ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : سخنان قدسی، یا، سخن خدا با سه پیامبر اولی العزم.../ تهیه و تنظیم موسسه پیام امام هادی علیه السلام.
مشخصات نشر : قم: پیام امام هادی (ع)، ۱۳۸۱.
مشخصات ظاهری : ۱۴۲ ص.؛ ۱۱×۵/۱۹ سم.
شابک : ۶۰۰۰ریال:964-90069-7-4 ؛ ۶۰۰۰ ریال( چاپ دوم) ؛ ۱۲۵۰۰ ریال( چاپ سوم) ؛ ۲۷۵۰۰ ریال (چاپ پنجم)
یادداشت : چاپ دوم:۱۳۸۲.
یادداشت : چاپ سوم: بهار ۱۳۸۸.
یادداشت : چاپ پنجم : ۱۳۹۲.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۱۴۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : سخن خدا با سه پیامبر اولی العظم
موضوع : احادیث قدسی
موضوع : احادیث خاص (معراج)
شناسه افزوده : موسسه امام هادی (ع)
رده بندی کنگره : BP۱۳۹/۵/س۳ ۱۳۸۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۱-۲۵۵۸۷
اهداء:
به صاحب عزت وکرامت: سید الشهداء علیه السلام
به ولی اللّٰه الناصح: امام علی الهادی علیه السلام
به صاحب الزمان عجل اللّٰه تعالی فرجه الشریف
پیشگفتار
در روزگار غربت معنویت که مردم جهان با سرعت تمام به سوی مادیات وشهوات میتازند و از خود بیگانگان هیچ مسلک ومذهبی را جز در دایرۀ خود کامگی، و انسان مداری برای بشر تجویز نمیکنند، عرضۀ پیامهای معنوی، گشودن روزنهایاست به ماورای این خود خواهیها، وتلاشی است برای زدودن زنگار دنیازدگی از جان انسان فراموشکارِ بریده از آسمان وچسبیده به خاک، شاید که جوهره وجودی خود را که آسمانی است به یاد آورد وچشم دل به سوی آنچه نادیدنیاست بگشاید.
چه بسا شعلهای وجرقهای در دل تاریکی، راه را روشن نماید و باشد که نسیم رحمتی پردۀ غفلت را کنار زند و اشرف
مخلوقات را که امروز غریق دریای حیوانیّت و پستیاست به کشتی نجات و ساحل انسانیت رهنمون شود، و ارتباط قطع شده بین زمین و آسمان برقرار گردد.
«احادیث قدسی» نوعی از این پیامهای روحانی و هشدارهای معنوی است که خداوند مهربان در آنها با پیامبران خود به زبان پند و اندرز سخن گفته و ابواب حکمت و معرفت را به سوی ایشان و پیروانشان گشوده است.
و از آن جایی که این سخنان به ساحت قدس پروردگار ارتباط دارد، آنها را «حدیث قدسی» نامیدهاند و در تعریف آن وفرقش با قرآن و احادیث دیگر وجوهی گفتهاند که در اینجا به یک تعریف بسنده میکنیم.
أمّا الحدیث القدسی: فهو کلام اللّٰه تعالی غیر المنزل علی سبیل التحدّی والتعجیز سواء نقله المعصوم عن اللّٰه بواسطة الملَک أم نقله من الکتب السماویة الماضیة. (1)«حدیث قدسی، سخن خداوند متعال است که بر طریق اعجاز نازل نشدهاست چه معصوم آن را به واسطۀ فرشته یا از
1) (1)) اصطلاحات الاصول: 138..
کتابهای آسمانی پیشین نقل کند».
این جزوه که پیش روی شما است دربرگیرندۀ سه حدیث قدسی خطاب به حضرت موسی، عیسی وپیامبر عظیم الشأن اسلام با خطاب یا موسیٰ، یا عیسیٰ و یا أحمد است که با اعراب گذاری و ترجمه فارسی عرضه میشود. البتّه بخشی از این احادیث حاوی معانی بلند و دقیقی است که درک آن نیاز به استاد و تدبّر دارد، و ما فقط به ترجمه ساده آن بسنده کردهایم.
این احادیث در کتابهای معتبری چون کافی ثقة الاسلام کلینی، امالی شیخ صدوق، ارشاد القلوب دیلمی وتحف العقول حرّانی رحمه الله آمدهاست و دیگر علما چون علّامه مجلسی، شیخ حرّ عاملی ومحدث نوری رضوان اللّٰه علیهم از آنها نقل نمودهاند و ما در آخر هر کدام از این سه حدیث به منابع آن به طور کامل اشاره خواهیم کرد.
در پایان از محققین مؤسسه که ما را در ترجمه و تألیف این کتاب شریف یاری کردند و همچنین از مساعدت ستاد عالی کانونهای فرهنگی هنری مساجد تشکر و قدر دانی میشود.
مؤسسه امام هادی علیه السلام
مناجاة اللّٰه تعالی لمُوسَی علیه السلام
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمانَ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَی رَفَعَهُ، قَالَ: إِنَّ مُوسَی علیه السلام نَاجَاهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی فَقَالَ لَهُ فِی مُنَاجَاتِهِ:
یَا مُوسیٰ لا تُطِلْ(1)فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ لِذٰلِکَ قَلْبُکَ، وَقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ.
یَا مُوسیٰ کُنْ کَمَسَرَّتِی فِیکَ، فَإِنَّ مَسَرَّتِی أَنْ أُطَاعَ فَلا أُعْصیٰ(2)، فَأَمِتْ قَلْبَکَ بِالْخَشْیَةِ، وَ کُنْ خَلَقَ الثِّیَابِ، جَدِیدَ الْقَلْبِ؛ تَخْفیٰ عَلیٰ أَهْلِ الأَرْضِ وَتُعْرَفُ فِی أَهْلِ السَّمَاءِ، حِلْسَ الْبُیُوتِ، مِصْبَاحَ اللَّیْلِ، وَاقْنُتْ بَیْنَ یَدَیَّ قُنُوتَ الصَّابِرِینَ(3)، وَصِحْ إِلَیَّ مِنْ کَثْرَةِ الذُّنُوبِ صِیَاحَ الْمُذْنِبِ الْهَارِبِ مِنْ عَدُوِّهِ،
علی بن ابراهیم از پدرش از عمرو بن عثمان از علی بن عیسیٰ در حدیثی که سند آن را به معصوم میرساند نقل میکند که:
خداوند تبارک و تعالی با موسیٰ همراز شد، و در مناجات خود به او فرمود:
ای موسی! در دنیا آرزویت دراز مگردان که بدین سبب دل تو سخت شود، وسنگ دل از من دور است.
ای موسی! آنگونه باش که نسبت به تو شادمان باشم، شادمانی من آنست که فرمانم برند ونافرمانی نشوم، وبا ترس [از من، هویٰ وهوس] دل خود را بمیران وکهنه جامه وتازهدل باش؛ برای اهل زمین گمنام وبرای آسمانیان شناخته شده باش، خانه نشین وچراغ شب باش، ودر پیشگاه من چون شکیبایان فروتن باش ومانند گنهکاری که از دشمنش فرار میکند، از بسیاریِ گناهان به سوی من فریاد برآور
وَاسْتَعِنْ بِی عَلیٰ ذٰلِکَ، فَإِنِّی نِعْمَ الْعَوْنُ، وَنِعْمَ الْمُسْتَعَانُ.
یَا مُوسیٰ إِنِّی أَنَا اللَّهُ فَوْقَ الْعِبَادِ، وَالْعِبَادُ دُونِی، وَکُلٌّ لِی دَاخِرُونَ، فَاتَّهِمْ نَفْسَکَ عَلیٰ نَفْسِکَ وَلا تَأْتَمِنْ وَلَدَکَ عَلیٰ دِینِکَ إِلّا أَنْ یَکُونَ وَلَدُکَ مِثْلَکَ یُحِبُّ الصَّالِحِینَ.
یَا مُوسیٰ اغْسِلْ وَاغْتَسِلْ، وَاقْتَرِبْ مِنْ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ.
یَا مُوسیٰ کُنْ إِمَامَهُمْ فِی صَلاتِهِمْ، وَإِمَامَهُمْ فِیما یَتَشَاجَرُونَ. وَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلْتُ عَلَیْکَ، فَقَدْ أَنْزَلْتُهُ حُکْماً بَیِّناً، وَبُرْهَاناً نَیِّراً، وَ نُوراً یَنْطِقُ بِمَا کَانَ فِی الأَوَّلِینَ وَبِمَا هُوَ کَائِنٌ فِی الآخِرِینَ.
أُوصِیکَ یَا مُوسیٰ وَصِیَّةَ الشَّفِیقِ الْمُشْفِقِ بِابْنِ الْبَتُولِ عِیسیٰ بْنِ مَرْیَمَ، صَاحِبِ الأَتَانِ وَالْبُرْنُسِ وَالزَّیْتِ وَالزَّیْتُونِ وَالْمحْرَابِ، وَمِنْ بَعْدِهِ بِصَاحِبِ الْجَمَلِ الأَحْمَرِ، الطَّیِّبِ الطَّاهِرِ الْمُطَهَّرِ، فَمَثَلُهُ فِی کِتَابِکَ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ مُهَیْمِنٌ عَلَی الْکُتُبِ کُلِّهَا،
ودر این کار از من کمک بخواه که من یار ومددکار خوبی هستم.
ای موسی! منم خدای بالاتر از بندگان، و بندگان زیردست منند، وهمه در برابرم کوچکند، در مورد خویش، به خود بدگمان باش، وبر دین خود فرزندت را [نیز] امین ندان، مگر اینکه فرزند تو مانند تو دوستدار درستکاران باشد.
ای موسی! شستشو کن وغسل نما، وبه بندگان نیکوکارم نزدیک شو.
ای موسی! در نماز پیشوای آنان ودر نزاعها راهبر آنان باش. ومیان آنان، با آنچه بر تو نازل کردم [یعنی تورات] داوری کن که من آنرا فروفرستادم [به صورت] حکمی آشکار، ودلیلی روشن، ونوری که به آنچه در پیشینیان بود ودر آیندگان خواهد بود سخن میگوید.
ای موسی! همچون دوستی مهربان تو را سفارش میکنم به فرزند بتول [آن بانوی از دنیا بریدۀ به خدا پیوسته] عیسی بن مریم، صاحب الاغ وبُرنس(1)و روغن زیتون، و زیتون(2)، و محراب، و پس از آن [سفارش میکنم تو را] به صاحب شتر سرخموی، آن پاکِ پاکیزۀ پاک نهاد [پیامبر اسلام]، نشانه او در کتاب تو اینست که او مؤمن وپاسدار همۀ کتابهای آسمانی است،
وَأَنَّهُ رَاکِعٌ سَاجِدٌ رَاغِبٌ رَاهِبٌ، إِخْوَانُهُ الْمَسَاکِینُ، وَأَنْصَارُهُ قَوْمٌ آخَرُونَ، وَیَکُونُ فِی زَمَانِهِ أَزْلٌ وَزِلْزَالٌ وَ قَتْلٌ وَ قِلَّةٌ مِنَ الْمَالِ، اسْمُهُ أَحْمَدُ، مُحَمَّدٌ الأَمِینُ مِنَ الْبَاقِینَ مِنْ ثُلَّةِ الأَوَّلِینَ الْمَاضِینَ، یُؤْمِنُ بِالْکُتُبِ کُلِّهَا، وَیُصَدِّقُ جَمِیعَ الْمُرْسَلِینَ، وَیَشْهَدُ بِالإِخْلاصِ لِجَمِیعِ النَّبِیِّینَ؛ أُمَّتُهُ مَرْحُومَةٌ مُبَارَکَةٌ مَا بَقُوا فِی الدِّینِ عَلَی حَقَائِقِهِ، لَهُمْ سَاعَاتٌ مُوَقَّتَاتٌ یُؤَدُّونَ فِیهَا الصَّلَوَاتِ أَدَاءَ الْعَبْدِ إِلَی سَیِّدِهِ نَافِلَتَهُ، فَبِهِ فَصَدِّقْ، وَمِنْهَاجَهُ فَاتَّبِعْ، فَإِنَّهُ أَخُوکَ.
یَا مُوسٰی إِنَّهُ أُمِّیٌّ، وَ هُوَ عَبْدُ صِدْقٍ، یُبَارَکُ لَهُ فِیما وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهِ، وَیُبَارَکُ عَلَیْهِ، کَذَلِکَ کَانَ فِی عِلْمِی، وَکَذٰلِکَ خَلَقْتُهُ، بِهِ أَفْتَحُ السَّاعَةَ، وَبِأُمَّتِهِ أَخْتِمُ مَفَاتِیحَ الدُّنْیَا، فَمُرْ ظَلَمَةَ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنْ لا یَدْرُسُوا اسْمَهُ، وَلا یَخْذُلُوهُ، وَإِنَّهُمْ لَفَاعِلُونَ، وَ حُبُّهُ لِی حَسَنَةٌ، فَأَنَا مَعَهُ وَأَنَا مِنْ حِزْبِهِ، وَهُوَ مِنْ حِزْبِی، وَحِزْبُهُمُ الْغَالِبُونَ، (فَتَمَّتْ کَلِمَاتِی
و او اهل رکوع وسجود وشوق وبیم از خداست، برادرانش بینوایان، ویاورانش قومی دیگرند، و در زمانش فشار وگرفتاری وکشتار وتهیدستی خواهد بود، نام او احمد، محمّد امین است، از بازماندگان گروه پیشینیان [پیامبران گذشته].
به همۀ کتابها [ی آسمانی] ایمان دارد وهمۀ پیامبران را تصدیق میکند، و با اخلاص به نبوت همه انبیاء شهادت میدهد؛ امّت او تا بر حقایق دین پایدارند، مورد رحمت وبرکت هستند، ساعات معینی دارند که در آن ساعات نماز خود را به جا آورند همانگونه که بندهای وظیفۀ خود را نسبت به مولای خود انجام دهد، پس او را تصدیق کن وروش او را پیروی کن که او برادر تو است.
ای موسی! او درس ناخوانده و بندۀ مخلصی است، بر هرچه دست نهد مبارکش گردد وخود نیز مبارک [وخجسته] است.
در علم من اینچنین بوده است، واینگونه او را آفریدم، با او قیامت را آغاز کنم وبا امتش کلیدهای دنیا را مُهر زنم [دنیا را به پایان رسانم]. پس به ستمکاران بنی اسرائیل فرمان ده که اسم او را محو نکنند، واو را وا نگذارند، [گرچه] آنان انجام خواهند داد، ودوست داشتن او به خاطر من حسنه است، پس من با او واز حزب او هستم، واو نیز از حزب من است، وحزب آنها پیروز است سخنانم پایان یافت
لَأُظْهِرَنَّ دِینَهُ عَلَی الأَدْیَانِ کُلِّهَا، وَلَأُعْبَدَنَّ بِکُلِّ مَکَانٍ، وَلَأُنْزِلَنَّ عَلَیْهِ قُرْآناً فُرْقَاناً، شِفَاءً لِمَا فِی الصُّدُورِ مِنْ نَفْثِ الشَّیْطَانِ.
فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا ابْنَ عِمْرَانَ، فَإِنِّی أُصَلِّی عَلَیْهِ وَ مَلائِکَتِی.)(1)یَا مُوسیٰ أَنْتَ عَبْدِی وَأَنَا إِلٰهُکَ، لا تَسْتَذِلَّ الْحَقِیرَ الْفَقِیرَ، وَلا تَغْبِطِ الْغَنِیَّ بِشَیْءٍ یَسِیرٍ، وَکُنْ عِنْدَ ذِکْرِی خَاشِعاً، وَ عِنْدَ تِلاوَتِهِ بِرَحْمَتِی طَامِعاً، وَأَسْمِعْنِی لَذَاذَةَ التَّوْرَاةِ بِصَوْتٍ خَاشِعٍ حَزِینٍ، اطْمَئِنَّ عِنْدَ ذِکْرِی، وَذَکِّرْ بِی مَنْ یَطْمَئِنُّ إِلَیَّ، وَاعْبُدْنِی، وَلا تُشْرِکْ بِی شَیْئاً، وَتَحَرَّ مَسَرَّتِی، إِنِّی أَنَا السَّیِّدُ الْکَبِیرُ، إِنِّی خَلَقْتُکَ مِنْ نُطْفَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ، مِنْ طِینَةٍ أَخْرَجْتُهَا مِنْ أَرْضٍ ذَلِیلَةٍ مَمْشُوجَةٍ، فَکَانَتْ بَشَراً، فَأَنَا صَانِعُهَا خَلْقاً، فَتَبَارَکَ وَجْهِی، وَتَقَدَّسَ صَنِیعِی، لَیْسَ کَمِثْلِی شَیْءٌ، وَأَنَا الْحَیُّ الدَّائِمُ الَّذِی لا أَزُولُ.
1) (1)) ما بین القوسین لیس فی التحف..
[قضای من حتمی شد] که حتماً دین او را بر تمامی دینها پیروز گردانم، ودر هر مکان پرستش شوم، وبر او قرآنی فرو فرستم که جدا کننده [میان حقّ وباطل]، ودرمان سینهها از وسوسه شیطان باشد.
پس ای فرزند عمران! بر او درود فرست، که من وفرشتگانم بر او درود میفرستیم.
ای موسی! تو بندۀ من ومن خدای تو هستم، شخص حقیر وبینوا را خوار نشمار، وبه چیز کمی که توانگر دارد غبطه مخور، وهنگام یاد من فروتن، وهنگام خواندن ذکرم بر رحمت من چشم داشته باش، ولذّت [قرائت] تورات را با صدایی خاشع واندوهناک به گوش من برسان، هنگام یاد من آرامش داشته باش، ومرا به یاد آنان که به من آرامش خاطر دارند بینداز، ومرا بپرست، وچیزی را همتای من قرار نده، وخشنودی مرا بجوی، که منم آن آقای بزرگ، من تو را از نطفۀ آبی پست آفریدم، از گِلی که از زمین پست ودرهم بیرون آوردم، آنگاه بشری [کامل] گردید. پس من او را آفریدهای ساختم، ومبارک است ذات من، ومنزه است ساختۀ من، مانند من چیزی نیست ومنم همیشه زندهای که نابود نمیشوم.
یَا مُوسیٰ کُنْ إِذَا دَعَوْتَنِی خَائِفاً مُشْفِقاً وَجِلاً، (عَفِّرْ وَجْهَکَ لِی فِی التُّرَابِ، وَاسْجُدْ لِی بِمَکَارِمِ بَدَنِکَ، وَاقْنُتْ بَیْنَ یَدَیَّ فِی الْقِیَامِ)(1)، وَنَاجِنِی حِینَ تُنَاجِینِی بِخَشْیَةٍ مِنْ قَلْبٍ وَجِلٍ، وَاحْیَ بِتَوْرَاتِی أَیَّامَ الْحَیَاةِ، وَعَلِّمِ الْجُهَّالَ مَحَامِدِی، وَذَکِّرْهُمْ آلائِی وَنِعْمَتِی، وَقُلْ لَهُمْ لا یَتَمادَوْنَ فِی غَیِّ مَا هُمْ فِیهِ، فَإِنَّ أَخْذِی أَلِیمٌ شَدِیدٌ.
یَا مُوسَی إِذَا انْقَطَعَ حَبْلُکَ مِنِّی لَمْ یَتَّصِلْ بِحَبْلِ غَیْرِی، فَاعْبُدْنِی وَقُمْ بَیْنَ یَدَیَّ مَقَامَ الْعَبْدِ الْحَقِیرِ الْفَقِیرِ، ذُمَّ نَفْسَکَ، فَهِیَ أَوْلَی بِالذَّمِّ، وَلا تَتَطَاوَلْ بِکِتَابِی عَلیٰ بَنِی إِسْرَائِیلَ، فَکَفیٰ بِهٰذا وَاعِظاً لِقَلْبِکَ وَمُنِیراً، وَهُوَ کَلامُ رَبِّ الْعَالَمِینَ جَلَّ وَتَعَالَی.
یَا مُوسیٰ مَتیٰ مَا دَعَوْتَنِی وَرَجَوْتَنِی فَإِنِّی سَأَغْفِرُ لَکَ عَلَی مَا کَانَ مِنْکَ، السَّمَاءُ تُسَبِّحُ لِی وَجَلاً، وَالْمَلائِکَةُ مِنْ مَخَافَتِی مُشْفِقُونَ، وَالأَرْضُ تُسَبِّحُ لِی طَمَعاً، وَکُلُّ الْخَلْقِ یُسَبِّحُونَ لِی دَاخِرُونَ.
1) (1)) من «وعفّر وجهک» الیٰ «فی القیام» لیس فی التحف..
ای موسی! وقت خواندن من ترسان ونرمدل وهراسان باش، برای من صورت خود را بر خاک بگذار، وبا گرامیترین اعضای بدن خود برایم سجده کن، وهنگام ایستادن در برابرم فروتن باش، وهنگام مناجات با ترس وقلبی لرزان با من مناجات کن، و سراسر عمر خود را با تورات من زنده باش، واوصاف نیک مرا به نادانان بیاموز، ونعمتهای باطن وظاهر مرا به آنان یاد آور شو، به آنان بگو به گمراهیهائیکه در آن فرو رفتهاند ادامه ندهند، که مؤاخذۀ من دردناک وسخت است.
ای موسی! هنگامی که ریسمان پیوند تو با من قطع شود به ریسمان دیگری نخواهد پیوست، پس مرا پرستش کن ودر پیشگاه من همانند بندۀ ناچیز بینوا بایست، وخود را نکوهش کن که نفس تو به نکوهش سزاوارتر است، وبا کتاب من بر بنیاسرائیل سرفرازی مکن، واین کتاب کافی است که اندرز دهنده وروشن کنندۀ دلت باشد، وآن سخن پروردگار جهانیان است که بزرگ وبلندمرتبه است.
ای موسی! هر زمان مرا بخوانی وبه من امید داشته باشی، من نیز تو را با گناهانت میآمرزم، آسمان از روی بیم مرا تسبیح میگوید، وفرشتگان از هراس من بیمناکند، وزمین از روی طمع مرا تنزیه کند، وهمۀ آفریدهها متواضعانه مرا میستایند.
ثُمَّ عَلَیْکَ بِالصَّلاةِ الصَّلاةِ، فَإِنَّهَا مِنِّی بِمَکَانٍ، وَلَهَا عِنْدِی عَهْدٌ وَثِیقٌ، وَأَلْحِقْ بِهَا مَا هُوَ مِنْهَا زَکَاةَ الْقُرْبَانِ مِنْ طَیِّبِ الْمَالِ وَالطَّعَامِ، فَإِنِّی لا أَقْبَلُ إِلَّا الطَّیِّبَ یُرَادُ بِهِ وَجْهِی، وَاقْرُنْ مَعَ ذَلِکَ صِلَةَ الأَرْحَامِ، فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ الرَّحْمٰنُ الرَّحِیمُ، وَالرَّحِمُ َ أَنَا خَلَقْتُهَا فَضْلاً مِنْ رَحْمَتِی، لِیَتَعَاطَفَ بِهَا الْعِبَادُ، وَلَهَا عِنْدِی سُلْطَانٌ فِی مَعَادِ الآخِرَةِ، وَأَنَا قَاطِعُ مَنْ قَطَعَهَا، وَوَاصِلُ مَنْ وَصَلَهَا، وَکَذَلِکَ أَفْعَلُ بِمَنْ ضَیَّعَ أَمْرِی.
یَا مُوسیٰ أَکْرِمِ السَّائِلَ إِذَا أَتَاکَ بِرَدٍّ جَمِیلٍ أَوْ إِعْطَاءٍ یَسِیرٍ، فَإِنَّهُ یَأْتِیکَ مَنْ لَیْسَ بِإِنْسٍ وَلا جَانٍّ، مَلائِکَةُ الرَّحْمَنِ یَبْلُونَکَ کَیْفَ أَنْتَ صَانِعٌ فِیما أَوْلَیْتُکَ، وَکَیْفَ مُوَاسَاتُکَ فِیما خَوَّلْتُکَ، وَاخْشَعْ لِی بِالتَّضَرُّعِ، وَاهْتِفْ لِی بِوَلْوَلَةِ الْکِتَابِ،
سپس بر تو باد به نماز، نماز، که آن نزد من منزلتی بزرگ، وپیمانی محکم دارد، وبه آن زکات مایۀ تقرب که از نماز محسوب میشود را پیوند ده، زکاتی که از مال وخوراک پاکیزه باشد، که من جز پاکیزهای را که برای رضای من باشد قبول نمیکنم، وبا اینها صلۀ رحم را همراه ساز، که منم خدای بخشایشگر مهربان، وخویشاوندی را من تفضلاً از رحمت خود آفریدم، تا بندگان با آن به یکدیگر مهر ورزند، وآن در روز قیامت نزد من فرمانروایی خواهد داشت، من از آنکس که پیوند خویشی را بریده میبرم، وبا آنکه پیوند کرده میپیوندم، واینگونه با کسی که فرمان مرا تباه سازد رفتار خواهم کرد.
ای موسی! سائل را چون نزد تو آمد اکرام کن یا با خوشرویی بازگردان و یا با بخششی اندک، زیرا گاهی کسی پیش تو آید، که نه انسان است و نه جنّ، بلکه از فرشتههای خدای رحمان است، تو را میآزمایند تا چگونه با آنچه به تو ارزانی داشتهام رفتار میکنی و با نعمتی که به تو دادهام با دیگران [همدردی و] مواسات میکنی؟
وبا لابه به درگاه من نرم دل شو، و کتاب [تورات] را نالان و گریان برایم بخوان.
وَاعْلَمْ أَنِّی أَدْعُوکَ دُعَاءَ السَّیِّدِ مَمْلُوکَهُ، لِیَبْلُغَ بِهِ شَرَفَ الْمَنَازِلِ، وَ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِی عَلَیْکَ وَعَلیٰ آبَائِکَ الأَوَّلِینَ.
یَا مُوسَی لا تَنْسَنِی عَلیٰ کُلِّ حَالٍ، وَلا تَفْرَحْ بِکَثْرَةِ الْمَالِ، فَإِنَّ نِسْیَانِی یُقْسِی الْقُلُوبَ، وَمَعَ کَثْرَةِ الْمَالِ کَثْرَةُ الذُّنُوبِ. الأَرْضُ مُطِیعَةٌ، وَالسَّمَاءُ مُطِیعَةٌ، وَالْبِحَارُ مُطِیعَةٌ، وَعِصْیَانِی شَقَاءُ الثَّقَلَیْنِ، وَأَنَا الرَّحْمٰنُ الرَّحِیمُ، رَحْمَانُ کُلِّ زَمَانٍ.
آتِی بِالشِّدَّةِ بَعْدَ الرَّخَاءِ، وَبِالرَّخَاءِ بَعْدَ الشِّدَّةِ، وَبِالْمُلُوکِ بَعْدَ الْمُلُوکِ، وَمُلْکِی دَائِمٌ قَائِمٌ لا یَزُولُ، وَلا یَخْفیٰ عَلَیَّ شَیْءٌ فِی الأَرْضِ وَلا فِی السَّمَاءِ، وَکَیْفَ یَخْفیٰ عَلَیَّ مَا مِنِّی مُبْتَدَؤُهُ، وَکَیْفَ لا یَکُونُ هَمُّکَ فِیما عِنْدِی وَإِلَیَّ تَرْجِعُ لا مَحَالَةَ.
یَا مُوسَی اجْعَلْنِی حِرْزَکَ، وَ ضَعْ عِنْدِی کَنْزَکَ مِنَ الصَّالِحَاتِ، وَخَفْنِی وَلا تَخَفْ غَیْرِی، إِلَیَّ الْمَصِیرُ.
(یَا مُوسیٰ ارْحَمْ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْکَ فِی الْخَلْقِ، وَلا تَحْسُدْ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ، فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الْحَسَنَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.
وبدان من تو را فرا میخوانم همانند آقایی که بندۀ خود را میخواند، تا او را به درجات بلند برساند، واین از فضل من بر تو وبر پدران پیشین توست.
ای موسی! در هر حال مرا فراموش مکن، وبه دارایی فراوان خوشنود نشو، که فراموشی من دلها را سخت میکند، وهمراه فراوانی مال فراوانی گناه است، زمین فرمانبردار است، وآسمان فرمانبردار است، ودریاها فرمانبردارند، ونافرمانی من تیرهروزی جن وانس است، ومن بخشایندۀ مهربانم، بخشایندۀ هر زمان، پس از سختی آسودگی آرم وپس از آسودگی سختی، وپادشاهان را پس از پادشاهان، در حالی که فرمانروایی من همیشگی وپاینده وبیزوال است، در زمین وآسمان چیزی بر من پنهان نیست، و چگونه آنچه پیدایشش از طرف من است از من پنهان بماند؟ وچگونه در آنچه نزد من است همت نگماری؟ با اینکه به ناچار به سوی من باز میگردی.
ای موسی! مرا پناه خود قرار ده، وگنج خود را - که کارهای نیک است - نزد من بگذار، واز من بترس، واز غیر من بیم نداشته باش، که بازگشت [همه] به سوی من است.
ای موسی! به کسی که در میان بندگان پائینتر از تو است رحم کن، وبه کسی که برتر از تو است رشک مبر، که حسد نیکیها را میخورد همانگونه که آتش هیزم را.
یا مُوسیٰ إِنَّ ابْنَیْ آدَمَ تَوَاضَعَا فِی مَنْزِلَةٍ لِیَنَالا بِهَا مِنْ فَضْلِی وَرَحْمَتِی، فَقَرَّبَا قُرْبَاناً، وَلا أَقْبَلُ إِلّا مِنَ الْمُتَّقِینَ، فَکَانَ مِنْ شَأْنِهِمَا مَا قَدْ عَلِمْتَ، فَکَیْفَ تَثِقُ بِالصَّاحِبِ بَعْدَ الأَخِ وَالْوَزِیرِ؟!
یَا مُوسیٰ ضَعِ الْکِبْرَ، وَدَعِ الْفَخْرَ، وَاذْکُرْ أَنَّکَ سَاکِنُ الْقَبْرِ، فَلْیَمْنَعْکَ ذٰلِکَ مِنَ الشَّهَوَاتِ.)(1)یَا مُوسیٰ عَجِّلِ التَّوْبَةَ، وَأَخِّرِ الذَّنْبَ، وَتَأَنَّ فِی الْمَکْثِ بَیْنَ یَدَیَّ فِی الصَّلاةِ، وَلا تَرْجُ غَیْرِی، اتَّخِذْنِی جُنَّةً لِلشَّدَائِدِ(2)، وَحِصْناً لِمُلِمَّاتِ الأُمُورِ.
(یَا مُوسیٰ کَیْفَ تَخْشَعُ لِی خَلِیقَةٌ لا تَعْرِفُ فَضْلِی عَلَیْهَا، وَکَیْفَ تَعْرِفُ فَضْلِی عَلَیْهَا وَهِیَ لا تَنْظُرُ فِیهِ، وَکَیْفَ تَنْظُرُ فِیهِ وَهِیَ لا تُؤْمِنُ بِهِ، وَکَیْفَ تُؤْمِنُ بِهِ وَهِیَ لا تَرْجُو ثَوَاباً، وَکَیْفَ تَرْجُو ثَوَاباً وَهِیَ قَدْ قَنَعَتْ بِالدُّنْیَا، وَاتَّخَذَتْهَا مَأْویً، وَرَکَنَتْ إِلَیْهَا رُکُونَ الظَّالِمِینَ.) (3)
ای موسی! دو فرزند آدم در مقامی فروتنی کردند تا بدان وسیله به فضل ورحمت من دست یابند، پس هر دو قربانی کردند، در حالیکه من جز از پارسایان نپذیرم، وقصۀ آن دو چنان شد که دانستی، پس چگونه به رفیق، پس از برادر وپشت وپناه اعتماد میکنی؟
ای موسی! کبر را فرو گذار، وفخر را رها کن، ویاد بیاور که تو در قبر جای خواهی گرفت، پس همین باید تو را از شهوتها باز دارد.
ای موسی! توبه را پیش انداز، وگناه را پس افکن، ودر ایستادن در پیشگاه من به نماز، آرام [وبیشتاب] باش، وبه غیر از من امید مبند، مرا سپری در برابر سختیها، وقلعۀ محکمی برای پیشآمدهای ناگوار قرار ده.
ای موسی! آفریدهای که فضل [و رحمت] مرا بر خود نمیشناسد، چگونه برای من خاشع گردد؟ وچگونه فضل [و رحمت] مرا بر خود بشناسد، در حالیکه در آن نمینگرد، وچگونه در آن بنگرد در حالیکه به آن ایمان ندارد، وچگونه به آن ایمان آورد، در حالیکه پاداشی را امید ندارد، وچگونه پاداشی را امید داشته باشد در حالیکه به دنیا بسنده کرده است، وآن را جایگاه خویش گزیده است، وهچون ستمگران به آن دل بسته است.
یَا مُوسیٰ نَافِسْ فِی الْخَیْرِ أَهْلَهُ، فَإِنَّ الْخَیْرَ کَاسْمِهِ، وَدَعِ الشَّرَّ لِکُلِّ مَفْتُونٍ.
یَا مُوسیٰ اجْعَلْ لِسَانَکَ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِکَ تَسْلَمْ، وَأَکْثِرْ ذِکْرِی بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ تَغْنَمْ، وَلا تَتَّبِعِ الْخَطَایَا فَتَنْدَمَ، فَإِنَّ الْخَطَایَا مَوْعِدُهَا النَّارُ.
یَا مُوسیٰ أَطِبِ الْکَلامَ لِأَهْلِ التَّرْکِ لِلذُّنُوبِ، وَکُنْ لَهُمْ جَلِیساً، وَاتَّخِذْهُمْ لِغَیْبِکَ إِخْوَاناً، وَجِدَّ مَعَهُمْ یَجِدُّونَ مَعَکَ.
(یَا مُوسیٰ الْمَوْتُ یَأْتِیکَ لا مَحَالَةَ، فَتَزَوَّدْ زَادَ مَنْ هُوَ عَلیٰ مَا یَتَزَوَّدُ وَارِدٌ عَلَی الْیَقِینِ.)(1)یَا مُوسیٰ مَا أُرِیدَ بِهِ وَجْهِی فَکَثِیرٌ قَلِیلُهُ، وَمَا أُرِیدَ بِهِ غَیْرِی فَقَلِیلٌ کَثِیرُهُ، وَإِنَّ أَصْلَحَ أَیَّامِکَ الَّذِی هُوَ أَمَامَکَ، فَانْظُرْ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ فَأَعِدَّ لَهُ الْجَوَابَ، فَإِنَّکَ مَوْقُوفٌ وَمَسْؤولٌ. وَخُذْ مَوْعِظَتَکَ مِنَ الدَّهْرِ وَأَهْلِهِ، فَإِنَّ الدَّهْرَ طَوِیلُهُ قَصِیرٌ، وَقَصِیرُهُ طَوِیلٌ، وَکُلُّ شَیْءٍ فَانٍ، فَاعْمَلْ کَأَنَّکَ تَرَی ثَوَابَعَمَلِکَ، لِکَیْ یَکُونَ أَطْمَعَ لَکَ فِی الآخِرَةِ لا مَحَالَةَ، فَإِنَّ مَابَقِیَ مِنَ الدُّنْیَا کَمَا وَلَّی مِنْهَا،
1) (1)) ما بین القوسین لیس فی التحف..
ای موسی! در کار نیک از نیکوکاران پیشی بگیر که نیکی همچون نام خود نیک است، وپلیدی را برای شیفتۀ آن واگذار.
ای موسی! زبانت را در پس دل خود قرار ده تا سالم بمانی، ودر شب وروز بسیار به یاد من باش تا سود بری، واز گناهان پیروی نکن که پشیمان شوی، زیرا قرارگاه گناهان آتش است.
ای موسی! با آنانکه ترک گناهان کنند خوش سخن، وهمنشین آنان باش، وآنان را برای غیب [وأسرار] خود به برادری گیر، وبا آنان بکوش تا با تو بکوشند.
ای موسی! ناگزیر مرگ به تو خواهد رسید، پس همچون کسی توشه برگیر که به یقین بر توشۀ خود درآید.
ای موسی! آنچه برای رضای من انجام گیرد اندکِ آن فراوان است، وآنچه برای غیر من انجام گیرد فراوانِ آن اندک است، وشایستهترین روزهای تو روزی است که پیش رو داری، پس بنگر که چه روزی است؟ برای آن پاسخ آماده کن، زیرا تو را نگه دارند واز تو بازخواست کنند، واز روزگار واهل آن پند خود را دریاب، که بلندِ روزگار کوتاه، وکوتاهِ آن بلند است، وهر چیزی فانی است، پس آنچنان عمل کن که گویی پاداش آنرا میبینی، تا به ناچار طمعِ تو را به آخرت فزونی بخشد، زیرا آنچه از دنیا [ی تو] باقی است همانگونه خواهد بود که پشت کرده است،
وَکُلُّ عَامِلٍ یَعْمَلُ عَلیٰ بَصِیرَةٍ وَمِثَالٍ، فَکُنْ مُرْتَاداً لِنَفْسِکَ یَا ابْنَ عِمْرَانَ، لَعَلَّکَ تَفُوزُ غَداً یَوْمَ السُّؤَالِ، فَهُنَالِکَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ.
(یَا مُوسیٰ أَلْقِ کَفَّیْکَ ذُلّاً بَیْنَ یَدَیَّ، کَفِعْلِ الْعَبْدِ الْمُسْتَصْرِخِ إِلیٰ سَیِّدِهِ، فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ رُحِمْتَ، وَأَنَا أَکْرَمُ الْقَادِرِینَ.
یَا مُوسیٰ سَلْنِی مِنْ فَضْلِی وَرَحْمَتِی، فَإِنَّهُمَا بِیَدِی، لا یَمْلِکُهُمَا أَحَدٌ غَیْرِی، وَانْظُرْ حِینَ تَسْأَلُنِی کَیْفَ رَغْبَتکَ فِیَما عِنْدِی، لِکُلِّ عَامِلٍ جَزَاءٌ، وَقَدْ یُجْزَی الْکَفُورُ بِمَا سَعیٰ.)(1)یَا مُوسیٰ طِبْ نَفْساً عَنِ الدُّنْیَا، وَانْطَوِ عَنْهَا، فَإِنَّهَا لَیْسَتْ لَکَ وَلَسْتَ لَهَا، مَا لَکَ وَلِدَارِ الظَّالِمِینَ إِلّا لِعَامِلٍ فِیهَا بِالْخَیْرِ، فَإِنَّهَا لَهُ نِعْمَ الدَّارُ.
(یَا مُوسیٰ مَا آمُرُکَ بِهِ فَاسْمَعْ(2)، وَمَهْمَا أَرَاهُ فَاصْنَعْ، خُذْ حَقَائِقَ التَّوْرَاةِ إِلیٰ صَدْرِکَ، وَتَیَقَّظْ بِهَا فِی سَاعَاتِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ،
وهر عاملی از روی بصیرت ونمونۀ عملی کار میکند؛ پس ای فرزند عمران! برای خودت، خود در تلاش باش که امید میرود فردا - روز سؤال - رستگار شوی که آنجا بیهودهکاران زیان میبینند.
ای موسی! دو دست خود را با خواری در پیشگاه من بدار، همچون بندهای که مولای خود را به داد خواهد، که تو چون اینگونه کردی مورد رحمت قرار میگیری، ومن بخشندهترین قدرتمندانم.
ای موسی! از فضل ورحمت من بخواه که ایندو بدست من است، وجز من کسی صاحب اختیار آنها نیست، وچون از من درخواست کنی بنگر که شوق تو به آنچه نزد من است چگونه است؟ برای هر عمل کننده پاداشی است، وگاه ناسپاس نیز پاداش تلاش خود را ببیند.
ای موسی! دلت را از [وابستگی به] دنیا پاک گردان، وخود را از آن بدور دار. که نه آن برای توست ونه تو برای آن، تو را با خانۀ ستمگران چه کار؟ مگر برای آنکس که در آن کار نیک کند که دنیا برای او خوب خانهای است.
ای موسی! هرچه دستورت دادم بشنو، و آنچه را مصلحت دیدم انجام ده، حقایق تورات را درسینۀ خود گیر، وبا آنها در ساعات شب وروز بیدار باش،
وَلا تُمَکِّنْ أَبْنَاءَ الدُّنْیَا مِنْ صَدْرِکَ، فَیَجْعَلُونَهُ وَکْراً کَوَکْرِ الطَّیْرِ.)(1)یَا مُوسیٰ أَبْنَاءُ الدُّنْیَا وَأَهْلُهَا فِتَنٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ، فَکُلٌّ مُزَیَّنٌ لَهُ مَا هُوَ فِیهِ، وَالْمُؤْمِنُ مَنْ زُیِّنَتْ لَهُ الآخِرَةُ، فَهُوَ یَنْظُرُ إِلَیْهَا مَا یَفْتُرُ، قَدْ حَالَتْ شَهْوَتُهَا بَیْنَهُ وَبَیْنَ لَذَّةِ الْعَیْشِ، فَأَدْلَجَتْهُ بِالأَسْحَارِ کَفِعْلِ الرَّاکِبِ السَّائِقِ إِلیٰ غَایَتِهِ، یَظَلُّ کَئِیباً وَیُمْسِی حَزِیناً، فَطُوبیٰ لَهُ لَوْ قَدْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَاذَا یُعَایِنُ مِنَ السُّرُورِ.
(یَا مُوسیٰ! الدُّنْیَا نُطْفَةٌ، لَیْسَتْ بِثَوَابٍ لِلْمُؤْمِنِ، وَلا نَقِمَةٍ مِنْ فَاجِرٍ، فَالْوَیْلُ الطَّوِیلُ لِمَنْ بَاعَ ثَوَابَ مَعَادِهِ بِلَعْقَةٍ لَمْ تَبْقَ، وَبِلَعْسَةٍ لَمْ تَدُمْ، وَکَذٰلِکَ فَکُنْ کَمَا أَمَرْتُکَ وَکُلُّ أَمْرِی رَشَادٌ.)(2)یَا مُوسیٰ! إِذَا رَأَیْتَ الْغِنیٰ مُقْبِلاً فَقُلْ ذَنْبٌ عُجِّلَتْ لِی عُقُوبَتُهُ،
وفرزندان دنیا را بر سینه [ودل] خود چیره مساز، که آنرا - همچون پرندگان - آشیانۀ خود گیرند.
ای موسی! فرزندان دنیا ودنیائیان، برخی برای برخی دیگر وسیلۀ آزمایشند، پس هرکس به هرچه مشغول است همان برایش آراسته شده، ومؤمن کسی است که آخرت برایش زینت یافته است، پس او پیوسته به آن مینگرد [و] سستی نمیکند، هوای آخرت میان او ولذت زندگی دنیا فاصله انداخته است، واو را در سحرها - مانند سواری که به سوی مقصد خویش میراند - به سیر [وشب زندهداری] کشانده است، روز اندوهگین، وشب غمین است، پس خوشا به حال او که چون پرده کنار رود، چه سروری خواهد دید.
ای موسی! دنیا آب پستی بیش نیست، وپاداش برای مؤمن و کیفر برای تبهکار نخواهد بود، پس تیره بختی طولانی برای کسی است که پاداش [پایدار] معاد خود را به لیسیدنِی ناپایدار، وگاززدنِی بیدوام میفروشد، پس همانگونه که به تو دستور دادم باش، وهمۀ دستورات من مایۀ رشد [وهدایت] است.
ای موسی! هنگامی که دیدی توانگری [به تو] رو آورد، [با خود] بگو: گناهی است که کیفر آن پیش افتاده است،
وَإِذَا رَأَیْتَ الْفَقْرَ مُقْبِلاً فَقُلْ مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِینَ، وَلا تَکُنْ جَبَّاراً ظَلُوماً، وَلا تَکُنْ لِلظَّالِمِینَ قَرِیناً.
یَا مُوسیٰ! مَا عُمُرٌ وَإِنْ طَالَ یُذَمُّ آخِرُهُ، وَمَا ضَرَّکَ مَا زُوِیَ عَنْکَ إِذَا حُمِدَتْ مَغَبَّتُهُ.
یَا مُوسیٰ! صَرَخَ(1)الْکِتَابُ إِلَیْکَ صُرَاخاً(2)بِمَا أَنْتَ إِلَیْهِ صَائِرٌ، فَکَیْفَ تَرْقُدُ عَلَی هَذَا الْعُیُونُ، أَمْ کَیْفَ یَجِدُ قَوْمٌ لَذَّةَ الْعَیْشِ لَوْلا الَّتمَادِی فِی الْغَفْلَةِ، وَالاتِّبَاعُ لِلشِّقْوَةِ، وَالتَّتَابعُ لِلشَّهْوَةِ، وَمِنْ دُونِ هَذَا یَجْزَعُ الصِّدِّیقُونَ.
یَا مُوسیٰ! مُرْ عِبَادِی یَدْعُونِی عَلیٰ مَا کَانَ، بَعْدَ أَنْ یُقِرُّوا لِی أَنِّی أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ، مُجِیبُ الْمُضْطَرِّینَ، وَأَکْشِفُ السُّوءَ، وَأُبَدِّلُ الزَّمَانَ، وَآتِی بِالرَّخَاءِ، وَأَشْکُرُ الْیَسِیرَ، وَأُثِیبُ الْکَثِیرَ، وَأُغْنِی الْفَقِیرَ، وَأَنَا الدَّائِمُ الْعَزِیزُ الْقَدِیرُ.
فَمَنْ لَجَأَ إِلَیْکَ وَانْضَویٰ إِلَیْکَ مِنَ الْخَاطِئِینَ فَقُلْ أَهْلاً وَسَهْلاً [بِأ رحَبِ](3)الْفِنَاءِ بِفِنَاءِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ،
مناجاة خدا با موسیٰ
وهنگامی که دیدی ناداری روی آورد بگو خوشا به شعار نیکوکاران، وزورگو وستمگر وهمنشین ستمگران مباش.
ای موسی! آن عمری که پایانش نکوهش آورد، هرچند دراز باشد عمر نیست، وآنچه به تو نرسیده است اگر سرانجامش ستوده باشد زیانت نرساند.
ای موسی! کتاب آسمانی بلند [وصریح] به تو میگوید:
که سرانجام کجا خواهی رفت. [پس] چگونه با این چشمها میخوابی، ویا چگونه مردمی لذت زندگی میبرند، اگر نباشد پیوستگی غفلت، وپیروی شقاوت، وپیدرپی بودن خواستههای نفسانی؟! وصدّیقان با کنارگذاشتن این [غفلت، شقاوت و خواستههای نفسانی] است که جزع [وبی تابی] دارند.
ای موسی! بندگانم را فرمان ده برای هرچه باشد مرا بخوانند، پس از آنکه اعتراف کنند به اینکه من مهربانترین مهربانانم، واجابت کننده درماندگانم، وبدی [وسختی] را بردارم، وزمانه را دگرگون سازم، وگشایش آورم، واندک را سپاس گزارم، وفراوان را پاداش دهم ونادار را دارا کنم، ومنم پایندۀ مقتدر توانا.
پس هر کس از گنهکاران به تو پناه [وروی] آورد به او بگو: به فراخترین آستان که آستان پروردگار جهانیان است خوش آمدی، وبرای ایشان استغفار کن،
وَکُنْ لَهُمْ کَأَحَدِهِمْ، وَلا تَسْتَطِلْ عَلَیْهِمْ بِمَا أَنَا أَعْطَیْتُکَ فَضْلَهُ، وَقُلْ لَهُمْ فَلْیَسْأَلُونِی مِنْ فَضْلِی وَرَحْمَتِی، فَإِنَّهُ لا یَمْلِکُهَا أَحَدٌ غَیْرِی، وَأَنَا ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
طُوبیٰ لَکَ یَا مُوسیٰ کَهْفُ الْخَاطِئِینَ، وَجَلِیسُ الْمُضْطَرِّینَ، وَمُسْتَغْفِرٌ لِلْمُذْنِبِینَ، إِنَّکَ مِنِّی بِالْمَکَانِ الرَّضِیِّ، فَادْعُنِی بِالْقَلْبِ النَّقِیِّ، وَاللِّسَانِ الصَّادِقِ، وَکُنْ کَمَا أَمَرْتُکَ، أَطِعْ أَمْرِی، وَلا تَسْتَطِلْ عَلیٰ عِبَادِی بِمَا لَیْسَ مِنْکَ مُبْتَدَاهُ، وَتَقَرَّبْ إِلَیَّ فَإِنِّی مِنْکَ قَرِیبٌ، فَإِنِّی لَمْ أَسْأَلْکَ مَا یُؤْذِیکَ ثِقْلُهُ، وَلا حَمْلُهُ؛ إِنَّمَا سَأَلْتُکَ أَنْ تَدْعُوَنِی فَأُجِیبَکَ، وَأَنْ تَسْأَلَنِی فَأُعْطِیَکَ، وَأَنْ تَتَقَرَّبَ إِلَیَّ بِمَا مِنِّی أَخَذْتَ تَأْوِیلَهُ، وَعَلَیَّ تَمَامُ تَنْزِیلِهِ.
یَا مُوسیٰ! انْظُرْ إِلَی الأَرْضِ، فَإِنَّهَا عَنْ قَرِیبٍ قَبْرُکَ، وَارْفَعْ عَیْنَیْکَ إِلَی السَّمَاءِ، فَإِنَّ فَوْقَکَ فِیهَا مَلِکاً عَظِیماً، وَابْکِ عَلیٰ نَفْسِکَ مَا دُمْتَ فِی الدُّنْیَا، وَتَخَوَّفِ الْعَطَبَ وَالْمَهَالِکَ، وَلا تَغُرَّنَّکَ زِینَةُ الدُّنْیَا وَزَهْرَتُهَا، وَلا تَرْضَ بِالظُّلْمِ، وَلا تَکُنْ ظَالِماً، فَإِنِّی لِلظَّالِمِ رَصِیدٌ حَتّیٰ أُدِیلَ مِنْهُ الْمَظْلُومَ.
وبرای آنان همچون یکی از آنان باش، وبه جهت فضل ورحمتی که به تو داشتهام بر آنان بزرگی مکن، وبه ایشان بگو که از فضل ورحمت من بخواهند که اختیار آنرا جز من کسی ندارد، ومنم صاحب فضلی بزرگ.
خوشا به حالت ای موسی! [که تو] پناه گنهکاران، وهم نشین بیچارگان، وآمرزش خواه گنهکاران هستی، تو در نزد من مقامی پسندیده داری، پس با دلی پاک، وزبانی راستگو مرا بخوان، وچنان باش که فرمانت دادم، دستورم را گردن بنه، و به سبب آنچه آغازش از تو نبوده بر بندگانم گردن فرازی مکن، وبه من نزدیک شو، که من به تو نزدیکم، زیرا من از تو چیزی که سنگینی وتحملش تو را بیازارد نخواستم، فقط از تو خواستم مرا بخوانی تا تو را اجابت کنم، واز من بخواهی تا به تو بدهم، وبا آنچه تأویل [وتفسیر] آنرا از من دریافتی وتنزیل کامل آن با من است به من نزدیک شَوی.
ای موسی! به زمین بنگر، که آن به زودی قبر تو خواهد بود، و دیدگان خود را به آسمان بلند کن که در آنجا بالای سر تو فرمانروایی بزرگ است، وتا در دنیا هستی بر خویشتن گریه کن، واز نابودی ومهلکهها بترس، وزینت وخرّمی دنیا فریبت ندهد، وبه ستم راضی مشو، وخود ستمگر مباش، که من در کمین ستمگرم تا ستم شده را بر او پیروز گردانم.
یَا مُوسیٰ! إِنَّ الْحَسَنَةَ عَشَرَةُ أَضْعَافٍ، وَمِنَ السَّیِّئَةِ الْوَاحِدَةِ الْهَلاکُ، لا تُشْرِکْ بِی، لا یَحِلُّ لَکَ أَنْ تُشْرِکَ بِی، قَارِبْ، وَسَدِّدْ، وَادْعُ دُعَاءَ الطَّامِعِ الرَّاغِبِ فِیما عِنْدِی، النَّادِمِ عَلیٰ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ، فَإِنَّ سَوَادَ اللَّیْلِ یَمْحُوهُ النَّهَارُ، وَکَذٰلِکَ السَّیِّئَةُ تَمْحُوهَا الْحَسَنَةُ، وَعَشْوَةُ اللَّیْلِ تَأْتِی عَلیٰ ضَوْءِ النَّهَارِ، وَکَذٰلِکَ السَّیِّئَةُ تَأْتِی عَلَی الْحَسَنَةِ الْجَلِیلَةِ فَتُسَوِّدُهَا. (1)
1) (1)) الکافی ج 8 ص 42 ح 8، عنه المجلسی فی کتاب الأربعین ص 448 الحدیث التاسع والعشرون، والجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة، الباب السابع، ص 31. وفی تحف العقول ص 584 بتفاوت یسیر. وفی البحار: ج 13 ص 332 ح 13 عن التحف، وفی ج 77 ص 31 ح 7 عن الکافی. وفی تفسیر الصافی: ج 2 ص 243، ونور الثقلین: ج 1 ص 639 ح 234، وج 2 ص 84 ح 302، وج 5 ص 77 ح 89، وص 211 ح 28، وص 315 ح 22 قطعة.قال المجلسی رحمه الله حول سند الحدیث: وهو إن کان مرفوعاً موقوفاً له فهو من حیث المتن رفیع موقوف «الاربعون ص 453»..
ای موسی! کار نیک ده برابر بشمار آید، واز یک گناه هلاکت خیزد، برای من شریک قرار مده، بر تو روانیست که به من شرک ورزی، میانه رو ومحکم کار باش، وهمچون دعای کسی که شوق نعمتهای نزد مرا دارد وازگناهان پیشین خود پشیمان است مرا بخوان، زیرا [روشنایی] روز سیاهی شب را میبرد، همچنین کار نیک کار بد را نابود میکند، و تاریکی شب روشنایی روز را میپوشاند، وهمچنین کار بد کار نیک بزرگ را پوشانده، سیاه میکند.
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ، عَنْهُمْ علیهم السلام، قَالَ: فِیما وَعَظَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِیسَی علیه السلام
یَا عِیسَیٰ! أَنَا رَبُّکَ وَرَبُّ آبَائِکَ، اسْمِی وَاحِدٌ، وَأَنَا الْأَحَدُ المُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ کُلِّ شَیْءٍ، وَکُلُّ شَیْءٍ مِنْ صُنْعِی، وَکُلٌّ(1)إِلَیَّ رَاجِعُونَ.
یَا عِیسیٰ أَنْتَ الْمَسِیحُ بِأَمْرِی، وَأَنْتَ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی، وَأَنْتَ تُحْیِی الْمَوْتیٰ بِکَلامِی، فَکُنْ إِلَیَّ رَاغِباً، وَ مِنِّی رَاهِباً،
1) (1)) بزیادة «خَلقی» الأمالی والبحار..
علی بن ابراهیم از پدرش از علی بن اسباط از ائمه معصوم علیهم السلام نقل کرده که: در پندهای خداوند به عیسی بن مریم علیه السلام آمده است:
ای عیسی! من پروردگار تو و پروردگار پدرانت هستم، نامم واحد [و یکتا] است، و من یگانهای هستم که همه چیز را به تنهایی آفریدم، و هرچیز ساختۀ من است، و همه به سوی من باز میگردند.
ای عیسی! تو به فرمان من مسیح(1)هستی، و تو به اذن من از گِل همچون پرنده میآفرینی، و تو با کلام من مردهها را زنده میکنی، پس به من مشتاق و از من بیمناک باش،
1) (1)) - مسیح: لقب حضرت عیسی علیه السلام بدان جهت که متبرک آفریده شده یامأخوذ از عبری «ماشیاخ» به معنی منجی ونجات دهنده [است]. (معارف ومعاریف: 382/9)..
وَلَنْ تَجِدَ مِنِّی مَلْجَأً إِلّا إِلَیَّ.
یَا عِیسیٰ! اوصِیکَ وَصِیَّةَ الْمُتَحَنِّنِ عَلَیْکَ بِالرَّحْمَةِ حَتّیٰ حَقَّتْ لَکَ مِنِّی الْوِلایَةُ بِتَحَرِّیکَ مِنِّی الْمَسَرَّةَ، فَبُورِکْتَ کَبِیراً وَبُورِکْتَ صَغِیراً حَیْثُ مَا کُنْتَ، أَشْهَدُ أَنَّکَ عَبْدِی ابْنُ أَمَتِی، أَنْزِلْنِی(1)مِنْ نَفْسِکَ کَهَمِّکَ، وَاجْعَلْ ذِکْرِی لِمَعَادِکَ، وَتَقَرَّبْ إِلَیَّ بِالنَّوَافِلِ، وَتَوَکَّلْ عَلَیَّ أَکْفِکَ، وَلَا تَوَکَّلْ عَلیٰ(2)غَیْرِی فَأخْذُلَکَ.
یَا عِیسیٰ! اصْبِرْ عَلَی الْبَلاءِ، وَارْضَ بِالْقَضَاءِ، وَکُنْ کَمَسَرَّتِی فِیکَ، فَإِنَّ مَسَرَّتِی أَنْ اطَاعَ فَلَا اعْصیٰ.
یَا عِیسیٰ! أَحْیِ ذِکْرِی بِلِسَانِکَ، وَلْیَکُنْ وُدِّی فِی قَلْبِکَ.
یَا عِیسیٰ! تَیَقَّظْ فِی سَاعَاتِ الْغَفْلَةِ، وَاحْکُمْ لِی لَطِیفَ الْحِکْمَةِ.
یَا عِیسیٰ! کُنْ رَاغِباً رَاهِباً، وَأَمِتْ قَلْبَکَ بِالْخَشْیَةِ(3).
و هرگز از من، پناهی جز من نخواهی یافت.
ای عیسی! مشفقانه تو را به رحمت [ومهربانی] سفارش میکنم تا با طلب شادمانیم شایستۀ ولایت من شوی، پس تو هر جا باشی، در بزرگی وکودکی مبارک هستی، گواهی میدهم که تو بندۀ من [و] فرزند کنیز من هستی، مرا پیش خود همچون همّتی که [به خود] داری قرار ده [و تمام همت تو من باشم].
ویاد مرا برای قیامت خود [توشه] بگذار، با نافلهها به من تقرّب جوی، وبر من توکّل کن تا تو را کفایت کنم، وبر غیر من توکل مکن که تو را رها کنم.
ای عیسی! بر بلا شکیبا باش، وبه قضا [وقدر الهی] راضی باش، آن چنان باش که دربارۀ تو خوش دارم، زیرا خوشی من این است که فرمانم برند ونافرمانیم نکنند.
ای عیسی! بازبان خود یاد مرا زنده بدار، وباید محبت من در دلت باشد.
ای عیسی! در لحظههای غفلت [وبی خبری] بیدار باش، و با دقائق حکمت دربارۀ من داوری کن، [پیرامون من حکیمانه بیندیش وسخن بگو]
ای عیسی! مشتاق و بیمناک باش، وبا ترس [از من هوا وهوسِ] دل خود را بمیران.
یَا عِیسیٰ رَاعِ اللَّیْلَ لِتَحَرِّی مَسَرَّتِی، وَاظْمَأ نَهَارَکَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ عِنْدِی.
یَا عِیسیٰ! نَافِسْ فِی الْخَیْرِ جُهْدَکَ، تُعْرَفْ بِالْخَیْرِ حَیْثُما تَوَجَّهْتَ.
یَا عِیسیٰ! احْکُمْ فِی عِبَادِی بِنُصْحِی، وَقُمْ فِیهِمْ بِعَدْلِی، فَقَدْ أَنْزَلْتُ عَلَیْکَ شِفَاءً لِمَا فِی الصُّدُورِ مِنْ مَرَضِ الشَّیْطَانِ.
یَا عِیسیٰ! لَاتَکُنْ جَلِیساً لِکُلِّ مَفْتُونٍ.
یَا عِیسیٰ! حَقّاً أَقُولُ مَا آمَنَتْ بِی خَلِیقَةٌ إِلَّا خَشَعَتْ لِی، وَلَا خَشَعَتْ لِی إِلَّا رَجَتْ ثَوَابِی، فَأَشْهَدُ أَنَّهَا آمِنَةٌ مِنْ عِقَابِی، مَا لَمْ تُبَدِّلْ أَوْ تُغَیِّرْ سُنَّتِی.
یَا عِیسیٰ! ابْنَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ! ابْکِ عَلیٰ نَفْسِکَ بُکَاءَ مَنْ وَدَّعَ الأَهْلَ، وَقَلَی الدُّنْیَا وَتَرَکَهَا لِأَهْلِهَا، وَصَارَتْ رَغْبَتُهُ فِیما عِنْدَ إِلٰهِهِ.
ای عیسی! برای بدست آوردن خرسندی من، شب را پاس دار، وبرای روز نیاز خود نزد من، روزت را تشنه باش [وروزه بدار].
ای عیسی! در کار نیک با تمام توان خود رقابت کن [واز دیگران پیشی بگیر] تا هر جا رو آوری به خیر [ونیکی] شناخته شوی.
ای عیسی! در میان بندگانم با توجه به [پند و] خیرخواهی من حکم کن، ودر میانشان عدل مرا بپادار، که من چیزی بر تو فرستادم که شفای سینهها از مرض شیطان است.
ای عیسی! همنشین هر فریفتۀ به دنیا مشو.
ای عیسی! به حق میگویم؛ آفریدهای به من ایمان نیاورد مگر اینکه برای من نرمْدل [وخاشع] شد، ونرمْدل نشد مگر اینکه پاداش مرا امید داشت، پس شهادت میدهم که چنین کس تا آنگاه که در سنّت من تبدیل وتغییر ایجاد نکرده است از مجازات من ایمن است.
ای عیسی! ای فرزند آن دوشیزۀ از مردم بریدۀ به خدا پیوسته! بر خویشتن گریه کن، گریستن کسی که با خانوادهاش وداع کند، ودنیا را دشمن بدارد وآن را به اهلش واگذارد، و به آنچه نزد پروردگار اوست مشتاق شود.
یَا عِیسیٰ! کُنْ مَعَ ذَلِکَ تُلِینُ الْکَلامَ، وَتُفْشِی السَّلامَ، یَقْظَانَ إِذَا نَامَتْ عُیُونُ الأَبْرَارِ، حَذِراً لِلْمَعَادِ وَالزَّلَازِلِ الشِّدَادِ وَأَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ، حَیْثُ لَایَنْفَعُ أَهْلٌ وَلَا وَلَدٌ وَلَا مَالٌ.
یَا عِیسیٰ! اکْحُلْ عَیْنَکَ بِمِیلِ الْحُزْنِ إِذَا ضَحِکَ الْبَطَّالُونَ.
یَا عِیسیٰ! کُنْ خَاشِعاً صَابِراً، فَطُوبیٰ لَکَ إِنْ نَالَکَ مَا وُعِدَ الصَّابِرُونَ.
یَا عِیسیٰ! رُحْ مِنَ الدُّنْیَا یَوْماً فَیَوْماً، وَذُقْ [مَا](1)قَدْ ذَهَبَ طَعْمُهُ، فَحَقّاً أَقُولُ مَا أَنْتَ إِلَّا بِسَاعَتِکَ وَیَوْمِکَ، فَرُحْ مِنَ الدُّنْیَا بِبُلْغَةٍ، وَلْیَکْفِکَ الْخَشِنُ الْجَشِبُ، فَقَدْ رَأَیْتَ إِلیٰ مَا تَصِیرُ، وَمَکْتُوبٌ مَا أَخَذْتَ، وَکَیْفَ أَتْلَفْتَ.
یَا عِیسیٰ! إِنَّکَ مَسْؤُولٌ، فَارْحَمِ الضَّعِیفَ کَرَحْمَتِی إِیَّاکَ، وَ لَاتَقْهَرِ الْیَتِیمَ.
یَا عِیسیٰ! ابْکِ عَلیٰ نَفْسِکَ فِی الْخَلَوَاتِ،(2)وَانْقُلْ قَدَمَیْکَ إِلیٰ مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ، وَأَسْمِعْنِی لَذَاذَةَ نُطْقِکَ بِذِکْرِی،
ای عیسی! همراه اینها، نرم گفتار باش، وآشکارا سلام کن، هنگامی که چشمهای افراد نیکوکار به خواب میرود، از ترس معاد وزلزلههای سخت وهراسهای روز قیامت، بیدار باش، آنجا که خانواده وفرزند ودارایی سودی نمیبخشند.
ای عیسی! هنگامی که بیهودهکاران میخندند، تو چشمان خویش را با میل حزن سرمه بکش.
ای عیسی! فروتن باش وشکیبایی پیشه کن، پس خوشا به حالت اگر آنچه به شکیبایان وعده دادهاند به تو رسد.
ای عیسی! دنیا را روز به روز بگذران، و [تلخی] آنچه را مزهاش از دست رفته [و حسرت آن باقی مانده] است بچش.
به حقیقت میگویم که تو [در اختیار خود] نداری مگر همین روز و همین ساعت را پس با مقدار کفاف، دنیا [ی خود] را بگذران.
وباید تو را لباس خشن وخوراک ناگوار بس باشد، که تو دانستی به چه سو روان خواهی شد، ونوشته شده است آنچه را بدست آوردی وچگونه برباد دادی.
ای عیسی! تو مورد [باز خواست و] سؤال هستی، پس همچون مهربانی من به تو به ناتوانان رحم کن و به یتیم درشتی مکن.
ای عیسی! در خلوتها [وتنهایی] بر خود گریه کن، وباپای خویش به سوی مکانهای مخصوص نماز گام بردار، وسخنت را که با یاد من [مترّنم و] لذت بخش شده، به گوش من برسان،
فَإِنَّ صَنِیعِی إِلَیْکَ حَسَنٌ.
یَا عِیسیٰ! کَمْ مِنْ امَّةٍ قَدْ أَهْلَکْتُهَا بِسَالِفِ ذُنُوبٍ قَدْ عَصَمْتُکَ مِنْهَا.
یَا عِیسیٰ! ارْفَقْ بِالضَّعِیفِ، وَارْفَعْ طَرْفَکَ الْکَلِیلَ إِلَی السَّمَاءِ، وَادْعُنِی فَإِنِّی مِنْکَ قَرِیبٌ، وَلَا تَدْعُنِی إِلَّا مُتَضَرِّعاً إِلَیَّ وَهَمُّکَ هَمٌّ وَاحِدٌ، فَإِنَّکَ مَتَی تَدْعُنِی کَذٰلِکَ أُجِبْکَ.
یَا عِیسیٰ! إِنِّی لَمْ أَرْضَ بِالدُّنْیَا ثَوَاباً لِمَنْ کَانَ قَبْلَکَ، وَلَا عِقَاباً لِمَنِ انْتَقَمْتُ مِنْهُ.
یَا عِیسیٰ! إِنَّکَ تَفْنیٰ، وَ أَنَا أَبْقیٰ، وَمِنِّی رِزْقُکَ، وَعِنْدِی مِیقَاتُ أَجَلِکَ، وَإِلَیَّ إِیَابُکَ، وَ عَلَیَّ حِسَابُکَ، فَسَلْنِی وَلَا تَسْأَلْ غَیْرِی، فَیَحْسُنُ مِنْکَ الدُّعَاءُ وَمِنِّی الإِجَابَةُ.
یَا عِیسیٰ! مَا أَکْثَرَ الْبَشَرَ، وَأَقَلَّ عَدَدَ مَنْ صَبَرَ، الأَشْجَارُ کَثِیرَةٌ وَطَیِّبُهَا قَلِیلٌ، فَلا یَغُرَّنَّکَ حُسْنُ شَجَرَةٍ حَتّیٰ تَذُوقَ ثَمَرَهَا.
یَا عِیسیٰ! لَایَغُرَّنَّکَ المُتَمَرِّدُ عَلَیَّ بِالْعِصْیَانِ، یَأْکُلُ رِزْقِی وَیَعْبُدُ غَیْرِی، ثُمَّ یَدْعُونِی عِنْدَ الْکَرْبِ فَأُجِیبُهُ،
که رفتار من با تو نیک است.
ای عیسی! چه بسیار گروهها [واقوامی] را که به سبب گناهان پیشینشان هلاک کردم وتو را از آنها پاک نگه داشتم.
ای عیسی! با ناتوان مدارا کن، وچشم نارسای خود را به سوی آسمان بگشا ومرا بخوان که من به تو نزدیکم، ومرا جز با حالت تضرّع مخوان ودر آن حال همّت تو یکی باشد، که اگر مرا اینگونه بخوانی، به تو پاسخ خواهم داد.
ای عیسی! من نمیپسندم که دنیا پاداش برای پیشینیان، و عقاب برای [تبهکاران] مورد کیفرم باشد.
ای عیسی! تو فانی میشوی ومن باقی خواهم ماند، وروزی تو از طرف من، ووقت مخصوص مرگ تو نزد من، وبازگشت تو به سوی من، وحسابرسی تو بر عهدۀ من است، پس از من درخواست کن وجز از من مخواه که دعای نیکو از تو وپاسخ از من خواهد بود.
ای عیسی! آدمیان چه بسیار وشمار شکیبایان چه کم است، درختان، بسیار وخوب آنها اندک است، پس زیبایی درختی، پیش از آنکه میوهاش را بچشی تو را فریب ندهد.
ای عیسی! آنکس که با نافرمانی، بر من سرکش شده تو را نفریبد، روزی مرا میخورد ودیگری را عبادت میکند، و هنگام سختی مرا میخواند وپاسخش میگویم،
ثُمَّ یَرْجِعُ إِلیٰ مَا کَانَ عَلَیْهِ، فَعَلَیَّ یَتَمَرَّدُ أَمْ بِسَخَطِی یَتَعَرَّضُ!؟، فَبِی حَلَفْتُ لآَخُذَنَّهُ أَخْذَةً لَیْسَ لَهُ مِنْهَا مَنْجًی، وَلَا دُونِی مَلْجَأٌ، (أَیْنَ یَهْرُبُ مِنْ سَمَائِی وَأَرْضِی.)(1)یَا عِیسیٰ! قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَاتَدْعُونِی وَالسُّحْتُ تَحْتَ أَحْضَانِکُمْ وَالاَْصْنَامُ فِی بُیُوتِکُمْ، فَإِنِّی آلَیْتُ أَنْ أُجِیبَ مَنْ دَعَانِی، وَأَنْ أَجْعَلَ إِجَابَتِی إِیَّاهُمْ لَعْناً عَلَیْهِمْ حَتّیٰ یَتَفَرَّقُوا.
یَا عِیسیٰ! کَمْ أُطِیلُ النَّظَرَ، وَأُحْسِنُ الطَّلَبَ، وَالْقَوْمُ فِی غَفْلَةٍ لَایَرْجِعُونَ، تَخْرُجُ الْکَلِمَةُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ لَاتَعِیهَا قُلُوبُهُمْ، یَتَعَرَّضُونَ لِمَقْتِی، وَیَتَحَبَّبُونَ بِقُرْبِی(2)إِلَی الْمُؤْمِنِینَ.
یَا عِیسیٰ! لِیَکُنْ لِسَانُکَ فِی السِّرِّ وَالْعَلانِیَةِ وَاحِداً، وَکَذٰلِکَ فَلْیَکُنْ قَلْبُکَ وَ بَصَرُکَ، وَ اطْوِ قَلْبَکَ وَلِسَانَکَ عَنِ المحارِمِ، وَکُفَّ(3)بَصَرَکَ عَمَّا لَاخَیْرَ فِیهِ، فَکَمْ مِنْ نَاظِرٍ نَظْرَةً قَدْ زَرَعَتْ فِی قَلْبِهِ شَهْوَةً، وَ وَرَدَتْ بِهِ مَوَارِدَ حِیَاضِ(4)الْهَلَکَةِ.
سپس بر همان شیوه باز میگردد، آیا بر من سرکشی میکند؟ یا خود را در معرض خشم من قرار میدهد؟! سوگند به خودم، چنان او را گرفتار کنم که راه رهایی وپناهگاهی جز من برایش نباشد، از آسمان وزمینِ من به کجا میگریزد؟
ای عیسی! به ستمگران بنی اسرائیل بگو: شما در حالی که مال حرام را زیر دامن خود دارید وبتها را در خانههایتان، مرا نخوانید، که من قسم خوردهام کسی که مرا بخواند اجابت کنم، واجابتم نسبت به آنها لعن برایشان خواهد بود تا پراکنده شوند.
ای عیسی! تا چند [دربارۀ ایشان] تأمل کنم، و [تا چه حد از آنان زیبا] وخوب بخواهم، وحال آنکه این گروه در بیخبری به سر برند و [از اعمال زشت خود] باز نگردند، سخن از دهانشان بیرون آید [امّا با] دلهای خویش آنرا در نیابند، خود را در معرض خشم من قرار دهند، وبا مقرّب نمایاندن خود به من، محبّت مؤمنان را جلب کنند.
ای عیسی! زبان تو در پنهان و آشکار باید یکی باشد، و دل و چشم تو [نیز باید] همینگونه باشد، و دل و زبانت را از حرام بازدار، وچشمت را از آنچه خیری در آن نیست نگهدار، چه بسیار بینندهای که یک نگاه او شهوتی را در دلش کاشت،
و او را به ورودی گودالهای نابودی درآورد.
یا عِیسیٰ! کُنْ رَحِیماً مُتَرَحِّماً، وَکُنْ(1)کَمَا تَشَاءُ أَنْ یَکُونَ الْعِبَادُ لَکَ، وَأَکْثِرْ ذِکْرَکَ الْمَوْتَ(2)، وَمُفَارَقَةَ الأَهْلِینَ، وَلَا تَلْهُ فَإِنَّ اللَّهْوَ یُفْسِدُ صَاحِبَهُ، وَلَاتَغْفُلْ فَإِنَّ الْغَافِلَ مِنِّی بَعِیدٌ، وَاذْکُرْنِی بِالصَّالِحَاتِ حَتّیٰ أَذْکُرَکَ.
یَا عِیسیٰ! تُبْ إِلَیَّ بَعْدَ الذَّنْبِ، وَذَکِّرْ بِیَ الأَوَّابِینَ، وَآمِنْ بِی، وَتَقَرَّبْ بِی إِلَی الْمُؤْمِنِینَ، وَمُرْهُمْ یَدْعُونِی مَعَکَ، وَإِیَّاکَ وَدَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنِّی آلَیْتُ عَلیٰ نَفْسِی أَنْ أَفْتَحَ لَهَا بَاباً مِنَ السَّمَاءِ بِالْقَبُولِ، وَأَنْ أُجِیبَهُ وَلَوْ بَعْدَ حِینٍ.
یَا عِیسیٰ! اعْلَمْ أَنَّ صَاحِبَ السَّوْءِ یُعْدِی(3)، وَقَرِینَ السَّوْءِ یُرْدِی، وَاعْلَمْ مَنْ تُقَارِنُ، وَاخْتَرْ لِنَفْسِکَ إِخْوَاناً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ.
یَا عِیسیٰ! تُبْ إِلَیَّ فَإِنِّی لَایَتَعَاظَمُنِی ذَنْبٌ أَنْ أَغْفِرَهُ، وَأَنا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ، اعْمَلْ(4)لِنَفْسِکَ فِی مُهْلَةٍ مِنْ أَجَلِکَ قَبْلَ أَنْ لَایَعْمَلَ لَهَا غَیْرُکَ، وَاعْبُدْنِی لِیَوْمٍ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ،
ای عیسی! مهربان و مهرورز باش، و آنگونه باش که میخواهی بندگان خدا برای تو باشند، و از مرگ، و فراق خویشان، فراوان یاد کن، و به کارهای بیهوده سرگرم نشو، که سرگرمی به بیهودهها صاحب خود را تباه میسازد، و غافل مشو که غافل از من دور است، و مرا با انجام نیکیها یاد کن تا به یاد تو باشم.
ای عیسی! پس از گناه بسوی من توبه کن، و مرا به یاد توبه کنندگان آور، و به من ایمان آر، و بواسطۀ من به مؤمنان نزدیک شو، و به آنها دستور ده که بهمراه تو مرا بخوانند، و از نفرین مظلوم برحذر باش، که من به ذات خود قسم خوردهام که برای نفرین او دری از آسمان برای قبولی بگشایم، و نفرینش را هرچند پس از مدتی اجابت کنم.
ای عیسی! بدان یار بد [آدمی را] آلوده میکند، وهمنشین بد [او را] از پا در میآورد، وبدان که با چه کس همنشین هستی، و [تنها] از [میان] مؤمنان، [یاران و] برادران خود را برگزین.
ای عیسی! به سوی من بازگرد [وتوبه کن]، که هیچ گناهی [نزد من] برای بخشش بزرگ ننماید، ومن مهربانترین مهربانانم، در فرصتی که از عمر خود داری، برای خود کاری انجام ده، پیش از آنکه دیگران برایت نکنند، وبرای روزی که همچون هزار سال شماست مرا پرستش کن،
فِیهِ أَجْزِی بِالْحَسَنَةِ أَضْعَافَهَا، وَإِنَّ السَّیِّئَةَ تُوبِقُ صَاحِبَهَا، فَامْهَدْ لِنَفْسِکَ فِی مُهْلَةٍ، وَنَافِسْ فِی العَمَلِ الصَّالِحِ، فَکَمْ مِنْ مَجْلِسٍ قَدْ نَهَضَ أَهْلُهُ وَ هُمْ مُجَارُونَ مِنَ النَّارِ.
یَا عِیسیٰ! ازْهَدْ فِی الفَانِی المُنْقَطِعِ، وَطَأْ رُسُومَ مَنَازِلِ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ، فَادْعُهُمْ وَنَاجِهِمْ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ، وَخُذْ مَوْعِظَتَکَ مِنْهُمْ، وَاعْلَمْ أَنَّکَ سَتَلْحَقُهُمْ فِی اللَّاحِقِینَ.
(یَا عِیسیٰ! قُلْ لِمَنْ تَمَرَّدَ عَلَیَّ بِالْعِصْیَانِ وَعَمِلَ بِالإِدْهَانِ لِیَتَوَقَّعْ عُقُوبَتِی، وَیَنْتَظِرْ إِهْلاکِی إِیَّاهُ، سَیُصْطَلَمُ مَعَ الْهَالِکِینَ.
طُوبَی لَکَ یَا ابْنَ مَرْیَمَ، ثُمَّ طُوبَی لَکَ إِنْ أَخَذْتَ بِأَدَبِ إِلٰهِکَ الَّذِی یَتَحَنَّنُ عَلَیْکَ تَرَحُّماً، وَبَدَأَکَ بِالنِّعَمِ مِنْهُ تَکَرُّماً، وَکَانَ لَکَ فِی الشَّدَائِدِ.
لَا تَعْصِهِ یَا عِیسیٰ! فَإِنَّهُ لَایَحِلُّ لَکَ عِصْیَانُهُ، قَدْ عَهِدْتُ إِلَیْکَ کَمَا عَهِدْتُ إِلیٰ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ، وَأَنَا عَلیٰ ذٰلِکَ مِنَ الشَّاهِدِینَ.) (1)
1) (1)) من «یا عیسیٰ! قل» الی «الشاهدین» لیس فی بعض نسخ الأمالی..
که در آن [روز] در مقابل کار نیک چندین برابر پاداش دهم، وهمانا گناه، گناهکار را نابود میکند، پس در فرصتی [که داری] برای خود [توشهای] آماده کن، ودر کار خوب [وعمل صالح] پیشی بگیر، که چه بسا نشستی که چون اهل آن برخیزند از آتش پناه یافته باشند.
ای عیسی! به چیزی که فانی و زوال پذیر است دل مبند، و بر آثار منازل جامانده از پیشینیان خود پا گذار، پس آنان را صدا بزن و با آنان هم راز شو، آیا کسی از ایشان را مییابی؟ و پند خود را از آنان دریاب، و بدان که تو نیز در زمرۀ دیگران به آنان خواهی پیوست.
ای عیسی! به کسی که با گناه بر من سرکشی کند، و با خدعه [ونیرنگ] رفتار کند، بگو که باید کیفر و هلاک کردن مرا انتظار کشد، و بزودی با هلاک شدگان ریشه کن خواهد شد.
خوشا به حالت! باز هم خوشا بحالت ای فرزند مریم! اگر ادب [وتربیت] خدایت را بپذیری، آن خدایی که از روی مهربانی بر تو دلسوز است، واز روی کرم نعمتها بر تو آغاز نمود، ودر سختیها یار تو بود.
ای عیسی! او را نافرمانی نکن که نافرمانیش بر تو روا نیست، من به تو سفارش کردم همانگونه که بر پیشینیان تو سفارش نمودم، ومن از گواهان این سفارشم.
یَا عِیسیٰ! مَا أَکْرَمْتُ خَلِیقَةً بِمِثْلِ دِینِی، وَلَا أَنْعَمْتُ عَلَیْهَا بِمِثْلِ رَحْمَتِی.
یَا عِیسیٰ! اغْسِلْ بِالْمَاءِ مِنْکَ مَا ظَهَرَ، وَ دَاوِ بِالْحَسَنَاتِ مِنْکَ مَا بَطَنَ، فَإِنَّکَ إِلَیَّ رَاجِعٌ.
(یَا عِیسیٰ! أَعْطَیْتُکَ مَا أَنْعَمْتُ بِهِ عَلَیْکَ فَیْضاً مِنْ غَیْرِ تَکْدِیرٍ، وَ طَلَبْتُ مِنْکَ قَرْضاً لِنَفْسِکَ فَبَخِلْتَ(1)بِهِ عَلَیْهَا لِتَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ.
یَا عِیسیٰ! تَزَیَّنْ بِالدِّینِ وَحُبِّ الْمَسَاکِینِ، وَامْشِ عَلَی الأَرْضِ هَوْناً، وَصَلِّ عَلَی الْبِقَاعِ، فَکُلُّهَا طَاهِرٌ.)(2)یَا عِیسیٰ! شَمِّرْ، فَکُلُّ مَا هُوَ آتٍ قَرِیبٌ، وَاقْرَأْ کِتَابِی وَأَنْتَ طَاهِرٌ، وَأَسْمِعْنِی مِنْکَ صَوْتاً حَزِیناً.
(یَا عِیسیٰ! لَاخَیْرَ فِی لَذَاذَةٍ لَاتَدُومُ، وَعَیْشٍ مِنْ صَاحِبِهِ یَزُولُ.
ای عیسی! هیچ آفریدهای را چون دینم گرامی نداشتم ونعمتی بهتر از رحمت خود بر آفریدگانم ندادم.
ای عیسی! ظاهر خود را با آب شستشو ده وباطن خود را با نیکیها درمان کن، که تو به سوی من باز میگردی.
ای عیسی! آنچه نعمت به تو دادم از روی فیض وبدون کدورت بخشیدم، واز تو به سود خودت، وامی خواستم که تو(1)از دادن آن بخل ورزیدی تا در نتیجه از هلاک شدگان گردی.
ای عیسی! خود را با دین، ومحبت مسکینان زینت ده، وبر روی زمین با فروتنی راه برو، و برجای جای زمین نمازگذار که همۀ آنها پاک است.
ای عیسی! آماده باش که هرآنچه آمدنی است نزدیک است، وکتاب مرا در حال پاکی تلاوت کن، وصدای اندوهناکی [از نیایش خود] به گوش من برسان.
ای عیسی! در لذتی که پایدار نیست وزندگانی که از دست صاحبش میرود خیری نیست.
1) (1)) - مقصود امت عیسیٰ است..
یَا ابْنَ مَرْیَمَ! لَوْ رَأَتْ عَیْنُکَ مَا أَعْدَدْتُ لِأَوْلِیَائِیَ الصَّالِحِینَ ذَابَ قَلْبُکَ، وَزَهَقَتْ نَفْسُکَ شَوْقاً إِلَیْهِ، فَلَیْسَ کَدَارِ الآخِرَةِ دَارٌ، تَجَاوَرَ فِیهَا الطَّیِّبُونَ، وَیَدْخُلُ عَلَیْهِمْ فِیهَا الْمَلائِکَةُ المُقَرَّبُونَ، وَهُمْ مِمَّا یَأْتِی یَوْمَ القِیَامَةِ مِنْ أَهْوَالِهَا آمِنُونَ، دَارٌ لَایَتَغَیَّرُ فِیهَا النَّعِیمُ، وَلَا یَزُولُ عَنْ أَهْلِهَا.
یَا ابْنَ مَرْیَمَ! نَافِسْ فِیهَا مَعَ المُتَنَافِسِینَ، فَإِنَّهَا أُمْنِیَّةُ المُتَمَنِّینَ(1)، حَسَنَةُ الْمَنْظَرِ.
طُوبَی لَکَ یَا ابْنَ مَرْیَمَ! إِنْ کُنْتَ لَهَا مِنَ الْعَامِلِینَ مَعَ آبَائِکَ آدَمَ وَإِبْرَاهِیمَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ لَاتَبْغِی بِهَا بَدَلاً وَلَا تَحْوِیلاً، کَذٰلِکَ أَفْعَلُ بِالمُتَّقِینَ.
یَا عِیسیٰ! اهْرُبْ إِلَیَّ مَعَ مَنْ یَهْرُبُ مِنْ نَارٍ ذَاتِ لَهَبٍ، وَنَارٍ ذَاتِ أَغْلالٍ، وَأَنْکَالٍ لَایَدْخُلُهَا رَوْحٌ وَلَا یَخْرُجُ مِنْهَا غَمٌّ أَبَداً، قِطَعٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ مَنْ یَنْجُ مِنْهَا یَفُزْ، وَلَنْ یَنْجُوَ مِنْهَا مَنْ کَانَ مِنَ الْهَالِکِینَ، هِیَ دَارُ الجَبَّارِینَ وَالْعُتَاةِ الظَّالِمِینَ وَکُلِّ فَظٍّ غَلِیظٍ وَکُلِّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ.
1) (1)) «المتقین» الجواهر السنیة..
ای فرزند مریم! اگر آنچه را برای دوستان صالح خود آماده کردهام به چشم میدیدی، دلت از شوق آب میشد، وروح از بدنت خارج میگشت، هیچ خانهای مانند سرای آخرت نیست، که در آن پاکان همسایه یکدیگرند، وفرشتگان مقرّب بر آنان وارد میشوند، این در حالی است که آنان از هراس آنچه در روز قیامت پیش آید در امانند، سرایی که نعمتها در آن دگرگون نمیشود، واز صاحبش جدا نمیگردد.
ای فرزند مریم! در بدست آوردن آن خانه [خانۀ آخرت] با رقیبان به رقابت پرداز، که آن خانه، نهایت آرزوی آرزومندان، و خوش منظراست.
خوشا به حالت ای فرزند مریم! که از کوشندگان برای آن خانه باشی، که با پدرانت آدم وابراهیم در بهشتها و نعمتهایی قرار گیری که هیچ چیز را با آن مبادله نکنی و جابجایی آنرا نخواهی، این چنین با پرهیزگاران رفتار میکنم.
ای عیسی! تو نیز با آنان که از آتش پرشرار دوزخ میگریزند، به سوی من بگریز، آتشی که زنجیرها وکندها دارد، نه شادی در آن وارد شود، ونه هرگز غمی از آن بیرون رود، پارههایی است همچون پارههای شب تار، هر که از آن نجات یابد رستگار شود، وآنکه از هلاک شدگان است هرگز نجات نیابد، آن جا خانۀ جباران و سرکشان ستمگر و هر درشتخوی سنگدل و هر خودپسند فخرفروش است.
یَا عِیسیٰ! بِئْسَتِ الدَّارُ لِمَنْ رَکَنَ إِلَیْهَا، وَبِئْسَ الْقَرَارُ دَارُ الظَّالِمِینَ، إِنِّی أُحَذِّرُکَ نَفْسَکَ، فَکُنْ بِی خَبِیراً.
یَا عِیسیٰ! کُنْ حَیْثُ مَا کُنْتَ مُرَاقِباً لِی(1)، وَاشْهَدْ عَلیٰ أَنِّی خَلَقْتُکَ وَأَنْتَ عَبْدِی، وَ أَنِّی صَوَّرْتُکَ وَإِلَی الأَرْضِ أَهْبَطْتُکَ(2).
یَا عِیسیٰ! لَایَصْلُحُ لِسَانَانِ فِی فَمٍ وَاحِدٍ، وَلَا قَلْبَانِ فِی صَدْرٍ وَاحِدٍ، وَکَذٰلِکَ الأَذْهَانُ.
یَا عِیسیٰ! لَاتَسْتَیْقِظَنَّ عَاصِیاً، وَلَا تَسْتَنْبِهَنَّ(3)لَاهِیاً، وَافْطِمْ نَفْسَکَ عَنِ الشَّهَوَاتِ المُوبِقَاتِ، وَکُلُّ شَهْوَةٍ تُبَاعِدُکَ مِنِّی فَاهْجُرْهَا، وَاعْلَمْ أَنَّکَ مِنِّی بِمَکَانِ الرَّسُولِ الأَمِینِ، فَکُنْ مِنِّی عَلیٰ حَذَرٍ، وَاعْلَمْ أَنَّ دُنْیَاکَ مُؤَدِّیَتُکَ إِلَیَّ، وَ أَنِّی آخُذُکَ بِعِلْمِی، فَکُنْ ذَلِیلَ النَّفْسِ عِنْدَ ذِکْرِی، خَاشِعَ الْقَلْبِ حِینَ تَذْکُرُنِی، یَقْظَاناً عِنْدَ نَوْمِ الْغَافِلِینَ.
یَا عِیسیٰ! هَذِهِ نَصِیحَتِی إِیَّاکَ وَمَوْعِظَتِی لَکَ، فَخُذْهَا مِنِّی، وَ إِنِّی رَبُّ الْعَالَمِینَ.
ای عیسی! این خانه برای کسی که به آن اعتماد کند بد خانهای است، وسرای ستمکاران بد جایگاهی است، من تو را از [هوای] خودت برحذر میدارم، پس نسبت به من آگاه [وبینا] باش.
ای عیسی! هرکجا که هستی مراقب من باش، و شاهد باش که من تو را آفریدم وتو بندۀ من هستی، ومن تو را بدین شکل درآورده وبه زمین فرود آوردم.
ای عیسی! دو زبان در یک دهان، و دو دل در یک سینه نشاید، و همینگونه است خاطرها.
ای عیسی! بیداری گنهکار را مجوی، و آگاهی سرگرم به دنیا را مخواه، وخودت را از خواستههای هلاکت بار جدا کن، و از هر خواستهای که تو را از من دور میکند، دوری گزین، وبدان که تو نزد من جایگاه پیامبری امین را دارا هستی، پس از من بر حذر باش وبدان [گذر] دنیایت تو را به من خواهد رساند، ومن تو را بر اساس علم خویش بازخواست خواهم نمود، پس هنگام ذکر من فروتن، و هنگامی که مرا یاد میکنی نرمدل، و هنگام خواب غافلان بیدار باش.
ای عیسی! این خیرخواهی من برای تو واندرزم به تواست، پس آنرا از من بگیر که من پروردگار جهانیانم.
یَا عِیسیٰ! إِذَا صَبَرَ عَبْدِی فِی جَنْبِی کَانَ ثَوَابُ عَمَلِهِ عَلَیَّ، وَکُنْتُ عِنْدَهُ حِینَ یَدْعُونِی، وَکَفیٰ بِی مُنْتَقِماً مِمَّنْ عَصَانِی، أَیْنَ یَهْرُبُ مِنِّی الظَّالِمُونَ؟
یَا عِیسیٰ! أَطِبِ الکَلامَ، وَ کُنْ حَیْثُما کُنْتَ عَالِماً مُتَعَلِّماً.
یَا عِیسیٰ! أَفِضْ بِالْحَسَنَاتِ إِلَیَّ حَتَّی یَکُونَ لَکَ ذِکْرُهَا عِنْدِی، وَتَمَسَّکْ بِوَصِیَّتِی، فَإِنَّ فِیهَا شِفَاءً لِلْقُلُوبِ.)(1)یَا عِیسیٰ! لَاتَأْمَنْ - إِذَا مَکَرْتَ - مَکْرِی، وَلَا تَنْسَ عِنْدَ خَلَوَاتِ الدُّنْیَا ذِکْرِی.
(یَا عِیسیٰ! حَاسِبْ(2)نَفْسَکَ بِالرُّجُوعِ إِلَیَّ، حَتَّی تَتَنَجَّزَ ثَوَابَ مَا عَمِلَهُ الْعَامِلُونَ، أُولَئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ، وَأَنَا خَیْرُ المُؤْتِینَ.
یَا عِیسیٰ! کُنْتَ خَلْقاً بِکَلامِی، وَلَدَتْکَ مَرْیَمُ بِأَمْرِیَ، الْمُرْسَلُ إِلَیْهَا رُوحِی جَبْرَئِیلُ الأَمِینُ مِنْ مَلائِکَتِی، حَتّیٰ قُمْتَ عَلَی الأَرْضِ حَیّاً تَمْشِی، کُلُّ ذٰلِکَ فِی سَابِقِ عِلْمِی.
ای عیسی! آنهنگام که بندهام بخاطر من صبوری کند، پاداش کار او بر من است، و هنگامی که مرا میخواند، نزد او هستم، ومن برای انتقام کشی از آنان که نافرمانیم کنند بَس هستم، ستمکاران از من به کجا میگریزند؟
ای عیسی! خوش سخن باش، و هر کجا هستی عالمِ متعلّم باش.
ای عیسی! نیکیهای فراوان بسوی من فرست تا یاد آنها - به سود تو - نزد من باشد، وبه سفارش من چنگ زن که در آن شفای دلهاست.
ای عیسی! چون مکر کنی از مکر من ایمن مباش، و در تنهاییهای دنیا یاد مرا فراموش مکن.
ای عیسی! با [یاد] بازگشت به سوی من از خود حسابرسی کن، تا پاداش عمل نیکوکاران را به قطع دریابی، پاداش آنان پرداخت خواهد شد، ومن بهترین پرداخت کنندگانم.
ای عیسی! تو به کلام من آفریده شدی، مریم تو را به امر من زایید، روح خود - جبرئیل (امین فرشتگانم) - را به سوی او فرستادم، تا [این که تو به صورت موجود] زنده بر روی زمین بپا خواسته راه میروی، اینها در علم ازلی من بود.
یَا عِیسیٰ! زَکَرِیّا بِمَنْزِلَةِ أَبِیکَ، وَ کَفِیلُ أُمِّکَ إِذْ یَدْخُلُ عَلَیْهَا المِحْرَابَ فَیَجِدُ عِنْدَهَا رِزْقاً، وَنَظِیرُکَ یَحْییٰ مِنْ خَلْقِی، وَهَبْتُهُ لِاُمِّهِ بَعْدَ الْکِبَرِ مِنْ غَیْرِ قُوَّةٍ بِهَا، أَرَدْتُ بِذٰلِکَ أَنْ یَظْهَرَ لَها سُلْطَانِی، وَیَظْهَرَ فِیکَ قُدْرَتِی، أَحَبُّکُمْ إِلَیَّ أَطْوَعُکُمْ لِی وَأَشَدُّکُمْ خَوْفاً مِنِّی.)(1)یَا عِیسیٰ! تَیَقَّظْ وَلَا تَیْأَسْ مِنْ رَوْحِی، وَسَبِّحْنِی مَعَ مَنْ یُسَبِّحُنِی، وَبِطَیِّبِ الکَلامِ فَقَدِّسْنِی.
(یَا عِیسیٰ! کَیْفَ یَکْفُرُ الْعِبَادُ بِی وَنَوَاصِیهِمْ فِی قَبْضَتِی، وَ تَقَلُّبُهُمْ فِی أَرْضِی، یَجْهَلُونَ نِعْمَتِی، وَیَتَوَلَّوْنَ عَدُوِّی، وَکَذَلِکَ یَهْلِکُ الْکَافِرُونَ.)(2)یَا عِیسیٰ! إِنَّ الدُّنْیَا سِجْنٌ مُنْتِنُ الرِّیحِ، وَحَسُنَ فِیهَا مَا قَدْ تَرَی مِمَّا قَدْ تَذَابَحَ عَلَیْهِ الْجَبَّارُونَ، وَإِیَّاکَ وَالدُّنْیَا، فَکُلُّ نَعِیمِهَا یَزُولُ، وَمَا نَعِیمُهَا إِلَّا قَلِیلٌ.
(یَا عِیسیٰ! ابْغِنِی عِنْدَ وِسَادِکَ تَجِدْنِی، وَادْعُنِی وَأَنْتَ لِی مُحِبٌّ،
ای عیسی! زکریا همچون پدر تو وسرپرست مادر تو است؛ چون در محراب بر مریم وارد میشد نزد او غذا مییافت، ودر میان مخلوقاتم یحیی هم مانند تو است، که او را به مادرش پس از پیری بدون داشتن نیرویی بخشیدم، خواستم با این کار سلطنتم برای او آشکار شود، وقدرتم در تو نمایان گردد.
محبوبترین شما در نزد من مطیعترین شما وخائفترین شما از من است.
ای عیسی! بیدار شو واز رحمت من ناامید مباش، وبا تسبیحگویان تسبیح من بگوی، وبا سخن خوش مرا تقدیس کن.
ای عیسی! بندگان چگونه به من کفر میورزند وحال آنکه موی پیشانی آنها در مشت من، و جابجا شدنشان در زمین من است؟ نعمتهای مرا نادیده، ودشمن مرا سرپرست خود میگیرند، واین چنین کافران نابود میگردند.
ای عیسی! دنیا، زندان بدبو است، وخوب در آن همانست که میبینی که ستمکاران یکدیگر را بر سر آن میکشند.
واز دنیا برحذر باش، که همۀ نعمتهایش از بین میرود، ونعمتهای آن جز اندکی نیست.
ای عیسی! مرا [هنگام خواب] نزد بالش خود طلب کن تا مرا بیابی، ودر حالیکه دوستدارم هستی مرا بخوان،
فَإِنِّی أَسْمَعُ السَّامِعِینَ، أَسْتَجِیبُ لِلدَّاعِینَ إِذَا دَعَوْنِی.
یَا عِیسیٰ! خَفْنِی وَخَوِّفْ بِی عِبَادِی لَعَلَّ الْمُذْنِبِینَ أَنْ یُمْسِکُوا عَمَّا هُمْ عَامِلُونَ بِهِ، فَلا یَهْلِکُوا إِلّا وَهُمْ یَعْلَمُونَ.
یَا عِیسیٰ! ارْهَبْنِی رَهْبَتَکَ مِنَ السَّبُعِ وَالْمَوْتِ الَّذِی أَنْتَ لَاقِیهِ، فَکُلُّ هٰذَا أَنَا خَلَقْتُهُ، فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ.)(1)یَا عِیسیٰ! إِنَّ المُلْکَ لِی وَبِیَدِی، وَأَنَا المَلِکُ، فَإِنْ تُطِعْنِی أَدْخَلْتُکَ جَنَّتِی فِی جِوَارِ الصَّالِحِینَ.
(یَا عِیسیٰ! إِنِّی إِذَا غَضِبْتُ عَلَیْکَ لَمْ یَنْفَعْکَ رِضَا مَنْ رَضِیَ عَنْکَ، وَإِنْ رَضِیتُ عَنْکَ لَمْ یَضُرَّکَ غَضَبُ المُغْضِبِینَ.
یَا عِیسیٰ! اذْکُرْنِی فِی نَفْسِکَ أَذْکُرْکَ فِی نَفْسِی، وَاذْکُرْنِی فِی مَلَئِکَ أَذْکُرْکَ فِی مَلَإٍ خَیْرٍ مِنْ مَلَإِ الآدَمِیِّینَ.)(2)یَا عِیسیٰ! ادْعُنِی دُعَاءَ الْغَرِیقِ الْحَزِینِ الَّذِی لَیْسَ لَهُ مُغِیثٌ.
که من شنواترین شنوایانم، ودعای دعاکنندگان را که مرا میخوانند اجابت کنم.
ای عیسی! از من بترس وبندگانم را از من بترسان، بسا گنهکاران از آنچه مشغول آن هستند دست نگهدارند، ودر نتیجه جز از روی آگاهی [واتمام حجت] هلاک نشوند.
ای عیسی! همانند ترسی که از درّنده، واز مرگی که به آن خواهی رسید داری از من بترس، که همۀ اینها را من آفریدهام، پس فقط از من بترسید.
ای عیسی! سلطنت از آن من وبدست من است، وپادشاه من هستم، پس اگر از من فرمانبری تو را در بهشتم در کنار نیکوکاران وارد کنم.
ای عیسی! اگر من بر تو خشم گیرم، خرسندی آنکه از تو راضی است تو را سود نرساند، واگر از تو خرسند شوم، خشم خشمگینان تو را زیان نرساند.
ای عیسی! مرا پیش خود یاد کن، تا تو را پیش خود یاد کنم، و مرا در جمع [مردم] خود یاد کن، تا تورا در جمع بهتر از آدمیان یاد کنم.
ای عیسی! همچون غرق شده [دلشکسته و] غمگینی که فریادرسی ندارد مرا بخوان.
یَا عِیسیٰ! لَاتَحْلِفْ بِی کَاذِباً فَیَهْتَزَّ عَرْشِی غَضَباً، الدُّنْیَا(1)قَصِیرَةُ الْعُمُرِ، طَوِیلَةُ الأَمَلِ، وَعِنْدِی دَارٌ خَیْرٌ مِمَّا تَجْمَعُونَ.
یَا عِیسیٰ!(2)کَیْفَ أَنْتُمْ صَانِعُونَ إِذَا أَخْرَجْتُ لَکُمْ کِتَاباً یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ بِسَرَائِرَ قَدْ کَتَمْتُمُوهَا، وَأَعْمَالٍ کُنْتُمْ بِهَا عَامِلِینَ.
یَا عِیسیٰ! قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ غَسَلْتُمْ وُجُوهَکُمْ، وَدَنَّسْتُمْ قُلُوبَکُمْ، أَ بِی تَغْتَرُّونَ(3)، أَمْ عَلَیَّ تَجْتَرِئُونَ، تَطَیَّبُونَ بِالطِّیبِ لِأَهْلِ الدُّنْیَا وَأَجْوَافُکُمْ عِنْدِی بِمَنْزِلَةِ الْجِیَفِ المُنْتِنَةِ، کَأَنَّکُمْ أَقْوَامٌ مَیِّتُونَ.
یَا عِیسیٰ! قُلْ لَهُمْ قَلِّمُوا أَظْفَارَکُمْ مِنْ کَسْبِ الحَرَامِ، وَأَصِمُّوا أَسْمَاعَکُمْ عَنْ ذِکْرِ الْخَنَا، وَأَقْبِلُوا عَلَیَّ بِقُلُوبِکُمْ، فَإِنِّی لَسْتُ أُرِیدُ صُوَرَکُمْ.
یَا عِیسیٰ! افْرَحْ بِالْحَسَنَةِ فَإِنَّهَا لِی رِضًی، وَابْکِ عَلَی السَّیِّئَةِ فَإِنَّهَا شَیْنٌ(4)، وَمَا لَاتُحِبُّ أَنْ یُصْنَعَ بِکَ فَلا تَصْنَعْهُ بِغَیْرِکَ،
ای عیسی! به دروغ بر من قسم مخور که عرشم از خشم به لرزه در آید، دنیا عمری کوتاه، و آرزویی دراز دارد، و نزد من سرایی [جاودان] است بهتر از آنچه شما گرد میآورید.
ای عیسی! هنگامی که برایتان طوماری بیرون آورم که بدرستی سخن گوید چه خواهید کرد؟ و شما اعتراف خواهید کرد به رازهایی که میپوشانیدید، و کارهائی که انجام میدادید.
ای عیسی! به ستمگران بنیاسرائیل بگو صورتهای خود را شستید ودلهایتان را چرکین کردید، آیا به من غرّه شدهاید یا بر من گستاخی میکنید؟! خود را برای اهل دنیا پاکیزه جلوه میدهید در حالیکه درون شما نزد من همچون مرداری بدبوست، گویا شما مردمی مرده هستید.
ای عیسی! به آنها بگو: ناخنهای خود را از کسب حرام کوتاه کنید، وگوشهایتان را از شنیدن دشنام بازدارید، وبا دلهای خود بسوی من رو آورید که من صورت ظاهر شما را نمیخواهم.
ای عیسی! به کار نیک شادمان شو که خشنودی من در آنست، وبر کار بد گریان باش که آن ننگ است، وآنچه دوست نداری با تو انجام دهند، با دیگران انجام نده،
وَإِنْ لَطَمَ خَدَّکَ الأَیْمَنَ فَأَعْطِهِ الأَیْسَرَ(1)، وَتَقَرَّبْ إِلَیَّ بِالْمَوَدَّةِ جُهْدَکَ، وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ.
(یَا عِیسیٰ! ذِلَّ لِأَهْلِ الْحَسَنَةِ، وَشَارِکْهُمْ فِیهَا، وَکُنْ عَلَیْهِمْ شَهِیداً، وَقُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ یَا أَخْدَانَ(2)السَّوْءِ وَالجُلَسَاءَ عَلَیْهِ، إِنْ لَمْ تَنْتَهُوا أَمْسَخْکُمْ قِرَدَةً وَخَنَازِیرَ.)(3)یَا عِیسیٰ! قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ الحِکْمَةُ تَبْکِی فَرَقاً مِنِّی وَأَنْتُمْ بِالضِحْکِ تَهْجُرُونَ، أَتَتْکُمْ بَرَاءَتِی؟! أَمْ لَدَیْکُمْ أَمَانٌ مِنْ عَذَابِی؟! أَمْ تَعَرَّضُونَ لِعُقُوبَتِی؟! فَبِی حَلَفْتُ لَأَتْرُکَنَّکُمْ(4)مَثَلاً لِلْغَابِرِینَ.
ثُمَّ أُوصِیکَ - یَا ابْنَ مَرْیَمَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ - بِسَیِّدِ المُرْسَلِینَ وَحَبِیبِی، فَهُوَ أَحْمَدُ صَاحِبُ الجَمَلِ الأَحْمَرِ، وَالْوَجْهِ الأَقْمَرِ، المُشْرِقِ بِالنُّورِ، الطَّاهِرِ القَلْبِ، الشَّدِیدِ البَأْسِ، الْحَیِیِّ الْمُتَکَرِّمِ،
واگر گونه راستت را سیلی زدند گونۀ چپ را نیز در اختیار بگذار(1)، تا توانی با محبت خالصانه به من نزدیک شو، واز نادانان رویگردان باش.
ای عیسی! برای نیکوکاران فروتن باش، ودر کار نیک با آنان شریک شو، وبر آنها گواه باش، وبه ستمکاران بنی اسرائیل بگو: ای دوستان وهم نشینان بدی، اگر دست برندارید شما را به صورت بوزینه وخوک مسخ میکنم.
ای عیسی! به ستمکاران بنیاسرائیل بگو: حکمت از بیم من میگرید وشما خندهکنان یاوه میگویید؟! آیا برات آزادی من به شما رسیده است؟! یا اماننامهای از کیفر من نزد خود دارید؟! یا خود را در معرض عقوبت من قرار میدهید؟! پس به ذات خود سوگند یاد میکنم که شما را عبرتی برای آیندگان قرار خواهم داد.
سپس ای فرزند مریم - آن دوشیزۀ از مردم بریدۀ به خدا پیوسته - تو را به سرور پیامبران وحبیب خودم احمد، دارای شتر سرخ موی، وصورت ماه گون، [پیغمبر] نور افشان، پاک دل، دلیر، با حیای بزرگوار سفارش میکنم
1) (1)) - این از تعالیم شریعت حضرت مسیح است، ولی در شریعت اسلامحکم آن قصاص، و اگر عفو کند بهتراست..
فَإِنَّهُ رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِینَ، و سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ یَوْمَ یَلْقَانِی، أَکْرَمُ السَّابِقِینَ عَلَیَّ وَأَقْرَبُ الْمُرْسَلِینَ مِنِّی، الْعَرَبِیُّ الأَمِینُ،(1)الدَّیَّانُ بِدِینِی، الصَّابِرُ فِی ذَاتِی، المجَاهِدُ المُشْرِکِینَ بِیَدِهِ(2)عَنْ دِینِی، أَنْ تُخْبِرَ بِهِ بَنِی إِسْرَائِیلَ، وَتَأْمُرَهُمْ أَنْ یُصَدِّقُوا بِهِ، وَأَنْ یُؤْمِنُوا بِهِ، وَأَنْ یَتَّبِعُوهُ(3)، وَأَنْ یَنْصُرُوهُ.
قَالَ عِیسیٰ علیه السلام: إِلٰهِی مَنْ هُوَ حَتّیٰ أُرْضِیَهُ فَلَکَ الرِّضَیٰ.
قَالَ: هُوَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ إِلَی النَّاسِ کَافَّةً، أَقْرَبُهُمْ مِنِّی مَنْزِلَةً، وَأَحْضَرُهُمْ(4)شَفَاعَةً، طُوبیٰ لَهُ مِنْ نَبِیٍّ وَطُوبیٰ لِاُمَّتِهِ إِنْ هُمْ لَقُونِی عَلَی سَبِیلِهِ یَحْمَدُهُ أَهْلُ الأَرْضِ، وَیَسْتَغْفِرُ لَهُ أَهْلُ السَّمَاءِ.
أَمِینٌ مَیْمُونٌ، طَیِّبٌ مُطَیَّبٌ، خَیْرُ(5)الْبَاقِینَ عِنْدِی، یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ، إِذَا خَرَجَ أَرْخَتِ السَّمَاءُ عَزَالِیَهَا، وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ زَهْرَتَهَا، (حَتّیٰ یَرَوا البَرَکَةَ)(6)، وَأُبَارِکُ لَهُمْ فِیما وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهِ، کَثِیرُ الأَزْوَاجِ، قَلِیلُ الأَوْلَادِ،
که او رحمت برای جهانیان، وسرور فرزندان آدم است، در روزی که مرا دیدار کند، گرامیترین پیشینیان نزد من، ونزدیکترین پیامبران به من است، آن عربی امین، پایبند به دین من، شکیبا دربارۀ من، مجاهد با مشرکان با دست خود در راه دین من، [آری تو را سفارش میکنم که] به بنی اسرائیل از این پیامبر خبر دهی، وفرمان دهی که او را تصدیق کنند، وبه او ایمان آورند، و او را پیروی کنند ویاری رسانند.
عیسی عرض کرد: پروردگارم او کیست که او را خشنودکنم که خشنودی از آن توست.
فرمود: او محمد (ص) فرستادۀ خدا به سوی همۀ مردم است، که منزلتش از همگان به من نزدیکتر، وآمادهترین ایشان در شفاعت است.
خوشا به حال چنین پیامبری! وخوشا به حال امتش اگر [با پایداری] بر راه او مرا دیدار نمایند! زمینیان او را ستایش کنند، و آسمانیان برای او آمرزش خواهند. [او] درستکار، فرخنده، پاک و پاکیزه، و بهترینِ باقیماندگان، نزد من است، او در آخر الزمان خواهد بود، چون ظهور کند آسمان برکات خویش را فرو میریزد، و زمین شکوفههایش را بیرون آورد، تامردم برکت را ببینند، و برای مردم در آنچه او دست گذارد برکت آورم، او را همسران زیاد و اولادِ کم است،
یَسْکُنُ بَکَّةَ مَوْضِعَ أَسَاسِ إِبْرَاهِیمَ.
یَا عِیسیٰ! دِینُهُ الْحَنِیفِیَّةُ، وَقِبْلَتُهُ یَمَانِیَّةٌ(1)، وَهُوَ مِنْ حِزْبِی، وَأَنَا مَعَهُ، فَطُوبیٰ لَهُ، ثُمَّ طُوبیٰ لَهُ.
لَهُ الْکَوْثَرُ وَالْمَقَامُ الأَکْبَرُ فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ، یَعِیشُ أَکْرَمَ مَنْ عَاشَ، وَیُقْبَضُ شَهِیداً.
لَهُ حَوْضٌ أَکْبَرُ مِنْ بَکَّةَ إِلیٰ مَطْلَعِ الشَّمْسِ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ فِیهِ آنِیَةٌ مِثْلُ نُجُومِ السَّمَاءِ، (وَأَکْوَابٌ مِثْلُ مَدَرِ الأَرْضِ،)(2)عَذْبٌ(3)فِیهِ مِنْ کُلِّ شَرَابٍ وَطَعْمِ کُلِّ ثِمَارٍ فِی الجَنَّةِ؛ مَنْ شَرِبَ مِنْهُ شَرْبَةً لَمْ یَظْمَأْ أَبَداً(4).
(وَذٰلِکَ مِنْ قَسْمِی لَهُ، وَتَفْضِیلِی إِیَّاهُ،) (5)[أبعثه](6)عَلَی فَتْرَةٍ بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ، یُوَافِقُ سِرُّهُ عَلانِیَتَه، ُ وَقَوْلُهُ فِعْلَهُ، لَا یَأْمُرُ النَّاسَ إِلَّا بِمَا یَبْدَؤهُمْ بِهِ، دِینُهُ الْجِهَادُ فِی عُسْرٍ وَیُسْرٍ،
1) (1)) - «مکیة» الأمالی والبحار. وإنّما هی یمانیة لأنّ مکة من تهامة وتهامة منالیمن. انظر مرآة العقول ج 25 ص 334، والنهایة ج 5 ص 300..
2) (2)) - لیس فی الأمالی..
3) (3)) «ماؤه عذب» الأمالی والجواهر السنیة والبحار..
4) (4)) «بعدها أبداً» الأمالی والجواهر السنیة والبحار..
5) (5)) - ما بین القوسین لیس فی الأمالی والبحار..
6) (6)) اثبتناه من الأمالی والجواهر السنیة والبحار..
در مکه جایگاه بنای ابراهیم سکنی گزیند.
ای عیسی! دین او دین حنیف ابراهیم [یکتاپرستی] است، وقبلۀ او مکۀ یمانی(1)است، و او از گروه [و حزب] من و من با او هستم، پس خوشا به حال او! باز خوشا به حال او! کوثر [و خیر سرشار]، و برترین جایگاه بهشتهای جاوید از آن اوست.
گرامیترین زندگی را میکند، وشهید از دنیا میرود، برای او حوضی است بزرگتر از مکه تا محل طلوع آفتاب که پر از شراب [طهور دست نخورده و] سربسته است، در آن ظرفهایی [درخشان] همچون ستارگان آسمان، و جامهائی [زیبا] همچون [جامهای ظریف و زیبای برخواسته از] گِل خالص زمین است، شراب گوارایی که در آن از هر نوشیدنی ومزۀ هر میوۀ بهشتی وجود دارد، هرکس از آن یکبار بنوشد تا ابد تشنه نخواهد شد.
واین از بهرۀ من به او، وبرتری است که از جانب من دارد، او را پس از فاصله زمانی میان تو و او مبعوث خواهم کرد، و او کسی است که پنهان او با آشکارش، و گفتار او با کردارش برابر است، به مردم فرمانی نمیدهد مگر به چیزهایی که خود به آن آغاز میکند، در سختی وگشایش آئین او جهاد است،
1) (1)) - زیرا مکه از تهامه، و تهامه از سرزمین یمن محسوب میشود..
تَنْقَادُ لَهُ الْبِلادُ، وَیَخْضَعُ لَهُ صَاحِبُ الرُّومِ، عَلیٰ دِینِ إِبْرَاهِیمَ(1)، یُسَمِّی عِنْدَ الطَّعَامِ، وَیُفْشِی السَّلامَ، وَیُصَلِّی وَالنَّاسُ نِیَامٌ، لَهُ کُلَّ یَوْمٍ خَمْسُ صَلَوَاتٍ مُتَوَالِیَاتٍ، (یُنَادِی إِلَی الصَّلاةِ کَنِدَاءِ الْجَیْشِ بِالشِّعَارِ،)(2)وَیَفْتَتِحُ بِالتَّکْبِیرِ، وَیَخْتَتِمُ بِالتَّسْلِیمِ، وَیَصُفُّ قَدَمَیْهِ فِی الصَّلاةِ کَمَا تَصُفُّ الْمَلائِکَةُ أَقْدَامَهَا، وَیَخْشَعُ لِی قَلْبُهُ وَرَأْسُهُ.
النُّورُ فِی صَدْرِهِ، وَالْحَقُّ عَلیٰ لِسَانِهِ، وَهُوَ عَلَی(3)الْحَقِّ حَیْثَُما کَانَ.
(أَصْلُهُ یَتِیمٌ ضَالٌّ بُرْهَةً مِنْ زَمَانِهِ عَمَّا یُرَادُ بِهِ،)(4)تَنَامُ عَیْنَاهُ وَلَا یَنَامُ قَلْبُهُ، لَهُ الشَّفَاعَةُ وَعَلیٰ امَّتِهِ تَقُومُ السَّاعَةُ، وَیَدِی فَوْقَ أَیْدِیهِمْ(5)، فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلیٰ نَفْسِهِ، وَمَنْ أَوْفیٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهِ أَوْفَیْتُ لَهُ بِالْجَنَّةِ.
سرزمینها فرمانپذیر او میشوند، وپادشاه روم برای او سرتسلیم فرود میآورد، [او] بر روش ابراهیم علیه السلام است، هنگام غذا نام خدا میبرد، وآشکارا سلام میکند، ودر حالی که مردم در خوابند نماز میگذارد، او در هر روز پنج نماز پی در پی دارد، همچون ندای فراخوانی سپاه جنگی، برای نماز ندا میدهد، وآنرا با تکبیر شروع میکند، وبا سلام به پایان میبرد، گامهایش را در نماز همچون گامهای صفوف فرشتگان به نظم میآورد، ودل وسر او برای من خاشع [وافتاده] است.
نور در سینۀ او وحق بر زبان او جاری است، واو هر کجا که باشد بر حق است.
اصل او یتیم، وبرههای از عمرش از مقصود خلقتش [نبوت] ناشناخته است، چشمان او به خواب میرود ودل او نمیخوابد، شفاعت از آن اوست، وقیامت بر امّت او برپا میگردد، و [چون امّتش با او بیعت کنند] دست من بر دست آنانست، پس هر که پیمان شکند بر زیان خویش پیمان شکسته است، وهرکس به آنچه بر آن عهد بسته وفا کند من نیز با بهشت [به وعده خود] برای او وفا میکنم.
فَمُرْ ظَلَمَةَ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَلَّا یَدْرُسُوا کُتُبَهُ، وَلَا یُحَرِّفُوا سُنَّتَهُ، وَأَنْ یُقْرِؤوهُ السَّلامَ، فَإِنَّ لَهُ فِی المَقَامِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ.
یَا عِیسیٰ! کُلُّ مَا یُقَرِّبُکَ مِنِّی فَقَدْ دَلَلْتُکَ عَلَیْهِ، وَ کُلُّ مَا یُبَاعِدُکَ مِنِّی فَقَدْ نَهَیْتُکَ عَنْهُ، فَارْتَدْ لِنَفْسِکَ.
یَا عِیسیٰ! إِنَّ الدُّنْیَا حُلْوَةٌ، وَإِنَّمَا اسْتَعْمَلْتُکَ فِیهَا(1)، فَجَانِبْ مِنْهَا مَا حَذَّرْتُکَ، وَخُذْ مِنْهَا مَا أَعْطَیْتُکَ عَفْواً.
یَا عِیسیٰ! انْظُرْ فِی عَمَلِکَ نَظَرَ الْعَبْدِ المُذْنِبِ الْخَاطِئِ، وَلَا تَنْظُرْ فِی عَمَلِ غَیْرِکَ بِمَنْزِلَةِ الرَّبِّ، کُنْ فِیهَا زَاهِداً، وَلَا تَرْغَبْ فِیهَا فَتَعْطَبَ.
یَا عِیسیٰ! اعْقِلْ، وَتَفَکَّرْ، وَانْظُرْ فِی نَوَاحِی الأَرْضِ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِینَ.
یَا عِیسیٰ! کُلُّ وَصْفِی(2)لَکَ نَصِیحَةٌ، وَکُلُّ قَوْلِی لَکَ حَقٌّ، وَأَنَا الحَقُّ المُبِینُ، فَحَقّاً أَقُولُ: لَئِنْ أَنْتَ عَصَیْتَنِی بَعْدَ أَنْ أَنْبَأْتُکَ مَا لَکَ مِنْ دُونِی وَلِیٌّ وَلَا نَصِیرٌ.
پس به ستمگران بنیاسرائیل فرمان ده که کتابهای او را محو نکنند، وروش او را تحریف ننمایند، وبه او سلام گویند، که او در مقام [ومنزلت]، جایگاه ویژهای دارد.
ای عیسی! هر آنچه تو را به من نزدیک سازد تو را بر آن رهنمون شدم، وهرچه تو را از من دور میساخت تو را از آن باز داشتم، پس در اندیشۀ خویش باش.
ای عیسی! بدرستیکه دنیا شیرین است و من تو را در آن به کار گماشتم [تا مرا بندگی کنی]، پس از آنچه از دنیا بیمت دادم دوری گزین، واز آنچه بی پرسش به تو بخشیدم بهره گیر.
ای عیسی! در کار خویش همچون نگاه بندۀ گنهکارِ خطاکار بنگر، ودر کار دیگران همچون پروردگار ننگر، در دنیا زاهد باش وشیفتۀ آن مباش که هلاک میشوی.
ای عیسی! عقل خود را به کارگیر وبیندیش، ودر اطراف زمین بنگر که سرانجام ستمگران چگونه شد؟
ای عیسی! همۀ بیان من برای تو اندرز است، وهمۀ گفتار من به تو حق است، ومنم آن حق آشکار، پس بدرستی میگویم، پس از این گرازشم اگر نافرمانی من کنی، غیر من هیچ سرپرست ویاوری نخواهی داشت.
یَا عِیسیٰ! أَذِلَّ قَلْبَکَ بِالْخَشْیَةِ، وَانْظُرْ إِلیٰ مَنْ هُوَ أَسْفَلَ مِنْکَ(1)، وَلَا تَنْظُرْ إِلیٰ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ رَأْسَ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَذَنْبٍ هُوَ حُبُّ الدُّنْیَا، فَلا تُحِبَّهَا، فَإِنِّی لَاأُحِبُّهَا.
یَا عِیسیٰ! أَطِبْ لِی قَلْبَکَ، وَأَکْثِرْ ذِکْرِی فِی الْخَلَوَاتِ، وَاعْلَمْ أَنَّ سُرُورِی أَنْ تُبَصْبِصَ إِلَیَّ، کُنْ فِی ذٰلِکَ حَیّاً، وَلَا تَکُنْ مَیِّتاً.
یَا عِیسیٰ! لَاتُشْرِکْ بِی شَیْئاً، وَکُنْ مِنِّی عَلیٰ حَذَرٍ، وَلَا تَغْتَرَّ بِالصِّحَّةِ وَ [لا](2)تُغَبِّطْ نَفْسَکَ، فَإِنَّ الدُّنْیَا کَفَیْءٍ زَائِلٍ، وَمَا أَقْبَلَ مِنْهَا کَمَا أَدْبَرَ، فَنَافِسْ فِی الصَّالِحَاتِ جُهْدَکَ، وَکُنْ مَعَ الْحَقِّ حَیْثُما کَانَ، وَإِنْ قُطِّعْتَ وَاُحْرِقْتَ بِالنَّارِ، فَلا تَکْفُرْ بِی بَعْدَ المَعْرِفَةِ، فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِینَ، (فَإِنَّ الشَّیْءَ یَکُونُ مَعَ الشَّیْءِ.)(3)یَا عِیسیٰ! صُبَّ لِیَ الدُّمُوعَ مِنْ عَیْنَیْکَ، وَاخْشَعْ لِی بِقَلْبِکَ.
ای عیسی! دل خود را با ترس من رام کن، و [در امور دنیوی] به پائینتر از خود بنگر، وبه بالاتر از خود نظر مدوز، وبدان اساس هر خطا وگناهی محبت دنیاست، پس آنرا دوست ندار که من نیز آنرا دوست نمیدارم.
ای عیسی! دل خود را برای من پاکیزه کن، ودر تنهاییها بسیار به یاد من باش، وبدان که شادمانیم به آنست که نزد من تملق [وخوش زبانی] کنی، در این کار زنده دل باش ومرده مباش.
ای عیسی! هیچ چیز را شریک من قرار نده، و از من برحذر باش، و به تندرستی خود مغرور مشو، و [در رقابتهای دنیوی] خود را مورد رشگ دیگران قرار مده، چرا که دنیا همچون سایهای از میان رفتنی است، وآنچه از آن روآوَرَد همچون همانست که پشت کرده، پس با تمام توان خود در کارهای نیک به رقابت بپرداز، وبا حق هرجا که هست همراه باش، وپس از شناخت من، اگر قطعه قطعه شدی وبا آتش سوزانده شدی به من کفر مورز، پس حتماً از جاهلان مباش که هرچیز با چیزِ [نظیر خود] همراه است.
ای عیسی! برای من از دو چشمت اشکها بریز، وبا دلت برایم فروتنی کن.
یَا عِیسیٰ! اسْتَغِثْ بِی(1)فِی حَالَاتِ الشِّدَّةِ، فَإِنِّی اغِیثُ المَکْرُوبِینَ، وَأُجِیبُ المُضْطَرِّینَ، وَأَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.(2)
1) (1)) - بدل «استغث بی» فی الأمالی والبحار: «استغفرنی»..
2) (2)) الکافی ج 8 ص 131 ح 103. عنه المجلسی رحمه الله فی کتاب الأربعین ص 462 الحدیث الثلاثون، وفی أمالی الصدوق ص 307، المجلس 78 ح 1 باسناده الیٰ علی بن أسباط عن علی بن أبی حمزة عن أبی بصیر عن أبی عبد اللّٰه علیه السلام مثله، وفی الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة: الباب العاشر ص 97، وبحار الانوار ج 14 ص 289 ح 14 عن الکافی والأمالی، وقال المجلسی فی المرآة ج 25 ص 313-314 الحدیث حسن او موثق؛ وبعد ذکره سند الأمالی قال: فالخبر موثق علیٰ الأظهر..
ای عیسی! در سختیها از من فریادرسی خواه که من فریادرس گرفتارانم، ودرماندهها را پاسخ گویم، ومن مهربانترین مهربانانم.
قال العلّامة المجلسی قدس سره: «رأیت فی بعض الکتب لهذا الحدیث سنداً هکذا: قال الإمام أبو عبد الله محمد بن علی البلخی، عن أحمد بن إسماعیل الجوهری، عن أبی محمد علی بن مظفر بن إلیاس العبدی، عن أبی نصر أحمد بن عبد الله الواعظ، عن أبی الغنائم، عن أبی الحسن عبد الله بن الواحد بن محمد بن عقیل، عن أبی إسحاق إبراهیم بن حاتم الزاهد بالشام، عن إبراهیم بن محمد، عن عبد الله بن عبد الرحمن، عن أبی عبد الله عبد الحمید بن أحمد بن سعید، عن أبی بشر، عن الحسن بن علی المقری، عن أبی مسلم محمد بن الحسن المقری، عن الإمام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، عن أبیه، عن جدّه، عن علی بن أبی طالب علیهم السلام قال:
علّامه مجلسی قدس سره در ذیل حدیث معراج - پیرامون سند آن - آورده است:
در بعضی از کتابها برای این حدیث سندی دیدم به این طریق:
امام ابوعبداللّٰه محمد بن علیّ بلخی، از احمد بن اسماعیل جوهری، از ابو محمّد علی بن مظفّر بن الیاس عبدی، از ابونصر احمد بن عبداللّٰه واعظ، از ابوالغنائم، از ابوالحسن عبداللّٰه بن واحد بن محمد بن عقیل، از ابوسحاق ابراهیم بن حاتم زاهد در شام، از ابراهیم بن محمد، از عبداللّٰه بن عبدالرحمن، از ابوعبداللّٰه عبدالحمید بن احمد بن سعید، از أبوبشر، از حسن بن علی مقری، از ابومسلم محمد بن حسن مقری، از امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، از پدر [بزرگوار] خود، از جد [بزرگوار] خود، از علی بن أبی طالب علیهم السلام نقل کرده که فرمود:
هذا ما سأل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ربّه لیلة المعراج...»(1). وقال أیضاً: «وجدت فی نسخه قدیمة اخری: قال الشیخ أبو عمرو عثمان بن محمد البلخی(2): أخبرنا أبو بکر أحمد بن إسماعیل الجوهری قال: حدثنا أبو علی المطر بن إلیاس بن سعد بن سلیمان قال: أخبرنا أبو نصر أحمد بن عبد الله بن إسحاق الواعظ قال: أخبرنا أبو الغنائم الحسن بن حماد المقری قراءة بأهواز فی آخر شهر رمضان سنة ثلاث وأربعین وأربعمائة قال: أخبرنا أبو مسلم محمد بن الحسن المقری قراءة علیه من أصله قال: حدّثنا عبد الواحد بن محمد بن عقیل قال: أخبرنا أبو إسحاق إبراهیم بن حاتم الزاهد بالشام(3)قال: حدثنا إبراهیم بن محمد بن أحمد(4)قال حدثنا إسحاق بن بشر(5)، عن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، عن أبیه، عن جده، عن علی بن أبی طالب علیهم السلام...»(6).
1) (1)) - البحار ج 77 ص 30..
2) (2)) - المتوفیٰ ببلخ فی جمادی الاولی سنة 537. انظر سیر اعلام النبلاء: ج 20 ص 166 رقم 101..
3) (3)) - انظر تاریخ مدینة دمشق: ج 6 ص 377-378..
4) (4)) - هو ابو اسحاق التستری. انظر تاریخ مدینة دمشق: ص 377-378..
5) (5)) هو ابو حذیفة الکاهلی الخراسانی، عُدّ من أصحاب الامام الصادق علیه السلام. انظر رجال النجاشی: ص 72 رقم 171، ورجال الطوسی: ص 149 رقم 138، ومیزان الاعتدال: ج 1 ص 184 رقم 739..
6) (6)) البحار ج 77 ص 31..
این آن [حدیثی] است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از پروردگار خود در شب معراج درخواست کرد...».
باز علّامة مجلسی رضی الله عنه فرموده است: در نسخۀ قدیم دیگری یافتم که: شیخ أبوعمر و عثمان بن محمد بلخی، از ابوبکر احمد بن اسماعیل جوهری، از أبو علی مطر بن إلیاس بن سعد بن سلیمان، از أبونصر احمد بن عبداللّٰه بن إسحاق واعظ - که در اهواز، در آخر ماه رمضان 443 هجری قمری، به صورت قرائت - از ابوالغنائم حسن بن حمّاد مقری - که به صورت قرائت از اصل آن - از ابومسلم محمد بن حسن مقری، از عبدالواحد بن محمد بن عقیل، از ابواسحاق ابراهیم بن حاتم زاهد در شام، از ابراهیم بن محمد بن احمد، از اسحاق بن بشر، از [امام] جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، از پدر [بزرگوار] خود، از جد [بزرگوار] خود، از [امام] علی بن ابی طالب علیهم السلام، همانند این حدیث را نقل کرده است.
وأمّا نص الحدیث فقد نقله العلّامة المجلسی قدس سره عن إرشاد القلوب للدیلمی قدس سره، وقال:
روی عن أمیر المؤمنین علیه السلام أن النّبیّ صلی الله علیه و آله و سلم سأل ربّه سبحانه لیلة المعراج فقال: یا رَبِّ أیُّ الأعمالِ أفضَلُ؟
فقالَ اللهُ عزَّ وجلَّ: لَیسَ شَیْءٌ عِندی أفضَلَ مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَالرِّضیٰ بِما قَسَمْتُ.
یا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِی للمُتَحابِّینَ فِیَّ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِی للمُتَعاطِفِینَ(1)فِیَّ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتی للمُتَواصِلِینَفِیَّ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتی للمُتَوَکِّلِینَ عَلَیَّ، وَلَیسَ لِمَحَبَّتی عَلَمٌ وَلا غایَةٌ وَلا نِهایَةٌ، وَکُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً، اولٰئِکَ الَّذینَ نَظَروا إلیٰ المَخلوقِینَ بِنَظَرِی إلَیهِمْ، وَلا یَرفَعوا(2)الحَوائِجَ إلَی الخَلقِ، بُطونُهُمْ خَفیفَةٌ مِنْ أکلِ الحَلالِ(3)، نَعیمُهُم فی الدُّنیا ذِکری وَمَحَبَّتی وَرِضایَ عَنهُمْ.
علّامه مجلسی رضی الله عنه متن حدیث را از کتاب ارشاد القلوب دیلمی نقل کرده و فرموده است: از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در شب معراج از پروردگار سبحان پرسید:
پروردگارا: بهترین عمل کدام است؟
خدا - که عزیز و با شکوه است - فرمود: نزد من هیچ چیز بهتر از توکّل بر من، و رضا به آنچه قسمت کردهام نیست.
أی محمّد! محبّت من بایستۀ کسانی است که در راه من همدیگر را دوست میدارند، و محبّت من بایستۀ کسانی است که در راه من با هم مهربانی میکنند، و محبّت من بایستۀ کسانیاست که در راه من با هم پیوند مییابند، و محبّت من بایستۀ کسانی است که بر من توکّل میکنند، و برای محبّت من نشان [حدّ و حدود] وسرآمد و پایانی نیست، و هر زمان برای ایشان نشان [حدّی] برافرازم، نشانِ [حدّی دیگر] را پائین آورم(1)، آنان کسانیاند که با دیدن من به آفریدهها مینگرند، و نیازمندیهای خود را به [در خانۀ] مخلوق نمیبرند، شکمهایشان سبکبار از خوراک حلال است، خوشبختی [و سعادت] ایشان در دنیا یاد من، و محبّت من، وخشنودی من از ایشان است.
1) (1)) - کنایه از این که با هدایت خود مرحله به مرحله تا بی نهایت بهکمالشان میافزایم..
یا أحمَدُ إنْ أحبَبْتَ أنْ تَکونَ أورَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فی الدُّنیا وَارْغَبْ فی الآخِرَةِ.
فقال: یا إلٰهی کَیفَ أزهَدُ فی الدُّنیا وَأرغَبُ فی الآخِرَةِ؟
قال: خُذْ مِنَ الدُّنیا خِفّاً(1)مِنَ الطَّعامِ والشَّرابِ وَاللِّباسِ وَلا تَدَّخِرْ لِغَدٍ، وَدُمْ عَلیٰ ذِکرِی.
فقال: یا رَبِّ وَکَیفَ أَدومُ عَلیٰ ذِکرِکَ؟
فقال: بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ، وَبُغضِکَ الحُلوَ وَالحامِضَ، وَفَراغِ(2)بَطنِکَ وَبَیتِکَ مِنَ الدُّنیا.
یا أحمَدُ! فَاحْذَرْ أنْ تَکونَ مِثلَ الصَّبِیِّ إذا نَظَرَ إلَی الأخضَرِ وَالأصفَرِ أحَبَّهُ، وَإذا اعطِیَ شیئاً مِنَ الحُلوِ وَالحامِضِ اغْتَرَّ بِهِ.
فَقالَ: یا رَبِّ دُلَّنی عَلیٰ عَمَلٍ أتَقَرَّبُ بِهِ إلَیکَ.
قالَ: اجْعَلْ لَیلَکَ نَهاراً، ونهارَکَ لَیلاً.
قال: یا رَبِّ کَیفَ ذلِکَ؟
قالَ: اجْعَلْ نَومَکَ صَلاةً، وَطَعامَکَ الجُوعَ.
ای احمد! اگر دوست داری که پارساترین مردم باشی، به دنیا بیمیل و به آخرت مشتاق باش.
عرض کرد: معبودا! چگونه در دنیا زاهد، و به آخرت راغب باشم؟
فرمود: اندکی از خوراک ونوشیدنی و پوشاک دنیا را [برایامروز خود] بردار، وبرای فردای خود نیندوز، وپیوسته به یاد من باش.
عرض کرد: پروردگارا! چگونه پیوسته به یاد تو باشم؟
فرمود: با خلوت [ودوری] از مردم [دنیازده]، وناخوش داشتن شیرین و ترش [دنیا]، و تهیساختن شکم و خانه از [لذیذ و زیور] دنیا.
ای احمد! خود را دور بدار از این که همچون کودک باشی که چون به سبز و زرد بنگرد دوست بدارد، وچون چیزی از شیرین و ترش به او دهند فریب خورد.
عرض کرد: پروردگارا! مرا بر عملی که با آن به تو تقرّب جویم راهنمائی کن.
فرمود: شب خود را روز، و روز خود را شب قرار ده.
عرض کرد: پروردگارا! چگونه؟
فرمود: خواب خود را نماز قرار ده و خوراک خود را گرسنگی.
یا أحمَدُ! وَعِزَّتی وَجَلالی ما مِنْ عَبدٍ مُؤمِنٍ ضَمِنَ لی بِأربَعِ خِصالٍ إلّاأدخَلتُهُ الجَنَّةَ: یَطوِی لِسانَهُ فَلا یَفتَحُهُ إلّا بِما یَعنِیهِ، وَیَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ، وَیَحفَظُ عِلمِی وَنَظَرِی إلَیهِ، وَتَکونُ قُرَّةُ عَینِهِ الجُوعَ.
یا أحمَدُ! لَو ذُقتَ حَلاوَةَ الجُوعِ وَالصَّمتِ وَالخَلوَةِ وَما وَرِثوا مِنها.
قال: یا رَبِّ ما مِیراثُ الجُوعِ؟
قالَ: الحِکمَةُ، وَحِفظُ القَلبِ، وَالتَّقَرُّبُ إلَیَّ، وَالحُزنُ الدّائِمُ، وَخِفَّةُ المَؤونَةِ بَینَ النّاسِ، وَقَولُ الحَقِّ، وَلا یُبالی عاشَ بِیُسْرٍ أَوْ بِعُسْرٍ.
یا أحمَدُ! هَلْ تَدری بِأَیِّ وَقتٍ یَتَقَرَّبُ العَبدُ إلَی اللّٰهِ؟ قالَ: لا یا رَبِّ.
قالَ: إذا کانَ جائِعاً أو ساجِداً.
ای احمد! به عزّت و جلالم سوگند هیچ بندۀ مؤمنی چهار خوی [وخصلت] را برای من عهده دار نشود مگر آن که او را به بهشت درآورم: زبان خود را ببندد و نگشاید مگر به سخنی که مهمّش باشد، و قلب خود را از [حبّ دنیا و] وساوس نگهدارد، ومراقب آگاهی ودید من به خود باشد، ونور چشمش گرسنگی باشد.
ای احمد! ای کاش شیرینی گرسنگی وسکوت و تنهایی و آثاری را که از خود به إرث مینهند میچشیدی.
عرض کرد: پروردگارا! میراثِ [بازمانده از] گرسنگی چیست؟
فرمود: حکمت، نگهداری دل [از وساوس و خواطر]، نزدیکی به من، اندوه پیوسته، کم هزینگی میان مردم، گفتار حقّ، و اهمیت ندادن به این که با آسانی زندگی کند یا با سختی.
ای احمد! آیا میدانی بندۀ [خدا] چه زمانی به خدا نزدیک میشود؟
عرض کرد: پروردگارا! نه.
فرمود: زمانی که گرسنه باشد یا در سجده.
یا أحمَدُ! عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبِیدٍ(1): عَبدٍ دَخَلَ فی الصَّلاةِ وَهُوَ یَعلَمُ إلیٰ مَنْ یَرفَعُ یَدَیهِ وَقُدّامَ مَنْ هُوَ، وَهُوَ یَنعَسُ، وَعَجِبْتُ مِنْ عَبدٍ لَهُ قُوتُ یَومٍ مِنَ الحَشِیشِ أو غَیرِهِ وَهُوَ یَهتَمُّ لِغَدٍ، وَعَجِبْتُ مِنْ عَبدٍ لا یَدری أنِّی راضٍ عَنهُ أمْ ساخِطٌ عَلَیهِ وَهُوَ یَضحَکُ.
یا أحمَدُ! إنَّ فی الجَنَّةِ قَصراً مِنْ لُؤْلُؤَةٍ فَوقَ لُؤْلُؤَةٍ وَدُرَّةٍ فَوقَ دُرَّةٍ لَیسَ فِیها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ، فِیها الخَواصُّ أَنظُرُ إلَیهِمْ کُلَّ یَومٍ سَبعِینَ مَرَّةٍ وَاُکَلِّمُهُمْ، کُلَّما نَظَرْتُ إلَیهِم أزِیدُ فی مُلکِهِمْ سَبعِینَ ضِعفاً، وإذا تَلَذَّذَ أهلُ الجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ تَلَذَّذوا بِکَلامی وَذِکری وَحَدِیثی.
قالَ: یا رَبِّ ما عَلاماتُ اولٰئِکَ؟
قالَ: هُمْ فی الدُّنیا مَسجونُونَ، قَدْ سَجَنوا ألسِنَتَهُمْ مِنْ فُضولِ الکَلامِ، وَبُطونَهُمْ مِنْ فُضولِ الطَّعامِ.
یا أحمَدُ! إنَّ المَحَبَّةَ لِلّٰهِ هِیَ المَحَبَّةُ للفُقَراءِ، وَالتَّقَرُّبُ إلَیهِمْ.
1) (1)) - «ثلاثة عبید» لیس فی الجواهر السنیة..
ای احمد! از سه کس در شگفتم: از بندهای که با حالت خواب زدگی به نماز درآید در حالی که میداند دستان خود را به سوی چه کسی بالا میبرد، و در پیشگاه چه کسی ایستاده است، و از بندهای که روزی امروز خود را - هر چه باشد - دارد و با این حال غم فردا را میخورد، و از بندهای که نمیداند آیا من از او خرسندم یا نه و در عین حال میخندد.
ای احمد! همانا در بهشت قصری است از مروارید روی مروارید، و از دُرّ روی دُرّ که بیهیچ شکستگی و پیوند [یکپارچه و زلال] است، و در آن خواصّ بندگان من زندگی میکنند، هر روز هفتاد بار به ایشان مینگرم و با ایشان سخن میگویم، هر زمان به ایشان بنگرم هفتاد برابر بر ملک [وقلمرو فرمانروایی] ایشان بیفزایم، وچون بهشتیان با خوردنیها و نوشیدنیها کامیاب شوند ایشان از کلام و یاد و سخن من لذّت برند.
عرض کرد: پروردگارا! نشانههای ایشان چیست؟
فرمود: ایشان در دنیا زندانیاند، زبانهای خود را از سخنان بیهوده، وشکمهای خود را از خوراک اضافی بستهاند.
ای احمد! محبّت خدا همان محبّت فقرا، و نزدیک شدن به ایشان است.
قالَ: یا رَبِّ وَمَنِ الفُقَراءُ؟
قالَ: الَّذینَ رَضُوا بِالقَلِیلِ، وَصَبَرُوا عَلَی الجُوعِ، وَشَکَرُوا عَلَی الرَّخاءِ، وَلَمْ یَشکُوا جُوعَهُم وَلا ظَمَأَهُمْ، وَلَمْ یُکَذِّبُوا بِألسِنَتِهِمْ، وَلَمْ یَغضَبُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ، وَلَمْ یَغتَمُّوا عَلیٰ ما فاتَهُمْ، وَلَمْ یَفرَحُوا بِما آتاهُمْ.
یا أحمَدُ! مَحَبَّتِی مَحَبَّةٌ للفُقَراءِ، فَأَدْنِ الفُقَراءَ وَقَرِّبْ مَجلِسَهُمْ مِنکَ أدْنُکَ، وَبَعِّدِ الأغنِیاءَ، وَبَعِّدْ مَجلِسَهُمْ مِنکَ فَإنَّ الفُقَراءَ أحِبّائی.
یا أحمَدُ! لا تَتَزَیَّنْ بِلَیِّنِ اللِّباسِ، وَطَیِّبِ الطَّعامِ، وَلَیِّنِ الوَِطاءِ، فَإنَّ النَّفسَ مَأویٰ کُلِّ شَرٍّ، وَهِیَ رَفیقُ کُلِّ سُوءٍ، تَجُرُّها إلیٰ طاعَةِ اللّٰهِ، وَتَجُرُّکَ إلیٰ مَعصِیَتِهِ، وُتخالِفُکَ فی طاعَتِهِ، وَتُطِیعُکَ فیما تَکرَهُ، وَتَطغیٰ إذا شَبِعَتْ، وَتَشکُو إذا جاعَتْ، وَتَغضَبُ إذا افْتَقَرَتْ، وَتَتَکَبَّرُ إذا اسْتَغْنَتْ، وَتَنسیٰ إذا کَبُرَتْ، وَتَغفُلُ إذا أمِنَتْ، وَهِی قَرینَةُ الشَّیطانِ،
عرض کرد: پروردگارا! فقرا چه کسانی اند؟
فرمود: آنانی که به اندک خرسندند، و برگرسنگی بردبارند، و بردولتمندی سپاسگزارند، و از گرسنگی و تشنگی خود شِکوِه ندارند، و با زبان خود دروغ نگویند، و بر پروردگار خود خشمناک نباشند، و بر آنچه از دستشان رفته غم نخورند، و به آنچه [از دنیا] به دستشان آمده شادمان نباشند.
ای احمد! محبّت من محبّت به فقرا است، پس به فقرا نزدیک شو، و آنان را نزد یک خود بنشان تا تو را نزدیک خود کنم، و ثروتمندان [و دنیامداران] را [از خود] دور بدار، وآنان را نزدیک خود منشان که فقرا حبیبان میباشند.
ای احمد! با لباس نرم [ولطیف]، و خوراک [خوش و] گوارا، و زیرانداز نرم [ولطیف] خود را زینت مده، زیرا که نفس، پناهِ هر شرّ، و همنشین هر بدی است، تو او را به طاعت خدا میکشانی، و او تو را به معصیت خدا میکِشد، و در طاعت خدا نافرمانیت میکند و در آنچه ناخوشایند تواست پیرویت میکند، و چون سیر شود طغیان میکند، و چون گرسنه شود شِکْوه میکند، و چون نیازمند شود خشمناک میگردد، و چون بینیاز شود کبر میورزد، وچون بزرگ شود فراموش میکند، و چون در أمان باشد غافل میشود، و نفس، همسر [وهمنشین] شیطان است،
وَمَثَلُ النَّفسِ کَمَثَلِ النُّعامَةِ تَأکُلُ الکَثیرَ، وَإذا حُمِّلَ عَلَیها لاتَطیرُ، وَمَثَلِ الدِّفلی لَونُهُ حَسَنٌ وَطَعمُهُ مُرٌّ.
یا أحمَدُ! أَبغِضِ الدُّنیا وَأهلَها، وَأَحِبَّ الآخِرَةَ وَأهلَها.
قالَ: یا رَبِّ وَمَنْ أهلُ الدُّنیا وَمَنْ أهلُ الآخِرَةِ؟
قالَ: أهلُ الدُّنیا مَنْ کَثُرَ أکلُهُ وَضِحْکُهُ وَنَومُهُ وَغَضَبُهُ، قَلیلُ الرِّضیٰ، لا یَعتَذِرُ إلیٰ مَنْ أساءَ إلَیهِ، وَلا یَقبَلُ مَعذِرَةَ مَنِ اعْتَذَرَ إلَیهِ، کَسلانُ عِندَ الطّاعَةِ، شَجاعٌ عِندَ المَعصِیَةِ، أمَلُهُ بَعیدٌ، وَأَجَلُهُ قَریبٌ، لا یُحاسِبُ نَفسَهُ، قَلیلُ المَنفَعَةِ، کَثِیرُ الکَلامِ، قَلِیلُ الخَوفِ، کَثِیرُ الفَرَحِ عِندَ الطَّعامِ، وَإنَّ أهلَ الدُّنیا لا یَشکُرونَ عِندَ الرَّخاءِ، وَلا یَصبِرُونَ عِندَ البَلاءِ، کَثیرُ النّاسِ عِندَهُمْ قَلیلٌ، یَحمَدُونَ أنفُسَهُمْ بِما لا یَفعَلُونَ، وَیَدَّعُونَ بِما لَیسَ لَهُمْ، وَیَتَکَلَّمُونَ بِما یَتَمَنَّونَ، وَیَذکُرونَ مَساویَ النّاسِ، وَیُخفُونَ حَسَناتِهِمْ.
ومَثَل آن همچون شترمرغاست که فراوان میخورد، و چون بر آن بار کنند پرواز نمیکند [و با چالاکی و شتاب نمیرود]، و نیز همچون دِفْلیٰ [: گیاه خرزهره] است که رنگ آن زیبا، و مزۀ آن تلخ است.
ای احمد! از دنیا و أهل آن نفرت داشته باش، و آخرت و اهل آن را دوست بدار.
عرض کرد: پروردگارا! أهل دنیا کیست و أهل آخرت کیست؟
فرمود: أهل دنیا کسی است که خوراک و خنده و خواب و خشمش زیاد است، [از مقدّرات خداوند] بسیار کمخرسند است، از کسی که به او بدی کرده پوزش نمیخواهد، و پوزش عذرخواه خود را نمیپذیرد، هنگام طاعت تنبل است و هنگام معصیت بیباک، آروزیش بلند است وأجلش نزدیک، حسابرسِ [اعمالِ] خود نیست، کم سود، زیادگو [و پرحرف]، کم هراس [از خدا و قیامت]، وهنگام خوراک بسیار شاد است، وهمانا أهل دنیا هنگام فراوانی [وناز و نعمت] شکرگزار نیستند، وهنگام بلا [وگرفتاری] صبر نمیکنند، [خیر] زیاد مردم، نزد ایشان اندک بنماید، خود را به آنچه انجام نمیدهند میستایند، و آنچه را که از ایشان نیست ادّعا میکنند، و دربارۀ آنچه آرزو دارند سخن میگویند، و از بدیهای مردم یاد میکنند وخوبیهای ایشان را پنهان میدارند.
قالَ: یا رَبِّ هَلْ یَکونُ سِویٰ هٰذا العَیبِ فی أهْلِ الدُّنیا؟
قالَ: یا أحمَدُ! إنَّ عَیبَ أهلِ الدُّنیا کَثیرٌ، فِیهِمُ الجَهْلُ وَالحُمْقُ، لا یَتَواضَعُونَ لِمَنْ یَتَعَلَّمُونَ مِنهُ، وَهُمْ عِندَ أنفُسِهِمْ عُقَلاءُ، وَعِندَ العارِفِینَ حُمَقاءُ.
یا أحمَدُ! إنَّ أهلَ الخَیرِ وَأهلَ الآخِرَةِ رَقیقَةٌ وُجُوهُهُم، کَثیرٌ حَیاؤهُم، قَلیلٌ حُمقُهُم، کَثیرٌ نَفعُهُم، قَلیلٌ مَکرُهُم، النّاسُ مِنهُمْ فی راحَةٍ وَأنفُسُهُم مِنهُم فی تَعَبٍ، کَلامُهُم مَوزونٌ، مُحاسِبِینَ لِأنفُسِهِم، مُتعِبِینَ لَها، تَنامُ أعیُنُهُم وَلا تَنامُ قُلوبُهُم، أعیُنُهُم باکِیَةٌ وَقُلوبُهُم ذاکِرَةٌ، إذا کُتِبَ النّاسُ مِنَ الغافِلِینَ کُتِبُوا مِنَ الذّاکِرینَ، فی أوَّلِ النِّعمَةِ یَحمَُدونَ، وَفی آخِرِها یَشکُرونَ، دُعاؤهُم عِندَ اللهِ مَرفُوعٌ، وَکَلامُهُمْ مَسمُوعٌ، تَفرَحُ المَلائِکَةُ بِهِم، یَدورُ دُعاؤهُمْ تَحتَ الحُجُبِ، یُحِبُّ الرَّبُّ أنْ یَسمَعَ کَلامَهُم کَما تُحِبُّ الوالِدَةُ وَلَدَها، وَلا یَشغَلُهُم عَنِ اللّٰهِ شَیْءٌ طَرفَةَ عَینٍ، وَلا یُریدُونَ کَثرَةَ الطَّعامِ، وَلا کَثرَةَ الکَلامِ، وَلا کَثرَةَ اللِّباسِ، النّاسُ عِندَهُمْ مَوتیٰ، وَاللّٰهُ عِندَهُم حَیٌّ قَیُّومٌ کَریمٌ،
عرض کرد: پروردگارا! آیا أهل دنیا غیر از این عیبها، عیب دیگری دارند؟
فرمود: ای احمد! عیوب أهل دنیا فراوان است، در ایشان است نادانی و کمعقلی، به آموزگاران خود تواضع نمیکنند، وایشان نزد خود خردمند، و نزد عارفان نابخردند.
ای احمد! اهل خیر و آخرت، چهرههایشان با شرم، حیایشان فراوان، نابخردیشان اندک، سودشان بسیار، مکرشان [ناچیز و] اندک است، مردم از ایشان در آسایش، وخود از خود [در أثر مراقبه و تزکیه] در رنجاند، سخنشان [بیتناقض و] هماهنگ است، حسابرسِ [اعمالِ] خوداند، خود را [در راه خدا و خیر به مردم] خسته میکنند، دیدگانشان میخوابد، و دلهایشان نمیخوابد، چشمانشان گریان است و دلهایشان در یاد خداست، چون مردم را از غافلان بنویسند، ایشان را از ذاکران بشمرند، در آغازِ نعمت، ستایش میکنند و در آخر آن سپاسمیگویند، دعایشان نزد خدا بالا میرود، و سخنشان شنیدهمیشود، فرشتگان از ایشان شادمانند، نیایش ایشان زیر حجاب [های نوری] دور میزند، پروردگار دوست میدارد کهسخنشان را بشنود چنان که مادر فرزند خود را، وهیچ چیز ایشان را یک چشم بهم زدن از یاد خدا بازنمیدارد، آنان خوراکِ بسیار، وسخنِ زیاد، ولباسِ فراوان را دوست نمیدارند، مردم، نزد ایشان مردگانند، وخدا، نزد ایشان زندۀ پایدار [و برپادارندۀ] بزرگوار است،
یَدعُونَ المُدبِرِینَ کَرَماً، وَیُریدُونَ(1)المُقبِلِینَ تَلَطُّفاً، قَدْ صارَتِ الدُّنیا وَالآخِرَةُ عِندَهُم واحِدَةٌ، (یَموتُ النّاسُ مَرَّةً وَیَمُوتُ أحَدُهُم فی کُلِّ یَومٍ سَبعِینَ مَرَّةً مِنْ مُجاهَدَةِ أنفُسِهِم وَمُخالَفَةِ هَواهُم وَالشَّیطانِ الَّذی یَجرِی فی عُروقِهِم، وَلَو تَحَرَّکَتْ رِیحٌ لَزَعْزَعَتْهُم، وَإنْ قامُوا بَینَ یَدَیَّ کَأنَّهُمْ بُنیانٌ مَرصوصٌ، لا أریٰ فی قَلبِهِم شُغلاً لِمَخلُوقٍ، فَوَعِزَّتی وَجَلالی لَاُحیِیَنَّهُم حَیاةً طَیِّبَةً إذا فارَقْتُ أرواحَهُم مِنْ جَسَدِهِمْ، لا اسَلِّطُ عَلَیهِم مَلَکَ المَوتِ، وَلا یَلِی قَبضَ رُوحِهِم غَیری، وَلَأفتَحَنَّ لِرُوحِهِم أبوابَ السَّماءِ کُلَّها، وَلَأرفَعَنَّ الحُجُبَ کُلَّها دُونی، وَلَآمُرَنَّ الجِنانَ فَلْتُزَیَّنَنَّ، وَالحُورَ العِینَ فَلْتُزَفَّنَّ،
1) (1)) - «یزیدون» الإرشاد..
روی گردانان را از روی بزرگواری فرا میخوانند(1)، و روی آورندگان را از روی مهربانی قصد میکنند، [آنچنان چشمشان به عوالم ملکوت گشوده است که] دنیا و آخرت نزد ایشان یکی شده است، مردم یک بار میمیرند، وهر یک از ایشان - در أثر [سختیها و مشکلاتِ] جهاد با نفس، و مخالفتِ با هواهای خود و نیز با شیطانی که در رگهایشان روان میشود - در هر روز هفتاد بار میمیرد، و اگر بادی بوزد [جسمِ ناتوانِ] ایشان را تکان میدهد، و اگر در پیشگاه من بایستند [در أثر عشقِ به عبادت و غرقِ در أنس] گویی بنایی آهنیناند، در دل ایشان هیچ سرگرمی به مخلوق را نمیبینم، پس به عزّت و جلالم سوگند چون روح از تن ایشان جدا کنم ایشان را با زندگی پاکیزهای، حیات [حقیقی] بخشم، فرشتۀ مرگ را بر ایشان چیره نسازم، و کسی جز من مباشر قبض روح ایشان نباشد، و قطعاً همۀ درهای آسمان را به روی روح ایشان بگشایم، همۀ حجابهای میان خود و ایشان را بردارم، و به بهشت فرمان دهم تا آراسته گردد، و به حوریان [: سیمینتنان درشت چشم] فرمان دهم تا به زفاف درآیند،
1) (1)) - اگر متن «یَدَعُونَ» خوانده شود نه «یَدْعُونَ» ترجمۀ جمله این میشود: [کیفر] روی گردانان را از روی بزرگواری رها میکنند..
وَالملائِکَةَ فَلتُصَلِّینَّ، وَالأشجارَ فَلتُثمِرَنَّ، وَثِمارَ الجَنَّةِ فَلْتُدلِیَنَّ، وَلَآمُرَنَّ ریحاً مِنَ الرِّیاحِ الَّتی تَحتَ العَرشِ فَلْتَحمِلَنَّ جِبالاً مِنَ الکافورِ وَالمِسکِ الأذفَرِ فَلْتَصِیرَنَّ وَقوداً مِنْ غَیرِ النّارِ، فَلْتَدْخُلَنَّ بِهِ، وَلا یَکونُ بَینی وَبَینَ رُوحِهِ سِترٌ، فَأقولُ لَهُ عِندَ قَبضِ رُوحِهِ: مَرحَباً وَأهلاً بِقُدومِکَ عَلَیَّ، اصعَدْ بِالکَرامَةِ وَالبُشریٰ وَالرَّحمَةِ وَالرِّضوانِ، «وَجَنّاتٌٍ لَهُم فِیها نَعیمٌ مُقیمٌ خالِدینَ فِیها أبَداً إنَّ اللّٰهَ عِندَهُ أجرٌ عَظِیمٌ»(1)، فَلَو رَأیتَ المَلائِکَةَ کَیفَ یَأخُذُ بِها واحِدٌ وَیُعطِیها الآخَر.
یا أحمَدُ! إنَّ أهلَ الآخِرَةِ لا یَهْنَؤهُمُ الطَّعامُ مُنذُ عَرَفوا رَبَّهُم، وَلا یَشغَلُهُمُ مُصیبَةٌ مُنذُ عَرَفوا سَیِّئاتِهِم، یَبکُونَ عَلیٰ خَطایاهُم، یُتعِبُونَ أنفُسَهُم وَلا یُریحُونَها، وَإنَّ راحَةَ أهلِ الجَنَّةِ فی المَوتِ،
1) (1)) - التوبة: 21 و 22..
و به فرشتگان فرمان دهم، تا درود و تحیّت گویند، و به درختان [بهشت] فرمان دهم تا میوه آورند، و به میوههای بهشت فرمان دهم تا خود [را بر شاخهها] بیاویزند، و به نسیمی از نسیمهایِ [بهشتی] زیر عرش فرمان دهم تا کوههای کافور(1)و مشکِ [خوشبو و] پُربو را بردارند، و سوختِ بیآتش شوند و به او درآیند، و میان من و روح او حجابی نباشد، وهنگام قبض روحش به او گویم: خوش آمدی، و با ورود بر من به [دیار] آشنای خود شدی، با بزرگواری و بشارت و رحمت و رضوان بالا بیا، «و باغهای بهشت که در آنها نعمتهای پایدار دارند، جاودانه در آنها خواهند بود، حقّا که نزد خدا پاداشی بزرگ است(2)»، ای کاش فرشتگان را میدیدی که چگونه هر [یک] روح او را میگیرد و به دیگری میسپارد.
ای احمد! اهل آخرت از آن روز که پروردگار خود را شناختند [هیچ] خوراکی گوارا [ی وجود] شان نیست، و از آن روز که بدیهای خود را شناختند هیچ مصیبتی [از اندیشۀ آن بدیها]، بازشان نمیدارد، بر خطاهای خود میگریند، وخود را [در راه خدا] به زحمت میافکنند و آسوده نمیگذارند، همانا آسایش اهل بهشت در مرگ است،
وَالآخِرَةُ مُستَراحُ العابِدینَ، مونِسُهُم دُموعُهُمُ الَّتی تَفیضُ عَلیٰ خُدودِهِم، وَجُلوسُهُم مَعَ المَلائِکَةِ الَّذِینَ عَنْ أیمانِهِم وَعَنْ شَمائِلِهِم، وُمناجاتُهُم مَعَ الجَلیلِ الَّذی فَوقَ عَرشِهِ، وَإنَّ أهلَ الآخِرَةِ قُلوبُهُم فی أجوافِهِم قد قُرِحَتْ، یَقولُونَ:
مَتیٰ نَستَرِیحُ مِنْ دارِ الفَناءِ إلیٰ دارِ البَقاءِ.)(1)یا أحمَدُ! هَلْ تَعرِفُ ما لِلزّاهِدِینَ عِندی فی الآخِرَةِ؟
قالَ: لا یا رَبِّ.
قالَ: یُبعَثُ الخَلقُ وَیُناقَشونَ بِالحِسابِ وَهُم مِنْ ذٰلکَ آمِنونَ، إنَّ أدنیٰ ما اعطِی لِلزّاهدینَ فی الآخِرَةِ أنْ اعطِیَهُم مَفاتِیحَ الجِنانِ کُلَّها حَتّیٰ یَفتَحوا أیَّ بابٍ شاؤوا، وَلا أحجُبُ عَنهُم وَجهی، وَلَأُنعِمَنَّهُم بِألوانِ التَلَذُّذِ مِن کَلامی، وَلَاُجلِسَنَّهم فی مَقعَدِ صِدقٍ، وَاُذَکِّرَنَّهُم ما صَنَعوا وَتَعِبوا فی دارِ الدُّنیا، وَأفتَحُ لَهُم أربعةَ أبوابٍ:
بابٌ تَدخُلُ عَلَیهِمُ الهَدایا مِنهُ بُکرَةً وَعَشِیّاً مِن عِندی.
وَبابٌ یَنظُرونَ مِنهُ إلَیَّ کَیفَ شاؤوا بِلا صُعوبَةٍ.
1) (1)) من «یموت الناس» الیٰ «البقاء» لیس فی الإرشاد والجواهر السنیة..
و آخرت آسایشگاه عابدان است، أنیسِ ایشان اشگهایی است که بر رخسارشان روان میشود، و نشستِ ایشان با فرشتگانِ راست و چپ خود است، و راز و نیازشان با خدای شکوهمند [فرمانروا] بر عرش است، و همانا دلهای اهل آخرت [از غم فراق، آتشین و] مجروح است، و [با خود] میگویند: چه زمانی از این دارفنا به دار بقا [کوچ کرده] آسوده میشویم؟!
ای احمد! آیا میدانی که زاهدان، در آخرت نزد من چه دارند؟
عرض کرد: پروردگارا! نه.
فرمود: مردم مبعوث میشوند و با دقت مورد حسابرسی قرار میگیرند در حالی که ایشان در أمانند، همانا کمترین چیزی که در آخرت به زاهدان میبخشم همه کلیدهای بهشت است تا هر دری را که میخواهند بگشایند، و روی خود را از ایشان نمیپوشانم، و با لذّتهای گوناگونِ سخنِ خود کامیابشان میکنم، و ایشان را در قرارگاه صِدْق مینشانم، و آنچه در دنیا انجام دادند و رنج دیدند به یادشان میآورم، و چهار در را برایشان میگشایم:
دری که از آن هر بامداد و شامگاه هدایای من به ایشان برسد.
و دری که از آن هرگونه که بخواهند به آسانی به من بنگرند.
وَبابٌ یُطلِعُونَ مِنهُ إلیٰ النّارِ فَیَنظُرونَ مِنهُ إلَی الظّالِمِینَ کَیفَ یُعَذَّبونَ.
وَبابٌ تَدخُلُ عَلَیهِم مِنهُ الوَصائِفُ وَالحُورُ العِینُ.
قالَ: یا رَبِّ مَنْ هٰؤلاءِ الزّاهِدونَ الَّذینَ وَصَفتَهُم؟
قال: الزّاهِدُ هُوَ الَّذی لَیسَ لَهُ بَیتٌ یَخرَبُ فَیَغتَمُّ بِخَرابِهِ، وَلا لَهُ وَلَدٌ یَموتُ فَیَحزَنُ لِمَوتِهِ، وَلا لَهُ شَیْءٌ یَذهَبُ فَیَحزَنُ لِذِهابِهِ، وَلا یَعرِفُهُ إنسانٌ یَشغَلُهُ عَنِ اللّٰهِ طَرفَةَ عَینٍ، وَلا لَهُ فَضلُ طَعامٍ لِیُسأَلَ عَنهُ، وَلا لَهُ ثَوبٌ لَیِّنٌ.
یا أحمَدُ! وُجوهُ الزّاهِدِینَ مُصفَرَّةٌ مِنْ تَعَبِ اللَّیلِ وَصَومِ النَّهارِ، وَألسِنَتُهُم کِلالٌ إلّامِن ذِکْرِ اللّٰهِ تَعالیٰ، قُلوبُهُم فی صُدُورِهِم مَطعُونَةٌ مِن کَثرَةِ (ما یُخالِفُونَ أهواءَهُم، قَد ضَمَّروا أنفُسَهُم مِن کَثرَةِ صَمتِهِم)(1)، قد أعطَوا المَجهودَ مِن أنفُسِهِم، لا مِن خَوفِ نارٍ وَلا مِن شَوقِ جَنَّةٍ، وَلٰکِنْ یَنظُرونَ فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَالأرضِ فَیَعلَمونَ أنَّ اللّٰهَ سُبحانَهُ وَتعالیٰ أهلٌ لِلعِبادَةِ (کَأنَّما یَنظُرونَ إلیٰ مَنْ فَوقَها.
1) (1)) - بدل ما بین القوسین فی الإرشاد: «صمتهم»..
و دری که از آن بر دوزخ إشراف یابند و بنگرند که ستمگران چگونه کیفر میشوند.
و دری که از آن کنیزان و حوریان به ایشان درآیند.
عرض کرد: پروردگارا! این زاهدان که فرمودی چه کسانیاند؟
فرمود: زاهد کسی است که خانهای که ویران شود ندارد تا برای ویرانی آن غمگین شود، و فرزندی که بمیرد ندارد تا برای مرگ او اندوهگین شود، و چیزی که از دستش برود ندارد تا برای از دست رفتنش محزون شود(1)، وکسی او را نمیشناسد تا چشم بهم زدنی او را از یاد خدا باز دارد، و خوراک اضافی و پوشاک نرم ندارد تا از آن بازخواست شود.
ای احمد! چهرۀ زاهدان از رنج [عبادت] شب، و روزۀ روز زرد است، و زبانشان جز از یاد خدای متعال بسته است، دلهای ایشان در سینهها از بسیاری مخالفت با هوای نفس زخمی [ونالان] است، خود را از بسیاری سکوت لاغر کردهاند، همۀ تلاش خود را بکار گرفتهاند نه از ترس آتش و نه از شوق بهشت، بلکه در ملکوت آسمانها و زمین [آنچنان] مینگرند که گویی خدای محیط بر آنها را میبینند، و میدانند که خدای سبحان شایسته پرستش است.
1) (1)) - گویا مراد این باشد که همۀ این امور را ملک خدا میبینند - نه خود - ازاین رو وابستگیِ اصلیِ قلبی ایشان به خدا است نه به این امور..
قالَ: یا رَبِّ هَلْ تُعطی لاِحَدٍ مِن امَّتی هٰذا؟)(1)قالَ: یا أحمَدُ! هٰذِهِ دَرَجَةُ الأنبِیاءِ وَالصِّدِّیقِینَ مِنْ امَّتِکَ، وَاُمَّةِ غَیرِکَ، وَأقوامٍ مِنَ الشُّهَداءِ.
قالَ: یا رَبِّ أیُّ الزُّهّادِ أکثَرُ، زُهّادُ امَّتی أَمْ زُهّادُ بَنِی إسرائِیلَ؟
قالَ: إنَّ زُهّادَ بَنِی إسرائِیلَ فی زُهّادِ امَّتِکَ کَشَعرَةٍ سَوداءَ فی بَقَرَةٍ بَیضاءَ.
فقالَ: یا رَبِّ کَیفَ یَکونُ ذٰلکَ وَعَدَدُ بَنی إسرائِیلَ أکثَرُ مِنْ امَّتِی؟
قالَ: لِأنَّهُم شَکُّوا بَعدَ الیَقِینِ، وَجَحَدوا بَعدَ الإقرارِ.
(قالَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و سلم: فَحَمِدتُ اللّٰهَ لِلزّاهِدِینَ کَثیراً، وَشَکَرتُهُ، وَدَعَوتُ لَهُم فَقُلتُ:
اللّٰهُمَّ احفَظْهُم، وَارحَمْهُم، وَاحفَظْ عَلَیهِم دینَهُمُ الَّذی ارتَضَیتَ لَهُم.
1) (1)) ما بین القوسین لیس فی الإرشاد والجواهر السنیة..
عرض کرد: پروردگارا! آیا به کسی از امّت من این مقام را میدهی؟
فرمود: ای احمد! این [مقام و] درجۀ پیامبران، وصدّیقان از امّت تو، وامّت [پیامبران] دیگر، و گروههایی از شهیدان است.
عرض کرد: پروردگارا! کدام زاهدان بیشترند، زاهدان امّت من یا زاهدان بنیاسرائیل؟
فرمود: زاهدان بنیاسرائیل در میان زاهدان امّت تو همچون یک تارموی سیاه در [میان انبوه بیشمار موهای بدن] گاو سپید است.
عرض کرد: پروردگار چگونه؟ با این که شمار بنیاسرائیل از امّت من بیشتر است؟
فرمود: زیرا ایشان پس از یقین، شک کردند، و پس از اقرار، انکار نمودند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس برای زاهدانامّتم خدا را بسیار ستایش وسپاس گفتم، وبرای ایشان دعا کردم وعرض کردم: خدایا! ایشان را حفظ کن ورحم فرما، ودینشان را که برایشان پسندیدهای نگهدار.
اللّٰهُمَّ ارزُقْهُم إیمانَ المؤمِنِینَ، الَّذی لَیسَ بَعدَهُ شَکٌّ وَزَیغٌ، وَوَرَعاً لَیسَ بَعدَهُ رَغبَةٌ، وَخَوفاً لَیسَ بَعدَهُ غَفلَةٌ، وَعِلماً لَیسَ بَعدَهُ جَهلٌ، وَعَقلاً لَیسَ بَعدَهُ حُمقٌ، وَقُرباً لَیسَ بَعدَهُ بُعدٌ، وَخُشوعاً لَیسَ بَعدَهُ قَساوَةٌ، وَذِکراً لَیسَ بَعدَهُ نِسیانٌ، وَکَرَماً لَیسَ بَعدَهُ هَوانٌ، وَصَبراً لَیسَ بَعدَهُ ضَجَرٌ، وَحِلماً لَیسَ بَعدَهُ عَجَلَةٌ، وَامْلَأْ قُلوبَهُم حَیاءً مِنکَ حَتّیٰ یَستَحیُوا مِنکَ کُلَّ وَقتٍ وَتُبَصِّرَهُمْ بِآفاتِ الدُّنیا، وَآفاتِ أنفُسِهِم، وَوَساوِسِ الشَّیطانِ، فَإنَّکَ تَعلَمُ ما فی نَفسی، وَأنتَ عَلّامُ الغُیوبِ.)(1)یا أحمَدُ! عَلَیکَ بِالوَرَعِ فَإنَّ الوَرَعَ رَأسُ الدِّینِ وَوَسَطُ الدِّینِ وَآخِرُ الدِّینِ، إنَّ الوَرَعَ یُقَرِّبُ العَبدَ إلَی اللّٰهِ تَعالیٰ.
1) (1)) بدل ما بین القوسین فی الإرشاد والجواهر السنیة: «قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: فحمدت اللّٰه تعالیٰ وشکرته ودعوت لهم بالحفظ والرحمة وسائر الخیرات»..
خدایا! به ایشان روزی فرما ایمان مؤمنانی را که پس از آن هیچ شک وانحرافی نباشد وپارسایی را که پس از آن هیچ میل [به دنیا] نباشد، وبیمی را که پس از آن هیچ غفلتی نباشد، و علمی را که پس از آن، هیچ نادانی نباشد، و عقلی را که پس از آن هیچ نابخردی نباشد، ونزدیکی [به خود] را که پس از آن هیچ دوری نباشد، و خشوعی را که پس از آن هیچ سنگدلی نباشد، و یادی را که پس از آن هیچ فراموشی نباشد، وبزرگواریی را که پس از آن هیچ خواری نباشد، و صبری را که پس از آن هیچ بیتابی نباشد، وحِلْمی را که پس از آن هیچ شتابی نباشد، و دلهای ایشان را از حیای خود پر کن تا همه وقت از تو شرم کنند، و ایشان را از آفات دنیا، و آفات نفس، و وسوسههای شیطان بینا فرما، [خدایا!] تو بر احوال نفس من آگاهی، و به همه غیبها دانایی.
ای احمد! بر تو باد به [پاکدامنی و] پارسایی، زیرا پارسایی اوّل دین، ووسط دین، و آخر دین است، حقّا که پارسایی [هر] بنده [ای] را به خدای متعال نزدیک میکند.
یا أحمَدُ! إنَّ الوَرَعَ کَالشُّنوفِ بَینَ الحِلِیِّ، وَالخُبزِ بَینَ الطَّعامِ، (إنَّ الوَرَعَ رَأسُ الإیمانِ،)(1)وَعِمادُ الدِّینِ، إنَّ الوَرَعَ مَثَلُهُ کَمَثَلِ السَّفِینَةِ، کما أنَّ فی البَحرِ لا یَنجُو إلّامَنْ کانَ فِیها کَذٰلکَ لا یَنجُو الزّاهِدونَ إلّابِالوَرَعِ.
یا أحمَدُ! ما عَرَفَنی عَبدٌ وَخَشَعَ لی إلّاوَخَشَعتُ لَهُ.(2)یا أحمَدُ! الوَرَعُ یَفتَحُ علَی العَبدِ أبوابَ العِبادَةِ، فَتکرمُ بِهِ(3)عِندَ الخَلقِ، وَیَصِلُ بِهِ إلَی اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ.
یا أحمَدُ! عَلَیکَ بِالصَّمتِ فَإنَّ أعمَرَ القُلوبِ(4)قُلوبُ الصّالِحینَ وَالصّامِتینَ، وَإنَّ أخرَبَ القُلوبِ(5)قُلوبُ المُتَکلِّمینَ بِما لا یَعنِیهِم.
یا أحمَدُ! إنَّ العِبادَةَ عَشرَةُ أجزاءٍ، تِسعَةٌ مِنها طَلَبُ الحَلالِ، فَإذا طَیَّبتَ مَطعَمَکَ وَمَشرَبَکَ فَأنتَ فی حِفظی وَکَنَفی.
1) (1)) - بدل ما بین القوسین فی الإرشاد والجواهر السنیة: «إن الورع زینالمؤمن»..
2) (2)) بدل «الّا وخشعت، له» فی الإرشاد: «الّا خشع له کلّ شیء»..
3) (3)) بدل «ابواب العبادة فتکرم به» فی الجواهر السنیة: «أبواب السماء کما یفتح للملائکة باب العبادة فیکرم بها العبد»..
4) (4)) - بدل «أعمر القلوب» فی الجواهر السنیة: «أعمر مجلس قلوب»..
5) (5)) - بدل «أخرب القلوب» فی الجواهر السنیة: «أخرب مجلس قلوب»..
ای احمد! پارسایی همچون گوشواره، در میان زینتآلات، وهمچون نان، در میان خوردنیها است. همانا پارسایی، سرِ [پیکرۀ] ایمان، و ستونِ [خیمۀ] دین است، مَثَلِ پارسایی چون مَثَلِ کشتی است، همانگونه که در دریا جز سواران کشتی نجات نمییابند زاهدان نیز جز با پارسایی رستگار نمیشوند.
ای احمد! هیچ بندهای مرا نشناخت و برای من خشوع نکرد مگر آن که من برای او خاشع شدم.
ای احمد! پارسایی درهای عبادت را به روی بنده میگشاید، پس با آن نزد مردم بزرگوار میشود، و با آن به خدای عزیز و با جلال میرسد.
ای احمد! بر تو باد به سکوت، زیرا آبادترین دلها دلهای صالحان و خاموشان است، و ویرانترین دلها دلهای هرزهگویان است.
ای احمد! عبادت ده جزء است، نُه جزء آن طلب حلال است، پس چون خوردنی و نوشیدنی خود را پاکیزه کردی در حمایت و پناه من قرار داری.
قالَ: یا رَبِّ ما أوَّلُ العِبادَةِ؟
قالَ: أوَّلُ العِبادَةِ؟ الصَّمتُ وَالصَّومُ.
قالَ: یا رَبِّ وَما مِیراثُ الصَّومِ؟
قالَ: الصَّومُ یُورِثُ الحِکمَةَ، وَالحِکمَةُ تُورِثُ المَعرِفَةَ، وَالمَعرِفَةُ تُورِثُ الیَقِینَ، فَإذا اسْتَیقَنَ العَبدُ لا یُبالی کَیفَ أصبَحَ، بِعُسرٍ أمْ بِیُسرٍ، وَإذا کانَ العَبدُ فی حالَةِ المَوتِ یَقومُ عَلیٰ رَأسِهِ مَلائِکَةٌ، بِیَدِ کُلِّ مَلَکٍ کَأسٌ مِنْ ماءِ الکَوثَرِ، وَکَأسٌ مِنَ الخَمرِ، یَسقُونَ رُوحَهُ حَتّیٰ تَذهَبَ سَکرَتُهُ وَمَرارَتُهُ، وَیُبَشِّرونَهُ بِالبشارَةِ العُظمیٰ، وَیَقولُونَ لَهُ:
طِبتَ وَطابَ مَثواکَ إنَّکَ تَقدَمُ عَلَی العَزیزِ الحَکِیمِ الحَبِیبِ القَرِیبِ، فَتَطیرُ الرُّوحُ مِن أیدی المَلائکةِ، فَتَصعَدُ إلَی اللّٰهِ تَعالیٰ فی أسرَعَ مِنْ طَرفَةِ عَینٍ، وَلا یَبقیٰ حِجابٌ وَلا سَترٌ بَینَها وَبَینَ اللّٰهِ تَعالیٰ، وَاللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ إلَیها مُشتاقٌ، وَتَجلِسُ عَلیٰ عَینٍ عِندَ العَرشِ، ثُمَّ یُقالُ لَها:
کَیفَ تَرَکتِ الدُّنیا؟
فَتَقُولُ إلٰهی وَعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ لا عِلمَ لی بِالدُّنیا، أنا مُنذُ خَلَقتَنی خائِفَةٌ مِنکَ.
عرض کرد: پروردگارا! اوّلِ عبادت چیست؟
فرمود: اوّل عبادت سکوت و روزه است.
عرض کرد: پروردگارا! میراث [و نتیجۀ] روزه چیست؟
فرمود: روزه، موجب حکمت، و حکمت، موجب معرفت، ومعرفت، موجب یقین است، پس چون بندهای دارای یقین شد باکش نیست چگونه بگذراند به سختی یا به آسانی.
و چون در حال [جان دادن و] مرگ قرارگیرد فرشتگانی بر بالین او حضور یابند که در دست هر یک جامی از آب کوثر و جامی از شرابِ [طهورِ بهشتی] باشد. آنها را به روح او مینوشانند تا سختی و تلخی جان دادن [از میان] برود، و او را بهآن بزرگترین بشارت مژده میدهند و به او میگویند:
خوش آمدی و جایگاهت گوارا باد همانا تو بر خدای عزیز حکیم [و] محبوب نزدیک [خود] وارد میشوی، پس روح از دستان ملائکه پرواز میکند و تندتر از چشم بهم زدنی به سوی خدا بالا میرود، وهیچ حجاب و پردهای میان او و خدای سبحان باقی نمیماند، و خدا - که عزّتمند و با شکوه است - به او مشتاق است، و کنار چشمهای که نزد عرش است مینشیند سپس به او گفته میشود:
دنیا را چگونه ترک کردی؟
میگوید: معبودا! به عزّت و جلالت سوگند هیچ خبری از دنیا ندارم، از آن روز که مرا آفریدی [تنها] نگرانِ تو بودم.
فَیَقولُ اللّٰهُ تَعالیٰ: صَدَقتَ عَبدی، کُنتَ بِجَسَدِکَ فی الدُّنیا وَروحُکَ مَعی، فَأنتَ بِعَینی، سِرُّکَ وَعَلانِیَتُکَ، سَلْ اعطِکَ، وَتَمَنَّ عَلَیَّ فَأُکرِمکَ، هذهِ جَنَّتی فَتَجَنَّحْ فِیها(1)، وَهذا جِواری فَاسْکُنْهُ.
فَتَقولُ الرُوحُ: إلٰهی عَرَّفتَنی نَفسَکَ فَاسْتَغنَیتُ بِها عَن جَمیعِ خَلقِکَ، وَعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ لَو کَانَ رِضاکَ فی أنْ اقَطَّعَ إرَباً إرَباً، وَاُقتَلَ سَبعِینَ قَتلَةٍ بِأشَدِّ ما یُقتَلُ بِهِ النّاسُ، لَکانَ رِضاکَ أحَبَّ إلَیَّ.
إلٰهی کَیفَ أُعجَبُ بِنَفسی وَأنا ذَلیلٌ إنْ لَمْ تُکرِمْنی، وَأنا مَغلوبٌ إنْ لَمْ تَنصُرْنی، وَأنا ضَعیفٌ إنْ لَمْ تُقَوِّنی، وَأنا مَیِّتٌ إنْ لَمْ تُحْیِنی بِذِکرِکَ، وَلَولا سَترُکُ لَافتَضَحتُ أوَّلَ مَرَّةٍ عَصَیتُکَ، إلٰهی کَیفَ لا أطلُبُ رِضاکَ وَقد أکمَلتَ عَقلی حَتّیٰ عَرَفتُکَ، وَعَرَفتُ الحَقَّ مِنَ الباطِلِ، وَالأمرَ مِنَ النَّهیِ، وَالعِلمَ مِنَ الجَهلِ، وَالنُّورَ مِنَ الظُّلمَةِ.
فَقالَ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ: وَعِزَّتی وَجَلالی لا أحجُبُ بَینی وَبَینِکَ فی وَقتٍ مِنَ الأوقاتِ، کذٰلِکَ أفعَلُ بِأحِبّائی.
1) (1)) - بدل «فتجنّح فیها» فی الإرشاد: «مباح فتبیح فتبحبح فیها»..
پس خدای سبحان میفرماید، بندۀ من! راست گفتی، تن تو در دنیا و روح تو با من بود، اینک باطن و ظاهر تو در دید من است، بخواه تا عطایت کنم، و از من درخواست کن تا اکرامت کنم، این بهشت من است در آن پرواز کن، و این پناه من است در آن جای گزین.
روح او میگوید: خدایا! خود را به من شناساندی و بدینوسیله از همۀ مخلوقاتت بینیاز شدم، به عزّت وجلالت سوگند چنانچه خشنودی تو در این باشد که [در راه تو] قطعه قطعه شوم، و هفتاد بار به بدتر از آنچه دیگران کشته میشوند، کشته شوم نزد من [از هر چیز دیگری] محبوبتر است.
معبودا! چگونه خود بین شوم با این که من [خود به خود] خوارم اگر اکرامم نکنی، و شکست خوردهام اگر یاریم نفرمایی، وناتوانم اگر توانم نبخشی، و مردهام اگر با یاد خود زندهام نکنی، و اگر پردهپوشی تو نبود همان اوّل بار که گناهت کردم رسوا میشدم.
خدایا! چگونه خشنودی تو را نخواهم با این که عقلم را کامل فرمودی تا تو را شناختم، و حق را از باطل، و أمر را از نهی، و علم را از جهل، و نور را از ظلمت تمیز دادم.
پس خدای عزیز و با شکوه میفرماید: به عزّت و جلالم سوگند در هیچ زمانی میان خود و تو حجاب نمیافکنم، اینچنین با دوستانم رفتار میکنم.
یا أحمَدُ! هَل تَدری أیُّ عَیشٍ أهنَأُ وَأیُّ حَیاةٍ أبقیٰ؟
قالَ: اللّٰهُمَّ لا.
قالَ: أمّا العَیشُ الهَنِیْءُ فَهُوَ الَّذی لا یَفتُرُ صاحِبُهُ عَنْ ذِکری، وَلا یَنسیٰ نِعمَتی، وَلا یَجهَلُ حَقِّی، یَطلُبُ رِضایَ فی لَیلِهِ وَنَهارِهِ.
وَأمّا الحَیاةُ الباقِیَةُ فَهِیَ الَّتی یَعمَلُ لِنَفسِهِ حَتّٰی تَهونَ عَلَیهِ الدُّنیا، وَتَصغُرَ فی عَینِهِ، وَتَعظُمَ الآخِرَةُ عِندَهُ، وَیُؤثِرَ هَوای عَلیٰ هَواهُ، وَیبتَغیَ مَرضاتی، وَیُعْظِمَ حَقَّ عَظَمَتی، وَیَذکُرَ عِلمی بِهِ، وَیُراقِبَنی بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ عِندَ کُلِّ سَیِّئَةٍ أو مَعصِیَةٍ وَیُنَقِّیَ قَلبَهُ عَنْ کُلِّ ما أکرَهُ، وَیُبغِضَ الشَّیطانَ وَوَساوِسَهُ، وَلا یَجعَلَ لِإبلِیسَ عَلیٰ قَلبِهِ سُلطاناً وَسَبیلاً.
ای احمد! آیا میدانی کدام زیست گواراتر، و کدام زندگی پایدارتر است؟ عرض کرد: پروردگارا! نه.
فرمود: امّا زیست گوارا آنست که صاحبش از یاد من سستی نمیکند، و نعمت مرا از یاد نمیبرد، و حقّ مرا ناشناسی نمیکند، در شب و روزش خشنودی مرا میخواهد.
وامّا زندگی پایدار آنست که صاحبش برای [تزکیه و إصلاح] خود عمل میکند تا دنیا در دلش خوار، و در چشمش کوچک، و آخرت نزد او بزرگ میشود، وخواستۀ مرا بر خواستۀ خود مقدّم میدارد، و خشنودیهای مرا میجوید، و حقّ کبریایی مرا بزرگ میدارد، و آگاهی مرا به [احوال] خود یاد مینماید، و شبانهروز نزد هر بدی و گناهی از من دیدبانی میکند، و دل خود را از هر چه ناپسند من است پاک میسازد، وشیطان و وسوسههایش را دشمن میدارد، و برای ابلیس هیچ فرمانروایی و راه [نفوذ] ی را بر قلب خود نمیگذارد.
فَإذا فَعَلَ ذٰلِکَ أسکَنتُ قَلبَهُ حُبّاً حَتّیٰ أجعَلَ قَلبَهُ لی، وَفَراغَهُ وَاشتِغالَهُ وَهَمَّهُ وَحَدیثَهُ مِنَ النِّعمَةِ الَّتی أنعَمتُ بِها عَلیٰ أهلِ مَحَبَّتی مِنْ خَلقِی، وَأفتَحُ عَینَ قَلبِهِ وَسَمعَهُ حَتّٰی یَسمَعَ بِقَلبِهِ وَیَنظُرَ بِقَلبِهِ إلیٰ جَلالی وَعَظَمَتی، وَاُضَیِّقُ عَلیهِ الدُّنیا، وَاُبَغِّضُ إلَیهِ ما فِیها مِنَ اللَّذّاتِ، وَاُحَذِّرُهُ مِنَ الدُّنیا وَما فِیها، کما یُحَذِّرُ الرّاعی غَنَمَهُ مِنْ مَراتِعِ الهَلَکَةِ.
فَإذا کانَ هٰکذا یَفِرُّ مِنَ النّاسِ فِراراً، وَیُنقَلُ مِنْ دارِ الفَناءِ إلیٰ دارِ البَقاءِ، وَمِنْ دارِ الشَّیطانِ إلیٰ دارِ الرَّحمٰنِ.
یا أحمَدُ! وَلَاُزَیِّنَنَّهُ بِالهَیبَةِ وَالعَظَمَةِ، فَهذا هُوَ العَیشُ الهَنِیْءُ وَالحَیاةُ الباقِیَةُ، وَهذا مَقامُ الرّاضِینَ.
فَمَنْ عَمِلَ بِرِضای الزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ:
اعَرِّفُهُ شُکراً لا یُخالِطُهُ الجَهلُ، وَذِکراً لا یُخالِطُهُ النِّسیانُ، وَمَحَبَّةً لا یُؤثِرُ عَلیٰ مَحَبَّتی مَحَبَّةَ المَخلوقِینَ.
پس چون چنین کند محبّتی را در دل او جای میدهم تا دل او را، و فراغ بال و دل مشغولی و همّت او را برای خود کنم، و سخن او را دربارۀ نعمتهایی که به دوستدارانم دادهام قرار دهم، و چشم و گوش دل او را میگشایم تا با آن [تسبیح ملکوتیان را] بشنود، و به شکوه و کبریایی من بنگرد، و دنیا را بر او تنگ میکنم، و لذّات آن را منفورش میسازم، و او را از دنیا و آنچه در آن است بر حذر میدارم، آنچنان که چوپان گوسفند خود را از چراگاههای مرگ آفرین بر حذر میدارد، پس چون چنین شد از مردم به شدّت گریزان میشود، و از سرای فنا به سرای بقاء، و از سرای شیطان به سرای رحمان منتقل میگردد.
ای احمد! او را با هیبت و عظمت [خود] میآرایم، پس این است آن زیستِ گوارا وزندگیِ پایدار، واین مقام راضیان [به قضا و قدر من] است.
پس هر کس طبق رضای من عمل کند سه ویژگی همراهش کنم:
به او سپاسی را میشناسانم که آمیختۀ به نادانی نباشد، و یادی را که آمیخته به فراموشی نباشد، و محبّتی را که محبّت هیچ مخلوقی را بر محبّت من مقدّم ندارد.
فإذا أحَبَّنی أحبَبْتُهُ، وَأفتَحُ عَینَ قَلبِهِ إلیٰ جَلالی، وَلا اخفی علَیهِ خاصَّةَ خَلقی، واُناجِیهِ فی ظُلَمِ اللَّیلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتّیٰ یَنقَطِعَ حَدیثُهُ مَعَ المَخلوقِینَ، وَمُجالَسَتُهُ مَعَهُم، وَاُسمِعُهُ کَلامی وَکَلامَ مَلائِکَتی، وَاُعَرِّفُهُ السِّرَّ الَّذی سَتَرتُهُ عَنْ خَلقی، وَاُلبِسُهُ الحَیاءَ حَتّیٰ یَستَحیِیَ مِنهُ الخَلقُ کُلُّهُم، وَیَمشی عَلَی الأرضِ مَغفوراً لَهُ، وَأجعَلُ قَلبَهُ واعِیاً وَبَصیراً، وَلا اخفی عَلَیهِ شَیئاً مِنْ جَنَّةٍ وَلا نارٍ، وَاُعَرِّفُهُ ما یَمُرُّ علَی النّاسِ فی یَومِ القِیامَةِ مِنَ الهَولِ وَالشِّدَّةِ، وَما احاسِبُ الأغنِیاءَ وَالفُقَراءَ وَالجُهّالَ وَالعُلَماءَ، وَاُنَوِّمُهُ(1)فی قَبرِهِ،
1) (1)) - «أُنَوِّر له» الإرشاد..
پس چون مرا دوست داشت او را دوست میدارم، و چشم دل او را به جلال [و شکوه] خود میگشایم، و نخبۀ آفریدگانم را از او پنهان نمیکنم، و در تاریکیهای شب و روشنایی روز با او همراز میشوم تا سخن و همنشینی او از آفریدهها قطع شود، و سخن خود و فرشتگان را به او میشنوانم، و از آن رازی که از خلق پوشیدهام آگاهش میکنم، و لباس حیا بر [اندام] او میپوشانم تا همۀ خلائق از او حیا کنند، و بر زمین در حالیکه آمرزیده است راه میرود، و دل او را هوشمند و بینا میکنم، و هیچ چیز از بهشت و دوزخ را بر او پنهان نمیدارم، و از هراس و فشاری که روز قیامت بر مردم میگذرد و حسابی که از اغنیا و فقرا و جاهلان و عالمان میکشم آگاهش میکنم، و او را در قبرش میخوابانم(1)
1) (1)) - وطبق نسخه إرشاد: قبر او را نورانی میکنم..
وَاُنزِلُ عَلَیهِ مُنکَراً وَنَکیراً حَتّیٰ یَسألاهُ، وَلا یَریٰ غَمرَةَ المَوتِ وَظُلمَةَ القَبرِ وَاللَّحدِ وَهَولَ المُطّلعِ، ثُمَّ أَنْصِبُ لَهُ مِیزانَهُ، وَأنشُرُ دِیوانَهُ، ثُمَّ أضَعُ کِتابَهُ فی یَمِینِهِ فَیَقرَؤهُ مَنشوراً، ثُمَّ لا أجعَلُ بَینی وَبَینَهُ تَرجُماناً، فَهذهِ صِفاتُ المُحِبِّینَ.
یا أحمَدُ! اجْعَلْ هَمَّکَ هَمّاً واحِداً، فَاجْعَلْ(1)لِسانَکَ لِساناً واحِداً، وَاجْعَلْ بَدَنَکَ حَیاً لا تَغفُلُ ْ عَنِّی، مَنْ یَغفُلْ عَنِّی لا ابالی بِأَیِّ وادٍ هَلَکَ.
یا أحمَدُ! اسْتَعْمِلْ عَقلَکَ قَبلَ أنْ یَذهَبَ، فَمَنِ اسْتَعمَلَ عَقلَهُ لا یُخطِئُ وَلا یَطغیٰ(2).
یا أحمَدُ! أَ لَمْ تَدرِ لِأیِّ شَیْءٍ فَضَّلْتُکَ عَلیٰ سائِرِ الأنبِیاءِ؟
قالَ: اللّٰهُمّ لا.
قالَ: بِالیَقِینِ وَحُسنِ الخُلُقِ وَسَخاوَةِ النَّفسِ وَرَحمَةِ الخَلقِ،
ومنکر و نکیر را بر او فرود میآورم تا از اوبپرسند، و سختی [وکشمکش پر رنج] جان کندن، وتاریکی قبر ولحد، وهول لحظۀ إشراف [بر عوالم دیگر] را نمیبیند، سپس میزان او را بر پا میکنم، و دیوان [اعمال] او را میگسترانم، و نامۀ عمل او را در سمت راستش مینهم پس آن را گشوده میخواند، و میان خود و او [هیچ واسطه و] ترجمانی قرار نمیدهم، پس این است صفات [واحوال] دوستداران [من].
ای احمد! همّ [وآهنگ ومقصد] خود را یک همّ [وآهنگ]، و زبان خود را یک زبان کن، و بدن خود را زندهبدار، از من غفلت نکن، هر کس از من غفلت کند مرا باکی نیست که در چه سرزمینی به هلاکت رسد.
ای احمد! عقل خود را پیش از آن که [از دست] برود بکار گیر که هر کس عقل خود را بکار گیرد، خطا و طغیان نمیکند.
ای احمد! آیا ندانستی چرا تو را بر همۀ پیامبران برتری دادم؟
عرض کرد: پروردگارا! نه.
فرمود: به سبب یقین، وخوی نیک، و بخشندگی ذاتی، ورحمتی که بر خلق داشتی،
وَکذلِکَ أوتادُ(1)الأرضِ لَمْ یَکونوا أوتاداً إلّابهذا.
1) (1)) جاء فی بحار الأنوار ج 53 ص 301، عن هامش المصباح للکفعمی ص 534-535: «وقیل أن الأرض لا تخلو من القطب وأربعة أوتاد وأربعین بدلاً وسبعین نجیباً وثلاثمائة وستّین صالحاً.فالقطب هو المهدی علیه السلام، ولا تکون الأوتاد أقل من أربعة؛ لأنّ الدنیا کالخیمة، والمهدی علیه السلام کالعمود، وتلک الأربعة أطنابها. وقد تکون الأوتاد أکثر من أربعة، والأبدال أکثر من أربعین، والنجباء أکثر من سبعین، والصالحون أکثر من ثلاثمائة وستّین. والظاهر أن الخضر والیاس علیهما السلام من الأوتاد؛ فهما ملاصقان لدائرة القطب. وأمّا صفة الأوتاد: فهم قوم لا یغفلون عن ربّهم طرفة عَین، ولا یجمعون من الدنیا إلّاالبلاغ، ولا تصدر منهم هفوات البشر، ولا یشترط بهم العصمة لزوماً، وشرط ذلک فی القطب. وأمّا الأبدال: فدون هٰؤلاء فی المراقبة، وقد تصدر منهم الغفلة فیتدارکونها بالتذکّر، ولا یتعمّدون ذنباً. وأمّا النجباء: فهم دون الأبدال. وأمّا الصالحون: فهم المتّقون الموصوفون بالعدالة، وقد یصدر منهم الذنب فیتدارکونه بالاستغفار والندم.قال تعالیٰ: «إنّ الذین اتّقَوا إذا مسّهم طائف من الشَّیطان تذکّروا فاذا هم مبصرون». أعراف: 20جعلَنا اللّٰه من القسم الأخیر لأنّا لسنا من الأقسام الأُول؛ لکن ندین اللّٰه بحبّهم وولایتهم، ومَن أحبّ قوماً حُشر معهم.وقیل اذا نقص أحد من الأوتاد الأربعة وضع بدله من الأربعین، وإذا نقص أحد من الأربعین وضع بدله من السبعین، وإذا نقص أحد من السبعین وضع بدله من الثلاثمائة وستّین، وإذا نقص أحد من الثلاثمائة وستّین وضع بدله من سایر الناس؛ واللّٰه أعلم بالصّواب..
و همچنین اوتاد(1)زمین اوتاد نشدند مگر با این ویژگیها.
1) (1)) - شیخ کفعمی؛ در کتاب شریف مصباح، در حاشیۀ دعای امّ داود چنین آورده است: گویند زمین از یک قطب، وچهار تن از أوتاد، وچهل تن از أبدال، وهفتاد نجیب، وسیصد و شصت صالح خالی نمیماند، قطب، حضرت مهدی [حجّة بن الحسن علیه آلاف التحیّة والثّناء] است، وأوتاد، کمتر از چهار نفر نمیشود زیرا دنیا همچون خیمه، ومهدی علیه السلام همچون ستون آن، وچهار أوتاد همچون طنابهای [چهار سوی] آن است و گاهی أوتاد بیش از چهار نفر، و ابدال بیش از چهل نفر، ونجباء بیش از هفتاد نفر، وصلحاء بیش از سیصد وشصت نفرند. ظاهراً خضر و الیاس از أوتاد و ملازم دائرۀ قطباند. و اما صفت أوتاد این است که: به اندازۀ یک چشم بهم زدن از پروردگار خود غفلت نمیورزند، وبرای دنیای خود جز به اندازۀ کفاف جمع نمیکنند، ولغزشهاش بشری از آنان سرنمیزند، در ایشان عصمت شرط نیست ولی در قطب شرط است. و أبدال در مراقبه پائینتر از أوتادند، و گاهی دچار غفلت میشوند که آن را با یاد و ذکر خدا جبران میکنند، و گناهی را عمداً مرتکب نمیشوند، و نجباء در این اوصاف پائینتر از ابدالند، و اما صلحاء، پارسایان عادلند که گاهی گناه از ایشان سرمیزند و آن را با استغفار و پشیمانی جبران میکنند، خدای متعال میفرماید: «همانا کسانی که [از خدا] پروادارند چون وسوسهای از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند».خداوند ما را از این گروه اخیر قراردهد که ما از آن سه قسم اوّل نیستیم لکن با محبّت و ولایت ایشان خدا را اطاعت میکنیم، و هر کس گروهی را دوست بدارد با ایشان محشور میشود. و گفته شده که: هرگاه یکی از مرتبۀ مافوق از دنیا برود از مرتبۀ پائینتر خود جایگزین میشود و چون از صلحا کم شود جایگزینش از عموم مردم است.حاشیه مصباح کفعمی ص 534؛ بحار الأنوار: 301/53..
یا أحمَدُ! إنَّ العَبدَ إذا أجاعَ بَطنَهُ، وَحَفِظَ لِسانَهُ، عَلَّمتُهُ الحِکمَةَ، وَإنْ کانَ کافِراً تَکونُ حِکمَتُهُ حُجَّةً عَلَیهِ وَوَبالاً، وَإنْ کانَ مُؤمِناً تَکونُ حِکمَتُهُ لَهُ نُوراً وَبُرهاناً وَشِفاءً وَرَحمَةً، فَیَعلَمُ ما لَمْ یَکُنْ یَعْلَمُ، وَیُبصِرُ ما لَمْ یَکُنْ یُبصِرُ، فَأوَّلُ ما ابَصِّرُهُ عُیوبَ نَفسِهِ حَتّیٰ یَشتَغِلَ عَن عُیوبِ غَیرِهِ، وَاُبَصِّرُهُ دَقائِقَ العِلمِ حَتّیٰ لا یَدخُلُ عَلَیهِ الشَّیطانُ.
یا أحمَدُ! لَیسَ شَیْءٌ مِنَ العِبادَةِ أحَبَّ إلَیَّ مِنَ الصَّمتِ وَالصَّومِ، فَمَنْ صامَ وَلَمْ یَحفَظْ لِسانَهُ کانَ کَمَنْ قامَ وَلَمْ یَقرَأْ فِی صَلاتِهِ فَاُعطِیهِ أجرَ القِیامِ وَلَمْ اعطِهِ أجرَ العابِدینَ.
یا أحمَدُ! هَلْ تَدری مَتیٰ یَکونُ العَبدُ عابِداً؟
قالَ: لا یا رَبِّ.
ای احمد! هر بندهای چون شکم خود را گرسنه دارد، وزبان خود را مراقبت کند حکمت را به او میآموزم، اگر کافر است حکمت او حجّت [و برهان خدا] بر او، و سرانجام بدش خواهد بود، و اگر مؤمن است حکمت او نور و برهان و شفا و رحمت [خدا] برای او خواهد بود، پس آنچه را نمیدانست میداند، و آنچه را نمیدید میبیند، و اوّل چیزی که به او مینمایانم عیوب خود اوست، تا از عیوب دیگران باز ماند [و به اصلاح خود پردازد]، و به دقائق علمِ [إلهی و توحیدی] بینایش میکنم تا شیطان به او در نیاید.
ای احمد! برای من هیچکدام از عبادات محبوبتر از سکوت و روزه نیست، پس هر کس روزه باشد و زبان خود را مراقبت نکند همچون کسی است که به نماز برخیزد و قرائت [:
حمد و سوره] آن را نخواند که پاداش برخاستن را به او میدهم ولی پاداش عابدان را نه.
ای احمد! آیا میدانی چه زمانی بندهای عابد میشود؟
عرض کرد: پروردگارا! نه.
قالَ: إذا اجتَمَعَ فِیهِ سَبعُ خِصالٍ: وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَنِ المَحارِمِ، وَصَمتٌ یَکُفُّهُ عَمّا لا یَعنِیهِ، وَخَوفٌ یَزدادُ کُلَّ یَومٍ مِنْ بُکائِهِ، وَحَیاءٌ یَستَحیِی مِنِّی فی الخَلاءِ، وَأکلُ ما لابُدَّ مِنهُ، وَیُبغِضَ الدُّنیا لِبُغضِی لَها، وَیُحِبَّ الأخیارَ لِحُبِّی إیّاهُم.
یا أحمَدُ! لَیسَ کُلُّ مَنْ قالَ: أُحِبُّ اللّٰهَ، أحَبَّنی، حَتّیٰ یأخُذَ قُوتاً، وَیَلبَسَ دوناً، وَیَنامَ سُجوداً، وَیُطِیلَ قِیاماً، وَیَلزَمَ صَمتاً، وَیَتَوَکَّلَ عَلَیَّ، وَیَبکی کَثیراً، وَیُقِلَّ ضِحکاً، وَیُخالِفَ هَواهُ، وَیَتَّخِذَ المَسجِدَ بَیتاً، وَالعِلمَ صاحِباً، وَالزُّهدَ جَلیساً، وَالعُلَماءَ أحِبّاءَ، وَالفُقَراءَ رُفَقاءَ، وَیَطلُبَ رِضای، وَیَفِرَّ مِنَ العاصِینَ فِراراً، وَیُشغَلَ بِذِکری اشتِغالاً، وَیُکثِرَ التَّسبیحَ دائِماً، وَیَکونَ بِالوَعدِ صادِقاً، وَبِالعَهدِ وافِیاً، وَیَکونَ قَلبُهُ طاهِراً، وَفی الصَّلاةِ زاکِیاً، وَفی الفَرائِضِ مُجتَهِداً، وَفیما عِندی من الثوابِ راغباً، وَمِنْ عَذابی راهِباً، وَلِأحِبّائی قَرِیناً، وَجَلِیساً.
فرمود: هر زمان که در او هفت ویژگی فراهم آید: پارسایی ای که او را از حرامها مانع شود، و سکوتی که او را از هرزهگویی بازدارد، وخوفی که هر روز به گریهاش بیفزاید، وحیایی که در تنهایی از من شرم کند، وخوردنی که از آن چاره نیست، و دنیا را دشمن بدارد چون من آن را دشمن دارم، ونیکوکاران را دوست بدارد چون من ایشان را دوست دارم.
ای احمد! هر که گوید من خدا را دوست دارم چنان نیست که مرا دوست بدارد، تا این که [از خوردنیها به اندازۀ] قوت برگیرد، و [از پوشیدنیها] کمترین را بپوشد، ودر سجده به خواب رود، و ایستادن به نماز [یا: شبزندهداری] را طولانی کند، و همراه با سکوت باشد، و بر من توکّل کند، و فراوان بگرید، وکم بخندد، وبا هوای [نفس] خود بستیزد، ومسجد را خانۀ خود کند، وعلم را همدم خود نماید، وزهد را همنشین خود سازد، وعلما را دوستان خود بگیرد، وفقرا را همدمان خود قرار دهد، وخشنودی مرا بطلبد و از گنهکاران، سخت گریزان باشد، وسخت به یاد من پردازد، وپیوسته تسبیح خود را فزونی بخشد، ودر وعده [های] خود راستگو، و به پیمان [های] خود وفادار، ودلش [از کینهها و رذائل] پاک، و در نماز [از توجّه به غیر خدا] پاکیزه، و در [انجام] واجبات کوشا، و به پاداشهای نزد من مشتاق، و از کیفر من بیمناک، وبا دوستان من همدم و همنشین باشد.
یا أحمَدُ! لَو صَلَّی العَبدُ صَلاةَ أهلِ السَّماءِ وَالأرضِ، وَیَصومُ صِیامَ أهلِ السَّماءِ وَالأرضِ، وَیطوی مِنَ الطَّعامِ مِثلَ المَلائِکَةِ، وَلَبِسَ لِباسَ العاری، ثُمَّ أریٰ فی قَلبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنیا ذَرَّةً، أو سَعَتِها(1)، أو رِئاسَتِها، أو حِلِیِّها، أو زِینَتِها، لا یُجاوِرُنی فی داری، وَلَأنزَعَنَّ مِنْ قَلبِهِ مَحَبَّتی، وَعَلَیکَ سَلامی وَرَحمَتی(2). وَالحَمدُ للّٰهِ رَبِّ العالَمِینَ.
ای احمد! اگر بندهای نماز أهل آسمان و زمین را بجا آورد، وروزه اهل آسمان و زمین را بگیرد، واز خوردنیها همچون فرشتگان روبرتابد، ولباس برهنگان پوشد، سپس در دل او ذرّهای از محبّت دنیا، یا توانگری(1)دنیا، یا ریاست دنیا، یا زیورآلات دنیا، و یا زرق و برق دنیا ببینم، او را در پناه خود نمیگیرم، ومحبّتم را از دل او بر میکَنَم. و سلام و رحمت من بر تود باد. والحمد للّٰهربّ العالمین.
1) (1)) - «آوازه و شهرت» بنا بر نسخۀ ارشاد و جواهر..
1 - اربعین علامه مجلسی
2 - إرشادالقلوب دیلمی
3 - امالی شیخ صدوق
4 - بحار الانوار
5 - تحف العقول
6 - تفسیر الصافی
7 - تفسیر نور الثقلین
8 - الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة
9 - روضه کافی
10 - مرآة العقول
11 - مستدرک الوسائل