ghaemiyeh.com
سرشناسه:میرداماد نجفآبادی، سیدعلی
عنوان و نام پدیدآور:اصول و روشهای حفظ قرآن [کتاب]/ سیدعلی میرداماد نجفآبادی.
مشخصات نشر:قم : مرکز بینالمللی ترجمه و نشرالمصطفی (ص)، ۱۴۳۵ ق.= ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۱۷۵ ص.
فروست:پژوهشگاه بینالمللیالمصطفی صلیالله علیه و آله؛ ۷۷۲.
شابک:۹۵۰۰۰ ریال:978-964-195-851-2
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۷۳]- ۱۷۵؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع:قرآن-- حفظ-- راهنمای آموزشی
موضوع:قرآن -- حفظ
شناسه افزوده:جامعة المصطفی(ص) العالمیة. مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)
رده بندی کنگره:BP۸۰/۸/م۹الف۶ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۱۵۱۰۷
شماره کتابشناسی ملی: ۳۵۲۰۶۸۵
بسم الله الرحمن الرحیم
اصول و روشهای حفظ قرآن
سیدعلی میرداماد نجفآبادی
تحولات اجتماعی و مقتضیات نوپدید دانشها و پدید آمدن دانشهای نو، نیازهایی را به وجود آورده که پاسخگویی به آن، ایجاد رشتههای تحصیلی جدید و تربیت چهرههای متخصص را ضروری مینماید. ازاینرو کتابهای آموزشی نیز باید با توجه به این دگرگونیها تألیف شود.
جهانیشدن و گسترش سلطه فرهنگی غرب در سایه رسانههای فرهنگی و ارتباطی اقتضا دارد که دانشپژوهان و علاقهمندان به این مباحث، با اندیشههای بلند و ارزشهای متعالی آشنا شوند و این مهم با ایجاد رشتههای تخصصی، تولید متون جدید و غنی، گسترش دامنه آموزش و تربیت سازمانیافته دانشجویان به سرانجام خواهد رسید. این فرایند گاه در پرداختن به مباحث بنیادین و تدوین متون تخصصی تعریف میشود و گاه در نگارش بحثهای علمی، اما نهچندان پیچیده و تخصصی به ظهور میرسد.
از طرفی بالندگی مراکز آموزشی در گرو نظام آموزشی منسجم، قانونمند و پویاست. بازنگری در متنها و شیوههای آموزشی و بهروز کردن آنها نیز این انسجام و پویایی و در نتیجه نشاط علمی مراکز آموزشی را در پی دارد.
در این بستر، حوزههای علوم دینی به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی، سالیانی است که در اندیشه اصلاح ساختار آموزشی و بازنگری متون درسیاند.
«جامعة المصطفی(صلی الله علیه و آله) العالمیة» به عنوان بخشی از این مجموعه که رسالت بزرگ تعلیم و تربیت طلاب غیر ایرانی را بر عهده دارد، تألیف متون درسی مناسب را سرلوحه تلاش خود قرار داده و تدوین و نشر متون درسی در موضوعات گوناگون علوم دینی، حاصل این فرایند است.
«مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(صلی الله علیه و آله)» با قدردانی و سپاس از فاضل ارجمند جناب آقای سید علی میرداماد نجف آبادی مؤلف کتاب اصول و روشهای حفظ قرآن و تمام عزیزانی که در تولید این اثر همیاری و همفکری داشتهاند, آن را به جویندگان فرهنگ و اندیشه ناب اسلامی تقدیم میکند.
مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(صلی الله علیه و آله)
حقیقتمداری اصیلترین و زیباترین راز هستی و حقیقتطلبی ماندگارترین و برترین گرایش آدمی است.
داستان پر رمز و راز حقیقتجویی بشر، سرشار از هنرنمایی مؤمنان، مجاهدان و عالمانی است که با تمسک و پایبندی به حقیقت بیمنتها، در مصاف بین حق و باطل، سربلندی و شرافت ذاتی حق را نمایان ساختهاند و در این میان، چه درخشندگی چشمنوازی در اسلام عزیز است که علم را به ذات خود، شرافتمند و فخیم دانسته و از باب تا محراب، کائنات را سراسر علم و عالم و معلوم مینمایاند و در مکتب آن، جز اولوالعلم و راسخان در مسیر طلب دانش، کسی را توان دستیابی به گنجینههای حکمت نیست.
علم برخاسته از وجدان پاک و عقل سلیم، در پرتو انوار آسمانی وحی، هم به فرد کمال انسانی، عظمت روحی و رشد معنوی میبخشد و فکر، اندیشه و خیال او را به پرواز درمیآورد، و هم جامعه را سمت و سویی سعادتمندانه بخشیده و آن را به جامعهای متمدن و پیشرو متحول میکند. بیتوجهی یا کوتهفکری است اگر فرد و جامعهای به دنبال عزت، استقلال، هویت، امنیت، سعادت و سربلندی
مادی و معنوی باشد، اما آن را در صراطی غیر از حقیقتطلبی، علماندوزی و حکمتمداری الهی طلب نمایند.
انقلاب سراسر نور اسلامی ایران که داعیه جهانیسازی کلمة الله و برپایی تمدن جهانی اسلام را داشته و فروپاشی و افول تمدنهای پوشالی غرب و شرق را به نظاره نشسته است، با اندیشه فقاهتی در اداره حکومت و نظریه مترقی «ولایت فقیه»، طرازی از مسئولیتها و مأموریتهای حوزههای علمیه و روحانیت را عرضه نمود که امید و نشاط را نه تنها در شیعیان و مسلمانان، بلکه در دل تمامی آزادیخواهان و حقطلبان سراسر جهان زنده ساخت.
در این راستا، رهبر فرزانه انقلاب(مدظله) با عزمی مصمم و با تمامی توان، همچون پیر و مراد خود خمینی کبیررحمه الله، در صحنه حاضر شده و با تأکید بر اهمیت و فوریت این حرکت فراگیر و بیوقفه، همه توانمندیها و ارادهها را جهت تحقق جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم و تحول در علوم انسانی و نیز یافتن راههای میانبر و دانشافزا راهبری و رصد میکنند.
جامعة المصطفی(صلی الله علیه و آله) العالمیة، نمادی درخشان از این رسالت جهانی و همت بینالمللی انقلاب اسلامی است که بار مسئولیت تربیت مجتهدان، عالمان، محققان، متخصصان، مدرسان، مبلغان، مترجمان، مربیان و مدیران پارسا، متعهد و زمانشناس را بر دوش داشته و با تبیین، تولید و تعمیق اندیشه دینی و قرآنی و گسترش مبانی و معارف اسلامی، به نشر و ترویج اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) و معارف بلند و تابناک مکتب اهل بیت(علیهم السلام) جامه تحقق میپوشاند.
پژوهشگاه بینالمللی المصطفی(صلی الله علیه و آله) نیز که مهمترین و گستردهترین مجموعه پژوهشی المصطفی(صلی الله علیه و آله) است، بومیسازی و بازتولید اندیشه دینی معاصر، متناسب
با نیازها و اقتضائات عرصه بینالملل، تبیین، تولید و تعمیق اندیشه دینی، گشودن افقهای جدید فکری و معرفتی در دنیای معاصر، پاسخگویی به مسائل و شبهات فکری و معرفتی مخاطبان و تأمین و تدوین متون و منابع درسی و کمکدرسی، بهویژه با رویکرد اسلامیسازی علوم و پشتیبانی علمی از فعالیتهای سازمانی المصطفی(صلی الله علیه و آله) را از جمله مأموریتها و تکالیف خود میداند.
اثر علمی پیش رو نیز به همت مؤلف محترم جناب آقای سید علی میرداماد نجف آبادی و برای دوره کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن، در چارچوب اهداف و برنامههای پژوهشگاه و مبتنی بر نیازسنجیهای صورت گرفته، تهیه و تدوین شده است.
در پایان لازم است ضمن ارج نهادن به تلاشهای خالصانه مؤلف/مترجم محترم، از کلیه دستاندرکاران محترم آمادهسازی و انتشار این اثر ارزشمند، بهویژه همکاران محترم مرکز بینالمللی نشر و ترجمه المصطفی(صلی الله علیه و آله) و همه عزیزانی که به نحوی در تدوین و انتشار آن نقش داشتهاند، قدردانی و تشکر نماییم و از خداوند متعال برای ایشان و همه خادمان عرصه تبلیغ و نشر مفاهیم و معارف دینی، آرزوی بهروزی، موفقیت و سعادت نماییم.
پژوهشگاه بینالمللی المصطفی(صلی الله علیه و آله)
مقدمه 19
گفتار اول: واژهشناسی حفظ قرآن 25
حفظ 25
ذکر 27
حملالقرآن 29
جمعالقرآن 30
وعی 31
استظهار 31
گفتار دوم: تاریخچه حفظ قرآن 32
پیامبر، اولین حافظ قرآن 32
اهتمام صحابه به حفظ قرآن 33
الف) حافظان مهاجر 35
ب) حافظان انصار 35
ج) حافظان زن 35
د) حافظان مشهور عصر نبوی 36
گفتار سوم: عوامل گسترش حفظ در صدر اسلام 38
بلاغت و فصاحت قرآن 38
مضمون زندگیبخش آیات الاهی 38
اهتمام و سفارش پیامبر به «حفظ» قرآن 39
جایگاه والای حافظان 40
پاداش اخروی 40
گفتار چهارم: اهمیت حفظ قرآن 41
حفظ قرآن در قرآن 41
حفظ قرآن و پاداش آن در کلام معصومان(علیهم السلام) 41
الف) همنشینی با فرشتگان 42
ب) در شمار بزرگان امت جایگرفتن 42
ج) ایمنی از عذاب الاهی 42
د) آبادی قلب 43
ه-) مشمول آمرزش الاهی 43
و) پاداش مضاعف 44
ز) پذیرفتهشدن شفاعت 44
ح) بالاترین درجات بهشت 45
ط) دریافت پاداش انبیا 45
الف) بخشش مجازات حافظان 46
ب) حفظ قرآن در جایگاه مهریه 46
ج) تقدم حافظان در صحنههای اجتماعی 47
د) اختصاص مستمری از بیتالمال 48
گفتار پنجم: اهمیت و ضرورت حفظ قرآن در زمان حال 49
انس با قرآن و عمل به آن 50
بهرهمندی از عبادت 50
انس با تلاوت 51
آرامش روحی 52
نجات از تنهایی 52
فهم بهتر قرآن 53
بهرهمندی از پاداش و مقامات اخروی 53
غنا و بینیازی 53
آبادی و احیای قلب 54
دریافت پاداش پیامبران 54
محبوبیت و احترام در دنیا و آخرت 55
فراگیری عملی همه مهارتهای تلاوت قرآن 55
تقویت حافظه 56
ایجاد فضای قرآنی در میان جامعه و جوانان و دوری از مفاسد 56
پربارکردن اوقات فراغت 57
جایگزینکردن نغمههای زیبای قرآن بهجای آهنگهای نامطلوب 57
گفتار ششم: اهمیت حفظ قرآن برای طالبان علوم دینی و مبلغان 57
حفظ قرآن و سیره و کلام بزرگان 59
الف) سید بن طاووس(قدس سره) 59
ب) شهید اول(قدس سره) 59
ج) شهید ثانی(قدس سره) 59
د) ملا فتحالله کاشانی(قدس سره) 60
ه-) آیتالله بروجردی(قدس سره) 61
و) امام خمینی(قدس سره) 61
ز) سخن مقام معظم رهبری دام ظله 62
ح) آیتالله بهجت(قدس سره) 64
ط) آیتالله مکارم شیرازیدام ظله 64
ی) علامه حسنزاده آملیدام ظله 65
ک) آیتالله خزعلیدام ظله 66
گفتار هفتم: حافظان قرآن الگوهای عملی جامعه 67
عبدالله بن مسعود 68
جعفر بن ابیطالب 68
حافظان شهید 69
حبیب بن مظاهر 69
اصول و مقدمات حفظ قرآن 73
گفتار اول: سن حفظ (بهترین دوران حفظ قرآن) 73
ابنسینا 74
سید بن طاووس 74
رودکی 74
ابوالعیناء 74
حافظ شیرازی 75
ناصرخسرو 75
ابناثیر جزری 75
انتاکی 76
ملکالمحدثین 76
فرزدق 76
فخرالدین عراقی 76
شبلنجی 77
شهابالدین 77
ابوالحسنات 77
ابناللبان 77
جبرتی 77
گفتار دوم: انواع و اشکال حفظ قرآن 78
حفظ ترتیبی 78
حفظ موضوعی 78
گفتار سوم: مقدمات حفظ قرآن 80
الف) نیت و هدف 80
ب) انگیزه و اشتیاق 81
ج) تصمیم، عزم و پشتکار 82
د) توکل 83
الف) مقدمات علمی ضروری 83
ب) مقدمات علمی ترجیحی 84
یکم) آشنایی با معانی و مفاهیم آیات 84
دوم) آشنایی با قواعد زبان عربی (صرف و نحو) 85
سوم) آشنایی با علم تجوید 86
چهارم) آشنایی با نغمات و الحان و سبکهای تلاوت در حد خواندن ترتیلی مناسب 86
پنجم) آشنایی با اصول و قواعد حفظ قرآن 87
الف) تعیین سرعت حفظ 88
ب) انتخاب مصحف مناسب 89
ج) انتخاب یک همبحث مناسب 91
د) انتخاب جلسه و استاد حفظ 91
الف) دعا و توسل 91
ب) پاکیزگی و دوری از گناه 94
ج) پاکی و طهارت ظاهری 94
د) طلب یاری از قرآن برای نجات از شیطان 95
ه-) رو به قبله بودن 96
و) خواندن قرآن بهصورت ترتیل 96
ز) اندیشیدن و تفکر 96
ح) خشوع در قرآن 97
ط) دعای ختم قرآن 98
گفتار چهارم: تمرکز در حفظ قرآن 98
عوامل تمرکز 100
الف) عوامل بیرونی تمرکز 100
یکم) عامل زمان 100
دوم) مکان حفظ 104
ب) عوامل درونی تمرکز 106
نکات آغازین 114
گفتار اول: روشهای کلی حفظ قرآن 115
حفظ قرآن با شنیدن نوارهای ترتیل 115
حفظ قرآن بهوسیله کتابت 116
حفظ قرآن با روش تکرار آیات توسط شخص 117
گفتار دوم: مراحل حفظ آیات جدید 117
خواندن آیات از روی مصحف 117
درک مفهوم آیات 118
استماع ترتیل 118
تکرار آیات 118
حفظ آیات طولانی 120
چند تذکر کلی 122
گفتار سوم: حفظ شماره آیات 123
گفتار چهارم: حفظ آیات مشابه 124
الف) آیات و عبارات کاملاً شبیه 125
ب) آیات تا حدودی مشابه 125
ج) جملات و اجزای متشابه 126
د) فصلها و مجموعههای مشابه 126
الف) تکرار زیاد 127
ب) یادداشتبرداری 127
ج) کشف علتها و نسبتها 128
یکم: کشف روابط و نسبتهای مفهومی 128
دوم: کشف نسبتها و علتهای ادبی 129
سوم: کشف نسبتهای آماری 129
د) ایجاد رموز قراردادی (رمزگردانی) 131
گفتار پنجم: نگهداری و مرور محفوظات 133
الف) برنامه کوتاهمدت تکرار 134
ب) برنامه بلندمدت تکرار 134
الف) مباحثه و پرسش 135
ب) استفاده از ترتیل برای مرور 135
الف) شرکت در جلسات حفظ قرآن 136
ب) استفاده از تجربه استاد و حضور در محضر او 136
گفتار ششم: وظایف حافظ قرآن 137
فروتنی 137
عمل به قرآن 137
نگهداری محفوظات 138
پرهیز از اشتغال مفرط به کارهای دنیوی 139
لزوم روخوانی قرآن 140
ضمائم 143
گفتار اول: نونهالان و حفظ قرآن 143
نکاتی چند درباره نونهالان 143
نقطه شروع 143
سرعت نبخشیدن به «حفظ» 143
پرداختن به بازی و تفریح 144
ایجاد علاقه در نونهالان 144
الف) عوامل مؤثر پیش از ولادت 146
ب) عوامل مؤثر پس از ولادت 147
گفتار دوم: راههای تقویت حافظه 148
خوراکیهای توصیهشده برای تقویت حافظه 148
توصیههای رفتاری برای تقویت حافظه 153
عوامل معنوی 154
آفات حافظه 154
گفتار سوم: ضرورت ساماندهی حافظان و اعطای امتیازات اجتماعی به آنان 154
گفتار چهارم: بررسی برخی آیات مشابه 157
فهرست منابع 173
نور در قاموس بشریت، جلوهای از همه پاکیها و نشانهای از رشد و هدایت و روزنهای بهسوی سعادت است. نور، زندگی است و شادابی، نور کمال است و جمال. نور اوج تمام خواستههای حقیقی انسان و تجلی رحمت بیکران الهی میباشد و قرآن، نور مطلق است: (...قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ) ؛ (1)زیرا سخن کسی میباشد که خود نور است: (اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...) ؛ (2)نوری که محتاج هیچچیز برای نورافشانی خود نیست، بلکه هرچه نور در عالمِ وجود است، رهین اوست. نوری است بر روی نور « نُورٌ عَلی نُورٍ» . هرگاه خدا بخواهد، پرتوهایی از این نور را در سینه بندگان خود قرار میدهد: (...وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا...) 3 و آنکس که صاحب این نورِ فراگیر گردد؛ نورانی میشود، به کمال میرسد، رشد مییابد، خود باعث هدایت میگردد و در نهایت، رنگ الهی مییابد. آری، آن زمان است که به مقام نبوت میرسد، اما فقط به او وحی نمیشود.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «کسی که قرآن را حفظ کند، مانند آن است که نبوت در وجود او درج شده (و همه صفات پیامبران را دارد)؛ جز آنکه به او وحی نمیشود».
حافظ قرآن، دارای نور است و نورانیت، سینهاش جایگاه وحی است و این سینه از عذاب محفوظ میباشد و اگر برای ایمان، درجاتی است و بهشتیان براساس ایمانشان مستحق درجات مختلف فردوس بریناند، حافظ قرآن در اعلا درجه بهشت جای خواهد داشت. باید دانست که این برترنشینی، نهفقط در آخرت، بلکه در دنیا نیز هست؛ که آخرت، فقط تجلی اعمال است و این دنیا مزرعه کشت اعمال، و حافظ قرآن، حقیقتاً در این دنیا مافوق دیگران است و این برتری، فقط در آخرت ظهور مییابد و بس.
با این اوصاف، حافظ کلام نورانی وحی باید شاد و خوشحال باشد؛ زیرا فضل الهی او را دربرگرفته و فقط بهخاطر فضل و رحمت الهی است که باید خشنود بود: (قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ) . (1)
آری، اگر خداوند متعال اراده خیر به این بندهاش نداشت، اگر او را بیش از دیگران دوست نمیداشت، اگر او را از میان دیگر بندگانش برنگزیده بود، هرگز به او توفیق حفظ کلامش را نمیداد و او را به این کرامت مفتخر نمیکرد. اما آنچه نشان از این مدعا دارد، آن است که پروردگار جهانیان، هرگاه بندهای را بسیار دوست بدارد، مقام شفاعت در آخرت را برایش در نظر میگیرد. مقام شفاعت، جایگاهی والا و مخصوص اهل الله است و چنین مقدر شده که حافظِ معجزه بیهمتای نبی مکرم(صلی الله علیه و آله)، علاوه بر آنکه خود وارد بهشت و رضوان الهی میشود، اجازه دارد تا ده نفر از نزدیکانش را که همگی اهل آتش و جهنمی بودهاند، شفاعت کند و سعادتمند
1) (1) . یونس، آیه 58.
سازد: «
من استظهر القرآن و حفظه و احل حلاله و حرم حرامه ادخله الله به الجنة و شفعه فی عشرة من اهل بیته کلهم قد وجب له النار ». (1)
وه که چه عظمتی دارد، حافظ سخن خدای رحمان؛ سخنی که پروردگار، بهترینٍ خلایقش را برگزید تا این کلام را بر او وحی کند: (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ) 2 سخنی جاویدان که سراسرش اعجاز و اولین معلمش خداست: (الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ) . (2)
قرآن بر وجود مقدس پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نازل شد و ایشان طی 23 سال، این بار سنگین رسالت را به تمام مردم جهان ابلاغ کرد: (قُلْ یا أَیُّهَا النّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً) 4 و در این راه، مشکلات و سختیهایی را تحمل کرد که هیچ پیامبری در طول تاریخ، بهاندازه او متحمل رنج نشده بود.
ویژگیهای قرآن و سفارشهای پیوسته پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) درباره آن، سبب شد تا این کتاب در سراسر زندگی مردم راه یابد و همهچیز مسلمانان گردد؛ بهویژه آنکه مؤمنان آن روزگار، کتابی جز قرآن نداشتند و تلاوت، حفظ، تعلیم و تعلم به آن اختصاص داشت. حفظ قرآن، همواره یک سنت و عبادت بزرگ در میان مسلمانان بود و حتی پس از پدیدآمدن صنعت چاپ نیز موقعیت خود را حفظ کرد. زیرا قرآن و حفظ آن، جدای از علوم و مطالب دیگر است. هدف از حفظ قرآن، رسیدن به کمال و معنویات است و نمیتوان فقط به حفظ الفاظ بسنده کرد، بلکه باید مقدمهساز برای آن اهداف عالیه باشد.
رمز رشد و تعالی مسلمانان در هر عصر و زمان، انس و ارتباط با قرآن و آموزههای حیاتبخش آن است. در عصر اطلاعات و هزاره سوم، بهرغم رشد تکنولوژی و صنعتیشدن امور، از مشخصههای بارز و عینی در رفتار عموم مردم جامعه، بهویژه جوانان، ناامیدی به زندگی و آینده است.
ازطرفدیگر خداوند در قرآن، همواره بر تلاوت آیاتِ کتابش تأکید کرده است: (فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ) . (1)قرآن نیز بنا به تصریح خود، کتاب هدایت و راهنمای سلوک انسانیّت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش سیر الی الله است؛ (2)ازاینرو گوشدادن به کلام الهی و تلاوت آیات روحبخش آن، از دیگر نیازهای بشر است که موجب تسکین دردهای انسان میشود. انس با قرآن، شفای بیماریهای روحی و روانی و باعث آرامش انسان در زندگی پراضطراب امروزی است.
روشهای انس با این نامه عاشقانه الهی، فراوان است. ازاینمیان، زیباترین شیوه انس، حفظ آیات نورانی قرآن در سینه است؛ زیرا تمرین و تکرار زیاد آیات بهمنظور تثبیت در حافظه، توفیقی است برای ارتباط زیاد با آیات وحی، که این نیز نورانیتی ظاهری و باطنی را در پی خواهد داشت. بهدیگرسخن، وقتی انسان کلام الهی را به ذهن میسپارد، خودبهخود بر جانش اثر میگذارد و او را در مسیر عمل به اوامر الهی پیش میبرد. همچنین در مواقع رویارویی با فرازونشیبهای زندگی، بهطور ناخودآگاه، آیات الهی بر زبانش جاری میگردد که همین سببی است برای حفظ آرامش و پیروزی بر مشکلات.
ضرورت انس با قرآن و ازآنمیان حفظ آیاتش، برای طلاب علوم دینی و فراگیران معارف اسلامی بیشتر است. در مجامع و نشستهای علمی، اولین و مهمترین استدلالها و استنادها استدلالهای قرآنی است و هرقدر عالمِ دین، هنگام بیان معارف به آیات قرآن و مفاهیم آن مسلطتر باشد، مقبولیت بیشتری دارد؛ ازاینرو انس با قرآن، شرط ابتدایی برای هر مبلّغ و عالم دینی میباشد. طلاب پیرو مکتب اهل بیت(علیهم السلام) نیز در جایگاه رهروان و مبلغان واقعی قرآن باید با آیات و موضوعات کتاب وحی مأنوس باشند. دراینمیان، آنچه انس با قرآن و تسلط و آشنایی هرچهبیشتر با آن را برای پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بهویژه عالمان و مبلغان این مکتب ضروریتر مینماید، هجمههای تبلیغی علیه مذهب شیعه است. تهمتهای ناروایی مانند اعتقادنداشتن به اعتبار قرآن و نامأنوسی با قرآن و اهمیتندادن به قرآن و توفیقنداشتن حفظ قرآن، مطالبی است که اهمیت مسلطبودن و مأنوسبودن پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام)(علیهم السلام) بهویژه علما و مبلغان دینی را دوچندان میکند. در این موقعیت، مبلغان دینی باید بیشازپیش با قرآن آشنا شوند و آن را به خاطر سپارند تا بتوانند با قدرت و تسلط کافی به نشر معارف قرآنی بپردازند؛ بهویژه آنکه اهل سنت، در زمینه تلاوت و حفظ کلام وحی بسیار کوشیدهاند و روحانیان و ائمه جماعات آنها حافظ کل یا نیمی از قرآن هستند.
از طرف دیگر، حفظ آیات و روایات به مبلّغ و عالم دین، قدرت و روحیه سخنگفتن، بحث و مناظره و استدلال و حتی تألیف و نوشتن میدهد.
بر این اساس، در سالهای اخیر جامعة المصطفی العالمیة، که متولی آموزش و تربیت طلاب غیرایرانی میباشد، بر اهمیت حفظ قرآن تأکید داشته و برنامههایی را نیز در این زمینه طراحی و اجرا کرده است. نمونهای از این طرحها
تألیف کتابی آموزشی برای حفظ قرآن میباشد. کتابی که پیش رو دارید، در این راستا اصول و روشهای حفظ قرآن را بحث و بررسی کرده است. در فصل اول، اهمیت و ضرورت و واژهشناسی حفظ قرآن؛ در فصل دوم، اصول و مقدمات حفظ و در فصل سوم، به روشهای حفظ و تکرار و تثبیت محفوظات پرداخته شده است. امید است که این کتاب بتواند گامی در راستای راهنمایی و تشویق و تعلیم فراگیران به حفظ و انس با قرآن بردارد.
حفظ و بهخاطرسپاری کلام الهی، در منابع و متون تاریخی و دینی با تعابیر مختلف و گوناگونی بیان شده است. واژگانی مانند «حفظ»، «حمل»، «ذکر»، «جمع»، «وعی» و «استظهار» بنابه گفته محققان میتواند بهمعنای بهخاطرسپاری قرآن باشد. در ادامه، هریک از این واژگان و کیفیت استعمال آنها را بررسی خواهیم کرد.
واژه «حفظ»، در زبان عرب به دو معنا آمده است: (1)نخست به معنای نگهداری و نگهبانی و دیگری به معنای بهخاطرسپردن (ضد فراموشی).
این واژه و مشتقاتش در قرآن مجید، 44 بار و فقط در معنای اول به کار رفته؛ یعنی در معنای بهخاطرسپردنِ الفاظ و کلمات استعمال نشده است. (2)
«حافظ»، اسم فاعل است و در اصطلاح علوم قرآنی، به کسی میگویند که همه قرآن را با تجوید و ترتیل و بهکاربردن قرائت پذیرفتنی قرآنشناسان به خاطر سپرده باشد. همچنین به کسی که بر سنن رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) احاطه داشته، موارد اتفاق و اختلاف آن را بداند و به احوال راویان و طبقات مشایخ آگاهی کامل داشته باشد، حافظ میگویند. (1)برخی تعداد آن را نیز معین کردهاند و گفتهاند، فرد باید صد هزار حدیث را با سند از حفظ باشد تا این واژه بر او اطلاق شود. در صدر اسلام، بهخاطرسپارندگان قرآن را «حافظ» نمیخواندند و با واژههایی چون «جمّاعالقرآن»، «قرّاءالقرآن»، «حَمَلةالقرآن» و «الماهر فیالقرآن» از آنان یاد میکردند. (2)
واژه حافظ پس از قرن اول یا نیمه دوم قرن دوم هجری در این معنا به کار گرفته شد. علامه عسگری در کتاب ارزشمند القرآن الکریم و روایات المدرستین مینویسد: «واژه حافظ پس از قرن اول به کار رفته است»؛ (3)ولی دایرة المعارف تشیع، زمان بهکارگیری این واژه در معنای اصطلاحی را بعد از نیمه دوم قرن دوم هجری میداند. به نظر میرسد که نظر اول به واقع نزدیکتر باشد؛ زیرا در دو روایت از امام صادق(علیه السلام) واژههای الحافظللقرآن (4)و حافظالقرآن (5)به کار رفته است. امام صادق(علیه السلام) در سال 83 هجری دیده به جهان گشود؛ بنابراین واژه حافظِ قرآن، تقریباً بعد از قرن اول هجری، رفتهرفته در معنای اصطلاحی استعمال
شده است. یادآوری میشود که واژه «حافظ» در متون ادبی و منابع تاریخی، بعد از نیمه دوم هجری به کار رفته است. (1)
قرآن خطاب به زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) میفرماید: (وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللّهَ کانَ لَطِیفاً خَبِیراً) ؛ (2)حکمت و آیات الاهی را که در خانههای شما تلاوت میشود، به خاطر بسپارید (و بدانید که) همانا خداوند مهربان و از همه آگاه است.
در تفسیر آیه، دو احتمال داده شده است: یکی اینکه «ذکر» در این آیه، در مقابل نسیان (فراموشی) و بهمعنای حفظ و بهخاطرسپردن است و احتمال دیگر اینکه، ذکر بهمعنای شکر است؛ یعنی خدا را شکر کنید از اینکه خداوند شما (زنان پیامبر) را در خانه وحی قرار داده است. علامه طباطبایی رحمه الله در المیزان، تفسیر اول را پسندیده و دومی را ضعیف شمرده است. ایشان در تفسیر این آیه میفرماید:
از ظاهر سیاق برمیآید که مراد از ذکر، معنای مقابل فراموشی باشد که همان یادآوری است، چون این معنا مناسب تأکید و تشدیدی است که در آیات شده است؛ در نتیجه، این آیه بهمنزله سفارش و وصیتی است بعد از وصیت به امتثال تکالیف که قبلاً متوجه ایشان کرده است و در کلمه «فی بیوتکن» تأکیدی دیگر است، (چون میفهماند مردم باید امتثال امر خدا را از شما یاد بگیرند، آنوقت سزاوار نیست شما که قرآن در خانههایتان نازل میشود، اوامر خدا را فراموش کنید.) و معنای آیه این است که شما زنان پیغمبر باید آنچه را که در خانههایتان از آیات خدا و حکمت تلاوت
میشود، حفظ کنید و همواره به خاطرتان بوده باشد تا از آن غافل نمانید و از خط سیری که خدا برایتان معین کرده، تجاوز مکنید.
همچنین در تفسیر مجمعالبیان میفرماید:
خداوند متعال در این آیه و آیات قبل، وظایفی را برای زنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) معین ساخته است. آخرین وظیفه در این آیه بیان شده و به آنان سفارش میکند، هرچه از کلام الاهی در خانههایتان نازل میشود، به خاطر بسپارید و آنها را در زندگی خویش به کار ببندید. این آیه درواقع، ارزش حفظ قرآن را به مسلمانان گوشزد میکند. مخاطبان آیه، زنان رسول خدایند؛ اما ازآنجاکه اساس شریعت بر حفظ قرآن و سنت پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) است، میتوان گفت که درواقع، مخاطب آیه گروهی خاص نیست و همه مسلمانان در تمسک به قرآن و سنت و حفظ آن شریکاند. (1)
همچنین در آیه شریفه (وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ) 2 نیز با توجه به تفسیری که در آیه قبل از واژه «ذکر» بیان شد، برخی از مفسران بر این باورند که مراد از آسان قراردادن ذکر، آن است که خداوند متعال، قرآن را برای خواندن و حفظکردن آسان قرار داده است. (2)
استاد مطهری در تفسیر این آیه میفرماید:
بعضی مثل مجمعالبیان میگویند، (للذکر) یعنی «للحفظ»، که حفظ کنید، ضبط کنید و قرآن از کتابهایی است که آمادگیاش برای حفظشدن از هر کتاب دیگر بیشتر است. عجیب است! شعر را میشود حفظ کرد و قرآن شعر هم نیست، نثر است. یک کتاب نثر در دنیا نمیتوان پیدا کرد که بشود چهار صفحهاش را حفظ کرد و قرآن در اثر آن سلاست فوقالعادهای که در
عبارات و کلماتش هست (این خاصیت را دارد) ... در میان نثرها تنها کتاب نثری در عالم که قابل حفظکردن است، یعنی اصلاً ذهن آن را برای حفظکردن میپذیرد، قرآن است. شما کتاب نثر دیگری در عالم نمیتوانید پیدا کنید که انسان بتواند عبارتهای آن را حفظ کند و لهذا حفظکردن قرآن، مثل تلاوتکردن آن امر بسیار مطلوبی است. (1)
مفهوم حمل در قرآن کریم، هم برای امور مادی و هم برای امور معنوی به کار رفته است:
(وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلی بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلاّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ) . (2)
(وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِیلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطایاکُمْ وَ ما هُمْ بِحامِلِینَ مِنْ خَطایاهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ* وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالاً مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَیُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَمّا کانُوا یَفْتَرُونَ ) . (3)
مفهوم «حمل کتاب آسمانی» و «حمل قرآن»، در آیات و روایات به کار رفته است. مفهوم لغوی حمل، باخودبردن، دربرداشتن، بههمراهداشتن و مانند آن میباشد (4)و حامل قرآن، کسی است که قرآن را با خود دارد و به هرجا که میرود، قرآن با اوست. روایات زیادی در فضل حامل قرآن بیان شده؛ مانند روایت
«أشراف أمتی حملة القرآن و أصحاب اللیل» . (5)یقیناً از مصادیق حمل قرآن،
حفظ و بهخاطرسپاری آیات و کلمات نورانی آن است. روشن است که مقصود از همراهی با قرآن و همراهداشتن آن، صرفاً وجود الفاظ و عبارات قرآن در حافظه انسان نیست؛ (1)بلکه همراهی با آن، بهمعنای پذیرش و قبول و عملکردن و انس با قرآن است. حامل قرآن در مکتب رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) جایگاهی بسیار رفیع دارد.
جمع قرآن، بهمعنای حفظ و نگهداری آیات و سورههای قرآن میباشد که در زمان نزول آیات، صحابه به این امر بسیار اهمیت میدادند. از راههای حفظ و نگهداری آیات در زمان نزول آن، بهخاطرسپردن آیات بود و ازاینرو به حافظان قرآن نیز «جماعالقرآن» اطلاق میگردید. در اخبار و آثار، نام شماری از صحابه دیده میشود که در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) تمامی قرآن و برخی دیگر بخشی از آن را جمع (حفظ) کردند. ابنندیم در فهرست خود ذکر کرده است که جامعان (حافظان) قرآن در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، سعد بن عبید النعمان بن عمرو، ابوالدرداء عویمر بن زید، معاذ بن جبل بن اوس، ابوزید ثابت بن زید بن النعمان، ابی بن کعب بن قیس و عبید بن معاویه و زید بن ثابت بودهاند. وی روایات دیگری را حاوی نام حافظانی مانند عبادة بن صامت، ابوایوب انصاری، ابوزید و مجمع بن جاریة ذکر میکند. (2)
بدیهی است، همانگونه که علامه طباطباییرحمه الله در مقدمه المیزان درباره امر تفسیر قرآن کریم و برشماری گروههای مفسران تصریح میکند، در وادی قرائت،
حفظ و تفسیر قرآن کریم، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) و دیگر ائمه(علیهم السلام) حسابی جداگانه دارند. (1)
وعی در لغت عرب، بهمعنای دربرگرفتن، شاملشدن، بهخاطرسپردن، حفظکردن و دانستن به کار رفته است. (2)پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در روایت
«اقْرَءُوا الْقُرْآنَ وَ اسْتَظْهِرُوهُ فَإِنَّ اللهَ تَعَالَی لایُعَذِّبُ قَلْباً وَعَی الْقُرْآنَ» (3)میفرماید: قرآن را بخوانید و آن را از حفظ کنید؛ زیرا خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده است، عذاب نخواهد کرد. به نظر میرسد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) کلمه وعی را در این حدیث بهمعنای حفظکردن و بهخاطرسپردن به کار برده است.
از دیگر کلماتی که در روایات بهمعنای حفظ قرآن به کار رفته، استظهار است. به چند نمونه از این روایات اشاره میکنیم:
-من استظهر القرآن کانما ادرجت النبوة بین جنبیه الا انه لم یوح الیه؛ (4)
-من استظهر القرآن و حفظه و احل حلاله و حرم حرامه ادخله الله به الجنة و شفعه فی عشرة من اهل بیته کلهم قد وجب له النار؛ (5)
اقرا القرآن و استظهروه ....
استظهار در لغت عرب، بهمعنای نشاندادن، نمایشدادن، بهحافظهسپردن و حفظکردن به کار رفته است. (1)
حفظ آیات الاهی، از نخستین روزهای نزول وحی آغاز شد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) اولین حافظ قرآن است و برای فراگرفتن و حفظ آن، بسیار میکوشید. آن حضرت، همراه پیک وحی زبانش را حرکت میداد و شتاب میکرد تا آنچه میشنود، فراموش نکند.
مرحوم طبرسی در شأن نزول آیه (لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ) ؛ (2)«(ای رسول ما) در حال وحی، شتابان زبان به قرائت قرآن نگشای که ما خود آن را جمع کرده، (در سینهات) نگاه میداریم و بر تو میخوانیم.» از ابنعباس چنین نقل میکند: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بهسبب علاقه شدیدی که به دریافت و حفظ قرآن داشت، هنگامی که پیک وحی آیات را بر او میخواند، همراه وی زبانش را حرکت میداد و شتاب میورزید تا آنچه میشنود، فراموش نکند. خداوند او را از این کار بازداشت و فرمود: ما آن را برایت جمع میکنیم. (3)حضرت برای اطمینان کامل از محفوظات خویش، آنها را بر فرشته وحی عرضه میکرد. در روایات فراوانی چنان میخوانیم که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در ماه رمضان، هرسال قرآن را تا آنجا که نازل شده بود، با جبرئیل
مقابله و تکرار میکرد و در واپسین سال زندگیاش، برخلاف گذشته، این مقابله و تکرار را دو بار به انجام رساند.
در این مدت، صحابه نیز به سفارش آن حضرت در نگهداری آیات الاهی میکوشیدند. آنها آیات الاهی را بر پوست و استخوانهای شانه و دنده حیوانات، چوبهای نخل، سنگهای سفید پهن، کاغذ و پارچه مینگاشتند و برای برخورداری از پاداش معنوی بهخاطر میسپردند. (1)حفظ و بهخاطرسپردن آیات الاهی، نخستین گام در راه نگاهبانی از قرآن به شمار میآمد؛ زیرا ازیکسو خط آن روز کوفی بود و بهسبب نداشتن نقطه و اعراب، بهشکلهای مختلف خوانده میشد و ازسویدیگر، تقریباً همه مردم بیسواد بودند و فقط با حفظ قرآن میتوانستند علاقه خود به کتاب خداوند را آشکار سازند.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در نماز و هر فرصتی که پیش میآمد، قرآن را با صدای بلند میخواند و صحابه نیز همراه وی به فراگیری و حفظ آن میپرداختند. وقتی صحابه، آیه یا سورهایی را از رسول خدا میشنیدند، چندین بار نزد حضرت می آمدند، آنچه به خاطر سپرده بودند؛ بر وی عرضه میداشتند تا ایشان کیفیت حفظ را تأیید و تقریر کند.
رفتهرفته اهتمام برخی از صحابه در بهخاطرسپردن آیات، چنان فزونی یافت که گروهی به حافظ و قاری قرآن شهرت یافتند. (2)سیوطی در این زمینه مینویسد:
1) (1) . محمد هادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج1، ص281.
2) (2) . در صدر اسلام به کسانی که به تعلیم و قرائت و حفظ قرآن میپرداختند یا به فنون قرائت آشنا بودند و یا قرآن از حفظ داشتند، قاری میگفتند (ر.ک: جلالالدین سیوطی، الاتقان، ج1، نوع 20 و عبدالهادی الفضلی، مقدمهای بر تاریخ قرائات قرآن کریم، ترجمه دکتر سیّد محمدباقر حجتی، ص26).
«چند تن از صحابه، که به تعلیم قرائت قرآن و حفظ آن شهرت داشتند، عبارتاند از علی(علیه السلام)، عثمان، ابی بن کعب، زید بن ثابت، ابوالدرداء، عبدالله بن مسعود و ابوموسی اشعری». (1)در این عصر، زنان نیز پا به پای مردان در عرصه قرائت و حفظ قرآن کریم میکوشیدند؛ چنانکه نامهای برخی زنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) چون عایشه، امسلمه و حفصه و همچنین امورقه بنت عبدالله بن حارث در میان طبقات قاریان و حافظان به چشم میخورد. (2)
قرآنی که اکنون در اختیار ماست، در پرتو فداکاری و تلاش صحابه در نگهداری آیات چنین کامل مانده است. عبادة بن صامت میگوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) هر مرد مهاجر را به یکی از ما میسپرد، تا به وی قرآن بیاموزیم. در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) صدای تلاوت قرآن چنان بلند بود که حضرت دستور داد، صداها را پایین آورند تا موجب اشتباه نگردد. (3)گاه اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا میگرفت که برای اسقاط یا ثبت یک حرف، میان صحابه نزاع و درگیری پیش میآمد. در جمع عثمانی (جمع دوم) میخواستند آیه (وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ) 4 را
بدون «واو» در مصحف ثبت کنند. صحابه مانع شدند و أبی بن کعب سوگند یاد کرد که اگر «واو» را اسقاط کنند، شمشیر میکشد و با آنان میجنگد. سرانجام «واو» را ثبت کردند. (1)در زمان خلافت خلیفه دوم، روزی خلیفه (...وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ) 2 را بدون «واو» عطف خواند. صحابه به رویارویی با وی پرداختند و او ناگزیر آیه را با «واو» تلاوت کرد. (2)
در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، حافظان قرآن بسیار بودند. شمار دقیق این افراد در جایی ثبت نشده؛ ولی نام برخی از آنان در منابع تاریخی آمده است. براساس نقل تاریخنگاران، در بئر مؤنه حدود هفتاد تن و در جنگ یمامه نیز همین تعداد حافظ قرآن به شهادت رسید. (3)نام گروهی از حافظان صدر اسلام به این شرح است:
علی(علیه السلام)، عثمان، طلحة بن عبیدالله، سعد بن ابیوقاص، عبدالله بن مسعود، حذیفة بن یمان، سالم مولی ابی حذیفه، عبدالله بن سائب، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبیر، تمیم بن اوس، عقبة بن عامر، عمرو بن عاص و ابوموسی اشعری.
ابی بن کعب، معاذ بن جبل، ابوحلیم معاذ، زید بن ثابت، سعد بن عبید، مجمّع بن جاریّة، انس بن مالک، ابوزید بن قیس بن السکن، عبادة بن صامت، ابوایّوب، ابوالدرداء، فضالة بن عبید و مسلمة بن مخلد.
حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، عایشه، حفصه، امسلمه و امورقه.
علی(صلی الله علیه و آله)، ابی بن کعب، ابوالدرداء، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، عبدالله بن مسعود، عثمان و ابوموسی اشعری در شمار حافظان مشهور روزگار رسول(صلی الله علیه و آله) هستند. شاعری نام گروهی از حافظان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را اینگونه به شعر درآورده است:
لَقَدْ حَفِظَ الْقُرْآنَ فی عَهْدِ احْمَد
ناگفته پیداست که در این بخش، فقط نامهای حافظان کل قرآن مجید ثبت شده؛ زیرا در آن عصر شمار کسانی که سوره یا آیاتی از قرآن را به خاطر نسپرده باشند، بسیار اندک بود. (1)
حافظه قوی و حفظ سریع مطالب، نعمتی الاهی است که عرب عصر جاهلیت از آن برخوردار بود. عرب آن روزگار در تیزهوشی، حافظه، صفای طبع و سرعت انتقال ضربالمثل بود؛ زیرا آنان به شعر و قبیله خود عشق میورزیدند و قصیدههای بلند و سلسلهنسبهای طولانی خود را حفظ میکردند. روایات تاریخی و حتی افسانههای بازمانده از آن روزگار نیز بر این امر تأکید دارد؛ برای نمونه در تفسیر نوین چنین میخوانیم:
اصمعی قصیده صدبیتی را با یک بار شنیدن به خاطر میسپرد. پسرش ناگزیر بود دو بار بشنود و غلامش سه بار. وقتی شاعری برای دریافت جایزه نزد خلیفه قصیدهایی میخواند، اصمعی میگفت: قصیده از آنِ دیگری است
1) (2) . البیان، ص254.
و من آن را به خاطر سپردهام. آنگاه تمامی آن را میخواند و میگفت: پسرم نیز حفظ کرده است. پسر که دو بار شعر را شنیده بود، بیدرنگ میخواند. سپس اصمعی میگفت: غلامم نیز آن را میداند. آنگاه او نیز قصیده را میخواند و شاعرِ بیچاره، سرگردان، تهیدست و شرمسار بازمیگشت. (1)
از این شگفتانگیزتر داستان مردی ژندهپوش است که در بارگاه عمر بن عبدالعزیز به بزم شاعران گام نهاد. وقتی خواستند بیرونش کنند، گفت: شاید من نیز از شعر آگاه باشم. گفتند: پس بخوان. او تمام انواع شعر را شمرد و پرسید: از کدام نوع بخوانم؟ گفتند: قصیده. ژندهپوش همه انواع قصیده را نام برد، یکی را برگزیدند. پرسید قافیهاش کدام حرف باشد؟ قافیه دشوارتر را نام بردند. او لب گشاد و تا واپسین دقایق مجلس از آن نوع قصیده با قافیه مورد نظر خواند. در پایان گفت: تا هروقت حاضر به شنیدن باشید، خواهم خواند. (2)
ازآنجاکه داستانها و افسانهها، روحیه و صفات و جریانهای موجود در اقوام را بازتاب میدهد، این دو نمونه از اهمیت حافظه و وجود حافظههای نیرومند نزد اعراب پرده برمیدارد. سرعت حفظ و قدرت حافظه در عرب چنان بود که میگویند، سینههاشان انجیلهایشان بود، ذهنهاشان دفتر نسب و تاریخ و حافظهشان دیوان شعر و افتخارات. قرآن با نیروی بیانش آنان را شگفتزده ساخت. آنها در برابر آیات الاهی حیران شده، سرانجام دل را از غیر کندند و به قرآن پیوستند. (3)
1) (1) . محمدتقی شریعتی، تفسیر نوین، ص12.
2) (2) . همان، ص13.
3) (3) . رک: عبدالعظیم زرقانی، مناهل العرفان، ج1، ص235، تاریخ قرآن، ص236. حضرت موسی در مناجات با پروردگارش گفت: «یارب إنّی اجد فی التوراة امّة اناجیلهم فی صدورهم یقرؤونه ظاهرا؛ خدایا، من در تورات امتی را میبینم که انجیلهاشان در سینههاشان است و آن را از حفظ میخوانند» (رشیدالدین میبدی، تفسیر کشف الاسرار، ج7، ص404، ذیل آیه46 عنکبوت).
در میان کتب آسمانی، قرآن مجید ویژگیهایی دارد که سبب توجه خاص مسلمانان شده است. حفظ و بهخاطرسپردن آن، از جلوههای این توجه است. این سنت، فقط به قرآن اختصاص دارد. پیشینیان، تورات و انجیل را از رو میخواندند و جز پیامبرانشان، کسی آن را به خاطر نمیسپرد. مسلمانان چنان به امر اهتمام میورزیدند که صحابه، گاه بر سر وجود یا عدم یک حرف با یکدیگر درگیر میشدند. برخی از عوامل گسترش این امر در میان مسلمانان عبارت است از:
هیچ ملتی بهاندازه عرب عصر بعثت، شیفته سخن فصیح و ادیبانه نبود و به آن عنایت نداشت. نامی که این قوم برای خود برگزید، نشاندهنده این توجه و اهمیت است. آنان خود را عرب و دیگران را عجم میخواندند. این بدان معناست که در باور آنها تنها این قوم خاص میتوانست مقاصد خود را شیوا و روشن بیان کند. مردم این منطقه جغرافیایی، شعرها و سخنرانیها را حفظ میکردند.
کتاب خدا ازنظر فصاحت و بلاغت و بهکارگیری الفاظِ کلمات و ترکیبِ جملات، آنها را شگفتزده و جذب کرد. بنابراین، حتی کافران بدان دل بستند و بهعنوان متنی در خور ستایش به حفظ آن پرداختند. (1)
قرآن مجید، کتاب زندگی است. اصول، معارف و احکام الاهی که سعادت
1) (1) . تفسیر نوین، ص10.
بشر را تأمین و تضمین میکند، در این کتاب بیان شده است. خداوند میفرماید: (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ) ؛ (1)«به درستی این قرآن (شما را) بهسوی آنچه استوار است، راهنمایی میکند». (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ) ؛ (2)«و فرو فرستادیم بر تو این کتاب را که بیانکننده و روشنگر همهچیز است.
محتوای ارزشمند آیات الاهی، مردم را بر آن داشت که در زندگی فردی و اجتماعی به آن توجه کنند و به حفظ آن اهتمام ورزند.
از عوامل مهم گسترش حفظ قرآن در صدر اسلام، تمایل فراوان نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) به آن بوده است. بیتردید وقتی امری مورد اهتمام و تشویق مکرر پیشوای جامعه قرار میگیرد، در بین مردم رواج مییابد و بهخوبی از آن استقبال میشود.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به قرآن اهتمام میورزید. او نخستین حافظ قرآن بود و مردم را نیز به تلاوت و حفظ آیات الاهی تشویق میکرد. ابنمسعود میگوید: نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) به من فرمود: از قرآن برایم بخوان! گفتم: قرآن بر شما نازش شده است، من بخوانم؟! فرمود: آری، دوست دارم قرآن را از دیگری نیز بشنوم. من سوره نساء را آغاز کردم و تا آیه چهل و یک خواندم. اشک از چشمان حضرت جاری شد و فرمود: برای من کافی است. (3)
مسلمانان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را بسیار دوست داشتند و برای خشنودی وی از
جان و مال خویش میگذشتند، (1)موضوع حفظ قرآن را جدّی گرفتند و در رأس برنامههای خود را قرار دادند.
حافظان قرآن در صدر اسلام از جایگاهی ویژه برخوردار بودند. بزرگان دین و مردم به آنها احترام میگذاشتند و تشویقشان میکردند و در پستهای کلیدی و ارزشمند میگماردند. مالک بن انس میگوید: کسی که سوره بقره و آلعمران را به خاطر سپرده بود، در نظر ما بزرگ مینمود. (2)
مولوی در این زمینه چنین سروده است:
ربع قرآن هرکه را محفوظ بود
جدّ فینا از صحابه میشنود
پاداش و ثوابهایی که برای حافظان قرآن در نظر گرفته شده نیز در گسترش
1) (1) . در حادثه حدیبیه، چهارمین و آخرین نماینده قریش، «عروة بن مسعود ثقفی» برای گفتوگو نزد پیامبر اسلام¦ آمد. او هنگام مذاکره به ساحت حضرت جسارت کرد. او این طور وانمود میکرد که یاران حضرت در آینده وی را رها میکنند. پیامبر برای اینکه پاسخی دندانشکن به تهدید عروه دهد، برخاست و وضو گرفت. «عروه» با چشم خود دید که یاران رسول خدا¦ نگذاشتند قطرهای از آب وضوی او به زمین بریزد. بنابراین، به محفل قریش رفت. جریان ملاقات و هدف پیامبر را به سران قریش رسانید و گفت، من شاهان بزرگ را دیدهام. قدرتهای بزرگی مانند قدرت کسرا، قیصر روم و سلطان حبشه را مشاهده کردهام؛ ولی موقعیت هیچکدام مانند محمد نبود. من با دیدگان خود مشاهده کردم که یارانش نگذاشتند، قطره آبی از وضوی او به زمین بریزد و برای تبرک آن را تقسیم کردند. اگر مویی از محمد بیفتد، بیدرنگ آن را برمیدارند (جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج 2، ص 188 و ص 189).
2) (2) . الاتقان، ج1، نوع19، ص229.
حفظ آیات الاهی بسیار اثرگذار است. در ادامه بحث، به برخی روایات در این زمینه اشاره خواهیم کرد.
در قرآن کریم، آیات صریحی مبنی برحفظ قرآن وجود ندارد؛ اما مفسران قرآن در ذیل برخی آیات، احتمال مقصودبودن معنای حفظ را دادهاند؛ مانندآیات ذیل که ما در بحث از واژه ذکر درباره آیه اول و دوم، بیان برخی مفسران را نقل نمودیم:
(وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ) . (1)
(وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللّهَ کانَ لَطِیفاً خَبِیراً) . (2)
(بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظّالِمُونَ) . (3)
«الذین اوتوا العلم» پیامبر، ائمه و دانشمندانیاند که قرآن را حفظ میکنند و در سینههای خود نگه میدارند و نقش معنای آن را در دل جای میدهند و این از خصوصیات قرآن است که هم معجزهبودن آیات آن روشن است و هم در سینهها حفظ میشود. (4)
معصومان(علیهم السلام) درباره حفظ قرآن و پاداش آن، سخنان بسیار دارند و در موارد مختلف به فراخور آگاهی و ایمان مخاطبانشان به آن اشاره کردهاند. گفتار
پیشوایان دین نشان میدهد که حفظ قرآن از آنچنان اهمیتی برخوردار است که بسیاری از مقامهای معنوی جز بهیاری آن به دست نمیآید. بخشی از این مقامها عبارت است از:
امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«الْحافِظُ لِلْقُرْءانِ الْعامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَةِ؛ (1)حافظ قرآنی که به آن عمل کند، با فرشتگان پیغامبر و نیکرفتار همنشین خواهد شد». این سخن امام، بر همراهی و همنشینی حافظان و مفسران با سفیران، گواهی میدهد. بیتردید وقتی دانشمندان و حافظان قرآن کاری شبیه فرشتگان و حاملان وحی انجام میدهند، با آنها در یک جایگاه و رتبه قرار میگیرند.
امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«اَشْرافُ امَّتی حَمَلَةُ الْقُرْءآنِ وَ أَصْحابُ اللَّیْلِ؛ (2)بزرگان امت من، حاملان قرآن (قاریان، حافظان و عالمان قرآن) و شبزندهداران هستند. «حملة القرآن» معنای گستردهای دارد که شامل عالمان، مفسران، قاریان و حافظان میشود.
امیر مؤمنان(علیه السلام) میفرماید:
«اِقْرَؤُو الْقُرْآنَ وَ اسْتَظهِروُهُ فَاِنَّ اللهَ تَعالَی لایُعَذِّبُ قَلْباً وَعَیَ الْقُرْآنَ»؛ (3)قرآن تلاوت کنید و آن را به خاطر سپارید؛ زیرا خداوند متعال
دلی که قرآن در آن باشد، عذاب نمیکند، حفظ قرآن مجید و انس با آن، انسان را در مسیر عمل به وحی و بهرهجستن از معارف آن قرار میدهد؛ در نتیجه از آتش دوزخ مصون میدارد. قلبی که ظرف کلمات قرآن و معارف قرآن باشد، بهبرکت قرآن و بهبرکت عمل به دستورات نورانی آن از عذاب الهی درامان است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«لَوْکانَ الْقُرآنُ فی اهابٍ ما مَسَتْهُ النَّارُ»؛ (1)اگر قرآن در پوستی باشد، آتش بدان نخواهد رسید.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«اِنَّ الَّذی لیس فی جَوْفِهِ شَیْیءٌ مِنَ الْقُرآنِ کَالْبَیْتِ الْخَرابِ»؛ (2)کسی که در درونش چیزی از قرآن نباشد، مانند خانه ویران است. (3)چنانکه خانه ویران نزد مردم ارزش ندارد، دل تهی از آیات الاهی نیز نزد خداوند بیارزش است. اساس شرافت و ارزش انسانها تقوا و انس با قرآن است. روح مانند بدن به غذا نیاز دارد و غذای آن قرآن و معارف الاهی است. دلی که از کلام وحی بیبهره باشد، مرده و چون خانه ویران است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
مَنْ قَرَءَ الْقَرآنَ عَنْ حِفْظِهِ ثُمَّ ظّنَّ انَّ اللهَ تَعالی لایَغْفِرُهُ فَهُوَ مِمَّنِ اسْتَهْزَءَ بِآیاتِ اللهِ. (4)
1) (1) . مجمع البیان، ج1، ص45.
2) (2) . متقی هندی، کنز العمال، ج1، ص512، ح2276.
3) (3) . وقتی از حفظ قرآن سخن به میان میآید، نباید چنین تصور شود که منظور حفظ کل است. حفظ قرآن، هرمقدار که مقدور و ممکن باشد، خوب است. در تاریخ اسلام میخوانیم، هرکس سوره بقره و آلعمران را از حفظ داشت، نزد صحابه بزرگ شمرده میشد (الاتقان، ج1، نوع 19، ص229).
4) (4) . مستدرک الوسائل، ج4، ص269.
کسی که قرآن را از حفظ بخواند و گمان کند خدایتعالی او را نمیآمرزد، در شمار کسانی است که آیات الاهی را به تمسخر گرفتهاند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
انَّ الَّذی یُعالِجُ الْقُرآنَ وَ یَحْفَظُهُ بِمَشِقَّةٍ مِنْهُ وَ قِلَّةِ حِفْظٍ لَهُ اجرانِ. (1)
هرکس در فراگیری قرآن بکوشد و بهسبب کمی حافظه آن را بهسختی حفظ کند، دو پاداش دارد. (پاداشی برای حفظ و پاداشی برای تحمل سختی آن).
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
مَنْ قَرَءَ الْقُرآنَ حَتّی یَسْتَظْهِرَهُ وَ یَحْفَظَهُ ادْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ وَ شَفَعَّهُ فی عَشْرَةٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ کُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَبَتْ لَهُمُ النّارُ. (2)
هرکه (آنقدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد کرد و شفاعتش را درباره ده تن از خانوادهاش که آتش بر آنها واجب شده است، میپذیرد.
آری، قرآن در حق مؤمنان شفاعت و آنان را به بهشت رهنمون میکند. (3)حافظ و حامل قرآن نیز چون قرآن توان شفاعت دارد. البته شفاعت حافظان متفاوت با قرآن است. شفاعت قرآن فراگیر میباشد؛ ولی شفاعت حافظ قرآن، محدود است و فقط درباره خانوادهاش و آنهم به تعداد انگشتان دست پذیرفته میشود.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
عَدَدُ دَرَجِ الْجَنَّةِ عَدَدُ ای الْقُرآنِ فَاِذا دَخَلَ صاحِبَ الْقُرآنِ الْجَنَّةَ قیل لَه: ارْقا وَ اقْرَءْ لِکُلِّ آیَةٍ دَرَجَْةٌ فَلا تَکُونُ فَوْقَ حافِظِ الْقُرآنِ دَرَجَةٌ. (1)
درجات بهشت به تعدد آیههای قرآن است. هنگامی که صاحب قرآن داخل بهشت شود، به وی میگویند بخوان و بالا رو که هر آیه درجهایی دارد. پس برتر از درجه حافظ قرآن، درجهایی نیست.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
یا سَلمْان... انَّ اکْرَمَ الْعِبادِ الَی اللهِ بَعْدَ الْاَنبیاء الْعُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ الْقُرْآنِ، یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنیا کَما یَخْرُجُ الْاَنْبیاءُ وَ یَحْشُرُونَمِنْ قُبُورِهِمْ مَعَ الْاَنْبیاءِ وِ یَمُرُّونَ عَلَی الصِّراطِ مَعَ الْاَنْبیاءِ وَیَأْخُذُونَ ثَوابَ الْاَنْبیاءِ. (2)
ای سلمان،... همانا بعد از انبیا بهترین بندگان نزد خداوند عالماناند و سپس قاریان و حافظان قرآن. آنان همانند انبیا از دنیا میروند، همراه آنان از گورها برانگیخته میشوند، در کنار آنان از صراط میگذرند و پاداش آنها را (از خداوند) دریافت میکنند.
(علیهم السلام)
قاریان و حافظان قرآن نزد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) جایگاهی والا داشتند و مورد احترام و تشویق مادی و معنوی آن بزرگان قرار میگرفتند. بخشی از سیره آنان در این زمینه چنین است:
در روزگار پیامبر(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام)، دانستن فنون قرائت و حفظ قرآن به تخفیف مجازات یا بخشش آن میانجامید. برای مثال، مردی نزد علی(علیه السلام) آمد و به دزدی اعتراف کرد. حضرت پرسید: آیا چیزی از قرآن میدانی؟ پاسخ داد: آری، سوره بقره را به خاطر سپردهام. حضرت فرمود: در مقابل این سوره، دستت را به خودت بخشیدم و قطع نمیکنم. شخصی به نام اشعث (1)گفت: ای امیرمؤمنان، آیا حد الاهی را تعطیل میکنی؟! حضرت فرمود: تو چه میدانی، اگر شاهدان بر جرم گواهی دهند، امام حق بخشش و تعطیل حدود الاهی ندارد؛ اما این فرد بهزیان خویش اعتراف کرده است. وقتی شاهدی بر گناهی گواهی نداد، امام حق دارد حد الاهی را ببخشد و جاری نسازد. (2)
تخفیف مجازات حافظان، اکنون نیز در برخی از کشورهای اسلامی اجرا میشود. در کشور ما و پاکستان نیز زندانیانی که قرآن را حفظ میکنند، از تخفیفی ویژه برخوردار میشوند. (3)
اهتمام به قرآن و حفظ آن در صدر اسلام، چنان بود که یادگرفتن سورهایی از قرآن، مهریه زن مسلمان در نظر گرفته میشد؛ چنانکه سهل بن سعد میگوید: زنی
نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: من خود را به خدا و رسولش بخشیدم. حضرت فرمود: به زن نیاز ندارم. مردی به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفت: او را به ازدواج من درآور. حضرت فرمود: چیزی داری به وی دهی؟ مرد گفت: خیر. حضرت فرمود: حتی انگشتری از فلز! مرد معذرت خواست. حضرت پرسید: از قرآن چه میدانی؟ مرد پاسخ داد: سوره فلان و فلان و همینطور سورههایی را که حفظ بود، برشمرد. حضرت فرمود: آیا میتوانی از حفظ بخوانی؟ گفت: آری. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: تو را به ازدواج او درآوردم، در برابر آنچه از قرآن به وی میآموزی. (1)
در صدر اسلام، ملاک تقدم افراد در کارهای مهم و حساس اجتماعی، دانستن قرائت و حفظ قرآن بود. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) قاریان و حافظان را به منصبهایی چون فرماندهی و امامت جماعت میگماشت. در روایات میخوانیم که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) مقرر داشت، هر مسلمانی که بیش از دیگران قرآن فرا گرفته، گرد آورده یا حفظ کرده است، بر دیگران فرمان راند و بر مردگان نماز گزارد. (2)در جنگ احد وقتی خواستند پیکر شهیدان را به خاک سپارند، شهیدی که بیشتر میدانست، مقدم بود یا آنکه آیات بیشتری به خاطر سپرده بود، نزدیکتر به حمزه دفن میشد. (3)روزی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) جمعی را به سفری میفرستاد. از آنها پرسید: چقدر قرآن میدانید؟ یکی از آنها - که از همه جوانتر بود - پاسخ داد: من سوره بقره و چند آیه دیگر از قرآن
میدانم. حضرت فرمود: بروید، این شخص سرپرست و امیر شماست. گفتند: شخصی که شما میفرمایید، از همه جوانتر است! پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: او سوره بقره را میداند. (1)در عصر نبوی، حفظ قرآن چنان اهمیت داشت که حتی غلامان حافظ نیز بر مردم عادی مقدم شمرده میشدند. وقتی مهاجران به مدینه هجرت کردند، سالم (غلام ابوحذیفه)، به این دلیل که از همه به فنون قرائت و حفظ قرآن آشناتر بود، امامت جماعت آنها را برعهده داشت. (2)
قاریان و حافظان قرآن در موضوعات مادی نیز از توجه ویژه برخوردار بودند و بخشی از بیتالمال به آنان اختصاص داشت. امیر مؤمنان(صلی الله علیه و آله) فرمود: آنکه اسلام را بپذیرد، فرمانبردار باشد و قرآن را قرائت و حفظ کند، هر سال دویست دینار از بیتالمال بهرهمند میشود و اگر در دنیا بهطور کامل به او داده نشود، روز قیامت که نیاز بیشتری دارد، دریافت خواهد کرد:
«من دخل فی الاسلام طائعا و قرأ القرآن ظاهرا فله فی کل سنة مائتا دینار فی بیت مال المسلمین ان منع فی الدنیا اخذها یوم القیامة وافیة احوج ما یکون الیها». (3)در منابع تاریخی میخوانیم که امام علی(علیه السلام) به آنان که قرآن قرائت میکردند، دوهزار دوهزار از بیتالمال اختصاص میداد. (4)برخی از مراجع
1) (1) . مجمع البیان، ج1، ص32.
2) (2) . محمد سالم محیسن، معجم حفاظ القرآن عبر التاریخ، ج1، ص257.
3) (3) . مجمع البیان، ج1، ص86. باید توجه داشت که عبارت «قرأ القرآن ظاهرا»، بهمعنای حفظکردن قرآن است و این، یک معنای کنایی میباشد. (ر.ک: لسان العرب و تاج العروس، ماده ظهر). بنابراین، ترجمه این عبارت به «خواندن قرآن بهطور آشکار» درست نیست؛ چنانکه برخی از مترجمانِ تفسیر مجمع البیان، اینگونه معنا کردهاند.
4) (4) . ان علینا فرض لمن قرأ القرآن الفین، الفین (کنز العمال، ج2، ص239).
عظام مانند آیتالله العظمی گلپایگانیرحمه الله مقام معظم رهبری (دام ظلّه) و آیتالله صافی (دام ظلّه) شهریهایی به حافظان قرآن اختصاص داده و در این زمینه، از سیره امیرمؤمنان(علیه السلام) پیروی کردهاند. آیتالله العظمی گلپایگانیرحمه الله در آغاز برقراری شهریه خویش اعلام کرد، هر طلبهای که حافظ قرآن باشد، در هر رتبهایی که شهریه بگیرد، شهریهاش را دو برابر میکنم. او همچنین برای تشویق حافظان کل کشور، (چه روحانی و چه غیر آن) زمانی دستور داد برای همه حقوق تعیین کنند.
امروزه این حرکت در حوزه علمیه قم، بهصورت یک فرهنگ درآمده است. شورای مدیریت حوزه، حافظان قرآن را درجه بندی کرده و برای حافظ پنج جزء تا کل قرآن، بهتناسب محفوظات، شهریه مخصوصی در نظر گرفته است.
درباره حفظ و بهخاطرسپاری قرآن در زمان حال، گاه ایرادات و شبهاتی مطرح میشود. سؤالی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیات و روایات و سیره معصوم(علیهم السلام) در توجهدادن و اهتمام به حفظ قرآن، آیا ناظر بر وضعیت گذشته بوده یا امروزه نیز میتوان به آن اهمیت و ضرورت معتقد بود.
برخی معتقدند، بیشتر ادله اهتمام مردم به حفظ قرآن در عصر نزول، بهدلیل ناتوانی مردم در خواندن قرآن از روی مصحف یا نبود مصحفهای استنساخشده کافی در اختیار مردم و یا نقطه و اعرابنداشتن قرآنهای آن زمان بود. در آغاز بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای درامانبودن قرآن از تحریف و نابودی، راهی جز بهخاطرسپردن آیات الاهی وجود نداشت؛ ولی اکنون که چاپ و نشر به پیشرفتی باورنکردنی دست یافته است و بیشتر مردم سواد خواندن قرآن را دارند و اصل قرآن از تحریف و نابودی محفوظ است، چرا از حفظکردن قرآن سخن میگوییم؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که کلام الاهی، فقط برای جلوگیری از تحریف و نابودی به خاطر سپرده نمیشد تا با پیشرفت صنعت چاپ، حفظکردن بیهوده به نظر آید. این امر انگیزههای گوناگون داشته و دارد و آثار و فواید مهمی بر آن مترتب است که برخی از آنها عبارت است از:
از اهداف «حفظِ» آیات قرآن، عمل به مضامین آن است. وقتی انسان کلام وحی را به خاطر میسپارد، ناخودآگاه بر جانش اثر میگذارد و او را در مسیر عمل به دستورهای خداوند پیش میبرد. پاداش بسیار حافظان قرآن - که در برخی از روایات به چشم میخورد - ازاینروست که آنان، پیوسته آیات الاهی را تکرار میکنند و گوشت و پوست خود را با آن میآمیزند. در این موقعیت، احتمال اینکه خداوند آنها را به کمال و سعادت رهنمون نکند، بعید مینماید؛ بنابراین حافظ قرآن، ناگزیر با قرآن انس میگیرد و زمینه هدایت و سعادتش فراهم میآید. حضرت علی(علیه السلام) میفرماید: «هیچکس با قرآن همنشین نمیشود، مگر اینکه از کنار آن با افزایش یا کاهش برمیخیزد: افزایش هدایت یا کاهش گمراهی».
عمل به آیات الاهی، از دیرباز مورد توجه حافظان و قاریان بوده است. چنانکه صحابههایی مانند أبی و عبدالله بن مسعود گفتهاند، هنگامی که ده آیه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میآموختیم تا آنها را بهطور کامل به خاطر نمیسپردیم و عمل نمیکردیم، به فراگیری آیات دیگر نمیپرداختیم.
در آیینِ اسلام بهخاطرسپردن آیات قرآن، عبادتی مهم به شمار میرود و پاداش دارد. بیشتر روایاتی که درباره ارزش و اهمیت حفظ قرآن ذکر شده است،
نگاه ابزاری ندارند و حفظ را تنها برای جلوگیری از تحریف آن نمیدانند. در نگاه معصوم(علیهم السلام) نفْس بهخاطرسپردن آیات الهی، عبادت است و پاداش دارد. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«اَللّهُمَ فَحَبِّبْ الَیْنا حُسْنَ تِلاوَتِهِ وَ حِفْظِ آیاتِه»؛ خداوندا، تلاوت قرآن و حفظ آیاتش را برای ما دوستداشتنی فرما! این دعا نشان میدهد که نفْس تلاوت قرآن و حفظ آن، محبوب حضرت است و ایشان بهخاطرسپردن آیات الاهی را بیتوجه به مسئله تحریف، از حضرت احدیت درخواست میکند.
مرحوم طبرسی در کتاب مکارم الاخلاق، بابی با عنوان «صلاة حفظ القرآن» دارد که نشان میدهد «حفظ قرآن»، ذاتاً ارزشمند است و از عبادات شمرده میشود.
تلاوت و انس با قرآن از سفارشهای مکرر معصومان(علیهم السلام) است و حفظ قرآن، بهطور طبیعی به انس با آیات الاهی میانجامد؛ زیرا حافظ قرآن باید برای تثبیت محفوظات قرآنیاش، دستکم روزی چند بار به قرائت قرآن بپردازد. معصومان(علیهم السلام) حافظان قرآن را به تکرار آیات الاهی فراخوانده و یادآور شدهاند، همانگونه که شتر بستهشده در یک نقطه، چنانچه صاحبش پیاپی به دیدار او نرود، جایگاهش را ترک میکند، محفوظات حافظ قرآن نیز اگر پیوسته مورد مراجعه و تکرار قرار نگیرد، از خاطر زدوده میشود. (1)نفوذ قرآن در جانها و پدیدآوردن تحول در شخصیت افراد نیز از آثار سازنده تلاوت و حفظ قرآن است. بسیاری از مردم با تلاوت یا شنیدن آهنگ دلنشین قرآن، مسیر زندگی خود را تغییرداده، سمت سعادت و کمال رهنمون شدند.
1) (1) . پیامبر اسلام¦ میفرماید: «انما مثل صاحب القرآن کمثل الابل المعلقة اذا عاهد علیها أمسکها و ان أطلقها ذهبت و اذا قام صاحب القرآن فقرأه باللیل و النهار ذکره و اذا لم یقم به نسیه» (صحیح مسلم، ج1، ص544).
یاد خدا تأثیر بسزایی در روان آدمی دارد و دلها در پرتو آن آرام میگیرد. خداوند متعال میفرماید: (أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) ؛ (1)«آگاه باش، دلها با یاد خدا آرام میگیرد».
یکی از نامهای قرآن ذکر است. تلاوت و حفظ قرآن، نوعی ذکر خداوند است که انسان در پرتو آن از هجوم بسیاری از فشارهای روانی و اضطرابات درونی در امان میماند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
مَثَل قرآن، مَثَل کیسه سربستهای پر از مشک است. اگر آن را باز کنی، بوی مشک فضا را معطر میسازد و اگر به حال خود رها سازی، سود نمیبخشد. قرآن نیز، چنانچه به تلاوتش روی آوری، فضا را از عطر خود آکنده میسازد و روان را نشاط میبخشد و اگر تلاوت نکنی، در سینهات پنهان میماند. (2)
کتاب، بهترین همنشین تنهایی است و قرآن، زیباترین و عمیقترین و بانفوذترین کتاب میباشد. امام سجاد (علیه السلام) میفرماید:
«لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ انْ یَکُونَ الْقُرآنُ مَعی»؛ (3)اگر همه مردم روی زمین از دنیا بروند، تا وقتی قرآن با من است، از هیچچیز وحشت ندارم.
مهمترین و اصلیترین اثر حفظ قرآن، درک بهتر آن است. حافظ بهسبب تسلط بر همه آیات، ارتباط آنها را نیک درمییابد و در پرتو آن درکی بهتر و درستتر از قرآن به دست میآورد.
هرچه حافظ قرآن بر آیات و ارتباط و بازیابی آنها مسلطتر باشد، بهتر میتواند نظر قرآن درباره یک موضوع را به دست آورد. ازاینرو مفسرانی که حافظ قرآناند، بهتر و دقیقتر میتوانند قرآن را تفسیر کنند و تفسیرشان از تفسیر مفسران غیرحافظ، جامعتر و دقیقتر است.
حافظان قرآن، جایگاهی والا در بهشت دارند و پاداش آنان دوچندان خواهد بود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود که درجات بهشت به تعداد آیههای قرآن است. وقتی که صاحب قرآن وارد بهشت شود، به وی میگویند بخوان و بالا برو، که هر آیه، درجهای دارد. پس برتر از درجه حافظ قرآن، درجهای نیست. همچنین در روایات بیان شده است که حافظان قرآن، توان شفاعتکردن دیگران را نیز دارند. همنشینی با فرشتگان، آمرزش گناهان و نجات از عذاب الهی از دیگر آثار و پاداشهای اخروی است که برای حافظان قرآن گفته شده و روایاتی که در این زمینه قبلاً بیان شد، این آثار و پاداشها را منحصر به حافظان صدر اسلام نکرده است؛ بلکه شامل همه حافظان قرآن در طول تاریخ خواهد بود.
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
«اَغْنَی النّاسِ حَمَلةُ الْقُرآنِ مَنْ جَعَلهُ اللهُ تَعالی فی جَوْفِه»؛ (1)
1) (1) . کنز العمال، ج1، ص510.
بینیازترین مردم حاملان قرآن میباشند، آن کسانی که خدایتعالی، قرآن را در سینه آنها جای داده است.
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
مَنْ اعطاهُ اللهُ الْقُرآنَ فَرَای انَّ رَجُلاً اعْطِیَ افْضَل مِمّا اعْطی فَقَدْ صَغَّرَ عَظِیماً وَ عَظَّمَ صَغیراً. (1)
هر کسی که خداوند، قرآن را به او داد و چنان پندارد که به مردی بهتر از او چیزی دادهاند، خیر بزرگی را کوچک شمرده و کوچکی را بزرگ دانسته است.
همانطوری که خانه ویران، نزد مردم بیارزش است، دلی خالی از قرآن نیز پیش خداوند ارزشی ندارد. قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
«اِنَّ الَّذی لَیْسَ فی جَوفِهِ شَیْءٌ مِنَ الْقُرآنِ کَالْبَیْتِ الْخَراب؛ (2)کسی که در درونش چیزی (سوره یا آیهای) از قرآن نباشد، همانند خانه ویران است». کثیر بن سلیم میگوید:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
«یا بُنَیَّ لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ یُحیی الْقَلْبَ و یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغِی». (3)
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای پسر! از قرائت قرآن غفلت مکن که قرآن دل را زنده میکند و از فحشا و نادرست و ستم بازمیدارد.
حاملان قرآن، ازآنجاکه با کلام خداوند انس و الفت دارند و میکوشند، خود
نیز متخلق به اخلاق قرآن و متادّب به آداب الهی باشند، مرگ و حشر و نشر آنها همانند پیامبر است. رسول گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود:
انَّ اکْرَمَ العِبادِ الَی اللهِ بَعْدَ الأنبیاءِ، العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآن، یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنیا کَما یَخْرُجُ الانبیاءُ وَ یُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الأنبِیاءِ وَ یَمُرُّون عَلَی الصِّراطِ مَعَ الأنبِیاءِ و یُأخُذُونَ ثَوابَ الأنبِیاءِ. (1)
همانا بهترین بندگان نزد خدا بعد از پیامبران، علما هستند و سپس حاملان (قاریان و حافظان) قرآن. آنان همانند انبیا از دنیا میروند، همراه آنان از قبرها برانگیخته میشوند، در کنار آنان از صراط میگذرند و پاداش انبیاء را (از خداوند) دریافت میکنند.
در روایتی، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) اکرام و احترام حامل قرآن را با اکرام خود یکی دانسته و فرموده است:
«اَکرِمُوا حَمَلَةَ القُرآن فَمَنْ اکْرَمَهُم فَقَدْ أکْرَمَنی»؛ (2)حاملان قرآن را گرامی بدارید. هرکس آنان را گرامی بدارد، مرا گرامی داشته است.
اهل قرآن، همانطور که در دنیا تکریم و احترام میشوند، در بهشت نیز گرامی و محبوباند. قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):
«حَمَلَةُ القرآنِ عُرَفاءُ اهْلِ الْجَنَّة»؛ حاملان قرآن، سرشناسان اهل بهشتاند.
حفظ قرآن باعث میشود که انسان، بهمیزان قابل توجهی مهارتهای قرآنی را فرا بگیرد. کسانی که میکوشند و تمرین میکنند تا آیات الهی را حفظ نمایند،
حتی خردسالان، بهسرعت بر روخوانی و روانخوانی قرآن تسلط مییابند و همچنین با ممارست و تکرار آیات و مراجعه به نوار، تلفظ عربی آیات و ترتیل قرآن و احکام تجوید و وقف و ابتدا را نیز بهمرور زمان فرا میگیرند.
حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
«ثلثة یزدن فی الحفظ و یذهبن بالبلغم، قراءة القرآن و العسل و اللبان»؛ سه چیز است که حافظه را افزایش میدهد و بلغم را از بین میبرد: قرائت قرآن، عسل، نوشیدن شیر. (1)
حفظ قرآن و جذابیتهای آن میتواند باعث پیدایش فضای معطر قرآنی گردد؛ همانگونه که میبینیم وقتی یک حافظ قرآن (بهویژه حافظان خردسال) در جمعی حضور مییابند یا در مراسم و محافل قرآنی از حضور آنها استفاده میشود، جامعه چه تأثیر شگرفی میپذیرد و تا مدتها حلاوت و شیرینی آن باقی است. تجربه نشان داده، جوامعی که افراد آن بیشتر با قرآن مأنوساند، جوامع پاک و سالمتری نسبت به دیگر جوامع هستند. کشوری مانند سودان، بهبرکت قرآن کریم در میان کشورهای آفریقایی، پایینترین آمار را ازحیث ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی دارد. «خلوت» یا «خلوة القرآن الکریم» در این کشور مرکز آموزش و خواندن و حفظ قرآن کریم است، که معادل همان مکتبخانه میباشد. (2)
قرآن، بهترین موضوع برای پُرکردن اوقات فراغت جوانان و همه اقشار را است. امروزه که دستاندرکاران فرهنگی جامعه، بیکاری را مضر به حال جامعه میدانند و به هر وسیلهای تمسک میجویند تا جوانان بیکار نباشند و بعضاً میکوشند که با برنامههای ورزشی و فوتبالی و فیلمهای غیرمفید و مسابقات غیرسازنده آنها را مشغول کنند، حفظ قرآن بهترین نسخهای است که میتواند درمان این درد زیانآور جامعه باشد.
حفظ قرآن باعث میشود تا انسان با نغمههای قرآنی آشنا شود و جایگزین آهنگهای بعضاً مبتذل در جامعه گردد. متأسفانه، امروزه فرهنگ غرب برای تخریب باورهای مردم دست به تهاجم همهجانبه زده است و از تمامی امکانات مادی و معنوی برای انحطاط جامعه دیندار، بهره میگیرد تا فرهنگ ناب و خالص قرآنی را از جامعه بگیرد. ازاینرو نغمههای ملکوتی قرآن کریم، بهترین داروی رستگاری و نجات از عربدهها و موسیقیهای تند غربی است.
قرآن، محور تعالیم و اعتقادات اسلامی است و مسلمانان با وجود اختلاف در برخی اصول و فروع، درباره محوریت و اهمیت قرآن اتفاقنظر دارند. در مجامع و نشستهای علمی، اولین و مهمترین استدلالها و استنادها استدلالهای قرآنیاند و هرقدر عالِم دین، هنگام بیان معارف به آیات قرآن و مفاهیم آن مسلطتر باشد، مقبولیت بیشتری دارد. ازاینرو انس با قرآن، شرط ابتدایی برای هر مبلّغ و عالم دینی
است. طلاب پیرو مکتب اهل بیت(علیهم السلام) نیز در مقام رهروان و مبلغان واقعی قرآن باید با آیات و موضوعات کتاب وحی مأنوس باشند. دراینمیان، آنچه انس با قرآن و تسلط و آشنایی هرچهبیشتر با آن را برای پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بهویژه عالمان و مبلغان این مکتب ضروریتر مینماید، هجمههای تبلیغی علیه مذهب شیعه است؛ تهمتهای ناروایی مانند بیاعتقادی به اعتبار قرآن و نداشتن انس با قرآن و اهمیتندادن به قرآن و نداشتن توفیق حفظ آن، مطالبی است که اهمیت مسلطبودن و مأنوسبودن پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بهویژه علما و مبلغان دینی با قرآن را دوچندان میکند. در این موقعیت، مبلغان دینی باید بیشازپیش با قرآن آشنا شوند و آن را به خاطر سپارند تا بتوانند با قدرت و تسلط کافی به نشر معارف قرآنی بپردازند؛ بهویژه آنکه اهل سنت در زمینه تلاوت و حفظ کلام وحی بسیار کوشیدهاند و روحانیان و ائمه جماعات آنها حافظ کل یا نیمی از قرآن هستند.
از طرف دیگر از برداشتن و حفظ آیات و روایات، به مبلغ و عالم دین قدرت و روحیه سخنگفتن، بحث و مناظره و استدلال و حتی تألیف و نوشتن میدهد.
استاد شحات محمد انور درباره اینکه چرا بیشتر قاریان و استادان قرآن کریم مصریاند، میگوید:
در مصر، دانشگاه الازهر در خدمت قرآن است. در آنجا فرد عالم - که هممرتبه حجتالاسلام در ایران است - لازم است که حافظ قرآن باشد. محلهایی نیز جهت تعلیم قرآن در تمام استانها و اماکن مصر وجود دارد و این معاهد در کشور مصر بسیار است. حتی ممکن است، فردی در این دانشگاهها مدارک بالایی را نیز دریافت کند. زمانی نیز مشاهده شده است که افراد در سنین بالا، وارد این دانشگاهها شده و در آن به فراگیری علوم قرآنی پرداختهاند. (1)
1) (1) . مریم قاسم احمد، نگاهی به زندگانی قاریان مشهور قرآن کریم، ص24.
به نوشته فرید وجدی، حفظ تمام قرآن از شرطهای ورود به دانشگاه اسلامی الازهر مصر است و داوطلبان باید دستکم، بیست امتیاز از چهل امتیاز حفظ را به دست آورند. (1)
علما و بزرگان دین، در طول تاریخ و در موارد مختلف، طلاب علوم اسلامی را به حفظ قرآن سفارش میکردند، که اکنون به نمونههایی اشاره میکنیم:
وی در وصیت به فرزند خویش اینچنین سخن گفته است: «... برای تعظیم و تجلیل از مقام وحی و همچنین احیای شعائر اسلامی، تمام قرآن را حفظ و ازبر نما». (2)
شهید اول، طلاب علوم دینی را اینچنین وصیت و سفارش نموده است:
آیاتی از قرآن را برگزین و وِرد خود ساز و اگر حفظ قرآن در توانت باشد، حتماً آن را ازبر نما و اگر آن توان را در خود ندیدی، هر مقدار از آیات را توانستی، حفظ کن و در این امر کوتاهی مکن. (3)
شهید ثانی در کتاب شریف منیه المرید در آداب درس و تحصیل علوم دین میفرماید:
نخستین و مهمترین چیزی که شاگرد قبل از شروع به تحصیل باید بدان بپردازد، آن است که حفظ کتاب خداوند متعال را شروع نماید و
قرآن را بهصورت قوی و متقن حفظ کند؛ زیرا قرآن اصل و اساس تمام علوم و بااهمیتترین آنهاست. علمای پیشین چنین بودند که حدیث و فقه را جز به شخصی که حافظ قرآن بود، نمیآموختند. ازنظر آنان، حافظ قرآن نباید به سراغ اشتغالاتی برود که باعث نسیان و فراموشی قرآن شود یا بهقدری او را به خود مشغول کند که حفظ قرآن او در معرض فراموشی قرار گیرد؛ بلکه حتماً باید از اینگونه امور بپرهیزد و ملزم باشد که هر روز به تکرار محفوظاتش بپردازد... و پس از حفظ کامل قرآن به تفسیر و سایر علوم قرآن بپردازد. (1)
دو چیز است که از ویژگیهای قرآن است: یکی آنکه معجزه است، دوم آنکه محفوظ است در صدور؛ یعنی آن را یاد میگیرند و از یاد میخوانند، چه کتب سالفه که معجزه نبودهاند و هیچکس از یاد نمیخوانده، بلکه از اوراق کتابت میخواندهاند. پس این دو چیز مخصوص به قرآن است و از قتاده نیز مروی است که
«اعطی هذه الامه الحفظ و من کان قبلها لا یقرؤن الکتاب الا نظراً فاذا اطبقوه لم یحفظوا ما فیه الا الیسیر». (2)
1) (1) . (القسم الثالث آدابه فی درسه و قراءته و ما یعتمده حینئذ مع شیخه و رفقته و هو أمور: الأول و هو أهمها أن یبتدئ أولا بحفظ کتاب الله تعالی العزیز حفظا متقنا فهو أصل العلوم و أهمها و کان السلف لا یعلمون الحدیث و الفقه إلا لمن حفظ القرآن و إذا حفظه فلیحذر من الاشتغال عنه بغیره اشتغالا یؤدی إلی نسیان شیء منه أو تعریضه للنسیان بل یتعهد دراسته و ملازمة ورد منه کل یوم ثم أیام ثم جمعة دائما أبد) شهید ثانی، منیه المرید، ص263.
2) (2) . ملا فتحالله کاشانی، تفسیر منهجالصادقین، ج7، ص170. در همین زمینه تفسیر خسروی نقل نموده است که: «ما حسدتکم الیهود و النصاری علی شئ کحفظ القرآن»؛ یهود و نصاری در چیزی مثل حفظ قرآن بر شما حسادت نورزیدند. تفسیر خسروی، ج6، ص424.
آیت الله بروجردی از مراجع بزرگ شیعه و حافظ نصف قرآن بود و آیات احکام را - که سند احکام فقهی است و حدود پانصد آیه است - در ذهن حاضر داشت. وی درباره حفظ قرآن چنین میگوید: «ازحفظداشتن قرآن، توشهایی برای انسان است. افسوس بر کسی که از دنیا برود و توشهایی نداشته باشد». (1)
امام خمینی(قدس سره)، خود به تلاوت کتاب الاهی اهمیت میداد و در موارد مختلف، طلاب علوم دینی را بدین امر سفارش میکرد:
هان ای حوزههای علمیه و دانشگاههای اهل تحقیق! به پا خیزید و قرآن را از نشر جاهلان متنسک و عالمان متهتک، که ازروی علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و میتازند، نجات دهید و اینجانب ازروی جد نه تعارف معمولی میگویم از عمر بهبادرفته خودم در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم و شما ای فرزندان برومند اسلام، حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشتهایی از آن را محط نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید. مبادا خدای ناخواسته در آخر عمر، که ضعف پیری بر شما هجوم کرد، از کردهها پشیمان [شوید] و تأسف بر ایام جوانی بخورید، همچون نویسنده. (2)
چنانکه در این سفارش پیداست، امام(قدس سره) به رشتههای مختلف قرآنی عنایت داشته است. «حفظ قرآن»، یکی از این رشتههاست که باید بدان اهتمام ورزید و با برنامهریزی صحیح، جوانان را به آن علاقهمند ساخت.
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب در تقریظی که بر کتاب استاد پرهیزگار درباره حفظ قرآن مرقوم داشتهاند، میفرمایند:
یکی از تفضلات الهی بر این ملت خداجوی و رشید، آن است که زمرهای از بهترین جوانانشان را مجذوب قرآن کرده است. این اگر قدر دانسته شود، کلید بسی درهای بسته و راههای ناگشوده است. آشنایی و انس و تدبر و حفظ و راهجویی از کتاب خدا منازل پیدرپی تمسک به کتاب الله است.
ایشان در جای دیگری میفرمایند: «برادران! شماها چرا قرآن را حفظ نمیکنید؟ شماها جوانید. والله مکرر اتفاق افتاده است که با خودم فکرکردهام و گفتهام که اگر ممکن باشد، هرچه دارم بدهم و حفظ قرآن را بگیرم». (1)
«آنچه من حالا در این جلسه میخواهم بهطورخاص به قرآنیهای عزیز کشورمان بگویم، این است که بهسمت حفظ قرآن بیشتر بروید. حفظ، وسیله است؛ البته حفظ وسیله است، حفظ، هدف نیست. حفظ قرآن، وسیله است؛ وسیله است برای اینکه انسان، آسان بخواند، آسان تکرار کند و امکان تدبر پیدا کند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظهشان استفاده کنند؛ بچهها را، جوانها را بکشانید بهسمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته ما قابل مقایسه نیست، خیلی جلو هستیم؛ اما کم است. آنچه که الان در کشور ما وجود دارد، کم است. بروند بهسمت حفظ قرآن. وقتی که حفظ شد، حفظ حاصل شد، آنوقت توان و فرصت برای تدبر بیشتر پیدا خواهد شد و همین تدبر است که کلید است. کلید اصلی، همین تدبر در قرآن و فکرکردن در قرآن است». (2)
«یکی از چیزهایی که میتواند تدبر در قرآن را به ما ارزانی بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند. حالا یک میلیون که عدد کمی است نسبت به این جمعیتی که ما داریم؛ اما حالا چون دوستان الحمدللَّه یک مقدماتی فراهم کردهاند، کارهایی را مشغول شدهاند و دارند برنامههایی را فراهم میکنند برای اینکه انشاءاللَّه حفظ راه بیفتد، ما هم امیدمان بیشتر شده و بهجای یک میلیون، میگوییم انشاءاللَّه ما باید ده میلیون نفر حافظ قرآن داشته باشیم.
البته توجه داشته باشید که حفظ قرآن، قدم اول است. اولاً حفظ را باید نگه داشت. بنابراین حافظ قرآن باید تلاوتکننده مستمر قرآن باشد؛ یعنی مرتباً بایستی قرآن را تلاوت کند؛ والّا حفظ از دست خواهد رفت. بعد بایستی این حفظ کمک کند به تدبر، که اینجور هم هست؛ حفظ حقیقتاً کمک میکند به تدبر. آنجایی که شما قرآن را تکرار میکنید، حافظید و میخوانید، فرصت تدبر و تعمق در آیات قرآن برای شما پیدا میشود.
البته انس با تفاسیری که مراد از آیه را تبیین میکنند، خیلی لازم است. وقتی حفظ باشد و این انس با تفسیر هم باشد و تدبر باشد، همان چیزی که انتظارش در جامعه ما هست، پیش میآید: شکوفایی قرآنی. شما تصور کنید در کشور ما ده میلیون، پانزده میلیون کسانی باشند از مردان و زنان که اینها با معارف قرآن آشنا باشند، ببینید این چقدر باارزش است. آموزشهای قرآنی را، درسهای قرآنی را، نصایح قرآنی را، انذارهای قرآنی را، بشارتهای قرآنی را در ذهن داشته باشند، آنها را مرور کنند، آنها را بر دل خودشان فرا بخوانند؛ اصلاً یک ملت پولادینی به وجود میآید. خوشبختانه زمینههایش فراهم است. امروز هم
عزم و اراده ملت ما عزم پولادینی است. اما آن ساخت قرآنی جامعه در آن صورت به دست خواهد آمد، که ما امیدواریم انشاءاللَّه این پیش بیاید». (1)
«قرآن را حفظ کنیم تا همیشه با ما باشد و ما با او باشیم. به قرآن تحصن بکنیم و آن را وسیله حفظمان در فتن و شدائد دنیا قرار بدهیم». (2)
«قرآن بهصورت یک مجموعه با همین شکل فعلی در عصر خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) جمعآوری شده بود و مسلمانان، سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت میدادند و اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته میشد که تا چه اندازه از آیات قرآن را حفظ کرده بودند... مسئله حفظ قرآن بهعنوان یک سنت و یک عبادت بزرگ همیشه در میان مسلمانان بوده و هست، حتی پس از آن که قرآن بهصورت یک کتاب تکثیر شد و در همهجا پخش گردید و حتی بعد از پیدایش صنعت چاپ که سبب شد این کتاب بهعنوان پرنسخهترین کتاب در کشورهای اسلامی و چاپ و نشر گردد، باز مسئله حفظ قرآن بهعنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد؛ بهطوریکه در هر شهر و دیار همیشه جمعی از حافظان قرآن بوده و هستند. هماکنون در حجاز و بعضی دیگر از کشورهای اسلامی، مدارسی بهعنوان مدرسه تحفیظ القرآن الکریم یا نامهای دیگر وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجه اول مسئله حفظ قرآن است. در
ملاقاتی که در سفر مکه با رؤسای این مدارس در آن شهر مقدس روی داد، معلوم شد گروه بسیار زیادی از پسران و دختران جوان در مکه در این مدارس نامنویسی کرده و مشغول تحصیل هستند. یکی از مطلعین میگفت، هماکنون در کشور پاکستان در حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر حافظ قرآن وجود دارد. یکی از شرایط امتحان ورودی دانشگاه اسلامی الازهر مصر (طبق نقل دایرهالمعارف فرید وجدی) حفظ تمام قرآن است که از چهل نمره، حداقل باید بیست نمره بگیرند. کوتاه سخن اینکه، سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و به دستور و تأکید خود آن حضرت که در روایات زیادی وارد شده، در تمام قرون و اعصار ادامه داشته است». (1)
ایشان همچنین در این باره میگوید: «من معتقدم که طلبهها دو دستهاند: یک دسته حافظههای قوی و زمینه ذهنی مناسبی برای حفظ قرآن دارند؛ بهگونهایکه اگر وقت بگذارند، بهراحتی میتوانند حفظ قرآن را بهطور جدی پیگیری کنند، حوزهها یک عده حافظ قرآن در سطح عالی داشته باشند. ولی گروه دیگری هم هستند که تا این اندازه آمادگی ندارند و اگر بخواهند حافظ قرآن شوند، باید همه وقتشان را روی حفظ بگذارند. من به این دسته، توصیه میکنم آیاتی را که برای استشهاد بر مسائل مختلف مورد نیاز است، حتماً از حفظ داشته باشند». (2)
«... حقیقت امر این است که از همان ابتدا، عشق عجیبی به دیوان شعرا و نظم شعر داشتم. روی این ذوق، همان وقت، تمام دوبیتیهای باباطاهر را حفظ بودم و
تمام رباعیات خیام را و اکثر غزلیات حافظ را و همینطور دیگران را و ای کاش از همان وقت کسی به من میگفت که آقا، بهجای اینکه اینها را حفظ کنی، شروع کن به حفظ قرآن و الان این حسرت برای من به جا مانده است که این عشق و علاقهای که به دواوین (دیوانهای) شعرا داشتم، کاش در حفظ قرآن به کار میبردم». (1)
«... حال که با برکت این کتاب ارجمند (قرآن کریم) و قیام مصلح بزرگ امام راحل قدساللهسره، انقلابی گرانبها و بینظیر به چنگ آمده، بر ماست که آن را با تمام توان، با همه جد و جهد، با بذل مال و جان حفظ کنیم و پاسداری آن را از هر واجبی، واجبتر بدانیم و طبعاً ریشه و پایه کار این است که همین کتاب مقدس را هرچهبیشتر ارج نهیم، گوشت و خونمان، فکر و احساسمان و نشست و برخاستمان، شب و روزمان، ساعت و دقیقه و آنمان و در یک کلمه تمام زندگیمان، بلکه مماتمان را هم در پرتو دستورات آن نهیم و هرچهبیشتر به آن توجه کنیم. خود را نبینیم، جز در آیینه قرآن، حرکت و سکونی نداشته باشیم، مگر با ارشادات قرآن، شاد نشویم، مگر با بشارت قرآن و بدین منظور آن را ورد زبان سازیم، روخوانی کنیم، دقت کامل در الفاظش نماییم، با تجوید و رعایت ادعای حروف قرائت کنیم، با کلید صرف و نحو و علوم عربی به بارگاهش راه یابیم و بهتر آنکه در حافظهمان، در درون جانمان پذیرای این میهمان عزیز گردیم، حافظ گردیم و همه و همه خاصه نسل پربار جوان، این شکوفههای خرم نسل انسان که بالاخص در این برهه از زمان سخت مورد
1) (1) . میراث ماندگار، 63/1.
تهاجم فرهنگی ددان و بدان و ازخود و خدا بیخبران قرار گرفتهاند». (1)
سفارشهای این بزرگان و اهتمام روحانیون اهل سنت، وظیفه مبلغان شیعه را دوچندان میکند و لازم است در راه حفظ قرآن بیشازپیش گام بردارند.
حفظ قرآن، آثار دنیوی و اخروی بسیار دارد و عبادت شمرده میشود. بیتردید این آثار در پرتو عمل به قرآن و احکام الهی نهفته در آن، تحقق مییابد. از حافظان و قاریان و اهل قرآن انتظار آن است که رفتار و کردار و گفتارشان، جلوهای از احکام و دستورات قرآن باشد؛ هم خود به قرآن و دستورات نورانی آن عمل کنند و هم در اجرای احکام قرآن در جامعه تلاش و مجاهدت نمایند. حافظان واقعی قرآن در تاریخ اسلام، همواره مجاهدانی پرتلاش برای حفظ و دفاع از دین بودهاند.
امروزه، در بسیاری از کشورهای اسلامی، بهویژه آنها که زیر سلطه فرهنگ شرق و غرب به سر میبرند، شمار حافظان قرآن بسیار است. کتاب الهی در این سرزمینها کتابی تشریفاتی شده، تنها به قرائت نیک، پخش رادیو - تلویزیونی و حفظ آن اهمیت میدهند. در برخی از این کشورها مدارسی با عنوان «مدارس تحفیظ القرآن» بهصورت گسترده دیده میشود؛ درحالیکه ارزشهای آنها از غرب یا شرق گرفته شده است. حافظان قرآن در این کشورها تمام همّ و غمشان به الفاظ و کلمات قرآن و تکرار آنهاست و نکته غریب آن است که بهسبب حفظ قرآن از عمل به تکالیف آن معاف میگردند. محمد عبده در تفسیر المنار آورده است: «یکی از قوانین بعضی از کشورهای اسلامی این است که حافظان قرآن از
1) (1) . مقدمه حضرت آیتالله خزعلی، حافظ قرآن و نهجالبلاغه و عضو فقهای شورای نگهبان بر کتاب چگونه قرآن را حفظ کنیم.
جنگ و جهاد و بخشش اموال در راه خدا معافاند».
چنین قوانینی با سیره حافظان صدر اسلام سازگار نیست. آنها مجاهد بودند و آیات الاهی را در زندگی به کار میبستند و در راه تبلیغ و دفاع از دین خدا و قرآن از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند. موارد زیر بر درستی این سخن گواهی میدهد:
مسلمانانی که در حوزه سرّی اسلام وارد شده بودند، چنان باهم گفتوگو کردند که قریش، کلام خدا را نشنیدهاند، بسیار شایسته است یکی از ما در مسجدالحرام با صدای رسا قرآن بخواند. «عبدالله بن مسعود» - که در شمار حافظان بود - آمادگی خود را اعلام کرد و هنگامی که سران قریش کنار کعبه بودند، این آیات را خواند: (بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ) عبارتهای فصیح و بلیغ این سوره، رعبی عجیب در سران قریش پدید آورد. همگی از جای برخاستند و او را چنان زدند که خون از پیکرش جاری شد و با وضعی رقتبار پیش یاران پیامبر بازگشت. (1)
گروهی از مسلمانان برای رهایی از آزار «قریش» و بهپاداشتن شعائر دینی به حبشه مهاجرت کردند. در پیشاپیش این گروه، حافظی به نام «جعفر بن ابیطالب» بود. او آیاتی چند از آغاز سوره مریم را برای پادشاه حبشه خواند و وی را تحت تأثیر قرار داد. (2)
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در سال چهارم هجری، گروهی از حافظان قرآن را بهسمت قبایل مختلف فرستاد. برخی از قبایل، حافظان قرآن را با نیرنگ خاصی به دام افکندند و با وضعی رقتبار به قتل رسانیدند. برخی از تاریخنگاران، شمار این حافظان را هفتاد تن ذکر کردهاند. (1)
حبیب از حافظان قرآن بود. وقتی معاویه درگذشت، سران شیعیان کوفه همچون سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعة بن شداد بجلی و حبیب بن مظاهر برای امام حسین(علیه السلام) نامه نوشتند و آن حضرت را برای قیام علیه امویان به کوفه دعوت کردند. حبیب از کسانی بود که در کوفه برای حضرت بیعت میگرفت. او روز عاشورا در سپاه امام حسین(علیه السلام) سردار ستون چپ بود و خود را برای مبارزه آماده مینمود. وقتی امام حسین(علیه السلام) برای بهپاداشتن نماز مهلت خواست، حصین بن تمیم گفت: «نماز شما را پروردگار نمیپذیرد». حبیب در پاسخ گفت: «گمان میبری نماز آل رسول(علیهم السلام) را نمیپذیرند و نماز تو را میپذیرند»؟
حصین با شنیدن این سخن به حبیب حمله کرد. او شمشیر کشید و بر صورت اسب حصین فرود آورد. اسب سرکشی کرد و حصین به زمین افتاد. گروهی به یاریاش شتافتند و حصین را نجات داده، نزد خود بردند. حبیب درحالیکه پیوسته رجز میخواند، به آنها حمله کرد و جنگی سخت درگرفت.
1) (1) . البیان، ص260.
او با اینکه پیر بود، جمع بسیاری را از پا درآورد و در نهایت، با صورت به زمین افتاد.
در این هنگام، مرد تمیمی پیش آمد و سر از پیکرش جدا ساخت. شهادت حبیب، امام حسین(علیه السلام) را سخت تکان داد. حضرت بر بالین حبیب آمد و فرمود:
«للهِِ دَرُّکَ یا حَبِیب لَقَدْ کُنْتَ فاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِی لَیلَةِ واحِدَة»؛ آفرین بر تو ای حبیب، تو شخص فاضلی بودی که در یک شب، قرآن را تمام میکردی. (1)
1) (1) . موسوعة کلمات الامام الحسین*، ص537.
«حفظ قرآن» در آیات و روایات تحت چه عناوین و تعابیری به کار رفته است؟
چند تن از حافظان مشهور صدر اسلام را نام ببرید؟
عوامل گسترش حفظکردن قرآن در صدر اسلام چه بود؟
مواردی از کلام و سیره معصوم(علیهم السلام) درباره اهمیت حفظ قرآن بیان کنید؟
مهمترین دلایل اهمیت حفظ قرآن در زمان کنونی چیست؟
حفظ قرآن برای طلاب علوم دینی چه جایگاهی دارد؟
برای حفظ قرآن، هیچ زمانی دیر نیست. در میان حافظان، شمار کسانی که قرآن را در سنین بالا به خاطر سپردند، اندک نیست. حضرت آیتالله مکارم شیرازیدام ظلّه العالی در درس خارج فقه میفرمود: «مرحوم آیتالله خویی(قدس سره) در دوران پیری به حفظ قرآن مشغول شدند».
بنابراین، در هر سن و موقعیتی میتوان به حفظ قرآن پرداخت. البته در کودکی، ذهن برای فراگیری معلومات آمادگی بیشتری دارد و باید آن را بهترین زمان حفظ قرآن دانست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید: «آموختن در کودکی چون نقشی است که بر سنگ حک شده باشد و آنکه در بزرگسالی میآموزد، مانند کسی است که بر آب مینویسد». (1)
بیشتر قاریان مشهور جهان چون استاد عبدالباسط، محمد صدیق منشاوی،
1) (1) . مثل الذی یتعلم فی صغره کالنقش فی الحجر و مثل الذی یتعلم فی کبره کالذی یکتب علی الماء (کنز العمال، ج10، ص249، ح29336).
راغب مصطفی غلوش و ابوالعینین شعیشع از کودکی به حفظ قرآن پرداختند و در شمار حافظان کل قرآن هستند. (1)بیشتر دانشمندان ما نیز در کودکی بدین توفیق دست یافتند. نام و زندگی شماری از آنها عبارت است از:
ابنسینا دانشمند نامی قرن پنجم هجری - که در پزشکی، فلسفه و... سرآمد عصر خود بود - پیش از دهسالگی قرآن مجید را حفظ کرد.
سید بن طاووس از دانشمندان شیعی است که در شعبان 640ق در کربلا متولد شد و در شهرهای حله و بغداد به فراگیری دانش پرداخت. او از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی است و در یازدهسالگی تمامی قرآن را به خاطر سپرد. (2)
رودکی شاعر پرآوازه سده چهارم ایران، در عصر سامانیان میزیست. گفتهاند که وی بیش از یک میلیون بیت شعر سروده و شعر پارسی را به کمال رساند. رودکی از نعمت بینایی بیبهره بود؛ ولی در هشتسالگی همه قرآن را حفظ کرد. (3)
محمد بن قاسم بن خلاد بن یاسر اهوازی، مشهور به ابوالعیناء، در شهر اهواز
متولد شد و در بصره رشد یافت. وی از ادیبان بزرگ روزگار عباسی بود و در کودکی قرآن را حفظ کرد. ابوالعیناء در چهلسالگی، چشمانش را از دست داد و پنجاه سال دیگر عمرش را در نابینایی به سر برد. (1)
حافظ، شاعر و دانشمند ایرانی، در نهایت فقر و تنگدستی به فراگیری دانش پرداخت. او تمامی قرآن را با چهارده قرائت از حفظ بود و «لسانالغیب» لقب داشت. (2)
ابومعین ناصرخسرو قبادیانی سال 394 هجری چشم به جهان گشود و در 481 درگذشت. وی شاعر، عارف، حکیم و نویسنده زبردست بود - که از نوادر روزگار به شمار میرفت - و در نهسالگی قرآن و بسیاری از احادیث را حفظ کرد. (3)
ابوالفتح ابناثیر جزری از دانشمندان شافعیمذهب است. او در لغت، نحو، بیان و همچنین فنون انشا و کتابت، بسیار مهارت داشت و قرآن را در کودکی حفظ کرده بود. (4)
داود بن عمر انتاکی، ملقب به «بصیر»، از دانشمندان شیعی اوایل قرن یازدهم است. وی در کودکی حافظ قرآن شد و توانست در پزشکی و فلسفه شهرتی چشمگیر به دست آورد. انتاکی نابینا بود و به شهرهای بسیار سفر کرد. (1)
محمد بن طاهر، ملقب به ملکالمحدثین، از دانشمندان اواخر قرن دهم هجری است. او در کودکی قرآن را حفظ کرد و در بسیاری از فنون بر دیگران تقدم یافت. محمد بن طاهر اموال بسیار به ارث برد و همه را به دانشجویان علوم دینی بخشید. (2)
فرزدق، شاعر شیعی عصر بنیامیه، از اصحاب امام سجاد(علیه السلام) بود. پدرش او را در کودکی نزد علی(علیه السلام) آورد و گفت: فرزندم شاعر است. علی(علیه السلام) فرمود: به او قرآن بیاموز که بهتر از شعر است. این سخن، چنان در فرزدق اثر کرد که بر خود قیدهایی بست و سوگند خورد تا قرآن را حفظ نکند، آنها را نگشاید. بهاینترتیب، همه قرآن را به خاطر سپرد. (3)
ابراهیم بن شهریار، ملقب به «فخرالدین»، در شمار شاعران و عارفان پیرو شیخ شهابالدین سهروردی است. او در کودکی به جمع حافظان قرآن پیوست. (4)
شبلنجی، دانشمند بزرگ اهل سنت، حدود 1250ق متولد شد و در دهسالگی قرآن را حفظ کرد. وی به گوشهنشینی و زیارت اهل قبور بسیار تمایل داشت. (1)
شهابالدین، دانشمند شافعی - که به ادبیات بسیار عشق میورزید - در دهسالگی قرآن را حفظ کرد. (2)
محمد عبدالحی بن حافظ انصاری، از دانشمندان حنفی قرن چهاردهم است. او حفظ قرآن را از پنجسالگی آغاز کرد و در دهسالگی به پایان رساند. ابوالحسنات در یازدهسالگی به تحصیل دانش پرداخت و همه علوم رایج معقول و منقول را نزد پدر آموخت. (3)
ابومحمد عبدالله، مشهور به ابناللبان، از فقیهان و محدثان معروف شافعی است. وی - که قرآن را به چندین روایت تلاوت میکرد - در پنجسالگی به حافظان پیوست و سال 446ق در اصفهان درگذشت. (4)
کنیه او ابوالتهانی بود و از دانشمندان معروف حنفی شمرده میشد. وی در
بیشتر علوم روز سرآمد بود و کنار دانش به تجارت نیز میپرداخت. ابوالتهانی در دهسالگی قرآن مجید را به خاطر سپرد. (1)
موارد دیگر بسیاری نیز از بزرگان و دانشمندان اسلامی وجود دارند که از همان کودکی به حفظ قرآن اهتمام داشته و موفق به حفظ کامل قرآن شدهاند، که نمونهای از این افراد و شرح حال آنها بیان شد.
پرسش مهمی که در اینجا ممکن است مطرح شود، این است که آیا فقط در کودکی میتوان قرآن را حفظ کرد.
در جواب باید بگوییم که بهترین زمان شروع، کودکی و نوجوانی است؛ ولی در هر مقطعی از عمر که انسان شروع کند، منفعت است و اگر انسان با همت والا و جدی شروع کند، قطعاً بهاندازه همت و تلاش خود نتیجه آن را خواهد دید.
حفظ قرآن به دو شکل ممکن است:
«حفظ ترتیبی»؛ یعنی حفظ آیات به همان ترتیبی که در قرآن آمده است. کسانی که قصد دارند قرآن را بهصورت ترتیبی حفظ کنند، با توجه به هدف و فرصت و توانی که دارند، ممکن است همت خود را برای حفظ کل قرآن از ابتدای قرآن تا پایان آن بگمارند و یا با توجه به موقعیت و توانشان به حفظ ترتیبی اجزا محدود یا سور خاص بپردازند. در شکل دوم، حافظ قرآن با توجه به کثرت استفاده و کاربرد
1) (1) . همان، ج1، ص394.
سور، اقدام به حفظ آنها میکند. برای مثال، استحباب خواندن سورههای شمس و اعلی و جمعه و منافقون در برخی نمازها و یا خواندن سورههای الرحمان و واقعه در روزها یا مکانهای خاص، انگیزهای برای حفظ این سور خواهد بود. بههرحال کسی که توفیق یا توان حفظ کل قرآن را ندارد، بهتر است به مضمون
«مالا یدرک کله لا یترک کله» توفیق جزئی را از دست ندهد.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
«حفظ موضوعی»، بهمعنای حفظ آیات دستهبندیشده در موضوعهای متفاوت است؛ مانند آیات مربوط به نماز یا معاد. این نوع حفظ برای طلاب علوم دینی، معلمان، سخنوران، نویسندگان و همه کسانی که به موضوعات و مفاهیم قرآنی علاقهمندند، بسیار مفید و جذاب است. برای دستیابی به آیات موضوعی، حافظان قرآن میتوانند از معجمهای الفاظ یا معجمهای موضوعی قرآن بهره ببرند و پس از جستوجو در موضوع یا واژهای خاص، آیات آن را استخراج و دستهبندی کنند و با توجه و دقت در معانی و مفاهیم، آنها را به خاطر بسپارند.
کسانی که از حافظه قوی و وقت کافی برخوردارند، شایسته است در مسیر حفظ ترتیبی گام بردارند؛ اما برای آنان که حافظه قوی یا فرصت کافی ندارند، حفظ موضوعی یا حفظ بعضی از سورههای کوچک و دارای فضیلت، سودمندتر است. یکی از یاران پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نزد حضرت آمد و گفت: قرآن از ذهنم فراری و نگهداریاش برایم دشوار شده است. حضرت فرمود:
«لا تُحَمِّلْ عَلَیْکَ ما لاتُطیقُ وَ عَلَیْکَ بِالسُّجُود»؛ کاری که توان انجامش را نداری، انجام مده و بر تو باد سجدهکردن.
سفره کرم و نعمت الهی بر همگان گسترده است و چقدر زیباست که هرکسی میتواند بهاندازه توان و استعداد خود از قرآن کریم استفاده کند. درِ رحمت حفظ قرآن بر همگان گشوده است، عدهای که از استعداد و حافظه قوی
برخوردار و وقت لازم برای حفظ دارند، بسیار بهجاست که از ابتدا شروع به حفظ کند و منظم و بهترتیب سورهها را به خاطر بسپارد. ولی افرادی که توان حفظ کامل را ندارند، در حد توان برای خود بهگونهای برنامهریزی کنند که یا سورههای مورد علاقه را به خاطر بسپارند و شروع آن از سورههای کوچک باشد و یا به حفظ موضوعی آیات بپردازند.
نکته جالب توجه این است که حفظ موضوعی قرآن، برای همگان مفید و امکانپذیر است. قرآن مشتمل بر معارف گرانبها و بیشماری در موضوعات مختلف اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، حقوقی، عبادی و... است که ما میتوانیم با توجه به رشته تحصیلی، شغل یا علاقه شخصیمان، با انتخاب موضوع، آیات مربوط به آن را شناسایی و حفظ کنیم.
حفظ قرآن به مقدماتی نیاز دارد. این مقدمات، اساسی است و پیمودن مسیر بدون آنها کاری دشوار و توانفرسا مینماید.
بخشی از این مقدمات درباره ذهن و روح و روان است و بخش دیگر به آمادگیها و شرایط و مقدمات علمی مربوط میشود. برخی زمینهسازیها و مقدمات عملی نیز لازم است و بخشی دیگر به مقدمات آدابی و معنوی اختصاص دارد.
ارزش هر عمل صالحی را چگونگی نیت در آن عمل تعیین میکند:
«انما الاعمال بالنیات»؛ پس اهمیتِ داشتن نیتی خالص و پاک، بدون هیچگونه شرک و ریا کاملاً روشن و واضح است. مبتدی پیش از آغاز حفظ باید به این سؤال
اساسی پاسخ دهد که قرآن را برای چه حفظ میکند و چه اهدافی را از این کار دارد. چنانکه نیت هر کار، نیتی پاک و الهی باشد، ارزش آن دوچندان خواهد بود؛ حفظ و درک قرآن نیز نباید براساس اهداف مادی، دنیوی و ظاهری باشد، بلکه فقط باید با انگیزه کسب مقامات معنوی صورت گیرد. آری اگر درضمن حفظ قرآن، علاقه به تظاهر پیدا کردید، بدانید کار به پایان نخواهد رسید و یا اگر هم به پایان برسد، زمینهساز امور معنوی و اخروی نخواهد بود. اگر از این نعمت برای کسب معاش بهره جستید، یا برای فخرفروشی به بزرگان استفاده کردید، یا بخواهید برای نزدیکشدن به ملوک و سلاطین از آن بهره ببرید، قطعاً تلاش خود را تباه کردهاید و روز قیامت با شرمندگی وارد محشر خواهید شد. از معانی حفظ، بهیادسپردن کلمات و آیات قرآن است؛ ولی بُعد دیگر حفظ، بهکارگیری دستورالعملهای شفابخش آن و انتقال آن معارف به دیگران میباشد، که باید هدف عالی، در این امور مد نظر قرار گیرد تا انسان به برکاتی ارزنده دست یابد.
نیت و هدف علاوه بر آنکه عیار و ارزش کار انسان را معین میکند، راهگشای فرد در طول مسیر عمل و آسانکننده مشکلات خواهد بود. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«ما ضَعُفَ بَدنٌ عَمّا قَوِیتْ عَلَیهِ النّیةُ»؛ (1)هرگز بدن از آنچه نیت و انگیزه نسبت به آن قوی باشد، ضعیف و ناتوان نمیشود».
شرط اصلی حفظ، اشتیاق قلبی است. شوق و علاقه، بسیاری از سختیها را آسان میکند و فرد را امیدوار میسازد. سرّ اینکه در صدر اسلام مسلمانان قرآن را سریع به خاطر میسپردند، علاقه خاص آنان به کلام الاهی و حفظ آن بود.
1) (1) . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج1، ص53.
برای ایجاد این اشتیاق، باید به دو نکته زیر توجه داشت:
الف) بیان آثار و نتایج حفظ قرآن و مثالهای عینی از حافظان موفق قرآن؛
ب) تشویق و اعطای جوایز؛ تشویق و اعطای جایزه، بهویژه در کودکان، بسیار کارساز است و آتش اشتیاق را در آنها برمیافروزد.
بیشتر مسلمانان و بلکه همه آنها به حفظ قرآن علاقه بسیار دارند. اشتیاق، شرط لازم است، نه کافی. باید علاقه با عزم و پشتکار همراه شود تا سودمند افتد. عزم غیر از نیت و خواستن است و بهطور معمول توانستن را به ارمغان میآورد. نقش پشتکار در حفظ قرآن، چنان است که میتوان گفت، حفظ قرآن به استعداد قوی بستگی ندارد و فقط به پشتکار و عزم راسخ نیازمند است. باید پشتکار داشت و سختیها را تحمل کرد؛ زیرا خداوند میفرماید: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً». بیتردید با دشواری آسانی است. در تحصیل مدارج علمی، داشتن همت بلند ضروری است. برای مثال، اگر کسی بخواهد فقیه، مفسر، فیلسوف، پزشک یا مهندس شود، باید هدفی فراتر از این عنوانها برگزیند تا دستکم به آنچه خشنودش میکند، دست یابد. البته این نکته حائز اهمیت است که هدف بلند، بهمعنای بلندپروازیهای غیرمنطقی و نامعقول نیست و برای رسیدن به اهداف بلند باید اهداف مرحلهای و قدم به قدم را تعریف کرد؛ چنانکه حافظان باتجربه تذکر دادهاند، در بهخاطرسپردن آیات الاهی باید هدف نزدیک باشد. کسی که میخواهد قرآن حفظ کند نباید در اولین گام، هدفش حفظ کل قرآن باشد. این هدف انسان را در میانه راه با نومیدی و دلسردی روبهرو میکند و از ادامه مسیر بازمیدارد. هرچه هدف نزدیکتر باشد، احتمال پیروزی بیشتر است؛ بنابراین
هدف در آغاز راه، باید حفظ سه تا پنج جزء باشد. وقتی با چنین دیدگاهی به حوزه حفظ گام مینهیم، حجم آن کمتر مینماید و اشتیاق به ادامه راه فزونی مییابد. پس از دستیابی به هدف اول، باید فقط به پنج جزء بعدی اندیشید، نه بیشتر. بدین ترتیب میتوان با عشق فراوان، جزءها را یکی پس از دیگری به خاطر سپرد و به سمت حفظ کل قرآن گام برداشت.
موفقبودن در هر امری، منوط به لطف و تفضل الهی است. بنابراین بعد از آنکه فرد عزم خود را جزم نمود، باید بر خداوند متعال توکل نماید: (فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ) . (1)انجام امور انسان، همه مشروط به عنایات خداوندی است؛ اما او نصرت و فضل خود را به داشتن عزم و تصمیم و استفاده بهینه از توان و برنامهریزی خود انسان مشروط کرده است.
مبتدی برای حفظکردن، باید با برخی علوم و مهارتها آشنایی داشته باشد. برخی از این علوم، دانستنیها و مهارتها برای شروع به حفظ الزامی و ضروری است و بدون آنها حفظ قرآن ناممکن یا بسیار مشکل است. برخی دیگر از مقدمات علمی برای حافظ قرآن ضروری نیست، اما دانستن آنها ترجیح دارد و به قوت و استحکام حفظ کمک میکند.
کمترین چیزی که برای حفظ قرآن لازم است، تسلط بر صحیحخوانی و
1) (1) . آلعمران، آیه159.
روانخوانی آیات و کلمات قرآن است. فردی که این مهارت را نداشته باشد، در روند حفظ با مشکلات زیادی روبهرو خواهد شد و علاوه بر آنکه کند پیش خواهد رفت و خسته خواهد شد، کیفیت حفظ نامطلوبی خواهد داشت. حافظ قرآن باید با روخوانی و روانخوانی قرآن آشنا باشد تا کلمات را بهصورت غلط و نادرست حفظ نکند. کسانی که پیش از حفظ قرآن، براثر زیادخواندن و انس با قرآن با کلمات آن آشنایی بیشتری دارند، بهراحتی میتوانند قرآن را حفظ کنند. هرقدر انس انسان با آیات قرآن بیشتر باشد، بهخاطرسپاری و حفظ آنها با سهولت بیشتری انجام میشود.
البته ضروریبودن این امر به این معنا نیست که بههیچوجه نمیتوان بدون آشنایی با روخوانی قرآن کریم آن را حفظ کرد؛ زیرا افراد بیسواد و کودکان نیز میتوانند فقط با شنیدن کلمات قرآن و تکرار آن، قرآن را حفظ کنند، اما این نوع حفظ کیفیت مطلوبی نخواهد داشت.
برای حفظکردن بهتر و زودتر قرآن، آشنایی مختصری با مفاهیم آیات و معنای کلمات الزامی است. وقتی که میخواهید بخشی را حفظ کنید، اول نگاهی گذرا به لغات انداخته، بعد هم سیر کلی معنوی آیات را در ذهن ترسیم کنید. آنگاه پایان آیه را به آغاز آیه بعدی پیوندی معنوی دهید، بهویژه در موارد وقف، دقت بیشتری کنید که دچار اشکال نشوید.
آشنایی با زبان عربی و ترجمه و تفسیر اجمالی آیات، برای حفظ قرآن بسیار سودمند است. بهخاطرسپردن کلمات و الفاظ، بدون توجه به معانی، کار حافظ را
سخت میکند و سبب میشود که آیات بهطور صحیح در ذهن جای نگیرد. این امر چنان مهم است که میتوان آن را مؤثرترین عامل پیشرفت در حفظ قرآن دانست. آشنایی با زبان عربی، آیات را دلنشینتر میکند و سبب علاقه و امیدواری فزونتر حافظ میگردد. به این دلیل که انسان بهوسیله زبان عربی میتواند با روح و معانی آیات ارتباط برقرار کند و اگر معنای کلمات و آیات را نداند، باید چندین برابر زحمت بکشد؛ برای مثال وقتی معنای آیات را میداند، هیچگاه نمیگوید: انّ الله یحبّ من کان خوّاناً اثیما و اگر کسی آیه را چنین تلاوت کرد، میگوید: این آیه صحیح نیست، چون خداوند گنهکاران و خائنان را دوست ندارد و یا در موارد مشابه، آشنایی اجمالی با تفسیر قرآن میتواند به حافظ کمک کند تا مورد صحیح را بشناسد. مثلاً در عبارات (...نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّاهُمْ...) (انعام، 151) و (...نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّاکُمْ...) (اسرا، 31) مراجعه به تفسیر و معنای آیه ضروری است.
دانستن علم صرف، در فراگیری و حفظ سریعتر کلمات قرآن نقش زیادی دارد. علم صرف، ساختار کلمات عربی و گونه و چگونگی اشتقاق آنها را بیان میدارد. علم نحو نیز به چگونگی قرارگرفتن کلمات و ترکیب آنها در جمله میپردازد. آشنایی با این علم نیز تا حد زیادی راه حفظ را هموار میکند. کسی که به علم صرف و نحو آشناست؛ حتی اگر کلمات قرآن حرکات و اعراب نداشته باشد، باز هم میتواند بسیاری از این حرکات و اعرابها را حدس بزند و در نتیجه، برای حفظ قرآن سختی کمتری بکشد و هنگام بیان کلمات، کمتر دچار اشتباه و خطا گردد. همچنین از قواعد صرفی و نحوی میتوان برای رمزگذاری
در آیات شبیه استفاده کرد. به چند نمونه اشاره میکنیم: در آیه (...إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ...) دانستن اینکه در اینجا الله نقش مفعول و علما نقش فاعل دارند (یعنی علما از خداوند خشیت دارند، نه خداوند از علما!) و فاعل مرفوع و مفعول منصوب است، باعث میشود که حافظ قرآن اشتباه نکند. همچنین در آیه شریفه (...أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ...) (توبه، 3) دانستن اینکه رسول بر الله عطف شده است و نه بر مشرکان، باعث اشتباهنشدن میگردد.
علاوه بر فواید فوق، دانستن قواعد صرف و نحو زمینه فهم معنای آیات را نیز فراهم میکند. این امر آنچنان مهم است که میتوان آن را از مؤثرترین عوامل پیشرفت در حفظ قرآن دانست و همچنین آشنایی با صرف و نحو و لغت عربی، باعث علاقه بیشتر حافظ میشود و آیات را نیز در ذهن، زیباتر و دلنشینتر میکند.
علم تجوید ما را قادر میسازد که بتوانیم قرآن را با لهجه فصیح و زیبای عربی بخوانیم. تجوید علاوه بر زیباکردن قرائت، میتواند به حُسن حفظ نیز کمک کند؛ زیرا با تلفظ صحیح کلمات، کلماتی مانند «اسم و اثم» «تالمون و تعلمون» «اغنی و اقنی» بهدرستی ازهم متمایز خواهند شد و بر صحت حفظ تأکید میشود. علاوه بر آن، قواعد و احکام تجویدی نیز مانند قواعد صرف و نحو میتواند علامت و نشانهای برای شناخت و تمایز آیات مشابه باشند.
بهدلیل ارتباط زیاد حافظ قرآن با مقوله تلاوت و استمرار آن بهمنظور نگهداری محفوظات، آشنابودن او با نغمات و سبکهای مختلف میتواند برای تنوع و جلوگیری از خستگی در تلاوتهای طولانیمدت مؤثر باشد.
قطعاً کسی که میخواهد برنامه مهم و سنگین و طولانیمدتی مانند حفظ قرآن را انجام دهد، باید اصول، قواعد و روشهای صحیح آن را بداند. دانستن این اصول و روشها موجب آسانشدن حفظ و جلوگیری از مشکلات و آسیبهای آن خواهد شد. چه بسیار افراد علاقهمند به حفظ بهدلیل بیتوجهی به شرایط و مقدمات حفظ قرآن و نداشتن برنامهریزی صحیح با استفاده از اصول و قواعد و بهرهگیری از تجربیات استادان، عملاً در انجامدادن حفظ ناموفق بوده و در نتیجه، ناامید و مأیوس شدهاند.
حفظ قرآن بهعنوان برنامهای سنگین و طولانیمدت، نیاز به نظم و برنامهریزی دقیق و عملی دارد. امام علی(علیه السلام) میفرماید:
«اُوصیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَ نَظْمِ امْرِکُمْ»؛ شما را به تقوای الاهی و نظم در کارهایتان سفارش میکنم. نظم و برنامهریزی در هر کاری لازم است؛ بهویژه در کار بزرگی مانند حفظ قرآن کریم که مدتدار و دشوار است. گروهی بیآنکه روشی مطمئن و آزموده برگزینند، به حفظ قرآن میپردازند و در میانه راه با شکست و نومیدی روبهرو میشوند. «روش درست»، نوعی راه میانبر برای رسیدن به مقصود است. به همین دلیل، آنان که کارهایی چون شنا، خطاطی و نقاشی را زیر نظر استاد و با روش درست میآموزند، در کمترین زمان نتیجه میگیرند. راز موفقبودن در حفظ قرآن نیز بهکارگیری روش درست است. برای اتخاذ یک روش درست باید حافظ قرآن با توجه به وضعیت خود به مطالعه مقدمات و مهیاساختن شرایط لازم بپردازد و برنامهای را یا بهصورت شخصی تدوین و یا از اساتید حفظ اخذ نماید و بهصورت منظم به این برنامه عمل کند. عواملی که در یک
برنامه مناسب برای حفظ قرآن به آنها توجه شود، موضوعاتی از قبیل تعیین سرعت و مقدار حفظ، نوع و حجم قرآن، انتخاب استاد و جلسه مناسب، انتخاب همراه و هممباحثه و ... میباشد که در ادامه مباحث آنها را بررسی خواهیم کرد.
از موضوعات مهمی که در ابتدای حفظ باید به آن پرداخته شود، تعیین مدت زمانی است که حافظ قرآن قصد دارد حفظ را به انجام برساند. بهدلیل آنکه افراد موقعیت یکسانی ندارند، این مرحله باید با توجه به وضعیت هر شخص تعیین گردد و نمیتوان نسخه واحدی را برای افراد با اوضاع متفاوت تجویز کرد. تعیین مدت زمان حفظ به امور زیر وابسته است:
میزان اشتغالات روزانه شخص و مدت زمان فراغت او؛
میزان آمادگی شخص ازنظر مقدمات علمی؛
میزان آمادگی شخص ازحیث مقدمات روحی - روانی؛
سن و میزان تحصیلات شخص؛
میزان استعداد و قدرت حافظه شخص.
با توجه به عوامل فوق و با لحاظ واحد سطر و صفحه (و نه تعداد آیه)، میزان حفظ روزانه و هفتگی هر شخص براساس جدول ذیل تعیین میشود.
سرعت خیلی کم(قدس سره)روزی 2/5 سطر(قدس سره)هفتهای 1 صفحه(قدس سره)سالی 2/5 جزء(قدس سره)اتمام در 12 سال
سرعت کم (قدس سره)روزی 5 سطر(قدس سره)هفتهای 2 صفحه (قدس سره)سالی 5 جزء(قدس سره)اتمام در 6 سال
سرعت متوسط(قدس سره)روزی 0/5 صفحه(قدس سره)هفتهای 3 صفحه(قدس سره)سالی 7/5 جزء(قدس سره)اتمام در 4 سال
سرعت فوق متوسط(قدس سره)روزی 10 سطر(قدس سره)هفتهای 4 صفحه (قدس سره)سالی 10 جزء (قدس سره)اتمام در 3 سال
سرعت زیاد(قدس سره)روزی یک صفحه(قدس سره)هفتهای 6 صفحه (قدس سره)سالی 15 جزء (قدس سره)اتمام در 2 سال
سرعت خیلی زیاد(قدس سره)روزی دو صفحه (قدس سره)هفتهای 12 صفحه (قدس سره)سالی 30 جزء(قدس سره)اتمام در یک سال
چند نکته درباره سرعت حفظ درخور توجه است.
اول آنکه برنامه تعیینشده برای حفظ، باید کمی پایینتر از توانایی شخص در نظر گرفته شود تا با نشاط و شادابی اجرا شود و موجب خستگی و ملال شخص نگردد و همچنین در صورت تغییر اوضاع بهسوی منفی، باعث آسیبرسیدن به برنامه نگردد.
دوم آنکه برنامهای که معمولاً برای افراد با توانایی عادی و فرصت مناسب توصیه میگردد، برنامه سوم (سرعت متوسط) است. این برنامه، توجه به مفاهیم و همچنین برنامه منظم مرور را ممکن میسازد.
سوم آنکه لزومی ندارد میزان و سرعت حفظ در طول مدت حفظ کل قرآن ثابت بماند. برای مثال، شخصی که با سرعت کم (برنامه دوم) حفظ را آغاز کرده است، میتواند پس از اتمام ده جزء، با سرعت متوسط (برنامه سوم) و پس از اتمام بیست جزء، با سرعت فوق متوسط (برنامه چهارم) ادامه دهد.
از نکات بسیار مهم و مؤثر در حفظ قرآن، انتخاب قرآن مناسب برای حفظ است. در انتخاب قرآن، شایسته است موارد زیر رعایت شود.
اول اینکه باید از آغاز تا پایان حفظ، حتی برای مرور، از یک قرآن استفاده کرد. منظور از یک قرآن، یک نوع رسمالخط قرآن با ویژگیهای صفحهبندی و چاپ معین است، نه یک قطع معین؛ زیرا استفاده از یک چاپ قرآن با قطعهای مختلف، همانطور که در نکته دوم اشاره میشود، مجاز است. علت توصیه به استفادهنکردن از قرآنهای با چاپ و ویژگی مختلف، آن است که استفاده از قرآنهای مختلف ذهن را دچار مشکل میکند و تصویر آیات و صفحات را به هم میریزد.
دوم اینکه بهتر است، با توجه به مکان و زمان حفظ و مرور، از قطعهای گوناگون یک قرآن استفاده شود؛ برای مثال در خانه و محل کار، از قطع بزرگ و در غیر این موارد، از قطع جیبی بهره برد.
سوم اینکه قرآنی که انتخاب میشود، باید متن و زمینهای ساده داشته باشد. قرآنی که حافظ استفاده میکند، باید ساده و خوانا با اعرابگذاری و علائم رسم و ضبط دقیق باشد و نباید صفحات آن زرق و برق یا نقش و نگار داشته باشد و در ضمن، رنگ زمینه صفحات، سفید هم نباشد، که باعث خستگی چشم میشود.
چهارم اینکه بدون ترجمه باشد. اساتید حفظ معتقدند، بهتر است حافظ از قرآنی استفاده کند که ترجمه نداشته باشد و برای ترجمه از منبع دیگری استفاده کند؛ زیرا هنگام حفظ قرآن توجه به ترجمه ما را از مسیر اصلی حفظ دور میسازد. بنابراین بهتر است، پیش از آغازِ حفظ درباره ترجمه، تفسیر اجمالی آیات و برخی از شأن نزولها آگاهی به دست آورد.
پنجم اینکه نشانهها و شمارههای آیات دقیق باشد؛ دقیقبودن شماره آیات نیز بسیار مهم است.
به این نکته نیز باید توجه کرد که میشود در اوایل کار، که هنوز آیات زیادی حفظ نیستید، جزء یا حتی یک ورق را از قرآن مورد نظر جدا کنید و در جلدهای پلاستیکی قرار دهید تا حجم قرآن در جیب دچار مشکل نشود، یا خود قرآن پاره نگردد. استفاده از قرآنهای سی جزء که بهصورت مجزا چاپ شده است، این مشکل را برطرف میسازد.
برای حفظ قرآن، بهترین رسمالخط، قرآن با خط عثمانطه است که در تمامی مسابقات و محافل و مجالس قرآنی از آن استفاده میشود و در قطعهای مختلف و در همهجا موجود است و شماره آیات نیز در آن بسیار منظم و دقیق میباشد.
تجربه نشان داده است، کسانی که مسیر حفظ قرآن را بهتنهایی و بدون همراه طی میکنند، در ادامه، دچار سستی و ضعف میشوند و احتمال موفقیتشان بسیار کم است؛ اما کسانی که برنامه حفظ قرآن را با یک دوست و همراه دنبال میکنند، احتمال موفقیتشان دوچندان خواهد بود. داشتن یک همراه و همبحث کوشا، جدی، منظم و علاقهمند، زمینه برنامه منظم و مستمر حفظ قرآن را فراهم میآورد.
از رموز موفقیت در حفظ قرآن، خواندن مستمر محفوظات در حضور جمع و در جلسات اختصاصی حفظ قرآن است. حافظان قرآن با حضور منظم و مستمر در این جلسات، علاوه بر آنکه فضای مناسبی برای خواندن محفوظات و محکزدن خود مییابند، از نظرات و تجربیات استادان این فن نیز بهرمند خواهند شد.
در راه کسب عنایات ربوبی، دعا بسیار مؤثر است. قرآن کریم میفرماید: (قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ ) . (1)حفظ کتاب خداوند، توفیقی است که جز بهیاری آن حضرت، نصیب انسان نمیشود. بنابراین کسی که میخواهد قرآن را حفظ کند، باید در این راه از خداوند یاری بجوید. بدین سبب، نماز، دعا و توسل را از ضرورتهای مسیر حفظ شمردهاند. پس شایسته است، حافظ قرآن هر روز قبل از شروع حفظ قرآن، دعاهای مربوطه را بخواند، که در این زمینه بابی در جلد
1) (1) . فرقان، آیه77.
چهارم اصول کافی به نام «باب الدعاء فی حفظ القرآن» وجود دارد. همچنین در این باره نمازهایی نیز سفارش شده است.
در این باره ابنعباس از امیرالمؤمنین(علیه السلام) از پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که فرمود:
ای علی! آیا میخواهی کلماتی را به تو یاد بدهم که خداوند بهواسطه آن کلمات، به تو نفع بدهد و به هرکس که آن را میآموزی نیز سود میبخشد...؟
گفتم: بلی یا رسول الله - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اگر توانستی در ثلثِ سوم شب جمعه برخیز و اگر نتوانستی قبل از آن، چهار رکعت نماز بگزار که در رکعت اول بعد از حمد، سوره یس و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره سجده و در رکعت سوم بعد از حمد، سوره دخان و در رکعت چهارم، حمد و سوره ملک را میخوانی (و هر دو رکعت، تشهد و سلام میگویی). بعد از پایان نماز ابتدا حمد و ثنای خداوند میگویی (ذکر الحمدلله و سبحان الله)، سپس بر پیامبر و آل او درود میفرستی و برای مؤمنان از خداوند طلب آمرزش و غفران میکنی، آنگاه این دعا را میخوانی:
اللهم ارحمنی بترک المعاصی ابداً ما أبقیتنی و ارحمنی من ان اتکلّف ما لا یعنینی و ارزقنی حسن الظّنّ فیما یرضیک عنّی. اللهم بدیع السّموات و الأرض ذالجلال و الأکرام و الغرّة الّتی لاترام، اسألک یا الله یا رحمان بجلالک و نور وجهک ان تلزم قلبی حفظ کتابک کما علّمتنی و ارزقنی ان اتلوه علی النّحو الّذی یرضیک عنّی ان تنوّر بکتابک بصری و تطلق به لسانی و ان تفرّج به عن قلبی و تشرح به صدری و تستعمل به بدنی و تقوّینی علی ذالک و تعیننی علیه فانه لا یعیننی علی الخیر غیرک و لا یوفّق له الّا انت.
مرحوم طبرسی در مکارم الاخلاق با اندکی تفاوت همین نماز را نقل کرده است. وی در این کتاب، به دو نوع نماز اشاره کرده: یکی نماز تقویت هوش و حافظه و دیگری، نماز حفظ قرآن. درباره نماز حفظ قرآن میگوید: شب یا روز جمعه، چهار رکعت نماز میگزاری؛ در رکعت اول سوره حمد و یس، در رکعت
دوم حمد و حمدخان، در رکعت سوم حمد و حمسجده و در رکعت چهارم حمد و تبارک الملک. بعد از پایان نماز، نخست خداوند را ستایش میکنی. سپس بر پیامبر و خاندانش درود میفرستی و برای مؤمنان صد بار آمرزش میطلبی. آنگاه میگویی:
اللّهمَّ ازْجُرْنی بِتَرْکِ مَعاصیکَ ابَداً ما ابْقَیْتَنی وَارْحَمْنی مِنْ انْ تَکَلَّفَ طَلَبَ مالایَعنینی وَارْزُقْنی حُسْنَ النَّظَرِ فیما یٌرضیکَ عَنّی اللّهُمَّ بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ ذَاالجلالِ وَ الاِکْرام وَ العِزَّةِ اللَّتی لاتَرامُ. یا اللّهُ، یا رَحْمنُ، اسْأَلُکَ بِجَلالِکَ وَ بِنوُرِ وَجهِکَ انْ تُلْزِمَ قَلْبی حِفظَ کِتابِکَ القُرآنِ المُنزَلِ عَلی رَسُولِکَ وَ تَرْزُقَنی انْ اتْلُوَهُ عَلَی النَّحْوِ الَّذی یُرضیکَ عَنّی. اللّهُمَّ بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ، ذاالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ وَ العِزَّ الذَّی لایَرامُ. یا اللهُ، یا رَحمنُ، اسْأَلُکَ بِجَلالِکَ وَ بِنوُرِ وَجْهِکَ انْ تَنَّوَرَ بِکِتابِکَ بَصَری وَ تَطْلُقَ بِهِ لِسانی وَ تَفَّرَجَ بِهِ قَلْبی وَ تَشْرَحَ بِهِ صَدری وَ تَسْتَعمَلَ بِهِ بَدَنی وَ تُقَوِّیَنی عَلی ذلِکَ وَ تُعینُنی عَلَیْه؛ فَاِنَّهُ لایُعینَ عَلیَ الخَیْرِ غَیْرُکَ وَلایُوَفَّقُ لَهُ الّا انْت. لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللهِ الْعَلّی العَظیمِ .
ازآنجاکه حفظ قرآن، از نعم بزرگ الهی است و کسی که توفیق این کار را بیابد، زمینه جذب برکات زیادی ازسوی خدای متعال خواهد بود، جا دارد که از خدای متعال و حضرات ائمه اطهار(علیهم السلام) مدد جوید و آن را از خواستههای مهم و درواقع، درخور در نظر داشته باشد.
در اینجا برای درک این توفیق، علاوه بر نکاتی که ذکر شد، یا ذکر خواهد گردید، بجاست که در آغاز و پایان هر کار قرآنی از خداوند، توفیق تداوم آن را داشته باشیم.
گمان نکنیم که این راه بهطور طبیعی آغاز شده است و پایان هم خواهد یافت؛ بلکه باید گفت، لطف ویژه خداوند است که آنهم در صورتی تداوم خواهد یافت که ابعاد معنوی انسان نیز تداوم یابد، بلکه تقویت گردد.
تذکر: برای تأمین این امر، خوب است که کارهای قرآنی خود را به روح مطهر حضرات انبیا و ائمه(علیهم السلام) مادران ائمه(علیهم السلام) شهدا، اولیای الهی و روح مؤمنان هدیه کنید. یقین داشته باشید از ثواب شما کم نخواهد شد، بلکه بر توفیق و پیشرفت شما نیز افزوده خواهد شد.
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مسیر ورود قرآن را پاکیزه و معطر کنید»؛ اگرچه در بدو امر، این روایت پاکی ظاهری، آنهم دهان را مطرح میکند، از روایات دیگر بهخوبی استفاده میشود که پاکی تمامی اعضا مادی از قبیل گوش، چشم، زبان، دست و... را شامل خواهد شد؛ حتی اگر خواستار بهرهگیری معنوی بیشتر باشیم، باید از ناپاککردن همه اعضا بهویژه سیستمهای یادشده، بپرهیزیم و نگذاریم و به گناه و حرام آلوده شوند. در اینجا این نکته درخور ذکر است که اگر انسان بخواهد، به پرتگاه گناه و حرام کشانده نشود، باید از شبهات و انجام مکروهات در حد توان بپرهیزد. حافظ قرآن برای کسب توفیق حفظ باید تصمیم بگیرد که گناه و نافرمانی خداوند را از خود دور کند.
علاوه بر پاکی درونی، که اهمیت اساسی برای حافظ قرآن دارد، پاکی و طهارت ظاهری نیز از آداب و مقدمات معنوی حفظ قرآن میباشد. اگرچه وضو برای بسیاری از کارها خوب است و ثواب بیشتری را برای آن عمل به وجود میآورد، برای خواندن قرآن و کارهای قرآنی، لازم است. آری هنگامی که انسان قرآن را از حفظ میخواند، مرور میکند یا از رو میخواند، ولی دست خود را به کلمات قرآن نمیزند، واجب نیست وضو داشته باشد؛ اما در تمامی این مراحل،
خوب است که خود را ملتزم نماید که باوضو باشد؛ زیرا وضو به انسان نورانیّت و معنویت میبخشد. قرآن، نور است و وضو نیز نور است و این دو نور باهم تجانس بسیار دارند. حتی امام صادق(علیه السلام) فرمود: «وضوی روی وضو، نور بالای نور است». پس در رعایت آن هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهمیت ویژهای برخوردار و خود از عوامل تمرکز حواس است که باطن انسان را نورانی، و دل و جان را آماده پذیرش نور قرآن میکند.
همچنین اگر فضایی را برای کارهای قرآن برمیگزینید، خوب است که پاک باشد. چه ازنظر نجس و پاکی و چه ازنظر معنوی، بهتر است طهارت فضا و مکان نیز لحاظ شود.
برای این امر، خوب است که مساجد، حسینیهها، آرامگاه امامزادگان و شهدا و حتی قبور مؤمنین را برای حفظکردن برگزینید؛ زیرا چون محل تردد ملائکه و رحمت الهی است.
قرآن میفرماید: «وقتی میخواهید قرآن بخوانید از (حیلهها و مکرهای) شیطانِ راندهشده از درگاه الهی، به خدای متعال پناه ببرید».
روایات فراوانی هم درباره علت و آثار این امر از حضرات معصومان(علیهم السلام) رسیده است. آنچه مهم است، زمینههایی را که موجب جلب نظر شیطان میشود، باید از بین برد و عوامل لازم را باید پدید آورد، تا الطاف الهی را برای خود جذب کرد. آنگاه است که انسان میتواند، از معنویت و نورانیت قرآن جان خود را سیراب سازد و از خواندن قرآن بهرههای همهجانبه علمی، معنوی و دنیوی و اخروی ببرد.
سعی شود هنگام خواندن قرآن، دوزانو باشیم. در روایات، تأکید فراوان شده است که روبهقبله بخوابید، روبهقبله بنشینید، روبهقبله غذا بخورید، روبهقبله دعا بخوانید و روبهقبله قرآن تلاوت کنید. این روبهقبلهبودن، ایجاد ارتباط قویتر با قرآن و کعبه است و خود این گرایش ظاهری، زمینهساز پذیرش انوار الهی از طریق قرآن و کعبه میشود.
خداوند در قرآن میفرماید که قرآن را بهصورت ترتیل بخوانید و در روایات، ترتیل را معنا کردهاند؛ چنانکه از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:
کلمات را صحیح ادا کنید؛
وقتی به آیات علمی رسیدید، دقت کنید؛
در آیات عذاب، قلوب خود را متذکر شوید؛
همّت انسان برای پایاندادن آیات نباشد؛
هنگام خواندن آیات رحمت، به خداوند امیدوار باشید و هنگام قرائت آیات عذاب، خاشع باشید.
از امام علی(علیه السلام) سؤال شد، ترتیل چیست؟ حضرت فرمود: «ترتیل، ادای (صحیح) حروف و رعایت موارد وقف است».
خداوند میفرماید که ای پیامبر، برای اینکه قرآن در قلبت تثبیت گردد، آن را بهصورت ترتیل فرستادیم. در جای دیگر میفرماید که ای پیامبر، قرآن را بهصورت ترتیل بخوان.
قرآن میفرماید: «چرا در قرآن (هنگام خواندن) اندیشه نمیکنید، شاید در
دلتان قفلی وجود دارد»؟! ازآنجاکه در آیات کریمه، دریای عمیق و اقیانوس موّاج معنویات و برکات است و درک آنها هم، برای همهکس ممکن نیست مگر با تدبّرکردن، شایسته است حافظ قرآن، تدبر بیشتری کند. چنانکه امام علی(علیه السلام) فرمود: «بهرهای در قرائت قرآن نیست، مگر اینکه در ابعاد آن تفکر شود».
اصولاً تفکرکردن در همه امور زندگی از اصول پیشرفت انسان میباشد، ولی تفکر و اندیشیدن در امور معنوی و الهی از سازندگی خاصی برخوردار است و برای تأکید این امر، خداوند متعال در قرآن کریم صدها بار توصیه به اندیشه فرموده و با واژههایی چون: تفکر، تدبر، تعقل و... این امر مطرح کرده است.
حافظ، قبل از حفظ قرآن باید به برکاتی که میتواند از قرآن به دست آورد، فکر کند و کسب آن برکات، در پرتو اندیشیدن به قرآن و معارف و احکام آن است.
قرآن میفرماید: «آیا زمان آن نرسیده، که هنگام یاد خدا در قلوبشان، خشوع به وجود آید». قرآن را باید با احترام خواند؛ البته در همه ابعادش، ازنظر نشستن، خواندن، گرفتن قرآن، ادای کلمات و... .
ازآنجاکه حافظ، توفیق حفظ قرآن را یافته است، باید با تمام وجود به اجزای کوچک و بزرگ قرآن احترام بگذارد، تا خداوند هم به او لطف کند؛ زیرا او برای کتاب الهی، احترام قائل شده است.
در قرآن توصیه شده است، در راهرفتن، حرفزدن، خوردن، نشستن، معاشرت و... غرور نداشته باشید؛ ولی در کارهای قرآنی باید نهایت تواضع را به خرج داد. حافظ نباید تصور کند که این لیاقت اوست که حافظِ تمام یا قسمتی از قرآن شده، بلکه باید بداند این لطف ویژه خداست.
هرلحظه ممکن است، این لطف سلب شود. برای حفظ این نعمت الهی باید از آفت کبر، بیتوجهی به خدا و عادیشدن در قبال کارش بپرهیزد، تا نعمت، افزایش و تداوم یابد.
خوب است در پایان هر کار قرآنی و ازآنمیان قرائتی که حافظ هر روز برای حفظ قرآن انجام میدهد، دعای ختم نیز قرائت گردد؛ زیرا امام علی(علیه السلام) توصیه فرمودهاند:
اللّهم اشْرَحْ بالْقرآنِ صَدْری و اسْتَعْمَلْ بِالقُرآنِ بَدَنی وَ نَوِّرَ بِالقُرْآنِ بَصَری وَ اطْلِقْ بِالْقُرْآنِ لِسانی وَ اعِنّی عَلَیْهِ ما ایْقَیْتَنی فَاِنَّهُ لا حَوْلَ و لا قُوَةَ الّا بِکَ .
خدایا در پرتو قرآن، سینهام را گشاده گردان (حوصله بده)، اعضای بدنم را با عمل به آن نورانی نما، دیدگانم را بهخاطر قرآن نورانی کن، زبانم را گویا گردان و در راه رسیدن به یقین در پرتو قرآن یاریام نما؛ زیرا قدرت و توان بهجز از مسیر تو ممکن نباشد.
تمرکز در معنای عرفی، همان حواسجمعبودن و جلوگیری از پراکندگی حواس میباشد. تمرکز، شاهکلید حفظ قرآن است و بدون آن حفظ و هر کار دیگر ذهنی، نتیجه مطلوب ندارد. اگر کسی با قلب و ذهنی متوجه حفظ آیات قرآن و فارغ از همهجا، یک ساعت بکوشد، بهمراتب موفقتر از کسی خواهد بود که ساعتها وقت صرف کند، درحالیکه پریشانی افکار و اشتغالات او را در عوامل دیگری سیر میدهد. تمرکز حواس، یعنی جلوگیری از نفوذ افکار خارجی و ثابت نگهداشتن دقت و توجه روی موضوع خاص، و طبیعی است که اگر افکار دیگری وارد ذهن شود، موضوع مورد نظر از ذهن خارج میشود و این کار (تمرکز) در ابتدا قدری مشکل است و نیاز به تمرین و ممارست دارد. چنانکه
حضور قلب و تمرکز حواس در نماز نیز دشوار است؛ بهطوریکه انسان در ابتدا هنگام نماز بیش از چند لحظه نمیتواند حضور قلب خود داشته باشد و از ورود فکرهای گوناگون به ذهن خود جلوگیری کند.
تمرکز از حالتهای ذهن است و ذهن، ابزاری در دست شماست و میتوانید بههرنحو که بخواهید از آن استفاده کنید. «اختیار ذهن در دست شماست». انسانی که کنترل ذهنش را به دست بگیرد، میتواند در هر زمینهای به کامیابی برسد. ذهن متمرکز در هر فعالیتی که به کار گرفته شود، خواهد درخشید. دانشجو یا دانشآموز با ذهن کنترلشده و متمرکز، دانشجو یا دانشآموز ممتازی خواهد بود. چنین فردی در هر کاری موفق و پیروز میشود. حافظه خوب در زندگی روزمره از عوامل قطعی موفقیت و پیشرفت است؛ اما تمرکز و حافظه قوی برای اقشار خاص مثل دانشجویان و دانشآموزان، معلمان، محققان و استادان و همه کسانی که در راه کسب علم و دانش گام برمیدارند، اهمیت بسیار بیشتری مییابد. تمرکز خوب، برگ برنده دانشجویان و دانشآموزان در زمان تحصیل است، همچنانکه از ویژگیهای مردان بزرگ در کنار اراده قوی و پشتکار، حافظه خوب و تمرکز بالای آنان است.
به حافظه خود اعتماد کنید، آن را تربیت کنید و به کار بگیرید. مغز انسان، ارگانی بزرگ در فضایی کوچک است. مغز یک انسان، بالغ بر صد میلیون سلول عصبی دارد؛ یعنی انسان میتواند صد بیلیون پارهاطلاعات مختلف را به مغز بسپارد! ریچارد رستاک، متخصص اعصاب، میگوید: برای نوشتن عددی که بیانگر توانایی مغز در بهخاطرسپاری است، باید برای مدت نود سال، هرثانیه یک صفر مقابل عدد ده قرار دهید!
آری مغز انسان، چنین توانایی بزرگ و شگرفی دارد. یک عامل مهم در استفاده از این توانایی، تمرکز ذهن یا حضور قلب است. بااینحال آیا رسیدن به تمرکز و
حافظه خوب، ارزش صرف وقت و انرژی را دارد یا خیر؟! ازاینرو مناسب است، عوامل ایجاد و تقویت تمرکز و عوامل برهمزننده تمرکز را بشناسیم.
هنگام بهخاطرسپردن قرآن، تمرکز فکر بسیار ضرورت دارد. ازاینرو باید عوامل تمرکز فکر را شناخت و برای بهدستآوردن آنها کوشش کرد و عوامل نداشتن تمرکز فکر را شناخت و در رفع آنها کوشید. این عوامل، در اشخاص مختلف متفاوت است و میتوان آنها را به دو نوع تقسیم کرد:
الف) عوامل درونی ب) عوامل بیرونی.
عوامل «درونی»، بهمعنای اسبابی است که در درون انسان جای دارد؛ مانند اندوه، اضطراب و نگرانی. کسی که به این عوامل دچار شود؛ باید حفظ قرآن را کنار نهد و نخست در نابودی این عوامل بکوشد. مراد از عوامل «بیرونی»، عوامل محیطی است؛ مانند سروصدا و صحنههای مشغولکننده. این امور از بازدهی حفظ میکاهد و چهبسا موجب دلسردی و نومیدی حافظ قرآن میشود.
مقصود از عوامل بیرونی تمرکز، عوامل پیرامونی، موقعیت و اوضاع خارج از وجود انسان است که در افکار و ذهن انسان اثرگذارند. این عوامل در حفظ قرآن شامل موارد زیر میباشند:
ذهن انسان در تمامی لحظات و ساعات شبانهروز از توان و قدرت یکسانی بهرمند نیست. همه ما لحظات و ساعاتی را تجربه کردهایم که ذهن ما توانسته
است بهآسانی مطلبی را فراگیرد یا به خاطر بسپارد و در مقابل آن، زمان و لحظاتی را درک کردهایم که هرچه کوشیدهایم که چیزی را فرا بگیریم، نتوانستهایم یا بهسختی و با کیفیت نامطلوبی آن کار را انجام دادهایم. این موضوع، نشاندهنده آن است که زمان مناسب، تأثیر بسیاری بر تمرکز و قدرت حافظه دارد. سؤالی که در اینجا مطرح میشود، آن است که زمان مناسب برای حفظ قرآن چه زمانی است؟ در این باره، مشهور آن است که بهترین زمان برای حفظ قرآن و هر فعالیت مؤثر ذهنی، سحرگاهان و صبح زود میباشد. گفتهاند، چنانکه نوجوانی و جوانی بهترین فصل حفظ مطالب است، هنگام صبح و نشاط اول روز برترین وقت حفظ به شمار میآید. در این زمان، مغز انسان آمادهتر است و بدن و طبیعت هر دو از آرامش خاص برخوردارند. افزون بر این، در سحرگاه برکات فراوان نهفته است. به تجربه ثابت شده است، آنان که عادت به بیداری سحر و صبحگاهان دارند، افراد موفقی هستند. سحرخیز باش تا کامروا باشی!
علامه شوشتری در این باره چنین سروده است:
و البحث قد جرب فی ابکار عندهم و الحفظ فی الاسحار
یعنی:
صبح برای بحثکردن تجربه شده و سحر برای حفظکردن نزد اهل تجربه و نوشتن در وسط روز و شب، و روز و شب برای تکرار و مباحثه. همه اینها در حال گرسنگی باید نه سیری، تأثیر این حالات تجربه شده، تبعیت کن! برای خود محلی بهدور از شلوغی برگزین، که در آن مشکلات و مسائل حل شود.
برخی گزارشها و نقلها از کلام و سیره معصوم(علیهم السلام) نیز بر بهرهگیری از سحرگاهان تأکید کرده است. وقتی امام محمد باقر(علیه السلام) به فرمان هشام بن عبدالملک از مدینه به شام سفر میکرد، گروهی از مسیحیان را دید که درون غاری میروند. حضرت پرسید: در چنین روزی عید گرفتهاند؟ گفتند: خیر، بهسوی یکی از دانشمندان خود میروند. آنها هرسال یک بار در چنین روزی او را از کوه خارج میکنند و آنچه میخواهند از وی میپرسند. امام فرمود: آیا دانشی دارد؟ گفتند: آری، از داناترین مردم است. آنگاه حضرت چهره خود را پوشاند و با یارانش همراه مسیحیان سمت آن دانشمند نابینا و کهنسال حرکت کرد. مرد کهنسال، بهیاری حس نیرومندش، سمت امام اشاره کرد و گفت: مرد، از ما هستی یا از امت محمد؟ امام فرمود: از امت محمد(صلی الله علیه و آله). پیر پرسید: برای پرسیدن آمدی یا پرسیدهشدن؟ امام فرمود: بپرس. مرد کهنسال بسیار پرسید و پاسخ شنید. آنگاه گفت: بنده خدا کدام ساعت، نه بخشی از شب و نه بخشی از روز است و اگر از هیچ یک نیست، چیست؟ امام باقر(علیه السلام) فرمود: فاصله طلوع فجر تا طلوع آفتاب، نه جزء شب است نه جزء روز. زمانی از زمانهای بهشت است که در آن بیماران درمان مییابند و روزی بندگان خدا تقسیم میشود؛ و ساعت رحمت و خیروبرکت است. (1)
از این داستان درمییابیم که این زمان، زمانی معنوی میباشد و شایسته است، حفظ قرآن در چنین وقتی انجام شود. درباره اهمیت عبادت قرائت قرآن و فعالیتهای عبادی و معنوی در سحرگاهان، در قرآن مجید نیز اشاره شده است. خداوند میفرماید: (...إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً) ؛ (2)نماز صبح مشاهده میشود.
مراد از «قرآن الفجر»، نماز صبح است. (1)براساس روایات شیعه و سنی، در میان نمازهای روزانه نماز صبح را فرشتگان شبوروز میبینند؛ زیرا در آغاز صبح، فرشتگان شب جای خود را به فرشتگان روز میسپارند و در این تعویض جایگاه، نماز مردمان را دیده، بر آن گواهی میدهند. (2)
سختی بیداری سحرگاهان نیز فقط چند روز اول است و بعد از چند روز لذت و شیرینی سحرخیزی احساس خواهد شد. برای سحرخیزی نکات زیر نیز مفید است:
تلاوت آیه آخر سوره کهف؛
خوردن غذای سبک در اوّل شب؛
خفتن در اوایل شب.
نکته دیگر اینکه روانشناسان معتقدند، بهتر است مطالب در ساعات ثابتی از شبانهروز حفظ شوند؛ زیرا اگر این کار هر روز در ساعتهای مشخص و ثابت صورت گیرد، ذهن به ثبت و ضبطکردن در این ساعات بهخصوص عادت میکند و در نتیجه، سریعتر و با زحمت کمتری میتوان مطالب را حفظ کرد. البته هیچگاه نباید پس از یک فعالیت سنگین ذهنی و فکری به حفظ قرآن پرداخت.
نکته دیگر، که برای حضور قلب در نماز نیز سفارش شده است و در اینجا نیز بسیار اهمیت دارد، این است که باید همیشه پیش از حفظکردن، دقایقی را به تخلیه ذهن و افکار و مسائل مختلف اختصاص داد و نباید بدون مقدمه مشغول حفظ قرآن شد (بهویژه برای کسانی که دغدغه و دلمشغولیهای زیادی دارند).
نکته مهم دیگر، تقسیم اوقات حفظ در طول شبانهروز است. ازنظر علمی و تجربی نیز ثابت شده که اگر حفظ مطالب در فواصل زمانی مختلف صورت گیرد، نتایج بهتری خواهد داشت تا اینکه این کار متصل و یکباره انجام شود.
مطلب مهم آخر، این است که چنین نیست که در صورت نبودن برخی از شرایط، کار حفظ تعطیل شود. اصولاً محدودیت مطلق در زمان و مکان برای حفظ قرآن وجود ندارد؛ باوجوداین شرایط، پیشرفت انسان بیشتر و سرعت حفظ و سهولت آن افزایش خواهد یافت.
در یک جمعبندی میتوان نکاتی را که درباره شرایط زمانی مناسب برای حفظ قرآن وجود دارد، بهصورت زیر خلاصه کرد:
زمان حفظ باید زمان زنده و فعال باشد، نه زمان مرده و ازهمینرو زمان خستگی زیاد، تشنگی و گرسنگی، سیری مفرط، ترس و اضطراب و زمانی که قبل از آن فعالیت سنگین ذهنی انجام شده است، زمان مناسبی برای حفظ نیست. همچنین در زمان حفظ باید سکوت و آرامش حکمفرما باشد.
برخی زمانها مانند سحرگاهان برای فعالیتهای مؤثر ذهنی توصیه شده است؛ اما باید توجه داشت که افراد در این زمینه، اوضاع و احوال و عادات یکسانی ندارند. برای مثال، اگر کسی نمیتواند به خوابیدن سرشب و اول وقت عادت کند، طبیعتاً نمیتواند سحرگاه بانشاط به فعالیت ذهنی بپردازد. اینچنین شخصی اگر نتواند سحر بانشاط از خواب برخیزد، نباید حفظ قرآن در سحرگاه را به خود تحمیل کند.
از عوامل مهم دیگری که در حفظ قرآن و بهخاطرسپردن هر مطلب دیگری باید به آن توجه داشت و در تمرکز حواس تأثیر خاصی دارد، مکان حفظ است.
مکان حفظ باید خلوت و بیسروصدا باشد. اگر حافظ قرآن در مکانی باشد که بین کار چند لحظه به رادیو گوش کند و یا با افرادی که وارد اتاق میشوند، صحبت کند و یا برای آشامیدن آب برخیزد و یا اینکه چند بار به تلفن جواب بدهد و یا متوجه مناظر مختلف کوچه، حیاط و یا حتی اتاق شود، دیگر تمرکز حواسی برای او باقی نمیماند. بنابراین باید حتیالامکان اینگونه عوامل را کاهش دهد تا بتواند بهراحتی و سهولت آیات را به خاطر بسپارد.
همچنین با توجه به اهمیت نقش اکسیژن بر فعالیتهای مغزی و فکری، حافظان باید از حفظکردن در مکانهایی با هوای آلوده یا دمکرده بپرهیزند و از هوای سالم و آزاد استفاده کنند.
اگر مکان حفظ پرسروصدا، بسیار سرد یا بسیار گرم و نامناسب باشد، انسان دچار تشتت فکر میشود. این نکته در «حفظ قرآن» از حساسیت ویژه برخوردار است؛ زیرا حفظ قرآن به تمرکز شدید فکر نیاز دارد. البته پس از بهخاطرسپردن آیات، برای تکرار آن به این اندازه تمرکز نیاز نیست و میتواند در مکانهای شلوغ نیز تحقق یابد. شرایط مکان مناسب شامل موارد ذیل است:
پرسروصدا نباشد. بنابراین در مکانهای شلوغ مثل خیابانها، استادیومها، سالنهای اجتماع، مکانهای پررفتوآمد مثل اتوبوس و اماکن عمومی و در منزل هنگام بازی و سروصدای زیاد بچهها حفظکردن قرآن مناسب نیست.
در مقابل صدا یا تصویری که ممکن است انسان با شنیدن یا دیدن آن تحریک شود، نباشد. بنابراین حفظ قرآن جلوی تلویزیون، جلوی پنجره یا محل بازی که رفتوآمد افراد یا صحنههایی که جلب توجه میکند، اتفاق میافتد و در مقابل تابلوهای خطی یا نقاشی و مواردی ازاینقبیل مناسب نیست.
بسیار سرد یا بسیار گرم نباشد؛ زیرا سرد یا گرمبودن غیرمتعارف مکان باعث میشود که بدن حالت طبیعی نداشته باشد و این امر بر فعالیت و تمرکز ذهنی نیز اثرگذار خواهد بود.
هوای مکان حفظ آلوده نباشد تا مشکل تنفسی ایجاد نشود.
ترجیحاً مکان حفظ، مکانی معنوی و فضایی مقدس باشد. این موضوع الزامی نیست؛ اما تجربه نشان داده است که نفْس حضور انسان در مکان و فضای معنوی، روحیه و توان دوچندانی به فعالیتهای معنوی انسان میبخشد.
حتیالامکان مکان حفظ، ثابت باشد.
شخصی که میخواهد به فعالیت منسجم و عمیق ذهنی مثل حفظ قرآن بپردازد، باید ذهن و روح و روان خود را برای آن فعالیت آماده سازد و از عوامل مخرب و تضعیفکننده بپرهیزد. نگرانیها، عصبانیتهای بیمورد، افکار بیهوده و... از عواملی هستند که تمرکز ذهن را از بین میبرند. نگرانیهای ما بیشتر از ترس حوادثی میباشد که در آینده ممکن است روی دهد و مطابق میل ما نباشد. وقایعی که شاید اتفاق بیفتند! این ما هستیم که با رفتار و اندیشههای اکنون خود آینده را میسازیم. بنابراین دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. بهتر است بهجای نگرانبودن، اکنون خود را دریابیم و با انتخاب اندیشههای صحیح و مناسب، در آینده شاهد نتایج مطلوب این اندیشهها باشیم و اکنون خود را نیز خراب نکنیم. نگرانی و افکار بیهوده را از وجود خود دور کنید و در مقابل آنها وابستگی نشان ندهید و مقاومت نکنید. بهیاد داشته باشیدکه نگرانی و اضطراب، خیلی زود انسان را ضعیف و آماده ابتلا به انوع بیماریهای جسمی و ذهنی میکند و انسان را از فعالیت ذهنی مؤثر باز میدارد.
موانع کنترل ذهن و تمرکز عبارتاند از:
افکار منفی و بیهوده؛
علایق شدید و دلبستگیها و تعلقات؛
احساس پوچی و نداشتن باورهای مذهبی؛
خشم؛
کینهها؛
نگرانیها؛
حسادت؛
خودخواهی؛
نداشتن تعادل در زندگی؛
افراط در جدل و بحثهای بیهوده.
صفات تقویتکننده تمرکز عبارتاند از:
ایمان به خداوند و کمکهای او؛
اندیشه مثبت و امید؛
اعتمادبهنفس و اراده؛
قدردانستن فرصتها و لحظات زندگی؛
صداقت؛
مهربانی و احترام؛
داشتن روحیه شکر و سپاسگزاری.
ایمان به خداوند: ایمان به خداوند و اعتقاد به درستی کار برای او آرامش خاصی به انسان میدهد و قدرت او را در انجام هر کاری دوچندان میکند.
اندیشه مثبت: هیچ عمل و رفتاری بدون اندیشه از انسان صادر نمیشود و آنگونه که مولوی میگوید، انسان چیزی جز اندیشه نیست:
ای برادر تو همه اندیشهای
اعتمادبهنفس و اراده: اراده، موتور محرک و نیروی برانگیزاننده انسان برای تلاش بیشتر، مطالعه و تحقیق است. تلاش و پشتکار برگ برنده جوانان موفق است، تا آنجا که نیوتن، دانشمند بزرگی که او را نابغه نوابغ خواندهاند، میگوید: یک درصد نبوغ، فکر و اندیشهای است که به شما الهام میشود و 99 درصد باقیمانده، پشتکار و تلاش شماست. اراده، پیشنیاز هر نوع موفقیت، از جمله در امر تحصیل و پژوهش میباشد. جوانان عزیز با تقویت اعتمادبهنفس و اراده خود میتوانند به همه موفقیتهای مورد نظر در تحصیل علم و دیگر عرصههای زندگی دست یابند. توصیه میشود، همواره در راه تقویت نیروی اراده خود کوشا باشید.
قدر دانستن فرصتها و لحظات زندگی: میدانید که تمام توان و قدرت ما مربوط به حال است و ما در این لحظه میتوانیم آنگونه که شایسته و مناسب است رفتار کنیم؛ زیرا گذشته که گذشته است و آینده هم هنوز از راه نرسیده. در فرهنگ و ادبیات ما اهمیت این موضوع بهکرات بیان گردیده است:
امیرالمؤمنین در سخن گهربار خود میفرمایند:
«اضاعة الفرصة غصة»؛ ازدستدادن فرصت حال، باعث غم و اندوه میشود. همچنین در ابیات سعدی شیرینسخن آمده است:
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان آن و این، فرصتشمار امروز را
انسانی که میخواهد در راه موفقیت، تمرکز و کنترل ذهن گام نهد، باید ذهن خود را از گذشته خالی کند و به آینده امیدوار باشد. اگر ما از لحظه حال، درست و صحیح استفاده کنیم، آینده بر وفق مرادمان خواهد بود.
صداقت: باید با خدا، خود و دیگران صادقانه رفتار کرد. اولین کسی که از انجامدادن کار درست و صادقانه سود میبرد، خود شما هستید. کار را صادقانه انجامدادن، باعث رضایت شما میشود، شما را از خودتان خشنود میکند، از ایجاد خشم از خود، زندگی و دیگران جلوگیری میکند و شما را به آینده امیدوار و مطمئن میسازد. یادتان باشد که زندگی درست و صادقانه، همیشه سادهترین راه است. صداقت شما علاوه بر افزایش تواناییهای شما و تقدیم احساس رضایت به شما، از شما به دیگران هم نفوذ میکند. با این کار، صداقت و درستی پراکنده میشود و از دیگران نیز به شما میرسد و این بهنوبهخود کار شما را آسانتر میکند.
مهربانی و احترام: مهربانی با یکدیگر، احترامگذاشتن به دیگران و همه موجودات دیگر نشانه عشق و احترام به خودمان است، نشانه وجودی سرشار از محبت و عشق میباشد و این حالت، به ذهن آرامش عجیبی میدهد. در فرهنگ ما مهربانی و سپاسگزاری از دیگران، سپاسگزاری از خداوند قلمداد شده است. مهربانی با دیگران تأثیر خوب و مثبت بر خودمان دارد و ما را لبریز از عشق و نشاط میکند. دیگران نیز با ما مهربانتر میشوند و این عشق روزافزون میگردد و همه جوانب زندگی ما را در احساس زیبای عشق و محبت فرو میبرد و راه موفقیت را برای ما کوتاهتر و هموارتر میسازد. پس بیایید با خود، دیگران و همه موجودات مهربان باشیم و با عشق و احترام رفتار کنیم.
سپاسگزاری: اگر با دقت به درون و برون خود نظر بیندازید، نعمتها و تواناییها و استعدادهای فراوانی را خواهید دید، که باید برای آنها سپاسگزار باشید. در مرحله اول از خدای خود سپاسگزار باشیم که این استعداد و تواناییها را به ما داده است و در مرحله بعد از خودمان قدردانی کنیم که این تواناییها را از حالت بالقوه به بالفعل درآوردهایم و توانستهایم از تواناییها و استعدادهای نهفته وجود خود، برای رشد و بالندگی استفاده کنیم. «ابر و باد و مه و خورشید فلک» یعنی همه کائنات در کارند تا زندگی ما در این زمان جریان داشته باشد. ازطرفی امروزه علم ثابت کرده است که همهچیز حتی ماده بهظاهر بیجان نیز شعور و ادراک دارد؛ بنابراین شایسته است از همه اشیاء و ابزار سپاسگزار باشید. با این کار، شاهد همکاری بیشتر کائنات در راه کسب موفقیتها خواهیم بود و زندگی ما سرشار از نعمت، موفقیت و کامیابی خواهد شد. مشکلات، تجربههای سازنده زندگی ما میباشند. باید برای این تجربیات هم سپاسگزار باشیم. سپاسگزاری، عشق را در وجود ما به حرکت درمیآورد و جان ما را لبریز از شهد شیرین عشق و محبت میکند.
بهترین سن و زمان برای حفظ قرآن کدام است؟
حفظ قرآن به چند شکل ممکن است؟
مقدمات روحی - روانی حفظ قرآن چیست؟
مقدمات علمی حفظ قرآن را بیان کنید؟
سرعت حفظ به چه عواملی بستگی دارد؟
مصحف مناسب برای حفظ قرآن چه ویژگیهایی دارد؟
مقدمات معنوی و آدابی حفظ را بیان کنید؟
تمرکز در حفظ چه نقشی دارد و عوامل آن کدام است؟
ویژگی زمان و مکان مناسب حفظ را بیان کنید؟
بعد از اینکه بحث از مقدمات و لوازم پیشنیاز حفظ، (یعنی اموری که راه را برای بهخاطرسپاری هموار میسازد و در انسان آمادگی لازم را میآفریند) اجمالاً گذشت، جا دارد که کارآمدترین روشهای حفظ نیز بیان شود.
هر شخصی با توجه به ظرفیت ویژه و فرصت و زمانی که در اختیار دارد، باید راهی مناسب را در پیش بگیرد؛ ولی شاید خطا هم نباشد اگر بگوییم که همه راهها درواقع، به طرق خاصی منتهی میگردد، که فقط در جزئیات با یکدیگر متفاوتاند. آنچه همگان بر آن اتفاق دارند، سه اصل اصلی است:
حفظ قرآن، چیزی جز تکرار نیست و کسانی که یک متن خاص را بارها تکرار میکنند، سرانجام آن را به خاطر میسپارند و اگر تکرار توأم با تمرکز و دقت نیز باشد، نتیجه مضاعف خواهد بود. دقت و تمرکز در امر حفظ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. همانگونه که میبینیم اگر از کسی پرسیده شود که پیراهن شما چند دکمه دارد، با اینکه روزانه چندین بار آن را میپوشد و از تن درمیآورد، نمیتواند پاسخ آن را بگوید؛ به این دلیل که هنگام باز و بستهکردن
دکمهها دقت لازم را نداشته است. در حفظ قرآن نیز دقت در کنار تمرکز و تکرار بسیار لازم و ضروری است.
حفظ قرآن کریم باید به ترتیب سورهها یعنی از سوره حمد و بقره تا آخر صورت بگیرد؛ ولی ازآنجاکه جزء اول قرآن از جزء دوم برای حفظکردن مشکلتر است و جزء دوم نیز از جزء سوم دشوارتر و... و اینکه پنج جزء اول مشکلترین قسمت قرآن برای حفظکردن است و به عقیده برخی صاحبنظران، هرکس پنج جزء اول قرآن را حفظ کند، باید به حفظ کل قرآن امیدوار گردد، شایسته است برای جلوگیری از دلسردی، حفظ قرآن را از آسانترین مکان آغاز کرد. بنابراین برای ابتدای کار، میتوان سورههای کوتاه را برگزید؛ زیرا با توجه به آشنایی زیادی که همگان با این سورهها دارند، آیات آنها بهآسانی به خاطر سپرده میشود و ازطرفی میتوان این سورهها را در نمازهای واجب و مستحب خواند و لذت حفظ قرآن را بدین طریق احساس کرد. ازاینرو توصیه میشود که حافظان عزیز قرآن در ابتدا سه الی پنج جزء آخر قرآن را حفظ کنند و پس از آن به حفظ از ابتدای قرآن بپردازند و باید توجه داشت که پراکنده حفظکردن مطلوب نیست، بلکه این مقدمهای برای حفظ منظم و حسابشده از ابتدای قرآن است؛ زیرا برنامهریزی منظم و دقیق زمانی تحقق خواهد یافت که از اول قرآن آغاز شود و به انتهای آن بینجامد.
برای حفظکردن یک سوره طولانی، خوب است که آن سوره به چند دسته از آیات (براساس موضوع یا آهنگ آیات) تقسیم شود و هردسته را جداگانه به خاطر بسپرد و به دستههای قبلی متصل کند. البته نیازی نیست که حتماً حافظ
قرآن یک دسته را در یک جلسه حفظ کند، بلکه مهم آن است که آیات مورد نظر را در یک دسته و مجموعه در ذهن جای دهد. با این کار، حجم سوره کمتر به نظر میرسد و حافظ تسلط بیشتری بر آن سوره خواهد داشت. مثلاً برای حفظ سوره نباء میتوان آن را به سه گروه از آیات تقسیم کرد: یک دسته از آیه اول تا آیه شانزدهم که غالباً بیان پدیدههای طبیعی است. دسته دوم، آیات هفدهم تا سیام که در وصف قیامت است و بقیه آیات در دسته سوم جای گیرد.
حافظان باتجربه بر این باورند که گوشسپردن به نوارهای قرآنی برای حفظکردن، روشی نامناسب است؛ زیرا در این شیوه، حافظ بهجای تکرار پیوسته آیات به شنیدن بسنده میکند و حافظه را با تکرار کلمات ورزیده نمیسازد. اگر حافظه پیوسته به کار گرفته نشود، رفتهرفته سلولهای مغز حالت اثرپذیری و ثمردهی را از دست میدهد و دیگر در برابر محرکها بهاندازه کافی حساسیت ندارد تا دادهها را بیدرنگ بایگانی و حفظ کند. رمز اصلی حفظ قرآن، تکرار الفاظ است نه شنیدن. بهطور کلی، آفات گوشسپردن به نوار عبارت است از:
البته گوشدادن به نوارهای قرآنی، برای فراگیری احکام تجوید و بالابردن سطح آن، سودمند و در مواردی ضروری است.
اینکه گفته میشود، استفاده از نوارهای ترتیل برای حفظ مناسب نیست، درباره کسانی است که استفاده از روشهای دیگر برایشان ممکن باشد؛ اما گروههایی که امکان استفاده از روشهای دیگر را ندارند مانند کودکان، نابینایان و
افراد بیسواد، استماع نوار تنها راه حفظکردن است.
همانطور که اشاره شد، استفاده از نوار برای اصل حفظ توصیه نمیشود؛ اما حافظ قرآن باید بداند استماع نوار در مراحل بعدی فواید بسیاری دارد، تا جایی که از عوامل مؤثر در تقویت حفظ قرآن و ارتقا کیفیت آن، بهرهگیری از نوارهای ترتیل قرآن است. موارد استفاده نوارهای ترتیل برای حافظان موارد ذیل میباشد:
حافظ میتواند با نوار از بهخاطرسپردن کلمات و آیات بهصورت غلط و اشتباه جلوگیری کند. بارها برای رهروان حفظ قرآن پیش آمده است که کلماتی را بهغلط حفظ میکنند و خود نیز از نادرستی آن آگاه نمیشوند. استفاده از نوار میتواند در این باره کمک خوبی به انسان بکند.
همچنین با آن میتوان محفوظات گذشته را مرور کرد.
از دیگر آثار و فواید استماع نوار ترتیل، آشنایی با نغمههای زیبا و دلنشین قرآنی است که در این صورت، حافظ نهتنها تأثیرات عمیقتری بر اجتماع خواهد گذارد، بلکه خود نیز بهرههای فردی بیشتری خواهد برد و استادان باتجربه نیز استفاده دقیق و عمیق از نوارهای قرائت و ترتیل را در این زمینه موکداً توصیه میکنند.
کسب مهارت و توانایی بیشتر حافظ در اجرا و تطبیق قواعد تجوید.
حافظ قرآن میتواند جایگاههای مناسب وقف و ابتدا را بهویژه در آیات طولانی، با استفاده از تجربه اساتید مرتل بازیابد.
از شیوههای مرسوم برای حفظ متون، نوشتن آنهاست. درباره حفظ قرآن نیز میتوان از این شیوه استفاده کرد. در برخی کشورهای عربی و آفریقایی نیز از این شیوه استفاده میشود.
برای حفظکردن قرآن، حداقل سه بار از روی آیاتی که قصد حفظ آنها را دارید، بهصورت درشت و با اعراب و حرکات کامل بنویسید. با این کار از سه حس استفاده میکنید و در نتیجه، به یادگیری شما کمک زیادی خواهد کرد. در این روش، هم از نوشتن، هم از دیدن و هم از خواندن کلمات استفاده میشود. با این روش، کلمات در ذهن بهتر مستقر میگردد و در روایات نیز آمده است که
«اُکْتُبُوا فَاِنَّکُمْ لا تَحْفَظُونَ حَتّی تَکْتُبُوا»؛ بنویسید، زیرا شما تا ننویسید مطلبی را حفظ نمیکنید.
رایجترین و متداولترین روش حفظ قرآن، روشی است که حافظ در آن، خود به تکرار و تمرینِ شخصی آیات میپردازد و نوشتن یا استماع ترتیل و نوار را روش اصلی خود برنمیگزیند. این روش، مراحلی به شرح زیر دارد.
ابتدا باید آیات مشخصشده را که دستهبندی شدهاند، چندین بار با دقت تمام و با تأنی ازروی قرآن و بهصورت ترتیل تلاوت کنیم. بهویژه کسانی که قادر به تلاوت قرآن با رعایت تجوید و لحن زیبا هستند، میتوانند آیات را با حالتی آهنگین و با دقت و تمرکز و تعمق بر روی کلمات و حرکات تلاوت نمایند؛ زیرا این عمل علاوه بر اینکه مانع از اشتباه حفظکردن کلمات و حرکات میگردد، باعث آشنایی کلی با آیات مورد نظر نیز میشود که خود عامل مهمی در راحتی و سهولت حفظ است. این مرحله را چندین بار تکرار میکنیم تا تصویر اولیه آیات در ذهن نقش ببندد.
مراجعه به ترجمه و در صورت امکان، تفسیر آیات مورد نظر برای آشنایی با معنا و مفاهیم آن آیات، لذت حفظ را دوچندان میکند. تجربه نشان داده است، کسانی که با معنای آیات آشنایی دارند، بهتر میتوانند آنها را حفظ کنند. پیش از این در بحث مقدمات حفظ قرآن، اهمیت و فایده آشنایی با معنا و مفهوم آیات و کلمات قرآن در حفظ بیان گردید. در این مرحله، مراجعه به تفاسیر مختصر و موجز همچون تفسیر شبر و خلاصه تفسیر نمونه بسیار مناسب است.
در این مرحله، آیات حفظی را چندین بار با استفاده از ترتیل یکی از اساتید مرور میکنیم. این کار فواید بسیار دارد که از میان آنها میتوان به رفع اشتباهات اعرابی احتمالی، تقویت تجوید و آشنایی با الحان و نغمات تلاوت و همچنین محلهای صحیح وقف و ابتدا اشاره کرد.
برای حفظ یک آیه کوتاه باید آن را با توجه کامل به حروف و کلمات موجود در آن، چندین بار تلاوت کرد؛ زیرا حفظکردن، چیزی جز دقت و تأمل بر روی هریک از کلمات و استقرار آنها در ذهن نیست، و تعداد و دفعات تکرار، بستگی به توانایی حافظ و استعداد شخص و سخت یا آسانبودن آیه دارد. برخی افراد شاید با یک بار خواندن، یک آیه کوتاه را به خاطر بسپارند و برخی به تکرار بیشتری نیاز داشته باشند. بنابراین با چندین بار خواندن آیه (البته با دقت و تمرکز، نه خواندن معمولی) قسمت زیادی از آیه در ذهن جای میگیرد و بعد از
آن باید بدون استفاده از قرآن و بهکمک حافظه آن را خواند و هرجا کلماتی را فراموش کرد و نتوانست کلمات مورد نظر را در ذهن خود بیابد، به قرآن رجوع کند و سپس آن را به ذهن بسپارد و چندین بار آن را از حفظ بخواند.
به همین ترتیب، درباره بقیه آیه عمل کند، تا اینکه بتواند آن را بهطور کامل و بهراحتی از حفظ بخواند. آنگاه آیه را دستکم پنج بار از حفظ بخواند تا مطمئن شود که آن را خوب به خاطر سپرده است و باید بتواند آن را روان و راحت بخواند نه با دشواری و سختی. نکته مهم دیگر آن است که تا آیهای را بهخوبی حفظ نکرده، نباید سراغ آیه دیگری برود و در صورت بیتوجهی به این موضوع، قطعاً با مشکلاتی روبهرو خواهد شد.
بعد از اتمام آیه اول و اطمینان به تسلط و استواری حفظِ آن، میتواند سراغ آیه بعد برود و آن را به شیوهای که گفته شد، حفظ کند.
پس از بهخاطرسپردن کامل آن، به آیه قبل برگردد و آن را از حفظ بخواند تا بفهمد که آن را همچنان خوب و روان میخواند یا اینکه اشکالاتی دارد. در صورت داشتن اشکال، آن را برطرف کند و آنگاه هر دو آیه اول و دوم را باهم از حفظ بخواند.
پس از آن، آیه سوم را شروع کند و پس از فارغشدن از حفظ آن، بهشیوهای که گفته شد، آیات گذشته را با یکدیگر بخواند و به خاطر بسپارد و به همین روش ادامه دهد تا مقدار آیات مقرر و تنظیمشده به پایان برسد.
بعد از آنکه آیات مشخصشده برای یک روز به پایان رسید (با توجه به تصمیم انسان که چه مقدار را میخواهد حفظ کند، نصف صفحه یا یک صفحه و یا...)، لازم است چندین بار همه آیات مورد نظر را بهترتیب و روان از حفظ
بخواند و اگر با اشکالاتی مواجه شد، با مراجعه به قرآن آن را اصلاح کند و با تکرار، آن را به ذهن بسپارد.
لازم است، تصویر دقیق مکان هر آیه و بلکه هر کلمه از آیه در صفحه، کاملاً به ذهن انتقال یابد و حافظ برای این کار، هنگام حفظ یا مرور، باید نگاهی دقیق به خط قرآن داشته باشد.
همچنین، ترتیب آیات نیز بسیار درخور توجه و مهم است و باید آن را به خاطر سپرد. برای حفظ ترتیب دو آیه، باید همیشه ابتدا و پایان هر آیه را با تکرار زیاد به خاطر سپرد، و حافظ هنگام مرور یک آیه، مناسب است که انتهای آن آیه را به قسمت ابتدایی آیه بعد متصل و با تکرار زیاد آن، بین آن دو ارتباط برقرار کند. بهاینترتیب، پس از پایان تلاوت یک آیه خودبهخود آیه بعد نیز به خاطر میآید.
برای حفظ آیات متوسط یا طولانی، باید قسمت کوتاهی از آیه را که شامل چند کلمه است، بهطور مستقل بهخاطر سپرد و سپس هر قسمت را به قسمتهای دیگر آن وصل کرد تا آیه به پایان برسد.
مثلاً در آیه 35 سوره نور (اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها...) ، باید به این صورت به خاطر سپرده شود:
ابتدا قسمت اول را با تکرار، همراه با دقت و تمرکز حفظ کند:
(اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) (با دقت و تمرکز تکرار کند).
بعد از حفظ آن به قسمت بعدی میرسیم:
(مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ) (تکرار شود تا بهخوبی حفظ گردد).
حالا قسمت اول و دوم را چند بار باهم تکرار کند:
(اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ) .
آنگاه قسمت سوم را حفظ نماید:
(الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ) (تکرار).
اکنون این قسمت را به قسمتهای پیشین، وصل و تکرار کند:
(اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ) .
بعد از تکرار زیاد، قسمت چهارم: (لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ) را تکرار تا اینکه بهخوبی آن را حفظ کند.
حال این قسمت را به قسمتهای قبل متصل نماید:
(اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ...) (تکرار کند).
قسمت پنجم: (نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللّهُ الْأَمْثالَ لِلنّاسِ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ) .
حال همه آیه را بهراحتی و سهولت از حفظ تلاوت و تکرار کند.
آیة الکرسی، آیه دین (282 سوره بقره)، آیه 154 سوره آلعمران، آیه 15 سوره شوری و دیگر آیات طولانی قرآن را میتوان به همین روش، بهآسانی حفظ کرد.
هر صفحه را که حفظ میکنید، یک مرتبه نیز آن را بنویسید؛ زیرا علم فرّار است و با کتابت در ذهن بهتر مستقر میگردد و همانطور که قبلاً اشاره کردیم،
در روایات نیز آمده است که:
«اُکْتُبُوا فَاِنَّکُمْ لا تَحْفَظُونَ حَتّی تَکْتُبُوا»؛ بنویسید زیرا شما تا ننویسید مطلبی را حفظ نمیکنید.
معیار و ملاک، سوره حمد است؛ یعنی تا انسان صفحه دو را مانند سوره حمد از حفظ نشده است، سراغ صفحه سه نرود و بعد از اینکه این صفحه را بهطور دقیق و روان تلاوت کرد، یک بار صفحات گذشته را نیز مرور نماید. اگر ایراد و اشکالی نداشت، آنگاه صفحه چهار را حفظ کند. بهاینترتیب، تا پایان جزء پیش برود، سپس اگر جزء اول را بهخوبی از حفظ شده بود، جزء دوم را آغاز کند.
انسان نباید در حفظ قرآن، خود را با دیگران مقایسه کند؛ زیرا استعداد افراد مانند هم نیست و ممکن است در امری، قویتر و در امور دیگر ضعیفتر باشد و فرد دیگر برعکس او. در این صورت اگر کسی توان حفظش زیاد است و انسان دیگر کمتر، باید تلاش بیشتری کند تا خود را به او برساند، یا اینکه با فرد دیگری کار را پیگیرد؛ زیرا:
برخی زود حفظ میکنند و دیر فراموش میکنند؛
عدهای زود حفظ میکنند و زود هم فراموش میکنند؛
جمعی دیر حفظ میکنند و زود هم فراموش میکنند؛
گروهی دیر حفظ میکنند و دیر هم فراموش میکنند.
درهرحال مقایسه خود با دیگران کار اشتباهی است و بارکشیدن از حافظه بیش از ظرفیت، بیمیلی و وازدگی پیش خواهد آورد. بهتر است انسان، ابتدا ظرفیت حافظه خود را ارزیابی کند و سپس در حد توان اگرچه از کم شروع به حفظکردن نماید، بعد بهمرور مقدار آیات جدید را افزایش دهد.
درک و گزینش انسان، محدود است و نمیتواند در همهچیز چهره بارز و چشمگیری داشته باشد. بهکارگیری حافظه در چند موضوع، آنهم بهصورت کار اصلی، بیثمر یا کمنتیجه خواهد بود. آری در کنار حفظ قرآن میتوان علوم و دروس دیگر را هم آموخت، ولی نباید انسان خود را طوری عادت دهد که کارها را مجموعاً انجام دهد؛ یعنی در وقت مطالعه درس... به قرآن بیندیشد و در وقت خواندن قرآن به حل تمرینات فلان درس بپردازد یا برای کار روز آینده برنامهریزی کند و یا اینکه درصدد چارهجویی و پاسخگویی به مشکل روز گذشته برآید.
آری، پراکندگی حافظه و انجام کارهای زیاد، آنهم بهگونهای که تفاوت اصولی باهم داشته باشند، موجب میشود که انسان در کارها کمتر به پیروزی برسد.
با توجه به برکات عالیه قرآن، خوب است انسان، مدتی که به کار با قرآن اشتغال دارد، بهجدّ از کارهای غیرمهم و اصلی دیگر بپرهیزد.
حفظ شماره آیات، برای انتقال سریعتر ذهن به محل آیه و یادآوری ترتیب آیات، بسیار مفید است. اگر حفظ شماره همه آیات، میسر و مقدور نباشد، بهتر
است حافظ قرآن، شماره برخی آیات را حفظ کند. برای مثال، آیات 5 و 10 و 15 و20 و... یا 10 و 20 و 30 و... یا حداقل شماره آیات بالا و پایین صفحه را حفظ نماید.
گفتنی است که فقط حفظ شماره آیات توصیه میگردد و حفظ موضوعات دیگر مثل شماره سطر و صفحه و حزب و جزء و... نهتنها لزومی ندارد، بلکه مشغولشدن به آنها ذهن را بیدلیل درگیر میسازد. برای حفظ شماره آیات بهتر است، ابتدای آیات در یک صفحهای بهشکل زیر نوشته و روبهروی آن شماره آیه درج شود و حافظ قرآن پس از حفظ آیات، شماره آنها را نیز تکرار و تمرین کند. برای مثال، آیات ابتدایی سوره انعام را به این صورت باید بنویسد.
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی...-- 1
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ...-- 2
وَ هُوَ اللّهُ فِی السَّماواتِ...-- 3
وَ ما تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ...-- 4
فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ...-- 5
أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا...-- 6
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً...-- 7
حافظ قرآن، هنگام حفظ کردن، به آیاتی میرسد که پیشتر دقیقاً همانند آنها را یا با تفاوت اندکی حفظ کرده است و این تشابه یا تفاوت اندک، کمکم میتواند مشکلاتی را پدید آورد، و برای حفظ آن آیات و رفع اشکالات، لازم است دقت ویژهای صورت گیرد.
تشابه و همانندی در این آیات چند گونهاند:
در مواردی که یک آیه یا عبارت، کاملاً و بدون کموکاست در جای دیگر تکرار شده است، مشکلی برای حافظ به وجود نمیآورد و صرفاً این آگاهی و اطلاع، برای حافظ لازم است که بداند این آیه یا عبارت در چه موارد و مکانهایی تکرار شده تا در خواندن آیات قبل و بعد آن در آزمونها و مسابقات دچار اشتباه نگردد. نمونههایی از این موارد را در ادامه یادآوری میکنیم.
(أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) . (1)
(أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) . (2)
(یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ) . (3)
(یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ) . (4)
در قرآن کریم موارد فروانی آمده است که دو آیه شباهت زیادی با یکدیگر دارند:
مثال اول: آیه 136 بقره با آیه 84 آلعمران.
(قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عِیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) .
(قُلْ آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عِیسی وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) .
مثال دوم: آیه 48 سوره بقره با آیه 123 همین سوره.
(وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ ) .
(وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ) .
موارد زیادی نیز آمده است که بعضی از اجزاء و قسمتهای یک آیه باهم شباهت دارند. گاهی تشابه آنها در ابتدای آیه است، مثل:
آیه 37 سوره انعام، (وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ...)
با آیه 20 سوره یونس: (وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ...)
و با آیه 7 و 29 سوره رعد: (وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ) .
آیه 185 سوره آلعمران: (کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ...)
با آیه 35 سوره انبیا: (کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ...)
و با آیه 57 سوره عنکبوت: (کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ...) .
گاهی در آخر آیات این تشابه دیده میشود:
مثل: (إِنَّ اللّهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً) در آیه 106 نساء و 24 احزاب.
(وَ کانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِیماً) آیات 96 و 100 و 152.
(وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ) 282 بقره و آیه 35 سوره نور.
گاهی چند آیه، جز در چند کلمه، باهم شبیهاند. به مثال زیر دقت کنید.
آیات 80 الی 84 سوره اعراف:
(وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ* إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ* وَ ما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ* فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کانَتْ مِنَ الْغابِرِینَ* وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ».
آیات 54 تا 58 سوره نمل:
(وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ* أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ* فَما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ* فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِینَ* وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ).
و با آیات 28 الی 29 سوره عنکبوت که درباره قوم لوط میباشند:
(وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ* أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللّهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ).
برای بهخاطرسپاری و تسلط بر آیات مشابه و نداشتن اشتباه در آنها رعایت نکات و بهکاربردن شیوههایی لازم است که عبارتاند از:
حافظ با تکرار و ممارست بسیار میتواند بر تمامی قرآن تسلط بیابد؛ بهویژه آیات مشابه را باید بیش از دیگر آیات بخواند و در آنها دقت و تأمل کند.
بهترین روش برای رفع اشتباه در آیات مشابه، یادداشتبرداری و نوشتن این
موارد و علامتگذاری و مقایسه آنهاست. بدین ترتیب حافظ میتواند کنار هر آیه (با مداد) موارد مشابه آن (شماره آیه و نام سوره) را یادداشت کند. مطابق شکل:
(123 بقره) (عَلَی الْعالَمِینَ (47) وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ (48)در این مثال، شباهت آیه 48 سوره بقره و آیه 123 این سوره مد نظر است. حافظ قرآن میتواند در کنار آیه 123 شماره آیه 48 را یاداشت کند و در کنار آیه 48 مانند مثال آوردهشده، شماره 123 را یاداشت کند.
موارد مشابهی را که غالباً باعث اشتباه میشود نیز میتوان در دفترچه یا برگههای خاص یادداشت کرد. البته به این نکته باید توجه داشت که برگههای حاوی آیات شریفه قرآن روی زمین و زیر دستوپا قرار نگیرد.
از مفیدترین راهها برای حفظ آیات مشابه، یافتن تناسب میان ابتدا و انتهای آیه است. برای مثال در سوره نساء آیه 16 میخوانیم:
(...فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللّهَ کانَ تَوّاباً رَحِیماً) .
در اینجا با کمی دقت و توجه میتوان دریافت که میان جمله «فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا» و صفات پایانی آیه «تَوَّاباً رَحِیماً» تناسب وجود دارد.
گاهی تناسب میان آیات در ظاهر مشاهده نمیشود؛ ولی میتوان با دقت و تمرکز، نسبتهایی را کشف کرد. برای مثال، در آخر آیات 151 و 152 و 153 انعام چنین آمده است:
آیه 151: (ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) .
آیه 152: (ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ) .
آیه 153: (ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) .
برای رفع اشتباه در این آیات میتوان از کشف نسبتها استفاده کرده، با اندکی تأمل متوجه میشویم که انسان در نخستین گام باید در آیات الهی بیندیشد و تعقل ورزد و سپس با آنها متذکر گردد و به یاد خداوند بیفتد و سرانجام در قدم سوم، نتیجه تعقل و تذکر، تقوای الهی است.
این روش مورد توجه و سفارش بسیاری از بزرگان از جمله مقام معظم رهبری به قرآن پژوهان و رهروان حفظ قرآن است، که در صورت دقت و تعمق در آیات از ابعاد مختلف قابل استفاده است.
همانطور که در بحث مقدمات علمی حفظ قرآن متذکر شدیم، آشنایی حافظ قرآن با قواعد ادبی و صرفی و نحوی میتواند در استحکام حفظ او مؤثر باشد. از موارد مهم کاربرد قواعد ادبی، در کشف نسبتهای موارد مشابه است. برای مثال، در آیات 7 و 9 سوره نور بهترتیب (وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَیْهِ إِنْ کانَ مِنَ الْکاذِبِینَ ) (وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَیْها إِنْ کانَ مِنَ الصّادِقِینَ ) کلمات الخامسه مرفوع و منصوب ذکر شده است. مراجعه به قواعد نحوی باعث کشف علت و توجه حافظ به این نکته خواهد شد.
در مواردی، آیات و عبارات مشابه درصورتیکه تعداد و مواردشان شمرده شود، میتواند نسبت و تعداد موارد متفاوت را برای حافظ قرآن روشن سازد و با دانستن این اطلاعات، ذهن برای کشف مورد صحیح از دستهبندی آماری که از آن آگاهی دارد، کمک میگیرد. برای مثال مواردی را ذکر میکنیم.
این عبارت، مجموعاً در 28 مورد در قرآن به کار رفته و بهجز سه مورد در بقیه موارد (25 مورد) بهصورت «الیوم الاخر» است. فقط در سه مورد بهصورت «بالیوم الاخر» به کار رفته که عبارتاند از:
(وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ) . (1)
(وَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَرِیناً فَساءَ قَرِیناً) 2
(قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ...) . (2)
کافی است حافظ قرآن این سه مورد را به ذهن بسپارد و در بقیه موارد بهراحتی عبارت درست را تشخیص دهد.
تمام آیات وارده در قرآن، بهصورت « وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ » بیان شده است، (3)بهجز یک مورد آیه 117 سوره آلعمران که بهصورت « وَ لکِنْ أَنْفُسَهُمْ » آمده است.
در مورد کشتن پیامبران به ناحق در پنج مورد، آیاتی در قرآن ذکر شده است.
(...وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ...) . (4)
(...وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ...) . (5)
(...وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ...) . (1)
(...وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ...) . (2)
(...وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ...) . (3)
از بررسی آیات یادشده به دست میآید: اولاً غیر از اولین مورد که «الحق» با الف و لام ذکر شده است، در بقیه موارد بدون الف و لام آمده است. ثانیاً در دو مورد اول، لفظ «نبیین» به کار رفته و در سه مورد آخر، لفظ «انبیاء».
(وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی...) . (4)
تنها موردی است در قرآن که حرف باء به «ذی القربی» چسبیده است و در موارد دیگر حرف باء وجود ندارد.
تنها در یک مورد در قرآن « یُزَکِّیهِمْ » بعد از « یُعَلِّمُهُمُ » آمده و آن، در دعای حضرت ابراهیم در آیه (رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) 5 است و در دیگر موارد، تزکیه بر تعلیم مقدم شده است.
در مواردی که آیات مشابه را نمیتوان با کشف معیارها و نسبتهای واقعی
شناسایی نمود، حافظ میتواند با ابتکاری ازجانب خود و با درنظرگرفتن قراردادها و رمزهایی، این مشکل را برطرف کند.
برای مثال، در انتهای سه آیه متوالی در سوره مبارکه آلعمران، یعنی آیات 176 تا 178 آمده است:
آیه176: (وَ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ ... وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ ) .
آیه177: (إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِیْمانِ ... وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ ) .
آیه178: (وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ ... وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ ) .
حفظ ترتیب جملات انتهایی این آیات، قدری مشکل و وقتگیر است.
برای بهخاطرسپاری و تسلط بر آنها میتوان به حروف اول سه کلمه (عظیم، الیم، مهین) توجه کرد و کلمه «عام» را در نظر گرفت. اکنون حافظ هنگام تلاوت این آیات با درنظرگرفتن رمز «عام»، میتواند متوجه ترتیب آنها شود.
گاهی ممکن است که این علامتها رمزی بیمعنا و حتی برای دیگران عجیب باشد؛ ولی برای تداعیشدن و بهخاطرسپاری الفاظ آیات برای حافظ بسیار مفید است. موارد زیر ازاینقبیل میباشد:
در سوره بقره در قسمت اخیر آیات 234 و 240 آمده است.
آیه 234: (فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ) .
آیه 240: (فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِی ما فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ) .
در اینجا برای رفع اشتباه میتوان از تقدم الفبایی باء در (بِالْمَعْرُوفِ) بر میم در (من معروف) بهره گرفت.
یا در آیه (...وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ) 1 و (وَ مَثَلُ
اَلَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ) 1 میتوان از ارتباط حروفی که زیر آنها خط کشیده شده است، استفاده کرد.
چند نمونه دیگر را برای بهتر روشنشدن این بحث بیان میکنیم:
عبارت ایاماً (معدوده - معدودات).
(وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ إِلاّ أَیّاماً مَعْدُودَةً...) . (1)
(...قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ إِلاّ أَیّاماً مَعْدُوداتٍ...) (آلعمران، 24).
در این باره نیز با استفاده از ارتباط «تاء» معدوده و بقره علامتی درست میکنیم
(...أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) 3
(...وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) 4
این عبارت در قرآن دو بار تکرار شده است. بهقرینه آنکه اعتکاف در مراسم حج نیست میتوان فهمید که « وَ الْعاکِفِینَ » در سوره حج نمیباشد.
هرکه در اندیشه حفظ قرآن است، باید خود را برای تکرار پیوسته آیات آماده سازد و این کار را جدی بگیرد؛ زیرا تکرارکردن، رمز موفقیت و اساس حفظ قرآن است.
از وظایف مهم حافظ قرآن، که از حفظ روزانه نیز اهمیت بیشتری دارد،
1) (2) . بقره، آیه 80.
تلاش برای تثبیت و فراموشنکردن محفوظاتش است. برخی افراد بعد از اینکه چند صفحه از قرآن را به خاطر سپردند، از تکرار و ممارست روزانه غفلت میورزند و در پی افزایش محفوظات خود هستند. آنها با این کار در پیشرفت و به پایانرساندن قرآن شتاب میکنند، غافل از آنکه در صورت نداشتن تکرار روزانه بهطور منظم، همه محفوظات را از یاد میبرند. حافظ قرآن برای استحکام محفوظات به دو برنامه دقیق نیازمند است.
حافظ باید روزانه، بهطور منظم محفوظات ده روز گذشتهاش را تکرار کند؛ برای مثال اگر با خود قرار گذاشته که هر روز یک صفحه را حفظ نماید، بعد از حفظ آن باید ده صفحه گذشته را نیز حتماً تکرار کند و بههیچوجه از آن تخلف نورزد.
قابل توجه است که حافظان، محفوظات را باید بهطور کامل از حفظ تکرار کنند و به روخوانی آن بسنده نکنند.
در این قسمت، حافظ باید با برنامهریزی حسابشده، روزانه دستکم یکدهم محفوظات خود را مرور کند. برای مثال، اگر کسی حافظ کل قرآن است، باید سه جزء را در طول روز قرائت کند و اگر حافظ پنج جزء میباشد، هر روز نیم جزء را مرور نماید.
بنابراین باید در مدت ده روز تمام محفوظات خود را دوره کند و در صورت تخلف از این برنامه به حفظ او خلل وارد خواهد آمد.
حافظ میتواند مقدار مرور خود را در طول روز تقسیمبندی کند و در ساعات مختلفی آن را انجام دهد. مثلاً حافظ نصف قرآن یعنی پانزده جزء، که
باید روزانه 1/5 جزء را مرور کند، میتواند نیم جزء را اول صبح و نیم جزء را وسط روز و نیم جزء را نیز آخر شب تلاوت نماید.
تذکر: نباید محفوظات را ازروی قرآن تلاوت کرد و حتماً باید از حفظ خواند.
از راههایی که به تثبیت محفوظات حافظ کمک میکند و در استحکام آن نقش مؤثر دارد، مباحثه است. بدین ترتیب، دو یا چند نفر که در راه حفظ قرآن میکوشند، هر روز بهمدت معین (نیم یا یک ساعت) در ساعت مشخصی، ابتدا حفظ جدید خود را میخوانند و بعد از آن، جزء یا مقدار مشخصی را که روز قبل تعیین کردهاند، بهنوبت مرور میکنند؛ بهطوریکه هر نفر یک صفحه را میخواند و دیگران نیز اشکالات او را تصحیح میکنند. بعد از اتمام مقدار معینشده میتوانند آیات مشابه و همچنین آیات ابتدایی صفحات مختلف (سر آیه)را از یکدیگر بپرسند؛ به این صورت که آیهای در یک جزء را سؤال میکنند، بعد از قرائت آن آیه، آیه ابتدایی آن صفحه و صفحات قبل و یا بعد آن را میپرسند.
مباحثه قرآنی از متداولترین روشهای قابل استفاده حافظان قرآن است و همه استادان نیز آن را توصیه میکنند.
در صورت دسترسینداشتن به هممباحثه و دوست، بهتنهایی نیز میتوان محفوظات را مرور کرد. از راههای قابل استفاده برای مرور فردی، استفاده از سیدی ترتیل اساتید است. حافظ، جزء مورد نظر خود را همراه با نوار کاست قرائت میکند
و هرگاه آیهای را نتوانست، هماهنگ و همراه با نوار بخواند، آن را چند بار تکرار کند. استفاده از نوار بهمنظور عادت بر قواعد تجویدی نیز برای انسان مفید است.
عوامل زیادی در حفظ قرآن کریم اهمیت دارند که با وجود آنها برنامه حفظ با سهولت بیشتری صورت خواهد گرفت. در این زمینه، کتابهای بسیاری نوشته شده و تجربههای اساتید و حافظان بزرگوار نیز بسیار قابل استفاده است. برخی از نکات بسیار مهم، که توانایی انسان را در حفظ قرآن چندین برابر میکند، عبارتاند از:
حضور در جلسات حفظ، انسان را برای برنامه حفظ، ملتزم و منظم میکند و هیچ مانعی نمیتواند سد راه حافظ گردد.
اگر کسی بهتنهایی مشغول برنامه حفظ قرآن گردد، بهعلتهای مختلف (از جمله ایام امتحانات درسی، اشتغالات گوناگون و...) از برنامه روزانه میماند و به محفوظات نیز خلل وارد خواهد آمد؛ ولی حضور در جلسه باعث میشود که در هر حالی برنامه خود را انجام دهد و در صورت حضور در جلسه اگر مقدار آیات معینشده را حفظ نکند، در حضور اعضای جلسه احساس ضعف و شکست میکند و نمیتواند در چند جلسه برنامه خود را انجام ندهد و در صورت پیشامد غیرمنتظره، در جلسه بعد آن را جبران خواهد کرد.
آشنایی حافظ با مقدمات و روشهای حفظ لازم است؛ اما کافی نیست.
استفاده از استاد باتجربه که خود مراحل حفظ و فرازونشیبهای آن را گذرانده است، میتواند توانایی انسان را در این زمینه بهطور چشمگیری افزایش دهد و همچنین سختیها و مشکلات راه را بر رهرو حفظ هموار کند.
کسی که بهتنهایی و بدون حضور در خدمت استاد بخواهد، حفظ قرآن را ادامه دهد، باید چندین برابر زحمت بکشد و البته بسیارند افرادی که بدون حضور مستمر در کلاسهای قرآنی هم توانستهاند حافظ قرآن گردند، ولی با زحمات بسیار... .
چنانکه آغاز حفظ قرآن آدابی دارد، پایان آن نیز با آداب و وظایف ویژه همراه است. بخشی از وظایف حافظان عبارت است از:
حافظ قرآن نباید برای توفیقی که خداوند متعال به او عنایت کرده است، مغرور شود و تکبر ورزد و فخر بفروشد. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
با صدایی بلند به حافظ میگویند: «یا حامل القرآن تواضع به یرفعک الله و لاتعزز به فیذلکَ الله»؛ ای حافظ قرآن، بهوسیله قرآن در برابر مردم فروتن باش تا خداوند عزیزت گرداند و از فخر و تکبر بپرهیز تا ذلیل و خوارت نسازد. (1)
قرآن، کتاب هدایت و روشنگری است و مهمترین هدف عالی قرآن، هدایت بشریت بهسوی سعادت و تعالی و رشد و کمال انسانها و ایجاد روح عبودیت
1) (1) . اصول کافی، ج4، ص406.
میباشد. ازاینرو مهمترین اهداف عالی حافظ قرآن نیز باید این باشد که در مسیر حفظ قرآن، عامل به قرآن باشد، نه اینکه از حفظ قرآن برای منافع دنیوی و... استفاده کند. قرآن کریم میفرماید: (لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ) ؛ (1)«چرا میگویید آنچه را که عمل نمیکنید». آری از بهترین راههای مهجوریتزدایی قرآن، عمل واقعی به قرآن است.
از مسئولیتهای حافظ قرآن، تلاش برای تثبیت محفوظات قرآنی است. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
من نسی سورة من القرآن مُثِّلَتْ له فی صورة حسنة و درجة رفیعة فی الجنة فاذا رأها قال: ما أنت مااحسنک لیتک لی؟ فیقول اما تعرفنی؟ انا سوره کذا و کذا ولو لم تنسنی رفعتک الی هذا.
هرکس سورهایی از قرآن را فراموش کند، آن سوره، به صورتی زیبا و در درجهایی بلند در بهشت در برابرش آشکار میگردد. وقتی آن را میبیند، میگوید: تو کیستی که چنین زیبایی؟ کاش برای من بودی. سوره میگوید: مرا نمیشناسی؟! من فلان سورهام. اگر مرا فراموش نمیکردی، تو را به این درجه و مقام میرساندم. (2)
برخی فقیهان، نگهداری آیات در حافظه را واجب و برخی احتیاط واجب میدانند. در نظر آنان، حفظ قرآن مجید واجب نیست؛ ولی حافظ باید بکوشد محفوظاتش را فراموش نکند.
در استفتائی از مرحوم آیتاللهالعظمی تبریزی(قدس سره) چنین آمده است: نقل عن
السید الخویی(قدس سره): «بان من حفظ مقدارا من القرآن الکریم وجب علیه ان یواظب علی حفظه فهل هذا صحیح و هل موافق لنظرکم الشریف».
التبریزی دام ظلّه العالی: «نعم، الاحوط المحافظه علی من حفظ بتکرار القرائة ونحوها». (1)
از آیتالله خویی(قدس سره) نقل شده است که میگوید: «بر آنکه مقداری از قرآن کریم را حفظ کند، واجب است در نگهداریاش بکوشد. آیا این نقل درست است و با نظر شریف شما مطابقت دارد»؟
آیتالله تبریزی: «آری (این نقل درست است) به نظر من احتیاط واجب اقتضا میکند، کسی که قرآن به خاطر میسپارد، بهیاری تکرار و مانند آن در حفظ اندوختههایش بکوشد.
حافظ قرآن باید هر روز وقتی را برای تکرار محفوظات قرآنیاش اختصاص دهد و از غرقشدن در کارهای دنیوی بپرهیزد. (2)یکی از یاران امامصادق(علیه السلام) به نام یعقوب احمر به حضرت عرض کرد: بدهی بسیار دارم وچنان در اندوه فرو رفتهام که قرآن را از یاد بردهام. امام(علیه السلام) فرمود: قرآن،قرآن! همان قرآن و سورهایی از آن در رستاخیز میآید و تا هزار درجه(در بهشت) بالا میرود. آنگاه میگوید: اگر مرا حفظ میکردی، تو را به اینجا میرساندم. (3)
حافظ قرآن باید، برای تثبیت محفوظات قرآنیاش و همچنین محرومنشدن از پاداش نگریستن به قرآن، وقت خود را به دو بخش تقسیم کند. زمانی را به تکرار محفوظات اختصاص دهد و زمانی را به تلاوت قرآن ازروی مصحف. تلاوت ازروی مصحف، حافظ را از عبادت نگاه به قرآن بهرهمند ساخته، سبب میشود به اشتباهات و نقاط ضعف و ابهامش پی ببرد و از صحت اندوختههایش مطمئن گردد. اسحاق بن عمار از حضرت امام صادق(علیه السلام) پرسید: فدایت شوم، من حافظ قرآنم، قرآن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی مصحف؟ امام(علیه السلام) فرمود: ازروی مصحف بخوانی، بهتر است. آیا نمیدانی که نگریستن به قرآن عبادت است. البته مراد امام(علیه السلام) این نیست که قرآن همیشه ازروی مصحف قرائت شود؛ زیرا گاه باید، برای تثبیت محفوظات، باید آن را از حفظ خواند. (1)افزون بر آنچه گذشت، تلاوت قرآن ازروی مصحف به تقویت چشم، سبکشدن عذاب پدرومادر و... میانجامد.
1) (1) . در این باره، روایاتی در اصول کافی، ج4، ص417 آمده است.
روشهای کلی حفظ قرآن را بیان کنید؟
مراحل حفظ آیات را توضیح دهید؟
حفظ شماره آیه چه فوایدی دارد و چگونه انجام میشود؟
روشهای حفظ آیات مشابه را بیان کنید؟
برای مرور محفوظات باید از چه برنامهای پیروی کرد؟
وظایف حافظان قرآن چیست؟
آنچه درباره روش حفظ و تثبیت قرآن گفته میشود، در سطح کودکان نیز صدق میکند. البته باید توجه داشت که احوال روحی آنان ظریفتر و حساستر است و با بزرگسالان تفاوت بسیار دارد؛ بنابراین در گستره کار با کودکان باید به موارد زیر توجه داشت:
برای کودکان و نوجوانان، بهتر است که حفظ قرآن از سورههای کوچک آغاز شود. بهکاربستن این سفارش در نونهالان بسیار تأکید شده است، زیرا روحیه آنان حساستر و احتمال نومیدی و دلسردیشان فزونتر است.
اگر قرار است بزرگسالان، قرآن را بهطور متوسط در سه سال حفظ کنند،
کودکان باید 5 - 7 سال را بدین امر اختصاص دهند. فشار و تسریع در کار حفظ برای کودک بسیار زیانبار است؛ زیرا ممکن است روانش را آزرده سازد و از ادامه مسیر بازش دارد.
بیشتر اولیا و مربیان، بازی کودک را نوعی اتلاف وقت میدانند. آنان انتظار دارند که کودکان هرچهزودتر از بازی دست کشیده، به کارهای مهمتر بپردازند. اینان، کودک را بزرگسالی خردپیکر میپندارند و توجه ندارند که بازی، ضمن تأمین سلامت و رشد جسمی و روانی و عاطفی خردسالان، اصول و قواعد زندگی را به آنان میآموزد.
بازی چنان در سلامت کودک نقش دارد که ارزش آن را از مطالعه کتاب نیز بیشتر دانستهاند. بنابراین، اولیا و مربیان باید توجه داشته باشند که فراهمآوردن زمینههای بازی برای نونهالان، آنان را در حفظ قرآن یاری میدهد زیرا حس کنجکاوی و قدرت را در آنها دوچندان میسازد. نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«دَعْ ابْنَکَ یَلْعَبُ سَبْعَ سَنینَ»؛ فرزند خود را آزاد بگذار تا هفت سال (آغاز زندگی) بازی کند.
نکته مهم دیگر در گستره کار با نونهالان، «ایجاد علاقه» است. اگر کودکی با بیحوصلگی و فرار از کلاس، نداشتن آمادگی خود را برای حفظ نشان داد، هرگز نباید او را در تنگنا گذاشت. در این موارد، باید نخست با شیوههای صحیح و جاذب، اشتیاق به قرآن را در کودک پدید آورد و سپس مسیر حفظ را نشانش داد. نقش معلم در ترغیب و در تنگنانگذاشتن حافظ؛ بهویژه حافظان کودک و نوجوان بسیار اهمیت دارد. ویژگی طبیعی روند حفظ آن است که در ابتدا و
شروع، کمی مشکل مینماید و بعد کمکم بهصورت عادی جلوه میکند. نقش معلم و ترغیب پدرومادر در مراحل اولیه بسیار حیاتی و مؤثر است. آنها میتواند علاقه و استقامت را در حافظ نونهال و نوجوان پدید آورند.
استاد پرهیزگار در این باره میگوید:
یازدهساله بودم که بهپیشنهاد پدرم و تشویق استادْ مروت به جمع حفاظ قرآن پیوستم. در ابتدا علاقه زیادی به حفظ نداشتم و آن را یک کار سخت میدانستم و سعی میکردم پدرم را راضی کنم که از مسئله حفظ بگذرد و بهاصطلاح، دست از سر من بردارد! مخصوصاً وقتی وارد سوره بقره شدیم و یک جزء آن را پشت سر گذاشتیم، دیدم کار مشکل شده و علاوه بر حفظ آیات جدید باید آیات قبلی را نیز نگهداری کنم و این برایم سخت بود؛ ولی پدرم هنوز اصرار بر ادامه حفظ قرآن داشت و من نیز با هر سختی که بود، سوره بقره را حفظ کردم و وقتی وارد سوره آلعمران شدیم، بهتدریج حس کردم که به حفظ قرآن علاقه و انس پیدا کردهام و هرچه جلوتر میرفتیم این علاقه بیشتر میشد؛ بهنحویکه دیگر نمیتوانستم حفظ را رها کنم و از این کار لذت میبردم. در ابتدا جلسه حفظی داشتیم که از جزء سی شروع به حفظ کردیم و من با سایر حفاظ آغاز به حفظ نمودم. این حفاظ را که میدیدم، الهام میگرفتم. وقتی جزء سیام تمام شد، جزء اول را شروع کردیم. آن موقع چهل نفر بودیم؛ ولی کمکم تحلیل رفتند و به آیه پنجاه که رسیدیم، چهار نفر رفتند. به آیه صد که رسیدیم، باز چهار نفر رفتند و وقتی سوره بقره تمام شد، ما پنج نفر ماندیم و مسابقه دادیم. بعدها نیز با همین تعداد به حفظ قرآن ادامه دادیم. بعد از پایان هر جزء مسئولین جلسه مسابقه میگذاشتند و جوایز بزرگی هدیه میکردند که در تشویق ما خیلی مؤثر بود. (1)
راههای پدیدآوردن اشتیاق در این گروه متفاوت است. بخشی از علاقه به قرآن، موهبت الاهی و اکتسابناپذیر است و بخشی دیگر اکتسابی.
موارد اکتسابی را در دو دسته پیش از ولادت و پس از ولادت، بررسی میکنیم.
1) (1) . داوود قاسمی، حافظان نور، ص21.
اسلام به نسل پاک و سالم بسیار اهمیت داده و برای پدیدآوردن آن، حتی به پیش از تولد فرزند نیز توجه کرده است. معصومان(علیهم السلام) درباره گزینش همسر بسیار سفارش کرده و ویژگیهای همسر خوب را برشمردهاند. از مجموع کتابهای نوشتهشده در این زمینه، چنان برمیآید که فرزند علاقهمند به موضوعات معنوی و قرآن، در دامن همسر دیندار، پاکدامن و خوشاخلاق پرورش مییابد. بنابراین، در انتخاب همسر باید به ویژگیهای یاد شده توجه شود.
شرایط مباشرت (همبستری) نیز بر آینده کودک اثرگذار است. سفارش معصومان(علیهم السلام) در این باره در کتابهای ویژه بهتفصیل ذکر شده که مهمترین آنها این است که مباشرت، هنگام حیض، دلهره و اضطراب و بدون وضو و نام خدا تحقق نیابد.
با انتقال نطفه، ارتباط مستقیم مرد با اجزای سلول تخم پایان میپذیرد. بدین سبب، حتی اگر در دام گناه افتد، بر جنین اثر مستقیم نمیگذارد؛ ولی مادر تا پایان بارداری و شیردهی (دو سال و نیم) با کودک ارتباط خونی دارد. براساس تحقیقات و تجارب علمی، غذا، دارو، هیجان و اضطراب، خشم و افکار و حالات روحی، اخلاقی و حتی آهنگ صدای مادر در دوره بارداری بر جنین اثر میگذارد. بنابراین، اگر مادر هنگام بارداری با مسائل معنوی و قرآن انس داشته باشد، بر جنین تأثیر عمیق معنوی مینهد و فرزندی علاقهمند به قرآن و معنویات پدید میآورد.
پیوسته باوضوبودن، آثار و برکات بیشمار دارد. خداوند میفرماید: (إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ) ؛ «خداوند توبهکاران و پاکیزگان را دوست دارد». آنکه وضو دارد، پاکیزه و محبوب خداوند است؛ در نتیجه کارهایش نیز مورد پسند و عنایت حضرت حق قرار میگیرد. بنابراین، مادری که هنگام شیردادن به نوزادش وضو دارد، از نوعی آرامش خاطر و معنویت بهره میبرد و فرزندش را با معنویات و قرآن مأنوس میسازد. تجربه نشان میدهد، مادرانی که هنگام شیردادن باوضویند، فرزندانی بامعنویت و هوش و حافظه مطلوب پرورش میدهند. برای مثال مادرِ شیخ مرتضی انصاری، هرگز او را بیوضو شیر نداد. نتیجه این کار، تربیت فقیهی بزرگ و شیفته قرآن و معنویت بود. این ویژگی در زندگی بیشتر حافظان خردسال مشاهده میشود.
انسان، بهویژه کودک، برای پیشرفت در کارها به تشویقهای معنوی و مادی نیاز دارد. بیان آثار و اهمیت حفظ کتاب خدا در کنار تشویقهای مادی و اعطای جوایز در ایجاد علاقه به قرآن تأثیر بسیار دارد. تشویق حتی برای بزرگسالان نیز لازم است و آنها را به پیشرفت فزونتر وامیدارد. بنابراین، هرگز نباید تصور کرد که کودک در سنی خاص به تشویق نیاز ندارد؛ بهعبارتدیگر، تشویق برای همه لازم است و برای گروهی لازمتر.
خانهها و محیطهایی که از عطر دلانگیز قرآن آکنده است و آهنگ تلاوت قرآن در آن طنین میافکند، عشق و علاقه به قرآن و حفظ آن را در ساکنانش،
فزونی میبخشد. از علل سفارش امامان(علیهم السلام) به قرائت قرآن در خانهها این است که همسر و فرزندان را نیز به خواندن قرآن و حفظ آن تشویق میکند.
حضور در محافل قرآنی نیز از راههای ایجاد علاقه در نونهالان است. اگر پدرومادر خود حافظ قرآن نیستند یا برای ایجاد محیطی قرآنی در خانه فرصت و دانش کافی ندارند، دستکم باید فرزندان خود را به محافل قرآنی ببرند تا کمکم نور قرآن، دلهاشان را روشن و شیفته سازد.
گوشسپردن به نوارهای ترتیل نیز نونهالان را بهسوی قرآن میکشاند. مطالعه زندگی حافظان قرآن، بهویژه نونهالان، نشان میدهد آنان تنها با شنیدن یک نوار قرآن در مسیر قرائت و حفظ کتاب خدا گام نهادند و هرگز کسی درباره فضیلت و آثار حفظ قرآن با آنان سخن نگفته است.
ازدسترفتن حافظه و بالارفتن سن، رابطهای مستقیم دارند. در اوایل بیستسالگی، مغز شروع به ازدستدادن بعضی سلولهای عصبی میکند و بدن، کمتر مواد شیمیایی مورد نیاز مغز برای درست کارکردن را تولید میکند. خوشبختانه، شما کارهای زیادی میتوانید انجام دهید تا این فرایند را کندتر پیش رود. در اینجا به چند نکته اشاره میکنیم تا با رعایت آن بتوانید حافظهتان را تقویت کنید. منبع مطالبی که در ادامه آورده میشود، تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی فارس است.
تحقیقات نشان میدهد، افرادی که رژیمهای غذایی بسیار کمکالری دارند، نهتنها پروسه اطلاعرسانی را بسیار کند انجام میدهند؛ بلکه از دیگر افراد همسن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود میباشند. ازاینرو به خود اهمیت بدهید و رژیمهای غیرموجه را فراموش کنید.
براساس تحقیقات انجامشده درباره عادت غذایی بیش از هشت هزار نفر, استفاده از انواع سسها و غذاهای سویادار باعث کاهش قدرت حافظه میشود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سسها و سویا که گفته میشود ضد سرطان و بیماری قلبی است، دقیقاً عکس این خواص را دارد. بااینحال یک یا دو بار خوردن و کممصرفکردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!
آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنیهای کافئیندار بهعلت دارابودن موادی به نام «تانن» (اسید تانیک) که 75 درصد آهن موجود در بدن را از بین میبرند، مضر میباشند.
امروزه مواد غذایی و نوشیدنی با قند رژیمی (مصنوعی) متداول شده است؛ بهویژه کسانی که میخواهند از چاقی یا بیماریهای قندی جلوگیری کنند، این مواد را بیشتر مصرف میکنند. این امر ممکن است در کاهش وزن شما کمک کند؛ اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز، حافظه درازمدت شما را تخریب میکند. خوشبختانه تأثیرات منفی این مسئله، همیشگی نیست و شما بهراحتی میتوانید با قطع مصرف شیرینیهای مصنوعی، دوباره حافظه خود را اصلاح کنید.
استفاده از یک رژیم غذایی سالم و مناسب، نهتنها برای جسمتان مفید است، بلکه برای مغز و حافظهتان نیز لازم میباشد. طبق نظرات آکادمی عصبشناسی آمریکا، خوردن میوهها و سبزیجاتی که حاوی میزان زیادی آنتیاکسیدان هستند مثل توتها، مرکبات، اسفناج، هویج، کلم بروکلی، گوجهفرنگی و سیبزمینی میتواند مفید باشد.
بهجز میوه و سبزیجات، مواد دیگری مثل کارکامین و همچنین ویتامینهای B مثل نیاکتین و اسیدفولیک نیز در این زمینه کمککننده هستند و احتمال ابتلا به آلزایمر را کاهش میدهند. از ویتامینهای B در بسیاری از عملیات متابولیک بدن استفاده میشود و برای سلامتی عمومی بدن بسیار لازم هستند. درباره مغز دو تا از این ویتامینها اهمیت بیشتری مییابند: ویتامین 12 B و اسیدفولیک.
ویتامین 12 B برای حفظ غلاف میلین (ماده سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب را میپوشاند و باعث میشود که بهدرستی کار کنند).
اسیدفولیک هم ماده بسیار مؤثری برای مغز است که باعث بهتر کارکردن انتقالدهندههای عصبی میشود. اگر میزان اسیدفولیک مغز کاهش یابد، احتمال ازدسترفتن حافظه بیشتر میشود.
ویتامین B بهترین تغذیه حافظه است و میوههایی مثل موز بهترین دوست حافظه هستند؛ زیرا دارای این منبع غنی میباشد.
برخی خوراکیهای توصیهشده
مویز؛ 2. کندر؛ 3. سیب؛ 4. انار؛ 5. عسل؛ 6. پسته؛ 7. بادام؛ 8. خوردن حبوبات، بهویژه عدس و ماش. (1)
1) (1) . سایت دانشگاه علوم پزشکی فارس sums.ac.ir.
برای بهرمندی حافظان عزیز قرآن از توصیههای متخصصان تغذیه، خلاصهای از گفتوگو با دکتر سید علی کشاورز، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و مدیرگروه تغذیه دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران را نقل میکنیم. ایشان معتقدند، تغذیه به روشهای مختلف روی حافظه انسان اثر میگذارد. ماهی به علتداشتن چربی امگا3، گوشت قرمز و گوشت انواع پرندگان بهدلیل داشتن آهن، ویتامین C موجود در میوهها و سبزیجاتی مانند مرکبات، توتفرنگی، گریپفروت، انار، گوجهفرنگی، کلم بروکلی، هویج و سویا بهعلت تأثیر آن در بهبود عملکرد سلولهای عصبی، ویتامینهای گروه B ، بهویژه 6 B و 12 B و تیامین که در مخمر، جوانه گندم، برنج قهوهای، دانه سویا، جوی دوسر، عدس، تخمه آفتابگردان و گردو وجود دارند، روی که منبع آن گوشت، جگر، غلات سبوسدار، محصولات سویا، لوبیای خشک، تخممرغ، پنیر، حبوبات و سبزیجات سبز تیره و زرد است و ید که بر عملکرد غده تیرویید اثر میگذارد، همه از غذاهای مفید برای سیستم مغز و حافظه هستند.
به اثبات رسیده است، افرادی که دچار فقر آهن هستند و کمخونی دارند، دچار عدم تمرکز و کاهش قدرت یادگیری میشوند؛ زیرا در مبتلایان به کمخونی ناشی از فقر آهن، اکسیژن کافی به سلولهای مغزی نمیرسد و همین مسئله باعث ابتلای فرد به عارضه کمحافظگی میشود. آهن بهجز در انواع گوشت در زردآلو، آلو، حبوبات، سویا، تخم کدو و محصولات دریایی بهوفور یافت میشود. البته میزان آهن در گوشت قرمز و گوشت شترمرغ بیشتر است.
برخی بیماریهای داخلی هم میتوانند باعث افت حافظه شوند. مثلاً اختلالات متابولیسمی ید بر حافظه اثر میگذارند. این موضوع بیشتر به فعالیت غده تیرویید بستگی دارد. وقتی فردی دچار اختلالات عملکرد غده تیرویید و متابولیسم ید میشود، باید همزمان با دارودرمانی، غذاهای غنی از ید مثل انواع
ماهی و نمک یددار مصرف کند تا بهبود یابد.
همچنین بهطور کلی، گرسنگی هم بر قدرت حافظه و هم تمرکز اثر منفی دارد. وقتی فردی گرسنه میشود، اگر بهموقع غذا نخورد، قند خونش پایین میآید و تمرکز و قدرت یادگیریاش را از دست میدهد. سوخت منحصربهفرد مغز ما نوعی قند به نام گلوگز است. گلوگز از تجزیه نشاسته سیبزمینی و غلات به دست میآید. وقتی ما بهاندازه کافی غذا نمیخوریم و نشاسته کافی دریافت نمیکنیم، این قند تأمین نمیشود و وقتی سوخت مغز تأمین نشود، فرد بیحوصله است و قدرت تمرکز و یادگیریاش کاهش مییابد. به همین دلیل، مهم است ما حتی اگر اضافهوزن داریم، سه وعده غذاییمان را بخوریم؛ یعنی هیچیک از وعدههای صبحانه، ناهار و شام را حذف نکنیم.
برخی عادتهای غذایی که برای حافظه ما مضر هستند، عبارتاند از مصرف لبنیات همراه با غذاهای آهندار یا قرص آهن و مصرف شیر در وعده نهار و شام. همرا با شام و ناهار حداکثر یک پیاله ماست یا یک لیوان دوغ بخوریم. مصرف چای بعد از غذا نیز جذب آهن و روی را مختل میکند؛ در نتیجه، فرد کمخون میشود. مصرف نوشابههای گازدار همراه غذا نیز همین اثر را دارند.
چاقی و اضافهوزن و لاغری، بهمعنی بدخوری و کمبود مواد مغذی در بدن، هر دو برای حافظه مضرند. داشتن رژیم غذایی متعادل در هر سنی و نظم غذایی میتواند به ما در داشتن حافظهای قوی کمک کند.
بهترین زمانی که مغز میتواند غذای کافی به دست آورد، صبح است. با خوردن صبحانهای که حاوی مواد قندی، غلات و چربیهاست، میتوان عملکرد مغز را در طول روز افزایش داد؛ اما در کل، همه افراد در هر شرایطی لازم است که سه وعده غذایی صبحانه، ناهار و شام را مصرف کنند و حذف هریک از این وعدهها بهضرر حافظه خواهد بود.
انجام کارهایی که شما به آن علاقهمندید مانند خریدن یک شاخه گل, کتاب رمان, ملاقات دوستان قدیمی و... باعث افزایش ترشح هورمون «دوپامین» میشود که احساس خوبی را در شما به وجود میآورد و این افزایش، تأثیر مثبتی بر سلسلهاعصاب و آن بخش از مغز که مسئول حافظه است، دارد.
زنان یا مردانی که در طول روز، بهطور مرتب قدم میزنند، بسیار کمتر دچار فراموشی میشوند. در بررسی علت این امر تحقیقات نشان داده که فعالیت، ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسئول حافظه است، گسترش میدهد.
با یک استراحت خوب مغز میتواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد.
همه ما میدانیم که برای سلامت بدن و تناسب اندام و بدنمان باید ورزش کنیم. اما آیا میدانستید که ورزشکردن باعث تقویت حافظهتان نیز میشود؟
ورزشهای قلبی - عروقی مانع ازدسترفتن حافظه میشود. پزشکان معتقدند، علت تأثیر ورزش بر حافظه آن است که ورزش، گردش خون را در مغز بالا میبرد و نمیگذارد بافتهای عصبی مغز با بالارفتن سن بهسرعت از بین بروند.
دانشمندان و محققان، عواملی مانند رعایت بهداشت، استعمال بوی خوش، مسواکزدن، استنشاقکردن، حجامتکردن و استراحت کافی در بین روز را از
عوامل مؤثر در تقویت حافظه میدانند. همچنین اگر فضای مطالعه از اکسیژن زیادی برخوردار باشد، در بهبود عملکرد مغز و حافظه مؤثر است.
گاه دیده شده است افرادی حافظ قرآن بودهاند؛ ولی پس از مدتی آن را از یاد بردهاند. این امر ممکن است علل مختلفی داشته باشد که در اینجا به برخی از آن امور براساس آموزههای دینی و سخنان و تجربه بزرگان و محققان اشاره میکنیم. برخی از این عوامل عبارتاند از:
بر اساس آموزههای دینی و سیره و روش بزرگان و عالمان دین، احترام و تکریم اهل قرآن و ازآنمیان حافظان قرآن، امری پسندیده و ضروری است. در کشورهای اسلامی، طبیعتاً یکی از معیارهای امتیازات اجتماعی باید براساس تکریم اهل دین و
قرآن و عنایت به مقام رفیع آنان باشد. بر این اساس، لازم است فعالان در عرصههای مختلف دینی، شناسایی و ساماندهی مناسب شوند تا امر توجه به آنان بهخوبی صورت پذیرد. در جمهوری اسلامی ایران، برخی قوانین و مقررات بهمنظور تشویق حافظان و قاریان قرآن وضع شده مانند اعطای مدرک رسمی علمی یا مرخصیهای ویژه به حافظان قرآن کریم و... و در این راستا برای شناسایی و ساماندهی حافظان قرآن، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای را تصویب کرده که در آن، چگونگی ارزیابی و درجات حافظان قرآن بهطور رسمی بیان شده است.
شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 573 مورخ 84/9/8 ضوابط ارزیابی حافظان قرآن کریم را به شرح ذیل تصویب نمود:
ماده یک: بهمنظور ساماندهی و تسهیل خدماترسانی دستگاههای اجرایی کشور به حافظان قرآن کریم، هرسال حداقل یک دوره آزمون تخصصی حفظ قرآن کریم، به شرح مواد این آییننامه، برگزار و به قبولشدگان، مدرک تخصصی حفظ قرآن اعطا میشود.
ماده دو: در این آییننامه، حافظ به کسی اطلاق میشود که توانایی دارد آیات قرآن را بهصورت روان، فصیح و همراه با درک معنای آیات از حفظ بخواند.
ماده سه: مدرک تخصصی حفظ قرآن، در پنج درجه و با عناوین و شرایط زیر اعطا خواهد شد:
حافظ ممتاز قرآن، آشنا با تفسیر و علوم قرآنی با ده سال سابقه تدریس و تربیت حافظان قرآن.
تسلط بر تلاوت مرتل کل قرآن از حفظ، ترجمه آیات و مفردات آن.
تسلط بر خواندن کل قرآن از حفظ، همراه با درک معنای آیات.
تسلط بر خواندن بیست جزء پیوسته قرآن از حفظ، همراه با درک معنای آیات.
تسلط بر خواندن ده جزء پیوسته قرآن از حفظ؛ همراه با درک معنای آیات.
ماده چهار: بهمنظور تصویب ضوابط علمی و دستورالعملهای اجرایی و نظارت بر برگزاری آزمونها، شورایی متشکل از هفت نفر از کارشناسان و متخصصان قرآنی، به شرح ذیل در سازمان تبلیغات اسلامی تشکیل میشود.
سه نفر از استادان برجسته حفظ قرآن (با معرفی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، هرکدام یک نفر).
دو نفر استاد تفسیر و علوم قرآنی، ترجیحاً حافظ قرآن (با معرفی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و مدیریت حوزه علمیه قم، هرکدام یک نفر).
یک نفر حافظ و استاد قرائت قرآن (با معرفی اتحادیه تشکلهای قرآنی کشور).
بالاترین مقام مسئول فعالیتهای قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی (دبیر شورا).
تبصره یک: عضویت اعضای بندهای 1 تا 3 برای مدت سه سال خواهد بود و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.
تبصره دو: رئیس شورا از بین اعضای حافظ قرآن شورا و با رأی آنان برای مدت سه سال انتخاب میشود. مصوبات شورا با امضای رئیس ابلاغ میشود.
تبصره سه: مدرک تخصصی حفظ قرآن با امضای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی صادر خواهد شد.
ماده پنج: دارندگان مدرک تخصصی حفظ قرآن ، از مزایای درجات یک تا پنج هنری ، موضوع مصوبه جلسه 547 شورای عالی انقلاب فرهنگی ، برخوردار خواهند شد.
ماده شش : از ابتدای مهرماه 1385، استفاده از هرگونه مزایای قانونی مربوط به حافظان قرآن در مراکز مختلف کشور، برای متقاضیان جدید، منوط به ارائه مدرک تخصصی حفظ قرآن مندرج در این آیین نامه می باشد.
ماده هفت : این آیین نامه در هفت ماده و سه تبصره در جلسه مورخ 84/9/8 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و برای اجرا به سازمان تبلیغات اسلامی ابلاغ می شود.
در این قسمت مواردی از آیات مشابه قرآن و نکاتی که به نظر می رسد، می تواند برای رفع اشتباه حافظان مؤثر باشد، بیان شده است . نه موارد ذکرشده همه موارد مشابه آیات قرآنی است و نه نکات و رموز گفته شده ، تنها نکات قابل اشاره در این موارد است ؛ بلکه چه بسا حافظان عزیز قرآن با دقت و توجه در این موارد و موارد مشابه دیگر به علائم نکات و رموز دقیق تر و جالب تری دست پیدا کنند.
فقط در سوره حدید، «ما»ی موصول دوم وجود ندارد و در بقیه موارد، همراه با دو «ما»ی موصول است ؛ به صورت (...ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ ...) .
(سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ) (حدید، 1).
(سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ) (حشر، 1).
(سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ) (صف، 1).
(یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ) (جمعه ، 1).
(یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ) (تغابن ، 1).
عبارت (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ ) در سوره فصلت و (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ...) در سوره احقاف می باشد. نشانه و علامتی که در اینجا می تواند راه گشا باشد، این است که در آنجا که با و او عطف آمده ، و او عطف دیگری نیز بعد از آن وجود دارد.
(قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقاقٍ بَعِیدٍ) (فصلت ، 52)
(قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ) (الاحقاف، 10).
«أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ » در آیه 26 سوره کهف و «أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ» در آیه 38 سوره مریم آمده است .
ترکیب «أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ » در چهار مورد به کار رفته . در سه مورد «أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ » ، و فقط یک مورد (آیه 21 کهف) « بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » است .
این ترکیب پنج بار در قرآن به کار رفته است . به ترتیب سور قرآن ، در دو مورد اول یعنی سوره نحل آیه 31 و سوره فرقان آیه 16 «لَهُمْ فِیها ما یَشاؤُنَ » ، در دو مورد بعدی یعنی آیه 34 سوره زمر و آیه 22 سوره شوری «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ » بدون فیها و در مورد آخر یعنی آیه 35 سوره ق «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها» به کار رفته است .
در چهار موضع در قرآن استعمال شده است . دو مورد اول و آخر یعنی آیه 85 سوره حجر و آیه 59 سوره غافر به صورت « لَآتِیَةٌ » و در دو مورد و سط یعنی آیه 15 سوره طه و آیه 7 سوره حج به صورت «آتیة» به کار رفته است .
به جز دو مورد در سوره های انبیا و صاد که سماء به صورت مفرد آمده « وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ ... »، در بقیه موارد در قرآن به صورت جمع سماوات به کار رفته است « وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... ».
در قرآن ، آیه 12 سوره حجر با آیه 200 سوره شعائرا کاملا شبیه هستند و فقط فعل به کاررفته در این دو آیه ، در اولی به صورت مضارع و در دومی به صورت ماضی است . در سوره حجر آمده است (وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ )
(کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ ) و در سوره شعائراء آمده است (فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ کَذلِکَ سَلَکْناهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ ) به نظر می رسد توجه و دقت حافظ به فعل آیه قبل می تواند نشانه و علامتی برای درست خواندن فعل آیه مورد بحث باشد. به این صورت که اگر فعل قبلی ماضی بود، فعل بعدی نیز ماضی خوانده شود و اگر مضارع بود، مضارع خوانده شود.
در دو سوره حجر و یس ، « مِنْ نَبِیٍّ » و در سوره زخرف « مِنْ رَسُولٍ » به کار رفته است .
در همه موارد بعد از « عَلَّمْتَنا »، « تُراباً وَ عِظاماً » به کار رفته جز در سوره قاف آیه سوم که « مِتْنا وَ کُنّا تُراباً » آمده و « عِظاماً » ذکر نشده است .
در مواردی که «أسئلکم من اجر» به کار رفته ، در همه آنها همراه با علیه است ؛ یعنی به صورت « أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ »؛ و لی در مواردی که به صورت فعل ماضی «سالتکم » به کار رفته است ، علیه ندارد و به صورت « سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ » است .
و الذین (معه آمنوا معه )
در همه موارد به صورت « آمَنُوا مَعَهُ » به جز دو مورد در سوره اعراف آیه 64 و 72 که به صورت «معه » آمده است .
در اکثر موارد به صورت « اَلْجِنِّ وَ الْإِنْسِ » آمده است و فقط در آیات ، 112 سوره انعام و 88 اسراء و 5 جن ، به صورت « اَلْإِنْسِ وَ الْجِنِّ » آمده است .
در دو آیه بعد از تضرع ، خفیه آمده و در یک آیه خیفه آمده است .
(قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً ...) (انعام ، 63).
(ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً ...) (اعراف، 55).
(وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً ...) (اعراف، 205).
فقط در دو آیه 64 عنکبوت و آیه 51 اعراف، « لَهْوٌ وَ لَعِبٌ » و در بقیه موارد به صورت « لَعِبٌ وَ لَهْوٌ » به کار رفته است .
(...وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ) (تغابن ، 9).
(...وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّهُ لَهُ رِزْقاً) (طلاق ، 11).
در آیه 9 سوره تغابن ، عبارت « یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ » در مقایسه با آیه 11 سوره طلاق ، اضافه تر است و بقیه آیه تا ابدا یکسان است .
(هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ ... وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَفْقَهُونَ ) .
(یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَعْلَمُونَ ) .
از قاعده ربط حروف می توان انتهای دو آیه رای ازهم متما یز کرد. به حروفی که زیر آنها خط کشیده شده است ، توجه کنید.
(لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اللّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ ) .
(لا یُقاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلاّ ..... تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً ... ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ ) .
درست مانند مورد شماره 17 می باشد.
(لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الْأُولی وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ ) (دخان ، 56).
(فاکِهِینَ بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ ) (طور، 18).
در آیه اول ، «ربهم » ذکر نشده و در آیه دوم «ربهم » دو بار ذکر شده است .
(فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ ) (غافر، 78).
(سُنَّتَ اللّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ ) (غافر، 85).
مبطلون در این آیات قبل از کافرون است و علامت آن می تواند این باشد که مبطلون از ریشه بطل و کافرون از ریشه کفر است و باء در ترتیب حروف مقدم بر کاف است .
(لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ ) (غافر، 57).
(إِنَّ السّاعَةَ لَآتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یُؤْمِنُونَ ) (غافر، 59).
(اللّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَشْکُرُونَ ) (غافر، 6).
در آیه اول ، ازآنجاکه سخن از شناخت عظمت آسمان و زمین است ، به کاربردن علم مناسب است ، ازاین رو فرمود «لا یعلمون ». در آیه دوم ، سخن از قیامت می باشد که از امور غیبی است و باید به آن ایمان داشت ؛ پس فرمود «لایومنون » و آیه سوم ، درباره فضل و نعمت های الهی است و ازاین رو بحث شکر تناسب دارد و فرمود «لایشکرون ».
(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها) (عنکبوت ، 63).
آیه فوق ، تنها آیه ای است در قرآن که به صورت « مِنْ بَعْدِ مَوْتِها » آمده و در دیگر موارد به صورت « بَعْدَ مَوْتِها » آمده است که عبارت اند از بقره ، 164 و 258؛ نحل ، 65؛ روم ، 19 و 24 و 50؛ فاطر، 9؛ الجاثیه ، 5؛ الحدید، 17.
(أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا) (عنکبوت ، 4).
(أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ ...) (جاثیه ، 21).
به رابطه بین حروفی که زیر آنها خط کشیده شده است و اسم سور توجه کنید.
(وَ ما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زِینَتُها وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی ...) (قصص ، 60).
(فَما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی ...) (شوری ، 36).
نکته اول این که در آیه 60 سوره قصص ، « وَ زِینَتُها » آمده است که در آیه سوره شوری وجود ندارد. حافظ قرآن با یادآوری این نکته که در سوره قصص عبارت « فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ » در آیه 79 آمده است ، می تواند رمزگذاری نما ید.
نکته دوم این که «وما اوتیتم » در سوره قصص ، بعد از «وما کان ربک » آمده است و ازاین حیث با «فما اوتیتم » در سوره شوری متما یز می شود.
(وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعی قالَ یا مُوسی ...) (قصص ، 20).
(وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعی قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ) (یس ، 20).
در سوره قصص لفظ «رجل » بلافاصله بعد از «جاء» آمده و در سوره یس ، بین «جاء» و «رجل » فاصله است ، تنها علامتی که می توان در نظر گرفت ، این است که در سوره قصص چند آیه قبل از این آیه لفظ «رجلین » آمده و آن می تواند رمزی برای کنارهم آمدن دو جیم در جاء و رجل باشد.
(إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ) (نمل ،80).
(فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ) (روم ،52).
« إِنَّکَ لا تُسْمِعُ » در سوره نمل ، بعد از «انک علی الحق المبین » در آیه قبل آن آمده و « فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ » در سوره روم ، قبل از « فَانْظُرْ إِلی آثارِ رَحْمَتِ اللّهِ ... » در دو آیه قبل از آن آمده است .
(وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ...) (فرقان ، 53).
(وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ...) (فاطر، 12).
آیه اول، کوتاهتر از آیه دوم است، متناسب با بلندی آیه دوم، زیادتربودن
عبارت «سائغ شرابه» میباشد. همچنین حرف سین در دو کلمه یستوی و سائغ میتواند رمز باشد.
(أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلاً) (فرقان، 43).
(أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللّهُ عَلی عِلْمٍ...) (جاثیه، 23).
حرف فا در هریک از آیات، یک بار آمده است. آن آیهای که فاء در اولش آمده، در ادامه آیه نیامده است و آن آیهای که فاء در اولش نیامده، در ادامه آیه آمده است.
(...فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ .... وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَیْهِ ...) (نور، 6-7)
(وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ ... وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَیْها...) (نور، 8-9).
«الخامسةُ» در آیه 7 مرفوع است؛ زیرا بر «اربعُ شهادات» در آیه 6 عطف شده، و «الخامسةَ» در آیه 9 منصوب است؛ چون بر «اربعَ شهادات» در آیه 8 عطف شده است.
نکته دیگر این است که لفظ «لعنة»، مؤنث است و این لفظ به مذکر «علیه» یعنی زوج برگشته و برعکس، لفظ «غضب» مذکر است و به مؤنث «علیها» یعنی زوجه برگشته است.
(فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ* وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ...) (حج، 50-51).
(لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ* وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ...) (سبأ، 4-5).
(...فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ* وَ الَّذِینَ یَسْعَوْنَ فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ...) (سبأ، 37-38).
این تعبیر در قرآن سه بار به کار رفته است. در دو مرتبه اول، با فعل ماضی «سعوا» و در مرتبه سوم، با فعل مضارع «یسعون». همچنین توجه به تناسب دو حرف نون نیز میتواند راهگشا باشد.
(وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ ... کَذلِکَ سَخَّرْناها لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ) (حج، 36).
(لَنْ یَنالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها ... کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللّهَ ...) (حج، 37).
به تناسب کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است، توجه کنید.
(وَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آیَةً لِلْعالَمِینَ) (انبیا، 91).
(وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ...) (تحریم،12).
برای اینکه بین فیه و فیها اشتباه نشود، میتوانیم از تناسب ضمایر مؤنث بهکاررفته در ادامه آیه در سوره انبیا استفاده کنیم.
(وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ...) (انبیا، 73).
(وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ) (سجده، 24).
(وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ) (قصص، 41).
این تعبیر سه بار به کار رفته است و تنها در سوره سجده «منهم» دارد.
(وَ أَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِینَ) (انبیا، 70).
(فَأَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِینَ) (صافات، 98).
با ارتباطدادن حروف کلمات و نام سورهها از اشتباه جلوگیری میشود.
(ما یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ) (انبیا، 2).
(وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلاّ کانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ) (شعرا، 5).
به تناسب حروف کلمه ربهم و نام سوره انبیا توجه شود.
(وَ مِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ) (ق، 40).
(وَ مِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ) (طور، 49).
ادبار با فتح، جمع دُبُر بهمعنای پشت و عقب است. ادبار السجود یعنی بعد از سجدهها (بعد از نمازها). اما ادبار با کسر، مصدر است و بهمعنای ذهاب و رفتن. ادبار النجوم یعنی رفتن ستارگان. توجه دقیقِ حافظ به معنا در اینجا میتواند اشتباه را برطرف سازد.
(الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَکَ لَکُمْ فِیها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ...) (طه، 53).
(الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَکُمْ فِیها سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ) (زخرف، 10).
در سوره زخرف فعل «جعل» قبل و بعد از این آیه زیاد به کار رفته است. (إِنّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا...) (زخرف، 3) (...جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً...) (زخرف، 10) (...کُلَّها وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ...) (زخرف، 12) (وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً...) (زخرف، 15) به این وسیله میتوان دریافت که در آیه 12 سوره زخرف (وَ جَعَلَ لَکُمْ فِیها سُبُلاً...) آمده است و از اشتباه جلوگیری میشود.
(فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ) (مریم، 37).
(فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ یَوْمٍ أَلِیمٍ) (زخرف، 65).
به حروف اول مشهد و مریم توجه شود.
(وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ ... وَ اتَّخَذُوا آیاتِی وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً) (کهف، 56).
(ذلِکَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما کَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آیاتِی وَ رُسُلِی هُزُواً) (کهف، 106).
برای اینکه بین «ما انذروا» و «رسلی» اشتباه نکنیم، میتوانیم بین «وما انذروا» و «منذرین» در آیه 56 رابطهای را در ذهن بسازیم.
(قُلْ کَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً) (اسراء، 96).
(فَکَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ إِنْ کُنّا عَنْ عِبادَتِکُمْ لَغافِلِینَ) (یونس، 2).
(...قُلْ کَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ) (رعد، 43).
(...هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِیضُونَ فِیهِ کَفی بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ) (احقاف، 8).
(قُلْ کَفی بِاللّهِ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ شَهِیداً یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...) (عنکبوت، 52).
در تمام موارد، «شهید» بر « بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ » مقدم است؛ جز در سوره عنکبوت که «شهید» بعد از « بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ » میباشد.
در تمام موارد، « بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ » است؛ جز در سوره یونس که « بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ » میباشد.
(وَ اللّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفّاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ) (نحل، 70).
(...ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَی الْأَرْضَ هامِدَةً...) (حج، 5).
آیه سوره نحل، مختصر و آیه سوره حج، مفصلتر است و همین میتواند نشانه زیادتربودن «من» برای حافظ تلقی گردد. آیهای که کلماتش زیادتر و مفصلتر است، کلمه بیشتری دارد.
(وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً...) (نحل، 66).
(وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِها وَ لَکُمْ فِیها مَنافِعُ کَثِیرَةٌ...) (مؤمنون، 21).
در آیه اول، وجود کلمات «فرث ودم و لبن» که همگی مذکر هستند، میتواند رمزی برای مذکربودن ضمیر در «بطونه» تلقی گردد و در آیه دوم، «منافع کثیره» که مونث است، میتواند راهنمای مؤنثبودن «بطونها» باشد.
(وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ...) (نحل، 61).
(وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلی ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ...) (فاطر، 45).
در آیهای که اول آن حرف «ضاد» به کار رفته است، در ادامه آن، حرف ضاد وجود ندارد و در آیهای که اول آن حرف «ضاد» وجود ندارد، در ادامه حرف ضاد به کار رفته است؛ یعنی در هیچیک از آیات دو بار حرف ضاد به کار نرفته است.
(فَأَصابَهُمْ سَیِّئاتُ ما عَمِلُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ) (نحل، 34).
(فَأَصابَهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ...) (زمر، 51).
در آیه 34 سوره نحل «ما عَمِلُوا» آمده است و این با آیات قبلی آن (آیه 28 و 32)
که با تعملون تمام شده، تناسب دارد. همچنین در آیه 51 زمر «ما کَسَبُوا» آمده که با «یَکْسِبُونَ » در آیه قبل آن تناسب دارد.
(...تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فِیها ما یَشاؤُنَ کَذلِکَ یَجْزِی اللّهُ الْمُتَّقِینَ) (نحل، 31).
(لَهُمْ فِیها ما یَشاؤُنَ خالِدِینَ کانَ عَلی رَبِّکَ وَعْداً مَسْؤُلاً) (فرقان، 16).
(لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ) (زمر، 34).
(...وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ...) (شوری، 22).
(لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ) (ق، 35).
فقط دو مورد بهصورت « لَهُمْ ما یَشاؤُنَ » آمده و بقیه موارد بهصورت « لَهُمْ ما یَشاؤُنَ » است.
(فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها فَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ) (نحل، 29).
(ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ) (غافر، 76).
نکته اول آنکه آیهای که اضافه فاء در «فادخلوا» دارد، اضافه لام در «فلبئس» هم دارد و آیه دیگر، هیچیک از اضافات را ندارد.
نکته دوم از کجا تشخیص دهیم که کدامیک از دوآیه اضافه فاء دارد؟ پاسخ آن است که آیه 29 سوره نحل اضافه فاء دارد و این مطلب را با بودن فاء در «فالقوا السلم» آیه قبل میتوان به ذهن آورد.
همه مواردی که در قرآن درباره اکل میوهها و انعام به کار رفته، بهصورت «ومنها تاکلون» است؛ بهجز سوره زخرف آیه 73 (لَکُمْ فِیها فاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْها تَأْکُلُونَ) که بدون واو است.
(وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلی یَوْمِ الدِّینِ) (الحجر، 35).
(وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلی یَوْمِ الدِّینِ) (ص، 78).
در آیه اول، اللعنة «ال» دارد و اسم سوره نیز «ال» دارد.
در شش مورد سورههای رعد، 26؛ اسراء، 30؛ روم، 37؛ سبا، 36؛ زمر، 52 و شوری، 12 بهصورت (اللّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ...) آمده است.
در دو مورد سورههای عنکبوت، 62 و سبا، 39 بهصورت (اللّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ...) آمده و در یک مورد قصص، 82 بهصورت (...وَیْکَأَنَّ اللّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ...) بدون «له» آمده است.
(وَ لِلّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً...) (رعد، 15).
(وَ لِلّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ...) (نحل، 49).
(أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ...) (حج، 18).
در سوره رعد، «سماوات و ارض» بدون فاصله با حرف واو عطف شده است؛ مانند «طوعاً و کرها». در سوره نحل، مای موصوله آمده که برای غیرعاقل است و نحل، غیرعاقل است. در سوره حج من موصوله برای عقلا آمده و حج را حاجیان که عقلا هستند، انجام میدهند. این نکات، صرفاً بهشکل رمز و علامت برای رفع اشتباه قابل استفاده است.
این ترکیب چهار بار در قرآن به کار رفته است. سه مرتبه بهصورت « لِأَجَلٍ مُسَمًّی »
در سورههای رعد، 2؛ فاطر، 13؛ و زمر، 5 و تنها یک مرتبه بهصورت « إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی » در لقمان، 29.
(...وَ إِنَّنا لَفِی شَکٍّ مِمّا تَدْعُونا إِلَیْهِ مُرِیبٍ) (هود، 62).
(...وَ إِنّا لَفِی شَکٍّ مِمّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ مُرِیبٍ) (ابراهیم، 9)
اولاً آیهای که در ابتدا «نا» دارد، در ادامه «نا» ندارد و بالعکس.
ثانیاً در سوره هود، «تدعو» مفرد است؛ چون خطاب به حضرت هود است، ولی در سوره ابراهیم، «تدعون» جمع است؛ زیرا خطاب به انبیای الهی است.
(قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ...) (یونس، 31).
(قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللّهُ وَ إِنّا أَوْ إِیّاکُمْ لَعَلی هُدیً...) (سبا، 24).
کلمه سماء در آیه 31 سوره یونس مفرد آمده است و این با آیه 24 این سوره که در آن (...کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ...) نیز سماء مفرد آمده، تناسب دارد. همچنین جمعبودن سماوات در آیه 24 سبا با جمعبودن آن در آیه 22 همان سوره (...لا یَمْلِکُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ...) تناسب دارد.
(فَلَمّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ...) (یونس، 23).
(...فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ) (عنکبوت، 65).
(...فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ...) (لقمان، 32).
هرگاه نجات بهسوی خشکی «البر» آمده، بهصورت «نجاهم» آمده است، نه «انجاهم».
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی فارسی، تهران، نشرنی، 1379.
باقری بیدهندی، ناصر، دانشوران روشندل، قم، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، 1387.
جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیع، تهران، حکمت، 1390.
حجتی، سید محمدباقر، پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجم 1368.
خوشمنش، ابوالفضل، حمل قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388.
خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، نشر امید، 1416 ق.
روحانی، محمود، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1366.
زرقانی، عبدالعظیم، مناهل العرفان، ترجمه محسن آرمین، پژوهشگاه علوم انسانی، چاپ اول، 1385.
زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، سازمان تبلیغات اسلامی، 1404ق.
ساعی، سید مهدی، بهسوی محبوب، قم، نشر شفق، چاپ پنجم، 1386.
سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهاردهم، 1377.
سیوطی، جلالالدین، الاتقان، مصر، المکتبة التوفیقیة، چاپ دوم،1404 ق.
---------- ، درّ المنثور، لبنان: دارالفکر، 1414ق.
سید بن طاووس، کشف المحجه، ترجمه اسدالله مبشری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1368.
شریعتی، محمد تقی، تفسیر نوین، تهران، مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1384.
شیخ طوسی، استبصار، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1413ق.
شهید اول، غایه المراد فی شرح نکت الارشاد، مشهد، آستان قدس رضوی، 1390.
شهید ثانی، منیة المرید، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ اول، 1368.
طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی، چاپ نهم، 1430ق.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، چاپ دوم، 1408ق.
----------- ، جوامع الجامع، بیروت، دارالمعرفة، چاپ دوم، 1408ق.
عبدالرحمن، جمال، الایقاظ لتذکیر الحفاظ، [بینا]، چاپ چهارم، 1425ق.
عسکری، سید مرتضی، القرآن الکریم و روایات المدرستین، دانشکده اصول دین، چاپ دوم، 1382.
عاملی، سید جعفر مرتضی، پژوهشی نو درباره قرآن کریم، تهران، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، 1374.
قاسم احمد، مریم، نگاهی به زندگانی قاریان مشهور قرآن کریم، تهران، [بینا]، چاپ اول، 1374.
کاشفی هروی، الرسالة العلیه فی الاحادیث النبویه، تصحیح جلالالدین ارموی، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1362.
کلینی، محمد یعقوب، اصول کافی، تهران، اسوه، چاپ چهارم، 1379.
کاشانی، ملا فتحالله، تفسیر منهجالصادقین، تهران، اسلامیه، 1378.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403ق.
مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، 1368.
معرفت، محمدهادی، التمهیدفی علوم القرآن، قم، انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1416ق.
متقی هندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
محدث نوری، میزراحسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آلالبیت لاحیاءالتراث، 1408ق.
محیسن، محمد سالم، معجم حفاظ القرآن عبر التاریخ، دارالجیل، 1412ق.
مجله پیام قرآن، پیششماره 6، شهریور 72.
مدرس، محمدباقر، ستارههای فضیلت، تهران، [بینا]، 1380.
مدرس تبریزی، ریحانة الادب، تهران، انتشارات خیام، 1369.
قاسمی، داوود، حافظان نور، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی فکرت، 1378.
سایت اندیشه قم، بخش حفظ قرآن.
سایت سلامت، دانشکاه علوم پزشکی.