ghaemiyeh.com
سرشناسه : نوری، علی، ۱۳۶۳ -
عنوان قراردادی : نهجالبلاغه. فرمان مالک اشتر. فارسی - عربی. برگزیده
عنوان و نام پدیدآور : منشور حقوق معلولان: توصیههای امام علی(ع) به مالک اشتر/ به اهتمام علی نوری؛ [برای] دفتر فرهنگ معلولین.
مشخصات نشر : قم: توانمندان، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۴۰ ص.؛ ۵/۱۴×۵/۲۱ سم.
شابک : ۵۰۰۰۰ ریال978-600-98606-7-8 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Ali Nouri. Disable Rights charter imam ali,s (pbuh) recommendation to malek ashtar.
یادداشت : کتابنامه : ص. ۴۰.
عنوان دیگر : توصیههای امام علی(ع) به مالک اشتر.
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهجالبلاغه. فرمان مالک اشتر-- نقد و تفسیر
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah. Malek Ashtar Farman-- Criticism and interpretation
موضوع : معلولان -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : People with disabilities -- Religious aspects -- Islam
موضوع : معلولان -- توانبخشی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : People with disabilities -- Rehabilitation -- Religious aspects -- Islam
شناسه افزوده : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهجالبلاغه. فرمان مالک اشتر. شرح
شناسه افزوده : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah. Malek Ashtar Farman
شناسه افزوده : دفتر فرهنگ معلولین
رده بندی کنگره : BP۳۸/۰۴۲۳ /ن۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۱۵
شماره کتابشناسی ملی : ۵۰۱۹۵۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
منشور حقوق معلولان: توصیههای امام علی(ع) به مالک اشتر
بهاهتمام: علی نوری
نوبت چاپ: اول، زمستان 1396
شابک: 8-7-98606-600-978
شمارگان: 1000 نسخه قیمت: 000/50 ریال
ناشر: توانمندان طرح جلد: استودیو نیم
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4، دفتر فرهنگ معلولین
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025 همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com
, www.DataDisability.com , info@handicapcenter.com
طلیعه.......................................................................... 7
آغاز............................................................................. 11
حقوق الهی و هویت اجتماعی................................................ 12
حقوق مددجویان و وظایف حاکمیت......................................... 16
ضرورت گسترش این منشور................................................. 34
تقنین بر اساس سخنان امام علی(ع). 35
متن عهدنامه................................................................... 37
مآخذ........................................................................... 40
متون اسلامی شامل قرآن کریم و تفاسیر آن؛ سیره نبوی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام و کتب فقهی، حقوقی، کلامی، تاریخی و ادبی شامل قطعهها و نکتههای زیبا و جذاب درباره حقوق معلولان است. اسلام به مثابه انسان به معلولین مینگرد. هیچگاه به تحقیر آنان نمیپردازد بلکه مردم را ترغیب میکند، رفتار انسانی با معلولین داشته باشند. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله، نابینایی را به هنگام سفر به عنوان قائم مقام خودش در مدینه منصوب کرد. آن هم بیست و دو مرتبه. قرآن کریم در معرفی انبیایی مانند حضرت یعقوب، حضرت ایوب، حضرت اسحاق و حضرت شعیب که سالهایی از عمرشان به نوعی به معلولیت جسمی دچار بودند، هیچگاه آنان را کوچک نشمرده بلکه از فضایل، محاسن اخلاقی، کارآیی اجتماعی و موفقیتهای آنان میگوید. در واقع الگوهای موفقی برای معلولان از انبیاء مطرح کرده است. نیز در سوره عَبسَ، روی برگرداندن یکی از مشاهیر قریش از نابینایی را به شدت نکوهش کرده و از نابینا دفاع جانانهای مینماید.
وقت آن رسیده که ادبیات و فرهنگ اسلامی از منظر معلولان بازخوانی شود و مردم و مسئولین، معلولان را از طریق متون اسلامی بشناسند و در رفتار و دیدگاههای خود بعضاً تجدیدنظر نمایند.
این مجموعه شامل قسمتی از فرمان امام علی علیه السلام به مالک اشتر و مشتمل بر اهمّ حقوق مددجویان است. البته این حقوق دو وجهی است: یک رویه آن به مددجویانِ صاحب حق، اشاره دارد و دیگر رویه آن مدیریت جامعه و حاکمیت به عنوان مجری حقوق است. از اینرو مخاطب امام از یک سو معلولین و از دیگر سو حاکمان و در آن زمان مالک اشتر به عنوان استاندار مصر است. البته آموزههای دینی، قابلیت تعمیم دارد و در همه دورههای زمانی و جوامع انسانی قابل اجرا و انطباق است.
حضرت علی علیه السلام به عنوان شخصیت مؤثر در عهد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله، به ویژه در دوره مدینه و استقرار دولت نبوی، سپس در مقام راهنما و مشاور در دوره پس از رحلت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و بالاخره به عنوان رهبر در دوره حکومت علوی، تجارب مهم به دست آمده را در عهدنامه مالک اشتر آورده است. حضرت چون جامعه شناسی آبدیده در کوران حوادث؛ بسان یک کارشناس خبره در امور معلولین و همچون یک حقوقدان مجرب، خاستگاههای مددجویان را در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بیان کرده و مجموعه جامع و کارآمد حقوقی تدوین نموده است. این مجموعه قوانین شامل سی بند است و در مقایسه با قانونهای مترقی کنونی جهان، پیشرفتهتر میباشد.
متأسفانه جامعه، نهادهای مردمی و دولتی به ویژه مدیران دولتی مرتبط با معلولان کمتر با متون دینی آشنایی دارند. از اینرو این کتاب در «دفتر فرهنگ معلولین» تدوین و به توصیه و پیشنهاد معاون فرهنگی سازمان بهزیستی کشور آقای سید محمدی برای چاپ و نشر برای ریاست سازمان ارسال گردید. اما متأسفانه بعد از هشت ماه گفته شد امکانات مالی برای نشر این اثر نداریم.
لازم به تذکار است که در کارنامه سازمان بهزیستی تألیفات انگشت شماری با موضوع دینی مییابیم، و همین نکته یکی از علل ناکارآمدی سازمان در بخش فرهنگ است. زیرا بین جامعه هدف به دلیل مسلمان بودن و اقدامات متولی
امور آنها گسست و فاصله عمیقی وجود دارد. وقتی سازمان موفق خواهد شد که دغدغهها و باورهای جامعه هدف را محترم شمرده و بر اساس نیازهای جامعه تلاش کند. سازمان بهزیستی در زمینه توانبخشی جسمی فعالیتهای خوبی انجام میدهد ولی در زمینه توانبخشی معنوی و فرهنگی بسیار ضعف دارد.
کتاب حاضر بر مبنای منابع دست اول تدوین شده و درصدد است حقوق معلولان را از نگاه حضرت علی علیه السلام تبیین نماید. انتظار هست نخبگان با نقدها و راهنماییهای خود بر غنا و استحکام این اثر بیفزایند.
علی نوری
بخشی از عهدنامه مالک اشتر (به نام فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر؛ میثاق امام و مالک هم معروف است) به معلولین اختصاص دارد. فارغ از جنبههای ادبی و فصاحت و بلاغت آن، از متون مهم حقوقی است که به تبیین حقوق اساسی و قواعد حاکم بر روابط مردم و حاکمیت میپردازد. امام وظایف متقابل و دو سویه حاکمیت و هر یک از گروههای اجتماعی از جمله معلولین را توضیح میدهد.
علی بن ابیطالب(ع) به دلیل دیدگاههای عالمانهاش نه فقط بین شیعیان، بلکه بین همه مذاهب اسلامی و نه فقط بین مسلمانان، بلکه بین همه ملل مثل یهودیان و مسیحیان هم به عنوان اسوه عدالت، مظهر انسانیت، مقتدای محاسن اخلاقی و کرامت انسانی و انسانشناسِ آگاه به علل موفقیت، مشهور است. وقتی مردم با او به عنوان رهبر بیعت کردند و با رأی مردم بر منصب خلافت تکیه زد، شیوه و رفتار معدلت آمیز و ضد تبعیض پیشه کرد، و در سالهای حکومت علوی، به رغم موانع و مشکلات قاسطین، مارقین و ناکثین جامعه اسلامی به درجهای از ترقی و عدالت رسید که تاریخ هیچ مانندی برای او سراغ ندارد.
حضرت انسانهای شایستهای را بر استانها گمارد؛ از جمله مالک اشتر را فرمان داد تا استاندار مصر شود. اما تعیین مسئولین را به شیوه مشروط انجام میداد و میفرمود باید در چارچوب ضوابط و قوانین فعالیت کنی و از خودرأیی و استبداد و خودکامگی بپرهیزی.
وظایف مالک را بند به بند نوشت و آییننامهای دقیق و جامع به دست او داد. وظایف مالک نسبت به همه طبقات و قشرها را معین کرد؛ از جمله به
معلولین هم پرداخت و حقوق آنان را چون حقوقدانی مجرب و نظریهپرداز تبیین کرده است.
از اینرو نهجالبلاغه چون دیگر متون اسلامی دارای مضامین و آموزههای انسانی بسیار به ویژه درباره افراد دارای معلولیت است. متأسفانه این میراث عظیم به جهان معرفی نشده و نخبگان دیگر ادیان و ملل کمتر از این متون اطلاع دارند. از اینرو درصدد برآمدیم با انتشار بخش معلولیتی این عهدنامه، زمینهای فراهم گردد تا آحاد مردم عزیز بیش از پیش، دل به این میراث بسپارند. در ادامه، با ترجمه به زبانهای زنده جهان، علاقهمندان را جذب آموزههای الهی مندرج در این میراث کنیم.
حضرت برای مددجویان حقوق خاصی قائل است، البته میفرماید این حقوق منتسب به خداوند است: و احفظ للّه ما استحفظک من حقه فیهم؛ یعنی به خاطر خدا، پاسدار حقوقی باش که خداوند برای مددجویان تعیین کرده؛ نیز از تو خواسته حافظ این حقوق باشی.
حضرت در این جمله به چند نکته کلیدی اشاره میفرماید:
1- حافظ حقوق معلولین باش (احفظ). دولت اسلامی و متولی جامعه اسلامی مشمول دستور و فرمان حضرت و موظف به حراست و نگاهبانی از حقوق آنان است.
2- این حق و حقوق تعلق به خداوند دارد و خدا این حقوق را به مددجویان داده است (من حقّه فیهم). از طرف دیگر مددجویانِ صاحب حق از دولت خواهان حفاظت از حقوقشان هستند (استحفظک). سهم مددجویان از بیتالمال، حقی است که در اصل متعلق به خداوند است؛ چون خداوند مالک همه ثروتها است؛ ولی خداوند این حق را به معلولین واگذار کرده؛ نیز متولی
جامعه موظف حفاظت یعنی تأمین این خواسته معلولین است. بنابراین حضرت برای معلولین، نوعی حقوق الهی قائل است که به عنوان حقالناس برای آنان معین شده است. این دیدگاه اگر به حقوق فطری تعبیر شود، اشکالی ندارد؛ زیرا به موجب آیه فِطْرةَ اللّه التی فَطَرَ الناس علیها (سوره رم آیه 30) گویای الهی بودن فطرت انسان است.
3- خداوند از متولی جامعه (دولت) درخواست حفاظت این حقوق را کرده است (استحفظک). بنابراین متولی جامعه، تنها مقامی است که رسماً از طرف خداوند برای پاسداری و حفاظت از حقوق معلولین انتخاب و تعیین شده است. اکنون بر اساس قوانین ایران این وظیفه به هیئت دولت و سازمان بهزیستی سپرده شده است.
4- حضرت کلمه «للّه» را استفاده کرده است. یعنی حافظ حقوق معلولین باید با انگیزه خدایی و اخلاقی به اجرای این وظیفه اقدام کند. تأمین حقوق مددجویان نباید از سَر سود مادی، منافع دنیوی، برای پُست و مقام و امثال اینها باشد، بلکه صرفاً از سَر انجام وظایف معنوی است. از اینرو کسانی که با انگیزههای غیر الهی در زمینه حقوق معلولین فعالیت دارند، عملشان مقبول نیست.
حضرت علی(ع) پس از توضیح درباره ضرورت تقوا و عدالت حاکم، راههای موفقیت، قواعد و قوانین جنگ و لزوم صلح، به کار گرفتن افراد متقی و صلاحیتدار، پرهیز از عیبجویی مردم و لزوم گذشت و تساهل به تقسیم جامعه به دو طبقه حاکمان و مردم و مردم را به هفت طبقه زیر تقسیم مینماید:
نظامیها و سربازان
نویسندگان عمومی و منشیان خصوصی (دیوانیان)
قاضیان
کارگزاران دولتی
اهل ذمه و پیروان دیگر ادیان
بازرگانان و صنعت پیشگان
طبقه آسیبپذیر و افراد تحت پوشش تأمین اجتماعی
حضرت میفرماید این هفت طبقه حق و حقوقی دارند که در قرآن و سنت نبوی بیان شده است و متولی و حاکم مسئول اجرای حقوق این طبقات است. اما به نظر امام این طبقات تغییرپذیر و قابل جابجایی میباشند. بر خلاف نظام پادشاهی در ایران باستان و روم باستان که افراد هر طبقه نمیتوانستند به طبقه دیگر راه پیدا کنند و مادامالعمر و به صورت جبری در طبقه خودشان میماندند. حضرت میفرماید افراد آزاد هستند از طبقهای به طبقه دیگر بروند. حتی قشر آسیبپذیر میتوانند با تلاش و کوشش به طبقه عالی و رهبری جامعه راه پیدا کنند. افراد آسیبپذیر با رسیدگی به امور آنها ارتقاء یافته و میتوانند صاحب شغل و رفاه شده و زندگی آبرومندی داشته و به مقامات و پستهای مدیریتی کلان برسند.
حضرت وضعیت و حقوق هر یک از طبقات را توضیح میدهد تا به طبقه آسیبپذیر میرسد. سپس مثل یک جامعه شناس تحلیلگر، ویژگیهای جامعه مددجویان را اینگونه معرفی کرده است:
اللّه اللّه فی الطبقة السفلی من الذین لاحیلة لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البؤسی' و الزمنی' فانّ فی هذه الطبقة قانعاً و معتراً.
به تو هشدار میدهم در مورد جامعهای که مشکلات روزگار آنان را فرودست نموده است. اینان شامل چهار گروهِ فاقد نیروی حرکتی (معلول حرکتی یا زَمْنی')، پریشان خاطر (معلول ذهنی یا بُؤسی')، افراد دارای احتیاجات خاص به دلیل فقدان حس شنوایی و گویایی (محتاجین) و بالاخره افراد نابینای دارای سکون و فاقد حرکت و تحرک کافی (مساکین) میباشند.
در دوره جدید هم معلولین را به چهار گروه اصلی، معلولین حرکتی، معلولین ذهنی، ناشنوایان و نابینایان تقسیم میکنند. حضرت هم از چهار گروه با الفاظ مستعمل و متداول در فرهنگ آن دوره یاد کرده و به این نکات میپردازد:
1- چون درصدد، سخن گفتن از موضوع مهمی است. از اینرو سخن خود را با اللّه اللّه شروع میکند. این اصطلاح در موردی به کار میرود که گوینده و سخنران درصدد بیان مطلب مهم همراه با هشدار است.
2- مددجویان را طبقه یا گروه اجتماعی خرد یا جامعه فرودست معرفی میکند که ذاتاً سافل و فرودست نیستند بلکه روزگار و وضعیت موجود آنان را فرودست نموده است. به طوری که مشکلات روزگار آنچنان آنان را تحت فشار قرار داده که چارهای جز تن دادن به وضعیت موجود ندارند. (الطبقه السفلی من الذین لاحیلة لهم).
حضرت درصدد بیان واقعیتهای اجتماعی بوده و نخواسته با سخنان غیر واقعی و مدحآمیز، اطلاعات غیرواقعی بدهد و مردم را فریب دهد. از اینرو به روش مدح، آنان را بهترین و بالاترین گروه جامعه معرفی نکرده است. برعکس اطلاعات درست و حقیقی به آنها داده و مرتبه اجتماعیشان را برایشان تبیین کرده است.
البته آنان فکر میکنند باید این وضعیت را جبراً بپذیرند و هیچ راهی غیر از تن دادن جبری به این وضعیت را ندارند. اما حضرت با عبارت الذین لا حیلة لهم، میخواهد به معلولین بفهماند، این فکر شما است که بی چاره هستید و راهکار ندارید. چون فعلی مثل فکروا در تقدیر است و اصل جمله «الذین فکروا لا حیلة لهم» بوده است. در حالی که شما سرمایه عظیمی مثل حقوق الهی دارید و با این سرمایه میتوانید به مدارج عالی برسید.
3- از نظر امام این جامعه شامل چهار گروه است:مساکین (کسانی که به دلیل فقدان حس بینایی، سکون داشته و مستقلاً نمیتوانند حرکت کنند)؛ محتاجین (کسانی که به دلیل فقدان حس شنوایی و گویایی نیازمند رابط و مترجماند تا خواستههای آنان را به مخاطبان تفهیم کند)؛ اهل البؤسی' (کسانی که فکر و خاطر معیوب داشته و به نام معلول ذهنی مشهوراند)؛ و
بالاخره زَمْنی' (افرادی که به دلیل ضایعات نخاعی یا فلج اعضاء و جوارح زمینگیر بوده و اکنون به نام معلول حرکتی شناخته میشوند).
4- پس از تقسیم بندی جامعه معلولین به لحاظ نوع معلولیت و دستهبندی معلولین به چهار گروه، از نظر اخلاقی و جامعه شناسی آنان را به دو گروه قانع و معتّر تقسیم میکند. و میفرماید عدهای از معلولین قناعت پیشهاند و در محدوده داراییها و داشتههای خود زندگی میکنند. به عبارت دیگر تمشیت امور و مدیریت زندگی خود را عاقلانه و بدون زیاده روی و افراط و تفریط اجرا مینمایند. گروه دیگر اعترار دارند و معتّر هستند. یعنی با افراط در خوراک، پوشاک و دیگر نیازمندیها، به فقر افتاده و فقیر شدهاند. اینان در نهایت مجبور میشوند به گدایی و تکدی گری بپردازند. حضرت به درستی به ساز و کارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه توجه دارد و تحولات را مثل یک جامعه شناس تحلیل میکند. سپس بسان یک حقوقدان به تحلیل حقوق مددجویان میپردازد.
حضرت پس از معرفی جامعه معلولین و تقسیمات آن، به حقوق آنان و مشروعیت و اثبات این حقوق میپردازد و در مجموع سی ماده حقوقی برای معلولین بر میشمارد. با شمردن و تجزیه و تحلیل این حقوق درصدد آگاه کردن معلولان نسبت به حقوقشان و وادار کردن استاندارش مالک اشتر برای این حقوق است. اکنون به بررسی این حقوق میپردازیم:
1- تعیین حقوق مالی مشخص برای معلولین
و اجعل لهم قسماً من بیت مالک. بخشی از بیتالمال را برای آنان قرار بده.
حضرت اولین حق معلولین را اقتصادی و تعیین مقرری رسمی از بیتالمال میداند. چون مهمترین مشکل یک معلول و اولین دغدغه او طعام و تأمین لباس و
پوشاک و دیگر ضروریات زندگی است. از اینرو باید مبلغی به مددجویان به طور منظم پرداخت شود. اگر مددجویان دغدغههای اولیه نداشته باشند، به دلیل خلاقیت و ابتکاری که در ذات آنها هست، میتوانند مشارکت خلاقانه اجتماعی داشته باشند.
2- تأمین خوراک معلولین
و اجعل قسماً من غلات صوافی الاسلام فی کل بلد. بخشی از غلهها (گندم و جو و برنج) از سرزمینهای خالصه و غنیمتی مسلمانان در همه جهان اسلام را به معلولین اختصاص بده.
صوافی یعنی خالصها، زمین صوافی یعنی زمینهای خالص پادشاه و دربار اما غلات صوافی الاسلام یعنی غلاتی که از زمینهای خالصه فتح شده به روش صلح به حکومت واصل میشود. امام میفرماید قسمتی از این غلات به مددجویان تعلق دارد.
3- ضرورت مساوات و اجرای عدالت بین همه معلولان
فانّ للاقصی منهم مثل الذی للادنی'. تبعیض ممنوع است و با آنان به مساوات رفتار کن؛ زیرا دورترین آنها مثل نزدیکترین آنها است.
هر آنچه به آنان تعلق میگیرد و حقوقی که به آنان میخواهی بدهی، دور و نزدیک، خودی و غیرخودی ندارد. در ادامه حضرت خواستار رعایت حقوق همگان شده است.
4- رعایت حقوق تمامی مددجویان بدون تبعیض
وکلاًّ قد استرعیْتَ حَقَهُ. حقوق همه مددجویان باید مراعات گردد.
حضرت از واژه استرعیت در باب استفعال استفاده کرده و گویا درصدد بیان این نکته است که ای مالک تو به عنوان مدیر ارشد جامعه باید از همه مدیران تحت فرمانت رعایت حقوق مددجویان را مطالبه کنی و پیگیری نمایی. صرفاً یک دستور نباشد بلکه پیگیری و مطالبه جزء برنامه رعایت حقوق است. مهم این است که در این بند، حضرت کل و تمامی مددجویان را مشمول رعایت حق
دانسته است. یعنی نفرموده فقط مسلمانان یا فقط طرفداران امامت یا فقط کسانی که فلان خصوصیت را دارند. بلکه فرمود کل و همه مددجویان بدون تبعیض باید حقوقشان مراعات گردد.
5- ممنوعیت غفلت از مددجویان
فلا یشغلّنک عنهم بطّر. رفاه و خوشی موجب غفلت از معلولین نشود.
به نظر بعضی جامعه شناسان، جوامع در حال پیشرفت، توسعه و رفاه اجتماعی، گاه موجب فراموشی اقشار آسیبپذیر میشود. از اینرو تأکید میکنند، حقوق اولیه این قشرها اقتضا میکند دولت به آنها توجه نماید و مانع نابودی آنان زیر چرخهای توسعه شود.
برخی متون به جای بطّر، نظر دارد. یعنی هیچ فکری تو را از رسیدگی به آنان مشغول نکند.
6- ممنوعیت تضییع حقوق مددجویان به بهانه اجرای کارهای اولویتدار
فَاِنَّکَ لا تُعْذَرُ بتضییع الصغیر لاحکامک الکثیرَ المهمَّ. انجام کارهای زیاد و مهم عذر برای ضایع کردن حقوق بیچارگان نمیتواند باشد.
مدیران نپرداختن به امور مددجویان متعلق به اقشار پایین جامعه را اینگونه توجیه میکنند: کار زیاد یا کار مهم و اولویتدار، مانع از رسیدگی به امور آنان بود و معذور هستیم. اما حضرت میفرماید این استدلال پذیرفته نیست و اجرای کارهای کثیر و مهم عذرآور نمیباشد و از مسئولیت استاندار برای رسیدگی به امور مددجویان دون پایه نمیکاهد. زیرا موجب تضییع حق آنان و کرامت انسانهای مددخواه و نیازمند مساعدت میگردد. حضرت نمیفرماید تعضییع مال یا تضییع آبرو یا تضییع زندگی آنها میشود؛ بلکه میفرماید «تضییع الصغیر» یعنی عدم رسیدگی به بهانه رسیدگی به امور مهم و زیاد، موجب از هستی ساقط شدن قشر صغیر است و همه چیز خود را از دست میدهند.
برخی از نسخههای چاپی مثل نهجالبلاغه صبحی صالح اینگونه آمده است:
فانّک لا تعذرُ بتضییک التافة، و معنای آن اینگونه میشود همانا مجاز نیستی با تحقیر خود را ضایع کنی. یعنی حضرت پیش از این به مالک اشتر درباره غرور و تکبر هشدار داد و الآن درباره خود کوچک بینی و حقارت پیشگی، هشدار میدهد. حاکمی بیش از حد خودش را کوچک مینماید، ابهت خود را از دست میدهد. در نتیجه افراد فرصتطلب از این وضع سوء استفاده میکنند. از اینرو در چنین جامعهای حقوق معلولین تضییع میگردد.
ادامه سخن حضرت که فرمود: لأحکامکَ الکثیر المهّم را میتوان اینگونه تفسیر نمود: حاکم برای تحکیم جایگاه خود در جامعه باید کارهای مهم بسیار انجام دهد. با اجرای طرحهای مهم و ابتکاری مردم به استواری، اقتدار و استحکام قدرت حاکم پی برده و او را شایسته این مقام میدانند. معلولین در اینگونه جامعه میتوانند به نیازها و حقوق خود برسند.
7- همت و اهتمام به امور آنان
فلا تُشْخِصْ همّک عنهم. اهتمام خود را از آنان دریغ مکن.
رسیدگی متولیان جامعه به وضع زندگی معلولین و اهتمام به امور آنان از دیگر حقوق اجتماعی معلولین است. مسئولین به دلائل گوناگون ممکن است، اهتمام خود را از معلولین دریغ کنند. از جمله با این توجیه که طرح حقوق آنان موجب توقع و بالا رفتن سطح مطالبات آنان شود، به امور آنان همت ننمایند. امام به طور کلی از هر گونه همت نکردن در جهت امور آنان را نهی کرده است.
8- عدم رفتار با غرور و نخوت با معلولین و تعامل انسانی با آنان
و لا تُصَعِّر خدّک لهم. به معلولین فخر نفروش و از سَر کبر و نخوت، از آنان روی بر مگردان.
یکی از حقوق معلولین این است که جامعه، به ویژه مسئولین رفتار عادی و انسانی با آنان داشته باشند. به دلیل نداشتن بینایی یا فلج بودن آنان را تحقیر نکنند و با آنان با کبر و نخوت برخورد ننمایند.
گویا حضرت این سخنش را از قرآن کریم اقتباس کرده است. در سوره لقمان از وصایا و توصیههای لقمان به پسرش، این است: لا تُصَعِّر خدّک للناس و لا تمشی مرحاً ان اللّه لا یحب کل مختار فخور (آیه 18 سوره لقمان). چهره از مردم بر مگردان و در زمین خرامان راه نرو، همانا خداوند انسانهای خودپسند و متکبر را دوست نمیدارد.
قرآن کریم میفرماید هنگامی که نابینایی آمد، کسی با چهره عبوس روی برگرداند (عبس و تولی ان جاءه الاعمی، سوره عبس، آیات 1 و 2) در ادامه این رفتار را به شدت مذمت کرده ا ست. در منطق قرآنی و در فرهنگ الهی، نابینا و کلاً معلولین کرامت دارند و کسی حق ندارد از آنها رو برگرداند.
9- ضرورت احترام متواضعانه نسبت به مددجویان
و تواضَعْ للّه یرفعک اللّه. به خاطر خدا تواضع کن تا خداوند تو را رفعت دهد.
حضرت تواضع حاکم را با رفعت و بزرگی او در ارتباط قرار داده است. حاکمی که نسبت به مردم و مددجویان تواضع داشته باشد، مقام رفیع و مقبولیت گسترده پیدا خواهد کرد. بر عکس حاکمی که تکبر داشته و نسبت به مردم متکبر و مستبد باشد، جلال و شکوه هم پیدا نمیکند. در حدیث معروف آمده: من استبد برأیه هلک یعنی کسی که مستبد و خودرأی باشد و به افکار عمومی احترام نگذارد نابود میشود. زیرا اقتدار و قدرت واقعی در جامعه است، حاکم با نزدیک شدن به جامعه و احترام به اقشار اجتماعی، از قدرت و اقتدار لایزال مردمی بهرهمند میگردد، مردم هم به او یاری رسانده و در دلهای مردم نفوذ یافته و مردم با همه وجود در سختیها و بحرانها یاور او خواهند بود. بنابراین وظیفه دو طرف حاکمیت و مددجویان در این قطعه از سخن حضرت این است که حاکم متواضع باشد نه به صورت ظاهری و برای فریب مردم بلکه واقعاً و از سَر عشق و اخلاص به مردم؛ مددجویان هم در رفعت حاکم نقشآفرین باشند.
10- امکانات و فرصتهای اجتماعی و اقتصادی را در اختیار مددجویان گذاشتن
و اْخْفِضْ جِناحکَ للضعفاء. بالهای خود را برای ضعیفان پهن کن.
بال پهن کردن به دو جور تفسیر شده است:
استعاره از فروتنی در برابر ناتوانانِ توانخواه است. این کاربرد اخلاقی است. در تفسیر دوم، بال کنایه از رشد و توسعه و ترقی است. یعنی امکانات و ظرفیتها و فرصتهایی که در اختیار حاکم است، نباید آنها را به اقویاء، پولدارها و ثروتمندان بدهد بلکه حاکم باید فرصتها و امکانات اقتصادی و اجتماعی را به مددجویان ضعیف بسپارد. پهن کردن بال، کنایه از اعطای امکانات و فرصتها آن هم با تواضع و فروتنی است. این کاربرد حقوقی است.
11- نیاز جامعه به حضور اجتماعی و مساعدت آنان
و اَرِبِهِم الی ذلک منک حاجةً. به مددجویان نشان بده به این برنامه نیازمندی.
به نظر حضرت، حاکم با تواضع و سپردن امکانات و فرصتها به مددجویان کارش تمام نمیشود بلکه باید برنامه فرهنگسازی اقناعی و اطلاعرسانی هم داشته باشد. باید به مددجویان تفهیم کند حکومت به مددجویان نیاز دارد؛ چون آنان سرمایه اجتماعی هستند و با مشارکت در جامعه موجب پیشرفت و ترقی خواهند شد.
12- رسیدگی به امور معلولین منزوی و دور از دسترس
و تَفَقَّدْ امورَ من لا یصل الیک منهم ممن تَقْتَحِمُه العیون و تَحْقِرُه الرجال. امور معلولینی را که درخواستهای آنها به تو نمیرسد، رسیدگی کن؛ زیرا اینان از چشمان پنهاناند یا به دلیل تحقیر، کنار رفتهاند.
مدیران فقط نسبت به مراجعه کنندگان و کسانی که در فهرست ثبت شدهاند رسیدگی میکنند. اما معلولینی هستند که در حاشیهاند؛ اساساً نمیدانند کسی و تشکیلاتی برای رسیدگی به امور آنان هست یا مددجویانی هستند که به هر دلیل تحقیر شده و آنان را کنار گذاشتهاند یا در بازداشت هستند یا به بهانه سوء سابقه، حذف شدهاند؛ همه اینان مصداق سخن حضرت میباشند و به حاکم امر میفرماید که باید به امور آنان رسیدگی کنی.
13- تعیین مددکارهای متواضع و دارای محاسن اخلاقی به عنوان معتمدین حکومت
فَفَّرِغْ لاولئک ثقتک من اهل الخشیة و التواضع فلیرفع الیک امورهم و ذلک علی الولاة ثقیل. معتمد خداترس و متواضع بر معلولین بگمار تا امور آنان را نزد تو آورد، اگر چه اجرای این دستور برای والیان سنگین است.
سازمان بهزیستی با اجرایی طرح نظارت بر مددجویان در واقع همین دستور حضرت را عملی ساخته است. متولی جامعه و استاندار منطقه نمیتواند شخصاً به همه مسائل و امور معلولین رسیدگی کند، از اینرو لازم است کسانی را به عنوان نماینده و واسطه انتخاب کند. اما این افراد باید صفات نفسانی مثل تقوا داشته باشند تا در عمل برای حاکمیت مشکل ایجاد نکنند.
این بند از فرمان گویای این است که معلولین حق دارند نیازمندیها و مشکلات خود را به گوش مسئول برسانند و حاکم وظیفه دارد به آنها رسیدگی کند. اما مدیریت نمیتواند بهانه آورده و بگوید کثرت معلولین مانع است و نمیتوان عملاً به همه آنها رسیدگی کرد. زیرا حضرت راهکار عرضه کرده و میفرماید لازم نیست خودت به همه امور رسیدگی کنی بلکه معتمدی تعیین کن تا به امور آنها رسیدگی کند.
امام بر چند نکته تأکید دارد: 1- واژه ثقتک (معتمد خودت) گویای این است که مددکارها و گزارش کنندگان امور معلولین باید زیر نظر حاکم باشند. به عبارت دیگر تشکیلاتی شامل معتمدین رسیدگی کننده به امور مددجویان، نباید خارج از حوزه ریاست کل باشد. 2- معتمدین حداقل باید دو ویژگی خشیت و تواضع داشته باشند. نسبت به رئیس جامعه خاشع و نسبت به معلولین متواضع باشند. خشوع غیر از خوف است و به نگرانی آگاهانه گفته میشود. معتمد در مقابل مددجویان، فروتن و در مقابل حاکمیت ضمن آگاهی از مشکلات، نگران اجراشدن برنامهها و اوامر ریاست است. 3- پایان این فقره عبارتی درباره ثقل و سختی به کارگیری معتمدی با این خصوصیات است.
14- اجرا کردن منصفانه امور مددجویان تا رسیدن به معافیت در دادگاه عدل الهی
ثُمَّ اِعْمَل فیهم بالاعذار الی اللّه یومَ تلقاه، فَاِنَّ هولاءِ احوجُ الی الانصاف من غیرهم و کُلٌّ فَأَعذِرْ الی اللّهِ فی تأدیةِ حَقِه الیه. به گونهای با مددجویان رفتار کن که در قیامت نزد خداوند رو سفید باشی، اینان نسبت به دیگر اقشار جامعه به دادرسی نیازمندتراند؛ بنابراین با ادای حقوق همگانی نزد خداوند مأجور و معذور خواهی شد.
معلولان نیازمند عمل نه شعار و حرف، آن هم عمل عادلانه و منصفانه و با رعایت ضوابط اخلاقی و حقوقی و شرعی به طوری که مدیر مددکار حتی در قیامت و نزد خداوند معذور و معاف از تنبیه گردد.
حضرت رسیدگی به امور معلولین را با سعادت اخروی هم سنگ دانسته؛ همچنین کار برای آنان را همان رعایت انصاف و دادرسی میداند. از اینرو حاکم باید به آنان به چشم انسانهای بیپناه بنگرد و درصدد برآورده شدن همه حقوق آنان باشد تا معذور گردد.
15- رسیدگی ویژه به افراد دارای معلولیت شدید
و تَعَهَّدْ اهل الیُتْمِ و الزَّمانَةِ و الرِقَّةِ فی السِنِّ ممن لا حیلة له و لا یَنْصِبُ للمسألةِ نفسَه. نسبت به افراد دارای معلولیتهای شدید یعنی زمینگیرها، کهنسالان و آسیبمندان درمانده متعهد باش. چون آنان بیچارگانی هستند که خواستههای شخصی خود را هم نمیتوانند برآورده سازند.
وظیفهشناسی، تعهد و قبول مسئولیت در منطق حضرت جایگاه خاص دارد. وقتی به افراد دارای معلولیت شدید میرسد، میفرماید متولی جامعه حتماً باید وظیفه شناس باشد. اهل الیُتْم یعنی افرادی که به دلیل حادثه و قطع عضو یا نابینا شدن یا از دست دادن پدر و مادر جزء «طبقه آسیبمند» جامعه شدهاند؛ زمانة یعنی افرادی که به دلیل ناتوانی و معلولیت شدید زمینگیر شدهاند؛ و بالاخره الرقّة فی السن یعنی کسانی که به دلیل کهولت و سن زیاد، توان تحرک
ندارند. این سه دسته را حضرت به طور ویژه رسیدگی کرده و حقوق ویژه برای آنان بر میشمارد. زیرا اینان چون توان اجابت خواستههای شخصی خود را ندارند، حاکمیت باید برای آنان برنامه و تدبیر ویژه داشته باشد. سازمان بهزیستی با اجرای «طرح رسیدگی در خانه» در واقع درصدد اجرای همین فرمان است.
16- اجرای طرح ارزاق و رهاسازی از مشکلات برای افراد دارای معلولیت شدید
فَأَجْرِ لهم ارزاقاً فانّهم عباداللّه فَتَقَرّب الی اللّه بتَخَلُّصِهم. برای آنان ارزاق بفرست؛ چون آنان بندگان خدا هستند و با رهایی آنان از مشکلات و زندگی فلاکت بار، نزد خداوند تقرب پیدا کن.
حضرت از واژه اَجْرِ (فعل امر اجری یجری) به معنای اجرایی و عملیاتی کردن مصوبهی ارزاق برای افراد دارای معلولیت شدید، استفاده کرده است. یعنی احتیاجات اولیه معلولین شدید را مصوب و به صورت مقرری ثابت اجرایی کن. در ادامه تَخلُّص و رهایی معلولین از این وضعیت را همان تقرب الهی دانسته و امور اجتماعی معلولین را با تقرب الهی برابر میداند.
17- ضرورت استقرار آنان در جایگاه مناسب حالشان با حقوق مکفی
و وَضْعهم مواضِعَهم فی اَقواتهم وحقوقهم، فاِنَّ الاعمال تُخْلَصُ بصدق النیات. با تأمین نیازهای ضروری و حقوق اولیه مددجویان، وضعیت آنان را تثبیت کن؛ خلوص این اعمال بستگی به صداقت و نیت پاک تو دارد.
معلولان با تأمین نیازها و حقوقشان در جایگاه و مواضع واقعیشان قرار میگیرند؛ به شرط اینکه مددکاران، اندیشه و نیت صادقانه داشته باشند. اما اگر نیت استفاده ابزاری از معلولان در میان باشد، نمیتوان آن را در جایگاه درست نشاند؛ چون اموال و امکاناتی که حق معلولان است به آنها صحیح داده نمیشود.
18- پرهیز از مخفی کاری و ادای حقوق با شفافیت
انّه لا تسکن نفوس الناس او بَعْضِهم الی اَنّک قد قضیتَ حقوقهم بِظَهر الغیب دون مشافهتکَ بالحاجات وذلک علی الولاة ثقیل والحق کُلُّه ثقیل. مردم یا بعضی از آنان به صرف ادای حقوقشان به روش مخفیانه راضی نخواهند شد و خواستار حضور در جریان امور و شفافیت هستند.
حضرت روش اداره معلولین را معرفی و عکسالعمل مددجویان را هم تبیین میکند. مدیران مددکاری معمولاً دوست دارند به روش مخفی و به دور از انظار فعالیت کنند و علاقهای به بیان آمار و ارقام و اطلاعرسانی شفاف ندارند. فعالیت برای تأمین حقوق را میخواهند مخفی باشد. در مقابل بعضی از مددجویان بدبین هستند و ادای حقوق خود را صرفاً نمیخواهند بلکه حقوقشان را با شفافیت، مشارکت و حضور در اجرای مراحل تأدیه حقوق خواستاراند. در حالی که اجرای این شیوه برای مدیران سخت و سنگین است. البته اجرای همه جانبه حق مشکل است. از نظر امام، حق با دادن ارزاق و تأمین نیازهای مددجویان تمام نمیشود؛ بلکه فراگیرتر و جامعتر است و شامل شیوه اجرای حق و تأمین مایحتاج هم میشود و مددجویان باید در جریان چگونگی تأمین حقوقشان قرار گیرند. از طرف دیگر مدیران باید با اطلاعرسانی و شفافیت و جلب مشارکت و حضور معلولین اعتماد آنان را جلب نمایند. این شیوه مشکل و پیچیده، چون موجب فرهنگ سازی و شخصیت سازی معلولان میشود، سودمند است.
19- ضرورت تدبیر و برنامه، درخواست برای شکیبایی همگانی در برابر ناملایمات و اطمینان به آینده
وقد یُخَفِّفُهُ اللّه علی أقوامٍ طلبوا العاقبةَ فَصَبَّروا نفوسَهم و وَثِقُوا بصدق موعود اللّه لمن صَبَرَ واحتسب فکن منهم واستعن باللّه. خداوند سنگینی حق را بر برخی اقوامی آسان میگرداند که با تدبیر و هدفمند کار میکنند، با خودسازی آحاد جامعه را وادار به شکیبایی کرده و به وعدههای الهی در مورد صابرین و محتسبین اعتماد دارند. از اینرو از این گروه باش و از خداوند استعانت بخواه.
پس از معرفی حق به عنوان برنامه سنگین و سخت، راهکاری برای آسان سازی اجرای حقّ عرضه میکند و میفرماید: خداوند تحت شرایطی مشکلات و موانع بر سر اجرای حق را برداشته و راه حق طلبی را آسان مینماید؛ به شرط اینکه مدیران عاقبت طلب باشند و هدفمند کار کنند. یعنی برای کارهایشان و از جمله برای اجرای حق و تأمین حقوق معلولین طرح، برنامه و خطمشی داشته باشند. اما صرف داشتن طرح و برنامه و هدف کافی نیست و نیاز به تصبیر و درخواست همگانی برای صبر در مقابل ناملایمات و پرهیز از عافیتطلبی هم هست. از طرف دیگر به وعدههای الهی در مورد صابرین و محتسبین هم اعتماد و اطمینان باید داشته باشند. محتسبین یا مدیران منفعت سنج و حسابگر و با تدبیر، از مشکلات هراس ندارند و صابراند مورد توجه خداوند بوده و خداوند در قرآن کریم، وعده داده آنان را مساعدت میکند تا موفق شوند. بنابراین مدیرانی میتوانند کلِ حق یا همه ابعاد و جوانب حقوق معلولین را تأمین نمایند که سه ویژگی مزبور را داشته باشند و خداوند اجرای حقوق معلولین را بر آنان آسان میگرداند.
20- تأسیس ادارهای برای مددجویان زیر نظر حاکم
و اجعل لذوی الحاجات منک قسماً تُفَرِّغُ لهم فیه شخصک. برای افراد دارای معلولیت (ذوی الحاجات) یک بخش اداری دایر کن و شخصی را از جانب خودت بر آن منصوب کن.
به نظر حضرت، حق معلولین است که در ساختار اداری، دیوانی و اجرایی کشور، یک سازمان ویژه معلولین تأسیس شود و نماینده عالیترین مقام در رأس این سازمان حضور داشته باشد. مالک اشتر به عنوان عالیترین مقام در مصر باید چنین سازمانی را تأسیس و شخصی از معتمدین خودش را در رأس آن بگمارد. این فرمان دلالت دارد به اینکه، سخنان امام صرفاً اخلاقی نیست و حتماً باید اجرایی شود. و برای اجرایی کردن آن باید ساز و کارهای لازم را فراهم آورد.
حضرت نکات ریز ولی پرمعنایی در این عبارات به کار برده است. واژه «منک» یعنی متولی باید تشکل معلولین را خودش ایجاد کند و در واقع زیر نظر خودش باشد، به دیگران یا به سازمانهای زیر مجموعهای دولت نسپارد.
گویا سازمان بهزیستی بر اساس همین دستورات حضرت تأسیس شده است. و در قانون جدید حمایت از معلولان هم همین نکته مورد توجه است.
بعضی از نسخهها اینگونه دارد تفّرغ لهم فیه شخصک و ذهنک فی کل شغلٍ (تحف العقول، ص286). وقتی به این سازمان آمدی، خودت و ذهنت را از همه مشغلهها آزاد و فقط به امور مددجویان رسیدگی کن. برخی مترجمین قسم را وقت معنا کردهاند (همان).
21- تشکیل جلسات عمومی گفتوگو و مناظره
و تجلس لهم مجلساً عاماً. نشست عمومی با آنها داشته باش.
حضرت به مالک اشتر میفرماید: تو به عنوان متولی و استاندار در کنار معلولین مصر بنشین و با آنان نشست عمومی و فراگیر داشته باش. یعنی حق افراد دارای معلولیت است که استاندار و متولی امور با آنها تشکیل جلسه دهد به درد و دل آنها گوش بسپارد، سخنان آنان را بشنود و به خواستههای آنها رسیدگی کند. جلسه خصوصی و نشستهای دو نفره با معلولین داشتن هدف امام نیست بلکه تأکید به تشکیل جلسه عمومی دارد. در گفتوگوی عمومی، تضارب آراء پدید میآید، نقد و انتقاد میشود، معارفه و شناخت یکدیگر و بالاخره هم افزایی و رشد پدید میآید. معلولان به دلیل روانشناسی خاصی که دارند، نیاز مبرم به گفتوگو و جلسات عمومی دارند. اساساً این تدبیر به یک شیوه درمانی و سازندگی برای آنان است.
کسانی مثل عبداللّه ابن ام مکتوم نابینا در آن دوره حضور داشتند. اینان نخبگان جامعه بودند و نشستن با این افراد، در واقع استفاده از تجارب و دیدگاههای آنها بود. از اینرو جلسه داشتن با معلولین فقط با هدف رسیدگی به نیازمندیهای آنها نبوده بلکه تأثیرهای اینچنین هم داشته است.
در نسخه دیگر این فرمان به این صورت آمده است: ثم تَأْذَنُ لهم علیک و تجلس لهم مجلساً. یعنی اجازه بام عام دادن به آنان خواهی داد و با آنان در مجلس خواهی نشست (تحف العقول، ص286). واژه عام که بعد از مجلس در نسخه صبحی صالح آمده همان تأذن لهم علیک است و این دو یک معنا دارند. از اینرو در هر دو نسخه معنا یکی است.
22- فروتنی در مجلس عمومی مددجویان و سپردن جلسه به آنان
فتتواضع فیه للّه الذی خلقک. در مجلس معلولین به خاطر خدایی که تو را آفریده، تواضع کن.
فردی مثل مالک اشتر که خداوند او را در کمال صحت و با بدنی کامل آفریده، نباید نسبت به کسانی که نقصی مثل فقدان حس بینایی دارند، غرور و تکبر داشته باشد. چون معلولین هر چند فاقد حسی هستند ولی جنبههای دیگر جسمی آنان قویتر است. نابینایان گرچه فاقد حس بینایی هستند ولی در لمس و در شنوایی و در حافظه از انسانهای عادی برتر میباشند.
حضرت میفرماید: ای مالک به خاطر اینکه خداوند تو را کامل آفریده، نسبت به افراد دارای معلولیت تکبر و غرور نداشته باش بلکه تواضع نما. بنابراین از جمله حقوق معلولین تواضع متولی و مدیران ارشد نسبت به آنان است.
تواضع یعنی انسان خود را برتر و بالاتر از دیگران نبیند و دیگران را کوچک و خوار نشمارد. اصلیترین مشکل معلولین در همین نکته است. افراد عادی و بعضی از مدیران جامعه در سخن یا در رفتار یا در عمل آنان را کوچک شمرده و تحقیر کردهاند. کوچک شمردن معلولین زمینهساز تبعیض علیه آنان میشود و بسیاری از مشکلات از همینجا نشئت میگیرد.
اما مصداق تواضع در اینجا یعنی در جلسه عمومی، یکه تاز و متکلم وحده نباشد؛ اجازه بدهند حضار هم مشارکت داشته و سخن بگویند. تریبون و میکروفن را به آنان بسپارد و خودش مستمع باشد. نیز آداب مباحثه را رعایت کند. اگر کسی انتقادی مطرح کرد و حتی به رئیس دولت پرخاش نمود، او را
تهدید نکند، اجازه دهد حرفش را بزند و بعد با استدلال و منطق پاسخ بدهد. البته معلولین هم با ادب و اخلاق نیک با رئیس برخورد کنند. فرصت طلبی نکرده و هر آنچه در دل دارند بر سر رئیس بریزند. اما در نسخه دیگر این فرمان اینگونه آمده است: تتواضَعُ فیه للّه الذی رفعک (تحف العقول، ص286). یعنی به جای خلقک، رفعک آمده است.
23- دسترسی آسان مددجویان به مسئولین دولتی با حذف نگهبانان
و تَقعِدُ عنهم جندک واعوانک من احراسک وشُرَطِک. پاسداران، پاسبانها، سربازان، نزدیکان و یاران خود را از سر راه آنها دور کن.
حق معلولین است تا با متولی و مدیران ارشد جامعه بدون ترس و لرز ارتباط داشته باشند. معلولین که توانایی آسیب رساندن به کسی را ندارند، از اینرو به هنگام ارتباط با مقامات نیازی به نیروهای امنیتی و انتظامی نیست. از اینرو معلولین باید بتوانند با مقامات ارتباط ساده و سازنده داشته باشند و مسئولین هم باید شرایط مناسبات پویا را فراهم آورند.
24- لزوم برپایی جلسات آبرومند جهت مراجعات مددجویان یا مواجهه رئیس با آنان با آغوش باز
تَخْفَضُ لهم فی مجلسک ذلک جناحک و تلینُ لهم کنفک فی مراجعتک و وجهک. جلسهای فاخر برای آنان تشکیل میدهی و به هنگام مواجهه با آنان یا مراجعه به تو، با نرمخویی آنان را در آغوش میکشی.
تخفض لهم جناحک مثل آیه اخفض لهما جناح، اصطلاح و به معنی اقدام و عملی همراه با فروتنی است. تلین لهم کنفک نیز اصطلاح و به معنای برخورد با مخاطب با نرمی است. یعنی وقتی مددجویان به تو مراجعه کردند و با آنان مواجهه پیدا کردی، در گفتار و رفتار خشونت نخواهی داشت بلکه مدارا، تواضع و نرمی خواهی داشت.
تخفض لهم جناحک در اصل به معنای گشودن و پهن کردن بالها و کنایه از برخورد محبت آمیز است. تلین لهم کنفک به معنای در آغوش کشیدن و کنایه
از نشان دادن علاقه و دوستی به مخاطب با برخورد ملایم و نرم با او است. خلاصه حضرت از چند اصطلاح و تعبیر استفاده کرده تا ضرورت تشکیل جلسات آنچنانی فاخر را بفهماند. جلساتی که مدیر باید امکانات خود را مثل بال بگستراند تا مددجویان با اطمینان در کنار ریاست قرار گیرند. رئیس هم با آغوش باز و لین از آنان استقبال نماید. حضرت با این تعابیر درصدد بیان روابط نزدیک مددجویان و مددکاران و علاقههای دو طرف به هم بوده است.
25- ارتباط و مناسبات تنگاتنگ و انسانی مددجو و مددکار
حتی یُکَلِّمُکَ متکلمهم غیر مُتَعتِع. تا اینکه سخنگوی مددجویان بدون اضطراب با تو سخن بگوید.
همه مددجویان نمیتوانند با متولی جامعه سخن بگویند، از اینرو باید سخنگویی به عنوان نماینده انتخاب کنند. سخنگویی که امین آنان است باید بتواند نیازها و خواستههای آنان را به گوش متولی جامعه برساند.
این بند بیانگر یکی دیگر از حقوق معلولین است. آنان حق دارند با مقامات و مدیران ارشد جامعه به راحتی و آرامش سخن بگویند و از طرف دیگر مسئولین و مدیران باید شرایط ارتباط سالم و سازنده خودشان با مددجویان را فراهم نمایند.
امام علی(ع) در اینجا به روایتی از رسول خدا(ص) استناد میکند و میفرماید بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: لن تُقدَّسَ امةً لا یُوخَذُ للضعیف فیها حَقَّه من القوی غیر مُتَعتِع. یعنی جامعهای که نتواند حقوق ضعیف را از قوی بدون هراس بگیرد، هرگز رستگار نخواهد شد.
26- تحمل رفتار غیر متعارف مددجویان و عدم برخورد امنیتی و قضایی با آنان
ثُمَّ احتمل الخُرَق منهم و العِیَّ. درشتی و سخنان غیرمطلوب معلولین را تحمل کن.
معلولین به دلیل فشارهای روحی و روانی ناشی از مشکلات گاه عرصه بر آنها تنگ شده و رفتارهای غیرمتعارف یا سخنان خلاف عادت و درشت از آنها بروز
میکند. آیا باید آنان را محاکمه و مجازات کرد یا باید با آنان به تسامح رفتار نمود؟ امام به مسئولین امور دستور داده که رفتار و سخنان درشت و غیرمطلوب آنان را تحمل کرده و آنان را مجازات ننمایند. هر چند در جاهای دیگر از معلولین هم خواسته شده ادب و نزاکت و محسنات اخلاقی را رعایت کنند. بهرحال از حقوق معلولین این است که رفتارهای غیرمتعارف آنان عفو و بخشیده شده و متولیان قضایی و مسئولین انتظامی باید نسبت به آنان گذشت داشته و با رأفت و رحمت با آنان برخورد نمایند.
27- روابط مددجوها و مددکاران بدون خشونت و استبداد
و نَحِّ عنهم الضیق والانف. دور کن از معلولین استبداد و خشونت را.
به نظر حضرت دو آفت استبداد و خشونت آثار منفی بسیار در پی دارد و به مالک دستور میدهد این آفات را از جامعه و فرهنگ معلولین بزداید. متولی و حاکم اگر به جای باز کردن فضا و آزادی دادن به مردم و اجرای شیوههای تساهلی و تسامحی، فضای جامعه را ضیق و بسته کند، مردم را زیر انواع فشارهای امنیتی و پلیسی نگه دارد و به روش خشونتآمیز با مردم رفتار نماید، نخبگان از این جامعه کوچ خواهند کرد، ابتکار و خلاقیت متفکران نابود خواهد شد، شادی و امید به زندگی و روحیه امیدواری از بین میرود و خلاصه دهها پیامد منفی خواهد داشت. به نظر حضرت، حق معلولین است که در جامعهای آزاد و با طراوت و به دور از خشونت زندگی کنند و متولی جامعه وظیفه دارد چنین شرایطی را برای آنان فراهم آورد.
حضرت در ادامه میفرماید: یبسط اللّه علیک بذلک اکناف رحمته و یوجب لک ثواب طاعته. یعنی در جامعه بدون خشونت و استبداد و ظلم، در رحمتهای الهی باز شده و در همه جای آن رفاه و پیشرفت بسط پیدا میکند. همچنین فرهنگ دینی و اطاعت از دستورات الهی تحقق مییابد.
28- سرویسدهی و خدماترسانی به شیوه انسانی و کریمانه
فأَعْطِ ما أَعطیتَ هنیئاً. آنچه میدهی، با بزرگمنشی اعطا کن.
حضرت خطاب به مالک اشتر میفرماید تو به عنوان استاندار مصر، به مددجویان، اموال از خوراکی، پوشاکی و دیگر مایحتاج زندگی اعطا خواهی کرد، اینها را با چهره عبوس و با غرغرکردن و با سختی اعطا نکن بلکه هر آنچه اعطا میکنی باید به شیوه کریمانه و بزرگوارانه اعطا نمایی. امام شیوه ایدهآل خدماترسانی به معلولین را در این بند بیان کرده است. امام قبلاً وظایفی مثل پرداخت حقوق از بیت المال، سرویس دهی ارزاق و خوراک و غیره را به دوش متولی جامعه گذاشت. اکنون میفرماید اینها را باید بدون تحقیر کردن و به روش کاملاً بزرگوارانه و کرامت انسانی مددجویان انجام بدهی.
29- تعطیلی خدمات رسانی به مددجویان همراه با بیان موانع و اطلاعرسانی و معذرت خواهی
وامنَع فی اجمال و اعذار. خدمات رسانی را به دلیل کمبودها ممنوع کن البته همراه با معذرت خواهی. حضرت در فرمان پیش فرمود عطا کن و خدمات رسانی داشته باش البته با بزرگواری و به روش انسانی و اینجا میفرماید اگر در اجمال بودی و وضعیت طوری بود که توانایی خدمات رسانی نداشتی، خدمات را تعطیل کن اما همراه با اعذار و بیان موانع.
چند نکته در این سخن هست: 1- خدمات دهی به مددجویان یک قانون واصل است و بدون دلیل نباید تعطیل گردد، مگر اینکه امکانات به اندازه کافی نباشد. 2- هرگاه خدمات رسانی را خواستی تعطیل کنی، حتماً اعذار کن و موانع پیش رو و واقعیتها را با مردم در میان بگذار. با مردم شفاف باش و اطلاعرسانی درست و به هنگام داشته باش. 3- هر جا نتوانستی نیازها و خواستههای معلولین را کاملاً انجام دهی و به دلیل موانع، نیازهایشان نیمه کاره رها شد و به تمامی برآورده نشد؛ با مهربانی معذرتخواهی کن. اینان حق دارند امور آنها به تمامی و کمال اجرا گردد. اما اگر به هر دلیل اجرا نشد، باید متولیان امور از آنان معذرتخواهی کنند. متأسفانه معذرتخواهی در جامعه ما یک عرف نشده
است. اگر مسئولین و متولیان امور معلولین به سخن مولا علی(ع) گوش بسپارند و به آن عمل کنند، بسیاری از مشکلات موجود هم مرتفع میگردد.
30- تعیین معاونان و مدیران شایسته با اخلاقیات انسانی عالی و تجربیات کارآمد
و تواضع هناک فإن اللّه یحبُّ المتواضعین ولیکن أکرمُ أعوانک علیک الینهم جانباً و أحسنهم مراجعةً والطفهم بالضعفاء. در مقابل مددجویان تواضع کن چون خداوند متواضعان را دوست دارد. لیکن فروتنی منحصر به خودت نیست و دستیاران و معاونان هم باید کریمتر، نرمخوتر، خوش برخوردتر و ضعیف نوازتر باشند.
این آخرین بند از مجموعه توصیهها و حقوقی است که حضرت برای مددجویان بر شمرده است. مالک را از تکبر و خود بزرگ بینی نهی کرده و در عوض به فروتنی و تواضع فرمان داده است. نیز در مورد مدیران و عوامل زیر دست حاکم نیز شایسته سالاری را توصیه میکند، نه اینکه افرادی را به دلیل روابط و مناسبات به سر کار بگماری؛ بلکه کسانی که کریمتر، نرمخوتر، خوش رفتارتر و دارای لطف و مرحمت بیشتر نسبت به ضعیفان هستند به کار میگماری.
تشکیلات معلولین اگر مدیرانی با این چهار ویژگی داشته باشد، تمامی مشکلات و معضلات مرتفع خواهد شد. این چهار ویژگی عبارتاند از: معاونان حاکم دارای کرامت بیشتر؛ لین و نرمخوترین افراد نسبت به مخالفین و نافرمانان؛ دارای زیباترین صفات اخلاقی و رفتار انسانی نسبت به ارباب رجوع و بالاخره لطیفترین و با لطف و مرحمتترین کسان نسبت به ضعفا. اگر چنین افرادی در رأس سازمان معلولین قرار گیرند، کارآمدترین نهاد خواهد شد.
توصیههای سیگانه امام علی(ع) به مالک اشتر، سخنان صرفاً تاریخی یا اخلاقی نیست بلکه منشوری است که هم وظایف مددجویان و مددکارها را روشن ساخته و هم راز و رمزهای موفقیت جامعه معلولان را با استدلال و برهان تبیین کرده است. فقط مجموعه قوانین نیست بلکه علاوه بر قانون، عاملان به این قوانین را هم توجیه و آگاه کرده است.
امام از مالک اشتر به عنوان متولی جامعه مصر خواسته تا این حقوق را اجرایی و عملیاتی کند و شرایط و بستر تحقق آنها را فراهم آورد. در غیر اینصورت مشروعیت حکومتش مخدوش میشود. امام چه زیبا میفرماید: فان هولاء من بین الرعیة احوج الی الانصاف من غیرهم. معلولین در بین همه اقشار جامعه اسلامی به عدالت محتاجتراند. زیرا تا کنون درباره آنها تبعیض و ظلم روا رفته و در شرایط تأسفآور زندگی کردهاند. به عبارت دیگر اولویت دستگاه اجرایی، رفع ظلم و تبعیض از این قشر است. گویا در آن دوره هم شرایط به گونهای بوده که ناشنوایان، نابینایان، معلولین حرکتی و ذهنی دچار تبعیض و بیانصافی بودهاند.
امام با قلبی آکنده از محبت معلولان میفرماید: کل فاعذر الی اللّه فی تأدیه حقّه الیه. از خداوند به خاطر عدم تأدیه حقوق آنان معذرت بخواه.
مجموعه حقوق مزبور مشتمل بر سی فرمان و توصیه، میتواند در جهان مدرن امروزی هم، کارآیی و مقبولیت داشته باشد. زیرا مشتمل بر نکات بدیع و استوار است. متأسفانه تا کنون این مجموعه به جهان معرفی نشده است. با اینکه سازمانهای بینالمللی و نهادهای حقوقی جهان اگر متوجه شوند در پانزده سده پیش چنین سخنانی گفته شده، حتماً استقبال خواهند کرد.
امیدوارم با تلاشهای متفکران و رسانهها زمینههای شرح و بسط، نیز تدریس این منشور در همه مراکز آموزشی، تربیتی و تحقیقاتی فراهم شود. به ویژه در مدارس استثنایی به صورت کتاب درسی در اختیار دانشآموزان قرار گیرد.
اینگونه سخنان معصومین(ع) و نیز آیات قرآن که بیانگر شؤون، مناسبات و قواعد حاکم بر جامعه مددجویان است، لزوماً باید به عنوان منبع و مصدر اولیه در قانون نویسی و قانونگذاری استفاده شود. اما پس از تحقیق و بررسی فراوان متوجه شدم چنین نبوده است و در جریان قانونگذاری به اینگونه اسناد و مدارک تا کنون اهتمامی نشده است. با اینکه مهمترین و اصلیترین منبع است. نخستین قانون ویژه معلولین یعنی قانون مناسب سازی در 1367 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و نخستین مجموعه قوانین جامع معلولین ایران در سال 1383 در همان مجلس تصویب شد. در سال 1387 قانون الحاق به کنوانسیون جهانی حمایت از معلولین تصویب شد و بالاخره از سال 1392 تا کنون دولت و مجلس درصدد قانون جامع دیگری هستند. در همه این مراحل لزوماً باید آیات و احادیث به عنوان متن راهنما و مرجع اصلی مورد توجه قرار میگرفت. تدوین و تهیه این کتابِ مشتمل بر قطعهای از عهدنامه مالک اشتر، باید در همه بخشهای اداری سازمان بهزیستی مورد توجه و اهتمام قرار گیرد. به ویژه از کارشناسان سازمان بهزیستی و دیگر نهادهایی که درگیر تقنین برای معلولین هستند تمنا میکنم اول و پیش از همه به این کتاب عنایت ویژه داشته باشند.
درسهای مهم که میتوانیم از فرمایشات امام فرا بگیریم عبارتاند از:
1- ایجاد نظام حمایتی و راهاندازی نظام تأمین اجتماعی برای معلولین یک اصل است.
2- کل جامعه و جامعه مددجویان به عنوان جامعه خرد ضرورتاً نیاز به قانون دارد.
3- ایجاد تشکل و سازمان برای اجرایی کردن قوانین لازم است.
4- قانونگذاری و قانونپذیری و نیز جامعه پذیری یک اصل مهم است.
5- جامعه صرفاً با توصیههای اخلاقی اصلاح نمیشود و حتماً نیاز به قانون دارد.
6- جامعه بدون خطمشی هدفدار و تدبیر اصلاح نمیشود و نیاز به برنامهریزی دارد.
7- حضرت، سطر اول عهدنامه به خطمشی کلان دولتش میپردازد و چهار هدف اصلی را به این صورت بر شمرده است: اصلاح جامعه، آبادانی مملکت، دفع دشمنان و جمعآوری مالیات جهت امور اقتصادی. این اهداف بر جامعه معلولین هم انطباق دارد.
8- امام در این عهدنامه جامعه را به هفت گروه و طبقه از جمله معلولین تقسیم میکند. اولاً این طبقات به یکدیگر احتیاج دارند و بدون مساعدت و مشارکت دیگر طبقات، معلولین سامان و اصلاح نمییابند. از اینرو نظریه ضرورت تقسیمبندی امور اجتماعی و تقسیم کار در جامعه را متذکر شده ولی استقلال آنها را نمیپذیرد بلکه وابستگی آنها را قطعی میشمارد.
9- حضرت میفرماید هر طبقه سهمی از وظایف اجتماعی و مشارکت مدنی و حقوق خاصی دارد. نیز مقررات و قوانین هر طبقه از جمله معلولین در قرآن کریم و سنت نبوی و پیمان محفوظ نزد امام بیان شده است (کُلّاً قَدْ سَمَّی اَللَّهُ لَهُ سَهْمَهُ وَ وَضَعَ عَلَی حَدِّ فَرِیضَتِهِ فِی کِتَابِهِ أَوْ سُنَّةِ نَبِیِّهِ (ص) وعَهْداً عِنْدَنَا مَحْفُوظاً).
بنابراین قواعد و ضوابط جامعه مددجویی در سه منبع قرآن، سنت نبوی و عترت درج شده است. در این دوره عالمان و کارشناسان موظفاند این موارد را کشف و در اختیار دستگاه قانونگذاری قرار دهند.
10- مردم ایران به دلیل مسلمان بودن از نهادهای تقنینی و اجرایی انتظار دارند، به هنگام تصمیم سازی و اقدامات کلان حقوقی به منابع و مصادر
اسلامی اهتمام داشته باشند. و همه ما باید به این خواست مردم عنایت داشته و آن را محترم بشماریم.
این نکات راهگشای امور افراد دارای معلولیت و موجب حلّ معضلات آنها، نیز بهرهمندی جامعه از تواناییها و خلاقیتهای آنان میتواند باشد.
این متن در نهجالبلاغههای مختلف که افراد محقق تحقیق کردهاند و نیز در مجامع روایی مثل بحارالانوار و تحف العقول در برخی جملات، اندک اختلافاتی دارد. تلاش کردیم از کاملترین متن استفاده شود. از اینرو متن تحف العقول را که همراه با تحقیق و ترجمه آیت اللّه احمد جنتی منتشر شده، اصل قرار دادیم. به هنگام ترجمه واژهها و عبارتها، تلاش شد همه ترجمهها دیده شود و بر اساس فرهنگ معلولیتی برگردان انجام شود. زیرا حضرت به دلیل سیطره بر علوم مختلف، از اصطلاحات و تعابیر تخصصی استفاده نموده است.
عَهْدُهُ(ع) اِلَی الأَشْتَرِ
حینَ وَلّاهُ مِصْرَ وَ أَعْمالَها
بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ
هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِیٌّ أَمِیرُاَلْمُؤْمِنِینَ مَالِکَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیْهِ حِینَ وَلاَّهُ مِصْرَ، جِبَایَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا.
ثُمَّ اعْلَمْ أَنَّ اَلرَّعِیَّةَ طَبَقَاتٌ لاَ یَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْضٍ وَ لاَ غِنَی بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ فَمِنْهَا جُنُودُ اَللَّهِ، وَ مِنْهَا کُتَّابُ اَلْعَامَّةِ وَ اَلْخَاصَّةِ، وَ مِنْهَا قُضَاةُ اَلْعَدْلِ، وَ مِنْهَا عُمَّالُ اَلْإِنْصَافِ وَ اَلرِّفْقِ، وَ مِنْهَا أَهْلُ اَلْجِزْیَةِ وَ اَلْخَرَاجِ مِنْ أَهْلِ اَلذِّمَّةِ وَ مُسْلِمَةِ اَلنَّاسِ، وَ مِنْهَا اَلتُّجَّارُ وَ أَهْلُ اَلصِّنَاعَاتِ وَ مِنْهَا اَلطَّبَقَةُ اَلسُّفْلَی مِنْ ذَوِی اَلْحَاجَةِ وَ اَلْمَسْکَنَةِ وَ کُلّاً قَدْ
سَمَّی اَللَّهُ لَهُ سَهْمَهُ وَ وَضَعَ عَلَی حَدِّ فَرِیضَتِهِ فِی کِتَابِهِ أَوْ سُنَّةِ نَبِیِّهِ (ص) وعَهْداً عِنْدَنَا مَحْفُوظاً.
ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِی اَلطَّبَقَةِ اَلسُّفْلَی مِنَ اَلَّذِینَ لاَ حِیلَةَ لَهُمْ واَلْمَسَاکِینِ وَ اَلْمُحْتَاجِینَ وَذَوی اَلْبُؤْسِ وَ اَلزَّمْنَی، فَإِنَّ فِی هَذِهِ اَلطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً فاحْفَظِ اللَّهَ مَا اِسْتَحْفَظَلکَ مِنْ حَقِّهِ فِیها وَاجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی اَلْإِسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَدٍ، فَإِنَّ لِلْأَقْصَی مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِی لِلْأَدْنَی. وَ کُلّاً قَدِ اسْتُرْعَیتَ حَقَّهُ فَلاَ یَشْغُلَنَّکَ عَنْهُمْ نَظَرٌ، فَإِنَّکَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْیِیعِ اَلصَّغیرِ لِإِحْکَامِکَ اَلْکَثِیرَ اَلْمُهِمَّ، فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّکَ عَنْهُمْ، وَ لاَ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لَهُمْ وَ تَواضَعْ لِلّهِ یَرْفَعْکَ اللهُ وَاخْفِضْ جَناحَکَ لِلضُّعفاءِ وَاَرِبِهِم إلی ذلِکَ مِنْکَ حاجَةً وَ تَفَقَّدْ أُمُورِهِمْ ما لاَ یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ اَلْعُیُونُ وَ تَحْقِرُهُ اَلرِّجَالُ، فَفَرِّغْ لِأُولَئِکَ ثِقَتَکَ مِنْ أَهْلِ اَلْخَشْیَةِ وَ اَلتَّوَاضُعِ فَلْیَرْفَعْ إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ، ثُمَّ اعْمَلْ فِیهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَی اَللَّهِ یَوْمَ تَلْقَاهُ، فَإِنَّ هَؤُلاَءِ أَحْوَجُ إِلَی اَلْإِنْصَافِ مِنْ غَیْرِهِمْ وَ کُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَی اَللَّهِ فِی تَأْدِیَةِ حَقِّهِ إِلَیْهِ. وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ اَلْیُتْمِ وَ الزَّمانَةِ وَ الرِّقَّةِ فِی اَلسِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِیلَةَ لَهُ وَ لاَ یَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ فَأَجْرِلَهُمْ أَرْزاقاً فَإنَّهُمْ عِبادُاللّهِ فَتَقَرَّبْ إلَی اللّهِ بِتَخَلُّصِهِمْ وَ وَضْعِهِمْ مَواضِعَهُمْ فی أقْواتِهِمْ وَ حُقُوقِهِمْ، فَإنَّ الأعْمالَ تُخْلَصُ بِصِدْقِ النِیّاتِ. ثُمَّ إِنَّهُ لاتَسْکُنُ نُفُوسُ النَّاسِ أَوْ بَعْضِهِمْ إلی أَنَّکَ قَدْ قَضَیْتَ حُقُوقَهُمْ بِظَهْرِ الغَیبِ مُشافَهَتِکَ بِالحاجاتِ وَ ذَلِکَ عَلَی اَلْوُلاَةِ ثَقِیلٌ. وَ اَلْحَقُّ کُلُّهُ ثَقِیلٌ. وَ قَدْ یُخَفِّفُهُ اَللَّهُ عَلَی أَقْوَامٍ طَلَبُوا اَلْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا نُفُوسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اَللَّهِ لِمَنْ صَبَرَ واحْتَسَبَ فُکُنْ مِنْهُمْ وَ اسْتَعِنْ بِاللّه. وَ اِجْعَلْ لِذَوِی اَلْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ ذِهْنَکَ مِنْ کُلِّ شُغْلٍ، ثُمَّ تَأْذَنُ لَهُمْ عَلَیْکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً تَتَوَاضَعُ فِیهِ لِلَّهِ اَلَّذِی رَفَعَکَ. وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَ أَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِکَ تَخْفَضُ لَهُمْ فی مَجْلِسِکَ ذلِکَ جَناحِکَ وَ تلینُ لَهُمْ کَنَفَکَ فی مُراجَعَتِکَ وَ وَجْهَکَ حَتَّی یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ(ص) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِنٍ: «لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ اَلْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَعْتِعٍ». ثُمَّ
اِحْتَمِلِ اَلْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ اَلْعِیَّ وَ نَحِّ عَنْکَ اَلضِّیقَ وَ اَلْأَنَفَ یَبْسُطِ اَللَّهُ عَلَیْکَ أَکْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ یُوجِبْ لَکَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ، فَأَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً وَ امْنَعْ فِی إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ وَ تَواضَعْ هُناکَ فَإنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُتواضِعینَ. وَلْیَکُنْ أَکْرمُ أَعْوانِکَ عَلَیْکَ أَلْینَهُمْ جانِباً وَأَحْسَنَهُمْ مُراجِعَةً وَألْطَفَهُمْ بِالضُّعَفاء، إنْشاءَاللّهُ.
قرآن کریم؛ تحف العقول عن آل الرسول، ابن شعبه حرانی، ترجمه احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بینالملل، 1387، ص 284-289؛ ترجمه تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374، چاپ پنجم، ج20، ص323؛ تفسیر فخر رازی، ج31، ص16؛ تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1374، چاپ اول، ج26، ص123؛ تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص509؛ الدر المنثور، ج 6، ص314؛ روح المعانی، ج 30، ص 39؛ سوره روشندلان: تکریم نابینایان در قرآن کریم، قدرت الله عفتی، دفتر فرهنگ معلولین، 1390؛ مجمع البیان، جلد 10، ص 437؛ نهجالبلاغه، به کوشش صبحی صالح، بیروت، 1967/1387ق، ص 438-440؛ نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، 1385، فراز 7؛ نهجالبلاغه، به کوشش سید صادق موسوی، شیخ محمد عساف و خرید السید، مشهد مقدس، مؤسسة الامام صاحبالزمان، 1418ق، ص 933-935.