ghaemiyeh.com
سرشناسه : محدثی، جواد، ۱۳۳۱ -
عنوان و نام پدیدآور : تربیت دینی فرزندان/ نویسنده جواد محدثی؛ به سفارش آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.؛۱۱×۱۷سم.
فروست : رهنما؛۶۴.
شابک : 978-600-6543-48-2
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : تربیت خانوادگی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : BP۲۵۳/۴/م۳ت۲۴ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۴۴
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۲۸۵۶۱
تربیت دینی فرزندان
تصویر
تصویر
تصویر
تربیت دینی بزرگان
پاسخ پرسشهای زیر را میتوانید در این نوشته بیابید:
؟ معجزۀ محبت را چرا و چگونه در رفتار خود با فرزند، بهکار بگیریم؟
؟ رهنمودهای اسلام درباب خطاب شایسته و نام نیک و پاسخ به سلام و... چیست؟
؟ جوان ما، در بُعد عملی، چگونه از الگوهای بیرونی تأثیر میپذیرد؟
؟ چه کنیم که الگوهای رفتاری فرزند، پدر و مادر خود او باشند؟
؟ چند نمونۀ عملی و کاربردی برای الگودهی اولیا به جوان ذکر کنید.
؟ شیفتگی جوانان به اهلبیت چگونه حاصل میشود؟
تصویر
تربیت دینی فرزندان، دغدغۀ اصلی و مهم خانوادههای مسلمان و پدران و مادران مکتبی است.
این، تنها معلّمان و مربّیان نیستند که وظیفه دارند نوجوانان و کودکان شما را با شخصیت و دیندار و پاک بار آورند و استعدادهای فکری و هنری و اجتماعی آنان را بارور سازند؛ بلکه خود والدین هم در ایجاد روحیۀ خودباوری و خداباوری و اعتمادبهنفس و تقوا و عفاف و صدق و نوعدوستی و ایثار، مسئولاند.
باید «بذر باور» را در «زمین بارور» افشاند؛
باید «نهال ایمان» را در «بوستان جان» کاشت؛
و... این کار خود شما نیز هست.
تا شاهد شکفتن شکوفۀ صداقت و خلوص و خدمت، بر شاخسار وجود فرزندانتان باشید.
فرصتها گذران است: هم برای بچهها و هم برای اولیا و مربّیان. تا چشم بر هم زنیم، کودک
دیروز، نوجوان امروز میشود و نوجوان دیروز، به جوان برومند امروز تبدیل میشود... در این فاصله، ما برای آنان چه کردهایم و کدام علم و ادب و تربیت و اخلاق را به «میراث» گذاشتهایم؟
کیفیت رفتار و برخورد شما با فرزندانتان، هر چه صافتر و صمیمیتر و دلسوزانهتر باشد، موجب جلب اعتماد آنان میشود و توفیق تأثیرگذاری در فکر و روانشان افزوده میشود.
عمرها، فرصتِ «کاشتن» و «برداشتن» است.
آیندهسازان نیز از رهگذر همین برنامهها و مراقبتها و تربیتها به رشد و کمال میرسند.
اگر به «آبروی خویش» و «آیندۀ فرزندان» علاقهمندیم، مسئلۀ تربیت دینی آنان را نباید شوخی و ساده بگیریم.
وگرنه... مسئولیم!
آنچه میخوانید، نکاتی در تربیت دینی فرزندان، براساس رهنمودهای پیشوایان معصوم علیهم السلام است.
باشد که گامی در مسیر پدیدآوردن نسلی مؤمن، بهکار و بهشمار آید.
نقش «محبت» را نمیتوان نادیده گرفت.
عشق و علاقه، هم قوامبخش زندگی است، هم جهتدهندۀ تلاشها و هم ایجادکنندۀ انگیزه و رغبت. هم دربزرگسالان چنین است، هم در جوانان و کودکان.
ازاینرو، در تربیت دینی کودکان میتوان با معرفی الگوهای شایسته، هم حسّ قهرماندوستی و الگوگرایی آنان را تأمین کرد و هم بهطور غیرمستقیم آنان را در مسیر ارزشهای اخلاقی و کمالات انسانی قرار داد.
یکی از این مجموعه الگوها و قهرمانها اهلبیتاند. خاندان پاک پیامبر چرا نباید بهصورت الگو و نمونه در جهات علمی، اخلاقی، سیاسی، عاطفی، جهاد، صبر، ایثار و نوعدوستی، برای بچههای ما مطرح باشند؟ مگر از قهرمانهای دیگر چه کم دارند؟
حضرت رسول صلی الله علیه واله در کلامی توصیه فرمودهاند که فرزندانتان را با محبّت من و محبت خاندان من و با عشق به قرآن، تربیت و ادب کنید: «اَدبّوا أولادَکم عَلی حُبّی و حُبّ اهلِبیتی وَ القرآنِ.»(1)در عمل به این سفارش نبوی چه کردهایم؟ راه و روش آن چیست؟ چگونه میتوان فرزندانی تربیت کرد که دوستدار خاندان رسالت و شیفتۀ اهلبیت باشند و از این دلدادگی و علاقه، در بهسازی اخلاقی و رفتاری خویش سود ببرند؟(2)
باز هم حدیثی زیبا، اینبار از امامصادق علیه السلام : «رحمت خدا بر کسی که ما را در نظر مردم محبوب گردانَد؛ نه آنکه منفور سازد.» «رَحِم اللّهُ عَبدا حَبَّبَنا إلَی النّاس وَ لَمْ یبَّغِضُنا إلیهم.»(3)
نقل کردهاند که هرکس با پیامبر خدا صلی الله علیه واله از روی معرفت و شناخت، نشست و برخاست میکرد، محبت وی در دلش میافتاد. این، نشاندهندۀ تأثیر معرفت در پیدایش محبت است. محبت، گاهی از مرحلۀ سطحی و ساده شروع میشود و بهتدریج، عمیقتر و جدّیتر و ریشهدارتر و آگاهانهتر میشود.
پس، باید اهلبیت علیهم السلام را به کودکان شناساند.
گرچه نظام آموزشی و مدرسه و معلم و صداوسیما و مطبوعات و... این وظیفه را دارند، پدر و مادر هم بدونوظیفه نیستند. البته که شرط این توانایی بر شناساندن، شناختن است و هرچه والدین، شناخت بیشتری از اولیای الهی و خاندان عصمت داشته باشند، بهتر میتوانند آن معرفت را منتقل سازند.
تصویر
کودکان شیفتۀ قصه و حکایتاند. آنان از داستان الگو میگیرند و مهر و محبت قهرمانهای قصهها بر دلشان مینشیند و رابطۀ عاطفی و اثرپذیری از آن پیدا میکنند. چرا در قصهگویی برای بچهها، از داستانهای پیامبران و امامان و اصحاب پیامبر و امامزادگان و چهرههای بارز و شاخص دینی استفاده نکنیم؟
پس، حکایت و داستان از زندگی اهلبیت علیهم السلام هم میتواند یک راه باشد.
اغلب چنین است که «دیدار» به «دوستی» میانجامد؛ یعنی «زیارت» محبت میآورد.
ازاینرو، بردن کودکان به زیارتگاهها، هم زمینۀ آشنایی را فراهم میآورد، هم محبتآور است و هم حسّ روحانی و معنوی خاصّی به آنان منتقل میکند. برای بیشترِ کودکان، زیارت
مشهد یا مرقد حضرت امام، خاطرهانگیز است.
پس، از راه زیارترفتن، زیارتبردن، انس با حرمهای مطهر و تشرف به آستانبوسی اهلبیت عصمت علیهم السلام میتوان بین کودکان و آن الگوهای کمال و فضیلت، رابطۀ قلبی و عشق و ارادت برقرار کرد. تأثیر درازمدت اینگونه «سفرهای زیارتی» بسیار است؛ بخصوص اگر با برنامهریزی و توجیه و هدایت و آموزش همراه باشد.
ازاینرو، باید چشم فرزندانمان بارها و بارها به صحن و سرا و حرم و مرقد اهلبیت علیهم السلام بخورد. خاضعانه وارد حرمها شوند، نماز و زیارتنامه بخوانند، حالت روحانی زائران را ببینند، عشقها و علاقههای زوّارِ دیگر را با چشم تماشا کنند.
این ها سبب روییدنِ نهال محبت اهلبیت علیهم السلام در دلها میشود و این محبّت، نقش خود را در اصلاح اخلاق ایفا خواهد کرد.
هر کس دوست دارد در کانون توجّه قرار گیرد، نزد دیگران محبوبیت و مقبولیت داشته
باشد و او را فردی شایستۀ احترام و تکریم بشمارند. این خصلت و روحیه، نزد جوانان بیشتر است؛ چراکه در این دوران، پایههای «شخصیت اجتماعی» آنان گذاشته میشود و میخواهند در جامعه «ابراز وجود» کنند و دوست دارند که دیگران، وجود آنان را در میان خود بهعنوان افرادی ارزشمند، مؤثر، توانا و لایق، بهرسمیت بشناسند.
توصیههایی که در متون دینی و آموزشهای اهلبیت علیهم السلام دیده میشود، همه، نشانگر عنایت به این موضوع مهم و توجهدادن والدین به آن در تربیت فرزندان است. به برخی از این جلوهها توجه کنید:
توصیه کردهاند که برای فرزندان خویش، نام نیکو انتخاب کنید و در حدیث است: «ازجمله حقوق فرزند بر پدرش، آن است که نام نیک برای او بگذارد.»(1)
تأثیر نام زیبا و پُرمحتوا در شخصیتدادن به فرزند، انکارناپذیر است.
بهعنوان دستورالعملی اخلاقی و رفتاری، توصیه کردهاند که به فرزندان خود احترام کنید. ازجمله، این سخن حضرت رسول صلی الله علیه واله که فرمود: «اَکرِمُوا اولادَکم وَ أحسِنوا آدابَهُم.» (= به فرزندانتان احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید.)(2)
هیچکس، ازجمله جوانان را نباید تحقیر کرد و با تحقیر خطاب نمود. باز هم از توصیههای آن حضرت است: «هیچ مسلمانی را تحقیر مکن و کوچک مشمار؛ چراکه کوچک آنان نزد خداوند، بزرگ است.» اگر این مسلمان، جوان جامعه باشد، شایستهتر به تکریم و پرهیز از تحقیر است.
روحیۀ جوان، حساس و زودرنج است و برخورد تبعیضآمیز را بر نمیتابد و آنرا توهینی به خویش میپندارد.
رسول خدا صلی الله علیه واله توصیه فرموده است که بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید: «اِعدِلوا بینَ اولادِکم.»(1)عدالت در رفتار، عبارت از برخورد احترامآمیز و تکریم شخصیتِ جوانان است.
1) . بحارالانوار، ج104، ص92.
جواب سلام واجب است و نشانۀ احترام به دیگری است. البته برتر از آن، پیشدستیکردن در سلام است. در سیرۀ حضرت رسول صلی الله علیه واله نقل کردهاند که در سلامکردن به دیگران سبقت میجستند و میفرمودند: «تا زندهام، سلام بر کودکان را تَرک نمیکنم؛ تا پس از من بهعنوان یک سنت باقی بماند.»
نحوۀ برخورد و صدازدن و اسمبُردن، هم نشاندهندۀ شخصیت فرد است و هم در تکریم شخصیت یا تحقیر شخصیت طرف مقابل نقش دارد. در سیرۀ اخلاقی پیامبر اسلام صلی اله علیه واله آمده است که ایشان اشخاص را با بهترین نامها میخواندند و برای برخی، لقب خوب میگذاشتند و نامهای زشت اشخاص و شهرها و... را عوض میکردند. دعوت با بهترین نام و محبوبترین
لقب، احترام به شخصیت افراد است و طرف مقابل را هم بیشتر جذب میکند.
از حضرت علی علیه السلام نقل است: «اَجْمِلوا فی الخِطابِ تَسمَعُوا جمیلَ الجواب» (= دیگران را زیبا و شایسته صدا بزنید، تا جواب پسندیده و زیبا بشنوید.)(1)
براساس تربیت دینی، انتظار میرود که:
جوانان و نوجوانان چیزی بهنام «ادب» را آموخته باشند؛
در راهرفتن، از پدر یا استاد خویش سبقت نگیرند؛
به احترام آنان از جای برخیزند؛
رفتارشان با والدین مؤدبانه باشد و نه از روی پرخاشگری و بیحرمتی و قدرنشناسی و بیاعتنایی؛
1) . غررالحکم، ج1، ص139.
در کارها و مشکلات، بازوی پدر و مادرِ پیر و تکیهگاه آنان باشند؛
از هرگونه تمرّد، مخالفت، عصیان و تخلّف از دستور و رنجاندن آنان پرهیز کنند
و کارهایی از این قبیل.
جوانان در سنین و موقعیتیاند که در رفتارشان دنبال «الگوهای بیرونی»اند: چه پدر و مادر باشد، چه معلم و مربی، چه برادر و خواهر بزرگتر؛ چه چهرههای محبوب و قهرمانان مطرح در جامعه.
اگر بزرگترها از این بُعد الگویی خود غفلت کنند، چه بسا تأثیر مخرّب و منفی بر فرزندان خود بگذارند. اگر به آن توجه کنند، میتوانند فضایل اخلاقی را در وجودشان نهادینه کنند و رشد دهند.
«احترام به بزرگترها» و مراعات ادب و احترام و حرف شنوی از پیشکِسوتان، وقتی از سوی والدین بهوقوع پیوندد، فرزندانشان هم از آنان یاد میگیرند. هرچند ممکن است نحوۀ رفتار آنان برای نوجوانان و جوانان، چندان جاذبهای نداشته باشد تا بخواهند تقلید و الگوبرداری کنند؛ اما اگر بناست که این خصلت و رفتار، در جایی نمود پیدا کند و جوانان با رفتارهای بهخصوصی که «تجسّم فضیلت» است، آشنا شوند و تأثیر بپذیرند، ناچار در اینگونه مواقع است که با چشم خود میبینند، آنچه در تعلیمات و تبلیغات میشنوند.
به این حدیث زیبا توجه کنید:
امامعلی علیه السلام به والدین درزمینۀ نحوۀ برخورد خوب و احترامآمیز با بزرگترها و تأثیر آن بر نوجوانان و فرزندان، اینگونه توصیه میکنند: «وَقِّروا کبارَکم، یوَقِّرْکم صِغارُکم.» (= به بزرگان خودتان
احترام کنید، تا کوچکترهای شما هم به شما احترام کنند.)(1)
اگر پدر و مادر، به نماز اولوقت و سرزدن به فامیل و رسیدگی به نیازهای بستگان محروم، مقیّد باشند، فرزندان را هم با فرهنگ اهتمام به نماز و صلۀرحم و احسان و انفاق، بار میآورند.
اگر بزرگترها، در سخنگفتن، صداکردن، جوابدادن، درخواستکردن و... رعایت متانت و ادب کنند، ادب درگفتار و رفتار را هم میتوانند عملاً به جوانان و فرزندان خود بیاموزند.
از یاد نبریم که همۀ حرکات و سکنات ما، در شکلگیری شخصیت فرزندانمان مؤثر است.
بکوشیم تا الگوی خوبی برای جوانانمان باشیم.
1) . غررالحکم، چاپ دانشگاه، ح10069.
باید سراغ «خانوادۀ الگو» رفت و در پی «معیار» بود.
برای ما، پیروان «قرآن و عترت»، الگوهای مکتبی فراوان است.
شاخصترین الگو، «اهلبیت علیهم السلام» است.
پیامبر عزیز ما، در کنار قرآن، «عترت» را قرار داده و از آن بهعنوان عِدل قرآن و همتای تفکیکناپذیر کتاب خدا یاد کردهاند.
نگاه ما به این خاندان، نه تنها بهعنوان برگزیدگان الهی و معصوم از خطا و گناه و محبوب عرشیان و فرشتگان، بلکه بهعنوان شاخص «چگونهبودن» و «چگونهزیستن» و الگوی عمل و رفتار است. «تمسّک به اهلبیت» که در روایات بسیاری آمده است، هم در جنبۀ سیاسی و اجتماعی و ولایت است، هم در زمینۀ مسائل اخلاقی، رفتاری و الگوگیری.
تصویر
پیامبر خدا صلی الله علیه واله رستگاری را در سایۀ تمسّک به عترت میدانند و میفرمایند: «من تَمسّک بِعترتی مِن بَعْدی، کانَ مِنَ الفائزین» (= هرکس پس از من به عترت من تمسّک بجوید، از رستگاران خواهد بود.)(1)
در حدیث دیگری فرمودند: «یا علی، شما حجت خدا بر مردمانید؛ هرکس به شما تمسّک جوید، هدایت شده و هرکس شما را رها کند، گمراه شود.»(2)
پس برای «مشق زندگی» باید از این «سرمشق»ها آموخت و آنان را معیار قرار داد.
عترت، خانوادهای الگوست که در علم، ایمان، تربیت، ایثار، نوعدوستی، عبادت، معاشرت شایسته، یتیمنوازی، مهرورزی به انسانها، انفاق خالصانه، ادب و نیز احترام، برای همۀ ما سرمشق است.
سورۀ «هَل أتی» در شأن کدام خانواده و در ستایش کدام عمل نازل شد؟
میدانیم که وقتی حسینبنعلی علیه السلام در کودکی مریض شدند، پدر و مادرشان یعنی علیمرتضی علیه السلام و فاطمۀ زهرا سلام الله علیها نذر کردند که اگر شفا یابد، سه روز روزه بگیرند. فِضّه نیز که خدمتگزار آن خانه بود، در این نذر شرکت کرد. نقل است که حسن و حسین علیهما السلام نیز به شکرانۀ قبول نذر، روزه گرفتند. چند قرص نان برای افطار فراهم شد.
روز اول هنگام غروب، بینوایی مستمند به درِ آن خانه آمد و عرض حاجت کرد: نان را به او دادند و با آب خالی افطار کردند. روز دوم، یتیمی آمد و اظهار نیاز کرد: نان افطار را به او دادند. روز سوم اسیری مراجعه کرد و غذا خواست: افراد خانواده نان افطار را به او دادند و با آب افطار کردند.
این یعنی ارائۀ تابلویی از ایثار و گذشت و انفاق در راه خدا؛ یعنی تربیتی براساس محبّت
به دیگران و مهرورزی به نیازمندان.
سزاوار است در هنرنمایی معنوی خدا عزوجل در تابلوی رفتار عترت بنگریم و از آنان الگو بگیریم.
خانوادهای بسازیم: مطیع خدا، دوستدار مردم، همدرد با جامعه و همسو با اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام.
فرزندانی تربیت کنیم: الهی، ولایی، قرآنی، ایثاری و ارزشی.
و الگویی ارائه دهیم: نه با گفتار و نوشتار، بلکه با عمل و رفتار.
و بدانیم که:
«عمل»، تنها زبانی است که نیاز به «مترجم» ندارد و همه آنرا میفهمند و پیام آنرا در مییابند.
پس با «زبان عمل» دعوت کنیم... .
بیشترین تأثیرپذیری ما از الگوها، در «جهات عملی» آنان است؛ یعنی خصوصیات اخلاقی و ویژگیهای رفتاری و آنچه محسوس و تبعیتبردار و پیرویکردنی باشد.
الگوها، هرچه متعالیتر باشند، دامنۀ اثرگذاری وسیعتر و عمق آن بیشتر است؛ بهشرط آنکه راه این «الگوسازی» را بدانیم.
برای اینکه در همین موضوع هم کلّیگویی نکرده باشیم، نمونه میآوریم:
۱. امام امت قدس سره که برای جامعۀ ما شناخته شده و محبوب است و حتی جملات او بهعنوان کلمات قصار، تابلو میشود، از شخصیتهای اثرگذار و الگوست. ذکر نمونههایی از سیرۀ اخلاقی و ویژگیهای برخوردِ او، مؤثر است
تصویر امام در حالتی که ضریح حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام را میبوسد، به شیفتگان نوعی آموزش ادب و محبت به کریمۀ اهلبیت علیهم السلام است.
یاران و نزدیکان امام امت نقل میکنند که حضرت امام در سالهای متمادی که در نجف بودند، هر شب به زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف میشدند و «زیارت جامعه» میخواندند و این زیارتِ پیوسته بهنحوی عرض ادب و تجدید عهد و پیمان با مولا بود و حتی در دورانهای بحرانی عراق و آشفتگی اوضاع هم این زیارت را تَرک نمیکردند.
فیلم نماز و قرآنخواندن امام حتی در روزهای آخر عمرش، وقتی از سیما یا با نوارهای ویدئویی پخش میشود، به علاقهمندان حضرتش میآموزد و الهام میدهد که تعبد به وظایف شرعی و انس با قرآن کریم و تلاوت کلامالله، کارهای مثبت و سودمند در زندگی انسانی مکتبی و شیعی است.
۲. علامهطباطبایی قدس سره را همه میشناسیم: مفسر بزرگ قرآن، فیلسوف برجسته و چهرهای
اخلاقی و علمی و عرفانی. در حالات علامه نوشتهاند که وقتی روزه بود، هنگام افطار، اولین کاری که میکرد، تشرّف به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام بود و درواقع، روزۀ خویش را با بوسه بر ضریح مقدّس افطار میکرد. این حرکت، الهامبخش عشقورزی به ساحت اهلبیت علیهم السلام است.
یا وقتی تابستانها به مشهد مقدس مشرف میشد، با اینکه از او تقاضا میکردند برای استراحت، در اطراف مشهد و جاهای خوش آبوهوا اقامت کند، نمیپذیرفت و میفرمود: «ما از پناه امام هشتم جای دیگر نمیرویم.» با توجه به جایگاه والای علامه در دلها و دیدهها، آگاهی از اینگونه خصوصیات، در جذب جوانان به معنویات بسیار سودمند است.
۳. علامهامینی قدس سره ، مؤلف کتاب جهانی الغدیر که از دلباختگان و شیفتگان حضرت امیر علیه السلام بود، هنگام زیارت حرم حضرت علی علیه السلام حالت خاصی داشت: شور و حال و گریه و التهاب و نجوای عاشقانه و چشمهای پُراشک او، همۀ زوّار را مجذوب میساخت و در سیمای
علامهامینی نشانههای عاشقی شیدا و محبّ واقعی اهلبیت علیهم السلام را میدیدند.
ذکر چنین نمونههایی از خضوع در برابر عترت پاک پیامبر، در دلهای مستعد اثر میگذارد و هر کدام، درسی از ادب و عشق به اولیاءالله است.
مهم آن است که با ذکر اینگونه سیرههای رفتاری از بزرگان دین و چهرههای سرشناس و قهرمان و الگو، بهویژه آنان که در چشم و نگاه و نظر نوجوانان و جوانان محبوبیت دارند، بتوانیم بذر محبت اهلبیت را در دل فرزندان خویش بکاریم و بارور سازیم و از این محبت، در مسیر حفظ تعادل و سلامت فکری و روحی آنان بهره بگیریم. عشق به خاندان رسالت، در نهاد و فطرت و سرشت ما و فرزندان ما وجود دارد. باید آنرا شکوفاتر و ثمربخشتر کنیم.
تصویر
برای بیمهکردن دل و اندیشۀ فرزندان، یکی از راهها پیونددادن آنان با اهلبیت است؛ بهعنوان الگوهایی دوستداشتنی، قابلتبعیت و شایستۀ اسوهگیری.
«تربیت ولایی» مسئولیت همۀ والدین و مربیان است. در پرورش نسلی «دوستدار آلمحمد» بهرهگیری از عنصر عشق و محبت، ضروری است. در گذشته، از شیوههایی همچون بیان حکایات شیرین از زندگی امامان، معرفی الگوهای اهلبیتی، دیدار و زیارت مشاهد مشرفه و حرمها یاد کردیم. در ادامۀ این مبحث، شیوههای کاربردی مطرح میشود:
«ذکر فضایل» یکی از راههای ایجاد علاقه است. اینکه معصومان چه شخصیتهاییاند و در پیشگاه خدا چه جایگاهی دارند و فضایلشان چیست و در نظام هستی و دنیا و آخرت، چه کارهایی از دستشان برمیآید، خودبهخود کشش بهسوی این چهرههای معنوی را پدید میآورد.
کودکان ما اگر بدانند که مورد محبت و علاقۀ ائمه قرار دارند، به آنان شیفتگی پیدا خواهند کرد. هر انسانی دوست دارد محبوب دیگران باشد.
حضرت علی میفرمایند: «ما دوستدارانمان را دوست داریم.» آیا اگر فرزندان ما که علاقه به این خاندان دارند، بدانند که این علاقه، دوجانبه است، محبتشان افزونتر نخواهد شد؟
در حدیثی از قول امامزمانS نقل کردهاند که ما شیعیانِ خود را رها نکرده و از یاد نبردهایم و به فکر آنان هستیم.(1)وقتی شیعهای اینرا بداند که موردعنایت حضرت مهدیS است، او هم به حضرتش مِهر بیشتری خواهد یافت.
1) . «اِنّا غیرُ مُهمِلین لِمراعاتِکم و لا ناسینَ لِذِکرِکم...»، بحارالانوار، ج53، ص175.
پس، توجهدادن فرزندان به اینکه اهلبیت چقدر آنان را دوست دارند، از شیوههای دیگرِ ایجاد یا افزایش محبت است.
راستی، خود ما تا چه حد برای این دوستی و محبت، حساب باز کردهایم و ارزش قائلیم؟
فرزندان ما تا چه حد، این ارزشگذاری را در اَعمال و حالات و رفتار و روحیات ما میبینند؟
اگر تشویق و تحسینهای ما، جایزهدادن و تقدیرکردن و محبتنشاندادنهای ما به فرزندانمان بهخاطر همین عشق پاک و علاقهمندیشان به اهلبیت باشد، یقیناً محبت آنان را خواهد افزود.
فضای زندگی ما باید اهلبیتی باشد. سایۀ مقدس نام و یاد آن عزیزان خدا بر سر و سرای ما باشد. نامشان وِرد زبانمان و سخنشان آویزۀ گوشمان و محبتشان در دلمان باشد، تا این فضای روحی و تربیتی، کودکانی دوستدار خاندان رسالت بار آورَد
بالاخره... کودکان باید این عشقها را در جایی و کسی ببینند تا بیاموزند.
و چه کس بهتر از پدر و مادر و معلم و مربی؟ و کجا بهتر از خانه و مدرسه؟
تربیت ولایی فرزندان، در سایۀ برخی سنن مذهبی و آداب و رسوم ریشهدار و نشئتگرفته از آموزههای اولیای دین، تضمینی بر سلامت روحی و کمال تربیتی آنان است.
ماه محرم، یکی از بهترین فرصتهایی است که میتواند باورهای مذهبی و گرایشهای دینی را عمق بخشد و پیوند فرزندان ما را با «عترت»، استوارتر و ریشهدارتر سازد.
تعظیم شعائر که قرآن هم به آن سفارش کرده است، در هر زمان و موقعیتی بهگونهای است: در ایام محرم، با پُرشور نگهداشتن محافل حسینی و سنن عاشورایی است، تا دلها از اهلبیت بیگانه نشود و میان نسل نو و حماسۀ عاشورا و مکتب کربلا،
گسست پیش نیاید.
تعظیم شعائر، باید از روش و رفتار بزرگان به نسل جدید سرایت کند. پیشقدمشدن والدین و مربیان در گرامیداشتن مناسبتهای دینی، به فرزندان هم همین تکریم و ارجنهادن را میآموزد و این فرهنگ را به آنان منتقل میسازد.
شرکتکردن والدین در این مجالس و شرکتدادن کودکان و نوجوانان در آنها و تلاش برای جاذبهدارساختن چنین شعائر و مراسمی برای این قشر، عُلقه ها و پیوندهای عاطفی و معنوی با اهلبیت و مفاهیم دینی را افزایش میدهد.
در تکریم مناسبتهای دینی، تنها به ایام عزا و وَفَیات نباید نگریست. در مناسبتهای شاد هم باید با اهلبیت همدلی کرد و به احیای آن مراسم پرداخت؛ چون به صفای
روحی و شادابی زندگی کمک میکند.
در این میان، سال نو و فرارسیدن بهار، جاذبهای فراگیرتر دارد. وقتی عیدی میدهیم، به توصیۀ دینیِ «ادخال سرور» عمل کردهایم و چون به دید و بازدید اقوام و بستگان دور و نزدیک و دستبوسی بزرگترها میرویم، به احیای برنامۀ «صلۀرحم» پرداختهایم که توصیۀ قرآن و سفارش امامان است.
«حیات طیبه» تنها در بهشت جاودان نیست؛ در همین دنیا هم میتوان به آن رسید، بهشرط آنکه «خداجویی» و «کمالطلبی» بر زندگیهای ما و فرزندانمان سایه افکنده باشد و توانسته باشیم زندگی اولیای الهی و عترت پیامبر و امامان معصوم را سرمشق خود سازیم و بهعنوان «الگو» به فرزندانمان بشناسانیم.
«بهار دین» در سایۀ محبت و معرفت و اطاعت از اهلبیت است.
«بهار دل» در گرو پاکساختن زندگی از بدیها و تطهیر قلوب از کینه ها و حسدها و
بداندیشیهاست.
باشد که هم بهار دینمان پُرطراوت باشد، هم بهار دلمان پُرشکوفه و شادی.
در پایان، توجه خوانندگان ارجمند را به دعای ۲۴ و ۲۵ صحیفۀ سجادیه از امام زینالعابدین جلب میکنم. ایشان در قالب دعا، آموزههای مهم و سودمندی دربارۀ تعامل شایسته میان والدین و فرزندان و صفات خوبی که فرزندان باید داشته باشند، مطرح فرمودهاند.
در جملهای از دعای ۲۵ آمده است: «وَ اَصِحَّ لی أبدانَهم و أدیانَهُم و أخلاقَهم...» (= خداوندا، بدن و دین و اخلاق فرزندانم را سالم و صحیح بگردان.)
این نشان میدهد که سلامت جسمی، سلامت فکری و اعتقادی و نیز سلامت
اخلاقی و رفتاری، هر سه مهم است و پدر و مادر در تربیت فرزندان بر این سه محور باید تکیه داشته باشند.
به امید توفیق برای داشتن کانون خانوادهای گرم و با صفا و فرزندانی با ادب و با ایمان و مفید.
عشق برتر، جواد محدثی، قم: بوستان کتاب.
حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، محمدجواد مروجی طبسی، قم: بوستان کتاب.
راه رشد، محی الدین حائری شیرازی، قم: دارالصالحین.