ghaemiyeh.com
سرشناسه : فقیهی، علی نقی،۱۳۳۵ -
عنوان و نام پدیدآور : ارتباط نیکو زیر یک سقف/ نویسنده علینقی فقیهی؛ به سفارش آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.؛۱۱×۱۷سم.
فروست : رهنما؛۶۰.
شابک : 978-600-6543-52-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : زناشویی -- ارتباط
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : HQ۷۴۳/ف۷۴الف۴ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۳۰۶/۸۱
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۲۸۳۹۴
تصویر
تصویر
تصویر
ارتباط نیکو زیر یک سقف
این نوشتار را برای پاسخگویی به دغدغههای زیر سامان دادهایم:
؟ رابطۀ سالم زن و شوهری چیست و چگونه از رابطۀ ناسالم متمایز میشود؟
؟ ارتباط نیکوی کلامی چه نشانهها و راهکارهای کاربردی دارد؟
؟ بین خود و همسرمان، چگونه ارتباط نیکوی غیرکلامی برقرار سازیم و آنرا عمق ببخشیم؟
تصویر
تصویر
خانواده با پیمان ازدواج پایهگذاری میشود. این ازدواج ستون اصلی و حیاتیترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده، را تشکیل میدهد. هرقدر روابط میان همسران بهتر و سالمتر و پُرجاذبهتر باشد، زندگی شیرینتر و باصفاتر میشود و فرزندانِ بانشاط و موفقی تربیت میشوند. سلامت، استحکام و اقتدارِ عاطفی و
منطقی خانواده در گرو برخورداری اعضا از بصیرت و بینش اجتماعی و کسب آگاهیهای لازم درجهت سازندگی و پیشگیری از درگیریها و تضادها و کجرویهاست. بیتردید، خانوادههای لجامگسیخته و متزلزل، جامعهای متزلزل پدید میآورند که در آن، نشانی از روابط سالم یافت نمیشوند، میزان طلاق روزبهروز افزایش مییابد و به ازهمپاشیدن نظام خانواده میانجامد.
متأسفانه بخشی از زنان و مردان، در برقراریِ رابطۀ سالم، هنر زنبودن و مردبودن را نمیدانند؛ یعنی مهارت ادارۀ خانواده را یاد نگرفتهاند. امروزه، میانگین زمان برقراری ارتباط کلامی بین همسران بسیار ناچیز است و همین امر، سبب سردی فضای خانوادهها شده است.
این نوشتار راهکارهای مؤثر برقراری روابط سالم و سازنده در خانواده را بررسی میکند.
تصویر
ارتباط عبارت است از فراهمسازی زمینه برای انتقال اطلاعات، فهم آنها و بهرهبرداری از مفاهیم مشترکی که بهصورتهای کلامی و فراکلامی بین دو یا چند فرد پدید میآید. بهعبارت دیگر، ارتباط عامل تبادل اطلاعات و معنابخشی به آنهاست. همچنین، انگارهای برای سنجش افراد و وسیلهای برای تغییر رفتار محسوب میشود.
در ارتباط، مسائلی مانند همزیستی، مجاورت، فعالیت، زبان، وضع ظاهری، قوموخویشی، علم و مذهب دخالت دارد. اصولاً ارتباطات آدمی را میتوان فرایند انتقال یا مبادلۀ اطلاعات تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهمِ وجود انسانهاست. تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباطی محروم میشوند، بهسرعت افسرده شده و چه بسا به مشکلات روانی مبتلا میشوند.
تصویر
زمینههای ارتباطی اشخاص، در گذر زندگیشان بهوجود میآید و بر تمام روابط آنان تأثیر میگذارد. ارتباط در خانوادۀ پدری از فرهنگ، جنسیت، چگونگی برقراری رابطه با دیگران و تجربههای روابط صمیمانۀ پیشین سرچشمه میگیرد. اینکه تفاوت در زمینههای ارتباطی به ایجاد رابطۀ بهتر کمک میکند یا از کیفیت آن میکاهد، بستگی به آگاهی طرفین دارد. هنگامی که از زمینۀ ارتباطی همسر خودمان آگاهی نداریم، به اشتباه تصور میکنیم که زمینهای همانند ما دارد؛ ولی این تصور ما، چه بسا مشکلساز میشود.(1)
در رابطۀ صمیمانه، یکی از تفاوتهای رایج در زمینۀ ارتباط، جنسیت است. برای نمونه، بسیاری از زوجها نمیدانند که زن و مرد از دو شیوۀ ارتباطی متفاوت استفاده میکنند: بیشترِ مردها بر این باورند که وقتی کسی مشکلش را برای آنان مطرح میکند، انتظار برطرفشدن
1) . فرانک فینچام و دیگران، رابطۀ همسران، ترجمۀ مهدی قرچهداغی، ص47.
آنرا دارد و بههمین دلیل، بیدرنگ راهحلی برای مشکل ارائه میدهند؛ ولی، بیشترِ زنها بر این باورند که درمیانگذاشتن مشکلات خود با دیگران، حتی اگر مشکل آنان را حل نکند، راهی برای پیوندجویی و رسیدن به احساس حمایت است.
بیتوجهی به این موضوع، در اغلب مواقع، سبب ایجاد ناراحتی میشود: زن از مشکلاتش شکایت میکند و مرد راهحل نشان میدهد. در این موقعیت، هرگز عجیب نیست اگر زن احساس کند که همسرش به سخنان او گوش نمیدهد و مرد هم به این نتیجه برسد که همسرش تنها قصد شکایت دارد، زیرا هرگز به راهحلهای پیشنهادیِ او اهمیت نمیدهد. زوجِ آگاه از تفاوت زمینههای ارتباطی زن و مرد، گرفتار این برداشت نادرست از ارتباط نمیشوند؛ زیرا هر دو از منظور دیگری آگاهاند.(1)
1) . رضا فرهادیان، تربیت برتر، ص32.
تصویر
تصویر
روابط متقابل زن و مرد را میتوان به دو نوعِ روابط سالم و سازنده و روابط ناسالم و مخرب تقسیم کرد:
در روابط سالم و سازنده، طرفین در مبادلۀ اطلاعات و احساسات، در فضایی مناسب مشارکت میکنند، با یکدیگر هماهنگی دارند و در این ارتباط هر دو ارزش بسزایی برای خود درنظر میگیرند؛ همانطور که برای دیگری ارزش قائلاند. برایناساس، در برخوردها و ارتباطهایشان با دیگری، بر پایۀ برداشت خود از او رفتار میکنند: اگر همسر را موجودی باشخصیت و باعزت بدانند، میکوشند کرامت را در او تقویت کنند و اگر او را دارای کرامت
نفس ندانند، او را تحقیر میکنند.(1)
از دیدگاه اسلام، ارتباطی سازنده و سالم است که بر پایۀ تکریم شخصیت و عزتنفس و احترام متقابل افراد انسانی استوار باشد و این، ناشی از آن است که خود نیز از کرامت برخوردار باشد. این روابط، افراد را دربرابر انحرافها و ناسازگاریها و تنشها ایمن میکند؛ چنانکه امیرمؤمنان، علی علیه السلام میفرمایند: «کسیکه از کرامت نفس برخوردار باشد، هواهای نفسانی در نظرش خوار و ناچیز است.»(2)
اساس روابط مخرب و ناسالم، تحقیر شخصیت طرفین است. در چنین روابطی، تفهیم و
تفاهم، دشوار میشود و ارتباط، بیشتر فیزیکی است تا قلبی و احساسی. هریک از دو طرف در لاکِ خود فرو رفتهاند و برای حلّ معضلات خود تلاش میکنند. در این حالت، ارتباط همسران با یکدیگر، روبهضعف مینهد و گفتوگو، گاه یکسویه و بسته میشود.
روابطی که براساس ارزشمندی همسر نباشد، مخرب است؛ زیرا همسران، یا یکی از آنان، آمادگی پذیرش نظرهای دیگری را ندارند و همین نپذیرفتن، به ازمیانرفتن درک و تفاهم میانجامد و سرانجام، ناسازگاری را در پی خواهد داشت. گاهی این تعارضها موجب درگیریهای لفظی شدید، اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و دیگر اختلالهای حاد روانی میشود.(1)
1) . رضا فرهادیان، شخصیت برتر، ص23.
تصویر
تصویر
روابط سالم و سازندۀ زن و مرد را ازجهت دیگر میتوان به دو نوعِ روابط نیکوی کلامی و روابط نیکوی غیرکلامی تقسیم کرد:
ازجمله انواع ارتباطات، ارتباط نیکوی کلامی است. در این نوع ارتباط، ما با زبانی سروکار داریم که میتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد. این زبانی باید بتواند با کمک حاملها و شیوههای بیان آنها، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال، تصورِ شنونده از وقایع همانند گوینده باشد. بیشتر مشاجرات همسران از فقر ارتباط نیکوی کلامی و ناتوانی در رساندن مفهوم و منظور خویشتن ناشی میشود.
تحقیقات نشان میدهد که بین همسران، هرچه ارتباط کلامی و پیوند عاطفی بیشتر و نیکوتر باشد، روابط آنان سالمتر و مستحکمتر است. در زندگیِ سالم و عاطفی، زن و شوهر
باید از هر فرصتی برای ایجاد فضای محبتآمیز و محرمانه و صمیمانۀ ارتباط کلامی و عاطفی استفاده کنند. برای این منظور، لازم است برای ایجاد فضایی تلاش شود که در آن، همسران به یکدیگر اعتماد دارند و میتوانند آزادانه، چه در خلوت و چه در پیش دیگران، با هم ارتباط کلامی مناسب برقرار کنند و نگرانیها، علاقهها، خواستهها، احساسات و مسائل خود را با یکدیگر درمیان بگذارند.
راغب اصفهانی مینویسد که کلام را کلام گفتهاند، از آنجهت که تأثیر دارد و دلالت بر چیزی میکند. کلام نیکو همان کلامی است که آثار نیکو دارد و از اینجهت طبیب است؛ همانطور که در قرآن آمده است: «إِلَیهِ یصْعَدُ الْکلِمُ الطَّیب،»(1)این آیهها نیز به آثار مطلوب کلام نیکو و آثار نامطلوب کلام غیرنیکو اشاره می کنند: «أَ لَم تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کلِمَةً طَیبَةً کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها
1) . فاطر، 10.
ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ...» (= آیا ندیدی خدا چگونه مَثَل زده: سخنی پاک مانند درختی پاک است که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است؟)(1)«وَ مَثَلُ کلِمَةٍ خَبیثَةٍ کشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ» (= و مَثَلِ سخنی ناپاک، چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده است و قراری ندارد.)(2)«یثَبِّتُ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ یضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمینَ وَ یفْعَلُ اللَّهُ ما یشاءُ» (= خدا کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و در آخرت، با سخن استوار ثابت
میگرداند و ستمگران را بیراه میگذارد و خدا هرچه بخواهد انجام میدهد.)(3)
در ارتباط نیکوی کلامی، همسران به امور زیر میپردازند:
در گفتوگو، زن و شوهر با احترام با یکدیگر صحبت میکنند و بر یک موضوع تمرکز کرده و شفاف و صریح مسئلۀ مدنظر را مطرح میکنند. نیز، هرکدام با علاقه به تمام حرفهای همسر گوش میدهند و بههنگام گفتوگو به کار دیگری مشغول نمیشوند. هنگامی که از دیگری خواستهای دارند یا میخواهند او از کاری دست بکشد، بدونلحن انتقادی، وی را راهنمایی و ارشاد میکنند. اگر لازم باشد که انتقادهایی مطرح کنند، قبل از بیان مخالفتها و انتقادها، از همسر خود تعریف و تمجید میکنند تا به او احساس قدرت و شوکت دهند و آنگاه، با بیان موافقت با ایدهها و کلمات وی، زمینۀ روانی را برای انتقادهای سازنده و پیشبرنده فراهم میسازند.
این افراد، در غذا و آب و میوه و... همسر را بر خویش مقدم میدارند. با تعابیر عاطفی و
محترمانه همدیگر را صدا میکنند. برای زحمات و خدمات همسرشان ارزش قائل میشوند و از یکدیگر حقشناسی و قدردانی میکنند. هر کلامی را با خوشخُلقی و لبخند همراه میسازند. آنان، از شیوههای خطابی و سخنانی پرهیز میکنند که روابط عاطفی را با مخاطره روبهرو میکند. مصادیق این سخنان از این قرار است: کلام بیمعنا و لغو و بیهوده، عبارتهای ضدّ ارزشی، لحن ناخوشایند، سخن همراه با عصبانیت، قطعکردن کلام همسر بههنگام صحبت، برچسبزدن (مانند گفتنِ شلخته، خودخواه، بیملاحظه، لجباز)، زیرِ سؤالبردن، استفادۀ زیاد از کلمۀ چرا، بیتناسب و طعنهآمیز سخنگفتن و بیان جملههای منفی مانند «از چهرهات خوشم نمیآید».
آموزههای دینی ما رهنمودهای ارزندهای در این باب ارائه کردهاند: «اقوی الاسباب... أن لا یتکلم بکلام لغو.»(1)
1) . بحار، ج76، ص319.
همچنین، «هیچیک از شما نباید دربارۀ چیزی سخن بگوید که به او ارتباطی ندارد.»(1)در حدیث دیگری آمده است: «کفی بالمرء عیباً... ان یتکلم بکلام لا یعنیه»(2)
در دیدگاه اسلامی، ارتباط کلامی زن و شوهر باید بهصورت پاک و بهدور از هرگونه آلودگی باشد تا با پیامدهای ارزنده و مطلوب، همراه شود. این ارتباط باید براساس اصول باشد و با آداب و فنون ویژهای همراه شود. ازجمله اصول برقراریِ ارتباط نیکو بین زوجین این است که هر نوع گفتوگو بین زن و شوهر باید برمبنای اهداف عُقلایی و خدایی باشد و تا سخنی خوب ارزیابی نشده است و ازنظر عقلی به تأیید نرسیده است، مطرح نشود. هر گفتوگویی باید با دو معیار عقلی و دینی سنجیده شود و پیش از این ارزیابی، سکوت بهتر از گفتوگوست. اگر کلامی نتیجهای جز اِبراز بدخُلقی و عصبانیت فرد ندارد و مشکلی را حل نمیکند، بیان آن عقلانی
نیست. اگر با کلمۀ بیانشده، حقّی از فردی پایمال میشود، تهمتی زده میشود یا ناراحتی پدید میآید، شرعی و دینی نیست.
امامسجاد علیه السلام میفرمایند: «هر چیزی میوهای دارد و میوۀ گوش، سخن نیکوست.»(1)در هر چیزی، نوعی خوشطبعی وجود دارد و خوشطبعی گوش، کلام نیکوست؛ یعنی گوش بهصورت طبیعی از کلام زیبا خوشش میآید. پس کلام، باید متناسب با گوش باشد: نه خیلی آهسته و نه خیلی بلند. محتوای آن نیز باید خوب و زیبا باشد. قالب آن و لحن گوینده باید دلنشین و گوشنواز بوده و همراه با لبخند و محبت باشد و از هرگونه عصبانیت و پرخاشی، بهدور. در کلام نباید آلودگی و ناپاکی و خلاف عفت وجود داشته باشد.
1) . اعلام الدین، ص299.
احادیث معصومان به زمینههای راهبردی در روابط نیکوی کلامی می پردازد. ازجمله:
هر فردی باید برای خودش مشخص کند که با چه هدفی میخواهد با دیگری سخن بگوید، این کار چه سودی دارد و آیا پیامد بدی برای خود یا طرف مقابل یا دیگری ندارد؟ امامعلی علیه السلام میفرمایند: «عاقل آن است که هنگامی که میخواهد سخن بگوید، بیندیشد»(1)یا میفرمایند: «مؤمن هنگامی که میخواهد سخن بگوید، در آن تأمل میکند.»(2)از این دو حدیث شریف، میتوان چنین نتیجه گرفت:
در هر ارتباط کلامی، باید هدفمند عمل کرد و پایان و نتیجۀ کار را ارزیابی کرد. کلام باید بهگونهای باشد که پیامد مطلوب داشته باشد. همچنین، برقراری ارتباط کلامی نیکو، از دو عامل در آدمی ناشی میشود: یکی عقل و خِرد و دیگری ایمان و تعهد الهی داشتن. بنابراین، تقویت خردمندی و ارزشهای اخلاقی در زن و مرد، ارتباط نیکو را در پی دارد.
دیگر آنکه آنچه نقش مؤثری در زندگی زن و شوهر دارد، ارتباط نیکوی کلامی است، نه فقط ارتباط کلامی. آخر اینکه باید مفهومی در ذهن پرورده شده و برای ابراز کلام، آمادگی ایجاد شود و سپس، سخن بیان گردد؛ پس، هرچه به ذهن بیاید، نباید درقالب جمله یا کلمهای آشکار شود: «تجنب ارتجال الکلام.»(1)
1) . بحار، ج72، ص104، ح37.
نیکوبودن ارتباط کلامی به این است که بهموقع و در موقعیت مناسب روانی باشد. ارزیابی موقعیت و شناخت همهجانبۀ جوانب کلامی که قرار است بیان شود و درک واقعبینانه از حالات روحی خود و همسر، میتواند در چگونگی صدور کلام به بهترین وجه مؤثر باشد: «لا تتکلّمن فیما یعنیک حتی تری الکلام موضعاً.»(1)
از مصادیق شناخت موقعیت ارتباط کلامی نیکو این است که فرد قدر کلام خود را بداند و در موقعیت نامناسب، آنرا ابراز نکند. امامصادق علیه السلام میفرمایند: خوشا بهحال کسیکه قدر کلام خود را میداند و با بیجا حرفزدن، اعتبار آنرا از بین نمیبرد: «فطوبی... من علم قدر الکلام.»(2)
شنیدن کلمات محبتآمیز جزو ضروریات زندگی موفق زناشویی است. نیاز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت درمقابل یکدیگر باید به بهترین نحو پاسخ داده شود. پیامبر صلی الله علیه واله دراینباره میفرمایند: «هیچگاه این کلام شوهر که میگوید دوستت دارم، از دل زن خارج نمیشود.»(1)
زن نیز بهطورمتقابل باید به همسر خویش اظهار محبت کند. در زندگی حضرت فاطمه علیها السلام عبارات محبتآمیز و احترامآمیز به علی علیه السلام بسیار است: «روحی لروحک لفداء و نفسی لنفسک الوقاء.» (= روح من فدای روح تو باد و جان من سپر بلای جان تو)(2)
روابط غیرکلامی زن و شوهر شامل روابط روانی، عاطفی، احساسی و عملی است. در زیر به برخی زمینههای راهبردی در روابط نیکوی غیرکلامی میپردازیم:
مقصود از احترام، نگرشی است که در آن، همسران برای هم احترام زیادی قائلاند و یکدیگر را ارزشمند میدانند. افزونبراین، همسران علاقهمندند که این احترام را به زبان آورند و آنرا بهنوعی اِبراز کنند؛ بنابراین، تعجبآور نیست که بههنگام بروز تمایل برای حلّ مشکلات مربوط به زوج، شاهد احترام هستیم. احترام در اصیلترین شکل خود، بهصورت تواناییِ گوشدادن و توجه به همسر ظاهر میشود. روشن است که این تواناییها، از نگرش و حرف فراتر میروند و
به ارزشگذاری فعالانه و قدردانی احترامآمیز تبدیل میشوند.(1)
احترام به این معنا نیست که زن و شوهر عواطف و احساسات خود مانند خشم، سرسختی، ناراحتی روحی و... را از یکدیگر پنهان و آنها را بهصورت عقدههای روانی روی هم انباشته کنند. خشمهای سطحی و بگومگوهای کوتاه میان زن و شوهر در زندگی زناشویی، چون رعدوبرق است: همیشه پس از رعدوبرق باران میبارد و این باران، همه چیز را میشوید و آرام میکند. همچنین، احترام بهمعنای انتقادنکردن نیست: گاهی لازم است زن و شوهر، آشکارا از رفتار نامناسب یکدیگر انتقاد کنند؛ ولی باید از تندخویی بپرهیزند تا انتقاد آنان بیاثر نباشد.
روایات اسلامی، به احترام متقابل زن و شوهر بسیار سفارش کردهاند: امامصادق علیه السلام دربارۀ احترامگذاشتن زن به شوهر میفرمایند: «هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزار
1) . شناخت و درمان اختلالات زناشویی (زناشوییدرمانی)، ترجمۀ حمیدرضا سهرابی، ص124، ص135.
نرساند، خوشبخت و سعادتمند خواهد بود.»(1)پیامبر اکرم صلی الله علیه واله میفرمایند: «هرکس به خانوادهاش توهین کند، خوشیِ زندگی را از دست خواهد داد.»(2)
رابطۀ احترامآمیز میان زوجین، نشانهها و نمودهای ویژهای دارد. شایسته است که احترام متقابل همسران به هم، افزون بر احترام قلبی، در برخی رفتارهای بیرونی نیز اِبراز شود. این رفتارها عبارتاند از:
برخی همسران از بهکاربردن پسوند یا پیشوند مناسبی، همراهِ نام همسرشان، در جمع احساس شرم میکنند و او را با نام کوچک صدا میزنند که این امر سبب تحقیر همسر میشود. زن و مرد بهدلیل احساس نزدیکی و صمیمت در محبت فردی خود، یکدیگر را بدونلقب و
با نام کوچک صدا میزنند؛ اما در محیطهای جمعی و در حضور دیگران استفاده از القاب و پسوندها و پیشوندهای مناسب، مصداق احترام به همسر است و سبب بزرگداشت او خواهد شد و این پیام را به دیگران القا میکند که اگر بخواهند همسر شما را مخاطب قرار دهند، بهطورکامل و شایستۀ شأن او، از آن لقبها استفاده کنند.(1)
یکی از راههای ابراز احترام به همسر، سلامکردن هنگام ورود به منزل است. هنگامی که شوهر از بیرون و پس از کار، به منزل باز میگردد، شایسته است که به اهل منزل بهویژه به همسر خود سلام کند. این تحیت و اهدای دعای زندگی، به او آرامش میبخشد و خستگی کار روزانه را از تن او بیرون میکند و
1) . حسین انصاریان، نظام خانواده در اسلام، ص370.
احساس میکند که منزلت و شخصیت ویژهای نزد همسر خود دارد.(1)امامصادق علیه السلام فرمودند: «وقتی شوهر به خانه وارد میشود، باید به خانوادهاش سلام کند و پیش از آن، کفشش را به زمین بزند و سرفه کند تا خانواده را از آمدن خود خبر دهد.»(2)
درواقع، بههمان اندازه که دو زوج، منزلت و احترام یکدیگر را رعایت کنند، از آلودگیها و لغزشها فاصله میگیرند و به نسبتی که خود را نزد همسر خود بیارزش احساس کنند، در وادی انحرافات گرفتار میشوند و پاکی و صفای خود را از دست میدهند و احترام را بیرون از فضای خانواده جستوجو میکنند.
هنگامی که خانمِ خانه با چهرهای خندان در را بهروی مرد میگشاید، اثر نیکویی بر روان مرد
میگذارد. شاید مرد، بیرون از خانه، با دهها مشکل روبهرو بوده و با روحی پژمرده و تنی خسته وارد خانه شده است. دراینحال، بهپیشوازرفتن همسر با چهرۀ باطراوت و باصفا، روح تازهای در کالبد
خستۀ او میدمد و دلش را آرامش میبخشد.(1)رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله میفرمایند: «وظیفۀ زن این است که تا درِ خانه به پیشواز شوهر برود و بهوی خوش آمد بگوید.»(2)
درک و فهم فرایند پیچیدهای است که همسران با آن، اطلاعات متقاعدکننده و توضیحدهندهای از یکدیگر کسب میکنند. میتوان به همسران آموزش داد که هنگام پیداشدن ابهام، عبارت سادۀ زیر را بیان کنند: «مطمئن نیستم که حرفهایت را بهخوبی
میفهمم.
میتوانی بیشتر توضیح دهی؟» این جمله، بهظاهر تقاضایی ساده برای کسب اطلاعات بیشتر است. باوجوداین، در معنای ظریفتر، همسران در ادامه میگویند: «من بهواقع تلاش میکنم که این مسئله را از دیدگاه تو ببینم.»
درحقیقت، این، همۀ آن چیزی است که درک و فهم به آن مربوط میشود؛ یعنی تواناییِ دانستن و درک همدلانۀ آنچه همسر تجربه کرده است. افزونبراین، نوعی پذیرش تجربه نیز هست. این به آن معناست که همسران به چارچوبهای داوریِ یکدیگر، مشروعیت میبخشند.(1)
در محیط خانوادگی، گاه زن و مرد یکدیگر را درک نمیکنند و بدون درنظرگرفتن توان یکدیگر، هریک، از دیگری انتظارهایی دارند که خارج از توان اوست و بر همین اساس، همواره میان آن دو، جنگ و جدال وجود دارد؛ درحالیکه اگر هر دو همدیگر را درک کرده بودند،
1) . ابراهیم امینی، همسرداری، ص125.
بهجای درگیری، سازش میان آن دو پدید میآمد.(1)فراموش نکنیم که درککردن هنگامی است که انتظارهای افراد از دیگران با تواناییهای آنان برابر باشد. در چنین اوضاعی است که تلاش و امیدِ حرکتکردن پدید میآید. وقتی انتظارها بیش از تواناییِ فرد باشد، درککردن وجود ندارد. درنتیجه، سردی و یأس و سکون پدید خواهد آمد.(2)
آگاهبودن از نیازهای همسر، از عناصر اساسیِ فرایند ارتباطی است. برخی همسران در شناخت خواستههای همسرشان کوتاهی میکنند و در برخی مواقع، برای شنیدن نیازهای
تصویر
همسرشان زمانی اختصاص نمیدهند. زوجهایی نیز هستند که از بیم سوءاستفاده، تصمیم میگیرند به یکدیگر حساس نباشند. در همۀ این مواقع، نتیجۀ نهایی یکسان است: همسران در شناسایی یا ارضای نیازهای یکدیگر، شکست میخورند و از هم دورتر و دورتر میشوند.(1)
رسیدن به تفاهم، نیازمند شناخت طرف مقابل است تا بتوان دربرابر او حساسیتِ مناسب نشان داد. همسرانی که اندیشه ها، علاقهها و خواستههای همسر خود را بهخوبی میشناسند و در موقعیتهای گوناگون دربرابر آنها از خود واکنش مناسب نشان میدهند، هیچگاه در روابط خود با مشکل روبهرو نمیشوند و با شناختی که از حالتهای روحی همسر خود دارند، دربرابر خواستههای او واکنش مناسبی نشان خواهند داد.
نیازهای انسان، حد و مرزی ندارند: بخشی از آنها تخیلی و غیرمنطقیاند که فرد به
1) . رشیدپور، تعادل و استحکام خانواده، ص126.
ناممکنبودن آنها آگاه است؛ ولی گاهی در رؤیا به آنها میاندیشد و ازنظر روانی، آرام و دلخوش و به این وسیله تخلیۀ روانی میشود. بخش دیگر نیز به نیازها و انتظارهای او از خود و دیگران مربوط است. نیازهای فرد از خود که جنبۀ عملی و منطقی دارند، باعث انگیزه و درنتیجه، تحرک و فعالیت او میشود. برآوردهشدن بخشی که مربوط به دیگران است، مشخص نیست. این خواستهها و نیازها نیز میتواند غیرمنطقی یا بدون حدومرز باشد. در روابط زن و شوهر بهدلیل اشتراک در پارهای از زمینهها، خواستهها و نیازهای متقابلی وجود دارد که بخشی از آن، طبیعی است. آگاهی به اینکه چه نوع و تا چه اندازه، انتظارها و نیازهای زن و شوهر از یکدیگر، طبیعی و منطقی است، از نکتههای مهمی است که باید به آن به دقت توجه کرد.(1)
1) . حسین عسکری، نقش بهداشت روان در ازدواج، زندگی زناشویی و طلاق، ص266.
یکی از شرطهای ازدواج در اسلام، کُفْوبودن است و نخستین مرتبه از کفوبودن، همسانی مذهب و دین است. زندگی هر مسلمانی بر پایۀ اسلام و فرهنگ اسلامی است و غیرمسلمان بر پایۀ فرهنگ غیراسلامی خود عمل میکند. در زندگی مشترک، باید مواضع مشترک وجود داشته باشد. چگونه دو نفر که فرهنگ متضاد دارند، میتوانند بههنگام اجرا و عمل، هماهنگ باشند؟ آنان یا گرفتار اختلاف و نزاع میشوند یا یک طرف باید از مواضع خود چشمپوشی کند.(1)
اینجاست که اسلام، در آغاز ازدواج، مسئلۀ کفوبودن در مذهب و دین را مطرح میکند تا
افزون بر جنبههای معنوی دیگر، کانون خانواده از گرمی و عاطفۀ مذهبی نیز بهرهمند باشد. خصلتهای پاک بشری ناشی از خداباوری و تقواپیشگی است و تقواپیشگی نیز حاصل توحید
1) . حبیبالله طاهری، سیری در مسائل خانواده، ص113.
و معاداندیشی. به بیان دیگر، نزد زنان و مردان پاکدل، ارزشمندترین معیار، انتخاب همسری همراه و همدلی نیکسرشت و خداپرست و معادباور است.(1)
حفظ و تقویت مستمر و تعالی باورها و ارزشهای مذهبی بهوسیلۀ زوجین، از مؤثرترین عوامل و قویترین جاذبههای زندگی مشترک است. برخورداری از اندیشۀ مذهبی مشترک و همگامی و همراهی در پایبندی به فریضههای مذهبی، زیباترین حلقۀ روابط سازنده را به همسران ارزانی میدارد.
بیگمان، آنانی که در اعتقادات و بینشهای عمیق دینی و رفتارهای متعالی مذهبی
1) . غلامعلی افروز، همسران برتر، ص65.
همسوییِ کامل دارند، در نگرشها و برداشتهای اجتماعی و فرهنگی نیز اندیشه و زبان مشترک خواهند داشت؛ برای نمونه، هنگام طرح مباحثی همچون تحصیل و کار و فعالیت اجتماعی زنان در عرصههای مختلف، زن و مرد براساس مبانی و ارزشهای اسلامی و معیارهای قرآنی و بهدور از تعصبات فردی و جنسیتی و مشاجرهها و جدالهای بیهوده، بهصراحت و آسانی، مواضع فکری مشترک و مشابهی را اعلام میکنند. اینان هرگز تحصیل و تحقیق را در انحصار مردان نمیبینند و در زمینۀ ارتباطات اجتماعی، انتخاب شیوۀ زندگی و فرزندپروری نیز آرای مشابهی دارند.(1)
در زمینۀ سیاسی، افراد گاه خود را پیروِ مکتبی میدانند و حتی ممکن است در این راه و در طرفداری از آن مکتب، افراط کنند. اگر تفکر سیاسی زوجین یکسان نباشد، چه بسا به
1) . همان، ص67.
اختلافهایی بینجامد و در این اختلافها، به روابط سالم آسیب برسد.
هماهنگی در زمینۀ فرهنگی نیز در ایجاد روابط سالم و سازنده نقش مهمی دارد: اگر زن و شوهر، هنگام ازدواج، همانگونه که کفوبودن در اعتقادات دینی را درنظر گرفتهاند، به کفوبودن در فرهنگ و سطح فکر هم توجه کرده باشند، مسئله و اختلافی نخواهند داشت. این بدان معناست که باید با خانوادهای ازدواج کنند که در آن، طرز فکرها و آدابورسوم و خُلقیات و ارزشهایشان شبیه هم است.
درنظرگرفتن سطح تحصیلات نیز میتواند مؤثر باشد. بعضی افراد در آغاز ازدواج به فردای خود فکر نمیکنند و شرطهایی را بههنگام انتخاب همسر میپذیرند که ممکن است در آینده، مشکلاتی در روابط آنان ایجاد کند؛ مثلاً مردی که تحصیلات عالی دارد، با زنی بیسواد یا زنی کمسواد ازدواج میکند و پس از چندی، به فکر ارزیابی خود و او میافتد. او میکوشد برتری علمی خود را ثابت کند و نشان دهد که زن، درک و فهم کافی
و نیز هماهنگیِ لازم را برای زندگی با او ندارد!
پس ازدواج، رابطۀ میان زن و شوهر سبب میشود که هرکدام بهگونهای، از اندیشهها و باورها و رفتارهای دیگری تأثیر بپذیرد و بعضی از آنها را بپذیرد و درنتیجه، هر دو از یک الگوی مشترک پیروی کنند. این همانندسازی سالم و طبیعی با تعادلی که درنتیجۀ تعارضها و کشمکشهای میانِ آن دو برقرار میشود، تفاوت دارد: در همانندسازی، پذیرش تفکر و رفتار یکدیگر با میل و بهدلخواه است؛ درحالیکه در نوع دیگر، این کار بهناچار انجام میشود.(1)
1) . حسین عسکری، نقش بهداشت روان در ازدواج، ص256.
بسیاری از افراد، هرگز احساسات خود را به همسرشان ابراز نمیکنند؛ چون بیم دارند که رفتارشان احمقانه بهنظر برسد و بر این باورند که اِبراز احساسات، نوعی رفتار کودکانه است. بیشترِ زنها از ارتباط با همسرشان شکایت دارند؛ ولی برای بهترشدن این روابط، گامی برنمیدارند و آنچه در درون خود دارند، بیان نمیکنند. هنگامی که زن و شوهر احساس خود را با هم درمیان میگذارند، کمکم دوست میشوند و بیشتر احساس همقدمی میکنند. ازآنجاکه بیشترِ ازدواجها بهدلیل جاذبههای جنسی شکل میگیرد و پای دوستی درمیان نیست، برخی زوجها هرگز دوستِ خوببودن را نمیآموزند.
توجه به این نکتۀ بسیار حساس، لازم و ضروری است که غریزۀ جنسی همانگونه که عامل اساسیِ پیدایش خانواده و زندگی مشترک است، در استمرار و پایداری خانواده نیز نقش بسیار مهمی دارد. پژوهشها نشان میدهد که علت بسیاری از طلاقها، ارضانشدن درست و متعادل این غریزه است. سردمزاجی زنان یا مردان یا اهمیتندادن به ارضای صحیح و طبیعی غریزۀ جنسی، خانواده را در آستانۀ فروپاشی قرار میدهد.(1)
به اعتقاد ما، روابط زناشویی با ارضای غریزۀ جنسی فرق دارد: چه بسیار افرادی که ازدواج میکنند، ولی بههیچوجه غریزۀ جنسیِ آنان ارضا و اشباع نمیشود. ارضای جنسی تنها با برقراری روابط جسمی محقق نمیشود؛ بلکه احتیاج به آمادگیهای روحی و جسمی و روانی دارد. مردان
1) . تعادل و استحکام خانواده، ص 102.
باید بدانند زنان، تنها به عمل جنسی نیاز ندارند؛ بلکه از نظر روحی و تمایلات زنانگی احتیاج دارند که مردان، زنبودن و تمایلات زنانگی آنان را تأیید کنند.(1)علی علیه السلام فرمودند: «هرگاه یکی از شما اراده کرد که با همسرش همبستر شود، نباید شتاب ورزد؛ زیرا زنان نیازمندیهایی دارند.»(2)
یکی از عوامل مهم آسیبپذیری خانواده، نبود آگاهی و مهارتِ حل مشکلات است. آموختن دانشهای لازم، شرکت در کلاسهای آموزشی و مذهبی و مطالعۀ کتابهایی دربارۀ آیین همسرداری، میتواند به سطح شناخت همسران بیفزاید و آنان را در کسب مهارتهای حل مشکلات، کمک کند. همسران با این آگاهی ها و شناخت مشکلاتشان و فراگیری راهحلهای
معقول و منطقی برای رفع این مشکلات، زندگی را پایدار میسازند.
خانوادهها دربارۀ کمکگرفتن از مراکز و افراد بیرون از خانواده برای رفع مشکلات، نظرهای متفاوتی دارند: برخی بر این باورند که اقوام، دوستان، گروهها و مراکز مشاوره، حامیان خوب و ارزشمندی هستند و برخی دیگر، دخالت این افراد را دلیل ناتوانی خود بهشمار میآورند؛ چون از دیرباز چنین شنیدهاند که خانوادۀ خوب، خانوادهای است که مسائلش را خودش حلوفصل کند و اگر جز در مسائل اضطراری، از کسی کمک بگیرد، نشانۀ آن است که بهاندازۀ دیگر خانوادهها خوب و موفق نیست. منشأ این تفکر هرچه باشد، متأسفانه هنوز در جامعۀ ما طرفدارانی دارد.
تجربه نشان داده است خانوادهای که در پی برقراری روابط سالم و سازنده در میان اعضای خود است، بههنگام نیاز باید به افراد باتجربه یا مراکز پشتیبان و مشاوره مراجعه کند.
تصویر
زوجهای موفق با تطبیقدادن خود با وضعیت زندگی، به نوعی تعادل دست مییابند. تطبیقپذیری، ویژگی مثبتی است که در خانوادههای موفق در برخورد با مشکلات دیده میشود. زوجهای تطبیقپذیر میتوانند برداشتها و عادتهای خود را اصلاح کنند تا بتوانند با مشکلات و کمبودهای زندگی کنار بیایند.
شناخت حقوق متقابل و توجه به این حقیقت که پذیرش حقی برای یک فرد، برای طرف مقابل تکلیفآور است، زندگی را از زوایای تاریک بیرون میآورد و ابعاد و وظایف همسران را روشن خواهد کرد. آگاهی به حقوق و وظایف، خود، مقدمۀ عمل است و از بسیاری اختلافها
و درگیریها میان آن دو پیشگیری میکند.
تعیین حقوق، روابط را برپایۀ ضوابط استوار میکند و مرز توقعها را مشخص میسازد و باعث میشود که هرکس، از دیگر افراد خانواده توقعی بیشازاندازه نداشته باشد. همچنین، سبب میشود که هرکسی براساس ضوابط، کار و برنامه ای را برای خود معیّن کند و از آن مرز فراتر نرود.(1)
رفتارهای محبتآمیز زن و مرد به هم، نهتنها رضایت خداوند را جلب میکند، بلکه برای آن، پاداش درنظر گرفته شده است.(2)خدمت به زن نیز یکی از اصول تربیتی است که آثار دنیوی و اخروی در پی دارد و عامل به آنرا به مقام صدیقین و شهدا میرساند و در دنیا و
آخرت سعادتمند میکند.(1)خدمتهایی مانند آبدادن به همسر، روشی برای ارتباط عاطفی در خانواده است که در مردان کمتر است و بههمین جهت، با پاداش، به این کار تشویق شدهاند.(2)
رابطۀ زن و شوهر در ارتقای سلامت خانواده و سعادت آن تأثیر مهمی دارد.(3)از اصول لازم خانوادۀ موفق، تقسیم مناسب و منصفانۀ مسئولیتها در خانه و خانواده است. تقسیم عادلانۀ کار در محیط خانواده، خود، نمونهای از رعایت عدالت اجتماعی در نهاد کوچکی از اجتماع است. یکی از عوامل شادابی در تکامل خانواده این است که تعیین مسئولیتها، سبب تقسیم و تخفیف سنگینیِ بار تکالیف میشود و این همکاری متقابل، موجبات تحکیم پیوند مودّت بین زن و شوهر را فراهم میآورد. نظر به زندگی حضرت فاطمه علیها السلام نشان میدهد که این تقسیم کار
در خانۀ ایشان بهنحو اَحسن انجام گرفته بود. امامباقر علیه السلام فرمودهاند: «حضرت زهرا سلام الله علیها کارهای منزل را با حضرت علی علیه السلام اینگونه تقسیم کردند که خمیرکردن آرد، نانپختن، تمیزکردن و جاروبزدن بهعهدۀ فاطمه علیها السلام باشد و کارهای بیرون از منزل، مانند جمعآوری هیزم و تهیۀ مواد اولیۀ غذایی را علی علیه السلام انجام دهد.»(1)زن و شوهر در خانوادۀ برتر، به تقسیم کاری که رسول اکرم صلی الله علیه واله در زندگی مشترک علی و فاطمه علیهما السلام صورت داد، کمال رضایت را دارند و هرکدام، انجاموظیفهکردن در محدودۀ تعیینشده را برای خود، کاری مقدس و در ردیف جهاد در راه خدا عزوجل میشمارند. وقتی رسول خدا صلی الله علیه واله کارها را میان علی و فاطمه علیهما السلام تقسیم کردند، فاطمه علیها السلام دراینباره گفتند: «خدا میداند که من چقدر از این مطلب خوشحال شدم.» او به تمام وظایف همسری خود عمل میکرد: از پاکیزگی و سادهپوشی و آرایش و عطرزدن گرفته تا کارهای
1) . دشتی، 1375، ص168.
منزل و آزادکردن و نان پختن. حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «بهخدا سوگند، هرگز فاطمه علیها السلام را بهخشم نیاوردم و او را بر کاری مجبور نکردم تا به دیدار خداوند شتافت.»
همکاری شایستۀ زن و شوهر، از ویژگیهای رفتاریِ خانوادۀ نمونه است. آن دو، بندۀ خدایند و خود را دربرابر او مسئول میدانند و تمام تلاششان در زندگی این است که رضایت خدا عزوجل را جلب کنند. روزی رسول خدا صلی الله علیه واله از علی علیه السلام پرسیدند: «همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند: «خوب یاوری برای اطاعت.» بهترین نوع همکاری این است که زن ازلحاظ معنوی و روحی شوهرش را تدارک کند و او را برای حضور در اجتماع تقویت نماید و مرد نیز او را در مسیر بندگی خدا عزوجل دستگیری کند و از او مراقبت و محافظت نماید و خویشتن را دربرابر او مسئول بداند.
دختر یا پسری که از کودکی در دامن خانوادهای پرورش یافته است، نمیتواند و نباید خانوادۀ خود را بهراحتی و بهسادگی فراموش کند. احساسات و عواطف هر فرد دربارۀ خانوادهاش، حتی اگر خاطراتی ناخوشایند نیز داشته باشد، ریشهدار و عمیق است. زن یا شوهر نباید از دیگری انتظار داشته باشد که با افراد خانوادۀ خود قطع رابطه کند. همچنین، نباید چنین برداشت کرد که رابطۀ هر کدام با خانواۀ خود، دلیلی بر بیمهری و بیتوجهی او به همسرش است. البته این روابط باید بهگونهای باشد که خللی به روند زندگی زناشویی وارد نسازد و موجب غفلت یا کوتاهی از انجامدادن وظایف زندگی مشترک نشود. بهتر است زن و شوهر با هم به دیدار خانوادههای خود بروند؛ اگرچه ازنظر روانی لازم است که گاهی زن و شوهر، بهتنهایی، با خانوادههای خود دیدار و زمانی را صَرف گفتوگوهای خصوصی و خانوادگی کنند.
باید توجه داشت که زن و شوهر بهتر است تا حد امکان از بیان اختلافسلیقهها یا برداشتهای خود از خانوادۀ دیگری بپرهیزند؛ زیرا هیچکس انتقادهای دیگران را به افراد خانوادۀ خود نمیپذیرد. برخی انتقادها باعث بروز واکنشهای عصبی همراه با مقاومتهای روانی میشود یا موجب اِبراز انتقاد و عیبجوییِ متقابل از خانوادۀ دیگری خواهد شد. در برخی مواقع که گمان میرود انتقاد یا گلۀ شوهر یا زن از خانوادۀ دیگری درست باشد، باز این احتمال نیز وجود دارد که این انتقاد، ناشی از سوءتفاهمها یا اختلاف فرهنگ دو خانواده باشد.
سیری در مسائل خانواده، حبیبالله طاهری.
همسران برتر، غلامعلی افروز.
مبانی تحکیم خانواده در نگرش و سنت حضرت زهرا ، حائری مازندرانی،
نظام خانواده در اسلام، حسین انصاریان