ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : آرامش بهشتی در پرتو اصلاح الگوی مصرف/مولف موسسه امام هادی (ع).
مشخصات نشر : قم: موسسه پیام امام هادی(ع)، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری : ۳۴۸ ص.
شابک : ۴۸۰۰۰ ریال: 964-8837-29-5
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : ص.ع. به انگلیسی: Paradise tranquility ...
یادداشت : کتابنامه: ص. [۳۳۳] - ۳۳۸؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : مصرف -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : صرفهجویی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده : موسسه امام هادی (ع)
رده بندی کنگره : BP۲۵۰/۳۵/آ۳۷ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳۲
شماره کتابشناسی ملی : ۲۱۱۸۱۱۹
»» سخن مؤسّسه:
بسم الله الرحمن الرحیم
نعمتهای روی زمین با همه گستردگی، محدود و در عین حال برای استفاده همگان و همه نسلها است از این رو بهرهوری نا مناسب و به هدر دادن منابع، کاری است نا معقول و از نظر دینی نا مشروع.
متأسفانه در عصر حاضر مسئله دُرست مصرف کردن و استفاده بهینه از امکانات به فراموشی سپرده شده و اسراف و ریخت و پاش در همۀ زمینهها به فرهنگ رایج تبدیل گردیده است که البته با فرهنگ ملّی و اسلامی، نا سازگار است از این رو رهبر معظّم انقلاب احساس خطر کرده و سال 1388 را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف معرفی نمودند؛ که آغازی باشد برای زدودن فرهنگ وارداتیِ اسراف و همچنین فرهنگ سازی در زمینه مصرف صحیح و شایسته.
مؤسّسه تحقیقاتی امام هادی علیه السلام نیز برای خود وظیفه دانست که در حدّ توان در این فرهنگ سازی سهیم باشد و روش اسلامی مصرف را که همان حدّ تعادل و میانه روی است با استفاده از آیات نورانی و سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام مطرح نماید، بدین امید که همگان، از مسئولان دولتی و نهادهای مختلف و رسانهها گرفته تا افراد و خانوادهها در این زمینه احساس مسئولیت نموده و برای تغییر فرهنگ نابهنجار مصرف غیر صحیح و ناشایست به فرهنگ صحیح و الگوی دُرست مصرف، اقدام جدّی به عمل آورند، و با آگاهی و به کارگیری معارفی که در این مجموعه فراهم آمده است، در پرتو اصلاح الگوی مصرف به آرامش بهشتی دست یابند إن شاء اللّٰه.
مؤسّسه امام هادی علیه السلام
خداوند انسان را آفریده و مجموعهای از غرائز و تمایلات را در او قرار داده است که استفاده و بکارگیری درست از هر کدام، در جای مناسب خود میتواند او را به کمال مطلوب برساند، لکن افراط و تفریط نسبت به بهرهمندی هر یک از تواناییهای موجود میتواند او را به سمت و سوی هلاکت و سقوط پیش ببرد، از این رو دین اسلام اعتدال و میانه روی را یکی از برترین فضیلتهای اخلاقی برشمرده و افراط و تفریط را رذیلت اخلاقی، بر میشمرد، از مزایای مکتب اسلام این است که تمام دستورات و مقررات آن معتدل قرار داده شده است، لذا جامعهی اسلامی میتواند با عمل کردن به این دستورات و پیاده کردن آنها در زندگی خود به عنوان یک جامعهی الگو و نمونه برای دیگران مطرح گردد.
قرآن کریم امت اسلامی را امت وسط معرفی کرده است. وَکَذَ ٰلِکَ جَعَلْنَٰکُمْ أُمَّةً وَسَطًا... (1)زندگی یک بُعدی مورد پسند اسلام نمیباشد، نه همچون یهود که توجه کامل و پرداختن به مادیات و جمع آوری مال و رو آوردن به دنیا را سفارش میکند، ونه همچون راهبان مسیحی رو آوردن به مسائل معنوی و روحی و پرهیز از مادیات را میپذیرد، آن چه مورد تاکید دین اسلام و رهبران آن بوده و هست در پیش گرفتن راه اعتدال در تمامی شؤونات زندگی است.
و مسلمان واقعی کسی است که در عین دنیا داری مواظب آخرت باشد و در عین داشتن ایمان برای گذران زندگی از نعمتهای دنیوی که خداوند برای انسانها فراهم ساخته نیز به صورت شایسته و مطلوب بهرهمند گردد و استفادهی نیکو از آنها ببرد؛ در عین اجتماعی بودن از جنبههای معنوی نیز غافل نگردد و آن دو را مکمّل یکدیگر قرار دهد.
1) (1)) - بقره: 143..
اهدافی که اسلام برای زندگی فردی و اجتماعی بشر ترسیم نموده است بدون اقتصاد سالم قابل تأمین نیست افراط در مسائل اقتصادی موجب میشود که به بعد روحی و معنوی افراد و پیوند محکم میان آنان آسیب برسد و جامعه طبقاتی گردد عدهای فقیر و تهیدست و عدهای مرفّه و بالا دست که این وضعیت مطلوب اسلام نیست.
تنها راه، ایجاد تعادل آنهم با عمل کردن به روش و سنت اولیای الهی و دستورات دین مقدس اسلام است. امام باقر علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود: هر کس رغبت و نشاطش به عبادت طبق سنّت من باشد هدایت شده است و اگر مخالف سنت من باشد گمراه شده است و عملش تباه خواهد شد، ای مردم بدانید من نماز میخوانم و میخوابم و روزه میگیرم و افطار میکنم و گریه میکنم و میخندم پس هر کس از راه و روش من روی بگرداند از من نیست (1).
حتّی انفاق که یکی از خصلتهای پسندیده است اگر به حدّ افراط برسد مورد پذیرش اسلام نیست خداوند خطاب به پیامبرش فرمود: وَ لَاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ... (2)فرهنگ دین ما حالت افراط در هزینه کردن را اسراف مینامد که قرآن کریم بندگان خالص را کسانی میداند که در انفاق اسراف نمیکنند وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُوالَمْ یُسْرِفُواْ (3)
دین اسلام در عین حالی که دنیاطلبی و تجمّل گرایی و زیاده خواهی را مذمت و نکوهش کرده است فقر و ناداری را نیز نکوهش نموده است چون فقر و ناداری سبب میشود که جامعه از حالت تعادل خارج گردد و ملّت فقیر و نیازمند از نظر فرهنگی و دینی دچار آسیب شود به طوری که انسان فقیر و محتاج که دست نیاز به سوی بیگانه دراز کند فرد خوار و ذلیل و یا برده دیگران محسوب میشود چون نیازمندی با وابستگی ملازم است وکرامت انسان
مخدوش میشود لذا هر فرد یا اجتماعی که در مسائل اقتصادی یک جانبه دستش به سوی دیگران دراز باشد اسیر و برده آنها خواهد بود که علی علیه السلام فرمود: ... إحتج إلی من شئت وکن أسیره (1).
دین اسلام افزون بر نکوهش فقر به عوامل آن نیز توجّه نموده است که یکی از عوامل آن را تن به کار ندادن میداند کسی که برای تأمین زندگی تلاش نکند و کار نکند فقیر خواهد بود و این بدترین حالت از دیدگاه اسلام برای یک مسلمان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ملعون من ألقی کلّه علی الناس (2)از رحمت خداوند دور است کسی که سربار مردم باشد. امام هشتم علیه السلام فرمود: إنّ اللّٰه عزّوجلّ ببغض العبد النوّام الفارغ (3)به راستی خداوند عزّوجلّ بندهی پر خواب بی کار را دشمن میدارد.
خداوند متعال منابع طبیعی را آفرید و در اختیار انسان قرار داد تا با بهره مندی دُرست از آنها زندگی مناسب و بهتر برای خودشان فراهم سازد. اسلام کار و فعالیت را موجب رشد قدرت روحی و جسمی انسان میداند و متقابلاً بیکاری را سبب هرز رفتن نیروی بشر میداند.
امام علی علیه السلام فرمود: من یعمل یزداد قوة (4)هر کس کار کند توانش افزایش مییابد.
افزون بر این، کار و تلاش در بوجود آمدن نشاط روحی نقش قابل توجّهی دارد و مانع فساد، خلاف و کارهای زشت و ناپسند میگردد.
باین نکته مهم نیز باید توجه داشت تنها انسانهای نیازمند نیستند که باید کار و تلاش کنند بلکه همه باید کار و تلاش را وجهی همّت خود قرار دهند.
امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که به دلیل بی نیازی کار را کنار گذاشته بود فرمود: هیچ گاه کار را رها مکن زیرا ترک تجارت و فعالیت، عقل را از بین میبرد بلکه باز تلاش کن تا رفاه خانواده ات را بهتر کنی (5).
اسلام برای کار و تلاش هدفمند آنچنان ارزش قائل شده است که ثواب آن را برابر جهاد در راه خدا میداند امام صادق علیه السلام فرمود: الکادّ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل اللّٰه (6)آنکه برای تأمین نیازمندیهای خانواده خود تلاش کند همچون پیکارگر در راه خدا است.
عامل دوم فقر و ناداری در جامعه، زیاده خواهی و سوء استفاده عدّهای از مردم است. امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: فما جاع فقیر إلّابما متّع به غنیّ (1)هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به کامیابی توانگرن.
و سومین عامل فقر، اسراف و زیاده روی و یا ریخت و پاش در هزینه و مصرف زندگی است . باید از هدر دادن و هدر رفتن نعمتهای الهی پرهیز کرد و مصرف و هزینه زندگی باید بر اساس شأن افراد و شرائط زمان و مکان تنظیم گردد، ائمهی معصومین علیهم السلام اسراف را یکی از اسباب فقر شمردهاند. إن السرف یورث الفقر (2)اسراف و زیاده روی فقر را بدنبال میآورد.
بنابراین نه ژنده پوشی و دوری از لذتهای دنیا مورد تأیید است و نه اندیشه استفاده و بهرمندی بی حدّ و حصر از مطامع دنیوی مورد پذیرش اسلام میباشد آن چه مورد توجّه امامان علیهم السلام میباشد بهرهمندی درست از نعمتهای الهی متناسب با شرائط زمانه در تمامی جوانب زندگی چه در لباس و پوشش باشد یا در خوراک و یا خانه... امامان معصوم علیهم السلام نیز سیره و روش زندگیشان این گونه بوده است. و در اعتراض کسانی که به امام صادق و امام باقر علیهما السلام خرده میگرفتند که چرا زندگی شما با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام تفاوت دارد میفرمودند شرائط زندگی عمومی مردم آن زمان با عصر و دوران ما تفاوت دارد، در آن زمان وضع عمومی مردم خوب نبود. اکنون بهتر شده است و اکنون آن چنان زیستن موجب میشود انسان انگشت نما شود که این خود مذموم است.
البته امام باقر و امام صادق علیهما السلام آن چه را که استفاده میکردند از دسترنج و تلاش و کار خود آنان بود و در گرمای شدید آفتاب کار میکردند و هیچ گاه از کار و تلاش دست نمیکشیدند. پس سربارِ دیگران بودن و زندگی صوفیان را در پیش گرفتن و برای توجیه آن به زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله وامیرالمؤمنین علیه السلام تمسّک کردن اندیشه نا صواب و به دور از واقعیت اسلام است چنان که اندیشه اشرافی گری و اسراف و... با تمسّک به برخی از آیات و روایات دور از حقیقت میباشد.
عقل و خرد اقتضا میکند که خردمندان جامعه، مردم را در برابر این بیماری مهلک که بنیانهای جامعه را دچار آسیب جدّی میکند واکسینه کنند و یا حدّ اقلّ
جلو فراگیر شدن آن را بگیرند و راه حل تعادل را که در دین اسلام راههای برون رفت از مشکلات و گرفتاریها است، پیوسته یادآور شوند، راه اعتدال همان توجّه به عدالت در دخل و خرجهای زندگی است، اسلام از طرفی به انفاق تشویق میکند و از سویی از اسراف و تبذیر در همه زمینهها باز میدارد. از یک سو به احسان و بخشش فرا میخواند و از سوی دیگر بخل و شحّ را نکوهش میکند، جود و سخاوت را میستاید، امساک و خودداری را مذمّت میکند، قرض دادن را امر پسندیده میداند، استقراض در غیر امور ضروری را امری نکوهیده میداند، امر به کار و تلاش و تولید مینماید، صرفه جویی را معقول و هزینه بی رویّه و ولخرجی را زشت و ناپسند میداند.
عقل و خرد و نیز سیرهی پیشوایان دین اقتضا میکند که در هر جامعهای سر آغاز مبارزه با فرهنگ ناصواب و اندیشههای ناپاک و انحرافی در تمامی زمینههای اخلاقی، رفتاری، اعتقادی، مادی و معنوی باید از نقطه هرمی آن یعنی نخبگان، حاکمان، دولتمردان، رؤسا و سازمانها و نهادهای اجتماعی که نبض اداره جامعه را در دست دارند شروع شود چون مردم به زندگی آنان مینگرند و از آنان الگو میگیرند. چنانکه رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: صنفان من أمّتی إذا صلحا صلحت أمتی وإذا فسدا فسدت أمّتی. قیل: یا رسول اللّٰه و من هما؟ قال: الفقهاء، والأمراء (1)دو دسته از امت من هر گاه درست شوند، همهی امت من درست میشوند؛ و هر گاه فاسد شوند، امت من همه فاسد میشوند، گفتند: ای رسول خدا، این دو دسته کیانند؟ فرمود: عالمان فرهیخته و حاکمان.
لازم به یادآوری است که روایت مذکور معنایش سلب مسئولیت از دیگر آحاد جامعه نمیباشد بلکه همه احاد وأقشار مردم از جمله خانوادهها که بنیانهای اصلی جامع را تشکیلی میدهند هر کدام به نوبه خود در برابر صلاح و فساد جامعه و مبارزه با الگوهای فاسد از جمله مصرف گرایی مسئولیت خطیر و بزرگی را به عهده دارند لکن حاکمان و نخبگان از آنجایی که الگوی دیگران قرار میگیرند مسئولیتشان حساستر و خواهد بود.
1) (1)) - خصال صدوق: 1 / 37..
خداوند منّان نعمتهای دنیا را برای بهرهگیری بندگانش بویژه اهل ایمان قرار داده است. از این رو دین اسلام رهبانیّتی را که پیروان برخی ادیان در پیش گرفته و خود را از نعمتهای حلال الهی محروم میکردند، نمیپسندد و به استفاده صحیح از مواهب پاکیزه تشویق نموده و رهبانیت را در جهاد، نماز، نماز شب، روزه و مانند آنها میداند.
نظر اسلام دربارهی این مطالب را با بهرهگیری از آیات و روایات در ذیل سه عنوان میآوریم:
1 - قال اللّٰه عزّ و جلّ:
یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُل وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ * قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ 1 - خداوند متعال فرمود: ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به هر مسجدی با خود برگیرید و [ازنعمتهایالهی] بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد. بگو چه کسی زینت الهی را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه و مطبوع را حرام کرده است؟ بگو این نعمتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [هرچند دیگران هم استفاده میکنند] ولی در روز قیامت ویژهی مؤمنان است.
کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَومٍ یَعلَمُونَ * قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللّٰه ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰه ما لا تَعْلَمُونَ (1).
2 - من وصیّة علیّ علیه السلام إلی أهل مصر ومحمّد بن أبیبکر:
... واعلموا یا عباد اللّٰه أنّ المتّقین حازوا عاجل الخیر وآجله، شارکوا أهل الدّنیا فی دنیاهم، ولم یشارکهم أهل الدّنیا فی آخرتهم، أباحهم اللّٰه من الدّنیا ما کفاهم وبه أغناهم، قال اللّٰه عزّ اسمه:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (2).
سکنوا الدّنیا بأفضلما سُکنت، وأکلوها بأفضل ما اکلت، به این گونه، آیات را برای کسانی که آگاهند شرح میدهیم. بگو پروردگار من فقط زشتکاری را چه آشکار و چه پنهان و گناهکاری و تجاوز به ناحق را حرام کرده، و [نیز حرام کرده است] که چیزی را شریک خدا قرار دهید که دلیلی دربارهی آن نازل نکرده است و این که چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت دهید.
2 - از سفارشهای امیرمؤمنان علی علیه السلام به اهل مصر و محمّدبن أبیبکر:...وایبندگان خدا! بدانید پرهیزکاران بهره نیکو را از دنیا و آخرت برگرفتند؛ با اهل دنیا در [بهرهگیری از] دنیا مشارکت داشتند ولی اهل دنیادر[بهرهگیری از] آخرت با آنان مشارکت نداشتند.
خداوند آنچه از دنیا آنان را کفایت میکرد و بینیازشان میساخت برای آنان حلال کرد.
خداوند - که نامش عزّتمند است - میفرماید:
«بگو چه کسی زینت خداوند که برای بندگانش آفریده و رزقهای پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو این نعمتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [هرچند دیگران هم استفاده میکنند] ولی در قیامت ویژهی مؤمنان است. به این گونه، آیات را برای کسانی که آگاهند، شرح میدهیم.»
آنان در بهترین منازل دنیا سکنی گزیدند، و بهترین خوردنیها را خوردند؛
شارکوا أهل الدّنیا فی دنیاهم، فأکلوا معهم من طیِّبٰت ما یأکلون، وشربوا من طیِّبٰت ما یشربون، ولبسوا من أفضل ما یلبسون، وسکنوا من أفضل ما یسکنون، وتزوّجوا من أفضل ما یتزوّجون، ورکبوا من أفضل ما یرکبون، أصابوا لذّة الدّنیا مع أهل الدّنیا وهم غداً جیران اللّٰه، یتمنّون علیه فیعطیهم ما تمنّوه، ولا یردّ لهم دعوة ولا ینقص لهم نصیباً من اللذّة.
فإلی هذایا عباد اللّٰه یشتاق إلیه مَن کان له عقل، ویعمل له بتقوی اللّٰه، ولا حول ولا قوّة إلّاباللّٰه (1).
3 - قال الربیع بن زیاد الحارثی: یا أمیرالمؤمنین! ألا أشکو إلیک عاصم بن زیاد، أخی؟ قال: ما له؟ قال: لبس العباء وترک الملأ وغمّ أهله وحزن ولده.
فقال علیّ: ادعوا لی عاصماً، فلمّا أتاه عبس فی وجهه وقال:
پس با اهل دنیا در دنیای آنان مشارکت جستند و با آنان از خوردنیهای پاکیزه که اهل دنیا میخوردند، خوردند و از نوشیدنیهای پاکیزه نوشیدند و از بهترین لباسها پوشیدند و در بهترین منازلی که اهل دنیا سکونت میکردند ساکن شدند و با بهترین همسرانی که اهل دنیا بر میگزیدند ازدواج کردند و از بهترین مرکبهای اهل دنیا استفاده کردند. لذّت دنیا را با اهل دنیا بردند در حالی که فردا همسایه خداوندند، هرچه بخواهند خداوند به آنان عطا میکند و درخواستی از آنان را رد نمیکند و بهرهی آنان را از لذّتها نمیکاهد.
پس ای بندگان خدا! هر که خردمند است به این [امر] مشتاق است و [از این رو] به تقوای الهی عمل میکند که هیچ حرکت و نیرویی نیست جز بهوسیلهی خدا.
3 - ربیع بن زیاد به أمیرمؤمنان علیه السلام گفت:
آیا از برادرم عاصم شکایت نکنم؟
فرمود: او چه کرده است؟
گفت: عبا[ی عزلت] پوشیده و ترک اجتماع کرده و خانوادهی خود را غمگین و فرزندانش را محزون نموده است.
أمیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: عاصم را نزد من بخوانید. هنگامی که عاصم آمد حضرت چهره درهم کشید و فرمود:
1) (1)) أمالیالمفید: 263 وأمالیالطوسی: 26 ضمنح31، عنهماالبحار: 387/77 ضمن ح11.
ویحک یا عاصم! أ تری اللّٰه أباح لک اللذّات وهو یکره ما أخذت منها! لأنت أهون علی اللّٰه من ذلک! أوَما سمعته یقول: مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (1)ثمّ یقول: یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ (2)، وقال: وَ مِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها (3)أما واللّٰه إنّ ابتذال نِعم اللّٰه بالفعال أحبّ إلیه من ابتذالها بالمقال، وقد سمعتم اللّٰه یقول: وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ (4)، وقوله: مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ (5). إنّ اللّٰه خاطب المؤمنین بما خاطب به المرسلین. فقال:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَٰتِ ما رَزَقْناکُمْ (6)، وقال یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَٰتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً (7)، وای بر تو ای عاصم! آیا میپنداری خداوند لذّتها را برایت جایز کرده است ولی خوش ندارد از آنها بهرهمند شوی؟ تو در پیشگاه خدا کوچکتر از آنی.
آیا نشنیدهای که میفرماید: «دو دریا را در کنار هم قرار داد تا باهم تماس داشته باشند»، آنگاه میفرماید: «تا از آن دو، مروارید و مرجان خارج شوند» و میفرماید:
«و از هر یک [از دریاها] گوشتی تازه میخورید و زیوری از آن استخراج میکنید و میپوشید».
به خدا سوگند در نزد او، استفاده و به کارگیری نعمتها در عمل، بهتر از به کارگیری آن در کلام است، و شنیدهاید که خداوند میفرماید: «و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن». و میفرماید:
«چه کسی زینت الهی که برای بندگانش پدید آورده و رزقهای پاکیزه را حرام کرده است».
خداوند مؤمنان را مخاطب قرار داده به همان سخنی که پیامبران را مخاطب قرار داده است و میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید از رزقهای پاکیزه که روزی شما کردهایم بخورید». و میفرماید:
«ایفرستادگان[خدا] از پاکیزهها[ی ارزاق] بخورید و عمل شایسته به جای آورید»،
وقالرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم لبعض نسائه:
ما لی أراکِ شعثاء مرهاء سلتاء؟ قال عاصم: فلِم اقتصرت یا أمیرالمؤمنین علی لبس الخشِن وأکل الجشِب؟ قال: إنّ اللّٰه تعالی افترض علی أئمّة العدل أن یقدّروا لأنفسهم بالقوام کی لا یتبیّغ (1)بالفقیرفقره.فماقام علیّ علیه السلام حتّی نزع عاصم العباء ولبس ملاءة (2).
4- عن الکاظم علیه السلام قال: اجعلوا لأنفسکم حظّاً من الدّنیا بإعطائها ما تشتهی من الحلال وما لا یثلم المروّة وما لا سَرَف فیه، واستعینوا بذلک علی امور الدین... (3).
5- قال الصادق علیه السلام : لیس منّا مَن ترک دنیاه لآخرته ولا آخرته لدنیاه (4).
و رسول خدا صلی الله علیه و آله به بعضی از همسرانش فرمود:
«چه شده که تو را ژولیدهمو و سرمهنکشیده و خضابنکرده میبینم؟».
عاصم گفت: ای أمیرمؤمنان! پس چرا شما به لباسی خشن و خوراکی ناگوار بسنده کردهاید؟
حضرت فرمود: خداوند متعال بر پیشوایان دادگستر واجب کرده است که به همان اندازهای که آنها را سرپا نگه میدارد، اکتفا کنند تا فقر، فقیران را به هیجان [وطغیان] نکشاند.
پس حضرت علی علیه السلام از جا برنخاست که عاصم عبا[ی عزلت] را کنار گذاشت و لباس مناسب پوشید.
4 - امام کاظم علیه السلام فرمود: برای خود بهرهای از دنیا قرار دهید، بدین گونه که آن حلالی را که دل میخواهد و آنچه را خلاف جوانمردی نیست و آنچه را اسرافی در آن نیست، بر خود روا دارید [از آن استفاده کنید] و از آن برای امور دین کمک بگیرید... .
5 - امام صادق علیه السلام فرمود: از ما نیست هرکس دنیایش را به جهت آخرتش و آخرتش را به جهت دنیایش رها کند.
6- قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و سلم : مَن طلب الدّنیا حلالاً استعفافاً عن المسألة و سعیاً علی أهله وتعطّفاً علی جاره لقی اللّٰه و وجهه کالقمر لیلة البدر.
و مَن طلب الدّنیا مکاثراً بها حلالاً مرائیاً لقی اللّٰه وهو علیه غضبان (1).
7- قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : نِعمَ العون علی تقوی اللّٰه الغنی (2).
8- عن ابن أبییعفور قال:
قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : إنّا لنحبّ الدّنیا، فقال لی: تصنع بها ماذا؟ قال قلت: أتزوّج منها واُنفق علی عیالی وأنیل إخوانی وأتصدّق، قال لی: لیس هذا من الدّنیا، هذا من الآخرة (3).
9 - عن الحسن بن علیّ الوشّاء عنأبیالحسنالرّضا علیه السلام قال: سمعته یقول: کان علیّ بن الحسین علیهما السلام 6 - پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که از راه حلال در پی دنیا برود تا از حاجتخواهی از دیگران بینیاز شود و برای [رفع نیاز] خانوادهاش تلاش کند و به همسایهاش توجّه نماید، خداوند را ملاقات میکند در حالی که صورتش همچون ماه شب چهاردهم است.
و کسی که از راه حلال دنیا را طلب کند تا به آن فخر بفروشد و خودنمایی کند، خداوند را ملاقات میکند در حالی که بر او غضبناک است.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بینیازی و ثروت چه یاریگر خوبی است بر تقوای الهی.
8 - ابن أبییعفور میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
ما [نعمتهای] دنیا را دوست داریم.
حضرت فرمود: با آن چه میکنی؟
عرض کردم: به وسیله آن ازدواج میکنم و برای خانوادهام خرج میکنم و به برادرانم میرسم و صدقه میدهم.
فرمود: این از [امور] دنیا [شمرده نمیشود بلکه] از [امور مربوط به] آخرت است.
9 - از حسن بن علی وشّاء نقل شده است که از امام رضا علیه السلام شنیدم فرمود: امام سجاد علیه السلام
یلبس فی الشتاء الخزّ، والمطرف الخزّ، والقلنسوة الخزّ، فیشتو فیه ویبیع المطرف فی الصیف ویتصدّق بثمنه، ثمّ یقول: مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ (1)(2)10 - عن نوح بن شعیب عن بعض أصحابه عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: سألته عن الرجل الموسر یتّخذ الثیاب الکثیرة الجیاد والطیالسة والقمّص الکثیرة یصون بعضها بعضاً یتجمّل بها، أیکون مسرفاً؟ قال: لا، لأنّ اللّٰه عزّ و جلّ یقول: لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ . (3)(4)11 - عن مسعدة بن صدقة قال:
دخل سفیان الثوریّ علی أبیعبداللّٰه علیه السلام فرأی علیه ثیاب بیض کأنّها غِرقئ (5)البیض، فقال له:
إنّ هذا اللباس لیس من لباسک.
فقالله:اسمعمنّیوعِ ما أقول لک، در زمستان لباس خز میپوشید و عبای خز به دوش و کلاه خز به سر داشت و زمستان را با آن سپری میکرد و در تابستان عبای خز را میفروخت و بهای آن را صدقه میداد و آنگاه [این آیه را قراءت] میفرمود:
«چه کسی زینت خدا که برای بندگانش آفریده و رزقهای پاکیزه را حرام کرده است؟».
10 - نوح بن شعیب از قول یکی از یارانش نقل میکند که گفت: از امام صادق علیه السلام دربارهی مرد ثروتمندی پرسیدم: او لباسهای زیاد و خوب و لبّادهها و پیراهنهای بسیار تهیه میکند که با بعضی از آنها بعضی دیگر را حفظ کند و با آنها خود را بیاراید، آیا او اسرافکار است؟
حضرت فرمود: نه، زیرا خداوند میفرماید: «باید صاحب وسعت از وسعت خود خرج کند».
11 - از مسعدة بن صدقه نقل شده است که روزی سفیان ثوری بر امام صادق علیه السلام وارد شد و دید حضرت لباس سفیدی پوشیده که مانند پوست تخم مرغ سفید است.
به حضرت گفت: این لباس [شایسته] شما نیست.
حضرت فرمود: به من گوش کن و آنچه به تو میگویم به خاطر بسپار
فإنّه خیرٌ لک عاجلاً وآجلاً إن أنت متّ علی السنّة والحقّ ولم تمت علی بدعة؛ اخبرک أنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله کان فی زمان مقفر جدب، فأمّا إذا أقبلت الدّنیا فأحقّ أهلها بها أبرارها لا فجّارها، ومؤمنوها لا منافقوها، ومسلموها لا کفّارها، فما أنکرتَ یا ثوریّ! فواللّٰه إنّنی لمع ما تری ما أتی علیَّ مذ عقلت صباح ولا مساء وللّٰه فی مالی حقّ أمرنی أن أضعه موضعاً إلّاوضعته (1).
که به درد زندگی دنیا و آخرتت میخورد، البته اگر بر سنّت [پیامبر] و [راه] حق بمیری و بر بدعت، از دنیا نروی.
بدان که پیامبر خدا در زمان کمبود و خشکسالی بود؛ اما آنگاه که دنیا روی آوَرَد، سزاروارترین اهل دنیا به [استفاده از امکانات] آن، نیکان آن هستند نه بدکاران آن، و مؤمنان آن هستند نه منافقان آن، و مسلمانان آن هستند نه کافران آن، پس ای ثوری به چه چیزی اعتراض داری؟ سوگند به خدا مرا با این حال که میبینی، از هنگام بلوغ تاکنون صبح و شامی بر من نگذشته است مگر آنکه حقّی را که خدا در مال من قرار داده و فرموده است که آن را در جای خود قرار دهم، ادا کردهام.
1) (1)) الکافی 65/5 ح 1
اینلغتازریشهی رهبة (رَهِبَ یرهَبُ) به معنی خوف و ترس است و اسم فاعلِ آن، راهب به معنی ترسان و خائف است. اما در اصطلاح، راهب به عابدان نصارا گفته میشود و رهبانیت به ترک دنیا و انجام دادن کارهایی در مسیر ترک دنیا گفته میشود که راهبان مسیحی انجام میدادند، مانند گوشهنشینی و رفتن به کوهها و صومعهها و ترک نعمتهای دنیا. این امر در برخی موارد با انداختن زنجیر در گردن و پوشیدن لباس خشن و زبر و بریدن آلت تناسلی و مانندآنها نیز همراه بوده است. چنین رهبانیتی در دین اسلام مورد نکوهش قرار گرفته است. (1)1 - قال اللّٰه سبحانه و تعالی:
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ * ثُمَّ قَفَّیْنا عَلیٰ آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنا فی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ 1 - خداوند متعال فرمود: و همانا نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو، نبوّت و کتاب نهادیم، پس برخی از آنها هدایت یافته و بسیاری از آنان گنهکارند. آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پیدرپی آوردیم، و عیسی پسر مریم را از پی [آنها] فرستادیم و او را انجیل دادیم و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند، رأفت و رحمت نهادیم و ترک دنیایی که از خود ساختند ما آن را برایشان مقرّر نکردیم [و آنها] جز به طلب
1) (1)) (بر گرفته از مجمعالبحرین والمنجد ولغتنامهی دهخدا).
رِضْوانِ اللّٰه فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ (1).
2 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : إنّما بُعثت بالحنیفیّة السّمحة ولم ابعث بالرّهبانیّة البدعة، ألا وإنّ أقواماً ابتدعوا الرّهبانیّة فکُتبت علیهم، فما رعوها حقّ رعایتها، ألا فکلوا اللحم وائتوا النساء وصوموا وأفطروا وصلّوا وناموا، فإنّی بذلک امرت (2).
3 - عن أنس بن مالک قال: إنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم کان یقول: لا تشدّدوا علی أنفسکم فیشدّد علیکم، فإنّ قوماً شدّدوا علی أنفسهم فشدّد اللّٰه علیهم، فتلک بقایاهم فی الصوامع والدیار رَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَٰهَا عَلَیْهِمْ (3). (4)4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ اللّٰه تبارک وتعالی أعطی محمّداً صلی الله علیه و آله شرائع نوح و إبراهیم رضای خدا [این کار را پیش نگرفتند] امّا آن را چنان که در خور رعایت بود رعایت نکردند [و گرفتار بدعت شدند].
پس کسانی از ایشان که ایمان آورده بودند اجرشان را دادیم، و بسیاری از آنها گنهکارند.
2 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا به دین توحیدی آسان مبعوث شدم و به رهبانیّت ابداعی مبعوث نشدم.
آگاه باشید! اقوامی رهبانیّت را ابداع و اختراع کردند، پس برآنان واجب شد؛ امّا آن را چنان که درخور رعایت بود رعایت نکردند، هان! گوشت بخورید و با همسران خود بیامیزید و روزه بگیرید و افطار کنید و نماز بخوانید و بخوابید، که همانا من به اینها امر شدهام.
3 - انس بن مالک میگوید رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: بر خود سخت نگیرید که بر شما سخت گرفته میشود؛ زیرا قومی بر خود سخت گرفتند و خدا هم بر آنان سخت گرفت. این بازماندههای ایشان در صومعهها و دیرها است.
[آنگاه حضرت این آیه را قراءت فرمود:] «رهبانیّتی که آن را ابداع کردند، ما آن را برایشان مقرر نکردیم».
4 - امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی، آیینهای [آسمانی] نوح و ابراهیم
وموسی وعیسی علیهم السلام : التوحید والإخلاص و خلع الأنداد والفطرة الحنیفیّة السمحة، ولا رهبانیة ولا سیاحة، أحلّ فیها الطَّیِّبٰتِ وحرّم فیها الخبائث ووضع عنهم إصرهم والأغلال الّتی کانت علیهم (1).
5 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : لیس فی امّتی رهبانیة ولا سیاحة ولا زمّ (2). (3)6 - عن رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله قال:
لا رهبانیة فی الإسلام، تزوّجوا فإنّی مکاثرٌ بکم الاُمم (4).
7 - عن علیّ - فی قوله تعالی:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فی الْحَیاةِ الدُّنْیا (5).
قال: هم الرهبان الّذین حبسوا أنفسهم فی السواری (6).
و موسی و عیسی علیه السلام را به محمد صلی الله علیه و آله و سلم عطا کرد که عبارتند از:توحید، اخلاص، کنار زدن بتها، و آئین فطری آسان. [در آیین او] رهبانیّت و سیاحت [از مردم کنار کشیدن و جماعات را ترک کردن] نیست.
خداوند در آن، پاکیزهها را حلال و پلیدیها را حرام کرد و تکالیف سنگین و قید و زنجیرهایی را که بر آنان بود برداشت.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در امّت من نه رهبانیّت هست و نه کنارهگیری و عزلت و نه لگام انداختن بینی.
6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: رهبانیّتی در اسلام نیست. ازدواج کنید که من به شما پیروان، در برابر سایر امّتها افتخار میکنم.
7 - امام علی علیه السلام دربارهی فرمودهی خدای متعال که «بگو آیا شما را از کسانی که بیش از همه در کارهاشان زیان کردند خبر دهیم؟ آنهایی که تلاششان در زندگی دنیا گم [و نابود] شده». فرمود:
آنان رهبانانی هستند که خود را در صومعهها محبوس ساختهاند.
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
جاءت امرأة عثمان بن مظعون إلیالنبیّ صلی الله علیه و آله فقالت: یا رسولاللّٰه! إنّ عثمان یصوم النهار ویقوم اللّیل،فخرج رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله مغضباً یحمل نعلیه حتّی جاء إلی عثمان فوجده یصلّی، فانصرف عثمان حین رأی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله فقال له:
یا عثمان! لم یرسلنی اللّٰه تعالی بالرهبانیّة، ولکن بعثنی بالحنیفیّة السهلة السمحة، أصوم واُصلّی وألمس أهلی، فمَن أحبّ فطرتی فلیستنّ بسنّتی، ومن سنّتی النکاح (1).
8 - امام صادق علیه السلام فرمود: همسر عثمان بن مظعون نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد ای رسول خدا! عثمان روز را روزه میگیرد و شب را به عبادت میپردازد.
پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که ناراحت بود و کفش خود را به دست داشت بیرون شد تا نزد عثمان آمد و دید نماز میخواند.
عثمان چون پیامبر صلی الله علیه و آله را دید دست کشید.
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: عثمان! خداوند متعال مرا برای رهبانیّت نفرستاد، بلکه به آیین توحیدی سهل و آسان برانگیخت؛ روزه میگیرم و نماز میخوانم و با همسرانم آمیزش میکنم. پس هرکه آیین فطری مرا دوست دارد باید به سنّت من عمل کند، و از جمله سنّت من آمیزش با همسر است.
1) (1)) الکافی: 494/5 ح1.
1 - عن ابن مسعود قال: کنت ردیف رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم علی حمار، فقال: یا بن امّ عبد! هل تدری من أین أحدثَت بنو إسرائیل الرهبانیّة؟ فقلت: اللّٰه ورسوله أعلم. فقال: ظهرت علیهم الجبابرة بعد عیسی یعملون بمعاصی اللّٰه، فغضب أهل الإیمان فقاتلوهم، فهُزم أهل الإیمان ثلاث مرّات، فلم یبق منهم إلّاالقلیل، فقالوا «إن ظهرنا لهؤلاء أفنونا ولمیبق للدّین أحدٌ یدعو إلیه، فتعالوا نتفرّق فی الأرض إلی أن یبعث اللّٰه النبیّ الّذی وعدَنا به عیسی علیه السلام - یعنون محمّداً صلی الله علیه و آله و سلم - » فتفرّقوا فی غیران الجبال وأحدثوا رهبانیّة، فمنهم مَن تمسّک بدینه ومنهم مَن کفر. ثمّ تلا هذه الآیة:
1 - ابن مسعود میگوید: پشت سر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر درازگوشی سوار بودیم.
حضرتفرمود:ای پسر امّ عبد! آیا میدانی بنیاسرائیل چگونه رهبانیّت را پدید آوردند؟ عرض کردم: خدا و پیامبرش داناترند.
فرمود: پس از عیسی علیه السلام ستمگران برآنان مسلّط شدند و مرتکب گناهان میشدند. اهل ایمان به خشم آمدند و با آنان به پیکار پرداختند و سه بار شکست خوردند و از آنان جز اندکی باقی نماند. پس گفتند «اگر برای اینان آشکار شویم ما را نابود میکنند و کسی باقی نمیماند که [مردم را] به سوی دین فرا خواند؛ بیایید در زمین پراکنده شویم تا خدا پیامبری را که عیسی علیه السلام به ما وعده داده است - یعنی محمّد صلی الله علیه و آله - برانگیزد». پس در غارهای کوهها پراکنده شدند و رهبانیّت را پدید آوردند؛ برخی از آنها به دین خود تمسّک جستند و برخی کافر شدند.
سپس حضرت این آیه را خواند:
وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ (1)إلی آخرها.
ثمّ قال: یا بن امّ عبد! أتدری ما رهبانیة امّتی؟ قلت: اللّٰه ورسولهأعلم.قال:الهجرةوالجهاد والصّلاةوالصّوم والحجّ والعمرة (2).
2 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : إنّ لکلّ امّة سیاحة وإنّ سیاحة امّتی الجهاد فی سبیل اللّٰه، وإنّ لکلّ امّة رهبانیّة ورهبانیّة امّتی الرباط فی نحور العدوّ (3).
3 - قال أبوذرّ لرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله :
یا رسولاللّٰه! أوصنی، قال: اوصیک بتقوی اللّٰه، فإنّه رأس أمرک کلّه، فقلت: یا رسولاللّٰه! زدنی، قال:
علیک بتلاوة القرآن، وذِکر اللّٰه عزّ وجلّ، فإنّه ذِکرٌ لک فی السماء، ونورٌ لک فی الأرض، قلت:
یا رسولاللّٰه! زدنی، قال: علیک بالجهاد، فإنّه رهبانیّة امّتی (4).
4 - عن أنس بن مالک قال:
توفّی ابنٌ لعثمان بن مظعون، «و رهبانیّتی که آن را ابداع کردند ما آن را برآنان ننوشتیم...».
آنگاه فرمود: ای فرزند امّعبد آیا میدانی رهبانیّت امّت من چیست؟
عرض کردم: خدا و پیامبرش داناترند.
فرمود: هجرت و جهاد و نماز و روزه و حجّ و عمره.
2 - پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر امّتی سیاحتی [کنارهگیری و عزلتی] دارد و سیاحت امّت من جهاد در راه خدا است، و هر امّتی رهبانیّتی دارد و رهبانیّت امّت من ایستادگی و مقاومت در گلوگاههای دشمن است.
3 - ابوذر میگوید: به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردم: ای رسول خدا اندرزم ده.
حضرت فرمود: تو را به تقوای الهی سفارش میکنم که آن، سرآمد همه کارهای تو است.
عرض کردم: ای رسول خدا بیشتر بفرما.
فرمود: بر تو باد به تلاوت قرآن و یاد خدای عزّ و جلّ، زیرا آن، یادآور تو در آسمان است و نوری برای تو در زمین است.
عرض کردم: بیشتر بفرما. فرمود: برتو باد به جهاد که آن، رهبانیّت امّت من است.
4 - انس بن مالک میگوید: یکی از فرزندان عثمان بن مظعون از دنیا رفت.
فاشتدّ حُزنه علیه حتّی اتّخذ من داره مسجداً یتعبّد فیه، فبلغ ذلک رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ، فقال له: یا عثمان! إنّ اللّٰه تبارک وتعالی لمیکتب علینا الرّهبانیّة، إنّما رهبانیّة امّتی الجهاد فی سبیل اللّٰه. یا عثمان بن مظعون! للجنّة ثمانیة أبواب، وللنّار سبعة أبواب، أفما یسرّک أن لا تأتی باباً منها إلّاوجدت ابنک إلی جنبک آخذاً بحجزتک یشفع لک إلی ربّک؟ قال: بلی. فقال المسلمون: ولنا یا رسولاللّٰه فی فرطنا ما لعثمان؟ قال: نعم، لمن صبر منکم واحتسب (1).
5 - عن أبیالحسن علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ رَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَٰهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَآءَ رِضْوَ ٰنِ اللّٰهِ (2)قال:
صلاة اللّیل (3).
6 - قال عثمان بن مظعون للنّبیّ صلی الله علیه و آله : إنّی قد هممت یا رسولاللّٰه بأن أختصی، او بسیار غمگین شد به طوری که [از مردم برید و] بخشی از خانهی خود را مسجد کرد و در آن به عبادت پرداخت.
خبر او به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید؛ پس به او فرمود: ای عثمان! خداوند تبارک و تعالی رهبانیّت را بر ما ننوشته است، رهبانیّت امّت من جهاد در راه خدا است. ای عثمان بن مظعون! برای بهشت هشت در و برای دوزخ هفت در است؛ آیا خوشحال نمیشوی که نزد هیچ دری از بهشت نمیروی مگر آن که فرزند خود را کنار خود میبینی در حالی که دامن تو را گرفته است و به درگاه پروردگارت تو را شفاعت میکند؟
عرض کرد: آری.
مسلمانهاگفتند:ایرسول خدا! آیا برای ما نیز در فرزندان از دست رفته [بهرهای] همچون عثمان خواهد بود؟ فرمود: آری، برای کسانی از شما که صبر کنند و به حساب خدا بگذارند.
5 - امام رضا علیه السلام دربارهی فرمایش خدای عزّ و جلّ که «رهبانیّتی را که ابداع کرده بودند، ما برآنان مقرّر نداشتیم[وآنها] جز برای طلب رضای خدا [این کار را در پیش نگرفتند]» فرمود: نماز شب[طلب خشنودی خدا است].
6 - عثمان بن مظعون به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای رسول خدا! من تصمیم گرفتهام خود را عقیم کنم.
فقال: مهلاً یا عثمان! فإنّ الاختصاء فی امّتی الصیام والصلاة. قال: فإنّی قد هممت بالسیاحة، فقال: مهلاً یا عثمان! فإنّ السیاحة فی امّتی لزوم المساجد وانتظار الصلاة بعد الصلاة. قال: فإنّی قد هممت أن لا آکل لحماً، فقال: مهلاً یا عثمان! فإنّی آکل اللحم واُحبّه، ولو وجدته کلّ یوم لأکلته، ولو سألت اللّٰه لأطعمنیه. قال: فإنّی یا نبیّ اللّٰه - بأبی أنت واُمّی - قد هممت أن لا أتطیّب أبداً، قال:
مهلاً یا عثمان! فإنّی أتطیّب و احبّ الطیب، الطیب من سنّتی وسنّة الأنبیاء قبلی (1).
7 - عن علیّ علیه السلام قال:
الجلوس فی المسجد رهبانیّة العرب، والمؤمن مجلسه مسجده وصومعته بیته (2).
حضرت فرمود: آرام ای عثمان که خواجگی در امّت من، روزهداری و نماز است. [یعنی خواجگی در امت من نیست و به جای آن، روزه و نماز است.]
عرض کرد: تصمیم به عزلت و گوشهنشینی گرفتهام.
فرمود: آرام ای عثمان که گوشهنشینی در امت من، ملازمت مسجدها و انتظار نماز پس از نماز است.
عرض کرد: تصمیم گرفتهام که گوشت نخورم.
فرمود: آرام ای عثمان که من گوشت میخورم و آن را دوست دارم و اگر پیدا کنم هر روز آن را میخورم و اگر از خدا بخواهم، آن را روزیام میکند.
عرض کرد: ای پیامبر خدا! - پدر و مادرم فدایت - تصمیم گرفتهام که هرگز بوی خوش به کار نبرم.
فرمود: آرام ای عثمان که من بوی خوش استفاده میکنم و آن را دوست دارم. استعمال بوی خوش از سنّت من و سنّت پیامبران پیشین است.
7 - أمیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: نشستن در مسجد رهبانیّت عرب است. مجلس مؤمن مسجد او، و صومعهی او خانه او است.
در این بخش به بعضی از مواردی اشاره میشود که در منابع دینی ما، هزینه کردن اموال در آن موارد و در آن راهها، مورد توصیه یا تأکید قرار گرفته است. در ابتدای این بخش، در قسمت اول، آیات و روایاتی ذکر میشود که در آنها برخی موارد مصرف مورد تأکید قرار گرفته یا بر موارد دیگر مصرف، اولویت و برتری داده شدهاند.
1 - قال اللّٰه تعالی : یَسْئَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَآ أَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَ ٰلِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ وَالْیَتَٰمَیٰ وَالْمَسَٰکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُوامِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهِ بِهِ عَلِیمٌ (1).
1 - خداوند تعالی فرمود: از تو میپرسند چه انفاق کنند، بگو هر مالی که میبخشید [بهتر است] به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و تنگدستان و در راه ماندهگان انفاق کنید، و هرکار خیری کنید بیشک خدا به آن آگاه است.
1) (1)) البقرة: 215.
2 - وَاعْلَمُواأَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ للّٰهِِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَیٰ وَالْیَتَٰمَیٰ وَالْمَسَٰکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللّٰهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَیٰ عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَاللّٰهُ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1).
3 - عن أبی مِخنَف الأزدی عن أمیرالمؤمنین علیه السلام - لمّا عوتب علی التسویة فی العطاء - قال:
أتأمرونی ویحکم أن أطلب النصر بالظلم والجور فیمن ولّیت علیه من أهل الإسلام...
واللّٰه لو کانت أموالهم مالی لساویت بینهم فکیف و إنّما هی أموالهم...
مَن کان فیکم له مال فإیّاه والفساد، فإنّ إعطاءه فی غیر حقّه تبذیرٌ وإسراف، وهو یرفع ذِکر صاحبه فی الناس ویضعه عند اللّٰه ولم یضع امرؤٌ ماله فی غیر حقّه وعند غیر أهله إلّا حرمه اللّٰه شکرهم، وکان لغیره ودّهم، فإن بقی معه منهم بقیّة ممّن یُظهر الشکر له ویُریه النصح 2 - و بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید از هر چه باشد، یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان و یتیمان و تنگدستان و در راه مانده است، اگر به خدا و به آنچه بر بندهی خود در روز جدایی [حق از باطل]، روزی که آن دو گروه [در بدر] با هم رودررو شدند، نازل کردیم ایمان آوردهاید [حق واجب را بپردازید] و خدا بر هر چیزی توانا است.
3 - أبومخنف أزدی از امیرمؤمنان علیه السلام - آنگاه که حضرت [از سوی مخالفان] بر تساوی در اعطای مال به دیگران مورد سرزنش قرار گرفت - نقل میکند که فرمود: وای بر شما! آیا به من دستور میدهید برای پیروزی خود، از جور و ستم در امتاسلامیکه بر آنها ولایت دارم استفاده کنم؟ ...
به خدا سوگند اگر اموال آنان از خودم بود به گونهای مساوی در میان آنان تقسیم میکردم، چه رسد که اموال خودشان است. ... هر یک از شما که مالی دارد از تباهی و فساد بپرهیزد؛ زیرا بخشیدن مال به کسانی که استحقاق ندارند زیادهروی و اسراف است و این کار، صاحب مال را در میان مردم بلند آوازه میسازد و نزد خداوند پست میکند. کسی مالش را در راه نادرستش مصرف نکرد و به غیر اهلش نپرداخت جز آن که خدا او را از سپاس آنان محروم کرد و دوستی آنان را متوجه دیگری ساخت، و اگر کسی از آنان همراه او باقی ماند و برای او اظهار سپاسگزاری و خیرخواهی کرد،
1) (1)) الأنفال: 41.
فإنّما ذلک ملقٌ منه وکذب، فإن زلّت بصاحبهم النعل ثمّ احتاج إلی معونتهم ومکافأتهم فألأم خلیل وشرّ خدین. ولم یضع امرؤٌ ماله فی غیر حقّه وعند غیر أهله إلّا لمیکن له من الحظّ فیما اتی إلّا محمدة اللئام وثناء الأشرار ما دام علیه منعماً مفضلاً، ومقالة الجاهل «ما أجوده» و هو عند اللّٰه بخیل، فأیّ حظّ أبور وأخسر من هذا الحظّ؟ وأیّ فائدة معروف أقلّ من هذا المعروف؟ فمن کان منکم له مال فلیصل به القرابة و لیحسن منه الضیافة و لیفکّ به العانی و الأسیر و ابنالسبیل، فإنّ الفوز بهذه الخصال مکارم الدّنیا وشرف الآخرة (1).
4 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : خمس تمرات أو خمس قرص أو دنانیر أو دراهم یملکها الإنسان وهو یرید أن یمضیها، فأفضلها ما أنفقه الإنسان علی والدیه، چاپلوسی و دروغ است؛ زیرا اگر روزی بلغزد و به کمک و جبران آنان محتاج شود، سرزنش کنندهترین رفیق و بدترین دوست خواهند بود.
و کسی که مال خود را در راه نادرستش مصرف کرد و به غیراهلش پرداخت هیچ بهرهای از آن نبرد جز ستایش انسانهای پست و ثنای آدمهای بد - آن هم تا هنگامی که به آنان بخشش و احسان کند - و جز سخنان جاهلان که میگویند «چه بخشنده است»؛ در حالی که او نزد خداوند بخیل محسوب میشود.
پس کدام بهرهای نابود شوندهتر و زیانآورتر از این بهره است، و کدام ثمرهی کار نیکی است که کمتر از ثمرهی این کار باشد.
پس هرکس از شما مالی دارد به خویشاوندان خود رسیدگی کند و برای مهماننوازی نیکو، هزینه نماید و با آن، گرفتار و در بند و در راه مانده را برهاند که ثمرهی این ویژگیها به دست آوردن بزرگواری دنیا و شرافت آخرت است.
4 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پنج عدد خرما یا پنج قرص نان یا دینار یا درهمی، که انسان به دست میآورد و میخواهد آنها را مصرف [و ماندگار] کند پس برترین آنها آن یک درهمی است که انسان برای پدر و مادر خود هزینه میکند
1) (1)) الکافی: 31/4 ضمن ح3، عنه الوسائل: 301/16 - 300 ح21601 وقطعةٌ منه فی نهج البلاغة (شرح محمّد عبده): 7/2، عنه البحار: 358/75 ذیل ح72.
ثمّ الثانیة علی نفسه و عیاله، ثمّ الثالثة علی قرابته الفقراء، ثمّ الرابعة علی جیرانه الفقراء، ثمّ الخامسة فی سبیل اللّٰه وهو أخسّها أجراً (1).
5 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : أفضل الدنانیر الأربعة: دینارٌ أعطیته مسکیناً ودینارٌ أعطیته فی رقبة ودینارٌ أنفقته فی سبیلاللّٰه و دینارٌ أنفقته علی أهلک، و إنّ أفضلها الدّینار الّذی أنفقته علی أهلک (2).
6 - عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال: سألت أباعبداللّٰه علیه السلام عن قوله ولاتبذّر تبذیراً (3).
قال: من أنفق شیئاً فی غیر طاعة اللّٰه فهو مبذّر و من أنفق فی سبیل الخیر فهو مقتصد (4).
7 - قال الصادق علیه السلام : لا خیر فیمن لایحبّ جمع المال من حلال، فیکفّ به وجههویقضیبهدَینه ویصل به رحمه (5).
و در مرتبه دوم، آن یک درهمی است که برای خود و عیالش صرف میکند، و در مرتبه سوم، آن درهمی که برای خویشاوندان نیازمندش خرج میکند و در مرتبه چهارم، آن یک درهمی که برای همسایگان نیازمندش مصرف میکند و در مرتبه پنجم؛ آن یک درهمی است که در راه خدا هزینه مینماید و این یکی کمترین پاداش را دارد.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برترین دینارها چهار تا است: دیناری که آن را به نیازمند ببخشی، دیناری که آن را برای آزادی بردهای بدهی، دیناری که آن را در راه خدا انفاق کنی، و دیناری که آن را برای خاندانت هزینه کنی، و برترین آنها دیناری است که برای خاندانت هزینه کنی.
6 - عبدالرّحمن بن حجّاج میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خداوند متعال که فرمود «ولخرجی و اسراف مکن» پرسیدم.
حضرت فرمود: هرکس چیزی را در راهی جز اطاعت خدا هزینه کند ولخرج است، و هرکس در راه خیر مصرف کند میانهرو است.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود: خیری نیست در کسی که به دست آوردن مال از راه حلال را دوست ندارد تا با آن آبروی خود را حفظ کند و دَین خود را بپردازد و به نزدیکان خود رسیدگی کند.
8 - عن أبیجعفر علیه السلام قال:
واللّٰه لأن أحجّ حجّة أحبّ إلیَّ من أن اعتق رقبة ورقبة ورقبة ومثلها ومثلها حتّی بلغ عشراً ومثلها ومثلها حتّی بلغ السبعین.
ولأن أعول أهل بیت من المسلمین أسدّ جوعتهم وأکسو عورتهم فأکفّ وجوههم عن الناس أحبّ إلیَّ من أن أحجّ حجّة وحجّة وحجّة ومثلها ومثلها حتّی بلغ عشراً ومثلها ومثلها حتّی بلغ السبعین (1).
9 - عن أبی بصیر قال: قال أبو عبداللّٰه علیه السلام : لأن اطعم رجلاً من المسلمین أحبّ إلیَّ من أن اطعم افقاً من الناس، فقلت: وما الاُفق؟
قال: مائة ألف أو یزیدون (2).
10 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام :
لأکلة اطعمها أخاً لی فی اللّٰه عزّ وجلّ أحبّ إلیَّ من أن اشبع عشرة مساکین، ولأن اعطی أخاً لی فی اللّٰه عزّ وجلّ عشرة دراهم أحبّ إلیَّ من أن اعطی مائة درهم للمساکین (3).
8 - امام باقر علیه السلام فرمود:
به خدا سوگند اگر حجّی بگزارم برایم خوشایندتر است از این که بندهای را آزاد کنم و باز هم بندهای و بندهای و مانند آن تا برسد به ده نفر، و برابر آن و برابر آن تا برسد به هفتاد.
و اگر خاندان مسلمانی را سرپرستی کنم [و مخارج آنها را بدهم] و آنان را سیر نمایم و بر آنان لباس بپوشانم تا آبروی آنان را از مردم حفظ کنم، برایم خوشتر است از این که حجّی بگزارم و باز هم حجّی و حجّی و مانند آن و مانند آن تا برسد به ده حجّ و مثل آن و مثل آن تا برسد به هفتاد حجّ.
9 - ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اگر یک مرد مسلمان را غذا دهم برای من دوست داشتنیتر است از این که افقی از مردم را غذا دهم.
عرض کردم: افق چیست؟
فرمود: صدهزار نفر یا بیشتر.
10 - امام باقر علیه السلام فرمود:
یک لقمه که به برادر ایمانی خود بخورانم برایم خوشتر است از این که ده نادار را سیر سازم.
و اگر ده درهم به برادر ایمانی خود ببخشم برایم محبوبتر است از این که صد درهم به فقرا دهم.
11 - قال الصادق علیه السلام : الید العلیا خیرٌ من الید السفلی، وابدأ بمن تعول (1).
12 - من کلام علیّ علیه السلام بالبصرة وقد دخل علی العلاء بن زیاد الحارثی وهو من أصحابه یعوده، فلمّا رأی سعة داره قال: ما کنتَ تصنع بسعة هذه الدار فی الدّنیا؟ أما أنت إلیها فی الآخرة کنت أحوج، وبلی إن شئت بلغت بها الآخرة تقری فیها الضیف وتصل فیها الرحِم وتُطلع منها الحقوق مطالعها، فإذاً أنت قد بلغت بها الآخرة (2).
11 - امام صادق علیه السلام فرمود: دست بالا [بخشنده] بهتر از دست پایین [گیرنده] است.
و بخشش را از کسانی که عهدهدار خرجی آنان هستی آغاز کن.
12 - أمیرمؤمنان علی علیه السلام در بصره هنگامی که [پس از جنگ] برای عیادت علاء بن زیاد حارثی - که از یاران آن حضرت بود - نزد او رفته بود، چون بزرگی خانهی او را دید فرمود:
با وسعت این خانه در دنیا چه میکنی که در آخرت بیشتر به آن نیازمندی.
آری اگر بخواهی میتوانی بهوسیلهی آن به آخرت برسی:
در آن از میهمانان پذیرایی کنی و صلهی رحم انجام دهی و حقوقی که از آن برگردن تو است به صاحبانش برسانی؛ به این ترتیب بهوسیلهی آن به آخرت رسیدهای.
یکی از مواردی که بر هزینه کردن مال در آن، تأکید فراوان شده است، انفاق و بخشش و صدقه دادن است. برخی انفاقها یا به عبارت دیگر خرج کردنها، در دین اسلام واجب دانسته شده است که بعضی آیات و احادیث آنها در بخشهای سابق گذشت (مانند احادیث مربوط به دادن خرجی خانواده).
دستهی دیگر از انفاقها، انفاق و احسانهایی است که در شرع مقدس اسلام واجب نشده است ولی درمورد آنها تأکیدها و تشویقهای فراوانی بیان گردیده و آثار بزرگی برای آنها ذکر شده است. در این قسمت، آیات و روایاتی دربارهی انفاقو احسانهای واجب و مستحب و مسائل مربوط به آنها، ذکر میشود؛ از جمله: فضیلت و پاداش احسان و صدقه، تشویق به ردّ نکردن سائل، پیامدهایی خودداری از انفاق، از چه مالی انفاق کنیم، و... .
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی: مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ ٰلَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ وَاللّٰهُ یُضَٰعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَاللّٰهُ وَ ٰسِعٌ عَلِیمٌ (1).
1 - خداوند متعال فرمود: مثل کسانی که مالشان را در راه خدا میبخشند همچون دانهای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشهای صد دانه باشد، و خدا برای هرکس بخواهد [پاداشی] چند برابر میدهد و خدا وسعتبخش دانا است.
1) (1)) البقرة: 261.
2 - وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ ٰلَهُمُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللّٰهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فََاتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّٰهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (1).
3 - الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ ٰلَهُم بِالَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (2).
4 - وَسَارِعُواإِلَیٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَٰوَ ٰتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ *الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّآءِ وَالضَّرَّآءِ وَالْکَٰظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّٰهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (3).
5 - إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَ الْمُصَّدِّقَٰتِ وَ أَقْرَضُواْ اللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَٰعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ (4).
6 - وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ اللّٰهِ وَ صَلَوَ ٰتِ الرَّسُولِ أَلَآ إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللّٰهُ 2 - و مثل کسانی که مالشان را در طلب رضای خدا و برای تحکیم ایمان خویش انفاق میکنند همچون بوستانی بر تپهای است که رگباری بر آن ببارد و میوههایش را دو چندان بار آورد، و اگر رگباری هم به آن نرسد باران سبک [آن را بس است] و خدا به آنچه میکنید بینا است.
3 - کسانی که مالشان را شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق میکنند، اجر آنها نزد پروردگارشان است و نه بیمی بر آنها است و نه محزون شوند.
4 - و بشتابید به آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنهی آن آسمانها و زمین است که برای پرهیزکاران آماده شده است.
همانها که در راحت و رنج انفاق میکنند و خشم خود را فرو میخورند و از مردم در میگذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
5 - در حقیقت مردان و زنان صدقه دهنده و [آنان که] به خدا وامی نیکو دادهاند، ایشان را [پاداش] دو چندان گردد، واجری نیکو خواهند داشت.
6 - و برخی بادیهنشینان هستند که به خدا و روز واپسین ایمان دارند و آنچه را انفاق میکنند مایهی تقرب به خدا و دعاهای پیامبر میدانند. بدانید که این انفاق مایهی تقرب آنان است. به زودی خداوند ایشان را
فِی رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّٰهِ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (1).
7 - الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَوٰةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ یُنفِقُونَ (2).
8 - وَ مَا لَکُمْ أَلَّا تُنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ للّٰهِِ مِیرَ ٰثُ السَّمَٰوَ ٰتِ وَ الْأَرْضِ لَایَسْتَوِی مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَٰتَلَ أُوْلَِٰکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُواْ مِن بَعْدُ وَ قَٰتَلُواْ وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنَیٰ وَ اللّٰهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ * مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَٰعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ (3).
9 - یَٰأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنٰکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَٰعَةٌ وَ الْکَٰفِرُونَ هُمُ الظَّٰلِمُونَ (4).
10 - لَیْسَ عَلَیْکَ هُدَلهُمْ وَلَٰکِنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَن یَشَآءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَآءَ وَجْهِ اللّٰهِ در جوار رحمت خویش در خواهد آورد، که خدا آمرزندهی مهربان است.
7 - خداوند متعال در توصیف متّقین میفرماید: آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز برپا میدارند و از آنچه روزیشان کردهایم، انفاق میکنند.
8 - و شما را چه شده است که در راه خدا انفاق نمیکنید و حال آنکه میراث آسمانها و زمین از آنِ خدا است؟ کسانی از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق و جهاد کردهاند [با دیگران] یکسان نیستند. آنها از حیث درجه، بزرگتر از کسانیاند که بعداً به انفاق و جهاد پرداختند. و خداوند همه را وعدهی نیکو داده است؛ و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
کیست آن کسی که به خدا وام نیکو دهد تا آن را برای وی دو چندان کند و او را [در آخرت] پاداشی کریمانه باشد؟
9 - ای کسانی که ایمان آوردهاید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی هست و نه دوستی و شفاعتی، از آنچه روزیتان کردهایم انفاق کنید و [بدانید که] کافران، هم ایشان ستمگرانند.
10 - هدایت [حتمی] آنان بر عهدهی تو نیست، بلکه خدا هرکه را بخواهد هدایت میکند. و هر مال که انفاق کنید به سود خود شما است، و جز برای طلب رضای خدا انفاق نکنید.
وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لَاتُظْلَمُونَ (1).
11 - عن أبیجعفر علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ: فَأَمَّا مَنْ أَعْطَیٰ وَ اتَّقَیٰ * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَیٰ (2)بأنّ اللّٰه تعالی یعطی بالواحدة، عشرة إلی مائة ألف فما زاد فَسَنُیَسِّرُهُو لِلْیُسْرَیٰ (3)قال:
لایرید شیئاً من الخیر إلّایسّره اللّٰه له وأمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنیٰ (4)قال: بخل بما آتاه اللّٰه عزّ و جلّ وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنَیٰ (5)بأنّ اللّٰه یعطی بالواحدة عشرة إلی مائة ألف فما زاد فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَیٰ (6)قال: لایرید شیئاً من الشرّ إلّا یسّره له وَ مَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّیٰ (7)قال: أما واللّٰه ما هو تردّی فی بئرٍ ولا من جبلٍ ولا من حائط، ولکن تردّی فی نار جهنّم. (8)12 - عن أبیبصیر قال: ذکرنا عند أبی جعفر علیه السلام من الأغنیاء من الشیعة، فکأنّه کره ما سمع منّا فیهم، و هر مالی که انفاق کنید [پاداش آن] به تمامی به شماداده خواهد شد و بر شما ستمی نخواهد رفت.
11 - امام باقر علیه السلام دربارهی این سخن خدای عزّ و جلّ که «امّا آنکه انفاق کرد و پارسایی نمود، و وعدهای نیکو را باور داشت»، فرمود: (باور) به اینکه خدای تعالی در برابر یکی، از ده تا صد هزار و بیشتر عطا میکند؛ [و دربارهی آیهی] «به زودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت»، فرمود:
چیزی از خیر را اراده نکند جز این که خدا آن را برایش آسان سازد؛ [و دربارهی آیهی] «و امّا آنکه بخل ورزید و خود را بینیاز دید»، فرمود: بخل نسبت به آنچه خدای عزّ و جلّ به او داده است؛ [و دربارهی آیهی] «و (وعدهی) نیکو را انکار کرد»، فرمود:
(تکذیب) اینکه خدا در برابر یکی، از ده تا صد هزار و بیشتر عطا میکند؛ [و دربارهی آیهی] «پس به زودی راهش را به سوی دشواری هموار کنیم»، فرمود: چیزی از بدی را اراده نکند جز اینکه خداوند آن را برایش آسان سازد؛ [و دربارهی آیهی] «و چون هلاک شد [دیگر] مال او به کارش نمیآید»، فرمود: به هوش باشید! به خدا سوگند او با افتادن در چاه یا از کوه یا دیوار هلاک نشد، بلکه با افتادن در آتش جهنم هلاک شد.
12 - ابوبصیر میگوید نزد امام باقر علیه السلام سخن از بعضی ثروتمندان شیعه به میان آوردیم. گویا از آنچه دربارهی آنان از ما شنید خوشش نیامد
قال: یا أبا محمّد! إذا کان المؤمن غنیّاً رحیماً وصولاً له معروف إلی أصحابه أعطاه اللّٰه أجر ما ینفق فی البرّ أجره مرّتین ضعفین، لأنّ اللّٰه تعالی یقول فی کتابه: وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفیٰ إِلّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ (1). (2)13 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام - فی قول اللّٰه عزّ و جلّ وَأَطْعِمُواالْبَآلسَ الْفَقِیرَ (3)- قال: هو الزمن الّذی لایستطیع أن یخرج لزمانته (4).
14 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ اللّٰه تبارک وتعالی یقول: ما من شیءٍ إلّا وقد وکّلت به مَن یقبضه غیری إلّا الصّدقة فإنّی أتلقّفها بیدی تلقّفاً، حتّی أنّ الرّجل لیتصدّق بالتمرة أو بشقّ تمرة فاُربّیها له کما یربّی الرجل فلوَه وفصیلَه، و فرمود:
اگر مؤمن ثروتمند، مهرورز، صلهی (رحم) کننده و نیکی کننده به دوستانش باشد، خداوند در پاداش آنچه در راه نیکی انفاق کرده است، به او دو چندان عطا میکند؛ زیرا خداوند در کتابش میفرماید «و اموال و فرزندانتان چیزی نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند مگر کسانی که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند که آنان را بدانچه کردهاند دو برابر پاداش است و آنان در غرفههای (بهشتی) آسودهخاطر خواهند بود».
13 - امام صادق علیه السلام درباره سخن خدای عزّ و جلّ «و به درماندهی مستمند غذا دهید» فرمود:
او ناتوان و زمینگیری است که به دلیل زمینگیر بودنش نمیتواند [از پی روزی] بیرون رود.
14 - امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی میفرماید هیچ چیز نیست مگر اینکه برای گرفتن آن، کسی را جز خودم گماردهام، غیر از صدقه که آن را خود به سرعت میگیرم. به گونهای که وقتی شخصی خرما یا قطعهای از خرما را صدقه میدهد، آن را برایش پرورش میدهم همانطور که کسی بچه استر و بچه شتر خود را پرورش میدهد،
فیأتی یوم القیامة وهو مثل احد وأعظم من احد (1).
15 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
مَن أطعم مؤمناً من جوع أطعمه اللّٰه من ثمار الجنّة، ومَن سقاه من ظمأٍ سقاه اللّٰه من الرحیق المختوم، ومَن کساه ثوباً لم یزل فی ضمان اللّٰه مادام علی ذلک المؤمن من ذلک الثوب هدبة [أو] سلک. واللّٰه لقضاء حاجة مؤمن أفضل من صیام شهر واعتکافه (2).
16 - قال أمیرالمؤمنین - صلوات اللّٰه علیه - فی کلامٍ له:
و مَن یبسط یده بالمعروف إذا وجده یخلف اللّٰه له ما أنفق فی دنیاه ویضاعف له فی آخرته (3).
17 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله [قال] لعلیّ علیه السلام : یا علیّ! ثلاث من حقائق الإیمان: الإنفاق فی الإقتار، وانصاف الناس من نفسک، وبذل العلم للمتعلّم (4).
پس روز قیامت (به او) در آید در حالی که همچون کوه احُد یا بزرگتر از آن است.
15 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس مؤمن گرسنهای را غذا دهد، خداوند او را از میوههای بهشت اطعام کند، و هرکس مؤمن تشنهای را سیراب سازد خداوند او را از شراب خالص مهر زده سیراب کند، و هر که مؤمنی را بپوشاند، تا زمانی که کُرکی یا نخی از آن بر تن او است تحت ضمانت خداوند خواهد بود. به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن از یک ماه روزه و اعتکاف آن برتر است.
16 - امیرمؤمنان - که صلوات خدا بر او باد - در سخنی فرمود: هر کس هنگام یافتن [فرصت] نیکی، دستش را به آن نیکی بگشاید، خداوند آنچه را او هزینه کرده است در دنیا برایش جایگزین سازد و در آخرت برایش دو چندان کند.
17- رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: ای علی سه چیز از حقیقتهای ایمان است:
انفاق کردن در حال تنگدستی5، حق مردم را رعایت کردن (و با مردم منصفانه رفتار کردن)، و آموختن دانش به دانشجو.
18 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ثلاث مَن أتی اللّٰه بواحدة منهنّ أوجب اللّٰه له الجنّة: الإنفاق من إقتار، والبشر لجمیع العالَم، والإنصاف من نفسه (1).
19 - قال علی علیه السلام إذا أملقتم فتاجروا اللّٰه بالصّدقة (2).
20 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن لقّم مؤمناً لقمة حلاوة صرف اللّٰه بها عنه مرارة یوم القیامة (3).
21 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : لم نُبعث لجمع المال ولکن بُعثنا لإنفاقه (4).
22 - عن أحدهما علیهما السلام قال:
ینزل اللّٰه المعونة من السماء إلی العبد بقدر المؤونة، فمن أیقن بالخلَف سخت نفسه بالنفقة (5).
23 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
الأیدی ثلاثة: سائلة ومنفقة وممسکة، وخیر الأیدی المنفقة (6).
18 - امام صادق علیه السلام فرمود:
سه چیز است که هرکه با یکی از آنها به ملاقات خدا در آید خداوند بهشت را برایش واجب میکند:
انفاق کردن در حال تنگدستی، خوشرویی با همهی مردم و با انصاف بودن [نسبت به دیگران].
19 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرگاه تهیدست شدید به وسیلهی صدقه دادن با خدا تجارت کنید.
20 - امام صادق علیه السلام فرمود: هر که یک لقمهی شیرین در دهان مؤمنی گذارد، خداوند تلخیهای روز قیامت را از او برطرف خواهد کرد.
21 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ما برای گردآوری اموال برانگیخته نشدیم، بلکه برای انفاق آن برانگیخته شدیم.
22 - امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند به اندازهی خرج بنده، از آسمان به او کمک میرساند، پس هرکه به جایگزینی (در انفاق) یقین داشته باشد، نفس او در خرج کردن بخشنده میشود.
23 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دستها سه گونهاند:
درخواست کننده، انفاق کننده، امساک کننده [بخیل].
و بهترین دستها انفاق کننده است.
24 - قال علیّ علیه السلام : أنفق فی حقٍّ ولاتکن خازناً لغیرک (1).
25 - عن عبداللّٰه بن عمر قال:
سمعت رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله یقول:
تکون امّتی فی الدّنیا ثلاثة أطباق: أمّا الطّبق الأوّل فلا یحبّون جمع المال وادّخاره، ولا یسعون فی اقتنائه واحتکاره، وإنّما رضاهم من الدّنیا سدّ جوعة وستر عورة، وغناهم منها ما بلغ بهم الآخرة، فاُولئک هم الآمنون الّذین لاخوفٌ علیهم ولا هم یحزنون.
وأمّا الطّبق الثّانی فإنّهم یحبّون جمع المال من أطیب وجوهه، وأحسن سُبله، یصلون به أرحامهم، ویبرّون به إخوانهم، ویواسون به فقراءهم، ولعضّ أحدهم علی الرّصف أیسر علیه من أن یکتسب درهماً من غیر حلّه أو یمنعه من حقّه أو یکون له خازناً إلی یوم موته، فاُولئک الّذین إن نوقشوا عذّبوا، و إن عفی عنهم سلموا.
وأمّا الطّبق الثّالث فإنّهم یحبّون جمع المال ممّا حلّ وحرم، 24 - امام علی علیه السلام فرمود: در راه حق انفاق کن و خزانهدار غیر خود مباش.
25 - از عبداللّٰه بن عمر نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: امت من در دنیا سه گروهاند:
گروه اول جمع آوری و ذخیره مال را دوست ندارند و در نگهداری و احتکار آن تلاش نمیکنند، و از دنیا به رفع گرسنگی و پوشاندن خود و مقداری که آنان را به آخرت برساند رضایت میدهند.
پس آنان [از خطرها] در امان هستند و هیچ ترس و اندوهی بر آنان راه ندارد.
گروه دوم جمع مال را به پاکترین صورتها و از نیکوترین راهها دوست دارند؛
به وسیله آن با خویشاوندان خود ارتباط برقرار میکنند و به برادران خود نیکی میکنند و با فقرا در آن شریک میشوند، و گاز گرفتن سنگهای بر هم چیده برای آنان آسانتر است از کسب یک درهم حرام یا خودداری از پرداخت حق آن یا ذخیره کردن آن تا روز مرگ.
آنان کسانی هستند که اگر به دقت حسابرسی شوند عذاب میشوند واگر از آنها درگذرند به سلامت رد میشوند.
گروه سوم جمع مال را از راه حلال و حرام دوست دارند
1) (1)) عیون الحکم والمواعظ:79ح1916.
ومنعه ممّا افترض ووجب، إن أنفقوه أنفقوه إسرافاً وبداراً، وإن أمسکوه أمسکوه بخلاً واحتکاراً، اولئک الّذین ملکت الدّنیا زمام قلوبهم حتّی أوردتهم النار بذنوبهم (1).
26 - عن أبی جعفر الباقر علیه السلام قال: قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن أطعم ثلاثة نفر من المسلمین أطعمه اللّٰه من ثلاث جنان [فی] ملکوت السماء [و] الفردوس و جنّة عدن غرسها ربّنا بیده (2).
27 - قال علیّ علیه السلام : إنّ المسکین رسول اللّٰه، فمن منعه فقد منع اللّٰه، ومَن أعطاه فقد أعطی اللّٰه (3).
28 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن وصل أحداً من أهل بیتی فی دار هذه الدّنیا بقیراط کافیته یوم القیامة بقنطار (4).
و از پرداخت واجبات آن خوداری میکنند.
اگر از آن انفاق کنند از روی زیادهروی و ولخرجی است و اگر آن را نگهدارند از روی بخل و احتکار است.
آنان کسانی هستند که دنیا زمام قلب آنان را در دست گرفته است تا آنان را به وسیلهی گناهانشان به آتش درآوَرَد.
26 - از امام باقر علیه السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
هرکس سه نفر از مسلمانان را غذا دهد خداوند او را از سه بهشت اطعام میکند:
در ملکوت آسمان.
و بهشت برین (فردوس).
و بهشت خُلدی که پروردگار ما با دست قدرتش آن را کاشته است.
27 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بینوا فرستاده خدا است.
پس کسی که او را رد کند خدا را رد کرده است.
و هر کس به او عطا کند به خدا عطا کرده است.
28 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکه در این دنیا به یکی از خاندانم به اندازهی یک قیراط (چهار دانهی جو) نیکی کند، آن را در روز قیامت به اندازهی یک قنطار (صد من) جبران میکنم.
29 - عن مسمع بن عبدالملک قال: کنّا عند أبیعبداللّٰه علیه السلام بمنی وبین أیدینا عنب نأکله. فجاء سائل فسأله فأمر بعنقود فأعطاه، فقال السائل: لا حاجة لی فی هذا إن کان درهم. قال: یسع اللّٰه علیک. فذهب ثمّ رجع فقال:
ردّوا العنقود. فقال: یسع اللّٰه لک، و لمیعطه شیئاً. ثمّ جاء سائل آخر فأخذ أبوعبداللّٰه علیه السلام ثلاث حبّات عنب فناولها إیّاه فأخذ السائل من یده ثمّ قال: الحمدللّٰه ربّ العالمین الّذی رزقنی. فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : مکانک. فحشا ملء کفّیه عنباً فناولها إیّاه.
فأخذها السائل من یده ثمّ قال:
الحمدللّٰه ربّ العالمین. فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : مکانک؛ یا غلام، أیّ شیء معک من الدّراهم؟ فإذا معه نحو من عشرین درهماً فیما حزرناه (1)أو نحوها، فناولها إیّاه فأخذها.
ثمّ قال: الحمدللّٰه هذا منک وحدک لا شریک لک.
29 - مسمع بن عبدالملک میگوید: ما در مِنٰا خدمت امام صادق علیه السلام بودیم و انگور میخوردیم که نیازمندی آمد و از حضرت چیزی خواست.
حضرت دستور داد خوشهی انگوری به او بدهند. نیازمند گفت: اگر ممکن است، پول بدهید؛ مرا به این نیازی نیست. حضرت فرمود: خدا گشایشت بخشد. فقیر رفت و دوباره بازگشت و گفت: خوشهی انگور را بدهید. حضرت فرمود:
خدا گشایشت دهد. و چیزی به او نداد.
آنگاه سائل دیگری آمد. امام صادق علیه السلام سه دانه انگور گرفت و به او داد. شخص نیازمند آنها را از دست حضرت گرفت و گفت: ستایش از آن خدا است که پروردگار اهل جهان است، همان که روزیام داد. امام صادق علیه السلام فرمود: به جای خود باش. آنگاه دو دست مبارکش را پر از انگور کرد و به آن سائل داد. فقیر آنها را از دست حضرت گرفت و گفت: ستایش از آن خدا است که پروردگار اهل جهان است. امام صادق علیه السلام فرمود: به جای خود باش.
سپس به غلام خود فرمود: ای غلام، چه مقدار پول همراه خود داری؟ به گمان ما بیست درهم یا همین حدود همراه او بود.
آنها را به سائل داد و او گرفت و گفت:
ستایش از آن خدا است، [خدایا] این از جانب تو است و تو یگانهای که هیچ شریکی نداری.
1) (1)) الحزر: هو تقدیر بظنّ. (مجمع البحرین: 636/1).
فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : مکانک.
فخلع قمیصاً کان علیه فقال:
البس هذا.
فلبسه ثمّ قال: الحمدللّٰه الّذی کسانی و سترنی یا أبا عبداللّٰه، أو قال: جزاک اللّٰه خیراً. لم یدعُ لأبی عبداللّٰه علیه السلام إلّابذا ثمّ انصرف فذهب.
قال: فظنّنا أنّه لو لم یدعُ له لم یزل یعطیه لأنّه کلّما کان یعطیه حمد اللّٰه أعطاه (1).
30 - قال الرّضا لابنه الجواد علیهما السلام : یا أباجعفر! بلغنی أنّ الموالی إذا رکبت أخرجوک من الباب الصغیر، فإنّما ذلک من بخلٍ منهم لئلّا ینال منک أحدٌ خیراً، وأسألک بحقّی علیک لا یکن مدخلک ومخرجک إلّامن الباب الکبیر، فإذا رکبت فلیکن معک ذهب وفضّة، ثمّ لا یسألک أحدٌ شیئاً إلّاأعطیته، ومَن سألک من عمومتک أن تبرّه فلا تعطه أقلّ من خمسین دیناراً والکثیر إلیک، ومَن سألک من عمّاتک فلاتعطها أقلّ من خمسة وعشرین دیناراً والکثیر إلیک، إنّی إنّما ارید بذلک امام صادق علیه السلام فرمود: به جای خود باش.
و آنگاه جامهای را که پوشیده بود در آورد و فرمود: این را بپوش. شخص آن را پوشید و گفت: ستایش از آن خدا است، آنکه به من جامه عنایت کرد و مرا پوشانید ای امام صادق! یا گفت: خدا به تو پاداش خیر عنایت کند. برای امام صادق جز به همین، دعایی نکرد و آنگاه بازگشت و رفت.
ما پنداشتیم که اگر برای حضرت دعا نمیکرد پیوسته عطایش میفرمود؛ چون حضرت هر چه عطایش میکرد و او خدا را میستود حضرت باز عطایش میفرمود.
30 - امام رضا علیه السلام به فرزند خود امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباجعفر! به من خبر رسیده است که چون سوار مرکب میشوی، غلامان، تو را از در کوچک بیرون میبرند.
این به سبب بخل آنان است تا خیری از تو به کسی نرسد. تو را به حقّی که بر تو دارم سوگند میدهم که ورود و خروجت از در بزرگ باشد و چون سوار شدی طلا و نقرهای همراه خود داشته باش و هر کس چیزی از تو درخواست کرد عطایش کن، و هریک از عموهایت از تو خواست که به او احسان کنی، کمتر از پنجاه دینار به او نبخش، ولی افزون بر آن را مختاری، و هرکه از عمّههایت از تو درخواست کرد کمتر از بیست و پنج دینار به او نده و بیش از آن را مختاری.
1) (1)) الکافی: 49/4 ح 12.
أن یرفعک اللّٰه، فأنفق ولا تخش من ذی العرش إقتاراً (1).
31 - عن أبیبصیر عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ذکر أصحابنا [الإخوان] فقلت: ما أتغدّی ولا أتعشّی إلّا ومعی اثنان أو ثلاثة أو أقلّ أو أکثر، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
فضلهم علیک أعظم من فضلک علیهم، فقلت: جعلت فداک کیف وأنا اطعمهم طعامیواُنفق علیهم مالی ویخدمهم خدمی وأهلی؟!
قال: إنّهم إذا دخلوا علیک دخلوا علیک برزقٍ کثیر، وإذا خرجوا خرجوا بالمغفرة لک (2).
32 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
کان أمیرالمؤمنین - صلوات اللّٰه علیه - یضرب بالمَرّ ویستخرج الأرضینَ. وکان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم یمصّ النوی بفیه ویغرسه فیطلع من ساعته. وإنّ أمیرالمؤمنین علیه السلام أعتق ألف مملوک من ماله وکدّ یده (3).
من با این کار فقط میخواهم خدا مقام تو را بالا ببرد.
پس انفاق کن و بیم تنگدستی از جانب خدای سبحان نداشته باش.
31 - ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام از اصحاب ما یاد فرمود.
عرض کردم صبحانه و شام نمیخورم مگر اینکه دو یا سه نفر یا کمتر یا بیشتر از آنان با من است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
برتری آنان بر تو بیش از فضیلت تو بر آنان است.
عرض کردم: فدایت گردم! چگونه. حال آن که من غذایم را به آنان میخورانم و مالم را به آنان انفاق میکنم و خدمتکاران و خانوادهام به آنان خدمت میکنند!
فرمود: زیرا آنان چون بر تو وارد شوند روزی فراوان بر تو وارد میکنند و چون میروند با آمرزش تو خارج میشوند.
32 - امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان - که صلوات خدا بر او باد - چنین بود که با بیل کار میکرد و زمینها را میکند [وخاکها را زیر و رو میکرد] و رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که هسته را میمکید و آن را میکاشت و در همان ساعت جوانه میزد.
و امیرمؤمنان علیه السلام هزار برده را از مال و دسترنج خود آزاد کرد.
33 - عن الفضل بن أبیقرّة عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: قلت له:
إنّ هؤلاء یقولون: إنّ کسب المعلّم سحت، فقال: کذب أعداء اللّٰه، إنّما أرادوا أن لایعلّموا أولادهم القرآن، لو أنّ رجلاً أعطی المعلّم دیة ولده کان للمعلّم مباحاً (1).
23 - فضل بن ابیقرّه میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اینها میگویند اجرت گرفتن بر آموزگار حرام است.
فرمود: این دشمنان خدا دروغ گفتهاند؛ همانا آنان [با این فتوی] میخواهند فرزندانشان قرآن نیاموزند.
اگر کسی به اندازهی دیهی فرزندش به آموزگار دهد، برای آن معلم حلال است.
1) (1)) الفقیه: 163/3 ح3600 الکافی: 121/5ح2، عنهما الوسائل: 154/17 ح22227.
1 - قال اللّٰه تعالی: وَ أَقِیمُواالصَّلَوٰةَ وَ ءَاتُواالزَّکَوٰةَ وَ ارْکَعُوامَعَ الرَّ ٰکِعِینَ (1).
2 - وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوٰةَ وَ ءَاتُواالزَّکَوٰةَ وَ مَا تُقَدِّمُوالِأَنفُسِکُم مِّنْخَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بِمَاتَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (2).
3 - خُذْ مِنْ أَمْوَ ٰلِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بِهَا وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَ اللّٰهِ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (3).
4 - وَاعْلَمُواأَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ للّٰهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَیٰ وَالْیَتَٰمَیٰ وَالْمَسَٰکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللّٰهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَیٰ عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَاللّٰهُ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (4).
1 - خداوند تعالی فرمود: «و نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید.»
2 - «و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و هر کار خیری را برای خود از پیش میفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت، خداوند به اعمال شما بینا است.»
3 - از اموال آنها صدقه بگیر تا به آن پاکشان کنی و رشدشان دهی، و دعایشان کن که دعای تو آرامشی برای آنها است، و خدا شنوای داناست.
4 - «و بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، از هرچه باشد، یکپنجم آن برای خدا و پیامبر و از آنِ خویشاوندان [پیامبر] و یتیمان و تنگدستان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و به آنچه بر بندهی خود در روزجدایی [حق از باطل]، روزی که آن دو گروه [در بدر] با هم رو در رو شدند، نازل کردیم ایمان آوردهاید [حق واجب را بپردازید] و خدا بر هر چیزی توانا است.
5 - قال علیّ علیه السلام : شرّ الأموال مالٌ لایُنفق منه و لاتؤدّی زکاته (1).
6 - عن الصادق علیه السلام قال:
ما من عبدٍ یمنع درهماً فی حقّه إلّا أنفق اثنین فی غیرحقّه، و ما رجلٌ یمنع حقّاً من ماله إلّاطوّقه اللّٰه عزّ و جلّ به حیّةً من نار یوم القیامة (2).
7 - عن الباقر و الصادق علیهما السلام :
ما من أحد یمنع من زکاة ماله شیئاً إلّاجعل اللّٰه ذلک یوم القیامة ثعباناً من نار مطوّقاً فی عنقه ینهش من لحمه حتّی یفرغ من الحساب، و هو قول اللّٰه تعالی سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ یَوْمَ الْقِیَٰمَةِ (3)یعنی ما بخلوا به من الزّکاة (4).
5 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بدترین مالها مالی است که از آن انفاق نشود و زکاتش پرداخت نگردد.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ بندهای درهمی را از راه حقّش باز نمیدارد جز اینکه دو برابر آن را در راه غیر حق هزینه میکند، و هیچ مردی حقّی از مال خود را باز نمیدارد جز اینکه خدای عزّ و جلّ آن را در روز قیامت به شکل ماری از آتش به گردن او میآویزد.
7 - از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده است:
هرکس چیزی از زکات خود را دریغ کند، آن مال در روز قیامت اژدهایی میشود و به گردن او میپیچد و پیوسته از گوشت او میخورد تا از حساب فارغ شود، و این است فرمودهی خداوند که «بزودی آنچه که بآن بخل ورزیدهاند، در روز رستاخیز طوق گردنشان میشود». یعنی آنانی که از دادن زکات بخل میورزند.
1 - عن أبی جعفر الباقر علیه السلام قال: إنّ اللّٰه تبارک و تعالی یبعث یوم القیامة ناساً من قبورهم، مشدودة أیدیهم إلی أعناقهم، لایستطیعون أن یتناولوا بها قِیس أنمُلة، (1)معهم ملائکة یعیّرونهم تعییراً شدیداً، یقولون:
هؤلاء الّذین منعوا خیراً قلیلاً من خیرٍ کثیر، هؤلاء الّذین أعطاهم اللّٰه فمنعوا حقّ اللّٰه فی أموالهم (2).
2 - عنالباقر علیه السلام قال: إنّ الشّمس لتطلعومعهاأربعة أملاک. ملَک ینادی:
یا صاحب الخیر! أتمّ وأبشر، وملَک ینادی: یا صاحب الشرّ! انزع وأقصر، وملَک ینادی: أعط منفقاً خلَفاً وآت ممسکاً تلفاً، وملَک ینضحها بالماء ولولا ذلک اشتعلت الأرض (3).
1 - امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی روز قیامت مردمانی را از گورهایشان بر میانگیزد که دستهایشان به گردنهایشان بسته شده است و به اندازهی سرانگشتی نمیتوانند [چیزی] بگیرند. فرشتگانی همراه آنان هستند که آنان را سخت سرزنش میکنند [و] میگویند:
اینها کسانیاند که با جلوگیری از خیر اندک مانع خیر بسیار شدند، اینان کسانیاند که خدا عطایشان فرمود و آنان از دادن حقّ خداوند در اموالشان سرباز زدند.
2 - امام باقر علیه السلام فرمود: چون خورشید برآید چهار فرشته همراه او است :
فرشتهای ندا میکند «ای صاحب خیر! [خیر خود را] کامل کن و بشارتگیر»؛ و فرشتهای ندا میکند «ای صاحب شرّ! [از شرّ خود] دست کش و کوتاه کن»؛ و فرشتهای ندا میکند «عطا کن به انفاق کننده، جایگزین را و به بخیل، تلف [مال] را» و فرشتهای بر روی آن آب [رحمت و مهر] میپاشد و اگر این نبود زمین [دلها از کینه و بغض به هم] آتش میگرفت.
3 - عن الصادق علیه السلام قال: أنفق بالخلَف، واعلم أنّه مَن لم ینفق فی طاعةاللّٰه ابتلی بأن ینفق فی معصیة اللّٰه (1).
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن منع حقّاً للّٰهعزّ و جلّ أنفق فی باطلٍ مثلیه (2).
5 - قال علیّ علیه السلام : زوال النِعم بمنع حقوقاللّٰه منها وإهمال شکرها (3).
6 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : لا تقطعوا علیالسائل مسألته، فلولا أنّ المساکین یکذبون ما أفلح مَن ردّهم (4).
3 - امام صادق علیه السلام فرمود: باقیمانده را انفاق کن، و بدان هر که در راه فرمانبری از خدا هزینه نکند، گرفتار هزینه کردن در راه نافرمانی خدا میشود.
4 - امام صادق علیه السلام فرمود: هرکس از [ادای] حقّ خداوند خودداری کند، دو برابر آن را در راه باطل هزینه نماید.
5 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: نابودی نعمتها به سبب نپرداختن حقوق خدا از آنها و ناسپاسی در برابر آنها است.
6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: درخواست سائل را رد نکنید که اگر نبود این که [برخی] فقرا دروغ میگویند، رد کنندهی آنان رستگار نمیشد.
1 - عن أبیجعفر علیه السلام قال:
کان فیما ناجی اللّٰه عزّ و جلّ به موسی علیه السلام قال: یا موسی! أکرم السائل ببذلٍ یسیر أو بردٍّ جمیل، لأنّه یأتیک مَن لیس بإنس ولا جانّ، ملائکة من ملائکة الرحمن یبلونک فیما خوّلتک ویسألونک عمّا نوّلتک، فانظر کیف أنت صانع یا ابن عمران (1).
2 - عن الباقر علیه السلام قال: ما سئل [النبیّ صلی الله علیه و آله ] شیئاً قطّ فیقول «لا»، إن کان أعطی، وإن لم یکن قال «یکون». وما أعطی علی اللّٰه شیئاً قطّ إلّاسلّم ذلک إلیه، حتّی أن کان لیعطی الرجل الجنّة فیسلّم اللّٰه ذلکله (2).
3 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال:
ما سئل [النبیّ صلی الله علیه و آله ] شیئاً قطّ 1 - امام باقر علیه السلام فرمود:
از جمله اسراری که خداوند با موسی در میان گذاشت این بود که فرمود:
ای موسی! سائل را یا با بخشش اندک گرامی بدار یا با برگرداندن زیبا و مهربانانه؛
زیرا [چه بسا] کسانی نزد تو آیند که نه انساناند و نه جنّ، بلکه فرشتههایی از فرشتگان خدای رحمان هستند که تو را در آنچه به تو واگذاردهام میآزمایند و از آنچه به تو بخشیدهام درخواست میکنند، پس دقت کن چگونه رفتار میکنی ای فرزند عمران!
2 - امام باقر علیه السلام فرمود:
هرگز از پیامبر چیزی خواسته نشد که بفرماید نه.
اگر بود عطا میکرد و اگر نبود میفرمود «میرسد». و هرگز بر خدا عطای چیزی را ضمانت نکرد مگر این که خدا آن را به او داد.
حتی اگر بهشت را به شخصی عطا میکرد خدا آن را به او میداد.
3 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
هرگز از [پیامبر صلی الله علیه و آله ] تقاضایی نشد
فقال «لا» وما ردّ سائلاً حاجة إلّا بها أو بمیسورٍ من القول (1).
4 - قال علیّ علیه السلام : یا کمیل! لاتردّ سائلاً ولو من شطر حبّة عنب أو شقّ تمرة، فإنّ الصّدقة تنمو عند اللّٰه (2).
5 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : لا تردّوا السائل ولو بظلفٍ محترق (3).
6 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله : إذا طرقکم سائل ذَکرٌ بلیل فلا تردّوه (4).
7 - قال أبوجعفرالباقر علیه السلام : أعط السائل ولو کان علی ظهر فرس (5).
8 - قال بعضهم: کنّا جلوساً علی باب دار أبی عبداللّٰه علیه السلام بکرة، فدنا سائل إلی باب الدار فسأل فردّوه فلامهم لائمةً شدیدة وقال: أوّل سائل قامعلیباب الدّار فسأل فرددتموه؟ أطعموا ثلاثة، ثمّ أنتم بالخیار علیه، إن شئتم أن تزدادوا فازدادوا، وإلّا فقد أدّیتم حقّ یومکم.
که بفرماید «نه».
و هیچ سائلی را ردّ نکرد مگر اینکه یا حاجت او را برآورده ساخت یا با کلام نرم و آمیخته با لطف او را بازگرداند.
4 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: ای کمیل! سائل را رد نکن اگر چه به قسمتی از دانهی انگور یا نصف خرما باشد که همانا صدقه نزد خداوند رشد مییابد.
5 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سائل را رد نکنید اگر چه به یک سُم سوخته باشد.
6- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اگر مرد سائلی شبانه درب خانه شما را زد، او را رد نکنید.
7 - امام باقر علیه السلام فرمود: به سائل عطا کنید حتی اگر سوار اسب باشد.
8 - راوی میگوید: صبحگاهی مقابل درب خانهی امام صادق علیه السلام نشسته بودیم.
سائلی نزدیک درب خانه آمد و کمک خواست. او را رد کردند.
حضرت آنان را شدیداً سرزنش کرد و فرمود:
نخستین سائلی را که به درب خانه آمد و درخواست کرد، رد کردید؟!
باید سه سائل را غذا دهید و آنگاه اختیار با شماست؛
اگر خواستید، به تعداد بیشتری بدهید، و اگر هم ندادید، تکلیف آن روزتان را انجام دادهاید.
وقال علیه السلام : أعطوا الواحد والإثنین والثلاثة، ثمّ أنتم بالخیار (1).
9 - عن الثّمالی قال: صلّیت مع علیّ بن الحسین علیهما السلام الفجر بالمدینة یوم الجمعة، فلمّا فرغ من صلاته وسُبحته نهض إلی منزله وأنا معه، فدعا مولاةً له تسمّی سکینة فقال لها:
لا یعبر علی بابی سائل إلّا أطعمتموه، فإنّ الیوم یوم الجمعة، قلت له: لیس کلّ مَن یسأل مستحقّاً؟
فقال: یا ثابت! أخاف أن یکون بعض مَن یسألنا محقّاً فلا نطعمه ونردّه فینزل بنا أهل البیت ما نزل بیعقوب وآله، أطعموهم أطعموهم... (2).
10 - قال علیه السلام : إنّا لنعطی غیر المستحقّ حذراً من ردّ المستحقّ (3).
و فرمود: به سائل اوّل و دوّم و سوّم عطا کنید، سپس اختیار باشما است.
9 - ابوحمزهی ثمالی میگوید:
با امام سجاد علیه السلام نماز صبح را روز جمعه در مدینه به جای آوردم.
حضرت چون نماز و تسبیحش را تمام کرد، بلند شد و به سوی منزل رفت و من با ایشان بودم. کنیزش را که سکینه نام داشت صدا کرد و فرمود:
سائلی از در خانهی من عبور نکند مگر اینکه او را اطعام کنید [غذا دهید] که امروز روز جمعه است.
عرض کردم: هر سؤال کنندهای مستحق نیست.
فرمود ای ثابت! از آن بیم دارم که کسی مستحق باشد و او را اطعام نکنیم و رد کنیم و بر ما اهل بیت، آن [بلایی] فرود آید که بر یعقوب و آل او فرود آمد. آنان را اطعام کنید، آنان را اطعام کنید... .
10 - یکی از امامان علیهم السلام فرموده است:
ما غیر مستحق را احسان میکنیم از بیم آنکه مستحق رد نشود.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
یَٰأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَٰتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بَِاخِذِیهِ إِلَّآ أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (1).
2 - وَیَسَْلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَ ٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْأیَٰتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ (2).
3 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ وجلّ یَٰأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُوامِن طَیِّبَٰتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَیَمَّمُواالْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ (3)قال: کان رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله إذا أمر بالنّخل أن یزکّی یجیء قوم بألوان من تمر وهو من أردی التّمر، یؤدّونه من زکاتهم تمراً یقال له «الجعرور و المعافارة»، قلیلة اللّحا عظیمة النّوی 1 - خداوند متعال فرمود: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بهترین آنچه به دست آوردهاید و از آنچه از زمین برایتان برآوردهایم انفاق کنید، و [چیزهای] پست را که خودتان جز با چشمپوشی نمیپذیرید، برای انفاق منظور نکنید و بدانید که خدا بینیاز ستوده است.
2 - و از تو میپرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو:
مازاد نیازمندی خود را. خدا بدین سان آیات خود را برای شما روشن میسازد تا بیندیشید.
3 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّ و جلّ که میفرماید «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از چیزهای پاکیزهای که به دست آوردهاید، و از آنچه برای شما از زمین بر آوردهایم، انفاق کنید و در پی ناپاک آن نروید که از آن انفاق کنید» فرمود:
چون رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور میداد که زکات خرما را بپردازند گروهی انواعی از خرما را میآوردند که از نا مرغوبترین خرما بود و زکاتشان را از آن میپرداختند، خرماهایی که به آنها «جعرور و معافارة» میگفتند که پوست [گوشت] آن ها اندک و هستههاشان بزرگ بود.
وکان بعضهم یجیء بها عن التّمر الجیّد، فقال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
لاتخرصوا هاتین التّمرتین ولاتجیئوا منها بشیء، وفی ذلک نزل وَلَا تَیَمَّمُواالْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بَِاخِذِیهِ إِلَّآ أَن تُغْمِضُوافِیهِ والإغماض أن تأخذ هاتین التّمرتین (1).
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَٰتِ مَا کَسَبْتُمْ (2)فقال: کان القوم قد کسبوا مکاسب سوء فی الجاهلیّة فلمّا أسلموا أرادوا أن یخرجوها من أموالهم لیتصدّقوا بها فأبی اللّٰه تبارک وتعالی إلّاأن یخرجوا من أطیب ماکسبوا (3).
5 - عن عثمان بن عیسی عمّن حدّثه عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال قلت:
آیتان فی کتاب اللّٰه عزّ وجلّ أطلبهما فلا أجدهما قال علیه السلام : ...
وما الآیة الاُخری؟ قلت: قول اللّٰه عزّ وجلّ: وَ مَآ أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّ ٰزِقِینَ (4)برخی از آنان نیز زکات را از خرمای خوب میآوردند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این دو نوع خرما [جعرور و معافارة] را به حساب نیاورید و چیزی از آنها برای زکات نیاورید. و در این باره [این آیهی شریفه] نازل شده است «و در پی ناپاک آن نروید که [از آن] انفاق نمایید، در حالی که آن را [اگر به خودتان میدادند] جز با چشمپوشی [و بی میلی] نسبت به آن، نمیگرفتید.
حضرت فرمود: مقصود چشمپوشی از گرفتن این دو نوع خرما است.
4 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّ و جلّ، «از چیزهای پاکیزهای که به دست آوردهاید انفاق کنید»، فرمود:
گروهی در زمان جاهلیت از راههای نادرست اموالی بهدست آورده بودند و چون اسلام آوردند خواستند آنهارااز اموالشان خارج کنند و صدقه دهند. خداوند تبارک و تعالی نپذیرفت مگر اینکه آنچه میدادند از پاکیزهترین اموالی بود که به دست آوردهاند.
5 - عثمان بن عیسی از شخصی نقل میکند: به امام صادق علیه السلام عرض کردم دو آیه در کتاب خدا است که آن دو را میجویم ولی نمییابم[به وعدهای که در آنها داده شده دست نمییابم] فرمود: ... و آیهای دیگر کدام است؟ عرض کردم: این سخن خدای عزّ و جلّ که «و هر چیزی را انفاق کنید پس خداوند جایگزینش میکند و او است بهترین روزیدهندگان».
وإنّی انفق ولا أری خلَفاً.
قال: أفتری اللّٰه عزّ وجلّ أخلف وعده؟ قلت: لا.
قال: فممّ ذلک؟ قلت: لا أدری.
قال: لو أنّ أحدکم اکتسب المال من حِلّه وأنفقه فی حِلّه لم ینفق درهماً إلّاأخلف علیه (1).
6 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : أفضل الصّدقة صدقة تکون عن فضل الکفّ (2).
و من انفاق میکنم ولی عوضی برای آن نمیبینم.
فرمود: آیا میپنداری که خدای عزّ و جلّ در وعدهای خود تخلّف میکند؟ عرض کردم: نه .
فرمود: پس چیست؟ عرض کردم:
نمیدانم.
فرمود: اگر یکی از شما مالی را از راه حلالش به دست آورد و آن را در راه حلالش هزینه کند، هیچ درهمی را انفاق نکند مگر این که جایگزینش به او برسد.
6 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: برترین صدقه، صدقهای است که با گشاده دستی باشد.
(1) 1 - قال اللّٰه تبارک و تعالی:
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَٰتُهُمْ إِلآَّ أَنَّهُمْ کَفَرُوابِاللّٰهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا یَأْتُونَ الصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمْ کُسَالَیٰ وَلَا یُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ کَٰرِهُونَ (2).
2 - قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِّن صَدَقَةٍ یَتْبَعُهَآ أَذیً وَاللّٰهِ غَنِیٌّ حَلِیمٌ (3).
3 - وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ ٰلَهُمْ رِئَآءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْأخِرِ وَمَن یَکُنِ الشَّیْطَٰنُ لَهُ قَرِینًا فَسَآءَ قَرِینًا (4).
4 - الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ ٰلَهُمْ فٖی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ لَایُتْبِعُونَ مَآ أَنفَقُوامَنًّا وَ لَآأَذیً لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (5).
5 - وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواوَ لَمْ یَقْتُرُواْوَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (6).
1 - خداوند متعال فرمود: و چیزی مانع قبول انفاقهایشان نشد جز اینکه آنها خدا و رسول او را منکر شدند و جز با کسالت نماز نمیگزارند و جز به کراهت انفاق نمیکنند.
2 - سخن خوش [با نیازمندان] و گذشت، از صدقهای که آزاری در پی دارد بهتر است و خدا بینیاز بردبار است.
3 - و کسانی که اموال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق میکنند و به خدا و قیامت اعتقاد ندارند [همنشین شیطانند]. و کسی که شیطان همدم وی باشد بد همدمی است.
4 - کسانی که مالشان را در راه خدا میبخشند و به دنبال بخشش خود منّت و آزاری نمیآورند، اجرشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه بیمی بر آنها است و نه اندوهگین شوند.
5 - وکسانی که هرگاه انفاق کنند نه اسراف مینمایند و نه سختگیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.
6 - عن هشام بن المثنّی قال:
سأل رجلٌ أبا عبداللّٰه علیه السلام عن قول اللّٰه عزّ و جلّ وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (1)فقال: کان فلان بن فلان الأنصاری - سمّاه - وکان له حرثٌ، وکان إذا أخذ یتصدّق به ویبقی هو وعیاله بغیر شیءٍ فجعل اللّٰه عزّ و جلّ ذلک سرَفاً (2).
7 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : یجیء أحدکم بماله کلّه فیتصدّق به ویجلس یتکفّف الناس؛ إنّما الصدقة عن ظهر غنی (3).
8- عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إذا جاد اللّٰه تبارک و تعالی علیکم فجودوا، وإذا أمسک عنکم فأمسکوا، ولاتجاودوا اللّٰه فهو الأجود (4).
6 - هشام بن مثنی میگوید: شخصی از امام صادق علیه السلام دربارهی این سخن خداوند متعال پرسید که فرمود «و حقّ [بینوایان از] آن را روز بهره برداری از آن بدهید، و زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد».
حضرت فرمود: فلانی فرزند فلانی از قبیلهی انصار - حضرت نام او را برد - دارای زراعت و کشتزاری بود و چون محصول آن را به دست میآورد همه را صدقه میداد و برای خود و عیالش چیزی باقی نمیماند؛ خداوند این را اسراف قرار داد.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برخی از شما همهی اموالی را که به دست میآورند صدقه میدهند، و مینشیند از مردم گدایی میکنند؛ صدقه باید ازروی بینیازی باشد.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه خدای تبارک و تعالی بر شما بخشید شما هم ببخشید، و هرگاه از شما بازداشت، شما نیز بازدارید [و دست بکشید] و در بخشش، با خداوند رقابت نکنید که او بخشندهتر است.
مواسات در مال به معنی شریک کردن یا صاحب اختیار کردن دیگری در مال خود، یا به او اجازهی تصرف دادن است. در مجمع البحرین، مواساة الإخوان (1)به معنای مشارکت با برادران در رزق و روزی و مخارج و وسایل زندگی، دانسته شده است.
1 - عن المعلّی بن خنیس قال:
قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : ما حقُّ المؤمن علی المؤمن؟ قال: سبعة حقوق واجبات ما فیها حقٌّ إلّا وهو واجبٌ علیه، وإن خالفه خرج من ولایة اللّٰه وترک طاعته ولم یکن للّٰهعزّ و جلّ فیه نصیب.
قال قلت: جعلت فداک حدّثنی ماهی؟
قال: ویحک یا معلّی! إنّی شفیقٌ علیک أخشی أن تضیّع 1 - معلّی بن خنیس میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: حق مؤمن بر مؤمن چیست؟
حضرت فرمود: هفت حق واجب که هر یک از آنها بر او لازم است و اگر ادا نکند از ولایت خدا بیرون رفته و فرمانبری خدا را رها کرده است و خدا را در او بهرهای نیست.
عرض کردم: فدایت شوم! به من بگویید این حقوق چیست؟
فرمود:
وای ای معلی! من به تو مهربانم، بیم دارم که آن را تباه کنی
1) (1)) مجمع البحرین: ج 1 / 49
ولا تحفظ، وتعلم ولا تعمل.
قلت: لا قوّة إلّاباللّٰه.
قال: أیسر منها أن تحبَّ له ما تحبُّ لنفسک وتکره له ما تکره لنفسک؛
والحقُّ الثّانی أن تمشی فی حاجته وتبتغی رضاه ولا تخالف قوله؛
والحقُّ الثالث أن تصِله بنفسک ومالک ویدک ورجلک ولسانک؛
والحقُّ الرابع أن تکون عینه ودلیله ومرآته وقمیصه. والحقُّ الخامس أن لاتشبَع ویجوع، ولا تلبَس ویعری، ولا تروی ویظمأ؛
والحقُّ السادس أن یکون لک امرأة وخادم ولیس لأخیک امرأة ولا خادم، أن تبعث خادمک فتغسل ثیابه وتصنع طعامه وتمهّد فراشه، فإنّ ذلک کلّه إنّما جعل بینک وبینه؛
والحقُّ السابع أن تبرَّ قَسَمه وتجیب دعوته وتشهد جنازته وتعوده فی مرضه وتشخص بدنک فی قضاء حاجته ولا تُحوِجَه إلی أن یسألک ولکن تبادر إلی قضاء حوائجه.
فإذا فعلت ذلک به وصلتَ ولایتک بولایته و ولایته بولایة اللّٰه عزّو جلّ (1).
و نگه نداری، و بدانی و عمل نکنی.
عرض کردم: توانایی جز به وسیلهی خدا نیست.
فرمود: آسانترین آنها این است که آنچه را برای خود دوست میداری برای او دوست بداری و آنچه را برای خود خوش نداری برای او خوش نداری؛
حق دوم این است که در برآوردن حاجتش بکوشی و خشنودیاش را بهدست آوری و با سخن او مخالفت نکنی؛
حق سوم این است که با جان، مال، دست، پا و زبان خود به او کمک کنی؛ حق چهارم این است که چشم او، راهنمای او، آینهی او و پیراهن او باشی؛
حق پنجم این است که سیر نباشی در حالی که او گرسنه است، پوشیده نباشی در حالی که او عریان است، سیراب نباشی در حالی که او تشنه است؛
حق ششم این است که اگر همسر و خدمتکار داری و او نه همسر دارد و نه خدمتکار، خدمتکار خود را بفرستی تا جامههای او را بشوید و خوراکش را بپزد و بسترش [استراحتگاهش] را بگسترد، زیرا همهی اینها میان تو و او قرار داده شده است؛
حق هفتم این است که به سوگند او وفا کنی و درخواستش را بپذیری و در تشییع جنازهاش حاضر شوی و در بیماریش او را عیادت کنی و بدنت را در برآوردن حاجتش به کار اندازی و منتظر نشوی تا از تو درخواست کند، بلکه پیش از درخواست او حاجتهایش را برآوری. چون چنین کنی دوستی خود را به دوستی او پیوند زدهای و دوستی او را به دوستی خدای عزّ و جلّ متصل ساختهای.
1) (1)) الخصال: 350 ح 26.
2 - عن ابن أعین قال: کتب بعض أصحابنا یسألون أباعبداللّٰه علیه السلام عن أشیاء وأمرنی أن أسأله عن حقّ المسلم علی أخیه، فسألته فلم یجبنی، فلمّا جئت لأودّعه قلت:
سألتکم فلم تجبنی.
قال: إنّی أخاف أن تکفروا.
إنّ من أشدّ ما افترض [اللّٰه] علی خلقه ثلاث خصال: إنصاف المؤمن من نفسه حتّی لا یرضی لأخیه من نفسه إلّاما یرضی لنفسه، ومواساة الأخ فی المال، و ذِکر اللّٰه علی کلّ حال؛
لیس «سبحان اللّٰه والحمد للّٰه ولا إله إلّااللّٰه» ولکن عندما حرّم اللّٰه علیه فیدَعه (1).
3 - عن أبان بن تغلب قال: کنت أطوف مع أبیعبداللّٰه علیه السلام فعرض لی رجلٌ من أصحابنا قد سألنی الذهاب معه فی حاجة. فأشار إلیَّ أن أدَع أباعبداللّٰه علیه السلام وأذهب إلیه. فبینا أنا أطوف إذ أشار إلیَّ أیضاً، فرآه أبوعبداللّٰه علیه السلام ، فقال:
یا أبان! إیّاک یرید هذا؟ قلت: نعم.
قال: ومَن هو؟ قلت: رجلٌ من أصحابنا؛ -
2 - ابن اعین میگوید: برخی یاران ما نامه نوشتند تا از امام صادق علیه السلام مطالبی را بپرسند و از من خواستند که از حضرت دربارهی حق مسلمان بر برادرش بپرسم. پس من از حضرت پرسیدم ولی پاسخم نداد. چون خواستم از حضرت خداحافظی کنم عرض کردم: از شما پرسیدم و پاسخم ندادید.
فرمود: بیم دارم ناسپاسی کنید. به راستی از واجبات مورد تأکید خداوند سه چیز است:
میان مؤمن و خود، منصفانه رفتار کردن، تا جایی که نپسندد برای برادرش از جانب خود جز آنچه آن را برای خود میپسندد؛ و مواسات برادر مسلمان در مال؛ و یاد خدا در هر حال.
یاد خدا تنها گفتن «سبحاناللّٰه و الحمد للّٰه ولا إله إلّااللّٰه» نیست، بلکه [این است که] هنگام رو به رو شدن با حرام آن را ترک کند.
3 - ابان بن تغلب میگوید: همراه امام صادق علیه السلام طواف میکردم که یکی از یاران ما رسید و از من خواست که با او در پی حاجتی برویم و با دست خود اشاره کرد که امام صادق علیه السلام را واگذارم و به سوی او بروم.
پس در حالی که ما طواف میکردیم دوباره به من اشاره کرد. امام صادق علیه السلام او را دید و فرمود:
ای ابان آیا تو را میخواهد؟ عرض کردم: آری.
فرمود: او کیست؟ عرض کردم: یکی از یاران ما است.
1) (1)) مصادقة الإخوان: 40 ح3.
قال: هو مثل ما أنت علیه؟ قلت: نعم. قال:
فاذهب إلیه فاقطع الطواف.
قلت: وإن کان طواف الفریضة؟
قال: نعم. قال: فذهبت معه. ثمّ دخلت علیه بعد، فسألته، قلت:
أخبرنی عن حقّ المؤمن علی المؤمن. قال: یا أبان! دعه لا تریده.
قلت: جعلت فداک. فلم أزل أردّ علیه. قال: یا أبان! تقاسمه شطر مالک. ثمّ نظر فرأی ما دخلنی.
قال: یا أبان! أما تعلم أنّ اللّٰه قد ذکر المؤثرین علی أنفسهم؟ قلت: بلی جعلت فداک.
قال: إذا أنت قاسمته فلم تؤثره بعدُ، تؤثره إذا أنت أعطیته من النصف الآخر (1).
4 - عن المفضّل بن عمر قال: قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : إختبر شیعتنا فی خصلتین، فإن کانتا فیهم، و إلّا فاعزب ثمّ اعزب، قلت: ما هما؟
قال: المحافظة علی الصلوات فی مواقیتهنَّ، والمواساة للإخوان و إن کان الشیء قلیلاً (2).
فرمود: آیا او بر همان عقیده است که تو داری؟ عرض کردم: آری.
فرمود: طواف را قطع کن و به سویش برو.
عرض کردم: گرچه طواف واجب باشد؟
فرمود: آری. پس من همراه او رفتم.
بعدخدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و به حضرت عرض کردم: از حق مؤمن بر مؤمن آگاهم فرما.
فرمود: ای ابان از این امر در گذر که آن را نمیخواهی. عرض کردم فدایت شوم؛ و مکرّر پرسیدم.
حضرت فرمود: ای ابان! آیا مال خود را با او به نصف تقسیم میکنی؟ آنگاه حضرت به من نگریست و نگرانی مرا دید.
فرمود: ای ابان! آیا میدانی که خداوند از کسانی که دیگران را بر خود ترجیح میدهند (ایثار کنندگان) یاد کرده است؟ عرض کردم:
آری، فدایت شوم.
فرمود: چون تو مال خود را با او تقسیم کنی او را برخود ترجیح ندادهای، بلکه هرگاه تو از نیمهی خود به او ببخشی او را بر خود ترجیح دادهای.
4 - مفضّل بن عمر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود: شیعیان ما را به دو ویژگی امتحان کن؛ اگر آن دو را داشتند [کاملند] و اگر نداشتند دوری کن، وباز دوری کن.
عرض کردم: آن دو کدامند؟
فرمود: رعایت وقت نمازها و شریک کردن برادران در اموال، هر چند اندک باشد.
5 - قال أبو عبد اللّٰه علیه السلام : قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : ثلاثة لاتطیقها هذه الاُمّة: المواساة للأخ فی ماله، وإنصاف الناس من نفسه، وذِکر اللّٰه تعالی علی کلّ حال، ولیس هو «سبحان اللّٰه والحمد للّٰهولا إله إلّا اللّٰه واللّٰه أکبر» فقط، ولکن إذا ورد علی ما یحرم خاف اللّٰه (1).
6 - عن إسحاق بن عمّار قال:
کنت عند أبی عبداللّٰه علیه السلام فذکر مواساة الرّجل لإخوانه وما یجب لهم علیه، فدخلنی من ذلک أمرٌ عظیم عرف ذلک فی وجهی، فقال: إنّما ذلک إذا قام القائم، وجب علیهم أن یجهّزوا إخوانهم وأن یقوّوهم (2).
7 - عن السجّاد علیه السلام - من دعائه بعد رکعتی الزّوال - :
اللّٰهمّ... وارزقنی مواساة مَن قتّرت علیه من رزقک بما وسّعت علیَّ من فضلک (3).
5 - امام صادق علیه السلام فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: این امت تحمل سه چیز را ندارند: شریک کردن برادر [دینی] در مال خود، میان خود و مردم منصفانه رفتار کردن، و یاد خدای تعالی در هر حال.
و ذکر و یاد خدا تنها «سبحان اللّٰه و الحمدللّٰه و لا إله إلّااللّٰه و اللّٰه أکبر» نیست، بلکه [این است که] چون با حرام برخورد کرد از خدا بترسد.
6 - اسحاق بن عمّار میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم. آن حضرت دربارهی مواسات با برادران دینی و حقوقی که آنان بر انسان دارند سخن گفت. هراس بزرگی به دلم راه یافت آن چنان که در چهرهام نمایان شد.
حضرت فرمود: این، زمانی خواهد بود که قائم [ما] قیام کند. [در آن زمان] بر آنان واجب است که برادرانشان را مجهّز کنند و آنها را نیرومند سازند.
7 - امام سجاد علیه السلام در ضمن دعای خود بعد از دو رکعت نماز پس از زوال خورشید، میفرمود:
بارالها! ... و با فضل گستردهای که به من عطا کردی مواسات و کمک به کسی که روزی خود را بر او تنگ و سخت گرفتهای روزیام فرما.
8 - عن الوصّافی عن أبیجعفر علیه السلام قال: قال (لی): یا أبا إسماعیل! أرأیتَ فیما قبلکم إذا کان الرّجل لیس له رداءٌ و عند بعض إخوانه فضل رداءٍ یطرح علیه حتّی یصیب رداءً؟
قال قلت: لا.
قال: فإذا کان لیس عنده إزار یوصل إلیه بعض إخوانه بفضل إزارٍ حتّی یصیب إزاراً؟ قلت: لا.
فضرب بیده علی فخذه ثمّ قال: ما هؤلاء بإخوة (1).
8 - وصّافی میگوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای أبااسماعیل! به من بگو آیا در میان شما چنین هست که اگر یکی از شما عبا نداشت و دیگری عبای اضافی داشت، آن را بردوش او افکند تا او از عبا بهرهمند شود؟
عرض کردم: نه.
فرمود: چون یکی از شما جامه نداشت، یکی از برادرانش جامهی اضافی که دارد به او میرساند تا او از داشتن جامه بهرهمند شود؟
عرض کردم: نه.
حضرت دست خود را روی رانش زد و فرمود: اینان برادر نیستند.
1) (1)) مصادقة الإخوان: 36 ح 1.
1 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ وجلّ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْأخِرَةِ حَسَنَةً (1)قال: رضوان اللّٰه والجنّة فی الآخرة، والسّعة فی الرزق والمعایش، وحُسن الخُلق فی الدّنیا (2).
2 - عن الرّضا علیه السلام قال:
صاحب النّعمة یجب علیه التّوسعة عن عیاله (3).
3 - عن علیّ بن الحسین علیهما السلام قال: أرضاکم عنداللّٰه أسبغکم علیعیاله (4).
1 - امام صادق علیه السلام در تفسیر سخن خداوند عزّ و جلّ که میفرماید: «پروردگارا ما را [هم] در دنیا نیکی عطا کن و [هم] در آخرت».
فرمود: [این نیکی] خشنودی خداوند و بهشت در آخرت است، و گشایش در رزق و امور زندگی، و اخلاق نیک در دنیا.
2 - امام رضا علیه السلام فرمود:
بر صاحبان نعمت لازم است که زندگی خانوادهی خود را توسعه بخشند.
3 - امام سجّاد علیه السلام فرمود:
پسندیدهترین شما نزد خدا کسی است که هزینهی زندگی خانوادهاش را بهتر تأمین کند.
4 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : أفضل دینارٍ دینارٌ أنفقه الرّجل علی عیاله، ودینارٌ أنفقه علی دابّته فی سبیل اللّٰه، ودینارٌ أنفقه علی أصحابه فی سبیل اللّٰه.
ثمّ قال: وأیّ رجلٍ أعظم أجراً من رجلٍ سعی علی عیاله صغاراً، یعفّهم ویغنیهم اللّٰهُ به (1).
5 - عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله قال:
تحت ظلّ العرش یوم لا ظلّ إلّا ظلّه رجلٌ خرج ضارباً فی الأرض یطلب من فضل اللّٰه ما یکفّ به نفسه، ویعود به علی عیاله (2).
6 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : ملعون ملعون مَن ألقی کَلّه علی النّاس.
ملعونملعونمَن ضیّع مَن یعول (3).
7 - عن زرارة قال: سمعت أبا عبداللّٰه علیه السلام یقول: ثلاثة إن یعلمهنّ المؤمن کانت زیادة فی عمره و بقاء النعمة علیه، فقلت: و ما هنّ؟ قال:
...واصطناعه المعروف إلی أهله (4).
4 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برترین دینار دیناری است که شخص آن را برای خانوادهی خود هزینه کند و دیناری است که آن را در راه خدا برای مرکب خود هزینه کند و دیناری است که آن را در راه خدا برای یاران خود هزینه نماید.
آنگاه حضرت فرمود: پاداش کدام مرد بزرگتر از مردی است که برای [تأمین نیاز] فرزندان صغیر خود بکوشد تا خداوند به وسیلهی او پاکدامن و بینیازشان کند.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که به قصد کسب و کار سفر میکند و به اندازهی کفاف خود و هزینهی خانوادهاش، از فضل خدای عزّ و جلّ میجوید، زیر سایهی عرش قرار میگیرد در روزی که هیچ سایهای جز سایهی آن نیست.
6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بسیار از رحمت خدا دور است کسی که بار خود را بر دوش مردم بگذارد.
بسیار از رحمت خدا دور است کسی که خانوادهی خود را تباه سازد [و مخارج آنان را نپردازد].
7 - زراره میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم میفرمود: سه چیز است که اگر شخص مؤمن آنها را بداند موجب افزایش عمر او و ماندگاری نعمت برای او میشود.
عرض کردم: آنها چیست؟ فرمود: ...و نیکی کردن به خاندانش.
9 - عن الباقر عن آبائه علیهم السلام عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله أنّه نهی أن یُشبع الرّجل نفسه ویجیع أهله، وقال: کفی بالمرء هلاکاً أن یضیّع مَن یعول (1).
10 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
المؤمن یأکل بشهوة أهله، والمنافق یأکل أهله بشهوته (2).
11 - قال علیّ بن الحسین علیهما السلام :
لأن أدخل السوق ومعی دراهم أبتاع به لعیالی لحماً - وقد قرَموا - أحبّ إلیَّ من أن اعتق نسمة (3).
12 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
إذا کان الرّجل معسراً فیعمل بقدر ما یقوت به نفسه وأهله ولا یطلب حراماً فهو کالمجاهد فی سبیل اللّٰه (4).
13 - عن علیّ علیه السلام أ نّه قال:
ما غدوة أحدکم فی سبیل اللّٰه بأعظم من غدوته یطلب لولده وعیاله مایصلحهم (5).
9 - امام باقر علیه السلام از نیاکان خود نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله نهی فرمود از اینکه مرد، خود را سیر کند و خاندانش را گرسنه بگذارد، و فرمود:
برای نابودی مرد همین بس که نانخوران خود را تباه سازد [و مخارج شان را نپردازد].
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمن مطابق میل خاندانش میخورد و منافق، خاندانش مطابق میل او میخورند.
11- امام سجاد علیه السلام فرمود: به راستی اگر وارد بازار شوم و با چند درهمی که دارم برای عیالم گوشت بخرم - در حالی که آنان به خوردن گوشت اشتیاق داشته باشند - از آزاد کردن بردهای برایم خوشایندتر است.
12- امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه کسی تنگدست باشد و به اندازهای کار کند که خود و خانوادهاش را خوراک دهد و از پی حرام نرود، همچون پیکارگر در راه خدا است.
13 - امام علی علیه السلام فرمود: حرکت و تلاش هیچ یک از شما در راه خدا، بزرگتر از آن تلاشی نیست که به جهت فرزند و عیال خود انجام میدهد تا زندگی آنان را سامان بخشد.
14 - عن محمّد بن مسلم قال: قال رجلٌ لأبیجعفر علیه السلام : إنّ لی ضیعة بالجبل أستغلّها فی کلّ سنة ثلاث آلاف درهم، فاُنفق علی عیالی منها ألفی درهم وأتصدّق منها بألف درهم فی کلّ سنة.
فقال أبوجعفر علیه السلام : إن کانت الألفان تکفیهم فی جمیع ما یحتاجون إلیه لسنتهم فقد نظرت لنفسک ووفّقت لرُشدک وأجریت نفسک فی حیاتک بمنزلة ما یوصی به الحیّ عند موته (1).
14 - محمد بن مسلم میگوید: شخصی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: در ناحیهی کوهستان مِلکی دارم که در هر سال سه هزار درهم از آن بهره میبرم که دوهزار درهم آن را برای مخارج عیالم هزینه میکنم و هزار درهم آن را صدقه میدهم.
امام باقر علیه السلام فرمود: اگر دو هزار درهم، تمام نیازمندیهای سال آنان را کفایت میکند پس به راستی دربارهی خود به انصاف دست یافته و هدایت خود را به دست آوردهای و نفس خود را در زمان حیاتت آن گونه قرار دادهای که شخص زنده هنگام مردنش به آن سفارش میکند.
1) (1)) الکافی: 11/4 ح2
1 - عن رجل من حلوان قال:
کنت أطوف بالبیت، فأتانی رجل من أصحابنا فسألنی قرض دینارین، وکنت قد طفت خمسة أشواط، فقلت له اتمّ اسبوعی ثمّ أخرج، فلمّا دخلت فی السادس اعتمد علیَّ أبوعبداللّٰه علیه السلام ووضع یده علی منکبی. قال: فأتممت سبعی و دخلت فی الآخر لاعتماد أبیعبداللّٰه علیه السلام علیَّ، فکنت کلّما جئت إلی الرکن أومأ إلیَّ الرّجل.
فقال أبوعبد اللّٰه علیه السلام : مَن کان هذا یؤمی إلیک؟
قلت: جعلت فداک هذا رجلٌ من موالیک، سألنی قرض دینارین، قلت: اتمّ اسبوعی وأخرج إلیک، قال:
فدفعنی أبو عبداللّٰه علیه السلام وقال:
1 - مردی از اهل حلوان میگوید: دور کعبه طواف میکردم که یکی از یاران ما به نزدم آمد و از من دو دینار قرض خواست. این در حالی بود که من پنج دور از طواف را انجام داده بودم. به او گفتم دور هفتم را به پایان میرسانم و بعد میآیم. چون وارد دور ششم شدم امام صادق علیه السلام بر من تکیه داد و دست خود را بر شانهام گذاشت. من دور هفتم را به پایان بردم، ولی به دلیل تکیه دادن امام صادق علیه السلام بر من، وارد دور بعدی شدم؛ پس هرگاه به رکن میرسیدم آن مرد به من اشاره میکرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: آن مرد که به سویت اشاره میکند کیست؟
عرض کردم: فدایت شوم! از دوستداران شما است که دو دینار قرض از من میخواهد و به او گفتم دور هفتم را به پایان میبرم و به نزدش میروم. امام صادق علیه السلام مرا هُل داد و فرمود:
اذهب فأعطهما إیّاه. فظننت أنّه قال «فأعطهما إیّاه» لقولی قد أنعمت له (1).
فلمّا کان من الغد دخلت علیه و عنده عدّة من أصحابنا یحدّثهم، فلمّا رآنی قطع الحدیث وقال:
لأن أمشی مع أخٍ لی فی حاجة حتّی أقضی له أحبّ إلیَّ من أن اعتق ألف نسمة و أحمل علی ألف فرس فی سبیل اللّٰه مسرّجة ملجمة (2).
2 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : قال اللّٰه تعالی: المؤمنون إخوة، یقضی بعضهم حوائج بعض، و أقضی حوائجهم یوم القیامة (3).
3 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن قضی لمؤمنٍ حاجةً قضی اللّٰه له حوائج کثیرة أدناهنّ الجنّة (4).
«برو دو دینار را به او بده».
من گمان بردم این که حضرت فرمود دو دینار را به او بده به جهت آن است که من به او وعده داده بودم.
فردای آن روز خدمت حضرت رسیدم در حالی که عدّهای از اصحاب ما نزد او بودند و با آنان سخن میگفت.
چون مرا دید سخن خود را قطع کرد و فرمود:
این که همراه برادرم در پی برآوردن حاجت او بروم تا آن را برآورم، نزد من خوشتر است از اینکه هزار برده آزاد کنم و با هزار اسب زیندار لگام زده شده، در راه خدا به جهاد روم.
2 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای متعال فرموده است.
مؤمنان با هم برادرند. برخی از آنان حاجتهای برخی دیگر را بر میآورند؛ من هم در روز قیامت حوائج ایشان را برآورده میکنم.
3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه حاجتی از برادر مؤمن خود برآورد، خداوند حاجتهای بسیاری را از او برآورده کند که کمترین آنها بهشت است.
1) (1)) أنعمت له أیقلت له نعم.
2) (2)) المؤمن: 48 ح113، عنه المستدرک: 402/9 ح11185.
3) (3)) مصادقة الإخوان: 54 ح5،عنه الوسائل: 361/16 ح21765.
4) (4)) قرب الإسناد: 119 ح418،عنه البحار: 285/74 ونحوه فی ثواب الأعمال: 175 ح1 عن السجّاد علیه السلام ، والکافی: 193/2 ضمن ح1 ومصادقة الإخوان: 52 ح2 عن الصادق علیه السلام .
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ما قضی مسلمٌ لمسلمٍ حاجةً إلّا ناداه اللّٰه تبارک وتعالی: علیَّ ثوابک، ولا أرضی لک بدون الجنّة (1).
5 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
یؤتی بعبدٍ یوم القیامة لیست له حسنة، فیقال له:
اذکر تذکر هل لک من حسنة؟ قال: فیذکر فیقول:
یا ربّ! مالی من حسنة إلّا أنّ فلاناً عبدک المؤمن مرّ بی فطلب ماءاً یتوضّأ به لیصلّی فأعطیته.
قال: فیُدعی بذلک العبد المؤمن فیذکر ذلک فیقول: نعم یا ربّ، مررت به فطلبت منه فأعطانی فتوضّأت فصلّیت لک.
فیقول الربّ تبارک وتعالی: قد غفرت لک، أدخلوا عبدی الجنّة (2).
6 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال:
أوحی اللّٰه عزّ وجلّ إلی موسی علیه السلام أنّ من عبادی مَن یتقرّب إلیَّ بالحسنة 4 - امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ مسلمانی حاجت مسلمانی را برآورده نسازد جز اینکه خدای تبارک و تعالی او را ندا دهد: ثواب تو بر عهدهی من است و کمتر از بهشت را برایت نمیپسندم.
5 - امام صادق علیه السلام فرمود: روز قیامت بندهای را میآورند که هیچ کار نیکی ندارد. به او گفته میشود:
بیندیش آیا حسنهای را برای خود بیاد میآوری. پس مرور میکند و میگوید:
پروردگارا هیچ کار نیکی ندارم جز اینکه فلانی، بندهی مؤمن تو، روزی گذرش به من افتاد و از من آب خواست که وضو بسازد و نماز بگزارد و من به او آب دادم.
آنگاه آن بندهی مؤمن را فرا میخوانند و [گفته آن شخص را] برایش بازگو میکنند.
او میگوید: آری ای پروردگار! به او گذر کردم و از او آب خواستم. او به من داد که با آن وضو ساختم و برای تو نماز گزاردم.
خداوند تبارک و تعالی میگوید: تو را آمرزیدم؛ بندهام را به بهشت درآورید.
6 - امام باقر علیه السلام فرمود: خدای عزّ و جلّ به موسی علیه السلام وحی کرد: کسی از بندگانم با کار نیک به من تقرّب جوید
فاُحکّمه فی الجنّة. فقال موسی:
یا ربّ! وما تلک الحسنة؟ قال:
یمشی مع أخیه المؤمن فی قضاء حاجته قُضیت أو لم تُقض (1).
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ من أحبّ الأعمال إلی اللّٰه عزّ وجلّ إدخال السرور علی المؤمن وإشباع جوعته وتنفیس کربته وقضاء دَینه (2).
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
قضاء حاجة المؤمن خیرٌ من حُملان ألف فرس فی سبیل اللّٰه عزّ و جلّ وعتق ألف نسمة. وقال:
ما من مؤمنٍ یمشی لأخیه فی حاجةٍ إلّا کتب اللّٰه له بکلّ خطوةٍ حسنة، وحطّ بها عنه سیّئة، ورفع له بها درجة. وما من مؤمنٍ یفرّج عن أخیه المؤمن کربةً إلّافرّج اللّٰه عنه کربةً من کرَب الآخرة، وما من مؤمنٍ یعین مظلوماً إلّاکان ذلک أفضل من صیام شهر واعتکافه فی المسجد الحرام (3).
تا جایی که او را در بهشت فرمانروا قرار دهم [بهشت را در اختیارش گذارم].
موسی عرض کرد: پروردگارا آن کار نیک چیست؟
فرمود: اینکه همراه برادر مؤمنش در راه برآوردن حاجت او گام بردارد، خواه برآورده شود یا نشود.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود: از خوشایندترین کارها نزد خدای عزّ و جلّ شاد کردن مؤمن و سیر نمودن او و برطرف کردن گرفتاری او و ادای دین او است.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود: برآوردن حاجت مؤمن از [فرستادن] بار و بنهی هزار اسب در راه خدای عزّ و جلّ، و آزاد کردن هزار برده بهتر است.
و فرمود: هیچ مؤمنی در راه برآوردن حاجت برادرش گام بر ندارد جز اینکه خداوند در برابر هر گامی حسنهای برایش بنویسد و خطایی را از او بریزد و او را درجهای بالا ببرد؛
و هیچ مؤمنی اندوهی از برادر ایمانیاش را بر طرف نسازد مگر اینکه خداوند اندوهی از اندوههای آخرتش را برطرف سازد؛
و هیچ مؤمنی ستمدیدهای را کمک نکند مگر اینکه این کارش از روزهداری یک ماه همراه با اعتکاف در مسجدالحرام، برتر است.
9 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن ذهب مع أخیه فی حاجةٍ، قضاها أو لمیقضها، کان کمن عَبدَ اللّٰه (1).
10 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: مَن قضی حاجة لأخیه کنت واقفاً عند میزانه، فإن رجح و إلّاشفعت له (2).
11 - قال الصادق علیه السلام : لقضاء حاجة امرئٍ مؤمن أفضل من حجّة وحجّة وحجّة حتّی عدّ عشر حجج (3).
12 - عن أبیجعفر علیه السلام قال: إنّ المؤمن لترد علیه الحاجة لأخیه فلا تکون عنده فیهتمّ بها قلبه، فیدخله اللّٰه تبارک وتعالی بهمّه الجنّة (4).
13 - قال الصادق علیه السلام : مَن مشی فی حاجة أخیه المؤمن - یطلب بذلک ما عند اللّٰه - حتّی تقضی له، کتب اللّٰه عزّ و جلّ له بذلک مثل أجر حجّة وعمرة 9 - امام صادق علیه السلام فرمود: هرکه همراه برادر [ایمانی] خود در پی برآوردن حاجت او رود، - چه آن حاجت برآورده شود یا نه، - همچون کسی است که تمام عمر خود بندگی خدا کرده است.
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس حاجت برادر خود را برآورد من روز قیامت کنار ترازوی عملش میایستم؛ پس اگر حسناتش برتری پیدا نکند او را شفاعت میکنم.
11 - امام صادق علیه السلام فرمود: به راستی برآوردن حاجت شخص مؤمن برتر از حجّی است و حجّی و حجّی.
[راوی میگوید حضرت] تا ده حجّ شمرد.
12 - امام باقر علیه السلام فرمود: به راستی مؤمن، نیاز برادر ایمانیاش به او عرضه میشود و او توان برآوردن آن را ندارد و بدین جهت دلش اندوهگین میشود؛ پس خدای تبارک و تعالی او را به سبب اندوهش وارد بهشت میکند.
13 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه به طلب رضای خدا، در راه برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گام بردارد تا جایی که حاجت او برآورده شود، خدای عزّ و جلّ همچون پاداش یک حجّ و عمرهی
مبرورتین، وصوم شهرین من أشهر الحرم و اعتکافهما فی المسجد الحرام.
ومَن مشی فیها بنیّة ولم تُقض کتب اللّٰه له بذلک مثل حجّة مبرورة، فارغبوا فی الخیر (1).
14 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
تنافسوا فی المعروف لإخوانکم وکونوا من أهله، فإنّ للجنّة باباً یقال له «المعروف»، لایدخله إلّا مَن اصطنع المعروف فی الحیاة الدّنیا، فإنّ العبد لیمشی فی حاجة أخیه المؤمن فیوکّل اللّٰه عزّ و جلّ به ملَکین، واحداً عن یمینه وآخر عن شماله، یستغفران له ربّه ویدعوان بقضاء حاجته.
ثمّ قال: واللّٰه لرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله أسرّ بقضاء حاجة المؤمن إذا وصلت إلیه من صاحب الحاجة (2).
15 - عن أبی جعفر علیه السلام قال:
مَن قضی لأخیه المؤمن حاجةً پذیرفته شده و پاداش روزه گرفتن دو ماه حرام و اعتکاف آن دو ماه در مسجدالحرام برایش ثبت میکند.
و هرکه با نیّت الهی در این راه گام بردارد ولی آن حاجت برآورده نشود، خداوند برای او مانند ثواب یک حجّ پذیرفته شده بنویسد؛
پس در انجام کار خیر کوشا باشید.
14 - امام صادق علیه السلام فرمود: در نیکی کردن به برادرانتان رقابت کنید و اهل نیکی باشید؛ زیرا برای بهشت دری است که آن را «معروف» [نیکی] گویند و از آن در وارد نشود جز کسی که در زندگی دنیا کار نیک کرده باشد.
چون بنده در راه برآوردن حاجت برادر ایمانی خود گام برمیدارد، خداوند عزّ و جلّ دو فرشته را بر او میگمارد؛ یکی طرف راست او و دیگری طرف چپش که برای او از پروردگارش آمرزش میخواهند و برای برآورده شدن حاجت او دعا میکنند.
آنگاه حضرت فرمود: به خدا سوگند وقتی خبر برآورده شدن حاجت مؤمن به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله میرسد، آن حضرت شادتر از آن کسی میشود که به حاجتش دست یافته است.
15 - از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
هر که حاجت برادر مؤمن خود را برآورد خداوند در برابر آن
کتب اللّٰه بها عشر حسنات، ومحا عنه عشر سیّئات، و رفع له بها عشر درجات، و کان عِدل عشر رقاب، و صوم شهر و اعتکافه فی المسجد الحرام (1).
16 - قال الإمام الحسین علیه السلام :
اعلموا أنّ حوائج الناس إلیکم من نِعم اللّٰه علیکم، فلا تملّوا النِعم فتتحوّل إلی غیرکم.
واعلموا أنّ المعروف مکسبٌ حمداً، ومعقبٌ أجراً، فلو رَأیتم المعروف رجلاً لرأیتموه حسناً جمیلاً یسرّ الناظرین ویفوق العالمین.
ولو رأیتم اللؤم رأیتموه سمجاً قبیحاً مشوماً تنفر منه القلوب وتغضّ دونه الأبصار... (2).
17 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: مَن أجری اللّٰه علی یده فرَجاً لمسلم فرّج اللّٰه عنه کرب الدّنیا والآخرة (3).
ده حسنه بنویسد،
و ده بدی از او بزداید،
و او را ده درجه بالا ببرد،
و برایش ثوابی است برابر آزادی ده برده و روزهی یک ماه به همراه اعتکاف در مسجدالحرام.
16 - امام حسین علیه السلام فرمود:
بدانید نیازمندیهای مردم که به نزد شما میآورند از نعمتهای خداوند بر شما است؛
پس نعمتها را به ستوه نیاورید که به غیر شما منتقل میشوند.
و بدانید که کار نیک موجب ستایش میشود و پاداش به دنبال دارد؛
پس اگر نیکی به صورت انسانی در میآمد او را آنچنان نیکو و زیبا میدیدید که بینندگان را شاد میکرد و بر اهل جهان برتری داشت.
و اگر پستی [و تبهکاری] را میدیدید، او را آنچنان بدترکیب و زشتمنظر میدیدید که دلها از او نفرت پیدا میکرد و دیدگان از دیدن او بسته میشد... .
17 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
هر کس خداوند به دست او گرفتاری مسلمانی را برطرف سازد، خداوند گرفتاریهای دنیا و آخرت او را برطرف میسازد.
18 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام [قال]:
إنّ اللّٰه عزّ و جلّ انتخب قوماً من خلقه لقضاء حوائج فقراء من شیعة علیّ علیه السلام لیثیبهم بذلک الجنّة (1).
19 - قالت عائشة: ... ولا سئل [النبیّ صلی الله علیه و آله ] شیئاً قطّ فمنعه إلّاأن یُسأل مأثماً فإنّه کان أبعد الناس منه (2).
20 - قال أبوجعفر الباقر علیه السلام :
ثلاثة من أفضل الأعمال: شبعة جوعة المسلم وتنفیس کربته وتکسو عورته (3).
21 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن أطعم مؤمناً من جوع أطعمه اللّٰه من ثمار الجنّة، ومَن سقاه من ظمأٍ سقاه اللّٰه من الرّحیق المختوم، ومَن کساه ثوباً لم یزل فی ضمان اللّٰه مادام علی ذلک المؤمن من ذلک الثوب هدبة أو سلک.
واللّٰه لقضاء حاجة مؤمن أفضل من صیام شهر واعتکافه (4).
18 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
خداوند عزّ و جلّ گروهی از بندگان خود را برای برآوردن حاجتهای نیازمندان از شیعیان علی علیه السلام برگزیده است تا به سبب آن، بهشت را به آنان پاداش دهد.
19 - عایشه میگوید: ... هرگز از [پیامبر صلی الله علیه و آله ] چیزی را نخواستند که خودداری کند مگر اینکه گناهی خواسته میشد؛ که او دورترین مردم از گناه بود.
20 - امام باقر علیه السلام فرمود: سه چیز از با فضیلتترین کارها است:
سیر کردن مسلمان،
برطرف کردن گرفتاری او، و پوشاندن او از برهنگی.
21 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هر کس مؤمن گرسنهای را غذا دهد، خداوند او را از میوههای بهشت اطعام کند،
و هرکس مؤمن تشنهای را سیراب سازد خداوند او را از شراب خالِصِ مهرزده سیراب کند،
و هر که مؤمنی را بپوشاند، تا زمانی که کُرکی یا نخی از آن بر تن او است تحت کفالت خداوند خواهد بود.
سوگند به خدا برآوردن حاجت مؤمن از یک ماه روزه و اعتکاف آن برتر است.
22 - عن الرّضا عن أبیه علیهما السلام انّ جعفر بن محمّد علیهما السلام کان یقول: إنّ الرّجل لیسألنی الحاجة فاُبادر بقضائها مخافة أن یستغنی عنها فلا یجد لها موقعاً إذا جاءته (1).
22 - امام رضا علیه السلام از پدرش موسی بن جعفر علیه السلام نقل میکند که امام صادق علیه السلام میفرمود:
اگر شخصی حاجتی از من بخواهد، به سرعت حاجت او را برآورده میکنم از بیم آنکه از آن چیزی که خواسته بود بینیاز شود و وقتی بدستش رسید به کارش نیاید.
1) (1)) عیون أخبار الرضا علیه السلام : 177/2 ب44 ح2،عنهالبحار:286/74ح9.
1 - عن إسماعیل بن عمّار الصّیرفی قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : جعلت فداک! المؤمن رحمةٌ علی المؤمن؟ قال:
نعم. قلت: وکیف ذاک؟ قال: أیّما مؤمن أتی أخاه فی حاجةٍ فإنّما ذلک رحمةٌ من اللّٰه ساقها إلیه و سبّبها له، فإن قضی حاجته کان قد قبِل الرحمة بقبولها، وإن ردّه عن حاجته وهو یقدر علی قضائها فإنّما ردّ عن نفسه رحمةً من اللّٰه جلّ وعزّ ساقها إلیه وسبّبها له، و ذخر اللّٰه عزّ وجلّ تلک الرّحمة إلی یوم القیامة حتّی یکون المردود عن حاجته هو الحاکم فیها، إن شاء صرفها إلی نفسه وإن شاء صرفها إلی غیره.
یا إسماعیل! فإذا کان یوم القیامة وهو الحاکم فی رحمةٍ من اللّٰه قد شرّعت له فإلی مَن تری یصرفها؟ قلت: لا أظنّ یصرفها عن نفسه. قال: لا تظنّ ولکن استیقن، فإنّه لن یردّها عن نفسه.
1 - اسماعیل بن عمار صیرفی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! آیا مؤمن برای مؤمن رحمت است؟ فرمود: آری.
عرض کردم: چگونه؟
فرمود: هر مؤمنی که برای حاجتی نزد برادر ایمانی خود رود، این رحمتی است از جانب خدا که به سوی او رانده است و برای او آماده کرده است.
پس اگر نیازمندی او را برآورده سازد، رحمت الهی را به صورت نیکو پذیرا شده است، و اگر با اینکه میتواند حاجتش را برآورد، آن را رد کند، در حقیقت رحمت خدای عزّ و جلّ را که به سویش فرستاده و برایش فراهم کرده بود از خود رد کرده است، و خدای عزّ و جلّ تا روز قیامت آن رحمت را ذخیره میکند تا همان کس که حاجتش رد شده است دربارهی آن قضاوت نماید. اگر میخواهد آن را به خود برگرداند و اگر میخواهد به دیگری.
ای اسماعیل! فکر میکنی چون او روز قیامت در مورد رحمتی داور شود که خدا برای او روا داشته است به چه کسی آن را بر میگرداند؟ عرض کردم: گمان نمیبرم آن را از خود برگرداند. فرمود:
گمان مدار بلکه یقین بدان که آن را هرگز از خود بر نمیگرداند.
یا إسماعیل! مَن أتاه أخوه فی حاجة یقدر علی قضائها فلم یقضها له سلّط اللّٰه علیه شجاعاً (1)ینهش إبهامه فی قبره إلی یوم القیامة، مغفوراً له أو معذّباً (2).
2 - عنأبیعبداللّٰه علیه السلام قال:مَن مشی لامرئٍ مسلم فی حاجته فنصحه فیها، کتب اللّٰه له بکلّ خطوةٍ حسنة ومحا عنه سیّئة، قضیت الحاجة أولم تُقض، فإن لم ینصحه فقد خان اللّٰه و رسوله، وکان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم خصمه (3).
3 - عن عقبة بن خالد قال:
دخلت أنا والمعلّی وعثمان بن عمران علی أبیعبداللّٰه علیه السلام فلمّا رآنا قال: مرحباً مرحباً بکم، وجوهٌ تحبّنا ونحبّها، جعلکم اللّٰه معنا فی الدّنیا والآخرة.
فقال له عثمان: جعلت فداک! فقال له أبوعبد اللّٰه علیه السلام : نعم، مه.
قال: إنّی رجل موسر.
ای اسماعیل! هرکه برادرش برای حاجتی نزد او آید و او با اینکه میتواند حاجتش را برآورد آن را برآورده نسازد، خداوند در قبرش ماری را بر او بگمارد که تا روز قیامت انگشت ابهامش را بگزد، خواه آمرزیده باشد و خواه معذّب [و مورد سخط خداوند].
2 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه در راه برآوردن حاجت شخص مسلمان گام بردارد و او را در آن راهنمایی کند، خداوند در برابر هرگام او حسنهای برایش بنویسد و گناهی از او بزداید، چه حاجتش برآورده شود یا نشود؛
امّا اگر او را راهنمایی نکند به خداوند و پیامبر او خیانت کرده است و رسول خدا صلی الله علیه و آله دشمن او است.
3 - عقبة بن خالد میگوید: من و معلّی و عثمان بن عمران خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شدیم.
چون حضرت ما را دید فرمود: خوش آمدید، خوش آمدید. چهرههایی [هستید] که ما را دوست میدارند و ما آنان را دوست میداریم. خدا شما را در دنیا و آخرت با ما قرار دهد.
عثمان به حضرت عرض کرد: فدایت شوم! امام صادق علیه السلام فرمود: بله چه میخواهی؟ عرض کرد: من مرد توانگری هستم.
فقال له: بارک اللّٰه لک فی یسارک.
قال: ویجیء الرّجل فیسألنی الشّیء ولیس هو إبّان زکاتی.
فقال له أبوعبداللّٰه علیه السلام : القرض عندنا بثمانیة عشر والصّدقة بعشرة، وماذا علیک إذا کنت کما تقول موسراً أعطیته فإذا کان إبّان زکاتک احتسبت بها من الزّکاة.
یا عثمان! لا تردّه فإنّ ردّه عند اللّٰه عظیم.
یا عثمان! إنّک لو علمت ما منزلة المؤمن من ربّه ما توانیت فی حاجته، ومَن أدخل علی مؤمن سروراً فقد أدخل علی رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله ، وقضاء حاجة المؤمن یدفع الجنون والجذام والبرص (1).
فرمود: خداوند به توانگریات برکت دهد.
عرض کرد: کسی نزد من میآید و چیزی از من درخواست میکند، ولی زمان دادن زکات مالم نیست.
امام صادق علیه السلام به او فرمود: ثواب قرض نزد ما هیجده برابر است و ثواب صدقه ده برابر؛ چه اشکالی دارد که چون توانگر هستی - چنانکه میگویی - به او چیزی عطا کنی و چون زمان دادن زکات مالت فرا رسید آن را جزء زکات حساب کنی؟
ای عثمان! او را رد نکن، زیرا ردّ او نزد خداوند [گناهی]) بزرگ است.
ای عثمان! اگر بدانی که جایگاه مؤمن نزد خدا چه اندازه است، در برآوردن حاجتش سستی نمیکنی. هرکه مؤمنی را شادمان سازد رسول خدا را شادمان ساخته است، و برآوردن حاجت مؤمن، دیوانگی و جذام و پیسی را از انسان برطرف میکند.
1) (1)) الکافی: 34/4 ح4،عنه الوسائل: 359/16 ح 21759.
یکی از راههای مورد تأکید در برآوردن نیاز دیگران، قرض دادن است که در اسلام سفارشها و فضایل زیادی در مورد آن وارد شده است. در اسلام از یک سو دربارهی قرض دادن و نیز مهلت دادن به مقروض یا بخشیدن قرض، سفارش شده است و از سوی دیگر، پرداخت قرض و ادای دَینی که برگردن انسان است، مورد تأکید قرار گرفته است: در اینجا آیات و روایاتی دربارهی هر دو موضوع (قرض دادن و پرداخت دین) ذکر خواهد شد. یادآوری میشود که مفهوم دَین أعم از مفهوم قرض است. دین شامل هر بدهی که بر گردن انسان است نیز میشود؛ چه آن را قرض کرده باشد یا به شکل دیگری بدهکار شده باشد، مانند این که چیزی را غصب کرده باشد یا در معاملهای بدهکار شده باشد یا مال کسی را از بین برده باشد و... .
1 - قال اللّٰه سبحانه: مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَٰعِفَهُو لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (1).
1 - خداوند متعال فرمود: کیست آنکس که به [بندگان] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خدا است که [در معیشت بندگان] تنگی و گشایش پدید میآورد، و به سوی او بازگردانده میشوید.
1) (1)) البقرة: 245.
2 - إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَ الْمُصَّدِّقَٰتِ وَ أَقْرَضُواْ اللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَٰعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ (1).
3 - وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوٰةَ وَ ءَاتُوا الزَّکَوٰةَ وَ أَقْرِضُواْ اللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّٰهِ هُوَ خَیْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (2).
4 - إِن تُقْرِضُوااللّٰهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَٰعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ (3).
5 - عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله قال:
مَن أقرض أخاه المسلم کان له بکلّ درهم أقرضه وزن جبل احد [وحرا و ثبیر] و جبال رضوی و طور سَیناء حسنات، فإن رفق به فی طلبه بعد أجله جاز علی الصراط کالبرق الخاطف اللامع بغیر حساب و لا عذاب، ومَن شکا إلیه أخوه المسلم فلم یقرضه حرّم اللّٰه علیه الجنّة یوم یجزی المحسنین (4).
2 - در حقیقت مردان و زنان صدقه دهنده و [آنان که] به خدا وامی نیکو دادهاند، ایشان را [پاداش] دو چندان گردد، واجری نیکو خواهند داشت.
3 - و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید، و وام نیکو به خدا دهید، و هر کار خوبی برای خویش از پیش به فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بیشتر باز خواهید یافت، و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزندهی مهربان است.
4 - اگر خدا را وامی نیکو دهید، آن را برای شما دو چندان میگرداند و بر شما میبخشاید، و خدا [است که] سپاسپذیر بردبار است.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه به برادر مسلمان خود قرض دهد، در برابر هر درهمی که قرض داده است، به اندازهی کوه احد و حرا و ثبیر و کوههای رضویٰ و طور سینا، حسنات پاداش گیرد،
و اگر پس از فرا رسیدن وقت پرداخت، در طلب آن مدارا کند، همچون برق جهندهی درخشان، بدون حساب و کیفر از صراط بگذرد.
و هرکس برادر مسلمانش به او اظهار نیاز کند و قرضش ندهد، خداوند در روزی که نیکوکاران را پاداش دهد بهشت را بر او حرام کند.
6 - قال النبیّ صلی الله علیه و سلم : رأیت علی باب الجنّة مکتوباً: القرض بثمانیة عشر والصّدقة بعشر، فقلت:
یا جبریل! ما بال القرض أعظم أجراً؟ قال: لأنّ صاحب القرض لاٰ یأتیک إلّاوهو محتاج، وربما وقعت الصّدقة فی غنیّ (1).
7 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : ألف درهم اقرضها مرّتین أحبّ إلیَّ من أن أتصدّق بها مرّة، وکما لا یحلّ لغریمک أن یمطلک وهو موسر فکذلک لا یحلّ لک أن تعسره إذا علمت أنّه معسر (2).
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قوله تعالی لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَلهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إصلاحٍ بَیْنَ النّاسِ (3)قال: یعنی بالمعروف، القرض (4).
9 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن أقرض مؤمناً قرضاً ینتظر به میسوره 6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دیدم بر درب بهشت نوشته است:
ثواب قرض هیجده برابر و ثواب صدقه ده برابر است.
گفتم: ای جبرئیل چرا پاداش قرض بیشتر است؟
گفت: زیرا قرض گیرنده نزد تو نمیآید مگر آنکه نیازمند است ولی صدقه چه بسا به بینیاز داده میشود.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر هزار درهم را دوبار قرض دهم خوشتر است برای من از اینکه آن را یک بار صدقه دهم.
و همان طور که بر بدهکارت جایز نیست در صورت توان، دادن حقّت را به تأخیر اندازد، بر تو نیز جایز نیست که اگر میدانی او توانایی ندارد، در فشار قرارش دهی.
8 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خداوند متعال که میفرماید:
«در بسیاری از رازگوییهای ایشان خیری نیست مگر کسی که [بدین وسیله] به صدقه یا کار پسندیده یا سازش میان مردم، فرمان دهد».
فرمود: مقصود از معروف، قرض دادن است.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس به مؤمنی قرض دهد و تا زمانی که بتواند برگرداند به او مهلت دهد،
کان ماله فی زکاة، وکان هو فی صلاة من الملآئکة حتّی یؤدّیه إلیه (1).
11 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : مَن احتاج إلیه أخوه المسلم فی قرض وهو یقدر علیه فلم یفعل، حرّم اللّٰه علیه ریح الجنّة (2).
مال او [در حساب] زکات است و خود او غرق در درود فرشتگان است تا زمانی که قرض را به او برگرداند.
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه برادر مسلمانش برای قرض به او محتاج شود و او بتواند قرض دهد ولی ندهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام کند.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
یَٰأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَیٰ أَجَلٍ مُّسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَن یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّٰهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیًْا فَإِن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْضَعِیفًا أَوْ لَایَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواشَهِیدَیْنِ مِن رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَلهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَلهُمَا الْأُخْرَیٰ وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُواوَلَا تَسَْمُوا أَن تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَیٰ أَجَلِهِ ذَ ٰلِکُمأَقْسَطُ عِندَ اللّٰهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ وَأَدْنَیٰ أَلَّا تَرْتَابُواإِلَّآ أَن تَکُونَ تِجَٰرَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُواإِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلَا یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ 1 - خداوند متعال فرمود:ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه به وامی تا سررسید معین ،بایکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسندهای [صورت معامله را] بر اساس عدالت میان شما بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن خودداری کند؛همانگونه[و به شکرانهی آن]کهخدا او را آموزش داده است. و کسی که بدهکار استبایداملا کند، و او [نویسنده] بنویسد و از خدا که پروردگار او است پروانمایدو از آن، چیزی نکاهد. پس اگرکسیکه حقّ بر ذمّهی او است، سفیه یا ناتوان است یاخودنمیتواند املا کند، پس ولی او باید با [رعایت] عدالت،املانماید.ودو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید،پساگردومرد نبودند مردی را با دو زن، از میان گواهانیکه[بهعدالتآنان]رضایتدارید[گواه بگیرید] تا [اگر] یکی از آن دو فراموش کرد، دیگری وی را یادآوری کند. و چون گواهان احضار شوند نباید خودداری ورزند. وازنوشتنِ بدهی چه خُرد باشد یا بزرگ، ملول نشوید ،تا سر رسیدش[فرارسد].این[نوشتنِ] شما، نزد خدا عادلانهتر،وبرای شهادت استوارتر، و برای اینکه دچارشک نشوید[به احتیاط]نزدیکتر است،مگر آنکه داد و ستد نقدی باشد که آن رامیان خود [دست به دست] برگزار میکنید؛دراینصورت، بر شما گناهی نیست که آنرا ننویسید.و[درهرحال]هرگاهدادو ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهی نباید زیان ببیند،
وَ إِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُوا اللّٰهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (1)وَإِن کُنتُمْ عَلَیٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواکَاتِبًا فَرِهَٰنٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضًا فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَٰنَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللّٰهَ رَبَّهُ وَلَا تَکْتُمُواالشَّهَٰدَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ ءَاثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (2).
2 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
سمعت رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله یقول: ثلاثة لا یستجیب اللّٰه لهم بل یعذّبهم ویوبّخهم، ...والثّالث رجلٌ أوصاه اللّٰه تعالی أن یحتاط لدَینه بشهودٍ وکتاب فلم یفعل ذلک ودفع ماله إلی غیر ثقة بغیر وثیقة فجحده أو بخسه، فهو یقول «اللّهمّ یا ربّ ردّ علیَّ مالی»، یقول اللّٰه عزّ وجلّ له «یا عبدی! قد علّمتک کیف تستوثق لمالک لیکون محفوظاً لئلّا یتعرّض للتلف فأبیت، فأنت الآن تدعونی، وقد ضیّعت مالک وأتلفته وخالفت وصیّتی، فلا أستجیب لک...» (3).
و اگر چنین کنید از نافرمانی شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا [بدین گونه] به شما آموزش میدهد و خدا به هرچیزی دانا است. و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید وثیقهای بگیرید، و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده باید سپردهی وی را بازپس دهد و باید از خداوند که پروردگار او است، پروا کند. و شهادت را کتمان مکنید و هرکه آن را کتمان کند قلبش گناهکار است، و خداوند به آنچه انجام میدهید دانا است.
2 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود از رسول خدا شنیدم که میفرمود: خداوند دعای سه کس را مستجاب نمیکند بلکه آنان را کیفر میدهد و توبیخ مینماید. ... سوّمی شخصی است که خداوند متعال او را سفارش کرده است که برای طلب خود، با گرفتن گواهان و نوشتن، محکمکاری کند، ولی او این کار را نکرده و مال خود را بدون وثیقه به شخص غیر مطمئن داده و او آن را منکر شده یا ناقص پرداخت کرده است و آن وقت شخص طلبکار میگوید «بارالها! مالم را به من برگردان».
خداوند عزّ و جلّ به او میگوید «ای بندهی من! به تو آموختم که چگونه برای مال خود وثیقه بگیری تا مالت محفوظ بماند و در معرض نابودی قرار نگیرد و تو امتناع کردی، اکنون مرا میخوانی در حالی که مال خود را تباه ساخته و نابود کردهای و با سفارش من مخالفت نمودهای. من دعایت را متسجاب نمیکنم...».
3 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن ذهب حقّه علی غیر بیّنة لم یؤجر (1).
4 - عن عامر بن جذاعة قال:
دخل علی أبیعبداللّٰه علیه السلام رجلٌ فقال: یا أباعبداللّٰه! قرضاً إلی میسرة، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : إلی غلّة تدرک؟
فقال: لا واللّٰه، فقال: إلی تجارة تؤدّی؟
فقال: لا واللّٰه، قال: فإلی عقدةتباع؟
فقال: لا واللّٰه، فقال: أنت إذاً ممّن جعل اللّٰه له فی أموالنا حقّاً.
فدعا أبوعبداللّٰه علیه السلام بکیسٍ فیه دراهم، فأدخل یده فناوله قبضة ثمّ قال: اتّق اللّٰه، ولا تسرف ولا تقتر، وکن بین ذلک قواماً، إنّ التبذیر من الإسراف، قال اللّٰه وَلَاتُبَذِّرْ تَبْذِیرًا . (2)وقال: إنّ اللّٰه تعالی لایعذّب علی القصد (3).
4 - عامربن جذاعه میگوید: مردی خدمت امام صادق علیه السلام وارد شد و گفت: ای اباعبداللّٰه! تا زمان گشایش قرض میخواهم.
حضرت فرمود: تا هنگام به دست آمدن محصول؟
گفت: نه به خدا سوگند.
فرمود: تا موقع انجام تجارتی؟
گفت: نه به خدا سوگند.
فرمود: تا وقت فروش ملکی؟
عرض کرد: نه به خدا سوگند.
فرمود: پس در این صورت تو از کسانی هستی که خداوند در اموال ما برای او حقّی قرار داده است.
آنگاه حضرت کیسهی درهمی خواست و دست خود را داخل آن کرد و یک مشت به او داد و فرمود: از خدا پروا کن و اسراف مکن و سخت نگیر و میان آن دو، معتدل باش.
ولخرجی از اسراف است و خداوند متعال میفرماید «و ولخرجی و اسراف مکن».
سپس امام فرمود: خداوند متعال کسی را بر میانهروی کیفر ندهد.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی وَإِن کَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَیٰ مَیْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (1).
2 - عن الرّضا علیه السلام - وقد سأله رجل عن النّظرة فی قوله تعالی فَنَظِرَةٌ إِلَیٰ مَیْسَرَةٍ (2)هل لها حدٌّ یُعرف إذا صار هذا المعسر لا بدّ له من أن ینظر و قد أخذ مال هذا الرّجل وأنفق علی عیاله ولیس له غلّة ینتظر إدراکها ولا دَین ینتظر محلّه ولا مال غائب ینتظر قدومه؟ - قال: نعم، ینتظر بقدر ما ینتهی خبره إلی الإمام فیقضی عنه ما علیه من سهم الغارمین إذا کان أنفقه فی طاعة اللّٰه، فإن کان أنفقه فی معصیة اللّٰه فلا شیء له علی الإمام... (3).
1 - خداوند تعالی فرمود: «واگر [بدهکار] تنگدست بود پس مهلتی باید تا گشایشی یابد و این که صدقه بدهید برایتان بهتر است اگر بدانید».
2 - شخصی از امام رضا علیه السلام دربارهی «مهلت» در آیهی شریفهی «پس تا [هنگام] گشایش، مهلتی [به او بدهید]» پرسید: آیا برای آن زمان و مهلت، حد و مرزی وجود دارد که معلوم شود باید به این تنگدست [تا آن زمان] مهلت داد، در حالی که مال این شخص را گرفته و برای خانوادهی خود هزینه کرده است و نه محصولات کشاورزی دارد که برداشت آن را انتظار کشد و نه طلبی از دیگران دارد که برای فرا رسیدن پایان مدت آن منتظر بماند و نه مال غایبی که منتظر به دست آمدن آن باشد؟
حضرت فرمود: آری، به اندازهای که گزارش حال او به حاکم (شرع) برسد منتظر میماند. در آن صورت حاکم (شرع) بدهی او را از سهمیهی بدهکاران [تنگدست در بیت المال] پرداخت میکند. البته این در صورتی است که آن دین را در راه فرمانبری خدا هزینه کرده باشد؛ ولی اگر دین را در راه نافرمانی خدا خرج کرده باشد چیزی به عهدهی حاکم(شرع) نیست... .
3 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن أراد أن یظلّه اللّٰه یوم لا ظلّ إلّا ظلّه - قالها ثلاثاً فهابه الناس أن یسألوه، فقال: - فلینظر معسراً أو لیَدع له من حقّه (1).
4 - قال الصادق علیه السلام فی وصیّة طویلة لأصحابه:
... و إیّاکم و إعسار أحدٍ من إخوانکم المسلمین أن تعسروه بالشّیء یکون لکم قبله وهو معسر، فإنّ أبانا رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله کان یقول: لیس لمسلم أن یعسر مسلماً، ومَن أنظر معسراً أظلّه اللّٰه بظلّه یوم لا ظلّ إلّاظلّه (2).
5 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: یُبعث یوم القیامة قومٌ تحت ظلّ العرش و وجوههم من نور و ریاشهم من نور، جلوس علی کراسیّ من نور، قال: فتشرف لهم الخلائق فیقولون: ... هؤلاء شهداء؟
3 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
هرکه میخواهد زیر سایهی [حمایت] خداوند باشد در روزی که هیچ سایهای جز سایهی اونیست - این را سه بار فرمود و مردم به سبب احترام و بزرگی آن حضرت چیزی نپرسیدند، پس ادامه داد: - باید [بدهکار] تنگدست را مهلت دهد، یا برای او از حقّ خود بگذرد.
4 - امام صادق علیه السلام در ضمن سفارشی طولانی به اصحابش، فرمود:
...از سختگیری بر هر یک از برادران مسلمانتان بپرهیزید؛ از این که او را - که تنگدست است - برای طلبتان در تنگنا قرار دهید؛ زیرا جدّ ما رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود:
شایسته نیست مسلمانی مسلمان دیگری را در تنگنا قرار دهد، و هرکه تنگدستی را مهلت دهد سایهی رحمت خدا او را فرا میگیرد در روزی که هیچ سایهی جز سایه او نیست.
5 - از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
روز قیامت گروهی زیر سایهی عرش خدا برانگیخته میشوند در حالی که چهرههاشان از نور و لباسهای فاخرشان از نور است و بر صندلیهایی از نور نشستهاند.
آنگاه مردم آنان را میبینند و میگویند:
...اینان شهیدانند؟
فینادی منادٍ من تحت العرش أن لیس هؤلاء شهداء، ولکن هؤلاء قومٌ کانوا ییسرون علی المؤمنین، وینظرون المعسر حتّی ییسر (1).
6 - قال: رسول اللّٰه صلی الله علیه و سلم : یؤتی برجلٍ یوم القیامة فیقول اللّٰه: انظروا فی عمله، فیقول: ربّ ما کنت أعمل خیراً غیر أنّه کان لی مال وکنت اخالط الناس، فمَن کان موسراً یسّرت علیه ومَن کان معسراً أنظرته إلی میسرة، قال اللّٰه عزّ و جلّ: أنا أحقّ مَن یسّر فغفر له (2).
7 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله - فی ذِکر منزلة علیّ علیه السلام - :
... فإنّ اللّٰه یبعث یوم القیامة أقواماً تمتلئ من جهة السیّئات موازینهم فیقال لهم: هذه السیّئات فأین الحسنات؟ وإلّا فقد عطبتم.
پس منادی از زیر عرش ندا میدهد:
اینان شهیدان نیستند، بلکه گروهی هستند که بر مؤمنان آسان میگرفتند و بدهکار تنگدست را تا زمان گشایش یافتن، مهلت میدادند.
6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
روز قیامت مردی را میآورند.
خداوند میفرماید:
در عمل او بنگرید.
پس او میگوید:
پروردگارا کار خیری انجام ندادهام جز اینکه مالی داشتم و با مردم معاشرت میکردم، پس هرکه توانایی داشت در پرداخت دین بر او آسان میگرفتم و هرکه تنگدست بود به او تا زمان توانایی مهلت میدادم.
خداوند عزّ وجلّ میفرماید:
«من سزاوارترین کسی هستم که آسان بگیرد»، پس او را میآمرزد.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارهی منزلت علی علیه السلام فرمود:
... خداوند روز قیامت اقوامی را محشور میکند که ترازوهای اعمالشان پر از گناه است.
به آنان گفته میشود اینها گناهان شماست پس حسنات شما کجاست وگرنه هلاک خواهید شد.
فیقولون: یا ربّنا! ما نعرف لنا حسنات. فإذا النداء من قِبَل اللّٰهعزّ و جلّ:
لئنلم تعرفوا لأنفسکم عبادی حسنات فإنّی اعرّفها لکم، واُوفّرها علیکم.
ثمّ تأتی الریح برقعة صغیرة وتطرحها فی کفّة حسناتهم، فترجح بسیّئاتهم بأکثر ممّا بین السماء والأرض، فیقال لأحدهم: خذ بید أبیک واُمّک وإخوانک وأخواتک وخاصّتک وقراباتک وأخدانک ومعارفک فأدخلهم الجنّة.
فیقول أهل المحشر: یا ربّنا! أمّا الذنوب فقد عرفناها، فماذا کانت حسناتهم؟ فیقول اللّٰه عزّ وجلّ:
یا عبادی! مشی أحدهم ببقیة دَین علیه لأخیه إلی أخیه فقال:
خذها فإنّی احبّک بحبّک لعلیّ بن أبیطالب علیه السلام ، فقال له الآخر: قد ترکتها لک بحبّک لعلیّ بن أبیطالب علیه السلام ولک من مالی ما شئت.
فشکر اللّٰه تعالی ذلک لهما فحطّ به خطایاهما، وجعل ذلک فی حشو صحائفهما وموازینهما، وأوجب لهما ولوالدیهما ولذرّیّتهما الجنّة... (1).
میگویند: پروردگارا! ما برای خود حسناتی سراغ نداریم. در آن هنگام از جانب خداوند عزّ و جلّ ندا میرسد: ای بندگان من! اگر شما برای خودتان حسناتی سراغ ندارید من شما را به آن آگاه میکنم و آن را برای شما فراوان میسازم.
آنگاه باد کاغذ کوچکی را میآورد و آن را در ترازوی حسناتشان میاندازد؛ پس بر گناهانشان ترجیح مییابد به اندازهی بیش از فاصله میان آسمان و زمین.
آنگاه به یکی از آنان گفته میشود: دست پدر و مادر و برادران و خواهران و خاصّان و نزدیکان و دوستان و آشنایان خود را بگیر و وارد بهشت کن.
اهل محشر میگویند: ای پروردگار! گناهانشان را دانستیم، حسناتشان چه بود؟ خداوند عزّ و جلّ میفرماید: ای بندگان من! یکی از آنان که به دیگری مدیون بود سراغ آن یکی دیگر رفت و گفت: باقی ماندهی طلب خود را بگیر، من تو را به سبب محبت تو به علی بن ابیطالب علیه السلام ، دوست دارم. پس دیگری گفت: من نیز آن را به دلیل محبّتت به علی بن ابیطالب علیه السلام به تو بخشیدم و هرچه از اموالم میخواهی نیز بردار.
خداوند متعال از آن دو به جهت این کارشان سپاسگزاری کرد و خطاهایشان را فرو ریخت، و آن را در میان نامههای اعمال و در ترازوی اعمالشان قرار داد، و برای آن دو و پدر و مادر و فرزندانشان بهشت را واجب کرد.
1) (1)) التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (ع)138 ضمن ح 70 عنه البحار 68/38ضمن ح 6.
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
لئن اقرض قرضاً أحبّ إلیَّ من أن أصل بمثله... . مَن أقرض قرضاً فضرب له أجلاً فلم یؤت به عند ذلک الأجل فإنّ له من الثواب فی کلّ یوم یتأخّر عن ذلک الأجل مثل صدقة دینار واحد فی کلّ یوم (1).
9 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: مَن یسّر علی مؤمن وهو معسر یسّر اللّٰه له حوائجه فی الدّنیا والآخرة (2).
10 - عن الحسن بن خنیس قال: قلت لأبی عبداللّٰه علیه السلام : إنّ لعبدالرحمن بن سیابة دَیناً علی رجل قد مات وقد کلّمناه أن یحلّله فأبی، فقال: ویحه! أما یعلم أنّ له بکلّ درهم عشرة إذا حلّله، فإذا لم یحلّله فإنّما له درهم بدل درهم (3).
8 - امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مالی قرض دهم برایم خوشایندتر است از اینکه مانند آن مال را ببخشم... .
کسی که قرض دهد و برای باز پرداخت آن زمانی تعیین کند و در آن هنگام باز پرداخت نشود، برای او در برابر تأخیر هر روز ثوابی برابر با ثواب صدقه دادن یک دینار [سکّه زر] در هر روز خواهد بود.
9 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه بر مؤمن تنگدست آسان گیرد، خداوند حاجتهایش را در دنیا و آخرت آسان کند.
10 - حسن بن خنیس میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
عبدالرّحمان بن سیابه بر مردی که از دنیا رفته است دینی دارد.
با او صحبت کردیم آن را حلال کند ولی او خودداری ورزید.
امام علیه السلام فرمود: وای بر او! آیا نمیداند که چون آن را حلال کند در برابر هر درهمی [ثواب] ده درهم را میبرد، ولی اگر آن را حلال نکند تنها یک درهم طلبکار است.
11 - عن إسحاق بن عمّار قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : ما للرّجل أن یبلغ من غریمه؟ قال:
لا یبلغ به شیئاً، اللّٰه أنظره (1).
12 - عن جابر قال: سمعته [جعفراً علیه السلام ] یقول: إنّ نبیّ اللّٰه أطلع ذات یوم من غرفة له فإذا هو برجل یلزم رجلاً، ثمّ أطلع من العشیّ فإذا هو ملازمه، ثمّ إنّ النبیّ صلی الله علیه و آله نزل إلیهما فقال:
ما یقعدکما هاهنا؟ قال أحدهما: یا رسولاللّٰه! إنّ لی قِبَل هذا حقّاً قد غلبنی علیه،
فقال الآخر: یا نبیّ اللّٰه! له علیّ حقّ وأنا معسر ولا واللّٰه ما عندی،
فقال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن أراد أن یظلّه اللّٰه من فَوح جهنّم یوم لاظلّ إلّا ظلّه فلینظر معسراً ولیدع له،
فقالالرّجلعند ذلک: قد وهبت لک ثلثاً وأخّرتک بثلث إلی سنة وتعطینی ثلثاً، فقال النبیّ صلی الله علیه و آله : ما أحسن هذا (2).
11 - اسحاق بن عمّار میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
شخص با بدهکار خود [که بدهیاش را نداده است] چه کند؟
فرمود: با او کاری نداشته باشد، خدا به او مهلت داده است.
12 - جابر میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی سر از منزل خود بیرون کرد. دید مردی مرد دیگری را رها نمیکند.
شب نیز سر بیرون کرد دید همان مرد از او جدا نمیشود.
نزد آن دو رفت و پرسید: چه چیزی شما دو تا را این جا نشانده است؟
یکی از آن دو گفت: ای رسول خدا! من بر او حقّی دارم که نمیدهد.
دیگریگفت:ایرسولخدا صلی الله علیه و آله !اوبرمنحقّیدارد، ولی من در تنگنا هستم و سوگند به خدا چیزی ندارم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه بخواهد خدا او را از حرارت سوزان جهنّم - در روزی که هیچ سایهای جز سایهی او نیست - زیر سایهی خود درآورد، باید به شخص تنگدست مهلت دهد و او را واگذارد.
در این هنگام مرد طلبکار گفت: یکسوم طلبم را بخشیدم ودریافت یک سوم را تا یک سال به تأخیر میاندازم و یک سوم دیگر را به من بده.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چه نیکو است این کار!
13 - عن بریدة قال: سمعت رسول اللّٰه صلی الله علیه و سلم یقول: مَن أنظر معسراً فله بکلّ یوم مثله صدقة.
قال ثمّ سمعته یقول: مَن أنظر معسراً فله بکلّ یوم مثلیه صدقة.
فسأله بریدة عن مثله ومثلیه، فأجاب صلی الله علیه و سلم : له بکلّ یوم صدقة قبل أن یحلّ الدَین، فإذا حلّ الدَین فأنظره فله بکلّ یوم مثلیه صدقة (1).
14 - قال الصادق علیه السلام : إنّ اللّٰه عزّو جلّ یحبّ إنظار المعسر، ومَن کان غریمه معسراً فعلیه أن ینظره إلی میسرة إن کان أنفق ما أخذه فی طاعة اللّٰه، وإن کان أنفق ذلک فی معصیة اللّٰه تعالی فلیس علیه أن ینظره إلی میسرة، ولیس هو من أهل هذه الآیة الّتی قال اللّٰه تعالی فَنَظِرَةُ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ (2)(3).
13 - بریده میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: هرکه بدهکار تنگدستی را مهلت دهد، برایش در هر روز ثواب صدقهی برابر آن مال است.
سپس شنیدم که میفرمود: هرکس بدهکار تنگدستی را مهلت دهد برایش در هر روزی ثواب صدقهی دو برابر آن مال است.
بریده دربارهی «برابر مال و دو برابر مال» از حضرت پرسید.
آن حضرت پاسخ داد: پیش از اینکه زمان پرداخت دین فرا برسد برای هر روزی ثواب صدقهی برابر آن مال است، وچون زمان پرداخت وام فرا رسد و طلبکار او را مهلت دهد، برای او در هر روزی ثواب صدقهی دو برابر آن است.
14 - امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزّوجلّ مهلت دادن بدهکار تنگدست را دوست دارد.
هرکه بدهکارش تنگدست باشد، اگر آنچه را قرض کرده است در راه فرمانبری از خدا هزینه کرده باشد، بر شخص لازم است که تازمان گشایش به او مهلت دهد و اگر در راه نافرمانی خدا هزینه کرده باشد، بر طلبکار لازم نیست تا زمان گشایش به او مهلت دهد؛ در این صورت او مصداق سخن خدای متعال نیست که فرمود: «پس تا [هنگام] گشایش مهلتی [به او بدهید]».
15 - عن معتّب قال: دخل محمّد بن بشر الوشّاء علی أبیعبداللّٰه علیه السلام یسأله أن یکلّم شهاباً أن یخفّف عنه حتّی ینقضی الموسم، وکان له علیه ألف دینار، فأرسل إلیه فأتاه فقال له:
قد عرفت حال محمّد وانقطاعه إلینا، وقد ذکر أنّ لک علیه ألف دینار لم تذهب فی بطن ولاٰ فرج وإنّما ذهبت دَیناً علی الرّجال و وضایع وضعها، وأنا احبّ أن تجعله فی حلّ، فقال: لعلّک ممّن یزعم أنّه یقبض من حسناته فتعطاها، فقال:
کذلک فی أیدینا، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : اللّٰه أکرم وأعدل من أن یتقرّب إلیه عبده فیقوم فی اللّیلة القرّة (1)، أو یصوم فی الیوم الحارّ، أو یطوف بهذا البیت ثمّ یسلبه ذلک فیعطاه، ولکن للّٰه فضلٌ کثیرٌ یکافی المؤمن، فقال:
فهو فی حلّ (2).
15 - معتّب گوید: محمد بن بشر وشّاء خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از حضرت درخواست کرد با شهاب صحبت کند تا در مورد پرداخت هزار دیناری که به او بدهکار است آسان بگیرد تا زمان [تنگدستی] بگذرد.
حضرت سراغ شهاب فرستاد و او خدمت حضرت رسید.
حضرت فرمود: از حال محمد که به ما پناه آورده بود آگاه شدم. میگفت هزار دینار به تو بدهکار است که آن را برای شکم و ازدواج به کار نگرفته، بلکه برای دیون و ودیعههای خود استفاده کرده است. دوست دارم او را حلال کنی.
آنگاه ادامه داد: شاید تو از کسانی هستی که گمان میبرند در برابر این کارش حسنات بدهکار را میگیرند و به او میدهند؟
شهاب گفت: چنین به ما خبر رسیده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند بخشندهتر و عادلتر از آن است که بندهاش در شب سرد به عبادت بپردازد یا روز داغ را روزه بگیرد یا خانهی خدا را طواف کند تا به او تقرّب جوید، سپس ثوابش را از او بگیرد و به دیگری عطا کند؛ بلکه خداوند دارای فضل بسیار است که به مؤمن میبخشد. شهاب گفت: او را حلال کردم.
16 - عن سلمة بن محمّد بیّاع القلانس قال: مرّ أبوعبداللّٰه علیه السلام علی رجلٍ قد ارتفع صوته علی رجل یقتضیه شیئاً یسیراً، فقال: بکم تطالبه؟ قال: بکذا وکذا،
فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : أما بلغک أنّه کان یقال لا دِین لمن لا مروءة له؟! (1)16 - سلمة بن محمد میگوید: امام صادق علیه السلام بر مردی گذر کرد که با صدای بلند چیز اندکی را از شخصی مطالبه میکرد.
حضرت فرمود: چه مقدار از او مطالبه میکنی؟ گفت: فلان مقدار.
امام صادق علیه السلام فرمود: آیا نشنیدهای که گفتهاند هرکه جوانمردی ندارد دین ندارد؟!
1) (1)) الکافی: 438/6 ح3،عنه الوسائل: 13/5 ح5760 .
1 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: کلّ ذنب یکفّره القتل فی سبیل اللّٰه عزّ و جلّ إلّاالدَین، لا کفّارة له إلّاأداؤه، أو یقضی صاحبه أو یعفو الّذی له الحقّ (1).
2 - عن بشّار عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: أوّل قطرة من دم الشهید کفّارة لذنوبه إلّاالدَین، فإنّ کفّارته قضاؤه (2).
3 - عن أبیثمامة قال: قلت لأبیجعفر الثّانی علیه السلام : إنّی ارید أن الزم مکّة أوالمدینة وعلیَّ دَین فما تقول؟ فقال: ارجع فأدّه إلی مؤدّی دَینک، 1 - از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
کشته شدن در راه خدا هر گناهی را میپوشاند جز بدهکاری را که هیچ راه پوششی ندارد جز پرداخت آن؛ مگر آن که یار او [ ولیّ او یا وارث او یا امام یا دیگری] آن را بپردازد یا طلبکار، آن را ببخشد.
2 - بشّار از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
نخستین قطرهی خون شهید، کفارهی گناهان او است جز بدهکاری که کفارهی آن پرداخت آن است.
3 - ابوثمامه میگوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم:
میخواهم ساکن مکه یا مدینه شوم ولی بدهکارم؛
چه میفرمایید؟
فرمود:
برگرد و دَینت را به طلبکارت بپرداز
وانظر أن تلقی اللّٰه تعالی ولیس علیک دَین، إنّالمؤمن لا یخون (1).
4 - عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله - لمّا مرّ بشابّ یسوق أبعرة سماناً لیرتزق بها علی عیاله ویقضی دَینه - قال: إنّ له لأجراً مثل أجر الغازی وأجر الحاجّ وأجر المعتمر (2).
5 - عن سماعة قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : الرّجل منّا یکون عنده الشّیء یتبلّغ به وعلیه دَین، أیطعمه عیاله حتّی یأتی اللّٰه عزّوجلّ بمیسرة فیقضی دَینه أو یستقرض علی ظهره فی خبث الزّمان وشدّة المکاسب أو یقبل الصّدقة؟
قال:یقضی بما عنده دَینه ولا یأکل أموال الناس إلّاوعنده ما یؤدّی إلیهم حقوقهم، إنّ اللّٰه عزّوجلّ یقول: لٰا تأْکُلُواْ أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالبٰاطِلَ إِلّاٰ أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ (3)ولا یستقرض علی ظهره إلّاوعنده وفاء ولو طاف علی أبواب النّاس و مواظب باش در حالی خدا را ملاقات کنی که بدهکار نباشی. مؤمن خیانت نمیکند.
4 - رسول خدا صلی الله علیه و آله چون به جوانی گذر کرد که شتران فربهی را میچرانید تا با آنها روزی عیال خود را فراهم آورَد و دین خود را بپردازد، فرمود:
برای او پاداشی همچون پاداش جهادگر در راه خدا و پاداش انجام دهندهی حجّ و پاداش عمرهگزار است.
5 - سماعة میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی از ما اموالی دارد که به آن قناعت میکند [و زندگی میگذراند] و از طرفی بدهکار است. آیا آن را برای مصرف عیال خود هزینه کند تا زمانی که خداوند عزّ وجلّ به او وسعت دهد و آنگاه دَین خود را بپردازد؛ یا با آن بدهی خود را بدهد و در زمان پستی و سختی کسب درآمد، [برای تأمین هزینههای زندگی خود] قرض کند و بار سنگین آن را بر دوش کشد؛ یا صدقهی دیگران را بپذیرد؟
حضرت فرمود: با آن بدهی خود را بپردازد، و اموال مردم را مصرف نکند [خود را مدیون آنها نکند] مگر زمانی که چیزی داشته باشد که حقوق آنان را بپردازد؛ خداوند عزّ و جلّ میفرماید:
«اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدی با رضایت یکدیگر، از طرف شما [انجام گرفته] باشد»، و بار قرض را بر دوش خود ننهد مگر زمانی که توان باز پرداخت آن را داشته باشد، گرچه به قیمت این باشد که درب خانههای مردم
فردّوه باللّقمة والّلقمتین والتّمرة والتّمرتین، إلّاأن یکون له ولیّ یقضی دَینه من بعده، لیس منّا من میّت إلّاجعل اللّٰه عزّ و جلّ له ولیّاً یقوم فی عِدَته ودَینه فیقضی عِدَته ودَینه (1).
6 - عن أسباط بن سالم قال:
دخلت علی أبیعبداللّٰه علیه السلام فسأ لَنا عن عمر بن مسلم ما فعل؟ فقلت: صالح ولکنّه قد ترک التجارة، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
عمل الشیطان - ثلاثاً - أما علم أنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم اشتری عِیراً أتت من الشّام فاستفضل فیها ما قضی دَینه و قسّم فی قرابته، یقول اللّٰه عزّ و جلّ رِجَالٌ لَّاتُلْهِیهِمْ تِجَٰرَةٌ وَ لَابَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوٰةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوٰةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَٰرُ (2)- إلی آخر الآیة - یقول القصّاص «إنّ القوم لمیکونوا یتّجرون» کذبوا، ولکنّهم لمیکونوا یدَعون الصلاة برود تا یک لقمه و دو لقمه غذا یا یک دانه و دو دانه خرما به او صدقه بدهند.
مگر [در صورتی می تواند قرض کند] که ولیّی داشته باشد که پس از او دینش را ادا کند.
کسی از ما [اهل بیت] از دنیا نمیرود جز اینکه خدای عزّ و جلّ برایش ولیّی قرار میدهد تا وعدهاش را عملی کند و دینش را بپردازد.
6 - اسباط بن سالم میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم.
حضرت از ما پرسید عمر بن مسلم چه کار میکند؟ عرض کردم خوب است، ولی تجارت را کنار گذاشته است.
فرمود: شغل شیطان را پیشه کرده است. - این را سه بار فرمود. - آیا نمیداند که رسول خدا صلی الله علیه و آله بار و متاعی را که از شام آورده بودند فروخت و در آن سود کرد و از آن سود دَین خود را پرداخت و میان خویشاوندانش نیز تقسیم کرد.
خداوند عزّوجلّ میفرماید «مردانی که هیچ تجارت و داد و ستدی، آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و دادن زکات باز نمیدارد [و] از روزی که در آن دلها و دیدگان دگرگون شود، بیمناکند.»
قصّهگویان و دروغ پردازان آیه را این گونه معنا میکنند: «قومی که تجارت نمیکنند» آنان دروغ گفتهاند؛ بلکه آنها نماز
فی میقاتها، وهو أفضل ممّن حضر الصلاة و لم یتّجر (1).
7 - روی: مَن کان علیه دَین ینوی قضاءه یُنصر من اللّٰه، حافظاه یعینانه علی الأداء، فإن قصرت نیّته نقصوا عنه من المعونة بمقدار ما یقصر منه من نیّته (2).
8 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : الدَین دَینان: فمَن مات وهو ینوی قضاءه فأنا ولیّه، ومَن مات ولا ینوی قضاءه فذاک الّذی یؤخذ من حسناته، لیس یومئذٍ دینار ولا درهم (3).
9 - عن الباقر علیه السلام قال: إنّ اللّٰه عزّوجلّ مع صاحب الدَین حتّی یؤدّیه ما لم یأخذه ممّا یحرم علیه (4).
10 - عن الولید بن صبیح قال: جاء رجلٌ إلی أبیعبداللّٰه علیه السلام را در وقت خودش رها نمیکنند، و این برتر است از کسی که در نماز حاضر شود و تجارت نکند.
7 - از معصوم علیه السلام نقل شده است که فرمود:
هرکه دینی برگردنش باشد که قصد ادای آن را داشته باشد، از جانب خدا یاری میشود، دو فرشتهی نگهبانش او را بر ادای آن یاری و کمک میکنند؛
پس اگر تصمیمش در پرداخت آن، ضعیف شود، به همان اندازه کمک آنان نیز کم میشود.
8 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بدهی دو گونه است:
هر که از دنیا برود و قصد پرداخت آن را داشته باشد من سرپرست [و یاری کننده] او هستم.
و هرکه از دنیا برود و قصد پرداخت آن را نداشته باشد، این همان است که از حسناتش بر میدارند، [زیرا] در آن روز دینار و درهمی نیست.
9 - از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
خداوند عزّوجلّ تا زمانی که بدهکار دینش را بپردازد همراه او است، به شرطی که آن را برای کار حرام نگرفته باشد.
10 - ولید بن صبیح میگوید:
مردی خدمت امام صادق علیه السلام
یدّعی علی المعلّی بن خنیس دَیناً علیه. قال فقال: ذهب بحقّی.
قال: فقال له: ذهب بحقّک الّذی قتله. ثمّ قال للولید: قم إلی الرّجل فاقضه من حقّه فإنّی ارید أن أبرد علیه جلده وإن کان بارداً (1).
آمد و ادعا کرد که معلّی بن خنیس به او بدهکار است و گفت: او حقّ مرا بُرده است.
امام فرمود: حقّ تو را آن کس برد که معلّی بن خنیس را کشت. آنگاه به ولید فرمود:
برخیز به سوی این مرد برو و حقّش را ادا کن، من میخواهم پوست معلّی را خنک کنم، گرچه خنک است.
1) (1)) علل الشرائع: 529 ب312 ح8 ،عنه البحار: 143/103 ح11.
1 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن استدان دَیناً فلم ینو قضاءه کان بمنزلة السارق (1).
2 - عن أحدهم علیهم السلام قال:
یؤتی یوم القیامة بصاحب الدَین یشکو الوحشة، فإن کانت له حسنات اخذت منه لصاحب الدَین. قال: وإن لم یکن له حسنات القی علیه من سیّئات صاحب الدَین، إنّ علی عهد رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله مات رجلٌ وعلیه دیناران فاُخبر النبیّ صلی الله علیه و آله فأبی أن یصلّی علیه، وإنّما فعل ذلک لکیلا یجترئوا علی الدَین... (2).
3 - عن یونس بن ظبیان قال:
قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : یا یونس! مَن حبس حقّ المؤمن أقامه اللّٰه یوم القیامة خمسمائة عام علی رجلیه
1 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
هرکه قرض کند و قصد بازپرداخت آن را نداشته باشد همانند دزد است.
روز قیامت، مدیون را که از وحشت مینالد میآورند، پس اگر حسنات داشته باشد آنها را از او میگیرند و به طلبکار میدهند، و اگر حسنات نداشته باشد از گناهان صاحب دین بر او میافکنند.
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله مردی از دنیا رفت که دو دینار بدهکار بود.
به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر دادند؛ حضرت از نماز گزاردن بر او خودداری کرد و این کار را برای آن انجام داد که کسی بر [ تأخیر] دین جرأت نَکُنَد... .
3 - یونس بن ظبیان نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
ای یونس! کسی که حقّ مؤمنی را از او باز دارد، خداوند روز قیامت پانصد سال او را سرپا نگه میدارد
حتّی یسیل من عَرقه أودیة، وینادی منادٍ من عند اللّٰه: هذا الظالم الّذی حبس عن المؤمن حقّه. قال: فیوبّخ أربعین یوماً ثمّ یؤمر به إلی النّار (1).
4 - عن أبیحمزة قال:
سمعت أباجعفر الباقر علیه السلام یقول:
مَن حبس مال امریءٍ مسلم وهو قادر علی أن یعطیه إیّاه مخافة إن خرج ذلک الحقّ من یده أن یفتقر، کان اللّٰه عزّ و جلّ أقدر علیٰ أن یفقره منه علی أن یفنی نفسه بحبسه ذلک الحقّ (2).
5 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: أیّما مؤمن حبس مؤمناً عن ماله وهو محتاج إلیه لم یذق واللّٰه من طعام الجنّة ولا یشرب من الرّحیق المختوم (3).
6 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله - فی حدیث المناهی - أنّه قال: ومَن یمطل علی ذی حقّ حقّه وهو یقدر علی أداء حقّه فعلیه تا آنجا که عرق او در درهها روان میشود، و منادی از جانب خدا ندا میکند
«این همان ستمگری است که حق فلان مؤمن را بازداشته است».
پس چهل روز توبیخ میشود، سپس دستور میرسد او را به جهنم برند.
4 - ابوحمزه میگوید از امام باقر علیه السلام شنیدم میفرمود:
هرکه از ترس فقیر شدن، مال مسلمانی را با وجود توانایی بازپرداخت آن، نزد خود نگه دارد و به او ندهد، خداوند از او تواناتر است که او را به دلیل نپرداختن آن حقّ، با گرفتن جانش نیازمند کند.
5 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
سوگند به خدا هر مؤمنی که مال مؤمنی را - که به آن نیاز دارد - نزد خود نگه دارد، غذای بهشتی را نمیچشد و از نوشیدنی سربستهی بهشتی نخواهد نوشید.
6 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن حدیث مناهی نقل شده است که فرمود:
هرکه ادای حقّ صاحب حقّی را به تأخیر اندازد در حالی که بر پرداخت آن قادر است،
کلّ یوم خطیئة عشّار (1).
7 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : لیّ الواجد بالدَین یُحلّ عِرضه وعقوبته ما لمیکن دَینه فیما یکره اللّٰه عزّ و جلّ (2).
8 - عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله أ نّه قال: لیس ذنب أعظم عند اللّٰه بعد الکبائر من رجلٍ یموت وعلیه دَین لرجال ولیس له ما یقضی عنه (3).
برای هر روز برگردن او گناه مالیات بگیران ظالم است.
7 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: شخص دارایی که در پرداخت دین خود سر بدواند، [بردن] آبرو و کیفر دادنش روا است، به شرطی که دادن دین به او در راهی نبوده باشد که خدای عزّ و جلّ دوست ندارد.
8 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پس از گناهان کبیره گناهی بزرگتر از این نیست که مردی از دنیا برود و برگردن او دین دیگران باشد و چیزی نداشته باشد که با آن دینش پرداخت شود.
1 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : إنّ الدَین یقضی من صاحبه یوم القیامة إذا مات إلّامَن یدین فی ثلاث خلال:
الرّجل تضعُفُ قوّته فی سبیل اللّٰه فیستدین یتقوّی به لعدوّ اللّٰه وعدوّه، ورجلٌ یموت عنده مسلم لایجد ما یکفّنه ویواریه إلّابدَین، ورجلٌ خاف اللّٰه علی نفسه العُزبة فینکح خشیةً علی دینه، فإنّ اللّٰه یقضی عن هؤلاء یوم القیامة. (1)2 - عن عثمان بن زیاد قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : إنّ لی علی رجل دیناً وقد أراد أن یبیع داره فیقضینی.
قال: فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : اعیذک باللّٰه أن تخرجه من ظلّ رأسه (2).
3 - عن عبداللّٰه بن المغیرة عن برید العجلی قال: قلت لأبی عبداللّٰه علیه السلام : إنّ علیَّ دیناً - وأظنّه 1 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مدیون که از دنیا برود، روز قیامت دین را از او میگیرند، جز در سه مورد:
مردی که توان خود را در راه خدا از دست میدهد، پس قرض میکند تا با آن در برابر دشمن خدا و خود، قدرت یابد؛ و مردی که مسلمانی نزد او از دنیا میرود و جز با قرض کردن نمیتواند چیزی فراهم کند که او را کفن و دفن نماید؛ و مرد مجرّدی که بر خود از ازدواج نکردن بترسد و از بیم به خطر افتادن دینش، با قرض کردن ازدواج کند. خداوند دین اینها را روز قیامت ادا میکند.
2 - عثمان بن زیاد میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من از شخصی طلبی دارم و او میخواهد منزل خود را بفروشد تا طلب مرا بدهد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
پناه بر خدا که او را از سایبانش بیرون کشی.
3 - عبداللّٰه بن مغیره از برید عجلی نقل کرده است که گفت به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
بر ذمّهی من دینی است - و فکر میکنم که
قال: لأیتام - وأخاف إن بعت ضیعتی بقیت وما لی شیء، فقال:
لا تبع ضیعتک ولکن أعطه بعضاً وأمسک بعضاً (1).
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
لا تباع الدار ولا الجاریة فی الدَین، وذلک لأنّه لابدّ للرّجل من ظلّ یسکنه وخادم یخدمه (2).
گفت: مال یتیمها است - و بیم آن دارم که اگر ملک و زمینم را بفروشم چیزی برایم باقی نماند.
حضرت فرمود: زمین خود را نفروش، بلکه مقداری [از آن] را به او بده و برخی را [برای خود] نگهدار.
4 - امام صادق علیه السلام فرمود: برای باز پرداخت دین، منزل و کنیز فروخته نمیشود؛ زیرا شخص ناچار است سرپناهی داشته باشد تا در آن سکونت کند، و خادمی داشته باشد که به او خدمت نماید.
1 - عن أبیجعفر علیه السلام قال: واللّٰه لأن أحجّ حجّة أحبّ إلیَّ من أن اعتق رقبة و رقبة و رقبة ومثلها ومثلها حتّی بلغ عشراً ومثلها ومثلها حتّی بلغ السبعین، ولأن أعول أهل بیت من المسلمین أسدّ جوعتهم وأکسو عورتهم فأکفّ وجوههم عن النّاس أحبّ إلیَّ من أن أحجّ حجّة وحجّة وحجّة ومثلها ومثلها حتّی بلغ عشراً ومثلها ومثلها حتّی بلغ السّبعین (1).
2 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال:
مَن عال ثلاث بنات فأدّبهنّ وزوّجهنّ وأحسن إلیهنّ فله الجنّة (2).
1 - از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
به خدا سوگند اگر حجّی بگزارم برایم محبوبتر است از اینکه بندهای را آزاد کنم و باز هم بندهای و بندهای و مانند آن و مانند آن تا برسد به ده نفر، و برابر آن و برابر آن تا برسد به هفتاد؛
و اگر خاندان مسلمانی را سرپرستی کنم [ و مخارج آنها را بدهم] و آنان را سیر نمایم و بر آنان لباس بپوشانم تا آبروی آنان را از مردم حفظ کنم، برایم محبوبتر است از اینکه حجّی بگزارم و باز هم حجّی و حجّی و مانند آن و مانند آن تا برسد به ده حج و مانند آن و مانند آن تا برسد به هفتاد حجّ.
2 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:
هرکه سه دختر را سرپرستی کند و آنان را تربیت نماید و به ازدواج درآورد و به آنان نیکی نماید، بهشت از آن اوست.
3 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: مَن عال جاریتین حتّی تدرکا دخلت أنا و هو فی الجنّة کهاتین.
3 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:
هرکه دو دختر بچه را سرپرستی کند تا به سن بلوغ برسند، من و او وارد بهشت میشویم همانند این دو انگشت [ سبابه و وسطی].
1 - قال اللّٰه عزّوجلّ یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ * قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ * قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللّٰه ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰه ما لا تَعْلَمُونَ (1).
1 - ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به هر مسجدی با خود برگیرید و [از نعمتهای الهی] بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.
بگو چه کسی زینت الهی که خداوند برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه و مطبوع را حرام کرده است؟ بگو این نعمتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [هرچند دیگران هم استفاده میکنند] ولی روز قیامت مخصوص مؤمنان است. به این گونه، آیات را برای مردمی که میفهمند شرح میدهیم.
بگو پروردگار من فقط زشتکاری را چه آشکار و پنهان و گناهکاری و تجاوز به ناحق را حرام کرده و این که چیزی را شریک خدا قرار دهید که دلیلی دربارهی آن نازل نکرده است و این که چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت دهید.
1) (1)) الأعراف: 31 - 33.
2 - قال الصّادق علیه السلام : إنّ اللّٰه تعالی یحبّ الجمال والتجمیل، ویکره البؤس والتباؤس، فإنّ اللّٰه عزّ و جلّ إذا أنعم علی عبدٍ نعمةً أحبّ أن یری علیه أثرها. قیل:
وکیف ذلک. قال: ینظّف ثوبه، ویطیّب ریحه، ویجصّص داره، ویکنس أفنیته، حتّی أنّ السراج قبل مغیب الشّمس ینفی الفقر ویزید فی الرّزق (1).
3 - عن یوسف بن إبراهیم قال: دخلت علی أبیعبداللّٰه علیه السلام وعلیَّ جبّة خزّ وطیلسان خزّ، فنظر إلیَّ فقلت: جعلت فداک علیَّ جبّة خزّ وطیلسان خزّ فما تقول فیه؟ فقال: وما بأس بالخزّ.
قلت: وسداه إبریسم. قال:
وما بأس بإبریسم، فقد اصیب الحسین علیه السلام وعلیه جبّة خزّ.
ثمّ قال: إنّ عبداللّٰه بن عبّاس لمّا بعثه أمیرالمؤمنین علیه السلام إلی الخوارج فواقفهم لبس أفضل ثیابه وتطیّب بأفضل طیبه 2 - امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال زیبایی و آراستن را دوست دارد و بینوایی و تظاهر به بینوایی را خوش ندارد؛ زیرا خدای مقتدر و شکوهمند هرگاه نعمتی را بر بندهای عنایت میکند دوست دارد اثر آن در او دیده شود.
پرسیده شد: چگونه؟
حضرت فرمود: جامهاش را پاکیزه سازد و بوی خوش استفاده نماید و خانهاش را گچکاری کند و جلو خانهاش را جارو کند؛ [ و اهمّیّت این امر] تا جایی [ است] که روشن کردن چراغ پیش از غروب خورشید، فقر و نیازمندی را از بین میبرد و روزی را میافزاید.
3 - یوسف بن ابراهیم نقل کرده است:
بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و عبا و لبّادهی خزّ پوشیده بودم. حضرت نگاهی به من کرد.
عرض کردم: لباس خزّ پوشیدهام، نظر شما چیست؟ فرمود: خزّ اشکالی ندارد.
عرض کردم: تار آن از ابریشم است.
فرمود: ابریشم [به طور مخلوط] هم اشکالی ندارد، هنگامی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید عبای خزّ پوشیده بود.
سپس فرمود: هنگامی که عبداللّٰه بن عبّاس را امیرمؤمنان علیه السلام به سوی خوارج گسیل داشت او بهترین لباسش را به تن کرد، بهترین عطرش را به کار برد
1) (1)) أمالی الطوسی: 275 ح 526،عنه مکارم الأخلاق: 100/1 ح 190 و الوسائل: 7/5 ح 5746 و البحار: 141/76 ح 5.
ورکب أفضل مراکبه فخرج فواقفهم، فقالوا: یا ابن عبّاس! بینا أنت أفضل النّاس إذا أتیتنا فی لباس الجبابرة ومراکبهم! فتلا علیهم هذه الآیة قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ فالبس وتجمّل فإنّ اللّٰه جمیل یحبّ الجمال ولیکن من حلال (1).
4 - عن بُرید بن معاویة قال:
قال أبوعبداللّٰه علیه السلام لعُبید بن زیاد:
إظهار النّعمة أحبّ إلی اللّٰه من صیانتها، فإیّاک أن تتزیّن إلّافی أحسن زیّ قومک. قال: فما رُئی عُبید إلّافی أحسن زیّ قومه حتّی مات (2).
5 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
لیتزیّن أحدکم لأخیه المسلم کما یتزیّن للغریب الّذی یحبّ أن یراه فی أحسن الهیئة (3).
و نیکوترین مرکبش را سوار شد. هنگامی که با آنان روبرو گردید گفتند:
ای ابن عبّاس! تو که در میان ما برترین مردم هستی با لباس و مرکب جبّاران نزد ما آمدهای؟!
ابن عباس این آیه را برای آنان خواند.
«بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش آفریده و پاکیزههای رزق را حرام کرده است»،
پس بپوش و زیبا باش که خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد؛ ولی باید از حلال باشد.
4 - برید ابن معاویه میگوید امام صادق علیه السلام به عبید بن زیاد فرمود:
اظهار نعمت، نزد خدا خوشایندتر است از حفظ و نگهداری آن؛ پس بپرهیز از این که خود را جز با نیکوترین لباس قومت بیارایی.
برید ابن معاویه میگوید: [پس از سفارش حضرت] عبید تا زمان مرگش جز به نیکوترین لباس قوم خود دیده نشد.
5 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
باید هر یک از شما خود را برای دیدار برادر مسلمان خود بیاراید، چنانکه خود را برای شخص ناآشنایی میآراید که دوست دارد او را در نیکوترین شکل ببیند.
6 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
النّظیف من الثّیاب یذهب الهمّ والحزن، وهو طهور للصلاة (1).
7 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال:
البسوا ثیاب القطن فإنّها لباس رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله وهو لباسنا، ولم نکن نلبس الشعر والصوف إلّامن علّة. وقال: إنّ اللّٰه عزّ وجلّ جمیل یحبّ الجمال، ویحبّ أن یری أثر نعمته علی عبده (2).
8 - عن أبیخداش المهری قال: مرّ بنا بالبصرة مولیً للرّضا علیه السلام یقال له: عُبید، فقال:
دخل قوم من أهل خراسان علی أبیالحسن علیه السلام فقالوا له: إنّ النّاس قد أنکروا علیک هذا اللّباس الّذی تلبسه، قال فقال لهم:
إنّ یوسف بن یعقوب علیه السلام کان نبیّاً ابن نبیّ، ابن نبیّ وکان یلبس الدیباج ویتزرّر بالذهب ویجلس مجالس آل فرعون، فلم یضعه ذلک، وإنّما یذمّ لو احتیج منه إلی قسطه، وإنّما علی الإمام أ نّه إذا حکَم عدَل 6 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: لباس پاکیزه، غم و غصه را بر طرف میکند و برای نماز پاکیزهتر است.
7 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: جامه از جنس پنبه بپوشید؛ زیرا آن، لباس رسول خدا و جامهی ما میباشد، و ما هیچگاه لباس از جنس مو و پشم نمیپوشیم مگر به خاطر بیماری.
و فرمود: خداوند متعال زیبا است و آراستگی را دوست دارد، و دوست دارد که اثر نعمت او در بندهاش دیده شود.
8 - از ابیخداش مهری نقل شده است که گفت: در بصره، یکی از غلامان امام رضا علیه السلام که به او عبید میگفتند با ما برخورد کرد.
او گفت: گروهی از اهل خراسان بر امام رضا علیه السلام وارد شدند و به او عرض کردند:
مردم این لباس را که شما پوشیدهاید مناسب نمیدانند.
حضرت به آنان فرمود: یوسف فرزند یعقوب علیهما السلام که پیامبر و فرزند پیامبر و نوهی پیامبر بود لباس دیبا میپوشید و دگمهی طلا به کار میبرد و در مجالس آل فرعون [حاکمان آن زمان] مینشست و این از شأن او نمیکاست؛ بلی، در جایی که عدالت آن [پیشوا] مورد نیاز باشد [و او کوتاهی کند] نکوهش میشود.
وظیفهی امام این است که اگر داوری کند به عدل حکم کند
وإذا وعدَ وفیٰ وإذا حدّث صدق، وإنّما حرّم اللّٰه الحرام بعینه ما قلّ منه وما کثر، وأحلّ اللّٰه الحلال بعینه ما قلّ منه وما کثر (1).
و هنگامی که وعده کرد وفا کند و اگر سخن گفت راست بگوید؛ و خداوند حرام را حرام کرده است، چه کم باشد چه زیاد، و حلال را حلال شمرده است، چه کم باشد چه زیاد.
1) (1)) مکارم الأخلاق: 220/1 ح 647.
1 - عنرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله قال:الکمال کلّ الکمال: التفقّه فی الدّین، والصّبر علی النّائبة، والتّقدیر فی المعیشة (1).
2 - قالعلیّ علیه السلام :إذاأراداللّٰهبعبدٍ خیراً ألهمه الإقتصاد وحُسن التّدبیر، وجنّبه سوء التّدبیر والإسراف (2).
3 - قال الصّادق علیه السلام : إذا أراد اللّٰه بقومٍ خیراً... زیّن فیهم حُسن النّظر فی تدبیر معاشهم، والرّفق بالإقتصاد فی نفقاتهم... (3).
4 - قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
یستدلّ علی الإدبار بأربع:
سوء التّدبیر، وقبح التّبذیر، وقلّة الإعتبار، و کثرة الإغترار (4).
1 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
همهی کمالات در ژرفنگری در دین،
شکیبایی بر گرفتاریها،
و سنجش و محاسبهگری در امور زندگی است.
2 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند خیر بندهای را بخواهد، میانهروی و نیکو تدبیر کردن را به او الهام کند، و او را از بدتدبیری و زیادهروی دور سازد.
3 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه خداوند خیر گروهی را بخواهد...
آنان را به نیکاندیشی در ادارهی زندگیشان و به مدارا در هزینههاشان به وسیلهی میانهروی، میآراید.
4 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
دلیل پشت کردن دنیا چهارچیز است:
تدبیر و مدیریت نادرست، زیادهروی ناپسند، عبرتگرفتن کم، و فریب خوردن بسیار.
5 - عن الحسین قال: سمعت رجلاً یقول لأبیعبداللّٰه علیه السلام :
بلغنی أنّ الإقتصاد والتّدبیر فی المعیشة نصف الکسب.
فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : لا، بل هو الکسب کلّه ومن الدّین، التّدبیر فی المعیشة (1).
6 - عن السّجّاد علیه السلام - دعاؤه فی المعونة علی قضاء الدَّین - :
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ وآله، واحجبنی عن السّرَف و الإزدیاد، وقوّمنی بالبذل والإقتصاد، و علّمنی حُسن التّقدیر، واقبضنی بلطفک عن التّبذیر، وأجر من أسباب الحلال أرزاقی، و وجّه فی أبواب البرّ إنفاقی، و ازوِ عنّی من المال ما یحدث لی مخیلةً أو تأدّیاً إلی بغی، أو ما أتعقّب منه طغیاناً (2).
7 - قال علیّ أمیرالمؤمنین لابنه الحسن علیهما السلام : حُسن التّدبیر مع الکفاف أکفی لک من الکثیر مع الإسراف (3).
5 - حسین گوید شنیدم مردی به امام صادق علیه السلام میگفت: شنیدهام که میانهروی و سنجش و مدیریت در امور زندگی نیمی از کسب است؟
حضرت فرمود: نه، بلکه تمام کسب است، و سنجش و مدیریت در امور زندگی، جزئی از دین است.
6 - امام سجاد علیه السلام در دعای خود برای کمک خواستن بر ادای دین فرمود:
بارالٰاها! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا از اسراف و زیاده روی باز دار، و بر بخشش و میانه روی پایدار بدار، و به من محاسبهگری درست [در امور زندگی] بیاموز و با لطف خود مرا از هدر دادن [مال] نگه دار، و روزیهایم را از راههای حلال به سویم روان ساز، و انفاقم را در راههای خیر قرار بده، و آن اموالی را که خود برتربینی برایم پدید میآورد یا مرا به ستمگری وا میدارد یا از آن به سرکشی میافتم از من بازدار.
7 - امیرمؤمنان علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود:
تدبیر نیکو همراه با داشتن روزی به اندازهی کافی، کفایت کنندهتر است برای تو از داشتن اموال فراوان همراه با زیادهروی.
8 - قال علیّ أمیر المؤمنین علیه السلام :
القلیل مع التّدبیر أبقی من الکثیر مع التّبذیر (1).
9 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : من المروءة استصلاح المال (2).
10 - قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
ذر الإسراف مقتصداً، واذکر فی الیوم غداً (3).
11- قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
الحازم مَن تجنّب التّبذیر وعاف السّرَف (4).
12 - عن الولید بن صبیح قال:
کنت عند أبیعبداللّٰه علیه السلام فجاءه سائل فأعطاه، ثمّ جاءه آخر فأعطاه، ثمّ جاءه آخر فأعطاه، ثمّ جاءه آخر فقال: وسّع اللّٰه علیک.
ثمّ قال: إنّ رجلاً لو کان له مال یبلغ ثلاثین أو أربعین ألف درهم ثمّ شاء أن لا یبقی منها شیئاً إلّاوضعه فی حقٍّ لفعل فیبقی لا مال له، فیکون من الثّلاثة الّذین یردّ دعاؤهم.
8 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
[مال] اندک با تدبیر و سنجش. ماندگارتر از [مال] بسیار با ولخرجی است.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
سامان بخشیدن به مال و ثروت نشانهی جوانمردی است.
10 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
با میانهروی از اسراف کردن بپرهیز، و از امروز در اندیشهی فردا باش.
11 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
دوراندیش کسی است که از ولخرجی دوری کند و از زیادهروی بپرهیزد.
12 - ولید بن صبیح میگوید:
در خدمت امام صادق علیه السلام بودم، سائلی نزد او آمد و حضرت عطایش فرمود،
سپس سائل دیگری آمد و حضرت چیزی به او بخشید،
سپس سائل سوّم آمد و حضرت عطایش فرمود،
سپس چهارمی آمد و حضرت فرمود:
خدا توانگرت کند.
سپس فرمود:
اگر کسی سی یا چهلهزار درهم داشته باشد و بخواهد همه را در [راه] حقّی مصرف کند و خودش بیمال بماند، از آن سه نفری خواهد بود که دعایشان مستجاب نمیشود.
قال قلت: مَن هم؟
قال: أحدهم رجلٌ کان له مال فأنفقه فی [غیر] وجهه، ثمّ قال:
یا ربّ ارزقنی، فیقول الرّبّ عزّوجلّ: ألم أرزقک؟
ورجلٌ جلس فی بیته ولا یسعی فی طلب الرّزق ویقول: یا ربّ ارزقنی، فیقول الرّبّ عزّوجلّ: ألم أجعل لک سبیلاً إلی طلب الرّزق.
ورجلٌ له امرأة تؤذیه فیقول:
یا ربّ خلّصنی منها، فیقول اللّٰه عزّ وجلّ: ألم أجعل أمرها بیدک (1).
13 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : إنّ المؤمن یأخذ بأدب اللّٰه عزّ وجلّ، إذا وسّع علیه اتّسع وإذا أمسک علیه أمسک (2).
14- قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
من لم یُحسنالإقتصاد أهلکه الإسراف (3).
15 - قال السّجّاد علیه السلام - فی الإستعاذة من المکاره - :
عرض کردم: آنان چه کسانی هستند؟
فرمود: یکی کسی است که مال دارد و آن را در غیر موردش مصرف کند، سپس بگوید «پروردگارا! روزیام دِه»، پروردگار سبحان میفرماید «آیا روزیت ندادم؟»
و دیگری کسی است که در خانهی خود بنشیند و در طلب رزق نکوشد و بگوید «پروردگارا! روزیام ده»، پروردگار سبحان میفرماید «آیا برایت راهی به سوی کسب روزی قرار ندادهام؟»
و سوّمی مردی است که همسری دارد که او را آزار میدهد، پس میگوید «پروردگارا! مرا از دست او برهان»، خدای سبحان میفرماید «آیا طلاق او را در اختیار تو قرار ندادهام؟»
13 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا مؤمن با ادب خدای عزّ و جلّ رفتار میکند: هر وقت بر او گشایش دهد او نیز [در زندگی] توسعه دهد و هنگامی که در دادن روزی بر او تنگ گیرد، او نیز [در مصرف کردن] سخت میگیرد.
14 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرکس میانهروی را نیک ندارد اسراف او را نابود میکند.
15 - امام سجاد علیه السلام در دعایی - که در مورد پناه بردن به خدا از زشتیها است - فرمود:
...ونعوذ بک من تناول الإسراف، ومن فقدان الکفاف، ونعوذ بک من شماتة الأعداء، ومن الفقر إلی الأکفاء، ومن معیشة فی شدّة، ومیتة علی غیر عُدّة، ونعوذ بک من الحسرة العظمی، والمصیبة الکبری، وأشقی الشّقاء، وسوء المآب، وحرمان الثّواب، وحلول العقاب (1).
16 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: لقی رجلٌ أمیرالمؤمنین علیه السلام وتحته وسق من نوی، فقال له:
ما هذا یا أباالحسن تحتک؟ فقال:
مائة ألف عذق إن شاء اللّٰه.
قال: فغرسه فلم یغادر منه نواة واحدة (2).
... و به تو پناه میبریم از دست یازیدن به اسراف، و از نیافتن کفاف؛ و به تو پناه میبریم از شاد شدن دشمنان در گرفتاریهای ما، و از نیازمندی به امثال خود، و از زیستن در سختی و از مردن بر تهیدستی؛ و به تو پناه میبریم از عظیمترین حسرت و بزرگترین گرفتاری، و از بدترین بدبختیها، و از بدی بازگشتگاه و از محروم شدن از ثواب، و از فرود آمدن عذاب... .
16 - امام باقر علیه السلام فرمود: مردی امیرمؤمنان علیه السلام را ملاقات کرد در حالی که زیر حضرت یک بار شتر از هستهی خرما بود. به حضرت گفت: ای اباالحسن! این که رویش نشستهای چیست؟ ایشان فرمود: صدهزار شاخه نخل إن شاءاللّٰه.
امام باقر علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام آن هستهها را کاشت و هیچ هستهای را دور نریخت و رها نکرد.
اقتصاد به معنی میانه روی و رفتار بینابینی است. یکی از معانی قَصد هم همین است، به طوری که گفتهاند «قصد در امور» یعنی حد اعتدال بین افراط و تفریط. (1)در قرآن کریم آمده است: مِنْهُمْ امَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ (2)که گفته شده است یعنی امّت معتدل در امر دین و تسلیم در برابر امر خدا (3). در آیهی دیگری از قول لقمان خطاب به فرزندش آمده است: وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ (4)یعنی در راه رفتن (وروش زندگی) خود میانهرو باش.
مرحوم طبرسی ذیل آیهی مِنْهُمْ امَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ دربارهی معنای اقتصاد گفته است: اقتصاد یعنی استواء (تعادل و درستی) در عمل که به هدف خود منجر میشود. دلیل اشتقاق اقتصاد از مادهی قَصْد(وارتباط آن با این لفظ) این است که اگر کسی قصد چیزی را دارد که جای آن را میداند، در راه مستقیم و درست به سوی آن حرکت میکند، برخلاف کسی که در جستجوی چیزی، متحیّر و سرگردان است (وقصد مکان معلومی ندارد).
اقتصاد در موارد مختلفی به کار میرود که یکی از موارد رایج آن، اقتصاد در خرج کردن و مصرف کردن است که به معنی اعتدال و حد وسط بین زیادهروی
و سختگیری است.
گفتنی است، میانهروی در بیشتر موارد، نیکو و پسندیده است و حدّ بین افراط و تفریط است، مانند شجاعت که حدّ بین تهوّر و ترس است وجود و بخشش که حدّ بین بخل و اسراف است؛ اما در برخی موارد هم لزوماً دارای بار معنایی مثبت نیست بلکه گاهی حدّ بین ممدوح و مذموم است، چنان که راغب در کتاب مفردات، در آیهی شریفهی فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَ ٰتِ (1)مقتصد را به همین معنا (بین ممدوح و مذموم) میداند و در آیهی و سَفَراً قٰاصِداً (2)سفر قاصد را به معنی سفر متوسط و غیر دور معنی میکند (3).
نکته:
با توجه به این که اقتصاد، ضد اسراف و اقتار است، برخی احادیثی که در فصل سوم آمده است، به اقتصاد هم مرتبط است که به دلیل رعایت اختصار و عدم تکرار، در اینجا بیان نشده است.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا ) (1).
2- ولَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا (2).
3- عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ وَیَسَْلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِالْعَفْوَ (3)قال: العفو الوسط (4).
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام - فی حدیثٍ ذکر فیه أنّ النبیّ صلی الله علیه و آله أعطی قمیصه السائل - قال: فأدّبه اللّٰه علی القصد، فقال: وَ لَاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًامَحْسُورًا (5)(6).
1 - خداوند متعال در ضمن توصیف عبادالرّحمن میفرماید:
وکسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف میکنند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.
2 - هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [وترک انفاق و بخشش منما] و بیش از حدّ [نیز] دست خود را مگشای که مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرومانی.
3 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که دربارهی این سخن خدای عزّ و جلّ که «و از تو میپرسند چه چیزی را انفاق کنند، بگو مازاد [بر نیازمندی خود] را» فرمود:
عفو یعنی حد وسط و میانه.
4 - امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود:
پیامبر صلی الله علیه و آله جامهی خود را به نیازمند داد.
خداوند او را بر میانهروی واداشت و فرمود:
«و دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق و بخشش منما] وبیش از حدّ [نیز] دست خود را مگشای که مورد سرزنش قرارگیری و از کارفرومانی».
5 - قال الصّادق علیه السلام : المال مال اللّٰه، جعله ودائع عند خلقه، وأمرهم أن یأکلوا منه قصداً ویشربوا منه قصداً ویلبسوا منه قصداً وینکحوا منه قصداً ویرکبوا منه قصداً ویعودوا بما سوی ذلک علی فقراء المؤمنین، فمن تعدّی ذلک کان ما أکله حراماً وما شرب منه حراماً وما لبسه منه حراماً وما نکحه منه حراماً وما رکبه منه حراماً (1).
6 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ القصد أمرٌ یحبّه اللّٰه عزّ و جلّ وإنّ السّرَف أمرٌ یبغضه اللّٰه، حتّی طرحک النواة فإنّها تصلح للشّیء، وحتّی صبّک فضل شرابک (2).
7 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : إذا أراد اللّٰه بأهل بیتٍ خیراً فقّههم فی الدّین و رزقهم الرّفق فی معایشهم و القصد فی شأنهم (3).
5 - امام صادق علیه السلام فرمود: مال از آنِ خدا است، آن را نزد آفریدگان خود امانت قرار داده و به آنان دستور داده است که از آن بخورند با میانهروی، و از آن بیاشامند با میانهروی، و برای پوشیدن از آن بهره ببرند با میانهروی، و برای ازدواج از آن بهره گیرند با میانهروی، و برای سواری از آن استفاده کنند با میانهروی، و باقی ماندهی آن را به مؤمنان نیازمند بدهند؛
پس هرکه از این حدود تجاوز کند آنچه را میخورد حرام است، و آنچه را میآشامد حرام است، و آنچه را میپوشد حرام است، و آنچه را برای ازدواج استفاده میکند حرام است، و آنچه را برای سوار شدن بهره میگیرد حرام است.
6 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
میانهروی کاری است که خداوند متعال آن را دوست دارد و زیادهروی کاری است که خداوند آن را دشمن دارد؛ حتی دور انداختن هسته، چرا که به کار میآید (فایده دارد)؛ و حتی ریختن باقی مانده نوشیدنی.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرگاه خداوند خیر خاندانی را بخواهد آنان را در دین ژرفنگر سازد و به آنان مدارا در زندگانی و میانهروی در کارهای [زندگی]شان روزی فرماید.
8 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام فی ذکرالمنجیات قال:
خوف اللّٰه فی السّرّ و العلانیة، والقصد فیالغنی والفقر، و کلمة العدل فیالرّضا والسّخط (1).
9 - عن علیّ بن الحسین علیهما السلام قال: کان آخر ما أوصی به الخضرُ موسی بن عمران علیهما السلام أن قال له:
...إنّ أحبّ الاُمورإلی اللّٰه عزّوجلّ ثلاثة:القصدفی الجِدة، والعفو فیالمقدرة، والرّفق بعباداللّٰه (2).
10 - عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله قال:
إنّ المؤمن أخذ من اللّٰه أدباً، إذا وسّع علیه اقتصد، وإذا أقتر علیه اقتصر (3).
11 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام :
لایری الجاهل إلّامفرطاً أومفرِّطاً (4).
12 - عن العبّاسی قال: استأذنت الرّضا علیه السلام فی النّفقة علی العیال فقال: بین المکروهین. قال فقلت: جعلت فداک لا واللّٰه ما أعرف المکروهین.
8 - امام باقر علیه السلام در ضمن فرمایشی، در بیان سببهای نجات فرمود:
سه چیز موجب نجات انسان میشود:
بیم از خدا در نهان و آشکار،
میانهروی در حال بینیازی و نیازمندی،
وسخن عادلانه در حال خشنودی و خشم.
9 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
آخرین سفارش خضر به موسی بن عمران علیهما السلام این بود:
...دوست داشتنیترین امور نزد خدای عزّو جلّ سه چیز است:
میانهروی در هنگام توانگری،
گذشت در حال قدرت،
و نرمی و مدارا با بندگان خدا.
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمن از خداوند أدبی را فرا گرفته است: چون خدا بر او گشایش بخشد میانهروی کند، و چون بر او تنگ و سخت گیرد به آن بسنده کند.
11 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: نادان یا زیادهروی میکند یا کوتاهی.
12 - عبّاسی میگوید: از امام رضا علیه السلام دربارهی [مقدار] هزینه و خرجی دادن بر عیال اجازه خواستم.
فرمود: بین آن دو امر ناپسند.
عرض کردم: فدایت شوم! به خدا سوگند آن دو امر ناپسند را نمیشناسم.
قال فقال لی: یرحمک اللّٰه أما تعرف أنّ اللّٰه عزّوجلّ کره الإسراف وکره الإقتار؟
فقال: وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (1). (2)13 - فی وصیّة علی علیه السلام لابنه:
اقتصد یا بنیّ فی معیشتک و اقتصد فی عبادتک (3).
14 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام - لمّا سئل عن الإقتار - قلت فما الإقتار.
قال: أکل الخبز و الملح وأنتتقدر علی غیره. و سئل عن القصد؟ قال: الخبز واللّحم واللّبن والخلّ والسّمن مرّةً هذا ومرّةً هذا (4).
15 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : ما من نفقةٍ أحبّ إلی اللّٰه من نفقة قصد، ویبغض الإسراف إلّافی حجّ وعمرة (5)حضرت فرمود: خدا تو را رحمت کند! آیا نمیدانی که خدای عزّ و جلّ زیادیروی و خسّت (سختگیری) را خوش ندارد؟
پس فرمود: «و کسانیاند که چون انفاق و هزینه کنند، نه زیادهروی میکنند و نه خسّت میورزند و میان این دو به راه اعتدال هستند.»
13 - در وصیّت امیرمؤمنان علی علیه السلام به فرزندش آمده است:
فرزندم! در زندگانی و در عبادت خود میانهرو باش.
14 - از امام صادق علیه السلام سؤال شد: اقتار چیست؟
فرمود: خوردن نان و نمک در صورتی که بر غیر آن توانایی داری.
سؤال شد: میانهروی چیست؟
فرمود: خوردن نان و گوشت و شیر و سرکه و روغن، یک بار این و یک بار آن.
15 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هزینهی میانه و معتدل محبوبترین هزینه نزد خدا است، و خداوند زیادهروی را دشمن میدارد جز در انجام دادن حجّ و عمره.
16 - قال أبو محمّد العسکری علیه السلام :
إنّ للسّخاء مقداراً فإن زاد علیه فهو سرف و للحزم مقداراً فإن زاد علیه فهو حَیْن وللإقتصاد مقداراً فإن زاد علیه فهو بخل، و للشّجاعة مقداراً فإن زاد علیه فهو تهوّر... (1).
17 - عن الإمام الصّادق علیه السلام فی قوله عزّ و جلّ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (2)قال: نهاهم عن الإسراف ونهاهم عن التّقتیر، ولکن أمرٌ بین أمرین، لا یعطی جمیع ما عنده ثمّ یدعو اللّٰه أن یرزقه فلا یستجیب له (3).
18 - عن علیّ بن جذاعة قال:
سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام فی قوله لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا (4)یقول: اتّق اللّٰه ولاتسرف و لاتقتر و کن بین ذلک قَواماً (5).
19 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : ...طوبی لمن أنفق القصد و بذل الفضل (6).
20 - قال علیّ علیه السلام : غایة الاقتصاد القناعة (7).
16 - امام عسکری علیه السلام فرمود:
سخاوت را حدی است که اگر از آن بگذرد اسراف است و دور اندیشی را اندازهای است که چون از آن بگذرد رنج و محنت است و اقتصاد (احتیاط در مصرف) را حدّی است که چون زیادتر از آن شود بُخل است و شجاعت را اندازهای است که اگر از آن تجاوز کند تهوّر (بیباکی) است.
17 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّو جلّ که فرمود: «خداوند اسرافگران را دوست نمیدارد» گفت:
آنان را از زیادهروی بازداشت و [نیز] آنان را از خسّت (سختگیری) بازداشت، و [فرمود که] باید میان این دو امر باشد، وطوری نباشد که همهی آنچه را دارد ببخشد آنگاه از خدا بخواهد روزیاش دهد که خداوند دعایش را اجابت نمیکند.
18 - علی بن جذاعه میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم دربارهی سخن خدای تعالی که فرمود«ولخرجی مکن» میگفت: از خدا پروا کن، زیادهروی مکن، و تنگ (و سخت) مگیر، و میان آن دو، روش میانه را برگزین.
19 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ...خوشا به حال کسی که در انفاق میانهروی کند و زیادی را ببخشد.
20 - امام علی علیه السلام فرمود: آخرین درجهی میانهروی قناعت است.
1 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام أ نّه قال: الاقتصاد ینمی القلیل.
وقال علیه السلام :الاقتصاد ینمی الیسیر.
وقال علیه السلام :الاقتصاد نصف المؤونة.
و قال علیه السلام : لن یهلک من اقتصد.
وقال علیه السلام :لیسفی الاقتصاد تلف.
وقال علیه السلام : مَن لم یُحسن الاقتصاد أهلکه الإسراف.
وقال علیه السلام : مَن اقتصد خفّت علیه المؤن.
وقال علیه السلام : مَن اقتصد فی الغنی والفقر فقد استعدّ لنوائب الدّهر.
وقال علیه السلام :مَنصحبالاقتصاد دامت صحبة الغنی له، و جبر الاقتصاد فقره و خلله.
وقال علیه السلام : من المروءة أن تقتصد فلاتسرف (1).
2 - قال أمیرالمؤمنین - صلوات اللّٰه علیه - : القصد مثراة، والسّرَف متواة (2).
1 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: تعادل و میانهروی [اموال] کم را افزایش میدهد.
و نیزفرمود:اعتدال و میانهروی اندک را میافزاید.
و نیز فرمود: میانهروی و تعادل نیمی از خرجی و آذوقه است.
و نیز فرمود: هرکه میانهروی پیشه کند هرگز هلاک نشود.
و نیز فرمود: در میانهروی نابودی نیست.
و نیز فرمود: هر کس به شکلی نیکو میانهروی و تعادل را پیشهی خود نسازد اسراف و زیادهروی او را تباه کند.
و نیز فرمود: هرکه میانهروی کند هزینهها[ی زندگی] بر او سبک میشود.
و نیز فرمود: هرکه درحال بینیازی و فقر میانهروی کرد، خود را در برابر گرفتاریهای روزگار آماده نموده است.
و نیز فرمود: هرکه با اعتدال و میانهروی همراه شد، همیشه بینیازی همنشین او خواهد بود و میانهروی، فقر و کاستیهای او را جبران میکند.
و نیز فرمود: از جوانمردی است که میانهرو باشی و اسراف نکنی.
2 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: میانهروی ثروت است و اسراف زیان و خسارت.
3 - عن أبیجعفر علیه السلام قال: ما خیرَ فی رجلٍ لا یقتصد فی معیشته، ما یصلح لا لدنیاه ولا لآخرته (1).
4 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: أربعة لاتستجاب لهم دعوة: ...و رجلٌ کان له مالٌ فأفسده فیقول: اللّهمّ ارزقنی، فیقال له: ألم آمرک بالاقتصاد؟ ألم آمرک بالإصلاح؟ ثمّ قال: وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُوالَمْ یُسْرِفُواوَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (2). (3)5 - قالرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله :...مَن اقتصد فی معیشته رزقه اللّٰه، ومَن بذّر حرَمه اللّٰه (4).
6 - قال الصّادق علیه السلام : ضمنتُ لمن اقتصد أن لایفتقر (5).
7 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال:
مَن تحرّی القصد خفّت علیه المُؤن. (6)
8 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
علیکم بالقصد فی المطاعم، فإنّه أبعد من السّرَف وأصحّ للبدن وأعون علی العبادة (7).
3 - امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ خیری نیست در مردی که در زندگی خود میانهروی نکند؛ نه دنیایش سامان مییابد و نه آخرتش.
4 - امام صادق علیه السلام فرمود: چهارکس دعاشان مستجاب نشود:
...و مردی که مالی دارد و آن را تباه ساخته و میگوید: بارالها! روزیام ده.
به او گفته میشود: آیا تو را به میانهروی دستور ندادم؟ آیا به تو دستور سامان بخشی [مالت] را ندادم؟ آنگاه حضرت صادق علیه السلام این آیه را قرائت فرمود:
«و کسانیاند که چون انفاق کنند، نه زیادهروی میکنند و نه تنگ میگیرند، و میان این دو [روش] حدّ وسط را بر میگزینند.»...
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که در زندگی خود میانهروی کند خداوند روزیاش بخشد و هرکه ولخرجی کند خداوند او را محروم نماید.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود: ضمانت میکنم که هرکه میانهروی کند نیازمند نشود.
7 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: هرکه میانهروی را برگزید، هزینهها بر او سبک گشت.
8 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: در خوردنیها میانهرو باشید که این کار از اسراف دورتر و برای صحت بدن مفیدتر و بر عبادت کمک کنندهتر است.
قناعت یعنی راضی بودن انسان به آنچه دارد و به آنچه سهم او است، اگر چه کم باشد، و «قانع» کسی است که به آنچه دارد راضی است و از کم بودن آن خشم و غضب نمیکند و چهره درهم نمیکشد، بلکه شکرگزار است (1).
1 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: جاء جبرئیل: ... قلت: وما تفسیر القناعة؟ قال: یقنع بما یصیب من الدّنیا، یقنع بالقلیل ویشکر الیسیر (2).
2 - قال علیّ علیه السلام : لم یتحلّ بالقناعة مَن لم یکتف بیسیر ماوجد (3).
1 - پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: معنای قناعت چیست؟ پاسخ داد:
[یعنی آدمی] به آنچه از دنیا به او میرسد بسنده کند، به کم قانع باشد و اندک را سپاس گوید.
2 - امام علی علیه السلام فرمود: به زیور قناعت خود را نیاراست آن کس که به [روزی] اندکی که یافت بسنده نکرد.
1 - دعاء أمیرالمؤمنین علیه السلام فی لیلة النّصف من شعبان (دعاء کمیل): اللّهمّ إنّی أسألک سؤال خاضع متذلّلٍ خاشعٍ أن تسامحنی وترحمنی وتجعلنی بقسمک راضیاً قانعاً وفی جمیع الأحوال متواضعاً (1).
2 - عن ابن مسعود أ نّه قال: قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : لمّا اسری بی إلی السّماء...رأیت الجنّة و ما فیها من النّعیم، و رأیت النّار و ما فیها من عذابٍ ألیم. و الجنّة لها ثمانیة أبواب، علی کلّ بابٍ منها أربع کلمات، کلّ کلمة منها خیرٌ من الدّنیا و ما فیها لمن یعرفها ویعمل بها... أمّا أبواب الجنّة فعلی الباب الأوّل مکتوب: لا إله إلّا اللّٰه، محمّد رسولاللّٰه، علیّ ولیّ اللّٰه، لکلّ شیءٍ حیلة وحیلة العیش أربع خصال: القناعة، ونبذ الحقد، وترک الحسد، ومجالسة أهل الخیر... (2).
1 - دعای امیرمؤمنان علیه السلام در شب نیمهی شعبان (دعای کمیل): بار خدایا از تو درخواست میکنم همچون درخواست انسان فروتن و خوار و زبون، که از من درگذری و مرا مورد رحمت قرار دهی و به عطای خود خشنود و قانعسازی و در همهی حالات فروتنم گردانی.
2 - از ابن مسعود نقل شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آن شبی که به آسمان برده شدم... بهشت و نعمتهای موجود در آن را دیدم و آتش [جهنّم] و عذاب دردناک آن را نگریستم. بهشت هشت در دارد که بر هر دری از آن چهار کلمه نوشته شده است که هر کلمه از آنها، برای کسی که آن را بفهمد و به آن عمل کند، از دنیا و هرچه در آن است بهتر است.
...بر در اول نوشته شده است: معبودی جز خدا نیست؛ محمّد فرستادهی خدا است؛ علی ولیّ خدا است؛ هر چیزی را چاره و تدبیری است و چاره و تدبیر زندگانی دنیا [داشتن] چهار خصلت است: قناعت، دورافکندن کینه، وانهادن حسد و همنشینیبا نیکان... .
3 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : ابن آدم! عندک ما یکفیک وأنت تطلب ما یطغیک. ابن آدم! لا بقلیل تقنع ولا بکثیر تشبع. ابن آدم! إذا أصبحت معافیً فی جسدک، آمناً فی سربک عندک قوت یومک فعلی الدّنیا العفاء (1).
4 - قال علیّ علیه السلام : إذا أراد اللّٰه بعبدٍ خیراً ألهمه القناعة و أصلح له زوجه (2).
5 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام لهمّام فی صفة المؤمن: ... خاشعاً قلبُه، ذاکراً ربَّه، قانعة نفسُه، منفیّاً جهلُه، سهلاً أمرُه، حزیناً لذنبه...قانعاً بالّذی قُدّر له، متیناً صبرُه... (3).
6 - قال علیّ علیه السلام : اقنعوا بالقلیل من دنیاکم مع سلامة دینکم، فإنّ المؤمن البلغة الیسیرة من الدّنیا تقنعه (4).
3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای فرزند آدم! نزد تو است آنچه که کفافت میکند با این حال تو آن چیزی را میطلبی که سرکشت میسازد.
ای فرزند آدم! نه به کم قانع میشوی و نه از زیاد سیر.
ای فرزند آدم! هرگاه عافیت بدن داشتی و در گروه خود [یا در راه خود] آسوده بودی و خوراک مورد نیاز روزت را داشتی پس بر [مابقی] دنیا خاک [بیفشان].
4 - امام علی علیه السلام فرمود:
هرگاه خداوند خیر بندهای را بخواهد قناعت را به او الهام میکند و همسرش را برایش شایسته میسازد.
5 - امیرمؤمنان علیه السلام دربارهی ویژگیهای مؤمن به همّام فرمود:
... دلش خاشع است ؛ به یاد پروردگارش میباشد؛ روحی قانع دارد؛ نادانی در او نیست؛ آسانگیر است؛ برای گناهانش اندوهگین است
... به آنچه برایش مقدرّ شده قانع میباشد؛ از صبری محکم برخوردار است... .
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
به [روزی] اندک از دنیایتان در کنار سلامت دینتان، قانع باشید؛ زیرا مؤمن از دنیا به گذران اندک زندگی قانع است.
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ینبغی للمؤمن أن یکون فیه ثمانی خصال:
وقوراً عند الهزاهر، صبوراً عند البلاء، شکوراً عند الرّخاء، قانعاً بما رزقه اللّٰه، لا یظلم الأعداء ولایتحامل للأصدقاء، بدنه منه فی تعب، والنّاس منه فی راحة (1).
8 - عن عبداللّٰه بن بکیر عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
...إنّ اللّٰه عزّ و جلّ خصّ الأنبیاء بمکارم الأخلاق، فمن کانت فیه فلیحمد اللّٰه علی ذلک، ومَن لم تکن فیه فلیتضرّع إلی اللّٰه عزّ و جلّ ولیسأله إیّاها. قال قلت: جعلت فداک وما هنّ؟ قال:
هنّ: الورع، والقناعة، والصبر... (2).
9 - قال علیّ علیه السلام : إذا رغبت فی صلاح نفسک فعلیک بالاقتصاد والقنوع والتقلّل (3).
7 - امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن را سزد که دارای هشت خصلت باشد:
در گرفتاریها سنگین و آرام باشد،
در سختی شکیبا باشد،
در آسایش و خوشی شکرگزار باشد،
به آنچه خدا به او داده قانع و سازگار باشد.
به دشمنان ستم نکند،
بار خود را بر دوش دوستان نیفکند،
بدنش از او در رنج باشد و مردم از او در آسایش باشند.
8 - عبداللّٰه بن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
...همانا خدای عزّ و جلّ پیامبران را با اخلاق پسندیده ممتاز گردانید پس هر کس این خصلتها در او بود خدا را بر آن سپاس گزارد و آن کس که این صفات در او نیست در پیشگاه خدای عزّ و جلّ تضرّع و زاری کند و آنها را از او بخواهد.
عبداللّٰه بن بکیر میپرسد: فدایت شوم آن صفات چیست؟
امام علیه السلام فرمود: پارسایی، قناعت وصبر ... .
9 - امام علی علیه السلام فرمود: هرگاه میلی به اصلاح کردن نفس خود پیدا کردی، پس بر تو باد به میانهروی و قناعت و کمخرجی.
10 - قال علیّ علیه السلام : کیف یستطیع صلاح نفسه مَن لا یقنع بالقلیل؟ (1)11 - عن الرّضا علیه السلام وقد سئل عن القناعة فقال: القناعة تجمع إلی صیانة النفس... ولا یسلک طریق القناعة إلّا رجلان: إمّا متعلّل یرید أجر الآخرة، أو کریم یتنزّه عن لئام النّاس. (2)12 - قال علیّ علیه السلام : القناعة سیف لا ینبو (3).
13 - قال الصادق علیه السلام لرجل:
اقنع بما قسم اللّٰه لک ولا تنظر إلی ما عند غیرک ولا تتمنّ ما لست نائله، فإنّه مَن قنع شبع ومَن لم یقنع لم یشبع؛ وخذ حظّک من آخرتک (4).
14 - قال الباقر علیه السلام لجابر الجعفی:
... وانزل ساحة القناعة باتّقاء الحِرص، وادفع عظیم الحِرص بإیثار القناعة، واستجلب حلاوة الزّهادة بقصر الأمل، واقطع أسباب الطمع ببرد الیأس (5).
10 - امام علی علیه السلام فرمود: کسی که به کم قانع نیست چگونه میتواند خود را اصلاح کند؟
11 - از امام رضا علیه السلام دربارهی قناعت سؤال شد.
آن حضرت در پاسخ فرمود: قناعت با نگهداشتن نفس از گناه همراه است...
و راه قناعت را جز دو تن نپیمایند:
یا [انسان] بیاعتنا به دنیا که در پی پاداش آخرت است،
یا بزرگمردی که از مردمان پست دوری میگزیند.
12 - امام علی علیه السلام فرمود: قناعت شمشیری است که کند نمیشود.
13 - از سفارشهای امام صادق علیه السلام به ابن جندب: به آنچه خدا به تو داده قانع باش و به آنچه نزد دیگری است چشم مدوز و به چیزی که به آن نمیرسی دل مبند؛ زیرا آن کس که قناعت دارد سیر است و آن کس که قناعت ندارد سیری ندارد.
و بهرهی خود را از آخرتت برگیر.
14 - امام باقر علیه السلام به جابر جعفی فرمود: ...
با پرهیز از آزمندی به میدان قناعت فرود آی، و با گزینش قناعت آزمندی شدید را از خود دور کن، و با کوتاه کردن آرزو شیرینی زهد را به دست آور، و با سردی نومیدی [از دیگران]، ریشههای طمع را بخشکان.
15 - قال علیّ علیه السلام : من شرف الهمّة لزوم القناعة (1).
16 - قال علیّ علیه السلام : آفة الورع قلّة القناعة (2).
17 - قال علیّ علیه السلام : ثمرة العفّة القناعة (3).
18 - قال علیّ علیه السلام : لن توجد القناعة حتّی یُفقد الحرص (4).
19 - قال علیّ علیه السلام : مَن تقنّع قنع (5).
20 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام - من دعائه فی الطواف عند الرکن - :
اللّهمّ قنّعنی بما رزقتنی و بارک لی فیما آتیتنی (6).
15 - امام علی علیه السلام فرمود: از بلندی همت، همراه بودن با قناعت است.
16 - امام علی علیه السلام فرمود: آفت پارسایی کمی قناعت است.
17 - امام علی علیه السلام فرمود: میوهی پاکدامنی [خود داری از حرام] قناعت است.
18 - امام علی علیه السلام فرمود: تا حرص ناپدید نشود قناعت پدیدار نگردد.
19 - امام علی علیه السلام فرمود: هرکس که خود را به قناعت وادارد خوی قناعت یابد.
20 - امام صادق علیه السلام در دعای خود هنگام طواف، در کنار حجر الأسود میگفت: خدایا! مرا به آنچه روزیام کردهای قانع ساز و آنچه را به من دادهای برایم با برکت گردان.
1 - قال علیّ علیه السلام : کفی بالقناعة مُلکاً، وبحُسن الخُلق نعیماً.
وسئل علیه السلام عن قوله تعالی فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوٰةً طَیِّبَةً (1)فقال: هی القناعة (2).
2 - قال علیّ علیه السلام : الحرّ عبدٌ ما طمع، والعَبد حرّ ما قنع (3).
3 - قال الصادق علیه السلام : لو حلف القانع بتملّکه علی الدّارین لصدّقه اللّٰه عزّ و جلّ بذلک و لأبرّه لعظم شأن مرتبة القناعة.
ثمّ کیف لا یقنع العبد بما قسّم اللّٰه له و هو یقول نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَوٰةِ الدُّنْیَا (4)فمن أذعن و صدّقه بما شاء و لما شاء بلا غفلة و أیقن بربوبیّته، 1 - امام علی علیه السلام فرمود:
پادشاهیِ قناعت، و نعمتٍ خوشخلقی، [انسان را] بس است.
و از آن حضرت دربارهی فرمودهی خدای متعال که «به او زندگانی پاکیزه میدهیم» سؤال شد.
حضرت فرمود:
آن، قناعت است.
2 - امام علی علیه السلام فرمود:
آزادِ طمع کار، برده است، و بردهی قانع، آزاد است.
3 - امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر انسان قانع سوگند بخورد که مالک دنیا و آخرت است خدای عزّ و جلّ او را تصدیق میکند و به جهت بزرگی جایگاه قناعت، قسم او را راست میگرداند.
چگونه بنده به سهمی که خداوند عزّ وجلّ برایش مقدر کرده است قانع نباشد با آنکه او میفرماید «ما روزی آنان در زندگی دنیا را میانشان تقسیم کردیم»؟ پس کسی که اقرار کند و بی هیچ غفلتی خدا را به آنچه خواسته وبرای آنچه خواسته، تصدیق کند و به ربوبیتش یقین داشته باشد،
أضاف تولیة الأقسام إلی نفسه بلا سبب. و مَن قنع بالمقسوم استراح من الهمّ و الکرب والتعب، و کلّما أنقص من القناعة زاد فی الرّغبة.
والطّمع فی الدّنیا أصل کلّ شرّ وصاحبها لا ینجو من النّار إلّا أن یتوب، ولذلک قال صلی الله علیه و آله و سلم «القناعة ملک لا یزول» وهی مرکب رضا اللّٰه تعالی تحمل صاحبها إلی داره، فأحسن التوکّل فیما لم تعطه والرّضا بما اعطیت، واصبر علی ما أصابک، فإنّ ذلک من عزم الاُمور (1).
4 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : من أصبح وأمسی والآخرة أکبر همّه جعل اللّٰه له الغنی فی قلبه وجمع له أمره و لمیخرج من الدّنیا حتّی یستکمل رزقه. ومَن أصبح وأمسی والدّنیا أکبر همّه جعل اللّٰه الفقر بین عینیه و شتّت علیه أمره، ولم ینل من الدّنیا إلّاما قسم له (2).
خدا را بی هیچ رابطهای دست اندرکار قسمتها میداند. و کسی که به روزی مقدّر قانع است از اندوه و گرفتاری و رنج آسوده است، و هر چه از قناعت کاسته شود به رغبت (وگرایش به دنیا) افزوده گردد؛ طمع (و چشم داشت) به دنیا ریشهی هر بدی است و دارندهی این خصلت از آتش رهایی نخواهد یافت مگر آن که توبه کند. از اینرو است که پیامبر گرامی اسلام فرمود «قناعت، پادشاهیِ بیزوال است». و آن وسیلهی خشنودی خدا است که صاحبش را به خانهی او میبرد؛ پس در آنچه به تو داده نشده است بر خدا توکلی نیکو کن، و به آنچه به تو داده شده است، خشنود باش و بر سختیهایی که به تو رسد شکیبایی کن که اینها از امور مهم است.
4 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که صبح و شام، بزرگترین دغدغهاش آخرت باشد، خداوند بینیازی را در جانش نهد و کار او را سامان بخشد و از دنیا نرود تا روزی خود را کامل به دست آورد. و کسی که در صبح و شام بزرگترین هدفش دنیا باشد، خداوند احساس فقر و نگرانی از نداری به او دهد و کارش را پریشان سازد و از دنیا به بیش از آنچه برایش مقرر شده است، دست نیابد.
(شاید معنای جمله«فمن أذعن و صدقّه...بلاسبب» این باشد که «پس کسی که اقرار کند وبی هیچ غفلتی خدا را به آنچه خواسته و برای آنچه خواسته است، تصدیق کند وبه ربوبیتش یقین داشته باشد، آیا بدون سبب (و علتی چون خدای متعال) خود را عامل روزی دهندهی خویش میداند؟»)
5 - قال علیّ علیه السلام : القناعة أهنأعیش (1).
6 - قال علیّ علیه السلام : أعوَنُ شیءٍ علی صلاح النفس القناعة (2).
7 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : الدّنیا دول، فما کان لک منها أتاک علی ضعفک، وما کان منها علیک لم تدفعه بقوّتک، و مَن انقطع رجاؤه ممّا فاته استراحت نفسه، ومَن قنع بما رزقه اللّٰه تعالی قرّت عیناه (3).
8 - قال علیّ علیه السلام : حُکِمَ علی مکثری أهل الدّنیا بالفاقة، واُعینَ مَن غنیَ عنها بالقناعة بالرّاحة (4).
9 - قال علیّ علیه السلام : ثمرة القناعة الرّاحة (5).
10 - قال علیّ علیه السلام : ثمرة القناعة العزّ (6).
11 - قال علیّ علیه السلام : خرج العزّ 5 - امام علی علیه السلام فرمود:
[زندگی با] قناعت گواراترین زندگی است.
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
برترین مددکار برای اصلاح نفس، قناعت است.
7 - پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
دنیا در گردش است [فراز و نشیب دارد]؛ آنچه از دنیا برای تو است، با وجود ناتوانیات به تو میرسد و آنچه به ضرر تو است، با قدرت خود نمیتوانی آن را از خود دورکنی.
و کسی که از آنچه از دستش رفته است دل برکند، آسوده خاطر است و کسی که به آنچه خدا روزیاش کرده قناعت کند، شاد و خرسند میباشد.
8 - امام علی علیه السلام فرمود:
بر ثروتمندانِ اهل دنیا حکم به نیازمندی شده است و آن کس که به وسیلهی قناعت، از دنیا بینیاز شود، با آسایش یاری شده است.
9 - امام علی علیه السلام فرمود:
نتیجهی قناعت آسودگی است.
10 - امام علی علیه السلام فرمود:
میوهی قناعت عزّتمندی (سربلندی) است.
11 - امام علی علیه السلام فرمود: عزّت
والغنی یجولان فلقیا القناعة فاستقرّا (1).
12 - قال علیّ علیه السلام : ثمرة القناعة الإجمال فی المکتسب و العزوف عن الطلب (2).
13 - عن الصّادق علیه السلام قال: ...مَن لم یستحی من طلب الحلال وقنع به خفّت مؤونته، و نَعم أهله... (3).
14 - قالعلیّ علیه السلام :کلّقانعٍعفیف (4).
15 - قال علیّ علیه السلام : مَن قنع حسُنت عبادته (5).
16 - قال علیّ علیه السلام : مَن لم یقنع بما قُدِّر له تعنّیٰ (6).
17 - عن أبیالحسن الرضا علیه السلام قال: مَن لمیقنعه من الرّزق إلّاالکثیر لم یکفه من العمل إلّاالکثیر، ومَن کفاه منالرّزق القلیل فإنّه یکفیه منالعمل القلیل (7).
و بینیازی به گردش درآمدند، چون به قناعت رسیدند قرار گرفتند.
12 - امام علی علیه السلام فرمود:
میوهی قناعت، میانهروی در کسب و کار [نداشتن حرص و طمع در آن] و بیمیلی به درخواست کردن [از مردم] است.
13 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
... کسی که از طلب حلال شرم نکند و به آن قانع باشد، هزینهی زندگیاش سبک شود و خانوادهاش در رفاه باشند... .
14 - امام علی علیه السلام فرمود:
هر قناعت کنندهای، [از آلودگی به حرام] پاک است.
15 - امام علی علیه السلام فرمود:
آن کس که قانع است عبادتش نیکو است.
16 - امام علی علیه السلام فرمود:
هر کس به آن چه برایش مقدّر شده است قانع نباشد، گرفتار رنج شود.
17 - از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود:
کسی که جز درآمد زیاد او را راضی نکند، جز کار زیاد کفایتش نکند و کسی که به روزی اندک بسازد، کار کم او را بس است.
1) (1)) شرح نهج البلاغة(لابن أبی الحدید): 300/20 الحکمة 428 .
2) (2)) عیون الحکم والمواعظ: 208 ح 4168.
3) (3)) أعلام الدّین: 120 ونحوه فی أمالی الطوسی: 721ح1521،عنهالبحار:289/70ح 22.
4) (4)) عیون الحکم والمواعظ: 375 ح 6315.
5) (5)) عیون الحکم والمواعظ: 452 ح 8091 .
6) (6)) عیون الحکم و المواعظ: 432 ح 7441.
7) (7)) الکافی: 138/2 ح 5،عنه الوسائل:531/21 ح 27776.
18 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : مَن رضی وقنع وتوکّل کفی الطلب (1).
19 - قال علیّ علیه السلام : رأس القناعة الرّضا (2).
18 - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکه راضی باشد و قناعت پیشه کند و بر خدا توکل نماید از طلب [و جستجو بیش از اندازه] معاف است.
19 - امام علی علیه السلام فرمود: اوج قناعت خشنودی [به روزی مقدّر] است.
1 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم : أوحی اللّٰه تعالی إلی موسی علیه السلام : إنّی وضعت خمسة أشیاء فی خمسة أشیاء والنّاس یطلبون فی خمسة اخری، فمتی یجدون؟ إنّی وضعت عزّ عبادی فی طاعتی فهم یطلبون من باب السّلطان، فمتی یجدون؟ وإنّی وضعت العلم والحکمة فی الجوع وهم یطلبون فی الشَبَع، فمتی یجدون؟ وإنّی وضعت الغنی فی القناعة وهم یطلبون فی المال، فمتی یجدون؟ وإنّی وضعت الرّاحة فی الآخرة وهم یطلبون فی الدّنیا، فمتی یجدون؟ وإنّی وضعت رضای فی مخالفة هواهم وهم یطلبون فی موافقة هواهم، فمتی یجدون؟ (1)2 - قال الصّادق علیه السلام :مطلوبات الناس فی الدّنیا الفانیة أربعة:
1 - پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
خداوند متعال به موسی وحی کرد که من پنج چیز را در پنج چیز نهادهام و مردم آن را در پنج چیز دیگر جستجو میکنند؛ اما کی آنها را خواهند یافت؟
من عزّت بندگانم را در فرمانبری از خود قرار دادهام و آنان آن را از درگاه پادشاه میجویند؛ کی به آن خواهند رسید؟ و من دانش و حکمت را در گرسنگی جای دادهام و آنان آن را در سیری میجویند؛ کی به آن دست مییابند؟
و من بینیازی را در قناعت قرار دادهام و آنان آن را در داشتن ثروت و مال میطلبند؛ کی به آن خواهند رسید؟
و من آسایش رادر آخرت قرار دادهام و آنان آن را در دنیا میجویند؛ کی به آن میرسند؟
و من خشنودی خود را در مخالفت با هوای نفسشان قرار دادهام و آنان آن را در پیروی از هوای نفس میجویند؛ کی به آن دست مییابند؟
2 - امام صادق علیه السلام فرمود: خواستههای مردم در دنیای فانی چهار چیز است:
1) (1)) مشکاةالأنوار: 565 ح 1903 و نحوه فی عوالی اللآلی: 61/4 ح 11،عنه البحار: 453/78ح 21، والمستدرک: 173/12 ح 13809.
الغنی و الدعة و قلّة الاهتمام، و العزّ. فأمّا الغنی فموجود فی القناعة، فمن طلبه فی کثرة المال لم یجده؛ وأمّا الدعة فموجودة فی خفّة المحمل، فمن طلبها فی ثقله لم یجدها؛ وأمّا قلّة الاهتمام فموجودة فی قلّة الشغل، فمن طلبها مع کثرته لم یجدها؛ وأمّا العزّ فموجود فی خدمة الخالق، فمن طلبه فی خدمة المخلوق لم یجده (1).
3 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : أغنی الغنی القناعة (2).
4 - قال الإمام الکاظم علیه السلام :
یا هشام! مَن أراد الغنی بلا مال وراحة القلب من الحسد والسلامة فی الدین فلیتضرّع إلی اللّٰه عزّ و جلّ فی مسألته بأن یکمّل عقله، فمَن عقل قنع بما یکفیه و مَن قنع بما یکفیه استغنی و مَن لمیقنع بما یکفیه بینیازی(توانگری)، آسایش و راحتی، کم بودن غم و اندوه، و عزّت.
بینیازی در قناعت است و کسی که آن را در فراوانی مال میجوید به آن نمیرسد؛
خوشی و آسایش نیز در سبکباری است و هرکس آن را در سنگین باری بجوید به آن نمیرسد؛
همچنین کم شدن اندوه، به کمتر شدن اشتغال به کارهای دنیا است و آن کس که با مشغلهی زیاد آن را میجوید آن را نمییابد؛
عزّت و سربلندی نیز در بندگی خدا است و هر کس که آن را در چاکری مخلوق میجوید به آن نخواهد رسید.
3 - امام صادق علیه السلام فرمود: بالاترین بینیازی قناعت است.
4 - امام کاظم علیه السلام فرمود:
ای هشام! هرکس بینیازی بدون مال، و آسودگی دل از رنج حسد، و سلامت دینش را میخواهد، از درگاه خدای عزّ و جلّ خاضعانه بخواهد که عقلش را کامل کند که هرکس خردمند شد، به آن مقداری که نیازش را بر میآورد قناعت میکند و هرکه به آنچه نیازش را بر میآورد قناعت کند، [از دیگران] بینیاز خواهد شد و کسی که به آنچه نیازش را بر آورد قناعت نکند
لم یدرک الغنی أبداً (1).
5 - قال علیّ علیه السلام : ثمرة القناعة الغَناء (2).
6 - عن الصّادق جعفر بن محمّد علیهما السلام قال: ...خمسٌ مَن لمتکن فیه لم یتهنّ بالعیش:
الصحّة، والأمن، والغنی، والقناعة، والأنیس الموافق (3).
7 - قال علیّ علیه السلام : مَن قنع بالیسیر استغنی عن الکثیر، ومَن لم یستغن بالکثیر افتقر إلی الحقیر (4).
هرگز به بینیازی نمیرسد.
5 - امام علی علیه السلام فرمود:
میوهی قناعت، بینیازی است.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود:
پنج چیز است که در هرکس نباشد زندگی خوشی ندارد: تندرستی، امنیت، بینیازی، قناعت، و همدم سازگار.
7 - امام علی علیه السلام فرمود:
کسی که به کم قانع شود، از بسیار بینیاز گردد و کسی که با بسیار، بینیاز نشود به [چیز] پست نیازمند گردد.
کفاف یعنی رزق و روزی به اندازهی کافی و در حدّ نیاز، به گونهی که انسان از درخواست و گدایی کردن از دیگران بینیاز است (1).
1 - من دعاء الإمام السجّاد علیه السلام فی الوتر: اللّهمّ إنّ الغنیّ مَن استغنی عن خلقک بک، فصلّ علی محمّدٍ وآل محمّد، وأغننی یا ربّ عن خلقک، واجعلنی ممّن لا یبسط کفّه إلّاإلیک (2).
2 - من وصیّة النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم لأبیذرّ: یا أباذرّ! إنّی قد دعوت اللّٰه جلّ ثناؤه أن یجعل رزق مَن 1 - در دعای امام سجاد علیه السلام - که در نماز وتر میخواند - آمده است:
بارالها بینیاز کسی است که به وسیلهی تو از آفریدگانت بینیازی جوید؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و مرا ای پرودرگار از آفریدگانت بینیاز کن و از کسانی قرار ده که دستان خود را جز به سوی تو نمیگشایند.
2 - از سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به أبوذر است که فرمود:
ای ابوذر! من از خداوند - که ثنایش شکوهمند است - خواستهام که روزی کسی که
یحبّنی کفافاً، وأن یعطی من یبغضنی کثرة المال والولد (1).
3 - قال الصّادق علیه السلام : إذا أحبّ اللّٰه تعالی عبداً ألهمه الطاعة، وألزمه القناعة، و فقّهه فی الدّین، و قوّاه بالیقین، فاکتفی بالکفاف، و اکتسی بالعفاف (2).
4 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : یا علیّ! إنّ اللّٰه جعل الفقر أمانة عند خلقه، فمن ستره کان کالصائم القائم، ومَن أفشاه إلی مَن یقدر علی قضاء حاجته فلم یفعل فقد قتله، أما إنّه ما قتله بسیفٍ ولا رمح، ولکن بما أنکی من قلبه (3).
5 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم :
طوبی لمن أسلم وکان عیشه کفافاً وقواه سداداً (4).
ولیس فیهما ذیله.
مرا دوست دارد به اندازهی نیاز قرار دهد و به کسی که مرا دشمن دارد زیادی مال و فرزند عطا کند.
3 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه خداوند متعال بندهای را دوست بدارد، فرمانبری از خود را به او الهام میکند و او را همدم قناعت میسازد و ژرفنگری در دین میبخشد و با یقین نیرومندش میسازد؛ پس او به اندازهی رفع نیاز بسنده میکند و جامهی پاکدامنی میپوشد.
4 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ای علی! خداوند فقر را امانتی نزد بندگانش قرار داد؛ پس کسی که آن را پنهان کند همچون روزهدار شب زندهدار خواهد بود، واگر کسی آن را در نزد شخصی اظهار کند که با وجود توان نیازش را برآورده نسازد، گویی آن شخص او را کشته است، امّا بدان که این کشتن نه کشتنی است با شمشیر یا نیزه، بلکه با زخمی است که بر قلب و روان او وارد ساخته است.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خوشا به حال مسلمانی که زندگیاش به اندازهی نیاز و نیرویش [یا عقل و خردش] استوار باشد.
6 - عن علیّ بن الحسین علیهما السلام قال: مرّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم براعی إبل فبعث یستسقیه، فقال: أمّا ما فی ضروعها فصبوح الحیّ، وأمّا ما فی آنیتنا فغبوقهم (1)، فقال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : اللّهمّ أکثر ماله و ولده. ثمّ مرّ براعی غنم فبعث إلیه یستسقیه، فحلب له ما فی ضروعها وأکفأ ما فی إنائه فی إناء رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم و بعث إلیه بشاة و قال: هذا ما عندنا وإن أحببت أن نزیدک زدناک. قال: فقال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : اللّهمّ ارزقه الکفاف.
فقال له بعض أصحابه:
یا رسولاللّٰه! دعوت للّذی ردّک بدعاء عامّتنا نحبّه، ودعوت للّذی أسعفک بحاجتک بدعاء کلّنا نکرهه!
فقال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : إنّ ما قلّ وکفی خیرٌ ممّا کثر وألهی، اللّهمّ ارزق محمّداً وآل محمّد الکفاف (2).
6 - امام سجاد علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله برشتر چرانی گذر کرد. شخصی را فرستاد تا از او شیر بگیرد.
او در پاسخ گفت: آنچه در پستان شتران است برای صبحانه قبیله است و آنچه در ظرفها است برای شام آنان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بارالها! مال و فرزندانش را زیاد کن».
آنگاه به چوپانی دیگر گذر کرد و کسی را برای گرفتن شیر نزد او فرستاد.
چوپان، گوسفندها را دوشید و هر آنچه در ظرف خود داشت در ظرف رسول خدا صلی الله علیه و آله ریخت و گوسفندی هم برای حضرت فرستاد و عرض کرد: «این اندازه نزد ما بود و اگر بخواهید بیشتر میدهیم».
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خدایا به مقداری که او را بس باشد روزیاش کن».
یکی از اصحاب گفت: «ای رسول خدا! برای آن شخصی که تو را ردّ کرد دعایی کردی که همه دوست داریم و برای آن که خواستهات را برآورد دعایی کردی که هیچ یک نمیپسندیم!»
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اندکی که کفایت کند بهتر است از بسیاری که دل را مشغول کند.
بارالاها محمّد و آل محمّد را به اندازهی کفاف روزی فرما».
7 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال:
سخاء المرء عمّا فی أیدی النّاس أکثر من سخاء النفس والبذل، و مروّة الصبر فی حال الفاقة والحاجة والتعفّف والغنی أکثر من مروّة الإعطاء، وخیر المال الثّقة باللّٰه والیأس عمّا فی أیدی الناس (1).
8 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : إذا کان غروب الشمس وکّل اللّٰه تعالی ملَکاً بالشّمس یقول - أو ینادی - : أیّها الناس! أقبلوا علی ربّکم، فإنّ ما قلّ و کفیٰ خیرٌ ممّا کثر و ألهی... (2).
9 - عن الصادق علیه السلام قال:
اتّخذ اللّٰه عزّوجلّ إبراهیم خلیلاً لأ نّه لمیردّ أحداً و لم یسأل أحداً غیراللّٰه عزّ و جلّ (3).
7 - امام باقر علیه السلام فرمود:
دل کندن شخص از آنچه در دست مردم است نیکوتر از بذل و بخشش مال خودش است؛
و جوانمردیی که در صبر بر تنگدستی و نیازمندی و خودداری [ از درخواست] و بینیازی وجود دارد، بزرگتر از جوانمردی در بخشیدن اموال است.
برترین سرمایه، اعتماد به خداوند و ناامیدی از آن چیزی است که در دستان مردم است.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود:
چون خورشید غروب کند خداوند تعالی فرشتهای را بر خورشید میگمارد که میگوید:
ای مردمان! بر پروردگارتان روی آورید که همانا چیزی که اندک باشد و به اندازهی نیاز، بهتر است از چیز بسیاری که دل را مشغول کند...
9 - امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند ابراهیم را دوست صمیمی خود گرفت چون درخواست کسی را ردّ نکرد و جز از خدای عزّ و جلّ از کسی درخواست ننمود.
10 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : ثلاث خصالٍ من صفة أولیاء اللّٰه تعالی:
الثّقة باللّٰه فی کلّ شیء، والغنی به عن کلّ شیء، والافتقار إلیه فیکلّ شیء (1).
11 - عن عبداللّٰه بن سنان قال:
سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام یقول: ثلاث هنّ فخر المؤمن وزینه فی الدّنیا والآخرة:
الصّلاة فی آخر اللّیل، ویأسه ممّا فی أیدی الناس، و ولایته الإمام من آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم (2).
12 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : مَن أراد أن یکون أغنی الناس فلیکن بما فی ید اللّٰه أوثق منه بما فی ید غیره (3).
13 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال: کان أمیرالمؤمنین - صلوات اللّٰه علیه - یقول:
لیجتمع فی قلبک الافتقار إلی الناس والاستغناء عنهم، فیکون افتقارک إلیهم فی لین کلامک وحُسن بِشرک، ویکون استغناؤک عنهم فی نزاهة عِرضک وبقاء عزّک (4).
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سه ویژگی از صفات اولیای خدای متعال است:
اعتماد به خدا در هر چیز، بینیازی به وسیلهی او از هرچیز، و نیازمند بودن به او در هر چیز.
11 - عبدللّٰه بن سنان میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: سه چیز مایهی فخر و زینت مؤمن در دنیا و آخرت است: نماز در آخر شب [نمازشب]، ناامیدی او از آنچه در دستان مردم است و پذیرفتن ولایت امامی از آل محمد صلی الله علیه و آله .
12 - پیامبرخدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که میخواهد بینیازترین مردم باشد، باید پشتگرمی او به آنچه در دست خدا است بیش از آن چیزی باشد که در دست غیر او است.
13 - امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان - که درودهای خدا بر او باد - میفرمود:
باید در دلت احتیاج به مردم و بینیازی از آنان جمع شود؛ [به این صورت که] احتیاج تو به آنان در نرمزبانی و خوشروییات باشد و بینیازی تو از آنان در حفظ آبرو و نگهداری عزتت باشد (5).
1) (1)) کنز الفوائد للکراجکی: 288، عنه البحار: 20/103 ح 2.
2) (2)) الکافی: 234/8 ح 311 و أمالیالصدوق: 437 م 81 ح 7.
3) (3)) الکافی: 139/2 ح 8 .
4) (4)) الکافی: 149/2 ح 7 .
5) (5)) انسان باید در دل خودبه دو چیز معتقد باشد: 1 - معتقد باشد که در معاشرت و زندگی دنیا به هم نوع خود محتاج است،چون انسان فطرتاً اجتماعی است لذا باید در معاشرت با دیگران نرم گفتار و خوش رفتار باشد. 2 - معتقد باشد که روزی دهندهی او خداوند استواو سبب همه اسباب میباشد، لذا خود را بی نیاز از مردم بداند و نباید چاپلوسی کند و خود را ذلیل و زبون سازد، بلکه در عین خوشرویی وشیرینسخنی، عزّت نفس و مناعت طبع خود را حفظ کند. (برگرفته از ترجمهی اصول کافی، ج 220/3).
14 - قال علیّ علیه السلام : الدّنیا دار مُنی لها الفناء... فارتحلوا منها بأحسن ما بحضرتکم من الزّاد، ولا تسألوا فیها فوق الکفاف، ولا تطلبوا منها أکثر من البلاغ (1).
15 - قال الإمام الهادی علیه السلام : الغنیٰ قلّةتمنّیک، والرّضا بما یکفیک (2).
16 - قال علیّ علیه السلام : نال الغِنی مَن رُزق الیأسعمّافیأیدی الناس والقناعة بما اوتی والرضا بالقضاء (3).
17 - عن أبیجعفرالباقر علیه السلام قال:
أتی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم رجلٌ فقال:
علّمنی یا رسولاللّٰه، فقال: علیک بالیأس عمّا فی أیدی الناس فإنّه الغنی الحاضر... (4).
18 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
اشتدّت حال رجلٍ من أصحاب النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم ، فقالت له امرأته: لو أتیت رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم فسألته.
14 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
دنیا خانهی آرزوها است که نابود میشود... پس با بهترین زاد و توشهای که در اختیار دارید از آن کوچ کنید و در آن، بیش از اندازهی نیاز خود درخواست نکنید و بیش از آن مقدار که شما را به مقصد رساند نطلبید.
15 - امام هادی علیه السلام فرمود:
بینیازی، در آرزوهای اندک و خشنود بودن به آنچه برایت کافی است، نهفته است.
16 - امام علی علیه السلام فرمود:
کسی که "ناامیدی از آنچه در دستان مردم است" و "قناعت به آنچه دارد" و "خشنودی به قضای الهی" روزیاش شود، به بینیازی دست یافته است.
17 - امام باقر علیه السلام فرمود: شخصی خدمت رسولاکرم صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! به من [چیزی] بیاموز.
حضرت فرمود: بر تو باد به ناامیدی از آنچه در دستان مردم است که همانا این توانگری نقد است ... .
18 - امام صادق علیه السلام فرمود:
مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله وضعیت زندگیاش سخت شد.
همسرش به او گفت:
کاش خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله میرفتی و از او چیزی میخواستی.
فجاء إلی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فلمّا، رآه النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال: مَن سألنا أعطیناه و مَن استغنی أغناه اللّٰه، فقال الرّجل: ما یعنی غیری. فرجع إلی امرأته فأعلمها، فقالت: إنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم بشرٌ فأعلمه.
فأتاه، فلمّا رآه رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم قال: مَن سألنا أعطیناه ومَن استغنی أغناه اللّٰه. حتّی فعل الرجل ذلک ثلاثاً. ثمّ ذهب الرجل فاستعار مِعوَلاً، ثمّ أتی الجبل فصعده فقطع حطباً، ثمّ جاء به فباعه بنصف مدّ من دقیق، فرجع به فأکله. ثمّ ذهب من الغد فجاء بأکثر من ذلک فباعه، فلمیزل یعمل ویجمع حتّی اشتری مِعوَلاً، ثمّ جمع حتّی اشتری بکرین (1)وغلاماً، ثمّ أثری حتّی أیسر، فجاء إلی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فأعلمه کیف جاء یسأله و کیف سمع النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم ، فقال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم :
قلت لک: مَن سألنا أعطیناه ومَن استغنی أغناه اللّٰه (2).
آن مرد خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هر که از ما درخواست کند به او عطا میکنیم و هر که بینیازی جوید خداوند او را بینیاز سازد. مرد با خود گفت: مقصود حضرت کسی جز من نیست. پس نزد همسر خود بازگشت و به او گزارش داد.
زن گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله هم بشر است [و از حال تو خبر ندارد]، او را از حال خود آگاه ساز. مرد دوباره خدمت حضرت آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هر که از ما درخواست کند عطایش میکنیم و هر که بی نیازی جوید خداوند او را بینیاز میکند.
تا سه بار آن مرد چنین کرد. سپس بازگشت و کلنگی را عاریه گرفت و به جانب کوهستان رفت. بالای کوه رفته قدری هیزم برید و آورد و به نیم مُد [کمتر از چهارصد گرم] آرد آن را فروخت. آرد را به خانه برد و خورد. فردا هم رفت و هیزم بیشتری آورد و فروخت و همواره کار میکرد و میاندوخت تا خودش کلنگی خرید. باز هم اندوخت تا دو شترویک غلام خرید و ثروتمند و بینیاز شد.
آنگاه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و گزارش داد که چگونه برای درخواست آمد و از رسول خدا صلی الله علیه و آله چه شنید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به تو گفتم؛ هر که از ما در خواست کند به او عطا میکنیم و هرکه بینیازی جوید خداوند او را بینیاز میکند.
19 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم :
لیس الغنی عن کثرة العرَض ولکنّ الغنی غنی النفس (1).
20 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله لأبیذرّ: یا أباذرّ! استغن بغناء اللّٰه یغنک اللّٰه. فقلت: وما هو یا رسولاللّٰه؟ فقال: غداء یوم وعشاء لیلة، فمَن قنع بما رزقه اللّٰه فهو أغنی الناس (2).
21 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : قال اللّٰه عزّ و جلّ: إنّ من أغبط أولیائی عندی رجلاً خفیف الحال، ذا حظّ من صلاة، أحسن عبادة ربّه بالغیب، وکان غامضاً فی الناس، جعل رزقه کفافاً فصبر علیه، عجّلت منیّته فقلّ تراثه وقلّت بواکیه (3).
22 - قال علیّ علیه السلام : مَن قنع برزق اللّٰه استغنی عن الخلق (4).
19 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بینیازی در داشتن اموال فراوان نیست، بلکه بینیازی، بینیازی نفس است.
20 - رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمود: ای ابوذر! به وسیلهی غنای الهی بینیازی بجوی تا خداوند بینیازت کند.
[ابوذر گوید] پرسیدم: ای رسول خدا! آن چیست؟
فرمود: غذای یک روز و شام یک شب؛ پس هرکس به آنچه خدا روزیاش کرده است قانع باشد غنیترین مردم است.
21 - رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: خدای عزّ و جلّ فرمود:
از میان دوستدارانم نزد من کسی بیش از دیگران مورد غبطه [هدف آرزوی دیگران] است که سبک بال است؛ از نماز بهره میبرد؛ پروردگارش را در نهان، نیکو میپرستد و در میان مردم گمنام است؛ روزی خود را به اندازهی کفاف قرار داده است و بر آن شکیبا است؛ مرگش زودرس و میراثش ناچیز است و گریه کنندگانش اندکند.
22 - امام علی علیه السلام فرمود: هرکس به روزی خدا قانع باشد از مردم بینیاز است.
23 - قال علیّ علیه السلام : الرّضا بالکفاف خیرٌ من السعی فی الإسراف (1).
24 - قال علیّ علیه السلام : الرّضا بالکفاف یؤدّی إلی العفاف (2).
25 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
قال رجلٌ للنّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم :
یا رسولاللّٰه! علّمنی شیئاً إذا أنا فعلته أحبّنی اللّٰه من السماء وأحبّنی أهل الأرض، قال:
ارغب فیما عند اللّٰه یحبّک اللّٰه، وازهد فیما عند الناس یحبّک الناس (3).
26 - قال علیّ بن الحسین علیهما السلام للزهری: اعلم أنّ أکرم الناس علی الناس مَن کان خیره علیهم فائضاً، وکان عنهم مستغنیاً متعفّفاً.
وأکرم الناس بعده علیهم مَن کان مستعففاً وإن کان إلیهم محتاجاً، فإنّما أهل الدّنیا یتعقّبون الاَموال فمَن لم یزاحمهم فیما یتبقّونه کرم علیهم، ومَن لم یزاحمهم فیها ومکّنهم من بعضها کان أعزّ وأکرم (4).
23 - امام علی علیه السلام فرمود: راضی بودن به اندازهی مورد نیاز، بهتر است از کوششی که در آن اسراف باشد.
24 - امام علی علیه السلام فرمود: راضی بودن به مقدار مورد نیاز، به پاکدامنی میانجامد.
25 - امام صادق علیه السلام فرمود: مردی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد:
ای رسول خدا! چیزی را به من بیاموز که چون آن را انجام دهم خداوند مرا در آسمانها دوست بدارد و اهل زمین نیز مرا دوست بدارند.
فرمود: به آنچه نزد خدا است مشتاق باش که در این صورت خداوند تو را دوست میدارد، و از آنچه نزد مردم است کنارهگیر که در این صورت مردم تو را دوست میدارند.
26 - امام سجاد علیه السلام به زهری فرمود: بدان که گرامیترین مردم در نزد مردم کسی است که خیرش بر آنان جاری باشد و خود از آنان بینیاز و خوددار باشد. پس از او، گرامیترین مردم در نزد آنها کسی است که از درخواست کردن از آنها خودداری کند، هرچند به آنان محتاج باشد. مردم به دنبال اموال هستند، پس هرکه در آنچه جمع کردهاند مزاحمشان نباشد، نزد آنان گرامی است و هرکه در آن مزاحمشان نباشد و مقداری از اموال نیز در اختیارشان بگذارد، [در نزد آنها] عزیزتر و گرامیتر است.
27 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
شرف المؤمن قیام اللّیل، وعزّه استغناؤه عن النّاس (1).
28 - عن العالم علیه السلام قال: الیأس ممّا فی أیدی النّاس عزّ المؤمن فی دینه، ومروّته فی نفسه، وشرفه فی دنیاه، وعظمته فی أعین الناس، وجلالته فی عشیرته، ومهابته عند عیاله، وهو أغنی الناس عند نفسه وعند جمیع الناس (2).
29 - عن عامرالشعبی قال:
تکلّم أمیرالمؤمنین علیه السلام بتسع کلمات ارتجلهنّ ارتجالاً... ثلاث منها فی المناجاة، وثلاث منها فی الحکمة، وثلاث منها فی الأدب...
وأمّا اللّاتی فی الأدب فقال:
امنن علی مَن شئت تکن أمیره، واحتج إلی مَن شئت تکن أسیره، واستغن عمّن شئت تکن نظیره (3).
30 - عن أبیالحسن الکاظم علیه السلام قال: کان لقمان علیه السلام یقول لابنه:
یابُنیّ! خذ من الدّنیا بلغة ولا تدخل فیها دخولاً یضرّ بآخرتک، 27 - امام صادق علیه السلام فرمود:
شرافت مؤمن به شب زندهداری و عزّتش در بینیازی او از مردم است.
28 - امام رضا علیه السلام فرمود:
ناامیدی از آنچه در دستان مردم است موجب عزّت مؤمن در دینش، جوانمردی او در درونش، شرافت او در دنیایش، بزرگی او در دیدگان مردم، شکوهمندی او در میان قبیله و خاندانش، و ابهت او نزد خانوادهاش میشود.
چنین شخصی بینیازترین مردم نزد خود و نزد همهی مردم است.
29 - عامر شعبی میگوید:
امیرمؤمنان علیه السلام بدون مقدّمهی قبلی نُه جمله فرمود... که سه تا دربارهی مناجات و سه تا دربارهی حکمت و سه تا دربارهی ادب بود... .
امّا دربارهی ادب فرمود:
بر هر که میخواهی احسان کن تا امیرش باشی، و از هر که میخواهی درخواست نیازمندی کن تا اسیرش باشی،
و از هر که میخواهی بینیاز باش تا همانندش باشی.
30 - امام کاظم علیه السلام فرمود: لقمان علیه السلام به فرزندش میگفت:
فرزندم! تنها به مقدار مورد نیاز از دنیا برگیر و در دنیا چنان فرو نرو که به آخرتت ضرر برساند
ولاترفضها فتکون عیالاً علی الناس (1).
31 - عن عبدالأعلی مولی آلسام قال: استقبلت أبا عبداللّٰه علیه السلام فی بعض طرق المدینة فی یوم صایف شدید الحرّ، فقلت: جعلت فداک حالک عند اللّٰه عزّوجلّ و قرابتک من رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم و أنت تجهد لنفسک فی مثل هذا الیوم! فقال: یا عبدالأعلی! خرجت فی طلب الرّزق لأستغنی عن مثلک (2).
32 - قال الصادق جعفر بن محمّد علیهما السلام : إذا کان یوم القیامة وقف عبدان مؤمنان للحساب، کلاهما من أهل الجنّة:
فقیر فی الدّنیا وغنیّ فی الدّنیا. فیقول الفقیر:
یا ربّ! علی ما اوقف؟ فوعزّتک إنّک لتعلم أنّک لم تولّنی ولایةً فأعدل فیها أو أجور، ولم ترزقنی مالاً فاُؤدّی منه حقّاً أو أمنع، ولا کان رزقی یأتینی منها إلّاکفافاً علی ما علمت وقدّرت لی.
و آن را چنان ترک نکن که هزینهات بر دوش مردم بیفتد.
31 - عبدالأعلی مولی آلسام میگوید:
در یکی از راههای مدینه، درگرمای شدید روز، با امام صادق علیه السلام روبه رو شدم.
عرض کردم: فدایت شوم! منزلت تو در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ و خویشاوندی تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله [معلوم است] و با این وجود تو در مثل چنین روزی خود را به سختی میاندازی؟
حضرت فرمود:
در پی طلب روزی برآمدم تا از مانند تو بینیاز باشم.
32 - امام صادق علیه السلام فرمود:
روز قیامت دو بندهی مؤمن برای حسابرسی حاضر میشوند که هر دو اهل بهشتند:
بینوا در دنیا و توانگر در دنیا.
فقیر میگوید: پروردگارا! برای چه نگهداشته شدهام؟
سوگند به عزّتت تو خوب میدانی که به من حکومتی را نسپردی تا در آن داد بستانم یا ستم نمایم و مالی ارزانیام نداشتی تا از آن حقّی ادا کنم یا نکنم و روزیام جز به اندازهی کفاف نمیرسید چنانکه خودت میدانستی و برایم مقدّر میفرمودی.
فیقول اللّٰه جلّ جلاله: صدق عبدی خلّوا عنه یدخل الجنّة.
ویبقی الآخر حتّی یسیل منه العرق ما لو شربه أربعون بعیراً لکفاه ثمّ یدخل الجنّة فیقول الفقیر له: ما حبسک؟ فیقول: طول الحساب، ما زال الشیء یجیئنی بعد الشیء یغفر لی ثمّ اسأل عن شیءٍ آخر حتّی تغمّدنی اللّٰه عزّ و جلّ منه برحمة وألحقنی بالتائبین، فمَن أنت؟ فیقول: أنا الفقیر الّذی کنت معک آنفاً.
فیقول: لقد غیّرک النعیم بعدی (1).
33 - عن الهیثم بن واقد قال:
سمعت الصادق جعفر بن محمّد علیهما السلام یقول:
مَن أخرجه اللّٰه عزّ و جلّ من ذلّ المعاصی إلی عزّ التّقوی أغناه اللّٰه بلا مال وأعزّه بلا عشیرة وآنسه بلا أنیس... ومَن رضی من اللّٰه عزّ و جلّ بالیسیر من الرّزق رضی اللّٰه منه بالیسیر من العمل... (2).
خدای جلّ جلاله میفرماید: بندهام راست میگوید، رهایش کنید تا به بهشت در آید.
آن شخص دیگر باقی میماند [نگه داشته میشود] تا جایی که به اندازهای عرق میریزد که اگر چهل شتر از آن بنوشند سیراب میشوند.
سپس وارد بهشت میشود. فقیر به او میگوید: برای چه نگهت داشتند؟
میگوید: به جهت طول حساب؛ پیوسته چیزهایی را یکی پس از دیگری از من میپرسیدند و من بخشیده میشدم تا اینکه خداوند عزّ و جلّ مرا با رحمتی از جانب خود فرا گرفت و مرا به توبهکاران ملحق کرد.
تو کیستی؟ فقیر میگوید: من همان بینوایی هستم که با تو بودم. ثروتمند به او میگوید:
پس از من، نعمتهای بهشتی تو را دگرگون ساخته است.
33 - هیثم بن واقد میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
خداوند هرکه را از خواری گناه به عزّت و سرافرازی تقوا در آورد، او را بدون سرمایه، بینیاز میکند و بدون قبیله و خویشاوند، عزیز میسازد، و بدون مونس، آرامش میدهد...
هر که به روزی اندک خداوند عزّ و جلّ راضی باشد خداوند به کردار اندک او خشنود میشود... .
34 - عن الصادق علیه السلام قال: فی الإنجیل أنّ عیسی علیه السلام قال: اللّهمَّ ارزقنی غدوةً رغیفاً من شعیر، وعشیّةً رغیفاً من شعیر، ولا ترزقنی فوق ذلک فأطغی، وکما أنّ الخائض فی الماء یجد بللاً لامحالة کذلک صاحب الدّنیا یجد علی قلبه رَیناً وقسوةً لامحالة (1).
35 - عن زرارة قال: إنّ رجلاً أتی أباعبداللّٰه علیه السلام فقال: إنّی لا احسن أن أعمل عملاً بیدی ولا احسن أن أتّجر وأنا محارَف محتاج. (2)فقال: اعمل فاحملعلی رأسک واستغن عن الناس، فإنّرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم قدحملحجراً علی عاتقه فوضعه فی حائطٍ له من حیطانه وإنّ الحجر لفی مکانه ولا یدری کم عمقه، إلّاأنّه ثَمَّ (3)[بمعجزته] (4).
34 - امام صادق علیه السلام فرمود: در انجیل آمده است که عیسی علیه السلام میگفت:
بارالها! در صبح یک گرده نان جو و در شامگاه یک گرده نان جو روزیام فرما و بیش از آن روزیام مفرما که طغیان کنم.
وهمان طور که فرو رونده در آب، بهناچار تری را [در خود] مییابد [تر میشود] صاحب دنیا نیز به ناچار بر قلب خود زنگار و قساوت مییابد.
35 - زراره میگوید: مردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد:
من با اینکه محروم و نیازمندم، دوست ندارم با دستانم کار کنم و دوست ندارم تجارت نمایم.
حضرت فرمود: کار کن و در مقابل حمل اشیا برای دیگران، اجرت بگیر و از مردم بینیاز باش.
رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگ بزرگی را بر دوش خود حمل کرد و آن را در باغی از باغهایش گذاشت.
آن سنگ در جای خودش هست و کسی نمیداند عمق آن سنگ چه اندازه است و هنوز آنجا است.
[این از معجزهی آن حضرت میباشد].
36 - قالالنبیّ صلی الله علیه و آله : استغنوا عن الناس ولو بشوص السواک (1).
37 - عن الإمام السجّاد علیه السلام من دعائهفی المعونة علی قضاء الدین قال:
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ وآله، وهب لی العافیة من دَینٍ تخلق به وجهی، ویحار فیه ذهنی، ویتشعّب له فکری، ویطول بممارسته شغلی، وأعوذ بک یا ربّ من همّ الدَین وفکره، وشغل الدَین وسهره، فصلّ علی محمّدٍ وآله، وأعذنی منه، وأستجیر بک یا ربّ من ذلّته فی الحیاة، ومن تبعته بعد الوفاة، فصلّ علی محمّدٍ وآله، وأجرنی منه بوسعٍ فاضل، أو کفافٍ واصل (2).
38 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
...خفّفوا الدَین، فإنّ فی خفّة الدَین زیادة العمر (3).
39 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
تعوّذوا باللّٰه من غلبة الدَین (4).
36 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
از مردم بینیازی بجویید حتی [در چیزی که] به ارزش آب دهان پس از مسواک زدن باشد.
37 - از دعاهای امام سجاد علیه السلام در یاری از خداوند بر ادای دین است که گفت:
بارالها بر محمّد و آل او درود فرست و مرا معاف دار از بدهکاریی که با آن آبرویم را ببری و خردم در آن سرگردان شود و اندیشهام آشفته گردد و گرفتاریام در چارهی آن به طول انجامد، و به تو پناه میبرم ای پروردگار از اندوه بدهکاری و اندیشهی آن، و از گرفتاری و بیخوابی آن، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از آن پناه ده، و به تو پناه میجویم ای پروردگار از خواری دنیوی آن و از گرفتاری پس از مرگ آن، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا با توانگری بسیار یا روزی به اندازهی نیاز که برسد، از آن برهان.
38 - امام صادق علیه السلام فرمود:
بدهکاری را سبک کنید که کم بودن بدهکاری موجب افزایش عمر است.
39 - امام صادق علیه السلام فرمود:
به خدا پناه ببرید از غلبه بدهکاری.
40 - عن الإمام السجّاد علیه السلام - من دعائه فی الیوم الثامن والعشرین من شهر رمضان - قال:
اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الهمّ والحزن والکسل وغلبة الدَین وغلبة بنی آدم... (1).
40 - از دعای امام سجاد علیه السلام در روز هیجدهم ماه رمضان است که گفت:
بارالها! به تو پناه میبرم از غم و اندوه و تنبلی و غلبهی بدهکاری و غلبهی آدمیان... .
1) (1)) الصحیفة السجّادیة الجامعة: 280 ضمن الدعاء 138.
1 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : ما من عبدٍ یسأل من غیر حاجة فیموت حتّی یُحوِجَه اللّٰه إلیها ویثبّت اللّٰه له بها النّار (1).
2 - قال علیّ بن الحسین علیهما السلام :
ضمنت علی ربّی أنّه لا یسأل أحدٌ من غیر حاجة إلّااضطرّته المسألة یوماً إلی أن یسأل من حاجة (2).
3 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : مَن سأل عن ظهر غنی فصداع فی الرأس و داء فی البطن (3).
4 - قال النبیِّ صلی الله علیه و آله : مَن سأل الناس أموالهم تکثّراً فإنّما هی جمرة فلیستقلّ منه أو لیستکثر (4).
1 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ بندهای نیست که بدون نیاز [چیزی را] گدایی کند، مگر این که خداوند پیش از مرگ، او را به آن نیازمند کند و به سبب آن، آتش را برایش پایدار سازد.
2 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
از جانب پروردگارم متعهد میشوم که کسی بدون نیاز درخواست نمیکند مگر اینکه یک روز فقر او را مجبور میکند که از روی نیازمندی بخواهد.
3 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکه از روی بینیازی درخواست کند، دردی در سر و بیماری در شکم دارد.
4 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکه برای افزایش [ثروت خود]، اموال مردم را درخواست کند، این درخواست، آتشی است برافروخته، چه کم بخواهد چه زیاد.
5 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن سأل الناس وعنده قوت ثلاثة أیّام لقی اللّٰه تعالی یوم یلقاه ولیس فی وجهه لحم (1).
6 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : مَن سأل الناس شیئاً وعنده ما یقوته یومه فهو من المسرفین (2).
7 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : مَن فتح علی نفسهبابالمسألة فتحاللّٰه علیه سبعین باباً من الفقر لایسدّ أدناها شی (3).
8 - عن محمّد بن مسلم قال: قال أبوجعفر [الباقر] علیه السلام : یا محمّد! لو یعلم السائل ما فی المسألة ما سأل أحدٌ أحداً، ولو یعلم المعطی ما فی العطیّة ماردَّ أحدٌ أحداً (4).
9 - من وصایا النبیّ صلی الله علیه و آله لعلیّ علیه السلام : یا علیّ! لئن ادخل عن المستطرفات.
5 - امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که غذای سه روز را داشته باشد و با این حال از مردم درخواست کند، خدا را در روز ملاقات در حالی دیدار میکند که در صورتش گوشتی نباشد.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه چیزی را در خواست کند در حالی که غذای روز خود را دارد، از اسرافگران است.
7 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکه درِ گدایی را برخود بگشاید خداوند هفتاد درِ فقر را بر او بگشاید که هیچ چیزی نزدیکترین آنها را [نیز] نمیبندد.
8 - محمد بن مسلم نقل کرده است که امام باقر علیه السلام فرمود:
ای محمد!
اگر درخواستکننده میدانست که در درخواست کردن، چه [زشتیهایی] وجود دارد، هرگز کسی از دیگری درخواست نمیکرد؛
و اگر بخشنده میدانست که در بخشیدن چه [حسناتی] وجود دارد هرگز کسی، دیگری را ردّ نمیکرد.
9 - از سفارشهای رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام : ای علی!
یدی فی فم التنّین (1)إلی المرفق أحبّ إلیَّ من أن أسأل من لم یکن ثمّ کان (2).
10 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
الأیدی ثلاث: ید اللّٰه العلیا، وید المعطی الّتی تلیها، وید المعطیٰ أسفل الأیدی، فاستعفّوا عن السؤال ما استطعتم، إنّ الأرزاق دونها حجبٌ، فمَن شاء قنی حیٰاءه (3)وأخذ رزقه، ومَن شاء هتک الحجاب وأخذ رزقه، والّذی نفسی بیده لأن یأخذ أحدکم حبلاً ثمّ یدخل عرض هذا الوادی فیحتطب حتّی لا یلتقی طرفاه ثمّ یدخل به السوق فیبیعه بمدّ من تمر ویأخذ ثلثه ویتصدّق بثلثیه، خیرٌ له من أن یسأل الناس، أعطوه أو حرّموه (4).
11 - عن رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم قال:
إنّ اللّٰه یرضی لکم ثلاثاً اگر دستم را تا مرفق در دهان مار بزرگ فرو برم برایم خوشتر است از اینکه درخواست کنم از کسی که نداشت و دارا شد.
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دستها سه گونهاند:
دست خدا که برترین است، دست بخشنده که پس از آن است، و دست گیرنده که پایینترین دستها است؛
پس تا میتوانید از درخواست کردن خودداری کنید.
همانا روزیها پشت پردهای است؛ پس هرکه خواهد، حیا پیشه کند و روزی خود را دریافت کند و هرکه خواهد پردهدری کند و روزی خود را بگیرد.
سوگند به آنکه جانم در دست او است اگر یکی از شما طنابی بردارد و در پهنای این صحرا برود و هیزم گرد آورد - به اندازهای که دو طرف طناب به هم نرسد - ، سپس به بازار آورد و آن را در برابر یک مد خرما بفروشد و یک سوم آن را برای خود بردارد و دو سومش را صدقه دهد، برایش بهتر است از این که از مردم درخواست کند، چه آنان به او ببخشند یا نبخشند.
11 - از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:
خداوند از سه ویژگی شما خرسند میشود
ویسخطلکمثلاثاً:یرضیلکمأن تعبدوه ولا تشرکوا به شیئاً، وأن تعتصموا بحبل اللّٰه جمیعاً، وأن تناصحوا من ولّاه اللّٰه أمرکم؛ ویکره لکم قیل وقال، وکثرة السؤال، وإضاعة المال (1).
12 - عن أبیالحسن الأحمسی عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ اللّٰه عزّ و جلّ فوّض إلی المؤمن اموره کلّها و لمیفوّض إلیه أن یکون ذلیلاً، أما تسمع قول اللّٰه عزّ و جلّ یقول وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ (2)فالمؤمن یکون عزیزاً ولا یکون ذلیلاً.
ثمّ قال: إنّ المؤمن أعزّ من الجبل؛ إنّ الجبل یستقلّ منه بالمعاول والمؤمن لایستقلّ من دینه شیء (3).
13 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : إنّ اللّٰه تبارک وتعالی أحبَّ شیئاً لنفسه وأبغضه لخلقه، أبغض لخلقه المسألة وأحبّ لنفسه أن یُسأل، ولیس شیء أحبُّ إلی اللّٰه و از سه ویژگی شما به خشم میآید:
خداوند میپسندد که او را بپرستید و چیزی را شریک او قرار ندهید، و همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید، و در مورد کسی که خداوند سرپرستی امور شما را به او سپرده است خیرخواهی کنید؛ و سه ویژگی را که خوش ندارد عبارتند از:
بگو مگو و نزاع، درخواست بسیار [از مردم]، و از بین بردن مال.
12 - أبوالحسن أحمسی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:
خداوند عزّ و جلّ همهی کارهای مؤمن را به خودش واگذار کرده است جز اینکه به او اجازه نداده است که خوار باشد؛ آیا نمیشنوی سخن خدای عزّ و جلّ را که میفرماید «عزّت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است»؟ پس مؤمن باید عزیز باشد و نباید خوار باشد.
مؤمن محکمتر از کوه است؛ زیرا کوه با کندن به وسیلهی کلنگها، فرسایش مییابد، ولی مؤمن از دینش چیزی کاسته نمیشود.
13 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند تبارک و تعالی در مورد خود چیزی را دوست دارد که آن را در مورد بندگانش نمیپسندد:
درخواست بندگان از خلق را نمیپسندد و درخواست از خود را دوست دارد و چیزی نزد خداوند محبوبتر از آن نیست
عزّ و جلّ من أن یُسأل، فلا یستحیی أحدکم أن یسأل اللّٰه من فضله ولو شَسع نعل (1).
14 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
جاءت فِخذٌ (2)من الأنصار إلی رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله فسلّموا علیه فردّ علیهم السلامَ، فقالوا: یا رسول اللّٰه! لنا إلیک حاجة، فقال: هاتوا حاجتکم، قالوا:
إنّها حاجة عظیمة، فقال: هاتوها ما هی؟ قالوا: تضمن لنا علی ربّک الجنّة، قال: فنکس رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله رأسه ثمّ نکت فی الأرض ثمّ رفع رأسه فقال: أفعل ذلک بکم علی أن لا تسألوا أحداً شیئاً.
قال: فکان الرّجل منهم یکونفیالسّفر فیسقط سوطه فیکره أن یقول لإنسان «ناولنیه» فراراً من المسألة، فینزل فیأخذه، ویکون علی المائدة فیکون بعض الجلساء أقرب إلی الماء منه فلا یقول: «ناولنی»، حتّی یقوم فیشرب (3).
که مورد درخواست قرار گیرد، پس هیچ یک از شما حیا نکند که از فضل خدا طلب کند، گرچه بند کفشی باشد.
14 - امام صادق علیه السلام فرمود:
قبیلهای از انصار خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند. بر حضرت سلام کردند و آن حضرت پاسخ داد.
سپس گفتند: ای رسول خدا! ما از تو درخواستی داریم. فرمود: بفرمایید؟ عرض کردند: خواستهی ما بزرگ است.
فرمود: بگویید، چیست؟
گفتند: از جانب پروردگارت بهشت را برای ما ضمانت کن.
حضرت سرمبارکش را پایین انداخت، سپس با نوک انگشت به زمین کوبید، آنگاه سر خود را بلند کرد و فرمود:
این کار را برای شما انجام میدهم به این شرط که چیزی را از کسی نخواهید.
امام صادق علیه السلام فرمود: بسا یکی از آنان در سفر بود و تازیانهاش میافتاد؛ ولی خوش نداشت به کسی بگوید «آن را به من بده» تا درخواستی از کسی نکرده باشد؛ بلکه خود [از مرکب] پایین میآمد و آن را بر میداشت.
گاهی نیز یکی که از آنها که بر سر سفره بود به کسی که به آب نزدیکتر بود نمیگفت «آن را به من بده»، بلکه خود بر میخاست و مینوشید.
15 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله یوماً لأصحابه: ألا تبایعونی؟ فقالوا:
قد بایعناک یا رسول اللّٰه، قال:
تبایعونی علی أن لا تسألوا الناس شیئاً. فکان بعد ذلک تقع المِخصَرة (1)من ید أحدهم فینزل لها ولا یقول لأحد «ناولنیها» (2).
16 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: ما کان فی شیعتنا فلا یکون فیهم ثلاثة أشیاء: لا یکون فیهم مَن یسأل بکفّه، ولا یکون فیهم بخیل... (3).
17 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
شیعتنا مَن لا یسأل الناس شَیئاً ولو مات جوعاً (4).
18 - قالأبوعبداللّٰه علیه السلام : لاتسألوا إخوانکم الحوائج فیمنعوکم فتغضبون و تکفرون (5).
15 - روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود:
آیا با من بیعت نمیکنید؟
گفتند: ای رسول خدا! ما با تو بیعت کردیم.
فرمود: با من بیعت کنید که از مردم چیزی را نخواهید.
پس از آن چنین بودند که هرگاه [چیزی همچون] عصا از دست یکیشان میافتاد، خودش برای برداشتن آن خم میشد و به دیگری نمیگفت «آن را به من بده».
16 - امام صادق علیه السلام فرمود: هر چه در شیعیان ما باشد سه چیز در آنها نیست:
در میان آنها گدای سائل به کفّ [کسی که دست گدایی جلوی دیگران دراز میکند] نیست، و در میانشان بخیل نیست... .
17 - امام صادق علیه السلام فرمود:
شیعهی ما کسی است که چیزی را از مردم درخواست نمیکند، گرچه از گرسنگی بمیرد.
18 - امام صادق علیه السلام فرمود:
حاجتها را از برادرانتان نخواهید که امتناع میوَرزند و آنگاه شما خشم میگیرید و [نسبت به یکدیگر] ناسپاس میشوید.
1) (1)) المِخصَرة: کلّ ما أمسکه الإنسان بیده من عصاًو نحوها (مجمع البحرین: 654/1) .
2) (2)) عُدّة الداعی: 99،عنه الوسائل: 443/9ح 12451 والبحار: 158/96 ضمن ح 37 .
3) (3)) الخصال:131ح137،عنه البحار: 63/79 ح 1.
4) (4)) عُدّة الداعی: 99،عنه الوسائل: 443/9 ح 12448 والبحار: 159/96 ضمن ح 37.
5) (5)) مصادقة الإخوان: 54 ح 1،عنه الوسائل: 442/9 ح 12444.
19 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : إنّ المسألة لا تحلّ إلّالفقرٍ مدقع، أو غرمٍ مفظع (1).
20 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : لا تصلح المسألة إلّافی ثلاث: فی دمٍ منقطع، أو غرمٍ مثقل، أو حاجةٍ مدقعة (2).
21 - قال علیّ لابنه الحسن علیهما السلام :
اعلم یقیناً أنّک لن تبلغ أمَلک، و لن تعدو أجَلک، و أ نّک فی سبیل مَن کان قبلک، فخفّض فی الطلب، وأجمل فی المکتسب، فإنّه رُبّ طلَب قد جرّ إلی حرَب (3)فلیس کلّ طالب بمرزوق، ولاکلّ مجمل بمحروم.
و أکرم نفسک عن کلّ دنیّة وإن ساقتکإلیالرغائب،فإنّکلنتعتاض بما تبذل من نفسک عوضاً، و لا تکن عبد غیرکوقد جعلک اللّٰه حرّاً. وما خیرُ خیرٍ لایُنالإلّا بشرّ، ویُسرٍ لایُنال إلّابعُسر (4).
19 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
درخواست کردن[از دیگران] جز برای نیاز سخت و زمینگیر کننده یا بدهی غیرقابل تحمل، روا نیست.
20 - امام صادق علیه السلام فرمود: درخواست از دیگران جز در سه مورد شایسته نیست:
خونبهایی که گردنگیر شده است، بدهی سنگین، یا نیاز سخت و ذلتبار.
21 - امام علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود:
یقین بدان که تو هرگز به آرزوی خود نخواهی رسید و از مرگ خود نخواهی رست و تو در راه کسانی هستی که پیش از تو بودند، پس در تلاش خود [برای مال و دارایی] مدارا کن و آسان گیر و در آنچه به دست میآید به نیکویی و میانهروی رفتار کن؛ زیرا بسا تلاشی که به نابودی بینجامد؛ که هر تلاش کنندهای کامیاب و هر میانهرویی محروم نیست.
و نفس خود را از هر زبونی گرامیدار هر چند تو را به خواستههایت برساند؛ زیرا هرگز به اندازهی آنچه از نفس خود هزینه میکنی عوض نخواهی گرفت.
و بنده دیگری مباش که خداتو را آزاد آفریده است. و آن نیکویی که جز با بدی بدست نیاید چه خیری دارد؟ و آن آسانی که جز با دشواری به آن نرسند، چه آسانیی دارد؟
1) (1)) جامع الأخبار: 379 ح 1062،عنه البحار: 156/96 ضمن ح 29 ونحوه فی المصنّف لابن أبیشییة: 100/3 ح 3.
2) (2)) الخصال: 135 ح 148، عنه الوسائل: 447/9 ح 12464.
3) (3)) الحَرب، نهب مال الإنسان و ترکه لاشیء له، (النهایة: 358/1).
4) (4)) نهجالبلاغة (صبحی الصالح):401ضمن کتاب 31، عنه البحار: 39/103 ضمن ح 88 .
22 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله لأبیذرّ - رحمة اللّٰه علیه - : یا أباذرّ! إیّاک والسؤال فإنّه ذلّ حاضر، وفقر تتعجّله، وفیه حسابٌ طویلٌ یوم القیامة...یا أباذرّ! لا تسأل بکفّک، وإن أتاک شیء فاقبله (1).
23 - عن عبدالأعلی بن أعین قال:
سمعتأباعبداللّٰه علیه السلام یقول:طلبالحوائج إلیالناساستلاب للعزّ ومذهبة للحیاء، والیأسممّا فی أیدی الناس عزّ للمؤمن فی دینه، والطمع هو الفقر الحاضر (2).
24 - قال علیّ لابنه الحسن علیهما السلام :
اعلمیابُنیّ أنّ الرزق رزقان: رزق تطلبه، و رزق یطلبک فإن أنت لم تأته أتاک. ما أقبح الخضوع عند الحاجة والجفاء عند الغنی؟ إنّما لک من دنیاک ما أصلحتَ به مثواک، وإن کنت جازعاً علیما تفلّت من یدیک فاجزع علی کلّ ما لم یصل إلیک (3).
22 - رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر - که رحمت خدا بر او باد - فرمود:
ای ابوذر! از سؤال کردن بپرهیز که ذلّتی است حاضر و آماده، و فقری است که به سویش میشتابی، و حساب آن در روز قیامت طولانی است. ...
ای ابوذر! دست به درخواست دراز مکن و اگر چیزی به تو دادند بپذیر.
23 - عبدالأعلی بن اعین میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
حاجت خواستن از مردم موجب سلب عزّت و از بین رفتن حیا میگردد و ناامیدی از آنچه در دستان مردم است سبب عزّت مؤمن در دینش میشود، و طمع فقری است حاضر و آماده.
24 - امام علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود: ای پسرم! بدان که روزی دو قسم است:
یکی آن که تو آن را میجویی، و دیگری آن که او تو را میجوید و اگر تو به سوی آن نروی خودش به تو خواهد رسید.
چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستمکاری به هنگام بینیازی. همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سرای آخرتخود را اصلاح کنی. اگر برای چیزی که ازدست میدهی بیتابی میکنی، پس برای هر چیزی که به دست تو نرسیده نیز بیتابی کن.
25 - قال لقمان لابنه: یا بُنیّ! ذقت الصبر وأکلت لحاء الشجر فلم أجد شیئاً هو أمرُّ من الفقر، فإن بلیتَ به یوماً فلا تظهر الناس علیه فیستهینوک ولا ینفعوک بشیء، ارجع إلی الّذی ابتلاک به فهو أقدر علی فرَجک، و سله، مَن ذا الّذی سأله فلم یعطه أو وثق به فلم ینجه؟ (1)26 - عن مفضّل بن قیس بن رمّانة قال: دخلت علی أبی عبداللّٰه علیه السلام فذکرت له بعض حالی، فقال: یا جاریة! هاتی ذلک الکیس.
هذه أربعمائة دینار وصلنی بها أبوجعفر فخذها وتفرّج بها.
قال فقلت: لا واللّٰه جعلت فداک ما هذا دهری ولکن أحببت أن تدعو اللّٰه عزّ و جلّ لی. قال: فقال:
إنّی سأفعل، ولکن إیّاک أن تخبر الناس بکلّ حالک فتهون علیهم (2).
27 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام ثلاثة مَن عازّهمذلّ:الوالد، والسلطان، والغریم (3).
25 - لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! طعم گیاه صبر [گیاهی است تلخ] را چشیدم و پوست درخت را خوردم، ولی چیزی را تلختر از فقر نیافتم.
اگر روزی به آن گرفتار شدی مردم را بر آن آگاه نکن که تو را خوار میشمرند و سودی به تو نمیرسانند؛ به سوی خدا که تو را به آن مبتلا ساخت بازگرد که او بر گشایش تو تواناتر است، و از او بخواه. چه کسی از او خواست که عطایش نکرد یا به او اطمینان کرد که نجاتش نداد؟
26 - مفضّل بن رمّانه میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدموحالم را برایش بازگو کردم.
آن حضرت [ به کنیزش] فرمود: ای کنیز آن کیسه را به من بده.
[ آنگاهروبهمنکرد و فرمود:] این چهارصد دینار است که ابوجعفر آن را به من داده است.
بگیر و با آن کار خود را گشایش بخش.
عرض کردم: نه سوگند به خدا، فدایت شوم! هدفم این نیست؛ ولی دوست دارم برایم از خدا بخواهی.
حضرت فرمود: این کار را میکنم، ولی بپرهیز از اینکه مردم را از همهی احوالت با خبر کنی که نزد آنان خوار و سبک میشوی.
27 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس با سه نفر [در عزّتشان] هماوردی کند خوار میشود: پدر، فرمانروا و طلبکار.
28 - عن علیّ علیه السلام قال: إیّاکم و الدَین، فإنّه مذلّة بالنهار ومهمّة باللّیل، وقضاء فی الدّنیا وقضاء فی الآخرة (1).
29 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : الدَین ینقص من الدِین والحسب (2).
30 - قال علیّ علیه السلام : خیر الغنی ترک السؤال، وشرّ الفقر لزوم الخضوع (3).
31 - روی: مَن أبدی ضرّه إلی الناس فضح نفسه عندهم (4).
32 - عن العالم علیه السلام قال: و قوا دینکم بالاستغناء باللّٰه عن طلب الحوائج، واعلموا أنّه من خضع لصاحب سلطان جائر أو لمخالف طلباً لما فی یدیه من دنیاه أهمله اللّٰه و مقت علیه و وکّله إلیه، فإن هو غلب علی شیء من دنیاه نزع اللّٰه منه البرکة و لم ینفعه بشیء فی حجّته ولاغیره من أفعال البرّ (5).
28 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
از قرض کردن بپرهیزید که آن سبب خواری روز و اندوه شب است،
و ادای آن در دنیا واجب وگرنه در آخرت لازم است.
29 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
بدهکاری از دین و شرافت میکاهد.
30 - امام علی علیه السلام فرمود:
برترین بینیازی درخواست نکردن است و بدترین نیازمندی، فروتنی پیوسته [در برابر نااهلان] است.
31 - روایت شده است که هرکس تنگنا و ناخوشی خود را برای مردم فاش کند، خود را نزد آنان رسوا ساخته است.
32 - امام رضا علیه السلام فرمود:
با بینیازی جستن از حاجتطلبی [از مردم] با کمک خداوند، دِین خود را محافظت کنید و بدانید هرکه در برابر سلطان ستمگر یا شخص مخالف حق، برای به دست آوردن دنیای آنان خضوع کند، خداوند به او توجه نمیکند و بر او خشم میگیرد و او را به آنان وا میگذارد.
پس اگر او به چیزی از دنیای آنان دست یابد، خداوند برکت را از آن میگیرد و آن مال به او در حجّ و در افعال نیک دیگرش سودی نمیبخشد.
33 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : مَن لم یتعزّ بعزاء اللّٰه (1)تقطّعت نفسه حسرات علی الدّنیا، ومَن أتبع بصره ما فی أیدی الناس کثر همّه ولم یشف غیظه، ومَن لم یر للّٰهعزّ و جلّ علیه نعمة إلّافی مطعمٍ أو مشربٍ أو ملبسٍ فقد قصر عمله و دنا عذابه (2).
34 - عن الهیثم قال: حدّثنی بعض أصحاب جعفر بن محمّد الصادق علیه السلام قال: دخلت علی جعفر علیهما السلام وموسی بین یدیه، وهو یوصیه بهذه الوصیّة، فکان ممّا حفظت منها أن قال:
یا بُنیّ! اقبل وصیّتی واحفظ مقالتی، فإنّک إن حفظتها تعیش سعیداً وتموت حمیداً. یا بُنیّ! مَن قنع بما قُسم له استغنی، ومَن مدّ عینه إلی ما فی ید غیره مات فقیراً، ومَن لم یرض بما قسَم اللّٰهُ له اتّهم اللّٰه فی قضائه... (3).
33 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که با تسلیت و دلجویی خداوند تسلی نجوید [و در مقابل ناملایمات بردباری نکند] نفسش از حسرتهای پیدرپی بر دنیا بند آید، و هرکس به آنچه در دست مردمان است چشم داشته باشد اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد، و هر که برای خدای عزّ و جلّ در خودش جز در خوردن یا نوشیدن یا جامه پوشیدن نعمتی نبیند، یقیناً کردارش کم و عذابش نزدیک است.
34 - هیثم نقل میکند:
یکی از یاران امام صادق علیه السلام برایم گفت:
به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم در حالی که فرزندش موسی نزد او بود و به او سفارشی میفرمود.
بخشهایی از آن سفارش که به ذهن سپردهام این است :
پسرم ! سفارشم را بپذیر و گفتهام را حفظ کن که اگر آن را پاس داشتی خوشبخت خواهی زیست و خوشنام و ستوده خواهی مرد. فرزندم! هرکس به آنچه خدا به او داده قانع شود، بینیاز است، و هرکس به آنچه در دست دیگری است چشم بدوزد تهیدست میمیرد، و آن کس که به روزی خدا راضی نباشد خدا را در قضایش متهم ساخته است... .
1) (1)) أی:أنّمَن لم یصبر و لم یسل أو لم یحسن الصبر و السلوة علی مارزقه اللّٰه من الدّنیا ... تقطّعت نفسه متحسّراً حسرةً بعد حسرة علی مایراه فی یدی غیره ممّن فاق علیه فیالعیش،(الوافی:890/5).
2) (2)) الکافی:315/2ح5،عنهالبحار:7/73ح2.
3) (3)) تهذیب الکمال: 427/3 ضمن ح 933و نحوه فی کشف الغمّة: 369/2،عنه البحار: 201/78 ح 33.
1 - عن حمّاد بن عثمان قال:
کنت حاضراً عند أبیعبداللّٰه علیه السلام إذ قال له رجل: أصلحک اللّٰه، ذکرتَ أنّ علیّ بن أبیطالب علیه السلام کان یلبس الخشن، یلبس القمیص بأربعة دراهم، وما أشبه ذلک، ونری علیک اللّباس الجیّد؟! قال فقال له: إنّ علیّ بن أبیطالب علیه السلام کان یلبس ذلک فی زمان لا ینکر، ولو لبس مثل ذلک الیوم لشُهر به، فخیر لباس کلّ زمان لباس أهله، غیر أنّ قائمنا إذا قام، لبس لباس علیّ علیه السلام وسار بسیرته. (1)2 - عن محمّد بن علیّ رفعه قال:
مرّ سفیان الثوری فی المسجد الحرام فرأی أبا عبداللّٰه علیه السلام وعلیه ثیاب کثیرة القیمة حسان، 1 - حمّاد بن عثمان میگوید: نزد امام صادق علیه السلام حاضر بودم که مردی به او گفت:
خداوند امورت را اصلاح کند! خود فرمودی که أمیرمؤمنان علیه السلام لباس خشن میپوشید، پیراهن چهاردرهمی و مشابه آن میپوشید، و اکنون بر تن تو لباس فاخر میبینیم؟!
امام به او فرمود: أمیرمؤمنان علیه السلام آن لباس را در زمانی میپوشید که ناپسند دانسته نه میشد و اگر امروز کسی آن را بپوشد انگشتنما میشود.
بهترین لباس برای هر زمان لباس اهل آن زمان است، جز این که وقتی قائم ما قیام کند لباس علی علیه السلام را میپوشد و به روش او عمل میکند.
2 - از محمد بن علی نقل شده است که گفت: سفیان ثوری از مسجد الحرام میگذشت. امام صادق علیه السلام را دید که لباسهای قیمتی زیبایی به تن دارد.
1) (1)) الکافی: 444/6 ح 15.
فقال: واللّٰه لآتینّه ولاُوبّخنّه، فدنا منه فقال: یا ابن رسولاللّٰه! ما لبس رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله مثل هذا اللباس ولا علیّ علیه السلام ولا أحد من آبائک! فقال له أبوعبداللّٰه علیه السلام : کان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله فی زمان قتر مقترّ، وکان یأخذ لقتره و اقتداره، وإنّ الدّنیا بعد ذلک أرخت عزالیها (1)فأحقّ أهلها بها أبرارها. ثمّ تلا قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰه الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّبَٰتِ مِنَ الرِّزْقِ (2)ونحن أحقّ مَن أخذ منها ما أعطاه اللّٰه، غیر أنّی یا ثوری ماتری علیَّ من ثوب إنّما ألبسه للنّاس.
ثمّ اجتذب ید سفیان فجرّها إلیه ثمّ رفع الثوب الأعلی و أخرج ثوباً تحت ذلک علی جلده غلیظاً فقال: هذا ألبسه لنفسی وما رأیته للنّاس.
ثمّ جذب ثوباً علی سفیان أعلاه غلیظ خشن و داخل ذلک ثوب لیّن، فقال: لبست هذا الأعلی گفت: به خدا نزد او میروم و او را توبیخ میکنم. به حضرت نزدیک شد و گفت:
ای فرزند رسول خدا! نه رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین لباسی میپوشید و نه أمیرمؤمنان علیه السلام و نه هیچ یک از پدرانت.
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزگار سختی و فقر بود؛ از اینرو از دنیا به اندازهی مناسب همان زمان بهره میگرفت و بعد از آن دوران، دنیا گشایش یافت [زندگی دنیا آسانتر و مرفهتر شد]، پس سزاوارترین مردم دنیا به [استفاده از نعمتهای] آن نیکان آن هستند.
آنگاه حضرت این آیه را قراءت کرد: «بگو چه کسی زینت خدا که برای بندگانش آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است».
[سپس فرمود:] و ما سزاوارترین کسی هستیم که از آنچه خدا عطا کرده بهره گیریم؛ جز این که ای ثوری! این لباسی را که میبینی، برای مردم پوشیدهام.
آنگاه دست سفیان را گرفت و لباس رو را کنار زد و لباس زیر را که با پوست بدن تماس داشت و زبر و خشن بود، نمایان کرد و دست سفیان را بر آن گذاشت و فرمود: این لباسی است که برای خود پوشیدهام و آن را که دیدی، برای مردم.
سپس لباس سفیان را کشید که لباس روی او زبر و خشن و لباس زیرش نرم بود؛ پس فرمود: این لباسرو (خشن) را
للنّاس ولبست هذا لنفسک تسرّها (1).
3 - عن عبداللّٰه بن سنان قال:
سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام یقول: بینا أنا فی الطّواف وإذا برجلٍ یجذب ثوبی وإذا هو عبّاد بن کثیر البصری فقال:
یا جعفر بن محمّد! تلبس مثل هذه الثیاب وأنت فی هذا الموضع مع المکان الّذی أنت فیه من علیّ علیه السلام ؟!
فقلت: ثوب فرقبیّ (2)اشتریته بدینار، وکان علیّ علیه السلام فی زمان یستقیم له ما لبس فیه، ولو لبست مثل ذلک اللباس فی زماننا لقال الناس: هذا مرائی مثل عبّاد (3).
4 - عن محمّد بن عیسی قال:
أخبرنی مَن أخبر عنه - یعنی الرّضا علیه السلام - أنّه قال: إنّ أهل الضعف من موالیّی یحبّون أن أجلس علی اللّبود (4)وألبس الخشن، ولیس یتحمّل الزّمان ذلک (5).
برای مردم پوشیدهای و آن لباس زیر (نرم) را که پنهان کردهای، برای خود به تن کردهای.
3 - عبداللّٰه بن سنان میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم میفرمود:
در طواف بودم که مردی لباسم را کشید.
دیدم عبّاد بن کثیر بصری است.
گفت ای جعفر بن محمد! در چنین مکانی با نسبتی که با علی علیه السلام داری چنین لباسی میپوشی؟!
گفتم این لباس کتان سفید مصری است که به یک دینار خریدهام، و أمیرمؤمنان علیه السلام لباس مناسب زمان خود را میپوشید و اگر آن لباس را من در این زمان بپوشم، مردم میگویند این نیز مثل عبّاد، ریاکار است.
4 - محمد بن عیسی میگوید از امام رضا روایت شده است که فرمود:
دوستان کوتهفکر من دوست دارند که من بر روی نمد بنشینم و لباس خشن بپوشم، در حالی که زمانه آن را نمیپذیرد.
5 - عن عبداللّٰه بن سلیمان قال: سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام یقول:
إنّ علیّ بن الحسین علیهما السلام کان رجلاً صرداً (1)وکان یشتری الثوب الخزّ بألف درهم أو خمسمائة درهم، فإذا خرج الشتاء باعه وتصدّق بثمنه ولم یکن یصنع ذلک بشیءٍ من ثیابه غیر الخزّ (2).
6 - عن الرّضا علیه السلام قال: ینبغی للمؤمن أن ینقص من قوت عیاله فی الشتاء ویزید فی وقودهم (3).
5 - عبداللّٰه بن سلیمان میگوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود:
امام سجاد علیه السلام تحمل سرما را نداشت.
لباس خز به پانصد یا هزار درهم میخرید و وقتی زمستان تمام میشد میفروخت و بهای آن را صدقه میداد؛ ولی این کار را با سایر لباسهایش انجام نمیداد.
6 - امام رضا علیه السلام فرمود: برای مؤمن شایسته است که در زمستان از خوراک خانوادهاش کم کند و بر وسیلهی گرمایی آنان بیفزاید.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی یَٰأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰکُمْ وَ اشْکُرُواْ لِلَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (1).
2 - فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُواْ لِی وَ لَاتَکْفُرُونِ (2).
3 - کَذَ ٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَٰتِهِی لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (3).
4 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم : الإیمان نصفان: نصف فی الصّبر، ونصف فی الشّکر (4).
5 - عن علیّ علیه السلام قال: شرّ النّاس مَن لا یشکر النّعمة ولا یرعی الحرمة (5).
1 - خداوند متعالی فرمود: ای کسانی که ایمان آوردهاید از نعمتهای پاکیزه که روزیتان کردهایم بخورید و شکر خدا را به جای آورید اگر تنها او را میپرستید.
2 - پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و برای من سپاسگزاری کنید و ناسپاسیام نکنید.
3 - خداوند بدین گونه آیات خود را برای شما روشن میسازد، باشد که سپاس دارید.
4 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ایمان دو نیمه دارد:
نیم آن در صبر نهفته است و نیم آن در سپاسگزاری.
5 - امام علی علیه السلام فرمود:
بدترین مردم کسی است که از نعمت سپاسگزاری نکند. و حرمت را رعایت ننماید.
6 - عن أبیحمزة الثمالی قال: سمعت أباجعفر[الباقر] علیه السلام یقول: العبد بین ثلاثة: بلاء وقضاء ونعمة. فعلیه فی البلاء من اللّٰه الصبر فریضة، وعلیه فی القضاء من اللّٰه التسلیم فریضة، وعلیه فی النعمة من اللّٰه عزّ و جلّ الشکر فریضة (1).
7 - قال علیّ علیه السلام فی وصف المتّقین: ...یعمل الأعمال الصالحة وهو علی وجَل، یمسی وهمّه الشکر، یصبح وهمّه الذِکر (2).
8 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: کان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم عند عائشة لیلتها، فقالت:
یا رسولاللّٰه! لِمَ تُتعِب نفسک وقد غفر اللّٰه لک ما تقدّم من ذنبک وما تأخّر؟ فقال: یا عائشة! ألا أکون عبداً شکوراً (3).
9 - قال علیّ علیه السلام : مصیبةٌ یُرجی أجرها خیرٌ من نعمةٍ لا یؤدّیٰ شکرها (4).
6 - ابوحمزهی ثمالی میگوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم میفرمود:
بنده میان سه چیز است: بلا، قضا و نعمت؛
پس در برابر بلا از جانب خدا، شکیبایی بر او واجب است.
و در برابر قضای الهی، تسلیم شدن بر او لازم است،
و در برابر نعمت خدای عزّ و جلّ، سپاسگزاری بر او واجب است.
7 - امیرمؤمنان علی علیه السلام در توصیف پارسایان فرمود:
...کارهای شایسته انجام میدهد در حالی که بیمناک است؛ شب میکند در حالی که دغدغهاش سپاسگزاری است؛ صبح میکند در حالی که دغدغهاش یاد خدا است.
8 - امام باقر علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد عایشه بود در شبی که نوبتش بود.
عایشه عرض کرد:
ای رسول خدا! چرا خودت را به رنج و خستگی میاندازی در حالی که خداوند گناه گذشته و آیندهی تو را آمرزیده است؟
فرمود: ای عایشه! آیا بندهی سپاسگزار خدا نباشم؟
9 - امام علی علیه السلام فرمود: مصیبتی که امید به پاداش آن باشد بهتر است از نعمتی که سپاسش ادا نشود.
10 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم :
الطاعم الشاکر له من الأجر کأجر الصائم المحتسب، والمعافی الشاکر له من الأجر کأجر المبتلی الصابر، والمعطی الشاکر له من الأجر کأجر المحروم القانع (1).
11 - قال علیّ علیه السلام : الخیر الّذی لاشرّ فیه الشکر مع النعمة والصبر علی النازلة (2).
12 - قالامیرالمؤمنین علیه السلام : العفاف زینة الفقر، والشکر زینة الغنی (3).
13 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال: ... أکثروا ذِکر اللّٰه عزّ و جلّ علی الطعام ولا تطغوا، فإنّها نعمةٌ من نِعم اللّٰه ورزقٌ من رزقه، یجب علیکم فیه شکره وحمده، أحسنوا صحبة النِعم قبل فواتها، فإنّها تزول وتشهد علی صاحبها بما عمل فیها.
مَن رضی عن اللّٰه عزّوجلّ بالیسیر من الرّزق رضی اللّٰه منه بالقلیل من العمل.
10 - پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که با سپاسگزاری غذا میخورد پاداشی همانند پاداش روزهدار با اخلاص دارد؛
و اجر انسان تندرست شکرگزار، همانند اجر بیمار شکیبا است؛
و شخص برخوردار شکرگزار، پاداشش بسان پاداش تهیدست قانع است.
11 - امام علی علیه السلام فرمود: سپاسگزاری با نعمت، و شکیبایی بر بلا، خیر محض است.
12 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
پاکی و درستی زینت فقر است وسپاسگزاری زینت بینیازی است.
13 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
... به هنگام طعام خدا را بسیار یاد کنید و سرکشی نکنید؛ زیرا این، نعمتی است از نعمتهای خداوند و رزقی است از روزیهای او که سپاس و ستایش خداوند برای آن، بر شما واجب است.
با نعمتها خوب همراهی کنید پیش از آنکه آنها را از دست بدهید؛ چرا که آنها از بین میروند و بر ضد صاحب خود به دلیل رفتاری که با آنها کرده است گواهی میدهند.
هر که به روزی اندک از جانب خدا خشنود شود، خداوند به کردار اندک او خشنود میگردد.
إیّاکم والتفریط فتقع الحسرة حین لا تنفع الحسرة... (1).
14 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: إنّ نوحاً إنّما سمّی عبداً شکوراً لأنّه کان یقول إذا أمسی وأصبح:
اللّهمّ إنّی اشهدک أنّه ما أمسی وأصبح بی من نعمةٍ أو عافیةٍ فی دینٍ أو دنیا فمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد ولک الشکر بها علیَّ حتّی ترضی، وبعد الرضا إلٰهنا (2).
15 - قال أبو عبداللّٰه علیه السلام : ما أقلّ مَن شکر المعروف (3).
از کوتاهی کردن بپرهیزید که دچار حسرت میشوید در زمانی که حسرت خوردن سودی ندارد ... .
14 - امام باقر علیه السلام فرمود: نوح بندهای بسیار سپاسگزار نامیده شد، زیرا او در هر صبح و شام میگفت:
بارالها! من تو را گواه میگیرم که در این صبح و شام هر نعمت یا عافیتی که در دین یا دنیا دارم از جانب تو است؛ تو یکتایی هستی که هیچ شریکی نداری؛ بر من است که تو را برای این نعمتها ستایش و سپاسگزاری کنم تا خشنود شوی، و پس از خشنودی نیز [سپاسگزاری بر من لازم است] ای معبود ما!
15 - امام صادق علیه السلام فرمود: سپاسگزار نیکیها چقدر کم است.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَل-ِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَل-ِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (1).
2 - إِن تَکْفُرُوافَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنکُمْ وَ لَایَرْضَیٰ لِعِبَادِهِ الْکُفْرَ وَ إِن تَشْکُرُوایَرْضَهُ لَکُمْ (2).
3 - وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا لُقْمَٰنَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهٖ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (3).
4 - وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّٰکِرِینَ (4).
5 - أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِیُرِیَکُم مِنْ ءَایَٰتِهٖ إِنَّ فِی ذَ ٰلِکَ لَآیَٰتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (5).
1 - خداوند تعالی فرمود: و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید البته نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذاب من بسیار سخت است.
2 - اگر کفر ورزید خدا از شما سخت بینیاز است و کفر را برای بندگانش نمیپسندد واگر سپاس دارید آن را برای شما میپسندد.
3 - والبته لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس دار و هرکه سپاس دارد تنها به سود خود سپاس میدارد و هرکس کفران کند البته خدا بینیاز ستوده است.
4 - و هرکه پاداش دنیا خواهد از آن به او میدهیم و هرکه پاداش آخرت خواهد [نیز] از آن به او میدهیم و به زودی شاکران را پاداش خواهیم داد.
5 - آیا ندیدی که کشتیها به نعمت خدا در دریا حرکت میکنند تا برخی از نشانههای خود را به شما نشان دهد؟
قطعاً در این [قدرتنمایی] برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانهها است.
6 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام : إذا وصلت إلیکم أطراف النِعم فلا تنفّروا أقصاها بقلّة الشکر. یابن آدم! إذا رأیت ربّک سبحانه یتابع علیکنعمةً فاحذره، و مَن اعطی الشکر لم یُحرم الزیادة، قال اللّٰه تعالی لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ (1)احذروا نفار النِعم فما کلّ شارد بمردود (2).
7 - قال الصادق علیه السلام : لم یستزد فی محبوبٍ بمثل الشکر ولم یستنقص من مکروهٍ بمثل الصبر (3).
8 - قال علیّ علیه السلام : ما کان اللّٰه لیفتح علی عبدٍ باب الشکر ویغلق عنه باب الزیادة (4).
9 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مکتوبٌ فی التوراة: اشکر مَن أنعم علیک، وأنعِم علی مَن شکرک، 6 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
چون نشانههای نعمتها برای شما آشکار شد، با سپاس اندک آنها را از خود دور مسازید.
ای فرزند آدم! چون دیدی پروردگارت - که منزّه است - نعمتی را بر تو پیوسته میدارد از او بپرهیز.
و هرکه را [توفیق] سپاس دادند از افزایش نعمت محروم نماند؛ خداوند فرمود «اگر واقعاً سپاسگزاری کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد».
از گریختن نعمتها بپرهیزید زیرا هر گریختهای باز نمیگردد.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ چیزی همچون سپاسگزاری، امر مورد پسند را نمیافزاید، و هیچ چیزی مانند شکیبایی، از ناخوشی نمیکاهد.
8 - امام علی علیه السلام فرمود:
خداوند چنین نیست که درب سپاسگزاری را بر بندهای بگشاید و درب فزونی نعمتها را بر او ببندد.
9 - امام صادق علیه السلام فرمود:
در تورات ثبت است که هرکه به تو نعمت داد سپاسگزارش باش و هرکه از تو سپاسگزاری کرد نعمتش ده؛
فإنّه لا زوال للنعماء إذا شکرت، ولا بقاء لها إذا کُفِرَت، الشکر زیادةٌ فی النِعم وأمانٌ من الغِیَر (1).
10 - عن الباقر علیه السلام قال:
لا ینقطع المزید من اللّٰه حتّی ینقطع الشکر من العباد (2).
11 - قال علیّ علیه السلام : لن یقدر أحدٌ أن یستدیم النِعم بمثل شکرها، ولا یزینها بمثل بذلها (3).
12 - قال الإمام الهادی علیه السلام :
ألقوا النِعم بحُسن مجاورتها، والتمسوا الزیادة منها بالشکر علیها، واعلموا أنّ النفس أقبل شیءٍ لما اعطیت، وأمنع شیءٍ لما سئلت، فاحملوها علی مطیّة لا تبطئ إذا رکبت، ولا تسبق إذا تقدّمت... (4).
زیرا با سپاسگزاری، نعمتها نابود نشود، و با ناسپاسی پایدار نماند.
سپاسگزاری موجب افزایش نعمتها و ایمنی از دگرگونیها است.
10 - امام باقر علیه السلام فرمود:
افزایش [نعمتها] از جانب خدا قطع نمیشود تا زمانی که سپاس از جانب بندگان قطع شود.
11 - امام علی علیه السلام فرمود:
هیچ کس نمیتواند نعمتها را به چیزی مانند سپاس از آنها، ماندگار کند و نمیتواند آنها را به چیزی مانند بخشیدن آنها، نیکو سازد.
12 - امام هادی علیه السلام فرمود:
نعمتها را دریابید با خوشهمسایگی با آنها،
و افزایش آنها را بخواهید با سپاسگزاری بر آنها، و بدانید که نفس آدمی وقتی مورد عطا قرار میگیرد رویآورترین چیز است و وقتی مورد درخواست واقع میشود خودداری کنندهترین چیز است؛
پس آن را بر مرکب راهواری سوار کنید که چون سوار شود کندی نکند، و چون پیش افتد سبقت نگیرد... .
13 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال: استتمّوا نِعم اللّٰه بالتسلیم لقضائه والشکر علی نعمائه، فمَن لم یرض بهذا فلیس منّا ولا إلینا (1).
14 - من دعاء الإمام السجّاد علیه السلام فی الشکر: یا مَن فضُل إنعامه إنعام المنعمین، وعجز عن شکره شکر الشاکرین... یا مَن جعل الصبر عوناً علی بلائه، وجعل الشکر مادّةً لنعمائه، قد جلّت نعمتک عن شکری، فتفضّل علی إقراری بعجزی بعفوٍ أنت أقدر علیه وأوسع له منّی... (2).
15 - قال علیّ علیه السلام : فی شکر النِعم دوامُها (3).
16 - قال الرضا علیه السلام : اتّقوا اللّٰه، وعلیکم بالتواضع والشکر والحمد، إنّه کان فی بنی إسرائیل رجلٌ فأتاه فی منامه مَن قال له:
13 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
نعمتهای خدا را با تسلیم بودن در برابر قضای او و سپاس بر نعمتهایش کامل کنید، پس هر که این را نپسندد از ما و به سوی ما نیست.
14 - از دعای امام سجاد علیه السلام است دربارهی شکر که گفت:
ای کسی که احسان او بر احسان همهی احسان کنندگان برتری دارد و از سپاس او سپاس همهی سپاسگزاران ناتوان است...
ای کسی که شکیبایی را یاریگر بلاهایش قرار داد و سپاس را وسیلهی جذب نعمتهایش!
نعمت تو از سپاس من برتر است، پس با اقراری که به ناتوانیام دارم، به عفو خود بر من تفضّل کن که تو بر آن قادرتر و به آن تواناتر از من هستی... .
15 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
سپاسگزاری از نعمتها دوام آنها را با خود دارد.
16 - امام رضا علیه السلام فرمود:
از خدا پروا کنید، و بر شما باد به فروتنی و سپاس و ستایش.
در میان بنیاسرائیل مردی بود که کسی به خواب او آمد و گفت:
إنّ لک نصف عمرک سعةً فاختر أیّ النصفین شئت؟
فقال: إنّ لی شریکاً. فلمّا أصبح الرجل قال لزوجته:
قد أتانی فی هذه اللیلة رجلٌ فأخبرنی أنّ نصف عمری لی سعةً فاختر أیّ النصفین شئت، فقالت له زوجته:
اختر النصف الأوّل، فقال: لکِ ذاک. فأقبلت علیه الدّنیا، فکان کلّما کانت نعمة قالت زوجته:
جارک فلان محتاج فصِله، وتقول: قرابتک فلان فتعطیه. وکانوا کذلک کلّما جاءتهم نعمة أعطوا وتصدّقوا وشکروا. فلمّا کان لیلة من اللّیالی أتاه الرّجل فقال: یا هذا! إنّ النصف قد انقضی فما رأیک؟ قال: لی شریک.
فلمّا أصبح الصبح قال لزوجته: أتانی الرجل فأعلمنی أنّ النصف قد انقضی، فقالت له زوجته: قد أنعم اللّٰه علینا فشکرنا واللّٰه أولی بالوفاء. قال: فإنّ لک تمام عمرک (1).
نیمی از عمرت را میتوانی در گشایش باشی، هر کدام از دو نیمه را میخواهی برگزین.
آن مرد گفت: من همکار و شریکی دارم [و باید با او مشورت کنم]. چون شب سرآمد و صبح فرا رسید به همسر خود گفت:
امشب مردی به خوابم آمد و به من خبر داد که نیمی از عمرم را در گشایش هستم و هرکدام از دو نیمه را بخواهم، میتوانم برگزینم.
همسرش به او گفت نیمهی اول را برگزین و او پذیرفت.
پس دنیا به او روی آورد. هرگاه نعمتی به دست میآورد همسرش میگفت: فلان همسایهی تو نیازمند است به او رسیدگی کن، فلانی خویشاوند تو است به او ببخش، و این چنین بود که هرگاه نعمتی به آنها میرسید آن را میبخشیدند و صدقه میدادند و سپاس میگفتند.
شبی از شبها آن شخصی که در خواب دیده بود، نزد او آمد و گفت:
ای مرد! نصف عمرت به پایان رسید، نظرت چیست؟
گفت: من شریک و همکاری دارم. چون صبح فرارسیدبههمسرش گفت: آن مرد نزد من آمد و مرا آگاهساخت که نیمهی عمر تو به پایان رسیده است.
همسرش به او گفت: خداوند بر ما نعمت داد و ما سپاس خدا را به جا آوردیم وخداوند سزاوارتر به وفا کردن است. خطاب رسید:
نعمت برای تو است در تمام عمرت.
1) (1)) مشکاة الأنوار: 69 ح 112،عنه البحار: 54/71 ضمن ح 86 .
17 - قال علیّ علیه السلام : زوال النِعم بمنع حقوق اللّٰه منها و إهمال شکرها (1).
18 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
لیکن طلبک للمعیشة فوق کسب المضیّع ودون طلب الحریص الراضی بدنیاه المطمئنّ إلیها، ولکن أنزل نفسک من ذلک بمنزلة المنصف المتعفّف، ترفع نفسک عن منزلة الواهن الضعیف و تکتسب ما لابدّ منه، إنّ الّذین اعطوا المال ثمّ لم یشکروا لا مال لهم (2).
19 - عن الصادق علیه السلام قال:
مَن شکر اللّٰه علی ما افید فقد استوجب علی اللّٰه المزید، ومَن أضاع الشکر فقد خاطر بالنِعم ولم یأمن التغیّر والنِقم (3).
20 - قال الصادق علیه السلام : النعمة وحشیّة فاشکلوها بالشکر (4).
17 - امام علی علیه السلام فرمود: نابودی نعمتها به سبب ادا نکردن حقوق خدا از آنها و کوتاهی در شکر آنها است.
18 - امام صادق علیه السلام فرمود: تلاش تو برای به دست آوردن نیازهای زندگی باید بیشتر از تلاش شخص تباهگر [عمر و مال] و کمتر از تلاش شخص حریص باشد که به دنیای خود خشنود و مطمئن است؛ بلکه خود را از این جهت در جایگاه شخص با انصاف پرهیزگر قرار ده تا وجودت از جایگاه انسان سستنهاد ناتوان ترقی کند و آنچه را چاره از آن نداری به دست آوری.
آنانی که اموالی به آنها عطا شد و سپاسگزاری نکردند، هیچ مالی ندارند.
19 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه خدا را بر آنچه عطا شده است سپاس گوید، همانا از جانب خداوند مستحق فزونی شده است
و هرکه سپاس را تباه سازد، نعمتها را به خطر انداخته است و از دگرگونی و کیفر ایمن نیست.
20 - امام صادق علیه السلام فرمود:
نعمت، گریزان است پس آن را با طناب شکر ببندید.
21 - قال علیّ بن شعیب:
دخلت علی أبیالحسن الرّضا علیه السلام فقال لی: یا علیّ!
...أحسنوا جوار النِعم فإنّها وحشیّة ما نأت عن قومٍ فعادت إلیهم (1).
22 - قال الإمام الهادی علیه السلام :
الشاکر أسعد بالشکر منه بالنعمة الّتی أوجبت الشکر، لأنّ النِعم متاع، والشکر نِعم و عُقبیٰ (2).
23 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : ثلاثة لا یضرّ معهنّ شیء:
الدعاء عند الکرب و الاستغفار عند الذنب و الشکر عند النعمة (3).
24 - قال علی علیه السلام : أحقّ الناس بزیادة العمر أشکَرُهم لما اعطی منها (4).
25 - عن أبیبصیر عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال:
تقول ثلاث مرّات إذا نظرت إلی المبتلی من غیر أن تُسمعه:
21 - علی بن شعیب میگوید:
خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و به من فرمود: ای علی!
... با نعمتها خوشهمسایگی کنید که گریزپایند؛ از قومی فرار نکردند که دوباره به سویشان بازگردند.
22 - امام هادی علیه السلام فرمود:
خوشبختی ناشی از شکر که نصیب سپاسگزار میشود، از خوشبختی ناشی از نعمتی که موجب شکر شده، بیشتر است؛ زیرا نعمت، متاع [ دنیا] است و شکر، نعمت است و پاداش.
23 - امام صادق علیه السلام فرمود: سه چیز است که با وجود آنها هیچ چیزی زیان نرساند:
دعا به هنگام گرفتاری،
درخواست آمرزش به هنگام گناه،
و سپاسگزاری به هنگام نعمت.
24 - امام علی علیه السلام فرمود:
سزاوارترین مردم به افزایش عمر، سپاسگزارترین آنان است بر آنچه عطا شده است.
25 - أبوبصیر نقل کرده است که امام باقر علیه السلام فرمود:
چون نگاهت به شخص گرفتار افتاد، بیآنکه او بشنود سه بار بگو
الحمد للّٰهالّذی عافانی ممّا ابتلاک به، ولو شاء فعل. قال: مَن قال ذلک لم یصبه ذلک البلاء أبداً (1).
26 - عن أبی بصیر قال: قال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
إنّ الرجل منکم لیشرب الشربة من الماء فیوجب اللّٰه له بها الجنّة.
ثمّ قال: إنّه لیأخذ الإناء فیضعه علی فیه فیسمّی ثمّ یشرب فینحّیه وهو یشتهیه فیحمد اللّٰه، ثمّ یعود فیشرب ثمّ ینحّیه فیحمد اللّٰه، ثمّ یعود فیشرب ثمّ ینحّیه فیحمد اللّٰه، فیوجب اللّٰه عزّ و جلّ بها له الجنّة (2).
27 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن سجد سجدةً لیشکر نعمةً وهو متوضّئ کتب اللّٰه له عشر حسنات، ومحا عنه عشر خطیئات عظام (3).
«ستایش خدا را که مرا از بلایی که به آن گرفتارت کرد معاف و سالم داشت و اگر میخواست، گرفتار میکرد». سپس حضرت فرمود:
هرکه این را بگوید هیچ گاه آن بلا و گرفتاری به او نرسد.
26 - ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود: کسی از شما جرعهای آب مینوشد که خداوند به سبب آن، بهشت را برایش واجب میکند.
[به این صورت که] او ظرف را بر دهان خود میگذارد و «بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم» میگوید؛ سپس مینوشد و آنگاه با اینکه هنوز میل دارد، آن را کنار میگیرد و [الحمد للّٰه میگوید]؛ بعد دوباره مینوشد و سپس دوباره آن را دور میبرد و [الحمد للّٰه میگوید]؛ آنگاه بر میگرداند و مینوشد و باز دور میبرد و [الحمد للّٰهمیگوید]. بدین سبب خدای عزّ و جلّ بهشت را برای او واجب میکند.
27 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هر که برای سپاسگزاری از نعمتی سجدهی با وضو انجام دهد خدا برایش ده حسنه بنویسد، وده خطای بزرگ را از او بزداید.
28 - عن عمر بن یزید قال:
قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : إنّی سألت اللّٰه عزّ و جلّ أن یرزقنی مالاً فرزقنی، وإنّی سألت اللّٰه أن یرزقنی ولداً فرزقنی ولداً، وسألته أن یرزقنی داراً فرزقنی، وقد خفت أن یکون ذلک استدراجاً (1)، فقال: أما واللّٰه مع الحمد فلا (2).
28 - عمربن یزید میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
من از خدای عزّ و جلّ خواستم مالی روزیام فرماید و آن را روزیام کرد، و از او خواستم که فرزندی روزیام کند و چنین کرد، و از او خواستم خانهای روزیام کند و او روزیام فرمود؛ بیم دارم که این استدراج باشد.
حضرت فرمود: به هوش باش سوگند به خدا اگر با ستایش او [همراه باشد] استدراج نیست (3).
1) (1)) استدراج اللّٰه تعالی العبد أنه کلّما جدّد خطیئةً جدّد له نعمةً وأنساه الاستغفار، أو أن یأخذه قلیلاً قلیلاً ولا یباغته، (القاموس: 395/1).
2) (2)) الکافی: 97/2 ح 17،عنه البحار: 32/71 ح 12 ونحوه فی مشکاة الأنوار: 116/70 مع اختلافٍ یسیر.
3) (3)) اشاره به آیهی شریفهی «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» است. مجمع البحرین در معنای آیه گوید: یعنی آنها را اندک اندک میگیریم و ناگهان گرفتارشان میکنیم. بنده هرگاه گناهی انجام دهد خدا به او نعمت دهد و توبه و استغفار را از یاد او ببرد.
1 - الإمام الکاظم علیه السلام فی وصیّته لهشام: یا هشام! قول اللّٰه هَلْ جَزَآءُ الْإِحْسَٰنِ إِلَّا الْإِحْسَٰنُ (1)جرت فی المؤمن والکافر والبرّ والفاجر. مَن صُنع إلیه معروف فعلیه أن یکافئ به، ولیست المکافأة أن تصنع کما صنع حتّی تریٰ فضلک، فإن صنعت کما صنع فله الفضل بالابتداء (2).
2 - عن عمّار الدهنی قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیهما السلام یقول:
إنّ اللّٰه یحبّ کلّ قلبٍ حزین ویحبّ کلّ عبدٍ شکور، یقول اللّٰه تبارک وتعالی لعبدٍ من عبیده یوم القیامة: أشکرت فلاناً؟ فیقول: بل شکرتک یا ربّ، فیقول:
لم تشکرنی إذلمتشکره. ثمّ قال:
أشکرکم للّٰهأشکرکمللناس (3).
1 - امام کاظم علیه السلام در سفارش خود به هشام بن حکم فرمود:
ای هشام! سخن خدای متعال که فرمود «آیا پاداش نیکی جز نیکی است» دربارهی مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار، همه، جاری است؛ به هر که احسانی شود، بر او است که آن را جبران کند، و جبران به این نیست که هر آنچه او انجام داده است تو انجام دهی مگر اینکه فضل و برتری خود را نشان دهی، و اگر همان کنی که او برای تو انجام داد، او به سبب آغاز کردن، بر تو برتری دارد.
2 - عمّار دهنی میگوید از امام سجاد علیه السلام شنیدم میفرمود:
خداوند هر دل غمگین و هر بندهی سپاسگزاری را دوست دارد.
خداوند تبارک و تعالی روز قیامت به بندهای از بندگان خود میفرماید «آیا از فلانی سپاسگزاری کردی؟» بنده میگوید «پروردگارا! من از تو سپاسگزاری کردم». خداوند میفرماید «از من سپاسگزاری نکردی چون از او سپاسگزاری ننمودی». سپس امام علیه السلام فرمود:
سپاسگزارترین شما از خداوند کسی است که از مردم بیشتر سپاسگزاری کند.
3 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم : یؤتیٰ بعبدٍ یوم القیامة فیوقف بین یدی اللّٰه عزّ و جلّ فیأمر به إلی النّار، فیقول: أی ربّ! أمرت بی إلی النار وقد قرأت القرآن! فیقول اللّٰه:
أی عبدی! إنّی أنعمت علیک فلم تشکر نعمتی، فیقول: أی ربّ! أنعمت علیَّ بکذا فشکرتک بکذا، وأنعمت علیَّ بکذا وشکرتک بکذا. فلا یزال یحصی النعمة ویعدّد الشکر. فیقول اللّٰه تعالی:
صدقت عبدی، إلّاأنّک لم تشکر مَن أجریت لک نعمتی علی یدیه، وإنّی قد آلیت علی نفسی أن لا أقبل شکر عبدٍ لنعمة أنعمتها علیه حتّی یشکر مَن ساقها من خلقی إلیه (1).
4 - عن الاِمام زین العابدین علیه السلام فی رسالة الحقوق:
...أمّا حقّ من سَرَّک اللّٰه به و علی یدیه، فإن کان تعمّدها لک حمدتَاللّٰه أوّلاً ثمّ شکرتَه 3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت بندهای را میآورند و در پیشگاه خدای عزّ و جلّ نگه میدارند، پس دستور میدهد او را به سوی آتش ببرند.
آن بنده میگوید: پروردگارا! دستور دادی مرا به سوی آتش ببرند در حالی که من قرآن تلاوت کردهام! خداوند میفرماید:
ای بندهی من! من بر تو نعمت دادم ولی نعمتم را سپاسگزاری نکردی. بنده میگوید:
پروردگارا! فلان نعمت را بر من عطا کردی و من در برابر آن، شکر تو را به جا آوردم، وفلان نعمت را به من دادی و من در برابر آن شکر تو را به جا آوردم.
به این ترتیب بنده پیوسته نعمت و شکر آن را میشمارد. آنگاه خداوند میفرماید:
بندهی من! راست گفتی، اما تو از کسی که نعمتم را به وسیلهی او به تو رساندم سپاسگزاری نکردی، و من با خود پیمان بستهام که سپاس بندهای از نعمتی که به او دادهام را نپذیرم مگر اینکه از کسی که آن نعمترا به او رسانده است سپاسگزاری کند.
4 - امام سجاد علیه السلام در رسالهی حقوق خود میفرماید:
...اما حقّ کسی که خداوند تو را به وسیلهی او و با دستان او خشنود ساخته این است که اگر قصدش خشنودی تو بوده است نخست خدا را ستایش کنی، آن گاه برای پاداشاو،
1) (1)) أمالیالطوسی: 450 ضمن ح 1005، عنه الوسائل: 312/16 ح 21635،والبحار: 7/ 223 ح 141،وج 70/66 ضمن ح 25.
علی ذلک بقدْره فی موضع الجزاء وکافأتَه علی فضل الابتداء وأرصدتَ له المکافأة، وإن لم یکن تعمّدها حمدتَ اللّٰه و شکرتَه و علمتَ أنّه منه... (1).
5 - قالعلیّ بنالحسین علیهما السلام : ...أمّا حقّ ذی المعروف علیک فأن تشکره وتذکر معروفه، وتکسبه المقالة الحسنة، وتخلص له الدعاء فیما بینک وبین اللّٰه عزّ و جلّ، فإذا فعلت ذلک کنت قد شکرته سرّاً وعلانیة، ثمّ إن قدرت علی مکافأته یوماً کافأته (2).
6 - قال علیّ علیه السلام : المکافأة عِتق (3).
7 - قال علیّ علیه السلام : المعروف غُلٌّ لا یفکّه إلّاشکرٌ و مکافأة (4).
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: کان أمیرالمؤمنین - صلواتاللّٰهعلیه - یقول:
به همان اندازه از او سپاسگزاری کنی، و او را بر مزیّت پیشقدم شدن جزا دهی و درصدد جبران آن باشی.
و اگر او در کار خود چنین قصدی نداشته است خدا را ستایش کنی و او را سپاس بگزاری و بدانی که این شادی از جانب او است.
5 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
... اما حقّ نیکی کننده بر تو آن است که او را سپاس گویی و نیکیاش را بیان کنی و نام نیک را برایش به دست آوری و میان خود و خدای عزّ و جلّ خالصانه برایش دعا کنی.
چون اینها را انجام دادی، در نهان و آشکار سپاسش گفتهای؛
آنگاه اگر روزی بر جبران کار او توانایی یافتی، آن را جبران کنی.
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
جبران، نوعی آزادی است.
7 - امام علی علیه السلام فرمود:
احسان و نیکی زنجیری است، که آن را نمیگشاید جز سپاسگزاری و جبران.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود:
امیرمؤمنان - که صلوات خدا بر او باد - میفرمود:
مَن صنع بمثل ما صنع إلیه فإنّما کافأه، ومَن أضعفه کان شکوراً، ومَن شکر کان کریماً، ومَن علم أنّ ما صنع إنّما صنع إلی نفسه لم یستبط الناس فی شکرهم ولم یستزدهم فی مودّتهم، فلا تلتمس من غیرک شکر ما أتیت إلی نفسک ووقیت به عِرضک، واعلم أنّ الطالب إلیک الحاجة لم یکرم وجهه عن وجهک، فأکرم وجهک عن ردّه (1).
9 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال: مَن استعاذ باللّٰه فأعیذوه، ومَن سألکم باللّٰه فأعطوه، ومَن دعاکم فأجیبوه، ومَن أتی علیکم معروفاً فکافئوه، فإن لم تجدوا ما تکافئوه فادعوا له حتّی تعلموا أن قد کافأتموه (2).
10 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال: من اعطی عطاءً فوجد فلیجزِ به، ومَن لم یجد فلیثن، فإنّ مَن أثنی فقد شکر، ومَن کتم فقد کفر، هرکه نیکی کند به مانند آنچه به او نیکی شده، آن را جبران کرده است، و هر که دو برابر آن انجام دهد سپاسگزار است و هر که سپاسگزار باشد کریم است. و هر که بداند آنچه انجام داده، برای خود کرده است، مردم را در سپاسگزاری کُند نمیشمارد و افزایش محبت آنان را به خود خواستار نمیشود؛
پس سپاسگزاری از کاری که برای خود انجام دادهای و با آن آبروی خود را نگهداشتهای از دیگری مخواه و بدان هر که از تو حاجتی خواهد، آبروی خود را در برابر آبروی تو ارج ننهاده است، پس به آبرومندی خود احترام کن و ردّش مکن.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکهبهخداپناه برد پناهش دهید و هر کس با واسطه قرار دادن خدا، از شما درخواست کرد عطایش کنید و هر که شما را خواند اجابتش کنید و هر که بر شما احسان کرد جبرانش کنید و اگر چیزی برای جبران نیافتید برایش دعا کنید تا بفهمانید که جبرانش کردهاید.
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکس عطایی دریافت کرد پس اگر میتواند آن را جبران کند و اگر نتوانست مدح و ثنایش گوید؛ زیرا هر که ثنا گوید سپاسگزاری کرده است و هرکه کتمان کند [و هیچ نگوید] ناسپاسی نموده است
ومَن تحلّی بما لم یعطه کان کلابس ثوبَی زور (1).
11 - عنأنسقال:قال المهاجرون:
یا رسول اللّٰه! ما رأینا مثل قوم قدِمنا علیهم المدینة أحسن بذلاً من کثیر ولا أحسن مواساةً من قلیل، قد کفونا المؤونة وأشرکونا فی المهنأ، فقد خشینا أن یکونوا یذهبون بالأجر کلّه، فقال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : کلّا، ما أثنیتم به علیهم ودعوتم اللّٰه لهم (2).
12 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : کفاک بثنائک علی أخیک إذا أسدی إلیک معروفاً أن تقول له «جزاک اللّٰه خیراً» وإذا ذکر ولیس هو فی المجلس أن تقول «جزاه اللّٰه خیراً» فإذاً أنت کافأته (3).
و کسی که خود را به چیزی که ندارد [از او نیست] بیاراید، همچون کسی است که جامهی نیرنگ پوشیده است.
11 - انس میگوید مهاجرین به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردند:
ای رسول خدا! ما میزبانی همچون گروه انصار ندیدهایم که در مالِ زیاد اینگونه بخشنده و در مالِ اندک اینگونه مواساتگر (شریک کننده درمال خود) باشند.
آنان هزینههای ما را عهدهدار شدهاند و در خوشیهای ما شریک گشتهاند، و ما بیم داریم که همهی ثوابها را آنان ببرند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز چنین نخواهد بود تا زمانی که شما آنان را بر این امر ثنا وسپاس گویید وبرایشان در پیشگاه خدا دعا کنید.
12 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چون برادرت کار نیکی برایت انجام داد، در ستایش و ثنای او کافی است که به او بگویی.
«خدا تو را پاداش خیر دهد» و اگر از او یاد شد و او در آنجا حاضر نبود بگویی «خدا او را پاداش خیر دهد»؛ اگر چنین کنی کار نیک او را جبران کردهای.
1 - قال اللّٰه تباک وتعالی:
وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (1).
2 - عن أبیبصیر قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : هل للشکر حدٌّ إذا فعله العبد کان شاکراً؟ قال:
نعم، قلت: ما هو؟ قال: یحمد اللّٰه علی کلّ نعمة علیه فی أهلٍ ومال، وإن کان فیما أنعم علیه فی ماله حقٌّ أدّاه، ومنه قوله عزّوجلّ:
سُبْحَٰنَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (2)،
ومنه قوله تعالی رَبِّ أَنزِلْنِی مُنزَلًا مُبَارَکًا وَأَنتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ (3)،
وقوله: رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَل لِّی مِن لَدُنکَ سُلْطَٰنًا نَصِیرًا (4)(5)1 - خداوند متعال فرمود: و به راستی خدا شما را در بدر یاری داد در حالی که ناتوان بودید.
پس از خدا بترسید، باشد که شکر او را به جا آورید.
2 - ابوبصیر میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم آیا برای سپاس حدّی است که چون بنده آن را انجام دهد سپاسگزار باشد؟
فرمود: آری. عرض کردم آن چیست؟
فرمود: خداوند را بر هر نعمتی که در اهل و مال به او داده است بستاید، و اگر در اموالش که به او عطا کرده است حقّی باشد، آن را ادا کند.
در همین باره است این سخن خداوند عزّ و جلّ
«پاک است کسی که این را برای ما رام کرد و گرنه ما را یارای [رام ساختن] آن نبود»
و نیز این سخن خداوند متعال «پروردگارا! مرا در جایی پر برکت فرود آور [که] تو نیکترین مهمان نوازانی»
و همچنین سخن او که فرمود: «پروردگارا! مرا [در هرکاری] به درستی داخل کن و به درستی خارج ساز، و از جانب خود برای من تسلطی یاریبخش [بر دشمن] قرار ده».
3 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
شکر النعمة اجتناب المحارم، و تمام الشکر قول الرجل: الحمد اللّٰه ربّ العالمین (1).
4 - من مواعظ النبیّ صلی الله علیه و آله :
...أمّا علامة الشاکر فأربعة:
الشکر فی النعماء، والصبر فی البلاء، والقنوع بقسْم اللّٰه، ولا یحمِد ولا یعظِّم إلّااللّٰه (2).
5 - قال علی علیه السلام : حقُّ علی مَن انعم علیه أن یُحسن مکافأة المنعم، فإن قصر عن ذلک وسعه فعلیه أن یُحسن الثناء، فإن کلَّ عن ذلک لسانه فعلیه بمعرفة النعمة و محبّة المنعم بها، فإن قصر عن ذلک فلیس للنعمة بأهل. (3)6 - من وصیّة الإمام الصادق علیه السلام لبعض أصحابه:
...لا یفقدک اللّٰه من حیث أمرک، ولا یراک من حیث نهاک.
ما أنعم اللّٰه علی عبدٍ بنعمةٍ 3 - امام صادق علیه السلام فرمود: سپاسگزاری نعمت، دوری از محرمات است، و کامل کردن سپاس، گفتن «الحمدللّٰه ربّ العالمین» است.
4 - از اندرزهای پیامبر صلی الله علیه و آله است که فرمود:
... نشانهی شخص سپاسگزار چهار چیز است:
سپاسگزاری در نعمتها،
شکیبایی در گرفتاریها،
قناعت به سهم تعیینشده از جانب خدا،
و این که جز خدا را نستاید و بزرگ ندارد.
5 - امام علی علیه السلام فرمود: سزاوار است هر کس به او نعمت داده شده است، نعمتدهنده را به خوبی جزا دهد و اگر توانایی آن را ندارد، بر او لازم است به خوبی مدح و ثنایش گوید و اگر زبانش از آن ناتوان است بر او است که نعمت را بشناسد و به عطاکنندهی آن محبّت کند، اگر از آن هم ناتوان است پس شایستهی نعمت نیست.
6 - از سفارش امام صادق علیه السلام به برخی اصحاب خود:
... خداوند تو را از جایی که دستور داده است، غایب نبیند، و در جایی که تو را از آن بازداشته است حاضر نبیند.
خداوند نعمتی را به بندهای عطا نکرد
فشکرها بقلبه إلّااستوجب المزید بها قبل أن یظهر شکرها علی لسانه.
مَن قصُرت یده عن المکافأة فلیطل لسانه بالشکر، ومن حقّ شکر نعمة اللّٰه أن یشکر - بعد شکره - مَن جرت تلک النعمة علی یده (1).
7 - عن محمّد بن عجلان قال: سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام یقول:
أحسنوا جوار النِعم، قلت: وما حُسن جوار النِعم؟
قال: الشکر لمن أنعم بها وأداء حقوقها (2).
8 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: ما أنعم اللّٰه علی عبدٍ من نعمةٍ فعرفها بقلبه وحمد اللّٰه ظاهراً بلسانه فتمّ کلامه حتّی یؤمر له بالمزید (3).
9 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
مَن أنعم اللّٰه علیه بنعمةٍ فعرفها بقلبه فقد أدّیٰ شکرها (4).
که او شکرش را در دل خود به جا آورد مگر آن که پیش از به زبان آوردن شکر، مستحق افزایش آن نعمت شد.
هرکه دستش از جبران کوتاه است باید زبانش به سپاس باز باشد.
از حقوق شکر نعمت خداوند این است که پس از سپاسگزاری از خداوند، از کسی که آن نعمت بر دست او جاری شده است نیز سپاسگزاری کند.
7 - محمد بن عجلان میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم میفرمود: قدر نعمتها را بدانید.
عرض کردم: قدردانی از نعمتها چیست؟
فرمود: سپاسگزاری از کسی که آنها را به شما بخشید، و ادا کردن حقوق آنها.
8 - امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند نعمتی به بندهای نداد که آن را با دل بشناسد و در ظاهر با زبان خود ستایش خدا را گوید، مگر این که وقتی سخنش تمام شد دستور داده شد که بر نعمت او بیفزایند.
9 - امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکه را خداوند نعمتی داد و او آن نعمت را از دل شناخت، شکر آن را ادا کرده است.
10 - عن النعمان بن بشیر قال: قال النبیّ صلی الله علیه و سلم علی المنبر:
مَن لم یشکر القلیل لم یشکر الکثیر، ومَن لم یشکر الناس لم یشکر اللّٰه، التحدَّث بنعمة اللّٰه شکر وترکها کفر، والجماعة رحمةٌ والفرقة عذاب (1).
11 - قال الباقر علیه السلام فی وصیّته لجابر الجعفی: تخلّص إلی عظیم الشکر باستکثار قلیل الرزق واستقلال کثیر الطاعة.
واستجلب زیادة النِعم بعظیم الشکر، والتوسّل إلی عظیم الشکر بخوف زوال النِعم (2).
12 - قال علیّ علیه السلام : لن یستطیع أحدٌ أن یشکر النِعم بمثل الإنعام بها (3).
13 - عن عمر بن یزید قال:
سمعت أباعبداللّٰه علیه السلام یقول: شکر کلّ نعمة وإن عظُمت أن تحمد اللّٰه عزّ وجلّ علیها (4).
10 - نعمان بن بشیر میگوید: رسول اکرم صلی الله علیه و آله بالای منبر فرمود:
هرکس نعمت اندک را سپاس نگوید از نعمت بسیار نیز سپاسگزاری نمیکند
و هرکس، از مردم سپاسگزاری نکند از خدا نیز سپاسگزاری نمیکند.
یادآوری نعمت سپاسگزاری است و ترک آن کفران است.
با هم بودن رحمت است و پراکندگی عذاب.
11 - امام باقر علیه السلام در سفارش خود به جابر جعفی فرمود:
با زیاد شمردن روزی اندک و کم شمردن طاعت بسیار به شکر فراوان دستیاب،
و با شکر و سپاس بسیار افزایش نعمت را به دستآور،
و با بیم از زوال نعمتها به شکر بسیار برس.
12 - امام علی علیه السلام فرمود: هیچ کسی نمیتواند شکر نعمتها را با چیزی همچون بخشیدن آنها ادا کند.
13 - عمر بن یزید میگوید شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود:
سپاس هر نعمتی گرچه بزرگ باشد این است که خدای عزّ وجلّ را بر آن ستایش کنی.
14 - عن معمّر بن خلّاد قال:
سمعت أبا الحسن [الرضا] - صلوات اللّٰه علیه - یقول:
مَن حمد اللّٰه علی النعمة فقد شکره، وکان الحمد أفضل من تلک النعمة (1).
15 - عن حمّاد بن عثمان قال: خرج أبوعبداللّٰه علیه السلام من المسجد وقد ضاعت دابّته، فقال:
لئن ردّها اللّٰه علیَّ لأشکرنّ اللّٰه حقّ شکره. قال: فما لبث أن اتی بها، فقال: الحمد للّٰه، فقال له قائل:
جعلت فداک ألیس قلت لأشکرنّ اللّٰه حقّ شکره؟ فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
ألم تسمعنی قلتُ الحمد اللّٰه؟ (2)16 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
کان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم إذا أتاه ما یحبّ قال
«الحمد للّٰهالمحسن المجمل» وإذا أتاه ما یکرهه قال «الحمد للّٰه علیٰ کلّ حال، والحمد للّٰهعلی هذه الحال» (3).
14 - معمّربن خلاد میگوید: از امام رضا - که صلوات خدا بر او باد - شنیدم میفرمود:
هرکه خدا را بر نعمتی بستاید او را سپاس گفته است، و حمد و ستایش، برتر از آن نعمت است.
15 - حمادبن عثمان میگوید: امام صادق علیه السلام از مسجد بیرون آمد و مرکبش گم شده بود.
فرمود: اگر خداوند آن را به من برگرداند حق سپاسگزاری او را به جای میآورم.
اندکی نگذشت که آن را آوردند.
فرمود: «الحمدللّٰه».
کسی به حضرت عرض کرد: فدایت شوم! مگر نفرمودی «حق سپاسگزاری و شکر خدا را به جای میآورم»؟
امام صادق علیه السلام فرمود: مگر نشنیدی که گفتم «الحمدللّٰه»؟
16 - امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که هرگاه امری خوشایند برایش پیش میآمد میگفت «ستایش از آنِ خدای نیکوکار زیباگر است»
و چون امری ناخوشایند برایش پیش میآمد میگفت
«ستایش از آنِ خدا است در هر حال، و ستایش مخصوص خدا است در این حال».
17 - عن الصادق علیه السلام قال:
إنّی لاُحبّ أن لاتجدَّد لی نعمةٌ إلّا حمدت اللّٰه علیها مائة مرّة (1).
18 - قال السجّاد علیه السلام : سبحان مَن جعل الاعتراف بالنعمة له حمداً، سبحان مَن جعل الاعتراف بالعجز عن الشکر شکراً (2).
19 - أوحی اللّٰه إلی داود:
یا داود! اشکرنی،
قال: وکیف أشکرک یا ربّ والشکر من نعمک تستحقّ علیه شکراً، قال: یا داود! رضیت بهذا الاعتراف منک شکراً (3).
20 - عن إسماعیل بن الفضل قال: قال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
إذا أصبحت وأمسیت فقل عشر مرّات «الّلهمّ ما أصبحت بی من نعمةٍ أو عافیةٍ من دینٍ أو دنیا فمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد ولک الشکر بها علیَّ یا ربّ حتّی ترضی وبعد الرضا» 17 - امام صادق علیه السلام فرمود:
من دوست دارم نعمت تازهای به من نرسد مگر اینکه خدا را برآن صدبار بستایم.
18 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
منزّه است خدایی که اعتراف به نعمت را ستایش قرار داد.
منزّه است خدایی که اقرار به ناتوانی از سپاسگزاری را شکر قرار داد.
19 - خداوند به داود علیه السلام وحی کرد:
ای داود! مرا سپاسگزار.
او گفت: پروردگارا چگونه تو را سپاسگزارم در حالی که سپاس و شکر، خود از نعمتهای تو است و برای آن باز مستحق سپاس میشوی.
خداوند فرمود: ای داود! این اعتراف تو را به عنوان سپاس پسندیدم.
20 - اسماعیل بن فضل نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: چون صبح و شام کردی ده بار بگو:
«بارالها! در این صبح هر نعمتی یا عافیت و سلامتی که در دین یا دنیا دارم از جانب تو است، تو یکتایی هستی که هیچ شریکی نداری، پروردگارا! ستایش تو و سپاسگزاری از تو در برابر آن نعمتها بر من بایسته است تا آنگاه که خشنود شوی و پس از خشنودی [نیز]».
فإنّک إذا قلت ذلک کنت قد أدّیت شکر ما أنعم اللّٰه به علیک فی ذلک الیوم وفی تلک اللّیلة (1).
[پس حضرت فرمود:] اگر تو این را بگویی، سپاس آنچه را که خداوند در آن شب و روز به تو بخشیده است، ادا کردهای.
1) (1)) الکافی: 99/2 ح 28.
1 - استعدی زیاد بن شدّاد الحارثی (صاحب رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ) علی أخیه عُبیداللّٰه بن شدّاد فقال:
یا أمیرالمؤمنین! ذهب أخی فی العبادة وامتنع أن یساکننی فی داری ولبس أدنی ما یکون من اللباس، قال: یا أمیرالمؤمنین! تزیّنت بزینتک ولبست لباسک، قال: لیس لک ذلک، إنّ إمام المسلمین إذا ولی امورهم لبس لباس أدنی فقیرهم لئلاّ یتبیّغ بالفقیر فقره فیقتله، فلأعلمنّ ما لبست إلّامن أحسن زیّ قومک وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ (1)فالعمل بالنعمة أحبّ إلیَّ من الحدیث بها (2).
1 - زیاد بن شدّاد حارثی (از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله ) از دست برادرش عبیداللّٰه بن شدّاد، امیرمؤمنان علیه السلام را به یاری طلبید و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! برادرم به عبادت روی آورده است و از این که با من در خانهام زندگی کند پرهیز میکند و بیارزشترین جامه را پوشیده است. عبیداللّٰه بن شدّاد عرض کرد: ای امیرمؤمنان! من هم چون شما خود را آراستهام و مانند شما لباس پوشیدهام. حضرت فرمود: این کار برای تو روا نیست؛ زیرا پیشوای مسلمانان چون امور آنان را عهدهدار شود پستترین لباس نیازمندان آنان را میپوشد تا فقر و تنگدستی، فقیر را از جا بدر نبرد که او را بکشد؛ پس همانا به تو میگویم که نپوشی مگر از نیکوترین لباس مناسب در میان نزدیکان و آشنایانت [و این آیه را قراءت فرمود] «و اما نعمت پروردگارت را بازگوی» [و ادامه داد:] پس به کار بستن نعمت، نزد من محبوبتر است از یاد آن.
2 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : إنّی لأکره للرجل أن یکون علیه نعمةٌ من اللّٰه فلا یظهرها (1).
3 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : قال کلوا واشربوا وتصدّقوا فی غیر سرَف و لا مخیلة، إنّ اللّٰه تعالی یحبّأن یری أثر نعمته علی عبده (2).
4 - عن الصادق علیه السلام أنّ سفیان الثوری دخل علیه فرأی علیه ثیاباً رفیعة فقال:
یا ابن رسولاللّٰه! أنت تحدّثنا عن علیّ أنّه کان یلبس الخشن من الثیاب و الکرابیس و أنت تلبس القوهی و المروی، فقال: ویحک یا سفیان! إنّ علیّاً علیه السلام کان فی زمن ضیق، وإنّ اللّٰه قد وسّع علینا، ویستحبّ لمن وسّع اللّٰه علیه أن یُری أثر ذلک علیه (3).
5 - عن جعفر بن محمّد عن أبیه عن آبائه علیهم السلام أنّ علیّاً کان یقول:
ینبغی للرجل إذا أنعم اللّٰه علیه بنعمة 2 - امام صادق علیه السلام فرمود:
من دوست ندارم کسی نعمتی از جانب خدا داشته باشد و آن را اظهار نکند.
3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
بخورید و بیاشامید و بدون اسراف و خود برتربینی صدقه دهید؛ زیرا خداوند متعال دوست دارد که اثر نعمت او در بندهاش دیده شود.
4 - دربارهی امام صادق علیه السلام نقل شده است که روزی سفیان ثوری خدمت حضرت رسید و او را در جامهی شکوهمندی دید و گفت:
ای فرزند رسول خدا! شما برای ما نقل کردید که علی علیه السلام لباس خشن و کرباس میپوشید در حالی که شما لباس قوهی [جامهای سفید رنگ] و مروی میپوشید.
حضرت فرمود: وای بر تو ای سفیان، علی علیه السلام در وضعیت و زمانی سخت بود و خداوند امروز بر ما توسعه داده است، و برای کسی که خدا بر او توسعه داده است خوب است اثر آن در او دیده شود.
5 - امام صادق علیه السلام به نقل از پدر خود، از نیاکانش نقل کرده است که حضرت علی علیه السلام میفرمود:
برای انسان شایسته است که چون خداوند نعمتی به او ارزانی داشت،
أن یُری أثرها علیه فی ملبسه ما لم یکن شهرة (1).
6 - عن أبیالأحوص عن أبیه أنه أتی النبیّ صلی الله علیه و سلم فی ثوب دون، فقال له النبیّ صلی الله علیه و سلم : ألک مالک؟ قال:
نعم، قد آتانی اللّٰه من کلّ المال، قال: من أیّ المال؟ قال: آتانی اللّٰه من الخیل والرقیق، فقال له النبیّ صلی الله علیه و سلم : إذا آتاک اللّٰه مالاً فلیُر علیک أثر نعمته وکرامته (2).
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
إذا أنعم اللّٰه علی عبده بنعمةٍ فظهرت علیه سمّی حبیب اللّٰه محدّثاً بنعمة اللّٰه، وإذا أنعم اللّٰه علی عبدٍ بنعمة فلم تظهر علیه سمّی بغیض اللّٰه مکذّباً بنعمة اللّٰه (3).
8 - عن أبیبصیر قال: بلغ أمیرالمؤمنین علیه السلام أنّ طلحة والزبیر یقولان: لیس لعلیّ مال.
قال: فشقّ ذلک علیه، فأمر وکلاءه أن یجمعوا غلّته اثر آن در لباس پوشیدنش نمایان باشد، به اندازهای که لباس شهرت نباشد.
6 - ابوالاحوص از پدر خود نقل میکند که روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید در حالی که جامهای حقیر و پست بر تن داشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: آیا مال داری؟
عرض کرد: آری، خداوند هر نوع مالی به من بخشیده است.
حضرت فرمود: چه نوع مالی؟
عرض کرد: خداوند اسب و غلام به من بخشیده است.
حضرت فرمود: هرگاه خداوند مالی را به تو داد باید اثر نعمت و کرامت او در تو دیده شود.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند نعمتی به بندهی خود عنایت کند و آن نعمت بر او نمایان باشد، آن بنده چنین نامیده میشود:
دوستدار خدا و آشکارکنندهی نعمت خدا؛ و هرگاه خداوند نعمتی به بندهای عطا کند و آن بر او آشکار نباشد، بنده چنین نام میگیرد:
منفور خدا و تکذیب کنندهی نعمت خدا.
8 - ابوبصیر میگوید: امیرمؤمنان علیه السلام اطلاع یافت که طلحه و زبیر میگویند: «علی مالی ندارد».
این بر حضرت گران آمد و به وکلای خود دستور داد که عایدات و درآمدهای او را جمعآوری کنند.
حتّی إذا حال الحول أتوه وقد جمعوا من ثمن الغلّة مائة ألف درهم فنشرت(فنثرت - خ ل) بین یدیه، فأرسل إلی طلحة و الزبیر فأتیاه فقال لهما: هذا المال واللّٰه لی لیس لأحدٍ فیه شیء - وکان عندهما مصدّقاً - . قال: فخرجا من عنده وهما یقولان: إنّ له لمالاً (1).
9 - عن علیّ علیه السلام قال: الدهن یظهر الغنی، والثیاب تظهر الجمال، وحُسن الملکة یکبت الأعداء (2).
چون یک سال گذشت خدمت حضرت رسیدند در حالی که از قیمت عایدات صدهزار درهم گرد آورده بودند و آنها مقابل حضرت ریخته بود.
حضرت دنبال طلحه و زبیر فرستاد و آنان آمدند.
حضرت به آن دو فرمود: «سوگند به خدا این اموال از آنِ من است و هیچ کس حقّی در آن ندارد» - و حضرت نزد آن دو مورد تصدیق بود - آن دو از نزد حضرت بیرون رفتند در حالی که میگفتند «او چه اموال زیادی دارد!»
9 - امام علی علیه السلام فرمود: روغن (عطر) مالیدن بینیازی را آشکار مینماید، و پوشیدن لباس، آراستگی را نمایان میکند، و نیکویی حکومت، دشمنان را خوار میسازد.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَل-ِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّٰهِ فَأَذَ ٰقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ (1)2 - عن أبیعمرو الزبیری عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: قلت له:
أخبرنی عن وجوه الکفر فی کتاب اللّٰه عزّ و جلّ قال: الکفر فی کتاب اللّٰه علی خمسة أوجه:
... والوجه الثالث من الکفر کفر النِعم، وذلک قوله تعالی یحکی قول سلیمان علیه السلام : هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی ءَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن کَفَرَ 1 - خداوند متعال فرمود: و خداوند شهری را مثال زده است که امن و آرام بود و رزقش به وفور از هر طرف به آن میرسید، اما کفران نعمت خدا کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام میدادند گرسنگی و هراس را به [مردم] آن چشانید.
2 - ابوعمرو زبیری میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
مرا آگاه ساز که کفر در کتاب خدای عزّ و جلّ چند صورت دارد؟
فرمود: کفر در کتاب خدا پنج قسم است:
...قسم سوم کفر، کفر و ناسپاسی نعمت است و گفتار خدای متعال در این باره است، آنجا که سخن سلیمان را حکایت میکند
«این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزاری میکنم یا ناسپاسی مینمایم و هرکه سپاسگزاری کند به راستی برای خود سپاسگزاری میکند و هرکه ناسپاسی کند
1) (1)) النحل: 112.
فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ (1).
وقال: لَل-ِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَل-ِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (2)وقال: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوالِی وَ لَاتَکْفُرُونِ (3)(4)3 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ویلٌ لمن یبدّل نعمة اللّٰه کفراً... (5).
4 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم : أسرع الذنوب عقوبةً کفران النعمة (6).
5 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : ثلاثة من الذنوب تعجَّل عقوبتها ولا تؤخَّر إلی الآخرة: عقوق الوالدین و البغی علی الناس وکفر الإحسان (7).
6 - قال علیّ علیه السلام : کافر النعمة مذمومٌ عند الخالق و الخلائق (8).
به راستی پروردگارم بینیاز و کریم است»
و نیز میفرماید:
«اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، همانا [نعمت] شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود»
و میفرماید: «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکرم را به جای آرید و مرا ناسپاسی نکنید».
3 - امام صادق علیه السلام فرمود:
وای به حال کسی که ناسپاسی را جایگزین نعمت خدا کند.
4 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
گناهی که کیفرش زودتر از همهی گناهان دامن انسان را میگیرد ناسپاسی نعمت است.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
سه گناه است که کیفر آنها در دنیا داده میشود و به روز قیامت نمیافتد:
عاق والدین، ستم بر مردم و ناسپاسی احسان.
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
کفران کنندهی نعمت، نزد آفریدگار و آفریدگان نکوهیده است.
1) (1)) النمل: 40.
2) (2)) إبراهیم: 7.
3) (3)) البقرة:152.
4) (4)) الکافی:389/2ح1.
5) (5)) المحاسن: 265 ح 340.
6) (6)) الأمالیالطوسی: 450 ضمن ح 1005، عنه الوسائل: 312/16 ح 21634 والبحار: 70/66 ح 25.
7) (7)) أمالی المفید: 237 ح 1 و نحوه فی أمالی الطوسی: 13 ح 17،عنه الوسائل: 312/16 ح 21633.
8) (8)) عیون الحکم والمواعظ:397ح 6726.
7 - قال علیّ علیه السلام : کافر النعمة کافر فضل اللّٰه (1).
8 - قال علیّ علیه السلام : إنّ کفر النِعم لؤم، ومصاحبة الجاهل شؤم (2).
9 - قال علیّ علیه السلام لابنه محمّد بن الحنفیّة: کفر النِعم مُوق، ومجالسة الأحمق شؤم (3)10 - قال علیّ علیه السلام : لیس من التوفیق کفران النِعم (4).
11 - قال علیّ علیه السلام : کفران النِعم یزلّ القدم ویسلب النِعم (5).
12 - قال علیّ علیه السلام : النِعم یسلبها الکفران (6).
13 - قال علیّ علیه السلام : آفة النِعم الکفران (7).
14 - قال علیّ علیه السلام : مَن أنعم علی الکفور طال غیظه (8).
15 - عنمحمّدبن عرفة قال:
7 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
کفران کنندهی نعمت، کفران کنندهی احسان خدا است.
8 - امام علی علیه السلام فرمود:
به راستی ناسپاسی نعمتها، پستی است
و همراهی نادان، نحس است.
9 - امیرمؤمنان علی علیه السلام به پسرش محمد بن حنفیّه فرمود:
ناسپاسی نعمتها حماقت است
و همنشینی با کودن نحس است.
10 - امام علی علیه السلام فرمود:
کفران نعمتها راه کامیابی نیست.
11 - امام علی علیه السلام فرمود:
کفران نعمتها قدم را میلغزاند و نعمتها را [از انسان] میگیرد.
12 - امام علی علیه السلام فرمود:
کفران و ناسپاسی، نعمتها را میرباید.
13 - امام علی علیه السلام فرمود:
ناسپاسی، بلای نعمتها است.
14 - امام علی علیه السلام فرمود:
هرکس بر ناسپاس نعمت بخشد، خشمش به درازا کشد.
15 - محمد بن عرفه نقل میکندکه
1) (1)) عیون الحکم والمواعظ: 397 ح 6721.
2) (2)) عیون الحکم والمواعظ:142ح3170.
3) (3)) الفقیه: 390/4 ضمن ح 5837 .
4) (4)) عیون الحکم والمواعظ:409ح6942.
5) (5)) عیونالحکم والمواعظ:396ح6709.
6) (6)) عیون الحکم والمواعظ: 51 ح 1317.
7) (7)) عیون الحکم والمواعظ:182ح 3725.
8) (8)) عیون الحکم والمواعظ:425ح 7209.
قال أبو الحسن الرضا علیه السلام : یا ابن عرفة! إنّ النِعم کالإبل المعتقلة فی عَطَنها علی القوم ما أحسنوا جوارها، فإذا أساؤوا معاملتها وإنالتها نفرت عنهم (1).
16 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
أحسنوا صحبة النِعم قبل فراقها، فإنّها تزول وتشهد علی صاحبها بما عمل فیها (2).
17 - قال علیّ علیه السلام : اضرب بطرْفک حیث شئت من الناس، فهل تبصر إلّافقیراً یکابد فقراً، أو غنیّاً بدّل نعمة اللّٰه کفراً... (3).
18 - عن الصادق علیه السلام فی کیفیة زیارة الحسین علیه السلام : اللّهمّ اجعلنی ممّن له مع الحسین بن علیّ قدمٌ ثابت، وأثبتنی فیمن استشهد معه، اللّهمّ العن الّذین بدّلوا نعمتک کفراً، سبحانک یا حلیم عمّا یعمل الظالمون فی الأرض (4).
امام رضا علیه السلام فرمود:
ای فرزند عرفه! به راستی که نعمتها نسبت به مردم همچون شتران بسته شده در استراحتگاه هستند تا زمانی که همسایگی آنها را نیکو دارند؛ پس هرگاه در رفتار با آنها و رسیدگی به آنها بد کنند از آنان کوچ خواهند کرد.
16 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
با نعمتها خوب رفاقت کنید پیش از آنکه جدا شوند؛ چرا که آنها از دست میروند و بر ضدّ صاحب خود به دلیل رفتارش با آنها، گواهی میدهند.
17 - امام علی علیه السلام فرمود:
در هر سو میخواهی به مردم نگاه کن، آیا جز فقیری که با فقر دست و پنجه نرم میکند یا ثروتمندی که نعمت خدا را کفران کرده است میبینی؟...
18 - امام صادق علیه السلام در سخنی دربارهی چگونگی زیارت امام حسین علیه السلام فرمود:
بارالها! مرا از کسانی قرار ده که همراه حسین بن علی علیه السلام قدم استوار دارد، و مرا در زمرهی کسانی که همراه او به شهادت رسیدند ثبت فرما. بارالها! آنانی که نعمتت را به کفران تبدیل کردند از رحمت خود دور بدار. تو منزّهی ای خدای بردبار از آنچه ستمگران در روی زمین انجام میدهند.
1 - قال الصادق علیه السلام : أنزل اللّٰه تعالی فیهم [بنی امیة]؛ أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللّٰهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ * جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ (1)ونعمة اللّٰه محمّد وأهل بیته، حبّهم إیمان یُدخل الجنّة، وبغضهم کفر ونفاق یُدخل النار.
فأسرّ رسولُ اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم ذلک إلی علیّ وأهل بیته (2).
2 - عن الحارث النصری قال:
سألت أبا جعفر[الباقر] علیه السلام عن قول اللّٰه عزّ و جلّ الَّذِینَ بَدَّلُوانِعْمَتَ اللّٰهِ کُفْرًا (3)قال: ما تقولون فی ذلک؟ قلت: نقول: هم الأفجران من قریش بنو امیّة وبنو المغیرة. قال: ثمّ قال: هی واللّٰه قریش قاطبة، إنّ اللّٰه تبارک وتعالی خاطب نبیّه صلی الله علیه و آله و سلم فقال:
1 - امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تعالی دربارهی آنان [بنیامیّه] این آیه را نازل فرمود:
«آیا ندیدی کسانی که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و قوم خود را به سرای هلاکت درآوردند؟ [به همان] جهنمی که در آن وارد میشوند، و بد قرارگاهی است» نعمت خدا، محمّد صلی الله علیه و آله و خاندان او است.
دوستی آنان ایمانی است که موجب ورود به بهشت میشود و دشمنی آنان کفر و نفاقی است که سبب ورود در آتش میشود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را پنهانی به علی و خاندانش فرمود.
2 - حارث نصری میگوید: از امام باقر علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّ و جلّ که فرمود «آنانی که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند» پرسیدم.
حضرت فرمود: شما چه میاندیشید؟
عرض کردم:
ما میگوییم آنان دو گروه تبهکار از قریش یعنی قبیله بنیامیّه و بنیمغیره هستند.
حضرت فرمود: سوگند به خدا آنان همهی قریشاند؛ زیرا خدای تبارک و تعالی به پیامبر خود صلی الله علیه و آله خطاب فرمود
إنّی فضّلت قریشاً علی العرب وأتممت علیهم نعمتی وبعثت إلیهم رسولی، فبدّلوا نعمتی کفراً وأحلّوا قومهم دار البوار (1).
3 - عن سدیر قال: سأل رجلٌ أبا جعفر[الباقر] علیه السلام عن قول اللّٰه عزّ و جلّ فَقَالُوا رَبَّنَا بَٰعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ (2)فقال: هؤلاء قومٌ کان لهم قری متّصلة ینظر بعضهم إلی بعض، وأنهار جاریة، وأموال ظاهرة، فکفروا بأنعم اللّٰه وغیّروا ما بأنفسهم، فأرسل اللّٰه عزّ و جلّ علیهم سیل العرم فغرّق قراهم وأخرب دیارهم وأذهب بأموالهم وأبدلهم مکان جنّاتهم جنّتین ذواتی اکلٍ خمطٍ وأثلٍ وشیءٍ من سدرٍ قلیل،
ثمّ قال اللّٰه عزّ و جلّ: ذَ ٰلِکَ جَزَیْنَٰهُم بِمَا کَفَرُواْ وَ هَلْ نُجَٰزِی إِلَّا الْکَفُورَ (3). (4)«من قریش را بر همهی عرب برتری دادم، و نعمت خودم را برآنان کامل کردم و رسولم را به سویشان برانگیختم پس نعمتم را به ناسپاسی تبدیل کردند و قوم خود را به سرای هلاکت درآوردند».
3 - سدیر گوید: مردی از امام باقر علیه السلام در بارهی این سخن خدای عزّ و جلّ پرسید که میفرماید
«پس گفتند "پروردگارا میان سفرهای ما دوری بیفکن" و بر خویشتن ستم کردند».
امام فرمود: اینان مردمی بودند که آبادیهای متصل بههم - که در چشمانداز یکدیگر بودند - و رودخانههای روان و داراییهای فراوان داشتند؛ پس نعمتهای الهی را ناسپاسی کردند و آنچه را در [دلهای] خود داشتند دگرگون ساختند.
در پی آن، خدای عزّ وجلّ سیل بنیانکن را به سوی آنها روان ساخت که آبادیهاشان را غرق و خانههاشان را ویران و داراییهاشان را نابود کرد و باغهای [پر برکت] آنان را به دو باغ [بیارزش] با میوههای تلخ و درختان شورهگز و اندکی درخت سدر تبدیل نمود.
و خداوند فرمود: «برای ناسپاسیشان آنان را این گونه کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را کیفر میدهیم؟»
4 - عن جعفر بن محمّد علیهما السلام أنّه سئل عن الصلاة علی کدس الحنطة، فنهی عن ذلک، فقیل له:
فإذا افترش فکان کالسطح؟ فقال: لاٰ یصلّی علی شیءٍ من الطعام، فإنّما هو رزق اللّٰه لخلقه ونعمته علیهم، فعظّموه ولاتطأوه ولاتستهینوا به، فإنّ قوماً فیمن کان قبلکم وسّع اللّٰه علیهم فی أرزاقهم، فاتّخذوا من الخبز النقیّ مثل الأفهار (1)( فجعلوا یستنجون به، فابتلاهم اللّٰه عزّ و جلّ بالسنین (2)والجوع، فجعلوا یتتبّعون ما کانوا یستنجون به فیأکلونه، ففیهم نزلت هذه الآیة:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَل-ِنَّةً یَأتیها رِزقُها رَغَداً مِن کُلِّ مکانٍ فَکَفَرتْ بِاَنعُمِ اللّٰهِ فأذاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا کَانُوایَصْنَعُونَ (3). (4)4 - از امام صادق علیه السلام از حکم نماز خواندن بر خرمن گندم سؤال شد.
آن حضرت از این کار نهی فرمود.
گفته شد: هر گاه پهن شود و همچون سطحی هموار گردد چطور؟
فرمود: بر چیز خوراکی نماز نمیخوانند؛ زیرا آن چیز، روزی خدا برای مردم و نعمت او بر آنان است، پس آن را بزرگ شمارید و پا روی آن نگذارید و آن را خوار نشمارید که از پیشینیان مردمانی بودند که خداوند روزی فراوان به آنها داده بود و آنان به جای تکههای سنگ با نان پاکیزه مدفوع خود را پاک میکردند؛ از این رو خدای عزّ و جلّ آنان را به قحطی و گرسنگی گرفتار ساخت و چنان شد که نانهایی را که با آن خود را پاک کرده بودند، میجستند و میخوردند، و دربارهی آنان این آیه نازل شد:
«و خدا شهری را مثل زده است که امن و آرام بود و روزی آن به خوبی و فراوانی از هر جا میآمد تا آنکه [مردمان آن] نعمتهای خدا را ناسپاسی کردند، پس خداوند هم به سزای کارهایی که میکردند گرسنگی گسترده و ترس فراگیر را به آنان چشانید».
5 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : مَن ازلفت إلیه ید کان علیه من الحقّ أن یجزی بها، فإن لم یفعل فلیُظهر الثناء، فإن لم یفعل فقد کفر النعمة (1).
6 - قال علیّ علیه السلام : مَن استعان بالنعمة علی المعصیة فهو الکفور (2).
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
لعن اللّٰه قاطعی سُبل المعروف، قیل: وما قاطعو سُبل المعروف؟ قال: الرجل یُصنع إلیه المعروف فیکفره فیمتنع صاحبه من أن یصنع ذلک إلی غیره (3).
8 - حدّثنی شهر[بن حوشب] قال: سمعت أسماء بنت یزید الأنصاریة تحدّث: زعمت أنّ رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم مرّ فی المسجد یوماً و عصبةٌ من النساء قعود، فألوی بیده إلیهنّ بالسّلام قال: إیّاکنّ وکفران المنعمین، إیّاکنّ وکفران المنعمین.
5 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که خیری از کسی ببیند باید آن را جبران کند.
اگر نتوانست باید آشکارا ثنایش گوید و اگر این را انجام ندهد نعمت را ناسپاسی کرده است.
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
هر کس از نعمت[خدا] بر نافرمانی [او] کمک گیرد بسیار ناسپاس است.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند قطع کنندگان راههای خیر را از رحمت خود دور بدارد.
عرض شد: قطع کنندگان راههای خیر چه کسانیاند؟
فرمود:
شخصی که کار نیکی در حقّش انجام میگیرد و آن را ناسپاسی میکند، از این رو شخص نیکیکننده از این که آن را در حق دیگری انجام دهد، خودداری میکند.
8 - از شهر بن حوشب نقل شده است که أسماء بنت یزید انصاری گفت:
روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مسجد گذر کرد در حالی که گروهی از زنان نشسته بودند.
آن حضرت با اشارهی دست به آنان سلام کرد و فرمود:
مبادا ولینعمتان را ناسپاسی کنید! مبادا ولینعمتان را ناسپاسی کنید!
قالت إحداهنّ: یا رسول اللّٰه! أعوذ باللّٰه یا نبیّ اللّٰه من کفران اللّٰه. قال:
بلی، إنّ إحداکنّ تطول أیمتها (1)و یطول تعنیسها (2)ثمّ یزوّجها اللّٰه البعل و یفیدها الولد و قرّة العین، ثمّ تغضب الغضبة فتقسم باللّٰه ما رأت منه ساعة خیر قطّ، فذلک من کفران نِعم اللّٰه عزّ و جلّ، و ذلک من کفران المنعمین (3).
9 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : إنّه لیؤتی بعبدٍ یوم القیامة فیقال له:
اوتیت ذلک علی یدیه، فیقول: بل یکون جعلت شکر ذلک کلّه للّٰه، فیقال له: لمتشکر اللّٰه إذ لمتشکر من أجری اللّٰه ذلک علی یدیه، ثمّ قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : فمَن اوتی خیراً علی یدَی أخیه أو صنع إلیه صانعٌ معروفاً فلیذکره، فإذا ذکره فقد شکره، وإذا کتمه فقد کفره (4).
یکی از آنان عرضه داشت: پناه میبریم به خدا ای پیامبر خدا از ناسپاسی خدا.
آن حضرت فرمود: آری، یکی از شما مدتها بیشوهر میماند و سنی از او میگذرد تا این که خداوند او را به شوهر میرساند و فرزند و روشنایی چشم به او عطا میکند.
روزی او را خشمی میگیرد و به خدا قسم میخورد که هیچگاه لحظهای از او خیر و خوشی ندیده است.
این کار ناسپاسی نعمتهای خدا است و این رفتار ناسپاسی ولینعمتان است.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت بندهای را میآورند و به او میگویند:
این [نعمتها] از طریق فلانی به تو داده شد.
او میگوید: سپاس همهی آنها را برای خدا به جا آوردم.
به او گفته میشود: تو از خدا سپاسگزاری نکردی چون از کسی که این [نعمت] را از طریق او به تو رسانید سپاسگزاری نکردی.
آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پس هرکه از طریق برادرش خیری به او رسد یا کسی کار نیکی درحقّش انجام دهد، باید آن را یاد کند؛ چون آن را یاد کرد از او سپاسگزاری کرده است و چون کتمان کرد او را ناسپاسی کرده است.
اسراف: زیادهروی ناپسند در هرکاری است که انسان انجام میدهد، چه در امور مالی باشد یا غیر مالی؛ البته کاربرد آن در امور مالی بیشتر است. بنابراین اسراف در امور مالی به معنی هزینه کردن و صرف کردن مال بیش از مقدار لازم است.
تبذیر: در اصلِ لغت به معنای انداختن بذر است، ولی به اصطلاحی تبدیل شده است برای ضایع کردن هر مالی. به عبارت دیگر تبذیر یعنی صرف کردن مال درجایی که سزاوار نیست. (مانند آن که بذری را در زمین غیرمساعد بکارند.)
تفاوت این دو: اولاً تبذیر فقط در امور مالی کار برد دارد ولی اسراف هم در امور مالی و هم غیرمالی به کار میرود؛ ثانیاً تبذیر به معنی صرف کردن مال درجایی و در موردی است که سزاوار نیست در آن صرف شود، ولی اسراف به معنی صرف کردن بیش از اندازه است، یعنی اصل مصرف کردن مال در آن مورد بیاشکال است ولی زیادتر از حد لازم، اسراف میشود. در نتیجه تبذیر از اسراف بدتر است. (1)
1) (1)) ر. ک. المفردات للراغب ومجمع البحرین ومعجم الفروق اللّغویّة.
1 - قال اللّٰه عزّوجلّ: یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (1).
2 - وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً * إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً (2).
3 - وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ جَنَّٰتٍ مَعْرُوشَٰتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَٰتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَٰبِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَآ أَثْمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (3).
4 - وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواوَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (4).
5 - ولا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ (5).
1 - ای فرزندان آدم زینت خود را در هر مسجدی برگیرید، و بخورید و بیاشامید و زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست نمیدارد.
2 - و حق خویشاوند را به او بده و [نیز حق] مستمند و در راه مانده را، و تبذیر و ولخرجی مکن چرا که تبذیرکاران برادران شیطانهایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس بوده است.
3 - و اوست که باغهایی از درختان داربستی [مانند انگور] و بدون داربست و نخل و زراعت با میوههای گوناگون، و زیتون و انار مشابه و غیرمشابه را پدید آورد. شما از میوهی آن به هنگامی که بار میدهد بخورید، و روز چیدنش حق آن را [به مستمندان] بپردازید ولی زیادهروی نکنید که او مسرفان را دوست ندارد.
4 - و کسانیاند که چون انفاق کنند نه زیادهروی میکنند و نه تنگ میگیرند و میان این دو، حد وسط را بر میگزینند.
5 - و فرمان افراطگران راپیروی مکنید.
6 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ القصد أمرٌ یحبّه اللّٰه عزّ و جلّ وإنّ السرَف أمرٌ یبغضه اللّٰه، حتّی طرحک النواة فإنّها تصلح للشیء، وحتّی صبّک فضل شرابک (1).
7 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
من المروّة أن تقتصد فلا تسرف، و تَعِد فلا تخلف (2).
8 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال:
الإسراف مذمومٌ فی کلّ شیء إلّا فی أفعال البرّ (3).
9 - قالعلیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام : من العقل مجانبة التبذیر وحُسن التّدبیر (4).
10 - قال النبیّ صلی الله علیه و سلم : کلوا واشربوا والبسوا وتصدّقوا فی غیر إسراف ولا مخیلة (5).
11 - قال النبیّ صلی الله علیه و سلم : إیّاکم و السرَف فی المال و النفقة، و علیکم بالاقتصاد، فما افتقر قومٌ قطّ اقتصدوا (6).
6 - امام صادق علیه السلام فرمود:
میانهروی کاری است که خداوند عزّ وجلّ آن را دوست دارد و زیادهروی کاری است که خداوند آن را دشمن میدارد، حتی دور انداختن هسته، چرا که به کار میآید (فایده دارد)؛ و حتی ریختن باقیماندهی نوشیدنی.
7 - أمیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: از جوانمردی است که میانهرو باشی و اسراف نکنی، و وعده دهی و تخلّف نکنی.
8 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
زیادهروی در هر چیزی نکوهیده است جز در کارهای نیک.
9 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
از نشانههای خرد پرهیز از تبذیر، و تدبیر نیک است.
10 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
بخورید و بیاشامید و بپوشید و صدقه بدهید، ولی بدون اسراف و فخرفروشی.
11 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از اسراف در مال و هزینهی زندگی بپرهیزید، و بر شما باد به میانهروی.
قومی که میانهروی پیشه کنند هرگز نیازمند نشوند.
12 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
ذر السرَف، فإنّ المسرف لایُحمد جوده ولایُرحم فقره (1).
13 - قال علیّ علیه السلام : کن سَمَحاً ولاتکن مبذّراً ،وکن مقدِّر اًولا تکن مقتّراً (2).
14 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام : آفة الجود التبذیر (3).
15 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
شَین السخاء السرَف (4).
16 - عن الصادق علیه السلام قال:
قال لقمان لابنه فی حدیث:
وکن مقتصداً، و لاتمسکه تقتیراً، ولاتعطه تبذیراً (5).
17 - قال السجّاد علیه السلام - فی مکارم الأخلاق ومرضیّ الأفعال - :
...اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ وآله، وامنعنی من السرَف، وحصّن رزقی من التلف، ووفّر ملکتی بالبرکة فیه، وأصب بی سبیل الهدایة للبرّ فیما انفق منه (6).
12 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
از اسراف بپرهیز که بخشش اسرافگر ستایش نشود و نیازمندیاش مورد ترحمقرار نگیرد.
13 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بخشنده باش ولی ولخرج نباش، و اندازهگیر باش ولی سختگیر و ممسک نباش.
14 - امام علی علیه السلام فرمود: آفت بخشش، تبذیر است.
15 - امام علی علیه السلام فرمود: زشتی بخشش در اسراف است.
16 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
لقمان به فرزند خود گفت:
میانهرو و متعادل باش و در خرج کردن سخت مگیر و در بخشش زیادهروی مکن.
17 - امام سجاد علیه السلام - در ضمن دعای مکارم الأخلاق - فرمود:
...بارالها! بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا از اسراف کردن بازدار، و روزیام را از نابودی نگاهدار، و داراییام را با برکتی که به آن میدهی فراوان کن، و در مالی که از آن انفاق میکنم، مرا به راه هدایت به سوی نیکی برسان.
1 - قالاللّٰه تبارک وتعالی: إِنَّ اللّٰهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ (1).
2 - لَاجَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِی إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیَا وَ لَافِی الْاٰخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنَآ إِلَی اللّٰهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَٰبُ النَّارِ (2).
3 - قال النبیّ صلی الله علیه و سلم : مَن اقتصد أغناه اللّٰه، و مَن بذّر أفقره اللّٰه (3).
4 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
لاخیر فیالسرَف، ولاسرَف فیالخیر (4).
5 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
من لم یُحسن الإقتصاد أهلکه الإسراف (5).
6 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ السرَف یورث الفقر، وإنّ القصد یورث الغنی (6).
1 - خداوند کسی را که اسراف کار و بسیار دروغ گو است هدایت نمیکند.
2 - بیتردید آنچه مرا به سوی آن دعوت میکنید، نه در دنیا دعوت [و حاکمیّتی] دارد و نه در آخرت.
و به راستی، برگشت ما تنها به سوی خدا است، و افراطگران اهل آتشند.
3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هرکه میانهرو باشد خداوند او را بینیاز سازد، و هرکه ولخرجی کند خدا او را نیازمند گرداند.
4 - أمیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
در اسراف هیچ خیری نیست و در کار خیر اسرافی نیست.
5 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هرکس به خوبی میانهروی نکند، اسراف او را نابود میکند.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا زیادهروی و اسراف، موجب فقر میشود و میانهروی، بینیازی را به ارمغان میآورد.
7 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : إنّ مع الإسراف قلّة البرکة (1).
8 - قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
التبذیر قرین مفلس (2).
9 - قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
التبذیر عنوان الفاقة (3).
10 - قال علیّأمیرالمؤمنین علیه السلام :
الإسراف یُفنی الکثیر (4).
7 - امام صادق علیه السلام فرمود:
اسراف و زیادهروی برکت را کاهش میدهد.
8 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
ولخرجی، همنشین ورشکستهای است.
9 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
ولخرجی سرلوحهی تنگدستی است.
10 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
اسراف کردن [سرمایه ومال]، زیاد را نابود میکند.
1 - عن الإمام الصادق علیه السلام - فی قوله عزّ و جلّ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (1)- قال: نهاهم عن الإسراف ونهاهم عن التقتیر، ولکن أمرٌ بین أمرین، لا یعطی جمیع ما عنده ثمّ یدعو اللّٰه أن یرزقه فلا یستجیب له (2).
2 - عن هشام بن المثنّی قال:
سأل رجلٌ أباعبداللّٰه علیه السلام عن قول اللّٰه عزّ و جلّ: وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (3)فقال: کان فلان بن فلان الأنصاری - سمّاه - وکان له حرثٌ، وکان إذا أخذ یتصدّق به ویبقی هو وعیاله بغیر شیءٍ فجعل اللّٰه عزّ و جلّ ذلک سرَفاً (4).
1 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّ و جلّ که «خداوند اسرافکاران را دوست نمیدارد» فرمود:
آنان را از زیادهروی بازداشت و از خسّت و سختگیری نیز منع کرد؛ بلکه راه صحیح، میان این دو امر است.
[انسان] نباید همهی آنچه را دارد ببخشد و آنگاه از خدا بخواهد روزیاش دهد که خداوند دعایش را اجابت نمیکند.
2 - هشام بن مثنّی میگوید: شخصی از امام صادق علیه السلام دربارهی این سخن خداوند متعال پرسید که فرموده است:
«و حق [بینوایان از] آن را روز بهرهبرداری آن بدهید و زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد».
حضرت فرمود: فلانی فرزند فلانی از قبیلهی انصار - حضرت نام او را برد - دارای زراعت و کشتزاری بود و چون محصول آن را به دست میآورد همه را صدقه میداد و برای خود و عیالش چیزی باقی نمیماند.
خداوند این را اسراف دانست.
3 - عن أحمد بن محمّد البزنطی عن الرّضا علیه السلام قال: سألته عن قول اللّٰه عزّ و جلّ وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ (1)أیش الإسراف؟ قال: هکذا یقرأوها من قبلکم؟ قلت: نعم.
قال: افتح الفم بالحاء. قلت:
حَصادِه. وکان أبی علیه السلام یقول: من الإسراف فی الحصاد والجداد أن یصّدّق الرجل بکفّیه جمیعاً، وکان أبی علیه السلام إذا حضر حصد شیءٍ من هذا فرأی أحداً من غلمانه تصدّق بکفّیه صاح به وقال: أعطه بیدٍ واحدة، القبضة بعد القبضة، والضغث بعد الضغث من السنبل، وأنتم تسمّونه الأندر (2).
4 - عن عبدالملک بن عمرو الأحول قال: تلا أبوعبداللّٰه علیه السلام هذه الآیة وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً (3)قال: فأخذ قبضةً من حصی وقبضها بیده فقال: هذا الإقتار الّذی ذکره اللّٰه فی کتابه، 3 - احمد بن محمد بزنطی میگوید: از امام رضا علیه السلام دربارهی سخن خداوند متعال که فرمود «و حق [بینوانان از] آن را روز بهرهبرداری آن بدهید، و زیادهروی مکنید» پرسیدم که اسراف چیست؟ حضرت فرمود:
آیا پیش از شما نیز آیه را چنین قرائت میکردند؟ عرض کردم: آری؟ فرمود: هنگام گفتن حرف «حاء» دهانت را بگشا.
بعد فرمود: پدرم میفرمود هنگام برداشت محصول و چیدن آن، هرکس با دو دست خود صدقه دهد اسراف است، و پدرم چنین بود که هرگاه محصولی را برداشت میکرد و میدید یکی از غلامانش با دو دست خود از آن صدقه میدهد، او را ندا میکرد و میفرمود:
آن را با یک دست بده، یکمشت یکمشت و یکدسته یکدسته از خوشهها؛ در حالی که شما آن را اندک میدانید.
4 - عبدالملک بن عمرو أحول نقل کرده است که امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت کرد:
«و کسانیاند که چون انفاق کنند نه زیادهروی میکنند و نه تنگ میگیرند، و میان این دو [روش] حد وسط را بر میگزینند». سپس حضرت یک مشت ریگ برداشت و مشت خود را بست و فرمود:
این است معنای «اقتار» که خداوند در قرآن فرموده است.
ثمّ قبض قبضةً اخری فأرخی کفّه کلّها ثمّ قال: هذا الإسراف، ثمّ أخذ قبضةً اخری فأرخی بعضها وأمسک بعضها وقال: هذا القوام (1).
5 - عن أبیبصیر قال: سألت أباعبداللّٰه علیه السلام فی قوله وَ لَاتُبَذِّرْ تَبْذِیرًا (2)قال: بذل الرّجل مالَه ویقعُد لیس له مال. قال: فیکون تبذیر فی حلال؟ قال: نعم (3).
6 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : یجیء أحدکم بماله کلّه فیتصدّق به ویجلس یتکفّف الناس، إنّما الصّدقة عن ظهر غنی (4).
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: لو أنّ رجلاً أنفق ماله فی سبیل اللّٰه ما کان أحسن ولا أوفق له، ألیس اللّٰه یقول: وَلَا تُلْقُوابِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُواإِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الُْمحْسِنِینَ (5)یعنی المتصدّقین (6).
آنگاه مشت دیگری برداشت و دست خود را باز گذاشت و همهی ریگها از دست مبارکش بر روی زمین ریخت و فرمود: این است معنای «اسراف».
سپس مشت دیگری برداشت که برخی از آنها بر زمین ریخت و برخی را نگهداشت و فرمود: این است معنای «قوام».
5 - ابوبصیر میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خداوند که فرمود «و تبذیر و ولخرجی مکن» پرسیدم.
حضرت فرمود: [ مقصود] کسی [ است که] همهی اموالش را خرج کند و به وضعی درآید که هیچ مالی ندارد.
عرض شد: آیا در راه حلال نیز تبذیر هست؟ فرمود: آری.
6 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی از شما همهی اموالی را که به دست میآورد صدقه میدهد و مینشیند از مردم گدایی میکند؛ صدقه باید ازروی بینیازی باشد.
7 - امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مردی تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کند برای او نیکو و مناسب نیست؛ مگر خداوند نمیفرماید
«و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد»؟ مقصود از محسنین صدقه دهندگان است.
8 - عن أبان بن تغلب قال: قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : أتری اللّٰه أعطی مَن أعطی من کرامته علیه ومنع مَن منع من هوانٍ به علیه؟ لا، ولکنّ المال مال اللّٰه یضعه عند الرجل ودایع، وجوّز لهم أن یأکلوا قصداً، ویشربوا قصداً، ویلبسوا قصداً، وینکحوا قصدا، ویرکبوا قصداً، ویعودوا بما سوی ذلک علی فقراء المؤمنین ویلمّوا به شعثهم، فمن فعل ذلک کان ما یأکل حلالاً ویشرب حلالاً، ویرکب حلالاً، وینکح حلالاً، ومَن عدا ذلک کان علیه حراماً.
ثمّ قال: وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (1)أتری اللّٰه ائتمن رجلاً علی مالٍ خوّل له أن یشتری فرساً بعشرة آلاف درهم و یجزیه فرس بعشرین درهماً و یشتری جاریةً بألف دینار و یجزیه جاریةً بعشرین دیناراً وقال: وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (2). (3)8 - ابان بن تغلب نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: آیا میپنداری که خداوند به هرکس عطا کرده است به دلیل منزلت و بزرگی او نزد خداوند است و از هرکس بازداشته است به خاطر پستی منزلت او نزد خداوند است؟ چنین نیست، بلکه همهی اموال از آنِ خدا است و آنها را به امانت، نزد هر کسی بخواهد قرار میدهد و به آنان اجازه داده است که در حد متوسط از آنها برای خوردن، نوشیدن، پوشیدن، ازدواج کردن و سوار شدن بهره ببرند و باقیماندهی آنها را به نیازمندان اهل ایمان بازگردانند و به وسیلهی آن، گرفتاریهاشان را سامان بخشند.
پس هرکس چنین کند، آنچه را خورده و آشامیده و سوار شده و برای ازدواج استفاده کرده است بر او حلال خواهد بود؛ و هر کس از این حدّ تجاوز کند، همهی آنها بر او حرام است.
آنگاه حضرت این آیه را قراءت فرمود:
«و زیادهروی نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد» [سپس ادامه داد:] آیا گمان میبری که خداوند شخصی را بر مالی امین قرار داده و سرپرست آن کرده است تا اسبی به دههزار درهم بخرد در حالی که اسبی با بیست درهم برایش کافی است، و کنیزی را با هزار دینار بخرد در حالی که کنیزی با بیست دینار برایش بس است و آنگاه فرموده است:
«زیادهروی نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد».
9 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله : من أعطی فی غیرحقّ فقد أسرف و من منع عن حقّ فقد قتر (1).
10 - عن عبدالرّحمن بن الحجّاج قال: سألت أباعبداللّٰه علیه السلام عن قوله وَ لَاتُبَذِّرْ تَبْذِیرًا (2)قال:
من أنفق شیئاً فی غیر طاعة اللّٰه فهو مبذّر و من أنفق فی سبیل الخیر فهو متقتصد (3).
11 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
ما فوق الکفاف إسراف. (4)12 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
کلّ ما زاد علی الاقتصاد إسراف (5).
13 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام : ...إنّما الإسراف فیما أتلف المال وأضرّبالبدن (6).
14 - عن سلیمان بن صالح قال:
قلت لأبی عبداللّٰه علیه السلام : ما أدنی ما یجیء من الإسراف؟ قال:
ابتذالک ثوب صونک وإهراقک 9 - از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
هرکس مال خود را نابجا مصرف نماید اسراف کرده است و چون از مصرف بجا خودداری کند تقتیر و سختگیری نموده است.
10 - عبدالرّحمان بن حجّاج میگوید:
از امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خداوند متعال که فرمود «و ولخرجی و تبذیر مکن» پرسیدم.
فرمود: هرکس چیزی را در راهی جز اطاعت خدا هزینه کند تبذیرگر است، و هرکس در راه خیر مصرف کند میانهرو است.
11 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
بیش از حدّ کفاف، اسراف است.
12 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هر چیزی از حدّ اعتدال و میانهروی بگذرد اسراف است.
13 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
... إسراف در چیزی است که مال را تلف کند و به بدن زیان رسانَد.
14 - سلیمان بن صالح میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم کمترین حد اسراف چیست؟
فرمود: لباس رسمی و مجلسی خود را برای کار بپوشی،
فضل إنائک وأکلک التمر و رمیک بالنوی هاهنا و هاهنا (1).
15 - عن إسحاق بن عمّار قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : یکون للمؤمن عشرة أقمصة؟ قال: نعم، قلت: عشرون؟ قال: نعم، قلت:
ثلاثون؟ قال: نعم لیس هذا من السرَف، إنّما السرَف أن تجعل ثوب صونک ثوب بذلتک (2).
16 - عن إسحاق بن عمّار قال: سألت أباعبداللّٰه علیه السلام عن الرّجل یکون له عشرة أقمصة یراوح بینها، قال: لا بأس (3).
17 - عن النّبی صلی الله علیه و آله : إنّ من الإسراف أن تأکل کلّ ما اشتهیت (4).
18 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
قلّة الأکل من العفاف و کثرته من الإسراف (5).
و تهماندهی آب خود را دور بریزی، و خرما را بخوری و هستهی آن را اینجا و آنجا بیندازی.
15 - اسحاق بن عمّار میگوید به امام صادق علیه السلام گفتم:
آیا [صحیح است] برای مؤمن ده پیراهن باشد؟
فرمود: بله.
گفتم: بیست پیراهن؟
فرمود: بله.
گفتم: سی پیراهن؟
فرمود: بله، این اسراف نیست؛
اسراف آن است که لباس مجلسی و رسمی خود را لباس کار قرار دهی.
16 - اسحاق بن عمّار میگوید از امام صادق علیه السلام دربارهی مردی سؤال کردم که ده پیراهن دارد و آنها را به نوبت میپوشد.
حضرت فرمود: اشکالی ندارد.
17 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
از موارد اسراف این است که هر چه را هوس کنی بخوری.
18 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
کمخوری از پارسایی است و پرخوری از اسراف است.
19 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : مَن سأل الناس شیئاً وعنده ما یقوته یومه فهو من المسرفین (1).
20 - عن عبداللّٰه بن عمرو أنّ رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم مرّ بسعد وهو یتوضّأ، فقال: ما هذا السرَف؟
فقال: أفی الوضوء إسراف؟
قال: نعم، وإن کنت علی نهرٍ جارٍ (2).
21 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: ربّ فقیر هو أسرف من الغنیّ، إنّ الغنیّ ینفق ممّااُوتی والفقیر ینفق من غیر ما اوتی (3).
22 - عن إسحاق بن عبدالعزیز قال: سئل أبوعبداللّٰه علیه السلام عن التّدلّک بالدّقیق بعد النورة، فقال: لا بأس، قلت: یزعمون أنّه إسراف، فقال:
لیس فیما أصلح البدن إسراف، إنّی ربما أمرت بالنِقْی فیلتّ (4)لی بالزیت فأتدلّک به، إنّما الإسراف فیما أتلف المال وأضرّ بالبدن (5).
19 - امام صادق علیه السلام فرمود: هرکه چیزی از مردم درخواست کند در حالی که غذای روز خود را دارد، از اسرافگران است.
20 - عبداللّٰه بن عمرو میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار سعد گذشت در حالی که وضو میگرفت.
حضرت فرمود: این اسراف چیست؟
عرض کرد: آیا در وضو گرفتن نیز اسراف هست؟ فرمود: آری، هرچند کنار نهر روان باشی.
21 - امام صادق علیه السلام فرمود:
بسا فقیری اسرافش بیش از توانگر باشد؛ زیرا شخص توانگر از آنچه به دست آورده است خرج میکند و شخص نیازمند از آنچه [با زحمت خود] به دست نیاورده است، هزینه میکند.
22 - اسحاق بن عبدالعزیز میگوید: از امام صادق علیه السلام دربارهی مالیدنِ آرد پس از نوره کشیدن پرسیدم؟
فرمود: اشکالی ندارد.
عرض کردم: گمان میکنند که اسراف است.
فرمود: در چیزی که موجب اصلاح بدن گردد اسراف نیست؛ من چه بسا دستور میدهم که آرد خالص را با روغن مخلوط سازند و آنگاه آن را بر بدنم میمالم.
اسراف تنها در چیزی است که مال را هدر دهد و به بدن ضرر رساند.
قَتْر واقتار و تقتیر به معنی سختگیری کردن در دادنِ خرجی است. گفته میشود: قَتَرَ (وأقْتَرَ وقَتَّرَ) علی عیاله، یعنی: در دادن خرجی بر خانوادهی خود سختگیری کرد. این فعل در مقابل اسراف قرار دارد و هر دو هم ناپسندند، چنانکه در آیهی شریفه آمده است: وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ وَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (1). «وکسانیاند که چون انفاق کنند نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند و میان این دو، حد وسط را برمیگزینند».
گاهی نیز این فعل دربارهی خداوند به کار میرود و به معنی کم کردن روزی بهوسیلهی خداوند است که در این صورت دیگر از صفات انسان نیست و مورد بحث ما در اینجا قرار نمیگیرد؛ چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: « إنّ اللّٰه عزّ وجلّ یقول: یحزن عبدی المؤمن إن قتّرت علیه وذلک أقرب له منّی و یفرح عبدی المؤمن إن وسَّعتُ علیه وذلک أبعد له منّی» (2). حضرت فرمود: «خدای عزّ وجلّ میفرماید: اگر بر بندهی مؤمن خود تنگ و سخت گیرم غمگین میشود در حالی که این کار، او را به من نزدیکتر میسازد واگر بر او وسعت بخشم شادمان میشود در حالی که این کار او را از من دورتر میکند».
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواوَ کَانَ بَیْنَ ذَ ٰلِکَ قَوَامًا (1).
2 - عن الإمام الصادق علیه السلام فی قوله عزّ و جلّ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (2)قال: نهاهم عن الإسراف ونهاهم عن التقتیر، ولکن أمرٌ بین أمرین... (3).
3 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله : من أعطی فی غیرحقّ فقد أسرف و من منع عن حقّ فقد قتر (4).
4 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
کان فیما وعظ به لقمان ابنه أن قال له: یا بُنیّ! لیعتبر مَن قصر یقینه وضعفت نیّته فی طلب الرّزق، إنّ اللّٰه تبارک وتعالی 1 - خداوند متعال در توصیف عباد الرّحمن میفرماید:
وکسانیاند که چون انفاق کنند نه ولخرجی میکنند و نه تنگ میگیرند و میان این دو، حد وسط را بر میگزینند.
2 - امام صادق علیه السلام دربارهی سخن خدای عزّ و جلّ که فرمود «خداوند اسرافگران را دوست ندارد» گفت:
آنان را از زیادهروی بازداشت و [نیز] آنان را از سختگیری در خرج کردن بازداشت؛ بلکه باید میان این دو امر باشد... .
3 - از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است:
هرکس مال خود را نابجا مصرف نماید اسراف کرده است و چون از مصرف بجا خودداری کند سختگیری نموده است.
4 - أمیرمؤمنان علیه السلام فرمود: از جمله اندرزهای لقمان به فرزندش این بود که گفت:
فرزندم! کسی که در طلب روزی، باورش ناقص و ارادهاش ضعیف است، باید از این امر عبرت و پند بگیرد که خداوند تبارک و تعالیٰ
خلقه فی ثلاثة أحوال من أمره، و آتاه رزقه، ولم یکن له فی واحدة منها کسب ولا حیلة، إنّ اللّٰه تبارک وتعالی سیرزقه فی الحال الرّابعة. أمّا أوّل ذلک فإنّه کان فی رحِم امّه یرزقه هناک فی قرارٍ مکین حیث لا یؤذیه حرّ ولا برد، ثمّ أخرجه من ذلک وأجری له رزقاً من لبن امّه یکفیه به و یربّیه وینعشه من غیر حولٍ به ولا قوّة، ثمّ فطم من ذلک فأجری له رزقاً من کسب أبویه برأفةٍ و رحمةٍ له من قلوبهما لایملکان غیر ذلک حتّی أنّهما یؤثرانه علی أنفسهما فی أحوالٍ کثیرة، حتّی إذا کبُر وعقل واکتسب لنفسه ضاق به أمره وظنّ الظنون بربّه وجحد الحقوق فی ماله و قتّر علی نفسه وعیاله مخافة إقتار رزق وسوء یقین بالخلَف من اللّٰه تبارک وتعالی فی العاجل والآجل، فبئس العبد هذا یا بُنیّ (1).
5 - عن الصادق علیه السلام قال: قال لقمان لابنه فی حدیث: وکن مقتصداً و لاتمسکه تقتیراً ولاتعطه تبذیراً (2).
او را در سه مرحله از وجودش آفرید و روزیاش داد، در حالی که خود او در هیچ یک از این مراحل، نه تلاشی در به دست آوردن داشت و نه چاره و تدبیری؛ [پس] خداوند متعال در مرحلهی چهارم از زندگیاش نیز او را روزی میدهد. امّا در نخستین مرحله، او در رحم مادرش بود که خداوند در جایگاهی استوار و ایمن از گرما و سرما، روزیاش میداد. سپس [در مرحلهی دوم] او را از آنجا بیرون کرد و روزی او را از شیر مادرش روان ساخت؛ شیری که برایش کافی بود و او را میپرورانید و به او نیرو میبخشید، بدون این که خودش هیچ جنبش و نیرویی داشته باشد.
سپس [در مرحلهی سوّم] او را از شیر گرفتند و خداوند روزی او را از راه تلاش پدر و مادرش تأمین کرد و قلب آنان را بر او دلسوز و مهربان گردانید - که جز این هم نمیتوانستند - تا آنجا که در موقعیتهای فراوان او را بر خود مقدّم میداشتند.
چون [به مرحلهی چهارم رسید و] بزرگ و خردمند شد و خودش دنبال کسب و کار رفت، درمانده شد و سوء ظنّها به پروردگارش پیدا کرد و حقوق [خدا و بینوایان] را در مالش انکار کرد، و از بیم تنگی روزی و به سبب عقیدهی نا درست در مورد جبران خداوند متعالدردنیا و آخرت، بر خود و اهلش سخت گرفت.
ای فرزندم! چنین کسی بد بندهای است.
5 - امام صادق علیه السلام فرمود: لقمان در سخنی به فرزند خود گفت: میانهرو باش و مال را از روی سختگیری نگه ندار و از روی ولخرجی نبخش.
الف - مفهوم بخل و شحّ:
بخل ضد سخاوت و بخشش است و به معنی منع کردن است و معمولاً در مورد اموال به کار میرود، یعنی خودداری از بخشش؛ بنابراین بخیل کسی است که اموالش را از دیگران منع میکند یعنی از دادن مالش به دیگران خودداری و امساک میورزد.
شحّ نیز به معنای منع از بخشش است؛ امّا بین مفهوم شحّ و بخل تفاوتهایی ذکر شده است : برخی گفتهاند شحّ، بخل همراه با حرص است و باپستی همراه است؛ بنابراین شحیح شخص پستی را گویند که بر منع کردن و خودداری از انفاق، حریص است. همچنین گفته شده است که بخیل برآنچه در دست خودش هست بخل میورزد ولی شحیح علاوه بر آن، در مورد آنچه در دست مردم است نیز بخل میورزد به طوری که آرزو میکند هر آنچه در دست مردم است برای او باشد، چه از راه حلال و چه حرام. همچنین بخل در مورد امور مالی به کار میرود ولی شح هم در امور مالی و هم در مورد کارهای خیر دیگر به کار میرود، یعنی حرص زدن بر خودداری از خیر نه فقط خودداری از انفاق.
بنابراین شحّ شدیدتر و بدتر از بخل است. (1)
1) (1)) ر. ک. مجمع البحرین ومعجم الفروق اللّغویّة.
1 - قال اللّٰه تبارک وتعالی:
وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَآ ءَاتَل-ٰهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَیْرًا لَّهُم بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَٰمَةِ وَلِلَّهِ مِیرَ ٰثُ السَّمَٰوَ ٰتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (1).
2 - وَ أَمَّا مَن بَخِلَ وَ اسْتَغْنَیٰ * وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنَیٰ * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَیٰ * وَ مَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّیٰ (2).
3 - الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَکْتُمُونَ مَآ ءَاتَل-ٰهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَٰفِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا (3).
4 - فَلَمَّآ ءَاتَل-ٰهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّوا وهُم مُّعْرِضُونَ (4).
5 - هَٰأَنتُمْ هَٰؤُلَآءِ تُدْعَوْنَ 1 - و کسانی که در بخشیدن آنچه خدا از فضل خود به آنها داده بخل میورزند، مپندارند که این کار به سودشان است، بلکه برای آنان شرّ است؛ زودا که آنچه بخل ورزیدهاند در روز رستاخیز طوق گردنشان شود. و میراث آسمانها و زمین از آنِ خدا است و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
2 - واما آنکه بخل ورزید و خود را بینیاز دید. و آن [وعدهی] نیکو را انکار کرد. پس زودا که راهش را به سوی دشواری هموار کنیم. وچون هلاک شد، مالش به کارش نمیآید.
3 - همان کسانی که بخل میورزند و مردم را به بخل وا میدارند و آنچه را خدا از فضل خویش بدانها ارزانی داشته پنهان میکنند. و برای کافران عذابی خفتبار آماده کردهایم.
4 - اما هنگامی که از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بُخل ورزیدند و با اعراض، روی برتافتند.
5 - آگاه باشید! این شماها هستید
لِتُنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَمِنکُم مَّن یَبْخَلُ وَ مَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ ... (1).
6 - الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَن یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (2).
7 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ کَذَ ٰلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَٰلَهُمْ حَسَرَ ٰتٍ عَلَیْهِمْ (3)قال:
هو الرجل یدَع ماله لا ینفقه فی طاعة اللّٰه بخلاً، ثمّ یموت فیدعه لمن یعمل فیه بطاعة اللّٰه أو فی معصیة اللّٰه، فإن عمل به فی طاعة اللّٰه رآه فی میزان غیره فرآه حسرةً و قد کان المال له، و إن کان عمل به فی معصیة اللّٰه قوّاه بذلک المال حتّی عمل به فی معصیة اللّٰه عزّ و جلّ (4).
8 - عن أبیجعفر علیه السلام فی قول اللّٰه عزّ و جلّ فَأَمَّا مَنْ أَعْطَیٰ وَ اتَّقَیٰ * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَیٰ :
که برای انفاق در راه خدا دعوت میشوید، سپس برخی از شما بخل میورزد. و هرکس بخل ورزد فقط در حقّ خود بخل ورزیده و [گرنه] خدا بینیاز است و شما نیازمندید... .
6 - همانها که بخل میورزند و مردم را به بخل وا میدارند. و هرکه روی گرداند قطعاً خدا بینیاز ستوده است.
7 - امام صادق علیه السلام دربارهی این سخن خدای عزّ و جلّ که «این گونه خداوند، کارهاشان را [به صورت] حسرتهایی به ایشان مینمایاند» فرمود: او مردی است که مال خود را وا میگذارد و به سبب بخل، آن را در راه فرمانبری از خدا هزینه نمیکند؛ سپس از دنیا میرود و آن را برای کسی وا میگذارد که آن را یا در راه فرمانبری از خدا یا در راه نافرمانی او به کار میگیرد [که در هر دو صورت موجب حسرت است]؛ اگر مال را در راه فرمانبری از خدا به کارگیرد، آن را در ترازوی عمل دیگری میبیند، پس آن را [مایهی] حسرت میبیند، چرا که مال از آنِ او بوده است؛ و اگر آن را در راه نافرمانی خدا به کارگیرد، [در واقع] این فرد به وسیلهی این مال او را توانمند ساخته است که آن را در راه نافرمانی خدای عزّ و جلّ به کار گیرد.
8 - امام باقر علیه السلام دربارهی این سخن خدای عزّ و جلّ «امّا آن که انفاق کرد و پارسایی نمود، و وعدهای نیکو را باور داشت» فرمود:
بأنّ اللّٰه تعالی یعطی بالواحدة عشرة إلی مائة ألف فما زاد، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَیٰ قال: لایرید شیئاً من الخیر إلّا یسّره اللّٰه له وأمّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنیٰ قال: بخل بما آتاه اللّٰه عزّ و جلّ، وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنَیٰ بأنّ اللّٰه یعطی بالواحدة عشرة إلی مائة ألف فما زاد، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَیٰ قال: لایرید شیئاً من الشرّ إلّایسّره له، وَ مَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّیٰ (1)قال: أما واللّٰه ما هو تردّی فی بئرٍ ولا من جبلٍ ولا من حائط، ولکن تردّی فی نار جهنّم (2).
9 - عن أبیبصیر قال: قلت لأبی جعفر علیه السلام : کان رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله یتعوّذ من البخل؟ فقال: نعم یا أبا محمّد فی کلّ صباح ومساء، ونحن نتعوّذ باللّٰه من البخل، یقول اللّٰه وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَٰل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (3)... (4).
10 - عنالنبیّ صلی الله علیه و آله قال:أمرنی ربّی بالسخاء والبرّو نهانی عنالبخل والجفاء، [باور] به اینکه خدای تعالی در برابر یکی ده، تا صدهزار و بیشتر عطا میکند. [و دربارهی این آیه] «به زودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت» فرمود: چیزی از خیر را اراده نکند جز اینکه خدا آن را برایش آسان سازد. [و دربارهی این آیه] «و امّا آن که بخل ورزید و خود را بینیاز دید» فرمود: در آنچه خدای عزّ وجلّ به او داده است، بخل میورزد. [و دربارهی این آیه] «و [وعدهی] نیکو را انکار کرد» فرمود: [انکار] اینکه خدا در برابر یکی ده، تا صد هزار و بیشتر عطا میکند. [و دربارهی این آیه] «پس به زودی راهش را به سوی دشواری هموار کنیم» فرمود: چیزی از بدی را اراده نکند جز این که خداوند آن را برایش آسان سازد. [و دربارهی این آیه] «و چون هلاک شد [دیگر] مال او به کارش نمیآید» فرمود: به هوش باشید به خدا سوگند او با افتادن در چاه یااز کوه یا دیوار هلاک نشود، بلکه با افتادن در آتش جهنم هلاک شود.
9 - ابوبصیر میگوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله از بخل به خدا پناه میبُرد؟ حضرت فرمود: آری ای أبامحمد! در هر صبح و شام. و ما نیز از بخل به خدا پناه میبریم که خداوند میفرماید «کسانی که از بخل نفس خویش در امانند، پس آنان رستگارانند»... .
10 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پروردگارم مرا به بخشندگی و نیکوکاری دستور داد و مرا از بخل و جفا بازداشت،
و ما شیء أبغض إلی اللّٰه عزّ وجلّ من البخل وسوء الخلق (1).
11 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام :
لو رأیتم البخل رجلاً لرأیتموه مشوّهاً یغضّ عنه کلّ بصر و ینصرف عنه کلّ قلب (2).
12 - قال الصادق علیه السلام : حسب البخیل من بخله سوء الظنّ بربّه؛ مَن أیقن بالخلف جاد بالعطیة (3).
13 - قال علیّ علیه السلام : البخل بالموجود سوء الظنّ بالمعبود (4).
14 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و سلم : إیّاکم والبخل، فإنّه أهلکَ مَن کان قبلکم، أمرهم بالقطیعة فقطعوا، وأمرهم بالفجور ففجروا (5).
15 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : البخل وعُبوس الوجه یکسبان البغاضة، ویباعدان من اللّٰه، ویُدخلان النار (6).
16 - عن أمیر المؤمنین علیه السلام عن النبیّ صلی الله علیه و آله أنّه قال: إنّ اللّٰه عزّ و جلّ و هیچ چیزی نزد خدای عزّ و جلّ نفرت انگیزتر از بخل و بداخلاقی نیست.
11 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
اگر بخل به صورت شخصی مجسّم میشد، آن قدر زشت بود که هر چشمی از او بسته و هر دلی از او رویگردان بود.
12 - امام صادق علیه السلام فرمود: برای شخص بخیل همین بس که بهرهی بخلش بدگمانی به پروردگار است؛
هرکه به جایگزین شدن [مال بخشیده شده] یقین داشته باشد، عطا را نیکو میسازد.
13 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخل ورزیدن در آنچه موجود است، بدگمانی به خداوند است.
14 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
از بخل بپرهیزید؛ زیرا بخل کسانی را که پیش از شما بودند هلاک ساخت؛
آنان را به قطع رحم واداشت پس آنان قطع رحم کردند،
و آنان را به تبهکاری واداشت پس آنان تبهکار شدند.
15 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
بخل و ترشرویی، کینه و دشمنی به دنبال میآورند و از خدا دور میکنند و در آتش وارد میسازند.
16 - امیرمؤمنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردهاستکهفرمود: به راستی خدای عزّ و جلّ
حرّم الجنّة علی المنّان والبخیل والقتّات (1).
17 - عن الرّضا علیه السلام : البخیل بعید من اللّٰه، بعید من الجنّة، بعید من الناس (2).
18 - عن الحسین بن أیمن عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: قال:
یا حسین! أنفق و أیقن بالخلف من اللّٰه، فإنّه لم یبخل عبدٌ و لا أمةٌ بنفقة فیما یرضی اللّٰه عزّ و جلّ إلّاأنفق أضعافها فیما یسخط اللّٰه عزّ و جلّ (3).
19 - قالرسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : خصلتان لا تجتمعان فی مسلم: البخل وسوء الخُلق (4).
20 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : ما یمحق الإیمان شیءٌ کتمحیق البخل له (5).
21 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
صلاح الاُمّة الیقین والزهد، وفسادها بالأمل و البخل (6).
بهشت را بر منتگذار و بخیل و سخنچین حرام کرده است.
17 - امام رضا علیه السلام فرمود:
بخیل، دور از خدا و دور از بهشت و دور از مردم است.
18 - حسین بن أیمن از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
ای حسین! انفاق کن و به جایگزین شدن از جانب خدا یقین داشته باش؛ زیرا هیچ مرد و زنی در هزینه کردن مالی در راه رضای خدای عزّ و جلّ بخل نورزد مگر آن که چندین برابر آن را در راهی هزینه کند که خدای عزّ و جلّ را ناخشنود سازد.
19 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دو ویژگی در مسلمان جمع نمیشوند:
بخل ورزیدن و بد خلقی.
20 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هیچ چیزی همچون بخل، ایمان را از بین نمیبرد.
21 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خیر و صلاح امت در داشتن یقین و پارسایی است، و تباهی آن در داشتن آرزوها و بخل ورزیدن است.
22 - قال علیّ علیه السلام : البخل جامع لمساوی العیوب، وهو زمامٌ یقاد به إلی کلّ سوء (1).
23 - قال علیّ علیه السلام : ما اجتُلب سخَط اللّٰه بمثل البخل (2).
24 - قال علیّ علیه السلام : مَن اجتمع له مع الحرص علی الدّنیا البخل بها فقد استمسک بعمودَی اللؤم (3).
25 - قال علیّ علیه السلام : ما أذلّ النفس کالحِرص، و لاشانالعِرض کالبخل (4).
26 - قال علیّ علیه السلام : احذروا البخل فإنّه لؤم ومسبّة (5).
27 - قال علیّ علیه السلام : البخل یزری بصاحبه (6).
28 - قال علیّ علیه السلام : إیّاکم والبخل، فإنّ البخیل یلعنه الغریب وینفر منه القریب (7).
22 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخل ورزیدن کانون تمام عیبها است و مهاری است که با آن، انسان به سوی هر بدی کشیده میشود.
23 - امام علی علیه السلام فرمود:
هیچ چیزی همانند بخل، خشم خدا را به دنبال نمیآورد.
24 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
هرکس حرص بر دنیا با بخل به آن در او گرد آید، به دو ستون پستی تمسک جسته است.
25 - امام علی علیه السلام فرمود:
چیزی همچون حرص و آز، انسان را خوار نسازد،
و چیزی همچون بخل آبرو را نبرد.
26 - امام علی علیه السلام فرمود:
از بخل بپرهیزید که [موجب] پستی و بدگویی است.
27 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخل صاحب خود را بیارزش میسازد.
28 - امام علی علیه السلام فرمود:
از بخل ورزیدن بپرهیزید که ناآشنا بخیل را لعنت میکند و آشنا از او نفرت دارد.
29 - قال السجّاد علیه السلام : إنّ اللّٰه لیبغض البخیل السائل الملحف (1).
30 - قالالنبیّ صلی الله علیه و سلم : الجاهل السخیّ أحبّ إلی اللّٰه من العابد البخیل (2).
31 - قال علی علیه السلام : عجبت للبخیل یستعجل الفقر الّذی منه هرب و یفوته الغنی الّذی إیّاه طلب، فیعیش فی الدّنیا عیش الفقراء و یحاسب فی الآخرة حساب الأغنیاء (3).
32 - قال علیّ علیه السلام : البخیل خازن ورثته (4).
33 - قال علیّ علیه السلام : البخیل یبخل علی نفسه بالیسیر من دنیاه ویسمح لوارثه بکلّها (5).
34 - قال علیّ علیه السلام : بشّر مال البخیل بحادثٍ أو وارث (6).
35 - قالعلیّ علیه السلام :البخلفقر (7).
29 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
به راستی خداوند، بخیل گدای سمج را دشمن دارد.
30 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
نزد خداوند، نادان سخاوتمند محبوبتر از عابد بخیل است.
31 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
عجب دارم از بخیل که به سوی فقری میشتابد که از آن گریزان است و بینیازی را از دست میدهد در حالی که در طلب آن است؛
پس در دنیا چون درویشان زندگی میکند و در آخرت به سان توانگران به حسابش رسیدگی میشود.
32 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخیل خزانهدار وارثان خود است.
33 - امام علی علیه السلام فرمود:
شخص بخیل، به اندک از دنیایش بر خود بخل میورزد و همهی آن را به وارثان خود میبخشد.
34 - امام علی علیه السلام فرمود:
مال بخیل را به حادثه[ی ناگوار] یا میراثخوار وعده بده.
35 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
بخل ورزیدن، نیازمندی است.
36 - قالعلیّ علیه السلام :آفةالغنیالبخل (1).
37 - قال علیّ علیه السلام : البخل جلباب المسکنة. الحرص علامة الفقر (2).
38 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : یقول اللّٰه تعالی: وأیّما عبدٍ خلقته فهدیته إلی الإیمان و حسّنت خُلقه ولم أبتله بالبخل فإنّی ارید به خیراً (3).
39 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : أیُّ داءٍ أدوی من البخل (4)؟
40 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله : أقلّ الناس راحةً البخیل، وأبخل الناس مَن بخل بما افترض اللّٰه عزّ و جلّ علیه (5).
41 - عنعلیبنموسی الرّضا علیهما السلام عن آبائه علیهم السلام قال: کان أمیرالمؤمنین علیه السلام یقول:
خلقت الخلائق فی قدرة
(6)36 - امام علی علیه السلام فرمود: آفت و بلای بینیازی بخل است. 37 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخل لباس بینوایی است.
حرص نشانهی فقر است.
38 - رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت که خداوند میفرماید:
و هر بندهای را که آفریدم و او را به سوی ایمان رهنمون ساختم و اخلاقش را نیکو گردانیدم و او را به بخل گرفتار نکردم، پس همانا برای او خیر اراده کردهام.
39 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کدام بیماری از بخل دردناکتر است؟
40 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کمآسایشترین مردم، شخص بخیل است،
و بخیلترین مردم کسی است که در آنچه خداوند عزّ وجلّ بر او واجب ساخته است بخل ورزد.
41 - از امام رضا علیه السلام از نیاکانش علیهم السلام نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام میفرمود:
بندگان در قدرت و وسعت آفریده شدهاند؛
پس برخی از آنان سخاوتمند و برخی بخیل هستند؛
امّا سخاوتمند در آسایش است؛
و امّا بخیل در ناخجستگی طولانی است.
42 - قال الصادق علیه السلام : لیست لبخیلٍ راحة (1).
43 - قال الصادق علیه السلام : عجبت لمن یبخل بالدّنیا و هی مقبلة علیه أو یبخل بها و هی مدبرة عنه،فلا الإنفاق مع الإقبال یضرّه، ولا الإمساک مع الإدبار ینفعه (2).
44 - عن الکاظم علیه السلام : طعام الجواد دواء و طعام البخیل داء (3).
45 - قال علیّ علیه السلام : النظر إلی البخیل یُقسی القلب (4).
46 - قال علیّ علیه السلام : ولا تُدخلنّ فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر، ولا جباناً یضعفک عن الاُمور، ولا حریصاً یزیّن لک الشره بالجور، فإنّ البخل والجبن والحرص غرائز شتّی یجمعها سوء الظنّ باللّٰه (5).
عن رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله لعلیّ علیه السلام .
42 - امام صادق علیه السلام فرمود: بخیل آسودگی ندارد.
43 - امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از آن کسی که دنیا به او روی آورده است ولی در مال دنیا بخل میورزد،
یا آن کسی که دنیا به او پشت کرده است ولی از دهش خودداری میکند؛
چرا که اگر دنیا به کسی روی آورد، بذل و بخشش، او را زیان نرساند و اگر دنیا پشت کند، بخل و امساک، او را سودی ندهد.
44 - امام کاظم علیه السلام فرمود: خوراک بخشنده، درمان است و خوراک بخیل، درد.
45 - امام علی علیه السلام فرمود: نگاه به شخص بخیل دل را سخت و بیرحم میکند.
46 - امام علی علیه السلام فرمود: [ای مالک] بخیل را در مشورت کردن دخالت مده که تو را از نیکوکاری باز میدارد و از تنگدستی میترساند،
و ترسو را در مشورت کردن دخالت مده که در انجام کارها روحیهی تو را سست میکند،
و حریص را در مشورت کردن دخالت مده که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت میدهد.
بهراستی بخل و ترس و حرص غریزههای گوناگونی هستند که ریشهی همهی آنها بدگمانی به خدا است.
47 - قالعلیّ لابنه الحسن علیهما السلام :
إ یّاک ومصادقة البخیل فإنّه یُبعدُ عنک أحوج ما تکون إلیه (1).
48 - قالعلیّ علیه السلام :لایُبقی المال إلّاالبخل،والبخیلمعاقَب ملوم (2).
49 - قالعلیّ علیه السلام : هل تنظر إلّا ... بخیلاً اتّخذ البخل بحقّ اللّٰه وفراً... (3).
50 - قال علیّ علیه السلام : ما أقبح البخل بذوی النَبل (4).
51 - قال علیّ علیه السلام : لا ینبغی أن یکون الوالی علی الفروج والدماء والمغانم والأحکام وإمامة المسلمین البخیل، فتکون فی أموالهم نَهمتُه (5). (6)52 - قال الصادق علیه السلام : ... من بریء من البخل نال الشرف (7).
47 - امام علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود:
پسرم از دوستی با بخیل بپرهیز؛ زیرا چیزی را که سخت به آن نیاز داری از تو دور میسازد.
48 - امام علی علیه السلام فرمود:
مال را جز بُخل ماندگار نمیکند، و بخیل مورد کیفر و سرزنش است.
49 - امام علی علیه السلام فرمود:
... آیا کسی جز بخیل را دیدهای که بخل به حق خداوند را موجب فراوانی ثروت قرار داده باشد؟...
50 - امام علی علیه السلام فرمود:
چه زشت است بخل ورزیدن، از شخص با نجابت [وبزرگوار].
51 - امام علی علیه السلام فرمود:
سزاوار نیست که بخیل، عهدهدار ناموس و جان و غنایم و احکام و پیشوایی مسلمانان باشد؛ چرا که به اموال آنان حریص میشود.
52 - امام صادق علیه السلام فرمود:
... هرکه از بخل ورزیدن دور باشد به شرافت و بزرگی میرسد.
1) (1)) نهج البلاغة (شرح محمد عبده): 11/4 و نحوه فی الکافی: 377/2 ح 7 عن زین العابدین لابنه الباقر علیهما السلام .
2) (2)) عیون الحکم والمواعظ: 543 ح 10079.
3) (3)) عیون الحکم والمواعظ: 511 ح 9308.
4) (4)) عیون الحکم والمواعظ: 481 ح 8872 .
5) (5)) نهم بالشیء: إذا ولع به، (مجمعالبحرین: 382/4) .
6) (6)) نهجالبلاغة(شرحمحمّدعبده):2/ 14.
7) (7)) تحف العقول: 316 .
53 - قال علیّ علیه السلام : أقبح البخل منع الأموال من مستحقّیها (1).
54 - قال علیّ علیه السلام : کثرة التعلّل آیة البخل (2).
55 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: أبخل النّاس من بخل بالسلام (3).
56 - عن الإمام السجّاد علیه السلام - فی دعائه للمهمّات - : ربّ وأعوذ بک من البخل والعجز والشحّ والحسد والحرص (4).
53 - امام علی علیه السلام فرمود:
زشتترین بخل، بازداشتن اموال از مستحقّان آن است.
54 - امام علی علیه السلام فرمود:
عذر و بهانه آوردن بسیار، نشانهی بخل است.
55 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
بخیلترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل ورزد.
56 - امام سجاد علیه السلام - در ضمن دعا برای امور مهمّ - میگوید:
پروردگارا! و به تو پناه میبرم از بخل و ناتوانی و خسّت و حسد و حرص.
شحّ (1)[1]
1 - قال اللّٰه تبارک و تعالی: وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَٰل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (2).
2 - عن المفضّل بن أبیقرّة قال:
رأیت أباعبداللّٰه علیه السلام یطوف من أوّل اللّیل إلی الصّباح، وهو یقول: اللّهمّ قنی شحّ نفسی. فقلت! جعلت فداک ما سمعتک تدعو بغیر هذا! فقال: وأیُّ شیٍ أشدّ من شحّ النفس؟ إنّ اللّٰه یقول:
وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَٰل-ِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (3). (4)3 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: ...ما رأیت شیئاً هو أضرّ 1 - خداوند متعال فرمود: و هرکس از بخل و آز نفس خویش مصون بماند، چنین کسانی رستگارانند.
2 - مفضّل بن أبی قرّه میگوید:
امام صادق علیه السلام را دیدم که از آغاز شب تا صبح طواف میکرد و میفرمود:
بارالها! مرا از بخلورزی نفسم حفظ کن.
عرض کردم:
فدایت شوم! نشنیدم که جز این، دعا[ی دیگری] بکنی.
حضرت فرمود: کدام چیز بدتر از بخل نفس است؟
خداوند میفرماید
«و کسانی که از بخلورزی نفس خویش مصون مانند، چنین کسانی رستگارانند».
3 - امام صادق علیه السلام فرمود: ...هیچ چیزی را
فی دین المسلم من الشحّ (1).
4 - قال علیّ علیه السلام : لا سوءة أسوأ من الشحّ (2).
5 - عن جعفر عن آبائه علیهم السلام أنّ أمیرالمؤمنین علیه السلام سمع رجلاً یقول: إنّ الشّحیح أغدر (اعذر - خ ل) من الظالم، فقال له:
کذبت إنّ الظالم قد یتوب و یستغفر و یردّ الظلامة علی أهلها والشحیح إذا شحّ منع الزّکاة والصّدقة و صلة الرّحم و قری الضّیف والنّفقة فی سبیل اللّٰه و أبواب البرّ، وحرام علی الجنّة أن یدخلها شحیح (3).
6 - قال علیّ علیه السلام : احذروا الشحّ فإنّه یکسب المقت و یَشین المحاسن ویُشیع العیوب (4).
7 - قال علیّ علیه السلام : زیادة الشحّ تَشین الفتوّة وتُفسد الاُخوّة (5).
برای دین مسلمان، زیانبارتر از شحّ [بخل همراه با حرص] ندیدم.
4 - امام علی علیه السلام فرمود: هیچ بدی بدتر از شحّ نیست.
5 - امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام نقل کرده است که امیرمؤمنان علیه السلام شنید کسی میگفت:
بخیل عذرش پذیرفتهتر از ستمگر است.
فرمود: غلط گفتی؛ زیرا ستمگر چه بسا توبه کند و از خداوند آمرزش طلبد و حقّ مردم را به آنها برگرداند،
امّا بخیل کسی است که با بخل ورزیدن، از دادن زکات و صدقه و صلهی رحم و مهماننوازی و انفاق در راه خدا و هزینه کردن در کارهای خیر، خودداری میکند
و بر بهشت حرام است که بخیل را به خود بپذیرد.
6 - امام علی علیه السلام فرمود:
از بخل ورزیدن بپرهیزید که دشمنی به بار میآورد و خوبیها را زشت جلوه میدهد و عیبها را آشکار و شایع میسازد.
7 - امام علی علیه السلام فرمود:
بخلورزی بسیار، جوانمردی را لکهدار میسازد و برادری را تباه میکند.
8 - عنجعفربن محمّدعن آبائه علیهم السلام فی وصیّة النّبیّ صلی الله علیه و آله لعلیّ علیه السلام قال: یا علیّ ثلاث مهلکات: شحّ مطاع، وهویً متّبع، وإعجاب المرء برأیه (1).
9 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام فی صفة المؤمن المتّقی: ...لا یغلبه الهوی، ولا یقهره الشحّ، ولا یطمع فیما لیس له (2).
10 - قال علیّ علیه السلام : مَن لزِم الشحّ عَدِم النُصح (3).
11 - عن الصادق عن آبائه علیهم السلام :
أنّ رجلاً أتی النبیّ صلی الله علیه و آله فقال: یا رسول اللّٰه بأبی أنت واُمّی! إنّی احسن الوضوء، واُقیم الصّلاة، واُؤتی الزّکاة فی وقتها، وأقرئ الضیف طیبة بها نفسی، محتسب بذلک أرجو ما عند اللّٰه، فقال:
بخٍّ بخٍّ بخٍّ، مالجهنّم علیک سبیل، إنّ اللّٰه قد برأک من الشحّ إن کنت کذلک (4).
12 - قال علیّ علیه السلام : علیک بالصدقة تنجُ من دناءة الشحّ (5).
8 - امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام فرمود: ای علی! سه چیز سبب هلاکت و نابودی است: بخلی که فرمان برداری شود، و هوای نفسی که پیروی گردد، و شیفتهی نظر خود بودن.
9 - امیرمؤمنان علیه السلام در توصیف مؤمن پارسا میفرماید:
... هوای نفس بر او چیره نمیشود و بخل، او را مغلوب نمیسازد و در چیزی که برای او نیست طمع نمیکند.
10 - امام علی علیه السلام فرمود: هرکه با بخل همراه شد خیرخواهی را از دست داد.
11 - امام صادق علیه السلام از پدران خود علیهم السلام نقل کرده است که مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای رسول خدا پدر و مادرم به فدایت! من نیکو وضو میسازم و نماز را به پا میدارم و زکات را در وقتش پرداخت میکنم و با خاطر خوش از مهمان پذیرایی مینمایم؛ من اینها را به حساب خدا میگذارم وبه پاداشِ نزد او امید دارم.
حضرت فرمود: آفرین، آفرین، آفرین؛ جهنّم راهی بر تو ندارد؛ همانا اگر چنین باشی خدا تو را از بخل پاک ساخته است.
12 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
بر تو باد به دادن صدقه تا از پستی بخل رهایی یابی.
پیشوایان دین با گفتار و رفتار خود تلاش میکردند پیروانشان را به گونهای آموزش دهند که پرهیز از اسراف و تبذیر، به صورت فرهنگ و شیوهی رایج در زندگی آنها درآید؛ از این رو به شکلهای مختلف این موضوع را مورد توجه قرار میدادند، مانند این که مقدار مصرف آب در وضو و غسل را معین میکردند یا از دور ریختن هستهی خرما - که در آن زمان و مکان به کار میآمده است - باز میداشتند. همچنین از پوشیدن لباس مهمانی و زینت در هنگام کار، نهی میکردند یا در دعاهای خود، از خداوند متعال میخواستند که آنها را از اسراف و زیادهروی حفظ کند و روحیهی میانهروی واقتصاد و بسنده کردن به مقدار کفاف، در آنها به وجود آورد.
برخی احادیثی که به این امر مربوط بود در بخشهای سابق گذشت. امّا به دلیل اهمّیت مسأله و تناسب آن با موضوع کتاب، سعی شده است روایاتی که به نظر میآید به صورت روشنتری به موضوع فرهنگسازی و پرهیز از اسراف مربوط است، در اینجا بیاید.
1 - عن هشام بن المثنّی قال:
سأل رجلٌ أباعبداللّٰه علیه السلام عن قول اللّٰه عزّ وجلّ وَءَاتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (1)فقال: کان فلان بن فلان الأنصاری - سمّاه - وکان له حرثٌ، وکان إذا أخذ یتصدّق به ویبقی هو وعیاله بغیر شیءٍ فجعل اللّٰه عزّ و جلّ ذلک سرَفاً (2).
1 - هشام بن مثنّی میگوید: شخصی از امام صادق علیه السلام دربارهی این سخن خداوند متعال پرسید «و حقّ [بینوایان از] آن را روز بهرهبرداری آن بدهید، و زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد».
حضرت فرمود: فلانی فرزند فلانی از قبیلهی انصار - حضرت نام او را برد - دارای زراعت و کشتزاری بود و چون محصول آن را به دست میآورد همه را صدقه میداد و برای خود و عیالش چیزی باقی نمیماند.
خداوند این را اسراف قرار داد.
2 - عن عبداللّٰه بن عمرو، أنّ رسول اللّٰه صلی الله علیه و سلم مرّ بسعد وهو یتوضّأ، فقال: ما هذا السرَف؟ فقال: أ فی الوضوء إسراف؟ قال:
نعم، وإن کنت علی نهرٍ جارٍ (1).
3 - قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله : الوضوء مُدّ و الغُسل صاع، وسیأتی أقوامٌ بعدی یستقلّون ذلک، فاُولئک علی خلاف سنّتی، والثابت علی سنّتی معی فی حظیرة القدس (2).
4 - عن أبیجعفر الباقر علیه السلام قال: کان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله یتوضّأ بمُدّ، ویغتسل بصاع، والمُدّ رطلٌ ونصف، والصاع ستّة أرطال (3).
5 - عن سلیمان بن صالح قال: قلت لأبیعبداللّٰه علیه السلام : ما أدنی ما یجیء من الإسراف؟ 2 - عبداللّٰه بن عمرو میگوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار سعد گذشت در حالی که وضو میگرفت.
حضرت فرمود:
این اسراف چیست؟
سعد گفت:
آیا در وضو گرفتن نیز اسراف هست؟
فرمود:
آری، هرچند کنار نهر روان باشی.
3 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
اندازهی آب وضو یک مدّ [حدود 750 گرم] و اندازهی آب غسل یک صاع [حدود سه کیلوگرم] است.
به زودی مردمانی بعد از من خواهند آمد که آن را کم میشمرند.
آنان برخلاف سنت من رفتار میکنند و هرکه بر سنت من پایدار بماند در بهشت همراه من خواهد بود.
4 - امام باقر علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که با یک مُدّ آب وضو میگرفت و با یک صاع غسل میکرد، و اندازهی مدّ یک رطل و نصف [حدود 750 گرم] و صاع شش رطل [حدود سه کیلوگرم] میباشد.
5 - سلیمان بن صالح میگوید:
به امام صادق علیه السلام عرض کردم کمترین حد اسراف چیست؟
قال: إبتذالک ثوب صونک وإهراقک فضل إنائک وأکلک التمر ورمیک بالنوی هاهنا و هاهنا (1).
6 - عن السجّاد علیه السلام - دعاؤه فی المعونة علی قضاء الدَین - :
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ وآله، واحجبنی عن السرَف و الإزدیاد، وقوّمنی بالبذل والإقتصاد، و علّمنی حُسن التّقدیر، واقبضنی بلطفک عن التّبذیر، وأجر من أسباب الحلال أرزاقی، و وجّه فی أبواب البرّ إنفاقی، و ازوِ عنّی من المال ما یحدث لی مخیلةً أو تأدّیاً إلی بغی، أو ما أتعقّب منه طغیاناً (2).
7 - عن السجّاد علیه السلام - من دعائه فی یوم عرفة - :
... ونبّهنی من رقدة الغافلین وسِنة المسرفین ونعسة المخذولین (3).
8 - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام أنّه قال: الإقتصاد ینمی القلیل.
وقال علیه السلام : الإقتصاد ینمی الیسیر.
فرمود:
لباس رسمی و مجلسی خود را برای کار بپوشی، و تهماندهی آب خود را دور بریزی، و خرما را بخوری و هستهی آن را اینجا و آنجا بیندازی.
6 - امام سجاّد علیه السلام در دعای خود برای کمک خواستن از خدا بر ادای دِین فرمود:
بارالاها! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا از اسراف و زیادهروی باز دار، و بر بخشش و میانهروی پایدار کن، و به من خوب اندازهگیری کردن [وسنجیدن] را بیاموز و با لطف خود مرا از هدر دادن مال نگهدار، و روزیهایم را از راههای حلال به سویم روان ساز، و انفاقم را در راههای خیر مقرر فرما، و آن اموالی را که خود برتربینی برایم پدید آورد یا مرا به ستمگری بکشاند یا از آن به سرکشی افتم، از من بازدار.
7 - امام سجّاد علیه السلام در ضمن دعایش در عرفه فرمود:
...بارالها! مرا از خواب غافلان و از خوابآلودگی اسرافکاران و چرت زدن رهاشدگان بیدار کن.
8 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
تعادل و میانهروی [اموال] کم را افزایش میدهد.
و فرمود: اعتدال و میانهروی اندک را میافزاید.
وقال علیه السلام : الإقتصاد نصف المؤونة.
و قال علیه السلام : لن یهلک من اقتصد.
وقال علیه السلام : لیس فی الإقتصاد تلف.
وقال علیه السلام : مَن لم یُحسن الإقتصاد أهلکه الإسراف. وقال علیه السلام : مَن اقتصد خفّت علیه المؤن. وقال علیه السلام :
مَن اقتصد فی الغنی والفقر فقد استعدّ لنوائب الدهر. وقال علیه السلام :
مَن صحب الإقتصاد دامت صحبة الغنی له، و جبر الإقتصاد فقره و خلله. وقال علیه السلام : من المروءة أن تقتصد فلاتسرف (1).
9 - قال النبیّ صلی الله علیه و آله خیار امّتی یتوضّأون بالماء الیسیر (2).
10 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
الرّضا بالکفاف خیرٌ من السعی فی الإسراف (3).
11 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام :
من أشرف الشرف الکفّ عن التبذیر والسرَف (4).
و فرمود: میانهروی و تعادل نیمی از خرجی و آذوقه است.
و فرمود: هرکه میانهروی پیشه کند هرگز هلاک نشود.
و فرمود: در میانهروی نابودی نیست.
و فرمود: هرکس به شکلی نیکو میانهروی و تعادل را پیشهی خود نسازد اسراف و زیادهروی او را تباه میکند.
و فرمود: هرکه میانهروی کند هزینهها[ی زندگی] بر او سبک میشود.
و فرمود: هرکه در حال بینیازی و فقر میانهروی کرد خود را در برابر گرفتاریهای روزگار آماده نموده است.
و فرمود: هرکه با اعتدال و میانهروی همراه شد، همیشه بینیازی همنشین او خواهد بود و میانهروی، فقر و کاستیهای او را جبران میکند.
و فرمود: از جوانمردی است که میانهرو باشی و اسراف نکنی.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترینهای امت من، با آب کم وضو میسازند.
10 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: راضی بودن به روزی کافی بهتر است از تلاشی که در اسراف [یعنی برای زیادهروی و ولخرجی] باشد.
11 - أمیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: برترین شرافتها خودداری ازولخرجی و زیادهروی است.
12 - عن علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام - فی قصّة تزویجه من فاطمة علیها السلام بعد أن أمر رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله بلالاً أن یشتری طیباً لابنته - قال: ثمّ دعا[رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ] امّ سلمة وقال لها: یا امّ سلمة! ابتاعی لابنتی فراشاً من حِلس مصر، و احشیه لیفاً، واتّخذی لها مدرعةً وعباءةً قطوانیة، و لاتتّخذی أکثر من ذلک فیکونا من المسرفین... (1).
13 - عن بشر بن مروان قال:
دخلنا علی أبیعبداللّٰه علیه السلام فدعا برُطب، فأقبل بعضهم یرمی بالنّوی ، قال: فأمسک أبوعبداللّٰه یده فقال:
لاتفعل، إنّ هذا من التّبذیر وإنّ اللّٰه لایحبّ الفساد (2)12 - امیرمؤمنان علی علیه السلام در داستان ازدواج خود با حضرت فاطمه علیها السلام نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از اینکه به بلال دستور داد تا عطری برای دخترش بخرد، امّ سلمه را فرا خواند و فرمود:
ای امّ سلمه! برای دخترم فرشی از زیلوی مصری بخر، و بر اطراف آن لیف خرما بدوز و برای او جامهای گشاد و عبایی بلند [چادر] فراهم کن؛ ولی بیش از اینها چیزی نخر که مبادا از اسرافکاران باشند ... .
13 - بشربن مروان میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم. حضرت خرما طلبید.
یکی از اطرافیان خواست که هستهی آن را دور اندازد، حضرت دست او را گرفت و فرمود:
این کار را نکن، زیرا این [نوعی] تباه کردن است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.
از آنجا که دولتمردان رفتارشان مورد نظر است و مردم آنها را الگو قرار میدهند (الناس علی دین ملوکهم) پیشوایان ما برای مصرف به حاکمین زمان توصیههایی کردهاند، علاوه بر آن خودشان با عمل، به دولتمردان روش زندگی و مصرف را آموزش دادهاند.
در این بخش ما بعضی روایاتی که از پیشوایان معصوم علیهم السلام صادر شده را میآوریم.
روایات این بخش زندگی و سادهزیستی پیامبر و امیرالمؤمنین و سایر انبیاء و اوصیاء الهی صلوات اللّٰه علیهم اجمعین را بیان میکند، همۀ این روایات نشان میدهد که آنها هیچگونه دلبستگی به دنیا نداشتهاند و در اوج قدرت همانند سادهترین مردم زندگی میکردند یا در حد متعارف مردم؛ در عین حال روایاتی موجود است که متناسب زمان و مکان باید زندگی کرد و از نعمتهای الهی بهرهمند شد ولی در همۀ روایات، از دلبستگی به دنیا و خود باختگی و دنیاطلبی و جمع آوری زر و سیم و مال دنیا و ریاستطلبی شدیداً نهی شده است وتشویق شده که دولتمردان همچون پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام آنچه را - از ریاست و امکانات - در اختیار دارند امانت و تکلیف الهی ببینند.
میتوان گفت برای دولتمردان و خانواده آنها که دوستدار پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام میباشند و در این زمان میخواهند اسلامی زندگی و خدمت کنند از جمع بندی میان روایات این امور استفاده میشود:
1 - دولتمردان قلباً دلبسته به دنیا نباشند.
2 - سعی کنند در زندگی شخصی تا میشود سادهترین زندگی را انتخاب کنند.
3 - مواظب خود و اطرافیان باشند که حکومت را طعمه و ابزار زر اندوزی قرار ندهند.
4 - در این زمان (قبل از حکومت حضرت حجة عجل اللّٰه تعالی فرجه) مانند متوسط مردم زندگی کنند بگونهای که در چشم مردم کشور و مردم دنیا ژنده پوش یا مروج تشریفات و اشرافگرائی نباشد - درجه متوسط تودههای میلیونی باشند - .
5 - سعی کنند پس از آنکه توده مردم از نعمتی بهرهمند شدند آنها از آن نعمت بهرهمند گردند و پیشگام در مصرف نعمتها نباشند.
6 - دولتمردان با گفتار و کردار و گاهی عکس العملهای خود به اطرافیان بفهمانند که با دنیاگرائی و تشریفات غیر متعارف و غیر مردمی مخالفند.
7 - در سادهزیستی باید نزدیکان دولتمردان از گفتار و عمل آنان استقبال کنند و آن را موجب اجر اخروی بدانند.
خلاصه این که از مجموع روایات میشود استفاده کرد که زمامداران اسلامی در زمان غیبت کبریٰ تا امکان دارد در حد ضعیفترین افراد جامعه زندگی کنند و گر نه از حدّ تودههای میلیونی و متوسط مردم فراتر نروند.
1 -عن علیّ علیه السلام قال:... لقد کان فی رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله کافٍ لک فی الاُسوة. ودلیلٌ لک علی ذمّ الدنیا وعیبها، وکثرة مخازیها ومساویها، إذ قُبضت عنه أطرافها، ووطّئت لغیره أکنافها، وفُطم عن رضاعها، وزوی عن زخارفها.
وإن شئت ثنّیتُ بموسی کلیم اللّٰه صلی الله علیه و سلم إذ یقول: رَبِّ إِنِّی لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (1)واللّٰه ما سأله إلّاخبزاً یأکله لأنّه کان یأکل بقلة الأرض، ولقد کانت خُضرة البقل تُری من شفیف صفاق بطنه لهزاله وتشذّب لحمه.
وإن شئت ثلّثتُ بداود صلّیا للّٰه علیه پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله الگوی کامل
1 - علی علیه السلام فرمود: به راستی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تو الگویی بسنده (و شایسته) است و رهنمون تو است به ناپسندی و عیب دنیا و رسواییهای زیاد و بدیهای فراوان آن، زیرا نعمتهای دنیا از او گرفته (وبازداشته) شد و همه چیز آن برای غیر او آماده گشت و او از پستان دنیا شیر نخورد و از زیورهای آن چشم پوشید.
حضرت موسی علیه السلام
اگر خواستی دومین نمونه موسی همسخن خدا را به تو معرفی میکنم که گفت «پروردگارا! همانا من به خیری که بر من فرستی نیازمندم»؛ به خدا سوگند او جز نانی که بخورد درخواست نکرد زیرا او گیاه زمین میخورد و به سبب لاغری و آب شدن گوشت بدنش سبزی گیاه از زیر پوست شکمش دیده میشد.
حضرت داود علیه السلام
و اگر خواستی نمونهی سوم داود
1) (1)) القصص: 24.
صاحب المزامیر وقارئ أهل الجنّة، فلقد کان یعمل سفائف الخوص بیده، ویقول لجلسائه:
أیّکم یکفینی بیعها؟ ویأکل قرص الشعیر من ثمنها.
وإن شئت قلتُ فی عیسی بن مریم علیه السلام ، فلقد کان یتوسّد الحجر ویلبس الخشن ویأکل الجشِب.
وکان إدامه الجوع، وسراجه باللّیل القمر، وظلاله فی الشّتاء مشارق الأرض ومغاربها، وفاکهته وریحانه ما تنبت الأرض للبهائم. ولم تکن له زوجة تَفتنه، ولا ولد یحزنه، ولا مال یلفته، ولا طمع یذلّه.
دابّته رجلاه، وخادمه یداه.
فتأسّ بنبیّک الأطیب الأطهر صلی الله علیه و آله ، فإنّ فیه اسوةً لمن تأسّی، وعزاءً لمن تعزّی وأحبّ العباد إلی اللّٰه المتأسّی بنبّیه والمقتصّ لأثره.
قضم الدنیا قضماً، ولم یعرها طرفاً، أهضمُ أهل الدنیا کشحاً، وأخمصُهم من الدنیا بطناً.
عُرضت علیه الدنیا فأبی أن یقبلها، وعلم أنّ اللّٰه سبحانه أبغض شیئاً فأبغضه، وحقّر شیئاً فحقّره، وصغّر شیئاً فصغّره.
صاحب سرودها و خوانندهبهشتیان- درود خدا بر او - را برایت بیاورم که از برگ خرما زنبیل میبافت و به همنشینانش میگفت: «کدام یک از شما آن را برایم میفروشد»؟و با پول آن قرص گردهی نان جوین میخورد.
حضرت عیسی علیه السلام
و اگر خواستی برایت از عیسی پسر مریم بگویم که سنگ را بالش میگرفت و لباس خشن میپوشید و غذای ناگوار میخورد، خورشش گرسنگی و چراغش در شب مهتاب بود وسر پناهش در زمستان سرتاسر زمین بود(سر پناهی نداشت) میوه و سبزی او چیزی بود که زمین برای چهار پایان میرویاند، نه همسری داشت که گرفتارش کند و نه فرزندی که اندوهگینش سازدونه مالی که او را به خود مشغول کند و نه طمعی که خوارش نماید، سواری او پاهایش بود و خادم او دستانش.
جلوهی از زندگانی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله
پس به پیامبرت آن پاکترین و پاکیزهترین [آفریدگان خدا] تأسّی کن، زیرا بیگمان[روش ورفتار] او سرمشق است برای کسی که از او پیروی کندو مایهی دلداری است برای کسی که دلداری جوید، و محبوبترین بندگان پیش خد اآ نکس است کهبه پیامبرش تأسّی بجوید و راه او بپوید، آن بزرگوار به راستی به اندک از دنیا بسنده کرد وتوجهی به آن نداشت ،از تمام مردم دنیا نزار ترو شکمش از همه خالیتر بود ،دنیا براو عرضه شد ولی آن رانپذیرفت و چون بدانست که خداوند سبحان چیزی رادشمن میدارد او نیزآن را دشمن میداشت و چیزی را خداوند خوار میسازد او هم خوارمیساخت و چیزی را خدا کوچک و خوار میشمارد او نیزکوچک و خوا رمیشمرد.
ولو لم یکن فینا إلّاحبّنا ما أبغض اللّٰه ورسوله وتعظیمنا ما صغّر اللّٰه ورسوله لکفی به شقاقاً للّٰه ومحادّةً عن أمر اللّٰه.
ولقد کان صلی الله علیه و آله یأکل علی الأرض، ویجلس جلسة العبد، ویخصف بیده نعله، ویرقع بیده ثوبه، ویرکب الحمار العاری ویردف خلفه، ویکون السَتر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول: یا فلانة - لإحدی أزواجه - غیّبیه عنّی فإنّی إذا نظرت إلیه ذکرت الدنیا وزخارفها. فأعرض عن الدنیا بقلبه، وأمات ذِکرها من نفسه، وأحبّ أن تغیب زینتها عن عینه، لکیلا یتّخذ منها ریاشاً، ولا یعتقدها قراراً، ولا یرجو فیها مقاماً، فأخرجها من النفس، وأشخصها عن القلب ، وغیّبها عن البصر، وکذا مَن أبغض شیئاً أبغض أن ینظر إلیه وأن یُذکر عنده.
ولقد کان فی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ما یدلّک علی مساوی الدنیا وعیوبها، إذ جاع فیها مع خاصّته، وزویت عنه زخارفها مع عظیم زُلفته، در دشمنی با خدا و سرپیچی از فرمان خدا همین ما را بس که ما چیزی را دوست بداریم که خدا و رسول صلی الله علیه و آله او آن را دشمن میدارند و چیزی را بزرگ بشماریم که خدا و رسول صلی الله علیه و آله او آن را کوچک و پست میدانند.
روش زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله آینه تمام نمای خوبیها وبدیهای دنیا
برزمین غذا میخوردو به روش بردگان مینشست و کفشش را با دست خود پینه میزد و لباس خود را با دست خود وصله میکرد و بر الاغ برهنه سوار میشد و دیگری را پشت سر خود سوار میکرد، (وقتی) پردهای بر در خانهاش آویخته بود که نقش و نگار داشت به یکی از همسرانش فرمود «خانم! این (پرده) را از پیش چشم من دور کن که هر گاه به آن نگاه میکنم به یاد دنیا و زیورهای آن میافتم». پس دل از دنیا برید و یاد آن را در جان خود نابود کرد و دوست داشت که زینتهای دنیا از پیش چشمش پنهان شود تا از آن اثاث زندگی بر نگیرد و آن را جای سکونت نداند و به ماندن در آن دل نبندد، از این رو آن را از جان بدر کرد و از دل بیرون راند واز پیش چشم خود دور ساخت و چنین است کسی که با چیزی دشمن است خوش ندارد که آن را ببیند و نامی از آن نزد او به میان آید.
بی شک روش زندگانی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله (چنان است که) بدیها و عیبهای دنیا را به تو نشان میدهد زیرا او با آن مقام والایش (نزد خداوند) در دنیا گرسنگی کشید و با آن بزرگی منزلت از زیورهای دنیایی بر کنار ماند،
فلینظر ناظر بعقله أکرم اللّٰه محمّداً بذلک أم أهانه؟ فإن قال أهانه فقد کذب والعظیم، وإنّ قال أکرمه فلیعلم أنّ اللّٰه قد أهان غیره حیث بسط الدنیا له وزواها عن أقرب الناس منه. فتأسّی متأسٍّ بنبیّه، واقتصّ أثره، وولج مولجه، وإلّا فلا یأمن الهلکة، فإنّ اللّٰه جعل محمّداً صلی الله علیه و آله عَلماً للساعة، ومبشّراً بالجنّة، ومنذراً بالعقوبة.
خرج من الدنیا خمیصاً، وورد الآخرة سلیماً. لم یضع حجراً علی حجر حتّی مضی لسبیله، وأجاب داعیَ ربّه. فما أعظم منّة اللّٰه عندنا حین أنعم علینا به سلفاً نتّبعه، وقائداً نطأُ عقِبه. واللّٰه لقد رقعتُ مدرعتی هذه حتّی استحییتُ من راقعها، ولقد قال لی قائل: ألا تنبذها؟ فقلت: اغرب عنّی فعند الصباح یَحْمَد القومُ السُریٰ (1).
پس انسان بینا با عقل خود ببیند که آیا خدا با این کار محمد صلی الله علیه و آله را گرامی داشت یا خوار کرد؟ اگر بگوید او را خوار کرد سوگند به (خداوند) بزرگ قطعا دروغ میگوید و اگر بگوید او را گرامی داشت پس بداند که خداوند جز او (یعنی دنیادار) را خوار نمود که (خوان) دنیا را برایش گسترد و از نزدیکترین مردم به خود، آن را دریغ داشت پس انسان پیرو باید از پیامبرش پیروی کند و به دنبال او برود و پا جای پای او نهد و گر نه از هلاکت نخواهد رهید که همانا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را نشانهی قیامت و مژدهدهندهی به بهشت و بیمدهندهی از کیفر (جهنم) قرار داد.
او با شکم خالی از دنیا رفت و سالم به واپسین خانه وارد شد، سنگی روی سنگ نگذاشت تا به راه خویش رفت و پروردگارش را اجابت کرد، خدا چه منت بزرگی بر ما دارد که پیشروی به ما داده که از او پیروی کنیم و راهبری که پا در پی او نهیم.
به خدا سوگند این جامه را آن قدر وصله زدم که از وصلهگر شرمنده شدم، کسی به من گفت «آیا آن را دور نمیافکنی؟» (در جوابش) گفتم «از من دور شو! که بامدادان، سفر شبانه را خواهند ستود (2)».
1) (1)) نهج البلاغة (شرح محمّد عبده): 57/2 - 61. (ترجمهدشتی: 298 -302 خ 160)، و قوله «فعند الصباح یَحْمَدُ القومُ السُریٰ» مثلٌ یُضرب لمتحمّل المشقّة لیصل إلی الراحة، و أصله أنّ القوم یسیرون لیلاً فیحمدون عاقبة ذلک إذا أصحبوا. (مجمع البحرین: 25/2).
2) (2)) ضرب المثل است، یعنی آینده از آنِ استقامتکنندگان است.
2 -عن علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام - فی و صفه زهد رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله - قال: محمّد صلی الله علیه و آله أزهد الأنبیاء... ما رفعت له مائدة قطّ وعلیها طعام، ولا أکل خبز برّ قطّ ، ولا شبع من خبز شعیر ثلاث لیالٍ متوالیات قطّ.
توفّی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ودرعه مرهونة عند یهودی بأربعة دراهم،
ما ترک صفراء ولا بیضاء مع ما وطّئ له من البلاد ومکّن له من غنائم العباد،
ولقد کان یقسّم فی الیوم الواحد الثلاثمائة ألف وأربعمائة ألف ویأتیه السائل بالعشی فیقول:
والّذی بعث محمّداً بالحقّ ما أمسی فی آل محمّد صاع من شعیر، ولا صاع من برّ، ولا درهم، ولا دینار.
2 - امیر مؤمنان علی علیه السلام در بارهی زهد رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: محمد صلی الله علیه و آله زاهدترین پیامبران بود... هیچ گاه سفرهای از جلو او جمع نشد که غذایی در آن باشد و هیچ گاه نان گندم نخورد و هیچ گاه سه شب (شبانه روز) پی در پی از نان جو سیر نبود، رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی از دنیا رفت که زرهاش پیش یک نفر یهودی برای چهار درهم، در گرو بود. با آن که کشور پهناوری زیر فرمان داشت و غنیمتهای مردم در اختیارش بود زر و سیمی از خود به جا نگذاشت، در یک روز سیصد هزار و چهارصد هزار را میان مردم تقسیم میکرد شامگاهان که مددجویی از او درخواست کمک میکرد میفرمود «سوگند به کسی که محمد را به حق به پیامبری بر انگیخت هیچ پیمانهای از جو و گندم و هیچ درهم و دیناری در خاندان محمّد صلی الله علیه و آله ، به شب نمانده است».
3 -عن عبداللّٰه بن سنان قال:
3 - عبداللّٰه بن سنان گوید: الاحتجاج: 225.
سمعت أبا عبداللّٰه علیه السلام یقول:
دخل علی النبیّ صلی الله علیه و آله رجلٌ وهو علی حصیر قد أثّر فی جسمه، ووسادة لیف قد أثّرت فی خدّه فجعل یمسح ویقول:
ما رضی بهذا کسری ولا قیصر أنّهم ینامون علی الحریر والدیباج وأنت علی هذا الحصیر؟
قال: فقال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : لأنا خیرٌ منهما واللّٰه، لأنا أکرم منهما واللّٰه، ما أنا والدنیا؟! إنّما مثل الدنیا کمثل رجلٍ راکب مرّ علی شجرةٍ ولها فیء فاستظلّ تحتها فلمّا أن مال الظلّ عنها ارتحل فذهب وترکها (1).
از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود: شخصی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد در حالی که آن حضرت روی حصیری بود که اثر آن روی بدنش نمایان بود و بالشی از لیف خرما که اثر آن در گونهی حضرت دیده میشد، آن مرد دست میکشید و میگفت «کسرا و قیصر این گونه زندگی نمیکنند، همانا آنان روی حریر و دیبا میخوابند و تو بر این حصیر». رسول خدا فرمود «به خدا بی تردید من از آنان بهترم به خدا من از آنان گرامیترم مرا با دنیا چه کار؟» به راستی مَثَل دنیا همانند مثل سوارهای است که در راه به درختی میرسد که سایه دارد، در سایه آن میآرمد، همین که سایهی آن گشت کوچ میکند و میرود و آن را وا میگذارد.
4 -عن أبی هریرة وثوبان أنّهما قالا: کان النبیّ صلی الله علیه و آله یبدأ فی سفره بفاطمة ویختم بها، فجعلت وقتاً ستراً من کساء خیبریة لقدوم أبیها وزوجها، فلمّا رآه النبیّ صلی الله علیه و آله تجاوز عنها، وقد عُرف الغضب 4 - ابو هریره و ثوبان گویند:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سفرش را با رفتن به دیدار فاطمه علیها السلام شروع میکرد و با دیدار او (پس از سفر) به پایان میبرد، یکبار آن بانوی بزرگوار به مناسبت بازگشت پدر و همسرش از سفر، پردهای از پارچهی خیبری تهیه کرد، همین که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را دید از خانهی او با صورتی بر افروخته از خشم بیرون آمد
1) (1)) کتاب الزهد للحسین بن سعید الکوفی:50ح 134،عنه البحار: 382/16 ح 129، و: 126/70 ح 124. نحوه فی مسند أحمد: 391/1.
فی وجهه حتّی جلس عند المنبر، فنزعت قلادتها وقرطیها ومسَکتیها ونزعت الستر فبعثت به إلی أبیها وقالت: اجعل هذا فی سبیل اللّٰه، فلمّا أتاه قال صلی الله علیه و آله :
قد فعلت فداها أبوها - ثلاث مرّات - ما لآل محمّد وللدنیا فإنّهم خُلقوا للآخرة وخُلقت الدنیا لغیرهم.
وفی روایة أحمد: فإنّ هؤلاء أهل بیتی ولا احبّ أن یأکلوا طیّباتهم فی حیاتهم الدنیا (1).
و رفت کنار منبر نشست. فاطمه علیها السلام (که چنین دید) گردن بند و گوشوارهها و دستبندهای خود را در آورد و پرده را کند و آنها را نزد پدر فرستاد و گفت «آنها را در راه خدا انفاق کن»، همین که آنها را نزد پیامبر آوردند (آن حضرت) سه بار فرمود: «پدرش به قربانش! آن چه را انتظار داشتم انجام داد، خاندان محمد را با دنیا چکار!؟ آنان برای آخرت آفریده شدهاند و دنیا برای غیر آنان». و در روایت احمد آمده است «زیرا اینان خاندان من هستند و دوست ندارم که نعمتهای پاکیزهی خود را در زندگانی دنیا به مصرف رسانند» (2).
5 -عن علیّ بن المغیرة قال:
سمعت أبا عبداللّٰه علیه السلام یقول:
إنّ جبرئیل علیه السلام أتی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله فخیّره وأشار علیه بالتواضع وکان له ناصحاً، فکان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله یأکل أکلة العبد ویجلس جلسة العبد تواضعاً للّٰه تبارک و تعالی.
5 - علی بن مغیره گوید:
از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمود:
همانا جبرئیل علیه السلام به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و او را (میان تسلط یافتن بر گنجینههای زمین و زندگی شاهانه و میان زندگی فقیرانه) مخیر ساخت، و از روی خیرخواهی از او خواست که در برابر خداوند فروتنی کند.
روش رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین بود که از روی فروتنی در برابر خداوند تبارک و تعالی همچون بردگان غذا میخورد، و همانند بردگان مینشست.
ثمّ أتاه عند الموت بمفاتیح خزائن الدنیا فقال: هذه مفاتیح خزائن الدنیا، بعث بها إلیک ربّک لیکون لک ما أقلّت الأرض من غیر أن ینقصک شیئاً، فقال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : فی الرفیق الأعلی (1).
در وقت مرگ، جبرئیل علیه السلام کلیدهای گنجینههای دنیا را برایش آورد و عرض کرد «اینها کلیدهای گنجینههای دنیا است که پروردگارت برای تو فرستاده تا هرچه روی زمین است از آن تو باشد بدون آن که از مقام تو چیزی بکاهد»، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «من شیفتهی دیدار برترین یارم».
6 -عن الحسن عن أنس بن مالک قال:
لبس رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم الصوف واحتذی المخصوف.
وقال: أکل رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله بشعاً ولبس خشناً. فقیل للحسن:
ما البشِع؟ قال: غلیظ الشعیر، ما کان یسیغه إلّابجرعة ماء (2).
6 - حسن از انس بن مالک نقل میکند که او گوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله جامه پشمینه (زبر و زمخت) میپوشید و کفش پینه دار به پا میکرد و هم او گوید «رسول خدا صلی الله علیه و آله غذای ناگوار (و ناسازگار) میخورد و لباس زبر میپوشید»، از حسن پرسیدند «غذای ناگوار (که پیامبر صلی الله علیه و آله میخورد) چه بود؟» پاسخ داد «(نان) جو زبر؛ که جز به کمک (جرعهی) آب نمیتوانست آن را فرو برد».
7 -عن عائشة قالت: مارفع النبیّ صلی الله علیه و آله غداءً لعشاء ولا عشاءً 7 - عایشه گوید:
پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ گاه صبحانهاش آن اندازه نبود که چیزی از آن را برای شام بگذارد و شامش آن قدر نبود
قطّ لغداء، ولا اتّخذ من شیء زوجین، ولا قمیصین ولا رداءین ولا إزارین ولا من النعال، ولا رؤی قطّ فارغاً فی بیته إمّا یخصف نعلاً لرجل مسکین أو یخیط ثوباً لأرملة (1).
که چیزی از آن را برای صبحانه بردارد و از یک چیز دو دست برنگرفت، (در یک زمان) دو پیراهن یا دو عبا یا دو شلوار و یا دو جفت کفش تهیه نکرد. هیچ گاه دیده نشد که در خانه بی کار باشد یا برای مرد بینوایی کفش پینه میزد و یا برای بیوهزنی لباس میدوخت.
8 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام : لمّا قدم عدیّ بن حاتم إلی النبیّ صلی الله علیه و آله أدخله النبیّ صلی الله علیه و آله بیته ولم یکن فی البیت غیر خصفة (2)ووسادة من أدم فطرحها رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله لعدیّ بن حاتم (3).
8 - امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:چونعدیبنحاتم (که هم خود ازبزرگان قبیلۀ طی بوده وهم پدرش حاتم طایی معروفاست)برپیغمبر صلی الله علیه و آله وارد شد آن حضرت صلی الله علیه و آله او رابه خانۀ خود برد، ودر خانه جزتکۀ حصیری و بالشی از پوست چیزی نبود. رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را برای عدی بن حاتم پهن کرد (و خود روی زمین نشست).
9 -عنأبن عبّاس قال:کان (4)9 - ابن عباس گوید
1) (1)) تاریخ مدینة دمشق: 101/4. نحوه فی صفة الصفوة: 87/1.
2) (2)) الخَصَفة: واحدة الخصَف، و هی الجُلّة الّتی یُکنز فیها التمر... و هو ضمّ الشیء إلی الشیء لأنّه شیءٌ منسوجٌ من الخوص. (النهایة: 37/2).
3) (3)) الکافی: 659/2 ح 3 (ترجمه و شرح مصطفوی: 479/4-480 ح 3).
4) (4)) مفهوم روایت فوق این است که این خصلت و ویژگی روش رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است چون این گونه ترکیب و بافت جمله «کان...» در زبان عربی معنایش استمرار و همیشگی بودن میباشد از این رو روایت مذکور معنایش این است که این کار یعنی سادهزیستی در تمامی ابعاد زندگی و پرهیز از تشریفات جزء سیره و روش آن حضرت بوده است.
رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله یجلس علی الأرض، ویأکل علی الأرض، ویعتقل الشاة، ویجیب دعوة المملوک علی خبز الشعیر (1).
«رسول خدا صلی الله علیه و آله روی زمین مینشست و روی زمین غذا میخورد و گوسفند میدوشید و دعوت بردگان را به خوردن نان جو میپذیرفت».
10 - قال علیّ علیه السلام لمّا أتیت رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله خاطباً ابنته فاطمة علیها السلام قال: و ما عندک لتسعدنی؟ قلت له: لیس عندیإلّابعیری و فرسی و درعی، فقال: أمّا بعیرک فحامل أهلک، و أمّا فرسک فلابدّ لک منه تقاتل علیه، و أمّا درعک فقد زوّجک اللّٰه بها.
قال: فخرجت من عنده والدرع علی عاتقی الأیسر، فذهبت إلی سوق اللیل فبعتها بأربعمائة درهم سود هَجَریة، ثمّ أتیت بها إلی النبیّ فصببتها بین یدیه، فواللّٰه ما سألنیعن عددها ،و کان رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله سریّ الکفّ، فدعا 10 - علی علیه السلام فرمود: هنگامی که پیش رسول خدا برای خواستگاری دخترش فاطمه علیه السلام رفتم، فرمود «چه چیزی داری تاکه بتوانی (در تهیهی جهیزیه) به من کمک کنی؟»
گفتم «چیزی جز یک شتر و یک اسب و یک زره ندارم»
پس آن حضرت فرمود «شترت باشد برای حمل و نقل خانوادهات و به اسبت برای جنگیدن بر روی آن نیاز داری و این زره تو است که خداوند با آن به تو همسر میدهد»
علی علیه السلام میفرماید «از محضر رسول خدا بیرون آمدم در حالی که زره بر دوش چپم بود آن را به سوق اللیل بردم و به چهارصد درهم سیاه هَجَری فروختم و (پول) آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برده پیش روی آن حضرت گذاشتم، به خدا سوگند از من نپرسید چه مقدار است»،
رسول خدا بخشنده بود،
1) (1)) أمالی الطوسی: 393 ح 14،عنه الوسائل: 108/12 ح 15780. نحوه فی المعجم الکبیر: 52/12، و کنزالعمّال: 153/7 ح 18482.
بلالاً و ملأ قبضته و قال:
یا بلال! ابتع بها طیباً لابنتیفاطمة، ثمّ دعا امّ سلمة و قال لها: یا امّ سلمة! ابتاعی لابنتیفراشاً من حلس مصر واحشیه لیفاً واتّخذی لها مدرعة و عباءة قطوانیة، ولا تتّخذی أکثر من ذلک فیکونا من المسرفین.
و صبرتُ أیّاماً ما أذکر فیها شیئاً لرسولاللّٰه صلی الله علیه و آله من أمر ابنته حتّی دخلتُ علی امّ سلمة، فقالت لی: لم لا تقول لرسولاللّٰه یدخلک علی أهلک؟ قلت: استحی منه أن أذکر له شیئاً من هذا، فقالت امّ سلمة: ادخل علیه فإنّه سیعلم ما فینفسک. قال: فدخلت علیه ثمّ خرجت، ثمّ دخلت ثمّ خرجت، فقال:
أحسبک أنّک تشتهی الدخول علی أهلک؟ قلت: نعم فداکأبیو امّی یا رسولاللّٰه، فقال: غداً إن شاء اللّٰه (1).
بلال را فراخواند و مشتش را پر کرد و فرمود «بلال! با این (پول) برای دخترم فاطمه عطریات بخر»، سپس امّ سلمه را خواست و فرمود «امّ سلمه! برای دخترم تشکی از پارچهی مصری بخر و آن را با لیف درخت خرما پر کن و یک جُبّهی پشمین و یک عبای قطوانی برایش بگیر، بیش از این تهیه نکن که آن دو (حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام ) به اسراف نیفتند».
چند روز صبر کرده به رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره ی دخترش چیزی نگفتم تا این که (یک روز) به دیدن امّ سلمه رفتم او به من گفت «چرا به رسول خدا نمیگویی که تو را به همسرت برساند؟» گفتم «خجالت میکشم چیزی در این باره به او بگویم»، امّ سلمه گفت «به دیدنش برو او خواستهات را خواهد فهمید» (علی علیه السلام ) فرمود «به خانهی پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم و پس از درنگی در محضرش، از خانه بیرون آمدم، دو باره بر او وارد شده و کمی بعد بیرون آمدم»، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود «فکر میکنم بسیار مایلی به همسرت برسی»، عرض کردم «پدر و مادرم به فدایت آری!» فرمود «فردا انشاء اللّٰه».
11 - عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال:
11 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
1) (1)) - دلائل الإمامة: 15. و راجع المناقب للخوارزمی: 348 ضمن ح 364.
أدخل رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم فاطمة علی علیّ علیهما السلام وسترها عباءً، وفرشها إهاب کبش، ووسادتها أدم محشوّة بمسد (1).
رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیها السلام را به خانه علی علیه السلام فرستاد در حالی که پوشش او عبا و فرشش پوست گوسفند و متکایش از چرم پر شده با لیف خرما بود.
12 - عن جابر الأنصاری أنّه رأی النبیّ صلی الله علیه و آله فاطمة وعلیها کساء من أجلّة الإبل وهی تطحن بیدیها وترضع ولدها، فدمعت عینا رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله فقال: یا بنتاه! تعجّلی مرارة الدنیا بحلاوة الآخرة، فقالت:
یا رسولاللّٰه! الحمد اللّٰه علی نعمائه والشکر للّٰهعلی آلائه، فأنزل اللّٰه:
وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَیٰ (2).
12 - جابر انصاری (3)گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیه السلام را دید که در پوششی از پلاس شتر است و با دستان خود دستاس میگرداند و در همان حال بچهاش را شیر میدهد، از دیدگان رسول خدا اشک فرو ریخت و فرمود «دخترم! تلخی کنون دنیا را برای شیرینی آخرت تحمل کن»، فاطمه عرض کرد «ای رسول خدا! خدا را سپاس بر نعمتهایش و خدا را شکر بر عطاهایش»، پس خداوند [این آیه را] نازل فرمود «و زود باشد که پروردگارت [آن قدر] عطایت کند که راضی شوی».
13 - عن محمّد بن قیس قال:
13 - محمد بن قیس گوید:
1) (1)) دلائل الإمامة: 15.
2) (2)) المناقب لابن شهرآشوب: 342/3،عنه البحار: 86/43 ضمن رقم 8. و رواه الإسکافی أیضاً فی التمحیص: 7، والثعلبی فی الکشف و البیان:225/10.والآیة5من سورة الضحیٰ.
3) (3)) جابر بن عبد اللّٰه بن عمرو بن حرام خزرجی انصاری مکنی به ابو عبداللّٰه صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و دوستدار خاندان آن حضرت میباشد. در صفین در رکاب امیرمؤمنان علیه السلام بود. نخستین کسی است که امام حسین علیه السلام را پس از شهادتش زیارت کرد در سن 94 سالگی در مدینه در گذشت و... سفینة البحار: 1 / 532 - 536.
کان النبیّ صلی الله علیه و آله إذا قدم من سفر بدأ بفاطمة علیها السلام فدخل علیها، فأطال عندها المکث. فخرج مرّةً فی سفر فصنعت فاطمة علیها السلام مسَکتین من ورِق (1)وقلادة وقرطین وستراً لباب البیت لقدوم أبیها وزوجها علیهما السلام .
فلمّا قدم رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله دخل علیها فوقف أصحابه علی الباب لا یدرون أیقفون أو ینصرفون لطول مکثه عندها، فخرج علیهم رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله وقد عُرف الغضب فی وجهه حتّی جلس عند المنبر، فظنّت فاطمة علیها السلام أنه إنّما فعل ذلک رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله لما رأی من المسَکتین والقلادة والقرطین والستر، فنزعت قلادتها وقرطیها ومسَکتیها، ونزعت الستر، فبعثت به إلی رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ، وقالت للرسول:قلله صلی الله علیه و آله :تقرأ علیک ابنتک السلام وتقول: اجعل هذا فی سبیل اللّٰه. فلمّا أتاه وخبّره قال صلی الله علیه و آله : فعلت فِداها أبوها - ثلاث مرّات - لیست الدنیا من محمّد ولا من آل محمّد، ولو کانت الدنیا تعدل پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که از سفری باز میگشت نخست به دیدن فاطمه علیها السلام میرفت و پیش او زیاد میماند، یک بار به سفر رفت (در مدتی که پیامبر در سفر بود) فاطمه دو دستبند نقرهای و یک گردن بند و یک جفت گوشواره و یک پرده برای در خانه برای ورود پدر و شوهر خود تهیه کرد، زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از سفر آمد برای دیدن فاطمه علیها السلام وارد خانه شد، یاران او جلو در ایستادند و نمیدانستند بایستند یا به جهت این که ممکن است ماندن پیامبر طول بکشد بروند، (در این حال) دیدند پیامبر از خانه خارج شد و آثار ناراحتی در چهرهاش نمایان بود تا آن که کنار منبر نشست، فاطمه علیها السلام فهمید که پیامبر به جهت دیدن دستبندها و گردن بند و گوشوارهها و پرده این چنین کرد، گردن بند و گوشواره و دستبند را در آورد و پرده را کند و آنها را برای پیامبر فرستاد و به فرستاده گفت «به رسول خدا بگو دخترت به تو سلام میفرستد ومیگوید اینها را در راه خدا بده»، همین که پیک به نزد رسول خدا آمد وپیام فاطمه علیها السلام را به او داد، سه بار فرمود: «پدرش به قربانش آن چه از او انتظار داشتم انجام داد، دنیا شایسته محمد و آل محمد نیست، اگر دنیا
1) (1)) أی السوار من الفضّة. راجع (النهایة:331/4، و: 175/5).
عند اللّٰه من الخیر جناح بعوضة ما أسقی منها کافراً شربة ماء. ثمّ قام فدخل علیها (1).
پیش خدا به اندازهی بال مگسی ارزش داشت شربت آبی از آن را به کافر نمیداد» سپس به پا خاست و نزد فاطمه علیها السلام رفت.
14 - عن أسماء بنت عمیس قالت: کنت عند فاطمة علیها السلام إذ دخل علیها رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم وفی عنقها قلادة من ذهب کان اشتراها لها علیّ بن أبی طالب علیه السلام من فیء، فقال لها رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم :
یا فاطمة! لا یقول الناس إنّ فاطمة بنت محمّد تلبس لبس الجبابرة.
فقطعتها وباعتها واشترت بها رقبة فأعتقتها، فسرّ بذلک رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم (2).
14 - اسماء بنت عمیس گوید: نزد فاطمه علیها السلام بودم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر او وارد شد گردنبندی از طلا در گردن فاطمه بود که علی بن ابیطالب آن را از مال غنیمتی برایش خریده بود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود
«فاطمه جان! مردم نمیگویند که فاطمه دختر محمد همچون ستمگران لباس میپوشد؟!».
در پی این سخن، فاطمه علیها السلام آن را در آورد و فروخت و با پول آن بردهای خرید و آزاد کرد و با این کار رسول خدا صلی الله علیه و آله شادمان گردید.
15 - قال علیّ علیه السلام : إنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله دخل علی ابنته فاطمة علیها السلام وإذا فی عنقها قلادة، 15 - علی علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای دیدن دخترش فاطمه به منزل او در آمد، دید گردن بندی در گردن اوست،
فأعرض عنها، فقطعتها ورمت بها، فقال لها رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله :
أنتِ منّی یا فاطمة.
ثمّ جاء سائل فناولته القلادة، ثمّ قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله :
اشتدّ غضب اللّٰه وغضبی علی مَن أهرق دمی وآذانی فی عترتی (1).
از او روی بگردانید، فاطمه علیها السلام (که چنین دید) گردن بند را پاره کرد و دور انداخت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود «تو از من هستی فاطمه جان!» پس از آن سائلی (به در خانه) آمد آن بانو گردن بند را به او داد، آن گاه رسول خدا فرمود «کسی که خون مرا بریزد و با آزردن عترتم مرا بیازارد خشم خدا و خشم من بر او سخت خواهد بود».
16 - عن عائشة قالت: دخل النبیّ صلی الله علیه و سلم البیت فرأی کِسرة ملقاة، فأخذها فمسحها ثمّ أکلها، وقال:
یا عائشة ! أکرمی کریماً، فإنّها ما نفرت عن قومٍ قطّ فعادت إلیهم (2).
16 - عایشه گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه شد پاره نانی را دید که بر زمین افتاده آن را بر داشت و بر آن دست کشید و سپس آن را خورد و فرمود «ای عایشه! چیز ارزشمند را ارج بنه، که چنین است هر گاه مردمی چیز ارزشمندی را از دست دادند دیگر (هرگز) به آن دست نیافتند».
1 - من کتابٍ لعلیّ علیه السلام إلی عثمان بن حُنیف و هو عامله علی البصرة:
أمّا بعد، یا ابن حُنیف! فقد بلغنی أنّ رجلاً من فتیة أهل البصرة دعاک إلی مأدبة فأسرعتَ إلیها تُستطاب لک الألوان وتُنقل إلیک الجِفان، وما ظننتُ أنّک تجیب إلی طعام قوم عائلهم مجفوّ، وغنیّهم مدعوّ.
فانظر إلی ما تقضمُه من هذا المقضَم، فما اشتبه علیک علمه فالفِظه، وما أیقنت بطیب وجوهه فنل منه.
ألا وإنّ لکلّ مأمومٍ إماماً یقتدی به ویستضیء بنور علمه، ألا وإنّ إمامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، 1 - (نامه امام علی علیه السلام به فرماندار بصره، عثمان بن حنیف انصاری که دعوت مهمانی سرمایهداری از مردم بصره را پذیرفت).
پس ازیاد خدا ودرود! ای پسر حُنیف،به منگزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تورا به مهمانی خویش فراخواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند، وکاسههای پراز غذاپی درپی جلوی تونها دندگمان نمیکردم مهمانی مردمی رابپذیری که نیازمند انشان با ستم محروم شده، و ثروتمند انشان بر سر سفره دعوت شدهاند، اندیشه کن در کجایی؟ وبر سرکدام سفره میخوری؟پسآن غذایی که حلال وحرام بودنش را نمیدانی دور بیفکن، وآنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.
آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی میکند، و از نور دانشش روشنی میگیرد، آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده،
ومن طُعمه بقرصیه. ألا وإنّکم لا تقدرون علی ذلک ولکن أعینونی بورعٍ واجتهاد، وعفّةٍ وسداد، فواللّٰه ما کنزتُ من دنیاکم تِبراً، ولا ادّخرت من غنائمها وفراً، ولا أعددت لبالی ثوبَیَّ طِمراً.
بلی کانت فی أیدینا فدک من کلّ ما أظلّته السماء، فشحّت علیها نفوسُ قومٍ وسخت عنها نفوسُ آخرین. ونِعم الحَکم اللّٰه، وما أصنع بفدک وغیر فدک والنفس مظانّها فی غدٍ جدث (1)تنقطع فی ظلمته آثارها، وتغیب أخبارها، وحفرة لو زید فی فسحتها وأوسعت یدا حافرها لأضغطها الحجر والمدر، وسدّ فُرَجَها التراب المتراکم، وإنّما هی نفسی أروضها بالتقوی لتأتی آمنة یوم الخوف الأکبر، وتثبت علی جوانب المزلق، ولو شئتُ لاهتدیتُ الطریق إلی مصفّی هذا العسل ولباب هذا القمح ونسائج هذا القَزّ.
و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید امّا با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید.
پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقرهای نیندوخته، و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکردهام و بر دو جامهی کهنهام جامهای نیفزودم، (و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانهی تلخ درخت بلوط ناچیزتر است!).
آری از آنچه بر آن سایه افکنده، فَدَک (2)در دست ما بود که مردمی بر آن بُخل ورزیده، و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست.
مرا با فَدَک و غیرفَدَک چه کار؟ در حالی که جایگاه فردای آدمی گور است، که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان میگردد، گودالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده و خاک انباشته رخنههایش را مسدود کند.
من نفس خود را با پرهیزکاری میپرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزها است در أمان، و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد.
من اگر میخواستم، میتوانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافتههای ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم،
1) (1)) أی القبر. (النهایة: 243/1).
2) (2)) پس از فتح خیبر دیگر یهودیان آن سامان را رسولخدا صلی الله علیه و آله صلحکردندو باغات «فَدَک» رابه آن حضرت بخشیدند، ورسول خدا صلی الله علیه و آله ] آن را به فاطمه زهرا علیها السلام اهداء فرمود، و سندی برای آن تنظیم کرد و 5 سال در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله در دست فاطمه علیها السلام قرار داشت اما در حکومت ابابکر آن را غصب کردند. (به کتاب فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام حرف ف، فدک مراجعه کنید).
ولکن هیهات أن یغلبنی هوای ویقودنی جشعی إلی تخیّر الأطعمة، ولعلّ بالحجاز أو الیمامة مَن لا طمع له فی القرص ولا عهد له بالشبع، أو أبیت مبطاناً وحولی بطون غرثی وأکباد حرّی، أو أکون کما قال القائل:
وحسبک داء أن تبیت ببِطنة وحولک أکباد تحنّ إلی القِدّ
أأقنع من نفسی بأن یقال أمیرُالمؤمنین ولا اشارکهم فی مکاره الدهر؟ أو أکون اسوةً لهم فی جُشوبة العیش؟ فما خُلقتُ لیشغلنی أکل الطیّبات کالبهیمة المربوطة همّها علفها، أو المرسلة شغلها تقمّمها، تکترش من أعلافها وتلهو عمّا یراد بها، أو اترک سدیً أو اهمل عابثاً، أو اجرَّ حبل الضلالة، أو أعتسف طریق المتاهة.
وکأنّی بقائلکم یقول:
امّا هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم، در حالی که در «حجاز» یا «یمامه» (1)کسی باشد که به قرص نانی نرسد، و یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پُشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت
«این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم هایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند».
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین علیه السلام خوانند و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم؟ و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم؟
آفریده نشدهام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان افسار بسته پرواری که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده و از آیندهی خود بیخبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفتهاند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم؟ و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟.
گویا میشنوم که شخصی از شما میگوید
1) (1)) یمامه: سرزمینی در جنوب عربستان.
إذا کان هذا قوت ابن أبی طالب فقد قعد به الضعف عن قتال الأقران ومنازلة الشجعان. ألا وإنّ الشجرة البرّیة أصلب عوداً، والروائع الخضرة أرقّ جلوداً، والنباتات البدویة أقوی وقوداً وأبطأ خموداً، وأنا من رسول اللّٰه کالصنو من الصنو والذراع من العضد.
واللّٰه لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولّیتُ عنها، ولو أمکنت الفرص من رقابها لسارعتُ إلیها، وسأجهد فی أن اطهّر الأرض من هذا الشخص المعکوس والجسم المرکوس حتّی تخرج المدرة من بین حَبّ الحصید.
إلیکِ عنّی یا دنیا، فحبلکِ علی غاربکِ، قد انسللتُ من مخالبکِ، وأفلتُّ من حبائلکِ، واجتنبتُ الذهاب فی مداحضکِ، أین القرون الّذین غررتِهم بمداعبِک؟ أین الاُمم الّذین فتنتِهم بزخارفکِ؟ هاهم رهائن القبور ومضامین اللحود. واللّٰه لو کنتِ شخصاً مرئیّاً وقالباً حسّیّاً لأقمتُ علیکِ حدود اللّٰه فی عبادٍ غررتِهم بالأمانی، واُممٍ ألقیتِهم فی المهاوی، «اگر غذای فرزند ابیطالب همین است، پس سُستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است». آگاه باشید! درختان بیابانی، چوبشان سختتر، و درختان کنارهی جویبار پوستشان نازکتر است. درختان بیابانی که با باران سیراب میشوند آتش چوبشان شعله ورتر و پر دوامتر است.
من و رسول خدا صلی الله علیه و آله چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوستهایم، به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی برنتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه میشتابم، و تلاش میکنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کجاندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دآنهها جدا گردد.
ایدنیا از من دورشو، مَهارت را بر پُشت تو نهاده، وازچنگالهایتو رهایی یافتم، و از دامهای تو نجات یافته، و از لغزشگاههایت دوری گزیدهام. کجایند بزرگانی که به بازیچههای خود فرِیبِشان دادهای؟ کجایند امّت هایی که با زَر و زیورت آنها را فریفتی؟ که اکنون در گورها گرفتارند! و درون لَحَدها پنهان شدهاند.
أی دنیا به خدا سوگند! اگر شخصی دیدنی بودی، وقالبحس کردنی داشتی، حدود خدا را بر تو جاری میکردم، به جهت بندگانی که آنها را با آرزوهایت فریب دادی، وملّتهاییکه آنها را به هلاکت افکندی،
وملوکٍ أسلمتِهم إلی التلف وأوردتِهم موارد البلاء، إذ لا وِردَ ولا صَدَرَ. هیهات مَن وطئ دحضکِ زلق، ومَن رکب لججکِ غرق، ومَن ازورّ عن حبائلکِ وفّق. والسالم منکِ لا یبالی إن ضاق به مُناخه، والدنیا عنده کیومٍ حانَ انسلاخه.
اعزبی عنّی، فواللّٰه لا أذلّ لکِ فتستذلّینی، ولا أسلس لکِ فتقودینی . وأیمُ اللّٰه یمیناً أستثنی فیها بمشیئة اللّٰه لأروضنّ نفسی ریاضة تهشّ معها إلی القرْص إذا قدَرَت علیه مطعوماً، وتقنع بالملح مأدوماً، ولأدعنّ مقلتی کعین ماءٍ نضب معینُها مستفرغةً دموعها. أتمتلئ السائمة من رعیها فتبرُک؟ وتشبع الربیضة من عُشبها فتربِض؟ ویأکل علیّ من زاده فیهجع؟ قرّت إذاً عینه إذا اقتدی بعد السنین المتطاولة بالبهیمة الهاملة والسائمة المرعیة.
طوبی لنفس أدّت إلی ربّها فرضها، وعرکت بجنبها بؤسها.
وهجرت فی اللیل غُمضها، حتّی إذا غلب الکری علیها افترشت و قدرتمندانی که آنها را تسلیم نابودی کردی، و هدف انواع بلاها قرار دادی که دیگر راه پس و پیش ندارند، امّا هیهات! کسی که در لغزشگاه تو قدم گذارد سقوط خواهد کرد، و آن کس که بر امواج تو سوار شد غرق گردید، کسی که از دامهای تو رهایی یافت پیروز شد، و آن کس که از تو به سلامت گذشت نگران نیست که جایگاهش تنگ است، زیرا دنیا در پیش او چونان روزی است که گذشت.
از برابر دیدگانم دورشو، سوگند به خدا، رام تو نگردم که خوارم سازی، و مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهی مرا بکشانی، به خدا سوگند، سوگندی که تنها ارادهی خدا در آن است، چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان، هرگاه بیابم شاد شود، و به نمک به جای نان خورش قناعت کند، و آنقدر از چشمها اشک ریزم که چونان چشمهای خشک درآید، و اشک چشمم پایان پذیرد.
آیا سزاوار است که چرندگان، فراوان بخورند و راحت بخوابند، و گلهی گوسفندان پس از چرا کردن به آغُل رو کنند، و علی نیز [همانند آنان] از زاد و توشهی خود بخورد و استراحت کند؟ چشمش روشن باد! که پس از سالیان دراز، چهارپایان رها شده، و گلّههای گوسفندان را الگو قرار دهد!!
خوشا به حال آن کس که مسؤولیتهای واجب را در پیشگاه خدا به انجام رسانده، و در راه خدا هرگونه سختی و تلخی را به جان خریده، و به شب زنده داری پرداخته است، و اگر خواب بر او چیره شده بر روی
أرضها وتوسّدت کفّها فی معشر أسهر عیونهم خوف معادهم، وتجافت عن مضاجعهم جنوبهم. وهمهمت بذِکر ربّهم شفاهُهم، وتقشّعت بطول استغفارهم ذنوبهم أُوْلَٰل-ِکَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلَآ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (1)فاتّق اللّٰه یا ابن حُنیف، ولتکفِک أقراصُک لیکون من النار خلاصُک (2).
زمین خوابیده، و کف دست را بالش خود قرار داده و درگروهی است که ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده، وپهلواز بسترها گرفته، و لبهایشان به یاد پروردگار در حرکت و با استغفار طولانی گناهان را زدودهاند «آنان حزب خداوندند، و همانا حزب خدا رستگار است».
پس از خدا بترس ای پسر حُنیف (3)، و به قرصهای نان خودت قناعت کن، تا تو را از آتش دوزخ رهایی بخشد.
1 - عن جعفر بن محمّد عن آبائه علیهم السلام أنّ أمیرالمؤمنین علیه السلام کتب إلی عمّاله: أدقّوا أقلامکم، وقاربوا بین سطورکم، واحذفوا عنّی فضولکم، واقصدوا قصد المعانی، وإیّاکم والإکثار، فإنّ أموال المسلمین لا تحتمل الإضرار (4).
1 - امام جعفر صادق علیه السلام از پدرانش نقل میکند که امیر مؤمنان علیه السلام به کارگزارانش (این چنین) نوشت: قلمهایتان را نازک کنید و سطرها را به هم نزدیک کنید، برای من عبارات اضافی را حذف کنید، در پی فهماندن معنی باشید و از زیاده گویی بپرهیزید، چرا که اموال مسلمانان تحمل ضرر ندارد (نباید به اموال مسلمانان ضرر وارد شود).
1) (1)) المجادلة: 22.
2) (2)) نهج البلاغة (شرح محمّد عبده): 70/3 - 75 (ترجمه دشتی: 552 - 557 نامه 45).
3) (3)) الخصال: 310 ح 85، عنه البحار: 105/41 ح 6، و: 49/76 ح 2، و: 275/104 ح 1.
4) (4)) عثمان بن حنیف بن وهب الأنصاری الأوسی صحابی است. در جنگ احد و جنگهای پس از آن شرکت کرد از جانب عمر ولایت سواد کوفه به وی داده شد. و از جانب امیرمؤمنان علی علیه السلام ولایت بصره را یافت و هنگامی که فتنه جمل برخاست یاران عایشه وی را بر ضد علی علیه السلام دعوت کردند، و او نپذیرفت پس موی ریش و ابرو و سرش را کندند و او به علی پیوست پس از شهادت آن حضرت زنده بود و در زمان معاویه در کوفه از دنیا رفت. «نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 205/16 و منتهی الآمال: 288/1، الأعلام زرکلی چاپ اول: 625».
1 - کتب [علیّ] علیه السلام إلی زیاد - وهو خلیفة عبداللّٰه بن العبّاس بالبصرة - یستحثّه بحمل مال مع سعد مولاه، فاستحثّه فأغلظ له زیاد وشتمه،
فلمّا قدم سعد علی علیّ شکا إلیه وعابه عنده وذکر منه تجبّراً وإسرافاً، فکتب علیّ علیه السلام إلیه:
إنّ سعداً ذکر لی أنّک شتمته ظالماً وجبَهته تجبّراً وتکبّراً، وقد قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله :
الکبریاء والعظمة للّٰهفمَن تکبّر سخط اللّٰه علیه.
وأخبرنی أنّک مستکثر من الألوان فی الطعام، وأنّک تدهن فی کلّ یوم.
فماذا علیک لو صمت للّٰهأیّاماً وتصدّقت ببعض ما عندک محتسباً 1 - علی علیه السلام به زیاد - که جانشین عبداللّٰهبن عباس در بصره بود - نامهای نوشت و در آن نامه مصرانه از او خواست که هر چه زودتر اموالی را به همراهی غلام آزاد شدهاش به نام سعد به نزد آن حضرت بفرستد، سعد نیز با پافشاری از زیاد خواست که اقدام کند. به جهت اصرار او، زیاد با او تندی کرد و به او ناسزا گفت. هنگامی که سعد از بصره بازگشت و به محضر علی علیه السلام رسید پیش او از زیاد شکایت کرد و بر او عیب گرفت و از خود بزرگ بینی و ولخرجی او یاد کرد. در پی آن، علی علیه السلام به او چنین نوشت: سعد میگوید «که به ناحق به او دشنام دادهای و با غرور و نخوت با او برخورد کردهای» با آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: بزرگ منشی و عظمت ویژهیخدا است پس کسی که خود را بزرگ پندارد خدا بر او خشم گیرد، او باز به من خبر داد که «از غذاهای رنگارنگ بسیار استفاده میکنی و این که تو هر روز روغن به خود میزنی» چه میشد اگر روزهایی را روزه بگیری وپارهایاز چیزهایی را که داری برای خدا صدقه دهی
وأکلت طعامک فی مرّة مراراً أو أطعمته فقیراً؟ أتطمع - وأنت متقلّب فی النعیم تستأثر به علی الجار المسکین والضعیف الفقیر والأرملة والیتیم - أن یجب لک أجر الصالحین المتصدّقین؟
وأخبرنی أنّک تتکلّم بکلام الأبرار وتعمل عمل الخطّائین، فإن کنت تفعل ذلک فنفسک ظلمت وعملک أحبطت، فتب إلی ربّک وأصلح عملک واقتصد فی أمرک وقدّم الفضل لیوم حاجتک إن کنت من المؤمنین، وادّهن غبّاً ولا تدّهن رفهاً، فإنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله قال: ادّهنوا غبّاً ولا تدّهنوا رفهاً، والسلام (1).
و غذای یک وعدهات را چندین بار بخوری یا به بینوایی بخورانی؟ آیا تو - با آن که در نعمت غوطه وری و همسایه بیچاره و ناتوان بینوا و زن بیوه و بچه یتیم را از آن بی نصیب گذاشته و تنها خودت از آن بهره میبری - امید داری که پاداش شایستگان و پرهیزگاران به تو داده شود؟
به من گزارش داد که سخن نیکان بر زبان رانی ولی کار خطاکاران کنی اگر چنین میکنی به خود ستم کردهای و تلاش خود را تباه ساختهای پس اگر از گروه مؤمنان هستی به سوی پروردگارت باز گرد و کارت را اصلاح کن و میانه روی (در زندگی) را پیشه ساز و زیادی را برای روز نیازت پیش فرست، یک روز در میان روغن بزن ولی از روی هوس رانی نباشد زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «یک روز در میان روغن بزنید و به جهت رفاهطلبی روغن نزنید» و السلام.
1 - ضمنعهد له علیه السلام کتبهللأشتر النخعی - قال علیه السلام : اللّٰه اللّٰه فیالطبقة السفلی منالّذین لاحیلة لهم والمساکین والمحتاجین وأهل البؤسی والزمنی، 1) سیمای محرومان و مستضعفان
سپس - حضرت خطاب به مالک اشتر - فرمود: خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، که هیچ چارهای ندارند، [و عبارتند] از زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان.
1) (1)) جُمل من أنساب الأشراف: 392/2.
فإنّ فی هذه الطبقة قانعاً ومعترّاً.
واحفظ للّٰهما استحفظک من حقّه فیهم، واجعل لهم قسماً من بیت مالک وقسماً من غلّات صوافی الإسلام فی کلّ بلد،
فإنّ للأقصی منهم مثل الّذی للأدنی، وکلٌّ قد استُرعیتَ حقّه فلا یشغلنّک عنهم بطر، فإنّک لا تعذر بتضییعک التافه لإحکامک الکثیر المهمّ، فلا تشخص همّک عنهم، ولا تصعّر خدّک لهم.
وتفقّد امور مَن لا یصل إلیک منهم ممّن تقتحمه العیون وتحقِره الرجال، ففرّغ لاُولئک ثقتک من أهل الخشیة والتواضع، فلیرفع إلیک امورهم،
ثمّ اعمل فیهم بالإعذار إلی اللّٰه یوم تلقاه، فإنّ هؤلاء من بین الرعیة أحوج إلی الإنصاف من غیرهم، وکلٌّ فأعذر إلی اللّٰه فی تأدیة حقّه إلیه.
وتعهّد أهل الیُتم وذوی الرقّة فی السنّ ممّن لا حیلة له ولا ینصب للمسألة نفسه، وذلک علی الولاة ثقیل،
والحقّ کلّه ثقیل، همانا در این طبقه محروم گروهی خویشتنداری کرده، و گروهی به گدایی دست نیاز بر میدارند، پس برای خدا پاسدار حقّی باش که خداوند برای این طبقه معیّن فرموده است: بخشی از بیتالمال، و بخشی از غلّههای زمینهای غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیکترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسؤول رعایت آن میباشی.
مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد، که هرگز انجام کارهای فراوان و مهم عذری برای ترک مسؤولیّتهای کوچکتر نخواهد بود.
پس همواره در فکر مشکلات آنان باش ،و از آنان روی برمگردان، به ویژه امورکسانی را از آنان بیشتر رسیدگی کن که از کوچکی به چشم نمیآیند و دیگران آنان را کوچک میشمارند و کمتر به تو دسترسی دارند.
برای این گروه، از افراد مورد اطمینان خود که خداترس و فروتنند فردیرا انتخاب کن، تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کند. سپس در رفع مشکلاتشان به گونهای عمل کن که در پیشگاه خدا عذری داشته باشی، زیرا این گروه در میان رعیّت بیشتر از دیگران به رعایت انصاف نیازمندند، و حق آنان را به گونهای بپرداز که در نزد خدا معذور باشی، از یتیمان خردسال، و پیران سالخورده که راه چارهای ندارند. و دست نیاز بر نمیدارند، پیوسته دلجویی کن و این مسؤولیّتی سنگین بر دوش زمامداران است، اگر چه حقّ، همهاش سنگین است،
وقد یخفّفه اللّٰه علی أقوامٍ طلبوا العاقبة فصبّروا أنفسهم ووثقوا بصدق موعود اللّٰه لهم. واجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرّغ لهم فیه شخصک، وتجلس لهم مجلساً عامّاً فتتواضع فیه للّٰهالّذی خلقک، وتُقعِد عنهم جندک وأعوانک من أحراسک وشُرَطک ، حتّی یکلّمک متکلّمهم غیرَ متتعتع، فإنّی سمعت رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله یقول فی غیر موطن: «لن تقدّس امّة لا یؤخذ للضعیف فیها حقّه من القویّ غیر متتعتع».
ثمّ احتمل الخُرق منهم والعِیّ.
ونحّ عنک الضیق والأنَف یبسط اللّٰه علیک بذلک أکناف رحمته، ویوجب لک ثواب طاعته. وأعط ما أعطیت هنیئاً، وامنع فی إجمالٍ وإعذار... (1).
ثمّ قال علیه السلام : وأمّا بعد، فلا تطوّلنّ احتجابک عن رعیّتک، فإنّ احتجاب الولاة عن الرعیة شعبة من الضیق، وقلّة علمٍ بالاُمور، والاحتجاب منهم یقطع و خداوند آن را بر مردمی آسان میکند که سرانجام نیک را خواهانند و خود را بر شکیبایی وا میدارند، و به وعدههای پروردگار اطمینان دارند.
پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصاً به امور آنان رسیدگی کنی، و در مجلس عمومی با آنان بنشینی پس و در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب درسخن گفتن با تو گفتگو کند، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها شنیدم که میفرمود:
«ملّتی که حق ناتوانان را از زورمندان، بیاضطراب و بهانهای باز نستاند، رستگار نخواهد شد»
پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن، و تنگ خویی و خودبزرگبینی را از خود دورساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید، و تو را پاداش اطاعت ببخشاید، آنچه به مردم میبخشی بر تو گوارا باشد، و اگر چیزی را از کسی باز میداری با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد... .
سپس فرمود:هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، که پنهان بودن رهبران، نمونهای از تنگ خویی و مایهی کم اطّلاعی در امور جامعه میباشد. پنهان شدن
1) (1)) نهج البلاغة (شرح محمّد عبده) : 100/3 - 102 (ترجمه دشتی: 584 - 587).
عنهم علم ما احتجبوا دونه، فیصغر عندهم الکبیر، ویعظم الصغیر، ویقبُح الحسن ویحسُن القبیح، ویُشابُ الحقّ بالباطل.
وإنّما الوالی بشرٌ لا یعرف ما تواریعنهالناس به من الاُمور، ولیست علی الحقّ سمات تُعرف بها ضروب الصدق من الکَذب، وإنّما أنت أحد رجلین: إمّا امرؤٌ سخَت نفسک بالبذل فی الحقّ ففیم احتجابک من واجب حقّ تعطیه أو فعل کریم تسدیه؟ أو مبتلی بالمنع فما أسرع کفّ الناس عن مسألتک إذا أیسوا مِن بَذلِک؟ مع أنّ أکثر حاجات الناس إلیک ممّا لا مؤونة فیه علیک، من شَکاة مظلمة أو طلب إنصاف فی معاملة.
ثمّ إنّ للوالی خاصّةً وبطانةً فیهم استئثار وتطاول، وقلّة إنصاف فی معاملة، فاحسم مادّة اولئک بقطع أسباب تلک الأحوال، ولا تقطعنّ لأحدٍ من حاشیتک وحامّتک قطیعة، ولا یطمعنّ منک فی اعتقاد عقدة تضرّ بمن یلیها من الناس فی شربٍأوعملٍمشترک یحملون از رعیّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز میدارد، پس کار بزرگ، اندک، و کار اندک بزرگ جلوه میکند، زیبا زشت، و زشت زیبا مینماید، و باطل به لباس حق درآید. همانا زمامدار، آنچه را که مردم از او پوشیده دارند نمیداند، و حق را نیز نشانهای نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود، و تو به هر حال یکی از آن دو نفر میباشی:
یا خود را برای جانبازی در راه حق آماده کردهای که در این حال، نسبت به حقّ واجبی که باید بپردازی یا کار نیکی که باید انجام دهی ترسی نداری، پس چرا خود را پنهان میداری؟ و یا مردی بخیل و تنگ نظری، که در این صورت نیز مردم چون تو را بنگرند مأیوس شده از درخواست کردن باز مانند.
با اینکه بسیاری از نیازمندیهای مردم رنجی برای تو نخواهد داشت، که شکایت از ستم دارند و خواستار عدالتند، یا در خرید و فروش خواهان انصافند.
همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، و به هیچ کدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را واگذار مکن، و به گونهای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند، مانند آبیاری مزارع، یا زراعت مشترک؛
مؤونته علی غیرهم، فیکون مَهنأ ذلک لهم دونک، وعیبُه علیک فی الدنیا والآخرة... (1).
ثمّ قال علیه السلام : وإیّاک والمنّ علی رعیّتک بإحسانک، أو التزیّد فیما کان من فعلک أو أن تَعِدَهم فتُتبِع موعدک بخُلفک، فإنّ المنّ یبطل الإحسان، والتزیّد یَذهب بنور الحقّ، والخُلف یوجب المقت عند اللّٰه والناس، قال اللّٰه تعالی: کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللّٰهِ أَن تَقُولُوا ْ مَا لَاتَفْعَلُونَ (2).
که هزینههای آن را بر دیگران تحمیل کنند، در آن صورت سودش برای آنان، و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو خواهد ماند... .
سپس فرمود: مبادا هرگز با خدمتهایی که انجام دادی بر مردم منّت گذاری، یا آنچه را انجام دادهای بزرگ بشماری، یا مردم را وعدهای داده، سپس خُلف وعده نمایی!
منّت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین میبرد، و کاری را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را بر میانگیزاند که خدای بزرگ فرمود: «دشمنی بزرگ نزد خدا آن که بگویید وعمل نکنید»
1 - روی أنّ شریح بن الحارث قاضی أمیرالمؤمنین علیه السلام اشتری علی عهده داراً بثمانین دیناراً، فبلغه ذلک فاستدعاه وقال له: بلغنی أنک ابتعت داراً بثمانین دیناراً وکتبت کتاباً وأشهدت فیه شهوداً، فقال شریح: قد کان ذلک یا أمیرالمؤمنین. قال: فنظر إلیه نظر مغضب ثمّ قال له: یا شریح! أما إنّه سیأتیک مَن لا ینظر فی کتابک، ولا یسألک عن بیّنتک حتی یخرجک منها شاخصاً، ویُسلمک إلی قبرک خالصاً. فانظر یا شریح لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک أو نقدت الثمن من غیر حلالک، فإذاً أنت قد خسرت دار الدنیا ودار الآخرة. أما إنّک لو أتیتنی عند شرائک ما اشتریت لکتبت لک کتاباً علی هذه النسخة فلم ترغب فی شراء هذه الدار بدرهم فما فوق.
به من خبر دادند که خانهای به هشتاد دینار خریدهای، وسندی برای آن نوشتهای، و گواهانی آن را امضاء کردهاند.
شریح گفت: آری ای امیرمؤمنان (1)، امام علیه السلام نگاه خشم آلودی به او کرد و فرمود:
ای شریح! به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشته ات نگاه نمیکند، و از گواهانت نمیپرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد.
ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست دادهای.
اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سَنَدی مینوشتم که دیگر برای خرید آن حتّی به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی،
1) (1)) شریحبن حارث را عمر منصب قضاوت داد و حدود 60 سال در مقام خود باقی ماندامّا سه سال در دوران عبداللّٰه بن زبیر از قضاوت کناره گرفت و در زمان حجّاج استعفا داد،در دوران حکومت امام علیه السلام خلافیمرتکبشد که او را به روستای در اطراف مدینه تبعید کرد و دوباره به کوفه بازگرداند.
والنسخة: هذا ما اشتری عبدٌ ذلیل من عبدٍ قد ازعج للرحیل، اشتری منه داراً من دار الغرور من جانب الفانین وخطّة الهالکین، ویجمع هذه الدار حدودٌ أربعة: الحدّ الأوّل ینتهی إلی دواعی الآفات، والحدّ الثانی ینتهی إلی دواعی المصیبات، والحدّ الثالث ینتهی إلی الهوی المُردی، والحدّ الرابع ینتهی إلی الشیطان المُغوی، وفیه یُشرع باب هذه الدار. اشتری هذا المغترّ بالأمل من هذا المزعج بالأجل هذه الدار بالخروج من عزّ القناعة والدخول فی ذُلّ الطلب والضراعة، فما أدرک هذا المشتری فیما اشتری من دَرَکٍ، فعلی مبلبِل أجسام الملوک وسالب نفوس الجبابرة ومزیل مُلک الفراعنة مثل کسری وقیصر، وتُبّع وحِمیَر، ومن جمع المال علی المال فأکثر، وبنی وشیّد وزخرف، ونجّد وادّخر، واعتقد ونظر بزعمه للولد إشخاصهم جمیعاً إلی موقف العَرْض والحساب، وموضع الثواب والعقاب. إذا وقع الأمر آن سند را چنین مینوشتم:
این خانهای است که بندهای خوار آن را از بندهی آمادهی کوچ خریده، خانهای از سرای غرور، که در محلّه نابودشوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهی میگردد:
یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوّم آن به مصیبتها، و سوی سوم به هوا وهوسهای سُست کننده، وسوی چهارمآن به شیطان گمراه کننده ختم میشود و دَرِخانه به روی شیطان گشودهاست.این خانه را فریب خوردهی آزمند، از کسی که خودبهزودی از جهان رخت برمیبندد،به مبلغی که او را از عزّت و قناعت خارج و به خواری و دنیا پرستی کشانده، خریداری کرده است.
هرگونه نقصی در این معامله باشد، بر عهدهی پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جبّاران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون کسریٰ و قیصر و تُبَّع و حمیر را نابوده کرده است (1).
آنان که مال فراوان گردآورده بر آن افزودند، و آنان که قصرها ساخته، ومحکم کاری کردند، طلاکاری کرده، و زینت دادند، فراوان اندوختند، و نگهداری کردند، وبه گمان خود برای فرزندان خود باقی گذاشتند همگی آنان به پای حسابرسی الهی، و جایگاه پاداش و کیفر رانده میشوند، آنگاه که فرمان داوری
1) (1)) فرعون، لقب پادشاهان مصر، و کسریٰ، لقب پادشاهان ایران و قیصر، لقب امپراطوران روم، و تُبّع، لقب فرمانگزاران یَمن، و حمیر لقب پادشاهان جنوب عربستان پیش از اسلام بود.
بفصل القضاء وَ خَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ (1)شهد علی ذلک العقل إذا خرج من أسر الهوی وسلم من علائق الدنیا (2).
و قضاوت نهایی صادر شود «پس تبهکاران زیان خواهند دید»
به این واقعیّتها عقل گواهی میدهد هرگاه که از اسارت هوای نفس نجات یافته، و از دنیاپرستی به سلامت بگذرد.
1 - عن علیّ بن أبی رافع قال:
کنت علی بیت مال علیّ بن أبی طالب علیه السلام و کاتبه، و کان فی بیت ماله عقد لؤلؤ کان أصابه یوم البصرة. قال: فأرسلت إلیَّ بنت علیّ بن أبی طالب علیه السلام فقالت لی:
بلغنی أنّ فی بیت مال أمیرالمؤمنین علیه السلام عقد لؤلؤ و هو فی یدک و أنا احبّ أن تعیرنیه أتجمّل به فی أیّام عید الأضحی، فأرسلت إلیها: عاریة مضمونة مردودة یا بنت أمیرالمؤمنین؟ فقالت: نعم عاریة مضمونة مردودة بعد ثلاثة أیّام، فدفعته إلیها، و أنّ أمیرالمؤمنین علیه السلام رآه علیها فعرفه، فقال لها: من أین صار إلیکِ هذا العقد؟ فقالت:
استعرته من علیّ بن أبی رافع خازن بیت مال أمیرالمؤمنین لأتزیّن به فی العید ثمّ أردّه، قال:
فبعث إلیَّ أمیرالمؤمنین علیه السلام فجئته، فقال لی: أتخون المسلمین یا ابن أبی رافع؟!! 1 - علی بن ابی رافع گوید: من خزانه دار بیت المال علی بن ابیطالب علیه السلام و منشی او بودم. در بیت المال او گردن بند مرواریدی از غنیمتهای جنگ بصره بود، دختر علی بن ابیطالب علیه السلام (کسی را) پیش من فرستاد وگفت: به من گفتهاند که در بیت المال امیر مؤمنان گردن بند مرواریدی است که در اختیار تو است و من میخواهم تو آن را به من عاریه دهی تا در روز عید قربان از آن بهره ببرم (به او پیام دادم که) ای دختر امیرمؤمنان! به این شرط (میدهم) که عاریه مضمونه باشد و پس از سه روز برگردانده شود، او پذیرفت که عاریه مضمونه بوده پس از سه روز آن را برگرداند، گردن بند را برایش فرستادم، امیرمؤمنان علیه السلام آن را در گردن او دید و شناخت، به او گفت «این گردن بند از کجاست؟» عرض کرد «از علی بن ابی رافع خزانه دار بیتالمال امیرمؤمنان علیه السلام ، آن را عاریه گرفتهام تا در روز عید خود را با آن بیارایم و بعد به او برگردانم».
امیر مؤمنان مرا احضار کرد، به محضرش رفتم (مرا که دید) فرمود «ای پسر ابی رافع! آیا به مسلمانان خیانت میکنی؟»
فقلت له: معاذ اللّٰه أن أخون المسلمین، فقال: کیف أعرتَ بنت أمیرالمؤمنین العقد الّذی فی بیت مال المسلمین بغیر إذنی ورضاهم؟!!فقلت:یاأمیرالمؤمنین! إنّها ابنتک و سألتنی أن اعیرها إیّاه تتزیّن به فأعرتها إیّاه عاریة مضمونة مردودة فضمنته فی مالی و علیَّ أن أردّه سلیماً إلی موضعه، قال: فردّه من یومک و إیّاک أن تعود لمثل هذا فتنالک عقوبتی. ثمّ قال: أولی لابنتی لو کانت أخذت العقد علی غیر عاریة مضمونة مردودة لکانت إذاً أوّل هاشمیّة قطعت یدها فی سرقة. قال: فبلغ مقالته ابنته فقالت له: یا أمیرالمؤمنین! أنا ابنتک و بضعة منک فمَن أحقّ بلبسه منّی؟ فقال لها أمیرالمؤمنین علیه السلام : یا بنت علیّ بن أبی طالب! لا تذهبنّ بنفسکِ عن الحقّ أکلّ نساء المهاجرین تتزبّن فی هذا العید بمثل هذا؟! قال:
فقبضته منها ورددته إلی موضعه (1).
عرض کردم «به خدا پناه میبرم از این که به مسلمانان خیانت کنم»، فرمود «چگونه بدون اجازهی من و رضایت مسلمانان، گردن بندی را که در بیت المال مسلمانان بود به دختر امیرمؤمنان عاریه دادی؟» عرض کردم، «ای امیر مؤمنان! او دختر شما بود و از من خواست که آن را برای زینت کردن به او عاریه دهم من هم به صورت عاریه مضمونهای که بر میگردد به او دادم و از مال خودم آن را ضمانت کردم و بر من است که آن را سالم به جایش برگردانم»، (آن حضرت) فرمود «همین امروز آن را برگردان و مبادا دگرباره چنین کاری از تو سرزند که تو را کیفر خواهم داد» سپس فرمود «وای بر (حال) دخترم اگر گردن بند را بدون شرط عاریه مضمونه مردوده گرفته بود، بیشک در این صورت او نخستین زن هاشمی بود که دستش را به جرم دزدی قطع میکردم»، سخن امیر مؤمنان به گوش دخترش رسید به او گفت «ای امیرمؤمنان! من دختر شما و پارهی تن شما هستم چه کسی از من سزاوارتر است که از آن بهره برد؟» (علی علیه السلام ) به او فرمود «از حق تجاوز نکن آیا همه زنان مهاجران در این عید با چنین گردن بندی زینت میکنند؟» ابن ابی رافع گوید «گردنبند را از او گرفتم و به جای خود برگرداندم».
1) (1)) تهذیب الاَحکام: 151/10 ح 606، عنه المناقب لابن شهرآشوب: 108/2.
1 - استعدی زیاد بن شدّاد الحارثی (صاحب رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله ) علی أخیه عُبیداللّٰه بن شدّاد فقال:
یا أمیرالمؤمنین! ذهب أخی فی العبادة وامتنع أن یساکننی فی داری ولبس أدنی ما یکون من اللباس، قال: یا أمیرالمؤمنین! تزیّنت بزینتک ولبست لباسک، قال: لیس لک ذلک، إنّ إمام المسلمین إذا ولی امورهم لبس لباس أدنی فقیرهم لئلاّ یتبیّغ بالفقیر فقره فیقتله، فلأعلمنّ ما لبست إلّامن أحسن زیّ قومک وَأَمّٰا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّث (1)فالعمل بالنعمة أحبّ إلیَّ من الحدیث بها (2).
2 - عن مُعلّی بن خُنَیس عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: إنّ علیّاً علیه السلام کان عندکم فأتی بنیدیوان واشتری ثلاثة 1 - زیاد بن شدّاد حارثی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از دست برادرش عبیداللّٰه بن شدّاد، امیرمؤمنان علیه السلام را به یاری طلبید و عرض کرد «ای امیرمؤمنان! برادرم به عبادت روی آورده است و از این که با من در خانهام زندگی کند پرهیز میکند و بیارزشترین جامه را پوشیده است».
عبیداللّٰه بن شدّاد عرض کرد «ای امیرمؤمنان! من هم چون شما خود را آراستهام و مانند شما لباس پوشیدهام».
حضرت فرمود «این کار برای تو روا نیست؛ زیرا پیشوای مسلمانان چون امور آنان را عهدهدار شود پستترین لباس نیازمندان آنان را میپوشد تا فقر و تنگدستی، فقیر را از جا بدر نبرد که او را بکشد، پس همانا به تو میگویم که نپوشی مگر از نیکوترین لباس مناسب در میان نزدیکان و آشنایانت» [و این آیه را قراءت فرمود] «و امّا نعمت پروردگارت را بازگوی» [و ادامه داد:] پس به کار بستن نعمت، نزد من محبوبتر است از بیان کردن آن.
2 - مُعلّی بن خُنَیس از امام صادق علیه السلام روایت میکند که فرمود: حضرت علی علیه السلام که در [میان] شما [مردم] بود نزد قبیلهی بنیدیوان رفت و سه
أثواب بدینار، القمیص إلی فوق الکعب، والإزار إلی نصف الساق، والرداء من بین یدیه إلیثدییه ومن خلفه إلی ألیتیه، ثمّ رفع یده إلی السماء، فلم یزل یحمد اللّٰه علی ما کساه حتّی دخل منزله ثمّ قال: هذا اللّباس الّذی ینبغی للمسلمین أن یلبسوه، قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : ولکن لا یقدرون أن یلبسوا هذا الیوم، ولو فعلناه لقالوا: مجنون، ولقالوا:
مرائی، واللّٰه تعالی یقول: وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ (1)قال:وثیابکارفعهاولا تجرّها، وإذا قام قائمنا کان هذا اللّباس (2).
3 - قال علیّ أمیرالمؤمنین علیه السلام فی کتابه لزیاد بن أبیه: فدع الإسراف مقتصداً، واذکر فی الیوم غداً، وأمسک من المال بقدر ضرورتک، وقدّم الفضل لیوم حاجتک، أترجو أن یعطیک اللّٰه أجر المتواضعین وأنت عنده من المتکبّرین؟! وتطمع وأنت متمرّغ فی النعیم تمنعه الضعیف والأرملة أن یوجب لک ثواب المتصدّقین؟! وإنّما المرء مَجْزیّ بما أسلف، وقادم علی ما قدّم (3).
لباس به یک دینار خرید: یک پیراهن تا بالای مچ پا، یک لباس [شلوار] تا وسط ساق پا و یک ردا [روپوش] که از جلو تا سینهها و از پشت تا رانهایش را پوشش میداد.
آن گاه دست به آسمان بلند کرد وپیوسته خدا را برای این لباسها میستود تا وارد منزلش شد، پس فرمود «اینلباسیاستکه سزاوار است مسلمانان بپوشند».
آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: ولی امروز مسلمانان نمیتوانند این گونه بپوشند و ما اگر [این گونه] بپوشیم میگویند دیوانه است، و میگویند ریاکار است. و خداوند متعال میفرماید «و لباست را پاک کن» [یعنی] و لباست را بالا بزن و روی زمین نکشان. و آن گاه که قائم ما قیام کند لباساش، آن گونه خواهد بود.
سفارش به ساده زیستی و قناعت
3 - امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامهی خود به زیاد بن أبیه نوشت: [ای زیاد] از اسراف بپرهیز و میانهروی را برگزین، و از امروز در فکر فردا باش، و از اموال دنیا به اندازهی کفاف خویش نگهدار و زیادی را برای روز نیازمندیات [در آخرت] پیش فرست. آیا امید داری که خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد در حالی که نزد خدا از متکبرانی؟! و وقتی خود در ناز و نعمت غوطه میخوری و تهیدستان و بیوهزنان رااز آن محروم ساختهای، آیا طمع داری که این رفتار،تو را به پاداش انفاق کنندگان برساند؟! همانا انسان به آنچه پیش فرستاده است پاداش میگیرد و به آن وارد خواهد شد.
4 - عن أبیخداش المهری قال:
مرّ بنا بالبصرة مولیً للرضا علیه السلام یقال له عُبید، فقال: دخل قوم من أهل خراسان علی أبیالحسن علیه السلام فقالوا له: إنّ الناس قد أنکروا علیک هذا اللباس الّذی تلبسه، قال: فقال لهم : إنّ یوسف بن یعقوب علیه السلام کان نبیّاً ابن نبیّ، ابن نبیّ وکان یلبس الدیباج ویتزرّر بالذهب ویجلس مجالس آل فرعون، فلم یضعه ذلک، وإنّما یذمّ لو احتیج منه إلی قسطه، وإنّما علی الإمام أنّه إذا حکَم عدَل، وإذا وعدَ وفیٰ، وإذا حدّث صدق . وإنّما حرّم اللّٰه الحرام بعینه ما قلّ منه وما کثر، وأحلّ اللّٰه الحلال بعینه ما قلّ منه وما کثر (1).
5 - عن محمّد بن عیسی قال:
أخبرنی مَن أخبر عنه - یعنی الرضا علیه السلام - أنّه قال: إنّ أهل الضعف من موالیّی یحبّون أن أجلس علی اللّبود (2)وألبس الخشن، ولیس یتحمّل الزمان ذلک (3).
رعایت تناسب زمان وموقعیت و وظیفه حاکم
4 - از ابیخِدٰاش مهری نقل شده است کهگفت:
در بصره، یکی از غلامان امام رضا علیه السلام که به او عبید میگفتند با ما برخورد کرد. او گفت:
گروهی از اهل خراسان بر امام رضا علیه السلام وارد شدند و به او عرضه داشتند:
مردم این لباس را که شما پوشیدهاید مناسب نمیدانند.
حضرت به آنان فرمود: یوسف فرزند یعقوب علیهما السلام که پیامبر و فرزند پیامبر و نوهی پیامبر بود لباس دیبا میپوشید و دگمهی طلا به کار میبرد و در مجالس آل فرعون [حاکمان آن زمان] مینشست و این از شأن او نمیکاست؛ بلی در جایی که عدالت آن (پیشوا) مورد نیاز باشد [و او کوتاهی کند] نکوهش میشود.
وظیفه امام این است که اگر داوری کند به عدل حکم کند و هنگامی که وعده کرد وفا کند و اگر سخن گفت راست بگوید؛ و خداوند عین حرام را حرام کرده است، چه کم باشد چه زیاد و عین حلال را حلال شمرده است، چه کم باشد چه زیاد.
5 - محمد بن عیسی نقل میکند که از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمود:
دوستان کوتهفکر من دوست دارند که من بر روی نمد بنشینم و لباس خشن بپوشم، در حالی که زمانه آن را نمیپذیرد.
6 - عن حمّاد بن عثمان قال: کنت حاضراً عند أبیعبداللّٰه علیه السلام إذ قال له رجل: أصلحک اللّٰه، ذکرتَ أنّ علیّ بن أبیطالب علیه السلام کان یلبس الخشن، یلبس القمیص بأربعة دراهم، وما أشبه ذلک، ونری علیک اللّباس الجیّد؟! قال فقال له: إنّ علیّ بن أبیطالب علیه السلام کان یلبس ذلک فی زمان لا ینکر، ولو لبس مثل ذلک الیوم لشُهر به، فخیر لباس کلّ زمان لباس أهله، غیر أنّ قائمنا إذا قام، لبس لباس علیّ علیه السلام وسار بسیرته (1).
7 - عن معمر ابن خلاد، قال: «ذکر القائمعند أبی الحسن الرضا علیه السلام ، فقال:
أنتم الیوم أرخی بالا منکم یومئذ، قالوا:
وکیف؟ قال: لو قد خرج قائمنا علیه السلام لم یکن إلا العلق والعرق والنوم علی السروج، وما لباس القائم علیه السلام إلا الغلیظ، وما طعامه إلا الجشب» (2).
6 - حمّاد بن عثمان میگوید: نزد امام صادق علیه السلام حاضر بودم که مردی به او گفت:
خداوند امورت را اصلاح کند! خود فرمودی که أمیرمؤمنان علیه السلام لباس خشن میپوشید، پیراهن چهاردرهمی و مشابه آن میپوشید، و اکنون بر تن تو لباس فاخر میبینیم؟!
امام به او فرمود: أمیرمؤمنان علیه السلام آن لباس را در زمانی میپوشید که ناپسند دانسته نه میشد و اگر امروز کسی آن را بپوشد انگشتنما میشود.
بهترین لباس برای هر زمان لباس اهل آن زمان است، جز این که وقتی قائم ما قیام کند لباس علی علیه السلام رامیپوشد و به روش او عمل میکند.
7 - معمر بن خلاد میگوید در محضر امام رضا علیه السلام از حضرت قائم (عج) سخن به میان آمد حضرت فرمود: امروز خاطر شما آسوده و راحتی است نسبت به زمان ظهور آن حضرت اگر در رکابش باشید - عرض شد چگونه؟
فرمود: اگر قائم ما (حضرت مهدی) ظهور کند جز سختی وگرفتاری وریختن عرق و خوابیدن بر زینهای اسب (کنایه از این که همیشه باید آماده پیکار ونبرد باشید) نخواهید بود و لباس جامه قائم خشن و خوراکش غذای ناگوار است) (3).
1) (1)) الکافی: 444/6 ح 15.
2) (2)) کتاب الغیبة - محمد بن إبراهیم النعمانی - ص 295 - 296.
3) (3)) لازمبهذکر است که این دو روایت (6 و 7) مربوط به سیرۀ حکومتی امام زمان عجل اللّٰه تعالی فرجه و دولتمردان و نزدیکان حضرت است، ولی طبق روایات دیگر در آن زمان زمین نعمتهای خود را آشکار میکند و همۀ مردم در رفاه و عدالت زندگی میکنند.
8 - عن المفضل بن عمر، قال:
«کنت عند أبی عبد اللّٰه علیه السلام بالطواف، فنظر إلی، وقال: یا مفضل، ما لی أراک مهموما متغیر اللون؟ قال:
فقلت له: جعلت فداک، نظری إلی بنی العباس وما فی أیدیهم من هذا الملک والسلطان والجبروت، فلو کان ذلک لکم لکنا فیه معکم، فقال: یا مفضل، أما لو کان ذلک لم یکن إلا سیاسة اللیل، وسباحة النهار، وأکل الجشب، ولبس الخشن، شبه أمیر المؤمنین علیه السلام وإلا فالنار، فزوی ذلک عنا فصرنا نأکل ونشرب وهل رأیت ظلامة جعلها اللّٰه نعمة مثل هذا؟!» (1).
8 - مفضل بن عمر میگوید: همراه امام صادق علیه السلام طواف میکردم حضرت به من نگاه کرد و فرمود: ای مفضل چه شده است؟ که تو را اندوهگین وناراحت میبینم؟
عرض کردم فدایت شوم درباره بنی عباس و قدرت و عظمت میاندیشم و آنچه را که در اختیار دارند از حکومت و پادشاهی اگر حکومت از آن شما بود ما نیز همراه شما از آن بهرهمند میشدیم. حضرت فرمود: ای مفضل! اگر چنین بود باید پیوسته مشغول تدبیر امور مردم و محافظت آنها از خطرات و اداره کارهای اجتماعی و تأمین نیازهای زندگی آنان و رسیدگی به مهمات امورشان میبودیم غذای ناگوار میخوردیم و لباس خشن میپوشیدیم همچون امیرمؤمنان علیه السلام اگر جز این میبود عذاب میشدیم خداوند این را از ما دور کرد، اکنون با آرامش میخوریم و مینوشیم، آیا تا کنون دیدهای که خداوند متعال مانند این مورد، ظلم و ستم را نعمت قرار دهد؟
1) (1)) کتاب الغیبة - محمد بن إبراهیم النعمانی - ص 297.
کتاب حاضر مربوط به هزینه و مصرف است و در آن آیات و روایاتی آمده است که مربوط به مصرف کردن و هزینه کردن اموال است. روشن است که باید کار و تولید کرد تا بتوان مصرف معقول و مناسب داشت، اسلام برای به دست آوردن اموال توجه ویژهای به مسألهی کار و تلاش دارد و از یک سو بر کار و تلاش برای به دست آوردن روزی تأکید میکند و از سوی دیگر انسان را از حرص و طمع و دنیا گرایی باز میدارد.
از این رو با توجه به این که کار و تلاش و تولید، مقدمهای برای مصرف است، بر آن شدیم که برخی آیات و روایات مربوط به کار و تلاش و نیز پرهیز از حرص و طمع را به صورت ضمیمهای بر مباحث کتاب بیاوریم.
کار و تلاش
1 - قال الصادق علیه السلام : الکادّ علی عیالهمن حلال کالمجاهد فی سبیل اللّٰه (1).
2 - عن موسی بن بکر قال: قال لی أبوالحسن [الکاظم] علیه السلام : مَن طلب هذا الرّزق من حلّه لیعود به علی نفسه وعیاله کان کالمجاهد فی سبیل اللّٰه عزّ و جلّ، فإن غُلب علیه فلیستدِنْ علی اللّٰه وعلی رسوله ما یقوت به عیاله، فإن مات ولم یقضه کان علی الإمام قضاؤه، فإن لم یقضه کان علیه وزره... (2).
3 - قال أبوالحسن موسی بن جعفر علیهما السلام :إنّ اللّٰه تعالی لیبغض العبد النوّام، 1 - امام صادق علیه السلام فرمود:
آن کس که برای تأمین هزینهی عیال خود از راه حلال تلاش کند همچون جهاد کننده در راه خدا است.
2 - موسی بن بکر میگوید امام کاظم علیه السلام به من فرمود:
هرکس رزق را از راه حلالش بجوید تا آن را هزینهی خود و عیالش نماید، همچون پیکار کننده در راه خدای عزّ و جلّ است؛ پس اگر تهیدست شد، بر ذمّهی خدا و رسولش [به حساب آنها] هزینهی تأمین خانوادهاش را قرض کند.
پس اگر از دنیا رفت و آن را [قرضش را] نپرداخت، بر امام است که آن را ادا کند، و اگر امام ادا نکند گناهش به گردن او خواهد بود... .
3 - امام کاظم علیه السلام فرمود:
خداوند متعال بندهی پرخواب را دشمن میدارد.
إنّ اللّٰه تعالی لیبغض العبد الفارغ (1).
4 - عن أسباط بن سالم قال:
دخلت علی أبیعبداللّٰه علیه السلام فسألَنا عن عمر بن مسلم ما فعل؟ فقلت:
صالح، ولکنّه قد ترک التجارة، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : عمل الشیطان - ثلاثاً - أما علم أنّ رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم اشتری عِیراً أتت من الشام فاستفضل فیها ما قضی دَینه وقسّم فی قرابته؟ یقول اللّٰه عزّ و جلّ: رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَٰرَةٌ وَ لَابَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللّٰهِ (2)- إلی آخر الآیة - یقول القصّاص (3)«إنّ القوم لم یکونوا یتّجرون»، کذبوا، ولکنّهم لمیکونوا یدَعون الصلاة فی میقاتها، وهو أفضل ممّن حضر الصلاة ولمیتّجر (4).
خدای متعال بندهی بیکار را دشمن میدارد.
4 - اسباط بن سالم میگوید:
خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم.
حضرت از ما پرسید عمربنمسلم چه کار میکند؟
عرض کردم: خوب است، ولی تجارت را کنار گذاشته است.
فرمود: شغل شیطان را پیشه کرده است.
آیا نمیداند که رسول خدا صلی الله علیه و آله کاروانی را که از شام آورده بودند فروخت و در آن سود کرد، به طوری که با سود آن بدهی خود را پرداخت و [بخشی را هم] میان خویشاوندان خود تقسیم کرد.
خداوند عزّ و جلّ میفرماید «مردانی که تجارت و داد و ستدی آنان را از یاد خدا غافل نمیکند» - و تا آخر آیه را خواند -
[آنگاه فرمود:] قصهگویان و دروغپردازان آیه را این گونه تفسیر میکنند:
«قومی که تجارت نمیکنند».
آنان دروغ گفتهاند، بلکه آنها نماز را در وقت خودش ترک نمیکنند، و این برتر است از کسی که در نماز حاضر شود و تجارت نکند.
1) (1)) الفقیه: 169/3 ح 3638، عنه الوسائل: 58/17ح21971.
2) (2)) النّور: 37.
3) (3)) القصّاص: رواة القصص و الأکاذیب، عبرّ علیه السلام عنمفسّری العامّة و علمائهم به لابتناء امورهم علی الأکاذیب، و لعلّهم أوَّلوا الآیة بترک التجارة لئلّا تلهیهم عنالصلاةوالذِکر(مرآةالعقول:19/19).
4) (4)) الکافی:75/5ح8 والتهذیب:326/6 ح897 ،عنهماالوسائل:14/17ح21860.
5 - عن علیّ علیه السلام قال: إنّی لأبغض الرجل یکون کسلان من أمر دنیاه، لأنّه إذا کان کسلان من أمر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل (1).
6 - قال أبوجعفر علیه السلام : إنّی أجدنی أمقت الرجل یتعذّر علیه المکاسب فیستلقی علی قفاه ویقول: اللّهمّ ارزقنی، ویدَع أن ینتشر فی الأرض ویلتمس من فضل اللّٰه، والذّرّة (2)تخرج من جُحرها تلتمس رزقها (3).
7 - قال معلّی بن خنیس:
سأل أبوعبداللّٰه علیه السلام عن رجل وأنا عنده فقیل له: أصابته الحاجة، قال: فما یصنع الیوم؟ قیل: فی البیت یعبد ربّه، قال: فمن أین قوته؟ قیل: من عند بعض إخوانه، فقال أبوعبداللّٰه علیه السلام : واللّٰه للّذی یقوته أشدّ عبادةً منه (4).
5 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
من دوست ندارم کسی در مورد امور دنیوی خود تنبل باشد، زیرا هرکه در امور دنیویاش تنبل باشد در امور اخروی خود تنبلتر خواهد بود.
6 - امام باقر علیه السلام فرمود: خود را میبینم که نفرت دارم از مردی که کسب و کار برایش دشوار شده است، پس بر پشت میخوابد و میگوید
«بارالاها! روزیام ده» و خودداری میکند از این که در زمین به راه افتد و از فضل خدا بجوید [و روزی به دست آورد]؛ در حالی که مورچه از لانهاش بیرون میآید و در پی به دست آوردن روزی خود جستوجو میکند.
7 - معلّی بن خنیس میگوید: من نزد امام صادق علیه السلام بودم که احوال کسی را پرسید.
به حضرت عرض شد: نیاز [و گرفتاری] پیدا کرده است.
فرمود: اکنون چه کار میکند؟
گفتند: در خانه به عبادت پروردگارش مشغول است.
فرمود: پس خوراکش از کجا میآید؟
گفتند: از سوی یکی از برادرانش.
حضرت فرمود: سوگند به خدا کسی که خورد و خوراک او را میدهد عابدتر از او است.
8 - عن أیّوب أخی أدیم بیّاع الهروی قال: کنّا جلوساً عند أبیعبداللّٰه علیه السلام إذ أقبل العلاء بن کامل فجلس قدّام أبیعبد اللّٰه علیه السلام فقال: ادع اللّٰه أن یرزقنی فی دعة، فقال: لا أدعو لک، اطلب کما أمرک اللّٰه عزّ و جلّ (1).
9 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : ...إذا صلّیتم الصبح وانصرفتم فبکّروا فی طلب الرّزق واطلبوا الحلال، فإنّ اللّٰه عزّ و جلّ سیرزقکم ویعینکم علیه (2).
8 - ایّوب هروی میگوید: نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودیم که علاء بن کامل آمد و روبهروی حضرت نشست و عرض کرد:
از خدا بخواه که روزیِ آسان [بیدردسر] به من عطا کند.
حضرت فرمود: دعا نمیکنم؛ همان طور که خدای عزّ وجلّ دستور داده است در طلب [روزی] باش.
9 - امام صادق علیه السلام فرمود:... هرگاه نماز صبح را خواندید و از آن فارغ شدید، صبح زود در جستوجوی روزی برآیید و حلال را طلب کنید که خدای عزّ وجلّ به زودی شما را روزی میدهد و شما را بر آن یاری میکند.
طمع به معنی آزمندی و میل و رغبت داشتن به چیزی است. حرص نیز به همین معنا است. البته گفته شده است که حرص به معنی میل و رغبت فراوان و شدید است؛ به عبارت دیگر حرص همان طمع شدید و زیاد است (1).
1 - قالالنبیّ صلی الله علیه و آله و سلم :الحریص محروم، وهو مع حرمانه مذموم فی أیٍّ کان، وکیف لا یکون محروماًوقدفرّ من وثاق اللّٰه تعالی عزّوجلّ، وخالف قول اللّٰه تعالی:
الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ (2).
1 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شخص حریص محروم است و علاوه بر محرومیت، نکوهیده است، در هر [موردی] که باشد. چگونه محروم نباشد در حالی که از پیمان خدای متعال و مقتدر و شکوهمند گریخته است و سخن خدای متعال را مخالفت کرده است که فرمود «خدا همان کسی است که شما را آفرید، سپس به شما روزی بخشید، آنگاه شما را میمیراند و پس از آن زنده میگرداند».
والحریص بین سبع آفات صعبة: فکرٌ یضرّ بدنه ولا ینفعه، و همٌّ لا یتمّ له أقصاه، وتعبٌ لا یستریح منه إلّاعند الموت ویکون عند الراحة أشدّ تعباً، وخوفٌ لا یورثه إلّاالوقوع فیه، وحزنٌ قد کدّر علیه عیشه بلا فائدة، وحسابٌ لامخلص له معه من عذاب اللّٰه تعالی إلّاأن یعفو اللّٰه عنه، وعقابٌ لا مفرّ له منه ولا حیلة. والمتوکّل علی اللّٰه تعالی یصبح ویمسی فی کَنف اللّٰه تعالی منه و هو فی عافیة، وقد عجّل اللّٰه کفایته وهیّأ له من الدّرجات ما اللّٰه تعالیٰ به علیم.
والحرص ما یجری فی منافذ غضب اللّٰه تعالیٰ، وما لم یحرم العبد الیقین لا یکون حریصاً، والیقین أرض الإسلام وسماء الإیمان (1).
2 - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام : إنّ علامة الراغب فی ثواب الآخرة زهده فی عاجل زهرة الدّنیا، أما إنّ زهد الزاهد فی هذه الدّنیا شخص حریص در میان هفت آفت دشوار گرفتار است:
اندیشهای که به جسمش زیان میرساند و سودی برایش ندارد، دغدغهای که پایان نمیپذیرد، رنجی که از آن آسوده نمیشود جز به هنگام مردن و در این هنگام رنج او شدیدتر است، بیمی که جز وقوع در آن برایش ثمری ندارد، اندوهی بیفایده که زندگی را بر او ناخوشایند میسازد، حسابی که با آن رهایی از عذاب خدا برایش نیست مگر اینکه خدا بگذرد، و عقابیکه راه گریز و چارهای از آن برایش وجود ندارد.
و کسی که بر خدای متعال توکل کند، در حمایت خدای متعال صبح و شب میکند در حالی که در سلامتی است، و خدا در تأمین مخارج او شتاب میکند، و برایش درجاتی را فراهم میسازد که تنها خدای متعال به آن آگاه است.
حرص چیزی است که در روزنههای خشم خداوند متعال جریان پیدا میکند و تا زمانی که بنده، یقین را از دست ندهد حریص نمیشود
و یقین، زمینِ اسلام و آسمانِ ایمان است.
2 - امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: بیمیلی به زیباییهای زودگذر دنیا نشانهی اشتیاق به ثواب آخرت است.
به هوش باشید که کنارهگیری زاهد از دنیا،
1) (1)) مصباح الشریعة: 117،عنه المستدرک: 60/12 ضمن ح 13509، والبحار: 165/73 ضمن ح 26.
لا ینقصه ممّا قسم اللّٰه عزّ و جلّ له فیها وإن زهد، وإنّ حرص الحریص علی عاجل زهرة [الحیاة] الدّنیا لا یزیده فیها وإن حرص، فالمغبون من حرم حظّه من الآخرة (1).
3 - قال أبوجعفر الباقر علیه السلام :
مثَل الحریص علی الدّنیا کمثَل دودة القزّ، کلّما ازدادت علی نفسها لفّاً کان أبعد لها من الخروج حتّی تموت غمّاً (2).
4 - قال علیّ علیه السلام فی خطبته المعروفة بالوسیلة: الحرص داعٍ إلی التقحّم فیالذّنوب و هوداعٍ إلی الحرمان (3).
5 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال: حُرم الحریص خصلتین، ولزمته خصلتان: حُرم القناعة فافتقد الراحة، وحُرم الرضا فافتقد الیقین (4).
6 - قال الصادق علیه السلام : لا تحرص از آنچه خدای عزّ و جلّ در دنیا برایش مقرّر کرده است نمیکاهد، گرچه زهد ورزد؛
و حرص ورزیدن حریص بر جلوههای زندگی، برایش افزونی نمیآورد، گرچه حرص ورزد؛
پس شخص زیاندیده کسی است که از بهرهی آخرت خود محروم ماند.
3 - امام باقر علیه السلام فرمود: حکایت شخص حریص به دنیا، همچون حکایت کرم ابریشم است که هر چه بیشتر بر خود تار تند، راه بیرون آمدنش سختتر شود تا آنکه از غصّه بمیرد.
4 - امام علی علیه السلام در ضمن خطبهای که معروف به «وسیله» است فرمود:
حرص، انسان را به فرو رفتن در گناهان دعوت میکند، و به محرومیت فرا میخواند.
5 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
شخص حریص از دو ویژگی محروم و با دو ویژگی پیوسته همراه است:
از ویژگی قناعت محروم است پس راحتی ندارد
و از ویژگی خشنودی محروم است پس یقین ندارد.
6 - امام صادق علیه السلام فرمود:
بر چیزی حریص مباش
علی شیءٍ لو ترکته لوصل إلیک وکنت عند اللّٰه تعالی مستریحاً محموداً بترکه ومذموماً باستعجالک فی طلبه وترک التوکّل علیه والرّضا بالقسم، فإنّ الدّنیا خلقها اللّٰه تعالی بمنزلة الظلّ، إن طلبته أتعبک ولا تلحقه أبداً، وإن ترکته تبعک و أنت مستریح (1).
7 - قال علیّ علیه السلام : الحریص فقیرٌ ولو ملک الدّنیا بحذافیرها (2).
8 - قال علیّ علیه السلام : إنّ أکیس الناس مَن اقتنی الیأس و لزم [القنوع] الورع، وبرئ من الحرص و الطمع، فإنّ الطمع والحرص الفقر الحاضر، وإنّ الیأس والقناعة الغنی الظاهر (3).
9 - قال علیّ علیه السلام : ...الحرص مفقرة (4).
10 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : أغنی الغنی مَن لم یکن للحرص أسیراً (5).
که اگر آن را رهاکنی به تو میرسد، و تو در نزد خداوند متعال به سبب ترک آن آسوده و ستوده هستی و به سبب شتاب در طلب آن و ترک توکل بر خدا و راضی نبودن به سهم خود، مذموم هستی؛
زیرا خداوند دنیا را همچون سایه آفریده است که اگر در پی آن باشی تو را خسته میکند و هرگز به آن نمیرسی و اگر آن را واگذاری به دنبالت میآید در حالی که تو راحت هستی.
7 - امام علی علیه السلام فرمود:
شخص حریص، بینوا (نیازمند) است حتی اگر تمام دنیا را مالک شود.
8 - امام علی علیه السلام فرمود:
زیرکترین مردم کسی است که نومیدی از غیر خدا را به دست آورد و ملازم پارسایی باشد و از حرص و طمع پاک باشد؛ زیرا طمع و حرص، فقر حاضر و آماده است و نومیدی و قناعت، بینیازی آشکار است.
9 - امام علی علیه السلام فرمود:
... حرص (آزمندی) سبب نیازمندی است.
10 - امام صادق علیه السلام فرمود: بینیازترین بینیازها کسی است که گرفتار حرص نباشد.
11 - عن علیّ علیه السلام : إیّاک والحرص فإنّه یَشین الدّین و یُبعد القرین (1).
12 - عن الزهریّ قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیهما السلام یقول: مَن لم یتعزّ بعزاء اللّٰه تقطّعت نفسه علی الدّنیا حسرات، واللّٰه ما الدّنیا والآخرة إلّا ککفّتی المیزان، فأیّهما رجح ذهب بالآخر.
ثمّ تلا قوله عزّ و جلّ: إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ یعنی القیامة لَیْسَ لَوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ * خَافِضَةٌ خفضت واللّٰه بأعداء اللّٰه إلی النار رَافِعَةٌ (2)رفعت واللّٰه أولیاء اللّٰه إلی الجنّة.
ثمّ أقبل علی رجلٍ من جلسائه فقال له: اتّق اللّٰه وأجمل فی الطلب ولا تطلب ما لم یُخلق، فإنّ مَن طلب ما لم یُخلق تقطّعت نفسه حسرات ولم ینل ما طلب.
ثمّ قال: وکیف ینال ما لم یُخلق؟ فقال الرجل:
11 - امام علی علیه السلام فرمود: از حرص بپرهیز که دین را معیوب میسازد و نزدیکان را دور میکند.
12 - زهری میگوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم میفرمود: هر که با تسلیت و دلجویی خداوند تسلی نجوید [دلش به وعدههای خداوند آرام نشود] وجودش از حسرتهای پیدرپی بر دنیا پارهپاره میشود. سوگند به خدا دنیا و آخرت همچون دو کفهی ترازو هستند که هر کدام برتری یابد دیگری را میبرد. آنگاه حضرت این آیه را قراءت فرمود: «هنگامی که آن واقعه رخ دهد» [وفرمود:] یعنی قیامت، [آن گاه آیات را ادامه داد:] «در وقوع آن دروغی نیست، پایین آورنده است» [و در این باره فرمود:] سوگند به خدا دشمنان خدا را به سوی آتش پایین میبرد [و ادامهی آیه را خواند:] «بالابرنده است» [و در توضیح آن فرمود:] سوگند به خدا دوستان خدا را به سوی بهشت بالا میبرد.
سپس به مردی از همنشینانش رو کرد و فرمود:
تقوای الهی داشته باش و خواستهی خود را مختصر کن [در طلب دنیا میانهرو باش و حرص نزن]، و چیزی را که آفریده نشده نخواه؛ زیرا هرکه چیزی را بجوید که آفریده نشده است، حسرتهای پیدرپی جانش را پاره پاره میکند و به آنچه میجوید نمیرسد.
سپس فرمود: و چگونه دست یابد به چیزی که آفریده نشده است؟ آن مرد پرسید:
وکیف یطلب ما لم یُخلق؟ فقال:
مَن طلب الغنی والأموال والسعة فی الدّنیا فإنّما یطلب ذلک للراحة، والراحة لم تُخلق فی الدّنیا ولا لأهل الدّنیا، إنّما خُلقت الراحة فی الجنّة ولأهل الجنّة، و التعب والنصب خُلقا فی الدّنیا ولأهل الدّنیا، وما اعطی أحدٌ منها جفنة إلّااُعطی من الحرص مثلیها، ومَن أصاب من الدّنیا أکثر کان فیها أشدّ فقراً، لأنّه یفتقر إلی الناس فی حفظ أمواله، ویفتقر إلی کلّ آلةٍ من آلات الدّنیا، فلیس فی غنی الدّنیا راحة، ولکنّ الشیطان یوسوس إلی ابن آدم أنّ له فی جمع [ذلک] المال راحة، وإنّما یسوقه إلی التعب فی الدّنیاوالحساب علیه فی الآخرة.
ثمّ قال علیه السلام : کلّا ما تعب أولیاء اللّٰه فی الدّنیا للدّنیا، بل تعبوا فی الدّنیا للآخرة. ثمّ قال: ألا ومَن اهتمّ لرزقه کتب علیه خطیئة کذلک.
قالالمسیح[عیسی] علیه السلام للحواریّین:
إنّما الدّنیا قنطرة فاعبروها ولاتعمروها (1).
چگونه طلب میکند چیزی را که آفریده نشده است؟ حضرت فرمود: هر که در پی بینیازی و ثروت و گسترش دنیا باشد، آن را برای آسایش دنیا میطلبد، در حالی که آسایش در دنیا و برای اهل دنیا آفریده نشده است؛ همانا آسایش در بهشت و برای اهل بهشت آفریده شده است و رنج و گرفتاری در دنیا و برای اهل دنیا آفریده شدهاند. به هیچ کس به اندازهی کاسهای از دنیا داده نشد جز آنکه از حرص، دو برابرِ آن داده شد. هرکه از مال دنیا بهره بیشتری به دست آورد در دنیا نیازمندتر است؛ زیرا او در حفظ اموالش به مردم نیازمند است و به هر ابزاری از ابزارهای دنیا احتیاج دارد. پس در بینیازی دنیا آسایشی وجود ندارد؛ ولی شیطان فرزند آدم را وسوسه میکند که در گردآوری مال، آسایش و راحتی نهفته است و او را به سوی رنج در دنیا و حسابرسی در آخرت میراند.
سپس فرمود: نه چنان است؛ اولیای خدا در دنیا خستگی و ناملایمات را برای دنیا به جان نمیخرند، بلکه خستگی در دنیا را پذیرا میشوند برای آخرت. آنگاه فرمود: به هوش باشید که هر کس اندوه روزیاش را بخورد، خطایی نیز بر او ثبت خواهد شد. مسیح علیه السلام به حواریین خود فرمود: «دنیا پل است، پس باید از آن بگذرید نه اینکه آن را آباد سازید».
1) (1)) الخصال:64ح95،عنهالبحار:92/73ح6.
13 - عن الحسن المجتبی علیه السلام قال: هلاک الناس فی ثلاث: الکبر و الحرص و الحسد؛ فالکبر هلاک الدین و به لُعن إبلیس، و الحرص عدوّ النفس و به اخرج آدم من الجنّة، و الحسد رائد السوء و منه قتل قابیلُ هابیلَ (1).
14 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
لمّا هبط نوح علیه السلام من السفینة أتاه إبلیس فقال له: ما فی الأرض رجلٌ أعظم منّةً علیَّ منک، دعوت اللّٰه علی هؤلاء الفسّاق فأرحتنی منهم. ألا اعلّمک خصلتین: إیّاک والحسد فهو الّذی عملبی ما عمل، وإیّاک والحرص فهو الّذی عمل بآدم ما عمل (2).
15 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم : من علامات الشقاء: جمود العین، وقسوة القلب، وشدّة الحرص فی طلب الدّنیا، والإصرار علی الذنب (3).
13 - امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: نابودی انسان در سه چیز است:
خود برتربینی، حرص و حسد.
خود برتربینی دین را نابود میسازد و به سبب آن، ابلیس از رحمت خدا دور شد؛
حرص دشمن جان آدمی است و به سبب آن، آدم از بهشت بیرون شد؛
حسد پیشگام بدیها است و به دلیل آن، قابیل هابیل را کشت.
14 - امام صادق علیه السلام فرمود: چون نوح علیه السلام از کشتی فرود آمد، شیطان نزد آن حضرت آمد و به او گفت:
هیچ کسی در زمین بیش از تو بر من منّت ننهاد؛ تو این تبهکاران را نفرین کردی و مرا از آنان آسوده ساختی.
آیا دو ویژگی را به تو نیاموزم؟
از حسد بپرهیز که همان چیزی است که با من کرد آنچه کرد،
و از حرص بپرهیز که همان چیزی است که با آدم کرد آنچه کرد.
15 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
از نشانههای بدبختی است.
خشکی چشم، بیرحمی دل، حرص زیاد در طلب دنیا، و پافشاری بر گناه.
16 - عن الصادق علیه السلام قال:
تبع حکیمٌ حکیماً سبعمائة فرسخ فی سبع کلمات، فلمّا لحق به قال له: یا هذا! ما أرفع من السماء...
وأشدّ حرارة من النار... فقال له:
یا هذا! الحقّ أرفع من السماء...
والحریص الجشع أشدّ حرارة من النار... (1).
17 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
کان فیما أوصی به رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم علیّاً علیه السلام :
یا علیّ! أنهاک عن ثلاث خصال عظام: الحسد، والحرص، والکذب (2).
18 - عن علیّ علیه السلام : لایُلفی الحریص مستریحاً (3).
19 - قال علیّ علیه السلام : الحریص متعوبٌ فیما یضرّه (4).
20 - قال علیّ علیه السلام : لن توجد القناعة حتّی یُفقد الحرص (5).
16 - امام صادق علیه السلام فرمود:
حکیمی در پی حکیمی هفتصد فرسخ را برای آموختن هفت سخن پیمود.
چون به او رسید گفت:
ای حکیم! برتر از آسمان چیست و ...داغتر از آتش کدام است؟
...حکیم دیگر گفت:
ای حکیم! حقّ برتر از آسمان است...
و حریصِ طمعکار، داغتر از آتش است... .
17 - امام صادق علیه السلام فرمود:
از جمله چیزهایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را به آن سفارش فرمود، این بود:
ای علی! تو را از سه ویژگی بزرگ باز میدارم:
حسد، حرص و دروغ.
18 - امام علی علیه السلام فرمود:
شخص حریص به آسایش نمیرسد.
19 - امام علی علیه السلام فرمود:
شخص حریص برای به دست آوردن آنچه به او زیان میرساند، خسته میشود.
20 - امام علی علیه السلام فرمود:
تا حرص ناپدید نشود قناعت هرگز پدیدار نگردد.
21 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم :
یا علیّ! لا تشاورنّ جباناً فإنّه یضیّق علیک المخرج، ولا تشاورنّ البخیل فإنّه یقصر بک عن غایتک، ولا تشاورنّ حریصاً فإنّه یزیّن لک شرّها. واعلم یا علیّ أنّ الجبن و البخل والحرص غریزة واحدة یجمعها سوء الظنّ (1).
22 - قال أبوعبداللّٰه علیه السلام :
...وأقلّ الأشیاء غناءاً النصیحة لمن لا یقبلها ومجاورة الحریص... (2).
23 - عن أبیعبداللّٰه علیه السلام قال:
ما فتح اللّٰه علی عبدٍ باباً من أمر الدّنیا إلّافتح اللّٰه علیه من الحرص مثله (3).
24 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال:
یهرم ابن آدم ویشبّ منه اثنان:
الحرص علی المال، والحرص علی العمر (4).
21 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
یا علی! هرگز با ترسو مشورت مکن که راه برونرفت را بر تو تنگ میسازد.
و هرگز با بخیل مشورت مکن که تو را از رسیدن به هدفت باز میدارد.
و هرگز با حریص مشورت مکن که بدیهای دنیا را بر تو زینت میبخشد.
و ای علی! بدان که ترس و بخل و حرص یک غریزهاند که ریشهی همهی آنها بدگمانی [به خدای سبحان] است.
22 - امام صادق علیه السلام فرمود:
...اندرز دادن به کسی که آن را نمیپذیرد و نیز همدمی با شخصِ حریص از کمترین داراییها است... .
23 - امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند دری از دنیا را بر بندهای نگشاید مگر این که همانند آن، دری از حرص بر او باز کند.
24 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فرزند آدم پیر میشود در حالی که دو خصلت در او جوان میگردد:
حرص بر [جمع آوری] ثروت و حرص بر [افزایش] عمر.
25 - عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال:
یهرم ابن آدم ویبقی منه اثنان:
الحرص و الأمل (1).
26 - عن علیّ علیه السلام : الحریص عبد المطامع (2).
27 - دعاء الإمام السجّاد علیه السلام - فی الاستعاذة من المکاره و سیّیی الأخلاق ومذامّ الأفعال - :
اللّهمّ إنّی أعوذ بک من هیجان الحرص، وسَورة الغضب، وغلبة الحسد، وضعف الصبر، وقلّة القناعة، وشکاسة الخلق، وإلحاح الشهوة، وملکة الحمیّة، ومتابعة الهوی، ومخالفة الهُدی، وسِنة الغفلة، وتعاطی الکلفة، وإیثار الباطل علی الحقّ (3).
25 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فرزند آدم پیر میشود و دو ویژگی در او باقی میماند:
حرص و آرزو.
26 - امام علی علیه السلام فرمود: شخص حریص بندهی آزمندیها است.
27 - در دعای امام سجاد علیه السلام که در زمینه پناه بردن به خدا از ناخوشیها و اخلاق زشت و کارهای ناپسند است - آمده است:
خدایا به تو پناه میبرم از: برانگیخته شدن آزمندی و برافروختگی خشم و چیرگی حسد و سستی شکیبایی و کمی قناعت و بدخلقی و پافشاری شهوت و تعصبگرایی و هواپرستی و هدایتستیزی و غفلتزدگی و تکلفگرایی و برتری دادن باطل بر حق.
طمع
1 - قال الإمام الکاظم علیه السلام فی وصیّته لهشام بن الحکم: یا هشام! إیّاک والطمع، وعلیک بالیأس ممّا فی أیدی الناس، وأمت الطمع من المخلوقین، فإنّ الطمع مفتاح للذّل و اختلاس العقل واختلاق المروّات وتدنیس العِرض والذهاب بالعِلم (1).
2 - قال علیّ علیه السلام : مَن لم ینزّه نفسه عن دناءة المطامع فقد أذلّ نفسه، وهو فی الآخرة أذلّ وأخزی (2).
3 - عن علیّ بن الحسین - صلوات اللّٰه علیهما - قال: رأیت الخیر کلّه قد اجتمع فی قطع الطمع عمّا فی أیدی الناس، ومَن لم یرج الناس فی شیءٍ و ردّ أمره 1 - امام کاظم علیه السلام در سفارش خود به هشام بن حکم فرمود:
ای هشام! از طمع بپرهیز؛ و بر تو باد به نومیدی از آنچه در دستان مردم است؛ و طمع به آفریدگان را در خود بمیران، زیرا طمع، کلید خواری و [سبب] ربودن خرد و فرسودگی جوانمردیها و آلوده نمودن آبرو و از بین بردن دانش است.
2 - امام علی علیه السلام فرمود:
هرکه خود را از پستی طمعورزیها پاک نسازد، خود را خوار ساخته است و در آخرت خوارتر و بیارزشتر خواهد بود.
3 - امام سجاد علیه السلام فرمود:
تمامی خیر و نیکی را در قطع طمع از آنچه در دستان مردم است دیدم.
و کسی که در هیچ چیز امیدی به مردم نداشته باشد و همهی امور خود را
إلی اللّٰه عزّ و جلّ فی جمیع اموره استجاب اللّٰهعزّ وجلّ له فی کلّ شیء (1).
4 - قال عیسی علیه السلام : ... وبحقّ أقول لکم: إنّ الزقّ إذا لم ینخرق یوشک أن یکون وعاء العسل، کذلک القلوب إذا لم تخرقها الشهوات أو یدنّسها الطمع أو یقسها النِعم، فسوف تکون أوعیة الحکمة (2).
5 - قال علیّ فی وصیّته لولده الحسن علیهما السلام : ...إیّاک أن توجف بک مطایا الطمع فتوردک مناهل الهلکة، وإن استطعت أن لا یکون بینک وبین اللّٰه ذو نعمة فافعل، فإنّک مُدرک قسمَک وآخذ سهمک. وإنّ الیسیر من اللّٰه سبحانه أعظم وأکرم من الکثیر من خلقه وإن کان کلٌّ منه (3).
6 - قالعلیّ علیه السلام :الطمعرقّمؤبّد (4).
7 - قال علیّ علیه السلام :أعظم الناس ذُلّاً به خدای مقتدر و شکوهمند واگذارد، خدای عزّ و جلّ هر چیزی را برایش اجابت میکند.
4 - حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
...حقیقت را برای شما میگویم:
مشک تا زمانی که پاره نشود، قابلیت دارد که ظرف عسل باشد؛
همچنین دلها تا زمانی که شهوتها آنها را ندرد، یا طمع، آنها را آلوده نسازد، یا نعمتها آنها را بیرحم نکند، جایگاه حکمت خواهند بود.
5 - امام علی علیه السلام - در سفارش به فرزندش علیه السلام - فرمود:
...بپرهیز از آن که مرکبهای طمع، تو را با شتاب پیش ببرد و تو را به آبشخورهای نابودی وارد کند.
و اگر توانستی [کاری کنی] که میان تو و خدا هیچ صاحب نعمتی نباشد این کار را انجام ده،
پس همانا تو به قسمت خود میرسی و سهم خود را میگیری.
و اندکی که از خدای سبحان باشد بزرگتر و ارجمندتر از فراوانی است که از آفریدهی او باشد، هرچند همه از او است.
6 - امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
طمعورزی، بردگی همیشگی است.
7 - امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
خوارترین مردمان،
الطامع والحریص و المریب (1).
8 - عن أبان بن سوید عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال قلت: ما الّذی یثبت الإیمان فی العبد؟ قال:
الّذی یثبته فیه الورع، والّذی یخرجه منه الطمع (2).
9 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله : ...إیّاکم واستشعار الطمع فإنّه یشوب القلب شدّة الحرص، ویختم علی القلوب بطبائع حبّ الدّنیا... (3).
10 - قال لقمان لابنه: إن أردت أن تجمع عزّ الدّنیا فاقطع طمعک ممّا فی أیدی الناس، فإنّما بلغ الأنبیاء والصدّیقون ما بلغوا بقطع طمعهم (4).
11 - قال علیّ علیه السلام : لو کانت الدّنیا عند اللّٰه محمودةً لاختصّ بها أولیاءه، لکنّه صرف قلوبهم عنها ومحا عنهم منها المطامع (5).
طمعکار و حریص و شکّاک هستند.
8 - ابان بن سوید میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
آن چیست که ایمان را در بنده پایدار میسازد؟
فرمود: آنچه ایمان را در بنده پایدار میسازد پارسایی است،
و آنچه ایمان را از او بیرون میکند طمع است.
9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
...از راه دادن طمع به دل بپرهیزید؛ زیرا حرص زیاد دل را در هم (و آشفته) میکند و با سرشتهای دنیادوستی بر دلها مهر میزند ... .
10 - لقمان به فرزندش فرمود:
اگر میخواهی عزّت دنیا را به دست آوری طمع خود را از آنچه در دستان مردم است ببُر که انبیا و اولیا با بریدن طمعشان به این مقام رسیدند.
11 - امام علی علیه السلام فرمود:
اگر دنیا نزد خداوند ستوده بود آن را ویژهی اولیای خود میساخت؛
ولی خداوند دلهای آنان را از دنیا برگرداند و طمعهای آنان را به دنیا از بین برد.
12 - قال الإمام الباقر علیه السلام لجابر الجعفی: ...اطلب بقاء العزّ بإماتة الطمع، وادفع ذلّ الطمع بعزّ الیأس، واستجلب عزّ الیأس ببُعد الهمّة، وتزوّد من الدّنیا بقصر الأمل...ولا ذلّ کذلّ الطمع (1).
13 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و سلم : خیار المؤمنین القانع وشرارهم الطامع (2).
14 - قال رسولاللّٰه صلی الله علیه و آله :
...أفقر الناس الطمّاع، وأغنی الناس مَن لم یکن للحرص أسیراً (3).
15 - قال علیّ علیه السلام : أکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع (4).
16 - قال علیّ علیه السلام :إنّالطمع مورد غیر مصدر، وضامن غیر وفیّ... (5).
17- قال أبولیلی: شیّعَنا الحسن بن علیّ[المجتبی] علیه السلام ، فلمّا ذهبنا ننصرف قلنا له: أوصنا، قال: اتّقوا اللّٰه، وإیّاکم والطمع 12 - امام باقر علیه السلام به جابر جعفی فرمود:
...ماندگاری عزّت را در از بین بردن طمع جستجو کن، و خواری طمع را با عزّت نومیدی [از غیر خدا] دور کن، و عزّت نومیدی را با بلندهمتی به دست آور، و با کوتاهی آرزو از دنیا توشه بردار... و هیچ خواری همچون خواری طمع نیست.
13 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
بهترین مؤمنان شخص قانع است و بدترین آنها شخص طمعکار.
14 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
... نیازمندترین مردم شخص پرطمع است و بینیازترین مردم کسی است که در بند حرص نباشد.
15 - امام علی علیه السلام فرمود:
بیشترین زمینخوردنِ خرَدها زیر برق طمعها است.
16 - امام علی علیه السلام فرمود:
طمع به هلاکتگاه میکشاند و نجات نمیدهد، و ضامنی است که [به ضمانت خود] وفادار نیست.
17 - ابولیلی میگوید:
ما امام حسن مجتبی علیه السلام را بدرقه کردیم.
وقتی خواستیم برگردیم از حضرت خواستیم ما را نصیحتی کند.
ایشانفرمود:از خدا پروا کنید و از طمع بپرهیزید؛
فإنّ الطمع یصیر طبعاً (1).
18 - قال المسیح علیه السلام : أخرج الطمع عن قلبک یحلّ القید من رجلک (2).
19 - قال علیّ علیه السلام : لا تطمعنّ نفسک فیما فوق الکفاف فتغلبک بالزیادة (3).
20 - عن مهزم الأسدی قال:
قال أبوعبداللّٰه علیه السلام : یا مهزم! ...شیعتنا من لا یهرّ هریر الکلب ولا یطمع طمع الغراب ولا یسأل عدوّنا وإن مات جوعاً (4).
زیرا طمع، خوی انسان میشود.
19 - حضرت مسیح علیه السلام فرمود:
طمع را از دلت بیرون کن که بند از پایت گشوده میشود.
20 - امام علی علیه السلام فرمود:
نفس خود را به بیش از اندازهی نیاز به طمع نینداز که با زیادهخواهی، تو را مغلوب میکند.
21 - مهزم اسدی نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
ای مهزم! ...شیعهی ما کسی است که همچون سگ پارس نکند و همچون کلاغ طمع نورزد و از دشمنان ما چیزی درخواست نکند، گرچه از گرسنگی بمیرد.
امام خمینی قدس سره در این زمینه میگوید: رادیو تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزار مؤثر تباهی و تخدیر ملتها - خصوصاً نسل جوان - بوده است.
در این صد سال اخیر - به ویژه نیمه دوم آن - چه نقشههای بزرگی از این ابزار - چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق - کشیده شد و از آنها برای درست کردن بازار کالاها - خصوصاً تجملی و تزئینی از هر قماش؛ از تقلید در ساختمانها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آنها - استفاده کردند به طوری که افتخار بزرگ فرنگی مآب بودن در تمام شؤون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن - به ویژه در خانمهای مرفه و نیمه مرفّه - بود (1).
امام راحل رحمه الله میگوید: اینجانب نمیگویم ما خودمان همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور - خصوصاً و در سدههای اخیر از هر پیشرفتی محروم کردهاند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی، خصوصاً مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز کوچک دیدنها و یا ناچیز دیدنها ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم کرد وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان - خصوصاً طبقه جوان - به اقسام اجناس وارداتی از قبیل
1) (1)) - صحیفه نور: 21 / 194 تاریخ 1368/3/15..
ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازیهای کودکانه و به مسابقه کشاندن خانوادهها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر - که خود داستان غمانگیز دارد - و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوانها - که عضو فعال هستند. با فراهم کردن مراکز فحشا و عشرتکدهها و دهها از این مصائب حساب شده برای عقب نگهداشتن کشورها است (1).
همۀ مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیّونِ نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنهها، بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکّنین و مرفّهین؛ و در کنار مستمندان و پابرهنهها بودن و خود را در عرض انان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیاء شده و عملاً به شبهات و القائات خاتمه میدهد (2).
یکی از امور مهم هم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند. آن چیزی که روحانیّت را پیش برده تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی کردند. آنهایی که منشأ آثار بزرگ بودند، در زندگی، ساده زندگی کردند (3).
تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهندۀ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله اسلامِ ائمۀ هدی علیهم السلام ، اسلامِ فقرای دردمند، اسلامِ پابرهنگان، اسلامِ تازیانه خوردگان تاریخِ تلخ و شرم آورِ محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبندۀ سرمایه داری مدرن و کمونیسمِ خونآشام و نابود کنندۀ اسلامِ رفاه و تجمّل، اسلام التقاط، اسلامِ سازش و فرومایگی، اسلامِ مرفهینِ بی درد و در یک کلمه، «اسلام امریکایی» باشد (4).
انقلاب اسلامی که آمد مثل مشتی به سینه مهاجم خورد او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف کرد.
مردم ظرف مدت کوتاهی تغییرات اساسی در خلقیات خودشان احساس کردند: گذشت در بین مردم زیاد شد آز و طمع کم شد، همکاری زیاد شد گرایش به دین زیاد شد. اسراف کم شد قناعت زیاد شد. فرهنگ اینها است فرهنگ اسلامی اینها است (1).
ما در زمینهی مصرف، در زمینهی هزینه کردن منابع مالی کشور که به وسیلهی خود ما و به وسیلهی همهی برادران هم میهن ما و به وسیلهی مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود میآید، دچار نوعی بی توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه واهتمام خاص.
ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم (2).
ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همهی عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد (3).
با هوی و هوس، با خواهش دل و آنچه که نفس انسان از انسان مطالبه میکند، نمیشود مصرف را مدیریت کرد (4).
شکاف بین فقرا و اغنیاء زیاد میشود، عدهای در حسرت اوّلیات زندگی میمانند و عدهای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و به هدر میدهند.
اسراف، روز به روز شکافهای طبقاتی و شکاف بین فقیر و غنی را بیشتر و عمیقتر میکند. یکی از چیزهایی که لازم است مردم برای خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههای مسؤولِ بخشهای مختلف دولتی، بخصوص دستگاههای تبلیغاتی و فرهنگی - به ویژه صدا و سیما - باید وظیفۀ خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرایی و تجمّلگرایی سوق ندهند؛ بلکه در جهت عکس، مردم را به سمت قناعت، اکتفا و به اندازۀ لازم مصرف کردن و اجتناب از زیادهروی و اسراف دعوت کنند و سوق دهند.
مصرفگرایی، جامعه را از پای در میآورد (1).
ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم. ما بایستی به سمت اصلاح الگوی مصرف حرکت کنیم. مسئولین کشور در درجهی اول - چه قوهی مقننه، چه قوهی مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوهی قضائیه و غیر آنها - و اشخاص و شخصیتها در رتبههای مختلف اجتماعی، و آحاد مردم ما از فقیر و غنی، بایستی به این اصل توجه کنند که باید... الگوی مصرف را اصلاح کنند
من از عموم مردم و به خصوص از مسئولین درخواست میکنم، خواهش میکنم که در این زمینه فعالیت خودشان را افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامهریزی کنند.
من این سال را، سال «حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف» میدانم و امیدوارم که این عنوان برای همهی ما دستور العمل باشد و همهی ما بتوانیم بر طبق این شعار مهم. که «اصلاح الگوی مصرف» است حیاتی و اساسی برای کشور عمل کنیم و از منابع کشورمان به بهترین وجهی استفاده نمائیم (2).
مسئلهی مبارزه با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف،
جلوگیری از ولخرجیها و تضییع اموال جامعه است.
لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئلهی صرفه جوئی را در خطوط اساسی برنامهریزی هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم.
صرفه جوئی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه جوئی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. جامعهی ما باید این مطلب را به عنوان یک شعار همیشگی در مقابل داشته باشد.
یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد؛ یک نسبت شایستهای به سود تولید؛ یعنی تولید جامعه همیشه باید بر مصرف جامعه افزایش داشته باشد.
اسراف، هم لطمهی اقتصادی میزند، هم لطمهی فرهنگی میزند. وقتی جامعهای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی میگذارد.
مسئلهی صرفهجوئی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئلهی اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آیندهی کشور را تهدید میکند.
آمارهای تکان دهنده اسراف نان.
بر حسب بررسی میدانیای که در تهران و بعضی از مراکز استانها شده است،
گفته میشود که 33 درصدِ نان ضایعات است. یک سوم همهی نانی که در این شهرها تولید میشود، دور ریخته میشود.
در مورد آب.
تلفات آب در مصرف خانگی تا حدود 22 درصد است. مصرف کشت و مصرف صنعت هم یک جور دیگر اسرافهائی دارد.
در مورد انرژی.
ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی - چه برق، چه حاملهای انرژی - مصرف میکنیم.
در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسرافِ فردی صورت میگیرد.
تجملگرائیها، چشم و هم چشمیها، هوسرانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیر لازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است.
وسائل تجملات، وسائل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهائی است که ما برای آنها پول صرف میکنیم. پولی که میتواند در تولید مصرف شود، سرمایه گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، این چیزهای ناشی شدهی از هوس، چشم و هم چشمی، آبروداریهای خیالی.
مسافرت میروند، میآیند، میهمانی درست میکنند - گاهی خرج آن میهمانی، از مسافرت مکهای که رفتهاند، بیشتر است! - عروسی میگیرند، عزا میگیرند؛ هزینهای که برای این میهمانیها مصرف میکنند هزینههای گزافی است... در کشور ما هنوز هستند کسانی که از اوّلیات هم محرومند.
میهمانی درست میکنیم، عزا درست میکنیم، هی رخت و برِ روز به به روز دگرگون برای خودمان درست میکنیم. ... عقلای عالم این کار را نمیکنند؛ این فقط سخن دین نیست. قرآن میفرماید: وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُو لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ،کُلُوا وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ ؛ بخورید، بیاشامید، اما زیادهروی نکنید. در آیهی شریفه
دیگر: (کُلُواْ مِن ثَمَرِهِی إِذَآ أَثْمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُو یَوْمَ حَصَادِهِی وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُو لَایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ . خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد.
در روایت دارد که کسی میوهای را خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانهی خرما استفاده کنید. آن وقت در هتلها میهمانی درست کنند و به یک عدهای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه که غذا ماند، به بهانهی این که بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعهی اسلامی است؟ اینجوری میشود به عدالت رسید؟
باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است چه جوری بخوریم؟ چه بخوریم؟ چه بپوشیم؟ تلفن همراه توی جیبمان گذاشتهایم؛ به مجرد این که یک مدل بالاتر وارد بازار میشود، و ان مدل جدید را باید بخریم؛ این چه هوس بازیای است که ما به آن دچار هستیم.
مسئولان موظفند.
اسراف فقط در زمینهی فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف میشود. برق و انرژی، بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است. این شبکههای ارتباطی، شبکههای انتقال برق، سیمهای برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر میرود.
شبکههای انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر میرود. اینها اسرافهای ملی است؛
اسراف در سطح سازمان هم اتفاق میافتد. مصرف بی رویّه در مورد سازمان خودشان اتفاق میافتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمانهای گوناگون.
باید برنامهریزی کنند. قوهی مقننه و قوهی مجریه موظفند به پیگیری. برنامه ریزی کنند، قانونگذاری کنند، قانون را با قاطعیتِ تمام اجراء کنند.
صرفه جوئیای که لازم است، از تولید تا مصرف تا بازیافت:
در مورد آب
آب را صرفهجوئی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکههای آبرسانی را اصلاح کنیم، آبیاریهای با صرفهی در کشاورزی را آموزش بدهیم.
زمینه سازی کنیم برای کاهش مصرف آب خانگی.
در امر نان،
تولید گندم خوب، تولید آرد خوب، نگهداری درست، پخت خوب، بعد هم مصرف درست (1).
امسال ما اعلام کردیم سال اصلاح الگوی مصرف؛ همه هم استقبال کردند.
اصلاح الگوی مصرف مخصوص یک سال نیست؛ سالها طول میکشد. شاید ده سال طول بکشد که انسان بخواهد این کار را بکند؛ اما باید شروع کنیم.
مسئولین باید در این زمینه تلاش کنند، کار کنند، همکاری کنند، دانشگاهها، افراد مطلع، حوزههای علمیه، هر کدام نقشی دارند؛ ان شاء اللّٰه این نقش را ایفا کنند (2).
فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگری باشد، مردم را به سمت اشرافیگری و به سمت اسراف سوق خواهد داد. ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه
کند؛ این کار مال سالیان پی در پی است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم.
یکی از اساسیترین کارها برای این که ما جلوی اسراف را بگیریم این که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگری نباشند (1).
اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم میگویند. خدای متعال در قران به پیغمبرش میفرماید وَ لَاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ ؛ در انفاق برای خدا هم اینجوری عمل کن. افراط و تفریط نکنید. میانهروی؛ میانهروی در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی در بیاوریم.
قرآن میفرماید: وَ الَّذِینَ إِذَآ أَنفَقُواْ ؛ کسانی که وقتی میخواهند خرج کنند، لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْتُرُواْ نه اسراف میکنند. زیاده روی میکنند. نه تنگ میگیرند و با فشار بر خودشان زندگی میکنند، نه، اسلام این را هم توصیه نمیکند.
اسلام نمیگوید که مردم بایستی با ریاضت و زهد آنچنانی زندگی کنند؛ معمولی زندگی کنند، متوسط زندگی کنند.
ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیادهروی نمیکند، اسراف نمیکند. خوب، بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمیشود (2).
امروز ما ان مقداری که از ضایعات نان ضرر میبینیم از هیچ ضایعه مادّیای ضرر نمیبینیم! یعنی همین نان خشکی که از خانه من و شما خارج میشود، معادل بخش عظیمی از قیمت گندم وارداتی ماست!
اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانی، اسراف در انواع و اقسام کالاهای گوناگون، اسراف در اسباب بازی بچه و در وسایل تجمّلاتی!
اسراف همان کاری را با کشور میکند که دشمن میخواهد (3)!
مسئولین اقتصادی دولت، برنامه کشور را طوری تنظیم میکنند که هیچ گونه ضربهای بر مسائل اساسی کشور وارد نیاید.
اگر قانونی میگذاریم که روح قانون شکنی و بی اعتنائی به قانون را در مردم به وجود میآورد - ولو به طور غیر مستقیم - این مرجوح است. اگر قانونی میگذاریم که روح قناعت را در مردم تقویت میکند، این خوب است؛ اگر روح اسراف را در مردم تقویت میکند، این بد است. اگر روح دینداری را در مردم تقویت میکند، این خوب است؛ اگر روح لاابالیگری را در مردم تقویت میکند، این بد است.
نمایندگان محترم در قانونگذاریها نگاهشان به کل کشور باشد. قانون برای همه است.
نگذارید جوری بشود که مجلس شورای اسلامی آن حالت پارسائی و زهد را از دست بدهد. (1)بعضیها تا دستشان به دهانشان میرسد برای تفریح و تفرج خودشان یا خانوادهشان به فلان کشور خارجی - که حالا نمیخواهم اسم بیاورم - میروند اینها اسراف قطعی است اینها همان اسرافی است که حرام است (2).
این جانب از این که کسانی میکوشند در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیداً نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه میبرم (3).
این شعار، شعار بسیار مهمی است یک وقت ما در زندگی شخصی خود
حرکت اشراف گونهای داریم بین خودمان و خدا، که اگر مردم باشد حرام است، اگر مکروه باشد، مکروه است اگر مباح باشد مباح است اما یک وقت ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافیگری میدهیم، این دیگر مباح و مکروه ندارد، همهاش حرام است به خاطر این که تعلیم دهنده اشرافی گری است؛ اولاً:
زیردست خودمان ثانیاً: آحاد مردم به این کار تشویق میشوند... ریخت و پاش، اولاً از جیبمان نیست از بیت المال است، ثانیاً ریخت و پاش، مشوق دیگران است. واقعاً الناس علی دین ملوکهم . ملوک در این جا به معنی پادشاهان نیست که بگوئیم ما پادشاه نداریم. نه ملوک شماها هستید. الناس علی دین ماها (1).
از جمله چیزهایی که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کند میکند نمود اشرافیگری در مسئولان بالای کشور است.
در این زمینه مسؤولان درجه یک بسیار نقش دارند تلویزیون بسیار نقش دارد مَنِش ما و شما بسیار نقش دارد (2).
یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است نه فقط آبی که مصرف شرب در خانهها میشود، نوع آبیاری کشاورزی، هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر میدهیم.
هزینه کردن اعتبارات و پولهای کشور در جاهای غیر لازم و تشریفاتی و زیادی حرام است. امروز پرداختن به کارهایی که به جنبههای عملی زندگی ارتباطی ندارد یک کار مسرفانه است (3).
مصرف گرایی به صورت اسراف یکی از بیماریهای خطرناک هر ملتی است (4).
زیادهروی، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت میکند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگی، در اتومبیلهای گرانقیمت (5).
برای متمکنین، میانهروی؛ و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی؛
و برای همه، تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی، فریضهای انقلابی و رسمی اسلامی است (1).
اگر ما اسراف نکنیم، میتوانیم نیاز کشور را برآورده کنیم.
آبها را که هرز میرود، مهار کنیم. آبها را درست مصرف کنیم. در مصرف آب اسراف نکنیم. با کار علمی و مدبرانه میشود استفادۀ بهینه کرد (2).
امروز کسانی که با بیت المال مسلمین سرو کار دارند، باید از مصرف و خرج کردن بیت المال در غیر مصارف عمومی و مردمی، خودداری کنند. این، راه تقسیم عادلانۀ بیت المال است. اگر مسؤولی خدای ناخواسته، در امر بیت المال اسراف بورزد، یا ان را در مصارف شخصی و یا برای دوستان و نزدیکان و مرتبطین خود مصرف کند، این تخلف از عدل وقرار واقعی در امر بیت المال است (3).
اسراف بد است و از نظر شرعی، گناه و حرام محسوب میشود. از نظر منطق عقلانی و ادارۀ کشور هم، یک کار ممنوع و زشت است و مخصوص کسان خاصی نیست. همه موظفند اسراف نکنند - هم مسؤولان و کارگزاران و کسانی که مأمور انجام کارهایی در دولت هستند و هم آحاد مردم (4).
انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیادهروی و اسراف (5).
اصل اسراف بد است؛ اصل تجمّل همراه با اسراف و همراه با زیادهروی است و بد است (6).
1) (1)) پیام به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج 1368/9/2.
2) (2)) بیانات در دیدار جهادگران و کشاورزان 1382/10/14.
3) (3)) بیانات در جمع مسؤولان و... عید غدیر 1371/3/30.
4) (4)) پیام نوروزی آغاز سال جدید 1375/1/1.
5) (5)) پیام نوروزی آغاز سال جدید 1374/1/1.
6) (6)) بیانات در دیدار کارگزاران نظام 1378/10/4.
اسراف، یک لجنزار است. ریخت و پاش مالی، یک وسوسۀ شیطانی است (1).
اسراف یعنی تضییع نعمت الهی؛ یعنی نشناختن قدر نعمت الهی.
کنار گذاشتن اسراف در چیزهایی که به نظر کوچک میآید؛ مثل اسراف در مصرف بیرویۀ آب، ضروری است.
ما وظیفه داریم که زندگی خود را بر طبق آنچه که دین از ما خواسته است و عقل سلیم از ما میطلبد، تنظیم کنیم. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در مواد غذایی، اسراف در وسایل زندگی، زیادهروی، زیاد خریدن، زیاد مصرف کردن، دور ریختن چیزهایی که قابل استفاده است، اینها تضییع نعمت خداست (2).
وقتی شما جلو چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محیط کار و محیط زندگی را آن چنانی میکنید، این یک درس عملی است و هر کسی این را میبیند، بر او اثر میگذارد. حداقل این را باید رعایت کرد. فضا را، فضای تجملاتی و تجملگرایی و عادت کردن به تجمل قرار ندهیم.
تجمّلگرایی و گرایش به اشرافیگری در زندگی، ضررها و خطرهای زیادی دارد: هیچ وقت عدالت اجتماعی تأمین نخواهد شد؛ هیچ وقت روحیۀ برادری و الفت و انس و همدلی - که برای همۀ کشورها و همۀ جوامع، بخصوص جامعۀ ما، مثل آب و هوا لازم است - پیش نخواهد آمد (3).
من آنچه را که میخواهم در این برهه عرض کنم این است که ملت عزیز جداً از اسراف و زیادهروی پرهیز کنند (4).
اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند بدون این که این مصرف، اثر و کارائی داشته باشد. در حقیقت هدر دادن مال است (1).
اسراف در جامعه، لازمۀ اشرافیگری و تقسیم نابرابر ثروت و مایۀ تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است. صرفهجویی صحیح - همان که در اسلام به آن قناعت میگویند - به معنای نخوردن نیست. به معنای زیادهروی نکردن، مال خدا را حرام نکردن و نعمت الهی را ضایع نکردن است (2).
صرفهجویی، یعنی آن چیزی را که قابل استفاده است و میتوانیم از آن استفاده کنیم، دور نریزیم. نسبت به امکانات، با هوس رفتار نکنیم. دائماً چیزهای ماندگار را نو کردن و چیزهای ضایع نشدنی را دور ریختن، روش درستی نیست (3).
یکی از مهمترین فضایل اخلاقی برای یک کشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخی زمینهها دچار مصیبت هستیم، اخلاق حسنۀ مهم اسلامی را فراموش کردهایم (4).
یکی از عواملی که نمیگذارد دست کسانی که توانایی کمک دارند، به یاری فقرا دراز شود، روحیۀ مصرفگرایی و تجمّل در جامعه است (5).
مصرف باید به اندازه باشد، نه به حد اسراف و زیادهروی. این اندازه در هر زمانی متفاوت است (6).
مسؤولان اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگی کنند. بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسرافآمیز و تجملآمیز به یک فرهنگ تبدیل شود (1).
سوق دادن به تجمّل و مصرفگرایی و آرایشهای بیهوده و مخارج سنگین تبدیل شدن به یک وسیلۀ مصرف. این، ستم بزرگی بر زن است. شاید بشود گفت که هیچ ظلمی بالاتر از این نیست؛ زیرا که او را بکلّی از آرمانها و اهداف تکاملی خودش غافل و منصرف میکند و به چیزهای خیلی کوچک و حقیر سرگرم مینماید (2).
پیوند حقیقی با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است. ساده زیستی و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه کردن بیتالمال در امور شخصی و غیر ضروری، شرط لازم برای حفظ این پیوند است. ترویج فرهنگ اشرافیگری و تجمل و سفرهای پرهزینه و بیهودۀ خارجی از کیسۀ مردم، دور از شأن نمایندگی و عامل گسیخته شدن پیوند نماینده با مردم است (3).
1 - القرآن الکریم.
2 - الإختصاص: شیخ مفید، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ اول، 1413 ه .
3 - الأدب المفرد: محمّد بن اسماعیل بخاری، دارالمعرفة، بیروت، چاپ دوم، 1420 ه .
4 - الإرشاد: شیخ مفید، تحقیق مؤسّسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1413 ه .
5 - الإستبصار: شیخ طوسی، دارالکتب الإسلامیه، طهران، چاپ سوم، 1390 ه .
6 - الإصابة فی تمییز الصحابة: ابن حجر عسقلانی، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول 1328 ه .
7 - الاُصول الستَّة عشر: تحقیق ضیاءالدین محمودی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1422 ه .
8 - اُصول کافی: شیخ کلینی، ترجمۀ سید جواد مصطفوی، انتشارات ولی عصر علیه السلام ، تهران، چاپ اول، 1375 ش .
9 - أعلام الدین: حسن دیلمی، تحقیق مؤسّسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1408 ه .
10 - الأمالی: شیخ صدوق، مؤسّسة الأعلمی، بیروت، چاپ پنجم، 1400 ه .
11 - الأمالی: شیخ طوسی، منشورات مکتبة الداوری، قم.
12 - الأمالی: شیخ مفید، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم.
13 - بحار الأنوار: علّامه مجلسی، مؤسّسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403 ه .
14 - بشارة المصطفی: طبری امامی، تحقیق جواد قیّومی، مؤسسة النشر الإسلامی،قم، چاپ دوم، 1422 ه .
15 - تحف العقول: ابن شعبه حرّانی، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الإسلامی، قم، چاپ هفتم، 1425.
16 - تفسیر أبوالفتوح رازی: کتابفروشی اسلامیه، تهران.
17 - تفسیر الإمام العسکری علیه السلام : تحقیق مدرسة الإمام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1409.
18 - تفسیر راهنما: هاشمی رفسنجانی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1375 ش.
19 - تفسیر الطبری: محمّد بن جریر طبری، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ سوم، 1420 ه .
20 - تفسیر العیّاشی: محمّد بن مسعود سمرقندی، المکتبة العلمیة الإسلامیّة، طهران.
21 - تفسیر القمّی: علی بن إبراهیم قمی، منشورات مکتبة الهدی، النجف، 1387 ه .
22 - التمحیص: أبی علی اسکافی (ضمن کتاب المؤمن) تحقیق مدرسة الإمام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1404 ه .
23 - تنبیه الخواطر: ورّام بن أبی فراس، دارالتعارف، بیروت.
24 - تهذیب الأحکام: شیخ طوسی، دارالتعارف، بیروت، 1401 ه .
25 - تهذیب الکمال: یوسف مزّی، دارالفکر، بیروت، 1421 ه .
26 - تهذیب اللغة: محمّد بن احمد ازهری، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1421 ه .
27 - ثواب الأعمال: شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، طهران،1391 ه .
28 - جامع الأخبار: محمد سبزواری، تحقیق علاء آل جعفر، مؤسّسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1414 ه .
جامع البیان تفسیر الطبری.
الجامع الصحیح سنن الترمذی.
29 - الجامع الصغیر: جلالالدین سیوطی، دارالکتب العلمیة، بیروت.
30 - الجعفریات: محمّد بن أشعث کوفی (ضمن قرب الإسناد) مکتبة نینوی الحدیثة، طهران.
31 - الخصال: شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ پنجم، 1416 ه .
32 - الدرّ المنثور: جلالالدین سیوطی، منشورات مکتبة آیة اللّٰه المرعشی، قم.
33 - الدرّة الباهرة: شهید اول، انتشارات زائر، چاپ اول، 1376 ش.
34 - دعائم الإسلام: قاضی نعمان مغربی، تحقیق آصف فیضی، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، 1411 ه .
35 - دلائل الإمامة: منشورات الرضی، قم، چاپ سوم، 1363 ش.
36 - روضة الواعظین: فتّال نیسابوری، انتشارات الشریف الرضی، قم چاپ اول، 1368 ش.
37 - الزهد: حسین بن سعید اهوازی، المطبعة العلمیة، قم، 1399 ه .
38 - سنن ابن ماجة: محمّد بن یزید قزوینی، دارالفکر، بیروت.
39 - سنن أبی داود: سلیمان سجستانی، دارإحیاء التراث العربی، بیروت.
40 - سنن الترمذی: محمّد بن عیسی، دار عمران؛ بیروت، 1381 ه .
41 - السنن الکبری: احمد بن حسین بیهقی، دارالفکر، بیروت.
42 - شرح نهج البلاغه: ابن أبی الحدید، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1387 ه .
43 - الصافی: فیض کاشانی، تحقیق سید محسن امینی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، چاپ اول، 1419 ه .
44 - الصحاح: اسماعیل جوهری، تحقیق احمد عبدالغفّور عطّار، دارالعلم للملایین، بیروت، چاپ چهارم، 1990 م.
45 - صحیح البخاری: محمّد بن اسماعیل بخاری، دارالجیل، بیروت.
46 - الصحیفة السجّادیة الجامعة: سید محمّد باقر أبطحی، مؤسّسة الإمام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ پنجم، 1423 ه .
47 - عُدّة الداعی: ابن فهد حلّی، دارالکتاب الإسلامی، چاپ اول، 1407 ه .
48 - علل الشّرایع: شیخ صدوق، منشورات المکتبة الحیدریة، النجف، 1385 ه .
49 - عوالی اللئالی: ابن أبی جمهور احسائی، تحقیق آقا مجتبی عراقی، مطبعة سید الشهداء، قم، چاپ اول، 1403 ه .
50 - عیون أخبار الرّضا علیه السلام : منشورات المطبعة الحیدریة، النجف، 1390 ه .
51 - عیون الحِکم والمواعظ: لیثی واسطی، تحقیق حسین بیرجندی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1418 ه .
52 - غرر الحِکم ودرر الکِلم: ترجمۀ محمّد علی انصاری، دارالکتاب، قم.
53 - الفردوس: شیرویه دیلمی، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1406 ه .
54 - الفضائل: شاذان بن جبرئیل، منشورات المطبعة الحیدریة، 1381 ه .
55 - فقه الرّضا: تحقیق مؤسّسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1406 ه .
56 - القاموس المحیط: فیروز آبادی، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1412 ه .
57 - قرب الإسناد: عبداللّٰه حمیری، تحقیق مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1413 ه .
58 - قصص الأنبیاء: سید نعمة اللّٰه جزائری، دارالأضواء، بیروت، چاپ دوم، 1423 ه .
59 - قصص الأنبیاء: قطبالدین راوندی، مؤسّسة المفید، بیروت، چاپ اول، 1409 ه .
60 - الکافی: شیخ کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، دارالتعارف، بیروت، چاپ سوم، 1401 ه .
61 - کامل الزّیارات: محمّد بن قولویه، المطبعة المرتضویة، النجف، 1356 ه .
62 - الکامل فی ضعفاء الرّجال: عبداللّٰه جرجانی، دارالفکر، بیروت، چاپ سوم، 1409 ه .
63 - کتاب جعفر بن محمّد بن شریح الحضرمی: (ضمن الاُصول الستّة عشر).
64 - کتاب زید النرسی: (ضمن الاُصول الستّة عشر).
65 - کشف الغمّة: علی إربلی، دار الکتاب الإسلامی، بیروت، 1401 ه .
66 - کنز العمّال: متقی هندی، مؤسّسة الرسالة، بیروت، 1409.
67 - کنز الفوائد: ابوالفتح کراجکی، مکتبة المصطفوی، قم، چاپ دوم، 1369 ش.
68 - لسان العرب: ابن منظور، نشر أدب الحوزة، قم، 1405 ه .
69 - لغت نامه: علی اکبر دهخدا، مؤسّسۀ انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1372 ش.
70 - مجمع البحرین: فخرالدین طریحی، تحقیق سید احمد حسینی، مکتب نشر الثقافة الإسلامیة، طهران، چاپ دوم، 1408 ه .
71 - مجمع البیان: فضل بن الحسن طبرسی، مؤسّسة الهدی، طهران، 1417 ه .
72 - مجمع الزّوائد: علی هیثمی، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1408 ه .
73 - المحاسن: أحمد بن محمّد برقی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، 1370 ه .
74 - مرآة العقول: علّامه مجلسی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، چاپ اول، 1405 ه .
75 - المستدرک علی الصحیحین: حاکم نیسابوری، دارالکتب العلمیة؛ بیروت، چاپ اول، 1411 ه .
76 - مستدرک الوسائل: میرزا حسین نوری، تحقیق مؤسّسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1407 ه .
77 - مستطرفات السرائر: ابن ادریس حلّی، مدرسة الإمام المهدی علیه السلام ، چاپ اول، 1408 ه .
78 - مسند أحمد بن حنبل: دار صادر، بیروت.
79 - مسند الشّهاب: محمّد قضاعی، مؤسّسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، 1405.
80 - مشکاة الأنوار: علی بن حسن طبرسی، مؤسّسة دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1418 ه .
81 - مصادقة الإخوان: شیخ صدوق، منشورات مکتبة الإمام صاحب الزمان علیه السلام ، الکاظمیة، 1403 ه .
82 - مصباح الشریعة: امام صادق علیه السلام ، مؤسّسة الأعلمی، بیروت، چاپ سوم، 1413 ه .
83 - مصباح المتهجّد: شیخ طوسی، تحقیق علی اصغر مروارید، مؤسّسة فقه الشیعة، بیروت، چاپ اول.
84 - المصباح المنیر: احمد فیّومی، المطبعة الأمیریة، القاهرة، چاپ هفتم، 1928 م.
85 - المصنّف: ابن ابی شیبه، تحقیق سعید محمّد لحّام، دارالفکر، بیروت، چاپ دوم، 1424 ه .
86 - معانی الأخبار: شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ سوم، 1416 ه .
87 - المعجم الکبیر: سلیمان طبرانی، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1405 ه .
88 - المفردات فی غریب القرآن: راغب اصفهانی، المکتبة المرتضویة، طهران، 1411 ه .
89 - المقنع: شیخ صدوق، مؤسّسة الإمام الهادی علیه السلام ، چاپ اول، 1415 ه .
90 - مکارم الأخلاق: حسن بن فضل طبرسی، تحقیق علاء آل جعفر، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ چهارم، 1425 ه .
91 - المنجد: لویس معلوف، انتشارات اسماعیلیان، تهران، چاپ 23.
92 - من لا یحضره الفقیه: شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، مؤسّسة النشر الاسلامی، قم، چاپ سوم، 1414 ه .
93 - المؤمن: حسین بن سعید اهوازی، دارالمرتضی، بیروت، 1411 ه .
94 - المیزان: سید محمّد حسین طباطبائی، دارالکتب الإسلامیة، طهران، چاپ دوم، 1390 ه .
95 - نزهة الناظر: محمّد حلوانی، تحقیق مدرسة الإمام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1408.
96 - نظم درر السمطین: محمّد بن یوسف زرندی، مکتبة نینوی الحدیثة، طهران.
97 - النوادر: فضلاللّٰه راوندی، تحقیق سعید رضا عسکری، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1377 ش.
98 - النهایة: ابن اثیر جزری، مؤسسۀ اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1367 ش.
99 - نهج البلاغة: تحقیق صبحی صالح، مؤسّسة دارالهجرة، قم، چاپ پنجم.
100 - نهج البلاغة: شرح محمّد عبده، مؤسّسة الأعلمی، بیروت.
101 - الهدایة: شیخ صدوق، مؤسّسة الإمام الهادی علیه السلام ، چاپ اول، 1418 ه .
102 - الوافی: فیض کاشانی، منشورات مکتبة الامام أمیرالمؤمنین علیه السلام ، اصفهان،چاپ دوم، 1412 ه .