ghaemiyeh.com
سرشناسه:احمدیفراز، مهدی، ۱۳۵۰ -
Ahmadi Faraz,Mahdi
عنوان قراردادی:صحیفهالمهدی علیهالسلام .برگزیده .شرح
عنوان و نام پدیدآور:صحیفه مهدیه با نگاهی روانشناختی/ مهدی احمدیفراز.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری:۲۳۲ ص.
شابک:۱۱۰۰۰۰ ریال:0-88-7120-600-978 -
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتاب حاضر شرح کتاب "صحیفه المهدی علیهالسلام" تالیف عیسی الاهری است که خود شرح کتاب "صحیفه المهدی" تالیف سیدمرتضی مجتهدی میباشد.
یادداشت:کتابنامه: ص. [۲۲۵] - ۲۳۱.
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- کتاب های دعا
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Prayers and devotions
موضوع:اهری، عیسی، ۱۳۱۱ - . صحیفه المهدی علیهالسلام -- نقد و تفسیر
موضوع:دعا -- روانشناسی
موضوع:Prayer -- Psychology
موضوع:دعا -- تاثیر
موضوع:Prayer -- *Influence
موضوع:دعاها
موضوع:Prayers
شناسه افزوده:اهری، عیسی، ۱۳۱۱ - . صحیفه المهدی علیهالسلام. شرح
شناسه افزوده:بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)
رده بندی کنگره:BP۲۶۷/۳/م۳ص۳۰۱۲۳ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۷۲
شماره کتابشناسی ملی: ۴۷۱۷۹۴۲
صحیفۀ مهدیه
بانگاهی روان شناختی
دکتر مهدی احمدیفراز
صحیفه مهدیه(بانگاهی روان شناختی)
مؤلف: مهدی احمدیفراز(دانشگاه شهیداشرفی اصفهانی)
طراح جلد و صفحهآرا: مسعود سلیمانی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود
شابک: 0-88-7120-600-978
نوبت چاپ: اول/ تابستان 1396
شمارگان: 1000 نسخه
قیمت: 11000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن/1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ: 98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
مهدی جان! غروب جمعه سر رسیده و غربت، اقلیم وجودم را فراگرفته؛ درد بیکسی آرامش مرا به هم ریخته و سامان مرا نابسامان ساخته؛ جمعه هایم در انتظار محبوب و منجی بشریت سپری میشود و عشق به حضرت مهدی در اقلیم دلم حکومت میکند و مهرش درون قلبم کشور گشایی مینماید؛ اما نمیدانم چرا دل و قلبم هنوز مرده است، به راستی چه شده است؟ فریاد میزنیم مهدی بیا، مهدی بیا، اما به گونه ای رفتار میکنیم که مهدی زهرا و پناه بی پناهان، از ما دل آزرده میگردد. آری، مهدی میآید و ملک جهان را میگیرد و گلزار ولایت را از نااهلان پاک میسازد و داد دل گلهای پرپر را از باد خزان میگیرد؛ حال حدیث نفس کنیم و بیندیشیم ما چه کردیم و چه میخواهیم؟ برای مهدی زهرا علیها السلام میگرییم و با رفتارمان او را میگریانیم، فریاد میزنیم بیا؛ لحظه ای بعد فراموشش میکنیم، گویا فریاد مان نشانگر آن است که فاصله ما از او زیاد است. گاه برای او اشک میریزیم، اما گریستنی نجات بخش ماست که با نگریستن همراه باشد.پرسش اصلی دراین مجال آن است که منشا این نابسامانیها وناآرامیها وناهماهنگیها در رفتار ما چیست؟ آیا میتوان رفتاری مهدوی پیدا نمود ؟ اگر پاسخ مثبت است راهکار چیست؟ پاسخ آن است که، در این هیاهوی مادی دنیای امروز دو چیز میتواند سوز ما را سازکند؛ یکی ظهورش که دراختیارحضرت حق است و دیگری معرفت به اندیشههایش که مربوط به ما انسانهاست . اما راهکار معرفتیابی به اندیشههای مهدوی چیست؟ چگونه ما اندیشههای مهدوی را بیاموزیم و با چه روشی آن را بیاموزانیم؟ آیا درعصر فرامدرن با این بحرانهای معنوی، راه نجاتی هست؟ میدانیم مردم جهان فعلی، آخرین نسل از یک تمدن کهن و اولین نسل از یک تمدن نوین الکترونیکِ پر از سرکشیها، دلواپسیها و سرگردانیهای شخصی هستند؛ در سراسر دنیا میزان خودکشی نوجوانان رو به افزایش گذاشته، الکلیسم و اعتیاد بیداد میکند. به راستی با اینهمه پیشرفت تکنولوژی که بهوسیله آن آسایش انسانی فراهم گردیده، چه عاملی سبب شده آرامش فدای این آسایش شود؟ چه عاملی سبب شده فضیلت و نوعدوستی و
انسانیت کمرنگ شده ؟چرا روابط شخصی، پیوندهای خانوادگی، عشق و دوستی و تعلق اجتماعی همگی در هجوم بیرحمانه منافع شخصی تجاری رنگ باخته و به تباهی کشیده؟ و اکنون چه باید کرد؟
آیا راهی برای ساماندهی این وضعیت هست ؟ آیا با وجود این ناآرامیها و نابسامانیها راهی آسان برای فهمیدن و فهماندن اندیشههای مهدوی میتوان یافت تا به سامان و آرامش برسیم، اگر پاسخ مثبت است راهکار چیست؟
به نظر میرسد اگر بر نگرش (درارتباطات چهارگانه خدا، خود، خلق و طبیعت) افراد کار شود میتوان به نتیجه مطلوب رسید. این جمله معروف است که: مواظب افکارخود باشید که رفتار شما میشود؛ مواظب رفتارخود باشید که عادت شما میشود؛ مواظب عادت خود باشیدکه شخصیت شما میشود و مواظب شخصیت خود باشید که سرنوشت شما میشود؛ پس افکار و اندیشه در سرنوشت و محصول زندگی ما اثرگذار است؛ حال میگوییم چگونه افکار و باورها و اندیشههای خود را بسازیم که به نتایج قدسی برسیم؟ ما معتقدیم اولا، همه انسانها با نیایش ارتباط دارند؛ زیرا نیایش یک نیاز فطری میباشد. ثانیا، دعا و نیایش میتواند یکی از روشهای اندیشهساز باشد؛ به شرط آنکه دعا الگوی فهم خداشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی و امامشناسی (ارتباطات چهارگانه) باشد، یعنی دعا تنها عرصه خواندن نباشد، بلکه صحنه شناختن هم باشد؛ زیرا در نگاه جدید، دعا یک الگوی معرفتبخش، بصیرتزا و نگرشساز و اندیشهنماست. پس اگر بخواهیم اندیشههای مهدوی را عاشقانه بیاموزیم و عارفانه به دیگران بیاموزانیم باید از نیایشهای مهدوی بهره بگیریم تا زیستی معنوی و دل و جانی زنده در پرتو نور مهدوی پیدا کنیم. در این صورت اگر معرفت خود را به اندیشههای مهدوی بیشتر کردیم، آنگاه رفتاری مهدوی خواهیم داشت که این امر سبب خوشنودی مهدی فاطمه و ترویج فرهنگ مهدویت خواهد شد. نگارنده بر اساس این روش و نگاه جدید به دعا ( نگرش سازی با دعا، اندیشه شناسی و آموزش اندیشهها با دعا در ارتباطات چهارگانه) «صحیفه مهدیه با نگاه روان شناختی» را به رشته تحریر در آورده است.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)
بهار1396
پیشگفتار9
یکم. نگاه جامع به دعا13
الف) چیستی و شرایط دعا و رابطه آن با اجابت14
شرایط و آداب دعا14
انواع دعا16
رابطه دعا و اجابت17
اثربخشی قطعی نیایش18
حکمت تاخیر در دعا19
دعای زبانی19
تحکیم پیوند20
مصلحت بنده22
دعا و کرامت مهدوی23
ب) نگرش سازی و تثبیت وتغییر نگرش با دعا24
چیستی نگرش24
فرایند شکل گیری نگرش25
راهبرد شکل گیری و تغییر نگرش در فرهنگ دینی26
ویژگیهای نگرش28
نگرش سازی با دعا28
تغییر و تکمیل و تثبیت نگرش با دعا31
ج) رابطه دعا با سلامت32
دعا و روان شناسی32
رابطه نگرش مذهبی با دعا34
رابطه نگرش مذهبی وسلامت روانی35
رابطه نیایش و آرامش روانی37
دعا و پزشکی40
د) آموزش و آموختن اندیشه مهدوی با دعا42
دوم. اهداف نگارش45
الف) ترویج نگاه کاربردی به دعا46
ب) ترویج مراقبت معنوی نیایش محور46
ج) ترویج سلامت معنوی نیایش محور48
د) معرفی کتاب50
سوم. دعاهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف53
چهارم. اصطلاحات علمی197
پنجم. نمایه موضوعی دعاها211
ششم. نمایه علمی223
منابع225
در دنیای کنونی چالشهای جدید و روزافزونی در زمینۀ مفاهیم بنیادین بهوجود آمده است؛ ازجمله معنا و ارزش زیستن و همچنین روابط انسان با خداوند، خود، دیگران و طبیعت؛ لذا نیاز به معنویت هرچه بیشتر در کانون توجه قرار گرفته است و از آن با عنوان گمشدۀ انسان امروزی یاد میکنند. بهرغم سابقهای بهقدمت پیدایش ادیان الهی، بهویژه دین اسلام و معنویت عمیق نهفته در آن، هنوز هم اندیشمندان مختلف براساس نوع جهانبینی خود، تعریفهای متفاوتی از معنویت و راهکار رسیدن به آن ارائه میدهند؛ ازطرفی دیگر سست شدن پایه های معنویت و فضیلت و انسانیت و نوعدوستی انسان را به مرحلهای رسانده است که فقط جنبه های اقتصادی و منافع شخصی را درنظر بگیرد. پیوندهای عاطفی و دوستیها و علایق، همگی؛ دربرابر هجوم بیرحمانۀ منافع تجاری رنگ باخته است. سرگردانی و سردرگمی و نابسامانی و ناآرامی و تعارضات درونی، صلح و آرامش را از زندگی گرفته است. تعارضات درونی، اعتیاد، فسادهای اخلاقی و خودکشی کانون خانواده و امنیت و آرامش فردی و اجتماعی را برهم زده است؛ (1)اما بشر امروزی با ورود به هزارۀ سوم، دریافته است که معنویت و ارتباط با دنیای درون و ارتباط با خداوند و پویایی ارزشهای اصیل تنها راه نجاتبخش وی از آشفتگیهاست. براین اساس میتوان گفت معنویت یک امر ضروری رو به رشد است؛ چنانچه سازمان بهداشت جهانی در تعریف ابعاد وجودی انسان به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره کرده است (2)و در رویکرد کلنگر و یکپارچه به انسان، بعد معنوی در ابعاد دیگر نقش دارد.
معنویت از نظر ما عبارت است از نظام باور و عمل بر مبنای معانی و ارزشهای پویا و ارتباطات محبتآمیز و عمیق با خدا، خود، خلق و خلقت (در سایۀ قرب به خدا) که زندگی را ارزشمند و مرگ را معنادار میکند.
دعا براساس رویکرد جدید با روش و تکنیکهای خاص میتواند معنابخش و نگرشساز و باورساز باشد که این نگرش میتواند در جهتدهی باور و افزایش آرامش و ارتقای معنویت و رفتار درست اثربخش باشد که در این نوشتار به آن پرداخته میشود.
براساس تحقیقات صورت گرفته، اثبات شده است که نیایش با نگاه جدید دارای قدرتی ویژه است که میتواند معنویت ما را ارتقا بخشد و تمام امور را درجهت رشد و تعالی انسان قرار دهد؛ پس باید نیایش کرد؛ زیرا نیایش پیشاز آنکه ابزار زندگی باشد، ابراز بندگی است و بیش از آنکه خواهش تن را ادا کند، حاجت دل را روا میکند و برتر از آنکه سفرۀ نان را فراخی بخشد، گوهر جان را جلا میدهد. نیایش بر صفات انسان اثر مینهد و طریق حق را به او رهنمون میکند.
نگارنده معتقد است دوری از دین، معنویت و آموزههای دینی از عوامل بسیار مهمی است که جوامع بشری را به انحطاط کشانده و برای آنکه دین در صحنۀ زندگی افراد قرار گیرد، اگر کاربرد الگوهای دینی براساس دیدگاه کارکردگرایان تبیین شود و تأثیرات آموزههای دینی در سلامت جسم و روان و اجتماع با تحلیلهای علمی بیان شود میتواند احساس نیاز به دین را در نسل جوان برانگیزد و تأثیرات آن آموزه ها در زندگی آنان پررنگ گردد. دراینصورت بازگشت به دین و دینداری صورت میگیرد. البته این نگرش به دین و دعا به جایگاه قدسی آنها لطمه نمیزند، بلکه نگاه کارکردگرایانه به دین و دعا سبب توجه ویژه به آن میگردد.
عالی ترین نمونه این گونه نیایش را در کلام نورانی ائمه معصومین به ویژه ادعیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان یافت. این نوشتار را سعی برآن است تا با نگاهی علمی- روان شناختی به تحلیل وتبیین آموزهای ناب صحیفه مهدیه در ارتقای بهداشت روانی بپردازد، بدین منظور نگارنده با نگاهی جامع به نیایش، نگرشی نو و کاربردی داشته و تأثیرات نیایش برسلامت و روش آموزش و آموختن اندیشههای مهدوی و تصحیح و تکمیل و تثبیت نگرشها به واسطه دعا را به عنوان یک روش کاربردی بیان میدارد.
این مجموعه در42 دعا - براساس کتاب «صحیفه المهدی» که با اجازه روائی آیت الله مرعشی توسط آقای عیسی اهری (سلیم پور) در موسسه انتشارات رسالت چاپ گردید- نوشته شده است؛ البته سعی شده این نوشتار با سبکی خاص به رشته تحریر درآید به گونه ای که در هر صفحه یک بند از نیایشهای وزین صحیفه مهدیه با نگاهی روان شناختی مورد تحلیل مختصر قرار گیرد. اما این تحلیل به خاطر محدودیتهای متعدد به اختصار آمده، زیرا هدف اصلی ایجاد نگرش کاربردی به دعا بوده و تحلیل کامل موارد مذکور نیاز به کتاب مستقل داشته که دراین
مجال جایی ندارد. در نهایت امیدواریم این کار بدیع که قدم نخست آن برداشته شده مورد قبول حضرت حق و امام زمان (عج) قرار گرفته و قابل استفاده پویندگان معرفت و جویندگان حقیقت باشد.
شایسته است از رهنمودهای استاد دکتر امیر قمرانی عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه اصفهان و دکتر نجفی وحجه الاسلام ترابی که به بازخوانی این متن پرداختند کمال تشکر و قدردانی نمایم.
ترغیب و همراهی پدر فاضل و دلسوزم حجت الاسلام حسین احمدی فراز و دعای مادرمکرمه و صبوری همسرگرامی خانم امامی فر و فرزندانم نقش موثری درتکوین این اثر داشت که سزاوار است از تمامی عزیزان تقدیر و تشکر نمایم.
ارتباط با خوانندگان محترم جهت ارائۀ پیشنهاد:
Ahmadifaraz@yahoo. com_dm 09130939450
دکتر مهدی احمدیفراز
دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی
اصفهان 1395
نیایش کلید فهم و شناخت خدا و هستی و الگوی جامع برای آموزش و آموختن صفات الهی است. نیایش حقیقی سر آغاز سکون نیست، بلکه انگیزه ای برای حرکت و تلاش است که نصیب سخت کوشان میگردد. چنین نیایشی با فریادی خاموش روح خفته آدمی را بیدار میسازد. آنگاه نیایشگر با مناجات و نجوای عارفانه و عاشقانه سفر روحانی خود را به سوی محبوب آغاز میکند، پس دراین حال همنوایی و همصدایی و همسخنی با آفریدگار آفرینش نصیب بهترین آفریده، یعنی انسان میشود و گوهری از صدف نیایش مییابد که عقل از وصف و قلم از نثرش عاجزمی ماند.
نیایش، بیشتر از آنکه درخواست باشد دریافت معرفت به آفرینش و آفریننده است. نیایش، نوعی انضباط روحی و رفتاری معنوی است که عمق وجود آدمی را چون دریا آرام و ظاهر آدمی را چون سطح دریا پرجوش و خروش میکند.
هر نیایشگری براساس فهم و معرفت خود از این بحر بیکران جرعهای مینوشد. به عبارت دیگر میتوان گفت نیایش دبستان معرفت برای نو آموختگان و کنگره رفعت برای اندیشمندان و سرچشمه حکمت برای حکیمان و آبشار رحمت برای گرفتاران است. فقدان نیایش حقیقی از انسان موجودی مکانیکی میسازد که رفتاری بر طبق عادت خواهد داشت، ولی اگر نیایش حقیقی شد حکمت از دل لبریز میگردد و باران رحمت الهی بر سراسر وجود آدمی فرو میریزد.
درنگاه جامع به دعا، ما دعا را تنها برای رفع حاجت و ابزار طلب نمیدانیم، بلکه باب دریافت رحمت و حکمت و شناخت و معرفت و ساخت نگرش برای تحولی عظیم دردنیای درونی انسان برای حرکت بزرگ به سوی رشد و تعالی و قرب به خدا میدانیم. دراین نوشتار گوشه ای از این نگاه، به صورت مختصر بیان میشود.
درنگاه جامع به دعا، چهار محور اصلی مطرح میگردد که به طور اختصار عبارتند از:
الف) چیستی و شرایط دعا و رابطه آن با اجابت؛
ب) نگرشسازی و تثبیت و تغییر نگرش با دعا؛
ج) رابطه دعا با سلامت؛
د) آموزش وآموختن اندیشه مهدوی با دعا.
نیایش، زبان مشترک تمام ادیان؛ بلکه تمام انسان هاست. نیایش، نیاز فطری تمام انسان هاست که کاربردهای متعددی دارد؛ از جمله کاربردهای آن ارتباط قدسی با خدا برای برون رفت از هیاهوی زندگی مادی و افکار منفی است. دعا، برقراری پیوند فکری و عاطفی با خالق مهربان است. نیایش، وظیفه قلب و نوعی انضباط روحی برای بیداری قلب و خروج از سرگردانی و سردرگمی انسان است. (1)نیایش به تعبیر روایات کلید رستگاری، حیات قلب و سلاح و سپر مومن است.
در تعریف دعا آمده: دعا آن است که کسی را با صدا و کلام متوجه خود کنیم. در اصطلاح هدف نیایش تنها خشنود ساختن و درخواست کردن از خدا نیست، بلکه پاک ساختن خویشتن خویش و دریافت معرفت از خدای صاحب حکمت هم هست.
گاندی معتقد است همانگونه که غذا برای بدن ضروری است؛ نیایش نیز برای روح ضرورت دارد. برومر معتقد است دعا از ارکان اساسی دین، بلکه به تعبیر دقیقتر روح دین است، نتیجه چنین نیایشی انس با محبوب و خلوت گزینی با معشوق را به ثمر میرساند، این عشق ورزی عارفانه انسان را به جایی میرساند که هیچ لذتی را بالاتر از ارتباط با پروردگار هستی نمیداند؛ چنانچه حافظ این نظر را اینگونه بیان میکند:
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
رسیدن به هر خواستهای نیاز به شرایطی دارد، دعا و نیایش هم از این قاعده جدا نیست.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
1) گاندی، نیایش، ص30.
هرگاه کسی برای حاجتی دعا کرد شایسته است شرایط آن دعا را رعایت نماید. سوال شد شرایط دعا چیست؟ حضرت فرمودند: 1. ببین چه کسی را میخوانی، یعنی معرفت به عظمت و قدرت و حکمت خالقی که او را میخوانی پیدا کن و از او درخواست کن. 2. ببین چه میخواهی، یعنی آیا درخواست تو به صلاح تو هست یا نه؟ چنانچه قرآن کریم میفرماید: آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را (فراخوانده) و انسان شتابگر است. مقصود آیه آن است که گاه انسان دعایی میکند که به ضرر او میباشد و خودش متوجه نیست. 3. ببین برای چه میخواهی، یعنی گاهی طلب امر مشروعی میکند، ولی آن امر مشروع سبب هلاکت فرد میشود؛ مثلا قدرت میخواهد، ولی بعدا این قدرت، سبب ظلم و ستمگری و عذاب برای نیایشگر خواهد شد. (1)
بنابراین اگر هنگام دعا شرایط دعا رعایت شود، انتظار ما از دعا واقعی خواهد بود. البته زمان دعا و دعاکننده نیز بسیار مهم است؛ چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «دعاء الوالد لولده کدعاء النبی لامته؛ (2)دعای والدین برای فرزندان مانند دعای پیامبران برای امت آنهاست».
و در خصوص زمان دعا حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «الدعاء بین الاذان و الاقامه لا یرد؛ (3)دعا بین اذان و اقامه رد نمیگردد».
دعا گاه برای خواستن و حاجت خواهی و گاه برای شفاعت و بازگشت و گاه برای معرفت و بصیرت بوده، ولی همیشه برای دریافت رحمت و لطف الهی است. این دعا آداب ویژهای دارد که برخی قبل آن و برخی همراه یا بعد از دعا میباشد.
آدابی که شایسته است قبل از خواندن دعا رعایت شود عبارتند از:
با وضو بودن؛
مکان ویژه مثل مسجد در صورت امکان؛
حسن نظر به اجابت خالق؛
پاکیزه ساختن شکم از حرام به واسطه روزه داری (در صورت امکان).
آدابی که شایسته است نیایشگر به همراه دعا رعایت کند عبارتند از:
صبرورزی برای رسیدن به حاجت؛
ذکر حاجت خود هنگام دعا؛
دعا برای همگان؛
گریه و اعتراف به گناهان و حمد و ثنای الهی.
نکته :الگوی نحوه درخواست در صحیفه سجادیه با اشاراتی به بهداشت روانی از نویسنده در دعای سیزدهم،( نیایش در طلب حاجت) آمده است.
آدابی که شایسته است بعد از دعا رعایت شود عبارتند از:
استمرار در دعا و حفظ ارتباط معنوی با خالق؛
دعا با صلوات ختم شود؛
تلاش و داشتن برنامه ریزی برای رسیدن به هدف. (1)
نیایش بر اساس نوع درخواست و حالت درخواست کننده متفاوت میباشد. تقسیم بندیهای متعددی برای اقسام و انواع دعا آمده است. ما دعا را بر اساس تاثیر آن در سلامت روان از نگاه روان شناختی بیان میکنیم. متخصصان روان شناسی دین معتقدند دعا بر اساس ویژگی دعا کنندگان چهار نوع میباشد:
دعاکنندگان آیینی (نیایشگر فعالیت کلامی دارد)؛
دعاکنندگان محاورهای (نیایشگر ارتباط محاورهای برای بخشش و سپاس و هدایت خواهی دارد)؛
دعاکنندگان شاکی (نیایشگر شاکی از وضعیت خود میباشد)؛
دعاکنندگان وساطتی (نیایشگر احساس حضور خدا و تفکر و گوش کردن به صحبت خدا را دارد).
پژوهشگران بعد از تحقیقات متعدد یافتند که بین نیایش وساطتی، یعنی نیایشی که با تفکر و
1) . کلباسی، انیس الیل، ص 30.
حضور قلب باشد با بهزیستی و سلامت روانی و نشاط نیایشگر رابطه مثبت وجود دارد. (1)
دعا و نیاش یک نیاز فطری و هدیه الهی برای خروج از هیاهوی زندگی مادی و افکار منفی است؛ دعا عمل برقراری ارتباط واقعی با آشنای قدیمی (خدا) و تسلیبخش دل و جان انسان است؛ دعا نردبانی به سوی آسمان برای کسب انوار الهی و یافتن نشاط معنوی است.
خداوند مهربان به پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله و سلم در مورد دعا فرمود:
«ای پیامبر! به مردم بگو اگر دعای شما نبود پروردگار به شما اعتنایی نمیکرد». (2)
انسان دعا میکند؛ چون خداوند مهربان فرمود:
«ادعونی استجب لکم»؛ (3)
بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
دعا خواندن یک نیاز فطری و امر الهی است که گاه مقرون اجابت است و گاه اجابت در ظاهرنمایان نمیشود، ولی در هر دو حال لطف الهی شامل حال نیایشگر میگردد.
ای اخی دست از دعا کردن مدار
گر اجابت کرد آنرا بس نکوست
با اجابت یا که رد او چه کار
ور کند موقوف آنهم لطف اوست (4)
پس گاه دعا ورزیده شدن برای عشق به خداست که نفس و جان را معطر میکند و حاصل این دعا ذکری است چون مُشک که سر تا پای جان آدمی را خوشبو میکند.
مُشک را بر تن مزن بر دل بمال
مُشک نبود نام پاک ذوالجلال (5)
در این حال نیایشگر، مورد عنایت ویژه خدا و همنشین او قرار میگیرد. چنانچه در حدیث
معصوم میفرماید: «انا جلیس من ذکرنی؛ من همنشین کسی هستم که مرا بخواند و یاد کند». (1)
بنابراین دعا یک عبادت قدسی است که ما آنرا به جا میآوریم، همچنین یکی از ابزارهای جلب توجه خدا به ما دعاست. اگرچه خدا همیشه متوجه همه هست، ولی با دعا توجه ویژه ای به ما خواهد داشت. دعا افزون بر آن آثار قدسی میتواند در آرامش روانی اثربخش باشد؛ چنانچه متخصصان مداخلههای معنوی را مطرح کردند و یکی از این مداخلهها را دعا میدانند و پیشنهاد شده مراجعان را به دعا برای خود و دیگران ترغیب کنید. دعا یک تقویت کننده و راهی برای دستیابی به نتیجه مطلوب است که آرامش قدسی را به همراه دارد که نمونههای تجربی آن در زیرنویسهای کتاب توضیح داده شده است.
در تبیین رابطه دعا و اجابت باید دانست که دعا یک نیاز فطری و یک نعمت خاص برای گفتگو با خالق مهربان است، اما هر انسانی از گفتگو با خدا بهرهمند نمیشود. پیامبران، امامان و اولیاء از این ارتباط با خالق لذت ویژه میبردند؛ ما نیز میتوانیم از این گفتگو بهره ببریم و دعا را فقط درخواست ندانیم، بلکه آنرا نوعی دریافت بدانیم. به عبارت دیگر دعا این نیست که تنها خدا بشنود، بلکه ما نیز باید صدای قدسی خدا را در بین مفاهیم ادعیه بشنویم. یکی از موارد استفاده دعا رفع حاجات میباشد، ولی به نظر میآید گاهی درخواست ما با دریافت همراه نیست و نیایشگر را به شک وا میدارد.
به عبارت دیگر نیایش بذر محبت در وجود آدمی میافشاند، اما گاه برکات این نیایش بروز نمییابد یا ظهورش با تاخیر است که این عدم بروز یا تاخیر در ظهور علل متعددی خواهد داشت.
ما به طور خلاصه چند مورد آن را بیان مینماییم:
گاه افراد، هنگام سختی و بیماری نیایش واقعی دارند و اتصال برقرار مینمایند، ولی باید به این نکته توجه کنند که کارکرد نیایش خارج از نطام تکوین و علت و معلول نیست؛ به عبارت واضحتر برای اینکه فردی از کاری نتیجه بگیرد باید اسباب آن امر را فراهم سازد، مثلا در زمینی دانه نکاشته ولی آنرا آبیاری میکند و میخواهد گندمی بروید؛ این نگاه به دعا درست نیست.
1) . اصول کافی، ج2، ص496.
بنابراین دعا اثر دارد، ولی خارج از اسباب عمل نمیکند؛ زیرا دعا یک سبب قدسی است که در چارچوب قوانین نظام طبیعت الهی عمل میکند و همچنین اثر آن با اسباب دیگر تعارض ندارد. (1)
ای غره به رحمت خداوند
هرچند موثر است باران
در رحمت او کسی چه گوید
تا دانه نیفکنی نروید
بنابراین تا دانه نکاریم، برداشتی نداریم و نمیتوان گفت آب و زمین اثر در رویش گیاه ندارد. همچنین گاه فردی دعا میکند، اما انتظار وی از دعا غیرمنطقی است؛ بدین معنی که از دعا اثری میخواهد که دوست دارد. آری، اثربخشی دعا قطعی است، ولی انتظار نیایشگر غیر از اثر دعاست. به این مثال توجه فرمایید: شما لیوانی آب دارید، اگر چند حبه قند در آن بریزید شیرین میشود، اگر در این لیوان، مقداری سرکه و آبغوره و آب لیمو ریخته شود آیا شیرینی چند حبه قند مشخص میشود؟ پاسخ منفی است، پس اگر انتظار غیرمنطقی داشته باشیم وقتی به نتیجه نمیرسیم خود را ناکام میبینیم؛ بنابراین میتوان گفت اثر دعا قطعی است، ولی گاهی این اثر ظاهر نمیشود. چنانچه در مثال فوق آمد قند با سرکه و آب غوره و آب لیمو اثرش آمیخته شده است و ظهور و بروز این اثر به طور محسوس قابل تشخیص نیست.
ما معتقدیم اثر دعا قطعی است. و در تایید این نظر تجارب پزشکی مانند آثار دعا بر روی بیماران تالاسمی، بر بیماران همودیالیز و رشد گندمها و غیره انجام شده است. البته اثر دعا با مشاهدات ظاهری و چشم امکان پذیر نمیباشد، ولی آثار آن تایید شده است.
گاه نیایشگر دعا میکند، ولی به ظاهر اجابت نمی یابد. این امرعلل متعددی داشته که به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
گاه نیایشگر زبانش دعا میخواند، ولی دل به اسباب مادی سپرده است؛ این نوع درخواست، م-صداق دع-ا نیست و در پی آن مقرون به اجابت هم نخواهد بود. خداوند در قرآن کریم فرمود:
1) . احمدی فراز، آرامش با نیایش، ص25.
« بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را». حال اگر درخواست ما مصداق دعا نباشد، اجابت را به همراه نخواهد داشت. در تایید این نظر - که گاه دعا به ظاهر دع-است و دع-ای حقیقی تحقق نی-افته- قرآن میفرماید:
« وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیسْتَجِیبُوا لِی وَلْیؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ»؛ (1)
هنگامی که بندگان از من درخواست کنند همانا من به آنان نزدیکم و دعای آنکه مرا بخواند اجابت میکنم، آنگاه که درخواست مینماید و از من طلب اجابت میکند و به من ایمان داشته باشد.
در این آیه خداوند هشت بار نام خودش را تکرار کرده (عبادی، عنی، فانی، ...) سپس میفرماید: دعا را اجابت میکنم آنگاه که مرا بخواند، این نشانگر مطلب فوق است، یعنی گاه انسان به زبان خدا را خوانده، ولی دل به دیگری سپرده است. پس انتظار اجابت نادرست خواهد بود، زیرا دعا تحقق نیافته است؛ مثل وقتی که بگوییم اگر کسی در این مکان حاضر شده و این کلام را گفت، این هدیه را میگیرد؛ حال فرد حاضر نشده، ولی صدایش توسط تلفن همراهی پخش شده و درخواست هدیه میکند، هدیه مشروط به صدا با حضور فرد بوده و این امر تحقق نشده، پس خواستن هدیه امری غیرمنطقی است.
اگر دعا حقیقی و قلبی باشد، یعنی دل و زبان هماهنگ باشند ، فرد مضطر باشد و خدا را بخواند و آنچه به زبان جاری است بر دل هم ساری باشد؛ با اجابت مقرون میشود؛ چنانچه خدا در قرآن کریم فرمود:
«امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء»؛ (2)
آیا خدایان شما بهترند یا آن خدایی که درمانده را اجابت و بیچارگیش را برطرف میکند.
ولی گاه این دعا نیز اجابتش با تاخیر همراه میشود، یکی از حکمتهای تاخیر را مولانا با زبان
شعر اینگونه حکایت میکند:
آن یکی الله میگفتی شبی
گفت شیطان: آخر ای بسیار گو
می نیاید یک جواب از پیش تخت
او شکسته دل شد و بنهاد سر
تا که شیرین میشد از ذکرش لبی
این همه الله را لبیک کو؟
چند الله میزنی با روی سخت
دید در خواب او خَضِر را در خُضَر
او از این حرف ناراحت شد؛ به خواب شیرین فرو رفت و بزرگی را در خواب دید.
گفت: هین از ذکر چون واماندهای
گفت: لبیکم نمیآید جواب
گفت: آن الله تو لبیک ماست
حیلهها و چاره جوییهای تو
ترس و عشق تو کُمند لطف ماست
جان جاهل زین دعا جز دور نیست
بر دهان و بر لبش قفل است و بند
چون پشیمانی از آن کِش خواندهای
ز آن همی ترسم که باشم ردّ باب
و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
جذب ما بود و گشاد این پایِ تو
زیر هر یا رب تو لبیک هاست
ز انکه یا رب گفتنش دستور نیست
تا ننالد با خدا وقت گزند (1)
نکته قابل توجه در این شعر این است که هرگاه سختی به انسان میرسد همه آنها از طرف خدا نیست. اگر انسان و جامعه وظیفه خود را در امور متعدد رعایت کنند، ولی نتایج غیر مطلوب و پیش بینی نشده باشد این سختی میتواند پیکی از طرف خدا باشد، زیرا خداوند در قرآن مجید فرمود:
«ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئته فمن نفسک»؛ (2)
آنچه از خوبی به تو رسید از جانب خداست و آنچه از بدی به تو رسید از جانب توست.
مقصود آن است که خدا منشا تمام خیرات است، ولی شر مربوط به مخلوق است؛ یعنی گاه خود انسان یا اطرافیان یا محیط زندگی و کار و اجتماع وی سبب بدی و زشتی شدهاند و نسبت دادن این بدیها به خدا امری نادرست است، ولی از آنجا که خدا لطف ویژه به بندگانش دارد؛ اگر
این بنده در سختی با خدا ارتباط معنوی پیدا کند، خداوند بدیها و خطاهای بنده را تبدیل به کیمیایی برای وی میسازد؛ مولانا میگوید:
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
کیمیا داری که تبدیلش کنی
این چنین میناگریها کار توست
مصلحی تو ای سلطان سخن
گرچه جوی خون بود نیلش کنی
این چنین اکسیرها اسرار توست (1)
بنابراین اگر نیایش حقیقی و درخواست منطقی باشد، اما تاخیر در اجابت اتفاق بیفتد میتواند این تاخیر به خاطر تحکیم پیوند عاطفی معنوی بین خالق و مخلوق باشد که وجود این پیوند آثار ارزشمند دیگری را برای بنده ایجاد میکند و بنده با گذشت زمان به آن پی خواهد برد.
نیایش کلید رحمت و حاجت است، اما گاه تاخیر در اجابت حکمتی دارد که بنده به آن آگاه نیست، زیرا عالِم به اسرار خلقت نمیباشد؛ چنانچه خداوند حکیم در قرآن کریم فرمود: «بسا چیزی را خوش نمیدارید و آن به صلاح شماست و بسا چیزی را خوب میدانید و به صلاح و خیر شما نمیباشد». (2)
انسان حکیم در کارهایش سه ویژگی دارد:
هدف و قصد دارد؛
در میان اهداف، هدف کامل تر را انتخاب میکند؛
برای رسیدن به هدف بهترین وسیله و نزدیک ترین راه را انتخاب میکند.
گاه انسان قصد و هدفش را مشخص میکند، ولی هدف اصلح و بهترین و نزدیک ترین راه برای رسیدن به هدف را نمیداند و گاه انسان نتایج ظاهری را میبیند و چیزی را درخواست میکند که به صلاح او نیست، ولی خداوند حکیم به اقتضای حکمت و مصلحت و مهربانیش، درخواست بنده را به تاخیر میاندازد تا آنچه مصلحت دنیا و اقتضای پاداش آخرت است به او عطا نماید.
در مثنوی آمده که مردی کیف مارگیری را دزدید، مارگیر ناراحت شد؛ چون مارش منبع کسب و درآمد وی بود، مارگیر ناله بسیار کرد و از خدا یاری خواست تا کیفش را بتواند پس بگیرد، ولی تاخیر افتاد و جوابی نگرفت. مدتی گذشت روزی مارگیر دید مردم در مکانی جمع هستند؛ رفت جلو، دید شخصی مُرده است، جویای حال او شد، گفتند مار او را گزیده و مرده است. بعد مارگیر بررسی کرد فهمید او سارق کیفش بوده و ماری که در کیف او بوده به مرد نیش زده و سبب مرگ او شده است. پس حکمت تاخیر درخواست خود را فهمید و چنین گفت:
شکر حق کان دعا مردود شد
بس دعاها کان زیان است و هلاک
من زیان پنداشتم آن سود شد
و ز کرم مینشنود یزدان پاک (1)
گاه انسان شرایط دعا را رعایت میکند و طعم اجابت را میچشد و این کرامتی از جانب پروردگار مهربان به بنده میباشد. غالبا این کرم و عنایت الهی به دست ائمه مانند امام رضا علیه السلام به انسان نیازمند میرسد؛ اگرچه همه انسانها تشنه این لطف و کرم الهی هستند و سراپا به سوی او میشتابند تا از باران لطف رحمت حق، نیاز خود را برطرف سازند.
هر کجا بوی خدا میآید
خلق بین بی سر و پا میآید
زان که جانها همه تشنه است به ویتشنه را بانگ سقا میآید
شیرخوار کرم اند و نگران
تا که مادر ز کجا میآید
پس کرامت یک عنایت الهی بوده که در اثر رابطه بین بنده و پروردگار حاصل میشود و این رابطه قابل سنجش و وصف نیست، اما حقیقت دارد و هر شخصی در زندگی خود نمونههای متعدد آنرا دیده است. همچنین خداوند دعا را براساس کرم و لطف به بندگان عنایت کرد تا در دعا نمودِ مهربانی و فضل و کرامت خود را نشان دهد و بدین واسطه سببی برای بنده خود بسازد و محرومیت او را جبران کند و کرامتی به او عنایت کند که دیگران از آن محروم ماندند و به وسیله سختی که همراه آن تضرع و زاری است بنده را به مقام قرب و رضا برساند و عاقبت نیک را برای او رقم زند؛ چنانچه در مثنوی آمده:
1) . مولوی، مثنوی معنوی، دفتردوم، ص178.
چون خدا خواهد که یاریمان کند
میل ما را جانب زاری کند
ای خنک چشمی که آن گریان اوست
ای همایون دل که آن بریان اوست
آخِر هر گریه آخِر خنده ای است
مرد آخربین مبارک بنده ای است
هر کجا آبِ روان سبز بود
ه-ر ک-جا اش--کی دوان رح--مت ش-ود (1)
بنابراین، حال که بنده توفیق قرب و انس با خدا را یافته میتواند از خدا مقام رضا را بخواهد و به دعای اجابت شدگانی مانند شفای ایوب، نجات موسی از دریا، نجات یونس از دل نهنگ و غیره توجه ویژه کند و قدرت خدا را در این نمونهها ببیند و با توسل به ائمه به خصوص امام زمان روحی و ارواحنا له الفدا و انجام وظایف کار خود را به خدا واگذار نماید و از او بخواهد عاقبت نیک همراه با مقام قرب و رضا برای او رقم بزند.
در نگاه جدید به دعا؛ دعا یک روش نگرش ساز میباشد که باورهای نیایشگر در موضوعات متعدد را شکل میدهد، اگر نیایشگر استمرار در دعا داشته و به مفاهیم آن توجه کند میتواند نگرشهای خود را به واسطه دعا تثبیت نماید. برای تبیین بیشتر این بحث موضوعاتی مانند چیستی نگرش، چگونگی شکل گیری نگرش، راهبردهای تغییر نگرش، ویژگیهای نگرش، نگرش سازی با دعا و تثبیت نگرش با دعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
برخی ازروانشناسان اجتماعی، نگرش را موضوع اصلی این علم میدانند. نگرش مرکب از سه عنصرشناختی، احساسی یا عاطفی و رفتاری یا آمادگی برای عمل میباشد. جزء شناختی نگرش شامل اطلاعاتی است که از موضوعی داریم، پس نگرش ما محدود به شناخت ما میشود. مثلا میدانیم ملائک وجود دارند، اما دانشی از اینکه چه هستند و چه میکنند نداریم؛ پس نگرش ما فقط به وجود ملائک مربوط میشود. جزء احساسی یا عاطفی نگرش شامل ارزشیابی ما از موضوع است، اینکه چیزی خوشایند ما باشد یا نه؛ مثلا فردی تحصیل دانشگاهی را دوست دارد
1) . مولوی، مثنوی معنوی، دفتراول، ص40.
این دوست داشتن مربوط به جزء عاطفی نگرش است و نقش انگیزشی بر رفتار دارد، یعنی میتواند محرک او برای تحصیل باشد. جزء آمادگی برای عمل، این جزء نگرشی فرد را آماده میکند تا رفتاری از خودشان نشان دهد؛ مثلاً چون فرد تحصیل را دوست دارد از دیگران در مورد رشته، کتابها و محل تحصیل سؤال میکند تا خود را آماده تحصیل کند، ولی اگر بعد احساسی مثبت نداشته باشد این امور را پیگیری نمیکند.
اگر ارزشیابی ما از یک موضوع بیشتر متکی بر باورهای ما باشد نگرش ما مبتنی بر شناخت است، ولی اگر ارزشیابی ما مبتنی بر هیجان و ارزشهای ما باشد نگرش مبتنی برعواطف خوانده میشود. اگر رفتار ما نسبت به چیزی سبب شود نگرش ما معلوم شود نگرش مبتنی بر رفتار است. (1)
ما معتقدیم دعا میتواند در عناصر نگرش اثرگذار باشد که تبیین آن مجال دیگری میخواهد.
بیشتر محققان بر "آموختنی بودن" نگرشها تاکید میکنند، ولی تحقیقات اخیر نشانگر تاثیر ژنتیکی نگرشها را تقویت میکند. نگرشها به صورتهای مختلف میتواند شکل بگیرد. موارد مهم شکلگیری آن عبارتند از:
1-2. تجربه: ممکن است ما به یک مکان زیارتی برویم و برخورد مناسب ببینیم؛ نگرش ما به آنجا مثبت میگردد و برعکس. البته قبول زیارتگاه غیر از مکان زیارتی است.
2-2. تکرار در معرض قرار گرفتن هدف: گاه مدتی با فردی دوست بودیم، ولی اکنون دوست ما با دیگری ارتباط پیدا کرده است؛ چند بار با او تماس میگیریم پاسخ مناسبی دریافت نمیکنیم، نگرش ما به ارتباط با او منفی میشود.
3-2. شرطی شدن کنشگر: رفتارهایی که به نتیجه خوشایند برسند تقویت و تکرار میگردد؛ مثلا فرزند شما به مسجد آمده او را درآغوش میگیرید، میبوسید و برایش چیزی میخرید، همین کارها باعث تغییرنگرش او نسبت به نماز به صورت شرطی میشود.
1) . کریمی، نگرش و تغییر نگرش، ص 26.
4-2. یادگیری اجتماعی (1): بسیاری از فرزندان نگرشهای خود را از الگوی والدین دریافت میکنند و میتوان گفت بخشی از نگرشهای ما تقلیدی است. البته معمولا این نگرش کودکان(الگوگیری از والدین) بعد از رفتن به دانشگاه کاهش مییابد.
5-2. مقایسه اجتماعی: گاهی ما در موضوعی به گونه ای برخورد میکنیم آنگاه خودمان را با دیگری مقایسه میکنیم، پس نگرش خود را براساس آن شکل میدهیم. (2)
برای تغییرنگرشها - طبق نظر آذربایجانی وهمکاران- راهبردهای متعددی میتوان یافت. برخی از آنها عبارتند از:
3-1. تثبیت از طریق تقلید و تکرار
این شیوه، به خصوص در دوران کودکی که قوه تفکر و استدلال شکل نگرفته بیشتر مورد استفاده میباشد. نگرش فرد با تکرار یک رفتار یا گفتار شکل میگیرد.
3-2. انگیزه و هیجان
انگیزه افراد از اموری است که باعث شکل گیری یا تغییر نگرش آنها میشود.
3-3. تفکر و استدلال
با تفکر و استدلال شناخت افراد را میتوان تغییر داده و یا تکمیل نمود.
3-4. توجیه شناختی نسبت به پیامدهای کار
بیان نتایج مثبت و منفی برای یک موضوع، نگرش فرد را نسبت به موضوع قویتر نموده و یا تغییر میدهد.
5-3. توجه دادن به عظمت خدا
توجه به خالق در نحوه ارتباطات انسان با خود و دیگران مؤثر میباشد.
این امر در قالب معجزه یا کرامت یا هر امر دیگری سبب نگرشهای تکمیلی برای افراد میشود.
6-3. وضعیت رفاهی و اقتصادی
وضعیت اقتصادی فرد دارای ابعاد مثبت و منفی میباشد. به عبارت دیگر گاهی فقر برای فرد سبب اتصال معنوی و گاه سبب شکایت و انقطاع معنوی میشود؛ همچنان که دارایی و ثروت برای فرد هر دو حالت را دارا میباشد.
7-3. مراودت دوستانه
ارتباطات دوستانه و صله رحم به شکلهای مختلف در افراد مؤثر میباشد. براساس این الگو روابط افراد با گروهی موجب میشود رفتارهای آن گروه را پیدا کنند.
8-3. دعا
دعای معصوم به ما شناخت میدهد، استدلال میآموزد، مناجات و برون ریزی عاطفی را بر ما میگشاید، نگرشهای ایمانی را یادآوری و تکرار مینماید، به ما یاد میدهد چه چیزی ارزشمند بوده و باید حاکم بر افکار و رفتار و زندگی ما باشد، چه خطراتی در راه ما وجود دارد و به ما میآموزد زندگی کردن و مردن را چگونه تجربه نمائیم؛ همه اینها راهی برای تغییر و تصحیح و تکمیل نگرشها است. (1)
به نظر میرسد موارد مذکور به عنوان راهبردهای شکل گیری و تغییر نگرش در فرهنگ اسلامی را میتوان در دعاهای امامان یافت، یعنی دعا حاکم بر تمام راهبردهای گفته شده میباشد که باید مصادیق آن را در الگوهای دعایی یافت و آنها را تبیین نمود. بنابراین دعا اگر جنبه معرفتی آن تقویت گردد و نیایشگر آن را باور نماید و به عنوان یک الگوی قدسی بداند و خود را ملزم به آن بکند در فرایند شکل گیری نگرش وتغییر آن اثر دارد و نمود آن در رفتار و عواطف وی آشکار خواهد گشت. البته تبیین این دیدگاه نیاز به تحلیل دارد که مجال دیگری را میطلبد.
1) مولفان، روان شناسی اجتماعی، ص150.
نگرش یک سازه فرضی است که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، اما بیشتر با اظهارات کلامی و رفتاری خود را نشان میدهد. به عبارت دیگر نگرشها تعیین کننده رفتارها هستند و این فرض به طور ضمنی دلالت بر این دارد که با تغییر نگرشهای افراد میتوان رفتارهای آنها را تغییر داد. حال این نگرشها ازمنظر آذربایجان(1378) دارای ویژگیهای خاصی هستند که عبارتند از:
نگرش، سازه ای است فرضی؛ زیرا خود نگرش و رأی وجود مولفه هایش وجود عینی ندارد و قابل مشاهده مستقیم و سنجش کمّی نیست و برای کمّی کردن آن لازم است به کمّی کردن مولفههای آن بپردازیم.
نگرش، اکتسابی و تدریجی است؛ زیرا تجربه و آموزش در آن موثر میباشد، نگرش نسبتا پایدار، فردی یا گروهی است و دارای مولفههای شناختی، عاطفی و رفتاری است. (1)
نگرش چیست ودعا چگونه میتواند نگرشسازی کند؟ اگر ما هنگام خواندن دعا به مفهوم آن توجه داشته باشیم ؛ نسبت به موضوع مطرح در دعا شناخت یا نگرش جدید پیدا کرده و با تکرار دعا و توجه به مفاهیم آن این نگرش جدید را در خود تثبیت میکنیم؛ اگر چه زمانی طولانی مصرف میشود. در نگاه جدید به دعا، نیایش روشی برای نگرش سازی براساس آموزههای دینی و تثبیت نگرش به واسطه دعا است.
تبیین موضوع بدین صورت است که نگرش افراد محدود به شناخت آنهاست و شامل سه جزء شناختی، احساسی و آمادگی برای عمل میباشد. جزء شناختی نگرش اطلاعاتی و شناختی که فرد در مورد مسئله یا رویداد خاص دارد نگرشها پایدار و ارزشی هستند.
چنانچه درتعریف نگرش گذشت عقاید، مجموعه باورها و نگرشها را در برمی گیرد. درالگوهای دینی عقیده به دعا مورد توجه عموم میباشد؛ بدین معنی که همه انسانها به دعا اعتقاد دارند، اما افراد به دعا یک نگاه ابزاری دارند، یعنی فرد هنگام بروز حوادث از دعا برای رفع
1) . همان، ص136.
مشکل خود استفاده میکند. این نگاه به دعا اگرچه بسیارخوب است، ولی کامل نیست؛ زیرا با فلسفه وضع دعا همپوشی کامل ندارد.
ائمه علیهم السلام ادعیه بسیاری داشتند؛ آیا بیان این همه دعا صرفا جهت رفع حاجت برای ما میباشد؟
بله، نیایش حاجتمندانه تنها برای این نیست که خدا را از نیازها و خواستههای خود با خبرسازیم، بلکه خدا همه چیز را میداند و خواندن دعا یادآوری این است که ما در این موارد به خدا نیازمندیم؛ حال اگر این یادآوری همراه با مفاهیم و مضامین ادعیه ائمه باشد یادآوری معرفتی شکل میگیرد. به عبارت دیگر نیایش کلید فهم هستی و خالق آن میباشد. نیایش مکتب نگریستن است؛ درحالی که ما غالبا آن را با گریستن و خواستن همراه میدانیم.
مقصود ما از نگرش سازی با دعا آن است که براساس موضوع خواستهها سراغ نیایش برویم؛ البته بهتر است همیشه با نیایش ارتباط داشته باشیم، زیرا نیایش تغذیه روح انسان بوده و همان گونه که ما در هر شبانهروز وعدههای غذایی متعدد داریم؛ نیز شایسته است وعدههای متفاوت تغذیه معنوی به واسطه نیایش داشته باشیم. این الگوی نیایش برای بسیاری افراد در اثر یادگیری و توجه به نیایشهای ائمه پدید آمده است. همه ائمه علیهم السلام متناسب هر موضوعی دعای خاصی داشتهاند و این مؤید آن است که نگرش سازی با دعا یکی ازمقاصد آنان میباشد.
بدین معنی که مثلا امام سجاد علیه السلام درصحیفه سجادیه وقتی برای فرزندان دعا میکند دعای متناسب با خواسته و نیاز فرزندان را مطرح میسازد و وقتی برای والدین دعا میکند دعای متناسب با وضعیت والدین را بیان مینماید و امام علی علیه السلام درصحیفه علویه و امام صادق علیه السلام درصحیفه صادقیه براساس موضوعات مختلف دعاهای متفاوت را آوردهاند که ما به ذکر دو مورد با توضیح مختصر بسنده میکنیم.
الف )دعای امام علی برای انتخاب همسر:
اللهُم اُرزُقنی زَوجَۀً صالِحۀ ً وَدُوداً وَلُودَاً شَکُوراً غَیُوراً اِن اَحسَنتُ شَکَرَت وَ اِن اَسَأتُ غَفَرت وَ اِن ذَکَرتُ اللهَ اَعانَت، وَ اِن نَسیتُ ذَکَّرَت، وَ اِن خَرَجتُ مِن عِندِها حَفِظَت وَ اِن دَخَلتُ عَلَیها سَرَّتنی، وَ اِن اَمَرتُها اَطاعَتنی وَ اِن اَقسَمتُ عَلَیها اَبَّرَت قَسَمی وَ اِن غَضِبتُ عَلَیها اَرضَتنی یا ذَالجَلال وَ الاِکرام هَب لی ذلِکَ فَاِنَّما اَسأَلُکَ وَ لا اَجِدُ اِلاّ ما قَسَمتَ لی؛ زیباآفرینا! همسری شایسته، پُرمهر، زاینده، شکور و غیرتمند به من عطا فرما. اگر به او نیکی کنم سپاس گوید و اگر بدی کنم ببخشد، اگر خدا را یاد کردم
مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا اندازد اگر از نزد او رفتم خود را حفظ کند و اگر بر او وارد شدم مرا شاد سازد، اگر به او فرمانی دادم، انجام دهد و اگر سوگند دادم بپذیرد و اگر بر او خشم نمودم مرا خشنود سازد ای صاحب بزرگی و بزرگواری چنین همسری به من عطا فرما من تنها از تو میخواهم و جز به آنچه تو عنایت کنی دسترسی ندارم).
نگرشسازی با دعا یعنی، دعا الگویی معرفت بخش برای شکلگیری نگرشهای ما باشد، زیرا دعا تنها عرصۀ خواندن نیست، بلکه صحنۀ شناختن و معرفت یافتن هم هست. پس اگر نیایشگر الگوی شناختی و منبع معرفتی خود را بر اساس مضامین دعا انتخاب نماید، باورهای وی و گزینش و رفتارش در موضوع ازدواج با بقیه افراد متفاوت میشود. انتخاب همسر در معنابخشی و هدف زندگی افراد بسیار مؤثر است و الگوهای شناختی در دعای فوق میتواند نقش اساسی در زندگی ایفا نمایند. این الگوهای نگرشساز در مورد همسر بر اساس دعا به طور اختصار عبارتند از:
با محبت بودن، شاکربودن، درست کاری، غیرت مندی؛
توجه کردن به ارزشهای انسانی مانند سپاسگزاری؛
ایجاد زندگی خدامحور؛ یعنی زن و شوهر یکدیگر را به یاد خدا اندازند؛
توجه کردن به پاکدامنی و عفت؛
در کنارهم بودن بر اساس شادی و نشاط؛
احترام گذاشتن به خواهش و دستور یکدیگر؛
کنترل کردن همدیگر در هنگام خشم.
الگوی نگرشی مهمتر از همه موارد فوق آنکه یافتن و انتخاب چنین همسری با توجه به ارتباط معنوی با خداوند و طلب کردن از خدا، امکان پذیر است؛ بنابراین اگر بخواهیم بینش و زندگی ما بر پایۀ عشق و محبت و معرفت و حکمت استوار باشد باید محور انتخاب همسر الگوهای مذکور باشد یا آنکه این الکوها جزو نگرشهای ما شود و سپس آنها را در زندگی خود گام به گام به مرحله عمل برسانیم.
ب) دعای امام صادق علیه السلام قبل از رفتن به حمام:
اللهم اذهب عنی الرجس وطهرجلدی و قلبی؛ پاک آفرینا! پاکی و پلیدی را از من بزدا و قلبم را پاک نما. (1)
اگر نیایشگر هنگام حمام مداومت بر این دعا نماید، بعد از مدتی این امر برای او تداعی میشود که پاکی قلب همراه با پاکی تن میباشد. به عبارت دیگر پاکی قلبی و پاکی جسمی توسط خدا با رفتن به حمام یا شنیدن کلمه حمام برای او تداعی میگردد و این نگرش نیایشی میتواند انگیزه ای در او ایجاد کند که همانطور که برای طهارت جسمی قدم برمیدارد، برای طهارت باطنی و قلبی خود نیز حرکتی داشته باشد. البته این نگرش سازی با دعا فقط در یک موضوع تنها نمیتواند اثربخشی خود را نشان دهد، بلکه اگر تمام ادعیه با فرایند علمی روانشناختی در امور متعدد و گام به گام برای افراد ارائه گردد میتواند دگرگونی افکار و ایجاد نگرش جدید و در پی آن تغییر رفتار را به دنبال داشته باشد که چنین امری تحول بزرگی در زندگی ما ایجاد میکند.
در روان شناسی اجتماعی یکی از راهبردهای شکل گیری یا تغییر نگرش، دعا میباشد. (2)به عنوان نمونه حضرت مهدی علیه السلام در دعای دوم میفرمایند: خدایا! خودت را به من بشناسان؛ اگرخودت را نشناسانی پیامبرت را نمیشناسم. خداوندا! پیامبرت را به من بشناسان که اگر او را نشناسم حجت تو(امام) را نخواهم شناخت. این مفاهیم قدسی به نیایشگرآموزش میدهد که خداشناسی، پیامبرشناسی و امام شناسی از درخواستهای وی شود، یعنی خواستههای ما فقط مادی نباشد، بلکه برای هدایت و خواسته ای معنوی از خدا یاری بجوییم. پس تغییر نگرش آن است که هنگام درخواستها به خود تکیه نکنیم، یعنی همه چیز را از خدا بخواهیم؛ حتی شناخت خودش را. حال تثبیت این نگرشها، یعنی توجه به خواستههای معنوی، همه چیز حتی خدا شناسی را از خدا خواستن به واسطه تکرار مضامین دعا و توجه به مفاهیم آن شکل میگیرد؛ زیرا روان شناسان معتقدند تکرار و تقلید درتثبیت یک نگرش کارساز است و از طرف دیگر دعا از
جمله آموزههای دینی است که خواندن آن به صورت کثیر توصیه شده است؛ چنانچه خداوند در قرآن فرمود: (( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا ؛ (1)ای مومنان خدا را فراوان یاد کنید)). بنابراین میتوان گفت دعا یک الگوی آموزشی معرفت بخش است که در شکل گیری و تغییر و تکمیل و حتی تصحیح نگرش موثرمیباشد؛ همچنین تکرار آن افزون بر ثواب اخروی که طبق توصیه قرآن میباشد میتواند در تصحیح و تکمیل و تثبیت نگرش اثربخش باشد( البته این نگرشسازی نیاز به فرایند علمی روان شناختی دارد که نگارنده در دورههای آموزشی سلامت معنوی مدل آن را طراحی نموده ) و یکی از اهداف اصلی نگارش این کتاب با توجه به زیرنویسها آن است که نیایشگر هنگام خواندن نیایش متوجه شود دعا چه نگرشهایی را میسازد و این نگرشها در سلامت افکار، رفتار، روان و جسم و روابطش چه اثری خواهد داشت.
تحقیقات درقلمرو دعا وسلامت درحوزه پزشکی و روانشناسی گسترش یافته است ماخلاصه ای ازاین پژوهش هاوارتباط آن باسلامت رابه اختصاربیان خواهیم نمود.
گاه دعا به عنوان روشی برای برخورد با مشکلات استفاده میشود؛ مثلا فرد حاجتی دارد و امکان رسیدن به آن سخت است؛ از دعا به عنوان وسیلهای برای رسیدن به خواسته خود استفاده میکند. در این حالت دعا مهارتی دینی است که هنگام برخورد با مشکل میتوان از آن استفاده کرد. در روانشناسی دین، این استفاده از دعا را بهعنوان «مقابلۀ مذهبی» نام میبرند؛ یعنی در برخورد با حوادث برخی افراد از ابزاری مانند دعا، توسل، زیارت، نذر و غیره استفاده میکنند و این امر میتواند در سلامت و نتایج آنان مؤثر باشد. (2)
اما در نگرش جدید به دعا ما معتقدیم بهتر است همیشه با دعا انس داشته باشیم و با مفاهیم دعا معنای زندگی و مسائل آن را بیابیم و نگرش خود را با دعا بسازیم تا رفتاری شایسته داشته باشیم. هرگاه دعا متناسب با درخواست فرد باشد و به مفاهیم آن توجه شود مسائل زندگی معنای
جدید پیدا میکند. به عبارت دیگر دعا یک الگوی معرفت بخش بصیرت زای نگرشساز است که تبیین آن گذشت. در روان شناسی اجتماعی نگرشها را به دو قسم، نگرش اصلی و نگرش فرعی تقسیم نمودند. نگرشهای اصلی همان نگرشهای مذهبی یا ایمانی هستند. براساس دیدگاه ما دعا میتواند نگرش ایمانی را ایجاد و برای برخی تقویت نماید؛ البته این نگرشسازی نیاز به فرایند، روش و برنامه داشته و اینطور نیست که هرکس هر دعایی بخواند نگرش او ساخته یا تقویت خواهد شد. بر این اساس ما معتقدیم دعا نگرش مذهبی ایمانی را میسازد. از طرف دیگر متخصصان معتقدند هرچه نگرش مذهبی قویتر باشد سلامت روانی بیشتر خواهد بود. در این قسمت ما به تبیین رابطه دعا و نگرش مذهبی و سلامت روانی خواهیم پرداخت. (1)
در نگرش مذهبی اعتقاد به توحید و نبوت و معاد محور میباشد. (2)متخصصان بهداشت روان معتقدند نگرش مذهبی مهمتر از اعمال مذهبی است. به عبارت دیگر نگرش مذهبی که همان اعتقاد به اصول دین میباشد تأثیرگذاری آن بیشتر از اعمال مذهبی میباشد؛ اگر چه از نظر علمای دین اعمال مذهبی واجب، و یک تکلیف است و فرد باید آنرا انجام دهد، ولی از جهت تأثیرگذاری اعتقادات مذهبی را مهمتر میدانند. نگرش مذهبی مد نظر متخصصان بهداشت روان یک امر کلی است که اعتقاد به توحید ، نبوت و معاد را شامل میگردد و در تعیین مصداق و موارد جزئی آن، حرفی نمی زنند. آنچه علمای دین در مورد مباحث اعتقادی مطرح میکنند (بسیار) کاملتر و جامع تر میباشد. متخصصان معتقدند نگرش ایمانی، یعنی اعتقاد فرد به خدا بر بسیاری از نگرشهای فرعی دیگر مانند معنای زندگی، فراز و نشیبهای آن، شغل، ازدواج و الگوهای زندگی موثر میباشد. به گونه ای که موضوعات عبادی، اخلاقی و ارزشی و مباحث اجتماعی و خانوادگی او را فرا میگیرد، زیرا فردی که معتقد به خداوند باشد، یعنی مبدأ (خدا) و مقصد (معاد) را قبول دارد و نبوت که برنامه برای حرکت به سوی آن مقصد است را قبول خواهد داشت؛ چنین فردی الگوی زندگی خود را بر مبنای آموزههای شارع جهت میدهد. (3)
در این مجال به تبیین رابطه نگرش مذهبی و دعا و اثربخشی آن بر سلامت روانی و جسمانی
خواهیم پرداخت.
دعا زبان مشترک تمام ادیان، بلکه تمام انسانهاست. گاه فرد دعا را وسیله ای برای رفع حاجت دانسته و آنرا میخواند و گاه دعا را براساس الگوی دینی که توصیه شده میخواند. ما معتقدیم هر دو الگو اثربخش است، ولی آنچه میتواند نگرش ساز باشد دعا با الگوی دوم است به شرط آنکه هنگام خواندن دعا، به مفاهیم آن توجه شود. حال این پرسش مطرح میگردد که چگونه دعا نگرش مذهبی را میسازد. گفته شده که نگرش مذهبی، از جمله نگرشها بوده و محور آن توحید، نبوت و معاد میباشد.
برای تایید این نظر که دعا نگرش ایمانی را میسازد دو دلیل ذکر خواهد شد.
دلیل اول: اگر نیایشگر وقتی دعا میخواند در مضامین تدبر داشته و آنرا تکرار کند اعتقاد وی شکل میگیرد. به عنوان مثال در دعای دوازدهم صحیفه مهدیه آمده: یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح؛ ای آنکه خوبیها را ظاهر و زشتیها را پنهان میکند...، یا واسع المغفره؛ ای آنکه آمرزش وسیع داشته... ، یا عون کل مستعین؛ ای یاور هر دادخواه ... براساس اینکه یکی از راههای خداشناسی توجه به صفات خداست؛ اگر نیایشگر هنگام دعا بفهمد چه میگوید، در واقع به اوصاف الهی معرفت پیدا میکند و با تکرار دعا و گذر زمان اعتقاد وی به خدا تقویت میگردد. در موضوع امام شناسی، توجه به مفاهیم نیایش پنجم ما را متذکر به سلسله امامت و اوصاف هر امام کرده و این الگو میتواند در باورسازی ما نسبت به ائمه موثر باشد. البته ادعیه دیگر در موضوع معاد و نبوت و کلیه مباحث اعتقادی مانند مقدرات قیامت، بهشت و جهنم، مرگ و غیره به صورت پراکنده در ادعیه مختلف آمده است.
دلیل دوم: مامعتقدیم نگرش مذهبی در روان شناسی همان ایمان به خداست که درمباحث دینی به آن پرداخته شده و سوالات پرسش نامه نگرش سنج مذهبی موید این نگاه است. به عنوان مثال پرسش نامه نگرش سنج مذهبی که توسط آقایان خدا یاری فرد و غباری بناب (1374) تهیه شده شامل مباحث عبادات، اخلاقیات، مباحث اجتماعی، جهان بینی باورها و علم و دین میباشد. دقت و تأمل تبیین موضوعات فوق آن را در سه محور توحید، نبوت و معاد قرار
میدهد. (1)بنابراین دعا با نگاه جدید و رعایت شرایط میتواند نگرش مذهبی یا ایمانی افراد را بسازد.
نظر روان شناسان در مورد تأثیرات اعتقادات دینی بر سلامت روان آن است که ایمان به خدا و نگرش مذهبی نیروی خارق العاده ای را به وجود میآورد و نوعی قدرت معنوی به انسان میبخشد که او را در تحمل سختیها یاری میرساند و او را از نگرانیها دور مینماید. ویلیام جیمز بنیانگذار روان شناسی در آمریکا و نویسنده مقاله "انواع تجارب مذهبی" (1902) میگوید:
ایمان بدون شک موثرترین درمان اضطراب است و فقدان ایمان زنگ خطری است که شکست انسان را در برابر سختیهای زندگی هشدار میدهد.
پارگامنت نقش روان شناختی مذهبی را در کمک به مردم توصیف نموده و میگوید:
مذهب میتواند در ایجاد احساس امید، احساس نزدیک بودن به دیگران به آرامش هیجانی، فرصت خودشکوفائی، احساس راحتی، مهار تکانه و نزدیکی به خدا موثر باشد.
هیدوث اظهار کرد:
فقدان باورهای مذهبی علت اصلی بیماریهای روانی است و بیمار روانی از طریق آموزش اصول مذهبی درمان میشود. (2)
پژوهشهای انجام شده در چند دهه گذشته نشان میدهد که بین مذهب و سلامت روان ارتباط وجود دارد. روان شناسی مذهب حمایتهای تجربی برای این عقیده فراهم کرده که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره خواهیم کرد:
میگیرد که ایمان به خدا و باورهای مذهبی در دورههای دشوار و تحمل ناپذیر از جمله رویاروئی با بیماریهای سخت بدنی به انسان آرامش میبخشد. (1)همچنین در دبیرستانهای دخترانه اصفهان رابطه بین نگرش مذهبی و سلامت روانی مورد تحقیق قرار گرفت. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بوده، آزمون نگرش مذهبی دارای 18 سوال سه گزینه ای و پرسشنامه عمومی برای سنجش ملاکهای سلامت شامل جسمی سازی، اضطراب، بی خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی به عنوان ابزار تحقیق استفاده شد. یافتهها نشانگر آن است بین نگرش مذهبی و اضطراب رابطه منفی وجود دارد که بین نگرش مذهبی و سلامت روان رابطه مثبت وجود دارد. به عبارت دیگربه میزانی که نگرش مذهبی فرد بیشتر باشد اضطراب وی کمتر میشود؛ پس براساس الگوهای روان شناختی ایمان در سلامت روان اثر مثبت دارد، اگرچه سلامت روان کامل نیاز به دلایل متعدد دارد.
آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود د ارد. (1)
بنابراین بین ایمان مورد درخواست در ادعیه و مباحث مربوط به معاد، با نگرش مذهبی که روان شناسان مطرح مینمایند رابطه مفهومی و مصداقی وجود دارد (اگرچه جامعیت الگوهای دینی بیشتر بوده). از طرف دیگر بین نگرش مذهبی با سلامت روانی طبق تحقیقات بیان شده رابطه معناداری وجود دارد؛ بنابراین دعایی که نگرش ایمانی فرد رامیسازد میتواند در ارتقای سلامت روانی او اثرگذارباشد.
برای تبیین واژه آرامش باید معنای اضطراب را بررسی کرد. اضطراب واژه عربی باب افتعال به معنی سرگردان بودن و حرکت میباشد. معادل فارسی آن پریشان شدن، نگرانی، آشفتگی و در انگلیسی احساس ناراحتی و ترس معنا شده است. به عبارت دیگر عدم آرامش همراه با ناراحتی، اضطراب نامیده میشود. در دیدگاه شناخت نگر، باورهای نادرست ریشه اختلالهای اضطرابی میباشد و تعمیم نگرشهای غلط اضطراب فرد را بیشتر میکند؛ البته این نگرشها تنها عامل اضطراب نمیباشد، بلکه عوامل متعددی در شکل گیری اضطراب موثر است.
دربارۀ تبیین ریشههای اضطراب، ناراحتی، افسردگی و. . . نظریههای متفاوتی وجود دارد. برخی علل اینگونه مشکلات را بیوشیمیایی میدانند و قائلند که به علت تغییر مواد شیمیایی پیکهای عصبی، کارکرد مغز و دستگاه عصبی مرکزی را دچار مشکل میکند؛ به همین دلیل به دارودرمانی اعتقاد دارند. گروهی دیگر آن را مربوط به عوامل شناختی میدانند و ریشۀ ناراحتی ها، اضطرابها، افسردگیها و بیماریهای دیگر را الگوهای نامناسب شناختی میدانند. درحقیقت افراد بیمار در تعبیر و تفسیر رویداد ها مشکل دارند؛ البته این رویکرد منکر تأثیرگذاری الگوهای تربیتی درایجاد اینگونه تعابیر و تفاسیر نیست. همچنین منکر تأثیرگذاری عوامل بیوشیمیایی و اجتماعی درخصوص الگوهای غلط شناختی هم نیست. (2)بنابراین تفسیر افراد از حوادث زندگی متفاوت است و این تفسیر در آرامش و سلامت افراد نقش دارد. نگارنده معتقد است یکی از آموزههایی که تفسیر صحیح از زندگی و حوادث آن را به ما نشان میدهد، آموزههای موجود در
ادعیه است. این آموزهها مثبتنگری، واقعنگری و اعتماد و توکل و آرامشیافتن را به ما آموزش میدهند. اگر با این آموزش، دین را به شکل صحیح بفهمیم و در مصداقیابی آن درست به نتیجه برسیم، قطعاً به آرامشی مطلوب دست خواهیم یافت.
مردم باورهای خاصی درباره خود، دیگران و دنیای خویش دارند. شکل گیری این باورها از دوران کودکی آغاز میگردد. باورها در دو سطح مطرح میباشند؛ باورهای بنیادی که این باورها بسیارکلی و انعطاف ناپذیر و بیش ازحد تعلیم یافته میباشند. درمقابل، باورهای میانی وجود دارد که شامل نگرشها و مفروضههای فرد میشود. (1)
اینکه ما به موضوعات پیش آمده چگونه بنگریم به نگرش ما برمی گردد. برخی افراد اتفاقات را به دید مشکل نگاه میکنند و برخی به دید مسئله، گاه آنان که به دید مشکل نگاه میکنند تفسیر و برداشت نادرست دارند، مثلا خدا مرا بدبخت آفریده، راهی ندارم، کاری نمیتوانم بکنم و... . این نگاه به مسائل زندگی آدم را در بن بست قرارمی دهد و استمرار آن سبب افسردگی میگردد. روانشناسان درتعریف افسردگی گفتهاند:
اندوهگینی عمیق است که در فرد اثرگذاشته و سبب عوارضی از قبیل اضطراب و اختلال در عملکردهای طبیعی شده و عدم تمرکز و احساس گناه و ناتوانی خود را نشان میدهد. (2)
در تعریف جدید سازمان بهداشت جهانی آمده افسردگی بیماری است که در آن، خلق فرد غمگین است و علاقهاش به کارهایی که انجام میداده را از دست میدهد. (3)
میتوان گفت بروز افسردگی براساس نگرشهای منفی و شناختی درمسائل زندگی است. هرگاه فرد خود را در بنبست ببیند و ازطرفی ناتوانی خود را در نظر بگیرد، نا آرام و مضطرب میگردد؛ اگر این ناآرامی و نا کارآمدی استمرار پیدا کند میتواند منجر به افسردگی گردد. حال این پرسش مطرح است که دعا چگونه میتواند افسردگی را کاهش دهد؟
نگرش ما به دعا به دو گونه است؛ گاه دعا به عنوان "مقابله مذهبی" به کار میرود. اگر فرد از
دعا به عنوان ابزاری برای رسیدن به حاجت استفاده کند؛ اینجا دعا یک مقابله مذهبی برای رفع مشکل است که میتواند درکاهش اضطراب و نگرانی اثربخش باشد، ولی فراتر از مقابله مذهبی آن است که نگرش خود را درآن موضوع با دعا بسازیم. این نگاه به دعا اثربخشی بیشتری خواهد داشت. به عنوان نمونه امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه دعای 54 در موضوع غم میفرماید:
یا فارج الفهم یا کاشف الغم یا رحمان الدنیا و الاخره و رحیمهما صل علی محمد و ال محمد واخرج همی و اکشف غمی؛ (1)ای گشاینده اندوه، ای برطرف کننده غم، ای نعمت بخش دنیا و آخرت و مهربان دو سرا، بر محمد و خاندانش رحمت فرست و اندوهم را بگشا و غمم را برطرف کن.
نگاه جدید به دعا بیانگر نکاتی است؛ از جمله:
تناسب دعا با موضوع: بدین معنی که گاه افراد مشکل مالی، بیماری ، کار و ... پیدا میکنند؛ برای رفع این مشکل دعای توسل میخوانند که این نگاه به دعا همان مقابله مذهبی است، یعنی برای حاجت دعا خوانده است. ولی به نظرما ائمه درموضوعات متفاوت دعاهای متعدد ارائه کردند و این موید آن است که افزون برمقابله مذهبی، قصد نگرش سازی با دعا را داشتهاند.
تناسب مضامین دعا با موضوع: امام سجاد در بین صفات الهی یا خارج و یا کاشف و یا رحمان و یا رحیم بیان نمود، در واقع با بیان این صفات بینش و نگرش نیایشگر تغییر میکند؛ البته به شرط آنکه وقتی دعا میخواند بر مضامین آن توجه کند وآن را بفهمد. تغییر نگرش به واسطه این دعا آن است که اگر فردی خود را تنها پنداشت و فکرکرد در مشکل به بن بست رسیده و نعمتها توسط خلق از او گرفته شده، پس در این حال اگر به مضمون دعا توجه نماید به این نگرش میرسد که اگر ما خود را تنها دیدیم نادرست است، خدا هست، و اینکه به بن بست رسیدیم فکر ما است و گشایشگری وجود دارد که اسباب گره گشایی را فراهم میکند و اینکه فکرمی کنیم باورنداریم نادرست است. خدا کاشف و برطرف کنننده گرفتاریها است. اینکه دیگران رفتاری داشتند تا به ما نعمت نرسد نباید ما را نگران کند، چون صاحب تمام نعمتها دردنیا و آخرت خدا است. این نگرشها که برگرفته از مضامین دعا است سبب مثبت نگری، امید و تقویت انگیزه و حرکت در رسیدن به اهداف انسان میشود و تفسیرهای نادرست و نگرشهای
1) . احمدی فراز، صحیفه سجادیه با اشاراتی به بهداشت روانی، ص317.
منفی (بن بست، تنهایی، ناتوانی) را ازبین میبرد و امید و نشاط را افزایش میدهد. بنابراین سبب کاهش افسردگی میگردد، بدین معنی که اگر فرد آن را به عنوان مقابله مذهبی بداند، بیانگر آن است که هنوز امید برای رسیدن به هدف خود دارد و از دعا برای هدف خود بهره میبرد؛ اما اگر با دعا بینش و نگرش خود را بسازد، یعنی متناسب با خواسته خود دعا بخواند این امردر انتقال نگرش درست او را یاری میکند و هرچه باورها و نگرشهای ما درستترگردد اضطراب، نا آرامی و ناکامی و افسردگی ما کاهش مییابد.
تحقیقات امروزی در حوزه دین با دو رویکرد صورت میپذیرد: رویکرد اول، نگاه واقع گرایانه به دین است، اثبات وجود خدا و صفات الهی از طریق مباحث فلسفی و استدلالی و کلامی مربوط به این دیدگاه میباشد. رویکرد دوم، کارکردگرایانه است، یعنی اعتقاد به وجود خدا چه اثری در زندگی، سلامت جسم و روح و روان فرد دارد. دعا نیز مورد تحقیق این دو رویکرد قرار گرفته است. در نگاه اول فلسفه دعا، رابطه دعا و تقدیر و غیره مورد بررسی قرار میگیرد و در نگاه دوم اثر دعا در سلامت و بهزیستی روانی وجسمی وطبیعت مورد تحقیق قرار گرفته است. دعا در حوزه پزشکی نیزاینگونه مورد پژوهش قرار گرفته است. مثلا در طبِ مکمل درمانهای روانشناختی شامل مراقبه، رواندرمانی، آرامسازی و دعادرمانی آمده است. مراقبه -که به دعای بدون کلام و همراه با سکوت گفته میشود- اثرات فیزیکی مفیدی مانند کاهش تعداد تنفس و ضربان قلب و فشار خون و کاهش درجۀ حرارت پوست و اثرات مثبتی بر روی تسکین درد و بیخوابی داشته است. (1)دراین ارتباط بنسون استاد دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا در مورد دعا میگوید:
تکرار دعا موجب کاهش فعالیتهای موجی مغز و فشار خون میشود؛ گاه نیایش چنان قدرت درمانی دارد که درمان پرهزینۀ دارویی را از بین میبرد. اگر ما به اعتبار این دارو (دعا) معترف باشیم باید در نسخههای پزشکی خود بنویسیم دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید. متخصصان در یک بررسی راجع به بزرگسالان یافتند که نیایش نمودهای منفی عاطفی را که ناشی از فشار خون بوده، کاهش داده است.
1) . ناجی، معنویت در پرستاری، ص 127.
همچنین نتیجه گرفتند کسانی که نیایش فعالانهتر دارند سالمترند و بین نیایش و سلامت جسمانی و روانی رابطۀ مثبت وجود دارد. (1)
همچنین پزشکان در پژوهشی با نام «اثر دعادرمانی بر هموگلوبین و فریتین بیماران مبتلا به تالاسمی» اثربخشی دعا در کاهش فریتین و افزایش هموگلوبین و افزایش فواصل خون گیری بیماران تالاسمی تأییدکردند.
دراثربخشی آموزههای دینی، به خصوص دعا میتوان به تحقیقات جدیداستنادکرد.
پس دین میتواند یکی از مهمترین عوامل تقویت یا تضعیف سیستم ایمنی باشد که تحت تأثیر افکار و احساسات است. این ملکول ها میتواند از مغز و حتی از دیگر ارگانهای بدن سرچشمه بگیرند. مطالعات نشان داده که سیستم ایمنی همانند سیستم عصبی در گردش عمل میکند که شدیداً متأثر از افکار و احساسات ماست، شواهد نشان میدهد که احساس باختن یا نارضایتی میتواند به طور جدی عملکرد سیستم ایمنی را مختل کند و سبب انواع بیماریهای مزمن شود.
بنابراین آموزههای دینی به خصوص دعا و نیایش که از منابع غنی و مهم دین ماست در تصحیح عقاید و تکمیل افکار و تثبیت نگرشهای ما مؤثر است و بهعنوان الگوی فکری، عاطفی و رفتاری محسوب میشود که نیاز به تبیین دارد و اگر نیایشگر بتواند این الگو ها را استخراج و بهکار بندد، برای ارتقای سلامت خود گامی مهم برداشته است؛ زیرا این الگوها و ادعیه ما را به سوی مثبتنگری، واقعبینی، امیدواری، خوشبینی و ... دعوت میکند که این امور در سلامتی انسان تأثیر دارد.
خداییتنی است و قائل است که ذهن یا وضعیت روحی و روانی فرد در روند بهبودی و بیماری مؤثر است». (1)لذا برای درمان بیماریهای صعبالعلاج و سرطان با روش خاصی از آموزههای دینی استفاده میکنند؛ البته این درمان به معنای نفی تأثیر باکتری، سلولهای سرطانی و. . . نیست؛ بلکه اعتقاد و عمل به آموزههای دینی را در تسریع روند بهبودی و درمان مؤثر میداند.
اندیشه از نظر لغوی همان فکر است و درمعنای خاص خود سیر ذهنی از معلوم برای کشف مجهول است، اندیشه در معنای عام به هر نوع صورت فکری مانند خیال و گمان گفته میشود.
اعتقاد در لغت، یعنی پیوند و گره زدن و از نظر اصطلاحی اندیشه ای است که مورد تصدیق قرار گیرد. به عبارت دیگر یک اندیشه بیش از آنکه مورد تصدیق قلبی قرار گیرد در ذهن انسان جای دارد، ولی به آن اعتقاد گفته نمیشود، اما پس از آنکه مورد تصدیق قرار گرفت نام اعتقاد به خود میگیرد. بنابراین اندیشه بر روی اعتقاد اثرگذار است و اعتقاد قوی از اندیشه قوی و محکم نشأت میگیرد. (2)ما معتقدیم دعا یک الگوی معرفتی اندیشه نمای اعتقادساز است؛ بدین معنی که دعا در مسائل و موضوعات متفاوت مانند: خداشناسی، صفات الهی، ملک شناسی، خودشناسی، الگوی ارتباط با خود، خدا و خلق، طبیعت شناسی و غیره، بینش و نگرش و اندیشه قدسی به انسان ارائه میکند و در همان حال، آن اندیشه را تبدیل به اعتقاد میکند به شرط آنکه نیایشگر هنگام تکرار نیایش توجه به مفاهیم دعا داشته باشد.
به عبارت دیگر اگر بخواهیم نگرش ائمه نسبت به خلق و خالق و خلقت را بدانیم براساس نیایشهای آنها میتوان این بینش را پیدا کرد و نیز اگر بخواهیم این اندیشه را به پیروان آنان انتقال دهیم به واسطه نیایش میتوان به این نتیجه رسید. به عنوان نمونه حضرت در دعای سوم صحیفه در توصیف خداوند چنین میفرماید: ای آنکه در اوج پیدایی پنهانی، ای آنکه در اوج پنهانی پیدایی، ای جداکنندﮤ روشنایی و تاریکی، ای وصفشدهای که ذاتت شناخته نشود، ای شناخته شدﮤ بیهمانند، ای محدودکنندﮤ هر نهایتپذیر، ای بینندﮤ هر دیدنی و بهوجود آورندﮤ هر
موجود و شمارشگر هر شمارشپذیر و گمکنندﮤ هر گمشده؛ جز تو کسی سزاوار پرستش و صاحب بزرگواری و بخشش نیست. ای آنکه به هیچگونه کیفیت نیایی و در هیچ مکانی جایگاه نپذیری، ای پردهنشین از دیدار دیده ها، ای [وجود] جاودانه و ای سرپرست پابرجا و ای دانای همۀ دانستهها. (1)
توجه به مفاهیم این دعا، میتواند نشانگر آن باشد که حضرت بینش و شناخت خود از خدا و صفات وی را به این روش بیان میکند. به عبارت دیگر خدا از دیدگاه امام زمان اینگونه وصف میشود: ناپیدایی خدا، ناشناختنی ذات خدا، بینایی خدا برهر موجود، فراتر بودن خدا از زمان و مکان و... . پس نیایش هم منبع اندیشه شناسی ائمه و هم الگوی معرفت بخش و اعتقادساز برای پیروان آنهاست و اگر نیایشگر هنگام نیایش تدبر در مفهوم آن داشته باشد در حین شناخت، اعتقاد خود را نیز میسازد. ازطرف دیگر اگر بخواهیم اندیشههای ناب ائمه اطهار را در مسائل و موضوعات مختلف بدانیم و این اندیشهها را به دیگران آموزش دهیم و بینش و نگرش مخاطبان را بسازیم یکی از بهترین روشهای آموزشی قدسی، دعاست، زیرا دعا یک الگوی معرفت بخش اندیشه نمای بصیرت ساز میباشدکه استدلات فلسفی - عرفانی رادر ظرف عواطف ارائه مینماید؛ بنابراین اگر بتوان با این روش در پیروان حضرت اندیشههای امام زمان را نهادینه کرد قطعا شاهد رفتاری مهدوی خواهیم بود. البته اندیشه ائمه محدودبه بینش درمورد خدا نیست، بلکه بادعانگرشهای متعدددر موضوعاتی مانندخودشناسی، طبیعت شناسی، ارتباط بادیگران ومسائلی مانند غم، بیماری وغیره رابه ماآموزش میدهند. نکته قابل توجه اینکه برای نگرش سازی با دعا لازم است دورههای آموزشی ارائه گردد و صرف اینکه فرد دعا بخواند نمیتوان اعتقاد درست را انتقال داد، زیرا نحوه خواندن دعا، نوع نیایشها، فرایند زمانی دعا و غیره در نگرشسازی دعا موثر میباشد.
1) اهری، صحیفه مهدیه، ص20.
منشأ بهروزی انسان مربوط به درون و افکار و نگرش اوست؛ امّا امروزه گروهی از آن غافلند و آن را در بیرون جستوجو میکنند که نه تنها کاری از پیش نبردهاند، بلکه بر اضطراب آن ها افزوده شده است. حال برای بازگشت به درون باید نقش آموزههای دینی و معارف موجود در ادعیه را در زندگی پررنگ نمود. بایسته است که پژوهشگران، آموزههای دینی را به صورت کاربردی تحلیل و تبیین نمایند. براین اساس نگاه به دعا نگاهی کاربردی است که به صورت مسئله درچند محور تبیین شده است.
نخست آنکه آیا خواندن، باورنمودن و الگوگیری از آموزههای صحیفه مهدیه در بهداشت روانی و ارتقای سلامت مؤثر است؟ دوم آنکه آیا بین آموزههای قرآنی و ادعیه صحیفه مهدیه از جهت معنایی رابطهای وجود دارد؟ سوم آیا دعا درنفی فرقههای غیرشیعی کاربرد دارد؟پاسخ سوال اول و دوم مثبت است که این نظر با نکات روانشناختی و قرآنی که به صورت زیرنویس آمده تایید میگردد. همچنین در پاسخ به سوال سوم باید گفت : یکی از راههای شناخت اندیشه شناسی تشیع توجه به مضامین دعاست؛ ائمه ما برای اثبات مبانی شیعه و نفی فرق اسلامی غیرشیعی از دعا بهره جستهاند که به عنوان نمونه مواردی به صورت زیرنویس در این کتاب آورده ایم. البته مبحث فرقههای اسلامی با همکاری جناب آقای دکتر عباسی هیئت علمی دانشگاه اصفهان در گروه تاریخ صورت گرفته است.
به بیان دیگر نوشتارهایی که به صورت زیرنویس و مختصر در این کتاب آمده، درصدد تایید این باور است که قرائت، باور و الگوگیری از دعاهای صحیفه مهدیه میتواند در موارد زیر اثرگذار باشد:
در ارتقای سلامت در ابعاد (روان، اجتماع، جسم و ...) اثربخش باشد؛
در تایید این الگو که ادعیه ائمه برگرفته از کلام وحی است و آموزههای شیعه اثنی عشر
انطباق با آموزههای قرآنی دارد؛
مطالبی به صورت زیرنویس برای سه مورد فوق به اختصارذکرشده است ؛ بنابراین ادعیه امامان شیعه از زوایای مختلف، با تبیین و تحلیل، میتواند کاربردهای متمایز و راهکارهای جامعی در زندگی ما عرضه نمایند که لازم است پژوهشگران به آن توجه بیشتری نمایند.
هدف ازنگارش این کتاب حداقل سه امر میباشند که به تبیین آن پرداخته میشود.
هدف اساسی از نگارش صحیفه مهدیه با نگاه روان شناختی نگرش بدیع و کارکردگرا به نیایش میباشد. رویکرد کارکردگرا به جای بحث عقلانی از دین یا به علاوه بحث عقلانی از دین، آثار و نتایج التزام نظری و عملی از دین را بحث میکند و این نگاه به دین در حوزه پزشکی، روان شناسی و جامعه شناسی جایگاه ویژهای پیدا کرده است؛ البته آثار قدسی و معنوی دعا فراتر از آن چیزی است که کارکردگراها گفته اند، ولی برای آنکه توجه عموم را به ادعیه بیشتر جلب نمود و کاربرد دعا در زندگی ما بیشتر شود و در مجامع علمی به دعا توجه ویژه شود به نظر آمد یکی از راهکارهای آن قرار دادن مضامین دعا در این ساختار میباشد؛ بنابراین ثواب، قداست و معنویت دعا امری قطعی بوده که زبان از وصف آن عاجز و قلم از نثر آن قاصر است، ولی برای آنکه ارتباط و انس بین نسل جوان و دعا بیشتر شود به نظر رسید ادعیه حضرت مهدی بدین گونه ارائه شود.
همچنین جلب توجه بیشتر اندیشمندان و پژوهشگران به متون ادعیه حضرت مهدی برای الگوسازی از متن دعا هدفی دیگر بوده است. بر این اساس توضیح و تشریح مباحث روان شناختی به صورت اشاره در پاورقیها بیان شده و تبیین و برتری کلام حضرت مجال دیگری را میطلبد. بنابراین امیدواریم این گام نخست راهی باشد برای آنکه صحیفه مهدیه مطرح شده و با نگاه بدیع به نیایشهای حضرت الگوهای کاربردی از آن استخراج شود.
معنویت دینی یکی از والاترین نیازهای انسانی بوده که همزاد انسان است. معنویت ریشه در
فطرت انسان، یعنی خداگرایی وی دارد. تحقیقات کاربردی امروز نشانگر آن است که معنویت نه تنها بر حالات خلقی و سلامت روانی، بلکه بر شرایط جسمانی افراد نیز اثرگذار میباشد؛ افرادی که میزان معنویت آنها بالاتر است سیستم ایمنی بدن آنها بهتر بوده و غدد درون ریز آنها منظمتر کار میکند و فشار خون آنها کمتر میباشد. این کارکرد معنویت و دین در سلامت، سبب شد تحقیقات در حوزه دین و سلامت که تا نیمه اول قرن بیست، 200 پژوهش بوده یکدفعه آخر قرن بیست به 5000 پژوهش برسد. از طرف دیگر کارکرد معنویت به حدی زیاد بوده که پژوهش درباره معنویت در رشتههای متنوعی از قبیل پزشکی، روان شناسی، انسان شناسی، عصب شناسی و علوم شناختی پیشرفت کرد و در حال حاضر در 72 دانشکده پزشکی در آمریکا درسهایی به دانشجویان ارائه میگردد که بتوانند جنبههای معنوی را ارزیابی کنند. (1)همچنین مراقبت معنوی برای بیماران جایگاه ویژهای پیدا نموده است. براساس این ضرورت اعضای پنج انجمن که بالغ بر ده هزار نفر میباشند بیانیهای مشترک برای مراقبتهای معنوی در بیمارستانهای اروپا ارائه کردند که باید روحانی مقیم در بیمارستان کنار پزشک به بیمار خدمات معنوی ارائه کند. معنویت از دیدگاه ما عبارت است از: یک نظام باور و عمل بر مبنای معنا و ارزشهای پویا و ارتباطات محبت آمیز و عمیق با خود، خلق و خلقت در سایه ارتباط با خدا (قرب به خدا) که زندگی را ارزشمند و مرگ را معنادار میکند. مراقبت معنوی، یعنی معنابخشی به زندگی براساس مبانی دینی همراه ساختارهای علمی بوده و محور این مراقبت، قرآن و روایات میباشد که با استفاده از دعاها با الگوهای روان شناختی نگرش و معنای زندگی افراد را ارتقا میبخشد. هدف ما ترویج معنویت با دعا بوده که سبب معنابخشی به زندگی همه افراد شده، از طرفی این معنابخشی با دعا مانع انحراف افراد از دین بوده و نوعی مبارزه غیرمستقیم با عرفانهای نوظهور میباشد. اغلب افراد به خاطر ناآرامیها و نابسامانی در دنیای کنونی خواستار آرامش و سامان درونی میباشند و عرفانهای نوظهور با ترفندهایی متعدد نوعی آرامش موقتی به افراد میدهند و آنان را جذب خود میکنند. اگر ما بتوانیم آرامش قدسی براساس الگوهای نیایشی متناسب با افراد متفاوت و حالات متعدد ارائه کنیم معنویت دینی به گونه ای شکل میگیرد که هر روز طرفداران بیشتری پیدا کند و از انحراف مصون بماند. گام نخست آن قرار
1) . مهرابی، هوش معنوی و مقیاس... ، ص30.
دادن ادعیه ائمه علیهم السلام در این ساختار میباشد. گامهای بعدی این نگاه به دعا آن است که نیاز و خواستههای مخاطبین شناسایی شود و براساس آن نیاز به صورتهای متنوع با فرایندی علمی و هدفی مشخص با الگوهای معنوی پاسخی مناسب به آنها داده شود. نگارنده در دورههای آموزشی متعدد برخی از این برنامهها را تدوین نموده است. به عنوان نمونه برای مراقبت معنوی بیماران این مجموعه کتب با توجه به معنویت نیایش محور آماده شده است:
۱. درآمدی بر مبانی مراقبت معنوی. در این کتاب، مبانی معنویت و تفاوت تعاریف آن در جهانبینیهای گوناگون، مراقبت معنوی و سلامت معنوی، شرایط ارائه دهنده و گیرندۀ مراقبت معنوی، و شیوۀ حرفهایِ مداخلۀ معنوی مبتنی بر اصول روانشناختی شرح داده شده است.
۲. چرا من؟. این کتاب شامل سیصد سؤال و نیاز معنوی است که در طول کار بالینیِ طولانیمدت ازطریق مصاحبه با بیماران جمعآوری شده است. گفتنی است این دو کتاب مخصوص بالینگران و پژوهشگران نگاشته شده است و محتوای کتاب «چرا من» میتواند موضوع پژوهشهای متعدد قرار گیرد.
۳. بیماری و بیداری. در این کتاب مهارتهای معنوی برای مقابله با بیماری بیان شده و مخصوص بیماران و اطرافیان و ارائهکنندۀ مراقبت معنوی است.
۴. مراقبه با دعا. در این کتاب اذکار و دعاهای کوتاه برای امیدبخشی و تقویت مهارت معنوی در بیماران آمده است.
۵. آرامش با نیایش. در این کتاب بعضی ادعیه با نگاهی روانشناختی برای پاسخگویی به نگرانیهای بیماران و تغییر نگرش آنان به زندگی گزینش شده است.
۶. چه کنم؟ این کتاب شامل پرسش و پاسخهای فقهی مخصوص مبتلایان به بیماریهای صعبالعلاج است و سؤالات آن براساس تجربههای بالینی انتخاب شده است.
ذکر این نکته لازم است که بالینگران برای استفاده از این بستۀ جامع باید علاوه بر مطالعۀ کتب، در دورههای مدون تئوریک و عملی، زیر نظر استادان مجرب، شرکت کنند.
واژه معنویت درقرآن و سنت به کار نرفته است، ولی در ادبیات مسلمانان این کلمه به واژه هایی مانند روحانی و روحانیت نزدیک است. درنگاه مکاتب الهی معنویت عبارت است از: خدا
شناسی، خدا جویی و خدا محوری با شناخت هدف خلقت و زندگی، تلاش درجهت تکامل معنوی و خودسازی و اندوختن توشه ای برای حیات ابدی.
معنویت از دیدگاه اسلام تنها درسایه ارتباط با خداوند و از طریق عبودیت و پذیرش و تسلیم در برابر حق امکانپذیر است.
واژه معنویت درسلامت معنوی، نقش ویژه ای مانند جسم درسلامت جسمانی، روان در سلامت روانی، و اجتماع درسلامت اجتماعی دارد.
سلامت معنوی از دیدگاه عباسی عبارت است ازحالت اطمینان، امنیت، آرامش و سکون قلبی و روحی که از اعتقاد و اعتماد به منبع و قدرتی برتر و متفاوت از عوامل مادی و پیرامونی ناشی میشود و باعث افزایش امید، رضایتمندی و نشاط درونی میگردد و درنهایت به سلامت و تعالی همه جانبه انسان و انسانیت کمک میکند. (1)
از نظر نگارنده سلامت معنوی عبارت است از: حالت اطمینان و آرامش و سکون قلبی و روحی که از اعتقاد به خدا ناشی میشود و باعث تصحیح تکمیل باور در ارتباط با خود، خلق، خدا و خلقت شده و سبب افزایش امید و نشاط و رضایت و آرامش و قرب به خدا میگردد. با توجه به این تعریف رابطه سلامت معنوی با نیایش این گونه میگردد که اطمینان و آرامش و اعتقاد به خدا و تصحیح باورها در مدار ارتباطی چهارگانه (خدا، خلق، خلقت، خود) چگونه امکانپذیر است. ما معتقدیم نیایش یک الگوی آموزشی قدسی معرفت بخش اعتقادساز است که میتواند نگرشهای افراد را در چهار مدار ارتباطی شکل بدهد؛ البته به شرط آنکه افراد هنگام نیایش به مضامین آن توجه کنند و دعا تنها عرصه خواندن نباشد، بلکه صحنه شناختن، معرفت و یافتن هم باشد، زیرا دعا یک راهبرد معنوی و یک الگوی شناختی، رفتاری و عاطفی است که اگر متناسب با مخاطبین و شرایط آنها انتخاب شود میتواند نگرشها و رفتارهای افراد را تغییر، تکمیل، تصحیح و تثبیت نماید (البته هرکدام از موارد ذکر شده نیاز به راهکار و تکنیک معنوی دارد). بنابراین سلامت معنوی برمبنای اعتقاد، در چهار مدار ارتباطی برای رسیدن به آرامش و اطمینان وقرب به خداست و بهترین روشی که میتواند درفرایند شکلگیری این اعتقاد اثر بخش باشد و آرامش و قرب خدا را به انسان برساند نیایش است. به تاکید تکرار مینماییم که
1) . عباسی، درآمدی برسلامت معنوی، ص19 .
راهبردهای نیایشی نیاز به روش علمی دارد تا بتواند اثر بخشی آن مشخص باشد که تحلیل آن نوشتار ویژه میخواهد.
بنابراین برای آنکه سلامت معنوی و معنویت و مراقبت معنوی برای مسلمانان شکل صحیح و جامعی پیدا کند یکی از روشهای مهم این موضوع آن است که چهارده صحیفه ائمه مبنا و اساس این معنابخشی قرار گیرد و با اصل قرار دادن این دعاها به همراه الگوهای دیگر جهت استفاده وافر از منابع خود بهره بجوئیم. نگارنده در صحیفههای سجادیه، رضویه و فاطمیه این گام نخست را برداشته و درحال تدوین بقیه صحف ائمه با این نگاه کاربردی است و امید دارد خوانندگان و پژوهشگران در ترویج این فرهنگ شیعی تلاش بیشتری داشته باشند.
نکته: دین در ادیان الهی دارای مشترکاتی میباشد. تحقیقات علمی نشانگر این بوده که حداقلهای مشترک دین در ابعاد سلامت افراد اثر دارد؛ آنچه در این نوشتار آمده با توجه به حداقلها بوده، اگرچه عقیده ما براین است که آموزههای اسلام نسبت به ادیان دیگر و مباحث علمی جامعتر و کاملترمی باشد، ولی عمل به این حداقلها نیز اثرگذارتر میباشد.
آقای الشیخ عیسیالاهری از کتاب «کلمة الامام المهدی» یادداشتبرداری نموده و پس از تلاشهای فراوان ایشان صحیفۀ مهدیه به چاپ رسید و در چاپ سوم صحیفۀ مذکور، ده فقرۀ دیگر از دعاهای آن حضرت را آورده و مجموع ادعیۀ حضرت مهدی به 42 دعا رسید. آقای اهری حدود نیم قرن پیش با کسب اجازۀ روایی از حضرت آیتالله مرعشی نجفی اقدام به چاپ کتاب مذکور نموده است. (1)
برایناساس، نگارنده بر آن شد کتاب مذکورکه توسط آیه الله مرعشی نجفی تاییدشده را با نام «صحیفه مهدیه با نگاهی روان شناختی» و با هدف ایجاد نگرش بدیع و علمی به دعا عرضه نماید تا نگرش سازی ومعرفت یابی دینی بادعا افزایش یافته واندیشههای مهدوی نزد پیروان حضرت گسترش یابد.
به نظرما در هر زمان کاوشهای علمی صورت گرفته و مرزهای اندیشۀ بشری پردهای از
1) . اهری، عیسی، صحیفه المهدی، ص19.
حقایق برداشته و لذا ما به غنیبودن منابع اهل بیت پی برده ایم؛ بنابراین موظفیم در تحلیل و تبیین منابع خود تلاش و مباحث علمی را از منابع غنی خود استخراج کنیم .
گام نخست این روش در این نوشتار اجرا شده است؛ امید است توجه اندیشمندان به دعا و پژوهش در آن بیشتر گردد.
برای آنکه صحیفۀ مهدیه بهصورت کاربردی مورد بهرهوری قرار گیرد و خوانندگان بتوانند از این گوهر غنی بهرۀ وافر ببرند، تدابیری اندیشیده شده و اقداماتی صورت گرفته که بهطور اجمال عبارت است از:
نمایه موضوعی و نمایه علمی؛
تطبیق برخی مضامین دعای حضرت با آیات قرآن؛
نفی برخی فرقههای اسلامی براساس مضامین دعا؛
معادل سازی کلام حضرت با مباحث علمی و ذکر تمایز آن ها و تأثیر آن بر سلامت.
نکته: گاهی گفته میشود از آنجا که ماهیت علم جدید مادی گرایانه است و دین یک امر قدسی است؛ بنابراین، این نوع تحقیقات قابل قبول نیست. این دیدگاه اگر به این معنی باشد که روشهای علمی امروزی و چارچوب تنگ مبانی مادی گرایی را باید گسترش داد و در عین استفاده از آن، در فکر روششناسی وسیعتر و تدوین مبانی صحیح برای علم دینی بود دیدگاهی صحیح و منطبق بر واقع است؛ اما اگر مقصود این باشد که مادی گرایی و انکار ماورای مادی ویژگی ذاتی علم جدید است و به هیچ وجه علم با تعالیم دینی تعامل پیدا نمیکند دیدگاه نادرستی است.
نیایش اول: دعای فرج
درخواست فرج و موفقیت
اَللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ وَانْکَشَفَ الْغِطآءُ وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ وَضاقَتِ الْأَرْضُ وَمَنَعَتِ السَّمآءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ.
یاریگرا، آزمون سختی روی آورد، پنهانکاری از بین رفت، پرده برداشته شد، امید به نومیدی گرایید، زمین تنگ گردید، آسمان ]از رحمت[ بازداشته شد، تو یاریکننده هستی و شِکوهها بهسوی توست و تو در سختی و آسانی تکیهگاه هستی.
درخواست گشایش
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الْأَمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ.
خداوندا، بر محمد و خاندانش درود فرست. پیشوایانی که فرمانبرداری (1)از آنان را بر ما واجب
1) . مسیر رفتار بهداشتی Healthy Behavior Pathway)): متخصصان بهداشت آموزههای دینی را مشوّق رفتارهای بهداشتی میداند. در تحقیقات، تأیید شده افرادی که به آموزهها و احکام دینی پایبندی بیشتری دارند و به آنچه در مسیر رفتار بهداشتی (احکام دینی) آمده عمل نمایند، زندگی هدفمند و با معنایی دارند و از سلامتی مطلوبتری برخوردارند (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص 72). حضرت در این بخش از دعا، ما را به پایبندی واجبات که امامان دستور دادهاند و بخشی از آن احکام است، متذکر میشوند اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا به الگوی معنوی یعنی فرمانبری دستورات امامان، توجه کند و آن را به کار بَرد، افزون بر ثواب اخروی در ارتقای سلامت جسمی و روانی وی مؤثر است؛ بنابراین نیایشگر با خواندن دعا متذکر اموری که از آن غفلت ورزیده خواهد شد و سلامتی خود را با عمل به واجبات مانند نماز، روزه وانفاق و ... ارتقا میبخشد.
فرمودی (1)و از این رهگذر ما را به مقام و منزلتشان آشنا ساختی؛ پس بهخاطر ایشان در کار ما گشایشی عطا فرما، گشایشی زود و نزدیک، به اندازۀ چشم برهمزدنی و بلکه کمتر از آن.
یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ، اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیایَ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرایَ. یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، اَلْأَمانَ اَلْأَمانَ اَلْأَمانَ، اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ، اَلسَّاعَةَ، اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ بِمُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّاهِرینَ.
ای محمد و ای علی، ای علی و ای محمد، مرا کفایت نمایید، همانا شما کفایتکنندﮤ من هستید و مرا یاری فرمایید، محققاً شما یاریکنندﮤ من هستید. ای مولا و سرورم، ای صاحب زمان؛ امانم ده، امانم ده، امانم ده؛ پناهم ده، پناهم ده، پناهم ده؛ مرا دریاب، مرا دریاب، مرا دریاب؛ اکنون، اکنون، اکنون؛ بشتاب، بشتاب، بشتاب. ای مهربانترین مهربانان، بهواسطۀ محمد و خاندان پاکش[تو را میخوانم].
1) . (یا اَیّها الذَینَ امَنوا اَطیعوُا الله وَ اَطیعوُا الرَّسولَ وَ اوُلیِ الأَمرِ مِنکُم. . . (؛ (نساء: 59).
نیایش دوم: دعای معرفت (1)
ضرورت شناخت [خدا]
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ. فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ، لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ.
خداوندا! خودت را به من بشناسان، محققاً اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت.
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَبِیَّکَ. فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَبِیَّکَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ.
خداوندا! پیامبرت را به من بشناسان؛ [زیرا] اگر پیامبرت را نشناسم، حجت تو (امامم) را نخواهم شناخت.
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ. فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دینی.
منعما! حجتت را به من بشناسان؛ زیرا اگر حجتت را نشناسانی از دین و آئینم گمراه میشوم.
اَللَّهُمَّ لا تُمِتْنی مِیْتَةً جاهِلِیَّةً، وَلا تُزِغْ قَلْبی بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنی.
حیاتبخشا! مرا چون مردگان [دوران] جاهلیت نمیران و دلم را بعد از هدایت منحرف نکن.
اَللَّهُمَّ فَکَما هَدَیْتَنی بِوِلایَةِ مَنْ فَرَضْتَ طاعَتَهُ عَلَیَّ مِنْ وُلاةِ اَمْرِکَ بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، حَتّی والَیْتُ وُلاةَ اَمْرِکَ: اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَعَلِیًّا وَمُحَمَّداً وَجَعْفَراً وَمُوسی وَعَلِیًّا وَمُحَمَّداً وَعَلِیًّا وَالْحَسَنَ وَالْحُّجَّةَالْقائِمَ الْمَهْدِیَّ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ.
هدایتگرا! همچنان که مرا هدایت نمودی بر ولایت امامان از ولایت والیان امر تو بعد از پیامبر که درود تو بر او و خاندان او باد [این هدایت را] پایدار فرما. من ولایت آنان را به جان پذیرفتم که امیرالمؤمنین و حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و حجت قائم، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، درود تو بر همۀ آنان باد.
اَللَّهُمَّ فَثَبِّتْنی عَلی دینِکَ وَاسْتَعْمِلْنی بِطاعَتِکَ وَلَیِّنْ قَلْبی لِوَلِیِّ اَمْرِکَ وَعافِنی مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَکَ وَثَبِّتْنی عَلی طاعَةِ وَلِیِّ اَمْرِکَ الَّذی سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَبِاِذْنِکَ غابَ عَنْ بَرِیَّتِکَ، وَاَمْرَکَ یَنْتَظِرُ.
خداوندا! مرا در دینت پابرجا نگهدار، و در فرمانبرداریت بهکار گیر، و در پیشگاه ولیّ امرت دلم
1) .از آنجاکه این دعا طولانی است؛ دعارابه چند قسمت تقسیم نموده و ترجمه هرقسمت را پس از آن نقل نموده وسپس قسمت دیگری از دعا را ذکر کردهایم.
را نرم کن، و از آنچه [بهوسیلۀ آن] آفریدهات را آزمودهای معافم دار و در اطاعت ولیّ امرت، آن کسی که او را از مخلوق خویش پنهان کردی و با اذن تو غیبت اختیار کرده و چشمبه راه فرمان توست، استوارم دار. (1)
ضرورت صبر و بردباری در زمان غیبت
وَاَنْتَ الْعالِمُ غَیْرُ مُعَلَّمٍ بِالْوَقْتِ الَّذی فیهِ صَلاحُ اَمْرِ وَلِیِّکَ فِی اْلأِذْنِ لَهُ بِاِظْهارِ اَمْرِهِ وَکَشْفِ سِرِّهِ وَصَبِّرْنی عَلی ذلِکَ حَتّی لا اُحِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ وَلا اَکْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَلاَ اَبْحَثَ عَمَّا کَتَمْتَهُ وَلا اُنازِعَکَ فی تَدْبیرِکَ وَلا اَقُولَ لِمَ وَکَیْفَ، وَما بالُ وَلِیِّ الْاَمْرِ لا یَظْهَرُ وَقَدْ اِمْتَلأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَاُفَوِّضَ اُمُوری کُلَّها اِلَیْکَ.
خدایا! تو به زمانی که برای [ظهور] ولیّ امرت شایستگی دارد بدون فراگیری دانا هستی، تا آنکه اجازه فرمایی دستورش را آشکار نماید و پرده را کنار زند. بر این رویداد مرا شکیبایی ده تا تقدم آنچه مقرّر فرمودهای و تأخّر آنچه زودتر خواستهای محبوبم نشود و آنچه را پردهپوشی کردهای ظاهر نکنم و از آنچه پنهان داشتهای کاوش نکنم و در تصمیم و تدبیرت خردهگیری ننمایم و نگویم چرا و چگونه و چه شده که ولیّ امرِ خدا آشکار نمیشود؛ درحالیکه زمین از ستم پر گشته و من تمام امورم را به تو واگذار میکنم. (2)
اخلاص ِدر دعا
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تُرِیَنی وَلِیَّ اَمْرِکَ ظاهِراً نافِذَ الْأَمْرِ مَعَ عِلْمی بِاَنَّ لَکَ السُّلْطانَ وَالْقُدْرَةَ وَالْبُرْهانَ وَالْحُجَّةَ وَالْمَشِیَّةَ وَالْحَوْلَ وَالْقُوَّةَ فَافْعَلْ ذلِکَ بی وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ حَتّی نَنْظُرَ اِلی وَلِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ
1) . نگرشAttitude)): روشی نسبتاً ثابت در فکر و احساس و رفتار نسبت به افراد و گروهها و موضوعهای اجتماعی است یا قدری وسیعتر شامل هرگونه حادثهای در محیط فرد مانند افکار و عقاید، احساسات و عواطف و تمایلات رفتاری میباشد (آذربایجانی، روانشناسی اسلامی با نگرشی به منابع اسلامی، ص 136). حضرت در این عبارت (مرا در دینت ثابت نگهدار....استوارساز) به نگرش دینی اشاره دارند که جهت زندگی را مشخص نماید؛ زیرا دین اسلام، برای تمام مؤلفههای مطرح شده در موضوع نگرش برنامه دارد. همچنین حضرت از خداوند ثبات بر این نگرش را درخواست کرده تا فرد دچار انحراف نشود؛ بنابراین اگر نیایشگر با خواندن دعا، الگوی افکار و رفتار و عواطف صحیح را ازدعا بگیرد میتواند با تکرار دعا و باور آنها این نگرش را در خود تثبیت نمایدکه نمود آن نگرش در رفتارنیایشگرظاهرمی شود.
2) . (اُفَوِّضُ اَمرِی اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ(؛(غافر: 44).
ظاهِرَ الْمَقالَةِ، واضِحَ الدَّلالَةِ، هادِیاً مِنَ الضَّلالَةِ، شافِیاً مِنَ الْجَهالَةِ، وَاَبْرِزْ یا رَبِّ مُشاهَدَتَهُ وَثَبِّتْ قَواعِدَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَقَرُّ عَیْنُهُ بِرُؤْیَتِهِ، وَاَقِمْنا بِخِدْمَتِهِ، وَتَوَفَّنا عَلی مِلَّتِهِ، وَاحْشُرْنا فی زُمْرَتِهِ.
خداوندا! از تو میخواهم که ولیّ امرت را به من بنمایانی؛ درحالیکه ظهور نموده و دستورت را اجرا مینماید. میدانم فرمانروایی و قدرت و برهان و دلیل و خواست و اراده، حول و قوه از آن توست؛ پس آرزوی من و مؤمنان را برآور تا ولیّ تو را درحالی زیارت نمایم که گفتارش آشکار، دلالتش روشن، راهنمای ما از گمراهی و شفادهنده از جهالت باشد. پروردگارا! دیدار او را هویدا ساز و پایگاههای او را استوار گردان و ما را از کسانی قرار ده که دیده به دیدارش روشن کنند و ما را برای خدمت به آن حضرت پابرجا [و آماده] کن و در راه و روش او ما را بمیران و با او محشورمان فرما. (1)
اَللَّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمیعِ ما خَلَقْتَ وَذَرَأْتَ وَبَرَاْتَ وَاَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِکَ الَّذی لا یَضیعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَاحْفَظْ فیهِ رَسُولَکَ وَوَصِیَّ رَسُولِکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
خداوندا! او را در پناه خود نگهدار از شر هرکه آفریده ای و پدیدار کردهای و هستی بخشیده ای و ایجاد کردهای و نقشآفرینی فرمودهای و از پیش رو و پشت سر و سمت راست و چپ و بالا و پائین نگهدارش باش، [همان] حفاظت و نگهبانیِ خودت که هرکسی را فراگیرد، ازبین نمیرود [او را حفاظت فرما] و با حفظ و حراست او، [رسالت] پیامبرت و جانشین پیامبرت را محفوظ بدار.
روش دعا و شناخت درخواست ها
اَللَّهُمَّ وَمُدَّ فی عُمْرِهِ وَزِدْ فی اَجَلِهِ وَاَعِنْهُ عَلی ما وَلَّیْتَهُ وَاسْتَرْعَیْتَهُ وَزِدْ فی کَرامَتِکَ لَهُ فَاِنَّهُ الْهادِی
1) . نگرش مذهبی Religious Attitude)): اعتقاد به نبوت و امامت از مؤلفههای نگرش مذهبی است (کجباف، «مقایسه نگرش مذهبی و شدت ایمان مذهبی دانشجویان»، ش2، ص 36). طبق تحقیقات کجباف، بین نگرش مذهبی و سلامت روانی دانشآموزان در سطح معناداری رابطه وجود دارد (همان، ص30). عبارات حضرت (قبول ولایت و امامت و درخواست اینکه مارا با راه و روش ائمه بمیران) اشاره به نگرش مذهبی دارد، زیرا رفتار و راه انسان براساس نگرش او شکل میگیرد، نیایشگر میتواند با خواندن و باور دعا الگوی صحیح نگرش مذهبی را بیابد و با عمل به آن، زندگی هدفمند و مطلوبی خواهد داشت؛ زیرا با نگرش مذهبی، فرد خود را به وجودی برتر(خدا) متصل کرده و با قبول نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، برنامهای منسجم وهدفمند در زندگی خود خواهد داشت. زیرا یکی از مهمترین اهداف پیامبران برنامه و روش و هدف برای هدایتگری مردم درزندگی میباشد.
الْمَهْدِیُّ وَالْقآئِمُ الْمُهْتَدی الطَّاهِرُ التَّقِیُّ الزَّکِیُّ النَّقِیُّ الرَّضِیُّ الْمَرْضِیُّ الصَّابِرُ الشَّکَوُرُ الْمُجْتَهِدُ.
کریما! عمرش را طولانی نما و بر دوران زندگی او بیفزا و او را بر آنچه فرمانروایی و سرپرستی داده ای یاری فرما و کرامت و شکوه او را روزافزون گردان؛ زیرا اوست که راهنما، راهیافته، بهپاخاسته، هدایتشده، پاکباز، پیکرﮤ تقوا، اسوﮤ پاکی و پاکیزگی، راضی از خدا، خدا نیز از او راضی، بردبار، سپاسگزار و تلاشگر است.
اَللَّهُمَّ وَلا تَسْلُبْنَا الْیَقینَ لِطُوْلِ الْأَمَدِ فی غَیْبَتِهِ وَانْقِطاعِ خَبَرِهِ عَنَّا، وَلا تُنْسِنا ذِکْرَهُ وَانْتِظارَهُ وَالْأیمانَ بِهِ وَقُوَّةَ الْیَقینِ فی ظُهُورِهِ وَالدُّعآءَ لَهُ وَالصَّلوةَ عَلَیْهِ، حَتّی لا یُقَنِّطَنا طُولُ غَیْبَتِهِ مِنْ قِیامِهِ وَیَکُونَ یَقینُنا فی ذلِکَ کَیَقینِنا فی قِیامِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وَما جآءَ بِهِ مِنْ وَحْیِکَ وَتَنْزیلِکَ. وَقَوِّ قُلُوبَنا عَلَی الْأیمانِ بِهِ حَتّی تَسْلُکَ بِنا عَلی یَدَیْهِ مِنْهاجَ الْهُدی وَالْمَحَجَّةَ الْعُظْمی وَالطَّریقَةَ الْوُسْطی وَقَوِّنا عَلی طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا عَلی مُتابَعَتِهِ وَاجْعَلْنا فی حِزْبِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَنْصارِهِ وَالرَّاضینَ بِفِعْلِهِ، وَلا تَسْلُبْنا ذلِکَ فی حَیاتِنا وَلا عِنْدَ وَفاتِنا حَتَّی تَتَوَفّینا وَنَحْنُ عَلی ذلِکَ، لا شآکّینَ وَلا ناکِثینَ وَلا مُرْتابینَ وَلا مُکَذِّبینَ.
امیدبخشا! طولانیشدن دوران غیبتش و بیخبری ما از او را سبب ازبینرفتن یقین ما مگردان و [توفیقی ده که] یاد او، انتظار او، ایمان به او، باور قوی به ظهور او، نیایش در حق او و درود بر او را فراموش ننماییم تا طولانیبودن غیبتش ما را از ظهور و قیامش نومید نسازد و باورمان در این باره مانند باور ما به قیام پیامبرت و دستاورد ِاو از وحی و قرآن باشد. دلهایمان را به او نیرومند گردان تا با کفایت او، ما را در مسیر هدایت و جایگاه شکوهمند و میانهترین راه روانهسازی؛ و در فرمانبرداری او قدرتمند و در پیروی از او ثابتقدم نمایی. [خدایا] ما را در حزب او و در زمرﮤ یاران و یاوران او و از رضایتمندان به کارهایش قرار ده و این باور را در زندگی و هنگام مرگ از ما مگیر و ما را درحالی بمیران که شک و پیمانشکنی و تردید و تکذیبی بر این عقیده دامنگیرمان نشود.
فرایند ظهور ولیّ امر
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَاَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ ناصِریهِ وَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَدَمْدِمْ عَلی مَنْ نَصَبَ لَهُ وَکَذَّبَ بِهِ وَاَظْهِرْ بِهِ الْحَقَّ وَاَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبادَکَ الْمُؤْمِنینَ مِنَ الذُّلِّ وَانْعَشْ بِهِ الْبِلادَ وَاقْتُلْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکُفْرِ وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُسَ الضَّلالةِ، وَذَلِّلْ بِهِ الْجَبَّارینَ وَالْکافِرینَ، وَاَبِرْ بِهِ الْمُنافِقینَ وَالنَّاکِثینَ وَجَمیعَ الْمُخالِفینَ وَالْمُلْحِدینَ، فی مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها، حَتّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیَّاراً، وَلا
تُبْقِیَ لَهُمْ آثاراً، وَطَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَاشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبادِکَ وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحی مِنْ دینِکَ وَاَصْلِحْ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ وَغُیِّرَ مِنْ سُنَّتِکَ حَتّی یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَعَلی یَدَیْهِ غَضّاً جَدیداً صَحیحاً لا عِوَجَ فیهِ وَلا بِدْعَةَ مَعَهُ، حَتّی تُطْفِئَ بِعَدْلِهِ نیرانَ الْکافِرینَ. فَاِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَارْتَضَیْتَهُ لِنُصْرَةِ دینِکَ وَاصْطَفَیْتَهُ بِعِلْمِکَ وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَّاْتَهُ مِنَ الْعُیُوبِ وَاَنْعَمْتَ عَلَیْهِ وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَنَقَّیْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ.
گشایشگرا! در فرج او تعجیل نما، و با تأیید خود یاریش فرما. یاوران او را یاری ده، و دشمنانش را خوار گردان و ستیزهجویان و تکذیبکنندگان او را نابود گردان، به برکت وجودش حق را آشکار و ستم را ریشهکن فرما، و بهوسیلۀ او بندگان باایمانت را از ذلت و خواری برهان، و با وجود او [مردم] شهرها را شاد گردان. (1)[خدایا] سرکشان کفر را از صفحۀ روزگار برانداز و سران گمراهی را بهوسیلۀ او درهم شکن و زورگویان و کافران را خوار گردان و بهدست او منافقان و پیمانشکنان و همۀ مخالفان و ملحدان را در خاور و باختر و در دریا و خشکی و در دشت و کوه نابود کن تا احدی از آنان را باقی نگذاری و نشانی از آنها بازنماند؛ شهرها را از وجودشان پاک فرما و سینههای بندگانت را [با انتقام] از آنان شفا بخش و با [ظهور] او آنچه از آئین الهی تو ازبین رفته تجدید کن، و با حاکمیت او آنچه از احکامت بَدل شده و آنچه از سنت و راه و رسمت تغییر یافته اصلاح فرما تا آئین تو بازگردد و با یاری او درست و بدون کژی و بدعت گردد تا با عدل و داد او، آتش [برپا شدﮤ] کافران را خاموش سازی.
اوصاف ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
محققاً او بندۀ توست و او را برای خود خالص نمودهای و برای یاری آئینت برگزیدهای، و با
1) . اصول رواندرمانی دینی (Religious Psychotherapy): یکیاز اصول روان درمانی اعتقاداتی است که به ما کمک مینماید تا در برابر ارادﮤ خداوند تسلیم باشیم (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص 135). عبارات حضرت در بند 10، یعنی اعتقاد به امامت حضرت مهدی، ایمان به او و فرمانبری و ثباتقدم در راه او از مصادیق این اعتقادات است. زیرا ائمه بندگی و تسلیم خدا بودن در تمام امور مانند سختی مرگ و مصائب را به ما یاد میدادند اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا در این موضوعات تدبر نماید و باورهای خود را براساس الگوی دعا بسازد آنگاه این اعتقادات درونی شود، نگرش فرد بهگونهای شکل میگیرد که در ارتقای سلامت روان و تسریع در بهبودی وی مؤثر است؛ زیرا فرد در این حالت به مسائل زندگی نگاه مثبت دارد و آنچه را به او رسیده از جانب خالق میداند و این پذیرش در آرامش وی و رفع تعارضات درونی او مؤثر است.
دانش خودت او را گرامی داشتهای و از گناهان معصومش ساختهای و از عیبها مبرایش نمودهای و بر نهان و پنهان آگاهش ساختهای و بر وی اِنعام فرموده ای و از پلیدی پاکیزه و از آلودگی دورش ساختهای.
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرینَ وَعَلی شیعَتِهِ الْمُنْتَجَبینَ وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمالِهِمْ اَفْضَلَ ما یَاْمُلُونَ وَاجْعَلْ ذلِکَ مِنَّا خالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَشُبْهَةٍ وَرِیآءٍ وَسُمْعَةٍ حَتّی لا نُریدَ بِهِ غَیْرَکَ وَلا نَطْلُبَ اِلاَّ وَجْهَکَ.
خداوندا! بر او و بر پدران و پیشوایان پاکش و بر پیروان برگزیدهشان درود فرست و آنان را به برترین آرزوهایشان برسان و این درود ما را از هر شک، شبهه، ریا و شهرتطلبی، خالص و ناب گردان (1)تا منظوری جز تو و خواستی غیر تو نداشته باشیم.
ش-ِکوه از زمانه
اَللَّهُمَّ اِنَّا نَشْکُو اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا وَغَیْبَةَ وَلَیِّنا وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا وَوُقُوعَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الْأَعْداءِ وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا.
بخشایشگرا! برای فقدان پیامبرمان، غیبت پیشوایمان و سرسختی روزگار بر ما و وقوع فتنهها و آزمایشها، همدستی دشمنان علیه ما، فزونی کینهتوزان بر ما و کمی افرادمان به تو شکایت میکنیم.
اَللَّهُمَّ فَفَرِّجْ ذلِکَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَنَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ وَاِمامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ، اِلهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعالَمینَ.
خداوندا! با پیروزی سریع و یاری آسان و آشکارنمودن پیشوای دادگر از کار ما گره بگشا؛ ای معبود حق و ای پروردگار جهانیان.
اَللَّهُمَّ اِنَّا نَسْئَلُکَ اَنْ تَاْذَنَ لِوَلِیِّکَ فی اِظْهارِ عَدْلِکَ فی عِبادِکَ وَقَتْلِ اَعْدآئِکَ فی بِلادِکَ حَتّی لا تَدَعَ لِلْجَوْرِ یا رَبِّ دِعامَةً اِلاَّ قَصَمْتَها وَلا بَقِیَّةً اِلاَّ اَفْنَیْتَها وَلا قُوَّةً اِلاَّ اَوْهَنْتَها وَلا رُکْناً اِلاَّ هَدَمْتَهُ وَلا حَدّاً اِلاَّ فَلَلْتَهُ وَلا سِلاحاً اِلاَّ اَکْلَلْتَهُ وَلا رایَةً اِلاَّ نَکَّسْتَها وَلا شُجاعاً اِلاَّ قَتَلْتَهُ وَلا جَیْشاً اِلاَّ خَذَلْتَهُ وَارْمِهِمْ یا رَبِّ
1) . دینداری برونسو Extrinsic Religion)): پایبندی ظاهری به آموزههای دینی برای کسب منافع و موقعیت اجتماعی و قدرت را، تدین بیرونی یادینداری برون سوگویند (همان، ص 165). ریا و شهرت طلبی از مصادیق تدّین بیرونی است که حضرت برای نفی و دوری از آن از خداوند طلب یاری میکند و طبق تحقیقات (1995) این نوع تدّین تأثیر منفی درسلامت جسم و روان فرد و جامعۀ دیندار دارد. (البته گاهی این واژه برای تظاهر بدون ریا نیز بهکار میرود)؛نیایشگرباخواندن دعاوالگوگیری ودوری از ریا سلامت خود را ارتقائ میبخشد
بِحَجَرِکَ الدَّامِغِ وَاضْرِبْهُمْ بِسَیْفِکَ الْقاطِعِ وَبَاْسِکَ الَّذی لا تَرُدُّهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمینَ وَعَذِّبْ اَعْدآئَکَ وَاَعْدآءَ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِیَدِ وَلِیِّکَ وَاَیْدی عِبادِکَ الْمُؤْمِنینَ.
دادگرا! از درگاهت میخواهیم که به ولیّ خود اجازه فرمایی عدل در میان بندگان و کشتن دشمنان را در سرزمین خودت آشکار کند تا اساس و پایۀ ستم را بشکنی و برکنی، و هر بنیانی را نابود سازی و هر نیرویی را سست گردانی و هر تکیهگاهی را ویران کنی و هر قهرمانی را هلاک و هر سپاهی را خوار و زبون گردانی.
خدایا، آنها را با سنگ کوبندهات سنگباران کن و با شمشیر برّانت و عقوبتی که از مردمان ستمکار باز نمیداری، نابودشان گردان و دشمنان خود [و دینت] و پیامبرت را با یاری ولیّ خویش و بندگان با ایمانت کیفر ده. (1)
اَللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَحُجَّتَکَ فی اَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَکَیْدَ مَنْ کادَهُ، وَامْکُرْ بِمَنْ مَکَرَ بِهِ وَاجْعَلْ دآئِرَةَ السَّوْءِ عَلی مَنْ اَرادَ بِهِ سُوءًا وَاقْطَعْ عَنْهُمْ مادَّتَهُمْ وَاَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِلْ اَقْدامَهُمْ وَخُذْهُمْ جَهْرَةً وَبَغْتَةً وَشَدِّدْ عَلَیْهِمْ عَذابَکَ وَاَخْزِهِمْ فی عِبادِکَ وَالْعَنْهُمْ فی بِلادِکَ وَاَسْکِنْهُمْ اَسْفَلَ نارِکَ وَاَحِطْ بِهِمْ اَشَدَّ عَذابِکَ وَاَصْلِهِمْ ناراً وَاحْشُ قُبُورَ مَوْتاهُمْ ناراً وَاَصْلِهِمْ حَرَّ نارِکَ، فَاِنَّهُمْ اَضاعُوا الصَّلوةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ وَاَضَلُّوا عِبادَکَ.
توانگرا! ولیّ و حجت خویش را در سرزمین خود از بیم دشمنش ایمن بدار، و حیلۀ هرکه به او حیلهگری کند به خودش بازگردان، و هرکه به او نیرنگ زند نیرنگش زن، و بدی ها را برای بدخواهانش قرار ده، و اساس همۀ آنها را از حضرت قطع گردان، و به برکت وجودش قلوبشان را
1) . باورهای معنوی (Spiritual Believes): باورهای معنوی از جمله گرایشات معنوی است که امیدواری به خالق یکیازمؤلفههای آن میباشد (شریفی، «ساخت و بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامۀ گرایشهای معنوی»، ش2، ص69). طبق تحقیقات شریفی و همکارانش (1387) بر دانشجویان دانشگاه، تأییدشده فردِ صاحب این گرایش، در مواجهبا مسائل زندگی برخورد درست داشته و از سلامت روانی بهرهمند میباشد (همان، ص 59). اعتقادفرد به مهدویت و اینکه فریادرسی وجود دارد و هنگام سختی به دعا متوسل شود(خدایا دشمنان را...نابودشان گردان و..)، از جمله باورهای معنوی است که میتواند تعارضات افراد را کم وامیدشان رازیادکند. ازطرف دیگر عدم اعتقاد به مهدویت سبب ناامیدی و مسئولیت گریزی افرادمی شود. پس خواندن عبارات فوق وتوجه به معانی آن میتواند در شکل گیری نگرش فرد موثر باشد و اثر این باور در برخورد او با مسائل ظاهر شودو درنهایت این الگوی معنوی میتواند در سلامت رفتاری وروانی اثربخش باشد .
بترسان، و گامهایشان را بلرزان، و آشکار و ناگهانی گرفتارشان فرما.
[خدایا] کیفرت را برایشان سخت گردان و آنان را میان بندگانت ذلیل ساز و در بلاد خود ایشان را لعنت کن و در پستترین آتشت جایشان ده و سختترین عذابت را بر آنان فرود آور و در آتش سرازیرشان کن و گورهای مردگان آنان را پر از آتش کن و حرارت آتشت را بر آنان بچشان؛ زیرا آنان نماز را تباه کردند و از شهوتها پیروی نمودند و بندگان تو را خوار کردند.
احیای ارزش های اخلاقی
اَللَّهُمَّ وَاَحْیِ بِوَلِیِّکَ الْقُرْآنَ وَاَرِنا نُورَهُ سَرْمَداً لا ظُلْمَةَ فیهِ وَاَحْیِ الْقُلُوبَ الْمَیِّتَةَ وَاشْفِ بِهِ الصُّدُورَ الْوَغِرَةَ وَاجْمَعْ بِهِ الْأَهْوآءَ الْمُخْتَلِفَةَ عَلَی الْحَقِّ وَاَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَالْأَحْکامَ الْمُهْمَلَةَ حَتّی لا یَبْقی حَقٌّ اِلاَّ ظَهَرَ وَلا عَدْلٌ اِلاَّ زَهَرَ.
شفابخشا! با وجود ولیّت قرآن را زنده ساز و فروغش را که [هیچ نقطۀ] تاریکی در آن نباشد، برای همیشه به ما نشان ده و به برکت او دلهای مرده را زنده و سینههای دردمند را شفا ده (1)و خواستههای گوناگون را بهوسیلۀ او بر محور حق گرد هم آور و با کفایتش مجازاتهای بهجا مانده و احکام متروک مانده را بهپا دار تا هیچ حق--ّی نماند، جز اینکه آشکار گردد و هیچ دادی نماند جز اینکه درخشان شود.
وَاجْعَلْنا یا رَبِّ مِنْ اَعْوانِهِ وَمُقَوِّیَةِ سُلْطانِهِ وَالْمُؤْتَمِرینَ لِأَمْرِهِ وَالرَّاضینَ بِفِعْلِهِ وَالْمُسَلِّمینَ لِأَحْکامِهِ وَمِمَّنْ لا حاجَةَ بِهِ اِلَی التَّقِیَّةِ مِنْ خَلْقِکَ اَنْتَ یا رَبِّ الَّذی تَکْشِفُ الضُّرَّ وَتُجیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاکَ وَتُنْجی مِنَ الْکَرْبِ الْعَظیمِ فَاکْشِفِ الضُّرَّ عَنْ وَلِیِّکَ وَاجْعَلْهُ خَلیفَتَکَ فی اَرْضِکَ کَما ضَمِنْتَ لَهُ.
پروردگارا، ما را از یاوران آن حضرت و پشتیبانان حکومتش و فرمانبرداران دستورش و خشنودان از رفتارش و تسلیمشوندگان فرمانش و از آنان که تقی--ّه نکرده و از خلق تو بیمناک نبوده، قرار ده. تو آن خدایی هستی که بدی را برطرف مینمایی و آنگاه که بیچارهای تو را خواند، پاسخ میدهی و از گرفتاریِ بزرگ نجات میدهی؛ (2)پس هر گزندی را از ولیّ خویش برطرف نما و او را آنچنان که تضمین کردهای در زمینت خلیفه قرار ده. (3)
1) . (یا اَیُّها النَّاسُ قَد جَاءَتکُم مَوعِظَةٌ مِن رَبِّکُم وَ شَفاءٌ لِمَا فِی الصُّدُور و هُدًی وَ رَحمَةً لِلمُومِنین(؛ (یونس: 57).
2) (وَ اِذا مَسَّ الانسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنبِه اَو قَاعِداً اَو قائِماً فَلَمَّا کَشَفنَا عَنهُ ضُرَّه مَرَّ کَأَن لَّم یَدعُنَا اِلَی ضُرٍّ مَّسَّهُ... (؛ (یونس: 12).
3) . (وَعَدَ اللهُ الَّذینَ اَمَنُوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرض...(؛ (نور: 55).
اَللَّهُمَّ وَلا تَجْعَلْنی مِنْ خُصَمآءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَلا تَجْعَلْنی مِنْ اَعْدآءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَلا تَجْعَلْنی مِنْ اَهْلِ الْحَنَقِ وَالْغَیْظِ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ. فَاِنّی اَعُوذُ بِکِ مِنْ ذلِکَ فَاَعِذْنی. وَاَسْتَجیرُ بِکَ فَاَجِرْنی.
خداوندا! ما را از دشمنان و کینهتوزان و اهل خشم بر خاندان محمد قرار مده، من از این حال به تو پناه میبرم؛ پس پناهم ده و باز از تو پناهندگی میخواهم؛ پس مرا در پناهت نگهدار.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنی بِهِمْ فائِزاً عِنْدَکَ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ. آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.
اجابتگرا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا به برکت آنان در دنیا و آخرت نزد خود رستگار و از مقربان درگاهت قرار ده، ای خدای جهانیان، دعایم را قبول فرما.
نیایش سوم: دعای توحید (1)
ویژگیهای اهل بیت علیهم السلام
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدْعُوکَ بِهِ وُلاةُ اَمْرِکَ الْمَاْمُونُونَ عَلی سِرِّکَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِاَمْرِکَ الْواصِفُونَ لِقُدْرَتِکَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِکَ، اَسْئَلُکَ بِما نَطَقَ فیهِمْ مِنْ مَشِیَّتِکَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعادِنَ لِکَلِماتِکَ وَاَرْکاناً لِتَوْحیدِکَ وَآیاتِکَ وَمَقاماتِکَ الَّتی لاتَعْطیلَ لَها فی کُلِّ مَکانٍ یَعْرِفُکَ بِها مَنْ عَرَفَکَ لا فَرْقَ بَیْنَکَ وَبَیْنَهُم اِلاَّ اَنَّهُمْ عِبادُکَ وَخَلْقُکَ، فَتْقُها وَرَتْقُها بِیَدِکَ، بَدْؤُها مِنْکَ وَعَوْدُها اِلَیْکَ اَعْضادٌ واَشْهادٌ ومُناةٌ واَذْوادٌ وَحَفَظَةٌ وَرُوَّادٌ فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمآئَکَ وَاَرْضَکَ، حَتّی ظَهَرَ اَنْ لا اِلهَ إلاَّ اَنْتَ.
نوازشگرا! از تو می خواهم، به معانی تمامی آنچه ائمۀ معصومین علیهم السلامتو را با آن میخوانند و [بهوسیلۀ آن با تو] رازونیاز میکنند، آنان امانتداران راز تو، نویددهندگان فرمان تو، بیانگرانِ توانایی تو و فریادگران ِعظمت تو هستند. از تو میخواهم به آنچه از خواست تو برای آنان سخن رفته و [بهدلیل آن] ایشان را کانون سخنان خود و پایههای استوار یکتاشناسی و نشانههای خود و جایگاههای بلند خود که بسته نیست و در هر مکانی قرار دادی [ویژگیهایی] که هرکه بخواهد تو را بشناسد با آن ویژگیها میشناسد.
میان تو و ایشان تفاوتی نیست، جز اینکه ایشان بنده و آفریدﮤ تو هستند و پیوستگی و پراکندگی آنان بهدست توست؛ آغازشان از تو و برگشتشان به سوی توست؛ آنان یاوران، گواهان، حامیان، مدافعان، حافظان و پیشروانی هستند که آسمان و زمین را [بهدلیل وجود آنان از مخلوقات] لبریز کردی، تا آشکار شد که جز تو خدایی نیست.
اوصاف پروردگار
فَبِذلِکَ اَسْئَلُکَ وَبِمَواقِعِ الْعِزِّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَبِمَقاماتِکَ وَعَلاماتِکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ واَنْ تَزیدَنی ایماناً وَتَثْبیتاً، یا باطِناً فی ظُهُورِهِ وَظاهِراً فی بُطُونِهِ وَمَکْنُونِهِ، یا مُفَرِّقاً بَیْنَ النُّورِ وَالدَّیْجُورِ، یا مَوْصُوفاً بِغَیْرِ کُنْهٍ وَمَعْرُوفاً بِغَیْرِ شِبْهٍ، حآدَّ کُلِّ مَحْدُودٍ وَشاهِدَ کُلِّ مَشْهُودٍ وَمُوجِدَ کُلِّ مَوْجُودٍ وَمُحْصِیَ کُلِّ مَعْدُودٍ وَفاقِدَ کُلِّ مَفْقُودٍ، لَیْسَ دُونَکَ مِنْ مَعْبُودٍ، اَهْلَ الْکِبْرِیآءِ وَالْجُودِ، یا مَنْ لا یُکَیَّفُ بِکَیْفٍ وَلا یُؤَیَّنُ بِاَیْنٍ یا
1) . این دعا در هر روز ماه رجب خوانده میشود. نیز این دعا را به چند قسمت تقسیم نمودهایم.
مُحْتَجِباً عَنْ کُلِّ عَیْنٍ یا دَیْمُومُ یا قَیُّومُ وَعالِمَ کُلِّ مَعْلُومٍ، صَلِّ عَلی عِبادِکَ الْمُنْتَجَبینَ وَبَشَرِکَ الْمُحْتَجِبینَ وَمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ وَالْبُهَمِ الصَّآفّینَ الْحآفّینَ، وَبارِکْ لَنا فی شَهْرِنا هذَا رَجَبِ الْمُرَجَّبِ الْمُکَرَّمِ وَما بَعْدَهُ مِنَ الْأَشْهُرِ الْحُرُمِ وَاَسْبِغْ عَلَیْنا فیهِالنِّعَمَ.
بنابراین به این حقایق و جایگاههای والای بخشایشت و به پایگاهها و نشانههایت، درخواست مینمایم بر محمد و خاندانش درود فرستی، و بر ایمان (1)و پایداری من بیفزایی. ای آنکه در اوج پیدایی پنهانی، ای آنکه در اوج پنهانی پیدایی، ای جداکنندﮤ روشنایی و تاریکی، ای وصفشدهای که ذاتت شناخته نشود، ای شناختهشدﮤ بیهمانند، ای محدودکنندﮤ هر نهایتپذیر، ای بینندﮤ هر دیدنی و بهوجود آورندﮤ هر موجود و شمارشگر هر شمارشپذیر و گمکنندﮤ هر گمشده؛ جز تو کسی سزاوار پرستش و صاحب بزرگواری و بخشش نیست. ای آنکه به هیچگونه کیفیت نیایی و در هیچ مکانی جایگاه نپذیری، ای پردهنشین از دیدار دیده ها، ای [وجود] جاودانه و ای سرپرست پابرجا و ای دانای همۀ دانستهها. بر بندگان برگزیده و گمنامت و فرشتگان مقرّب بارگاهت و سواران صفکشیدﮤ اطرافت درود فرست.
ارتباط با خدا در ماه رجب
وَاَجْزِلْ لَنا فیهِ الْقِسَمَ وَاَبْرِرْ لَنا فیهِ الْقَسَمَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذی وَضَعْتَهُ عَلیَ النَّهارِ فَاَضآءَ وَعَلَی اللَّیْلِ فَاَظْلَمَ وَاغْفِرْ لَنا ما تَعْلَمُ مِنَّا وَما لا نَعْلَمُ وَاعْصِمْنا مِنَ الذُّنُوبِ خَیْرَ الْعِصَمِ وَاکْفِنا کَوافِیَ قَدَرِکَ وَامْنُنْ عَلَیْنا بِحُسْنِ نَظَرِکَ وَلا تَکِلْنا اِلی غَیْرِکَ وَلا تَمْنَعْنا مِنْ خَیْرِکَ وَبارِکَ لَنا فیما کَتَبْتَهُ لَنا مِنْ اَعْمارِنا واَصْلِحْ لَنا خَبیئَةَ اَسْرارِنا وَاَعْطِنا مِنْکَ الْأَمانَ وَاْستَعْمِلْنا بِحُسْنِ الْإیمانِ وَبَلِّغْنا شَهْرَ الصِّیامِ وَما بَعْدَهُ مِنَ الْأَیَّامِ وَالْأَعْوامِ یا ذَا الْجَلالِ وَالإِکْرامِ.
1) . ایمان (faith): اصل پنجم طب تئوسوماتیک ایمان است این ایمان فرد را بهسوی امیدواری و خوش بینی سوق میدهد (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص 78) و طبق تحقیقات (1989) تأیید شده اگر تدین فردیعنی ایمان درونی گردد، در ارتقای سلامت جسم و روان او مؤثر میباشد. (همان، ص 64) اگر نیایشگر با خواندن این بخش دعا توجهاش به مقولۀ ایمان بیشتر شود بهشرط باور و عمل ایمانی، سلامت جسمی و روانی او بیشتر خواهد شد. البته مقصود نگارنده، ایمان برمبنای اصول شیعۀ اثنیعشر است، اگرچه تفاوتهایی با ایمان مطرح شده در طب تئوسوماتیک دارد، ولی وجه اشتراک آنها در اعتقاد به وجودی برتر است که این اتصال معنوی غیر از اثر اخروی میتواند در بهبودی جسمانی و آرامش روانی فرد مؤثر باشد.
در این ماه رجب که با ِشکوه است و با کرامت و ماههای محترم ِپساز آن به ما برکت عطا فرما و نعمتها را بر ما سرشار نما و نصیب ما را در آن فزونی بخش و سوگند ما را در آن نیکوگردان؛ به حق نام بسیاربسیار عظیم و والا و گرامیت، که چون بر روز نهادی روشن شد و چون بر شب گذاشتی تاریک شد. [پروردگارا] آنچه از ما میدانی و ما نمیدانیم ببخشا.
[خدایا] ما را از گناهان به [وسیلۀ] بهترین بازدارندهها نگهدار و ما را با تقدیرهای کفایتکننده ات کفایت فرما و با نگاه نیکت بر ما منت گذار و ما را به غیر خود وامگذار و ما را از خیر خود باز مدار و به مقدرات زندگی ما برکت عنایت فرما. و رازهای پوشیدۀ ما را نیکو گردان و از جانب خود، ما را امان ده و با ایمان احسن بهکارمان گیر و به روزهداری در این روزها و سالهای بعد آن برسان؛ ای خدای صاحب جلالت و بزرگواری.
نیایش چهارم: دعای علوی مصری
اوصاف پویندﮤ راه خدا
رَبِّ مَنْ ذَا الَّذی دَعاکَ فَلَمْ تُجِبْهُ وَمَنْ ذَا الَّذی سَأَلَکَ فَلَمْ تُعْطِهِ وَمَنْ ذَا الَّذی ناجاکَ فَخَیَّبْتَهُ اَوْ تَقَرَّبَ اِلَیْکَ فَاَبْعَدْتَهُ.
پروردگارا! چه کسی با تو نیایش کرد و او را نپذیرفتی؟ چه کسی از تو درخواست کرد و عطا نفرمودی؟ چه کسی با تو به نجوا پرداخت و نومیدش ساختی یا به درگاهت تقرّب جست و او را دور ساختی؟
وَرَبِّ هذا فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِمَعَ عِنادِهِ وَکُفْرِهِ وَعُتُوِّهِ وَاِذْعانِهِ الرُّبُوبِیَّةَ لِنَفْسِهِ وَعِلْمِکَبِاَنَّهُ لایَتُوبُ وَلایَرْجِعُ وَلایَؤُبُ وَلایُؤْمِنُ وَلایَخْشَعُ، اِسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَاَعْطَیْتَهُ سُؤْلَهُ کَرَماً مِنْکَ وَجُوداً وَقِلَّةَ مِقْدارٍ لِما سَئَلَکَ عِنْدَکَ مَعَ عِظَمِهِ عِنْدَهُ اَخْذاً بِحُجَّتِکَ عَلَیْهِ وَتَأْکیداً لَها حینَ فَجَرَ وَکَفَرَ وَاسْتَطانَ عَلی قَوْمِهِ وَتَجَبَّرَ وَبِکُفْرِهِ عَلَیْهِمْ اِفْتَخَرَ وَبِظُلْمِهِ لِنَفْسِهِ تَکَبَّرَ وَبِحِلْمِکَ عَنْهُ اِسْتَکْبَرَ، فَکَتَبَ وَحَکَمَ عَلی نَفْسِهِ جُرْأَةً مِنْهُ اَنَّ جَزاءَ مِثْلِهِ اَنْ یُغْرَقَ فِی الْبَحْرِ فَجَزَیْتَهُ بِما حَکَمَ بِهِ عَلی نَفْسِهِ.
بزرگوارا! این فرعون دارای میخهای شکنجه؛ همراهبا لجاجت، کفرورزی، نافرمانی و ادعای خدایی برای خود بود، تو میدانستی که برنمیگردد و ایمان نمیآورد و خاشع نمیشود؛ اما دعایش را با بزرگواری و بخشش خود اجابت فرمودی و خواستهاش را برآوردی؛ درحالیکه خواستهاش نزد تو اندک و در نظر وی بزرگ بود تا [با این اجابت] دلیلی علیه او داشته باشی و تأکید برای هنگامی که گناه کرد و کفر ورزید و بر مردمش برتری جست و زورگویی نمود و [یا هنگامیکه] با کفر ورزیدنش، بر آنان خودستایی نمود و با ستم به خویشتن مرتکب خودبزرگبینی شد (1)
1) . خودشیفتگی Narcissistic)): خصیصۀ اصلی این اختلال، بزرگمنشی و نیاز به تحسین به صورت غیرمعمول است. چنین فردی مهارتهای خود را بزرگ جلوه میدهد و مهارتهای دیگران را بهطور ضمنی کمارزش میداند و معتقد بوده اعمال او برتر است (براهنی، «زمینه روانشناسی هیلگارد»، ص 699). این صفت در فرعون وجود داشت، وحضرت آن را امری مذموم دانسته است؛ بنابراین اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا توجه به مفاهیم والگوهای آن داشته و بفهمد حضرت چه اموری را درخواست و چه اموری را رد کرد ه میتواند این نگاه به دعا سبب بازنگری معنوی نیایشگر باشد و او را به فکر واداشته تا رفتارها و باورهاواخلاق خود را اصلاح نمایدواگرکبرداردمتذکرگرددکه ازاین خصیصه مذموم دوری نماید.
و بهسبب بردباری تو دربارﮤ او، به خودبرتربینی دچار گردید، و با جرئت علیه خود حکم کرد و کیفر [فردی] مانند او غرق شدن در دریاست؛ (1)پس کیفر دادی او را با آنچه خود علیه خویش حکم نمود.
اعتراف به علم فراگیر خدا
اِلهی وَاَنَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ اَمَتِکَ مُعْتَرِفٌ لَکَ بِالْعُبُودِیَّةِ مُقِرٌّ بِانَّکَ اَنْتَ اللَّهُ خالِقی لا اِلهَ لی غَیْرُکَ وَلا رَبَّ لی سِواکَ مُوقِنٌ بِاَنَّکَ اَنْتَ اللَّهُ رَبّی وَاِلَیْکَ مَرَدّی وَاِیابی عالِمٌ بِاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ تَفْعَلُ ما تَشاءُ وَتَحْکُمُ ما تُریدُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِکَ وَلا رادَّ لِقَضائِکَ وَاَنَّکَ الْأَوَّلُ وَالْاخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ لَمْ تَکُنْ مِنْ شَیْءٍ وَلَمْ تَبِنْ عَنْ شَیْءٍ کُنْتَ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ وَاَنْتَ الْکائِنُ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ وَالْمُکَوِّنُ لِکُلِّ شَیْءٍ خَلَقْتَ کُلَّ شَیْءٍ بِتَقْدیرٍ وَ اَنْتَ السَّمیعُ الْبَصیرُ.
خالقا! من بندﮤ تو و فرزند بنده و کنیز تو هستم؛ به بندگی تو اقرار دارم و اعتراف میکنم که تحقیقاً تو خدا و خالق منی، و معبودی جز تو برایم نیست و غیر از تو پرورشدهندهای ندارم و یقین دارم که تو پروردگارم بودهای و بازگشتم بهسوی توست و به یقین میدانم که تو بر هر کار توانایی. (2)هرچه بخواهی، انجام میدهی و آنچه را اراده نمایی، حکم میکنی. برای فرمان تو بازخواستکننده و برای حکم تو برگردانندهای نیست، تو آغاز و پایان و آشکار و نهان هستی. تو از چیزی بهوجود نیامدهای و از چیزی جدا نشدهای، قبل از همهچیز بودهای و بعد از همهچیز خواهی بود، هستیدهندۀ موجوداتی و همۀ آنها را حسابشده آفریدی، تو بینا و شنوایی.
وَاَشْهَدُ اَنَّکَ کَذالِکَ کُنْتَ وَتَکوُنُ وَاَنْتَ حَیٌّ قَیُّومٌ لا تَأخُذُکَ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ وَلاتُوصَفُ بِاْلأَوْهامِ وَلاتُدْرَکُ بِالْحَواسِّ وَلا تُقاسُ بِالْمِقْیاسِ وَلا تُشَبَّهُ بِالنَّاسِ وَاَنَّ الْخَلْقَ کُلُّهُمْ عَبیدُکَ وَاِمائُکَ. اَنْتَ الرَّبُّ وَنَحْنُ الْمَرْبُوبُونَ وَاَنْتَ الْخالِقُ وَنَحْنُ الْمَخْلُوقُونَ وَاَنْتَ الرَّازِقُ وَنَحْنُ الْمَرْزُوقونَ.
1) . (وَ اِذ فَرَقنَا بِکُمُ البَحرَ فَاَنجَینَاکُم وَ اَغرَقنَا الَ فِرعَون وَ اَنتُم تَنظُرون(؛(بقره: 50).
2) . یقین وجودی (existential certainty): داشتن باورهای راسخ و محکم، با رضایت از زندگی همبستگی دارد (آذربایجانی، درآمدی بر روانشناسی دین، ص 158). از مصادیق این باورها اعتقادبه خدای مهربان و حمایتگری و قدرتمندی اوست؛ بنابراین اگرنیایش بانگاه جدیدنگرش سازباشد نیایشگر با خواندن دعا و باور آموزهها و تدبر در مضامین دعا سطح دینداری خودرا بیشتر کند. طبق تحقیقات (1991) تأیید شده پیامد این امر آن است که فرد از زندگی خود رضایتمند است و رضایتمندی او با آرامش روانی و شادی و نشاط در زندگی وی رابطهای معنادار خواهد داشت.
گواهی میدهم که تو این چنین بودهای و خواهی بود. تو زنده و پابرجایی. چُرت و خواب تو را فرانمیگیرد. با وَهم و خیال وصف نمی شوی، حواس تو را درک نمیکند، با مقیاس و معیار مقایسهشدنی نیستی. به مردم تشبیه نمیشوی، همۀ مردم بندگان و کنیزان تواند؛ تو پروردگار و ما پرورشیافتگان توایم؛ تو آفریدگار و ما آفریدگان تو؛ تو روزیدهنده و ما روزیخواران تو هستیم.
فَلَکَ الْحَمْدُ یا اِلهی اِذْ خَلَقْتَنی بَشَراً سَوِیًّا وَجَعَلْتَنی غَنِیًّا مَکْفِیًّا بَعْدَ ما کُنْتُ طِفْلاً صَبِیًّا تَقُوتُنی مِنَ الثَّدْیِ لَبَنًا مَرِیًّا وَغَذَّیْتَنی غَذاءً طَیِّبًا هَنیئاً وَجَعَلْتَنی ذَکَراً مِثالاً سَوِیًّا.
خدایا! سپاس برای توست که مرا انسانی آراسته آفریدی؛ (1)پس از آنکه کودک و نوجوان بودم، مرا بینیاز گردانیدی. از پستان، شیر گوارا روزیم کردی، با خوراک پاک و گوارا تغذیهام نمودی و مرا مردی نمونه و آراسته قرار دادی.
ضرورت حمد و سپاس
فَلَکَ الْحَمْدُ حَمْداً اِنْ عُدَّ لَمْ یُحْصَ وَاِنْ وُضِعَ لَمْ یَتَّسِعْ لَهُ شَیْءٌ حَمْداً یَفُوقُ عَلی جَمیعِ حَمْدِ الْحامِدینَ وَیَعْلُو عَلی حَمْدِ کُلِّ شَیْءٍ وَیَفْخُمُ وَیَعْظُمُ عَلی ذلِکَ کُلِّهِ وَکُلَّما حَمِدَ اللَّهَ شَیْءٌ. وَالْحَمْدُ للَّهِ کَما یُحِبُّ اللَّهُ اَنْ یُحْمَدَ وَالْحَمْدُ للَّهِ عَدَدَ ما خَلَقَ وَزِنَةَ ما خَلَقَ وَ زِنَةَ اَجَلِّ ما خَلَقَ وَبِوَزْنِ اَخَفِّ ما خَلَقَ وَبِعَدَدِ اَصْغَرِ ما خَلَقَ وَالْحَمْدُ للَّهِ حَتّی یَرْضی رَبُّنا وَبَعْدَ الرِّضا وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحمَّدٍ وَاَنْ یَغْفِرَلی ذَنْبی وَاَنْ یَحْمَدَ لی اَمْری وَیَتُوبَ عَلَیَّ اِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ.
سپاسی برای توست که اگر بخواهد شمرده شود، به شمارش درنیاید، اگر [به جایی] واگذار شود هیچچیز گنجایش آن را ندارد، سپاسی که از تمام سپاسگزاران بر تو و از سپاس همهچیز بالاتر باشد و بر همۀ اینها آنچه که سپاسگزاری خدا را سپاس گفته، برتری و بالاتری داشته باشد. (2)
1) . (اِنِّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طِین فاذا سوَّیتُهُ و نَفَختُ فیهِ مِن رُّوحِی فَقَعوا لَه ساجِدین(؛ (ص: 2 و 71).
2) . تصدیق و تأکید (affirmation): این امر از تکنیکهای کمکی در درمانهای معنوی میباشد و روشی است که برای فرد الگوی فکری، عاطفی و رفتاری جدید میسازد. تکرار واژۀ سپاس همراهبا خواندن دعاوتوجه وباور آن میتواند روحیۀ شکرگزاری را تقویت و تثبیت نماید (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص132)؛ بنابراین خواندن دعا میتواند الگویی برای ایجادوتثبیت این نگرش است و این امر (شاکربودن) بهدلیل تقویت مثبتنگری با الگوی دینی در ارتقای سلامت روان افراد مؤثر است که تأثیر شکرگزاری درسلامت جسم، طبق نظر متخصصان سایکونورایمونولوژی تأیید شده است.
سپاسی برای خدا، آن سپاسی که خودش دوست دارد بدان ستایش گردد. سپاس خدای را بهشمار آنچه آفریده و بهسنگینی آنچه آفریده و بهسنگینی بزرگترین و سبکترین چیزی که آفریده و بهشمار بزرگترین و کوچکترین موجودی که آفریده است. سپاس برای خداست تا آنجا که خدا خشنود شود و [سپاس برای خداست حتی] پساز خشنودی او. از او میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستد و گناه مرا بیامرزد و این کار را بپسندد، توبه و بازگشت مرا بپذیرد، همانا او توبهپذیر و مهربان است.
دعای انبیای الهی
اِلهی وَاِنّی اَنَا اَدْعُوکَ وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذَی دَعاکَ بِهِ صَفْوَتُکَ اَبُونا ادَمُ عَلَیْهِ السَّلامُ وَهُوَ مُسیءٌ ظالِمٌ حینَ اَصابَ الْخَطیئَةَ فَغَفَرْتَ لَهُ خَطیئَتَهُ وَتُبْتَ عَلَیْهِ وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَلی خَطیئَتی وَتَرْضی عَنّی فَاِنْ لَمْ تَرْضَ عَنّی فَاعْفُ عَنّی فَاِنّی مُسیءٌ ظالِمٌ خاطِیٌ عاصٍ وَقَدْ یَعْفُو السَّیِدُ عَنْ عَبْدِهِ وَلَیْسَ بِراضٍ عَنْهُ وَاَنْ تُرْضِیَ عَنّی خَلْقَکَ وَتُمیطَ عَنّی حَقَّکَ.
خدایا! تو را میخوانم و از تو میخواهم به آن نامیکه برگزیدۀ تو، پدر ما آدم علیه السلام هنگام احساس گناه و ستم و خطا تو را بدان نام خواند؛ پس خطای او را بخشیدی و توبهاش را پذیرفتی و دعایش را مستجاب فرمودی و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و خطایم را ببخشی و از من خشنود شوی و اگر از من خشنود نیستی مرا ببخش. چون من آلوده، ستمکار، خطاکار و گنهکار هستم؛ زیرا مولا و سرور با آنکه از بردهاش خشنود نیست او را عفو میکند. میخواهم آفریدگانت را از من خشنود گردانی و حق خودت را از من برداری.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ اِدْریسُ عَلَیْهِ السَّلامُ فَجَعَلْتَهُ صِدّیقاً نَبِیًّا وَرَفَعْتَهُ مَکاناً عَلِیًّا وَاسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ مَأبی اِلی جَنَّتِکَ وَمَحَلّی فی رَحْمَتِکَ وَتُسْکِنَنی فیها بِعَفْوِکَ وَتُزَوِّجَنی مِنْ حُورِها بِقُدْرَتِکَ یا قَدیرُ.
خدایا! تو را میخوانم به آن نامی که ادریس علیه السلام تو را بدان نام خواند، و او را بسیار راستگو و
پیامبر قراردادی، (1)و او را بلندمرتبه فرمودی و دعایش را مستجاب کردی و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی و بازگشت مرا بر بهشت خودت مقرّر فرما و برای من مکانی در [جوار] رحمت خود [قرار داده]، و با گذشت خود مرا در آنجا ساکن نما. ای قادر، با قدرت خود مرا با حوریان بهشت تزویج کن.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ نُوحٌ اِذْ نادی رَبَّهُ اَنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ فَفَتَحْتَ اَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَفَجَّرْتَ الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْماءُ عَلی اَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَنَجَّیْتَهُ عَلی ذاتِ اَلْواحٍ وَدُسُرٍ فَاسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُنْجِیَنی مِنْ ظُلْمِ مَنْ یُریدُ ظُلْمی وَتَکُفَّ عَنّی بأْسَ مَنْ یُریدُ هَضْمی وَتَکْفِیَنی شَرَّ کُلِّ سُلْطانٍ جائِرٍ وَعَدُوٍّ قاهِرٍ وَمُسْتَخِفٍّ قادِرٍ وَجَبَّارٍ عَنیدٍ وَکُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ وَاِنْسِیٍّ شَدیدٍ وَکَیْدَ کُلِّ مَکیدٍ یا حَلیمُ یا وَدُودُ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه نوح علیه السلام تو را بدان نام خواند، هنگامیکه: «پروردگارش را خواند که من شکست خوردهام، یاریم نما؛ پس ما درهای آسمان را با آب سیلآسا گشودیم. زمین را با چشمههایی شکافتیم؛ پس آبها به هم پیوست به دستوری که مقدّر شده بود، و سوارش کردیم بر [مرکبی ساخته شده از] تختهها و میخها»؛ پس درخواست وی را پذیرفتی (2)و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا از ستم ظالم برهانی، و هیبت و شوکت آنکه میخواهد مرا درهم شکند از من بازداری، و از شرّ هر شاه ستمگر، دشمن خشمگین، خوارشمرندۀ توانا، زورگوی لجباز، شیطان سمج، انسان سختگیر و حیلۀ هر حیلهگر مرا کفایت نمایی، ای بردبار مهربان (به تو امیدوارم).
حالات بندگان مخلص خدا
اِلهی وَاَسئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ صالِحٌ عَلَیْهِ السَّلامُ فَنَجَّیْتَهُ مِنَ الْخَسْفِ وَاَعْلَیْتَهُ عَلی عَدُوِّهِ وَاسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخَلِّصَنی مِنْ شَرِّ ما یُریدُنی اَعْدائی بِهِ وَسَعی بی حُسَّادی وَتَکْفِیَنیهِمْ بِکِفایَتِکَ وَتَتَوَلاَّنی بِوِلایَتِکَ وَتَهْدِیَ قَلْبی بِهُداکَ وَتُؤَیِّدَنی بِتَقْواکَ وَتُبَصِّرَنی بِما فیه رِضاکَ وَتُغْنِیَنی بِغِناکَ یا حَلیمُ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبر تو صالح علیه السلام تو را بدان نام خواند و او را از فرورفتن در زمین رهانیدی و بر دشمنش برتری دادی و دعایش را مستجاب نمودی و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا از شرّ خواستۀ دشمنان و آنچه حسودان میخواهند نجات دهی و با پشتیبانی خود مرا از کفایت آنان برهانی و با سرپرستی خود سرپرست من باشی، و با ولایت خود دلم را راهنمایی کنی و با نگهداری خود یاریم فرمایی و آنچه سبب خشنودی توست نشانم دهی و با بینیازی خود بینیازم سازی، ای بردبار (به تو امیدوارم). (1)
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ وَخَلیلُکَ اِبْراهیمُ عَلَیْهِ السَّلامُ، حینَ اَرادَ نُمْروُدُ اِلْقائَهُ فی النَّارِ فَجَعَلْتَ لَهُ النَّارَ بَرْداً وَسَلاماً وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُبَرِّدَ عَنّی حَرَّ نارِکَ وَتُطْفِیءَ عَنّی لَهیبَها وَتَکْفِیَنی حَرَّها وَتَجْعَلَ نائِرَةَ اَعْدائی فی شِعارِهِمْ وَدِثارِهِمْ وَتَرُدَّ کَیْدَهُمْ فی نُحُورِهِمْ وَتُبارِکَ لی فیما اَعْطَیْتَنیهِ کَما بارَکْتَ عَلَیْهِ وَعَلی الِهِ اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابُ الْحَمیدُ الْمَجیدُ.
خدایا! از تو می خواهم، به آن نامی که بنده و پیامبر و دوست تو، ابراهیم علیه السلام، هنگامیکه نمرود میخواست او را در آتش بیاندازد تو را بدان نام خواند و آتش را برای وی سرد و سلامت مقرر فرمودی و دعای او را پذیرفتی (2)و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و حرارت آتش را بر من سرد گردانی و زبانههای آن را برایم خاموش
1) . اندیشۀ معنوی (increasing the spirituality): این نگرش و اندیشه معنوی، به فرد کمک میکند که توانمندی بشر را فراتر از تلاش مادی دانسته و شخصیت خویش را در مسائل بهگونهای دیگر ارزیابی میکند؛ البته این نوع اندیشه بایستی در فرد درونی شود و درعینحال نیازهای فیزیولوژیک او نادیده گرفته نشود. (احمدی، « مطاالعه تاثیر مشاوره گروهی شناختی – رفتاری با تاکید بر اندیشههای معنوی»، ش13، ص 39) از مهمترین روشهای این اندیشه، دعا و توسل است که فرد برای تحمل سختیها بهواسطه دعا و توسل با خداوند و ائمه، ارتباط عاطفی ایجاد میکند. طبق تحقیقات احمدی و همکاران (1390) بر بیماران ام اس تأیید شده که اندیشۀ معنوی در افزایش سلامت روانی بیماران مؤثر میباشد (همان، ص 37). بنابراین اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا این باور برای او شکل گیرد که نوح، صالح و ابراهیم که جزء پیامبران بودند برای رفع گرفتاری خود همراه تلاش دعا میکردند پس او نیز چنین رفتاری پیدا کند و با تکرار دعا این نگرش و اندیشۀ معنوی در او تثبیت شود و هنگام بروز مشکلات از آن استفاده کند. از سلامت روانی و رفتاری بهتری برخوردار خواهد بود.
2) . (قُلنَا یا نارُ کُونی بَرداً وَ سَلاماً(؛ (انبیاء: 69).
نمایی و مرا از گرمای آن نگهداری؛ [خدایا] شعلههای [برافروختۀ] دشمنان را به تن و جانشان برگردان. (1)و نیرنگ آنان را به گلوگاهشان بازگردان و آنچه بر من عطا نمودی مبارک گردان؛ همچنانکه بر پیامبر و خاندانش مبارک گردانیدی؛ همانا تو بخشنده و ستوده و بزرگواری.
تجلی یقین در رفتار انبیا
الهی وَاَسْئَلُکَ بِاْلأِسِمْ الَّذی دَعاکَ بِهِ اِسْماعیلُ علیه السلام فَجَعَلْتَهُ نَبِیًّا وَرَسُولاً وَجَعَلْتَ لَهُ حَرَمَکَ مَنْسَکاً وَمَسْکَناً وَمَأْویً وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَنَجَّیْتَهُ مِنَ الْذِّبْحِ وَقَرَّبْتَهُ رَحْمَةً مِنْکَ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحمَّدٍ وَاَنْ تَفْسَحَ لی فی قَبْری وَتَحُطَّ عَنّی وِزْری وَتَشُدَّلی اَزْری وَتَغْفِرَلی ذَنْبی وَتَرْزُقَنی التَّوْبَةَ بِحَطِّ السَّیِّئاتِ وَتَضاعُفِ الْحَسَناتِ وَکَشْفِ الْبَلِیَّاتِ وَرِبْحِ التِّجاراتِ وَدَفْعِ مَعَرَّةِ السِّعایاتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَّعَواتِ وَمُنْزِلُ الْبَرَکاتِ وَقاضِی الْحاجاتِ وَمُعْطِی الْخَیْراتِ وَجَبَّارُ الْسَّماواتِ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه اسماعیل علیه السلام تو را بدان خواند و او را پیامآور و فرستادۀ خود قرار دادی، (2)و حرمت را جایگاه عبادت و سکونت و پناهگاه او مقرّر فرمودی و دعایش را اجابت کردی و از ذبحشدن نجاتش دادی و بهدلیل رحمتت او را به خود نزدیک نمودی و نزدیک او بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و آرامگاهم را فراخ گردانی و گناهم را بریزی و پشتم را محکم گردانی و خطایم را ببخشی و با ریزش گناهان و افزونی نیکیها و برطرفنمودن گرفتاریها و منفعت در معاملات و دفع اثر سخنچینیها، توبه و بازگشت نصیبم گردانی. همانا تو اجابتکنندۀ دعاها (3)و فرودآورندۀ برکتها [از آسمان] و برآورندۀ
1) . همانندسازی (Identification): یکیازمکانیزمهای سازگاری، همانندسازی است که فرد سرچشمه قدرتش را با آن تقویت مینماید و با آن احساس قدرت و اعتماد به نفس مینماید؛ البته گاهی ممکن است کاربرد منفی پیدا نماید (شاملو، بهداشت روانی، ص139)؛ توجه به الگوهای معنوی در دعا و درخواستهای حضرت برای خواستن، میتوانند نوعی همانندسازی صحیح را درنگرش ما تقویت و تثبیت نمایند و این امر در حل مشکلات مؤثر است. حضرت با بیان مشکلات افرادی همچون ابراهیم و صالح، و حل مشکلات آنها با تلاش ودعا و یاری خالق، فرد نیایشگر را امیدوار میکند و راهکار عملی به او میآموزد تا در مشکلات همراه تلاش به دعا متوسل شود؛ بنابراین خواندن و تکرار و باور دعا میتواند امید انسان را با روش همانندسازی تقویت نماید و او را در برخورد با مسائل زندگی فردی نیرومند سازد.
2) . (و اذکُر فِی الکِتابِ اِسمَاعیلَ اِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الوَعدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیَّاً(؛ (مریم: 54).
3) . (قال رَبُکُمُ ادعُونِی اَستَجِب لَکُم(؛ (غافر: 60).
نیازها و بخشندۀ خیرات و فرمانروای آسمانها هستی.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِما سَئَلَکَ بِهِ اِبنُ خَلِیلِکَ اِسْماعیلُ عَلَیْهِ السَّلامُ الَّذی نَجَّیْتَهُ مِنَ الذِّبْحِ وَفَدَیْتَهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ وَقَلَّبْتَ لَهُ الْمِشْقَصَ حَتّی ناجاکَ مُوقِناً بِذِبْحِهِ راضِیاً بِاَمْرِ والِدِهِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُنْجِیَنی مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَبَلِیَّةٍ وَتَصْرِفَ عَنّی کُلَّ ظُلْمَةٍ وَخیمَةٍ وَتَکْفِیَنی ما اَهَمَّنی مِنْ اُمُورِ دُنْیایَ وَاخِرَتی وَما اُحاذِرُهُ وَاَخْشاهُ وَمِنْ شَرِّ خَلْقِکَ اَجْمَعینَ، بِحَقِّ الِ یس.
خدایا! از تو میخواهم به آن [نامی] که فرزند خلیل تو، اسماعیل علیه السلام، آن کسی که او را از قربانی شدن رهانیدی از تو خواست و با قربانی بزرگ، او را فدیه دادی و تیغ را از وی برگرداندی و با تو مناجات و نیایش میکرد (1)درحالیکه به کشتهشدن یقین داشت و از کار پدرش خشنود بود و تو نیایش او را پذیرفتی؛ درحالیکه به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمّد و خاندانش درود فرستی و مرا از هر بدی و گرفتاری نجات دهی و هر تاریکی و نومیدی را از من دور نمایی، و بهخاطر پیامبرانت مرا در کارهای مهم دنیا و آخرت و آنچه از آن در بیم و هراسم و از شر همۀ آفریدگانت کفایت نمایی.
اسمای الهی عامل استجابت دعا
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ لُوطٌ عَلَیْهِ السَّلامُ فَنَجَّیْتَهُ وَاَهْلَهُ مِنَ الْخَسْفِ وَالْهَدْمِ وَالْمَثُلاتِ وَالشِّدَّةِ وَالْجُهْدِ وَاَخْرَجْتَهُ وَاَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظیمِ وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ. وَاَنْ تَأْذَنَ لی بِجَمْعِ ما شُتِّتَ مِنْ شَمْلی وَتُقِرَّ عَیْنی بِوَلَدی وَاَهْلی وَمالی وَتُصْلِحَ لی اُمُوری وَتُبارِکَ لی فی جَمیعِ اَحْوالی وَتُبَلِّغَنی فی نَفْسی امالی وَاَنْ تُجیرَنی مِنَ النَّارِ وَتَکْفِیَنی شَرَّ الْأَشْراربِالْمُصْطَفینَ الْاَخْیارِ اَلْأَئِمَّةِ الْأَبْرارِ وَنُورِ الْأَنْوارِ مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ الْأَخْیارِ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدیّینَ وَالصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبینَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَتَرْزُقَنی مُجالَسَتَهُمْ وَتَمُنَّ عَلَیَّ بِمُرافَقَتِهِمْ وَتُوَفِّقَ لی
1) . نیایش (supplication): یکی از مهارتهای هوش معنوی، نیایش میباشد، این هوش علاوهبر انعطافپذیری فرد در رفتار، سبب خودآگاهی و بینش عمیق وی نسبتبه زندگی میشود (فرامرزی، «بررسی رابطۀ هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان»، ش 5، ص10). الگوهایی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادیان مختلف مطرح و تأیید کردهاند، در تحقق درخواستهای فرد و آرامش روانی مؤثر است؛ زیرا نیایشگر با خواندن این دعا میآموزد سختی و شدائد برای همۀ افراد حتی پیامبران وجود داشته و یکیازراههای غلبهبر سختی، تلاش همراه بانیایش و گفتگو با خالق است که پیامبران آن را انجام میدادند.
صُحْبَتَهُمْ مَعَ اَنْبِیائِکَ الْمُرْسَلینَ وَمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ وَعِبادِکَ الصَّالِحینَ وَاَهْلِ طاعَتِکَ اَجْمَینَ وَحَمَلَةِ عَرْشِکَ وَالْکَرُّوبِیّینَ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه لوط علیه السلام تو را به آن نام خواند و تو او و خانوادهاش را از فرورفتن در زمین و نابودی و متلاشیشدن و سختی و رنج رهانیدی و او و خانوادهاش را از غم بزرگ بیرون آوردی و دعایش را اجابت فرمودی (1)و به او نزدیک بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مقرر فرمایی که پراکندگیها به اجتماع مبدل شود و چشمم را با فرزند و خانواده و دارایی روشن گردانی و کارم را اصلاح فرموده و حالاتم را مبارک نموده و مرا به آرزوهایم برسانی و از آتش پناهم دهی و از شرّ اشرار نگاهم داری. [پروردگارا خواستهام را اجابت نما] بهخاطر نیکان برگزیده که پیشوایان نیکوکار و فروغ روشناییهایند؛ یعنی محمد و خاندان پاک و پاکیزه و نیک او که پیشوایان راهیافته و برگزیدۀ برگزیدگانند که درود خدا بر آنان باد و [از تو میخواهم] همنشینی ایشان را نصیبم گردانی و همراهی آنان را بر من منّت بگذاری (2)و به من توفیق دهی که همصحبت آنها بههمراه پیامبران فرستاده، فرشتگان مقرّب، و بندگان شایستۀ تو و بههمراه همۀ فرمانبرداران و حاملان عرش و فرشتگانت باشم.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی سَأَلَکَ بِهِ یَعْقُوبُ وَقَدْ کُفَّ بَصَرُهُ وَشُتِّتَ جَمْعُهُ وَفُقِدَ قُرَّةُ عَیْنِهِ اِبْنُهُ فَاستَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَجَمَعْتَ شَمْلَهُ وَاَقْرَرْتَ عَیْنَهُ وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریبًا یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَأْذَنَ لی بِجَمیعِ ما تَبَدَّدَ مِنْ اَمْری وَتُقِرَّ عَیْنی بِوَلَدی وَاَهْلی وَمالی وَتُصْلِحَ شَأْنی کُلَّهُ وتُبارِکَ لی فی جَمیع اَحْوالی وَ تُبَلِّغَنی فی نَفْسی وَ امالی وَ تُصْلِحَ لی اَفْعالی وَ تَمُنَّ عَلَیَّ یا کَریمُ یا ذَالْمَعالی بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه یعقوب علیه السلام آنگاه که بینایی چشمش را از دست داد و
1) . (و نَجَّینَاهُ لُوطاً اِلَی الاَرض ٍالَّتی بَارَکنا فِیهَا لِلعَالَمین(؛ (انبیاء: 71 و عنکبوت: 32).
2) . جاذبۀ میان فردی(interpersonal attraction): هنگام ارتباط افرادبایکدیگرجاذبه شروع میشوداین رابطه همراه باحالت عاطفی بوده ویکی از عوامل شکل گیری جاذبۀ میان فردی، همجواری است، زیارت مؤمنان و اولیای دین از مصادیق این همجواری میباشد (آذربایجانی، روانشناسی اجتماعی با نگرشی به منابع اسلامی، ص237). درخواست حضرت برای همنشینی با اولیا، میتواند اشاره به این امر داشته باشد. این نوع همجواری در مسائل زندگی افراد تأثیرات زیادی دارد؛ زیرا الگوی فکری، رفتاری و عاطفی آنها در اثر ارتباط با اولیای دین تغییر مییابد و این تغییر و تصحیح نگرشها در اثر ارتباط مستمر میتواند در سلامتی فرد و اجتماع اثرگذار باشد.
زندگیش پراکنده شد و فرزندش که روشنی چشم او بود گم شده بود و تو را بدان نام خواند و تو درخواست او را پذیرفتی و پراکندگی او را جمع و چشمش را روشن و سختی و گزند را از او برطرف ساختی و تو نزدیک او بودی. ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و اجازه فرمایی تا کارهای پراکندۀ من جمع گردد و با فرزند و خانواده و داراییم، چشم مرا روشن گردانی و تمام کارهایم را اصلاح و همه حالاتم را برکت دهی و آرزوهایم را برآورده و کارهایم را به صلاح برگردانی و بر من ببخشی، ای با کرامت و بزرگوار، سوگند به مهربانیت، ای مهربانترین مهربانان.
سربلندی انبیا از آزمایشهای الهی
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ یُوسُفُ عَلَیْهِ السَّلامُ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَنَجَّیْتَهُ مِنْ غَیابَتِ الْجُبِّ وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ وَکَفَیْتَهُ کَیْدَ اِخْوَتِهِ وَجَعَلْتَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّةِ مَلِکاً وَاسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریبًا یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَدْفَعَ عَنّی کَیْدَ کُلِّ کائِدٍ وَشَرَّ کُلِّ حاسِدٍ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبرت، یوسف علیه السلام تو را بدان نام خواند؛ پس او را از تاریکی چاه نجات دادی و گرفتاریش را برطرف کردی و او را از مکر برادرانش کفایت کردی و بعداز بردگی، او را فرمانروا قرار دادی و درخواستش را پذیرفتی و نزدیک به او بودی، ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مکر و حیلۀ هر حیلهگر و خطر هر حسدورز را از من برطرف نمایی؛ چراکه تو بر هر کار توانایی.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ مُوسَی بْنُ عِمْرانَ اِذْ قُلْتَ تَبارَکْتَ وَتَعالَیْتَ وَنادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْناهُ نَجِیًّا وَضَرَبْتَ لَهُ طَریقًا فی الْبَحْرِ یَبَسًا وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ مَعَهُ مِنْ بَنی اِسْرائیلَ وَاَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَ هُما وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریبًا؛
خدایا، از تو میخواهم به آن نامی که بنده و پیامبر تو موسیبنعمران علیه السلام تو را بدان نام خواند، آنگاه که تو، خدای تبارک و تعالی فرمودی: «و او را از طرف راست طور خواندیم و رازگویان او را نزدیک گردانیدیم» و راه خشک را در دریا برایش آماده کردی و او و پیروانش را از [شر]
بنیاسرائیل نجات دادی و فرعون و هامان و لشکریان آنان را غرق نمودی (1)و درخواست وی را پذیرفتی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُعیذَنی مِنْ شَرِّ خَلْقِکَ وَتُقَرِّبَنی مِنْ عَفْوِکَ وَتَنْشُرَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ ما تُغْنِیَنی بِهِ عَنْ جَمیعِ خَلْقِکَ وَیَکُونَ لی بَلاغاً اَنالُ بِهِ مَغْفِرَتَکَ وَرِضْوانَکَ یا وَلیّی وَوَلِیَّ الْمُؤْمِنینَ.
ای نزدیک به همه! از تو میخواهم بر محمّد و خاندانش درود فرستی و از خطر آفریدگان پناهم دهی و مرا به عفو خود نزدیک گردانی و از فضل و کرمت آنچه را به من عنایت فرمایی که مرا از همۀ آفریدگانت بینیاز گرداند و برای من پیغامی باشد که با آن به بخشایش و خشنودی تو برسم؛ (2)ای دوست و فرمانروای من و همۀ مؤمنان.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بالْأِسْمِ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ داوُدُ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَسَخَّرْتَ لَهُ الْجِبالَ یُسَبِّحْنَ مَعَهُ بِالْعَشِیِّ وَالْاِبْکارِ وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ اَوّابٌ وَشَدَدْتَ مُلْکَهُ وَاتَیْتَهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطابِ وَاَلَنْتَ لَهُ الْحَدیدَ وَعَلَّمْتَهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَهُمْ وَغَفَرْتَ ذَنْبَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریبًا.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامی که بنده و پیامبرت داود علیه السلام تو را بدان نام خواند و نیایش او را پذیرفتی و کوهها را به فرمان او درآوردی [آنگونه] که صبحگاهان و شامگاهان با او تسبیح میگفتند و مرغان را گردآوردی که همه بهسوی او بازگشت کنند و فرمانرواییش را استوار نمودی
1) . (و اَنجَینا موسی وَ مَن مَعَه اَجمَعین ثُمَّ اَغرَقنَا الآخَرین(؛ (شعرا: 66 و 65).
2) . مثبتنگری (positive): یکیاز زمینههایی که درروان شناسی جدید و دیدگاه رواندرمانگری اسلامی مطرح بوده، مثبت نگری میباشد مقصود از مثبت نگری آن است که شخص از تمام ظرفیتهای ذهنی نشاطانگیز و امیدوارکننده در زندگی برای تسلیمنشدن دربرابر عوامل منفی ساختۀ ذهن و احساسهای یأسآور ناشی از دشواری ارتباط با انسانها و رویارویی با طبیعت استفاده کند. پژوهشها نشان داده که مثبتنگری بر سلامت رفتار و روان در گروههای مختلف اعماز زندانیان و بیماران و ... تأثیر دارد (عبادی، «بررسی اثربخشی آموزش مثبتنگری در افزایش امید به زندگی»، ش10، ص61). یکیازالگوهای جامع مثبتنگری، دعابانگاه جدید میباشد که مؤلفههای مثبت آن عبارتاستاز: تدبیر خالق، برآوردن حاجات توسط خالق، توانایی خدا بر کارها مانند نجات یعقوب و یوسف و موسی از گرفتاریها و اظهار رفع گرفتاری غمدیدگان مذکور (بند 15تا17). هنگام خواندن دعا، توجه به مفاهیمش میتواند نیایشگر را امیدوار و انگیزۀ حرکت را در او قوی کند؛ بنابراین باور دعا و خواندن آن با این نگاه، بهدلیل تقویت مثبتنگری و الگوگیری صحیح از آن و عمل به آموزههایش میتواند در سلامت جسم و روان انسان مؤثر باشد.
و حکمت و داوری به او دادی و آهن را برایش نرم کردی (1)و ساختن سپر را به او آموختی و خطایش را آمرزیدی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُسَخِّرَ لی جَمیعَ اُمُوری وَتُسَهِّلَ لی تَقْدیری وَتَرْزُقَنی مَغْفِرَتَکَ وَعِبادَتَکَ وَتَدْفَعَ عَنّی ظُلْمَ الظَّالِمینَ وَکَیْدَ الْکائِدینَ وَمَکْرَ الْماکِرینَ وَسَطَواتِ الْفَراعِنَةِ الْجَبَّارینَ الْحاسِدینَ یا اَمانَ الْخائِفینَ وَجارَ الْمُسْتَجیرینَ وَثِقَةَ الْواثِقینَ وَذَریعَةَ الْمُؤْمِنینَ وَرَجاءَ الْمُتَوَکِّلینَ وَمُعْتَمَدَ الْصَّالِحینَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
ای نزدیک به همه! میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و تمام امورم را در اختیارم قرار دهی و سرنوشتم را آسان نمایی و آمرزش و بندگیت را روزیم گردانی و ستم ستمگران و فریب فریبکاران و مکر حیلهگران و زورگوییِ فرعونهای دژخیمِ حسود را از من برطرف نما؛ ای اماندهندۀ بیمناکان و ای پناه پناهندگان و اطمینانبخش اطمینانکنندگان و دستآویز مؤمنان و امید متوکّلان و تکیهگاه شایستگان و ای مهربانترین مهربانان (به تو امیدوارم). (2)
الهی وَاَسْئَلُکَ اَللَّهُمَّ بِالْإِسْمِ الَّذی سَئَلَکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ سُلَیْمانُ بْنُ داوُدَ عَلَیْهِمَا السَّلامُ اِذْ قالَ رَبِّ اغْفِرْلیوَهَبْ لی مُلْکاً لایَنْبَغی لاِحَدٍ مِنْ بَعْدی اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهَّابُ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَاَطَعْتَ لَهُ الْخَلْقَ وَحَمَلْتَهُ عَلَی الرّیحِ وَعَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَسَخَّرْتَ لَهُ الشَّیاطینَ مِنْ کُلِّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ وَاخَرینَ مُقَرَّنینَ فِی الْأَصْفادِ، هذا عَطاؤُکَ لا عَطاءُ غَیْرِکَ وَکُنْتَ مِنْه قَریبًا.
پروردگارا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبرت سلیمان، فرزند داود علیهما السلام [تو را بدان نام خواند و] از تو خواست، هنگامیکه گفت: «پروردگارا، مرا ببخش و به من فرمانروایی مُلکی را
1) . (وَ لَقَد اتَینا داود مِنّا فَضلاً یا جِبال اَوبِی مَعَه وَ الطَّیر وَ النّالَهُ الحَدِید(؛ (سبأ: 10).
2) . مقابلۀ مذهبی (religious coping): ازجمله مکانیسمهای انطباق، مقابله مذهبی بوده که برای برخورد با مشکلات بهکار میرود و افراد میتوانند برای کنار آمدن با بحرانها و مسائل زندگی و انعطافپذیری وسازگاری از این روش استفاده کنند (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص150). پناهجویی به خالق دربرابر ظالم همراه تلاش و. . . از مصادیق این روش میباشدکه سبب شده فرد رفتاری جدیدی پیدا کند و خود را در پناه خدا بداند که این باور وامنیت طلبی درونی درسلامت و آرامش روانی ونحوه برخورد وی مؤثر است. کاتن و همکاران (1998) تأیید کردهاند مقابلۀ مذهبی در ارتقای سلامت جسم و روان مؤثر است. اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا افزون بر توجه به ثواب، بر الگوهای معنوی مانند پناه جویی به خالق، آمرزش طلبی تمرکز کند و آنرا جزء باورهای خود قرار دهدسبب ارتقائ سلامت ورفتارخود خواهدشد.
عطا فرما که پساز من یکی سزاورش باشد، همانا تو بسیار بخشندهای».
پس درخواست وی را پذیرفتی و آفریدگان را فرمانبردار او و باد را مَرکب وی قرار دادی و زبان پرندگان را به او آموختی و پریان از بنایان و غواصان را فرمانبردار او قراردادی، و دیگران و شیاطین را در زنجیرها بستی. این بخشش فقط خاص توست و تو نزدیک او بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَهْدِیَ لی قَلْبی وَتَجْمَعَ لی لُبّی وَتَکْفِیَنی هَمّی وَتُؤْمِنَ خَوْفی وَتَفُکَّ اَسْری وَتَشُدَّ اَزْری وَتُمْهِلَنی وَتُنَفِّسَنی وَتَسْتَجیبَ دُعائی وَتَسْمَعَ نِدائی وَلا تَجْعَلَ فِی النَّارِ مَأْوایَ وَلَاالدُّنْیا اَکْبَرَ هَمّی وَاَنْ تُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی وَتُحَسِّنَ خُلْقی وَتُعْتِقَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ فَاِنَّکَ سَیِّدی وَمَوْلایَ وَمُؤَمَّلی.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و دلم را هدایت فرمایی و پراکندگی مرا جمع و اندوهم را برطرف نمایی و ترس مرا به ایمنی تبدیل کنی و از اسارت دنیا آزادم کنی و به من پشتوانهای نیرومند و مجال و راحتی بخشی. و دعایم را اجابت نمایی، و فریادم را بشنوی و آتش را جایگاهم قرار ندهی و دنیا را بزرگترین مقصدم نسازی و روزی مرا فراوان و رفتار مرا نیکو گردانی و گردنم را از آتش آزاد نمایی؛ همانا تو سرور و آقا و آرزوی من هستی.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ اَللَّهُمَّ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ اَیُّوبُ لَمَّا حَلَّ بِهِ الْبَلاءُ بَعْدَ الصِّحَّةِ وَنَزَلَ السَّقَمُ مِنْهُ مَنْزِلَ الْعافِیَةِ وَالضّیقُ بَعْدَ السَّعَةِ وَالْقُدْرَةِ فَکَشَفْتَ ضُرَّهُ وَرَدَدْتَ عَلَیْهِ اَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ حینَ ناداکَ داعِیاً لَکَ راغِباً اِلَیْکَ راجِیاً لِفَضْلِکَ شاکِیاً اِلَیْکَ رَبِّ اِنّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمینَ. فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه ایوب علیه السلامتو را بدان خواند، آنگاه که بعداز سلامتی به گرفتاری مبتلا شد، و بهجای تندرستی، بیماری به او رسید، و سختی را پساز گشایش دید؛ (1)پس ناراحتی او را برطرف نمودی، و خانوادهاش را به او رساندی و همانند آن را [که از دست داده بود] برایش همراه نمودی، آنگاه که نیایشگرانه تو را خواند و مشتاقانه بهسوی تو و امیدوارانه به فضل تو، بهسوی تو شکایت آورد: «خدای من، مرا رنج فراگرفته و تو مهربانترین مهربانان هستی» پس نیایش او را پذیرا شدی، و رنج وی را برطرف کردی، و به او نزدیک بودی.
1) . (و اَیُّوبَ اِذ نادیَ رَبَّه اِنّی مَسَّنی الضُّرّ وَ اَنتَ اَرحَمُ الرّاحِمین(؛ (انبیاء: 83).
ضرورت صبر در آزمایش الهی
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَکْشِفَ ضُرّی وَتُعافِیَنی فی نَفْسی وَاَهْلی وَمالی وَوَلَدی وَاِخْوانی فیکَ عافِیَةً باقِیَةً شافِیَةً کافِیَةً وافِرَةًهادِیَةً نامِیَةً مُسْتَغْنِیَةً عَنِ الْأَطِبَّاءِ وَالْأَدْوِیَةِ وَتَجْعَلَها شِعاری وَدِثاری وَتُمَتِّعَنی بِسَمْعی وَبَصَری وَتَجْعَلَهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّی اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمّد و خاندانش درود فرستی و رنج مرا برطرف نمایی، و برای خودم، خانوادهام، دارائیم، فرزندانم و برادران دینیام عاقبتی جاودانه، شافی، کافی، کامل، هدایتگر، رشدکننده و بینیازکنندۀ از پزشکان و داروها عطا فرمایی (1)و آن [عافیت] را در ظاهر و باطنم قرار دهی و مرا از گوش و چشمم بهرهمند سازی و آنان را وارثان من مقرّر فرمایی؛ همانا تو بر هر کار توانایی.
ره آورد آزمایش الهی
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ یُونُسُ بْنُ مَتّی فی بَطْنِ الْحُوتِ حینَ ناداکَ فی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَاَنْبَتَّ عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنَ یَقْطینٍ وَاَرْسَلْتَهُ اِلی مِأَةِ اَلْفٍ اَوْ یَزیدُونَ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه یونس علیه السلام فرزند متّی در شکم ماهی تو را بدان نام خواند، و آنگاه که در تاریکی سهگانه تو را ندا کردکه: «معبودی جز تو نیست، پاک و منزّهی تو، حقّاً من از ستمکارانم و تو مهربانترین مهربانان هستی». پس نیایش او را پذیرفتی، و برایش بوتۀ کدویی رویاندی و او را بهسوی یکصدهزار تن یا بیشتر فرستادی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَسْتَجیبَ دُعائی وَتُدارِکَنی بِعَفْوِکَ فَقَدْ غَرِقْتُ فی بَحْرِ الظُّلْمِ لِنَفْسی وَرَکِبَتْنی مَظالِمُ کثیرَةٌ لِخَلْقِکَ عَلَیَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاسْتُرْنی مِنْهُم وَاَعْتِقْنی مِنَ
1) . نوعدوستی (altruism): یکی از شیوههای تطابق دینی، نوعدوستی میباشد. در این سازوکار شخص میکوشد بهوسیله فداکاری، نیازهای دیگران را برآورد که این امر موجب احساس خشنودی، لذت و سربلندی وی میشود (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص149) کلام حضرت (برطرفشدن رنج خود و دیگران، عاقبت جاودانه خواستن برای خود و دیگران و. . . ) اشاره و الگویی برای نوعدوستی است. اگر نیایشگر هنگام خواندن دعا به مفاهیم آن توجه نمایدوالگوی فکری خودرابادعا بسازد و رنج خود را همراه رنج دیگران بداند و برای رفع آن همراه تلاش دعا نماید این فکر نوع دوستانه در نگرش وباور او ایجاد میشود و نمود رفتاری پیدا خواهد کرد.
النَّارِ وَاجْعَلْنی مِنْ عُتَقائِکَ وَطُلَقائِکَ مِنَ النَّارِ فی مَقامی هذا بِمَنِّکَ یا مَنّانُ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و نیایش مرا پذیرا باشی و با بخشش خود مرا دریابی؛ زیراکه در دریای ستم به خویش غرق شدم و حقوق زیادی از آفریدگانت به گردنم هست؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به [وسیلۀ] آنان پوشیدهدار و از آتش آزاد فرما و در این حال از آزادشدگان و رهایییافتگان از آتش قرارم ده؛ به خاطر نیکی تو ای نیکوکننده.
الهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُک وَنَبِیُّکَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ عَلَیْهِمَا السَّلامُ اِذْ اَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَاَنْطَقْتَهُ فِی الْمَهْدِ فَاَحْیا بِهِ الْمَوْتی وَاَبْرَأَ بِهِ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِاِذْنِکَ وَخَلَقَ مِنَ الطّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَصارَ طائِراً بِاِذْنِکَ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبر تو، عیسیبن مریم علیه السلام در آن هنگام که او را به روحالقدس یاری نموده و در گاهواره به سخن گفتن واداشتی [و او] تو را بدان نام خواند، به برکت آن و به اجازۀ تو مردگان را زنده و بیماران مبتلا به کوریِ مادرزاد و پیسی را شفا داد، و به فرمان تو از گِل همانند پرنده ساخته و به پرواز درآمد (1)و به او نزدیک بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُفَرِّغَنی لِما خُلِقْتُ لَهُ وَلا تَشْغَلَنی بِما قَدْ تَکَلَّفْتَهُ لی وَتَجْعَلَنی مِنْ عُبَّادِکَ وَزُهَّادِکَ فِی الدُّنْیا وَمِمَّنْ خَلَقْتَهُ لِلْعافِیَةِ وَهَنَّأتَهُ بِها مَعَ کَرامَتِکَ یا کَریمُ یا عَلِیُّ یا عَظیمُ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا برای آنچه آفریدهای فراغت دهی، (2)و بدانچه که آن را برای من تکلّف قرار دادهای مشغولم نسازی، و مرا از عابدان و زاهدان در دنیا و از آنان که برای عافیت آفریدهای و با کرامت خود گوارایشان فرمودهای قرار ده، ای کریم و والا و با عظمت.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ اصَفُ بْنُ بَرْخِیا عَلی عَرْشِ مَلَکَةِ سَبا فَکانَ اَقَلَّ مِنْ لَحْظَةِ الطَّرْفِ حَتّی کانَ مُصَوَّراً بَیْنَ یَدَیْهِ فَلَمَّا رَاَتْهُ قیلَ اَهکَذا عَرْشُکِ قالَتْ کَاَنَّهُ هُوَ فَاسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
1) . (اِذ قالَ اللهُ یا عیسی ابنَ مریمَ اذکُر نِعمَتی عَلَیکَ و عَلَی وَالِدَتِک اِذ اَیَّدتُکَ بِرُوحِ القُدُسِ تُکَلَّمُ النّاسَ فِی المَهد و کَهلاً... وَ تُبرِءُ الاَکمَهَ و الاَبرَصَ بِاِذنِی و اِذ تُخرِجُ المَوتَی بِاِذنی...(؛(مائده: 110).
2) . (مَا خَلقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ الَّا لِیَعبُدوُن(؛ (ذاریات: 56).
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه آصفبنبرخیا تو را بدان خواند و به برکت آن تخت ملکه سبا (بلقیس) را در کمتر از چشم برهمزدنی آورد، و [آن تخت] دربرابر دیدگاه قرار گرفت، و آنگاه که [بلقیس] آن را دید «گفته شد: آیا تخت تو همین است؟ گفت: مثل اینکه همین است». پس درخواست او را پذیرفتی و نزدیک وی بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَتُکَفِّرَ عَنّی سَیِّئاتی وَتَقْبَلَ مِنّی حَسَناتی وَتَقْبَلَ تَوْبَتی وَتَتُوبَ عَلَیَّ وَتُغْنِیَ فَقْری وَتَجْبُرَ کَسْری وتُحْیِیَ فُؤادی بِذِکْرِکَ وَتُحْیِیَنی فی عافِیَةٍ وَتُمیتَنی فی عافِیَةٍ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و گناهانم را بریزی، و نیکیهایم را بپذیری، و بازگشتم را قبول فرموده و توبهپذیرم باشی و نیازمندیم را بینیازی، و شکست مرا جبران، و جانم را با یاد خود زنده گردانی، و زندگی و مرگم را در سلامتی قرار دهی. (1)
ارزش و جایگاه دعا
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِالإِسْمِ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ زَکَرِیَّا عَلَیْهِ السَّلامُ حینَ سَئَلَکَ داعِیاً لَکَ راغِباً اِلَیْکَ راجِیاً لِفَضْلِکَ فَقامَ فِی الْمِحْرابِ یُنادی نِداءً خَفِیّاً فَقالَ رَبِّ هَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنی وَیَرِثُ مِنْ الِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیّاً فَوَهَبْتَ لَهُ یَحْیی وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعائَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
خدایا، از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبر تو زکریّا علیه السلام تو را به آن نام خواند، هنگامیکه از تو درخواست نمود و بهسوی تو رغبت کرد و امیدوار به فضل تو بود؛ پس در محراب ایستاده و مخفیانه صدا زد و «گفت: خدایا بر من از نزد خودت فرزند و سرپرستی به من ببخش که وارث من و وارث خاندان یعقوب گردد و او را پسندیده گردان»؛ پس یحیی را به او بخشیدی، خواستهاش را برآوردی (2)و نزدیک او بودی.
1) . (یا زَکَریَّا اِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اسمُهُ یَحیَی لَم نَجعَل لَه مِن قَبلُ سَمیّاً(؛ (مریم: 7).
2) . راه سایکونوروفیزیولوژیک(psycho- Neuro- physiologic pathway): متخصصان این رشته معتقدند آموزههای دینی میتواند عواطف مثبت ایجاد کند و این عواطف ازطریق دستگاه عصبی خودمختار سبب عملکرد مطلوب دستگاههای قلبی عروقی، گوارشی، غدد مترشح داخلی و سیستم ایمنی میگردد (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص71). خواندن و نگرش سازی با دعا و آموزههای فوق یعنی هدفمندی، توبه، قبولی عمل، بینیازی وفرزنددارشدن درسن پیری به خواست خدا. . . از مصادیق آموزههای مثبت است که نیایشگر با خواندن و باور و عمل به آن میتواند به ارتقای سلامت و در صورت بیماری به تسریع بهبودی خود کمک نماید؛ زیرا با باور آموزههای فوق (اجابت درخواست زکریا و آصف بن برخیا) یک نوع همانندسازی بوده که امیدواری و مثبتنگری را در نیایشگر تقویت میکند و این امر در آرامش و سلامت وی میتواند مؤثر باشدالبته بایددانست دعاخارج ازنظام قوانین هستی عمل نمی کند.
یا قَریبُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُبْقِیَ لی اَولادی وَاَنْ تُمَتِّعَنی بِهِمْ وَتَجْعَلَنی وَاِیّاهُمْ مُؤْمِنینَ لَکَ راغِبینَ فی ثَوابِکَ خائِفینَ مِنْ عِقابِکَ راجینَ لِما عِنْدَک، ایِسینَ مِمَّا عِنْدَ غَیْرِکَ حَتّی تُحْیِیَنا حَیوةً طَیِّبَةً وَتُمِیتَنا مِیْتَةً طَیِّبَةً اِنَّکَ فَعَّالٌ لِما تُریدُ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و فرزندانم را نگهداری و از آنان بهرهمندم گردانی و من و آنان را مؤمن به خودت، مشتاق به پاداشت، بیمناک از عذابت، و امیدوار به آنچه نزد توست، و [همچنین] از کسانی که به آنچه در نزد غیر توست ناامیدند، قرار دهی تا ما را به زندگیِ پاکیزه زنده بداری و با مرگِ پاکیزه بمیرانی؛ حقاً تو هرچه خواهی انجام میدهی.
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِالْإِسْمِ الَّذی سَئَلَتْکَ بِهِ اِمْرَأَةُ فِرْعَوْنَ اِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْتَ لَها دُعائَها وَکُنْتَ مِنْها قَریباً.
خدایا، از تو میخواهم با آن نامیکه آسیه تو را بدان خواند، هنگامیکه گفت: «پروردگارا، برای من نزد خودت خانهای در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و رفتارش رهایی بخش و مرا از گروه ستمکاران رها ساز». پس درخواست وی را برآوردی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُقِرَّ عَیْنی بِالنَّظَرِ اِلی جَنَّتِکَ وَوَجْهِکَ الْکَریمِ وَاَوْلِیائِکَ وَتُفَرِّجَنی بِمُحَمَّدٍ وَالِهِ وَتُونِسَنی بِهِ وَبِالِهِ وَبِمُصاحَبَتِهِمْ وَمُرافَقَتِهِمْ وَتُمَکِّنَ لی فیها وَتُنْجِیَنی مِنَ النَّارِ وَما اُعِدَّ لِأَهْلِها مِنَ السَّلاسِلِ وَالْأَغْلالِ وَالشَّدائِدِ وَالْأَنْکالِ وَاَنْواعِ الْعَذابِ بِعَفْوِکَ یا کَریمُ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و با دیدن بهشت و روی عزیزان و دوستان چشم مرا روشن گردانی، و با محمد و خاندانش شادمانم گردانی و با آن حضرت و خاندان او و با همسخنی و همنشینی آنان مأنوسم نمایی و در آنجا مکانم دهی و از آتش و آنچه که برای اهل آن آماده شده از غلها، زنجیرها، سختیها، گرفتاریها و شکنجههای گوناگون با بخشش خود نجاتم دهی.
آزمایش و میزان تحمل
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعَتْکَ بِهِ عَبْدَتُکَ وَصِدّیقَتُکَ مَرْیَمُ الْبَتُولُ وَاُمُّ الْمَسیحِ الرَّسُولِ عَلَیْهِمَا السَّلامِ اِذْ قُلْتَ وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی اَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ روُحِنا وَصَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَکُتُبِهِ وَکانَتْ مِنَ الْقانِتینَ فَاسْتَجَبْتَ لَها دُعائَها وَکُنْتَ مِنْها قَریباً.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و دوست تو مریم بتول و مادر مسیح پیامبر علیه السلام تو را به آن نام خواند، آنگاه که فرمودی: «و مریم دختر عمران بانویی که دامنش پاک بود و از روح خود در وجودش دمیدیم و او سخنان خدا و کتابهایش را گواهی داده و از عابدان شد»؛ پس درخواست وی را پذیرفتی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُحْصِنَنی بِحِصْنِکَ الْحَصینِ وَتَحْجُبَنی بِحِجابِکَ الْمَنیعِ وَتُحْرِزَنی بِحِرْزِکَ الْوَثیقِ وَتَکْفِیَنی بِکِفایَتِکَ الْکافِیَةِ مِنْ شَرِّ کُلِّ طاغٍ وَظُلْمِ کُلِّ باغٍ وَمَکْرِ کُلِّ ماکِرٍ وَغَدْرِ کُلِّ غادِرٍ وَسِحْرِ کُلِّ ساحِرٍ وَجَوْرِ کُلِّ سُلْطانٍ جائِرٍ بِمَنْعِکَ یا مَنیعُ.
ای نزدیک به همه! میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا در دژ محکم خود وارد کنی، و در سراپردۀ خود مستور نمایی، و در پوششِ ثابت نگهدارم باشی، و با کفایتِ کافی خود، از بدی هر طغیانگر و ستم هر تجاوزگر و فریب هر فریبکار و نیرنگ هر نیرنگباز و جادوی هر جادوگر و ستم هر فرمانروای ستمگر، با نگهداری خود ای نگهدارنده، کفایتم فرمایی. (1)
اِلهی وَاَسْئَلُکَ بِالْإِسْمِ الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ وَصَفِیُّکَ وَخِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ وَاَمینُکَ عَلی وَحْیِکَ وَبَعیثُکَ اِلی بَرِیَّتِکَ وَرَسُولُکَ اِلی خَلْقِکَ مُحَمَّدٌ خاصَّتُکَ وَخالِصَتُکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وَسَلَّمَ. فَاَسْتَجَبْتَ دُعائَهُ وَاَیَّدْتَهُ بِجُنُودٍ لَمْ یَرَوْها وَجَعَلْتَ کَلِمَتَکَ الْعُلیا وَکَلِمَةَ الَّذینَ کَفَروُا السُّفْلی وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً.
خدایا! از تو میخواهم به آن نامیکه بنده و پیامبر و برگزیده و مختار تو از آفرینش، و امین وحی و فرمان تو، و برانگیختۀ تو بر همۀ هستی و فرستادۀ تو بر همۀ خلق، [یعنی] محمد خاصّ
1) . ضداجتماعی (antisocial): رفتارهایی که برخلاف قوانین اجتماعی شکل گرفته سبب بروز اختلالات ضداجتماعی میگردد . (براهنی، زمینۀ روانشناسی هیلگارد، ص114) مقصود مادر اینجاقوانین جامعه اسلامی میباشد. فریبکاری و ستم و تجاوزگری نمونه ای از این اختلال است که حضرت آن را نفی کرده و از خدا یاری میطلبد تا از این امور اجتناب کند؛ بنابراین نیایشگر با خواندن دعا و توجه به مفاهیم آن متذکر میگردد که فریب وستم امری مذموم بوده و اگر چنین کاری انجام میداده برای اجتناب از آن از خدا طلب یاری کند و با برگرداندن حقوق افراد خود را پاک کند.
و خالص تو بر او و خاندانش درود فرست که تو را به آن نام خوانده. و خواستهاش را برآوردی، و او را با لشکریان نامرئی یاری فرمودی، و فرمان خود را برتر، (1)و سخن آنانی را که کفر ورزیدهاند، پست قرار دادی و نزدیک او بودی.
یا قَریبُ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ صَلوةً زاکِیَةً طَیِّبَةً نامِیَةً باقِیَةً مُبارَکَةً کَما صَلَّیْتَ عَلی اَبیهِمْ اِبْراهیمَ وَالِ اِبْراهیمَ وَبارِکْ عَلَیْهِمْ کَما بارَکْتَ عَلَیْهِمْ وَسَلِّمْ عَلَیْهِمْ کَما سَلَّمْتَ عَلَیْهِمْ وَزِدْهُمْ فَوْقَ ذلِکَ کُلِّهِ زِیادَةً مِنْ عِنْدِکَ وَاخْلُطْنی بِهِمْ وَاجْعَلْنی مِنْهُمْ وَاحْشُرْنی مَعَهُمْ وَفی زُمْرَتِهِمْ حَتّی تَسْقِیَنی مِنْ حَوْضِهِمْ وَتُدْخِلَنی فی جُمْلَتِهِمْ وَتَجْمَعَنی وَاِیَّاهُمْ وَتُقِرَّ عَیْنی بِهِمْ وَتُعْطِیَنی سُؤْلی وَتُبَلِّغَنی امالی فی دینی وَدُنْیایَ وَاخِرَتی وَمَحْیایَ وَمَماتی وَتُبَلِّغَهُمْ سَلامی وَتَرُدَّ عَلَیَّ مِنْهُمُ السَّلامَ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ.
ای نزدیک به همه، میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی، درودی پاک، بالنده، ماندگار و بابرکت؛ چنانکه بر پدر آنان ابراهیم علیه السلام و خاندان وی درود فرستادهای و آنان را چنانکه ایشان را مبارک گرداندی، مبارک گردان و آنان را چنانکه به ایشان سلام رساندی سلام برسان، و از نزد خود بیشتر از آنچه [گفته شد] برایشان افزون گردان و مرا با آنان همراه کن و از ایشان قرارم ده و همراه آنان و در صف ایشان محشورم فرما، تا مرا از حوض آنان سیراب نمایی و در گروه آنها قرارم دهی، و از آنان جدایم نکنی، و چشمم را با آنها روشن گردانی، و خواستهام را عطا فرمایی، و در دین و دنیا و آخرت و زندگی و مرگ، به آرزوهایم برسانی و سلام مرا به آنان برسانی، و سلام ایشان را بر من برگردانی؛ سلام و رحمت و برکات خدا بر آنان باد.
جایگاه دعا و نیایش
اِلهی اَنْتَ الَّذی تُنادی فی اَنْصافِ کُلِّ لَیْلَةٍ هَلْ مِنْ سائِلٍ فَاُعْطِیَهُ اَمْ هَلْ مِنْ داعٍ فَاُجیبَهُ اَمْ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَاَغْفِرَلَهُ اَمْ هَلْ مِنْ راجٍ فَاُبَلِّغَهُ رَجاهُ اَمْ هَلْ مِنْ مُؤَمِّلٍ فَاُبَلِّغَهُ اَمَلَهُها اَنَا سائِلُکَ بِفِنائِکَ وَمِسْکینُکَ بِبابِکَ وَضَعیفُکَ بِبابِکَ وَفَقیرُکَ بِبابِکَ وَمُؤَمِّلُکَ بِفِنائِکَ اَسْئَلُکَ نائِلَکَ وَاَرْجُو رَحْمَتَکَ وَاُؤَمِّلُ عَفْوَکَ وَاَلْتَمِسُ غُفْرانَکَ.
خدایا، تو آن کسی هستی که در هر نیمۀ شب صدا میزنی: آیا درخواستکنندهای هست تا
1) . (فَانزَل اللهُ سکینَتَه عَلَیه و اَیَّدَه بِجُنودٍ لَم تَرَوها و جَعَل کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَروا السُّفلی و کلمة اللهِ هِی العُلیا و الله عزیزٌ حکیم(؛ (توبه: 40).
[آنچه میخواهد] به او ببخشم یا دعاکنندهای هست تا او را اجابت کنم یا کسی خواهان بخشایش هست تا او را بیامرزم یا امیدواری هست تا او را به امیدش برسانم. آیا آرزومندی هست تا به آرمانش برسانم. بلی، من درخواستکنندۀ درگاه تو، و خاکنشین و ناتوان و نیازمند و آرزومند درگاه تو هستم، عطیّۀ تو را میخواهم و به مهربانیت امیدوارم، و گذشت تو را آرزومندم و عاجزانه بخشش تو را میخوانم.
فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنی سُؤْلی وَبَلِّغْنی اَمَلی وَاجْبُرْ فَقْری وَارْحَمْ عِصْیانی وَاعْفُ عَنْ ذُنُوبی وَفُکَّ رَقَبَتی مِنَ الْمَظالِمِ لِعِبادِکَ رَ کِبَتْنی وَقَوِّ ضَعْفی وَاَعِنَّ مَسْکَنَتی وَثَبِّتْ وَطْأَتی وَاغْفِرْ جُرْمی وَاَنْعِمْ بالی وَاَکْثِرْ مِنَ الْحَلالِ مالی وَخِرْ لی فی جَمیعِ اُمُوری وَاَفْعالی وَرَضِّنی بِها وَارْحَمْنی وَوالِدَیَّ وَما وَلَدا مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ اَلْأَحْیاءِ مِنْهُمْ وَالْاَمْواتِ اِنَّکَ سَمیعُ الدَّعَواتِ وَاَلْهِمْنی مِنْ بِرِّهِما ما اَسْتَحِقُّ بِهِ ثَوابَکَ وَالْجَنَّةَ وَتَقَبَّلْ حَسَناتِهِما وَاغْفِرْ سَیِّئاتِهِما وَاجْزِهِما بِاَحْسَنِ ما فَعَلا بی ثَوابَکَ وَالْجَنَّةَ.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست و درخواست مرا اجابت فرما، و به آرزویم برسان و نیازم را جبران فرما، و به گناهم رحمت آور، و از گناهانم درگذر، و از حقوقی که بندگانت بر ذمّۀ من دارند آزادم گردان، و ناتوانیم را به نیرومندی، و بیچارگیم را به عزّت بدل کن، و جایگاهم را پا برجا گردان. گناه مرا ببخش، خاطرم را آسوده کن، دارائیم را از حلال افزونتر فرما، و در همۀ کارها و کردارهایم خیر و خوبی قرار ده و از این رهگذر خشنودم گردان؛ بر من و پدر و مادرم و فرزندان آنها از مردان و زنان با ایمان و مسلمان و بر زندگان و مردگان ایشان رحمت آور؛ همانا تو شنوندۀ دعاها هستی. (1)نیکی به پدر و مادر و آنچه را شایستۀ پاداش و بهشت تو شوم به من
1) . هوش معنوی (spiritual intelligence): هوش معنوی یکی از انواع چندگانه هوش است که به طورمستقل رشدمی یابدآگاهی فرد از جهان و تعیین موقعیت وی در آن به میزان هوش معنوی وی بستگی دارد (مهرابی، هوش معنوی و مقیاس سنجش آن، ص74) دلسوزی و دعا برای دیگران و احساس ملکوتی از مهارتهای این هوش است (فرامرزی، «بررسی رابطۀ هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان»، ش5، ص10). آنچه امام در این بند درخواست نموده، تقویت نگرش نوعدوستی به دیگران با رتبهبندی خاص است که میتواند الگوی جامعی برای خواننده باشد؛ بنابراین نیایشگر با خواندن این دعا، الگوی فکری جدید پیدا کرده و اگر قبلاً این نگرش در او بوده با خواندن دعا به این موضوع توجه ویژه پیدا مینماید و مهرورزی را در خود تقویت میکند. توجه به مهرورزی، بخشندگی از موضوعات اصلی هوش معنوی میباشد
الهام نما، و نیکیهای آنان را بپذیر، و بدیهای ایشان را بیامرز، و دربرابر بهترین خوبیها که برایم انجام دادهاند پاداش و بهشت عطا فرما.
اِلهی وَقَدْ عَلِمْتُ یَقیناً اَنَّکَ لا تَاْمُرُ بِالظُّلِمْ وَلا تَرْضاهُ وَلا تَمیلُ اِلَیْهِ وَلا تَهْواهُ وَلا تُحِبُّهُ وَلا تَغْشاهُ وَتَعْلَمُ ما فیهِ هؤُلاءِ الْقَوْمُ مِنْ ظُلْمِ عِبادِکَ وَبَغْیِهِمْ عَلَیْنا وَتَعَدّیهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ وَلا مَعْروفٍ بَلْ ظُلْماً وَعُدْواناً وَزُوراً وَبُهْتاناً فَاِنْ کُنْتَ جَعَلْتَ لَهُمْ مُدَّةً لابُدَّ مِنْ بُلُوغِها اَوْ کَتَبْتَ لَهُمْ اجالاً یَنالُونَها فَقَدْ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ وَوَعْدُکَ الصِّدْقُ یَمْحُو اللَّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ.
خدایا! به این حقیقت باور دارم که هیچگاه به ستمکردن دستور نمیدهی، و بدان خشنود نمیشوی و به آن میل نداشته و آن را نمیخواهی و دوست نداری، و در پردهپوشی [ستم] نمیکنی و آنچه را که آن گروه، از ستم بر بندگانت روا میدارند میدانی، و زورگویی، تعدی و تجاوزِ به ناحق و بیحساب، بلکه ستمکاری و دشمنی و دروغ و بهتان آنان را برما میدانی؛ پس اگر برای آنان زمانی قرار دادهای که باید فرا برسد یا برایشان مهلتی قرار دادهای که باید تمام شود، تحقیقاً خود فرمودهای و فرمایش تو حق و وعدۀ تو راست است: «خداوند محو و نابود میسازد آنچه را میخواهد و [یا] ثابت نگه میدارد و امّالکتاب نزد اوست».
رهآورد شوم اطاعتنکردن از حکومت الهی
فَاَنَا اَسْئَلُکَ بِکُلِّ ما سَئَلَکَ بِهِ اَنْبِیاءُکَ الْمُرْسَلوُنَ وَرُسُلُکَ وَاَسْئَلُکَ بِما سَئَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ وَمَلائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ اَنْ تَمْحُوَ مِنْ اُمِّ الْکِتابِ ذلِکَ وَتَکْتُبَ لَهُمُ الْإِضْمِحْلالَ وَالْمَحْقَ حَتّی تُقَرِّبَ اجالَهُمْ وَتَقْضِیَ مُدَّتَهُمْ وَتُذْهِبَ اَیَّامَهُمْ وَتُبَتِّرَ اَعْمارَهُمْ وَتُهْلِکَ فُجَّارَهُمْ وَتُسَلِّطَ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ حَتّی لا تُبْقِیَ مِنْهُمْ اَحَداً وَلا تُنَجِّیَ مِنْهُمْ اَحَداً وَتُفَرِّقَ جُمُوعَهُمْ وَتُکِلَّ سِلاحَهُمْ وَتُبَدِّدَ شَمْلَهُمْ وَتُقَطِّعَ اجالَهُمْ وَتُقَصِّرَ اَعْمارَهُمْ وَتُزَلْزِلَ اَقْدامَهُمْ وَتُطَهِّر بِلادَکَ مِنْهُمْ وَتُظْهِرَ عِبادَکَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ غَیَّروُا سُنَّتَکَ وَنَقَضُوا عَهْدَکَ وَهَتَکُوا حَریمَکَ وَاَتَوْا عَلی ما نَهَیْتَهُمْ عَنْهُ وَعَتَوْا عُتُوّاً کَبیراً وضَلّوُا ضَلالاً بَعیداً.
پس از تو میخواهم به همۀ آنچه پیامبران و فرستادگان با آن از تو درخواست کردهاند. و از تو میخواهم بدانچه بندگان شایسته و فرشتگان مقرّبت از تو خواستهاند، که این را از امّالکتاب محو کنی، و نابودی و ازبین رفتن را برایشان رقم زنی، و اجلهای آنان را نزدیک گردانی، و مدّتشان را تمام کنی، و روزشان را به پایان بری، و به عمرشان پایان دهی، وگنهکارشان را به هلاکت رسانی، و برخی از آنان را بر دیگر مسلّط سازی، تا جایی که یکی از آنان را باقی نگذاری و
جمعشان را متفرق و اجلشان را نزدیک و عمرشان را کوتاه و گامشان را سست نموده و سرزمینهایت را از آنان پاکسازی و بندگانت را برآنها پیروز گردانی؛ زیرا آنها سنت تو را برگرداندند، و پیمان تو را شکستند و حریمت را پایمال کردند، و آنچه که آنان را از انجامش بازداشتهای بهجا آوردند، و سرکشی بسیار بزرگی انجام دادند، و به گمراهی بسیار دوری گرفتار شدند. (1)
فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَأْذَنْ لِجَمْعِهِمْ بالشَّتاتِ وَلِحَیِّهمْ بِالْمَماتِ وَلِأَزْواجِهِمْ بِالنَّهَباتِ وَخَلِّصْ عِبادَکَ مِنْ ظُلْمِهِمْ وَاقْبِضْ اَیْدِیَهُمْ عَنْ هَضْمِهِمْ وَطَهِّرْ اَرْضَکَ مِنْهُمْ وَأْذَنْ بِحَصَدِ نَباتِهِمْ وَاسْتیصالِ شافَتِهِمْ وَشَتاتِ شَمْلِهِمْ وَهَدْمِ بُنْیانِهِمْ یا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و [دربارۀ دشمنانشان] فرمان ده که جمعشان پراکنده و زندگانشان مرده و زنان آنها گرفتار غارت شوند، و بندگانت را از ستم آنان (دشمنان اهل بیت علیه السلام رهایی ده و دستشان را از پایمالکردن نگهدار و زمینت را از آنان پاک سازی، و به دروکردن کشتزارشان و ناتوانشدن [در بهبود] زخمهایشان و پراکندگی جمعشان و خرابی ساختمانهایشان فرمان ده؛ ای صاحب شکوه و بزرگواری.
نیایش حضرت موسی با پروردگار
وَاَسْئَلُکَ یا اِلهی وَاِلهَ کُلِّ شَیْءٍ وَرَبّی وَرَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَاَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ عَبْداکَ وَرَسُولاکَ وَنَبِیَّاکَ وَصَفِیَّاکَ مُوسی وَهروُنُ عَلَیْهِمَا السَّلامُ حینَ قالا داعِبَیْنِ لَکَ راجِیَیْنِ لِفَضْلِکَ رَبَّنا اِنَّکَ اتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زینَةً وَاَمْوالاً فِی الْحَیوةِ الدُّنیا رَبَّنا لِیُضِلّوُا عَنْ سَبیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلی اَمْوالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلی قُلوُبِهِمْ فَلایُؤْمِنُوا حَتّی یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلیمَ فَمَنَنْتَ وَاَنْعَمْتَ عَلَیْهِما بِالْإِجابَةِ لَهُما اِلی اَنْ قَرَعْتَ سَمْعَهُما بِاَمْرِکَ.
1) . شخصیت جامعهستیز (Psychopathic personality): افرادی که به رعایت اخلاقیات یا ملاحظۀ حقوق و خواستههای دیگران پایبند نیستند، صاحب شخصیت جامعه ستیز میباشند آنان بهجز خواستههای خود کمتر به دیگران توجه میکنند، جز به خودشان نمیاندیشند و احساس گناه نداشته و دست به تبهکاری و قانونشکنی میزنند (براهنی، زمینه روانشناسی هیلگارد، ص551) در این دعا حضرت در حق آنان نفرین کرده و الگوی مبارزه با آنها را مطرح میکند. نیایشگر با خواندن وتوجه به مفاهیم دعا به حقوق دیگران توجه بیشتری دارد و راه مبارزه با آنان را میآموزد؛ البته معیار قوانین جامعۀ شیعی مدنظر ما است؛ اگرچه در برخی از قوانین انسانی همۀ ادیان و فرق اسلامی وجوه مشترک دارند. بنابراین میتوان گفت دعاخوانی با توجه به مضامین آن یک نوع تذکر و یادگیری ضمنی است که سبب میشود نیایشگر در خود و رفتارش بازنگری نماید.
خدایا! ای معبود همۀ موجودات و پروردگار من و پروردگار همه مخلوقات، از تو میخواهم و تو را میخوانم به آنچه دو بنده و دو فرستاده و دو پیامبر و دو برگزیدهات موسی و هارون علیه السلام تو را بدان خواندند، آنگاه که با امیدواری به فضل تو درخواست نمودند و گفتند: «پروردگارا، به فرعون و سردمداران او در زندگی دنیا زینت و داراییها دادی، تا [بندگان را] از راه تو گمراه کنند؛ پروردگارا داراییهای آنان را ناپدید کن و دلهایشان را سخت گردان؛ پس ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را ببینند». بنابراین بر آنها منّت نهاده و انعام فرموده و دعا و نیایش آنان را اجابت نمودی و فرمانت را به گوش آنها رساندی.
فَقُلْتَ اَللَّهُمَّ رَبِّ قَدْ اُجیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقیما وَلاتَتَّبِعانِّ سَبیلَ الَّذینَ لایَعْلَمُونَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَطْمِسَ عَلی اَمْوالِ هؤُلاءِ الظَّلَمَةِ وَاَنْ تَشْدُدَ عَلی قُلُوبِهِمْ وَاَنْ تَخْسِفَ بِهِمْ بَرَّکَ وَاَنْ تُغْرِقَهُمْ فی بَحْرِکَ فَاِنَّ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ وَما فیهِما لَکَ وَاَرِ الْخَلْقَ قُدْرَتَکَ فیهِمْ وَبَطْشَتَکَ عَلَیْهِمْ فَافْعَلْ ذلِکَ بِهِمْ وَعَجِّلْ لَهُمْ ذلِکَ یا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَخَیْرَ مَنْ دُعِیَ وَخَیْرَ مَنْ تَذَلَّلَتْ لَهُ الْوُجُوهُ وَرُفِعَتْ اِلَیْهِ الْأَیْدی وَدُعِیَ بِالْأَلْسُنِ وَشَخَصَتْ اِلَیْهِ الْأَبْصارُ وَاَمَّتْ اِلَیْهِ الْقُلُوبُ وَنُقِلَتْ اِلَیْهِ الْأَقْدامُ وَتُحُوکِمَ اِلَیْهِ فِی الْأَعْمالِ.
خداوندا! پروردگارا، فرمودی: «حتماً درخواست شما پذیرفته شده؛ پس پابرجا باشید و راه نادانان را پیروی نکنید». از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و دارایی ستمکاران را ناپدید نمایی و دلهایشان را سخت گردانی و آنها را در زمین فرو ببری و در دریا غرقشان سازی؛ چون آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آن توست و تو توانایی و سختگیری خودت را علیه آنان به مردم نشان دادهای؛ پس این را هرچه زودتر در حق آنان انجام بده.
[این امور را از تو میخواهم] ای بهترین کسی که مورد درخواست قرار میگیری و بهترین کسی که خوانده میشوی و بهترین کسی که صورتها دربرابرش خضوع کرده و دستها به درگاهش بلند میشود و با زبانها خوانده شده، چشمها بهسوی ش دوخته شده، دلها به سمت او میل کرده، گامها به طرف او برداشته میشود، و در رفتارها قضاوت به او برمیگردد.
درخواست پیروزی بر دشمنان
اِلهی وَاَنَا عَبْدُکَ اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائِکَ بِاَبْهاها وَکُلُّ اَسْمائِکَ بَهِیٌّ بَلْ اَسُئَلُکَ بِاَسْمائِکَ کُلِّها اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُرْکِسَهُمْ عَلی اُمِّ رُؤُسِهِمْ فی زُبْیَتِهِم وَتُرْدِیَهمْ فی مَهْوی حُفْرَتِهِمْ وَارْمِهِمْ بَحَجَرِهِمْ وَذَکِّهِمْ بِمَشاقِصِهِمْ وَاکْبُبْهُمْ عَلی مَناخِرِهِمْ وَاخْنُقْهُمْ بِوَتَرِهِمْ وَارْدُدْ کَیْدَهُمْ فی نُحُورِهِمْ وَاَوْبِقْهُمْ
بِنَدامَتِهِمْ حَتّی یَسْتَخْذِلُوا وَیَتَضائَلُوا بَعْدَ نِخْوَتِهِمْ وَیَنْقَمِعُوا بَعْدَ اِسْتِطالَتِهِمْ أَذِلاَّءَ مَأْسُورینَ فی رِبَقِ حَبائِلِهِمُ الَّتی کانُوا یُؤَمِّلُونَ اَنْ یَرَوْنا فیها وَتُرِیَنا قُدْرَتَکَ فیهِمْ وَسُلْطانَکَ عَلَیْهِمْ وَتَأْخُذَهُمْ اَخْذَ الْقُری وَهِیَ ظالِمَةٌ اِنَّ اَخْذَکَ الْأَلیمُ الشَّدیدُ وَتَأْخُذَهُمْ یا رَبِّ اَخْذَ عَزیزٍ مُقْتَدِرٍ فَاِنَّکَ عَزیزٌ مُقْتَدِرٌ شَدیدُ الْعِقابِ شَدیدُ الْمِحالِ.
خداوندا! من بندۀ تو هستم و به برکت برترین نامهایت، بلکه به همۀ نامهایت از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و [دشمنان] آنان را از سر به چالههایشان بیاندازی، و در پستترین چاله و چاه [خود ساخته] شان هلاکشان گردانی؛ آنها را با سنگهای خودشان سنگباران کن، و در سرزمینشان سختگیری کن، و آنان را شکست ده، و با تیر خودشان هلاکشان کن، و نیرنگشان را در گلوی خودشان برگردان و بر پشیمانی خودشان بازخواست فرما تا پس از خودبزرگبینی، خوار شوند، و بعداز بلندپروازی ترسو و ذلیل گردند، ذلیلانی که طنابهایشان به گردن خودشان پیچیده شده، همان [طنابهایی] که میخواستند ما را در آن گرفتار ببینند و [از تو میخواهم] توانایی و تسلّط خود را بر آنان نشان دهی و گرفتارشان کنی «همانند گرفتاری آبادیهای ستمگر، حتماً مؤاخذۀ تو دردناک و سخت است» همانند گرفتن زورمند قدرتمند؛ همانا تو نیرومند و توانمند، سخت عقوبتکننده و سخت عذابدهنده هستی.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ ایرادَهُمْ عَذابَکَ الَّذی اَعْدَدْتَهُ لِلظَّالِمینَ مِنْ اَمْثالِهِمْ وَالطَّاغینَ مِنْ نُظَرائِهِمْ وَارْفَعْ حِلْمَکَ عَنْهُمْ وَاحْلُلْ عَلَیْهِمْ غَضَبَکَ الَّذی لا یَقُومُ لَهُ شیْءٌ وَأْمُرْ فی تَعْجیلِ ذلِکَ عَلَیْهِمْ بِاَمْرِکَ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُؤَخَّرُ فَاِنَّکَ شاهِدُ کُلِّ نَجْوی وَعالِمُ کُلِّ فَحْوی وَلا تَخْفی عَلَیْکَ مِنْ اَعْمالِهِمْ خافِیَةٌ وَلا تَذْهَبُ عَنْکَ مِنْ اَعْمالِهِمْ خائِنَةٌ وَاَنْتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ عالِمٌ بِما فی الضَّمائِرِ وَالْقُلُوبِ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و عذابی را که برای ستمکارانِ همانندشان و طاغوتهای همطرازشان آماده کردهای زودتر برسان، بردباریت را از آنان بردار، خشمت را که دربرابر آن هیچ موجودی تاب مقاومت ندارد بر آنها فرو ریز، و با دستوری که برگشت و تأخیر ندارد، فرمان سریع [این درخواستها را] صادر فرما. (1)مسلماً تو گواه هر نجوا و سخن پنهانی،
1) . آگاهی فراعقلی (Trans-Rational Knowing): فرا رفتن از عقلانیت و بهره گیری از حالتهای گوناگون هوشیاری مانند نیایش سبب این آگاهی شده است. این آگاهی از موضوعات هوش معنوی میباشد (مهرابی، هوش معنوی و مقیاسهای سنجش آن، ص 210). ما معتقد یم خواندن دعابه روش جدید و توجه به مفاهیم آن آگاهی ما را بیشتر میکند. افراد محدودنگر فقط توجه به اسباب مادی دارند وبا خواندن دعا به صورت کاربردی به این نگرش میرسند که دعا یک سبب الهی بوده که در هستی اثربخش میباشد.
دانای هر مفاد و مضمون هستی، هیچیک از اعمال پنهان آنان بر تو پوشیده نمیماند و هیچیک از اعمال خیانتکارانۀ آنها از نظر تو پنهان نیست، تو بر پوشیدهها داناترین هستی و بر آنچه در خاطر و دلها میگذرد دانایی.
وَاَسْئَلُکَ اَللَّهُمَّ وَاُنادیکَ بِما ناداکَ بِهِ سَیِّدِی وَسَئَلَکَ بِهِ نُوحٌ عَلَیْهِ السَّلامُ اِذْ قُلْتَ تَبارَکْتَ وَتَعالَیْتَ وَلَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجیبُونَ اَجَلْ.
خداوندا! از تو میخواهم و تو را میخوانم به آنچه سرورم، نوح علیه السلام تو را خواند و از تو خواست آنگاه که تو خدای تبارک و تعالی فرمودی: «همانا نوح ما را خواند؛ پس ما اجابتکنندگان خوبی هستیم».
اَللَّهُمَّ یا رَبِّ اَنْتَ نِعْمَ الْمُجیبُ وَنِعْمَ الْمَدْعُوُّ وَنِعْمَ الْمَسْؤُلُ وَنِعْمَ الْمُعْطی اَنْتَ الَّذی لا تُخَیِّبُ سائِلَکَ وَلا تَرُدُّ راجِیَکَ وَلا تَطْرُدُ الْمُلِحَّ عَنْ بابِکَ وَلا تَرُدُّ دُعاءَ سائِلِکَ وَلا تَمُلُّ دُعاءَ مَنْ اَمَّلَکَ وَلا تَتَبَرَّمُ بِکَثْرَةِ حَوائِجِهِمْ اِلَیْکَ وَلا بِقَضائِها لَهُمْ فَاِنَّ قَضاءَ حَوائِجِ جَمیعِ خَلْقِکَ اِلَیْکَ فی اَسْرَعِ لَحْظٍ مِنْ لَمْحِ الْطَّرْفِ وَاَخَفُّ عَلَیْکَ وَاَهْوَنُ عِنْدَکَ مِنْ جَناحِ بَعُوضَةٍ.
خداوندا! پروردگارا، تو بهترین پذیرنده و بهترین خوانده شده و بهترین خواسته شده و بهترین بخشنده هستی، تو آنی که درخواستکننده را نومید نمیکنی و آنکه امید بر تو بسته رد نمینمایی و اصرارکننده را نمیرانی، و نیایش درخواستکننده را واپس نمیزنی و دعای آرزومندان تو را ملول نمیکند، زیادی نیازهاشان و برآوردن آنها تو را آزرده نمیسازد؛ چون برآوردن نیازهای آفریدگان کمتر از چشم به همزدنی، و سبکتر و آسانتر از یک بال مگس است.
شناخت بخشش و احسان الهی
وَحاجَتی یا سَیِّدی وَمَوْلایَ وَمُعْتَمَدی وَرَجائی اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَلی ذَنْبی فَقَدْ جِئْتُکَ ثَقیلَ الظَّهْرِ بِعَظیمِ ما بارَزْتُکَ بِهِ مِنْ سَیِّئاتی وَرَکِبَنی مِنْ مَظالِمِ عِبادِکَ ما لا یَکْفینی وَلا یُخَلِّصُنی مِنْها غَیْرُکَ وَلا یَقْدِرُ عَلَیْهِ وَلا یَمْلِکُهُ سِواکَ فَامْحُ یا سَیِّدی کَثْرَةَ سَیِّئاتی بِیَسیرِ عَبَراتی بَلْ بِقَساوَةِ قَلْبی وَجُمُودِ عَیْنی لا بَلْ بِرَحْمَتِکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ وَاَنَا شَیْءٌ فَلْتَسَعُنی رَحْمَتُکَ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ. لا تَمْتَحِنّی فی هذِهِ الدُّنیا بِشَیْءٍ مِنَ الْمِحَنِ وَلا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لا یَرْحَمُنی وَلا تُهْلِکْنی بِذُنُوبی وَعَجِّلْ خَلاصی مِنْ کُلِّ مَکْروُهٍ وَادْفَعْ عَنّی کُلَّ ظُلْمٍ وَلا تَهْتِکْ سَتْری وَلا تَفْضَحْنی یَوْمَ جَمْعِکَ
الْخَلائِقَ لِلْحِسابِ.
ای سرور و آقایم و ای تکیهگاه و امیدم! نیازم آن است که بر محمد و خاندانش درود فرستی و گناهم را ببخشی؛ پس به سوی تو آمدهام با گناهان بزرگی که بر دوش من سنگینی کرده و حقوق بندگانت برداشته و جز تو کسی مرا کفایت نکرده و نجات نمیبخشد و جز تو کسی بر آن قادر و توانا نیست.
ای سرورم! زیادی گناهانم را با اشکهای اندکم پاک نما، به سنگدلی و خشکی چشمم؛ نه، بلکه به مهربانی خودت که همه موجودات را فراگرفته، و من نیز موجود تو هستم؛ پس باید مهربانیت مرا هم دربرگیرد. ای کارساز بندهنواز! ای مهربانترین مهربانان، در این جهان مرا با آزمون سخت امتحان مفرما و آنکه رحم نمیکند، بر من مسلّط منما و با گناهانم نابودم نکن. از هر بدی زود نجاتم ده و هر ستمی را از من دور ساز، آبرویم را مبر و آن روز که همه را برای حساب جمع نمایی رسوایم منما.
یا جَزیلَ الْعَطاءِ وَالثَّوابِ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُحْیِیَنی حَیوةَ السُّعَداءِ وَتُمِیتَنی میتَةَ الشُّهَداءِ وَتَقْبَلَنی قَبُولَ الْأَوِدَّاءِ وَتَحْفَظَنی فی هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیَّةِ مِنْ شَرِّ سَلاطینِها وَفُجَّارِها وَشِرارِها وَمُحبّیها وَالْعامِلینَ لَها وَما فیها وَقِنی شَرَّ طُغاتِها وَحُسَّادِها وَباغیِ الشِّرْکِ فیها حَتّی تَکْفِیَنی مَکْرَ المَکَرَةِ وَتَفْقَأَ عَنّی اَعْیُنَ الْکَفَرَةِ وَتُفْحِمَ عَنّی اَلْسُنَ الْفَجَرَةِ وَتَقْبِضَ لی عَلی اَیْدیِ الظَّلَمَةِ وَتُوهِنَ عَنّی کَیْدَهُمْ وَتُمیتَهُمْ بِغَیْظِهِمْ وَتَشْغَلَهُمْ بِأَسْماعِهِمْ وَاَبْصارِهِمْ وَاَفْئِدَتِهِمْ وَتَجْعَلَنی مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ فی اَمْنِکَ وَاَمانِکَ وَحِرْزِکَ وَسُلْطانِکَ وَحِجابِکَ وَکَنَفِکَ وَعِیاذِکَ وَجارِکَ وَمِنْ جارِ السُّوءِ وَجَلیسِ السُّوءِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ اِنَّ وَلیِّیَ اللَّهُ الَّذی نَزَّلَ الْکِتابَ وَهُوَ یَتَوَلَّی الصَّالِحینَ.
ای آنکه بخشش و پاداش بزرگ داری! از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و در زندگی همچون نیکبختان مرا زنده بداری، و در مرگ مانند شهیدان بمیرانی، (1)و مانند پذیرش
1) . فرا انگیزش (meta motivation): روانشناسان کمال تنها به بهنجاربودن نمی اندیشند؛ بلکه به سطوح عالیتر کمال انسانی توجه کرده و معتقدند افراد خودشکوفا انسانهای کاملتری هستند که از حیث نیازهای اولیه ارضا شدند و اکنون به طرق والاتر دیگری برانگیخته میشوند که بایستی آنها را فوق انگیزش نامید (بنیاسدی، «فرا انگیزشها»، ش13، ص8). شهادتطلبی یکیازمصادیق این فرا انگیزش است؛ زیرا جهادگر باتوجه به نیازهای معیشتی خود همچون همسر و فرزند و موقعیت اجتماعی، به امر والاتری، یعنی جهاد در راه خدا توجه میکند و نیروی خود را در آن راه بهکار میگیرد؛ بنابراین نیایشگر میتواند با خواندن دعا والگوگیری فکری ازدعاو باور آن، حس فرا انگیزش رادر خود تقویت نماید. البته مصداق جهاد در زمانها و مکانها متفاوت است؛ گاه مبارزه میدانی است و گاه علمی مانندجنگ نرم.
دوستانت پذیرایم باشی. و در این جهانِ پست مرا از خطر شاهان، گناهکاران، پلیدان و دوستداران و کارگزاران برای دنیا نگهداری فرمایی و مرا از گزند طغیانگران و حسدورزان (1)و بدخواهان دنیا نگهدار (2)تا از نیرنگ فریبکاران کفایتم نمایی و چشمان کافران را از من کور نمایی، و زبانهای پلیدان را از من خاموش سازی و دشمنان ستمکاران را از من بازداری و از فریب آنان امانم دهی، آنها را به خشمشان بمیرانی و به گوشها و چشمها و قلوبشان گرفتارشان نمایی و مرا از این امور در امان و حصار و زیر فرمان و سراپرده و پناه و حمایت و کنار خود قرار دهی، از همسایه و همنشین بد [امانم دهی]؛ همانا تو بر هر کار توانایی؛ «حقاً سرپرست من خدایی است که کتاب را فرو فرستاده و او شایستگان را سرپرستی میکند».
اَللَّهُمَّ بِکَ اَعُوذُ وَبِکَ اَلُوذُ وَلَکَ اَعْبُدُ وَاِیَّاکَ اَرْجُو وَبِکَ اَسْتَعینُ وَبِکَ اَسْتَکْفی وَبِکَ اَسْتَغیثُ وَبِکَ اَسْتَنْقِذُ وَمِنْکَ اَسْئَلُ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَلا تَرُدَّنی اِلاَّ بِذَنْبٍ مَغْفُورٍ وَسَعْیٍ مَشْکُورٍ وَتِجارَةٍ لَنْ تَبُورَ وَاَنْ تَفْعَلَ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلَ بی ما اَنَا اَهْلُهُ فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوی وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ وَاَهْلُ الْفَضْلِ وَالرَّحْمَةِ.
خداوندا! به تو پناه آوردهام و به تو پناهندهام، من تو را میپرستم و به تو امیدوارم و از تو یاری میجویم و کفایتِ امرم را از تو میخواهم؛ دادخواهیام را از تو میطلبم و وسیلۀ رهاییام را از تو خواستارم، از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا از درگاهت برنگردانی جز با گناهان آمرزیده شده و تلاش سپاسگزاری شده و تجارتی که هرگز به کساد و تباهی منجر نگردد و با من همانگونه رفتار نمایی که تو اهلِ آنی، نه آنگونه که من اهل آنم؛ همانا تو اهل تقوا، مغفرت، فضل و رحمت هستی.
اِلهی وَقَدْ اَطَلْتُ دُعائی وَاَکْثَرْتُ خِطابی وَضیقُ صَدْری حَدانی عَلی ذلِکَ کُلِّهِ وَحَمَلَنی عَلَیْهِ عِلْماً مِنّی
1) . حسادت (jealousy): بازخوردی هیجانی است که طی آن فرد به شخص دیگر رشک میورزد (براهنی، زمینه روانشناسی هیلگارد، ص233). حضرت ضمن منفور دانستن آن برای در امانماندن از حسودان از خدا طلب یاری میکند؛ بنابراین نیایشگر با خواندن دعا و باور آن فرصت خود مشاهده گری اخلاقی را مییابد اگردر رفتار خود بازنگری کند و راه تثبیت کار نیک و حذف کار بد را متذکر گردد میتواند سلامت اخلاقی -رفتاری و روانی خود را ارتقا بخشد.
2) . (قل اَعوذُ برَبُ الخَلَق، مِن شَرِّ ماخَلَق، مِن شَرِّ غاسقٍ اَذا وَقَب، وَ مِن شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَد(؛(فلق: 5-1).
بِاَنَّهُ یُجْزیکَ مِنْهُ قَدْرُ الْمِلْحِ فِی الْعَجینِ بَلْ یَکْفیکَ عَزْمُ اِرادَةٍ اَنْ یَقُولَ الْعَبْدُ بِنِیَّةٍ صادِقَةٍ وَلِسانٍ صادِقٍ یا رَبِّ فَتَکُونَ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِکَ بِکَ وَقَدْ ناجاکَ بِعَزْمِ الْإِرادَةِ قَلْبی فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُقْرِنَ دُعائی بِالْإِجابَةِ مِنْکَ وَتُبَلِّغَنی ما اَمَّلْتُهُ فیکَ مِنَّةً مِنْکَ وَطَوْلاً وَقُوَّةً وَحَوْلاً لا تُقیمُنی مِنْ مَقامی هذا اِلاَّ بِقَضاءِ جَمیعِ ما سَأَلْتُکَ فَاِنَّهُ عَلَیْکَ یَسیرٌ وَخَطَرَهُ عِنْدی جَلیلٌ کَثیرٌ وَاَنْتَ عَلَیْهِ قَدیرٌ یا سَمیعُ یا بَصیرُ.
خدایا! درخواستم به درازا کشید و گفتارم فزونی یافت و تنگی سینهام مرا به همۀ این درخواستها برانگیخت و بدان مجبورم نمود، و میدانم که درخواست از تو به اندازۀ نمک خمیر بس است؛ بلکه عزم و اراده کافی است و اینکه بنده با نیّت صادقانه و زبان راستگو بگوید: «ای خدا»؛ پس تو در جایگاه گمان بندهات باشی و دلم با عزم و اراده با تو به مناجات پرداخته است. از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و نیایشم را اجابت نمایی و مرا به آنچه از تو آرزو دارم برسانی؛ زیراکه منّت و نیرو و توانایی از توست، (1)مرا از این جایگاهی [که هستم] جابهجا ننمایی جز با برآوردن همۀ درخواستهایم؛ چون این کار بر تو آسان و ارزش آن برای من بسیار بزرگ است، تو بر آن توانایی، ای شنوای بینا.
اِلهی وَهذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النَّارِ وَالْهارِبِ مِنْکَ اِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبٍ تَهَجَّمَتْهُ وَعُیُوبٍ فَضَحَتْهُ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَانْظُرْ اِلَیَّ نَظْرَةً رَحیمَةً اَفُوزُ بِها اِلی جَنَّتِکَ وَاعْطِفْ عَلَیَّ عَطْفَةً اَنْجو بِها مِنْ عِقابِکَ فَاِنَّ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ لَکَ وَبِیَدِکَ وَمَفاتیحُهُما وَمَغالیقُهُما اِلَیْکَ وَاَنْتَ عَلی ذلِکَ قادِرٌ وَهُوَ عَلَیُکَ هَیِّنٌ یَسیرٌ فَافْعَلْ بی ما سَأَلْتُکَ یا قَدیرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَالْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلی وَنِعْمَالنَّصیرُ وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدَنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّاهِرینَ.
1) . امید (hope): حالت روحی و روانی وشناختی را که برانگیزانندۀ انسان به کار و فعالیت بوده امید مینامند. ازنظر جهانبینی توحیدی امید، تحفهای الهی است که چرخ زندگی را به گردش در میآورد و عامل ایجاد انگیزه و تلاش در زندگی میشود (انصار، «تأملی بر سازوکار ایمان و امید در زندگی و تأثیر آن بر زندگی» ش6، ص124). اگر نیایشگر با خواندن دعا، بعد شناختی امید را جهت داده و حالت امیدواری را در خود تقویت نماید میتواند از دعا بهعنوان الگویی جامع در جهت دهی خواستهها و امید خود استفاده کند. زیرا بعدشناختی امید اگربامفاهیم دعاشکل بگیرد، فردی که از اسباب مادی نتیجه نگرفته متوسل به دعا میگردد وبانگرش جدیدبه دعا امید واری اوبیشترمی شود. زیرادر دعای حضرت صفت قادر آمده تدبر در این صفت خود سبب امیدافزایی میگردد پس توجه به دعا میتواند نشانگر امید داشتن فرد و توجه به مضامین دعا سبب امیدافزایی نیایشگر میگردد به شرط آنکه در مضامین دعا تدبر نماید.
خداوندا! این جایگاه کسی است که پناهندۀ به تو از آتش است و فرارکنندۀ از تو بهسوی تو از گناهانی که به او هجوم آورده و کاستیهایی که او را رسوا نموده، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مهربانانه به من نگاه نما تا به برکتش به بهشت برسم و با مهربانی از عذاب رهاییم بخش؛ زیرا بهشت و دوزخ از آنِ تو و در دست توست و کلیدهایی که باز و وابستهشدن آنها نزد توست، تو بر آن توانایی و برای تو آسان است؛ پس آنچه از تو خواستم عطا فرما، ای قدرتمند، نیرو و قوهای نیست؛ مگر برای خدای برتر باعظمت، خدا برای ما کافی و وکیل خوبی است و سرور خوب و کارساز خوب است؛ سپاس بر خدای پرورندۀ جهانیان، و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاکش باد.
نیایش پنجم: صلوات روز جمعه
( معروف به «دعای ضراب اصفهانی»)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنَ الرَّحیمِ
درخواست رحمت برای پیامبر
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَلْمُنْتَجَبِ فی الْمیثاقِ، اَلْمُصْطَفی فِی الظِّلالِ، اَلْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ افَةٍ اَلْبَریءِ مِنْ کُلِّ عَیْبٍ، اَلْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ، اَلْمُرْتَجی لِلشَّفاعَةِ، اَلْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللَّهِ.
به نام خدای بخشنده مهربان
خداوندا! بر محمد سرور فرستادگان و آخرینِ پیامبران و حجّت و الگوی خدای جهانیان درود فرست، اوکه برگزیدۀ روز میثاق و عالمِ اظلّه، پاکشده از هر آفت، دورگشته از هرکاستی، آرزوشده برای هر نجات، امید برای هر شفاعت است، کسی که آئین خدا بر او واگذار شده.
اَللَّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ اَفْلِحْ حُجَّتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَاَضِئْ نُورَهُ وَبَیِّضْ وَجْهَهُ وَاَعْطِهِ الْفَضْلَ وَالْفَضیلَةَ وَالدَّرَجَةَ وَالْوَسیلَةَ الرَّفیعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْاخِرُونَ.
خداوندا! بنیادش را بلند و دلیلش را عظیم و برهانش را آشکار و درجۀ او را والا و روشنایی او را درخشنده و چهرهاش را نورانی گردان، به او برتری و والایی و میانجیگری و درجۀ بلند عطا فرما، او را به جایگاه شایستهای برانگیز (1)تا اوّلین و آخرین، از این رهگذر بر او غبطه خورند.
تجدید میثاق با امامان
وَ صَلِّ عَلی اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ قآئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ وَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَ صَلِّ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ العابِدینَ وَاِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُوسی اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ. وَ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ وَصَلِّ عَلَی الْخَلَفِ الصَّالِحِ الْهادِی الْمَهْدِیِّ اِمامِ الْهُدی وَاِمامِ الْمُؤْمِنینَ وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ وَحُجَّةِ
1) . (و مِنَ اللَّیلِ فَتهجَّد بِهِ نافلةً لَکَ عَسَی اَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحموداً(؛ (اسراء: 79).
رَبِّ الْعالَمینَ.
بر امیرمؤمنان و وارث پیامآوران و پیشوای سپیدرویانِ تابناک و سرور اوصیا و حجّت و الگوی پروردگار جهانیان درود فرست و بر حسن بن علی پیشوای مؤمنان و وارث پیامبران و حجّت پروردگار جهانیان درود فرست و بر حسینبنعلی پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و حجت خدای جهانیان درود فرست و بر علیبنحسین (1)پیشوای مؤمنان و وارث پیامبران و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر محمدبنعلی پیشوای مؤمنان و وارث پیامآوران و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر جعفربنمحمد پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر موسیبنجعفر (2)پیشوای مؤمنان و وارث پیامبران و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر علیبنموسی (3)پیشوای مؤمنان و وارث پیامآوران و حجت خدا بر جهانیان درود فرست و بر محمدبنعلی پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر علیبنمحمد پیشوای مؤمنان و وارث پیامبران و حجت خدا بر جهانیان درود فرست و بر حسنبنعلی پیشوای مؤمنان و وارث پیامبران و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست و بر جانشین راهنما و راهنمایی شده پیشوای مؤمنان و وارث پیامآوران و حجّت خدا بر جهانیان درود فرست.
1) . نفی آرای زیدیه: درباب امامت امام سجاد علیه السلام، این گروه امامت امام سجاد علیه السلام را انکار کردند؛ زیرا امامت علویانی که تقوا داشته و قیام بالسیف داشته را قبول دارند. (مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص190).
2) . نفی آرای اسماعیلیه سبعیه قرامطه باطینه: امامت موسی بن جعفر علیه السلام را انکار میکنند و اسماعیل، پسر امام جعفر صادق علیه السلام را امام میدانند. (همان).
3) . نفی آرای واقفیه: این گروه بر امامت امام موسی کاظم علیه السلام متوقف شدند و امامت امامان بعد آنها را قبول ندارند؛ اگرچه بسیاری از واقفیه در دورههای بعد مثل دوران غیبت صغری و کبری به امامیه گرویدند. (همان).
ویژگی امام و رهبر
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلی اَهْلِ بَیْتِهِ الْأَئِمَّةِ الْهادینَ الْعُلَماءِ الصَّادِقینَ الْأَبْرارِ الْمُتَّقینَ دَعآئِمِ دینِک وَاَرْکانِ تَوْحیدِکَ وَتَراجِمَةِ وَحْیِکَ وَ حُجَجِکَ عَلی خَلْقِکَ وَ خُلَفائِکَ فی اَرْضِکَ الَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَاصْطَفَیْتَهُمْ عَلی عِبادِکَ وَارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَخَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ وَجَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَغَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَرَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَغَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَاَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَرَفَعْتَهُمْ فی مَلَکُوتِکَ وَحَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ وَشَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش، پیشوایان هدایتگر و دانایان راستگو و نیکان خویشتندار که استوانههای آئین تو و پایههای توحید تو و ترجمان وحی تو و الگوهای تو بر آفریدگان و جانشینان تو در زمین تو هستند، درود فرست. آنان که برای خود اختیار کردی و بر بندگانت برگزیدی و برای آئین خود آنها را پسندیدی و به شناخت خودت اختصاص دادی و با کرامت خویش شکوهمندشان گردانیدی و در مهربانیت غوطهورشان نمودی و به نعمتت پرورش دادی، و از حکمتت سیرابشان کردی و در سراپردۀ نورت قرارشان دادی و به اوج ملکوتت آنان را بالا بردی و با فرشتگانت آنان را فراگرفتی و با پیامبر که درود تو بر او و خاندانش باد، شرافتمندشان نمودی. (1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیْهِمْ صَلوةً کَثیرَةً دائِمَةً طَیِّبَةً لا یُحیطُ بِها اِلاَّ اَنْتَ وَلا یَسَعُها اِلاَّ عِلْمُکَ وَلا یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ.
خداوندا! بر او و بر آنان درود فرست؛ درودی فراوان، جاویدان و پاکیزه که جز تو کسی بر آن احاطه ندارد و جز علم تو کسی آن را نیابد و جز تو کسی آن را نشمارد.
اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقائِمِ بِأَمْرِکَ الدَّاعی اِلَیْکَ اَلدَّلیلِ عَلَیْکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ وَ خَلیفَتِکَ فی اَرْضِکَ وَ شاهِدِکَ عَلی عِبادِکَ.
خداوندا! بر ولیّ خودت که زندهکنندۀ سنت تو، قیامکننده به فرمان تو، دعوتکننده بهسوی تو، راهنماییکننده بر تو، حجت تو بر بندگان، جانشین تو در روی زمین و گواه تو بر بندگانت است، درود فرست.
اَللَّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ وَ زَیِّنِ الْأَرْضَ بِطُولِ بَقائِهِ.
خداوندا! پیروزیش را محکم و عمرش را طولانی و زمین را با عمر طولانی او بیارا.
1) . (قلِ الحَمدُ لله و سَلامٌ علی عِبادِه الذین اصطَفی اللهُ خَیرٌ اَمَّا یُشرِکون(؛ (نمل: 59).
اَللَّهُمَّ اکْفِهِ بَغْیَ الْحاسِدینَ وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکائِدینَ وَازْجُرْ عَنْهُ اِرادَةَ الظَّالِمینَ وَخَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِی الْجبَّارِینَ.
خداوندا! او را از ستم حسدورزان نگهدار، او را از خطر فریبکاران پناه ده، خواستۀ زورگویان را از او دور نما و از چنگال سرکشان رهایش ساز.
اَللَّهُمَّ اَعْطِهِ فی نَفْسِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَشیعَتِهِ وَرَعِیَّتِهِ وَخاصَّتِهِ وَعامَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِی الدُّنْیا وَ الْأخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
خداوندا! به خودش و فرزندانش و پیروانش و زیردستانش و نزدیکترها و دورترهایش و دشمنانش و همۀ اهل جهان، آنچه که چشمش را روشن کند و دلش را شادمان گرداند عطا فرما، و او را به برترین آرزوهایش در دنیا و آخرت برسان؛ همانا تو بر هر کار توانایی.
اَللَّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا مُحِیَ مِنْ دینِکَ وَاَحْیِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَاَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّی یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَ عَلی یَدَیْهِ غَضّاً جَدیداً خالِصاً مُخْلَصاً لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَةَ مَعَهُ وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَلا بِدْعَةَ لَدَیْهِ.
خداوندا! آنچه از آیین تو از بین رفته به برکت وی باز آور، و آنچه از کتاب تو کم و زیاد شده دوباره زنده نما، چیزی که از رهگذر آن دستورهای تو تغییر داده شده آشکار فرما، تا اینکه آیین تو به برکت او و با دستان او شادابی و تازگی و نابی و بیپیرایگی را بازیابد که شک و شبههای در آن نباشد و باطلی نزدش نبوده و بدعتی در پیش آن نباشد. (1)
دعا برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
اَللَّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَةٍ وَهُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَةٍ وَ اهْدِمْ بِعِزَّتِهِ کُلَّ ضَلالَةٍ وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ وَاَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نارٍ وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ کُلَّ جَوْرٍ وَاَجْرِ حُکْمَهُ عَلی کُلِّ حُکْمٍ وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطانٍ.
خداوندا! با فروغ او هر تاریکی را روشن نما و به پشتوانۀ او هر بدعتی را ریشه کن فرما و با توانایی او هر گمراهی را ویران ساز و هر گردنکشی را به وسیلۀ وی درهم شکن و هر آتش [فتنهای] را با شمشیر او خاموش ساز و با دادگری او هر ستمگری را نابود گردان و فرمانش را بر هر فرمانی برتری ده و با فرمانروایی او هر فرمانروا را خوار گردان.
1) . (و اذا بدَّلنا آیةً مکان آیةٍ واللهُ اعلم بِما ینزِل قالوا انما انت مُعتدٍ بل اکثرُهم لایعلمون(؛ (نحل: 101).
اَللَّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْعاداهُ وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ وَاسْتَهانَ بِأَمْرِهِ وَسَعی فی اِطْفاءِ نُورِهِ وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ.
خداوندا! هرکه با او مخالفت کند، ذلیل نما، هرکه با وی دشمنی کند نابود فرما، هرکه به او نیرنگ زند پاسخش ده، هرکه حقّش را انکار نماید و فرمانش را سبک شمارد و در پی خاموشکردن نور او تلاش کند و ارادۀ فراموشنمودن یاد او را [در اذهان] داشته باشد، هلاک نما.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفی وَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضی وَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضا وَالْحُسَیْنِ الْمُصَفّی وَجَمیعِ الْأَوْصِیاءِ مَصابیحِ الدُّجی وَاَعْلامِ الْهُدی وَمَنارِ التُّقی وَالْعُرْوَةِ الْوُثْقی وَالْحَبْلِ الْمَتینِ وَالصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ.
بر محمد مصطفی، علی مرتضی، فاطمۀ زهرا، حسن پسندیده، حسین برگزیده و همۀ جانشینان او، [آنانکه] چراغهای روشنگر تاریکی و نشانههای هدایت و مشعلهای تقوی، و دستگیرۀ استوار و رشتۀ ناگسستنی و راه راست تو هستند درود فرست.
وَصَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وَوُلاةِ عَهْدِکَ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فی اَعْمارِهِمْ وَزِدْ فی اجالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ اَفْضَلَ امالِهِمْ دیناً وَ دُنْیاً وَ اخِرَةً اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.
بر ولیّ خود و والیان عهد او و پیشوایان از فرزندانش درود فرست، عمر آنان را طولانی و بر مدت زندگیشان بیفزا و در دین و دنیا و آخرت به آخرین آرزوهایشان برسان؛ همانا تو بر هر کار توانایی.
نیایش ششم: دعا در شب جمعه برای برآوردهشدن حاجات بعد از نماز
نقش ایمان در زندگی
اَللَّهُمَّ اِنْ اَطَعْتُکَ فَالْمَحْمِدَةُ لَکَ وَاِنْ عَصَیْتُکَ فَالْحُجَّةُ لَکَ مِنْکَ الرَّوْحُ وَمِنْکَ الْفَرَجُ سُبْحانَ مَنْ اَنْعَمَ وَشَکَرَ سُبْحانَ مَنْ قَدَرَ وَغَفَرَ.
خداوندا! اگر فرمانبردار تو شدم، سپاس برای توست و اگر نافرمانی تو را کردم، برهان از آن توست، آسایش از تو و گشایش از توست، پاک و منزه است آنکه نعمت داده و حقشناسی نموده، پاک و منزه است آنکه توانا شده و [گناهان را] بخشید.
اَللَّهُمَّ اِنْ کُنْتُ قَدْ عَصَیْتُکَ فَاِنّی قَدْ اَطَعْتُکَ فی اَحَبِّ الْأَشْیاءِ اِلَیْکَ وَهُوَالْإِیمانُ بِکَ لَمْ اَتَّخِّذْ لَکَ وَلَداً وَلَمْ اَدْعُ لَکَ شَریکاً مَنّاً مِنْکَ بِهِ عَلَیَّ لامَنّاً مِنّی بِهِ عَلَیْکَ.
خداوندا! اگر نافرمانی تو را کردم، امّا در بهترین امور تو را اطاعت نمودم، برای تو که ایمان به تو و قرارندادن فرزند و شریک برای توست، این [اطاعت] هم منّتی از درگاه تو بر من است، نه منّتی از من به ساحت تو.
وَقَدْ عَصَیْتُکَ یا اِلهی عَلی غَیْرِ وَجْهِ الْمُکابَرَةِ وَلَا الْخُروُجِ عَنْ عُبودِیَّتِکَ وَلَا الجُحُودِ لِرُبُوبِیَّتِکَ وَلکِنْ اَطَعْتُ هَوایَ وَاَزَلَّنیِ الشَّیْطانُ فَلَکَ الْحُجَّةُ عَلَیَّ وَالْبَیانُ، فَاِنْ تُعَذِّبْنی فَبِذُنُوبی غَیْرَ ظالِمٍ وَاِنْ تَغْفِرْلی وَتَرْحَمْنی فَاِنَّکَ جَوادٌ کَریمٌ یا کَریمُ یا کَریمُ (حتّی یقطع النّفس ثمّ یقول):
خدایا!همانا نافرمانی تو را کردم؛ ولی نه برای ستیزهجویی و زورآزمایی و نه برای بیرونرفتن از ساحت بندگیت و نه برای انکار خدایی تو؛ بلکه میل و خواست خود را فرمانبر شدم و شیطان [نیز] مرا لغزاند؛ همانا برهان و فرمان تو راست بوده؛ اگر مرا شکنجه فرمایی، دربرابر نافرمانی من است و نه ستمکاری [تو]، اگر بیامرزی و مهربانی کنی حقاً تو بخشنده و بزرگواری، ای بزرگوار، . . . [این عبارت تکرار شود تا نَفَس قطع شود، سپس میگویی]:
یا امِناً مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَکُلُّ شَیْءٍ مِنْکَ خائِفٌ حَذِرٌ، اَسْئَلُکَ بِاَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَخَوْفِ کُلِّ شَیْءٍ مِنْکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُعْطِیَنی اَماناً لِنَفْسی وَاَهْلی وَوَلَدی وَسائِرِ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتّی لا اَخافَ اَحَداً وَلا اَحْذَرَ مِنْ شَیْءٍ اَبَداً. اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ. وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ.
ای آنکه از هرچیز در امان هستی و همهچیز از تو بیمناک و ترسان است، از تو میخواهم به
حقّ مصونیت تو از هر موجودی و بیم هرچیز از تو که بر محمد و خاندانش درود فرستی و برای درجات خودم و خانوادهام و فرزندانم و هر چه برایم ارزانی فرمودهای، امنیت و آرامش عطا کنی، تا از کسی هراسی نداشته باشم و از موجودی بیمناک نباشم؛ همانا تو بر هر کارتوانایی، خدا ما را کفایت میکند و وکیل خوبی است. (1)
یا کافِیَ اِبْراهیمَ نُمْروُدَ، یا کافِیَ مُوسی فِرْعَوْنَ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْ تَکْفِیَنی شَرَّ فُلانِ بْنِ فُلانٍ.
ای کفایتکنندۀ ابراهیم علیه السلام دربرابر نمرود! ای کفایتکنندۀ موسی علیه السلام دربرابر فرعون! از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و مرا از شر فلان پسر فلان کفایت نمایی.
1) . احساس امنیت (feeling of security): احساس آزادی نسبی از خطر را احساس امنیت میگویند. این احساس وضع خوشایندی را ایجاد میکند فرد صاحب این احساس، دارای آرامش روانی و روحی است. ایمنی نیز مانند ارزش از احساسات و عواطف زیربنایی و حیاتی برای تأمین بهداشت روانی است (شاملو، بهداشت روانی، ص91). یکیازمنابع و الگوهای جامع برای تقویت و تأمین این احساس توجهبه مضامین دعاست که نیایشگر با خواندن این عبارات و باور آن میتواند احساس امنیت خود را افزایش دهد؛ البته رعایت امور بیرونی برای ایجاد امنیت امری ضروری است. بهعبارتدیگر امنیت دارای دو بعد بیرونی و درونی است که در بعد بیرونی فرد باید وظایف را رعایت کند و در بعد درونی اگر نیایشگر افکار و نگرشهای خود را بامضامین دعا شکل دهد و آنها را باور نماید آرامش درونی مییابد، البته این امر نیاز به تمرین و تکرار وتکنیک خاص دارد .
نیایش هفتم: دعا در مکه معظمه
اَللَّهُمَّ اَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی اَللَّهُمَّ انْتَقِمْ لی مِنْ اَعْدائی.
خداوندا! وعدهای که دادهای اجابت نما؛ خداوندا! از دشمنانم برای من انتقام بگیر.
نیایش هشتم: نیایش دعای حکمت (زیارت آل یاسین)
آثار تربیتی دعا
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ رَحْمَتِکَ وَکَلِمَةِ نوُرِکَ وَاَنْ تَمْلَأَ قَلْبی نوُرَ الْیَقینِ وَصَدْری نوُرَ الْإِیمانِ وَفِکْری نوُرَ الثَّباتِ وَعَزْمی نوُرَ الْعِلْمِ وَقُوَّتی نوُرَ الْعَمَلِ وَلِسانی نوُرَ الصِّدْقِ وَدینی نوُرَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ وَبَصَری نوُرَ الضِّیآءِ وَسَمْعی نوُرَ وَعْیِ الْحِکْمَةِ وَمَوَدَّتی نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، حَتّی اَلْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَمیثاقِکَ فَلْتَسَعُنی رَحْمَتُکَ یا وَلِیُّ یا حَمیدُ.
خداوندا! از تو میخواهم بر محمد که پیامآور مهربانی و سخن پرفروغ توست درود فرستی؛ [و میخواهم] که دلم را از نور یقین، و سینهام را از پرتو ایمان، و فکرم را با نور پایداری، و تصمیم مرا از فروغ دانش و نیرویم را درخشش رفتار و زبانم را نور راستی و آئینم را روشنایی بصیرت از سوی خود و چشمم را روشنبینی و گوش مرا از شنواییِ حکمت پُر ساز و حس دوستی مرا دوستی بر محمد و خاندانش که درود بر آنان باد قرار ده؛ تا به دیدارت برسم؛ درحالی که به عهد و پیمان تو وفا کردهام؛ پس مهربانیت مرا فرا گیرد، ای سرپرست و ای ستوده شده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی حُجَّتِکَ فی اَرْضِکَ وَخَلیفَتِکَ فی بِلادِکَ وَالدَّاعی اِلی سَبیلِکَ وَالْقائِمِ بِقِسْطِکَ وَالثَّائِرِ بِاَمْرِکَ وَلِیِّ الْمُؤْمِنینَ وَبَوارِ الْکافِرینَ وَمُجَلِّی الظُّلْمَةِ وَمُنیرِ الْحَقِّ وَالسَّاطِعِ بِالْحِکْمَةِ وَالصِّدْقِ وَکَلِمَتِکَ التَّامَّةِ فی اَرْضِکَ الْمُرْتَقِبِ الْخائِفِ وَالْوَلِیِّ النَّاصِحِ سَفینَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدی وَنوُرِ اَبْصارِ الْوَری وَخَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدی وَمُجَلِّی الْعَمی، اَلَّذی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً اِنَّکَ عَلی کُلِّشَیْءٍ قَدیرٌ.
خداوندا! بر حجّت خود در زمینت، و جانشینت در شهرها، و دعوتکنندۀ بهسوی تو، و برپا دارندۀ عدالت تو، و انتقامگیرنده به فرمان تو، سرپرست خداباوران و نابودکنندۀ کفرورزان، و روشنکنندۀ تاریکی و درخشانکنندۀ حق؛ و [او که] پرتوافکن با حکمت و راستی و کلمۀ کامل تو در زمینت و نگهبان بیمناک [بر جان و دین مردم] و پیشوای خیرخواه و کشتی نجات و پرچم هدایت و فروغ چشمهای هستی [است]، و بهترین کسی که لباس بر تن آراسته و روشنگر کوری دل است، درود فرست؛ او که زمین را پر از عدل و داد میکند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده؛ همانا تو بر هر کار توانایی.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وَابْنِ اَوْلِیآئِکَ الَّذینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَاَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَاَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ
وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً.
خداوندا! بر پیشوایی که از جانب تو و فرزند پیشوایان توست؛ آنان که فرمانبرداری و ادای حقشان را واجب فرمودهای و پلیدی را از ایشان برداشتهای و پاکیزهشان نمودی، درود فرست.
شیوههای دعا برای حضرت حجت
اَللَّهُمَّ انْصُرْ وَانْتَصِرْ بِهِ اَوْلِیائَکَ وَاَوْلِیائَهُ وَشیعَتَهُ وَاَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ.
خدوندا! او را یاری فرموده و به برکت وی، دوستانت و دوستدارانش، پیروان و یاورانش را یاری فرما و ما را از آنان قرار ده.
آثار و نتایج ظهور حضرت حجت
اَللَّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ کُلِّ باغٍ وَطاغٍ وَمِنْ شَرِّ جَمیعِ خَلْقِکَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ اَنْ یوُصَلَ اِلَیْهِ بِسُوءٍ وَاحْفَظْ فیهِ رَسوُلَکَ وَالَ رَسوُلِکَ وَاَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَاَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ ناصِریهِ وَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکُفْرِ وَاقْتُلْ بِهِ الْکُفَّارَ وَالْمُنافِقینَ وَجَمیعَ الْمُلْحِدینَ حَیْثُ کانوُا فی مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها بَرِّها وَبَحْرِها وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَاَظْهِرْ بِهِ دینَ نَبِیِّکَ.
خداوندا! از هر ستمگر و زورگو و از شرّ همۀ آفریدگانت او را پناه ده و او را از پیشِ رو و پشت سر و راست و چپ محافظت فرما، نگهدارش باش تا بدی به او نرسد و به برکت او پیامبر و خاندانش را نگهدار و عدل و داد را با وی آشکار نما و با یاوری خود یاریش نما و یاوران او را یاری فرما و کارشکنان او را سرکوب کن و کفرورزان ستمگر را به وسیلۀ او پایمال نما و همۀ کافران و منافقان و مشرکان را هرجا باشند در خاور یا باختر و در خشکی یا دریا بهدست او نابود گردان و زمین را با وجود او پر از داد کُن و آئین پیامبرت را با او آشکار نما.
وَاجْعَلْنِی اللَّهُمَّ مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَتْباعِهِ وَشیعَتِهِ وَاَرِنی فی الِ مُحَمَّدٍ ما یَأْمُلوُنَ وَفی عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَروُنَ اِلهَ الْحَقِّ آمینَ یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرامِ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! مرا از یاران و یاوران و رهروان و پیروان او قرار ده و آرزوهای برآورده شدۀ خاندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ترس و وحشت دشمنانشان را به من نشان ده. ای خدای حق، ای صاحب شکوه و بزرگواری و ای مهربانترین مهربانان [این درخواستها را] بپذیر.
نیایش نهم: دعا در روز مبعث
اَلْحَمْدُللَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً. یا عُدَّتی فی مُدَّتی وَیا صاحِبی فی شِدَّتی! یا وَلِیّی فی نِعْمَتی یا غِیاثی فی رَغْبَتی یا نَجاحی فی حاجَتی یا حافِظی فی غَیْبَتی یا کافِیَّ فی وَحْدَتی یا اَنیسی فی وَحْشَتی! اَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتی، فَلَکَ الْحَمْدُ واَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی، فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی.
سپاس مخصوص خدایی است که فرزندی نگرفته و در فرمانروایی شریک نداشته و چون پستی و خواری ندیده برای آن [نیاز به] یاوری نداشته و بزرگ شمار او را بسیار بزرگ. (1)
ای توشۀ من تا پایان زندگی، ای یار و یاورم در سختی، ای سرپرست من در هر رفاهی، ای دادرس من در هر آرزویی، ای کامیابی من در هر نیازمندی، ای نگهدارندۀ من هنگام نبودن من، ای کفایتکنندۀ من در تنهایی، ای همدم من در بیمناکی، تو پوشانندۀ برهنگی من هستی.
پس سپاس مخصوص توست و تو لغزشم را نادیده میگیری؛ پس تو را سپاس میگویم و تو نیروبخش در افتادگیام هستی.
فَلَکَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاسْتُرْ عَوْرَتی وَأمِنْ رَوْعَتی وَاَقِلْ عَثْرَتی وَاصْفَحْ عَنْ جُرْمی وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.
پس ستایش سزاوار توست، بر محمد و خاندانش درود فرست و برهنگی مرا بپوشان و ترس و بیم مرا امان بده، لغزشم را نادیده بگیر و از گناهم چشم پوشی نما (2)و در میان یاران بهشت از بدیهایم درگذر. [همانا بهشت] وعدۀ راستینی است که به آنان وعده داده شده بود.
1) . اقتباس از آیه 111، سورۀ اسراء.
2) . آگاهی فراعقلی (Trans-Rational Knowing): فرارفتن از عقلانیت و بهره گیری از حالات گوناگون هشیاری مانند مراقبه و نیایش منجر به این آگاهی میگردد. خواندن این دعا و توجه به مضامین آن مانند طلب عفو و امانخواهی از خالق و غیره از مصادیق این نوع آگاهی میباشد (مهرابی، هوش معنوی و مقیاسهای سنجش آن، ص 210). نیایشگر میتواند با آموزههای این دعا افکار درون خود را آرام و متعادل نماید و راه صحیح آگاهی یابی معنوی را پیدا کند؛ البته برای رسیدن به وضعیت مطلوب در امور زندگی دو عمل باید صورت گیرد: یکی تلاش برای تحقق امر خارجی و دیگری حفظ آرامش درونی و ارتقاء آگاهی و برخورد صحیح با مسائل زندگی، دعا با نگاه جدید میتواند به عمل بیرونی جهت صحیح دهدبدین گونه که الگوی شناختی نیایشگر را تصحیح کند تا آرامش روانی وی حفظ و آگاهی ونگرش نیایشگر ارتقاء یابد.
نیایش دهم: دعای هر روز ماه رجب
خداوند در جایگاه ستایش
اَللَّهُمَّ یا ذَاالْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَالْألاءِ الْوازِعَةِ والرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ وَالْقُدْرَةِ الْجامِعَةِ وَالنِّعَمِ الْجَسیمَةِ وَالْمَواهِبِ الْعَظیمَةِ وَالْأَیادِی الْجَمیلَةِ والْعَطایَا الْجَزیلَةِ یا مَنْ لا یُنْعَتُ بِتَمْثیلٍ وَلا یُمَثَّلُ بِنَظیرٍ وَلا یُطْلَبُ بِظَهیرٍ.
خداوندا! ای صاحب بخششهای کامل و نعمتهای گسترده و مهربانی بیکران و قدرت تمام و برکتهای بزرگ و موهبتهای شکوهمند و کمکهای زیبا و عطاهای فراوان. ای آنکه با مثال وصف نمیشود و برای مثالزدن همانندی برایش پیدا نمیشود و پشتیبانی برای او درخواست نمیگردد.
یا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ وَاَلْهَمَ فَاَنْطَقَ وَابْتَدَعَ فَشَرَعَ وَعَلا فَارْتَفَعَ وَقَدَّرَ فَاَحْسَنَ وَصَوَّرَ فَاَتْقَنَ وَاحْتَجَّ فَاَبْلَغَ وَاَنْعَمَ فَاَسْبَغَ وَاَعْطی فَاَجْزَلَ وَمَنَحَ فَاَفْضَلَ یا مَنْ سَما فِی الْعِزِّ فَفاتَ نَواظِرَ الْأَبْصارِ وَدَنا فِی الُّلطْفِ فَجازَ هَواجِسَ الْأَفْکارِ.
ای آنکه آفریده و روزی داده و الهام نموده و به سخن درآورده، از نو ظهوری را آغاز نموده و والا شده و والاتر گشته، اندازهگیری نموده و زیباساخته و با محکمکاری صورتگری نموده و برهان اقامه کرده و رسانیده، بهطور گسترده نعمت داده و تکمیل فرموده و بخشش برتر داشته است. ای آنکه چنان بر بلندای عزت رسیده که دیدگان بینا به او راه نیافته و چنان با ظرافت و لطافت نزدیک شده که از خیالپروری اندیشهها فراتررفته. (1)
یا مَنْ تَوَحَّدَ باِلْمُلکِ فَلانِدَّ لَهُ فی مَلَکُوتِ سُلْطانِهِ وَتفَرَّدَ بِالْألاءِ وَالْکِبْرِیاءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فی جَبَرُوتِ شَأْنِهِ یا مَنْ حارَتْ فی کِبْرِیاءِ هَیْبَتِهِ دَقایِقُ لَطائِفِ الْأَوْهامِ وَانْحَسَرَتْ دُونَ اِدْراکِ عَظَمَتِهِ خَطایِفُ اَبْصارِ الْأَنامِ.
ای آنکه فرمانروایی یگانه داشته و در قلمرو حکومتش رقیبی نداشته و در نعمتها و عظمتها یکهتاز بوده و در شکوه شأن و منزلت مخالفی ندارد. ای آنکه در بزرگواریِ هیبت و دقت در نکتهسنجیهایش وَهمها متحیر گردیده، برای درک کمترین بزرگی او دیدگان مردم بُهتزده و ضعیف شده.
1) . نفی آراء اشاعره در ارتباط با رؤیت خدا: این گروه قائلند خداوندقابل تصور است و دیده میشود.
علل ستایش خدا
یا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَیْبَتِهِ وَخَضَعَتِ الرِّقابُ لِعَظَمتِهِ وَوجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خیفَتِهِ اَسْئَلُکَ بِهذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتی لا تَنْبَغی اِلاَّ لَکَ وَبِما وَاَیْتَ بِهِ عَلی نَفْسِکَ لِداعیکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَبِما ضَمِنْتَ الْإِجابَةَ فیهِ عَلی نَفْسِکَ لِلدَّاعینَ. یا اَسْمَعَ السَّامِعینَ وَاَبْصَرَ النَّاظِرینَ وَاَسْرَعَ الْحاسِبینَ یا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتینِ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَعَلی اَهْلِ بَیْتِهِ.
ای آنکه صورتها دربرابر هیبت او تسلیم گشته (1)و درقبال عظمت او گردنها کج شده و از بیم او دلها هراسان شده. از تو می خواهم بهخاطر ستایشی که تنها تو سزاواری و بهخاطر آنچه به نیایشگران باایمان وعده دادهای به آنچه ضمانت فرمودهای برای اجابت و پذیرش نیایشکنندگان [اقدام فرما]. ای شنواترین شنوندگان! ای بیناترین بینندگان و زودرسترین حسابرسان! ای صاحب توان محکم و استوار، بر محمد خاتم پیامبران و خاندانش درود فرست.
وَاقْسِمْ لی فی شَهْرِنا هذا خَیْرَ ما قَسَمْتَ وَاحْتُمْ لی فی قَضآئِکَ خَیْرَ ما حَتَمْتَ وَاخْتِمْ لی بِالسَّعادَةِ فیمَنْ خَتَمْتَ وَاَحْیِنی ما اَحْیَیْتَنی مَوْفُوراً وَاَمِتْنی مَسْرُوراً وَمَغْفُوراً وَتَوَلَّ اَنْتَ نَجاتی مِنْ مُسائَلَةِ الْبَرْزَخِ وَادْرَأْ عَنّی مُنْکَراً وَنَکیراً وَأَرِ عَیْنی مُبَشِّراً وَبَشیراً وَاجْعَلْ لی اِلی رِضْوانِکَ وَجِنانِکَ مَصیراً وَعَیْشاً قَریراً وَمُلْکاً کَبیراً وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ کَثیراً.
دراین ماه، بهترین سهمی که پخش نمودی نصیبم ساز و از آنچه مقدّر فرمودی، بهترین آن را برایم مقرّر فرما و سرانجام کارم را با خوشبختی و از زمرۀ آنانی قرارم ده که عاقبتشان را ختم بهخیر کردی، تا هنگامیکه مرا زنده نگاهداشتی وسعت و فراوانی در زندگی من مقدّر فرما و مرا شادمان و آمرزیده بمیران. (2)مرا از بازجویی عالم برزخ نجات ده، نکیر و منکر را از من دور نما.
1) . (و عَنَتِ الوُجُوهُ لِلحیِّ القَیُّوم و قَد خَابَ مَن حَمَلَ ظُلماً(؛ (طه: 111).
2) . شناختی: (cognitive) از ابعاد روانشناسی شخصیت سالم، ویژگیهای شناختی میباشد ازمصداقهای این شناخت قبول حاکمیت و قدرت خالق بر همۀ امور است. افراد معتقد به آموزۀ دینی حوادث زندگی را میپذیرند، حتی اگر برای آنها سخت و مشکل باشد (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص 233)؛ بنابراین قبول قدرت و سلطنت الهی یکیازنگرشهای شخصیت سالم است که نیایشگر با خواندن دعا و باور آن، مسائل زندگی را راحتتر قبول مینماید و این پذیرش سبب میشود فرد از بهداشت روانی بهتری برخوردار شود. همچنانکه قبول قضاوقدر باعث پذیرش برخی اتفاقات میشود و بین این پذیرش با آرامش روان رابطۀ معناداری وجود دارد؛ ولی باید دانست، برخی از حوادث، مصداق قضاوقدر الهی نیست؛ بلکه بهدلیل رعایتنکردن وظایف شخص وجامعه بوده و جایگزین کردن چنین اموری در مصداق قضاوقدر خطاست. در دعابه قبول مقدرات عاقبت بخیری و شادمانی که نتیجه پذیرش مقدرات هست توجه ویژه شده است.
فرشتگان بشارتدهنده را در دیدهام بنما، راهم را بهسوی بهشت و رضوان خودت و [در آنجا با] زندگی روشن و فرمانروایی بزرگ قرار ده، درود فراوان بر محمد و خاندانش بفرست.
نیایش یازدهم: دعای هر روز ماه رجب
دو مولود ماه رجب
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فی رَجَبٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلیٍّ الثَّانی وَابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ وَاَتَقَرَّبُ بِهِما اِلَیْکَ خَیْرَ الْقُرَبِ یا مَنْ اِلَیْهِ الْمَعْرُوفُ طُلِبَ وَفیما لَدَیْهِ رُغِبَ.
خداوندا! از تو میخواهم به حق دو مولود در ماه رجب، محمد بن علی دوم و فرزند برگزیدۀ او علی بن محمد، و به برکت آن دو بزرگوار با بهترین نزدیکی بهسوی تو تقرّب میجویم. ای آنکه خوبی و نیکی از او خواسته شود و بدانچه نزد اوست رغبت میشود.
اَسْئَلُکَ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُذْنِبٍ قَدْ اَوْبَقَتْهُ ذُنُوبُهُ وَاَوْثَقَتْهُ عُیُوبُهُ فَطالَ عَلَی الْخَطایا دُؤُبُهُ وَمِنَ الرَّزایا خُطُوبُهُ یَسْئَلُکَ التَّوْبَةَ وَحُسْنَ الْأَوْبَةِ وَالنُّزُوعَ عَنِ الْحَوْبَةِ وَمِنَ النَّارِ فِکاکَ رَقَبَتِهِ وَالْعَفْوَ عَمَّا فی رِبْقَتِهِ فَاَنْتَ مَوْلایَ اَعْظَمُ اَمَلِهِ وَثِقَتِهِ.
از تو میخواهم مانند خواستۀ شخص خطاکار و گناهکاری که گناهانش او را به نابودی کشانده و کاستیهایش او را به زنجیر نشانده و عادت، او را بر گناهان طولانی رسانده و به دلیل بلاها و سختیها در مشکل فرومانده است.
از تو درخواست مینماید توبه و بازگشتی زیبا و جدایی و دوری از نافرمانی را و رهایی جانش از آتش را و بخشش آنچه بر گردنش هست؛ پس تو ای مولا و سرور من بزرگترین آرزو و تکیهگاهش هستی.
اَللَّهُمَّ واَسْئَلُکَ بِمَسائِلِکَ الشَّریفَةِ وَ وَسائِلِکَ الْمُنیفَةِ اَنْ تَتَغَمَّدَنی فی هذَا الشَّهْرِ بِرَحْمَةٍ مِنْکَ واسِعَةٍ وَنِعْمَةٍ وازِعَةٍ وَنَفْسٍ بِما رَزَقْتَها قانِعَةٍ اِلی نُزُولِ الْحافِرَةِ وَمَحَلِّ الْأخِرَةِ وَما هِیَ اِلَیْهِ صائِرَةٌ.
خداوندا! به حقّ درخواستهای شرافتمندانه و دستاویزهای والایت، از تو میخواهم که دراین ماه با بخشایش گسترده و نعمت منتشرشده از جانب خود، مرا فراگیری؛ و جانی عطا فرمایی که به آنچه روزیش دادهای و به فرودآمدن در گودی قبر و منزل آخرت و آنچه نفس بهسویش برمیگردد، قانع گردد. (1)
1) . نیاز به باور مذهبی (Religious belief needs): از جمله نیازهای معنوی باورهای مذهبی بوده قبول معاد وعدم ترس از مرگ از مؤلفههای این نیاز میباشد. (شجاعی، «نظریه نیازهای معنوی از دیدگاه اسلام و تناظر آن با سلسله مراتب انگیزههای مازلو»، ص 94) اگر نیایشگر با خواندن دعا، الگوی فکری خاصی دربارۀ مرگ و جهان ابدی پیدا کند و به شرط باور آن، بر رفتار و گفتارش تأثیر گذارد و دربرابر مسائل زندگی برخورد واقعبینانه و مناسبتری خواهد داشت. بهعبارت دیگر، قبول معاد در نوع برخورد رفتار با مسائل زندگی مؤثر است و نترسیدن از مرگ برای آرامش روانی فرد مؤثر است.
نیایش دوازدهم: دعا برای رفع گرفتاریها
یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ وَ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ یا عَظیمَ الْمَنِّ یا کَریمَ الصَّفْحِ یا حَسَنَ التَّجاوُزِ یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ یا مُنْتَهی کُلِّ نَجْوی وَیا غایَةَ کُلِّ شَکْوی یا عَوْنَ کُلِّ مُسْتَعینٍ یا مُبْتَدِاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقاقِها. یا رَبَّاهُ (عشر مرات) یا سَیِّداهُ (عشر مرات) یا مَوْلاهُ (عشر مرات) یا غایَتاهُ (عشر مرات) یا مُنْتَهی رَغْبَتاهُ (عشر مرات).
ای آنکه زیبایی را آشکار کردهای و زشتی را پوشانده ای! ای آنکه با جرم مؤاخذه نکرده و پردهدری نمیکنی! ای آنکه بخششت بزرگ و چشمپوشیت کریمانه و گذشتت زیبا و آمرزشت گسترده است! ای گشایندۀ دستها با بخشایش! ای پایان همۀ رازها، ای سرانجام همۀ شکایتها! ای یاور همۀ یاورخواهان! ای آغازگر نعمتها پیشاز آنکه استحقاق آن را داشته باشند!.
پروردگارا! (ده مرتبه)، ای سرور من! (ده مرتبه) ای آقای من! (ده مرتبه)، ای هدف من! (ده مرتبه)، ای نهایت آرزوی من! (ده مرتبه).
اسمای الهی کلید گشایش کار
اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الْأَسْماءِ وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّاهِرینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ اِلاَّ ما کَشَفْتَ کَرْبی وَنَفَّسْتَ هَمّی وَفَرَّجْتَ غَمّی وَاَصْلَحْتَ حالی وتدعو بعد ذلک بما شئت و تسأل حاجتک ثمّ تضع خدّک الأیمن علی الأرض وتقول مأة مرة فی سجودک یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیایَ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرایَ وتضع خدک الأیسر علی الأرض وتقول مأة مرة ادرکنی وتکررها کثیراً وتقول الغوثَ، الغوثَ، الغوثَ حتی ینقطع نفسک وترفع رأسک فانّ اللَّه بکرمه یقضی حاجتک انشاءاللَّه.
از تو میخواهم به حق این نامها و به حق محمد و خاندان پاکش، درود بر همۀ آنان باد، ناراحتیم را برطرف و اندوهم را زایل و گشایش کار و حالم را شایسته گردانی. [پساز این هرچه
خواسته داری بخواه و نیازت را درخواست کن. آنگاه گونۀ راست را بر زمین نهاده و درحال سجده یکصد بار میگویی: «ای محمد، ای علی، ای علی، ای محمد»؛ مرا کفایت کنید که شما کفایتکنندۀ من هستید و یاریم کنید که شما یاریکنندۀ من هستید، [گونۀ چپ خود را بر زمین نهاده و یکصد بار میگویی: ] «اَدرِکنی» مرا دریاب [و بیشتر تکرار میکنی و میگویی] «الغُوثُ»؛ پناهم ده، پناهم ده، [تا نَفَس قطع شود و سر از سجدهبرداری، پس محققاً خداوند با کرمش نیازت را برآورده میسازد].
نیایش سیزدهم: دعا برای همگان
الگوی نوعدوستی
اِلهی بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَبِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلی فُقَراءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ باِلْغِناءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلی مَرْضَی الْمُؤْمِنینَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاءِ وَالصِّحَةِ وَعَلی اَحْیاءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْکَرَمِ وَعَلی اَمْواتِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلی غُرَباءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلی اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ.
خدایا! به حقّ آنکه با تو به نجوا نشسته و به حقّ آنکه تو را در خشکی و دریا خوانده، بر نیازمندان مرد و زنِ باایمان بینیازی و دارایی عطا کن و بر بیماران از مرد و زن باایمان شفا و تندرستی عنایت فرما و بر زندههای آنان لطف و کرم فرما و بر مردههایشان آمرزش و بخشش روا دار و به حقّ محمد و خاندانش غریبان را به سلامتی و با دست پر به زادگاهشان بازگردان.
نیایش چهاردهم: دعا برای حوائج مهم همگان
طلب توفیق الهی برای همه
اَللَّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطَّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَصِدْقَ النِّیَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَاَکْرِمْنا بِالْهُدی وَالْإِسْتِقامَةِ.
خداوندا! توفیق فرمانبری و دوری از نافرمانی و راستی و درستیِ نیّت و شناخت حرمت و منزلت را روزی ما فرما، ما را با راهیابی و پایمردی [در راه دین] کرم فرما. (1)
وَسَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِکْمَةِ وَامْلَأْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَطَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ.
زبانهای ما را به درستی و حکمت محکم نما، دلهایمان را با دانش و شناخت آکنده فرما، شکمهای ما را از [طعام] حرام و شبههناک پاکنما، دستانمان را از ستم و دزدی بازدار.
وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَالْغَیْبَةِ.
چشمانمان را از گناه و خیانت حفظ نما، و گوشهایمان را از شنیدن سخن بیهوده و غیبت بازدار.
وَتَفَضَّلْ عَلی عُلَمائِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ وَعَلَی الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ.
بر دانشمندان ما با بیاعتنایی به دنیا و خیرخواهی و بر فراگیران دانش سختکوشی و اشتیاق تفضل فرما.
وَعَلَی الْمُسْتَمِعینَ بِالْإِتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَعَلی مَرْضَی الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاءِ وَالرَّاحَةِ وَعَلی مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَةِ
1) . درستکاری (honesty): از اصول چهارگانه هوش اخلاقی در مدیریت درستکاری میباشد.مقصودازدرستکاری هماهنگی بین اعتقاد درست باعمل میباشدومقصوداز هوش اخلاقی یعنی توانایی تشخیص درست از اشتباه میداند که با اصول جهانی سازگار است و زیربنای موفقیت میباشد (سیادت، «بررسی مقایسهای ابعاد هوش اخلاقی از دیدگاه دانشمندان با قرآن»، ش4، ص 100). امام درستکاری را در قالب الگوی جامع به نام « طاعت و دوری معصیت» مطرح مینمایند؛ اطاعت ازقوانین الهی، بهترین مصداق درستکاری است که اگر نیایشگر آنها را به کار ببرد، اشتباهات او کم میشود و با رعایت اصول دیگر از هوش اخلاقی والاتری برخوردار خواهد شد. البته درستکاری نزد امام، افزون بر آثار دنیوی، جایگاه اخروی هم دارد و جامعیت اسلام را نشانگر است. نکتۀ دیگر آنکه، مبنای درستکاری نزد ما براساس معیاری است که خالق آن را بیان کرده و نگاهی قدسی به رفتار دارد؛ ولی نزد متخصصان تنها توجه به فعل مد نظر است.
وَالرَّحْمَةِ.
بر شنوندگان به پیروی و پندگیری و بر بیماران مسلمانان تندرستی و آسایش و بر مردگان آنان مهربانی و بخشایش ترحم فرما.
وَعَلی مَشایِخِنا بِالْوِقارِ وَالسَّکینَةِ وَعَلَی الشَّبابِ بِالْإِنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَعَلَی النِّساءِ بِالْحَیاءِ وَالْعِفَّةِ وَعَلَی الْأَغْنِیاءِ بِالتَّواضُعِ وَالسِّعَةِ.
و بر سالمندان ما وقار و متانت و بر جوانان توبه و بازگشت از گناه و بر زنان شرم و پاکدامنی و بر ثروتمندان فروتنی و گشادهدستی
وَعَلَی الْفُقَراءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَعَلَی الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَعَلَی الْأُسَراءِ بِالْخَلاصِ وَالرَّاحَةِ
و بر نیازمندان بردباری (1)و قناعت و بر رزمندگان یاری و پیروزی و بر اسیران رهایی و آرامش.
وَعَلَی الْأُمَراءِ بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَّةِ وَعَلَی الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصافِ وَحُسْنِ السّیرَةِ.
و بر فرمانروایان عدالت و مهربانی و بر فرمانبرداران میانهروی و روش نیکو مرحمت فرما. (2)
وَبارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَالزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
برای حاجیان و زائران در توسعه و هزینه برکت ده. حجّ و عمرهای را که بر آنان واجب کردی، با فضل و مهربانی خود میّسر فرما، ای مهربانترین مهربانان به تو امیدوارم.
1) . بردباری (tolerance): توجه به حقوق افرادحتی مخالفان ورفتاردرست باآنان رابردباری گویندکه از اصول هفتگانه هوش اخلاقی میباشد. متخصصان معتقدند بردباری در نحوه روابط و رفتار فردی و اجتماعی مؤثر میباشد. برتری کلام حضرت، صبر در هنگام فقر است زیرا در این حالت انسان صبر بیشتری لازم دارد و امام متذکر این امر شده است. نیایشگر با خواندن دعا و توجه به معنا مییابد که از خدا چه بخواهد.
2) . انصاف (fairness): انتخاب عقلانی و عمل به شیوه منصفانه را انصاف میگویند. این امر از اصول هفتگانه هوش اخلاقی بوده که مؤثر در نحوه رفتارهای ما میباشد (همان: 101) و مدنظر حضرت بوده؛ اگر نیایشگر با خواندن دعا باور به انصاف وی بیشتر گردد این امر سبب ارتقا هوش اخلاقی شده که در زندگی وی مؤثر است.
نیایش پانزدهم: دعا در قنوت نماز
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَکْرِمْ اَوْلِیائَکَ بِإِنْجازِ وَعْدِکَ وَبَلِّغْهُمْ دَرَکَ ما یَأْمُلُونَهُ مِنْ نَصْرِکَ وَاکْفُفْ عَنْهُمْ بأْسَ مَنْ نَصَبَ الْخِلافَ عَلَیْکَ وَتَمَرَّدَ بِمَنْعِکَ عَلی رُکُوبِ مُخالَفَتِکَ وَاسْتَعانَ بِرِفْدِکَ عَلی فَلِّ حَدِّکَ وَقَصَدَ لِکَیْدِکَ بِاَیْدِکَ وَوَسِعْتَهُ حِلْماً لِتَأْخُذَهُ عَلی جَهْرَةٍ وَتَسْتَأْصِلَهُ عَلی عِزَّةٍ
خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و دوستانت را با وعده قطعی گرامی بدار و آنان را به درک آنچه از یاریت آرزو دارند برسان، از آنان بازدار خطر کسی که به مخالفت تو برخواسته و به نهی و منع تو سوار بر مَرکب ضدیت و سرکشی شده و از مدارای تو بر گُسستن حد و قانون تو یاری جسته و آهنگ نیرنگ به تو نموده با دستان خودت [که به او نیرو دادهای] و با بردباریت به او میدان دادی، تا آشکارا او را برگیری، یا با پیروزی او را ریشهکن نمایی. (1)
فَاِنَّکَ اَللَّهُمَّ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: حَتّی اِذا اَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ اَهْلُها اَنَّهُمْ قادِروُنَ عَلَیْها اَتیها اَمْرُنا لَیْلاً اَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصیداً کَاَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْایاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ.
خداوندا! تو فرمودهای و فرمایش تو حق است: «آنگاه که زمین زیورش را بگیرد و بیاراید و اهل زمین گمان کنند که آنها بر [استفادۀ از آن زیورها] توانا هستند، دستور ما شب یا روز فرا میرسد؛ پس قرار میدهیم آن را درو شده، چنانکه گویی دیروز چیزی نداشته است. این چنین شرح میدهیم نشانیها را بر گروهی که میاندیشند».
خشم و انتقام الهی
وَقُلْتَ: فَلَمَّا اسَفُونَا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَاِنَّ الْغایَةَ عِنْدَنا قَدْ تَناهَتْ وَاِنَّا لِغَضَبِکَ غاضِبُونَ وَاِنَّا عَلی نَصْرِ الْحَقِّ مُتَعاصِبُونَ وَاِلی وُروُدِ اَمْرِکَ مُشْتاقُونَ وَلِإِنْجازِ وَعْدِکَ مُرْتَقِبُونَ وَلِحُلُولِ وَعیدِکَ بِأَعْدائِکَ مُتَوَقِّعُونَ.
فرمودی: «پس زمانی که ما را به خشم آورند انتقام از آنها میگیریم» حقاً که مدت نزد ما
1) . مشارکت مذهبی (religious participation): رفتارهای مذهبی که شامل حضور در جلسات مذهبی، مطالعۀ متون مذهبی و دعای فردی از مصادیق مشارکت مذهبی میباشد (شجاعی، «نظریه نیازهای معنوی از دیدگاه اسلام و تناظر آن با سلسله مراتب انگیزههای مازلو»: ، ش1، ص 90). رفتار و گفتار حضرت الگوی جامع این امر بوده؛ زیرا استفاده از آیات دالبر مطالعۀ متن مقدس قرآنی است و دعا در قنوت الگوی جامع رفتاری است؛ بنابراین نیایش، نماز خواندن و دعا در نماز ازجمله مصادیق مشارکتهای مذهبی میباشد و تحقیقات متعددی تأثیر هرعمل راجداگانه در سلامت جسم و روان تأیید کردهاند.
پایان پذیرفت و ما برای [اجرای فرمان] خشم تو خشمگین هستیم و برای یاری حق پایداریم و به رسیدن فرمانت مشتاقیم و به وفاکردن وعدۀ تو چشمبهراه هستیم و به فرودآمدن عذاب تو بر دشمنانت چشم انتظاریم.
اَللَّهُمَّ فَاَذِّنْ بِذلِکَ وَافْتَحْ طُرُقاتِهِ وَسَهِّلْ خُروُجَهُ وَوَطِّأْ مَسالِکَهُ وَاشْرَعْ شَرایِعَهُ وَاَیِّدْ جُنُودَهُ وَاَعْوانَهُ وَبادِرْ بَأْسَکَ الْقَوْمَ الظَّالِمینَ وَابْسُطْ سَیْفَ نَقِمَتِکَ عَلی اَعْدائِکَ الْمُعانِدینَ وَخُذْ بِالثَّارِ اِنَّکَ جَوادٌ مَکَّارٌ.
خداوندا! به این رویداد اجازت فرما، و راههای آن را باز نما.
و خروج او (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) را آسان و راه و روش او را آماده گردان و راهکارش را امضا و سپاه و یارانش را یاری فرما (1)و بر گروه ستمگران عذابت را زودتر برسان و شمشیر انتقام و خونخواهیت را بر دشمنان لجوج و عنود بگستران و انتقام گیر که تو بسیار بخشنده و چارهسازی.
1) . نفی آرای فرقههای غیرامامیه مانند جعفریه که فرزند امام حسن عسگری را مهدی موعود نمیدانند؛ اگرچه اصل ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پرشدن جهان از ظلم و جور و اینکه ظهورکننده از نسل زهراست را میپذیرند (مجلسی، مهدی موعود، ص 1257).
نیایش شانزدهم: دعایی دیگر در قنوت نماز
شناخت صفات الهی
اَللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ یا ماجِدُ یا جَوادُ یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرامِ یا بَطَّاشُ یا ذَا الْبَطْشِ الشَّدیدِ یا فَعَّالاً لِما یُریدُ یا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتینِ یا رَؤُفُ یا رَحیمُ یا لَطیفُ یا حَیُّ حینَ لا حَیَّ.
خداوندا! تو صاحب هستی، دارایی را به هرکه میخواهی میدهی و دارایی را از هر که خواهی برمیگیری، هرکسی را خواهی عزت بخشی و هرکه را خواستی خوار گردانی، نیکی در دست قدرت توست، همانا تو بر همه کار توانایی. (1)
ای بزرگوار، ای بخشنده، ای صاحب شکوه و کرامت، ای بسیار سختگیر، ای صاحب دلیری و دلاوری سخت، ای انجامدهندۀ هرچه اراده فرماید، ای صاحب نیروی استوار، ای مهربان بندهنواز، ای آگاه به اسرار، ای زنده آنگاه که زندهای وجود ندارد.
آثار اسمای الهی در انجام امور
اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ اَلَّذی اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ اَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ.
بارالها! از تو میخواهم به آن نام نهفتۀ پنهان، زندۀ ازلی ابدی که در دانش مخفی نزد خودت [آن نام را] خاص خود قراردادی و هیچ یک از آفریدگانت از آن آگاهی ندارند.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی تُصَوِّرُ بِهِ خَلْقَکَ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ تَشاءُ وَبِهِ تَسُوقُ اِلَیْهِمْ اَرْزاقَهُمْ فی اَطْباقِ الظُّلُماتِ مِنْ بَیْنِ الْعُروُقِ وَالْعِظامِ.
از تو میخواهم به نامیکه با آن آفریدگانت را در رحمها هرگونه که خواهی شکل میدهی (2)و با آن روزی آنان را در چندین طبقه از تاریکیها از میان رگها و استخوانها برایشان آماده میسازی.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اَلَّفْتَ بِهِ بَیْنَ قُلوُبِ اَوْلِیائِکَ وَاَلَّفْتَ بَیْنَ الثَّلْجِ وَالنَّارِ لا هذا یُذیبُ هذا وَلا هذا یُطْفی هذا.
از تو میخواهم به نامیکه با آن دلهای دوستانت را به هم پیوستی (1)و میان یخ و آتش پیوند زدهای، نه این، آن را آب میکند و نه آن، این را خاموش میکند.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الْمِیاهِ.
از تو میخواهم به نامی که با آن مزۀ آبها را پدیدار آوردی.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اَجْرَیْتَ بِهِ الْماءَ فی عُروُقِ النَّباتِ بَیْنَ اَطْباقِ الثَّری وَسُقْتَ الْماءَ اِلی عُروُقِ الْأَشْجارِ بَیْنَ الصَّخْرَةِ الصَّمَّاءِ.
از تو میخواهم به نامی که با آن آب را در ریشههای گیاهان میان طبقههای خاک جاری ساختهای و آب را در ریشههای درختان میان سنگ خارا روان داشتهای.
وَاَسئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الثِّمارِ وَاَلْوانَها.
از تو میخواهم به نامی که با آن مزۀ میوهها و رنگ آنها را پدید آوردهای.
وَاَسْئَلُکَ بِاْسمِکَ الَّذی بِهِ تُبْدِئُ وَتُعیدُ.
از تو میخواهم به نامی که با آن آغاز میکنی و باز میگردانی.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْفَرْدِ الْواحِدِ الْمُتَفَرِّدِ بِالْوَحْدانِیَّةِ الْمُتَوَحِّدِ بِالصَّمَدانِیَّةِ.
از تو میخواهم به آن نامِ واحد و یکتا که در یکتایی بیهمتایی و در بینیازی بیبدیلی.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی فَجَّرْتَ بِهِ الْماءَ مِنَ الصَّخْرَةِ الصَّمَّاءِ وَسُقْتَهُ مِنْ حَیْثُ شِئْتَ.
از تو میخواهم به نامی که با آن آب را از سنگ سخت و خارا جاری کردی و روان کردی، هرجا که خواستی.
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی خَلَقْتَ بِهِ خَلْقَکَ وَرَزَقْتَهُمْ کَیْفَ شِئْتَ وَکَیْفَ شاؤُا.
از تو میخواهم به نامی که با آن آفریدگان را آفریدی و هرگونه که خواستی و خواستند روزیشان دادی.
1) . (اَلَّفِ بین قلوبهم وَ لَو اَنفَقَت ما فیِ الاَرضِ جمیعاً ما الَّفت بَینَ قُلوبِهِم وَلکِّنَ اللهَ الَّفَّ بَینَهُم اِنَّه عَزیز حَکیم(؛ (انفال: 63).
رموز اسمای الهی در استجابت دعا
یا مَن لا یُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیالی اَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ نُوحٌ حینَ ناداکَ فَاَنْجَیْتَهُ وَمَنْ مَعَهُ وَاَهْلَکْتَ قَوْمَهُ وَاَدْعُوکَ بِما دَعاکَ اِبْراهیمُ خَلیلُکَ حینَ ناداکَ فَاَنْجَیْتَهُ وَجَعَلْتَ النَّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَسَلاماً وَاَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ مُوسی کَلیمُکَ حینَ ناداکَ فَفَلَقْتَ لَهُ الْبَحْرَ فَاَنْجَیْتَهُ وَبَنیاِسْرائیلَ وَاَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ فِی الْیَمِّ وَاَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ عیسی رُوحُکَ حینَ ناداکَ فَنَجَّیْتَهُ مِنْ اَعْدائِهِ وَاِلَیْکَ رَفَعْتَهُ وَاَدْعُوکَ بِما دَعاکَ حَبیبُکَ وَصَفِیُّکَ وَنَبِیُّکَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَمِنَ الْأَحْزابِ نَجَّیْتَهُ وَعَلی اَعْدائِکَ نَصَرْتَهُ وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اِذا دُعیتَ بِهِ اَجَبْتَ.
ای آنکه روزها و شبها او را دگرگون نمیسازد، تو را میخوانم به آنچه نوح علیه السلام تو را خوانده، آن هنگام که تو را صدا زد؛ پس او و همراهانش را رهانیدی و مردمش را نابود کردی؛ (1)تو را می خوانم به آنچه خلیل و دوست تو ابراهیم علیه السلام هنگام صدازدن، تو را خوانده؛ پس او را رهانیدی و آتش را برایش سرد و سلامت نمودی؛ (2)تو را میخوانم به آنچه موسی کلیم علیه السلامو همسخن تو، هنگام صدازدن، تو را خوانده؛ پس دریا (رود نیل) را برایش جداجدا ساختی، سپس او و بنیاسرائیل را رهانیدی و فرعون و گروهش را در دریا غرق نمودی؛ (3)تو را میخوانم به آنچه روحالله، یعنی عیسی علیه السلام هنگام صدازدن، تو را خوانده؛ پس او را از دشمنانش رهانیدی و بهسوی خودت بالا بردی؛ تو را میخوانم به آنچه حبیب و دوست و برگزیده و پیامبر تو محمد که درود خدا بر او و خاندانش باد تو را خوانده؛ پس قبول فرمودی و از حزبها و گروهها نجاتش داده و بر دشمنانت پیروزش فرمودی. از تو میخواهم به نامی که هرگاه با آن خوانده شوی، قبول فرمایی.
یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً یا مَنْ اَحْصی کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً یا مَنْ لا تُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیالی وَلا تَتَشابَهُ عَلَیْهِ الْأَصْواتُ وَلا تَخْفی عَلَیْهِ اللُّغاتُ وَلا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِک فَصَلِّ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَصَلِّ عَلی جَمیعِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ الَّذینَ بَلَّغُوا عَنْکَ الْهُدی وَاَعْقَدُوا لَکَ الْمَواثیقَ بِالطَّاعَةِ وَصَلِّ عَلی عِبادِکَ الصَّالِحینَ.
ای آنکه آفرینش و دستور از آن اوست، ای آنکه دانش او همهچیز را فراگرفته و تعداد همهچیز را برشمرده، ای آنکه روزها و شبها او را دگرگون نمیسازد و صداها بر او مشتبه نمیشود
و واژهها برایش پوشیده نمیماند و اصرارِ اصرارکنندگان او را آرزده نمیسازد. از تو میخواهم بر محمد و خاندان محمد که برگزیدۀ تو از آفریدگانت است درود فرستی؛ پس درود فرست بر آنان با برترین درودهایت و درود فرست بر همۀ پیامبران و فرستادگان، کسانی که راه هدایت را از جانب تو رساندند و پیمانهای فرمانبرداری تو را گره زدند؛ بر همۀ بندگان شایستهات درود بفرست.
یا مَنْ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ اَنْجِزْلی ما وَعَدْتَنی وَاجْمَعْ لی اَصْحابی وَصَبِّرهُمْ وَانْصُرْنی عَلی اَعْدائِکَ وَاَعْداءِ رَسُولِکَ وَلا تُخَیِّبْ دَعْوَتی فَاِنّی عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ اَمَتِکَ اَسیرٌ بَیْنَ یَدَیْکَ سَیِّدی اَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ عَلَیَّ بِهذا الْمَقامِ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ دُونَ کَثیرٍ مِنْ خَلْقِکَ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُنْجِزَ لی ما وَعَدْتَنی اِنَّکَ اَنْتَ الصَّادِقُ وَلا تُخْلِفُ الْمیعادَ وَاَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
ای آنکه خُلف وعده نمیکند، به وعدهای که دادهای وفا کن. یارانم را برایم گرد هم آور و بردباریشان ده، مرا بر دشمنانت و دشمنان فرستادهات یاری فرما و درخواستم را نومید مگردان؛ پس من بندۀ تو و فرزند بندۀ تو و فرزند کنیز تو و اسیر پیشگاه تو هستم. آقای من! تویی که با این مقام و جایگاه بر من منّت نهادهای و از میان آفریدگان فراوانت بر من تفضّل فرمودهای، از تو میخواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و به آنچه وعده فرمودهای وفا نمایی؛ حقاً که تو راستگو بوده و خلف وعده نمیکنی و تو بر هر کاری توانایی.
نیایش هفدهم: دعای حضرت حجت هنگام عبور از وادیالسلام
ارزشهای معنوی انسان
از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود: گویا قائم را میبینم بر اسب سپیدمویی سوار است و از وادیالسّلام بهسوی مسجد سهله میرود و در نیایش خود چنین میگوید:
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ حَقّاً حقّاً لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ ایماناً وَصِدْقاً لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ تَعَبُّداً وَرِقّاً. اَللَّهُمَّ مُعینَ کُلِّ وَحیدٍ وَمُذِلَّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنیدٍ اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینی الْمَذاهِبُ وَتَضیقُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ. اَللَّهُمَّ خَلَقْتَنی وَکُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنِیّاً وَلَوْ لا نَصْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ.
همانا معبودی جز خداوند نیست، صادقانه باور داریم که معبودی جز خداوند نیست، معبودی جز خداوندی که شایستۀ بندگی و بردگی نیست. خداوندا، تو عزیزکنندۀ هر مؤمنِ تنها و خوارکنندۀ هر ستمگر کینهتوز هستی، تو پشتیبان من هستی آن گاه که راهها بر من بسته شود و زمین با همۀ گستردگی برایم تنگ گردد. خداوندا، مرا آفریدی؛ درحالیکه از آفرینش من بینیاز بودی و اگر یاری تو نبود از شکست خوردگان میشدم. (1)
یا مُبَعْثِرَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَواضِعِها وَمُخْرِجَ الْبَرَکاتِ مِنْ مَعادِنِها وَیا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِشُموُخ الرَّفْعَةِ، فَاَوْلِیائُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلوُکُ نیرَ الْمَذَلَّةِ عَلی اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ خائِفُونَ.
ای گسترشدهندۀ مهربانی از جایگاههای آن، و بیرون آورندۀ برکتها از معدنهایش، ای آنکه
1) . اعتقاد به خدا (belief in god): اعتقاد به خدا و شناخت او نزد متخصصان بهداشت روانی از ویژگیهای شخصیت سالم است (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص230). شناخت و باور صحیح خدا، یعنی اعتقاد به یگانگی، عزتبخشی، گشایشگری، عافیتبخشی و رفع گرفتاری توسط خالق سبب آرامش درونی و تحقق بهداشت روانی میشود؛ البته این اعتقاد جایگزین رعایت اصول لازم برای سلامتی نیست؛ بلکه مقوّم آن اصول است؛ اگر نیایشگر با خواندن عبارات حضرت در ابتدای دعاتااینجا الگوی جامعی برای چنین شناختی پیدا میکند. با تحقیقاتی که شریفینیا(1387) بر بزهکاران انجام داده، تأیید شده اگر فرد آموزههایی مانندمواردفوق را باور و عمل نماید، از سلامت روانی برخوردار خواهد بود (شریفینیا، «ساخت و بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه گرایشهای معنوی»، ش2، ص 24). بنابراین دعای نگرش ساز یعنی دعایی که انسان بفهمد چه میخواندآنگاه خواندهایش جزونگرشهای اوشود، میتواند در سلامت وروابط فرد اثربخش باشد. زیراوقتی باور درست ساخته شد رفتارهای فرد نیز درست خواهد شد و خطای او کمتر میگردد.
والاییِ بالابودن را ویژۀ خودش قرار داده و دوستانش با عزّت او عزّت میپذیرند، ای آنکه فرمانروایان طوق ذلت و خواری در پیشگاهش به گردن نهاده اند؛ پس آنها از سطوت و هیبت او بیمناک هستند.
درخواست گشایش از امام زمان
اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی قَصُرَتْ عَنْهُ خَلْقُکَ فَکُلٌّ لَکَ مُذْعِنُونَ. اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلی الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُنْجِزَ لی اَمْری وَتُعَجِّلَ لِیَ الْفَرَجَ وَتَکْفِیَنی وَتُعافِیَنی وَتَقْضِیَ حَوائِجی اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ، اَللَّیْلَةَ اَللَّیْلَةَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
از تو میخواهم به آن نامی که آفریدگان را پدید آوردی و همه آن را باور دارند. از تو میخواهم برمحمّد و خاندانش درود فرستی و کار مرا حتمی فرمایی و در گشایش بر من شتاب فرمایی و پشتوانهام باشی و به من عافیت و سلامتی دهی و نیازهایم را برطرف نمایی، دراین لحظه و ساعت و همین شب و همین شب؛ همانا تو بر هر کار توانایی.
نیایش هجدهم: در تسبیح خداوند روز هجدهم هر ماه تا پایان آن
سُبْحانَ اللَّهِ عَدَدَ خَلْقِهِ سُبْحانَ اللَّهِ رِضا نَفْسِهِ سُبْحانَ اللَّهِ مِدادَ کَلِماتِه سُبْحانَ اللَّهِ زِنَةَ عَرْشِهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ مِثْلَ ذلِکَ.
منزّه است خداوند، به شمار آفریدگانش، منزّه است، خدا به قدر خشنودی خودش، منزّه است یزدان، به شمار سخنان خود، منزه است خدا به وزن عرش او و سپاس مانند همۀ اینها مخصوص خداوند باد. (1)
1) . تعارض (Confict): هرگاه فرد در معرض هدفهای ناسازگار و ناهماهنگی شناختی قرار گیرد تعارض برای او پیدا میشود. گاه نواقصی در موجودات میبینیم از طرف دیگر خدا را موجود حکیم و خیر مطلق میدانیم جمع این دو امر ما را به تعارض شناختی میرساند (گنجی، بهداشت روانی، ص 206). ذکر سبحان الله همان مبرّا دانستن خداوند از تمام عیوب است. فردی که این نگرش، یعنی منزه و بیعیب دانستن خدا با واژه سبحانالله در او تثبیت شود، هنگام مشکلات از تعارضات درونی در امان خواهد بود و خود و خلق را مسئول خطاها میداند و محرومیتها وناکامیها را به خدای صاحب خیر و خوبی نسبت نمیدهد و خدا را منشأ تمام خیرات و خوبیها میداند و بدیها و نواقص را از مخلوق میبیند که این نگرش صحیح به خالق از افکار متضاد جلوگیری میکند و منجربه سلامت روان فرد میشود.
نیایش نوزدهم: برای رفع گرفتاری
رَبِّ اَسْئَلُکَ مَدَداً روُحانِیّاً تَقْوی بِهِ قُویَ الْکُلِّیَّةِ وَالْجُزْئِیَّةِ حَتّی اَقْهُرَ بِمَبادِئی نَفْسی کُلَّ نَفْسٍ قاهِرَةٍ فَتَنْقَبِضَ لی اِشارَةُ دَقائِقِها اِنْقِباضاً تَسْقُطُ بِهِ قَوِیُّهْا حَتّی لَایَبْقی فِی الُکَوْنِ ذُو رُوحٍ اِلاَّ وَنارُ قَهْری قَدْ اَحْرَقَتْ ظُهُورَهُ یا شَدیدُ یا شَدیدُ یا ذَا البَطْشِ الشَّدیدِ یا قاهِرُ یا قَهَّارُ.
خداوندا! از تو میخواهم نیرویی معنوی را که با آن قوای کلّی و جزیی من نیرومند گردد تا با امکانات جانم به همۀ جانهای سرکش پیروز شوم و تا رمزهای باریک آن برای من گِرد آید و از این رهگذر نیروی آنها درافتد و در جهان هستی جانداری بازنماند که آتش چیرگی من پشت آنها را نسوزانده باشد؛ ای نیرومند، ای توانمند، ای صاحب دلاوری سخت، ای خشمگین و بسیار خشمناک.
اَسْئَلُکَ بِما اَوْدَعْتَهُ عِزْرائیلَ مِنْ اَسْمائِکَ الْقَهْرِیَّةِ فَانْفَعَلَتْ لَهُ النُّفُوسُ بِالْقَهْرِ اَنْ تُوَدِّعَنی هذا السِّرَ فی هذِهِ السَّاعَةِ حَتّی اُلَیِّنَ بِهِ کُلَّ صَعْبٍ وَاُذَلِّلَ بِهِ کُلَّ مَنعٍ بِقُوَّتِکَ یا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتینِ.
از تو میخواهم به آن نامهای خشمآگینت که به عزرائیل سپردی و با آن خشم، جانها دربرابرش نابود شدند، این راز را در این ساعت برایم واگذار نمایی تا با آن هر سخن را نرم کنم و با آن هر نیرومندی را خوار نمایم؛ با نیروی تو ای صاحب نیروی محکم. (1)
1) . رواندرمانی حمایتی (supportive psychotherapy): اساس این روان درمانی تقویت روحی، اطمیناندادن، راهنماییکردن و توضیحدادن و آموزش اعتماد به نفس است که اثرات مثبتی بر روی افراد آسیب دیده دارد، و برای افراد سالم جهت ارتقای و بقای سلامت مؤثر میباشد. (بیآزار شیرازی، طب روحانی یا بهداشت روانی، ص251) خواندن و توجه به مضامین دعا اگر به نگرش تبدیل شود و با گذشت زمان با تبیین صحیح دعا، به باور درونی تبدیل شود آثار فوق الذکر را دربر خواهد داشت و به فرد کمک میکند تا تحمل او دربرابر مشکلات افزایش یابد و آرامش درونی بیشری یابد؛ زیرا نیایشگر حامی واقعی و پناهگاهی امن یعنی خدا برای خود پیدا میکند و به شرط باور این آموزهها و انجام وظیفه خود دربرابر مسائل زندگی، از بهداشت روانی مطلوبی برخوردار خواهد شد.
نیایش بیستم: برای رهایی از دشواریها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنَ الرَّحیمِ
اَنْتَ اللَّهُ الَّذی مُبْدِءُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَباعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ وَاَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْقابِضُ الْباسِطُ وَاَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ وارِثُ الْأَرْضِ وَمَنْ عَلَیْها.
تو خداوندی هستی که آغازگر آفریدگان و بازگردانندۀ آنانی، تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست، [خدایی که] تدبیرکنندۀ کارها و برانگیزانندۀ مردگان از گورهاست، تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست و برگیرنده و گسترندهای، تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست و وارث زمین و اهلش هستی.
طلب حمایت از خالق
اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اِذا دُعیتَ بِهِ اَجَبْتَ وَاِذا سُئِلْتَ بِهِ اَعْطَیْتَ وَاَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ وَبِحَقِّهِمُ الَّذی اَوْجَبْتَهُ عَلی نَفْسِکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَقْضِیَ لی حاجَتی اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ یا سَیِّداهُ یا مَوْلاهُ یا غِیاثاهُ.
از تو میخواهم به آن نامیکه آنگاه که با آن خوانده شوی قبول مینمایی و آنگاه که با آن درخواست شوی میبخشی. از تو میخواهم به حق محمد و خاندانش و به حق آنان که بر خودت واجب فرمودهای، بر محمد و خاندانش درود فرستی و ای سرور و مولا و پناه من، همین لحظه و هماکنون، نیاز مرا برآورده سازی.
اَسْئَلُکَ بِکُلِّ اِسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَکَ وَاسْتَأْثَرْتَ بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا مِنْ هذِهِ الشِّدَةِ یا مُقَلِّبَ الْقُلوُبِ وَالْأَبْصارِ یا سَمیعَ الدُّعاءِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ. بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
از تو میخواهم به هر نامیکه خودت را به آن نامیدهای و در دانشِ پنهان نزد خود آن را ویژۀ خود قرار دادهای، میخواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستی و در رهایی ما از این سختی شتاب فرمایی، ای دگرگونکنندۀ دلها و دیدهها، ای نیوشندۀ نیایش؛ تو بر هرکار توانایی، سوگند بر مهربانیت، ای مهربانترین مهربانان.
نیایش بیستویکم: دعا برای رهایی از بیماریها
حضرت این دعا را به بیماری تعلیم داد و فرمود: بنویسد و با آب بشوید و آن را بنوشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنَ الرَّحیمِ
بِسْمِ اللَّهِ دَواءٌ وَالْحَمْدُ للَّهِ شِفاءٌ وَلا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ کِفاءٌ هُوَ الشَّافی شِفاءاً وَهُوَ الْکافی کِفاءاً اِذْهَبِ الْبَأْسَ بِرَبِّ النَّاسِ شِفاءاً لایُغادِرُهُ سَقَمٌ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ النُّجَباءِ.
به نام خدا که درمانکننده است و سپاس خدا را که شفادهنده است و به لاالهالاالله که کفایتکننده است، پس او شفادهنده واقعی است، او کفایتکنندۀ واقعی است، به حق خدای مردم، ناراحتی را بِبر، با درمانی که دردی نداشته باشد، خدا بر محمد و خاندان برگزیدۀ او درود فرستد. (1)
1) . تصویرسازی ذهنی فراشخصی (transpersonal imaging): برخی افراد افکارخودآیندرابه صورت کلمات بیان نشده در ذهن به صورت تصویرذهنی تجربه میکنند(محمدی شناخت درمانی ص 301)درسنتهای شفابخش معنویِ همسازِ فعالیتهای جهت دار درونی یک فرد ممکن است بر روی خود و دیگران تأثیر داشته باشد. این فعالیتها غیر از دعای درمانگر برای مددجو، شامل جهتدادن درمانگر به تصورات یا افکار خود برای سوقدادن او بهسوی تغییرات مفید میباشند (همانگونه که برد و همکارانش یافتهاند، تصویرسازی ذهنی که احتمالاً منتج به تغییراتی در فرد میگردد به «تصویرسازی ذهنی فراشخصی» موسوم است و برخی شواهد تجربی اینگونه اثرات شخصی را تأیید میکند). او به 35 پژوهش مستقل اشاره میکند که همگی نشان دادهاند دعا و مدیتیشن میتواند در فواصل دور نیز برای افرادمفید باشد. همچنین سالاد (1992) به صدها مطالعه استناد میکند که صریح نشان دادهاند توجه و تمرکز (دعا) یک فرد، عملکرد دستگاههای الکترونیک موجودات زنده را تحت تأثیر قرار میدهد (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص129). بنابراین تصور وباوراثربخشی الگوی حضرت، یعنی خواندن دعا و نوشتن آن دعا برای بیمار شافی دانستن خدا با تحقیقات امروزی تأیید شده؛ البته این امر درتسریع فرایند بهبودی موثراست و جایگزین وظایف دیگرفرد نیست. همچنین علت اینکه برخی دعاها منتج به نتیجۀ فوری است و برخی دیرتر اجابت میشود، نیاز به سنجش دیگری دارد که چه رابطهای بین دعا و شخص و نیت و روح نیایشگر وحکمت الهی با موضوع خارجی هست که چنین نتایج مختلفی بهدست میآید. بنابراین میتوان گفت تمرکز معنوی (ماننددعا) قطعا بر ذهن و جسم فرد اثرگذار است اگرچه نتایج متعدد درپی دارد.
نیایش بیستودوم: دعا برای رفع غصهها واندوهها
یا نُورَ النُّورِ یا مُدَبِّرَ الْأُمُورِ یا باعِثَ مَنْ فِی الْقُبُورِ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ لی وَلِشیعَتی مِنَ الضّیقِ فَرَجاً وَمِنَ الْهَمِّ مَخْرَجاً وَاَوْسِعْ لَنَا الْمَنْهَجَ وَاَطْلِقْ لَنا مِنْ عِنْدِکَ ما یُفَرِّجُ وَافْعَلْ بِنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ یا کَریمُ.
ای فروغ روشنایی! ای تدبیرکنندۀ کارها! ای برانگیزانندۀ هرکه در گورهاست! بر محمد و فرزندانش درود فرست، من و پیروانم را از تنگنا گشایش و از غصّه رهایی ده و راه را برای ما گسترش ده و آنچه برای ما گشایش میدهد، از نزد خودت روانه کن، و آنچه خود شایسته آنی به ما عنایت فرما، ای صاحب کرم. (1)
1) . شناختدرمانی (cognitive psychotherapy): تغییر شناخت یا تغییر تفسیر و برداشت فرد از حوادث، موضوع این نظریه است. پژوهشها نشان داده شناختدرمانی و رفتاردرمانی برای درمان بیماری افسردگی تأثیر مثبت بسیاری دارد. پرفسور آئورن بک میگوید هرچه ما به واقعیات نزدیکتر شویم از افسردگی دور خواهیم بود (یونسی، افسردگی، ص37). عبارات شناختی امام (تدبیرکنندگی خالق، گشایندۀ واقعی غم، قبول قضاوقدر الهی و ...همراه باتبیین وتعیین مصداقی آن) واقعیاتی است که فردِ معتقد را یاری مینماید تا دربرابر مشکلات مقاوم باشد و آرامش درونی خود را حفظ نماید. تحقیقات نشان داده شناختدرمانی با تکیه بر اعتقادات دینی، مؤثرتر از شناختدرمانیِ صرف است؛ بنابراین خواندن دعا و باور آن و الگوگیری شناختی و رفتاری و عاطفی از دعابه روش جدید میتواند برای زندگی، فردمؤثر باشد. به عبارت دیگر اگر نیایشگر نگرشهای خود را براساس الگوهای شناختی مطرح در دعا شکل بدهد میتواندواقع بینی پیدا کند تا نگرشهای درست در ارتباط چهارگانه یعنی ارتباط با خدا، با خود، با خلق و طبیعت در وی شکل گیرد و این نگرشها میتواند در کاهش افسردگی و افزایش ارتباط د رست موثر باشد البته نگرش سازی در هر موضوع نیاز به فرایند علمی دارد که تبیین آن مجال دیگری را میطلبد.
نیایش بیستوسوم: دعابرای حفاظت و حراست
دعای حضرت در حق خویش
اَللَّهُمَّ احْجُبْنی عَنْ عُیُونِ اَعْدائی وَاجْمَعْ بَیْنی وَبَیْنَ اَوْلِیائی وَاَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی وَاحْفَظْنی فی غَیْبَتی اِلی اَنْ تَأْذَنَ لی فی ظُهُوری وَاَحْیِ بی ما دَرَسَ مِنْ فُروُضِکَ وَسُنَنِکَ وَعَجِّلْ فَرَجی وَسَهِّلْ مَخْرَجی وَاجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً وَافْتَحْ لی فَتْحاً مُبیناً وَاهْدِنی صِراطاً مُسْتَقیماً وَقِنی جَمیعَ ما أحاذِرُهُ مِنَ الظَّالِمینَ وَاُحْجُبْنی عَنْ اَعْیُنِ الْباغِضینَ اَلنَّاصِبینَ الْعَداوَةَ لِأَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ وَلا یَصِلُ اِلَیَّ مِنْهُمْ اَحَدٌ بِسُوءٍ فَاِذا اَذِنْتَ فی ظُهُوری فَاَیِّدْنی بِجُنُودِکَ وَاجْعَلْ مَنْ یَتْبَعُنی لِنُصْرَةِ دینِکَ مُؤَیَّدینَ وَفی سَبیلِکَ مُجاهِدینَ وَعَلی مَنْ اَرادَنی وَاَرادَهُمْ بِسُوءٍ مَنْصُورینَ وَوَفِّقْنی لِإِقامَةِ حُدُودِکَ وَانْصُرْنی عَلی مَنْ تَعَدّی مَحْدُودَکَ وَانْصُرِ الْحَقَّ وَاَزْهِقِ الْباطِلَ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً وَاَوْرِدْ عَلَیَّ مِنْ شیعَتی وَاَنْصاری مَنْ تَقَرُّبِهِمُ الْعَیْنُ وَیَشُدُّ بِهِمُ الْأَزْرُ وَاجْعَلْهُمْ فی حِرْزِکَ وَاَمْنِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! مرا از دیدگان دشمنانم پوشیدهدار و من و دوستانم را گرد هم آور، به آنچه برایم وعده دادهای وفا فرما، در زمان غیبتم تا هنگامیکه برای ظهورم اجازه فرمایی نگهدارم باش، آنچه از واجبات و سنت تو کهنه شده بهوسیلۀ من زنده ساز و در فرج و گشایشم شتاب فرما، و ظهور مرا آسان نما. ازسوی خود فرمانروایی یاریشده برایم مقرّر فرما، با پیروزیِ آشکاری پیروزیم ده، به راه راست راهنماییم فرما، از همۀ آنچه از ستمگران بیمناکم نگهدار من باش، از دیدگان دشمنان کینهتوز و سختگیر خاندان پیامبرت پوشیدهام بدار، تا آسیبی از آنان به من نرسد. پس هنگامیکه برای ظهورم رخصت فرمودی مرا با لشکریان خود یاری فرما. هرکه برای یاری آئین تو پیرویم میکند و در راه توبه جهاد برمیخیزد، یاری فرما و بر هرکه بدی من و آنان را بخواهد پیروزشان گردان، مرا در برپاداشتن احکامت کامیاب و علیه آنکه به حدودت تجاوز نموده یاریم فرما (1)و حق را پیروز کن و باطل را از میان بردار که باطل نابودشدنی است، از پیروان و یارانم
1) . مناسک مذهبی (religious practices): قوانین و فرمایشات مذهبی را مناسک مذهبی مینامند این مناسک جزء مهارتهای دهگانه هوش معنوی میباشد (فرامرزی، «بررسی رابطۀ هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان»، ش5، ص10). آنچه حضرت درخواست نموده؛ یعنی برپایی احکام با معیار مدنظر امام جزء مقررات مذهبی شیعۀ اثنیعشر است که با عمل به آن میتوان زندگی مطلوب با اهداف والا داشت؛ اگر نیایشگر با خواندن دعا و باور آموزههای آن متذکر شود که حدود الهی را رعایت نماید میتواند به اهداف متعالی خود برسد. نکتۀ مهم دیگر آنکه نحوه و کیفیت و کمیت فرمایشات مذهبی ما طبق معیاری است که ازطرف خالق مشخص شده؛ یعنی در قرآن و سنت آمده که قدسیتر و دقیقتر است. بنابراین متخصصان معتقدند مناسک مذهبی ادیان اثربخش میباشد و ما معتقدیم مناسک مذهبی اسلام جامعتر و کاملتر و اثربخش میباشد که اثبات علمی آن نیاز به تجارب عرفانی بالینی دارد.
آنچه روشنیبخش چشم و استوارکنندۀ پشت بهوسیلۀ آنان است برایم برسان و آنها را در حصار و امنیّت خود قرار ده با مهربانی خودت، ای مهربانترین مهربانان.
نیایش بیست وچهارم: دعاهنگام استخاره نمودن
طلب شادکامی و خیر
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْتَخیرُکَ لِعِلْمِکَ بِعاقِبَةِ الْأُمُورِ وَ اَسْتَشیرُکَ لِحُسْنِ ظَنّی بِکَ فِی الْمَأْمُورِ وَالْمَحْذُورِ.
خداوندا! من از تو درخواست خیر و خوبی مینمایم؛ چون تو به سرانجام کارها دانایی و با تو رایزنی میکنم؛ زیرا به تو گمان نیکو دارم، آنچه در آن آرزومندی یا هراسانی است.
اَللَّهُمَّ اِنْ کانَ الْأَمْرُ الْفُلانی مِمَّا قَدْ نیطَتْ بِالْبَرَکَةِ اَعْجازُهُ وَ بَوادیهِ وَ حُفَّتْ بِالْکَرامَةِ اَیَّامُهُ وَ لَیالیهِ فَخِرْ لی.
خداوندا! اگر این کارِ منظور، آغاز و انجامش با برکت گره خورده و روزها و شبهایش باکرامت گسترده شده.
اَللَّهُمَّ فیهِ خِیَرَةً تَرُدُّ شَمُوسَهُ ذَلُولاً وَ تَقْعَضُ اَیَّامَهُ سُرُوراً.
خداوندا! برای من گزینشی که در آن سختیهایش رام و روزهایش شادمانی به همراه آورد، برگزین.
اَللَّهُمَّ اِمَّا اَمْرٌ فَأَئْتَمِرَ وَاِمَّا نَهْیٌ فَاَنْتَهی.
خداوندا! اگر دستور است، فرمان میبرم و اگر بازداشت است، خود را باز میدارم.
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْتَخیرُکَ بِرَحْمَتِکَ خِیَرَةً فی عافِیَةٍ.
خداوندا! من از تو درخواست خیر و نیکی دارم تا با مهربانیت در سلامتیِ تمام (1)گزینش نمایی.
1) . روانشناسی شخصیت سالم (psychology of healthy personality): از ویژگیهای شناختی این شخصیت آن است که نیایش و دعا را در رویدادهای جهان مؤثر میداند (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص154)؛ بنابراین میتوان گفت فردی که از دعا الگو بگیرد واثربخشی دعا در رویدادها جزء باورهای او شده باشد از یکی از مولفههای روان سالم برخوردار خواهد شد. کلام امام الگو و شاخص در این امر است؛ زیرا امام برای رسیدن به امر خیر از خداوند درخواست نموده و آن را در قالب دعای «طلب خیر» مطرح میکند. همچنین به پیروان خود آموزش میدهد که هنگام قصد و انجام کارها به درگاه الهی توسل بجوییدوهمراه تلاش خود دعانمایند.
نیایش بیستوپنجم: دعابرای حفاظت و نگهداری
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنَ الرَّحیمِ
یا مالِکَ الرِّقابِ وَیا هازِمَ الْأَحْزابِ یا مُفَتِّحَ الْابْوابِ یا مُسَبِّبَ الْاسْبابِ سَبِّبْ لَنا سَبَباً لا نَسْتَطیعُ لَهُ طَلَباً بِحَقِّ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَعَلی الِهِ اَجْمَعینَ.
ای صاحب جانها! ای نابودکنندۀ گروهها! ای گشایندۀ درها! ای گردآورندۀ وسیلهها! بهگونهای سبب ساز ما باش که بر درخواست آن هم ناتوانیم، به حق لا الاالله، محمد رسولالله، که درود خدا بر او و خاندانش باد.
نیایش بیستوششم: دعا بعد از زیارت ناحیه مقدسه
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُک، بِاسْمِکَ الَّذی خَلَقْتَهُ مِنْ کُلِّکَ فَاسْتَقَرَّ فیکَ فَلا یَخْرُجُ مِنْکَ اِلی شَیْءٍ اَبَداً یا کَیْنُونُ اَیا مَکْنُونُ اَیْا مُتَعالُ اَیْا مُقَدَّسُ اَیا مُتَراحِمُ اَیا مُتَرَئِّفُ اَیا مُتَحَنِّنُ.
خداوندا! از تو میخواهم به نامی که آن را از همۀ وجودت آفریدی و در ذات مقدسّت ثابت ماند؛ پس برای همیشه و به هیچچیز، آن نام از تو جدا نمیشود؛ ای هستی مطلق، ای پنهان، ای والا، ای پاکترین، ای بخشنده، ای بسیار مهربان، ای غمخوار.
اَسْئَلُکَ کَما خَلَقْتَهُ غَضًّا اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ رَحْمَتِکَ وَکَلِمَةِ نُورِکَ وَوالِدِ هُداةِ رَحْمَتِکَ.
از تو میخواهم بهگونهای که آن نام را جدید آفریدی بر محمد پیامآور مهربان و سخن روشن و پدر راهنمایان مهربانیت درود فرستی.
طلب بصیرت و یقین
وَامْلَأْ قَلْبی نُورَ الْیَقینِ وَصَدْری نُورَ الْایمانِ وَفِکْری نُورَ الثُّباتِ وَعَزْمی نُورَ التَّوْفیقِ وَذُکائی نُورَ الْعِلْمِ وَقُوَّتی نُورَ الْعَمَلِ وَلِسانی نُورَ الصِّدْقِ وَدینی نُورَ الْبَصائِرِ مِنْ عِنْدِکَ وَبَصَری نُورَ الضِّیاءِ وَسَمْعی نُورَ وَعْیِ الْحِکْمَةِ وَمَوَدَّتی نُورَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَالِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَیَقینی قُوَّةَ الْبَرائَةِ مِنْ اَعْداءِ مُحَمَّدٍ وَاَعْداءِ آلِ مُحَمَّدٍ حَتّی اَلْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بَعَهْدِکَ وَمیثاقِکَ فَیَسَعُنی رَحْمَتُکُ یا وَلِیُّ یا حَمیدُ بِمَرْاکَ وَمَسْمَعِکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ دُعائی فَوَفِّنی مُنَجَّزاتِ اِجابَتی اَعْتَصِمُ بِکَ مَعَکَ مَعَکَ مَعَکَ سَمْعی وَرِضایَ.
و دلم را از فروغ یقین، و سینهام را از روشنی ایمان، و اندیشهام را از درخشش ثبات و پابرجایی، و تصمیم مرا از فروغ موفقیت و تیزهوشیم را از روشنایی دانش، و نیرومندیم را از روشنی کار و زبانم را از فروغ راستی و آئینم را از نور بصیرت از نزد خودت و چشمم را از روشنایی درخشنده و گوشم را از پرتو شنیدن حرف حکیمانه، و دوستی مرا از تابش ولایت و ارادت بر محمد و خاندانش که درود بر آنان باد- و یقین و باورم را از نیروی بیزاری از دشمنان محمد و دشمنان خاندان محمد آکنده فرما (1)تا هنگام دیدارت به عهد و پیمان تو وفا کرده باشم؛
1) . نگرش (Attitude): از محوریترین مباحث روانشناسی اجتماعی نگرش است که به دو بخش تقسیم میشود: نگرش اصلی و فرعی. ایمان یکیاز نگرشهای اصلی است که در زندگی افراد نقش بسیار برجسته داشته و بر نگرشهای فرعی تأثیر مستقیم دارد و ازحیث تحلیل عقلی دارای سه مؤلفۀ (عقیده و شناخت) (علقۀ قلبی و عاطفی) (رفتار ظاهری) میباشد (آذربایجانی، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص140). درخواست حضرت نیایشگر را متوجه این نگرش اصلی میکند؛ زیرا ایمان و ثبات بر آن که دراین دعا و رفتارهایی را که محور آن ایمان است، از خداوند درخواست مینماید خواندن این دعا میتواند، در فرایند شکلگیری نگرشهای اصلی و فرعی نیایشگر مؤثر باشد البته تحلیل و فرایند شکل گیری این نگرشها مجال دیگری را میطلبد که باید به آن پرداخت.
پس مهربانیت مرا فرا گیرد، ای دوست، ای پسندیده در معرض دید و شنید تو؛ ای حجّت خدا نیایش مینمایم؛ پس برای قبولی حتمیآن یاریم نما، به دامنت چنگ میزنم و گوش [دلم] و خوشنودیم با تو، با تو، و با توست.
نیایش بیستوهفتم: دعای ندبه؛ دعای روز عید فطر، قربان، غدیر و جمعه
اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَالِهِ وَسَلَّمَ تَسْلیماً.
سپاس خداوندی راست که جز او خدایی نیست و ستایش او راست که پرورشدهندۀ جهانیان است. درود خدا و سلام خاص او بر سرورمان محمد پیامبر خدا و بر خاندانش باد.
اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی ما جَری بِهِ قَضائُکَ فی اَوْلِیائِکَ الَّذینَ اِسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَدینِکَ اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعیمِ الْمُقیمِ الَّذی لا زَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ.
بارالها! شکر برای توست، بر آنچه فرمان تو دربارۀ دوستانت جاری شده، آنانی که ایشان را خلوص داده و از مخلصان خود و آیینت نمودی، آن هنگام که از نعمتهای ماندگار در نزد خودت برایشان برگزیدی، نعمتهایی که پایدار است و ازبین رفتنی نیست و پساز آنکه با آنان شرط کردی که نسبتبه درجات این دنیای پست و زر و زیور آن زهد و بیاعتنایی بورزند، و ایشان پذیرا شدند و دانستی که آنها وفادار خواهند بود.
فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ وَالثَّناءَ الْجَلِیَّ وَاَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ وَکَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرائِعَ اِلَیْکَ وَالْوَسیلَةَ اِلی رِضْوانِکَ فَبَعْضٌ اَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ اِلی اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْها وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فی فُلْکِکَ وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ امَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلیلاً.
پس آنان را پذیرفتی و مقرّبشان گردانیدی، و یاد بلند و تعریف روشن برایشان مقدّر فرمودی، و فرشتگان را بر آنان فرو فرستادی، و با وحی و الهام آنها را گرامی داشتی، و با دانش خود یاریشان نمودی، و ایشان را میانجی بهسوی خودت وسیلۀ راهیابی خلق به خشنودیت قرار دادی. پس برخی را در بهشت خود مسکن دادی تا آنکه او را [بهواسطۀ] از آنجا بیرون کردی، و برخی را در کشتی خود نشاندی و او و کسانی را که با او ایمان آورده بودند با مهربانی خود از مرگ رهانیدی، و برخی را برای خود دوست برگزیدی.
وَسَئَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِی الْأخِرینَ فَاَجَبْتَهُ وَجَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً وَبَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلیماً وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخیهِ رِدْأً وَوَزیراً وَبَعْضٌ اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ اَبٍ وَاتَیْتَهُ الْبَیِّناتِ وَاَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَکُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً.
و دربارۀ دیگران که زبانِ راست از تو درخواست نمودند؛ پس پذیرفتی و آن را برتر و والاتر نمودی و با
بعضی از [سوی] درخت سخن گفتی؛ چه سخن گفتنی و برادرش را برایش پشتیبان و معاون قراردادی، و دیگری را بدون پدر به دنیا آوردی و معجزات روشنی به او داده و با روحالقدس یاریش فرمودی و برای هریک آئینی پدید آوردی و روش روشنی برای آنها مقرّر فرمودی.
وَتَخَیَّرْتَ لَهُ اَوْصِیاءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ مِنْ مُدَّةٍ اِلی مُدَّةٍ اِقامَةً لِدینِکَ وَحُجَّةً عَلی عِبادِکَ وَلِئَلاَّ یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَیَغْلِبَ الْباطِلُ عَلی اَهْلِهِ وَلا یَقُولَ اَحَدٌ لَوْلا اَرْسَلْتَ اِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً وَاَقَمْتَ لَنا عَلَماًهادِیاً فَنَتَّبِعَ ایاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَنَخْزی.
و برای آنها جانشینانی برگزیدی که یکی پساز دیگری نگهبان باشد، از وقتی تا وقتی دیگر، برای پابرجایی آئینت و اینکه الگویی برای بندگان گردد، تا اینکه حق از جایگاه خود زایل نشود، و باطل بر پیروانش چیره نگردد، و کسی نگوید اگر برایمان پیامبرِ بیمدهنده فرستاده بودی و پرچم راهنمایی برافراشته بودی، پیشاز آنکه ذلیل و خوار گردیم، از نشانههای تو پیروی میکردیم.
شناخت جایگاه پیامبر و مکه
اِلی اَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ اِلی حَبیبِکَ وَنَجیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ وَاَفْضلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ وَاَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلی اَنْبِیائِکَ وَبَعَثْتَهُ اِلَی الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبادِکَ وَاَوْطَاْتَهُ مَشارِقَکَ وَمَغارِبَکَ وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ وَعَرَجْتَ بِهِ اِلی سَمائِکَ وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کانَ وَما یَکُونُ اِلَی انْقِضاءِ خَلْقِکَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئیلَ وَمیکائیلَ وَالْمُسَوِّمینَ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَوَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ دینَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَذلِکَ بَعْدَ اَنْ بَوَّاْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَهُدیً لِلْعالَمینَ.
تا آنکه کار را به دوست و برگزیدۀ خود، محمّد که درود بر او و خاندانش باد سپردی؛ پس او همانطوری بود که او را برگزیده بودی: سرور آفریدگان، و شاخص برگزیدگان، و برترین منتخبان، و گرامیترین معتمدانت بود. او را بر پیامبرانت مقدّم داشتی، و بر بندگانت از جنّ و انس برانگیختی، و خاوران و باختران را در زیر گامهایش قراردادی، و مَرکب نوری را مسخّرش نموده، و او را بهسوی آسمانها برده، و [از آغاز] تا آخر آفرینشت آنچه بوده و خواهد بود، دانش آن را به او سپردی. سپس با ایجاد هراس در دل دشمنان، یاریش فرمودی، و با جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشاندارت او را فراگرفتی، و او را وعده دادی که آئینش را بر همۀ آئینها چیره گردانی؛
هرچند مشرکان را خوشایند نباشد. (1)پس از آن او را در جایگاهِ راستی از خاندانش نشاندی و برای او و خاندانش نخستین خانهای را که برای مردم گذارده شده مقرّر ساختی، خانهای که در مکه قرار دارد و مایۀ برکت و راهنمایی جهانیان است. (2)
فیهِ ایاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ اِبْراهیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ امِناً. وَقُلْتَ: اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً وَجَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ مَوَدَّتَهُمْ فی کِتابِکَ فَقُلْتَ قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَقُلْتَ ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ وَقُلْتَ ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاَّ مَنْ شاءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلی رَبِّهِ سَبیلاً فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ اِلَیْکَ وَالْمَسْلَکَ اِلی رِضْوانِکَ.
در آن [خانه] نشانههای آشکار [یکتاپرستی] و مقام حضرت ابراهیم است و هرکه در آن وارد شود، ایمن خواهد بود و فرمودی: «محققاً خداوند خواسته که پلیدی را از شما خاندان دور سازد، و به شما پاکی واقعی عنایت فرماید». پاداش محمد را که درود تو بر او و خاندانش باد، در کتاب خود، محبت نسبتبه آنان قرار دادی؛ پس فرمودی: «بگو غیراز دوستی خویشاوندانم از شما پاداش نمیخواهم» و فرمودی: «آنچه بهعنوان پاداش از شما خواستم به سود خود شماست» و فرمودی: «من از شما مزدی نمیخواهم مگر اینکه کسی بخواهد بهسوی پروردگارش راهی در پیش بگیرد» پس آنان راهی بهسوی تو و روشی برای رسیدن به خشنودی تو بودند.
خداشناسی از زبان پیامبر
فَلَمَّا انْقَضَتْ اَیَّامُهُ اَقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ اَبیطالِبٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَالِهِما هادِیاً اِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِکُلِّ قَوْمٍهادٍ فَقالَ وَالْمَلَأُ اَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
پس آنگاه که روزگارِ پیامبریش به پایان رسید؛ ولی خودش علیبنابیطالب را که درود خدا بر هر دو و خاندانشان باد، برای راهنمایی برگماشت، چون او بیمدهنده بود و برای هر قومی هدایتگری هست؛ پس درحالتیکه مردم در پیش روی او بودند، فرمود: «هرکسی که من مولا و اولی به تصرف اویم، علی مولای اوست. بارالها، دوست بدار آنکه از او پیروی کند، و دشمن بدار
آنکه با او به ستیز برخیزد، و پیروز گردان هرکه او را یاری کند، و خوارگردان آن که او را ترک کند».
فضایل حضرت علی علیه السلام
وَقالَ: مَنْ کُنْتُ اَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ اَمیرُهُ. وَقالَ: اَنَا وَعَلِیٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّی، وَاَحَلَّهُ مَحَلَّهارُونَ مِنْ مُوسی فَقالَ لَهُ: اَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِهارُونَ مِنْ مُوسی اِلاَّ اَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی. وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، وَاَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ، وَسَدَّ الْأَبْوابَ اِلاَّ بابَهُ، ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِکْمَتَهُ.
و فرمود: «هرکه من پیامبر او هستم علی امیر و پیشوای اوست». (1)
و فرمود: «من و علی از یک اصل و درخت، و دیگر مردمان از درختان گوناگون هستند» و او را جایگزین نمود، مانند جایگزینی هارون از موسی؛ پس فرمود: «تو از من هستی همانند هارون که از موسی است، جز اینکه پیامبری پساز من نیست». و دخترش را که سرور زنان جهانیان است به او تزویج کرد، و آنچه از مسجدش برای خود حلال بود برای او حلال کرد، و درهایی را که به مسجد باز میشد بست؛ مگر درِ خانۀ او. سپس دانش و حکمتش را به وی سپرد.
فَقالَ: اَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بابُها فَمَنْ اَرادَ الْحِکْمَةَ فَلْیَأْتِها مِنْ بابِها.ثُمَّ قالَ اَنْتَ اَخی وَوَصِیّی وَوارِثی لَحْمُکَ مِنْ لَحْمی وَدَمُکَ مِنْ دَمی وَسِلْمُکَ سِلْمی وَحَرْبُکَ حَرْبی، وَالْإیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَدَمَکَ کَما خالَطَ لَحْمی وَدَمی، وَاَنْتَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلیفَتی وَاَنْتَ تَقْضی دَیْنی وَتُنْجِزُ عِداتی، وَشیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلی فِیالْجَنَّةِ وَهُمْ جیرانی.
و فرمود: «من شهر دانش هستم و علی درِ ورودی آن؛ پس هرکه حکمت را بخواهد باید از دروازۀ آن بیابد». سپس فرمود: «تو برادر من و جانشین من و وارث من هستی، گوشت تو از گوشت من و خون تو از خون من و تسلیم در پیشگاه تو تسلیم دربرابر من است و ستیز با تو ستیز با من است، و ایمان با گوشت و خون تو درآمیخته؛ همچنانکه با گوشت و خون من درآمیخته است، و تو فردای رستاخیز در حوض کوثر جانشین من هستی، و تو قرض مرا ادا میکنی و به وعدههایم وفا میکنی، و پیروان تو بر منبرها و بر فراز بلندیهای نور و فروغ
1) . نفی آرای زیدیه در ارتباط با نص خفی: بعضی از آنان قائلند پیامبر، بهصورت صریح از جانشینی امام علی برای خود نام نبرده است و بهصورت کلی ویژگیهایی را مطرح نموده که مصداق آن علی علیه السلام است. (مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص64).
هستند و با چهرههای سپید در اطراف من در بهشت و همسایۀ من هستند.
رفتار حضرت علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
وَلَوْلا اَنْتَ یا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدی وَکانَ بَعْدَهُ هُدیً مِنَ الضَّلالِ وَنُوراً مِنَ الْعَمی وَحَبْلَ اللَّهِ الْمَتینَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقیمَ. لا یُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فی رَحِمٍ وَلا بِسابِقَةٍ فی دینٍ وَلا یُلْحَقُ فی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَالِهِما وَیُقاتِلُ عَلَی التَّأْویلِ وَلا تَاْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فیهِ صَنادیدَ الْعَرَبِ وَقَتَلَ اَبْطالَهُمْ وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ وَاَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ اَحْقاداً بَدْرِیَّةً وَخَیْبَرِیَّةً وَحُنَیْنِیَّةً وَغَیْرَهُنَّ فَاَضَبَّتْ عَلی عَداوَتِهِ وَاَکَبَّتْ عَلی مُنا بَذَتِهِ حَتّی قَتَلَ النَّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ.
ای علی! اگر تو نبودی، پس از من مؤمنان شناخته نمیشدند. (1)
و علی پساز پیامبر راهنمای گمراهی، و روشنگرِ نابینایی و ریسمان استوار خدا و راه راست او بود، هیچکس در خویشاوندی پیامبر بر او پیشی نگرفته، و در آئین کسی با سابقهتر از او نبوده، در فضایل و بزرگواریها کسی به او نرسیده، او در جایِ پای پیامبر گام نهاد، که درود خدا برآن دو و خاندانشان باد. و بر تأویل قرآن با دشمنان جنگ میکرد، در راه خدا ملامتِ هیچ ملامتکننده در او اثر نداشت، حقاً گردنکشان عرب را بیکس گذاشت و پهلوانان آنها را کشت و با گرگهای آنان زدوخورد کرد و در دلهای آنان از رهگذر جنگهای بدر و خیبر و حنین و دیگر جنگها کینهها برجای گذاشت؛ پس دشمنی او را بهدل گرفتند، بر مخالفت و ستیزهجویی او سرازیر شدند، تا آنکه پیمانشکنان و ستمگران و سرکشان را به قتل رسانید.
وَلَمَّا قَضی نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ اَشْقَی الْأَشْقِیاءِ مِنَ الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ یَتْبَعُ اَشْقَی الْأَوَّلینَ لَمْ یُمْتَثَلْ اَمْرُ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ فِی الْهادینَ بَعْدَ الْهادینَ وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلی مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلی قَطیعَةِ رَحِمِهِ وَاِقْصاءِ وُلْدِهِ اِلَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَةِ الْحَقِّ فیهِمْ فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَسُبِیَ مَنْ سُبِیَ وَاُقْصِیَ مَنْ اُقْصِیَ وَجَرَی الْقَضاءُ لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ اِذْ کانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ وَسُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ.
و آنگاه که دورانش سپری شد و جنایتکارترین جنایتکاران از پیشینیان و پسینیان که پیرو
1) . زیدیه اسماعیلیه و امامیه در باور به فضائل و مناقب امام علی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده مشترک میباشد؛ اگرچه در بحث امامت با هم اختلافنظر دارند. (مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص28).
بدبختترین پیشینیان بود او را شهید نمود، و فرمان پیامبر که درود خدا بر او و خاندانش باد، دربارۀ راهنمایانِ [معرفی شده و] پیدرپی اطاعت نگردید، و امت بر دشمنی با او اصرار ورزیدند و بر قطع رحِم و بریدن خویشاوندی و تبعید فرزندانش متحد شدند، جز اندکی از آنان که برای مراعات حق دربارۀ آنها وفا به خرج دادند. پس کشته شد هر آنکه کشته شد، و اسیر شد آنکه دستگیر شد، و تبعید شد آنکه دربهدر گردید، و سرنوشت برایشان بهگونهای جاری شدکه امید پاداش نیک برای آن هست؛ زیرا زمین از آنِ خداوند است و هرکه را بخواهد وارث آن می گرداند و سرانجام کار با پرهیزکاران است، (1)خدای ما از هرگونه آلایش منزه است (2)و وعدۀ پروردگار ما انجامشدنی است (3)و هیچگاه خداوند در وعدۀ خود تخلّف نمیکند و داناست.
فَعَلَی الْأَطائِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَالِهِما فَلْیَبْکِ الْباکُونَ وَاِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوعُ وَلْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَیَضِجَّ الضَّاجُّونَ وَیَعِجَّ الْعاجُّونَ. اَیْنَ الْحَسَنُ؟ اَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ اَیْنَ اَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ. اَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ؟ اَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ؟ اَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ؟ اَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَةُ؟ اَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ؟ اَیْنَ اَعْلامُ الدّینِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ؟
پس بر پاکان از خاندان محمد وعلی که درود خدا بر آنان و خاندانشان باد، باید اشکریزندگان بگریند و ندبهکندگان ندبه سردهند، و برایشان باید اشکها ریخته شود و فریادگران باید فریاد زنند و نالهکنندگان بنالند و شیونکنندگان زاری نمایند. کجاست حسن؟ کجاست حسین؟ کجایند فرزندان حسین؟ شایستهای پس از شایسته، و راستگویی پس از راستگویی، کجاست راه درست پس از راه درست؟ کجاست برگزیده پس از برگزیده؟ کجایند خورشیدهای درخشان؟ کجایند ماههای تابنده؟ کجایند ستارگان فرزونده؟ کجایند پرچمهای آئین و پایههای دانش؟
اَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتی لا تَخْلوُ مِنَ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ؟ اَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟ اَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ؟ اَیْنَ الْمُرْتَجی لِإِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ؟
کجاست آن بقیةالله که از عترت پاک بیرون نیست؟ کجاست آن آماده شده برای ریشهکن کردن پشت ستمگران؟ کجاست آن منتظر که چشم همگان به راه اوست برای درست کردن
کژی و ناراستی؟ کجاست آن امیدگاه برای ازبینبردن ستم و کینه توزی؟
آیندۀ بشریت و رهآورد ظهور حضرت مهدی
اَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرائِضِ و َالسُّنَنِ؟ اَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّریعَةِ؟ اَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکِتابِ وَحُدُودِهِ؟ اَیْنَ مُحْیی مَعالِمِ الدّینِ وَاَهْلِهِ؟ اَیْنَ قاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدینَ؟
کجاست آنکه برای تجدید واجبات و سنّتها ذخیره شده؟ کجاست آنکه برای برگرداندن دین و آئین گزینش شده؟ کجاست آنکه برای زندهکردن کتاب و حدود آن آرزوها به او بسته شده؟ کجاست آن زندهکنندۀ نشانههای آئین و پیروان آن؟ کجاست درهم شکنندۀ توانایی تجاوزگران؟
اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ؟ اَیْنَ مُبیدُ اَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ؟ اَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَالشِّقاقِ؟ اَیْنَ طامِسُ اثارِ الزَّیْغِ وَالْأَهْواءِ؟ اَیْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْکِذْبِ وَالْإِفْتِراءِ؟ اَیْنَ مُبیدُ الْعُتاةِ وَالْمَرَدَةِ؟ اَیْنَ مُسْتَأْصِلُ اَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْإِلْحادِ؟
کجاست ویرانکنندۀ بنیانهای شرک و دورویی؟ کجاست ازبینبرندۀ اهل فسق و گناه و سرکشی؟ کجاست دروکننده شاخههای گمراهی و شکاف؟ کجاست ازبینبرندۀ اثرهای کژی و هواپرستی؟ کجاست برّنده ریسمانهای دروغ و افترا؟ کجاست نابودکنندۀ سرکشان و طغیانگرها؟ کجاست ریشهکنکنندۀ اهل عناد و لجاجت وگمراهی و شرک؟
اَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاءِ وَمُذِلُّ الْأَعْداءِ؟ اَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَی التَّقْوی؟ اَیْنَ بابُ اللَّهِ الَّذی مِنْهُ یُؤْتی؟ اَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذی اِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ؟ اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَالسَّماءِ؟ اَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رایَةِ الْهُدی؟ اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا؟ اَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیاءِ وَاَبْناءِ الْأَنْبِیاءِ؟
کجاست عزتدهنده و پیروزکنندۀ دوستان و خوارکنندۀ دشمنان؟ کجاست هماهنگکنندۀ سخن برمبنای تقوی؟ کجاست آن درِ خداوندی که آمدن از آن میسّر است؟ کجاست آن وجه و جمال خدا که دوستان بهسوی او روی آورند؟ کجاست آن پیونددهندۀ میان زمینیان و آسمانیان؟ کجاست صاحب روز پیروزی و برافراشتهکنندۀ پرچم هدایت؟ کجاست فراهمآورندۀ پراکندگی شایستگی و خشنودی؟ کجاست خواستار خونخواهی پیامبران و فرزندان آنان؟
اَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ؟ اَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَافْتَری؟ اَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذی یُجابُ اِذا دَعی؟ اَیْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوی؟ اَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفی وَابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضی وَابْنُ خَدیجَةَ الْغَرَّاءِ وَابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْری؟ بِأَبی اَنْتَ وَاُمّی وَنَفْسی لَکَ الْوِقاءُ وَالْحِمی.
کجاست خونخواه و کشتۀ کربلا (1)؟ کجاست آن پیروزمند بر هرکه بر حریم او تجاوز کند و افترا بندد؟ کجاست آن مضطری که هرگاه دعا کند مستجاب میشود؟ کجاست آن صدرنشین آفریدگان دارای نیکوکاری و خویشتنداری؟ کجاست فرزند پیامبر برگزیده و فرزند علیّ مرتضی و فرزند خدیجۀ نورانی و فرزند فاطمه بزرگوار؟ پدر و مادرم فدای تو، جانم سپر بلای تو و حمایتکنندۀ تو باد، ای فرزند سروران مقرّب.
یَابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبینَ، یَابْنَ النُّجَباءِ الْأَکْرَمینَ، یَابْنَ الْهُداةِ الْمُهْتَدینَ، یَابْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبینَ، یَابْنَ الْغَطارِفَةِ الْأَنْجَبینَ، یَابْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبینَ، یَابْنَ الْقَماقِمَةِ الْأَکْرَمینَ، یَابْنَ الْأَطائِبِ الْمُعَظَّمینَ الْمُطَهَّرینَ، یَابْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَةِ، یَابْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَةِ، یَابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ، یَابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ.
ای فرزند برگزیدگان گرامی، ای زادۀ راهنمایان راهیافته، ای فرزند شایستگانِ پاکیزه، ای زادۀ مهتران نجیب، ای زادۀ رادمردان برگزیده، ای فرزند شخصیتها و سران بسیار گرامی، ای زادۀ پاکیزهترین بزرگان پاک، ای فرزند ماههای تابان، ای زادۀ چراغهای تابناک، ای فرزند شهابهای نفوذکننده، ای زادۀ ستارگان فروزان.
نسب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
یَابْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ، یَابْنَ الْأَعْلامِ الّلائِحَةِ، یَابْنَالْعُلُومِ الْکامِلَةِ، یَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ، یَابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثُورَةِ، یَابْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ، یَابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ، یَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ.
ای فرزند راههای آشکار، ای پسر نشانههای فروزنده، ای فرزند دانشهای تمامعیار، ای زادۀ روشهای شناخته شده، ای فرزند نشانههای روایتشده، ای زادۀ معجزههای موجود، ای فرزند ادّلۀ مشهود، ای زادۀ راه راست.
یَابْنَ النَّبَأِ الْعَظیمِ، یَابْنَ مَنْ هُوَ فی اُمِّ الْکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکیمٌ، یَابْنَ الْأیاتِ وَالْبَیِّناتِ، یَابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِراتِ، یَابْنَ الْبَراهینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ، یَابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، یَابْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ، یَابْنَ طه وَالْمُحْکَماتِ، یَابْنَ یس وَالذَّارِیاتِ، یَابْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ، یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّی، فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی، دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلی.
1) . نفی آرای کسانی که انتقامگیری از قاتلان امام حسین را صحیح نمیدانند (مرجئه)، همچنین این عبارات تأیید انتقامگیری به روش صحیح میباشد. (الامدی، ابکار الافکار فی اصول الدین، ج5، ص85).
ای فرزند خبر بزرگ، ای پسر کسی که او در امّالکتاب و پیشگاه خداوند، علی حکیم است، ای فرزند نشانیها و روشنگریها، ای زادۀ معجزات آشکار، ای فرزند برهانها و مدرکهای روشن و حیرتانگیز، ای زادۀ حجّتهای بالغه، ای فرزند نعمتهای سرشار، ای زادۀ طه و محکمات، ای فرزند یس و ذاریات، ای زادۀ طور و عادیات، ای فرزند کسی که نزدیک شد و درآویخت، بهمانند نزدیکی دو کمان یا نزدیکتر؛ آن نزدیک که تقرب بود از علیّ اعلی.
ندبه بر دوری از امام زمان
لَیْتَ شِعْری اَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی؟ بَلْ اَیُّ اَرْضٍ تُقِلُّکَ اَوِالثَّری؟ اَبِرَضْوی اَمْ غَیْرِها اَمْ ذی طُوی؟ عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری؟ وَلا اَسْمَعَ لَکَ حَسیساً وَلا نَجْوی، عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ لا یُحیطَ بی دُونَکَ الْبَلْوی، وَلا یَنالَکَ مِنّی ضَجیجٌ وَلا شَکْوی.
ای کاش میدانستم که دوری، تو را در کجا مستقر کرده؟ یا کدام سرزمین یا خاک، تو را دربرگرفته، آیا در رَضوی یا غیر آن یا در ذی طُوی هستی؟ چه سخت است برایم که همۀ آفریدگان را ببینم و تو دیده نشوی، و هیچ صدای پنهانی حتی آهسته از تو نشنوم، و گران است برای من که گرفتاریها بدون من تو را احاطه کند، و از من ناله و شکایتی به تو نرسد.
بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ نازِحٍ یَنْزَحُ عَنَّا، بِنَفْسی اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّی، مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنَّا، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لایُسامی، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ اَثیلِ مَجْدٍ لا یُجاری، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاها، بِنَفْسی اَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لا یُساوی.
جانم به فدایت، ای پنهانی که از ما دور نیستی. جان به قربانت، ای دور شده از وطن که از ما دور نشدهای، فدایت شوم. ای آرزوی مشتاقان که هر مرد و زن با ایمان، آرزومندت بوده و با یاد تو ناله میزنند، جانم فدای تو باد. ای رشته عزّتی که برتری بر آن میسّر نیست قربانت گردم. ای بزرگوار سرفراز که همانندی نداری. ای به فدایت، تو از نعمتهای دیرینه هستی که همسنگی نداری. (1)جانم به قربانت ای رمز شرافت که همتایی نداری.
1) . انگیزش معنوی (spiritual motivation): از ابعاد این انگیزه، باورها و اعتقاداتی است که در زندگی معنی و هدف میآفریند (حمدیه، تفکر الهی و بهداشت روانی، ص 40). طلب راهگشایی و پناهجویی امام ازجمله اموری است که سبب تقویت انگیزۀ معنوی میشود و این مصادیق در چندعبارت فوق بهصورت پراکنده آمده است؛ اگر نیایشگر با خواندن دعا به مفاهیم آن توجه کند و این عبارات جزء نگرشهای وی بشود میتواند انگیزههای معنوی خود را تقویت و تثبیت نماید این امر یعنی تقویت انگیزه معنوی و نگرش سازی با الگوی دعا میتواند در هدفمندی و معنابخشی به مسائل زندگی و مشکلات فردی و سلامت روانی افراد مؤثر باشدنگارنده نمونه این نگرش سازی را بابیماران صعب العلاج مددجویان زندان ومعتادان کارکرده است.
دشواریهای زمان غیبت
اِلی مَتی اَحارُ فیکَ یا مَوْلایَ؟ وَاِلی مَتی وَاَیَّ خِطابٍ اَصِفُ فیکَ وَاَیَّ نَجْوی؟ عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اُجابَ دُونَکَ وَاُناغی، عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الْوَری، عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما جَری، هَلْ مِنْ مُعینٍ؟ فَاُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکاءَ، هَلْ مِنْ جَزُوعٍ؟ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا، هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَتُسْعِدَها عَیْنی عَلَی الْقَذی؟ هَلْ اِلَیْکَ یَابْنَ اَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقی؟ هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ بِعِدَةٍ فَنَحْظی؟ مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوی؟
تا کی سرگشته و حیران تو باشم مولای من تا کی؟ با چه کلام و زبانی تو را بستایم و چگونه رازی در میان بگذارم؟ چه سخت است برایم که از غیر تو پاسخ شنوم و همسخن گردم، بسیار دشوار است که برای تو اشک بریزم و مردم تو را واگذارند، گران است برایم آنچه بر تو میگذرد و بر دیگران نمیگذرد.
آیا یار و یاوری هست که با وی شیون و گریۀ طولانی را سر بدهم؟ آیا نالهکنندهای هست که به نالههای او درحال تنهایی یاریش کنم؟ آیا چشمِ خار وخاشاک رفتهای هست که چشم من در ناراحتی آن یاری کند؟ آیا ای فرزند احمد، راهی به سوی تو هست که ملاقاتی با تو صورت گیرد؟ آیا این روز ما به وعدهای از شما میرسد که دیدار جمالت بهرهمند گردیم؟
مَتی نَنْتَفِعُ مِنْ عَذْبِ مائِکَ؟ فَقَدْ طالَ الصَّدی، مَتی نُغادیکَ وَنُراوِحُکَ فَنُقِرُّ عَیْناً؟ مَتی تَرانا وَنَریکَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُری؟
چه زمانی وارد چشمههای سیرابکننده میشویم تا سیراب گردیم؟ چه زمانی از آب گوارای [ظهور] تو بهرهمند میشویم، [زیرا] تشنگی به درازا کشید؟ کی شود بامدادان و شامگاهان با تو باشیم تا دیده به دیدارت روشن کنیم؟ چه روزگاری شما ما را میبینید و ما شما را دیدار میکنیم، [روزی] که پرچم پیروزی را برافرشتهای و نمایان شدهای؟
آثار و نتایج ظهور
اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَاَنْتَ تَاُمُّ الْمَلَاَ؟ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً وَاَذَقْتَ اَعْدائَکَ هَواناً وَعِقاباً، وَاَبَرْتَ الْعُتاةَ
وَجَحَدَةَ الْحَقِّ وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظَّالِمینَ، وَنَحْنُ نَقُولُ اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.
آیا میشود ما را ببینی که پیرامونت را گرفتهایم و شما رهبری مردم را بهدست گرفتهای و زمین را از عدل و داد پر کردهای، و دشمنانت را خواری و عقاب چشاندهای، و سرکشان و منکران حق را نابود کردهای، و کبرورزان را ریشهکن نمودهای، و ستمگران را از بیخوبن برانداختهای؛ (1)میگوییم سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است.
اَللَّهُمَّ اَنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَالْبَلْوی، وَاِلَیْکَ اَسْتَعْدی فَعِنْدَکَ الْعَدْوی، وَاَنْتَ رَبُّ الْأخِرَةِ وَالدُّنْیا، فَاَغِثْ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلی، وَاَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدیدَ الْقُوی، وَاَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسی وَالْجَوی، وَبَرِّدْ غَلیلَهُ یا مَنْ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی، وَمَنْ اِلَیْهِ الرُّجْعی وَالْمُنْتَهی.
بارالها! تو برطرفکنندۀ غمها و گرفتاریها هستی و شکایت پیش تو آرم. [زیرا] دادخواهی نزد توست، و تو پروردگار دنیا و آخرتی؛ پس ای فریادرس پناهندگان، بنده کوچک گرفتار را پناه ده، ای بسیار قدرتمند، آقا و مولایش را به او نشان ده و بنمایان، و بهوسیلۀ او اندوه و سوز دل را از وی برطرف نما.
ای کسی که بر عرش استواری، (2)سوز تشنگی را خنک گردان، ای کسی که بازگشت و سرانجام کار بهسوی اوست.
اَللَّهُمَّ وَنَحْنُ عَبیدُکَ التَّائِقُونَ اِلی وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَبِنَبِیِّکَ خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً، وَاَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنینَ مِنَّا اِماماً، فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّةً وَسَلاماً، وَزِدْنا بِذلِکَ یارَبِّ اِکْراماً، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً، وَاَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدیمِکَ اِیَّاهُ اَمامَنا حَتّی تُورِدَنا جِنانَکَ وَمُرافَقَةَ الشُّهَداءِ مِنْ خُلَصائِکَ.
1) . کاراکتر بیاخلاق (Amoral character): افرادی که در تربیت آنها اصول و مفاهیم اخلاقی محکمی به کار نرفته تنها به منافع خویش توجه کرده و نوعدوستی آنان بهخاطر منفعت خودشان میباشد، معمولا چنین افرادی اضطراب، پشیمانی، احساس گناه و تنبیه نسبت به رفتار خود ندارند و بالعکس معمولاً از خود رفتارهای شرارتآمیزی برای خنثیکردن تنبیه ازسوی محیط و دیگران بروز میدهند که این رفتار در قالب سرکشی و ستمگری بروز مینماید (شاملو، بهداشت روانی، ص 192). این منش در دیدگاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وهمه پیشوایان دینی مذموم است و برای از بینبردن این ناهنجاری به همراه تلاش از خدا در قالب دعا یاری میجوید؛ بنابراین دعا نوعی تذکر به رفتار زشت است که نیایشگر با خواندن و تدبر درآن میتواند متنبه شود وبا توسل به خدا و ائمه میتواند در بازسازی خود موفق شود که این امر در رفتار درست بروز پیدا میکند.
2) . (الرَّحمن عَلَی العَرشِ استَوی(؛ (طه: 5).
خداوندا! ما بندگان کوچک تو و مشتاق ولیّ تو هستیم که یادآور تو و پیامبر توست که او را برای ما نگهبان و پناهگاه آفریدی، و او را برای ما پشتوانه و پناهگاه نمودی، و برای مؤمنان از ما امام و پیشوا قرار دادی، پس تحیّت و درود ما را به وی برسان؛ خدایا، بدینوسیله، کرامت ما را افزون گردان، و قرارگاه او را جایگاه و پایگاهِ قرار ده، و با پیشوا قراردادن او نعمتت را بر ما تمام گردان، تا ما را به بهشت خود وارد فرموده و با شهیدان با اخلاصت همنشین گردانی.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلی جَدِّهِ مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ السَّیِّدِ الأَکْبَرِ وَعَلی اَبیهِ السَّیِّدِ الأَصْغَرِ وَجَدَّتِهِ الصِّدّیقَةِ الْکُبْری فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ، وَعَلی مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ ابائِهِ الْبَرَرَةِ، وَعَلَیْهِ اَفْضَلَ وَاَکْمَلَ وَاَتَمَّ وَاَدْوَمَ وَاَکْثَرَ وَاَوْفَرَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَصْفِیائِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ. وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلوةً لا غایَةَ لِعَدَدِها وَلا نِهایَةَ لِمَدَدِها وَلا نَفادَ لِأَمَدِها.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست و بر جد محمد و پیامبر تو، بزرگترین سرور، و بر پدر او سرور کوچکتر، و بر بزرگ مادرش صدیقۀ کبری، فاطمه دخت محمد درود فرست، درود بر وی و خاندانش، و بر نیاکان نیکوکارش که برگزیده توست، و بر خود او؛ برترین کاملترین، تمامترین، جاویدترین، بیشترین و فزونترین درودی که بر یکی از برگزیدگان و منتخبان آفریدهات فرستادهای، و بر او درود فرست درودی که شمارهاش نامحدود و گسترش آن بیپایان و زمان آن بیانتهاست.
اهمیت و آثار تربیتی و معنوی دعا
اَللَّهُمَّ وَاَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَاَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ وَاَدِلْ بِهِ اَوْلِیائَکَ وَاَذْلِلْ بِهِ اَعْدائَکَ وَصِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنا وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّی اِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَیَمْکُثُ فی ظِلِّهِمْ، وَاَعِنَّا عَلی تَاْدِیَةِ حُقُوقِهِ اِلَیْهِ وَالْإِجْتِهادِ فی طاعَتِهِ وَاجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ، وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعائَهُ وَخَیْرَهُ، ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَفَوْزاً عِنْدَکَ.
خداوندا! به وجود او حق را پابرجا و باطل را نابود گردان، و دوستانت را با او پیروز و دشمنانت را به وسیلۀ او خوارگردان، خدایا میان ما و او پیوندی برقرار نما، چونان پیوندی که به همنشینی نیاکانش بینجامد، و ما را از کسانی قرار ده که بر دامان آنان چنگ میزنند و در سایۀ آنها درنگ میکنند، ما را یاری فرما. تا حقوق او را ادا نموده و در فرمانبرداریش کوشش داشته و از نافرمانیش دور باشیم و بر ما منّتگذار که خشنودی او را بهدست آوریم، و رأفت و مهربانی و دعا و خیر
و برکت او را برایمان کرم فرما، تا آنجا که بهوسیلۀ او به رحمت پهناورت برسیم و نزد تو رستگار باشیم.
وَاجْعَلْ صَلوتَنا بِهِ مَقبُولَةً وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً وَدُعائَنا بِهِ مُسْتَجاباً. وَاجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً وَهُمؤمنا بِهِ مَکْفِیَّةً وَحَوائِجَنا بِهِ مَقْضِیَّةً وَاَقْبِلْ اِلَیْنا بِوَجْهِکَ الْکَریمِ.
و به برکت او نماز ما را قبول، و گناهان ما را آمرزیده، و دعای ما را مستجاب فرما، و به برکت او روزی ما را گسترده و غصههایمان را برطرف شده، و نیازمندیهای ما را برآورده بگردان و با وجه کریم خویش بر ما توجّه کن.
وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَیْکَ وَانْظُرْ اِلَیْنا نَظْرَةً رَحیمَةً نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرامَةَ عِنْدَکَ. ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنَّا بِجُودِکَ وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ بِکَاْسِهِ، وَبِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنیئاً سائِغاً لا ظَمَأَ بَعْدَهُ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
و تقرّب ما را به درگاهت بپذیر، و با نظر رحمت بر ما نظر افکن تا نزد تو به کرامت کامل برسیم، سپس با بخشش خود، آن نگاه را از ما برمگردان، و ما را از حوض جدّ او که درود خدا بر او و خاندانش باد، با دست او و جام او سیراب گردان، سیراب شدنی سرشار و گوارا و نوشجان، که هرگز پس از آن تشنگی نباشد، ای مهربانترین مهربانان.
نیایش بیستوهشتم: برای رسیدن به آرزوها
اَللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ وَرَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفیعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ وَمُنْزِلَ الزَّبُورِ وَالْقُرْانِ الْعَظیمِ، وَرَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ وَالْأَنْبِیاءِ الْمُرْسَلینَ، اَنْتَ اِلهُ مَنْ فِی السَّماءِ وَاِلهُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا اِلهَ فیهِما غَیْرُکَ وَاَنْتَ جَبَّارُ مَنْ فِی السَّماءِ وَجَبَّارُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لاجَبَّارَ فیهِما غَیْرُکَ وَاَنْتَ خالِقُ مَنْ فِی السَّماءِ وَخالِقُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا خالِقَ فیهِما غَیْرُکَ وَاَنْتَ حَکَمُ مَنْ فِی السَّماءِ وَحَکَمُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لا حَکَمَ فیهِما غَیْرُکَ.
خداوندا! ای پروردگار فروغ بزرگ و خدای کریمی رفیع و خدای دریای آکنده، و فرو فرستندۀ تورات و انجیل و زبور، و خدای سایه و گرما، و نازلکنندۀ قرآن بزرگ، و پروردگار فرشتگان مقرّب و پیامبران و رسولان. تو خدای آنچه در آسمان و خدای آنچه در زمین هست میباشی در آن دو معبودی جز تو نیست؛ و تو فرمانروای هرکه در آسمان و زمین هست میباشی، و در آن دو جز تو فرمانروایی نیست؛ و تو آفریدگار هرچه در آسمان و زمین هست میباشی، و جز تو آفریدگاری در آنها نیست؛ و تو داور آنچه در آسمان و آنچه در زمین هست میباشی، و در آن دو داوری جز تو نیست.
درخواست گسترش رزق و رفع غم
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ وَبِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ وَمُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ. اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ وَبِاسْمِکَ الَّذی یَصْلُحُ عَلَیْهِ الْأَوَّلُونَ وَالْأخِرُونَ یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ وَیا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ وَیا حَیّاً حینَ لا حَیَّ وَیا مُحْیِیَ الْمَوْتی، وَیا حَیُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ یا حَیُّ یا قَیُّومُ. اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنی مِنْ حَیْثُ اَحْتَسِبُ وَمِنْ حَیْثُ لا اَحْتَسِبُ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَیِّباً وَاَنْ تُفَرِّجَ عَنّی کُلَّ غَمٍّ وَهَمٍّ وَاَنْ تُعْطِیَنی ما اَرْجُوهُ وَامُلُهُ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
خداوندا! از تو میخواهم به برکت سیمای کریمانهات، و به فروغ جمال فروزان و روشنگرت و فرمانروایی دیرینهات، ای زندۀ ازلی و ابدی.
از تو میخواهم به آن نامیکه آسمانها و زمینها به برکت آن روشن شدند و به آن نامیکه پیشینیان و پسینیان با آن اصلاح میشوند؛ ای زندۀ پیش از هر زنده، ای زندۀ پس از هر زنده، ای زنده آنگاه که زندهای وجود ندارد، ای زندهکنندۀ مردگان، ای زندهای که جز تو معبودی
نیست، ای زندۀ جاویدان.
از تو میخواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستی، و از جایگاهی که حساب میکنم و از جایی که روی آن حساب نمیکنم روزی گسترده، حلال و پاکیزه نصیبم گردانی، و غم و همۀ اندوهم را از من برطرف نمایی، و آنچه را که امیدوارم و آرزومندم عطا فرمایی، همانا تو بر هر کار توانایی.
نیایش بیستونهم: دعای هر شب ماه رمضان معروف به «دعای افتتاح»
ضرورت ستایش در ابتدای دعا
اَللَّهُمَّ اِنّی اَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِکَ وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ وَاَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمینَ فی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فی مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَةِ وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فی مَوْضِعِ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمَةِ. اَللَّهُمَّ اَذِنْتَ لی فی دُعائِکَ وَمَسْئَلَتِکَ، فَاسْمَعْ یا سَمیعُ مِدْحَتی، وَاَجِبْ یا رَحیمُ دَعْوَتی، وَاَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتی، فَکَمْ یا اِلهی مِنْ کُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَهُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَها وَعَثْرَةٍ قَدْ اَقَلْتَها وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها وَحَلْقَةِ بَلاءٍ قَدْ فَکَکْتَها.
خداوندا! من ستایش تو را با سپاس تو آغاز مینمایم، و تو با بخشش خود راه درست را استوار مینمایی، و باور دارم در جایگاه گذشت و مهربانی، مهربانترین مهربانانی، و برای عبرتآموزی و انتقام، سختترینِ مجازاتکنندگانی، و در جایگاه بزرگی و بزرگواری، بزرگترین فرمانروایانی. خداوندا! به مقام نیایش و درخواست از درگاهت مرا اجازه فرمودی، پس ای شنوا ستایشم را بشنو، ای مهربان نیایشم را اجابت نما، ای آمرزندۀ لغزش مرا درگذر. خدایا چه بسیار است اندوهی که برطرف ساختی، و غصههایی که برداشتی، و لغزشی که نادیده گرفتی، و مهربانی که گسترش دادی، و زنجیر گرفتاری که باز کردی.
اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً اَلْحَمْدُ للَّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِّها عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها. اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لا شَریکَ لَهُ فی خَلْقِهِ وَلا شَبیهَ لَهُ فی عَظَمَتِهِ.
سپاس برای خداوندی است که همسر و فرزند نگرفته، در فرمانروایی شریکی نداشته، او را از رهگذر ناتوانی، مددکاری نبوده؛ پس او را بسیار بزرگ دار. سپاس از آنِ خداوند است بر همۀ ستودنیهایش و بر همۀ نعمتهایش. سپاس از آن خداوندی است که در آفرینش شریک در بزرگیش همانند نداشته؛ سپاس خدای را که فرمان او (1)
1) . شکر ((grace متخصصان معنوی شکر رایک الگوی مثبت ویک حالت روان شناختی میدانندکه منجربه قدردانی شده ویکی از اصول رواندرمانی دینی است که غالباً منجر به برقراری رابطهای آگاهانه با زندگی معنوی و رسیدن به حالت شکرگزاری دربرابر خداوند و قوانین خلقت میگردد (کلانتری، معنویت و روان شناسی مثبت، ص 52). این امر (شکر) در حوزه درمان بهعنوان عامل بازگشت به سلامتی اثردارد. ما معتقدیم هنگام خواندن دعا اگر توجه به مفاهیم و تکرار واژه داشته باشیم و با دعا مأنوس شویم و آموزههای آن را باور کنیم در ارتقای سلامت ما مؤثر است؛ زیرا حضرت در غالب دعاها واین دعا مکرر لفظ شکر را بهکار برده نیایشگرمیتواند با خواندن دعا، والگوگیری از آن شکرگزاری راجزء نگرش خود سازد و اگر توجه او به سپاس و شکر بیشتر شود طبق تحقیقات انجام شده، براساس نظر متخصصان سایکونورایمونولوژی، این نگرش مثبت (شکرگزاری واقعی) در سلامت جسم مؤثر است و طبق نظر روانشناسان بهعنوان مثبتنگری در روان مؤثر خواهد بود.
اَلْحَمْدُ للَّهِ الْفاشی فِی الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ، اَلظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ، اَلْباسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ، اَلَّذی لا تَنْقُصُ خَزائِنُهُ، وَلا تَزیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطاءِ اِلاَّ جُوداً وَ کَرَماً، اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْوَهَّابُ.اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ قَلیلاً مِنْ کَثیرٍ مَعَ حاجَةٍ بی اِلَیْهِ عَظیمَةٍ وَغِناکَ عَنْهُ قَدیمٌ وَ هُوَ عِنْدی کَثیرٌ وَهُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسیرٌ.
و سپاس او در آفرینش آشکار است، بزرگواریش با کرم پدیدار گشته، دست عنایتش با بخشش گسترده گردیده، گنجینههایش کم نگردد، و زیادی بخشش برای او جز جود و کرامت نیفزاید؛ همانا او عزیز و پیروز و بخشنده است.
خداوندا، اندکی از امور بسیار را از تو میخواهم، با آنکه نیازم به آن زیاد است و تو از دیرباز از آن بینیاز بودی، همان اندک نزد من بسیار است؛ ولی آن برای تو سهل و آسان است.
بردباری پروردگار دربرابر جهل بنده
اَللَّهُمَّ اِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبی وَتَجاوُزَکَ عَنْ خَطیئَتی وَصَفْحَکَ عَنْ ظُلْمی وَسِتْرَکَ عَلی قَبیحِ عَمَلی وَحِلْمَکَ عَنْ کَثیرِ جُرْمی عِنْدَ ما کانَ مِنْ خَطَأی وَعَمْدی اَطْمَعَنی فی اَنْ اَسْئَلَکَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ، اَلَّذی رَزَقْتَنی مِنْ رَحْمَتِکَ وَاَرَیْتَنی مَنْ قُدْرَتِکَ وَعَرَّفْتَنی مِنْ اِجابَتِکَ، فَصِرْتُ اَدْعُوکَ امِناً. وَاَسْئَلُکَ مُسْتَأنِساً، لا خائِفاً وَلا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَیْکَ فیما قَصَدْتُ فیهِ اِلَیْکَ، فَاِنْ اَبْطَأَ عَنّی عَتَبْتُ بِجَهْلی عَلَیْکَ، وَلَعَلَّ الَّذی اَبْطَأَ عَنّی هُوَ خَیْرٌ لی، لِعِلْمِکَ بِعاقِبَةِ الْأُمُورِ. فَلَمْ اَرَ مَوْلاً کَریماً اَصْبَرَ عَلی عَبْدٍ لَئیمٍ مِنْکَ عَلَیَّ. یا رَبِّ اِنَّکَ تَدْعُونی فَاُوَلّی عَنْکَ وَتَتَحَبَّبُ اِلَیَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَیْکَ وَتَتَوَدَّدُ اِلَیَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْکَ کَاَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذلِکَ مِنَ الرَّحْمَةِ لی وَالْأِحْسانِ اِلَیَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَیَّ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِکَ اِنَّکَ جَوادٌ کَریمٌ.
خداوندا! همانا آمرزش از گناهم و گذشت از خطایم و چشمپوشی از ستمکاریم و پردهپوشی از زشتکاریم و بردباری از گناهِ بسیارم آنگاه که اشتباه و عمد انجام دادم، مرا به طمع واداشته تا
اینکه از تو چیزی بخواهم که شایستگیاش را ندارم، همانکه از مهربانیت روزیم گردانیدی و از تواناییت نشانم دادی و پذیرا بودنت را به من شناساندی؛ پس چنان گشتم که تو را با آرامش میخوانم.
و با انس و همدمی بدون ترس و هراس از تو درخواست میکنم و بر آنچه قصد کردم برای تو دلیل میآوردم؛ پس حاجتم دیر برآورده شد و از روی نادانی سرزنش کردم و شاید آنچه سبب دیر برآورده شدن [حاجتم] بوده، برایم بهتر بوده چون تو به سرانجام کارها دانایی. (1)پس هیچ مولای بزرگواری را ندیدهام که بر بندۀ پستی مانند من بردبارتر باشد.
پروردگارا! تو مرا میخوانی [و] من از تو روی میگردانم، تو اظهار دوستی مینمایی و من دشمنی میورزم، ابراز محبّت میکنی من نمیپذیرم، گویا من منّت بر تو دارم، [اما] این [اشتباهات] مانع مهربانی و احسان و افزودن تو با بخشش و کرمت برایم نشده، پس بر این بندۀ نادان مهربان باش و با احسانِ افزونت او را ببخشا؛ همانا تو بخشنده و کریمی.
روش دعا و نیایش
اَلْحَمْدُ للَّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الْأِصْباحِ، دَیَّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ، وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ. اَلْحَمْدُ للَّهِ خالِقِ الْخَلْقِ، باسِطِ الرِّزْقِ فاِلقِ الْإِصْباحِ، ذِی الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعامِ الَّذی بَعُدَ فَلا یُری وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوی، تَبارَکَ وَتَعالی.اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لَیْسَ لَهُ مُنازِعٌ یُعادِلُهُ وَلا شَبیهٌ یُشاکِلُهُ وَلا ظَهیرٌ یُعاضِدُهُ، قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ، وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَماءُ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما یَشاءُ.اَلْحَمْدُ
1) . بهداشت روانی (Mental health): بهداشت از دو کلمه به، داشت تشکیل شده به معنی نیکو نگه داشتن، بهداشت روان یعنی اموری که میتواند روان ما را نیکو نگه دارد (شهیدی، اصول و مبانی بهداشت روانی، ص8). از اصول آن، شناختن قدرت و شایستگی و محدودیتهای خود و دیگران است. بهعبارت اگر دیگر فرد، واقعبینی پیدا کند، این امر در تحقق بهداشت روان وی مؤثر میباشد (میلانیفر، بهداشت روانی، ص 63) آنچه در عبارات این دعا آمده (قبول گناه و عجز خود و مصلحت در تأخیر اجابت دعا....)اگر الگوی فکری نیایشگر با خواندن و باور آن شکل گیرد نیایشگرمیتواند، واقعبینی مثبت به موضوعات متعدد را در خود تثبیت نماید و با رعایت اصول دیگر به سلامت روان دست یابد. البته موضوعات انتخاب شده بصورت کلید واژه مطرح شده و برای تبیین و فرایند اثربخشی آنها نیاز به توضیح بیشتری داریم که در کتب دیگر نویسنده مانند مجموعه کتب مراقبت معنوی ویژه بیماران به برخی از آنها پرداخته شده است.
للَّهِ الَّذی یُجیبُنی حینَ اُنادیهِ وَیَسْتُرُ عَلَیَّ کُلَّ عَوْرَةٍ وَاَنَا اَعْصیهِ، وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَیَّ فَلا اُجازیهِ، فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنیئَةٍ قَدْ اَعْطانی، وَعَظیمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ کَفانی، وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَرانی، فَاُثْنی عَلَیْهِ حامِداً وَاَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً.
سپاس مخصوص خداوندی است، فرمانروای هستی، روانکنندۀ کشتیها، رامکنندۀ بادها، شکافندۀ سپیدهدم، جزادهندۀ روز جزا و پروردگار جهانیان است.
سپاس مخصوص خداوند است بر بردباریش پس از دانستنش، سپاس مخصوص خداوند است بر بخشش او پس از توانمندیش، سپاس مخصوص خداوند است بر بردباری بلندش به هنگام خشمش و او بدانچه اراده فرماید توانا است.
سپاس مخصوص خداوند است آفریدگار آفریدگان، گسترانندۀ روزی، شکافندۀ سپیدهدم، [خدایی که] صاحب شکوه و بزرگواری، و افزونی و انعام است؛ آن خدایی که دور شده پس دیده نمیشود، و نزدیک شده پس گواه رازونیاز و سخنان پنهانی است، او با برکت و بلندمرتبه است.
سپاس مخصوص خداوندی که برای او ستیزهگری نیست که با او بردباری کند، همانندی نیست که با او همگونی کند، و پشتیبانی نیست که مددکار او باشد، با عزّت خود عزیزان را مقهور ساخته، و بزرگان دربرابر عظمتش فروتن شده، و با تواناییش بر هرچه خواهد رسیده.
اخلاص در دعا
سپاس مخصوص خدایی است که هرگاه او را بخوانم پاسخ میدهد، و هر بدی را برایم میپوشاند؛ درحالیکه او را نافرمانی میکنم، و نعمت بزرگ بر من میبخشد و من سپاسگزارش نیستم؛ پس چقدر بخششهای گوارایی که برایم عطا فرموده، و بزرگ هول و ترسی که از من دفع نموده، و شادیهای دلانگیز که بر من نشان داده؛ پس من هم با ستایش ثناگویش هستم، و او را به پاکی و منزّه بودن یاد میکنم.
اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لا یُهْتَکُ حِجابُهُ وَلا یُغْلَقُ بابُهُ وَلا یُرَدُّ سائِلُهُ وَلا یُخَیَّبُ امِلُهُ. اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی یُؤْمِنُ الْخائِفینَ وَیُنَجِّی الصَّالِحینَ وَیَرْفَعُالْمُسْتَضْعَفینَ وَیَضَعُ الْمُسْتَکْبِرینَ وَ یُهْلِکُ مُلُوکاً وَیَسْتَخْلِفُ اخَرینِ. وَالْحَمْدُ للَّهِ قاِصمِ الجَبَّارینَ، مُبیرِ الظَّالِمینَ، مُدْرِکِ الْهارِبینَ، نَکالِ الظَّالِمینَ، صَریخِ الْمُسْتَصْرِخینَ، مَوْضِع ِ حاجاتِ الطَّالِبینَ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنینَ.
سپاس مخصوص خدایی که پردۀ او دریده نشود، درگاهش بسته نشود، نیازمند او رد نشود،
آرزومند او محروم نگردد. (1)سپاس مخصوص خداوندی که بیمناکان را میبخشد، شایستگان را نجات میدهد، بیچارگان را بلند میگرداند، کبرورزان را پایین میاندازد، فرمانروایان را میمیراند و دیگران را برجای آنها مینشاند. و ستایش خدایی را که درهمکوبندۀ سرکشان، نابودکنندۀ ستمگران، دریابندۀ گریزندگان، عبرتدهندۀ ستمکاران، فریادرس فریادخواهان، جایگاه نیازهای درخواستکنندگان و تکیهگاه مؤمنان است.
درک عظمت الهی
اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَ سُکَّانُها وَتَرْجُفُ الْأَرْضُ وَعُمَّارُها وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ یَسْبَحُ فی غَمَراتِها. اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّهُ.اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی یَخْلُقُ وَلَمْ یُخْلَقْ وَیَرْزُقُ وَلا یُرْزَقُ وَیُطْعِمُ وَلا یُطْعَمُ وَیُمیتُ الْأَحیاءَ وَیُحْیِی الْمَوْتی وَهُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
سپاس مخصوص خداوندی که آسمان و ساکنانش از بیم او به لرزه افتند و زمین و آبادکنندگانش میلرزند، و دریاها و آنچه در اعماقش شناور است پیچ و تاب میخورند؛ سپاس مخصوص خدای که ما را به این امر راهنمایی فرموده و اگر خدا ما را راهنمایی نمیکرد، ما راه نمییافتیم. (2)
سپاس مخصوص خداوندی که میآفریند و او آفریدگار ندارد، روزی میدهد و نیاز به روزی ندارد، خوراک میدهد و خود نیازمند خوراک نیست، زندهها را میمیراند و مردگان را زنده میکند، او زندهای است که نمیمیرد؛ نیکی بهدست اوست و او بر هرکاری تواناست.
1) . قدردانی (appreciation): از مفاهیم روانشناختی بوده که در متون دینی با نام «شکر و سپاس» مطرح است، قدردانی دربرابر خدا علاوهبر ارضای یکیاز نیازهای اساسی روان انسان، شرایط درونیسازی ارزشهای الهی را در انسان فراهم میآورد. پژوهشهای تجربی، قدردانی را یکیاز عوامل مهم بهزیستی قلمداد کرده (آقابابائی، «نقش احساس قدردانی در رضایت از زندگی»، ش11، ص46). تکرار واژۀ سپاس هنگام توصیف و ذکر نعمت خالق، الگویی است که نیایشگرمیتواند با تکراروتوجه و باور آن روحیۀ شکرگزاری را در خود تثبیت مینماید که این امر سبب تقویت مثبتنگری وی شده که در ارتقای سلامت روانی او مؤثر است. البته فرایند تبیین وتثبیت این بحث مجال دیگری را میخواهد.
2) . ( ... و قالوا الحَمدُللهِ الذی هَدانا لِهذا و ماکُنّا لِنَهتَدیَ لَولا ان هَدانا الله لَقد جائت رُسُل رَبَّنا بالحق و نودوا اَن تِلکُمَ الجنة اُورِثتمُوها بِما کُنتم تَعلمون(؛ (اعراف: 43).
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَاَمینِکَ وَصَفِیِّکَ وَحَبیبِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَحافِظِ سِرِّکَ وَمُبَلِّغِ رِسالاتِکَ، اَفْضَلَ وَاَحْسَنَ وَاَجْمَلَ وَاَکْمَلَ وَاَزْکی وَاَنْمی وَاَطْیَبَ وَاَطْهَرَ وَاَسْنی وَاَکْثَرَ ما صَلَّیْتَ وَبارَکْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلی اَحَدٍ مِن عِبادِکَ وَاَنْبِیائِکَ وَرُسُلِکَ وَصَفْوَتِکَ وَاَهْلِ الْکَرامَةِ عَلَیْکَ مِن خَلْقِکَ.
خداوندا! بر محمد بندۀ تو و فرستادۀ تو و امین تو و برگزیدۀ تو و دوست تو و گزینششده از آفریدگانت و نگهدارندۀ راز تو و رسانندۀ پیامهای تو درودی که فزونترین، نیکوترین، زیباترین، کاملترین، پاکترین، بالندهترین، گواراترین، پاکترین، درخشانترین و بیشترین درودی باشد که تاکنون [به برگزیدگانت] فرستادی و [درودی که بیشتر باشد از آنچه که] برکت دادی و ترحم نمودی و مهربانی فرمودی و سلام کردی بر هریک از بندگانت و پیامبرانت و فرستادگانت و برگزیدگانت و آن آفریدگانت که اهل کرامت برتو هستند.
آیندۀ بشریت و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ عَبْدِکَ وَوَلیِّکَ وَاَخی رَسُولِکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ وَایَتِکَ الْکُبْری وَالنَّبَأِ الْعَظیمِ وَصَلِّ عَلَی الصِّدّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَصَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَیِ الْهُدی، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ. وَصَلِّ عَلی اَئِمَّةِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَالْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ، حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَاُمَنائِکَ فی بِلادِکَ صَلَوةً کَثیرَةً دائِمَةً.
خداوندا! بر علی امیرمؤمنان و جانشین فرستادۀ خدای جهانیان که بنده تو و ولیّ تو و برادر فرستادهات و حجّت و الگوی تو بر آفریدگانت وآیت کبری و نشان بزرگ تو و خبر بس بزرگ است درود فرست. و بر صدیقۀ طاهره حضرت فاطمه، سرور زنان جهانیان درود فرست، و بر دو نوۀ پیامبر رحمت و دو پیشوای هدایت، امام حسن و امام حسین، دو سرور جوانان اهل بهشت درود فرست (1)و بر امامان و پیشوایان مسلمانان علیبن حسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسیبن جعفر و علیبن موسی و محمدبن علی و علیبنمحمد و موسیبنجعفر و علیبنموسی و
1) . نفی آرای کسانی که متأخر این گروه امامت حسنین را به نیابت از محمد حنفیه میدانستند.
محمدبن علی و علیبن محمد و حسنبنعلی و جانشین هدایتگر و هدایتشده، حجّتها و الگوهای تو بر بندگانت و امانتداران تو در سرزمینهایت درود فرست درودی فراوان و جاودان.
اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیِّ اَمْرِکَ الْقائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَحُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ وَاَیِّدْهُ بِروُحِ الْقُدُسِ یا رَبَّ الْعالَمینَ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِیَ اِلی کِتابِکَ وَالْقائِمَ بِدینِکَ اِسْتَخْلِفْهُ فی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِ، مَکِّنْ لَهُ دینَهُ الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ لَهُ، اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً.
خداوندا! بر ولیّ امرت، قائم آرزو شده و مورد انتظار، درود فرست و اطراف او را با فرشتگان مقرّبت فراگیر و با روحالقدس یاریش کن، ای پروردگار جهانیان.
خداوندا! او را چنان قرار ده که فراخواننده به کتاب تو و قیامکننده به ترویج آئین تو باشد، او را خلیفۀ خود در زمین گردان، چنانکه پیش از او کسانی را خلیفه خود گرداندی، و او را برای آئینی که برایش برگزیدی نیرومند ساز، و ترس و بیم او را به ایمنی مبدّل فرما، تا تو را بپرستند و چیزی را انباز تو قرار ندهند.
اَللَّهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ، وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزیزاً، وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسیراً، وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً. اَللَّهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دینَکَ وَسُنَّةَ نَبِیِّکَ حَتّی لا یَسْتَخْفِیَ بِشَیءٍ مِنَالْحَقِّ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ.
خداوندا! او را عزّت عنایت فرما و به برکت او عزیزش گردان، و او را یاری نما و بهوسیلۀ او یاری فرما، و با کمک پیروزمندانه یاریش کن، و گشایش آسان به او عنایت فرما، و از نزد خودت برای او فرمانروایی یاری شده مقرّر فرما. خدایا، آئین خودت و روش پیامبرت را با او آشکار فرما، تا چیزی از حق، از ترس آفریدگانت پنهان نماند.
اَللَّهُمَّ اِنَّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فی دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَاَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَالدُّعاةِ اِلی طاعَتِکَ وَالْقادَةِ اِلی سَبیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالْاخِرَةِ. اَللَّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ.
خداوندا! به درگاهت شوق دارم در یک دولت و حاکمیت گرانقدری که اسلام و مسلمانان را با آن عزیز گردانی، و با آن نفاق و منافقان را خوار گردانی، و ما را در آن دولت از فراخوانان بهسوی فرمانبرداری تو و پیشوایان راه تو قرار دهی؛ و به برکت آن حکومت کرامتِ دنیا و آخرت
روزیمان فرمایی. (1)
خداوندا! حقی را به ما شناساندی، پس توفیق تحمّل وبردباری به ما عنایت فرما، ما را به آنچه ازآن کوتاهی کردیم برسان.
اَللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَکَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ ذلتنا وَاَغْنِ بِهِ عائِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا وَاجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُکَّ بِهِ اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعیدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالْاخِرَةِ امالَنا وَاَعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا. یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطینَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنا وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ. اِنَّکَ تَهْدی مَنْ تَشاءُ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلی عَدُوِّکَ وَعَدُوِّنا اِلهَ الْحَقِّ، امینَ.
خداوندا! به برکت او پراکندگی ما را به جمع و انجمن مبدل گردان، و پراکندگی ما را گردآور، و از همگسیختگی ما را پیوند ده، و بهوسیلۀ او کمی ما را زیاد، و خواریِ ما را به عزت، و عائله و خانوادۀ ما را بینیاز گردان. بدهیهای ما را به برکت او ادا، و تهیدستی ما را با او جبران نما، و شکاف میان ما را با او ببند، و سختی ما را با او آسان نما، و ما را با او سپیدرو گردان، اسیران ما را با (یاری) او آزادنما، و خواستههای ما را با او روا فرما، و وعدههای ما را حتمیگردان، دعاهای ما را با او مستجاب گردان، درخواستهای ما را با او عطا فرما، و به مرحمت او ما را به آرزوهایی که در دنیا و آخرت داریم برسان، و به عنایت او به بالاتر از آنچه اشتیاق داریم کرم فرما. ای بهترینِ درخواستشدگان و گستردهترینِ بخشندگان، بهوسیلۀ او سینههای ما را شفا بخش، و با (یاری) او خشم دلهایمان را بین ببر، و به وجودش ما را به آنچه دربارۀ حق اختلاف شده به اذن خودت راهنمایی فرما؛ البته تو هرکه را بخواهی به راه راست راهنمایی فرمایی، و با او ما را بر دشمنان خودت و دشمنانمان یاری فرما، ای خدای حق، دعای ما را قبول فرما.
1) . دینداری برونسو (extrinsic): اگر فرد دین را وسیلهای برای رسیدن به اهداف شخصی خودش بپندارد، عمل او از تقدس خاص برخوردار نیست (آذربایجانی، درآمدی بر روانشناسی دین، ص 99). بدترین نوع در دینداریِ برونسو آن است که فرد برای اهداف شخصی و مادی خود، اعمال دینی انجام دهد و مردم را فریب دهد که یکیاز مصادیق آن نفاق است، حضرت این امر( نفاق) و استفاده ابزاری از دین را نهی میکنند؛ زیرا از درگاه خداوند خواری و ذلت منافق را میخواهد. طبق تحقیقات متخصصان روان شناسی دین این نوع دینداری با سلامت روان رابطه معنادار ندارد.
اَللَّهُمَّ اِنَّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدّةَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ. وَاَعِنَّا عَلی ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ، تُظْهِرُهُ وَرَحْمَةٍ مِنْکَ، تَجَلِّلُناها وَعافِیَةٍ مِنْکَ، تُلْبِسُناها. بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! ما از فقدان پیامبرمان که درود تو بر او و خاندانش باد و غایبشدن امام ما و زیادی دشمنانمان و کمی تعدادمان و سختی گرفتاریها بر ما و پشتکردن دوران برما، به پیشگاه تو شکایت میآوریم؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را بر همۀ اینها به پیروزی هرچه زودتر از ناحیۀ خودت یاری فرما، و رنج و سختی را برطرف نما، و نصرتی [ده] که با آن عزتبخشی، و فرمانرواییِ حقی که آشکار گردانی، و با مهربانی از جانب تو که ما را با آن شکوهمند نمایی، و لباس عافیتی که آن را بر ما بپوشانی، به حق مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
نیایش سیام: دعای سهماللّیل
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعَزیزِ تَعْزیزِ اِعْتِزازِ عِزَّتِکَ بِطَوْلِ حَوْلِ شَدیدِ قُوَّتِکَ بِقُدْرَةِ مِقْدارِ اِقْتِدارِ قُدْرَتِکَ بِتَأْکیدِ تَحْمیدِ تَمْجیدِ عَظَمَتِکَ بِسُمُوِّ نُمُوِّ عُلُوِّ رَفْعَتِکَ بِدَیْمُومِ قَیُّومِ دَوامِ مُدَّتِکَ بِرِضْوانِ غُفْرانِ اَمانِ رَحْمَتِکَ بِرَفیعِ بَدیعِ مَنیعِ سَلْطَنَتِکَ بِسُعاةِ صِلوةِ بِساطِ رَحْمَتِکَ بِحَقائِقِ الْحَقِّ مِنْ حَقِّ حَقِّکَ بِمَکْنُونِ السِّرِ مِنْ سِرِّ سِرِّکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عِزِّ عِزِّکَ بِحَنینِ اَنینِ تَسْکینِ الْمُریدینَ بِحَرَقاتِ خَضَعاتِ زَفَراتِ الْخائِفینَ، بِامالِ اَعْمالِ اَقْوالِ الْمُجْتَهِدینَ، بِتَجَشُّعِ تَخَضُّعِ تَقَطُّعِ مَراراتِ الصَّابِرینَ، بِتَعَبُّدِ تَهَجُّدِ تَمَجُّدِ تَجَلُّدِ الْعابِدینَ.
خداوندا! از تو میخواهم به آن عزّتِ عزّت داده شده و عزّتپذیری از عزّت تو، و به آن توان بسیار نیرومندت، و بهاندازۀ اندازه گیری توانمندی نیرویت، و به تأکید ستایش بزرگداشت بزرگواریت، به بلندی رشد و بالاییِ ولایی تو، به جاودانگی ازلیِ ابدی و همیشگی زمان تو، به خشنودی بخششِ ایمنی مهربانی تو، به جایگاههای عزّت از عزیزی عزّت تو، به اشتیاق نالۀ آرامشدهندۀ ارادتمندان، به سوزشهای ترسهای آههای بلند بیمناکان، به آرزوهای رفتارها و گفتارهای سختکوشان، به بیمناکی و ترسناکی بُرندۀ تلخیهای بردباران، به بندگی شبزندهداری سخت عبادتکنندگان.
راز پنهان آفرینش
اَللَّهُمَّ ذَهَلَتِ الْعُقُولُ وَانْحَسَرَتِ الْأَبْصارُ وَضاعَتِ الْأَفْهامُ وَحارَتِ الْأَوهامُ وَقَصُرَتِ الْخَواطِرُ وَبَعُدَتِ الظُّنُونُ عَنْ اِدْراکِ کُنْهِ کَیْفِیَّةِ ما ظَهَرَ مِنْ بَوادی عَجائِبِ اَصْنافِ بَدایِعِ قُدْرَتِکَ دوُنَ الْبُلُوغِ اِلی مَعْرِفَةِ تَلَأْلُؤِ لَمَعانِ بُروُقِ سَمائِکَ.
خداوندا! خِردها متحیر شده و چشمها کمسو شده و فهمها ناتوان گردیده، وَهمها بهتزده شد، خاطرها کوتاه گردیده گمانها از درک کُنه چگونگی آنچه از شگفتیهای آغازین اقسام آفرینشهای قدرت توست دور مانده. پس کی و کجا میتوانند به پرتو فروغ درخششهای آسمانت شناخت پیدا کنند؟
اَللَّهُمَّ مُحَرِّکَ الْحَرَکاتِ وَمُبْدِئَ نِهایَةِ الْغایاتِ وَمُخْرِجَ یَنابیعِ تَضْریعِ قَضْبانَ النَّباتِ، یا مَنْ شَقَّ صُمَّ جَلامیدِ الصُّخُورِ الرَّاسِیاتِ وَاَنْبَعَ مِنْهاماءً مَعیناً حَیوةً لِلْمَخْلُوقاتِ فَاَحْیا مِنْها الْحَیَوانَ وَالنَّباتَ وَعَلِمَ مَا اخْتَلَجَ فی سِرِّ اَفْکارِهِمْ مِنْ نُطْقِ اِشاراتِ خَفِیَّاتِ لُغاتِ النَّمْلِ السَّارِحاتِ،
خداوندا! ای تکاندهندۀ حرکتها، ای آغازگر انتهای پایانها، ای بیرونآورندۀ ریشههای پرشاخ و برگ روئیدنیها، ای آنکه دلِ سنگهای سخت برافراشته را شکافت و از آنها آبی جاری ساخت که زندگی آفریدگان در گرو آنست؛ پس موجوداتِ زنده و روئیدنیها را از آن زنده نمود، و آنچه در نهانخانۀ اندیشههایشان روی داد از بیان اشاره های پنهانیِ زبان مورچههای تلاشگر دانست.
یا مَنْ سَبَّحَتْ وَهَلَّلَتْ وَقَدَّسَتْ وَکَبَّرَتْ وَسَجَدَتْ لِجَلالِ جَمالِ اَقْوالِ عَظیمِ جَبَروُتِ مَلَکُوتِ سَلْطَنَتِهِ مَلائِکَةُ السَّبْعِ السَّمواتِ یا مَنْ ذارَتْ فَاَضائَتْ وَاَنارَتْ لِدَوامِ دَیْمُومِیَّتِهِ النُّجُومُ الزّاهِراتُ وَاَحْصی عَدَدَ الْأَحْیاءِ وَالْأَمْواتِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ خَیْرِ الْبَرِیَّاتِ وَافْعَلْ بی کَذا وَکَذا.
ای آنکه فرشتگان هفت آسمان در برابر شکوه زیبایی فرمودههای بزرگ، عزّت، جبروت و ملکوت فرمانرواییش، تسبیحگویان، تهلیلگویان، تقدیسکنان و تکبیرگویان به سجده افتادهاند.
ای آنکه ستارگان درخشان برای تداوم جاودانگی او میچرخند و پرتوافکنی نموده و روشنگری میکنند، و [ای کسی که] شمار زندگان و مردگان را میداند، بر بهترین آفریدگان، محمد و خاندانش، درود فرست و حاجتم را برآور.
نیایش سیویکم: طلب استخاره و حاجتخواهی (1)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی عَزَمْتَ بِهِ عَلَی السَّمواتِ وَالْأَرضِ فَقُلْتَ لَهُما: اِئْتِیا طَوْعاً اَوْ کَرْهاً، قالَتا: اَتَیْنا طائِعینَ.
خداوندا! از تو میخواهم به آن نامت که بر آسمانها و زمین فرمان رانده و به آنها فرمودی: «بیایید از روی میل یا بیمیلی، گفتند: آمدیم فرمانبرداران».
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی عَزَمْتَ بِهِ عَلی عَصا مُوسی فَاذا هِیَ تَلْقَفُ ما یَأْفِکُونَ.
از تو میخواهم به آن نامت که بر عصای موسی عزم کردی، «پس ناگهان آنچه را [ساحران به فریب] ساخته بودند بلعید».
وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی صَرَفْتَ قُلُوبَ السَّحَرَةِ اِلَیْکَ حَتّی قالوا: آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمینَ.
از تو میخواهم به آن نامت که با آن دلهای ساحران را بهسوی خود برگرداندی تا آنجا گفتند: به خدای جهانیان ایمان آوردیم.
وَاَسْئَلُکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتی تُبْلِی بِها کُلَّ جَدیدٍ وَتُجَدِّدُ بِها کُلَّ بالٍ.
از تو میخواهم به آن توانایی که هرچیز نو را با آن فرسوده میکنی و هرچیز کهنه را با آن نو میکنی.
وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ حَقٍّ جَعَلْتَهُ عَلَیْکَ، اِنْ کانَ هذَا الْأَمْرُ خَیْراً لی فی دینی وَدُنْیایَ وَاخِرَتی، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً، وَتُهَیِّئَهُ لی وَتُسَهِّلَ عَلَیَّ وَتُلَطِّفَ لی فیهِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الْرَّاحِمینَ.
از تو میخواهم به همۀ حقوقی که برای خودت مقرّر فرمودی، اگر این امر در دین و دنیا و
1) . انعطافپذیری (Flexibility): استخاره نوعی مقابلۀ مذهبی بوده که اثر آن انعطافپذیری میباشد (مرعشی، بهداشت روانی و نقش دین، ص154) و یکیاز الگوهایی که میتوان هنگام بروز تعارضات در مشکلات از آن بهره برد استخاره میباشد که این امر سبب آرامش درونی میشود؛ البته باید توجه داشت، در امر استخاره و شخص انجامدهنده توجه ویژه داشت و اگر شرایط لازم آن رعایت نشود، ممکن است گاهی تعارضات و نگرانیها را بیشتر کند و باعث بدبینی شود. البته اینجا استخاره به معنای خاص مدنظر است؛ ولی اگر مقصود طلب خیر باشد، امری اعتقادی است و به طور عام میتوان از آن بهره جست.
آخرت من خیری بهدنبال دارد [ابتدا] بر محمد و خاندان محمد درود فرست و سلام کامل بر آنان برسان، و آن [حقوق] را برایم آماده و آسان نما و در آن بر من لطف فرما، با مهربانیت، ای مهربانترین مهربانان.
وَاِنْ کانَ شَرًّا لی فی دینی وَدُنْیایَ وَاخِرَتی، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً، وَاَنْ تَصْرِفَهُ عَنّی بِمَ شِئْتَ وَکَیْفَ شِئْتَ، وَتُرْضِیَنی بِقَضائِکَ وَتُبارِکَ لی فی قَدَرِکَ، حَتّی لا اُحِبَّ تَعْجیلَ شَیْءٍ اَخَّرْتَهُ وَلا تَأْخیرَ شَیْءٍ عَجَّلْتَهُ، فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ، یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا ذَا الجَلالِ وَالْإِکْرامِ.
و اگر [نسبت به این امر] در دین و دنیا وآخرتم شرّ و بدی باشد [ابتدا] بر محمد و خاندانش درود فرستاده و سلام کامل بر آنان برسان، و به هرچه خواستی و هرگونه که خواهی آن را از من برگردان.
و مرا به فرمان خودت خشنود و مقدّرات خود را بر من مبارک گردان، تا آنچه را تأخیر انداختهای شتاب آن، و آنچه را شتاب فرمودهای، تأخیرش را دوست نداشته باشم، همانا هیچ توان و نیرویی جز با نیروی تو نباشد؛ ای والا، ای بزرگ، ای صاحب شکوه وکرامت. (1)
1) . دینداری (religiousity): خشنودی و رضایت از زندگی، ازجمله فوائد دینداری در سطح فردی است. در تحقیقات اینگل هارت تأیید شده بین دینداری و خشنودی از زندگی رابطۀ معناداری وجود دارد (آذربایجانی، درآمدی بر روانشناسی دین، ص 156). کلام حضرت، مصداق دینداری و الگویی برای تحقق رضایمندی فرد از زندگی است؛ چنانچه امام میفرماید: «مرا به فرمانت خشنود و به مقدرات مبارک گردان. . . »؛ بنابراین امام با جهتدهی افکار، خوشبینی و رضایت مندی را ترویج میدهد؛ زیرا اگر نیایشگر با خواندن و تکراروتوجه درمضمون دعا، این نگرش و الگوی شناختی در او تقویت شود و مقدرات الهی را با دید مثبت پذیرد منجر به سلامتی روانی وی میشودواین تجربه عرفانی سبب تقویت دینداری او میشود .
نیایش سیودوم: دعای عبرات
حلاوت شناخت خدا
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا راحِمَ الْعَبَراتِ وَیا کاشِفَ الْکُرُباتِ اَنْتَ الَّذی تَقْشَعُ سَحابَ الْمِحَنِ وَقَدْ اَمْسَتْ ثِقالاً وَتَجْلوُضَبابَ الْفِتَنِ وَقَدْ سَحَبَتْ اَذْیالاً وتَجْعَلُ زَرْعَها هَشیماً، وَبُنْیانَها هَدیماً، وَعِظامَها رَمیماً، وَتَرُدُّ الْمَغْلُوبَ غالِباً، وَالْمَطْلوُبَ طالِباً، وَالْمَقْهُورَ قاهِراً، وَالْمَقْدوُرَ عَلَیْهِ قادِراً. فَکَمْ یا اِلهی مِنْ عَبْدٍ ناداکَ، رَبِّ اِنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ، فَفَتَحْتَ لَهُ مِنْ نَصْرِکَ اَبْوابَ السَّمآءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ، وَفَجَّرْتَ لَهُ مِنْ عَوْنِکَ عُیُوناً، فَالْتَقی مآءُ فَرَجِهِ عَلی اَمْرٍ قَدْ قُدِرَ، وَحَمَلْتَهُ مِنْ کِفایَتِکَ عَلی ذاتِ اَلْواحٍ وَدُسُرٍ، یا رَبِّ اِنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ، یا رَبِّ اِنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ، یا رَبِّ اِنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ.
خداوندا! از تو میخواهم ای رحمکننده بر اشکها، ای برطرفکنندۀ اندوهها؛ تو آنی که ابرهای رنج و گرفتاریها را درحالیکه سنگینی میکنند پراکنده میسازی، و مِه و تیرگی آشوبها را درحالی که دامنگستر شده میزدایی، و کشتزار آن را کاه میکنی، و ساختمانش را خراب میکنی، و استخوانهایش را میپوسانی، و شکستخورده را پیروز، و دنبالشده را دنبالکننده، و ازپاافتاده را چیره، و مغلوب را توانا میگردانی.
خدایا! چه بسیارند بندگانی که تو را صدا زده: «پروردگارا، شکست خوردهام، یاری کن»؛ پس تو برای او درهای آسمان را گشوده و با آبی سیلآسا یاریش نمودی، و برای یاری او چشمههایی سرازیر نمودی، «پس آبها به دستوری که مقدر شده بود به هم پیوستند» و با کفایت خود او را سوار کردی برآنچه تختهها و میخها (کشتی) داشت.
پروردگارا! من شکست خوردهام یاریم نما؛ پروردگارا، من شکست خوردهام یاریم نما، پروردگارا، من شکست خوردهام یاریم نما.
رَبِّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَافْتَحْ لی مِنْ نَصْرِکَ اَبْوابَ السَّمآءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ، وَفَجِّرْ لی مِنْ عَوْنِکَ عُیُوناً لِیَلْتَقِیَ ماءُ فَرَجی عَلی اَمْرٍ قَدْ قُدِرَ، وَاحْمِلْنی یا رَبِّ مِنْ کِفایَتِکَ عَلی ذاتِ اَلْواحٍ وَدُسُرٍ. یا مَنْ اِذا وَلِجَ الْعَبْدُ فی لَیْلٍ مِنْ حَیْرَتِهِ یَهیمُ وَلَمْ یَجِدْ لَهُ صَریخاً یَصْرُخُهُ مِنْ وَلِیٍّ حَمیمٍ. وَجَدَ یا رَبِّ مِنْ مَعُونَتِکَ صَریخاً مُغیثاً، وَوَلِیّاً یَطْلُبُهُ حَثیثاً مِنْ ضیقِ اَمْرِهِ وَحَرَجِهِ، وَیُظْهِرُ لَهُ الْمُهِمَّ اَعْلامَ فَرَجِهِ.
بر محمد و خاندان محمد درود فرست، و از یاریت درهای آسمان را با آبی سیل آسا برایم باز
نما، و با یاری خود بر من چشمههایی سرازیر فرما، و بههم پیوستهشدن آن آب را بر امری که تقدیر شده مایۀ گشایش کارم قرار ده، و بارالها، با کفایت خود مرا به صاحب تختهها و میخها (کشتی) سوار کن.
ای آنکه هرگاه بندهای در شب تاریک، حیرتزده وارد شود و دوستی پیدا نکند که فریادرسش باشد، از یاری تو فریادرس و پناهی پیدا میکند، و دوستی [را پیدا مییابد] که با اصرار او را میخواند و از سختی کار و تنگنا رهاییش داده و نشانیهای مهم گشایش را برای او آشکار میکند. (1)
اَللَّهُمَّ فَیا مَنْ قُدْرَتُهُ قاهِرَةٌ، وَایاتُهُ باهِرَةٌ، وَنَقِماتُهُ قاصِمَةٌ لِکُلِّ کَفُورٍ خَتَّارٍ، صَلِّ یا رَبِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَانْظُرْ اِلَیَّ یا رَبِّ نَظْرَةً مِنْ نَظَراتِکَ رَحیمَةً، یَجْلُوبِها عَنّی ظُلْمَةً عاکِفَةً واقِفَةً مُقیمَةً مِنْ عاهَةٍ جَفَّتْ مِنْها الضُّروُعُ، وَتَلِفَتْ مِنْها الزُّروُعُ، وَانْهَلَّتْ مِنْ اَجْلِهَا الدُّمُوعُ، وَاشْتَمَلَ بِها عَلَی الْقُلُوبِ الْیَأْسُ، وَسَکَنَتْ بِسَبَبِهَا الْأَنْفاسُ.
خداوندا! ای آنکه توانش پیروزمند است، و خشمهایش شکنندۀ هر ستمگر و درهمکوبندۀ هر کفرورزِ خیانتکار است، خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و نظری از نظرهای مهربانیت بر من بیفکن تا تاریکی ماندگار و پایدار را روشن گردانی، زیرا آفتی بهوجود آمده که پستانها از آن خشکیده، کشتزارها از آن نابود گردیده، اشکها برایش جاری شده، بر دلها پردۀ نومیدی افکنده و نفسها بهسبب آن میرود و برنمیگردد.
1) . امید (hope): حالتی روحی و روانی -شناختی و برانگیزانندۀ انسان به کار و فعالیت میباشد. از نظر جهانبینی توحیدی امید امری اساسی در زندگی وتحفهای الهی است که عامل ایجاد انگیزه و تلاش در زندگی میشود. پژوهشگران میگویند شخص امیدوار، انرژی و قدرت و شادمانی و سلامت روانی بیشتری دارد. (انصاری، «تأملی بر سازوکار ایمان و امید در زندگی و تأثیر آن بر سلامت روان»، ش6، ص 125). با توجه به کارآمدی و اهمیت موضوع امید، در روان شناسی یکی از شاخههای درمانی به «امیددرمانی» نامگذاری شده است تحقیقاتی نشان داده امید داشتن در کاهش درد افراد اثرگذارست، زیرا از دیدگاه متخصصان اعصاب و روان در مغز افراد امیدوار اندروفین و انکفالین بیشتری تولید میشود و احساس درد آنها کمتر میگردد (بهاری، مبانی امید و امیددرمانی، ص 34). اگر نیایشگر هنگام خواندن به مفاهیمی مانند فریادرسی نیازمندان وقدرت خدادرطبیعت مانندسیرابی کشتزارها و... توجه بیشتر کند این نگرش میتواند در بهبودی زندگی و روابط او نمایان میشود،تکرار این موضوع در دعاها نشانگر اهمیت امید در زندگی انسان است؛ البته مفاهیم امیدبخش در این دعا با دعای پنجم متفاوت است و تکرار آن نوعی تأکید است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَسْئَلُکَ حِفْظاً حِفْظاً، لِغَراسٍ غَرْسُها بِیَدِ الرَّحْمنِ، وَشُرْبُها مِنْ ماءِ الْحَیَوانِ، وَنَجاتُها بِدُخُولِ الْجِنانِ، اَنْ تَکُونَ بِیَدِ الشَّیْطانِ تُحَزُّ، وَبِفاسِهِ تُقْطَعُ وَتُجَزُّ.
بارالها! بر محمد و خاندانش درود فرست، از تو میخواهم نگهداری کِشتههایی را که دست خدای رحمان آنها را کاشته، و سیرابیِ آنها از آب زندگی و رهائیش واردشدن در بهشت است، تا به دست شیطان شکافته گردد و با تبر او بریده و قیچی گردد.
اِلهی فَمَنْ اَوْلی مِنْکَ بِاَنْ یَکُونَ عَنْ حَریمِکَ دافِعاً، وَمَنْ اَجْدَرُ مِنْکَ بِاَنْ یَکُونَ عَنْ حِماکَ حارِساً وَمانِعاً.
خدایا! سزاوارتر از تو کیست که از حریم خودت دفاع کند و شایستهتر از تو کیست که از محل حراست شدۀ خودت منع کند.
اِلهی اِنَّ الْأَمْرَ قَدْ هالَ فَهَوِّنْهُ، وَخَشُنَ فَاَلِنْهُ، وَاِنَّ الْقُلُوبَ کاعَتْ فَطَمِّنْها، وَالنُّفُوسَ اِرْتاعَتْ فَسَکِّنْها.
پروردگارا! کار مشوش شده، آن را آسان گردان، و سخت شده، نرمش گردان، و به دلهای ترسیده شده، آرامش عنایت فرما، و جانهای بیمناک شده، تسکین بخش.
اِلهی تَدارَکْ اَقْداماً زَلَّتْ، وَاَفْکاراً ضَلَّتْ، اَجْحَفَ الضُّرُّ بِالْمَضْروُرِ، مَعَ داعیهِ بِالْوَیْلِ وَالثُبُورِ، فَهَلْ یَحْسُنُ مِنْ عَدْلِکَ یا مَوْلایَ اَنْ تَدَعَهُ فَریسَةَ الْبَلاءِ وَهُوَ لَکَ راجٍ، اَمْ هَلْ یَجْمُلُ فی فَضْلِکَ اَنْ یَخُوضَ لُجَّةَ الْغَمَّاءِ وَهُوَ اِلَیکَ لاجٍ.
خدایا! گامهای لغزیده و افکار سرگردان در بیابان خشک را درک کن، ضرر و زیان با نالۀ وای و هلاکت به زیاندیده اجحاف کرده. پس ای مولای من، او را در چنگال گرفتاری رها میکنی؛ درحالیکه به تو امیدوار است، یا آن که به تو پناهنده و در دریای بیکران غوطهور است وا میگذاری.
نکوهش از دنیازدگی
اِلهی لَئِنْ کُنْتُ لا اَشُقُّ عَلی نَفْسی فِی التُّقی، وَلا اَبْلُغُ فی حَمْلِ اَعْباءِ الطَّاعَةِ مَبْلَغَ الرِّضا، وَلا اَنْتَظِمُ فی سِلْکِ قَوْمٍ رَفَضُوا الدُّنْیا، فَهُمْ خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الطَّوی، ذُبْلُ الشِّفاهِ مِنَ الظَّمآءِ، عُمْشُ الْعُیُونِ مِنَ الْبُکاءِ، بَلْ اَتَیْتُکَ یا رَبِّ بِضَعْفٍ مِنَ الْعَمَلِ، وَظَهْرٍ ثَقیلٍ بِالْخَطایا وَالزَّلَلِ، وَنَفْسٍ لِلرَّاحَةِ مُعْتادَةٍ، وَلِدَواعِیِ التَسْویفِ مُنْقادَةٍ. اَما یَکْفیکَ یا رَبِّ وَسیلَةً اِلَیْکَ َ وَذَریعَةً لَدَیْکَ، اَنَّنی لِأَوْلِیاءِ دینِکَ مُوالٍ، وَفی مُحَبَّتِهِمْ مُغالٍ، وَلِجِلْبابِ الْبَلآءِ فیهِمْ لا بِسٌ، وَلِکِتابٍ تُحَمِّلُ الْعَناءَ بِهِمْ دارِسٌ.
مولای من! اگر در خویشتنداری، خود را به رنج نینداختهام، و در برداشتن بار سنگین بندگی، خشنودی بهدست نیاوردهام، و در زمرۀ گروهی که دنیا را دور انداختهاند، قرار نگرفتهام، آنانی که شکمهایشان از گرسنگی خالی، لبهایشان از تشنگی خشک و دیدگانشان از گریه شبکور شده است، [اما امیدوارم و] با عمل ناچیز، و باری از گناهان و لغزشهای سنگین، و جانی که به آسایش خود گرفته و به انگیزههای امروز و فردا گردن نهاده است نزدت آمدهام. پروردگارا! آیا برای وساطت و شفاعت نزد تو، کفایت نمیکند که من دوستدار پیشوایان آئین تو هستم، و در دوستی آنان زیادهروی هم دارم، و پوشش گرفتاری را در راه آنان به تن کردهام و از کتابی که به من درس شکیبایی میآموزد بهرهمندم؟
ارزش شفاعت
اَما یَکْفینی اِنَّنی اَروُحُ فیهِمْ مَظْلُوماً، وَاَغْدُو مَکْظُوماً، وَاَقْضی بَعْدَ هُمُومٍ هُمُوماً، وَبَعْدَ وُجُومٍ وُجُوماً، اَما عِنْدَکَ یا مَولایَ هذِهِ حُرْمَةٌ لا یُضَیَّعُ، وَزِنَةٌ بِاَدْناها تُقْتَنَعُ. فَلَمْ تَمْنَعْنی نَصْرَکَ یا رَبِّ، وَها اَنَاذا غَریقٌ، وَتَدَعُنی هکَذا، وَاَنَا بِنارِ عَدُوِّکَ حَریقً، اَتَجْعَلُ اَوْلِیائَکَ لِأَعْدائِکَ طَرائِدَ، وَلِمَکْرِهِمْ مَصائِدَ، وَتُقَلِّدُهُمْ مِنْ خَسْفِهِمْ قَلائِدَ، وَاَنْتَ مالِکُ نُفُوسِهِمْ، اَنْ لَوْ قَبَضْتَها جَمَدُوا، وَفی قَبْضَتِکَ مَوادُّ اَنْفاسِهِمْ اَنْ لَوْ قَطَعْتَها خَمَدُوا فَما یَمْنَعُکَ یا رَبِّ اَنْ تَکُفَّ بَأْسَهُمْ وَتَنْزِعَ عَنْهُمْ مِنْ حِفْظِکَ لِباسَهُمْ، وَتُعَرِّیَهُمْ مِنْ سَلامَةٍ بِها فی اَرْضِکَ یَفْرَحُونَ، وَفی مَیْدانِ الْبَغْیِ عَلی عِبادِکَ یَمْرَحُونَ.
آیا برای من کافی نیست که ستمدیده باشم و در میان ایشان بروم، و خشم خود را فرو ببرم، و در غم و غصهها غوطهور شوم، و پساز خاموشی خاموش باشم؟ مولای من، آیا این [حالات] نزد تو [شایستۀ] احترام همیشگی نیست، و [شایستۀ] حمایتی که به کمتر از آن هم بسنده گردد.
پروردگارا! چرا یاریت را از منِ غرق شده باز میداری و اینگونه رهایم میکنی؛ درحالیکه من در آتش دشمنت میسوزم؟ آیا دوستانت را درمقابل دشمنانت راندهشدگان و شکارگاههای نیرنگشان قرار میدهی، و زنجیرهای زبونی آنها را به گردنشان میبندی؟ درحالیکه تو فرمانروای جانهایشان هستی که اگر بگیری خشک میشوند، و اساس نفسهایشان در قبضۀ قدرت توست که اگر ببّری خاموش میگردند.
پروردگارا! چه مانع شد که آنان را از زورگویی بازداری، و در نگهبانیت پوشش آنها را کنده، و از تندرستی که [دارند و] در زمین تو شادمانند عریان گردانی، و در میدان ستم که بر بندگانت [روا
میدارند و] خوشحالی میکنند بازگردانی؟
نقش دعا در سختی
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَدْرِکْنی وَلَمَّا یُدْرِکْنِی الْغَرَقُ، وَتَدارَکْنی وَلَمَّا غَیَّبَ شَمْسِیَ الشَّفَقُ. اِلهی کَمْ مِنْ عَبْدٍ خائِفٍ، اِلْتَجَأَ اِلی سُلْطانٍ فَابَ عَنْهُ مَحْفُوفاً بِاَمْنٍ وَاَمانٍ؟ اَفَاَقْصُدُ یا رَبِّ اَعْظَمَ مِنْ سُلْطانِکَ سُلْطاناً؟ اَمْ اَوْسَعَ مِنْ اِحْسانِکَ اِحْساناً؟ اَمْ اَکْبَرَ مِنْ اِقْتِدارِکَ اِقْتِداراً؟ اَمْ اَکْرَمَ مِنْ اِنْتِصارِکَ اِنْتِصاراً؟
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست و تا هنگامیکه غرق نشدهام، و تا آنگاه که پرتو خورشیدم پنهان نشده مرا دریاب.
خدایا! چه بسیار بندگان ترسویی که به یک فرمانروا پناهنده شده و با ایمنی و آرامش [ظاهری] ازسوی او بازگشتهاند، آیا من بزرگتر از فرمانروایی تو فرمانروا یا گستردهتر از احسان تو احسانی یا افزونتر از اقتدار تو قدرتی یا عزیزتر از یاری تو کمکی را قصد کنم؟
اَللّهُمَّ اَیْنَ اَیْنَ کِفایَتُکَ الَّتی هِیَ نُصْرَةُ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الْأَنامِ، وَاَیْنَ اَیْنَ عِنایَتُکَ الَّتی هِیَ جُنَّةُ الْمُسْتَهْدَفینَ لِجَوْرِ الْأَیَّامِ، اِلَیَّ اِلَیَّ بِها یا رَبِّ، نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ، اِنّی مَسَّنِیَ الضُّرُ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! کجا و کجاست نگهبانی تو که یار پناهجویان از مردم است؟ و کجا و کجاست عنایت آنچنانیِ تو که سپر نشانه گرفتههای ستم روزگاران است؟ بارالها، آنها را برایم بیاور و برای من بیاور، و مرا ازگروه ستمکاران رهاییبخش؛ زیرا به من رنج رسیده و تومهربانترین مهربانانی.
اخلاص در دعا
مَوْلایَ تَری تَحَیُّری فی اَمْری، وَتَقلُّبی فی ضُرّی، وَانْطِوایَ عَلی حُرْقَةِ قَلْبی، وَحَرارَةِ صَدْری، فَصَلِّ یا رَبِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَجُدْلی یا رَبِّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ فَرَجاً وَمَخْرَجاً، وَیَسِّرْلی یا رَبِّ نَحْوَ الْبُشْری لی مَنْهَجاً، وَاجْعَلْ یا رَبِّ مَنْ یَنْصِبُ لِیَ الْحِبالَةَ لِیَصْرَعَنی بِها صَریعَ ما مَکَرَ، وَمَنْ یَحْفِرُ لِیَ الْبِئْرَ لِیُوقِعَنی فیها اَنْ یَقَعَ فیما حَضَرَ، وَاصْرِفْ اَللَّهُمَّ عَنّی مِنْ شَرِّهِ وَمَکْرِهِ وَفَسادِهِ وَضُرِّهِ ما تَصْرِفُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُتَّقینَ، وَعَمَّنْ قادَ نَفْسَهُ لِدینِ الدَّیانِ، ویُنادی مُنادٍ لِلْایمانِ.
مولای من! سرگردانی را در کارم، و سردرگمی را در بینواییم، و به خود پیچیدنم را در سوزش
قلبم و داغی سینهام میبینی. پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به آنچه تو شایستۀ آنی [از تو میخواهم که] بر من گشایش و رهایی عطا فرمایی، و [رفتن به] راه روشن را برایم آسان نمایی و آن که دامی برایم گسترده تا مرا بر زمین زند در نیرنگ خود زمینخورده گردانی و آن که برایم چاهی حفر کرده تا مرا بیاندازد، خودش را در آن چاه اندازی. و از شر و نیرنگ و فساد و زیان او آنچه را از تقواپیشگان بازمیداری، و از آنان که خویشتن را تسلیم دین و منادی ایمان کرده، برطرف مینمایی، از من نیز بازداری.
رهآورد نیایش
اِلهی عَبْدُکَ عَبْدُکَ، اَجِبْ دَعْوَتَهُ، ضَعیفُکَ ضَعیفُکَ، فَرِّجْ غُمَّتَهُ، فَقَدِ انْقَطَعَ بِهِ کُلُّ حَبْلٍ اِلاَّ حَبْلُکَ، وَتَقَلَّصَ کُلُّ ظِلٍّ اِلاَّ ظِلُّکَ. اِلهی دَعْوَتی هذِهِ اِنْ رَدَدْتَها اَیْنَ تُصادِفُ مَوْضِعَ الْإِجابَةِ، وَمَخیلَتی اِنْ کَذَّبْتَها، اَیْنَ تُلاقی مَوْقِعَ الْاِخافَةِ، فَلا تَرُدَّ عَنْ بابِکَ مَنْ لا یَعْرِفُ غَیْرَهُ باباً، وَلا تَمْنَعْ دُونَ جَنابِکَ مَنْ لا یَعْلَمُ سِواهُ جَناباً. اِلهی اِنَّ وَجْهاً اِلَیْکَ فی رَغْبَتِهِ تَوَجَّهَ، خَلیقٌ بِاَنْ تُجیبَهُ، وَاِنَّ جَبیناً لَکَ بِابْتِهالِهِ سَجَدَ حَقیقٌ اَنْ یَبْلُغَ ما قَصَدَ، وَاِنَّ خَدّاً لَدَیْکَ بِمَسْئَلَتِهِ تَعَفَّرَ جَدیرٌ اَنْ یَفُوزَ بِمُرادِهِ وَیَظْفَرَ، وَها اَنَا ذا یا اِلهی قَدْ تَری تَعَفُّرَ خَدّی وَاجْتِهادی فی مَسْئَلَتِکَ وَجِدّی، فَتَلَقَّ یا رَبِّ رَغَباتی بِرَأْفَتِکَ قَبُولاً، وَسَهِّلْ اِلَیَّ طَلِباتی بِعِزَّتِکَ وُصُولاً، وَذَلِّلْ لی قُطُوفَ ثَمَرَةِ اِجابَتِکَ لی تَذْلیلاً.
خدایا! بندۀ تو بندۀ توست، نیایش او را بپذیر و ناتوان تو ناتوان توست، گرفتاریش را گشایش ده، همانا همۀ رشتهها جز تو از او بریده شده، و هر سایهای جز سایۀ تو از میان رفته است.
خدایا! اگر این نیایشم را نپذیری کجا با پذیرش روبرو میشود؟ اگر گمانم را دروغ بشماری هنگام ترس کجا روبرو شود؟ پس آنکه را جز درگاه تو نمیشناسد برمگردان، و آنکه را جز آستان تو آستانی نمیشناسد بازمگردان.
خدایا! چهرهای که با رغبت سوی تو آمده سزاوار است که بپذیری، پیشانی که با التماس دربرابرت به سجده افتاده سزاوار است به مقصودش برسد، وگونهای که با درخواست خود خاکآلود شده شایسته است به خواستهاش برسد و پیروز گردد.
خدایا! این منم گونۀ خاکآلود و زاری و تلاش و کوششم را دربارۀ درخواستم از تو، میبینی. پس خدایا، آرزوهایم را با مهربانیت قبول فرما، و به عزت خود، رسیدن به خواستههایم را آسان نما، و چیدن میوۀ قبولیت را برای من رام گردان.
توسل و تقرب به چهارده معصوم علیهم السلام
اِلهی فَاِذا قامَ ذُو حاجَةٍ فی حاجَتِهِ شَفیعاً، فَوَجَدَهُ مُمْتَنِعَ النَّجاحِ مُطیعاً، فَاِنّی اَسْتَشْفِعُ اِلَیْکَ بِکَرامَتِکَ، وَالصَّفْوَةِ مِنْ أَنامِکَ الَّذینَ اَنْشَأْتَ لَهُمْ ما یُقِلُّ وَیُظِلُّ، وَنَزَّلْتَ ما یَدِقُّ وَیَجِلُّ.اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِاَوَّلِ مَنْ تَوَّجْتَهُ تاجَ الْجَلالَةِ، وَاَحْلَلْتَهُ مِنَ الْفِطْرَةِ الرَّوْحانِیَّةِ مَحَلَّ السُّلالَةِ، حُجَّتُکَ فی خَلْقِکَ، وَاَمینُکَ عَلی عِبادِکَ مُحَمَّدٌ رَسُولُکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ. وَبِمَنْ جَعَلْتَهُ لِنُورِهِ مَغْرِباً، وَعَنْ مَکْنُونِ سِرِّهِ مُعْرِباً، سَیِّدُ الْأَوْصِیاءِ وَاِمامُ الْأَتْقِیاءِ، یَعْسُوبُ الدّینِ، وَقائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ، وَاَبُو الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدینَ، عَلِیٌّ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ.وَاَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِخَیْرَةِ الْأَخْیارِ، وَاُمِّ الْأَنْوارِ، اَلْإِنْسِیَّةِ الْحَوْراءِ، اَلْبَتُولِ الْعَذْراءِ، فاطِمَةَ الزَّهْراءِ.
خدایا! آنگاه که نیازمندی در نیاز خود شفیعی قرار میدهد و تو او را رستگار نمییابی؛ ولی فرمانبردار است، اکنون با بزرگواری خودت بهسوی تو و به برکت [افراد] برگزیدۀ از آفریدگان تو شفیع میخواهم، آنانی که بهخاطرشان آنچه کم و ریز و بزرگ و سایهدار است، آفریدی و فرود آوردی آنچه ریز و درشت است.
من بهسوی تو تقرّب میجویم (1)[با توسل] (2)به نخستین فردی که افسر شکوهمندی بر تارک او نهادی و او را در دودمان و نهاد خوبِ آفرینش قرار دادی، حجّت و الگوی تو در میان آفریدگان، و امین تو بر بندگان، محمد فرستاده تو، درود تو بر او و خاندانش باد. و به امیرمؤمنان که او را اختر فروغ پیامبر قرار دادی، و بیانگر راز پنهانِ او، سرور جانشینان و پیشوای خویشتن داران، فرمانده آئین، رهبر سپیدرویان، پدر امامان هدایت شده. و با برگزیدۀ برگزیدگان، مادر نورها،
1) تقرب access)) تقرب به خداوند از عوامل مؤثر در خشنودی و رضایت زندگی میباشد و خشنودی از فوائد سطح فردی دینداری است. با تحقیقاتی تأیید شده تقرب به خداوند قطع نظر از حضور در کلیسا (و مسجد) با رضایت و خشنودی از زندگی همبستگی دارد و تجربۀ دینی و نیایش موجب افزایش خشنودی میشود و همچنین در فرد احساس ارتباط اجتماعی با خداوند ایجاد میکند. (آذربایجانی، درآمدی بر روانشناسی دین، ص158). آنچه حضرت در دعا آورده، تقرب است که نیایشگر با تقلید از این الگو به آن خشنودی و رضایت خواهد رسید؛ البته باور و عمل به آموزههای دین از شرایط اصلی است تا این رضایت محقق شود. همچنین تقرب مطرحشده در الگوی دینی ما با ادیاندیگر تفاوت دارد؛ ولی شایددر حداقلهایی مشترک باشند و مقصود ما از دینداری و تقرب و غیره براساس الگوهای اسلامی شیعی میباشد.
2) . نفی آراء وهاییت: این گروه توسل به اولیای الهی را شرک دانسته و آنرا محکوم مینمایند. (مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص82).از دیدگاه ماتوسل با معنا و شرایط صحیح آن مقوم نگرش توحیدی میباشد.
انسیّه حورا، بتول عذرا، فاطمۀ زهرا علیها السلام به تو تقرّب میجویم.
وَبِقُرَّتَیْ عَیْنِ الرَّسُولِ، وَثَمَرتَیْ فُؤادِ الْبَتُولِ، اَلسَّیِدَیْنِ الْإِمامَیْنِ، اَبی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ، وَاَبی عَبْدِاللَّهِ الْحُسَیْنِ. وَبِالسَّجَّادِ زَیْنِ الْعِبادِ ذی الثَّفَناتِ راهِبِ الْعَرَبِ، عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ. وَبِالْإِمامِ الْعالِمِ وَالسَّیِّدِ الْحاکِمِ، وَالنَّجْمِ الزَّاهِرِ، وَالْقَمَرِ الْباهِرِ، مَوْلایَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْباقِرِ. وَبِالْإِمامِ الصَّادِقِ، مُبَیِّنِ الْمُشْکِلاتِ، مُظْهِرِ الْحَقایِقِ، اَلْمُفْحِمِ بِحُجَّتِهِ کُلَّ ناطِقٍ، مُخْرِسِ اَلْسِنَةِ اَهْلِ الْجِدالِ، مُسَکِّنِ الشَّقاشِقِ، مَوْلایَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ. وَباِلْإِمامِ التَّقِیِّ، وَالْمُخْلِصِ الصَّفِیِّ، وَالنُّورِ الْأَحْمَدِیِّ، اَلنُّورِ الْأَنْوَرِ، وَالضِّیاءِ الْأَزْهَرِ، مَوْلایَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ. وَبِالْإِمامِ الْمُرْتَضی، وَالسَّیْفِ الْمُنْتَضی، وَالرَّاضی بِالْقَضاءِ، مَولایَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضا.وَبِالْإِمامِ الْأَمْجَدِ، وَالْبابِ الْأَقْصَدِ، وَالطَّریقِ الْأَرْشَدِ، وَالْعالِمِ الْمُؤَیَّدِ، یَنْبُوعِ الْحِکَمِ، وَمِصْباحِ الظُّلَمِ، سَیِّدِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ، اَلْهادی اِلَی الرَّشادِ، وَالْمُوَفَّقِ بِالتَّأْییدِ وَالسَّدادِ، مَوْلایَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجَوادِ. وَبِالْإِمامِ مِنْحَةِ الْجَبَّارِ، وَوالِدِ الْأَئِمَّةِ الْأَطْهارِ، عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَوْلُودِ بِالْعَسْکَرِ الَّذی حَذَّرَ بِمَواعِظِهِ وَاَنْذَرَ.
و به دو نور دیدۀ پیامبر و دو میوۀ دل بتول، دو سرور، دو امام ابی محمد حسن علیه السلام و ابیعبدالله حسین علیه السلام. و به سجّاد، زینالعابدین، دارای نشانههای سجده در پیشانی، پارسای عرب علیبنحسین علیه السلام و به امام دانا و سرور دادرس، ستارۀ فروزان و ماه تابان مولایم محمدبن علی، باقر علیه السلام (1)و به امام صادق، بیانکنندۀ مشکلها، نمایانگر حقیقتها، ساکتکنندۀ هر سخنور با دلیل و برهان، لالکنندۀ زبانهای جدلکننده، جلوگیرندۀ پرحرفیها مولای من، جعفربنمحمد، صادق علیه السلام و به امام خویشتندار و با اخلاصِ باصفا و فروغ احمدی و پرتو درخشان و روشنایی فروزان مولای من موسیبن جعفر علیه السلام (به تو تقرب میجویم) و به امام برگزیده و شمشیر آخته و خشنود به هر تقدیر مولایم علیبنموسیالرضا علیه السلام (2)و به امام بسیار بزرگوار و درگاه امیدگاه و راه رستگاری و دانای یاریشده، سرچشمۀ حکمتها و چراغ تاریکیها، سرور عرب و عجم، راهنمای رستگاری وکامیاب با یاری و پشتیبانی مولایم محمد بن علی جواد علیه السلام و به امام عطیۀ خداوند و پدر
1) . نفی آرای زیدیه: همه فرق زیدیه امامت امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام و سایر ائمه را که ضد ظلم، علنی قیام نکردند را نمیپذیرند. (همان).اگرنگاه جامع به زندگی ائمه داشته باشیم آنها نور واحدی هستندکه زندگی انسان 250 ساله راتشکیل داده اندبرای مطالعه بیشتر به کتاب انسان 250 ساله بیانات مقام معظم رهبری مراجعه شود
2) . نفی آرای واقفه: این گروه بر امامت امام موسیبنجعفر علیه السلام متوقف شدند و امامت امام رضا علیه السلام را نپذیرفتند، پیدایش این گروه در زمان موسیبنجعفر علیه السلام بوده و در زمان امام رضا علیه السلام به اوج خود رسیدند. (مقدس اردبیلی، حدیقه الشیعه، ج4، ص732).
پیشوایان پاک که در پادگان به دنیا آمده علیبنمحمد علیه السلام که با اندرزهای خود ترسانید و بیمناک ساخت.
وَبِالْإِمامِ الْمُنَزَّهِ عَنِ الْمَاثِمِ، اَلْمُطَهَّرِ مِنَ الْمَظالِمِ، اَلْحِبْرِ الْعالِمِ، رَبیعِ الْأَنامِ وَبَدْرِ الظُّلامِ، اَلتَّقِیِ النَّقِیِّ، اَلطَّاهِرِ الزَّکِیِّ، مَوْلایَ اَبی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَریِّ.
و به امام منزّه از گناهان و پاکیزۀ از ستمها و دادخواهیها، رئیس دانا، ماه چهارده شبۀ تاریکی، بهار مردمان خویشتندار، پاکِ پاکیزۀ هوشیار ابیمحمد حسنبنعلی عسکری علیه السلام (به تو تقرب میجویم).
ویژگیهای امام زمان
وَاَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِالْحَفیظِ الْعَلیمِ، اَلَّذی جَعَلْتَهُ عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ، وَالْأَبِ الرَّحیمِ الَّذی مَلَّکْتَهُ اَزِمَّةَ الْبَسْطِ وَالْقَبْضِ، صاحِبِ النَّقیبَةِ الْمَیْمُونَةِ، وَقاصِفِ الشَّجَرَةِ الْمَلْعُونَةِ، مُکَلِّمِ النَّاسِ فِی الْمَهْدِ وَالدَّالِّ عَلی مِنْهاجِ الرُّشْدِ، اَلْغائِبِ عَنِ الْأَبْصارِ، اَلْحاضِرِ فِی الْأَمْصارِ، اَلْغائِبِ عَنِ الْعُیُونِ، اَلْحاضِرِ فِی الْاَفْکارِ، بَقَیَّةِ الْأَخْیارِ، اَلْوارِثِ لِذِی الْفِقارِ، اَلَّذی یَظْهَرُ فی بَیْتِ اللَّهِ ذِی الْأَسْتارِ، اَلْعالِمِ الْمُطَهَّرِ، مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَلَیْهِمْ اَفْضَلُ التَّحِیَّاتِ، وَاَعْظَمُ الْبَرَکاتِ، وَاَتَمُّ الصَّلَواتِ.
و بهوسیلۀ نگهبان دانایی که او را بر گنجینههای زمین قرار دادی، و پدر مهربانی که او را صاحب اختیار قبض و بسط جهان نمودی، دارای روان مبارک، و شکنندۀ درخت لعنتشده، گفتگوکنندۀ با مردم در گهواره، راهنمای راه روشن رستگاری، پنهان از دیدگان، حاضر در شهرها، پوشیده از دیدهها، حاضر در اندیشهها، بازماندۀ نیکان، وارث شمشیر ذوالفقار، کسی که در خانۀ پردهپوشِ خدا آشکار میشود، دانای پاکیزه، حجةبنالحسن که برترین تحیّتها و بزرگترین برکتها وکاملترین درودها بر آنان باد. به تو تقرب میجویم.
اَللَّهُمَّ فَهؤُلاءِ مَعاقِلی اِلَیْکَ فی طَلِباتی وَوسائِلی، فَصَلِّ عَلَیْهِمْ صَلوةً لا یَعْرِفُ سِواکَ مَقادیرَها َ وَلا یَبْلُغُ کَثیرُ هِمَمِ الْخَلائِقِ صَغیرَها، وَکُنْ لی بِهِمْ عِنْدَ اَحْسَنِ ظَنّی، وَحَقِّقْ لی بِمَقادیرِکَ تَهْیِئَةَ التَّمَنّی.
خداوندا! آنان پناه من در خواستههایم بودند و وسیلههای من هستند؛ پس بر ایشان درودی فرست که جز تو کسیاندازهاش را نداند، و انبوه آفریدگان بهاندک آن نرسد، و بهترین گمانم را دربارۀ آنان به من عنایت فرما.
اِلهی لا رُکْنَ لی اَشَدُّ مِنْکَ، فَاوی اِلی رُکْنٍ شَدیدٍ، وَلا قَوْلَ لی اَسَدُّ مِنْ دُعائِکَ، فَاَسْتَظْهِرُکَ بِقَوْلٍ سَدیدٍ، وَلا
شَفیعَ لی اِلَیْکَ اَوْجَهُ مِنْ هؤُلاءِ، فَاتیکَ بِشَفیعٍ وَدیدٍ، وَقَدْ اَوَیْتُ اِلَیْکَ، وَعَوَّلْتُ فی قَضاءِ حَوائِجی عَلَیْکَ، وَدَعَوْتُکَ کَما اَمَرْتَ، فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَ، فَهَلْ بَقِیَ یا رَبِّ غَیْرَ اَنْ تُجیبَ وَتَرْحَمَ مِنّی الْبُکاءَ وَالنَّحیبَ.
خدایا! تکیهگاهی، محکمتر از تو ندارم تا به آن پناه برم، و مناسبتر از نیایش تو گفتاری ندارم تا به گفتار مناسبی از تو یاری طلبم، من شفاعتکننده ای آبرومندتر از آنان ندارم تا شفیعی دوستداشتنی بهسوی تو آرم، اینک به تو پناه آوردم و برای خواستههایم به تو اعتماد کردم، همانگونه که امر کردهای تو را خواندم، خدایا آیا چیزی جز این باقی مانده که قبولم نمایی و بر گریه و نالهام رحم فرمایی؟
یا مَنْ لا اِلهَ سِواهُ، یا مَنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ، یا کاشِفَ ضُرِّ اَیُّوبَ، یا راحِمَ عَبْرَةِ یَعْقُوبَ، اِغْفِرْلی وَارْحَمْنی، وَانْصُرْنی عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ، وَافْتَحْ لی فَتحاً، وَاَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحینَ، وَالْطُفْ بی یا رَبِّ، وَبِجَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، یا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتینِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدِ وَالِهِ الطَّاهِرینَ.
ای معبودی که جز او خدایی نیست! ای کسی که قبولکنندۀ بیچاره هستی، هنگامیکه او را میخواند، ای برطرفکنندۀ رنج ایوب! ای رحمکنندۀ اشک یعقوب! مرا بیامرز و بر من رحمت آور، و مرا بر گروه کفرورزان یاری نما، و برای من و همه مردان و زنان مؤمن راهی بگشا (1)چراکه تو بهترین گشایندگانی، ای صاحب نیروی محکم، ای مهربانترین مهربانان. سپاس برای خدا و پروردگار جهانیان است، درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاکش باد.
1) . احترام (Respect): ارزش قائل شدن برای دیگران بارفتارمودبانه احترام نام داردکه تحقق آن بانگرش محترمانه داشتن میباشدهمچنین از اصول بهداشت روانی توجه و احترام فرد به شخصیت خود و دیگران میباشد (شاملو، بهداشت روانی، ص22)؛ البته میتوان احترام به خود را بهطور مستقل با نام «عزت» و احترام به دیگران را به نام «نوعدوستی» آورد. در این عبارات حضرت الگوی نگرش احترام به خود و احترام به دیگران را بیان نموده؛ زیرا آمرزش و رحمت و غلبهبر کافران را برای خود و گشایش را برای خود و دیگران خواسته است که این نوع درخواست، برنگرش محترمانه به خود و دیگران دلالت دارد و باور و رعایت آن میتواند در تحقق بهداشت روان مؤثر است. عاملان واقعی به این نگرش هاو گفتارها خود امامان هستند ؛ بنابراین پیروان آنها باید به الگوهای ارائهشدۀ آنان توجه کنند تا به سلامت و سعادت دنیاوآخرت برسند.
نیایش سیوسوم: دعا بعد از نماز صبح روز عید فطر
توسل به برگزیدگان خدا
اَللَّهُمَّ اِنّی تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ اَمامی وَعَلِیٍّ مِنْ خَلْفی وَعَنْ یَمینی وَاَئِمَّتی عَنْ یَساری اَسْتَتِرُ بِهِمْ مِنْ عَذابِکَ، وَاَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ زُلْفی لا اَجِدُ اَحَداً اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْهُمْ فَهُمْ اَئِمَّتی فَامِنْ بِهِمْ خَوْفی مِنْ عِقابِکَ وَسَخَطِکَ وَاَدْخِلْنی بِرَحْمَتِکَ فی عِبادِکَ الصَّالِحینَ. اَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً مُوقِناً مُخْلِصاً عَلی دینِ مُحَمَّدٍ وَسُنَّتِهِ، وَعَلی دینِ الْأَوْصِیاءِ وَسُنَّتِهِمْ، امَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیَتِهِمْ، وَاَرْغَبُ اِلَی اللَّهِ فیما رَغِبَ اِلَیْهِ مُحَمَّدٌ وَعَلِیٌّ وَالْأَوْصیاءُ، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، وَلا عِزَّةَ وَلا مَنَعَةَ وَلا سُلْطانَ اِلاَّ للَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ الْعَزیزِ الْجَبَّارِ، تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ، وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللَّهَ بالِغُ اَمْرِهِ.
خداوندا! بهسوی تو روی آوردهام با حضرت محمد در پیشاپیشم و حضرت علی پشتوانهام و از سمت راستم، و امامان در سمت چپم، به برکت آنان خود را از عذاب تو میپوشانم، با تملق به تو نزدیکی میجویم، و هیچ فردی را جز آنان به تو نزدیکتر نیافتهام، آنان پیشوایان من هستند؛ پس به برکت آنان هراس مرا از عذاب و خشمت را به ایمنی مبدل نما، و با مهربانیت مرا در ردیف بندگان شایستهات وارد فرما.
با ایمان و اخلاص به خداوند شب را به روز بردم و بر آئین و روش محمد و بر آئین علی و روش او و بر آئین جانشینان و روش آنان، آشکار و نهانشان را باور دارم، و به آنچه محمد و علی و جانشینان او مایل بوده آرزومندم. توانایی و نیرو جز با عنایت خداوند نیست، و عزّت و منع و فرمانروایی جز برای خدای یکتای قدرتمندِ عزیزی توانمند نیست، کارم را بر خدا واگذار کردم، و هرکس بر خدا توکل نماید خداوند وی را نگهدار میشود، همانا خداوند کارش را به انجام میرساند. (1)
1) . معنویت (spiritualism): کیفیتی روانی است که فراتر از باورهای مذهبی قرار دارد و در انسان ایجاد انگیزه میکند و احساساتی مانند درک هیبت الهی و احترام به خلق را در شخص به وجود میآورد، یکیاز مفاهیم اساسی معنویت، نیرویی است که باعث آسودگی خاطر و توانمندشدن انسان میگردد، (حمدیه، اصول و مبانی بهداشت روانی، ص41) باور به آنچه حضرت فرموده (توان الهی، فرمانروایی خالق، توکل بر خدا...) سبب آرامش روان و افزایش ظرفیت و توانمندی انسان میشود. بهعبارتدیگر، شناخت و باور خدا و صفات او، سبب میشود فرد هنگام مشکلات بتواند با نگرشی معنوی ، آرامش روانی خود را حفظ نماید تا بر حوادث پیشآمده غلبه وبرخووردصحیح کند؛ بنابراین انگیزش معنوی بهوسیله روی آوردن به دعا محقق میشود و متن دعا میتواندبرای این شناخت و انگیزش معنوی منبعی غنی وکامل باشد.
ویژگی ماه رمضان و پاداش روزهداری
اَللَّهُمَّ اِنّی اُریدُکَ فَاَرِدْنی، وَاَطْلُبُ ما عِنْدَکَ فَیَسِّرْهُ لی، وَاقْضِ لی حَوائِجی، فَاِنَّکَ قُلْتَ فی کِتابِکَ، وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدیً لِلنَّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ مِنَ الْقُرْانِ، وَخَصَّصْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ بِتَصْییرِکَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، فَقُلْتَ: لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلَّ اَمْرٍ سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ.
خداوندا! تو را میخواهم؛ پس به من توجه فرما، آنچه نزد توست آن را میخواهم؛ پس برایم آسان نما، نیازهایم را برآور، همانا در کتابت فرمودهای و فرمایشت حق است: «ماه رمضان [ماهی است] که قرآن در آن ماه، برای راهنمایی مردم، به همراه نشانههایی از هدایت و فرق میان حق و باطل فرود آمده است؛ پس احترام ماه رمضان را بزرگ داشتهای که قرآن را در آن فرود آوردهای، و به آن [ماه] ویژگی داده و با قرار دادن شب قدر در آن، تعظیمش نمودهای»؛ پس فرمودهای: «شب قدر از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در آن به اذن خدا برای هر دستوری فرود آیند، [آن شب دارای برکت و] درودی است آنچنان، تا سر زدن سپیده دم».
اَللَّهُمَّ وَهذِهِ اَیَّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدْ اِنْقَضَتْ، وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ، وَقَدْ صِرْتُ مِنْهُ یا اِلهی اِلی ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّی، وَاَحْصی بِعَدَدِهِ مِنْ عَدَدی، فَاَسْئَلُکَ یا اِلهی بِما سَئَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ، وَاَن تَتَقَبَّلَ مِنّی کُلَّ ما تَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَیْکَ، وَتَتَفَضَّلَ عَلَیَّ بِتَضْعیفِ عَمَلی، وَقَبُولِ تَقَرُّبی وَقُرُباتی، وَاسْتِجابَةِ دُعائی، وَهَبْ لی مِنْکَ عِتْقَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ، وَمُنَّ عَلَیَّ بِالْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ، وَالْأَمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ کُلِّ فَزَعٍ، وَمِنْ کُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَوْمِ الْقِیمَةِ، اَعُوذُ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، وَحُرْمَةِ نَبِیِّکَ وَحُرْمَةِ الصَّالِحینَ، اَنْ یَنْصَرِمَ هذَا الْیَوْمُ وَلَکَ قِبَلی تَبِعَةٌ تُریدُ اَنْ تُؤاخِذَنی بِها، اَوْ ذَنْبٌ تُریدُ اَنْ تُقایِسَنی بِهِ، وَتُشْقِیَنی وَتَفْضَحَنی بِهِ اَوْ خَطیئَةٌ تُریدُ اَنْ تُقایِسَنی بِها وَتَقْتَصَّها مِنّی لَمْ تَغْفِرْها لی، وَاَسْئَلُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ الْفَعَّالِ لِما یُریدُ، اَلَّذی یَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ، لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ.
خداوندا! روزهای ماه رمضان به سر رسید و شبهایش پایان پذیرفت و رویداد من آن شد که خدایا تو بهتر از من میدانی و شمارش تو بهتر از شمارش من است.
خدایا! از تو میخواهم به آنچه بندگان شایستهات تو را خواندهاند، بر محمد و خاندان محمد و
اهلبیت محمد درود فرستی، و آنچه را که با آن به تو تقرب میجویم بپذیری، و با مضاعفکردن کردارم و پذیرش تقربجویی و بندگیهایم و قبولی دعایم تفضل فرمایی، و با آزادی من از آتش مرا ببخشی، و در رسیدن به بهشت بر من منّت گذاری، و از هر هراس و ترسِ روز وحشت که برای روز رستاخیز آماده کرده ای ایمن گردانی. (1)
خدایا! به تو پناه میبرم، به احترام وجه کریم تو و احترام پیامبرت و احترام شایستگان، امروز سپری شود و نزد من اثر و پیامدی باشد که میخواهی با آن مرا مؤاخذه نمایی یا گناهانی که میخواهی با آن مرا ارزیابی کنی و سختگیری نمایی و رسوایم کنی یا خطاهایی که میخواهی مرا دربرابرش قرار دهی، و آنچه را از من نیامرزیدهای قصاص کنی.
و از تو [این خواستها را] میخواهم، به احترام وجه کریمت که هرچه را بخواهی انجام میدهد و [به احترام] آنکه میگوید به هر چیز بشو، پس میشود؛ [همانا] خدایی جز او نیست.
بهترین درخواستها در پایان ماه رمضان
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ اِنْ کُنْتَ رَضیتَ عَنّی فی هذَا الشَّهْرِ، اَنْ تَزیدَ فیما بَقِیَ مِنْ عُمْری رِضاً، وَاِنْ کُنْتَ لَمْ تَرْضَ عَنّی فی هذَا الشَّهْرِ، فَمِنَ الْأنَ فَارْضَ عَنّی اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ، وَاجْعَلْنی فی هذِهِ السَّاعَةِ وَفی هذَا الْمَجْلِسِ مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النَّارِ، وَطُلَقائِکَ مِنْ جَهَنَّمَ، وَسُعَداءِ خَلْقِکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! من از تو میخواهم، به خدایی که جز تو نیست، اگر در این ماه از من خشنود شدی در باقیمانده عمرم بر خشنودیت بیفزا، و اگر در این ماه از من خشنود نشدی، اکنون و همین ساعت از من خشنود شو، و در این ساعت و در این نشست مرا از آزادشدگان از آتش و از رهاشدگان از
1) . خودشکوفایی معنوی (spiritual self- actualization): خودشکوفایی یکیاز چهار عامل زیربنایی بعد معنوی انسان است. فردی که صاحب آن باشد از سلامت روانی بالایی برخوردار خواهد بود. یکیازگویههای این خودشکوفایی عبارتاستاز: داشتن رابطۀ صمیمانه با خود و خداوند و همچنین اعتماد داشتن به خدا (شریفی، «ساخت و بررسی ویژگی روانسنجی پرسشنامه گرایشهای معنوی»، ش2، ص69). مصداق این دو گویه درعبارات دعای حضرت آمده است؛ زیرا این الگوی صحبت باخالق دردعاو این نوع درخواستها دلالت بر داشتن ارتباط صمیمی و اعتماد به خالق است؛ بنابراین اگر نیایشگر این دعاها را بخواندوالگوی فکری خود را ازآن بگیرد و آنها را باور کند و ارتباط خود را با خالق تقویت نماید، از سلامت روانی وبهبودروابط معنوی اجتماعی برخوردار خواهد شد.
دوزخ و با آمرزش و مهربانی مرا از آفریدگان نیکبخت خود قرار ده. ای مهربانترین مهربانان.
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، اَنْ تَجْعَلَ شَهْری هذا خَیْرَ شَهْرِ رَمَضانَ عَبَدْتُکَ فیهِ، وَصُمْتُهُ فیهِ، وَتَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَیْکَ مُنْذُ اَسْکَنْتَنی فیهِ اَعْظَمَهُ اَجْراً، وَاَتَمَّهُ نِعْمَةً، وَاَعَمَّهُ عافِیَةً وَاَوْسَعَهُ رِزْقاً وَاَفْضَلَهُ عِتْقاً مِنَ النَّارِ وَاَوْجَبَهُ رَحْمَةً وَاَعظَمَهُ مَغْفِرَةً، وَاَکْمَلَهُ رِضْواناً، وَاَقْرَبَهُ اِلی ما تُحِبُّ وَتَرْضی.
خداوندا! از تو میخواهم، به احترام وجه کریمت که این ماه را برایم بهترین ماه رمضان قرار دهی که در آن تو را عبادت کردم و برایت روزه گرفتهام و از هنگامیکه مرا در زمین مسکن دادهای به درگاهت تقرب جستهام [پس از تو میخواهم] بزرگترین پاداش و فراوانترین نعمت و سلامتی (1)همهجانبه و گستردهترین روزی و برترین آزادی از آتش و لازمترین مهربانی و باشکوهترین آمرزش و کاملترین خشنودی، و [میخواهم که] به آنچه دوست داری و خشنود هستی، نزدیکتر باشم.
اَللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ شَهْرِ رَمَضانَ صُمْتُهُ لَکَ، وَارْزُقْنی الْعَوْدَ، ثُمَّ الْعَوْدَ، حَتّی تَرْضی، وَبَعْدَ الرِّضا، وَحَتّی تُخْرِجَنی مِنَ الدُّنْیا سالِماً، وَاَنْتَ عَنّی راضٍ، وَاَنَا لَکَ مَرْضِیٌّ.
خداوندا! این ماه را واپسین ماه رمضان که برای تو روزه گرفتهام قرار مده، و بازگشت به آن را روزیم گردان، تا خشنود شوی و بلکه فراتر از خشنودی، و مرا از دنیا سالم بیرون ببری؛ درحالیکه تو از من خشنود باشی و من برای تو خشنودشده باشم.
جایگاه قضا و قدر الهی
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ، اَلَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَجْعَلَنی مِمَّنْ تُتیبُ وَتُسَمّی وَتَقْضی لَهُ وَتَزیدُ وَتُحِبُّ لَهُ وَتَرْضی اَنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ فی هذَا الْعامِ، وَفی کُلِّ
1) . روزهداری (fasting): افزونبر آن که امری دینی بوده و ثواب اخروی بر آن مترتب است، تأثیر در سلامت روانی انسان دارد. تحقیقات رجبی (1387) بر پرسنل اداری دانشگاه نشان داده که این امر در علائم جسمانی و اضطراب و افسردگی تأثیر دارد (رجبی، «نقش روزه در تأمین سلامت روانی پرسنل اداری دانشگاه»، ش4، ص128). امام در عبارات خود پس از بیان امر روزه، بحث سلامتی و فراوانی نعمت را مطرح نموده این عبارات ارتباط بین تحقیقات انجام شده بر سلامت و کلام امام را تأیید مینمایدالبته شرایط اثربخشی روزه یک امرنمی باشدپس جمع عوامل واسباب متعدداثرروزه داری رامتفاوت میکند.اثرخواندن این دعا برای نیایشگر آن است که نگرش کارگردی به روزه برای نیایشگرایجادمی کند.
عامٍ، اَلْمَبْروُرِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهِمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُتَقَبَّلِ عَنْهُمْ مَناسِکُهُمْ، اَلْمُعافِعینَ عَلی اَسْفارِهِمْ، اَلْمُقْبِلینَ عَلی نُسُکِهِمْ، اَلْمَحْفُوظینَ فی اَنْفُسِهِمْ، وَاَمْوالِهِمْ، وَذَراریهِمْ، وَکُلِّ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیْهِمْ.
خداوندا! در مقدرات خود و قضاوقدر و دستور حتمی و تبدیلناپذیرِ خود مرا از کسانی قرار ده که توبۀ آنان را پذیرفتهای و نام آنها را میبری و حاجتروایشان نمودهای و افزونتر فرموده و دوستدارش بوده و از او خشنود هستی. در این سال و هر سال مرا از حجاج محترمت قرار ده قرار ده و [در زمرۀ] آنان که حجّشان پذیرفتهای، تلاششان ستودهای، گناهانشان را آمرزیدهای، اعمال حجشان قبول شده، در سفرهایشان تندرست، و در انجام عبادتهایشان مشتاقاند، و در جان و دارایی و فرزندان و آنچه به آنان نعمت دادهای محفوظ و نگهداری شدهاند.
نقش سازندۀ دعا
اَللَّهُمَّ اَقْلِبْنی مِنْ مَجْلسی هذا، فی شَهْری هذا، وَفی یَومی هذا، وَفی ساعَتی هذِهِ، مُفْلِحاً، مُنْجِحاً، مُسْتَجاباً دُعائی، مَغْفُوراً ذَنْبی، مُعافاً مِنَ النَّارِ، وَمُعْتَقاً مِنْها، عِتْقاً لارِقَّ بَعْدُ اَبَداً، وَلا رَهْبَةَ، یا رَبَّ الْأَرْبابِ.
خداوندا! از این جایگاه در این ماه و در این روز و در این ساعت مرا رستگار، کامیاب، پذیرفتهشده، آمرزیده از گناه، بخشوده از آتش، و آزاد شده از آن آزادی که هیچگاه بردگی و ترسی در آن نیست برگردان، ای خدای خداوندگاران.
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ فیما شِئْتَ، وَاَرَدْتَ، وَقَضَیْتَ، وَقَدَّرْتَ، وَحَتَمْتَ، وَاَنْفَذْتَ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُنْسِئَی فی اَجَلی، وَاَن تُقَوِّیَ ضَعْفی، وَاَنْ تُغْنِیَ فَقْری، وَاَنْ تَجْبُرَ فاقَتی، وَاَنْ تَرْحَمَ مَسْکَنَتی، وَاَنْ تُعِزَّ ذُلّی، وَاَنْ تَرْفَعَ ضَعَتی، وَاَنْ تُغْنِیَ عائِلَتی، وَاَنْ تُونِسَ وَحْشَتی، وَاَنْ تُکْثِرَ قِلَّتی، وَاَنْ تُدِرَّ رِزْقی فی عافِیَةٍ وَیُسْرٍ وَخَفْضٍ، وَاَنْ تَکْفِیَنی ما اَهَمَّنی مِنْ اَمْرِ دُنْیایَ وَاخِرَتی، وَلا تَکِلْنی اِلی نَفْسی فَاَعْجِزَ عَنْها، وَلا اِلَی النَّاسِ فَیَرْفَضُونی، وَاَنْ تُعافِیَنی فی دینی، وَبَدَنی، وَجَسَدی، وَروُحی، وَوُلْدی، وَاَهْلی، وَاَهْلِ مَوَدَّتی، وَاِخْوانی، وَجیرانی مِنَ الْمُؤْمِنینَ، وَالْمُؤْمِناتِ، وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ، اَلْأَحْیاءِ مِنْهُمْ وَالْأَمْواتِ، وَاَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِالْأَمْنِ وَالْایمانِ ما اَبْقَیْتَنی، فَإِنَّکَ وَلِیّی، وَمَوْلایَ، وَثِقَتی، وَرَجائی، وَمَعْدِنُ مَسْئَلَتی، وَمَوْضِعُ شَکْوایَ، وَمُنْتَهی رَغْبَتی وَمُنایَ، فَلا تُخَیِّبْنی فی رَجائی، یا سَیِّدی وَمَوْلایَ، وَلاتُبْطِلْ طَمَعی، وَرَجائی، فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ، بِمُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَقَدَّمْتُهُمْ اِلَیْکَ اَمامی، وَاَمامَ حاجَتی وَطَلِبَتی، وَتَضَرُّعی
وَمَسْئَلَتی، فَاجْعَلْنی بِهِمْ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ، وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنَّکَ مَنَنْتَ عَلَیَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ، فَاخْتِمْ لی بِالسَّعادَةِ، وَالْأَمْنِ وَالسَّلامَةِ، وَالْایمانِ، وَالْمَغْفِرَةِ، وَالرِّضْوانِ، وَالسَّعادَةِ، وَالْحِفْظِ، یا اَللَّهُ اَنْتَ لِکُلِّ حاجَةٍ لَنا.
خدایا! از تو میخواهم در آنچه خواستهای و اراده نمودهای و حکم فرمودهای و مقدّر داشتهای و حتمی قرار دادهای و به جریان انداختهای عمرم را طولانی کنی و اجلم را به فراموشی بسپاری، و به ناتوانیم نیرو دهی، و به نداریم بینیازی بخشی، و نیازمندیم را جبران نمایی، و به خاکنشینیم رحمت آوری، و خواریم را عزت بخشی، و افتادگیم را برطرف گردانی، و خانوادهام را بینیاز نمایی، و هراسم را به انس مبدل فرمایی، و اندکیِ مرا زیاد گردانی، و روزیم را در تندرستی و آسانی و فروتنی فراوان گردانی (1)و آنچه از کار دنیا و آخرتم برای من مهم است پشتیبانم کنی.
و مرا به خود وامگذاری که در پیش خود ناتوان باشم، و مرا به مردم وامگذار که مرا از خود دور سازند، و [از تو میخواهم که] مرا در آئینم، بدنم، جسمم، روحم، فرزندم، خانوادهام، دوستانم و برادرانم و همسایگانم از مردان و زنان باایمان و مردان و زنان مسلمان، زندگان و مردگان آن عافیت عطا فرمایی، و تا هنگامیکه مرا نگه داشتهای با ایمنی و ایمان بر من منّت بگذاری، پس حقاً تو سرپرست، آقا، پناه، امید، جایگاه خواستهام، محلّ شکوه و پایان آرزوی من هستی. (2)ای آقا
1) . جهتگیری مذهبی (religious orientation): نگرش و اعتقاد دینی به موجودی برتر و معنابخشی به زندگی ازطریق مسائل دینی و حمایتشدن ازطرف نیروی لایزال غیرقابل رؤیت از مضامین این جهتگیری است. طبق 850 پژوهش در سال (2001)، تأیید شده که جهت گیری مذهبی در سلامت روانی و عمومی افراد مؤثر میباشد (گلپرور، «سلامت عمومی دانشجویان تابعی از جهتگیری مذهبی و پایبندی مذهبی»، ش 4، ص59). عبارات امام دردعا میتواند یکیاز الگوهای جامع در ایجاد وتقویت و تثبیت جهتگیری مذهبی باشد که نیایشگر با خواندن این عبارات و الگوگیری ازآن و باور و عمل به آن میتواند، سلامت روان خود را ارتقا دهد. البته جهتگیری مذهبی واژهای است که در ادیان مختلف مورد استفاده هست؛ ولی اینجا منظور ماجهت گیری مذهبی با معیارهای دینی اسلام است. برای تثبیت و تبیین الگوهای مطرح در جهت گیری مذهبی تکنیک و نوشتار دیگری را میطلبد.
2) . طب تئوسوماتیک (Theosomatic Medicine): این طب معروف به طب خدایی- تنی است و دارای هفت اصل میباشد که دو اصل آن ایمان و دعا برای دیگران است که ایندواصل در دعا آمده است (مرعشی، «بهداشت روانی و نقش دین»، ص80 ). بنابراین گفتار امام میتواندالگویی نگرشی برای ایمان و دعا برای همنوعان باشد که نیایشگر باتوجه به دعاباید از آن الگو پیروی نماید و بهره جوید؛ البته نحوۀ ایمان و دعا در نظر ما مطابقبا مبانی شیعه امامیه است. براساس تحقیقات انجام شده متخصصان معتقدند عمل به این اصول در ارتقای سلامت جسم و روان مؤثر است که تبیین نحوۀ اثربخشی آن مجال دیگری را لازم دارد.
و سرور من، مرا در امیدم ناامید مگردان، و چشمداشت و امید مرا بیاثر مگردان.
پس بهوسیله محمد و خاندانش به تو روی آوردهام، و آنان را در پیشاپیش خودم بهسوی تو و مقدمۀ نیاز و خواسته و زاری و درخواستم قرار دادهام، پس به برکت آنان مرا در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاهت قرار ده. همانا این تویی که شناخت ایشان را بر من منت نهادهای؛ پس بهوسیلۀ آنان آخر کارم را با خوشبختی به پایان رسان؛ همانا تو بر هرکار توانایی. ای خدا، همۀ نیازهای ما مربوط به توست.
فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَعافِنا، وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا اَحَداً مِنْ خَلْقِکَ لاطاقَةَ لَنا بِهِ، وَاکْفِنا کُلَّ اَمْرٍ مِنْ اَمْرِ الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ، یا ذَا الجَلالِ وَالْإِکْرامِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَتَرَحَّمْ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَسَلِّمْ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ، وَبارَکْتَ، وَتَرَحَّمْتَ، وَسَلَّمْتَ، وَتَحنَّنْتَ، عَلی اِبْراهیمَ وَالِ اِبْراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به ما عافیت عنایت کن، و کسی از آفریدگانت که ما تحمل او را نداریم بر ما مسلط مگردان، و در هر کاری از کار دنیا و آخرت ما را پشتیبانی فرما؛ ای صاحب شکوه و کرامت.
بر محمد و خاندانش درود فرست، و بر محمد و خاندانش رحمت آور، و باز بر محمد و خاندانش درود فرست، همانند برترین درودی که فرستادی و برکت دادی و رحمت آوردی و سلام کردی و مهربانی کردی بر ابراهیم و خاندان ابراهیم؛ حقاً تو ستوده و بزرگواری.
نیایش سیوچهارم: دعا در نماز بعد از تکبیر
وَجَّهْتُ وَجْهی لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ حَنیفاً مُسْلِماً عَلی مِلَّةِ اِبْراهیمَ وَدینِ مُحَمَّدٍ وَهُدی اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ.
رویم را بهسوی آنکه آسمانها و زمین را آفریده برمیگردانم، (1)[درحالیکه] معتقد مسلمان در کیش ابراهیم علیه السلامو آئین محمد صلی الله علیه و آله و سلمو راهنمایی امیرمؤمنان علیه السلام بوده و از شرکورزان نیستم.
اِنَّ صَلوتی وَنُسُکی وَمَحْیایَ وَمَماتی للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریکَ لَهُ وَ بِذلِکَ اُمِرْتُ وَاَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنی مِنَ الْمُسْلِمینَ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْشَّیْطانِ الرَّجیمِ.
همانا نماز و عبادت و زندگی و مرگم برای خدای پروردگار جهانیان است (2)که شریکی برایش نیست، من به همین مأمور شدهام و از مسلمانانم، پروردگارا، مرا از مسلمانان قرار ده، از شر شیطان رانده شده به خدا پناه میبرم.
نیایش سیوپنجم: دعا بعد از ذکر رکوع در نماز
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَتَرَحَّمْ عَلی عَجْزِنا وَاَغِثْنا بِحَقِّهِمْ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست و بر ناتوانی ما، رحمت آور و به حق آنان ما را پناه ده.
نیایش سیوششم: دعا در تعقیب نمازها
اللّهُمَ سَرحنی عَنِ الهُموم وَ الغُموم و وَحشَته الصَدر و وَسوَسه الشَیطان بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحِمین.
خداوندا، مرا از اندوه و غصه و هراس سینه و اندیشه و پندارِ بدِ شیطان برهان؛ به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
نیایش سی و هفتم: دعا برای استخاره
عَنْهُ عَلَیْهِ السَّلامِ یَکْتُبُ فی رُقْعَتَیْنِ: خِیْرَةً مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِفُلانِ بْنِ فُلانٍ وَیَکْتُبُ فی احْداهُما: « اِفْعَلْ »، وَفِی الأخْری: « لاتَفْعَلْ » وَیترک فی بندقتین مِنْ طینٍ وَیَرْمی فی قَدَحٍ فیهِ ماءٌ، ثُمَّ یَتَطَهَّرُ وَیُصَلّی رَکْعَتَیْنِ وَیَدْعُو عَقیبَهُما:
حضرت فرمود بعد از دو رکعت نماز استخاره این دعا را بخوانید:
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْتَخیرُکَ خِیارَ مَنْ فَوَّضَ اِلَیْکَ اَمْرَهُ وَاَسْلَمَ اِلَیْکَ نَفْسَهُ وَتَوَکَّلَ عَلَیْکَ فی اَمْرِهِ وَاسْتَسْلَمَ بِکَ فیما نَزَلَ بِهِ اَمْرُهُ.
خداوندا! من از تو کار خیری میخواهم همچون آن که کارش را به تو واگذار کرده و جانش را به تو تسلیم نموده و در موضوع خود به تو وکالت داده و در آنچه برایش فرود آید از تو سلامتی میخواهد.
اَللَّهُمَّ خِرْلی وَلا تَخِرْ عَلَیَّ وَاَعِنّی وَلا تُعِنْ عَلَیَّ وَمَکِّنّی وَلا تُمَکِّنْ مِنّی وَاهْدِنی لِلْخَیْرِ وَلا تُضِلَّنی وَارْضِنی بِقَضائِکَ وَبارِکَ لی فی قَدَرِکَ اِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشاءُ وَتُعْطی ما تُریدُ.
خداوندا! به نفع من برگزین و به زیان من گزینش نکن. و یاریم فرما و به زیان من یاری نکن، و مرا نیرومند ساز و نیرومندی از من مگیر، و مرا به نیکی راهنمایی فرما وگمراهم منما، و مرا به حکم خود خشنود گردان، و سرنوشتت را برایم مبارک نما، همانا هرچه خواهی و هرچه اراده فرمایی انجام میدهی.
اَللَّهُمَّ اِنْ کَانَتِ الْخِیَرَةُ لی فی اَمْری هذا وَهُوَ کَذا وَکَذا فَمَکِّنّی مِنْهُ وَاَقْدِرْنی عَلَیْهِ وَامِرْنی بِفِعْلِهِ وَاَوْضِحْ لی طَریقَ الْهِدایَةِ اِلَیْهِ وَاِنْ کانَ اَللَّهُمَّ غَیْرَ ذلِکَ فَاصْرِفْهُ عَنّی اِلَی الَّذی هُوَ خَیْرٌ لی مِنْهُ فَاِنَّکَ تَقْدِرُ وَلااَقْدِرُ وَتَعْلَمُ وَلا اَعْلَمُ وَاَنْتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ ثُمَّ تَسْجُدُ سَجْدَةً وَتَقُولُ فیها: اَسْتَخیرُ اللَّهَ خِیَرَةً فی عافِیَةٍ مأةَ مرّة.
خداوندا! اگر این گزینش در کار به نفع من است و این خواستههاست آن را در اختیارم قرار ده و توان انجامش را مقرّر فرما و دستور کار برایم صادر فرما و راهکار آن را برایم روشن گردان، و اگر غیر از این باشد آن را از من، به آنچه برایم بهتر از آن است برگردان. پس تو توانایی و من ناتوان، و تو میدانی و من نمیدانم، و تو دانندۀ نهانهایی، ای مهربانترین مهربانان.
ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَکَ وَتَتَوَقَّعُ البَنادق فاذا خرجت الرقعة من الماء فاعْمَلْ بِمُقْتضاها اِنْ شاءَاللَّه.
سپس سر به سجده گذاشته و یکصد بار (1)میگویی: از خدا خیر میخواهم و گزینشی در عافیت و تندرستی.
1) . مراقبۀ متمرکز: (concentrative meditation) شخص در آن ازطریق توجه فعال به یک شی یا واژه یا فکر، نتیجه مطلوب بهدست میآورد (براهنی، زمینه روانشناسی هیلگارد، ص 227) میتوان ازکلام امام برای دستیابی به افکار و راهکارهای جدید از ذکر سجده بهره بردودرواقع مراقبه متمرکز مهدوی داشت. برتری این نوع مراقبه آن است که خیر و عافیت و تندرستی را با هم درخواست میکند و مهمتر آنکه تحقق این امور را از خدا میخواهدوهچنین میتوان گفت استفاده ازمراقبه مهدوی افزون برآثاردنیوی درثواب اخروی نیزاثرخواهدداشت.
نیایش سیوهشتم: دعا برای بر طرفشدن مشکلات
یا مَنْ اِذا تَضایَقَتِ الْأُمُورُ فَتَحَ لَنا باباً لَمْ تَذْهَبْ اِلَیْهِ الْأَوْهامُ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَافْتَحْ لِأُمُورِیَ الْمُتَضایَقَةِ باباً لَمْ یَذْهَبْ اِلَیْهِ وَهْمٌ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
ای آن که در هنگامۀ تنگنا دری به روی ما میگشاید که خیالها به آن، راه پیدا نمیکند، بر محمد و خاندانش درود فرست، و برای تنگنای کارهایم دری باز کن که اندیشه به آن راه نیابد، ای مهربانترین مهربانان. (1)
1) . انگیزۀ پیشرفت (achievement motive): امر و باوری که سبب میشود انسان به منزلت و مقام مطلوب برسد انگیزه پیشرفت است این انگیزه براساس اهداف و باورهای افراد شکل میگیرد (گنجی، روان شناسی عمومی، ص196). برای اجرای کارهای ارزشمند و مهم یا دستیابی به معیارهای ممتاز در فعالیتها انگیزۀ پیشرفت امری لازم است (براهنی، زمینه روانشناسی هیلگارد، ص227). دعای امام میتواند الگوی تقویتکننده و تضمینکنندۀ و نگرش ساز این انگیزه باشد؛ بنابراین اگر نیایشگر به الگوی ارائه شدۀ حضرت توجه کند و آن را باور نماید و به کار گیرد، هنگام برخورد با مشکلات عزمی قویتر پیدا میکند و از حرکت باز نمیایستد تا به هدف خود برسد. البته تقویت این انگیزه با دعا نیاز به آموزش و مهارتهای معنوی دارد که نویسنده در برخی کتب خود براساس نیاز مخاطبان به آن پرداخته است.
نیایش سیونهم: دعا برای آمرزش گناهان شیعیان
اَللَّهُمَّ اِنَّ شیعَتَنا خُلِقَتْ مِنْ شُعاعِ اَنْوارِنا وَبَقِیَّةِ طینَتِنا وَقَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً کَثیرَةً اِتِّکالاً عَلی حُبِّنا وَوِلایَتِنا. فَاِنْ کانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَیْنَکَ وَبَیْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضینا وَما کانَ مِنْها فیما بَیْنَهُمْ وَقاصِّ بِها عَنْ خُمْسِنا وَاَدْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ وَزَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ وَلا تَجْمَعْ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ اَعْدائِنا فی سَخَطِکَ.
خداوندا! شیعیان ما از پرتو فروغهای ما و باقیماندۀ خمیرۀ ما آفریده شدهاند و به پشتگرمی دوستی و سرپرستی ما گناهان بسیاری مرتکب شدهاند.
اگر نافرمانیهایشان میان تو و خودشان است؛ پس آنان را به خشنودی ما ببخش، و آنچه در میان خودشان هست، از سهم خمس ما تقاص فرما، و ایشان را وارد بهشت نموده و از آتش نجاتشان بخش، و آنها را با دشمنان ما در خشم خود گرد هم نیاور.
نیایش چهلم: دعا هنگام تولد فرخندهاش
اَللَّهُمَّ اَنْجِزْ لی وَعْدی وَاَتْمِمْ لی اَمْری وَثَبِّتْ وَطْأَتی وَامْلَاءِ الْأَرْضَ بی عَدْلاً وَقِسْطاً .
خداوندا! به وعدۀ من وفا کن، و کارم را پایان ببر، و گام مرا استوار بگردان، و زمین را بهوسیلۀ من پر از عدل و داد گردان.
نیایش چهلویکم: دعا برای راهنمایی ورود به سرداب مقدس
اَللَّهُمَّ قَدْ اَخَذَ التّأدیبُ مِنّی حَتّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمینَ وَاِنْ کانَ مَا اقْتَرَفْتُهُ مِنَ الذُنُوب اَسْتَحِقُّ بِهِ اَضْعافَ اَضْعافَ ما اَدَّبْتَنی بِهِ وَاَنْتَ حَلیمٌ ذُواَناةٍ تَعْفُو عَنْ کَثیرٍ حَتّی یَسْبِقَ عَفْوُکَ وَرَحْمَتُکَ عَذابَکَ. (1)
پیامبر فرمود: هیچکس نیست که به جایگاه من باادب وارد شود و مؤدّبانه سلام کند و بر من و امامان، دوازده بار درود فرستد، سپس دو رکعت نماز با دو سوره بخواند، و با آن دو رکعت مناجات کند؛ مگر اینکه هرچه از خدا درخواست نماید برآورده میشود، یکی از آنها آمرزش است. (ریاض العلما، للافندی، ج5، ص270، ترجمه حاج شیخ ابی جواد نعمانی. به نقل از اهری، صحیفه مهدیه، ص240).
خداوندا، سختی مرا فراگرفته و رنجور وگرفتار شدهام، و تو مهربانترین مهربانانی. من هرچند مرتکب گناهانی بودهام که شایستۀ چندین برابر آنم که تأدیبم نمایی؛ ولی تو بردبار و صاحب گذشتی، و از گناهان بسیار گذشت مینمایی تا آنکه عفو (2)
اعتقاد به عفو الهی نوعی مقابلۀ مذهبی است که سبب میشود فرد، انعطاف بیشتری دربرابر خطاها و مشکلات خود پیدا نماید و با مسائل زندگی بهتر برخورد نماید (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص154) اعتقاد به بردباری، عفو و مهربانی خالق از مصادیق این مقابلۀ مذهبی است که مانع نگرانیهای درونی یعنی ترس از خدا میشود. نیایشگر با خواندن دعای حضرت اگر آن را الگوی افکار خود قرار دهد و به آن عمل نماید به آرامش میرسد؛ زیرا باور به بردباری خالق، تأخیر در اجابت را با نگاهی مثبت میپذیرد و عفو الهی را برای گناهان خود مؤثر میداند و احساس گناه او را بیمار نمیکند و میفهمد راه برای بازگشت وجود داردپس اعتقادبه عفوالهی میتواند در بازگشت ازخطا موثرمیباشد و رابطه بادعا در این است که خواندن دعا و توجه به مفاهیم آن میتواند در نگرشسازی به عفو برای نیایشگر موثر باشد.
و مهربانیت بر عذابت پیشی گیرد.نیایش چهلودوم: دعا در قنوت نماز زیارت ناحیه مقدّسه
اعتراف به عبودیت خدا
لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَالْأَرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَما بَیْنَهُنَّ خِلافاً لِأَعْدائِهِ وَتَکْذیباً لِمَنْ عَدَلَ بِهِ وَاِقْراراً لِرُبُوبِیَّتِهِ وَخُضُوعاً لِعِزَّتِهِ اَلْأَوَّلُ بِغَیْرِ اَوَّلٍ وَالْاخِرُ اِلی غَیْرِ اخِرٍ اَلظَّاهِرُ عَلی کُلِّ شَیءٍ بِقُدْرَتِهِ اَلْباطِنُ دُونَ کُلِّ شَیْءٍ بِعِلْمِهِ وَلُطْفِهِ.
معبودی جز خداوند بردبار و بزرگوار نیست، معبودی جز خدای بالاتر و بزرگتر نیست، معبودی جز خدای پروردگارِ آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه و آنچه در خود آنها و در میان آنهاست نیست، این درحالی است که مخالف دشمنان او و بیزار از منحرفان او بوده، و به پروردگاری او اعتراف نموده و در برابر عزتش سر تعظیم فرود میآورم؛ او نخستینی است که آغازی ندارد، و پایانی است که انتهایی ندارد، او با تواناییش بر همهچیز آشکار است، و با دانش و مهربانیش از همهچیز نهان است.
لاتَقِفُ الْعُقُولُ عَلی کُنْهِ عَظَمَتِهِ وَلا تُدْرِکُ الْأَوْهامُ حَقیقَةَ ماهِیَّتِهِ وَلا تَتَصَوَّرُ الْأَنْفُسُ مَعانِیَ کَیْفِیَّتِهِ مُطَّلِعاً عَلَی الضَّمائِرِ عارِفاً بِالسَّرائِرِ یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ.
خردها بر واقعیت بزرگی او آگاهی ندارد، و گمانها حقیقت هستی او را درک نمیکند، و جانها از تصور مفاهیم چگونگی او ناتوان است، (1)آگاه از درونها و آشنا بر نهانهاست، میداند چشمکزدن دیدگان را و آنچه در سینهها پنهان داشتهاند. (2)
پیامبر و سلسله امامت
اَللَّهُمَّ اِنّی اُشْهِدُکَ عَلی تَصْدیقی رَسُولَکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وَایمانی بِهِ وَعِلْمی بِمَنْزِلَتِهِ وَاِنّی اَشْهَدُ اَنَّهُ النَّبِیُّ الَّذی نَطَقَتِ الْحِکْمَةُ بِفَضْلِهِ وَبَشَّرَتِ الْأَنْبِیاءُ بِهِ وَدَعَتْ اِلَی الْإِقْرارِ بِما جاءَ بِهِ وَحَثَّتْ عَلی تَصدِیقِهِ بِقَوْلِهِ تَعالی:
اَلَّذینَ یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْریةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهیهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ
الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ.
خداوندا، من تو را بر پیامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد و باورم را به او گواه میگیرم، و منزلتش را میدانم، و من شهادت میدهم که او پیامبری است که حکمت در برتریش به سخن آمده، و پیامبران به وجود او مژده دادهاند. (1)و [دیگران را] به اعتراف به دستاوردش فراخواندهاند، و به تصدیقنمودن او تشویق کردهاند چنانکه خدا فرموده: «کسانی که او را در تورات و انجیل نزد خودشان مییابند که به نیکی فرمان میدهد و آنها را از زشتی باز میدارد و پاکیزهها را بر آنان حلال میکند و پلیدها را حرام میکند و گرفتاری ایشان و زنجیرهایی که بر آنان بود برمیدارد».
فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ اِلَی الثَّقَلَیْنِ وَسَیِّدِ الْأَنْبِیاءِ الْمُصْطَفینَ وَعَلی اَخیهِ وَابْنِ عَمِّهِ الَّذَیْنِ لَمْ یُشْرِکا بِکَ طَرْفَةَ عَیْنٍ اَبَداً وَعَلی فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ. وَعَلی سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلاةً خالِدَةَ الدَّوامِ عَدَدَ قَطْرِ الرِّهامِ وَزِنَةَ الْجِبالِ وَالْأکامِ ما اَوْرَقَ السَّلامُ وَاخْتُلِقَ الضِّیاءُ وَالظُّلامُ وَعَلی الِهِ الطَّاهِرینَ الْأَئِمَّةِ الْمُهْتَدینَ الذَّائِدینَ عَنِ الدّینِ: عَلِیٍّ وَمُحَمَّدٍ وَجَعْفَرَ وَمُوسی وَعَلِیٍّ وَمُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُجَّةِ القُوَّامِ بِالْقِسْطِ وَسُلالَةِ السِّبْطِ.
پس بر محمد، فرستادۀ خود برای جنّ و انس، و سرور پیامبران برگزیده، و بر برادر و پسرعمویش، دو بزرگواری که [حتی] چشم برهمزدن نیز به تو شرک نورزیدند درود فرست. و بر فاطمۀ زهرا بانوی بانوان جهانیان، و بر دو سرور جوانان اهل بهشت حسن حسین، درودی جاودانه و پیوسته به شمار قطرات نمنم باران، و سنگینی کوهها و تپهها و برگ درختان، و آمدوشد روشنی و سایه؛ و بر فرزندان پاکیزهاش امامان هدایت شده و مدافعان از آئین، علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و حجّت، که برپادارندگان عدل و نوادگان نوۀ پیامبر هستند.
الگوی درخواست جامع
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْإِمامِ فَرَجاً قَریباً وَصَبْراً جَمیلاً وَنَصْراً عَزیزاً وَغِنیً عَنِ الخَلْقِ وَثَباتاً فِی الْهُدی وَالتَّوْفیقَ لِما تُحِبُّ وَتَرْضی وَرِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَیِّباً مَریئاً دارّاً سائِغاً فاضِلاً مُفْضِلاً صَبّاً صَبّاً مِنْ غَیْرِ کَدٍّ وَلا نَکْدٍ وَلا مِنَّةٍ مِنْ اَحَدٍ.
1) . (و اذ قال عیسی بن مریم یا بَنی اسرائیل انی رسول الله... و مبشراً برسول یَأتی من بعدی اسمُهُ اَحمَد(؛ (صف: 6).
وَعافِیَةً مِنْ کُلِّ بَلاءٍ وَسُقْمٍ وَمَرَضٍ وَالشُکْرَ عَلَی الْعافِیَةِ وَالنَّعْماءِ وَاِذا جاءَ الْمَوْتُ فَاقْبِضْنا عَلی اَحْسَنِ ما یَکُونُ لَکَ طاعَةً عَلی ما اَمَرْتَنا مُحافِظینَ حَتّی تُؤَدِّیَنا اِلی جَنَّاتِ النَّعیمِ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! از تو میخواهم به حق این امام، گشایشی نزدیک و شکیباییِ زیبا و یاریِ توانا و بینیازی از مردم و پابرجایی در هدایت و خواستار موفقیتم در آنچه دوست داری و خشنود میشوی و روزیِ گسترده، حلال، پاکیزه، گوارا، سرازیر، دلچسب، فزونیافته، افزون و سرشار، بدون رنج و سختی، و بدون هیچ منتّی از فردی.
و باز سلامتی از هر گرفتاری و بیماری و درد، و سپاس بر سلامتی و نعمتها را خواهانم. و آنگاه که مرگ فرا رسد جان ما را در بهترین حالتی بگیر که فرمانبردار تو و نگهبانان دستورت باشیم، تا ما را به بهشتهای پرنعمت برسانی.
نفس و گناهان و رحمتالهی
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَوْحِشْنی مِنَ الدُّنْیا وَانِسْنی بِالْاخِرَةِ فَاِنَّهُ لایُوحِشُ مِنَ الدُّنْیا اِلاَّ خَوْفُکَ وَلایُونِسُ بِالْاخِرَة اِلاَّ رَجائُکَ.
اَللَّهُمَّ لَکَ الْحُجَّةُ لا عَلَیْکَ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی لا مِنْکَ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّی عَلی نَفْسِیَ الظَّالِمَةِ الْعاصِیَةِ وَشَهْوَتِیَ الْغالِبَةِ وَاخْتِمْ لی بِالعافِیَة.ِ
اَللَّهُمَّ اِنَّ اِسْتِغْفاری اِیَّاکَ وَاَنَا مُصِرٌّ عَلی ما نُهیتُ قِلَّةُ حَیاءٍ وَتَرْکِیَ الْإِسْتِغْفارَ مَعَ عِلْمی بِسَعَةِ حِلْمِکَ تَضییعٌ لِحَقِّ الرَّجاءِ.
اَللَّهُمَّ اِنَّ ذُنُوبی تُؤْیِسُنی اَنْ اَرْجُوکَ وَاِنَّ عِلْمی بِسَعَةِ رَحْمَتِکَ یَمْنَعُنی اَنْ اَخْشاکَ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَصَدِّقْ رَجائی لَکَ وَکَذِّبْ خَوْفی مِنْکَ وَکُنْ لی عِنْدَ اَحْسَنِ ظَنّی بِکَ یا اَ کْرَمَ الْأَکْرَمینَ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا از دنیا بیمناک، و به آخرت آشنا گردان، چون به جز بیم تو [هیچ چیز انسان را] از دنیا هولناک نمیکند، و بجز امید تو [هیچ چیز انسان را] با آخرت آشنا نمیکند. (1)
1) . عاطفی (Emotional): از ویژگیهای شخصیت سالم، دارا بودن بعد عاطفی است و از مصادیق این ویژگی پذیرفتن و کنارآمدن با مسئله مرگ است (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص254).نگرش افرادمیتواند درعواطف آنان اثرگذارباشد بخواندن دعاوتوجه به مضامین و باور این آموزهها میتواند برای نیایشگرنگرشی را ایجاد و تثبیت کند که در بعد عاطفی او اثر گذار باشد؛ بنابراین عبارات حضرت میتواند الگویی موثر در ویژگیهای عاطفی شخصیت سالم است که با خواندن و باور و تکرار دعا این نگرش و بعد عاطفی ایجاد و تقویت میشود. البته توجه به مسئله مرگ و خواندن دعا در حالت عادی برای فرد میتواند اثر مثبت داشته باشد. اگر فردی به مسئله مرگ و قیامت توجه نداشته باشد و هنگام بیماری بخواهیم این مضامین را به او آموزش دهیم شاید منجر به نگرانی بیشتر شود بنابراین نگرشسازی با دعا در سنین متفاوت و انس همیشگی با دعا میتواند ابعاد شناختی وعاطفی شخصیت سالم را پوشش دهد که این امر نیاز به تدوین برنامه و فرایند خاص خود را دارد.
خداوندا! دلیل برای توست و نه بر تو، و شکایت به درگاه توست و نه از تو؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا بر نفسِ ستمگر و گناهکار و شهوتِ چیرهدست یاری فرما، و آخر کارم را با عافیت همراه گردان.
خداوندا! تنها از تو آمرزش میطلبم؛ درحالی که از کمشرمی خود در آنچه نهی فرمودهای پافشاری دارم، و اگر درخواست بخشایش را ترک نمایم، بااینکه میدانم بردباریت گسترده است. [این ترک] ازدستدادن حقِّ امیدواری است.
خداوندا! گناهانم مرا از امیدواری به تو مأیوس میکند؛ اما آگاهی بر گستردگیِ رحمتت مانعم میشود که از تو بترسم، (1)پس بر محمد و خاندانش درود فرست و امیدواری مرا به خودت تصدیق فرما، و هراس مرا از خودت دور گردان، و با بهترین گمان که به تو دارم با من رفتار نما، ای گرامیترین گرامیان.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَیِّدْنی بِالْعِصْمَةِ وَاَنْطِقْ لِسانی بِالحِکْمَةِ وَاجْعَلْنی مِمَّنْ یَنْدَمُ عَلی ما ضَیَّعَهُ فی اَمْسِهِ وَلا یَغْبَنُ حَظَّهُ فی یَوْمِهِ وَلایَهِمُّ لِرِزْقِ غَدِهِ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا با عصمت و نگهداری یاریم نما، و زبانم را به حکمت گویا فرما، و مرا از کسانی که به ضایعنمودن دیروزشان پشیمان میشوند و در کسب بهرۀ روزش زیان دیده نیستند و برای روز فردایشان غصه نمیخورند، قرار ده.
نشانه موجود بینیاز
اَللَّهُمَّ اِنَّ الْغَّنِیَّ مَنِ اسْتَغْنی بِکَ وَافْتَقَرَ اِلَیْکَ وَالْفَقیرُ مَنِ اسْتَغْنی بِخَلْقِکَ عَنْکَ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَغْنِنی عَنْ خَلْقِکَ بِکَ وَاجْعَلْنی مِمَّنْ لایَبْسُطُ کَفّاً اِلاَّ اِلَیْکَ.
خداوندا! بینیاز کسی است که از تو بینیازی خواهد و نیازمند تو باشد، و تهیدست کسی است
1) .( و رحمتی وَسِعت کل شیء فَساکتبُها للَّذیِن یَتَّقُون و...(؛ (اعراف: 156).
که از آفریدگانت بینیازی خواهد، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بهوسیلۀ خودت ازآفریدگان بینیاز گردان، و مرا از کسانی قرار ده که دست نیاز جز بهسوی تو دراز نمیکند. (1)
اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ قَنَطَ وَاَمامَهُ التَوْبَةُ وَوَرائَهُ الرَّحْمَةُ وَاِنْ کُنْتُ ضَعیفَ الْعَمَلِ فَاِنّی فی رَحْمَتِکَ قَوِیُّ الْأَمَلِ فَهَبْ لی ضَعْفَ عَمَلی لِقُوَّةِ اَمَلی.
خداوندا! بدبخت کسی است که توبه در پیشاپیش او و مهربانی پشت سر او بوده؛ ولی ناامید باشد، هرچند کردارم ناچیز بوده؛ ولی آرزویم درمهربانی تو نیرومند است، پس ناچیزبودن کردارم را به نیرومندی آرزویم ببخش.
اَللَّهُمَّ اِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ اَنَّ فی عِبادِکَ مَنْ هُوَ اَقْسی قَلْباً مِنّی وَاَعْظَمَ مِنّی ذَنْباً فَاِنّی اَعْلَمُ اَنَّهُ لا مَوْلی اَعْظَمُ مِنْکَ طَوْلاً وَاَوْسَعُ رَحْمَةً وَعَفْواً فَیا مَنْ هُوَ اَوْحَدٌ فی رَحْمَتِهِ اِغْفِرْ لِمَنْ لَیْسَ بِاَوْحَدٍ فی خطیئَتِهِ.
خداوندا! اگر میدانی که درمیان بندگانت سنگدلتر از من و گناهکارتر از من هست؛ پس تحقیقاً من میدانم که مولایی بزرگتر و مقتدرتر که مهربانی و گذشتش گستردهتر از تو باشد، وجود ندارد پس ای آنکه در مهربانیش یکتاست کسی را که در گناهش یکتا نیست ببخش.
بصیرت و خودآگاهی
اَللَّهُمَّ اِنَّکَ اَمَرْتَنا فَعَصَیْنا وَنَهَیْتَ فَمَا انْتَهَیْنا وَذَکَرْتَ فَتَناسَیْنا وَبَصَّرْتَ فَتَعامَیْنا وَحذَّرْتَ فَتَعَدَّیْنا وَما کانَ ذلِکَ جَزاءُ اِحْسانِکَ اِلَیْنا وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِما اَعْلَنَّا وَاَخْفَیْنا وَاَخْبَرُ بِما نَأْتی وَما اَتَیْنا فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَلا تُؤاخِذْنا بِما اَخْطَأْنا وَنَسینا وَهَبْ لَنا حُقُوقَکَ لَدَیْنا وَاَتِمَّ اِحْسانَکَ اِلَیْنا وَاَسْبِلْ رَحْمَتَکَ عَلَیْنا.
خداوندا! تو فرمانمان دادی و نافرمانی کردیم، جلوگیری کردی و نپذیرفتیم، یادآوری کردی و به فراموشی سپردیم، بینش دادی و خود را به کوری زدیم، برحذر نمودی و تجاوز کردیم؛ ولی
1) . واقعبینی (Realism): یکیاز ویژگیهای فرد دارای بهداشت روانی، واقعبینی است. واقعبینی یعنی فرد برای رویارویی با مشکلات، توانایی و محدودیت خود را درنظر گرفته و پس از هدفگذاری برنامهریزی مینمایند (مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص60) عبارت حضرت در این دعا میتواند یکیاز مصادیق و الگوی جامع واقعبینی برای انسان است؛ زیرا حضرت بینیازی واقعی را ازطریق درخواست از خدا برطرف میکند و این واقعیت است؛ زیرا کسی که از مخلوقِ نیازمند درخواست یاری کند وتوجه خود را از خالق برداشته و او فراموش نماید، از واقعبینی برخوردار نیست و با اجابتنشدن حاجات از جانب مخلوق خود را ناکام میبیند و رفتاری حقیرانه پیدا میکند پس واقع بینی یک موضوع کلی است و در مصادیقی میتوان برای پیدا کردن نگرش واقع بینانه از دعا بهره جست.
این پاداش نیکی تو بر ما نبود، و تو داناتری به آنچه آشکار داشته و پنهان نمودیم، و آگاهتری به آنچه آوردهایم و میآوریم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست وما را بدانچه اشتباه کردیم و فراموش کردیم بازخواست مفرما، (1)و حقهایی که نزد ما داری بر ما ببخشا، و احسان خود را بر ما تمام و مهربانیت را بر ما لبریز نما.
اَللَّهُمَّ اِنَّا نَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِهذَا الصِّدّیقِ الْإِمامِ وَنَسْأَلُکَ بِالْحَقِّ الَّذی جَعَلْتَهُ لَهُ وَلِجَدِّهِ رَسُولِکَ وَلِأَبَوَیْهِ عَلَیٍّ وَفاطِمَةَ اَهْلِ بَیْتِ الرَّحْمَةِ اِدْرارَ الرِّزْقِ الَّذی بِهِ قِوامُ حَیاتِنا وَصَلاحُ اَحْوال عِیالِنا فَاَنْتَ الْکَریمُ الَّذی تُعْطی مِنْ سَعَةٍ وَتَمْنَعُ مِنْ قُدْرَةٍ وَنَحْنُ نَسْئَلُکَ مِنَ الرِّزْقِ ما یَکُونُ صَلاحاً لِلدُّنْیا وَبَلاغاً لِلْاخِرَةِ.
خداوندا! ما با این امام بسیار راستگو، و به حق او و جدّش که پیامبر و پدر و مادرش علی و فاطمه که خاندان رحمت هستند به درگاه تو توسل جوییم. (2)سرازیرشدن روزی را که برپایی زندگی ما و آسایش حال خانواده ما در گرو آن است درخواست نماییم، پس تو آن بخشندهای هستی که فراخی عطا میکنی، و به اقتدار و توانایی باز میداری، و آن روزیای را از تو میخواهیم که صلاح دنیا و رسیدن به [سعادت] آخرت در آن باشد.
نوعدوستی جامع
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لَنا وَلِوالِدَیْنا وَلِجَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ اَلْأَحیاءِ مِنْهُمْ وَالْأَمْواتِ وَاتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الْاخِرَةِ حَسَنةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و ما و پدر و مادر و همۀ مردان و زنان باایمان و مردان و زنان مسلمان، زندگانشان و مردگانشان را بیامرز، و در دنیا و آخرت به ما نیکویی ارزانی فرما و از عذاب آتش نگهدار.
1) . (ربنا لاتُؤاخِذنا ان نَسینا او اخطاناً و لاتَحمِل علینا اصراً کَما حَملتَه علی الذین من قَبلنا (؛ (بقره: 286).
2) . توسل (resort): یکیاز روشهای مقابله مذهبی توسل به ائمه است که فرد برای کنارآمدن با بحرانهای زندگی میتواند از آن استفاده کند. (همان، ص150) توسل یک رفتاردینی است که افراد برای یاری جستن و شفاعت طلبی از آن استفاده میکنند (مهروش دعاپژوهی ص160) این امر از رایجترین شیوههای تطابق دینی برای مقابله با مشکلات است اگر نیایشگر با خواندن دعا، این نگرش در او ایجاد و تقویت شود و هنگام بروز مشکلات و بحرانهای زندگی همراه تلاش از ائمه طلب یاری نماید این نگرش، یعنی توسل و دعا میتواندسبب حفظ آرامش درونی وی شود که نتیجۀ این نگرش در نحوۀ برخورد فرد با مشکلات بروز پیدا میکند.
پس راز دل بگو و هرچه خواهی بخواه، و در بالای سر مقدس دو رکعت نماز بخوان و ببوس و بگو:
زاداللهُ فی شَرَفِکُم والسَّلامُ علیکم و رحمةُ الله و برکاتُه.
خداوند شرف شما را افزون گرداند، سلام و رحمت و برکتهای خدا بر شما باد.
به کلیه روش هایی که برای درمان بیماریها و بهبود سلامت استفاده میشود و خارج از برنامههای طب رایج هستند طب مکمل میگویند. این طیف وسیع درمانی طبهای سنتی جوامع را نیز شامل میشوند. عمده این روشها عبارتند از:
طب سنتی ایرانی، ماساژدرمانی، هومیوپاتی، طب سوزنی، (صوت) درمانی، هنر درمانی، تفریح درمانی، هیپنوتراپی، انرژی درمانی، درمان بیولوژیک، مغناطیس درمانی، رایحه درمانی، آب درمانی، داستان گویی، گیاهان داروئی، یوگا، تن آرامی، حجامت، دعا و نیایش، درمان معنوی، شناخت درمانی، شناخت درمانی دینی و غیره.
روشهای مکمل در افراد سالم و بیماران با شدتهای مختلف قابل استفاده هستند (البته با در نظر گرفتن تشخیص بالینی و اصول مراقبتهای طبی رایج) و به خصوص آنهایی که مکتب یا آئین دارند دستوراتی برای سبک زندکی دارند، لذا میتوانند تاثیر قابل توجهی در پیشگیری از بیماریها داشته باشند.
دعا و نیایش در بخش طبِ مکمل نیز جایگاه ویژه ای دارد. در این طب درمانهای روانشناختی شامل مراقبه، رواندرمانی، آرامسازی و دعادرمانی است. برخی معتقدند مراقبه که به دعای بدون کلام و همراهبا سکوت گفته میشود اثرات فیزیکی مفیدی مانند کاهش تعداد تنفس و ضربان قلب و فشار خون و کاهش درجۀ حرارت پوست و اثرات مثبتی بر روی تسکین درد و بیخوابی داشته است.
در پژوهشی که با نام «اثر دعادرمانی بر هموگلوبین و فریتین بیماران مبتلا به تالاسمی» انجام شد اثربخشی دعا در کاهش فریتین و افزایش هموگلوبین و افزایش فواصل خون گیری
بیماران تالاسمی تأیید شد. (1)
متخصصان در یک بررسی راجع به بزرگسالان یافتند که نیایش نمودهای منفی عاطفی را که ناشی از فشار خون بوده، کاهش داده است. همچنین نتیجه گرفتند کسانی که نیایش فعالانهتر دارند سالمترند و بین نیایش و سلامت جسمانی و روانی رابطۀ مثبت وجود دارد.
بنسون، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا در مورد دعا میگوید: تکرار دعا موجب کاهش فعالیتهای موجی مغز و فشار خون میشود؛ گاه نیایش چنان قدرت درمانی دارد که درمان پرهزینۀ دارویی را از بین میبرد. اگر ما به اعتبار این دارو (دعا) معترف باشیم باید در نسخههای پزشکی خود بنویسیم دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید. نگارنده نگاه جدیدی ازدعابرای بهبودی روحی روانی افراد ابداع کرده که فرایندی علمی باروش خاص همراه باسنجش بوده وقابل آموزش میباشد.
قبل از آنکه مفهومی به نام طب تئوسوماتیک پیدا شود، طب روان سنتی یا سایکوسوماتیک یا پزشکی ذهن بدن که در سال های اخیر رونق زیادی گرفت، ارتباط سلامت روانی را با سلامت جسمانی بهخوبی روشن کرد. در این رشته تأکید میشود که بیماری و مرگ هرکس، کمتر دارای علت واحدی است. ذهن یا وضعیت روحی و روانی فرد، بهمعنای نفی تأثیر باکتریها، ویروسها، سلولهای سرطانی، انسداد عروق و امثال آنها نیست، زیرا همۀ این عوامل بهعلاوه وضعیت روانشناختی فرد، در مسئله دخیل هستند. در مطالعات آماری آمده است که عوامل روانشناختی ازسویدیگر، میتوانند مرگ را به تأخیر بیندازند. طب سایکوسوماتیک بهتازگی درحال یافتن تحولی تکاملی است واینک موضوعی به نام طب تئوسوماتیک یا طب خدایی تنی بهطور جدی مطرح است. محققان دانشگاههای ییل، دوک، راتگرز، تگزاس، برکلی و میشیگان، تحقیقات وسیعی را دراین زمینه آغاز کرده و درحال پژوهش هستند.
اصول طب تئوسوماتیک چنین است:
1) . جهانگیر، اکرم، «اثردعادرمانی برهموگلوبین وفریتین بیماران مبتلا به تالاسمی» فصلنامه پایش، ص363، تهران، 1387 جهاد دانشگاهی.
اصل اول: پایبندی دینی از راه ارتقای رفتارهای بهداشتی و بهبود اسلوب زندگی برای سلامتی مفید است؛
اصل دوم: معاشرت منظم مذهبی منجربه ایجاد حمایتهایی میشود که آثار فشار روانی و تنهایی را مرتفع کرده و از این راه سلامتی را ارتقا میدهد؛
اصل سوم: انجام عبادات موجب پیدایش عواطف (انرژی) مثبت برای سلامتی مفید است؛
اصل چهارم: فرمانهای مذهبی به دستورالعملهای ارتقای سلامت شباهت داشته و مفید هستند؛
اصل پنجم: ایمان، افکار فرد را بهسوی امیدواری و خوشبینی سوق میدهد و از این جهت برای سلامتی مفید است؛
اصل ششم: تجربیات عرفانی و شهودی از راه فعالکردن انرژی زیستی شفابخش یا از راه تغییر در وضعیت آگاهی و هوشیاری برای سلامتی مفید است؛
اصل هفتم: دعاکردن برای دیگران در غیاب آنها، میتواند از راههای مافوق طبیعی، سبب شفا یا ارتقای سلامتی نیاشگر گردد. (1)
به قول لوین، بهعنوان نتیجهای کلی باید گفت: «پزشکی درحال کشف مذهب و معنویت است».
واژۀ بهداشت از دو کلمه «به» و «داشت» تشکیل شده بهمعنی نیکو نگهداشتن. بهداشت فرایندی است که با استفاده از راهکارهای مناسب آنچه را ارزشمند است نیکو نگه میداریم؛ پس بهداشت روانی، رعایت مقررات و اقداماتی جهت حفظ سلامت روانی است و جنبه پیشگیرانه دارد. یکی از هدفهای اصلی بهداشت روانی تقویت فکر و نگرش و اصلاح رفتار است.
آلپورت (1965) که از اصطلاح «بلوغ روانی» بهجای «بهداشت روانی» استفاده میکرد، هفت ویژگی را برای سلامت یا بلوغ روانی بر شمرده است که عبارتاستاز:
1) . مرعشی، بهداشت روان و نقش دین، ص78.
برخورداری از ارتباط گرم با دیگران؛
برخورداری از امنیت عاطفی؛
برخورداری از واقعبینی؛
داشتن مهارتهای حل مسئله؛
برخورداری از بصیرت نفس و خودشناسی؛
برخورداری از فلسفه زندگی.
ازنظر آلپورت، اگر کسی فاقد فلسفۀ زندگی باشد، یعنی هدف زندگی برای او روشن نباشد یا برای زندگی، هیچ معنا و مقصدی درنظر نداشته باشد، وی ازنظر روانی بالغ و سالم نیست. (1)
به خاطراهمیت موضوع بهداشت روانی چکیده کتب بهداشت روان جهت استفاده خوانندگان معرفی میشود:
(سیدابوالقاسم حسینی، «اصول بهداشت روانی»، آستان قدس رضوی 1387ش).
2.دکترشاملو درکتاب خود به اهمیت انگیزه در بهداشت روانی، یادگیری و بهداشت روانی، تاثیر رسانه بر بهداشت روانی، اخلاق و بهداشت روانی و...پرداخته است.
(سعید شاملو «بهداشت روانی» تهران، انتشارات رشد،1388ش).
3.دکترگنجی درکتاب خود به تعریف بهداشت روانی براساس مکاتب مختلف، منابع لازم برای کاهش استرس، بهداشت روانی درسنین رشد، بهداشت روانی در خانواده، روشهای درمان بیماریها و....پرداخته است.
(حمزه گنجی «بهداشت روانی» تهران، نشرارسباران، 1388ش).
4.دکترمیلانی درکتاب خود به انواع بیماریهای روانی، هدف بهداشت روانی، مکانیسمهای دفاعی بهداشت روانی و اعتیاد، انواع پیشگیری و.....پرداخته است.
(بهروز میلانی فر «بهداشت روانی» تهران، نشرقومس 1386ش).
مقابله مذهبی یعنی استفاده از الگوهای مذهبی در برابر رویدادها و حوداث زندگی که سبب معناداری حوادث و نحوه برخورد صحیح با آن رویدادها میگردد و تحقیقات گسترده ای
1) . مرعشی علی، بهداشت روان و نقش دین، ص 155.
اثربخشی آن را در آرامش افراد تایید کرده اند. همچنین مقابله مذهبی در یافتن هدف و معنای زندگی به خصوص هنگام سختی اثر ویژه ای دارد، زیرا فرد در هنگام مشکلات سوالاتی مانند اینکه اصلا چرا من به این دنیا آمدم؟ چرا بیمار شدم؟ چرا سختی و گرفتاری پیدا کردم؟ و... برای او ایجاد میشود و زندگی را پوچ و بی معنا مییابد. در این هنگام مقابله مذهبی در معنابخشی به زندگی و سوالات فوق بسیار موثر میباشد.
در این خصوص روانشناسانی مانند پارگامنت با پژوهشهای متعدد ثابت کردند که مذهب در زندگی روزمره و در موقعیتهای بحرانی میتواند فواید زیادی داشته باشد و تحقیقاتشان نشانگر آن است که این مقابله میتواند در سلامت روان افراد مؤثر باشد. (1)
شیوههای تطابق در عصر حاضر، بهصورتهای گوناگونی مطرح است که برخی از آنها عبارتاستاز: تصعید یا تعلیه، نوعدوستی، پیوندجویی و ارتباط، پیشبینی، خوداظهاری، مذهبگرایی یا تطابق دینی. ازجمله روشهای مؤثر و شناخته شدۀ تطابق، همان روش مقابلۀ مذهبی یا تطابق دینی است.
کونیک و همکاران (1997) تطابق دینی را اینطور تعریف کردهاند:
انعطاف فرد با کمک عمل به آموزههای دینی و پیروی فکری از عقاید دینی برای کنارآمدن با فشارهای روانی و بحرانهای زندگی. » در اسلام مقابله مصادیق متعددی دارد که انسان بهواسطۀ آنها میتواند روش برخورد خود با مسائل زندگی را تصحیح نماید که برخی از آنها عبارتاستاز: توکل، عبادت، آمرزشطلبی، توبه، استخاره، توسل، فضل واحسان الهی و... . (2)
گفتنی است، هرچند استفاده از روش مقابلۀ دینی در برخورد با مشکلات و دستیابی به سلامتی جسمانی و روانی و اجتماعی مفید است؛ اما افراط در بهکارگیری آن ممکن است تأثیر معکوس داشته باشد. مثلاً در سازوکار توکل اگر مشورت و مسئولیتپذیری نادیده گرفته شود، فرد بهجای آنکه از رویکرد دینی سود ببرد، متضرر میشود.
علاقه مندی انسان به پدیده ی هوش قدمتی طولانی دارد و به نژاد، جنس و یا قاره ای اختصاص ندارد. روان شناسان طی سالها تحقیقات مستمر و فراوان خود در پی یافتن معیار مناسبی بودند که بتوانند، براساس ویژگیهای فردی، میزان تناسب و هماهنگی افراد با محیط پیرامون و نیز میزان موفقیت آنان در زندگی را پیش بینی کنند. پژوهشهای گسترده روی مقوله هوش منتج به دستاوردهای درخور توجهی در شناخت حوزههای مختلف هوش شده است. از آن جمله کشف حوزه هوش معنوی است. توجه به معنویت، به منزله یکی از نیازها و کششهای درونی و همیشگی انسان و پیشرفتهای علم روان شناسی جدید و ماهیت پویا و پیچیده دهکده جهانی سبب گرایش انسانها به بُعد معنوی زندگی در برابر بُعد مادی شده است. هوش معنوی به منزله زیربنای باورهای فرد، نقش اساسی در ارتقا و تامین سلامت روانی دارد. به طوری که امروزه سازمان بهداشت جهانی انسان را موجودی با چهار بعد مکمل جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی (Biopsychosociospiritual) معرفی میکند.بسیاری از متخصصان هوش معنوی را متضمن بالاترین سطوح زمینههای رشد شناختی، اخلاقی، عاطفی، و تلاش همواره آدمی برای پاسخ دادن به چراهای زندگی میدانند.
اگرچه گاردنر به وجود هوش معنوی با دیده شک مینگریست، اما طی سالهای اخیر محققان بسیاری در زمینه وجود این هوش در ساختار بشر کتابهای متعددی نوشتهاند که در اغلب آنها از معنویت به منزله بخشی خاص و مغفول مانده در حوزه شناختی یاد شده است. محققان مختلفی همزمان در اواخر قرن بیستم مفهوم هوش معنوی را در آثار روان شناسی آکادمیک مطرح کردند. نخستین بار، رابت ایمونز (R. A. Emmons) در سال 1996 به این بعد از هوش انسان اشاره کرد. در سال 1999 ایمونز و گادنر همسو با یکدیگر این مفهوم را بررسی کردند. در همین دوره در سال 1997، یان مارشال (I. Marshal) و دانا زوهر (D. Zohar)، زوجی دانش پژوه و از اساتید دانشگاه آکسفورد، در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی، بر اساس قانون فیزیک کوانتوم و یافتههای عصب شناسانی چون وولف سینگر (W. Singer) چارلز گری (Ch. Gray)، مایکل پرسینجر (M. Persinger)، و ویلایانور راماچاندران (V. Ramachandran)، به تفصیل به شرح و اثبات وجود هوش معنوی پرداختند
از نظر زوهر و مارشال، هوش معنوی هوشی است که با نشان دادن مناسب ترین راه به افراد به زندگیشان معنا و مفهوم عمیق تری میبخشد. (1)با این هوش میتوان از یک سر با ناشناختهها و وقایع پیش بینی نشدنی مواجه شد و از سوی دیگر با پاسخ به سوالات فلسفی درباره زندگی و درک واقعی آن ها، به جریان بعضا دشوار زندگی معنا و مفهومی عمیق بخشید و آن را ارزشمند کرد. آنان این هوش را ورای مسائل قراردادی روان شناسی و حتی آن را در درمان بسیاری از دردها و مشکلات جامعه امروز موثر میدانند. (2)
پژوهشهای جدید عصبشناسان نشان میدهد برخی کنشهای مغزی با تجربههای معنوی همراه است؛ بهگونه ای که معنویت روی برخی از قسمتهای مغز اثر میگذارد. یکیاز این قسمتها، بخش لپهای گیجگاهی است که دقیقاً پشت ناحیه گیجگاهی قرار دارد و عصبشناسان، این بخش را «منطقۀ خدا» مینامند، زیرا با تحریک مصنوعی آن موضوعهای معنوی، مانند دیدار با خدا، گفتگوی دینی، از خودگذشتگی، فداکاری، انساندوستی و مانند اینها پدیدارمی شود؛ بنابراین میتوان به وجود هوش معنوی در انسان معتقد بود.
توجهبه معنویت در حل مشکلات زندگی و معنادارکردن زندگی و ارزشدادن به آن، از زمان جیمز و نگارش کتاب گوناگونی تجربه های معنوی (1977) آغاز شد. جیمز معتقد بود معنویت موجب پیدایش معنا در زندگی انسان میشود، بهگونه ای که انسان از رفتارهای عقلانی و منطقی برای پیروی در زندگی استفاده میکند، ارتباطات وی با دیگران ارتباطی انسانی و اعتقادی خواهد بود و نگرش مطلوب به خود و دیگران دارد.
در مطالعات اسمیت (2005) نشان داده شده که هوش معنوی، لازمۀ سازگاری بهتر با محیط است و افرادی که هوش معنوی بیشتری دارند، تحمل آنان درمقابل فشارهای زندگی بیشتر بوده و توانایی بیشتری را برای سازگاری با محیط از خود بروز میدهند. وی ده مهارت هوش معنوی را بدینگونه تشریح میکند:
مقابلهبا فشار روانی: استفاده از ایمان و اعتقاد مذهبی برای حل مسائل و فشارهای زندگی؛
هدفمندبودن: داشتن هدفی مشخص در زندگی با درنظرگرفتن مسائل مذهبی؛
پرستشگاه: تمایل به مکانهای مذهبی و رهبری مذهبی؛
خارجشدن از اصول: فاصلهگرفتن از اصول و عقاید کلیشهای در زندگی؛
محوریت اعتقادات: تأثیر مذهب در رفتار و عمل (مانند خوردن، آشامیدن و پوشش)؛
مقررات مذهبی: رعایت قوانین و فرامین مذهبی در زندگی؛
نیایش: دعاکردن و اعمال مذهبی در زندگی؛
تحملکردن: تحمل اعتقادات سایر مذاهب و برخورد اصولی و منطقی با آنها؛
مفاهیم دینی: اعتقاد به مفاهیم اساسی دینی مانند خالق یکتای جهان، روح و زندگی پساز مرگ.
البته نگارنده معتقد است اگردعا الگوی معرفت یابی و معرفت افزایی باشد تمام مهارتهای مطرح درهوش معنوی وحتی بیشتراز آن را پوشش میدهدکه اثبات این نگرش مجال دیگری را میخواهد. (1)
در روانشناسی اصطلاحی جدید باعنوان «هوش اخلاقی» آمده است. بوربا طراح هوش اخلاقی بوده که آن را اینگونه تعریف میکند:
«داشتن ظرفیت و توانایی در تشخیص درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و داشتن رفتار درجهت صحیح و صواب». هوش اخلاقی بهمعنی توجهبه زندگی انسان و طبیعت، رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است. هوش اخلاقی به این حقیقت اشاره دارد که ما بهصورت ذاتی، اخلاقی یا غیراخلاقی متولد نمیشویم؛ بلکه یاد میگیریم چگونه خوب باشیم. یادگیری برای خوببودن، شامل ارتباطات و بازخورد و
1) . برای تحقیق و مطالعه بیشتر در موضوع هوش معنوی به کتاب هوش معنوی و مقیاسهای سنجش آن از دکتر سهرابی مراجعه شود. وی در کتابش به تعریف هوش، انواع هوش، معنویت، هوش معنوی، سنجش هوش معنوی و مقیاسهای آن پرداخته. همچنین پرسش نامههای متعدد هوش معنوی را در این کتاب آورده است.
جامعهپذیری و آموزش است که هرگز پایانپذیر نیست. آنچه ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، همان هوش اخلاقی است که بااستفاده از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک میشویم. در هر بخشی از زندگی به بهترین اطلاعات دسترسی داریم، خطرات را به حداقل میرسانیم و دربرابر پیامدهای آن خوشبین هستیم. افراد، با هوش اخلاقی بالا، کار درست را انجام میدهند، اعمال آنها پیوسته با ارزشها و عقایدشان هماهنگ است، عملکرد خوبی دارند و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند میدهند.
1-6. اصول ضروری هوش اخلاقی
بوربا برای هوش اخلاقی هفت اصل راضروری میداند: هوشیاری، همدردی، خودکنترلی، توجه و احترام، مهربانی، بردباری و انصاف.
همدردی: تشخیص احساسات و علایق افراد؛
هوشیاری: دانستن راه صحیح و درست و عمل در همان راه؛
خودکنترلی: کنترل و تنظیم تفکرات و اعمال خود بهطوری که دربرابر فشارهای درونی و بیرونی ایستادگی کنیم و در همان راهی عمل کنیم که فکر میکنیم درست است؛
توجه و احترام: ارزش قائلشدن برای دیگران با رفتار مؤدبانه و باملاحظه؛
مهربانی: توجه به نیازها و احساسات دیگران؛
صبر و بردباری: توجه به شأن و حقوق تمام افراد، حتی افرادی که عقاید و رفتاری مخالف ما دارند؛
انصاف: انتخابهای عقلانی و عمل به شیوۀ منصفانه.
6-2. اصول هوش اخلاقی در مدیریت
لنیک و کیل توانایی تشخیص درست از اشتباه را هوش اخلاقی میدانند که با اصول جهانی سازگار است. بهنظر آنان، چهار اصل زیر برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است:
مسئولیتپذیری: کسی که از هوش اخلاقی سرشار است، مسئولیت اعمال و پیامدهای آن و اشتباهها و شکستهای خود را نیز میپذیرد.
دلسوزی: توجه به دیگران دارای پیامدی متقابل است؛ یعنی اگر با دیگران مهربان باشیم، آنان نیز در وقت نیاز با ما همدردی میکنند.
بخشش: آگاهی از عیوب خود و تحمل اشتباههای دیگران. (1)
دین دینداری وانواع و آثار آن
درروان شناسی دین، دین خودش را بررسی نمیکند، بلکه رابطه مردم با مسائل دینی و اینکه دین چه تاثیری در فرد و اجتماع داشته مورد بررسی قرار میگیرد. به عبارت واضح تر مطالعه درباره مسائل دین و دینداری وانواع آن واثرآن از نگاه روان شناختی مربوط به روان شناسی دین است و متخصصان متعددی مانند جیمز یونگ وآلپورت دراثربخشی آموزههای دینی دربهزیستی روانی وسلامت جسمانی تحقیق نمودند.
«دین» کلمهای عربی است که در زبانهای سامی مانند عبری و آرامی بهکار رفته و بهمعنای قضاوت و جزا آمده است. در زبان عربی «دین» به معانی اطاعت، انقیاد و آیین و شریعت - یعنی وضع و تأسیس الهی که مردم را به رستگاری هدایت میکند و شامل عقیده و عمل میباشد - است. (2)
نیاز به دین در انسان از نگاه قرآن امری فطری و سرشتی است (3)هرچند عوامل تاریخی و اجتماعی چندی موجبات دوری از دین و تنزل دینداری را در غرب در دوره رنسانس بهطور موقت فراهم آورده و پیامدهای ظهور علم نوین - نه منطقاً، بلکه با گذرهای روانشناختی - برای دین مثبت نبوده است، (4)در قرن بیستم میلادی بهویژه از نیمه دوم آن، این نیاز دوباره
1) . همان، ص98. برای تحقیق ومطالعه بیشتردرموضوع هوش اخلاقی به کتاب پرورش هوش اخلاقی آ ازکاوسی که ترجمه کتاب بوربا بوده مراجعه شود وی در کتابش به تعریف هوش اخلاقی و هفت فضیلت اساسی برای رفتارصحیح پرداخته است.
2) . آذربایجانی و دیگران، روانشناسی اجتماعی، ص 38.
3) . فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا. (روم (30): 30)
4) . آذربایجانی، روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، ص 241.
سربرآورده است؛ بهگونهای که در سال 1980 مجله تایم خبر داد علاقه به پژوهشها درباره دین احیا شده و اظهار داشته که خدا در حال بازگشتن است. (1)گسترش فناوری ارتباطات و روابط انسانها با اشیا، سازمانها، مکانها و اطلاعات، میزان تغییر و تحول در زندگی بشر را بهطور روزافزونی افزایش داده و ثبات و آرامش وی را به مخاطره انداخته است. لذا بشر امروز را در آستانه تصمیمی برای بازگشت به معنویت و دین کشانده است؛ بهگونهای که جامعهشناسانی مانند دورکیم و پارسونریانز، دین را عاملی در جهت تثبیت و وحدت جامعه شمردهاند. (2)همچنین استارک و بن بریج، دو صاحبنظر در حوزه جامعهشناسی و دین مدعیاند و با آزمونهای تجربی به این نتیجه رسیدهاند که «دین اثری معنادار در دوام بخشیدن به نظم اجتماعی دارد». (3)
بنابر آنچه گفته شد، ثمرات دینداری از منظر جیمز را به نقل از آذربایجانی، در یک دستهبندی کلی میتوان اینگونه بیان کرد: 1. آثار معنوی (نماز و نیایش، لذتهای معنوی و تولد دوباره)؛ 2. آثار اخلاقی (فداکاری، وقار و متانت، عدم دلبستگی به دنیا و شفقت بر خلق)؛ 3. آثار شناختی - معرفتی (احساس معنای جدید در زندگی، دریافت معارف جدید، خوشبینی، الهام و اشراق)؛ 4. آثار عاطفی - هیجانی (احساس ترس و هیبت، نشاط و بهجت و سرور، بیم و امید، احساس قدرت و قوت قلب و نیروی فوقالعاده و آرامش خاطر)؛ 5. سلامت و بهداشت روانی (حالت مطلوب و خوشایند جسمی، روحی و اجتماعی)؛ 6 . انسجام شخصیت و یکپارچگی هویت، که همگی از آثار اجتماعی دینداری است. (4)
همچنین در آثار فردی و جسمی و روانی دینداری در حوزههای علمی اپیدمیولوژی، بهداشت، پزشکی، روانشناسی، روانشناسی سلامت و جامعهشناسی سلامت، تحقیقات روزافزونی صورت گرفته که نشان میدهد پایبندیها و گرایشات دینی، تأثیرات مثبت و قابل ملاحظهای در سلامتی میگذارند.
به دنبال تأیید فواید روحی و جسمی ایمان مذهبی، در سال 1995م بنیاد جان تمپلتون (1)بهوجود آمد که کمکهزینه گسترش دورههای تحصیلی درخصوص ارتباط دین و پزشکی را در دانشکدههای پزشکی امریکا پرداخت میکند. یافتههای علمی آن مراکز نشان میدهد آموزههای دینی به سه طریق (1. راه سایکونوروفیزیولوژیک؛ 2. مسیر رفتار بهداشتی؛ 3. برخورداری از حمایتهای اجتماعی) موجب ارتقای سطح سلامت عمومی میشود. در «راه سایکونوروفیزیولوژیک» یافتهاند که آموزههای دینی مانند خیرخواهی، بخشش، شکر و رضا، عواطف مثبت تولید میکند و این عواطف از طریق دستگاه عصبی خودمختار، سبب عملکرد مطلوب دستگاههای فیزلوژیک از قبیل دستگاه قلبی - عروقی، گوارش و سیستم ایمنی میگردد. بهویژه تأثیر وضعیت روانی بر سیستم ایمنی بدن بهخوبی بررسی شده که در سالهای اخیر موضوع یک رشته علمی جدید بهنام «عصب - روان - ایمنیشناسی» یا سایکونوروایمونولوژی میباشد و به این نتیجه رسیدند که افراد باایمان سریعتر از بیماری و مشکلات نجات مییابند. همچنین متخصصان در مسیر رفتار بهداشتی قائلند که آموزههای دینی مانند سحرخیزی، روزهداری، اجتناب از پرخوری و بیبندوباری جنسی در سلامت جسمانی و روانی مؤثر میباشد. (2)بنابراین آموزههای دینی افزون بر ثواب اخروی، کاربرد دنیوی پیدا نموده و برای سلامت جسم و روان جامعه بشری امری ضروری بهشمار میآید.
آلپورت رویکردهای دینی را از یک نظر به دو نوع تقسیم میکند: تدین درونی و تدین بیرونی. تدین درونی در واقع پایبندی باطنی و حقیقی به آموزههای دینی است که درخلال آن، شخص متدین احساس نزدیکی به خدا را تجربه میکند؛ درحالی که تدین بیرونی، پایبندی ظاهری به آموزههای دینی برای کسب منافع، موقعیت اجتماعی و قدرت است. بعدها آلپورت و راس، رویکرد دینی سومی را از متدینان باعنوان «دینداری حرفهای» ذکر کردند که باوجود پایبندی قلبی به دین میخواهند از راه تدین خود به منافع مادی و موقعیتهای اجتماعی نیز برسند. دستۀ اخیر به زبان عامیانه هم خدا را میخواند و هم خرما را میخواهد. با کمی دقت میتوان دریافت که در ادبیات اسلامی تدین درونی معادل
اخلاص و تدین بیرونی معادل نفاق و ریا و تدین حرفهای معادل شرک خَفی است. (1)البته معیارهای تدین دردین جامع تر وکامل تر بوده، ولی درنگاه علمی این واژهها درحداقل هایی بایکدیگرمشترک میباشند.
1) . آذربایجانی، درآمدی بر روانشناسی دین، ص153.
آثار ایمان2/55
آرامش در خواندن6/102
آرزوی شادمانی برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 5/99
آرزوی مشتاقان27/143
آزادی از اسارت تن4/79
آزادی از آتش4/79
آزادی اسیران 29/157
آزمایش الهی 4/92
آزمایش عظیم ابراهیم علیه السلام4/72
آسانساختن سختی 29/157
آسانکردن موا نع ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 15/117
آسانی اجابت دعای بندگان4/85
آسانی سرنوشت4/78
آسانی کار32/165
آسایش تن32/165
آسمانهای هفتگانه 42/189
آسیه و استجابت دعای او4/83
آشکارنمودن زیبایی12/111
آغاز ستایش با سپاس29/150
آغازگر نعمت12/111
آفرینش الهی30/159
آفرینش اهل بیت علیهم السلام3/64
آفرینندۀ آفریدگان29/154
آگاه بر اسرار سینه ها42/190
آمادگی برای خدمت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف2/57
آمرزش از لغزش و خطا29/151
آمرزش گناه4/92
آمرزش و رحمت بر مردگان13/113
آمیختگی ایمان با گوشت و خون امام علی علیه السلام27/138
آه بیمناکان30/159
آیۀ تطهیر منسوب به اهل بیت علیهم السلام27/137
آئین حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم34/180
ابراهیم خلیل علیه السلام16/120
اتمام ماه رمضان33/174
اتمام نعمت27/146
اجابت دعای ادریس علیه السلام4/70
اجابت دعای حضرت نوح علیه السلام16/120
اجابت دعای فرعون با وجود کفر4/67
اجابت نیایش29/150
احاطۀ گرفتاری 27/143
احساس امنیت 6/102
احسان و فزونی بخشش29/152
احیای دلهای مرده2/62
اختلال خودشیفته4/67
ادای بدهی29/157
اذن خدا در فرمان ظهور2/55
اراده و عزم الهی 4/94
ارتباط طعم و رنگ میوه با نام خدا16/119
ارزش شناخت خود2/55
ازبینبردن بدعتها5/99
ازدواج حضرت علی و فاطمه علیها السلام27/138
ازلیبودن خدا30/159
ازلیت و ابدیت خدا4/68
استجابت دعا29/153
استجابت دعا بهواسطۀ نیکان برگزیده4/74
استجابت دعای آصف بن برخیا4/81
استواری در اطاعت ولیّ امر عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/55
استواری گامها40/187
اسکان در بهشت4/70
اسکان در بهشت27/127
اسماء الهی در پدیدارشدن آفریدگان17/125
اسماعیل علیه السلام و ذبح عظیم4/75
اشک در فراق یار 27/144
اصلاح در امور4/75
اصلاح در سنت2/61
اصول بهداشت روان32/172
اصول روان درمانی2/58
اصول روان درمانی دینی4/70
اصول رواندرمانی 29/150
اصول رواندرمانی دینی 42/191
اطاعت از فرمان24/131
اعتراف به عبودیت41/188
اعتماد به خدا32/172
اعمال خیانتکارانه دشمنان4/90
افزونی دارایی از راه حلال4/86
افکار سرگردان32/165
اقامۀ برهان10/107
اقرار به بندگی 4/68
اقرار به ولایت اهل بیت علیهم السلام42/190
امام زمان مولا و سرور1/54
امام و پیشوای مؤمنانامام و گرهگشایی1/53
امامان و تقرب به خدا32/171
امامان وارثان خدا بر زمین27/140
امان از ترس و بیم9/106
امر به دعا32/172
امنیت در ایمان33/178
امیدواری به حق32/165
انتظار عذاب الهی بر دشمنان15/117
انتظار فرج27/140
انتقام الهی 15/116
انتقام ولیّ امر عجل الله تعالی فرجه الشریف2/59
انس و همدلی 29/152
انصاف 4/115
انگیزههای معنوی33/173
انگیزههای معنوی32/163
انگیزۀ پیشرفت38/185
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم5/98
اهمیت حج33/176
ایمان احسن3/65
ایمان از اصول تئوسوماتیک3/65
ایمان و اخلاص 33/173
ایمنی از روز رستاخیز33/174
ایمنی از عذاب33/173
ایمنی ازترس4/78
ایمنی امام از شر دشمنان2/59
ایمنی دربرابر ترس29/156
بار سنگین بندگی 32/165
بازجویی در عالم برزخ10/108
بازداری از گناه3/65
بازگشت به ماه رمضان دیگر33/176
بازگشت همه بهسوی خدا 4/68
بازیابی آئین توسط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف5/99
باشکوهترین آمرزش33/176
باورهای دینی 33/173
باورهای معنوی2/61
بخشش بیمناکان29/153
بخشش در اوج توانمندی 29/152
بخشش همراه با چشمپوشی12/111
بدبخت از دیدگاه ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 42/193
بدهی29/157
برافراشتگی پرچم هدایت27/141
برآورده شدن نیاز 33/174
برپایی احکام متروک 2/62
برتری فرمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 5/99
بردباری پروردگار42/191
برطرفسازی اندوه29/151
برقراری عدل و داد با ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف8/105
برکات ماه رمضان33/174
برکت آسمان و زمین28/148
برکت در آغاز و انجام کار24/131
برکت درتوشه و هزینۀ سفر حاجیان14/115
برکت ماه رمضان33/174
برکناری پرده غیبت با اذن الهی 2/55
برگشت نیرنگ بر دشمن32/167
برگشت نیرنگ به اهلش4/90
بزرگداشت ماه رمضان33/174
بستن راه عذر بر منکران27/136
بسط عدل و داد40/187
بصیرت در دانش26/133
بصیرت در دین8/104
بصیرت در دین26/133
بهترین آرزو (ولیّ امر)2/55
بهترین بخشنده4/91
بهترین تکیهگاه در سختی و آسانی1/53
بهترین حالات جاندادن42/190
بهترین درود و سلام29/155
بهترین رحمکنندگان32/172
بهترین روزی33/177
بهترین کفایتکنندگان1/52
بهترین گفتار 32/172
بهداشت روانی 4/81
بهداشت روانی 29/157
بهداشت روانی 29/151
بهداشت روانی 42/192
بهرهمندی از اولاد4/83
بهشت و دیدار یاران4/83
بهشت و رضوان الهی 10/108
بهشت و همنشینی با شهدا24/146
بهشتیان و پیروی از حضرت علی علیه السلام27/139
بیاعتنایی به دنیا27/135
بیخبری و زوال یقین2/58
بیم و هراس4/74
بینیاز واقعی42/192
بینیازی33/177
بینیازی از آفریدگان 4/76
بینیازی از آفریدگان13/38
بینیازی از پزشک و دارو4/79
بینیازی خدا4/68
بینیازی خدا از آفرینش انسان17/122
بینیازی عائله29/157
بیهمانندی خدا4/68
پا برجایی حق27/146
پابرجایی بر دین2/55
پابرجایی در هدایت42/190
پابرجایی دین توسط پیامبران27/136
پاداش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم27/137
پاسخ برنیرنگ علیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف5/101
پاکدامنی حضرت مریم4/84
پاکسازی زمین از اهل فساد4/88
پاکسازی شهرها2/59
پاکی شکم ازحرام14/114
پذیرش تقرب الهی 33/174
پذیرش دعای حضرت موسی علیه السلام با هارون4/88
پذیرش نیایش32/168
پذیرفتن نیکی4/81
پرچم پیروزی27/144
پشتیبان درامور 33/179
پناه از شر اشرار4/75
پناه از شر شیطان34/181
پناه از شر هر بدی2/57
پناه ازخطر آفریدگان4/76
پناه پناهجویان32/167
پناه حضرت از شرّ آفریدگان8/105
پناهجویی35/181
پناهندگی به حق32/165
پوشاندن زشتی12/111
پوشاندن هر بدی 29/153
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برترین منتخب27/136
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوار بر مرکب نور27/136
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلاماز یک اصل27/138
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حکمت الهی 5/98
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان او در اوج ملکوت5/98
پیامبران و برافراشتگی پرچم الهی 27/136
پیامد روزهداری33/174
پیروان حضرت درحصار و امنیت23/129
پیروان حضرت علی علیه السلام 27/138
پیروزی برجانهای سر کش19/125
پیمانشکنی اهل ستم4/87
پیوند با مولا27/146
پیوند دوستی با نام خدا16/119
پیوند زمین وآسمان27/141
تبدیل خواری به عزت29/157
تجدید آیین با ظهور امام2/61
تجدید واجبات27/141
تدین بیرونی2/61
ترس از دنیا42/191
تسبیح فرشتگان30/160
تسخیر دلهای ساحران61/161
تسلیم دربرابر بزرگی پروردگار10/108
تسلیم محض32/167
تسلیمشدن37/183
تشنگی ظهور 27/144
تصدیق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسط انبیای گذشته42/189
تصدیق و تأکید4/69
تصدیق و تأکید18/124
تصویر چگونگی خدا42/189
تقاضای برکت درماه رجب3/64
تقاضای برکت درماه رجب3/64
تقرب الهی 33/173
تقرب به دو مولود در ماه رجب11/111
تقرب به فاطمه زهرا علیها السلام32/169
تقرب به محمد و دوری آتش33/177
تقرب و توسل32/169
تکیه گاه مؤمنان29/153
تکیهگاه الهی 32/172
تکیهگاه مؤمنان29/153
التماس در سجده32/168
تمسک به اهل بیت علیهم السلام27/137
تندرستی در سفر33/176
تنگی سینه4/94
توان انجام کار 37/183
توانایی29/154
توانایی خدا بر انجام هر کار 4/94
توبهپذیری 33/176
توبهپذیری خدا4/69
توبۀ حضرت آدم علیه السلام4/70
توحید و یگانگی خدا29/150
توسل به اسمای الهی دردعا16/118
توسل به امامان32/170
توشه و هزینه سفر حاجیان14/115
توفیق تحمل و بردباری 29/156
توفیق شرم و پاکدامنی بر زنان14/114
تولد پیامبر بدون پدر 27/135
ثباتقدم در پیروی امام2/58
ثناگویی با ستایش29/152
جانشین علی علیه السلام7/137
جانشین و وارث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 27/138
جایگاه بزرگی پروردگار29/150
جبران تهیدستی29/157
جبران نیاز4/86
جبران نیازمندان33/177
جمع در حزب و گروه حضرت2/58
جمع و پراکندگی 29/157
جهتگیری مذهبی33/177
جهل و نادانی بنده29/151
چشاندن عذاب بردشمنان حضرت 2/61
چشمپوشی از خطا29/151
چشمپوشی از گناه9/116
چشمه ظهور27/144
چگونگی ستایش27/144
چنگزدن به دامان الهی 26/133
چنگزدن به دامان اهل بیت علیهم السلام27/146
حسادت4/92
حضرت ابراهیم علیه السلام و رهایی از آتش نمرود4/72
حضرت داوود و استجابت دعایش4/77
حضرت سلیمان علیه السلام و استجابت دعایش4/78
حضرت صالح و یاری بر دشمنان4/71
حضرت علی علیه السلام ساقی حوض کوثر27/138
حضرت علی علیه السلام و وفای به عهد27/138
حضرت عیسی علیه السلام و سخنگفتن در گهواره4/81
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیام آور مهربانی 8/104
حضرت موسی علیه السلام و نجات بنیاسرایئل4/76
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کلمه کامل در زمین8/104
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طلب فرج17/123
حضرت نوح علیه السلام و استجابت دعایش4/71
حضرت نوح علیه السلام و رهایی از رنج4/73
حضرت یحیی علیه السلام4/82
حضرت یوسف علیه السلام و کفایت از مکر برادران16/76
حضرت یوسف علیه السلام و نجات از تاریکیها4/76
حفاظت چشم از گناه14/114
حفظ نعمتهای الهی 33/176
حقوق31/161
حکمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم42/190
حکمت در زبان42/192
حکمت و داوری حضرت داوود علیه السلام4/77
حکومت الهی 10/329
حلال و حرام42/190
حوض کوثر 27/157
حیران و سرگشته27/144
خانهای درجوار پروردگار4/83
خدا بهترین تکیهگاه4/78
خدا بهترین سرپرست4/71
خدا پنهان از دیدهها3/58
خدا شایستۀ بندگی 17/122
خدا صاحب دارایی 16/118
خدا عالم بر زمان ظهور2/55
خدا عزیز هر مؤمن17/122
خدا مربی انسان4/69
خدا و رزق انسان4/69
خدای آسمان و زمین28/148
خشم الهی32/164
خشم دل29/157
خشنودی پرودگار درسپاس از او4/69
خشنودی پروردگار33/175
خطر مخالفان حق15/116
خطرات دشمن32/166
خلق حیّ و زنده28/148
خلیفۀ خدا در زمین29/156
خواری کافران2/59
خود شکوفایی 33/176
خوشبختی 33/178
خونخواهی پیامبران27/144
خیر دین31/161
خیر و خوبی درکردار4/66
خیرخواهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/104
درخواست پیروزی آشکار23/129
درخواست توبه و بازگشت11/111
درخواست خیر و برکت27/146
درخواست رستگاری 2/63
درخواست شفا و تندرستی 13/113
درخواست طول عمر برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف5/101
درخواست ظهور23/129
درخواست موفقیت42/191
درخواست نیکی37/183
درخواست و عطا4/67
درخواست وقار برای سالمندان14/114
درخواست همنشینی با آل محمد4/75
درخواست یاری یاران حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف2/59
درستکاری 37/183
درستی در نیت14/114
درود بر پیشوایان دین5/97
درود بر حجت خدا5/98
درود و تحیت بر پیامبر وآتش33/179
درود و تحیت بر صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف32/171
درود و تحیت بر محمد و خاندانش5/101
درود و تحیت برپیامبر و خاندانش4/79
درهم کوبندۀ سرکشان29/153
دعا32/172
دعا برای دیگران32/172
دعا برای رفع بلا ازحضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف5/99
دعا درجهت دفع ستم4/89
دعای حضرت نوح علیه السلام4/91
دفاع از حریم32/165
دفع اثرسود سخنچین4/73
دفع اندوه4/79
دفع شر ازحضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/105
دفع شرور4/91
دفع عذاب 33/173
دفع مکر و حیله4/76
دلایل روشن حضرت عیسی علیه السلام27/135
دوری از ستم4/92
دوری از شرخواسته دشمنان وحسودان4/71
دوری از لغزش2/55
دوری از لغزش پس از هدایت2/55
دوری از نافرمانی 27/146
دوری از هراس42/191
دوری ازگمراهی37/183
دوستی با خدا27/135
دیدار امام عصر2/56
دینداری32/169
ذکر و یاد خدا4/82
ذلت مخالفان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف5/100
ذلت منافقان21/25
راز پنهان الهی30/159
راستی در زبان8/104
راستی در زبان 26/132
رانده نشدن از درگاه الهی4/55
راه استوار 29/150
راه راست29/157
راه سایکونورو فیزیولوژیک4/82
راه ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف27/144
راهنمایی بر راه راست29/154
راهنمایی بر نیکی 37/183
راهنمایی دل4/7
رحم براشک32/163
رحم برگریه و زاری32/172
رحم به خشکی چشم4/48
رحمت دربرابر گناه4/86
رزق و روزی29/154
رستگاری33/177
رسیدن به آرزو در دنیا و آخرت4/85
رسیدن به آرزوها29/157
رسیدن به بهشت4/94
رسیدن به بهشت33/174
رسیدن به خشنودی پروردگار4/76
رسیدن به خواستهها 32/168
رسیدن به سعادت42/194
رسیدن به کرامت27/147
رضایت از فرمان الهی 31/161
رفتار مذهبی33/176
رفع اندوه32/163
رفع شر31/162
رفع هر گزند از امام 2/63
رمضان و نزول قرآن33/174
رنج ایوب علیه السلام32/172
رنج و گرفتاری32/167
رنج و محنت از ناحیه دشمن32/167
روان درمانی اسلامی37/183
رواندرمانی حمایتی 19/125
روانشناسی شخصیت42/192
روانشناسی شخصیت سالم4/91
روانشناسی شخصیت سالم17/122
روانشناسی شخصیت سالم24/131
روانشناسی شخصیت سالم36/182
روزه داری33/176
روش تطابق دینی4/85
روش تطابق دینی4/78
روش تطابق دینی 41/188
روشنگری دل8/104
روشنگری ستارگان30/160
روشنی اندیشه8/104
روشنی ایمان26/133
روشنی چشم4/74
روشنی چشم با دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم4/85
رویش گیاهان30/159
رهایی از اندوه36/184
رهایی از آتش33/174
رهایی از دوزخ33/174
رهایی از زبانههای آتش درقیامت4/74
رهایی از ستم4/80
رهایی از ستم هر ظلم4/71
رهایی از سختی 20/126
رهایی از غرق شدن در دریای ستم4/80
رهایی از غل و زنجیر جهنم4/83
رهایی از گروه ستمگران32/167
رهایی مؤمنان از ذلت2/58
رهآورد امید42/191
رهبری 27/144
ریزش گناهان4/73
ریشهکن کردن ستم2/59
زاده برگزیدگان الهی27/141
زاینده تیرگی آشوب32/163
زکریا درمحراب عبادت4/82
زمان ظهور2/55
زنجیر گرفتاری 29/150
زندگی و مرگ زیبا4/83
زندهسازی سنت های کهنهشده23/129
زیادی گناه4/94
ساقی حوض کوثر27/138
سپاس نعمت42/190
سپاس و ستایش خداوند9/106
ستارگان فرورنده امامت27/140
ستایش بر توحید و یگانگی خدا29/150
ستایش بزرگواری30/159
سختی در آزمون1/55
سختی مؤاخذه پروردگار4/89
سخن با حضرت موسی علیه السلام27/135
سرانجام پیوند با ولیّ امر عجل الله تعالی فرجه الشریف27/146
سرانجام کار29/151
سرکشی اهل طغیان4/87
سلام کامل27/135
سلامت جسم و روح42/191
سلامتی برغریبان دور از وطن13/113
سلامتی جسمی33/176
سلامتی در حیات4/82
سلامتی درحیات وممات4/82
سنگینی گناه 4/92
سنگینی گناه32/165
سوختن آتش دشمن32/166
سوزش قلب و سینه32/167
سوزش و داغی سینه32/167
سینههای دردمند29/157
شایستگی حال12/111
شب زندهداران30/159
شب قدر 33/174
شریک قرارندادن برای خدا6/101
شفاعت برگزیدگان23/28
شفای سینۀ بندگان صالح2/59
شفای سینۀ دردمند2/62
شکافندۀ سپیده دم29/151
شکافندۀ سنگها30/159
شکایت از فقدان نبی2/60
شکستن پایه های ظلم2/61
شِکوه از فزونی فتنه وبلا2/60
شکوه از نبودن امامان27/139
شکوه ماه رجب3/64
شمشیر ذوالفقار30/28
شناخت پروردگار30/159
شناخت خدا در سیمای اهل بیت علیهم السلام3/64
شناخت درمانی22/128
شناخت منزلت خدا42/189
شنوایی حکمت8/104
شهادت حضرت علی علیه السلام27/139
شیرینی شناخت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف2/55
شیوههای درود و دعا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم5/96
صفات الهی 16/120
طب تئوسوماتیک33/178
طعم درخواست29/151
طعم و مزۀ آب با نام خدا16/119
طلب افزایش ایمان و پایداری 3/65
طلب امان و خاطرجمعی6/102
طلب آرامش32/165
طلب آرامش و رهایی برای اسیران14/115
طلب آمرزش42/191
طلب آمرزش برای شیعیان39/186
طلب بخشش4/70
طلب تندرستی بر بیماران11/111
طلب جمع پراکندگی 4/75
طلب رأفت و مهربانی 27/146
طلب روزی حلال28/148
طلب روزی گسترده 28/148
طلب روزی گسترده 42/191
طلب رهایی4/51
طلب رهایی و گشایش 32/167
طلب شهادت4/92
طلب عافیت4/79
طلب عافیت33/179
طلب عمر طولانی 33/178
طلب عمر طولانی برای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/58
طلب فراخی آرامگاه4/73
طلب گشایش42/191
طلب مغفرت برای پدر و مادر مؤمنان4/86
طلب مهربانی وبخشایش بر مردگان14/114
ظفر بر دشمن32/166
عافیت برای همگان33/179
عافیت در پایان کار42/191
عافیت در ظاهر و باطن4/79
عالم اسرار3/64
عبادت 33/176
عبادت در ماه رمضان33/176
عجز خود دربرابر حقیقت هستی42/189
عدالت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/61
عدل و داد توسط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/105
عزت دولت اسلامی29/156
عزتبخشی33/178
عزتبخشی خدا16/118
عزتپذیری30/159
عزتمندی دوستان27/141
عطای بخشش29/153
عطیۀ الهی 4/85
عظمت الهی 29/153
عفو الهی41/188
علی علیه السلام راهنمای گمراهی 27/139
علی علیه السلام ریسمان استوارالهی 10/23
علی علیه السلام سرور جانشینان32/169
علی علیه السلام و اصرار امت در دشمنی با او27/139
علی علیه السلام و جنگ با دشمنان27/139
علی علیه السلام و مخالفت دشمنان27/139
عنایت پروردگار 33/173
غایب دور از نظر 27/143
غبطه بر جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم5/94
غم و اندوه28/148
غیبت طولانی 2/58
فرازی از خطبه غدیر27/137
فرمانروایی حضرت داوود علیه السلام4/77
فرود در قبر و منزل آخرت11/110
فروغ یقین8/104
فزونی شکوه و کرامت برای ولی امر عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/58
فواید ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/105
قبول مرگ42/190
قبولی حج33/176
قبولی دعا33/174
قضا و قدر الهی 33/176
کاملترین خشنودی 33/176
کرامت24/23
کفایت از بیم و هراس4/74
کفایت از هر بدی4/84
کفایت از هر شر و بدی4/71
کفایتکننده در تنهایی9/116
کمیکردار و آرزوی بخشش42/193
کیش ابراهیم34/180
گرفتاری41/188
گستاخی در نافرمانی 42/193
گستردگی بخشش29/150
گستردگی رحمت الهی 42/191
گشایش از تنگنا22/128
گشایش آسان29/156
گشایش کار32/163
گشایش گرفتاری32/168
گفتار درست در سخن14/114
گفتگو درگهواره32/171
گمان نیکو به پروردگار24/131
گنجینههای زمین32/171
گواهی پیامبر42/191
لطف و کرم پروردگار13/113
لغزش گامها32/165
لغزش و خطا 29/150
ماه رجب و تقرب به دو مولود آن11/110
ماه رمضان و نزول قرآن33/174
مجازات پروردگار29/150
مجازات ستمگران4/87
محافظت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/105
مخالفت و کینهتوزی27/139
مدح صفات الهی 20/136
مراقبه متمرکز12/111
مردن به راه و روش ائمه2/57
مرگ همراه با آمرزش10/108
مستور در سراپردۀ الهی 4/84
مسیر رفتار بهداشتی1/53
مشتاقان ولیّ امر27/146
معجزات حضرت عیسی علیه السلام4/81
مقدرات خوب31/165
مقررات مذهبی23/129
مکانیزم دفاعی 8/105
مکه خانۀ برکت27/136
ملک سلیمان4/78
مناجات با پروردگار4/94
موفقیت در تصمیم26/133
مهربانی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف39/186
مهربانی پروردگار30/158
میل درونی و لغزش شیطان6/101
نابودی باطل27/146
نابودی ستمگران29/153
نابودی سرکشان27/141
نابودی مخالفان2/59
ناتوانی فهم ازدرک پروردگار30/159
نادیدهگرفتن خطا29/150
نادیدهگرفتن لغزش انسانها9/58
نافرمانی بنده خطاکار6/101
نافرمانیکردن خدا6/101
نام الهی در قبولی در خواست بنده20/126
نام پروردگار از زبان موسی علیه السلام و هارون4/88
نام خاص الهی 16/118
نام خدا درمان درد21/127
نام مقدس الهی درشکافتن دریای نیل16/121
نام مقدس الهی و رهایی حضرت عیسی علیه السلام از دست دشمنان16/121
نام واحد و یکتای خداوند16/119
نام ویژه الهی20/126
نامحدودبودن مرز ستایش پروردگار4/69
نتایج ظهور 2/61
نجات از بازجویی عالم برزخ 10/108
نجات از گرفتاری 4/73
نجات شایستگان29/153
ندبهکنندگان27/140
نرمیدل در پیشگاه ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/55
نزدیکی به خدا4/76
نزول قرآن28/148
نشانههای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تورات و انجیل42/189
نشانههای گشایش32/163
نظر رحمت الهی 27/147
نظر همراه با لطف 32/164
نعمتهای گسترده خدا10/107
نفی اختلال اجتماعی 4/84
نفی شخصیت جامعهستیزی4/88
نقش توکل33/173
نگرش2/47
نگرش مذهبی 2/57
نور دیدههای پیامبر 32/170
نومیدنشدن از ظهور 2/58
نهایت خواری و ذلت بنده32/168
نیایش4/74
نیایش الهی26/133
نیایش حضرت ایوب علیه السلام4/79
نیت صادقانه4/94
نیرنگ علیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 5/100
نیکویی در رفتار4/79
نیمهشب و ندای پروردگار 4/85
واردشدن در بهشت32/165
واقعبینی 3/65
واگذاری امور31/161
واگذاری به غیر خود (خدا)3/65
واگذاری کار به خدا33/173
والایی ویژگی خاص خدا 17/122
وجوب فرمانبرداری از امامان8/104
وجه جمال خدا27/141
وحی الهی27/135
ورود به دژ محکم الهی 4/78
وصفناپذیری خدا10/107
وعدۀ الهی در انتقام ازدشمنان7/103
وعدۀ الهی در تحقق عذاب15/116
وعدۀ جهانیشدن آیین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم27/136
وفای به عهد16/121
وفای به عهد 40/187
وفای به عهد و پیمان26/133
وفور نعمت33/176
وکالت در موضوع 37/183
ویرانسازی گمراهی5/99
ویرانی شرک و نفاق27/141
ویژگی رفتاری4/45
هجوم گناهان4/95
هماهنگی براساس تقوا27/141
همجواری 4/75
همدلی 4/22
همسایه و همنشینی 4/92
همنشینی با شهدا27/146
هوش معنوی 13/113
یاری بر اجرای احکام23/129
یاری بر فرمانروایی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 2/58
یاری بر کافران32/172
یاری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم27/147
یاری پیروان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 8/105
یاری دوستان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف8/105
یاری سپاه و یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف15/117
یاری و پیروزی رزمندگان14/114
یکتای در مهربانی42/193
یگانگی در فرمانروایی10/107
احساس امنیت102, 211
اختلال ضداجتماعی84
استواری در اطاعت ولیّ امر212
اصول رواندرمانی دینی59, 150, 212
اعتقاد به خدا49, 122
امام زمان مولا و سرور212
امام و گرهگشایی212
امید35, 39, 49, 50, 51, 53, 73, 77, 78, 91, 94, 96, 140, 164, 178, 191, 218, 226, 227
اندیشۀ معنوی72
انگیزش معنوی143, 174
انگیزۀ پیشرفت185, 212
باورهای معنوی61, 213
بهداشت روانی9, 10, 35, 39, 41, 45, 53, 73, 102, 108, 122, 124, 125, 127, 131, 143, 145, 152, 161, 172, 173, 178, 193, 199, 213, 225, 226, 227, 228, 229
تصعید201
تصویرسازی ذهنی فراشخصی127
جاذبۀ میانفردی75
جهتگیری مذهبی178, 215, 228
حسادت93, 215
خودشکوفایی معنوی175
خودشیفتگی67
درستکاری114, 205, 216
دینداری10, 60, 68, 157, 162, 206, 208, 217
دینداری برونسو60, 157
رواندرمانی حمایتی125, 217
روانشناسی شخصیت سالم108, 131, 217
روزهداری66, 174, 176, 214
سختی در آزمون218
شناخت درمانی38, 197, 218, 225
طب تئوسوماتیک65, 178, 198, 219
فرا انگیزش92
قدردانی11, 150, 154, 226
مثبتنگری37, 41, 69, 77, 82, 151, 154, 227
مراقبۀ متمرکز184
مسیر رفتار بهداشتی53, 220
مشارکت مذهبی116
مقابلۀ مذهبی32, 78, 161, 188, 200, 201
مناسک مذهبی129
نگرش10, 14, 24, 25, 26, 27, 28, 29, 31, 32, 33, 34, 35, 36, 38, 39, 42, 43, 46, 47, 48, 49, 56, 57, 59, 69, 72, 80, 82, 86, 102, 122, 124, 125, 128, 133, 143, 151, 162, 173, 178, 192, 194, 199, 203, 204, 221, 225, 228, 229
نگرش مذهبی33, 34, 35, 36, 57, 221, 228, 229
نوعدوستی9, 80, 86, 113, 145, 172, 194, 201
نیایش6, 10, 13, 14, 16, 18, 19, 22, 28, 29, 32, 34, 37, 40, 41, 42, 43, 46, 48, 49, 53, 55, 58, 64, 67, 74, 77, 79, 80, 81, 85, 88, 89, 90, 91, 96, 101, 103, 104, 106, 107, 110, 111, 113, 114, 116, 118, 122, 124, 125, 126, 127, 128, 129, 131, 132, 133, 134, 135, 148, 150, 152, 159, 161, 163, 168, 169, 172, 173, 180, 181, 182,
183, 185, 186, 187, 188, 189, 195, 197, 198, 204, 211, 214, 221, 227, 228, 230
واقعبینی41, 152, 193, 200, 221
ویژگی عاطفی191
ویژگیشناختی108
همانندسازی73, 82
هوش معنوی47, 74, 86, 90, 106, 129, 202, 203, 221, 226, 228, 230
الف)فارسی
قرآن کریم
1.آذربایجانی، مسعود و دیگران، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1387ش.
2.آذربایجانی، مسعود، درآمدی بر روانشناسی دین، قم: پژوهشگاه حوزه ودانشگاه، 1387ش.
3.آذربایجانی، مسعود، روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاهها (سمت)، 1382ش.
4.آذربایجانی، مسعود، روانشناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1387ش.
5.ابطحی، محمدباقر، صحیفه صادقیه، انتشارات موسسه الامام المهدی، قم، 1383ش.
6.ابطحی، محمدباقر، صحیفه علویه، انتشارات موسسه الامام المهدی، قم، 1385ش.
7.احسان بخش، سید صادق، آثار الصادقین، قم: نشر صادقین،1376ش.
8.احمدی فراز، محمد مهدی، آرامش با نیایش، اصفهان: دانشگاه علوم پزشکی، 1395ش.
9.احمدیفراز، مهدی، صحیفۀ سجادیه با اشاراتی به بهداشت روانی، قم: معارف، 1391ش.
10.اس. بک، جودیت، مترجم محمدرضا محمدی و همکاران، شناخت درمانی اصول و مفاهیم ماورای آن،تهران: کتاب ارجمند، 1391ش.
11.اسدی، علی و همکاران، بیا در مورد افسردگی حرف بزنیم، وزارت بهداشت درمان، تهران 1396ش.
12.آقا علی، فاطمه و احمدی،محمدرضا، «مطالعه تاثیر مشاوره گروهی شناختی – رفتاری با تاکید بر اندیشههای معنوی در افزایش معنویت و سلامت روان بیماران ام اس استان قم»، فصلنامه علمی - تخصصی روانشناسی و دین ش13، قم: موسسه امام خمینی،1390ش.
13.آقابابائی، ناصر، «نقش احساس قدردانی در رضایت از زندگی»، قم: فصلنامه علمی _تخصصی روانشناسی و دین، ش11، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1389ش.
14.آمدی، سیف الدوله، ابکارالافکار فی اصول الدین ، قم: دارالکتب،بی تا.
15.انصاری، مریم و دیگران، «تأملی بر سازوکار ایمان و امید در زندگی و تأثیر آن بر سلامت روان»، فصلنامه علمیتخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی، ش 6، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389ش.
16.اهری، عیسی، صحیفۀ مهدیه، قم: رسالت،1387ش.
17.اوسطی، حسین، دوازده گفتار درباره حضرت مهدی، قم: حشر، بی تا .
18.براهنی، محمدنقی، زمینه روانشناسی هیلگارد، تهران: رشد، 1386ش.
19.بلخی، محمد، مثنوی مولوی، تهران: ققنوس، 1385ش.
20.بنی اسدی، حسن، «فرا انگیزشها و یژگیهای افراد خود شکوفا در سرداران شهید استان کرمان» ، فصلنامه علمی _تخصصی روانشناسی و دین، ش13، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1390ش.
21.بهاری، فرشاد، مبانی امید و امید درمانی،تهران: دانژه، 1390ش.
22.بیآزار شیرازی، عبدالکریم، طب روحانی یا بهداشت روانی، تهران: نشر فرهنگ اسلامی، 1373ش.
23.حلّی، حسن بن یوسف، الالفین، قم: المؤسسه الاسلامیه، بی تا.
24.حمدیه، مصطفی و دیگران، اصول و مبانی بهداشت روانی، تهران: سمت، 1386ش.
25.حمدیه، مصطفی، تفکر الهی و بهداشت روانی، مجموعه چکیده چهل سخنرانی، تهران: دفتر مطالعات اسلامیدر بهداشت روانی انستیتو روانپزشکی، 1376ش .
26.خامنه ای، سید علی، انسان 250 ساله، تهران: مرکز صهبا،1391ش.
27.رجبی، سوران و دیگران، «نقش روزه در تأمین سلامت روانی پرسنل اداری دانشگاه»، فصلنامه علمیتخصصی روانشناسی و دین، ش4، قم: مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، 1387ش.
28.سهرابی ، فرامرز، هوش معنوی و مقیاسهای سنجش آن، تهران: آوای نور، 1391ش.
29.سیادت و مختاری پور، مرضیه، «بررسی مقایسه ای ابعاد هوش اخلاقی از دیدگاه دانشمندان با قرآن کریم و...»، دو فصلنامه علمی _تخصصی مطالعات اسلام و روان شناسی، ش4، قم: پژوهشگاه حوزه ودانشگاه، 1388 ش.
30.شاملو، سعید، بهداشت روانی، تهران: رشد، 1388ش.
31.شجاعی، محمد صادق، «نظریه نیازهای معنوی از دیدگاه اسلام و...»، فصلنامه علمی تخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی، ش1، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1386 ش.
32.شجاعیان، رضا و زمانی منفرد، افشین، بررسی رابطه بین استفاده از دعا در زندگی روزمره و سلامت روانی و عملکرد شغلی، چکیده مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1380ش.
33.شریعتی، علی، نیایش ، فرانسه: دفترتدوین مجموعه اثار دکتر، 1338ش.
34.شریفی، احسان، «ساخت و بررسی ویژگیهای روان سنجی، پرسشنامه گرایشهای معنوی در دانشجویان دانشگاه اصفهان» ، دو فصلنامه علمی _تخصصی مطالعات اسلام و روان شناسی، ش2،قم: پژوهشگاه حوزه ودانشگاه،1387ش.
35.شیخی، سیامت و همکاران، اصول و مبانی گروههای درمانی معتادان بینام، چکیده مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1380ش.
36.صادقیان، احمد، قرآن و بهداشت روان، قم: مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی، 1386 ش.
37.صانعی، صفدر، نقش مذهب در بهداشت روانی، قم: انتشارات پیام اسلام، 1376ش.
38.صدوقی، مجید، «تأملی در سازههای مذهبی و جایگاه آنها در روان شناسی سلامت»، دو فصلنامه علمی _تخصصی مطالعات اسلام و روان شناسی ، ش1، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،1386ش.
39.عبادی، ندا و دیگران، «بررسی اثربخشی آموزش مثبتنگری در افزایش امید به زندگی»، فصلنامه علمیتخصصی روانشناسی و دین، ش10، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1389ش.
40.عباسی، محمود و همکاران، درآمدی بر سلامت معنوی، تهران: گروه سلامت معنوی فرهنگستان علوم پزشکی، 1392ش.
41.غفاری، ابراهیم، آیین نیایش، چ7، مشهد: آستان قدس رضوی، 1386ش.
42.فرامرزی، سالار، «بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی»، فصلنامۀ علمی تخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی، ش5، قم: پژوهشگاه حوزه دانشگاه، 1388 ش.
43.فقیهی، علی نقی، «مقایسه الگوی چند وجهی اسلامی با مدل شناختی بک در درمان افسردگی»، دو فصلنامه علمی _تخصصی مطالعات اسلام و روان شناسی، ش1، قم: پژوهشگاه حوزه دانشگاه، 1386ش.
44.قرش بناب، علی اکبر، قاموس قرآن، ج5، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش.
45.قریشی راد، فخرالسادات، نقش مذهب و رویارویی مذهبی در بهداشت روانی، چکیده مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1380ش.
46.کجباف، محمدباقر، «مقایسه نگرش مذهبی و شدتایمان مذهبی در دانشجویان»، فصلنامه علمیتخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی ، ش3، قم: پژوهشگاه حوزه دانشگاه، 1387ش.
47.کریمی، یوسف، نگرش و تغییر نگرش، تهران، موسسه نشر ویرایش، 1388ش.
48.کلانتری، مهرداد، معنویت و روان شناسی مثبت، اصفهان، کنکاش، 1389 ش.
49.کلباسی، محمدرضا، انیس اللیل، اصفهان،چاپخانه محمدی، 1354 ش.
50.کوشان، محسن و واقعی، سعید، روان پرستاری، سبزوار، دانشگاه علوم پزشکی، 1380ش.
51.گاندی، مهاتما، نیایش ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، تهران، نشر نی،1392ش.
52.گلپرور، محسن، «سلامت عمومیدانشجویان تابعی از جهتگیری مذهبی و...»، دو فصلنامه علمی تخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی، ش4، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، 1388ش.
53.گنجی، حمزه، بهداشت روانی، تهران، ارسباران، 1388ش.
54.مجلسی، محمدباقر ، مهدی موعود، ترجمه علی دوانی، تهران، اسلامیه،1385ش.
55.محمدی محمدرضا وهمکاران، مولف جودیت اس.بک شناخت درمانی اصول ومفاهیم ماورای آن، انتشارات کتاب ارجمند، تهران، 1391ش.
56.مختاریپور، مرضیه و دیگران، «بررسی مقایسهای ابعاد هوش اخلاقی از دیدگاه دانشمندان با قرآن»، دو فصلنامه علمیتخصصی مطالعات اسلام و روانشناسی، ش4، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388ش.
57.مرعشی، سیدعلی، بهداشت روان و نقش دین، تهران: علمی و فرهنگی تهران، 1387ش.
58.مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی، بی تا.
59.مقدس اردبیلی،احمد، حدیقه الشیعه، قم: انصاریان، بی تا.
60.مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، چ22، قم: دارالکتب الاسلامیه، 1366ش.
61.ممتازی، سعید، مشاوره مذهبی در فرهنگ مسیحی، چکیده مقالات اولین همایش نقش دین در هداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1380ش.
62.مهرایی زاده، هنرمند و کاظمیان، مهناز، «بررسی رابطه نگرش مذهبی با شادکامی و سلامت روانی دانشجویان دختر و پسر»، فصلنامه علمی _تخصصی روانشناسی و دین، ش8، قم: پژوهشگاه حوزه دانشگاه، 1388ش.
63.مهروش، فرهنگ، مروری برگستره دعاپژوهی، انتشارات بصیرت، تهران، 1389ش.
64.موقری، محمدرضا و علیرضا نیکبخت نصرآبادی، اهمیت توجه به نیازهای مذهبی در سالمندان بستری در بخشهای روانی، چکیده مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1380ش.
65.میلانیفر، بهروز، بهداشت روانی، چ9 ، تهران: قومس، 1386ش.
66.ناجی اصفهانی، همایون و همکاران، معنویت در پرستاری، اصفهان: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی با همکاری انتشارات مانی، 1392ش.
67.نصر اصفهانی، مهدی، به سمت تطابق فرهنگی در DSM-IV، مجموعه چکیده چهل سخنرانی، دفتر مطالعات اسلامیدر بهداشت روانی، تهران: انستیتو روانپزشکی تهران، 1376ش.
68.هدایتی مهرنوش وهمکاران، پرورش هوش معنوی ازطریق فلسفه برای کودکان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، 1391ش.
69.وفایی، مریم، «ارزیابی روایی افزوده مقابله مذهبی در پیش بینی تعالی پس ضربه ای و درماندگی»، فصلنامه علمی _تخصصی روانشناسی و دین،ش7، قم: موسسه آموزشی امام خمینی ،1388ش.
70.ویس کرمی، مهرداد، اخلاق اسلامی، اصفهان :چاپخانه کمالی نژاد، 1383ش.
71.یونسی، جلال، افسردگی، تهران: قطره، 1386ش.
ب) انگلیسی
1.Allport، G. W. & Ross، J. M. (1967). Personal Religious Orientation and prejudice. Journal of personality and social psychology، 5، 432-443.
2.Allport، G. W. ، Vernon P. E. ، & lindzey، G. (1960). Manual: Study of values (3rd ed.)Boston: Houghton Mifflin Company.
3.Allprot. G. W. (1950) The individual and His Religion. New York: Mcmillan.
4.Amaro، J. W. F. (1998). Psychology، psychoanalysis and religious faith. psychwww. com/psyrelig/amaro. html
5.american pastoral Councelors (2002). About Pastoral Counceling. http: //www. aapc. org/about. htm
6.Bar-on، R. (2001). Emotional intelligence and self-actualization، New York: Routledge.
7.Benson، H. (1996). Timeless Healing: The Power and Biology of Belief. New york: Scribner.
8.Benson، H. (2000). The Relaxation Response. New york: HARPERTORCH
9.Boeree، C. G. (2002). GORDON ALLPORT. 1897- 1967.
10.Chiu، L. (2001). “Spiritual resources of Chinese immigrants with breast cancer in the USA”، International Journal of Nursing، 38(2)، pp. 175-184.
11.Clinebell، H. J. (2002). The Christian Massage and Mental Health.
12.Cobb، C. D. & J. D. mayer، (2000)، “Emotional Intelligence: what the Research says”، Educational Leadership، 58، pp. 14-18.
13.Conscious Pursuits (2005). Spiritual Intelligencem Conscious Pursuits، Inc، All Rights Reserved.
14.Crandall، J. ، & Rasmussen، R. (1975). Purpose in life as related to specific values. Journal of Cinical Psychology، 31، 483-485.
15.Darke C. (2002). Religion Vs. Psychiatry in Alienation.
16.Davis، J. (Jun. 10، 2002). Spirituality Prerents Depression in old Age.
17.Dossey، L. (1996). Prayer Is Good Medicine. New York: Harpercollins Publishers Inc.
18.Elkins، M. & R. Cavendish (2004)، “Developing a plan for pediatric spiritual care”، Holistic Nursing Practice 18(4)، pp. 179-186.
19.Ellis، A. (1980). Psycho theapy and Atheistic values: A Response to A. E. Bergin’s “psychotherapy and Religious values”. journal of consulting and clinical psychology، 48، 633-639.
20.Fountain، D. E. (1999). God، Medicine & Miracles. The Spiritual Factor in Healing. U. S.: Shawbooks.
21.Hales، D. R. (2001). An Inactivation to Health. U. S: Wadsworth
22.http: //faculty. plts. edu/gpence/html/mental. html
23.http: //my. Webmd. com/content/article/1738. 52435
24.http: //pmep. cce. cornell. edu/profiles/extoxnet/dienoochlor-glyphosate/cimethoate-ext. html
25.http: //stepsalanostl. org. html
26.http: //webmd. com/content/article/27/1728_60756. htm
27.http: //www. ffrf. org/fttoday/2000/jan_feb2000/sloan. html (Oct. 6، 2006)
28.http: //www. psychwww. com/psyrelig/sollod2. html
29.http: //www. rcpsych. ac. uk/college/sig/spirit/
30.http: //www. ship. edu/-cgboeree/allport. html
31.http://home.earthlink.net/~openedbook/Religion. psychiatry. aliena. html
32.http:/findarticles. com/cf_dls/m0BSC/4_12/82551722/print. jhtml
33.Koenig، H. G. (1998). Religion and Mental Health. California.: Academic Press.
34.Levin، J. S. et al (2002). God، Faith and Health. New York: John Wiley & Sons، INC.
35.Loewenthal، Kate et al (Jan 28، 2002). Religion May Influence Attitudes Towards Alcohol and Depression.
36.Mayer، J. D. ;R. D. Caruso & S. Peter، (2000)، “ Emational Intelligence meet traditional Standards for an Intelligence”، Emational Intelligence، 27، pp. 267-298.
37.McGuire، M. B. (1993)، “Health and spirituality as contemporary concern”، Annals of the American Academy of Political & Social Science، 527، pp. 144-155.
38.McSherry، W،; P. Draper، & D. Kendrick (2002)، “The construct validity of a rating scale designed to assess spirituality and spiritual care”، International Journal of Nursing Studies 39(7)، pp. 723-734.
39.NA Society. (2002). What Is The Narcotic Anonymous?
40.Narayanasmy، A. & J. Owens (2001)، “A critical incident study of nurses’ responses to the spiritual needs of their patients”، Journal of advanced Nursing 33(4)، pp. 446-455.
41.Nelson، R. (Sep. 13، 2006). Mental Health and Spiritual Wealth، can Modern Psychiatry Find Room for a Higher Power?
42.Newberg، A. D. ; E. D. Aquili & V. Rause (2001)، Why God won’t go away: Brain science and the biology of belief، New York، NY، USA: Ballantin Books.
43.Oswald، K. D. (2004)، Nurses’ perceptions of spirituality and spiritual care and emotional Intelligence، Unpublished Doctoral Dissertation، Darke University، Des Moines، IA، US.
44.Petrides، K. V; N. Frederickson & A. Furnham (2003)، “The Role of Trait Emotional Intelligence in Acadamic Performance and Deviant Behavior at school”، Journal Personality and Individual Differnces، Vol 17، pp. 37-57.
45.Pressman، Peter (1992). Journal of Hospital & Community Psychiatry، vol43، No: 12
46.Ramachandran، V. & S. Blakeslee (1998)، Phantoms in the brain: Probing the mysteries of the human mind، London، UK: Fourth Estate.
47.Ross، L. A. (1994)، “ Spiritual aspects of nursing”، Journal of Advanced Nursing 19، pp. 439-447.
48.Sloan، R. P. (2000). Religion، Spirituality & Medicine.
49.Smith، S. (2004)، “Smith، Exploring the interaction of emotional Intelligence and spirituality”، Traumatology 10(4)، pp. 231-243.
50.Sollod، R. N. (2002). Integrating Spiritual Healing Approaches and Techniques into Psychotherapy.
51.Stricker، G. & Gold، J. R. (1993). The comprehensive Handbook of Psychotherapy Integration. New York: Plenum Press.
52.Taylor، A. J. W. (2001). Spirituality and Personal Values: Neglected Components of Trauma Treatment. Traumatology، Vol. 7، No. 3.
53.The Royal College of Psychiatrists. (2002). Spirituality and Psichiatry Special Interst Group.
54.Thompson، I. (2002)، “Thompson، Mental health and spiritual care”، Nursing Standard: Official Newspaper of the Royal College of Nursing 17(9)، pp. 33-38. View Record in Scopus | Cited By in Scopus (6).
55.Van Leeuwen، R. & B. Cusveller (2004)، “ Nursing competencies for spiritual care”، Journal of Advanced Nursing 48(3)، pp. 234-246.
56.Vaughan، F. (2002)، “What is spiritual intelligence?”، Journal of Humanistic Psychology، 42(2)، pp. 16-33.
57.W. H. O. (2001). Mental Health: New Understanding، New Hope، The WORLD HEALTH REPORT.
58.Wolman، R. N. (2001)، Thinking with Your Soul: Spiritual Intelligence and Why ?? Matters، New York: Harmony Books.
59.Zohar، D. & L. Marshall (2000)، SQ: Spiritual Intelligence: The ultimate intelligence، New York، NY، USA: Bloomsbury.