ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:انوار هدایت، چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت: بهضمیمه صحیفه امام سجاد علیهالسلام پیرامون زهد/ تهیه و تنظیم موسسه پیام امام هادی علیهالسلام.
مشخصات نشر:قم: موسسه پیام امام هادی(ع)،۱۳۷۷ = ۱۴۱۹ ق.
مشخصات ظاهری:۱۳۶ ص.؛ ۱۱ × ۲۱ سم.
شابک:۲۵۰۰ریال: 964-90069-3-1 ؛ ۳۰۰۰ ریال (چاپ سوم) ؛ ۴۰۰۰ ریال (چاپ چهارم ) ؛ ۶۵۰۰ ریال (چاپ پنجم) ؛ ۱۳۰۰۰ ریال( چاپ ششم) ؛ ۱۹۰۰۰ ریال ( چاپ هفتم )
یادداشت:فارسی - عربی
یادداشت:چاپ سوم: تابستان ۱۳۷۹.
یادداشت:چاپ چهارم: ۱۳۸۲.
یادداشت:چاپ پنجم: زمستان ۱۳۸۵.
یادداشت:چاپ ششم: بهار ۱۳۸۸.
یادداشت:چاپ هفتم : ۱۳۸۹.
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۳۲]؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر:چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت
موضوع:علی بن حسین (ع)، امام چهارم، ۳۸ - ۹۴ق. -- کلمات قصار
موضوع:احادیث اخلاقی -- قرن ۱۴
موضوع:احادیث شیعه -- قرن ۱۴
موضوع:اربعینات -- قرن ۱۴
موضوع:زهد -- احادیث
شناسه افزوده:موسسه امام هادی (ع)
رده بندی کنگره:BP۲۴۸/الف۸ ۱۳۷۷
رده بندی دیویی:۲۹۷/۶۱
شماره کتابشناسی ملی:م۷۷-۱۷۷۳۰
ا هداء
به:
باب هدایت
خازن حکمت
عالم به تأویل
ولیّ ناصح
نورالانوار
حبل اللّه
حبیب اللّه حضرت امام ابوالحسن علی النقی الهادی علیه السلام
امید است مورد قبول حضرتش قرار گیرد.
مؤسسۀ پیام امام هادی علیه السلام
الحمدللّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد وآله المعصومین سیّما مولانا الحجّة بن الحسن العسکریّ عجّل اللّه تعالیٰ فرجه الشّریف
غبار دل را با زلال مواعظ باید زدود و باب سعادت را با اندرز و حکمت باید گشود.
اما هر موعظهای اثر نمیبخشد و هر نصیحتی دل رمیده را رام نمیکند و هر ناصحی خیر و صلاح انسان را نمیداند.
در این مسیر چه کسی از صاحب خُلق عظیم و اسوۀ رفتار کریم و آل او برای دستگیری درماندگان و هدایت رهگمکردگان اولی است.
نوشتار حاضر مجموعه چهل درّ گرانمایه و سخن
حکمتآمیز، هدایت و اندرز است از این رهبران دلسوز و مهربان که به سود و زیان واقعی ما آگاهند و جز سعادت بنیآدم هدفی ندارند.
در جمع این احادیث اعتبار آنها از نظر دانشمندان و حدیث شناسان مورد نظر بوده تا سخنگویان با اطمینان آنها را باز گویند و خوانندگان با اطمینان خاطر بپذیرند. از این رو نظر علاّمه مجلسی اوّل یا دوّم - رحمة اللّه علیهما - را در مورد اعتبار هر حدیث در پاورقی آوردهایم.
و برای سهولت فهم و امکان استفاده عموم، ترجمه فارسی به آن افزودهایم.
خداوند متعال توفیق پندپذیری به همگان عنایت فرماید.
مؤسّسه پیام امام هادی علیه السلام
رواة الأحادیث
1 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْریٖسَ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَبیٖ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی بْنِ عِمْرٰانَ الْأَشَعَریِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، عَنْ عیٖسَی بْنِ عَبْدِاللّٰهِ الْعَلَوِیِّ الْعُمَرِیِّ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ،
عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ ارْحَمْ خُلَفٰائیٖ - ثَلاٰثاً.
قیٖلَ: یٰا رَسُولَ اللّٰهِ! وَ مَنْ خُلَفٰاؤُکَ؟
قٰالَ: الَّذیٖنَ یُبَلَِّغُونَ حَدیٖثیٖ وَ سُنَّتیٖ، ثُمَّ یُعَلِّمُونَهٰا أُمَّتیٖ. (1)
1) (1) - الأمالی، ص 247، المجلس 34، ح 4/266؛ و بطریقین آخرین فی عیون اخبار الرّضا، ج 2، ص 36، ح 94، و معانی الأخبار، ص 374، ح 1 و مرسلاً فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 420، ح 5919. و فی الأخیرین: «الّذین یأتون ل لا من بعدی، یروون حدیثی و سنّتی» بدل ذیله وکذا العیون بزیادة: «فیعلّمونها النّاس من بعدی». و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواهالمصنّف بطرق معتبرة فی الأمالی و العیون (روضة المتّقین، ج 13، ص 275).
حضرت علی علیه السلام از رسول خدا نقل فرمود که: سه بار فرمودند: باراِلهٰا! جانشینان مرا رحم کن.
عرض شد: ای رسول خدا! جانشینان شما کیانند؟
فرمود: آنان که سخن و سنّت من به ایشان میرسد، سپس آنها را به امّتم میآموزند.(1)
1) (1) - امام خمینی قدسسره در توضیح این حدیث می فرماید منظور از روایان عالم و مجتهدی مثل کلینی (رحمه الله) و صدوقین (رحمه الله) می باشند که بتوانند. سنت رسول الله (ص) را با قدرت علمی و اجتهاد بفهمند و به مردم یاد دهند نه هر راوی حدیث مراجعه شود به کتاب البیع تالیف امام خمینی قدس سره ج 2 ص 469.
العامل علی غیر بصیرة
2 - الصّدوق رحمه الله قالَ:
حَدَّثَنٰا أَبیٖ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خٰالِدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنٰانٍ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقَ علیه السلام یَقُولُ:
الْعٰامِلُ عَلیٰ غَیْرِ بَصیٖرَةٍ کَالسّٰائِرِ عَلیٰ غَیْرِ الطَّریٖقِ، وَلاٰیَزیٖدُه سُرْعَةُ السَّیْرِ مِنَ الطَّریٖقِ إِلاّٰ بُعْداً. (1)
طلحة بن زید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود: آن کس که بیبصیرت عمل میکند، همچون کسی است که بیراهه میرود، و تندروی او جز دوری از راهش نمیافزاید.
1) (1) - الأمالی، ص 507، المجلس 65، ح 18/705، الکافی ج 1، ص 43، ح 1. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 401، ح 5864 عن محمّد بن سنان. و الحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 148).
فضل مداد العلماء
3 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْمُعَلَّی بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحْمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّٰهِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ زِیٰادٍ، عَنْ مُدْرِکِ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ:
عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام، قٰالَ:
إذٰا کٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ، جَمَعَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ النّٰاسَ فیٖ صَعیٖدٍ وٰاحِدٍ، وَ وُضِعَتِ الْمَوٰازیٖنُ؛ فَتُوزَنُ دِمٰاءُ الشُّهَدٰاءِ مَعَ مِدٰادِ الْعُلَمٰاءِ، فَیَرْجَحُ مِدٰادُ الْعُلَمٰاءِ عَلیٰ دِمٰاءِ الشُّهَدٰاءِ.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 233، المجلس 32، ح 1/245. و رواه فی من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 398، ح 5853، عن المعلی بن محمّدالبصریّ. والحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 107).
امام صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت فرا رسد خدای سبحان مردم را در یک عرصه بلند گرد آورد، و ترازوها نهاده شوند، و خونهای شهدا با مداد (مرکّب قلم) علماء سنجیده گردد، پس مداد علما بر خون شهدا برتری یابد.
ثلاثة حقٌّ لهم أن یُرحموا
4 - الصّدوق رحمه الله قٰال:
حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیٰادٍ الْأَزْدِیِّ، عَنْ أَبٰانٍ وَغیرِه:
عن أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام قٰالَ: إِنّیٖ لَأَرْحَمُ ثَلاٰثَةً، وَ حَقُّ لَهُمْ أَنْ یُرْحَموُا:
عَزیٖزُ قَوْمٍ أَصٰابَتْهُ مَذَلَّةٌ بَعْدَ الْعِزِّ، وَ غَنِیٌّ أَصٰابَتْهُ حٰاجَةٌ بَعْدَ الْغِنیٰ، وَ عٰالِمٌ یَسْتَخِفُّ بِهِ أَهْلُهُ وَ الْجَهَلَةُ.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 62، المجلس 2، ح 8/22؛ و بسند آخر فی الخصال، باب الثلاثه، ص 86، ح 18؛ و رواه مرسلاً فی من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 394، ح 5837، و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی الصّحیح عن ابن أبی عمیر، عن أبان و غیره، عنأبی عَبداللّهِ علیه السلام (روضة المتّقین، ج 13، ص 97).
امام صادق علیه السلام فرمود: من به سه کس رحم میکنم، و سزاوارند که رحم شوند:
عزیزی که پس از عزّت، خواری به او رسیده است.
و دارایی که پس از بینیازی، نیازمندی به او روآورده است.
و عالمی که خاندان او و نادانان، او را خوار بشمرند.
الخیر کلّه فی ثلاث خصال
5 - مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ ابْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ، عَنْ أَبیٖ أَیُّوبَ الْخَزّٰازِ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَةَ:
عَنْ أَبیٖ جَعْفَرٍ علیه السلام، قٰالَ: قٰالَ أَمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ علیه السلام:
جُمِعَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فیٖ ثَلاٰثِ خِصٰالٍ: النَّظَرُ، وَالسُّکُوتُ، وَالْکَلاٰمُ.
فَکُلُّ نَظَرٍ لَیْسَ فیٖهِ اعْتِبٰارٌ فَهُوَ سَهْوٌ.
وَ کُلُّ سُکُوتٍ لَیْسَ فیٖهِ فِکْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ.
وَ کُلُّ کَلاٰمٍ لَیْسَ فیٖهِ ذِکْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ.
فَطُوبیٰ لِمَنْ کٰانَ نَظَرُهُ عِبْرَةً، وَ سُکُوتُهُ فِکْراً، وَکَلاٰمُهُ ذِکْراً، وَ بَکیٰ عَلیٰ خَطیٖئَتِهِ، وَ أَمِنَ النّٰاسُشَرَّهُ. (1)
1) (1) - الخصال، باب الثّلاثة، ص 98، ح 47. و رواه أیضاً فی معانیالأخبار، ل لا ص 344، ح 1 عن أبیه، عن سعد بن عبداللّهِ، عن محمد بن عیسی.... و رواه مرسلاًفی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 405، ح 5876. و قال المجلسیّ الاوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی الصّحیح عن أبی حمزة، عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال أمیرالمؤمنین علیه السلام (روضة المتّقین، ج 13، ص 164).
امام باقر علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام نقل فرمودند که: همۀ خیرها در سه خصلت جمع شده است: نگاه، سکوت و سخن.
هر نگاهی که در آن عبرت گیری (و پندآموزی) نباشد سهو (و آشفتگی) است.
و هر سکوتی که در آن اندیشه نباشد غفلت (و بیخبری) است.
و هر سخنی که در آن یاد خدا نباشد لغو (و بیهودگی) است.
پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، و سکوتش اندیشه، و سخنش یاد خداست، و بر لغزش خود میگرید و مردم از شرّ او در أمانند.
الخیر کلّه فی أربع
6 - قٰالَ الصّٰادِقُ علیه السلام: أَوْحیٰ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ إِلیٰ آدَمَ علیه السلام:
یٰا آدَمُ! إِنّیٖ أَجْمَعُ لَکَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فیٖ أَرْبَعِ کَلِمٰاتٍ:
وٰاحِدَةٌ لیٖ، وَ وٰاحِدَ [ةٌ] لَکَ، وَ وٰاحِدَةٌ فیٖمٰا بَیْنیٖ وَبَیْنَکَ، وَ وٰاحِدَةٌ فیٖمٰا بَیْنَکَ، وَ بَیْنَ النّٰاسِ.
فَأَمَّا الَّتیٖ لیٖ: فَتَعْبُدَنیٖ [وَ] لاٰ تُشْرِکَ بیٖ شَیْئًا.
وَ أَمَّا الَّتیٖ لَکَ: فَأُجٰازِیَکَ بِعَمَلِکَ أَحْوَجَ مٰا تَکُونُ إِلَیْهِ.
وَ أمَّا الَّتیٖ فیٖمٰا بَیْنیٖ وَ بَیْنَکَ: فَعَلَیْکَ الدُّعٰاءُ، وَعَلَیَّ الْإِجٰابَةُ.
وَ أَمَّا الَّتیٖ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ النّٰاِس: فَتَرْضیٰ لِلنّٰاسِ مٰا تَرْضیٰ لِنَفْسِکَ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 405، ح 5877، و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: ل لا رواه المصنّف فی القویّ عن یعقوب بن شعیب، عن أبی عبداللّه علیه السلام (روضة المتّقین، ج 13، ص 166).و رواه مسنداً فی الخصال، ص 243، باب الأربعة، ح 98. و رواه بسند آخر فی الأمالی، ص 706، المجلس 89، ح 1/969، عن أبی جعفر محمّد بن علیّ الباقر علیه السلام.
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای سبحان به آدم علیه السلام وحی فرمود: ای آدم! من همۀ خیرها را در چهار کلمه برایت جمع کردهام: یکی برای من، دیگری برای تو، سوّمی میان من و تو، و چهارمی میان تو و مردم است.
امّا آنچه برای من است این است که: مرا بپرستی و هیچ چیز را شریکم نسازی.
و آنچه برای توست این است که: پاداش عمل تو را در نیازمندترین حالاتت بپردازم.
و آنچه میان من و توست این است که: تو وظیفۀ دعا داری ومن وظیفۀ اجابت.
و آنچه میان تو و مردم است این است که: برای مردم همان را بپسندی که برای خود میپسندی.
الإنفاق فی طاعة اللّهو جزاء مَنْ لم یُنفق
7 - یَعْقُوبُ بْنُ یَزیٖدَ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمَیْثَمِیِّ، عَنْ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبیٖ حَمْزَةَ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ:
أَنْفِقْ وَ أَیْقِنْ بِالْخَلَفِ؛ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ مَنْ لَمْ یُنْفِقْ فیٖ طٰاعَةِ اللّٰهِ، ابْتُلِیَ بَأَنْ یُنْفِقَ فیٖ مَعْصِیَةِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ.
وَ مَنْ لَمْ یَمْشِ فیٖ حٰاجَةِ وَلِیِّ اللّٰهِ، ابْتُلِیَ بِأَن یَمْشِیَ فیٖ حٰاجَةِ عَدُوِّ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 412، ح 5899. و الحدیث موثّق علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 216).
حسین بن ابوحمزه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
انفاق کن، و به جایگزینی آن یقین داشته باش. و بدان! کسی که در [راه] اطاعت خدا انفاق نکند، گرفتار میشود که در [راه] معصیت خدا هزینه کند.
و هر کس که در پی [برآوردن] نیازمندیِ دوست خدا نرود، گرفتار میشود که در [برآوردنِ] نیازمندی دشمن خدا برود.
أربعٌ یذهبنَ ضیاعاً
8 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمٰاعیٖلَ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الْوَلیٖدِ، عَنْ أَبیٖ بَصیٖرٍ:
عَنْ أبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:
أَرْبَعٌ یَذْهَبْنَ ضَیٰاعاً:
مَوَدَّةٌ تُمْنَحُ مَنْ لاٰ وَفٰاءَ لَهُ.
وَ مَعْرُوفٌ یُوضَعُ عِنْدَ مَنْ لاٰ یَشْکُرُهُ.
وَ عِلْمٌ یُعَلَّمُ مَنْ لاٰ یَسْتَمِعُ لَهُ.
وَ سِرٌّ یُودَعُ مَنْ لاٰ حَضٰانَةَ لَهُ. (1)
1) (1) من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 417 ح 5907 و روی مثله فی الخصال ص 264 باب الاربعة ح 144 عن درست بن أبی منصور الواسطی عنه (ع) والحدیث حسن کالصحیح عتی ما قاله المجلسی الاول رحمةالله (روضة المتقین ج 13 ص 229).
امام صادق علیه السلام فرمود:
چهار چیز [ضایع گشته] و به هدر میرود:
محبّتی که نثار شخصی بیوفا میشود.
نیکی و احسان ارزانی شده به کسی که سپاسش نگوید.
دانشی که آموخته شود به شخصی که به آن گوش فرا ندهد.
و سرّی که سپرده شود به کسی که رازدار نیست.
الإحسان بالوالدین
9 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، وَ عَلِیُّ ابْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ أَبیٖ وَلاّٰدٍ الْحَنّٰاطِ، قٰالَ:
سَأَلْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ:
«وَبِالْوٰالِدَیْنِ احْسٰاناً»(1)مٰا هٰذَا الْإِحْسٰانُ؟
فَقٰالَ: الْإِحْسٰانُ: أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمٰا، وَ أَنْ لاٰتُکَلِّفَهُمٰا أَنْ یَسْأَلاٰکَ شَیْئاً مِمّٰا یَحْتٰاجٰانِ إِلَیْهِ، وَ إِنْ کٰانٰا مُسْتَغْنِیَیْنِ؛ أَلَیْسَ یَقُولُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ: «لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتیّٰ تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ»(2).
قٰالَ: ثُمَّ قٰالَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام:
أبو ولاّد حنّاط گوید: از امام صادق علیه السلام پیرامون فرمودۀ خدای سبحان: «و به پدر و مادر احسان کنید» پرسیدم که: مراد از این احسان چیست؟
فرمودند: احسان این است که: رفتار با آنان را نیکو کنی، و زحمت درخواست نیازمندیهایشان را به ایشان ندهی هر چند خود توانگر باشند، آیا خدای سبحان نمیفرماید: «هرگز به [درجۀ] نیکوکاری نمیرسید مگر از آنچه خود دوست دارید انفاق کنید».
سپس امام صادق علیه السلام فرمود:
وَ أَمّٰا قَوْلُ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ: «إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا»(1):
قٰالَ: إِنْ أَضْجَرٰاکَ، فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا: أُفٍّ؛ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا إِنْ ضَرَبٰاکَ.
قٰالَ: «وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَریٖماً»(2):
قٰالَ: إِنْ ضَرَبٰاکَ فَقُلْ لَهُمٰا: غَفَرَ اللّٰهُ لَکُمٰا. فَذٰلِکَ مِنْکَ قَوْلٌ کَریٖمٌ.
قٰالَ: «وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِ مِنَ الرَّحْمَةِ»(3):
قٰالَ: لاٰ تَمْلَأْ عَیْنَیْکَ مِنَ النَّظَرِ إِلَیْهِمٰا إِلاّٰ بِرَحْمَةٍ وَرِقَّةٍ؛ وَلاٰتَرْفَعْ صَوْتَکَ فَوْقَ أَصْوٰاتِهِمٰا، وَ لاٰ یَدَکَ فَوْقَ أَیْدیٖهِمٰا؛ وَلاٰتُقَدِّمْ قُدّٰامَهُمٰا. (4)
و امّا [پیرامون] فرمودۀ خدای متعال که: «اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [حتّی] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن»:
فرمود: اگر تو را به ستوه آوردند، به ایشان [حتّی] اوف مگو؛ و اگر تو را زدند به ایشان [حتّی] پرخاش مکن.
و پیرامون [آیۀ شریفه] «و با آنها سخنی کریمانه بگوی» فرمود:
چون تو را زدند به ایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که این سخن از تو گفتار کریمانه خواهد بود.
و پیرامون [آیه] «و از سر مهربانی؛ بال فروتنی بر آنان بگستر» فرمود: دیدگان خود را در نگاه به آن دو جز با مهربانی و دلسوزی پر مکن، و صدای خود را از صدای آنان، و نیز دست خود را از دست آنان بالاتر نبر، و جلوتر از آنان راه مرو.
التّوسعة علی العیال
10 - مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی الْعَطّٰارُ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مٰالِکِ الْفَزارِیِّ الْکُوفِیِّ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا جَعْفَرُ بْنُ سَهْلٍ، عَنْ سَعیٖدِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ:
قٰالَ: قٰالَ لیٖ أَبُوالْحَسَنِ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیهما السلام:
إِنَّ عِیٰالَ الرَّجُلِ أُسَرٰاؤُهُ؛ فَمَنْ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ نِعْمَةً، فَلْیُوَسِّعْ عَلیٰ أُسَرٰائِهِ؛ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ أَوْشَکَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ تِلْکَ النِّعْمَةُ.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 526، المجلس 68، ح 3/712. و رواه فی مَن لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 556، ح 4913 مرسلاً، و فی ج 4، ص 402، ح 5867 عن جعفر بن محمد بن مالک الفزاریّ الکوفیّ. والحدیث قویّ علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 149).
مسعدة بن صدقه گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام به من فرمود:
خانوادۀ مرد، اسیران اویند، پس هر کس که خدا نعمتی بر او داد باید بر اسیران خود گشایش دهد، و اگر انجام ندهد بیم آن میرود که نعمت از دستش بیرون رود.
حقّ المؤمن علی المؤمن
11 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَبْدُاللّٰهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَریُّ، قٰالَ: حَدَثَّنٰا هٰارُونُ بْنُ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ ابْنِ صَدَقَةَ:
عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسوُلُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله:
لِلْمُؤمِنِ عَلَیالْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقوُقٍ وٰاجِبَةٍ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ:
الْإِجْلاٰلُ لَهُ فیٖ عَیْنِهِ، وَ الْوُدُّ لَهُ فیٖ صَدْرِهِ، وَالْمُوٰاسٰاةُ لَهُ فیٖ مٰالِهِ، وَ أَنْ یُحَرِّمَ غِیْبَتَهُ، وَ أَنْ یَعوُدَهُ فیٖ مَرَضِهِ وَ أَنْ یُشَیِّعَ جِنٰازتَهُ، وَ أَنْ لاٰیَقوُلَ فیٖهِ بَعْدَ مَوْتِهِ إِلاّٰ خَیْراً.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 84، المجلس 9، ح 2/51. و رواه فی الخصال، ص 351، باب ل لا السبعة، ح 27. عن أبیه، عن عبداللّه بن جعفر الحمیری...، و فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 398، ح 5850، عن مسعدة بن صدقة. والحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 105).
امام صادق از پدر [بزرگوار] خود، از پدران [بزرگوار] خود، از امیرمؤمنان علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمود که: مؤمن بر مؤمن، هفت حق واجب دارد:
در دیدهاش او را بزرگ شمارد، در سینهاش او را دوست بدارد، در مالش با او برابری کند، غیبت او را حرام بداند (و پشت سرش او را پاس بدارد)، در بیماریش به عیادتش رود، جنازهاش را تشییع کند، و پس از مرگش جز نیک دربارهاش نگوید.
النّهی عن فضول الکلام
12 - عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ الدَّقّٰاقُ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ هٰارُونَ الصُّوفِیُّ، عَنْ عُبَیْدِاللّٰهِ بْنِ مُوسَی الرُّویٰانِیِّ، عَنْ عَبْدِالْعَظیٖمِ بْنِ عَبْدِاللّٰهِ الْحَسَنِیِّ، عَنْ سُلَیْٰمانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ، قٰالَ:
سمعت مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ علیهما السلام یَقُولُ: حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ سَیِّدِ الْعٰابِدیٖنَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ سَیِّدِالشُّهَدٰاءِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیهم السلام، قٰالَ:
مَرَّ أَمیٖرُ الْمُؤْمِنیٖنَ عَلِیُّ بْنُ أَبیٖ طٰالِبٍ علیه السلام بِرَجُلٍ یَتَکَلَّمُ بِفُضُولِ الْکَلاٰمِ، فَوَقَفَ عَلَیْهِ ثُمَّ قٰالَ:
إِنَّکَ تُمْلیٖ عَلیٰ حٰافِظَیْکَ کِتٰاباً إِلیٰ رَبِّکَ؛ فَتَکَلَّمْ بِمٰا یَعْنیٖکَ، وَدَعْ مٰا لاٰیَعْنیٖکَ.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 85، المجلس 9، ح 4/53؛ و رواه مرسلاً فی الإعتقادات، ص 46، ل لا باب الإعتقاد فیما یکتب علی العبد، و فیمن لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 396، ح 5841؛ و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فی القویّ کالصّحیحعن سلیمان بن جعفر الجعفریّ، عَن أبی الحسن علیه السلام (روضة المتّقین، ج 13، ص 102).
سلیمان بن جعفر گوید: از موسی بن جعفر علیهما السلام شنیدم فرمود: پدرم از پدر خود، از امام سجاد، از سیدالشهداء حسین بن علی علیهم السلام نقل فرمودند: که فرمود:
[روزی] عبور امیرمؤمنان علیه السلام بر مردی افتاد که سخنان بیهوده میگفت، پس ایستاد و فرمود: تو بر دو فرشته نگهبانت نامهای به پروردگار خود املاء میکنی، پس به آنچه برایت مهمّ و مفید است سخن بگو، و سخنان بیهوده را رها کن.
جزاء من ملک نفسه
13 - الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ نٰاتٰانَه رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ غٰالِبِ بْنِ عُثْٰمانَ، عَنْ شُعَیْبٍ الْعَقْرَقُو فِیِّ:
عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:
مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذٰا رَغِبَ، وَ إِذٰا رَهِبَ، وَ إِذَا اشْتَهیٰ، وَإِذٰا غَضِبَ، وَ إِذٰا رَضِیَ، حَرَّمَ اللّٰهُ جَسَدَهُ عَلَی النّٰارِ. (1)
1) (1) - الأمالی، ص 408، المجلس 53، ح 7/527؛ و بطریق آخر: ثواب الاعمال، ص 192، ح 1. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5860 عن ابن فضّال. و الحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأول رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 146).
شعیب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هر کس که [در این احوال پنجگانه] زمام اختیار خود را داشته باشد: «آنگاه که آرزو کند، و آنگاه که بیمناک شود، و آنگاه که هوس کند، و آنگاه که خشم بورزد، و آنگاه که خشنود شود» خداوند جسد او را بر آتش حرام گرداند.
مَن أشدّ الناس وأقواهم
14 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفّٰارُ، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْعَبّٰاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ ابْنُ یَحْیَی الْخَزّٰازُ، عَنْ غِیْاثِ بْنِ إِبْرٰاهیٖمَ:
عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ جَدِّهِ علیهم السلام، قٰال:
مَرَّ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله بِقَوْمٍ یَرْبَعُونَ حَجَراً.
قٰالَ: مٰا هٰذا؟
قٰالُوا: نَعْرِفُ بِذٰلِکَ أَشَدَّنٰا وَ أقْوٰانا.
فَقٰال صلی الله علیه و آله: أَلاٰ أُخْبِرُکُمْ بِأَشَدِّکُمْ وَ أَقْوٰاکُمْ؟
امام صادق از پدر [بزرگوار] خود، از جدّ [بزرگوار] خود علیهم السلام نقل فرموده که: گذار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر جمعی افتاد که [به نوبت] سنگی را برای زورآزمایی بلند میکردند. فرمود: این چیست [که انجام میدهید]؟
عرض کردند: ما بدینوسیله شجاعترین و نیرومندترینِ خود را میشناسیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا شجاعترین و نیرومندترینِ شما را به شما نشناسانم؟
قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.
قٰالَ: أَشَدُّکُمْ وَ أَقْوٰاکُمْ: الَّذیٖ إِذٰا رَضِیَ، لَمْ یُدْخِلْهُ رِضٰاهُ فیٖ إِثْمٍ وَ لاٰ بٰاطِلٍ؛
وَ إِذٰا سَخِطَ، لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ؛
وَ إِذٰا قَدَرَ، لَمْ یَتَعٰاطَ مٰا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍّ.(1)
عرض کردند: چرا ای رسول خدا.
فرمود: شجاعترین و نیرومندترینِ شما کسی است که چون خشنود شود، خشنودیش او را در گناه و باطل در نیاورد؛
و چون خشمگین شود خشمش او را از گفتار حق بیروننبرد؛
و چون توانمند گردد به آنچه حق او نیست دست نیفکند.
1) (1) الامالی ص 72 المجلس 6 ح 3/40 و معانی الاأخبار ص 366 ح 1 و وراه مرسلا فی من لا یحضره الفقیخ ج 4 ص 407 ح 5882 و فیه یتشاءلون بدل یربعون والحدیث موثق علی ما المجلسی الاول (رحمةالله) روضة المتقین ج 13 ص 182.
کفّ اللّسان عن النّاس
15 - عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ ابْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ هِشٰامِ بْنِ سٰالِمٍ:
عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، قٰالَ:
مٰا أَیْسَرَ مٰا رَضِیَ بِهِ النّٰاسُ عَنْکُمْ: کُفُّوا أَلْسِنَتَکُمْ عَنْهُمْ.(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: چه آسان است [تحصیل] آنچه با آن مردم از شما راضی شوند! [و آن این است که]: زبانهای خود را از ایشان باز دارید.
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 341، ح 537. و الحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة الْعُقُول، ج 26، ص 501).
العجب لمن فزع من أربع...!
16 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرِورٍ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ ابْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ جَمٰاعَةٌ مِنْ مَشٰایِخنا - مِنْهُمْ:
أَبٰانُ بْنُ عُثْٰمانَ، وَ هِشٰامُ بْنُ سٰالِمٍ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرٰانَ:
عَنِ الصّٰادِقِ علیه السلام، قٰالَ: عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ، کَیْفَ لاٰیَفْزَعُ إِلیٰ أَرْبَعٍ:
عَجِبْتُ لِمَنْ خٰافَ الْعَدُوَّ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَعُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ: «حَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَکیٖلُ»(1)فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقْولُ بِعَقِبِهٰا: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْیَمْسَسْهُمْ سُوءٌ»(2).
امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز نگران است، چگونه به چهار چیز پناه نمیبرد:
در شگفتم از کسی که از دشمن میترسد، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمیبرد که: «حسبنا اللّه و نعم الوکیل»: «خدا ما را بس، و نیکو حمایتگری است»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن میفرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود».
وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَعُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ:
«لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنّیٖ کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمیٖنَ»(1)فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهٰا: «فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنیٖنَ»(2).
وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ، کَیْفَ لاٰ یَفْزَغُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالیٰ: «وَ أُفَوِّضُ أَمْریٖ إِلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصیٖرٌ بِالْعِبٰادِ»(3)فَإِنّیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ بَعَقِبِهٰا: «فَوَقٰاهُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا»(4).
وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرٰادَ الدُّنْیٰا وَ زیٖنَتَهٰا، کَیْفَ لاٰ یَفْزَغُ إِلیٰ قَوْلِهِ تَعٰالٰی:
«مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاْ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ»(5)فَإِنیٖ سَمِعْتُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهٰا:
و در شگفتم از کسی که اندوهگین است، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمیبرد که:
«لا إله إلاّ أَنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین»: «معبود به حقی جز تو نیست، منزّهی تو، راستی که من از ستمکاران بودم»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن میفرماید: «پس دعای او را برآورده کردیم، و او را از اندوه رهانیدیم، و مؤمنان را [نیز] چنین نجات میدهیم».
و در شگفتم از کسی که با او مکر کردهاند، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمیبرد که: «و أفوّض أمری إلی اللّه إنّ اللّه بصیر بالعباد»: «و کارم را به خدا میسپارم، خداست که به [حال] بندگان [خود] بیناست»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن میفرماید: «پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ میکردند حفظ فرمود».
و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را میخواهد، چگونه به فرمودۀ خدای متعال پناه نمیبرد که:
«ما شاء اللّه لا قوّة إلاّ باللّه»: «هر چه خدا خواهد [همان میشود]، نیرویی جز به [قدرت] خدا نیست»، زیرا از خدای سبحان شنیدم که در پی آن [به نقل از رفیق آن کافر(1)] میفرماید:
1) (1) - برای اطّلاع بیشتر به آیات 32-40 سوره مبارکۀ کهف مراجعه نمائید.
«إِنْ تَرَنِ أَنَا أقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً فَعَسیٰ رَبّیٖ أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ»(1)وَ «عَسیٰ» مُوجِبَةٌ. (2)
1) (1) - الکهف: 40.
2) (2) - الأمالی، ص 54، المجلس 2، ح 2/9؛ و الخصال، ص 218، باب الأربعة، ح 43. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 392، ح 5835 عن محمّد بن أبی عمیر، عن أبان، و.... والحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 89) و قال: جرّ بنا کثیراً هذه الآیات لما ذُکر، فوقع کما وعداللّه تعالی بلاتأخیر.
«اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود میبینی، امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید»(1)؛ و «عسی» [که امید از خدای کریم است] ایجابی است [و حتمی بودن را میرساند].
1) (1) - مجلسی اوّل در ذیل این حدیث میفرماید: ما این آیات را برای همین موارد یاد شده، بسیار آزمودیم، پس بیدرنگ همان شد که خدا فرموده است.
أحقّ النّاس بالدّعاء
17 - الصَّدُوقُ رحمه الله قٰالَ:
حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشّٰابُ، عَنْ غِیٰاثِ بْنِ کَلُّوبٍ، عَنْ إِسْحٰاقَ بْنِ عَمّٰارٍ:
عَنِ الصّٰادِق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام: أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام کٰانَ یَقُولُ:
مٰا مِنْ أَحَدٍ ابْتُلِیَ - وَ إِنْ عَظُمَتْ بَلْوٰاهُ - بِأَحَقَّ بِالدُّعٰاءِ مِنَ الْمُعٰافَی الَّذیٖ لاٰ یَأْمَنُ الْبَلاٰءَ. (1)
1) (1) - الأمالی، ص 337، المجلس 45، ح 5/395. و رواه عن الحسین بن موسی الخشّاب فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 399، ح 5857. والحدیث موثّق علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 145).
اسحاق بن عمّار، از امام صادق، از پدر [بزرگوار] خود، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام نقل کرده که: امام علی علیه السلام میفرمود:
هیچ گرفتار بلایی - هر چند گرفتاریش بزرگ باشد - به دعا کردن سزاوارتر نیست از آن بیبلایی که ایمن از بلا نیست.
کن لما لا ترجو أَرجی منک لما ترجو
18 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ عٰامِرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الْقٰاسِمِ:
عَنِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام، قٰالَ:
کُنْ لِمٰا لاٰ تَرْجو، أرْجیٰ منک لِمٰا تَرْجُو؛ فَإِنَّ مُوسَی ابْنَ عِمْرٰانَ علیه السلام خَرَجَ یَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نٰاراً، فَکَلَّمَهُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ، فَرَجَعَ نَبِیّاً.
وَ خَرَجَتْ مَلِکَةُ سَبَأٍ، فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَیْمٰانَ علیه السلام.
وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ یَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ، فَرَجَعُوا مُؤْمِنیٖنَ.(1)
1) (1) - الأمالی، ص 243، المجلس 33، ح 9/261؛ و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ل لا ج 3، ص 165، ح 3612 مرسلاً، و فی ج 4، ص 399، ح 5854 عن محمد بن أبی عمیر؛ و رواه الکلینی رحمه الله فی الکافی، ج 5، ص 83، ح 3 بطریق آخر. والحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 108).
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: به آنچه امید نداری، بیش از آنچه امید داری امیدوار باش؛ زیرا موسی بن عمران علیه السلام بیرون آمد تا برای خاندان خود آتشی برگیرد، پس خدای سبحان با او سخن گفت و او پیامبر برگشت.
و ملکۀ سبا بیرون آمد [تا سازش کند] پس با سلیمان علیه السلام [به خدا] تسلیم شد.
و ساحران فرعون بیرون آمدند که عزّت برای فرعون بجویند، پس با ایمانِ به خدا برگشتند.
الخوف و الرّجاء
19 - یُونُسُ، عَن سِنٰانِ بْن طَریٖفٍ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ:
یَنْبَغیٖ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَخٰافَ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ خَوْفاً کَأَنَّهُ مُشْرِفٌ عَلَی النّٰارِ، وَ یَرْجُوَهُ رَجٰاءًاکَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ.
ثُمَّ قٰالَ:
إِنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ: إِنْ خَیْراً فَخَیْراً، وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً. (1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 302، ح 462، والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 26، ص 383).
سنان بن طریف گوید:
از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود: برای مؤمن، شایسته است آنچنان از خدا بترسد که گویی بر لبۀ پرتگاه آتش است، و آنچنان به او امیدوار باشد که گویی از بهشتیان است.
سپس فرمود: همانا خدای سبحان در نزدِ «گمان» بندۀ خود است: اگر [به او] گمانِ خیر داشته باشد، خیر میبیند، و اگر گمانِ شرّ داشته باشد، شرّ میبیند.
جزاء الطّاعة والعصیان
20 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلیٖدِ رضی الله عنه، قٰالَ:
حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفّٰارُ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَحْمَدُ بْنُ عیٖسیٰ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ مَرْوٰانَ بْنِ مُسْلِمٍ، قٰالَ:
قٰالَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ جَعْفَرُ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّٰادِقِ علیه السلام:
حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام، عَنْ رَسُولِاللّٰهِ صلی الله علیه و آله، قٰالَ:
قٰالَ اللّٰهُ جَلَّ جَلاٰلُهُ:
أَیُّمٰا عَبْدٍ أَطٰاعَنیٖ، لَمْ أَکِلْهُ إِلیٰ غَیْریٖ.
وَ أَیُّمٰا عَبْدٍ عَصٰانی، وَ کَلْتُهُ إِلیٰ نَفْسِهِ، ثُمَّ لَمْ أُبٰالِ فیٖ أَیِّ وٰادٍ هَلَکَ.(1)
1) (1) - الأمالیٖ، ص 577، المجلس 74، ح 2/789. و رواه مرسلاً فیٖ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 403، ح 5869 عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم؛ و قال المجلسیّ الأوّل رحمه الله: رواه المصنّف فیالموثّق کالصّحیح عن مروان بن مسلم... (روضة المتّقین، ج 13، ص 156).
امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم علیه السلام، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد که خدای سبحان فرمود:
هر بندهای که مرا اطاعت کند او را به غیر خودم واگذار نمیکنم.
و هر بندهای که مرا معصیت کند او را به خودش وا میگذارم، سپس اهمیّت نمیدهم که در کدام وادی به هلاکت میرسد.
لا تَشْکُ اللّه
21 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْریٖسَ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَبیٖ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَحْمَدُ بْنُ الْقٰاسِمِ، عَنْ أَبیٖ هٰاشِمٍ الْجَعْفَریِّ، قٰالَ:
أَصٰابَتْنیٖ ضِیْقَةٌ شَدیٖدَةٌ، فَصِرْتُ إلیٰ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، فَأَذِنَ لیٖ فَلَمّٰا جَلَسْتُ، قٰالَ یٰا أَبٰا هٰاشِمٍ! أَیَّ نِعَمِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکَ تُریٖدُ أَنْ تُؤَدِّیَ شُکْرَهٰا؟
قٰالَ أَبُوهٰاشِمٍ: فَوَجَمْتُ، فَلَمْ أَدْرِمٰا أَقُولُ لَهُ؛ فَابْتَدَأَ علیه السلام، فَقٰالَ:
رَزَقَکَ الْإِیْمٰانَ، فَحَرَّمَ بِهِ بَدَنَکَ عَلَی النّٰارِ.
وَ رَزَقَکَ الْعٰافِیَةَ، فَأَعٰانَتْکَ(1)عَلَی الطّٰاعَةِ.
وَ رَزَقَکَ القُنُوعَ، فَصٰانَکَ عَنِ التَّبَذُّلِ.
1) (1) «فأعانک» من لا یحضره الفقیه.
ابوهاشم جعفری گوید: تنگدستیِ سختی به من روی آورد، پس به محضر [مبارک] امام هادی علیه السلام کشیده شدم، اجازۀ ورودم داد، چون نشستم فرمود: ای ابوهاشم! کدام یک از نعمتهای خدای سبحان بر خود را میخواهی سپاس گویی؟!
ابوهاشم گوید: زبانم از هراس بند آمد، و ندانستم چه بگویم، پس خود آغاز سخن کرد و فرمود:
خدا ایمان را روزیت فرمود و با آن بدنت را بر آتش حرامکرد.
و عافیت را روزیت کرد و بر طاعت [خود] یاریت رساند.
و قناعت را روزیت کرد و از خواری بازت داشت.
یٰا أَبٰاهٰاشِمٍ! إِنَّمَا ابْتَدَأْتُکَ بِهٰذٰا، لِأَنّیٖ ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُریٖدُ أَنْتَشْکُوَ الَیَّ مَنْ فَعَلَ بِکَ هٰذٰا؛ وَ قَدْ أَمَرْتُ لَکَ بِمِائَةِ دیٖنٰارٍ، فَخُذْهٰا.(1)ای ابوهاشم! آغاز به این سخن کردم زیرا دانستم که میخواهی نزد من از کسی که این [الطاف] را در حقت کرده شکوه کنی؛ دستور دادهام که صد دینار به تو بدهند، آن را بگیر.
1) (1) - الامالی ص 497 المجلس 64 ح 11/682 و وراه فی من لا یحضره الفقیه ج 4 401 ح 5863 عن أبی هاشم الجعفری والحدیث قوی کالصحیح علی ما قاله المجلسی الاول رحمة الله روضة المتقین ج 13 ص 147.
اجتناب التّخاصم
27 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْییٰ، عَنْ غِیٰاثِ بْنِ إِبْرٰاهیٖمَ، قٰالَ:
کٰانَ أَبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام إِذٰا مَرَّ بِجَمٰاعَةٍ یَخْتَصِمُونَ، لاٰیَجُوزُهُمْ حَتّٰی یَقُولَ - ثَلاٰثاً -: اتَّقُوا اللّٰهَ؛ یَرْفَعُ بِهٰا صَوْتَهُ.(1)
غیاث بن ابراهیم گوید: چون گذر امام صادق علیه السلام به گروهی که با هم نزاع و درگیری داشتند میافتاد، از آنان رد نمیشد مگر آنکه سه بار، با صدای بلند میفرمود: «از خدا بترسید».
1) (1) - الکافی، ج 5، ص 59، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 12؛ التهذیب، ج 6، ص 180، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 19. والحدیث موثّق. کذا قال المجلسی رحمه الله (مرآة العقول، ج 18، ص 405؛ ملاذ الأخیار، ج 9، ص 475).
22 - الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ مُیَسِّرٍ، قٰالَ:
قٰالَ الصّٰادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام: إِنَّ فیٖمٰا نَزَلَ بِهِ الْوَحْیُ مِنَالسَّمٰاِء:
لَوْ أَنَّ لِابْنِ آدَمَ وٰادِیَیْنِ یَسیٖلاٰنِ ذَهَباً وَ فِضَّةً، لَابْتَغیٰ إِلَیْهِمٰا ثٰالِثاً.
یَا ابْنَ آدَمَ! إِنَّمٰا بَطْنُکَ بَحْرٌ مِنَ الْبُحُورِ وَ وٰادٍ مِنَ الْأَوْدِیَةِ، لاٰ یَمْلَأُهُ شَیْءٌ إِلاَّ التُّرٰابُ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 418، ح 5912. و الحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 231).
امام صادق علیه السلام فرمودند: از جملۀ آنچه از آسمان وحی شده این است که:
اگر آدمیزاده دو وادی داشت که در آنها طلا و نقره جاری بود باز در کنار آنها، وادی سوّم را آرزو میکرد.
ای فرزند آدم! همانا شکم تو دریایی از دریاها، و درّهای از درّههاست که چیزی جز خاک آن را پُر نمیکند.
شکر اللّه لجعفر بن أبیطالب
23 - الصَّدوق رحمه الله قٰالَ:
حَدَّثَنٰا أَبیٖ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الصَّلْتِ، عَنْ عَمِّهِ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ الصَّلْتِ، عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِالرَّحْمٰنِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ، عَنْ جٰابِرِ بْنِ یَزیٖدَ الْجُعْفِیِّ،
عَنْ أَبیٖ جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبٰاقِرِ علیه السلام، قٰالَ:
أَوْحَی اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ إِلیٰ رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله: أَنّیٖ شَکَرْتُ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ أَرْبَعَ خِصٰالٍ.
فَدَعٰاهُ النَِّبیُّ صلی الله علیه و آله، فَأَخْبَرَه.
فَقٰالَ: لَوْلاٰ أَنَّ اللّٰهُ أَخْبَرَکَ، مٰا أَخْبَرْتُکَ:
مٰا شَرِبْتُ خَمْراً قَطُّ؛ لِأَنّیٖ عَلِمْتُ أنْ لَوْ شَرِبْتُهٰا، زٰالَ عَقْلیٖ.
امام باقر علیه السلام فرمود: خدای سبحان به پیامبر خود صلی الله علیه و آله و سلم وحی فرمود: من - به خاطر چهار خصلت - سپاسگوی جعفربنابیطالبم.
پیامبر، جعفر را خواست و این خبر را به او داد.
عرض کرد: [ای رسول خدا!] اگر خدا به شما خبر نداده بود، من نیز خبر نمیدادم؛ [اکنون میگویم]:
هرگز شراب ننوشیدهام؛ زیرا دانستم اگر بیاشامم عقلم زایل میشود.
وَ مٰا کَذَبْتُ قَطُّ؛ لِأَنَّ الْکَذِبَ یَنْقُصُ الْمُرُوءَةَ.
وَ مٰا زَنَیْتُ قَطُّ؛ لِأَنّیٖ خِفْتُ أَنّیٖ إِذٰا عَمِلْتُ، عُمِلَ بیٖ.
وَ مٰا عَبَدْتُ صَنَماً قَطُّ؛ لِأَنّیٖ عَلِمْتُ أَنَّهُ لاٰیَضُرُّ وَلاٰیَنْفَعُ.
قٰالَ: فَضَرَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَدَه عَلیٰ عٰاتِقِهِ، فَقٰالَ: حَقٌّ لِلّٰهِ(1)عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَجْعَلَ لَکَ جَنٰاحَیْنِ تَطیٖرُ بِهِمٰا مَعَ الْمَلاٰئِکَةِ فِیالْجَنَّةِ.(2)
و هرگز دروغ نگفتهام؛ زیرا دروغ جوانمردی را میکاهد.
و هرگز زنا نکردهام؛ زیرا بیم آن داشتم اگر انجام دهم، انجامم دهند.
و هرگز بتی را نپرستیدهام؛ زیرا دانستم زیان و سودی نمیرساند.
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست [مبارک] خود را بر شانۀ او زد و فرمود: بر خدای سبحان حقّ است که برای تو دو بال بیافریند تا در بهشت با آنها - همراه فرشتگان - پرواز کنی.
ذمّ الفقّاع و الشِّطرنج
24 - عَبْدُالْوٰاحِدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدُوسَ النِّیْسٰابُورِیُّ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَةَ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شٰاذٰانَ، قٰالَ: سَمِعْتُ الرِّضٰا علیه السلام، یَقُولُ:
لَمّٰا حُمِلَ رَأْسُ الْحُسَیْنِ علیه السلام إِلَی الشّٰامِ، أمَرَ یَزیٖدُ - لَعَنَهُ اللّٰهُ - فَوُضِعَ، وَ نُصِبَ عَلَیْهِ مٰائِدَةٌ، فَأَقْبَلَ هُوَ وَ أَصْحٰابُهُ یَأْکُلُونَ، وَ یَشْرَبُونَ الفُقّٰاعَ. فَلَمّٰا فَرَغُوا، أَمَرَ بالرَّأْسِ فَوُضِعَ فیٖ طَسْتٍ تَحْتَ سَریٖرِهِ، وَ بَسَطَ عَلَیْهِ رُقْعَةَ الشِّطْرَنْجِ، وَ جَلَسَ یَزیٖدُ - لَعَنَهُ اللّٰهُ - یَلْعَبُ بِالشِّطْرَنْجِ، وَیَذْکُرُ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ أَبٰاهُ وَجَدَّه علیهم السلام وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِمْ؛ فَمَتیٰ قٰامَرَ صٰاحِبَهُ، تَنٰاوَلَ الْفُقّٰاَع؛ فَشَرِبَهُ ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ، ثُمَّ صَبَّ فَضْلَتَهُ عَلیٰ مٰا یَلِی الطَّسْتَ مِنَ الْأَرْضِ.
فضل بن شاذان گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم فرمود: چون سر [مبارک امام] حسین علیه السلام را به شام آوردند، یزید فرمان داد تا سفرهای بچینند و [بزم عیش] بر پا کنند. پس او و یارانش [بر آن بساط،] میخوردند و آبجو مینوشیدند، و چون به پایان بردند، دستور داد سر [مبارک] را در طشتی زیر تختش نهادند و بر آن بساط شطرنج بگشویند، و یزید به بازی شطرنج نشست در حالی که [امام] حسین بن علی علیه السلام، و پدر علیه السلام و جدّ صلی الله علیه و آله و سلم [بزرگوار] او را به [بدی و] استهزا یاد میکرد؛ و چون در بازی برنده میشد، [جام] آبجو [برداشته، آن] را در سه نوبت سر میکشید و باقیمانده را بر زمین کنار طشت میریخت.
فَمَنْ کٰانَ من شیٖعَتِنٰا، فَلْیَتَوَرّعْ عَنْ شُرْبِ الْفُقّٰاعِ وَاللَّعْبِ بِالشِّطْرِنْجِ.
وَ مَنْ نَظَرَ إِلَی الْفُقّٰاِع أَوْ إِلَی الشِّطْرَنْجِ، فَلْیَذْکُرْ الْحُسَیْنَ علیه السلام، وَ لْیَلْعَنْ یَزیٖدَ وَ آلَ زِیٰادٍ؛ یَمْحُو اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ بِذٰلِکَ ذُنُوبَهُ، وَ لَوْ کٰانَتْ بِعَدَدِ النُّجُومِ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 419، ح 5915. والحدیث حسن کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله. و قال أیضاً: وصفه الشّهید الثّانی بالصّحّة (روضة المتّقین، ج 13، ص 274).
پس هر کس از شیعیان ما باشد، از نوشیدن آبجو، و بازی شطرنج، باید بپرهیزد.
و هر کس به آبجو یا به شطرنج بنگرد باید [امام] حسین علیه السلام را یاد کرده، یزید و آل زیاد را لعنت فرستد، که خدای سبحان، بدین وسیله گناهانش را - هر چند بشمار ستارگان باشند - میآمرزد.
المؤمن لم یفوَّض إلیه إذلال نفسه
25 - عِدَّةُ مِنْ أَصْحٰابِنٰا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عُثْمٰانَ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ سَمٰاعَةَ، قٰالَ:
قٰالَ أبُوعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام:
إِنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهٰا، وَلَمْ یُفَوِّضْ الَیْهِ أَنیُذِلَّ نَفْسَهُ؛ أَلَمْ تَسْمَعْ لِقُوْلِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنیٖنَ».(1)
فَالْمُؤْمِنُ یَنْبَغیٖ أَنْ یَکُونَ عَزیٖزاً، وَ لاٰ یَکُونَ ذَلیٖلاً؛ یُعِزُّهُ اللّٰهُ بِالْإیٖمٰانِ وَالْإِسْلاٰمِ.(2)
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای سبحان اختیار همۀ کارهای مؤمن را به او واگذارده است، ولی اجازه نداده که او خود را خوار کند، آیا فرمودۀ خدای سبحان را نشنیدهای که: «عزّت [وسرافرازی]، از آنِ خدا، و از آنِ رسول او و اهل ایمان است».
پس مؤمن را سزاوار است که عزیز باشد نه ذلیل، خدا او را با ایمان و اسلام، عزیز میدارد.
کیف یذلّ المؤمن نفسه؟
26 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ دٰاوُدَ الرِّقِّیِّ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰاعَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ: لاٰیَنْبَغیٖ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ.
قیٖلَ له: وَ کَیْفَ یُذِلُّ نَفْسَهُ؟
قٰالَ: یَتَعَرَّضُ لِمٰا لاٰیُطیٖقُ. (1)
امام صادق علیه السلام فرمود: شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیلکند.
عرض شد: چگونه خود را ذلیل میکند؟
فرمود: به آنچه که توانش را ندارد میپردازد.
1) (1) الکافی ج 5 ص 63 باب کراهة التعرض لما لا یطیق ح 4 و رواه الشیخ فی التهذیب ج 6 ص 180 باب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر ح 17 عن الحسن بن محبوب عن داود الرقی والحدیث صحیح قاله المجلسی رحمة الله ملاذالاخیار ج 9 ص 474
ما قُدِّست أُمّة حتّی...
28 - عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ، عَنِ ابْنِ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ جَمٰاعَةٍ مِنْ أَصْحٰابِنٰا:
عَنْ أَبیٖ عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، قٰالَ: مٰا قُدِّسَتْ أُمَّةٌ لَمْیُؤْخَذْ لِضَعیٖفِهْا مِنْ قَوِیِّهٰا بِحَقِّهِ غَیْرَ مُتَعْتَعٍ.(1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
پاکیزه و مقدس نمیشود ملّتی که حق ضعیفانش بدون [دغدغه و] لکنت از زورمندان ستانده نشود.
1) (1) - الکافی، ج 5، ص 56، بابالأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 2. و رواه الشیخ فی التهذیب، ج 6، ص 180، باب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، ح 20 و فیه «لم تأخذ» بدل «لم یؤخذ» و «متضع» بدل «متعتع». والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 18، ص 401؛ ملاذ الاخیار، ج 9، ص 475).
أبغض النّاس إلی اللّه
29 - ابْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَةَ الثُّمٰالِیِّ:
عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، قٰالَ:
لاٰ حَسَبَ لِقُرَشیٍّ وَ لاٰ لِعَرَبِیٍّ إلاّٰ بِتَواضُعٍ، وَ لاٰ کَرَمَ إِلاّٰ بِتَقْوًی، وَ لاٰ عَمَلَ إِلاّٰ بِالِنّیَّةِ، وَ لاٰ عِبٰادَةَ إِلاّٰ بِالتَّفَقُّهِ.
أَلاٰ وَ إِنَّ أَبْغَضَ النّٰاسِ إِلَی اللّٰهِ، مَنْ یَقْتَدیٖ بِسُنَّةِ إِمٰامٍ وَلاٰیَقْتَدیٖ بِأَعْمٰالِهِ.(1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 234، ح 312. و الحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة الْعُقول، ج 26، ص 178).
ابوحمزۀ ثمالی از [امام] علی بن الحسین علیهما السلام نقل کرده که فرمود: برای قریشی بودن و عربی بودن هیچ ارزشی جز به تواضع (فروتنی) نیست، و هیچ بزرگواری جز به تقوا نیست، و هیچ عملی جز با نیّت [و قصد قربت، ارزشمند] نیست، و هیچ عبادتی جز با تفقّه [و بصیرت، پسندیده] نیست.
آگاه باشید همانا مبغوضترین مردم نزد خدا، کسی است که آیین امامی را بپذیرد و از اعمال او پیروی نکند.
ثلاث هُنّ فخر المؤمن
30 - ابْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَبْدِاللّٰهِ بْنِ سِنٰانٍ قٰالَ:
سَمِعْتُ أبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ:
ثَلاٰثٌ هُنَّ فَخْرُ الْمُؤْمِنِ وَ زَیْنُهُ فِیالدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ:
الصَّلاٰةُ فیٖ آخِرِ اللَّیْلِ، وَ یَأْسُهُ مِمّٰا فیٖ أَیْدِی النّٰاسِ، وَ وَلاٰیَتُهُ الْإِمٰامَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّٰهُعَلَیْهِوَآلِهِ.
قٰالَ: وَ ثَلاٰثَهٌ هُمْ شِرٰارُ الْخَلْقِ، ابْتُلِیَ بِهِمْ خِیٰارُ الْخَلْقِ:
أَبُوسُفْیٰانَ، أَحَدُهُمْ: قٰاتَلَ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَ عٰادٰاهُ.
وَ مُعٰاوِیَةُ: قٰاتَلَ عَلِیّاً علیه السلام وَ عٰادٰاهُ.
وَ یَزیٖدُ بْنُ مُعٰاوِیَةَ - لَعَنَهُ اللّٰهُ -: قٰاتَلَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ عٰادٰاهُ حَتّٰی قَتَلَهُ.(1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 234، ح 311، والحدیث حسن. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 26، ص 178).
عبداللّه بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
سه چیز است، در دنیا و آخرت، فخر و زینت مؤمن است:
نماز در پایان شب [و نزدیکیهای سپیدۀ فجر]، و ناامیدیش از آنچه در دست مردم است، و [دوست داشتن و] پیرویش إمامی از آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را.
فرمود: و سه کس، بدترین خلائقند که بهترین خلائق به آنها گرفتار و آزموده شدند:
یکی ابوسفیان است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جنگید و دشمنی کرد.
و [دیگری] معاویه است که با علی علیه السلام جنگید و خصومت ورزید.
و [سوّمی] یزید بن معاویه - لعنه اللّه - است که با حسین بن علی علیه السلام جنگید و دشمنی ورزید تا او را کشت.
ولایة علیّ علیه السلام ولایة اللّه
31 - سَعْدُ بْنُ طَریٖفٍ، عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبٰاتَةَ، قٰالَ:
قٰالَ أَمیٖرُالْمُؤْمِنیٖنَ علیه السلام فیٖ بَعْضِ خُطَبِهِ:
أَیُّهَا النّٰاُس! اسْمَعُوا قَوْلیٖ، وَاعْقِلُوهُ عَنّیٖ؛ فَإِنَّ الْفِرٰاقَ قَریٖبٌ:
أَنَا إِمٰامُ الْبَرِیَّةِ، وَ وَصِیُّ خَیْرِ الْخَلیٖقَةِ، وَزَوْجُ سَیِّدَةِ نِسٰاءِ الْأُمَّةِ، وَأَبُوالْعِتْرَةِ الطّٰاهِرَةِ وَالْأَئِمَّةِ الْهٰادِیَةِ.
أَنَا أَخو رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، وَ وَصِیُّهُ، وَوَلِیُّهُ، وَوَزیٖرُهُ، وَ صٰاحِبُهُ، وَ صَفِیُّهُ، وَ حَبیٖبُهُ، وَ خَلیٖلُهُ.
أَنَا أَمیٖرُ الْمُؤْمِنیٖنَ، وَ قٰائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلیٖنَ، وَسَیِّدُ الْوَصِیِّینَ.
اصبغ بن نباته گوید: امیرمؤمنان علیه السلام در یکی از خطبههای خود فرمود:
هان ای مردم! سخنم را بشنوید، و آن را از من [خوب] فرا گیرید، زیرا که جدایی [میان من و شما] نزدیک است:
من امام آفریدگانم، و وصیّ بهترینِ خلائقم، و همسر سَرورِ بانوان امّتم، و پدر عترت پاک [پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم] و امامان هدایتگرم.
من برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، و نیز وصیّ، ولیّ، وزیر، یار، همدم، محبوب و دوست صمیمی اویم.
من امیرمؤمنان و پیشوای سپیدرویان و سرور اوصیایم.
حَرْبیٖ حَرْبُ اللّٰهُ، وَ سِلْمیٖ سِلْمُ اللّٰهِ، وَ طٰاعَتیٖ طٰاعَةُ اللّٰهِ، وَ وِلاٰیَتیٖ وِلاٰیَةُ اللّٰهِ، وَشیٖعَتیٖ أَوْلِیٰاءُ اللّٰهِ، وَ أَنْصٰاریٖ أَنْصٰارُ اللّٰهِ.
وَالَّذیٖ خَلَقَنیٖ وَ لَمْ أَکُ شَیْئاً، لَقَد عَلِمَالْمُسْتَحْفِظُونَ مِنْ أَصْحٰابِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله: أَنَّ النّٰاکِثیٖنَ وَ الْقٰاسِطیٖنَ وَ الْمٰارِقیٖنَ(1)، مَلْعُونُونَ عَلیٰ لِسٰانِ النّبِیِّ الْأُمِّیِّ؛ وَ قَدْ خٰابَ مَنِ افْتَرٰی(2).(3)
1) (1) - روی الصّدوق رحمه الله عن أبی عبدالله علیهالسّلام أنّ رسولاللّه صلی الله علیه و آله قال لِأمّ سلمة: اسمعی و اشهدی هذا علیّ بن أبی طالب وصیّی و خلیفتی سیّد المسلمین، و إمام المتّقین، و قائد الغرّ المحجّلین، و قاتل النّاکثین و المارقین و القاسطین.قلت یا رسول اللّه، مَنِ النّاکثون؟ قال: الّذین یبایعونه بالمدینة، و ینکثونه بالبصرة. قلت: مَنِ القاسطون؟ قال: معاویة و أصحابه من أهل الشام. [ثُمّ] قلت: مَنِ المارقون؟ قال: أصحاب النّهروان. (معانی الأخبار، ص 204، ذیل ح 1).
2) (2) اقتباس من الآیة 61 من سورة طه.
3) (3) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 419، ح 5918. و الحدیث حسن علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله، و قال أیضا: جمیع هذا الخبر منقول متواتراً فیٖ کتب الْعٰامَّة والخاصَّة (روضة المتّقین، ج 13، ص 275).
جنگ من، جنگ خدا و صلح من صلح خداست؛ و پیروی من، پیروی خداست؛ و ولایت من، ولایت خداست؛ و پیروان من، دوستان خدایند؛ و یاوران من، یاوران خدایند.
سوگند به آن خدایی که مرا - در حالی که چیزی نبودم - بیافرید، مستحفظان [و امانتداران] از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم میدانند که: ناکثین و قاسطین و مارقین(1)، بر زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مورد لعن قرار گرفتهاند. همانا کسی که سخنی به افترا گوید زیانکار است.
1) (1) - «ناکثین» یعنی پیمانشکنان، و منظور اصحاب جمل - طلحه و زبیر وطرفداران ایشان - هستند که بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام را شکستند و با همراهی عایشه جنگ جمل را بر پا کردند.«قاسطین» یعنی ستمگران و اهل جور، و مراد معاویه و پیروانش میباشند که در صفین روبروی علیّ علیه السلام قرار گرفتند.«مارقین» از دین بیرون رفتگان، و مقصود همان خوارج هستند که جنگ نهروان را به راه انداختند، و از دین بیرون رفتند چنانکه تیر از کمان رها میشود. (مجمعالبحرین، ذیل «نکث»)
حِکَمٌ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم
32 - الصّدوق رحمه الله، قٰالَ:
حَدَّثَنٰا أبیٖ رضی الله عنه، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ، عَنْ أَبیٖهِ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ هٰاشِمٍ، عَنْ صَفْوٰانَ بْنِ یَحْییٰ، عَنْ أَبِی الصَّبّٰاحِ الْکِنٰانِیِّ، قٰالَ:
قُلْتُ لِلصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام:
أَخْبِرْنی عَنْ هٰذَا الْقَوْلِ، قَوْلُ مَنْ هُوَ؟
«أَسْأَلُ اللّٰهَ الْاِیٖمٰانَ وَ التَّقْوٰی، وَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنْ شَرِّ عٰاقِبَةِ الْأُمُورِ.
إِنَّ أَشْرَفَ الْحَدیٖثِ ذِکْرُ اللّٰهِ، وَ رَأْسَ الْحِکْمَةِ طٰاعَتُهُ،
وَأَصْدَقَ الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَةِ وَ أَحْسَنَ
ابوالصّباحِ کنانی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
بفرمایید که این سخنها از کیست؟
«از خدا ایمان و تقوا میطلبم، و از سرانجامِ بدِ کارها به خدا پناه میبرم.
حقّاٰ که شریفترین سخن یاد خدا، و أوج حکمت، بندگی اوست.
و راستترین سخن، و رساترین اندرز، و بهترین
الْقَصَصِ کِتٰابُ اللّٰهِ،
وَ أَوْثَقَ الْعُریٰ الْإِیْمٰانُ بِاللّٰهِ،
وَ خَیْرَ المِلَلِ مِلَّةُ إِبْرٰاهیٖمَ،
وَ أَحْسَنَ السُّنَنِ سُنَّةُ الْأَنْبِیٰاءِ،
وَ أَحْسَنَ الْهُدیٰ هُدیٰ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله،
وَ خَیْرَ الزّٰادِ التَّقْویٰ،
وَ خَیْرَ الْعِلْمِ مٰا نَفَعَ،
وَ خَیْرَ الْهُدیٰ مَا اتُّبِعَ،
وَ خَیْرَ الْغِنیٰ غِنَی النَّفْسِ،
وَ خَیْرَ مٰا أُلْقِیَ فِی الْقَلْبِ الْیَقیٖنُ،
وَ زیٖنَةَ الْحَدیٖثِ الصِّدْقُ،
وَ زیٖنَةَ الْعِلْمِ الْإِحْسٰانُ،
وَ أَشْرَفَ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهٰادَةِ،
وَ خَیْرَ الْأُمُورِ خَیْرُها عٰاقِبَةً،
وَ مٰا قَلَّ وَ کَفیٰ خَیْرٌ مِمّٰا کَثُرَ وَ أَلْهیٰ،
سرگذشتها، [در] کتاب خداست.
و محکمترین دستگیرۀ [رستگاری] ایمان به خداست.
و بهترین آیینها، آیین [توحیدی] ابراهیم علیه السلام است.
و نیکوترین سنّتها سنّت پیامبرانست.
و بهترین هدایتها هدایت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است.
و بهترین توشه، تقوا است.
و بهترین دانشها دانشی است که سود دهد.
و بهترین هدایتها هدایتی است که پیروی شود.
و بهترین بینیازیها بینیازیِ دل است.
و بهترین چیزی که در دل افکنده میشود یقین است.
و زینت گفتار، راستگویی است.
و زینت دانش، احسان است.
و شریفترین مرگها شهید شدن است.
و بهترین کارها کاری است که عاقبتش از همه بهتر باشد.
و آنچه کم است و کافی، بهتر است از آنچه زیاد است و بیهوده.
وَ الشَّقِیَّ مَنْ شَقِیَ فیٖ بَطْنِ أُمِّهِ،
وَ السَّعیٖدَ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ،
وَ أکْیَسَ الْکَیْسِ التُّقیٰ،
وَ أَحْمَقَ الْحُمْقِ الْفُجُورُ،
وَ شَرَّ الرِّوٰایَةِ الْکَذِبُ،
وَ شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثٰاتُهٰا،
وَ شَرَّ الْعَمیٰ عَمَی الْقَلْبِ،
وَ شَرَّ النَّدٰامَةِ نَدٰامَةُ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ،
وَ أَعْظَمَ الْمُخْطِئیٖنَ عِنْدَاللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ لِسٰانٌ کَذّٰابٌ،
وَ شَرَّ الْکَسْبِ کَسْبُ الرِّبٰا،
وَ شَرَّ الْمَآکِلِ أَکْلُ مٰالِ الیَتیٖمِ ظُلْماً،
وَ أَحْسَنَ زیٖنَةِ الرَّجُلِ السَّکیٖنَةُ مَعَ الْإِیٖمٰانِ.
وَ مَنْ یَبْتَغِ السُّمْعَةَ یُسَمِّعِ اللّٰهُ بِهِ.
وَ مَنْ یَعْرِفِ الْبَلاٰءَ یَصْبِرْ عَلَیْهِ،
وَ مَنْ لاٰ یَعْرِفْه یُنْکِرْهُ.
و بدبخت کسی است که در شکم مادرش [در اثر رفتار ناشایست پدر و مادر] بدبخت شده است.
و خوشبخت کسی است که از دیگران عبرت گیرد.
و برترین زیرکیها پارسایی است.
و بدترین کودنیها هرزگی [و تبهکاری] است.
و بدترین گزارشها دروغگویی است.
و بدترین کارها تازههای آنهاست.
و بدترین کوریها کوری دل است.
و بدترین پشیمانیها پشیمانی روز قیامت است.
و بزرگترین خطاکاران در پیشگاه خدای سبحان، زبان پُر دروغ است.
و بدترین کاسبیها کسبِ ربا است.
و بدترین خوردنیها خوردن ظالمانۀ مال یتیم است.
و نیکوترین زینت مرد، آرامشِ همراه ایمان است.
و هر کس از پی شهرت و آوازه باشد خدا رسوایش سازد.
و هر کس ابتلا [و آزمایش] را بفهمد بر آن شکیبا باشد، و هر کس از آن بیخبر باشد، آن را بر نتابد.
وَ الرَّیْبَ کُفْرٌ.
وَ مَنْ یَسْتَکْبِرْ یَضَعْهُ اللّٰهُ.
وَ مَنْ یُطِعِ الشَّیْطٰانَ یَعْصِ اللّٰهَ، وَ مَنْ یَعْصِ اللّٰهَ یُعَذِّبْهُ اللّٰهُ.
وَ مَنْ یَشْکُرِ اللّٰهَ یَزِدْهُ اللّٰهُ.
وَ مَنْ یَصْبِرْ عَلَی الرَّزِیَّةِ یُغِثْهُ اللّٰهُ،
وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَحَسْبُهُ اللّٰهُ.
لاٰ تُسْخِطُوُا اللّٰهَ بِرِضٰا أحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ،
وَ لاٰ تَتَقَرَّبُوا إِلیٰ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ بِتَبٰاعُدٍ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ؛ فَإِنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ شَیْءٌ یُعْطیٖهِ بِهِ خَیْراً أَوْ یَصْرِفُ بِهِ عَنْهُ سُوءًا إِلاّٰ بِطٰاعَتِهِ وَ ابْتِغٰاءِ مَرْضاتِهِ.
إِنَّ طٰاعَةَ اللّٰهِ نَجٰاحُ کُلِّ خَیْرٍ یُبْتَغیٰ، وَ نَجٰاةٌ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقیٰ،
و شکّ و تردید، بیایمانی است.
هر کس بزرگی بفروشد، خدا او را پست کند.
و هر کس از شیطان پیروی کند خدا را نافرمانی کرده است، و هر کس خدا را نافرمانی کند خدا عذابش دهد.
و هر کس خدا را شکر کند خدا [نعمت] او را افزون سازد.
و هر کس بر مصیبتها صبر کند خدا به فریادش رسد.
و هر کس بر خدا توکّل کند خدا او را بس است.
خدا را برای خشنودی هیچ آفریدهای به خشم نیاورید،
و به هیچ کسی با دور شدن از خدای سبحان تقرّب مجوئید، زیرا میان خدا و هیچ آفریدهای نسبتی نیست - که با آن خیرش دهد و بدی را از او برگرداند - مگر با اطاعت خدا و جستجوی خشنودی او.
حقّا که اطاعت خدا، [مایۀ] کامیابی به هر خیری است که طلب میشود، و نجات از هر شرّی است که پرهیز میشود.
وَ إنَّ اللّٰهَ یَعْصِمُ مَنْ أَطٰاعَهُ، وَ لاٰ یَعْتَصِمُ مِنْهُ مَنْ عَصٰاهُ، وَ لاٰ یَجِدُ الْهٰارِبُ مِنَ اللّٰهِ مَهْرَباً؛ فَإِنَّ أَمْرَ اللّٰهِ نٰازِلٌ بِأَذْلاٰلِهِ وَ لَوْکَرِهَ الْخَلاٰئِقُ، وَ کُلَّ مٰا هُوَ آتٍ قَریٖبٌ.
مٰا شٰاءَ اللّٰهُ کٰانَ، وَ مٰا لَمْیَشَأْ لَمْیَکُنْ.
تَعٰاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْویٰ وَ لاٰتَعٰاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوٰانِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدیٖدُ الْعِقٰابِ(1)».
قٰالَ: فَقٰالَ لِیَ الصّٰادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام:
هٰذٰا قَوْلُ رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله(2).
1) (1) - اقتباس من الآیة 2 من سورة المائدة.
2) (2) - الأمالی، ص 576، المجلس 74، ح 1/788. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 402، ح 5868 عن صفوان بن یحییٰ و فیه: «و من تتبّع المَشمعة یُشمّع اللّه به» بدل «و من یبتغ السّمعة یسمّع اللّه به». و الحدیث حسن کالصحیح علی ما قاله المجلسی الأول رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 150).
و همانا خدا نگه میدارد هر کسی را که اطاعتش کند، و در امان از او نیست هر کسی که نافرمانیش کند.
و آن کس که از خدا فراری است پناهی ندارد، زیرا فرمان خدا - هر چند خلائق نپسندند - بدانگونه که هست فرود آید، و هر آنچه آمدنی است نزدیک است.
آنچه خدا خواهد همان شود، و آنچه نخواهد نشود.
در نیکویی و تقوا به هم یاری رسانید، و در گناه و تجاوز به هم یاری نکنید، و از خدا بترسید، حقّٰا که عذاب خدا سخت است».
راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: این [گفتار] فرمودۀ رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
من وصایا النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم لعلیّ علیه السلام
33 - مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمٰانِ، عَنْ مُعٰاوِیَةَ بْنِ عَمّٰارٍ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام، یَقُولُ:
کٰانَ فیٖ وَصِیَّةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام، أَنْ قٰالَ: یٰا عَلِیُّ! أُوصیٖکَ فیٖ نَفْسِکَ بِخِصٰالٍ، فَاحْفَظْهٰا عَنّیٖ - ثُمَّ قٰالَ:
اللّٰهُمَّ أَعِنْهُ -:
أَمَّا الْأُولیٰ: فَالصِّدْقُ، وَ لاٰ تُخْرِجَنَّ مِنْ فٖیکَ کَذِبَةً أَبَداً.
وَ الثّٰانِیَةُ: الْوَرَعَ، وَ لاٰ تَجْتَرِئَ عَلیٰ خِیٰانَةٍ أَبَداً.
وَ الثّٰالِثَةُ: الْخَوْفُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّ ذِکْرُهُ کَأَنَّکَ تَرٰاهُ.
وَ الرّٰابِعَةُ: کَثْرةُ الْبُکٰاءِ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ، یُبْنیٰ لَکَ بِکُِلّ دَمْعَةٍ أَلْفُ بَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ.
معاویة بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود:
از جمله وصایای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام این بود که فرمود:
ای علی! در خودت به چند خُلق و خوی سفارشت میکنم، آنها را از من نگهدار: - سپس فرمود: خدایا! او را کمک کن -:
خلق و خوی اوّل، راستگویی است، هرگز دروغی از دهانت بیرون نیاور.
دوّم: پارسایی است، هرگز بر خیانتی، بیباک مباش.
سوّم: ترسیدن از خدای سبحان است آنچنان که گویی او را میبینی.
چهارم: زیاد گریستن از بیم خداست، که از هر اشکی هزار خانه بهشتی برایت ساخته شود.
وَ الْخٰامِسَةُ: بَذْلُکَ مٰالَکَ وَ دَمَکَ دُونَ دیٖنِکَ.
وَالسّٰادِسَةُ: الْأَخْذُ بِسُنَّتیٖ فیٖ صَلاٰتیٖ، وَ صَوْمیٖ، وَصَدَقَتیٖ.
أَمَّاالصَّلاٰةُ: فَالْخَمْسُونَ رَکْعَةً.
وَ أَمَّا الصِّیٰامُ: فَثَلاٰثَةُ أَیّٰامٍ فیِ الشَّهْرِ: الْخَمیٖسُ فیٖ أَوَّلِهِ، وَالْأَرْبَعٰاءُ فیٖ وَسَطِهِ، وَ الْخَمیٖسُ فیٖ آخِرِهِ.
وَ أَمَّا الصَّدَقَهُ: فَجَهْدُکَ حَتّٰی تَقُولَ:
قَدْأَسْرَفْتُ، وَلَمْتُسْرِفْ.
وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰةِ اللَّیْلِ.
وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰةِ الزَّوٰالِ، وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰةِ الزَّوٰالِ، وَ عَلَیْکَ بِصَلاٰةِالزَّوٰالِ.
وَ عَلَیْکَ بِتِلاٰوَةِ الْقُرْآنِ عَلیٰ کُلِّ حٰالٍ.
وَ عَلَیْکَ بِرَفْعِ یَدَیْکَ فیٖ صَلاٰتِکَ، وَ تَقْلیٖبِهِمٰا.
وَ عَلَیْکَ بِالسِّوٰاکِ عِنْدَ کُلِّ وُضُوءٍ.
وَ عَلَیْکَ بِمَحٰاسِنِ الْأَخْلاٰقِ، فَارْکَبْهٰا. وَ مَسٰاوِیَ الْأَخْلاٰقِ فَاجْتَنِبْهٰا؛ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ، فَلاٰ تَلُومَنَّ إِلاّٰ نَفْسَکَ. (1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 79، ح 33؛ و بطریق آخر: التّهذیب، ج 9، ص 175، ح 713؛ ل لا و رواه الصّدوق رحمه الله فی من لا یحضره الفقیه، ج 4 ص 188، ح 5432 عن أبی جعفر علیه السلام. والحدیث صحیح؛ کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 25، ص 180).
پنجم: مال و جانت را در راه دینت فدا کردن است.
ششم: روش مرا در نماز و روزه و صدقهام پیروی کن.
امّا نماز: [در هر شبانهروز از فریضه و نافله] پنجاه رکعتاست.
و امّا روزه: در هر ماهی سه روز است: پنجشنبه اوّل ماه، چهارشنبه وسط ماه، و پنجشنبه آخر ماه.
و امّا صدقه: تلاش کردنت [در بذل و بخشش] است تا آنجا که بگویی: زیادهروی میکنم، در حالی که زیادهروی نکردهای.
و بر تو باد به نماز شب.
و بر تو باد به نماز زوال (ظهر شرعی)، بر تو باد به نماز زوال، بر تو باد به نماز زوال.
و بر تو باد که در هر حال، قرآن تلاوت کنی.
و بر تو باد که در [قنوت] نمازت دستهایت را بلند کنی و رو به آسمان بداری.
و بر تو باد به مسواک کردن در هر وضویی.
و بر تو باد به اخلاق نیک که بر آنها فائق شوی [و آراسته گردی]، و به اخلاق بد که از آنها دوری کنی، اگر نکردی جز خودت را سرزنش نکن.
مواعظ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم
34 - عَلِیُّ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ الْوَرّٰاقُ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللّٰهِ، عَنْ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ مَهْزِیٰارَ، عَنْ أخیٖهِ عَلِیٍّ، عَنِ الْحُسَیْنِ ابْنِ سَعیٖدٍ، عَنِ الْحٰارِثِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمٰانِ الْأَحْوَلِ صٰاحِبِ الطّٰاقِ، عَنْ جَمیٖلِ بْنِ صٰالِحٍ:
عَنْ أبیٖ عَبْدِاللّٰهِ الصّٰادِقِ علیه السلام، عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام، قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النّٰاسِ، فَلْیَتَّقِ اللّٰهَ.
وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَی النّٰاسِ، فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ.
وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَغْنَی النّٰاسِ، فَلْیَکُنْ بِمٰا عِنْد اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمٰا فیٖ یَدِهِ.
امام صادق علیه السلام، از پدران [بزرگوار] خود علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمودند که:
هر کس دوست دارد گرامیترین مردم باشد، پس تقوای خدا پیشه کند.
و هر کس دوست دارد با تقواترین مردم باشد، پس بر خدا توکّل کند.
و هر کس دوست دارد بینیازترین مردم باشد، پس به آنچه نزد خدای سبحان است مطمئنتر باشد از آنچه در دست خودش میباشد.
ثُمَّ قٰالَ صلی الله علیه و آله: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشرِّ النّٰاسِ؟
قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.
قٰالَ: مَنْ أَبْغَضَ النّٰاسَ، وَ أَبْغَضَهُ النّٰاسُ.
ثُمَّ قٰالَ: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هٰذٰا؟
قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.
قٰالَ: الَّذیٖ لاٰ یُقیٖلُ عَثْرَةً، وَ لاٰ یَقْبَلُ مَعْذِرَةً، وَلاٰیَغْفِرُ ذَنْباً.
ثُمَّ قٰالَ: أَلاٰ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هٰذٰا؟
قٰالُوا: بَلیٰ، یٰا رَسُولَ اللّٰهِ.
قٰالَ: مَنْ لاٰ یُؤْمَنُ شَرُّه، وَ لاٰ یُرْجیٰ خَیْرُهُ.
إِنَّ عیٖسَی بْنَ مَرْیَمَ علیه السلام قاٰمَ فیٖ بنیٖ إِسْرٰائیٖل، فَقٰالَ:
یٰا بَنیٖ إِسْرٰائیٖلَ! لاٰ تُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَةِ الْجُهّٰالَ، فَتَظْلِمُوهٰا، وَ لاٰ تَمْنَعُوهٰا أَهْلَهٰا فَتَظْلِمُوهُمْ.
وَ لاٰ تُعیٖنُوا الظّٰالِمَ عَلیٰ ظُلْمِهِ، فَیَبْطُلَ فَضْلُکُمْ.
سپس فرمود: آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟
عرض کردند: چرا؟ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
فرمود: کسی است که مردم را دشمن دارد و مردم نیز او را دشمن دارند.
سپس فرمود: آیا به بدتر از این آگاهتان نکنم؟
عرض کردند: چرا، ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
فرمود: کسی است که از خطایی نمیگذرد، و عذری را نمیپذیرد، و گناهی را نمیبخشد.
سپس فرمود: آیا به بدتر از این خبرتان ندهم؟
عرض کردند: چرا، ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
فرمود: کسی است که از شرّش آسودگی نیست، و به خیرش امیدواری نیست.
همانا عیسی بن مریم علیه السلام میان بنیاسرائیل برخاست و فرمود:
ای بنیاسرائیل! حکمت را برای نادانان نگویید که [اگر بگویید] به حکمت ستم کردهاید، و آن را از اهلش دریغ مدارید که [اگر دریغ کنید] به آنان ستم کردهاید.
و ستمگر را در ظلمش کمک نرسانید که [اگر کمک کنید] شایستگی [ارزش] خود را نابود کردهاید.
الْأُمُورُ ثَلاٰثَةٌ:
أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ رُشْدُهُ، فَاتَّبِعْهُ،
وَ أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ غَیُّهُ، فَاجتَنِبْهُ،
وَ أَمْرٌ اخْتُلِفَ فیٖهِ، فَرُدَّهُ إِلَی اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ. (1)
1) (1) - الأمالی، ص 381، المجلس 50، ح 11/486؛ و کذا معانی الأخبار، ص 196، ح 2 بزیادة واسطة بین سعد، و إبراهیم. و رواه فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5858 عن علیّ بن مهزیار، و الحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 145).
کارها سه گونهاند:
کاری که درستی [و حقّانیّت] آن روشن است پس پیرویشکن،
و کاری که نادرستی [و بطلان] آن آشکار است پس دوریشکن،
و کاری که مورد اختلاف [و مبهم] است پس آن را به خدای سبحان برگردان.
أحبّکم إلی اللّه
35 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ، عَنْ عائِذٍ الْأَحْمَسِیِّ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَةَ الثُّمٰالِیِّ، قٰالَ:
قٰالَ: زَیْنُ العٰابِدیٖنَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام:
أَلاْ إِنَّ أَحَبَّکُمْ إلِیَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ، أَحْسَنُکُمْ عَمَلاً.
وَ إِنَّ أَعْظَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ حَظّاً، أَعْظَمُکُمْ فیٖمٰا عِنْدَاللّٰهِ رَغْبَةً.
وَ إِنَّ أَنْجَی النّٰاسِ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ، أَشَدُّهُمْ لِلّٰهِ خَشْیَةً.
وَ إِنَّ أَقْرَبَکُمْ مِنَ اللّٰهِ، أَوْسَعُکُمْ خُلْقاً.
وَ إِنَّ أَرْضٰاکُمْ عِنْد اللّٰهِ، أَسْبَغُکُمْ عَلیٰ عِیٰالِهِ.
وَ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ، أَتْقٰاکُمْ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 408، ح 5884. والحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 193).
ابوحمزۀ ثمالی از امام زینالعابدین علیه السلام نقل کره که فرمود:
آگاه باشید که محبوبترین شما نزد خدای سبحان کسی است که عملش نیکوتر باشد.
و بهرهمندترین شما نزد خدا، کسی است که به آنچه در پیشگاه خداست بیشتر راغب باشد.
و نجات یابندهترین مردم از عذاب خدا، کسی است که خَشیتش از خدا بیشتر باشد.
و نزدیکترین شما به خدا، خوش اخلاقترین شماست.
و پسندیدهترین شما نزد خدا، گشادهدستترین شما بر خاندان خود است.
و گرامیترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.
حِکَمٌ عن الصّادق علیه السلام
36 - صَفْوٰانُ بْنُ یَحْییٰ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبیٖ عُمَیْرٍ، عَنْ موسَی بْنِ بَکْرٍ، عَنْ زُرٰارَةَ:
عَنِ الصّٰادق جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، قٰالَ:
الصَّنیٖعَةُ لاٰتَکُونُ صَنیٖعَةً إِلاّٰ عِنْدَ ذیٖ حَسَبٍ، أَوْ دیٖنٍ.
الصَّلاٰةُ قُرْبٰانُ کُلِّ تَقِیٍّ.
الْحَجُّ جِهٰادُ کُلِّ ضَعیٖفٍ.
لِکُلِّ شَیْءٍ زَکٰاةٌ، وَ زَکٰاةُ الْجَسَدِ الصِّیٰامُ.
جِهٰادُ الْمَرٰأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.
اسْتنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.
مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ، جٰادَ بِالْعَطِیَّةِ.
زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
احسان و نیکویی، احسان و نیکوییِ [شایسته] نیست مگر نسبت به کسی که خاندانش بزرگ، یا دیندار باشد.
نماز، وسیله تقرّب هر پارسایی به خداست.
حجّ، جهاد هر ناتوان است.
برای هر چیزی زکاتی است، و زکات تن روزهداری است.
جهاد زن، نیکو شوهرداری است.
با صدقه دادن، روزی را فرود آورید.
کسی که به جایگزینی و عوض خداوندی یقین دارد [خوب]، بذل و بخشش میکند.
اِنَّ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ یُنْزِلُ الْمَعُونَةَ، عَلیٰ قَدْرِ الْمَؤُونَةِ.
حَصِّنُوا أَمْوٰالَکُمْ بِالزَّکٰاةِ.
التَّقْدیٖرُ نِصْفُ الْعَیْشِ.
مٰاعٰالَ امْرُءٌ اقْتَصَدَ.
قِلَّةُ الْعِیٰالِ أَحَدُ الْیَسٰارَیْنِ.
الدّٰاعیٖ بِلا عَمَلٍ، کَالرّٰامیٖ بِلاٰوَتَرٍ.
التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ.
الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ.
إِنَّ اللّٰهَ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ یُنْزِلُ الصَّبْرَ عَلیٰ قَدْرِ الْمُصیٖبَةِ.
مَنْ ضَرَبَ یَدَهُ عَلیٰ فَخِذِهِ عِنْدَ [الْ] مُصیٖبَةِ، حَبِطَ أَجْرُهُ.
مَنْ أَحْزَنَ وٰالِدَیْهِ، فَقَدْ عَقَّهُمٰا. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 416، ح 5904، و الحدیث قویّ کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الْأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 225).
همانا خدای متعال، کمک خود را به اندازۀ هزینهها نازل میکند.
اموال خود را با پرداختن زکات، مصون دارید.
اندازه نگه داشتن در امور، نصف زندگی است.
هر کس میانهروی کند، نیازمند نخواهد شد.
کمی عائله یکی از دو آسایش است.
کسی که بیعمل، [به نیکی] فراخواند همچون تیراندازی است که کمانش بیچلّه باشد.
آشتی طلبی، نصف عقل است.
غم و اندوه، نصف پیری است.
همانا خدای متعال، صبر را به اندازۀ مصیبت نازل میکند.
هر کس هنگام مصیبت، دست خود را بر رانش زند، پاداش صبر او تباه میشود.
هر کس پدر و مادر خود را غمگین کند، عاقّ آنها شده است.
عَلِّمنی موعظةً
37 - الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ رحمه الله، قٰالَ: حَدَّثَنٰا أَبیٖ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الصَّهْبٰانِ، قٰالَ حَدَّثَنٰا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ زِیٰادٍ الْأَزْدِیُّ، قٰالَ: حَدَّثَنیٖ أَبٰانٌ الْأَحْمَرُ:
عَنِ الصّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام: أَنَّهُ جٰاءَ إِلَیْهِ رَجُلٌ، فَقٰالَ لَهُ:
بِأَبیٖ أَنْتَ وَ أُمّیٖ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ! عَلِّمْنیٖ مَوْعِظَةً.
فَقٰال علیه السلام: إِنْ کٰانَ اللّٰهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ قَدْ تَکَفَّلَ بِالرِّزْقِ، فَاهْتِٰمامُکَ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الرِّزْقُ مَقْسُوماً، فَالْحِرْصُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الْحِسٰابُ حَقّاً، فَالْجَمْعُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الثَّوٰابُ مِنَ اللّٰهِ، فَالْکَسَلُ لِمٰاذٰا؟
ابان احمر گوید: مردی نزد امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:
پدر و مادرم فدایت باد ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم! مرا پندی بیاموز.
حضرت فرمود: اگر خدای متعال متکفّل روزی توست، پس نگرانی تو برای چیست؟
و اگر روزیها تقسیم شده است، پس حرص ورزیدن برای چیست؟
و اگر حساب الهی حقّ است، پس جمع مال برای چیست؟
و اگر پاداش از خداست، پس سستی کردن برای چیست؟
وَ إِنْ کٰانَ الْخَلَفُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ حَقّاً، فَالْبُخْلُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَتِ الْعُقُوبَةُ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ النّٰارَ، فَالْمَعْصِیَةُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الْمَوْتُ حَقّاً، فَالْفَرَحُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الْعَرْضُ عَلَی اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ حَقّاً، فَالْمَکْرُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ عَدُوّاً، فَالْغَفْلَةُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ الْمَمَرُّ عَلَی الصِّرٰاطِ حَقّاً، فَالْعُجْبُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضٰاءٍ وَ قَدَرٍ، فَالْحُزْنُ لِمٰاذٰا؟
وَ إِنْ کٰانَتِ الدُّنْیٰا فٰانِیَةً، فَالطُّمَأْنیٖنَةُ إِلَیْهٰا لِمٰاذٰا؟ (1)
1) (1) الأمالی، ص 56، المجلس 2، ح 5/12. و رواه أیضاً فی من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 393، ح 5836؛ و التّوحید، ص 376، ح 21؛ والخصال، ص 450، ح 55. والحدیث موثّق کالصّحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 90).
و اگر جایگزینی [و عوض دادن] از جانب خدای سبحان حقّ است پس بخل ورزیدن برای چیست؟
و اگر عقوبت خدای سبحان آتش است، پس گناه کردن برای چیست؟
و اگر مرگ حقّ است، پس شادمانی [بیجا] برای چیست؟
و اگر عرض اعمال بر خدای سبحان حقّ است، پس نیرنگ ورزیدن برای چیست؟
و اگر شیطان، دشمن است، پس غافل بودن برای چیست؟
و اگر گذشتن بر صراط، حق است، پس خودپسندی برای چیست؟
و اگر هر چیز با قضا و قدرِ الهی است، پس اندوه برایچیست؟
و اگر دنیا فانی است، پس دلآسودگی به دنیا برای چیست؟
مواعظُ عن الصّادق علیه السلام
38 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحٰابِنٰا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ، وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ هِشٰامِ بْنِ سٰالِمٍ، قٰالَ:
سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِاللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ لِحُمْرٰانَ بْنِ أَعْیَنَ:
یٰا حُمْرٰانُ! انْظُرْ إِلیٰ مَنْ ُهَو دُونَکَ فِی الْمَقْدِرَةِ، وَ لاٰ تَنْظُرْ إِلیٰ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ فِی الْمَقْدِرَةِ؛ فَإِنَّ ذٰلِکَ أَقْنَعُ لَکَ بِمٰا قُسِمَ لَکَ، وَ أَحْرٰی أَن تَسْتَوْجِبَ الزِّیٰادَةَ مِنْ رَبِّکَ.
وَاعْلَمْ أَنَّ الْعَمَلَ الدّٰائِمَ الْقَلیٖلَ عَلَی الْیَقیٖنِ، أَفْضَلُ عِنْدَ اللّٰهِ جَلَّ ذِکْرُهُ مِنَ الْعَمَلِ الْکَثیٖرِ عَلیٰ غَیْرِ یَقیٖنٍ.
وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ وَرَعَ أَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحٰارِمِ اللّٰهِ، وَ الْکَفِّ عَنْ أَذَی الْمُؤْمِنیٖنَ وَ اغْتِیٰابِهِمْ.
هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که به حمران بن اعین میفرمود:
ای حمران! در توانمندی [و ثروت و دارایی]، به پایینتر از خود بنگر، و به بالاتر از خود نگاه نکن، زیرا این [روش] تو را به آنچه نصیبت شده قانعتر میسازد، و به فزونی از پروردگارت، شایستهتر میکند.
و بدان که: عمل دائمیِ اندکی که بر یقین استوار است، نزد خدای سبحان بهتر است از عمل بسیاری که با یقین همراه نباشد.
و بدان که هیچ پارسایی سودمندتر از پرهیز کردن از حرامهای خدا، و بازداشتن خود از آزار و غیبتکردن مؤمنان نیست.
وَ لاٰ عَیْشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.
وَ لاٰ مٰالَ أَنْفَعُ مِنَ الْقُنُوعِ بَالْیَسیٖرِ الْمُجْزیٖ.
وَ لاٰ جَهْلَ أَضَرُّ مِنَ الْعُجْبِ. (1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 244، ح 338 و رواه الصّدوق رحمه الله فی علل الشّرائع، ص 559، باب 352، ح 1 بطریق آخر عن ابن محبوب. والحدیث حسن کالصّحیح. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 26، ص 209).
و هیچ زندگی، گواراتر از خوش اخلاقی نیست.
و هیچ مالی، نافعتر از قانعبودن به اندکِ کافی، نیست.
و هیچ نادانی، زیانبارتر از خودپسندی نیست.
مواعظُ أُخریٰ عن الصّادق علیه السلام
39 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ وٰاقِدٍ، قٰالَ:
سَمِعْتُ الصّٰادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام یَقُولُ:
مَنْ أَخْرجَهُ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ ذُلِّ الْمَعٰاصیٖ إِلیٰ عِزِّ التَّقْوٰی، أَغْنٰاهُ اللّٰهُ بِلاٰ مٰالٍ، وَ أَعَزَّهُ بِلاٰ عَشیٖرَةٍ، وَ آنَسَهُ بِلاٰ أَنیٖسٍ.
وَ مَنْ خٰافَ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ، أَخٰافَ اللّٰهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْءٍ؛ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ، أَخٰافَهُ اللّٰهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ.
وَ من رَضِیَ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْیَسیٖرِ مِنَ الرِّزْقِ، رَضِیَ اللّٰهُ مِنْهُ بِالْیَسیٖرِ مِنَ الْعَمَلِ.
وَ مَنْ لَمْ یَسْتَحِ مِنْ طَلَبِ الْمَعٰاشِ، خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ، وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ.
هیثم بن واقد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود:
خدای سبحان هر کس را از خواری گناهان بیرون آورده به سرافرازی تقوا [نائل گرداند]، او را بدون مال، بینیاز کند؛ و بدون قبیله، عزّت بخشد؛ و بدون دوست مهربان، سرگرم میکند.
و هر کس از خدای سبحان بترسد، خدا هر چیزی را از او بترساند، و هر کس از خدای سبحان نترسد خدا او را از هر چیزی بترساند.
و هر کس به روزیِ اندک، از خدای سبحان راضی شود، خدا به عمل اندک از او راضی میشود.
و هر کس از طلب معاش [و کسب حلال] شرم نکند، هزینهاش سبک، و خاندانش در رفاه باشد.
وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیٰا، أَثْبَتَ اللّٰهُ الْحِکْمَةَ فیٖ قَلْبِهِ، وَأَنْطَقَ بِهٰا لِسٰانَه، وَ بَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنْیٰا دٰاءَهٰا وَدَوٰاءَهٰا، وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیٰا سٰالِماً إِلیٰ دٰارِ السَّلاٰمِ. (1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 410، ح 5890. و الحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 202).
و هر کس از دنیا چشم بپوشد، خدا [نور] حکمت را در دلش پایدار کند، و زبانش را به آن گویا سازد، و نسبت به عیبهای دنیا - درد و درمانش - او را بینا سازد، و [سرانجام] او را سالم، از دنیا به دارالسّلام (بهشت) بیرون برد.
علیک بالجِدّ
40 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبیٖ خَلَفٍ:
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام: أَنَّهُ قٰال لِبَعْضِ وُلْدِهِ:
یٰا بُنَیَّ! إِیّٰاکَ أَنْ یَرٰاکَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ فیٖ مَعْصِیَةٍ نَهٰاکَ عَنْهٰا.
وَ إِیّٰاکَ أَنْ یَفْقِدَکَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ عِنْدَ طٰاعَةٍ أَمَرَکَبِهٰا.
وَ عَلَیْکَ بِالْجِدِّ، وَ لاٰ تُخْرِجَنَّ نَفْسَکَ مِنَ التَّقْصیٖرِ فیٖ عِبٰادَةِ اللّٰهِ؛ فَإِنَّ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ لاٰ یُعْبَدُ حَقَّ عِبٰادَتِةِ.
وَ إِیّٰاکَ وَ الْمُزٰاحَ؛ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ إیٖمٰانِکَ، وَیَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِکَ.
وَ إِیّٰاکَ وَالْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ؛ فَإِنَّهُمٰا یَمْنَعٰانِکَ حَظَّکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَالْآخِرَة.(1)
1) (1) - من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 408، ح 5885. و الحدیث صحیح علی ما قاله المجلسیّ الأوّل رحمه الله (روضة المتّقین، ج 13، ص 194).
حضرت ابوالحسن امام موسی بن جعفر علیه السلام به برخی از فرزندان خود فرمود:
فرزندم! مبادا خدای سبحان، تو را در معصیتی که از آن بازت داشته ببیند؛
و مبادا خدای متعال، تو را نزد طاعتی که به آن فرمانت داده نیابد.
و بر تو باد که کوشا باشی، و حتماً خود را از تقصیر در عبادت خدا بیرون مبین، زیرا خدای سبحان به آنگونه که حق عبادت اوست پرستش نشود.
و از شوخی بر حذر باش که نور ایمانت را میبرد و از جوانمردیت میکاهد.
و از تنبلی و بیتابی بپرهیز که این دو از بهرۀ دنیا و آخرتت بازت میدارند.
صحیفة علیّ بن الحسین علیهما السلام فی الزّهد
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْییٰ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیٖسیٰ، وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرٰاهیٖمَ عَنْ أَبیٖهِ، جَمیٖعاً عَنْ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ مٰالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ، عَنْ أَبیٖ حَمْزَةَ، قٰالَ:
ما سَمِعْتُ بِأَحَدٍ مِنَ النّٰاِس کٰانَ أَزهَدَ مِنْ عِلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، إِلاّٰ مٰا بَلَغَنیٖ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ علیه السلام.
قٰالَ أَبُوحَمْزَةَ: کٰانَ الْإِمٰامُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِذٰا تَکَلَّمَ فِیالزُّهْدِ وَ وَعَظَ، أَبْکیٰ مَنْ بِحَضْرَتِهِ.
قٰالَ أَبُوحَمْزَهَ: وَ قَرَأْتُ صَحیٖفَةً فیٖهٰا کَلاٰمُ زُهْدٍ مِنْ کَلاٰمِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، وَ کَتَبْتُ مٰا فیٖهٰا، ثُمَّ أَتَیْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ صَلَوٰاتُ اللّٰهِ عَلَیْهِ، فَعَرَضْتُ مٰا فیٖهٰا عَلَیْهِ، فَعَرَفَهُ وَصَحَّحَهُ؛ وَ کٰانَ مٰا فیٖها:
ابوحمزة [ثمالی] گوید: نشنیدهام که کسی زاهدتر از علیّ بن الحسین علیه السلام باشد مگر - چنانکه خبرم دادهاند - علیّ بن ابیطالب علیه السلام.
امام علیّ بن الحسین علیه السلام هرگاه پیرامون زهد سخن میگفت و اندرز میداد، هر کس را که در محضرش بود [منقلب کرده] به گریه میانداخت.
ابوحمزه میگوید: نوشتهای را خواندم که در آن، سخنانی دربارۀ زهد از [امام] علیّ بن الحسین علیه السلام بود، همه را نوشتم، سپس نزد امام علیه السلام آمده آن را بر حضرتش عرضه داشتم، امام علیه السلام آن را شناخته تصحیح فرمود؛ و آن سخنان این است:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖمِ
کَفٰانَا اللّٰهُ وَ إِیّٰاکُمْ کَیْدَ الظّٰالِمیٖنَ، وَ بَغْیَ الْحٰاسِدیٖنَ، وَ بَطْشَ الْجَبّٰاریٖنَ.
أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ! لاٰیَفْتِنَنَّکُمُ الطَّوٰاغیٖتُ وَ أتْبٰاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا، الْمٰائِلُونَ إِلَیْهٰا، الْمُفْتَتِنُونَ بِهٰا، الْمُقْبِلُونَ عَلَیْهٰا وَ عَلیٰ حُطٰامِهَا الهٰامِدِ، وَ هَشیٖمِهَا البٰائِدِغَداً.
وَ احْذَرُوا مٰا حَذَّرَکُمُ اللّٰهُ مِنْهٰا، وَازْهَدُوا فیٖمٰا زَهَّدَکُمُ اللّٰهُ فیٖهِ مِنْهٰا.
وَ لاٰ تَرْکَنُوا إِلیٰ مٰا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا، رُکُونَ مَنِ اتَّخَذَهٰا دٰارَ قَرٰارٍ وَ مَنْزِلَ اسْتیٖطٰانٍ.
وَ اللّٰهِ إِنَّ لَکُمْ مِمّٰا فیٖهٰا، عَلَیْهٰا [لَ] - دَلیٖلاً وَ تَنْبیٖهاً؛ مِنْ تَصْریٖفِ أَیّٰامِهٰا، و تَغَیُّرِ انْقِلاْبِهٰا، وَ مَثُلاٰتِهٰا، وَتَلاٰعُبِهٰا بِأَهْلِهٰا.
إِنَّهٰا لَتَرْفَعُ الْخَمیٖلَ، وَ تَضَعُ الشَّریٖفَ، وَ تُورِدُ أَقْوٰاماً إِلَی النّٰارِ غَداً؛ فَفیٖ هٰذا مُعْتَبَرٌ وَ مُخْتَبَرٌ وَ زٰاجُرٌ لِمُنْتَبِهٍ.
بنام خداوند بخشندۀ مهربان
خدا ما و شما را از مکر ستمگران، و ستم حسدورزان، و یورش ناگهانی جبّاران نگهدارد.
ای مؤمنان! طاغوتها و پیروانشان - که از راغبان و هوسورزان و شیفتگان به دنیایند، و بر حُطامِ کهنه [و پوسیده]، و خشکیدههای در شُرُفِ نابودیِ آن، روآوردهاند - شما را گمراه نسازند.
از آنچه خدا شما را از آن بیم داده بر حذر باشید، و از آنچه شما را از آن بازداشته روی بگردانید.
و به آنچه در این دنیاست - بسان کسی که آن را سرای پایدار، و خانۀ اقامت و زندگی گرفته است - اعتماد نکنید.
به خدا سوگند از آنچه در دنیاست - از گردش ایّام، و تنوّع دگرگونیها، و حوادث تلخ دورانهای گذشته، و بازیگریش با اهل خود - دلیل و هشداردِه [کافی]، بر [ناپایداری و بیوفایی] آن برای شما وجود دارد.
این دنیاست که گمنامها را بالا میبرد و شریفها [ی پرآوازه] را پایین میآورد، و فردا [ی بازپسین] گروههایی را درآتشمیافکند.
پس در این [دگرگونیها] است که جای عبرت آموزی و تجربهیابی، و [نیز] بازدارندهای برای [هر] هوشمند است.
إِنَّ الْأُمُورَ الْوٰارِدَةَ عَلَیْکُمْ فیٖ کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ، مِن مُظْلِمٰاتِ الْفِتَنِ وَ حَوٰادِثِ الْبِدَعِ و سُنَنِ الْجَوْرِ وَ بَوٰائِقِ الزَّمٰانِ وَ هَیْبَةِ السُّلْطٰانِ وَ وَسْوَسَةِ الشَّیْطٰانِ، لَتُثَبِّطُ الْقُلُوبَ عَنْ تَنَبُّهِهٰا، وَ تَذْهَلُهٰا عَن مَوْجُودِ الْهُدٰی وَمَعْرِفَةِ أَهْلِ الْحَقِّ، إِلاّٰ قَلیٖلاً مِمَّنْ عَصَمَ اللّٰهُ.
فَلَیْسَ یَعْرِفُ تَصَرُّفَ أَیّٰاِمٰها وَ تَقَلُّبَ حٰالاٰتِهٰا وَعٰاقِبَةَ ضَرَرِ فِتْنَتِهٰا، إِلاّٰ مَنْ عَصَمَ اللّٰهُ وَ نَهَجَ سَبیٖلَ الرُّشْدِ وَ سَلَکَ طَریٖقَ الْقَصْدِ ثُمَّ اسْتَعٰانَ عَلیٰ ذٰلِکَ بِالزُّهْدِ، فَکَرَّرَ الْفِکْرَ وَ اتَّعَظَ بِالصَّبْرِ؛ فَازْدَجَرَ وَ زَهِدَ فیٖ عٰاجِلِ بَهْجَةِ الدُّنْیٰا، وَ تَجٰافیٰ عَنْ لَذّٰاتِهٰا، وَ رَغِبَ فیٖ دٰائِمِ نَعیٖمِ الْآخِرَةِ وَ سَعیٰ لَهٰا سَعْیَهٰا، وَ رٰاقَبَ الْمَوْتَ، وَشَنَأَ الْحَیٰاةَ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمیٖنَ.
نَظَرَ إِلیٰ مٰا فِی الدُّنْیٰا بِعَیْنٍ نَیِّرَةٍ حَدیٖدَةِ الْبَصَرِ، وَأَبْصَرَ حَوٰادِثَ الْفِتَنِ، وَ ضَلاٰلَ الْبِدَعِ، وَ جَوْرَ الْمُلُوکِ الظَّلَمَةِ.
همانا اموری که در هر شبانهروز بر شما رو میآورند - از تاریکیهای فتنهها، حوادث [ناشی از] بدعتها، آیینهای جور، آفتهای روزگار، هراس از پادشاه و وسوسۀ شیطان - دلها را از تنبّه [و بیداری] باز میدارند، و قلوب را از هدایت واقعی و شناخت اهل حق، به فراموشی میافکنند مگر تعداد کمی را که خدا مصونشان داشته است.
پس دگرگونی ایّام، و زیر و رو شدن حالات، و سرانجام زیانبار فتنۀ دنیا را کسی نشناسد مگر آن که خدا نگاهش بدارد، و راه رشد [و هدایت] را بپیماید، و راه میانه [و معتدل] را برود، سپس با [زهد در دنیا] بر آن کمک بجوید، و اندیشیدن را پیدرپی کند، و با صبر کردن [در سختیها و مشکلات راه،] پند گیرد، پس [خود را از هوی و هوس] باز دارد، و به شادمانی گذرایِ دنیا دل نبندد، و از لذات [فنا پذیر] آن کناره گیرد، و شیفتۀ نعمتهای ابدی آخرت باشد و سعی [و تلاشِ عملیِ] ویژۀ آن را انجام دهد، و نگران [لحظۀ] مرگ [و پس از مرگ] باشد، و زندگی با ستمگران را از دل، نفرت بورزد.
به آنچه در دنیاست با چشم روشن تیزبین نظر کند، و رویدادهای [برخاسته از] فتنهها، و گمراهی [ناشی از] بدعتها، و ستم پادشاهان ستمگر را ببیند [و بشناسد].
فَلَقَدْ - لَعَمْریٖ - اسْتَدْبَرْتُمُ الْأُمُورَ الْمٰاضِیَةَ فِی الْأَیّٰامِ الْخٰالِیَةِ، مِنَ الْفِتَنِ الْمُتَرٰاکِمَةِ، وَ الْاِنْهِمٰاکِ فیٖمٰا تَسْتَدِلُّونَ بِهِ عَلیٰ تَجَنُّبِ الْغُوٰاةِ، وَ أَهْلِ الْبِدَعِ وَ الْبَغْیِ وَ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ بَغَیْرِ الْحَقِّ؛
فَاسْتَعیٖنُوا بِاللّٰهِ، وَارْجِعُو إِلیٰ طٰاعَةِ اللّٰهِ وَ طٰاعَةِ مَنْ هُوَ أَوْلیٰ بِالطّٰاعَةِ مِمَّنْ اتُّبِعَ فَأُطیٖعَ.
فَالْحَذَرَ! الْحَذَرَ! مِنْ قَبْلِ النَّدٰامَةِ وَ الْحَسْرَةِ، وَالْقُدُومِ عَلَی اللّٰهِ وَالْوُقُوفِ بَیْنَ یَدَیْهِ.
وَ تَاللّٰهِ، مٰا صَدَرَ قَوْمٌ قَطُّ عَنْ مَعْصِیَةِ اللّٰهِ إِلاّٰ إِلیٰ عَذٰابِهِ.
وَ مٰا آثَرَ قَوْمٌ قَطُّ الدُّنْیٰا عَلَی الْآخِرَةِ إِلاّٰ سٰاءَ مُنْقَلَبُهُمْ وَسٰاءَ مَصَیٖرُهُمْ.
وَ مَا الْعِلْمُ بِاللّٰهِ وَ الْعَمَلُ، إِلاّٰ إِلْفٰانِ مُؤْتَلِفٰانِ؛ فَمَنْ عَرَفَ اللّٰهَ خٰافَهُ، وَ حَثَّهُ الْخَوْفُ عَلَی الْعَمَلِ بِطٰاعَةِ اللّٰهِ.
وَ إِنَّ أَرْبٰابَ الْعِلْمِ وَ أَتْبٰاعَهُمُ، الَّذیٖنَ عَرَفُوا اللّٰهَ فَعَمِلُوا لَهُ وَ رَغِبُوا إِلَیْهِ؛ وَ قَدْ قٰالَ اللّٰهُ:
به جانم سوگند سرانجام [تلخ] کارهای انجام گرفته در روزگاران گذشته را - از فتنههای انباشته، و فرو رفتن در آن [زشتیها و ستمها] که با آن، بر فاصله گرفتن از گمراهان و بدعتگذاران و ستمگران و به ناحقّ فسادگرانِ در زمین، دلیل [کافی] دارید - دیدید [و پشت سر نهادید]؛
پس اینک از خدا کمک بخواهید، و به فرمان او و فرمان کسی که به پیروی شدن شایستهتر از این [بنا حق] پیروی شدگان و اطاعت شدهگان است، باز گردید.
هشدار! هشدار! [که]: پیش از [روز] پشیمانی و حسرت، و [روز] ورود بر خدا و ایستادن در پیشگاه حضرتش [از خواب گران برخیزند و توبه کنید].
به خدا سوگند هرگز مردمی از کنار معصیت خدا جز به عذابش برنگشتند. و هرگز مردمی دنیا را بر آخرت برتری ندادند مگر آنکه بازگشتگاه و سرانجامشان بد [و ناهنجار] شد.
و خداشناسی و عمل، جز دو دوست هماهنگ نیستند، پس هر کس خدا را بشناسد از او میترسد، و این ترس، او را بر عملِ به فرمانِ خدا بر میانگیزد.
و حقّٰا که صاحبان علم و پیروانشان، کسانیند که خدا را شناختند، و برای او عمل کردند، و به زاری از او [نیاز و نجات] خواستند که خدا فرمود:
«إِنَّمٰا یَخْشَی اللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ الْعُلَمٰاءُ»(1).
فَلاٰ تَلْتَمِسُوا شَیْئاً مِمّٰا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا بِمَعْصِیَةِ اللّٰهِ، وَاشْتَغِلُوا فیٖ هٰذِهِ الدُّنْیٰا بِطٰاعَةِ اللّٰهِ، وَ اغْتَنِمُوا أَیّٰامَهٰا، وَاسْعَوْا لِمٰا فیٖهِ نَجٰاتُکُمْ غَداً مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ؛ فَإِنَّ ذٰلِکَ أَقَلُّ لِلتَّبِعَةِ، وَ أَدْنیٰ مِنَ الْعُذْرِ، وَ أَرْجیٰ لِلنَّجٰاةِ.
فَقَدِّمُوا أَمْرَ اللّٰهِ وَ طٰاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللّٰهُ طٰاعَتَهُ بَیْنَ یَدَیِ الْأُمُورِ کُلِّهٰا.
وَ لاٰ تُقَدِّمُوا الْأُمُورَ الْوٰارِدَةَ عَلَیْکُمْ، مِنْ طٰاعَةِ الطَّوٰاغیٖتِ مِنْ زَهْرَةِ الدُّنْیٰا، بَیْنَ یَدَیِ اللّٰهِ وَ طٰاعَتِهِ وَطٰاعَةِ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.
وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ عَبیٖدُ اللّٰهِ، وَ نَحْنُ مَعَکُمْ؛ یَحْکُمُ عَلَیْنٰا وَ عَلَیْکُمْ سَیِّدٌ حٰاکِمٌ غداً، وَ هُوَ مُوقِفُکُمْ وَ مُسٰائِلُکُمْ؛ فَأَعِدُّوا الْجَوٰابَ قَبْلَ الْوُقُوفِ وَ الْمُسٰائَلَةِ وَالْعَرْضِ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمیٖنَ؛ یَوْمَئِذٍ لاٰ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ.
1) (1) - سورة فاطر: 28.
«از بندگان خدا تنها عالمانند که از او میترسند».
پس چیزی از آنچه را که در این دنیاست با معصیت خدا نجویید، و در این دنیا به اطاعت خدا رو آورید، و روزهای آن را غنیمت بشمرید، و برای آنچه که فردا نجاتتان از عذاب خدا در آن است بکوشید، زیرا این پیامدش کمتر، و به عذر [پذیری] نزدیکتر، و برای نجات [و رستگاری] امیدبخشتر است.
در پیشاپیش همۀ کارهای خود، امر خدا و پیروی از کسی را که خدا واجب فرموده است، مقدّم بدارید.
و اموری را که بر شما روآوردهاند - از [قبیل] پیروی طاغوتها از شادابی و فریبایی دنیا بر خدا و طاعت او و طاعت اولوالأمر، مقدّم ندارید.
و بدانید که شما بندگان خدایید، و ما [نیز] با شماییم، فردا [یبازپسین] بر ما و شما، سروری فرمانروا حکم میراند، و اوست که [در موقف حساب] باز دارنده و پرسشگر شماست، پس پیش از بازداشت و پرسش و حضور در محضر پروردگار عالمیان، پاسخ [های خود] را آماده کنید، در آن روز کسی جز با اذن او سخن نگوید.
وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ لاٰیُصَدِّقُ یَوْمَئِذٍ کٰاذِباً، وَلاٰیُکَذِّبُ صٰادِقاً، وَ لاٰیَرُدُّ عُذْرَ مُسْتَحِقٍّ، وَ لاٰیَعْذِرُ غَیْرَ مَعْذُورٍ؛ لَهُ الْحُجَّةُ عَلیٰ خَلْقِهِ بِالرُّسُلِ، وَالْأَوْصِیٰاءِ بَعْدَ الرُّسُلِ.
فَاتَّقُوا اللّٰهَ، عِبٰادَ اللّٰهِ! وَ اسْتَقْبِلُوا فیٖ إِصْلاٰحِ أَنْفُسِکُمْ، وَ طٰاعَةِ اللّٰهِ، وَ طٰاعَةِ مَنْ تَوَلَّوْنَهُ فیٖهٰا.
لَعَلَّ نٰادِماً قَدْ نَدِمَ فیٖمٰا فَرَّطَ بِالْأَمْسِ فیٖ جَنْبِ اللّٰهِ، وَ ضَیَّعَ من حُقُوقِ اللّٰهِ.
وَاسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ وَ تُوبُوا الَیْهِ؛ فَإِنَّهُ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ، وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَةِ، وَیَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ.
وَإِیّٰاکُمْ وَ صُحْبَةَ الْعٰاصیٖنَ، وَ مَعُونَةَ الظّٰالِمیٖنَ، وَمُجٰاوَرَةَ الْفٰاسِقیٖنَ. احْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَبٰاعَدُوا مِنْ سٰاحَتِهِمْ.
وَاعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ خٰالَفَ أَوْلِیٰاءَ اللّٰهِ، وَ دٰان بِغَیْرِ دیٖنِ اللّٰهِ، وَاسْتَبَدَّ بِأَمْرِهِ دُونَ أَمْرِ وَلِیِّ اللّٰهِ، کٰانَ فیٖ
و بدانید که در آن روز، خدا هیچ دروغگویی را تصدیق، و هیچ راستگویی را تکذیب نمیکند، و عذر هیچ شایستهای را رد نمیکند، و عذر هیچ [ناشایست و] غیر معذوری را نمیپذیرد، این اوست که به وسیلۀ پیامبران و اوصیای پیامبران، بر بندگان خود حجّت دارد.
پس ای بندگان خدا! از خدا بترسید و بر اصلاح خودتان، و [نیز بر] اطاعت خدا و [بر] فرمانبری از کسی که در پیروی از خدا او را ولیّ خود گرفتهاید، روآورید.
باشد که نادِمی، نسبت به آنچه در حضور خدا کوتاهی ورزیده، و از حقوق او تباه ساخته است، سخت پشیمان باشد.
و از خدا آمرزش بخواهید، و به سوی او توبه کنید که او توبه را میپذیرد، و از بدیها میگذرد، و آنچه را انجام میدهید میداند.
و مباد شما را، همراهی گنهکاران، و یاری ستمگران، و همنشینی فاسقان. از فتنۀ ایشان بپرهیزید، و از سمت و سوی آنان دوری بجویید.
و بدانید که هر کس با أولیای خدا مخالفت ورزد، و به غیر از دین خدا آیینی گزیند، و به امر خود - نه امر ولیّ خدا - پایبند
نٰارٍ تَلْتَهِبُ؛ تَأْکُلُ أَبْدٰاناً قَدْ غٰابَتْ عَنْهٰا أَرْوٰاحُهٰا، وَ غَلَبَتْ عَلَیْهٰا شِقْوَتُهٰا؛ فَهُمْ مَوْتیٰ، لاٰ یَجِدُونَ حَرَّ النّٰارِ؛ وَ لَوْ کٰانُوا أَحْیٰاءً لَوَجَدُوا مَضَضَ حَرِّ النّٰارِ.
وَاعْتَبِروا، یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ! وَاحْمَدُوا اللّٰهَ عَلیٰ مٰاهَدٰاکُمْ.
وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ لاٰ تَخْرُجُونَ مِنْ قُدْرَةِ اللّٰهِ إِلیٰ غَیْرِ قُدْرَتِهِ، وَ سَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُحْشَرُون؛ فَانْتَفِعُوا بِالْعِظَةِ، وَ تَأَدَّبُوا بِآدٰابِ الصّٰالِحیٖنَ. (1)
1) (1) - الکافی، ج 8، ص 14، ح 2. والحدیث صحیح. کذا قال المجلسیّ رحمه الله (مرآة العقول، ج 25، ص 29).
باشد، در آتشی است که زبانه میکشد، آتشی که بدنهایی را میخورد که [گویا] روحهایشان از ایشان غایبند، و شقاوتشان بر ایشان چیره است، پس آنان [در حقیقت] مردههایند که حرارت آتش را نمیفهمند، و چنانچه زنده بودند، درد و رنج حرارت آتش را احساس میکردند.
ای صاحبان بصیرت! عبرت گیرید، و خدا را بر آنچه هدایتتان فرموده سپاس گویید.
و بدانید که شما از [قلمرو] قدرت خدا به غیر آن، بیرون نمیروید، و به زودی خدا و پیامبرش عمل شما را خواهند دید، سپس به سوی خدا محشور میشوید، پس از اندرزها سود جویید و از آداب صالحان، ادب آموزید.
1 - قرآن کریم
2 - الاعتقادات، شیخ صدوق رحمه الله / مطبعه علمیه، قم.
3 - الأمالی شیخ صدوق رحمه الله / مؤسسة البعثه، قم.
4 - کتاب البیع، امام خمینی قدس سره / مطبعة مهر، قم.
5 - التّوحید، شیخ صدوق رحمه الله / مکتبة الصّدوق، تهران.
6 - تهذیبالاحکام، شیخ طوسی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیة، تهران.
7 - ثواب الاعمال، شیخ صدوق رحمه الله / مکتبة الصدوق، تهران.
8 - کتاب الخصال، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرسین.
9 - روضة المتّقین، مولی محمد تقی مجلسی / بنیاد فرهنگ اسلامی، تهران.
10 - علل الشّرایع، شیخ صدوق رحمه الله / المطبعة الحیدریة، نجف.
11 - عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق رحمه الله / المطبعة الحیدریة نجف.
12 - مجمع البحرین، طریحی رحمه الله / دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
13 - الکافی، ثقةالاسلام کلینی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیة، تهران.
14 - مرآة العقول، علّامه محمّد باقر مجلسی رحمه الله / دارالکتب الاسلامیه، تهران.
15 - معانی الاخبار، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرّسین، قم.
16 - ملاذ الاخیار، علامه محمد باقر مجلسی رحمه الله / مکتبة آیةالله العظمیمرعشی، قم.
17 - من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق رحمه الله / انتشارات جامعه مدرّسین، قم.