ghaemiyeh.com
سرشناسه: رضایی اصفهانی، محمدعلی، 1341 ش -
عنوان و نام پدیدآور: تعامل قرآن و علوم/ نگارش محمدعلی رضاییاصفهانی.
مشخصات نشر : قم: انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1392 ش.
مشخصات ظاهری : 272 ص.
شابک : 0-63-2534-964-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع : قرآن و علوم
رده بندی کنگره : 7 1392 ت54 ر/103/6 BP
رده بندی دیویی : 297/158
شماره کتابشناسی ملی : 3121439
به روح پرفتوح سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلام
وروح بلند امام خمینی رحمه الله و شهداء انقلاب اسلامی
تشکر
از بسیج اساتید دانشگاههای کشور
و
همکاران مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی
که زمینهساز این اثر شدند.
مقدمه 11
فصل اول: قرآن و علوم تجربی
درآمد 15
1- مفهومشناسی علم و تقسیمات آن 15
2- تقسیمبندی علوم براساس روش 17
3- کاربردهای علم در قرآن 18
الف: علم به معنای خاص یعنی «الهیات» 19
ب: علم به معنای عام 19
4- پیشینه نگارش در مورد قرآن و علم 21
5 - اهمیت علم از منظر قرآن 23
6 - مبانی تعامل قرآن با علوم تجربی 24
الف. اهداف اصلی و فرعی آیات علمی قرآن 24
ب: قلمرو علوم تجربی در قرآن 26
ج: قطعیت و عدم قطعیت علوم تجربی 32
د: رابطه قرآن و علوم تجربی 34
ه : تعارضات ادعایی بین قرآن و علم 36
7- آیات علمی قرآن 40
الف. شمارگان آیات علمی 40
ب: اقسام آیات علمی 41
ج: تأثیر علوم تجربی در فهم آیات قرآن 43
د: قرآن زمینهساز پیدایش و رشد علوم 44
فصل دوم: روش برداشت علمی از قرآن
مقدمه 59
1- مفهومشناسی 59
2- زمینهها و انگیزههای پیدایش تفسیر علمی و علل رشد آن 62
3- تاریخچه و دیدگاهها و مهمترین آثار در زمینه تفسیر علمی 66
اول: موافقان تفسیر علمی 66
دوم: مخالفان تفسیر علمی 72
سوم: دیدگاه تفصیل در تفسیر علمی 75
4- شیوههای برداشت علمی از قرآن 81
الف) استخراج همه علوم از قرآن کریم 81
ب) تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن کریم 82
ج) استخدام علوم برای فهم و تبیین بهتر قرآن 83
د: نظریهپردازیهای علمی قرآن و جهت دهی به مبانی علوم انسانی 84
5 - مبانی برداشت علمی از قرآن 88
الف: قطعی نبودن غالب مطالب علوم تجربی 89
ب: وجود اشارات علمی در قرآن و لزوم استفاده از علوم تجربی در فهم و تفسیر آنها 90
ج: همه علوم از ظواهر آیات قرآن قابل استفاده نیست 91
د: رابطه سازگارانه بین قرآن و علم 91
ه : هدف اصلی قرآن هدایت مردم به سوی خداست 92
6 - معیارهای برداشت علمی از قرآن 92
الف) معیارهای عام در روش تفسیر قرآن 93
ب) معیارهای خاص روش تفسیر علمی قرآن 93
7- امتیازات تفسیر علمی قرآن 95
8 - آسیبهای برداشت علمی از قرآن 98
فصل سوم: قرآن و علوم انسانی
درآمد 106
مفهومشناسی 107
پیشینه 107
اول: نقش قرآن در علوم انسانی 108
الف: نوگستری (ایجاد یا گسترش برخی از علوم انسانی) 108
ب: جهتدهی به مبانی و اهداف علوم انسانی 112
ج: نظریهپردازیهای علمی قرآنی 114
د: اصلاح و بازسازی علوم انسانی 117
دوم: نقش علوم انسانی در مورد قرآن 118
الف: تأثیر علوم انسانی در فهم و تفسیر بهتر قرآن (ساماندهی تفسیرهای تخصصی قرآن) 118
ب: اثبات اعجاز علمی قرآن در حوزه علوم انسانی 121
سوم: روششناسی 123
الف: استفاده از مبانی و قواعد و روشهای تفسیر قرآن 123
ب: رعایت گونه صحیح تفسیر علمی 124
ج: استفاده از شیوه مطالعات میانرشتهای 126
چهارم: آسیبشناسی 127
الف: آسیبها 128
ب: راهکارها 128
فصل چهارم: نظریهپردازیهای علمی قرآنی
درآمد 132
1- پیشینه 132
2- مفهومشناسی 133
1- نظریه 133
2- علم 136
3- اقسام آیات علمی قرآن 136
4- مبانی و قواعد برداشت علمی از قرآن 142
الف. قطعی نبودن غالب مطالب علوم تجربی 142
ب: وجود اشارات علمی در قرآن و لزوم استفاده از علوم تجربی در فهم و تفسیر آنها 144
ج: همه علوم از ظواهر آیات قرآن قابل استفاده نیست 145
د: رابطه سازگارانه بین قرآن و علم 145
ه : هدف اصلی قرآن هدایت مردم به سوی خداست 146
5 - روششناسی برداشت علمی از قرآن 146
الف) استخراج همه علوم از قرآن کریم 146
ب) تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن کریم 147
ج) استخدام علوم برای فهم و تبیین بهتر قرآن 148
6 - عناصر نظریهپردازی علمی قرآنی 149
7- ضوابط نظریهپردازیهای علمی قرآن 151
8 - حوزههای نظریهپردازیهای علمی قرآنی 152
9- نمونههایی از نظریهپردازهای علمی قرآن 156
الف: در حوزه علوم طبیعی 156
ب: در حوزه علوم انسانی 157
فصل پنجم: اعجاز علمی قرآن
مقدمه 162
الف) چیستی اعجاز علمی قرآن 162
1- تاریخچه 162
2- مفهومشناسی اعجاز 164
3- قلمرو معجزه 171
4- مبانی و معیارهای اعجاز علمی قرآن 186
5 - چالشهای مفهوم اعجاز علمی 188
ب) برررسی برخی موارد اعجاز علمی قرآن 196
نیروی جاذبه 196
حرکتهای خورشید 197
زوجیّت 201
لقاح (زایا کردن گیاهان و ابرها توسط بادها) 202
چینش مراحل آفرینش انسان 204
خاتمه: منبعشناسی
مقدمه 215
اول: کلیات و مباحث نظری 215
دوم: قرآن و علوم طبیعی 220
سوم: قرآن و علوم انسانی 233
چهارم: قرآن و علوم عقلی 243
پنجم: منابع لاتین 244
ششم: سایتهای مرتبط با قرآن و علم 244
فهرست منابع 247
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
(إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ ) ؛ (اسراء/ 9)
قرآن چشمه جوشانی است که همه ابعاد زندگی انسان را سیراب میکند و در طول اعصار جاری بوده و هست.
مفسران، مترجمان و قرآنپژوهان در هر عصری از یکی از ابعاد قرآن بهره بردهاند. هر کدام به یکی از جهات ادبی، فقهی، کلامی و ... قرآن توجه کردهاند.
اما در یک قرن اخیر به بُعد علمی قرآن توجه شد و تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن مطرح گشت و در دهه اخیر نظریهپردازیهای علمی قرآن و جهتدهی به علوم انسانی مورد توجه قرار گرفت.
البته این حرکت نخست در حوزه علوم طبیعی بود و کمکم به حوزه علوم انسانی گسترش یافت، و دهها کتاب، پایگاه اینترنتی، مجله و حتی نرمافزار تولید گشت. (1)
در سال 1388ش توسط مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنهای - دامت برکاته - اخذ مبانی علوم انسانی از قرآن مطرح شد و در سال 1389 بر این مطلب تأکید شد و در نتیجه رویکرد تفسیر علمی قرآن مورد توجه ویژه قرار گرفت و این حرکت شتابنده میرود تا چهره علوم انسانی غربی را تغییر دهد و علوم انسانی مبتنی بر قرآن تولید شود.
1) (1) . لیست این موارد را در منبعشناسی در پایان همین کتاب ملاحظه کنید یا به مجله تخصصی قرآن و علم ش 5 و 7 مراجعه کنید.
ایشان در دیدار با خواهران قرآنپژوه فرمودند:
«مبنای علوم انسانی غرب که در دانشگاههای کشور بصورت ترجمه ای تدریس می شود، جهان بینی مادی و متعارض با مبانی قرآنی و دینی است، در حالیکه پایه و اساس علوم انسانی را باید در قرآن جستجو کرد... اگر این کار انجام شود پژوهشگران با استفاده از مبانی قرآنی و همچنین استفاده از برخی پیشرفتهای علوم انسانی، می توانند بنای رفیع و مستحکمی را از علوم انسانی پایه گذاری کنند». (1)
اینک در راستا و برای ارائه تاریخچه، روششناسی و ضابطهمند کردن این حرکت علمی، نوشتار حاضر تقدیم حضور محترم اساتید بسیج دانشگاههای کشور میشود.
امید است سروران گرامی با ارشادهای خویش این نوشته را پربارتر بفرمایند.
والحمد لله رب العالمین
محمدعلی رضایی اصفهانی
1390/9/13
1) (1) . دیدار مقام معظم رهبری با بانوان قرآنپژوه 1388/7/28. برگرفته از سایت WWW.LEADER.IR
قرآن کریم بارها به علم و عالمان (1)توجه کرده و بیش از هفتصد بار ماده «علم» را به شکلهای گوناگون به کار برده است و نشانههای خدا را در طبیعت به آنان یادآوری نموده، و بدینسان زمینه رشد علوم تجربی را فراهم ساخته است (ادامه همین کتاب) که از نظر تاریخ تمدن اسلامی حایز اهمیت است.
و از طرف دیگر رشد علوم تجربی در فهم و تفسیر آیات قرآن تاثیر مثبتی به جای گذاشت تا آنجا که «روش تفسیر علمی» به وجود آمد، و در مواردی اعجاز علمی قرآن پدیدار گشت؛ که مطالعه این مطلب از نظر تفسیر و علوم قرآن حایز اهمیت است و از طرف سوم گاهی چالشهایی بین قرآن و علوم تجربی ادعا شده است که نیازمند بحث است. هر چند که این چالشها با تأمل در آیات برطرف میگردد و تعارض حقیقی بین قرآن و علم نیست (ادامه همین کتاب)
با توجه به مطالب فوق بررسی رابطه قرآن و علوم تجربی از اهمیت ویژهای برخوردار میشود.
علم چیست؟
مفهوم لغوی کلمه «علم» و معادلهای آن، مثل دانش و دانستن، روشن است (2)ولی «علم» معانی اصطلاحی مختلفی دارد که ما برای روشن کردن مقصود خود،
1) (1) . زمر/ 9.
2) (2) . منطقیین علم را: حصول صورة الشیء عند العقل (حاصل شدن صورت چیزی در ذهن انسان) میدانند چنانچه مرحوم مظفر در مقدمه کتاب المنطق میگوید. ولی فلاسفه آن را به علم حصولی و حضوری تقسیم میکنند و بحث ما در علم حصولی است که همان معنای منطقی علم است، هر چند در این زمینه فلاسفه غرب سخنان دیگری دارند که در خلال بحث به آنها اشاره خواهد شد.
از این کلمه، ناچاریم اشارات مختصری به آنها بکنیم؛ واژه علم در این موارد و معانی به کار میرود:
اعتقاد یقینی مطابق با واقع، در برابر جهل بسیط و مرکب.
مجموعه قضایایی که مناسبتی بین آنها در نظر گرفته شود، هر چند قضایای شخصی و خاص باشد مانند علم تاریخ (دانستن حوادث خاص تاریخی)، علم رجال و ...
مجموعه قضایای کلّی که محور خاصی برای آنها، لحاظ شده و هر کدام از آنها قابل صدق و انطباق بر موارد و مصادیق متعدد میباشد، هر چند قضایای اعتباری و قرار دادی باشد، به این معنا علوم غیر حقیقی و قرار دادی مانند لغت دستور زبان هم، علم خوانده میشود.
مجموعه قضایای کلی حقیقی (غیر قرار دادی) که دارای محور خاصی باشد و این اصطلاح علوم نظری و عملی، از جمله الهیات و ما بعد الطبیعه را در برگیرد.
مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسّی قابل اثبات باشد و این همان اصطلاحی است که پوزیتیویستها، به کار میبرند و بر اساس آن، علوم و معارف غیر تجربی را علم نمیشمارد: این اصطلاح امروزه در سطح جهان رواج یافته و طبق آن، علم را در مقابل فلسفه قرار میدهند. (1)
هر چند جعل اصطلاح اشکال ندارد امّا اصطلاح اخیر، به خاطر دیدگاه خاص پوزیتیویستها (2)در دایره معرفت یقینی و شناخت واقعی انسان است که آن را محدود به امور حسی و تجربی میپندارند و لذا اندیشیدن، در ماورای طبیعت را لغو و بیحاصل میدانند. (3)
البته در این نوشتار مقصود از علوم تجربی مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسی قابل اثبات است میباشد که تقسیمبندیهای مختلفی دارد، 1و ما به تقسیمبندی علوم براساس روش، بسنده میکنیم.
در این تقسیم، علوم، به چهار گروه تقسیم میشود که به این شرح است:
الف: علوم تجربی 2: که شامل دو قسم میشود:
اول: علوم طبیعی 3 مانند: فیزیک، شیمی، زیستشناسی و...
دوم: علوم انسانی 4 مانند: جامعهشناسی، اقتصاد و...
روش این علوم، براساس مشاهده و تجربه حسی است.
ب: علوم عقلی: که آن نیز شامل دو قسم میشود:
اول: علوم منطق و ریاضیات که تا قبل از برتراند راسل، گمان میشد ریاضیات اصل منطق است ولی او اثبات کرد که منطق، اصل ریاضیات است.
دوم: علم راجع به واقع، یعنی فلسفه که شامل فلسفههای مضاف (مانند فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ و...) و فلسفههای غیرمضاف (مانند متافیزیک یا امور عامه) میشود.
ج: علوم نقلی: مانند علم تاریخ، لغت و... که در آنها از نقل استفاده میگردد (البته منظور در اینجا علوم تعبدی شرعی نیست).
د: علوم شهودی: که با علم حضوری، به دست میآید مانند: علوم پیامبران علیهم السلام و عرفا. شاید این طبقهبندی، کاملترین تقسیم علوم باشد، که تاکنون ارایه شده است.
منابع و روشهای علمی که در قرآن به آنها اشاره شده است:
قرآن کریم به روشهای علمی یعنی چهار قسم علوم فوق و منابع مختلف علم اشاره کرده است؛ یعنی: گاهی به شیوه عقلی توجه کرده و انسانها را به خردورزی و تفکر فرامیخواند و تشویق میکند. (1)
و گاهی توجه انسان را به طبیعت جلب میکند و او را به کیهانشناسی و طبیعتشناسی و انسانشناسی و... تشویق میکند. (2)
و گاهی توجه انسان را به عمق تاریخ جلب میکند و داستانهای عبرتآموز پیامبران و ملتهای پیشین را بیان میکند، و یا وقایع تاریخی صدر اسلام (همچون جنگها و...) را گزارش و ثبت میکند. (3)
و گاهی از وحی و الهامات الهی به انسانها سخن میگوید (4)و علم الهی را که از نزد خدا به برخی انسانها میرسد ( علم لدنی) گوشزد میکند. (5)
آری هر چند هدف قرآن بیان جزئیات تمام علوم بشری نیست (6)اما میتوان در قرآن اشاراتی به علوم مختلف یافت. به عبارت دیگر قرآن به روش تعقلی، تجربی، نقلی و شهودی توجه کرده است و نمونههایی از آنها را در قرآن یادآوری نموده است و همین توجه قرآن به روشها و منابع علوم، به معنای لزوم به کارگیری این منابع است.
واژه «علم» در قرآن کریم به چند معنا به کار رفته است:
1) (1) . در مورد تعقل ر.ک: بقره/ 73 و 242، یوسف/ 2، انبیاء/ 10، مومنون/ 80، زخرف/ 3 و در مورد تفکر ر.ک: بقره/ 219، روم/ 8، آلعمران/ 191، نحل/ 44، حشر/ 21 و...
2) (2) . ر.ک: آیات سوره رعد/ 2 به بعد، حج/ 5، مومنون/ 12 - 21، نحل/ 3 - 17 و...
3) (3) . ر.ک: سوره انبیاء، یونس، یوسف و کهف و...
4) (4) . شوری/ 51، مومنون/ 27، طه/ 38.
5) (5) . (وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً) ، (کهف/ 65)
6) (6) . در مباحث بعدی در این مورد توضیحات بیشتری خواهد آمد.
قرآن کریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی میکند. (1)یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است.
و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی که خدا به انسان آموزش میدهد سخن گفته شده است. (2)
البته این معنای از علم، از مصادیق مهم دانش، بلکه با فضیلتترین علم است، چرا که ارزش هر علم به معلوماتی است که انسان میآموزد، (3)و هنگامی که معلومات یک علم، آگاهی از صفات خدای متعال باشد، آن علم ارزش بیشتری دارد، چرا که بهترین و با ارزشترین معلومات جهان را میآموزد.
قرآن کریم میفرماید: (هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ) (4)«آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند برابرند.»
به نظر میرسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است که شامل همه اقسام علم مفید میشود. (5)
1) (1) . طلاق/ 12.
2) (2) . (وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً) ، (کهف/ 65)
3) (3) . همانطور که از امام علی علیه السلام حکایت شده: «قیمة کل امرء ما یعلمه» ارزش هر کس به چیزی است که میداند. (محجة البیضاء، فیض کاشانی، ج 1، ص 26)
4) (4) . زمر/ 9.
5) (5) . صاحب تفسیر نمونه آیه را از جهت نابرابری مطلق میداند. (ج 19، ص 393) و علامه طباطبایی رحمه الله نیز علم در آیه را مطلق میداند لیکن با توجه به مورد آیه آن را منطبق بر علم به خدا میکند (ج 17، ص 257) و ذیل آیه نیز احادیثی از امام باقر علیه السلام حکایت شده که مقصود از دانایان در این آیه اهل بیت علیهم السلام هستند (صافی، ج 4، ص 316) ولی مفسران این گونه احادیث را حمل بر بیان مصداق کامل کردهاند وگرنه آیه شامل همه دانایان میشود. (ر.ک: المیزان و اطیب البیان ذیل آیه)
و در آیه دیگر میفرماید: (یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ) ؛ (1)«خدا کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانی را که به آنان دانش داده شده، به رتبههایی بالا میبرد».
در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه برای برتری افراد شمرده شده است. از این جداسازی روشن میشود که خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان میشود. (2)
و در آیه دیگر میفرماید:
(إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) ؛ (3)«از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند».
در این آیه نیز از دانشورانی یاد شده که نشانههای خدا را میشناسند و عظمت و مقام او را در مییابند از اینرو از نافرمانی او هراسناکند، (4)اما جالب این است که بخش قبلی آیه فوق و آیه قبل از آن سخن از نشانههای خدا در صحنه طبیعت همچون نزول باران، رویش میوههای رنگارنگ، جادههای کوهستانی رنگارنگ و انسانها و جنبندگان و دامها با رنگهای مختلف است، سپس از دانشمندان فوق الذکر یاد میشود. این مطلب نشان میدهد که مقصود از علم، دانشوران در این آیه، علوم طبیعی نیز هست، یعنی دانشمندانی که از طبیعتشناسی به خداشناسی میرسند. (5)
1) (1) . مجادله/ 11.
2) (2) . علامه طباطبایی رحمه الله بر آن است که آیه مومنان را به دو قسم عالم و غیرعالم تقسیم میکند پس آیه میفرماید علمای با ایمان دو درجه برتری دارند و مومنان یک درجه (المیزان، ج 11، ص 216) ولی آیتاللَّه مکارم شیرازی مینویسند: گرچه آیه در مورد خاصی نازل شده ولی با این حال مفهوم عامی دارد و نشان میدهد آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا میبرد، دو چیز است: 1. ایمان؛ 2. علم. (نمونه، ج 23، ص 438)
3) (3) . فاطر/ 28.
4) (4) . مقصود از خشیت «ترس از مسئولیت توام با درک عظمت مقام پروردگار است». (نمونه، ج 18، ص 245)
5) (5) . آیتاللَّه مکارم شیرازی پس از بیان ارتباط این بخش آیه 28/ فاطر با بخشهای قبلی و آیات قبل، و لزوم مسئولیتپذیری دانشمندان مینویسند: «عالمان در منطق قرآن کسانی نیستند که مغزشان صندوقچه
در مورد قرآن و علم در طول تاریخ اسلام چند گونه نگارش وجود داشته است:
الف: کتابهای تفسیر: گاهی ذیل آیات مربوط به طبیعت، کیهانشناسی و ... مطالبی از علوم تجربی آوردهاند، این حرکت بعد از نهضت ترجمه کتابهای علمی یونانی، ایرانی، سانسکریت و سریانی به عربی آغاز شد (1)و برخی از مفسران همچون طبرسی (م 548 ق) در مجمع البیان (2)و فخررازی (م 606 ق) در تفسیرکبیر (3)به مطالب علمی آیات قرآن پرداختند، و این حرکت تا مفسران عصر حاضر ادامه دارد از جمله شیخ محمد عبده (1848 - 1905 م) در تفسیر جزء عم (4)و رشید رضا (1865 - 1935 م) در المنار (5)و طنطاوی جوهری (تولد 1862 م) در الجواهر فی تفسیر القرآن (6)و سید قطب (1906 - 1933 م) فی ظلال القرآن، (7)و ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه (8)و تفاسیر دیگر. (9)
1) (1) . از سال 125 ق به بعد کتابهای علمی به عربی ترجمه شد و نهضت ترجمه در زمینه نجوم، شیمی (کیمیا) طب، هندرسه و ... آغاز شد، ابن ندیم در «الفهرست» و قفطی در «تاریخ الحکما» نام مترجمان را میبرند و نیز «تاریخ التمدن الاسلامی»، جرجی زیدان (ج 3، ص 154 - 155) و «تاریخ علوم عقلی در ایران» دکتر صفا به این مساله پرداختهاند.
2) (2) . ر.ک: ذیل بقره/ 29 و ...
3) (3) . ر.ک: ذیل بقره/ 22 و 29 و 164 و اعراف/ 54 و...
4) (4) . ر.ک: ذیل شمس/ 5، و ذیل سوره فیل و ...
5) (5) . ر.ک: ذیل بقره/ 243 و 260 و ...
6) (6) . ر.ک: ذیل بقره/ 67 - 72 و ...
7) (7) . ر.ک: ذیل مومنون/ 12 و فرقان/ 2.
8) (8) . ر.ک: نمونه، ج 27، ص 440 و ج 5، ص 387 و ج 18، ص 466 و...
9) (9) . درآمدی بر تفسیر علمی قرآن از نگارنده که فهرست 208 کتاب را در کتابشناسی تفسیر علمی قرآن
ب: کتابها اعجاز علمی قرآن: از زاویه خاص اعجاز به مباحث قرآن و علوم روز پرداختهاند و مطالبی بیان کردهاند.
از جمله عبدالعزیز اسماعیل در «معجزات القرآن فی وصف الکائنات» (چاپ شده در 1954 قاهره) و محمد سامی محمدعلی در «الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم» و نگارنده در «پژوهشی در اعجاز علمی قرآن» و ...
ج: کتابهایی که به مباحث نظری رابطه قرآن و علم پرداختهاند: از جمله: الموافقات فی اصول الاحکام، ابواسحاق شاطبی (م 790 ق) که با مبانی تفسیر علمی به مخالفت پرداخته است و «التفسیر العلمی فی المیزان»، دکتر احمد عمر ابوحجر و «شناخت جریان علمینگری به قرآن»، فروغ پارسا، «درآمدی بر تفسیر علمی قرآن» از نگارنده که به مباحث رابطه، قلمرو، تعارضات علم و دین و راهحلهای آنها، با رویکرد قرآنی، پرداختهاند. و نیز «تفسیر علمی قرآن» دکتر ناصر رفیعیمحمدی که به تطور تاریخی مساله توجه ویژه کرده است. و نیز قرآن و علوم طبیعت، دکتر مهدی گلشنی و نیز «القرآن و المنهج العلمی المعاصر»، المنشار عبدالحلیم الجندی، و «قرآن و علم روز»، عبدالغنی الخطیب، ترجمه دکتر اسدالله مبشری، و «مدخل الی موقف القرآن الکریم من العلم» عماد الدین خلیل، العلم و الدین مناهج و مفاهیم، احمد عروة، العلوم فی القرآن محمد جمیل الحبّال و مقداد مروی الجواری.
د: کتابهایی که به مباحث تاریخی قرآن و علم پرداختهاند، یعنی تاثیرات قرآن بر پیشرفت علوم را در طول تاریخ مسلمانان بررسی کردهاند، از جمله:
کارنامه اسلام، دکتر عبدالحسین زرینکوب، که به تأثیرات عام اسلام و خاص قرآن در تشویق علم و پیشرفت علوم پرداخته است. الاسلام والهیئة سید هبةالدین شهرستانی، قرآن در اسلام، محمدحسین طباطبایی که به تأثیرات قرآن در پیدایش و رشد علوم اسلامی و تجربی و عقلی توجه داده است.
Ẓارائه میکند.
اسلام و هیئت ترجمه سید هادی خسروشاهی و علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، آلدو میهلی، ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و دکتر اسدالله علوی، تاریخ التمدن الاسلامی، جرجی زیدان و شیعه پایهگذار علوم اسلامی، سید حسن صدر و پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علیاکبر ولایتی، و علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زینالعابدین قربانی، که در ضمن مباحث به تاثیرات قرآن در پیشرفت تمدن اسلامی و علوم بشری اشاره کردهاند.
ه : کتابهایی که به رابطه قرآن با علم تجربی خاصی پرداختهاند، یا موضوع مشخص بین رشتهای را در حوزه قرآن و علم، دنبال کردهاند، از جمله:
الکون و الارض و الانسان فی القرآن العظیم، عبدالحمید اعرابی، قرآن و گیاهخواری، جمشید ایمانیراد، باد و باران در قرآن، مهدی بازرگان، هفت آسمان، محمدباقر بهبودی، خلق الانسان بین الطب و القرآن، محمدعلی البای، تکامل در قرآن، علی مشکینی، قرآن و روانشناسی، محمدعثمان نجاتی، الالوان فی القرآن الکریم، عبدالمنعم الهاشمی.
قرآن کریم بیش از هفتصد بار ماده «علم» را به شکلهای گوناگون به کار برده است، و دانایان را با نادانان مساوی ندانسته است (1)بلکه دانشمندان را بر دیگران برتری داده است. (2)یعنی علم را یکی از معیارهای برتری انسانها بر همدیگر قرار داده است و در برخی موارد گواهی «صاحبان علم» را همردیف گواهی خدا و فرشتگان قرار داده است، (3)که این مطلب به قول امام غزالی «در فضیلت و نبالت علم کفایت داشت». (4)
حتی در برخی آیات قرآن، هدف آفرینش آسمانها و زمین را «آگاهی و علم انسان» معرفی کرده است، (1)یعنی اگر انسان در طول زندگی خویش بر دانش خود بیفزاید، در راستای هدف خلقت حرکت کرده و به سعادت و تکامل میرسد و به خدا نزدیک میشود، و بر عکس هر کس که دانشافزایی نکند از هدف آفرینش جهان و خدا دور میشود.
قرآن کریم در آیات زیادی به کیهانشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی، روانشناسی و مراحل آفرینش انسان اشاره کرده (2)و توجه انسان را به منابع و مبادی و برخی گزارههای این علوم جلب کرده است، و انسان را به تدبر و تفکر و تعقل در آنها فراخوانده است (3)که این مطلب نوعی دانشپروری است که زمینهساز رشد علوم در جهان اسلا گردید. (ادامه همین کتاب)
البته همانطور که گذشت توجه قرآن به علوم، اعم از علوم الهی و بشری است. (4)
اهداف قرآن را میتوان از آیات خود قرآن بدست آورد، که گاهی هدف نزول قرآن را خارج ساختن مردم از تاریکیها به سوی نور معرفی میکند. (5)و گاهی هدف آن را «هدایت» بر میشمارد. (6)
البته به نظر میرسد که هدف اساسی قرآن هدایت به سوی خداست که همان خارج ساختن مردم از تاریکیهای جهل و گمراهی و شرک به سوی نور الهی
1) (1) . طلاق/ 12 (در مورد این آیه ذیل مبحث کاربردهای علم در قرآن مطالبی بیان شد)
2) (2) . در مورد این آیات در مباحث بعدی مطالبی بیان خواهد شد.
3) (3) . ر.ک: آل عمران/ 190 و نحل/ 3 - 11 و رعد/ 2 - 4.
4) (4) . ر.ک: مبحث کاربردهای علم در قرآن.
5) (5) . (الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ) ، (ابراهیم/ 1).
6) (6) . نحل/ 89 و بقره/ 97 و...
توحید و علم است که خردورزی و مژدهرسانی و هشداردهی و داوری و رحمت الهی زمینهساز این خروج و حرکت در مسیر هدایت است. (1)
اما در مورد آیات علمی قرآن از چند هدف یاد شده است:
اول: اشارات علمی قرآن به طبیعت، کیهان و ... نشانههای الهی است و در راستای شناخت معنا پیدا میکند. از اینرو در سوره رعد بعد از اینکه به گستردگی زمین و کوهها و میوهها و زوجیت و حرکت شب و روز اشاره میکند آنها را نشانههایی برای متفکران معرفی میکند و در ادامه از قطعات زمین و باغهای میوه یاد میکند و آنها را نشانههایی برای خردورزان معرفی میکند. (2)
دوم: اشارات علمی قرآن نشانههایی برای درک بهتر رستاخیز و در راستای معادباوری است.
از اینرو در سوره حج اشاره علمی به مراحل آفرینش انسان را با این جمله آغاز میکند: «ای مردم! اگر در مورد رستاخیز شک دارید، پس (توجه کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم سپس از نطفه ...» (3)و نیز در سوره طارق پس از بیان آفرینش انسان از آب جهنده بلافاصله یادآوری میکند که: (إِنَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ) ؛ «که خدا بر بازگردانیدن او (در رستاخیز) تواناست». (4)
سوم: اشارات علمی قرآن زمینهساز تفکر، تعقل و یادآوری انسان است. همانطور که یکی از نتایج آن نیز هست و در آیات متعدد قرآن به این مطلب اشاره شده است. (5)
براساس این مطلب روشن میشود که هدف اساسی قرآن «هدایت» انسان است و آیات علمی قرآن نیز همان هدف اساسی را دنبال میکند یعنی توجه انسان را به توحید و معاد جلب میکند تا هدایت شود ولی اهداف فرعی همچون
انگیزش تفکر و خرد انسانی، نیز برای آیات علمی قرآن قابل تصور است یعنی برای حرکت انسان در مسیر هدایت، آیات و اشارات علمی قرآن به انسان یادآوری میکند که نیروی فکر و عقل خود را به کار بندد، تا هدایت گردد.
از این روست که برخی صاحبنظران نوشتهاند که «در قرآن کریم بحث درباره جهان، طبیعت و انسان به طور استطرادی و تطفلی (حاشیهای) به میان آمده است.» (1)
به عبارت دیگر قرآن کتاب فیزیک، گیاهشناسی، زمینشناسی و یا کیهانشناسی نیست.
قرآن کتاب انسانسازی است و نازل شده است تا آنچه را که بشر در راه تکامل حقیقی (تقرب به خدای متعال) نیاز دارد به او بیاموزد، و لذا آیات مربوط به جهان و کیهان در هیچ زمینه هیچ گاه به بحثهای تفصیلی، در مورد موجودات نپرداخته، بلکه به همان اندازهای که هدف قرآن، در هدایت مردم تأمین میشده، بسنده کرده است». (2)
البته اشارات علمی قرآن همانطور که زمینه خداشناسی و معادشناسی را فراهم میسازد، در برخی موارد به گزارههای علمی اشاره میکند که اعجاز علمی قرآن را اثبات میکند و یا موجب تحریک حسّ کنجکاوی بشر شده و زمینهساز پیشرفت علوم را فراهم میسازد. (ادامه همین کتاب) بنابراین نمیتوان مطالب علمی قرآن را در حد مثالهای ساده پایین آورد. بلکه اشارات علمی قرآن بخشی از معارف قرآن بشمار میآید که علاوه به هدف عمومی هدایت، و در راستای آن، اهداف فرعی را نیز دنبال میکند.
آیا همه علوم بشری در قرآن وجود دارد؟
در این مورد سه دیدگاه عمده وجود دارد که بصورت مختصر بدانها اشاره میکنیم و دلایل آنها را مورد بررسی قرار میدهیم:
دیدگاه اول: همه علوم بشری در قرآن وجود دارد:
برای اولین بار این اندیشه در کتاب «احیاء العلوم» و «جواهر القرآن» ابو حامد غزالی (م 505 ق) دیده شده است. او سعی کرد که نشان دهد همه علوم را میتوان از قرآن استخراج کرد. او مینویسد:
«پس علوم، همه آنها در افعال و صفات خدا داخل است و خداوند در قرآن، افعال ذات و صفات خود را توضیح میدهد و این علوم بینهایت است و در قرآن به اصول و کلیات (مجامع) آنها اشاره شده است.» (1)
سپس ابو الفضل المرسی (655 - 570 ق) که صاحب کتاب تفسیر است این دیدگاه را بصورت افراطی میپذیرد و میگوید: «همه علوم اولین و آخرین در قرآن وجود دارد.» (2)
آنگاه بدر الدین زرکشی (م 764 ق) در «البرهان» این نظریه را میپذیرد. (3)
و پس از او جلال الدین سیوطی (م 911 ق) در کتاب «الاتقان فی علوم القرآن» و «الاکلیل فی استنباط التنزیل» دیدگاه غزالی و المرسی را میپذیرد و تقویت میکند. (4)
و مرحوم فیض کاشانی (م 1091 ق) هم در مقدمه تفسیر «صافی» این دیدگاه را به صورت خاصی در قسمتی از علوم میپذیرد. (5)
در عصر جدید هم با پیشرفت علوم این دیدگاه تقویت شد و کسانی مثل طنطاوی جوهری (متولد 1862م) در تفسیر مشهور «الجواهر فی تفسیر القرآن» سعی کرد تا بسیاری از علوم جدید را به قرآن نسبت دهد.
و جدیدترین تمایل نسبت به این نظریه از طرف شخصی بنام رضا نیازمند در
1) (1) . احیاء العلوم، ج 1، ص 289 چاپ دار المعرفة، بیروت.
2) (2) . ر.ک: التفسیر و المفسرون، ج 2، ص 478 - 482.
3) (3) . البرهان فی علوم القرآن، ج 2، ص 181 چاپ دارالمعرفة، بیروت.
4) (4) . الاکلیل فی استنباط التنزیل، ص 2 و الاتقان، ج 2، ص 271 - 282 دار الکتب العلمیه، بیروت.
5) (5) . تفسیر صافی، ج 1، ص 57.
سال گذشته (1375 ش) اظهار شد که در مقالهای نوشت:
«کسی که قرآن را قبول داشته باشد، باید قبول کند که مطالب آن شامل کلیه علوم هم هست و در آن هر چیز بر اساس دانش تفصیل داده شده است.» (1)
دلایل دیدگاه اول:
ظاهر برخی آیات قرآن دلالت بر این دارد که همه چیز در قرآن وجود دارد. مثل: (نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) ؛ (2)«و کتاب را بر تو نازل کردیم در حالی که بیان کننده هر چیز است».
آیاتی که اشاره به علوم مختلف میکند.
مثال: آیهای که از حساب سخن میگوید اشاره به علوم ریاضی دارد. (کَفی بِنا حاسِبِینَ ) . (3)
و از آیه (رَفِیعُ الدَّرَجاتِ ) (4)با حساب ابجد 360 درجه بودن درجات دایره را در هندسه استخراج میشود.
و علم پزشکی از آیه (وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ) (5)به دست میآید.
مثال: از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: «ان اللّه تبارک و تعالی لم یدع شیئاً تحتاج الیه الامة الا نزله فی کتابه و بیّنه لرسوله». (6)
«خداوند تبارک و تعالی هیچ چیزی را که مسلمانان به آن محتاج باشند، فرو گذار نکرده است مگر آنکه آنها را در قرآن، نازل فرمود و برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیان کرده است».
غزالی در «احیاء العلوم» به همین مطلب استشهاد کرده و تعداد علوم قرآن را تا هفتاد و هفت هزار و دویست علم ذکر کرده است. و بعد میگوید این عدد چهار برابر میشود، چون هر کلمه ظاهر و باطن دارد و حد و مطلع دارد. (2)
تذکر: دلایل این دیدگاه را در هنگام ذکر دلایل دیدگاه دوم و سوم مورد بررسی و نقد قرار میدهیم.
دیدگاه دوم:
قرآن فقط کتاب هدایت و دین است و برای بیان مسائل علوم تجربی نیامده است.
این دیدگاه را میتوان از سخنان برخی از صاحب نظران و مفسران استفاده کرد.
برای مثال ابو اسحاق شاطبی (م 790 ق) که اولین مخالف با نظریه غزالی و المرسی بود میگوید:
«قرآن برای بیان احکام آخرت و مسائل جنبی آن آمده است.» (3)
نویسندگان تفسیرهای «مجمع البیان» و «کشاف» نیز مینویسند:
«منظور از بیان همه چیز در قرآن، مسائل مربوط به هدایت و دین است.» (4)
تذکر1: دلایل این دیدگاه همراه با دیدگاه سوم بیان میشود.
تذکر2: سخنان این بزرگان قابل توجیه و تأویل است و نمیتوان گفت که آنان متمایل به دیدگاه سوم نبودهاند. و گر نه ظاهر سخن آنان با ظواهر آیات قرآن ناسازگار میآید چرا که در قرآن احکام و حدود و حتی قوانین ارث و دستورات جنگ و حکومت و اقتصاد و... بیان شده است که مربوط به دنیای مردم است. (5)
1) (1) . بحار الانوار، ج 92، ص 95.
2) (2) . احیاء العلوم، ج 1، ص 289.
3) (3) . الموافقات، ج 2، ص 76 - 79 به نقل از التفسیر و المفسرون، ج 2، ص 485.
4) (4) . طبرسی، مجمع البیان، ج 4، ص 289 و زمخشری، کشاف، ج 2، ص 628.
5) (5) . آیات مربوط به آیات الاحکام حدود پانصد آیه است که در کتابهایی تحت همین عنوان
دیدگاه سوم:
دیدگاه تفصیل؛ یعنی از طرفی همه علوم بشری در ظواهر قرآن وجود ندارد و هدف اصلی قرآن نیز هدایتگری بشر به سوی خداست. و از طرفی دیگر قرآن کریم دعوت به تفکر و علم میکند و برخی از مثالها و مطالب علمی صحیح و حق را بیان میکند که بیانگر اعجاز علمی قرآن است.
دلایل و شواهد: در اینجا دلایل این دیدگاه را همراه با ردّ دلایل دیدگاه اول آورده میشود:
این مطلب مورد تأکید مفسران قدیمی 1 و صاحبنظران معاصر 2 است.
اولاً: این ظهور بر خلاف بداهت است چون بسیاری از فرمولهای شیمی و فیزیک در قرآن کریم نیست.
ثانیاً: ظهور این آیات مورد انکار صریح برخی از مفسران قرار گرفته است و گفتهاند که منظور وجود چیزهایی است که در مورد هدایت انسان لازم است و اینها در قرآن وجود دارد. 3 (کل شیء امور دینی)
ثالثاً: لفظ «کتاب» در آیات مورد بحث (نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) 4
ممکن است به چند معنا باشد: «قرآن کریم، لوح محفوظ، اجل، علم خدا، امام مبین» (1)پس نمیتوان گفت که حتماً مراد قرآن است و همه چیز در آن است.
و همین اشکال در مورد روایاتی که مورد استناد واقع شده بود نیز وارد است.
رابعاً: این آیات با دلیل عقل (قرینه لبّی) تخصیص میخورد و محدود میشود. چون عقل انسان حکم میکند که قرآن در راستای هدف خود (هدایت معنوی انسان) بیان همه چیز باشد نه در اموری که خارج از حوزه هدف آن است.
علاوه بر آنکه برخی از آیاتی که مورد استشهاد طرفداران دیدگاه اول قرار گرفت از لحاظ موازین تفسیری قابل نقد است برا ی مثال: آیه (رَفِیعُ الدَّرَجاتِ ) ربطی به درجات دایره ندارد. و حمل آیات بدون قرینه عقلی یا نقلی معتبر بر یک مطلب موجب تفسیر به رأی میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری
بنا بر آنچه بیان کردیم به این نتیجه میرسیم که ظاهر آیات قرآن، بر تمام علوم بشری (با تمام فرمولها و جزئیات آن) دلالت ندارد.
بلی در قرآن، اشاراتی به بعضی از علوم و مطالب علمی شده است که استطرادی و عرضی است ولی همه علوم بالفعل در قرآن مذکور نیست و آیاتی
1) (1) . ر.ک: مجمع البیان، ج 4، ص 298 و ج 6، ص 380 و کشاف، ج 2، ص 628 و المیزان، ج 14، ص 325 و تفسیر نمونه، ج 11، ص 381 و...
که در این زمینه است (مثل آیه 89 سوره نحل و 38 و 59 سوره انعام) دلالت بر این مطلب دارد که تمام احتیاجات دینی و هدایتی مردم، در قرآن به طور تفصیل یا مجمل ذکر شده است. (1)
علوم تجربی براساس روش تجربی پایهگذاری شده که مبتنی بر آزمایش و خطاست، اما مشکل از آنجا پیدا شد که در آزمایشات علوم تجربی، معمولاً استقراء کامل امکان عادی نداشت و در نتیجه علم تجربی قطعی و یقینی - جز در موارد خاص - پدید نمیآمد تا بتواند احتمال طرف مقابل را صفر نماید.
به عبارت دیگر مشاهده امور و طبقهبندی اطلاعات و ارایه فرضیه و تجربه آن وقتی منتهی به تشکیل «قانون» میشود که از مرحله استقراء استدلالی عبور کند و این مطلب مبتنی بر تعمیم نتایج آزمایشات و از موارد جزئی به قانون کلی رسیدن است. یعنی در حالی که ما موارد جزئی و محدودی را مشاهده میکنیم در مورد اموری که مشاهده نمیکنیم داوری کنیم و حکم کلی حتی برای آینده بنماییم. (2)
از اینرو تلاشهایی توسط دانشمندان علوم تجربی و فیلسوفان علم صورت گرفت تا مشکل «استقراء ناقص» را حل کنند لیکن دانشمند انگلیسی جدول مشهور خود را پیشنهاد کرد. (3)سپس استورات میل نظر او را تکمیل کرد، (4)و در ادامه راهکارهای مختلفی همچون پایهگذاری استقراء بر مبدأ سبب کافی، (5)
1) (1) . برای اطلاعات بیشتر در این زمینه و بررسی تفصیلی دلایل طرفین ر.ک: در آمدی بر تفسیر علمی قرآن، از نگارنده، انتشارات اسوه، 1375 ش، قم.
2) (2) . برای اطلاع از اشکالات استقراء ناقص ر.ک: صدر، محمدباقر، الاسس المنطقیه للاستقراء، ص 25 - 27.
3) (3) . ر.ک: سیاسی، علیاکبر، مبانی فلسفه، ص 210 - 244.
4) (4) . همان.
5) (5) . همان، ص 244.
استقراء ناقص در مشهودات مبتنی بر تعلیل، (1)استقراء مبتنی بر حکم بدیهی عقلی، (2)استقراء مبتنی بر مماثلت کامل جزئیات (3)و استقراء مبتنی بر حساب احتمالات، (4)پیشنهاد شد، ولی هیچکدام نتوانست مشکل استقراء ناقص را حل کند و به هر کدام از این دیدگاههای اشکالات متعددی مطرح شد. (5)
سپس کارل پویر (6)فیلسوف علم معاصر اشکالات دیگری به شیوه سنتی استنتاج در علوم تجربی نمود. و آن را مخالف روانشناسی کشف و ابداع دانست و تأکید کرد که هزاران قضیه شخصیه نمیتواند نتیجه کلی بدهد و به قانون تبدیل شود، پس استقراء حجت نیست. از اینرو پیشنهاد کرد بجای شیوه اثباتپذیری سنتی که همیشه بدنبال اثبات قانون علمی است، به شیوه ابطالپذیری در علم روی آوریم و مراحل «برخورد با مسأله و عدم رضایت از آن، مرحله حدسزنی، مرحله استنتاج قضایای قابل مشاهده، مرحله اقدام جهت ابطال قضایای قابل مشاهده و تجربه» را پیشنهاد کرد که اگر نظریه استنتاج شده باطل نشد در علم بماند و اگر باطل شد مبنای عمل قرار گیرد تا وقتی که نظریه کاملتری جایگزین آن شود.
بنابراین دیدگاه در علوم تجربی «قانون» وجود ندارد بلکه علم نظریههایی است که قدرت تبیین و پیشبینی پدیدهها را دارد و به اصطلاح افسانههای مفید هستند. (7)
از اینرو ایان باربور فیزیکدان آمریکایی با طرح اشکالات متعدد (8)در مورد
1) (1) . مظفر، محمدرضا، المنطق، ص 264.
2) (2) . مظفر، محمدرضا، همان.
3) (3) . همان.
4) (4) . صدر، محمدباقر، الاسس المنطقیه للاستقراء، ص 135 و 383 - 400.
5) (5) . رضاییاصفهانی، محمدعلی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ص 191 به بعد.
6) (6) . Karl Poper (م 1373 ش)
7) (7) . ر.ک: پوپر، حدسها و ابطالها، ترجمه احمد آرام، و منطق اکتشافات علمی، همو.
8) (8) . ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، ص 213 - 214.
دادههای علوم تجربی نوشت «برخی پژوهندگان بر این قواند که نظریههای علمی، المثنای واقعیت نیستند، بلکه ساخته و پرداخته ذهن یا افسانههای مفیدند که به کار همارایی دادهها و یافتههای آزمایش میآیند.» (1)
بنابراین علوم تجربی ادعای واقعنمایی و قطعیت در مورد طبیعت ندارد، چه رسد به اثبات یا نفی امور ماوراء طبیعت.
به ویژه آنکه علوم تجربی بر مشاهده حسی استوار است که محدود و خطاپذیر است و انسان نمیتواند تمام محسوسات را درک کند و در مواردی که درک میکند به خطاهای روشن (مثل شکسته دیدن چوب در آب و نیز سراب) و خطاهای مخفی گرفتار میشود.
از اینرو علوم تجربی یقین مطابق واقع برای ما به ارمغان نمیآورد. مگر در موارد خاص که عامل بیرونی به کمک یافتههای علوم تجربی بیاید، مثلاً یافته علم تجربی به حد بداهت حسی برسد مثل نیروی جاذبه، و یا دلیل قطعی همچون برهان عقلی آن را تأیید کند. (2)
در این مورد براساس حصر عقلی چهار احتمال میتواند وجود داشته باشد:
اما براساس واقعیت خارجی و شواهد درون متن قرآن، روشن میشود که قرآن کریم از علوم تجربی جدا نیست و رابطه خصمانه نیز با علوم ندارد، این مطلب از شواهد، توجه قرآن به علم و اشارات علمی آن و رازگوئیهای علمی
اعجازآمیز آن روشن میشود. (1)
آری قرآن نه تنها از علم جدا نیست بلکه دانش و دانشمندان را تشویق میکند (2)و در بیش از هزار آیه به مطالب علمی طبیعت و انسان اشاره کرده است. (3)
قرآن کریم با آموزههای علوم تجربی نه تنها تعارض ندارد بلکه زمینههای گسترش علوم تجربی را فراهم ساخت (ادامه کتاب) و اگر در مواردی ادعا یا توهم تعارض ظاهری بین قرآن و علم شده است با تأمل در آیات یا مقدمات نظریههای علمی، تعارض بر طرف میشود. (ادامه همین کتاب)
اما تداخل قرآن و علم براساس دیدگاه «استخراج علوم از قرآن» و بر مبنای وجود همه علوم بشری در قرآن کریم با توجه به آیه (نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) (4)قابل طرح و توجیه است، ولی مبنای این دیدگاه در مباحث گذشته رد شد و در مورد آیه شریفه نیز توضیح دادیم که قرآن بیان کنند هر چیزی است که در راستای هدف قرآن یعنی هدایت باشد، و با توجه به قید لبی آیه وجود همه علوم در ظواهر قرآن کریم ثابت نمیشود علاوه بر آنکه این مطلب مخالف بداهت است. بنابراین «استخراج علوم از قرآن» که یکی از گونههای تفسیر علمی است مبنا و دلیل آن مخدوش است، و علاوه بر آنکه صحیح نیست موجب تحمیل و تفسیر به رأی میشود.
پس با توجه به باطل شدن سه احتمال جدایی، تداخل و تعارض قرآن و علم، احتمال چهارم یعنی رابطه سازگارا نه بین قرآن و علم ثابت میشود، چرا که تقسیم رباعی فوق حصر عقلی داشت چون بر مبنای اثبات و نفی پایهگذاری شده بود.
آری از طرفی قرآن موید و مشوق همه دانشهای بشری است بلکه خود عامل
پیدایش و رشد برخی علوم شده است. و اشارات علمی اعجازآمیز و شگفتیهای علمی و اشارات علمی اندیشهساز دارد. (ادامه همین کتاب) و از طرف دیگر علوم تجربی در فهم و تفسیر آیات قرآن نقش مثبت دارند و گاهی تطابق قرآن و علوم جدید، اعجاز علمی قرآن را اثبات میکند.
این مبحث زیر مجموعه مبحث گسترده علم و دین است. و برخی صاحبنظران تعارض واقعی بین علم و دین را غیرممکن میدانند (1)بلکه آنچه که به عنوان تعارض علم و دین مطرح میشود، توهم تعارض یا تعارض ابتدایی و ظاهری است که تأمل و دقت در علم و دین بر طرف میشود. (2)
و برخی صاحبنظران نیز در این مورد یادآور شدهاند که: «در قرآن هرگز چیزی که مخالف عقل و منطق و قطعیت علمی (از طریق مشاهده و تجربه) باشد وجود ندارد. و اگر موضوعی بدین روش و بطور قطع به اثبات رسید، مسلماً قرآن، موافق آن است نه متضاد و مغایر آن.» (3)
اما به هر حال در برخی موارد ادعای تعارض ظاهری بین قرآن و علم شده است، از جمله در مورد آیات مربوط به «آفرینش انسان» (4)با «نظریه تکامل» لامارک (1774 - 1829 م) و چالز داروین (1809 - 1882 م) که برخی نویسندگان مسلمان بطور کلی نظریه تکامل را مردود دانستهاند به آیاتی از قرآن از جمله آیه 59/ آلعمران استدلال کردهاند و آیات مخالف را توجیه نمودهاند. (5)
در حالی که ظاهر برخی آیات قرآن موافق و برخی مخالف نظریه تکامل مینماید و برخی دیگر با هر دو نظریه قابل انطباق است (6)از اینرو برخی
1) (1) . ر.ک: سبحانی، جعفر، مجله تخصصی کلام، ش 1 (بهار 1371 ش)، ص 7.
2) (2) . ر.ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، محمدعلی رضاییاصفهانی، ص 229 و ص 391.
3) (3) . مشکینی، علی، تکامل در قرآن، ص 25.
4) (4) . ر.ک: آل عمران/ 59، صافات/ 11، انعام/ 2، حجر/ 28 - 29.
5) (5) . مهاجری، مسیح، نظریه تکامل در قرآن، ص 53 - 56.
6) (6) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، نگارنده، ص 249 - 276 که هم آیات و دیدگاهها را
نویسندگان در مورد یک آیه دو ادعای کاملاً متعارض نمودهاند از جمله در مورد آیه (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ ) (1)دکتر مصطفی محمود بر آن است که آیه اشاره صریح دارد که انسان در ابتدا از خاک آفریده نشده بلکه از سلالهای آفریده شده که مقدمه ظهور انسان است (2)(یعنی آیه اثباتگر نظریه تکامل داروین است) ولی برخی دیگر آیه را دلیل ردّ نظریه تکامل داروین دانستهاند. (3)
و نیز در مورد آیه (وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ) (4)آقای مشکینی آن را از جمله بهترین آیات قابل استفاده، برای اثبات نظریه (تکامل) میداند 5 و به واژه «ثم» استدلال میکند ولی برخی مفسران معاصر با ذکر احتمالاتی در واژه «ثم» آن را ردّ میکنند. 6
از اینروست که برخی افراد برآنند که نمیتوان در باب نظریه تکامل، هیچ دیدگاهی را بطور قطعی به قرآن نسبت داد 7 و برخی دیگر برآنند که اگر نظریه تکامل بصورت قطعی اثبات شود آیات قرآن قابل تأویل است. 8
یعنی چهار احتمال در مورد گزارههای قرآن و علم وجود دارد:
توضیح اینکه تعارض واقعی گزاره قطعی علمی با گزاره قطعی قرآنی منتهی به تناقض میشود چون فرض آن است که هر دو گزاره قطعی و مطابق واقع است و یکی میگوید: الف ب است و دیگر میگوید: الف ب نیست. در حالی که در حقیقت و خارج یکی از این واقع شده است. پس باید بین اثبات و نفی این گزاره یکی را انتخاب کرد وگرنه گرفتار تناقض میشویم. از اینرو برخی متکلمان مفسر برآنند که: «هرگز (تعارض علم و دین) ممکن نیست و یکی از دو طرف قضیه سست و بیپایه است، یا آنچه را که دین نامیدهایم دین نیست، یا اینکه علم حالت قطعی ندارد.» (1)
برخی از صاحبنظران غربی تلاش کردهاند که موارد تعارض ظاهری آیات با یافتههای علوم تجربی را براساس تئوریهای زبانشناختی و تفاوت گذاشتن بین زبان علم (زبان ناظر) و زبان دین (زبان عامل) حل کنند. و برخی دیگر درصددند از طریق ابزار انگاری در علم و افسانه مفید دانستن علم تجربی و یا از طریق ابزارانگاری در دین و آن را وسیله صعود و معنویت انسان دانستن، تعارضات را حل کنند.
و گاهی تلاش شده که با جداسازی حوزهها و قلمرو علم و دین، تعارض را حل کنند. (2)
و برخی صاحبنظران مسلمان و مفسران و متکلمان معاصر نیز تلاشهای دیگری برای حل تعارض علم و دین کردهاند برخی به راه حل پافشاری بر ظاهر آیه و سکوت و صبر اشاره کردهاند از جمله:
لطف الله صافی گلپایگانی با اشاره به نظریههای غیرقطعی علم، راه حل را پافشاری بر ظاهر قرآن و انتشار میداند تا شاید بعداً همان مطلب قرآن اثبات شود. (1)
و محمدتقی مصباح یزدی در این همین راستا مینویسد:
«اگر مفاد آیهای طبق اصول محاوره، بر نظریهای (فلسفی، علمی و ...) منطبق بود چه بهتر و نعم بلکه تا هر جا مطابقتی به طور روشن از قرآن فهمیده میشود بپذیریم و نسبت به فرا سوی آن سکوت کنیم». (2)
برخی دیگر راه حل تصرف در ظواهر آیات را برگزیدهاند، از جمله، جعفر سبحانی با اشاره به تعارض قرآن و علم در مورد نظریه تکامل مینویسد:
«ولی با این همه، هر گاه فرضیه تحول انواع، در آینده رنگ علمی به خود گرفت و روی دلایل قطعی و روشن ثابت شد که انسان کنونی، پس از تحولات جوهری و تبدلات نوعی، موجودی دو پا و صاحب نفس ناطقه شده است و این ثبوت به مرحلهای رسید که مسئله تحول انواع در شمار مسائل قطعی و روشن که جای هیچ گونه انکار نباشد وارد ساخت؛ در این صورت ظواهر قرآن، طوری نیست که قابل تأویل و تفسیر نباشد». (3)
به عبارت دیگر در این موارد علم قطعی قرینه تصرف در ظاهر آیات مخالف نظریه تکامل میشود.
زبانی یاد میکند و ما نیز این دیدگاهها را در کتاب درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ص 247 - 269 بررسی و نقد کردیم که بیان آن
البته روشن است که هر کدام از این راهکارها میتواند بخشی از تعارضات ادعایی قرآن و علم را پوشش دهد و تقسیم چهارگانهای که در صدر بحث در این مورد شد میتواند چهارچوبی نظری برای پوشش همه بخشهای تعارضات ادعائی باشد البته هر کدام از تعارضات ادعایی ویژگیهای خاصی دارد که لازم است تک تک مورد بررسی و نقد قرار گیرد و راهکارهای مناسب ارایه گردد تا تعارض ظاهری برطرف شود. (1)
هر چند که موضوع این نوشتار تفسیر علمی قرآن نیست اما لازم است به آیات علمی قرآن اشارهای داشته باشیم تا مطالب بعدی روشنتر شود.
یوسف مروه تعداد آیات علمی قرآن را 675 آیه میشمارد (2)و محمد جمیل الحبال و مقداد مرعی الجواری تعداد آنها را با احتساب موارد تکرار 1322 آیه میشمارند. (3)که حدود 20% کل آیات قرآن را شامل میشود.
برخی نویسندگان آیات علمی قرآن را در رابطه با علوم مختلف تقسیم کردهاند، آقای یوسف مروّه بر آن است که آیات در مورد علم پزشکی/ 61، فیزیک/ 63، کیهانشناسی/ 100، زمینشناسی/ 20، کشاورزی/ 21، زیستشناسی (حیوانات)/ 12، آفرینش و حیات/ 36، جغرافیا/ 73، هواشناسی/ 20، شیمی/ 9 و ... در قرآن وجود دارد. (4)
اما محمد جمیل الحبال و مقداد مرعی الجواری همین اعداد را متفاوت
1) (1) . مبحث رابطه و تعارض علم و دین و بررسی مصادیق ادعائی تعارض علم و قرآن، بسیار گسترده است و ذکر همه مصادیق و راهکارهای آنها در این مختصر نمیگنجد. (ر.ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن و پژوهشی در اعجاز علمی قرآن از نگارنده)
2) (2) . العلوم الطبیعیة فی القرآن، یوسف مروّه، ص 76 - 77.
3) (3) . العلوم فی القرآن، محمد حمیل الحبال و مقداد مرعی الجواری، ص 35 - 36.
4) (4) . العلوم الطبیعیة فی القرآن، ص 76 - 77.
گزارش دادهاند. برای مثال آیات فیزیک را 138 و آیات شیمی را 11 و زمینشناسی را 69 مورد گزارش کردهاند. (1)
البته به نظر میرسد که شمارگان مختلف آیات در این مبحث براساس دیدگاههای متفاوت در مورد مبانی تفسیر علمی و تعریف آیات علمی است. همانطور که وابسته به نظر مفسر در مورد دلالت آیه و تطابق آن با یافتههای علوم تجربی است. هر چند که بسیاری از این تطبیقها و دلالتها مورد مناقشه قرار گرفته است. (2)علاوه بر آنکه نوع دلالت این آیات یکسان نیست (ادامه همین کتاب)
آیات علمی قرآن، آیاتی است که اشارهای به مسائل طبیعی داشته باشد، اما این اشارات و گونه دلالت آنها متفاوت است. از اینرو آیات علمی قرآن به سه بخش قابل تقسیم است:
اول: اعجازهای علمی قرآن، یعنی رازگوییهای علمی قرآن که در آیات بصورت واضح آمده است و در زمان نزول آیه کسی از آن اطلاع نداشته، بلکه مدتها بعد از نزول آیه مطلب علمی آن توسط دانشمندان کشف شده است. (3)
مثل اشاره عملی قرآن به نیروی جاذبه، (4)حرکتهای خورشید، (5)لقاح ابرها (6)و زوجیت عام موجودات (7)و مراحل خلقت انسان (8)که قرنها بعد از نزول قرآن بشر به این مطالب علمی دست یافت. از اینرو برخی مفسران قرآن این مطالب را
1) (1) . العلوم فی القرآن، ص 35 - 36.
2) (2) . ر.ک: «پژوهشی در اعجاز علمی قرآن» و «درآمدی بر تفسیر علمی قرآن» از نگارنده و نیز «تفسیر علمی قرآن» ناصر رفیعی محمدی.
3) (3) . رضائیاصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 85.
4) (4) . رعد/ 2 و لقمان/ 10.
5) (5) . یس/ 38 و رعد/ 2.
6) (6) . حجر/ 12.
7) (7) . رعد/ 2 و یس/ 36 و شعراء/ 7.
8) (8) . مومنون/ 12 - 14 و حج/ 5 و غافر/ 67 و قیامت/ 37 - 39.
اعجازهای علمی قرآن دانستهاند.
البته ادعاهای دیگری نیز در مورد اعجازهای علمی قرآن شده است که مورد نقد قرار گرفته است. (1)
دوم: اشارات علمی شگفتآمیز قرآن: برخی آیات قرآن به مطالب علمی و قوانین جهان اشاره میکند که شگفتی هر خوانندهای را بر میانگیزد. اما از آنجا که این مطالب بصورت دیدگاههای غیرمشهور در مراکز علمی، توسط برخی دانشمندان مطرح شده بود، اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید. بلکه نوعی مخالفت با دیدگاهها و نظریههای مشهور در علوم آن عصر بشمار میآید که شگفتآور است و دلالت بر عظمت علمی قرآن دارد.
از آن جمله، اشارات قرآن به حرکت زمین (2)و پیدایش حیات از آب، (3)و ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه، (4)ممنوعیت شرابخواری (5)و ...
سوم: اشارات علمی اندیشهساز قرآن: آیاتی که اشاره به آسمان، زمین، انسان، حیوانات و طبیعت میکند و انسان را به تفکر در آنها دعوت میکند و گاهی آنها را نشانه خدا و معاد میشمرد. ولی مطلب شگفتآمیز یا اعجازآمیزی از ظاهر آیات قابل استفاده نیست، این گونه آیات توجه انسان را به نمودهای آفرینش زیبای الهی جلب میکند و زمینهساز رشد علمی بشر را، بویژه در علوم تجربی، فراهم میسازد.
مثال: (أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ ) ؛ (6)«و آیا به شتر نظر نمیکنند که چگونه آفریده شده است؟!»
1) (1) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین.
2) (2) . ر.ک: نمل/ 89 و ... (صاحب تفسیر نمونه این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن میشمارد، نمونه، ج 15، ص 568 - 569)
3) (3) . ر.ک: نور/ 45 و انبیاء/ 30 (صاحب التمهید این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن به شمار میآورد، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 36)
4) (4) . ر.ک: بقره/ 222 و تفسیر نمونه، ج 2، ص 93 - 94 و طب در قرآن، ص 50 - 51.
5) (5) . ر.ک: مائده/ 90 - 91 و بقره/ 219.
6) (6) . غاشیه/ 17.
نیز در آیات 5 - 6 - 7 - 10 - 11 - 13 - 14/ سوره نحل به منافع حیوانات، نزول باران، رویش گیاهان رنگارنگ، دریاها و کشتیرانی در آنها و فواید غذایی و زیور آلاتی که از آنها بدست میآید، به عنوان نشانههایی برای اندیشمندان اشاره میکند که به آفرینشگر جهان پی میبرند و سپاسگزاری میکنند. (1)
چهارم: گاهی از آیات قرآن که به علم و عالمان اشاره میکند و دانشافزایی و دانشمندان را تشویق میکند، (2)به عنوان آیات علمی قرآن یاد شده است. (3)ولی به نظر میرسد که هر چند این آیات در راستا و مقدمه آیات علمی قرآن است و در رشد علوم بشری بویژه در میان مسلمانان مؤثر بوده است، اما در زمره آیات علمی بشمار نمیآید چرا که حاوی اشارات علمی به مسائل طبیعی نیست.
از آنجا که بیش از هزار آیه قرآن به مسائل طبیعی اشاره دارد، فهم و تفسیر آنها ارتباطی ناگسستنی با علوم تجربی دارد، (4)همانطور که برای رفع چالشهای قرآن و علم، نیازمند آشنایی با نظریههای علوم تجربی هستیم. و از همین زاویه است که روش تفسیر علمی قرآن شکل گرفته و مفسران قرآن بویژه در یک قرن اخیر، کم و بیش، از علوم تجربی به عنوان قرینه فهم و تفسیر آیات بهره بردهاند و گاهی اعجازهای علمی قرآن را اثبات کردهاند.
البته این مطلب نیاز به روششناسی خاص تفسیر علمی و رعایت معیارها و دوری از تحمیل و تطبیقهای نابجای نظریههای علمی اثبات نشده بر قرآن و پرهیز
1) (1) . البته در میان آیات 5 - 17 سوره نحل برخی نکات علمی شگفتآور نیز وجود دارد که این گونه مطالب به قسم بعدی ملحق میشود.
2) (2) . ر.ک: زمر/ 9، مجادله/ 11، طلاق/ 12 و ...
3) (3) . یوسف مروه 64 آیه قرآن را که علم و علما را وصف میکند و آنان را تشویق میکند از آیات علمی قرآن شمرده است. (العلوم الطبیعیة فی القرآن، ص 76 - 77)
4) (4) . برخی مثالهای آن در مبحث اقسام آیات علمی گذشت و برای اطلاع بیشتر ر.ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن از نگارنده.
از استخراج علوم و تفسیر به رأی دارد.
(1) توجه قرآن به دانش و تشویق دانش و دانشمندان، (2)در کنار آموزههای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام که مسلمانان را به دانشافزایی تشویق میکردند (3)زمینههای رشد علوم را در بین مسلمانان فراهم ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی جهش علمی عظیمی در جامعه اسلامی پدید آمد و تمدن درخشان اسلامی شکل گرفت، که آن را معجزه اسلامی در فرهنگ و تمدن خواندند. همانطور که قبلاً از معجزه یونانی در فرهنگ و تمدن بشری یاد میشد. (4)
جامعه عرب جاهلی قبل از اسلام در جزیرة العرب، کمتر از بیست نفر با سواد وجود داشت. (5)ولی همین جامعه براساس تعالیم قرآن چنان متحول شد که در قرن دوم هجری هارون الرشید، برای شارلمانی پادشاه فرانسه ساعت زنگداری هدیه فرستاد که در اروپا آن را در ردیف عجایب هفتگانه جهان بشمار آوردند. (6)
دکتر علی اکبر ولایتی در پژوهش خود به رشد علوم و تمدن اسلامی و نقش محوری قرآن در آن توجه کرده و مینویسد:
«حرکت تمدن سازی و شکلگیری معارف اسلامی با محوریت قرآن کریم و استفاده بهینه از علوم و معارف انتقالی از (یونان، ایران، هند و...) بود. این موضوع از اواخر سده دوم و سوم هجری آغاز شد و اوج آن در سده پنجم و ششم بود. مثلاً ریاضی، نجوم، فیزیک و پزشکی
1) (1) . هر چند که موضوع نوشتار قرآن و علوم تجربی است، ولی برای روشن شدن تاثیر قرآن در رشد علوم تجربی، لازم است نگاهی کلی به تاثیر قرآن در پیدایش و رشد علوم داشته باشیم.
2) (2) . ر.ک: زمر/ 9، مجادله/ 11 و ...
3) (3) . ر.ک: محمد بن یعقوب الکلینی، اصول کافی، ج اول، باب فضل العلم و محمدباقر مجلسی بحارالانوار، ج 1 و 2.
4) (4) . زرین کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، ص 34.
5) (5) . 17 نفر مرد و تعداد کمی زن سواد خواندن و نوشتن داشتند. (فتوح البلدان، بلاذری، به کوشش صلاح الدین المنجد، ج 3، ص 580)
6) (6) . تاریخ علوم، پیر روسو، ص 117، امیرکبیر.
دوران اوج خود را در همین فاصله زمانی طی کردهاند و بتدریج از درون همین تمدن، اجزاء و شاخههای دیگری مانند ادب، هنر، و عرفان رویید.» (1)
سپس به کارکرد قرآن در وحدت بخشی به مسلمانان و تاثیر آن در تمدنسازی اشاره میکند و مینویسد:
«یکی از ویژگیهایی که میتواند در مسیر پیدایش تمدنها موثر واقع شود، مساله وحدت است که از همان آغاز مورد توجه اسلام بود، و قرآن کریم ضمن توصیه به این امر، محوریت وحدت بخش جامعه اسلامی را اعتقاد به «توحید» دانسته (2)و ذات باری تعالی را مرکز ثقل این مجموعه بر میشمارد.» (3)
دکتر عبدالحسین زرین کوب نیز به نقش وحدت بخش قرآن در رشد علوم و تمدن اسلامی توجه کرده و با طرح مساله «جهان وطنی» در اسلام مینویسد:
«در چنین دنیای (صدر اسلام) که اسیر تعصبات دینی و قومی بود، اسلام نفخه تازهیی دمید. چنانکه با ایجاد «دار الاسلام» که مرکز واقعی آن «قرآن» بود - نه شام و نه عراق - تعصبات قومی و نژادی را با یک نوع «جهان وطنی» چاره کرد. و در مقابل تعصبات دینی نصارا و مجوس، تسامح و تعاصد با اهل کتاب را توصیه کرد و علاقه به علم و حیات را ... . (4)
جامعه اسلمی هم که وارث این تمدن عظیم (شرق و غرب) بود جامعهایی بود متجانس که مرکز آن قرآن بود، نه شام و نه عراق، با وجود معارضاتی که طی اعصار بین فرمانروایان مختلف آن روی میداد در سراسر آن یک قانون اساسی وجود داشت: قرآن که در قلمرو آن نه مرزی موجود بود نه نژادی، نه شرقی در
کار بود نه غربی. در مصر یک خراسانی حکومت میکرد و در هند یک ترک. (1)
و نیز تأکید میکند که: (اسلام و قرآن) با توصیه مسلمین به «راه وسط» (2)توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تسهیل کرد. (3)
و نیز ایشان بین انگیزههای مسلمانان و دیگران در مورد علم آموزی تفاوت میگذارد و به نقش قرآن در این زمینه اشاره میکند و مینویسد:
«در مصر و بابل حساب و نجوم پیشرفتش بخاطر ارضاء حوایج زندگی از قبیل تجارت و فلاحت بود، در صورتی که نظر یونانیان در علم و فلسفه غالباً بیشائبه بود، و برای اقناع احتیاج درونی به معرفت، ... در بین مسلمین سبب عمده حصول آنچه معجزه اسلامی (جهش علمی مسلمانان) خوانده میشود، بیهیچ شک ذوق معرفت جویی و حس کنجکاوی بود که تشویق و توصیه قرآن و پیغمبر آن را در مسلمین بر میانگیخت». (4)
برخی دیگر از پژوهشگران تاریخ علوم اسلامی نیز بر انگیزهسازی قرآن در جذب و رشد علوم در بین مسلمانان تاکید میکنند و مینویسند:
«توجه جامعه مسلمانان کم کم به سوی علوم و صنایعی جلب شد که عمدتاً در اختیار تمدنهای غیرمسلمان قرار داشت و موجب توسعه و تسهیل زندگی مادی آنها میشد، آنها که به برکت فرهنگ اسلام و با استفاده از معارف الهی قرآن کریم از نظر فکری به حد بالایی از کمال رسیده بودند، تشنه کسب اطلاع از معارف و اندیشههای متفاوت سایر ملل و تمدنهای جهان بودند. منبع اصلی این اشتیاق، آیات قرآن احادیث بسیاری بود که مومنان را به کسب علم و فن ترغیب میکرد.» (5)
آری قرآن کریم نه تنها در پیدایش و رشد برخی علوم مسلمانان نقش محوری
داشت بلکه در تسهیل و زمینهسازی ترجمه آثار و انتقال علوم غیرمسلمانان نیز نقش سازندهای داشت.
همانطور که یکی از خدمات قرآن به دانش مسلمانان آن بود که بسیاری از علوم مقدمه فهم و تفسیر قرآن بشمار میآمد یا برای اجرای احکام قرآن لازم بود، از اینرو مسلمانان بطرف آن علوم سوق داده میشدند و زمینه آشنایی مسلمانان با علوم بشری و ترجمه و جذب و رشد این علوم در بین مسلمانان فراهم میشد، دکتر زرین کوب در این زمینه مینویسند:
«درست است که آن علم مورد توصیه در اوایل عبارت بود از معرفت قران و دین، اما بعدها تمام علوم دیگر به سبب ضرورتی که گهگاه در فهم و تفسیر قرآن و آداب و مناسک دینی داشت مورد توجه مسلمانان واقع شد مخصوصاً علم ابدان - طب و متفرعات و مقدمات آن - نیز محل توجه خاص مسلمین گردید.» (1)
ایشان با بیان اینکه «در قرآن کریم اشارههایی هست به اینکه مسیر خورشید و ماه حساب دارد،» از اینرو محاسبات نجومی مذموم تلقی نمیشد بلکه احکام نجومی که لغو بود و مایه اتلاف عمر مذموم شمرده میشد (2)و نیز شعر و تاریخ و انساب تا جایی که موجب لغو و فساد نمیشد نه فرض بود نه مذموم، ... معهذا، بعدها به سبب فایدهای که از این مباحث در فهم و تفسیر قرآن و حدیث عاید میشد ادب و تاریخ و انساب هم مطلوب شد. (3)
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی نیز به نقش قرآن در مورد دو دسته از علوم اشاره کرده است. دسته اول علوم که مستقیماً از «قرآن» سرچشمه گرفته و مسلمین ابتکار نمودهاند، همچون قرائت، فقه، اصول، تفسیر، نحو، صرف، معانی، بیان، بدیع و امثال آنها که از نتیجه کاوش در قرآن مجید به وجود آمده و زبان و
ادبیات عرب را تکامل بخشیده و نظم اجتماعی و سیاسی آنان را استوار ساخته است.
و دسته دوم علومی که در گذشته وجود داشته و طبق فرمان قرآن، مسلمین متوجه لزوم آن گردیده و در راه تکامل و رشد آنها کوشیدهاند...
مسلمانان حساب را برای تقسیم مواریث و هندسه را برای قبلهشناسی و راههای حج، علوم فلک را برای کمک به اثبات رمضان و عیدها و ضبط دقیق وقتهای نماز فرا گرفتند. بدون شک باید گفت انگیزه مسلمین برای اخذ دانشهای مختلف دین بوده است. (1)
علامه محمدحسین طباطبایی نیز به رابطه قرآن با علوم توجه ویژه کرده و در کتاب «قرآن در اسلام» مباحث مبسوطی در این زمینه آورده است ایشان پس از اشاره به تجلیل قرآن از علم و تشویق به تحصیل آن، (2)نقش محوری قرآن را در جذب و رشد علوم یادآور میشود و مینویسد:
«به جرأت میتوان گفت که عامل اصلی اشتغال مسلمانان به علوم عقلی از طبیعیات و ریاضیات و غیر آنها بصورت نقل و ترجمه در آغاز کار و بنحو استقلال و ابتکار در سرانجام همان انگیزه فرهنگی بود که قرآن مجید در نفوس مسلمانان فراهم کرده بود.» (3)
سپس ایشان علوم را به چند دسته تقسیم میکند، اول علومی که خاص قرآن مجید است مثل تجوید و قرائت و... که در بین مسلمانان و در اثر قرآن پدید آمد.
دوم علومی که قرآن مجید عامل در پیدایش آنها بوده است، مثل حدیث و رجال.
سوم علومی که قرآن و مسلمانان موجب رشد آنها شدند مثل فلسفه و منطق و ریاضیات. (4)
حال میتوانیم براساس این شواهد و مطالبی که از اندیشهوران یاد کردیم، طرح کلی و سامان یافتهای از تأثیر قرآن بر رشد علوم داشته باشیم، که از سه بخش اساسی تشکیل میشود: (1)
الف: علومی که قرآن، مستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان برخی علوم وجود دارد که موضوع آنها خود قرآن کریم است. یعنی بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن به وجود آمده است و کمکم رشد یافته و به صورت دانش مستقل درآمده است، که این علوم گاهی به الفاظ قرآن و گاهی به معانی و معارف قرآن میپردازد، و در طول تاریخ در مورد هر کدام از آنها کتابهای متعدد نوشته شده است، (2)از جمله:
علم تجوید قرآن: که به کیفیت تلفظ حروف و حالات آنها میپردازد و مبانی و فنون این امر را بررسی و بیان میکند.
علم قرائات: که به ضبط قرائتهای هفتگانه (یادهگانه یا چهاردهگانه) قرآن میپردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آنها را بیان میکند.
دانش رسم الخط قرآن: که به قواعد نگارش خط عربی بطور عامل و خط قرآن بصورت خاص میپردازد و اقسام خط (نسخ، کوفی و...) و ویژگیهای آنها را بیان میکند.
علوم قرآن: که در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، باطن و... میپردازد.
فقه القرآن: دانشی که به مباحث آیات الاحکام و دیدگاهها و دلایل آنها میپردازد.
علم تفسیر: دانشی که به بیان معانی و مقاصد آیات قرآن میپردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبی و موضوعی انجام میگیرد و در طول تاریخ اسلام هزاران کتاب در مورد آن نگارش شده است.
ب: علومی که قرآن، غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان علومی وجود دارد که در اثر تشویق قرآن به علم و یا برای خدمترسانی به علوم دسته اول (مثل تفسیر) به وجود آمد و کم کم رشد کرد و بصورت دانشهای مستقل پدیدار گشت، و در طول تاریخ اسلام کتابهای متعددی در مورد آنها به نگارش درآمد از جمله:
علم درایة: که برای بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شکل گرفت.
علم رجال: که برای بیان حالات راویان و سند روایات شکل گرفت. (3)
علم کلام: دانشی که مباحث اعتقادی را بیان و از آنها دفاع میکند، علم کلام اسلامی که ریشه در آیات اعتقادی و احادیث اسلامی دارد، و کم کم به صورت یک علم منسجم درآمد.
علم فقه: که به استنباط قوانین شرعی از آیات الاحکام و احادیث فقهی میپردازد و کم کم بصورت علم مستقل و گستردهای در جهان اسلام درآمد.
علم اصول الفقه: که قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان میکند و در حقیقت منطق فهم آنهاست که بصورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقیقت مقدمه علم تفسیر و حدیث و فقه و... است. این دانش در طول اعصار به یکی از پیشرفتهترین علوم مسلمانان تبدیل شد.
علوم ادبی عرب: که شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانی، لغت و وجوه و نظائر میشود. این علوم برای فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز برای تلفظ صحیح آیات بنیانگذاری شد، (1)ولی از آنجا که فواید عام برای تمام علوم داشت و مقدمه فهم و تلفظ هر نوع متنی بود، کم کم بصورت علوم مستقل درآمد و میراث گرانبهایی برای ملت عرب سامان یافت، و دانشمندان و متخصصان کتابهای زیادی در این زمینه نگاشتند، و حتی بر ادبیات فارسی و ترکی و... نیز تأثیرات مثبت گذاشت. (2)
تاریخ: این علم در اسلام از «قصص قرآن» و پیامبران و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و احادیث شروع شد سپس بصورت تاریخ قبل و بعد از اسلام و تاریخ جهان پدیدار شد و مورخان بزرگ و کتابهای تاریخ را شکل داد. (3)
ج: علومی که قرآن باعث رشد آنها شده است.
برخی علوم در فرهنگ و تمدنهای ملتهای مختلف به وجود میآید و گاهی از یک ملت به ملت دیگر منتقل میشود و رشد مییابد و گاهی این جریان بر عکس میشود.
مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و برخی علوم را از یونان، ایران و هند ترجمه کردند و بر عمق و وسعت آنها افزودند، (4)از جمله:
فلسفه: که در آغاز از یونان وارد کشورهای اسلامی شد و کم کم تحت تاثیر تفکر اسلامی قرار گرفت و تغییراتی پیدا کرد، بطوری که همه مسائل متن و براهین و ادلّه آنها را میتوان در قرآن و حدیث پیدا کرد. (5)
منطق: هر چند که اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه
1) (1) . ر.ک: شیعه پایهگذار علوم اسلامی، سید حسن صدر، ترجمه سید محمد مختاری.
2) (2) . پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اکبر ولایتی، ص 321 به بعد.
3) (3) . ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص 6 - 95.
4) (4) . ر.ک: آلدومیه لی، علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، علی اکبر ولایتی، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، عبدالحسین زرین کوب، کارنامه اسلام.
5) (5) . ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص 97.
یافت اما با توجه به اینکه قرآن به برهان و استدلال و جدال نیکو (1)و... توجه کرده بود، مسلمانان نیز به علم منطق توجه کردند و این علم پیشرفت زیادی در مسلمانان پیدا کرد و کتابهای متعددی در این زمینه نگارش یافت.
برخی از آیات مربوط به علوم پزشکی عبارتند از:
اول: بهداشت غذایی: فراخوان به غذاهای پاک و پاکیزه (بقره/ 172 و 75 مائده/ 4 - 5 و...) ممنوعیت غذاهای غیربهداشتی (اعراف/ 175) ممنوعیت اسراف (اعراف/ 31) و ممنوعیت خوردن گوشت مردار و خوک و خون (انعام/ 145، نحل/ 115 و ...) ممنوعیت شرابخواری (بقره/ 219، مائده/ 90 - 91)
دوم: بهداشت شخصی از طریق وضو و غسل (مائده/ 6 و بقره/ 222)
سوم: بهداشت مسایل جنسی مثل ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه (بقره/ 222) ممنوعیت زنا (اسراء/ 32، فرقان/ 68، نور/ 2 - 3) ممنوعیت هم جنس بازی (اعراف/ 80 - 81، عنکبوت/ 28 - 29)
چهارم: بهداشت روانی انسان ، با یاد خدا (رعد/ 28) جلوگیری از ناامیدی (یوسف/ 87) دعوت به صبر (بقره/ 153 - 155 و آل عمران/ 200 و ...) دعوت به توکل بر خدا (احزاب/ 3، آل عمران/ 159 و...) مانند آنها.
پنجم: شفابخشی قرآن (اسراء/ 82، یونس/ 57، فصلت/ 44) و تاثیر آموزههای آن در درمان بیماریها مثل شفابخشی عسل (نحل/ 68 - 69)، روزه (بقره/ 183 - 185)
ششم: بیان مراحل آفرینش انسان در رحم و اشاره به اسرار آن (مومنون/ 12 - 14، حج/ 5، غافر/ 67 و...)
توجه قرآن به علوم پزشکی موجب شد تا این علوم در بین مسلمانان رشد کند
1) (1) . ر.ک: نحل/ 125.
و کتابهای پزشکی یونانی و هندی با استقبال مسلمانان روبروگشت و ترجمه شد. از جمله تألیف دیوسکوریدس درباره مفردات پزشکی ( Materia medica )رسالههای روفس افسیسی فصل مربوط به جراحی از دانشنامه یونانی، تألیف «بولس اجانیطی» نوشتهها و شرح حجم جالینوس درباره طب بقراطی. (1)
به طوری که اسحاق بن جنین از آثار جالینوس 34 اثر را به عربی برگرداند، و نوشتههای بدیعی نیز در علوم پزشکی تالیف کرد مثل «کتاب المسائل فی الطب للمتعلمین و رساله چشم پزشکی». (2)
و حتی در سده سوم هجری، نوع تازهای از نوشتههای پزشکی پدید آمد. که «طب النبوی» نامیده شد و هدف از تدوین آنها ارایه راه دیگری در برابر نظامهای پزشکی موجود بود که منحصراً بر پایه پزشکی یونان قرار داشت.
مؤلفان این نوع نوشتهها بیشتر عالمان دینی بودند تا پزشک، و روشهای پزشکی روزگار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و روشهای مذکور، در قرآن و حدیث را از نظریات درمانی برگرفته از جامعه یونانیگرا برتر میدانستند. و گاهی دو رویکرد را درهم آمیختند و یکی از قدیمیترین نمونههای این مجموعه طب الائمه شیعیان است که به سده سوم باز میگردد. (3)
سپس در سده چهارم و پنجم هجری دانشنامههای جامع پزشکی به عربی تالیف شد مثل کتاب المنصوری فی الطب، ابوبکر محمد بن زکریای رازی و القانون فی الطب، ابن سینا و کتابهای زیاد دیگر نوشته شد و علوم پزشکی تا قرنها در جهان اسلام راه رشد را طی کرد (4)و کم کم آثار جالینوس مورد نقد
1) (1) . فواد سزگین، تاریخ نگارشهای عربی، پزشکی، داروسازی، جانورشناسی/ دام پزشکی، ج 3، ص 82 - 49 و 7 - 95 و 203 - 108 و دیمتری گوتاس، تفکر یونانی فرهنگ عربی، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، ص 217 و علیاکبر ولایتی، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ج 1، ص 217.
2) (2) . علیاکبر ولایتی، همان، ص 217.
3) (3) . علیاکبر ولایتی، همان، ص 218 و نیز ر.ک: مختصر فی الطب، چاپ آلوارث دمُرالس و خیرون ایروسته مادرید 1992 م، عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، المنهج السوی و المنهل الروی فی الطب النبوی، چاپ حسن مقبولی، بیروت 1918 م.
4) (4) . علیاکبر ولایتی، همان، ص 219.
دانشمندان اسلامی قرار گرفت (1)و حتی آثار پزشکی شرق به غرب رسید و ترجمه شد و مورد استقبال قرار گرفت. (2)
همین مطالب قرآن کافی بود که حس کنجکاوی مسلمانان را برای کیهانشناسی تحریک کند اما زمینههای دیگری نیز در احکام قرآن مثل شناخت قبله برای نماز و شناخت اول ماه برای روزه بود که موجب رشد کیهانشناسی شد.
برخی صاحبنظران عواملی که موجب احساس نیاز و علاقه مسلمانان به ستارهشناسی شد را این گونه بر میشمارد:
اول: آیات قرآن که مسلمانان را به مطالعه و تفکر در آسمان، زمین، خورشید و ماه و ستارگان تشویق میکنند.
دوم: اهمیت برخی حوادث آسمانی مانند: کسوف و خسوف در ایجاد تکالیف خاص مذهبی.
سوم: نقش مهم شناسائی موقعیت ماه و خورشید و برخی ستارگان و کرات آسمانی در بسیاری از تکالیف دینی مانند: نماز، روزه، حج، شناخت قبله و حرمت قتال در ماههای حرام. (9)
1) (1) . همان، ص 235 و کارنامه اسلام، ص 52 - 59.
2) (2) . ر.ک: دکتر زرین کوب، کارنامه اسلام، ص 53 و آلدومیهلی، علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، ص 475 به بعد.
3) (3) . در قرآن دهها بار از آسمانها یاد شده است. ر.ک: بقره/ 22 - 29 - 144 و...
4) (4) . ر.ک: نحل/ 16، نجم/ 1، طارق/ 3، انعام/ 97 و...
5) (5) . یس/ 38، رعد/ 2.
6) (6) . یس/ 39.
7) (7) . آل عمران/ 190.
8) (8) . بقره/ 29، طلاق/ 12 و...
9) (9) . ولایتی، علیاکبر، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ج 1، ص 96 و ر.ک: کتب فقهی مثل
از اینرو کم کم آثار کیهانشناسی هندی از سنسکریت به عربی ترجمه شد، (1)و نیز زیج شهریاری که یادگار زمان انوشیروان ایران بود، در زمان منصور به عربی ترجمه شد (2)و بدستور هارون الرشید (193 - 170 ق) کتاب «مجسطی» نوشته بطلیموس را از یونانی به عربی ترجمه کردند. (3)
و این حرکت با نهضت ترجمه دوران مأمون عباسی (218 - 198 ق) ادامه یافت و کم کم دانشمندان مسلمان همچون محمد بن موسی خوارزمی (م 234 ق) در ستارهشناسی و ریاضیات پیدا شدند و موجب رشد کیهانشناسی در بین مسلمانان و در سطح جهان شدند و سه شاهکار نجومی را در زمینه «تریج» را در قرن چهارم به وجود آوردند و رصدخانه عظیم مراغه را ساختند و نیز تقویم جلالی که از تقویمهای مشابه در اروپا دقیقتر و عملیتر بود و حتی آراء بطلیموس و یونانیان را دانشمندان مسلمان از جمله خواجه نصیرالدین طوسی مورد انتقاد قرار دادند. و حرکت زمین در بین مسلمانان مطرح شد و ابو سعید سجزی (اواخر قرن چهارم) اسطرابی ساخت مبتنی بر فرض حرکت زمین که بیرونی از اسطراب سجزی سخن گفته است، و همین مطلب زمینه طرح نظریه کپرنیک و کپلر و گالیله شد. (4)و برخی بعید نمیدانند که آراء دانشمندان مسلمان از طریق بیزانس به کوپرنیک رسیده باشد. (5)
این نمونههایی بود از تأثیرات قرآن در پیدایش و رشد علوم، و دهها نمونه دیگر در این رابطه وجود دارد که در این مختصر نمیگنجد تاریخ علم پژوهان بدانها اشاره کردهاند از جمله:
تأثیر قرآن در رشد علم جغرافیا و باستانشناسی و رشد علم اخلاق و سیاست و تأثیر
1) (1) . علیاکبر ولایتی، همان، ص 95.
2) (2) . همان، ص 95 و دمیتری گوتاس، همان، ص 40 - 39.
3) (3) . همان، ص 98 و دلیسی اونز اولیری، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، ترجمه احمد آرام، ص 6 - 244.
4) (4) . زرینکوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، ص 68 - 69 و تقیزاده، تاریخ علوم در اسلام، ص 99.
5) (5) . زرین کوب، همان، ص 69.
قرآن در شکلگیری عرفان اسلامی و ادبیات عرب همچون صرف و نحو و خط و نگارش و حتی ضعف کاغذ و چاپ و نیز رشد ادبیات غیرعربی مثل فارسی. (1)
آری خدمتی که قرآن کریم به فرهنگ و تمدن و علوم بشری نمود، در دنیا بینظیر بوده و هنوز همین شیوه ادامه دارد. هر چند که مسلمانان در برخی دورهها از آموزههای قرآنی برای رشد علم و تمدن خود استفاده کردهاند و گاهی کمتوجهی نموده و خسارت آن را دیدهاند.
1) (1) . ر.ک: زرین کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، ص : 79، 80، 130، 131، 155، 159، 160 و ولایتی، علیاکبر پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ص 75، 77، 80، 81، 128، 281، 282، 297، 321.
مباحث مربوط به قرآن و علوم تجربی سابقهای هزار ساله دارد، که گاهی تحت عنوان استخراج علوم از قرآن، تفسیر علمی قرآن یا روش برداشت علمی از قرآن خوانده میشود و در طول تاریخ تفسیر با فراز و نشیبهایی مورد توجه مفسران و دانشمندان اسلامی و حتی غیرمسلمان بوده است.
این مبحث از طرفی به تفسیر و از طرف دیگر به اعجاز علمی قرآن و از طرف سوم به علوم تجربی مرتبط است از این رو از مباحث بین رشتهای و پایهای برای مباحث بین رشتهای دیگر مثل قرآن و علوم سیاسی، قرآن و اقتصاد، قرآن و علوم اجتماعی، قرآن و کیهانشناسی و... به شمار میآید.
این روش در طول تاریخ موافقان و مخالفان زیادی پیدا کرده است و گاهی به افراط و تفریط کشیده شده است که در این فصل از شیوه معتدل یعنی استخدام علوم در فهم قرآن و شیوههای جدید آن یعنی نظریهپردازیهای علمی براساس آیات علمی قرآن بویژه در حوزه علوم انسانی در راستای جهت دهی به علوم انسانی دفاع میشود و شیوههای دیگر مثل استخراج همه علوم تجربی از قرآن یا تحمیل نظریههای علمی بر قرآن ردّ میشود.
عبارت «برداشت یا روش تفسیر علمی» از سه واژه تشکیل شده است، واژه «روش ( برداشت)» به معنای استفاده از منبع خاص در تفسیر است که معانی و
مقصود آیه را روشن ساخته و نتایج مشخصی را بدست میدهد. و در مورد واژه «تفسیر»، تعریفهای مختلف ارایه شده (1)که حاصل آنها چنین است: «پردهبرداری از ابهامات کلمهها و جملههای قرآن و توضیح مقاصد آنها».
و مقصود از «علم» در عنوان «علوم تجربی» (2)است که به دو شاخه علوم طبیعی (3)(همچون: فیزیک، پزشکی، کیهانشناسی و ...) و علوم انسانی (4)(همچون جامعهشناسی، روانشناسی و ...) تقسیم میشود.
اما صاحبنظران تعریفهای متعددی در مورد تفسیر علمی ارایه کردهاند که به برخی آنها اشاره میکنیم:
دکتر ذهبی در مورد تعریف تفسیر علمی می نویسد:
«مقصود ما از تفسیر علمی، آن تفسیری است که اصطلاحات علمی را بر عبارات قرآن حاکم میکند و تلاش مینماید تا علوم مختلف و نظریات فلسفی را، از قرآن استخراج سازد». (5)
البته ایشان تفسیر علمی را اعم از تفسیر فلسفی دانسته است. در حالی که بنابر تعریف مشهور این دو روش تفسیری از هم جداست. و در اینجا علوم تجربی در برابر علوم عقلی (مثل فلسفه) مقصود است.
و نیز ایشان به دو قسم از تفسیر علمی یعنی «تحمیل نظریهها بر قرآن » و «استخراج علوم از قرآن» اشاره کرده است. در حالی که در ادامه خواهیم گفت که قسم سومی از تفسیر علمی نیز وجود دارد که همان «استخدام علوم در فهم قرآن» است.
و آقای امین الخولی در مورد تعریف تفسیر علمی مینویسد:
1) (1) . ر.ک: راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، تاج العروس، ماده فسر و طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج 1، ص 4، سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 192، طبرسی، مجمع البیان، ج 1، ص 13 و ...
2) (2) . EXPRIMENTAL SCINCES.
3) (3) . NATURAL SCINCES.
4) (4) . HUMANLTLES.
5) (5) . التفسیر والمفسّرون ، ج 2 ، ص 474.
«آن تفسیری است که طرفداران آن اقدام به استخراج همه علوم قدیم و جدید از قرآن میکنند. و قرآن را میدان وسیعی از علوم فلسفی ، انسانی در زمینه پزشکی ، کیهان شناسی و فنون مختلف ... می دانند. و اصطلاحات علمی را بر قرآن حاکم میکنند و میکوشند که این علوم را استخراج کنند». (1)
این تعریف نیز به دو قسم تفسیر علمی یعنی استخراج علوم از قرآن و تحمیل نظریات بر قرآن اشاره کرده است و اما به قسم سوم یعنی استخدام علوم در فهم قرآن اشاره نکرده است.
آقای راترود ویلانت، نیز در دائرة المعارف قرآن لیدن در مقاله: تفسیر قرآن در دوره جدید، در تعریف تفسیر علمی بر استخراج از قرآن تاکید میکند و مینویسد:
«تفسیر علمی باید در پرتو این فرض درک شود که تمام انواع یافتهها ]دستاوردهای[ علوم طبیعی جدید در قرآن پیشبینی شده است و اینکه قرائن و شواهد روشن زیادی نسبت به آنها در آیات قرآن میتوان کشف نمود یافتههای علمی از کیهانشناسی کوپرنیکی گرفته تا خواص الکتریسته و از نظم و ترتیب انفعالات شیمیایی تا عوامل امراض عفونتی همه از پیش در قرآن مورد تایید قرار گرفته است».
و عبدالرحمن العک تفسیر علمی را این گونه تعریف میکند:
«این تفسیر در اصل برای شرح و توضیح اشارات قرآنی است که به عظمت آفرینش الهی و تدبیر بزرگ و تقدیر او اشاره دارد». (2)
البته این تعریف تا حدودی به مقصود اصلی تفسیر علمی نزدیک شده است. و از تعریف آن به صورت استخراج و تحمیل دوری گزیده است.
ولی در این تعریف روشن نشده که علوم قطعی یا نظریههای ظنّی در تفسیر علمی استفاده خواهد شد.
و آقای دکتر فهد رومی در تعریف تفسیر علمی مینویسد:
«مراد از تفسیر علمی اجتهاد مفسّر در کشف ارتباط بین آیات وجودی قرآن کریم و اکتشافات علم تجربی است به طوری که اعجاز قرآن آشکار شود و ثابت گردد که آن (از طرف خدا) صادر شده و صلاحیت برای همه زمانها و مکانها دارد.» (1)
آقای دکتر رفیعی نیز پس از بیان تعریفهای مختلف و نقد و بررسی آنها تعریف فوق را مناسبتر معرفی میکند. (2)
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که روشِ تفسیرِ علمیِ قرآن دارای گونهها و اقسام مختلف است که بر اساس آنها تعریفهای متفاوتی از آن ارایه شده است، گاهی با عنوان استخراج علوم از قزآن و گاهی با عنوان تحمیل مطالب علمی بر قرآن از آن یاد شده است. اما مقصود ما در این نوشتار همان «استخدام علوم در فهم بهتر آیات قرآن است یعنی منبع علوم تجربی قطعی ، به عنوان ابزاری برای تفسیر و توضیح اشارات علمی آیات قرآن در آید ، و در این راستا تمام معیارها و ضوابط تفسیر صحیح رعایت شود و هیچ تحمیل یا استخراجی صورت نپذیرد.» (3)
خورشید اسلام، در سرزمین عربستان طلوع کرد و اعراب آن سرزمین را - که تعداد افراد با سواد آنها، از تعداد انگشتان تجاوز نمیکرد (4)- به علم و دانش دعوت کرد و قرآن را، به عنوان معجزه معرّفی نمود. (5)
قرآن با دعوت به تفکّر و تعمّق در آیات الهی، خلقت آسمانها، زمین (6)و ...
1) (1) . اتجاهات التفسیر فی القرآن الرابع عشر، ج 2، ص 549.
2) (2) . تفسیر علمی قرآن ، دکتر ناصر رفیعی محمدی ، ج 1 ، ص 140.
3) (3) . برای توضیح بیشتر ر.ک: در آمدی بر تفسیر علمی قرآن ، از نگارنده ، ص 274 و ص 378.
4) (4) . 17 نفر مرد و تعداد اندکی زن سواد خواندن و نوشتن داشتن. (فتوح البلدان، ج 3، ص 580)
5) (5) . بقره/ 23.
6) (6) . رعد/ 2 به بعد؛ یس/ 38 به بعد و... .
مردم را از خواب جهل و غفلت بیدار کرد. مسلمانان که با فتوحات عظیم در قرن اوّل هجری، به سرزمینهای تازهای دست یافته بودند، هر روز با افکار نو و ادیان دیگری آشنا میشدند.با فروکش کردن نسبی جنگها، تبادل فرهنگی بین اسلام، ادیان و تمدنهای ایران، روم و یونان آغاز شد و ترجمه آثار دیگر ملل، در دوره هارون الرّشید و مأمون شدّت گرفت. (1)
مسلمانان علومی مانند: طب، ریاضیات، نجوم، علوم طبیعی و فلسفه را از یونان گرفتند و مطالب زیادی، به آنها اضافه کردند و در طی چند قرن، خود را به اوج قلّه دانش رساندند، چنان که مسلمانان در قرن سوم و چهارم هجری، بهترین کتابها را در زمینه طب (مانند قانون بو علی سینا)، در زمینه فلسفه (مانند شفای بو علی سینا)، ریاضیات و نجوم نگاشتند.
برای ترجمه و تألیف آثار غیر مسلمانان، در زمینه علوم مختلف، و انتقال آنها به کشور پهناور اسلامی موجب شد تا تعارضاتی بین ظاهر بعضی آیات قرآن و علوم جدید به نظر آید.
دانشمندان مسلمان، در همان قرنهای اولیه اسلام، در تلاش برای رفع این معضل، دو طریق را انتخاب کردند که به این شرح است:
الف) ردّ مطالب باطل این علوم که برای آگاهی مردم و ارشاد آنان صورت میگرفت ؛ زیرا بسیاری از مبانی فلسفی و علمی یونان ، قابل خدشه و اشکال بود و از طرفی با دین اسلام هم به معارضه برخاسته بود؛ بر این اساس، کتابهایی مانند: تهافت الفلاسفة (تألیف ابو حامد غزالی) و مفاتیح الغیب (تألیف فخر رازی) نوشته شد.
ب) انطباق آیات قرآن ، با علوم تجربی یونان ، تا به مردم ثابت کنند که قرآن بر حق و مطالب علمی آن صحیح است؛ از این رو، آیاتی از قرآن ، مانند آسمانهای هفتگانه (سَبْعَ سَماواتٍ ) (2)را بر سیّارات هفتگانه که در نجوم یونانی، اثبات شده بود حمل کردند. و از اینجا بود که روش تفسیر علمی پدید آمد و رشد کرد. اما این
شیوه تفسیر که همواره با جذابیت خاصی برای جوانان و افراد تحصیل کرده همراه بوده در طول تاریخ به صورت یکنواخت رشد نکرده است ؛ بلکه گاهی تحت تأثیر عواملی اوج گرفته و بعضی اوقات رونق خود را از دست داده است.
این شیوه تفسیر به طور عمده سه دوره داشته است:
دوره نخست از حدود قرن دوم هجری تا حدود قرن پنجم بود (1)که با ترجمه آثار یونانی به عربی آغاز شد و بعضی مسلمانان ، سعی کردند آیات قرآن را ، با هیئت بطلمیوسی تطبیق کنند (مانند بوعلی سینا). نمونههای مکتوب تفسیر علمی را در آثار بوعلی سینا (370 - 428 ق) یافت میشود.
دوره دوم از حدود قرن ششم ، شروع شد؛ هنگامی که بعضی دانشمندان به این نظریه متمایل شدند که همه علوم در قرآن وجود دارد و میتوان علوم مختلف را ، از قرآن کریم استخراج کرد (در این مورد غزالی سر آمد بود). این دو نوع از تفسیر علمی (تطبیق قرآن با علوم و استخراج علوم از قرآن) قرنها، ادامه داشت و هر زمان دانشمندان مسلمان، به موافقت یا مخالفت با آن میپرداختند. (2)
دوره سوم از تفسیر علمی که موجب اوجگیری و رشد فوق العاده آن گردید، از زمانی شروع شد که در قرن 18 میلادی به بعد علوم تجربی در مغرب زمین رشد کرد، و کتابهای مختلف در زمینه علوم فیزیک، شیمی، پزشکی و کیهان شناسی به عربی ترجمه گردید؛ این دوره جدید ، به ویژه در یک قرن اخیر، که در جهان اسلام، اثرات خود را در مصر و هندوستان بر جای گذاشت، موجب شد تا دانشمندان مسلمان، در صدد انطباق قرآن با علوم تجربی برآیند. این مسأله آن موقع أهمیّت بیشتری یافت که
1) (1) . البتّه در برخی احادیث أهلبیت علیهم السلام نیز نکات علمی در تفسیر آیات قرآن آمده است.مثلا در مورد تعداد 360 مشرق و مغرب در معارج/40 (معانی الاخبار ، شیخ صدوق ، ص 221) و نام سیارات در تفسیر تکویر/ 16-15 (مجمع البیان ، ج 1 ، ص 677) و ... که یکی از موارد تفسیری اهل بیت علیهم السلام بشمار میآید ، ولی تفسیر علمی مصطلح نیست چون از یافتههای علمی در تفسیر قرآن استفاده نشده است، بلکه اهل بیت علیهم السلام اسرار علمی آیه را با کمک علم امامت بیان کردهاند که این جزیی از تفسیر روایی میشود.
2) (2) . ر.ک: ادامه همین کتاب، مبحث تاریخچه تفسیر علمی.
تعارض علم و دین در اروپا، اوج گرفت و کتاب مقدّس، به خاطر تعارضات آن با علوم جدید هر روز عقب نشینی تازهای میکرد و میدان برای پیدایش افکار الحادی و ضد دینی باز میشد هجوم این افکار به کشورهای اسلامی و تفوّق صنعتی غرب، موجب جذب جوانان مسلمان به فرهنگ غربی میگشت.
در این میان عدّهای از دانشمندان مسلمان ، از سر درد و برای دفاع از قرآن و با توجّه به سازگاری علم و دین در نظر اسلام، به میدان آمدند تا نشان دهند که آیات قرآن، نه تنها با علوم جدید ، در تعارض نیست بلکه بر عکس، یافتههای علمی، اعجاز علمی قرآن را اثبات میکند؛ از اینرو، به استخدام علوم در فهم قرآن اقدام کردند و تفسیرهای علمی نوشته شد؛ (1)هر چند در این میان بعضی افراط کرده یا یکسره جذب فرهنگ غربی شدند و به تأویل و تفسیر به رأی در آیات قرآن دست زدند (2)- و از آنجا که مبانی تفسیری این روش بررسی کامل نشده بوده - دچار انحراف شدند یا عدّهای از مغرضان آنها، برای اثبات افکار انحرافی خود دست به تفسیر علمی و تأویلات نابه جا زدند و همین مطلب موجب شد تا احساسات بعضی مسلمانان، برافروخته شود و در مقابل تفسیر علمی موضع گیری کنند و آن رایکسره به باد حمله بگیرند و آن را نوعی تفسیر به رأی یا تأویل غلط آیات قرآن بدانند؛ در این میان بسیاری از عالمان، و دانشمندان و مفسّران، در ایران و مصر راه انصاف پیمودند و بین انواع تفسیر علمی و اهداف گویندگان آن، فرق گذاشتند و به اصطلاح قایل به تفصیل شدند.
به طور خلاصه علل عمده شروع و گسترش این روش تفسیری در بین مسلمانان چنین بود:
1) (1) . ر.ک: ادامه همین فصل، تاریخچه تفسیر علمی.
2) (2) . آقای راترود ویلانت، در مقاله تفسیر قرآن در دوره جدید و معاصر، به نمونههایی از این موارد در تفسیرهای سید احمد خان هندی اشاره میکند که موجب تأویل و انکار معجزا مثل معراج قیامت و تفسیر «جن» به افراد بدوی جنگل نشین شد. (دائرة المعارف قرآن لیدن، همان) و نیز جن به میکرب تفسیر گردید. (محمد عبده، تفسیر عم جزء، ص 158)
توجّه قرآن به علم، ذکر مثالهای علمی و ترغیب به تفکّر در آیات الهی در آسمانها ، زمین و خود انسان که موجب رشد علوم، معارف و مقایسه آنها با آیات قرآن شد.
ترجمه آثار علوم طبیعی و فلسفی از یونان، روم و ایران به عربی و نشر آن در بین مسلمانان که از قرن دوم هجری به بعد صورت گرفت.
این تفکر که همه علوم در قرآن هست و ما باید آنها را از آیات ، به دست آوریم.
توجّه به علوم طبیعی و کشفیات جدید ، برای اثبات اعجاز علمی قرآن نیز ، به رشد تفسیر علمی کمک کرد.
پیروزی تفکر اصالت حس، در اروپا و تأثیر گذاری آن بر افکار مسلمانان و به وجود آمدن گروههای التقاطی یا انحرافی، در میان مسلمانان که به تأویل و تطبیق آیات قرآن، منجر شد. (1)
حسّ دفاع دانشمندان مسلمان در مقابل حملات غربیها به دین و القای تفکر تعارض علم و دین ، موجب شد تا سازگاری آیات قرآن با علوم تجربی، در تفاسیر و کتابها وارد شود.
مفسّران و دانشمندان مسلمان در مورد تفسیر علمی قرآن سه دیدگاه متمایز داشتهاند که با توجه به سیر تاریخی و به صورت مختصر به آنها اشاره میکنیم:
جمعی از مفسّران قرآن ، فلاسفه و متفکّران و بسیاری از متخصّصان علوم تجربی طرفدار تفسیر علمی بوده و از علوم تجربی در تفسیر آیات قرآن استفاده کردهاند. از جمله:
1) (1) . ر.ک: المیزان، ج 1، ص 7 - 8.
واژه «عرش» در آیه (وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ ) ؛ (1)را به فلک الافلاک (یعنی فلک نهم هیئت بطلیموسی) تفسیر کرده است و «ملایکه» هشت گانه را به افلاک هشت گانه (قمر خورشید - زهره عطارد - زحل - مشتری - مریخ و فلک ثوابت) تفسیر نموده است. (2)
ایشان در کتاب «احیاء العلوم» میگوید:
«در قرآن علوم زیادی وجود دارد و از برخی علما نقل کرده که در قرآن هفتاد و هفت هزار و دویست علم است؛ زیرا برای هر کلمه علمی است و این علوم چهار برابر میشود، چون هر کلمه ظاهر و باطن و حد و مطلع و ... دارد». (3)
و نیز در کتاب «جواهر القرآن» آورده است:
«علومی همچون علم طب ، نجوم، هیئت العالم ، هیئت بدن حیوان ، تشریح اعضای او، علم سحر، طلسمات و غیر اینها، ریشههای آن خارج از قرآن نیست. و مثالهای زیادی از آیات قرآن در رابطه با علوم مختلف بیان میکند». (4)
او به آیه (الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً) (5)استدلال میکند که زمین ساکن است. (6)
و در ذیل آیه 164 سوره بقره، فلکیات قدیم و آرای بطلمیوس و قدمای هند و
چین و بابل و مصر و روم و شام را مورد بررسی قرار میدهد.
ابن أبی الفضل المرسی (570 - 655 ق) معتقد است: قرآن علوم اولین و آخرین را جمع کرده است و تلاش میکند که علم طب، جدل، هیئت، هندسه، جبر و مقابله را از قرآن استخراج کند. و برای خیاطی، نجّاری، صید، آهنگری، کشاورزی و دریانوردی آیاتی میآورد. (1)
بدر الدین محمد بن عبداللَّه زرکشی (م 764 ق) صاحب کتاب «البرهان فی علوم القرآن» نیز معتقد است که میتوان همه علوم را از قرآن استخراج کرد.
برای مثال عمر حضرت عیسی علیه السلام را از آیه (قالَ إِنِّی عَبْدُ اللّهِ ) (2)که سی و سه کلمه است استخراج کرده که سی و سه سال بوده است. (3)
جلال الدین سیوطی (م 911 ق) صاحب کتاب «الاتقان فی علوم القرآن» نیز قرآن را شامل تمام علوم میداند و برای مثال از آیه (وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها) (4)استفاده میکند که عمر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شصت و سه سال بوده است، چون که این آیه در اوایل سوره 63 قرآن (منافقین) است. (5)- (6)
علّامه محمّدباقر مجلسی (م 1111 ق) صاحب کتاب بزرگ بحار الانوار، در برخی از مجلّدات این کتاب مطالبی پیرامون آسمانها آمده است و در موارد متعدّدی تفسیر علمی کرده است از جمله در مورد آیه 29 سوره بقره میگوید:
«(درآیه شریفه) بدل یا تفسیر (سماء) است و هفت گانه بودن آسمانها، منافاتی با نه گانه بودن آنها که در علم نجوم که ثابت شده است ندارد. زیرا
1) (1) . ر.ک: التفسیر و المفسّرون، دکتر ذهبی، ج 2، ص 478 -482 و التفسیر العلمی للقرآن، احمد عمر ابو جحر، ص 159.
2) (2) . مریم/ 30 - 33.
3) (3) . البرهان فی علوم القرآن، ج 2، ص 181.
4) (4) . المنافقون/ 11.
5) (5) . نک الاتقان ، ج 2 ، ص 282-271 و الاکلیل فی استنباط التنزیل ، ص 2.
6) (6) . در این مقطع زمانی ابواسحاق شاطبی (م 790 ق) زندگی میکرده که از مخالفان تفسیر علمی شمرده شده است. دیدگاههای او را در بخش مخالفان تفسیر علمی ذکر خواهد شد.
آسمان هشتم و نهم در زبان دینی ، به کرسی و عرش تعبیر شده است». (1)
ملّاصدرای شیرازی (م 1050 ق) فیلسوف مشهور در تفسیر خویش (2)و نیز ملّاهادی سبزواری فیلسوف مشهور در کتاب شرح منظومه (3)همان مطالب پیش گفته را در مورد آسمانهای هفت گانه و عرش و کرسی احتمال میدهند و تکرار میکنند.
سیدعبدالرّحمن کواکبی (م1320 ق) در کتاب طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد در موارد متعددی به انطباق قرآن با علوم تجربی میپردازد. و برای جدا شدن ماه از زمین (بر طبق نظریات کیهانشناسی) به آیات 41/ رعد و1/ قمر استدلال میکند. (4)
سر سید احمد خان هندی (1817-1898 م) و سیّد امیرعلی (1347-1265 ق)، از دانشمندان هندی که برای تفسیر علمی کالجی در «علیگره» تأسیس کردند و نماز و روزه و زکات و حج را بر پایه فواید جسمانی و اجتماعی تفسیر کردند و حتی قوای طبیعی مانند آب و باد و ابر را ، ملک (فرشته) می دانستند. و امکان وقوع معجزه و تأثیر دعا را انکار می کردند.
سیّدجمال الدین اسدآبادی در هند با تفسیر آنان مخالفت کرد. (5)
دکتر محمد بن احمد الاسکندرانی، در کتاب «کشف الاسرار النورانیة القرآنیه فی ما یتعلق بالاجرام السماویه و الارضیّه و الحیوانات و النبات والجواهر المعدنیّه» (چاپ 1880) ایشان از پیشگامان تفسیر علمی در عصر جدید بشمار میآید.
طنطاوی (متولد 1862 م) صاحب تفسیر «الجواهر، فی تفسیر القرآن» تفسیر ایشان را میتوان اوج استفاده از علوم در تفسیر قرآن نامید.
1) (1) . بحارالانوار، ج 57، ص 5.
2) (2) . تفسیر القرآن الکریم ،محمد بن ابراهیم صدرالدّین شیرازی ، ج 2، ص 289 - 293.
3) (3) . شرح منظومه ، ص 269 (قسمت فلسفه)
4) (4) . طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد ص43- 46.
5) (5) . تفسیر و تفاسیر جدید، بهاءالدین خرمشاهی، صص 59 - 71؛ تاریخ نهضتهای دینی، اسلامی معاصر، ص 143- 146.
ایشان در موارد متعددی از علوم مختلف در تفسیر قرآن استفاده کرده از جمله علم احضار ارواح را از آیات مربوط به گاو بنیاسرائیل (1)استخراج کرده است. و در هر مبحث تفسیری بسیاری از علوم جدید را در لابهلای تفسیر آورده است. (2)
عبدالرزاق نوفل از نویسندگان مصری که حداقل پنج کتاب در مورد تفسیر علمی نوشته است که عبارتند از: القرآن و العلم الحدیث، الله و العلم الحدیث، الاسلام و العلم الحدیث، بین الدین و العلم ...
سید هبة الدین شهرستانی (1301 - 1369 ق) در کتاب الاسلام و الهیئة که حرکت زمین را از آیه (الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً) (3)استفاده کرده است. (4)و معتقد است «بیان تصدیق و تأیید علوم و اکتشافات جدید از طریق دین و لسان علما موجب تقویت ایمان مردم است». (5)
برخی از نویسندگان متأخّر ایران که در مورد تفسیر علمی قلم زدهاند عبارتند از:
آیت الله طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن ، محمد تقی شریعتی در تفسیر نوین، حجت الاسلام اهتمام در فلسفه احکام، دکتر پاکنژاد در اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ، مهندس بازرگان در کتاب های راه طی شده - باد و باران در قرآن - مطهرات در اسلام و محمدعلی رضایی اصفهانی در کتابهای درآمدی بر تفسیر علمی قرآن (1375 ش) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن (1381 ش) اشارات علمی اعجازآمیز قرآن (1383 ش) و ناصر رفیعی در تفسیر علمی قرآن (1382 ش) و ...
تحلیل و بررسی
این افراد را میتوان به چند دسته تقسیم کرد که هر گروه هدف خاصی را
دنبال میکردهاند.
برخی افراد در پی فهم بهتر قرآن بوسیله علوم تجربی بودهاند، و حتی شرایط و ضوابط تفسیر علمی را روشن کردهاند و تلاش نمودهاند از افراط و تفریط دوری کنند. همچون دکتر پاکنژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر و محمدعلی رضاییاصفهانی در تفسیر علمی قرآن.
گروهی در پی اثبات اعجاز علمی قرآن بودهاند. برای مثال در مورد زوجیت عام و زوجیت گیاهان ادعای اعجاز علمی کردهاند. (1)از جمله این افراد مصطفی صادق رافعی (م 1938 م) در کتاب اعجاز «القرآن و البلاغة النبویة» و نگارنده در «پژوهشی در اعجاز علمی قرآن» بودهاند. (2)
گروهی در پی نشان دادن اهمیّت علم در نظر اسلام بودهاند.
از جمله این افراد طنطاوی و سیدهبة الدین شهرستانی بودهاند که مطالب آنان گذشت.
دلیل عمده اکثر این افراد آن بوده که همه علوم در قرآن وجود دارد. پس میتوان با دقت در آیات و با روش های خاص و با کمک علوم، آنها را از آیات استخراج کرد.
1) (1) . کلام ایشان در تعریف تفسیر علمی گذشت. (ر.ک: المیزان ، ج 1 ، ص 7)
2) (2) . ما در کتاب «پژوهشی در اعجاز علمی قرآن » (انتشارات کتاب مبین ، 1380 ش) که در دو مجلد چاپ شد ادّعاهای اعجاز علمی را در حدود 300 آیهی قرآن را مورد بررسی قرار دادیم و شش مورد را پذیرفتیم و بقیه را رد کردیم.
3) (3) . مثالها و نمونه های آنان گذشت.
4) (4) . نمونههای مطالب این افراد گذشت.
البته گاهی برخی از این افراد نظریه های علمی را بر قرآن تحمیل کردهاند. همان طور که عبد الرزاق نوفل در مورد آیه (هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها) میگوید: «مقصود از نفس واحد، همان پروتون و زوج همان الکترون است و این دو عنصری است که اتم از آنها تشکیل شده است».
وی این مطلب را دلیل اعجاز علمی قرآن شمرده است. (1)البته روشن است که این تفسیر با معانی لغوی و اصطلاحی و ظاهر آیه سازگار نیست و نوعی تحمیل نظر قرآن و تفسیر به رأی است.
از جمله این افراد میتوان ازسرسید احمد خان هندی و سید امیر علی و رشید رضا (1865- 1935 م) در المنار نام برد.
رشید رضا در ذیل آیه 243/ بقره مسأله مرگ افراد را به شکست آنها و از دست دادن استقلال و زنده شدن آنان را به استقلال و قوّت مجدّد تفسیر کرده است (2)و ذیل آیه 260 بقره زنده شدن چهار مرغ را در داستان ابراهیم علیه السلام به تربیت و انس آنان تفسیر کرده است. (3)در حالی که این توجیهات مخالف ظاهر آیات و نوعی تفسیر به رأی است.
و شاید به خاطر وجود همین اشکالات بود که افرادی همچون علّامه طباطبایی رحمه الله به تطبیق قرآن بر علوم تجربی خرده گرفتند و آن را رد کردند. (4)
کتاب «الموافقات» تفسیر علمی را، انکار میکند و دلایل قایلان آن را رد مینماید و مینویسد: «در زمان نزول قرآن، اعراب علومی داشتند، مانند: نجوم، علم اوقات نزول باران، علم طب، بلاغت، فصاحت ، علم کهانت ، رمل ، جفر و ...اسلام و قرآن ، این علوم را به دو دسته تقسیم کرد: علومی که صحیح بود تصدیق کرد و بر آنها مطالبی افزود و علومی که باطل بود (مانند کهانت، رمل و ...) را باطل اعلام نمود و منافع و مضار هر دسته را اعلام کرد. سپس برای هر دسته، مثالهایی از قرآن میآورد (1)و بعد میگوید: «بسیاری از مردم از حدّ خود تجاوز کرده، ادّعا میکنند که در قرآن، همه علوم گذشتگان و آیندگان وجود دارد، مانند: علوم طبیعی، هندسه، ریاضی، منطق و علم حروف، ولی این صحیح نیست؛ سپس برای ادعای خود دلیل میآورد که : از سلف صالح، کسی این ادّعا را نکرده است و قرآن هم، برای بیان احکام تکالیف و احکام آخرت و مسایل جنبی آن آمده است. (2)پس از آن، دلایل قایلان به تفسیر علمی را که به آیات قرآن مانند: (تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) ، (3)(ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ) (4)استناد کردهاند، رد میکند و می گوید : این آیات مربوط به تعبّد و تکلیف است و مراد از کتاب، در آیه دوم لوح محفوظ است و در مورد حروف فواتح سور، هم میگوید: که عدد جمل (حروف ابجد و تطبیق آن با آیات) اثبات نشده و این از معارف اهل کتاب است و فواتح را از متشابهات میداند. (5)
صورت تکلّفی (تحمیلی) میشود که این تأویلات، با اعجاز قرآن و ذوق سلیم ناسازگار است و ثالثاً موجب میشود که قرآن در هر زمان و مکان به دنبال مسایل علوم برود، در حالی که علوم ثبات و قرار و سخن قاطع ندارد و چه بسا امروز، چیزی را ثابت کنند و فردا مخالف آن اثبات میشود، خطاهای علوم به قرآن راه یابد و ما در مقام دفاع قرار گیریم (هر چند قرآن اشاراتی به علوم و فنون دارد).
و در ضمن مواردی از خطاها در تفسیر علمی که موجب استخراج مسایل عجیبه از آیات قرآن شده است را بر میشمارد. (1)
«اعتقاد من این است که حق با شاطبی است چون دلایلی که آورده قوی است و جوابهایی که به مخالفان خود میدهد محکم است». (2)
در بعضی از کتابها افرادی را به عنوان مخالفان تفسیرعلمی ذکر کردهاند که عبارتاند از: (3)
استاد امین الخولی (1956 م).
استاد عباس محمود عقاد (1964 م).
استاد محمد عزه دروزه (متولد 1888 م).
شیخ محمد عبدالعظیم الزرقانی، مؤلف کتاب مناهل العرفان فی علوم القرآن.
بعد از مراجعه به دلایل این افراد، متوجّه میشویم که چیزی اضافه بر آنچه
1) (1) . شمارههای 407 و 408، مجله الرسالة ، سال 1941 میلادی به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان، ص 299-302، تألیف احمد عمر ابو حجر (چاپ دار القتیبه).
2) (2) . التفسیر و المفسّرون ، ج2 ، ص 491-494 ، چاپ دوم ، سال 1976 م (چاپ دار الکتب الحدیث ، با تلخیص، ترجمه و تصرّف در عبارات).
3) (3) . التفسیر العلمی فی المیزان ، ص 297 به بعد.
که شاطبی میگوید، ندارند یادآور میشویم که عباس محمود عقاد در دو کتاب (الانسان فی القرآن) و (قرآن و مکتب تکامل) به بحث تفسیر علمی پرداخته است، پس نمیتواند از مخالفان مطلق تفسیر علمی به شمار آید.
تحلیل و بررسی: با دقت در سخنان مخالفان روشن میشود که آنان با گونههای خاصی از تفسیر علمی مخالفت کردهاند یعنی استخراج علوم از قرآن و تحمیل نظریههای علمی بر قرآن را مردود شمردهاند، که در این موارد اشکالات آنان وارد است و بدون پاسخ مانده است. ولی قائلان به تفصیل در تفسیر علمی تلاش کردهاند با ارایه معیارها و جداسازی گونه به تفسیر علمی معتدل یا استخدام علوم قطعی در فهم قرآن دست یابند تا اشکالات مخالفان بر طرف شود.
برخی از مفسّران و دانشمندان اسلامی یک قسم از تفسیر علمی را با شرایطی پذیرفته و قسمتی دیگر را رد کردهاند؛ یعنی قایل به تفصیل در این مورد شدهاند. از جمله کسانی که این راه را توصیه کردهاند این افراد هستند:
و برای نوع جایز آن ، آیه شریف (وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً) (1)را مثال میزند که برای هر چیزی مانند شکل زمین و فاصله آن از خورشید، ماه، حجم خورشید و ماه، سرعت حرکت آنها و نسبتهایی که بین آنها برقرار است، مقدار و تناسب دقیقی است که نمیتواند تصادفی باشد و این آیه را میتوان در مفهومش، توسعه داد و اشکالی ندارد. (2)
ایشان از کسانی است که دو موضع مختلف، نسبت به تفسیر علمی داشته است.
در مقدمهاش بر کتاب «الاسلام و الطب الحدیث»، تألیف عبدالعزیز اسماعیل، میگوید:
«من نمی خواهم بگویم که قرآن کریم، همه علوم را به صورت کلی و تفصیلی در بر دارد ، بلکه میگویم که قرآن اصول عام هر چیزی را که معرفتش، برای انسان مهم است و عمل به آن ، انسان را به درجه کمال جسمی و روحی میرساند را، در بر دارد و درهای علم را برای دانشمندان علوم مختلف ، باز کرده تا بتوانند جزییات آن علوم را طبق پیشرفت زمان، برای مردمشان بیان کنند».
و نیز میگوید: برخی تأویل قرآن میکنند برای (تطبیق با) نظریات علمی که ثبات ندارد و این خطر بزرگی برای قرآن است ... زیرا نظریات علمی که ثابت نشده است، صحیح نیست قرآن را به آنها، برگردانیم و در پایان میگوید: واجب است که آیه قرآن را به طرف علوم نکشانیم، تا تفسیرش کنیم و علوم را هم به طرف آیه نکشانیم تا قرآن را تفسیر کنیم، بلکه اگر ظاهر یک آیه با یک حقیقت علمی ثابت موافق بود، آن آیه را با آن حقیقت علمی تفسیر میکنیم». (3)
مراغی در تفسیر خود ، در موارد متعدد اقدام به تفسیر علمی کردهاست.
برای مثال در ذیل آیه شریفه (خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) (1)عمد را به نیروی جاذبه عمومی تفسیر میکند. (2)
ایشان در پایان قایل به تفصیل در تفسیر علمی میشود و میگوید:
«آنچه نفس انسان بعد از این که به دیدگاههای طرفین نظر افکند به آن مطمئن میشود این است: کسانی که قرآن را از تفسیر علمی دور نگه میدارند بر حق هستند ؛ زیرا این نوع تفسیر، بر وهم ، ظن و تکلف در تأویل استوار است ، اما وقتی بر مطلب یقینی علمی استوار باشد، مانعی در استفاده از نور علم ، برای روشن کردن حقایق علمی وجود ندارد». (3)
در جای دیگر میگوید:
«ما طریق میانه را انتخاب میکنیم که افراط و تفریط در آن نیست، چون وقتی قرآن کلام خداست و وجود نیز، آفریده خداوند است پس باید حقایق علمی با آیات قرآنی هماهنگ باشند». (4)
معارف دینی، با طریقه علمی (اصالت حسّ و مادّه) معارضت ندارد و موارد آیات مخالف این نظر را، تأویل کردند و حتی معاد را با قوانین مادّی، تطبیق نمودند و گفتند روح مادّی است و از خواصّ مادّه به دست میآید و نبوت یک نبوغ خاصّ اجتماعی است که موجب قانونگذاری، برای ایجاد مصالح میشود و نتیجه گرفتند که روایات، به خاطر خلطی که در آنهاست، قابل اعتماد نیست و تفسیر آیات قرآن، به طریق عقلی (که در تفسیرهای گذشتگان انجام میشد) را هم، علم، باطل کرد (روش عقلی را علم باطل کرد) پس قرآن را باید با علم تفسیر نمود.
در پایان چنین میفرماید: «انما الکلام فی أنّ ما أورده علی مسالک السلف من المفسّرین (انّ ذلک تطبیقاً و لیس بتفسیر) وارد بعینه علی طریقتهم فی التفسیر». (1)
آن اشکالی که بر روش تفسیر علمای گذشته وارد کردهاند که تفسیر نیست، بلکه تطبیق است (همان اشکال) بر ایشان نیز وارد است.
ولی علامه خود، در تفسیر بعضی از آیات قرآن از علوم تجربی و نتایج آنها کمک میگیرند چنانچه در ذیل آیه شریفه (وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ ) ، (2)«و حیات هر چیزی را از آب قرار دادیم» می فرماید: «منظور این است که آب دخالت کاملی در وجود هر موجود زندهای دارد ... و در بحثهای علمی جدید، ارتباط حیات با آب واضح شده است». (3)
در ذیل آیه شریفه (وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنّا لَمُوسِعُونَ ) (4)میفرماید مراد توسعه خلقت آسمان است، همان طور که علوم ریاضی، امروزه به این مسأله نظر دارند. (5)
ما در مباحث آینده، روشن خواهیم کرد که این دو نوع برخورد علّامه، با
تفسیر علمی بدین جهت است که تفسیر علمی، چند نوع مختلف دارد که همگی یک حکم واحد ندارند، از اینرو علّامه در شمار قایلان به تفصیل در تفسیر علمی محسوب میشود.
«گاهی هم مشاهده میشود که علم به میدان آمده و قرآن را تفسیر میکند، تأکید میکنم وقتی میگوییم علم، منظورم کشفیات ثابت شده و قطعی علمی است، نه فرضیات که اشکال کنند فرضیهها با گذشت زمان، دست خوش تغییر و دگرگونی میشود و نمیتوان قرآن ثابت و تغییر ناپذیر را، بر فرضیات دگرگون شونده تطبیق داد.
برای مثال: زوجیت نر و ماده ، در عالم گیاهان که بعد از قرن هفده میلادی کشف شد و یا حرکت زمین به دور خود، دیگر یک فرضیه نیست، تا با گذشت زمان دگرگون شود». (3)
«شریعت، درس علوم طبیعی نیست و قرآن بالذات کتاب علم نیست ، مگر اشاراتی گذرا و در کنار مطالب اصلی (حکمت، هدایت، تربیت، ارشاد و...) دارد که به بعضی از اسرار وجود، اشاره میکند اما این به نحو اجمالی و غامض بیان شده، به طوری که علمای راسخ در علم، آن اشارات را درک میکنند چون در صدد بیان مطالب علمی نبوده، ولی در عین حال از دریای بیکران علم الهی سرچشمه گرفته است».
ایشان معتقدند قطعیات علوم و معارف بشری برای فهم قرآن لازم است و اشاراتی علمی در قرآن هست که بدون استفاده از علوم فهم حقیقت آنها ممکن نیست (1)ولی قرآن قطعی است و علوم غیر قطعی، بنابراین باید علوم بر قرآن تطبیق شود نه بالعکس. یعنی با توجّه به کشفیات علمی، ما از یک آیه مطلبی را میفهمیم اما این که بگوییم آیه حتماً این مطلب را میگوید نمیدانیم، بلکه اگر کسی نسبت قطعی دهد، تحمیل است که جایز نیست. (2)
پس ایشان به طور واضح بین اسناد قطعی علوم تجربی، به قرآن و تفسیر قرآن با علوم تجربی، به نحو احتمالی فرق میگذارند، از اینرو ایشان را در شمار قایلان به تفصیل در تفسیر علمی ذکر کردیم.ایشان جلد ششم التمهید را به تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن اختصاص دادهاند. و به طور مفصل این مباحث را مطرح کردهاند.
«آگاهی از بینشهای فلسفی و علمی که مایه شکوفایی ذهن و سبب برداشتهای ارزندهای از قرآن میگردد (از شرایط تفسیر قرآن به معنای واقعی است). امروز بشر، گامهای بس بلندی پیرامون شناخت زمین، کیهان، حیوان و انسان برداشته و افقهای بس تازهای در روان شناسی و جامعه شناسی کشف کرده. درست است که نمیتوان گفت تمام آنچه را که در این مقوله ، گفته و ترسیم کرده است صحیح است، ولی آگاهی از چنین کشفیات علمی، سبب تقویت دماغ فلسفی و علمی انسان میگردد و مایه شکوفایی ذهن مفسّر میشود و به او توان خاصی میبخشد، که از قرآن به صورت کاملتری بهره بردارد. مقصود این نیست که به کمک فلسفه یونان و یا اسلامی و یا به کمک علوم جدید ، به تفسیر قرآن بپردازیم و قرآن را بر این افکار غیر مصون از خطا تطبیق کنیم، زیرا یک چنین کار جز تفسیر به رأی که عقلاً و شرعاً ممنوع است
نتیجه دیگری ندارد». (1)
ایشان در کتاب برهان رسالت، در مورد جاذبه عمومی، کرویت زمین، حرکت زمین و اجرام سماوی زوجیّت گیاهان، به قرآن و علم اشاره میکند و برای اعجاز قرآن به آنها استدلال مینماید. (2)ایشان هر چند با تطبیق قرآن، بر علوم جدید مخالف است، اما بر لزوم استفاده از کشفیات علمی، در تفسیر قرآن تأکید میکند (پس ظاهراً با استخدام علوم در فهم قرآن، موافق است) و این تفصیل در تفسیر علمی محسوب میشود.
تفسیر و برداشت علمی از قرآن خود دارای روشهای فرعی متفاوتی است که بعضی سر از تفسیر به رأی و شماری منجر به تفسیر معتبر و صحیح میشود و برخی نیز به نظریهپردازیهای علمی قرآن در حوزه علوم مختلف میانجامد.
طرفداران قدیمی تفسیر علمی؛ مانند: ابن أبیالفضل المرسی، غزالی و ... کوشیدهاند تا همه علوم را از قرآن استخراج کنند؛ (3)زیرا عقیده داشتند که همه چیز در قرآن وجود دارد و در این راستا، آیاتی را که ظاهر آنها با یک قانون علمی سازگار بود، بیان میکردند و هرگاه ظواهر قرآن کفایت نمیکرد، دست به تأویل، میزدند و ظواهر آیات را به نظریات و علومی که در نظر داشتند، بر می
گرداندند و از این جا بود که علم هندسه، حساب، پزشکی، هیأت، جبر ، مقابله و جدل را از قرآن استخراج مینمودند.
برای مثال، از آیه شریفه (وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ) (1)ابراهیم نقل میکند که: وقتی من بیمار شدم، اوست که شفا میدهد، علم پزشکی را استخراج کردند (2)و علم جبر را از حروف مقطعه اوایل سورهها استفاده کردند (3)و از آیه شریفه (إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها) زمین لرزه سال 702 هجری قمری را پیشبینی کردند. (4)
روشن است که این نوع تفسیر علمی، منجر به تأویلات زیاد در آیات قرآن، بدون رعایت قواعد ادبی، ظواهر و معانی لغوی آنها می شود.
از همینرو است که بسیاری از مخالفان، تفسیر علمی را نوعی تأویل و مجازگویی دانستهاند (5)که البته در این قسم از تفسیر علمی، اشکالات وارد است.
این شیوه از تفسیر علمی، در یک قرن اخیر رواج یافته و بسیاری از افراد با مسلّم پنداشتن قوانین و نظریات علوم تجربی سعی کردند تا آیاتی موافق آنها در قرآن بیابند و هر گاه آیهای موافق با آن نمییافتند، دست به تأویل یا تفسیر به رأی زده و آیات را بر خلاف معانی ظاهری، حمل میکردند.
مثال این گونه تفسری را در تفسیر آیه 189 سوره اعراف از عبدالرزاق نوفل بیان شد که «نفس» را، به معنای پروتون و «زوج» را الکترون معنا کردند و گفتند: منظور قرآن، این است که همه شما را از پروتون و الکترون که اجزای مثبت و منفی اتم است، آفریدیم. (6)در این تقسیر، حتّی معنای لغوی و اصطلاحی نفس را نکردند.
این گونه تفسیر علمی، در یک قرن اخیر، در مصر و ایران رایج شد و موجب
1) (1) . شعراء/ 80.
2) (2) . ابوحامد غزالی، جواهر القرآن، ص 27، فصل پنجم.
3) (3) . التفسیر و المفسّرون ، ج 2 ، ص 481، به نقل از ابن ابی الفضل مرسی.
4) (4) . البرهان فی علوم القرآن، ج 2، صص 181-182.
5) (5) . ر.ک : التفسیر و المفسّرون ، ج 2 ، صص 454 تا 495.
6) (6) . عبدالرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث ، ص 156.
بدبینی برخی دانشمندان مسلمان نسبت به مطلق تفسیر علمی گردید و یک سره تفسیر علمی را به عنوان تفسیر به رأی و تحمیل نظریات و عقاید برقرآن طرد کردند، چنان که علّامه طباطبایی، تفسیر علمی را نوعی تطبیق اعلام کرد. (1)
البتّه در مورد این نوع تفسیر علمی، حق با مخالفان آن است؛ چرا که مفسّر در هنگام تفسیر باید از هرگونه پیش داوری خالی باشد، تا بتواند تفسیر صحیح انجام دهد و اگر با انتخاب یک نظریه علمی، آن را و بر قرآن تحمیل کند، پا در طریق تفسیر به رأی، گذاشته که در روایات وعده عذاب به آن داده شده است.
در این شیوه از تفسیر علمی، مفسّر با دارا بودن شرایط لازم و با رعایت ضوابط تفسیر معتبر، اقدام به تفسیر علمی قرآن میکند.
یعنی تلاش میکند که با استفاده از مطالب قطعی علوم - که از طریق دلیل عقلی پشتیبانی میشود - و با ظاهر آیات قرآن - طبق معنای لغوی و اصطلاحی - موافق است، به تفسیر علمی بپردازد و معانی مجهول قرآن را کشف و در اختیار انسانهای تشنه حقیقت قرار دهد. این شیوه تفسیر علمی، بهترین نوع و بلکه تنها نوع صحیح از تفسیر علمی است.
ما در مبحث آینده، معیار این گونه تفسیر را، به طور کامل بیان خواهیم کرد، اما در این جا تأکید میکنیم که در این شیوه تفسیری، باید از هرگونه تأویل و تفسیر به رأی، پرهیز کرد و تنها به طور احتمالی از مقصود قرآن سخن گفت؛ زیرا علوم تجربی به خاطر استقرای ناقص ، و مبنای ابطال پذیری که اساس آنهاست، کمتر میتواند مطلب علمی قطعی بیان کند.
برای مثال، آیه شریفه (الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها) (2)«خورشید در جریان است تا در محل خود استقرار یابد». در زمان صدر اسلام که نازل شد، مردم همین
حرکت حسّی و روزمرّه خورشید را میدانستند؛ به این ترتیب از این آیه، همین حرکت را میفهمیدند، در حالی که حرکت خورشید، از مشرق به مغرب کاذب است؛ زیرا خطای حس باصره ماست و در حقیقت، زمین در حرکت است. از اینرو ما خورشید را متحرک میبینیم، همان طور که شخص سوار بر قطار، خانههای کنار جاده را در حرکت میبیند و با پیشرفت علوم بشری و کشف حرکت زمین و خورشید، روشن شد که خورشید هم، خود دارای حرکت انتقالی است (نه حرکت کاذب ، بلکه واقعی) و خورشید، بلکه تمام منظومه شمسی و حتّی کهکشان راه شیری در حرکت است. (1)پس میگوییم اگر به طور قطعی اثبات شد که خورشید در حرکت است و ظاهر آیه قرآن هم میگوید که خورشید در جریان است، پس منظور قرآن حرکت واقعی (حرکت انتقالی و...) خورشید است. علاوه بر آن، قرآن از «جریان» خورشید سخن میگوید نه حرکت آن، و در علوم جدید کیهانشناسی بیان شده که خورشید حالت گازی شکل دارد که در اثر انفجارات هسته مرتب زیر و زبر میشود (2)و در فضا جریان دارد و همچون گلولهای جامد نیست که فقط حرکت کند، بلکه مثل آب در جریان است. (3)
اول: نظریهپردازیهای علمی قرآنی
برخی از آیات علمی قرآن مطالبی را بیان میکند که علم هنوز بدانها دسترسی پیدا نکرده و هر چند از نظر علوم تجربی به اثبات نرسیده است اما دلیلی نیز برای نفی آن مطلب قرآنی نداریم و از آنجا که وحی نوعی دانش قطعی و از سرچشمه الهی است در صحیح بودن آن شکی نیست هر چند برای اثبات آنها فعلاً شواهد
تجربی در دست نداریم و ممکن است مثل برخی موارد دیگر از پیشگوییهای علمی قرآن (مثل نیروی جاذبه طبق آیه 2 سوره رعد و 10 سوره لقمان و ...) در آینده اثبات شود. این موارد را میتوان بعنوان نظریههای علمی قرآنی مطرح نمود، و همچون دیگر تئوریهای علمی بدنبال شواهد تجربی آنها بود.
مثالها:
(وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ ) ؛ «و از نشانههای اوست، آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر ساخته است».
هر چند برخی نشانههای کیهانشناختی برای وجود موجودات زنده و با شعور در کرات دور دست ادعا شده است اما دانشمندان کیهانشناخت هنوز نظریهی قطعی در این زمینه ابراز نکردهاند و چیزی ثابت نشده است؛ ولی این مطلب را میتوان بعنوان یکی از نظریههای علمی قرآنی، مبنای تحقیقات تجربی کیهانشناختی وسیع قرار داد. (1)
(وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنّا لَمُوسِعُونَ ) ؛ «و ما آسمان را با دست (قدرت) بنا کردیم و همواره آن را گسترش میدهیم.»
در مباحث علمی فیزیک کیهانی دو دیدگاه در مورد آسمانها وجود دارد: یکی دیدگاه انبساط جهان و دیگری دیدگاه انقباض جهان. (2)و برای هر کدام شواهدی مطرح گردیده ولی اثبات نشده است. از آیهی فوق دیدگاه انبساط جهان
قابل برداشت است. (1)و میتواند بعنوان یک نظریه علمی قرآنی مبنای تحقیقات کیهانشناسی قرار گیرد.
در حالی که علوم کیهانشناسی از یک آسمان با هزاران کهکشان و ستاره و سیاره سخن میگویند و در مورد آسمانهای دیگر سکوت میکنند. چون وسایل ستارهشناسی فعلی بشر و سفرهای فضایی توانایی کشف بیش از این را ندارد؛
قرآنکریم مساله هفت آسمان را به صورت قاطع مطرح کرده است و این مساله نیز میتواند به عنوان یک نظریه علمی قرآنی مبنای مطالعات کیهانشناختی وسیعی قرار گیرد. البته در مورد هفت آسمان معانی و دیدگاههای مختلفی وجود دارد که در تفسیر آیات فوق باید به آنها توجّه کرد، و مطلب فوق براساس آن بود که عدد هفت واقعی و مقصود از آسمانها، محل کرات باشد. (2)
معمولاً دانشمندان و مفسران خود را بین این دو دیدگاه محصور میدیدند. و یکی را انتخاب و دیگری را نفی میکنند و در این مورد کتابهای متعددی نیز
نوشته شده است. (1)
ولی میتوان نظریه سومی را که شاید وجه جمع دو دیدگاه باشد مطرح کرد و آن اینکه تکامل زیستی در موجودات (اگر با شواهد قطعی اثبات شود) پذیرفتنی است و حتی ممکن است انسانهایی از نسل میمون به وجود آمده ولی بعداً منقرض شده باشند ولی حضرت آدم به عنوان پدر بشر فعلی به صورت استثنایی از خاک بطور مستقیم (ولو در زمان طولانی) آفریده شده است.
البته اینکه بسیاری از ویژگیهای انسان فعلی در میمونها موجود نیست بلکه در نظریه تکامل حلقهی مفقودهای بین میمون و انسان وجود دارد؛ میتواند شاهدی برای این دیدگاه باشد.
این نظریه میتواند به عنوان یک نظریه علمی قرآنی در آفرینش انسان مبنای پژوهشهای زیستشناسی باشد و در کنار نظریه تکامل و فیکسیم مطرح گردد و بدنبال شواهد تجربی آن از باستانشناسی و زیستشناسی باشیم. البته قرآن کریم در مورد نظریه تکامل مباحث مفصلی وجود دارد و آیات موافق و مخالف نظریه تکامل و دیدگاه مفسران نیازمند بحث گسترده است که در برخی کتابها آمده است. (2)
برای نمونه:
از آیات قرآن خدا محوری استفاده میشود، یعنی خدا سرچشمه همه
موجودات و منتهای سیر همه موجودات است (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ) ، (بقره/ 156) و اصولاً ارزش کارها به رنگ الهی (صِبْغَةَ اللّهِ ) ، (بقره/ 135) و فی در راه خدا بودن است. در حالی که مبنای علوم انسانی جدید انسان محوری است که این مطلب در علوم انسانی بویژه علوم ترتیبی و علوم سیاسی تاثیر بسیاری دارد و جهت خاصی به آنها میدهد.
در اقتصاد نیز مبنای اقتصاد اسلامی بدون ربا پایهگذاری شده است در حالی که اقتصاد جدید غرب براساس سیستم ربا (به ویژه در بانکداری) شکل گرفته است اگر این مبنای قرآنی در بانکداری جاری شود به سیستم جدیدی رهنمون میشویم. علوم سیاسی جدید در غرب براساس جدایی دین از سیاست و امور دنیوی (سکولاریسم) بنیان نهاده شده است در حالی که سیاست در قرآن بر مبنای دخالت دین در سیاست پایهگذاری شده است از این رو بسیاری از آیات قرآن مسائل حکومتی و اصول سیاست خارجی و قوانین صلح و جنگ و ... را بیان میکند.
و همچنین است لزوم رعایت مبانی اخلاقی و اصل عدالت و فقرزدایی در مدیریت و توجه به بعد روحانی انسان علاوه بر بعد جسمانی در روانشناسی و...
آری بسیاری از آیات قرآن اشارات صریح یا غیرصریح به مبانی علوم انسانی دارد که شمارش آنها نگارش مقالات بلکه کتابهای متعددی را میطلبد. (1)
شیوه برداشت و روش تفسیر علمی قرآن دارای مبانی عام تفسیری و روششناسی است که در همه روشهای تفسیری جاری است همچون جواز و امکان تفسیر قرآن، و ممنوعیت تفسیر به رأی و حجیت ظواهر و نصوص قرآنی و نیز دارای مبانی خاص است که پیشفرضهای این روش بشمار میآید، و از آنجا که این مبانی در جای خود اثبات میشود، در اینجا بدانها اشاره میشود:
1) (1) . در این موارد نک: قرآن و روانشناسی، محمد عثمان نجاتی، مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، نظام سیاسی اسلام، نوروزی، مدیریت اسلامی، محمدحسن نبوی و...
علوم تجربی حاصل کاوشها و تجربههای بشری است که در طی قرنها بر هم انباشته شده است، تا قبل از نیمه دوم قرن بیستم میلادی، علوم تجربی را به دو شاخه نظریههای علمی اثبات نشده و قانونهای علمی اثبات شده تقسیم میکردند. و اگر نظریه علمی به وسیله مشاهده و تجربههای مکرر تأیید میشد آن را اثبات شده و قانون علمی میدانستند. (1)
اما پس از آن و با پیدایش نظریات جدید در فلسفه علم، روشن شد که علوم تجربی افسانههای مفیدی است که در صحنه طبیعت و زندگی کاربرد دارد اما هیچگاه به صورت قانون در نمیآید.
یعنی در تشکیل یک نظریه علمی نخست ما به مسأله و مشکلی برخورد میکنیم، و در مرحله دوم راه حلی برای آن حدس میزنیم. سپس در مرحله سوم قضایای قابل مشاهده و تجربه از آن راه حل استنتاج میکنیم و در مرحله چهارم اقدام به ابطال این قضایا میکنیم. و اگر این قضایاباطل نشود ، آن نظریه، تا هنگامی که نظریه بهتری پیدا و جایگزین آن نشود در علم باقی میماند و مبنای عمل قرار میگیرد. (2)
بنابر این، علوم تجربی اثبات پذیر نیست بلکه ابطال پذیر است و در علم، قانون قطعی وجود ندارد.
البته اینکه قضایای علوم تجربی قطعی نیست (به معنای قطع معرفت شناختی) یعنی نمیتوان گفت: فلان گزاره علمی حتماً مطابق واقع و تغییر ناپذیر است؛ اما برخی از قضایای علوم تجربی قطعیاند (به معنای قطع روانشناختی) یعنی گاهی گزاره علمی از راه مشاهده یا به وسیله قراین دیگر مثل بدیهی میگردد. همچون
1) (1) . در این مورد اشکالات متعدّدی به نحوهی استقرای ناقص علوم شده است و پاسخهایی نیز داده شدهاست.(نک : مبانی فلسفه، دکتر علی اکبر سیاسی، ص 210-244؛ علم و دین، ایان باربور، ترجمه خرمشاهی، ص 3 و صص 213-214؛ الاُسس المنطقیه للإستقراء ، شهید صدر ، ص 135 و ص 383-400؛ درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، نگارنده ، صص 185-200).
2) (2) . این دیدگاه پوپر (متوفّی - 1373ش) است، ر.ک : حدسها و ابطالها و منطق اکتشافات، تألیف پوپر، ترجمه احمد آرام؛ در آمدی بر تفسیر علمی قرآن ، از نگارنده ، صص 200 - 204.
«حرکت زمین» که در عصر ما مثل بدیهی شده است. همان طور که گاهی انسان به وسیله قراین خارجی یا دلایل عقلی که مطلب را پشتیبانی میکند، در مورد یک گزاره علمی به قطع میرسد.
در تفسیر علمی بین علوم تجربی قطعی و نظریههای ظنّی علوم تجربی تفاوت گذاشته میشود. و استفاده از نوع دوم در تفسیر علمی قرآن صحیح نیست ، چرا که نظریههای ظنّیِ علوم گاهی صدها سال در حوزه علم می ماند سپس تغییر می کند، (1)پس نمیتوان تفسیر قرآن را بر آنها بنا نهاد.
در قرآن کریم بیش از 1322 آیه وجود دارد که به مطالب علمی و طبیعت و انسان و ... اشاره دارد. (2)که این آیات حداقل سه گانه است:
اول: اشارات علمی به پدیدههای طبیعی مثل حیوانات و طبیعت. (3)که به ظاهر نکته شگفتانگیز یا اعجازآمیزی را در بر ندارد. ولی همین اشارات علمی توجه انسان را به طبیعت و کیهان و ... جلب کرده و زمینهساز پیشرفت علوم تجربی در جهان اسلام شده است.
دوم: اشارت شگفتانگیز علمی قرآن، یعنی آیاتی که به مطالب علمی ویژهای اشاره میکند صدور آنها از یک فرد درس ناخوانده در محیط جزیرة العرب در صدر اسلام بسیار بعید بوده است، برای مثال اشارات قرآن به حرکت زمین (4)که بر خلاف هیئت بطلیموسی و دیدگاه مشهور کیهانشناسی در آن عصر بوده است.
1) (1) . همچون نظریهی بطلمیوسی ( ptoemaos - قرن دوم میلادی) در مورد این که زمین مرکز جهان است و خورشید و ستارگان در هفت فلک به دور آن میچرخند. این نظریه حدود چهارده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. سپس توسط کپلر و کپرنیک و گالیله دگر گون شد و دیدگاه کنونی (یعنی حرکت زمین به دور خورشید) جای آن را گرفت.
2) (2) . الحبّال، محمد چمپل و مقداد مرعی الجواری، العلوم فی القرآن، ص 35 - 36.
3) (3) . ر.ک: غاشیه/ 17 و نحل/ 5 - 14 و...
4) (4) . نحل/ 89.
البته این گونه موارد اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید چرا که مثلاً در مورد حرکت زمین دیدگاه غیرمشهور در یونان قبل از اسلام وجود داشته است. (1)
سوم: اشارات اعجازآمیز علمی قرآن، یعنی گاهی قرآن کریم به زوجیت عام موجودات، (2)نیروی جاذبه، (3)حرکتهای خورشید، (4)مراحل آفرینش انسان (5)و لقاح ابرها (6)اشاره کرده که تا قرنها بعد از اسلام کسی از این حقایق علمی با خبر نبوده است، این اشارات نوعی رازگویی و اخبار غیبی قرآن بشمار میآید. تفسیر علمی قرآن شرحی بر همین اشارات علمی قرآن است.
هر چند که اشارات علمی زیادی در قرآن کریم وجود دارد، و حتی قرآن خود را بیان کننده همه چیز معرفی میکند، (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) ، (7)اما همه علوم بشری در ظواهر آن وجود ندارد چرا که چنین ادعایی خلاف بداهت است و آیه شریفه نیز قید لُبی دارد یعنی هر چیزی که در رابطه با هدایت بشر است در قرآن موجود است. (8)
بنابراین همانطور که گذشت استخراج علوم از قرآن صحیح نیست چون مبنای آن «وجود همه علوم در ظواهر قرآن است» و این مبنا مخدوش است. (9)
1) (1) . اولین بار فیثاغورث سپس فلوته خوسوار شمیدس به حرکت زمین معتقد شدند (شهرستانی، سید هبة الدین، اسلام و هیئت، ص 44.
2) (2) . یس/ 36.
3) (3) . رعد/ 2 و لقمان/ 10.
4) (4) . یس/ 38.
5) (5) . حج/ 5، مومنون/ 12 - 14.
6) (6) . حجر/ 22.
7) (7) . نحل/ 89.
8) (8) . برخی از مفسران تصریح کردهاند که مقصود آیه 89 سوره نحل بیان مسائل هدایتی است از جمله: المیزان، ج 14، ص 325؛ مجمع البیان، ج 4، ص 298؛ کشاف، ج 2، ص 21 و 31.
9) (9) . در این مورد ذیل مباحث آینده همین کتاب مطالب تکمیلی بیان میشود.
قرآن کریم بارها انسانها را به دانشافزایی فراخوانده است، و یا دانشمندان را تشویق و تمجید کرده است. (1)و همانطور که گذشت در موارد متعددی مطالب اعجازآمیز یا شگفتآمیز علمی بیان کرده است، قرآن کریم هیچگاه سرستیز با علم و عالمان راستین نداشته است بلکه رابطه قرآن و علم سازگارانه و مثبت است. و تفسیر علمی قرآن نوعی توضیح همین مبناست.
البته برخی تعارضات ظاهری و ابتدایی بین قرآن و علم ادعا یا توهم شده که با تأمل و دقت در آیات و علوم، بر طرف میشود، و تعارض مستقر و حقیقی بین قرآن و علم وجود ندارد. و همین مطلب نیز در ضمن تفسیر علمی روشن میشود.
در قرآن مکرر بیان شده که این کتاب برای هدایت مردم (2)و خارج ساختن آنان از تاریکیها به سوی نور است، (3)بنابراین اگر اشارات علمی در قرآن وجود دارد در همین راستاست یعنی اشارت علمی قرآن گاهی به عنوان نشانههای خدا (4)و گاهی بعنوان شواهد معاد (5)بیان شده است پس بیان مطالب علمی هدف اصلی قرآن نیست و قرآن کتاب کیهانشناسی و فیزیک و... نیست.
در روشهای تفسیری دو گونه شرایط و معیار وجود دارد: یک قسم، شرایط و معیارهایی عام که باید در تمام روشهای تفسیری مراعات شود؛ و قسم دوم، شرایط و معیارهای خاصّی که باید در هر روش تفسیر خاص رعایت گردد. در این جا هدف ما بیان شرایط و معیارهای قسم دوم است، اما برای یاد آوری، به قسم اول نیز اشاره میکنیم.
این معیارها شامل شرایط مفسّر و تفسیر میشود که ما آنها را در دو دسته خلاصه میکنیم:
تفسیر علمی توسط مفسّری صورت پذیرد که دارای شرایط لازم باشد؛ یعنی آشنایی با ادبیات عرب، آگاهی به شأن نزول آیه، آشنایی با تاریخ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام در حدودی که به آیه مربوط است، اطلاع از علوم قرآن؛ مانند ناسخ و منسوخ، مراجعه به احادیث و اصول فقه، آگاهی از بینشهای فلسفی، علمی، اجتماعی و اخلاقی، پرهیز از هر گونه پیشداوری، تطبیق و تحمیل، آشنایی با تفسیر و عدم تقلید از مفسّران. (1)
معیارهای تفسیر معتبر در آن رعایت شده باشد؛ مانند: پیروی از روش صحیح تفسیر، عدم منافات تفسیر با سنّت قطعی، پرهیز از پیشداوری غیر ضروری، عدم منافات تفسیر با آیات دیگر و حکم قطعی عقل و استفاده از منابع صحیح در تفسیر که لازم است این معیارها در تفسیر علمی نیز رعایت گردد. (2)
پرهیز از تفسیر به رأی و استقلال رأی در تفسیر قرآن؛ یعنی مفسّر باید قبل از تفسیر، به قراین عقلی و نقلی مراجعه کرده. و پس از در نظر گرفتن آنها اقدام به تفسیر کند.
در این مورد در مبحث علم، مقصود از قطعی بودن علوم تجربی را توضیح دادیم، و در این جا اضافه میکنیم که:
یک. اگر علوم تجربی یقینی و قطعی بود ، میتوان قرآن را بر اساس آن تفسیر کرد.
دو. اگر مطالب علوم تجربی به صورت نظریههای پذیرفته شده در علم باشد،
میتوان به صورت احتمالی بیان کرد که شاید این آیه اشاره به این مطلب علمی باشد. اما نمیتوان به طور قطعی مطلبی را به قرآن نسبت داد؛ چرا که این علوم قطعی نیست.
سه. اگر مطالب علوم تجربی به صورت فرضیههای احتمالی در علم باشد و هنوز مورد پذیرش عام جامعه علمی قرار نگرفته و قطعی نیز نشده است، نمیتوان قرآن را با آنها تفسیر کرد؛ (1)چرا که این فرضیهها در معرض تغییر است و همان اشکالاتی را که مخالفان تفسیر علمی میکردند در پی دارد. (2)
1) (1) . در قضایای علمی چند احتمال وجود دارد: الف) قضیه علمی که یقین مطابق واقع میآورد؛ چرا که تجربه علمی همراه با دلیل عقلی است (و به مرحله بداهت رسیده باشد). ب) قضیه علمی یقین به معنای اعم میآورد؛ یعنی اطمینان حاصل میشود ، ولی احتمال طرف مقابل به صفر نمیرسد، چنانچه بیشتر قضایای اثبات شدهی علوم تجربی این گونه است. ج) قضیهی علمی، به صورت تئوری یا نظریهی ظنّی باشد که هنوز به مرحلهی اثبات نرسیده است. بنابر این در صورت نخست (الف) تفسیر علمی جایز است؛ زیرا قرآن و علم قطعی (که به قطع عقلی برمیگردد) تعارضی ندارد، بلکه قراین قطعی «نقلی ، عقلی و عملی» برای تفسیر قرآن لازم است. بنابر این، در صورت دوم (ب) تفسیر علمی، اگر به صورت احتمال ذکر شود ، صحیح به نظر میرسد. برای مثال گفته شود: چون ظاهر قرآن ، با حرکت انتقالی خورشید ، مطابق است به احتمال قوی منظور قرآن ، همین حرکت است. و در صورت سوم (ج) هم تفسیر علمی صحیح است؛ زیرا همان اشکالاتی را پدید میآورد که مخالفان تفسیر علمی میگفتند؛ مانند انطباق قرآن با علوم متغیر، شک کردن مردم در صحت قرآن و...
2) (2) . مضمون این معیار را آیت الله مکارم شیرازی در کتاب قرآن و آخرین پیامبر ، ص 147 آوردهاند و در کلمات بسیاری از قایلان به تفسیر هم وجود داشت.
علمی به نحوی عمل شود که نیاز به توجیه و تفسیرهای مخالف ظاهر پیدا نکنیم. (1)
تذکر 3: برخی از صاحب نظران معیارهای دیگری برای تفسیر علمی ذکر کردهاند از جمله:
3/1. تفسیر آیات مطابق معنای نظم قرآن باشد.
3/2. قرآن را در معرض نظریات علمی متضاد قرار ندهد.
3/3. مفسّر در پی اثبات اشارات علمی قرآن به وسیله نظریات علمی باشد.
3/4. آیات قرآن را اصل و محور تفسیر قرار دهد، (نه مطالب علمی را)
3/5. مفسّر ملتزم به معانی لغوی عرب در آیات باشد.
3/6. تفسیر علمی با مطالب شرعی مخالف نباشد.
3/7. تفسیر علمی مطابق آیه باشد نه کمتر و نه زیادتر
3/8. تألیف و تناسب آیات و وحدت موضوعی آنان رعایت گردد. (2)
البته برخی از معیارهای فوق به نوعی به یکی از معیارهای سهگانه پیشین باز میگردد؛ همچون شماره 1 و 4 و 7 و 8 که به معیار دوم باز میگردد و همچون شماره 2 که به معیار اوّل باز می گردد.
و برخی دیگر، از شرایط عامّ تفسیر است مثل شماره 6 و 5 و در شماره 3 اگر مقصود از نظریات علمی، فرضیههای اثبات نشده باشد قابل قبول نیست و اگر مقصود مطالب قطعی علوم تجربی باشد (با اصلاح در عبارت) قابل قبول است.
بلکه گاهی تفسیر برخی آیات قرآن بدون کمک گرفتن از علوم جدید بسیار مشکل میشود. برای مثال: فهم و تفسیر آیات 12- 14 سوره مؤمنون و آیه 5 سوره حج نیاز مبرم به استفاده از علوم پزشکی دارد.و همان طور که برای فهم لغات آیه از علم لغت استفاده میکنیم، برای فهم مراحل خلقت انسان نیز از علم جنینشناسی استفاده میکنیم.
از این مطب استفاده میشود که قرآن معجزهای الهی است که نمیتواند کلام بشری باشد.
در مورد اعجاز علمی قرآن به آیاتی در مورد زوجیّت عام موجودات (و زوجیّت گیاهان)، (4)نیروی جاذبه، (5)حرکت خورشید، (6)فلسفه حرمت شرابخواری، (7)مراحل خلقت انسان، (8)لقاح ابرها و گیاهان (9)و... استدلال شده
1) (1) . الحبال، محمد جمیل و مقداد مرعی الجواری، العلوم فی القرآن، ص 35 - 36.
2) (2) . بقره/ 219.
3) (3) . ر.ک: معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج 2، ص 443.
4) (4) . یس/ 36.
5) (5) . رعد/ 2؛ لقمان/ 10.
6) (6) . یس/ 38.
7) (7) . بقره/ 219.
8) (8) . حج/ 5؛ مؤمنون/ 14-12.
9) (9) . حجر/ 22.
است. (1)
آقای راترود ویلانت، نیز در این مورد مینویسد:
«هواداران تفسیر علمی در صدد اثبات این معنا هستند که قرآن چندین قرن نسبت به عالمان جهان غرب تقدم دارد چرا که مطالبی را در آن زمان متذکر شده که ]پس از گذشت چند قرن[ تازه عالمان غربی آنها را کشف مینمایند. اکثر شیفتگان تفسیر علمی این برتری زمانی قرآن در زمینه معرفت علمی را به عنوان نمونه بارزی از اعجاز قرآن تلقی کرده و همواره در براهین و مجادلات علمی خود در برابر غرب بر این بعد اعجاز و تقلید ناپذیری قرآن تأکید میورزند». (2)
از اینرو است که میبینیم برخی دانشمندان غربی، همچون «موریس بوکای» در کتاب «مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم» به بررسی مطالب علمی قرآن، تورات و انجیل پرداخته است و در موارد متعدّدی اعتراف میکند که تورات و انجیل با یافتههای علوم تجربی مخالف است، اما قرآن مطالب مخالف علم ندارد، بلکه در این مورد مطالب اعجاز آمیزی بیان کرده است. (3)
1) (1) . نک : پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، از نگارنده.
2) (2) . راترود ویلانت، مقاله تفسیر قرآن در دوره جدید و معاصر، دائرة المعارف قرآن لیدن (پیشین)
3) (3) . The Bible the Quran and Science. Maurice Bucaille این کتاب چند بار به فارسی و به عربی ترجمه شده است. نام ترجمههای فارسی و عربی آن به این قرار است: - حسن حبیبی؛ عهدین، قرن و علم، انتشارات سلمان، 1357؛ - ذبیح اللَّه دبیر؛ مقایسهای میان تورات، انجیل و قرآن و علم، انتشارات فرهنگی و اسلامی، 1365؛ - التوراة و الإنجیل و القرآن و العلم الحدیث؛
نظریهپردازیهای علمی قرآن: همانطور که قبلاً اشاره شد یکی از ثمرات برداشتهای علمی از قرآن پدید آمدن نظریههای نو در زمینه علوم طبیعی (مثل وجود موجودات زنده در آسمان، (شوری/ 29) و در زمینه علوم انسانی (مثل دیدگاه اقتصاد بدون ربا) است.
جهت دهی به علوم انسانی: همانطور که قبلاً اشاره شد یکی از ثمرات برداشتهای علمی از قرآن پیدایش مبانی جدید برای علوم انسانی است که موجب جهت دهی جدید به این علوم میگردد.
برای مثال: رعایت اصل اساسی عدالت در اقتصاد و توجه به اصل فقرزدایی در اقتصاد و مدیریت و نیز رعایت اخلاق اسلامی در مدیریت و نیز توجه به دو بعدی بودن شخصیت انسان (روح و جسم) در روانشناسی و با توجه به خدا محوری به جای انسان محوری (اومانیسم) علوم انسانی میتواند، مبانی جدیدی برای این علوم به وجود آورد و جهت جدیدی به آنها بدهد به طوری که علوم انسانی جدیدی در جهان پدید آید.
علوم تجربی، غالباً قطعی نیست و نظریات و تئوریهای آن، متزلزل است و بعد از مدّتی تغییر می یابد و اگر قرآن را با علوم متزلزل و غیر قطعی تفسیر کنیم؛ پس از مدّتی که آن نظریهها تغییر کرد، مردم در مورد بیانات قرآنی شک کرده و ایمان آنها متزلزل میگردد؛ برای مثال، این که بعضی افراد قرآن را با هیئت بطلمیوسی تفسیر کردند و افلاک نهگانه را با آیات قرآن تطبیق نمودند و پس از قرنها آن نظریه باطل شد، موجب گردید تا بعضی گمان کنند علم هیئت جدید (کپرنیکی) با قرآن در تعارض است. (1)
تفسیر علمی در بسیاری موارد به تفسیر به رأی منجر میشود؛ زیرا افرادی
1) (1) . دکتر ذهبی، التفسیر و المفسّرون، ج 2، صص 491- 494.
که در صدد تفسیر علمی قرآن هستند، به دلایل متعدّدی که در ذیل میآید، به دام این مسأله گرفتار میآیند:
الف) بعضی افراد تخصّص کافی در قرآن و تفسیر آن ندارند و بدون داشتن شرایط یک مفسّر، اقدام به تفسیر علمی قرآن میکنند و این، یکی از مواردی است که افراد به دام تفسیر به رأی میافتند.
ب) برخی افراد مغرض، ممکن است با استفاده از آیات ناظر به علوم مختلف، بخواهند نظریات خود را اثبات کنند که گاهی این نظریات، انحرافی و حتی الحادی است، ولی این کار را با استفاده از تفسیر علمی قرآن سامان میدهند که موجب تحمیل نظرات بر قرآن میشود که از مصادیق بارز تفسیر به رأی است؛ برای مثال، کسانی سعی میکنند حقایق غیبی و ماورای طبیعی قرآن را به مسایل محسوس ربط بدهند و تا آن جا پیش میروند که میگویند: منظور قرآن از ملائکه، همان میکربهاست که جان انسانها را میگیرد. (1)و یا در جای دیگر، قابیل را حمل بر دو دوره جامعه بیطبقه و جامعه فئودالیزمی (ارباب و رعیتی) میکنند، تا با مراحل تکامل جامعه در مکتب مارکسیسم مطابقت کند. (2)
ج. برخی افراد میخواهند همه علوم را از قرآن استخراج کنند (همانطور که در مورد غزالی گذشت) و در این رابطه هر مطلبی علمی را با قرآن تطبیق و گاهی تحمیل میکنند که موجب تفسیر به رأی میشود. در حالی که بیان شد، مبنای این دیدگاه مخدوش است.
تعارض دارد، تأویل میکنند تا بتوانند آن نظریه را، به قرآن نسبت دهند. (1)به عبارت دیگر نظریههای اثبات نشده علمی را به قرآن تحمیل میکنند که نوعی تغییر به رأی است.
نمونه جالب این نوع تاویلات، در مورد نظریه تکامل انواع داروین صورت گرفته است. یک نفر، کتابی مینویسد باپیش فرض پذیرش نظریه تکامل و هر آیهای که موافق نظریه تکامل است میآورد، سپس آیات مخالف را تأویل میکند و بر خلاف ظاهر آیات، آنها را با نظریه تکامل وفق میدهد و شخص دیگر، کتابی مینویسد با پیش فرض ردّ نظریه تکامل و آیات مخالف را میآورد ، سپس آیات موافق نظریه تکامل را به نظر خود بر میگرداند و مرتکب تأویل میگردد؛ (2)و هر دو هم، نظر خود را به قرآن نسبت میدهند و گاهی بر آن اصرار میورزند.
نمونه دیگر آن را در بحث «عرش» و «کرسی» و تأویل آنها، به فلک هشتم و نهم میتوان دید، چنانچه نمونه دیگر آن در تأویل قصه ابراهیم، حیات و مرگ جامعهها در تفسیر المنار ملاحظه شد. (3)و شاید مقصود علاّمه طباطبایی نیز از «تطبیق» نامیدنِ تفسیر، همین تحمیل و تأویل آیات باشد. (4)
به عبارت دیگر، تفسیر علمی موجب سوء فهم، از ذات قرآن و وظیفه آن
1) (1) . البته این گونه تأویلهای غیر جایز، تحمیل بر قرآن و نوعی تفسیر به رأی است.
2) (2) . برای اطلاع بیشتر، ر.ک: مسیح مهاجری، نظریهی تکامل از دیدگاه قرآن؛ علی مشکینی، تکامل در قرآن؛ یدالله سحابی، خلقت انسان در بیان قرآن.
3) (3) . مبحث دیدگاهها به نظریهی بوعلی سینا، علّامه مجلسی و رشید رضا در المنار، مراجعه شود.
4) (4) . المیزان، ج 1، ص 6.
میشود (چون با بیان مطالب علمی قرآن، گاهی هدف اصلی آن که تربیت انسان است، فراموش میگردد) و گمان میشود که قرآن تنها برای بیان علوم آمده است. (1)
«از نظر لغوی تفسیر علمی معقول نیست؛ زیرا الفاظ در طول قرون و اعصار، معنایشان تغییر میکند و معانی لغوی ، شرعی و اصطلاحی ، پدید میآید و بسیاری از این معانی جدید است که در صدر اسلام نبوده است، با این حال آیا میتواند معقول باشد خداوند که با همان الفاظ ، این معانی را که نسلها بعد، پیدا شده اراده کرده باشد؟ این مطلب را کسی قبول نمیکند، مگر آن که عقل خود را انکار کند». (2)
آری اگر تفسیر علمی را بپذیریم، بلاغت قرآن، مخدوش میشود؛ زیرا بلاغت عبارت از مطابقت کلام با مقتضای حال است؛ در حالی که طبق تفسیر علمی باید بگوییم که خداوند، معانی و مفاهیمی را که از الفاظ قرآن، اراده کرده، عربها به آن معانی جاهل بودهاند و این موجب میشود که یکی از خصایص مهم قرآن (بلاغت و مراعات حال مخاطب را) از آن سلب کنیم. (3)
البته همانطور که در بیان دیدگاههای موافقان و قائلان به تفصیل علمی گذشت، این آسیبها قابل پیشیگری است، چون اکثر اشکالات به دو گونه «استخراج علوم از فهم قرآن و تحمیل نظریههای علمی بر قرآن» وارد میشود، بنابراین اگر مفسر قرآن از گونه استخدام علوم قطعی تجربی در فهم قرآن استفاده کند، اکثر اشکالات و آسیبهای فوق بر طرف میشود و همانطور که گذشت تفسیر علمی مبانی و معیارهایی دارد که لازم است مفسر قرآن آنها را رعایت
کند، که اگر بر طبق آنها تفسیر علمی صورت گیرد، برخی دیگر از آسیبها برطرف میشود.
به عبارت دیگر استفاده از علوم قطعی تجربی، آسیب اول را بر طرف میسازد، و تفسیر علمی توسط مفسر دارای شرایط و استفاده از گونه صحیح تفسیر علمی آسیب دوم و سوم را برطرف میسازد، و رعایت اعتدال در استفاده از روش تفسیر علمی، آسیب چهارم را برطرف میسازد.
البته سوء استفاده از روشهای تفسیری یا افراط و تفریط برخی مفسران در مورد روش خاص تفسیری مخصوص تفسیر علمی نیست و این آسیب کم و بیش در بقیه روشهای تفسیری نیز وجود دارد که با رعایت اعتدال و ضوابط تفسیر و مفسر، مشکل بر طرف یا کمتر میشود.
در هر صورت تفسیر علمی خلاف بلاغت قرآن نیست و موجب مجاز نمیشود چرا که قرآن برای یک زمان و مردم خاص نازل نشده است و الفاظ و مفاهیم قرآنی در هر عصری مصادیق جدیدی پیدا میکند مثل واژه «عمد» در آیه (رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) (1)که به معنای ستونهاست ولی در طول زمان مصادیق متعددی مثل ستون خیمه و ستونهای فولادی و نیروهای ستون مانند مثل نیروی جاذبه پیدا کرده است. بنابراین کشف مصادیق جدید آیات و تبیینهای جدید دلیل عظمت قرآن و اوج بلاغت آن است که محصور در زندان زمان نیست. البته ممکن است برخی افراد بر خلاف معنای لغوی مطالب را بر قرآن تحمیل کنند که این خلاف لغت و بلاغت خواهد بود.
جمعبندی و نتیجهگیری
از مجموع مطالبی که گذشت روشن شد که تفسیر علمی یکی از روشهای تفسیر قرآن است که استفاده از آن برای فهم و تفسیر آیات علمی قرآن ضروری است، این روش تفسیری گونههای متعددی دارد که استخراج علوم از قرآن و تحمیل نظریههای علمی بر قرآن صحیح نیست چون منتهی به تفسیر به رأی
1) (1) . رعد/ 2.
میشود ولی استخدام علوم در فهم و تفسیر قرآن صحیح است، در ضمن روشن شد که تفسیر علمی امتیازات خاصی همچون فهم بهتر آیات علمی قرآن و اثبات اعجاز علمی را دارد ولی آسیبهایی نیز داشته است که اگر آن معیارهای آن رعایت شود و از گونه صحیح تفسیر علمی (استخدام علوم قطعی تجربی در فهم قرآن) استفاده شود غالب آسیبها برطرف میشود.
قرآن کریم برای هدایت بشر به سوی سعادت و کمال مطلق فرود آمده است.
(ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ ) ؛ (بقره/ 2)، «آن کتاب [با عظمت] هیچ تردیدی در آن نیست؛ [و] راهنمای خود نگهداران است».
و این هدایتگری همه ابعاد و ساحتهای وجودی انسان اعم از فردی و اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، روانشناختی، حقوقی و ... را شامل میشود. پس این ساحتهای وجودی انسان از طرفی موضوعات هدایت قرآنی است و از طرف دیگر موضوعات علوم انسانی است. از اینرو قرآن در هدف خویش (هدایت) پویند ناگسستنی با علوم انسانی دارد. یعنی موضوع هر دو ساحتهای وجودی انسان است. آری علوم انسانی داعیهدار راهنمایی بشر در ساحتهای وجودی فوق است و قرآن نیز رهبری همین ابعاد را بر عهده دارد. از اینرو رابطه قرآن و علوم انسانی، رابطهای دو سویهاست یعنی از طرفی قرآن در علوم انسانی تأثیرگذار است و از طرف دیگر علوم انسانی میتواند به قرآن خدمترسانی کند.
شناخت این رابطه دو سویه در عصر حاضر از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که سرنوشت فرهنگ بشری به دست علوم انسانی است و این علوم با مبانی و اهداف خاصی در غرب شکل گرفته که گاهی با آموزههای قرآنی سازگار و گاهی ناسازگار است. پس سرنوشت و سعادت انسان در قرن بیست و یکم در حلّ درست این رابطه است.
هر چند که معظل علوم انسانی برخاسته از فرهنگ غرب، مشکل همه
کشورهای شرقی است اما در این میان این مشکل برای مسلمانان بیشتر است چون بسیاری از مبانی و اهداف و روشهای علوم انسانی جدید در تعارض با فرهنگ و عقاید آنهاست و در این میان بهترین کتابی که میتواند منبع حل این مشکل باشد قرآن کریم است که از طرف خدای حکیم و دانا برای تمام ساحتها و ابعاد وجودی انسان راهکارهای اساسی و حکیمانه دارد.
از اینرو لازم است این رابطه بررسی و راهکارها ارایه شود تا بشریت را به سعادت رهنمون شود.
مقصود از علوم انسانی ( Humanities Sciences )دانشهایی است که با موضوع انسان شکل گرفته است مثل جامعهشناسی، روانشناسی، مدیریت، سیاست و ... در برابر علوم طبیعی ( Natural Sciences )که با موضوع طبیعت شکل گرفته است مثل زیستشناسی، زمینشناسی، کیهانشناسی و ...
هر چند که هر دو در یک تقسیمبندی زیر مجموعه علوم تجربی قرار میگیرد که خود شاخهای از علوم بشری (علوم تجربی - عقلی - نقلی - شهودی) است. البته در مورد تقسیمات علوم و تعریف هر کدام و چیستی آنها و شیوه شکل گیری نظریهها و تئوریهای علمی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که پرداختن به آنها از حوصله این نوشتار خارج است. (1)
رابطه قرآن و علوم سابقهای هزار ساله دارد که با عنوان تفسیر علمی از آن یاد میشود. اما غالب این رابطه که در حوزه علوم طبیعی بوده است. (2)
و در چند دهه اخیر تعامل قرآن و علوم انسانی به صورت روشن مطرح شده است و تک نگاریهایی در حوزه اقتصاد، سیاست، مدیریت و ... نگاشته شده است. (1)اما در آنها به حوزه مباحث نظری قرآن و علوم انسانی کمتر پرداخته شده است. هر چند که در مجلات و مقالات دهه اخیر به این مباحث توجه ویژهای شده است و حتی مطالعات و تفسیرهای میانرشتهای قرآن و علوم مثل تفسیر تربیتی قرآن و ... مطرح شده است. (2)و اخیراً تکنگاریهایی در اعجاز علمی قرآن در حوزه علوم انسانی مثل الاعجاز التربوی فی القرآن الکریم، دکتر مصطفی رجبی و الاعجاز الاقتصادی، للقرآن الکریم، دکتر یونس رفیق نگاشته شده است.
قرآن کریم در چند زمینه و به چند صورت در علوم انسانی تأثیر گذاشته یا میتواند تأثیر گذارد:
در یک نگاه تاریخی روشن میشود که برخی از علوم انسانی به صورت مستقیم و برخی دیگر به صورت غیر مستقیم تحت تأثیر قرآن شکل گرفته و یا رشد یافته است.
علامه طباطبایی رحمه الله بر این نقش تأکید میکند و برخی از این علوم را نام میبرد. (البته بحث ایشان اعم از علوم انسانی و طبیعی است) از جمله:
الف: علومی که قرآن، مستقیم باعث پیدایش آنها شده است:در میان مسلمانان برخی علوم وجود دارد که موضوع آنها خود قرآن کریم است.
1) (1) . ر.ک: مدیریت از منظر قرآن و سنت، سید قوام الدین صمصمامی، قرآن و سیاست، قاضیزاده، آیات اقتصادی قرآن، سید کاظم رجایی، و نیز کتابهای قرآن و اقتصاد، سیاست و ... از بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه.
2) (2) . ر.ک: مجله تخصصی قرآن و علم (ش 1 - 5) از مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی و مجله مطالعات میان رشتهای قرآن و علوم، از جهاد دانشگاهی.
یعنی بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن به وجود آمده است و کمکم رشد یافته و به صورت دانش مستقل درآمده است، که این علوم گاهی به الفاظ قرآن و گاهی به معانی و معارف قرآن میپردازد، و در طول تاریخ در مورد هر کدام از آنها کتابهای متعدد نوشته شده است، (1)از جمله:
علم تجوید قرآن: که به کیفیت تلفظ حروف و حالات آنها میپردازد و مبانی و فنون این امر را بررسی و بیان میکند.
علم قرائات: که به ضبط قرائتهای هفتگانه (یازدهگانه یا چهاردهگانه) قرآن میپردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آنها را بیان میکند.
دانش رسم الخط قرآن: که به قواعد نگارش خط عربی بطور عامل و خط قرآن بصورت خاص میپردازد و اقسام خط (نسخ، کوفی و...) و ویژگیهای آنها را بیان میکند.
علوم قرآن: که در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تأویل، باطن و... میپردازد.
فقه القرآن: دانشی که به مباحث آیات الاحکام و دیدگاهها و دلایل آنها میپردازد.
علم تفسیر: دانشی که به بیان معانی و مقاصد آیات قرآن میپردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبی و موضوعی انجام میگیرد و در طول تاریخ اسلام هزاران کتاب در مورد آن نگارش شده است.
علم حدیث: قرآن کریم، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را بیان کننده و مفسر قرآن معرفی کرد، (2)از اینرو سنت ایشان نقش تفسیری را برای قرآن به عهده گرفت و احادیث تفسیری شکل گرفت و بعدها دهها کتاب تفسیر روایی در این زمینه نگارش یافتند که روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت را جمعآوری کردند. (3)
ب: علومی که قرآن، غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان علومی وجود دارد که در اثر تشویق قرآن به علم و یا برای خدمترسانی به علوم دسته اول (مثل تفسیر) به وجود آمد و کم کم رشد کرد و بصورت دانشهای مستقل پدیدار گشت، و در طول تاریخ اسلام کتابهای متعددی در مورد آنها به نگارش درآمد از جمله:
علم درایة: که برای بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شکل گرفت.
علم رجال: که برای بیان حالات راویان و سند روایات شکل گرفت. (1)
علم کلام: دانشی که مباحث اعتقادی را بیان و از آنها دفاع میکند، علم کلام اسلامی که ریشه در آیات اعتقادی و احادیث اسلامی دارد، و کم کم بصورت یک علم منسجم درآمد.
علم فقه: که به استنباط قوانین شرعی از آیات الاحکام و احادیث فقهی میپردازد و کمکم بصورت علم مستقل و گستردهای در جهان اسلام درآمد.
علم اصول الفقه: که قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان میکند و در حقیقت منطق فهم آنهاست که بصورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقیقت مقدمه علم تفسیر و حدیث و فقه و... است. این دانش در طول اعصار به یکی از پیشرفتهترین علوم مسلمانان تبدیل شد.
علوم ادبی عرب: که شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانی، لغت و وجوه و نظائر میشود. این علوم برای فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز برای تلفظ صحیح آیات بنیانگذاری شد، (2)ولی از آنجا که فواید عام برای تمام علوم داشت و مقدمه فهم و تلفظ هر نوع متنی بود، کمکم بصورت علوم مستقل درآمد و میراث گرانبهایی برای ملت عرب سامان یافت، و دانشمندان و متخصصان کتابهای زیادی در این زمینه نگاشتند، و حتی بر ادبیات فارسی و ترکی و... نیز
تأثیرات مثبت گذاشت. (1)
ج: علومی که قرآن باعث رشد آنها شده است.
برخی علوم در فرهنگ و تمدنهای ملتهای مختلف به وجود میآید و گاهی از یک ملت به ملت دیگر منتقل میشود و رشد مییابد و گاهی این جریان بر عکس میشود.
مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و برخی علوم را از یونان، ایران و هند ترجمه کردند و بر عمق و وسعت آنها افزودند، (3)از جمله:
فلسفه: که در آغاز از یونان وارد کشورهای اسلامی شد و کمکم تحت تأثیر تفکر اسلامی قرار گرفت و تغییراتی پیدا کرد، بطوری که همه مسایل متن و براهین و ادلّه آنها را میتوان در قرآن و حدیث پیدا کرد. (4)
منطق: هر چند که اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه یافت اما با توجه به اینکه قرآن به برهان و استدلال و جدال نیکو (5)و ... توجه کرده بود، مسلمانان نیز به علم منطق توجه کردند و این علم پیشرفت زیادی در مسلمانان پیدا کرد و کتابهای متعددی در این زمینه نگارش یافت.
در عصر حاضر نیز میتوان با استفاده از قرآن در جهتدهی به مبانی علوم انسانی و نظریهپردازیهای علمی قرآنی به نوگستری در علوم دست یافت و علوم
1) (1) . پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اکبر ولایتی، ص 321 به بعد.
2) (2) . ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص 6 - 95.
3) (3) . ر.ک: آلدومیه لی، علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، علی اکبر ولایتی، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، عبدالحسین زرین کوب، کارنامه اسلام.
4) (4) . ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی، ص 97.
5) (5) . ر.ک: نحل/ 125.
جدید انسانی - قرآنی به وجود آورد. (1)
یکی از از تأثیرات قرآن در علوم انسانی آن است که اهداف و مبانی جدیدی برای آنها تعریف میکند که در اثر آن چهره علم تغییر میکند. برای مثال:
قرآن در هدفگذاری اقتصادی چرخش اموال بین همه مردم و انباشت نشدن ثروت در قطب ثروتمند جامعه را مطرح میسازد.
(کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ ...) ، (سوره حشر، آیه 7)؛ «تا (ثروتها) در میان توانگران شما [دست به دست] نگردد و ...».
(اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی ) ، (سوره مائده، آیه 8)؛ «عدالت کنید! که آن به خود نگهداری نزدیکتر است».
(لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ) ، (سوره حدید، آیه 25)؛ «تا مردم به دادگری برخیزند».
و در مبانی اقتصادی نگاه خاص قرآن نسبت به خدا، جهان و انسان مطرح میشود که در نظام اقتصادی تأثیر دارد مثلاً وقتی خدا محوری زیربنای اقتصاد باشد و انسان بنده و فرمانبردار خدا و جهان در خدمت انسان فرض شود. آنگاه اقتصاد با جهتگیری خدمت به انسان در راستای نزدیکی به خدا شکل میگیرد.
پس دیگر هدف اقتصاد ثروتآور محض نیست بلکه ثروتی مطلوب است که در راستای خداپرستی و عدالت باشد، با این نگاه مسئولان اقتصادی و برنامه ریزان اجازه ندارند که برای به دست آوردن رشد اقتصادی بیشتر هر گونه ظلم و بیعدالتی را روا دارند. و کارگزاران اقتصادی اجازه ندارند که از هر راه غیر مشروعی (مثل شرابسازی و ...) سود به دست آورند. هنگامی که مبانی و اهداف اقتصاد بر اساس آموزههای قرآن سامان یافت، کم کم چهره اقتصاد تغییر میکند و مکتب و نظام اقتصادی جدیدی در فضای میان رشتهای قرآن و اقتصاد شکل میگیرد.
1) (1) . توضیح این مطالب در مباحث بعدی خواهد آمد.
البته ممکن است علم اقتصاد و محاسبات و آمارها و ... تغییری نکند چون به عنوان ابزاری در خدمت مکتب و نظام اقتصادی است.
تذکر: گاهی قرآن علاوه بر مبانی و اهداف در گزارههای اقتصادی نیز دخالت میکند برای مثال ربا را حرام اعلام میکند و معاملات را حلال اعلام میکند.
(وَ أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا) ، (بقره/ 275)؛ «خدا معامله را حلال کرده و ربا را حرام نموده است».
این نقش آفرینی قرآن نیز برخاسته از همان مبانی و اهداف اقتصاد در قرآن است و در جهتدهی به اقتصاد کاملاً مؤثر است.
قرآن کریم در قانونگزاری اهداف، مبانی انسانشناختی، جهانشناختی و روششناختی خاصی دارد که در شکلگیری نظام حقوقی مؤثر است هدف اساسی قرآن هدایت انسان به سوی خداست؛
(ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ ) ، (بقره/ 2)؛ «آن کتاب [با عظمت] هیچ تردیدی در آن نیست؛ [و] راهنمای خود نگهداران است».
و هدف دیگر آن اجرای عدالت بین انسانهاست:
(وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ) ، (حدید/ 25)؛ «و همراه آنان کتاب (الهی) و ترازو را فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند».
از اینرو اگر قرآن قانونی ارایه میکند و روابط انسانها را تنظیم میکند برای ایجاد عدالت است که آن هم مقدمه هدایتپذیری مردم و راهنمایی آنها به سوی خداست تا به سعادت و کمال نهایی خود برسند.
از منظر قرآن سرچشمه قانون خداست، خدایی که حکیم و دانای به همه چیز است و خطا نمیکند، خدای متعال از طریق وحی به پیامبران، این قوانین را ارایه میکند و تخطئی از آنها را جایز نمیشمارد:
(إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلّهِ ) ، (انعام/57 و یوسف/40 و 67)؛ «حکم جز برای خدا نیست».
(وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ ) ، (مائده/ 44)؛ «و کسانی که طبق آنچه خدا فرو فرستاده داوری نکردهاند، پس تنها آنان کافرند».
در حالی که نظام حقوقی رومی ژرمنی، منشأ حقوق را قانون میداند (1)قانونی که توسط بشر وضع میشود، انسانی که علم محدود و خطا پذیر دارد از اینرو قوانین بشری دائماً در حال تغییر و آزمایش و خطاست.
و نیز نظام حقوق کامن لا منشأ حقوق را عرف و رویه قضایی قضات میدانند (2)در حالی که همان اشکال قبلی در اینجا نیز جاری است.
قرآن مبانی انسانشناختی، جهان شناختی و روششناختی خاصی در مباحث سیاسی نیز دارد همان طور که اهداف ویژهای را در سیاست مطرح میکند. طرح همه آنها همان طور که قرآن گزارههای سیاسی خاصی دارد که اصول ویژهای دارد در سیاست داخلی و خارجی را ارئه میکند مثل عدم جواز سلطه کافران بر مؤمنان در سیاست:
(وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) ، (نساء/ 141)؛ «و خدا هیچ راهی برای (تسلّط) کافران بر مؤمنان قرار نداده است».
البته این بحث در علوم انسانی دیگر مثل مدیریت، روانشناسی، جامعه شناسی و ... نیز سریان مییابد که در این مختصر نمیگنجد.
(3) قرآن کریم برخی مطالب را در حوزه علوم انسانی مطرح میکند که سابقهای در این دانشها ندارد که میتواند به عنوان نظریههای رقیب در علوم انسانی مطرح شود. و موضوع پژوهش و عمل قرار گیرد تا نتایج درخشان آنها روشن شود و
زندگی انسان را به سوی سعادت رهنمون گردد و چهره علوم انسانی را دگرگون سازد؛ برای مثال:
قرآن کریم نظام سیاسی خاصی را ارایه میکند و مشروعیت را از بالا به پایین میداند و میفرماید:
(أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ) ، (نساء/59)؛ «خدا را اطاعت کنید و فرستاده [ی خدا] و صاحبان امر (خود)تان را اطاعت نمایید».
این مطلب برخلاف نظامهای سیاسی معاصر در جهان است که معمولاً مشروعیت حکومت را از پایین به بالا یعنی بر اساس رأی مردم میدانند. به عبارت دیگر در نظامسیاسی قرآن، رأی مردم جایگاه بلندی دراد و معیار مقبولیت حکومت است. ولی منشأ مشروعیت فرمان خداست که از طریق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جانشینان خاص و عام ایشان جریان مییابد. و اینها در طول یکدیگر است.
اگر همین نظریه قرآنی در دانش سیاست جریان یابد کافی است که چهره نظام سیاسی قرآنی از نظامهای سیاسی دیگر متفاوت شود و نظام سیاسی جدید متولد شود اجرای این نظریه قرآنی موجب سعادت بشر میشود چرا که فرمان خدای حکیم که دانای به همه اسرار هستی است در زندگی سیاسی و اجتماعی بشر جاری میشود فرمانی که خطا در آن راه ندارد و مصلحتهای انسانها در آن لحاظ شده است.
در حالی که اجرای نظامهای سیاسی رقیب از نوع سوسیالیستی یا دموکراسی، همیشه در معرض آزمایش و خطاست چون فرمانهای برخاسته از این نظامهای سیاسی بر اساس اراده انسانهاست که بدون احاطه علمی و عصمت است و در نتیجه خطاپذیر خواهد بود.
همان طور که هر روز آثار منفی حکومتهای بشری را در سراسر جهان مشاهده میکنیم و حتی برخی از آنها مثل نظام کمونیستی به بنبست خود را اعلام کردند.
قرآن کریم در مباحث اقتصادی، معاملات ربوی را نفی میکند و آن را جنگ با خدا مینامد:
(فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ ...) ، (بقره/ 279)؛ «پس اعلام کنید که در جنگ با خدا و فرستادهاش هستید».
در حال که اقتصاد معاصر، رباخواری امری رایج و عادی شده است و تا چند سال قبل برخی اقتصادانان بانک بدون ربا را قابل اجرا نمیدانستند. اما با راهنمایی قرآن و به برکت انقلاب اسلامی بانکهای غیر ربوی رایج شد و اکنون در جهان معاصر به صورت یک نظریه و پدیده رقیب برای اقتصاد ربوی آمده است.
هر چند که هنوز دیدگاههای اسلامی در این مورد به صورت کامل اجرا نشده است و نیازمند تکمیل تجربه عملی آن است. اما اگر نظریه قرآنی اقتصاد بدون ربا به صورت نظاممند و عملی ارایه و به صورت کامل اجرا شود تحوّلی در اقتصاد به وجود میآورد و اقتصاد کشورها را شکوفا و به سوی تولید واقعی و بهتر پیش میبرد.
معمولاً در دانش اقتصاد عوامل مادی مؤثر در رشد یا کاهش رشد اقتصادی مد نظر قرار میگیرد ولی از عوامل معنوی غفلت میشود. اما قرآن کریم در کنار عوامل مادی به عوامل معنوی رشد اقتصادی جامعه توجه کرده است و میفرماید:
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ) ، (اعراف/ 96)؛ «و اگر (بر فرض) اهل آبادیها ایمان میآوردند و خودنگهداری میکردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم».
یعنی ایمان و تقوا موجب نزول برکات آسمانی (مثل باران و ...) و رشد اقتصادی جامعه میشود.
البته بررسی این مطلب و نتایج آن نیازمند تحقیق نظری و میدانی وسیع است.
مبادی مثل مالی یا محرومیت اجتماعی و زندان در نظر میگیرند. اما در قرآن کریم نه تنها به تنبیههای مادی و بدنی توجه شده است به عوامل معنوی نیز توجه شده است چرا که عوامل معنوی مثل ایمان به خدا و معاد و ترس از عذابهای اخروی و شاهد دانستن خدا و فرشتگان و در نتیجه تقوای الهی موجب میشود که افراد خویشتن را در برابر قانون گریزی کنترل کنند و از قانون تخلف نکنند چرا که از نظر مومنان مخالفت با قانون گناه و جرم است و ترس از مقام الهی و انجام فرمانهای او و قوانین زمینهساز بهشت است.
(إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ) ؛ (اعراف/ 201)، «به راستی، کسانی که خودنگهداری میکنند، هنگامی که وسوسهای از شیطان با آنان تماس یابد، به یاد (خدا) میافتند؛ و ناگهان آنان بینش یابند».
(وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی ) ؛ (نازعات/40)، «و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسیده و نفس را از هوس منع کرده».
(ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ) ؛ (ق/18)، «(انسان) هیچ سخنی تلفّظ نمیکند، مگر آنکه نزد او (فرشتهای) نگهبان آماده(ی ثبت) است».
البته این نظریه قرآنی در مورد عوامل کنترل و ضمانت اجرای قوانین علاوه بر دانش حقوق در دانش مدیریت نیز میتواند مطرح شود. چرا که کنترل و ارزیابی یکی از مباحث محوری مدیریت است که معمولاً در دانش مدیریت برای اجرای آن از ابزارها و عوامل مادی ارزیابی و کنترل استفاده میشود در حالی که براساس دیدگاه قرآنی یاد خدا و معاد و نظارت فرشتگان الهی الهی میتواند عوامل کنترل باشد.
از آنجا که علوم انسانی معاصر در دل فرهنگ غرب رشد کرده است مبانی و اهداف فرهنگ غرب مثل اومانیسم و سکولاریسم در علوم انسانی معاصر اشراب شده است.
علوم انسانی معصار بر اساس انسان محوری و جدایی دین از دنیا شکل گرفته است و لذتگرایی و سودگرایی حداکثری از اهداف آن است.
از اینرو لازم است این گونه مبانی و اهداف تصحیح شود. تا این علوم در مسیر صحیح قرار گیرد و انسان را بر اساس مصلحت و حکمت و دستورات الهی
به سعادت رهنمون شود.
این اصلاح و بازسازی علوم انسانی در پرتو آموزههای قرآنی ممکن است. براساس آموزههای قرآنی دین از دنیا جدا نیست و بلکه دین مجموعه مقررات و رهنمودهای الهی برای انسان از قبل از تولد تا بعد از مرگ است و دنیا زمینهساز سعادت اخروی است. هر چند که دنیا و لذتگرایی و سودگرایی هدف نیست.
از منظر قرآن خدامحور هستی است و او مبدأ و بازگشتگاه همگان است.
(إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ) ، (بقره/ 156)؛ «در حقیقت ما از آنِ خداییم و در واقع ما فقط به سوی او بازمیگردیم».
پس لازم است که همه انسان مطیع دستورات او باشند.
آری اگر براساس این مبانی علوم انسانی تغییر کند علوم انسانی جدیدی تولید میشود که رنگ قرآنی خواهد داشت.
علوم انسانی در چند مورد و به چند صورت به قرآن خدمترسانی میکند:
تفسیر قرآن همچون دانشهای دیگر بشر در طول تاریخ سیر تکاملی خویش را میگذراند و تعمیق علوم دیگر انسان در فهم و تفسیر بهتر قرآن مؤثر است. تا آنجا که در عصر حاضر سخن از تفسیرهای تخصصی قرآن با رویکرد هر یک از علوم انسانی است مثل تفسیر تربیتی قرآن، تفسیر مدیریتی، تفسیر سیاسی، تفسیر اقتصادی، تفسیر حقوقی (1)و ... البته این تفسیرها هرکدام میتواند با سه رویکرد اساسی سامان یابد، که عبارتند از:
1) (1) . ر.ک: مجله تخصصی قرآن و علم، ش 3 - 4 - 5، (مقالات متعددی در مورد مبانی، روششناسی و ... تفسیرهای تخصصی قرآن و علوم انسانی دارد).
برخی آیات قرآن شامل مطالب و احکامی است که در رابطه با علوم انسانی قرار میگیرد و فهم و تفسیر بهتر آنها نیازمند توضیحات از علوم انسانی است برای مثال:
(أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ ) ؛ (بقره/ 275)، «خدا معامله را حلال کرده».
(أَوْفُوا بِالْعُقُودِ) ؛ (مائده/1)، «به قراردادها وفا کنید».
اما تعیین و توضیح موضوعات و مصادیق جدید معاملات و پیمانها و قراردادها نیازمند علم اقتصاد است.
یا هنگامی که قرآن کریم سخن از صله رحم و محبت به پدر و مادر و پیمانبرداری مؤمنان میگوید، آثار روانی و اجتماعی آنها با کمک روانشناسی و جامعهشناسی توضیح داده میشود که این امور تا چه اندازه در تأمین بهداشت روانی فرد و جامعه مؤثر است.
در هر یک از علوم انسانی دو مقوله مجزا وجود دارد: مثلاً در علوم تربیتی یک دانش تربیت وجود دارد که علمی تجربی و متکی بر آزمایش و خطا و آمار و ... است. و یک نظام تربیتی وجود دارد که دارای موضوع، قلمرو، مبانی، اهداف، روشها، اصول و ... است. قرآن معمولاً از عناصر نظام و مکتب سخن میگوید و کمتر به جزئیات دانش میپردازد. یکی از خدمات علوم انسانی به قرآن آن است که به مفسّر کمک میکند تا با ادبیات هر دانش به استنباط نام آن علم از قرآن بپردازد.
برای مثال وقتی ما بخواهیم نظام تربیتی قرآن را استنباط کنیم با استفاده از شیوههای تفسیر موضوعی (برون قرآنی، تطبیقی و میانرشتهای) میتوانیم عناصر این نظام را از قرآن استنباط کنیم:
الف: مبانی تربیت: اعم از مبانی انسان شناختی، جهانشناختی و روششناختی قرآن در تربیت.
مثلاً انسان موجودی دو بعدی شامل جسم و روح و موجودی مختار و دارای فطرت خداجویی و ... است که هر کدام از اینها در شکلدهی و جهتدهی به تربیت انسان مؤثر است.
(وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ) ، (حجر/ 29)؛ «و از روح خود در او دمیدم».
(إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً) ، (انسان/ 3)؛ «در واقع، ما او را به راه (راست) راهنمایی کردیم، در حالی که یا سپاسگزار است، یا بسیار ناسپاس است».
ب: اهداف تربیت: اعم از اهداف واسطهای مثل عبادت، تعلیم، تزکیه و ... و هدف نهایی کمال انسان که قرب الی الله و ملاقات اوست.
(هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ ...) ، (جمعه/ 2)؛ «او کسی است که در میان درسناخواندگان فرستادهای از خودشان برانگیخت؛ که آیاتش را بر آنان میخواند [و پیروی میکند] و رشدشان میدهد [و پاکشان میگرداند] و کتاب [خدا] و فرزانگی به آنان میآموزد».
(یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ ) ، (انشقاق/ 6)؛ «ای انسان! در حقیقت، تو به سوی پروردگارت کاملاً تلاش میکنی (و رنج میکشی) و او را ملاقات میکنی».
ج: روشهای تربیتی مثل: هشدار (انذار) بشارت (تبشیر) مقایسه، دعوت به تفکر و تعقل و تدبّر و ...
د: اصول تربیت: مثل تدریجی بودن تربیت از منظر قرآن و ... وقتی این موارد روشن شد کمکم نظام تربیتی قرآن شکل میگیرد. (1)و این امر با کمک علوم تربیتی و براساس ادبیات آن سامان مییابد.
مفسّر قرآن میتواند از منظر یکی از علوم انسانی به آیات قرآن نظر کند، (البته با رعایت ضوابط و روشهای معتبر و ...) برای مثال اگر کسی با نگاه مدیریتی به آیات قرآن بنگرید و آنها را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد در این رویکرد غالب آیات قرآن، آیات مدیریتی خواهد بود. در حالی که ظاهر آن آیات قصص گذشتگان است مثلاً:
قرآن کریم در قصه موسی درخواستها مدیریتی او از خدا را این گونه بر میشمرد:
1) (1) . ر.ک: نظام تربیتی اسلام، حاجی دهآبادی.
(قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی ) ؛ (طه/ 25-27)، «(موسی) گفت: «پروردگارا! سینهام را برایم بگشا * و کارم را برایم آسان گردان * و گره از زبانم بگشای».
قرآن کریم در قصه یوسف دو بشر وزیر اقتصاد را امانت و تخصص میشمارد؛
(اجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ ) ؛ (یوسف/55)، «مرا بر منابع (اقتصادی) این سرزمین بگمار [چرا] که نگهبانی دانایم».
قرآن کریم در قصه طالوت و جالوت دو شرط رهبری را دانش و توانایی جسمی میشمارد (وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ ) ، (بقره/ 247)؛ «به راستی که خدا او را بر شما برگزیده و وسعتی در دانش و (نیروی) بدنش افزوده است».
قرآن کریم در قصه دختران شعیب دو شرط کارگزار را توانمندی و امانت داری میشمارد:
(یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ) ؛ (قصص/ 26)، «ای پدر [من] ! اورا استخدام کن، [چرا] که بهترین کسی که استخدام میکنی (شخصِ) نیرومند درستکار».
حال اگر با این رویکرد به کل آیات قرآن بنگریم و نظام مدیریت رحمانی خدای متعال را از آنها استنباط کنیم میتوانیم آموزهها و پیامهای مدیریتی زیادی از آیات قرآن به دست آوریم. (1)
اعجاز علمی قرآن دارای ابعاد زیادی است از جمله اعجاز ادبی و بیانی (فصاحتی و بلاغت)، اعجاز در ارایه معارف عالی، اعجاز علمی در زمینه کیهانشناسی، طبی، زیستشناسی و ... که در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. (2)
ولی آنچه در یک دهه اخیر در حوزه اعجاز قرآن مطرح شده و مورد توجه واقع شده است اعجاز قرآن در زمینههای علوم انسانی است که کتابهای متعددی نیز در این مورد نوشته شده است از جمله:
ایشان به برخی از مصادیق اعجاز تربیتی قرآن پرداخته است از جمله آیه رضاع را مورد بحث و بررسی قررا داده است. (لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ ...) ، (بقره/ 233)؛ «هیچ مادری به واسطه فرزندش ضررنبیند (و به او زیان نرساند)».
الاعجاز الاقتصادی للقرآن، دکتر رفیق یونس المصری، ایشان به برخی از مصادیق اعجاز اقتصادی قرآن پرداخته است. از جمله به آیه: (زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ) ، (آل عمران/ 14)؛ «محبت امور دوستداشتنی، از زنان و پسران و ثروتهای فراوان، از طلا و نقره و اسبهای نشاندار و دامها و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها مایه بهرهمندی زندگی پست (دنیا) است؛ و بازگشت نیکو، نزد خداست».
الاعجاز الاقتصادی فی القرآن الکریم، دکتر اسامة سید عبدالسمیع
الاعجاز القرآن فی تشریع المیراث، رفع سید العوضی
البته بحث اعجاز علمی در حوزه علوم انسانی از سه جهت قابل طرح است:
یک: ارایه گزارههای علمی که قبل از قرآن سابقه نداشته است.
برای مثال در مورد اعجاز تربیتی قرآن میتوان گفت که قرآن از هر سه جهت اعجاز است چرا برخی گزارههای علمی (مثل آیه 233 سوره بقره در مورد رضاع) را مطرح کرده است (1)که نکات تربیتی آن در مورد حقوق کودک و ضرر نزدن به
1) (1) . ر.ک: الاعجاز التربوی فی القرآن الکریم، دکتر مصطفی رجب، ص 160 به بعد.
پدر و مادر و فرزند و ... قبل از قرآن مطرح نشده بود. (1)
دو: ارایه نظام علمی، که قبل از قرآن سابقه نداشته است.
برای مثال میتوان از قرآن نظام تربیتی خاص و نیز نظام اقتصادی و نظام مدیریتی استنباط کرد که اگر در مقایسه با نظامهای رقیب در عصر حاضر قرار گیرد روشن میشود که نظامهای قرآنی جامعنگر، کاملتر، کاراتر و موافق فطرت انسانی است پس ارایه چنین نظامی از عهده انسانی که علم ناقص و خطاپذیر دارد ساخته نیست.
سه: نقش مؤثر قرآن در تحوّل علمی مسلمانان در زمینه علمی مورد بحث.
وقتی قرآن کریم در محیط جاهلی عربستان نازل شد حدود 20 نفر با سواد وجود داشت و مردم از نظر تربیتی در پایینترین سطح قرار داشتند و گرفتار جنگهای قبیلهگی، تعصبات، خرافات، انحرافات عقیدتی مثل بتپرستی و ... بودند.
اما قرآن کریم توانست در مدت کوتاهی این مردم را چنان تریت کند از نظر فرهنگی، علمی و نظامی سرآمد آن عصر شوند و بر ایران و روم غلبه کنند.
نقش قرآن در تحوّل تربیتی مردم و تبدیل جاهلیت عرب به محیط رشد یافته از نظر فرهنگی و علمی، اعجاز آمیز بوده است.
همین مطالب در مورد اعجاز اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، مدیریتی، سیاسی و ... نیز قابل طرح است.
تعامل قرآن و علوم انسانی به نوعی تفسیر میان رشتهای قرآن منتهی میشود از اینرو لازم است به نکات زیر توجه شود تا نتایج معتبر به دست آید:
1) (1) . البته اعجاز این آیه ادعای دکتر مصطفی رجب است هر چند که استدلالهای ایشان قابل بحث و بررسی است.
در دانش تفسیر مبانی (مثل وحیانی بودن متن - عدم تحریف آن - حجیت ظواهر و ...) وجود دارد که بر هر مفسر لازم است آنها را رعایت کند. (1)
همانطور که قواعدی (مثل قاعده جری، کاربرد علم و علمی در تفسیر، عدم جواز استفاده از اسرائیلیات، ممنوعیت تفسیر به رأی و قواعد عام ادبی، اصول الفقه، علوم قرآن و ..) وجود دارد که بر هر مفسر لازم است آنها را رعایت کند. (2)
همانطور که روشهای معتبر تفسیری (مثل قرآن به قرآن، روایی، عقل، علمی، اشاری (باطنی)، اجتهادی جامع) وجود دارد که از طریق آنها میتوان تفسیر قرآن کرد. (3)
در تعامل قرآن و علوم انسانی نیز لازم است به همه این مبانی و قواعد و روش های توجه شود تا در دام تفسیر به رأی و برداشتهای ذوقی و غیر معتبر نلغزیم.
از آنجا که تعامل قرآن و علوم انسانی زیرمجموعه تفسیر علمی قرآن است لازم است گونههای تفسیر علمی شناخته و معیارهای آن رعایت شود: (4)
اول) استخراج همه علوم از قرآن کریم
طرفداران قدیمی تفسیر علمی؛ مانند: ابن أبیالفضل المرسی ، غزالی و ... کوشیدهاند تا همه علوم را از قرآن استخراج کنند؛ زیرا عقیده داشتند که همه چیز در قرآن وجود دارد و در این راستا، آیاتی را که ظاهر آنها با یک قانون علمی سازگار بود، بیان می کردند و هر گاه ظواهر قرآن کفایت نمیکرد ، دست به تأویل، میزدند و ظواهر آیات را به نظریات و علومی که در نظر داشتند، بر میگرداندند و از این جا بود که علم هندسه، حساب، پزشکی، هیأت، جبر ،
1) (1) . ر.ک: منطق تفسیر (1) مبانی و قواعد تفسیری، محمد علی رضایی اصفهانی، مبانی تفسیر، سید رضا مؤدب.
2) (2) . ر.ک: همان و نیز قواعد التفسیر لدی الفریقین، محمد فاکر میبدی.
3) (3) . ر.ک: منطق تفسیر قرآن (2)، روشها و گرایشهای تفسیری، محمد علی رضایی اصفهانی، روشها و گرایشهای تفسیری، حسین علویمهر، مبانی و روشهای تفسیر، عمید زنجانی.
4) (4) . ر.ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی.
مقابله و جدل را از قرآن استخراج مینمودند.
برای مثال، از آیه شریفه (وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ) (1)ابراهیم علیه السلام نقل میکند که: وقتی من بیمار شدم، اوست که شفامی دهد، علم پزشکی را استخراج کردند (2)و علم جبر را از حروف مقطعه اوایل سورهها استفاده کردند (3)و از آیه شریفه (إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها) زمین لرزه سال 702 هجری قمری را پیشبینی کردند. (4)
روشن است که این نوع تفسیر علمی، منجر به تأویلات زیاد در آیات قرآن، بدون رعایت قواعد ادبی، ظواهر و معانی لغوی آنها میشود.
از همینرو است که بسیاری از مخالفان، تفسیر علمی را نوعی تأویل و مجازگویی دانستهاند (5)که البته در این قسم از تفسیر علمی، اشکالات وارد است.
دوم) تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن کریم
این شیوه از تفسیر علمی، در یک قرن اخیر رواج یافته و بسیاری از افراد با مسلّم پنداشتن قوانین و نظریات علوم تجربی سعی کردند تا آیاتی موافق آنها در قرآن بیابند و هر گاه آیهای موافق با آن نمییافتند، دست به تأویل یا تفسیر به رأی زده و آیات را بر خلاف معانی ظاهری، حمل میکردند.
مثال این گونه تفسری را در تفسیر آیه 189 سوره اعراف از عبدالرزاق نوفل بیان شد که «نفس» را، به معنای پروتون و «زوج» را الکترون معنا کردند و گفتند: منظور قرآن، این است که همه شما را از پروتون و الکترون که اجزای مثبت و منفی اتم است، آفریدیم. (6)در این تقسیر، حتّی معنای لغوی و اصطلاحی نفس را نکردند.
این گونه تفسیر علمی، در یک قرن اخیر، در مصر و ایران رایج شد و موجب بدبینی برخی دانشمندان مسلمان نسبت به مطلق تفسیر علمی گردید و یک سره تفسیر علمی را به عنوان تفسیر به رأی و تحمیل نظریات و عقاید برقرآن طرد
1) (1) . شعراء/ 80.
2) (2) . ابوحامد غزالی، جواهر القرآن، ص 27، فصل پنجم.
3) (3) . التفسیر و المفسّرون ، ج 2 ، ص 481، به نقل از ابن ابی الفضل مرسی.
4) (4) . البرهان فی علوم القرآن، ج 2، صص 181 - 182.
5) (5) . ر.ک : التفسیر و المفسّرون ، ج 2 ، صص 454 تا 495.
6) (6) . عبدالرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث ، ص 156.
کردند، چنان که علّامه طباطبایی، تفسیر علمی را نوعی تطبیق اعلام کرد. (1)
البتّه در مورد این نوع تفسیر علمی، حق با مخالفان آن است؛ چرا که مفسّر در هنگام تفسیر باید از هرگونه پیش داوری خالی باشد، تا بتواند تفسیر صحیح انجام دهد و اگر با انتخاب یک نظریه علمی، آن را و بر قرآن تحمیل کند، پا در طریق تفسیر به رأی، گذاشته که در روایات وعده عذاب به آن داده شده است.
سوم) استخدام علوم برای فهم و تبیین بهتر قرآن
در این شیوه از تفسیر علمی، مفسّر با دارا بودن شرایط لازم و با رعایت ضوابط تفسیر معتبر ، اقدام به تفسیر علمی قرآن میکند.
یعنی تلاش میکند که با استفاده از مطالب قطعی علوم - که از طریق دلیل عقلی پشتیبانی میشود - و با ظاهر آیات قرآن - طبق معنای لغوی و اصطلاحی - موافق است، به تفسیر علمی بپردازد و معانی مجهول قرآن را کشف و در اختیار انسانهای تشنه حقیقت قرار دهد. این شیوه تفسیر علمی، بهترین نوع و بلکه تنها نوع صحیح از تفسیر علمی است.
در این جا تأکید میکنیم که در این شیوه تفسیری، باید از هرگونه تأویل و تفسیر به رأی، پرهیز کرد و تنها به طور احتمالی از مقصود قرآن سخن گفت؛ زیرا علوم تجربی به خاطر استقرای ناقص ، و مبنای ابطال پذیری که اساس آنهاست، کمتر میتواند مطلب علمی قطعی بیان کند.
هر چند که در تعامل قرآن و علوم انسانی میتوان از همه اسلوبهای تفسیر ترتیبی (به ترتیب مصحف و به ترتیب نزول) و تفسیر موضوعی (درون قرآنی - برون قرآنی - تطبیقی - میانرشتهای) استفاده کرد. (2)ولی از آنجا که مباحث قرآن و علوم انسانی زیر مجموعه مطالعات میانرشتهای است لازم است از شیوه تفسیر موضوعی
میانرشتهای به صورت گسترده استفاده شود و معیارهای آن رعایت گردد.
مباحث بین رشتهای را میتوان به سه صورت تصور کرد:
الف: بررسی آراء دانشمندان علوم و مفسران قرآن به صورت مقارن که نتیجه آن تضارت آراء و تقریب افکار دانشمندان دو حوزه است.
ب: بررسی یک موضوع از منظر قرآن و علم خاص، مثلاً بررسی مشروعیت حکومت از منظر قرآن و علوم سیاسی که نتیجه آن بیان دیدگاهها در برابر همدیگر و امکان بررسی مقارنهای یک موضوع از دو زاویه است.
ج: بررسی یک موضوع علمی در قرآن، برای مثال بررسی روشهای تربیتی از منظر آیات قرآن که گاهی این شیوه منتهی به نظریهپردازیهای علمی قرآن و موضوع سازی برای علوم و جهتدهی به آن میشود.
آنچه که در مباحث بین رشتهای در اینجا مقصود است، شیوه دوم و سوم است. هر چند که شیوه اول یکی از پیامدهای این مباحث خواهد بود.
معیارهای مباحث میان رشتهای یا تفسیر علمی معتبر:
تفسیر علمی قرآن یا استنباط و برداشتهای علمی از قرآن کریم معیارهای خاصی دارد که عدم توجه به آنها منتهی به بیاعتبار شدن تفسیر علمی یا تفسیر به رأی میگردد. از جمله:
استفاده از علوم انسانی اطمینانآور در تفسیر آیات، (و استناد احتمالی به آیات در مواردی که علوم اطمینانآور وجود ندارد).
مفسر تفسیر علمی (علاوه بر شرایط عام مفسّر) از علم انسانی مورد نظر شناخت کافی داشته باشد.
مطلب علمی قرآن با نص یا ظاهر آیه یا آیات سازگاری داشته باشد.
تذکر: البته رعایت معیارها و ضوابط عام تفسیر (مثل استفاده از روش و منابع و قرائن معتبر در تفسیر و مفسّر دارای شرایط و ...) در تفسیر علمی نیز لازم است.
در تعامل قرآن و علوم در طول تاریخ تفسیر قرآن، افراط و تفریطهایی
صورت گرفته است که به تفسیر علمی قرآن ضربه زده است این بحث در علوم طبیعی و علوم انسانی هر دو وجود داشته است که میتوان با رعایت ضوابط و معیارها از آنها جلوگیریی یا آسیب را به حداقل رساند. (1)
از مهمترین آسیبهای تفسیر علمی در حوزه علوم انسانی موارد زیر است.
تلاش برای استخراج همه جزئیات علوم از ظواهر قرآن که منتهی به تأویلهای نابهجا و برداشتهای ذوقی میشود.
تحمیل نظریههای علمی غیر قطعی بر قرآن کریم که منتهی به تفسیر به رأی میگردد.
دخالت افراد غیر متخصص در این حوزه میانرشتهای (گاهی دخالت متخصصان علوم که تخصص در تفسیر ندارند و گاهی دخالت مفسران قرآن که آشنایی کامل با علوم ندارند).
مهمترین راههای جلوگیری از آسیبها یا راه برون رفت از این اشکالات رعایت معیارهای تفسیر علمی (مباحث میانرشتهای) است که بیان شد. از جمله: رعایت روش صحیح تفسیر و عدم تحمیل برظاهر آیه و انجام این کار توسط مفسران آشنا با علوم انسانی است.
1) (1) . ر.ک: کتاب درآمدی به تفسیر علمی قرآن و کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، از نگارنده.
نظریهپردازیهای علمی یکی از مسایل مهم عصر ما و ضرورتی برای پیشرفت هر دانش است. خاستگاه نظریهها میتواند از متن دانش مورد نظر برخیزد یا از دانشی دیگر، یعنی پژوهشگر الهام یا حدس برخاسته از یک پدیده طبیعی یا از یک آیه قرآن نظریهای ارایه میکند و با توجه به شواهد و قرائن علمی آن را سامان میدهد.
به عبارت دیگر نظریهپردازیهای علمی گاهی تک تباری است و گاهی چند تباری است یعنی گاهی نظریه علمی به صورت میانرشتهای شکل میگیرد. از اینجاست که نظریهپردازیهای علمی قرآن متولد میشود.
در این نوشتار بر آنیم که ابعاد مختلف این مسأله را مورد بررسی قرار دهیم.
هر چند که در مورد نظریه «نظریهپردازی علمی» در کتابهای متعددی بحث شده است (که در مبحث مفهومشناسی به برخی از آنها اشاره میکنیم) اما در مورد «نظریهپردازی علمی قرآن» کتاب مستقلی نیافتیم، نخستین بار این تعبیر در سال 1385 در عنوان نشست علمی به نام «نظریهپردازیهای علمی قرآن» در جامعة المصطفی العالمیه، به کار رفت که مجله افق حوزه ش 47 در آبان ماه سال 1384 گزارش کاملی از آن منتششر ساخت سپس در برخی محافل علمی و مقالات نگارنده از جمله مقاله «روش برداشت علمی از قرآن» مجله پژوهشهای قرآنی، ش 45، سال 1385، به کار رفته است و اکنون کمکم در جامعه علمی و قرآنی این تعبیر با تسامحی که در آن است نهادینه شده است.
اندیشمندان برداشتها و تفسیرهای متفاوتی از نظریه دارند: نظریه، مجموعهای به هم پیوسته از سازهها ( Construets )، مفاهیم ( Coneepts )، تعاریف و قضایاست که به منظور تبیین و پیشبینی پدیدهها، از طریق تشخیص روابط بین متغیرها، یک نظر نظامدار درباره این پدیدهها ارایه میدهد. (1)نظریه مجموعهای از تعریفها و پیشنهادها درباره تعدادی متغیر بهم پیوسته است، که همه این تعریفها و پیشنهادها، بُعد منظم و مدونی از وقایع و پدیدههایی را که در اثر همبستگیها و تداخل این متغیرها به وجود میآید، ارایه میدهد؛ (2)نظریهها، در واقع دامهایی هستند که ما برای آن گستردهایم تا آنچه را که «جهان» نامیده میشود صید کنیم تا حلقههای شبکه دام را تنگتر و تنگتر سازیم؛ (3)تئوری بیان کننده مجموعهای از مفاهیم یا فرضهایی است که به صورت سیستماتیک و توجیه کرد (4)و مجموعهای از بیانیههایی هستند است که بر مبنای قواعد منطقی و مبین بخشی از واقعیت هستند. (5)
بنابراین در نگاهی کلی و جامع میتوان گفت: نظریه (6)بیانی منظم، انتزاعی،
1) (1) . هومن، 1373، 11.
2) (2) . نادری - نراقی، 1375، 32.
3) (3) . پوپر، 1370، 63.
4) (4) . رابینز، 1376، 47.
5) (5) . همان، 95.
6) (6) . در خصوص نحوه ارتباط نظریه با واقعیت چهار تعبیر وجود دارد که باربور در کتاب «علم و دین» بدان اشاره کرده است: 1- نظریه به عنوان ملخص دادهها (پوزیتیویسم): بسیاری از دانشمندان تجربی مفاهیم و نظریهها را ملخص دادهها و محصول مشاهدات حسی و تجربی میدانند. (باربور، 198 :1374)؛ 2- نظریه همچون وسیلهای مفید (وسیلهانگاری): رایجترین تعبیر در میان فیلسوفان تحلیل زبانی در تلاش برای روشن کردن انواع و نقشهای مختلف زبان علم، برداشت وسیله انگارانه از نظریه های علمی است؛ 3- نظریه به عنوان صورت ذهنی (ایده آلیسم): ایده آلیسم [ اصالت صورت ذهنی] در تاکیدش بر سهم داننده در علم، حتی از وسیلهانگاری هم فراتر میرود؛ 4- نظریه همچون بازنمود جهان (اصالت واقع): اصالت واقعیان [ رئالیستها] بر خلاف پوزیتیویستها حکم میکنند آنچه واقعی است یعنی در واقع هست، مشاهدهپذیر نیست و بر خلاف وسیلهانگاران، طرف دار این رایاند که مفاهیم معتبر، همانقدر که مفیدند، صادق و حقیقی
موجز، متشکل از قضایا، مستدل و منطقی، مبتنی بر یک سلسله مطالعات علمی، مبین یک اصل کلی یا مجموعهای از اصول مربوط به چگونگی و چرایی واقعیتها یا رویدادها در سطح خرد و یا کلان است. هر نظریه تنها انعکاسدهنده و تبیینکننده بخشی از واقعیت است که در یک کلیت به هم پیوسته فهم میشود. یک نظریه معمولاً دارای چهار بعد شناختی (معرفت ناظر به واقع)، بعد عاطفی (تجسم تجربه و احساسات نظریهپرداز)، بازاندیشی (شیوهای برای درک واقعیات)، بعد هنجاری (ارائه مفروضات پنهان و آشکار در این که واقعیت چگونه باید باشد) است. کار اصلی یک نظریه تبیین و در مرحله بعد تعمیم (و بر همین اساس، اعطای قدرت پیشبینی) است. تبیین انواعی دارد که مهمترین و پرکاربردترین آن تبیین علی است. هر نظریه معمولاً امکان طرح سؤالات و فرضیات جدیدی درباره واقعیت را برای محقق فراهم میسازد. (1)
عمده کارکردهای مورد انتظار از یک نظریه عبارت است از:
محدود ساختن افق دید و گستره علایق محقق و جهت دادن آن در تمرکز بر پدیدههای خاص یا بخشهایی از یک پدیده؛
تعیین و مشخص ساختن مسیر مطالعات علمی با انواع اطلاعات مربوط؛
امکانیابی ربط اطلاعات مربوط به یکدیگر و طبقهبندی آنها؛
امکاندهی به توصیف و تبیین پدیدهها. اساسیترین کاربرد یک نظریه، توضیح مجموع پدیدههایی است که آن نظریه بدان معطوف است؛
امکاندهی به تعمیم اطلاعات و نتایج به دست آمده به سایر پدیدههای مشابه؛
پیشبینی حقایق و واقعیات. یک نظریه به محقق امکان میدهد تا موارد
1) (1) . شرف الدین، حسین، 1386، ص 1-3.
مشاهده نشده مرتبط را پیشبینی کند؛
8 . آشکار ساختن و کشف شکافهای موجود در دانش بشری. نظریهها، ابزارهای مناسبی برای روشن ساختن وضعیت موجودیک حوزه معرفتیاند؛
یک نظریه علمی و قابل قبول لزوماً باید از ویژگیهای ذیل برخوردار باشد:
1- استحکام درونی: یک نظریه خوب باید متضمن قضایای همگام و غیر متضاد باشد، ایجاد سوء تفاهم و ابهام نکند، تناقض محتوایی نداشته باشد، فرضیات آن با یکدیگر سازگار و اصطلاحات به کار رفته در آن بیابهام باشند و قضایای آن از استحکام و تداوم منطقی برخوردار باشند.
2- استحکام برونی: منظور از استحکام برونی نظریه آن است که قضایای آن با موازین دنیای خارج، که در واقع محکهای استنباطات پژوهشی ( Rasearch Inferecce )شمرده میشوند، قابل تطبیق باشد.
3- مستندات قوی: یک نظریه مقبول باید به مجموعه قابل توجهی از اطلاعات، مستندات و شواهد متقن تکیه کند.
4- قابلیت سنجش: یک نظریه خوب همواره باید قابلیت سنجش داشته باشد و با ارجاع به مستندات و شواهد مختلف، آمادگی لازم برای تأیید یا رد را داشته باشد.
عملیاتی بودن: منظور از عملیاتی بودن یک نظریه آن است که در جهان واقع قابل اعمال و بهرهگیری باشد، با واقعیات مشهود رابطه برقرارکند و به عبارتی از حالت نظری و تجریدی خارج شود. برخی این ویژگی را در ذیل «آزمون پذیری» ذکر کردهاند. در آزمون پذیری یک نظریه، برخی فیلسوفان علم قابلیت ابطال (ابطالپذیری) و برخی تأیید و اثبات (اثباتپذیری) توسط شواهد تجربی را شاخص مقبولیت و اعتبار آن ذکر کردهاند.
قابلیت تعمیم: یک نظریه قابل قبول باید تا حدامکان، عمومیت داشته و به کلیه موارد مشابه قابل تعمیم باشد.
1) (1) . همان، ص 5.
لازم به ذکر است که اصولاً قرآن حقایق را بیان میکند چه در حوزه عقاید، اخلاق، احکام یا علوم بشری؛ بنابراین تعبیر «نظریهپردازی» در مورد مطالب قرآن کریم با نوعی تسامح قابلپذیرش است.
از اینرو میتوان گفت که در میان تعاریف فوق الذکر تعریف دوم «رابینز» با مطالب قرآنی سازگارتر است. (نظریه مجموعهای از بیانیههاست که بر مبنای قواعد منطقی و مبین بخشی از واقعیت هستند)
مقصود از علم در اینجا علوم بشری اعم از علوم عقلی، نقلی، شهودی و تجربی طبیعی و انسانی است. هر چند نقطه اصلی بحث در عصر ما در زمینه علوم طبیعی و انسانی است. لازم به یادآوری است که در مورد ماهیت و چیستی «علم» دیدگاههای متفاوت وجود دارد (2)(مثل: اثباتپذیری، ابطالپذیری، تأییدپذیری) ولی در اینجا بر آن نیستیم که پیشفرض و مبانی خاصی را در این زمینه انتخاب کنیم، چرا که میتوان بحث این کتاب را فراتر از دیدگاههای فوق ارایه کرد از اینرو از این مباحث صرفنظر میکنیم.
قبل از ورود به بحث لازم است که نگاهی کلی به آیات علمی قرآن و اقسام آنها داشته باشیم تا موضوع بحث نظریهپردازیهای علمی قرآن روشنتر شود. آیات علمی قرآن در حوزههای مختلف علوم بشری حدود نیمی از قرآن را شامل میشود این آیات را میتوان به چهار دسته عمده تقسیم کرد:
اول: اعجازهای علمی قرآن، یعنی رازگوییهای علمی قرآن که در آیات به
صورت واضح آمده است و در زمان نزول آیه کسی از آن اطلاع نداشته، بلکه مدتها بعد از نزول آیه مطلب علمی آن توسط دانشمندان کشف شده است. (1)
مثل اشاره عملی قرآن به نیروی جاذبه، (2)حرکتهای خورشید، (3)لقاح ابرها (4)و زوجیت عام موجودات (5)و مراحل خلقت انسان (6)که قرنها بعد از نزول قرآن بشر به این مطالب علمی دست یافت. از اینرو برخی مفسران قرآن این مطالب را اعجازهای علمی قرآن دانستهاند.
البته ادعاهای دیگری نیز در مورد اعجازهای علمی قرآن شده است که مورد نقد قرار گرفته است. (7)
دوم: اشارات علمی شگفتآمیز قرآن: برخی آیات قرآن به مطالب علمی و قوانین جهان اشاره میکند که شگفتی هر خوانندهای را بر میانگیزد. اما از آنجا که این مطالب به صورت دیدگاههای غیرمشهور در مراکز علمی، توسط برخی دانشمندان مطرح شده بود، اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید. بلکه نوعی مخالفت با دیدگاهها و نظریههای مشهور در علوم آن عصر بشمار میآید که شگفتآور است و دلالت بر عظمت علمی قرآن دارد.
از آن جمله، اشارات قرآن به حرکت زمین (8)و پیدایش حیات از آب، (9)و
1) (1) . رضاییاصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 85.
2) (2) . رعد/ 2 و لقمان/ 10.
3) (3) . یس/ 38 و رعد/ 2.
4) (4) . حجر/ 12.
5) (5) . رعد/ 2 و یس/ 36 و شعراء/ 7.
6) (6) . مومنون/ 12 - 14 و حج/ 5 و غافر/ 67 و قیامت/ 37 - 39.
7) (7) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین.
8) (8) . ر.ک: نمل/ 89 و ...(صاحب تفسیر نمونه این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن میشمارد، نمونه، ج 15، ص 568 - 569)
9) (9) . ر.ک: نور/ 45 و انبیاء/ 30 (صاحب التمهید این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن بشمار میآورد، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 36)
ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه، (1)ممنوعیت شرابخواری (2)و ...
سوم: اشارات علمی اندیشهساز قرآن: آیاتی که اشاره به آسمان، زمین، انسان، حیوانات و طبیعت میکند و انسان را به تفکر در آنها دعوت میکند و گاهی آنها را نشانه خدا و معاد میشمرد. ولی مطلب شگفتآمیز یا اعجازآمیزی از ظاهر آیات قابل استفاده نیست، این گونه آیات توجه انسان را به نمودهای آفرینش زیبای الهی جلب میکند و زمینهساز رشد علمی بشر را، به ویژه در علوم تجربی، فراهم میسازد.
مثال: (أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ ) ، (3)«و آیا به شتر نظر نمیکنند که چگونه آفریده شده است؟!»
و نیز در آیات 5 - 6 - 7 - 10 - 11 - 13 - 14 سوره نحل به منافع حیوانات، نزول باران، رویش گیاهان رنگارنگ، دریاها و کشتیرانی در آنها و فواید غذایی و زیور آلاتی که از آنها به دست میآید، به عنوان نشانههایی برای اندیشمندان اشاره میکند که به آفرینشگر جهان پی میبرند و سپاسگزاری میکنند. (4)
چهارم: نظریهپردازیهای علمی قرآنی:
برخی از آیات علمی قرآن مطالبی را بیان میکند که علم هنوز بدانها دسترسی پیدا نکرده و هر چند از نظر علوم تجربی به اثبات نرسیده است اما دلیلی نیز برای نفی آن مطلب قرآنی نداریم و از آنجا که وحی نوعی دانش قطعی و از سرچشمهی الهی است در صحیح بودن آن شکی نیست هر چند برای اثبات آنها فعلاً شواهد تجربی در دست نداریم و ممکن است مثل برخی موارد دیگر از پیشگوییهای علمی قرآن (مثل نیروی جاذبه طبق آیه 2 سوره رعد و 10 سوره لقمان و ...) در
آینده اثبات شود. این موارد را میتوان به عنوان نظریههای علمی قرآنی مطرح نمود، و همچون دیگر تئوریهای علمی بدنبال شواهد تجربی آنها بود.
مثالها:
(وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ ) ؛ «و از نشانههای اوست، آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر ساخته است».
هر چند برخی نشانههای کیهانشناختی برای وجود موجودات زنده و با شعور در کرات دور دست ادعا شده است اما دانشمندان کیهانشناخت هنوز نظریهی قطعی در این زمینه ابراز نکردهاند و چیزی ثابت نشده است؛ ولی این مطلب را میتوان بعنوان یکی از نظریههای علمی قرآنی، مبنای تحقیقات تجربی کیهانشناختی وسیع قرار داد. (1)
(وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنّا لَمُوسِعُونَ ) ؛ «و ما آسمان را با دست (قدرت) بنا کردیم و همواره آن را گسترش میدهیم.»
در مباحث علمی فیزیک کیهانی دو دیدگاه در مورد آسمانها وجود دارد: یکی دیدگاه انبساط جهان و دیگری دیدگاه انقباض جهان. (2)و برای هر کدام شواهدی مطرح گردیده ولی اثبات نشده است. از آیهی فوق دیدگاه انبساط جهان قابل برداشت است. (3)و میتواند به عنوان یک نظریه علمی قرآنی مبنای تحقیقات
کیهانشناسی قرار گیرد.
در حالی که علوم کیهانشناسی از یک آسمان با هزاران کهکشان و ستاره و سیاره سخن میگویند و در مورد آسمانهای دیگر سکوت میکنند. چون وسایل ستارهشناسی فعلی بشر و سفرهای فضایی توانایی کشف بیش از این را ندارد؛
قرآن کریم مساله هفت آسمان را به صورت قاطع مطرح کرده است و این مساله نیز میتواند به عنوان یک نظریه علمی قرآنی مبنای مطالعات کیهانشناختی وسیعی قرار گیرد. البته در مورد هفت آسمان معانی و دیدگاههای مختلفی وجود دارد که در تفسیر آیات فوق باید به آنها توجّه کرد، و مطلب فوق براساس آن بود که عدد هفت واقعی و مقصود از آسمانها، محل کرات باشد. (1)
معمولاً دانشمندان و مفسران خود را بین این دو دیدگاه محصور میدیدند. و یکی را انتخاب و دیگری را نفی میکنند و در این مورد کتابهای متعددی نیز نوشته شده است. (2)
ولی میتوان نظریه سومی را که شاید وجه جمع دو دیدگاه باشد مطرح کرد و آن اینکه تکامل زیستی در موجودات (اگر با شواهد قطعی اثبات شود) پذیرفتنی است و حتی ممکن است انسانهایی از نسل میمون به وجود آمده ولی بعداً منقرض شده باشند ولی حضرت آدم به عنوان پدر بشر فعلی به صورت استثنایی از خاک به طور مستقیم (ولو در زمان طولانی) آفریده شده است.
البته اینکه بسیاری از ویژگیهای انسان فعلی در میمونها موجود نیست بلکه در نظریه تکامل حلقه مفقودهای بین میمون و انسان وجود دارد؛ میتواند شاهدی برای این دیدگاه باشد.
این نظریه میتواند به عنوان یک نظریه علمی قرآنی در آفرینش انسان مبنای پژوهشهای زیستشناسی باشد و در کنار نظریه تکامل و فیکسیم مطرح گردد و بدنبال شواهد تجربی آن از باستانشناسی و زیستشناسی باشیم. البته قرآن کریم در مورد نظریه تکامل مباحث مفصلی وجود دارد و آیات موافق و مخالف نظریه تکامل و دیدگاه مفسران نیازمند بحث گسترده است که در برخی کتابها آمده است. (1)
برای نمونه:
از آیات قرآن خدا محوری استفاده میشود، یعنی خدا سرچشمه همه موجودات و منتهای سیر همه موجودات است (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ) ، (بقره/ 156) و اصولاً ارزش کارها به رنگ الهی (صِبْغَةَ اللّهِ ) ، (بقره/ 135) و فی در راه خدا بودن است. در حالی که مبنای علوم انسانی جدید انسان محوری است که این
1) (1) . ر.ک: تکامل در قرآن، علی مشکینی؛ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، جلد دوم و ...
مطلب در علوم انسانی به ویژه علوم ترتیبی و علوم سیاسی تأثیر بسیاری دارد و جهت خاصی به آنها میدهد.
در اقتصاد نیز مبنای اقتصاد اسلامی بدون ربا پایهگذاری شده است در حالی که اقتصاد جدید غرب براساس سیستم ربا (به ویژه در بانکداری) شکل گرفته است اگر این مبنای قرآنی در بانکداری جاری شود به سیستم جدیدی رهنمون میشویم. علوم سیاسی جدید در غرب براساس جدایی دین از سیاست و امور دنیوی (سکولاریسم) بنیان نهاده شده است در حالی که سیاست در قرآن بر مبنای دخالت دین در سیاست پایهگذاری شده است از اینرو بسیاری از آیات قرآن مسایل حکومتی و اصول سیاست خارجی و قوانین صلح و جنگ و ... را بیان میکند.
و همچنین است لزوم رعایت مبانی اخلاقی و اصل عدالت و فقرزدایی در مدیریت و توجه به بعد روحانی انسان علاوه بر بعد جسمانی در روانشناسی و...
آری بسیاری از آیات قرآن اشارات صریح یا غیرصریح به مبانی علوم انسانی دارد که شمارش آنها نگارش مقالات بلکه کتابهای متعددی را میطلبد. (1)
از آنجا که نظریهپردازیهای علمی قرآن زیرمجموعه مباحث تفسیر علمی قرآن است، مبانی و قواعد خاصی میطلبد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
علوم تجربی حاصل کاوشها و تجربههای بشری است که در طی قرنها بر هم انباشته شده است، تا قبل از نیمه دوم قرن بیستم میلادی، علوم تجربی را به دو شاخه نظریههای علمی اثبات نشده و قانونهای علمی اثبات شده تقسیم میکردند.
1) (1) . در این موارد ر.ک: قرآن و روانشناسی، محمد عثمان نجاتی، مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، نظام سیاسی اسلام، نوروزی، مدیریت اسلامی، محمدحسن نبوی و...
و اگر نظریه علمی به وسیله مشاهده و تجربههای مکرر تأیید میشد آن را اثبات شده و قانون علمی میدانستند. (1)
اما پس از آن و با پیدایش نظریات جدید در فلسفه علم، روشن شد که علوم تجربی افسانههای مفیدی است که در صحنه طبیعت و زندگی کاربرد دارد اما هیچگاه به صورت قانون در نمیآید.
یعنی در تشکیل یک نظریه علمی نخست ما به مسأله و مشکلی برخورد میکنیم، و در مرحله دوم راه حلی برای آن حدس میزنیم. سپس در مرحله سوم قضایای قابل مشاهده و تجربه از آن راه حل استنتاج میکنیم و در مرحله چهارم اقدام به ابطال این قضایا میکنیم. و اگر این قضایا باطل نشود ، آن نظریه، تا هنگامی که نظریه بهتری پیدا و جایگزین آن نشود در علم باقی میماند و مبنای عمل قرار میگیرد. (2)
بنابراین، علوم تجربی اثبات پذیر نیست بلکه ابطالپذیر است و در علم، قانون قطعی وجود ندارد.
البته اینکه قضایای علوم تجربی قطعی نیست (به معنای قطع معرفت شناختی) یعنی نمیتوان گفت: فلان گزاره علمی حتماً مطابق واقع و تغییر ناپذیر است؛ اما برخی از قضایای علوم تجربی قطعیاند (به معنای قطع روانشناختی) یعنی گاهی گزاره علمی از راه مشاهده یا به وسیله قراین دیگر مثل بدیهی میگردد. همچون «حرکت زمین» که در عصر ما مثل بدیهی شده است. همانطور که گاهی انسان به وسیله قراین خارجی یا دلایل عقلی که مطلب را پشتیبانی میکند، در مورد یک گزاره علمی به قطع میرسد.
در تفسیر علمی بین علوم تجربی قطعی و نظریههای ظنّی علوم تجربی تفاوت
1) (1) . در این مورد اشکالات متعدّدی به نحوهی استقرای ناقص علوم شده است و پاسخهایی نیز داده شدهاست.(نک : مبانی فلسفه ، دکتر علی اکبر سیاسی، ص 210-244؛ علم و دین، ایان باربور، ترجمهی خرمشاهی، ص 3 و صص 213-214؛ الاُسس المنطقیه للإستقراء ، شهید صدر ، ص 135 و ص 383-400؛ درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، نگارنده، صص 185-200).
2) (2) . این دیدگاه پوپر (متوفّی - 1373ش) است، ر.ک: حدسها و ابطالها و منطق اکتشافات ، تألیف پوپر، ترجمه احمد آرام؛ در آمدی بر تفسیر علمی قرآن ، از نگارنده ، صص 200 - 204.
گذاشته میشود. و استفاده از نوع دوم در تفسیر علمی قرآن صحیح نیست ، چرا که نظریههای ظنّیِ علوم گاهی صدها سال در حوزه علم میماند سپس تغییر میکند، (1)پس نمیتوان تفسیر قرآن را بر آنها بنا نهاد.
در قرآن کریم بیش از 1322 آیه وجود دارد که به مطالب علمی و طبیعت و انسان و ... اشاره دارد. (2)که این آیات حداقل سهگانه است:
اول: اشارات علمی به پدیدههای طبیعی مثل حیوانات و طبیعت. (3)که به ظاهر نکته شگفتانگیز یا اعجازآمیزی را در بر ندارد. ولی همین اشارات علمی توجه انسان را به طبیعت و کیهان و ... جلب کرده و زمینهساز پیشرفت علوم تجربی در جهان اسلام شده است.
دوم: اشارت شگفتانگیز علمی قرآن، یعنی آیاتی که به مطالب علمی ویژهای اشاره میکند صدور آنها از یک فرد درس ناخوانده در محیط جزیرة العرب در صدر اسلام بسیار بعید بوده است، برای مثال اشارات قرآن به حرکت زمین (4)که بر خلاف هیئت بطلمیوسی و دیدگاه مشهور کیهانشناسی در آن عصر بوده است.
البته این گونه موارد اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید چرا که مثلاً در مورد حرکت زمین دیدگاه غیرمشهور در یونان قبل از اسلام وجود داشته است. (5)
سوم: اشارات اعجازآمیز علمی قرآن، یعنی گاهی قرآن کریم به زوجیت عام موجودات، (6)نیروی جاذبه، (7)حرکتهای خورشید، (8)مراحل آفرینش انسان (9)و لقاح
1) (1) . همچون نظریهی بطلمیوسی ( ptoemaos - قرن دوم میلادی) در مورد این که زمین مرکز جهان است و خورشید و ستارگان در هفت فلک به دور آن میچرخند. این نظریه حدود چهارده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. سپس توسط کپلر و کپرنیک و گالیله دگرگون شد و دیدگاه کنونی (یعنی حرکت زمین به دور خورشید) جای آن را گرفت.
2) (2) . الحبّال، محمد چمپل و مقداد مرعی الجواری، العلوم فی القرآن، ص 35 - 36.
3) (3) . ر.ک: غاشیه/ 17 و نحل/ 5 - 14 و...
4) (4) . نحل/ 89.
5) (5) . اولین بار فیثاغورث سپس فلوته خوسوار شمیدس به حرکت زمین معتقد شدند (شهرستانی، سید هبة الدین، اسلام و هیئت، ص 44.
6) (6) . یس/ 36.
7) (7) . رعد/ 2 و لقمان/ 10.
8) (8) . یس/ 38.
9) (9) . حج/ 5، مومنون/ 12 - 14.
ابرها (1)اشاره کرده که تا قرنها بعد از اسلام کسی از این حقایق علمی با خبر نبوده است، این اشارات نوعی رازگویی و اخبار غیبی قرآن بشمار میآید. تفسیر علمی قرآن شرحی بر همین اشارات علمی قرآن است.
هر چند که اشارات علمی زیادی در قرآن کریم وجود دارد، و حتی قرآن خود را بیان کننده همه چیز معرفی میکند، (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) (2)اما همه علوم بشری در ظواهر آن وجود ندارد چرا که چنین ادعایی خلاف بداهت است و آیه شریفه نیز قید لُبی دارد یعنی هر چیزی که در رابطه با هدایت بشر است در قرآن موجود است. (3)
بنابراین همانطور که گذشت استخراج علوم از قرآن صحیح نیست چون مبنای آن «وجود همه علوم در ظواهر قرآن است» و این مبنا مخدوش است. (4)
قرآن کریم بارها انسانها را به دانشافزایی فراخوانده است، و یا دانشمندان را تشویق و تمجید کرده است. و همانطور که گذشت در موارد متعددی مطالب اعجازآمیز یا شگفتآمیز علمی بیان کرده است، قرآن کریم هیچگاه سرستیز با علم و عالمان راستین نداشته است بلکه رابطه قرآن و علم سازگارانه و مثبت است. و تفسیر علمی قرآن نوعی توضیح همین مبناست.
البته برخی تعارضات ظاهری و ابتدایی بین قرآن و علم ادعا یا توهم شده که با تأمل و دقت در آیات و علوم، بر طرف میشود، و تعارض مستقر و حقیقی بین
قرآن و علم وجود ندارد. و همین مطلب نیز در ضمن تفسیر علمی روشن میشود.
در قرآن مکرر بیان شده که این کتاب برای هدایت مردم (1)و خارج ساختن آنان از تاریکیها به سوی نور است، (2)بنابراین اگر اشارات علمی در قرآن وجود دارد در همین راستاست یعنی اشارت علمی قرآن گاهی به عنوان نشانههای خدا (3)و گاهی به عنوان شواهد معاد (4)بیان شده است پس بیان مطالب علمی هدف اصلی قرآن نیست و قرآن کتاب کیهانشناسی و فیزیک و... نیست.
از آنجا که نظریهپردازیهای علمی قرآن، زیرمجموعه روش تفسیر علمی قرآن قرار میگیرد و این روش تفسیری دارای گونههای مختلف است لازم است این گونهها مشخص شود تا جایگاه نظریهپردازی و رمز آن از تفسیر به رأی و تحمیل بر قرآن روشن شود.
طرفداران قدیمی تفسیر علمی؛ مانند: ابن أبیالفضل المرسی، غزالی و ... کوشیدهاند تا همه علوم را از قرآن استخراج کنند؛ زیرا عقیده داشتند که همه چیز در قرآن وجود دارد و در این راستا، آیاتی را که ظاهر آنها با یک قانون علمی سازگار بود، بیان میکردند و هر گاه ظواهر قرآن کفایت نمیکرد، دست به تأویل، میزدند و ظواهر آیات را به نظریات و علومی که در نظر داشتند، بر میگرداندند و از این جا بود که علم هندسه، حساب، پزشکی، هیأت، جبر ، مقابله و جدل را از قرآن استخراج مینمودند.
برای مثال، از آیه شریفه (إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ) (1)ابراهیم علیه السلام نقل میکند که: وقتی من بیمار شدم، اوست که شفامی دهد، علم پزشکی را استخراج کردند (2)و علم جبر را از حروف مقطعه اوایل سورهها استفاده کردند (3)و از آیه شریفه (إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها) زمین لرزه سال 702 هجری قمری را پیشبینی کردند. (4)
روشن است که این نوع تفسیر علمی، منجر به تأویلات زیاد در آیات قرآن، بدون رعایت قواعد ادبی، ظواهر و معانی لغوی آنها میشود.
از همین روست که بسیاری از مخالفان، تفسیر علمی را نوعی تأویل و مجازگویی دانستهاند (5)که البته در این قسم از تفسیر علمی، اشکالات وارد است.
این شیوه از تفسیر علمی، در یک قرن اخیر رواج یافته و بسیاری از افراد با مسلّم پنداشتن قوانین و نظریات علوم تجربی سعی کردند تا آیاتی موافق آنها در قرآن بیابند و هرگاه آیهای موافق با آن نمییافتند، دست به تأویل یا تفسیر به رأی زده و آیات را بر خلاف معانی ظاهری، حمل میکردند.
مثال این گونه تفسیر، در تفسیر آیه 189 سوره اعراف از عبدالرزاق نوفل بیان شد که «نفس» را، به معنای پروتون و «زوج» را الکترون معنا کردند و گفتند: منظور قرآن، این است که همه شما را از پروتون و الکترون که اجزای مثبت و منفی اتم است، آفریدیم. (6)در این تقسیر، حتّی معنای لغوی و اصطلاحی نفس را نکردند.
این گونه تفسیر علمی، در یک قرن اخیر ، در مصر و ایران رایج شد و موجب بدبینی برخی دانشمندان مسلمان نسبت به مطلق تفسیر علمی گردید و یک سره
1) (1) . شعراء/ 80.
2) (2) . ابوحامد غزالی، جواهر القرآن، ص 27، فصل پنجم.
3) (3) . التفسیر و المفسّرون، ج 2، ص 481، به نقل از ابن ابی الفضل مرسی.
4) (4) . البرهان فی علوم القرآن، ج 2، صص 181 - 182.
5) (5) . ر.ک : التفسیر و المفسّرون، ج 2، صص 454 تا 495.
6) (6) . عبدالرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث، ص 156.
تفسیر علمی را به عنوان تفسیر به رأی و تحمیل نظریات و عقاید بر قرآن طرد کردند، چنانکه علّامه طباطبایی، تفسیر علمی را نوعی تطبیق اعلام کرد. (1)
البتّه در مورد این نوع تفسیر علمی، حق با مخالفان آن است؛ چرا که مفسّر در هنگام تفسیر باید از هرگونه پیش داوری خالی باشد، تا بتواند تفسیر صحیح انجام دهد و اگر با انتخاب یک نظریه علمی، آن را بر قرآن تحمیل کند، پا در طریق تفسیر به رأی، گذاشته که در روایات وعده عذاب به آن داده شده است.
در این شیوه از تفسیر علمی، مفسّر با دارا بودن شرایط لازم و با رعایت ضوابط تفسیر معتبر، اقدام به تفسیر علمی قرآن میکند.
یعنی تلاش میکند که با استفاده از مطالب قطعی علوم - که از طریق دلیل عقلی پشتیبانی میشود - و با ظاهر آیات قرآن - طبق معنای لغوی و اصطلاحی - موافق است، به تفسیر علمی بپردازد و معانی مجهول قرآن را کشف و در اختیار انسانهای تشنه حقیقت قرار دهد. این شیوه تفسیر علمی، بهترین نوع و بلکه تنها نوع صحیح از تفسیر علمی است.
ما در مبحث آینده، معیار این گونه تفسیر را، بهطور کامل بیان خواهیم کرد، اما در این جا تأکید میکنیم که در این شیوه تفسیری، باید از هرگونه تأویل و تفسیر به رأی، پرهیز کرد و تنها بهطور احتمالی از مقصود قرآن سخن گفت؛ زیرا علوم تجربی بهخاطر استقرای ناقص ، و مبنای ابطال پذیری که اساس آنهاست، کمتر میتواند مطلب علمی قطعی بیان کند.
برای مثال، آیه شریفه (وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها) (2)«خورشید در جریان است تا در محل خود استقرار یابد.» در زمان صدر اسلام که نازل شد، مردم همین حرکت حسّی و روزمرّه خورشید را میدانستند؛ به این ترتیب از این آیه، همین
حرکت را میفهمیدند، در حالی که حرکت خورشید، از مشرق به مغرب کاذب است؛ زیرا خطای حس باصره ماست و در حقیقت، زمین در حرکت است. از اینرو ما خورشید را متحرک میبینیم ، همان طور که شخص سوار بر قطار ، خانههای کنار جاده را در حرکت میبیند و با پیشرفت علوم بشری و کشف حرکت زمین و خورشید، روشن شد که خورشید هم، خود دارای حرکت انتقالی است (نه حرکت کاذب ، بلکه واقعی) و خورشید، بلکه تمام منظومه شمسی و حتّی کهکشان راه شیری در حرکت است. (1)پس میگوییم اگر به طور قطعی اثبات شد که خورشید در حرکت است و ظاهر آیه قرآن هم میگوید که خورشید در جریان است ، پس منظور قرآن حرکت واقعی (حرکت انتقالی و...) خورشید است. علاوه بر آن، قرآن از «جریان» خورشید سخن میگوید نه حرکت آن ، و در علوم جدید کیهانشناسی بیان شده که خورشید حالت گازی شکل دارد که در اثر انفجارات هسته مرتب زیر و زبر میشود (2)و در فضا جریان دارد و همچون گلولهای جامد نیست که فقط حرکت کند، بلکه مثل آب در جریان است. (3)
با توجه به مطالبی که گذشت میتوان نظریهپردازی علمی قرآنی را این گونه تعریف کرد: «خبر دادن قرآن از حقایق علمی، قبل از تأیید آن در علوم، که گاهی موجب توسعه یا تضییق حوزهها و ابعاد علم میشود».
در این تعریف عناصر زیر لحاظ شده است:
1- نظریههای علمی قرآنی، زیرمجموعه اخبار غیبی قرآن است که به صورت
پیشگویی علمی جلوهگر میشود و به جامعه علمی عرضه میشود.
2- قرآن حقایق علمی را بیان میکند، بنابراین تردیدهایی که در نظریه و تئوریهای علمی وجود دارد در نظریهپردازیهای علمی قرآن وجود ندارد. به عبارت دیگر تعبیر «نظریه» در مورد مطالب قرآنی با تسامح استعمال میشود. البته از آنجا که نظریه قرآنی توسط اشخاص از قرآن برداشت میشود امکان خطا در استنباط اشخاص وجود دارد. ولی حقایق قرآنی خطاناپذیر است.
3- اخبار غیبی قرآن دوگونه است: برخی اخبار مربوط به گذشته است و برخی مربوط به آینده، که موضوع بحث نظریهپردای قسم اخیر است و اخبار غیبی مربوط به آینده نیز دو بخش است یک بخش اخباری است که بعد از نزول قرآن تاکنون توسط دانشمندان یکی از علوم بشری تأیید یا اثبات شده است که اعجاز علمی نامیده میشود (البته اگر شرایط دیگر اعجاز علمی را دارا باشد) و بخش دوم ااخبار غیبی است که هنوز در علم تأیید نشده است مثل مسأله هفت آسمان (سَبْعَ سَماواتٍ ) و وجود موجودات زنده در آسمانها (وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلی جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ) ؛ «و از نشانههای اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده کرده است؛ و او هر گاه بخواهد بر جمعآوری آنها تواناست»، (شوری/ 29)؛
موضوع نظریهپردازی علمی قرآنی همین بخش اخیر از اخبار غیبی قران است.
4- نظریهپردازیهای علمی قرآنی گاهی موجب توسعه در علوم میشود.
برای مثال وقتی نظریه «شفاء بودن قرآن» (وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ ) ؛ «و از قرآن، آنچه را که آن درمان و رحمتی برای مؤمنان است، فرو میفرستیم»، (اسراء/ 82). میگوید فضای جدیدی را به روی علوم پزشکی میگشاید و عامل معنوی قرآن را در ردیف عوامل دیگر در شفای دردهای جسمانی میگشاید همانطور که قرآن شفای دردهای عقیدتی، اخلاقی و روحی - روانی انسان است. و گاهی نیز قرآن سخن از اقتصاد بدون ربا میگوید: (أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا) ؛ «آنکه خدا معامله را حلال کرده و ربا را حرام نموده است»،
(بقره/ 275). این نظریه قرآنی اقتصاد جدیدی را سامان میدهد و موجب تضییق حوزه اقتصادی میشود هر چند که نتایج مفیدی نیز در شکوفایی و رشد هماهنگ و درست اقتصاد در پی خواهد داشت.
برای استنباط نظریههای علمی از قرآن (علاوه بر مبانی، روششناسی و شرایطی که در تفسیر قرآن و در روش خاص تفسیر علمی بیان شده است)، (1)ضوابط و مقرراتی وجود دارد که رعایت آنها موجب میشود تا برداشت نظریه علمی از قرآن معتبر گردد و عدم توجه به این ضوابط موجب عدم اعتبار نظریه علمی قرآن یا گاهی منتهی به تفسیر به رأی میشود. از اینرو رعایت این ضوابط ضروری است.
در اینجا به مهمترین ضوابط برداشت نظریههای علمی از قرآن اشاره میکنیم:
1- نظریه علمی قرآنی از نص یا ظاهر آیات قرآن قابل برداشت باشد. یعنی نظریه علمی بر قرآن تحمیل نشده باشد وگرنه تفسیر به رأی میشود. بلکه قرائن درون قرآنی و مستنداتی در متن آیات داشته باشد. به عبارت دیگر دلالت مطابقی، تضمنی یا التزامی آیات قرآن بر آن نظریه دلالت کند. تا بتوان آن را به قرآن نسبت داد و از نظر تفسیری معتبر باشد.
2- نظریه علمی استنباط شده از قرآن قبل از نزول قرآن در آثار علمی مطرح نشده باشد و بعد از نزول قرآن نیز تاکنون دانشمندان آن را مطرح و تأیید نکرده باشند. به عبارت دیگر آن نظریه علمی از ابتکارات قرآن به شمار آید.
3- نظریه علمی قرآنی، نوعی نوآوری در یکی از حوزههای علم مثل مبانی، روش، نظام و ... به شمار آید. (2)یعنی اثبات آن در بخشی از علم تحوّلساز باشد.
البته بهخاطر گستره موضوعات و معارف قرآنی این نوآوری و تحوّل میتواند در مباحث نظری و یا مباحث علمی باشد.
4- نظریهپردازی علمی قرآن امکان اثبات و تأیید علمی داشته باشد. البته ابزارهای تأیید و اثبات هر نظریه علمی، بر اساس حوزه دانش مربوطه متفاوت است. برای مثال نظریه هفت آسمان، مسألهای میانرشتهای بین دانش قرآنی و کیهانشناسی است و به صورت طبیعی اثبات آن با ابزارهای نجومی و با روش تجربی است اما برای اثبات و تأیید نظریه شفا بودن قرآن در بُعد اعتقادی، اخلاقی و معنوی نیازمند ابزارها و روشهای خاص آن هستیم.
به هر حال اگر نظریه علمی اصلاً امکان اثبات و ردّ نداشته باشد. قابل طرح در محافل علمی نخواهد بود. چون در این صورت نظریه علمی به شمار نمیآید.
البته لازم به یادآوری است که نظریهپردازیهای علمی قرآنی به اعتبار شخص نظریهپرداز که آن مطلب علمی را از قرآن برداشت کرده است قابل ردّ است نه اصل حقایق قرآنی. چون ممکن است آن شخص در برداشت خود خطا کرده باشد.
نظریهپردازیهای علمی معمولاً در یکی از حوزهها و ابعاد دانش نوآوری میکنند و تحوّل آفرین میشوند، نظریهپردازیهای علمی قرآنی نیز همینگونه است مهمترین حوزههای نظریهپردازی در هر دانش عبارتند از:
1- مبانی
گاهی نظریهپردازیهای قرآنی در حوزه مبانی علوم است یعنی مبانی جهانشناسی و انسانشناسی قرآن در جهت دهی به علوم مؤثر واقع میشود. مثلاً علوم تربیتی یا علوم سیاسی در عصر کنونی بر اساس انسانمحوری سامان یافته است و همین علوم را میتوان بر اساس خدامحوری و توحید سامان داد که مبنایی متخذ از قرآن کریم است.
2- روشها
در هر دانش روشهای عام عقلی یا نقلی یا شهودی و یا تجربی وجود دارد
که تأثیر تام در شکلگیری آن علم دارد. اما در هر دانش روشهای خاص نیز وجود دارد، مثل روشهای تربیت در علوم تربیتی.
قرآن کریم در آیات متعدد به روشهای عام علوم اشاره کرده است (1)و نیز گاهی به روشهای خاص اشاره کرده است.
جالب این است که آموزههای قرآنی گاهی در روشهای عام علوم و گاهی در روشهای خاص آنها عناصری را داخل میکند و نظریهای نو را در حوزه روشهای یک دانش مطرح میکند.
برای مثال علوم تربیتی بر اساس روش تجربی استوار است اما قرآن در کنار این روش عام روش شهودی را در آن مطرح میکند و علاوه بر طرح عنصر وحی در تربیت انسان از الهامات خوب و بد به نفس انسان سخن میگوید. (وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) ؛ «سوگند به نفس و آنکه آن را مرتب ساخت * و بد کاریاش و پارساییاش را به او الهام کرد!»، (شمس/ 7-8) و حتی از معلمی سخن میگوید که با علم لدنی به تعلیم و تربیت میپردازد. (وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً) ؛ «و دانشی از نزد خویش به او آموخته بودیم»، (کهف/ 67).
1) (1) . قرآن کریم به روشهای علمی یعنی چهار قسم علوم فوق و منابع مختلف علم اشاره کرده است؛ یعنی: گاهی به شیوه عقلی توجه کرده و انسانها را به خردورزی و تفکر فرا میخواند و تشویق میکند. (در مورد تعقل ر.ک: بقره/ 73 و 242، یوسف/ 2، انبیاء/ 10، مومنون/ 80، زخرف/ 3 و در مورد تفکر ر.ک: بقره/ 219، روم/ 8، آلعمران/ 191، نحل/ 44، حشر/ 21 و...) و گاهی توجه انسان را به طبیعت جلب میکند و او را به کیهانشناسی و طبیعتشناسی و انسانشناسی و... تشویق میکند. (ر.ک: آیات سوره رعد/ 2 به بعد، حج/ 5، مومنون/ 12 - 21، نحل/ 3 - 17 و...) و گاهی توجه انسان را به عمق تاریخ جلب میکند و داستانهای عبرتآموز پیامبران و ملتهای پیشین را بیان میکند، و یا وقایع تاریخی صدر اسلام (همچون جنگها و...) را گزارش و ثبت میکند. (ر.ک: سوره انبیاء، یونس، یوسف و کهف و...) و گاهی از وحی و الهامات الهی به انسانها سخن میگوید (شوری/ 51، مومنون/ 27، طه/ 38.) و علم الهی را که از نزد خدا به برخی انسانها میرسد ( علم لدنی) گوشزد میکند. ( (وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً) ، (کهف/ 65)
همانطور که از نقش تجربه در تربیت انسان غافل نیست و همگان را به گردشگری در زمین و عبرتآموزی از تجارت و آثار گذشتگان فرا میخواند. (یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) ؛ «پس آیا در زمین گردش نکردهاند، تا بنگرند، چگونه بوده است فرجام کسانی که پیش از آنان بودند؟»، (یوسف/ 109).
و نیز قرآن در روشهای خاص تربیتی از روش تزکیه و تلاوت یاد میکند، (هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ) ؛ «او کسی است که در میان درسناخواندگان فرستادهای از خودشان برانگیخت؛ که آیاتش را بر آنان میخواند [و پیروی میکند] و رشدشان میدهد [و پاکشان میگرداند] و کتاب [خدا] و فرزانگی به آنان میآموزد؛ درحالی که قطعاً، از پیش در گمراهی آشکاری بودند»، (جمعه/ 2). که در روشهای مرسوم علوم تربیتی رایج مطرح نیست.
3- هدفدهی
یکی از حوزههای نظریهپردازیهای علمی قرآن، جهتدهی به اهداف علوم است. قرآن کریم جهان را از خدا و به سوی خدا میداند، (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ) ؛ «در حقیقت ما از آنِ خداییم و در واقع ما فقط به سوی او بازمیگردیم»، (بقره/ 156) و لقاء الله را نهایت کمال انسان معرفی میکند، (یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ ) ؛ «ای انسان! در حقیقت، تو به سوی پروردگارت کاملاً تلاش میکنی (و رنج میکشی) و او را ملاقات میکنی»، (انشقاق/ 6).
از اینرو باید تمام فعالیتهای انسانی در این مسیر رهبری شود.
بنابراین لازم است که انسان برای خدا علم بیاموزد و در راه او به کار برد و بر این اساس علوم با هدف الهی و در خدمت کمال بشر سامان مییابد. از اینرو علوم طبیعی مثل فیزیک هستهای نمیتواند با هدف بمبسازی و نابودی بشر جهتدهی شود و نیز علوم انسانی مثل اقتصاد و سیاست باید در خدمت بشر و در
چهارچوب آموزههای قرآنی جهتدهی شود. از اینرو علوم انسانی سکولار و اومانیستی به کنار میرود.
4- نظامسازی
از آیات قرآن با روش تفسیر موضوعی میتوان نظامهای حقوقی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی و ... را برداشت کرد. که هر کدام از آنها میتواند به عنوان نظریههای علمی قرآن مطرح شود چرا که شامل عناصر نوآمد و متمایز از نظامهای همخوان در علوم جدید است.
برای مثال نظامهای سیاسی معاصر عموماً از پایین به بالا طراحی شده است و مشروعیت رهبران جامعه از مردم گرفته میشود در حالی که نظام سیاسی قرآنی از بالا به پایین طراحی شده است، (أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ) ؛ «خدا را اطاعت کنید و فرستاده [ی خدا] و صاحبان امر (خود)تان را اطاعت نمایید»، (نساء/ 59)، یعنی رأی مردم به رهبران جامعه از باب مقبولیت است و مشروعیت آنها باید از ناحیه نصب الهی تأمین شود.
5- موضوعسازی
گاهی نظریهپردازیهای علمی قرآن در حوزه موضوعسازی برای علوم مختلف است که این مطلب گاهی افقهای جدیدی را در برابر دانشمندان میگشاید.
برای مثال در روانشناسی سخن از انسان دو بعدی است که مرکب از جسم و روان است و حتی روان یکی از خواص مادی انسان معرفی میشود. ولی سخنی از روح گفته نمیشود. اما قرآن علاوه بر جسم سخن از روح الهی انسان میگوید، (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ) ؛ «و از روح خود در او دمیدم»، (حجر/ 29 و 72) اگر به این نظریه قرآنی توجه شود و حوزه پژوهشهای روانشناسی به روحشناسی و نفسشناسی و مراتب آن در قرآن گسترش یابد مطمئناً چهره این دانش تغییر میکند.
در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که میتوان از آنها نظریههای علمی جدید استنباط کرد. که جمعآوری این نمونهها خود کتابی مستقل میطلبد. اینک در اینجا به صورت فهرستوار به شماری از مهمترین آنها بر اساس رشتههای علمی اشاره میکنیم:
1- کیهانشناسی
1/1- وجود موجودات زنده در آسمان که هنوز در کیهانشناسی اثبات نشده است. (وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما) ؛ «و از نشانههای اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده کرده است»، (شوری/ 29).
1/2- هفت آسمان که در آیات متعدد قرآن مطرح شده ولی هنوز در کیهانشناسی یک آسمان بیشتر کشف نشده است. (اللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ ) ؛ «خدا کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین (نیز) همانند آنها را»، (طلاق/ 12).
1/3- وجود نیروهایی غیر از نیروی جاذبه بین کرات آسمانی که هنوز کشف نشده است، چرا که «عمد» جمع عمود است. (خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) ؛ «(خدا) آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفرید»، (لقمان/ 10).
2- زیستشناسی
2/1- سخن گفتن حیوانات با همدیگر از جمله مورچه در مواجهه با حضرت سلیمان و لشکریانش و فهمیدن زبان آنها توسط انسان. (حَتّی إِذا أَتَوْا عَلی وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ ) ؛ «تا هنگامی که (لشکریان سلیمان) به سرزمین مورچگان رسیدند، مورچهای گفت: ای مورچگان، به خانههایتان داخل شوید تا سلیمان و لشکریانش هرگز شما را پایمال نکنند، در حالی که آنان (با درک حسّی) متوجه نمیشوند»،
(نمل/ 18).
2/2- سخن گفتن انسان با حیوانات و بالعکس در جریان هدهد و سلیمان.
(فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ ) ؛ «و (مدتی) نه چندان دراز درنگ کرد (تا هدهد آمد) و گفت: «به چیزی احاطه یافتم که تو بدان احاطه نیافتهای؛ و از (سرزمین) سبا خبر بزرگِ یقینی، برای تو آوردهام»، (نمل/ 22).
3- پزشکی
3/1- شفا بودن قرآن برای دردهای جسمانی، روحی، روانی و ... (وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ) ؛ «و از قرآن، آنچه را که آن درمان و رحمتی برای مؤمنان است، فرو میفرستیم»، (اسراء/ 82).
4- هواشناسی
4/1- تأثیر امور معنوی در بارش باران.
(فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً) ؛ «و گفتم: «از پروردگارتان آمرزش بخواهید؛ [چرا] که او بسیار آمرزنده است * تا (باران) آسمان را پیدرپی بر شما [فرو] فرستد»، (نوح/ 10-11).
1- علوم تربیتی
1/1- نظام تربیتی قرآنی
1/2- تأثیر آموزههای جهانشناسی و انسانشناسی قرآن در مبانی علوم تربیتی
1/3- تأثیر آموزههای قرآنی در حوزه روشهای تربیتی
1/4- تأثیر آموزههای قرآنی در حوزه اهداف تربیت
تذکر: مثالهای متعددی در این موارد گذشت.
2- اقتصاد
2/1- نظام اقتصادی مبتنی بر قرآن.
2/2- اقتصاد بدون ربا (مثال آن گذشت)
2/3- تأثیر عوامل معنوی (تقوا) در رشد اقتصادی
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ
کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ) ؛ «و اگر (بر فرض) اهل آبادیها ایمان میآوردند و خودنگهداری میکردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم؛ ولیکن (آنان حق را) تکذیب کردند؛ پس به خاطر آنچه همواره کسب میکردند، گرفتارشان کردیم»، (اعراف/ 96).
کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ) ؛ «و اگر (بر فرض) اهل آبادیها ایمان میآوردند و خودنگهداری میکردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم؛ ولیکن (آنان حق را) تکذیب کردند؛ پس به خاطر آنچه همواره کسب میکردند، گرفتارشان کردیم»، (اعراف/ 96).
3- روانشناسی
3/1- تشکیل انسان از جسم و روح الهی (توضیح آن گذشت)
4- حقوق
4/1- نظام حقوقی خاص قرآن
5- سیاست
5/1 - نظام سیاسی قرآنی (مشروعیت از بالا به پایین)
6- جامعهشناسی:
6/1 - نظام اجتماعی مبتنی بر قرآن.
6/2 - سنتها و قوانین ثابت حاکم بر جامعه
7- مدیریت
7/1- نظام مدیریتی مبتنی بر قرآن (مدیریت رحمانی)
7/2- طرح عنصر شرح صدر در مدیریت
(قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی ) ؛ «(موسی) گفت: «پروردگارا! سینهام را برایم بگشا * و کارم را برایم آسان گردان * و گره از زبانم بگشای»، (طه/ 25-27).
جمعبندی و نتیجهگیری
قرآن کریم در حوزههای مختلف علوم حقایق علمی بیان کرده که هنوز در علم کشف و تأیید نشده است و این موارد میتواند به عنوان نظریهپردازیهای علمی قرآن به دانشنمدان علوم جدید عرضه شود تا زمینه پژوهشهای جدید و جهتدهی به مبانی و اهداف علوم فراهم گردد و منتهی به تولید علم جدید گردد. البته استنباط نظریههای علمی از قرآن دارای مبانی، روش و ضوابط خاصی است که اگر رعایت شود نظریهای معتبر ارایه میشود.
ص:
قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان است که معجزه جاویدان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به شمار میآید، و دلیل حقانیّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اسلام بوده و هست و در طی چهارده قرن گذشته همگان را به مبارزهطلبی فراخوانده که اگر هر کس میتواند همانند سورهای از آن را بیاورد. (بقره/ 23)
ولی تاکنون کسی نتوانسته است به این مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهد. اعجاز قرآن ابعاد و وجوه مختلفی دارد که یکی از آنها اعجاز علمی قرآن است که در عصر حاضر مورد توجه ویژه قرآنپژوهان و متخصصان علوم طبیعی و انسانی قرار گرفته است. (1)
ولی هنوز در مورد تعریف و چیستی اعجاز علمی، پرسشها و شبهاتی مطرح است که لازم است مورد مداقه قرار گیرد. و نیز لازم است مصادیق اعجاز علمی قرآن مورد بررسی قرار گیرد تا موارد صحیح و غیرصحیح آن روشن شود. این نوشتار بر آن است که به این پرسشها پاسخ دهد. و دیدگاههای مختلف را مورد آن بررسی کند.
اعجاز علمی قرآن یکی از موضوعات نوپدید در حوزه اعجاز قرآن است که
1) (1) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج 1 و 2، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، و نیز اعجاز التربوی للقرآن، دکتر مصطفی رجب و ...
یکی از زیرمجموعههای علوم قرآن به شمار میآید. هر چند که در مورد اعجاز قرآن در طول چهارده قرن گذشته اسلام کتابهای زیادی نوشته شده است. (1)اما اعجاز علمی قرآن عمری کوتاه دارد یعنی از حدود یک قرن قبل محمد بن احمد اسکندرانی (1306 ق) در تفسیر «کشف الاسرار النورانیه القرآنیه فی ما یتعلق بالاجرام السماویه و الارضیه والحیوانات والنباتات والجواهر المعدنیه» از اعجاز علمی قرآن سخن گفت.
سپس از سوی رشید رضا در المنار (2)و طنطاوی در جواهرالقرآن که رویکردی بیسابقه به کشفیات علوم تجربی در زمینههای مختلف و تطبیق آنها بر قرآن کریم داشتند، مطرح شد. در دهههای اخیر نظریه نظم ریاضی قرآن و اعجاز عددی آن نیز، از سوی رشاد خلیفه (پژوهشگر مصری با دکترای بیوشیمی) به عنوان یکی از زیرشاخههای اعجاز علمی به دایره وجوه اعجاز قرآن افزوده شد.
ولی در همین مدت کوتاه این موضوع مورد توجه قرآنپژوهان و متخصصان علوم مختلف قرار گرفت و کتابها و مقالات زیادی در مورد اعجاز علمی به نگارش در آمد و حتی پایگاههای متعددی در اینترنت به این مبحث اختصاص یافت (3)و مجلات علمی از جمله: فصلنامه الاعجاز العلمی فی القرآن و السنة، از
1) (1) . ر.ک: کتابشناس اعجاز قرآن، دکتر محمد علی رضایی کرمانی
2) (2) . تفسیر المنار، ج 1، ص 210 - 213.
3) (3) . از جمله سایتهای زیر در مورد اعجاز علمی قرآن مطالبی منتشر میکنند: www.55a.net موسوعة الاعجاز العلمی فی القران و السنه www.kaheel7.com عبد الدائم الکحیل www.nooran.org نوران رابطه العالم الاسلامیه / www.maknoon.com مکنون الاعجاز العلمی فی القرآن www.Miracweb.net شبکة الاعجاز فی القرآن والسنة www.Zelnaggar.com الاعجاز العلمی فی القران والسنة www.afkaar.com افکار علیمة www.aksharemazhabi.blogfa.com اسلام، قرآن، اعجاز www.askguran.ir کانون گفتمان قرآن
رابطة العالم الاسلامی در این باب منتشر شد که تاکنون بیش از 30 شماره آن منتشر شده است و شاخصههای متعددی از اعجاز علمی همچون: اعجاز طبی، اعجاز نجومی، اعجاز زمینشناسی، اعجاز زیستشناسی، اعجاز ریاضی، اعجاز اقتصادی، اعجاز تربیتی، اعجاز اجتماعی و ... مطرح شد و کتابها و مقالات تخصصی در این موارد نگارش یافت برخی از مهمترین کتابها در این باره عبارتند از:
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، الاعجاز التربوی للقرآن، دکتر مصطفی رجب، (موسوعة الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم و السنة المطهره، یوسف الحاج احمد)، (الموسوعة العلمیة فی اعجاز القرآن الکریم والسنة النبویه، الشیخ امجد فتحی و دکتر هانی بن مرعی القلینی)، (موسوعة الذهبیه فی اعجاز القرآن الکریم والسنة النبویة، دکتر احمد مصطفی متولی)، من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، دکتر حسن ابوالعینین).
در قرآن کریم از واژه «معجزه» و «اعجاز» برای بیان امور خارق عادت و معجزات پیامبران علیهم السلام استفاده نشده است بلکه در این مورد واژههای «آیه» (1)، «بیّنه» (2)، «برهان» (3)، «سلطان» (4)به کار برده شده است.
الف: معنای لغوی معجزه
این واژه از ریشه «عجز» است. ولغویین معانی و استعمالات متعددی برای آن شمردهاند:
مورد آخر و پشت هر چیزی به کار میرود. (1)
گروهی از لغویین اصل این لغت را به معنای «ضعف» میدانند. (2)لغت «عاجز» از همین معناست و به زنان کهن سال نیز «عجوز» گویند.
برخی لغویین آن را به معنای فوت چیزی (از دست رفتن) میدانند. (3)
برخی لغویین آن را به معنای «یافتن ضعف در دیگری» دانستهاند. (4)
برخی لغویین آن را به معنای «ایجاد ضعف در دیگری» دانستهاند. (5)
نتیجه: به نظر میرسد که ریشه اصلی لغت «عجز» همان «ضعف» است که مقابل قدرت است. و این ضعف دارای مراتبی است. و به همین لحاظ است که به زنان کهن سال عجوز گویند چون ضعیف شده و طراوت و تحرک و زایش خود را از دست دادهاند و به مؤخّر و پشت انسان نیز «عَجُز» گویند چون که پست و ضعیف است و اعجاز ایجاد عجز یا یافتن عجز در دیگران است.
در قرآن کریم لغت «معجزه» به معنای اصطلاحی (عمل خارق العاده که گواه نبوت باشد) یافت نشد امّا در موارد متعددی این لغت به شکلهای گوناگون به کار رفته است.
مثال: «عجوز» (هود/ 72 و صافات/ 135) که مقصود همان ضعف و عجز در تولید فرزند است.
«أعجزت» (مائده/ 31) که مقصود همان ضعف و نفی اقتدار است.
«معاجزین» (سبأ/ 38) که استمرار حالت عجز است.
«معجزی اللّه» (توبه/ 2) که مقصود آن است که خدا ضعیف نمیشود.
1) (1) . ر.ک: مفردات راغب اصفهانی و نیز ابن فارس، مقاییس اللغة، این معنا را در یکی از دو معنای اصلی بیان میکند.
2) (2) . مفردات راغب این را به معنای ثانوی لغت عجز میداند ولی مقاییس آن را یکی از دو معنای اصلی میداند.
3) (3) . ر.ک: فیومی، مصباح اللغة و اقرب الموارد، ج 2، ماده عجز، (این معنا در هنگامی است که در مورد - اشیاء بکار رود - اعجزه شیء).
4) (4) . همان (این معنا هنگامی است که در باب افعال به کار رود - أعجزت زیداً).
5) (5) . همان (این معنا هنگامی است که باب تفعیل به کار رود - عجّزته تعجیزاً).
«معجزین» (انعام/ 134 - فصلت/ 31 - نور/ 57 - عنکبوت/ 22)
«لیعجزه» (فاطر/ 44) که مقصود ایجاد عجز است.
«اَعجاز» (قمر/ 20 - حاقه/ 7) که مقصود ریشههای درخت خرماست که بعد از کنده شدن از زمین حالت محرومیت از مواد غذایی پیدا میکند.
نکته اول: «اعجاز» بههر صورت که باشد ملازم با تأثیر وتسلط و تفوق و حکومت است. (1)
نکته دوم: جالب این است که لغت «معجزه» در روایات اهل بیت علیهم السلام به معنای اصطلاحی به کار رفته است و لذا معلوم میشود که این لغت از زمان ائمه علیه السلام کاربرد داشته و به جای «آیه» به کار میرفته است.
برای مثال به این روایت توجه کنید: عن الصادق علیه السلام: «المعجزة علامة للّه لا یعطیها الاّ انبیاءه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب»؛ (2)«معجزه علامتی الهی است که آن را به غیر از انبیاء و رسولان و حجتهای خویش عطا نمیکند تا بوسیله آن راستگویی راستگویان از دروغگویی دروغگویان باز شناخته شود».
ب: معنای اصطلاحی معجزه
بحث معجزه حداقل در چهار علم تفسیر، علوم قرآن، اصول و کلام مطرح شده است.
به برخی از قدماء نسبت داده شده که آن را جزیی از علم اصول میدانستند. (مثل شیخ طوسی و طبرسی) (3)
برخی دیگر آن را در علم کلام (عقاید) مطرح میکنند. (مثل خواجه طوسی و علامه حلی در تجرید الاعتقاد، صاحب نثر طوبی و ملا فتح اللّه کاشانی) (4)
1) (1) . حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8، ص 39.
2) (2) . بحار الانوار، ج 11، ص 71، و نیز میزان الحکمة، ج 6، ص 66.
3) (3) . ر.ک: تفسیر تبیان، ص 3 و شیخ طوسی، زندگی نامه، ص 110 و علامه طباطبایی رحمه الله اعجاز قرآن، مقدمه علیرضا میرزا محمد، ص 9. (شاید مقصود آنان همان علم اصول اعتقادات یعنی کلام باشد. نه اصول الفقه).
4) (4) . ر.ک: منهج الصادقین، ج 1، ص 14 و نثر طوبی، ج 2، ص 119.
و بعضی مفسران آن را در لابلای تفسیر قرآن و به مناسبت معجزات انبیاء مطرح کردهاند (مثل علامه طباطبایی در المیزان و آیت الله طیب در اطیب البیان و...) (1)
امّا گروهی نیز آن را در علوم قرآن مطرح کردهاند (مثل سیوطی در الاتقان و آیت اللَّه معرفت در التمهید). (2)
ما در این نوشتار بر آن نیستیم که جایگاه حقیقی این بحث را مطرح کنیم امّا شاید طرح مبحث اعجاز در علوم مختلف به جهت ابعاد گوناگون این بحث باشد. که هر گروهی از زاویهای خاص بدان نظر کردهاند.
و از آنجا که این بحث در علوم مختلف طرح شده، تعریفهای متفاوتی نیز از آن ارایه شده که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
«راه شناخت راستگویی پیامبر این است که بدست او معجزهای ظاهر شود و آن عبارت است از ثبوت چیزی که معتاد نباشد و یا نفی چیزی که معتاد باشد در صورتی که خرق عادت بوده و مطابق ادعا واقع شود». (3)
و سپس علامه حلی در شرح این کلام چندین شرط را مقرر میکند:
الف: امت شخص معجزهگر از آوردن مثل آن عاجز باشند.
ب: معجزه از طرف خدا یا با امر او باشد.
ج: معجزه در زمان تکلیف باشد.
د: معجزه بعداز ادعاینبوت ظاهر شود ودر زمان معجزهگر، مدعی نبوتدیگری نباشد. (4)
و: آن عمل خارق عادت باشد.
«امر خارق عادتی که همراه با تحّدی و سالم از معارضه باشد». (1)
«معجزه چیزی است که مدعی منصب الهی میآورد به طوری که خرق عادت (خرق نوامیس طبیعت) باشد و دیگران از آوردن مثل آن عاجز بوده تا شاهد صدق ادعای آن منصب الهی باشد».
و سپس ایشان چند شرط را برای صدق ادعا مشخص میسازد:
الف: امکان صادق بودن ادعا باشد (محال عقلی نباشد، مثلا ادعای خدایی نکند).
ب: آنچه میگوید بر طبق آن انجام دهد.
ج: عمل او از مقوله سحر و علوم دقیقه (غریبه) نباشد.
د: تحّدی (مبارزه طلبی) کند. (2)
«معجزه عبارت است از امری خارج عادت که دلالت کند ما وراء طبیعت در طبیعت و امور مادی تصرف کرده است. و این به آن معنا نیست که معجزه مبطل امر عقلی و ضروری است. (3)ایشان در جای دیگر مینویسد:
«معجزه» یا آیه معجزه (بر حسب اصل تسمیه) چنانکه از لفظش پیداست امر خارق العادهای است که برای اثبات حق و مقارن با تحّدی (دعوت به مقابله) تحقق پیدا میکند... معجزه هر چه بوده باشد و به هر شکل و صورتی اتفاق بیفتد بالاخره امری است خارق العاده، و بیرون از نظام علل و معلولات و اسباب و مسبباتی که عادتاً ما با آنها انس گرفتهایم و آنها را میشناسیم». (4)
«معجزه بر حسب اصطلاح در نزد ما عبارت است از آنچه بوسیله آن قصد شود که راستگویی مدعی نبوت را ظاهر کند».
و سپس هفت شرط برای معجزه قرار میدهد: کار خدا باشد - خارق عادت باشد - کسی نتواند با آن معارضه کند - بدست مدعی نبوت انجام شود - موافق ادعای او باشد - معجزه او را تکذیب نکند (بر خلاف ادعای او سخن نراند) - معجزه قبل از ادعای نبوت نباشد. (1)
«معجزه عبارت است از: امر خارق العادهای که با اراده خدای متعال از شخص مدعی نبوت ظاهر شود و نشانه صدق ادعای وی باشد». (2)
«دلیلی که برای صدق پیامبر در ادعایش آورده میشود، معجزه نام دارد و آن عبارت است از تغیری در وجود - کوچک یا بزرگ - که قوانین طبیعی را که از طریق حس و تجربه بدست میآید به مبارزه میطلبد». (3)
بررسی
بررسی همه تعاریف و نقد آنها از حوصله این نوشتار خارج است امّا میتوان گفت که برخی از تعاریف ناقص و برخی دیگر قابل نقض بود. (جامع و مانع نبود) در اینجا به پارهای از اشکالات آنها اشاره میکنیم:
مدعی نبوت دیگری در زمان او نباشد. تا معلوم شود که معجزه از او صادر شده است. در حالی که برخی پیامبران همزمان بودهاند مثل حضرت ابراهیم و
لوط، پس ممکن است که هر دو معجزاتی داشتهاند.
در تعریفهای علامه طباطبایی رحمه الله از معجزه قیدهای دیگری هم لازم بود مثل اینکه «معجزه مغلوب واقع نمیشود - دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند و ...».
در تعریف ایجی آمده بود که «معجزه کار خدا باشد».
در حالی که این عین ادعایی است که معجزه میخواهد آن را اثبات کند که لازمه آن صدق نبوت است. پس نمیتواند خود این مطلب شرط معجزه باشد.
و از طرف دیگر گفته بود که معجزه راستگویی (صدق) نبوت را ظاهر میکند در حالی که معجزه منحصر به اثبات ادعای نبوت نیست بلکه هر منصب الهی (مثل امامت) را نیز اثبات میکند.
نتیجه
معجزه (آیه، بیّنه، برهان) عبارت است از چیزی (کار - سخن - شیء) که این ویژگیها و عناصر را داشته باشد:
الف: خارق عادت باشد. یعنی قوانین عادی طبیعت را نقض کند.
البته معجزه به معنی انجام محال عقلی نیست بلکه ارتکاب محال عادی است و نیز معجزه به معنی شکستن قانون علیت نیست چرا که تحت قانون علیت عام است و فقط علت آن امری غیر مادی است.
ب: از مدعی منصب الهی و پس از ادعای آن واقع شود.
پس اگر چیز خارق عادت قبل از ادعای نبوت واقع شده باشد نمیتواند دلیل ادعای نبوت باشد. و نیز اگر کار خارق عادت بدون ادعای منصبی از مناصب الهی واقع شود کرامت خوانده میشود و معجزه اصطلاحی نیست.
پ: همراه باتحّدی و مبارزهطلبی باشد؛ یعنی دیگران را دعوت کند که مثل آن را بیاورند.
ت: مغلوب واقع نشود و دیگران نیز از آوردن مثل آن عاجز باشند.
یعنی مثل سحر و اعمال مرتاضان و... نباشد که تحت تأثیر اراده قویتر نقض
میشود. و یا از بین میرود.
ث: برای اثبات اموری باشد که غیر ممکن نباشد.
پس معجزه نمیتواند برای اثبات محال عقلی (مثل ادعای خدایی) یا محال نقلی (مثل ادعای نبوت بعد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم) باشد.
ج: از امور شر نباشد که موجب ضرر به دیگران شود چون با هدف معجزه (هدایت) سازگار نیست.
چ: معجزه گواه صدق مدعی باشد.
یعنی آنچه که ادعا شده همان واقع شود. برای مثال اگر ادعا کرده، کور را شفا میدهد به جای آن کر شفا پیدا نکند و نیز آن معجزه، آورنده خود را تکذیب نکند. مثلا به سخن آید و بگوید این مدعی دروغگو است.
به عبارت دیگر در معجزه سه حیثیت و جهت وجود دارد:
اول: جهت معجزهگر است (که باید مدعی منصب الهی و تحدّی کننده و... باشد و هدف او هم اثبات امر محالی نباشد).
دوم: جهت خود معجزه است. (که باید خارق عادت بوده و گواه صدق ادعا باشد و از امور شرّ هم نباشد).
سوم: جهت مردمی که برای آنها معجزه صورت میگیرد (که باید از آوردن مثل آن معجزه ناتوان باشند).
الف: تناسب معجزه با زمان
پیامبران الهی وقتی به سوی ملتی مبعوث میشدند شرایط زمانی و مکانی و سطح علمی مردم را در نظر میگرفتند و مطالبی در خور فهم آنان میآورند و بیان میکردند. حتی معجزات انبیاء متناسب با علوم پیشرفته زمان خودشان بود. تا فرزانگان مردم زودتر و بهتر معجزات آنان را درک کنند و ایمان آورند.
یعنی هر پیامبری با خارق عادتی، از نوع پیشرفتهترین علوم زمان خویش مجهز بوده است تا ارتباط او با عالم ماوراء طبیعت روشنتر گردد. و دانشمندان
عصر در برابر آن خضوع کرده و به حقانیت آن اعتراف کنند.
در حدیثی آمده که از امام رضا علیه السلام پرسیدند: که چرا هر پیامبری نوعی از معجزات داشته است. حضرت فرمودند:
«در عصر موسی سحر غالب بود و موسی علیه السلام عملی انجام داد که همه ساحران در برابر آن عاجز ماندند در زمان مسیح و محیط دعوت او پزشکان مهارت فوق العادهای در معالجه بیماران داشتند، عیسی با درمان بیماران غیر قابل علاج، بدون استفاده از وسایل مادی، حقانیت خود را به ثبوت رساند.
و در عصر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم غالب بر اهل زمان ادبیات (خطبهها، کلام و شعر) بود. و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طرف خدا مواعظ و حکمتهایی آورد که سخنان آنان را باطل کرد و حجت بر آنها تمام شد». (1)
البته معنای این حدیث این نیست که قرآن کریم فقط از جهت فصاحت و بلاغت معجزه است بلکه از آنجا که معجزهای جاویدان و برای همه زمان و مکانها و مردم تا قیامت است. ابعاد اعجاز قرآن متنوع است و برای هر مردمی جنبهای از اعجاز آن تبلور مییابد و درخشش دارد.
ب: اقسام معجزه
معجزات از جهات گوناگون قابل تقسیم است که به آنها اشاره میکنیم:
1- معجزه اقتراحی و غیر اقتراحی:
معجزهای که با درخواست مردم انجام گرقته باشد معجزه اقتراحی نامند.
و معجزهای که بدون درخواست مردم انجام گرفته باشد معجزه غیر اقتراحی نامند (مثل نزول قرآن و ...).
2- معجزه حسّی و عقلی:
معجزه حسّی آن است که با حواس ظاهری انسان درک میشود مثل عصای موسی علیه السلام که مردم اعجاز آن را میدیدند. امّا معجزه عقلی آن است که پس از تعقل و تفکر اعجاز آن روشن میشود. مثل قرآن کریم.
1) (1) . کافی، ج 1، ص 4 - 5 و علامه مجلسی رحمه الله، بحار الانوار، ج 5، ص 19 و ج 17، ص 210 و نیز استاد مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، ص 418-419.
3- معجزه موقت و دایمی:
معجزه موقت معجزهای است که مخصوص زمان و مکان خاصی است و بعد از آن از بین میرود ولی برای نسلهای آینده حکایت میشود و اگر حکابت یقینی باشد برای مردم بعدی هم حجت است. مثل: ید بیضای موسی علیه السلام یا ناقه صالح و یا معجزات عیسی علیه السلام مثل زنده کردن مرده وخبر دادن از مواد غذایی داخل منزل دیگران. (آل عمران/ 49)
معجزه باقیه یا دائمی یا جاویدان آن است که در همه زمانها و مکانها اعجاز آن ادامه دارد و برای مردم اعصار بعد نیز حجت است و اعجاز آن قابل اثبات است. مثل قرآن کریم که معجزه جاویدان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. (1)
نکته: ادیانی که موقت بودهاند مثل یهودیت و مسیحیت معجزات آنها نیز موقت است امّا دین اسلام که همیشگی و تا قیامت است معجزه آن نیز دائمی و جاویدان است.
ج: قلمرو اعجاز قرآن
آیاتی که تحدّی (مبارزه طلبی) قرآن در آنها مطرح شده است چند گونه است. گاهی مردم را در مورد کل قرآن و یا ده سوره آن به مبارزه میطلبد و گاهی میفرماید اگر میتوانید یک سوره مثل آن بیاورید. به این آیات توجه کنید:
(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً) ؛ (2)«بگو اگر تمام انسان و جن جمع شوند تا مثل این قرآن را بیاورند نخواهند توانست و لو آنکه برخی آنها به کمک دیگران بشتابند».
(أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ
اَللّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ ) ؛ (1)«آیا میگویند که محمد صلی الله علیه و آله و سلم افترا میبندد (و کلام خود را کلام خدا میخواند) پس ده سوره مانند آن بسازید و بیاورید و از هر کس، غیر از خدا، میخواهید کمک بگیرید، اگر راست میگویید».
(وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ ) ؛ (2)«و اگر در مورد آنچه به بنده خود (محمد) نازل کردیم شکی دارید پس سورهای از جنس آن بیاورید و گواهان خود را، غیر از خدا بخوانید، اگر راستگویانید».
سوره یونس آیه 38 نیز مضمونی شبیه آیه 23 سوره بقره دارد. (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ ) با این تفاوت که کلمه «من» در سوره بقره هست اما سوره یونس «مثله» بدون کلمه «من» آمده است. (در مورداین نکته بعداً توضیح خواهیم داد).
(أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ * فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کانُوا صادِقِینَ ) ؛ (3)«یا (آیا) میگویند او قرآن را از خود بافته است بلکه ایمان نمی آورند. اگر راست میگویند پس کلامی مثل آن (قرآن) را بیاورند».
هر چند که ظاهر کلمه «مثله» این است که کل قرآن مراد باشد ولی کلمه حدیث «کلام» شامل کمتر از یک سوره هم میشود. و لذابرخی احتمال دادهاند که مقدار معجزه بودن قرآن یک سوره و یا تعدادی از آیات است که به اندازه یک سوره باشد. (4)
تذکر: نکته جالب در آیات فوق این است در آنجایی که سخن از آوردن مثل کل قرآن یا ده سوره آن است سخنی از یاری افراد به همدیگر است اما در جایی که سخن از یک سوره و حدیث است مسأله شاهدان - و نه یاوران - را مطرح میکند. علت این تعبیرات شاید این باشد که در صورت اول این کار برای یک نفر مشکل است و یا اینکه اشاره به وجود اعجاز قرآن و مراتب آن است.
دایره تحدّی قرآن: مبارزه طلبی قرآن سه نوع شمول دارد
یعنی اگر همه افراد انسانها و حتی جنها جمع شوند نمیتوانند. مثل قرآن را بیاورند و به اصطلاح عام افرادی است. به طوری که شامل همه افراد موجود انسانها و حتی افرادی که در آینده میآیند میشود.
اگر در گذشته نتوانستید مثل قرآن را بیاورید. و هرگز نخواهید توانست.
و از این شمول و عموم و اطلاق آیه میتوان استفاده کرد که آن جهت و رمز اعجاز قرآن باید چیزی دیگر باشد. که شامل همه زمانها و همه احوال باشد. و این در حالی است که برخی مثل شاطبی میگویند اعجاز قرآن مخصوص زمان صدر اسلام است. و همین که ادیبان آن دوره نتوانستند مثل قرآن را بیاورند دلیل معجزه بودن قرآن است و اعصار بعدی فقط به همین مطلب احتجاج میشود. (4)
مرجع ضمیر «من مثله»
در سوره بقره آیه 12 میخوانیم: (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ) در مورد مرجع ضمیر غایب «مثله» میتوان چند احتمال را مطرح کرد:
قرآن بیاورید».
از ظاهر آیه همین معنا استفاده میشود و مشهور در زبانها هم همین است. و علامه طباطبایی رحمه الله در المیزان نیز این احتمال را ذکر میکند. (1)
مرجع ضمیر خدا باشد یعنی: «اگر میتوانید سورهای از مثل خدا بیاورید» این مطلب در کلام الزملکانی (م 651 ق) به عنوان یک احتمال نقل شده که ضعیف است چرا که سیاق این آیه با آیه (فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ ) (2)واحد است در حالی که ضمیر در این آیه به خدا بر نمیگردد. (3)
مرجع ضمیر به عبد (پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) بر میگردد، یعنی: «پس سورهای از مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (که امی است) بیاورید.» یعنی صدور یک سوره مثل سورههای قرآن از فردی درس نخوانده مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ممکن نیست. این احتمال را علامه طباطبایی در المیزان (4)میکند.
تذکر: شاید این مطلب اشاره به مراتب اعجاز نیز باشد. یعنی آوردن یک سوره با توجه به اینکه همه جهات اعجاز را در بر ندارد از فردی امّی معجزه است و از افراد امّی بر نمیآید همانطور که آوردن ده سوره (با توجه به محتوای آن سوررها و جهات عدیده اعجاز آنها) از دست افراد کثیر با تخصصهای گوناگون هم ساخته نیست.
یعنی هر آیهای خطاب به شخص یا اشخاص خاص (امی - جن و انس) است و مرتبهای از اعجاز را بیان میکند. و شاهد این مطلب همان چیزی است که قبلاً بیان کردیم که تحدّی قرآن در مورد ده سوره و کل قرآن همراه با اشاره به یاوران انس و جن است اما در مورد تحدّی به یک سوره سخنی از آنها به میان نمیآید بلکه داوران و شاهدانی را برای قضاوت بین دو سوره که از فرد امی صادر میشود فرا میخواند. تا روشن شود که هیچ فرد امّی نمیتواند مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد و
سورهای معجزهآسا آورد.
و از این مطلب جواب «الزملکانی» هم روشن شد که سیاق دو آیه یکسان نیست چرا که در سوره هود سخن از ده مورد - و نه یک سوره - است. و نیز در سوره هود مرجعی مثل «عبد» وجود ندارد و نیز کلمه «من» در آنجا نیست.
پس هر چند ظاهر آیه معنای اول را نشان میدهد اما معنای سوم دقیقتر بنظر میرسد.
د: کرانههای اعجاز قرآن
در مورد آراء و نظریههای متفاوتی از زمانهای قدیم مطرح بوده است ولی این نظریهها را میتوان در یازده دیدگاه خلاصه کرد، که ما به آنها اشاره میکنیم و به مهمترین هر دیدگاه اشاره میکنیم و اگر یک نفر در مورد چند دیدگاه نظر مثبت دارد او را در همه موارد ذکر میکنیم:
اول: فصاحت و بلاغت:
یعنی قرآن یک معجزه ادبی است به طوری که فصیح بودن آن در حد اعلای فصاحت و بلیغ و رسا بودن آن نیز کامل است به طوری که در قبل و بعد از ظهور اسلام هیچ شعر یا خطبه و کلام عربی به پایه آن نرسیده است. (2)
1) (1) . المیزان، ج 1، ص 58.
2) (2) . این نظریه شاید مشهورترین دیدگاه در باب اعجاز قرآن است و از جمله کسانی که آن را پذیرفتهاند میتوان از این افراد نام برد: 1- عبد القادر الجرجانی (م 471 ق) (دلایل الاعجاز و الشافیة به نقل از التمهید، ج 4، ص 41) 2- السکاکی (م 567 ق) (مفتاح العلوم، ص 196 - 199) 3- فخر الدین الرازی (م 606 ق) (نهایة الایحار فی درایة الایحار به نقل از التمهید، ج 4، ص 50) 4- قاضی عبد الجبار (م 415 ق) (شرح الاصول الخمسه، للقاضی عبد الجبار، ص 586 - 594) 5- ابن میثم البحرانی (636 - 699 ق) او این دیدگاه را به اکثر معتزله نسبت میدهد. (التمهید، ج 4، ص 80) 6- شیخ محمد عبده. (همان، ص 129) 7- شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء (1373 ق). (همان، ص 132) 8 - استاد آیت الله سید ابو الفضل میر محمدی در کتاب تاریخ و علوم قرآن، (معاصر). تاریخ و علوم قرآن، ص 200 چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم بهار 1375.
دوم: سبک و نظم خاص قرآن
هر چند قرآن از حروف و کلمات معمولی زبان عرب تشکیل شده است اما نظم خاص خود و تألیف منحصر به فرد آن در ترکیبات کلامی آن معجزه است یعنی سبک خاص آن نه شعر نه نظم است بلکه کلامی خاص است که قابل تقلید نیست.
چرا که خداوند از همه حروف و کلمات و ترکیبات آگاهی دارد و بهترین آنها را انتخاب کرده است ولی ما نه علم کامل الهی را داریم و نه قدرت او را و لذا نمیتوانیم مثل او سخنی بگوییم. (1)
سوم: شیرینی و جذبه خاص یا موسیقی خاص قرآن با روحانیت قرآن:
از همان اوایل بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأثیر شگرف قرآن در قلوب مردم واضح بود به طوری که مشرکین عرب، مردم را از گوش دادن به قرآن منع میکردند تا جذب کلام الهی نشوند. و شیرینی آن را نچشند.
و همین مطلب امروزه گاهی، تحت عنوان «موسیقی قرآن» خوانده میشود که برخی از متأخران مصر و ایران به آن تمایل دارند. و میگویند این جنبه از قرآن
1) (1) . از جمله قائلین به این نظریه میتوان از این افراد نام برد: 1- ابن سلیمان الخطابی البستی (م 388 ق) (ثلاث رسائل فی الاعجاز القرآن، الرسالة الاولی الخطایی، ص 9 - 21). 2- ابن عطیه (م 542 ق) (الزرکشی، البرهان، ج 2، ص 97). 3- الراغب الاصفهانی (م 502 ق) (مقدمه تفسیر، ص 104 - 109). 4- الشیخ الطوسی رحمه الله (م 460 ق) (الاقتصاد فی اصول الاعتقاد، ص 74 - 166). 5 - القطب راوندی (573 ق) (التمهید،ج 4، ص 64) 6- الزملکانی (م 651 ق) (همان، 75) 7- شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء (همان، ص 132). 8 - شیخ محمد جواد بلاغی (همان، ص 133) 9- استاد سید ابو الفضل میر محمدی نیز همین نظر را تقویت میکند. (در کتاب تاریخ و علوم قرآن، ص 200)
معجزه است و دیگران از آوردن کلامی که چنین تأثیری داشته باشد عاجزند. (1)
چهارم: معارف عالی الهی قرآن از یک فرد امّی:
وقتی معارف قرآن در زمینه توحید و صفات خدا با دیگر کتابهای آسمانی و سخنان فلاسفه و حکما، مقایسه میشود متوجه میشویم که قرآن چیز دیگری است که عقلها را متحیر مینماید. و دیگران از آوردن معارفی مثل آن عاجزند و این در حالی است که همه این معارف توسط یک فرد امّی (بیسواد) بیان شده است قائل این سخن آیت اللَّه خویی رحمه الله است. (2)
پنجم: قوانین محکم قرآن:
نظام تشریع و قانون گذاری قرآن از چنان متانت و استواری برخوردار است که هیچ کس قادر نیست مثل آن را بیاورد بلکه انسانها هر قانونی که میگذارند پس از گذشت چندی اشکالات و سستی آن آشکار میشود و خود ناچار به تغییر آن میشوند. برای مثال قرآن به نظام عدل و وسط، برادری و علم دعوت میکند و در جایی که به آخرت میپردازد دنیا را هم فراموش نمیکند.
قائل این سخن نیز آیت الله خویی رحمه الله است. (3)
ششم: برهانهای عالی قرآن:
قرآن کریم وقتی سخن از توحید و معاد و نبوت میکند چنان استوار و بر اساس قوانین صحیح فکر (منطق) سخن میگوید تو گویی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دهها سال منطق و فلسفه خوانده است در حالی که او یک فرد امّی بود. و این اعجاز
1) (1) . از جمله کسانی که قائل به این سخن است: 1- ابن سلیمان البستی (م 388 ق) (التمهید، ج 4، ص 38) 2- سید قطب (همان، ص 104) 3- استاد مصطفی محمود (همان، ص 106) 4- دکتر محمد عبدالله دراز (همان، ص 112) 5 - محمد صادق الرافعی. (همان، ص 118) 6- استاد محمد فرید وجدی. (همان، ص 127)
2) (2) . البیان فی تفسیر القرآن، المقدمه، ص 43 - 91 و التمهید، ج 4، ص 135.
3) (3) . همانها.
قرآن را میرساند چرا که هیچ فرد امّی نمیتواند این گونه سخن بگوید.
از جمله قائلین این سخن شیخ محمد جواد بلاغی صاحب تفسیر آلاء الرحمن است. (1)
هفتم: خبرهای غیبی از گذشته و آینده:
قرآن در موارد متعددی از اقوام گذشته که اثری از آنها نبود مثل قوم لوط و عاد و ثمود و... سخن گفته است و اکتشافات بعدی باستان شناسان این مسائل را اثبات کرده و میکند. و یا در مواردی از مسائل آینده سخن میراند مثل پیش بینی شکست ایران از روم که به وقوع پیوست. این اخبار غیبی است که بشر عادی از آوردن مثل آن عاجز است. (2)
هشتم: اسرار خلقت در قرآن (اعجاز علمی):
یکی از ابعاد اعجاز قرآن که در چند قرن اخیر ظاهر شد و بسیاری از متخصصان علوم را به شگفتی وا داشت و برخی صاحب نظران علوم قرآن بدان تصریح کردهاند همان گزارههای قرآن در مورد مسایل علمی مثل: زوجیت گیاهان، حرکت خورشید و زمین است. در حالی که انسانها تا قرنها بعد از نزول قرآن بدان مطالب علمی دسترسی نداشتند. یا به نظریه بطلمیوسی که بر خلاف آنهاست، معتقد بودند. (3)
تذکر: شاید بتوانیم دیدگاه هفتم و هشتم را تحت عنوان «اعجاز علمی قرآن» جمع کنیم. این مورد را در ادامه بررسی خواهیم کرد.
نهم: استقامت بیان (عدم اختلاف در قرآن):
1) (1) . التمهید، ج 4، ص 133.
2) (2) . از جمله قائلین این دیدگاه این افراد هستند: 1- القطب الراوندی (م 573 ق) (التمهید، ج 4، ص 64) 2- سید عبد الله شبر(م 1242 ق) (همان، ص 100) 3- شیخ آل کاشف الغطاء(م 1373 ق) (همان، ص 132) 4- آیت الله خویی رحمه الله (البیان، ص 43 - 91)
3) (3) . البیان فی تفسیر القرآن، خویی، ص 43 - 91.
قرآن در طی 23 سال بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد که گاهی در شرایط جنگ، صلح، سفر و... بود ولی با این حال اختلاف و تناقضی در بیانات قرآنی وجود ندارد. در حالی که اگر یک نویسنده در طی چند سال مشغول نوشتن باشد گاهی در ابتدا و انتها و مطالب داخل نوشته تناقضاتی به چشم میخورد.
این مطلب اعجاز قرآن را میرساند که هیچ انسانی نمیتواند مثل قرآن این گونه سخن گوید. از جمله کسانی که این نظریه را پذیرفتهاند آیت الله خویی رحمه الله در البیان است. (1)
و نیز شیخ محمد جواد بلاغی که قبل از ایشان قائل به این سخن شدهاند. (2)
دهم: ایجاد انقلاب اجتماعی:
برخی از صاحبنظران بر آنند که اعجاز قرآن کریم این است که تغییر عظیم و جدّی و انقلاب بزرگی در حیات انسان به وجود آورده است که با قوانین عادی و تجربی بشر در اجتماع و سنن تاریخی سازگار نیست.
ایشان به عنوان نمونه وضع اجتماع اعراب جزیرة العرب را مثال میزند که قبل از اسلام با تمدن و مدنیت آشنا نبودند ولی کتابی مثل قرآن از آنجا برخاست در حالی که هر کتاب آئینه فرهنگ و علم جامعه خویش است اما قرآن کریم بر خلاف قوانین طبیعی و اجتماعی به وجود آمد و توانست جامعه عرب را صاحب فرهنگ و تمدن جدیدی کند. (3)
یازدهم: صرفه:
برخی معتقدند که اعجاز قرآن از آن جهت است که خداوند اجازه نمیدهد کسی مثل قرآن را بیاورد یعنی قدرت را از مخالفین سلب میکند. البته این نظریه به سه صورت تصویر شده است. (4)
اول: این که بگوییم خداوند انگیزه افراد مخالف قرآن را سلب میکند.
دوم: اینکه بگوییم خداوند علوم لازم آنها را سلب میکند.
سوم: اینکه بگوییم با اینکه قصد مخالفت دارند و قدرت بر آوردن مثل قرآن دارند. اما خداوند جلوی آنها را جبراً میگیرد.
البته به این دیدگاه جوابهای متعددی داده شده است. (1)و معمولاً اساتید و صاحبنظران علوم قرآن این دیدگاه را نمیپزیرند. (2)
دوازدهم: همه این جهات از اعجاز قرآن است (مگر صرفه):
این دیدگاه در بین قرآنپژوهان و مفسران طرفدارانی داشته است.
از جمله علامه طباطبایی رحمه الله و بر آن است که:
تمام ابعاد قرآن معجزه است ولی با اختلاف مخاطبین متفاوت است. برای مثال قرآن معجزه ادبی برای ادیبان و معجزه سیاسی برای اهل سیاست و معجزه در حکمت برای حکیمان و... است. بنابر این نظریه اعجاز قرآن شامل همه افراد و همه زمانها و همه حالات میشود. (3)
و نیز شیخ محمد جواد بلاغی بر آن است که:
برای اعراب و بقیه مردم ابعاد دیگر اعجاز (مثل اسرار غیبی و...) وجود دارد. (4)
و نیز آیت الله معرفت بر آن است که اگر چه ظاهر قرآن این است که (با توجه به تبحّر مردم عرب صدر اسلام در علوم ادبی) اعجاز قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت است اما در دورههای بعد که خطاب عمومی شد و شامل همه بشریت گردید تحدّی قرآن هم با همه جهات صورت میگیرد و منحصر در فصاحت و بلاغت نیست. (5)
1) (1) . ر.ک: التمهید، ج 4، ص 152.
2) (2) . برخی از کسانی که قائل به این سخن هستند، عبارتند از: 1- ابن اسحاق النظام (م 231 ق) (التمهید، ج 4، ص 141) 2- الشریف المرتضی (سید مرتضی) (م 436 ق) (همان، ص 180)
3) (3) . المیزان، ج 1، ص 57 - 67 و التمهید، ج 4، ص 23 و ص 134.
4) (4) . التمهید، ج 4، ص 180.
5) (5) . همان، ص 23.
البته آیت الله خویی رحمه الله نیز همه این ابعاد را نشانه اعجاز قرآن میداند. اما آن را منحصر به مخاطبین عرب یا عجم و یا اهل فن و علم خاص نمیکند. (1)
نتیجهگیری
بنابر آنچه که گذشت، اعجاز قرآن ابعاد متعددی مثل فصاحت، بلاغت، محتوا، اخبار غیبی و...دارد. وجه و جهت تحدّی و مبارزهطلبی قرآن همه وجوه اعجاز قرآن است (غیر از صرفه که باطل است).
البته جهات اعجاز قرآن نسبت به مخاطبین مختلف، متفاوت است و هر کسی را بر اساس تخصص و استعداد او و در همان زمینه به مبارزه میطلبد. هر چند اعجاز قرآن و تحدی آن شامل همه زمانها میگردد. و همینکه در طول چهارده قرن کسی نتوانسته مثل قرآن را بیاورد، اعجاز قرآن و حقانیت و صداقت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ثابت میشود.
ه : تعریف اعجاز علمی قرآن
مراد آیاتی از قرآن کریم است که بدین صورت باشد:
رازگویی علمی باشد؛ یعنی مطلبی علمی را که قبل از نزول آیه کسی از آن اطلاع نداشته بیان کند، به طوری که مدتها بعد از نزول آیه مطلب علمی کشف شود. و این مسأله علمی طوری باشد که با وسایل عادی که در اختیار بشر عصر نزول بوده قابل اکتساب نباشد.
اخبار غیبی در مورد وقوع حوادث طبیعی و جریانات تاریخی باشد که در هنگام نزول آیه کسی از آن اطلاع نداشته و پس از خبر دادن قرآن طبق همان خبر واقع شود. و این خبر طوری باشد که بوسیله وسایل عادی قابل پیش بینی نباشد.
پس اگر مطلبی را قرآن خبر داده که قبلاً در کتابهای آسمانی گذشته به آن اشاره شده بوده است و یا در مراکز علمی یونان و ایران و ... در لابلای کتابهای علمی و آراء دانشمندان آمده است. و یا مطلبی باشد که طبیعتاً و یا بصورت غریزی قابل فهم بوده است این امور معجزه علمی محسوب نمیشود. (2)
نظامهای علمی قابل استنباط از قرآن نظام سیاسی، اقتصادی، تربیتی و ... که مثل آن عاجز باشند.
نقش قرآن در تحول اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی جامعه صدر اسلام و هر جامعهای که قرآن در آن اجرا میگردد به شرط آنکه دیگران به صورت عادی از ایجاد چنین تحوّلی عاجز باشند.
بنابراین اعجاز علمی قرآن را به دو صورت درون متنی و یک صورت برون متنی و در مجموع به سه گونه میتوان تصور کرد:
اول: وجود گزارههای علمی در قرآن که شامل اخبار غیبی نسبت به امور طبیعی یا تاریخی باشد و بعد از مدتی کشف و اثبات شود. مثل: خبر قرآن در مورد پیروزی رومیان بر ایرانیان (روم/ 2) و یا خبر قرآن در مورد زوجیت عام موجودات (وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ ) ، (ذاریات/ 49).
این گونه اعجاز علمی غالباً به صورت تفسیر ترتیبی و استخدام علوم در فهم آیات قرآن صورت میگیرد.
دوم: استنباط نظام علمی از قرآن در یک رشته خاص، به صورت تفسیر موضوعی و استنباطی انجام مییگرد. برای مثال نظام و مکت اقتصادی قرآن (شامل: مبانی اقتصاد - اهداف - قلمرو - اصول - آموزهها و ...) و نیز نظام تربیتی قرآن و نظام سیاسی قران به صورتی که دانشمندان مکاتب مادی از آوردن مثل آن نظام عاجز باشند، یعنی نظامی که قرآن ارایه میکند کار آمدتر، جامعتر و منسجمتر است به صورتی که تمام ابعاد جسمی و روحی بشر را در بر میگیرد و نتایج بهتری در سعادت بشر دارد.
سوم: اعجاز علمی برون متنی یعنی نقش تاریخی قرآن در تحول مردم از زاویه یک علم خاص مثلاً نقش قرآن در تحول جامعه و عرب جاهلی (با خصوصیات جهل و خرافه پرستی، شرک و دخترکشی، انحرافات اخلاقی و جنگطلبی و تعصب و ...) به یک جامعه متمدن در کمتر از دو قرن، یعنی نقش قرآن در تحوّل تربیتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در عینیت جامعه به صورتی که دیگران از
آوردن مثل آن تحوّل در آن مدت کوتاه عاجز باشند.
البته این گونه از اعجاز علمی قرآن با مطالعه فرهنگ قرآن و فرهنگ عرب جاهلی قبل از اسلام و مطالعه تاریخ مسلمانان و تحلیل تحوّلات فرهنگی و علمی آنها به دست میآید. نکته جالب این است که اعجاز علمی قرآن در هر یک از سه گونه فوق قابل طرح و بررسی است و در کتابهایی که در تاریخچه بحث معرفی کردیم هر کدام به گونهای از اعجاز علمی اشاره کردهاند.
البته لازم نیست در زمینه هر علمی هر سه گونه وجود داشته باشد. هر چند که گونه اول یعنی گزارههای علمی بیشتر در علوم طبیعی و دو گونه دیگر بیشتر در علوم انسانی ادعا شده و کاربرد دارد.
توضیح آنکه در قرآن کریم چهار دسته آیات علمی وجود دارد که فقط یک قسم آن اعجاز علمی است:
اول: اعجازهای علمی قرآن، یعنی رازگوییهای علمی قرآن که در آیات بصورت واضح آمده است و در زمان نزول آیه کسی از آن اطلاع نداشته، بلکه مدتها بعد از نزول آیه مطلب علمی آن توسط دانشمندان کشف شده است. (1)
مثل اشاره عملی قرآن به نیروی جاذبه، (2)حرکتهای خورشید، (3)لقاح ابرها (4)و زوجیت عام موجودات (5)و مراحل خلقت انسان (6)که قرنها بعد از نزول قرآن بشر به این مطالب علمی دست یافت. از اینرو برخی مفسران قرآن این مطالب را اعجازهای علمی قرآن دانستهاند.
البته ادعاهای دیگری نیز در مورد اعجازهای علمی قرآن شده است که مورد
نقد قرار گرفته است. (1)
دوم: اشارات علمی شگفتآمیز قرآن: برخی آیات قرآن به مطالب علمی و قوانین جهان اشاره میکند که شگفتی هر خوانندهای را بر میانگیزد. اما از آنجا که این مطالب به صورت دیدگاههای غیرمشهور در مراکز علمی، توسط برخی دانشمندان مطرح شده بود، اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید. بلکه نوعی مخالفت با دیدگاهها و نظریههای مشهور در علوم آن عصر بشمار میآید که شگفتآور است و دلالت بر عظمت علمی قرآن دارد.
از آن جمله، اشارات قرآن به حرکت زمین (2)و پیدایش حیات از آب، (3)و ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه، (4)ممنوعیت شرابخواری (5)و ...
سوم: اشارات علمی اندیشهساز قرآن: آیاتی که اشاره به آسمان، زمین، انسان، حیوانات و طبیعت میکند و انسان را به تفکر در آنها دعوت میکند و گاهی آنها را نشانه خدا و معاد میشمرد. ولی مطلب شگفتآمیز یا اعجازآمیزی از ظاهر آیات قابل استفاده نیست، این گونه آیات توجه انسان را به نمودهای آفرینش زیبای الهی جلب میکند و زمینهساز رشد علمی بشر را، بویژه در علوم تجربی، فراهم میسازد.
مثال: (أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ ) ؛ (6)«و آیا به شتر نظر نمیکنند که چگونه آفریده شده است؟!»و نیز در آیات 5 - 6 - 7 - 10 - 11 - 13 - 14، سوره نحل به منافع حیوانات، نزول
1) (1) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین.
2) (2) . ر.ک: نمل/ 89 و ...(صاحب تفسیر نمونه این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن میشمارد، نمونه، ج 15، ص 568 - 569)
3) (3) . ر.ک: نور/ 45 و انبیاء/ 30 (صاحب التمهید این مطلب را از اعجازهای علمی قرآن بشمار میآورد، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 36)
4) (4) . ر.ک: بقره/ 222 و تفسیر نمونه، ج 2، ص 93 - 94 و طب در قرآن، ص 50 - 51.
5) (5) . ر.ک: مائده/ 90 - 91 و بقره/ 219.
6) (6) . غاشیه/ 17.
باران، رویش گیاهان رنگارنگ، دریاها و کشتیرانی در آنها و فواید غذایی و زیور آلاتی که از آنها بدست میآید، به عنوان نشانههایی برای اندیشمندان اشاره میکند که به آفرینشگر جهان پی میبرند و سپاسگزاری میکنند. (1)
چهارم: نظریه پردازیهای علمی قرآن (جهتدهی به مبانی علوم انسانی و موضوع سازی برای علوم):
برخی اشارات علمی در قرآن وجود دارد که هنوز به صورت پیشگوییهای علمی باقی مانده و توسط علوم تجربی اثبات یا نفی نشده است. بلکه دورنمای مثبتی برای آنها وجود دارد که میتوان این دیدگاههای قرآنی را در هر علم به صورت حقایق قرآنی و نظریههای علمی قرآن ارایه کرد. (2)
و نیز در بسیاری از آیات قرآن از مبانی و اصول و قوانین سیاست، اقتصاد، مدیریت و ... مطالبی بیان شده است که میتوان از آنها در نظام سازی و جهت دهی به علوم انسانی استفاده کرد. (3)برای مثال براساس آیات نفی ربا، میتوان نظریه اقتصاد بدون ربا را مطرح کرد.
تفسیر آیات علمی قرآن گاهی منتهی به اثبات اعجاز علمی قرآن میشود، بنابراین اعجاز علمی زیرمجموعه تفسیر علمی قرآن به شمار میآید و همان مبانی و ضوابط تفسیر علمی بر آن حاکم است. و از آن رو که اعجاز علمی قرآن
1) (1) . البته در میان آیات 5 - 17 سوره نحل برخی نکات علمی شگفتآور نیز وجود دارد که این گونه مطالب به قسم بعدی ملحق میشود.
2) (2) . برای مثال: مسأله گسترش جهان در کیهان شناسی (وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنّا لَمُوسِعُونَ ) ؛ (ذاریات/ 47)و مسأله موجودات زنده در آسمانها (وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ ) ؛ (شوری/ 29) و نمونههای دیگر.
3) (3) . و نیز برای مثال از جریان طالوت (وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ ) ؛ (بقره/ 247) و از داستان یوسف (إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ ) ؛ (یوسف/ 55) و موارد مشابه میتوان شرایط مدیر را از قرآن استنباط کرد.
زیرمجموعه مبحث اعجاز قرآن است لازم است ضوابط و معیارهای اعجاز را نیز دارا باشد. بنابراین لازم است در مورد اعجاز علمی قرآن موارد زیر وجود داشته یا رعایت شود:
الف: مبانی تفسیر علمی شامل مبانی عام تفسیر مثل امکان و جواز تفسیر و عدم تحریف قرآن و مبانی خاص تفسیر علمی مثل موارد زیر میشود:
1- قرآن کتاب هدایت است و در صدد بیان همه جزئیات علوم بشری نیست و نباید انتظار داشته باشیم که همه جزئیات علوم از ظواهر قرآن استخراج شود.
2- قرآن و علم رابطهای سازگارانه دارند بلکه بسیاری از یافتههای اطمینانآور علمی با آیات قرآن مطابقت دارد. (1)
3- در قرآن آیات علمی وجود دارد که در بر دارنده اشارات اعجاز آمیز علمی و خبرهای غیبی در مورد علوم است.
4- تحدّی و مبارزهطلبی قرآن شامل جنبه اعجاز علمی نیز میشود.
ب: معیارهای تفسیر علمی شامل معیارهای عام تفسیر قرآن؛ مثل اینکه از روشهای معتبر تفسیر استفاده شود و از قرائن معتبر تفسیر بهره گرفته شود و تفسیر به رأی نشود و مفسّر دارای شرایط آن را انجام دهد. (2)
و نیز ضوابط خاص تفسر علمی؛ مثل اینکه مفسّر وارد حوزه تفسر علمی و اعجاز علمی قرآن گرد که با دو حوزه تفسیر و علم مربوطه آشنا باشد و نیز از مطالب اطمینانآور یا قطعی علمی استفاده کند و از تحمل نظریههای علمی بر قرآن و استخراج تمام جزئیات علوم از ظواهر بپرهیزد و به دنبال استخدام علوم در فهم و تفسیر قرآن باشد. (3)
ج: ضوابط اعجاز قرآن که شامل ضوابط عام اعجاز و ضوابط خاص اعجاز
علمی میشود. از جمله ضوابط عام اعجاز آن است که مطلبی خارق عادت (مثل خبر از غیب) باشد که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند و مدعی نبوت آن را آورده باشد (1)همان طور که قرآن آن را پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اثبات نبوت خویش ارایه کرد و نیز ضوابط خاص اعجاز علمی، مثل اینکه:
1- مطلب علمی با ظاهر یا نص آیه سازگار باشد وگرنه تحمیل بر قرآن و تفسیر به رأی میشود.
2- مطلب علمی قابل اطمینان یا قطعی باشد نه نظریهها و تئوریهای علمی، وگرنه صرف احتمال تفسیری است و نمیتوان به صورت قطعی به قرآن نسبت داد و اعجاز علمی نخواهد بود.
3- قبل از قرآن کسی آن مطلب علمی را نگفته باشد وگرنه شگفتی علمی قرآن میشود نه اعجاز علمی.
4- در صدر اسلام مردم نتوانند به صورت عادی و با استفاده از ابزارهای علمی آن عصر آن مطلب را کشف کنند.
5 - بعد از قرآن صحت و درستی آن مطلب علمی اثبات شود. (2)
در مورد اعجاز علمی قرآن شبهات و اشکالات متعددی مطرح شده است که این جنبه از اعجاز قرآن را با چالشهایی روبهرو کرده است، در اینجا مهمترین این موارد را بیان و بررسی میکنیم:
بعضی مخالفین اعجاز علمی، میگویند که تفسیر علمی، اعجاز قرآن را اثبات نمیکند زیرا:
تورات و انجیل اصلی هم، از طرف خدا نازل شده ولی معجزه نبود؛ بلکه اعجاز قرآن که تحدی قرآن برای آن است در مورد اعجاز بیانی و ادبی قرآن است که کسی مثل آنرا نمیتوانست و نمیتواند بیاورد.
«یک سوره مانند قرآن را بیاورید» پس اعجاز قرآن با هر سورهای اثبات میشود، در حالی که طبق نظریه اعجاز علمی، فقط سورههایی که آیات علمی دارد، اعجاز را ثابت میکند.
اعجاز علمی قرآن موجب میشود که قرآن تابع علم شود، یعنی باید منتظر بود تا علوم بشری پیشرفت کند و اعجاز قرآن اثبات شود.
اگر قرآن را بر اساس علوم بشری متغیّر پایهگذاری کنیم هرگاه نظریههای علمی تغییر کند، اعجاز علمی باطل میشود.
مطالب علمی کشف شده قبل از کشف خارق عادت و معجزه نیست و بعد از کشف هم یک مطلب علمی عادی است و خارق عادت نیست.
به عبارت دیگر مطلب علمی قبل از کشف روشن نبود تا قابل صدق و کذب باشد و بعد از کشف هم خرق عادت نیست بلکه از طرق عادی میتوان بدان رسید و قابل تکرار است.
معجزه کاری خارق عادت است که برای اثبات منصب الهی میآورند. در حالی که در صدر اسلام ادعای اعجاز علمی نبود تا اثبات نبوت کند و در قرآن هم به آن تحدّی نشده است.
آیا دانشمندانی که مطالب علمی را قبل از کشف حدس میزنند و مطابق
واقع حادث میشود اعجاز علمی دارند؟
در علوم طبیعی اخبار غیبی از طبیعت معنا دارد و بعد هم توسط دانشمندان مطابقت خبر غیبی قرآن با واقع کشف میشود اما در علوم انسانی این گونه نیست چون نظریههای علمی رقیب در برخی علوم وجود دارد (مثل اقتصاد سوسیالیستی و کاپیتالیستی و نیز نظریههای هم عرض در علوم تربیتی و جامعهشناسی و روانشناسی) پس واقعیت در این موارد در اختیار ما نیست تا ماطبق مطالب علمی قرآن با آن روشن شود.
تفاوت معجزه علمی با خبر غیبی چیست؟
اعجاز علمی ناتوانی مخاطبان احراز نمیشود چون که دانشمندانی که مطالب علمی را کشف میکنند رقیب قرآن میشوند.
بررسی
در مورد اشکالات و شبهاتی که به اعجاز علمی قرآن وارد شده بود برخی پاسخها داده شده یا میتوان داد از جمله:
کسانی که میگویند مطالب علمی قرآن، بر اعجاز آن دلالت دارد، منظورشان این است که آورده شدن مطالب علمی در چهارده قرن قبل که دانشمندان، بعد از قرنها آنها را از طریق علوم تجربی کشف کردند، نشان میدهد که قرآن کلام صادر شده از یک انسان معمولی نیست، بلکه از طرف خدا آمده است (تا اینجا با اشکال کننده توافق داشتیم) پس انسان عادی نمیتواند مانند این مطالب علمی را بیاورد، نه در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میتوانستند و نه الان کسی میتواند، مطالب علمی قرنها بعد را بیان کند. پس قرآن معجزه بوده و الان هم نسبت به مطالب علمی که یک قرن بعد، کشف میشود معجزه است (در عین حال که اعجاز ادبی آن هم پا بر جاست.) اینکه ما از قرآن در هر زمان، یک مطلب جدید به دست میآوریم، خود اعجاز این کلام را میرساند و برای اثبات اعجاز قرآن (یا از طرف خدا
بودنش) احتیاج به دلیلی غیر خودش نداریم. تورات و انجیل از طرف خدا بود ولی اثبات صدق موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام بوسیله تورات و انجیل نبود (پس نفس تورات و انجیل معجزه نبود به خلاف قرآن) بلکه اثبات تورات و انجیل (که کلام خدا باشد) احتیاج به معجزه و دلیل صدق (مثل عصای موسی) داشت همانطور که این معجزه اصل نبوت آنان را نیز اثبات میکرد.
به عبارت دیگر در مورد قرآن، معجزه و کتاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (که کلام خداست) یکی شده است اما در مورد تورات و انجیل این دو از هم جدا میشود؛ یعنی مطالب علمی قرآن دو چیز را اثبات میکند:
اول معجزه بودن قرآن و دوم اینکه از طرف خدا نازل شده است.
اعجاز علمی قرآن، در بعضی سورهها برای ما آشکار شده و در بعضی سورهها آشکار نشده است و روشن نشدن آنها دلیل بر عدم اعجاز علمی آن سورهها نیست. از طرف دیگر کسی که ادعا میکند قرآن اعجاز علمی دارد نمیگوید تکتک آیات و سورهها اعجاز علمی دارد تا اشکال به او وارد شود که تحدی قرآن در مورد تکتک سورههاست اعجاز قرآن جهات مختلف (ادبی، علمی، عدم وجود اختلاف، قوانین عالی و...) دارد. و لازم نیست هر سوره از همه جهات معجزه باشد بلکه از یک جهت هم که معجزه باشد تحدی قرآن صحیح است.
اشکال سوم به همه جهات اعجاز قرآن وارد است چون اعجاز ادبی قرآن را هم همه انسانها خصوصاً غیر عربهایی که اهل علم نیستند نمیتوانند تشخیص دهند ولی این دلیل بی اعتباری اعجاز ادبی یا اعجاز علمی قرآن نمیشود. و از طرف دیگر تحدّی هر کس در حد معلومات اوست اگرچه اطلاع او از اعجاز قرآن و ناتوانی خویش برای هماوردی با قرآن، از طریق واسطهای باشد یعنی از متخصص پرسش کند. علاوه بر آنکه تحدّی قرآن برای هرگروه مخاطب نسبت به علم و تخصص آنان است.
در مورد تبعیت توجه به چند نکته لازم است:
اولاً در اعجاز علمی قرآن، علم تابع قرآن است چرا که قرآن پیشگام است و مطلبی علمی را قرنها قبل فرموده (و به صورت نظریه علمی قرآن باقی مانده) سپس علم آن را کشف میکند.
ثانیاً اعجاز علمی قرآن (و حتی ابعاد دیگر اعجاز مثل اعجاز ادبی، تشریعی و معارف بلند قرآن) مستمر است و در هر عصر مصادیق جدیدی از آن کشف میشود.
یعنی مفهوم کلی اعجاز علمی (و ادبی و ...) با یک مصداق ثابت میشود و در هر عصری که مصداق جدیدی از آن کشف میشود، استمرار مییابد و نو به نو میشود. پس اعجاز علمی قرآن یک گام از علم جلوتر است.
از جمله معیارها آن است که اعجاز علمی قرآن بر اساس یافتههای اطمینان آور علمی پایهگذاری شود چون یافتههای علوم بشری دو دسته است. اکثر آنها نظریهها و تئوریهای علمی است که قطعی نیست (چه نظریه اثباتپذیری ابطالپذیری) ولی برخی از آنها قطعی یا اطمینانآور است. (1)و شخصی که میخواهد اعجاز علمی قرآن را ادعا کند باید دقت کند که نظریههای علمی ناپایدار را به صورت قطعی به قرآن نسبت ندهد و بر آن تحمیل نکند که تفسیر به رأی میشود و تفسیر به رأی حرام است.
اما اگر یافته علمی قطعی یا اطمینانآور بود و با نص یا ظاهر قرآن تطابق داشت، با فرض داشتن شرایط دیگر اعجاز علمی، میتوان تطابق آن مطلب علمی کشف شده را با آیه قرآن اعجاز علمی دانست.
لازم به یادآوری است که احتمال تغییر در مطالب اطمینانآور علوم در مورد همه علوم وجود دارد همان طور که در تاریخ منطق، فلسفه، فقه و ... ملاحظه میشود و اصولاً رشد علوم به همین تغییر و تکامل است و این تغییرات جزئی
1) (1) . ر.ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ص 186 و 383.
علوم مانع استفاده از نتایج و دستآوردهای علوم نمیشود، نه در تفسیر و علوم قرآن و نه در علوم دیگر.
برای مثال در مورد حضرت عیسی علیه السلام در قرآن نقل شد:
(وَ رَسُولاً إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتی بِإِذْنِ اللّهِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ) ، «و (او را به عنوان) فرستادهای به سوی بنیاسرائیل ( فرزندان یعقوب) قرار داده که او به آنان میگوید) که من از طرف پروردگارتان نشانهای [معجزهوار ]، برایتان آوردهام؛ من از گِل برای شما [ چیزی ] همانند شکل پرنده میسازم و در آن میدمم، پس به رخصت خدا، پرندهای میگردد؛ و نابینای مادر زاد و (مبتلایان به) پیس را بهبود میبخشم و مردگان را به رخصت خدا زنده میکنم؛ و از آنچه میخورید و آنچه در خانههایتان ذخیره میکنید، به شما خبر میدهم؛ که مسلماً در این [معجزات]، نشانهای برای شماست، اگر مؤمن باشید». (آل عمران/ 49)
در این آیه حضرت عیسی علیه السلام از چیزهایی که مردم در خانه ذخیره کرده یا میخورند خبر غیبی میدهد که با وسایل عادی ان عصر اطلاع از داخل خانهها ممکن نبود ولی این معجزه یک بار واقع شد و الآن خبر آن به ما میرسد. معجزه علمی نیز همین گونه است. قرآن میفرماید: (وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ) ؛ «و از هر چیز جفتی آفریدیم، باشد که شما متذکّر شوید». (ذاریات/ 49) وقتی که زوجیت عام موجودات در قرن بیستم میلادی کشف شد، اعجاز علمی اثبات گردید اما بعد از اثبات خبر این معجزه به نسلهای بعدی میرسد. و
این ماهیت اعجاز غیبی و اخبار غیبی است که اعجاز آن در تقدم زمانی در خبر دادن بدون استفاده از وسایل عادی است که دیگران از آوردن مثل آن در همان عصر عجاز هستند. البته اعجاز قرآن با معجزات پیامبران پیشین از این جهت متفاوت است که اعجاز قرآن جاویدان است و در مورد اعجاز علمی نیز استمرار آن به کشف مصادیق جدید آن در طول اعصار است از اینرو اعجاز علمی تمام شدنی نیست.
از طرف دیگر همانطور که گذشت تحدّی و مبارزهطلبی قرآن مطلق است و شامل همه ابعاد اعجاز قرآن میگردد. لیکن نسبت به هر مخاطب در مورد علم او تحدّی میکند. به ادیان صدر اسلام میفرماید اگر میتوانید کتابی با این فصاحت و بلاغت بیاورید و به دانشمندان عصر ما میفرماید اگر میتوانید کتابی مثل قرآن بیاورید که مطالب علمی را قبل از کشف بیان کرده باشد، پس تحدّی در کل قرآن اعم از لفظ و محتوا) کافی است و همین شامل اعجاز علمی هم میشود. لیکن بر اساس مخاطب و پیشرفت علمی بشر در هر عصر بُعد جدیدی از اعجاز قرآن روشن میشود. همان طور که اعجازهای محتوایی دیگر مثل اعجاز تشریعی و ... بعداً پیدا شد. پس لازم نیست پیامبر یا قرآن مردم صدر اسلام نامی از اعجاز علمی برده باشند.
8 . دانشمندانی که حدس میزنند، اولاً پیش بینی میکنند ولی جز قطعی از آینده نمیدهند در حالی که قرآن خبر قطعی میدهد.
ثانیاً معلوم نیست حدس دانشمندان مطابق وابع باشد در حالی که اخبار غیبی قرآن مطابق واقع است. این مطلب بارها به اثبات رسیده است. علاوه بر آنکه کلام صادق الهی است.
ثالثاً حدسهای دانشمندان شرط معجزه را ندارد چون همراه با ادعای نبوّت و
مانند آن نیست و تحدّی ندارد.
و ثانیاً به تحوّل تاریخی و علمی قرآن است که در جامعه جاهلیت عرب به وجود آورد. تحوّلی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی که زندگی آنان را دگرگون کرد و ارتقاء بخشید، و آموزههای قرآن در حالی که چنین تحول علمی را دیگر کتابها نمیتوانند ایجاد کنند.
اما هر گونه خبر غیبی، معجزه نیست چون ممکن است خبر غیبی از باب کرامت باشد و نیز هرگونه خبر غیبی، خبر علمی نیست. بنابراین رابطه بین خبر غیبی و اعجاز علمی عموم خصوص من وجه است.
به عبارت دیگر ناتوانی و عجز مخاطبان اعجاز در ظرف زمانی انجام آن کافی است. همان طور که در مورد اخبار غیبی حضرت عیسی علیه السلام در مورد غذاهای ذخیره شده و خورده شده در خانهها تحقق یافت (آل عمران/ 49) و بعد از آن خبر اعجاز عیسی علیه السلام معتبر است.
پس نقش دانشمندان کشف تطابق کتاب تشریع (قرآن) با کتاب تکوین (طبیعت) است. و کشف علمی دانشمندان معجزه نیست تا رقیب قرآن باشد چون
اولاً بدو تحدّی و ادعای منصب الهی است و اصولاً خبر غیبی نیست.
تذکر پایانی
در مورد اعجاز علمی آیات در طول اعصار مطالب جدید علمی از قرآن برداشت میشود و پرونده اعجاز علمی هر آیه علمی با یک مورد بسته نمیشود، و در هر عصری تحدّی به آوردن مثل آن اعجاز علمی میشود. یعنی کسی بتواند خبر غیبی در مورد مسئله علمی قبل از اثبات بیاورد که دیگران (در آن شرایط ادعا کننده) از آوردن مثلش عاجز باشند.
بنابراین آوردن اخبار علمی با وسایل عادی در صدر اسلام معجزه بود، نه با وسایل جدید در عصر ما. همان طور که قرآن در مورد اعجاز اخبار غیبی حضرت عیسی علیه السلام در مورد غذاهای داخل منازل مردم بیان کرده است، (آلعمران/ 49) که با وسایل آن زمان مردم قادر به آوردن مثل آن نبودهاند، ولی امروز میتوان با دوربینها و اشعههای خاص از این مسائل با خبر شد. در این مورد در زمان ما خبر متواتر سخن حضرت عیسی علیه السلام و واکنش مخاطبان به عنوان معجزه مطرح است.
در مورد اعجاز علمی قرآن افراط و تفریط شده است یعنی برخی افراد اعجاز علمی قرآن را بطور کلی منکر شدهاند (همانطور که گذشت) و برخی افراد در آیات زیادی ادعای اعجاز علمی کردهاند، که برخی از این موراد قابل قبول است اما برخی موارد قابل نقد و صاحبنظران رد کردهاند. اینک در اینجا موارد ادعای اعجاز علمی در قرآن را بررسی میکنیم:
اول: مواردی که ادعای اعجاز علمی شده و قابل دفاع شمرده شده است:
در دو آیه قرآن (رعد/ 2 و لقمان/ 10)، (رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) ، (خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) بیان شده که خدا آسمانها را بدون ستون دیدنی برافراشته است. (1)
برخی دانشمندان و مفسران همچون آیت اللَّه مکارم شیرازی (نمونه، ج 17، ص 29 و ج 10، ص 110 - 111 و پیام قرآن، ج 8، ص 146 و آیت اللَّه حسین نوری (دانش عصر فضا، ص 55 - 56) آیات فوق را اشاره به نیروی جاذبه و اعجاز علمی قرآن دانستهاند، چرا که نیروی جاذبه توسط ابوریحان بیرونی (440 ق) (2)و طبق مشهور توسط نیوتن (1643 - 727 م) در قرن هفدهم میلادی کشف شد (3)سپس اشاره قرآن به ستونهای نامریی بین کرات آسمانی نوعی رازگویی علمی قرآن است.
البته برخی از صاحبنظران نیز آیات فوق را اشارهای به نیروی جاذبه دانستهاند
1) (1) . البته این تفسیر بنابراین است که جمله «ترونها» را صفت «عمد» بدانیم ولی اگر بغیر عمد متعلق به ترونها باشد معنا میشود که: خدا (همان گونه که) میبینید خدا آسمانها را بدون ستون آفرید.» بنابراین معنای دوم آسمانها اصلاً ستون ندارد تا دیده شود. ولی معنای اول با ظاهر آیه سازگارتر است چون تقدیم و تأخیر لازم نمیآید و توسط روایت امام رضا علیه السلام (ثم عمد و لکن لا ترونها - برهان، ج 2، ص 278) تقویت میشود.
2) (2) . مطالب شگفتانگیز قرآن، پیشین، ص 41.
3) (3) . تاریخ علوم، ص 264، (البته برخی نویسندگان دراینکه مبتکرنیروی جاذبه نیوتن باشد و درصحت داستان سیب تردید میکنند، ر.ک: دانش عصر فضا، ص44.
اما ادعای اعجاز علمی نکردهاند (1)و برخی دانشمندان نیز آیات دیگر قرآن (مرسلات/ 25 و فاطر/ 41) را اشارهای به نیروی جاذبه دانستهاند ولی ادعای اعجاز علمی در آن مورد نکردهاند. (2)
با توجه به اینکه واژه «عمد» جمع و به معنای «ستونها» است ممکن است نیروی جاذبه یکی از مصادیق آیه باشد یعنی احتمال دارد نیروها ( ستونها)ی متعددی بین کرات آسمانی وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده باشد.
البته پذیرش اینکه آیات (رعد/ 2 و لقمان/ 10) بر نیروی جاذبه دلالت کند متوقف بر آن است که واژه «سماوات» به معنای کرات آسمانی باشد. چون این واژه در در قرآن دارای معانی متعدد (مثل: جهت بالا، جوّ زمین، کرات آسمانی، آسمان معنوی و...) (3)است، ولی در اینجا میتوان ادعا کرد که کرات آسمانی میتواند از مصادیق آیات فوق باشد.
بنابراین برخی محققان برآنند که میتوان گفت که: آیات (رعد/ 2 و لقمان/ 10) به نیروی جاذبه اشاره دارد و با توجه به عدم آگاهی مردم و دانشمندان عصر نزول قرآن، از نیروی جاذبه، عظمت بیانات قرآن و رازگویی و اعجاز علمی آن در این مورد روشن میشود. (4)
قرآن در آیات متعددی (یس/ 40 - 37 و انبیاء/ 33 و رعد/ 2 و فاطر/ 13 و زمر/ 5 و لقمان/ 29 و ابراهیم/ 33) به حرکتهای خورشید اشاره کرده و برخی
1) (1) . ر.ک: معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، ص 247 - 248 و مطالب شگفتانگیز قرآن، گودرز نجفی، ص 41 - 46 و المعجزة القرآنیة، دکتر محمد حسن هیتو، ص 180 و التمهید فی علوم القران، آیت اللَّه معرفت، ج 6، ص 122 - 128 و نگرشی بر علوم طبیعی در قرآن، لطیف راشدی، ص 50.
2) (2) . اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، یداللَّه نیازمند شیرازی، ص 88 - 99 و الفرقان فی تفسیر القرآن دکتر صادقی، ج 21، ص 341 و مطالب شگفتانگیز قرآن، گودرز نجفی، ص 43 و دانش عصر فضا، نوری، ص 55 و نمونه، ج 18، ص 187.
3) (3) . ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی ماده سمو و نمونه، ج 1، ص 65 و پژوهش در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 126.
4) (4) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 155.
صاحبنظران این آیات را اعجاز علمی قرآن دانستهاند چرا که به حرکتهای مختلف است، خورشید اشاره دارد که بر خلاف تصورات رایج در محافل علمی عصر نزول بوده است. آنان آیات فوق را اشاره به حرکتهای زیر میدانند:
الف: حرکت انتقالی مستقیم خورشید درون کهکشان راه شیری، یعنی حرکت طولی خورشید به سمت معین یا ستارهای دور دست. (1)البته در این تفسیر (الشمس تجری لمستقر لها، یس/ 38) «لام» به معنای «الی» ( به سوی) و «مستقر» اسم مکان میباشد. (2)
البته مفسران و صاحبنظران متعددی این حرکت خورشید را از قرآن برداشت کردهاند (3)اما گودرز نجفی آن را اعجاز علمی قرآن دانسته است. چرا که اخترشناسان جدید همچون کوپر نیک (1544 م) و کپلر (1650 م) و گالیله بر آن بودند که خورشید ثابت ایستاده است (4)و حتی در ادعا نامهای که علیه گالیله در دادگاه قرائت شد او را متهم به اعتقاد به سکون خورشید کردند. (که بر خلاف گفته کتاب مقدس بود که میگفت: (خورشید) مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند.) (5)و گالیله حاضر نشد حرکت خورشید را بپذیرد. (6)
1) (1) . نام این ستاره را «وِگاه» (نمونه، ج 18، ص 382) یانس ثابت (المیزان، ج 17، ص 89 و مطالب شگفتانگیز قرآن، گودرز نجفی، ص 25 - 26) و یا مجموعه نجوم هرکپل یا ستار ای بر ران راست «جایی» (اسلام و هیئت، ص 181) بیان کردهاند.
2) (2) . لام در آیه (لمستقر لها) ممکن است به معنای الی - فی - تأکید باشد و «مستقر» میتواند مصدر میمی، اسم زمان یا اسم مکان باشد (ر.ک: المیزان، ج 17، ص 79 و ص 89 و اسلام و هیئت ص 184 و نمونه، ج 18، ص 382.
3) (3) . المیزان، نمونه، اسلام و هیئت، همانها و دانش عصر فضا، پیشین، ص 25 - 36 و الجواهر فی تفسیر القرآن، طنطاوی، ج 9، ص 172 و زنده جاوید و اعجاز قرآن، مهندس محمدعلی سادات، ص 28 - 39 و قرآن و آخرین پدیدههای علمی، مهندس جعفر رضاییفر، ص 131 و القرآن الکریم و العلم الحدیث، دکتر منصور محمد حسب النبی، ص 264.
4) (4) . مطالب شگفتانگیز قرآن، پیشین، ص 24 و راه تکامل، احمد امین، ج 5، ص 9 و اسلام و هیئت، شهرستانی، ص 179.
5) (5) . کتاب مقدس، مزامیر، زبور داود، مزمور 19/ 5.
6) (6) . خوابگردها، آرتور کوستلر، ترجمه منوچهر روحانی، ص 590.
ولی در سالهای بعد کشف شد که خورشید نیز دارای حرکتهای واقعی متعدد (حرکت انتقالی - وضعی - درونی) است.
چون که «فلک» به معنای مجرای کرات آسمانی (1)یا مسیر دورانی آنها اطلاق میشود، (2)یعنی کرات آسمانی در مسیری دورانی شناورند. (3)
البته این مطلب قرآن (حرکت خورشید بر مدار) بر خلاف دیدگاه هیئت بطلمیوسی (4)است که در عصر نزول در محافل علمی رایج بوده و تا هفده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. بر اساس هیئت قدیم افلاک حرکت میکنند و ستارگان در فلک ثابت هستند ولی از آیه استفاده میشود که خورشید حرکت دورانی دارد و مداری شناور است.
برخی از دانشمندان به مطالب فوق تصریح کردهاند (5)و آیت اللَّه مکارم شیرازی در نمونه (ج 18، ص 6 - 389) این مطالب را اعجاز علمی قرآن میداند.
ج: حرکت وضعی خورشید، یعنی خورشید به دور خود میچرخد و در قرارگاه خود جریان دارد. (وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها) ، (یس/ 38) البته این معنا بنابراین است که «لام» به معنای «فی» ( در) باشد و «مستقر» به معنای اسم مکان باشد.
1) (1) . مفردات راغب، ماده فلک.
2) (2) . نمونه، ج 18، ص 387.
3) (3) . مفردات راغب، ماده سبح.
4) (4) . بطلمیوس، از دانشمندان قرن دوم میلادی (فرهنگ دانستنیها، محمدنژاد، ج 1، ص 752) البته برخی یادآورد شدهاند که در تاریخ سه دانشمند یونانی به نام بطلیموس خوانده میشدند که عبارتند از: بطلیموس غریب، بطلیموس داس و بطلیموس قلوذی که این سومی همان است که هیئت بطلیموسی به نام اوست و متولد 140 قبل از میلاد است (اسلام و هیئت، گفتار سوم (کج) و ص 5.
5) (5) . مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دکتر موریس بوکای، ترجمه دبیر، ص 215 - 216 و دانش عصر فضا، حسین نوری، ص 26 و ص 35 - 36 و معارف قرآن، مصباح یزدی، ص 252.
برخی صاحبنظران همین معنا را از آیات برداشت کردهاند (1)و احمد محمد سلیمان در القرآن و العلم (ص 5 - 36) این مطلب را اعجاز علمی قرآن شمرده است. چرا که حرکت وضعی خورشید از مطالبی است که در عصر نزول کشف نشده بود.
د: ادامه حیات خورشید تا زمان معین، یعنی خورشید بر اثر انفجارات هستهای و سوخت مواد درونی آن تا چند میلیارد سال دیگر عمرش به پایان میرسد. (2)
از اینرو برخی مفسران (کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ) ، (رعد/ 2) را اشاره به همین مطلب علمی دانستهاند. (3)
ه : حرکات درونی خروشید، یعنی خورشید دائماً انفجارات هستهای صورت میگیرد تا انرژی نور و گرما تولید کند، و همین انفجارات باعث زیر و رو شدن مواد مذاغب داخل خورشید میشود که گاهی تا کیلومترها پرتاب میشود. (4)
برخی محققان از تعبیر «تجری» به معنای جریان داشتن و تفاوت آن با «تحرک» از آیه 38 سوره یس استفاده کردهاند که خورشید نه تنها حرکت میکند بلکه جریان دارد یعنی همچون آب در حال حرکت زیر و رو میشود و این نکتهای لطیف و علمی است که قرآن بدان اشاره کرده و در عصر جدید کشف شده است و میتواند اعجاز علمی قرآن باشد. البته اگر «تجری» را کنایه از
1) (1) . نمونه، ج 18، ص 382 و اسلام و هیئت، ص 186 و دانش عصر فضا، ص 26 و ص 5 - 36 و پیشگوئیهای علمی قرآن، مصطفی زمانی، ص 34.
2) (2) . عمر خورشید را کلاً ده میلیارد سال تخمین میزنند که پنج میلیارد سال آن سپری شده است (ر.ک: فیزیک نوین، دکتر اریک اوبلاتر، ص 21 - 20، ترجمه بیضاوی و...).
3) (3) . دانش عصر فضا، پیشین، ص 35.
4) (4) . در خورشید هستههای اتمهای هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود که ذوب هستهای با جوشش هستهای نام دارد. خورشید در هر دو ساعت و چهل دقیقه سطح آن با سرعت شش کیلومتر به داخل و خارج میرود و قطر آن ده کیلومتر تغییر میکند و این تپش خورشید است و در اثر میدانهای مغناطیسی اطراف لکهها بوجود میآید و با سرعت 1600000 کیلومتر در ساعت از خورشید فوران میکند و به سرعت خاموش میشود. (ر.ک: فیزیک نوین، پیشین، ص 20 و مجله اطلاعات علمی، ش 193).
شناور بودن در فضا ندانیم. (1)
برخی از محققان با نقد موارد فوق به این نتیجه رسیدهاند که اشارات قرآن به حرکتهای خورشید نوعی رازگویی علمی است، اما در بخشی که قبلاً توسط کتاب مقدس گزارش شده بود یعنی حرکت انتقالی دورانی خورشید، اعجاز علمی نیست اما در بخشهایی که بر خلاف هیئت بطلیموسی رایج در زمان نزول بیان داشته است (مثل حرکت انتقالی مستقیم، حرکت وضعی و حرکت تا زمان معین و حرکت درونی خورشید) اگر به قطعیت برسد، اعجاز علمی قرآن است. (2)
در آیات متعددی از قرآن به زوجیت میوهها و گیاهان و انسانها اشاره شده است (رعد/ 2 و شعراء/ 7 و یس/ 36 و همین مضمون در حج/ 5 و لقمانن/ 10 و ق/ 7 و طه/ 53 و اعراف/ 189) و در برخی آیات به زوجیت چیزهایی اشاره میکند که انسان اطلاعی ندارد (یس/ 36) و در برخی آیات سخن از زوجیّت همه موجودات است (وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ) ؛ (ذاریات/ 49).
واژه زوج در عالم حیوانات به نر و ماده گفته میشود و در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیزی که قرینه یکدیگر است گفته میشود و به چیزهای مقارن مشابه و متضاد نیز اطلاق میشود. (3)از اینرو برخی واژه زوج را در مورد ذرات درون اتم (الکترون و پروتون) و نیروهای مثبت و منفی به کار بردهاند. (4)
بسیاری از مفسران و صاحبنظران با شگفتی آیات فوق را از اشارات علمی قرآن به مسأله زوجیت گیاهان و زوجیّت عام موجودات دانستهاند (5)و محمدتقی شریعتی این
1) (1) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ج 1، ص 168.
2) (2) . همان، ص 169.
3) (3) . ر.ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده زوج و نمونه، ج 18، ص 377 - 378.
4) (4) . ر.ک: نمونه، همان و اعجاز قرآن، علامه طباطبای، ص 15 ویراسته علیرضا میرزا محمد، رابطه علم و دین، عباسعلی سرفرازی، ص 35 - 36 ومطالب شگفتانگیز قرآن، پیشین، ص 57 و 60 و القرآن و الطب، دکتر دیاب و دکتر قرقوز، ص 27 و 28 و زنده جاوید و اعجاز جاویدان، پیشین، ص 39 - 43 و نگرشی بر علوم طبیعی در قرآن، پیشین، ص 24.
5) (5) . ر.ک: نمونه، همان و اعجاز قرآن، علامه طباطبای، ص 15 ویراسته علیرضا میرزا محمد، رابطه
مطلب را اعجاز علمی قرآن دانسته است (تفسیر نوین، ص 11) چرا که انسانها از قدیم میدانستند که برخی گیاهان مثل نخل زوج هستند و مسأله زوجیّت گیاهان توسط کارل لینه (1707 - 1787 م) گیاهشناس معروف سوئدی در سال 1731 م) ابراز شد.
بنابراین مردم عصر نزول قرآن از زوجیّت همه گیاهان اطلاع نداشتند. ولی قرآن نه تنها به این مطلب اشاره کرد. (رعد/ 3، شعراء/ 7 و...) بلکه به زوجیّت همه موجودات اشاره کرد (ذاریات/ 49) که تا قرن اخیر کسی از آن اطلاع نداشت. (1)
بنابراین اشاره علمی قرآن به زوجیت گیاهان و زوجیت عام موجودات نوعی رازگویی قرآن است که حکایت از اعجاز علمی این کتاب مقدس دارد.
البته برخی از محققان برآنند که هر چند اشارات علمی قرآن در این موارد میتواند اعجاز علمی بشمار آید اما تطبیق آیه (ذاریات/ 49) با مواردی همچون الکترونها، پروتونها و کوارکها قطعی نیست و حداکثر این موارد ممکن است از مصادیق آیه مذکور بشمار آید. (2)
در برخی آیات قرآن به بادهای زایا و باردار کننده اشاره کرده است (وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً) ؛ (حجر/ 22) مفسران و صاحبنظران آیه فوق را به دو صورت تفسیر کردهاند:
الف: برخی برآنند که این آیه به لقاح گیاهان اشاره دارد یعنی ابرها فرستاده میشوند تا گردههای گیاهان نر را به گیاهان ماده برسانند و آنان را زایا کنند، (3)و
1) (1) . وجود ذرات درون اتم با بار منفی و پروتون با بار مثبت، را ماکس پلانک فیزیکدان نامی قرن بیستم کشف رکد. (ر.ک: ماکس پلانک، تصویر جهان در فیزیک جدید، ترجمه مرتضی صابر، ص 95)
2) (2) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 283.
3) (3) . منهجالصادقین، ملا فتحاللَّه کاشانی، ج 5، ص 158 و رابطه علم و دین، پیشین، ص 36 و رهبران
احمد محمد سلیمان این مطلب را اعجاز قرآن دانسته است چرا که بشریت در اواخر قرن هیجدهم یا اوایل قرن نوزدهم به مسأله تلقیح پی برد، درحالی که قرآن قرنها قبل از آن تذکر داده بود. 1
ب: برخی دیگر از صاحبنظران و مفسران آیه فوق را اشاره به لقاح ابرها و بارور شدن آنها دانستهاند 2 چرا که در ادامه آیه مسأله نزول باران را مطرح میکند که نتیجه لقاح ابرهاست و احمد امین این آیه را یک معجزه جاودانی میداند که حدود هزار و سیصد و نود سال پیش موضوعی را بیان کرده که عصاره و نتیجه تحقیقات جدید است چرا که منظور از آیه همان تأثیری است که باد در اتحاد الکتریسته مثبت و الکتریسته منفی در دو قطعه ابر و آمیزش و لقاح آنها دارد. 3
البته مانعی ندارد آیه فوق اشاره به لقاح ابرها و گیاهان مرده باشد 4 چرا که بخش اول آیه یک مطلب کلی را میگوید (زایاگری بادها) که اعم از لقاح ابرها و گیاهان است ولی در ادامه آیه یکی از نتایج این لقاح را تذکر میدهد که همان نزول باران از ابر است. همانطور که لقاح گیاهان نیز یکی از مصادیق آنها است. 5
البته اشاره علمی قرآن به لقاح ابرها اعجاز علمی قرآن است چرا که این مطلب تا سالهای اخیر برای بشر کشف نشده بود اما اشاره قرآن به لقاح گیاهان
اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید چرا که انسانهای صدر اسلام بطور اجمالی از تأثیر گردهافشانی برخی گیاهان (همچون خرما) اطلاع داشتند. (1)
قرآن کریم در آیات متعددی از آفرینش انسان و مراحل آن یاد کرده است (مؤمنون/ 12 - 14 و حج/ 5 و غافر/ 67 و قیامت/ 37 - 39 و علق/ 2 و طارق/ 6 و دهر/ 2 و سجده/ 6 - 9 و...) از این آیات میتوان استفاده کرد که مراحل زندگی انسان پانزده مرحله است که عبارتند از:
1- خاک (یعنی تراب وطین، حج/ 5 و مؤمنون/ 12 و غافر/ 67) (2)
2- مرحله آب (یعنی ماء، ماء دافق، ماه مهین، طارق/ 6، سجده/ 6 - 9) (3)
3- مرحله منی (نطفة من منی، قیامت/ 37 - 39)
4- مرحله نطفه مخلوط (نطفه امشاج، دهر/ 2)
5 - مرحله علقه (مؤمنون/ 12 - 14، حج/ 5، غافر/ 67)
6 - مرحله مضغه (مؤمنون/ 12 - 14 و حج/ 5)
7- مرحله تنظیم و تصویر و شکلگیری (سجده/ 6 - 9)
8 - مرحله شکلگیری استخوانها (مؤمنون 12 - 14)
9- مرحله پوشاندن گوشت بر استخوانها (همان)
1) (1) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 293، پیشین.
2) (2) . در مورد آفرینش انسان از خاک،دو احتمال وجود دارد، یکی اینکه منظور آفرینش انسان اولی ( آدم) از خاک باشد یا تشکّل انسان از خاک یعنی عناصر خاک در بدن انسان وجود دارد. (ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، نگارنده، ج 2، ص 434 به بعد و نیز تفسیر نمونه، ج 20، ص 165 و ج 14، ص 23)
3) (3) . در مورد آفرینش انسان از آب، چند احتمال وجود دارد، یکی اینکه حیات همه موجودات زنده بستگی به آب دارد و یا اینکه قسمت عمده بدن انسان و بسیاری از حیوانات را آب تشکیل میدهد و یا اینکه مقصود آفرینش انسان اولیه (آدم) از آب بوده است. (ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، نگارنده، ص 438 به بعد و نیز تفسیر نمونه، ج 13، ص 396 و ج 15، ص 126 و معارف قرآن، مصباح یزدی، ص 329 و ص 330)
10- مرحله آفرینش جنس جنین (قیامت/ 37 - 39)
11- مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان و پیدایش گوش و چشم (سجده/ 6 - 9 و مؤمنون/ 14)
12- مرحله تولد طفل (غافر/ 67)
13- مرحله بلوغ (مؤمنون/ 12 - 14، حج/ 5 و غافر/ 67)
14- مرحله کهنسالی (حج/ 5 و غافر/ 67)
15- مرحله مرگ (همانها) (1)
البته توضیح هر کدام از این مراحل بر اساس آیات قرآن و علوم پزشکی نیاز به شرح و توضیح دارد ولی این آیات اشارات علمی ارزندهای را در بردارد که برخی پزشکان را به حیرت آورده و آنها را دلیل اعجاز علمی قرآن بلکه اعجاز بلاغی قرآن دانستهاند. (2)
و برخی دیگر صاحبنظران غربی همچون دکتر موریس بوکای معتقدند که:
«باید همه بیانات قرآنی را با معلومات اثبات شده عصر جدید مقایسه کرد، موافق بود نشان با اینها واضح است لیکن همچنین بینهایت مهم است که آنها را با عقاید عمومی که در این خصوص در جریان دوره وحی قرآنی شایع بود مواجهه داد تا معلوم گردد انسانهای آن زمان تا چه اندازه از نظراتی شبیه آنچه در قرآن درباره این مسائل عرضه شده دور بودهاند».
فیالواقع این فقط در جریان قرن نوزدهم است که دید تقریباً روشنی از این مسائل پیدا میکنیم. در تمام مدت قرون وسطی، اساطیر و نظارت صوری بیپایه، منشأ متنوعترین آراء و تا چندین قرن پس از آن ساری و جاری بود.
1) (1) . این دستهبندی را از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 432 آوردیم ولی برخی از مفسران و پزشکان آیات و مراحل فوق را به گونهای دیگر دستهبندی کردهاند و مراحل خلقت انسان را هفت مرحله دانستهاند (ر.ک: نمونه، ج 20، ص 165 و ج 14، ص 23 و الفرقان و القرآن، پیشین، ص 493 و التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، ج 6، ص 80.
2) (2) . طب در قرآن، دکتر دیاب و دکتر قرقوز، ترجمه علی چراغی، ص 84.
آیا میدانید که مرحلهای اساسی در تاریخ جنینشناسی تصدیق «هاروی» (1)در سال 1651 م بود مشعر به اینکه «هر چیزی که میزاید در آغاز از تخمی میآید.» و اینکه جنین بتدریج بخشی پس از بخشی درست میشود؟ [...] این بیش از هزارهای پیش از آن عصر است، که در آن عقایدی تخیلی شایع بود و انسانها قرآن را میشناختند. بیانات قرآن در باب تولید مثل انسان، حقایق اساسی را که انسانها قرونی چند برای کشف آن گذراندند، با اصطلاحات ساده اشعار داشته است.» (2)
برخی از محققان نیز برآنند که هر چند بیان هر کدام از این مراحل آفرینش انسان به تنهایی نمیتواند دلیل مستقلی بر اعجاز علمی قرآن باشد ولی با توجه به گواهی دانشمندان بر اینکه مردم عصر نزول قرآن، آگاهی از این نظم و چینش مراحل آفرینش انسان نداشتند، بیان این مراحل و چینش آن نوعی رازگویی علمی است که میتواند اعجاز علمی قرآن بشمار آید. (3)
دوم: موارد دیگری که ادعای اعجاز علمی شده است ولی غیرقابل دفاع شمرده شده است:
الف. آغاز جهان و چگونگی پیدایش آن جهان از تودهای به هم پیوسته و گازی شکل ، (که در سوره انبیاء/30 و فصلت/ 11 مطرح شده است.) (4)
طنطاوی (الجواهر، ج10، ص 99) عبدالرزاق نوفل (القرآن و العلم الحدیث، ص 2-163) و احمد محمد سلیمان (القرآن والعلم، ص 3 -54) و محمد سامی محمد علی (الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص 34) و محمد کامل عبدالصمد (الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم) ص 47)
1) (1) . Harvey. پزشک انگلیسی (1576 - 1657 م).
2) (2) . مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 276 - 277 با تلخیص.
3) (3) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 564.
4) (4) . برای اطلاع از نظریه مهبانگ و دیدگاه مقابل آن ر.ک: تاریخچه زمان، استفن ویلیام هاوکینگ، ترجمه دادفرما،ص 145 - 149، انتشارات کیهان، 1372 ش.
مطالب قرآن را در مورد آغاز جهان از اخبار غیبی و اعجاز علمی قرآن میدانند، چرا که با نظریه انفجار بزرگ (مهبانگ) (1)و جدا شدن جهان آسمان و زمین از همدیگر و توده گازی شکل بودن (دخان) هماهنگ است.
اما هر چند که ظاهر آیات قرآن با نظریه مشهور مهبانگ بطور شگفتانگیزی همخوان است و برخی مفسران بدان اذعان دارند. (2)اما برخی محققان اعجاز علمی قرآن را در این مورد نمیپذیرند چرا که نظریه مهبانگ قطعی نیست و نظریههای رقیب (همچون نظریه مهبانگ و جهان پلاسما و حالت پایدار) در این مورد وجود دارد. (3)و در مورد آیات فوق تفسیرها و روایات دیگری نیز وجود دارد. (4)
ب: حرکت زمین
برخی مفسران از قرآن (وتری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّ السحاب، نمل/ 89) حرکت زمین را استفاده کردهاند و آن را معجزه علمی دانستهاند. (5)
و برخی دیگر از صاحبنظران از آیات دیگر قرآن (زخرف/ 10، طه/ 53، نبأ/ 6) حرکت زمین را برداشت و کردهاند. (6)و برخی دیگر از سوره شمس/ 4 و نازعات/ 30 حرکتهای وضعی و انتقالی زمین را استفاده کردهاند. (7)و برخی دیگر از سوره مرسلات/ 35 حرکتهای متعدد زمین را استفاده کردهاند. (8)
1) (1) . برای اطلاع از نظریه مهبانگ و دیدگاه مقابل آن ر.ک: تاریخچه زمان، استفن ویلیام هاولینگ، ترجمه دادفرما، ص 145 - 149، انتشارات کیهان، 1372 ش.
2) (2) . نمونه، ج 20، ص 228 و ج 13، ص 394 - 395 و التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 129 - 139.
3) (3) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، نگارنده، ص 5 - 104.
4) (4) . ر.ک: المیزان، ج 14، ص 278 - 279 و صافی، ج 3، ص 347 و نمونه، 13، ص 396.
5) (5) . نمونه، ج 15، ص 568 - 569.
6) (6) . ر.ک: مرزهای اعجاز، پیشین، ص 119، مطالب شگفتانگیز قرآن، پیشین، ص 35 - 36، اعجاز قرآن، پیشین، ص 13، القرآن یتجلی من عصر العلم، شیخ نزیه القمیحا، ص 149 و...
7) (7) . پرتوی از قرآن، سیدمحمود طالقانی، ج 2، ص 110.
8) (8) . اعجاز قرآن، از نظر علوم امروزی، پیشین، ص 80 به بعد.
صرفنظر از اشکالاتی که به برداشتهای فوق از آیات گرفته شده است، (1)قرآن از حرکت زمین بر خلاف نظریه حاکم و مشهور عصر نزول، خبر داده است چرا که نظریه بطلیموس مبنی بر سکون و مرکزیت زمین در محافل علمی عصر نزول حاکم بود (2)و این عظمت قرآن را میرساند ولی اعجاز علمی قرآن بشمار نمیآید چون قبل از اسلام برخی دانشمندان همچون فیثاغورس، فلوتهخوس، ارشمیدس، استرخوس ساموسی و کلیانتوس آسوسی که قبل از بطلیموس زندگی میکردهاند قائل به حرکت زمین بودهاند. (3)پس هنگامی که افراد عادی قبل از نزول قرآن میتوانستهاند این دیدگاه را ابراز کنند، تحدّی و اعجاز در این مورد معنا ندارد.
ج: پیدایش حیات از آب
برخی صاحبنظران با استناد به آیات سوره نور/ 45 و انبیاء/ 30 که به منشأ پیدایش موجودات را آب معرفی میکند، آن را معجزه علمی قرآن میدانند. (4)و برخی دیگر از مفسران و دانشوران نیز به انطباق یافتههای علوم تجربی با این آیات اعتراف کردهاند. (5)ولی برخی محققان برآنند که با توجه به معنای متعددی که مفسران در مورد این آیات بیان کردهاند نمیتوان یک معنای قطعی را به قرآن نسبت داد و اعجاز علمی دانست. چرا که ممکن است مقصود از آب در این اینجا منی و نطفه یا ماده اصلی بدن موجودات زنده، یا مایع آب گونهای که خلقت جهان از آن پدید آمده یا منشأ پیدایش نخستین موجود از آب باشد. (6)
1) (1) . ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 170 به بعد.
2) (2) . تاریخ علوم، پییر روسو، ص 193 به بعد و خوابگردها، آرتور کوستلر، ص 161 به بعد.
3) (3) . اسلام و هیئت، سیدهبةالدین شهرستانی، ص 44.
4) (4) . التمهید فی علوم القرآن، پیشین، ج 6، ص 34، فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، پیشین، ج 1، ص 104.
5) (5) . ر.ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، پیشین، ج 1، ص 135 - 144 و فی ظلال القرآن، سید قطب، ج 6، ص 111.
6) (6) . ر.ک: نمونه، ج 13، ص 396 و ج 14، ص 508 - 509 و الکون و الانسان بن العلم و القرآن، بسام دفضع، ص 122 - 123، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 242.
علاوه بر آن قبل از اسلام برخی فلاسفه یونان (مثل تالس) (1)یادآور شده بودند که اصل هستی از آب است. پس مطالب آیات فوق شگفتانگیز بوده و عظمت قرآن را میرساند ولی اعجاز علمی آن را اثبات نمیکند. (2)
د: ممنوعیت شرابخواری و اعلام زیانها
در برخی آیات قرآن به صراحت ممنوعیت نوشیدن شراب اعلام شده است. (مائده/ 91 - 90) و در برخی آیات به ضررهای آن اشاره شده است (بقره/ 219) و در برخی آیات به اشاره از آن نهی شده است. (نحل/ 67 و نساء/ 43)
بسیاری از پزشکان صاحبنظران و مفسران در مورد زیانهای شراب و شرابخواری مطالب زیادی نوشتهاند و با شگفتی از قرآن یاد کردهاند و برخی محققان آن رااز موارد اعجاز علمی قرآن برشمردهاند. (3)چرا که قبل از اسلام شرابخواری یک عادت بشری بوده همانطور که در عصر حاضر در بسیاری از کشورهای غیر مسلمان این گونه است و حتی تورات و انجیل کنونی نیز به نوعی شرابخواری را تشویق کرده است. (4)ولی اسلام با این پدیده زیانآور برخورد کرد و این یکی از خدمات اعجازآمیز قرآن به بشریت بود.
اما میتوان گفت با توجه به اینکه گزارش شده که در ادیان قبل از اسلام ممنوعیت شرابخواری وجود داشته است، (5)بنابراین، مسأله ممنوعیت شرابخواری، خدمتی شگفتانگیز و تحسینآمیز قرآن به بشریت است اما اعجاز علمی بشمار نمیآید.
ه : ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه
قرآن کریم در سوره بقره/ 222 به مردان دستور میدهد که در حالت عادت
1) (1) . فلسفه یونان، محمد غلاب، ج 1، ص 8 و قرآن و علم امروز، عبدالغنی الخطیب، ترجمه مبشری، ص 69 - 70.
2) (2) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 243.
3) (3) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 347 (البته اخیراً نظر نگارنده در این مورد تغییر کرده است.)
4) (4) . ر.ک: کتاب مقدس، سفر تثینه، باب 14، شماره 26 و انجیل متی، باب 26، شماره 29.
5) (5) . تهذیب، ج 9، ص 102.
ماهیانه از نزدیکی با زنان دوری کنید و آن حالت را زیانبار معرفی میکند.
برخی از پزشکان، صاحبنظران و مفسران نیز زیانهای این کار را برشمرده و با دیده اعجاب به قرآن نگریستهاند (1)و حتی یداللَّه نیازمند شیرازی آیه فوق را اعجاز علمی قرآن شمرده است. (2)
اما برخی محققان برآنند که با توجه به اینکه این ممنوعیت قبلاً در تورات آمده است (3)نمیتواند اعجاز علمی منحصر به فرد قرآن باشد. (4)
و: برخی موارد دیگر از آیات قرآن نیز ادعای اعجاز علمی شده است که قابل نقد و رد است و ما از بررسی تفصیلی آنها صرفنظر میکنیم. از جمله: در مورد اعجاز واژه «صمد» (توحید/ 2) و ارتباط آن با فضای خالی داخل اتمها، (5)اعجاز علمی قرآن در مورد صفت «لطیف» و خلق موجودات ریز که با چشم درک نمیشوند (6)و اعجاز علمی در مورد آتش درون شاخههای سبز درختان (یس/ 80) (7)و اعجاز علمی در مورد اینکه آسمان دنیا محل کرات آسمانی است که بر خلاف دیدگاه هیئت بطلیموسی بوده است. (8)اعجاز علمی در مورد تشبیه شرح صدر به صعود در آسمان و تنگی نفس در اثر کمبود هوا (انعام/ 125) (9)و اعجاز علمی قرآن در مورد اینکه اشاره میکند کوهها همچون میخ و زره محکم زمین را از لرزش حفظ میکند (نحل/ 15). (10)
نتیجهگیری
1) (1) . تفسیر نمونه، ج2، ص 93 - 94 و طب در قرآن، ص 50 - 51.
2) (2) . اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص 188 - 194.
3) (3) . کتاب مقدس، سفر لاویان، باب 15، شماره 19 - 25.
4) (4) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، پیشین، ص 374.
5) (5) . نمونه، ج 27، ص 440.
6) (6) . همان، ج 5، ص 6 - 387.
7) (7) . همان، ج 18، ص 4 - 466.
8) (8) . همان، ج 19، ص 16 - 17.
9) (9) . همان، ج ، ص 435.
10) (10) . همان، ج 11، ص 183.
از مجموع این مطالب نتیجه میگیریم که اعجاز علمی یکی از ابعاد اعجاز قرآن کریم است که در یک قرن اخیر بطور گسترده مطرح شده و در موارد محدودی (همچون: اشاره قرآن به نیروی جاذبه، حرکتهای خورشید، زوجیت و لقاح ابرها و چینش مراحل آفرینش انسان) قابل قبول است و در موارد متعددی که ادعا شده است قابل نقد و ردّ است.
در مورد هر تحقیق لازم است که منابع مربوطه شناسایی گردد. در این رابطه با توجه به مباحث پیشین (قرآن و علم) منابع زیر پیشنهاد میگردد.
اجتهادات فی التفسیر العلمی فی القرآن الکریم، عادل ابوالخیر، محمد، مصر، مرکز الدلتا للطباعة، 1408 ق، (1988 م).
احصاءالعلوم، فارابی، محمد بن محمد، ترجمه حسین خدیوجم، انتشارات علمی و فرهنگی، 1364، چ2.
احیاء العلوم (الاحیاء)، غزالی، ابو حامد، 1402 ق، دارالمعرفة، بیروت، چهار جلدی.
الاسلام یتحدّی (مدخل العلمی الی القرآن)، وحید الدین خان، تعریب ظفر الاسلام خان، قم، ط 3، دار الجیل المسلم، 1973 م.
الاشارات العلمیة فی الآیات الکونیة فی القرآن الکریم، محمود اسماعیل، محمد، 1411 ق، دارالدعوة، اسکندریة.
اصول التفسیر و قواعده، العک، خالد عبدالرحمن، دار النقاش، دمشق، 1414ه، ط3.
الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم)، عبد الصمد، محمد کامل، 1410 ق، دار المصریة اللبنانیة، قاهرة.
اعجاز القرآن الکریم، عباس، فضل حسن و سناء فضل، المکتبة الوطنیة، 1412 ق - 1991 م.
الاعجاز القرآن و البلاغه، رافعی مصطفی صادق، النبویه، دار الکتب العربی، بیروت، 1973م.
اعجاز القرآن والبلاغة النبویّة، الرافعی، مصطفی صادق، بیروت دارالکتاب العربی، 1393 ق - 1973 م، 350 ص. این کتاب تحت عنوان «اعجاز قرآن و بلاغت محمد صلی الله علیه و آله و سلم» توسط عبدالحسین بن الدین به فارسی ترجمه و بنیاد قرآن، چ دوم، 1361 ش، منتشر کرده است.
الاعجاز القرآنی (وجوهه و اسراره)، برکة، عبدالغنی محمد، بیجا، مکتبة وهبة، بیتا.
اعجاز قرآن، طباطبایی، علامه محمد حسین، 1362 ش، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، قم.
اعجاز قرآن، طباطبایی، علامه محمد حسین، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1362 ش.
انسان و علوم اسلامی از دیدگاه اسلام، تاج آبادی، حسین، واحد انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی نراق، 1372 ش.
اهداف آیات علمی قرآن، دکتر حمید فغفور مغربی، مجله قرآن و علم، ش دوم.
بررسی گونههای تعارض بین علم و دین، ملکیان، مصطفی، فصلنامه مصباح، پژوهشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین علیه السلام، 1373 ش، ش 10.
البناء العظیم، نظرات جدیدة فی القرآن، دراز، محمد عبدالله، طبعة السعادة، 1969 م.
البیان فی اعجاز القرآن، الخالدی، صلاح عبدالفتاح، الأردن، دارعمّار، 1989 م.
پژوهشی در شیوههای اعجاز قرآن، عرفان، حسن، قم، دار القرآن الکریم، 1411 ق - 1369 ش.
پویایی فرهنگ و تمدن اسلامی در ایران، ولایتی، علی اکبر، وزارت امور خارجه، تهران، 1382، چ 1.
پیام قرآن (تفسیر موضوعی)، مکارم شیرازی، ناصر (متولد 1305 ش)، قم، مدرسة الامام امیرالمؤمنین علیه السلام، 1367 ش، 9 جلد تا کنون.
تاریخ تمدن، دورانت ویل، سازمان انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، هیئت، مترجمان، تهران، 1368، چ دوم.
تاریخ علوم در اسلام، تقی زاده، سید حسن، فردوسی، تهران، 1379.
التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، عمر ابو حجر، دکتر احمد، 1411 ق، دار قتیبه، بیروت - دمشق.
تفسیر القرآن الکریم (جزء عمّ)، عبده، محمد، مصر، الجمعیّة الحریّة الاسلامیّة (و نشر ادب حوزه)، 1341 ق، الطبعة الثانیة.
تفسیر علمی قرآن، رفیعی محمدی، دکتر ناصر، دو جلدی، انتشارات فرهنگگستر، 1379 ش. و نیز همین کتاب تحت عنوان: سیر تدوین و تطور تفسیر علمی قرآن، رفیعی محمدی، ناصر، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386، چ اول.
التفسیر و المفسرون، معرفت، محمدهادی، الجامعه الرضویه للعلوم الاسلامیه، مشهد، 1419ق، چ1.
التمهید فی علوم القرآن، معرفت، آیة الله محمد هادی (معاصر)، 1417 ق، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ج 6.
الجواهر فی تفسیر القرآن، طنطاوی جوهری، بی تا، دار الفکر، سیزده جلد.
جهانشناسی (مجموعه معارف قرآن 2)، مصباح یزدی، محمد تقی (معاصر)، انتشارات در راه حق، 1362 ش.
دانش زبانشناسی و کاربردهای آن در مطالعات قرآنی، دکتر علی معموری، مجله قرآن و علم، ش اول.
دانش نشانهشناسی و تفسیر قرآن، دکتر علیرضا قائمینیا، مجله قرآن و علم، ش اول.
در آمدی بر تفسیر علمی قرآن، رضایی اصفهانی، محمد علی، انتشارات اسوه، قم، 1365 ش.
دینشناسی تطبیقی، باهنر، محمدجواد، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1363.
رابطه علم و دین در غرب، رضایی اصفهانی، محمد علی، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، 1379، اول.
رابطه علم و دین، سر فرازی، عباسعلی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1364
ش.
رابطه گزارههای قرآنی و گزارههای علمی، دکتر حمید فغفور مغربی، مجله قرآن و علم، ش اول.
راه طی شده، بازرگان، مهدی (1286 - 1373 ش)، تهران، شرکت سهامی انتشار، چ هشتم، بی تا.
روش سیستمها به ضمیمه تعبیر قرآن آربری، راسل. ل. ا. ک، ترجمه محمد جواد سهلانی، بی تا، کاربرد انتشارات بعثت، تهران.
رویکرد علمی به قرآن، ضرورتها و چالشها، دکتر علی نصیری، مجله قرآن و علم، ش اول.
زنده جاوید و اعجاز جاویدان، سادات، مهندس محمد علی، انتشارات فلق تبریز، 1357.
سیر تحوّل علوم تجربی در جهان اسلام، سپهر، مهدی، مرکز اطلاعات علمی و فنی مجتمع فولاد مبارکه، 1370 ش.
شناخت جریان علمی نگری به قرآن (روش تفسیر علمی)، پارسا، فروغ، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران، 1372 ش.
علم و دین، باربور، ایان، ترجمه خرمشاهی، نشر دانشگاهی، تهران، 1362.
علم و قرآن، پروفسور احمد دلاّل، بررسی و نقد: دکتر محمدعلی رضائی اصفهانی، مجله قرآن و علم، ش اول.
العلم والدین مناهج و مفاهیم، عروة، احمد، دمشق، دارالفکر، 1408 ق.
الفرقان و القرآن، عبد الرحمن العک، شیخ خالد، 1414 ق، الحکمة للطباعة والنشر، سوریه.
فکرة اعجاز القرآن، الحمصی، نعیم، بیروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الثانیة، 1400 ق.
القرآن والاحوال المناخیّه (دراسة قرآنیة)، المظفر، محسن عبدالصاحب، نجف اشرف، منشورات دار الاضواء، 1964 م.
القرآن ینبوع العلوم والعرفان، فکری، السّید علی، داراحیاء الکتب العربیة، 1370 ق - 1951 م، چ دوم، دو جلد.
کارنامه اسلام، زرین کوب، عبدالحسین، امیرکبیر، تهران، 1380.
کتاب قرآن و دیگران، صداقت، سید علی اکبر، انتشارات روح، قم، چ 1.
کشّاف الاعجاز فی القرآن و السنّة، هارون، د - نبیل عبدالسلام، قاهره، مکتبة ابن سینا.
مباحث فی اعجاز القرآن، مسلم، مصطفی، جدّه السعودیة - دارالمنارة، 1408 ق - 1988 م.
مبانی و روشهای تفسیری، شاکر، محمد کاظم، انتشارات مرکز جهانی، 1382، چ اول.
مدخل الی موقف القرآن الکریم من العلم، خلیل، عماد الدین، بیجا، مؤسسة الرسالة، بیتا.
مساله الاعجاز و الاعجاز العلمی فی القرآن، السید، رضوان، www.multaka.net.
مسلمانان در بستر تاریخ، جعفری، یعقوب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1371.
مع القرآن فی الدین والدنیا، قبلان، هشام، بیروت - پاریس، منشورات بحر المتوسط عویدات، 1986 م.
المعجزة الخالدة، ضیاء الدین عتر، حسن، بیروت، دار ابن حزم، الطبعة الثانیة، 1409 ق - 1989 م.
معجزة القرآن، صدقی، نعمت، بی تا، نشر عالم الکتب، قاهره.
معجزه جاویدان، روحانی، سید ضیاء الدین، قم، چاپخانه حکمت، 1377 ق.
المفسّرون حیاتهم و منهجهم، ایازی، سیدمحمد علی، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1414 ق.
مکاتب تفسیری، بابایی، علی اکبر، انتشارات سمت، 1381، چ اول.
من اعجاز القرآن، الخُشت، محمد عثمان، و لیس الذکر کالأنثی، دراسة من منظور الاسلام والعلوم الحدیثة، قاهره، مکتبة القرآن للطبع والنشر والتوزیع،1404 ق.
موضوعات و بایستههای پژوهش در حوزه میان رشتهای قرآن و علوم، گروه قرآن و علم مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی، تنظیم: حسنرضا رضایی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
نقش قرآن در تحول فرهنگی و فرهنگ آفرینی، پایان نامه کارشناسی ارشد، امیر حسنین، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
وجوه من الاعجاز القرآنی، الدبّاغ، مصطفی، الاردن، مکتبه المنار، الطبعة الثانیة، 1405 ق - 1985 م، 192 ص.
آسمانهای هفتگانه، بلادی، سید عبدالعزیز، بیجا، مؤسسة مطبوعاتی عطایی، 1358 ش.
آغاز وفرجام جهان از نظر قرآن و علم، احمد مجلسی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
آفرینش جهان از دیدگاه قرآن کریم، خلیل، عماد الدین، قم، بینا، 1362 ش.
آموزههای تندرستی در قرآن، رضایی، حسن رضا، عطرآگین، قم، 1384، چ 1.
الآیات العجاب فی رحلة الانجاب، احمد حامد، دکتر حامد، دارالقلم، دمشق، 1996 م، الطبعة الاولی.
آیات پزشکی قرآن، حسن رضا رضایی، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش.
آیات قرآنیة فی مشکوة العلم، المحجری، د - یحیی، بیجا، المختار الاسلامی، بیتا.
آیات للموقنین، الصرایرة، محمد، الاردن، مکتبة المنار، 1405 ق.
آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مهران، جمال الدین حسین، مصر، مکتبة الأنجلو المصریة، 1992 م.
آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، حسین مهران، دکتر جمال
الدین، مکتبة الانحلو المصریة، قاهرة، 1992 م.
احادیث طبیه، محمدی ری شهری، محمد، انتشارات دارالحدیث، تهران.
استعانت از قرآن کریم در شفای جسمانی، نیکبخت نصر آبادی، علی رضا، نشر قبله، تهران، 1378، چ 1.
اسرار خوراکیها و زبان خوراکیها، جزایری، دکتر غیاث الدین، 1365 ش، بی نا، چاپخانه سپهر تهران.
اسرار و عجب، نوفل، عبد الرزاق، بیروت، دار الکتاب العربی.
اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، اسماعیل پاشا، دکتر عبدالعزیز، بی تا، ترجمه غلامرضا سعیدی، انتشارات برهان، بی جا.
اسلام و هیئت، شهرستانی، سید هبة الدین، 1356 ش، مطبعة الغری فی النجف.
الاسلام والاکتشافات الحدیثة، باقر، محمد امین، قم المطبعة العلمیة، 1412 ق.
اشارات اعجازآمیز قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، نشر معارف، 1384 ش، تهران.
الاشارات العلمیه فی القرآن الکریم، حافظ ابراهیم، المستشار مدحت، قاهره، مکتبة غریب، 1992 م.
الاطعمة القرآنیة غذاء ودواء، عبدالعزیز دکتر محمد کمال، بی جا، مکتبة القرآن، بیتا.
الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم الطب الوقائی، الشحات، علی احمد، القاهرة، المؤسسة العربیّة الحدیثة.
الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، دیاب، دکتر محمود، مطبوعات دارالشعب، قاهره، 1408 ق.
الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، محمد عبدالعزیز، دکتر عبد الحمید، بی تا، مکتبة ابن سینا، قاهره.
الاعجاز الطبّی فی القرآن والاحادیث النبویّة الرطب والنخلة، السعید، عبدالله
عبدالرزاق، جدّة، الدّار السعودیّة للنشر
الاعجاز الطبی فی القرآن، الجلیلی (دکتر سید)، دار و مکتبة الهلال، بیروت، 1987 م.
الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة، یاسین عبد القادر، حسین، مکتبة وهبة، قاهره، 1417 ق، الطبعة الاولی.
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ارناووط، محمد السید، بی تا، مکتبة مدبولی، قاهرة.
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، النجدی، دکتر حمید، مطبعة جوهر الشام، دمشق، 1414 ق.
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، سامی محمد علی، بی تا، دارالمحبة، بیروت دار النور، دمشق، 1416 ق.
اعجاز القرآن فی حواس الانسان (دراسة فی الانف و الاذن و الحنجره فی ضوء الطب و علوم القرآن و الحدیث)، عبدالعزیز دکتر محمد کمال، بی تا، مکتبة ابن سینا، مصر.
اعجاز القرآن فی خلق الانسان، عبدالعزیز دکتر محمد کمال، دراسة فی الانف والاذن والحنجرة فی ضوء الطب وعلوم القرآن والحدیث، القاهرة، مکتبة ابن سینا.
اعجاز القرآن فی وقایة الانسان، محمد سراج الدین زکریا، ا . د (السیدة اصلاح اسماعیل امین)، القاهرة، نهضة مصر، 1993 م.
الاعجاز الکونی فی القرآن، السیّد الجمیلی، قاهره، دار زاهد القدسی، 1988 م.
اعجاز علمی قرآن، معرفت، آیة الله محمد هادی (معاصر)، این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است و ما آن را نزد نویسنده محترم ملاحظه کردیم.
اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، نیازمند شیرازی، ید اللّه، شرکت چاپ میهن، 1335 ش، چ چهارم.
اعجازها و شگفتیهای علمی قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1386 ش، قم.
اکتشافات قرن بیستم (سیارات)، آسیموف، ایزاک، 1361 ش، ترجمه علیرضا توکلی صابری، شرکت سهامی انتشار، تهران.
الالوان فی القرآن الکریم، الهاشمی، عبدالمنعم، بیجا، دار ابن حزم، بیتا.
اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، پاک نژاد، دکتر سید رضا، کتابفروشی اسلامیه، 1350 ش.
اهداف و روششناسی آیات پزشکی، حسن رضا رضائی، مجله قرآن و علم، ش دوم.
باد و باران در قرآن، بازرگان، مهدی (1286 - 1373 ش)، تهران، به اهتمام سید محمد مهدی جعفری، شرکت سهامی انتشار، 1353 ه .
بررسی تناقض آیات طبّی با علوم پزشکی، دکتر حسین علایی، حسن رضا رضایی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
بررسی مباحث نظری روایات طب اسلامی، پایاننامه ارشد سید اعجاز حسین موسوی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
بررسی محیط زیست و عوامل تخریب آن از منظر قرآن و حدیث، پایاننامه ارشد محمد ابراهیم کریمی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر کاهش درد بیماران بعد از عمل جراحی شکم، نیکبخت نصر آبادی، علیرضا، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم پزشکی، تهران، 1373 ش.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن (دو جلد)، رضایی اصفهانی، محمد علی، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، قم، 1385 ش.
پیشگوییهای علمی قرآن، زمانی، مصطفی، انتشارات پیام اسلام، قم، 1350 ش.
تاریخ التنجیم عند العرب، شامی، یحیی، نشر عزّ الدین، 1414ق، چ اول.
تاریخ طب ایران پس از اسلام، نجم آبادی، محمود، دانشگاه تهران، 1366 ش.
التداوی بالقرآن، السلیم، محمد ابراهیم، بیجا، مکتبة القرآن، بیتا.
تذکرة الفقهاء ، العلامة الحلی: الطبعة القدیمة، الناشر المکتبة الرضویة لإحیاء الآثار الجعفریة.
التساؤلات الکونیة علی ضوء العلم والقرآن، ساعی، محمد یوسف، دمشق، دار المعرفة، 1415 ق.
تسعة عشر ملکاً بیان ان فریة الاعجاز العددی للقرآن خدعة بهائیة، ناجی محمد محی الدین، حسین، الزهراء للاعلام العربی، قاهره، 1405 ق.
تفسیر الآیات الکونیة، شحاته، عبدالله، بیجا، دارالاعتصام، بیتا.
تفسیر الآیات الکونیة فی القرآن الکریم، عشری، عبدالمنعم السیّد، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر، 1985 م.
التفسیر العلمی للآیات الکونیة فی القرآن، حامد أحمد، قاهره، 1980.
التفسیر العلمی للایات الکونیة فی القرآن، حنفی احمد، بی تا، دار المعارف، مصر.
تکوین الجنین فی القرآن، الطاهری، طارق شفیق، بغداد، مطبعة المعارف، 1358 م.
تکامل در قرآن، مشکینی اردبیلی، آیة الله علی، بی تا، ترجمه حسینی نژاد، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
تکامل در قرآن، نصر، سید حسین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1366.
تنبیه العقول الانسانیة لما فی القرآن من العلوم الکونیة والعمرانیة، المطیعی، محمد نجیب، حلب، مکتبة احمد ربیع، بیتا.
الجراد فی القرآن الکریم والعلم الحدیث، السیّد غنیم، کارم، قاهره، دار الصحوة للنشر والتوزیع، 1409 ق، 276 ص، این کتاب علاوه بر نویسنده فوق یک نویسنده دیگر دارد (عبدالعظیم محمد الجمال).
جلوههای اعجاز در قرآن کریم، عظیم زاده اردبیلی، فائزه، بیجا، سازمان تبلیغات اسلامی.
حقایق القرآن والعلم الحدیث، تحسین، عامر، عراق شرکة معمل ومطبعة الزهراء الحدیثة المحدودة، 1406 ق.
خدا و اختراعات از دیدگاه علم و قرآن، بی آزار شیرازی، عبدالکریم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ نهم، 1370 ش، پنج جلد.
خلق الانسان بین الطب والقرآن، البار، محمد علی، بی جا، الدار السعودیّة للنشر، بیتا.
خلق الانسان دراسة علمیة قرآنیة، طیره، عبدالفتاح محمد، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب، بی تا.
خلق السموات والارض فی ستة ایّام فی العلم والقرآن، عطیّه، حسن حامد، تونس، مؤسسات عبدالکریم بن عبدالله، 1992 م.
خلقت انسان از نظر قرآن، مصباح یزدی، محمد تقی (معاصر)، محمد تقی مصباح (محمود محمدی عراقی)، قم، انتشارات شفق.
خلقت انسان در بیان قرآن، سبحانی، ید اللّه، شرکت سهامی انتشارات، تهران، 1351 ش، چ سوم.
داروینیسم یا تکامل انواع، سبحانی جعفر، قم، انتشارات توحید، با مقدمه سید هادی خسرو شاهی، بیتا.
دانش عصر فضا، نوری، آیة اللّه حسین، نشر مرتضی، قم، 1370 ش.
در جستجوی خدا، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم.
درسهایی از ستارهشناسی، مدرسه ستارهشناسی مریلند، ترجمه امیر حاجی خداوریخان، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی علیه السلام، 1366ش.
دلیل الحیران فی آیات من القرآن، الحسینی، خلف محمد، قاهره، دارالنهضة مصر للطبع و النشر.
دوران تألیف، نجم آبادی، محمود، تصنیف کتب طبی در تمدن اسلامی، انتشارات دانشگاه تهران، 1375 ه. ش.
دین ارکان طبیعت، رهسپار، احمد، بیجا، کانون انتشارات شریف، بیتا.
راز آسمانهای هفتگانه، مرادی، ایمان، اصفهان، معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 1373 ش.
راههای خداشناسی در طبیعت، تجلیل، ابو طالب، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1372 ش، چ دوم.
رسالت قرآن در عصر فضا، حجازی، سید عبدالرضا، تهران، کانون انتشار، چ ششم، خرداد 1356 ش.
روشهای کشف آموزههای اقتصادی اسلام، یوسفی، احمد علی، مجله اقتصاد اسلامی، سال 6، تابستان 1385.
زمین در فضا، سبحانی، قریب، یعقوب پور، نشر آفتاب، 1363ش، چ اول.
زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، صادقی، دکتر محمد، بی تا، کتابفروشی مصطفوی بوذر جهرمی، تهران، چ دوم.
ساکنان آسمان از نظر قرآن، محمودی، عباسعلی، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1362 ش، چ چهارم.
السمع و البصر فی القرآن الکریم، سلامة، دکتر علی محمد، منشورات جمعیة الدعوة الاسلامیة العالمیة، طرابلس لیبی، 1986 م.
سنریهم آیاتنا، السّبیعنی، عدنان، بیروت (الدّار الشامیّه)، دمشق (دارالقلم)، 1413 ق.
شگفتیهای آیات پزشکی در قرآن، رضایی، حسن رضا، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، قم، 1387، چ 1.
شگفتیهایی از اعجاز در قرآن کریم، الفندی، دکتر محمد جمال الدین، ترجمه سید حسین میر دامادی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1371 ش.
الشمس والقمر بحسبان، عبدالجواد، احمد، دمشق، مطبعة محمد هاشم الکُبتی، 1405 ق.
شناخت مقدماتی ستارگان، حیدرزاده، توفیق، نشر گیتاشناسی، 1364 ش، چ اول.
طب اسلامی، ادوارد براون، مسعود رجب نیا، انتشارات بنگاه و نشر کتاب، تهران، 1337، چ 1.
الطب القرآنی غذاء ودواء، عبدالله، محمد محمود، بیروت، دارالکتب العلمیة، بیتا.
الطب القرآنی یعالج السحر والمسّ الشیطانی، سید محمود، محمد، بیجا، دار الندوة العالمیة.
الطب الوقائی فی الاسلام، العمید الصیدلی، عمر محمود عبدالله، شرکة معمل و مطبعة الزهراء الحدیثة، عراق، موصل، 1410 ق.
طب و دین، مجله پژوهش حوزه، سال پنجم، معاونت پژوهشی حوزه علمیه قم، ش 18 - 17.
الطبیعة فی القرآن الکریم، الزیدی، کاصد یاسر، عراق، وزارة الثقافة والاعلام دارالرشید للنشر، (المرکز العربی للطباعة والنشر، بیروت)، 1980 م.
عقاید داروین و دانش ژنتیک، باب الحوائجی، نصر الله، تهران، بحث نظریه اسلام.
العلوم الطبیعة فی القرآن، مروّه، یوسف، بیروت، منشورات مروّه العلمیّه، 1387 ق.
فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، حقیقی، ک، م، بی تا، انتشارات لوکس (نوید)، شیراز، ج 1.
فلسفه احکام، اهتمام، احمد، چاپخانه اسلام، اصفهان، 1344 ش.
قرآن بر فراز اعصار، نوفل، عبدالرزاق، قم، انتشارات نهضت، ترجمه و پاورقی از ابواالفضل بهرام پور و محمود شکیب با مقدمه یحیی نوری، 1349 ش.
القرآن معجزة المعجزات، دیدات، احمد، القاهره، مکتبة القرآن، بیتا.
قرآن و آخرین پدیدههای علمی، رضایی فر، مهندس جعفر، انتشارات فوژان، 1375 ش.
قرآن و اختراعات جدید، محمدی زنجانی، علی، قم، چاپخانه اسلام.
القرآن و الطب الحدیث، عبد الرضا علی، دکتر صادق، دار المورخ العربی، بیروت، 1411 ق.
القرآن و الطب، سلیمان، احمدمحمد، دار العودة، بیروت، 1981 م، الطبعة الخامسة.
القرآن و العلم الحدیث، حسب النبی، دکتر منصور محمد، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر، 1991 م.
القرآن و العلم الحدیث، نوفل، عبد الرزاق، دار الکتاب العربی، بیروت، 1404 ق.
القرآن و العلم، سلیمان، احمد محمد، دار العودة، بیروت، 1981 م، الطبعة الخامسة.
القرآن و المنهج العلمی المعاصر، الجندی، المستشار عبدالحلیم، قاهره، دارالمعارف، 1404 ق - 1984 م.
قرآن و بهداشت جنسی، حمید اکبری، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
قرآن و پدیدههای طبیعت از دید دانش امروز، نظیری، یحیی، تهران، سحاب کتاب، با مقدمه محمد تقی شریعتی، 1358 ش.
قرآن و تکامل، سحابی، یدالله، تهران، انتشارات راه امام.
قرآن و طبیعت، بی آزار شیرازی، عبدالکریم، تهران، انتشارات بعثت، 1352 ش، حداقل شش جلد آن چاپ شده است.
قرآن و علم امروز، الخطیب، عبدالغنی، 1362 ش، ترجمه دکتر اسد الله مبشری، مؤسسه مطبوعاتی عطایی، تهران. اصل کتاب تحت عنوان «اضواء من القرآن علی الانسان والنشأة الکون» در مکتبة دار الفتح، دمشق، 1390 ق، به چاپ رسیده است.
القرآن و علوم العصر الحدیثة، فوّاز عُراجی، ابراهیم، بیروت، دار النهضة العربیة، 1409 ق.
قرآن و علوم روز، افتخاریان، سید جواد، انتشارات افتخاریان، تهران، 1362 ش.
قرآن و علوم طبیعت، گلشنی، دکتر مهدی، نشر مطهر، تهران، 1375 ش.
قرآن و قانون تنازع بقا، طباطبایی، علامه محمد حسین، قم، انتشارات اهل بیت، 1360 ش.
قرآن و کتابهای علمی در رابطه هفت آسمان و هفت زمین و خلقت انسان، شهیدی، فضل الله، با مقدمه و اهتمام قاسم صافی، به ضمیمه سه مقاله دیگر، تهران، چاپ خواجه، 1360 ش.
قرآن و کیهانشناسی، سید عیسی مسترحمی، قم، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش.
قرآن و گیاهخواری، ایمانی راد، جمشید، تهران، چاپخانه سعید نو، 1398 ق.
قرآن و مسئلهای از حیات، مطهری، مرتضی (شهادت 1358 ش)، بیجا، بینا، بیتا.
قرآن و مکتب تکامل، عقاد، عباس محمود، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران، انتشارات اسلامی، 1358 ش.
قرآن و نجوم، سید عیسی مسترحمی، مجله قرآن و علم، ش دوم.
القرآن والعلوم الکونیّة، حکیمی، محمد رضا، مطابع دار القبس للصحافة والطباعة والنشر.
القرآن والعلوم، الدهان، سعید ناصر، کربلا، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1385 ق.
القرآن والعلوم، ناصر الدین، سعید، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، کربلاء، 1385 ق.
القرآن یتجلی فی عصر العلم، القمیحا، نزیه، دار الهادی، بیروت، 1417 ق.
القرآن یفک لِغز الارض، عبدالجبار، شاکر، بغداد، مطبعة اسعد، 1985 م.
قرآن، انسان و طبیعت، حکیمی، محمود، قم، مرکز انتشارات دار التبلیغ اسلامی.
قوانین الله ولیست قوانین الطبیعة، عفیفی، محمود سراج الدین، قاهره، دارالفکر العربی، چ دوم، 1979 م، 176 ص، و در چاپ دوم کلمه «آیات
التوحید» به عنوان اضافه شده است.
کشف الأسرار النورانیة فیما یتعلق بالأجرام السماویة،الاسکندرانی، محمد بن محمد، بی جا، بی تا.
الکون والأرض والانسان فی القرآن العظیم، اعرابی، عبدالحمید، دمشق - بیروت، دارالخیر، 1415 ق.
الکون والقرآن یبحث فی علم الفلک، حسن الحلبی، محمد علی، بغداد، مطبعة الجامعة، 1405 ق.
الکون والنسبیّة بین القرآن الکریم والنظریة، خیر الاحمر، عبدو محمد، دمشق، مکبتة الاسد، 1994 م.
الکون و الانسان بین العلم و القرآن، دفضع، بسّام، بی تا، مطبعة الشام، بی جا.
گذشته و آینده جهان، بی آزار شیرازی، عبدالکریم، انتشارات طباطبایی، قم، 1349 ش، چ دوم.
گیاهان در قرآن، حسین فاروقی، دکتر محمد اقتدار، ترجمه احمد نمایی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1374 ش، چ اول.
الله و قرآن از دیدگاه علم، باب السلام، دوشیزه م، تهران، مشعل آزادی، 1355 ش.
الله والعلم الحدیث، نوفل، عبد الرزاق، قاهره، مؤسسة دار الشعب، 1977 م.
الله والکون، الفندی، دکتر محمد جمال الدین، مصر، الهیئة العامة للکتاب، 1987 م.
مایر دگانی، ترجمه محمد رضا خواجهپور، نجوم به زبان ساده، نشر گیتاشناسی، 1382ش، چ دهم.
محی الدین العجوز، شیخ احمد، معالم القرآن فی عوالم الاکوان، دار الندوة الجدیدة، بیروت، 1407 ق.
مراحل رشد جنین از منظر قرآن، غلامرضا نور محمدی، مجله میان
رشتهای قرآن کریم، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
مطالب شگفتانگیز قرآن، نجفی، گودرز، نشر سبحان، تهران، 1377 ش.
مظاهر کونیّة فی معالم قرآنیّة، عبدالله، محمد محمود، بیروت، دار مکتبة التربیة.
مع الطب فی القرآن الکریم، دیاب، دکتر عبد الحمید و دکتر احمد قرقوز، مؤسسة علوم القرآن، دمشق ، الطبعة السابعة. و نیز تحت عنوان طب در قرآن، ترجمه علی چراغی، انتشارات حفظی بی تا، تهران، 1404 ق.
مع القرآن، فی الکون، الفندی، دکتر محمد جمال الدین، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب، 1992 م.
مع الله فی السماء، زکی، احمد، دار الهلال، این کتاب در کتابخانه مرکز فرهنگ قرآن قم موجود است.
معالم القرآن فی عوالم الأکوان، ابن العجوز، احمد محی الدّین، بی جا، دار الندوة الجدیدة، 1407 ق.
معجزات قرآن در عصر فضا و کامپیوتر، احمدی محمود، انتشارات مسعود احمدی، 1364 ش.
المعجزة العلمیة فیالقرآن و السّنة، عزین دانی (عبدالمجید الزندانی)، قاهره.
معجزة القرآن الکریم ، خلیفه رشاد، دارالعلم للملایین، بیروت، 1983 م، الطبعة الاولی.
المعجزة القرآنیة (الاعجاز العلمی و الغیبی)، هیتو، دکتر محمد حسن، موسسة الرسالة، بیروت، 1409 ق.
معجزة القرن العشرین فی کشف سباعیة و ثلاثیة اوامر القرآن الکریم، علیوی، ابن خلیفه، دارالایمان، دمشق، 1403 ق.
مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، بوکای، موریس، 1365 ش، ترجمه مهندس ذبیح الله دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چ سوم. و همین کتاب تحت عنوان «عهدین، قرآن و علم» توسط حسن حبیبی ترجمه
شده است انتشارات سلمان، 1375 ش، تهران. و نیز ترجمه عربی آن تحت عنوان «التوراة و الانجیل و القرآن و العلم الحدیث» توسط انتشارات دار الکندی، بیروت، 1398 ق. و نیز ترجمه عربی تحت عنوان «دراسة الکتب المقدسة فی ضوء المعارف الحدیثة» توسط دارالمعارف، قاهره، 1978 م. اصل کتاب تحت این عنوان است: بوکای، موریس، القرآن والعلم الحدیث، مصر، دارالطلائع، 1993 م.
ملامح کونیّة فی القرآن، عبدالجبار، شاکر، بغداد، مکتبة الشرق الجدید، 1985 م.
من اشارات العلوم فی القرآن الکریم، سید الاهل، عبدالعزیز، بیروت، دار النهضة الحدیثة، 1392 ق.
من الآیات العلمیة، نوفل، عبد الرزاق، قاهره - بیروت، دار الشروق، 1409 ق.
من الاعجاز البلاغی والعددی للقرآن الکریم، النجدی، ابوزهرا، الوکالة العالمیة للتوزیع، 1990 م.
من علم الطب القرآنی، الشریف، دکتر عدنان، دار العلم للملایین، بیروت، 1990 م.
من علوم الارض القرآنیة ( الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم)، الشریف، دکتر عدنان، 1994 م، دار العلم للملایین، بیروت، الطبعة الثانیة. من علم الفلک القرآنی (الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم)، بیروت، دار العلم للملایین، 1991 م.
المنظومات العددیة فی القرآن العظیم برهان احصائی فی احکام البناء القرآنی، بدران، مهندس مصطفی ابو سیف، مکتبة وهبة، قاهره، 1418 ق.
النحر الماد مّن البحر المحیط، ابوحیان الأندلسی، ویراستة ب. دینّاوی و ح. دینّاوی، دو جلد در سه مجلّد، بیروت، 1987.
نحل العسل فی القرآن والطب، علی البنبی، محمد، مصر، الأهرام التجاریة القاهرة، 1987 م.
نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، نصر، سید حسین، خوارزمی، تهران، 1359.
النظریه القرآنیة الکونیة حول خلق العالم، الجائی، سلیم، بیتا، مطبعة نضر، دمشق.
نظریه تکامل از دیدگاه قرآن، مهاجری، مسیح، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1363 ش.
نفحات من الاعجاز الطبّی فی القرآن الکریم، علی لفتة، جلیل، 1140 ق - 1990 م.
نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، راشدی، لطیف، نشر سبحان، تهران، 1377 ش.
النوم والارق والاحلام بین الطب والقرآن، شمسی باشا، حسّان، جدّة - السعودیّة، دار المنارة للنشر والتوزیع، 1411 ق.
الوان من اعجاز القرآنی، الاَمیری، محمد وفا، حلب، دارالرضوان، بیتا.
هفت آسمان و زمین، دکتر علیرضا رضایی، مجله قرآن و علم، ش دوم.
هفت آسمان، بهبودی، محمد باقر، تهران، کتابخانه مسجد جعفری قیطریه.
هیئت و نجوم اسلامی، زمانی قمشهای، علی، نشر سماء، 1381 ش، چ اول.
الآراء التربویة للعلماء المسلمین (آراء دانشمندان مسلمان در تعلیم وتربیت ومبانی آن)، الاعرافی، علیرضا، قم، دفتر همکاری حوزه ودانشگاه، ط 1، 1377.
آراء دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، رفیعی، بهروز، سمت، تهران، 1381.
آزادی سیاسی از دیدگاه قرآن، پایاننامه ارشد نصر الله نظری، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
آزادی سیاسی از منظر قرآن و اعلامیه حقوق بشر، پایاننامه ارشد ابوالقاسم محمد انور الکبیر، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
آسیبشناسی تفسیر و تفاسیر تربیتی قرآن، احمد ذبیح افشاگر، مجله قرآن و علم، ش سوم.
آموزههای قرآنی و نقش نورونهای آیینهای مغز در اثبات اثر مشاهده و نیت در ایجاد رفتار متقابل، فرانک فرزدی، اکرم جهانگیر، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
آواشناسی، حقشناس، علیمحمد، آگاه، 1369ش.
آیین معاشرت در اسلام، صحفی، سید محمد، کانون نشر معارف خوزستان، بیتا.
اخلاق مدیریت در اسلام، محمدی ری شهری، محمد، هدف، قم، 1369، چهارم.
اسلام پزشک بی دارو، امین شیرازی، احمد، دفتر انتشارات اسلامی، 1373 ش، چ هشتم.
اسلام و تربیت کودکان، بهشتی، احمد، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1372 ش، چ اول.
اسلام و چالش اقتصادی، چپرا، محمدعمر، مترجمان: میرمعزّی، هادوینیا، یوسفی و جهانیان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1384 ش.
اسلام و روانشناسی، بستانی، محمود، ترجمه محمود هویشم، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، چ دوم، مشهد: 1375 ش.
اصول بهداشت روانی، حسینی، ابوالقاسم، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، چ دوم، 1379ش.
اصول مدیریت از دیدگاه قرآن، صفر مراد حسین اف، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
اصول مدیریت سمت، رضائیان علی، تهران، 1365.
الاعجاز التربوی فی القرآن الکریم، رجب، مصطفی، 2006 م.
اقتراح مبانی و روششناسی تفسیر مدیریتی، دکتر سید صمصام الدین قوامی،
امیر لطفی و دکتر محمدعلیرضایی اصفهانی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
اقتراح مفهومشناسی و روششناسی تفسیر تربیتی قرآن، علیرضا اعرافی، علی همتبناری و محمد علی رضایی اصفهانی، مجله قرآن و علم، ش سوم.
اقتصادنا: محمد باقر الصدر، المجمع العلمی للشهید الصدر، قم، 1408ه . ق.
امدادهای غیبی در زندگی بشر، مطهری، مرتضی، صدرا، تهران، 1372، چ ششم.
انسان پیش از تاریخ (پیدایش انسان)، رهبری، احمد، از مجموعه دانستنیهای قرآن، انتشارات مارلیک، تهران، 1374 ش.
اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، دوست محمدی، هادی، و نیز غباری تباب، باقر و دیگران، دفتر نشر نوید اسلام، قم 1376 ش.
اهداف و انگیزهها، نظام اقتصاد اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی، 1387 ش.
ایمان مذهبی به عنوان یکی از عوامل کاهش دهنده شدت و دوره سوگ، شاه محمدی، دکتر داود، 1376 ش، مجموعه چکیده 40 سخنرانی، همایش نقش دین در بهداشت روان، ش 31، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
باورهای مذهبی و اثرات آنها در بهداشت روان، غباری ثباب، دکتر باقر، 1376 ش، فصلنامه اندیشه و رفتار (مجله روانپزشکی بالینی)، ش 9 - 10.
بررسی تأثیر آموزش آموزههای قرآن بر بهبود پذیرش اجتماعی، بهرام صالح صدق پور، مجید محمودیان، حمیدرضا سلمانیان، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
بررسی تطبیقی روشهای تربیت کودک از منظر قرآن و حدیث و علوم تربیتی (7 سال نخست)، مراد الگون، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
بررسی رویکردهای نظری به مدیریت اسلامی، سید کاظم چاووشی، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
بهداشت روان در اسلام، صانعی، سید مهدی، بوستان کتاب، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چ اول، 1382 ش.
بهداشت روان در قرآن، دکتر احمد صادقیان، مجله قرآن و علم، ش دوم.
بهداشت روانی، شاملو، سعید، تهران، رشد، چ سیزدهم، 1378ش.
بهداشت روانی، گنجی، حمزه، تهران، ارسباران، بهار 1378ش.
پدیدهشناسی فقر و توسعه، دفتر تبلیغات اسلامی، شعبهی خراسان، بوستان کتاب، قم، 1380 ش.
پیامدهای روانشناختی و جامعهشناختی حسن خلق در قرآن و سنت، اسعد علی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
پیش نیازهای مدیریت اسلامی، مصباح یزدی، محمد تقی، انتشارات آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 1379، چ اول.
پیشفرضها و مبانی مطالعات مدیریتی قرآن، دکتر سید رضا مؤدب، امیر علی لطفی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
تاثیر تلاوت قرآن بر کاهش اضطراب و افسردگی، یوسفی لویه، مجید، و فاطمه حسن پور، 1376 ش، خلاصه مقالت همایش نقش دین در بهداشت و روان، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
تربیت از دیدگاه وحی، عبد المجید رشید بور، مؤسسة دین ودانش، قم 1363ش.
تعامل فقه وتربیت: علی همت بناری، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی، 1383.
التعبیر الفنی فی القرآن، شیخ امین، بکری، بی جا، دار الشروق، 1973 م.
التفسیر التربوی للقرآن الکریم، الباز انوار، دار النشر للجامعات مصر 1428، اول.
تفسیر تربیتی سورهی حمد، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، مجله قرآن و علم، ش سوم.
تمهید لمبانی التفسیر التربوی، دکتر سید رضا مؤدب و هاشم ابوخمسین، مجله قرآن و علم، ش سوم.
توسعه اقتصادی از دیدگاه قرآن، عبدالخالق کریمی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
جامعهشناسی انحرافات، شیخاوندی، داور، چاپ دقت، نشر مرندیز، 1373ش، چ سوم.
جزوات روانشناسی، ایمانیان، شهین، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ش 13.
جن و شیطان، دست داده، زین العابدین، مجتمع هنری شهید مصلینژاد، جهرم، 1377 ش.
حقوق اقتصادی زن در قرآن و روایات، سورابی فوسینی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
خانواده در قرآن، بهشتی، احمد، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول، تهران، 1373ش.
خانواده و تربیت کودک، قائمی، علی، انتشاارت دار التبلیغ، قم، بیتا.
خانواده و خانواده درمانی، مینو چین، امیرکبیر، تهران، 1380ش.
خدا و انسان در قرآن، ایزوتسو، توشیهیکو، ترجمه احمد آرام، شرکت انتشار، تهران، 1361.
خصائص المنهجالتربوی فی القرآن وطرقه، الدکتور السیدنذیر یحیی الحسنی، مجله قرآن و علم، ش سوم.
خواطر و تأملات فکریة بین الأدب والعلم والقرآن، شریف عبدالکریم، د، مصر، اخبار الیوم ادارة الکتب والمکتبات، 1408 ق.
درآمدی بر اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، چاپ سلمان فارسی، 1363 ش.
درآمدی بر روششناسی علم اقتصاد، دادگر، یدالله، نشر نی، 1384، چ اول.
درمان بحرانهای روحی از دیدگاه قرآن، پایاننامه کارشناسی ارشد، محمد هادی قربانی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
دعا درمانی، لیلا اتفاق، کامران آزما، اکرم جهانگیر، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
دیباچهای بر مدیریت اسلام، جمعی از نویسندگان، سازان تبلیغات اسلامی، 1371، چ اول.
رابطه قرآن و آزادی و چالشهای آن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
رابطه قرآن و دانش فقه، دکتر محمد فاکرمیبدی، مجله قرآن و علم، ش اول.
روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، بیریا، ناصر و دیگران، انتشارات سمت، تهران، 1375، چ اول.
روششناسی تفسیر تربیتی قرآن، محمد احسانی و علی همت بناری، مجله قرآن و علم، ش سوم.
روششناسی تفسیر حقوقی قرآن، دکتر میرخلیلی و حمید رضا نوری، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
روششناسی تفسیر قرآن، بابایی، علی اکبر و دیگران، الهادی، قم، 1379، چ اول.
روششناسی مطالعات اقتصاد اسلامی با تأکید بر مطالعات قرآنی، دکتر مهدی رستمنژاد و سید مفید حسینی کوهساری، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
سیری در اندیشه سیاسی عرب، عنایت، حمید، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1385، چ ششم.
سیمای تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از منظر قرآن، فائق ولیاف، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
شاخصهای توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام، محمد جمال خلیلیان، مرکز انتشارات مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی، قم، 1384 ش.
شیوه همسرداری، فضل الله، محمد حسین، انتشارات پیام آزادی، چ اول، تهران، 1373ش.
الصحة النفسیه فی القرآن و السنة «بهداشت روانی»، سید لیث حیدری، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد، کواکبی، عبدالرحمن، حلب، طبع حلب،1957 م.
علم النفس الاجتماعی، د. أحمد عبد العزیز سلامة، د. عبد السلام عبد الغفار، دار النهضة العربی، القاهرة 1972م.
غایة حیاة الانسان کما یصوّرها الدین والعلم، العک، خالد عبدالرحمن، بی جا، دار الالباب، بیتا.
فقر و غنا در قرآن، شاکر، محمد کاظم، نشر رایزنان، چ اول، تهران، 1378ش.
فلسفه تربیتی اسلام، الجمالی، محمد فاضل، ترجمه غلام رضا سعیدی، انتشارات بعثت، تهران، 1354.
فمنیسم از دیدگاه قرآن، حسین رحیمی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
القرآن فی ضوء الفکر المادی الجدلی، عیتانی، محمد، بیروت، دار العودة، چ دوم، 1981 م.
قرآن کریم از نظر موازین بهداشتی جدید، اعرابی واعظ، سید اسماعیل، تهران، انتشارات کتابفروشی و چاپخانه تابان، 1346 ش.
قرآن و بهداشت روان، دکتر احمد صادقیان، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1386 ش، قم.
قرآن و روانشناسی، نجاتی، محمد عثمان، ترجمه عباس عرب، بنیاد پژو هش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1369، چ دوم.
قرآن و نظام توزیع ثروت، دکتر مهدی رستم نژاد، مجله قرآن و علم، ش دوم.
قرآن وحقوق، عباس نژاد، محسن، و جمعی از نویسندگان، بنیاد پژوهشهای قرآنی مشهد، 1385، چ اول.
قلمرو تفسیر تربیتی، غلامحسین ناطقی، مجله قرآن و علم، ش سوم.
قواعد التفسیر التربوی للقرآن الکریم، دکتر محمد فاکر میبدی، احمد ازرقی، مجله قرآن و علم، ش سوم.
کلیات روانشناسی، قلی زاده، فرض الله، نشر احرار، تهران، بی تا، اول.
الکون و الانسان بین اسلام و القرآن، بسام دفضع، مطبعة الشام، بیجا، بیتا.
کودک از نظر وراثت و تربیت، فلسفی، محمد تقی، تهران: نشر معارف اسلامی، بیتا.
گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، شرقاوی، محمد حسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366ش.
ماهیت و ساختار اقتصاد اسلامی، یوسفی، احمد علی، مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه.
مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه سازمان سمت، 1371 ق.
مبانی تربیت از دیدگاه قرآن، بهشتی، محمد، سازمان اتشارات فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1386.
مبانی حقوق بشر، حقیقت، صادق، پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1381، چ اول.
مبانی معناشناسی نوین، شعیری، حمیدرضا، انتشارات سمت، تهران، 1381ش.
مبانی و اصول علم اقتصاد، دکتر یدالله دادگر، دکتر تیمور رحمانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1380 ش.
مثبت اندیشی از نگاه قرآن و روایات، روح الله کیا، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
مجموعه علمی تخصصی در زمینه علوم انسانی معرفت، قم - مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، س پنجم، ش 1.
مجموعه مباحثی از مدیریت در اسلام، نقی پورفر، ولی الله، مرکز
مطالعات و تحقیقات مدیریت اسلامی، تهران، 1382، اول.
مجموعه مقالات اسلام و بهداشت روان، دفتر نشر معارف، 2 مجلد، 1382، چ 1.
مجموعه مقالات همایش بین المللی بررسی اندیشههای اقتصاد شهید صدر.
مدیریت از منظر کتاب و سنت، قوامی، سید صمصام الدین، دبیرخانه مجلس خبرگان، قم، 1382، چ اول.
مدیریت اسلامی، افجهای، سید علی اکبر، واحد فوق برنامه بخشی فرهنگی دتفر مرکزی جهاد دانشگاهی، 1364، چ اول.
مدیریت در اسلام، جمعی از نویسندگان، زیر نظر سید مهدی الوانی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، 1384، چ سوم.
مدیریت گزینش از منظر قرآن و حدیث، پایاننامه ارشد سید محبوب حسینی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
مدیریت و فرماندهی در اسلام، مکارم شیرازی، ناصر، هدف، قم، 1369، چ چهارم.
مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، پروفسور خورشید احمد، ترجمه: محمد جواد مهدوی، آستان قدس روضی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1374، چ اول.
مطهرات در اسلام، بازرگان، مهدی (1286 - 1373 ش)، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1333 ش، چ دوم.
مقایسه ویژگیهای مدیریت از دیدگاه قرآن کریم با دیدگاه مدیریت از تئوریهای غربی، علی نجات بخش اصفهانی، بهاره شهریاری، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، کاتوزیان، دکتر ناصر، شرکت سهامی انتشار، 1379ش، چ27.
مقدمه علم حقوق، کاتوزیان، ناصر، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1379،
چ بیست و هفتم.
مقدمهای بر روانشناسی، ترجمه: محیالدینبناب، مهدی، دانشگاه پیام نور، تهران، 1378 ش، چ اول.
مقدمهای بر معرفتشناسی علم اقتصاد، غنینژاد، موسی، مؤسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه، تهران، 1376 ش.
مکتب و نظام اقتصادی اسلام، هادوی تهرانی، مهدی.
مناسبات انسانی در مدیریت اسلامی، حسینی سیاهپوش، سید محمود، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیتا، چ اول.
منهج التربیة الإسلامیة، محمد قطب، بیروت، دار الشروق، 1401ه - 1981م.
منهج التربیة فی التصور الإسلامی، علی أحمد مدکور، دار الفکر العربی، القاهرة، الطبعة الأولی، 1422ه - 2002م.
موانع تربیت در قرآن و راهکارهای برخورد با آن، کارشناسی ارشد علی عباس، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
موسیقی در تاریخ و قرآن، اسماعیل پور، علی، تهران، انتشارات ناس، 1368 ش.
نخستین تفسیر تربیتی، میرزاخانی، حسین، مرکز انتشارات تبلیغات اسلامی قم، 1369، چ اول.
النظام التربوی فی الاسلام: باقر شریف القرشی، الطبعة الاولی، شریعت، قم، 1427ه . ق.
نظام تشویق و تنبیه در قرآن و سنت، کارشناسی ارشد شبررضا، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
نظام حقوق زن در اسلام، مطهری، مرتضی، تهران، 1369، چ چهاردهم.
نظام حقوقی اسلام، قنواتی، جلیل، اسماعیلیان، قم، 1377، چ اول.
نظریه خانواده درمانی مینو چین با دیدگاه اسلام در باب خانواده، سالاریفر، محمدرضا، پایاننامه کارشناسیارشد، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379ش.
نظریهپردازی اقتصاد اسلامی، آقانظری، حسن، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انتشارات سمت، 1385، چ اول.
نقش باورهای دینی در مدیریت، محسن ملاکاظمی، مجله قرآن و علم، ش چهارم.
نقش ترتیب نزول در تفسیر تربیتی قرآن، عبدالکریم بهجت پور، مجله قرآن و علم، ش سوم.
نقش دین در خانواده، احسانبخش، صادق، نشر جاوید، رشت، 1374ش.
نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، باقری، خسرو، انتشارات مدرسه 1372، چ سوم.
نگرشی بر اقتصاد اسلامی، دادگر، یدالله، پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، 1378، چ اول.
نگرشی بر مدیریت اسلامی، تقوی دامغانی، سید رضا، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1369، چ دوم.
نگرشی بر مدیریت در اسلام، جمعی از نویسندگان، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1372، چ اول.
همزیستی مسالمت آمیز ادیان از دیدگاه قرآن و حدیث، هادی حسن رضوی، مدرسه عالی امام خمینی رحمه الله.
الاعجاز العددی للقرآن الکریم، نوفل، عبد الرزاق، مطبوعات الشعب، قاهرة، الجزء الاول، 1409 ق، الطبعة الثالثة.
الاعجاز حدثیه وعلمّیه ورقمیّه فی القرآن، ابوالسعود، دکتررفیق، دارالمعرفة، دمشق، 1410 ق.
اعجاز عددی قرآن کریم و ردّ شبهات، احمدی، محمود، انتشارات مسعود احمدی، بی جا، 1371 ش.
اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، یزدانی، عباس، کیهان اندیشه، ش 67، مؤسسة کیهان، قم، 1375 ش.
اعجاز قرآن، خلیفه رشاد، 1983 م، ترجمه سید محمد تقی آیت اللهی، تحلیل آماری حروف مقطعه، دانشگاه شیراز، 1365 ش.
اعجازات حدیثة علمیة و الرّقمیة فی القرآن، أبوالسّعود، بیروت، 1991.
الریاضیات فی القرآن الکریم، خلیفه، خلیفه عبدالسمیع، قاهره، مکتبة النهضة المصریة، 1987 م.
عقل و عقلگرایی در فلسفه و قرآن، نفیسه امیری، عبدالحسین خسروپناه، فصلنامه تخصصی سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، ش 2.
القرآن علی ضوء العقل، القیشاوی، عبدالله، مصر، بیتا، بینا.
Deyond Probility - God's Massage In Mathematice.
Quran Visual Presen Tation of The Miracle.
The bible the Quran and science: Maurice Bucaille.
The Quran: an Encyclopedia Oliver Leaman.
الف: سایتهایی که مستقیماً به تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن میپردازد.
www.55a.net موسوعة الاعجاز العلمی فی القران و السنه
www.afkaar.com افکار علیمة
www.aksharemazhabi.blogfa.com اسلام، قرآن، اعجاز
www.askguran.ir کانون گفتمان قرآن
www.kaheel7.com عبد الدائم الکحیل
www.maknoon.com مکنون الاعجاز العلمی فی القرآن
www.miracleofguran.net پژوهشکده اعجاز قرآن
www.Miracweb.net شبکة الاعجاز فی القرآن والسنة
www.nooran.org / نوران رابطه العالم الاسلامیه
www.Zelnaggar.com الاعجاز العلمی فی القران والسنة
ب: برخی از سایتها که به صورت فرعی به تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن میپردازد.
www.aftab.ir/
www.al3beer.com/
www.alalamonline.ne -
www.alejaz.net-
www.al-hodaonline.com/
www.aljazeera.net
www.al-tef.com/
www.alwarag.net/
www.andisheqom.com/.
www.arrouiah.com/
www.asemaneazim.com
www.cqcs.ir/
www.daneshnameh.roshd.ir..
www.ebnmaryam.com/
www.edunews.ir
www.elnaggarzr.com/
www.emad.ir/
www.geocities.com/
www.goonagoon.org/
www.hawaaworld.com...
www.hawzah.net/ /.../
www.hespress.com/...
www.iqra-ta.tk
www.iranclubs.org/
www.iranculture.org/
www.islam-pdf.blogfa.com/
www.islampedia.com
www.jasas.net/vb
www.lakii.com/
www.loot.ir
www.m12c.com/v
www.m12s.com/v
www.old.qom.ac.ir
www.old.qom.ac.ir
www.p-khorshid.ir
www.porsemanequran.com
www.quran.sbu.ac.ir/
www.rahpouyan.com
www.rasoolnoor.com
www.roshd.org/...
www.sasad.fatehnet.net..www
www.sceince4islam.com
www.sez.ae/vb
www.sunni-news.com/?p 127
www.tasabeeh.com
www.tebyan.net/
www.yaahi.com
www.yeganehmonji.blogfa.com/-
ابن سلیمان الخطابی البستی، تحقیق محمد خلف الله احمد رود - محمد زغلول سلام، ثلاث رسائل فی الاعجاز القرآن، الرسالة الاولی الفطائی، دارالمعارف، مصر - القاهرة، 1976 م، رقم الطبعة 3.
ابن فارس بن زکریا، أبی الحسین أحمد، معجم مقاییس اللغة، المحقق، عبد السلام محمد هارون، اتحاد الکتاب العرب، بی جا، 1423ق.
احصاءالعلوم، فارابی، محمد بن محمد، ترجمه حسین خدیوجم، انتشارات علمی و فرهنگی، 1364، چ2.
احیاء العلوم (الاحیاء)، ابوحامد غزالی، بیروت، دارالمعرفة، 1402 ق، چهار جلدی.
اریک اوبلاکر، فیزیک نوین، ترجمه بهروز بیضایی، نشر قدیانی، بیجا، 1370ش.
استفن ویلیام هاوکینگ، تاریخچه زمان، ترجمه حبیب الله دادفرما، نشر کیهان، تهران، 1375ش.
اصول التفسیر و قواعده، العک، خالد عبدالرحمن، دار النقاش، دمشق، 1414ه، ط3.
اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، قم، دفتر نشر فرهنگ اهل البیت، چاپ اسلامیه، 1361 ش، 4 جلدی.
اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب (م 1411 ق)، انتشارات اسلام، تهران، 1378 ش.
الاعجاز التربوی فی القرآن الکریم، دکتر مصطفی رجب، انتشارات جدارا للکتاب العالمی، اردن، 2006 م.
اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، اثر یدالله نیازمند شیرازی، چاپ چهارم شرکت چاپ میهن سال 1335.
اعجاز قرآن، سید رضا مؤدب، احسن الحدیث، قم، چاپ اول، 1379.
اعجاز قرآن، سید محمدحسین طباطبایی، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، قم، 1362 ش.
آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن، زندگینامه شیخ طوسی، فرهنگستان ادب و هنر ایران، تهران، 1360.
امین، احمد، راه تکامل، بی تا، ترجمه بهشتی، لاری و امامی، انتشارات دار الکتب الاسلامیة، هفت جلدی.
انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، دلیس اولیری ترجمه احمد آرام، نشر دانشگاهی، چاپ دوم، 1374.
انجمن مقدس ایران (ناشر)، کتاب مقدس، تهران، انجمن کتاب مقدس ایران، 1987 م و 1932 م، شامل تورات و انجیل و کتابهای مقدس یهودیان و مسیحیان، 421 ص.
اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، پاک نژاد، دکتر سید رضا، کتابفروشی اسلامیه، 1350 ش.
ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1362 ش.
باد و باران در قرآن، بازرگان، مهدی (1286 - 1373 ش)، تهران، به اهتمام سید محمد مهدی جعفری، شرکت سهامی انتشار، 1353 ه .
بحارالانوار، مجلسی، علامه محمد تقی، 1385 ش، المکتبة الاسلامیة، تهران، 110 جلد.
برهان رسالت، جعفر سبحانی، انتشارات کتابخانه صدر، تهران، 1398ق.
البرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، بدر الدین محمد بن عبداللَّه، دار المعرفة، بیروت، چهار جلد، 1410 ق.
بلاذری، ابوالحسن، فتوح البلدان، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1978م.
بهبودی، محمد باقر، هفت آسمان، تهران، کتابخانه مسجد جعفری قیطریه، 106 ص.
بو علی سینا، شیخ الرئیس، رسائل ابن سینا، طبع هندی، بیتا.
البیان فی تفسیر القرآن، خوئی، آیة الله سید ابو القاسم، المطبعة العلمیة، قم، 1394 ق.
پرتوی از قرآن، طالقانی، سید محمود، شرکت سهامی انتشار، تهران، چهارم، 1362 ش.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، انتشارات کتاب مبین، 1380ش.
پوپر، کارل ریموند، حدسها و ابطالها، ترجمه احمد آرام، تهران، انتشار، 1368.
پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علیاکبر ولایتی، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1382، چاپ اول.
پیشگوییهای علمی قرآن، زمانی، مصطفی، انتشارات پیام اسلام، قم، 1350 ش.
تاریخ علوم در اسلام، سید حسن تقی زاده، تهران، فردوسی، 1379.
تاریخ علوم، پی یر، روسو، مؤسسهی انتشارات امیر کبیر، تهران چاپ چهارم، ترجمه چاپ چهل و دوم کتاب، 1344 ش.
تاریخ نگارشهای عربی، فوائد سزگین، پزشکی، تهران، 1380.
التبیان فی التفسیر القرآن، الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن (385 - 460 ق)، النجف، المطبعة العلمیة، 1376 ق - 1957 م، ده جلد.
تحریر الوسیله، امام خمینی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1366 ش.
التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، ایران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، الطبعة الاولی، 1371 ش.
التفسیر و المفسّرون ، ج2 ، ص 491-494 ، چاپ دوم ، سال 1976 م (چاپ دار الکتب الحدیث ، با تلخیص، ترجمه و تصرّف در عبارات).
تفسیر الجواهر فی تفسیر القرآن، طنطاوی جوهری، بی جا، دارالفکر، بی تا، 13 جلدی.
تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، محمد صادقی تهرانی، تهران، انتشارات فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 30 جلدی، 1406 ق.
تفسیر القرآن الکریم الشهیر بتفسیر المنار، محمد رشید رضا، بیروت، دارالمعرفة الطبعة الثالثة، بی تا، 12 جلدی.
تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1379 ش، چاپ سوم.
تفسیر صافی، کاشانی، محمد محسن فیض، 1402 ق، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، الطبعة الثانیة، 5 جلدی.
تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، جعفر سبحانی، قم، انتشارات موسسه نشر و تبلیغ کتاب، 1364.
تفسیر فی ظلال القرآن، سید قطب، بیروت داراحیاء الثراث العربی، الطبعة الخامسة، 1386 ق.
تفسیر مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی (امین الاسلام)، تهران، المکتبة الاسلامیه، 1395 ق.
تفسیر منهج الصادقین، کاشانی، ملافتح الله، کتابفروشی اسلامیه، تهران، 1346 ش.
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374.
التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، محمدهادی معرفت، مشهد، الجامعة الرضویة للعلوم الاسلامیة، 1418 ق.
التفسیر و المفسّرون، دکترمحمدحسین ذهبی، دارالکتب الحدیث، چاپ دوم، 1976 م.
التوراة و الانجیل و القرآن و العلم الحدیث»، انتشارات دار الکندی، بیروت، 1398 ق.
جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمن، درالفکر العربی، قاهره، مصر، 1419ق.
جواهر القرآن، تألیف ابوحامد غزالی، چاپ بیروت، المرکز العربی للکتاب، دمشق، بیروت.
جواهر الکلام، الشیخ محمدحسن النجفی، التحقیق: عباس القوچانی، دارالکتب الاسلامیة، آخوندی، الطبعة الثالثه، 1367 ش.
الجواهرفیتفسیر القرآن، طنطاوی جوهری، بیجا، دارالفکر، بیتا، 13جلدی.
جین دمن مک اولیف (سرویراستار)، دائرة المعارف قرآن لیدن، انتشارات بریل، (لیدن) هلند.
چیستی علم، آلن اف چالمرز، مترجم: سعید زیبا کلام، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.
حلبی، علی اصغر، تاریخ نهضتهای دینی سیاسی معاصر، تهران، انتشارات بهبهانی، 1371ش.
خرم شاهی، بهاء الدین. تفسیر و تفاسیر جدید، چاپ اول انتشارات کیهان 1364.
الخطیب، عبدالغنی، قرآن و علم امروز، ترجمه: مبشری، اسدالله، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران، 1362ش، چ اول.
خلقت انسان در بیان قرآن، سبحانی، ید اللَّه، شرکت سهامی انتشارات، تهران چاپ سوم، 1351 ش.
در آمدی بر تفسیر علمی قرآن، رضایی اصفهانی، محمد علی، انتشارات اسوه، قم، 1365 ش.
دراسات حول الاعجاز البیانی فی القرآن، المحمدی عبدالعزیز الحناوی، دارالطباعة المحمدیة، قاهره، 1404ق.
دراسة الکتب المقدسة فی ضوء المعارف الحدیثة، دار المعارف، قاهره، 1978 م
درسنامه روشها و گرایشهای تفسیر قرآن (منطق تفسیر قرآن)، محمدعلی رضاییاصفهانی، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، 1382 ش.
الدروس الدینیه، عبدخدایی، غلامحسین، تهران، 1386ق.
دفضع، بسام، الکون والانسان بین العلم والقرآن، سوریه، مطبعة الشام، 1411 ق.
دیمتری گوتاس، تفکر یونانی فرهنگ عربی، ترجمه محمد سعید حنائی کاشانی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1381.
رابطه علم و دین، سر فرازی، عباسعلی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1364 ش.
راز آسمانهای هفتگانه، مرادی، ایمان، اصفهان، معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 1373 ش.
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، المکتبةالرضویه، تهران، 1332 ش.
رجایی، سید محمد کاظم، معجم موضوعی آیات اقتصادی قرآن، چاپ اول، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، بهار 1382ش.
رجبی، محمود، روششناسی تفسیر قرآن، نشر سمت، چاپ اول، 1379 ش.
رضائی فر، مهندس جعفر، 1375 ش، قرآن و آخرین پدیدههای علمی، انتشارات فوژان.
رفیعی محمدی، دکتر ناصر، تفسیر علمی قرآن، دو جلدی، انتشارات فرهنگگستر، 1379 ش.
زمخشری، محمود ابن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، نشر دار الکتب العربی، 1407ق.
زنده جاوید و اعجاز جاویدان، سادات، محمد علی، انتشارات فلق تبریز، 1357.
زیدان، جرجی، بی تا، تاریخ التمدن الاسلامی، دارالمکتبة الحیاة، بیروت، پنج جلد در دو مجلد.
سبحانی جعفر (معاصر)، داروینیسم یا تکامل انواع، قم، انتشارات توحید، با مقدمه سید هادی خسرو شاهی، بیتا، 159 ص.
سبزواری، حاج ملا هادی (متولد 1212 ق)، شرح منظومه، ایران، انتشارات دار العلم، بیتا،
السکاکی (م 567 ق)، مفتاح العلوم، دارالکتب العلمیة، بیروت - لبنان، 1407 ه - 1987 م، الطبعة الثانیة.
السیوطی، الإتقان فی علومالقرآن، دارالفکر بیروت - لبنان، 1416-1996م، الطبعة الأولی.
سیاسی، علی اکبر، مبانی فلسفه، تهران، دانشگاه تهران، 1336.
سیر تدوین و تطور تفسیر علمی قرآن، رفیعی محمدی، ناصر، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386، چ اول.
السیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، دار الفکر بیروت - لبنان، الطبعة: الأولی، سنة الطبع: 1416 - 1996م.
سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر، الاکلیل فی استنباط التنزیل، 1405 ق.
الشاطبی، أبو سحاق؛ الموافقات فی أصول الشریعة، بیروت، المکتبة العصریة، 1423ق / 2003م.
الشرتوتی اللبنانی، السعید سعید الخوری، اقرب الموارد فی فصع العربیه والشوارد، کتابخانه عمومی آیت الله العظمی مرعشی نجفی، قم 1403ق.
شرح الاصول الخمسه، للقاضی عبد الجبار، مکتبة وهبة، القاهره 1416 ه - 1996 م.
شعرانی، ابوالحسن، نثر طوبی یا دائرة المعارف قرآن مجید، الاسلامیة، تهران، 1386.
شهرستانی، سید هبة الدّین، (الاسلام والهیئة) اسلام و هیئت، ترجمة سید هادی خسرو شاهی، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم.
الشیرازی، صدر الدین محمد؛ تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ط2، 1419ق / 1998م.
شیعه پایهگذار علوم اسلامی، آیت الله سید حسن صدر - ترجمه سید محمد مختاری، انتشارات کتابخانه بزرگ اسلامی 1354.
صافی گلپایگانی، لطف الله، به سوی آفریدگار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1370 ش.
صدر، الاسس المنطقیه للاسنقراء، بیروت، دارالمتعارف للمطبوعات الطبعة الرابعة، 1402 ق، 479 ص.
صفا، ذبیح الله، تاریخ علوم عقلی در ایران، انتشارات دانشگاه تهران، 1336.
طباطبایی، محمد حسین؛ قرآن در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1361ش.
طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد، کواکبی، عبدالرحمن، حلب، طبع حلب،1957 م.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ اول، نشر صدوق، 1417 ه ق.
عثمان نجاتی، محمد، قرآن و روانشناسی، ترجمه عباس عرب، آستان قدس رضوی، چاپ چهارم، مشهد، 1377ش.
عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415 ق.
عضد الدین ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف، الشریف الرضی، قم، 1412ق.
علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان، آلدومیه لی، ترجمه: محمد رضا شجاع رضوی - دکتر اسدالله علوی، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول آبان 1371.
العلوم الطبیعة فی القرآن، مروّه، یوسف، بیروت، منشورات مروّه العلمیه، 1387 ق.
علوم القرآن، حکیم، سید محمدباقر، 1417 ق، مجمع الفکر الاسلامی، الطبعة الثالثة.
العلوم فی القرآن، محمد جمیل الحبّال، مقداد مرعی الجواری، دارالنفاس، بیروت، چاپ اول، 1418 ه 1998 م.
علوی مهر، حسین، روشها و گرایشهای تفسیری، چاپ اول، 1381.
عمر ابو حجر، احمد، التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، بیروت - دمشق، دار قتیبة، 1411 ق - 1991 م، 563 ص.
عمید زنجانی، عباسعلی (معاصر)، مبانی و روشهای تفسیری، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1366ش.
عهدین، قرآن و علم، ترجمه حسن حبیبی، انتشارات سلمان، 1375 ش، تهران.
غزالی، محمد، الاقتصاد فی اصول الاعتقاد، بیتا، بیجا.
فخر الدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1420 ق، چ سوم.
الفرقان و القرآن، عبدالرحمن العک، شیخ خالد، الفرقان و القرآن، الحکمة للطباعة والنشر، سوریه، 1414 ق.
فرهنگ دانستنیها، نژد، محمد، جهان دانش، انتشارات بنیاد، چاپ هفتم، 1374 ش.
فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، حقیقی، ک، م، بی تا، انتشارات لوکس (نوید)، شیراز، ج 1.
فهد بن عبدالرحمن بن سلیمان، اتجاهات التفسیری القرن الرابع عشر، الرومی، عربستان سعودی، الطبعة الاولی، بی نا، 1407 ق، سه جلدی.
فیض کاشانی، محمد بن مرتضی، محجة البیضاء، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1383 ق.
قاضیزاده، کاظم، سیاست و حکومت در قرآن، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1384.
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرسی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1361 ش.
القرآن و الطب الحدیث، عبد الرضا علی، دکتر صادق، دار المورخ العربی، بیروت، 1411 ق.
القرآن یتجلی فی عصر العلم، القمیحا، نزیه، دار الهادی، بیروت، 1417 ق.
قطب، سید، فی ظلال القرآن، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، 1386 ق.
قوامی، صمصام الدین، مدیریت از منظر کتاب و سنت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم، 1383.
کاتوزیان، ناصر، مقدمه علم حقوق، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1379، چ بیست و هفتم.
کارل ریموند پوپر، منطق اکتشافات علمی مترجم حسین کمالی، ویراستار عبدالکریم سروش، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1381.
کارنامه اسلام، زرین کوب، عبدالحسین، امیرکبیر، تهران، 1380.
کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، خواجه طوسی و علامه حلی رحمهما الله، نشر اسلامی جامعه مدرسین، 1407 ق.
کلینی، ثقة الاسلام محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چهارم، 1365، شمسی.
کوستلر، آرتور، خوابگردها، ترجمه منوچهر روحانی، تهران، امیرکبیر، کتاب های جیبی،1388.
ماکس پلانک، تصویر جهان در فیزیک جدید، امیرکبیر، کتابهای جیبی، تهران، 1348.
مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه سازمان سمت، 1371 ق.
محمد حسب البنّی، د. منصور، القرآن الکریم والعلم الحدیث، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب، 1990 م.
محمد عبده، تفسیر القرآن الکریم (عم جزء)، نشر ادب حوزه، بی تا.
مرزهای اعجاز، ابوالقاس خویی، مترجم: جعفر سبحانی، انتشارات محمدی، تهران، 1363.
مشکینی اردبیلی، آیة الله علی، بی تا، ترجمه حسینی نژاد، تکامل در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، 1383 ش، چهاردهم.
مصطفی محمود، القرآن محاوله لفهم عصری للقرآن، بیروت، دارالشروق، 1973.
مطالب شگفتانگیز قرآن، نجفی، گودرز، نشر سبحان، تهران، 1377 ش.
مظفر، محمد رضا، المنطق، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1402 ق - 1982 م، 456 ص.
مع الطب فی القرآن الکریم، دیاب، دکتر عبد الحمید و دکتر احمد قرقوز، (طب در قرآن، ترجمه علی چراغی) 1404 ق، مؤسسة علوم القرآن، دمشق ، الطبعة السابعة.
معارف قرآن، محمد تقی مصباح یزدی. قم ، موسسه در راه حق، 1373 ش.
معانی الاخبار، شیخ الصدوق (محمد بن علی ابن بابویه)، موسسة النشر الاسلامی، قم، 1403 ق.
المعجزة القرآنیة (الاعجاز العلمی و الغیبی)، هیتو، دکتر محمد حسن، موسسة الرسالة، بیروت، 1409 ق.
معرفت، آیة الله محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1417 ق.
المفسّرون حیاتهم و منهجهم، ایازی، سیدمحمد علی، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1414 ق.
مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، موریس بوکای، ترجمه: ذبیح الله دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1382 ش، چ نهم.
مکارم شیرازی، ناصر (متولد 1305 ش - معاصر)، تفسیر به رأی، قم، مطبوعاتی هدف، چاپ هفتم، 1367 ش، 96 ص.
مکارم شیرازی، ناصر، قرآن و آخرین پیامبر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1349ش.
المکاسب، شیخ اعظم انصاری، انتشارات دار الحکمة، چاپ اول، 1416 ه ق.
مناهج تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر الادب، امین الخولی، دارالعمعرفة، 1961م، 1340ش.
المنهج السوی و المنهل الروی فی الطب النبوی، عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، چاپ حسن مقبولی، بیروت 1918 م.
مهاجری، مسیح، نظریه تکامل از دیدگاه قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1363 ش.
مودب، رضا، مبانی تفسیر قرآن، انتشارات دانشگاه قم، 1389، اول.
میر محمدی زرندی، سید ابو الفضل، تاریخ و علوم قرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1375 ش، چ چهارم.
میزان الحکمة، محمد محمدی ریشهری، تحقیق و نشر: دارالحدیث، الطبعة الاولی.
نبوی، محمد حسن، مدیریت اسلامی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، (نشر موسسه بوستان کتاب)، قم، 1382، چ هفتم.
نظام تربیتی اسلام، حاجی دهآبادی، محمد علی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1377.
نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، راشدی، لطیف، نشر سبحان، تهران، 1377 ش.
نوروزی، محمد جواد، نظام سیاسی اسلام، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 1385، چ دهم.
نوری، حسین (معاصر)، دانش عصر فضا، قم، نشر مرتضی، 1370 ش.
نوفل عبدالرزاق، القرآن والعلم الحدیث، بیروت، دار الکتاب العربی، 1393 ق.
هاشمینژاد، عبدالکریم، رهبران راستین، صبا، تهران، چ دوم، 1354.
Rotraud wielandt, Exegesis of the Quran: Early Moern and contemporary. In Excyclopadia of the Quran V: 2.
مجلات
دوفصلنامه تخصصی قرآن و علم (ش 1-5)، مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی، قم.
فصلنامه پژوهشنامه قرآن و حدیث، ش 6، انجمن علوم قرآن و حدیث ایران، 1388ش.
فصلنامه تخصصی کلام، ش 1، بهار 1371ش.
ماهنامه اطلاعات علمی، ش 193، شرکت ایرانچاپ (مؤسسه اطلاعات)، تهران.
مجله بینات، ش سوم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا، قم، 1375.
مجله پیام قرآن، پیششماره، انتشارات دارالقرآن کریم، قم.
مجله مطالعات میانرشتهای قرآن و علوم، جهاد دانشگاهی.
هفتهنامه الرسالة، سال 1941.
بسمه تعالی
زندگینامه دکتر محمد علی رضایی اصفهانی
در 1341/2/1 شمسی در خانوادهای مذهبی در رهنان اصفهان متولد شد، دوره دبستان و راهنمایی را در محل تولد و دوره متوسطه را در شهر اصفهان در دبیرستان شهید صدیقی (خوارزمی) گذراند. سپس در سال 1360 در جبهه به دفاع از کشورش پرداخت.
تحصیلات: در سال 1361 وارد حوزه علمیه اصفهان (مدرسه ذوالفقار) گردید و تا دوره سطح عالی و یک سال خارج در آن حوزه گذراند، در سال 1364 ازدواج نمود. آنگاه در سال 1369 وارد حوزه علمیه قم گردید و به مدت ده سال در درس خارج اساتیدی همچون آیات عظام فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، معرفت: صالحی مازندرانی و وحید خراسانی حاضر شد و موفق به گذراندن پایان نامه سطح چهارم حوزه (دکتری فقه) شدند و همزمان سطح چهارم (دکتری) رشته تخصصی تفسیر حوزه علمیه قم و دکتری علوم قرآن و حدیث واحد تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را به پایان رساندند.
مسئولیتها: 25 سال تدریس علوم اسلامی به ویژه علوم قرآن و تفسیر در حوزه و دانشگاه، عضو هیئت علمی و مسئول مدرسه عالی قرآن و حدیث جامعة المصطفی العالمیة، مسئول مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی (عج)، مسئول و سردبیر سه مجله تخصصی قرآن و علم، قرآنپژوهی خاورشناسان، علوم و معارف قرآن.
امتیازات: احراز چهارده رتبه علمی و جایزه از مراکز، همایشها و جشنوارهها، انتشار 61 کتاب، انتشار بیش از 120 مقالهی علمی، راهنمایی، مشاوره و داوری بیش از 80 پایاننامه ارشد و دکتری، تأسیس 12 رشته قرآنی.
آدرس: قم، خیابان سمیه، خیابان شهید رجایی، کوچه 4، پلاک 77، مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی (عج).
تلفکس: 7734094 - 0251، Rezaee@quransc.com