ghaemiyeh.com
سرشناسه: رجائی، محمدرضا، ۱۳۴۱-
عنوان و نام پدیدآور: پرواز به سوی آبرو: اصول و روشهای آبرومندی/ نویسنده محمدرضا رجایی.
مشخصات نشر: اصفهان: کیاراد٬ 1394.
مشخصات ظاهری: ۱۰۰ ص.
شابک: 978-600-6490-77-9
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه: ص.۹۶ ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر: اصول و روشهای آبرومندی.
موضوع: آبرو و حیثیت
موضوع: اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی -- احادیث
ردهبندیکنگره:/ر۳پ۴ ۱۳۹۳ 2/251BP
ردهبندیدیویی: 634/297
شمارهکتابشناسیملی:۳۷۲۱۵۲۲
بسم الله الرحمن الرحیم
نویسنده: محمد رضا رجایی
انتشارات: کیاراد
مدیر تولید: مرتضی قاسمپور
تنظیم: آصفه قاصدی پور
طرح جلد: نفیسه میرفندرسکی
نوبت چاپ: اول / بهار 1394
تعداد صفحات/ قطع: 96 /رقعی
شابک: 9-77-6490-600-978
شمارگان: 2000 نسخه
بها: 6000 تومان
پرواز به سوی آبرو
اصول و روشهای آبرومندی
نویسنده: محمدرضا رجائی
مقدمه. 9
مزیّتها و ویژگیهای کتاب حاضر. 11
استفاده از منابع مهم. 11
پاورقی.. 11
سبک سادهنویشی و نکات دستوری.. 11
مزایای دیگر. 11
مستقل بودن بخشها 11
نظم و ترتیب... 12
نام کتاب.. 12
ویژگیهای دیگر. 12
بخش اول: آبرو. 13
تعاریف و معانی واژهها 14
الف) معنی آبرو 14
ب) معنی آبرودار 14
ج) معنی آبروداری.. 14
د) معنای اصطلاحی آبروی کسی را ریختن.. 14
الف) تعریف آبرو 15
ب) تعریف آبرومندی.. 15
1/ الف. پُر آبرو 15
2/الف. آبرودار 15
3/الف. کم آبرو 16
4/الف. بیآبرو 16
ب) انواع آبرو 16
ج) اهمیت آبرو 16
روایت... 17
د) جایگاه آن.. 18
بخش دوم: اصول آبرومندی.. 19
اندیشه و عقلگرایی.. 20
اظهار حق و ایستادگی بر حق.. 21
اعتماد و اطمینان.. 22
بینیازی از مردم. 22
تهور و بیباکی.. 23
حفظ اسرار 25
حیاء 25
حیثیت و اصالت... 26
صاحب اصالت خانوادگی که... 26
خیر دنیا و آخرت.. 28
دوری از غرور و خودبینی.. 29
شئونات.. 29
شخصیت ظاهری.. 30
شرکت در امور عام المنفعه. 30
عدم انزوا 31
انگیزة رهبانیت(گوشهنشینی) 32
پناه به خدا از بدگمانی.. 34
الف) اصول و نمودهای مردمداری.. 35
ب) احترام به شخصیت دیگران.. 35
ج) ادا کردن حق مردم. 37
د) حُسن خُلق.. 39
و) عدم عصبیت... 39
داستان.. 40
ه) عفو. 42
ی) مروّت و مدارا با مردم. 43
مروّت و مدارای خواجه نصیر. 44
مزاح ممدوح. 45
مسئولیتپذیری.. 45
برای آن که آبرومند است... 46
نیکی به والدین.. 47
وقار 47
بخش سوم: خصوصیات و ویژگیهای آبرو. 49
استقلال.. 50
اعانت خداوند بزرگ... 51
پیروی از ارزشها 51
الگوی والای ارزشها 51
خاطرههای جذّاب.. 53
دل گرمی خانواده 53
روحیه اعتماد به نفس.... 54
عدم کینهتوزی.. 54
عزّت.. 55
قرب الهی.. 55
محبوبیت... 55
معاشرتی دلپذیر و روابطی زیباتر. 56
همکاری و تعاون.. 56
یاران فداکار 56
بخش چهارم: شناخت آسیبها و آفات آبرو. 57
خود بزرگبینی.. 59
بیهوّیتی.. 59
حقارت و ذلّت... 60
فحش و ناسزا 61
کینه و حسد. 61
نیاز و احتیاج. 62
بخش پنجم: شناخت راهکارها و روشها 63
آموزش آداب زندگی در نوجوانی.. 64
آموختههای تجربی.. 65
آموختههای علمی.. 65
استعانت از حق تعالی.. 66
پرداختن به دنیا به قدر لازم. 66
پرورش و شکوفایی استعدادها 68
پندها و اندرزها 68
از موسیقی به حمکت و عرفان.. 69
جایزه و تنبیه. 69
دوری جستن از افراد آلوده 70
رایزنی و یاری استاد. 71
سیرهشناسی و آگاهی از زندگی معصومین علیهم السلام....... 72
عدم منفینگری.. 73
مراقبت و بررسی.. 73
نهراسیدن از شکستها 75
یادداشت موفقیتها 75
عوامل حفظ آبرو از دیدگاه نهج البلاغه. 76
استفاده از تجربهها 76
اصل اصالت خانوادگی.. 76
اصل پرهیز از گناه 76
اصل حیا 77
اصل قناعت... 77
بخشندگی.. 77
تدبیر اقتصادی.. 77
ترک پرگویی و بیهودهگویی.. 78
ترک جدل و نزاع. 78
درخواست نکردن.. 78
دعا نمودن.. 79
راههای حفظ آبرو از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام...... 79
الف) بخشش اموال فراوان.. 79
ب) تأمین نیازمندیها 80
ج) هدیه دادن.. 81
بخش ششم: عرض و آبرو از منظر قرآن.. 83
الف) آبرو نزد خدا 84
ب) آبروی مستمندان و حفظ آن.. 85
ج) آبروی مسلمان و ضرورت دقّت در حفظ آن.. 85
د) عزت و آبرو نزد خداوند(الگوی عظیم الشأن و بلند مرتبه) 86
ه) نقش ترس از خدا و آبرو در حفظ از گناه 86
ی) نفش و اهمیت آبرو در قضیة حضرت لوط.. 87
بخش هفتم: عرض واعتبار از دیدگاه مشاهیر، اندیشمندان وشعرا 89
الف) آبرو با هزار پیروزی به دست میآید........................................... 90
ب) اعتبار به کردار است ................................................................... 91
ج) اعتبار تقلبی خیانت است.............................................................. 91
و) دنیا شایسته اعتبار نیست.............................................................. 92
الف) آبی است آبرو 92
ب) آبرو و طمع. 92
ج) آبروی مردم. 92
و) پرهیز و بازگشت ازگناه 93
ی) شیوه مردمداری.. 93
فهرست منابع. 94
کتابهای منتشر شدة همین مؤلف... 96
کتابهایی با ویژگیهای گوناگون که به زودی منتشر میشوند: 96
خداوند بزرگ و متعال را سپاس گفته و بر وفور نعمتهای او شکرگزار هستم، مفتخرم که بر این باورم که پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خاتم النبیین و حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و یازده فرزندش جانشینان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه هدی میباشند.
چندی بود جهت کارهای فرهنگی به دنبال سوژهای بودم، در این راه سوژههای متعدد و متفاوتی یافتم. ولی سوژهای که توجه مرا به خود جلب نمود، و مشتاق ارائه آن بودم، بررسی و تحقیق در موضوع «پرواز به سوی آبرو» بود. زیرا در تحقیقات اینجانب عدم آگاهی و کاربرد صحیح از اصل آبرو حتی در بین آبروداران مشهود بود و اگر کسی اطلاعی از آن داشت، کامل و کافی نبود و آبروداران آگاه به تمامی اصول آبرو بسیار کم بوده، و حتی کتابی مستقل و مفصّل در این زمینه نیافتم. به کتابفروشیها
وکتابخانههای زیادی مراجعه نمودم. با خود گفتم اگر کتابهایی در مورد این موضوع نوشته شده باشد(به علّت محدودیتهایی که گریبانگیر صنعت چاپ و نشر میباشد.)، در همة مکانها موجود نیست.
بنابراین تصمیم به نوشتن این کتاب گرفتم، زیرا پرواز به سوی آبرو یکی از مهمترین اصولی است که باید بیش از این به آن پرداخته شود. اکنون کتاب مختصر و مفیدی در اختیار شما خواننده عزیز قرار گرفته و در آن مسائل مختلف آبرو به طور اختصار در آن گنجانیده شده است. این کتاب در هفت بخش تنظیم شده است:
در بخش اول: به معنی، تعریف، نوع، اهمیت و جایگاه آبرو پرداختهایم؛ در بخش دوم؛ سیمای آبروداران را تحت بیست عنوان مورد بررسی قرار داده و اصولی که یک آبرودار جهت کاربرد در صحنه زندگی باید نسبت به آن شناخت پیدا کند را بیان کردهایم. در بخش سوم؛ ویژگیها و خصلتهای آبرو را تحت سیزده مطلب مهّم نگارش و در بخش چهارم یک آسیبشناسی اجمالی نمودهایم. در بخش پنجم؛ راهکارها و روشهای آبروداری را بیان کرده و راههای حفظ آبرو را از دیدگاه نهج البلاغه و امام حسن مجتبی مورد بررسی قرار داده؛ در بخش ششم؛ آبرومندی از منظر قرآن کریم و در بخش هفتم؛ آبروداری از منظر اندیشمندان و شعرا بیان گردیده است که امیدواریم مورد توجه مطالعه کنندگان عزیز قرار گیرد.
ویژگیها، خصوصیات و مزیتهای این کتاب عبارتند از:
از بیش از سی منبع بسیار مهم و خواندنی استفاده شده است. که در آخر کتاب فهرست منابع از نظرتان خواهد گذشت.
آدرس منابع در پاورقیها براساس روش تحقیق بیان شده است.
سبک سادهنویسی و نکات دستوری و رعایت شده است.
الف) سعی شده است کتابی مختصر و مفید باشد و از مطالب اضافی پرهیز شود.
ب) مطالب کتاب روان بوده و در اصطلاح موضوعات مطرح شده «گنگ» نیست.
ج) گاهی از آرایههای ادبی استفاده شده است.
هر بخش به طور مستقل بیان شده است، بنابراین شما میتوانید هر بخش را که خواستید پس از انتخاب مطالعه نمایید.
عناوین بخشها و قسمتهای گوناگون کتاب حاضر با نظم و ترتیب و براساس حروف الفبا بیان شده است.
بنابر محتوای کتاب سعی شده است نامی در خور آن انتخاب شود.
کتاب حاضر مزیتها و ویژگیهای دیگر نیز دربر دارد که خواننده عزیز هنگام مطالعه به آن پی میبرد. ما در اینجا برای روشن شدن مطلب به یک نمونه آن اشارهای مینماییم.
دیدگاه دانشمندان، ادیبان و خردمندان دنیا نیز در مورد هر موضوع مورد بررسی قرار گرفته است.
محمّدرضا رجائی
ابتدا به معانی واژه و سپس به تعاریف آن میپردازیم:
معانی واژه آبرو، آبرودار و آبروداری به قرار زیر است:
آبرو در لغت به معنای: عرق، خوی، اعتبار، قدر، جاه، شرف، عرض، ناموس و آب روی است.(1)
آبرودار؛ با اعتبار و صاحب آبرو را گویند.
آبروداری؛ داشتن آبرو و سیرت آبرودار را گویند.
وی را مفتضح کردن و او را مفتضح نمودن است.
تعریفآبرو و آبرومندی به شرح زیر است:
1) . عمید حسن، فرهنگ عمید.
آبرو بر حیثیتی از انسان اطلاق میشود که مورد ستایش یا سرزنش واقع میگردد، خواه در خود او باشد یا در خانواده و کسانی که به گونهای با او پیوند دارند.
شناخت و کاربرد سلسله آدابی که به انسان هویت، اصالت، عزتنفس و بزرگواری بخشیده و شخصیت او را در بین مردم ممتاز میگرداند تا جایی که مورد ستایش آنان قرار میگیرد.
انواع آبرو در دو زمینه مورد بررسی قرار گرفته است:
اینگونه افراد بر اصل آبرو شناخت کاملتری داشته و آن را جزء ذات و معنی خویش کرده و در هر شرایطی با آن زندگی مینمایند. آنها اسیر هیچ چیز نیستند و آبرو را بر هر چیزی مقدم میدارند.
اینگونه افراد پس از شناخت آبرو، آن را در صحنة زندگی به طور معمولی به کار میگیرند.
اینگونه افراد شناخت کمتری از آبرو داشته و کاربرد آنها در زندگی به طور نسبی کم است و یا این که در بعضی از جهات آبرودار و در بعضی از زمینهها از آبروی کمتری برخوردارند.
اینگونه افراد از آبرو بویی نبردهاند و اعتبار، قدر و جاهی ندارند. زیرا اصول آن را مراعات نمیکنند و نسبت به آن بیتفاوت هستند.
آبرومند نزد خداوند بزرگ و معصومین علیهم السلام
آبرومند نزد مردم.
آبرومند نزد خدا، معصومین علیهم السلام و مردم.
کاملترین نوع آبرومندی این نوع است که افراد متدین و آبرومند نزد خدا و معصومین علیهم السلام نزد مردم نیز آبرو و اعتباری دارند.
حفظ آبرو و آبروداری اهمیت ویژهای داشته و تمامی ائمة اطهار علیهم السلام مظهر آبرو بوده؛ مشاهیر، قدما، علما و بزرگان نیز با آن زندگی میکردهاند.
شریعت اسلام برای آبروی انسان همانند جان او ارزش ویژهای قائل شده است تا آنجا که دفاع از آن را واجب کرده و ریختن خون تجاوز کننده به آن را در بعضی موارد با شرایطی جایز دانسته و نیز
ترک مهمترین واجبات را در راستای حفظ آن روا شمرده است. قرآن کریم میفرماید:
(یا اَیُّهَا الذَّینَ آمَنوا کوُنوُا قَوّامینَ لِلهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ وَلایَجرمَنَّکُم شَنآنُ قُوم عَلی اَلاّ تَعدِلُوا اِعدِلوُا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوی وَاتَّقُواللهَ إنَّ اللهَ خَبیرٌ بِما تَعلَمونَ)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت گواهی دهید! دشمنی با جمعّیتی شما را به گناه و ترک عدالت (و ریختن آبروی او) نکشاند! عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است! و از (معصیت خدا بپرهیزید که از آنچه انجام میدهید، باخبر است!)»
امیرمؤمنان علیه السلام مقدار پنج وَسَق(حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخص آبرومندی بود و از کسی تقاضای کمک نمیکرد. شخصی در آنجا بود به علی علیه السلام گفت:
«آن مرد که تقاضای کمک نکرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یک وَسَق برای او کافی بود.»
امیرمؤمنان علی علیه السلام به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعة ما زیاد نکند، من میدهم، تو بخل میورزی، اگر من آنچه را که مورد حاجت او است، پس از سؤال او به او بدهم، چیزی به او ندادهام، بلکه قیمت آبرویی را که به من داده به او دادهام. زیرا اگر صبر کنم تا او سؤال کند، در حقیقت او را وادار کردهام که آبرویش
را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من به خاک میسایید.»(1)
رعایت اصولی که برای آبروداری، مورد توجّه قرار میگیرد، موفقیتآمیز و خوشبختیآفرین است. بنابراین به طور غالب انسانهای آبرومند خوشبخت، موفق و صاحب اعتبار هستند.
رعایت مسائلی که در سیمای آبروداران(2)
بیان گردیده است مانند خردمندی و عقلگرایی، خدا محوری و توحید، بینیازی از مردم، مردمداری و ... راههایی برای رسیدن به سرانجام مقصود هستند. و همگی این راهها، یک راز را تشکیل میدهد و آن این است که: «آبرومندی و اعتبار راز موفقیت، کامیابی و سعادت است.»
به بیان دیگر:
انسانی که دست نیاز جلو مردم دراز نکند و متکی به مردم نباشد، اجتماعی و اهل صله رحم بوده و مردمدار باشد(3)، هویت، اصالت، شئونات و حیثیت خویش را حفظ نماید، با توجه به ویژگیها و خصلتهای آبروداری(4)
میتواند سعادت و نیکبختی را از آن خویش نماید.
رافائل میگوید:
«همة تلاش بشر در زندگی، کسب اعتبار(و آبرو) است تا در پرتو آن راحت (و خوشبخت) زندگی کند.»(5)
1) . رحمتی، محمد، گنجینة معارف(1)، نشر: صبح پیروزی، سال 1391، ص 14.
2) . در بخش دوم، به طور مشروح بیان خواهد شد.
3) . به بخش دوم، قسمت 16(مردمداری) مراجعه نمائید.
4) . به بخش سوم، فواید، خصوصیات و ویژگیهای آبرو مراجعه شود.
5) . شاملویی، حبیب الله، بزرگان چه گفتهاند؟ نشر: امید فردا، سال 1383، ص 44.
آنچه را در سیمای آبروداران واقعی میخوانید؛ اصول و راههای با آن مرتبط بوده آبرومندی است که هر کدام با آن مرتبط بوده و حدودی از آن را شکل میدهند. بنابراین یک انسان با عمل به تمامی آنها به سوی آبرومندی پرواز کرده و پر آبرو میگردد؛ اصولی همانند خردمندی، مردمداری، شئونات، هویت و حیثیت، ایمان و تقوا، حیا و ... نردبان ترقی، تکامل، حیثیت و اعتبار هستند که باعث خوشبختی انسان نیز میگردند. اکنون این اصول را به صورت جداگانه میخوانیم:
دیدگاه آبرومندان عقلگرایانه است. آنها قبل از عمل، آن کار را از دیدگاه خرد سنجیده و به سرانجام آن میاندیشند. هر کاری که با آبرو در تناقض است را انجام نداده و فقط بر افکار و اعمالی که موافق آن است، جامة عمل میپوشانند. ممکن است عملی به طور مطلق مطابق با آبروداری نباشد و درگاهی موارد مقداری ازآن بکاهد، بنابراین افراد پر آبرو تسلیم و اسیر چنین اعمالی نشده و آبرو را بر هر چیزی مقدّم میدانند.
قال الامیرالمؤمنین علی علیه السلام
«اَلعاقِلُ مَن وَضَعَ الاَشیاءَ مَواضِعَها وَ الجاهِلُ ضِدُّ ذلِکَ»(1)
«انسان عاقل کسی است که همه چیز را در جای خود قرار میدهد و جا و زمان آن را میداند و نادان برخلاف این است.»
آنان در هر موقعیت و مکانی با خردمندی اصول آبرومندی را رعایت کرده و آبروداری مینمایند. افلاطون میگوید:
«اعتبار(و آبرو) جواهر گرانبهایی است که به یک سنگ غفلت خرد، بیارزش خواهد شد.»(2)
آبروداران در سیمای خویش حقجو، حقگو و حق پو بوده و در این راه ثابتقدم میباشند. آنان هرگز اندیشههای باطل به خویش راه نمیدهند، چرا که تفکّر شیطانی مخرّب و باعث فساد، تباهی، کشمکش و خونریزی بوده و با آبرومندی مغایر است. برخلاف آن حقگرایی و مقاومت در این راه بر محور توحید استقرار یافته و باعث بزرگی، عزت، تکامل و رشد شخصیت خواهد بود. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه دربارة راز بیآبرویی جامعه در خطبه 69 در نکوهش کوفیان فرمود:
«... خدا بر پیشانی شما داغ ذلّت بگذارد و بهرة شما را اندک شمارد. شما آنگونه که باطل را میشناسید از حق آگاهی ندارید و
در نابودی باطل تلاش نمیکنید، آنگونه که در نابودی حق کوشش دارید.»(1)
آری!! کوفیان به دلیل عدم ایستادگی بر حق این چنین مورد عتاب و نکوهش مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام قرار گرفته و بیآبرو بودهاند.
آبرومندان واقعی مورد اعتماد مردمند و هرگز عمل خلافی که موجب سلب اطمینان باشد از آنان بروز نمیکند. بلکه از تک تک اعمال آنان بوی اعتماد به مشام میرسد. تا این که مردم آنان را مورد اعتماد و همراز خود دانسته و حتی بعضی از مسائل خصوصی خویش را نزد آنان مطرح کرده و به حل و فصل آن میپردازند. مورد اعتمادی آنان مربوط به زمان و مکان خاصی نیست و در تمامی عمر باید به آن متعهد باشند.
در سیمای آبروداران نیاز بر در خانه حضرت دوست و اظهار فقر به اوست. آبرومندان دست نیاز و حاجت نزد مردم دراز نمیکنند و همیشه به او محتاجند. در حدیث قدسی آمده است که خطاب به موسی علیه السلام شد:
1) . نهج البلاغه، ترجمه: محمددشتی، نشر: مشهور، سال 1381، ص 85.
«که ای موسی! هر چه را نیازمندی، حتّی علف گوسفند و نمک خمیرت را از من بخواه.»(1)
هر نوع گدایی و اظهار فقر و نیاز به مردم با پرواز به سوی آبرو منافات دارد، زیرا چنین عملی ذلّت و خواری در پی دارد.
خداوند به یکی از پیامبرانش خطاب میکند که:
به عزّت و جلال من سوگند، هر کس به غیر من امیدوار شود، ناامیدش خواهم کرد و جامة خواری و ذلّت بین مردم بر او خواهم پوشانید و او را از فضل و گشایش خود به دور خواهم داشت.
اگر بندة من در هنگام سختی چشم امید و آرزو به دست دیگری بدوزد در صورتی که سختیها به دست من است و امیدوار به غیر من شود در حالی که منم بینیاز بخشاینده؛ کلید درهای بسته در دست من است و در اجابت من به روی کسی که مرا خواند باز است.(2)
در سیمای آبرومندان شهامت و شجاعت حرف اول را میزند. همة ائمه اطهار علیهم السلام مظهر شجاعت و شهامت بودهاند، و ما از آن الگوهای والا پیروی مینماییم. ترس ریشههای گوناگونی دارد، ممکن است از وراثت، افکار باطل، دروغگویی و ... باشد که یک
انسان آبرودار باید به طور اکتسابی و با الگوپذیری از معصومین علیهم السلام شجاعت و شهامت را جزء ذات و معنای خویش نماید.
ما از آن جهت تهور و بیباکی را در سیمای آبروداران گنجانیدیم که همان طوری که ترس، موجب تحقیر شخصیت و ذلّت است، شجاعت نیز موجب اعتبار و افتخار است. شاید شنیده باشید هنگامی که در بین عوام فردی را بخواهند تحقیر کنند میگویند: «فلان شخص ترسو است.» و اگر بخواهند از کسی تعریف و تمجید کنند در هنگام تهور و بیباکی آن شخص میگویند: «شجاعت فلان شخص بینظیر است.» بنابراین با زنده نمودن این صفت اخلاقی در خویش در این زمینه نیز الگوی فرزندان خود و دیگران باشیم تا نقطه ضعف و کمبودی در زمینه اعتبار و آبرو نداشته باشیم و با تربیتصحیح، نسل ما نیز یک نسل ضعیف، زبون و ترسو نبوده بلکه نسلی شجاع و با شهامت و موجب اعتبار و آبرو باشد.
پائولو کوئیلو میگوید:
«نخستین فضیلت (و اعتبار و آبروی) بشری قدم گذاشتن در راه معنویت و شجاعت است.»(1)
یک مثل ایتالیایی نیز میگوید:
«مردان شجاع و بیپروا بر جهان آقایی میکنند.»(2)(و
اعتبار و آبرو دارند.)
آبرومندان واقعی برای حفظ آبرو رازدار خویش و دیگران بوده و هرگز راز کسی را برملا نمیسازند. چرا که گاهی اوقات راز افراد جنبة حیثیتی داشته، بدین جهت باید در حفظ آن کوشا باشیم. اگر با کشف اسرار به دیگران لطمة آبرویی بزنیم آنان نیز در صدد تلافی برآمده و اعتبار ما نیز در معرض خطر قرار میگیرد. حضرت علی علیه السلام در حکمت 162 نهج البلاغه میفرماید:
«آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختیار آن در دست اوست.»(1)
(و موجب بیآبرو نمودن اشخاص نمیگردد.)
«آسانترین رباها چنان است که کسی با مادر خود زنا کند و بدترین رباها آن است که مرد درباره عرض و آبروی برادر دینی خود زبان درازی کند.»(2)
(و حتّی رازش را فاش نماید.)
او در هر شرایطی با حیا و عفیف بوده و نگهبان ناموس خویش است. و از این روی به نوامیس مردم نیز تجاوز نمیکند و در هر حال از حیثیت و شرف خویش پاسداری مینماید. حضرت آیهًْ الله مامقانی غروی در این باره میفرماید: «و از آن جمله حیا است که آن از ایمان است و یک پارچه خیر است. خداوند به هر کس حیا
مرحمت فرماید عیبهای او از چشمها مخفی شود و حیا نباشد در چیزی، مگر این که آن را خوب کند.»(1)
شخص با اصالت از خانوادهای ریشهدار و اصل و نسبدار بوده که از رذیلتهای اخلاقی دور هستند و خود او هم تابع ارزشهای اخلاقی بوده و آنچه که با اصل و نسب و اصالت او در تضاد است را انجام نداده و به اصالت خانوادگی خویش پایبند است. بنابراین اصالت و هویت کمک شایان توجهی در راه حیثیت دارد و نبود آن از بزرگی و شخصیت افراد میکاهد.
مردی از مسلمین مدینه به شخصی مقروض شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد. آن مرد برای چارهجویی به حضور امام حسین علیه السلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود، امام حسین علیه السلام دریافت که او برای حاجتی آمده است. برای این که آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سؤال رویاروی نگهدار، نیاز خود را در نامهای بنویس که به خواست خدا آن چه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»
1) . مامقانی غروی، عبدالله، سراج الشیعه فی آداب الشریعه، نشر: شاکر، سال 1389، ص 421 و 422.
او در نامهای نوشت: «ای اباعبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دراد که طلبش را بگیرد، لطفاً با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»
امام حسین علیه السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسهای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سر و سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو:
دیندار، که دین نگهبان او است.
جوانمرد که به خاطر جوانمردی حیاء میکند.
صاحب اصالت خانوادگی که میداند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خو را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ میکند و حاجتت را روا میسازد.»(1)
آری!! صاحب اصالت خانوادگی به دلیل آبرومندی به شخصیت دیگران احترام گذاشته و مردمدار است.
آبروداران با ایمان به خدا و قیامت به عمل صالح پرداخته و آن را مطابق با آبرو میدانند. زیرا خدا محوری و توحید یکی از برنامههای زندگی آنان است، که کمکهای شایانی در این راه به آنان مینماید.
1) . رحمتی، محمد، گنجینة معارف، جلد اول، ص 15.
ایمان و عمل صالح از اصول مکتب اسلام و از خصلتهای ویژه مؤمنین با اصالت است که نقش اساسی در سعادت و عافیت انسان داشته و باعث پیشرفت آبرومندان است، همانگونه که افکار شیطانی که از بیخدایی در افکار بعضی از افراد ریشه دوانده و باعث اعمال خلاف شده آنان را از اصالت و هویت منحرف نموده و به بیراهه سوق میدهد. «تقوا، هم عامل شناخت صحیح، هم مایة آبرو و حیثیت اجتماعی، و هم سبب مغفرت اخروی است.»(1)
شخصی برای امام حسین علیه السلام نامهای فرستاد و در ضمن آن نامه نوشت؛ ای آقای من! خیر دنیا و آخرت چیست. آن را به من بیاموز امام حسین علیه السلام در پاسخ نامة او نوشت:
«به نام خداوند بخشندة مهربان، امّا بعد، کسی که خواستار خشنودی خدا باشد هر چند موجب ناخشنودی مردم گردد. خداوند رابطة او را با مردم، سامان میدهد و کسی که خشنودی مردم را در آنجا که موجب خشم خدا است طلب کند، خداوند او را به مردم واگذار میکند.»(2)
او برای پرواز به سوی آبرو با خودسازی رذیلتهای اخلاقی همچون کبر، غرور، نخوت، حسد و نفاق را از خویش دور نموده و خصلتهای اخلاقی را جایگزین آن مینماید. تزکیه و دوری از غرور و تکبّر او را در راه مردمداری، مورد اعتماد بودن، بینیازی از مردم، مروت و مدارا با همگان و ... یاری میرساند.(1)
شئون جمع شأن است و شأن مرتبة اشخاص را شامل میشود. مثلاً اگر شخصی از لحاظ معیشت در تنگنا بوده و فقیر باشد از نظر اقتصادی از مرتبه پایینتری و از شأن کمتری برخوردار است.
شخص با شئونات فردی است که در زمینههای مختلف زندگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارای مرتبه و وجهه باشد.
انسان با شئونات باید با هم شأن خویش رفت و آمد داشته باشد و با افراد بیمرتبه، بیوجهه و بیاعتبار رفاقت نکند. و همیشه مواظب باشد زندگی در خور شأن خویش داشته و بیمرتبه و بیمقدار نگردد.
«جهد کن ای پسر که کنی کسب اعتبار
دنیا سرای مردم بیاعتبار نیست»
1) . به بخش چهارم، (1) خودبزرگبینی مراجعه نمائید.
در سیمای آبرومندان واقعی شخصیت عادی از قبیل آراستگی، پوشاک، نظافت، طریقه خوراک، راه رفتن و ... مورد توجه قرار گرفته و وارسی میگردد؛ و اگر عیب و ایرادی دارد، آن را برطرف نموده تا نزد مردم جامعه تحقیر نگردد و شخصیت عادی و ظاهری او را نیز پسندیده و به او احترام بگذارند.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که الگوی آبرومندان عالم هستند؛ به آراستگی، نظافت، پوشاک، طریقه خوراک و راه رفتن اهمیت به سزایی داده و با رعایت این اصول همچون ابعاد دیگر زندگی والاترین الگو برای همگان هستند. مانند این که در زمینه آراستگی موهای خویش را خضاب نموده و همیشه خویش را خوشبو و معطر میساخته، به طریقة خوراک و راه رفتن نیز اهمیت ویژهای مبذول میداشتند.
آبرومندان واقعی نه تنها نیازی به مردم ندارند، بلکه نیازهای آنان را نیز برطرف نموده و در حد وسع خویش به آنان یاری میرسانند. برای این کار با با امور عام المنفعه همکاری و مساعدت نموده و به فقرای آبرومند کمک مینمایند.
«یاری رسانی به مردم و دستگیری از آنان و تأمین نیازهای مادی و معنوی آنها از وظایف بسیار مهم هر مسلمان است و در
بعضی روایات معادل ده طواف خانه کعبه یا چند عمره و چند شبانهروز اعتکاف به شمار آمده است.»(1)
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
«قُوا بِأموالِکُم عَن أعراضِکُم»
«آبرویتان را به وسیله اموالتان حفظ کنید.»(2)
آن حضرت در گفتار دیگری میفرماید: «با اموالتان از آبرویتان دفاع کنید.»(3)
در سیمای آبرومندان واقعی انزوا و دوری از مردم جایی ندارد، زیرا آنان اشخاصی اجتماعی هستند. بنابراین دائم به دیدار دوستان، آشنایان، اقوام و خویشاوندان رفته و از آنان دلجویی نموده و به حل مشکلات آنان همت میگمارند.
انسان منزوی با فاصله گرفتن از مردم از بزرگی و عزّت نفس پایینتری برخوردار است، زیرا مردمداری، با مردم بودن را میطلبد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای مردم! به اجتماع رو آورید و از جدایی بپرهیزید.»(4)
میکل آنژ میگوید:
«کسب اعتبار، خود را در فکر و روح و قلب دیگران جا کردن است.»(1)
ابن مسعود گوید: «با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در راهی بودیم. ایشان به من فرمود: آیا میدانی چرا بنی اسرائیل، رهبانیت را پیشة خود ساختند؟
عرض کردم:
خدا و رسولش بهتر میدانند.
فرمود: بعد از عیسی علیه السلام طاغوتها روی کار آمدند و ظلم همه جا را فرا گرفت. پیروان عیسی علیه السلام سه بار از طاغوتیان، شکست خوردند و بسیاری کشته شدند و اندکی باقی ماندند. پس تصمیم گرفتند با کنارهگیری از جامعه، در غارها و بیابان بمانند تا نسل آنان باقی بماند و به عبادت بپردازند.
سپس این آیه را خواند: «و رهبانیّتی را که ابداع کرده بودند، ما آن را مقرّر نکردیم، گرچه خشنودی خدا بود ولی حق آن را رعایت نکردند.»(2)
]کار اولشان نیک بود ولی بعد به صورت افراطی و افزودن پیرایهها درآمد.[
آنگاه فرمود: «رهبانیّت امت من، هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره میباشد.»(3)
بنابراین در دین مقدس اسلام رهبانیّت و گوشهنشینی و انزوا وجود ندارد.
بدگمانی عواقب ناگواری در پی داشته و در پی بروز آن کدورت، دشمنی و دعوا به وجود میآید. برای جلوگیری از حوادث غیر منتظرة بدبینی و بدگمانی در خانواده و اجتماع باید با خودسازی حسن ظن را جایگزین آن نمائیم تا از کدورتها و دشمنیها که گاهی آبروی ما را هدف قرار میدهد جلوگیری نمائیم.
در سیمای آبرومندان حسن ظن جایگاه ویژهای دارد زیرا با خوشبینی از مشاجره جلوگیری کرده و از میزان سنگ اندازان میکاهیم و یاوهگویان نیز به میزان کمتری از شخص بدبین؛ بدگویی کرده و به شخصیت فرد آبرومند لطمه کمتری وارد میکنند. انسان بدبین مورد سرزنش خانواده و اجتماع قرار گرفته و گاهی به دلیل شدت بدبینی مفتضح و رسوا میگردد. لازم به تذکر است که «وقتی که از کسی پرهیز میکنید و نسبت به او بدبین میشوید او را در ردیف دشمنان خود میشمارید عجب نیست اگر دشمن حقیقی شما میشود! زیرا همین رفتار کافی است که تخم کینه را در قلب او برویاند.»(1)
(و با آبروی شما بازی کند یا آبرویتان را ببرد.)
1) . احسانی کناری، قاسم، چراغ راه زندگی، نشر: علمی، ص 457.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم (در مسجد) معتکف بودند. زنی آمد و با او مدتی سخن گفت و بعد برخاست که برود، پیامبر هم برخاست و با او به راه افتاد.
در این هنگام دو نفر از انصار از کنار آن حضرت عبور میکردند، سلام کردند و گذشتند. پیامبر آنها را صدا زد و فرمود:
این زن صفیه عیالم میباشد. آن دو گفتند: ای رسول خدا! آیا ما شک نسبت به این زن و شما داشتیم؟!
فرمود: شیطان مثل خون وارد وجود انسان میشود؛ من ترسیدم شیطان بر شما وارد شود و شما ظنین و بدگمان شوید.(1)
«یکی از ضرورتهای اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی، «مردمداری» است، یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن، همراهی، همدردی، همگامی و همخونی با دیگران و هر نام دیگری که بتوانی بر آن بگذاری، لیکن واقعیت، همه یکی است، یعنی خود را خدمتگذار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن. این، رمز و راز حیات اجتماعی یک مسلمان است و برای او «پایگاه مردمی» و
1) . صداقت، سیدعلی اکبر، یکصد موضوع پانصد داستان، جلد دوم، نشر: تهذیب، سال 1385،ص49 و 50.
برخورداری از رأفت و رحمت و مودت و حمایت مردم را فراهم میآورد.»
ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی، به حسن سلوک با دیگران، باید دید چه چیزهایی و چگونه رفتارهایی و چه روحیّاتی این زمینه و موقعیت و پایگاه را برای انسان پدید میآورد؟ وقتی هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت. مردمداری یکی از این رمزها است.(1)
با شناخت و کاربرد نمودها و اصول به مردمداری جامة عمل بپوشانید؛ بعضی از نمودها و اصول به شرح زیر است:
این مطلب در معاشرت و آداب مجلس اهمیت فراوان دارد. بدیهی است که هر انسانی خواهان ارج نهادن به شخصیت خود است، اما هنگامی دیگران برای کسی حرمت و شخصیت قائلاند که به شخصیت آنها احترام گذارد. کسی که برای دیگران احترام قائل نیست نباید انتظار داشته باشد به او احترام کند. در روایات نیز به توقیر و تعظیم دوستان و یاران مسلمان توصیه شده است.(2)
امام صادق علیه السلام میفرماید، پدرم میفرمود:
«دوستانتان را تعظیم کنید و به آنها احترام بگذارید. به روی یکدیگر چهره در هم نکشید، به یکدیگر زیان نرسانید. حسد نورزید. از بخل بپرهیزید و از بندگان مخلص خدا باشید.»(1)
رعایت این مطلب در خصوص افراد سالمند و کسانی که اهل فضل و کمال میباشند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در خصوص حفظ احترام اهل مجلس، در شیوة نشستن و سخن گفتن، از سیره و سخن معصومین علیهم السلام، رهنمودهای سودمندی است.
امام صادق علیه السلام دربارة اخلاق و آداب نبی گرامی صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هرگز در میان یاران خود پاهایش را دراز نمیکرد.»(2)
و نیز لازمة احترام است که هرگاه کسی سخن میگوید حرف او را قطع نکنند و در بین دو سخن او حرف نزنند که این نوعی بیحرمتی است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«کسی که در میان سخن برادر مسلمان وارد شود و سخن او را قطع کند و خود سخن گفتن آغاز نماید، به آن ماند که چهرة او را خراش داده است!»(3)
و نیز توصیة امام صادق علیه السلام است که: «هرگاه سه نفر نشستهاند، دو نفر از آنها در گوشی سخن نگویند که این کار ایذاء و بیاحترامی به فرد سوم است.»(4)
امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که فرمودند: مسلمان سی حق به گردن برادر دینی خود دارد که از آن بیرون نمیرود مگر با ادا کردن و انجام دادن آنها و یا عفو و گذشت(برادر دینی):
تا حقش را بگیرد؛ 28. در طوفان حوادث او را تنها نگذارد؛ 29. هر خیری را برای خود میخواهد برای او هم بخواهد؛ 30. هر شرّی را برای خود ناخوشایند دارد برای دیگری نیز نخواهد. سپس فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: کسی که در ادای حقی از حقوق برادر مسلمان خود کوتاهی کند، روز قیامت از او بازخواست و مطالبه میکند و باید آن را ادا نماید(و در آنجا برای او چنین امکانی وجود نخواهد داشت.)(1)
بعضی از حقوق مردم که در حدیث بالا یاد شده است؛ از اصول آبرومندی به شمار میرود مانند شماره 3 که میفرماید: عیوب او را بپوشاند و آبرویش را حفظ کند.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در مورد این موضوع میفرمایند:
«مَن رَدَّ عَن عِرضِ أخیهِ رَدَّ اللهُ و عَن وَجهِهِ النّارَ»(2)
هر که از آبروی برادر خویش دفاع کند، خدا آتش را از چهرة وی باز دارد. آن حضرت در گفتار دیگری میفرمایند:
«ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه چنان است که کسی با مادر خود زنا کند و بدتر از همة رباها تجاوز به آبروی مسلمان است.»(3)
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث دیگری میفرمایند:
«مؤمن همه چیزش محترم است: آبرویش، مالش و خونش.»(4)
فرانسیس بیکن میگوید:
«اعتبار خود را در بیاعتبار کردن دیگران مجوی.»(1)
«آنکه سعی در بیاعتبار کردن دیگران دارد، چاهی میکند که اول خودش در آن میافتد.»(2)
برخورد نیکو در شکلگیری شخصیت و سیرت پسندیده نقش به سزایی داشته و باعث عزّت نفس و بزرگی آدمی میگردد. همان طور که عصبیت در تزلزل شخصیت وی مؤثر است. چرا که حسن خلق یکی از نمودهای مردمداری است؛ و انسان مردمدار نیز آبرومند به شمار میآید.
در سیمای آبروداران خوش خلقی از اهمیت ویژهای برخوردار است که با الگوپذیری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام میتوانیم به این مهم نائل شویم.
گاهی عصبیت لطمه آبرویی داشته و حتی بر اثر شدّت عصبیتی که از اوقات تلخی دامنگیر انسان میشود. بر اثر علل و عواملی آبروریزی شدید رخ میدهد. بنابراین در سیمای آبروداران، عدم عصبیت از اهمیت ویژهای برخوردار است که با پیروی از
معصومین علیهم السلام (که مظهر خصلتهای اخلاقی بودهاند،) به این مهم نائل میشویم. «از آن جمله نرم گفتاری و خوش رفتاری با مردم است که امر به آن شده و حضرت امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: که با مردم جوری رفتار کن که اگر مُردی بر تو گریه کنند و اگر غائب شدی دلشان دیدار تو را بخواهد، بلکه حضرت صادق علیه السلام فرموده که: ای شیعة آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم از ما نیست که در حال غضب خود را نگاه ندارد و کسی که با مصاحب خود خوش رفتاری ننماید.»(1)
حضرت آیهًْ الله العظمی بروجردی رحمة الله گاهی هنگام تدریس و بحث با شاگردان، عصبانی میشد. البته نه آن عصبانیّتی که او را در خلاف رضای خدا وارد کند. ولی پس از درس، سخت از آن عصبانیت پشیمان میشدند و به دنبال طرف میفرستادند و از او عذرخواهی میکردند و گاهی برای جلب محبّت او، کمکهای مالی نیز مینمودند، از این رو در میان دوستان، این مزاح معروف شده بود که: «عصبانیت آیهًْ الله بروجردی، مایة برکت است.»
گاه به این هم قناعت نمیکردند، روز بعد، هنگامی که بر منبر تدریس مینشستند، در حضور جمع شاگردان، از آن فرد عذرخواهی میکردند. به این ترتیب میبینیم آن بزرگ مرد تا این اندازه به حقوق دیگران احترام میگذاشت و به حفظ آبروی آنها توجّه عمیق
1) . آیهًْ الله العظمی مامقانی غروی، عبدالله، سراج الشیعه فی آداب الشریعه، ص 419.
داشت. او از امام صادق علیه السلام آموخته بود که: «المؤمنُ اَعظَمُ حُرمهًًْ مِنَ الکَعبَهًِْ؛ احترام مؤمن، از احترام کعبه، بالاتر است.»(1)
در این باره به داستان زیر توجه کنید:
«آیهًْ الله بروجردی در مسجد عشقعلی درس اصول میفرموند: روزی یکی از فضلا به نام «شیخ علی چاپلقی» اشکال کردند، آقا جواب او را دادند، آقای شیخ علی چاپلقی جواب آقا را رد کرد، آقا عصبانی شد به گونهای که آقاشیخ علی متأثر و منقلب شد که میخواست گریه کند. آن درس تمام شد. یکی از اصحاب آیهًْ الله بروجردی میگوید: نماز مغرب را خوانده بودم که ناگاه خادم آقای بروجردی رحمة الله نزد من آمد و گفت: آقا بین در کتابخانه و اندرونی ایستاده و متأثر است و فرمودهاند که بروید و به خوانساری بگویید تا بیاید. این جانب با عجله نماز عشاء را خواندم و به محضر آقا رسیدم. تا ایشان مرا دید به من فرمود: «این چه حالتی بود که از من صادر شد؟ یک نفر عالم ربّانی را رنجاندم، الان باید بروم دست ایشان را ببوسم و حلالیت بطلبم تا از من بگذرد و بعد بیایم و نماز مغرب و عشاء را بخوانم!
عرض کردم: ایشان در مسجد «شاه زید» امام جماعت است و بعد از نماز مسأله میگوید. لذا تا دو سه ساعت از شب گذشته به منزل خود نمیآید، من به ایشان اطلاّع میدهم که آقا فردا صبح به منزل شما خواهند آمد.
1) . رحمتی، محمد، گنجینة معارف، جلد اول، ص 16، به نقل از بحارالانوار، ج 68، ص 16.
صبح شد من رفتم حرم و برگشتم، دیدم آقاسوار بر درشکه درکنار منزل ما، منتظر من هستند. در خدمتشان به منزل آقا شیخ علی چاپلقی رفتیم. وقتی که آقای بروجردی رحمة الله، آقا شیخ علی را دید، میخواست دست او را ببوسد که او نگذاشت. آقا میفرمودند: از من بگذرید، از حالت طبیعی خارج شدم و به شما پرخاش کردم و ...
آقا شیخ علی عرض کرد: شما سرور مسلمین هستید، برخورد شما باعث افتخار من بود و ...
آقا تکرار کردند: از من بگذرید، مرا عفو کنید. همین موضوع باعث شد که آقا شیخ علی تا آخر عمر، مورد مراحم و عطوفت خاصّ آیت الله بروجردی رحمة الله بودند.»(1)
انسانهایی که دوستدار مردم هستند در هر حالی به جای خصومت با بزرگواری عفو را چاشنی کار خویش قرار داده و همیشه این جمله را به یاد دارند که «عفو و بخشش از بزرگترهاست.»
عفو به درگیریها پایان داده و دوستی را جایگزین آن مینماید. و این نیز راه را برای عدم سنگ اندازیها و یاوهگوییهایی که به آبرو و حیثیت افراد لطمه وارد کرده، باز مینماید. همچنین باعث بزرگی و عزت نفس شده که از لطمه زدن به شخصیت آبرومندان جلوگیری مینماید.
1) . همان منبع، به نقل از داستان و دوستان، ج 5، ص 80.
«و از آن جمله است عفو که آن بنده را عزیز کند(و اعتبار و آبرویش را زیاد گرداند.) و شکر قدرت بر دشمن عفو از او است و نشود که دو فرقه با هم طرف شوند، مگر اینکه نصرت با فرقهای باشد که عفوشان بیشتر است.»(1)
امام علی علیه السلام میفرماید:
«بخشندگی نگهبان حیثیتهاست.»(2)
مدارا با مردم صفت اشخاص مردمدار است. کسانی که دنبال بهانه گردیده و با هر کلمهای بازتاب نشان داده و موجبات ناراحتی مردم را فراهم میسازند به علت عدم مردمداری، آبرودار نیستند.
اشخاصی که با مردم به جای مدارا، مروّت به خرج داده و با دشمنان به مدارا برخاسته، عملی پسندیدهتر و نیکوتر انجام داده و پر آبرو هستند.
به همین خاطر در اصطلاح عوام به یک آبرومند واقعی «در خانه باز» میگویند زیرا درب منزل وی برای حل مشکلات مردم بر روی همگان باز است.
محمد بن محمد بن حسن، معروف به «خواجه نصیرطوسی» یکی از بزرگان، وزرا و دانشمندان عهد خویش بوده است.
او در جمادی الاولی سال 597 قمری در طوس متولد شد و در سال 672 در 75 سالگی در بغداد وفات کرد. قبرش در کاظمین است و روی سنگ قبرش نوشته:
«وَ کَلبُهُم باسِطٌ ذراعَیهِ بِالوَصیدِ»
و سگ آنها دستهای خود را بر دهانة غار گشوده بود.
و در تاریخ فوت او این رباعی را گفتهاند:
نصیر ملت و دین پادشاه کشور فضل
یگانهای که چه او مادر زمانه نزاد
به سال ششصد هفتاد و دو به ذیحجه
به روز هیجدهم درگذشت در بغداد
روزی نامهای به دست این عالم بزرگ رسید که با کلمات زشت از او بدگویی شده بود، از جمله نوشته بودند: یا کَلبَ بنِ کَلب؛ ای سگ پسر سگ.
خواجه نصیر جواب آن نامه را با کمال متانت چنین نوشت:
اینکه به من سگ گفته ای صحیح نیست، زیرا سگ با چهار دست و پا راه می رود و ناخنهای دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه میروم و ناخنهایم پهن است، ناطق هستم و خنده بر لب دارم. پوست بدنم آشکار است، ولی پوست بدن سگ با
پشم پویشده شده است. بنابراین، این نشانهها گویای آن است که من با سگ فرق بسیار دارم!
هنگام وفات خواجه نصیر، به او گفتند: اجازه بده جنازة تو را به نجف اشرف ببریم و آنجا دفن کنیم، در پاسخ گفت: من از امام کاظم علیه السلام خجالت میکشم که وصیت کنم جنازهام را از کاظمین بیرون برند.(1)
در سیمای آنان شوخیهای نسنجیده و پی در پی جایی ندارد، بلکه مزاح آنان خردمندانه، مختصر و در حد متعارف است. آنان با این کار هرگز موجبات اوقات تلخی و عصبیت کسی را فراهم نکرده و خاطرات جالبی را برای خود و دیگران بر جای میگذارند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شوخی زیاد، آبرو را میبرد.»(2)
در سیمای آبروداران واقعی حس مسئولیت جایگاه ویژهای دارد. یک شخص آبرومند متعهد و مسئول بوده و پس از حس مسئولیت به انجام وظیفه میپردازد. مسئولیتپذیری مربوط به زمان و مکان خاص و مقطعی نبوده بلکه در هر موقعیتی و مکانی که مسئولیتی را حس میکند باید به انجام وظیفه بپردازد.
«آبرو بسیار ارزش دارد و همة مردم در برابر آبروی یک «فرد» مسئولند و دفاع از آبرو و حیثیت، واجب است.»(1)
اما نکتهای که نباید فراموش شود؛ این است که: «اگر کسی مسئولیتی را بپذیرد و خوب انجام ندهد، سرمایه، شخصیت، آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده و زیانکار خواهد بود.»(2)
از طلبهای نقل شده که گفت: روزی به مغازة سبزیفروشی رفته بودم، دیدم مرحوم حاج میرزا علی قاضی(استاد عرفان علاّمه طباطبایی و خیلی از بزرگان) خم شده و مشغول جدا کردن کاهو میباشد، ولی برخلاف معمول کاهوهای پلاسیده و خشن را برمیدارد.
بعد از خرید، به دنبال او رفتم و علّت این کار غیرعادی را سؤال نمودم. مرحوم قاضی رحمة الله فرمودند: «آقاجان من! این مرد فروشنده انسان شریف و محتاجی است و من چون نمیخواهم چیزی بلاعوض به او بدهم تا عزّت و شرف او پایمال شود و نیز برای این که به کمک بلاعوض عادت نکند از این کاهوهایی که خریداری ندارد و در نهایت برای فروشنده ضرر است برمیدارم تا هم از ضرر او جلوگیری کرده و هم بدین وسیله کمکی به وی نموده باشم. در
ضمن برای ما هم فرقی ندارد که کاهوی لطیف و نازک بخوریم یا کاهوی پلاسیده و کلفت.»(1)
در سیمای آبروداران نیکی به مردم به ویژه به والدین دیده میشود. چرا که یک شخص آبرومند با خردمندی به زحمات والدین با احسان پاسخ داده؛ هرگز به آنان اذیت نکرده و با آنان با صمیمیت و محبت برخورد مینماید.
او با این عمل پسندیده نزد پدر، مادر، دوستان و نزدیکان آنان آبرومند و سرافراز است، همانطور که آزار رساندن به والدین عین بیآبروگی نزد آن دو، و دوستان و آشنایان آنان است.
وقار یکی از ویژگیهای پیامبران به ویژه نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میباشد، و باعث میشود آدمی در گفتار، کردار و انجام کارها اندیشه و تدبیر مناسب را حاکم گرداند.
وقار به انسان جلالت قدر و بزرگی عطا میکند و از کردارهای کودکانه و عجولانه جلوگیری مینماید.
افراد با متانت و وقار خویش گرامی داشته میشوند، چرا که در این زمینه دارای قدر و جاه بوده و آبرومند و با شخصیت هستند.
1) . همان منبع، ص 16 و 17.
یکی از بزرگان میگوید:
«وقار و سنگینی، اعتماد به نفس(و عزّت نفس) میبخشد.»(1)
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرماید:
«وَقار الرَّجُلِ یَزینُهُ، وَ خُرقُهُ یَشیُنُه»(2)
وقار و سنگینی، مرد را میآراید(و باعث آبرویش میشود) و سبکی او را عیبناک میکند.
آگاهی از ویژگیهای آبرو سبب میشود تا عدهای به تحصیل آبرو پرداخته و تا پایان عمر در این راه گام بردارند. زیرا این فوائد و آثار در زندگی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به او یاری رسانده و او را به سرانجام مقصود میرساند. بنابراین مطالعه و بررسی ویژگیها و خصلتهای آبرو به همگان توصیه میگردد تا مردم به ویژه آبرومندان واقعی خصلتهای این عمل پسندیده را دانسته و هر روز بیش از پیش به سوی آبرو پرواز کنند. با هم این ویژگیها را میخوانیم:
عدم اظهار فقر و نیاز به مردم که یکی از صفات آبروداران است؛ موجبات استقلال انسانی را فراهم میسازد. زیرا آبرودار به واسطه توکّل به خداوند بزرگ و عدم تکیه به مردم روی پای خودش میایستد. لازم به ذکر است که آبروداری موجب افزایش اعتماد به نفس بوده و این یکی نیز در فراهم آوردن زمینههای استقلال و عدم اتکا به مردم مؤثر است. «برونلس کو» میگوید:
«آنکه زندگی را جدی گرفته است(و مستقل شده است) اعتبار(و آبروی) بیشتری نزد مردم دارد.»(1)
اعانت و یاری خداوند متعال نصیب آبروداران واقعی میگردد. زیرا آنان به جهت آبروداری در حال عمل به قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام بوده و از فضیلت و ثواب فراوان آن بهرهمندند. «ادوارد مانه» میگوید:
«هر کس به اندازه لیاقت و عملش نزد دیگران اعتبار(و آبرو) دارد.»(2)
اعتبار و آبرو از ارزشها به شمار میرود و شخص آبرومند به واسطه این ویژگی ارزشمند است. «ژان راسین» میگوید:
(آبرو و) اعتبار همان ارزش است و انسان بیاعتبار نیز ارزشی ندارد.(3)
یسع بن حمزه میگوید: «مجلس حضرت رضا علیه السلام بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند و از آن حضرت سؤال
میکردند ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و سلام کرد و به امام هشتم علیه السلام عرض نمود:
«من از دوستان شما و دوستان اجداد پاک شما هستم. در سفر حج، پولم تمام شد و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم.
اگر امکان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم. خداوند مرا از نعمتهایش برخوردار نموده است، وقتی به وطن رسیدم، آنچه به من دادهای معادل آن، از جانب شما صدقه میدهم، چون خودم مستحق صدقه نیستم.»
اما رضا علیه السلام به او فرمود: «بنشین، خدا به تو لطف کند.» سپس امام علیه السلام رو به مردم کرد و به پاسخ سؤالهای آنها پرداخت. سپس مردم همه رفتند و تنها آن مرد مسافر و من و سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت امام ماندیم.
امام علیه السلام به ما فرمود: «اجازه میدهید به اندرون خانه بروم؟» سلیمان عرض کرد: «خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است.» حضرت برخاست و وارد حجرهای شد و پس از چند دقیقه بازگشت و از پشت در فرمود: «آن مرد مسافر خراسانی کجاست؟» خراسانی برخاست و گفت: «اینجا هستم.» امام علیه السلام از بالای در دستش را به سوی مسافر دراز کرد و فرمود: «این مقدار دینار را بگیر و خرجی راه خود را با آن تأمین کن و این مبلغ مال خودت باشد. دیگر لازم نیست از ناحیة من، معادل آن صدقه بدهی، برو که نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینیم.»
مسافر خراسانی پول را گرفت و رفت. سلیمان به امام رضا علیه السلام عرض کرد: «فدایت گردم که عطا کردی و مهربانی فرمودی، ولی
چرا هنگام پول دادن به مسافر، خود را نشان ندادی و پشتِ در خود را مستور نمودی؟!» امام رضا علیه السلام که در پاسخ فرمود: «مُخافَهًْ اَن اَری ذل السُّوالِ فی وَجهِهِ لِقَضایی حاجتَه: از آن ترسیدم که شرمندگی سؤال را در چهرة او بنگرم، از این رو که حاجتش را برآورم.»(1)
آری!! حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام والاترین الگوی ارزشها است که مردم باید برای ارزشی شدن و متابعت از ارزشها از آن حضرت الگوپذیری نموده و پیروی نمایند.
گاهی انسانهای پر آبرو هنگام مراعات این اصل خاطرههای جذّاب و جالب بر جای میگذارند که خود و دیگران از آن لذّت برده و هرگز آن را فراموش نمیکنند.
آبرومندی باعث دل گرمی اعضای خانواده نیز میگردد. زن و شوهر به علت رعایت نکات آبروداری به همدیگر دلگرمتر شده و یخ زندگیشان آب میشود. چرا که بعضی از اصولی که در سیمای آبروداران ذکر گردیده، موجب استحکام بنیان خانواده است. مانند حُسن ظن یا جهات اقتصادی.
1) . رحمتی، محمد، گنجینة، معارف(1)، ص 14.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سختگیری مرد دارا(به خانواده و دیگران) آبروی وی را بازیچه و عقوبت وی را آسان میکند.(1)
روحیه اعتماد به نفس انسانهای پر آبرو تقویت گردیده و ضریب موفقیت آنان در راه رسیدن به اهداف زیادتر میگردد. زیرا به دلیل انجام این عمل نیکو و آسودگی خاطر ناشی از آن وجدانی آرام دارند و در آرامش به سر میبرند و اعمال خویش را با سعةصدر انجام میدهند. پوشکین میگوید:
«اعتبار(و آبروی) هر کس در دست خود اوست که آن را به دیگران بقبولاند.»(2)
آبروداران پیامآور صلح و دوستی بوده، از نزاع و کشمکش دوری میجویند، چرا که کینهتوزی و نزاع با آبروداری مغایر است. به همین جهت مردم نیز با آنان نزاع و کشمکش نداشته و به آنان کینه نمیورزند. حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«هر کس میخواهد آبروی خود را حفظ کند، باید از جدال بپرهیزد.»(3)
یک انسان آبرودار به واسطة مراعات اصل آبرو نزد مردم عزیز و سربلند بوده و مورد ستایش، تعریف و تمجید آنان قرار گرفته و از او پس از مرگ نیز به نیکی یاد میکنند. «نیوتون» میگوید:
«اعتبار(و آبروی) حقیقی آن است که پس از مرگ نیز همچنان پابرجا باشد.»(1)
اصل آبرو موجب نزدیکی به خدا و در نتیجه معنویت سرشاری میباشد که به آبروداران واقعی مژده داده شده است. زیرا آن یکی از دستورات دین مقدس اسلام است که مورد تأکید قرار گرفته است. امام سجاد علیه السلام میفرماید: «بار الها! آبروی من را در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان!»(2)
او به دلیل آبرومندی موجب افتخار مردم بوده و نزد آنان عزیز و محبوب است؛ چرا که آبروداری وی یک عمل پسندیده، نیکو و والا و از ارزشها به شمار میرود.
به دلیل آبروداری معاشرت انسانی دلپذیرتر و روابطش زیباتر میگردد، زیرا همان طور که در سیمای آبروداران بیان کردیم نکات مورد پذیرش آبرومندان و عمل به آنها بر معاشرتش تأثیرات شگرفی میگذارد. مانند: بینیازی از مردم و عدم دست درازی نزد مردم، مردمداری، شخصیت باطنی و ظاهری(صورت و سیرت زیبا) و ...
آبروداران واقعی بیشتر به همکاری و تعاون دعوت میشوند، زیرا این اصل پسندیده برای تعاون و همکاری حیاتی بوده و همکاری بدون رعایت آبروداری پذیرفتنی نیست. پیوند آبرو جهت همکاری با آبروداران امری مهم و حیاتی است.
همانطور که بیان کردیم، مردم اشخاص آبرودار را به دیدة احترام مینگرند. و از مراعات این اصل پسندیده خرسند میشوند. بنابراین رفته رفته بر تعداد دوستان آبرودار واقعی افزوده میگردد، که در بین آنان یاران با وفا نیز یافت میشود که در صحنة زندگی به او یاری میرسانند.
امروز که از تهاجم ویروسهای کامپیوتری گرفته تا آنچه حاصل سر درختی یا کشت زمینی را با مشکل مواجه میکند، از اطاقهای عمل هر جراحی پزشکی که آسیبهای جسمی را برطرف میسازد تا بهداشت قفسههای پرندگان خوش الحانِ روحپرور که مونس تنهایی هستند؛ همه دارای طبیبان حاذق میباشند. در نتیجه بخشی از زندگی به آسیبشناسی اختصاص یافته است.(1)
با مطالعه و شناخت آسیبها و آفتها و سعی و تلاش در جهت رفع آنها؛ دستاوردهای اعتبار و آبرو را حفظ نموده تا از گرداب آفتزدگی محفوظ بماند. گاهی آسیبهای احتمالی به ما صدمات و خسارتهای جبرانناپذیری وارد میکند و ما را از پرواز به سوی آبرو باز میدارد، بنابراین باید آن آفتها را شناسایی کرده و سپس با برنامهریزی در جهت رفع آنها کوشش نماییم.
اکنون بعضی از آفات آبرو را به طور اجمالی بررسی میکنیم:
1) . بار فروش، عبدالرضا، آسیبشناسی عرفان، نشر راه نیکان، سال 1385، ص 11.
خود بزرگبینی و غرور آفت آبرو است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای علی! آفت بزرگی و شرافت خاندان، به خود افتخار کردن (تکبر) است.»(1)
بعضی از خود بزرگ بینانِ کوتهفکر، کسانی هستند که از روی کبر و خودخواهی از بزرگی، افتخار و شرافت خاندان خویش یاد میکنند و به آن غرور کاذب دارند.
انسان خودبین به واسطة غرور، افراد بالاتر از خویش را ندیده و به همین دلیل از رُشد باز میماند.
برای از بین بردن این آفت آبرو باید فروتنی را جایگزین آن نموده و با تصمیم و ارادهای سرسخت تواضع را پیشة خویش سازیم.
برای آمادگی بیشتر در این راه باید از فوائد و آثار آن آگاهی حاصل نموده و با تدّبر و تفکّر آن ویژگیها را بررسی نموده و خویش را متقاعد ساخته تا برای این فضیلت آمادگی حاصل نمائیم.
عدم اصالت و بیهویتی آفت آبرو است. برای هوّیت خویش باید به سه موضوع توجه کنیم:
عدم غرور کاذب
حقیر نشمردن اصالت
1) . طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، نشر: صبح پیروزی، سال 1389، ص 892.
در مورد غرور کاذب مطالبی اجمالی بیان کردیم؛ و درباره گزینه 2 نیز در قسمت بعدی(شماره 3) مطالعه خواهید کرد. اما تیشه بر ریشة هویت خویش زدن و اصالت خویش را نادیده گرفتن عواقب سوء و ناگواری در پی دارد. بنابراین آن عملی که با اصالت خانوادگی مغایر است را انجام ندهیم و همیشه پیشینه و اصالت خویش را مدنظر قرار داده و از هر گونه عمل خلاف عرف، شرع و اخلاق خودداری ورزیم. برای این کار برنامهریزی و ممارست لازم است.
حقارت و ذلّت آفت آبرو است.
تحقیر شخصیت باعث ذلّت، خواری و تزلزل میشود. بنابراین هرگز شخصیت خویش را حقیر نشماریم. برای این کار از تخریب شخصیت دیگران خودداری ورزیم. زیرا با این کار، آنان نیز در صدد تلافی برمیآیند. باید در نظر داشته باشیم. شخصیت خویش را گم نکنیم، نه بالاتر از حد معمول به خویش نگاه کنیم و نه نگاهی محقرّانه به خویش داشته باشیم.
امام باقر علیه السلام از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «به مردم دشنام ندهید تا میان آنها کسب دشمنی کنید.»(1)
همانگونه که رعایت خصلتهای اخلاقی باعث سرفرازی و محبت است، فحش و ناسزا باعث بیاعتباری و بروز سردی و تیرگی روابط بوده و باعث سرزنش مردم میشود.
بنابراین در هنگام اوقات تلخی و عصبیت ناشی از آن به توازن قوا و شل کردن عضلات بپردازیم. یا اینکه با اراده از کوره در نرویم برای این کار پایداری و پختگی لازم است.
در اینگونه مواقع میتوانیم یک لیوان آب سرد بنوشیم و یا این که اگر ایستادهایم بنشینیم و اگر نشستهایم مقداری استراحت کنیم.
کینه و حسد آفت آبرو است.
حسادت و کینهورزی باعث دعوا و کشمکش شده و آبروریزی در پی دارد. یک آبرودار واقعی با رعایت اصول خودسازی کینه و حسد را از خویش دور مینماید.(2)
برای رفع کینه و حسد باید به اشخاصی که مورد این افکار سوء قرار گرفتهاند، محبت نموده و خصلتها و خاطرات خوشایند آنان را مرور کرده و بازگو نمائیم و سعی کنیم بیطرفی و بیگناهی آنها را
بر خویش ثابت نمائیم. برای این کار خودمان را جای آنها بگذاریم و حتّی اگر قصور و کوتاهی نمودهاند آنان را عفو نمائیم.
دست نیاز به سوی مردم دراز کردن آفت آبرو است.
نیاز و احتیاج مزاج آدمی را منافق صفت، دو رو و رنگ به رنگ ساخته و موجب احتیاج به مردم میگردد. در چنین مواقعی افراد به تکدّیگری پرداخته و دست نیاز به سوی مردم دراز میکنند.
بنابراین باید با توکل به خداوند بزرگ و سعی و تلاش در زمینههای، سیاسی، اقتصادی ومعنوی نیازهایخویش را برطرف نمایند.
پیشنهاد بعدی بالا بردن ضریب اعتماد به نفس خویش است که میتواند در این راه کمکهای شایانی بنماید تا در تنگناهای زندگی راههای خردمندانه را به کار ببندیم.
با آموزش و کاربرد راهکارها و روشهای آبروداری به سوی آبرو پرواز نمایید. مطالعه سطحی کارآیی چندانی ندارد. بنابراین این بخش را چندین مرتبه به طور عمیق خوانده و نکات مهم آن را به خاطر سپرده و سپس در صحنة زندگی به کار ببندید. اکنون راهکارها و روشهای زیر به شما پیشنهاد میگردد:
والدین جهت تعلیم آبروداری الگوی جالب توجهی برای فرزندان خویش هستند. آنان با تربیت صحیح فرزندان سیمایی نیکو و سیرتی آبرومند برای آنان به ارمغان میگذارند. بدین صورت که اصول یاد شده در سیمای آبروداران و نکات مربوط به آن را طبق روحیات فرزندان به آنان یادآوری نموده و آموزش میدهند. نوجوانی بهترین موقعیت برای تعلیم و تربیت و سیر به سوی آبروداری است. بدین جهت میتوانیم آنان را در این سنین، و در جهت مذکور رشد دهیم.
علی علیه السلام فرمود:
«بهترین ارثی که پدران و مادران میتوانند به فرزندان خویش بدهند ادب و تربیت صحیح است.»(1)
در گذران عمر هرگز بیکار نبوده و همچون شترمرغ سر به هوا نباشیم. برای این کار میتوانیم از وقایع مهم زندگی تجربه آموخته و از حوادث آن عبرت بیاموزیم. بنابراین از همین الان شروع کنیم؛ از لحظهای که شخصی به جای آن که دست نیاز به سوی خدوند بزرگ دراز کند، بارها و بارها با عجز و لابه به مردم التماس کرده و تقاضای مکرّر مینماید؛ در مقابل شخص دارا و ثروتمند نیز به علت عدم مردمداری و سخاوت او را رانده و به درخواست آن شخص وقعی نمینهد. مشاهده صحنههای عملی و آموختههای تجربی تأثیرات شگرفی بر اندیشة ما داشته که هرگز آن را فراموش نمینمائیم. مثلی معروف میگوید: «شنیدن کی بود مانند دیدن.»
جهت آموزش در این راه میتوانید به سخنان معصومین علیهم السلام، بزرگان، کتابهایی در این زمینه(آبرو) یا به اینترنت مراجعه نموده و بر دانش خویش افزوده و آن را تکمیل نمائید. یادداشت برداری را
1) . طاهری، حبیب الله، سیری در مسائل خانواده، نشر: بین الملل، سال ...، ص 82، برگرفته از غررالحکم و درر الحکم، ص 393.
در این زمینه از یاد نبرید. برای این کار دفترچه یادداشتی را در نظر گرفته و نکات مهمی که از کتابهای مورد نظر انتخاب نمودهاید در آن نوشته و در مواقع بیکاری، هر هفته، یا لااقل هر ماه جهت یادآوری از نظر بگذرانید.
در این راه با دعا، توسل، نماز حاجت و ختومات مجرّب از خداوند متعال یاری خواسته و با پیگیری آن به هدف خویش نائل شویم. برای این کار به کتاب شریف مفاتیح الجنان یا کتب ادعیه دیگری مراجعه نمائید. جهت تسریع در طلب و خواهش از او باید مکانها و زمانهای استجابت دعا و آداب و شرایطآن را مراعات نمائیم.(1)
هرگز دنیا و امور دنیوی هدف شما نباشد، زیرا دنیاپرستی مفاسدی به بار میآورد که با آبرومندی منافات دارد، و پرواز به سوی آبرو را مختل میسازد.
همین الآن شروع کنید و با تزکیه علاقه و عشق مفرط و بیش از حد متعارف به دنیا را از وجود خویش ریشهکن نموده و آبروداری را جزء ذات و معنی خویش نمائید. «داستان لیلی و مجنون» زبانزد
1) . ر.ک رجائی، محمدرضا، ویژگیهای دعا، نشر؛ اقیانوس معرفت.
خاص و عام است. مجنون شیفتة لیلی بود و شعرهای بسیار در شأن لیلی از زبان او سروده شده است؛ از جمله:
«یَقُولوُنَ لَیلی سُودَهًًْ حَبشیَّهًٌْ * وَ لَولا سَوادٌ المِسَّکِ ماکانَ عالیاً»
میگویند که لیلی یک زن سیاه سوخته حبشی است، ولی(به نظر من) اگر مُشک، سیاه نبود، آن همه دارای مقام ارجمند نبود.
هارون الرشید وقتی که آن همه سر و صدا و مدح و ثنا را در مورد «لیلی» شنید، او را به حضور طلبید که ببیند اگر زیبا است برای خود نگه دارد. وقتی که لیلی را نزد هارون آوردند، دید یک زن سیاه سوخته و بیابانی است و زیبایی آن چنانی ندارد. دستور داد تا مجنون را نزدش آوردند، به مجنون گفت: فلان فلان شده این زن که یک زن بیابانی سیاه سوخته است، تو چرا آن همه درباره او سر و صدا به راه انداختهای؟!
مجنون گفت: تو از چشم خود او را میبینی و چنین تصور میکنی، و دیدهها فرق دارد:
تو مو میبینی و من پیچش مو
تو ابرو من اشارتهای ابرو
اگر بر دیدة مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی(1)
در مورد دنیا هم همین طور است، و دیدها نسبت به آن متفاوت است بعضی فریفته، عاشق و اسیر آن میگردند و بعضی هم نگاه و بینش متعارفی به آن دارند. اما اسارت و فریفتگی دنیا و امور آن
1) . محمدی اشتهاردی، محمد، داستان دوستان، ص 708-707.
میتواند سدّها و موانعی در راه پرواز به سوی آبرو ایجاد کرده و ما را از آبرومندی باز دارد. پس باید علاقه خردمندانه و متعارفی به دنیا داشته باشیم و هرگز اسیر دنیا نگردیم.
در این راه استعدادها را شکوفا ساخته و پرورش دهیم. افراد مستعد سریعتر پرورش یافته و رشد میکنند ولی افرادی که استعداد کمتری دارند نیز با استفاده از تربیت صحیح و طبق روحیهها به فراخور حال خویش رشد مینمایند. آنها از عادت نیز در این راه بهرهبرداری میکنند. «عادت موهبتی الهی است که نه تنها نباید از آن سوء استفاده گردد، بلکه باید از آن نهایت بهرهبرداری بشود. بنابراین اعضای خانواده را بدین وسیله با آداب نیکو و تربیت سودمند پرورش دهیم، و از عادات زیانبار و ناپسند باز داریم.»(1)
از پیران راه و بزرگترهای پر آبرو پند گرفته و در این راه از آنان یاری بخواهیم، گاهی یک پند و اندرز گرهگشا از یک پیر خردمند میتواند عمری فرا راه آدمی بوده و به او سیر تکاملی در مسیر پرواز به سوی آبرو عطا کند.
1) . همین مؤلف، راز خوشبختی زن و شوهر، نشر: مرغ سلیمان، سال 1391، ص 282.
جهانگیر خان قشقایی(1328م) از بزرگان ایل قشقایی به موسیقی شائق بود و برای تکمیل این فن به اصفهان آمد. او از مدرسة علمیة صدر خوشش آمده بود و همه روزه صبح و عصر به آنجا میرفت.
کنار در مدرسه، درویشی(از پیران خردمند) وی را میخواند و از حالش جویا میشود. درویش خیره خیره او را مینگرد و میگوید:
«گیرم که در این فن، فارابی شدی، باز مطربی بیش نخواهی بود. همین جا حجرهای بگیر و مشغول تحصیل باش.» جهانگیرخان قشقایی میگوید: «اینگونه بود که یک مرتبه از خواب غفلت بیدار شدم، من اگر چیزی یاد گرفتم از همّت و نفس(و پند و اندرز) آن درویش بود.»(1)
آری!! او با آموختن پند و اندرز از پیر خردمند به عزت، آبرو و اعتبار والایی دست یافت و سرآمد عصر خود گردید؛ ما هم به سادگی از پندها و اندرزهایی که باعث عزت، اعتبار و آبرویمان میشود نگذریم و آنها را فرا راه زندگی خویش قرار دهیم.
اگر در حال تمرین آبروداری هستید، میتوانید بعد از هر عمل به سیمای آبروداران یا برطرف ساختن آسیبها و آفتهای آبرو به
1) . صداقت، سیدعلی اکبر، یکصد موضوع پانصد داستان، جلد سوم، ص 122.
خویش جایزه دهید و در صورت سرسری گرفتن هر اصل و نکته و عدم عملِ آن خویش را یک تنبیه ساده و مختصر بنمائید. (مانند ننوشیدن یک وعده چای) و با ارادهای سرسخت از همان موقع تصمیم به عمل به اصول آبرومندی بنمائید.
این عمل به طور ناخودآگاه به شما کمک مینماید تا بهتر بتوانید در این زمینه موفق باشید.
مواظب باشید افراد آلوده و بیآبرو با شما همدم نباشند. زیرا به طور مستقیم آثار زبانبار و نامطلوبی بر فکر و اندیشة شما میگذارند. همان طور که پیوند با افراد بیآبرو از میزان آبرومندی شما کاسته، پیوند با اشخاص پر آبرو بر میزان آبروداری شما میافزاید و پس از چندی میتوانید آثار آن را در زندگی مشاهده کنید. امام صادق علیه السلام فرمود:
«پدرم از پدرش امام سجاد علیه السلام نقل کرد که فرمود: ای فرزندم! متوجه باش که با پنج شخص همنشینی نکنی و با آنها گفتگو و رفاقت ننمایی، پرسیدم پدر جان آنها کیانند؟»
فرمود:
دروغگو، زیرا او مثل سرابی است که دور را نزدیک و نزدیک را در نظرت دور، جلوه میدهد.
فاسق و گنهکار، چون او تو را به یک لقمه یا کمتر میفروشد.
بخیل، زیرا او مال خود را در سختترین نیازهایت از تو دریغ میدارد.
احمق(کمعقل)، چون او میخواهد به تو سود رساند، ولی(بر اثر حماقت) به تو زیان میرساند.
کسی که «قطع رحم» کرده است، چون من او را در سه مورد در قرآن ملعون یافتم.(1)
بنابراین افراد مذکور (در حدیث بالا) که دوری جستن از آنان دارای اهمیت بوده و همنشینی با آن خطاست، به دلیل دارا بودن رضیلتهای اخلاقی، کمآبرو یا حتی بیآبرو بوده و در نتیجه ضررهای آبرویی برای همدم و دوست خویش به همراه دارند.
برای برطرف نمودن نقاط ضعف در بُعد آبروداری با استاد مشاور، مشاوره نموده و از وی یاری شایان توجهی اتخاذ نمائید.
شاید با خود بگوئید مگر استاد مشاوری در این زمینه نیز وجود دارد!!
ما میگوئیم آری!! مشاوران مذهبی و روحانیون آگاه و پرآبرو که در این زمینه به طور علمی و عملی سالیان طولانی به تحقیق پرداختهاند رایزنان و مشاوران خوبی برای برطرف نمودن نقاط ضعف شما هستند، حسن بن جهم گوید:
1) . محمدی اشتهاردی، محمد، داستان و دوستان، ص 729، به نقل از کافی، ج 2، حدیث 7.
«روزی نزد امام رضا علیه السلام بودیم که از پدرش امام کاظم علیه السلام سخن به میان آمد. امام علیه السلام فرمود: با آن که عقلی چون عقل او نبود و عقلش برتر از همه بود، گاهی با خدمتکار سودانی خویش مشورت میکرد.
عرض شد: آیا شما(امام رضا علیه السلام) هم با چنین افرادی مشورت میکنید؟
فرمود: آری، چه بسا خداوند تبارک و تعالی، حق و آن چیزی را که ما میخواهیم بر زبان او جاری میسازد.»(1)
بنابراین همگان در هر بُعدی از ابعاد زندگی به رایزنی و مشاوره نیاز دارند و باید در هر موقعیت و مکانی از اهل آن دریغ نورزند.
برای این کار زندگینامههای معصومین علیهم السلام و اندیشمندان و بزرگانی که از یاران و پیروان آنان بودهاند را مطالعه نموده و با شناخت کافی از آن، فرا راه زندگیمان قرار دهیم.
امیدواریم با عمل به سیره معصومین علیهم السلام که مظهر آبرو بودهاند و سیمای پر آبروی یاوران آنها به سعادت و نیکبختی رهنمون گردیم.
1) . صداقت، سیدعلی اکبر، یکصد موضوع پانصد داستان،ص 477-476، به نقل از وسائل الشیعه 8/428.
تلقین مثبت در صحنة زندگی گرهگشاست و آبرومندی هم از آن مستنثی نیست. بنابراین از همین الآن شروع کنید. تلقین مثبت را به طرز صحیح به روشهای گوناگون به کار بگیرید. برای این کار یک تلقین مثبت صحیح مانند «من آبرودار هستم» را 25 مرتبه روی نوار ضبط صوت، ضبط نموده و صبح هنگام بیدار شدن از خواب و شب قبل از خواب به آن گوش فرا دهید. یا به روش دیگر: همیشه تصور کنید فرد پرآبرویی هستید در عین حالی که اصول آن را مراعات مینمائید. هرگز فکر منفی در این رابطه به خود راه ندهید.
تلقین مثبت را از آن جهت یک راهکار و روش بیان کردیم که در عدهای از افراد به علل گوناگون همچون شکست، نابسامانیها عدم اعتماد به نفس و ... در افکار و تلقینات منفی غرق شدهاند و برای حل معماهای زندگی خویش به ویژه آبرومندی راهی نمییابند.
هر شب نکاتی که در روز موجب بیآبرویی شده را در دفتر یادداشت کنیم و در روزهای بعد در سبب رفع آن اشکالات برآییم. هر ماه نکات قبل را بررسی نموده، و برای ماه بعدی آماده شویم و در پایان سال میزان پیشرفت خویش را سنجیده و با تصمیم و اراده بر میزان آن بیفزائیم.
یکی از مسائلی که در ارتباط با اصل خودسازی بسیار مهم است، ارادهای خللناپذیر و تصمیمگیری قاطع میباشد. بنابراین باید راههای تقویت اراده را یافته و هر روز در راه تقویت آن کوشش نموده و نیروی تصمیمگیری را از راه صحیح استحکام بخشیده و با پایداری و مقاومت در تمامی عمر به این امر مهم همت گمارید.
«بدان که لازم است از برای طالب پاکی نفس از اوصاف رذیله، و آرایش آن به صفات جمیله، اجتناب از چند چیز:
اجتناب بدان و اشرار را لازم داند و دوری از همنشینی صاحبان اخلاق بد را واجب شمارد و ... و با نیکان و صاحبان اوصاف حسنه مجالست نماید و معاشرت ایشان را اختیار کند.
همیشه مواظب اعمالی باشد که از آثار صفات حسنه است، و خواهی نخواهی نفس را بر افعالی وا بدارد که مقتضای صفتی است که طالب تحصیل آن، یا در صدد محافظت بقای آن است. مثل کسی که خواهد پرواز به سوی آبرو کند، باید پیوسته به سیمای آبرومندان و روشهای آبروداری که موافق طریقه عقل است، عمل نماید.
پیوسته مراقب احوال و متوجه اعمال و افعال خود باشد، و هر عملی که میخواهد کرده باشد، ابتدا در آن تأمل کند، تا خلاف مقتضای اصول آبرومندی از او سر نزند.
احتراز کند از آنچه باعث تحریک قوه شهویه یا غضبیه میشود و چشم را محافظت نماید از دیدن آنچه غضب یا شهوت را به هیجان میآورد. و گوش را نگاه دارد از شنیدن آنها و دل را
ضبط کند از تصوّر و تخیّل آنها، و بیشتر سعی در محافظت دل نماید.(اسیر رضیلتها نگردد و آبرو را بر هر چیزی مقدم بدارد.)
فریب نفس خود را نخورد، و اعمال و افعال خود را حمل بر صحت نکند و در طلب عیوب خود استقصا و سعی نماید، و به نظر دقیق در تجسّس خفایای معایب خود برآید، و چون به چیزی از آنها برخورد، در ازاله آنها سعی کند.»(1)
«بچه تا زمین نخورد راه رفتن را نمیآموزد.»
آری!! در هر هدفی شکست وجود دارد. در این راه نیز هنگام شکست مأیوس، ناامید و دلسرد نشده و فقط از آن تجربه بیاموزید...
دیر نشده،
همین الآن،
از نو شروع کنید ...
یادداشت موفقیتهای آبروداری برای تداوم آن به ما اعتماد به نفس بخشیده و روحیهسازی نموده و کارآیی دارد. برای این کار دفترچه 60 برگی را در نظر بگیرید و موفقیتهای خویش را در زمینه آبروداری در قالب خاطرات فراموش نشدنی و جالب توجه
1) . نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، نشر: قائم آل محمد، سال 1387، راه معالجه امراض نفسانی، ص 46-44، با تلخیص و تصرّف.
یادداشت نمائید و هر ماه یا لااقل سه ماه یک بار مرور نمائید و بدانید در این زمینه نیز توانایی داشته و فرد آبرومندی هستید.
عوامل حفظ آبرو از دیدگاه مولاامیرالمؤمنین علی علیه السلام بدین قرارند:
حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام در نامه 53 بند 73 خطاب به مالک اشتر دربارة یکی از عوامل حفظ آبرو میفرماید:
«کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندانی پاکیزه و با تقوی که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند. انتخاب کن، زیرا اخلاق آنان گرامیتر و آبرویشان محفوظتر، و طمعورزیشان کمتر و آیندهنگری آنان بیشتر است.»(1)
... با تجربه ... و آبرویشان محفوظتر ...
... ارتباط اصالت خانوادگی و آبرو در نامه بالا:
... از خاندانی پاکیزه ... و آبرویشان محفوظتر ...
ارتباط تقوی و آبرو در نامه 53 بند 73
1) . نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، ص 435-434.
... و با تقوی ... و آبرویشان محفوظتر ...
ارتباط حیا و آبرو در نامه 53 بند 73
... و با حیا ... و آبرویشان محفوظتر ...
در حدیث شماره ده(درخواست نکردن)(1)که شامل عدم درخواست از مردم میشود میتوانیم قناعت را نیز برداشت کنیم زیرا آدمی بر اثر قناعت احتیاج کمتری پیدا کرده و نیازی به درخواست و سؤال از مردم ندارد.
قال علی علیه السلام: «اَلجُودُ حارِسُ الاَعراضِ»
علی علیه السلام فرمود: بخشندگی، نگاه دارندة آبروست.(2)
مولاعلی علیه السلام در خطبه 225 تدبیر اقتصادی را در مشکلات اقتصادی بیان فرمودهاند:
«اَللّهُمَّ صُن وَجهِی بِالیَسارِ، وَ لا تَبذُل جاهِیَ بِالإقتارِ، فَأستَرزِقَ طالِبی رِزقِکَ، وَ أستَعطِفَ شِرارَ خَلقِکَ، وَأبتَلَی بِحَمدِ مَن أعطانِی، وَ
أُفتَتَنَ بِذَمِّ مَن مَنَعَنِی، وَ أنتَ مِن وَراءِ ذلِکَ کُلِّهِ وَلِیُّ الإعطاءِ وَالمَنعِ إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرُ
خدایا! آبرویم را با بینیازی نگهدار، با تنگدستی شخصیت مرا لکّهدار مفرما، که از روزی خواران تو روزی خواهم، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم! مرا در ستودن آن کس که به من عطای فرمود موفق فرما و در نکوهش آن کس که از من دریغ داشت آزمایش مفرما، در صورتی که در پشت پرده، اختیار هر بخشش و دریغی در دست تو است و تو بر همه چیز توانایی.»(1)
حضرت علی علیه السلام در نامه 69 نهج البلاغه در قسمت چهارم میفرماید: «وَ لاتَجعَل عِرضَکَ غَرَضاً لِنِبالِ القَولِ
آبروی خود را آماج تیر گفتار دیگران قرار نده.»(2)
قال علی علیه السلام: «مَن ضَنَّ بِعِرضِهِ فَلیَدَع المِراءَ
هر کس که از آبروی خود بیمناک است، از جدال بپرهیزد.»(3)
قال علی علیه السلام: «ماءُ وَجهِکَ جامِدٌ یُقطِرهُ السُّؤالُ، فانظُره عِندَ مَن تُقطِرَهُ
آبروی تو چون یخی جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب میکند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو میریزی؟»(1)
همانطور که بیان کردیم، مولاعلی علیه السلام در خطبه 225 تدبیر اقتصادی را در قالب دعا و یاری خواستن از خدا در مشکلات اقتصادی بیان فرمودهاند بنابراین درخواست کمک و یاری از خداوند متعال در باب آبرومندی بسیار ارزشمند است؛ چرا که والاترین الگو مولا امیرالمؤمنین علیه السلام است، که باید به او اقتدا نمائیم.
ابتدا راههای حفظ آبرو از دیدگاه آن امام همام علیه السلام و سپس پرهیز از راههای دروغین حفظ آبرو را میخوانیم:
سخاوت و بخشش اموال یکی از راههای آن است:
گاهی برای حفظ آبرو، ناچار باید با بخشش اموال فراوان، زبان انسانهای تربیت نشده را بست تا با زبان، متعرّض آبروی ما نگردند. یونس بن حبیب نقل میکند: شاعری به مجلس امام مجتبی علیه السلام راه یافت و آن حضرت را با اشعار خود ستود، و امام نیز ده هزار درهم به
1) . همان منبع، ص ...، حکمت- به بخش دوم قسمت 4، بینیازی از مردم مراجعه نمائید.
آن شاعر بخشید. در این هنگام یکی از یاران لب به اعتراض گشود و گفت: ای پسر رسول خدا! ده هزار درهم به این شاعر بخشیدی؟!(1)
امام حسن علیه السلام فرمود:
اِنَّ خَیرَ المالِ ماوُقِیَ بِهِ العِرضُ وَاکتُسِبَ بِهِ حُسنُ الاُحدُوثَهِ
بهترین مال آن است که با آن آبروی انسان حفظ شود و باعث جذب گفتار نیک مردم دربارة انسان شود.(2)
مردمداری و تأمین نیازمندیهای آنان یکی دیگر راههای حفظ آبرو است:
امام حسن علیه السلام نیازمندیهای سفر فردی را تأمین کرد که یاران، کمک و تهیّة توشة سفر برای آن فرد را صلاح نمیدانستند و به این کار اعتراض داشتند، زیرا آن فرد را مردی فاسد میدانستند:
امام حسن علیه السلام فرمود:
اَفَلا اَشتَرِی عِرضِی مِنهُ بِزادٍ وَ راحِلَهًْ؟
آیا نباید آبروی خودم را با تهیّة هزینة سفر برای آن شخص حفظ کنم؟(3)
هدیه دادن به اعضای خانواده و مردم جامعه نیز یکی از راههای حفظ آبرو است:
یاران امام مجتبی علیه السلام مشاهده کردند که آن حضرت به شاعری که انسان خوبی نبود، هدیهای عطا کرد. یکی از یاران لب به اعتراض گشود که چرا به شاعر فاسدی که خدا را معصیت میکند و به بندگان خدا تهمت روا میدارد، کمک میکنی؟
امام حسن علیه السلام فرمود:
اِنَّ خَیرَ ما بَذَلت مِن مالِکَ ما وَقَیتَ بِهِ عِرضَکَ، وَ إنَّ مِنِ ابتِغاءِ الخَیرِ إتِّقاءُ الشَّرِّ(1)
بهترین بخشش از مال تو آن است که آبروی تو را حفظ کند، زیرا یکی از راههای جذب خوبیها، پرهیز کردن از بدی است.(2)
درست است که باید آبروی خود را با بخشش اموال حفظ کرد، امّا نباید از انسان فاسد در حفظ آبرو کمک خواست.(3)
إذا سَمِعتَ أحَداً یَتَناوَلُ اَعراضَ النَّاسِ، فَاجتَهِد أن لایُعَرِّفَکَ، فَإنَّ أشقَی الأعراضِ بِهِ مَعارِفَهُ
هرگاه سخن کسی را شنیدی که آبروی مردم را میریزد، تلاش کن تا چنین فاسدی تو را نستاید، زیرا بدترین آبرو، آن است که به وسیلة اینگونه از انسانهای فاسد، برای انسان به دست آید.(4)
هدایت به سوی آبرو با آیات مختلفی از قرآن کریم درباره این موضوع بیان گردیده است و توضیح و بررسی موضوعات مطرح شده در آیات به دلیل عدم تکراری شدن به بخشهای قبلی متناسب با هر موضوع ارجاع داده شده است؛ اکنون آیات و ترجمه آنها را با هم قرائت میکنیم:
(الَّذینَ یَتَخِذُونَ الکافِرینَ أولیاءَ مِن دُونِ المُؤمِنینَ أیَبتَغُونَ عِندَهُم العِزَّهًَْ فَإنَّ العِزَّهًَْ لِلهِ جَمیعاً) (1)
همانا که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب میکنند. آیا عزّت و آبرو نزد آنان میجویند؟ با اینکه همه، عزّتها از آن خداست؟!
برای برداشتی مختصر در ارتباط با آیة فوق به بخش پنجم، روشهای آبروداری مطلب هفتم؛ دوری جستن از افراد آلوده مراجعه فرمایید.
1) . سورة نساء، آیة 139.
(قَولٌ مَعرُوفٌ وَ مَغفِرَهًٌْ خَیرٌ مِن صَدَقَهًٍْ یَتبَعُها أذیً وَاللهُ غَنِیٌّ حَلیمٌ)
گفتارپسندیده(در برابر نیازمندان)، وعفو(و گذشت از خشونتهای آنها)، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد، بهتر است و خداوند، بینیاز و بردبار است.(1)
در اصول آبرومندی درباره موضوع عفو در اصل مردمداری سخن به میان آمده است.
(یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجتَنِبُوا کثیراً مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ إثمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغتَب بَعضُکُم بَعضاً أیُحِبُّ أحَدُکُم أن یَأکُلَ لَحمَ أخِیهِ مَیتاً فَکِرَهتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ تَوّابٌ رَحیمٌ) (2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز(در کار دیگران) تجسّس نکنید. و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردة خود را بخورد؟!(به یقین) همة شما از این امر کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبهپذیر و مهربان است!
به شماره 15 عدم بدگمانی در بخش دوم اصول آبروداری مراجعه نمائید.
(یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لاتَکُونُوا کَالَّذینَ آذَو مُوسی فَبَرَّ أهُ اللهُ مِمّا قالُوا وَ کاَن عِندَ اللهِ وَجیهاً)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند و خداوند اورا ازآنچه در حق او میگفتند مبرّا ساخت و او نزد خداوند، آبرومند(و گرانقدر) بود! (1)
حضرت موسی علیه السلام والاترین الگو و مظهرآبرومندی به شمار میرود که نزد خداوند متعال و مؤمنان وجیه و پُرآبرو بوده است.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگشما فرا رسید، (و در آنجا مسلمانی نیافتید.) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید، و اگر به هنگام ادای شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از
1) . سورة احزاب، آیة 69.
نماز نگاه میدارید تا سوگند یاد کنند که: ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادات الهی را کتمان نمیکنیم که از گناهکاران خواهیم بود! و اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو، مرتکب گناهی شدهاند(و حق را کتمان کردهاند)، دو نفر از کسانی که نسبت به میت،اولی هستند، به جای آنها قرار میگیرند و به خدا سوگند یاد میکنند که: گواهی ما، از گواهی آن دو، به حق نزدیکتر است! و ما تجاوز نکردهایم که اگر چنین کرده باشیم از ظالمان خواهیم بود! این کار نزدیکتراست به اینکه گواهی به حق دهند، (و از خدا بترسند)، و یا(از مردم) بترسند (دروغشان فاش گردد)، و سوگندهایی جای سوگندهای آنها را بگیرد. از(مخالفت)، خدا بپرهیزید و گوش فرا دهید! و خداوند، جمعیّت فاسقان را هدایت نمیکند.(از) روزی (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع میکند، و به آنها میگوید: (در برابر دعوت شما)، چه پاسخی به شما داده شد؟، میگویند: ما چیزی نمیدانیم تو خود، از همه اسرار نهان آگاهی.»(1)
به بخش دوم(اصول آبروداری) شماره 9 خدا محوری و تقوا مراجعه فرمائید.
و ما به لوط این موضوع را وحی فرستادیم که صبحگاهان همة آنها ریشهکن خواهند شد(از سوی دیگر، اهل شهر از ورود میهمانان
1) . سورة بقره، آیة 108.
باخبر شدند، و به طرف خانة لوط) آمدند در حالی که شادمان بودند (لوط). گفت:
«اینها میهمانان منند آبروی مرا نریزید! و از خدا بترسید، و مرا شرمنده نسازید!» گفتند: «مگر ما تو را از جهانیان نهی نکردیم(و نگفتیم کسی را به میهمانی نپذیر؟!)» گفت: «دختران من حاضرند، اگر میخواهید کار صحیحی انجام دهید(با آنها ازدواج کنید و از گناه و آلودگی بپرهیزید!)» به جان تو سوگند، اینها در مستی خود سرگردانند(و عقل و شعور خود را از دست دادهاند! سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه(مرگبار، به صورت صاعقه یا زمین لرزه) آنها را فرا گرفت! سپس(شهر و آبادی آنها را زیر و رو کردیم) بالای آن را پایین قرار دادیم و بارانی از سنگ بر آنها فرو ریختیم! در این (سرگذشت عبرتانگیز)، نشانههایی است برای هوشیاران! و ویرانههای سرزمین آنها، بر سر راه(کاروانها) همواره ثابت و برقرار است در این، نشانهای است برای مؤمنان).(1)
سرانجام عذاب خداوند بزرگ بر گناهکاران و بیآبروها نازل گردید، زیرا سرانجام و عاقبت نافرمانی از خداوند بزرگ و پیامبر او و عدم آبرو عذاب الهی است.
1) . سورة حجر، آیة 76-67.
«اعتبار(و آبرو) با هزار پیروزی به دست میآید و با اولین شکست از دست میرود.»
با توجّه به سخن «روسو» در عین حال نباید از شکست ترسی به خود راه دهیم، بلکه باید از آن تجربه کسب نموده و در مراحل بعدی آن را به کارگیریم.
«اعتبار(و آبرو) مثل شهرت است. سخت و دیر به دست میآید و آسان و زود از دست میرود.»
«بودا»
با توجه به سخنان بالا، باید در هر شرایطی از آبرو و حیثیت خویش حراست و نگهبانی نمائیم.
«اعتبار به سه چیز است: قول، عمل و وجدان»
طبق سخن اسپینورا: به قول خویش وفادار باشیم و به اصول آبرو و اعتبار جامة عمل بپوشانیم و عملی که برخلاف ندای درونی (وجدان) باشد، انجام ندهیم.
«اعتبار(و آبرو) به عمل است نه به حرف همانطور که مشک خود باید ببوید نه آن که عطار بگوید و تبلیغ کند.»
اقبال لاهوری معتقد است که: با عمل به روشهای آبروداری و اعتبار حقیقی به سرانجام سعادت و نیکبختی میرسیم ولی از سخنانی که به آن عمل نمیشود، کاری ساخته نیست.
«اعتبار(و آبروی) تو به دست خود تو است. همان طور که بیاعتباری تو ...»
«اگوست رودن»
بنابراین در مییابیم که هر چه زحمت بکشیم و کار بکنیم به نتیجهاش خواهیم رسید، و اعتبار حقیقی و آبرو نیز از این قاعده مستثنی نیست.
«اعتبار(و آبرو) باید به طور حقیقی به دست آید، اعتبار تقلبی خیانت است.»
طبق اعتقاد برلیوز: در تشریح اعتبار حقیقی در مییابیم که: با شناخت و کاربرد اصول آبرو و اعتبار حقیقی به ترّقی و تکامل برسیم. چرا که اعتبار تقلبی که با نیرنگ به دست آید سرانجام نابود شدنی است.
«اعتبار نه فروختنی است و نه اعطا کردنی بلکه به دست آوردنی است.»
«ماژلان»
(در جملاتِ مشابه آن شرح داده شد.)
«تنها چیزی که نه شایسته اعتبار است و نه اعتماد و نه اعتقاد، دنیاست.»
آری! شوپنهاور چه خوب گفته است که: دنیا بیاعتبار است چرا که از فردای خود کسی خبر ندارد، بنابراین دل به آن نبندیم و به آن اعتماد نکنیم و دل از عشق، علاقه و اعتقاد به آن تهی نمائیم.
آبی است آبرو که نیاید به جوی باز
از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش
دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز
پل بستهای که بگذری از آبروی خویش
در عرض درد ریختن آبرو خطاست
گیرم ز ابر دست طبیبان دوا چکد
آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمدهایم
بیسبب هرگز نمیگردد کسی یار کسی
یار بسیارست تا گرمست بازار کسی
تا توانی سایه دیوار خود را بیش کن
تا نگردی سایهجوی پای دیوار کسی
بر مشام خلق گل شو در گلستان جهان
ور ندانی گشت گل، باری مشو خار کسی
پرتو خورشید یکسانست بر گیتی مباش
بهر نفع دیگر، در فکر آزار کسی
مردمی را باری از دوش رفیقان بازگیر
ور نمیگیری نباید بود سربار کسی
آنچه من کردم طلب از دوست بهر خیر اوست
ورنه «پرتو» نیست در معنی طلبکار کسی(1)
آری!! عدم آزار رسانیدن و مروّت و مدارا با مردم؛ از مردمداری و یکی از اصول آبروداری است.
1) . پرتو بیضایی، کتابچی، محسن، کشکول جاویدان، نثر: الف، سال 1382، ص 571.
قرآن کریم
نهج البلاغه، ترجمه محمددشتی، نشر مشهور، چاپ شانزدهم.
نهج البلاغه، ترجمه شریعتی و پیمانی، نشر: خاتم الانبیاء، سال 1385.
1.آیهًْ الله العظمی مامقانی غروی، عبدالله، سراج الشیعه فی آداب الشریعه، نشر: شاکر، سال 1389.
2.آیهًْ الله جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیاهًْ، نشر: اسراء، سال 1391.
3.احسانی کناری، قاسم، چراغ راه زندگی، نشر: علمی، چاپ چهارم.
4.بار فروش، عبدالرضا، آسیبشناسی عرفان، نشر: راه نیکان، سال 1385.
5.پائولوکوئیلو، عارفانهها، نشر: شوکا، چاپ اول.
6.تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالحکم، ترجمه: لطیف و سعید راشدی، نشر: پیام علمدار، سال 1390.
7.حرّانی رحمة الله، ابومحمد، تحف العقول، مترجم: صادق حسنزاده، نشر: آل علی، سال 1386.
8.حرّ عاملی، محمدبن حسن، العشرهًْ وسائل الشیعه، مترجم: محمدعلی مقدس، نشر: مبارک، سال 1387.
9.دشتی رحمة الله، محمد، فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام، نشر: امیرالمؤمنین علیه السلام، سال 1389.
10.ذوالفقاری، غلامحسین، رهنمون، نشر: اوسان، سال 1385.
11.رجائی، محمدرضا، راز خوشبختی زن و شوهر، نشر: مرغ سلیمان، سال 1391.
12.رجائی، محمدرضا، ویژگیهای دعا، نشر: اقیانوس معرفت، سال 1386.
13.رحمتی، محمد، گنجینة معارف، جلد اول، نشر: صبح پیروزی، سال 1391.
14.رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، نشر مشعر، سال 1390.
15.سمیعی، رضا، جام اندیشه، نشر: صالحان، چاپ اول.
16.شاملویی، حبیب الله، بزرگان چه گفتهاند؟ نشر: امید فردا، سال 1383.
17.شیخ کلینی رحمة الله، اصول کافی، جلد پنجم، نشر: اسوه، سال 1386.
18.صداقت، سیدعلی اکبر، یکصد موضوع پانصد داستان، جلد دوم و سوم، نشر: تهذیب، سال 1385.
19.طاهری، حبیب اله، سیری در مسائل خانواده، نشر: بین الملل، چاپ دوم.
20.طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، نشر: صبح پیروزی، سال 1389.
21.کتابچی، محسن، کشکول جاویدان، نشر: الف، سال 1382.
22.محدثی، جواد، اخلاق معاشرت، نشر: بوستان کتاب، سال 1392.
23.محدثی، جواد، اخلاق نبوی، نشر: مشعر، سال 1388.
24.محمدی اشتهاردی، محمد، داستان دوستان، نشر: بوستان کتاب، سال 1387.
25.محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمه، نشر: دارالحدیث، سال 1385.
26.محمدی ری شهری، محمد میزان الحکمه، نشر: دارالحدیث، سال 1384.
27.نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، نشر: قائم آل محمد، سال 1387.
راههای رسیدن به موفقیت و خوشبختی جلد اول و دوم، کتاب برگزیده در همایش کتاب در سال 1389.
راز خوشبختی زن و شوهر، کتاب برگزیده در سال 1392 در همایش کتاب با دریافت لوح سپاس و جایزة ویژه.
شناخت امام زمان (عج)، معرفی شده در شبکه هفت سیما(شبکه آموزش) در برنامة صبحی دیگر.
ویژگیهای دعا، با دریافت لوح سپاس از شرکت در همایش اهل قلم.
فرهنگ الفبایی غدیر(فرهنگ غدیریه).
راههای رسیدن به موفقیت و خوشبختی(جلد سوم)
آزادی.
سخنان بزرگان با ویژگیهای جدید.
فرهنگ الفبایی امام هادی علیه السلام
کشکول رجائی
راز خوشبختی دختران و پسران