Recordings and large print/library of congress, National library service for the blind and physically handicapped.- Washington: L.C.N.L.S., 2001. 107p.
اطلاعات این کتاب در سایت زیر هم آمده است:
http://www.loc.gov/nls/reference/directories.html
این کتاب درباره کتابخانه کنگره و جایگاه بخش نابینایی این کتابخانه است و به تجزیه و تحلیل اطلاعات ده هزار کتاب بریل موجود در مخزن این کتابخانه میپردازد. یعنی تا بهار 1995 ده هزار عنوان کتاب بریل به بخش نابینایی کتابخانه کنگره واصل شده است.(1)
مرکزی در واشنگتن هست که ماهانه همه آثار بریل کودکان و نوجوانان را در قالب مجله اطلاعرسانی میکند: اسم این مجله اینگونه است: The National Braille Press
درباره این اقدام مقالهای با مشخصات زیر منتشر شده است:
Croft,- DianeL. Childrens Braille Book- of- the- month clup. Hom Book Magazine. V.59, n.6 (Dec.1983).- p752
1) . الکتب المطبوعة بطریقة برایل فی مصر، ص 6-8.
با درس آموزی مجله نابینایان و کمبینایان توسط آموزش استثنایی کویت منتشر میشده است. در یک شماره آن مقالات مهم بریل یا درباره بریل معرفی شده است.
ALMater, O. A.; AlQtabi, AS; Darwish, HQ; AlGharair, N.A, "Abilingnal Braille BookPrinting system in kwait" Journal of visual impairment & Blindness. V.9, n6 (nov- Dec. 1997).- P 564-570.
مجموعه مقالاتی درباره نقش و جایگاه کتابخانهها در گسترش فرهنگ و کتاب بریل منتشر شده است:
NLS Publishes 10.000 Braille Book.- library of congress information bulletin. V.54 (may 1995).- p 197.
تحقیقات درباره ابعاد خط بریل و تأثیر آن، نقش اساسی در جامعه و فرهنگ میتواند داشته باشد. متأسفانه در ایران چنین پژوهشهایی بسیار اندک است. لازم است از چنین پروژههایی درس آموزی شود و تحقیقات جدید و مؤثر در ایران انجام گیرد.
منابع و مراکز مزبور هر چند در گذشته در تولیدات بریل مؤثر بودهاند. اما مهمتر اخذ ایده و تجربه از آنها است برای اینکه بتوانیم تولید متون بریل به ویژه قرآن بریل را به بهترین روش ممکن اجرا کنیم.
بعضی مدیران مرکز فکر میکنند صرف تبدیل متون کاغذی به بریل کافی است در صورتی که چنین است و نیاز به تحقیقات و انواع اقدامات دیگر هست تا در رقابتها و پیشرفتها عقب نمانیم. اما کارهایی لازم است اجرا کنیم و روی آنها مایهگذاری گردد عبارتاند از:
1- برگزاری همایشها و جلسات هماندیشی
2- تولید و نشر نشریات تحلیلی و کتابگزار
3- اجرای تحقیقات میدانی درباره متون بریل به ویژه قرآن بریل
4- تأسیس مراکز با رویکرد فناوری جدید برای پویا و فعالسازی بریل
5- ایجاد شبکههایی مثل دیزی در مورد قرآن بریل
6- گسترش آموزش
در دهههای اخیر فعالیتهایی در جهان اسلام شکل گرفته که رویکرد آنها اشتراک مساعی همگانی و مشارکت کشورهای مختلف در پژوهش و چاپ و نشر قرآن بریل کرد. کشورهایی که سابقه فعالیت بیشتر در این حوزه دارند درصدد یادگیریاند، از اینرو مواضع خود را در قالب اطلاعرسانی به دیگران منتقل مینمایند. یا با تشکیل نشست و همایش درصدد یارگیری و گسترش مواضع خود میباشند. اقداماتی که در این حوزه انجام یافته را در این فصل عرضه میکنیم.
کنفرانس بینالمللی قرآنهای بریل از روز یکشنبه پانزدهم بهمن ماه 1391 فوریه (2013) در شهر استانبول ترکیه آغاز و تا روز شنبه 21 بهمن ماه 1391 (9 فوریه) ادامه داشت.
در این کنفرانس هیئت هایی از طرف مؤسسات قرآنی نابینایان کشورهای اندونزی، مالزی، تایلند، هندوستان، پاکستان، آفریقای جنوبی، انگلستان، عربستان سعودی، مصر، اردن، یمن، فلسطین، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران شرکت داشتند و در مراسم افتتاحیه که با حضور مقامات و مسئولین ارشد کشور ترکیه برگذار شده بود شرکت کردند. موضوعاتی که در طول کنفرانس مورد بحث و بررسی قرار گرفت عبارتند از : حمایت از نابینایان مسلمان کشورهای غیرمسلمان و فراهم کردن قرآنهای بریل برای آنها؛ فراهم کردن امکانات چاپ قرآن و حدیث به خط بریل همراه با ترجمه به زبانهای مختلف؛ رویکرد آموزش قرآن بریل به نابینایان به صورت حضوری و غیر حضوری؛ استفاده مؤثر و کارآمد از تکنولوژی و فن آوری اطلاعات در راستای خدمت به محصولات قرآنی بریل و ارزیابی فنآوری استفاده شده در این زمینه که در هر یک از مؤسسات ارائه شده است؛ رونویسی از یک نمونه نسخه الکترونیکی قرآن بریل و روش استفاده از نرم افزار رونویسی توسعه یافته؛ متحدالشکل کردن قرآنهای بریل در تمام بلاد اسلامی؛ استاندارد کردن علامات قرآنهای بریل؛ بررسی مسائل مربوط به مؤسسات.
در آخرین روز این کنفرانس قرار بر این شد که نام این سازمان بینالمللی به اینگونه باشد:
سازمان بینالمللی خدمات قرآنهای بریل
The International Organization of Braille Quran Services
اما در جلسات نشست این نام با تغییر مختصر به صورت زیر شد:
اتحادیه بینالمللی خدمات قرآنهای بریل
The International Union of Braille Quran Services
و علامت اختصاری آن چنین تصویب شد: IBQS
قرار براین شده است که این سازمان به صورت غیردولتی و مستقل اداره شود. کمیته امور سازمانی دارای 7 عضو میباشد که توسط مجمع عمومی انتخاب میشوند. وظایف این کمیته: 1. تأسیس و
راه اندازی ساختار و آموزش اینترنتی جهت آموزش قرآن به نابینایان 2. توسعه فعالیتها و برنامه بر حسب چشم انداز در دراز مدت 3. اجرای مصوبات این کنفرانس 4. راهاندازی سایت اینترنتی جهت استفاده نابینایان مسلمان به زبانهای مختلف که مسائل زیر را پوشش دهد: - تحقیق و جستجو برای منابع این سایت - آموزش غیر حضوری قرآن به نابینایان – پیگیری مصوبات مسائل عمومی و تخصصی - اطلاعرسانی در زمینه فعالیتهای مؤسسات تولید کننده قرآنهای بریل - ایجاد یک ایمیل وب گزارش کمیته علامات و نشانهگذاری در قرآنهای بریل جهت نابینایان.
قرار بر این شد که علامات و نشانهها در قرآنهای بریل به شکل متحدی در کشورهای جهان درآید. در حال حاضر تفاوتهای زیادی در میان قرآنهای بریل در کشورهای اسلامی وجود دارد که میتواند به نوبه خود در احکام تجوید و نحوه خواندن قرآنهای بریل بروز پیدا کند. این مسأله تاکنون مشکلات متعددی را برای نابینایان کشورهای دیگر ایجاد کرده است زیرا زمانی که به کشورهای دیگر سفر میکنند با قرآنهای دیگر کشورها آشنا نیستند و این مسأله در تلفظ و صحت قرائت مشکل ایجاد میکند. در حال حاضر در کشورهایی همچون پاکستان، مالزی و اندونزی از علامات و حرکات دیگری استفاده میشود تا باعث سهولت خواندن قرآن برای نابینایان این کشورها شود. در هر حال علامات و نشانههای قرآنهای بریل در کشورهای عرب زبان با علاماتی که در کشورهای غیرعرب وجود دارد تفاوت دارد. از جمله مسائلی که در این کمیته مور بحث قرار گرفت نحوه علامات تجوید، تنوین و تشدید در قرآنهای بریل بود در کشورهای مصر و یمن حرکات اعرابی و تنوینها در بالای حروف قرار میگیرند تا سرعت قرائت را بهبود ببخشد ولی این امر میتواند حجم قرآنهای بریل را بیشتر کند. در ادامه قرار بر این شد که در کشورهای غیرعرب حروف صدا دار در میان حروف نوشته شود. در این راستا قرار بر این شد که یک کمیته تخصصی ایجاد شود تا این امور را پیگیری کند مخصوصاً مسائلی که مربوط به نابینایان مسلمان درکشورهای غیر مسلمان است. از آنجا که این کمیته یک کمیته تخصصی میباشد ضروری است تا از هر کشور یک نماینده از مؤسسات تهیه قرآنهای بریل در این کمیته حضور داشته باشد تا در نهایت مصوبات این کمیته به تصویب مجمع عمومی برسد. در نهایت قرار براین شد که یک قرآن بریل به صورت واحد تهیه وتنظیم شود و در ابتدای آن مقدمه ایی ذکر شود که مشتمل برعلامات تجوید و نشانههای بریل باشد.
قرار بر این شد تا این مؤسسه در کشور ترکیه به ثبت برسد که این مؤسسه دارای 7 نفر هیئت مؤسس باشد که از طرف مجمع عمومی انتخاب شوند تا به نیابت از بقیه مؤسسات امور زیر را پیگیری کنند: راهاندازی ساختار و آموزش اینترنتی توسعه برنامهها و اهداف برحسب چشمانداز در درازمدت؛ اجرای تمام مصوبات کنفرانس.
همچنین مقرر شد که هرسه ماه یک بار مجلهایی از فعالیتهای سازمان بینالمللی قرآنهای بریل منتشر شود.
مؤسسات شرکت کننده:
مؤسسه بیازای ترکیه
مدرسه النور آفریقای جنوبی
بنیاد رحمان هند
روضة المکفوفین اندونزی
انجمن بریل مالزی
انجمن مطبوعات بریل وابسته به حرمین شریفین عربستان سعودی
بنیاد نابینایان پاکستان
مرکز رودکی ایران تهران
بنیاد فرهنگی قرآنی روشندلان اصفهان
مؤسسه نابینایان وابسته به دانشگاه شمس مصر قاهره
مؤسسة الامان مخصوص زنان نابینا یمن
جمعیت محافظت از قرآن کریم (شعبه زرقا اردن)
انجمن متون اسلامی برای نابینایان کتابت بریتانیا
سازمان اوقاف فلسطین
نامهای مراکز مزبور به انگلیسی همراه با پرچم کشورهای آنها چنین است:
Beyazay Association of Turkey www.beyazay.org.tr
Madrassa An Noor for the Blind (South Africa) www.mnblind.org
Rahman Foundation (India) www.brailleindia.org
Raudatul makfufin (Indonesia) makfufinonline.or.id
Persatuan Braille Malaysia www.braillemalaysia.com
Custodian of the two Holy Mosques Braille Press (Saudi Arabia)
Pakistan Disabled Foundation www.pdf.org.pk
Roodaki Centre for the Blind (Iran)
The Cultural - Quranic institute for the Blind Islamic Republic of Iran- Isfahan braillequran.net
Special Needs Care Centre, Ain Shams University (Egypt)
AlAmaan Organisation for Blind Women (Yemen) www.ellaman.org
Conservation Society of the Holy Quran (Jordan) www.hoffaz.org
Islamic Texts for the Blind- Kitaba (UK) www.kitaba.org
AWQAF delegations (Palestine)
سایت: پایگاه اطلاعرسانی همایش در شبکه جهانی اینترنت ابتدا با آدرس www.IOBQS.org فعال بود. اما اکنون آدرس www.Braillequran.org نیز اضافه شده است و هر دو آدرس برای سایت همایش است.
دومین همایش: اتحادیه سال بعد یعنی در 26 تا 28 ژانویه 2014 (4 تا 6 مرداد 1393) در کوالالامپور مالزی برگزار شد و تلاش شد طرحها و مصوبات جلسه گذشته بررسی و پیگیری شود.
همایش اول، فوریه 2013 (ترکیه)
ملاحظه: بدیهی است که چنین همایشهایی فرصتی تاریخی و مهم است و شرکتکنندگان باید از همه شرایط و اوقات آن بهره ببرند. اما وضعیت قرآن به خط بریل به گونهای است که ضرورت دارد به این سرفصلها پرداخته شود:
1- لزوم همسانسازی و تصویب یک شیوهنامه شامل قواعد و علائم برای همه کشورها؛ 2- تأسیس سامانه اینترنتی- کامپیوتری برای گسترش استفاده همگانی از قرآن بریل، از طریق ارسال به وسیله اینترنت و دریافت با کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان؛ 3- راهاندازی موزه آرشیو قرآنهای بریل از ابتدا تاکنون؛ 4- تألیف دایرةالمعارف بریل به چند زبان برای کل جهان اسلام.
از بین همه شرکتکنندگان، فقط نماینده عربستان سعودی طرحی مطرح کرده و درباره آن توضیح داده است. با اینکه از ایران دو نماینده، از مرکز رودکی و بنیاد روشندلان اصفهان با هزینه دولتی ارسال شده بودند ولی چندان نمود ملموسی نداشته و حداقل از آنان مطلبی ثبت و مخابره نشده است. (1)
گسترش آموزش در جهان اسلام، افزایش نهادهای آموزشی و دانشآموزان و نیز توسعه متون آموزشی بریل به ویژه قرآن کریم، و بروز اشکالات فراوان و تشتت در کتابت خط بریل، موجب شد تا مدیران فرهنگی و نخبگان جوامع اسلامی برای رفع این مشکلات چاره اندیشی کنند. از اینرو همایشی در شعبان 1426/ اکتبر 2003 در شهر ریاض پایتخت عربستان سعودی با عنوان «مؤتمر تطویر و توحید خط برایل العربی» برگزار شد. گزارش این همایش در کتابی با عنوان نظام برایل العربی المطور (ریاض، مطابع خادم الحرمین الشریفین، 2002م) چاپ شد.
مباحث مهمی که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته عبارتاند از:
ابتدا موارد و جاهایی مثل حروفی که نوشته میشود ولی خوانده نمیشود، و موجب تشتت در خط بریل شده است.
سپس به اختصارات در بریل چگونگی اجرای آن میپردازد. ریاضیات، شکلها و رموز و اعداد و بیان آنها یا خط بریل از دشواریهای این خط است که در یک فصل مستقلاً به آنها پرداخته است. در ادامه علوم طبیعی مثل فیزیک، شیمی و بیان مسائل این علوم با خط بریل صحبت و بررسی شده است.
پدیدآورندگان اثر تلاش کردهاند از آراء و نظرات کارشناسان در کشورهای مختلف استفاده کردهاند و به راه کار مطلوب در هر مورد رسیدهاند. به دلیل اینکه در قرآن در تفاسیر قرآن کریم، نکات فراوان از علوم مختلف آمده، لازم است از رهیافتهای مطرح شده در این کتاب استفاده شود.
IBQS یا اتحادیه بینالمللی خدمات قرآنهای بریل نام تشکیلاتی است که برای اولین بار در ترکیه با تجمع و همایش تعدادی از مدیران مراکز نابینایی چند کشور مطرح شد.
این همایش در فوریه 2013 و ژانویه 2014 تشکیل شده و نمایندگانی از ایران، یمن، عربستان، فلسطین، انگلستان، ترکیه، آفریقای جنوبی، هندوستان، اندونزی، مالزی، پاکستان، یمن، مصر و اردن حضور داشتند. نام انگلیسی این اتحادیه چنین است:
INTERNATIONAL UNION OF BRAILLE QURAN SERUICES (IBQS)
این اتحادیه سایتی با آدرس www.braillequran.org راهاندازی کرد تا بتواند خدمات بهتر و گستردهتر به نابینایان در زمینه قرآن بریل بدهد.
1) . www.IOBQS.org؛ سیدمرتضی نیکزاد نماینده جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس بینالمللی قرآنهای بریل، وب سایت بنیاد فرهنگی قرآن روشندلان اصفهان.
سایتی به نام کتاب Kitaba به زبان انگلیسی روی اینترنت ایجاد شده که دارای امکانات پیشرفته برای سرویسدهی به نابینایان است. این سایت وابسته به اتحادیه بینالمللی خدمات قرآنهای بریل (IBQS) است و گویا هزینههای آن را مرکز نور که وابسته به عربستان سعودی است میدهد. آدرس این سایت اینگونه است: www.Kitaba.org
هدفش ارتقای دانش اسلامی - قرآنی نابینایان جهان است. شامل بخشهای آثار صوتی، آثار بریل، قرآن بریل و مقالات است. قرآن بریل به نام نورالقرآن روی آن در اختیار عموم است.
ویژگیهای این کتاب اینگونه است: Noor UIQuran Braille Phmer (Qaaide)
متن عربی و توضیحاتی به زبان انگلیسی از طریق این برنامه در اختیار کاربران قرار میگیرد. این قرآن در سال 2013 آماده بهرهبرداری شد.
چند اثر قرآنی بریل دیگر در این سایت هست که تماماً توسط مراکز تولید عربستان آماده شده است. عجیب اینکه از ایران دو گروه از مؤسسه رودکی تهران و مؤسسه روشندلان اصفهان هر سال در جلسات سالانه اتحادیه شرکت میکنند و گویا حق عضویت هم میدهند ولی هیچ تولیدی روی این سایت عرضه نکردهاند. اما دهها اثر به صورتهای مختلف بریل، گویایی، داستانی، تفسیری، آموزشی و غیره در این سایت از طریق نمایندگی عربستان سعودی روی سایت قرار گرفته است.
به منظور هماندیشی و ایجاد فهم و رویه واحد در خط بریل و همسانسازی این خط سایت اینترنتی برایل عربی با این آدرس از سال 2002م/ 1426ق در عربستان سعودی راهاندازی شد:
www.Arabic Braille. Org
این سایت همسانسازی رویهها و ایجاد نظام واحد در خط قرآن کریم بریل را با جدیت پیگیری میکند.
چند مرکز نابینایی و اطلاعرسانی در عربستان سعودی شبکه بزرگی برای آموزش خط بریل و اطلاعرسانی و بالاخره ارتقای سطح دانش و اطلاعات نابینایان راهاندازی کرده است. اسم عربی آن «شبکة الألوکة» و آدرس آن در اینترنت اینگونه است: www.alukah.net
آثار فراوانی روی این شبکه به منظور گسترش پژوهش یا آموزش هست، مثل این اثر: مبادئ طریقة برایل، عبدالرحمن بن عبدالعزیز الخلیج
نابینایان برای اینکه پیشرفت کنند و زندگی مستقل داشته باشند به ناچار باید از وسایل استفاده کنند و مهارت کار کردن با این وسایل را فرا بگیرند. نابینایان با استفاده از فناوری میتوانند قرآن را یاد بگیرند، حفظ کنند و در این زمینه به مدارج و مقامات عالی کشوری و جهانی برسند. اکنون در این فصل به فناوریهای مرتبط به قرآن بریل میپردازیم.
برنامهای است که متون چاپی انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، روسی و تعدادی زبان لاتین دیگر را برای افراد نابینا اسکن کرده، متن آنها را تشخیص داده و بنابر خواست کاربر، به صورت خط به خط، کلمه به کلمه یا حرف به حرف میخواند، همچنین میتواند به عنوان یک کارکرد اضافه، متن را خوانده و به mp3 تبدیل نماید. در این برنامه میتوان از موتورهای سخنگوی دارای رابط استاندارد مانند موتورهای سخنگوی با کیفیت خیلی خوب، استفاده کرد.
این برنامه با اسکنرهای نسبتاً متفاوتی سازگار است. پایگاه اینترنتی شرکت سازنده به عنوان سازگارترین و بهترین موارد، اسکنرهای «Epson Scanner Perfection V100» و «Epson perfection 4490 with Automatic Document feeder=ADF» را معرفی کرده است که خوشبختانه هر دو مدل معرفی شده در ایران توسط گروه مادیران تولید و دارای گارانتی و خدمات پس از فروش است.
نرمافزار کرزویل نرمافزار اسکن متداولی است که به کاربر با آسیب بینایی در خواندن مطالب چاپی یاری میرساند. سعی بر آن بوده که اشکال این نرمافزار رفع گردد ولی مشکل اساسی، خواندن منابعی است که از کیفیت بالایی در جداول، ستون و متن برخوردار نیستند و این موجبات دسترسی ناپذیری کاربر به متنی کاملاً قابل خواندن را افزون میکند. پیشرفت در بهبود بخشی این نرمافزار به کاربر کمک میکند تا به منابع متنی که بریل یا دیجیتال نیستند، دست یابد.
این اطمینان خاطر را به کاربران نابینا دهید که با پیشرفتهای آتی و رفع نواقص این نرمافزارها، ایشان بدون نگرانی از اینکه اطلاعات شخصی و شغلیشان توسط افراد بینایی که آن را برایشان قرائت میکنند لو رود، میتوانند به تنهایی از این نرمافزارها استفاده نمایند.(1)
اگر شخصی علاقمند به آگاهی از این امر باشد که کدامین ابزار یا منبع کلیدی، سهم بزرگی در پیشرفتهای مرتبط با تهیه و گسترش آن در مورد کاربران نابینا در ارتباط با رایانه و بریل داشته، باید از سهم تولید لوح و قلم در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 مطلع باشد.
1) . نابینایی و زندگی مستقل، ص 82-83.
این وسیله سبک که به راحتی قابل حمل در کیف است، نیاز به استفاده از همان کاغذی دارد که در دستگاه پرکینز از آن برای نوشتن استفاده میشود. همچنین سبکی آن و استفاده بیسر و صدا از آن در اماکن عمومی، دانشگاهها و غیره نسبت به دستگاه پرکینز موجبات بیشتر پذیرفته شدن فرد نابینا را در جامعه فراهم نموده، چرا که از فاصله بین فرد نابینا با فرد بینا بسیار کاسته است و استقلال وی از کمک گرفتن از دیگران در نوشتن مطالب ضروری مانند شماره تلفن و یا نکتهای مهم را موجب گردیده است.
هنگام نوشتن با لوح و قلم، فرد برخلاف دستگاه پرکینز، از راست به چپ مینویسد. برای این امر، وی کاغذ مقوایی را در فاصله دو قسمت لوح که به واسطه لولایی به هم وصلند، قرار داده و با فشاری کوچک کاغذ را از طریق میخکهای تعبیه شده در لوح، ثابت میکند.
هر خانه یا سلول لوح، جایی است که 6 نقطه بریل با جایگشتهای متفاوت، حروف، اعداد و علائم مختلف را تشکیل میدهند. از آنجا که استفاده از پرکینز آسانتر و دسترستر است، بسیاری از استفاده کنندگان بریل تمایل دارند از آن استفاده کنند ولی باید به خاطر داشت، در مواقعی که نمیتوان دستگاه پرکینز را به دلیل سنگینی آن و سر و صدای زیادش جابجا یا مورد استفاده قرار داد، لوح و قلم بهترین گزینه است.
برای باز کردن لوح و قلم و در نتیجه آزاد کردن کاغذ، کافی است که گوشه سمت راست لوح را بلند کنید تا کاغذ بیهیچ مشکلی آزاد شود.
برای نوشتن در ادامه کاغذ، کافی است لوح را در برجستگیهای میخکهای پایینی قرار داده و با فشار دادن مجدد آن، کاغذ را در لوح ثابت کنید. فقط مراقب باشید که به دلیل بیتوجهی، خط اول سری جدید کاغذ با نوشتههای خط آخر سری پیشین ادغام نشوند.
هر چند این وسیله، سرعت نوشتن دستگاه پرکینز را ندارد، استفاده از آن برای نوآموزان خط بریل پیشنهاد میگردد.
از طرفی عدم نیاز این وسیله به باطری یا برق از دیگر مزایای آن محسوب میگردد.
قابل ذکر است بیشتر کاربران لوح و قلم آن را در مواقع ضروری مورد استفاده قرار میدهند، آن هم در موقعی که دسترسی به رایانه یا به دستگاه بریل که نیاز به باطری داشته باشد، امکانپذیر نباشد.(1)
تاریخچه ساخت وسایل تکنولوژیک برای افراد نابینا، از لوح و قلم گرفته تا دستگاه پرکینز، بسیار طولانی است، اما آنچه مهم به نظر میرسد، کمک این وسایل در دستیابی به زندگی مستقل، زندگی چند رسانهای در دنیای مدرن که اشتغال، چند ملیتی و تکنولوژیک شده است، میباشد.
در این مسیر، دستگاه تایپ پرکینز در نظر آموزگاران، مشاوران و آموزشکاران توانبخشی جایگاهی مهم دارد. بنابراین، کودکان و بزرگسالانی که بینایی خود را از دست دادهاند و آموزشهای کم و ناکافی در استفاده از آن دریافت نمودهاند، مهارتهای اندکی در استفاده از خط بریل کسب نموده و در نتیجه در استفاده از رایانهها به ویژه نمایشگرهای بریل با مشکل مواجهاند.
1) . نابینایی و زندگی مستقل، ص 83-84.
گرچه پیشرفتهایی در ساخت و استفاده از نرمافزارهای گوناگون رایانهای و دستگاههای بریل، امکان دسترسی به زندگی مستقل در جامعه را فراهم نمودهاند، نیاز به کاربرد دستگاههای دستی بریل مثل لوح و قلم و پرکینز ضروری به نظر میرسد. دلیل روشن است، کاربرد فناوری روز رایانهها و نمایشگرهای بریل نیازمند فراگیری مهارتهای پایه است که آن هم وابسته به یادگیری از طریق وسایلی چون دستگاه بریل پرکینز میباشد.
این دستگاه وسیلهای مربع شکل، سنگین و با اندازهای متوسط است که نیازی به باطری، ابزار جانبی و یا دو شاخه برق ندارد. این دستگاه برای استفاده در محیطهای آموزشی، کاری و شخصی مناسب است.
گرچه این دستگاه سنگین است اما استفاده از آن آسان است. کافیست که کاغذ مقوایی را توسط قرقره تعبیه شده در دیواره سمت راست دستگاه به داخل دستگاه بفرستید. کلیدهایی که در جلوی دستگاه قرار گرفتهاند برای نوشتن حروف، علائم و اعداد مورد استفاده قرار میگیرند. این 7 کلید شامل کلیدهای 6 نقطه بریل و کلید فاصله هستند. از چپ به راست به ترتیب کلیدهای 3، 2، 1، کلید فاصله، 4، 5 و 6 میباشند.
این دستگاه ویژگی و ترکیب خاص و پیچیده اضافی دیگری ندارد که دستگاههای پیشرفته بریل یا گویا از آن بهرهمندند ولی بهترین وسیله یادگیری برای کسانی است که در مراحل اولیه بریلآموزی هستند.
باید ترکیب کلیدهای تولید کننده حروف بریل محکم فشار داده شوند تا نقاطی کاملاً برجسته با کیفیت مناسب خواندن را ایجاد کنند.
بیشتر حروف شامل ترکیبهای مختلف کلیدهای ششگانه هستند. به عنوان مثال، حرف «ا» با فشردن کلید 1 که دقیقاً سمت چپ کلید فاصله قرار گرفته و حرف «ب» با فشردن کلیدهای همزمان 1 و 2 که در سمت چپ کلید فاصله قرار دارند، نوشته میشوند.(1)
برای رفتن به خط بعدی کافی است از کلیدی که با اندکی فاصله از کلیدهای هفتگانه در سمت چپ دستگاه تایپ پرکینز قرار دارد، استفاده کنید و برای آمدن به ابتدای خط از مرغک استفاده نمایید. این کلید در فاصلهای از این کلیدها در بالای آن قرار گرفته است. مرغک نه تنها برای آمدن به ابتدای خط مورد استفاده قرار میگیرد، بلکه برای ترسیم ستونها، کلمات خطی و یا اعداد به آسانی نتیجه بخش است.
همانند رایانه در سمت راست دستگاه، کلیدی برای برگشت به حروف و جملات قبلی وجود دارد که این کار به آسانی با چند بار فشار دادن آن امکانپذیر میباشد. برای ایجاد ستونی از اطلاعات نیز از این کلید میتوان کمک گرفت.
به هر حال برای فهم و یادگیری استفاده از وسایلی که ارزان بوده و به باطری یا وسیله جانبی دیگری نیاز نداشته باشد، دیدن و کار کردن حداقل مدت کمی هم که شده با دستگاه پرکینز ضروری به نظر میرسد.
1) . نابینایی و زندگی مستقل، ص 84-85.
یادگیری و به کاربندی دستگاه بریل پرکینز برای افراد مبتدی و پیشرفته در یادگیری بریل ضروری است. این امر، فرد را در خواندن و نوشتن توانمند میسازد که خود مقدمه ای است برای یادگیری مراحل پیشرفته بریل و رایانه.
اگر شما در مسیر کمک و همراهی فرد نابینا برای یادگیری حروف بریل و دستگاه پرکینز قرار دارید، باید به فرمول اساسی بریل آگاهی داشته باشید. این فرمول شامل 6 نقطه است و هنگام نوشتن و خواندن، میتوان آنها را به راحتی حفظ و به کار برد.
آموزگاری که خط بریل را آموزش میدهد باید کاربر آن نیز باشد و بایست تجارب گستردهای در استفاده از دستگاههای مختلف بریل داشته باشد.
اگر شما علاقمند آموزش خط بریل هستید، به کرّات باید از این دستگاهها در طی هفتههای متوالی استفاده نمایید.
مشاهده فیلمهایی از یادگیری و کاربرد بریل توسط سایر آموزگاران و کاربران خط بریل در یادگیری و استفاده مهارتهای مختلف وابسته به خط بریل مفید خواهد بود. هر فرد میتواند حروف و ترکیبهای متنوع آن را مشاهده کند.
تکالیفی که به دانشآموز در یادگیری نوشتن حروف بریل کمک کننده است، ارائه خواهد شد.
تمرین و حفظ حروف مختلف بریل، به دانشآموز و معلم در گسترش و فهم آموزش کمک میکند و این پیشرفت در خواندن، نوشتن و پیشرفتهای تکنیکی برای افراد با آسیب بینایی در کسب مهارتهای زندگی مستقل ارزشمند استفاده چرا که با بهرهمندی از خط بریل، فرد شخصاً اطلاعات مورد نظر را نوشته و در هنگام نیاز نیز به آنها مراجعه مینماید.
هنگام یادگیری خط بریل برای آموزش آن به فرزندتان و یا دانشآموزی که با آن کار میکنید، مطمئناً از دستگاه بریل پرکینز سود خواهید جست. علت استفاده از این دستگاه آسانی آموزش با آن به جای لوح و قلم میباشد. این امر نیازمند کاربرد رایانه نیست، بنابراین دانشآموز، کودک و یا نوجوان شما که بینایی خود را به تازگی از دست داده در یادگیری خط بریل نیاز به آموختن شیوههای پیچیده ندارد.
کاغذ را در دستگاه قرار دهید و آغاز به آموزش حروف نمایید.
در اینجا حروف الفبای فارسی و نقاط تشکیل دهنده آن آموزش داده میشود. توجه داشته باشید که فشردن همزمان کلیدهای ذکر شده برای هر حرف به منظور تولید حرف قابل خواندن که به اصطلاح حروف پر رنگ نامیده میشوند، ضروری است.(1)
اهمیت یادگیری ترکیبهای گوناگون نقاط تشکیل دهنده حروف در زبان فارسی یا هر زبان دیگر، اگر کسی بخواهد آن را یاد بگیرد و در نهایت به دیگری یاد دهد، اجباری است.
اگر بتوانید به موادی که چگونگی شکلگیری هر حرف را نشان میدهد مراجعه کرده و یافتهها و مهارتهایتان را با دروسی که به دیگران در یادگیری بریل کمک میکنند، با هم ترکیب کنید، مستقل بودن را تشویق خواهید کرد و بنابراین، اعتماد به نفس را در بسیاری از افراد با
1) . همان، ص 86-87.
آسیب بینایی ایجاد خواهید کرد. این امر افراد نابینا را در کسب فرصتهایی برای آیندهای پر تلاش و هدفمند آماده میسازد.
با اختراع وسایل آموزشی و کمک آموزشی وابسته به رایانه، آموزش بریل سختتر شده، اما این امر فرد را از یادگیری آن دلسرد نمیکند. شاید به نظر آید که استفاده از رایانه کارها را آسانتر کرده، ما هم این مسئله را رد نمیکنیم، فقط تأکید میکنیم که رایانهها در یادگیری خط بریل نقش کلیدی ندارند.
آن هنگام که به نوشتن حروف الفبای بریل تسلط پیدا کردید، به راحتی میتوانید از آن برای نگارش اعداد به خط بریل استفاده نمایید. برای این کار کافی است علامت حساب و نمایانگر عدد که با فشردن کلیدهای 3، 4، 5 و 6 به دست میآید را قبل از حروفی که در ذیل به آن اشاره خواهد شد، نوشته و به این وسیله اعداد را به بریل بنویسید. به ترتیب ذیل:
با نوشتن علامت حساب قبل از حروف j, h, g, f, d, c, b, a به ترتیب اعداد 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9 و 0 را به بریل تولید خواهید کرد.
یادگیری نوشتن اعداد به خط بریل گام اساسی در یادگیری ریاضی برای افراد با آسیب بینایی است. این نکته را باید به خاطر بسپارید که در صورت ننوشتن علامت عدد پشت حروف انگلیسی، آنها با هم اشتباه گرفته خواهند شد. همچنین نباید بین علامت عدد و حروف به منظور تولید عدد به خط بریل فاصلهای باشد.
برای نوشتن عدد 10 کافیست بلافاصله پس از علامت حساب، حرف a و j را بنویسید. برای عدد 3 رقمی مانند 235، کافی است پس از علامت حساب حروف e, c, b را تایپ نمایید و الی آخر.
اگر در دوره آموزشی بریل شرکت میکنید تا پس از اخذ مدرک لازم، آن را به افراد با آسیب بینایی آموزش دهید، باید بدانید که نیاز به صرف وقت، علاقه، صبر و در نتیجه کسب آموزش دقیق و عمیق به این منظور خواهید بود. اگر اطلاعات زیادی را به یکباره فرا گیرید، نسبت به یادگیری بیمیل خواهید شد که البته این خواست و هدف از آموزش نیست.
درک مفهوم عدد هنگام یادگیری نوشتن اعداد به خط بریل بسیار مهم است. اگر چنین مهارتی کسب نشده باشد، در آموزش آن به افراد نابینایی که به یادگیری آن جهت رسیدن به خودیاری و زندگی مستقل نیاز دارند، با مشکل مواجه خواهید شد. چرا که لازمه دستیابی به استقلال مالی و اعتماد به نفس ناشی از آن، مسلح بودن به مهارتهای ریاضی پایه است که اساس آن برای فرد نابینا، داشتن دانش مرتبط با ریاضی به خط بریل میباشد. بنابراین، شما به عنوان والدین و یا معلم چنین کودکان و دانشآموزانی باید دل به یادگیری آن دهید تا راه را برای ایشان هموار کنید.
یادگیری کوتاه نویسی بریل نیز از دیگر مهارتهایی است که باید فرزند یا دانشآموز نابینای شما آن را فرا گیرد.
کوتاه نویسی بریل در کلمات و جملات انگلیسی بدان معنی است که با استفاده از قوانینی برخی کلمات را به نحوی بنویسیم که تعداد خانههای کمتری را اشغال نموده و ضمناً به این وسیله، سرعت خواندن را بالا ببریم.
این کوتاه نویسی برای یادگیری سخت بوده ولی میتوان با تمرین، صرف وقت و ارائه راهنماییهای درست در به کارگیری کلیدهای درست خلاصه نویسی به آن دست یافت.
هدف یادگیری بریل کوتاه نویسی یا خلاصه شده، ساده است. اگر علاقمند به آموزش و تشویق فرد نابینا به یادگیری آن دارید، میبایست برای فهم آن و به منظور یاد دادنش، سعی در یاد گرفتن آن نمایید.
بیشتر دروسی که برای آموزش به افراد بینا در کمک به افراد با آسیب بینایی تدوین شدهاند بیش از 2 سال طول نمیکشند. نیاز به آموزش کسانی که میخواهند روی پای خود بایستند و اعتماد به نفس خود را نیز افزایش دهند نیز روند فزایندهای به خود گرفته است. بنابراین داشتن افرادی که صلاحیت آموزش برای رسیدن به این میل قلبی و طبیعی مستقل بودن و خود ارزشمندی را عهده دارند، مهمترین عامل در گسترش خدمات به نفع افراد با آسیب بینایی است.(1)
دستگاه بریل پرکینز در ساخت دستگاه رایانهای دیگری که دستگاه بریل گویا نام دارد، نقش ویژهای داشته است. این وسیله قابل حمل بریل اطلاعات را از بریل به نسخه چاپی تبدیل میکند. برونداد صوتی اطلاعاتی که کاربر در حافظه دستگاه نوشته است را برایش میخواند. این پیشرفت تکنولوژیک به فرد با آسیب بینایی در به کارگیری مهارتهای بریلش کمک میکند. امکاناتی همچون امکان اصلاح اشتباههای دیکتهای و شمارش کلمه نیز در نسخههای جدید به آن افزوده شده است.
این دستگاه محدودیتهایی نیز دارد. نخست اینکه شخص باید درایور قابل حملی برای انتقال دادهها از دستگاه بریل گویا به سیستم دیگر، جهت چاپ آن به نسخه بینایی بخرد تا به این وسیله معلمان، دانشآموزان و سایر افراد بینا از آن استفاده نمایند.
دیگر اینکه این دستگاه فاقد نمایشگر بریل است. محدود کردن دامنه توانایی کاربران در خواندن حروف یا نقاط بریل از دیگر محدودیتهای آن میباشد.
این دستگاه دارای صدای ترکیبی برای خواندن اطلاعاتی است که فرد به واسطه بریل تایپ کردن وارد دستگاه میکند.
دستورهای سادهای برای استفاده مطلوب این دستگاه باید یاد گرفته شوند. عنصر دیجیتالی یا رایانهای به فرد، در استفاده از این وسیله بدون وابستگی به کاغذ، نوار، دیسکت و غیره کمک میکند.
هر مجموعه دادهها و مدارک، پرونده نامیده میشود که برای ایجاد آن کافی است پس از روشن نمودن دستگاه کلید فاصله را که مستطیل شکل است، فشار دهید. با فشردن نقاط 3، 1 و 5 که در الفبای انگلیسی حرف «o» میباشد، میتوان کلمه انتخاب شده را شنید.
برای آگاهی از دستورها میتوان حرف «c» را که از نقاط 1 و 4 تشکیل یافته استفاده کرد. پس از نوشتن متن مورد نظر، حرف «f» و سپس «c» را جهت ایجاد پرونده تایپ کرده و اسمی را برای این پرونده انتخاب و با فشردن همزمان نقاط 1 و 5 که همان حرف «e» است مراحل را به پایان برسانید. با انجام این دستور شما آزادید تا از این دستگاه برای بریل کردن استفاده کنید.
کسانی که از استفاده دستگاه بریل پرکینز خوششان نمیآید، با سود بردن از ترکیب صوتی این دستگاه میتوانند اطلاعات و دادههای مورد نظر را بخوانند.
1) . همان، ص 90-91.
همه چیز به شکل رایانهای تنظیم گشته، بنابراین شما میتوانید برای ایجاد خط خالی از کلیدهای فاصله، 4 و 6 استفاده کنید و برای خواندن خط قبلی کافیست از کلیدهای فاصله و کلید 1 استفاده نمایید. برای خواندن خط بعدی نیز میتوانید از کلیدهای فاصله و کلید 4 استفاده کنید.
برای حذف حرف، کلمه و یا خطی که به اشتباه نوشته شده، از کلیدهای فاصله، 1، 4 و 5 استفاده نمایید. در این هنگام ترکیب صوتی از شما میپرسد که آیا این کلمه، حرف یا خط مورد نظر را میخواهید حذف کنید و شما با اعلام بلی، حرف دلخواه را تأیید میکنید. لازم به ذکر است که بلی گفتن به حذف کلمه از این قرار است:
در ابتدا روی کلمه مدنظر قرار گرفته و سپس با فشردن نقاط 2، 4، 5 و 6 که نمایانگر حرف «w» است، فاصله و نقاط تعیینگر حرف «e» که 1 و 5 هستند عمل حذف را به پایان برسانید.
برای حذف یک حرف باید کلیدهای فاصله 1، 4 و 5 را فشار دهید تا دستگاه از شما بپرسد که خواهان انجام چه عملیاتی هستید و شما با تایپ کردن حرف «c» که از کلیدهای 1 و 4 تشکیل میگردد، حذف حرف را خواهید شنید، سپس برای حذف حرف مدنظر روی آن قرار گیرید و با فشردن دومین کلید واقع در سمت چپ کلید فاصله، آن حرف را پاک کنید. در نهایت برای ذخیره کردن اطلاعات مورد نظر به راحتی با فشردن همزمان کلید فاصله و کلیدهای نماینده حرف «e» یعنی1 و 5 این اطلاعات را ذخیره نمایید. پس از ذخیره کردن اطلاعات به راحتی میتوانید دستگاه را بدون آنکه دادهای را از دست دهید، خاموش کنید. قابلیت چاپ اطلاعات بریل شده توسط این دستگاه به خط بینایی به طور ویژه برای آن دسته از مدرسین نابینا که به تدریس دانشآموزان بینایشان مشغول هستند، مفید است.
این وسیله موجب پیشرفت فناوری در جهتی شده که فایده آن کمک به کسانی است که علاقمند به یادگیری، اشتغال و زندگی مستقل هستند.(1)
کاربران بریل که مسافرتهای زیادی دارند و در زندگی شلوغ امروزی مشغول به فعالیت هستند، میتوانند از دستگاه بریل قابل حملی به نام دستگاه نوشتاری بریل استفاده کنند که نسخه پیشرفته دستگاه بریل گویا میباشد. این دستگاه علاوه بر داشتن امکانات دستگاه بریل گویا، دارای نمایشگر بریل بوده و امکان اتصال به اینترنت را هنگام خواندن بریل و یا گوش دادن به متنی که توسط صفحه خوان قرائت میشود، برای کاربر نابینا فراهم مینماید.
علاوه بر این، کاربران آن، نگرانی درباره استفاده از formatهای گوناگون و تبدیل پروندههای بریل به نسخه چاپی ندارند و دلیل آن اضافه شدن امکان پست الکترونیکی به این دستگاه میباشد. در ضمن این دستگاه امکان استفاده از اینترنت و پست الکترونیک را حین سفر و کار فراهم میکند.
ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که در هر حال، هنگام خرید این دستگاه و سایر امکانات تکنولوژیک، از سالم بودن و کار کردن آن اطلاع حاصل کنید، چرا که برخی از فروشندگان این وسایل، بینقص بودن و کار کردن دستگاه را تضمین نمیکنند.
1) . نابینایی و زندگی مستقل، ص 96-94.
در برخی از کشورها، امکان تهیه وسایل مورد نیاز افراد با آسیب بینایی و البته سایر معلولیتها توسط دولت فراهم است و این امر موجب میشود که فرد معلول به دلیل گران بودن دستگاه از خرید آن صرف نظر نکند.
اگر علاقمند به خواندن کتب در سفر باشید و یا نیازمند برخی اطلاعات مرتبط با شغلتان باشید و در این مورد عجله داشته باشید و یا بخواهید بدون کمک گرفتن از دیگران به این اطلاعات دست یابید، این دستگاه بهترین گزینه است که فرد را در دستیابی به خودیاری در امر خواندن و در نتیجه بهرهمندی از زندگی مستقل، یاری میکند.(1)
چالشهای اولیه در امر چاپ نسخه بریل، اطلاعات، کیفیت آن و طبیعت پیچیده دستگاه و نرمافزار بود. بسیاری از دستگاههای بریل، محصولات بریل با کیفیتهای بهتر تولید کردهاند.
بازدهی این دستگاهها در رونویسی از کتابهای چاپی به خط بریل توسط چاپگرهای بریل، بهترین شیوه دسترسی افراد نابینا به منابع مکتوب مورد نیاز در مدرسه، محل اشتغال و سایر اماکن در محیط زندگیشان میباشد.
با توجه به اینکه انواع مختلف دستگاهها و چاپگرهای بریل در بازار موجود است، با توجه به نیاز و امکان مالی باید بهترین انتخاب را برای فرزند یا دانشآموز خود داشته باشید.
چاپگر بریل لیزری که بیشتر مواقع در کتابخانهها و مراکز بزرگ برای رونویسی و چاپ کتب بریل مورد استفاده قرار میگیرد، امکان داشتن کتاب با تعداد بیشتر و با کیفیت بهتر را فراهم مینماید.
اگر افراد نابینا نحوه استفاده از این دستگاهها را برای تولید کتاب بریل بیاموزند، میتوانند به تدریج پیشرفت کرده و به راحتی و مستقلانه در هر جای دنیا که باشند، زندگی کنند.
افراد نابینا همانند کودکان و بزرگسالان بینا دوست دارند به زندگی مستقل، فعال و اهداف مترقیانه دست یابند. میدانیم که دستیابی به این هدف این افراد مشکل است، چرا که ایشان موانع مختلفی در غلبه بر جهانی که افراد با مشکل بینایی در آن زندگی میکنند را درک و تجربه کردهاند.
به خاطر همین است که افراد متخصص، معلمین، والدین و خود افراد با آسیب بینایی همواره در تلاشاند راههای بهتر و ثمر بخشتری را برای نیل به این هدف بیابند.(2)
بعد از 1370 کم کم متون بریل و از جمله قرآن بریل در معرض تحولات جدیدتر قرار گرفت. فناوری الکترونیکی مشخصاً چهار ابتکار و نوآوری جدید به وجود آورد، یکی تبدیل فایل بریل به صوت و برعکس قرآن گویا به قرآن بریل و کلاً تبدیل بریل به هرگونه امکان دلخواه و برعکس، تبدیل سامانههای موجود به بریل ابتکاری بود که توانست بریل را متحول سازد و استفاده از آن را بیشتر و دسترس پذیری آن را گسترش دهد.
دومین اختراع بشر تصویربرداری از متون بریل و تبدیل این تصاویر به برنامه دلخواه بود. وسایل الکترونیکی که اغلب به قلم نامیده میشود، به بازار آمد که با حرکت روی سطرهای قرآن مثل چشم انسان کلمات و آیات را به حافظه منتقل میکرد، آنگاه کاربر میتواند این بایگانیها را هر شکلی که نیاز دارد عرضه میکند. مثلاً به صورت صوت یا به صورت نوشته پرینت کند یا اصلاً در حافظه نگهداری نماید و بعداً ترجمه کند و با ترجمهاش عرضه نماید. ابتکار سوم بهرهگیری و استفاده از سامانههای انتقال دهنده الکترونیکی است. قبلاً قرآن بریل چاپ اردن را اگر میخواستیم در ایران استفاده کنیم، چارهای نداشتیم جز اینکه متن کاغذی آن قرآن به ایران منتقل شود و در اینجا مطالعه شود بعد از چند دهه متن قرآن به صورت فایل قابل انتقال شد و قرآن بریل اردن را میتوانستیم به صورت فایل و روی فلاپی یا CD منتقل کنیم اما در دوره جدیدتر و اکنون، میتوان متن قرآن بریل را همزمان با تولید، در هر نقطه جهان از طریق اپلیکیشنهای مخابراتی و ارتباطاتی دریافت کرد و مشاهده کرد. متن قرآن بریل در زمانی که در اردن تولید میشود، همزمان در ایران و در همه کشورها مشاهده و استفاده کرد؛ درست مثل اینکه در ایران تولید میشود.
ابتکار و اختراع چهارم کیبورد و مانیتورهای لمسی است. یعنی نقطههای برجسته برد زیر دست و جلوی تایپیست نابینا ظاهر میشود و او میتوان با لامسه به اصلاح و تایپ متن بریل اقدام کند بدون اینکه از صوت و برنامهای مثل جاوز استفاده کند.
این اختراعات هر چند هنوز در ایران فراگیر نشده ولی در حال گسترش است و با فراگیر شدن آن حتماً شاهد تحولات گسترده در فرهنگ و جامعه نابینایان هستیم.
اکنون به معرفی این تحولات میپردازیم، البته درصدد هستیم این تحولات فقط در حوزه قرآن بریل باشد و به همه متون و همه علوم فعلاً کاری نداریم.
آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، محمدجواد بلاغی، قم، مؤسسة العثة، 1419ق/ 1378ش.
آن سوی تاریکی، پری زنگنه، تهران، کتابسرا، 1387.
«آوای هوشمند قلم»، تواننامه، تابستان 1394، ص 246-247.
ابابصیر مؤسسه آموزشی نابینایان، محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1396.
الابجدیة الفینیقیة و الخط العربی، الیاس البیطار، دمشق، 1997م.
الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین عبدالرحمن بن ابیبکر سیوطی، تحقیق فوّاز احمد زمرلی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1427ق.
ادارة العوق البصری، جزوه، 24ص.
«از رسم الخط پر علامت تا رسم الخط کم علامت»، سید مهدی سیف، رشد آموزش قرآن، شماره 26، پاییز، 1388، ص 37-43.
استاد محمدحسن وجدانینژاد فعال در جامعه و فرهنگ نابینایان، علی نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1395.
الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، 1381ق.
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیّب، تهران، کتابفروشی اسلامی.
اعجاز بیانی قرآن، عائشه عبدالرحمن بنت الشاطئ، ترجمه حسین صابری، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، 1376ش.
أعیان الشیعه، السید محسن الامین، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1403ق.
امکانسنجی: به کارگیری دیزی در کتابخانهها و مراکز نابینایان شهر تهران، زهرا آقایی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهراء، رشته کتابداری، 1390.
«انتقاد ادبی»، عباس اقبال آشتیانی، مجموعه مقالات عباس اقبال، به کوشش سید محمد دبیر سیاقی، تهران، 1378.
ایضاح الوقف و الابتداء، ابوبکر ابن الأنبازی، دمشق، مجمع اللغة العربیة، 1971م.
«بایستهها درباره قرآن به خط بریل»، محمد نوری، توان نامه.
بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمدباقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق؛ 1423ق.
برخوردی نو با کهنترین خط اسلامی، مهرداد شوقی حقدوست، پایاننامه دوره کارشناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، 1378ش.
«بررسی تعامل و تقابل بین دو حوزه قرائت و کتابت قرآن از عصر نزول تا تشییع قرائات»، محمدرضا حاجی اسماعیلی، مجله مطالعات اسلامی، ش46، تابستان 1384، ص 45-46، ش86، تابستان 1386.
بررسی علمی - تطبیقی رسم المصحف و ضبط المصحف (شیوه نگارش و علامتگذاری قرآن کریم)، ابراهیمپور فرزیب (مولایی) و دیگران، هران، مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران، 1384ش.
بررسی مسائل و مشکلات دانشآموزان آموزشگاه نابینایان شهید محبی، محمدخسرو بیگی، پایاننامه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه، 1379.
البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین محمد بن عبداللّه زرکشی، تحقیق ابیالفضل الدیامتی، قاهره، دارالحدیث، 1427ق.
بگذارید روی پای خودم بایستم، ترجمه هاشمیپور، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، 1368.
البیان فی تفسیر القرآن، ابوالقاسم خویی، بیروت، مؤسسه الاعلمی، بیتا.
البیان فی عدّ آی القرآن، عثمان بن سعید دانی، به کوشش غانم قدوری الحمد، کویت، 1414ق.
پژوهشی در رسم المصحف، حسین تفکری، تهران: انتشارات پیام عدالت، چاپ اول تاریخ ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد ابن خلدون (بیتا)، بیروت: منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
«پکتوس تولید کننده تجهیزات روشندلان»، شرکت پکتوس، تواننامه، تابستان 1394، ص 243-246.
پیروزی بر شب: سرگذشت لویی بریل، ژ. کریستان، ترجمه سیروس طاهباز، تهران، انتشارات کانون پرورش فکری، 1366.
«تأثیر خط بریل عربی در فارسی»، نادر جهانگیری و دیگران، الدراسات الادبیة (الجامعة اللبنانیة)، شمارههای 67-69، 2009.
تاریخ الخط العربی و آدابه، محمدطاهر کردی، قاهره، 1358ق.
تاریخ القراء العشرة و رواتهم، عبدالفتاح قاضی، مدینة منوره، وزارة الاوقاف، بیتا.
تاریخ القرآن و غرائب رسمه و حکمه، محمدطاهر الکردی (1365ق)، جده: مطبعه الفتح، بیتا.
تاریخ القرآن، ابوعبداللّه زنجانی (1410ق)، تحقیق: محمد عبدالرحیم، دمشق؛ دارالحکمه. 1388ق.
تاریخ المدینة المنوره، عمر ابن شبّه، تحقیق فهیم محمد شلتوت.
«تاریخ تحولات خط بریل در ایران»، محمد نوری، تواننامه، ش 4-6، ص 5-13.
تاریخ توثیق نصّ القرآن الکریم، خالد عبدالرحمن عک، بیروت، الشرکة المتحده للتوزیع.
تاریخ جمع قرآن کریم، سیّد محمّدرضا جلالی نائینی، نشر سخن، چاپ سوم، 1390ش.
تاریخ خط، آلبرتین گاور، ترجمه عباس مخبر و کوروش صفوی، تهران، نشر مرکز، 1367ش.
تاریخ قرآن کریم، سیّد محمّدباقر حجّتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ نهم، 1375ش.
تاریخ قرآن، محمدهادی معرفت، تهران، نشر سمت، چاپ اوّل، 1375ش. 1383ش.
تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1362ش. چاپ چهارم، 1379ش.
تاریخ نگارشهای عربی، فؤاد سزکین، ترجمه نشر فهرستگان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1380ش.
«تاریخ ورزش نابینایان در ایران»، بهرام جدیدی و زهرا شاهی، سایت اینترنتی فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین کشور.
تأویل مشکل القرآن، محمد بن مسلم ابن قتیبة، قاهره، دار احیاء الکتب العربیة، 1954م.
التّبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن طوسی، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، مکتب الاعلام الاسلامی، 1409ق.
التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، تهران، مرکز نشر الکتاب، 1395ق.
تحول روانی، آموزش و توانبخشی نابینایان، محمد رضا نامنی، تهران، نشر سمت.
التذکار فی افضل الاذکار، محمد بن احمد قرطبی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408ق/1988م.
«ترجمه و شرح قصیده عقیلة اتراب القصائد»، تصحیح سید حسین مرعشی، گنجینه بهارستان 15 (علوم قرآنی و روائی 3)، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، 1385ش.
التسهیل لعلوم التنزیل، محمد بن احمد ابن جزی الکلبی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1403ق.
التفسیر البیانی للقرآن الکریم، محمدجواد بلاغی، قاهره، دارالمعارف، 1388ق.
تفسیر القرآن الکریم، سید مصطفی خمینی، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة اللّه علیه، چاپ اول.
تفسیر روحانی، محمدعلی لسانی فشارکی، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1376ش.
تفسیر نوین، محمدتقی شریعتی، تهران، مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1384.
التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، تهران، قم: مؤسسه نشر اسلامی، 1365ش؛ 1417ق؛ چاپ چهارم، 1425ق.
الجامع البیان فی تأویل آی القرآن، محمّد بن جریر طبری، تحقیق احمد عبدالرزاق بکری، محمد عادل محمد، محمد عبداللطیف خلف و محمود مرسی عبدالحمید با مقابله محمود محمد شاکر و احمد محمد شاکر، قاهره، دارالسّلام، چاپ چهارم، 1430ق.
الجامع لعلوم القرآن، عبداللّه ابن وهب، بروایة سحنون بن سعید (درگذشت 240ق)، به کوشش میکلوش مورانی، بیروت، دارالغرب الاسلامی، 2003م.
جزوه آموزشی قواعد بریل، محمدرضا نامنی.
جزوه آموزشی نگارش قرآن مجید، سید مهدی صادقینژاد.
جزوه آموزشی، گردآوری، تدوین و تثبیت علائم و نشانههای بریل، سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور.
جهود المملکة العربیة السعودیة فی مجال طباعة القرآن الکریم للمکفوفین بطریقة برایل، ناصر بن علی الموسی، جزوه، 20ص.
الحجة فی علل القرائات السبع، ابو علی فارسی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1965م.
الخط و الکتابة فی الحضارة العربی، یحیی وهیب جبوری، بیروت، 1994م.
«خط»، جمعی از نویسندگان، دانشنامه جهان اسلام، تهران، 1390، ج15، ص 566-609.
دانشنامه جهان اسلام، ج15، مقالات خط و خطاطی.
دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات دوستان و ناهید، 1377.
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ.
دائرةالمعارف خط بریل، مجری محمدرضا ظروفی، ناظر مسعود گلچین، تهران، وزارت آموزش و پرورش، پژوهشکده تعلیم و تربیت، 1378.
دراسة فی اللغة و اللّهجات و الاسالیب، یوهان فک، العربیّة، ترجمه عبدالحلیم نجّار، 1951م.
درآمدی بر تاریخ قرآن، مجید معارف، تهران، انتشارات نبأ.
درسنامه علوم قرآنی، سطح 1، حسین جوان آراسته (1378ش)، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ سوم.
دکتر خزائلی قانونگذار روشندلان، قدرت اللّه عفتی، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1391.
دلیل الحیران شرح مورد الظمان، ابراهیم بن احمد التونسی مارغنی، قاهره، دارالقرآن، 1974م.
الذریعة، آقا بزرگ تهرانی، قم، اسماعیلیان.
«راهبردهای آموزش قرآن در سیره نبوی و مقایسه آن با شیوههای نوین آموزشی»، محمدعلی لسانی فشارکی، محسن رجبی، صحیفه مبین، ش24، 1387ش.
رساله احیاء الخط (الکوفی)، زینالعابدین صوفی، 1322ق.
«رسم الخط قرآن کریم»، هادی قابل (1376ش)، فصلنامه بینات، ش3.
رسم الخط مصحف، غانم قدّوری الحمد، ترجمه یعقوب جعفری، نشر اسوه، چاپ اوّل، 1376ش.
رسم المصحف و الاحتجاج به فی القرائات، عبدالفتاح شلبی، قاهره، مکتبة نهضة مصریة، 1960م.
«رسم المصحف: ویژگیها و دیدگاهها»، محسن رجبی، مجله مشکوة، شماره 104، پاییز 1388، ص 18-48.
رسم المصحف، غانم قدوری الحمد، بغداد، اللجنة الوطنیة، 1402ق.
رشد آموزش معارف اسلامی، مجله، شمارههای متعدد.
روانشناسی و آموزش کودکان نابینا، پرویز شریفی درآمدی، تهران، گفتمان خلاق، 1379.
روزنامه ایران، ش 5487، 23 مهر 1392.
«زمینههای صدور روایات احرف سبعه»، محسن رجبی، مطالعات اسلامی، ش27، 1385ش.
سازمان بهداشت جهانی، ترجمه گروه پژوهشی ناشنوایی و نابینایی، آموزش نابینایان و افراد دارای مشکل بینایی، 1378.
سیر تاریخی آموزش و پرورش استثنایی در ایران، احمد امیدوار، تهران، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، 1378.
السیرة النبویة، عبدالملک ابن هشام، به کوشش عمر عبدالسّلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، 1416ق/1996م.
سیری گذرا در آموزش و بهزیستی نابینایان، محمدرضا نامنی، تهران، بیتا، 1363.
صحیح البخاری، محمّد بن اسماعیل بخاری، ریاض، دارالسّلام، چاپ دوم (یک جلدی)، 1419ق.
«ضرورت اجرای فراگیر سازی آموزش و پرورش در ایران»، ابوالفضل سعیدی، تهران، تعلیم و تربیت استثنایی.
الطبقات الکبری، ابن سعد، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، دارالکتب العلمیّة، بیروت، 1418ق/ 1977م.
«طرح گسترش دسترسی همگانی و به اشتراکگذاری بریل»، محمد نوری، تواننامه، ش 4-6، ص 200-204.
علائم و نشانههای بریل در زبانهای مختلف، انتشارات یونسکو.
علم کتابة العربیة، عبداللّه ربیع محمود، ط1، قاهره، 1992م.
علوم القرآن عند المفسرین، به قلم جمعی از نویسندگان، قم، مرکز الثقافة و المعرفة القرآنیة، 1416ق.
علوم قرآنی، محمدهادی معرفت، قم، مؤسسه فرهنگی انتشارات التمهید، چاپ اول، 1378ش؛ التمهید و سمت، 1379.
علیاکبر جمالی اسوه جامعه روشندلان با نیم قرن تلاش، علی نوری، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1396.
غایة النهایة فی طبقات القرّاء، محمد بن محمد ابن جزری، به کوشش برگشتراسر، قاهره، مکتبة المتنبی.
غرائب القرآن و رغایب الفرقان، حسن بن محمد نیشابوری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، 1416ق.
غیث النفع، علی النوری صفاقسی، دمشق، دارالفکر، 1398ق.
فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، به کوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1978م.
الفروغ من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1391ق.
فرهنگ و جامعه معلولان شیراز، به کوشش علی نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1395.
فضائل القرآن و ما انزل من القرآن بمکة و ما انزل بالمدینة، محمد بن ایّوب ابن ضریس، به کوشش غزوه بدیر، دارالفکر، 1988م.
فضائل القرآن، ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل، مصر، مطبعة المنار، 1347ق.
فضائل القرآن، ابو عبید قاسم بن سلّام هروی، به کوشش مروان العطیه، محسن خرابة و وفاء تقی الدین، دمشق - بیروت، دار ابن اکثیر.
فعالیتهای قرآنی جامعه معلولان، محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1395.
الفقه حول القرآن الحکیم، سید محمد حسینی شیرازی، قم، انتشارات قرآن.
الفهرست، محمد بن اسحق ابن ندیم، تحقیق رضا تجدد، طهران، 1350ش.
فهرستگان کتابهای بریل ایران، 1377؛ کتابشناسی منابع گویا و بریل، ایران، 1381.
فیض الرحیم فی قراءات القرآن الکریم، محمد سعید لحام، بیروت، عالم الکتب، 1978م.
قراء سبعه و گزارش قرائت مشکوة ایشان، محمدعلی لسانی فشارکی، پایاننامه دکتری دانشگاه تهران، 1372ش.
القرائات القرآنیة، عبدالهادی فضلی، بیروت، دار القلم، 1980م.
القرآن الکریم: معرفی نسخههای خطی قرآن عرضه شده در جشنواره بزرگ جهان اسلام (لندن - 1976م)؛ به کوشش مارتین لینگز و یاسین حامد صفدی، با همکاری کتابخانه ملی بریتانیا، 1976م.
القرآن المجید، محمد عزة دروزه، صیدا و بیروت، المکتبة العصریّة.
قرآن در اسلام، محمّدحسین طباطبایی، دارالکتب الاسلامیة، 1373ش.
قرآن نویسان و گزیده قرآنهای نفیس ایرانی، محمد علیدوست، تهران، آراد، 1374، 243ص.
الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365ش.
کتاب السبعة فی القرائات، ابوبکر احمد بن موسی ابن مجاهد، به کوشش دکتر شوقی ضیف، مصر، دارالمعارف، 1972م.
کتاب المصاحف، عبداللّه ابن ابی داود، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1405ق/1985م.
کتاب تاریخ القرآن الکریم، محمدطاهر کردی، جده، 1365ق.
کتابت و رسم الخط قرآن کریم، محمدعلی کوشا، جزوه.
کتابشناسی خط فارسی، کاظم استادی، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشی، 1390.
الکتب المطبوعة بطریقة برایل فی مصر، سمیرة خلیل محمد خلیل، جزوه.
الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، محمود بن عمر زمخشری، قاهره، المکتبة التجاریة الکبری، 1953م.
کشف الظنون، حاجی خلیفه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1992م.
کلک قدسی، کمال حاج سید جوادی، تهران، سازمان چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379ش.
کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، علی بن حسام متقی هندی، به کوشش صفوة السقا و بکر حیّانی، بیروت، مؤسسه الرساله، 1399ق/1979م.
کودکان استثنایی، محمود پاکزاد، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1376.
کودکان و نوجوانان دارای ضایعات بینایی، زاهد حسینی و عبدالحسین تفضلی مقدم، مشهد، آستان قدس رضوی، 1380.
کودکان: آسیب بینایی و آموزش تلفیقی، کریستین آرتر و دیگران، ترجمه محمد احمدپناه، تهران، نرجس، 1383
«گاتا پردازش متن، گفتار و تصویر»، تواننامه، تابستان 1394، ص 245-249.
لسان العرب، ابن منظور، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1408ق.
لغتنامه، دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1375.
مباحث فی علوم القرآن، الصالح صبحی، منشورات الرضی، 1368ش.
«متون آموزشی به خط بریل: تاریخ تحولات و مراحل گسترش بریل آموزشی»، هاجر شعاعی، تواننامه، ش 4-6، ص 29-34.
مجله بصیرت، تهران، چاپ سازمان بهزیستی، شمارههای مختلف.
مجله تواننامه
مجله رشد آموزش معارف اسلامی
مجله گنجینه بهارستان
مجله مشکوة
مجله مطالعات اسلامی
مجله نور عالم، ش 4 و 5، 1331.
مجموعه نرمافزاری بریل و گویا: آموزش مقدماتی نوید 5 و پکچاز 8، تهران، پکتوس، 1386.
«محرومیت نابینایان از حمایت ناشران مصاحبه با محمد خوانینزاده مدیر رودکی»، باشگاه خبرنگاران جوان، 7 اردیبهشت 1395.
المحکم فی نقط المصاحف، ابو عمرو دانی، به کوشش عزة حسن، دمشق، دارالفکر، 1407ق/1986م.
المرشد الوجیز، ابوشامه مقدسی، به کوشش طیار آلتی قولاج، بیروت، دار صادر، 1975م.
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1407ق.
المستدرک علی الصحیحین، محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، حلب، مکتب المطبوعات الاسلامیة.
«مصاحبه با علامه آیت اللّه حسنزاده آملی»، بیّنات، ش2، 1373ش.
المصاحف، ابن ابی اولاد سجستانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1971م.
معجم القرائات القرآنیه، مع مقدمة فی القرائات و اشهر القرّاء، احمد مختار عمر؛ مکرم، عبدالعال سالم، ایران، انتشارات اسوه، 1412ق/ 1991م.
معجم متن اللغه، احمدرضا، بیروت، دار مکتبة الحیاة، 1377ق/ 1958م.
معرفة القراء الکبار علی الطبقات و الاعصار، محمد بن احمد ذهبی، به کوشش بشار عوّاد معروف و دیگران، بیروت، مؤسسة الرساله، 1408ق/ 1988م.
«معرفی بخش نابینایان کتابخانه آیت اللّه خامنهای»، بنتالهدی موحدی، فصلنامه دانششناسی انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه پیام نور، قم، ش8، بهار و تابستان 1390، ص 72-68.
«معرفی مأخذشناسیهای خط بریل»، الهه نوری، تواننامه، ش 4-6، ص147.
«مقایسه رسم المصحف و رسم الاملاء»، علیاکبر ربیع نتاج، پژوهشهای تعلیم و تربیت اسلامی، سال دوم، ش4، زمستان 87، ص 156-160.
مقدمات زبانشناسی، مهری باقری، دانشگاه تبریز، 1367ش.
مقدمة المبانی فی نظم المبانی و مقدمة ابن عطیّه (مقدمتان فی علوم القرآن)، به کوشش آرتور جفری، مصر، مکتبة الخانجی، 1954م.
مقدمه ابن خلدون، عبدالرحمن ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1347ش.
مقدمهای بر روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی، غلامعلی افروز، انتشارات دانشگاه تهران، 1364.
المقنع فی رسم مصاحف الامصار مع کتاب النقط، ابو عمرو دانی، تحقیق، محمدصادق قمحاوی، قاهره، مکتبة الکلیات الازهریه.
المقنع فی معرفة مرسوم مصاحف اهل الامصار، عثمان بن سعید دانی، دمشق، دارالفکر، 1972م.
مناهل العرفان فی علوم القرآن، محمد عبدالعظیم زرقانی، به کوشش احمد شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1424ق.
منهل العطشان فی رسم احرف القرآن، طاهر ابن عرب اصفهانی، تصحیح سید حسین مرعشی، گنجینه بهارستان 51 (علوم قرآنی و روانی 3)، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، 1385ش.
منیة المرید فی آداب المفید و المستفید، زینالدین بن علی عاملی، شهید ثانی، به کوشش سید احمد حسینی، قم، مجمع الذخائر الاسلامیه، 1402ق.
میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری، سیّد حسین مدرّسی طباطبایی، دفتر اوّل، ترجمه علی قرائی و رسول جعفریان، قم، نشر ادیان، 1383ش.
نابینایی و زندگی مستقل، مریم اصغری، تهران، آوای نور، 1391.
نثر المرجان فی رسم نظم القرآن، محمد غوث نائطی ارکاتی، حیدرآباد - دکن، مطبعة عثمان پریس؛ بیجا، بیتا.
نخستین گام: راهنمای علمی آموزشی پدران، مادران و مربیان کودکان نابینا و کمبینا، محمدرضا نامنی و شهره فلاح کسمایی، تهران، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، 1373.
النشر فی القرائات العشر، شمس الدین محمد ابن جزری، مصر، مکتبة التجاریة الکبری، بیتا.
نشریه تلاوة، کوالالامپور مالزی.
نصوص فی علوم القرآن، به کوشش سید علی موسوی دارابی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1380ش.
نظام الحکومة النبویّه (التراتیب الاداریه)، عبد الحی کتّانی، بیروت، دارالکتاب العربی.
«نظرات فی رسم المصحف»، علی ابراهیم محمد، مجله الازهر، سنه 69، ربیع الثانی 1417، جزء 4، ص 477-485.
«نقد و بررسی روایات تحریف در کتاب فصل الخطاب»، محمدباقر بهبودی، مجله حوزه، سال 11، ش 2 (خرداد - تیر 1373).
نقد رسم الخط عثمان طه از قرآن، محمدعلی کوشا.
نقد و بررسی نظام نوشتاری بریل فارسی و ارائه راهکارهایی برای رفع برخی ایرادهای این نظام، نرجس منفرد، استادان ابوالقاسم قوم و میرسجاد موسوی، کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی، 1389.
«نقدی بر مقاله رسم المصحف ویژگیها و دیدگاهها»، جواد آسه، مجله مشکوة، ش107، تابستان 1389.
«نگرشی به رسم الخط قرآن کریم: رسم المصحف»، کریم دوانی، فروغ وحدت، سال سوم، ش11، 1387، ص56 به بعد.
وب سایت الجزیره
وب سایت ایکنا
وب سایت بنیاد اندیشه اسلامی
وب سایت پژوهشکده تعلیم و تربیت
وب سایت جامعة المصطفی
وب سایت رحماء
وب سایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی
وب سایت کتابخانه اسکندریه
وب سایت کتابخانه ملی ایران
الوجیز فی معرفة الکتاب العزیز (مقدمه آلاء الرّحمن)، محمدجواد بلاغی، تحقیق محمّدمهدی نجف، مجمع تقریب مذاهب، چاپ اوّل، 1419ق.
هنر خط و تذهیب قرآنی، مارتین لینگز، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، تهران، انتشارات گرّوس، 1377ش.
مقدمه. 9
نگاهی به این کتاب.. 11
بخش نخست: کتابت قرآن کریم
فصل اول: دانش رسم المصحف... 15
تعریف و ماهیت.. 15
پیدایش... 16
اولین آثار در رسم المصحف... 17
ویژگیهای خط نگارشی قرآن و جایگاه رسم. 18
ابزار نگارش... 18
خط رایج در عصر نبوی.. 20
نتیجهگیری.. 21
علت پیدایش رسم المصحف.. 21
رسم عثمانی.. 21
فصل دوم: تاریخ تحولات... 25
دوره رسالت.. 25
روایات تاریخی.. 26
دیدگاه مرحوم شریعتی.. 26
خط در مدینه. 27
علل اختلاف نسخهها 28
رای دکتر صبحی صالح.. 29
پس از رحلت تا اتمام عصر عثمانی.. 30
مصحفهای صحابه. 30
مصحف امام علی (ع). 33
مصحف زید بن ثابت... 33
موضع امام علی(ع) در مورد مصاحف... 34
دوره عثمانی (25 تا 30ق). 36
ویژگیهای عصر عثمانی.. 37
خطّ کتابتی.. 38
اِعجام و نقطه گذاری.. 38
دیدگاه کاشفی سبزواری درباره رسمالخط مصحف عثمان.. 39
بررسی این دیدگاه. 40
تطابق رسم و قرائت در این دوره. 41
نظریه عبدالهادی فضلی.. 41
نقد حاج اسماعیلی.. 42
مراحل یکسان سازی.. 44
دیدگاه مرحوم آیت اللّه معرفت... 45
دیدگاه دکتر صبحی صالح.. 47
دیدگاه محمدعلی کوشا 48
دوره پس از مصاحف عثمانی تا پیدایش ابن مقله (30 تا سده چهارم قمری) 49
پیدایش مبتکران و مخترعان خط.. 50
ابن مقله و خط او. 50
ابن بواب و آراء او. 51
دیگر فعالیتها 51
سده پنجم تا سیزدهم قمری.. 52
مبتکران و فعالان این دوره. 53
یاقوت مستعصمی.. 53
سهروردی.. 54
ارغون کاملی.. 54
ابراهیم سلطان.. 54
بایسنغر میرزا 55
احمد نیریزی.. 55
میرعلی هروی.. 55
دوره جدید. 56
کشورهای فعال.. 56
ایران.. 56
سوریه. 57
مصر. 58
رسم الخط عثمان طه. 59
گسترش عثمانطه در ایران.. 59
دیدگاه سید مهدی سیف... 59
نقش ایران در گسترش عثمان طه. 61
نقش عربستان در توسعه رسم الخط عثمان طه. 61
زمینههای فکر و طرح رسم الخط کم علامت... 62
رسم الخط کم علامت در مدارس... 62
ملاحظه و بررسی.. 64
مشکلات رسم الخط عثمان طه از نظر محمدعلی کوشا 65
فهرست اشکالات.. 65
مطالعات و ابتکارات مدرن.. 73
شیوه ابداعی.. 74
تاریخچه ضبط.. 74
ضبط پیشنهادی.. 75
فصل سوم: کلمات اختلافی... 79
تقسیم چهارگانه کلمات اختلافی.. 79
عدم تطابق رسم و املاء. 80
قسمت اول: حذف... 80
حذف الف... 81
حذف الف ممدوده. 81
حذف الف جمع.. 82
حذف یاء. 82
حذف واو. 82
حذف لام. 82
حذف نون.. 82
قسمت دوم: زیادت.. 82
زیادت الف... 82
زیادت یاء. 82
زیادت واو. 82
قسمت سوم: ابدال.. 83
ابدال «الف» به «واو». 83
ابدال «الف» به «یاء». 83
ابدال «یاء» به «الف». 83
ابدال «ة» به «ت». 83
ابدال نون تأکید خفیفه به تنوین.. 83
ابدال تنوین به نون.. 83
ابدال «س» به «ص». 83
قسمت چهارم: مقطوع. 83
قسمت پنجم: موصول.. 84
قواعد عام رسم المصحف.. 84
دیدگاه علمای شیعه. 87
اقوال اهل سنت.. 91
ضابطهمندی و توجیه. 93
ملاکهای معتبر
نزد صحابه یا قراء 94
ریشه اختلافات نگارشی.. 96
اختلاف و تنوّع در رسم الخط قرآن ناشی از اشتباه کاتبان وحی.. 96
اختلاف به دلیل کم سوادی کاتبان وحی و ضعف خط و ابتدایی بودن آن.. 98
رسم الخط قرآن تحت تأثیر اختلاف قرائت قاریان مشهور. 99
رسم الخط قرآن بازتاب حفظ سنّتهای نگارشی خط عربی.. 100
توفیقی بودن رسم الخط قرآن مجید. 100
اختلاف رسم به جهت اختلاف معنا 102
نقد دیدگاه رجبی.. 102
بخش دوم: مصحف بریل در ایران
فصل اول: ورود بریل و تاریخ نشر قرآن بریل.. 109
زمینههای آشنایی.. 109
ورود خط بریل به ایران و استفاده محدود (دوره نخست: ۱۲۹۹- 1331). 110
تصویب رسمی و گسترش همگانی (دوره دوم: 1331-1360). 112
افزایش نقش دولت و محدودیت مراکز مردمی (دوره سوم: ۱۳۶1-۱۳۸۰). 115
ضرورت کوتاه نویسی.. 116
دسترسی همگانی به وسایل و تجهیزات.. 117
تربیت آموزگاران و مربیان.. 117
گسترش در همه علوم و فنون.. 118
ورود به عرصههای عالی فرهنگ و جامعه (دوره چهارم: ۱۳۸1 تاکنون). 119
گسترش بریل آموزشی.. 121
تعریف مشکلات بینایی.. 121
آموزش نابینایان و توسعه خط بریل.. 122
چاپ و نشر متون بریل.. 125
فصل دوم: آسیبشناسی قرآن بریل.. 127
شناخت ابعاد و جوانب.. 127
تاریخ نگاری.. 128
جایگاه تاریخ نگاری قرآن.. 129
تولید قرآن بریل.. 129
درباره قرآن بریل.. 130
کوتاه نویسی.. 130
همسان سازی.. 131
مدیریت... 133
قرآن مبدأ 133
اقتصاد بریل.. 134
خلاصه و نتیجهگیری.. 135
فصل سوم: همسان سازی قرآن بریل در ایران.. 137
دستاوردها در زمینه رسم الخط قرآن کریم. 137
قواعد کتابت... 138
دستاوردها و نتایج.. 138
قواعد و ضوابط.. 139
حرکات چهارگانه. 140
همزه و الف... 140
تنوین.. 140
تای گرد. 141
تشدید. 141
پایه همزه. 141
علامت مدّ. 141
مقطعهها 141
وقف و علائم آن.. 142
ادغام. 143
حزب.. 143
دیگرنکتهها 143
شیوه شناسی برجسته نگاری قرآن کریم. 144
علائم خط برجسته اسلامی در حرکات.. 145
وقف و علائم آن.. 147
نظام نوشتاری قرآن بریل فارسی.. 149
نخستین فعالیت رسمی برای همسانسازی.. 150
جلسه تدوین آییننامه برای همسان سازی.. 151
یکم مهرماه به عنوان روز تاریخی یکسان سازی.. 152
نام نشست و محل آن.. 153
حضار و مذاکرات.. 153
پیشنهادات.. 154
متن آییننامه. 155
فعالیت دیگر کشورها 159
فصل چهارم: قرآن ملی... 161
طاهر خوشنویس، خطاط مشهور ایرانی.. 161
نیریزی خطاط قرآن کریم. 162
عثمان طه. 163
کتابت قرآن کریم. 163
مقایسه و نتیجهگیری.. 164
فصل پنجم: فعالیتهای سازمان یافته ایرانیان.. 167
دوره نخست خط بریل در ایران. 167
دوره ورود دولت.. 169
مدرسه اصولی، 1338. 172
تأسیس آموزشگاه رضا پهلوی، 1343. 173
گزارش ویکیپدیا 174
چند دهه جدید. 175
مؤسسه رودکی تهران. 175
قرآنهای بدون ترجمه. 176
قرآنهای با ترجمه. 176
مأخذشناسی قرآن.. 177
مجتمع خزائلی ، 1344. 180
آموزشگاه رودکی اهواز، 1345. 184
آموزشگاه شوریده شیرازی شیراز، 1344. 185
مؤسسه آموزشی ابابصیر اصفهان، 1348. 188
مدرسه امید مشهد، 1363. 189
مدرسه حضرت عبدالعظیم سلام اللّه علیه شهر ری، 1365. 190
مجتمع نرگس و مجتمع محبی تهران، 1359. 190
مجتمع آموزشی پویا کرج، 1364. 191
بخش نابینایان کتابخانه ملی ایران تهران، 1382. 192
بنیاد قرآنی روشندلان اصفهان. 193
کارنامه. 194
کتابخانه آیت اللّه خامنهای قم. 196
کتابخانه الکترونیک... 196
کتابخانه گویا 196
کتابخانه بریل.. 196
چاپخانه بریل.. 196
استودیو ضبط صدا 197
دیگر فعالیتها 197
آخرین وضعیت... 197
دفتر فرهنگ معلولین، 1390. 198
امتیازات و اهمیت... 198
ویژگیهای فنی.. 199
رونمایی و پخش... 200
تعطیلی پروژه. 200
دانشگاه فردوسی (تاک) 200
جامعه نابینایان ثامن الائمه مشهد. 201
کارنامه. 202
بخش سوم: مصحف بریل در جهان
فصل اول: توسعه فرهنگی با خط و متون بریل.. 207
افزایش بهرهدهی بریل.. 207
شیوه افزایش بهرهدهی.. 207
هدف و ضرورت.. 208
هزینهها 209
پیشرفتها و دستاوردها 209
فصل دوم: وضعیت قرآن بریل در کشورهای اسلامی... 215
آفریقای جنوبی.. 215
اردن. 215
کارنامه. 215
گزارش فعالیتهای قرآنی در عرصه بریل.. 218
ازبکستان. 220
الجزایر. 220
اندونزی.. 220
بوسنی.. 222
تاجیکستان. 222
ترکیه. 222
روسیه. 223
عربستان سعودی.. 224
قطر. 227
کویت.. 227
لیبی.. 228
مالزی.. 228
مراکش... 229
مصر. 230
آمارها 231
فعالیتهای پژوهشی.. 231
پیامدها 232
کتابخانه اسکندریه. 232
قرآن بریل.. 233
یمن.. 235
دیگر نقاط جهان اسلام. 235
فصل سوم: تجربه آموزی... 237
پرکینز. 237
مأخذشناسی متون بریل.. 237
نشریات.. 238
بریل پژوهی.. 239
نتیجهگیری.. 239
فصل چهارم: اطلاعرسانی... 241
کنفرانس بینالمللی قرآنهای بریل.. 241
توسعه بریل.. 244
سایت قرآن بریل.. 244
سایت کتاب.. 245
برایل عربی.. 245
شبکة الألوکه. 245
فصل پنجم: فناوریهای قرآن بریل.. 247
نرمافزار کرزویل.. 247
لوح و قلم. 247
دستگاه تایپ پرکینز. 248
دستگاه بریل گویا 252
دستگاه نوشتاری بریل.. 253
چاپگر. 254
فناوری مدرن در خدمت قرآن بریل.. 254
منابع و مآخذ. 257
فهرست تفصیلی... 265