ghaemiyeh.com
سرشناسه : بلوریان، علیاصغر، ۱۳۳۷ -
عنوان و نام پدیدآور : ویژگیهای دوران عقد و نامزدی/ نویسنده علیاصغر بلوریان؛ به سفارش آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.؛۱۱×۱۷سم.
فروست : رهنما؛۵۶.
شابک : 978-600-6543-56-7
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : نامزدی
موضوع : زناشویی -- ارتباط
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : HQ۸۰۱/ب۸۴۴و۹ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۳۰۶/۷۳
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۲۸۹۷۲
ویژگیهای دوران عقد و نامزدی
تصویر
تصویر
تصویر
دوران طلایی عقد
نوشتار پیشِ رو دغدغههای شما را در جریان بررسی پرسشهای زیر پاسخ میگوید:
؟ جایگاه دورۀ عقد و نامزدی در زندگی زناشویی چیست؟
؟ دورۀ عقد و نامزدی چه فوایدی دارد؟
؟ چه مدتزمانی برای طول دورۀ عقد و نامزدی مناسب است؟
؟ آسیبها و مسائل و مشکلات دوران عقد و نامزدی را تحلیل کنید.
؟ قبل از شروع دورۀ نامزدی چه توافقاتی باید بین خانوادهها صورت پذیرد؟
؟ بیستویک وظیفۀ دختر و پسر را در دورۀ نامزدی، برشمارید.
تصویر
تصویر
۱. جایگاه دورۀ عقد و نامزدی در زندگی زناشویی چیست؟
مرحلۀ آغازین ازدواج، دوران تأثیرگذار و سرنوشتسازِ عقد و نامزدی است. این دوران چهبسا شیرینترین و بهیادماندنیترین و حساسترین روزهای تمام عمر مشترکِ هر زوجی است؛ ازاینرو، اگر آنان این دوران را ماهرانه و باظرافت بگذرانند و به وظایف ویژۀ آن عمل کنند، میتوانند در بالندگی و پُرباری و استحکام دورانهای بعدی زندگیِ زناشویی تأثیری عمیقی برجای گذارند.
امید است که خوانندگان گرامی و همۀ پیروان عزیزِ امام خوبان، حضرت علیبنموسیالرضا، پیوسته مشمول عنایات ویژۀ ایشان باشند و یادداشت حاضر موجبات استحکام و شادی زندگی آنان را بیشازپیش فراهم آورد.
سخن عامیانهای بین مردم رواج دارد: «یک روزِ دوران نامزدی، بهتر از یک سال دوران بعد از عروسی است.» این سخن، هرچند مبالغهآمیز است، حقیقت مهمی را بیان میکند: واقعاً
دوران نامزدی ازجهاتی مهمتر و شیرینتر و پُربارتر و لذتبخشتر و سازندهتر از دوران پس از عروسی است و میتوان در این دوران، پایههای زندگی آینده را بنا نهاد. بهعبارتی دیگر، دختر و پسری که دورۀ نامزدی خود را با خاطرات زیبا و دلانگیزی سپری میکنند، برای زندگی زناشویی خویش سرمایهگذاری عاطفیِ پُرسودی کردهاند.
ازآنسو، چنانچه ندانمکاریها و درگیریها و بحثوجدلها، دورۀ نامزدیِ آنان را به نابودی بکشاند، حیات معنوی آنان را ویروسهای آسیبزایی، نظیر بدبینی و بیاعتمادی و احساس بیکفایتی، آلوده کرده و نهایتاً مدیریت زندگی را برای هر دو نفر و نیز وابستگان
آنان، دشوار میکند. تحقیقات جدید نشان میدهد که نتیجۀ درازمدت زندگی مشترک بین بزرگسالان را میتوان براساس این پیشبینی کرد که آنان در دو سالِ اول زناشویی خود، تا چه حد خوب عمل کرده و رابطۀ آنان تا چه حد دستخوش تغییر شده است.
دوران نامزدی فاصلۀ زمانیِ بین عقد دائم و عروسی است. البته اگر طرفین برای عقد دائم آمادگی و شناخت کافی را ندارند و میخواهند در فرصتی خاص عقد کنند، با هماهنگی والدین دو طرف، عقد موقت میخوانند و دورۀ نامزدی خود را آغاز میکنند.
تصویر
۲. دورۀ عقد و نامزدی چه فوایدی دارد؟
۱. شناخت بهتر و عمیقترِ خود و دیگری، با درک سلیقهها و علایق و عادات طرف مقابل و همچنین، شناخت فرهنگ و نگرشهای خانوادۀ طرف دیگر و درنتیجه، آمادگی برای ورود به زندگی مشترک با تفاهم بیشتر؛
۲. داشتن فرصت تجدیدنظر و حتی جدایی، درصورت نبود فهم متقابل و بروز مشکلات تحملناپذیر، برای هرکدام از زوجین؛
۳. قطع تدریجی وابستگیِ عاطفی دختر و پسر از خانوادۀ اصلی و آسانشدن فرایند استقلال آنان از والدین؛
۴. یادگیری مهارتهای زندگی ازطریق کارورزی دختر و پسر بهوسیلۀ بزرگترها و مشاوران خانواده، تاهنگام عروسی. این مهارتها متعدد و رنگارنگاند: مهارت تفکر منطقی و نقاد و خلاق، مهارت موفقیت، مهارت کنترل خشم و هیجانات، مهارت تصمیمگیری و حلّ
مسئله و بهخصوص حلّ اختلاف، مهارت مدیریت زمان، مهارت ارتباط مؤثر و همدلی، مهارت مدیریت خانه و آیین همسرداری؛
۵. آمادگی تدریجی برای پذیرش بار مسئولیت خانواده و خارجشدن دختر و پسر از حالوهوای زندگی مجردی؛
۶. آمادهشدن والدین دختر برای تهیۀ جهیزیه و همچنین خانوادۀ پسر برای برگزاری مراسمهای پیشِ رو؛
۸. عمیقترشدن عشق و ایجاد محبت و اُلفت بیشترِ دختر و پسر با همدیگر؛
۹. آشنایی خانوادهها با رسوم و سنن یکدیگر و شناخت تفاوتهای فکری و فرهنگی و راه مدیریت آنها؛
۱۰. تصمیمگیری و برنامهریزی مشترک دختر و پسر برای آیندۀ بهتر.
تصویر
تصویر
۳. چه مدتزمانی برای طول دورۀ عقد و نامزدی مناسب است؟
یکی از مهمترین عواملی که در چگونگی گذران دوران پس از ازدواج اثر میگذارد، دوران آشناییِ پیش از ازدواج است. در خانوادههای ایرانی، این تجربه، بهشکل دوران نامزدی اتفاق میافتد. پس از برگزاری مراسم اولیه و گرفتن تصمیم نهایی، طرفین با عقد شرعی مَحرم یکدیگر میشوند؛ اما تا زمانیکه موقعیت مناسب طرفین ازنظر مادی برای عروسی و رفتنِ زیر یک سقف فراهم شود و خانوادهها نیز آمادگی لازم را برای برگزاری مراسمها و سایر مقدمات زندگی فرزندانشان پیدا کنند، معمولاً مدتزمانی صرف میشود. این زمان، بسته به عواملی مختلف، کوتاه یا بلند است و از چند ماه تا چند سال ممکن است بهطول انجامد. نکته اینجاست که مدتزمانِ بیش از یک سال، عموماً برای خانوادهها و خودِ همسران ناخوشایند است و میتواند زمینهساز بروز ناهنجاریهای بعدی باشد.
تردیدی نیست که وجود چنین دورهای پیش از زندگی مشترک با همۀ تأثیرات مثبتی
که میتواند داشته باشد، ضروری است؛ اما آنچه باید به آن توجه کرد، کیفیت سپریشدن این دوران و اوضاعواحوال همسران در آن است. زوجهای جوان معمولاً در این دوران فشارهای خاصی تحمل میکنند که اگر بهنحوی کنترل و مدیریت نشود، ممکن است انرژی مثبت و توان آنان را برای شروع زندگی مشترک، از میان ببرد. زمان مناسب برای دورۀ عقد و نامزدی دستکم شش ماه و «با صلاحدید مشاور خانواده» حداکثر دو سال است. اگر دلایلی برای کوتاهتر یا طولانیترشدنِ این دوره وجود داشته باشد بهشرطی پذیرفته است که مشاور خانواده با آن موافقت کرده و برنامهای برای آینده ارائه کند.
تصویر
تصویر
۴. آسیبها و مسائل و مشکلات دوران عقد و نامزدی را تحلیل کنید.
ازدواج از دیدگاهی مرحلهای در تکامل زندگی فرزند آدمی است و بهنوعی، آغازی دیگر محسوب میشود. برای واردشدن به این مرحله باید آمادگی کافی داشت و نیز حسابشده عمل کرد. غرقشدن در احساسهای عاشقانه در دورانِ قبل از ازدواج شاید باعث کمرنگشدن برخی مسائل اساسی و بیاعتنایی به آنها شود که این سهلانگاری، در دوران بعد از ازدواج بسیار لمس میشود.
برپایۀ عشق آنی و سطحی نباید وارد زندگی مشترک شد؛ چراکه عشق شاید لازم باشد، اما کافی نیست. سادهترین مسائلِ زندگی مشترک اگر نادیده گرفته شود، به مشکلات بزرگی تبدیل میشوند. پُرواضح است که هیچ زوجی مایل به طلاق و جدایی نیست؛ اما شناخت ناصحیح از مسائلِ بعد از ازدواج و سطحینگری به زندگی و کوچکشمردن مشکلات باعث شده است تا آمار طلاق بهخط قرمز برسد. پس، سطح معیارهای خویش را باید قبل از ازدواج تقویت کرد، ظاهربینی را کنار گذاشت و از مشکلات بهآسانی عبور نکرد و هیچ چیز را به بعد
از ازدواج موکول نکرد؛ زیرا ما انسانیم: یک بار بهدنیا آمدهایم و یکبار حقّ زندگی در آن داریم.
بسیاری از دختران و پسران ویژگیهای مثبت و منفیِ خود را نمیشناسند؛ مثلاً دختر یا پسری ممکن است فکر کند که بهانهگیر نیست؛ درحالیکه در خانوادۀ پدری خویش، ازایننظر استاد شده و به آن عادت کرده است. پیشنهاد میکنیم برای شناخت همسفر خویش، ابتدا خویشتن را بشناسید. روانشناسان به آن، شناخت خودِ واقعی میگویند. بعد از آن، پنجاه ویژگی مثبت و پنجاه ویژگیِ منفی همسر خویش را بنویسید و صحتوثُقم آنرا با مشاور خانواده درمیان بگذارید.
برخی فکر میکنند بهصِرف اینکه در چند مورد، دیدگاههای یکسانی دارند، کُفوِِ هم هستند؛ درحالیکه کُفوبودن را از نداشتنِ اختلافات عادتی و رفتاری و عقلی و خانوادگی و فرهنگی باید نتیجه گرفت؛ مثلاً باید بررسی کرد که زمان خواب و بیداری آنان با هم چه تفاوتهایی دارد.
این افراطها، زوجهای جوان را در ابتدا مشغول مسائل جنسی و تفریح و دیدوبازدیدها و تصمیمهای آنی میکند و از نیازهای انسانی و معنوی و درازمدت خویش غافل میسازد.
فرض کنید افراد خانوادهای در هنگام گفتوگوی صمیمی با هم نیز از کلمۀ «شما» استفاده میکنند؛ ولی افراد خانوادۀ طرف مقابل، از «تو». دو طرف باید از این مسئله آگاه باشند و در خطابهای خود، آنرا رعایت کنند؛ وگرنه افراد خانوادۀ اول ممکن است شنیدنِ کلمۀ «تو» را توهین محسوب کنند و دلخور و رنجیدهخاطر شوند.
دوشیزهای میگفت: «من و نامزدم بهشدت به همدیگر علاقهمندیم؛ اما چندی است که او به من بیاعتنا شده است و توجهی نمیکند. نمیدانم چه کنم؟» پس از بررسی معلوم شد که او زندگی را با خالهبازی اشتباه گرفته است! زیرا روزی سیصد پیامک برای نامزدش میفرستد و اگر نامزد وی وقت نکرده باشد که پاسخ مناسب و درعینحال غیرتکراری
به پیامکهای وی بدهد، انگار که دنیا بهآخر رسیده است!
بسیاری از دخترها و پسرها اعتقاد دارند که مسائل و مشکلاتی که برایشان بهوجود میآید، کوچک و پیشپاافتاده است. برای مثال، مشکل زوجین در صحبتکردنِ مؤثر و بهتوافقرسیدن را درنظر بگیرید. هر دو نفر شیوۀ صحبتکردنِ محبتآمیز و کارساز را در خانۀ پدری خود تمرین نکردهاند تا بتوانند بهصورت صمیمانه، با نامزد خویش گفتوگو کنند. آنان دائم با هم بحث و بگومگو دارند و موجبات ناراحتی یکدیگر را فراهم میکنند. آیا این مشکل کوچکی است؟ از این قبیل مسائلِ بهظاهر کماهمیت و درواقع بسیار مهم، بسیار وجود دارد.
بسیاری از مردم میگویند: «چون فلانی بچه است، نمیتواند خشم خود را کنترل کند. بعد که ازدواج کند، بهتر خواهد شد.» باید به کسانیکه چنین اعتقادی دارند، عرض کرد که همین فکر کودکانه و سادهلوحانه، بسیاری از مشکلات و بدبختیهای
جوانان را فراهم ساخته است؛ زیرا کسیکه درحال حاضر کودکانه زندگی میکند، حقّ درگیرکردن فرد سالم و آمادهای را به رفتارهای خام خود ندارد. لابد حرف بعدیِ این افراد چنین خواهد بود: «عروسی کنند، خوب میشوند» و بعد نیز خواهند گفت: «بچهدار شوند، بهتر میشوند» و در پایان: «زندگی را بهخاطر بچهها باید تحمل کرد.» اینچنین افکار مخرّب و سرنوشتسوز است که موجب گمراهی فرزندان میشود و زندگی آنان را تباه میکند. والدین محترم میبایست مطمئن باشند که فرزندانشان مهارتهای زندگی را آموختهاند و بعد، برای ازدواج آنان اقدام کنند.
زندگی زناشویی، در نوع خود، رابطهای منحصربهفرد است که درعین روزمرگی، استانداردها و ضوابط و تسهیلکنندههایی خاص دارد. برای موفقیت و استحکام آن، نیاز است که زوجین این تنظیمکنندهها را بشناسند و بهکار برند. مسلّماً، ارزش آنرا دارد که جوانان با مهارتهای همسرداری و مدیریت خانه و خانواده آشنا شوند. بدین منظور، در بخش وظایف دختر و پسر در دورۀ نامزدی، به فهرستی از آن اشاره خواهیم کرد.
دلایل متعددی ازجمله حسّ کنجکاویِ پسران باعث میشود که آنان تمایل زیادی به رابطۀ جنسیِ کامل و تمام از خود نشان دهند و شریک زندگی خود را با استفاده از شیوههای گوناگون، وادار به همراهی در زفاف کنند. دقت کنید که دختران در خانۀ پدریِ خویش نمیتوانند نقش همسری را در ارضای نیازهای زناشویی، مانند نیازهای جنسی و غیرجنسی، بهویژه نیازهای معنوی و عاطفی، بهصورت تمام و کمال ایفا کنند. بههمین دلیل، زفافِ زودهنگام انگیزۀ ورود به مرحلۀ ازدواج و طراوت زندگی زیر یک سقف را در پسران میکاهد؛ بهویژه آنانی که مسئولیتپذیری کمتری دارند و رشد اخلاقی ضعیفتر.
برخی زوجهای جوان، دوران عقد و نامزدی خود را بدترین دوران میدانند؛ زیرا بیشترین فشارهای عمرشان را در این دوران تحمل کردهاند. سرچشمۀ بسیاری از مسائل و مشکلات دوران عقد، مداخلههای لحظهبهلحظۀ خانوادههای دوطرف است که احساس آرامش و امنیت زوجهای جوان را بر اثر ندانمکاری
و مدیریت نامناسب خویش برهم میزنند. از یک طرف، خانوادۀ شوهر از دختر توقع دارند همسری کامل برای پسرشان باشد و از طرف دیگر، خانوادۀ دختر اینچنین نقشی را برای وی نمیپذیرند و اجازۀ فعالیتهای مناسبِ آنرا به او نمیدهند. این مسئله، یکی از مشکلات اصلی بسیاری از جوانان است. خانوادهها، بهلحاظ فرهنگی، آمادگی لازم را برای ورود عضوی جدید به قلمرو خود پیدا نکردهاند و درنتیجه، جایگاه فرد جدید در خانواده هنوز معلوم نیست.
نقطۀ اصلیِ معضل مذکور، نگاه متفاوت خانوادههای دختر و پسر است: معمولاً خانوادۀ دختر در پذیرش نقش جدید فرزندشان، بیشتر مشکل دارند. بهلحاظ سنتی، خانوادۀ دختر محدودیت بیشتری برای او قائلاند و درک این برایشان دشوار است که موقعیت جدید دخترشان، مسائل تازهای برایش ایجاد کرده است.
در خانوادۀ پسر، معمولاً برعکس است: پس از عقد، خانوادۀ پسر، عروسشان را با همان نگاهی میبینند که در خانوادۀ دختر پس از عروسی و شروع زندگی مشترک اتفاق میافتد.
خانوادۀ پسر توقع دارند که عروسشان تمام و کمال وارد زندگی پسرشان شود.
نکتۀ دیگری که در مسائل مدیریتیِ ازدواج باید به آن پرداخت، تفاوت مدیریت خانوادههاست. مثالی میزنم: اولیای دختر شیوۀ استفاده از آزادیها را به فرزندان خویش آموختهاند و دخترشان بیآنکه به حقوق دیگران خدشهای وارد کند، بهراحتی امور زندگی خود را مدیریت میکند؛ ولی در خانوادۀ پسر، چون بنا بر پدرسالاری و استبداد بوده و افراد خانواده، بهویژه اعضای مؤنث خانواده، طعم استقلال را تجربه نکردهاند، پسرِ این خانواده حقوقی برای خود قائل است که در خانوادۀ دختر، حقوق شخصیِ هر فرد قلمداد میشود و این، بسیاری از بگومگوهای بین دختر و پسر را دامن میزند.
ناخوشایندترین قسمت ماجرا این است که والدینِ دو طرف، چگونگیِ مراسمها و خریدها و رفتوآمدها را در ابتدا روشن نکرده باشند. آنان برای اجرای خواستۀ خویش، فشاری غیرمنطقی و مضاعف بر فرزندان خود تحمیل میکنند و درنتیجه، باعث میشوند اوقات تنهایی و فراغت
دختر و پسر به ناشادی و ناراحتی و بگومگو بگذرد و این، سرآغازی است برای بسیاری از مشکلات خانوادگی زوجهای جوان.
یادمان باشد که پدر و مادر تأثیرگذارترین افراد در شکلگیریِ ایدهها و علایق و نهایتاً رشد شخصیت فرزندانشان هستند و بهدلایل گوناگون، نباید نادیده گرفته شوند. بیتوجهی و آزردن آنان مساوی است با آزردن کسی که خیلی دوستش دارند؛ گوییکه ممکن است خودِ فرد به پدر و مادرش بیاعتنایی کند، اما به طرف مقابلش اجازه نمیدهد که چنین عملی انجام دهد و اگر تلافی هم نکرده باشد، دلخور و افسردهخاطر خواهد شد و بهتدریج کدورتهایی بین دختر و پسر شکل میگیرد که میتوانست بهوجود نیاید.
این امر موجب اختلاف و ناراحتی طرفین میشود. گویی، دختر یا پسر یا هر دو، متوجه نشدهاند که با طرف نیز خانوادهای دارد که
شایستۀ احترامی تمام عیار است. نباید بگویند مسائل و خواستههای دیگران به آنان ربطی ندارد و باید بدانند که توقع اجتماع از آنان چیست.
یکی از عواملی که رابطۀ مقدس زوجهای جوان را تهدید میکند، رفتوآمد کم و نامناسبِ پسر به خانۀ دختر است. خانمی که ساعتهای متوالی را بهیاد نامزدش بهسر برده است، دوست دارد هر روز، تماس دوستانهای با نامزدش داشته باشد و زمانیکه میبیند نامزدش وقت خود را با دوستان مجرّد خویش به خوشگذرانی میگذراند، ناراحت میشود. دراینصورت، بهزودی، روابط عاطفی آنان مخدوش میشود.
همچنین، زنان و مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراریاند و بهجای اینکه به استقبال مشکلات زندگی بشتابند و در رفع آن کوشا باشند، فرار را بر قرار ترجیح میدهند. طبیعی است، افرادی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسائل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را تَرک میگویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود همراه و
تکیهگاه مناسبی نخواهند بود.
درنظر بگیرید که مردی همیشه سرش شلوغ است و مدام، مسائل کاری، برگههای امتحانیِ بچهها و کارهای بیرون را به خانه میآورد. بهنظر میرسد که او مدت طولانی را صَرف فعالیتهای شغلی خویش میکند و هرگز موفق نمیشود با نامزدش سرِ یک سفره بنشیند. او واقعاً مثل آدمآهنی مشغول کار و کار و کار است. درحقیقت، این امر نشانهای از این مسئله است که وی نمیداند چگونه باید زندگی کند. این گروه افراد فکر میکنند که در اولویت اول، باید به مسائل شغلیِ خود برسند و فقط وقتی هیچکاری نداشتند، یاد خانواده و دیگران و قرارهایی که با دیگران دارند، بیفتند. اینان همیشه خسته بهنظر میآیند؛ زیرا به خودشان نیز نمیپردازند. اینان از زندگی فقط کارکردن و پولدرآوردن را فهمیدهاند. در یک کلام، اینجور افراد، نمیتوانند همسران خوبی باشند.
تصویر
این درست است که برای داشتن زندگی آرام، حداقلهایی لازم است؛ اما یادمان باشد که زوجهای جوانی که خودشان را بیشازپیش غرق در مسائل مادی کردهاند، به بیشترین احتمال، بعداً ورشکستههایی بزرگی میشوند. معنی ندارد که جوان در اوان زندگی، خود را آنچنان غرق در مسائل مادی کند که نتواند لحظهای آرام و قرار داشته باشد. البته، دخترها نیز نمیباست با توقعات بیشازحدّ خود، ایجاد فشارهای غیرمنطقی بر پسران را روا دارند.
جوانی نقل میکرد که نامزدش حرفهایی از قول او به والدین و بزرگترهای خویش گفته است که بههیچوجه وجود خارجی نداشته و ندارد. اینگونه حلکردن مسائل زندگی باعث میشود که اساس خانواده که برمبنای صداقت پایهریزی میشود، آسیب ببیند و زن و شوهر احساس خود را به همدیگر، از دست بدهند.
همه باید بدانیم «هریک از زن و شوهرها، طرز تلقی خود را میپروراند و مسئول رفتار خود است.»(1)
برخی تصورات غلط در بدو آشنایی و شکلگیریِ رابطۀ زناشویی، میتواند منجر به شکست و ناکامی شود؛ ازجملۀ آنها میتوان به امور زیر اشاره کرد: 1. شما تصور میکنید تنها بهصِرف آنکه شریک خود را دوست دارید، میتوانید وی را به دلخواهِ خودتان تغییر دهید؛ 2. شما تصور میکنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان است؛ 3. شما تصور میکنید عشق و رابطۀ بین شما جاودانه است: مادامیکه عاشق شریک زندگی خود باشم و انرژی، پول و وقت خود را برای وی صرف کنم، او نیز همیشه در کنار من خواهد ماند؛ 4. شما تصور میکنید شریک زندگیتان همواره باید در دسترس و
1) . شراد میلر و دیگران، آموزش مهارتهای ارتباط زناشویی: حرفزدن و گوشدادن به همدیگر، ترجمۀ فرشاد بهاری تهران: رشد، 1385، چ۲، ص17.
فریادرسِ شما باشد؛ حتی اگر شما در بدترین وضعیت زندگی باشید؛ زیرا فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشتهاید؛ 5. شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامشِ زندگی شماست.
تمام تصورات بالا اشتباه است و باید از آنها حذر کرد. برای موفقیتآمیزشدن رابطۀ جدیدتان، به نکات زیر دقت کنید:
شما قادر به تغییردادن فرد دیگری نیستید. شما تنها و تنها قادرید خودتان را تغییر دهید و تعیین کنید که چگونه با تحولات پیرامون خود کنار بیایید. آیا شما میخواهید که شریک شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ کند یا آنکه کسی باشد که خود، مایل به آن نیست؟ همچنین، باید بدانید که پدر و مادر وی نتوانستهاند او را آنچنان که میبایست، تغییر دهند؛ پس شما هم باید مطمئن باشید که نخواهید توانست چنین کنید. حتی به تغییرات آنی و کوتاهمدت نیز نباید دلخوش بود.
زندگی مشترک یعنی برآوردهساختنِ دو جانبۀ نیازها. این پاسخ به نیازها مسئلهای حساس است. در مواقعی، شریک شما در موقعیت روحی نامساعدی قرار میگیرد و مایل نیست شما در کنار او باشید و نیازمندِ تنهابودن است. این واقعیت را بپذیرید.
عشق، تبادل انرژی میان دو انسان است. بهطورطبیعی همۀ ما بهسمت فردی گرایش مییابیم که ارتعاشات بیشتری از انرژی به ما ساطع میکند؛ بنابراین افرادی که غُرغُرو، بدخُلق، دمدمیمزاج، پرخاشگر، کینهتوز و خودخواهاند، طبعاً ما را جذب خود نمیکنند. برعکس فردی که بشّاش، سرِحال، شاداب و برخوردار از اعتمادبهنفس و خودباوریِ بالا و سالمی است، ما را مجذوب خود خواهد ساخت.
شادی و خوشبختی حالتی ذهنی است که شما مختار به انتخابِ آنید. تمام شادیها و رنجها و اندوهها را خودِ شما خلق میکنید و از خارج شما یا از ناحیۀ دیگران سرچشمه نمیگیرد. بنابراین، شریک زندگی خود را مسئول خوشبختساختن خودتان ندانید. شما نباید
برای برآوردهسازی نیازهای احساسی خود، به شریکتان وابسته باشید. تنها این شمایید که مسئول احساسات خود و خَلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود هستید.
منتظر شریک ایدهآلِ زندگی برای آغاز رابطه نباشید. همچنین، از شریک خود انتظارِ کاملبودن نداشته باشید. ممکن است روزی شریک شما دست به عملی زده یا حرفی بزند که سبب رنجش، خشم و ناامیدی شما شود؛ اما بدانید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. بنابراین، منصفانه است که جایزالخطابودن انسانها را بپذیرید و همانگونه که به خودتان حق اشتباهکردن میدهید، به همسر خویش نیز حق اشتباه بدهید.(1)
بین دختر و پسر و خانوادههای آنان، معمولاً اختلاف سلیقۀ ارزشی و مذهبی وجود دارد؛ اما بهدلیل فضای معنویِ حاکم بر
1) 1. ندای مشاور.
جلسههای خواستگاری که هر فردی را تحتتأثیر خویش قرار میدهد، ماهیت مذهبی افراد در گرماگرم خواستگاری و مراسم عقد روشن نشده و تفاوتها و اختلافات ارزشی و مذهبی و اخلاقیِ افراد بهخوبی آشکار نمیشود. ازاینروست که بعد از شروع دورۀ نامزدی و پس از مدتی کوتاه که دختر و پسر بهحالت تعادل و ثبات خود نزدیک شدند، درگیریهای عقیدتی و اخلاقیشان اوج میگیرد و موجبات نومیدی آنان را فراهم میکند.
صمیمانه باید بهعرض برسانم که این حالات افراطی بیش از آنکه نشانۀ دینداری و مذهبیبودن افراد باشد، دلیلی بر مشکلات شخصیتی و خلقوخویی آنان است.
کسانیکه به دروغ متوسل میشوند، باید بدانند که دروغگفتن و تظاهرکردن بیفایده است؛ زیرا طرف مقابل بهراحتی آنرا احساس میکند. صداقت و بهتر بگویم، دروغنگفتن، اولین و مهمترین اصل برای شروع زندگی مشترک سالم
و موفق است. حتی اگر صداقت باعث قطع پیوند زوجین در همان دوران نامزدی شود، نباید ترسید؛ زیرا مطمئناً رابطهای که بهصورت معیوب شروع شده باشد، دیر یا زود رشتۀ زندگی خانوادگی را پاره میکند.
فرض کنید یکی از زوجین از پرسهزدن در خیابان و پارک لذت میبرد؛ ولی فرد دیگر علاقهمند است در گوشهای از محیطی تفریحی بنشیند و با طرف مقابل گفتوگو کند. یا اینکه فرض کنید یکی از آنان علاقۀ شدیدی به رفتوآمد بین دوستان و خانوادهها دارد؛ ولی دیگری، این عمل را برای خویش شکنجه میداند. به این اختلافها را باید احترام گذاشت و با مدیریت صحیح، آنها را پاسخ داد.
تحقیقات نشان میدهد زوجهایی که ازدواجشان با سعادتی همهجانبه و رومانتیک آغاز شده است، مستعدّ طلاق زودهنگاماند؛ زیرا ادامۀ چنین روند
هیجانی شدیدی، بسیار مشکل است. ازدواجهایی که با عشقهای سینمایی آغاز میشوند، آیندهای مشکوک دارند. خانمی با گریه و ناراحتی میگفت که چند روز پیش، نامزدم اعلام کرده است: «جدایی بهنفع ما است؛ زیرا احساسی به تو در خود نمیبینم.» در بررسیهای بعدی، متوجه شدیم که مزاحمتهای روزافزون خانم باعث شده است که حوصلۀ پسر بهتحلیل رود. خانم با ارسال روزانه حدود پانصد پیام کوتاه برای ابراز علاقه به نامزدش، او را خسته کرده بود.
نشانههای عدمتعادل روحی بدین قرار است: 1. در سخنان فرد انسجام دیده نمیشود؛ 2. حرکات و سَکناتی غیرعادی از وی بروز میکند؛ 3. ظاهری غیرمتعارف دارد؛ 4. ادعاهای غیرواقعی از خود بروز میدهد؛ 5. مواردی خاص از تیکهای صوتی بروز میدهد؛ 6. عملکرد نامطلوب تحصیلی و شغلیِ فرد، مشهود است.
باید تحقیقات کامل را در بدو خواستگاری انجام داد. اگر کسی در ابتدا بررسی کافی و اطمینانبخشی صورت ندهد، نمیتواند دیگری را مسئول پنهانکاری بداند.
مشخصنبودن نحوه و میزانِ ریالی خریدهای هر دو طرف برای همدیگر و همچنین زرنگبازیهای برخی افراد و سوءاستفادۀ آنان از رودروایسیهایی که ابتدا بین دو خانواده وجود دارد، موجب بسیاری از دلخوریها و ناراحتیهای بین دختر و پسر در آینده میشود و باید از آن پرهیز کرد.
بسیاری از افراد عادت کردهاند که زندگی و روابط شخصیشان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنند و بهدنبال این مقایسه، از طرف مقابل توقعهای خاصی را انتظار داشته باشند یا انتقام ناکامیهای قبلیشان را از نامزدشان بگیرند! ممکن است بعضی ازمقایسهها براساس نیّت خیر و بهقصد اِصلاح طرف مقابل انجام شود، اما بهتر است از روشهای مناسب دیگری برای تغییر و اصلاح رفتار استفاده شود.
یکی از مسائلی که باعث میشود دوران عقد به ازدواج ختم نشود، طولانیشدن بیشازحدّ آن است؛ بهویژه وقتی که زوجین مهارتهای زندگی را چندان نیاموخته باشند و عوامل تشدیدکنندهای همچون مداخلات خانواده نیز در کار باشد. نگرانی، احساس بلاتکلیفی، تکدّر خاطرِ دختر و خانوادۀ او از وضعیت موجود و خدایناکرده بههمخوردنِ نامزدی، از عوارض عقد طولانی است.
وقتی که جوانان اهداف مشخصی در زندگی نداشته باشند، بهسرعت احساس پوچی و غیرمفیدبودن به آنان دست میدهد.
با کمی خلاقیت و تمرکز و تیزهوشی میتوانیم طوری رفتار کنیم که همیشه حرفی جدید برای گفتن به همدیگر داشته باشیم و از همدیگر خسته نشویم. مطالعه و آگاهی از آنچه در اطراف ما میگذرد، بررسی علایق و نیازهای طرف مقابل و... راهکارهایی است که زوجها را همیشه برای هم دوستداشتنی
و نو نگه میدارد. در یک کلام، اگر از همدیگر عقب بمانیم، زندگیمان نابود میشود؛ مثل ترازویی که همیشه یک کفۀ آن سنگینتر از دیگری است. زن و مرد باید پابهپای هم حرکت کنند تا همیشه همراهِ هم باشند. بایسته است که همسران محترم، علاوه بر استفاده از زیباییهای بدنی، از زیباییهای عقلی و زیباییهای خُلقوخویی و زیباییهای عاطفی و مهارتهای اجتماعی نیز بهره ببرند.
بهطورمعمول مشخصکردن انتظارها در روابط همسران، باعث معیّنشدن وظایف و حدودِ روابط دوستانۀ آنان میشود. در خانوادههایی که انتظارهای متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، ارتباط آنان آسیبپذیر میشود و زوجین نمیدانند دربرابرِ همدیگر دقیقاً چه وظایفی بهعهده دارند.
وقتی وارد خانه میشوید، انتظار دارید با شما چگونه برخورد شود؟ آیا تابهحال به همسرتان گفتهاید که چه انتظارهایی از او دارید؟ تفاوت و تعارض در انتظارات موجب میشود فضایی
نامساعد و کینهتوزانه بهوجود آید. گاهی اوقات، داشتن توقعات بیشازحد از همسر سلامت خانواده را در معرض تهدید قرار میدهد؛ مثلاً اینکه او باید همچون فرشته باشد یا معلومات بسیاری داشته باشد یا در نظم زندگی سرآمدِ دیگران بهحساب آید.
تصویر
تصویر
۵. قبل از شروع دورۀ نامزدی چه توافقاتی باید بین خانوادهها صورت پذیرد؟
۱. آداب رفتوآمد: بهغیر از مسائل استثنایی و نادر، تمام رفتوآمدها باید با هماهنگیِ مستقیمِ مادر عروس انجام شود. درعینحال، ماندنِ شبهنگامِ داماد در خانۀ عروس، مناسب نیست؛ مگر اینکه معذوریتهایی برای داماد پیش آمده باشد؛ مثل اینکه از راه دور آمده باشد یا اینکه قبل از عقد، والدین عروس با یک شب ماندنِ وی در هفته، توافق کرده باشند. درضمن، حضور داماد باید کمترین مزاحمت را برای خانوادۀ عروس بههمراه داشته باشد. عروسِ سرخانهبودن نیز عواقب نومیدکنندهای، ازجمله دلزدگی برای دختران، در پی دارد که توصیه میکنیم، شدیداً از آن پرهیز شود.
اولاً، لازم است که خانوادهها در هنگام خواستگاری، شیوۀ رفتوآمدها را با هم توافق کرده و میزان و کیفیت تفریحها و مسافرتها را روشن کنند. ثانیاً، بهتر است در هر هفته، حداکثر دو بار، تفریح داشته باشند؛ ثالثاً، داماد با مادردختر هماهنگ باشد و بهاینصورت نباشد که بگوید: «من هرجا که دوست دارم میخواهم با خانمم بروم و
به کسی ارتباطی ندارد.» رابعاً، دختران عزیز بدانند که پسران در دوران عقد و نامزدی، شوهرِ آنان نیستند؛ بلکه آنان با هم نامزد و مَحرماند و پای خود را بیشتر از آن، نباید از گلیم خویش دراز نکنند. اگر الان شوهرشان است، بعد از عروسی چه نامی بر وی میگذارند؟ بسیاری از مشکلات موجود بین دختر و پسر، در دورۀ عقد، ناشی از همین مسئله است: اینکه پسر فکر میکند شوهر دختر است و بر این مبنا، مطالباتی زناشویی از نامزد خویش دارد که درحال حاضر، در توان دختر نیست. ضمناً خانوادۀ عروس باید از زمان حضور دامادشان مطلع باشند تا برای استقبال و پذیرایی، آمادگیهای لازم را داشته باشند و آقای داماد با ناهماهنگیِ برنامهها و احیاناً نامناسببودن اوضاعِ ظاهری عروسخانم روبهرو نشود. هماهنگیِ تلفنی از قبل، سادهترین کاری است که میتوان انجام داد.
دختران عزیز نباید شبها در خانۀ داماد بخوابند. آنان حداکثر یک بار در هر هفته باید به خانۀ داماد رفته یا اینکه با آنان به دیدوبازدید بروند.
شایان ذکر است که خانوادهها اگر ماهی یک بار دورِ هم جمع شوند و باهم باشند، خوب است. دوباره متذکر میشویم که عروس سرخانهبودن در دوران عقد و نامزدی باعث دلزدگی داماد و بهوجودآمدن اختلافات متعدد میشود.
قبل از عقد باید تمامی مراسمها و خریدها و آوردوبُردها را بهصورت ریز و اجرایی، یادداشت کرد. طبیعی است که هیچکدام از طرفین نمیتوانند برنامههای نوشتهشده را عوض کنند؛ مگر آنکه یک طرف بخواهد لطفی به دیگری و خودش بکند و البته هیچکس در انجام لطف، مجبور نیست.
برای داوری و نزدیککردن آراء خانوادهها به یکدیگر و احیاناً وصلکردن خانوادهها و افراد با همدیگر، وجود فردی که پذیرفتۀ دو خانواده باشد و حرفش فصلالخطاب بوده باشد، ضروری است. ویژگیهای این شخص عبارت است از: ۱. خوشصحبت و خوشبرخورد باشد؛ 2. از رسوم خانوادهها مطلع
باشد؛ 3. قاطع و باثبات بوده باشد؛ 4. قدرت استدلال داشته باشد؛ 5. موردقبول و احترام دو خانواده باشد؛ 6. بتواند در مواقع ضروری برای اطلاع از اتفاقات و رسیدگی به آنها وقت کافی بگذارد. اگر دو خانواده نتوانستند چنین کسی را بیابند، میتوانند از یک مشاور خانواده که معمولاً به وی مراجعه میکنند، بهره ببرند.
ممکن است در خانوادهای، پدر و در خانوادۀ دیگر، مادر مدیریت کند. در این مسئله، نباید تعارف کرد و بیجهت قضیه را بهبهانۀ رعایت احترام، فرو گذاشت؛ وگرنه بگومگوهای زیادی بهدنبال میآید و ایجاد مشکل میکند. اگر مدیر مراسم عروسی مشخص شده باشد، همۀ اعضای خانواده با وی هماهنگ خواهند شد، طرف حساب آنان در خانوادۀ دیگر نیز مشخص است و مسائل با هم مخلوط نخواهد شد.
تصویر
۶. بیستویک وظیفۀ دختر و پسر را در دورۀ نامزدی، برشمارید.
بهراستی این دوران برای چه امری پیشبینی شده است و اصولاً چرا رسم است که پیش از ازدواج، دورهای ویژه بهنام نامزدی وجود داشته باشد؟ چه کارهایی در آن انجام میشود؟ چه فعالیتهایی را باید در این دوران انجام داد و از چه مسائلی باید پرهیز کرد؟
۱. برای تفاهم بیشتر، شناخت خود را از یکدیگر افزایش دهید: «یقیناً آشنایی با خصوصیات رفتاری، روحی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی میتواند سهم بسزایی در موفقیت، انتخاب درست و شایسته، کامیابی، خوشبختی در زندگی زناشویی و پیوند ازدواجی که با هم خواهند بست، ایفا کند.»(1)هرچند دختر و پسر، در مرحلۀ گزینش، باید شناخت کافی از هم پیدا کرده باشند، علاوه بر آن شناخت، باید در دوران نامزدی، آشناییِ ملموستر و محسوستری از یکدیگر
1) 1. امیر ملکمحمودی الیگودرزی، راهنمای ازدواج: آنچه یک پسر و دختر دربارۀ انتخاب همسر باید بدانند، قم: مشهور، 1382، ص14.
پیدا کنند و با روحیات و اخلاق و دیدگاههای هم، بیشتر آشنا شوند. در حقیقت، این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی، تکمیلکنندۀ شناختِ مرحلۀ گزینشی است. آنگاه در پرتو این آشناییِ نزدیک و کامل، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک، آماده میکنند. آن شناخت، برای«انتخاب» بود و این شناخت، برای«تفاهم و سازگاری».
دختر و پسر و خانوادههای آنان، برای شناخت بیشتر، این فعالیتها را میتوانند انجام دهند: 1. مطالعۀ کتابهایی که برای تفاهم زوجها نوشته شده است؛ 2. دعوتهای خانوادگی برای آشنایی بیشتر؛ 3. توجه به خواسته ها و علایق منطقی یکدیگر؛ 4. توجه به خطقرمزها و اموری که افراد، از انجام آن، واکنش ناراحتکنندهای از خود نشان میدهند؛ 5. شناخت حالات روانی و روحیِ خصوصی طرف، در موقعیتهای گوناگون.
«زن و مرد در سایۀ ازدواجی مشروع، مکمل یکدیگر میشوند و هرکدام میتوانند طریق سعادتمندانهای در پیش گیرند؛ نقایص خود را با
یکدیگر رفع کنند؛ دلدار و آرامشبخشِ هم باشند و در تنگناها و رفع مسائل و مشکلات، پناه یکدیگر باشند.»(1)والدین و اطرافیان، اغلب به دختران و پسران چنین میآموزند که با فردی ازدواج کنند که پس از آن، شخصیت او را آنطور که میخواهند، تغییر دهند. باید به اینان گفت که شاید همسرِ شما دچار نوعی ضعف اخلاقی باشد که پس از ازدواج، با دلگرمکردنِ او به زندگی خانوادگی بتوانید آن ضعف را در او از بین ببرید؛ اما محال است بتوانید شخصیت فردیِ یک نفر را عوض کنید. از همان دوران کودکی، تمامی دیدهها و شنیدهها و اندرزها در شکلدادن به شخصیت او نقش اساسی دارند. پس چطور ممکن است شما بتوانید کسیرا مجبور کنید تمامیِ خاطرات ذهنی خود را که در طول زندگی در ذهن او انباشته شده است، از خود دور کند و از او شخص دیگری، آنطور که شما مایلید، بسازد.
1) 1. همان، ص22.
البته، همانطور که در ابتدا ذکر شد گاهی برخی رفتارهای غلطِ آدمی بر اثر ناآگاهی است که اگر به آن مسائل، آگاهی پیدا کند، دیگر آن رفتارهای غلط را تکرار نمیکند. درضمن، فقط وقتی فرد قادر است چنین تغییراتی در خویش ایجاد کند که نیاز به تغییر را در خود احساس کرده باشد. پس کسی را برای زندگی باید انتخاب کنید که بهدور از عنوانهای اجتماعی و تیپ ظاهر، از نظر شیوۀ تفکر و ارزشها، اشتراک زیادی با شما داشته باشد.
با اینهمه، اگر کسی خصوصیتی را در نامزدش مشاهده میکند که دلپسندش نیست و می خواهد آنرا برطرف یا اصلاح کند، یا صفت و حالتی جدید در او ایجاد کند، بهترین دوران برای این اِصلاح و تغییر و تربیت، دوران نامزدی است. چون هنوز روابط دختر و پسر عادی نشده و برای هم، احترام و محبت خاصی قائلاند؛ درنتیجه، پذیرش آنان از همدیگر بیشتر است و زمینۀ تحول و تغییر و اِصلاح، مساعدتر. البته، نباید از یاد برد که نمیتوان فردی را که سالها به شیوه و عادت خاصی خو گرفته است، و بهطورکلّی تغییر داد و متحول کرد؛ بنابراین،
منظور ما اِصلاح و تغییر در اصول بنیادینِ شخصیت فرد نیست. نهایتاً بهعرض میرسانیم: اینکه میگویند «وی را تغییر داده و میسازم»، جملهای است شیطانی و در زندگی جوانان، بیشتر، نقشی تخریبی ایفا میکند تا نقشی سازنده.
از شرطهای اصلیِ سعادت در زندگی زناشویی، محبت است و زمینۀ آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد؛ اما دوران نامزدی، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اَعمال نامزدها، در افزایش محبت یا کاهش آن، مؤثر است. با تأسف، بیش از 80درصدِ مردهای ایرانی شیوۀ اِبراز احساسات درست و بجا را نمیدانند. بنابراین، دختر و پسر باید کاملاً مواظب اَعمال خود باشند و از هر عمل پسندیدهای که باعث افزایش محبت میشود، کوتاهی نکنند و از کارهایی که موجب دلسردی و کاهش محبت میشود، اجتناب کنند. وجود نگرشهای غلط، یکی از موانع محبت است. گاه، برخی میگویند: «اگر به همسر خود محبت کنیم، سوءاستفاده میکند، توقعات او بالا میرود یا از ما حساب نمیبرد» و لذا
از اظهار محبت دریغ میکنند. باید خاطرنشان کنیم که مراد از محبت، محبت افراطی نیست و محبت بجا و بهاندازه، در هر زمان و برای هر کجا و در هر سنوسالی، لازم است.
زندگی زناشویی رابطهای در نوع خود منحصربهفرد است که در عین روزمرگی، خموچمها و تسهیلکنندههایی خاص دارد و برای موفقیت و استحکام آن، نیاز است که این تسهیلگرها را بشناسیم و بهکار ببریم. در زیر، فهرستوار، به آنها اشاره می کنیم:
باشیم؛ 16. بنا را بر صداقت بگذاریم و راستگو بوده، دروغگو نباشیم. فراموش نکنیم که دروغ پایههای زندگی را سست میکند؛ 17. محیط خانواده را باصفا کنیم؛ 18. به ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ 19. به نیازهای همسرمان توجه کنیم؛ 20. به فکر بهداشت روانی همسر خویش باشیم؛ 21. با یکدیگر مشورت کنیم؛ 22. قدرشناس باشیم؛ 23. احساس مسئولیت داشته باشیم؛ 24. برنامهریزی کنیم؛ 25. الگوی خوبی باشیم؛ 26. از چشم همسرمان به خود بنگریم و خود را بهجای وی بگذاریم؛ 27. به خواستهها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ 28. میانهرو و متعادل باشیم؛ 29. با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ 30. روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ 31. جملات دلگرمکننده بگوییم. به همسر خود بگوییم که من بهخاطر عشق به تو همۀ سختیهای زندگیمان را میپذیرم. چنین جملاتی باعث دلگرمی او میشود؛ 32. در اشتباهات، همسر خود را راضی کنیم؛ 33. با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از امور و کارها، وی شایستهتر است؛ 34. برای گفتهها و پیشنهادهای
همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقلِ کل ندانیم. باور داشته باشیم که همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزادهاند؛ 35. سختیها و مشکلات محیط کار را در حدّ ضرورت، با همسرمان در میان بگذاریم؛ 36. فرمان ندهیم و خانه را به پادگان تبدیل نکنیم؛ 37. تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ 38. از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ 39. زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هرکسی مطابق سلیقه و عقل و درایتِ او اداره میشود؛ 40. روی نقاطضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ 41. خطقرمزهای خود و همسرمان را شناسایی کرده، برای همدیگر تشریح کنیم و خودمان نیز رعایت کنیم؛ 42. در اشتباهات، مقابلهبهمثل نکنیم.
نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگر باشند و برای آن، ارزش قائل شوند و واکنشهای مناسبی از خود بروز دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان بهای لازم را نمیدهند، به او
بیاعتنایی میکنند و خیال میکنند که این عمل باعث عزیزترشدنشان میشود! حال آنکه کاملاً برعکس است و چنین رفتاری باعث جریحهدارشدنِ عواطف نامزدشان میشود و درنتیجه، طرف مقابل کینۀ وی را بهدل میگیرد و از قِبَلِ آن، لطمههای سنگینی به زندگی آنان وارد میآید.
بهیاد داشته باشیم که خاطرات دوران نامزدی، معمولاً، تا آخرِ عمر در ذهن میماند و در زندگی آینده، تأثیر میگذارد: هم خاطرات شیرین و هم تلخ. بنابراین، رفتار نامزدها باید کاملاً حسابشده باشد و از اَعمالی که بهغرور و شخصیت یکدیگر لطمه میزند، اجتناب کنند. بیاعتنایی و سرسنگینی و تکبر درمقابل طرف مقابل، لطمههای سنگینی به عواطف و شخصیت وی میزند.
متأسفانه، فراوان مشاهده میکنیم که پسران جوان از بیاعتنایی و سرسنگینیِ نامزدشان گِله و درددل دارند و مثلاً میگویند: «هدیهای برای نامزدم گرفتم و با هزار امید و آرزو به دیدارش رفتم؛ اما او بیاعتنایی و بیاحترامی کرد و مرا تحویل نگرفت و با دلی شکسته و
پُرخون، از منزلشان بیرون آمدم... .» دختران متدیّن و باعفت بدانند که این کارها، لازمۀ تدیّن و عفت نیست، بلکه حرام است. معنا ندارد که دختر، درمقابل نامزدش که به او مَحرم است و درحقیقت شوهر اوست، خود را مخفی کند و به او بیاعتنایی کند. بله، این را قبول داریم که دختران عفیف و باحیا در اوایل دوران نامزدی، خجالت میکشند و نمیتوانند با نامزدشان رفتاری خیلی صمیمی و محبتآمیز داشته باشند؛ دراینصورت، پسران هم باید رعایتِ حال آنان را بکنند. اما این حالت و خجالت باید بهزودی برطرف شود و رابطهشان صمیمی و پُرمحبت و درعینحال، همراه با احترام متقابل باشد.
هدیه در جلب دلها و افزایش محبتها، نقش عجیبی دارد. بر نامزدها لازم است که از این فرصت زیبا و مهم غفلت نکنند. لازم نیست که هدیه، گرانقیمت باشد؛ بلکه لازم است زیبا و دلخواهِ طرف مقابل باشد و مهمتر آنکه «با احترام و ظرافت ارائه شود.» بنابراین، هدیهدادن، ظرافت و سلیقۀ خاصی میطلبد. این هم فراموش نشود که در
فرایند هدیهدادن، باید دو طرف هدیه بدهند؛ نه اینکه فقط پسر به دختر. البته پسران باید هدایای بیشتری بدهند! جوانان آگاه باشند که اگر موقعیتی خاص وجود دارد که در آن، قادر به تهیۀ هدیۀ مناسب نیستند، حتماً به عروسخانم بگویند که «دلم میخواست هدیهای برای شما تهیه کنم؛ ولی فرصت مناسبی برای انتخاب آن پیدا نکردم. در اولین فرصت و بهمحض شناخت سلیقهات، این کار را انجام خواهم داد.»
یادآوری این نکته ضروری است که حتماً روی بستهبندیِ کادو را با جملۀ «دوستت دارم» زینت دهید و این جملۀ معجزهآسا را هم بگویید. همسری که زودتر از دیگری، از علایق و سلیقههای همسرش مطلع میشود، موفقتر است.
نوشتن نامههای پُرمحبت و باصفا، تأثیر نکویی در افزایش محبت و استحکام رابطۀ بین نامزدها دارد. حتی اگر دو نامزد بههم نزدیک باشند و همیشه یکدیگر را ببینند، باز هم نوشتنِ نامه تأثیر خود را دارد. نامزدها میتوانند
نامهها را بنویسند و پس از ملاقات و هنگام جداشدن از هم، نامهها را به یکدیگر بدهند. البته هرگاه مسافرتی پیش آمد و از هم دور شدند، نامهها باید بیشتر و مفصّلتر شود. همسرانی دیده میشوند که پس از گذشت سالها از زمان ازدواجشان، هنوز نامههای دوران نامزدی را نگه داشتهاند و مطالعه میکنند و این کار پسندیده برایشان خاطرهانگیز و لذتبخش است.
زوجهای جوان باید در این دوران شیرین و بهیادماندنی، دیدارهای دوستانه داشته باشند. ملاقاتها، امید و شور و علاقه را در هر دو نفر تقویت میکند. این کار نهتنها خلافعفّت نیست، بلکه باعث تقویت عفّت در هر دو میشود. طبیعی است که در این دیدارها، باید با یکدیگر صحبتهای محبت آمیزی داشته باشند، عشق و علاقه و محبت خود را به همدیگر نشان دهند، دربارۀ زندگی آیندهشان گفتوگو کنند و به هم دلگرمی و امید بدهند. تفریح و گردش و مسافرتهایی با هم، بسیار مؤثر است. ملاقات و گفتوگوی زوجین در این دوران، نهتنها به آرامش روحی و ایجاد فضای مناسب برای
تصویر
شناخت بیشتر کمک میکند، بلکه مجال بیشتری برای نزدیکیِ خانوادههای دو طرف نیز فراهم میسازد. بنابراین، رعایت نکات زیر در ملاقاتها میتواند به شادابیِ زوجین کمک کند:
اول، رسیدگی به وضع ظاهری: رسیدگی به وضع ظاهری داماد، در دیدار عروسخانم لازم است. پس آقایان نباید اِصلاح موهای سر، مرتب و تمیزبودن لباس و استفاده از عطر دلخواهِ عروسخانم را فراموش کنند. عروسخانم هم بهتر است لباسی بپوشد که بهقولمعروف، بیشتر به او میآید و با آن، جذابیت بیشتری پیدا میکند؛ دوم، درصورتامکان آمادهکردن اطاقی برای زوج جوان؛ سوم، رسیدگی به سرووضع خانه و آمادهکردن امکاناتی برای پذیرایی و خوشبودن خانواده؛ چهارم، مادرِ دختر باید برنامهای برای رسیدگی به دامادِ خود داشته باشد و همه چیز را به دخترش واگذار نکند. مگر آنکه تمامی مهارتهای پذیرایی را دخترش بلد باشد و برای پسر نیز حضور مادرِ عروس مسئلۀ مهمی نباشد. پنجم، پرهیز از دعوتهای نابجا و بزرگ موجبات اذیت دختر و نیز شلوغی و مزاحمتهای خانه و خانواده میشود؛ ششم، پرهیز از غیرعادی
جلوهدادنِ محیط خانه و خانواده.
همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، دلایل متعددی ازجمله حسّ کنجکاویِ پسران باعث میشود که آنان تمایل زیادی به رابطۀ جنسیِ کامل و تمام از خود نشان دهند و شریک زندگی خود را با استفاده از شیوههای گوناگون، وادار به همراهی در زفاف کنند. دقت کنید که دختران در خانۀ پدریِ خویش نمیتوانند نقش همسری را در ارضای نیازهای زناشویی، مانند نیازهای جنسی و غیرجنسی، بهویژه نیازهای معنوی و عاطفی، بهصورت تمام و کمال ایفا کنند. بههمین دلیل، زفافِ زودهنگام انگیزۀ ورود به مرحلۀ ازدواج و طراوت زندگی زیر یک سقف را در پسران میکاهد؛ بهویژه آنانی که مسئولیتپذیری کمتری دارند و رشد اخلاقی ضعیفتر.
از طرف دیگر، خانمها احتیاج به مدتزمان بیشتری دارند تا آمادگیِ زفاف را پیدا کنند. آنان معمولاً بعد از عقد و ازدواج، بیشتر به این مسئله فکر میکنند که چطور میتوان زندگی
مشترک خویش را تقویت کرد و چگونه میتوان رابطهای محکمتر و قویتر با همسر برقرار کنند. درنتیجه، برای برقراری روابط جنسی باید به آنها فرصت بیشتری داد.
مطلب دیگری که لازم است بهعرض خوانندگان محترم برسانیم این است که در اوایل ازدواج، مهم نیست چقدر زن و مرد جذابیت جنسی دارند؛ بلکه نکتۀ اصلی آن است که اگر در این دوران، بهسرعت و بدوندادن فرصت به طرف مقابل، وارد مرحلۀ جنسی شوند، مثل آن است که آب یخ روی سر یکدیگر ریخته باشند! مثل اینکه هنوز در شروع جادهاند و هنوز راه را طی نکرده، یکباره به آخرِ آن رسیده باشند. با عجله در کاملکردن رابطۀ جنسی، امکان دارد مدتی طرفین از هم رانده شوند و این چیزی است که موردپسندِ دختران نیست.
مراحلِ پس ازدواج را میتوان به چهار مرحله تقسیم کرد: آشنایی بیشتر؛ ارزشیابی طرف مقابل؛ ایجاد احساس قوی و ثابت به همسر؛ ورود به خلوت و حالات روحی خصوصی طرف مقابل. نکته اینجاست که باید اجازه داد رابطۀ جنسی در مرحلۀ چهارم صورت گیرد. باید بتوان
با صمیمیت، به خلوتِ روحی کاملاً منحصربهفردِ طرف مقابل وارد شد و رابطۀ جنسی خوب و مؤثری برقرار کرد؛ در غیراینصورت به تجربهای ناگوار و ناخوشایند و اجباری تبدیل میشود. آنچه در این مرحله بسیار مهم است این است که هر دو طرف بدانند دیگری به حوزۀ خصوصیِ زندگی خودش و طرف مقابل چه حسی دارد؟
بسیار مایۀ تأسف است اگر زن و مرد، عالَمِ جنس مخالف را بهخوبی نشناخته باشند و روانشناسیِ زنان و مردان را مطالعه و تعمق نکرده باشند و ندانند در دنیای جنس مخالف چه میگذرد و احساساتش چگونه است و بهعنوان یک زن یا مرد چگونه باید با عواطف او برخوردی مناسب داشته باشند و هزاران نکتۀ ظریف دیگر. ضروری است که زوجین، قبل از ازدواج و در دوران آشنایی، برای این سؤالات پاسخی مناسبی پیدا کرده باشند.
اگر شناخت وضعیت روحی و عاطفیِ طرف مقابل بهطورکامل انجام نشده باشد، رابطۀ جنسی به یکی از بزرگترین سرچشمههای سوءتفسیر از شریک زندگی تبدیل شده و باعث دوری و
سردمزاجی میشود. فراوانیِ این مشکل، در خانمها بسیار بیشتر مشاهده میشود.
شب زفاف درنظر تمامی زوجهای جوان شبی خاطرهانگیز است و تمامیِ کسانیکه این شب را تجربه کردهاند، بیشک تا آخر عمر فراموش نمیکنند. پیشنهاد مؤکّد نویسنده این است که زفاف را به پس از مراسم عروسی موکول کنند و بدینوسیله باعث شوند مرحلهای بسیار خوشایند را در اوان عروسیِ خویش تجربه کنند و موجبات رضایت و دلخوشیِ هم را در زمانی فراهم کنند که مسئولیت زندگی زناشویی، کار را بر آنان سخت کرده است. اگر دلایلی خاص برای زفاف قبل از عروسی هست، از پزشکان و مشاوران خانواده و ازدواج راهنمایی بگیرند تا برداشتهای نامناسبی در افکار شریک زندگیِ آنان پیش نیاید.
در مسائل جنسی میتوان از راهنمایی دیگران نیز کمک گرفت: پزشکان و مشاوران خانواده و ازدواج، راهنمایان خوبی در این زمینه هستند و بهتر است از همان روزهای اولِ نامزدی، بدونخجالت و رودربایستی، سؤالاتی را که در زمینۀ مسائل جنسی برای
زوجهای جوان پیش میآید، از افراد صلاحیتدار پرسید و مطمئن بود که بهتر از دروهمسایه راهنمایی میکنند.
حتماً بچهها را دیدهاید که چطور بیپروا و آزاد، اِبراز احساسات میکنند. قرار نیست ما هم مثل کودکان رفتار کنیم؛ اما باید صداقت و آزادی در نشاندادن احساسات را از آنان یاد بگیریم. وقتی احساساتمان را صادقانه و صمیمانه بیان میکنیم، همانطور هم جواب میگیریم. بنابراین، بهجای اینکه با تکلّف رفتار کنیم و از اِبراز احساسات بترسیم و با کنایه صحبت کنیم، باید راحت و آزاد اِبراز محبت کنیم. حتی با بیان دلخوریها بهصورت زیرکانه و صمیمانه، طرف مقابل فرصت جبران یا دفاع پیدا میکند و بهسادگی، فرصتِ ازبینرفتن کدورتهای زوجین ایجاد میشود.
هرگز این نگرش را سرلوحۀ رفتارتان قرار ندهید که اگر من بگویم «اشتباه کردهام»، شاید همسرم از این مسئله سوءاستفاده کند
و آنرا مانند برگِ برندهای دائماً علیه من استفاده کند یا باعث شود که اعتماد او به حرفهای من، کم شود. از حرفزدن نترسید؛ اما میبایست از رک و بیپروا حرفزدن هم پرهیز کنید. برای اینکه بتوانید حالات کلامی خود را تقویت کنید، بهتر است جملات زیبایی را که از مردم میشنوید یا جملاتی که به ذهن خودتان رسیده است، یادداشت کرده و از بَر کنید تا در هنگام ضرورت، مثل ضربالمثلها که بهسادگی بهیاد میآیند، بتوانید از آنها استفاده کنید.
موضوع هم فقط این نیست که چقدر وقت صَرف حرفزدن با هم میکنید؛ بلکه مهم آن است که دربارۀ چه چیزی و چگونه با یکدیگر حرف میزنید و به همدیگر گوش میدهید. تعریفکردن از ویژگیهای یکدیگر و نیز نوع رفتار و لباس و وضعیت ظاهری همدیگر بر جذابیتِ این دیدار میافزاید. پس خساست و صرفهجویی نکنید و احساسات خود را بهزبان آورید. بهتر است بیان این احساسات به زیباترین شکلِ موجود صورت گیرد؛ بهطوری که زوجین، یادآوریِ آنرا برای سالیان دراز، قوّت قلب خود قرار دهند.
پس در این موضع، سکوت نمیتواند معنای خوبی داشته باشد؛ چراکه گاه سکوتکردن نشانۀ تردیدداشتن تلقی میشود. بهخاطر داشته باشید که اگر یکی یا هر دوی شما کلاً فردی کمحرف و ساکت است، حتماً در اولین جلسۀ ملاقات، این خصوصیت را بیان کنید تا سبب نگرانی طرف مقابل نشود.
درضمن، باید سعی شود گفتوگوها در عِین رسایی و گرمی و بجابودن، با زبانی نرم و لَیِّن صورت پذیرند. درنظر داشته باشید که فرایند ارتباطی ماهرانه، منجر به رضایتبخشترین و اثربخشترین پیامدها بین زن و شوهرها میشود. بنابراین، از صراحت لهجه یا بهاصطلاح رکبودن و همچنین از جملات ابهامآمیز بپرهیزید. بعضی از زوجین، از پُرحرفبودن طرف مقابل گِله میکنند و میگویند که وی اصلاً مجال صحبتکردن به من نمیدهد. گفتوگویی مناسب است که متناوب پیش رود: یکی گوینده باشد و دیگری سکوت کند و بعد، برعکس.
نکتۀ مهم دیگری که در این گفتوگوها لازم و بلکه اساسی است، رعایت صداقت است.
دروغگفتن از لطف کلام میکاهد و تداوم زندگی مشترک را بهمخاطره میاندازد. اگر زوجین بدانند که دروغگویی تا چه حد مبنای زندگیِ مشترک را متزلزل میسازد، هرگز دروغ نمیگویند. در این فرایند، بهخاطر داشته باشید که همسرتان را آنطور که هست، بپذیرید و با تحقیرِ او، موجبات دروغگویی او را فراهم نکنید.
آیا باید هر راستی را گفت؟ زن و شوهر باید بههم راست بگویند؛ ولی آیا ضرورت دارد که هر راستی را بگویند؟ خیر. یکی از مشکلات جدّی در زندگی مشترک، از همینجا پیدا میشود. زوجهای جوان باید بدانند که فاشکردن اسرارِ خانوادگی ضرورتی ندارد و از بیان چیزهای راستِ غیرضروری که ممکن است از علاقۀ همسران به یکدیگر بکاهد، حتماً پرهیز کنند.
توصیۀ ما به دامادهای محترم این است که اگر قرار است با نامزد خود به گردش بروید، حتماً بهاندازۀ کافی پول بردارید؛ زیرا در دوران عقد، خانمها بهشدت نگران خِسّت مردهایشان هستند. عروسخانمها با خود میگویند «سالی که نکوست، از بهارش پیداست.»
بهتدریج، از حالت عشقهای آتشین و علاقۀ زوجهای جوان به ظاهر و سیمای یکدیگر، کاسته میشود. بهاصطلاح، در روابط بین خود، به ثبات نسبی میرسند و عادی و کاملاً طبیعی میشوند. این ثبات و پایداری را دلیلِ دلسردی در روابط ندانید و اجازه ندهید شدت عشق و علاقۀ شما به یکدیگر، با سهلانگاریها و ندانمکاریها مسیر افول طی کند. پیشنهاد میکنیم علاوه بر رسیدگی به چهره و اندام و ظاهر خود، به رفتارهای اجتماعی و معنوی و اخلاقی و خانوادگی و عقلی خود نیز توجه کنید و آنها را رشد دهید.
افراد جرئتمند، هم به خود حقّ اشتباهکردن میدهند و هم به دیگران. این حق انسان است که که اشتباه کند و سپس، به اشتباه خود پی ببرد و مسئولیت آنرا خود بپذیرد و از این مسیر است که افراد به تجربههایی ارزشمند میرسند. بیدلیل، انرژی خود را برای مواقعی هدر ندهید که نمیتوانید او را قانع کنید. اگر همسرتان به اشتباه خود اعتراف کرد و آنرا پذیرفت، سعی نکنید از این مسئله بهعنوان
حربهای دربرابر او استفاده کنید و در هر اختلافی، این مسئله را یادآوری نکنید که «تو خودت میدانی که همیشه اشتباه میکنی». دربرابرِ اعتراف همسرتان به اشتباه خود، از او تشکر کنید و به او بگویید که این عملِ شایستۀ او چقدر باعث دلگرمی شما و آرامش روحیتان شده است. مطمئن باشید با این کار، احساس غروری را که برای عذرخواهی زیرِ پا گذاشته است، به او بازگردانیدهاید. اینرا بدانید: زندگی مثل ریاضیات است: نمره را به راهحل میدهند، نه به جواب.
مراقب باشید که اگر احساس کردید نامزدتان دربارۀ برخی مسائل حساسیت نشان میدهد، بههیچ عنوان سعی نکنید بیمهابا در آن محدودهها وارد شوید یا کاملاً از آن پرهیز کنید. بهجای این دو، سعی کنید کمکم و بااحتیاط وارد شوید و بهمرور، حساسیت وی را کاهش دهید و و او را به آن مسئله عادت دهید. این بدین معناست که دربارۀ حساسیتهای وی توضیح ندهید، بحث نکنید، خیلی پرهیز نکنید و نصیحت نکنید؛ بلکه سعی کنید توجه نکنید و کاری را انجام دهید که درست است.
هرگز دربارۀ خطاهای گذشته صحبت نکنید. یادآوریِ خطاهای گذشته، خود، خطای دیگری است؛ پس، از همین الان، این خطا را مرتکب نشوید تا بهمرور صبر و حوصله و صلابت شما افزون شود. ضربالمثلی اسکاتلندی میگوید: «یک قِسمِ دوام ازدواج محبت است و نُه قِسمش، گذشت از خطا.»
هرگاه از همسرتان بهشدت عصبانی شدید، باید هیجان و ناراحتی خود را مدیریت کنید و خشم خود را با جملات ساده و زیبا و بدوناحساسات و تنش، بیان کنید. بعد از آن، حواس خود را پَرت کنید و از محیط و فضای عصبانیت خارج شوید؛ زیرا عصبانیت، برخلاف ناراحتی، نوعی خروج از حالت تعادل است که سرکوبکردن آن، بر روان آدمی تأثیر نامناسبی میگذارد. البته، درنظر داشته باشید که باید عادت کنید کمتر عصبانی شوید؛ زیرا مرز میان عصبانیت و جنون بسیار نزدیک و باریک است و هیچ انسان عاقلی هیچگاه خود را به چنین مرز خطرناکی نزدیک نمیکند. اگر یکبار در اثر عصبانیت به خواستۀ
خود رسیدید، نباید با تکرارِ آن به خود، جایزه بدهید.
شاید در کوتاهمدت، عصبانیت راحتترین راه برای حلّ مشکل باشد؛ اما یقیناً بهترین راه نیست. بد نیست اینرا نیز بدانید که اگر زیاد عصبانی شوید، پس از مدتی، اعتبار عصبانیتهای شما از بین میرود و دیگران با این توجیه که شما تندخو هستید، بهخشم شما اهمیت نمیدهند. در چنین حالتی، معمولاً افراد پس از بیاثریافتن عصبانیت خود، سعی میکنند با نصیحتکردن، دیدگاههای خود را به اطرافیان تحمیل کنند و درنتیجه، اینگونه افراد بسیار خستهکننده خواهند شد. یادآوری میکنیم که برای عصبانیشدن، همیشه فرصت هست؛ اما برای منطقیبودن، نه. سعی کنید با عصبانیت بیجا، فرصت منطقیبودن را از دست ندهید.
عصبانیت مانند آبِ جاری است که اگر مانعی در مقابلش قرار نگیرد، با همان سرعتی که آمده است، با همان سرعت نیز خواهد رفت؛ پس، با عکسالعمل شدید دربرابر عصبانیت همسرتان، مانع ایجاد نکنید و در هنگام عصبانیت وی،
با او بحث نکنید؛ زیرا منطقیترین دلایل، در چنین حالتی، برای فرد پذیرفتنی نیست. سکوت کنید و مطمئن باشید که بعد از رفع عصبانیتش، پشیمان خواهد شد و سکوت شما او را پشیمانتر خواهد کرد؛ لذا میتوانید صحبت دربارۀ آن مطلب را به زمان دیگری موکول کنید که احساس میکنید آرامش بیشتری حاکم است؛ حتی اگر حق با فرد سکوتکننده باشد. پس از حاکمشدن آرامش، با گفتن جملۀ «دوست نداشتم تو را عصبانی کنم» صحبت خود را شروع کنید. بهتر است صحبت دربارۀ موضوعی که موجب عصبانیت شما یا همسرتان شده است، به روزِ بعد موکول کنید؛ زیرا یک روز، حداقل زمانِ لازم برای بازگشت به حالت طبیعی است. هر دو به این زمان نیاز دارید تا بهتر به کارهای خود فکر کنید. بهیاد داشته باشید که برای متوجهکردن همسر خود به اشتباهش، هرگز عجله نکنید.
شجاعت گفتن «معذرت میخواهم» یا «حق با توست» را داشته باشید. بسیاری از مواقع، همسران تنها خواهان همین مطلب هستند که طرف
مقابل بپذیرد اشتباه کرده است و حتی درصدد جبران آن از طرف او هم نیستند. یادمان باشد کم عُرضه ترین افراد، اشخاصی هستند که مسئولیت رفتار نامناسب خود را نمیپذیرند و می خواهند آن را به عهدۀ دیگران بیندازند.
بسیار مشاهده شده است که شدت علاقۀ زوجهای جوان به یکدیگر، مزاحمتهای شغلی و کاری یا درسی برایشان فراهم کرده است و باعث عدمموفقیت طرف مقابل و نهایتاً شرمندگی وی شده است؛ بنابراین شایسته نیست که شدت علاقۀ شما به دیدار همسرتان، در نظمِ کاری او خللی ایجاد کند. گاهی ممکن است او برای انجامدادن برخی کارها، مثل امتحانات درسی یا کارهای اداری، نیازمند زمانی باشد تا در تنهایی وظایفش را بهتر انجام دهد. کاری نکنید که دیدار شما زحمات و گرفتاریهای جدیدی برایش ایجاد کند.
گاهی اوقات، افراد از روی ترحم، با فردی
ازدواج میکنند که ازنظر هوشی و ارزشی و شخصیتی، در سطح پایینی است. آنان با این کار میخواهند ایثار کنند؛ ولی سخت در اشتباهاند. زیرا زندگی با چنین افرادی بسیار مشکل است. حضرت علی میفرمایند: «از ازدواج با احمق بپرهیزید؛ زیرا همنشینی با او بلاست و فرزندش ضایع میشود.» معمولاً افرادی که بهلحاظ شخصیتی مشکلاتی دارند، تحت عنوان امتحانکردن پیشنهادهایی غیرمعقول و غیرمرسوم به همسر خود میدهند. اول اینکه بیشترِ اینان، خود، دچار مسائل و مشکلاتی هستند؛ زیرا درهنگام تحقیق برای ازدواج، باید بررسیهای دقیق خود را انجام میدادند و به نتایج مدنظرِ خود میرسیدند و اصالت فرد و خانوادهاش را بررسی میکردند. یکی از بزرگان، بهنام فرانکلین، میگوید: «پیش از ازدواج، چشمهایتان را باز کنید و بعد از ازدواج، آنها را روی هم بگذارید.» دوم اینکه بیشترِ این اشخاص به بهانۀ امتحانکردن، قصد سرکیسهکردن و گولزدن همسر خود را دارند؛ مثلاً بعضی از اینان به نامزد خود میگویند: «اگر مرا دوست داری، مهریهات را به من ببخش»
یا اینکه میگویند: «طلاهایی که هنگام عقد کادو دادهاند، برای کمک به من بفروش.» سوم اینکه یادمان باشد که باید عاقلانه ازدواج کنیم و عاشقانه، زندگی.
از اختلاف نترسید، آنرا امری طبیعی بهحساب آورید و از حلّ غیرعاقلانۀ اختلاف بترسید؛ زیرا شما و او، در خانوادههای مختلف و با فرهنگهای گوناگون رشد کردهاید و طبیعی است که در بسیاری از مسائل، با یکدیگر اختلافنظر داشته باشید. اولین گام در حلّ هر اختلافی، درک این جمله طلایی است: «این حق اوست که حرف مرا نپذیرد.» پیوند زناشویی، هیچ مرد و زنی را ملزم به پذیرش تمام حرفهای طرف مقابل نمیکند؛ زیرا نپذیرفتن آنچه اشتباه میدانند، حقّ طبیعی آنان است. بهطور خلاصه عرض میکنیم که نباید عقل و دین و عشق و منافع خانواده، مخالف آنی باشد که زوجین، پیشنهاد یا ادعا میکنند.
در پایان، ضمن آرزوی شادابی و خوشبختی برای زوّار محترم علیبنموسیالرضا و
خوانندگان گرامی و بهویژه زوجهای جوان، تکرار میکنیم که دورۀ عقد و نامزدی میتواند شیرینترین دوران پیش از شروع زندگی مشترک باشد؛ اگر توقعها و خواستهها و محبتها، خالص و دوستداشتنی و همراه با عقل و منطق باشد.
دهنوی، حسین، گلبرگ زندگی، مجموعۀ گفتوگوی تلویزیونی ازدواج در شبکه سۀ سیما، قم: خادمالرضا، 1388.
ملکمحمودی الیگودرزی، امیر، راهنمای ازدواج، آنچه یک پسر و دختر دربارۀ انتخاب همسر باید بدانند، قم: مشهور.
یزدانی، محمود، انتخاب مناسب، همسرگزینی در 20گام، مشهد: آهنگ قلم، 1384.
علیاسلامی بجنوردینسب، مشاورۀ ازدواج.
رئیسی، زهره، مقدمهای بر روانشناسی ازدواج.
سایت تبیان، موضوع ازدواج از بخش خانواده.
تصویر