ghaemiyeh.com
نام جزوه: امیر مؤمنان علی علیه السلام
نویسنده: هیأت تحریریه موسسه در راه حق
ناشر: موسسه در راه حق
نوبت چاپ: مکرر
تاریخ چاپ: 1397 ه- ش
چاپخانه: سلمان فارسی
نشانی: قم، خیابان آیتالله مرعشی نجفی (ارم)
کوچه 20 – پلاک 10- موسسه در راه حق
تلفن: 2-37743221 (025)
www. darrahehaq.com
سامانه پاسخگویی پیامکی: 1000222333
رایگان
امیر مؤمنان علی علیه السلام
درسهایی از اصول دین ، شماره بیستم
نام جزوه: امیر مؤمنان علی علیه السلام
نویسنده: هیأت تحریریه موسسه در راه حق
ناشر: موسسه در راه حق
نوبت چاپ: مکرر
تاریخ چاپ: 1397 ه- ش
چاپخانه: سلمان فارسی
نشانی: قم، خیابان آیتالله مرعشی نجفی (ارم)
کوچه 20 – پلاک 10- موسسه در راه حق
تلفن: 2-37743221 (025)
www. darrahehaq.com
سامانه پاسخگویی پیامکی: 1000222333
رایگان
جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم .......... 5
نخستین پیشوا 8
پیامبر دلسوز و مآل اندیش.... 9
حدیث تاریخی غدیر. 13
سند حدیث غدیر. 22
بررسی کوتاهی در معنای حدیث غدیر. 24
جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (1)
کتاب جهانی الغدیر همّت بلند مجاهد فقید، علاّمه شیخ عبدالحسین امینی رحمة الله پیرامون حدیث غدیر، به وجود آمده است.
این کتاب عظیم که دستاورد یک عمر تلاش راستین آن بزرگمرد است، در چندین جلد و به زبان عربی است و تاکنون 11 جلد از آن نشر یافته است.
زبان و بیان کتاب به استواری کوه و به روانی آب تدوینیافته و محتوای آنچنان مستدل است که به اذعان بزرگان و دانشمندان اهل سنّت، در طیّ آن حقّانیّت تشیّع، احیاء شده است و یکباره تلقّی اهل سنّت از تشیّع را دگرگون ساخته و به تفاهم این دو گروه مسلمان، خدمتی بزرگ کرده است. هماره نام او بزرگ باد.
در رساله حاضر، از این کتاب عظیم، بسیار استفادهشده است.
شیعهی دوازدهامامی، بر آن است که: پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، رهبری جهان اسلام، با امیرمؤمنان علی علیه السلام و آنگاه با یازده فرزند پاکش میباشد.
1) . الغدیر و علامه امینی رحمة الله .
و این ایده و عقیده را دلایلی بهروشنی آفتاب در آستین دارد که با دیدن آن، بینظران بیغرض را جای تردید بازنمیماند:
جابر بن عبدالله، از یاران ویژهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، میگوید:
روزی که آیهی وجوب اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر(1)،
فرود آمد به آن گرامی گفتم: خدا و رسول را شناختهایم امّا سه دیگر چه کسانند؟
فرمود: «آنان امامان و جانشینان من هستند که نخستین ایشان علی فرزند ابوطالب و آنگاه به ترتیب حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی - که
1) . (اَطیْعوُا اللَّه وَ اَطیعُوالرَّسوُلَ وَ اُولِی الأمْرِمِنْکُمْ)؛ سوره نساء، آیه 59.
در تورات باقر نامیده شده و تو، جابر او را درخواهی یافت و در آن روزگار، سلام مرا بدو برسان! - پس از او جعفر بن محمد الصّادق، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و سرانجام: فرزندِ حسن بن علی خواهد بود همان که نام و کنیهی(1)
1) . در زبان عرب، به نام هایی که جزء نخستین آن کلمهی «اب» یا «ام» میباشد، کنیه میگویند.
2) . نام و کنیهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ترتیب محمد و ابوالقاسم است.
3) . منتخب الاثر، ص 101 به نقل از کفایة الاثر، مؤلف این کتاب در این باب 50 روایت از کتابهای عامه و خاصه نقل میکند که در همهی آنها پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امامان دوازدهگانه:را با اسم معرفی نموده است.
هیچ جامعهای، در هیچ موضوع از زمان و مکان، نمیتواند بیرهبر و یله و رها به سر برد؛ این قولی است که جملگی برآنند. با الهام از این واقعیّت، این یادآوری به خاطر میآید که:
هرکس که زمامدار جامعهای است، اگر به دوام و سعادت آن عشق میورزد، ناگزیر باید در حراست آن کوشا باشد و با توجّه به شعاع قدرت، مسئولیّت، دانش و بینشی که دارد، در حال و هم آینده و حتّی آیندهی دور آن جامعه بیندیشد و طرح و برنامه داشته باشد، تا هماره سرنوشت جامعه به حوزهی سعادت ایده آل، نزدیک گرداند.
بر همین اساس و روی همین الزام است که زمامداران، حتّی در مسافرتهای کوتاه، قائممقامی برای خود تعیین میکنند. و این کار در همهی جلوههای رهبری، نمود دارد.
یک رئیس خانوار، یک مدیر مدرسه، یک استادکار کارخانه، در غیبت چندساعته، جانشینی برای خویش برمیگزیند و دیگران را به فرمانبری از او- در غیاب خویش - سفارش میکند. این مسئله چندان بدیهی است که نیاز به برهان ندارد.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم که رهبر جامعهی جهانی اسلام بود، بر همین روال عمل میکردند.
هرجا که برای نخستینبار، فروغ اسلام میتابید؛ هرچند هم کوچک، آن گرامی حاکمی شایسته بر آن میگماشت تا زمام امور را به دست گیرد.
برای لشکرهایی که به جهاد اعزام میکرد، فرماندهی سپاه معیّن میفرمود و گاه چند نفر را به ترتیب معاون آن فرمانده قرار میداد تا اگر یکی کشته شود، سپاه بیسرپرست نماند.
همچنین، کسانی را میشناسیم که آن گرامی، به هنگام مسافرت از مدینه، آنان را بهعنوان جانشین و نمایندهی خویش میگمارد تا مدینه در غیبت آن بزرگ، بی زمامدار نماند(1).
1) . به کتابهایی که دربارهی تاریخ اسلام و روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، نوشته شده است مانند سیرهی ابن هشام، مراجعه فرمایید.
شیعه میگوید: با همین دلیل چگونه با خرد موافق است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رحلت فرماید بی آنکه جانشین خویش را برگمارده باشد؟!
کدامین از این احتمالها که برمیشمریم با خرد مطابق است؟:
آیا پس از رحلت «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم » دیگر جامعهی اسلامی نیازی به رهبر نداشت؟
و یا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای جامعهی مسلمین، پس از خویش، اهمیّتی قائل نبود؟
و یا دلسوزی و تدبیر خویش، از کف نهاده بود؟
و یا لایقترین جانشین را نمیشناخت؟
دگرباره می پرسیم: کدامین از این احتمالها که برشمردیم، با خرد هماهنگ میباشد؟
پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله و سلم - که با مهری فراگیر، در همهی چم و خمهای زندگی مسلمانان، نشانههای رهبری و تعیین تکلیف را از سوی او، میتوان دید، چگونه ممکن است، در امری چنین عظیم، تعیین تکلیف نفرموده باشد؟
شیعهی امامیّه با توجّه به این حقایق، به پیجویی متون و مدرکهای نخستین و اصلی اسلام میپردازد و در این پیجویی، به منابعی سرشار که خرد و وجدان اسلامیاش، از پیش حکم میکرده است برمیخورد و سرانجام بدین نتیجه میرسد که
از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، چارچوب روشن، کافی و قاطع در زمینهی تعیین جانشین بهجای مانده:
آیهی ولایت، حدیث غدیر، حدیث سفینه، حدیث ثقلین، حدیث حق، حدیث منزلت، حدیث دعوت عشیره و دیگر چیزهایی که در کتابهای بزرگ به گستردگی به محک بحث و تحقیق زدهشده است. و ما از اینهمه، تنها حدیث غدیر را برمیگزینیم و انصافتان را به داوری میطلبیم:
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم، در سال دهم هجرت به مکّه عزیمت فرمودند تا فریضهی حج بگزارند.
این حج، در آخرین سال عمر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، انجام شد و به همین جهت در تاریخ، آن را
حجّة الوداع میگویند؛ یعنی حج بدرود، حج خداحافظی.
همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را که به شوق همسفری با آنحضرت و دیدن و فراگرفتن حجّی درست، به رکابش شتافته بودند تا 120هزار نفر نوشتهاند.. .
گروهی نیز در شهر مکّه به او پیوستند. پس از انجام حج و به هنگام بازگشت به مدینه، روز هیجدهم ماه ذیحجه، در «غدیر خم(1)»
این آیه نازل شد:
(یا اَیُّهَاالرَّسوُلُ بَلِّغْ مَا اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).(2)
«ای پیامبر، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و اگر نرسانی، رسالت خدای را به جا نیاوردهای و خداوند تو را از - گزند - مردمان در امان دارد...».
بدین ترتیب فرمانی بزرگ از سوی خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد.
لبهای کاروانیان به آهستگی نجوا میکند:
در همین هنگام، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، دستور میدهد که همه از حرکت بازگردند و بازماندگان برسند.
چنین میکنند... و رهگذرانی بسیار، به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، اینک برای شنودن یک خبر
ایستادهاند... و صحرا چنان که میدانیم و گفتیم: پهنهی بیآب و تفتهی غدیر خم است.
نیمروز است و هرم آفتاب سوزنده؛ خبر چیست که پیامبر در این هنگام و هنگامه، مردم را بر سر پا نگاه داشته است؟
در این هنگام، بانگ اذان به گوش میرسد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با مردم نماز میگزارد و از باربند شتران، مکانی بلند ساخته میشود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر فراز آن میایستد. سینهها نفسها را دزدیدهاند و مردم چون ریگزار صحرا، خاموش خاموشند و منتظر شنودن خبر.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شروع میکند؛ سخنانش چون تراوش ذرّات آب که از آبشار در هوا بپراکند، نرم و
نوازشگر است و هرم گرما را میشکند و مردمان تشنه، زیر آفتاب، با گوش جان آن را مینوشند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پس از ستایش خداوند، چنین ادامه میدهد:
چه میگویید؟
گواهیم که ما را تبلیغ کردی و در این راه چه بسیار کوشیدی، خدا تو را بهترین پاداش دهد!
آیا به یگانگی خداوند و پیامبری بندهاش محمد صلی الله علیه و آله و سلم، گواهی نمیدهید؟
1) . مسئولیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، ابلاغ رسالت و مسئولیت دیگران، عمل بدین و ابلاغ به دیگران است.
و به راستینی بهشت، دوزخ، مرگ، رستاخیز و زندگی پس از درگذشتن؟
گواهی میدهیم.
خدایا گواه باش! و آنگاه رو سوی مردم بازمیگوید:
مردم! من و شما کنار کوثر یکدیگر را خواهیم دید؛ هشیار باشید که پس از من با دو « گوهر گرانبها » چگونه خواهید بود؟
ای پیامبر خدا، آن دو، چیست؟
کتاب خدا و اهلبیت من. خدا به من خبر داده است که این دو از هم نگسلند تا کنار کوثر به من رسند... از آنان پیشی مجویید که هلاک خواهید شد و هم باز پس نمانید که باز موجب هلاکت است.
در این هنگام، دست امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام را برمیافرازد تا مردم، همه، او را ببینند و بازشناسند؛ پس آنگاه در همان حال منشور آسمانی جانشینی خود را میخواند:
-اَیُّهَاالنّاسُ مَنْ اَوْلَی النّاس بَاْلُمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ.
مردم! چه کسی به مؤمنان از ایشان سزاوارتر است و بر آنان ولایت و سرپرستی دارد؟
خدا و پیامبرش داناترند.
خدا بر من ولایت دارد و من بر مؤمنان، و من بر گرویدگان، از خود ایشان سزاوارترم؛ پس:
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ.(1)
1) . طبق روایت احمد بن حنبل - یکی از چهار پیشوای بزرگ اهل تسنن – پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جمله را چهار بار تکرار فرمود.
هر کس من ولیّ و سرپرست اویم، علی سرپرست و ولیّ اوست.
خدای من! دوستانش را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش! و یاری کن هر که او را یاری کند و کیفر ده آن را که با وی بستیزد...
هان! هر حاضری باید به غایبان ابلاغ کند.
هنوز مردم نپراکندهاند که این آیه نازل میشود:
امروز دینتان را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم و خرسند شدم که اسلام دین شما باشد.(1)
پس آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، فریاد برآورد: اللهاکبر!
1) . (اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الأسلامَ دیناً)، سوره مائده، آیه 3.
دین خدا کامل شد و پروردگار به رسالت من و امامت علی پس از من، خشنود گشت.
پس از این مراسم، مردم به امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام شادباش گفتند؛ از کسانی که پیشاپیش اصحاب، به امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند که گفتند:
بَخّ بَخّ لَکَ یا عَلیُّ اَصْبَحْتَ مَوْلایَ وَ مَوْلی کُلّ مُؤمِن وَ مُؤمِنَة؛ ای خوشا بر تو یا علی، که مولای من و هر مرد و زن باایمان شدهای.(1)
1) . الغدیر، ج 1، ص 11 - 9.
این حدیث از جهت سلسلهی راویان، چندان محکم است که شاید کمتر مانند داشته باشد.
یکصد و ده نفر(1)
از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در غدیر حاضر بودهاند، این حدیث را بیهیچ واسطه، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردهاند و هم هشتادوچهار نفر از تابعین(2).
دانشمندان آگاه و بیغرض، چه تاریخ نویسان و چه مفسّران و دیگرها، از اهل تسنّن، مسئلهی غدیر را با مدارک زیاد در کتابهای خود آوردهاند، که نام
سیصد و پنجاه نفر از آنها در کتاب «الغدیر» فراهم آمده است.
چه بسیاری از دانشمندان بزرگ اسلامی، دراینباره مستقلاً کتاب نوشتهاند که نام بیستوشش نفر از آنان با ویژگیهای کتابهایشان در «الغدیر» فراهم آمده است.
فرهنگنویسان چون به واژهی غدیر یا مولی، رسیدهاند، داستان غدیر را بازگفتهاند...
و باری، کوچکترین تردید و کمترین سایهی انکار در سند حدیث غدیر وجود ندارد مگر برای آن دسته از مردمان که در نور خورشید میایستند و گرمی آن را بر پوست خود حس میکنند امّا بازمیگویند نور و گرمایی نیست.
حدیث غدیر، با نشانههایی که در خود آن و خارج از آن وجود دارد، چنان چشمگیر است که هر انسان باانصافی را متوجّه خود میسازد و از آن بهروشنی برمیآید که امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام، نخستین جانشین پیامبر اسلام بوده است.
اینک به توضیح و گشودن برخی از آن نشانهها
و شواهد میپردازیم:
1- کلمهی مولی که در این حدیث به چشم میخورد، از روشنترین کلماتی است که در این زمینه به کار گرفته شده است.
«مولی» در این حدیث یعنی کسی که دارای مقام ولایت، امامت، رأی و فرمان است و خواستهاش بر
همهی خواستهها مقدّم؛ به این دلیل که پیامبر پیش از جملهی «من کنت مولاه» فرمود:
اَیُّهَا النّاسُ مَنْ اَوْلیَ النّاسِ بِالْمُؤمنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ ؟
مردم! چه کسی به مؤمنان از ایشان سزاوارتر است.
معنای اولویت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن است که خواستهی او بر خواستهی مردم پیشی جوید و هرچه بگوید و انجام دهد، برای مردم حجّت باشد و مردم پیروی کنند و در حقیقت بر مردم ولایت و سرپرستی داشته باشد.
حال میگوییم: همانطور که در جملهی پیشین، صحبت از اولویّت و ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، در جملهی بعد هم باید صحبت از ولایت و اولویت به
همان معنی باشد تا ارتباط معنوی دو جملهی پیشین و پسین، محفوظ بماند.
بدین ترتیب، معنای درست و کاملی که از این چند جمله به دست میآید این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟
همه گفتند هستی.
آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: همین سزاواری و اولویّت و ولایت که من نسبت به شما دارم، علی نیز دارد و پس از من، او مولای همهی مسلمانان و جانشین من خواهد بود.
پس، در این حدیث، هیچیک از معانی دیگر «مولی»، جز همان اولویت و ولایت و امامت، منظور نیست و معانی دیگر در این مقام، کاملاً بیتناسب است.
توجّه به این نکته نیز که: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در آن هوای گرم، انبوه مردم را سرپا نگهداشت؛ این حقیقت تاریخی را بیشتر آشکار میکند که موضوع، اهمیّتی ویژه داشته است وگرنه هیچ عاقلی باور نمیکند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردم را در آن شرایط نگه دارد و منظورش فقط این باشد که یک موضوع جزئی(مثلاً علی دوست من است) را به مردم یادآوری کند.
2- دلیل دیگر این که:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جملهی بعد فرمود: «خدایا یاری کن آن را که علی را یاری کند و از رحمت خود دور بدار آن را که از یاری علی، خودداری کند».
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میدانست که پس از او، حضرت علی علیه السلام باید از نظر ظاهر، نیرو و ارتش داشته باشد و مردم او را یاری کنند تا اسلام ریشه گیرد؛ چرا که حکومت اسلام نیاز به فرماندهان عادل و مطاع دارد و لازم است همهی مردم از جانشین پیامبر فرمانبرداری کنند؛ از این رو، یاوران حضرت علی علیه السلام را دعا کرد و مخالفان او را نفرین، تا از این راه نیز به مردم
بفهماند مخالفت با حضرت علی علیه السلام، موجب غضب خداوند و نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
3- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ابتدای خطبه فرمود:
آیا به یگانگی خدا و رسالت بندهاش محمد صلی الله علیه و آله و سلم، گواهی نمیدهید؟
گفتند: میدهیم.
آنگاه فرمود: ولیّ و مولای شما کیست؟ و سپس فرمود: هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای او خواهد بود.
بدیهی است که منظور از ولایت حضرت علی علیه السلام، پس از شهادت به یگانگی خدا و رسالت و ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، همان امامت است، زیرا جز بدین معنی، ارتباط جملهها حفظ نمیشود و میدانیم که
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بلیغترین و فصیحترین مردمان بود در گفتار.
4- مردم پس از انجام مراسم، به امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام تهنیتها گفتند. آشکار است که این شادباش در صورتی صحیح به نظر میرسد که در آن روز حضرت علی علیه السلام از سوی خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، به مقامی بلند رسیده باشد. جز در این صورت، تهنیت معنا نداشت.
5- آیه: (یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ ربِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغت رِسالَتَهُ وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس)(1).
1) . سوره مائده، آیه 67 ؛ ای پیامبر، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و گرنه رسالت خدای را بهجا نیاوردهای و خداوند ترا از - گزند - مردمان در امان دارد.
به گواهی دانشمندان اهل تسنن، روز غدیر، دربارهی مسئلهی جانشینی حضرت علی علیه السلام فرود آمده است(1).
برای نمونه، گفتار مفسّر و مورّخ بزرگ اهل تسنّن: حافظ ابو جعفر محمّد بن جریر طبری را میآوریم:
«... بعد از این آیه که در غدیر خم نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل از طرف خدا دستور آورد که در این جایگاه بایستم و به هر سفید و سیاه اعلام
1) . علاّمه امینی در «الغدیر» سی نفر از مشاهیر اهل تسنّن را نام میبرد که همه اعتراف کردهاند این آیه دربارهی علی علیه السلام نازل شده است.
کنم که علی فرزند ابوطالب، برادر من، وصیّ من، جانشین من و امام پس از من است...» .(1)
6- اشعار و چکامههای شکوهمند و بلندی که شاعران و ادیبان اعصار از آن روز تا امروز دربارهی غدیر و جانشینی امیرمؤمنان، حضرتعلی علیه السلام سرودهاند؛ گذشته از اهمیّت جنبهی ادبی، دلیل محکمی در مسئلهی مورد بحث ماست زیرا همهی آنها خطبهی غدیر خم را مربوط به ولایت و امامت دانسته و شرح دادهاند.
شعر و نام این شاعران همه ضبط شده است و آنان که با ادبیات عرب آشنایی دارند، میتوانند کتاب ارجمند «الغدیر» را ببینند.
1) . الغدیر، ج 1، ص 214، به نقل از کتاب الولایة طبری .
در این کتاب بلند، اشعار و نام بسیاری از شعرایی که در موضوع غدیر شعر سرودهاند، از قرن اوّل هجری تا قرنهای بعد، به ترتیب فراهم آمده و حتی نقد و بررسی شده است.
7- پیامبر بزرگ ما صلی الله علیه و آله و سلم و امامان گرامی علیهم السلام، روز هیجدهم ذیحجّه را، یکی از عیدهای رسمی مسلمانان اعلام فرمودهاند تا مسئلهی غدیر، هر ساله بازگو شود و به دست فراموشی سپرده نگردد.
چنانکه ابوریحان بیرونی دانشمند مشهور ایرانی در قرن پنجم، در کتاب «آثار الباقیه» و نیز ابن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤول»، روز غدیر را یکی از عیدهای اسلامی نام بردهاند.
ابومنصور ثعالبی، ادیب و دانشمند مشهور هم در کتاب «ثمارالقلوب» شب غدیر را از شبهای بزرگ اسلامی دانسته است.
8- احتجاجها: امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام و امامان دیگر، هرگاه به حدیث غدیر احتجاج و در برابر مخالفان بدان استدلال کردهاند، هیچکس در معنای آن و اینکه مربوط به امامت و جانشینی حضرت علی علیه السلام است؛ اشکالی نکرده و مجاب شدهاند(1).
امیرمؤمنان علیه السلام، یک روز در کوفه خطبه میخواند؛ ضمن آن فرمود: به خدایتان سوگند میدهم، هر کس در غدیر حاضر بود و به گوش خود
1) . الغدیر، ج 1، ص 159 به بعد.
شنید که پیامبر مرا به جانش-ینی برگزید، بایستد، تنها آنان که به گوش خود از پیامبر شنیدهاند؛ برخیزند نه آنان که از دیگران شنیدهاند و خود در غدیر نبودهاند، جمعی برخاستند.
احمد حنبل، پیشوای بزرگ مذهب حنبلی میگوید:
آنان سی نفر بودند که آن روز برخاستند و به شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند.
باید دانست که در آن تاریخ، بیستوپنج سال یا بیشتر از واقعهی غدیر گذشته بود و هم برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز، در کوفه نبودند و یا پیش از آن تاریخ درگذشته بودند و نیز برخی به بعضی غرضها بودند و گواهی ندادند.
رهبر آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام نیز به هنگام سخنرانی در اجتماع اسلامی مکّه، بین هفتصد نفر از پارسایان اصحاب و تابعان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ،(1)فرمود:
«... به خداوندتان سوگند، آیا میدانید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدیر، علی علیه السلام را به خلافت و ولایت برگزید و فرمود: حاضران به غایبان برسانند؟
آن جمع همه گفتند: خدا گواه است که چنین بود...»(2).
در پایان این مقال، با تقریظی که شیخ محمّد دحدوح، امام جمعه و پیشوای روحانی اهل تسنّن
شهر حلب بر کتاب الغدیر نوشته است، سخن را کوتاه میکنیم:
«... کتاب الغدیر، حقایقی را استوار کرد و در برابر، خرافههایی را ریشهکن ساخت. برخی از چیزها را به ثبوت رسانید که ما نمیدانستیم و گفتههایی را باطل کرد که ما بر اثر بیخبری، قرنها بدانها دل سپرده بودیم.
آری، از حوادث گذشته، به گونهای برای ما سخن رفته بود که ما میگفتیم: منشاء آنها را نمیدانیم و در اسرار آنها نیز نمیاندیشیدیم؛ با آنکه لازم بود از پیشامدها درس میگرفتیم و بنای بلند بررسی قضایای تاریخی را بر پایهی تحقیق بالا میبردیم...».
چنانکه دیدیم، تا پیش از کتاب الغدیر این مقدار، دانش عمومی اهل تسنّن میبود از واقعهی تاریخی غدیر؛ امّا هماکنون و از آن پس که فصلها و بخشهای «الغدیر» منتشر شد، در برابر، دریایی جوشان میبینند سرشار از دلیل رسا، برهان روشن و دانش فروزان؛ آنچه در «الغدیر» میبینیم یک زبان میگوید: فروغ مهتاب پوشیدنی نیست.
برخی از کتابهای مفید در این زمینه میتوانید بخوانید:
1 - ترجمهی کتاب «المراجعات»
2 - ترجمهی کتاب «الغدیر»
3 - شبهای پیشاور
4 – حساسترین فراز تاریخ