ghaemiyeh.com
سرشناسه:عمراف، نصیبالله، ۱۳۴۸ -
عنوان و نام پدیدآور:آشنایی با فقه شافعی/نصیبالله عمراف
مشخصات نشر:قم : مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۲۷۰ ص.
فروست:مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)؛۷۹۹. مجتمع عالی مذاهب واحد گرگان.
شابک:۱۲۵۰۰۰ ریال:978-964-195-877-2 ؛ ۱۳۰۰۰۰ ریال(چاپ دوم) ؛ ۱۳۰۰۰۰ ریال (چاپ سوم)
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:چاپ دوم : ۱۳۹۴ .
یادداشت:چاپ سوم : ۱۳۹۵.
یادداشت:کتابنامه: ص. [۲۶۹]-۲۷۰.
موضوع:فقه شافعی -- رساله عملیه
موضوع:فقه شافعی -- پرسشها و پاسخها
شناسه افزوده:جامعة المصطفی(ص) العالمیة. مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)
رده بندی کنگره:BP۱۷۷/۸/ع۸۴آ۵ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۳۳۳
شماره کتابشناسی ملی:۳۵۴۴۰۹۸
بسم الله الرحمن الرحیم
آشنایی با فقه شافعی
نصیبالله عمراف
تحولات اجتماعی و مقتضیات نوپدید دانشها و پدیدآمدن دانشهای نو،نیازهایی را به وجود آورده که پاسخگویی به آن،ایجاد رشتههای تحصیلی جدید و تربیت چهرههای متخصص را ضروری مینماید.ازاینرو کتابهای آموزشی نیز باید با توجه به این دگرگونیها تألیف شود.
جهانیشدن و گسترش سلطه فرهنگیغرب در سایه رسانههای فرهنگی و ارتباطی اقتضا دارد که دانشپژوهان و علاقهمندان به این مباحث،با اندیشههای بلند و ارزشهای متعالی آشنا شوند و این مهم با ایجاد رشتههای تخصصی،تولید متون جدید و غنی،گسترش دامنه آموزشو تربیت سازمانیافته دانشجویان به سرانجام خواهد رسید.این فرایند گاه در پرداختن به مباحث بنیادین و تدوین متون تخصصی تعریف میشود و گاه در نگارش بحثهای علمی،اما نهچندان پیچیده و تخصصی به ظهور میرسد.
از طرفی بالندگی مراکز آموزشی در گرو نظام آموزشی منسجم،قانونمند و پویاست.بازنگری در متنها و شیوههای آموزشی و بهروز کردن آنها نیز این انسجام و پویایی و در نتیجه نشاط علمی مراکز آموزشی را در پی دارد.
در این بستر،حوزههای علوم دینی به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی،سالیانی است که در اندیشه اصلاح ساختار آموزشی و بازنگری متون درسیاند.
«جامعة المصطفی صلی الله علیه و آله العالمیة»به عنوان بخشی از این مجموعه که رسالت بزرگ تعلیم و تربیت طلاب غیر ایرانی را بر عهده دارد،تألیف متون درسی مناسب را سرلوحه تلاش خود قرار داده و تدوین و نشر متون درسی در موضوعات گوناگون علوم دینی،حاصل این فرایند است.
«مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله»با قدردانی و سپاس از فاضل ارجمند جناب آقای نصیبالله عمراف مؤلف کتاب آشنایی با فقه شافعی و تمام عزیزانی که در تولید این اثر همیاری و همفکری داشتهاند, آن را به جویندگان فرهنگ و اندیشه ناب اسلامی تقدیم میکند.
مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله
پیشگفتار 7
درس اول:جایگاه احکام در اسلام 7
درآمد 7
علم فقه 7
امام شافعی رحمه الله در یک نگاه 7
درس دوم:اقسام حکم و راه به دست آوردن آن 7
تقسیم احکام 7
راه بدست آوردن احکام 7
تقلید 7
شرایط اجتهاد 7
درس سوم:شرایط مجتهد و مسائل تکلیف 7
شرایط عمومی 7
شرائط اساسی 7
شرائط تکمیلی 7
مکلّف کیست؟7
سنّ بلوغ 7
درس چهارم:طهارت 7
درآمد 7
طهارت 7
نجاسات 7
احکام ادرار و مدفوع 7
مذی و ودی 7
احکام خون 7
درس پنجم:احکام نجاست 7
مردار 7
قیء،قیح،آب قروح و علقه 7
خمر و نبیذ 7
سگ و خوک 7
شیر حیوانات 7
چگونه چیز پاکی نجس میشود؟7
درس ششم:مطهرات(1)7
اقسام مطهّرات 7
اقسام آب 7
انواع آب مطلق 7
انواع آب طاهر غیر مطهر 7
انواع آب غیر طاهر 7
درس هفتم:مطهرات(2)7
وسیله دوم:خاک 7
وسیله سوم:استحاله 7
وسیله چهارم:سنگ 7
درس هشتم:اقسام نجاست 7
اقسام نجاست 7
کیفیت از بین بردن نجاست 7
حکم تطهیر نجاست 7
تقسیم دیگر 7
درس نهم:استنجا و آداب آن 7
درآمد 7
احکام استنجا 7
درس دهم:وضو(1)7
درآمد 7
شرائط صحت وضو 7
فرضهای وضو 7
درس یازدهم:وضو(2)7
سنتهای وضو 7
مکروهات وضو 7
درس دوازدهم:وضو(3)7
نواقض وضو 7
کارهای ممنوعه برای شخص بیوضو 7
درس سیزدهم:غسل(1)7
درآمد 7
اقسام غسل 7
غسل جنابت 7
درس چهاردهم:غسل(2)7
انجام غسل 7
واجبات غسل 7
سنتهای غسل 7
درس پانزدهم:غسل(3)7
مکروهات غسل 7
کارهای ممنوعه برای شخص جُنُب 7
غسلهای مستحب 7
درس شانزدهم:تیمم(1)7
درآمد 7
موجبات تیمم 7
احکام نبود آب 7
تیمم به سبب مریضی 7
درس هفدهم:تیمم(2)7
شرائط صحت تیمم 7
فرائض تیمم 7
درس هجدهم:تیمم(3)7
سنتهای تیمم 7
مکروهات تیمم 7
باطلکنندههای تیمم 7
برخی از احکام تیمم 7
درس نوزدهم:مسح بر خفین 7
درآمد 7
شرائط صحت مسح 7
کیفیت مسح 7
مدت مسح 7
باطلکنندههای مسح 7
درس بیستم:نماز(1)7
معنای نماز 7
اهمیت نماز 7
حکمت و اسرار نماز 7
اقسام نماز 7
نمودار 1:اقسام نمازهای واجبه 7
نمودار 2:اقسام نمازهای نافله 7
درس بیست و یکم:نماز(2)7
نماز برای چه کسانی واجب است؟7
وقتنمازهای یومیه 7
وقت نماز صبح 7
وقت نماز ظهر 7
وقت نماز عصر 7
وقت نماز مغرب 7
وقت نماز عشاء 7
برخی احکام وقت نماز 7
وقتهای مکروهه 7
اداء،قضاء و اعاده 7
درس بیست و دوم:لباس نمازگزار 7
حکم پوشش و مقدار آن 7
برخی احکام لباس نمازگزار 7
درس بیست و سوم:قبله و مکان نمازگزار 7
قبله 7
مکان نمازگزار 7
درس بیست و چهارم:اذان و اقامه 7
احکام اذان 7
احکام اقامه 7
درس بیست و پنجم:واجبات نماز(1)7
احکام واجبات نماز 7
قیام 7
نیت 121
تکبیرة الاحرام 7
خواندن سوره حمد 7
درس بیست و ششم:واجبات نماز(2)7
رکوع 7
سجود 7
نشستن بین دو سجده 7
درس بیست و هفتم:واجبات نماز(3)7
نشستن پایانی(قعده آخر)7
تشهّد 7
صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از تشهد اخیر 7
سلام دادن 7
ترتیب 7
درس بیست و هشتم:مبطلات نماز 7
احکام مبطلات نماز 7
بیوضویی در نماز 7
مکروهات نماز 7
درس بیست و نهم:قضای نماز و سجده سهو 7
قضای نمازهای فوتشده 7
سجده سهو 7
درس سیام:سجده تلاوت و سجده شکر 7
سجده تلاوت 7
سجده شکر 7
درس سی و یکم:نماز جماعت(1)7
حکم نماز جماعت 7
نیت نماز جماعت 7
اولویت در امامت 7
صف و مکان نماز جماعت 7
درس سی و دوم:نماز جماعت(2)7
اقتدا و احکام آن 7
اقتدای صحیح 7
اقتدای غیر صحیح 7
درس سی و سوم:نماز جمعه 7
حکم نماز جمعه 7
شرائط نماز جمعه 7
شرط اول:آبادی.7
شرط دوم:جماعت.7
شرط سوم:وقت 7
شرط چهارم:خطبه 7
سنتهای نماز جمعه 7
سنتهای روز جمعه 7
درس سی و چهارم:نمازمریض و مسافر 7
نماز مریض 7
نماز مسافر 7
جمع صلاتین 7
درس سی و پنجم:نمازهای مستحب 7
نمازهای تطوع 7
نمازهای سنت یومیه 7
نماز وتر 7
برخی نمازهای سنت راتبه و غیر راتبه 7
درس سی و ششم:نماز عیدین 7
حکم نماز عیدین 7
کیفیت خواندن نماز عیدین 7
تکبیرات عیدین 7
درس سی و هفتم:جنازه و احکام آن(1)7
احکام کلی 7
غسل میت و احکام آن 7
تکفین و احکام آن 7
درس سی و هشتم:جنازه و احکام آن(2)7
احکام تشییع جنازه 7
احکام نماز میت 7
دفن میت 7
احکام شهید 7
درس سی و نهم:روزه(1)7
تعریف روزه 7
اقسام روزه 7
روزههای واجب 7
روزههای مستحب 7
روزههای مکروه 7
برخی از روزههای حرام 7
نیت روزه 7
درس چهلم:روزه(2)7
مبطلات روزه 7
احکام مبطلات روزه 7
خوردن آشامیدن 7
قی کردن 7
آمیزش 7
استمناء 7
حیض و نفاس 7
جنون ارتداد 7
چند نکته 7
درس چهل و یکم:روزه(3)7
آداب روزه 7
تعجیل افطار 7
سحری نمودن 7
تأخیر سحری 7
ترک سخنان ناپسند 7
غسل جنابت قبل از طلوع فجر 7
دعای هنگام افطار 7
افطاری دادن 7
صدقه دادن 7
مکروهات روزه 7
درس چهل و دوم:روزه(4)7
قضا و کفاره 7
روزه قضا 7
کفاره روزه 7
موجب کفاره 7
کفاره به چه کسی واجب میشود؟7
احکام قضا 7
روزه مسافر 7
زکات فطره 7
مقدار زکات فطره 7
جنس زکات فطره 7
وقت پرداخت زکات فطره 7
درس چهل و سوم:زکات 7
معنای زکات و حکم آن 7
انواع زکات 7
شرایط وجوب پرداخت زکات 7
درس چهل و چهارم:نصاب زکات(1)7
نصاب چیست؟7
نصاب چهارپایان 7
نصاب شتر 7
نصاب گاو 7
نصاب گوسفند 7
برخی احکام زکات چهارپایان 7
درس چهل و پنجم:نصاب زکات(2)7
نصاب طلا و نقره 7
نصاب حبوبات و دانهها 7
نصاب میوهها 7
نصاب کالاهای تجاری 7
نصاب معدن و رکاز 7
درس چهل و ششم:مصرفکنندگان زکات 7
مستحقین زکات 7
فقیر 7
مسکین 7
عامل زکات 7
مؤلفه القلوب 7
مکاتب 7
غارم 7
سبیل الله 7
ابن سبیل 7
نکته مهم 7
کیفیت توزیع زکات 7
درس چهل و هفتم:امر به معروف و نهی از منکر(1)7
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر 7
تعریف معروف و منکر 7
ارکان امر به معروف و نهی از منکر 7
شرایط امر به معروف و نهی از منکر 7
شرایط محتسب 7
شرایط محتسب علیه 7
شرایط محتسب فیه 7
شرایط احتساب 7
درس چهل و هشتم:امر به معروف و نهی از منکر(2)7
مراتب امر به معروف و نهی از منکر 7
مرتبه اول:شناخت منکر 7
مرتبه دوم:شناساندن منکر 7
مرتبه سوم:موعظه،نصیحت و انذار 7
مرتبه چهارم:امر و نهی خشن 7
مرتبه پنجم:اقدام عملی و تغییر فیزیکی 7
آداب امر به معروف و نهی از منکر 7
برخی احکام امر به معروف و نهی از منکر 7
درس چهل و نهم:جهاد و دفاع 7
جهاد 7
دفاع 7
اقسام دفاع 7
درس پنجاهم:احکام خوردن و آشامیدن(1)7
درآمد 7
انواع خوراکیها 7
احکام خوراکیها 7
حیوانات حلالگوشت 7
حیوانات حرامگوشت 7
درس پنجاه و یکم:احکام خوردن و آشامیدن(2)7
انواع آشامیدنیها 7
احکام آشامیدن مسکرات 7
برخی استثناءات 7
درس پنجاه و دوم:احکام خوردن و آشامیدن(3)7
آداب غذا خوردن 7
مستحبات غذا خوردن 7
مکروهات غذا خوردن 7
آداب آب نوشیدن 7
مستحبات آب نوشیدن 7
مکروهات آب نوشیدن 7
درس پنجاه و سوم:محرم و نامحرم 7
درآمد 7
محرم و نامحرم 7
افرادی که بر پسرها و مردان محرمند 7
افرادی که بر دخترها و زنان محرمند 7
نگاه به دیگران و احکام آن 7
درس پنجاه و چهارم:احکام ازدواج 7
درآمد 7
حکم ازدواج 7
همسر شایسته 7
همسر ناشایسته 7
ارکان ازدواج 7
عقد ازدواج 7
منابع و مآخذ 7
دانش فقه از مهم ترین و اصیل ترین دانش های معارف اسلامی است که نخستین ظهور این علم همزمان با ظهور اسلام می باشد.موضوع این علم که احکام شرعی است در زندگی هر مسلمانی از اهمیت بالایی برخوردار است؛چرا که هیچ عملی از اعمال انسان بدون حکم شرعی نیست و بنابر این،در معارف اسلامی که بر مبنای گزاره های وحیانی و سماوی شکل گرفته است،در مورد هر گونه عمل انسان در هر زمینه نظر خاصی ارائه شده است.
با توجه به تاریخ دانش فقه و دوره ها و مراحل شکل گیری این علم-چه در بعد استخراج اصول و قواعد فقهی و چه در بعد استخراج فروعات و مسائل فقهی-که فقهای مذاهب مختلف اسلامی در حقیقت نقش بی بدیل داشته اند و در پی ریزی تمدن بزرگ اسلامی سهم به سزایی ایفا نموده اند،از ابتدا مسائل و فروعات فقهی را در محور های خاص و جداگانه قرار داده،برای جامعه اسلامی این علم را در بسته های منظم و مشخصی تقدیم نموده اند.
مسایل عبادی که تحت عنوان«فقه عبادات»یاد می شود،یکی از محورهای مهم و مورد توجه هر فرد مسلمان بوده و هست.دانستن مسایل مربوط به عبادات از آن جا اهمیت بیشتر پیدا می کند،که مضافا بر ضرورت انجام صحیح عبادات و مراعات تمام شرائط و لوازمات آن،در تحکیم باورها و اعتقادات انسان
تأثیر مستقیم داشته و همزمان در رشد ملکات اخلاقی و تثبیت رفتارهای ارزشی نقش بی بدیل دارد.این جاست که در حوزه های علوم دینی از دوران قدیم تا به امروز درس فقه اسلامی از جایگاه ارزنده ای برخوردار بوده و برای هر دانش پژوه علوم اسلامی لازم و ضروری است که در این زمینه مراحل و پایه های مشخص و نعریف شده را بگذراند تا برای خویش و برای دیگران در صحیح انجام دادن امور عبادی نقش تربیتی و آموزشی داشته باشد.
کتاب«آشنایی با فقه شافعی»که برای دانش پژوهان دوره تمهیدی مجتمع عالی مذاهب واحد گرگان تهیه و تدوین شده است،به عنوان نخستین متن آموزشی در زمینه فقه اسلامی با گرایش مذهب فقهی شافعی برای فراگیران شافعی مذهب می باشد.
مطالب این نوشتار از منابع معتبر فقه مذهب شافعی همچون«الرسائل»امام شافعی،«الوجیز فی الفقه الشافعی»و«احیاء علوم الدین»امام محمد غزالی،«الفقه المنهجی»دکتر مصطفی الخن و دیگران و یا منابع فقه مقارن مثل«بدایة المجتهد»امام ابن رشد قرطبی،«الفقه علی المذاهب الأربعة»شیخ عبدالرحمن الجزیری،«فقه السنة»سید سابق برگرفته و تنظیم شده است.
با توجه به سرفصل های دوره تمهیدی در این کتاب سعی بر آن بوده است که بیشتر مسائل اولیه و به اصطلاح«احکام مبتلی به»ارائه شود.از این رو این نوشتار ضمن پنجاه و پنج درس حاوی ابواب زیر می باشد:
1.مباحث کلی علم فقه
2.احکام طهارت و نجاست
3.وضوء،غسل و تیمم
4.نماز
5.روزه
6.زکات
7.امر به معروف و نهی از منکر
8.جهاد و دفاع
9.احکام خوردن و آشامیدن
10.احکام ازدواج
لازم به ذکر است جهت سهولت فراکیری مطالب این کتاب درس بندی شده و در پایان هر درس چکیده و خلاصه درس ارائه و همچنین سؤالات و پرسش هایی جهت تسهیل فرایند یادگیری طرح شده است.
در پایان چند نکته لازم را به اساتید محترم این درس که این کتاب را تدریس خواهند کرد،یادآور می شوم:
-مسائلی که در این نوشتار مطرح شده است،بیشتر موارد مبتلی به و روزمره فرد مسلمان مد نظر بوده است و در حقیقت محتوای این کتاب نخستین گام در آشنایی با فقه شافعی برای دانش پژوه محسوب می شود.
-در تفهیم برخی از اصطلاحات حتما از فرهنگ اصطلاحات فقهی بهره برداری شود.
-برای دروسی که بیشتر جنبه عملی دارند،حد اقل دو برابر ساعت نظری،ساعت عملی منظور گردد.
در پایان از همه عزیزان فرهیخته که جهت تکمیل و ارتقای این کتاب از رهنمودهای سازنده خویش این جانب را بهرمند خواهند نمود،پیشاپیش تقدیر و تشکر دارم.
والحمد لله رب العالمین...
نصیب الله عمراف
گرگان/اول رجب 1434
22 اردیبهشت 1392
یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (سوره مجادله/11)
خدا[رتبه]کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانشمندند[برحسب]درجات بلند گرداند،و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
درآمد
اسلام،آخرین و کاملترین دینی است که همه برنامههای آن،مطابق فطرت و مصلحت انسانهاست.سعادت انسانها زمانی تأمین خواهد شد که برنامههای اسلام درست و به طور کامل اجرا گردد.جامعهای که در آن قوانین اسلام اجرا شود،جامعه ایدهآل خواهد بود.
«احکام»یکی از پایههای اصلی و اساسی مقررات و قوانین انسانساز اسلام است،زیرا برنامههای عالیه اسلام عبارت است از:
معارف اعتقادی که آن را«اصول دین»گویند؛
دستورات عملی که«فروع دین»یا«احکام»نامیده میشود؛
مسائل روانی و رفتاری که«اخلاق»نام دارد.
اصول دین:برنامههایی است مربوط به سالمسازی فکر و اعتقاد انسان،که
باید آنها را از روی دلیل(اگرچه دلیل ساده باشد!)پذیرفته و معتقِد باشد.و چون این دسته از برنامههای اسلام،امور اعتقادی است و محتاج به یقین میباشد،پیروی از دیگران(تقلید)در آنها راه ندارد.
فروع دین یا احکام:برنامههای عملی است که وظیفه انسانها را نسبت به کارهایی که باید انجام دهند و یا از آن دوری جویند،مشخص میکند.
اخلاق:برنامههایی در رابطه با پرورش روح و سلامت روان آدمی است که روش و متُد تقویت صفات پسندیده-مانند عدالت،سخاوت،شجاعت،عزّت و...-در نهاد انسانها و مبارزه با صفات ناپسند و زشت-مانند حسد،بخل،نفاق و...-را بیان میکند.
موضوع این نوشتار،احکام میباشد که مسائل مورد نیاز اولیهمطابق با فقه شافعی،طرح و بررسی شده است.
با توجه به اهمیت احکام و جایگاه ممتاز آن در برنامههای انسانساز دین مبین اسلام،علم مخصوصی برای آن تعلق گرفته است که به آن«علم فقه»گویند.این علم از جمله گستردهترین علوم اسلامی به شمار میرود و از جهت تاریخی،قدیمیترین علم اسلامی شناخته شده است.این علم همواره مورد توجه مسلمانان بوده و در طول دوازده قرن تا کنون بدون هیچ توقفی حوزههای تدریسی فقهی برقرار بوده و هست.از این رو،فقهاء و دانشمندان بیشماری در این علم پدید آمدهاند و کتابهای فراوانی در این زمینه نوشته شده است.
مسائلی که در علم فقه طرح و بررسی شدهاند،شامل همه شئون زندگی بشر میشوند.به عبارت دیگر،کلیه مسائلی که امروز در جهان تحت عنوان«حقوق»طرح میشوند-همچون حقوق اساسی،حقوق مدنی،حقوق خانوادگی،حقوق جزایی،حقوق اداری،حقوق سیاسی و...-در باب های مختلف فقه اسلامی تحت عنوانهای گوناگون
و پراکنده طرح و بررسی شدهاند.البته،علاوه بر این مسائل،مسائل عبادی نیز در فقه اسلامی جای داده شده است،که در علوم حقوقی معاصر این مسائل مطرح نشدهاند.
از آنجا که در این نوشتار،مسائل اولیه فقهی مورد نیاز را طبق مذهب شافعی
طرح و بررسی خواهیم کرد،لازم دانستیم که در باره شخصیت امام شافعی رحمه الله به طور اجمال معلوماتی را ارائه نماییم.
نام او«محمد»و نام پدرش«ادریس بن عباس»و نام مادرش«فاطمه»بود.او در 30 رجب سال 150 هجری قمری در حوالی شهر«غزه»فلسطین به دنیا آمد.
خانواده او چند سال قبل از تولد او از شهر خویش«مکه»برای کسب و تجارت به دیار فلسطین کوچ کرده بودند و پس از فوت پدر،محمد همراه مادرش به مکه بازگشت.
ایشان از دوران کودکی به تحصیل علوم و فراگیری فنون زمان خویش پرداخت و حدودا پس از سی سال تلاش و کوشش فراوان و مسافرتهای زیاد،توانست به مرحله عالی فقاهت که همان اجتهاد مطلق باشد،دست یابد و در تاریخ فقه و معارف اسلامی نام ایشان در شمار از شخصیتهای کمنظیر ثبت شود.
مهمترین اساتید ایشان عبارتند از:
مسلم بن خالد زنجی(در شهر مکه)؛مام مالک(ره)(در شهر مدینه)؛حیی بن حسان(در یمن)؛حمد بن حسن(در بغداد)؛کیع بن جراح(در کوفه).
برخی از شاگردان برجسته و معروف ایشان:
امام احمد بن حنبل(ره)؛شیخ ابوبکر حمیدی؛حسن صابغ زعفرانی؛اسماعیل بن یحیی مزنی.
از جمله آثار مهمه ایشان میتوان به کتاب«الأمّ»در فقه و کتاب«الرسالة»در علم اصول فقه اشاره نمود.
ایشان در سال 204 ه.ق.در منطقه قرافه مصر از دنیا درگذشت.
1.«احکام»یکی از پایههای اصلی و اساسی مقررات و قوانین انسانساز اسلام است.
2.برنامههای عالیه اسلام عبارت است از:اصول دین،فروع دین و اخلاق.
3.بنابر اهمیت احکام و جایگاه ممتاز آن در برنامههای انسانساز اسلام،علم مخصوصی برای آن تعلق گرفته است که به آن«علم فقه»گویند.
4.مسائلی که در علم فقه طرح و بررسی شدهاند،شامل همه شئون زندگی بشر میشوند.
5.پیشوای بزرگ مذهب شافعی،امام محمد بن ادریس شافعی مطلبی(رحمه الله)سال 150 ه.ق.در حوالی شهر غزه فلسطین متولد شد و پس از گذراندن عمر پربرکت خویش،سال 204 ه.ق.در کشور مصر دیده از چهان بست.
1.برنامههای اسلام بر چند دسته تقسیم سدهاست؟
2.چه نوع برنامههایی در اصول دین گنجانده شده است؟
3.برنامههای عملی اسلام را چه مینامند؟
4.پنج نمونه از برنامههای عملی اسلام را نام ببرید.
5.اخلاق در چه زمینهای گفتگو میکند؟
6.علمی که مربوط به احکام اسلامی میشود چه نام دارد؟چرا این علم پدید آمده است؟
7.علم فقه در خود چه مسائلی را جای داده است؟
8.شرح حال امام شافعی(ره)را اجمالاً بیان کنید.
وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ (سوره توبه/122)
و شایسته نیست مؤمنان همگی[برای جهاد]کوچ کنند.پس چرا از هر فرقهای از آنان،دستهای کوچ نمیکنند تا[دستهای بمانند و]در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را-وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند-باشد که آنان[از کیفر الهی]بترسند.
هر کاری که انسان انجام میدهد،در اسلام دارای حکم خاصی است که عبارت است از:
1.واجب:عملی که انجام آن لازم است و ترک آن عذاب دارد؛مانند نماز و روزه.
2.حرام:عملی که ترک آن لازم است و انجامش عذاب دارد؛مانند دروغ و ظلم.
3.مستحب:عملی که انجام آن نیکو است و ثواب دارد،ولی ترک آن عذاب ندارد؛مانند نماز شب و صدقه.
4.مکروه:عملی که ترک آن نیکو است و ثواب دارد،ولی انجامش عذاب ندارد؛مانند فوت کردن به غذا و خوردن غذای داغ.
5.مباح:عملی که انجام و ترک آن مساوی است،نه عذابی دارد و نه ثوابی؛مانند راه رفتن و نشستن. (1)
معمولاً برای آگاهی از حکمی و قبول آن،دو راه وجود دارد:
1.تقلید:شنیدن از کسی یا دیدن در کتاب کسی و قبول آن بدون درخواست دلیل؛مانند عامه مردم که به محض شنیدن از اهل فن و علمای اهل فتوا که به محض دیدن مطالبی در کتب معتبر،آن را قبول مینمایند و دلیلی درخواست نمیکنند.
2.اجتهاد:بکارگیری نهایت تلاش و کوشش مجتهد در راه بدست آوردن احکام شرعی از طریق استنباط.
تقلید به معنای«پیروی کردن و دنبالهروی»است و در اصطلاح فقهی عبارت است از پیروی مجتهد در مسائل فقهی بدون درخواست دلیل و حجت.
کسی که مجتهد نیست و احکام الهی را از منابع شرعی نمیتواند استخراج نماید،باید از مجتهد تقلید و پیروی کند. (2)
وظیفه اکثر مردم در احکام دین،تقلید است،چون افراد کمی هستند که بتوانند در احکام اجتهاد کنند. (3)
مجتهد کسی است که توانایی استخراج احکام از منابع آن را دارد.
مجتهدی که انسان از او تقلید میکند،باید دارای شرایط عمومی،اساسی و تکمیلی اجتهاد باشد. (4)
شرایط عمومی اجتهاد:و آن عبارت است از:
1.بلوغ؛
2.عقل؛
3.تیزهوشی«فطانت»؛
4.ایمان.
شرایط اساسی اجتهاد:عبارتند از شرائطی که باید جهت استنباط احکام در مجتهد تحقق یابد به نحوی که با نبود و فقدان یکی از آنها،مجتهد از اهلیت اجتهاد ساقط گردد.این شرائط عبارتند از:
1.معرفت و آگاهی به زبان و ادبیات عرب؛
2.معرفت و آگاهی به قرآن کریم؛
3.معرفت و آگاهی به سنت نبوی؛
4.معرفت و آگاهی به علم اصول فقه؛
5.فهم مقاصد شارع؛
6.آشنایی با قواعد فقهی؛
7.وجود استعداد ذاتی.
شرایط تکمیلی اجتهاد:شرائطی هستند که وجود ملکه اجتهاد بستگی به آنها ندارد و شخص میتواند بدون آنها به درجه اجتهاد برسد،ولی به جهت اینکه مجتهد در استنباط احکام به کمال برسد،وجود این شرائط لازم است:
1.مورد اجتهاد فاقد دلیل قطعی باشد؛
2.آگاهی به موارد اختلاف فقها؛
3.آشنایی با عرف جاری؛
4.آشنایی با اصل براءت؛
5.آشنایی با علم منطق؛
6.عدالت و صلاحیت؛
7.ورع و تقوا؛
8.احساس نیاز به درگاه خداوند در طلب الهام صواب؛
9.اعتماد به نفس؛
10.موافقت عمل با علم و گفتار.
1.احکام دین عبارت است از:واجب،حرام،مستحب،مکروه و مباح.
2.راههای به دست آوردن احکام دین،اجتهاد و تقلید است.
3.تقلید عبارت است از پیروی مجتهد در مسائل فقهی بدون درخواست دلیل و حجت.
4.مجتهد کسی است که توانایی استخراج احکام از منابع آن را دارد.
5.مجتهدی که انسان از او تقلید میکند،باید دارای شرایط عمومی،اساسی و تکمیلی اجتهاد باشد.
6.شرائط عمومی اجتهاد عبارت است از:بلوغ،عقل،فطانت و ایمان.
7.شرائط اساسی اجتهاد عبارتند از شرائط هفتگانهای که باید جهت استنباط احکام در مجتهد تحقق یابد به نحوی که با نبود و فقدان یکی از آنها،مجتهد از اهلیت اجتهاد ساقط گردد.
8.شرائط اساسی اجتهاد شرائطی هستند که وجود ملکه اجتهاد بستگی به آنها ندارد و شخص میتواند بدون آنها به درجه اجتهاد برسد،ولی به جهت اینکه مجتهد در استنباط احکام به کمال برسد،وجود این شرائط لازم است و تعداد آنها را تا ده شرط برشمردهاند.
1.اقسام احکام را نام ببرید.
2.تفاوت حکم مستحب و حکم مباح در چیست؟
3.تقلید در فقه به چه معناست؟
4.اجتهاد را تعریف نمایید.
5.وظیفه اکثر مردم در احکام دین چیست؟علتش را نیز توضیح دهید.
6.چه کسی را مجتهد گویند؟
7.شرائط عمومی اجتهاد را نام ببرید.
8.شرائط اساسی اجتهاد کدام است؟
9.شرائط اساسی اجتهاد با شرائط تکمیلی آن چه تفاوتی دارد؟
عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ:عَرَضَنِی رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ یوْمَ أُحُدٍ فِی الْقِتَالِ وَأَنَا ابْنُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً فَلَمْ یجِزْنِی وَعَرَضَنِی یوْمَ الْخَنْدَقِ وَأَنَا ابْنُ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَأَجَازَنِی.(صحیح مسلم/3473)
ابن عمر(رضی الله عنه)گوید:رسول خدا صلی الله علیه و آله روز جنگ احد مرا که چهارده سال داشتم دید،اجازه نداد و در دوز جنگ خندق که پانزده سالم تمام شده بود،اجازه فرمود.
شرائط عمومی اجتهاد عبارت است از:بلوغ،عقل،فطانت«تیزهوشی»و ایمان.
1.بلوغ:کسی که به حدّ بلوغ شرعی نرسیده باشد،رأی و اجتهاد او صحیح و قابل اعتماد نیست. (1)
2.عقل:مراد از عقل در مبحث اجتهاد این است که مجتهد دارای ادراکات سالمی باشد،بتواند امور را درک کرده و منافع و مضار آن را تشخیص دهد و از عیوبی که با عقل منافات دارد از قبیل دیوانگی،گیجی و سفاهت مبرّا باشد. (2)
3.فطانت«تیزهوشی»:فطانت به معنای ادراکِ ظرایف و نکاتِ دقیقِ سخن و فهم مقاصد متکلّم است و بار سنگین مجتهد در رابطه با استنباط احکام مربوط به همین شرط است.
4.ایمان:مجتهد باید به ضروریات دین علم و آگاهی داشته باشد،هرچند علم و آگاهی به دقایق علم کلام شرط اجتهاد نیست. (1)
معرفت و آگاهی به زبان و ادبیات عرب:از آنجا که نصوص شریعت به زبان عربی وارد شده است،مجتهد را لازم است که بتواند کلام عرب و اسلوبهای بیان و دلالتهای لغوی آن را بفهمد.بنابر این،باید به زبان و ادبیات عرب-از قبیل صرف،نحو،بلاغت،معانی مفردات و جملات و...-آشنایی داشته باشد.البته،لازم نیست که مجتهد تمام آن مطالب را در حفظ داشته باشد،بلکه کافی است که توان استخراج آنها را از تألیفات متخصصین-چون کتاب«مفردات القرآن»راغب اصفهانی و«النهایة فی غریب الحدیث و الأثر»ابن اثیر و امثال آنها-داشته باشد. (2)
1.معرفت و آگاهی به قرآن کریم:آگاهی به معنی قرآن از دو طریق حاصل میشود:یکی این که شخص در محیط عربنشین پرورش یافته باشد؛دوم اینکه با فراگیری صرف و نحو،معانی و بیان و سایر علوم بلاغت،معانی قرآن را دریابد. (3)همچنین لازم است که مجتهد نسبت به علومی که با قرآن کریم ارتباط دارند-از قبیل علوم ناسخ و منسوخ،مکی و مدنی،عام خاص،مطلق و مقید،محکم و متشابه و...-دارای اطلاع کافی باشد.
2.معرفت و آگاهی به سنت نبوی:بر مجتهد لازم است که راجع به سنت نبوی
آنچه را که متعلّق به احکام است از جهت لغت و تشریع،علم و آگاهی داشته باشد؛هرچند حفظ آن احادیث از شرائط اجتهاد محسوب نشود.همچنین بر مجتهد لازم است که به علم حدیث آگاهی داشته باشد،تا به وسیله آن،احادیث متواتر،مشهور،آحاد و غیره را از هم بازشناسد و به اسباب ورود حدیث،درجات و مراتب آنها از لحاظ صحت و قوّت،آگاهی داشته باشد و به هنگام تعارض،با استفاده از قواعد مقرر،به شناخت راجح از مرجوح نایل شود و از حال راویان،میزان عدالت،ضبط و فقاهت آنها اطلاعات لازم را کسب نماید. (1)
3.آگاهی به علم اصول فقه:این آگاهی،اساس و پایه اجتهاد است (2)و مجتهد به وسیله این علم،کیفیت استنباط احکام شرعی از مدارک آن را بازمیشناسد. (3)
4.فهم و ادراک مقاصد شارع:مجتهد را لازم و ضروری است که به اسرار شریعت و اهداف کلی شارع در تشریع احکام،معرفت و آگاهی داشته باشد،چون دلالت الفاظ بر معانی گاهی احتمال چند وجه را دارد و در این صورت مجتهد باید از روی ملاحظه قصد و هدف شارع،یکی از آن وجوه را بر دیگری ترجیح دهد. (4)
5.شناخت قواعد کلی فقه:برای مجتهد لازم است که به قواعد مهم فقهی-همانند قواعد«الضرر یزال»،«الیقین لا یزول بالشک»،«الامور بمقاصدها»و...-آشنایی داشته باشد،تا با استفاده از آن حکم هر حادثهای که نصّ خاصّی راجع به آن وجود نداشته باشد،استخراج نماید.
6.استعداد ذاتی:مجتهد باید دارای خصوصیات و ویژگیهایی باشد که بتواند او را در شناخت و حلّ مسائل مستحدثه،کمک و یاری نماید،که به آن«استعداد
ذاتی»میگویند و آن عبارت است از:تیزهوشی و باریکبینی،قدرت انتقال ذهنی،حسن ادراک مسائل،صفای ذهن و نفوذ بصیرت که در صورت نبود این استعداد فطری،فقیه با وجود سایر شرائط اجتهاد عملاً نمیتواند به اجتهاد و استنباط احکام بپردازد.
مورد اجتهاد،فاقد دلیل قطعی باشد:مجتهد نسبت به مسئله و یا واقعه مورد اجتهاد،هیچ گونه دلیل قطعیای از نصوص قرآن،سنت و اجماع در دست نداشته باشد. (1)
1.آگاهی به موارد اختلاف فقها:مجتهد باید در کنار آشنایی به موارد اجماع،به موارد اختلاف هم آگاهی داشته باشد،تا در مسائلی که اجماع بر حکم آن صادر شده،به اجتهاد نپردازد.بنابر این،مجتهد میتواند در مسائلِ موردِ اختلاف فقها و یا در مسائلی که هنوز در باره آن حکمی صادر نشده،اقدام به اجتهاد نماید. (2)
2.آشنایی با عرف جاری:عرف یعنی آنچه در میان مردم متعارف گشته،و مورد پذیرش طبع سلیم آنان قرار گرفته،استعمال آن شایع و تکرار یافته باشد.فقیه را چه در مرحله استنباط اصل حکم و چه در تطبیق آن بر مصادیق،لازم است که به موارد عرف جاری منطقه و دیار آشنایی داشته باشد،چرا که اختلاف عرفی تأثیر زیادی در اختلاف حکم دارد.بنابر این،بر مجتهد واجب است که عرف شهر و مملکت خود را بداند،بویژه در رابطه با الفاظی که معنی و مدلول آنها از شهری به شهر دیگر به جهت اختلافات عرفی تفاوت کند. (3)
3.آشنایی با اصل براءت:اصل براءت بدین معنی است که هیچ چیزی بر ما
حرام نیست،مگر آنچه که از روی ادله شارع حرام شده باشد.پس مجتهد باید در هر مسئلهای به اصل براءت تمسّک جوید،چرا که این حکم،ثابت و غیر قابل تغییر است،مگر اینکه از طریق شارع حکم آن بیان گردد. (1)
4.آشنایی با علم منطق:برخی از اصولیون-مانند امام غزالی،بیضاوی و...-آشنایی با مباحث حدّ و برهان و چگونگی ترتیب مقدمات قیاس و روش استدلال را شرط اجتهاد دانستهاند. (2)و نظر بسیاری از فقهای متأخر بر این است که آگاهی به علم منطق برای مجتهد یک امر مهمی است،هرچند شرط اساسی اجتهاد نباشد. (3)
5.عدالت و صلاحیت:وجود ملکه اجتهاد متوقف بر عدالت و صالح بودن مجتهد نیست،اما قبول فتوای مجتهد و اطمینان به اینکه او از روی هوای نفس سخن نمیگوید،بلکه مطابق ادله شرعی فتوا میدهد،و در راه اجتهاد کوتاهی و تقصیر نمیورزد،همه این امور متوقف بر عدالت و تقوای مجتهد است.اما در تعریف عدالت آمده است:«عدالت عبارت است از اینکه شخص بر انجام واجبات،مندوبات و راستگویی و همچنین بر ترک محرّمات،مکروهات و دروغ همواره استمرار داشته باشد،مروّت و شخصیت خود را حفظ و از مواضع شک و تهمت دوری نماید». (4)
6.ورع و تقوا:برای کسی که به امر عظیم اجتهاد اقدام نماید،شایسته است که خود را به صفت ورع و تقوا آراسته گرداند و راجع به عصیان و نافرمانی اوامر خداوند،نصوصِ وعید و تهدید را نصب العین خود قرار دهد؛به آنچه در دست مردم است،عفیف و زاهد باشد؛از صفات دنائت و خسّت جدًّا دوری گزیند و
نهایت تلاش و کوشش خود را مبذول دارد در اینکه کسب و روزی او حلال،معاملات او با مردم بر طبق برنامه الهی و مقاصد شارع باشد.این شرط برای مجتهد و مفتی یکسان است. (1)
7.احساس نیاز به درگاه الهی در طلب ثواب:بر مجتهد لازم است که از ته قلب به درگاه خداوند احساس فقر و نیاز کند،تا اینکه خداوند اندیشه حق و صواب را به او الهام نماید و او را در جهت نیکو و افتای صحیح و واقعی موفق گرداند.مطلب دیگری که شایان توجّه میباشد این است که مجتهد نباید اهمیت شورا و مشاوره را از دست دهد.اگر او کسی را یافت که علم و دیانتش قابل اعتماد است،باید با او مشورت کند و از روی خودخواهی و تفاخر،به تنهایی به استنباط احکام نپردازد،زیرا خداوند متعال مؤمنان را به چنین وصف بارزی توصیف مینماید که ...وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ... . (2)
8.اعتماد به نفس:مجتهد باید به خود اعتماد داشته باشد و صاحبنظران در مورد اهلیت ایشان نسبت به اجتهاد گواهی دهند. (3)
9.موافقت عمل با علم و گفتار:در زمینه اجتهاد و فتوا،مطابقت قول و عملِ مجتهد یک اصل اساسی است،زیرا چنین شیوهای موجب صداقت ایشان در فتوا و نفوذ کلام در شنوندگان خواهد شد. (4)
افراد عاقل و بالغ مکلّفند؛یعنی نسبت به احکام وظیفه دارند و باید آنها را به کار بندند.پس کودکان،مکلَّف نیستند.
پسرها پس از تمام شدن پانزده سال و دخترها،پس از نه سالگی بالغ میباشند و باید تمام وظایف شرعی را انجام دهند؛گرچه،کودکان کمتر از این سنّ هم اگر کارهای نیک-مانند نماز-را به طور صحیح انجام دهند،پاداش و ثواب خواهند داشت. (1)
باید توجه داشت که سنّ بلوغ،به سال قمری حساب میشود و چون هر سال قمری سیصد و پنجاه و چهار(354)روز و شش ساعت است،ده روز و هیجده ساعت از سال شمسی کمتر میباشد؛بنابر این،با کم کردن نود و شش(96)روز و هیجده ساعت از نه سال شمسی،نه سال قمری بدست میآید و با کم کردن صد و شصت و یک(161)روز و شش ساعت از پانزده سال شمسی،پانزده سال قمری معلوم خواهد شد.
1) (1) .الاشباه و النظائر،امام سیوطی،ج2،ص9-10.
1.شرائط عمومی اجتهاد عبارت است از:بلوغ،عقل،فطانت و ایمان.
2.شرائط اساسی اجتهاد عبارت است از:معرفت و آگاهی به زبان و ادبیات عرب،معرفت و آگاهی به قرآن کریم،معرفت و آگاهی به سنت نبوی،آگاهی به علم اصول فقه،فهم و درک مقاصد شارع،شناخت قواعد کلی فقه و داشتن استعداد فطری.
3.شرائط تکمیلی اجتهاد عبارت است از:فاقد دلیل قطعی بودن مورد اجتهاد،آگاهی به موارد اختلاف فقهاء،آشنایی با عرف جاری،آشنایی با اصل براءت،آشنایی با علم منطق،عدالت و صلاحیت،ورع و تقوا،احساس نیاز به درگاه الهی در طلب ثواب،اعتماد به نفس،موافقت عمل با علم و گفتار.
4.افراد بالغ و عاقل،باید به احکام الهی عمل کنند.
5.پسرها پس از تکمیل 15 سال قمری و دخترها پس از تکمیل 9 سال قمری بالغ میباشند.
1.شرائط عمومی اجتهاد را نام ببرید و یک مورد از آن را توضیح دهید.
2.چرا معرفت و آگاهی به زبان و ادبیات عرب از شرائط اساسی اجتهاد محسوب میشود؟
3.مراد از فهم و درک مقاصد شارع چیست؟
4.چرا مورد اجنهاد باید فاقد دلیل قطعی باشد؟
5.اصل براءت چیست؟
6.آگاهی از علم منطق در اجتهاد چه تأثیری دارد؟
7.چه کسانی باید به احکام الهی عمل کنند؟
8.تفاوت سن بلوغ پسرها از سن بلوغ دخترها چه قدر است؟
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:الطهور شطر الإیمان.(صحیح مسلم/ح:354)
رسول خدا صلی الله علیه و آله:طهارت و پاکی نصف ایمان است.
از جمله برنامههای عملی اسلام،واجبات است و«نماز»یکی از مهمترین و اساسیترین آنهاست.
مسائل مربوط به نماز را به سه دسته تقسیم میکنیم:
مقدمات نماز را نمازگزار باید قبل از نماز مراعات کند.
مقارنات نماز،مسائلی است مربوط به متن نماز از تکبیرة الاحرام تا سلام.
مبطلات نماز،چیزهایی است که نماز را باطل میکند.
از جمله مسائلی که قبل از انجام این عبادت بزرگ باید مورد توجه نمازگزار قرار گیرد،طهارت و پاکی است.
نمازگزار باید بدن و لباس خود را از نجاسات(آلودگیها)پاک کند و برای پاکی از نجاسات،شناخت آنها و راه پاک کردن اشیاء نجس نیز لازم است.
نجاست در لغت،عبارت است از آنچه که انسان از آن بدش بیاید و لو اینکه پاک هم باشد.
اما در شرع،چیز ناپاکی است که مانع از صحّت نماز گردد.البته،در زمانی که به آب و خاک دسترسی و یا امکان استفاده از آنها را نداشته باشد،مانع صحت نماز نخواهد بود.
انواع نجاسات بسیار است که مهمترین آنها:
1.ادرار(بول)؛
2.مدفوع(غائط)؛3.قیء؛4.مذی؛5.ودی؛6.منی حیوانات نجس و حرامگوشت (1)7.خون جاری؛8.قیح؛9.آب قروح؛10.علقه؛11.مردار؛12.خمر؛13.نبیذ؛14.سگ؛15.خوک؛16.هر حیوانی که از سگ و خوک متولد شود.17.شیر حیوانات حرامگوشت.18.منی سگ و خوک و آنچه از آن دو متولدشود.«طهارت»غیر از«نظافت»است و ممکن است چیزی تمیز باشد،ولی از نظر احکام اسلام،پاک نباشد.خواسته اسلام،هم طهارت است و هم نظافت؛یعنی انسان باید به فکر پاکی و تمیزی خود و محیط و زندگی خود باشد،ولی اکنون سخن در باره طهارت و نجاست است.
1.ادرار و مدفوع آدمی به طور مطلق نجس میباشد.
1) (1) .المهذب،ج1،ص66.
2.فضله حیوانات بنابر یک قول مطلقاً(حلالگوشت یا حرامگوشت)نجس میباشد.
3.بنابر قول دیگر،فضله حیوانات حلالگوشت،طاهر میباشد. (1)
1.«مذی»آب سفید رقیقی است که از مردان و زنان به هنگام برانگیخته شدن شهوت بدون احساس لذت خاص خارج میشود.
2.«ودی»آب سفید کدر غلیظی است که پس از ادرار خارج میشود.
3.در نجس بودن مذی و ودی همه علمای مذهب اتفاق نظر دارند.
1.بجز چهار مورد ذیل،هر نوع خون جاریای نجس و ناپاک است:
شیر حیوان حلالگوشت که به رنگ خون خارج شود؛
منی آدمی و حیوان حلالگوشت که به رنگ خون درآید و از راه معمولی و معتاد خارج شود؛
تخم مرغی که به رنگ خون درآمده باشد؛
خون حیوان طاهری که به علقه و یا مضغه تبدیل شده باشد. (2)
2.خون غیر جاری-مانند خون کبد و طحال-پاک میباشد.
3.خون حیواناتی که خون جهنده ندارند،به سه شرط قابل گذشت است:
بدون ضرورت با چیز دیگری مخلوط نشده باشد؛
در اثر فعل شخص نباشد؛
در لباس باشد؛پس اگر در غیر آن باشد،از آن گذشت نمیشود. (3)
1.مسائل مربوط به نماز به سه دسته تقسیم میشوند:مقدمات،مقارنات و مبطلات.
2.برای خواندن نماز باید بدن و لباس نمازگزار پاک باشد.
3.نجاست در شرع،چیز ناپاکی است که مانع از صحّت نماز گردد.
4.مهمترین انواع نجاسات را،هیجده نوع برشمردهاند.
1.مقدمات،مقارنات و مبطلات نماز را معنا نمایید.
2.نجاست را تعریف کنید.
3.انواع نجاسات را نام ببرید.
4.تفاوت مذی و ودی در چیست؟
5.آیا هر نوع خونی نجس است؟
قال الله تعالی:
حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلاّ ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ (مائده/3)
بر شما حرام شده است:مردار،و خون،و گوشت خوک،و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد،و[حیوان حلال گوشتِ]خفه شده،و به چوب مرده،و از بلندی افتاده،و به ضربِ شاخ مرده،و آنچه درنده از آن خورده باشد-مگر آنچه را[که زنده دریافته و خود]سر ببرید-و[همچنین]آنچه برای بتان سر بریده شده،و[نیز]قسمت کردن شما[چیزی را]به وسیله تیرهای قرعه این[کارها همه]نافرمانی[خدا]ست...
مردار آن است که به وسیله ذبح شرعی کشته نشده باشد.
همه مردارها بجز دو مورد زیر،نجس میباشد:
1.مردار ماهی؛
2.مردار ملخ؛
در مورد مرده آدمی دو قول وجود دارد:
1.مرده آدمی هم مثل مرده موجودات ذی روح دیگر،نجس میباشد؛
2.مرده آدمی بنابر روایت وارده طاهر است. (1)
قیء آن چیزی است که به طور یقینی از معده وارد دهان شود.
قیح،ماده سفیدرنگ چرکی است که از خون بوجود آید و بدبو باشد.
قروح جمع قرح و به معنی زخم اسلحه و یا دانههای چرکی که بر روی پوست بدن درآید،میباشد.پس آبی که از جای زخم و یا دانه های چرکی بیرون میآید،اگر بدبو باشد،نجس است.
علقه،خون بستهای است که از رحِم زن خارج شود و همانند خون حیض نجس باشد.
خمر[شراب]و هر مایع مستکننده نجس است.
نبیذ شرابی است که از انگور،خرما،جو،گندم،عسل و...گرفته میشود و خصوصیت مستکنندگی دارد و همانند خمر نجس است.
سگ و خوک نجس العین میباشند.
هر حیوانی که از این دو متولد میشود،نجس میباشد.
شیر حیوانات حرامگوشت،نجس است.
1) (1) .«لا تنجسوا موتاکم فإن المؤمن لا ینجس حیا و لا میتا»(المهذب،ج1،ص66).البته در روایت قید ایمان آمده است که ناظر بر طهارت مرده مؤمن است.
شیر آدمی،طاهر است.
شیر حیوانات حلالگوشت،طاهر است.
چیزهای پاک ممکن است با برخورد با ناپاکیها نجس شود،در صورتی که یکی از آن دو(چیز پاک یا نجس)طوری تر باشد که رطوبت یکی از آن دو به دیگری برسد.
1.همه مردارها-بجز مردار ماهی،ملخ و آدمی[به یک قولی]-نجس میباشند.
2.قیء،قیح،آب قروح و علقه از جمله نجاساتند.
3.خمر و نبیذ از آنجا که هر دو مستکننده هستند،نجس می باشند.
4.سگ و خوک هر دو نجس العین و هر حیوانی که از این دو به وجود میآید،نجس میباشد.
5.شیر آدمی و حیوانات حلالگوشت،پاک و طاهر میباشد.
6.زمانی چیز پاکی با برخورد با ناپاکیها نجس میشود که یکی از آنها تر باشد و رطوبت آن به دیگری سرایت کند.
1.مردار را تعریف و انواع آن را بیان کنید.
2.تفاوت قیح و آب قروح در چیست؟
3.خمر و نبیذ چرا نجس میباشند؟
4.لباس خشکی که با بدن خوک تماس داشته باشد،حکمش چیست؟
قال الله تعالی:
وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً (فرقان/48)
و اوست آن کس که بادها را نویدی پیشاپیش رحمت خویش[باران]فرستاد و از آسمان،آبی پاک فرود آوردیم.
وسایل طهارت چهار است:
1.آب؛در رفع بیوضویی یا پاک کردن نجاست.
2.خاک؛در تیمم واجب یا مستحب.
3.استحاله؛همچون تبدیل شدن شراب به سرکه.
4.سنگ؛در استنجاء.
برترین وسیله از وسایل طهارت،آبی است که از آسمان می بارد یا از زمین می جوشد،به هر صفتی که از اصل آفرینش باشد.
آب بر سه نوع است:
1.آب مطلق؛
2.آب طاهر غیر مطهّر؛
3.آب آلوده و غیر طاهر.
آب مطلق بر سه قسم است:
1.آب مطلقی که استعمالش در طهارت حرام باشد؛همچون آب وقف و یا غصبشده.
2.آب مطلقی که استعمالش در طهارت مکروه باشد و آن بر دو نوع است:1)آبی که بر اثر تابش خورشید گرم شده باشد؛2)آب بسیار داغ و یا بسیار سرد.
3.آب مطلقی که استعمالش در طهارت نه حرام باشد و نه مکروه[یعنی آب مباح].
آب طاهر غیر مطهّر بر سه نوع است:
1.آبی که در شستن اعضای وضوء و یا غسل واجب به کار رفته باشد که آن را آب مستعمل نامند.
2.آبی که در پاک کردن نجاست مورد استفاده قرار گرفته باشد.
3.آبی که مزه یا رنگ یا بوی آن بطور یقینی بواسطه آغشته شدن با چیز پاکی(که آب از آن بینیاز است)،چنان تغییر کند که نتوان بطور مطلق به آن آب گفت.
آب غیر طاهر بر دو نوع است:
1.آب قلیلی که چیز نجسی غیر قابل چشمپوشی در آن بیفتد(چه آب تغییر کند و چه تغییر نکند،هرچند آن چیز نجس کم باشد یا زیاد).مراد از اب قلیل،آبی است که از دو قلّه(کُر)کمتر باشد و مراد از نجس غیر قابل چشمپوشی،
مرداری است که ون جهنده ندارد و نجسی است که چشم آن را درک نمیکند.
2.آب بسیاری[کثیری]که ضمن برخورد چیز نجسی با آن تغییر کرده باشد،هرچند آن تغییر اندک باشد.آب بسیار،آبی است که به میزان دو قلّه یا بیشتر از آن برسد(تقریباً یک صد و نود(190)لیتر است).
1.مطهرات چهار قسمند:آب،خاک،استحاله و سنگ.
2.آب بر سه نوع است:مطلق،طاهر غیر مطهر و غیر طاهر.
3.آب مطلق از جهت استعمال به نوعهای حرام،مکروه و مباح جدا میشود.
4.آب طاهر غیر مطهر بر سه نوع است:مستعمل در وضو و یا غسل واجب،مستعمل در تطهیر نجاست،تغییریافته به سبب آغشته شدن با چیز پاکی.
5.آب غیر طاهر به قلیل و کثیر تقسیم می شود.
1.اقسام مطهرات را نام برید.
2.آب بر چند قسم است؟
3.آب مطلق چیست و بر چند قسم است؟
4.آب طاهر غیر مطهر را معنا کنید.
5.آیا چایی را میتوان آب مطلق گفت؟چرا؟
6.انواع آب غیر طاهر را توضیح دهید.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«إذا وطئ أحدکم بنعله الاذی فإن التراب له طهور»(سنن ابو داود/ح:385)
اگر کفش کسی از شما آلوده به نجاست شود بی شک خاک برای آن پاک کننده است.
خاک وسیله دوم از وسایل طهارت بوده و بر سه قسم است:
1.خاک طهور(پاک کننده):خاکی است که نجس نباشد یا در اموری که الزامی(وجوبی)است،استفاده نشده باشد.
2.خاک طاهر(پاک):خاکی که در تیمم و یا در تسبیع مورد استفاده قرار گرفته است.
3.خاک آلوده:خاکی که با نجسی مخلوط شود.
مسئله 1.خاک غصبشده یا خاک مسجد اگرچه طهور باشد،استعمالش حرام است.
مسئله 2.خاک سرزمینهایی که اهلش مورد خشم خداوند واقع شده باشند همچون خاک سرزمین قوم لوط اگرچه طهور باشد،استعمالش مکروه است.
وسیله سوم از وسایل طهارت،استحاله است که به معنی دگرگونی میباشد و مراد در این جا آن است که نجاستی بر اثر دگرگونی پاک شود؛همچون تبدیل شدن خون آهو به مشک و یا تبدیل شدن خمر به سرکه.
وسیله چهارم از وسایل طهارت سنگ است که در استنجا استفاده میشود.
استنجا در اصطلاح شرعی همان پاک نمودن نجاستِ خارجشده از قبیل ادرار،مدفوع و نجاستهای دیگر-است.
مراد از سنگ از نظر شرع هر چیز خشک و جامدِ بیارزشی است که از بینبرنده نجاست باشد،همچون سنگریزه،قطعه چوب و دستمال کاغذی.
1.خاک بر سه قسم است:طهور(پاککننده)،طاهر(پاک)و غیر طاهر(آلوده).
2.استحاله به معنای دگرگونی میباشد و هر نجاستی که به سبب دگرگونی محکوم به پاکی شود،وسیله تطهیر آن استحاله خواهد بود.
3.سنگی که در استنجا استفاده میشود،از وسایل طهارت محسوب میگردد.
1.وسیله دوم طهارت را با اقسامش نام ببرید.
2.استعمال چه خاکی حرام است؟
3.استحاله به چه معناست؟چه زمانی وسیله تطهیر نجاست قرار میگیرد؟
4.استنجا را معنا کنید.
5.مراد از سنگ در شرع چیست؟
«عَنْ أُمِّ قَیسٍ بِنْتِ مِحْصَنٍ أَنَّهَا أَتَتْ بِابْنٍ لَهَا صَغِیرٍ،لَمْ یأْکُلِ الطَّعَامَ إِلَی رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله،فَأَجْلَسَهُ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله فِی حِجْرِهِ،فَبَالَ عَلَی ثَوْبِهِ،فَدَعَا بِمَاءٍ فَنَضَحَهُ وَلَمْ یغْسِلْهُ.»(صحیح بخاری/ح:223)
ام قیس دخت محصن پسر کوچکش را که غذایی(به جز شیر مادر)نمی خورد،حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آورد؛رسول خدا صلی الله علیه و آله کودک را در دامان(زانوی)خود بنشاند که پس از چندی کودک بر لباس آن حضرت ادرار نمود.رسول خدا صلی الله علیه و آله آب درخواست نمود و بر موضع بول آب پاشید،ولی آن را نشست.
نجاست بر سه قسم است:خفیف،متوسط و غلیظ.
نجاست خفیف،ادرار کودکی است که تنها از شیر مادر تغذیه میکند.
نجاست غلیظ،نجاست سگ و خوک است.
نجاست متوسط،غیر از نجاست خفیف و غلیظ است.
هر یک از نجاستهای سهگانه فوق به دو قسم تقسیم می شود:
1.نجاست عینی؛نجاستی است که دارای وزن،طعم،رنگ و بو است؛
2.نجاست حکمی؛نجاستی است که وزن،طعم،رنگ و بو نداشته باشد.
نجاست خفیف واجب نیست که شسته شود،بلکه باید پس از فشردن لباس اگر خیس یا خشک باشد،آب بر آن پاشیده شود،تا اینکه بدون جاری شدن همه آن را فرا گیرد،به شرط آنکه طعم،رنگ و بوی آن از بین برود.
اگر نجاست متوسط حکمی باشد،جاری شدن آب بر محل آلوده کفایت میکند،ولی اگر عینی باشد،شستن آن با آب تا اینکه وزن و سایر اوصافش از طعم و رنگ و بو از بین برود،واجب است.
برای برطرف کردن نجاست غلیظ،علاوه بر موارد مذکور در پاک کردن نجاست متوسط،«تسبیع»یعنی هفت بار شستن محل آلوده که باید یک بار آن با گِل[خاک]پاککننده باشد،واجب است و بهتر آن است که یک بار گِل در اولین دفعه باشد.
از بین بردن نجاست واجب فوری نیست،در صورتی که تأخیر،متضمن گناهی نباشد؛مانند اینکه بدون ضرورت جایی از بدن را با آن چرب کند که واجب است فوراً آن را برطرف کند.
نجاست از لحاظ قابل گذشت و غیر قابل گذشت بودن،بر سه قسم است:
1.نجاستی که مطلقاً غیر قابل گذشت است:خواه اندک باشد و یا بسیار؛و آن نجاست غلیظ و نجاست از حد گذشته است.
2.نجاستی که اندک آن قابل گذشت و بسیار آن غیر قابل گذشت است و آن خون و چرک باشد.
3.نجاستی که به طور مطلق قابل گذشت است،چه اندک و یا بسیار باشد و مثال آن خون کک باشد.
1.نجاست بر سه قسم است:خفیف،متوسط و غلیظ که هر یک از اینها یا عینی و یا حکمی است.
2.برای از بین بردن نجاست خفیف،جاری شدن آب بر محل آلوده شرط نیست.
3.برای از بین بردن نجاست متوسط حکمی،جاری شدن آب بر محل آلوده کفایت میکند.
4.برای از بین بردن نجاست متوسط عینی،شستن آن با آب واجب است.
5.برای برطرف کردن نجاست غلیظ،علاوه بر جاری شدن آب بر محل آلوده و شستن آن،تسبیع نیز واجب است که یک بار آن با گِل(خاک)انجام میگیرد.
6.از بین بردن نجاست با تأخیر واجب است،اگر تأخیر متضمن گناهی نباشد.
7.برخی از نجاسات مطلقاً غیر قابل گذشتند(نجاست غلیظ)،ولی برخی در صورتی قابل گذشتند که اندک باشند(مثل خونی که از حد زیاد تجاوز نکند)و برخی دیگر به طور مطلق قابل گذشت است(مثل خون کک).
1.اقسام نجاست را نام ببرید.
2.تفاوت نجاست عینی با نجاست حکمی در چیست؟
3.تکلیف در برابر نجاست خفیف چیست؟
4.ظرفی را که سگ لیسیده یا از آن آب خورده است،چگونه باید تطهیر کرد؟
5.نجاسات از جهت قابل گذشت بودن بر چند قسم است؟
قَالَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله:«إذا جلس أحدکم لحاجته فلا یستقبل القبلة ولا یستدبرها»(صحیح مسلم/ح:265)
اگر کسی از شما برای انجام حاجت خود بنشیند،رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
همان گونه که در درسهای گذشته آمد،استنجا در اصطلاح شرعی،پاک نمودن بدن از نجاستِ خارجشده-از قبیل ادرار،مدفوع و نجاستهای دیگر-میباشد و با آب انجام میگیرد.البته در صورت عدم وجود آب و یا کم بودن آب،میتوان از سنگ (1)استفاده نمود.
در پایان مبحث مطهرات استنجا و آداب آن را میآوریم.
واجب:پوشاندن عورت از دیگران-حتی دیوانه و بچّه ممیز-بجز همسر،واجب است.
حرام:رو به قبله و پشت به قبله کردن در فضای باز،حرام است.
1) (1) .مراد از سنگ هر چیز خشک و جامدِ بیارزش.
1.جایی بنشیند که کسی او را نبیند؛
2.هنگام وارد شدن به توالت با پای چپ داخل شود.
3.هنگام ورود بگوید:«بِسمِ اللهِ اللّهُمَّ إنِّی أعُوذُ بِکَ مِنَ الْخُبثِ و الْخَبَائِثِ».
4.هنگام بیرون آمدن اوّل پای راست را بیرون بگذارد.
5.هنگام خروج از توالت سه بار بگوید:«غُفْرَانَکَ.الْحَمْدُ لله الَّذِی أذْهَبَ عَنِّی الأذَی و عَافانِی».
6.هنگام تخلّی سر را بپوشاند.
7.سنگینی بدن را روی پای چپ بیندازد.
1.بدانچه از او خارج شود-بدون ضرورت-بنگرد.
2.توقف زیاد داشته باشد.
3.رو به روی باد بنشیند.
4.چیزی را که قرآن یا اسم خداوند بر آن نوشته شده،با خود داشته باشد.
5.تخلّی در آب قلیل چه جاری باشد یا راکد.
6.تخلّی نزد قبور مسلمین.
7.تطهیر با دست راست.
8.ایستاده بول کردن.
1.استنجا در اصطلاح شرعی،پاک نمودن بدن از نجاستِ خارجشده میباشد و با آب انجام میگیرد.
2.هنگام استنجا پوشاندن عورت از دیگران واجب است.
3.رو به قبله و پشت به قبله کردن در فضای باز،حرام است.
4.استنجا دارای مستحباتی است و مراعات نمودن آنها مطلوب میباشد.
5.استنجا مکروهاتی نیز دارد که در پرهیز نمودن از آنها تأکید شده است.
1.استنجا را معنا کنید.
2.آیا استنجا تنها با آب انجام میگیرد؟
3.چه امری در استنجا واجب است؟
4.در فضای بسته هنگام استنجا پشت به قبله کردن چه حکمی دارد؟
5.مستحبات استنجا را نام ببرید.
6.مکروهات استنجا را برشمارید.
قال الله تعالی:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ (مائده/6)
ای مسلمانان چون برخیزید بسوئی نماز پس بشوئید روی خود را و دستهای خود را تا آرنج و مسح کنید سر خود را و بشوئید پایهای خود را تا شتالنگ...(ترجمه دهلوی)
نمازگزار باید قبل از انجام نماز،وضو گرفته و خود را برای انجام این عبادت بزرگ آماده کند.
در برخی از موارد هم باید«غُسل»کند؛یعنی تمام بدن را بشوید و هر گاه نتواند وضو بگیرد یا غسل کند،باید به جای آن عملِ دیگری به نام«تیمّم»انجام دهد که در این درس و درسهای آینده با احکام هر یک آشنا خواهید شد.
وضو در لغت از«وضاءة»گرفته شده که به معنای پاکیزگی است،ولی در شرع مقدّس اسلام نامی برای رسیدن آب به اعضای مخصوصی از بدن همراه با نیت است؛فرقی نمی کند که شخص وضوگیرنده خود آن را انجام دهد یا دیگری.
شرطهای صحت وضو موارد ذیل هستند:
1.اسلام:پس وضوی کافر درست نیست.
2.قدرت تشخیص:پس وضوی بچه و دیوانه،بیهوش،مست و خوابیده درست نیست.
3.آب پاک:این که آب در نزد وضوگیرنده پاککننده باشد،اگرچه بنا را بر اصل پاککنندگی بگذارد؛مثل اینکه آبی را بیابد و نداند که ناپاک است.پس وضو با آبی که میداند که ناپاک است یا در فرض طهارت استعمال شده یا پاککنندگی آن از بین رفته باشد،درست نیست.
4.وجود نداشتن حالتی که با وضو منافات دارد:از قبیل حیض،نفاس،مس فرج و خروج چیزی از مجاری معمولی.
5.عدم وجود حائل:بین آب و عضوی که باید شسته یا مسح شود،حائلی همچون گِل،شمع،روغن و...وجود نداشته باشد.
6.جریان آب:یعنی جاری شدن آب بر عضوی که باید شسته شود؛پس تنها مسح در طهارت آن عضو کافی نیست و آب باید حتماً جریان پیدا کند.
7.شناخت:وضوگیرنده هیأت و صفت وضو را بشناسد و بداند که وضو به چه کیفیتی انجام میگیرد.
8.تشخیص فرضها از سنتها:حد اقلِ این تشخیص آن است که به سنت بودن فرضی معتقد نباشد.
وضو دارای شش فرض است:
1.نیت کردن هنگام شستن اولین جزء از صورت؛پس وضوگیرنده همزمان با شروع شستن صورت خویش باید وضو یا برطرف نمودن بیوضویی و یا انجام
فرایض وضو را نیت کند و تا پایان وضو این نیت ادامه داشته باشد.
2.شستن همه صورت بدین شرح که در طول:ما بین بالای پیشانی(جایی که موی سر میروید)و زیر چانه و آرواره پایین که دندانهای زیرین بر آن روییده است و در عرض:فاصله بین دو گوش را در بر گیرد.
3.شستن دو دست با دو آرنج؛
4.مسح کردن(یا شستن)قسمتی از سر؛
5.شستن دو پا با دو قوزک؛
6.مراعات ترتیب به نحوی که ذکر شد.پس اگر ترتیب را فراموش کرد،وضویی انجام نداده است.
1.وضو در لغت از«وضاءة»گرفته شده که به معنای پاکیزگی است؛و در شرع مقدّس اسلام نامی برای رسیدن آب به اعضای مخصوصی از بدن همراه با نیت است.
2.شرطهای صحت وضو:اسلام،قدرت تشخیص،آب پاک،عدم وجود حالتی منافی با وضو،عدم وجود حائل،جریان آب،شناخت،تشخیص فرضها از سنتها.
3.فرضهای وضو عبارتند از:نیت،شستن صورت،شستن دو دست با دو آرنج،مسح(و یا شستن)قسمتی از سر،شستن دو پا با دو قوزک،مراعات ترتیب.
1.وضو در لغت به چه معناست؟معنای اصطلاحی وضو را نیز توضیح دهید و نوع ارتباط این دو معنا را بازگو نمایید.
2.شرطای صحت وضو را نام ببرید.
3.اگر وضوگیرنده نداند که آبی که در برابرش قرار گرفته،پاک است،تکلیفش چیست؟
4.عدم وجود حائل که یکی از شرطهای صحت وضو است،به چه معناست؟
5.حد اقل تشخیص فرضهای وضو از سنتهای آن به چه نحوی است؟
6.فرضهای وضو را نام ببرید.
7.آیا وضوی کسی که نیت وضو را تا پایان تداوم نمیدهد،صحیح است؟در این صورت تکلیفش چیست؟
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«لولا أن أشق علی أمتی لامرتهم بالسواک مع کل وضوء»(الموطأ؛ح 144)
اگر بر امتم دشوار نمی شد حتما دستور می دادم تا در هر وضوء مسواک زنند.
سنتهای وضو عبارتند از:
1.گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای وضو؛
2.سه بار شستن دست تا مچ قبل از مضمضه؛
3.مضمضه[شستن دهان]؛
4.مسواک نمودن؛
5.استنشاق[شستن بینی]؛
6.استنثار[تمیز نمودن داخل بینی]؛
7.مبالغه نمودن در مضمضه و استنشاق برای شخص غیر روزهدار؛
8.مسح کشیدن بر تمام سر؛
9.مسح نمودن ظاهر و باطن دو گوش با آب جدید؛
10.تخلیل ریش پرپشت؛
11
تخلیل انگشتان دست و پا؛
12.از جانب راست شروع نمودن؛
13.سه بار شستن هر عضوی؛
14.موالات[پی در هم شستن]؛
15.دلک[کشیدن دست بر اعضای وضو]؛
16.اطاله غره[شستن قسمت جلو ی سر هنگام شستن رو جهت تکمیل آن]؛
17.اطاله تحجیل[شستن بالاتر از آرنجدست و قوزک پا].
امور مکروه و ناپسند در وضو عبارتند از:
1.اسراف در استفاده از آب؛
2.تقتیر[مخالف اسراف]در استفاده از آب؛
3.تقدیم عضو چپ بر عضو راست؛
4.بیش از سه بار شستن؛
5.مبالغه در مضمضه و استنشاق برا شخص روزهدار؛
6.ترک سنتهای وضو.
1.سنتهای وضو هفده مورد است.
2.مکروهات وضو شش مورد است.
1.سنت های وضو را نام ببرید.
2.استنشاق با استنثار چه تفاوتی دارد؟
3.موالات را معنا کنید.
4.اطاله غره و اطاله تحجیل را معنا کنید.
5.اگر شخص روزهدار در مضمضه و استنشاق مبالغه نماید،چه حکمی دارد؟
6.اسراف و تقتیر را معنا کنید.
صفوان بن عسال(رضی الله عنه)قال:«کان رسول الله صلی الله علیه و آله یأمرنا إذا کنا سفرا ألا ننزع خفافنا ثلاثة أیام ولیالیهن إلا من جنابة،لکن من غائط وبول ونوم».(سنن ترمذی/ح:96)
صفوان پسر عسال(رضی الله عنه)گوید:زمانی که ما در مسافرت به سر می بردیم رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور می داد که پاپوش های خودرا به خاطر مدفوع،ادرار و خواب به مدت سه شبانه روز[برای وضوء گرفتن]از پا درنیاریم مگر در حال[غسل]جنابت.
نواقض جمع ناقض بوده و در باب وضو به معنای شکننده وضو به کار گرفته میشود.
شکنندههای وضو عبارتند از:
1.آن چیزی که از دو راه بیرونآید؛
2.خواب؛
3.زوال عقل به علت مستی،مریضی و یا بیهوشی؛
4.لمس پوست زن نامحرم[برای مرد]اگرچه مرده باشد؛باید دانست که مصافحه نمودن[دست دادن]با زن نامحرم حرام است.
5.مس فرج آدمی به باطن کف؛اگر به خارج کف و یا ما بین انگشتان بگیرد،ناقض وضو نباشد.
کارهایی که برای شخص بیوضو حرام و ممنوع است عبارتند از:
1.هر نوع نماز(واجب،سنت،...)خواندن؛
2.سجده تلاوت انجام دادن؛
3.طواف کردن خانه خداوند(به هر شکلی که باشد)؛
4.خواندن خطبههای جمعه؛ (1)
5.مس مصحف(قرآن کریم)با هر جزئی از بدن(حتی دندان،ناخن و...)چه با حائل و چه بدون حائل؛
6.حمل مصحف بدون ضرورت؛
1) (1) .خواندن خطبه مستحبی(مثل خطبه عیدین)بدون وضو درست است.
1.نواقض جمع ناقض بوده و در باب وضو به معنای شکننده وضو به کار گرفتهمیشود.
2.شکنندههای وضو:چیزی که از دو راه بیرون آید،خواب،زوال عقل،لمس پوست جنس مخالف اجنبی،مس فرج به باطن کف.
3.امور ممنوعه برای شخص بیوضو:نماز خواندن،سجده تلاوت،طواف بیت،خواندن خطبههای جمعه،مس و حمل مصحف.
1.نواقض به چه معناست؟
2.شکنندههای وضو را نام ببرید.
3.چه اموری برای شخص بیوضو ممنوع میباشد؟
قال الله تعالی:
وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا (مائده/6)
و اگر باشید با جنابت پس غسل کنید.(ترجمه دهلوی)
گاهی برای نماز و یا هر کاری که باید با طهارت انجام شود،غُسل باید کرد.
غسل،عبارت است از شستن تمام بدن با آب همراه با قصد و نیت.
1.چگونه انسان جنب میشود؟
2.اگر منی از جای خود حرکت کند،ولی بیرون نیاید،سبب جنابت نمیشود.
3.کسی که میداند منی از او خارج شده است و یا میداند آنچه بیرون آمده است،منی میباشد،جُنُب است و باید غُسل کند.
4.کسی که نمی داند آنچه از او بیرون آمده منی است یا نه،در صورتی کهعلائم منی را داشته باشد،جُنُب است و در غیر این صورت،حکم به جنابتنمیشود.
5.نشانههای منی:
-با شهوت بیرون آید؛
-با فشار و جستن بیرون آید؛
-بعد از بیرون آمدن،بدن سست شود.
6.کسی که آبی از او خارج شده و نمیداند منی است یا نه،در صورتی که یکی از این نشانهها را داشته باشد،جنب است؛وگرنه جنب نمیباشد.
1.غسل،عبارت است از شستن تمام بدن با آب همراه با قصد و نیت.
2.اقسام غسل عبارت است از:واجب و مستحب.
3.غسل واجب مشترک میان مردان و زنان:غسل جنابت و غسل میت.
4.غسل واجب مخصوص بانوان:غسل حیض،غسل نفاس و غسل ولادت.
5.جنابت دو عامل دارد:بیرون آمدن منی و جنابت.
1.غسل را تعریف کنید.
2.اقسام غسل را نام ببرید.
3.غسل واجب چند قسم است.
4.اقسام غسل واجب مشترک میان مردان و زنان را نام ببرید.
5.عوامل جنابت را نام ببرید.
6.نشانههای منی را بیان کنید.
عن عائشة قالت:«کان رسول الله صلی الله علیه و سلم إذا اغتسل من الجنابة یبدأ فیغسل یدیه ثم یفرغ بیمینه علی شماله فیغسل فرجه ثم یتوضأ وضوئه للصلاة ثم یأخذ الماء فیدخل أصابعه فی أصول الشعر حتی إذا رأی أن قد استبرأ حفن علی رأسه ثلاث حفنات ثم أفاض علی سائر جسده ثم غسل رجلیه».(صحیح مسلم/35)
عائشه رضی الله عنها گوید:رسول خدا هر زمان که میخواست از جنابت غسل انجام دهد با شستن دو دستش شروع می کرد؛سپس با دست راستش بر دست چپش آب میریخت تا شرمگاه خود را بشوید؛سپس وضوی کامل می گرفت-همچنانکه برای نماز وضو می گرفت-؛سپس بر ریشه موی های مبارک که با انگشتانش باز نموده بود،آب می ریخت و زمانی که کاملا تمیز می نمود بر سر خویش سه نوبت آب می ریخت؛سپس بر تمام بدنش آب میریخت و در پایان دو پای خویش را می شست.
کسی که بر او غسل واجب شده است،به روش ذیل آن را انجام میدهد:
1.نیت میکند؛و نیت چنان است که شخص جنب قصد برطرف کردن جنابت،حائض قصد پاک شدن از حیض و نفساء،قصد پاک شدن از نفاس را داشته باشد.همچنین میتواند قصد مباح شدن اموری که تنها با غسل مباح
میشوند،در نیت خویش داشته باشد.
2.هر گونه نجاست را از بدنش دور میکند؛شایسته است که قبل از شروع غسل،استبراء از منی را انجام دهد که آن با بول کردن-اگرچه یک یا دو قطره باشد-انجام میگیرد.
3.وضوی کامل انجام میدهد.
4.بر سر و گردنش آب میریزد و جهت رسیدن آب به پوست سر،از بیخ موهای سرش را خلال میکند.
5.بر تمام بدنش آب میریزد و تا جایی که امکان دارد،بدنش را دست میکشد و شستشو میدهد.
غسل دو واجب دارد:
1.نیت؛
2.رسیدن آب به همه بدن.
3.شستن داخل چشم و دهان در غسل،واجب نیست.
سنتهای غسل عبارتند از:
1.گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» ؛
2.ازاله نجاست از بدن؛
3.وضوی کامل گرفتن؛
4.دلک و یا کشیدن دست بر روی بدن تا حد امکان؛
5.مقدّم داشتن قسمت راست بدن در شستن؛
6.رو به قبله کردن؛
7.سه بار شستن؛
8.خلال کردن بیخ موی سر.
1.کیفیت انجام دادن غسل:1).نیت میکند؛2).هر گونه نجاستی را از بدنش دور میکند؛3).وضو میگیرد؛4).بر سر و گردنش آب میریزد؛5).بر تمام بدنش آب میریزد و خود را شستشو میدهد.
2.واجبات غسل:نیت و رسیدن آب به تمام بدن.
3.سنتهای غسل زیادند که از جمله:تسمیه،وضوی کامل قبل از غسل،سه بار شستن هر عضو و خلال کردن بیخ موی سر.
1.کیفیت انجام دادن غسل را توضیح دهید.
2.غسل چند واجب دارد؟نام ببرید.
3.سنتهای غسل را نام ببرید.
عَنِ ابْنِ عُمَرَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ:«لاَ تَقْرَإِ الْحَائِضُ وَلاَ الْجُنُبُ شَیئًا مِنَ الْقُرْآنِ».(سنن ترمذی/131)
ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت نموده که فرمود:
زن حائض و فرد جنب چیزی از قرآن نخوانند.
امور مکروه و ناپسند در غسل عبارتند از:
1.اسراف در استفاده از آب؛
2.تقتیر[مخالف اسراف]در استفاده از آب؛
3.تقدیم عضو چپ بر عضو راست؛
4.بیش از سه بار شستن؛
5.مبالغه در مضمضه و استنشاق برای شخص روزهدار؛
6.ترک سنتهای غسل.
کارهایی که برای شخص جنب حرام و ممنوع است،عبارتند از:
1.خواندن هر نوع نماز(واجب،سنت،...)؛
2.انجام دادن سجده تلاوت؛
3.طواف کردن خانه خداوند(به هر شکلی که باشد)؛
4.خواندن خطبههای جمعه؛
5.لمس کردن مصحف(قرآن کریم)با هر جزئی از بدن(حتی دندان،ناخن و...)چه با حائل و چه بدون حائل؛
6.حمل کردن مصحف بدون ضرورت؛
7.قراءت قرآن؛
8.توقف در مسجد بدون ضرورت؛
9.تردّد (1)(آمد و رفت)در مسجد؛
غسلهای مستحب(غیر واجبه)عبارتند از:
1.غسل جمعه؛
2.غسل عیدین؛
3.غسل نماز استسقاء[طلب باران]؛
4.غسل نماز خسوف[ماه گرفتگی]؛
5.غسل نماز کسوف[خورشید گرفتگی]؛
6.غسل بعد از غسل میت[به عبارت دیگر«غسل مسّ میت»]؛
7.غسل کافر پس از پذیرش اسلام؛
8.غسل مجنون و یا بیهوش پس از افاقه و به هوش آمدن؛
9.غسل إحرام؛
10.غسل محرِم حج یا عمره برای دخول به مکه؛
11.غسل وقوف در عرفه.
1) (1) .تردد آن است که برای برداشتن چیزی،وارد مسجد شود و از همان در خارج شود.
1.از جمله مکروهات غسل:اسراف و تقتیر آب،تقدیم عضو چپ بر عضو راست،بیش از سه بار شستن عضو و ترک سنتهای غسل.
2.از جمله امور ممنوعه برای شخص جنب:نماز خواندن،سجده تلاوت کردن،طواف نمودن،توقف و یا تردد در مسجد،قراءت قرآن و لمس کردن مصحف.
3.غسلهای مستحبی یازدهتاست.
1.مکروهات غسل را نام ببرید.
2.برای شخص جنب چه کارهایی ممنوع میباشد؟
3.غسلهای مستحبی را نام ببرید.
قال الله تعالی:
وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ .(مائده/6)
و اگر باشید بیمار یا مسافر یا بیاید یکی از شما از خلا جای یا مساس کرده باشید زنان را پس نیابید آب را پس قصد کنید خاک پاک را پس مسح کنید ازان خاک بروی خود و دست خود....
تیمم در لغت به معنای«قصد و توجه»بوده،و در شرع اسلامی عبارت است از مسح صورت و دو دست با خاک پاک همراه با نیت.
تیمم زمانی انجام داده میشود که امکان وضو و یا غسل با آب وجود نداشته باشد.
دو امر موجب تیمم گرفتن می شود:
1.نبود آب؛
2.مریضی.
اگر شخصی به آب دسترسی نداشته باشد چند حالت خواهد داشت:
1.اگر به یقین میداند که در آن نزدیکیها آبی وجود ندارد،بدون طلب و جستجوی آب،تیمم میگیرد؛
2.اگر احتمال دهد که در آن نزدیکیها آبی وجود دارد،قبل از تیمم گرفتن به جستجوی آب برمیآید و تا حدود 150-200 متر آب را طلب میکند.البته این جستجو و طلب به شرطهای زیر لازم است:
-امنیتش به خطر نیفتد؛
-خطری اموالش را تهدید نکند؛
-وقت نماز را از دست ندهد.
3.اگر به یقین میداند که در آن نزدیکیها آبی وجود دارد،در این صورت،سه حالت پیش خواهد آمد:
-اگر آب در حدی باشد که تا آنجا صدا میرسد،بر او واجب است که برای پیدا کردن آب تلاش کند و تیمم گرفتن برای او جایز نباشد،اگرچه وقت نمازهم(به خاطر طلب آب)بگذرد.
-اگر آب از حد رسیدن صدا دورتر باشد،به شرط وجود امنیت و از دست ندادن وقت نماز،بر او واجب است که آب را جستجو کند؛
-اگر آب در حد خیلی دوری به دست بیاید،بر او واجب نیست که به جستجوی آب برآید،بلکه تیمم میگیرد.
اگر شخص مسافری برای شُرب و برطرف نمودن تشنگی خویش و یا حیوان محترمی (1)،آبی داشته باشد،برای نماز تیمم میگیرد و آب را برای نیازهایش نگه میدارد.
اگر شخصی به آبی برسد،ولی به خاطر وجود مانعی،آب در دسترس او قرار نگیرد،او نیز تیمم میگیرد و این حالت را ناتوانی حسی نامند.
1) (1) .مراد از حیوان محترم،حیوانی است که قتل آن جایز نباشد.
مریضی نیز از موجبات تیمم است.از این رو شخص مریضی که از استعمال آب ضرر خواهد دید و یا به قول پزشک متخصص و مورد اعتماد،احتمال ضرر را بدهد،به جای وضو و یا غسل،تیمم میگیرد.
1.تیمم عبارت است از مسح صورت و دو دست با خاک پاک،همراه با نیت.
2.نبود آب و یا ناتوانی از استعمال آب،باعث تیمم گرفتن میشوند.
3.زمانی که انسان به یقین نمیداند که در آن اطراف آبی وجود دارد،به شرط تأمین امنیت خود و اموالش و همچنین به شرط از دست ندادن وقت نماز،قبل از تیمم به جستجوی آب برمیآید.
4.اگر آبی که به همراه دارد،برای نیازهای اساسئ خود احتیاج دارد،برای ادای نماز تیمم میگیرد.
1.تیمم در لغت به چه معناست؟
2.تیمم در اصطلاح به چه معناست؟
3.موجبات تیمم را نام ببرید.
4.اگر یقیناً بداند که در آن نزدیکیها آبی وجود ندارد،تکلیفش چیست؟
5.شرائط لزوم جستجوی آب را قبل از انجام تیمم،نام ببرید.
6.در چه حالتی،به جستجوی آب قبل از تیمم میپردازد،اگرچه وقت نماز را از دست دهد؟
7.ناتوانی حسی را معنا کنید و بگوئید:مراد از این اصطلاح در باب تیمم چیست؟
8.چه زمانی شخص بیمار تیمم را جایگزین وضو و یا غسل میکند؟
عن أبی ذر رضی الله عنه،أن النبی صلی الله علیه وسلم قال:
«إن الصعید الطیب طهور المسلم،و إن لم یجد الماء عشر سنین.فإذا وجد الماء فلیمسه بشرته فإن ذلک خیر»(سنن ترمذی؛ح:118)
رسول خدا صلی الله علیه و آله:
«خاک پاکیزه،پاک کننده برای مسلمان است،اگرچه ده سال آب را پیدا نکند.و چون آب را پیدا کرد،پس با آن خود را تمیز نماید؛همانا این خیر و نیکی است»
1.اسلام؛پس تیمم کافر درست نیست؛
2.قدرت تشخیص؛پس تیمم کودک،بیهوش،مست و دیوانه درست نیست؛
3.بین خاک و عضوی که در تیمم مورد مسح قرار میگیرد،مانعی نباشد؛همچون چسب و امثال آن؛
4.قبل از انجام تیمم،نجاست غیر قابل گذشت را از بدن دور کردن،گرچه در غیر اعضای تیمم باشد؛
5.دانستن کیفیت انجام تیمم؛
6.با خاک صورت پذیرد؛خاک باید از غبار برخوردار باشد و با چیزی
همچون گچ،آهک و آرد آمیخته نشده باشد.پس اگر با آنها مخلوط شود،تیمم با آن درست نیست؛
7.خاک،پاککننده[طهور]باشد؛
8.یقینًا وضو نداشته باشد؛اگر وضو گرفته و در نقض وضو شک کرد،سپس در حال شک برای احتیاط تیمم انجام داد،اگر معلوم شد که وضو نداشته،تیمم کفایت نمیکند و نمازش هم باطل است؛
9.نسبت به فرا رسیدن وقت نماز از روی یقین یا ظن و یا اجتهاد آگاهی داشته باشد؛از این رو تیمم برای عبادات[مثل نماز و طواف]قبل از رسیدن زمان انجام آنها و یا در حالت شک در رسیدن وقت،درست نیست؛
10.جستجوی آب قبل از انجام تیمم در جایی که نبود آب یقینی نباشد.
تیمم دارای چهار فرض است:
1.نیت؛نیت در تیمم این گونه است که شخص مباح گرداندن نماز و همه آن چیزهایی را که به وضو نیاز دارند-مثل طواف،خطبههای نماز جمعه،لمس و همراه داشتن قرآن-قصد نماید.بنابر این،اگر تیممکننده قصد برطرف نمودن حدث را کند،تیممش درست نیست،زیرا تیمم حدث را برطرف نمیکند.
2.مسح صورت؛لازم است در مسح صورت قسمتی از اطراف آن مسح شود تا اطمینان حاصل شود.
3.مسح دو دست تا دو آرنج (1)لازم است در مسح دو دست قسمتی از بازو مسح شود تا اطمینان حاصل شود.
4.ترتیب؛یعنی ابتدا نیت مباح نمودن نماز و عبادتهای مورد نظر را نماید و سپس صورت و آنگاه دستان خود را مسح کند.
1) (1) .البته به قولی تا بند دست.
1.شرائط صحت تیمم عبارتند از:اسلام،قدرت تشخیص،عدم وجود مانع میان خاک و عضو مسحشونده،دور کردن نجاست از بدن،دانستن کیفیت انجام تیمم،خاک پاک،وضو نداشتن قبل از تیمم،فرا رسیدن وقت نماز[و یا هر عبادتی که طهارت در آن لازم است]،جستجوی آب قبل از انجام تیمم.
2.فرائض تیمم عبارتند از:نیت،مسح صورت،مسح دو دست تا آرنج،ترتیب.
1.شرائط صحت تیمم را نام ببرید.
2.اگر قبل از تیمم شک دارد که وضویش باطل شده یا نه،آیا جایز است که تیمم بگیرد؟
3.نیت در تیمم چه حکمی دارد؟
4.نیت در تیمم چگونه باید باشد؟
5.ترتیب انجام تیمم را بیان کنید.
6.مسح رو در تیمم چه حکمی دارد؟
7.مسح دو دست در تیمم چه حکمی دارد؟
8.تیمم را عملاً انجام دهید.
فعن أبی سعید الخدری رضی الله عنه قال:خرج رجلان فی سفر،فحضرت الصلاة ولیس معهما ماء فتیمما صعیدا طیبا فصلیا،ثم وجد الماء فی الوقت،فأعاد أحدهما الوضوء و الصلاة،ولم یعد الاخر،ثم أتیا رسول الله صلی الله علیه وسلم،فذکرا له ذلک،فقال للذی لم یعد:(أصبت السنة وأجزأتک صلاتک)وقال للذی توضأ وأعاد:(لک الاجر مرتین)رواه أبو داود و النسائی.(سنن ابو داود؛ح:289)
...دو مرد هنگام سفر در وقت نمازی قرار گرفتند که همراه خویش آبی برای وضوء نداشتند،لذا هر دو با خاک پاک تیمم نمودند و نمازشان را ادا کردند.دیری نگذشت که قبل از خروج وقت آن نماز آبی پیدا نمودند:یکی با آب وضوء گرفت و نمازش را اعاده کرد،اما دیگری نماز خویش اعاده ننمود.به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و داستان را نقل کردند.رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن کسی که نمازش را اعاده نکرده بود،فرمودند:«به سنت،صحیح عمل کردی و نمازت قابل قبول است».و به آن دیگری که وضوء گرفته و نمازش را اعاده کرده وبد،روی آوردند و فرمودند:«برای تو پاداشی دوبرابر باشد».
سنتهای تیمم بسیارند و از جمله:
1.تسمیه؛
2.مقدم داشتن عضو راست بر عضو چب؛
3.انجام دادن مسح صورت از بالا؛
4.انجام دادن مسح دستان از انگشتان؛
5.موالات برای کسی که سالم است؛
6.درآوردن انگشتر در ضرب اول؛ (1)
مکروهات تیمم عبارتند از:
1.زیاد بودن خاک؛
2.تکرار مسح؛
3.تجدید تیمم.
باطلکنندههای تیمم عبارتند از:
1.هر آنچه وضو را باطل میکند؛
2.ارتداد؛یعنی از دین برگشتن،مانند انکار یکی از ضروریات دین،استهزا و مسخره کردن مقدسات دینی،حلال شمردن حرام اجماعی و یا اهانت به پیامبر الهی.
3.علم به وجود آب در محلی که طلب آب در آن واجب باشد؛
4.از بین رفتن ناتوانی شرعی،همچون مرض.
-کسی که از استعمال آب ناتوان باشد-چه به خاطر نبود آب و یا ناتوانی از استعمال آب-با یک تیمم نمیتواند دو فرض را بجای آورد.
1) (1) .البته درآوردن انگشتر در ضرب دوم واجب است.
-کسی که تیمم کرده است جایز نیست که بین خطبه و نماز جمعه را جمع کند،بلکه اگر فریضهای را با تیمم انجام داد و خواست که فریضه دیگری را انجام دهد،تیمم کردن دو باره بر او واجب است.
-اگر شخصی برای انجام فرضی تیمم کند،انجام نوافل و نماز جنازه برای او جایز است.
1.برخی از سنتهای تیمم:تسمیه،مقدم داشتن عضو راست،انجام دادن مسح صورت از بالا،انجام دادن مسح دستان از انگشتان،موالات،درآوردن انگشتر در ضرب اول.
2.باطلکنندههای تیمم عبارتند از:ارتداد،آگاهی از وجود آب،برطرف شدن ناتوانی شرعی و مبطلات وضو.
3.با یک تیمم نمیتوان دو فرض را بجای آورد.
4.با تیممی که برای فرض انجام انجام شده است،میتوان نوافل را بجای آورد.
1.سنتهای تیمم را نام ببرید.
2.مکروهات تیمم را نام ببرید.
3.باطلکنندههای تیمم را نام ببرید.
4.آیا میتوان با یک تیمم،دو فرض را انجام داد؟
5.آیا با تیممی که برای نماز فرض انجام گرفته است،میتوان نماز نفل را انجام داد؟
عن همام النخعی رضی الله عنه،قال:(بال جریر بن عبد الله ثم توضأ ومسح علی خفیه،فقیل:تفعل هذا و قد بلت؟قال:نعم رأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم بال ثم توضأ ومسح علی خفیه)(سنن ترمذی؛ح:89)
...جریر بن عبدالله بول نمود و سپس وضوء گرفت و بر دو خف[پای افزار]خویش مسح کشید.به او اعتراض نمودند که:این گونه وضوء انجام می دهی در حالی که بول کردی؟!در پاسخ گفت:آری،رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که بعد از بول وضوء گرفت و بر دو خف خویش مسح کشید.
مسح بر خفّین (1)رخصتی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و یاران او بر آن عمل کردهاند و حکم آن جواز میباشد.
مسح بر خفین عبارت است از مسح بخشی معین از پاپوش مخصوص به عوض شستن پا در زمان و شرائط خاص.
البته شستن پاها در وضو بهتر است،زیرا اصل شستن پاهاست و مسح بر خفبین جایگزین آن است.
1) (1) .خُفّ:موزه.
شرائط صحت مسح بر خفّین عبارتند از:
1.پوشیدن خفّین بعد از طهارت و انجام وضوی کامل؛
2.طهارت و پاکی خفّین؛پس مسح بر خفّ نجس یا آلودهشده غیر قابل گذشت درست نیست.اگر بر خفّ نجاست قابل گذشت قرار داشته باشد،مسح بر آن درست می باشد؛
3.خفین،پاها را تا بالای قوزکها بپوشاند؛
4.عدم نفوذ آب از غیر محل دوختهشده خفّین؛
5.قابل استفاده بودن خفّین در مدت مسح و امکان مسافرت با آن؛یعنی راه رفتن با خفین،به طور عادی و معمولی ممکن باشد؛
6.خفین،از پارگی سالم باشند.
-مسح جوراب به عوض شستن پاها به شرطی جایز است که جوراب دارای نعلین و ضخامت باشد،به گونهای که شخص بتواند با آن راه برود.
مسح بر خفین به ترتیب زیر انجام میگیرد:
1.دست چپ را بر پاشنه و دست راست را بر پشت انگشتان قرار دهد؛
2.دست چپ را به اطراف انگشتان و دست راست را به طرف ساق در حالی که بین انگشتان فاصله باشد،میکشد.
مدت مسح خفین برای شخص مقیم یک شبانهروز و برای شخص مسافر سه شبانهروز است.
باطلکنندههای مسح خفین چهار چیز است:
1.آشکار شدن قسمتی از پا؛
2.تمام شدن یقینی و یا ظنّی مدتی که برای مقیم و مسافر تعیین شده است؛
3.عارض شدن موجبات غسل،از قبیل جنابت؛
4.خارج شدن پاپوش از صلاحیت مسح به جهت ضعف و یا پارگی.
1.مسح بر خفین جایز است.
2.مسح بر خفین عبارت است از مسح بخشی معین از پاپوش مخصوص به عوض شستن پا در زمان و شرائط خاص.
3.شرائط صحت مسح بر خفین:پوشیدن خفّین بعد از طهارت و انجام وضوی کامل،طهارت و پاکی خفّین،پوشش قوزک پا توسط خفین،عدم نفوذ آب از خفین،امکان راه رفتن با خفین،سالم بودن خفین از پارگی.
4.کیفیت مسح بر خفین:دست چپ را بر پاشنه و دست راست را بر پشت انگشتان قرار میدهد؛سپس دست چپ را به اطراف انگشتان و دست راست را به طرف ساق در حالی که بین انگشتان فاصله باشد،میکشد.
5.مدت مسح خفین:یک شبانه روز برای مقیم،سه شبانهروز برای مسافر.
6.مبطلات مسح خفین:آشکار شدن قسمتی از پا،به پایان رسیدن مدت مسح،عارض شدن موجبات غسل،فرسودگی و یا پاره شدن خفین.
1.مراد از خفین چیست؟
2.حکم مسح بر خفین چیست؟
3.مسح بر خفین را تعریف کنید.
4.شرائط صحت مسح بر خفین را نام ببرید.
5.آیا می توان بر جوراب مسح کشید؟
6.کیفیت مسح بر خفین را عملاً توضیح دهید.
7.مدت مسح خفین را بیان کنید.
8.مبطلات مسح خفین نام ببرید.
إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً (سوره نساء/103)
بیتردید نماز بر مؤمنان،در اوقات معین مقرّر شده است.
نماز،ترجمه کلمه«صلاة»است که این واژه،عربی بوده و در لغت به معنی«دعا»و«درخواست»میباشد:
وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (1)
«و(به هنگام گرفتن زکات،)به آنها دعا کن; که دعای تو،مایه آرامش آنهاست...».
اما در اصطلاح فقهی،مراد از«صلاة»اقوال و افعال مخصوصی است که با تکبیر آغاز و با سلام دادن به پایان میرسد.
1.نماز،سفارش خداوند بر انبیا و اولیای خود است:
-حضرت عیسی*در گهواره می گوید: وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ
1) (1) .توبه،آیه103.
وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا (1):خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است...
2.نماز،از مهم ترین سفارش های انبیا و اولیای الهی بوده و از بارزترین مصادیق عبادت است:
-حضرت لقمان به فرزندش می گوید: یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ... (2):پسرکم!نماز را بر پای دار...
3.برای اهتمام به این برنامه سازنده،اسلام به پدران و مادران سفارش کرده که اطفال خود را قبل از بلوغ به هر نحوی که می توانند وادار به نماز کنند و گاهی هم به خاطر بی اعتنایی شان،از خود خشونت نشان دهند.
4.نماز،سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزشهاست.قرآن،پس از دستور به نماز،می فرماید: وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ.... (3)
نماز خواندن،اسرار و حکمتهای زیادی دارد که برخی از آن:
1.همواره توجه نمودن انسان به هویت و حقیقت اصلی خویش که عبارت است از بندگی خداوند متعال؛
2.تقویت تدریجی و پیوسته این باور که پشتیبان واقعی و صاحبنعمت حقیقی تنها خداوند عز و جل است؛
3.امکان فرصت برگشت از گناه و غفلت به سوی پاکی و آرامش روحی؛
4.استحکام و تقویت عقیده و باور قلبی به خداوند متعال.
(1) نماز،به دو قسم کلی تقسیم میشود:
نمازهایی که بر هر مسلمان اهل تکلیف فرض گردانده شده است؛
نمازهای غیر واجبه باشد.
صبحف ظهر،عصر،مغرب و عشاء؛
نماز جمعه که پس از فراهم شدن شرائط خاصی،واجب میگردد.
-نمازهای رواتب روزانه[نافلههایی که تابعه نمازهای واجبه باشند]؛
-نمازهای غیر رواتب[نافلههایی که تابعه نمازهای واجبه نمیباشند].
-نماز عیدین؛
-نماز تراویح؛-نماز کسوف؛-نماز خسوف؛-نماز استسقاء.
1) (1) .ر.ک.به نمودار 1 و 2.
1.«صلاة»-نماز-در لغت به معنی دعا و در اصطلاح اقوال و افعال مخصوصی است که با تکبیر آغاز و با سلام دادن به پایان میرسد.
2.برخی از اسرار و حکمتهای نماز:توجه انسان به بندگی و عبودیت خویش،تقویت ایمان نسبت به بخشندگی و بخشایندگی خداوند،برگشت از گناه و غفلت به سوی پاکی و آرامش روحی.
3.نماز،به دو قسم کلی تقسیم میشود:نمازهای واجبه و نمازهای نافله.
4.نمازهای واجبه دو دستهاند:نمازهای یومیه و مشروط.
5.نمازهای نافله نیز دو قسم هستند:نمازهای نافلهای که بدون جماعت خوانده میشوند(مورد)و نمازهای نافلهای که با جماعت خواندن آنها مسنون است(6مورد).
1.«صلاة»در لغت به چه معناست؟
2.معنی اصطلاحی«صلاة»را بازگو نمائید.
3.یکی از حکمتها و اسرار نماز را توضیح دهید.
4.نماز به چند قسم کلی تقسیم میشود؟نام ببرید.
5.تفتوت نمازهای واجبه با نماز های نافله در چیست؟
6.مراد نمازهای یومیه چیست؟
7.نماز واجبه مشروط کدام است؟
8.اقسام نمازهای نافله را نام ببرید.
9.موارد نمازهای نافلهای که با جماعت خواندن آنها مسنون است،نام ببرید.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلاَثَةٍ:عَنِ الصَّبِی حَتّی یحْتَلِمَ،وَ عَنِ النَّائِمِ حَتّی یسْتَیقِظَ،وَ عَنِ الْمَجْنُونِ حَتّی یعْقِلَ.(سنن ابو داود/4403 و....)
برای سه شخص گناهی نوشته نشود:برای کودک تا زمانی که به بلاغت برسد،برای شخص خواب تا زمانی که بیدار شود و برای دیوانه تا زمانی که عاقل گردد.
1.بر هر مرد و زن مسلمان که بالغ،عاقل و طاهر باشد،نماز خواندن واجب است.
2.اگرچه در دنیا مطالبه نماز نسبت به کافر واجب نیست،ولی در آخرت وجوب عقاب دارد؛چرا که او میتوانست با اسلام آوردن،آن را انجام دهد.و چون انجام نداده،مورد عقاب و عذاب قرار گیرد. (1)
1.نماز برای کودک واجب نباشد،چرا که به سن تکلیف نرسیده است؛
2.نماز برای دیوانه نیز واجب نیست،چونکه ادراک و عقل ندارد؛
3.نماز برای زن حائض و یا نفساء نیز واجب نیست،زیرا حدث[حیض و نفاس]مانع صحت نماز باشد.
1) (1) .ر.ک.به سوره مدثر/42 الی 47.
نمازهای پنجگانه صبح،ظهر،عصر،مغرب و عشاء را که اصطلاحاً«نمازهای یومیه»میگویند،در طول شبانه روز و در وقتهای معین خوانده می شوند.وقت هر یک از نمازهای یومیه در نقطهای شروع می شود و در نقطه دیگری به پایان میرسد.
وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید است.
-نزدیک اذان صبح،از طرف مشرق سفیدهای رو به بالا حرکت میکند که آن را«فجر کاذب»گویند و هنگامی که آن سفیده پهن شد،«فجر صادق»طلوع کند و ابتدای وقت نماز صبح باشد.
وقت نماز ظهر از زوال خورشید تا رسیدن سایه هر شیئی به اندازه خویش باشد.
-اگر چیزی را قبل از ظهر زیر نور خورشید عمودی بر زمین قرار دهیم،وقتی که سایه آن به کمترین مقدار رسید و رو به افزایش گذاست،«زوال خورشید»شروع شده و ابتدای وقت نماز ظهر است.
وقت نماز عصر از پایان یافتن وقت نماز ظهر تا غروب خورشید باشد.
وقت نماز مغرب از غروب خورشید تا غایب شدن شفق احمر باشد.
-«شفق احمر»بقایا و پایان روشنایی خورشید است که به رنگ سُرخ در افق غربی هنگام غروب خورشید نمایان میشود و تدریجاً با فرا رسیدن تاریکی شب از بین میرود.
وقت نماز عشاء با انتهای وقت نماز مغرب آغاز شده و تا طلوع فجر صادق ادامه دارد.
1.نماز را قبل از وقت خواندن صحیح نیست و تأخیر آن تا زمانی که وقت نماز بگذرد،جایز نیست.
2.مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند و هر چه به اوّل وقت نزدیکتر باشد،بهتر است؛
در برخی وقتها،نماز خواندن مکروه و ناپسند میباشد که از جمله:
-بعد از خواندن فریضه نماز صبح تا بلند شدن خورشید به مقدار تقریبی یک نیزه؛
-هنگام استواء و مستقیم شدن تابش نور خورشید لحظاتی قبل از زوال،مگر در روز جمعه؛
-بعد از خواندن نماز عصر تا غروب خورشید.
1.اگر نماز در وقت خودش خوانده شود،در اصطلاح فقهی گویند:«نماز«اداء»شده است»؛
2.اگر نماز بعد از وقت خوانده شود،در اصطلاح فقهی گویند:«نماز«قضاء»شده است»؛
3.اگر کسی نمازش را خوانده باشد و بعد از خواندن نماز بر نقصی و یا خللی در آداب و مکمّلات نماز متوجّه شود و آن نماز را از نو بخواند،در اصطلاح فقهی گویند:«نماز را«اعاده»نموده است»؛
4.اعاده نمودن نماز به خاطر نقص و یا خلل،مستحب است.مثلاً،کسی که نماز ظهر را در حال انفرادی خوانده باشد و سپس جماعتی برگزار شود،مستحب است که همراه جماعت نماز ظهر خویش را اعاده کند که در این صورت نماز اولش فرض و نماز دومش نفل محسوب میشود.
1.نمازهای یومیه در طول شبانه روز و در وقتهای معین خوانده می شوند.
2.وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید است.
3.وقت نماز ظهر از زوال خورشید تا رسیدن سایه هر شیئی به اندازه خویش باشد.
4.وقت نماز عصر از پایان یافتن وقت نماز ظهر تا غروب خورشید باشد.
5.وقت نماز مغرب از غروب خورشید تا غایب شدن شفق احمر باشد.
6.وقت نماز عشاء با انتهای وقت نماز مغرب آغاز شده و تا طلوع فجر صادق ادامه دارد.
7.اوقات مکروهه برای نماز خواندن:1.بعد از خواندن فریضه نماز صبح تا بلند شدن خورشید به مقدار تقریبی یک نیزه؛2.هنگام استواء و مستقیم شدن تابش نور خورشید لحظاتی قبل از زوال؛3.بعد از خواندن نماز عصر تا غروب خورشید.
8.نماز اداء،نمازی است که در وقت خودش خوانده شود و نماز قضاء نمازی است که پس از سپری شدن وقت آن بجا آورده شود.
9.اگر کسی نمازش را خوانده باشد و بعد از خواندن نماز بر نقصی و یا خللی در آداب و مکمّلات نماز متوجّه شود و آن نماز را از نو بخواند،در اصطلاح فقهی گویند:«نماز را«اعاده»نموده است»؛و اعاده نمودن نماز به خاطر نقص و یا خلل،مستحب است.
10.بر هر مرد و زن مسلمان که بالغ،عاقل و طاهر باشد،نماز خواندن واجب است.
1.نمازهای یومیه را نام ببرید.
2.وقت نماز صبح و نماز ظهر را توضیح دهید.
3.نماز عصر را از چه زمان تا چه زمانی میتوان اداء نمود؟
4.مراد از شفق احمر چیست؟این واژه به وقت کدام نماز ارتباط دارد؟
5.با توجه به تاریخ روز،شروع و پایان وقت نماز عشاء را مشخص کنید.
6.اوقات مکروهه برای نماز خواندن کدام است؟
7.تفاوت نماز اداء با نماز قضاء در چیست؟
8.معنای عبارت«نماز را«اعاده»نموده است»چیست؟توضیح دهید.
9.به چه کسانی نماز خواندن واجب است؟
10.چه کسانی از نماز خواندن معاوف هستند و نماز برای آنان واجب نیست؟
11.آیا نماز خواندن بر کافر واجب است؟توضیح دهید.
قال الله تعالی:
یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ... (سوره أعراف،آیه 31).
ای فرزندان آدم!در هر مسجدی زینت خود را با خود برگیرید[بهترین جامههای خود را بر تن کنید]...
یکی از مسائلی که قبل از شروع نماز توجه به آن لازم است،مسأله پوشش است.اکنون به بیان حکم پوشش و مقدار آن و برخی احکام لباس نمازگزار میپردازیم.
،برای هر نمازگزاری واجب است.
-مرد باید در حال نماز-اگرچه او را کسی نمیبیند-از ناف تا زانو را بپوشاند و از آن بهتر این است که لباس کامل که در برابر افراد محترم در تن میکند،به تن داشته باشد؛
-زن باید در موقع نماز،تمام بدن(حتی سر و موی)خود را بپوشاند-حتی اگر کسی او را نبیند-ولی پوشاندن صورت،دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نیست.
1.پاک باشد؛
2.از اجزای حیوان حرامگوشت نباشد؛
3.طلابافت نباشد؛
4.از ابریشم خالص نباشد؛
5.ضخامت مناسبی داشته باشد؛یعنی اگر لباس به حدی نازک و لطیف باشد که رنگ پوست و بدن نمازگزار از زیر آن مشخص شود،نماز با آن لباس جایز نباشد.
توجه:شرط سوم و چهارم به لباس مردان اختصاص دارد.
1.اگر نمازگزار هیچ لباسی نداشته باشد و امیدوار است که تا قبل از پایان وقت نماز،لباسی پیدا خواهد کرد،بر او واجب است که نماز خود را تا پایان وقت به تأخیر اندازد.
2.اگر نمازگزار هیچ لباسی نداشته باشد،به صورت عریان نماز میخواند و نمازش صحیح است.
3.اگر نمازگزار هیچ لباسی نداشته باشد به جز لباسی که از نجس العینی تهیه شده و یا به نجاست غیر قابل گذشت متنجس شده،در این صورت نیز عریان نماز میخواند و نمازش صحیح است.
4.نمازگزار مرد در صورت نیاز میتواند با لباس ابریشم خالص و یا طلابافت نمازش را بخواند.
1.پوشیدن عورت در نماز برای هر نمازگزاری واجب است.
2.مرد باید در حال نماز از ناف تا زانو را بپوشاند.
3.زن باید در موقع نماز،تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند،ولی پوشاندن صورت،دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نیست.
4.شرائط لباس نمازگزار:پاک باشد؛از اجزای حیوان حرامگوشت نباشد؛طلابافت نباشد[برای مردان]؛از ابریشم خالص نباشد[برای مردان]؛ضخامت مناسب داشته باشد.
5.اگر نمازگزار هیچ لباسی نداشته باشد:
-اگر امیدوار است که تا قبل از پایان وقت نماز لباسی پیدا خواهد کرد،بر او واجب است که نماز خود را تا پایان وقت به تأخیر اندازد؛
-به صورت عریان نماز میخواند و نمازش صحیح است؛
-با لباسی که از نجس العینی تهیه و یا متنجس به نجاست غیر قابل گذشت نمیتواند نماز بخواند،بلکه به صورت عریان نماز میخواند و نمازش صحیح است.
1.حکم ستر عورت در نماز چیست؟
2.مقدار پوشش مرد در نماز چگونه است؟
3.وظیفه زن نسبت به پوشیدن لباس در نماز چیست؟
4.آیا ستر عورت برای نماز در جایی که کسی او را نمیبیند،واجب است؟
5.شرائط لباس نمازگزار را بیان کنید.
6.اگر کسی در پایان وقت نماز لباس نداشته باشد،وظیفهاش چیست؟
7.در ضرورت آیا میتوان از لباسی که از حیوان نجس العینی تهیه شده است،در نماز استفاده کرد؟
قَدْ نَری تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ... (سوره بقره،آیه 144).
نگاههای انتظارآمیز تو را به سوی آسمان(برای تعیین قبله نهایی)میبینیم!اکنون تو را به سوی قبلهای که از آن خشنود باشی،باز میگردانیم.پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن!و هر جا باشید،روی خود را به سوی آن بگردانید !...
1.مراد از«قبله»خانه کعبه است که در مکه معظمه قرار دارد.
2.واجب است که در نماز صورت،سینه،جلوی شکم و جلوی پاها رو به قبله باشد.
3.شرائط رو به قبله بودن در نماز عبارت است از:
-برخورداری از توانایی و قدرت رو به قبله نمودن؛
-برخورداری از امنیت.
4.کسی که به خاطر مریضی و یا علت دیگری توانایی رو به قبله نمودن ندارد و شخص دیگری که او را به سمت قبله برگرداند،وجود نداشته باشد،از او این واجب[رو به قبله نمودن]ساقط میشود و به سمتی که توانایی استقبال آن را دارد،نمازش را میخواند.
5.کسی که از تهاجم دشمنی و یا خطر حیوان درندهای بیم دارد و در امنیت نیست،به هر جهتی که توانایی استقبال آن را دارد،نمازش را میخواند.
6.مواردی که مراعات قبله در آن واجب است:
-در نمازهای واجب؛
-در حال احتضار(جان دادن)؛
-در حال نماز بر میت؛
-در حال دفن میت؛
-در حال ذبح و نحر حیوانات.
7.مواردی که رو به قبله بودن حرام است:
-در حال تخلی(بول و غائط کردن).
در مورد مکان نمازگزار به موارد زیر توجه نمودن لازم است:
-مکان نماز واجب بیحرکت باشد و امکان قیام نمودن در آن باشد(به جز کشتی در روی آب و وسایل نقلیه مشابه که امکان توقف نمودن آن نباشد)؛
-جایی نباشد که اطمینان دارد نمیتواند نماز را در آنجا تمام کند؛مثل نماز خواندن در جایی که به سبب باد و باران و زیادی جمعیت و...اطمینان دارد که نمیتواند نماز را تمام کند؛
-جایی نباشد که توقف در آن حرام است؛مثلاً جایی که خطر خراب شدن سقف و یا ریزش کوه و آمدن سیلاب یا تصادف مخصوصاً در شب و...دارد؛
-جایی نباشد که نتواند در آنجا واجبات را انجام دهد؛بنابر این در جایی که سقف آن کوتاه است و نمیتواند بایستد یا جای رکوع و سجود ندارد،نماز باطل است؛
-مکان نمازگزار به کلی پاک باشد؛
-در حالی که مردان و زنان در یک محل نماز میخوانند،مکان نماز مرد بر مکان نماز زن مقدم باشد
1.واجب است که در نماز صورت،سینه،جلوی شکم و جلوی پاها رو به قبله باشد.
2.شرائط رو به قبله بودن در نماز:برخورداری از توانای و قدرت رو به قبله نمودن و برخورداری از امنیت.
3.در پنج مورد مراعات قبله واجب بوده و در یک مورد استقبال قبله حرام است.
4.مکان نمازگزار باید بیحرکت،مطمئن از انجام نماز،امن و پاک از نجاست باشد.
1.مراد از قبله چیست؟
2.حکم استقبال قبله چیست؟
3.شرائط رو به قبله بودن را بیان کنید.
4.مواردی را که استقبال قبله در آن واجب است،برشمارید.
5.در چه موردی استقبال قبله حرام است؟
6.در مورد شرایط مکان نمازگزار توضیح دهید.
7.نمازی که در مکان نامناسب با سقف پایین و عدم امکان قیام و رکوع و سجودف خوانده شود،حکمش چیست؟
رسول الله:«مَا مِنْ ثَلاَثَةٍ لاَ یؤَذِّنُونَ وَ لاَ تِقَامُ فِیهِمْ الصَّلاَةُ إلاَّ اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ»(صحیح ابن حبان؛ح:2126)
هر گروه سهنفرهای که در میان آنان اذان داده نشود و نماز در بین آنان برپا نباشد،در حقیقت شیطان بر آنان مسلط شده است.
1.«اذان»ذکر مخصوصی است که برای اعلام فرا رسیدن وقت نمازهای واجب قرار داده شده است.
2.اذان هم برای ادای نمازهای واجب و هم برای قضای نمازهای واجب گفته میشود.
3.حکم اذان:
-برای منفرد،سنت عینی است؛
-برای جماعت،سنت کفائی است.
4.شرائط اذان و مؤذن:
-اسلام؛
-تمییز؛-مرد بودن مؤذن؛-فرا رسیدن وقت نماز؛
-مراعات ترتیب بین الفاظ اذان؛
-پی در پی گفتن کلمات اذان؛-با صدای بلند گفتن اذان؛-به زبان عربی ادا کردن اذان.4.اذان 15 جمله است به این ترتیب:
1.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
2.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
3.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
4.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
5.أشهد أن لا إله إلاّ الله گواهی میدهم که به جز الله خدایی برحق نیست.
6.أشهد أن لا إله إلاّ الله گواهی میدهم که به جز الله خدایی برحق نیست.
7.أشهد أن محمداً رسول الله گواهی می دهم که محمد فرستاده خداست.
8.أشهد أن محمداً رسول الله گواهی می دهم که محمد فرستاده خداست.
9.حی علی الصلاة به نماز بیایید!
10.حی علی الصلاة به نماز بیایید!
11.حی علی الفلاح به رستگاری بیایید!
12.حی علی الفلاح به رستگاری بیایید!
13.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
14.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
15.لا إله إلاّ الله به جز الله خدای برحقی وجود ندارد.
5.سنتهای اذان:-رو به قبله ایستادن مؤذن؛
-عادل بودن مؤذن؛
-خوشصدا بودن مؤذن؛
-تثویب گفتن،یعنی در اذان نماز صبح بعد از«حی علی الفلاح»دوم،جمله«الصلاة خیر من النوم»را دو بار تکرار نمودن؛
-با ترتیل خواندن اذان.
6.باطلکنندههای اذان:
-ارتداد؛
-مستی؛-بیهوشی؛-دیوانگی؛-سخن گفتن؛-سکوت طولانی؛-ترک کلمهای از کلمات اذان؛-اخلال شرطی از شرائط اذان.
1.«اقامه»ذکر مخصوصی است که برای برانگیختن حاضرین برای نماز،قرار داده شده است.
2.شرائط مؤذن در اقامه:
3.اقامه 11 جمله است بدین ترتیب:
1.الله أکبر خداوند بزرگتر است.
2.الله أکبرخداوند بزرگتر است.
3.أشهد أن لا إله إلاّ الله گواهی میدهم که به جز الله خدایی برحق نیست.
4.أشهد أن محمداً رسول الله گواهی می دهم که محمد فرستاده خداست.
5.حی علی الصلاة به نماز بیایید!
6.حی علی الفلاح به رستگاری بیایید!
7.قد قامت الصلاة نماز برپا شد.
8.قد قامت الصلاة نماز برپا شد.
9.الله اکبر خداوند بزرگتر است.
10.الله اکبر خداوند بزرگتر است.
11.لا إله إلا الله به جز الله خدای برحقی وجود ندارد.
1.«اذان»ذکر مخصوصی است که هم برای ادای نمازهای واجب و هم برای قضای نمازهای واجب گفته میشود.
2.حکم اذان،سنت است.
3.اذان دارای شرائط هشتگانه است.
4.اذان 15 جمله است.
5.اذان دارای سنتهای زیادی است که از جمله به پنج مورد آن اشاره شده است.
6.هشت مورد به عنوان باطلکننده اذان یاد میشوند.
7.اقامه ذکر مخصوصی و مرکب از 11 جمله است که برای برانگیختن حاضرین برای نماز،قرار داده شده است.
1.چرا اذان برای نمازهای واجبه قرار داده شده است؟
2.حکم اذان را به تفصیل بیان کنید.
3.اذان را با ترتیل از حفظ بخوانید.
4.کلمات اذان را با کمک استاد به فارسی ترجمه نمائید.
5.سنتهای اذان را نام ببرید.
6.باطلکنندههای اذان را نام ببرید.
7.اذان با اقامه چه تفاوتی دارد.
رسول الله صلی الله علیه و آله:مِفْتَاحُ الصَّلاَةِ الطَّهُورُ وَ تَحْرِیمُهَا التَّکْبِیرُ وَ تَحْلِیلُهَا التَّسْلِیمُ.)سنن ابوداود؛ح:56)
طهارت،کلید نماز،تکبیر[الله اکبر گفتن]،تحریمه آن و سلام دادن،تحلیل و بیرون آمدن از نماز است.
1.شرائط وجوب نماز عبارتند از:
-اسلام؛
-بلوغ؛
-عقل؛
-پاکی از حیض و نفاس؛
-سلامتی حواس شنوایی و بینایی به هنگام بلوغ؛
-رسیدن دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله.
2.موارد زیر را از شرائط صحت نماز دانستهاند:
-اسلام؛
-پاکی از حدث اصغر و اکبر؛
-ستر عورت؛
-تمییز؛
-پاکی از نجاست غیر قابل گذشت؛
-رو به قبله ایستادن؛
-تشخیص فرضها از سنتها؛
-آگاهی از فرا رسیدن وقت؛
-ترک همه باطلکنندههای نماز؛
3.نماز،با گفتن«الله اکبر»شروع میشود و با سلام به پایان می رسد.
4.آنچه در نماز انجام می شود یا واجب است یا سنت.
5.واجبات نماز-که به آن ارکان هم گویند-سیزده چیز است:
-نیت
-سجود
-قیام
-نشستن بین دو سجده
-تکبیرة الاحرام
-نشستن پایانی(قعده آخر)
-خواندن سوره حمد
-تشهد
-رکوع
-صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از تشهد اخیر
-اعتدال بعد از رکوع
-سلام دادن
-مراعات ترتیب ارکان
1.نمازگزار از آغاز تا پایان نماز باید بداند چه نمازی می خواند و ان را برای انجام فرمان خداوند بجا آورد.
2.به زبان آوردن نیت لازم نیست،ولی نسبت دادن نمازگزاری برای خداوند،نیت استقبال قبله و تعداد رکعتها و نیت ادا و یا قضا بودن،مستحب است.
3.نیت سه شرط دارد:
-عزم انجام کار؛پس اگر کسی بعد از نیت نمودن بگوید:«إن شاء الله»،نمازش درست نیست.
-انجام ندادن کار مخالف نیت؛همچون نیت خروج از نماز.
-همزمانی با گفتن تکبیرة الاحرام.
1.قیام-یعنی ایستاده بودن-برای کسی که توانایی ایستادن دارد،اگرچه به جایی و یا به کسی تکیه کند،واجب است.
2.اگر کسی نتواند ایستاده نماز بخواند،به هر صورتی که میتواند،نشسته نماز بگزارد؛همچنین اگر نتوانست بنشیند،خوابیده بر پهلو و یا پشت نماز بخواند.
نماز با گفتن«الله اکبر»آغاز میشود و به ان«تکبیرة الاحرام»میگویند،زیرا با همین تکبیر است که بسیاری از کارها که قبل از نماز جایز بود،بر نمازگزار حرام میشود؛مانند خوردن،آشامیدن،خندیدن،گریستن و...
برخی از احکام تکبیرة الاحرام:
1.به عربی صحیح گفته شود؛
2.طوری بگوید که در صورت سالم بودن حس شنوایی و نبودن مانع،همه حروف آن را بشنود(یعنی آهسته نگوید)
1.رکن چهارم،خواندن سوره حمد در همه رکعتهاست و «بسم الله الرحمن الرحیم» جزء سوره حمد است.
2.خواندن سوره فاتحه بر امام،منفرد و مأمومی که نماز را با امام شروع کرده باشد،واجب است.
3.اگر مأموم زمانی به امام برسد که فرصت خواندن همه و یا جزئی از سوره حمد را نداشته باشد،از عهده او ساقط میشود.
4.اگر شخصی از خواندن فاتحه ناتوان باشد،به جای آن هفت آیه از قرآن را که حروفش از فاتحه کمتر نباشد،بخواند.
5.برخی سنتهای خواندن سوره فاتحه در نماز:
-در هر آیه وقف کردن؛
-منفرد در نمازهای جهری با صدای بلند و در نمازهای سرّی با صدای آهسته بخواند؛
-فاصله انداختن بین آخر سوره حمد و بین«آمین»گفتن؛
6.پس از خواندن سوره فاتحه،سنت است که چند آیهای از قرآن در دو رکعت اول نمازهای فرض بخواند.
1.نماز با تکمیل شرائط ششگانه واجب میشود.
2.صحت و درستی نماز بسته به شرائط نُه گانه است.
3.واجبات و یا ارکان نماز سیزده مورد است.
4.نیت نماز از اول تا پایان نماز حفظ شود و به زبان آوردن آن لازم نیست.
5.قیام برای کسی که توانایی دارد،واجب است.
6.تکبیرة الاحرام لفظ«الله اکبر»بوده و به عربی صحیح و نسبتاً با صدای بلند گفته میشود.
7.خواندن سوره حمد واجب بوده و بسم الله نیز از جمله سوره حمد است.
8.خواندن سوره فاتحه بر امام،منفرد و مأمومی که نماز را با امام شروع کرده باشد،واجب است.
9.پس از خواندن سوره فاتحه،سنت است که چند آیهای از قرآن در دو رکعت اول نمازهای فرض بخواند.
1.شرائط وجوب نماز را نام ببرید.
2.شرائط صحت نماز را نام ببرید.
3.اگر کسی از فرا رسیدن وقت نماز صبح آگاه نباشد و نمازش را بخواندف آیا نمازش صحیح است؟
4.ارکان نماز را نام ببرید.
5.مراد از نیت در نماز،چیست؟
6.شرائط نیت را بیان کنید.
7.اگر کسی نتواند ایستاده نماز بخواند،تکلیفش چیست؟
8.تکبیرة الاحرام چیست؟
9.خواندن سوره حمد در نماز چه حکمی دارد؟
10.آیا سوره حمد را در نماز جماعت فقط امام میخواند؟توضیح دهید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:لاَ ینْظُرُ اللهُ إلَی صَلاَةِ رَجُلٍ لاَ یقِیمُ صُلْبَهُ بَینَ رُکُوعِهِ وَ سُجُودِه.)مسند احمد بن حنبل؛ح:10583)
خداوند به نماز انسانی که بین رکوع و سجودش کاملاً راست نشود و آرام نگیرد،نظر نکند.
1.«رکوع»عبارت است از خم شدن در نماز از روی خضوع به اندازهای که بتوان دستها را بر زانو گذاست.
2.در هر رکعت از نماز،بعد از قراءت یک رکوع واجب است.
3.آنچه در رکوع معتبر است:
-خم شدن به قصد رکوع؛بنابر این اگر بدون قصد رکوع مثلاً برای سجده تلاوت و یا برای کشتن جانوری خم شود باید بایستد و به قصد رکوع بار دیگر خم شود.
-خم شدن به طور معمول؛بنابر این اگر رکوع را به طور غیر معمول به جا آورد،مثلاً به چپ و راست خم شود،صحیح نیست.
-خم شدن به مقداری که دستها به زانو برسد.
-آرامش بدن در حال رکوع.
-ایستادن بعد از رکوع.
-آرامش بدن بعد از رکوع.
4.مواردی که در رکوع مستحب است:
-تکبیر گفتن در حال خم شدن؛
-آشکارا گفتن تکبیر رکوع برای امام و مبلغ؛
-«رفع یدین»یعنی بلند کردن دو دستان تا شانه؛
-تسبیح گفتن که حد اقلش«سبحان ربی العظیم»است.
-گفتن«سمع الله لمن حمده»برای امام و منفرد و«ربنا و لک الحمد»برای مأموم هنگام راست شدن از رکوع.
1.«سجده»یعنی پیشانی را از روی خضوع بر زمین نهادن.
2.آنچه در سجده معتبر است:
-جز سجده،قصد دیگری نداشته باشد؛
-گذاستن هفت عضو از بدن بر زمین؛
-آرامش بدن در حال سجده؛
-سر برداشتن و نشستن و آرامش بین دو سجده؛
-مانعی در بین پیشانی و محل سجده نباشد؛
-پیشانی خود را بر لباس یا چیز دیگری که با او حرکت میکند،نگذارد؛یعنی سجدهگاه نباید متحرک باشد.
-هفت موضعی که باید بر زمین قرار گیرد:
-پیشانی؛
-کف دست راست؛
-کف دست چپ؛
-سر زانوی راست؛
-سر زانوی چپ؛
-سرانگشت پای راست؛
-سرانگشت پای چپ.
3.اگر شخصی بر پیشانی خود پیشانیبند داشته باشد،سجده بر آن کفایت نمیکند و باید آن را بردارد،مگر این که برداشتنش ضرر داشته باشد.
4.برخی از مستحبات سجده:
-تکبیر گفتن همزمان با رفتن به سجده؛
-به ترتیب بر زمین گذاستن اعضاء:ابتدا دو زانو،سپس دستان،سپس پیشانی بر زمین نهد؛
-گذاستن دو دستان در سجدهگاه در مقابل بازوان؛
-از هم جدا ساختن دو زانو به اندازه یک وجب؛
-تسبیح گفتن که حد اقلش«سبحان ربّی الاعلی»است؛
-تکبیر گفتن هنگام بلند شدن از سجده دوم؛
-در رکعت اول و نیز در رکعت سوم نمازهای چهار رکعتی بعد از سجده دوم قدری بیحرکت بنشیند و بعد برخیزد.این عمل را«جلسه استراحت»میگویند.
1.نشستن بین دو سجده واجب است،حتی اگر نماز سنت باشد.
2.کمترین میزان نشستن بین دو سجده آنچنان است که معتدل بنشیند.
3.برای صحیح نشستن در بین دو سجده،سه شرط زیر لازم است:
-به قصد نشستن سرش را از سجده بلند کند؛
-تنها به قصد نشستن بنشیند؛
-طولانی نکند،اگر عمداً و با آگاهی آن را طولانی کند،نمازش باطل میشود.
4.برخی از سنتهای نشستن بین دو سجده:
-«الله اکبر»گفتن به هنگام بلند کردن سر از سجده؛
-نشستن به صورت افتراش؛افتراش آن است که بر قوزک پای چپش مینشیند و پشت پای چپ را بر زمین گذاسته و پای راستش را نصب می کند و سر انگشتان پای راستش را رو به قبله قرار میدهد و کف دو دستش را بر رانهایش می گذارد.
-گفتن ذکر،همچون:«رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ تُبْ عَلَی».
1.«رکوع»عبارت است از خم شدن در نماز از روی خضوع به اندازهای که بتوان دستها را بر زانو گذاست.
2.شرایط رکوع:خم شدن به قصد رکوع؛خم شدن به طور معمول؛خم شدن به مقداری که دستها به زانو برسد؛آرامش بدن در حال رکوع؛ایستادن و آرامش بدن بعد از رکوع.
3.«سجده»یعنی پیشانی را از روی خضوع بر زمین نهادن.
4.شرایط سجده:جز سجده،قصد دیگری نداشته باشد؛گذاستن هفت عضو از بدن بر زمین؛آرامش بدن در حال سجده؛سر برداشتن و نشستن و آرامش بین دو سجده؛مانعی در بین پیشانی و محل سجده نباشد؛سجدهگاه نباید متحرک باشد.
5.شرایط صحیح نشستن در بین دو سجده:به قصد نشستن سرش را از سجده بلند کند؛تنها به قصد نشستن بنشیند؛طولانی نکند.
1.رکوع را تعریف کنید.
2.برخی از شرایط رکوع را بیان کنید.
3.برخی از مستحبات رکوع را نام ببرید.
4.حکم سجده در نماز چیست؟
5.در سجده چند عضو باید شرکت کند؟
6.شرایط سجده را نام ببرید.
7.تسبیح رکوع با تسبیح سجده چه تفاوتی دارد؟
8.حکم نشستن بین دو سجده در نماز تراویح چیست؟
9.شرایط نشستن بین دو سجده را بیان کنید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:إذَا صَلَّی أحَدُکُمْ فَلْیبْدَأْ بِتَحْمِیدِ رَبِّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَیهِ ثُمَّ یصَلِّی عَلَی النَّبِی صلی الله علیه و آله ثُمَّ یدْعُو بَعْدُ بِمَا شَاءَ.(مستدرک حاکم؛ح:926)
هنگامی که کسی از شما نماز بخواند،با حمد و ثنای پروردگارش شروع کند؛سپس بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درود فرستد و پس از آن هر نیازی که دارد،[از خدا]درخواست نماید.
1.پس از انجام سجده دوم رکعت آخر نشستن واجب است.
2.تورک در نشستن پایانی مستحب است؛تورّک همانند افتراش است با این تفاوت که پای چپش را از زیر پای راست بیرون می کند و باسن خویش را به زمین میچسباند.
1.در نشست پایانی خواندن تشهد واجب است؛
2.کمترین مقدار تشهد چنین است:«التَّحِیاتُ للهِ سَلاَمٌ عَلَیکَ أیهَا النَّبِی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ.السَّلاَمُ عَلَینَا وَ عَلَی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ.أشْهَدُ أنْ لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ».
3.شرائط صحت تشهد عبارت است از:
-موالات و پشت سر هم خواندن آن؛
-خواندن در حالت نشسته؛
-مراعات حروف و کلمات و تشدیدها؛
-به عربی خواندن؛
-به نحوی بخواند که خود بشنود؛
-هیچ لفظی از آن را به لفظ دیگری تبدیل نکند.
4.برخی از مستحبات تشهد اخیر:
-تورک؛
-اشاره سبابه؛یعنی انگشتان دست راستش را غیر از سبابه ببندد و بدون حرکت دادن انگشت سبابه به هنگام گفتن«إلاَّ الله»آن را بلند کند.
1.صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از تشهد اخیر واجب است.
2.کمترین مقدار صلوات عبارت است از:«اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ»،«اللهُمَّ صَلِّ عَلَی النَّبِی»و یا«اللهُمَّ صَلِّ عَلَی رَسُولِهِ».و کاملترین آنف صلوات ابراهیمی است که بدین صورت میباشد:«اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلَی إبْرَاهِیمَ وَ عَلَی آلِ إبْرَاهِیمَ،وَ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إبْرَاهِیمَ وَ عَلَی آلِ إبْرَاهِیمَ فِی الْعَالَمِینَ إنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ».
3.برخی از مستحبات صلوات فرستادن:
-تورّک(همان گونه که در تشهد گذشت)؛
-خواندن دعا بعد از صلوات و قبل از سلام،همچون:«اللّهُمَّ إنِّی أعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ و مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ فِتْنَةِ الْمَحْیا و الْمَمَاتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ».
4.برخی از شرایط صلوات فرستادن چنین است:
-خودش بشنود؛
-با لفظ«محمد»،«النبی»و یا«رسوله»باشد؛اگر بالفظ دیگر همچون«احمد»باشد،درست نیست؛
-به زبان عربی باشد؛
-بین تشهد و صلوات ترتیب مراعات شود.
1.سلام دادن نخستین بعد از صلوات فرستادن،واجب است.
2.کمترین مقدار سلام:«السلام علیکم»و یک بار گفتن به سمت راست خویش است.
3.کاملترین شکل سلام دو بار گفتن:«السلام علیکم و رحمة الله»به دو سمت راست و چپ خود است.
4.شرایط سلام نخستین به شرح زیر است:
-با«ال»باشد؛
-با کاف خطاب باشد؛
-با میم جمع باشد؛
-پشت سر هم آوردن کلمات سلام؛
-چیزی بر آن نیفزاید که معنایش تغییر کند؛
-چیزی از آن کاسته نشود که معنایش را تغییر دهد؛
-به عربی باشد؛
-خودش بشنود؛
-در حال نشسته باشد؛
-قصد اعلام سلام نداشته باشد؛
-رو به قبله باشد.
1.رعایت ترتیب بین ارکان در بالا ذکرشده نیز واجب است.
2.اگر رکن فعلی و یا قولیای را قبل از رکن دیگری عمداً انجام دهد،نمازش باطل است.
3.اگر مأموم به یاد آورد که رکنی را ترک کرده است،بدان باز نمیگردد،بلکه نظم نماز امام را رعایت میکند و پس از سلام دادنِ امام یک رکعت بجا میآورد.
4.اگر رکن قولی(غیر از سلام اولی)را تقدیم دارد،مانند اینکه صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله را بر تشهد مقدم دارد یا اینکه رکنی فعلی را تقدیم دارد همچون موردی که تشهد را بر نشستن اخیر مقدم دارد،نمازش باطل نمیشود؛اما آنچه آنچه را که قبلاً انجام داده است،به حساب آورده نمیشود،بلکه باید از ابتدا آن را انجام دهد.
1.پس از انجام سجده دوم رکعت آخر نشستن واجب است و تورک در نشستن پایانی مستحب است.
2.در نشست پایانی خواندن تشهد واجب است و شرایط آن عبارت است از:موالات و پشت سر هم خواندن؛خواندن در حالت نشسته؛مراعات حروف و کلمات و تشدیدها؛به عربی خواندن؛به نحوی بخواند که خود بشنود؛هیچ لفظی از آن را به لفظ دیگری تبدیل نکند.
3.صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از تشهد اخیر واجب است.
4.شرایط صلوات فرستادن:خودش بشنود؛با لفظ«محمد»،«النبی»و یا«رسوله»باشد؛به زبان عربی باشد؛بین تشهد و صلوات ترتیب مراعات شود.
5.سلام دادن نخستین بعد از صلوات فرستادن،واجب است.
6.رعایت ترتیب بین ارکان نماز واجب است.
1.نشستن آخر چه زمانی واجب میشود؟
2.تورّک چیست؟آن را توضیح دهید.
3.حکم تشهد و شرایط آن را بیان کنید.
4.تشهد را از حفظ بخوانید.
5.صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز چه حکمی دارد؟
6.صلوات ابراهیمی را از حفظ بخوانید.
7.اگر کسی در صلوات نماز به جای«محمد»لفظ«احمد»را به کار گیردف حکم نمازش چیست؟
8.شرایط صلوات فرستادن را بیان کنید.
9.کدام سلام در نماز واجب است؟
10.برخی از شرایط سلام دادن را بیان کنید.
11.مراعات ترتیب ارکان نماز چه حکمی دارد؟
12.مقدم داشتن یک رکن بر رکن دیگر از روی عمد چه آثاری دارد؟
رسول الله صلی الله علیه و آله:إنَّ هذِهِ الصَّلاَةُ لاَ یصْلُحُ فِیهَا شَیءٌ مِنْ کَلاَمِ النَّاسِ،إنَّمَا هُوَ التَّسْبِیحُ و التَّکْبِیرُ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآن صحیح ابن حبان؛ح:2274)
در حقیقت این،نمازی است که در آن چیزی از کلام مردم آوردن صحیح نیست؛این نماز فقط به پاکی و بزرگی یاد نمودن خداوند و قراءت قرآن است.
هر گاه نمازگزار با تکبیر تحریمه نماز را شروع می کند،تا پایان نماز برخی کارهایی است که اگر یکی از آنها را در اثنای نماز انجام دهد،نمازش باطل می شود و به آنها«مبطلات نماز»گویند که آنها:
1.از بین رفتن شرطی از شروط نماز،مثل طهارت و ستر عورت و...
2.ترک نمودن فرضی از فرائض نماز،مثل رکوع و سجود و...
3.سخن گفتن از روی عمد و قصد؛
4.خنده با قهقهه از روی عمد و قصد؛
5.گریه کردن با صدا از روی عمد و قصد؛
-اگر این سه مورد اخیر را از روی فراموشی انجام دهد و همچنین طول ندهد،نمازش باطل نشود.
-همچنین اگر نداند که در اثنای نماز انجام دادن این سه مورد حرمت دارد و ممنوع است و از روی جهل انجام دهد-و البته طول ندهد-نمازش باطل نشود.
-گریه بدون صدا و گریه از ترس خدا و یا برای آخرت،هرچند با صدا هم باشد،نماز را فاسد نمی کند.
6.سخن طولانی،قهقهه طولانی و گریه با صدا و طولانی اگرچه از روی فراموشی و جهل انجام بگیرد،نمازش باطل شود؛
7.تنحنح (1)،نَفَس عمیق،دمیدن (2)و اف گفتن و آهِ تأسف کشیدن اگر از روی عمد انجام بگیرد و بیش از دو حرف ترکیب یافته باشد،نمازش باطل گردد.
8.جواب عطسه دادن،یعنی برای کسی که عطسه می زند،«یرحمک الله»بگوید؛
9.خوردن و آشامیدن عمدی؛
10.انجام عملی که از جمله نماز نباشد که این خود بر دو قسم است:
-عملی که از جنس افعال نماز است؛مثلاً اگر رکوع و سجودی را در غیر موضعش انجام دهد و در این فعل قصد و عمد داشته باشد،نمازش باطل شود.ولی اگر از روی فراموشی انجام دهد،نمازش باطل نشود.
-عملی که از جنس افعال نماز نیست؛اگر این عمل اندک و قلیل باشد،نمازش باطل نشود،مثل دفع عابر از جلوی نماز،ضربه زدن به مار و عقرب،درآوردن نعلین (3)،اصلاح رداء و عبا،جواب سلام به اشاره و...
اما اگر این عمل،کثیر باشد،نمازش باطل شود؛مانند راه رفتن به مقدار چند گامِ پی در پی و وارد ساختن ضربات متعدد و پی در پی.
11.بیهوشی؛
12.جنون؛
13.جنابت؛
14.اینکه در اثنای نماز عمداً خود را بی وضو سازد.
1.هر گاه برای نمازگزار در اثنای نماز بی وضویی پیش آید،نمازش باطل نشود،بلکه از نماز بیرون می آید و وضو می گیرد و نماز خود را از همان جایی که ترک کرده بود،ادامه می دهد.
2.اگر این قضیه با امام جماعت پیش آید،ابتدا امام باید یکی از نمازگزاران را به جای خود بگذارد،تا که او نماز را به اتمام رساند،و سپس می تواند وضو بگیرد و نمازش را ادامه دهد.
چیزهایی که در نماز مکروه است،عبارتند از:
1.ترک سنّتی از سنّت های نماز؛
2.التفات و برگرداندن روی بدون حاجت؛
3.نگاه کردن به سوی آسمان؛
4.نظر افکندن به چیزی که موجب جلب توجه و استغال قلب شود؛
5.دور کردن سنگریزه از موضع سجده؛
-اگر بدون دور کردن سنگریزه نتواند سجده تام انجام بدهد،می تواند فقط یک بار سنگریزه را از سجده گاه خود دور سازد و مکروه نباشد.
6.تثاؤب و خمیازه کشیدن؛
7.گرفتن تهیگاه و پهلوی خود؛
8.نگه داشتن و جمع کردن لباس و یا موی سر در دستان خویش.
1.«مبطلات نماز»عبارتند از:از بین رفتن شرطی از شروط نماز،ترک نمودن فرضی از فرائض نماز،سخن گفتن از روی عمد و قصد؛خنده با قهقهه از روی عمد و قصد؛گریه کردن با صدا از روی عمد و قصد؛سخن طولانی،قهقهه طولانی و گریه با صدا و طولانی؛تنحنح،نَفَس عمیق،دمیدن و اف گفتن و آهِ تأسف کشیدن؛جواب عطسه دادن،خوردن و آشامیدن عمدی؛انجام عملی که از جمله نماز نباشد؛بیهوشی؛جنون؛جنابت و اینکه در اثنای نماز عمداً خود را بی وضو سازد.
2.هر گاه برای نمازگزار در اثنای نماز بی وضویی پیش آید،نمازش باطل نشود،بلکه از نماز بیرون می آید و وضو می گیرد و نماز خود را از همان جایی که ترک کرده بود،ادامه می دهد.
3.چیزهایی که در نماز مکروه است،عبارتند از:ترک سنّتی از سنّت های نماز؛التفات و برگرداندن روی بدون حاجت؛نگاه کردن به سوی آسمان؛نظر افکندن به چیزی که موجب جلب توجه و استغال قلب شود؛دور کردن سنگریزه از موضع سجده؛تثاؤب و خمیازه کشیدن؛گرفتن تهیگاه و پهلوی خود؛نگه داشتن و جمع کردن لباس و یا موی سر در دستان خویش.
1.مراد از مبطل نماز چیست؟
2.مطبلات نماز را نام ببرید.
3.اگر در اثنای نماز وضوی نمازگزار باطل شود،آیا نماز او نیز باطل میشود؟توضیح دهید.
4.مکروهات نماز را نام ببرید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:«إنَّهُ لَیسَ فِی النَّوْمِ تَفْرِیطٌ إنَّمَا التَّفْرِیطُ فِی الْیقْظَةِ،فإذَا نَسِی أحَدٌ صَلاَةً أمْ نَامَ عَنْهَا فَلْیصَلِّهَا إذَا ذَکَرَهَا».(صحیح مسلم؛ح:1134)
در حقیقت سهلانگاری و سستی در نماز نه در زمان خواب،بلکه در وقت بیداری است؛بنابر این،اگر کسی نمازی را فراموش کرد و یا در خواب بود،هر زمان که به یادش آمد آن نماز را بخواند.
1.کسی که برای او نماز خواندن واجب باشد،اما او تا پایان وقت،آن نماز را به هر دلیلی انجام ندهد،قضای آن نماز برای او لازم باشد.
2.مستحب است که قضای نماز فوتشده را فوراً بجا آورد.
3.اگر بیش از یک نماز فوت شده باشد،مستحب است که قضای آن نمازها را به ترتیب بجا آورد.
4.اگر نمازی را فراموش کند و نداند که چه نمازی را فراموش کرده است،لازم است که پنج نماز[یعنی فجر،ظهر،عصر،مغرب و عشاء]را به نیت قضای هر کدام،بجا آورد.
5.اگر نماز مقصوری(ظهر،عصر و عشاء)در سفر فوت شود،و نمازگزار
بخواهد قضای آن را در حَضَر بجا آورد،بنابر قول اصح باید قضای آن را چهار رکعت بجا آورد.
6.اگر نماز مقصوری در سفر فوت شود و نمازگزار بخواهد قضای آن را در سفر بجا آورد،بنابر قول اصح،به صورت قصر(یعنی دو رکعت)بجا میاورد.
7.اگر نمازی در حضَر فوت شود،و نمازگزار بخواهد قضای آن را در سفر انجام دهد،برای او قصر خواندن جایز نباشد.
1.یکی از سنتهایی که جهت جبران نقصانِ افعال نماز چه نماز فرض باشد و چه نماز نفل-قرار داده شده است،«سجده سهو»میباشد.
2.محل سجده سهو،قبل از سلام دادن در پایان نماز است.
3.سجده سهو را چنین انجام میدهد:در قعده اخیر که تشهّد،صلوات و دعا را میخواند،قبل از اینکه سلام بدهد،دو سجده بجا میآورد(مثل دو سجده نماز)و بعد از آن سلام میدهد و از نماز خارج میشود.
4.اموری که در نماز سجود سهو را اقتضا میکند (1)،دو چیز است:
-زیاده؛
-نقصان.
5.امور زیاده در نماز بر دو قسم است:
-امور قولی؛
-امور فعلی.
6.امور قولی-مثل قراءت در غیر موضع قراءت،سلام دادن در غیر موضع سلام و یا سخن گفتن از روی سهو و استباه-اقتضا میکند که نمازگزار در پایان نماز،سجود سهو بجا آورد.
7
1) (1) .ر.ک.به پیوست همین درس.
.امور فعلی بر دو قسم است:
-افعالی که انجام عمدی آنها نماز را باطل نکند؛
-افعالی که انجام عمدی آنها نماز را باطل کند.
8.افعالی که انجام عمدی آنها نماز را باطل نکند مانند التفات،حرکت کردن به مقدار یک و یا دو گام-سجود سهو را اقتضا نمیکنند.
9.افعالی که انجام عمدی آنها موجب بطلان نماز میگردد،خود بر دو قسم است:
-افعال متحقق؛
-افعال متوهّم.
10.افعال متحقق آن است که از روی سهو و استباه در نماز رکعتی،رکوعی،سجودی،قیامی و یا قعودی زیاده انجام گیرد،قیام را به نیت قنوت در غیر موضع قنوت طولانی کند،برای تشهّدی در غیر موضع آن بنشیند،در همه این موارد سجود سهو را در پایان نماز بجا آورد.
11.افعال متوهّم مثل آن است که در رکعات نماز شک کند که در این صورت بر حد اقل و متیقّن بنا میکند و بعد از انجام رکعت مورد شک در پایان نماز سجود سهو را بجا میآورد.
12.اما امور نقصان،عبارت است از ترک نمودن سنت مقصوده که در دو مورد خلاصه شود:
-ترک تشهّد اوّل،چه از روی عمد و چه از روی استباه؛
-ترک قنوت،چه از روی عمد و چه از روی استباه.
-در هر دوی این موارد در پایان نماز قبل از سلام،سجود سهو را انجام میدهد.
13.اگر سنت غیر مقصوده را ترک نماید-همانند ترک تکبیرات،تسبیحات،جهر،اسرار،تورّک و افتراش و...-سجده سهو در کار نباشد.
14.اگر در سهو خویش شک کند:
-اگر این شک او در افعال زیاده باشد،سجده سهود در کار نخواهد بود.
-اگر در مورد نقصان شک کند-مثل اینکه شک دارد تشهّد را ترک کرده یا نه-سجده سهو را انجام میدهد.
15.یک سجده سهو برای جبران دو و یا زیاده از دو سهو نیز کفایت میکند.
16.هر گاه که امام در نماز سهو نمود،سجده سهو را هم امام و هم مقتدی انجام میدهند.اگر امام سجده سهو را انجام نداد،مقتدی انجام میدهد.
17.هر گاه مقتدی در نماز سهو نمود،سجده سهو نه برای او و نه برای امام لازم نباشد.
1.کسی که برای او نماز خواندن واجب باشد،اما او تا پایان وقت،آن نماز را به هر دلیلی انجام ندهد،قضای آن نماز برای او لازم باشد.
2.اگر نماز مقصوری در سفر فوت شود،قضای آن در حضر چهار رکعت بجا آورده میشود.
3.اگر نماز مقصوری در سفر فوت شود،قضای آن در سفر دو رکعت بجا آورده میشود.
4.اگر نمازی در حضَر فوت شود،در سفر قضای آن به صورت قصر خواندن جایز نباشد.
5.سجده سهو برای جبران نقصان نماز،سنت بوده و محل انجام آن،قبل از سلام دادن در پایان نماز است.
6.اموری که در نماز سجود سهو را اقتضا میکند،مفصل بوده و در نمودار به وضوح ارائه شده است.
1.مراد از نماز قضا چیست؟
2.قضای نماز فوتشده در سفر بعد از بازگشت مسافر،به چه نحوی انجام میشود؟
3.کسی که نداند قضای چه نمازی را باید بخواند،تکلیفش چیست؟
4.مراد از سجده سهو چیست؟
5.سجده سهو را با کمک استاد عملا انجام دهید.
6.اموری که سجده سهو را اقتضا میکند،توضیح دهید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:«إذَا قَرَأَ ابْنُ آدَمَ السَّجْدَةَ فَسَجَدَ اعْتَزَلَ الشَّیطَانُ یبْکِی یقُولُ:یا وَیلَهُ!أُمِرَ ابْنُ آدَمَ بِالسُّجُودِ فَسَجَدَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ أُمِرْتُ بِالسُّجُودِ فَعَصَیتُ فَلِی النَّارُ».(صحیح مسلم؛ح:140)
هر زمانی که فرزند آدم آیه سجده را قراءت کند و سجده نماید،شیطان از او کنارهگیری کند و در حال گریه میگوید:وای بر من!فرزند آدم به سجده نمودن دستور داده شد و او نیز سجده کرد و شایسته بهشت گردید،ولی من مأمور به سجده شدم و سر باز زدم و مستحق جهنم شدم!
1.سجده تلاوت سنتی است غیر واجبه که پس از خواندن آیه سجده،هم برای قاری(خواننده)و هم برای مستمع(گوش فرا دهنده؛شنونده با قصد و التفات)سزاوار است که سجدهای را انجام دهند.
2.سجود تلاوت مجموعا چهارده سجده است که در سُوَرِ زیر قرار دارد:
سوره اعراف/206؛سوره رعد/15؛سوره نحل/50؛سوره اسراء/109؛.سوره مریم/58؛سوره حج/18؛سوره حج/77؛سوره فرقان/60؛سوره نمل/26؛سوره سجده/15؛سوره فصلت/38؛سوره نجم/62؛سوره انشقاق/21؛سوره علق/19.
3.کیفیت انجام دادن سجده تلاوت به این طریق است که دستهای خود را بلند کرده،تکبیر افتتاح بگوید و سپس برای سجده تکبیری دیگر بگوید(بدون اینکه دستها را بلند کند)و به سجده رود و یک سجده بجا آورد.سپس با تکبیر سرش را از سجده بردارد.
4.سجده تلاوت بنابر قول اصح،تشهد و سلام ندارد.
5.در سجده تلاوت-همانند نمازهای نفل-طهارت،ستر عورت و استقبال قبله لازم است.
6.اگر در اثنای نماز آیه سجده را قراءت کند،بدون رفع یدین تکبیر گوید و به سجده رود و با تکبیری دیگر از سجده قیام کند و نماز را ادامه دهد.
7.اگر آیه سجدهای که در اثنای نماز قراءت نموده است،در آخر سوره باشد،مستحب آن است که پس از سجده تلاوت برخیزد و چند آیهای از سوره بعدی بخواند و سپس به رکوع رود؛هرچند پس از سجده تلاوت قیام کند و بلا فاصله رکوع را انجام دهد،جایز باشد.
1.کسی که به سبب روی آوردن نعمت و یا برطرف شدن نقمت و بلا،مورد لطف و عنایت خداوند قرار گیرد،برای او مستحب است که به نیت شکرانه،در پیشگاه خداوند متعال سجده شکر بجا آورد.
2.حکم سجده شکر در شرایط و صفات،حکم سجده تلاوت در خارج نماز است.
1.سجده تلاوت سنتی است غیر واجبه که پس از خواندن آیه سجده،هم برای قاری و هم برای مستمع سزاوار است که سجدهای را انجام دهند.
2.سجود تلاوت مجموعا چهارده سجده است و کیفیت انجام دادن سجده تلاوت به این طریق است که دستهای خود را بلند کرده،تکبیر افتتاح بگوید و سپس برای سجده تکبیری دیگر بگوید(بدون اینکه دستها را بلند کند)و به سجده رود و یک سجده بجا آورد.سپس با تکبیر سرش را از سجده بردارد.
3.در سجده تلاوت طهارت،ستر عورت و استقبال قبله لازم است.
4.اگر در اثنای نماز آیه سجده را قراءت کند،بدون رفع یدین تکبیر گوید و به سجده رود و با تکبیری دیگر از سجده قیام کند و نماز را ادامه دهد.
5.برای کسی که نعمتی به روی بیاورد و یا نقمت و بلایی برطرف شود مستحب است که به نیت شکرانه،در پیشگاه خداوند متعال سجده شکر بجا آورد.
1.حکم سجده تلاوت چیست؟
2.سجده تلاوت چه زمانی انجام داده میشود؟
3.سجده تلاوت چگونه انجام داده میشود؟
4.آیا در اثنای نماز سجده تلاوت پیش میآید؟توضیح دهید.
5.سجده شکر چه فرقی با سجده تلاوت دارد؟
رسول الله صلی الله علیه و آله:صَلاَةُ الْجَمَاعَةِ تَفْضُلُ صَلاَةَ الْفَذِّ بِسَبْعٍ وَ عِشْرِینَ دَرَجَةصحیح بخاری؛ح:627)
نماز جماعت بیست و هفت درجه برتر از نماز تنهاگذار است.
1.نماز جماعت بنابر قولی فرض کفایی است و بنابر قول دیگری سنت است.
2.حد اقل جماعت دو نفر می باشد که یکی امام و دیگری مأموم خواهد بود.
3.برگزاری نماز جماعت برای مردان در مساجد بویژه در مساجد بزرگ-افضل و برتر است.
4.برگزاری نماز جماعت برای زنان در خانه ها افضل و برتر می باشد و امام آنها در وسطشان قرار می گیرد.البته حضور زنان در جماعت مساجد اشکالی ندارد.
1.در نماز جماعت نیت برای مأموم[مقتدی]لازم است؛پس هنگامی که نمازگزاری می خواهد نمازش را در جماعت با شخص دیگری انجام بدهد،باید نیت تبعیت از امام را نماید و امامش هم معین و مشخّص باشد.
2.نیت امامت برای امام جماعت لازم نیست.
1.سنت است که امام جماعت کسی باشد که در قراءت و فقهِ نماز،برتر از دیگران است.اگر در قراءت و فقه نماز با هم برابر بودند،کسی که تقوای بیشتری دارد،امام خواهد شد.و اگر از جهت تقوا هم،با هم مساوی بودند،کسی که از جهت اسلام و مسلمانی بزرگ سال تر است،سزاوار امامتی نماز خواهد بود.
2.اگر در منزل شخصی نماز جماعت برگزار شود،صاحب منزل سزاوارتر بر امامت آن جماعت خواهد بود؛البته اگر در آن میان امام مسجد حضور داشته باشد،بهتر است که امام مسجد،امام آن جماعت شود.
3.اگر مقیم و مسافری بخواهند نماز جماعت برگزار نمایند،شخص مقیم سزاوارتر بر امامت می باشد.
4.امام جماعت شدن فاسق،بدعت گذار و ولد زنا مکروه است.
1.اگر مقتدی تنها بود،در سمت راست امام بایستد،و اگر بیش از یک نفر بودند،در پشت سر امام قرار بگیرند.
2.صفوف جماعت به این ترتیب تشکیل می شود که ابتدا مردها،بعد پسرهای نابالغ سپس خنثی و در صف آخر زنها و دختر ها قرار خواهند گرفت.
3.مستحب است که صفوف نماز نزدیک به هم باشد،ولی اگر صفوف متباعد و دور از هم باشد،و یا صف اول دور از امام باشد،باید دید:اگر میان صفوف یا صف اول و امام حائلی نباشد و نماز جماعت نیز در داخل مسجد برقرار شده و مأموم از نماز امام آگاهی و علم داشته باشد،نمازش صحیح است،زیرا هر موضعی از مسجد،موضع نماز جماعت است.اما اگر در غیر مسجد[مثلا در صحرا و یا صحنی غیر از صحن مسجد]نماز جماعت با این وصف برگزار شود،نماز مأموم صحیح نباشد.
4.مستحب است که مکان امام و مأمومین مساوی باشد و ارتفاع مکان هر کدام بر دیگری مکروه است.
1.نماز جماعت فرض کفایی است و حد اقل جماعت دو نفر می باشد.
2.برگزاری نماز جماعت برای مردان در مساجد افضل و برتر و برای زنان در خانه ها افضل و برتر می باشد.
3.در نماز جماعت نیت برای مأموم[مقتدی]لازم است.از این رو باید نیت تبعیت از امام را نماید و امامش هم معین و مشخّص باشد.
4.کسی که:1).در قراءت و فقهِ نماز،برتر از دیگران است؛2).تقوای بیشتری دارد؛3)از جهت اسلام و مسلمانی بزرگ سال تر است،سزاوار امامتی در نماز جماعت خواهد بود.
5.امام جماعت شدن فاسق،بدعت گذار و ولد زنا مکروه است.
6.صفوف جماعت به این ترتیب تشکیل می شود که ابتدا مردها،بعد پسرهای نابالغ سپس خنثی و در صف آخر زنها و دختر ها قرار خواهند گرفت.
1.حکم جماعت در نماز چیست؟
2.حد اقل جماعت چند نفر است؟
3.چه نوع جماعتی برای مردان و چه نوع جماعتی برای زنان افضل و برتر است؟
4.نیت نماز جماعت را توضیح دهید.
5.چه کسی برای امامتی نماز جماعت سزاوارتر از دیگران است؟
6.نماز جماعت مقیم و مسافر را بیان کنید.
7.در چه صورت صاحب منزل برای امامتی سزاوارتر است؟
8.ترتیب صفوف در نماز جماعت چگونه است؟
رسول الله صلی الله علیه و آله:إنَّ أعْظَمَ النَّاسِ فِی الصَّلاَةِ أجْراً أبْعَدُهُمْ إلَیهَا مَمْشی.(صحیح مسلم؛ح 1099).
بزرگترین پاداش نماز جماعت برای کسی است که از مکان دورتر با پای پیاده به جماعت حاضر شده است.
1.مستحب است برای کسی که قصد حضور در نماز جماعت دارد،با آرامش و وقار به سوی مسجد برود؛هرچند خوف از دست دادن درک امام در تکبیرة الاحرام وجود داشته باشد.
2.مستحب است که امام قبل از شروع به نماز به تسویه صفوف نمازگزاران توجه نماید و به آن دستور دهد.
3.همچنین مستحب است که امام در قراءت و ذکرهای نماز همواره تخفیف و آسانی را مد نظر قرار بدهد.
4.امام در حال رکوع اگر احساس کند که شخصی وارد مسجد شد،مستحب است که منتظر بماند تا که او نیز به جماعت برسد و آن رکعت را درک نماید.
5.سزاوار است که مأموم همواره تبعیت از امام را داشته باشد و در هیچ
فعلی از افعال نماز بر امام سبقت نگیرد.
6.اگر مأموم قبل از امام و یا همزمان با امام تکبیر تحریمه را انجام دهد،نمازش منعقد نشود.
7.اگر مأموم به قدر بیش از یک رکن[مثل رکوع و قیامِ بعد از آن و یا سجود و جلسه بعد از آن]از امام سبقت بگیرد و بر تبعیت از امام برنگردد و این را عمداً انجام دهد،نمازش باطل شود.ولی اگر به تبعیت از امام برگردد به این دو طریق که:یا منتظر بماند تا امام آن رکن را انجام دهد و یا خود برگردد و آن رکن را با امام انجام دهد،نمازش صحیح باشد.
8.اگر مأموم مفارقت و جدایی از امام را قصد نماید و بقیه نمازش را خود فرادا انجام دهد،نمازش باطل نشود.
1.اقتدای افراد زیر صحیح است:
-کسی که دارای وضوء می باشد،از کسی که تیمم نموده است؛
-آنکه پای خود را شسته است،از شخصی که به خفّین و یا نعلین خویش مسح کرده است؛
-شخص قائم[ایستاده]از کسی که قاعداً[نشسته]نماز می گزارد؛
-کسی که توان رکوع و سجود را دارد از کسی که رکوع و سجودش را با اشاره انجام می دهد؛
-کسی که نماز فرض می خواند از شخصی که نماز نفل می خواند؛
-شخصی که نماز فرضی می خواند از کسی که نماز فرض دیگری انجام می دهد[مثلاً شخصی که می خواهد فرض ظهر بخواند،می تواند از کسی که فرض عصر می خواند،اقتدا نماید].
اقتدا به افراد ذیل صحیح نباشد:
-مرد از زن؛
-مرد از پسری که به حد یعقل نرسیده؛
-غیر معذور از معذور[مثلاً شخص سالم و تندرست نمی تواند از کسی که بولش همواره جریان دارد(سلسلة البول)اقتدا نماید]؛
-کسی که می تواند قراءت کند از شخص بی سواد؛
-شخص متوضی از کسی که محدث باشد.
1.مستحب است:برای کسی که قصد حضور در نماز جماعت دارد،با آرامش و وقار به سوی مسجد برود؛امام قبل از شروع به نماز به تسویه صفوف نمازگزاران توجه نماید و به آن دستور دهد؛امام در قراءت و ذکرهای نماز همواره تخفیف و آسانی را مد نظر قرار بدهد.
2.مأموم همواره تبعیت از امام را داشته باشد و در هیچ فعلی از افعال نماز بر امام سبقت نگیرد.
3.اگر مأموم قبل از امام و یا همزمان با امام تکبیر تحریمه را انجام دهد،نمازش منعقد نشود.
4.اگر مأموم به قدر بیش از یک رکن[مثل رکوع و قیامِ بعد از آن و یا سجود و جلسه بعد از آن]از امام سبقت بگیرد و بر تبعیت از امام برنگردد و این را عمداً انجام دهد،نمازش باطل شود.
5.اگر مأموم مفارقت و جدایی از امام را قصد نماید و بقیه نمازش را خود فرادا انجام دهد،نمازش باطل نشود.
6.اقتدای افراد زیر صحیح است:متوضی از متیمم؛غاسل پاها،از ماسح خفین؛قائم از قاعد؛راکع و ساجد از مشیر رکوع و سجود؛مفترض از متنفل؛دو مفترض مختلف.
7.اقتدای افراد ذیل صحیح نباشد:مرد از زن؛مرد از کودک لایعقل؛غیر معذور از معذور؛قاری از امّی؛متوضی از محدث.
1.برخی از مستحبات نماز جماعت را برشمارید.
2.آیا تبعیت از امام برای مأموم همواره لازم است؟
3.سبقت مأموم از امام در چه صورت مبطل نماز است؟
4.اقتدای چه کسانی به همدیگر صحیح است؟
5.اقتدای چه کسانی از همدیگر صحیح نیست؟
قال الله عزّ و جلّ:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره جمعه/9)
ای کسانی که ایمان آوردهاید!هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود،به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر میدانستید !
1.یکی از اجتماعات هفتگی مسلمانان،نماز جمعه است که نمازگزاران در روز جمعه به جای نماز ظهر،نماز جمعه میخوانند.
2.نماز جمعه برای همه افراد جامعه اسلامی فرض عین میباشد،بجز افراد زیر:
1.برده؛2.زن؛3.مریض؛4.مسافر؛5.مقیمی که صدای اذان را نشنود؛6.پرستار مریضی که خوف شدت مرضش باشد؛7.اقربای محتضری (1)که مرگش نزدیک باشد؛8.کسی که در راه نماز جمعه به سبب باران لباسش خیس
1) (1) .محتضر کسی است که در بستر مرگ قرار دارد و گویا اینکه حضور ملک الموت را در انتظار است.
شود؛9.کسی که از ظالمی ترس و خوفی دارد.
3.کسانی که برای آنان نماز جمعه فرض نباشد،اختیار دارند که نماز ظهر بخوانند و یا نماز جمعه،هرچند خواندن نماز جمعه افضل باشد.البته این اختیار در شروع باشد،نه در دوام و اتمام نماز.
4.کسی که در روز جمعه اختیار دارد که نماز ظهر بخواند[یعنی برای او نماز جمعه فرض نباشد]،افضل آن است که نماز خود را پس از فراغ امام از نماز جمعه بجای آورد.
5.کسی که برای او نماز جمعه لازم و واجب باشد،نباید نماز ظهر خویش را قبل از فراغ امام از نماز جمعه،بخواند؛از این رو اگر چنین کند،نمازش صحیح نباشد.
6.کسی که برای او نماز جمعه فرض است،بعد از زوال خورشید،رفتن به مسافرتی که در آن وجوب نماز جمعه از او ساقط میشو.د،جایز نمیباشد.
اقامه نماز جمعه بستگی به وجود شرائطی است که عبارتند از:
1.برگزاری نماز جمعه تنها در شهر یا روستایی درست و صحیح باشد که در آن جا افرادی که به تعداد آنان نماز جمعه منعقد شود،سکونت داشته باشند.
2.اگر اهالی محل از شهر یا روستای خویش خارج شوند و در بیرون از شهر نماز جمعه را برگزار نمایند،جایز و صحیح نمیباشد.
1.نماز جمعه باید به جماعت برگزار شود و حد اقل تعداد افراد آن چهل نفر از جمله افرادی که نماز جمعه برای آنان فرض باشد،میباشد.
2.اگر مأمومین در اثنای نماز جمعه،امام را ترک نمایند و امام تنها بماند،امام
نماز جمعه را به صورت نماز ظهر به اتمام میرساند.
3.اگر بعد از ترک مأمومین،همراه امام افرادی باقی بمانند،بنابر قول اصح،امام،نماز جمعه را به صورت نماز ظهر به اتمام میرساند.
1.وقت نماز ظهر،همان وقت نماز جمعه است و باید قبل از پایان وقت ظهر،نماز جمعه را به اتمام رسانند.
2.اگر قبل از اتمام نماز جمعه،وقت ظهر به پایان رسد،نماز جمعه را به صورت نماز ظهر به اتمام خواهند رسانید.
1.خطبه،شرط صحت نماز جمعه می باشد.
2.قبل از ادای نماز جمعه،دو خطبه واجب است که در هر دو خطبه طهارت،ستر عورت،قیام،قعود بین خطبتَین و حضور تعداد چهل نفر نمازگزار شرط صحت محسوب میشوند.
3.در هر خطبه موارد زیر فرض میباشد:
-حمد و ستایش خداوند متعال؛
-صلوات و درود بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله)؛
-توصیه به تقوا و پرهیز از گناه؛
-دعا و درخواست برای مؤمنین و مؤمنات.
4.واجب است که در هر دو خطبه مقداری از قرآن نیز قراءت شود.
5.سنتهای خطبه عبارت است از:
-خطبه بر بالای منبر و یا مکان مرتفع خوانده شود؛
-خطیب به حاضرین سلام نماید؛
-خطیب تا پایان اذان مؤذن بر منبر بنشیند؛
-خطیب هنگام خطبه بر کمان،شمشیر(و سلاح دستی وقت)و یا عصا تکیه زند؛
-خطیب برای مسلمانان دعای خیر نماید؛
-خطبه را کوتاه کند.
6.نماز جمعه دو رکعت بوده،امام قراءت آن را جهریه انجام میدهد.
7.سنت است که بعد از قراءت سوره فاتحه،در رکعت اول سوره جمعه و در رکعت دوم سوره منافقین را قراءت نماید.
-غسل؛
-مسواک زدن؛
-خوشبویی و عطر زدن؛
-پوشیدن نیکوترین لباس(افضل آن است که رنگ لباس سفید باشد)؛
-زودتر به مسجد آمدن؛
-در راه مسجد با آرامش و وقار قدم زدن؛
-دو رکعت نماز تحیت مسجد خواندن؛
-پرهیز نمودن از اسائه ادب نسبت به حاضرین در مسجد با عبور از بالای کتف و شانه آنان؛
-اجتناب نمودن از سخن و تکلم هنگام خطبههای نماز جمعه؛
-ناخن گرفتن و نظافت بدن از موهای زاید؛
-سوره کهف را قراءت نمودن؛
-درود و صلوات زیاد به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرستادن؛
-در شب و روز جمعه صدقات و افعال خیر را بیشتر انجام دادن؛
1.نماز جمعه برای همه افراد جامعه اسلامی فرض عین میباشد،بجز افراد زیر:
1.برده؛2.زن؛3.مریض؛4.مسافر؛5.مقیمی که صدای اذان را نشنود؛6.پرستار مریضی که خوف شدت مرضش باشد؛7.اقربای محتضری که مرگش نزدیک باشد؛8.کسی که در راه نماز جمعه به سبب باران لباسش خیس شود؛9.کسی که از ظالمی ترس و خوفی دارد.
1.کسانی که برای آنان نماز جمعه فرض نباشد،اختیار دارند که نماز ظهر بخوانند و یا نماز جمعه،هرچند خواندن نماز جمعه افضل باشد.
2.کسی که برای او نماز جمعه لازم و واجب باشد،نباید نماز ظهر خویش را قبل از فراغ امام از نماز جمعه،بخواند؛
3.کسی که برای او نماز جمعه فرض است،بعد از زوال خورشید،رفتن به مسافرتی که در آن وجوب نماز جمعه از او ساقط میشود،جایز نمیباشد.
4.اقامه نماز جمعه بستگی به وجود شرائطی است که عبارتند از:آبادی؛جماعت؛وقت و خطبه.
5.در روز جمعه آدابی نیز وجود دارد که مراعات آن برای مسلمان،مسنون است.
1.حکم نماز جمعه را بیان کنید.
2.نماز جمعه برای چه کسانی لازم نیست؟
3.اگر کسی که برای او نماز جمعه لازم و واجب باشد،نماز ظهر خویش را قبل از فراغ امام از نماز جمعه،بخواند،حکمش چیست؟
4.شرایط اقامه نماز جمعه را نام ببرید.
5.مراد از آبادی در نماز جمعه چیست؟
6.شروط جماعت نماز جمعه را برشمارید.
7.در هر خطبه چه مواردی فرض میباشد؟
8.سنتهای خطبه را نام ببرید.
9.سنتهای روز جمعه را نام ببرید.
قال الله عزّ و جلّ:
لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ (سوره بقره،آیه 286)
خداوند هیچ کس را،جز به اندازه تواناییش،تکلیف نمیکند.(انسان،)هر کار(نیکیرا انجام دهد،برای خود انجام داده.
1.کسی که به سبب مریضی از قیام نمودن عاجز شود،نمازش را نشسته میگذارد.
2.در کیفیت نشسته نماز خواندن،أولی آن است که به صورت افتراش بنشیند.
3.اگر به انجام رکوع و سجود قادر نباشد،رکوع و سجودش را به اشاره انجام میدهد.
4.اگر با جماعت نماز بگذارد و قسمتی از نمازش را به سبب مریضی نشسته بخواند،نمازش صحیح باشد.
5.هر گاه نمازگزار به خواندن نماز نشسته هم قادر نباشد،میتواند بر پهلو و رو به قبله خوابیده و با اشاره نماز بگذارد و یا اینکه پاهای خود را به سوی قبله قرار داده و بر پشت بخوابد و با اشاره نمازش را ادا نماید.
6.اگر نمازش را در حال قیام شروع کند و سپس در اثنای نماز از قیام نمودن
عاجز شود،نمازش را نشسته به اتمام رساند.
7.اگر نمازش را در حال نشسته شروع کند و سپس در حین نماز به قیام نمودن قدرت و توانایی یابد،ادامه نمازش را قائماً انجام دهد.
8.اگر نمازش را در حال نشسته شروع کند و سپس در اثنای نماز عاجز شود،به صورت درازکشیده نمازش را به اتمام رساند.
9.اگر نماز خود را در حال درازکشیده شروع کند و سپس در اثنای نماز بر قیام و یا قعود قادر شود،بقیه نمازش را ایستاده و یا نشسته انجام میدهد.
1.اگر کسی به قصد غیر معصیت،مسافرت نماید و مقدار مسیر مسافرت او چهل و نه میل هاشمی[16 فرسخ96 کیلومتر]باشد،برای او جایز است که نمازهای ظهر،عصر و عشاء را به صورت«قصر»،یعنی دو رکعتی انجام دهد.
2.قصر نمازهای مذکور را زمانی شروع میکند که مدت سفرش کمتر از سه روز نباشد.اما اگر مدت سفرش کمتر از سه روز باشد،نمازها را به طور کامل بجا آوردن افضل باشد.
3.اگر شخص مسافر اقامتِ چهار شبانهروز-بدون در نظر گرفتن روز ورود و روز خروج-را قصد کند،نمازهای مذکوره را به طور کامل انجام میدهد.
4.اگر شخص مسافر برای انجام دادن کاری در شهری بماند،ولی در آن جا اقامت را قصد نکند،تا مدت هیجده(18)شبانهروز نمازهای مذکور را به طور قصر میگذارد و پس از گذشت آن مدت،به طور کامل نمازهایش را بجا میآورد.
1.جمع میان نماز ظهر و عصر و میان نماز مغرب و عشاء در هنگام سفری که در آن نماز به صورت قصر انجام میگیرد،جایز میباشد.
2.جمع صلاتَین در سفری که نماز را در آن قصر نکنند،بنابر قول اصح جایزنمیباشد.
3.جمع صلاتین به دو صورت جایز است:
جمع تقدیم:نماز دوم را به وقت نماز اول تقدیم نماید و هر دو را به طور جمع بجا آورد.
جمع تأخیر:نماز اول را تا وقت نماز دوم به تأخیر اندازد و هر دو نماز را به طور جمع بگذارد.
4.اگر شخصی در حال حرکت و پیمودن راه باشد،افضل آن است که جمع صلاتین را به جمع تأخیر بگذارد،و در غیر این صورت افضل،جمع تقدیم خواهد بود.
5.جمع تقدیم به سه شرط جایز میباشد:
1.نیت جمع؛
2.ترتیب میان نمازها؛3.تتابع و پیدرهمی نمازها.6.در جمع تأخیر تنها نیت جمع شرط جواز جمع صلاتین بوده و واجب میباشد.7.جمع تقدیم در«عرفه»بین نماز ظهر و عصر و جمع تأخیر در«مزدلفه»بین مغرب و عشاء جایز و مندوب می باشد.
8.جمع صلاتین در هنگام باران به صورت جمع تقدیم جایز است؛اما به صورت جمع تأخیر دو قول:جواز و عدم جواز،وجود دارد.
9.جمع صلاتین در مورد بارانی جایز است که به سبب آن باران لباس خیس شود؛بنابر این،بارانی که لباس را خیس نکند،جمع صلاتین در آن هنگام جایز نباشد.
10.در جمع صلاتین حکم بارش برف و تگرگ،حکم بارش باران می باشد.
11.جمع صلاتین در هنگام گِل و لای بیشتر همراه با تاریکی و باد شدید و همچنین هنگام مریضی جایز نمی باشد.
1.کسی که به سبب مریضی از قیام نمودن عاجز شود،نمازش را نشسته میگذارد.
2.اگر به انجام رکوع و سجود قادر نباشد،رکوع و سجودش را به اشاره انجام میدهد.
3.هر گاه نمازگزار به خواندن نماز نشسته هم قادر نباشد،میتواند بر پهلو و رو به قبله خوابیده و با اشاره نماز بگذارد.
4.اگر کسی به قصد غیر معصیت،مسافرت نماید و مقدار مسیر مسافرت او 96 کیلومتر باشد،برای او جایز است که نمازهای ظهر،عصر و عشاء را به صورت«قصر»انجام دهد.
5.قصر نمازهای مذکور را زمانی شروع میکند که مدت سفرش کمتر از سه روز نباشد.اما اگر مدت سفرش کمتر از سه روز باشد،نمازها را به طور کامل بجا آوردن افضل باشد.
6.اگر شخص مسافر اقامتِ چهار شبانهروز-بدون در نظر گرفتن روز ورود و روز خروج-را قصد کند،نمازهای مذکوره را به طور کامل انجام میدهد.
7.جمع میان نماز ظهر و عصر و میان نماز مغرب و عشاء هنگام سفری که در آننماز به صورت قصر انجام میگیرد،در«عرفه»و هنگام باران شدید جایزمیباشد.
8.جمع صلاتین به دو صورت جایز است:جمع تقدیم و جمع تأخیر.
1.شخص مریض نماز خویش را چگونه اقامه میکند؟توضیح دهید.
2.برای چه کسی خواندن نماز به صورت قصر جایز است؟
3.اگر شخص مسافر قصد اقامت شش روزه نماید،نمازش را به چه صورت انجام میدهد؟
4.جمع میان کدام نمازها صحیح است؟
5.در چه حالتهایی جمع صلاتین جایز است؟
6.جمع صلاتین به چند صورت جایز است؟توضیح دهید.
7.شرائط جمع تقدیم را بیان کنید.
8.شرائط جمع تأخیر را بازگو نمایید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:اسْتَقِیمُوا وَ لَنْ تُحْصُوا وَ اعْلَمُوا أنَّ خَیرَ أعْمَالِکُمْ الصَّلاَةُ.(موطأ مالک؛ح:65)
پیوسته در عمل نیک پابرجا باشید و آن را به شمارش درنیاورید و بدانید که نیکوترین عملهای شما نماز است...
1.نمازهای تطوع بر دو قسمند:
-نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت است؛
-نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت نیست.
2.نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت است:
-نماز عید[فطر و اضحی]؛
-نماز کسوف[خورشیدگرفتگی]؛
-نماز استسقاء[طلب باران].
3.نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت نیست،بر دوقسمند:
-نمازهایی که در وقت خاص انجام می گیرند؛
-نمازهایی که در وقت خاص انجام نمی گیرند،بلکه در مطلق اوقاتِ مُجاز می توان آنها را بجا آورد.
از جمله نمازهای مستحبی ای که بدون جماعت و در وقت خاص انجام میگیرد:
1.نمازهای سنت یومیه که حد اقل ده رکعت می باشند:
-2 رکعت قبل از نماز فجر؛
-2 رکعت قبل از نماز ظهر؛
-2 رکعت بعد از نماز ظهر؛
-2 رکعت بعد از نماز مغرب؛
-2 رکعت بعد از نماز عشاء.
2.نمازهای سنت یومیه در حد کمال هجده(18)رکعت می باشد:
-2 رکعت قبل از نماز فجر؛
-4 رکعت قبل از نماز ظهر؛
-4 رکعت بعد از نماز ظهر؛
-4 رکعت قبل از نماز عصر؛
-2 رکعت بعد از نماز مغرب؛
-2 رکعت بعد از نماز عشاء.
3.سنت است که نمازهای چهار رکعتی سنت یومیه را با دو سلام انجام دهد.
نماز وتر از جمله نمازهای سنت است که:
1.حد اکثر نماز وتر،یازده رکعت می باشد و حد اقل آن یک رکعت است.اما حد کمال آن،سه رکعت است که نمازگزار بعد از قراءت سوره فاتحه در رکعت اول سوره«اعلی»،در رکعت دوم سوره«کافرون»و در رکعت سوم سوره
«اخلاص»و«معوذتین»را قراءت نماید.
2.اگر نماز وتر را بیش از یک رکعت بخواند،سنت آن است که بعد از هر دو رکعت،سلام بدهد.
3.قنوت خواندن در نماز وتر سنت است که برخی گفته اند که قنوت وتر در نیمه دوم ماه رمضان خوانده شود،و برخی بر آن هستند که در طول سال خوانده شود.
4.محل قنوت در نماز وتر بعد از رکوع و قبل از سجود می باشد و سنت است که این دعا را بخواند:«اللهُمَّ اهْدِنِی فِیمَنْ هَدَیتَ وَ عَافِنِی فِیمَنْ عَافَیتَ وَ تَوَلَّنِی فِیمَنْ تَوَلَّیتَ وَ بَارِکْ لِی فِیمَا أعطَیتَ وَ قِنِی شَرَّ مَا قَضَیتَ،إنَّکَ تَقضِی وَ لاَ یقضَی عَلَیکَ،إنَّهُ لاَ یذِلُّ مَن وَالَیتَ تَبَارَکتَ و تَعَالَیتَ» (1).و مستحب است که بعد از دعای قنوت،بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)درود و صلوات بفرستد.
5.وقت نماز وتر بعد از نماز عشاء تا طلوع فجر دوم(صادق)می باشد.
6.اگر کسی مقید به نماز تهجّد است،برای او اولی آن است که نماز وترش را پس از نماز تهجّد بخواند.ولی اگر مقید به تهجّد نباشد،اولی آن است که بعد از انجام نماز سنت عشاء،نماز وتر را بجا آورد.
7.در میان سنت های یومیه،سنت فجر و نماز وتر مؤکدتر می باشند.
1.از جمله سنت های راتبه و وقتیه،نماز قیام رمضان[تراویح]است که آن بیست رکعت با ده سلام انجام می گیرد و افضل آن است که نماز تراویح را با جماعت بخواند.
1) (1) .بار خدایا!مرا در زمره هدایت شدگان،هدایت فرما!در زمره عافیت یافتگان،جامه عافیت بپوشان!در زمره محبوبان خویش،مرا دوست بدار!و در آن چیزی که مرا عطا نمودی،برکت ارزانی بدار!و از قضای بد مرا نگه دار!به تحقیق که تنها تو صاحب قضاوت هستی و هرگز بر خلاف اراده تو قضاوتی صورت نگیرد!و در حقیقت هرگز خوار نشود کسی که تو سرپرست او باشی!ای خدایی که بزرگی و علو مرتبه تو را شایسته است!
2.از جمله نماز راتبه،نماز ضحی است که افضل آن است که هشت رکعت باشد و اقل آن دو رکعت است.وقت نماز ضحی،از اشراق[بلند شدن]خورشید تا وقت زوال می باشد.
3.اما نمازهای سنت غیر راتبه،همان نمازهای مستحبی ای است که انسان در طول شبانه روز انجام می دهد و برترینِ آن نماز ها،نماز تهجّد می باشد.آخر شب برای نماز تهجّد افضل بوده،و البته بیدار ماندن در طول شب،کراهت دارد.
4.از جمله نماز های مستحبی،نماز تحیه مسجد است؛یعنی کسی که وارد مسجد می شود،قبل از اینکه بنشیند،دو رکعت نماز تحیه مسجد را انجام می دهد.اگر جماعت حاضر شود و یا امام خطبه را شروع نماید،نماز تحیه مسجد را نمیخواند و به جماعت می پیوندد و یا خطبه را استماع می نماید.
1.نمازهای تطوع بر دو قسمند:نمازهایی که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت است؛نمازهایی که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت نیست.
2.نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت است:نماز عیدین؛نماز کسوف؛نماز استسقاء.
3.نمازهای مستحبی ای که با جماعت برگزار نمودن آنها سنت نیست،بر دو قسمند:توقیتی و غیر توقیتی.
4.نمازهای سنت یومیه:2 رکعت قبل از نماز فجر؛2 رکعت قبل از نماز ظهر؛2 رکعت بعد از نماز ظهر؛2 رکعت بعد از نماز مغرب؛2 رکعت بعد از نماز عشاء.
5.نماز وتر از جمله نمازهای سنت است؛حد اکثر نماز وتر،یازده رکعت می باشد و حد اقل آن یک رکعت است.
6.قنوت خواندن در نماز وتر سنت است و محل قنوت در نماز وتر بعد از رکوع و قبل از سجود می باشد.
7.وقت نماز وتر بعد از نماز عشاء تا طلوع فجر دوم(صادق)می باشد و اگر کسی مقید به نماز تهجّد است،برای او اولی آن است که نماز وترش را پس از نماز تهجّد بخواند.
1.نمازهای تطوع بر چند قسم است؟
2.کدام نمازهای مستحبی را با جماعت خواندن سنت است؟
3.نمازهای سنت یومیه را با تعداد رکعات نام ببرید.
4.قنوت را از حفظ بخوانید.
5.نماز وتر را توضیح دهید.
قال الله عزّ و جلّ:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ ...وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللّهَ عَلی ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (سوره بقره/185)
(روزه،در چند روز معدود)ماه رمضان است؛ماهی که قرآن،برای راهنمایی مردم،و نشانههای هدایت،و فرق میان حق و باطل،در آن نازل شده است...هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده،بزرگ بشمرید؛باشد که شکرگزاری کنید !
1.حکم نماز عیدین،یعنی عید فطر و عید أضحی،سنت مؤکده میباشد.
2.وقت نماز عیدین از بلند شدن خورشید تا زوال آن میباشد.
3.سنت است که نماز عید أضحی را زودتر و نماز عید فطر را با تأخیر خوانده شود؛
4.اگر وقت را دریافت نکنند،نماز عید را قضا مینمایند.
5.سنت است که تا انجام نماز عید أضحی از خوردن چیزی خودداری نماید،اما در نماز عید فطر سنت آن است که قبل از نماز چیزی میل نماید.
6.نماز عید در مسجد جامع برگزار میشود.اگر وسعت مسجد برای همه نمازگزاران نامناسب و تنگ باشد،نماز عید را در صحراء و یا مکان وسیعتر[مثل میدانهای بزرگ ورزشی]اقامه خواهند کرد.البته امام شخصی را در مسجد جامع موظف میکند که با افراد ضعیف و ناتوان نماز عید را بخواند.
7.در نماز عید مردان،زنان و کودکان حضور پیدا میکنند و در آن روز لباسهای نیکوی خود را میپوشند.
1.سنت است که نماز عیدین را با جماعت برگزار نمایند.
2.نماز عید دو رکعت میباشد و همانند دیگر نمازها خوانده میشود،مگر اینکه در دو محل تکبیرات چندگانه دارد.برای آشنایی بیشتر با کیفیت خواندن نماز عید،به جدولی زیر توجه نمایید.
3.سنت است که امام بعد از قرائت سوره فاتحه:در رکعت اول سوره«ق و القرآن المجید»و در رکعت دوم سوره«قمر»را قراءت نماید.
4.امام دو خطبه نماز عید را بعد از به پایان رسیدن نماز ایراد میکند و تفاوتی با خطبههای نماز جمعه ندارد،مگر اینکه خطبه اول را با نه(9)تکبیر و خطبه دوم را با هفت(7)تکبیر شروع میکند.
5.امام در خطبههای نماز عید فطر فضایل و احکام زکات فطره را بیان میکند و در خطبههای نماز عید قربان احکام و فضایل قربانی را یادآوری میکند.
لفظ تکبیرات عیدین چنین است:«الله أکبر،الله أکبر،الله
أکبر،الله أکبر کبیرًا،و الحمد لله کثیرًا،و سبحان الله بُکْرَةً و أصِیلاً؛لاَ إلهَ إلاَّ الله وَ لاَ نَعْبُدُ إلاَّ إیاهُ،مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ؛لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ،صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الأحْزَابَ وَحْدَهُ؛لاَ إلهَ إلاَّ الله و الله أکبر».
گفتن تکبیرات در ایام عید بلا فاصله بعد از هر نماز فرضی،سنت میباشد.
تکبیرات در نماز عید فطر بعد از نماز مغربِ شب عید شروع و هنگام شروع نماز عید به پایان میرسد.
«تکبیر تشریق»در عید أضحی بعد از نماز ظهر«یوم النحر»[روز اول عید قربان-دهم ذی الحجه]شروع و تا نماز صبحِ آخرین روز«ایام التشریق» (1)ادامه مییابد.
1) (1) .مراد از ایام التشریق-بنابر صحیحترین قول-روزهای یازدهم،دوازدهم و سیزدهم ماه ذی الحجه میباشد.
1.نماز عیدین،سنت مؤکده میباشد و وقت اقامه آن از بلند شدن خورشید تا زوال آن میباشد.
2.سنت است که نماز عید أضحی را زودتر و نماز عید فطر را با تأخیر خوانده شود؛
3.اگر وقت را دریافت نکنند،نماز عید را قضا مینمایند.
4.نماز عید در مسجد جامع برگزار میشود.اگر وسعت مسجد برای همه نمازگزاران نامناسب و تنگ باشد،نماز عید را در صحراء و یا مکان وسیعتری اقامه خواهند کرد.
5.نماز عید دو رکعت میباشد و همانند دیگر نمازها خوانده میشود،مگر اینکه در دو محل تکبیرات چندگانه دارد و سنت است که با جماعت برگزار شود.
1.حکم نماز عیدین را بیان کنید.
2.نماز عیدین چه زمانی خوانده میشود؟
3.آیا در نماز عید قضا وجود دارد؟
4.اگر مسجد جامع گنجایش همه نمازگزاران عیدین را نداشته باشد،چه کار باید کرد؟
5.نحوه اقامه نماز عیدین را عملاً توضیح دهید.
6.تکبیرات عیدین را از حفظ بخوانید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:قال:الْبَسوُا مِنْ ثِیابِکُمْ الْبَیاضَ فَإنَّهَا خَیرُ ثِیابِکُمْ وَ کَفِّنُوا فِیهَا مَوْتَاکُمْ.(سنن ترمذی؛ح:951)
لباس سفید بر تن کنید،چرا که لباس سفیدرنگ نیکوترین لباس برای شماست و مردگان خود را با لباس سفید تکفین نمایید.
غُسل،تکفین،نماز،حمل و دفن جنازه واجب کفایی است؛اگر یک نفر از اهل جامعه این امور را انجام دهد،از ذمه بقیه مردم ساقط میشود و در غیر این صورت،همه اهل جامعه مسلمین گناهکار خواهند شد.
1.کمترین و حد اقل غسل میت آن است که پس از برطرف ساختن نجاست ظاهری بدن،یک بار تمام بدن با آب شسته شود.
2.نیت غُسل میت برای غُسلدهنده،مستحب است.
3.اصولاً در غُسل میت،غسلدهنده باید از جنس میتباشد؛یعنی اگر میت مرد است،غسلدهنده نیز مرد باشد،و اگر زن است،غسلدهنده نیز زن باشد.
البته در سه مورد استثنا وجود دارد:
-زن و شوهر برای همدیگر؛
-مرد و زن با افراد محارم خود؛
-پسر و دختری که به حد شهوت نرسیده باشند،به وسیله مرد یا زن غُسل داده شوند،باکی نیست.
4.روش غسل میت به شرح زیر است:
-میت را در جای خلوتی قرار میدهند که در آن جا تنها غسلدهنده،دستیار او و ولی میت حضور دارند؛
-میت باید پیراهنی در بر داشته باشد که از رسیدن و نفوذ آب به بدن او مانعنشود؛
-میت را بر مکان مرتفعی قرار می دهند؛
-آبی که در غسل میت استعمال میشود،باید سرد باشدف مگر به خاطر سرما و یا زدودن چرک مقداری گرم شود،اشکالی ندارد؛
-غسلدهنده میت را به آرامی بر مکان غُسل مینشاند،طوری که به سمت پشت مایل باشد.برای این کار بهتر است دست راستش را بر شانهاش و انگشت ابهامش را بر استخوان پشت گردنش قرار دهد تا سرش کج نشود؛
-پشت میت را به زانوی راستش تکیه دهد و با دست چپش با دستکش،عورت و شرمگاهش را بشوید؛
-سپس با دستکش دیگر،انگشت را در دهانش داخل نماید و دهان و بینیاش را بشوید؛
-همانند شخص زنده،برایش وضوی کامل بگیرد؛
-چرک ناخنهایش را تمیز می کند؛
-سر و رویش را با صابون میشوید؛
-موهایش را شانه میزند؛
-قسمت راست میت را از گردن تا نوک انگشتان با شروع از قسمت صورت میشوید؛
-بعد قسمت چپش را مانند طرف راست میشوید؛
-به طرف راست بر میگرداند و میشوید؛
-به طرف چپ بر میگرداند و میشوید؛
-آبی که با مقداری کافور مخلوط شده،بر کل بدن میت میپاشد.
1.تکفین نمودن مرده،واجب است:خواه زن باشد یا مرد،مسلمان باشد یا ذمی؛
2.مقدار کفن واجب:
-برای مرد:سه تکه پارچه(لُنگ از ناف تا زانو،پیراهن و تنپوش)؛
-برای زن:چهار تکه پارچه(لُنگ از ناف تا زانو،روسری،پیراهن و تنپوش).
3.پارچهای که در زمان حیات میت پوشیدنش برای او جایز بوده،همان پارچه به عنوان کفن برای او بعد از مردن جایز است؛
4.برای کفن زن،پارچه حریر،زعفرانی و رنگارنگ جایز است؛
5.سنتهای تکفین:
-پارچه سفیدرنگ باشد؛
-پارچه تمیز باشد؛
-پارچه معطر باشد؛
-پارچه به قدر کافی و نیکو باشد.
6.مکروهات تکفین:
-گرانبها بودن پارچه؛
-رنگارنگ بودن پارچه؛
-حریر و زربافت بودن پارچه برای زن مکروه و برای مرد حرام است.
7.نوشتن قرآن و نیز اسمهای الهی بر کفن حرام است؛
8.در مورد غسل،تکفین و نماز مرده کافر باید گفت:
-اگر آن کافر مرده،ذمی،امانداده شده و یا معاهد باشد،غسل و تکفین آن جایز است،اما نماز برای او حرام است؛
-اگر آن کافر مرده،حربی،مرتد و یا زندیق باشد،تنها غسل آن جایز است.
1.غُسل،تکفین،نماز،حمل و دفن جنازه واجب کفایی است؛
2.کمترین و حد اقل غسل میت آن است که پس از برطرف ساختن نجاست ظاهری بدن،یک بار تمام بدن با آب شسته شود.
3.اصولاً در غُسل میت،غسلدهنده باید از جنس میت باشد؛البته در سه مورد استثنا وجود دارد:زن و شوهر برای همدیگر؛مرد و زن با افراد محارم خود؛پسر و دختری که به حد شهوت نرسیده باشند،به وسیله مرد یا زن غُسل داده شوند،باکی نیست.
4.غسل میت با روش و آداب خاصی انجام می گیرد.
5.تکفین نمودن مرده،واجب است:خواه زن باشد یا مرد،مسلمان باشد یا ذمی؛
6.مقدار کفن واجب:برای مرد:سه تکه پارچه؛برای زن:چهار تکه پارچه.
7.پارچهای که در زمان حیات میت پوشیدنش برای او جایز بوده،همان پارچه به عنوان کفن برای او بعد از مردن جایز است؛
8.تکفین خود دارای سنتها و مکروهاتی است که مشروح ان در بالا گذشت؛
9.نوشتن قرآن و نیز اسمهای الهی بر کفن حرام است؛
10.در مورد غسل،تکفین و نماز مرده کافر:اگر آن کافر ذمی،امانداده شده و یا معاهد باشد،غسل و تکفین آن جایز است،اما نماز برای او حرام است؛اگر حربی،مرتد و یا زندیق باشد،تنها غسل آن جایز است.
1.واجب کفای به چه معناست؟
2.حد اقل غسل میت را بیان کنید.
3.غسلدهنده باید از جنس میت باشد،یعنی چه؟
4.روش و آداب غسل میت را برشمارید.
5.حکم تکفین چیست؟
6.مقدار کفن واجب را بیان کنید.
7.سنتهای نکفین را برشمارید.
8.آیا غسل و تکفین و نماز میت برای کافر جایز است؟توضیح دهید.
رسول الله صلی الله علیه و آله:قال:ما من مسلم یموت فیصلی علیه ثلاثة صفوف من المسلمین،إلا أوجب.(سنن ابی داود؛ح:2769)
هر مؤمنی که پس از مردنش برای او مسلمانان در سه صف نماز جنازه بخوانند،بهشت واجب خواهد شد.
1.حمل میت واجب است و از وظایف مردان می باشد؛
2.بردن میت به گونه تحقیرآمیز در کیسه و یا سبد،حرام است؛
3.سریع بردن جنازه،مستحب است؛
4.تشییع جنازه برای مردان سنت،اما برای زنان مکروه بوده و اگر فتنهای در پی داشته باشد،شرکت زنان در تشییع جنازه حرام است.
5.برای تشییعکنندگان سنت است که پیاده باشند و در پیشاپیش جنازه و نزدیک به آن حرکت کنند.
1.نماز خواندن بر میت،واجب است؛
2.نماز میت دارای هفت رکن است:
رکن اول:نیت(همچون:نیت کردم نماز فرض میت بخوانم.)؛
رکن دوم:قیام(برای کسی که توانایی قیام نمودن را دارد)؛
رکن سوم:گفتن چهار تکبیر؛
رکن چهارم:قراءت سوره فاتحه؛
رکن پنجم:صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله؛
رکن ششم:دعای مخصوص برای میت؛
رکن هفتم:سلام دادن.
3.کیفیت خواندن نماز جنازه بدین شرح است:
اعمال نماز جنازه
1 تکبیر تحریمه همراه با نیتِ بجا آوردن نماز میت.
2 دستها را روی سینه قرار می دهد و سوره فاتحه را قرائت می کند.
3 با رفع یدین تکبیر دوم را انجام میدهد و با گذاستن دستها به سینه صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله می فرستد.افضل آن است که صلوات ابراهیمیه که در نماز خوانده میشود،بخواند.
4 با رفع یدین تکبیر سوم را بجا میآورد و سپس برای میت دعا میخواند.بهتر است این دعا را بخواند:«اللّهُمَّ اغْفِرْ لِحَینَا وَ مَیتِنَا،وَ شَاهِدِنَا وَ غَائِبِنَا،وَ صَغِیرِنَا وَ کَبِیرِنَا،وَ ذَکَرِنَا وَ أُنْثَانَا.اللّهُمَّ مَنْ أحْییتَهُ مِنَّا فأحْیهِ عَلَی الإسْلاَمِ وَ مَنْ تَوَفَّیتَهُ مِنَّا فَتَوَفَّهُ عَلَی الإیمَانِ».
5 سپس با رفع یدین تکبیر چهارم را انجام می دهد و میخواند:«اللّهُمَّ لاَ تَحْرِمْنَا أجْرَهُ وَ لاَ تَفْتِنَّا بَعْدَهُ وَ اغْفِرْ لَنَا وَ لَهُ».
6 در آخر با دو سلام از سمت راست و چپ خویش نماز را به پایانمیرساند.
4.در نماز جنازه،میت پس از غسل،در برابر امام طوری قرار داده میشود که سر میت در برابر دست راست امام و پای او در برابر دست چپ امام باشد و امام در وسط قرار میگیرد.
1.دفن میت در گورستان محلیای که در آن جا فوت کرده،واجب است.
2.حد اقل و کمترین اندازه قبر،حفرهای است که میت را از درندگان حفظ نموده و مانع از انتشار بوی جسد گردد.
3.کاملترین اندازه قبر آن است که:
-از جهت وسعت،ظرفیت جا دادن به گذارنده مرده در قبر و کمککار او را داشته باشد؛
-عمق آن به اندازه قد شخص متوسط القامه باشد.
4.اگر زمین سخت باشد،نهادن مرده در لحد بهتر است.لحد عبارت است از کندن قسمت تهِ قبردر جهت قبله.
5.اگر زمین نرم باشد،گذاستن مرده در شق(شکاف)بهتر است.شق عبارت است از کندن ته قبر،مانند کانال آب.
6.اگر میت در محل نزدیک به حرمین(بیت الحرام و مسجد النبی)و یا بیت المقدس باشد،انتقال او به آن اماکن مقدسه سنت است.البته،انتقال تنها پس از غسل،تکفین و نماز خواندن جایز است.
1.غسل و نماز بر شهیدی که در جنگ با کفار به درجه شهادت رسیده است،حرام است،ولی تکفین او واجب میباشد.و سنت است با همان لباسی که بر تن دارد،دفن شود؛چه لباسش خونین باشد یا نباشد.
2.شهداء سه دستهاند:
-شهید دنیا و آخرت:شهیدی که در راه خدا کشته شده باشد و او غسل و نماز ندارد؛
-شهید دنیا:کسی است که به خاطر غنائم جنگیده و برای او نیز غسل و نماز لازم نیست؛
-شهید آخرت:کسی است که در اثر غرق شدن،آتشسوزی،طاعون،سفر کسب علم و...مرده باشد.چنین شهید،در غسل و نماز مانند سایر مردم است.
1.حمل میت،واجب و سریع بردن جنازه،مستحب است؛
2.تشییع جنازه برای مردان سنت،اما برای زنان ذر صورت عدم فتنه مکروه است؛برای تشییعکنندگان سنت است که پیاده باشند.
3.نماز خواندن بر میت،واجب است و دارای هفت رکن میباشد:رکن اول:نیت؛رکن دوم:قیام؛رکن سوم:گفتن چهار تکبیر؛رکن چهارم:قراءت سوره فاتحه؛رکن پنجم:صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله؛رکن ششم:دعای مخصوص برای میت و رکن هفتم:سلام دادن.
4.دفن میت در گورستان محلی،واجب است.
5.حد اقل و کمترین اندازه قبر،حفرهای است که میت را از درندگان حفظ نموده و مانع از انتشار بوی جسد گردد.
6.اگر زمین سخت باشد،نهادن مرده در لحد بهتر است،ولی اگر زمین نرم باشد،گذاستن مرده در شق بهتر میباشد.
7.اگر میت در محل نزدیک به حرمین(بیت الحرام و مسجد النبی)و یا بیت المقدس باشد،انتقال او به آن اماکن مقدسه پس از غسل،تکفین و نماز خواندن سنت است.
8.غسل و نماز بر شهیدی که در جنگ با کفار به درجه شهادت رسیده است،حرام است،ولی تکفین او واجب میباشد.
9.شهداء سه دستهاند:شهید دنیا و آخرت؛شهید دنیا و شهید آخرت که برای دو دسته اولی غسل و نماز میت لازم نیست.
1.حمل میت چه حکمی دارد؟
2.حکم تحقیرآمیز حمل نمودن میت،چیست؟
3.احکام تشییع جنازه نسبت به مردان و زنان را توضیح دهید.
4.برخی از سنتهای تشییع جنازه را بیان کنید.
5.نماز میت چه حکمی دارد؟
6.ارکان نماز میت را نام ببرید.
7.کیفیت خواندن نماز جنازه را عملاً توضیح دهید.
8.دفن میت چه حکمی دارد؟
9.حد اقل و کمترین اندازه قبر را بیان کنید.
10.کامل ترین اندازه قبر چه مقدار است؟
11.لحد و شق چه تفاوتی دارد؟توضیح دهید.
12.آیا انتقال میت به دیگر اماکن جایز است؟توضیح دهید.
13.احکام غسل،تکفین و نماز بر شهید چیست؟
14.شهداء چند دستهاند؟هر دسته را با ذکر احکام خاص سه آن دسته توضیح دهید.
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (سوره بقره/183)
ای کسانی که ایمان آوردهاید،روزه بر شما مقرر شده است،همان گونه که بر کسانی که پیش از شما[بودند]مقرر شده بود،باشد که پرهیزگاری کنید.
روزه[صوم یا صیام]در لغت به معنی خودداری نمودن از سخن گفتن و یا غذا خوردن است.
در شریعت،مراد از روزه آن است که مسلمان با قصد و نیت از چیزهایی که باعث افطار میشود[مفطرات]از طلوع صبح صادق[اول وقت نماز صبح]تا غروب خورشید خودداری نماید.
روزه به اقسام زیر تقسیم میشود:
-واجب؛
-مستحب[مسنون]؛
-مکروه؛
-حرام.
روزههای واجب عبارتند از:
-روزه ماه مبارک رمضان؛
-روزه قضاء؛
-روزه کفاره.
روزه گرفتن در تمام ایام سال-به جز روزههای حرام و مکروه-مستحب است،ولی نسبت به بعضی از روزهها تأکید و سفارش بیشتری شده است که برخی از آنها بدین شرح است:
-روز عرفه[نهم ذیالحجه]برای غیر حاجی؛
-هر دوشنبه و پنجشنبه؛
-سه روز از هر ماه و بهتر آن است که آن سه روز«ایام البیض»-یعنی روزهای 14،13 و 15 هر ماه-باشد.
-شش روز از ماه شوال؛بهتر آن است که بعد از سپری کردن روز عید فطر،شش روز از شوال را روزه بگیرد،هرچند پشت سر هم نباشد.
مراد از اروزه مکروه آن است که کسی آن را ترک کند،سزاوار ثواب الهی خواهد شد،اما اگر انجام دهد گناه محسوب نشود.
از جمله روزههای مکروه:
-تنها روز جمعه را روزه گرفتن؛
-تنها روز شنبه را روزه گرفتن؛
-روزه دهر؛مراد از روزه دهر آن است که کل سال را روزه بگیرد.
-روزه عید فطر؛
-روزه عید أضحی؛
-روزه سه روز ایام تشریق[سه روز بعد از روز عید اضحی]؛
-روزه ماه رمضان و همچنین هر نوع روزه دیگر تنها با نیت و قصد،صحیح میباشد.
-باید برای هر روز نیت جداگانه نمود و نیت روزه واجبه-چه روزه ماه رمضان باشد و چه روزه غیر رمضان-باید در شب انجام گیرد.
-نیت روزه مستحبی-غیر واجبه-را میتوان تا وقت زوال نیز انجام داد.
-در نیت روزه ماه رمضان تعیین وقت واجب میباشد و آن این است که روزهدار نیت کند که او فریضه ماه رمضان را ادا خواهد کرد.
1.روزه عبارت است از خودداری نمودن با قصد و نیت از مفطرات در مدت زمان طلوع فجر صادق تا غروب خورشید؛
2.اقسام روزه:واجب،مستحب،مکروه و حرام؛
3.نیت شرط صحت روزه میباشد؛
4.نیت روزه واجب جداگانه و در شب باید انجام گیرد،ولی نیت روزه مستحبی را میتوان تا وقت زوال نیز انجام داد.
1.روزه را در لغت و شریعت معنا نمائید.
2.اقسام روزه را نام ببرید.
3.روزههای واجب کدام است؟
4.روزههای مستحب را نام ببرید.
5.مراد از روزه مکروه چیست؟
6.برخی از روزههای مکروه را نام ببرید.
7.چه روزههایی حرام میباشد؟
8.آیا روزه بدون نیت صحیح است؟
9.شخصی روزه مستحبی را بدون نیت انجام داده است.حکم روزه او چیست؟
10.نیت روزه را چگونه انجام میدهند؟
11.تعیین وقت در نیت روزه ماه رمضان چه حکمی دارد؟
...وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیاتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ .(سوره بقره/187)
...و بخورید و بیاشامید،تا رشته سپید صبح،از رشته سیاه(شب)برای شما آشکار گردد!سپس روزه را تا شب،تکمیل کنید!و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداختهاید،با زنان آمیزش نکنید!این،مرزهای الهی است پس به آن نزدیک نشوید!خداوند،این چنین آیات خود را برای مردم،روشن میسازد،باشد که پرهیزکار گردند!
روزهدار باید از«اذان صبح»تا«غروب خورشید»از برخی کارها بپرهیزد و اگر یکی از آنها را انجام دهد،روزهاش باطل میشود.به مجموعه این کارها«مُبطِلاتِ روزه»گفته میشود.
از جمله مبطلات روزه میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1.خوردن و آشامیدن؛
2.قی کردن؛
3.آمیزش؛
4
.استمناء؛
5.حیض؛
6.نفاس؛
7.جنون؛
8.ارتداد.
9.رسیدن شیء عینی به ماوراء حلق[معده یا روده]از طریق منفذ باز[دهان،گوش،قُبُل و دُبُر]؛
1.اگر روزهدار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد،روزهاش باطل می شود؛
2.اگر زوهدار به سبب فراموشی[نمیداند روزه است]چیزی بخورد یا بیاشامد،روزهاش باطل نمیشود؛
3.اگر کسی عمداً چیزی را که لای دندانش مانده است،فرو برد،روزهاش باطل می شود؛
4.اگر کسی با اکراه و اجبار چیزی بخورد یا بیاشامد،روزهاش باطل نمیشود.
رسیدن شیء عینی به ماوراء حلق از طریق منفذ باز
1.مراد از شیء عینی چیزی است که با چشم قابل دیدن باشد؛
2.منظور از ماوراء حلق،معده و یا روده است؛
3.منفذ باز عبارت است از:دهان،گوش،قُبُل و دُبُر.
4.استعمال عمدی قطره از طریق گوش روزه را باطل میکند؛
5.استعمال عمدی قطره از طریق چشم روزه را باطل نمیکند؛
6.اگر به ماوراء حلق روزهدار مگسی و یا غبار راه نفوذ کند،روزهاش باطلنمیشود؛
7.فرو بردن آب دهان،روزهرا باطل نمیکند؛
8.فرو بردن آب دهان متنجس(مثل کسی که به خاطر خونریزی لثهای آب دهانش نجس شود و دهانش را آب نکشد،هرچند آب دهانش سفیدرنگ باشد)روزه را باطل میکند؛
9.اگر هنگام مضمضه و یا استنشاق آب به ماوراء حلق رسد و چنانچه بدون مبالغه باشد،روزهاش باطل نمی شود.ولی اگر به خاطر مبالغه در مضمضه و یا استنشاق صورت پذیرد،روزه باطل میشود.
1.اگر شخص روزهدار عمداً قی کند،روزهاش باطل میشود؛
2.اگر قی بر روزهدار غلبه کرد و بدون اختیار قی نمود،روزهاش باطل نمیشود.
1.اگر شخص روزهدار قبل از مغرب عمداً آمیزش کند،روزهاش باطل میشود؛
2.اگر روزهدار از روی فراموشی آمیزش نماید،روزهاش باطل نمیشود.
1.اگر روزهدار استمناء کند،یعنی با خود کاری کند که منی از او بیرون آید،روزهاش باطل میشود؛
2.اگر بیاختیار منی از او بیرون آید،مثلاً در خواب جُنب شود،روزهاش باطل نخواهد شد.
اگر زن روزهداری در جزئی از روز-اگرچه چند دقیقه قبل از غروب خورشید-حیض یا نفاس ببیند،روزهاش باطل میشود.
1.اگر شخص روزهدار مبتلا به جنون شود،روزهاش باطل میشود؛
2.اگر شخص روزهدار مرتد گردد و از دین خارج شود،روزهاش باطل میشود.
1.بر شخص روزهدار واجب است که از انواع مفطرات[مبطلات روزه]از اول طلوع فجر تا پایان غروب خورشید خودداری نماید؛
2.اگر فرد روزهدار یکی از مفطرات را به گمان اینکه فجر طلوع نکرده است،انجام دهد و سپس خطا و استباهش معلوم شود،روزهاش باطل گردد.البته برای احترام ماه رمضان در طول روز از خوردن و آشامیدن و آمیزش خودداری میکند و قضای آن روز را بجا خواهد آورد؛
3.اگر شخص روزهدار در پایان روز به گمان اینکه غروب خورشید انجام گرفته است،افطار نماید و سپس معلوم گردد که غروبی در کار نبوده است،روزهاش باطل میشود و باید قضای آن روز را بجا آورد.
1.به مجموعه کارهایی که روزه را باطل میکند،«مُبطِلاتِ روزه»گفته میشود.
2.برخی از مبطلات روزه:خوردن و آشامیدن؛رسیدن شیء عینی به ماوراء حلق از طریق منفذ باز؛قی کردن؛آمیزش؛استمناء؛حیض؛نفاس؛جنون؛ارتداد.
3.اگر روزهدار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد،روزهاش باطل می شود،ولی اگر سهواً و یا از روی اجبار بخورد،روزهاش باطل نمیشود.
4.اگر چیزی از طریق دهان،گوش،دُبر و یا قُبل به معده و یا روده شخص روزهدار برسد،روزهاش باطل میشود.
5.اگر شخص روزهدار عمدا قی کند،روزهاش باطل میشود.
6.اگر روزهدار قبل از مغرب قصداً آمیزش کند،روزهاش باطل میشود.
7.استمناء عمدی روزه را باطل میکند.
8.دیدن حیض و یا نفاس در جزئی از روز،موجب بطلان روزه زن روزهدار میشود.
9.جنون و ارتداد روزه را باطل میکند.
1.مراد از«مبطلات روزه»چیست؟
2.برخی از مبطلات روزه را نام ببرید.
3.کدام خوردن و آشامیدن است که روزه را باطل نمیکند؟
4.مراد از«رسیدن شیء عینی به ماوراء حلق از طریق منفذ باز»در مبطلات روزه چیست؟
5.قی کردن چه زمانی مبطل روزه میباشد؟
6.استمناء چیست و به کدام شرط مبطل روزه میشود؟
7.زن روزهداری پنج دقیقه قبل از غروب حیض دید.آیا روزهاش صحیح است؟
8.مراد از ارتداد چیست؟آیا ارتداد مبطل روزه است؟
9.اگر شخص روزهدار قبل از غروب خورشید به گمان اینکه غروب خورشید انجام گرفته است،یکی از مفطرات را انجام دهد،تکلیفش چیست؟
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:تَسَحَّرُوا فَإنَّ فِی السُّحُورِ بَرَکَةً.(صحیح بخاری/1823 و صحیح مسلم/1095)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:سحری بخورید،چرا که در طعام سحری برکتی است.
برای درست و صحیح انجام دادن روزه که از مهمترین عبادات بدنی به حساب میرود،آداب زیادی وجود دارد که برخی از آن عبارت است از:
-همزمان با غروب خورشیدف خوب است که روزهدار در افطار خویش تعجیل و شتاب نماید؛
-بهتر آن است که با رطب و خرما افطار نماید و اگر وجود نداشت،با آب افطار کند.
-هنگام سحر قبل از طلوع فجر صادق،خوردن طعام و غذای سحری مستحب است؛
-آغاز وقت سحری نمودن،پس از نیمه شب است؛
-فضیلت و ثواب سحری خوردن حتی با یک جرعه آب نیز به دست میآید.
خوب است که سحری پس از نیمه شب به تأخیر افتد و قبل از طلوع فجر صادق به انتها رسد؛
-مراد از سخنان ناپسند دشنام،دروغ،غیبت،سخنچینی و...است؛
-اگرچه با دشنام،دروغ،غیبت و سخنچینی روزه باطل نمیشود و روزهدار واجب خویش را انجام میدهد،اما اجر و ثواب روزه از بین میرود و روزهدار از ثواب روزه خویش محروم میشود.
-خوب است که روزهدار غسل از جنابت را قبل از طلوع فجر صادق انجام دهد،تا با طهارت وارد روزهداری شود؛
-غسل از حیض و نفاس نیز همانند غسل از جنابت است.
همزمان با افطار مستحب است که روزهدار بگوید:
«اللهُمَّ لَکَ صُمْتُ،وَ عَلی رِزْقِکَ أفْطَرْتُ،ذَهَبَ الظَّمَأُ،وَ ابْتَلَّتِ الْعُرُوقُ وَ ثَبَتَ الاجْرُ إنْ شَاءَ اللهُ».
-اگر توان و استطاعت دارد،مستحب است که به روزهداران طعام دهد.
-کسی که توان اطعام به روزهداران را ندارد،مستحب است که با خرما و یا آب افطاری دهد.
اعتکاف در مسجد،بویژه در دهه آخر ماه مبارک رمضان،مستحب است.
مکروهات روزه،عبارت است از مخالفت نمودن با آداب روزه؛بنابر این،مکروهات روزه را میتوان اینچنین نام برد:
-تأخیر افطار؛
-ترک سحری خوردن؛
-تعجیل سحری(یعنی سحری را خیلی زود بخورد،در حالی که هر چه نزدیک تر به آخر شب خوردن سحری مستحب است)؛
-مشغول بودن با سخنان ناپسند؛
-واگذاری غسل جنابت به بعد از طلوع فجر صادق....
1.برای درست و صحیح انجام دادن روزه،آداب زیادی وجود دارد که برخی از آن عبارت است از:تعجیل افطار،سحری نمودن،تأخیر سحری،ترک سخنان ناپسند،غسل جنابت قبل از طلوع فجر،دعای هنگام افطار،افطاری دادن،صدقه دادن،تلاوت قرآن،اعتکاف و...
2.مکروهات روزه،عبارت است از مخالفت نمودن با آداب روزه.
1.آداب روزه را برشمارید.
2.مراد از تعجیل افطار چیست؟
3.مراد از سخنان ناپسند چیست؟
4.آیا کسی که سخنان ناپسند را در حال روزهداری بزند،روزهاشض باطل میشود؟
5.مراد از مکروهات روزه چیست؟
6.مکروهات روزه را برشمارید.
...وَ مَنْ کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللّهَ عَلی ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (سوره بقره،آیه 185)
...و کسی که بیمار یا در سفر است[باید به شماره آن،]تعدادی از روزهای دیگر[را روزه بدارد].خدا برای شما آسانی میخواهد و برای شما دشواری نمیخواهد تا شماره[مقرر]را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگی بستایید،و باشد که شکرگزاری کنید.
اگر کسی روزه را در وقت آن نگیرد،باید روز دیگری،به جای آن روزه بگیرد؛پس روزهای که بعد از وقت آن،بجا آورده میشود،«روزه قضا»نام دارد.
کفاره همان جریمهای است که برای باطل کردن روزه،معین شده است و عبارت است از:
1.آزاد کزدن یک برده؛
2.دو ماه روزه گرفتن؛
3.سیر کردن شصت فقیر و یا دادن یک مدّ طعام به هر یک از آنها.
چون امروزه«برده»به معنای فقهی آن یافت نمیشود،مورد دوّم و سوّم را انجام میدهد؛و اگر هیچ یک از اینها برایش مقدور نیست،کفاره در ذمه او باقی میماند و هر زمان که به یکی از اینها توانایی یافت،باید انجام دهد.
موجب کفاره،عبارت است از باطل کردن روزه ماه رمضان به وسیله آمیزش به شروط زیر:
1.آمیزشکننده،روزهداری خویش را فراموش نکرده باشد؛
2.آمیزشکننده،به حرام بودن این عمل در روز ماه رمضان،علم داشته باشد؛
3.آمیزشکننده،در حال سفر نباشد.
بنابر این:
1.اگر آمیزش به سبب فراموشی روزه صورت گیرد،کفاره ندارد،تنها قضا دارد؛
2.اگر شخص روزهدار حرمت آمیزش در روز ماه رمضان را نداند و آمیزش کند،کفاره ندارد،ولی قضا دارد؛
3.باطل کردن روزه غیر ماه رمضان به وسیله آمیزش،کفاره ندارد،تنها قضا دارد؛
4.کسی که روزه خویش را به غیر از آمیزش(مثل خوردن و یا آشامیدن)عمداً باطل کند،کفاره ندارد،بلکه تنها قضای آن روز را انجام میدهد.
کفاره تنها به زوج[شوهر]واجب میشود،ولی به زوجه[زن]واجب نیست،هرچند روزهدار باشد.
1.اگر روزهدار چند روز از ماه رمضان را به خاطر مسافرت و یا مریضی
روزه نگیرد،بر او واجب است که قبل از حلول ماه رمضانِ سال بعد،قضایش را بجا آورد.
2.اگر به خاطر سهلانگاری قضایش را بجا نیاورد و رمضان بعدی داخل شود،گنهکار میشود و لازم است که همراه با قضای آن روزها،فدیه نیز پرداخت کند.
3.مراد از فدیه،دادن یک مدّ طعام به فقیر در مقابل هر روز از غذای غالب جامعه میباشد.یک مدّ،تقریباً 600گرم میباشد.
4.اگر قضای روزه ماه رمضان را به جهت استمرار و ادامه عذر شرعی انجام ندهد و رمضان بعدی وارد شود،فدیه لازم نباشد،بلکه قضا را بجا میآورد.
5.اگر زن بارداری و یا شیردهی به خاطر خوفی که برای خودش احتمال میدهد،روزهاش را باطل کند،بر او تنها قضای آن روزها قبل از حلول ماه رمضان بعدی واجب میشود.
6.اگر زن بارداری و یا شیردهی به خاطر خوفی که برای نوزادش احتمال میدهد،روزهاش را باطل کند،باید علاوه بر قضای آن روزها قبل از حلول ماه رمضان بعدی،برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد.
کسی که به حد اقل 83 کیلومتر سفر کرده و سفرش هم مباح باشد،جایز است که روزه آن روز را نگیرد،ولی باید قضای آن را بجا آورد.
1.کسی که در آخرین جزء ماه رمضان و اولین جزء شوال زنده باشد،زکات فطره بر او واجب است.
2.زکات فطره بر هر فرد مسلمانی که علاوه بر معاش خود و خانوادهاش،در شب و روز عید چیزی داشته باشد،واجب است و باید زکات فطر خود و افراد تحت تکفلش را بپردازد.
برای خودش و کسانی که نانخور او هستند،مانند همسر و فرزند،هر نفر،یک صاع که حدوداً 2172 گرم است.
1.زکات فطره از چهارده نوع غذا،پرداخت میشود:گندم،جو،ذرت،برنج،نخود،عدس،لوبیا،باقلاء،خرما،کشمش،کشک،شیر و پنیر.
2.پرداخت پول به جای غذا در زکات فطره کفایت میکند.
اگرچه پرداخت زکات فطره از اوّل رمضان تا قبل از نماز عید فطر جایز است،ولی بهترین وقت بعد از نماز صبح روز عید فطر و قبل از اقامه نماز عید میباشد.
1.اگر کسی روزه را در وقت آن نگیرد،باید روز دیگری،به جای آن روزه بگیرد که آن را«روزه قضا»گویند.
2.کفاره همان جریمهای است که برای باطل کردن روزه،معین شده است و عبارت است از:آزاد کزدن یک برده؛دو ماه روزه گرفتن؛سیر کردن شصت فقیر و یا دادن یک مدّ طعام به هر یک از آنها.
3.موجب کفاره،عبارت است از باطل کردن روزه ماه رمضان به وسیله آمیزش به شروط زیر:آمیزشکننده،روزهداری خویش را فراموش نکرده باشد؛آمیزشکننده،به حرام بودن این عمل در روز ماه رمضان،علم داشته باشد؛آمیزشکننده،در حال سفر نباشد.
4.کسی که روزه خویش را به غیر از آمیزش(مثل خوردن و یا آشامیدن)عمداً باطل کند،کفاره ندارد،بلکه تنها قضای آن روز را انجام میدهد.
5.کفاره تنها به زوج[شوهر]واجب میشود،ولی به زوجه[زن]واجب نیست،هرچند روزهدار باشد.
6.کسی که به حد اقل 83 کیلومتر سفر کرده و سفرش هم مباح باشد،جایز است که روزه آن روز را نگیرد،ولی باید قضای آن را بجا آورد.
7.کسی که در آخرین جزء ماه رمضان و اولین جزء شوال زنده باشد،زکات فطره بر او واجب است.او برای خودش و کسانی که نانخور او هستند،مانند همسر و فرزند،هر نفر،یک صاع که حدوداً 2172 گرم است،پرداخت خواهد کرد.
1.مراد از روزه قضا چیست؟
2.کفاره روزه را تعریف و موارد آن را نام ببرید.
3.موجب کفاره روزه چیست؟توضیح دهید.
4.برای چه کسی روزه نگرفتن جایز است؟آیا از او قضای روزه نیز ساقط میشود؟
5.مراد از زکات فطره چیست؟
6.مقدار زکات فطره چه مقدار است؟
عن أنس(رضی الله عنه)قال:أتی رجلٌ من تمیم رسولَ الله صلی الله علیه و آله فقال:یاَ رَسُولَ اللهِ!إنِّی ذُو مَالٍ کَثِیرٍ وَ ذُو أهْلٍ وَ مَالٍ وَ حَاضِرَةٍ؛فأخْبِرْنِی کَیفَ أصْنَعُ وَ کَیفَ أُنْفِقُ؟فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله:«تُخْرِجِ الزَّکَاةَ مِنْ مَالِکَ فإنَّهَا طُهْرَةٌ تُطَهِّرُکَ،وَ تَصِلْ أقرَبَاءَکَ وَ تَعْرِفْ حَقَّ الْمِسْکِینِ وَ الْجَارِ و السَّائِلِ».(مسند احمد؛ح:12176)
انس گوید:مردی از قبیله تمیم حضور پیامبر صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و عرض کرد:ای رسول خدا!من دارای ثروت زیاد،صاحب اهل فراوان و پذیرای مهمانان بیشماری هستم؛به من دستور فرمائید چه گونه رفتار نمایم و در انفاق مال خویش چه روشی داشته باشم؟رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:زکات مال خویش را پرداخت نما،چرا که آن پاکیزهگیای است که تو را پاک خواهد کرد؛با نزدیکان خویش به نحو نیکو ارتباط داشته باش و حقوق مسکین،همسایه و پرسنده محتاج را بدان.
1.زکات در لغت به معنای«افزایش»،«برکت»،«پاکی»و«مدح»است.
2.زکات در اصطلاح شرع و فقه عبارت است از مقداری از مال که با کیفیت مخصوصی به خاطر پاک نمودن اموال و ثروت،در راه خدا به افراد مستحق داده میشود.
3.منظور از«کیفیت مخصوص»آن است که آن مال باید برخی شرایط را دارا باشد،موانعی در کار نباشد،زکاتدهنده همراه با نیت آن را به کسانی که استحقاق گرفتن زکات را دارند،ادا نماید.
4.زکات،یکی از ارکان مهم اسلام است و منکر وجوب آن به اجماع امّت کافر است.
5.حکمت وجوب زکات زیاد است،از جمله:
-نفع رساندن به نیازمندان و درماندگان؛
-افزایش و رشد مال و ثروت؛
-پاک نمودن مال و ثروت از آلودگی معنوی؛
-پیرایش نفس از اخلاق ناپسند،همچون بخل و حرص؛
-آرایش نفس با اخلاق پسندیده،همچون جود،بخشش،ایثار و....
1.زکات بر دو نوع است:
-زکات فطر؛
-زکات مال.
2.زکات مال بر دو قسم است:
-زکات قیمت؛
-زکات عین.
3.زکاتی که به کالاهای تجارتی تعلق دارد،زکات قیمت نامند.
4.زکات چهارپایان،طلا و نقره،زراعت و میوهرا زکات عین گویند.
5.در ده چیز پرداخت زکات واجب است:
1)شتر2)گاو3)گوسفند4)طلا
5)نقره6)حبوبات و دانهها(گندم،جو،برنج،عدس،نخود،ذره و...)7)خرما8)انگور9)کالاهای تجاری10)معدن و رُکاز
6.در چهارپایان دیگر،همچون اسپ،زکات زمانی واجب است که آنها مال التجاره باشند؛7.پرداخت زکات در اسکناس نیز واجب است،چرا که در واقع پشتوانه ارزش اسکناس همان ارزش طلا و نقره است.
1.شرایط وجوب زکات عبارت است از:
-اسلام؛
-رسیدن مال به حد نصاب؛
-مالکیت کامل؛
-معین و مشخّص بودن مالک؛[بنابر این در مال برده که مالک آن معیبن نیست و نیز در مال بیت المال زکات واجب نیست.]
-گذشتن یک سال قمری که به آن«حَوْل»گویند؛البته حوْل در پنج مورد شرط نیست،بلکه فی الفور زکات واجب میشود:
حبوبات و میوهها؛گنج؛معادن؛توله چهارپایان؛سود تجارت که تبدیل به پول نشود.
2.علاوه بر پنج شرط قبلی،برای زکات چهارپایان دو شرط دیگر نیز وجود دارد:
-در اکثر سال بچرد؛یعنی صاحبش با علم به اینکه مالک آنهاست،چهارپایان را برای چریدن رها کند که اکثر سال از گیاه مباح بچرند؛
-حیوانِ کاری نباشد؛حیوان کاری،حیوانی است که در شخم زدن و باربری مورد استفاده قرار میگیرد.
1.زکات در لغت به معنای«افزایش»،«برکت»،«پاکی»و«مدح»و اصطلاح شرع و فقه عبارت است از مقداری از مال که با کیفیت مخصوصی به خاطر پاک نمودن اموال و ثروت،در راه خدا به افراد مستحق داده میشود.
2.زکات،یکی از ارکان مهم اسلام که دارای حکمت زیادی است و منکر وجوب آن به اجماع امّت محکوم به کفر میباشد.
3.زکات بر دو نوع است:زکات فطر و زکات مال.
4.زکات مال بر دو قسم است:زکات قیمت-زکاتی که به کالاهای تجارتی تعلق دارد-و زکات عین یعنی زکات چهارپایان،طلا و نقره،زراعت و میوه.
5.در ده چیز پرداخت زکات واجب است:شتر،گاو،گوسفند،طلا،نقره،حبوبات و دانهها(گندم،جو،برنج،عدس،نخود،ذره و...)،خرما،انگور،کالاهای تجاری،معدن و رُکاز.
6.پرداخت زکات در اسکناس نیز واجب است.
7.شرایط وجوب زکات عبارت است از:اسلام؛رسیدن مال به حد نصاب؛مالکیت کامل؛معین و مشخّص بودن مالک؛گذشتن یک سال قمری.
8.برای زکات چهارپایان دو شرط دیگر نیز وجود دارد:در اکثر سال بچرد و حیوانِ کاری نباشد.
1.زکات را در لغت و اصطلاح شرع بیان کنید.
2.حکم منکر زکات چیست؟چرا؟
3.انواع زمات را نام ببرید.
4.زکات مال بر چند قسم است؟توضیح دهید.
5.در چند چیز پرداخت زکان واجب است؟
6.شرایط وجوب زکات را نام ببرید.
7.شرایط خاص زکات چهارپایان را بیان کنید.
إن النبی صلی الله علیه و آله قال:«فِی الإبِلِ صَدَقَتُهَا وَ فِی الْغَنَمِ صَدَقَتُهَا وَ فِی الْبَقَرِ صَدَقَتُهَا و فِی البَزِّ صَدَقَتُهَا»(سنن الدار قطنی؛ح:1693)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:در شتر،گوسفند،گاو و متاع تجاری صدقه[زکات]وجود دارد.
1.نصاب،همان حد اقل مقداری از مال است که با وجود آن زکات بر مال تعلق میگیرد.
2.هر یک از انواع زکات،نصاب خاصی دارند که به طور جداگانه بیان خواهیم کرد.
1.شتر،چندین نصاب دارد که با توجه به هر کدام،مقدار زکات آن نیز متفاوت خواهد بود.
2.اولین نصاب شتر،پنج رأس شتر است؛بنابر این در کمتر از پنج رأس
شتر،زکاتی وجود ندارد.
3.انواع نصاب و زکات شتر در جدول زیر ارائه شده است:
4.اگر کسی دارای 36 رأس شتر باشد و بنت لبون ندارد،میتواند یک شتر سهساله(حقه)را به عنوان زکات پرداخت نماید و کسری قیمت را جبران کند که آن حدوداً به ارزش دو رأس گوسفند است.
1.گاو نیز چندین نصاب دارد که با توجه به هر کدام،مقدار زکات آن نیز متفاوت خواهد بود.
2.در زکات گاو،اولین نصاب،سی رأس است؛بنابر این،در کمتر از سی رأس زکاتی تعلق نمیگیرد.
3.انواع نصاب و مقدار زکات گاو در جدول زیر آورده شده است:
1.گوسفند نیز چندین نصاب دارد،لذا مقدار زکات آن نیز متفاوت خواهد بود.
2.اولین نصاب گوسفند،چهل رأس است؛بنابر این،در کمتر از چهل رأس گوسفند،زکاتی واجب نخواهد شد.
3.انواع نصاب و زکات گوسفند در جدول زیر آورده شده است:
1.پرداخت زکاتِ نوعی از چهارپایان به جای نوع دیگری از آن،به شرط مراعات نمودن قیمت جایز بوده و کفایت میکند.
2.اگر شخصی دارای 30 رأس بز و 10 رأس گوسفند باشد،باید یک رأس بزی که قیمت آن%75 قیمت بز و%25 قیمت گوسفند است،به عنوان زکات پرداخت نماید.
1.نصاب،همان حد اقل مقداری از مال است که با وجود آن زکات بر مال تعلق میگیرد و هر یک از انواع زکات،نصاب خاصی دارند.
2.شتر،گاو و گوسفند چندین نصاب دارد که با توجه به هر کدام،مقدار زکات آن نیز متفاوت خواهد بود.
3.پرداخت زکاتِ نوعی از چهارپایان به جای نوع دیگری از آن،به شرط مراعات نمودن قیمت جایز بوده و کفایت میکند.
1.مراد از نصاب چیست؟
2.آیا برای هر نوع زکاتی نصاب واحدی وجود دارد؟
3.نصاب شتر را بیان کنید.
4.در 55 رأس شتر چه مقدار زکات واجب است؟
5.نصاب گاو را بیان کنید.
6.در 87 رأس گاو چه مقدار زکات واجب میشود؟
7.حد اقل تعداد گوسفندان که زکات بر آن واجب میشود،چه مقدار است؟
8.در 245 رأس گوسفند باید چه مقدار زکات پرداخت کرد؟
9.اگر شخصی دارای 20 رأس بز و 20 رأس گوسفند باشد،چگونه زکاتش محاسبه میشود؟
إن النبی صلی الله علیه و آله قال:«فلَیسَ عَلَیکَ شَیءٌ-یعنی فِی الذَّهَبِ-حَتَّی یکُونَ لَکَ عِشْرُونَ دِینَاراً،فَإذَا کَانَتْ لَکَ عِشْرُونَ دِینَاراً وَ حَالَ عَلَیهَا الْحَوْلُ فَفِیهَا نِصْفُ دِینَارٍ؛فَمَا زَادَ فَبِحِسَابِ ذلِکَ...».(سنن ابی داود؛ح:1355)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:تا رسیدن مقدار طلا به بیست دینار،بر تو چیزی واجب نباشد.هر گاه دارای بیست دینار شدی و بر آن یک سال گذشت،در آن مقدار نیم دینار واجب گردد؛بیش از این مقدار به همین منوال حساب میشود....
1.نصاب طلا بیست مثقال است و در کمتر از بیست مثقال،زکات واجب نشود.
2.مثقال دو نوع است:
-مثقال عجمی:هر مثقال مساوی با 4/8 گرم است؛پس:20 مثقال96گرم؛
-مثقال عراقی:هر مثقال مساوی با 5 گرم است؛پس:20 مثقال100گرم؛
3.مصلحت مستحقین زکات اقتضا میکند که احتیاطاً در زکات طلا مثقال عجمی را معتبر بدانیم؛از این رو در نصاب طلا 96 گرم به اعتبار گرفته میشود.
4.مقدار زکاتی که در 96 گرم طلا واجب است،2/4گرم طلا بوده و پس از گذشت یک سال قمری به نیت زکات پرداخت میشود.
5
.نصاب نقره،دویست درهم است و در کمتر از دویست درهم،زکاتی تعلقنمیگیرد.
6.هر ده درهم هموزن هفت مثقال است و هفت مثقال مساوی با 33/6 گرممیباشد؛
پس:20[ده درهم]*33/66[هفتمثقال]672 گرم
7.مقدار زکاتی که در 672 گرم نقره تعلق میگیرد،16/8 گرم نقره است که پس از گذشت یک سال قمری به نیت زکات پرداخت میشود.
8.به ظروف و وسائل طلایی و نقرهای زکاتی تعلق نمیگیرد.
9.نسبت به زیورآلات و آرایشهای طلایی زن و همچنین نقرهای زن و مرد،اگر در عرف به حد اسراف نرسد،زکات تعلق نمیگیرد.
1.نصاب در حبوبات و دانهها حد اقل پنج وسق است؛هر وسق،شصت صاع است که حدوداً پانصد کیلوگرم میباشد.
2.مقدار و اندازه واجب در زکات حبوبات،به شرح زیر است:
-در حبوباتی که به وسیله آب رودخانه،باران و یا آب جاری آبیاری میشوند،به مقدار یک دهم(%10)زکات واجب میشود؛
-در حبوباتی که با هزینه و زحمت آبیاری شوند-مثلاً آب از چاه استخراج شود-یکبیستم(%5)زکات تعلق میگیرد.
1.منظور از میوههایی که پرداخت زکات در آنها واجب است،خرما و انگور میباشد.اما نسبت به سایر میوهها-همچون انار،گلابی،سیب،خربزه،هلو و...-زکات واجب نیست.
2.زکات میوه مشروط به موارد زیر است:
-خوراکی باشد؛
-قوتِ اختیاری باشد؛
-صلاحیت ذخیره کردن داشته باشد؛
-همه یا بعضی از آن رسیده باشد؛
-خودرو نباشد.
3.نصاب زکات میوهها،پنج وسق-یعنی حدود 500 کیلوگرم-است.
4.هر گاه میوه خشک شود،مقدار آن تعیین و سپس زکات آن داده میشود.
5.مقدار و اندازه واجب در زکات میوهها،همانند زکات حبوبات است.
1.کالای تجاری(مال التجاره)،دربرگیرنده همه اموال از حیوان و غیر آن است که به منظور تجارت در مقابل طلا یا نقره و یا...معامله میشود.
2.شرایط زکات در کالاهای تجاری:
-کالاهای تجاری باید از طریق معامله(داد و ستد)به دست آمده باشد؛
-قصد نگهداری کالا و استفاده شخصی نداشته باشد،بلکه قصد تجارت داشته باشد؛
-از زمان مالکیت باید یک سال قمری گذشته باشد؛
-همه کالاهای تجاری در وسط سال تبدیل به نقد نشود؛
-قیمت کالا در آخر سال به حد نصاب برسد.
3.نصاب کالاهای تجاری همانند نصاب طلا و نقره است؛یعنی زمانی که ارزش کالا به مقدار 96گرم طلا و یا به قدر 672گرم نقره رسید،زکات در آن واجب میشود.
4.مقدار زکات واجب در کالاهای تجاری یکچهلم(%2/5)است.
5.دادن زکات از اصل کالای تجاری کفایت نمیکند،بلکه باید قیمت آن پرداخت شود.
1.مراد از معدن و رُکاز،طلا و یا نقرهای است که از زیر زمین استخراج میشوند:
-اگر طلا و یا نقره از مواد دیگر زیرزمینی تصفیه و استخراج شود،آن را معدن گویند؛
-اگر طلا و یا نقرهای قبل از اسلام زیر زمین دفن شده است،به آن رُکاز گویند.
2.نصاب معدن و رکاز،همان نصاب طلا و نقره است.
3.گذشت سال قمری برای وجوب زکات معدن و رکاز شرط نیست،بلکه زکات آن فوری واجب میشود.
4.مقدار زکات واجب:برای معدن:یکچهلم%2/5؛برای رکاز:یکپنجم%20.
1.نصاب طلا بیست مثقال است و مصلحت مستحقین زکات اقتضا میکند که احتیاطاً در زکات طلا مثقال عجمی را معتبر بدانیم.
2.نصاب نقره،دویست درهم است وهر ده درهم هموزن هفت مثقال است و هفت مثقال مساوی با 33/6گرم میباشد.
3.نصاب در حبوبات و دانهها حد اقل پنج وسق است؛مقدار و اندازه واجب در حبوباتی که به وسیله آب رودخانه،باران و یا آب جاری آبیاری میشوند،به مقدار یک دهم(%10)و در حبوباتی که با هزینه و زحمت آبیاری شوند یکبیستم(%5)زکات تعلق میگیرد.
4.میوههایی که پرداخت زکات در آنها واجب است،خرما و انگور میباشد و زکات میوه مشروط به مواردی است.
5.نصاب زکات میوهها،پنج وسق بوده و مقدار و اندازه واجب در زکات آن،همانند زکات حبوبات محاسبه میشود.
6.کالای تجاری(مال التجاره)،دربرگیرنده همه اموال از حیوان و غیر آن است که به منظور تجارت در مقابل طلا یا نقره و یا...معامله میشود.
7.نصاب کالاهای تجاری همانند نصاب طلا و نقره بوده و مقدار زکات واجب در کالاهای تجاری یکچهلم(%2/5)است.
8.مراد از معدن طلا و یا نقرهای که از مواد دیگر زیرزمینی تصفیه و استخراج شده و مراد از رُکاز،طلا و یا نقرهای است که قبل از اسلام زیر زمین دفن شده و سپس استخراج شده است.
9.نصاب معدن و رکاز،همان نصاب طلا و نقره است و مقدار زکات واجب:برای معدن:یکچهلم%2/5؛برای رکاز:یکپنجم%20.
1.نصاب طلا چه مقدار است؟
2.مثقال عجمی با مثقال عراقی چه تفاوتی دارد؟
3.در باب زکات کدام نوع مثقال از اعتبار بیشتر برخوردار است؟چرا؟
4.در دو نصاب از طلا چه مقدار زکات واجب میشود؟
5.نصاب نقره را بیان کنید.
6.در 300 درهم نقره چه مقدار زکات واجب میشود؟
7.نصاب حبوبات را بیان کنید.
8.آیا برای هر نوع میوهای زکات واجب میشود؟توضیح دهید.
9.مراد از کالای تجاری چیست؟
10.نصاب کالای تجاری و مقدار زکات واجب در آن را بیان کنید.
11.تفاوت معدن با رکاز چیست؟
12.وجوب زکات معدن و رکاز چگونه است؟
13.مقدار زکات واجب برای معدن به نسبت مقدار زکات واجب برای رکاز چگونه است؟توضیح دهید.
قال الله تعالی:
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (سوره توبه،آیه 60)
زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای(جمع آوری)آن(زحمت میکشند)،و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام میشود،و برای(آزادی)بردگان،و(ادای دین)بدهکاران،و در راه خدا،و واماندگان در راه؛این،یک فریضه(مهم)الهی است؛و خداوند دانا و حکیم است !
مستحقین زکات-یعنی کسانی که حق استفاده و مصرف کردن از زکات را دارند-هشت دستهاند:فقیران،مسکینها،عامل زکات،مؤلفه القلوب،مکاتَب،غارم،کسانی که در راه خدا تلاش میکنند و در راهماندگان.
فقیر کسی است که مال و کسبی ندارد و برای بقیه عمرش به طعام،لباس و مسکنِ کافی دسترسی نداشته باشد؛همانند کسی که روزی به ده تومان نیازمند باشد،ولی سه یا چهار تومان به او میرسد.
مسکین کسی است که دارای کسب و مال است،هرچند برای او کفایت نکند؛همانند کسی که روزی به ده تومان نیازمند باشد،ولی هفت یا هشت تومان به او برسد.
1.عامل زکات،کسی است که در جمعآوری زکات سهمی دارد،مانند گردآورنده،حسابدار،نویسنده و...
2.حقوق عامل زکات،از زکات جمعآوری شده توسط امام پرداخت میشود.
1.مؤلفه القلوب،چهار دستهاند:
-تازه به اسلام گرویدهای که ایمان او ضعیف باشد؛
-کسی که مسلمان شده و در میان طایفه خود آبرو و عنوان دارد و کمک مالی به او از راه اعطای زکات،سبب اسلام دیگران شود؛
-مسلمانی که به وسیله زکات دادن به او،مسلمانان از شرّ قبیله کافر او مصون و محفوظ بمانند؛
-مسلمانی که در گرفتن زکات از مانع الزکات،مسلمین را حمایت نماید.
2.به مؤلفه القلوب سهمی از زکات زمانی داده میشود که به آنان نیاز باشد و در غیر این صورت،پرداخت زکات به آنها جایز نباشد.
1.مُکاتَب،بردهای است که اربابش با او قرارداد بسته که مبلغی را به اقساط معین در مدّت مقرّر بپردازد و پس از پرداخت آخرین قسطف ازاد شود.
2.قرارداد مذکور در اصطلاح فقهی«کتابت»،اقساط پرداختی«نجوم»و برده مذکور را«مکاتب»گویند.
غارم،به معنی بدهکار است که چهار دستهاند:
-کسی که برای اصلاح دو شخص متخاصم قرض کرده باشد؛
-کسی که برای مصلحت عامه-همانند تعمیر مسجد-قرض کرده باشد؛
-کسی که برای خود قرض کرده باشد تا در راه مباح صرف کند؛
-کسی که ضامن کسی یا چیزی شده و این ضمانت منجر به دادن غرامت شده است و برای این منظور قرض کرده باشد.
1.مراد از«...سبیل الله»،کسانی که در راه خدا با رغبت و میل تلاش میکنند که آنها را جهادگران نامند.
2.زکات به جهادگران تعلق میگیرد،هرچند آنان نیاز نداشته باشند.
1.ابن سبیل:
-مسافر درماندهیا است که از شهر زکاتدهندگان آغاز سفر نماید و یا از آن جا عبور کند و نیازمند به مبلغی است که او را به مقصد برساند؛
-غریبی است که از اموال و شهر خود دور افتاده باشد.
2.شرایط ابن سبیل در برخورداری از زکات به شرح ذیل است:
-نیازمند باشد؛
-سفرش مباح باشد؛
-هدف و مقصد درستی داشته باشد.
همه مصرفکنندگان هشتگانه زکات،باید دارای شرایط زیر باشند:
1.اسلام؛
2.آزاد بودن؛
3.نفقه و تأمین مالی او بر زکاتدهنده واجب نباشد.
زکات به دستههای موجود هشتگانه مصرفکنندگان زکات پرداخت میشود:
-اگر همه هشت دسته موجود باشند،بدون محروم کردن دستهای،به همه پرداخت میشود؛
-اگر دستهای موجود نباشد،سهم آن دسته به بقیه توزیع میشود؛
-اگر نیاز دستهای براورده شود و مال الزکات اضافه بیاید،به دیگر دستهها توزیع میشود؛
-زکات میان دستههای هشتگانه به طور مساوی تقسیم میگردد؛
-لازم نیست زکات میان افراد یک دسته به صورت مساوی تقسیم شود،بلکه با توجه به نیازشان توزیع خواهد شد.
1.مستحقین زکات هشت دستهاند:فقیران،مسکینها،عامل زکات،مؤلفه القلوب،مکاتَب،غارم،کسانی که در راه خدا تلاش میکنند و در راهماندگان.
2.فقیر کسی است که مال و کسبی ندارد و برای بقیه عمرش به طعام،لباس و مسکنِ کافی دسترسی نداشته باشد؛اما مسکین کسی است که دارای کسب و مال است،هرچند برای او کفایت نکند؛
3.عامل زکات،کسی است که در جمعآوری زکات سهمی دارد
4.مؤلفه القلوب،چهار دستهاند:1)تازه به اسلام گرویده؛2)کسی که مسلمان شده و کمک مالی به او،سبب اسلام دیگران شود؛3)مسلمانی که به وسیله زکات دادن به او،مسلمانان از شرّ قبیله کافر او مصون و محفوظ بمانند؛4)مسلمانی که در گرفتن زکات از مانع الزکات،مسلمین را حمایت نماید.
5.مُکاتَب،بردهای است که اربابش با او قرارداد بسته که مبلغی را به اقساط معین در مدّت مقرّر بپردازد و پس از پرداخت آخرین قسط ازاد شود.
6.غارم به معنی بدهکار است که چهار دستهاند؛
7.مراد از«...سبیل الله»،کسانی که در راه خدا با رغبت و میل تلاش میکنند که آنها را جهادگران نامند.
8.ابن سبیل:1)مسافر درمانده؛2)غریبی است که از اموال و شهر خود دور افتاده باشد.
9.زکات به دستههای موجود هشتگانه مصرفکنندگان زکات پرداخت میشود.
1.مراد از مستحقین زکات چیست؟
2.مستحقین زکات را نام ببرید.
3.فقیر با مسکین چه تفاوتی دارند؟
4.مراد از عامل زکات چیست؟
5.مؤلفه القلوب چند دستهاند؟هر یک را توضیح دهید.
6.مکاتب کیست؟
7.غارم به چه معناست؟چند دسته است؟
8.مراد از«سبیل الله»چیست؟
9.ابن سبیل را توضیح دهید.
10.شرایط مستحقین زکات کدام است؟
11.کیفیت توزیع زکات به مستحقین را توضیح دهید.
قال الله تعالی:
وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (سوره آل عمران،آیه 104)
باید از میان شما،جمعی دعوت به نیکی،و امر به معروف و نهی از منکر کنند!و آنها همان رستگارانند.
تعالیم وحیانی اسلام هر انسانی را در برابر مسائل اجتماعی مسئول میداند.هر کسی نسبت به کارهای ناپسندی که در جامعه انجام میپذیرد و کارهای نیک و پسندیدهای ترک میشود،مسئولیت دارد.از این رو،اگر کار واجبی ترک شود و یا حرامی اتفاق بیفتد،سکوت و بیتفاوتی در مقابل آن جایز نیست و همه افراد جامعه برای برپایی واجب و جلوگیری از حرام اقدام کنند که این عمل را«امر به معروف»و«نهی از منکر»نامند.
از آیات و روایات اسلامی برمیآید که امر به معروف و نهی از منکر آثار فوق العادهای دارد و جامعه مسلمانان این واجب الهی را باید مورد توجه قرار دهند.در برخی آیات و روایات چنین آمده است (1):
1) (1) .برگرفته از«احیاء علوم الدین»امام محمد غزالی؛ج2،ص306-308.
-امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است؛
-سعادت و رستگاری برای کسانی است که امر به معروف و نهی از منکر را برپا میدارند؛
-قیام به امر به معروف و نهی از منکر،نشانه صلاح و موجب تکامل انسان مؤمن میباشد؛
-یکی از صفات مؤمنین واقعی،اقدام به امر به معروف و نهی از منکر است؛
-بیتوجهی به امر به معروف و نهی از منکر و ترک آن گناه کبیره بوده و موجب لعنت خداوند است؛
-خیریت و نیکویی امّت اسلام بسته به برپایی امر به معروف و نهی از منکر است؛
-امر به معروف و نهی از منکر در اهمیت کمتر از نماز و زکات نیست؛
-اگر مردم امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند:عذاب فراگیر خداوند همه را یکجا دربر خواهد گرفت؛بدترین انسان ها بر مردم مسلّط خواهند شد و دعاهای نیکوترین انسانها اجابت نخواهد شد...
تعریف معروف:هر گونه سخن و رفتاری که موجب رضایت و خوشنودی پروردگار باشد،«معروف»نامیده میشود.
بنابر این،میتوان همه واجبات و مستحبات احکام دین را از مصادیق معروف دانست.
تعریف منکر:هر گونه سخن و رفتاری که بر خلاف رضایت و خوشنودی پروردگار باشد،«منکر»نامیده میشود.
از این رو،مصادیق منکر در احکام دین کلیه محرّمات و مکروهات خواهد بود.
با توجه به تعاریف معروف و منکر،گفتهاند:
-«امر به معروف»عبارت است از واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب؛
-«نهی از منکر»عبارت است از بازداشتن مردم از کارهای حرام و مکروه.
در کتب فقهی اصطلاح کلی ای که تمام مسائل امر به معروف و نهی از منکر را شامل میشود،«حِسبه»نام دارد.حسبه دارای چهار رکن است:
1.المحتسِب:کسی که قیام به امر به معروف و نهی از منکر میکند؛
2.المحتسب علیه:کسی که مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار میگیرد؛
3.المحتسب فیه:کار و فعلی که باعث امر به معروف و نهی از منکر میگردد؛
4.الاحتساب:امر به معروف و نهی از منکر و نحوه انجام دادن آن.
برای هر کدام از ارکانهای چهارگانه امر به معروف و نهی از منکر شرایط خاصی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره خواهد شد:
1.بالغ و رشید و از اهل تکلیف باشد؛
2.ایمان داشته باشد؛چرا که امر به معروف و نهی از منکر برای یاری دین و تقویت احکام شریعت قرار داده شده است و چگونه کسی که خود به دین و احکام آن ایمان ندارد،دیگری را به آن فرا میخواند؟!
3.عادل باشد؛یعنی کسی که علناً گناه نکند،چرا که خداوند فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (1)ای کسانی که ایمان آوردهاید!چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید؟ ! نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمیکنید !
البته برخیها این شرط را لازم ندانستهاند.
4.معروف و منکر را بشناسد و به آن علم داشته باشد.
1) (1) .صف،آیه2و3.
برای کسی که مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار میگیردف تنها یک شرط را لازم دانستهاند و آن عبارت است از این که او انسانی باشد که در حق او آن کار ممنوعه،منکر محسوب شود.بنابر این،سن بلوغ و شرایط تکلیف را برای او شرط نکردهاند،چرا که اگر کودک و یا مجنون مرتکب منکر شوند،مورد منع و نهی قرار میگیرند.
کار و فعلی که مورد نهی و منع قرار میگیرد و باعث امر به معروف و نهی از منکر می شود،دارای چهار شرط است:
1.منکر باشد؛یعنی فعلی است که از منظر شریعت هر کس باید از آن برحذر باشد و این اعم از گناه است.مثلاً اگر کودکی و یا مجنونی شراب مستکننده بنوشد،مورد منع و نهی قرار میگیرد،هرچند این عمل برای آن دو گناه محسوب نشود.
2.منکر موجود باشد و یا مقدمات آن موجود باشد؛
3.منکر بدون تجسس و تحقیق ظاهر و علنی باشد باشد؛
4.منکر اجتهادی نباشد؛یعنی منکر بودن آن فعل قطعی باشد و از روی اجتهاد و رأی محکوم به منکر نباشد.بنابر این،اگر فعلی در یک مذهبی منکر محسوب شود و عین همان فعل در دیگر مذهب منکر محسوب نشود،در انجام امر به معروف و نهی از منکر مذهب مرتکب آن فعل در نظر گرفته میشود.
برای احتساب که عبارت است از امر به معروف و نهی از منکر و نحوه انجام آن،مراتب و آدابی است که در درس بعد به تفصیل برخی از آنها میپردازیم.
1.هر مسلمانی نسبت به کارهای ناپسندی که در جامعه انجام میپذیرد و کارهای نیک و پسندیدهای ترک میشود،مسئولیت دارد.
2.از آیات و روایات اسلامی برمیآید که امر به معروف و نهی از منکر آثار فوق العادهای دارد و جامعه مسلمانان این واجب الهی را باید مورد توجه قرار دهند.
3.معروف:هر گونه سخن و رفتاری که موجب رضایت و خوشنودی پروردگار باشد؛
4.منکر:هر گونه سخن و رفتاری که بر خلاف رضایت و خوشنودی پروردگار باشد؛
5.«امر به معروف»عبارت است از واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب؛«نهی از منکر»عبارت است از بازداشتن مردم از کارهای حرام و مکروه.
6.حسبه دارای چهار رکن است:المحتسِب؛المحتسب علیه؛المحتسب فیه؛الاحتساب.
7.برای هر کدام از ارکانهای چهارگانه امر به معروف و نهی از منکر شرایط خاصی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره شد.
1.این عبارت را توضیح دهید:«تعالیم وحیانی اسلام هر انسانی را در برابر مسائل اجتماعی مسئول میداند.»؛
2.امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی چه اهمیتی دارد؟
3.معروف و منکر را تعریف کنید.
4.مصادیق معروف و منکر در کدام امور خلاصه میشوند؟
5.امر به معروف چیست؟
6.نهی از منکر چیست؟
7.مراد از حسبه چیست؟
8.ارکان حسبه را نام ببرید.
9.شرایط محتسب را بیان کنید.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«من رأی منکم منکراً فلیغیره بیده،فإن لم یستطع فبلسانه،فإن لم یستطع فبقلبه و ذلک أضعف الإیمان».(«صحیح مسلم»/49؛«سن ترمذی»/2172؛«سنن نسائی»111/8-112)
هر کسی از شما منکری را ببیند[اگر توانست]با دست آن را تغییر دهد؛اگر نتوانست با زبان و اگر این را هم نتوانست با قلب و دلِ خویش تغییر دهد و آن[تغییر قلبی]ضعیفترین ایمان است.
امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتبی است که مراعات آنها واجب است.مهمترین آن مراتب:
شناخت موارد منکر باید از طریق صحیح انجام گیرد.بنابر این،تجسس،استراق سمع و همانند این اعمال در شناخت منکر جایز نیست،مگر از جانب امام و رهبر جامعه اسلامی مجوّز داشته باشد.
گاهی اتفاق میافتد که شخصی به خاطر جهل و نادانی مرتکب فعل منکری میشود و اگر او بداند که آن فعل در شریعت منکر و ممنوع است،ترک خواهد کرد.بنابر این،شناساندن منکر بر مرتکب آن لازم و ضروری است.
نهی از منکر به وسیله موعظه،نصیحت و ترساندن از عذاب الهی برای کسی است که با عمد و علم مرتکب گناه شده و بر آن اصرار میورزد.
باید توجه کرد امر و نهی زبانی همواره به مهربانی و لطف استوار باشد و هرگز از خشم و غضب سرچشمه نگیرد.از این رو،به گناهکار باید دلسوزانه نگرست و مصیبت وارده بر گناهکار را،مصیبت خویش دانست.
امر و نهی شفاهی همراه با خشونت برای کسی است که از روش قبلی اصلاح نشود و بر گناه خود اصرار نماید.در این مرتبه از هر نوع دشنام،فحش،نسبتهای ناروا و دروغ و تهمت جداً برحذر باشد و از الفاظی استفاده نماید که مؤثر واقع شوند و گناهکار را از ادامه گناه بازدارند.
البته،اگر بداند که این روش او را از ادامه گناه باز نخواهد داشت،سزاوار است که هیچ حرفی به زبان نیاورد و تنها بر اظهار ناراحتی،اخمف چهره عبوس و امثال آن اکتفا کند.
زمانی که گناهکار به وعظ و نصیحت و حتی الفاظ شدید و زننده دست از گناه خویش برندارد و بر ادامه گناه خود اصرار ورزد-مثلاً بر شرب خمر ادامه دهد-محتسِب به اقدام عملی رویمیآورد و با دستان خویش وضع را تغییر
میدهد(در مثال بالا،شیشه خمر را میشکند).
در اقدام عملی سه امر متصور است:
1.زجر و بازداشت؛این امر جهت جلوگیری از ادامه ارتکاب گناه کاربرد دارد؛
2.مجازات و عقوبت؛این امر به خاطر کناهانی که در گذشته انجام گرفته است،به کار گرفته میشود؛
3.دفع و منع؛این امر جهت جلوگیری از گناه در حال انجام آن کاربرد دارد.
باید توجه داشت که برای عموم افراد جامعه مسلمانان،تنها امر سوم(دفع و منع)جایز است،ولی امر اول(زجر و بازداشت)و امر دوم(مجازات و عقوبت)بر دوش حکومت و حاکمان است.
سزاوار است کسی که به معروفی امر و یا از منکری جلوگیری میکند:
-مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد؛
-اخلاص داشته باشد و تنها برای رضای خداوند اقدام کند و در عمل خویش از هر گونه تفاخر،اظهار فضل و برتریجویی پرهیز نماید؛
-به این امر مهم عالمانه و با شناخت کامل وارد شود و همواره حدود شرع را مراعات نماید؛
-سعی کند بر حد اقل اکتفا نماید و اگر با کاربرد مرتبه پایینتر مقصود حاصل میشود،به اعمال مرتبه بالاتر روی نیاورد؛
-همواره بر حسن خلق و رفتار شایسته توجه کند و طرف را تحت تأثیر رفتار نیکوی خود قرار دهد...
1.فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است،تا در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.
2.قبل از انجام امر و نهی باور داشته باشد که امر یا نهی او تأثیر دارد؛بنابر این،اگر میداند تأثیر ندارد،امر و نهی واجب نیست.
3.امر و نهی،سبب ضرر جانی یا ابرویی و یا ضرر مالی قابل توجه به خودش،نزدیکان،یاران،همراهان و یا سایر مؤمنان نباشد.
1.امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتبی است که مراعات آنها واجب است.
2.مهمترین آن مراتب:شناخت منکر،شناساندن منکر بر مرتکب آن،موعظه،نصیحت و انذار،امر و نهی شفاهی همراه با خشونت و اقدام عملی و تغییر فیزیکی.
3.سزاوار است کسی که به معروفی امر و یا از منکری جلوگیری میکند:دلسوز و مهربان باشد؛اخلاص داشته باشد؛دارای شناخت کامل باشد؛حدود شرع را مراعات نماید؛بر حد اقل اکتفا نماید؛بر حسن خلق و رفتار شایسته توجه کند.
4.فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است.
5.قبل از انجام امر و نهی باور داشته باشد که امر یا نهی او تأثیر دارد.
6.امر و نهی،سبب ضرر به خودش و سایر مؤمنان نباشد.
1.مراتب امر به معروف و نهی از منکر را نام ببرید.
2.مراد از شناخت منکر چیست؟
3.آیا در امر به معروف و نهی از منکر شناساندن منکر بر مرتکب آن ضرورت دارد؟توضیح دهید.
4.موعظه،نصیحت و انذار در امر به معروف و نهی از منکر بر چه امری باید استوار باشد؟
5.امر و نهی خشن را توضیح دهید.
6.مراد از اقدام عملی در امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
7.آمر به معروف و ناهی از منکر چه آدابی را مراعات نماید؟توضیح دهید.
8.حکم فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
9.اگر بداند که امر به معروف و نهی از منکر او تأثیری نخواهد داشت،تکلیفش چیست؟
10.در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر سبب ضرر جانی یا ملی بر ودش باشد،تکلیفش چیست؟
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«یا أیها الناس،لا تتمنّوا لقاء العدوّ و اسألوا الله العافیة؛فإذا لقیتموهم فاصبروا و اعلموا أنّ الجنّة تحت ظلال السیوف».(«صحیح بخاری»/2861؛«صحیح مسلم»/1742)
«ای مردم،هرگز رو در رو شدن با دشمن را آرزو مکنید و همواره از خداوند عافیت بخواهید؛اما اگر با دشمن رو در رو شدید شکیبایی پیشه کنید و بدانید که بهشت زیر سایه شمشیرهاست!»
با طلوع خورشید اسلام،تمام مذاهب و مکاتب باطل و غیر قابل قبول است و همه افراد بشر باید برای پذیرش برنامههای آن آماده باشند؛گرچه در تحقیق و پذیرش آگاهانه آن آزادند.
در صدر اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و خلفای راشدین برنامههای نجاتبخش اسلام را برای مردم بازگو کرده و آنان را به پذیرش این آیین فرا خواندهاند.در این میان کسانی که از برنامهها و دستورات اسلام سرپیچی نمودند و از رسیدن پیام الهی به گوش مردم مانع میشدند و با لجاجت و سرسختی سر از دشمنی و توطئه بر علیه اسلام و مسلمین درمیآوردند،دچار خشم و غضب الهی و شمشیر قهر مسلمانان شدهاند.
تلاش و پشتکار برای پیشبرد اسلام و توسعه جامعه مسلمانان-و از آن جمله،مبارزه با کسانی که با خودداری از پذیرش اسلام،مانع گسترش آن میشوند-«جهاد»نام دارد.
باید توجه داشت که معنای لغوی جهاد،مطلق کوشش و تلاش است،هرچند در عرف از این واژه برداشت محدود-یعنی مبارزه مسلحانه-شده است و به نظر میرسد،این برداشت ناتمام و اشتباه است.
نوع دیگر مبارزه با دشمنان،«دفاع»نام دارد.حقّ مسلّم هر انسان ازادهای و به ویژه حق مسلّم هر مسلمانی است که در هر زمان و در هر جای عالم که مورد هجوم دشمنان قرار گرفتند و یا آیین و مذهبشان در خطر بود،برای حفظ جان و پاسداری از آیین خود،با دشمنان بجنگند و آنان را از بین ببرند.
دفاع بر دو قسم است:
1.دفاع از اسلام و کشورهای اسلامی؛
2.دفاع از جان و حقوق شخصی.
اگر دشمن:
1.بر کشورهای اسلامی هجوم آورد؛
2.نقشه تسلّط بر منابع اقتصادی یا نظامی مسلمانان را کشیده باشد؛
3.نقشه تسلّط سیاسی بر کشورهای اسلامی را داشته باشد
بر همه مسلمانان واجب است هر گونه که بتوانند در مقابل هجوم دشمنان بایستند و با نقشههای آنان مخالفت کنند.
1.جان،مال و آبروی مسلمانان محترم است و چنانچه کسی بر انسانی حمله آورد یا به افرادی که وابسته به وی هستند-مانند پدر،مادر،همسر،دختر،پسر،برادر،خواهر و...-هجوم اورد،دفاع و جلوگیری از او واجب است.
2.اگر دزدی برای ربودن اموال انسانی اقدام کند،دفاع از اموال و جلوگیری از او واجب است.
3.اگر کسی به ناموس مردم به هر وسیلهای مزاحمت ایجاد کند-همانند نگاه کردن به خانه و حریم شخصی دیگران،سد راه و اذیت زبانی و دستی و...-جلوگیری او از آن کار زشت واجب است،هرچند با اعمال خشونت باشد.
1.تلاش و پشتکار برای پیشبرد اسلام و توسعه جامعه مسلمانان-و از آن جمله،مبارزه با کسانی که با خودداری از پذیرش اسلام،مانع گسترش آن میشوند-«جهاد»نام دارد.
2.نوع دیگر مبارزه با دشمنان،«دفاع»نام دارد.
3.دفاع بر دو قسم است:1)دفاع از اسلام و کشورهای اسلامی؛2)دفاع از جان و حقوق شخصی.
1.چه کسانی دچار خشم و غضب الهی و شمشیر قهر مسلمانان شدهاند؟
2.جهاد در لغت به چه معناست؟
3.تعریف اصطلاحی جهاد را بازگو نمایید.
4.آیا برداشت امروزه از کلمه جهاد صحیح است/توضیح دهید.
5.دفاع به چه معناست؟توضیح دهید.
6.اقسام دفاع را نام ببرید.
7.مراد از دفاع از اسلام و کشورهای اسلامی چیست؟
8.اگر دزدی برای ربودن اموال انسانی اقدام کند،تکلیف انسان چیست؟
برای تفکر بیشتر:آیا دفاع با بخشودن و گذشت در تضاد است؟توضیح دهید.
قال الله تعالی:
یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (سوره بقره،آیه 168)
ای مردم!از آنچه در زمین است،حلال و پاکیزه بخورید!و از گامهای شیطان،پیروی نکنید!چه اینکه او،دشمن آشکار شماست !
خداوند بزرگ و عطابخش نعمتها،برای بهرهبرداری انسان،طبیعت زیبا و انواع خوردنیها-از حیوانات،میوهها و سبزیجات-را در اختیار او قرار داده است.خداوند از انسان خواسته که از نعمتهای آفریده او برای خوردن و آشامیدن،پوشاک و مسکن و سایر نیازهای مادی و معنوی خویش به کار گیرد.در این میان،برای حفظ جان و سلامتی جسم و روح،بقا و تداوم نسلها و احترام به حقوق دیگران،قوانین و مقرراتی قرار داده است که التزام عملی بر آن قوانین و مقررات،ضامن خوشیختی و سعادت او در دنیا و آخرت خواهد بود.
در این درس آنچه در مورد خوراکیها و آشامیدنیها مهم و لازم است،ارائه خواهد شد.
خوراکیها بر دو قسم است:
1.خوراکیهای گیاهی؛
2.خوراکیهای حیوانی.
خوراکیهای گیاهی بر دو نوع است:
1.میوهها؛
2.سبزیجات.
خوراکی های حیوانی بر سه نوع است:
1.چهارپایان(که خود به اهلی و وحشی تقسیم میشود)؛
2.پرندگان؛
3.آبزیان.
1.تمام میوهها و سبزیجات حلال است،مگر آنچه برای بدن ضرر داشته باشد.
2.احکام خوراکیهای حیوانی به شرح زیر است:
1.هر حیوانی که در عرف عرب و در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پاک شمرده
میشد،حلال است:
-حیوانات آبزی؛
-چهارپایان:شتر،گاو،آنواع گوسفندان،اسب،گاو وحشی،الاغ وحشی،آهو،خرگوش...؛
2.هر حیوانی که ناخنهای ضعیف دارد و امکان شکار با آنها نیست:کفتار و روباه؛
3.برخی حشرات:ملخ،خارپشت،موش دشتی(یربوع)،سوسمار؛
4.انواع پرندگان:شترمرغ،مرغابی،غاز،مرغ خانگی،کلاغ کشتزار(غراب الزرع)،مرغ سنگخوار(قطا)،کبک،کبوتر،گنجشکسانها....
1.اهلی:قاطر و الاغ؛
2.هر حیوانی که ناخنها و چنگال قوی جهت شکار دارد:سگ،خنزیر،گرگ،خرس،گربه،فیل،پلنگ،شیر،میمون و...؛
3.برخی پرندگان:
-دارای چنگالهای شکاری:کرکس،باز،شاهین،عقاب...؛
-طوطی،طاوس،رخمه(از رسته کرکسها و گوشتخوار)،بغاث(کوچکتر از کرکس و کندپرواز)،خُطاف(سیاهرنگ و دارای دو بال دراز و دو پای کوتاه)،خفاش(شبپره).
4.هر حیوان ضرررسانی که کشتن آن مستحب است:مار،عقرب،موش...؛
5.انواع حشرات:مورچه،مگس،سیاهسوسک بدبوی،کرم،پشه،کنه،شپش....
1.خوراکیها بر دو قسم گیاهی و حیوانی بوده،میوهها و سبزیجات از نوع گیاهی و چهارپایان،پرندگان و آبزیان از نوع حیوانی میباشند.
2.میوهها و سبزیجات همه حلال است،مگر آنچه برای بدن ضرر داشته باشد.
3.هر حیوانی که در عرف عرب و در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پاک شمرده میشد،حلال است؛از جمله:حیوانات آبزی؛چهارپایان؛هر حیوانی که دارای ناخنهای ضعیف بوده و امکان شکار با انها را ندارد؛برخی حشرات و انواع پرندگان.
4.برخی حیوانات اهلی و همچنین هر حیوانی که ناخنها و چنگال قوی جهت شکار دارد؛برخی پرندگان که دارای چنگالهای شکاریاند و هر حیوان ضرررسان و انواع حشرات حیوانات حرامگوشت به شمار میروند.
1.خداوند در قبال نعمتهای بیشمار خویش از انسان چه خواستهاست؟
2.اقسام و انواع خوراکیها را توضیح دهید.
3.در میوهها و سبزیجات کدام اصل حاکم است؟
4.در کل کدام حیوانات حلال و پاک محسوب میشوند؟
5.انواع حیوانات حلالگوشت را بیان کنید.
6.انواع حیوانات حرامگوشت را بازگو نمایید.
قال الله تعالی:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (سوره مائده،آیه 90)
ای کسانی که ایمان آوردهاید!شراب و قمار و بتها و ازلام(نوعی بختآزمایی)،پلید و از عمل شیطان است،از آنها دوری کنید تا رستگار شوید !
اصل در آشامیدنیها-همانند خوراکیها-مباح و حلال بودن است.
هر گونه مایعی که از آسمان فرود بیاید،از زمین بجوشد،از میوهو یا گیاهی گرفته شود و...حلال و پاکیزه است.البته،از عموم آشامیدنیها،چند گروه هستند که به دلایلی،حرام محسوب میشوند.
بنابر این،آشامیدنیها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
1.آشامیدنیهای حلال و مباح؛
2.آشامیدنیهای حرام.
آشامیدنیهای حرام پنج نوعند:
1.آشامیدنیهای مضر و خطرناک که باعث فساد و نابودی جسم میشوند،همانند زهر و...؛
2.آشامیدنیهایی که نجس هستند،همانند خون جهنده،بول،شیر حیوان حرامگوشت و...؛
3.آشامیدنیهایی که نجاستآلود شدهاند،مثل آب قلیلی که در آن نجاستی واقع شده است.
4.آشامیدنیهای مستکننده چه خمر باشد-و آن شراب مستکنندهای که از انگور درست شده است-و چه غیر خمر که شرابی است مستکننده و از میوههای دیگر همچون خرما،گندم،سیب و...آماده شده است.
5.انواع مواد مخدر و آن موادی است که باعث سستی،گرانی و خللدار شدن فعالیت عقل میشود؛همچون بنگ،افیون،حشیش و غیره.
1.هر گونه مایع مستکننده-چه خمر باشد و چه غیر خمر حرام است؛
2.خمر و هر گونه مایع مستکننده،نجس است.
3.احکام زیر مترتب بر نوشیدن خمر میباشد:
-حکم قضائی؛مراد از حکم قضایی آن است که شارب خمر،محکوم به حد شرعی میشود.
-حد شرب خمر و هر گونه مایع مستکننده،چهل ضربه و شلاق است با وجود شرایط زیر:
-وجود بینه کامل و آن شهادت دو مرد عادل؛
-اقرار شارب.
-حکم دیانتی؛مراد از حکم دیانتی آن است که شرب خمر و هر گونه مایع مستکننده باعث گناه و عصیان میشود و در جهان دیگر مرتکب این گناه با قضا و قدر الهی مستوجب عقوبت خواهد شد.
4.هر گونه استفاده مواد مخدر حرام بوده و کسی که آن را استفاده کند،مستحق تعزیر و تنبیه قضایی میشود.
در موارد ذیل خوردن و آشامیدن چیزهای حرام اشکال ندارد:
1.حفظ جان متوقف بر حرام باشد؛مثلاً در موقعیتی قرار گرفته است که بجز غذای حرام چیز دیگری نیست و اگر نخورد از گرسنگی میمیرد.
2.پزشک مجرّبی مداوای مرضی را به دوایی دستور داده است که با مایع مسکری مخلوط میباشد و اگر صفت مستکنندگی آن مایع مسکر از بین رفته باشد،مداوا نمودن با آن اشکالی ندارد.
1.اصل در آشامیدنیها مباح و حلال بودن است.
2.آشامیدنیها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:1)آشامیدنیهای حلال و مباح؛2)آشامیدنیهای حرام.
3.آشامیدنیهای حرام پنج نوعند:1)آشامیدنیهای مضر و خطرناک؛2)آشامیدنیهایی که نجاستآلود شدهاند؛3)آشامیدنیهایی که نجس هستند؛4)آشامیدنیهای مستکننده چه خمر باشد و چه غیر خمر؛5)انواع مواد مخدر.
4.خمر و هر گونه مایع مستکننده،نجس است.
5.برخی ازاحکام مترتب بر نوشیدن خمر:شارب خمر،مستحق حد شرعی میشود؛حد شرب خمر و هر گونه مایع مستکننده،چهل ضربه و شلاق است؛شرب خمر و هر گونه مایع مستکننده باعث گناه و عصیان میشود.
6.استفاده مواد مخدر حرام بوده و موجب تعزیر و تنبیه قضایی میشود.
7.اگر حفظ جان متوقف بر استفاده از حرام باشد و یا مداوای مرضی با دستور پزشک مجرّبی متوقف بر استعمال شیء ناپاک باشد،فقهاء قایل به استثنا شدهاند.
1.در آشامیدنیها کدام اصل حاکم است؟
2.آشامیدنیهای حرام را بیان کنید.
3.آیا در پی نوشیدن خمر احکامی جاری میشود؟توضیح دهید.
4.حکم مواد مخدر چیست؟
5.آیا در استفاده آشامیدنیهای حرام استثنایی وجود دارد؟توضیح دهید.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:«الوَضوء قبل الطعام ینفی الفقر و بعده ینفی اللمم».(«مسند الشهاب»؛ح:300/«إحیاء علوم الدین»؛ج2 ص 3)
«شستن دست قبل از غذا فقر و نداری را از بین میبرد و بعد از آن،جنون را خنثا میکند»
مراعات نمودن آداب غذا خوردن در مراعات مستحبات و مکروهات آن خلاصه میشود.
(1) 1.دستها را قبل از غذا و پس از آن بشوید.
2.در اول غذا خوردن «بسم الله الرحمن الرحیم» و در پایان، «الحمد لله رب العالمین» بگوید.
3.با دست راست غذا بخورد.
4.لقمه را کوچک بردارد.
5.غذا را خوب بجود.
1) (1) .ر.ک به«احیاء علوم الدین»،ج2،ص2-17.
6.اگر چند نفر سر سفره نشستهاند،هر کسی از غذای جلوی خودش بخورد.
7.میزبان بعد از همه از غذا دست بکشد.
مکروهات غذا خوردن (1)
1.در حال سیری غذا خوردن.
2.پرخوری کردن.
3.نگاه کردن به صورت دیگران هنگام غذا خوردن.
4.خوردن غذای داغ.
5.فوت کردن به غذا.
6.پاره کردن نام با کارد.
7.گذاستن نان زیر ظرف.
8.دور انداختن میوه قبل از آن که کاملاً آن را بخورد.
مراعات نمودن آداب آب نوشیدن در مراعات مستحبات و مکروهات آن خلاصه میشود.
(2) 1.نشسته بیاشامد،مگر آب زمزم را که آن را ایستاده بخورد.
2.با دست راست بیاشامد.
3.در اول آشامیدن آب «بسم الله الرحمن الرحیم» و در پایان، «الحمد لله رب العالمین» بگوید.
4.به سه نفس آب بیاشامد.
(1) 1.زیاد آشامیدن.
2.آشامیدن آب بعد از غذای چرب.
3.با دست چپ آب نوشیدن.
4.هنگام نوشیدن آب روی ظرف نفس نفس کشیدن.
1) (1) .ر.ک به«احیاء علوم الدین»،ج2،ص5-6.
1.مراعات آداب غذا خوردن و آشامیدن مساوی است با مراعات مستحبات و مکروهات آن دو.
2.مستحبات غذا خوردن در هفت مورد و مستحبات آشامیدن در چهار مورد خلاصه شده است.
3.مکروهات غذا خوردن در هشت مورد و مکروهات آشامیدن در چهار مورد خلاصه میشود.
1.آداب غذا خوردن در مراعات چه اموری نهفته است؟
2.مستحبات غذا خوردن را بیان کنید.
3.مکروهات غذا خوردن چند مورد است؟بازگو نمایید.
4.مستحبات آشامیدن را نام ببرید.
5.مکروهات آشامیدن کدام است؟
قال الله تعالی: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (سوره نور/30)
به مؤمنان بگو چشمهای خود را(از نگاه به نامحرمان)فروگیرند،و عفاف خود را حفظ کنند؛این برای آنان پاکیزهتر است؛خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است !
قدرت بینایی و نگاه کردن،از نعمتهای بزرگ الهی برای انسان است و او باید از این نعمت در راه کمال و ترقی خود و جامعه خویش استفاده کند.
نگاه به طبیعت و زیبایی های آن-اگر تجاوز به حقوقو دیگران نباشد-اشکال ندارد.خودداری از نگاه به نامحرمان و حفظ خود از نگاه افراد غریبه،احکام خاصی دارد که در این بخش با برخی از آنها آشنا خواهیم شد.
محرم کسی است که ازدواج با او حرام است و در نگاه به او محدودیتی که نسبت به سایر افراد هست،نمیباشد.
نامحرم کسی است که ازدواج با او حرام نیست و در نگاه به او محدودیتهایی وجود دارد.
افرادی که بر پسرها و مردان محرمند،به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
دسته اول:کسانی که به سبب خویشاوندی نَسَبی با هم محرمند و عبارتند از:
1.مادر و مادربزرگ؛
2.دختر و دختر فرزند؛
3.خواهر؛
4.خواهرزاده(دختر خواهر)؛
5.برادرزاده(دختر برادر)؛
6.عمّه(عمّه خودش و عمه پدر و مادرش)؛
7.خاله(خاله خودش و خاله پدر و مادرش).
دسته دوم:افرادی که به سبب ازدواج،بر پسرها و مردها محرم میشوند که عبارتند از:
1.مادرِ زن و مادربزرگ او؛
2.دخترِ زن،هرچند دختر خودش نباشد اگر با آن زن آمیزش کرده باشد؛
3.زنِ پدر(نامادری)؛
4.زنِ پسر(عروس).
به جز افرادی که در دو دسته یاد شد،دیگر زنها برای پسرها و مردها نامحرمند؛حتی زن برادر و خواهرزن که البته ازدواج با خواهر زن تا مدتی که خواهرش همسر اوست،حرام میباشد.
افرادی که بر دخترها و زنان محرمند،به سه دسته کلی تقسیم میشوند:
دسته اول:کسانی که به سبب خویشاوندی نَسَبی با هم محرمند و عبارتند از:
1.پدر و پدربزرگ؛
2.پسر وپسر فرزند(نوه)؛
3.برادر؛
4.خواهرزاده(پسر خواهر)؛
5.برادرزاده(پسر برادر)؛
6.عمو(عموی خودش و عموی پدر و مادرش)؛
7.دایی(دایی خودش و دایی پدر و مادرش)؛
دسته دوم:افرادی که به سبب ازدواج،بر دخترها و زنها محرم میشوند که عبارتند از:
1.شوهر؛
2.پدر شوهر و پدربزرگ او؛
3.پسر شوهر،هرچند فرزند خودش نباشد؛
4.شوهر مادر(به شرط آن که با هم آمیزش کرده باشند)؛
5.شوهر دختر(داماد).
دسته سوم:اگر زنی با شرائطی(که خواهد آمد)،بچهای را شیر دهد،آن بچهبر آن زن و افرادی دیگر محرم میشود.این گونه محرمیت را«محرمیت رضاعی»گویند.
شرایط شیرده:زن باشد،بیش از نه سال سن داشته باشد،در حال شیر دادن زنده باشد.
شرایط شیرخواره:زنده باشد،کمتر از دو سال سن داشته باشد،پنج نوبت جداگانه شیر خورده باشد،شیر به شکمش رسیده باشد.
به جز افرادی که ذکر شد،دیگر مردها برای دخترها و زنان نامحرمند،حتّی شوهر خواهر و برادر شوهر.
1.زن و شوهر به تمام بدن یکدیگر میتوانند نگاه کنند،هرچند برای لذت بردن باشد.
2.به جز زن و شوهر،نگاه کردن هر فرد انسانی به فر دیگر،اگر برای لذت بردن باشد،حرام است؛خواه همجنس باشد-مانند نگاه مرد به مرد دیگر-و یا غیر همجنس-مانند نگاه مرد به زن-؛خواه از محارم باشد و یا غیر محارم و به هر جای بدن باشد همین حکم را دارد.
3.نگاه کردن مرد به بدن زن اگر برای لذت بردن نباشد،احکام خاصی دارد که عمده آن احکام:
1.محرم کسی است که ازدواج با او حرام است.
2.نامحرم کسی است که ازدواج با او حرام نیست.
3.افرادی که بر پسرها و مردان محرمند،به دو دسته کلی تقسیم میشوند:1)نسبی:محرمیت به سبب خویشاوندی نَسَبی که در هفت مورد خلاصه میشود؛2)سببی:محرمیت به سبب ازدواج که در چهار مورد خلاصه میشود.
4.افرادی که بر دخترها و زنان محرمند،به سه دسته کلی تقسیم میشوند:1)نسبی:محرمیت به سبب خویشاوندی نَسَبی که در هفت مورد خلاصه میشود؛2)سببی:محرمیت به سبب ازدواج که در پنج مورد خلاصه میشود؛3)رضاعی:محرمیت به سبب شیر دادن.
5.زن و شوهر به تمام بدن یکدیگر میتوانند نگاه کنند،هرچند برای لذت بردن باشد.به جز زن و شوهر،نگاه کردن هر فرد انسانی به فر دیگر،اگر برای لذت بردن باشد،حرام است؛
6.نگاه کردن مرد به بدن زن اگر برای لذت بردن نباشد،احکام خاصی دارد.
1.محرم چه کسی است؟
2.نامحرم را تعریف کنید.
3.کسانی که بر پسرها و مردان محرمند بر چند دسته کلی تقسیم میشوند؟
4.دسته اول کسانی که بر پسرها و مردان محرمند،نام ببرید.
5.دسته دوم کسانی که بر پسرها و مردان محرمند،نام ببرید.
6.افرادی که به سبب محرمیت نسبی بر دختران و زنها محرمند،نام ببرید.
7.محرمیت رضاعی را بیان کنید.
8.نگاه کردن مرد به بدن زن اگر برای لذت بردن نباشد چه حکمی دارد؟
قال الله تعالی:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (سوره روم/21)
و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید،و در میانتان مودت و رحمت قرار داد; در این نشانههایی است برای گروهی که تفکر میکنند !
دین مبین اسلام به ازدواج ترغیب و به امور و احکام آن توجه ویژهای نموده است؛چرا که ازدواج دارای مصالح و فوائدی است که هم عاید افراد و هم عاید جامعه خواهد شد.از جمله:
1.پاسخ به نیاز فطریای که خداوند در نهاد افراد بشر قرار داده است؛
2.تقویت جامعه اسلامی به وسیله نسل صالح و کارآمد و گسترش عفت؛
3.ایجاد آرامش روحی و امنیت روانی؛
4.جلوگیری از هلاکت اخلاقی و سقوط معنوی؛
5.حفاظت از نوع صحیح و سالم بشری؛
6.توسعه دائره خویشآوندی و استحکام بنیه همیاری و تعاون. (1)
حکم ازدواج به نسبت نفاوت افراد و شرایط آنان متفاوت است:
1.واجب:کسی که توانایی مالی و غیر مالی برای ازدواج را دارد و به سبب نداشتن همسر به احتمال دارد حرام افتد و نتواند خودداری نماید،واجب است ازدواج کند. (2)
2.مستحب:کسی که توانایی مالی و غیر مالی و همچنین میل و رغبت برای ازدواج دارد،ولی مطمئن است که به سبب نداشتن همسر به حرام نخواهد افتاد،مستحب و پسندیده است که ازدواج کند. (3)
سزاوار است که انسان به ویژگیها و صفات کسی که میخواهد با او ازدواج کند،توجه داشته باشد و تنها به زیبائی و مال و مقام اکتفا نکند.برخی از صفات همسر شایسته از نظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بدین قرار است:
1.متدین و خوشاخلاق باشد؛
2.با محبّت باشد؛
3.عفیف و پاکدامن باشد؛
4.در میان خانواده خود عزیز باشد؛
5.نسبت به شوهرش متواضع باشد؛
6.تنها برای شوهر خود زینت و آرایش کند؛
7.باکره و ولود باشد؛
8.از شوهر خود اطاعت کند؛
9.از جهت سنی،موقعیت اجتماعی،سطح فرهنگی و اقتصادی با هم نزدیک باشند. (1)
برخی از صفات همسر ناشایسته در احادیث نبوی صلی الله علیه و آله چنین امده است:
1.بی تقوا باشد؛
2.در میان خانواده خود خوار باشد؛
3.حسود و کینهتوز باشد؛
4.برای دیگران آرایش کند؛
5.از شوهرش اطاعت نکند... (2)
ازدواج دارای پنج رکن است:
1.صیغه نکاح؛
2.زوج(شوهر)؛
3.زوجه(زن)؛
4.ولی زوجه؛
5.دو شاهد.
در ازدواج باید صیغه مخصوصو آن خوانده شود و تنها راضی بودن دختر و پسر و علاقه داشتن کافی نیست.بنابر این،خواستگاری تا زمانی که صیغه ازدواج
خوانده نشده،سبب محرم شدن نیست و آن دو نسبت به هم نامحرمند و هیچ تفاوتی با دیگر نامحرمان ندارند.
عقد ازدواج که با جاری شدن صیغه نکاح منعقد میشود،دارای دو رکن اصلی:ایجاب و قبول است.
ایجاب:از جانب ولی زوجه صروت میپذیرد و با الفاظی همچون«زَوَّجْتُکَ»و یا«أنْکَحْتُکَ ابْنَتِی»حاصل میشود.
قبول:از جانب زوج بوده و با الفاظی همچون«تَزَوَّجْتُ»و یا«نَکَحْتُ ابْنَتَکَ»انجام میشود.
ایجاب و قبول به غیر لغت عربی برای عاقدین و یا یکی از آنها که با لغت عربی آشنا نیستند،جایز است و اشکالی ندارد. (1)
1) (1) .«قفه السنة»؛ص452؛«الفقه المنهجی»؛ج2،ص52.
1.ازدواج دارای مصالح و فوائدی است که هم عاید افراد و هم عاید جامعه خواهد شد.
2.حکم ازدواج به نسبت نفاوت افراد و شرایط آنان متفاوت است:1)واجب:2)مستحب:
3.برخی از صفات همسر شایسته:تدین و خوشاخلاقی؛عفت و پاکدامنی؛عزت در میان خانواده خود؛تواضع و اطاعت نسبت به شوهر...
4.برخی از صفات همسر ناشایسته:بی تقوایی؛خواری در میان خانواده خود؛حسودی و کینهتوزی؛عدم اطاعت از شوهر...
5.ازدواج دارای پنج رکن است:صیغه نکاح؛زوج؛زوجه؛ولی زوجه و دو شاهد.
6.عقد ازدواج که با جاری شدن صیغه نکاح منعقد میشود،دارای دو رکن اصلی:ایجاب و قبول است.
1.مصالح و حکمتهای ازدواج را بیان کنید.
2.ازدواج واجب را بیان کنید.
3.چه زمانی ازدواج مستحب است؟
4.صفات همسر شایسته را بازگو نمایید.
5.صفات ناشایست برای همسران را بیان کنید.
6.ارکان عقد ازدواج کدام است؟
7.ایجاب چگونه انجام میشود؟
8.قبول در عقد ازدواج با چه الفاظی تحقق مییابد؟
قرآن کریم 1.ابن حبان،ابو حاتم محمد،صحیح ابن حبان،قاهره:دار المعارف،1372ه-ق.
2.ابو داود،سلیمان بن الاشعث،سنن ابی داود،قاهره:دار الحدیث،بی تا.
3.احمد بن محمد،ابو عبدالله،مسند الامام احمد،قاهره:دار المعارف،1394ه-ق.
4.البخاری،ابو عبد الله محمد بن اسماعیل،الجامع الصحیح(صحیح البخاری)،الریاض:مکتبة النهضة،1404ه-ق.
5.الترمذی،ابو عیسی محمد،سنن الترمذی،قاهره:مطبعة بولاق،1292ه-ق.
6.الجزیری،عبدالرحمن،الفقه علی المذاهب الاربعة،بیروت:دار الثقلین،1419ه-ق-1998م.
7.الحاکم،ابو عبد الله محمد،المستدرک علی الصحیحین،بیروت:دار الکتب العلمیة،1411ه-ق.
8.الخن،مصطفی و البغا،مصطفی و الشربجی،علی؛الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی،دمشق:دار العلوم الانسانیة،1417ه-ق-1996م.
9.الدار قطنی،ابو الحسن علی بن عمر،سنن الدار قطنی،دهلی:مطبعة الانصار،1306ه-ق.
10.السید سابق،فقه السنة،بیروت:مؤسسة الریان،1426ه-ق-2005م،الطبعة الثانیة.
11.الشافعی،محمد بن ادریس،الرسالة،بیروت:المکتبة العلمیة،1309ه-ق.
12.الغزالی،ابو حامد محمد،الوجیز فی فقه مذهب الامام الشافعی،بیروت:دار الکتب العلمیة،1425ه-ق-2004م.
13.-،احیاء علوم الدین،بیروت:دار المعرفة،بی تا،نسخه 5جلدی.
14.القرطبی،ابو الولید محمد بن احمد بن رشد،بدایة المجتهد و نهایة المقتصد،تهران:المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة،1432ه-ق-2011م،الثانیة.
15.القضاعی،ابو عبدالله محمد بن سلامة،مسند الشهاب،بیروت:دار الرسالة،1405ه-ق.
16.مالک بن انس،ابو عبدالله،الموطأ،قاهره:دار احیاء الکتب العربیة،1371ه-ق.
17.مسلم بن حجاج،ابو الحسین،صحیح مسلم،قاهره:دار احیاء الکتب العربیة،1374ه-ق.