ghaemiyeh.com
سرشناسه:دهقانی آرانی، زهیر، ۱۳۵۸ -
عنوان و نام پدیدآور:پنجه بر آفتاب/ مولف زهیر دهقانیآرانی.
مشخصات نشر:قم: حوزه علمیه قم، مرکز تخصصی مهدویت، ۱۳۹۶ -
مشخصات ظاهری:ج.: مصور.
شابک:دوره:978-600-8372-24-0 ؛ ج.۱:978-600-8372-12-7
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
مندرجات:ج.۱. بررسی و تحلیل فعالیت های غرب علیه باورداشت مهدویت.-
عنوان دیگر:بررسی و تحلیل فعالیت های غرب علیه باورداشت مهدویت .
موضوع:مهدویت
موضوع:Mahdism
موضوع:مهدویت -- انتظار
موضوع:Mahdism -- *Waiting
موضوع:موعودگرایی
موضوع:Messianism
شناسه افزوده:حوزه علمیه قم. مرکز تخصصی مهدویت
رده بندی کنگره:BP۲۲۴/د۹پ۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی: ۴۶۶۸۲۲۲
پنجه بر آفتاب (1)
بررسی و تحلیل فعالیتهای غرب علیه باورداشت مهدویت
مؤلف:
زهیر دهقانی آرانی
پنجه بر آفتاب (1) - بررسی و تحلیل فعالیت های غرب علیه باورداشت مهدویت
مؤلف: زهیر دهقانی آرانی
ناشر: انتشارات مرکز تخصصی مهدویّت
صفحهآرا: رضا فریدی
نوبت چاپ: دوم/ تابستان 1396
مجری چاپ: گروه فرهنگی آثار غدیر
شابک: 7-12-8372-600-978
شابک دوره: 0-24-8372-600-978
شمارگان: هزار نسخه (تاکنون دو هزار نسخه)
قیمت: 14000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات مرکز تخصصی مهدویت/ خیابان شهدا/ کوچه آمار (22)/ بن بست شهید علیان، پ24/
ص.پ: 119-37135/ تلفن:37841440/ 37749565 و 37737801 (داخلی123) / فاکس: 37737160-025
www.mahdi313.ir
entesharatmarkaz@chmail.ir
کد فایل0290105.docx
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به یگانه عالَم و موعود اُمم
مولانا بقیة الله الأعظم (روحی له الفداء)
یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ
فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنَا
إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ
پیشگفتار9
مقدمه13
شیوه و قلمرو نگاه غرب به موعود اسلامی13
توجه غرب به نقش و جایگاه اسلام در آخرالزمان19
جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان کجاست؟21
آیا ضدمسیح یک مسلمان خواهد بود؟25
آخرالزمان؛ روزی که اعراب بدوی و پابرهنه ساختمانهای بلند میسازند!34
غرقد؛ درختی بیابانی با سرنوشتی عجیب در آخرالزمان38
معرفی کتاب: آخرالزمان اسلامی؛ ادعایی که میخواهند واقعی جلوه کند...45
معرفی کتاب: دو منجی، عیسای اسلام و عیسای مسیحیت48
اسلامهراسی، ابزاری برای کینهتوزی و البته معروفیت51
معرفی کتاب: اصلاحاتی در تفسیر پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آینده55
معرفی سایت: آیندهای که اسلام برای شما میبیند، چگونه است؟59
مسیر ترسیمی همه مسلمانان به پایان جهان، سرانجامی واحد دارد؛ مراقب باشید!63
طرح موضوع «امیدهای آخرالزمانی جهادگرایان مسلمان» در کنفرانس بوستون67
گزارش تیموتی فرنیش از نشست بوستون با موضوع مهدویت72
گزارشی از مستند «شاهدان آخرالزمان» اثر جوئل ریچاردسون77
معرفی کتاب: پایان آمریکا، نقش اسلام در آخرالزمان و هشدارهای کتاب مقدس82
ماجرای انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و رسیدن آخرالزمان!86
معرفی کتاب: مردم میپرسند... آیا این پایان کار است؟92
توجه غرب به منجی اسلامی، چرا و چگونه؟97
معرفی کتاب: امواج خروشان خشونت با ظهور منجی اسلامی جهان را فرا میگیرد99
بمبگذاران بوستن، انتظار برای مهدی103
مهدویت (و فرقهگرایی و خرافهپرستی) در جهان اسلام اوج میگیرد106
فرنیش: قانون عدد سه و مهدی118
ریچاردسون: اعتقاد به مهدی، گسترده در تمام جهان اسلام123
استفاده از مهدویت جهت توسعه اسلامهراسی128
فرنیش: روزهای مهدیگرایی نوین هنوز نیامده است!132
نگاه غرب به شخصیت رمزآلود مهدی ع، دستمایه رمانهای جنایی و جاسوسی!144
تیموتی فرنیش: مواظب باشید وقتی مهدی میآید، گردن شما را نزند!146
حرکت اوباما در مسیر ظهور مهدی مسلمانان!151
فرنیش و «10 سال دلدادگی با مهدیخواهان»!154
معرفی کتاب: آخرالزمان و راز و رمز مهدی157
توجه غرب به مهدویت شیعی و منجیباوری در ایران161
صحبتهای پری استون در زمینه مهدویت - ۲۰۰۳163
مصاحبه با جوئل روزنبرگ نویسنده کتاب امام دوازدهم166
روزنبرگ و رمانی دیگر با موضوع امام مهدی ع174
بازخوردها به کتاب شمارش معکوس دمشق177
نامزد جمهوریخواه آمریکا چه کتابی در مورد مهدویت میخواند؟180
داستانی دیگر با همان خط سیر: امام دوازدهم، قیام ضدمسیح182
جک اسمیت: چکاندن ماشه برای آغاز دوران محنت بزرگ185
رابرت اسپنسر: حالا وقت آن است که امام دوازدهم بیاید!194
سوریه تکمیل پیشگوییهای آخرالزمانی است که به پیروزی ایران میانجامد!199
سلاحهای ایرانی با نوشته (مهدی بیا)!206
گزارش دانشکده جنگ ارتش آمریکا: مهدی و تهدید هستهای ایران!210
برشی از کتاب: کلیسا نباید خطر امام دوازدهم شیعیان را نادیده بگیرد!214
بازتاب: آیا ایران برای تسریع در ظهور امام غائب به دنبال سلاح اتمی است؟219
نگاه رسانههای غرب به مرگ ملک عبدالله و ارتباط آن با ظهور امام مهدی علیه السلام222
آیا حزبالله در راستای نگاه آخرالزمانی شیعه حرکت میکند؟227
جک اسمیت: پازل شیعیان برای ظهور مهدی در حال تکمیل شدن است!233
به خط شدن آخرالزمان: نتانیاهو، بمب اتمی و برنامه هستهای ایران!238
اعتقاد ایرانیان به ظهور، اجازه استفاده آنها از سلاح اتمی را نمیدهد!243
سناتور آمریکایی: باورهای رهبران ایران در مورد آخرالزمان با داعش تفاوتی ندارد!247
رییسجمهور بعدی آمریکا چه چیزهایی را باید در مورد ایران و داعش بداند؟252
ایران با حضور در سوریه، خود را برای جنگ آرماگدون آماده میکند259
دو کتاب با یک نام و یک موضوع: داعش، ایران و اسرائیل!264
ایرانِِ مهدیباور، برای ما بسیار خطرناکتر از داعش است!269
مهدویت به همان اندازه که به دلیل تصویرسازی از نظام آرمانی توحیدی و عدالت محور، در طول تاریخ برای مسلمانان راستین الگوبخش و امیدآفرین بوده است، دشمنانی نیز در بستر تاریخ داشته است. این دشمنان که یا جاهلانه –و به واسطه ناآگاهی از ارزش و جایگاه این باورداشت- با آن مخالفت کردهاند و یا متعمداًنه –و به سبب تقابل آرمانها و غایات- تیغ بر چهره آن کشیدهاند، در شکلها و شیوههای گوناگون پرچم عداوت خویش را برافراشتهاند و از انکار و تحریف و ادعا و ... همه را برای ضربه بر پیکره این آموزه رفیع به کار بستهاند.
شناخت دشمن و شیوههای دشمنی وی، اساس پاسداشت هر عرصه و باور – از جمله عقیده مهدویت- است چنانکه مرزبانی از بنیان رفیع منجیباوری، بدون رصدی مداوم و همه جانبه از حرکات و سکنات دشمن، خیالآلود است. (علی علیه السلام: «مَن نامَ عَن عَدُوِّهِ أنبَهَتهُ المَکایِدُ» (1)و «مَن نامَ لَم یُنَمْ عَنهُ» (2)) دشمن گاه همچون موریانهای –با تحریف و خرافه- این درخت سرفراز را تهی میسازد و گاه با تیشه تهمت و ایجاد ترس بر قطع آن اقدام میکند. پاسداشت
این باور هم دیدهبانانی بیدار میخواهد و هم نگاهبانانی استوار؛ (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: یَحمِلُ هذا الدِّینَ فی کُلِّ قَرنٍ عُدولٌ یَنفُونَ عَنهُ تَأویلَ المُبطِلینَ و تَحریفَ الغالِینَ و انتِحالَ الجاهِلینَ … (1))
غرب معاصر با مختصات اعتقادی و فرهنگی خویش، داعیهدار استعلا و برتری بر دیگر ملتها و فرهنگهاست. نظام اعتقادی و سیاسی کنونی غرب، باورهای عمیق و الهامبخش اسلامی را -همچون مقاومت، دفاع از مظلوم، شهادت و البته مهدویت- بر نمیتابد چراکه تجلی این باورها را در تضاد با اهداف و آرمانهای خود میبیند. لذا نمیتوان از داعیهداران اومانیسم و سکولاریسم توقع تحمل ظهور جلوههای نوین اسلامباوری در جهان را داشت؛ چنانکه ساده لوحانه است از بنیادگرایان متکبر اوانجلیستی در آمریکا یا نژادپرستان ستمپیشه صهیونیست در اسرائیل توقع سکوت در برابر اسلام انقلابی و امیدبخش را داشت. زین سبب عجیب نیست وقتی با تجلی اسلام انقلابی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی از یک سو و رشد باورداشت مهدویت در کشورهای اسلامی (2)از سوی دیگر، نظام رسانهای غرب شمشیر از میان برکشد و علناً منجیباوری اسلامی را هدف انواع کینهها و تحریفها و تهمتها بنماید؛ گاه این عقیده را خرافی بنمایاند و گاه خطرناک؛ زمانی داستانی جنایی از شخصیت رهبر مسیحایی اسلام بنگارد و زمانی همایش شناخت «خطرات هزارهگرایان مسلمان» برگزار کند. همه اینها ترس اردوگاه غرب را از تجلی این باورداشت والا در جهان اسلام نمایان میسازد و صد البته هشداری است رسا بر پاسداران حریم دین و دوستداران مهدویت که بر حراست از آن و رفع و دفع شبهات و هجمهها کمر همت بندند و آستین بالا بزنند.
1) این دین در هر قرنی و نسلی افراد عادلی با خود دارد که تأویلاتِ باطلگرایان و تحریفِ غلوکنندگان و دستبردِ نادانان را از آن میزدایند، چنان که کوره زنگار و ناخالصی آهن را میزداید . وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۰۹.
2) در این زمینه به نوشتههایی در همین کتاب مراجعه فرمایید از جمله «مهدویت در جهان اسلام اوج میگیرد» و «اعتقاد به مهدی، گسترده در تمام جهان اسلام»
کتاب حاضر، مجموعه نوشتارها و گزارشهای نگاشته شده توسط گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت به همراه تحلیل و نقد مختصر آنها میباشد. در این زمینه چند نکته قابل ذکر است:
مطالب منتخب در این کتاب به طور خاص به موضوع رصد مهدویت و مسائل آخرالزمانی در رسانههای گوناگون غربی اختصاص دارد. این مطالب در طول بیش از 3.5 سال (بهار 1392 تا زمستان 1395) رصد، جمعآوری و تحلیل شده و در سایت غرب و مهدویت (WestAndMahdism.ir) منتشر شده است.
ساختاربندی مطالب این کتاب به دلیل گستردگی موضوع از یکسو و وابستگی موضوعات به یکدیگر از سوی دیگر بسیار دشوار بود. لذا سعی گردید مطالب در سه گروه «الف- توجه غرب به نقش و جایگاه اسلام در آخرالزمان»، «ب- توجه غرب به منجی اسلامی، چرا و چگونه؟» و «ج- توجه غرب به مهدویت شیعی و منجیباوری در ایران» تقسیمبندی شود. در بخش اول به طور کلی به مطالبی در زمینه نگاه غرب به روایات و دیدگاههای آخرالزمانی مطرح شده در اسلام از سویی و تلقی مذهبی گروهی از غربیان از نقش اسلام در آخرالزمان بنابر آموزههای دینی خویش پرداخته میشود. بخش دوم حاوی مطالبی است که نشاندهنده نوع نگاه غرب به مهدویت اسلامی –فارغ از تعریف شیعی یا سنی- آن است. در این زمینه نوشتههایی حاکی از توجه غرب به مهدیباوری میان مسلمانان ارائه شده است. در بخش سوم به طور خاص، توجه غرب به مهدویت شیعی مورد توجه قرار گرفته و در این زمینه گزارشهایی از نوع برخورد و حساسیت صاحبنظران و رسانههای غربی بر موضوع «امام مهدی علیه السلام به روایت شیعیان» و به تبع آن منجیباوری شیعی در ایران ارائه شده است. مقدمه ابتدایی بحث نیز به طور خلاصه به شیوه و قلمرو نگاه تبلیغی غرب و رسانههای غربی به منجی اسلامی پرداخته است.
در تهیه و تدوین مطالب این نوشتار –علاوه بر نویسنده- همکاران چندی در غالب رصدگر، مترجم یا ناقد بذل مساعدت نمودند که از زحمات همگی تشکر میگردد. علاوه بر این نویسنده بر خود لازم میداند از تشویقها و پشتیبانی عمیق حجتالاسلام و المسلمین
مهدی یوسفیان در سمت معاونت محترم پژوهش و نیز دوست گرامیم حجتالاسلام والمسلمین محمد شهبازیان از کارشناسان برجسته مرکز تخصصی مهدویت تشکر لازم را بنماید.
از آنجا که مخاطب اصلی این کتاب در درجه اول فعالان و متخصصان حوزههای مسائل دینی، آخرالزمانی و سیاسی و در درجه دوم عموم علاقمندان حوزه مهدویت است، لذا در موارد لزوم به نقد مختصری از مطلب گزارش داده شده بسنده شده و نقد کامل و دقیق آن به زمان و جایگاه دیگری موکول گردیده است؛ چراکه نقد و تحلیل دقیق سامانه ی فکری و دستگاه سیاسی، فرهنگی و مذهبی غرب مجالی وسیع میطلبد و از هدف اصلی این کتاب بیرون است.
برخی مطالب مندرج در این کتاب حاوی ضمیمههای نوشتاری، آماری، تصویری و یا ویدئویی است. تلاش گروه غرب و مهدویت بر آن است که این محتویات به صورت لوح فشرده نیز عرضه گردد تا بتوان علاوه بر مقالات ارائه شده، مستندات مورداشاره در دسترس کارشناسان و علاقمندان قرار گیرد.
لازم به ذکر است گونه های دیگری از هجمه غرب به باورداشت مهدویت در غالب تحریف و انعکاس سوء شعارهای آخرالزمانی گروههای تکفیری در غرب نیز قابل تأمل و بررسی است که به یاری پروردگار در جلدهای دیگر کتاب مورد توجه قرار خواهد گرفت.
فروردین 1396 – رجب المرجب 1438
زهیر دهقانی آرانی مسئول گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم
رسانه (Media جمع Medium) به ابزار و مجاری ذخیره سازی و انتقال داده ها و اطلاعات اطلاق می شود. (1)به این ترتیب هرگونه کتاب، روزنامه، تصویر، فیلم، رادیو و تلویزیون و حتی منبر را می توان نوعی رسانه دانست. در این روزگار معمولاً افراد و گروه ها برای انتقال پیام خود به دیگران از ترکیبی از این ابزارها که به آن ابزارهای چند رسانه ای (2)اطلاق می شود، بهره می گیرند به عنوان مثال یک بنگاه خبرپراکنی، اطلاعات خود را هم در قالب روزنامه، هم از طریق کانال رادیویی و تلویزیونی و هم در سایت اینترنتی (در قالب نوشتاری، گفتاری و دیداری) به اطلاع مخاطبان خود می رساند. باید توجه داشت رسانه ها ابزار اصلی دستیابی عموم مردم به اطلاعات هستند و عملاً ارتزاق فکری یک جامعه از رسانه ها صورت می پذیرد.
ابتدا باید توجه داشت که گرچه سیاست رسانه های غربی عدم طرح برخی مفاهیم مذهبی در سطح جامعه است ولی فراگیری تکنولوژی و دسترسی مخاطبان مختلف به منابع اطلاعاتی جایگزین، رسانه غربی را گاه مجبور به ورود به عرصه ای خاص می نماید تا کماکان مخاطب خود را به شیوه خود خوراک اطلاعاتی دهد. مسائل اسلامی مختلف مانند فرهنگ
شهادتطلبی، دفاع از مفاهیم دینی و یا مهدویت نیز به همین شیوه در این رسانه ها مورد توجه قرار گرفته اند.
رسانه های تصویری و مکتوب غرب هر از چندگاهی به مناسبتی به موضوع مهدویت علاقه نشان داده و در قالبهای خبر، مقاله و یا فیلمهای مستند به این موضوع پرداخته اند. البته شکی نیست که توجه به مهدویت پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و به ویژه در چندین سال اخیر و پس از سخنرانیها و مصاحبههای مکرر مقامات سیاسی ایران و بیان مهدویت به عنوان یکی از اعتقادات اساسی شیعه -که قابلیت استفاده به عنوان محور صلح و دوستی بین ادیان و ملل مختلف را دارد- شکل تازه ای به خود گرفته است. این مطلب به راحتی با نگاه به لیست کتابها و مقالاتی که به عنوان مهدویت و آینده نگری در اسلام در سالهای اخیر تولید و عرضه شده، قابل اثبات است؛ چنانچه حجم فیلمهای سینمایی و برنامه های تولیدی در شبکههای رسانه ای غربی در این سالها در موضوع آخرالزمان اسلامی و مهدویت با پیش از آن قابل مقایسه نیست. البته همانند همیشه این نگاه تک سویه و تخریبی بوده است؛ به طوری که اکثر نوشته ها و برنامه های تولیدی رسانه های غربی در این موضوع سعی در خرافی بودن این مطلب و یا ایجاد ترس در مخاطب غربی نسبت به این نظریه داشته است.
در ادامه به بررسی شیوه های تخریبی غرب در مورد مفاهیم مرتبط با مهدویت میپردازیم:
در این شیوه مفهوم موردنظر به گونهای به مخاطب معرفی می شود که مفهومی سطحی و کم-اهمیت و یا خرافی به نظر برسد. نمونه این شیوه را در مورد امام مهدی علیه السلام به طور متعدد در مقالات نوشتاری و یا برنامه های دیداری رسانه های غربی می توان دید. به عنوان مثال شبکه خبری CBN آمریکا در برنامه ای مستند در بررسی گفته های آقای احمدینژاد –رییسجمهور سابق ایران- در سازمان ملل به مهدویت نیز میپردازد. شیوه معرفی مهدویت در این رسانه را با نگاه به جملات زیر می توان به خوبی دریافت:
برای شناخت عقاید مذهبی وی (احمدینژاد) باید سری به مسجد کوچکی که در جمکران در گوشه ایران واقع شده بزنید. در پشت مسجد چاهی واقع است که
احمدی نژاد و میلیونها شیعه مسلمان دیگر معتقدند یک روز نجات دهنده اسلامی از آن چاه بیرون می آید. ایشان وی را مهدی یا امام دوازدهم می نامند ... دهها هزار مسلمان هر شب از این چاه دیدن می کنند. درب این چاه با صندوقی فلزی به رنگ سبز پوشیده شده تا مردم به درون آن نروند. مردم زمان بسیاری را برای بوسیدن و دعا نزد این صندوق چوبی می گذرانند. برخی هم با نوشتن درخواستهای خود از مهدی در تکه های کوچک کاغذ آنرا به درون چاه می اندازند... چند نوجوان هم برای دیدن مهدی در ته چاه، نور چراغ قوه خود را به درون آن میاندازند!... (1)
گزارش پخش شده در تلویزیون این شبکه از آدرس زیر قابل دریافت است.
http://www.youtube.com/watch?v=S1aK13ieGio
روشن است مخاطب غربی با خواندن و شنیدن این سخنان، عقیده به مهدی علیه السلام را عقیدهای خرافی می پندارد و بدون این که به تحقیق در مورد صحت این مطالب بپردازد، مهدویت و دیگر عقاید شیعیان را به سخره می گیرد. در این شیوه معمولاً به مسائل پیش پا افتاده در مقابل مطالب اصیل و پایه ای بها داده می شود و در مواردی نیز قلب و یا تحریف واقعیت به صورتی زیرکانه و دقیق صورت می پذیرد تا همان قاعده «معرفی بد بهترین نوع تخریب است» عملی شود. البته این امر مسبوق به سابقه بوده و مشابه این نوع عملکرد را می توان در تهمت برخی بزرگان اهلسنت در مورد سکونت و ظهور امام عصر علیه السلام از سرداب مقدس در سامرا نیز مشاهده نمود. (2)
در این شیوه مفهوم در قالب مثالی عینی -البته از نوع منفی- ارائه می شود تا به مخاطب چنین القا شود که مصداق مفهوم موردنظر، همین نمونه منفی است و در نتیجه مخاطب از مفهوم دل-زدگی و نفرت پیدا کند. این نوع معرفی در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به طور وسیعی در رسانه های غربی به کار می رود. برای اثبات این مطلب کافی است نگاهی به تبلیغ طالبان و بن لادن به عنوان یکی از نمونه های عینی کسی که مسلمانان انتظار آمدن چنین کسی را دارند، بیندازیم. به عنوان مثال با دقت در کتاب «مهدی: مسیحای به سرقت رفته» (1)نوشته رُن کانترل میبینیم عکس بن لادن در کنار نوشته "The Mahdi" بر روی جلد آن نمایان است و شخصیت بن لادن را برای مخاطب غربی، به عنوان نمونه عینی تلقی مسلمانان از امام مهدی علیه السلام معرفی میکند. (2)در اینگونه کتابها مهدویت به عنوان عقیده ای که منشأ بسیاری شورشها و انقلابها در کشورهای مختلف اسلامی به ویژه ملتهای شمال آفریقا علیه رژیم حاکم (3)بوده اند، معرفی شده و کسانی را که از جانب دیگر مسلمانان به عنوان مهدی خوانده شده اند و یا عنوان مهدی به خود داده اند (4)، به عنوان تبلور اندیشه والای مهدویت نشان داده شده است.
در این روش مفهوم مورد نظر به شیوه ای معرفی می شود که نتیجه آن ترس و رعب مخاطب از آن مفهوم و به تبع آن از ارائه کنندگان و پیروان آن خواهد بود. نگاهی که امروزه در قالبهای مختلف اسلام ستیزانه در مورد مفاهیم اسلامی و از جمله مهدویت از جانب
1) Cantrell, Ron "The Mahdi: Hijacked Messiah", Ron Cantrell Publishing; 3nd edition ,2004.
2) http://www.amazon.com/Mahdi-Hijacked-Messiah-Ron-Cantrell/dp/0982090692
3) اکثر این کشورها مستعمره کشورهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه بوده و یا حاکمانی وابسته یا مستبد داشتهاند.
4) لازم به ذکر است در اندیشه غالب اهل سنت، مهدی ( فرزند امام حسن عسکری ( نیست بلکه حاکمی عادل از نسل پیامبر ( است که علیه ظلم حاکم قیام میکند.
رسانههای بی شمار غربی تبلیغ می شود، مخاطب غربی را به چنان هراسی وا می دارد که اسلام و مهدویت را به عنوان دشمن شماره یک خود و دینش می شمارد و با سیاستهای جاری دولت خویش علیه اسلام و کشورهای اسلامی همگام می شود. یادمان نمی رود که تنها دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی فیلم «نوستراداموس: مردی که فردا را دید» (1)توسط هالیوود تولید و عرضه شد و در آن مسلمانان و رهبر ایشان را به عنوان ضدمسیح سوم، خدای وحشت و نابودکننده بشر در آخرالزمان معرفی نمود. این خط فکری علاوه بر فیلمهای متعدد سینمایی و مستند، در کتابهای مختلف –اعم از داستانی یا تحلیلی- نیز قابل مشاهده است. کتابهایی مانند «مهدی» (2)نوشته کوئینل، «مهدی، ترسی در هزاره» (3)نوشته داکندورف و «امام دوازدهم» (4)نوشته روزنبرگ و «فجر طلایی» (5)نوشته کاستیگن از جمله رمانهای پرفروش این سالها بوده اند که با موضوع امام مهدی علیه السلام و توسط برخی از نویسندگان و مقاله نویسان مطرح مجلاتی مانند نیوزویک، واشنگتن تایمز و شبکههای CNN و ABC نوشته شده است.
کتابهای دیگری نیز هستند که در قالب توصیفی-تحلیلی به مهدویت پرداختهاند که از جمله آنها میتوان به «جنگ خدایی با ترور (اسلام، پیشگویی و انجیل)» (6)نوشته ولید شعیبات و یا «ضدمسیح اسلامی» (7)نوشته ریچاردسون اشاره نمود. در اینگونه کتابها سعی شده در قالبی به ظاهر علمی، مطالب موجود در احادیث و کتب اسلامی در مورد امام مهدی علیه السلام و آخرالزمان
1) "The Man Who Saw Tomorrow" ,1981.
2) "The Mahdi", A.J. Quinnell, Fawcett, 1983.
3) "The Mahdi. A Millennium Thriller", Margo Dockendorf, Cypress House; 1st edition 1999.
4) "The Twelfth Imam", Joel C. Rosenberg, Tyndale House Publishers, Inc. 2011.
5) "Golden Dawn", Thomas M. Kostigen, Forge Books; First Edition edition 2012.
6) Shoebat Walid, "God's War on Terror: Islam, Prophecy and the Bible", Top Executive Media; 1st edition 2008.
7) - Richardson Joel, "The Islamic Antichrist: The Shocking Truth about the Real Nature of the Beast", WND Books; 2 edition, 2009.
مورد بررسی قرار گیرد و با تطبیق آنها بر پیشگوییهای کتب مقدس مسیحیان و یهودیان، اسلام و مسلمانان را به عنوان دشمن دین و ملت ایشان نشان دهد.
اولین چیزی که در بررسی این کتابها به سهولت برداشت می شود، اهداف سیاسی پشت پرده این هجمههاست؛ به صورتی که در همه آنها امام مهدی علیه السلام به عنوان کسی که جنگی جهانی را علیه غرب سازماندهی می کند و بسیاری مردم -به ویژه مسیحیان و یهودیان- را می-کشد، معرفی می شود و در این راستا کشورهایی مانند ایران و گروههای انقلابی فعال همچون حزبالله و حماس را به عنوان کسانی که در حال تهیه سلاحهای کشتار جمعی جهت شروع این جنگ هستند، معرفی می نماید. (1)
http://www.huffingtonpost.com/thomas-m-kostigen/ahmadinejad-the-mahdi_b_2131974.html
نکته جالب دیگر در مورد اینگونه کتابها این است که از انتشار اکثر آنها کمتر از دو دهه میگذرد و نویسندگان این کتابها و مقالات در برنامه های متعدد شبکه های تلویزیونی دعوت می شوند و علیه اسلام و خطر آن، دادِ سخن سر می دهند و این نشان از توجه و تلاش مضاعف غرب در راستای فهم و مخالفت با مفاهیم آخرالزمانی اسلامی به ویژه مهدویت است.1) به عنوان نمونه به مقاله «احمدینژاد و مهدی» نوشته توماس کاستیگن نویسنده مطرح نیویورک تایمز مراجعه نمایید که هدف ایران از پیشرفت اتمی را ساخت سلاح و آمادهسازی شرایط ظهور مهدی ( در آخرالزمان عنوان میکند!
درآمد: ادعای تطبیق منجی اسلامی بر ضدمسیح کتاب مقدس از طرف برخی نویسندگان اوانجلیست چندسالی است مطرح و در رسانههای مختلف غربی تبلیغ میشود. در این زمینه سایتهای gotquestions.org و compellingtruth.org که پایگاههایی معروف در زمینه پاسخدهی به سؤالات مذهبی مسیحیان (پروتستان) در زمینه عقاید مذهبی و کتاب مقدس هستند، در پاسخ به درستی ادعای فوق، مطالبی نوشتهاند که بسیار جالب توجه و تأمل است. (1)
سایت GotQuestions در پاسخ به این سؤال نوشته است: (2)
با بالاگرفتن تنشها در سالیان اخیر در خاورمیانه و به ویژه پس از اظهارنظرهای مسلمانان افراطی شیعه در زمینه امام دوازدهم، بسیاری مردم از ارتباط این مسأله با پیشگوییهای کتاب مقدس میپرسند. ما برای پاسخ به این سؤال، اولاً باید بفهمیم
امام دوازدهم کیست و انتظار میرود او چه کاری برای اسلام صورت دهد. ثانیاً ما باید به بررسی گفته مسلمانان شیعه در ارتباط با این آرزوها بپردازیم و ثالثاً ما نیاز داریم به کتاب مقدس بنگریم تا این کتاب تمام جوانب موضوع را برایمان روشن کند.
در نگاه مسلمانان شیعه، امامان دوازدهگانه، رهبران روحانی هستند که توسط خداوند انتخاب شده اند. این سلسله امامان، از امام علی -پسرعموی {حضرت} محمد- آغاز میشود که ادعا شده پس از مرگ محمد، جانشینی الهی به او سپرده شده است. در حدود سال 868 میلادی امام دوازدهم ابوالقاسم محمد (یا محمد المهدی) از امام یازدهم متولد شد. به دلیل اینکه پدر مهدی تحت {مراقبت و} اذیت بسیاری بود، او جهت محافظت پنهان شد. در حدود 6 سالگی و پس از مرگ پدرش، مهدی از غیبت بیرون آمد ولی دوباره به غیبت بازگشت. گفته شد که او از آن وقت تاکنون در غاری مخفی شده (1)و به طور خارقالعادهای درست قبل از روز قیامت بازمیگردد تا هر ظلم و ستم (و حکومتهای ستمگر) را از ریشه برکند و صلح و آرامش را به زمین بیاورد.
پیشگوییها در مورد امام دوازدهم، همسانی قابل توجهی با پیشگوییهای کتاب مقدس در زمینه آخرالزمان دارد. بنابر پیشگوییهای اسلامی، بازگشت مهدی پس از وقایعی اتفاق میافتد که در ضمن آنها سه سال آشوب دهشتناک در جهان رخ میدهد و او بر اعراب و تمام جهان به مدت 7 سال حکومت میکند. ظهور او همراه با 2 قیام دیگر نیز هست که یکی منفی است و دیگری مثبت. بنابر
1) معلوم نیست منبع این اطلاعات –همچون مخفی شدن امام عصر ( در غار! و یا دوره سه ساله آشوب جهانی و ...- از کجاست؟! احتمال میرود این سایت اینگونه اطلاعات را از منابع اهلسنت اخذ کرده باشد. (م)
آموزههای شیعی، رهبری مهدی توسط عیسی پذیرفته میشود و دو شاخه بزرگ خاندان ابراهیم برای همیشه به هم میپیوندند.
حال اظهارنظرهای مسلمانان شیعی همچون رییسجمهور پیشین ایران -محمود احمدینژاد- چگونه به این مطلب گره میخورد؟ احمدینژاد یکی از پیروان سرسپرده شیعه است و ادعا شده او به شخصه در تلاش برای آماده کردن جهان جهت ظهور مهدی است. برای رسیدن به این هدف، باید آشوبی سراسری در جهان ایجاد شود و احمدینژاد احساس میکند او توسط الله {انتخاب و} هدایت شده تا این راه را هموار کند. احمدینژاد به طور مکرر اظهاراتی در مورد نابودی دشمنان اسلام داشته است. رییسجمهور قبلی و کابینه وی به طور فرضی پیمانی با «مهدی» امضا کردهاند تا خود را ملزم به این کار کنند. (1)وقتی مستقیماً توسط آن کوری (Ann Curry) خبرنگار ABC در سپتامبر 2009 از او در مورد بیانات آخرالزمانی سؤال میشود، احمدینژاد میگوید: «امام ... با منطق و فرهنگ و علم خواهد آمد. او میآید تا ستیزه و جنگِ دیگری و دشمنی و نفرتِ بیشتری اتفاق نیفتد. او همه را میخواند تا به عشقی برادرانه وارد شوند. البته او همراه با عیسی مسیح باز میگردد. هر دو با هم باز میگردند و با یکدیگر کار میکنند. آنها جهان را از عشق پر خواهند کرد.» (2)
https://www.nytimes.com/video/world/middleeast/1247464694717/interview-with-president-ahmadinejad.html
همه اینها چه ارتباطی با ضدمسیح دارند؟ بنابر رساله دوم تسالوکیان (2:3-4) «مرد گناه و تباهی» در روزهای آخر تاریخ ظاهر میشود که به مخالفت {با خدا}
برمیخیزد و خود را بالاتر از هر چیز و در جایگاه خدایی مینشاند. در باب 7 کتاب دانیال ما به تصویری از 4 جانور برمیخوریم که حکومتهایی را به نمایش میگذارند که نقشهای اساسی را در طرح پیشگویانه الهی برعهده دارند. چهارمین جانور چنین توصیف شده (عبارات 7-8): وحشتناک، کشنده، با نیرویی فوقالعاده و متفاوت از آنچه پیش از این بوده. در توصیفی دیگر به شاخ کوچک وی اشاره میشود که شاخهای دیگر را برمیکند. این شاخ کوچک غالباً به عنوان «ضدمسیح» تفسیر میشود. در عبارت 25 وی چنین توصیف شده که «سخنان به ضد حضرت اعلی خواهد گفت و مقدسان حضرت اعلی را ذلیل خواهد ساخت و قصد تبدیل نمودن زمانها و شرایع خواهد نمود و ایشان تا زمانی و دو زمان و نصف زمان بهدست او تسلیم خواهند شد (سه سال و نیم)». در باب 8 کتاب دانیال (23-25) تصویر بز و قوچ به پادشاهی معنا شده که در آخرالزمان قیام میکند و بسیاری مردم را نابود میکند و در مقابل عیسی میایستد ولی این پادشاه شکست میخورد. در 9:27 دانیال هم پیشگویی شده که «شاهزادهای که میآید» پیمانی 7 ساله با بسیاری مردم میبندد و ویرانی بسیاری را به ارمغان میآورد. این ضدمسیح چه کسی خواهد بود؟ هیچکس نمیتواند به شناخت او مطمئن باشد ولی بسیاری فرضیهها داده شده که از جمله آنها احتمال عرب بودن این شخص است.
صرف نظر از اختلاف نظریهها، مشابهت های کمی میان کتاب مقدس و الهیات شیعی در این زمینه وجود دارد که باید گوشزد شود. اول آنکه کتاب مقدس میگوید پادشاهی ضدمسیح بر کل جهان 7 سال طول میکشد و اسلام مدعی است که امام دوازدهم 7 سال بر جهان حکومت میکند. مورد دوم آنکه مسلمانان سه سال دوره آشوب را پیش از ظهور امام دوازدهم انتظار میکشند و کتاب مقدس از 3.5 سال دوران محنت و رنج پیش از آشکارکردن ضدمسیح و نقض حرمت معبد یهودیان توسط وی سخن گفته است. سوم آنکه ضدمسیح به صورت فریب دهندهای توصیف شده که مدعی آوردن صلح و آرامش است ولی در
حقیقت جنگی گسترده را به ارمغان میآورد. (1)انتظار از امام دوازدهم هم این است که با جنگی فراگیر صلح و آرامش را به جهان حاکم میکند.
آیا ضدمسیح یک مسلمان خواهد بود؟ تنها خدا میداند. آیا این ارتباطات بین نگاه آخرالزمانی اسلام و مسیحیت وجود دارد؟ مطمئناً به نظر میرسد ارتباط مستقیمی باشد ولی همچون توصیف یک جنگ بزرگ است که اولی از نگاه بازندهای است که سعی در حفظ چهره خود دارد و دومی از منظر برنده جنگ. تا وقتی که ما تحقق این موارد را به چشم خود بینیم لازم است تا حواسمان به کلمات رساله اول یوحنا باشد (4:1-4) : «ای دوستان هر روح را قبول مکنید بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که مدعیان پیامبری بسیاری به جهان بیرون رفتهاند. به این، روح خدا را میشناسیم هر روحی که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خداست و هر روحی که عیسی مسیح مجسم شده را انکار کند، از خدا نیست و این است روح دجال که شنیدهاید که او میآید و الان هم در جهان است.ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است.»
سایت CompellingTruth هم مطالبی مشابه بالا را در پاسخ به سؤال مذکور آورده است (2)که آنرا نیز عیناً ذکر میکنیم:
در ماههای گذشته بسیاری افراد اظهار کردهاند که ضدمسیح یک مسلمان خواهد بود. آیا مدرکی بر ضدمسیح اسلامی وجود دارد؟ برای ارزیابی چنین ادعایی، ما میتوانیم به آموزههای آخرالزمانی اسلام و مسیحیت نظری بیندازیم.
اسلام شیعی معتقد است به پیشگوییهای مرتبط با امام دوازدهم معتقد است. بنابر عقاید شیعیان امامان دوازدهگانهای پس از {حضرت} محمد، رهبری معنوی مردم را برعهده دارند. دوازدهمین آنها ابوالقاسم محمد (که محمد المهدی هم خوانده میشود) در حدود سال 868 متولد شده است. او به گفته برخی در سن 6 سالگی به غاری رفته {؟!!} تا در طول دوره تعقیب و آزار مخفی شود. یک روز او بازخواهد گشت که آنروز درست پیش از روز قیامت است.
کتاب مقدس نیز از رهبری در آینده سخن میگوید که در زمانی کوتاه پیش از روز قیامت میآید. او با نام «هیولا (جانور)» (The Beast) در مکاشفات یوحنا (13:4) نام برده شده است. این فرمانروا با اسرائیل 7 سال پیمان نظامی میبندد ولی معاهده خود را در وسط این دوره زمانی میشکند. او خود را خدا میخواند و مانند حاکمی ستمگر در روزگار پیش از قیامت و قبل از بازگشت مجدد مسیح حکومت میکند. بنابر این پیشگوییها برخی معتقدند که وقتی این هیولا یا ضدمسیح ظهور کند، توسط مسلمانان به عنوان امام دوازدهمشان شناخته و پذیرفته میشود.
بابهای 7 و 8 کتاب دانیال از 4 امپراطوری جهانی سخن میگوید که آخرین آنها که در روزهای پایان جهان حکومت میکند، امپراطوری احیاشده روم خواهد بود. دانیال میگوید رهبر این حکومت آخرین «استاد دسیسه و فریب» خواهد بود و «او باعث رونق فریب و خدعه خواهد شد و او خویشتن را برتر از همه به شمار خواهد آورد» (دانیال 4:23 و 25) به نظر میرسد این فرد همان ضدمسیح مکاشفات باشد. اگر چنین باشد دو دلیل علیه یگانگی ضدمسیح با امام دوازدهم و مسلمان بودن او خواهد بود:
اولین دلیل مشکل جغرافیایی است. اگر ضدمسیح از امپراطوری احیاشده روم ظهور کند، بسیار محتمل است که او در میان کشورهای امپراطوری قدیم روم باشد. این مناطق بخشهای عمده اروپا و شمال آفریقا را در بر میگیرد چرا که از قدیم اروپاییها و نه عربها بر امپراطوری روم حکومت کردهاند.
مشکل دوم ارتباط مثبت میان ضدمسیح و اسرائیل حداقل در ابتدای کار است. ضدمسیح توافق صلحی با اسرائیل برای 7 سال برقرار میکند (کتاب دانیال 9:27) و معبد یهودیان دوباره ساخته میشود. بنابر خصومت قدیمی بین مسلمانان و یهودیان بعید است که یک مسلمان در این جایگاه قرار گیرد.
به هر حال هیچکس نمیداند که به طور یقینی ضدمسیح آینده کیست. ممکن است یک عرب باشد یا اینکه مردی از هر دو نژاد مسلمان و یهود باشد. او از طرف تمام جهان به عنوان فردی که سرانجام صلح را برای خاورمیانه به ارمغان آورده شناخته میشود. مسلمانان او را به عنوان امام دوازدهم مینگرند و یهودیان به عنوان مسیحایی که سالیان دراز در انتظارش بودهاند، به او خوشآمد میگویند.
تا زمانی که ما تحقق این موارد را ببینیم لازم است به کلمات یوحنا که در رساله اول او (4:1-4) گوش بسپاریم: «ای حبیبان، هر روح را قبول مکنید بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای دروغگوی بسیار به جهان بیرون رفتهاند. به این، روح خدا را میشناسیم: هر روحی که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خداست، و هر روحی که عیسی مسیح مجسم شده را انکار کند، از خدا نیست و این است روح دجال که شنیدهاید که او میآید و الان هم در جهان است.ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است»
نقد و بررسی:
در زمینه مطالب مطرح شده در بالا موارد زیر قابل تأمل و دقت است:
این نوشتهها به خلاف دیگر مقالات مطرح در زمینه ارتباط مهدی و ضدمسیح، از میان فرقههای اسلامی تنها به شیعیان به عنوان معتقدین به مهدی علیه السلام اشاره مینماید حال آنکه تصریح بسیاری نویسندگان غربی در این زمینه اشتراک اعتقاد به مهدی در میان غالب مسلمانان است. (ظهور مدعیانی در میان اهلسنت به عنوان مهدی –مانند ابن تومرت، مهدی سودانی یا جهیمان العتیبی- گواهی متقن بر این ادعاست)
حکومت 7 ساله امام زمان علیه السلام –که در متن برای مشابهت با 7 سال دوران رنج و محنت عنوان گردیده- گرچه در برخی روایات ذکر شده ولی اقوال دیگری نیز در این مورد وجود دارد (مانند 9، 19 و 40 سال) علاوه بر آنکه مطابق نظر برخی کارشناسان قول 7 سال بیشتر در روایات اهلسنت مورد تاکید است. (1)مطالب دیگر ادعا شده در متن نیز - مانند پیمان هفت ساله مهدی علیه السلام با اسرائیل- مبتنی بر روایات اهلسنت بوده و در شیعه یا اشارهای بدانها نشده و یا کمرنگ بوده است. علاوه بر آنکه مشخص نیست برخی مدعیات نویسنده –همچون دوران آشوب 3 ساله امام مهدی ع- با چه مستنداتی به مسلمانان و شیعیان نسبت داده شده است!
ادعای نویسنده مبنی بر شروع کار منجی اسلامی با جنگی تمام عیار در جهان، علاوه بر آنکه در آموزههای بسیاری از اوانجلیستها مبنی بر وقوع جنگ آرماگدون پس از ظهور مسیح نیز سابقه دارد، قابل توجیه است چراکه وقوع جنگ حق و باطل در آن زمان امری اجتناب ناپذیر است و قیام اصلاحی امام عصر علیه السلام برای تشکیل نظام عادلانه خدامحور، قطعاً مخالفینی خواهد داشت که منافع خود را در خطر دیده و آن حکومت را بر نمی تابند و با حداکثر توان در مقابل آن موضع میگیرند. در این حال جنگ نه تنها بد و مذموم نیست بلکه امری ضروری و حتمی است. (جالب آنست که دولتهای غربی مسیحی هر از چندگاهی با لشکرکشی به نقاط مختلف جهان –همچون افغانستان، عراق، لیبی و ...- با شعار برقراری
1) www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=59&Id=302153
صلح و دموکراسی در آن مناطق ایجاد جنگ میکنند و هزاران انسان را فدای اغراض خویش مینمایند حال آنکه غالباً به جای آرامش در آن مناطق، ناامنی و آشوب حاکم میشود!)
"The Muslim Antichrist Theory: Joel Richardson", Dr. David R. Reagan, http://www.lamblion.us/2011/02/muslim-antichrist-theory-joel.html
درآمد: توجه نویسندگان و محققان غربی به احادیث اسلامی سابقهای دیرینه دارد. این توجه اخیراً به ویژه در مورد احادیثی که در مورد نشانههای آخرالزمان در منابع حدیثی اسلامی ذکر شده، شدت گرفته و حتی موارد تطبیق و محقق شدن پیشگوییها پررنگ شده و انعکاس یافته است. یکی از این احادیث، روایتی است که در صحیح مسلم از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شده و در سایت جوئل ریچاردسون –نویسنده کتاب ضدمسیح اسلامی- منعکس شده است.
متن حدیث که روایت هشتم از باب ایمان صحیح مسلم است، مفصل بوده و از عمر بن خطاب نقل شده است. او از آمدن شخصی با ویژگیهای خاص نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر میدهد که سؤالاتی در زمینه اسلام و احکام آن میپرسد. در ادامه وی سؤالی نیز در مورد علامت قیامت (الساعة) میپرسد. متن این بخش از روایت و ترجمه آن چنین است:
... قال فأخبرنی عن الساعة قال ما المسؤول عنها بأعلم من السائل قال فأخبرنی عن أمارتها قال أن تلد الأمة ربتها وأن تری الحفاة العراة العالة رعاء الشاء یتطاولون فی البنیان (1)
1) صحیح مسلم باب بیان الایمان و الاسلام ... حدیث 8
گفت مرا از روز قیامت خبر ده، فرمود: پرسیده شده (در این مسأله) داناتر از پرسنده نیست، آن مرد گفت: پس مرا از نشانههای قیامت باخبر ساز، فرمود: آنکه کنیز آقایش را بزاید، (یعنی مادران را خوار و حقیر شمارند و خود را سرور مادران بدانند). و آنکه پا و تن برهنگان بینوا و چوپان گوسفندان را ببینی که به برافراشتن کاخ (و زیادهروی در ساختمانسازی) بپردازند.
در انتهای روایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به یاران خویش میفرماید که فرد سؤال کننده جبرئیل فرشته وحی بوده و قصد داشته دینتان را به شما بیاموزد.
در مورد مفهوم عبارت «یتطاولون فی البنیان» مطالبی از جانب شارحان صحیح مسلم ذکر شده که از جمله آنها مسابقه در خانهسازی و کاخسازی است. البته اخیراً در میان برخی سایتهای اسلامی این حدیث به مسابقه اخیر حکام کشورهای عربی در ساخت برجهای عظیم و بلند معنا گردیده است. (1)
http://camberleymosque.co.uk/prophecies/competing-to-build-tall-building.html
http://www.sunniforum.com/forum/showthread.php?71018-Saudi-Arabia-to-Build-the-World-s-Tallest-Building-bigger-than-Dubai-s-Burj-Khalifa
نکتهای که باعث شد این حدیث مورد توجه حوزه غرب و مهدویت قرار گیرد، توجهی است که سایت جوئل ریچاردسون -به مناسبت ساخت بزرگترین برج جهان در عربستان- به این حدیث کرده است. متن مطلب این سایت (2)چنین است:
پژواکهایی از برج بابل؟ برج پادشاهی (برج المملکة) که به ارتفاع یک کیلومتر ساخته خواهد شد، بلندترین برج کنونی جهان، "برج الخلیفه" در دبی را که ارتفاعی 800 متری دارد، پشت سر خواهد گذاشت. جده تقریباً در 54 مایلی یا 88 کیلومتری مکه واقع است.
در اینجا جدول خوبی برای مقایسه برجهایی که اعراب (سابقاً) بدوی و پابرهنه در رقابت برای ساخت و ساز آنها هستند، میبینید:
این مطلب وقتی جالب میشود که بدانید برخی مسلمانان این مطلب را به عنوان نشانهای از آخرالزمان میدانند به طوری که در حدیثی در مورد این سؤال که «نشانه زمان وقوع قیامة (آخرالزمان) چیست؟» از قول {حضرت} محمد آمده است: تو خواهی دید که اعراب پابرهنه و بیجامه (که سابقاً چنین بودهاند) بر سر ساختن ساختمانهای بلند با یکدیگر رقابت میکنند. (صحیح مسلم)
چند نکته:
... لِذَلِکَ عَلَامَاتٌ وَ هَیَئَاتٌ یَتْبَعُ بَعْضُهَا بَعْضاً کَحَذْوِ النَّعْلِ بِالنَّعْل ... وَ أَخَذُوا الرِّشَا وَ شَیَّدُوا الْبُنْیَانَ وَ بَاعُوا الدِّینَ بِالدُّنْیَا ... زُخْرِفَتِ الْمَسَاجِدُ وَ طُوِّلَتِ الْمَنَارَاتُ وَ أُکْرِمَتِ الْأَشْرَار ... (3)
برای آن علامات و نشانه هایی است که طابق النّعل بالنّعل دنبال یکدیگر بیاید ... و [مردم را ببینی که] رشوه گیرند و ساختمانهای استوار بنا کنند و دین را به دنیا بفروشند ... مساجد را بیارایند و منارهها را بلند سازند و اشرار را احترام کنند.
1) http://www.huffingtonpost.com/2014/04/18/saudi-arabia-kingdom-tower_n_5175103.html , http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/architecture/kingdom-tower-construction-of-1km-high-new-worlds-tallest-building-to-begin-next-week-9271191.html
2) جالب آنست که در سالیان اخیر ولید بن طلال ثروتمندترین فرد عرب معرفی شده است ر ک:
http://www.arabianbusiness.com/revealed--world-s-richest-arabs-list-2013-530590.html
3) کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص: 525
درآمد: غرقد، درختی است بیابانی و به ظاهر کمارزش؛ اما این درخت موجب توجه و بحث و جدل مسلمانان با غربیها و صهیونیستها شده است. دلیل این امر چیست؟ ریشه این توجهات به حدیثی منقول از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مورد آخرالزمان و نقش این درخت در آن دوران بازمی گردد. آنچه در پی میآید بررسی حدیث، پررنگ شدن آن توسط رهبران اسلامی و نوع نگاه غرب به این موضوع است.
غرقد درختی است خاردار و بیثمر که در مناطق گرمسیر و بیابانی میروید؛ 70 تا 80 گونه داشته و در مناطق مختلف شمال آفریقا، استرالیا و نیز آسیا (و به ویژه چنانچه گفته شده در
منطقه فلسطین (اسرائیل) (1)قابل مشاهده است. گفته میشود نام انگلیسی این گیاه "Lycium" است (2)و در کتاب عهد عتیق نیز بدان اشاره شده است. (3)
دلیل توجه به درخت غرقد به حدیثی بر میگردد که کتب حدیثی اهلسنت از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردهاند. متن حدیث چنین است:
عن أبی هریرة؛ أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال «لا تقوم الساعة حتی یقاتل المسلمون الیهود. فیقتلهم المسلمون. حتی یختبئ الیهود من وراء الحجر والشجر. فیقول الحجر أو الشجر: یا مسلم! یا عبدالله! هذا یهودی خلفی. فتعال فاقتله. إلا الغرقد. فإنه من شجر الیهود» (4)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: قیامت نخواهد آمد تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند و آنها را بکشند تا حدی که یهودیان پشت سنگها و درختان پنهان شوند و سنگ یا درخت خواهد گفت:ای مسلمان و بنده خدا، یک یهودی پشت من است. بیا و او را بکش مگر درخت غرقد چراکه این درختِ یهود است.
درخت غرقد
حدیث فوق چندی است به طور وسیعی توسط سایتهای غربی و یهودی مورد توجه قرار گرفته است و تکرار میشود. دلیل این امر را میتوان در موارد زیر دانست:
اثبات یهود ستیز بودن اسلام از آغاز تاکنون
تکرار این حدیث در سایتهای اسلامی و نیز توسط علما و سخنرانان مذهبی مسلمان (غالباً سنی مذهب)
اخذ این حدیث توسط گروههای مبارز فلسطینی به عنوان شعار علیه اسرائیل
ادعای نگاه منفی اسلام به یهودیان در آخرالزمان و یهودستیز بودن منجی مسلمانان (مهدی علیه السلام)
مناسب است به چند نمونه از توجه سایتهای غربی به این موضوع پرداخته شود:
به نظر میرسد کسانی که امروز به طبل یهود ستیزی میکوبند به امثال این حدیث تمسک میکنند. کسی که درک درستی از روایات داشته باشد به راحتی نادرستی این حدیث را درک میکند چراکه با آیات قرآن در تضاد است (1)علاوه بر اینکه شنیدن صدا از سنگ و کشتن یک انسان بیگناه امری غیر معقول است.... (2)
روایت فوق حدیثی محبوب در میان رهبران فلسطینی است که چندین بار در منشور حماس ذکر گردیده و بر زبان ایشان تکرار میشود... گرچه برخی منتقدان به این حدیث وقعی نمینهند ولی باید گفت چگونه اسرائیل میتواند با کسانی که
معتقدند خدا به آنها دستور کشتن یهودیان را داده، صلح کند... هیچ کس توجه ندارد که اسلام خود مقصر و منبع واقعی نژادپرستی، نفرت و خشونت است. (1)
برخی علما و رهبران اسلامی (اهل سنت) نیز به این حدیث توجه زیادی نشان داده و آنرا در سخنرانیهای خود ذکر نمودهاند. توجه زیاد سایتهای غربی به این موضوع جالب دقت و تأمل است. از جمله این افراد میتوان به موارد زیر اشاره نمود: (2)
سؤال شما نابهنگام است. بگذارید وقتی در اینباره صحبت کنیم که لازم باشد. البته ما امیدواریم هرچه زودتر گفته محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر گرامی اسلام محقق شود که «قیامت نخواهد آمد تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند و آنها را بکشند تا حدی که یهودیان پشت سنگها و درختان پنهان شوند و سنگ یا درخت خواهد گفت: ای مسلمان و بنده خدا، یک یهودی پشت من است. بیا و او را بکش؛ مگر
درخت غرقد؛ چراکه این درختِ یهود است.» ما عمیقاً معتقدیم که آینده این سرزمین برای اسلام و مسلمانان است. (1)
تحقیقاتی که در سرزمینهای فلسطینی تحت اشغال صهیونیستها صورت گرفته نشان میدهد آنها در حال کاشت درختان غرقد در کنار خانه های شان هستند، به این خاطر که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که مسلمانان با یهودیان خواهند جنگید و هر سنگ و درختی در آن هنگام خواهد گفت:ای مسلمان و بنده خدا پشت من یک یهودی مخفی شده بیا و او را بکش. یک استثنا در این میان وجود دارد و آن درخت غرقد است چرا که از درختان یهودیان است و اگر آنها در پشت این درخت مخفی شوند حضور ایشان را افشا نمیکند... طبق گزارشات افرادی که به آنجا رفتهاند و خودشان به چشم این را دیدهاند؛ بسیاری از یهودیان در کنار خانه های شان درخت غرقد کاشتهاند تا در هنگام جنگ در پشت آن مخفی شوند چراکه آنها سربازان کافی برای مقابله با شما مسلمانان ندارند. (3)
در هر دو کتاب معتبر حدیثی بخاری و مسلم آمده که «قیامت نخواهد آمد تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند و آنها را بکشند تا حدی که یهودیان پشت سنگها و درختان پنهان شوند و سنگ یا درخت خواهد گفت:ای مسلمان و بنده خدا، یک یهودی پشت من است. بیا و او را بکش مگر درخت غرقد چراکه این درخت یهود است» و به همین دلیل عجیب نیست که ما درختان غرقد را در کنار مناطق مسکونی و دیگر مناطق اسرائیل میبینیم. (2)
نکات:
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یَخْرُجَ الْقَائِمُ علیه السلام فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ علیه السلام لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ
بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی أَنْ لَوْ کَانَ کَافِراً أَوْ مُشْرِکاً فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ (1)
چنانچه مشاهده میشود در نقل شیعی، عبارت یهودی وجود ندارد و به جای آن کافر یا مشرک آمده است که طبعاً تفاوت آن با حدیث مذکور روشن است.
منابع فلسطینی (حماس) میگویند طبق مطالعات صورت گرفته در اسرائیل صهیونیستها در حال حاضر پروژه ملی عظیمی را آغاز نمودهاند تا در سراسر فلسطین درخت «غرقد» بکارند تا روح و جان خود را از خشم الله و مجاهدین حفظ کنند. البته اینجا مشکل کوچکی وجود دارد: درخت غرقد درختی بیابانی است و نمیتواند در رطوبت بالای تل آویو دوام بیاورد و بنابراین در آنجا درختی باقی نخواهد ماند! (2)
لازم به ذکر است تحقیقات نویسنده این سطور نیز کاشتِ درخت غرقد در مناطق فلسطین اشغالی توسط صهیونیستها را تأیید ننمود و شواهد کافی در این زمینه به دست نیامد.
درآمد: «اگر متوجه شوید ضدمسیحی که سالها فکر میکردید از اروپا ظهور کند، اکنون به سرعت در خاورمیانه در حال رشد و تکامل است، چه میکنید؟ اگر دریابید نگاه آخرالزمانی اسلام تشابه زیادی به برداشت کتاب مقدس از ضدمسیح و فعالیتهای او دارد، عکسالعمل شما چیست؟ ...» این عبارات در پشت جلد کتابی نوشته شده که قرار است با نگاهی جدید ادعایی را که این روزها مکرراَ گفته و تبلیغ میشود، تکرار کند و آن ادعا چیزی نیست جز «ضدمسیح اسلامی».
«ضدمسیح اسلامی» (Islamic Antichrist) عبارتی است که در سالهای اخیر بر عنوان تعداد قابل توجهی کتابهای چاپ شده و سایتهای اینترنتی نقش بسته و با تکرار آن در اذهان رنگ واقعیت به خود گرفته است. کافی است در سایتهای جستجو (همچون گوگل و یاهو) و یا سایتهای عرضه کتاب اینترنتی (همچون آمازون) جستجویی کوتاه صورت دهید تا عمق تأثیر این نظریه را دریابید. در ادامه به یکی دیگر از نمونههای کتب منتشره با همین ایده و هدف اشاره میگردد:
نام کتاب: آخرالزمان اسلامی، چگونه اسلام پیشگوییهای آخرالزمان را محقق میسازد؟
نام انگلیسی: Islamic Apocalypse: How Islam Will Fulfill End Time Prophecy
نویسنده: جیمز استون - James Stone
سال نشر و ناشر: 2012 - CreateSpace Independent Publishing Platform (از شرکتهای تابعه آمازون)
چند نکته:
(The Apocalypse Of Saint John Revelation) به آخرالزمان و حوادث آن اشاره شده، این لغت به تدریج معنای آخرالزمانی به خود گرفته است.
همانند نمونههای مشابه سالیان اخیر کتابهای اینچنینی –که متأسفانه از فروش خوبی هم برخوردار میشوند- توسط نویسندگانی گمنام نوشته میشوند که در سالیان بعد معروفیت بالایی پیدا کردهاند (مانند آنچه در مورد جوئل ریچاردسون و ولید شعیبات و ... دیدهایم)
از آنجا که نوشته پشت جلد حاوی مطالب مهمی از محتوای کتاب است، قسمتی از آن در ادامه ذکر میشود:
در حالی که بسیاری از مفسران کتاب مقدس تمرکز و سناریوی آخرالزمانی خود را بر ضدمسیحی از اروپای مرکزی متمرکز کرده بودند، قدرت واقعی و
شرورانه ضدمسیح بدون اطلاع ما با رشد قدرت گروههای رادیکال اسلامی رشد کرده است و به زودی آخرالزمان اسلامی را به ارمغان خواهد آورد.
در این کتاب نویسنده به بررسی کلیدیترین نشانههای مربوط به آخرالزمان از دید کتاب مقدس را در پرتو تحقق آنها در اسلام رادیکال به نمایش میگذارد. حقایقی شگرف (؟!) همچون:
ضدمسیح همان المهدی در نگاه آخرالزمانی اسلام است.
پیامبر دروغین همان عیسای اسلامی است.
امپراطوری عظیم ضدمسیح ائتلافی از 10 کشور اسلامی تشکیل میشود.
نبرد اورشلیم همان حمله غافلگیرانه مسلمانان به اسرائیل خواهد بود..
این نشانهها برای کسانی که به دنبال شناخت نشانههای آخرالزمان کتاب مقدس هستند، بسیار راهگشاست...
لازم به ذکر است پاسخ فرضیه ضدمسیح اسلامی به طور مفصل در برخی مقالات و کتب داده شده است. (1)
شاکری زواردهی، روح الله؛ دهقانی آرانی، زهیر؛ « بررسی و نقد نظرات «ضدمسیح اسلامی» و «اسلام، ردای ضدمسیح» در تطبیق ضدمسیح بر منجی اسلامی»، مجله انتظار موعود، ش52 (بهار 95)
یوسفیان، مهدی؛ دهقانی آرانی، زهیر؛ « بررسی و نقد دیدگاههای جوئل ریچاردسون در زمینه مهدویت»، مجله انتظار موعود، ش48 (بهار 94)
1) به دو مقاله زیر مراجعه فرمایید:
درآمد: اسلام و مسیحیت با پشتوانه دینی مشابه، اشتراکات بسیاری در موضوعات مختلف با یکدیگر دارند که از جمله آنها پذیرش جایگاه والای عیسی بن مریم علیه السلام و نیز اعتقاد به رجعت دوباره او در آخرالزمان است. شاید درگذشته این تشابهات محور نگرش همگرایانه پیروان این دو دین بوده است ولی آیا اکنون نیز چنین است؟ بد نیست برای پاسخ به این سؤال به سراغ نوشتههای معاصر غربی برویم و ببینیم آیا چنین همگرایی در این روزگار نیز پی گرفته میشود یا نویسندگان این آثار مسیر دیگری را در پیش گرفتهاند.
کتاب «دو منجی: عیسای اسلام و عیسای مسیحیت"
(Two Messiahs: The Jesus of Christianity and the Jesus of Islam) نوشته جفری جی مورتن (Jeffrey Jay Morton) است. مورتن که سابقه حضور به عنوان مبلغ مسیحی در کشورهای مختلفی همچون برزیل، تایلند، پاکستان، (1)لیبریا و گینه نو را دارد (2)، اکنون استاد پاره وقت در دانشگاه بیولا در ایالت کالیفرنیای آمریکاست که در زمینه مسیحیت اوانجلیستی مدارک دانشگاهی ارائه میکند. (3)تدریس او بیشتر در زمینه تبلیغ مسیحیت (میسیولوژی - missiology)، ادیان جهانی و به
ویژه اسلام است. با توجه به سابقه حضور او در کنار مسلمانان وی دو کتاب مقایسه ای نگاشته است که یکی کتاب کنونی است که 163 صفحه داشته و در آوریل 2011 توسط انتشارات "IVP Books" منتشر شده است. (1)کتاب دیگر نیز «مسیحیت اسلامی (کریسلام): چطور مبلغان مسیحی یک انجیل اسلامی شده را تبلیغ میکنند؟» (Chrislam: How Missionaries are Promoting an Islamized Gospel) میباشد که در سال 2012 نگاشته و منتشر نموده است. (2)
نکته مهم در مورد نویسنده کتاب اینکه وی جزء پایهگذاران مؤسسه «آی تو» (i2) است که در زمینه تبلیغ گسترده مسیحیت در میان مسلمانان فعال بوده و نیروهای ویژه را برای این کار تربیت مینمایند. جالب اینکه افراد دیگری همچون جوئل ریچاردسون نیز عضو این تشکل بوده و از آن در سایت خویش (3)تجلیل مینماید.
جفری جی مورتن و کتاب او با نام «دو منجی»
با مطالعه توصیف این کتاب میتوان هدف نویسنده از انتشار این کتاب را دریافت. در این توصیف آمده است:
مسلمانان عیسی را دوست دارند. وقتی شما یک مسلمان را ملاقات میکنید، با شخصی روبرو میشوید که به مسیح عشق میورزد. مسلمانان کسی را مسلمان واقعی میدانند که عیسی را دوست داشته باشد. آیا عیسای آنها همان خصوصیات عیسایی که مسیحیان میخوانند دارد یا خیر؟
این داستان در مورد گفتگوهای عیسای اسلام (برداشت قرن هفتم {حضرت} محمد از مسیح) با عیسای ناصری و قرن اولی (از نگاه مسیحیان) است. خواننده در گفتگوی میان این دو عیسی در پیادهروی طولانی این دو از شهر کوچک عمواس (Emmaus) تا بیتالمقدس (اورشلیم) است. صحبتها، سؤالات، سرگذشت و نقطه نظرات این دو خمیرمایه داستانی است که با خواندن آن خواننده نگاه اسلام و مسیحیت را به عیسی مسیح در خواهد یافت.
نکته جالب توجه در کتابها و مقالاتی که این روزها با این موضوع نگاشته میشود این است که غالب نویسندگان این نوشتهها از جمله اوانجلیستهای متعصب غربی –به ویژه آمریکایی- هستند که در پی آنند که به هر نحو چهره عیسای مورد نظر مسیحیان را متفاوت از عیسای مسلمانان جلوه دهند تا از این نگاه همگرایانه –که منجی مسیحیان همان عیسی است که مسلمانان نیز در زمان ظهور امام مهدی علیه السلام منتظر آمدنش هستند- جلوگیری کنند. این افراد با پررنگ کردن نفی نگاه خدایی به عیسی علیه السلام در آیات قرآن و نیز متفاوت جلوه دادن کارکردهای عیسای اسلامی و مسیحی در آخرالزمان در این راستا گام بر میدارند.
بیجهت نیست که دکتر "تام استفان" استاد تمام دانشگاه بیولا از این کتاب با عنوان «مباحثهای لذتبخش که میان دو منجی رقیب یکدیگر در کمال شفافیت صورت میگیرد» تقدیر میکند و "جاشوا لینگن" مدیر مؤسسه تبلیغی i2، خواندن این کتاب را برای کسانی که به امر تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان میپردازند، ضروری میشمارد!
درآمد: islamophobia یا «اسلامهراسی» واژهای است که به مدد سیاستهای برخی ارباب سیاست و نیز نمایش نامناسبی از اسلام توسط گروههای افراطی اسلامی شکل تازهای به خود گرفته و به طور ویژه پس از حملات یازده سپتامبر سال 2001 به کلیدواژهای بنیادین در مقابله با اسلام بدل گشته است. از آنجا که غالب اسلامهراسان کنونی، نگاه آخرالزمانی اسلام را به عنوان یکی از شواهد خود بر مقابله با اسلام مطرح کردهاند، بررسی شیوهها، گروهها و اشخاصی که در عرصه اسلامهراسی فعالیت تأثیرگذار دارند، امری ضروری است.
در خلال سالهای اخیر هزاران سایت با همین هدف و در همین راستا فعال بوده و هدف آنها تنها و تنها برابر نشان دادن اسلام با خشونت، کشتار، ترور، نفی حقوق انسانها و ضدیت با تمدن نوین بشری است. اینها علاوه بر دهها کتابی است که نویسندگان مطرح این عرصه نگاشتهاند و هرروزه سخنرانی این اشخاص در جای جای کشورهای غربی صورت میپذیرد تا بذر نفرت از اسلام و مسلمانان در میان غربیان گسترانیده شود. در نوشته زیر سعی گردیده
برخی اشخاص مهم این عرصه به همراه نمونه سایتها، کتب و فعالیت این افراد به طور مختصر لیست شود. لازم به ذکر است انتخاب این اشخاص از میان دهها فردی بوده که خود را به عنوان دشمن اسلام در سالهای اخیر مطرح ساختهاند و به صراحت به این امر اعتراف نمودهاند. افراد بسیاری نیز در این عرصه فعالند که به دلیل اختصار و یا عدم معروفیت در زیر عنوان نگردیدهاند. (1)
http://www.islamophobia.org/islamophobic-individuals.html
برخی از این افراد به طور تخصصی در موضوع نگاه آخرالزمانی اسلام و مهدویت نیز فعالیتهایی داشتهاند (همچون ولید شعیبات و رابرت اسپنسر) که از بقیه متمایز شدهاند. (2)نام/ملیت/معرفی/نمونهای از فعالیتها (سایت، کتاب و ...)/تصویر
علی سینا- Ali Sina/ایران/منتقد اسلام، بنیانگذار سازمان آزادی ایمان جهانی، مقیم کانادا (3)،
او معتقد است «هیچ امر مثبتی در اسلام نیست.»
www.alisina.org
کتاب «درک محمد: زندگینامه روانشناسانه پیامبر الله (4)»
بریجیت گابریل - Brigitte Gabrielآمریکایی-لبنانیوی گفته است «آمریکا و غرب در این جنگ محکوم به شکست است مگر اینکه دشمن واقعی خود یعنی اسلام را بشناسد.» (5)
www.actforamerica.org
نویسنده کتاب «مسلمانان را باید متوقف نمود، چرا و چگونه ما باید با اسلام افراطی مبارزه کنیم؟»
1) برای اطلاع از لیست کاملتری از این افراد میتوانید به آدرس زیر مراجعه نمایید:
2) ابتداءاً از جسارتی که این اشخاص نسبت به اسلام و پیامبر اکرم ( نمودهاند، پوزش میطلبیم.
3) http://en.wikipedia.org/wiki/Ali_Sina_(activist)
4) این نویسندگان تعمداً به جای «خدا» از لفظ «الله» استفاده میکنند تا به زعم خود خدای مورد پرستش مسلمانان را از خدای مسیحیان جدا انگارند.
5) www.en.wikipedia.org/wiki/Brigitte_Gabriel
دانیل پایپ - Daniel Pipesآمریکامورخ آمریکایی، وی به عنوان پدر اسلامستیزی در آمریکا شناخته میشود. او میگوید «مردم غرب آمادگی پذیرش همه چیز را دارند به جز اسلام» و «به نظر میرسد اسلام هیچ چیز کاربردی مفیدی در خود ندارد» (1)danielpipes.org
www.meforum.org
نویسنده بیش از 10 کتاب با موضوع اسلام و خاورمیانه
گلن بک - Glenn Beckآمریکامجری، صاحب ایستگاه رادیو-تلویزیونی، نویسنده
وی به دلیل اجراهای خاصش در فاکس نیوز و شبکه خود شناخته شده است.
او با دعوت از شخصیتهای ضداسلامی همچون ریچاردسون و جان هاگی به شدت علیه اسلام تبلیغ میکند.حضور مستمر در شبکه فاکس نیوز
شبکه تلویزیونی The Blaze
دارای کتب متعدد که 6 کتاب وی توسط نیویورک تایمز عنوان کتاب پرفروش ماه را کسب نموده است.
پاملا گلر - Pamela Gellerآمریکانویسنده، سخنران و فعال سیاسی که گزندهترین سخنان را علیه اسلام در میان اسلام هراسان داراست. (2)
او میگوید: «هیتلر در کشتار خود از اسلام الهام گرفته است.» و «اسلام یک جهانبینی افراطی است که رادیکالترین و شدیدترین مکتب در روی زمین است»
www.pamelageller.com
نویسنده کتاب «اسلامی سازی آمریکا را متوقف کنید، راهنمایی عملی برای مقاومت در برابر اسلام»
وی در غالب سازمانهای ضداسلامی آمریکا عضویت دارد.
رابرت اسپنسر - Robert Spencerآمریکاعضو پرکار شبکه اسلامهراسی آمریکا. ردپای اسپنسر در غالب حرکتهای ضداسلامی آمریکا قابل مشاهده است. وی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را فردی دورو میخواند که «با وجود اطلاع از نادرستی کلامش، پیروانش را فریب میدهد». او حتی در برخی برنامهها وجود تاریخی پیامبر را منکر شده است. (1)www.jihadwatch.org
www.spencerwatch.com
نویسنده کتب متعدد ضد اسلامی از جمله «حقایقی در مورد محمد» و «اسلام بدون حجاب»
ولید شعیبات - Walid Shoebatفلسطینشعیبات خود را فلسطینی و عضو سابق ارتش آزادیبخش فلسطین میداند که از اسلام به مسیحیت تغییر دین داده است. (2)ادعای وی در سال 2011 توسط CNN مورد تشکیک و رد قرار گرفت. او مدعی است باراک اوباما قطعاً مسلمان است.
www.shoebat.com
برگزار کننده کنفرانسهای متعدد ضد اسلامی
نویسنده کتابهای «جنگ خدایی با ترور، اسلام، پیشگوییها و کتاب مقدس» و نیز «نمونهای از اسلام هراسی»
وی در موضوع آخرالزمان از دیدگاه اسلام نیز سخنرانیهای زیادی داشته است
درآمد: در ادامه انتشار کتابهای متعددی که در سالیان اخیر توسط نویسندگان غربی با موضوع تطبیق نظام ضدمسیح بر اسلام نگاشته میشود، به معرفی کتابی میپردازیم که چندسالی بیشتر از انتشار آن نمیگذرد. کتاب «اصلاحاتی در تفسیر پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آینده» در صدد است نگاه رایج میان مفسران کتاب مقدس در مورد ظهور ضدمسیح از اروپا را تغییر دهد و ثابت نماید دجال از خاورمیانه ظهور خواهد نمود و لاجرم یک رهبر اسلامی یا همان «مهدی» است.
مشخصات کتاب:
نام: اصلاحاتی در تفسیر پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آینده
(The Coming Bible Prophecy Reformation)
نام نویسنده: رودریگو سیلوا (Rodrigo Silva)
تعداد صفحه : 388
ناشر: CreateSpace Independent Publishing Platform
تاریخ نشر: ویرایش اول 23 نوامبر 2014 (2 آذر 1393)
زبان اثر: انگلیسی
تصویر جلد کتاب؛ به نمادهای تصاویر دقت نمایید...
در بخشی از معرفی کتاب (1)چنین آمده است:
کتاب «اصلاح پیشگوییهای کتاب مقدس» خواننده را به تاریخ و پیشگوییهایی که در مورد ارتباط ضدمسیح و امپراطوری او با خاورمیانه مغفول مانده، آشنا میسازد. معلمان پیشگویی کتاب مقدس در قرن گذشته اروپا را به عنوان منطقه ظهور دجال معرفی مینمودند ولی تحلیل دقیق تاریخ و پیشگوییها نشان میدهد که خاورمیانه و اسلام در آخرالزمان امپراطوری نهایی ضدمسیح خواهد بود. کتاب پیش رو در پی پاسخ به سؤالات زیر است:
علت اشتباه مفسران کتاب مقدس در مورد ظهور ضدمسیح از اروپا چیست؟
چرا روم نتوانست امپراطوری چهارم ضدمسیح را محقق سازد؟
1) http://www.amazon.com/The-Coming-Bible-Prophecy-Reformation/dp/1503371220
آیا گسترش اسلام از قرن 7 میلادی و برقراری امپراطوری عثمانی از قرن 14 میلادی پیشگویی کتاب مقدس در مورد اتحاد آشوریان و اعراب را محقق ساخته است؟
چگونه اسلام بسترهای لازم برای افزایش قدرت ضدمسیح را فراهم خواهد ساخت؟
سرنوشت 10 قبیله از بین رفته اسرائیل چه بوده است؟ اهمیت این قبایل برای مسیحیان در چیست؟
این کتاب با ادبیاتی جدید همان ادعاهای امثال ولید شعیبات در مقالات و سخنرانیهای متعددش و نیز جوئل ریچاردسون در کتاب «ضدمسیح اسلامی» را تکرار نموده است. (1)
http://www.joelstrumpet.com/?p=7164
نکته جالب آنکه نویسنده حتی سعی ننموده برخی اشکالات اساسی نظریههای پیشین را مرتفع نماید به عنوان مثال وقتی عبارت صریح کتاب مقدس در باب 13 مکاشفات یوحنا (3-8) اشاره صریح به فراگیری حکومت و سلطه ضدمسیح بر کل جهان مینماید، چگونه میتوان پذیرفت این سیطره فقط شامل کشورهای اسلامی خاورمیانه باشد؟علیرغم جستجوی بسیار، اطلاعات قابل ذکری از نویسنده کتاب و جایگاه وی به دست نیامد و احتمال اینکه رودریگو سیلوا نام مستعاری برای نویسنده واقعی کتاب باشد میرود. نکته قابل ذکر در مورد اینگونه کتابها آنست که معمول نویسندگان آنها افرادی هستند که سابقه چندان معروف و شناخته شدهای ندارند و برخی نیز صراحتاً از اسم مستعار برای خود استفاده میکنند. (مانند جوئل ریچاردسون و یا جک اسمیت) این در حالی است که نویسندهای که در بحثی علمی نظریهپردازی میکند، نباید خود را در پس اسامی مستعار و مؤسسات ناشناخته پنهان نماید. جالب اینجاست که برخی از این افراد –همچون ریچاردسون- ادعا
1) شاید به همین دلیل نیز جوئل ریچاردسون در سایت خود به معرفی و تأیید این کتاب پرداخته است. ر ک:
میکنند از ترس بازخورد منفی مسلمانان افراطی چنین روشی در پیش گرفتهاند (1)حال آنکه بسیاری افراد دیگر همچون کشیش تری جونز (2)که اهانتهای علنی بسیاری نیز به مقدسات اسلامی نموده، چنین ادعایی نکردهاند و از طرف دیگر این چگونه مخفی کاری است که چنین نویسندگانی به سرعت سر از برخی شبکههای معروف غربی –همچون CNN و CBN- در میآورند و یا در سراسر جهان همایش برگزار مینمایند؟!
متأسفانه باید توجه داشت با همه این توصیفات و به دلیل عدم پاسخگویی علمی، دقیق و سریع به اینگونه نظریات، دیدگاه انطباق ضدمسیح کتاب مقدس با اسلام همچنان در حال گسترش در میان مسیحیان است و هرچند ماه شاهد کتاب جدیدی با این موضوع هستیم. تأثیر این اندیشه مخرب نیز قابل چشمپوشی نیست چنانکه در یکی از نظرات خوانندگان این کتاب چنین میخوانیم:
من پیش از این به بسیاری از مطالب نوشته شده در این کتاب مشکوک بودم ولی سرانجام (با خواندن این کتاب) به نتیجهگیری مطلوب رسیدم. نویسنده در این مسیر هرگونه شکی را برطرف نموده است. این کتاب منبع بسیار لازمی در زمینه پیشگوییهاست و هرکس خواهان مباحث آخرالزمانی است باید این کتاب را به دست گیرد. من بعد از خواندن نسخه الکترونیکی این کتاب، دو نسخه چاپی از آنرا (برای بزرگان کلیسای محل خود) سفارش دادم...
حواسمان باشد که یک دروغ اگر پیدرپی تکرار شود، به تدریج واقع جلوه خواهد نمود.
درآمد: «اسلام، خطری مهم برای آینده ما مسیحیان است» این شعاری است که بر بالای برخی سایتهای غربی که داعیه دفاع از مسیحیت دارند، نقش بسته است. این سایتها پس از حملات 11 سپتامبر مانند قارچ گسترش یافته و این روزها با بهانه حملات گروههای تروریستی افراطی که نام اسلام را به یدک میکشند، جان تازهای یافتهاند. (نکته: از آنجا که هدف این نوشتار معرفی سایتهای فعال در زمینه نگاه به آخرالزمان اسلامی درغرب است، معرفی سایت ضداسلامی زیر ضروری تشخیص داده شد. پیشاپیش از مطالب اهانتآمیزی که این سایت عنوان نموده پوزش میطلبیم.)
سایت «آیندهی اسلامی شما» (Your Islamic Future) یکی از دهها سایتی است که با هدف معرفی اسلام به عنوان تهدیدی اساسی علیه آینده جهان به ویژه مسیحیان شکل گرفته
است. نقطه آغاز فعالیت این سایت با توجه به تاریخ نوشتارهای بارگذاری شده در آن سال 2010 میلادی است. در این مدت (تا ابتدای سال 2015) بیش از 133 مقاله در سایت گذاشته شده که بسیاری از آنها از سایتهای دیگر برداشته شده و در این سایت منعکس گردیده است. ظاهراً در هر ماه به طور متوسط 2 مقاله در موضوعات آخرالزمانی در این سایت بارگذاری گردیده که آخرین آنها (تا تاریخ ژانویه 2015) با عنوان «دو پاسخ به توهینها» میباشد که در مورد حملات تروریستی و کشته شدن چند کاریکاتوریست فرانسوی است.
ماهیت غالب مقالات این سایت در زمینه ایجاد ترس در مخاطبان از اسلام است و در این راستا بیشتر به این مطلب میپردازد که اسلام برای غیرمسلمانان آیندهای وحشتناک و تیره متصور است و اگر با اسلام مقابله نشود، باید چنین آیندهای را انتظار کشید. به برخی عناوین مقالات این سایت توجه فرمایید:
1.کودکآزاری اسلامی
2.آیندهی اسلامی شما: تجاوز روزانه
3.آیندهی اسلامی شما: سر بریدن
4.اسلام یا نازیسم نوین
5.هشدار به غرب
6.شهادت مسیحیان در هنگامه ظهور مسیح
7.آیا برای شهادت و بریده شدن سر آمادهاید؟
8.جهاد در مقابل گفتگوی آزاد
9.جایگاه زن در اسلام و مسیحیت
10.عدالت اسلامی چگونه است؟
11.ضدمسیح اسلامی
12....
نمونهای از چند سایت همراستا با این سایت
با مطالعه مقاله اول این سایت با عنوان «آیندهی اسلامی شما» ما میتوانیم با ماهیت گرداننده (یا گردانندگان) این سایت آشنا شویم. در این نوشتار، نویسنده از اشخاصی همچون پاملا گلر (Pamela Geller) (1)و یا رابرت اسپنسر (Robert Spencer) (2)برای تأیید گفتههای خود شواهدی ذکر میکند که دش منی و معاندت هردو این اشخاص با اسلام در جهان غرب امری واضح و آشکار است. در بخشی از این مقاله چنین میخوانیم:
در دهه اول این قرن فیلمی به نام «یک حقیقت ناخوشایند»
(An Inconvenient Truth) ساخته شد که در آن به ترویج تئوری تغییر جهانی آب و هوا و پتانسیل بحران سازی این مسأله پرداخته شده بود. من –بدون بحث در اعتبار یا عدم اعتبار این مستند- میخواهم بگویم این مسائل هیچیک در مقایسه با آنچه اسلام برای آینده جهان در نظر دارد، ناخوشایند نیست...
اثبات این مطلب چندان دشوار نیست. بنابر تحقیقات انجام شده توسط مؤسسه درهای باز (Open Doors) از 50 کشوری که در آن بدترین آزار و اذیت بر
مسیحیان صورت میگیرد، 40 عدد (یعنی درست 80%) کشورهای مسلمان هستند. همچنین از 28 فردی که در لیست تروریستی اف بیای هستند 27 تن! مسلمان هستند. اگرچه نمیتوان گفت همه مسلمانان تروریستند، ولی باید پذیرفت که غالب تروریستها مسلمان هستند. (1)
متأسفانه مطالبی که این سایت منتشر میکند، در بسیاری سایتهای دیگر غربی همچون IslamWatch، JihadWatch و ... نیز گسترده است و همگی طیف وسیعی از حملات را علیه اسلام صورت دادهاند و نگاه آخرالزمانی اسلام نیز چاشنی بسیاری از نوشتارهای اسلامهراسانه است.
به نظر خوانندگان گرامی در مقابل این تهاجم همه جانبه غرب علیه اسلام و نگاه آخرالزمانی اسلام چه باید کرد؟
1) http://yourislamicfuture.com/islam01.php
درآمد: دستگاه عظیم رسانهای غرب با پوشش گسترده عقاید آخرالزمانی طالبان، النصره، داعش و دیگر گروههای تروریستی درصدد است این عقاید را باور تمامی مسلمانان و در نتیجه نگاه اسلام به پایان جهان قلمداد کند و به دیگر مردم جهان بباوراند. آیندهای تاریک، رعبآور و البته ترسناک برای غیرمسلمانان! نکته جالب آن است که دامنه این تبلیغات منفی به سمت و سوی کشوری متمایل شده که از نظر آنها این روزها بسیار قویتر از گذشته در خاورمیانه حضور دارد... آن کشور ایران است!
سایت WND که سابقه اسلامستیزی و انتشار گسترده افکار ضدمهدوی ریچاردسون و همفکران او را در کارنامه خود دارد (1)، در این رابطه مینویسد:
حمله جورج دبلیو بوش به عراق و حذف صدام حسین، تنها باعث تقویت ایران و ایجاد منطقهای وسیع –از بغداد تا جنوب عراق- تحت نفوذ ایران شد ... داعش که دشمن طبیعی دولت شیعه ایران است، خلافتی بیرحم برای مسلمانان
1) کتابهایی همچون "Islamic Antichrist" و یا "Mideast Beast" نوشته جوئل ریچاردسون و یا " The Politically Incorrect Guide to Islam and the Crusades" نوشته رابرت اسپنسر تنها چند نمونه کتابهای منتشره توسط این سایت هستند.
سنی (!) ایجاد نمود ولی این جریان هم باعث گسترش قدرت انعطاف ایران در منطقه گردید.
در ادامه این سایت به نقل از جوئل ریچاردسون خطر پنهان ایران –و ترکیه (1)
http://www.amazon.com/Daniel-Revisited-Discovering-Mideast-Antichrist/dp/1490815139
- را نیز گوشزد میکند:شکی در این مطلب نیست که در خاورمیانه، بازی شطرنج پیچیده و چندلایهای در جریان است اما غالب کارشناسان با این مطلب موافقند که ایران تهدیدی به مراتب بیشتر و بالاتر از داعش است. بله اکنون داعش با اعمال وحشیانه و ظالمانهاش مورد توجه رسانهها قرار گرفته اما در درازمدت ایران بسیار خطرناکتر است... حتی احتمال دارد ترکیه از ایران خطرناکتر باشد... عملاً داعش میتواند همچون فتیلهای آماده، جنگی را به پا کند که نتیجهاش توانمندسازی هرچه بیشتر ایران خواهد بود. (2)
تصویر کتاب داویدسون در زمینه نقش آخرالزمانی ایران و ترکیه
سایت Breitbart -که در اسلامستیزی ید طولایی داشته و همراستا با رسانههایی همچون فاکس نیوز حرکت میکند- در مقالهای دیگر سعی میکند با توجه به باورهای آخرالزمانی شیعیان در ایران، آنرا خطری بالقوه برای تمامی جهان نشان دهد. رایموند ابراهیم در مقالهای با عنوان «ایران هستهای میتواند بسیار خطرناکتر از داعش باشد» چنین مینویسد:
در واقع حکومت دینی حاکم در ایران، بر این باور است که لازم است پیش از ظهور منجی اسلام –مهدی یا امام غائب- سناریوهای آخرالزمانی به وقوع بپیوندد (به عنوان مثال یک پیشگویی اسلامی میگوید مسلمانان میبایست همه یهودیان را پیش از آمدن او گردن بزنند(؟!))... به طور خلاصه ایران یک جهانبینی خاصی دارد که به صورت قابل ملاحظهای متفاوت از مسیر تصمیمگیران غربی است. برخلاف کشورهای غربی دارای سلاح اتمی که دموکراسی بر آنها حاکم است، یک رژیم نژادپرست (؟!) اسلامی همچون ایران، برای استفاده از سلاحهای ویرانگر هستهای بسیار مستعد است. بنابراین با موقعیت خطرناکی روبرو هستیم و اقدام قاطع سازمان ملل علیه ایران ضروری است چراکه یک هولوکاست هستهای {از جانب رژیم ایران} میتواند جان میلیونها انسان –چه اسرائیلیهای بیگناه(!) و چه ایرانیان- را در یک شب تهدید نماید. (1)
همانگونه که ملاحظه گردید این رسانهها سعی میکنند عاقبت نگاه آخرالزمانی اسلام را خطرناک برای کل بشریت نشان دهند و در این راستا تفاوتی بین نگاه تکفیری داعش، دیدگاه شیعی ایران و حتی تفکر سکولار ترکیه قائل نمیشوند. مناسب است در انتهای این نوشتار به کاریکاتوری در همین راستا –که در سایت تیموتی فرنیش نویسنده معروف مهدیستیز آمده- اشاره گردد. فرنیش با درج کاریکاتور زیر در ذیل آن چنین مینویسد: «مقایسه دیدگاه آخرالزمانی داعش با نگاه تبلیغی ایران در مورد آخرالزمان»
1) http://www.breitbart.com/national-security/2014/09/22/a-nuclear-iran-could-be-more-dangerous-than-isis
آنچه از تصویر میتوان برداشت کرد آن است که داعش مدعی است اکنون پایان تاریخ فرا رسیده است و حال آنکه ایران فرارسیدن آخرالزمان را نزدیک میداند ولی یک امر نزد هردو دیدگاه مشترک است: نتیجه مورد انتظار هر دو یکی است و سرانجام نگاه آخرالزمانی ایران نیز به همان سمت و سویی میرود که اکنون داعش در آن قرار گرفته است!
درآمد: پررنگ شدن تمایلات منجیگرایانه در میان کشورهای اسلامی و تأثیرگذاری این باورها بر حرکتهای گروههای جهادی در سرتاسر جهان، مجامع علمی و آکادمیک غرب را به تکاپو واداشته که به واکاوی موضوع و بررسی جوانب آن بپردازند و با برگزاری همایش و کارگاههای پژوهشی، ابعاد تاریخی و عقیدتی آنرا تبیین کنند. این بار دانشگاه بوستون با دعوت از برخی صاحبنظران حوزه منجیگرایی اسلامی، در این مسیر گام نهاده و جالب توجه آنکه تاریخ برگزاری همایش تقریباً مصادف است با دومین سالگشت بمبگذاری در ماراتن بوستون!
«نسل خلافت: امیدهای آخرالزمانی، رؤیاهای هزارهگرایانه و جهاد جهانی»
(Generation Caliphate: Apocalyptic Hopes, Millennial Dreams & Global Jihad) عنوان همایشی (1)
http://www.bu.edu/history/news-events/lecture-series/generationcaliphate-apocalyptic-hopes-millennial-dreams-and-global-jihad
است که در تاریخ 3 و 4 ماه می2015 (برابر با 13 و 14 اردیبهشت 1394) در1) برای اطلاعات بیشتر در مورد همایش ر ک:
دانشگاه بوستون آمریکا برگزار میشود. (1)این همایش از طرف مرکز مطالعات هزارهگرایی (Center for Millennial Studies)، گروه تاریخ دانشگاه بوستون و مجمع اندیشمندان برای صلح در خاورمیانه (Scholars for Peace in the Middle East) حمایت شده است.
تیموتی فرنیش در سایت خود این تصویر را برای تبلیغ همایش برگزیده است
در توضیحاتی که در دعوتنامه این همایش نوشته شده، چنین میخوانیم:
غالب مردم در غرب، واژههای آخرالزمانی و هزارهگرایی را {تنها} با اعتقادات مسیحی در مورد پایان جهان مرتبط میدانند. عده کمی از ایشان میدانند که {حضرت} محمد {ص} کارش را با عنوان پیامبر آخرالزمان و با پیشبینی رخداد قریبالوقوع قیامت آغاز نمود. هنوز هم در طی سی سال گذشته گروهی از شبه نظامیان –در میان اهلسنت و شیعیان- هریک همگام و البته جدا از یکدیگر، تحت باورهای آخرالزمانی فعال بوده و اهداف هزارهای را در مورد گسترش دارالاسلام به کل جهان پیگیری میکنند. در مسیری کاملاً همگام با باورهای آخرالزمانی، این گروههای جهادی تحولات غرب مدار جهانی را وسیلهای برای
1) این گزارش پیش از انجام همایش بوستون تنظیم شده و مسائل مطرح شده برنامهریزیهای آن زمان بوده است. در مطالب بعدی گزارش برگزاری این نشست به صورت کاملتری ارائه میگردد. (م)
باورهای هزارهگرایانه خود میدانند و بنابر سناریوی آخرالزمانی ترسیم شده توسط ایشان، فتح و پیروزی جهانی جایگزین دعوت (تبلیغ) میشود. کارشناسان غربی به دلایل گوناگون تا سالیان اخیر به این مسأله توجهی نداشتند. با این حال درک ماهیت جهاد در سطح جهان و ارتباط آن با پویایی در گروههای هزارهگرا و آخرالزمانی، موضوع مهمی است که تأثیر آن بر انگیزه، روش و امیدبخشی ایشان قابل انکار نیست.
در این همایش بیش از 10 پژوهشگر، استاد دانشگاه، نویسنده و فعال رسانهای در دو روز به صورت فشرده مباحثی را در موضوع همایش مطرح میکنند. برخی از سخنرانان –که از جایگاه ویژهای در مجامع علمی و رسانهای غرب در این موضوع برخوردارند، عبارتند از:
تیموتی فرنیش (Timothy Furnish) (3)با مقاله «امتناع از زمان هزاره: 700 سال جنگ امپراطوری عثمانی در مقابل مهدویت در قلمرو خود»
دیوید کوک (David Cook) (4)
https://reli.rice.edu/Content.aspx?id=68
از دانشگاه رایس با مقاله «داعش و بوکوحرام: نمایههایی در جهاد آخرالزمانی»1) وی یکی از اعضای مهم بروکینز و مدیر پروژه ارتباط آمریکا با عالم اسلام بوده است ر ک:
http://www.brookings.edu/experts/mccantsw
2) استاد دانشگاه و سخنران علوم سیاسی در دانشگاه ییل . وود در رسانههای مختلفی همچون نیویورکر و وال استریت ژورنال نیز مقاله مینویسد. ر ک:
http://en.wikipedia.org/wiki/Graeme_Wood_(journalist)
3) در مورد این نویسنده مطالب چندی در همین نوشتار ذکر شده است.
4) دیوید کوک استاد دانشگاه رایس که تخصص ویژهای در زمینه نگاه آخرالزمانی اسلام دارد و به طور ویژه دو کتاب و چندین مقاله با همین موضوع نگاشته است. ر ک:
به ترتیب از راست به چپ: دیوید کوک، تیموتی فرنیش، گریم وود، ویلیام مک کانتز
در این همایش 12 ارائه مقاله و دو سخنرانی برنامهریزی شده که در 5 پنل برنامهریزی شده زیر ارائه میگردد:
مقدمه
هدف هزارهگرایان، خلافت جهانی
چند بررسی موردی از جهاد آخرالزمانی
توهم توطئه و قتل عام جهانی
بحث نهایی
جالب آنست که در این همایش که با توجه به موضوع تعیین شده، به آموزههای آخرالزمانی اسلام و نمودهای آن میپردازد، تنها از دو نفر مسلمان -یکی مهدی خلجی و دیگری حسین حقانی (سفیر سابق پاکستان در آمریکا) (1)- به عنوان سخنران دعوت شده که هیچ یک از جایگاه مقبولی در تببین عقاید اسلامی برخوردار نیستند و در مقابل از چهرههای اسلامستیزی همچون ایان حرصی علی (2)
http://en.wikipedia.org/wiki/Ayaan_Hirsi_Ali
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502270023
–که سالهاست به فعالیتهای ضداسلامی در هلند و آمریکا مشغول1) http://en.wikipedia.org/wiki/Husain_Haqqani
2) ایان حرصی علی، زن سومالی الاصل که مدعی است مسلمان بوده و در طی اجبار خانواده به رعایت احکام اسلامی و ازدواج اجباری از اسلام دست برداشته و به هلند پناهنده شد. او با تبلیغات فراوان ضداسلامی خود حتی به مجلس هلند نیز راه یافت ولی در سال 2006 پس از روشن شدن دروغهای وی، تابعیت و عضویت او در پارلمان هلند لغو شد. او در ساخت فیلم ضداسلامی تسلیم نقش اساسی داشت. ر ک:
است- دعوت به حضور شده است. (1)نکته قابل توجه دیگر آنکه این همایش در روزهایی برگزار میشود که مصادف با دومین سال وقوع بمبگذاری در مسابقه دو ماراتن در بوستون (2)است و بعید است برگزار کنندگان این همایش به این موضوع توجه نداشته باشند به خصوص آنکه برخی مدعوین –همچون فرنیش- در آن واقعه مدعی ارتباط آن بمبگذاری با تمایلت مهدیگرایانه مسلمانان شده بودند. (3)
1) لازم به ذکر است علی رغم عنوان شدن مهدی خلجی، سفیر سابق پاکستان و ایان حرصی علی به عنوان سخنران، این همایش بدون حضور این افراد برگزار گردید. (ظاهراً قرار بوده خلجی با مقاله «سیاستهای انقلابی آخرالزمانی در ایران» در این همایش سخنرانی کند) برای گزارش برگزاری همایش به مطالب بعدی مراجعه شود. (م)
2) http://en.wikipedia.org/wiki/Boston_Marathon_bombings
3) http://historynewsnetwork.org/article/151618
درآمد: همانگونه که در مطلب پیشین گذشت، همایش مهمی با موضوع منجیگرایی و آخرالزمان در میان مسلمانان معاصر در دانشگاه بوستون آمریکا در ماه میسال جاری (2015) برگزار گردید. گرچه هنوز مقالات و سخنرانیهای این همایش رسماَ منتشر نشده است، ولی گزارش این جلسه از جانب حاضران قابل بررسی و تأمل است. در ادامه گزارش نشست بوستون به قلم تیموتی فرنیش یکی از حاضران و سخنرانان این همایش تقدیم میگردد. (1)
گفتمانی آرام درباره زبان کینهآمیز اسلامی
در تاریخ 3 و 4 ماه میامسال (2015) دانشگاه بوستون میزبان کنفرانس «امیدهای آخرالزمانی، آرزوهای هزارهای و جهاد جهانی» بود؛ همایشی که توسط دپارتمان تاریخ دانشگاه بوستون، مرکز تحقیقات هزارهای (Center for Millennial Studies -CMS) و مجمع دانشمندان فعال در صلح خاورمیانه تدارک دیده شده بود. سازماندهنده و محرک اصلی این همایش دکتر ریچارد لندز (2)، استاد برجسته اندیشههای آخرالزمانی در (مسیحیان) قرون وسطی و رییس مرکز تحقیقات هزارهای پیش از انحلال آن در سال 2003 بود. این کنفرانس -که
برای تشکیل آن باید تشکر لازم صورت گیرد- بیش از 12 محقق آمریکایی و اسرائیلی را در موضوع عقاید و جنبشهای آخرالزمانی مسلمانان در عصر جدید گردهم آورد.
لندز همایش را با سخنرانی خود آغاز کرد و در آن با اشاره به اینکه «برخی تصور میکنند ایدههای آخرالزمانی اسلام {تنها} یک «شوخی بد» است» گفت: واقعیت آن است که این مسأله یک «خبر بد» است که به وقوع پیوسته. دلیل اینکه بسیاری محققان و تحلیلگران ترجیح میدهند به عرصه جدید ورود نکنند –و این مسأله متأسفانه باعث مشکلات بسیاری در تحقیقات اسلامی/خاورمیانه در کل جهان شده است- ، ترس از اتهام اسلامهراسی است چرا که نوشتن و صحبت در مورد زبان کینهآمیز اسلامی خود نوعی ابراز کینه شخصی تلقی میشود.
ریچارد لندز استاد یهودی دانشکده تاریخ دانشگاه بوستون – وی سابقه نسبتاً طولانی در بررسی جنبههای مختلف تاریخ اسلام و رفتار مسلمانان دارد (1)
موضع لندز –که به نظر میرسید اکثریت مردم حاضر در کنفرانس موافق با آن بودند- توسط چندین تن از شرکتکنندگان مورد سؤال قرار گرفت. استدلال گفته شده –که برای بسیاری از ما صراحتاً و کاملاً خستهکننده به نظر میرسید- این بود که ارتباطدهی جهادگرایی و تروریسم اسلامی به هر ریشه اسلامی آن از طرف تمام مسلمانان تکذیب شده و حیات مدعیان این ارتباط را در معرض خطر قرار میدهد.
1) http://ikgf.fau.de/people/index.shtml/richard-landes.shtml
این موضع به درستی توسط بسیاری ارائهدهندگان مقاله در همایش -به ویژه توسط گریم وود روزنامهنگار معروف و نویسنده مقاله «داعش واقعاً در پی چیست؟» (در شماره ماه مارس مجله آتلانتیک) (1)- رد شد. سخنرانی وود با عنوان «مقاومتها در زمینه نگاه به جهاد جهانی به عنوان جنبش آخرالزمانی» مورد بحث و اظهار نظر بسیاری قرار گرفت و این موضوع که داعش چگونه باورهای آخرالزمانی اسلامی را عیان کرده و این عقاید چه تأثیری در گردن زدن مسیحیان، تجدید بردهداری و تمایل به حمله به روم و غرب داشته، توسط وی طرح شد و موجب تعجب بسیاری گردید. فراتر از آن وود اذعان نمود این موضوع که همه مسلمانان این روزگار و حتی اعضای مدرن داعش واقعاً دارای عقاید آخرالزمانی هستند، مورد انکار بسیاری قرار گرفته است.
دکتر جفری بیل (Jeffrey Bale) از مؤسسه تحقیقات بین المللی مونتری، در سخنرانی خود گرتهبرداری ویژهای از نظر وود داشت. بنابر نظر وی هرچند داعش یا القاعده یا بوکوحرام و یا طالبان به صراحت کار خود را جهاد فی سبیل الله بدانند، غربیها آنرا باور نکرده و آنرا به نارضایتی سیاسی، نبود شغل و یا دخالت غرب در خاورمیانه مرتبط میدانند. (2)
http://www.newsmax.com/Fred-Fleitz/Obama-Jihadists-Grievances-extremism/2015/02/19/id/625697
http://www.dailymail.co.uk/news/article-2957350/State-Department-says-win-war-against-ISIS-killing-Obama-administration-avoids-mention-Christian-beheading-victims-religion-launches-new-hashtag-diplomacy-effort.html
http://caucuses.desmoinesregister.com/2011/08/27/paul-says-u-s-intervention-motivated-911-attacks
دیگر سخنرانان همایش به دادهها و تحقیقات خام اشاره نمودند و به موضوعاتی همچون «باورهای آخرالزمانی گروه داعش پیش از تشکیل رسمی در عراق»، «کودتای نافرجام
آخرالزمانی در عربستان سعودی در 1979» که با ادعای مهدویت شکل گرفت، «باورهای فرجامخواهانه نوپا از جنبش خونریز بوکوحرام در نیجریه»، «استفاده هزارهگرایان جهادی از رسانههای اجتماعی» و نیز «تبلیغات آخرالزمانی حماس علیه اسرائیل» پرداختند.
بحث اخیر باعث بحث و مشاجره زیادی در میان یهودیان شرکت کننده در همایش گردید. یحث توجه به ریشههای خشونت فلسطینیان و ارتباطدهی آن با افکار آخرالزمانی اسلامی موجب اظهارنظرهای تند برخی شرکتکنندگان گردید که تصور میکردند هدف از این بحثها ضروری دانستن خشونت در میان مسلمانان بوده است. مخالفتهای دیگری نیز از طرف حاضران با محتوای سخنرانیها صورت میگرفت و از جمله گفته شد «غیر مسلمانان سعی نکنند اسلام را به مسلمانان آموزش دهند.» خیلی از این بحثها جنجالهای جالب و سرگرمکنندهای را ایجاد میکرد.
عنوان مقاله من «مخالفت با زمان هزاره، جنگ امپراطوری عثمانی در برابر جنبشهای مهدیگرایانه در قرن 13ه-19م» بود که در آن چگونگی برخورد دولت سنی عثمانی با چالشهای فرجامخواهانه علیه حاکمیت و مشروعیت خود پرداختم که از طرف شیعیان 12 امامی حکومت صفوی، مهدیخواندههای صوفی مسلک و نیروهای شبه دولتی زیدی شیعه در یمن با آنها مواجه شده بود. عثمانیها در جنبههای مختلف نظامی، سیاسی و عقیدتی به مبارزه با این موضوع پرداختهاند که به نظر من برای مقابله با گروههای آخرالزمانی مدرن در این روزگار (همچون داعش و یا جبهه النصره در سوریه) ما نیاز به تقلید از سرمشق عثمانیها –به ویژه مدل سوم- داریم. در واقع در این روش از متون اسلامی (قرآن و حدیث و کلام بزرگان) برای تضعیف حرکتهای جهادی فرجامخواهانه استفاده میشود و به این دلیل نمیتوان برچسب غیر اسلامی بدان زد.
نمونهای از تولیدات مرکز تحقیقات هزاره دانشگاه بوستون به ریاست دکتر لندز – این مرکز به دلیل نزدیکی زمانی با سال 2000 تحقیقات قابل توجهی در زمینه مسائل آخرالزمانی و جنبشهای هزارهای صورت داد و با فروکش کردن شور هزارهای، در سال 2003 منحل گردید
من در سال 1997 و پس از گذشت یکسال از تأسیس مرکز تحقیقات هزاره توسط لندز، به عنوان یک دانشآموخته مقالهای در مورد ابن خلدون و نظریات وی در مورد مهدی نوشتم. در طی دو دهه گذشته اکنون ثابت شده که مهدویت تنها یک یادگاری از باورهای شیعیان دوازده امامی نیست بلکه عمیقاً صدها میلیون مسلمان (اعم از شیعه و سنی) هوادار این عقیدهاند (1)
http://historynewsnetwork.org/article/147714
و امروزه به طور فزایندهای لبه تیز این شمشیر به دست جهادیان افتاده است. اگرچه کار مرکز تحقیقات هزاره لندز به پایان رسیده است ولی میتوان متصور بود که سال 1500 هجری (معادل 2076 میلادی) شور مسلمانان آخرالزمانی تقریباً به طور کامل با افکار رهبران جهادی گره بخورد.1) در این زمینه میتوانید به مقاله «مهدیگرایی در عالم اسلام اوج میگیرد» در همین نوشتار و یا اصل مقاله در آدرس زیر مراجعه کنید:
درآمد: «شاهدان آخرالزمان» فیلم مستندی است که ریچاردسون در اکتبر 2014 (مهرماه 1393) روانه بازار نمود. ریچاردسون که با نوشتن کتابهای بسیار پرفروشی همچون «ضدمسیح اسلامی» و «هیولای خاورمیانه»، یکی از بنیانگذاران نظریه تطبیق ضدمسیح بر منجی اسلامی به حساب میآید، در این مستند نیز در پی تصویرسازی گفتههای خویش برآمده است.
«شاهدان آخرالزمان: اسرائیل، اسلام و حقایقی آشکارشده از بازگشت مسیحا» (1)عنوان یکی از آخرین تولیدات جوئل ریچاردسون با همکاری مؤسسه WND است. وی که ماهها در سایت خود به تبلیغ و جمعآوری اعانه برای ساخت این مستند اقدام میکرد، سرانجام از آن رونمایی نمود و آنرا همگام با چاپ آخرین کتابش یعنی «وقتی یک یهودی بر جهان حکمرانی میکند: کتاب مقدس در مورد نقش واقعی اسرائیل در برنامه نهایی خداوند چه میگوید؟» (2)انتشار داد (3)
1) Richardson, Joel, "End times eyewitness: Israel, Islam and the unfolding signs of messiah's return", WND Films, 2014.
2) - Richardson, Joel, " When a Jew Rules the World: What the Bible Really Says about Israel in the Plan of God", WND Books (March 17, 2015)
3) http://www.amazon.com/Joel-Richardson-Endtimes-Set-Book/dp/B00VQR7BBW/ref=sr_1_1?s=books&ie=UTF8&qid=1439876953&sr=1-1&keywords=endtimes+eyewitness
جالب آنکه عملاً محتوای نهایی هردو محصول، لزوم حمایت از اسرائیل جهت تسهیل و تعجیل (!) در بازگشت حضرت مسیح بر جهان بوده است.
جوئل ریچاردسون خود این مستند 70 دقیقهای را نویسندگی و کارگردانی کرده است. وی برای تهیه این مستند حداقل به سه کشور فلسطین اشغالی (اسرائیل)، ترکیه و نیز مصر سفر و با چند کشیش و مفسر کتاب مقدس و نیز چند کاهن یهودی –برای تأیید نظرات خود- مصاحبه نموده است. نکته جالب آنکه وی در این مستند بخشی از مصاحبه خود در چند سال گذشته با عدنان اکتار (1)را نیز آورده تا برخی صاحبنظران مسلمان (!) را نیز همنظر با خود نشان دهد.
در بخشی از نوشته پشت جلد این مستند چنین میخوانیم:
آیا بازگشت عیسی مسیح زودتر از آن چیزی است که شما تصور میکنید؟ مهمترین نشانههای پیشگویی شده که اکنون در زمین در حال وقوع است، چیست؟ بنابر مستندات و پیشگوییهای کتاب مقدس، چه اتفاقاتی پس از انقلاب
1) معروف به هارون یحیی نویسنده و شخصیت معروف ترکیهای و صاحب شبکه تلویزیونی A9. در مورد عقاید و سوابق این شخص سخن بسیار است که مجالی در این نوشتار بر آن نیست.
عربی در خاورمیانه رخ خواهد داد؟ چه وقایع دیگری در کتاب مقدس در مورد این دوران پیشگویی شده و کمتر کسی از آن مطلع است؟
مستند «شاهدان آخرالزمان» شما را به سفری عالی به قلب جهان کتاب مقدس میبرد و با شما تا خط اول انقلابهای خاورمیانه همراه میشود تا پاسخهایی تکاندهنده را برای سؤالات بالا کشف کند. با فیلمبرداری از چندین کشور و استناداتی متعدد از رهبران جهانی مسیحی، کشیشان، الهیدانان و مبلغان مذهبی، «شاهدان آخرالزمان» اثبات میکند که کدامیک از پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آخرالزمان هم اکنون در زمین در حال رخ دادن است و باید در انتظار چه وقایع دیگری در آینده باشیم.
ریچاردسون در این مستند به 8 نشانه آخرالزمانی اشاره میکند که به زعم وی کتاب مقدس به عنوان نشانههای پیش از آمدن عیسی مسیح در آخرالزمان مطرح نموده و اکنون محقق شده و یا در حال تحقق هستند. این 8 نشانه عبارتند از:
تشکیل دوباره دولت اسرائیل در سال 1948: ریچاردسون همچون بسیاری کشیشان صهیونیست مسیحی، اشغال فلسطین توسط صهیونیستها در سال 1948 و تشکیل دولت غاصب اسرائیل را نشانهای خدادادی از آخرالزمان و بازگشت مسیح قلمداد میکند.
تمایلات همگانی (!) به بازسازی معبد سلیمان: جالب آنکه وی حتی معتقد است بسیاری مسلمانان نیز خواهان ساختن این معبد هستند و در این راه از کلام عدنان اکتار شاهد میآورد!
ظهور پیامبران دروغین و منجی مسلمانان (مهدی): ریچاردسون در دو کتاب پیشین خود درصدد اثبات این ادعا بوده که منجی مسلمانان (مهدی) همان ضدمسیح کتاب مقدس است و پیامبری که همراه مهدی میآید، پیامبری دروغین است. وی در این مستند عیناً همان مطالب را تکرار میکند.
باب 11 کتاب دانیال نبی و بهار عربی: وی مدعی است ظهور شورشهایی در کشورهای اطراف فلسطین (اسرائیل) در باب 11 کتاب دانیال (از جمله کتب عهد عتیق) پیشگویی شده است.
باب 19 کتاب حزقیال نبی و مصر: او وقایع چندسال اخیر در مصر (ظهور و سقوط اخوان المسلمین و محمد مُرسی) را نیز به پیشگوییهای باب 19 حزقیال مرتبط میداند.
ظهور ترکیه قدرتمند: ریچاردسون تشکیل کشوری در شمال فلسطین (اسرائیل) در آخرالزمان را از جمله پیشگوییهای کتاب مقدس میشمارد و آنرا بر قدرت گرفتن اردوغان و حزب وی و آرزوی او برای خلافت و تشکیل مجدد امپراطوری عثمانی تطبیق میدهد.
ظهور داعش در عراق و سوریه: او ظهور داعش را نیز از پیشگوییها میشمارد.
ظهور یهودیستیزی و ضدیت با یهودیان در سراسر جهان: ریچاردسون با اذعان به مخالفت جهانی با اقدامات ضدانسانی صهیونیستها در سراسر جهان، در مقام دفاع از اسرائیل و صیهونیسم برآمده و اینگونه مخالفتها را در تناقض با حمایت خدا از یهود (!) دانسته ولی در عین حال ظهور این مخالفتها را نیز از پیشگوییهای کتاب مقدس میداند که در حال وقوع است.
نقد و بررسی
این مستند –به خلاف تبلیغات پررنگ خود- از ساختار، سناریو و تصویری جذاب برخوردار نیست و روالی کند و خستهکننده دارد. شاید اشکال بزرگ کار ریچاردسون، اعتماد به نفس بالای وی در کارگردانی و نویسندگی بوده است که به واسطه تحسینهای متعدد هممسلکانش به او تلقین شده است!
تمایلات صهیونیستی ریچاردسون در این مستند کاملاً آشکار است اگرچه او سعی نموده گفتههای موردنظر خود را از طریق مصاحبه با برخی شخصیتهای یهودی و مسیحی، موجه جلوه دهد.
از آنجا که تفسیرها و ایدههای ریچاردسون حتی در میان اوانجلیستها مخالفان و منتقدانی دارد، وی نتوانسته از شخصیتهای شناختهشدهتر در این حوزه برای اثبات ادعاهایش در این مستند بهره بگیرد.
ریچاردسون میهمان صدای یهود؛ عجیب نیست اگر ریچاردسون میهمان دائمی شبکههای حامی اسرائیل باشد!
درآمد: گره زدن تقابل آخرالزمانی اسلام و غرب -به ویژه کشور ایالات متحده- با هدف ایجاد هراس در شهروندان غربی در گونههای مختلف تولیدات رسانهای غرب به وضوح قابل مشاهده و پیگیری است. در این نوشتار به معرفی کتابی پرداخته میشود که در پی اثبات نابودی آمریکا به دست اسلام در آخرالزمان است و میخواهد این دشمنی را با کتاب مقدس مسیحیان اثبات کند!
«پایان آمریکا، نقش اسلام در آخرالزمان و هشدارهای کتاب مقدس برای نجات آمریکا» (1)نام کتابی است که جان پرایس (John Price) نویسنده و سخنران اوانجلیست در 2009 نگاشته و ویرایش چهارم این کتاب در 2013 در آمریکا منتشر شده است. در بخشی از توصیف این کتاب –که در پشت جلد آن آمده- میخوانیم:
بیش از 220 عبارت کتاب مقدس (!) در مورد ظهور ملتی غنی و قدرتمند در آخرالزمان سخن گفته و آنرا «دختر بابل» نام نهاده است. ... کتاب «پایان آمریکا» در پی پاسخ به سؤالات زیر است:
1) "The End of America: The Role of Islam in the End Times and Biblical Warnings to Flee America"
چه ملتی منطبق بر «دختر بابل» است؟
چطور، چگونه و توسط چه کسی این ملت قوی و ثروتمند سقوط میکند؟
چه قدرتی در جهان کنونی میتواند این ملت بزرگ را در یک روز، یک ساعت و یک دقیقه ساقط کند؟
چگونه و چه کسانی میتوانند از این واقعه به سلامت بگریزند؟
هر فرد آمریکایی باید پاسخ این سؤالات را بداند...
تصویر رو و پشت جلد کتاب «پایان آمریکا»
همانگونه که از توصیف کتاب برمیآید، نویسنده در پی اثبات تطبیق آمریکا بر عبارت مبهم «دختر بابل» است که در چند جای کتاب مقدس از جمله کتاب ارمیا 50:43 بدان اشاره شده است. (1)
http://www.amazon.com/America-Daughter-Babylon-Allen-Bonck/dp/1475906269
البته هدف اصلی کتاب این نیست و با فرض صحت چنین تطبیقی، بر آن است که با تفسیر کتاب مقدس به شیوه خاص خود، دشمن اصلی آمریکا در حال حاضر را با صفات1) البته پرایس تنها کسی نیست که در مورد این انطباق صحبت کرده و کتاب نگاشته است. به عنوان مثال ر ک:
ادعایی دشمنان دختر بابل منطبق ساخته و نتیجه بگیرد که آمریکا در شرف نابودی به دست این دشمن اصلی است. شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که از نظر نویسنده چه فرد یا گروهی، عامل نابودی آمریکا در آخرالزمان خواهد بود؟ پاسخ این سؤال را در عنوان برخی فصول این کتاب میتوان دریافت:
{اتفاقاتی} در پیش چشم همه ما
دین «صلح و آرامش»! {منظور تخطئه دین اسلام و معنی لغوی آن است}
پیشگوییهای آخرالزمانی مسلمانان
آرزو و هدف نهایی جهادگران {مسلمان} برای نابودی آمریکا
«حمله بزرگ به آمریکا» در راه است، جهادگرایان بمبهای چمدانی و هستهای خود را آماده میکنند.
هشدار خدا برای رهایی «دختر بابل» از نابودی چیست؟ (1)
www.youtube.com/watch?v=jrP_2qUckzs
اگرچه ایجاد احساس ترس از اسلام و مسلمانان به عنوان دشمن اصلی در میان آمریکاییان به ویژه پس از حملات 11 سپتامبر 2001 امری مسبوق به سابقه است، ولی تلاش برای اثبات این مطلب از عبارات کتاب مقدس و ادعای اشاره به آمریکا و دشمنان آن در کتاب مقدس و انطباق آن به شرایط کنونی، امری نو و بدیع به شمار میرود. البته این تنها موردی نیست که جان پرایس به سراغ این مطلب میرود و او در کتب دیگر خود نیز سعی در پیگیری همین موضوع داشته است. به عنوان مثال وی رمان سهگانهای با همین رویکرد منتشر کرده تا بتواند مخاطبان عمومی را نیز در این زمینه هشدار دهد:
سه رمان پیاپی جان پرایس در زمینه سرنوشت آمریکا در آخرالزمان
نکته قابل تأمل در مورد این کتابها و کتب مشابه منتشر شده در دهههای اخیر، تلاش شدید مبلغان و نویسندگان اوانجلیستی در امور زیر است:
تفسیر خاص از عبارات مبهم و کنایه آمیز کتاب مقدس در راستای آموزههای خود
موجه جلوه دادن و اثبات ادعای حمایت خداوند از آمریکا
اثبات انطباق شرایط آخرالزمانی مذکور در کتاب مقدس با شرایط جاری
نمایش اسلام و مسلمانان به عنوان دشمن شماره یک مسیحیان در آخرالزمان
...
با توجه به سیل کتب، سایتها، فیلمها و دیگر محصولات رسانهای منتشر شده توسط دستگاه تبلیغاتی غرب در این موارد، آیا ما مسلمانان تلاشی در جهت پاسخگویی و آگاهسازی افکار جهانیان در این موضوعات داشتهایم؟؟؟
1) http://www.amazon.com/THE-DAY-John-Price/dp/0984077170
درآمد: در پی معرفی اسلام به عنوان نماد شر توسط برخی نویسندگان اوانجلیستی در سالیان اخیر، سؤالی مهم ذهن مخاطبان این دیدگاه را به خود مشغول داشته مبنی بر اینکه «با وجود بدیهای بسیاری که برای عقاید و احکام دین اسلام توسط این نویسندگان ادعا میشود، چرا این دین در چند دهه اخیر اینگونه در جهان در حال رشد بوده و به تدریج جای دین مسیحیت را میگیرد؟» و «اگر دین اسلام، آیینی باطل و شیطانی است، چرا مطابق بسیاری آمارهای منتشر شده، در جوامع مختلف جهان و به ویژه کشورهای غربی، مواجه با اقبال مردم به این دین هستیم» نویسندگان اوانجلیست در پی پاسخ به این سؤالات مهم، به تکاپو افتاده و ایدههایی را در قالبهای مختلف رسانهای ابراز نمودهاند که از جمله آنها رالف استایس در کتاب «از یازده سپتامبر تا 666» و سایت «جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان» است.
رالف استایس (Ralph W. Stice) نویسندهای کمتر شناخته شده است که به واسطه 10 سال زندگی در کشورهای اسلامی آفریقایی و خاورمیانه، مدعی شناخت واقعی از اسلام و نقش این دین در آخرالزمان شده است. وی که سابقه ژورنالیستی دارد، این روزها خود را به
عنوان کشیشی معرفی میکند که به رایگان در خدمت مسیح در آمده است. (1)او در سمینارهای مختلفی که در بیش از 100 کلیسا در سراسر جهان برگزار کرده، به نقش احتمالی اسلام در تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس در آخرالزمان میپردازد. او که خود را خیرخواه و عاشق مسلمانان میداند، بدترین تهمتها را به دین اسلام وارد میکند چرا که این دین را نماد «نیروی شر» در آخرالزمان میخواند.
برای درک ایده اصلی او از نقش اسلام در آخرالزمان، باید به سراغ کتاب معروف او با نام «از یازده سپتامبر تا 666: همگرایی رویدادهای جاری، پیشگوییهای کتاب مقدس و دیدگاه اسلام» (2)(منتشر شده در سال 2005) برویم. در این کتاب که یکی از منابع اصلی کتاب «ضدمسیح اسلامی» جوئل ریچاردسون محسوب میشود، (3)استایس مدعی است علت اجازه خداوند به رشد بنیادگرایی اسلامی در جهان در طول سالیان اخیر، طرحی است که خداوند برای آخرالزمان درنظر گرفته و در قالب پیشگوییهای کتاب مقدس آنرا بیان نموده است. از نظر او، اگر کسی رخدادهای جاری همچون وقایع عراق، رشد ظاهری اسلام، بالارفتن قیمت نفت (!) و ... را با نگاهی معنوی و الهیاتی (!) بنگرد و آنرا با مطالب ذکرشده در کتاب مقدس تطبیق دهد، متوجه میشود خداوند در تدارک تحقق «مأموریت بزرگ»
(Great Commission) در این روزگار است و در این طرح الهی نقش نیروهای شر –که با عدد 666 در کتاب مکاشفات یوحنا بدان اشاره شده- برعهده اسلام خواهد بود.
استایس برای بهروزرسانی دیدگاه خود، سایت «جایگاه اسلام در طرح خداوند برای آخرالزمان» "IslamInGodsPlan.org" را نیز مدیریت میکند. وی در این سایت مدعی پاسخگویی به سؤالات مسیحیان در مورد «درک جایگاه اسلام در آخرالزمان و چرایی اجازه
خداوند به رشد اسلام در روزگار کنونی» است علاوه بر آنکه در مورد سخنرانیهای جهانی خود در این موضوع اطلاعرسانی میکند.
کتاب و سایت رالف استایس
وی در بخشی از این سایت با عنوان «5 نشانه که باید انتظار آنرا کشید» به معرفی نشانههایی میپردازد که از نظر وی همگی آنها در کتاب مقدس ذکر شده و مصداق آن «اسلام و کشورهای اسلامی» است. (1)این 5 نشانه عبارتند از:
رشد شدید تمایلات و تحرکات ضداسرائیلی در کشور ترکیه (بنابر کتاب حزقیال 38)
با خاک یکسان شدن دمشق (اشعیا 17)
شکلگیری جنگ داخلی در مصر (اشعیا 19)
ظهور آشکار افراطی گسترده اسلام در لیبی (دانیال 11)
اتحاد جنبشهای اسلامگرا (دانیال 7)
لازم به ذکر است وی این نشانهها را به صورت گستردهای در کتاب اخیر خود با نام «بهار عربی، زمستان مسیحی: دستاندازی اسلام بر کلیسا و جهان» (2)(منتشر شده در سال 2015) مطرح ساخته و با حوادث چندسال اخیر در جهان اسلام تطبیق داده است.
چند نکته:
فارغ از بسیاری اتهامات و دروغهایی که افرادی همچون استایس بر اسلام و مسلمانان وارد میکنند، اطلاعات نسبتاً دقیق آنها در مورد تاریخ و عقاید اسلامی، نشان از مطالعه وسیع و هدفمند این نویسندگان برای ضربه زدن هرچه بیشتر به این آیین آسمانی است.
جالب آنست که نویسندگان این عرصه هر از چندگاهی با به روز رسانی نظرات خود، رخدادهای جدید را نیز به پازل ترسیمی خویش در مورد آخرالزمان میافزایند بدون آنکه توضیحی در مورد نظرات اشتباه پیشین خود ارائه نمایند. نمونه این موارد، تمرکز فوقالعاده چند سال قبل این جریان به وقایع مصر –و روی کار آمدن اخوان المسلمین در مصر- بود که با فروکش و سرکوب آن جریان، بسیاری ادعاهای ایشان باطل شد ولی صاحبان این نظریه بدون اذعان به نادرستی ادعاهای پیشین، ادعاهای جدیدی در مورد داعش و گروههای تکفیری ارائه نمودند!
نگاهی به فعالیتهای تبلیغی گسترده افرادی از قبیل استایس، ریچاردسون، شعیبات و ... در زمینه نوشتن کتاب، مدیریت سایت و برگزاری جلسات متعدد سخنرانی در اقصی نقاط جهان، دو نکته را در معرض دقت و تأمل صاحبنظران این عرصه گوشزد مینماید: اول آنکه این جریان فکری با استفاده از رسانههای متعدد در صدد توسعه دیدگاه محدود خویش در گستره عام مسیحیت هستند تا نظر خود را به عنوان دیدگاه مورد قبول تمامی مسیحیان نشان دهند. نکته دوم تأمل در شیوه پاسخگویی در خور به سمپاشیهای این جریان علیه اسلام است چراکه این جریان رسانهای با ادعای ارائه بحثی مذهبی و با شعار دوستی با مسلمانان، به تخریب باورهای دین اسلام در میان مسیحیان میپردازد که این مطلب لزوم برخورد هوشمندانه با آنرا ضروری مینماید.
درآمد: انتخاب دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رییسجمهور در انتخابات اخیر آمریکا، خبری غیرمنتظره و تاحدی شوکآور برای سیاستمداران، رسانهها، بازارهای اقتصادی و ... بود. فارغ از تمامی اظهارنظرهای صورت گرفته توسط افراد و رسانهها در مورد چرایی و پیامدهای این انتخاب، نگاه جدیدی نیز در اینباره در برخی محافل و بنگاههای رسانهای عنوان و تبلیغ شد و آن هم جایگاه این انتخاب و تأثیر آن در فرارسیدن پایان دنیاست. آیا با آمدن ترامپ، قطار آخرالزمانی به ایستگاه پایانی خود میرسد؟
پیش از آغاز مراحل رأیگیری در ایالات متحده، برخی رسانهها و مجلات با توجه به سخنان و موضعگیریهای عجیب و غریب دونالد ترامپ، از او با عنوان "ترامپ آخرالزمانی" و یا "ترامپ، اینک آخرالزمان!" نام میبردند و عواقب انتخاب او را به پایان دنیا مرتبط میساختند تا آنجا که واشنگتن پست مقالهای با عنوان «دونالد ترامپ، کاندیدای آخرالزمان» (Donald Trump: The candidate of the apocalypse) منتشر ساخت (1)
در این زمینه مقاله زیر از سایت «اکنون دوران پایان دنیا آغاز شده است» (nowtheendbegins.com) نیز جالب توجه است:
http://www.nowtheendbegins.com/china-warns-japan-fears-and-george-soros-freaks-out-as-donald-trump-continues-end-times-rise-to-the-top
و در آن برخی1) https://www.washingtonpost.com/opinions/donald-trump-the-candidate-of-the-apocalypse/2016/07/21/b8ae8fbc-4f7e-11e6-a7d8-13d06b37f256_story.html
اظهارات و موضعگیریهای ترامپ را آخرالزمانی دانست. جالب آنکه برخی پیشگویان یهودی –همچون مندل کِسّین (Rabbi Mendel Kessin)- نیز شخصیت ترامپ را همچون ماشیح (منجی یهود) عنوان نمودند. (1)این روند تا آنجا ادامه یافت که برخی سایتهای آخرالزمانی –همچون سایت «سرتیترهای پایان دنیا» (endtimeheadlines.org)- از شوری بیش از حد این آش! برآشفته شدند و با عناوینی همچون «لطفاً به صحبتهای پیشگویانه
در مورد نقش ترامپ در آخرالزمان پایان دهید»
(Please Stop With The Donald Trump Prophecies!) به این روند تطبیقگرا تاختند. (2)
مقاله سایت EndTime Headlines
شاید هیچیک از این رسانهها امید و گمان بالایی بر پیروزی ترامپ نداشتند و بیشتر با هدف جلب مخاطب یا ایجاد ترس یا علاقه به ترامپ به چنین کاری دست میزدند. اما پس از انتخاب ترامپ، ورق برگشت.
با پیروزی ترامپ بر رقیب قدرتمندش، اظهارنظرهای گوناگونی درباره نگاه دینی و آخرالزمانی به این رویداد صورت گرفت که گاه مثبت و گاه منفی بود. نگاه به برخی اظهارنظرها در این مورد خالی از لطف نیست:
رسانه «اخبار صبح آمریکا» (Morning News USA) در مقالهای با عنوان «پیشگوییهای پایان دنیا درست از آب درآمد: دونالد ترامپ برنده اولین نشانه شد» (1)در تاریخ 9 نوامبر 2016 (19 آبان 95) به پیروزی ترامپ در انتخابات میپردازد.
http://www.cbsnews.com/news/does-america-hate-islam
و همراهی با دولت بوش پسر معروف شد، گفته است «من –در حین مسافرتم در سراسر کشور- میتوانم حس کنم خداوند در این سال در کشور کاری را صورت خواهد داد و من اعتقاد دارم در این انتخابات، خدا حضور داشت.» او که سعی میکند خود را در انتخابات بیطرف نشان دهد، چنین میگوید: «رسانهها نقش خداوند را در این انتخابات نادیده گرفتهاند... من معتقدم دست خدا در سه شنبه شب {روز انتخابات} به کار آمد تا کشور ما را از دست بیخدایان و ملحدان نجات بخشد... دعا میکنم که خداوند دوباره به ملت آمریکا برکت دهد!» این سخنان را سایتهای آخرالزمانی همچون "endtime.com" نیز پوشش دادهاند. (4)1) http://www.morningnewsusa.com/end-of-the-world-prediction-coming-true-donald-trump-win-first-sign-23120587.html
2) https://en.wikipedia.org/wiki/Franklin_Graham
3) همچون این جمله که «اسلام دین خشونت و نفرت است» که در مصاحبه با CNN گفته آدرس زیر آمده است:
4) http://www.endtime.com/prophecy-news/franklin-graham-media-didnt-understand-god-factor-trumps-win
5) https://en.wikipedia.org/wiki/Aryeh_Deri
میشویم بنابراین ما حقیقتاً در عصر «دردهای زایمان» (birth pangs) ماشیح هستیم {که مقدمه آمدن مسیحاست} قرار داریم.» (1)
1) http://www.jpost.com/Israel-News/Trumps-election-heralds-coming-of-Messiah-says-Deri-472282
2) https://www.thesun.co.uk/living/2163068/donald-trumps-victory-was-predicted-by-nostradamus-who-said-it-would-bring-about-the-end-of-the-world-say-conspiracy-theorists
3) جالب آنست که همین ادعا در مورد انتخاب رؤسای جمهوری قبلی آمریکا همچون بوش پسر و اوباما نیز عیناً صورت گرفته بود! به عنوان مثال:
https://gotquestions.org/Barack-Obama-antichrist.html
4) http://www.express.co.uk/news/weird/730526/donald-trump-nostradamus-end-of-the-world-hillary-clinton
5) - مهرماه 1395- دسامبر 2016
نظرسنجی در مورد ترامپ
نکته:
ارتباطدهی موضوعات مختلف پیرامونی به آخرالزمان توسط افراد مختلف امری مسبوق به سابقه است که در مطالب پیشین بارها در اینباره توضیحاتی ذکر گردیده است. ولی دو نکته در اینجا قابل تأمل و توجه است: اول آنکه با اینکه مردم بارها این پیشگوییها را شنیده و به عدم آنها واقف گشتهاند، با پیشگوییهای جدید بسیاری به وجد آمده و به بررسی و حتی انتظار آن زمان مینشینند. شاید علت این امر را بتوان در شوق وافر مردم به مسائل آخرالزمانی و آمدن منجی ریشهیابی نمود. نکته دوم آنکه متأسفانه مشابه این پیشگوییها در عالم اسلام -و حتی بین برخی شیعیان- نیز صورت میگیرد که بنابر نظر کارشناسان دینی به سبب عدم رعایت ضوابط و کمتوجهی به مستندات دینی در این زمینه، قابل اتکا نیستند علاوه بر اینکه ممکن است اثرات مخربی هم بر جای بگذارند. لذا باید در این زمینه دقت لازم صورت گیرد.
درآمد: «هیچگاه سابقه نداشته که تیتر رسانهها اینچنین نامطلوب باشد، فرهنگها اینگونه فرو ریخته و فساد اخلاقی در سراسر جهان بگسترد. چه اتفاقی بر روی زمین در حال وقوع است؟ بعد از هریک از این اتفاقات ناگوار، بسیاری این سؤال را بر زبان میآورند: آیا وضع جهان همینگونه باقی خواهد ماند؟ و جایگاه خدا در همه این اتفاقات کجاست؟» اینها همه بخشی از توصیف کتاب «آیا این پایان کار است؟» نوشته دکتر دیوید جرمایاست. کتابی که با وجود گذشت تنها دو ماه از انتشار، به فروش خیرهکنندهای دست یافت...
دکتر دیوید پاول جرمایا (David Paul Jeremiah) نویسنده، استاد دانشگاه و یکی از فعالترین کشیشان اوانجلیستی آمریکاست. (1)این کشیش 75 ساله کالیفرنیایی و صاحب برنامه تلویزیونی “نقطه عطف” (Turning Point)، کتب بسیاری در زمینه باورهای مسیحیت اوانجلیستی نگاشته که تنها در یکی از سایتها به 35 عدد از آنها اشاره شده است! (2)جالب آنست که موضوع بسیاری از کتب او پیشگوییهای آخرالزمانی (رخدادهای پیش و پس از بازگشت دوباره مسیح) است. از جمله آخرین کتب او در این رابطه کتاب
« آیا این پایان کار است؟:
علائم مشیت الهی در دنیای مضطرب امروز»
(Is This the End?: Signs of God's Providence in a Disturbing New World) (1)میباشد. این کتاب 240 صفحهای که در 4 اکتبر 2016 (13 مهر 1395) منتشر شده است، در فاصله کوتاهی رکورد فروش را شکست و رتبه اول فروش را در سایتهای اینترنتی همچون آمازون به دست آورد. (2)
در این کتاب به موضوعات مختلفی همچون تروریسم، داعش و اسلام افراطی، روسیه جدید، خونریزیها در مرزهای آمریکا، جوامع متلاشی از یکدیگر و ... پرداخته شده و همچون بسیاری دیگر از همگِنان خود، این موارد را نشانهای از «آمدن مسیح» معرفی نموده است.
نکته قابل توجه در این کتاب، پرداختن به باور مسلمانان در زمینه آخرالزمان و منجی مورد انتظار اسلام (مهدی) است. به عنوان مثال به بخشی از کتاب در این مورد توجه فرمایید: (متن مختصر شده است)
مسیح به ما وعده داده که بازخواهد گشت (متی 6:10) و حکومت هزارساله و عادلانه خود را بر روی زمین برقرار خواهد نمود. با کمال تعجب اسلام نیز در نگاه آخرالزمانی خود الگوی مشابهی را عرضه نموده است: بازگشت مهدی یا منجی خویش و برقراری خلافت جهانی توسط او براساس قانون شریعت. به نظر میرسد این دو نگاه با یکدیگر همراستاست ولی در واقع چنین نیست... هدف نهایی اسلام اساسا از مسیحیت متفاوت است. هدف اسلام ایجاد یک خلافت اللهسالارانه توسط امام دوازدهم (دوازدهمین جانشین محمد { صلی الله علیه و آله و سلم}) است.
نویسنده در ادامه به داعش و ایران به عنوان دو گروه و کشور اسلامی که به این عقیده پایبند و در جهت تحقق آن حرکت میکنند، میپردازد:
1) https://www.amazon.com/This-End-Signs-Providence-Disturbing/dp/0718079868
2) در سایت آمازون در بخش مربوط به «آخرتشناسی مسیحی» (در تاریخ 4/12/2016) نسخههای مختلف کتاب «آیا این پایان کار است؟» رتبه اول، ششم و هشتم را از آن خود کرده بود! لازم به ذکر است بخشی از موفقیت این کتاب را باید مدیون سایت تبلیغی آن (http://isthistheend.com) دانست.
هدف داعش از ایجاد جنگ و خونریزی، فراهم کردن شرایط ظهور مهدی و استقرار خلافت او در جهان است.... ایران نیز نمونه کامل یک حکومت اللهسالارانه است و عناصر حکومتی خود را بر این مبنا شکل داده است.
دیوید جرمایا در کنار دونالد ترامپ رییسجمهور منتخب آمریکا در 2016
وی در این کتاب، به جایگاه باور به ظهور امام مهدی علیه السلام در میان همه مسلمانان پرداخته و تفاوتها و شباهتهای میاه نگاه سنی و شیعی در این زمینه را گوشزد میکند و چنین مینویسد:
تقویم فرجامخواهانه اسلامی دقیق نیست اما همه مسلمانان در زمینه وقوع رویدادهای زیر در آخرالزمان اتفاق نظر دارند:
جنگ نهایی آخرالزمانی بین سپاه اسلام و ارتش کفار در دابق سوریه که طبق آن کفار شکست خواهند خورد.
ظهور یک مسیحای دروغین در آخرالزمان و شکست او
بازگشت مسیح (یا عیسای اسلامی که پیامبری مسلمان است و به صلیب کشیده نشده) برای شکست مسیحای دروغین. این رویداد مصادف با ظهور امام دوازدهم –مهدی- خواهد بود.
قضاوت و داوری نهایی بین مردم با توجه به معیارهای اسلامی
از آنجا که نبرد نهایی بین اسلام و جهان (!) باعث میشود تا مهدی {زودتر} ظهور کند، همه گروههای مسلمان شبه نظامی، ایجاد خشونت و کشمکش در این روزگار را به عنوان راهی برای فرارسیدن آن روز متصور هستند. حتی سربازان داعشی حضور در این نبرد را گزینهای برد-برد میبینند چراکه در صورت کشته شدن مستقیم به بهشت میروند و در صورت پیروزی نیز باعث آمادهسازی شرایط ظهور مهدی میشوند.
نکتهها:
در زمینه مطالب مندرج در کتاب فوقالذکر، مطالب زیر قابل توجه و تأمل است:
1) به عنوان مثال نگاه کنید به سایت "leftbehind.com" که رقم فروش کتابهای "Left Behind" را تا 63 میلیون نسخه اعلام کرده است.
متأسفانه باید اعتراف نمود به دلیل کمبود منابع مکتوب و تولیدات رسانهای در زمینه مباحث آخرالزمانی در اسلام از سویی و تحریم رسانههای اصیل اسلامی در غرب از سوی دیگر، میدان برای تبلیغ غلط و جهتدار –ناشی از جهل یا تعمد- از آموزههای اسلامی برای نویسندگان و گویندگان غربی فراهم آورده است. چنانچه در بخشی از کتاب فوقالذکر مشاهده گردید، مطالبی در مورد نگاه آخرالزمانی اسلام توسط نویسنده بیان شده که جای تأمل و تعجب دارد. به عنوان مثال همسو بودن نگاه آخرالزمانی داعش و ایران، اعتقاد همه مسلمانان به نبرد آخرالزمانی در منطقه دابق سوریه (که تنها داعش آنرا تبلیغ میکند)، امام دوازدهم دانستن مهدی علیه السلام (که تنها باورداشت شیعه و عده کمی از اهلسنت میباشد) و تمرکز بیش از حد به دجال و نقش او در نگاه آخرالزمانی اسلام از جمله مواردی است که یا نشان از کماطلاعی نویسنده دارد و یا تعمداً و با هدف خاصی این تمایزات مخفی شده است.
علیرغم اینکه غالب کتابهای آخرالزمانی انتشار یافته در سالیان اخیر در آمریکا، به اسلام به عنوان خطر اصلی و دشمن آخرالزمانی نگریسته و این خط فکری را تبلیغ مینمایند، متأسفانه پاسخ درخور و شایستهای از جانب صاحبنظران و دغدغهمندان اسلامی به این موضوع داده نشده است. شاید نگاشتن چند کتاب دقیق و حساب شده از جانب تعدادی از نویسندگان شناخته شده مسلمان در این رابطه بتواند بارقه امیدی در فضای غبارآلود و ساختگی علیه اسلام در غرب ایجاد نماید.
درآمد: «در چهار گوشهی دنیا به ندرت میتوان بحرانی را یافت که ارتباطی به مسلمانان نداشته باشد. افغانستان، پاکستان، هند، چچن، بوسنی، کشمیر، تونس، مراکش، لیبی، مصر، عربستان سعودی، یمن، سوریه، لبنان، نیجریه، سودان و سومالی همگی به نوعی درگیر بحران اسلامی هستند. اکنون دنیا در آستانه جنگ بزرگ جهانی دیگری قرار دارد؛ «جنگ با تروریسم» و غالباً در کشورهای اسلامی. چرا؟ چون اسلام به پیروانش وعده تسلط بر دنیا در آخرالزمان را داده است. در نگاه مسلمانان رهبر این حرکت جهانی «مهدی» است.» اینها تنها عباراتی از کتاب «مهدی، منجی ربوده شده» میباشد. (1)
https://www.amazon.com/Mahdi-Hijacked-Messiah-Ron-Cantrell/dp/0982090692
http://beittikvah.us/events/ron-cantrell-preaching
مشخصات کتاب:
نام کتاب: مهدی؛ منجی ربوده شده (The Mahdi, Hijacked Messiah)
1) ترجمه و تهیه اطلاعات مطلب زیر بر عهده آقای کریم فیضی همکار گرانقدر گروه غرب و مهدویت بوده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب و نویسنده آن به سایتهای زیر مراجعه نمایید:
نویسنده: رُن کانترل (Ron Cantrell)
تعداد صفحات: 117 صفحه
سال نشر و تعداد چاپ: 2004، ویرایش سوم
معرفی نویسنده:
رُن کانترول به همراه همسرش کارول به مدت چهل سال در قامت کشیشی اونجیلیستی به فعالیتهای تبلیغی پرداخته که بیش از 20 سال از آن در خاورمیانه –به ویژه اسرائیل- بوده است . بیشترین تمرکز کانترل بر روی مسلمانان، ایران و مسلمانان خاورمیانه بوده است. او بسیاری از سخنرانیهای خود را در اسرائیل برگزار میکند و موضعگیریهای تندی -در قالب سخنرانی و کتاب- علیه هر جریان یا شخصیت ضد یهودی، گرفته است. کانترل با آشنایی که با مسلمانان و منابع اسلامی دارد، در این کتاب درصدد معرفی منجی اسلامی به غربیان برآمده است.
کانترل در کتاب "مهدی؛ منجی ربوده شده" ابتدا به معرفی "مهدی" و جایگاه او در میان مسلمانان میپردازد و با وجود شباهتهای اندک، این نکته را بارها تکرار میکند که مهدی یک مفهوم دزدیده شده و گرتهبرداری شده از منجیباوری مسیحیت است.
وی که بارها نشان داده رویه یکسانی در کتاب خود ندارد، در ادامه کتاب خود به بررسی مسائلی میپردازد که ارتباط چندانی با موضوع مهدویت و حتی اسلام ندارد. مسائلی همچون حسن صباح و گروه حشیشین و برجسته کردن ترورهایی که این گروه انجام داده و نسبت
دادن آنها به اسلام، تاریخچه مکه قبل از اسلام، بتهای مورد پرستش در زمان جاهلیت و موارد دیگر.
او همچنین به جریان سفر جرج گوردن براون به مصر و سودان میپردازد. وی که در این سفر شاهد عینی ظهور محمد سودانی، ادعای مهدویت و نیز حمله وی به خارطوم بوده است و در این سفر به دست سربازان محمد سودانی دستگیر و اعدام میشود ولی نوشتههایی از وی برجا میماند که بعدها به دست نیروهای انگلیسی و مصری میافتد. رُن کانترل، نویسنده کتاب، این داستان را دستمایهای قرار میدهد و تهمتها و خیالپردازیهایی را که بیشتر شبیه به طنز است، به اسلام و آموزه مهدویت منتسب میکند.
وی در کتاب خود رویهای تناقضآمیز اتخاذ کرده و ادعا میکند که مهدی همان بن لادن است زیرا روایات و احادیث اسلامی مهدی را به گونهای در صورت و رفتار معرفی کردهاند که شباهت نزدیکی به بن لادن دارد. البته او در ادامه ظاهراً از این ادعای خود دست بر میدارد چراکه او اذعان میکند مطابق نگاه مسلمانان مهدی از مکه و عربستان سعودی ظهور میکند نه از افغانستان!
در بخشی از توصیف کتاب در پشت جلد چنین میخوانیم:
جدیدترین لایه ی شناخته شده ترور، در ارتباط با منجی اسلامی –مهدی- میباشد و مهمترین شناسه این رهبر مذهبی رمزآلود، غیبت اوست... در سالیان اخیر با تلاش غرب، اعتقادات وحشتناک و مخفی مسلمانان آشکار شده است. همه مسلمانان -اعم از افراطی یا میانه رو- اعتقاد دارند که در آخرالزمان، اسلام تنها دین روی کره زمین خواهد بود. مسلمانان انتظار دارند که مهدی منجی آنها، دین اسلام را بر جهان حاکم سازد. اما سؤال این است که: مهدی کیست؟ وقتی او
ظهور کند چه اتفاقی برای ما میافتد؟ مدعیان پیشین مهدویت چه بلایی بر سر مردم آوردهاند؟ این کتاب به بررسی تطبیقی نگاه منجیگرایانه آخرالزمانی اسلام و مفهوم منجیانه یهودی-مسیحی میپردازد.
جالب آن است که کانترول علیرغم تصویر منفی که از منجی اسلامی ساخته، در گفتگوی خود با شبکه دو اسرائیل، نظریه ضدمسیح اسلامی (Islamic Antichrist) را صریحاً رد میکند. (1)
https://www.youtube.com/watch?v=qYze6G1Om5c
رُن کانترول در مصاحبه با تلویزیون اسرائیل
نکته:
از آنجا که برای معرفی منجی مسلمانان -امام مهدی علیه السلام- به غربیان منابع کم و محدودی وجود دارد و کتب موجود نیز عموماً به تناسب سؤالات مخاطبان غربی تألیف نشدهاند، امثال کانترل این فرصت را یافتهاند تا آن حضرت را با عینک تیره خود به غربیان بنمایانند. لذا وظیفه مراکز مذهبی بینالمللی در این زمینه امری غیر قابل انکار و ضروری است و میبایست فعالیتهای تبلیغی و انتشاراتی وسیعتر و گستردهتری از جانب متصدیان امر در زمینه معرفی صحیح امام عصر علیه السلام به غربیان صورت پذیرد.
1) این مصاحبه در آدرس زیر آمده است:
درآمد: در 15 آوریل 2013 (27 فروردین 1392) بمبی در جریان مسابقه دو ماراتن منفجر شد که منجر به کشته شدن 3 تن و مجروحیت تعدادی از تماشاچیان گردید. بعدها دو جوان با تمایلات اسلامی عامل این بمبگذاری معرفی شدند که یکی در جریان تعقیب و گریز کشته شد و دیگری پس از دستگیری محکوم به اعدام گردید. (1)
https://en.wikipedia.org/wiki/Boston_Marathon_bombing
پس از بمبگذاری گمانهزنیهای بسیاری از طرف ارباب جراید در مورد علت آن بیان شد. در این میان گروهی نیز تنها پس از گذشت چند روز از این رخداد، آنرا به تمایلات «منجیگرایانه» اسلامی آن دو جوان نسبت دادند. از آن جمله جوئل ریچاردسون (2)(Joel Richardson) در نوشتهای دلایل خود را در این زمینه ارائه کرده است.جوئل ریچاردسون: بله، غافلگیری و بازهم غافلگیری. اکنون کاملاً آشکار شده که دو برادری که حملات تروریستی هفته پیش در بوستون را ترتیب دادند تنها مسلمانان افراطی
نبودند بلکه «مهدیگرا» (Mahdist) نیز بودهاند. این را میتوان گفت که حداقل بخشی از نگاه جهانی آنها با نگاه آخرالزمانی اسلام در مورد انتظار مهدی شکل گرفته است.
تصویری از عامل بمبگذاری و نیز تصویری از ویدیوی ساخته شده توسط او پیش از بمبگذاری
در ویدیویی که در صفحه کاربری یوتیوب تمرلان سارنائف (Tamerlan Tsarnaev) گذاشته شده ما به مفهوم «پرچمهای سیاه وعده داده شده در سرزمین موعود خراسان» بر میخوریم. پرچمهای سیاه همانگونه که من در کتاب خود ضدمسیح اسلامی به آن پرداختهام، ارجاعی به نیروهای نظامی مسلمان است که مطابق پیشگوییهای اسلامی از منطقه شمال شرق ایران، افغانستان و پاکستان و تحت رهبری مهدی ظهور خواهد کرد. بنابر ویدیوی پخش شده، این نیروهای نظامی اکنون شکل گرفتهاند و به زودی به اورشلیم خواهند تاخت تا جایگاه رهبری جهانی اسلامی را بر تپههای معبد برپا سازند. با وجود تلاشهای ناامیدانه جریان جناح چپ برای کم اهمیت جلوه دادن بنیادگرایی اسلامی در نگاه و جنایات برادران سارنائف، آنچه در خاک آمریکا بار دیگر اتفاق افتاد، واضح است. اسلامگرایان بار دیگر ضربهای دوباره به ما زدند. در حالی که بخشهای بزرگی از کلیسا همگی مصمم به فرضیههای آخرالزمانی تلفیقی/ابتکاری هستند، حقیقت آنچه در حال جریان است، در مقابل ماست.
تلویزیون را روشن کنید. اسلام رادیکال هنوز بیرون نرفته است. انکار حقیقت یا مخفی کردن سرهای خود در شن، باعث تأخیر آنچه حتمیالوقوع است، نخواهد شد. (1)
http://www.joelstrumpet.com/?p=4989
نکته:
ارتباطدهی سریع حوادث تروریستی به اسلام و مسلمانان در سالیان اخیر امری عجیب نیست ولی مرتبط ساختن اینگونه حوادث به مهدیخواهی مسلمانان امری جدید و بدیع است. این کار تنها به ریچاردسون خلاصه نمیشود و افرادی همچون فرنیش نیز با او همنوا هستند. هدف این افراد نیز از میان نوشتههای ایشان مشخص است: «ایجاد ترس در غربیان از مهدیخواهی مسلمانان» به نظر میرسد لازم است در اینگونه سوء استفاده دشمنان از مهدیباوری اسلامی، گروههای مجازی فعال شده و با روشنگری خود، دروغگویی و حیله این «از آب گلآلود ماهیگیران» را عیان سازند!
1) لینک نوشته اصلی:
درآمد: تیموتی آر فرنیش (Timothy R. Furnish) دارای مدرک دکترای تاریخ جهان اسلام و آفریقا و استاد دانشگاه جرجیاست. وی پیشتر افسر و زباندان زبان عربی در ارتش آمریکا بوده و به عنوان نویسنده، تحلیلگر جهان اسلام و مشاور دولت و ارتش آمریکا فعالیت داشته است. در نوشته زیر فرنیش برداشتهای خود را از آمار جدیدی که مؤسسه معتبر آمارگیری پیو (Pew) (1)
http://www.pewresearch.org
در زمینه اعتقادات، رسوم و نیز تفاوتها و شبهاهتهای فرقههای اسلامی در سال 2013 منتشر ساخت، بیان کرده است. نکاتی که به طور ویژه فرنیش از آمارهای مرتبط به باورهای منجیگرایانه میان مسلمانان ابراز کرده، قابل توجه و تأمل است.فرنیش: هفته گذشته انجمن مجازی مؤسسه پیو که مؤسسهای بیطرف و معتبر در زمینه دین و زندگی عمومی است، مطالعات جدیدی را بر روی عقاید و گرایشهای رایج در جهان
1) مؤسسه پیو مأموریت اصلی خود را تحقیق و پژوهش در زمینه دین و زندگی عمومی معرفی میکند. این مؤسسه در سال 2001 تاسیس شده است و دفتر این مؤسسه در شهر واشنگتن میباشد. مسئول این مؤسسه آقای دکتر لویس لگو (Luis E. Lugo) میباشد. وی اصالتا کوبایی و دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه شیکاگو است. دکتر لگو از سال 2004 مسئولیت این مؤسسه را به عهده داشته است و در گسترش فعالیتهای آن نقش مهی را ایفا کرده است. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
اسلام نموده است که عنوان آن چنین است: «مسلمانان جهان: اشتراکات و تفاوتها» (1)
متن کامل این گزارش از آدرس زیر قابل دانلود است:
http://www.pewforum.org/Muslim/the-worlds-muslims-unity-and-diversity-executive-summary.aspx
این گزارش عظیم با بررسی 28 هزار مسلمان در 24 کشور، نه تنها طیف آماری و منطقه گسترده جغرافیایی را در بر گرفته بلکه به بررسی موضوعات عمیقاً مهمی برای سیاست خارجی، دفاعی و اطلاعاتی ایالات متحده پرداخته که پیش از این از دید تحلیلگران و ناظران مخفی مانده است.به طور آشکار جالبترین و البته نگرانکنندهترین اطلاعاتی که در گزارش پیو آمده، اعتقاد عمیق در زمینه «بازگشت قریبالوقوع» (عمداً چنین نوشته شده) مهدی است -موجود مسیحایی اسلامی و کسی که مطابق احادیث شیعی و سنی تمام جهان را مسلمان خواهد کرد. (2)
“A Western View on Iran’s WMD Goal: Nuclearizing the Eschaton, or Pre-Stocking the Mahdi’s Arsenal?”, http://www.inegma.com/reports/Special Report 12.pdf
(عبارت «بازگشت» به این دلیل متمایز شده که نیروهای مؤسسه پیو، مهدویت را به طور کامل درک ننمودهاند چراکه مهدی تنها از نظر شیعیان دوازده امامی ظهور و بازگشت1) "The World's Muslims: Unity and Diversity", http://www.pewforum.org/the-worlds-muslims.aspx
2) برای آشنایی با عقیده مهدویت و دیدگاههای متفاوت میان شیعه و اهلسنت در این مورد، 4 صفحه اول مقاله من در گزارش ویژه مؤسسه تحلیل نظامی خاورنزدیک و خلیج فارس منتشر شده در تاریخ 12/1/2012 با عنوان «نگاه غربی به اهداف برنامه هستهای ایران، هستهای سازی روز رستاخیز یا فراهم سازی انبار سلاح برای مهدی» را مطالعه نمایید. ر ک:
خواهد کرد و نزد اهلسنت مهدی هنوز بر عرصه تاریخ نیامده {که بازگشت و رجوع دوباره داشته باشد} اگرچه تعداد زیاد متمهدیان یا مهدیان دروغین بودهاند که خود را در طول قرنها مهدی خواندهاند) این مطلب تخصص دانشگاهی من بوده است که رساله دکترا و اولین کتابم – مقدسترین جنگها (1)- و تعداد زیادی مقاله در این رابطه نوشتهام؛ همچنین یک وب سایت ویژه مهدویت نیز دارم. (2)در حالی که {پیش از این} من درمورد تحقیقات حکایتگرانه و کیفی خود در معرض انتقاد بودم –با این توجیه که مهدویت هنوز یک باور منطقهای (و فرقهای) در جهان اسلام است (و در بین مسلمانان عمومیت ندارد)- با دیدن دادهها و اطلاعات کمی و مقداری گزارش پیو -که صریحاً وسعت و عمق این عقیده را نشان میداد- متحیر شدم.
در جنوب و جنوب شرقی آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا، دسته آشکاری از مسلمانان انتظار دارند مهدی در چند دهه آتی بیاید. تقریباً یک سوم مسلمانان مرکز آسیا نیز چنین اعتقادی دارند. تنها در جنوب و شرق اروپا 20 درصد مردم چنین اعتقادی دارند. (پیو به دلایلی این سؤال را از مسلمانان ساکن صحرای آفریقا نپرسیده ولی اگر چنین میکرد، شرط میبندم این اعتقاد -براساس آنچه من در زمینه مهدیگرایی تاریخی در آفریقا اطلاع دارم- از همه جا درصد بالاتری داشت) با نگاهی به کشورهای رتبهدار میبینیم بیشترین جمعیت معتقد به ظهور نزدیک مهدی، افغانستان (با 83 درصد)، عراق (با 72 درصد) ترکیه (با 68 درصد) و تونس (با 67 درصد) هستند. 60 درصد مردم پاکستان، 51 درصد مردم مراکش، 46 درصد فلسطینیان و 40 درصد مصریان، انتظار ظهور مهدی را در زمان حیات خود دارند.
در دهههای اخیر تلقی رایج در میان نویسندگان و روزنامهنگاران (که البته مبنای کارشناسی ندارد) این است که مهدویت عقیدهای عجیب و من درآوردی است که عمدتاً توسط شیعیان دوازده امامی و البته بیسوادانی که در جهان اهلسنت در حاشیه هستند، تبلیغ میشود. این
گزارش مؤسسه پیو به علاوه موارد دیگر، عاری از حقیقت بودن چنین سخنانی را اثبات مینماید. گزارش پیو متوسط تمایل مردم 23 کشور به موضوع مهدویت را 42 درصد بیان میکند و با محاسبهای در میان تمام جهان اسلام (مشخص میشود) بیش از 670 میلیون نفر معتقدند مهدی در نیمه اول قرن بیست و یکم باز میگردد {و ظهور میکند}.
آمار مؤسسه پیو در مورد اعتقاد مسلمانان به بازگشت قریبالوقوع مهدی علیه السلام و عیسی علیه السلام در کشورهای با حمعیت قابل توجه مسلمان
اینگونه اطلاعات مؤسسه پیو، به چه معناست؟ در درجه اول مهدویت را باید حقیقتاً کشش و گرایشی عقلانی، جامعه شناختی و حتی سیاسی در کل جهان اسلام دید و نه دیدگاهی پوچ که قدیمی و به کناری نهاده شده است. علاوه بر این لازم است جنبههای خوب، بد و زشت
مهدویت در طول تاریخ مورد بررسی قرار گیرد. وجه مثبت و خوب عقیده مهدویت (به ویژه نزد شیعیان و البته اهل سنت) ویژگیهای عدالتطلبی اجتماعی همراه با صلح است که مشابه «جهانبینی نجات» در بین مسیحیان کاتولیک است و این دیدگاه میتواند بهبود زندگی مسلمانان را تضمین کند (چنانکه در میان فرقه اسماعیلی، هفت امامیها و شیعیانی که جهاد را با عنوان خیرخواهی بدون خشونت معنا میکنند، چنین شده است) و تمایلات عمومی به سوی «اهل کتاب» را کنترل نماید. قسمت بد ماجرا هم این است که غالباً مهدویت در قالب یک حرکت سیاسی آشکار میشود؛ آن هم نه تنها مقابل قدرتهای اشغالگر غیرمسلمان (معمولاً مسیحیان) بلکه در واقع بیشتر به عنوان یک برنامه انقلابی علیه تشکیلات ضداسلامی. وجه زشت ماجرا هم در مورد اعتقاد به مهدی این است که تاریخ اسلام مملو از جهادهای خشونتآمیزی است که توسط منجیان اسلامی خودخوانده هدایت و توسط پیروانشان صورت پذیرفته است. (از ابن تومرت که در قرون وسطی در مراکش قیام کرد تا محمد احمد سودانی در قرن 19 و مورد آخر آن توطئه ظهور مهدی {توسط جهیمان العتیبی} در عربستان سعودی در سال 1979 و نیز خشونتهای ناشی از خشم مهدیگرایان علیه {نظامیان} آمریکا و نیروهای حکومت عراق در سال 2007 که توسط جندالسماء {و شخصی به نام گرعاوی} هدایت میشدند) اگر تنها یک درصد از 627 میلیون مسلمانی که به مهدی معتقدند مسیر جهاد {و جنگ مسلحانه} را برگزینند، این کار برای شبکه القاعده حداقل 7 میلیون مجاهد فراهم مینماید.
با نگاه مشخص بر کشورهای رتبهدار، رقم فوقالعاده نرخ مهدیگرایی در افغانستان به احتمال زیاد به این واقعیت مربوط میشود که این کشور توسط کفار مسیحی اشغال شده است. تمایلات آخرالزمانی بسیار زیاد در ترکیه حاصل تأثیر عدنان اکتار (Adnan Oktar) (1)و دیگر جریان مهدیگرایی نوین در میان پیروان فتح الله گولن (Fethullah Gülen) (2)است و
انتظارهای مهدیگرایانه بالا در تونس ممکن است میراث ابن تومرت و حرکتهای دیگر جهادی در مغرب در قرون گذشته باشد. از حیث انشعابات سیاسی ملاحظه ارزشمند این است که حرارت مهدیگرایی در افغانستان به احتمال زیاد به ضدیت با حضور مداوم نیروهای آمریکایی در آنجا مرتبط است و ما باید ممنون باشیم که عمده تلاشهای منجیگرایی در تنها کشور کاملاً مسلمان (تحت اشغال) ناتو، حداقل تاکنون آرام و صلحجویانه بوده است. چنانچه در همین زمان اتحاد قدرت بین مهدیگرایان ترک و عثمانیگرایان نوین در حزب عدالت و توسعه و نیز اعتقاد بالای مهدیگرایی در کشور پیشرو در بهار عربی {یعنی تونس} خیلی خوب میتواند -با امثال سخنرانانی همچون شیخ عمران حسین (1)
http://www.youtube.com/watch?v=XPvRtrswA3c
- سرآغاز یک حرکت سیاسی ویژه و تغییر شکلیافته باشد و به حرکت آزادیگرایانه عربی، ماهیتی آخرالزمانی و خشونتآمیز بدهد. امر دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که بیش از نیمی از لبنانیها، تقریباً نیمی از فلسطینیان، میلیونها مصری و جمع زیادی از مردم اردن در انتظار بازگشت نزدیک مهدی هستند و به همین خاطر اسرائیل از این دیگ خروشان آخرالزمانی عربی میترسد؛ جریانی که توسط مهدیگرایان واقعی در جمهوری اسلامی ایران جوش میخورد. (عجیب است که کشور ایران در این نظرسنجی و دیگر نظرسنجیهای مؤسسه پیو شرکت نداشته است) همینطور برای پاکستان آمار نشان میدهد 6 نفر از هر 10 نفر مردم این کشور در انتظار رهایی آخرالزمانی در آینده نزدیک هستند و این مطلب حاکی از آن است که بنیادگرایان دیوبندی -که نمونه جنوب آسیایی از وهابیت عربی هستند- از منجیگرایی اسلامی مصون نماندهاند.گزارش پیو همچنین نشان میدهد که تعداد قابل توجهی از مسلمانان به بازگشت قریبالوقوع عیسی معتقدند. در احادیث شیعه و سنی (گفتههای منتسب به {حضرت} محمد)،
1) عالم و سخنران مذهبی معروف مسلمان که ماهیت بیشتر سخنرانیهای وی مهدویت و آخرالزمان از دیدگاه اسلام است. به عنوان مثال سخنرانی وی را در مورد امام مهدی در این آدرس ببینید:
عیسای پیامبر از آسمان بازخواهد گشت همان جایی که کمی پیش از مصلوب و کشته شدن به آنجا عروج کرده بود. (ر ک سوره نساء آیات 157-158) او در این بازگشت به یاری مهدی علیه نیروهای شیطانی دجال اغواگر (ضدمسیح) میشتابد. در میان 22 کشوری که پژوهش مؤسسه پیو در این گزارش ذکر نموده، تقریباً 35 درصد از جمعیت مسلمانان به بازگشت قریبالوقوع عیسی معتقدند (با درصد فراوانی 67 درصد در تونس، 65 درصد در ترکیه، 64 درصد در عراق، 52 درصد در لبنان و 52 درصد مسلمانان تایلند) این جمعیت در مقابل 79 درصد مسیحیانی که به منتظر بازگشت دوباره مسیح هستند و تعداد آنها به 2.2 میلیارد مسیحی میرسد، رنگ میبازد. (1)
" Christians' Views on the Return of Christ" , http://www.pewforum.org/Christians-Views-on-the-Return-of-Christ.aspx
اما در حالی که تاریخ مسیحیت افراد زیادی را ندیده که خود را مسیح موعود بخوانند و جنگهای صلیبی خونین راه بیندازند، تاریخ اسلام بر ظهور بسیاری انسانهای ستیزهگر با ادعای مهدیگرایی -چنانچه در قبل گذشت- گواهی میدهد. مفهوم تعداد 435 میلیون مسلمانی که در انتظار بازگشت مسیح در ابتدای قرن بیست و یکم هستند شاید اساساً دلالت دیگری بر انتظار اصلی و پایهای آخرالزمانی مسلمانان در مورد مهدی و تقویت کننده آن باشد.{آمار مؤسسه پیو در مورد فرقههای جهان اسلام}
جالب توجه آنکه پیو 16 کشور صحرای آفریقا به همراه 23 کشور دیگر در اروپا-آسیا را در نظرسنجی خود شامل نموده است. روی هم رفته متوسط 61 درصد از مسلمانان این 39 کشور قائل به «وجود تنها یک تفسیر صحیح از دین» هستند که از بالاترین درجه 78 درصد مسلمانان تابع اخوانالمسلمین تا 34 درصد مراکش را شامل میشود. مؤسسه پیو همچنین جداگانه پرسیده است که آیا فرقههای احمدیه (2)، علویون (3)یا اعضاء فرقه جارینگان اندونزی
(JIL) (1)مسلمان محسوب میشوند یا نه؟ متوسط 41 درصد سؤالکنندگان در مورد احمدیه جواب منفی دادهاند. 38 درصد (از لبنانیها که تنها در این نظرسنجی شرکت داده شدهاند) در مورد علویون چنین گفتهاند و 58 درصد مردم اندونزی گروه JIL را مسلمان ندانستهاند. به همین صورت مسلمانان 23 کشور وقتی در مورد اسلام صوفیان مورد پرسش قرار گرفتهاند، به طور متوسط 21 درصد موکداً آنها را مسلمان ندانستهاند که دامنهای 44 درصدی از مصر و اندونزی تا 5 درصدی در ایالتهای تایلند را در بر گرفته است. اگرچه درصد بالایی از هریک از مردم این 23 کشور گفتهاند تاکنون اسم صوفیه را نشنیدهاند یا اینکه نمیدانند آنها مسلمانند یا نه. به همین علت هم بوده که پیو دادهها را جلوتر نبرده است. به این ترتیب میتوان گفت درصد مسلمانانی که صوفیه را از جرگه اسلام نمیدانند نهایتاً به 21 درصد میرسد. این مطلب از آن جهت مهم است که صوفیه در جمعیتی وسیع در جهان اسلام حضور دارند: اکثریت مسلمانان سنگال و چاد تحت فرمان صوفیهاند و بیش از 25 درصد جمعیت مسلمانان در 9 کشور آفریقایی، 26 درصد مسلمانان بنگلادش، 17 درصد اهالی پاکستان و 9 درصد مسلمانان مصر ادعای پیروی از صوفیه دارند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت 38 میلیون نفر در بنگلادش، 30 میلیون پاکستانی و 6 میلیون مصری صوفی هستند. به طور تاریخی و حتی تاکنون سلفیه -بنیادگرایان اسلامی که تلاش دارند احکام سلف و ابتدایی زمان محمد را برقرار کنند- از صوفیه نفرت داشته و با آن مخالف بودهاند. اخبار روزانه مملو از چنین اخباری است که: «پیروان احمدیه توسط مسلمانان مورد آزار قرار میگیرند» یا «صوفیه و عقاید ایشان توسط سلفیه، وهابیت و مجاهدین مورد حمله قرار گرفت» و در برخی موارد هم متقابلا حملاتی صورت میگیرد. البته مسیحیت نیز به شاخهها و فرقههای زیادی تقسیم شد ولی پس
1) گروهی به ظاهر معتدل و نوگرا از مسلمانان اندونزی که مدعی تلاش برای احیای عقلگرایی اسلامی معتزلی (حرکتی در تاریخ آغازین اسلام که از بین رفت) در مقابل جنگطلبی و جهادگرایی اسلامی است. ر ک: http://en.wikipedia.org/wiki/Jaringan_Islam_Liberal (م)
از قرون وسطی، مسیحیان کشتن یکدیگر تحت نام مذهب را ترک کردند (1)و در حقیقت تمدن غربِ مسیحی، فرهنگ و ایده تحمل و بردباری مذهبی را در سطح جهان مطرح نمود و گسترش داد. (2)تعمیددهنگان جنوب (Southern Baptist) ممکن است کاتولیکهای رومی را مسیحیان واقعی ندانند ولی مطمئناً آنها بر ماشینهای کاتولیکها بمب کار نمیگذارند. درمقابل مسلمانان و مناطق اسلامی در باتلاق تعصب و عدم قبول یکدیگر و متوالیاً خشونت علیه فرقههای یکدیگر فرو رفتهاند؛ واقعیت تلخی که هیچیک از اشغالگران آمریکایی یا وضعکنندگان قوانین نمیتوانند آنرا تغییر دهند. چنانچه پیش از این هم گفتهام، گفتمان رایج تفسیری از قرآن در اسلام، تحتاللفظی (با نگاه بنیادگرایی) است و تا این دیدگاه تغییر نکند، در میان مسلمانان اقلیتهای فرقهگرای مسلمان دلیل کافی وجود دارد که علاوه بر آنچه علیه مسیحیان، هندوها و بوداییها میکنند، بر علیه خود (معمولاً سنیها) نیز انجام دهند.
مؤسسه پیو از مسلمانان 23 کشور در مورد اعتقاد به جن و جادوگری نیز پرسیده است. 50 درصد مسلمانان اعتقاد به وجود جن و 33 درصد اعتقاد به حقیقت جادو دارند. در مورد جن بیشترین اعتقاد در مراکش و بنگلادش با میزان 80 درصد، مالزی، تونس، پاکستان و لبنان (هریک بالای 70 درصد) مصر، اراضی فلسطین و ترکیه (هریک بیش از 60 درصد) هستند. علاوه بر این حدود 16 درصد مسلمانان رویهمرفته ادعا کردهاند که بیرون رفتن حضور ارواح شیطانی و جن از یک شخص را تجربه کردهاند. 50 درصد مسلمانان حبشه، 20 درصد مسلمانان اندونزی، بنگلادش و افغانستان و 11 درصد فلسطینیان مشخصاً تمدن غرب را بیش
1) این سخن ادعایی بیش نیست چراکه در کشورهای غربی در طول چند قرن گذشته جنگهای مذهبی بسیاری به ویژه میان کلیسای روم و پروتستانها صورت گرفته است و حتی اکنون نیز –در کشوری همچون ایرلند- ادامه دارد. (م)
2) اینها همه در حالی است که در طی قرن گذشته نیز کشورهای مختلف غربی جنگهای خونینی را علیه مسلمانان به راه انداختند که از آن جمله میتوان به جنگهای دودهه پیش در بالکان (بوسنی و هرزگوین و آلبانی) اشاره نمود که میلیونها مسلمان در آن کشته شدند. حمله مسیحیان به مسلمانان در کشورهای دیگر –همچون نیجریه- نیز همچنان قابل مشاهده است. (م)
از دیگر اعراب پذیرفتهاند. در مورد اعتقاد به مهدویت نیز کمترین درصد معتقدین به آن را میتوان در کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق یعنی ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان یافت. آیا هشت دهم مسلمانان آسیای مرکزی که تحت اشغال و تلقینات فکری مارکسیست بودهاند، در مقابل این عقیده قرار گرفتهاند یا عوامل دیگری در این میان دخیل بوده است؟
مؤسسه پیو تحقیق خود را با چند سؤال از مسلمانان ایالات متحده به پایان برده است (و البته نتایجی که مثبت به نظر میرسند) در حالی که شش دهم مسلمانان خارج از آمریکا فقط یک تفسیر را تفسیر درست از اسلام میدانند، تنها 37 درصد مسلمانان آمریکا چنین امری را قبول دارند و در حالیکه 80 درصد مسلمانان جهان به ترجمه و معنای تحتاللفظی قرآن معتقدند، فقط نیمی از مسلمانان آمریکا موافق با آن هستند. قسمت ابتدایی دادهها به ذهن متبادر میکند مسلمانان در آمریکا بیش از دیگر همکیشان خود در خارج از این کشور با تحمل مذهبی آمریکایی خو گرفتهاند ولی اطلاعات بعدی -با وجود مثبت بودن- آنچنان آنرا تقویت نمیکنند. آنچه حاصل این معناست اینکه وقتی هشت دهم مسلمانان جهان به ترجمه تحتاللفظی معتقدند شاید تحت تأثیر آیات و عباراتی همچون «منکران و غیر معتقدان را گردن بزنید»، «زنان خود را شلاق بزنید» و یا آیه نفرتانگیز (1)شمشیر در قرآن یعنی «با کفار بجنگید و هرجا ایشان را یافتید آنها را بکشید» باشند. (2)ولی نیمی از مسلمانان در آمریکا هم به این آموزهها معتقدند و این مطلبی نیست که ما را خوشحال کند.
1) با عرض معذرت از محضر حضرت پروردگار به دلیل ذکر این تعابیر اهانتآمیز (م)
2) افرادی همچون فرنیش تعمداً آیات قرآن کریم را به صورت گزینشی و بدون توجه به فضای تفسیری و آیات دیگر قرآن عنوان میکنند تا به هدف خود یعنی خشونتآمیز و غیرمعقولانه خواندن آموزههای اسلام برسند. این درحالی است که مفسران و علمای مسلمان بارها پاسخ این تهمتها را در کتب خویش دادهاند. به عنوان مثال ر ک تفسیر نمونه، ج21، صص 398-399 و نیز ج2 صص 23-25 و همچنین ج 3 صص 373-374 (م)
فرنیش در انتهای مقاله خود، به نهادهای نظامی و جاسوسی آمریکا توصیههایی در زمینه توجه به منجیگرایی اسلامی میکند
از تحقیق مؤسسه پیو میتوان پیامدهای متعدد سیاست جهان واقع را برای دولت آمریکا و سازمانهای دفاعی و نیز IC (انجمن جاسوسی) استخراج نمود: اول: تمدنی که مملو از انتظارات آخرالزمانی و حرکتهای نظامی بسیاری است -تحرکاتی که توسط رهبران مسیحاگونه هدایت شده و در تاریخ مضبوط است- و به واسطه تعصب به سمت تفرقهگرایی خود میرود، اعتقاد دارد مشکلات مداوم توسط موجودیتهای شیطانی و نیروهای جادویی ایجاد شده و به معنای تحتاللفظی متون مذهبی خشونتآمیز پایبندی شدید دارد، نمیتواند با فرضیههایی همچون «بازیگر عقلانی در روابط بینالملل» رام شود. دوم: اتحاد سیاسی و حرکتهای جهادی که توسط مهدیهای خودخوانده رهبری میشوند باید به عنوان احتمالاًت واقعی در قرن بیست و یکم در نظر گرفته شود؛ به ویژه به عنوان رویکرد ما در زمانها و تاریخهای کلیدی مانند صدمین سال فروپاشی خلافت عثمانی (2024) و یا سال 1500 در تقویم اسلامی (2076)؛ چراکه تاریخ نشان میدهد مهدیگرایی در اینگونه تاریخهای مهم -و با زدن جرقه تلاش برای ایجاد خلافت از دست رفته- زده شده و معمولاً رنگ خشونتآمیزی به خود گرفته است. به گواهی پژوهش مؤسسه پیو، با وجود عقیده مهدویت در پهنه جغرافیایی وسیع و عمقی شگرف در امت اسلامی، بروز تحرکاتی همچون جهاد با درونمایه مهدیگرایی، در آینده نزدیک کاملاً محتمل است. سوم: جمهوری اسلامی ایران به آرزوی خود در رهبری جهان
اسلام نخواهد رسید مگر وقتی سلاحهای هستهای داشته باشد (1)(و با تعداد انگشتشمار نظامی آمریکایی و چند تفنگدار دریایی سخت است که بتوان این کار را متوقف ساخت) یک آیتالله دارای سلاح اتمی، نه تنها جایگاه مذهبی خود را دارد بلکه میتواند خود را در جایگاه خودساخته «مهدی در مقیاس کوچک» نشان دهد به ویژه در این روزگار که حداقل 700 میلیون مسلمان منتظر مهدی هستند. نکته آخر آنکه واقعیت افغانستان و عراق که بالاترین درجات اعتقادات مهدویت را در میان جهان اسلام دارند، به ما میگوید آمریکا اگرچه اکنون در جایگاه مسیحیان جنگهای صلیبی و نیروی مهاجم و اشغالگر نشسته، بازهم سعی در رفع برخی مشکلات میکند (مثلاً با اصلاح جادهها، مدارس و بیمارستانها) و این امور بیش از همه منجیگرایی مسلمانان و جهادگرایی وابسته به آن را تشدید مینماید. چه سودی برای یک اشغالگر قابل تصور است اگر زیرساختهای جدیدی را بدست آورد ولی جنگ آخرالزمانی را از دست بدهد؟ (2)
http://hnn.us/articles/mahdism-and-sectarianism-and-superstition-rises-islamic-world
1) فرنیش در ادامه رؤیاپردازی نویسندگان غربی، پیشرفت هستهای ایران را در راستای آماده سازی شرایط ظهور مهدی عنوان میکند تا به هدف خود –یعنی ایجاد ترس از ایران- را در مخاطبان خود ایجاد نماید. (م)
2) لینک مطلب: (مقاله در تاریخ 13/8/2012 در سایت HNN (History News Network شبکه اخبار تاریخی) که وابسته به دانشگاه جورج ماسون است، درج شده است)
درآمد: برخی نویسندگان غربی که در زمینه منجیگرایی اسلامی فعالند، در مناسبتهای مختلف مطالبی را در اینباره منتشر کرده و نظرات خود را ابراز میدارند. دقت در این نوشتهها، نوع نگاه و تلقی این نویسندگان و صاحبنظران غربی را در موضوع مسائل آخرالزمانی در اسلام در این روزگار آشکار میسازد. مطلبی را که در ادامه میآید، تیموتی فرنیش درست در نیمه شعبان سال 1434 (1392) در سایت خود قرار داده است:
قانون عدد سه و مهدی (1)
از آنجا که امروز به قول برخی 1145 امین سالروز تولد محمد المهدی دوازدهمین امام شیعیان است –شخصی که {به اعتقاد شیعیان} زنده و غایب است- به نظر میرسد زمان خوبی است که در مورد نقلها و گزارشهای مختلفی که اخیراً در مورد مهدی در میان منابع شیعی، اهلسنت و صوفیه وجود دارد، توضیحاتی داده شود. اول اینکه رییسجمهور جدید جمهوری اسلامی ایران (2)، که مذهب رسمی او شیعه دوازده امامی است، از امام زمان برای پیروزی حماسی خود در انتخابات تشکر کرده است. (3)این خبر جالب توجه، نشان میدهد
دیدگاه مهدی روحانی در رابطه با عقاید و اصول شیعیان دوازده امامی در مورد مهدویت، تفاوت زیادی با حرفهای محمود احمدینژاد رییسجمهور {پیشین ایران} ندارد (شاید هم هیچ تفاوتی نباشد!) و اثبات این مطلب هوشمندی زیادی هم نمیخواهد. اعتقاد به بازگشت «پسر عجیبی» به نام محمد (که کشته شده ولی ادعا میشود در قرن نهم میلادی غایب گشته) و قبول وی به عنوان مهدی آخرالزمانی، اعتقادی کلیدی در بزرگترین شاخه شیعه است... به نظر میرسد {تفاوت این دو نفر در این است که} احمدینژاد به سادگی بازگشت مهدی را زودتر میداند حال آنکه روحانی زمانی دورتر در آیندهای نامشخص را برای این امر انتخاب میکند. گفته سخنگوی دولت ایران در روز 24 ژوئن -که احمدینژاد ممکن است با امام بازگردد تا «برای برقراری اسلام ناب تلاش کند» (1)- اگرچه شاید برای برخی فعالین آخرالزمانی جذاب و مهیج باشد ولی نمیتواند رییس جمهوری را که در حال اتمام ریاست خود است، به عنوان دست راست مهدی مطرح کند و بیشتر احتمال دارد این چنین ادعایی به استهزاء احمدینژاد یا کم شدن طرفداران وی منجر شود. روحانی میانهرو و یا حداقل واقعبینتر از امثال محمد حسن نامی -ژنرال ارشد ایرانی {و وزیر ارتباطات دولت احمدینژاد} ظاهر شده که درست پیش از انتخابات ایران اعلام کرد که تصویر و صدای ضبط شدهای از مهدی منتظر تهیه کرده است! (2)
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/215749
ولی همانگونه که در سالیان اخیر بارها گوشزد کردهام مهدویت -حداقل در این روزها- تنها در چارچوب باورهای شیعیان دوازده امامی نیست. جهان اهلسنت نیز تعدادی از طرفداران
1) http://www.rferl.org/content/ahmadinejad-hidden-imam-spokesman-return/25026784.html
2) ظاهراً این مطلب تعمد یا اشتباه برداشت نویسنده باشد چراکه مطابق خبر منتشرشده، وزیر ارتباطات ایران چنین گفته است: «... دو لایه در کره زمین وجود دارد. کشف کردهاند که یکی از لایههای کره زمین بهترین ابزار برای انتقال دیتا، صوت و تصویر است. زمانی که امام زمان ظهور کنند، صدا و تصویر ایشان از این لایه برای تمام کره زمین ارسال خواهد شد.». ر ک:
مهدویت را در خود دارد که به طور برجسته عدنان اکتار (هارون یحیی) ترکیهای از جمله آنهاست. (من در سال 2008 به استانبول رفتم (1)و با اکتار در مورد مهدویت و چند موضوع دیگر به خصوص دیدگاه اعتقاد آفرینش اسلامی وی مصاحبه کردم (2)) اخیراً اکتار یک کلیپ تلویزیونی (3)با عنوان «اگر اوباما نظام و سیستم مهدی را پشتیبانی کند، جهان اسلام به آرامش دست خواهد یافت» منتشر کرده است. (زمان تولید این کلیپ مشخص نیست ولی به نظر میرسد تولید ماه می2013 -وقتی اردوغان نخست وزیر ترکیه به ملاقات اوباما در واشنگتن دیسی رفته بود- باشد) اکتار در این برنامه تلویزیونی سخنورانه بیان میکند که نه تنها در جهان اسلام بلکه در جهان مسیحیت نیز نیاز به پذیرش مهدی است که میتواند توسط باراک حسین اوباما آغاز گردد. اکتار معتقد است تنها با این راه ممکن است صلح -نه فقط در سوریه محنت زده بلکه در تمامی جهان اسلام- مستقر شود. او همچنین سازمان همبستگی کشورهای اسلامی را به «توجه جدی به مهدویت» فرا میخواند و ادعا میکند اوانجلیستها (که احتمالاً منظور وی اوانجلیستهای آمریکایی است) با حمله به مسلمانان خشنود میشوند و حتی ادعا میکند که یک شخصیت برجسته از میان رهبران مسیحیان اوانجلیست گفته است که «این همان چیزی است که ما میخواهیم». به نظر میرسد پیروان اکتار معتقد هستند خود او مهدی است؛ حال آنکه اتهاماتی به او وارد شده است. (4)با این وجود شاید اوباما مهدی بهتری نسبت به اکتار بسازد.
آخرین خبرها در مورد مهدی از جهان صوفیه -یا متصوفه اسلامی- به گوش میرسد و این جای تعجب ندارد؛ چراکه همانگونه که من در کتاب خود – مقدسترین جنگها (5)- گوشزد
1) http://www.youtube.com/watch?v=bDrvRLDTrNQ
2) http://online.wsj.com/article/SB123724852205449221.html
3) http://harunyahya.com/en/Excerpts-from-conversations/163112/if-obama-supports-the-system
4) http://whoisharunyahya.wordpress.com/harun-yahya-tries-to-hide-his-past/
5) http://www.amazon.com/books/dp/0275983838
کردهام، بسیاری حرکتهای مهدیگرایان از متن صوفیان برآمده است (که به آمادگی صوفیه در پذیرش رهبری کاریزماتیک و نیز ظرفیت فرقههای صوفیه -که میتواند نیروهای بالقوه جهادی آماده را فراهم کند- برمیگردد) درست یک هفته قبل دستوری از جانب یکی از فرفههای صوفیه نقشبندی حقانی صادر شد با این عنوان که «ظهور مهدی علیه السلام و کلام شیخ افندی در مورد ظهور او» (1)شیخ افندی همان عبدالکریم القبرسی (القبرصی) است که در سال 2012 درگذشت. او فرد دوم فرقه نقشبندی حقانی پس از شیخ محمد ناظم الحقانی بود که در جزیره قبرس پایهریزی شد و هنوز در سن 91 سالگی پابرجاست. به نظر میرسد عبدالکریم همچون رییس خود، یک پیشبینی در مورد زمان آمدن مهدی نموده که غلط از کار درآمده است. به همین دلیل حجت لقمان افندی (2)-فرد شماره دو و جدید در این فرقه صوفیه- مطالبی را جهت آرام کردن توجهات در مورد آمدن مهدی نوشته است. او تذکر داده که توجه افراطی به فرجامشناسی پایان جهان (که پس از مهدی اتفاق میافتد) نباید به نگرانی شخصی انسانها در مورد پایان زندگی سایه افکند. {مطابق نظر مسلمانان} دجال پیش از مهدی میآید ولی به نظر میرسد {به خلاف مهدی،} افراد کمی علاقمند به تشخیص زمان آمدن دجال هستند. لقمان همچنین وهابیون عربستان سعودی را یکی از دو شاخ شیطان میخواند و ادعا میکند ابن عبدالوهاب از میان یهودیان مدینه که از پذیرش محمد به عنوان پیامبر سر باززده و به منطقه نجد رفتند، برخاسته است. مطابق نظر این رهبر صوفی، نقشه شیطانی دیگر به طایفه آل سعود بر میگردد که اسلام وهابی را پذیرفتند و با کمک بریتانیا با غلبه بر خلیفه (عثمانی) بر کل شبه جزیره عربی مسلط شدند و از آنجا که سالهاست خلافت سیاسی دیگری شکل نگرفته، مسلمانان باید با پاکسازی خویشتن و پذیرش شریعت و اجرای آن در زندگی، خود را آماده آمدن مهدی کنند.
فرنیش در سفر خود به ایران در سال 2008، به جمکران هم سر زده است!
خط پایان:
در ماه گذشته اشتیاقها به مهدی نه تنها در میان بزرگترین کشور مسلمان شیعه بلکه همچنین در یکی از پرجمعیتترین کشورهای اهلسنت یعنی ترکیه (که زمانی مرکز بزرگترین امپراطوری اسلامی تاکنون بوده) آشکار شده است. علاوه بر این یکی از بازیگران بسیار مهم فرامنطقهای جهان اسلام -یعنی فرقه حقانی نقشبندی- آمادهسازی راه برای بازگشت مهدی را فعالانه ترویج میکند. اینها میتواند مؤیداتی برای تأیید گزارش آمارگیری مؤسسه پیو در سال گذشته (1)باشد که به خلاف این نگاه که مهدویت را عقیدهای غیر اسلامی میداند، باید آنرا مسألهای اصلی و فراتر از فرقهگرایی دانست و مانند بسیاری از جنبههای دیگر زندگی، به نظر میرسد تابع «قانون عدد سه» (2)
https://www.presentationmagazine.com/rule-of-three-836.htm
باشد.1) فرنیش در مقالهای به تحلیل این گزارش پرداخته است که میتوانید ترجمه آنرا در مقاله پیشین همین نوشتار ملاحظه نمایید.
2) "قانون عدد سه" الگویی مورد استفاده در داستانها، اشعار، تبلیغات و جوکهاست. در این الگو معمولاً اجزاء یا افراد یا عبارات به سه دسته/عبارت تقسیم میشوند (مانند سه خرس کوچک، سه کله پوک، سه تفنگدار و ...) و گفته میشود این کار تأثیرگذاری بیشتری را حاصل میکند. به عنوان مثال عنوان فیلم «خوب، بد، زشت» از این الگو استفاده نموده است. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
درآمد: پس از انتشار نتایج آماری مؤسسه پیو در مورد توجه بالای مسلمانان به مهدویت در ابتدای سال 2013، نویسندگان بسیاری به تحلیل آن پرداختند. از جمله آنها جوئل ریچاردسون، نویسنده کتاب پرمخاطب «ضدمسیح اسلامی» بود. در نوشته زیر ریچاردسون در جواب به کسانی که مسأله مهدویت را در میان مسلمانان به ویژه اهلسنت کماهمیت جلوه میدهند و با تئوری «ضدمسیح اسلامی» او به مخالفت بر میخیزند، پاسخ داده است. (1)
در سالهای اخیر، فعالیت شاخص من در توجه دادن کلیسا و غرب به مسأله دکترین اسلامی ظهور مهدی بوده است. در برابر این فعالیتها انتقاداتی نیز متوجه فعالیتهای من بوده است. انتقادهایی از جانب افراد خوشبین و حتی خود کلیسا. یکی از منتقدین صریح دکتر دیوید ریگان (David Reagan) (2)از مبلغین معروف کتاب مقدس بوده که فعالیت زیادی در تبلیغ دین مسیحیت (به ویژه در تلویزیون) داشته است. (3)یکی از شاخصترین انتقادات وی (4)، مربوط به میزان گستردگی اعتقاد به مهدی موعود در میان مسلمانان است. به اعتقاد من باور مهدی
موعود تنها در حوزه مسلمانان شیعی قرار نگرفته بلکه بیشتر افراد اهلسنت هم در انتظار ظهور مهدی علیه السلام هستند. از دیدگاه ریگان چنین ادعایی درست نیست:
گفتههای ریچاردسون در مورد اعتقادات مسلمانان در آخرالزمان بسیار گمراهکننده است. آنچه او ارائه کرده، روایت شیعی از مفهومی است که به مسیحای اسلامی – مهدی- میپردازد. او مصرانه در تلاش است تا جهان اسلام را مشتاقانه در انتظار مهدی نشان دهد. در حالی که واقعیت این است که 90 درصد مسلمانان که جزء اهلسنت هستند، در انتظار مهدی نیستند. (1)
منتقدان فراوان دیگری که آشنایی چندانی با دکترین اسلام ندارند، از ادعای ریگان دفاع کردهاند. در پاسخ به این اعتقادات میتوان از دانشمندان مسلمان حال حاضر و گذشته گواهی گرفت. دانشمندانی که صریحاً اعتقاد به مهدی را یک اعتقاد و باور جهانی میدانند. اما جدای از گفتههای دانشمندان مسلمان و تجربههای شخصیای که در طی چند دهه اخیر در ارتباط با مسلمانان بدست آوردهام، رد این ادعا که 90 درصد مسلمانان اعتقاد و باوری به مهدی ندارند -حداقل تا به الان- کار سادهای نیست.
هفتهی گذشته مؤسسه تحقیقاتی Pew تحقیقات گستردهای را در مورد اعتقادات مسلمانان (2)ارائه کرد که یکی از سؤالات آن در مورد مهدی بوده است. برای اولین بار مطالعات گستردهای از دهها هزار تن از مسلمانان در بیشتر از 23 کشور دنیا انجام گرفته است. یکی از سؤالات این بوده که به اعتقاد آنها آیا ظهور مهدی در زمان نزدیکی خواهد بود و آیا این رخداد در طول دورهی زندگی آنها اتفاق خواهد افتاد؟ نتایج به بدست آمده قاطعانه آنچه را من در تمام این مدت هشدار میدادهام، اثبات میکند. در زیر تصویر تحقیقات و یافتههای مؤسسه پیو به تفکیک کشور آمده است:
روشن است که این ادعای غلط که تنها 10 درصد از جهان اسلام در انتظار مهدی هستند، کاملاً بیاساس است. این نمودار نشان میدهد که این ادعا غلط بوده و حتی گستردگی آن بسیار بیشتر از آن چیزی است که من حدس زده بودم.
با آنالیز اطلاعات به دست آمده، کارشناس و محقق تاریخ اسلام تیموتی فرنیش مشاهدات مهم خود را در وبلاگ خود (1)به این شرح بیان داشته:
از میان 23 کشور که شهروندان مسلمان آنها مورد سرشماری قرار گرفتهاند، در 9 کشور اکثریت مردم در انتظار ظهور مهدی در دوران زندگی خود هستند.
میانگین کلی مسلمانان در کل جهان که به بازگشت قریبالوقوع مهدی معتقدند برابر است با 41.8 در صد
میان 1.6 میلیارد مسلمان در کل دنیا 672 میلیون مسلمان به بازگشت قریبالوقوع مهدی اعتقاد دارند.
این میزان در میان اهلسنت بیشتر است چیزی در حدود 45 درصد
1) www.mahdiwatch.org/2012.08.01_arch.html
فرنیش سپس میافزاید: اعتقاد به مهدی بسیار قویتر و گستردهتر از چیزی بود که من آنرا تصور میکردم و در سخنرانیهای خود به گستردگی و شیوع آن میپرداختم.
علاوه بر گفتههای فرنیش، توجه به این نکته نیز بسیار مهم است که 68 درصد مردم ترکیه -که در صد قابل توجهی است- در انتظار ظهور قریبالوقوع مهدی هستند. کشوری که به اعتقاد من به زودی به مرکز ضدمسیح تبدیل خواهد شود. مسلماً محبوبیت باور مهدویت در ترکیه که همزمان با رشد عناصر رادیکال اولاً در بین ناسیونالیسمهای ترک و اشتیاقهای نوعثمانیگری و ثانیاً افزایش یهودیستیزی در ترکیه است، از طرق مختلف ترکیه را به سمت تحقق بسیاری از پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آخرالزمان میبرد.
نکته دیگری که من در طی سالهای گذشته سعی در اثبات آن داشتهام این است که برخلاف باور عمومی که ایران را مسئول ایجاد ادعاهای نادرست در مورد مهدویت میدانیم، خطر واقعی در میان اهلسنت است. دلیل اصلی این ادعا این است که در حالی که رهبران ایران توجه زیادی به مهدی دارند و از او به عنوان امام دوازدهم خود یاد میکنند، اما بسیار بعید به نظر میرسد که ایران شاهد ظهور فردی مدعی در این امر باشد. نکتهای که خارجیها باید بدانند این است که عالمان مسلمان ایرانی یک بنیان عقیدتی نظاممند کاملی را شکل دادهاند که به طور اساسی راه هرگونه مدعی دروغین را بسته است. فرقه 12 امامی که در کشور ایران حاکم است، در انتظار بازگشت شخص بسیار خاصی است. از دیدگاه شیعه مهدی فردی است بسیار قدرتمند و واقف بر همه چیز. بنابراین در دیدگاه شیعه ظهور آنی یک مدعی و پذیرش او امری تقریباً محال به نظر میرسد. از دیدگاه من ایران هرگز یک مدعی دروغین -که با اقبال عمومی مردم و رهبران ایران همراه باشد- را به چشم خود نخواهد دید.
از طرف دیگر نوعی سیالیت و روانی در احادیث مهدوی و پیشگوییهای اهلسنت وجود دارد که به راحتی قابل دستکاری و بهرهبرداری است. وقتی کسی ملاحظه کند که چطور
احادیث سنی به گونهای سست و بیقاعده به مسأله مهدی پرداخته است، تصور اینکه یکی از رهبران مهم اهلسنت با کسب شهرت، طرفداران بنیادگرای فراوانی را بر گرد خود جمع کند، دور از ذهن نخواهد بود و شاید حتی نیازی به ادعای مهدویت نداشته باشد. در واقع در طول تاریخ اسلام مدعیان دروغین فراوانی ظهور کردهاند که هریک به نوبهی خود طرفداران فراوانی را به گرد خود درآوردهاند و همه این مدعیان جزو اهلسنت بودهاند.
من در کتاب خود “Islamic Antichrist” سعی کردم هشدارهایی به خوانندگان در مورد دنیای ترسناک و وحشتآفرین در دیدگاههای آخرالزمانی اسلام بدهم و آنها را با پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد ظهور ضدمسیح مقایسه کنم و بدون هیچ شکی نشان دهم که در دکترین اسلامی مهدی، جهان بسیار حائز اهمیت است. در کتاب
“Mideast Beast” هم من نمونه کتاب مقدس برای ضدمسیح اسلامی را با دلایلی متقن تشریح کردهام. همانند همیشه باید بگویم الان زمان آن است که جهان مسیحیت بیدار شود و بر زانوان خویش به دعا مشغول شود. زمان دیرتر از آن است که بسیاری تصور میکنند. (1)
http://www.wnd.com/2012/08/belief-in-mahdi-widespread-in-islamic-world
نکته:
فارغ از ادعاهای بیپایه ریچاردسون در زمینه خطرناک بودن منجی اسلامی، دقت او به تفاوت دیدگاه شیعه و اهلسنت در این موضوع قابل توجه است. همچنین اذعان ریچاردسون به امکان ظهور مهدیان دروغین در میان اهلسنت –به علت روایات مشکوک موجود در کتب عامه- و عدم امکان ظهور و موفقیت مهدی خودخوانده در میان شیعیان –به علت اعتقاد به مهدی مشخص و نیز ضابطهمندی فقیهان شیعه- از اهمیت بالایی برخوردار است.
1) منبع مقاله:
درآمد: این روزها اسلام هراسی رنگ و بویی جدید به خود گرفته است. سخنرانان و نویسندگان بسیاری در غرب سوار بر این موج شدهاند و به هر بهانهای بر اسلام میتازند. جالب این است که کلیدواژهای جدید در ادبیات این سخنوان بر واژههای ترسآور اسلامی افزوده شده و آن چیزی نیست جز «مهدویت». در این راستا مقالهای از «تیموتی فرنیش» در زمینه رفتار و گفتار اخیر اوباما در مقابل مسلمانان در ادامه میآید. در این مقاله وی به همین مطلب پرداخته است.
اوباما، ذمی است یا کودن؟
وقتی من در سال 2008 به ایران رفتم (جهت شرکت و ارائه مقالهام در کنفرانس مهدویت) یکی از ارائهدهندگان مسلمان، در مورد آیندهی مهدیه (نظام مهدوی) صحبت میکرد و آنرا حکومت نظامی جهانی میخواند که در آن مسیحیان مختارند که یا به اسلام تغییر دین داده و به حقانیت امام دوازدهم اعتراف کنند و یا اینکه بمیرند. هرکس که چشم دیدن و گوش شنیدن دارد میداند که هم شیعیان و هم سنیها (اعم از الشباب و معارضان سوری یا پاکستانی {افرادی که اخیراً تعداد زیادی مسیحی را به نحوی کشتهاند}) و همه مسلمانان در انتظار مهدی هستند تا مسیحیان را مجازات کند و آزار دهد. در واقع علیرغم اینکه مسیحیان
از جهت تعداد پیرو (با 2.2 میلیارد پیرو) بزرگترین مذهب جهان هستند ولی بیشترین آزارها و اذیتها را مسیحیان معتقد در جهان چشیدهاند و آنهم به دست پیروان دومین دین بزرگ جهان یعنی اسلام. (1)(از میان 10 کشور بسیار پرخطر برای مسیحیان، 8 کشور با جمعیت غالب مسلمان هستند) (2)
سه شنبه گذشته پریزیدنت اوباما سخنرانی طولانی را در سازمان ملل انجام داد و گفت که دو مشکل بزرگ در خاورمیانه پیگیری سلاحهای هستهای ایران و کشمکش اسرائیل-فلسطین است. او مطابق روش مسالمتجویانه خود، به جز به اختصار، هیچ اشارهای به تروریستها و افراطیون فرقهای نکرد.
شستشوی خشونت اسلام توسط اوباما -خشونتی که هم در قرآن آمده و هم در حدیث (گفتههای {حضرت} محمد مؤسس اسلام)- تا آنجا رفت که او حتی به فتوای {آیتالله} خامنهای رهبر عالی رتبه ایران در مورد تحریم سلاحهای هستهای هم اشاره نمود؛ فتوایی که وجود خارجی ندارد! (3)
http://www.usnews.com/opinion/blogs/world-report/2015/02/18/irans-nuclear-weapons-fatwa-is-a-myth
این در حالی است که با جستجوی مختصری در سایت مقام معظم رهبری، میتوان به راحتی به این فتوا دست یافت. ر ک:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=228
1) فارغ از نادرست و غیراسلامی بودن رفتار بسیاری گروههای به ظاهر مسلمان –که بدون مجوز شرعی اقدام به کشتار افراد بیگناه اعم از مسلمان یا مسیحی مینمایند و تصویر نادرستی از اسلام را به جهانیان عرضه میکنند، این ادعا که مسلمانان عامل اذیت و کشتار مسیحیان جهان هستند، بسیار مضحک و عجیب است. در حالیکه در قرن اخیر بسیاری جنگها توسط غیرمسلمانان شکل گرفته و عامل کشتار عظیم در سراسر جهان بوده است (همچون جنگهای اول و دوم جهانی یا جنگ بالکان و ...) تهاجمات نیروهای غربی علیه کشورهای اسلامی نیز عامل کشتار بسیاری شهروندان این کشورها در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه و ... بوده است. ظاهراً خون مسیحیان از مسلمانان رنگینتر است که به محض کشته شدن چند مسیجی ندای اسلامهراسانه در تمامی رسانههای غربی اوج میگیرد ولی وقتی دهها هزار انسان بیگناه در افغانستان، عراق و ... با حملات ناتو و آمریکا کشته میشوند، هیچ بازتاب خاصی در این رسانه ها دیده نمی شود!
2) http://www.reuters.com/article/2013/01/08/us-religion-christianity-persecution-idUSBRE9070TB20130108
3) در زمان ارائه فتوای مقام معظم رهبری، برخی رسانههای غربی به هیاهو پرداخته و ادعا کردند این فتوا وجود خارجی ندارد از جمله مقالهای که در آدرس زیر آمده است:
او همچنین گفت که «سازمان ملل برای جلوگیری از جنگ بین کشورها تشکیل شد ولی اکنون همت خود را صرف جلوگیری از کشتار در داخل کشورها میکند.» اشاره او به سوریه بود ولی رییسجمهور هیچ توجهی به سرنوشت مسیحیانی که در کشورهایی همچون نیجریه، پاکستان یا عراق خونشان ریخته میشود و توسط اخوان المسلمین در مصر کلیسایشان به آتش کشیده میشود، نکرد.
برخی اظهارنظرهای به ظاهر مثبت اوباما در مورد اسلام، بهانهای به دست امثال فرنیش داده تا او را مدافع مسلمانان بدانند.
اوباما ممکن است عقبه مسلمان نداشته باشد ولی آیا شک دارید که بسیاری آمریکاییان او را مسلمان میدانند؟ (1)او به ندرت در کلیسا حضور مییابد و مشاوران نزدیک سیاسی او همگی از طرفداران مسلمانان هستند... چرا؟ شاید بهترین جواب مختصر به این سؤال این باشد که
1) http://www.huffingtonpost.com/2012/07/26/obama-muslim_n_1706522.html
چپگرایان آمریکا که اوباما را به طور اغراقآمیزی میستایند و به او چهرهای مسیحایی میدهند، هنوز باور دارند که مسیحیت بزرگترین دشمن شعور و پیشرفت است و هیچیک از احکام اسلامی همچون زنستیزی، چندهمسری و یا کشتار و سربریدن دشمنان آنها را متقاعد به تغییر نظرشان نمیکند.
اینها همه در حالی است که ما مسیحیان هم صدای واحدی در مقابل مسلمانان نداریم و هریک از مذاهب کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس و یا اوانجلیستها به جای محافظت از یکدیگر در مقابل مسلمانان، به فکر چیزهای دیگر هستیم. علاوه بر اینکه نگاهی به آمار مؤسسه پیو (1)حقایقی قابل توجه را در پیش چشم ما میگذارد؛ به عنوان مثال این آمار میگوید در بیشتر کشورهای اسلامی مسلمانان طرفدار اجرای قانون «شریعت» هستند و یا اینکه 28 درصد مسلمانان 39 کشور آمارگیری شده موافق بمبگذاری جهت ایجاد صلح و عدالت هستند و این یعنی 448 میلیون طرفدار برای تروریستهای مسلمان. حتی 20 درصد مسلمانان آمریکا نیز همین نظر را دارند.
حال سؤال اینجاست که رفتار اوباما به که میماند: یک فرد ذمی (مسیحی تحت انقیاد قانون اسلامی) فرمانبردار و یا یک داعی (مبلغ اسلامی) باهوش و یا انسان کودنی که خود را به نفهمی زده است؟ (2)
http://frontpagemag.com/2013/timothy-furnish/obama-dhimmi-or-dunce
درآمد: تیموتی فرنیش در مقالهای که در نوامبر 2013 (آبان 1392) منتشر کرده (1)به زمینههای مهدیگرایی میان گروهها و فرقههای اسلامی میپردازد و از سناریوهایی سخن میگوید که به زعم او توان ابراز وجود مهدیان جدید را فراهم میسازد. از آنجا که تخصص فرنیش در زمینه تاریخ و فرقههای اسلامی و البته به طور خاص مهدیگرایی اسلامی است، خواندن این متن نکات مهمی را از شیوه نگاه متفکران و نویسندگان غربی به موضوع مهدویت و تأثیر آن در جهان اسلام نمایان میسازد.
چندوقت قبل یکی از دوستان/دنبال کنندگان من در توییتر در مورد سناریوهایی سؤال کرد که ممکن است قابلیت ایجاد حرکتهای مهدیگرایانه در بین جهان مدرن مسلمانان داشته باشد. من هماکنون تلاش میکنم مجموعهای قابل قبول از رویدادهایی را بیان کنم که حول یک مدعی مهدویت را در بر میگیرد و توسط تعداد معتنابهی از مسلمانان دنبالهروی میشود و در نتیجه یک حرکت سیاسی و نظامی بدل میگردد،.
1) http://mahdiwatch.org/2013.11.01_arch.html
در ابتدا لازم است توجه کسانی که این مطالب را به سخره میگیرند، به دادهها و نتایج آمارگیری تجربی -که توسط مؤسسه پیو در 2012 تحت عنوان «مسلمانان جهان: اشتراکها و تفاوتها» انجام شده (1)- جلب کنم. اطلاعات آمارگیری شده در مورد مهدویت به ویژه در مواردی که من در مقاله خود برای HNN سال گذشته نوشتم، (2)
http://hnn.us/article/147714
اوضاع عجیب و قابل توجهی را نشان میدهد مثلاً 42 درصد مسلمانان در 23 کشور به ظهور قریبالوقوع (در طول زندگی خود) مهدی اعتقاد دارند. تعداد این افراد به حدود 670 میلیون نفر در جهان واقع میرسد. اعتقاد به آمدن مهدی در کشورهای افغانستان (83%)، عراق (72%)، ترکیه (68%) تونس (67%) مالزی (62%) پاکستان (60%) لبنان (56%) مراکش (51%) مناطق فلسطینی (46%) و مصر (40%) بالاترین نرخها را داراست. اگرچه در نظریههای آکادمیک مهدویت تنها باقیماندهای از قرون وسطی در اسلام تلقی میشود (3)که توسط افراد کم سواد و حاشیهای پشتیبانی میشده، به عکس مهدویت در جهان اسلامی بسیار قوی بوده و خارج از بحثهای فرقهای مشاهده میشود؛ از میان 10 کشور بالا تنها دو کشور عراق و لبنان اکثریت شیعیان را دارند و دیگران به طور واضح سنی هستند.بنابراین مهدویت امروزه چنان عقیدهای مهم و قوی در میان جهان اسلام است که تاکنون سابقه نداشته و اگرچه در گذشته تمایل به عینیت بخشی به آن در میان شیعیان و اهلسنت بوده ولی هیچگاه موفقیت خوبی {از آن حرکتها} به دست نیامده است. به عنوان مثال
1) http://www.pewforum.org/2012/08/09/the-worlds-muslims-unity-and-diversity-executive-summary
2) آدرس اصلی مقاله فرنیش در آدرس زیر است و ترجمه این مقاله در مقالات قبلی ذکر گردید. (م)
3) منظور فرنیش نظرات افرادی همچون دارمستتر، فان فلوتن یا گلدتسهیر است که مدعی بودند در مهدویت در جریانات پس از صدر اسلام و توسط عدهای از مسلمانان با هدف مشروعیت سازی برای خود ساخته و به اعتقادات اسلامی افزوده شد. برای اطلاعات بیشتر ر ک: کتاب «شرق شناسی و مهدویت» تالیف دکتر سید رضی موسوی گیلانی (م)
ابنتومرت (1)(متوفی 1130 میلادی) ادعای مهدویت میکند و حرکتی پایهگذاری مینماید که بسیاری مناطق مراکش، الجزایر، تونس و اسپانیا را به تصرف در میآورد. شیعیان اسماعیلی بر مصر در قرن دهم میلادی تسلط مییابند و خلیفه/امام آنها بر آنجا و نیز مناطقی از مغرب و حجاز حکم میراند تا آنکه صلاح الدین ایوبی به حکومت این سلسله در 1171 پایان میدهد. محمد احمد سودانی (متوفی 1885) که شاید معروفترین مهدی در تاریخ باشد (البته به خاطر کتاب معروف جنگ رودخانه نوشته چرچیل (2)
http://fa.wikipedia.org/wiki/وینستون_چرچیل
و نیز فیلم خارطوم (3)http://www.imdb.com/title/tt0060588
) {از جمله دیگر این افراد است}. امپراطوری عثمانی قرنها توسط برخی ترکها (صوفیان اهل سِر) مورد آزار قرار گرفت که خود را مهدی میشمردند و شورشها را رهبری میکردند. (با همین نگاه باید به مهدی سودانی در عصر عثمانی نگریست) حتی در سال 1930 هم یک مهدی خودخوانده در ترکیه جمهوریخواه نمایان میشود. عقیده مهدویت شیعیان دوازده امامی، انگیزهی اساسی برای انقلاب آیتالله خمینی در 1979 بود ولی درست در همان سال جنبش جهیمان العتیبی (م 1980) و فامیل مسیحاگونه او محمد القحطانی (م 1979) در عربستان سعودی حادث میشود. البته از 1979 حرکتهای مهدیگرایانه در مقایسه با قبل ضعیفتر شدهاند. جمهوری اسلامی ایران، تنها دولت آذوقهرسان {و مبلغ} این سیستم عقیدتی است. در بخش غیر دولتی عراق (کشوری که پیش از این توسط آمریکا اشغال شده بود) نه تنها شاهد ظهور جیش المهدی مقتدی صدر و حتی شاخه خشنتر آن یعنی «عصائب اهل الحق» بود بلکه گروههای کمتر شناخته شده مانند «انصار المهدی»، جهادگرایان افراطی «جندالسماء» و جنبش خیرخواهانه«جیش حسین» هم نمودار شدند. جیش المهدی دارای قدرتی سیاسی در عراق شده است و عناصر جیش السماء هم به درگیری با نیروهای آمریکایی و عراقی میپردازند و اگر از صندوقهای رای موفق نشوند با تفنگ وارد عمل میشوند. به همین ترتیب حرکتهای مهدیگرایانه غیر دولتی در مراکش (با نام انصار المهدی) و قرقیزستان (جیش المهدی) هم وجود دارد. ظهور موردی و منفردانه منجیها در سالهای اخیر در عربستان سعودی گسترش یافته که علت اکثر آنها آزردگی از حکومت بوده و از زمان جنبش العتیبی و پیروانش که منجر به تصرف سه هفتهای مسجدالحرام شد، تا کنون ادامه داشته است. نیجریه هم یک حرکت مهدیگرایانه که با عنوان یان تاتسین (Yan Tatsine) (1)شناخته میشود در میان سالهای جنگ جهانی دوم و انتهای دهه 1970 داشته است. از 1947 تاکنون در هند و پاکستان مسلمانان مهدیگرای بسیاری ظهور و گسترش فعالیت داشتهاند که یوگیندر سیکاند (Yoginder Sikand) (2)نویسنده شهیر هندی در کتاب خود به نام «جنبشهای منجیان دروغین معاصر در آسیای جنوبی» (3)نام آنها را به تفصیل آورده است. همچنین ترکیه خانهای برای زنجیره مهدیگرایان غیر جهادی بوده که در این سالها توسط عدنان اکتار یا همان هارون یحیی توسعه یافته و پیروانش ادعا میکنند حمایت و تلاش مجدد او بر عقاید صوفیانه و متافیزیکی سعید نورسی (4)
http://en.wikipedia.org/wiki/Said_Nursi & fa.wikipedia.org/wiki/سعید_نورسی
(م 1960) او را به مهدی واقعی بدل کرده است.1) http://en.wikipedia.org/wiki/Yan_Tatsine
2) http://en.wikipedia.org/wiki/Yoginder_Sikand
3) Pseudo-Messianic Movements in Contemporary South Asia, Global Media Publications, 2008.
4) سعید نورسی (1878-1960) معروف به بدیعالزمان الهیدان معروف سنی مذهب بود که به واسطه عقاید وی (از جمله استفاده از علوم جدید در مسائل دینی) و برخی فعالیتهایش (از جمله تدریس علوم مذهبی در مدارس سکولار و بالعکس) معروف بوده و در سراسر جهان و به ویژه ترکیه طرفداران بسیاری دارد. برای اطلاعات بیشتر ر ک: (م)
این تصویر را فرنیش برای مقاله کنونی برگزیده است
حرکت مهدیگرایی به سمت قدرت –چنانکه جان اولاف بلیچفلت (Jan-Olaf Blichfeldt) در کتابش «مهدویت اولیه: سیاست و مذهب در دوره تشکیل اسلام» (1)گفته است- سه مرحله دارد: 1- انتشار تبلیغات احیاگری با هدف تضعیف و نفی حکومت (اسلامی) موجود 2- شکلگیری یک «جنبش دینی نظامی» معارض و تلاش برای به دست گرفتن قدرت 3- پیروزی و یا تشکیل یک دولت مستقل جداگانه براساس اعتقادات مهدیگرایانه – که البته در نهایت شور و شوق ایدوئولوژیک حرکت کم میشود و پس از چندی سرکوب یا جایگزین میشود (البته گاهی پس از چندین سال) بسیاری حرکتهای پیش از زمان معاصر تا مراحل یک و دو پیش میرفتند و برخی مانند ابن تومرت، مهدی سودانی و دیگران در مقیاس کوچکتر حتی به مرحله سوم هم رسیدند. اگرچه از 1979 به بعد حرکت مهدیگرایانهای نتوانسته از مرحله دوم گذر کند (العتیبی) و بسیاری در همان مرحله اول گیر کردهاند (گروههای ذکر شده در عراق، مراکش و قرقیزستان و نیز طرفداران مهدیانی که از طریق
1) Early Mahdism: Politics and Religion in the Formative Period of Islam, Brill, 1985.
جزوات، مقالات و وب سایتها تبلیغ میکنند) به نظر میرسد حرکتهای مهدیگرایانه معاصر برای کسب جایگاه میان مسلمانان نه به عنوان یک سیستم عقیدتی صرف بلکه یک حرکت سیاسی و حتی نظامی محکم، رسیدن به مرحله سوم نیازمند کسب حمایت از یکی (یا بیشتر) از موارد زیر هستند: 1- یک دولت 2- یک سازمان چندملیتی و یا 3- یک سازمان تروریستی.
غیر از جمهوری اسلامی ایران که شیعه دوازده امامی، مسلکِ حاکم است ولی –به دلیل مخالفت اهل سنت- در تبلیغ و دعوت به مهدویت با محدودیتهایی در یمن، آذربایجان، لبنان و برخی مناطق کوچک دیگر روبروست، مهدویت دولتی در بهترین حالت با دورنمای ضعیفی روبروست. (حتی در ایران نیز هیچکس جرأت ندارد ادعا کند که «مهدی» است. به خاطر اینکه این کار امید به آمدن امام دوازدهم را که علت بقای رژیم است، به کل از بین میبرد) (1)اگرچه مردی که ادعای مهدویت کرده بود در {انتخابات} ریاست جمهوری مصر حضور داشت و تعدادی از مهدیان خودخوانده در مساجد عربستان در چندسال گذشته اعلام حضور کردند، مشکل است بتوان در کشورهای مسلمان سنی سناریویی را رؤیاپردازی کرد که در آن مدعی مهدویت ابتدا در انتخابات پیروز شود یا کنترل قدرت را به دست بگیرید. راه او برای قدرت احتمالاً از یک جایگاه غیر دولتی آغاز میشود.
در مورد سازمانهای چندملیتی با گرایش اسلامی چطور؟ 4 نوع معروف این سازمانها عبارتند از سازمان همکاریهای اسلامی (Organization of Islamic Cooperation)، اخوان المسلمین (Muslim Brotherhood)، حزب التحریر (Hizb al-Tahrir) و حزب گمنام و البته بسیار بانفوذ جماعت تبلیغی (Tablighi Jama`at). سازمان همکاریهای اسلامی که در واقع سازمان ملل اسلامی است (به علاوه اینکه دومین سازمان متنفذ چندملیتی پس از سازمان ملل است) و پتانسیل سازمانی به عنوان سکوی پرش خلافت جدید در حال حاضر مورد
1) این ادعای فرنیش عاری از حقیقت است چراکه به دلیل اعتقاد شیعیان دوازده امامی به مهدی مشخص، امکان چنین ادعاهایی در میان ایشان وجود ندارد و این مطلب ربطی به سیاستگذاری رهبران جمهوری اسلامی ندارد. (م)
بررسی قرار گرفته است. اخوان المسلمین بهترین جنبش اسلامی-سیاسی در جهان اسلام (اهل سنت) در درجه اول عرب –البته نه منحصراً- میباشد. حزب التحریر یک جنبش فراملی برای احیای خلافت (حکومت یک مرد بر مسلمانان در دیدگاه اهل سنت) است که در بسیاری از کشورها (به غیر از ایالات متحده) فعالیتش به عنوان گروه تروریستی ممنوع شده است. جماعت تبلیغی جنبشی اسلامی به ظاهر غیر سیاسی با هدف تجدید دین است که اگرچه در هند آغاز شد ولی در بسیاری کشورها گسترده و گفته میشود بیش از 80 میلیون عضو دارد. سازمان کنفرانس اسلامی توسط افرادی شکل گرفت که برای اتحاد وسیعتر اسلامی تلاش میکنند و در آرزوی روزهایی هستند که «اسلام» تنها وزنه جهانی معادل «مسیحیت» غرب گردد. ولی مطمئناً این گروهها نه مرموزند و نه منجیگرایانه و بنابراین هرگونه تلاش توسط مهدیان خودخوانده برای انتخاب به عنوان دبیرکل این سازمان احتمالاً با موانع بسیاری مواجه میشود. اخوان المسلمین برخلاف سازمان همکاریهای اسلامی جنبش محافظهکار مردمی و محبوب اهلسنت (معمولاً عرب زبان) است که با هدف وحدت اسلامی و جکومت از طریق جامعه اسلامی شده پا گرفت چنانچه مؤسس آن حسن البنا (م 1949) و جانشینش سید قطب (م 1966) با عرفان و تصوف –که منشأ معمول مهدویت بوده- مدارای کمی دارد. به سختی میتوان تصور کرد تکنوکراتهای اسلامی مانند محمد مرسی (1)با عقاید مهدیگرایانه سازگاری پیدا کنند. در حالی که فعالیتهای سازمان همکاریهای اسلامی در سطح ضعیف وزارت خارجه بین کشورهای اسلامی و همچنین فعالیتهای محلی سیاسی اخوان المسلمین در کشورهای اسلامی ادامه دارد، حزب التحریر با فعالیت در هر دو جنبه البته بدون کمک گرفتن از نهادهای دولتی (و گاه با مخالفت و ممنوعیت دولتها) فعال است. حزب التحریر تلاش دارد خلافتی جدید –همچون زنگبار (تانزانیا)- تعریف کند و امیدوار است مسلمانان به آن پیوسته و حکومت موجود را تغییر دهند و صدافسوس برای آنها تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده! این گروه هنوز در بسیاری کشورها (از جمله ایالات متحده) فعال است و به فعالیتهای نظری و
1) در زمان نوشتن این مقاله، محمد مرسی رییس جمهور مصر بود. (م)
کنفرانسهای خود -در مورد اینکه چطور ممکن است دوباره خلافت ایجاد شود- ادامه میدهد. و باید توجه داشت خلافت بستری بسیار مناسب برای ظهور یک مهدی خودخوانده است. جماعت تبلیغی که سازمانی گستردهتر و مسلماً بانفوذتر در میان سازمانهای اسلامی فراملی است، بیشتر همچون فعالیت نهاد کلیسای کاتولیک برای ایمان عوام و عملگرا کردن ایشان گام بر میدارد. اگرچه این جماعت توسط برخی به عنوان «نوار نقاله» برای تروریسم انگاشته شده ولی این کلام را در صورتی میتوان صحیح دانست که جماعت تبلیغی را به عنوان راهی به سمت تبعیت سختگیرانه از سنتهای قدیم، بنیادگرایی و هنجارهای اسلامی بدانیم. البته برخلاف اخوان المسلمین، جماعت تبلیغی کاملاً با تصوف اسلامی مخالف نیست و حتی برخی شیوههای صوفیانه (همچون ذکر، یاد خداوند از طریق ادعیه مکرر) را در روشهای خود به کار میگیرد. احتمال برخاستن و ظهور یک رهبر مسلمان تصوفگرا با شخصیت کاریزماتیک که تعلقات مهدیگرایانه نیز دارد، از صفوف جماعت تبلیغی بیشتر از سازمانهای دیگر اسلامی است. اگر چنین شخصی فاصله میان جماعت تبلیغی و حزب التحریر را پرکند، تلفیقی بسیار مناسب از پارسایی سلفی، شبیه سازی محمدی و دستیابی فراملی به آخرین برنامههای سیاسی به همراه تعصب و عملگرایی پدید میآید و در این حال خلافتی غیر دولتی با مسئولیت «مهدی» امکانپذیر میشود. چون هردو گروه سنی هستند کسی نمیتواند آنها را به بدعتگرایی شیعی متهم کند. بزرگترین مانع برای «مهدیه (1)تلفیقی» مذکور، ممکن است شاخه تکنوکرات حزب التحریر (شبیه اخوان المسلیمن) باشد که البته دور از ذهن نیست که با تعصب بالای افراد این حزب برای حاکمیت یک فرد اسلامی مرتفع شود و مهدی به عنوان خلیفهای فوقالعاده مورد پذیرش قرار گیرد.
1) منظور از مهدیه در کلام فرنیش، حکومتی است که بر اساس الگوی مهدویت اسلامی یا توسط مهدی شکل گرفته است. (م)
فرنیش در کتاب خود (مقدسترین جنگها) به بسیاری نهضتهای اسلامی که برپایه شعارهای مهدوی شکل گرفته، اشاره کرده است.
در مورد گروههای تروریست مسلمان چطور؟ آیا ممکن است یکی از آنها متمایل به مهدویت گردد؟ بسیاری وهابی/سلفیها یا اخوان المسلمین و نیز بسیاری مسلمانان متمایل به ایشان مصرانه با تصوف در اسلام مخالفند و بنابراین احتمالاً با مهدویت نیز روی خوشی ندارند. اما شکاف بین سلفیها و متصوفه که در مورد آن اغراق زیادی هم شده، همیشه مطلق نیست. در گذشته صوفیان برخی جهادهای خشونتآمیز را در طول تاریخ برپا کردهاند و بسیاری از مهدیان (دروغین) سنی از متن صوفیان برخواستهاند (که دلیل آن آمادگی پذیرش دستورات رهبری کاریزماتیک و سازمان شبه نظامی موجود بوده است). حتی امروزه برخی از فرقههای صوفی مانند قادریه با سلفیها در مورد اهمیت شریعت و حکومت اسلامی موافقند. دیگر فرقهها همچون نقشبندیها نیز در طول تاریخ تمایل خود را برای جهاد در مقابل دشمنان اسلام نشان دادهاند. پیش از این ایجاد تلفیقی از تصوف با سلفیگری و یا افکار اخوان
المسلمین توسط سعید حوی (1)صوفی نقشبندی اهل سوریه مطرح شده بود. او هم به اخوان المسلمین تعلق داشت و هم فرقه نقشبندی را به عنوان راهنمای معنوی برای فعالیتهای سیاسی اخوان المسلمین در سر میپروراند و البته قائل به این نظریه بود که جهاد تا زمان اعاده خلافت، منطقهای ممنوعه است و نباید به آن وارد شد. حداقل یک گروه صوفی تروریستی اکنون وجود دارد (گروه عراقی جیش رجال الطریقه النقشبندیه) و بسیاری دیگر از آنها عقاید آخرالزمانی بسیار قوی دارند (مانند شاخه حقانی از نقشبندیه) در میان سلفیها، حداقل برخی از این گروهها با تمایلات مهدیگرایانه و آخرالزمانی وجود دارند که از جمله آنها جبهه النصره در سوریه هستند که اعضای آن در حال حاضر جنگ داخلی این کشور را طلیعه حوادث آخرالزمان که در روایات اسلامی بدان اشاره شده میدانند. حداقل 10 گروه در لیست گروههای تروریستی وزارت خارجه هستند که مدعی مبارزه برای اعاده خلافت هستند: تمام گروههای وابسته به القاعده، گروه ابوسیاف (2)(فلیپین)، لشکر طیبه (3)(جنوب آسیا)، جماعت اسلامی (4)(جنوب شرق آسیا)، حرکه الجهاد الاسلامی (5)(بنگلادش)، الشباب (6)(شرق آفریقا)، مجاهدین هند (7)و به احتمال زیاد تشکیلات عبدالله عزام (8)(بین المللی). اگرچه این موضوع به خودی خود مهدویت نیست ولی به صورتی که در مورد حزب التحریر ذکر شد، هر خواسته برای ایجاد حکومت اسلامی تحت دستور یک فرد خود بخود با مهدویت تکمیل میشود که در آن ضرورتاً حاکمیت آخرالزمانی یک فرد مطرح میشود. چنانکه گزارشها نشان میدهد اعضای القاعده، احترام و تقدیس عرفانی خاص –اگر نگوییم مهدیانگارانه- در مورد اسامه
1) ar.wikipedia.org/wiki/سعید_حوی
2) http://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Sayyaf
3) http://en.wikipedia.org/wiki/Lashkar-e-Taiba
4) http://en.wikipedia.org/wiki/Jemaah_Islamiyah
5) http://en.wikipedia.org/wiki/Harakat_Ul-Jihad-I-Islami
6) http://en.wikipedia.org/wiki/ Al-Shabaab_(militant_group(
7) http://en.wikipedia.org/wiki/Indian_Mujahidin
8) http://en.wikipedia.org/wiki/Abdullah_Azzam_Brigades
بن لادن دارند (به کتاب من مقدسترین جنگها صص 156 به بعد مراجعه نمایید) هریک از رهبران آینده القاعده که برای اجرای «موفقیتآمیز» حمله شدیدتر از یازده سپتامبر به آمریکا و اسرائیل برنامهریزی میکند –مثلاً از طریق سلاح اتمی-، ممکن است مُهر کارآمد خلافت و یا حتی مهدویت را برای گردآوردن نه فقط گروههای تروریستی بلکه گروههای همچون حزب التحریر یا جماعت اسلامی را به کار گیرد. اگرچه ممکن است این کار با یک «مهدیه مجازی» و بدون مرکز جغرافیایی و در عین حال با رهبری ناایستا و فراملی با موجودیتی مسیحایی صورت پذیرد که وفاداری سیاسی و مذهبی دهها و شاید صدها میلیون مسلمان را شامل میشود و جنبه نظامی آماده به خدمت بسیاری گروههای تروریستی اسلامی را در اختیار دارد. چنین رهبری حتی ممکن است بتواند حمایت (و حتی چه بسا تبعیت) گروههای شیعیان دوازده امامی مانند حزبالله لبنان یا گروههای شیعی عراق را جلب کند اگر شجرهنامه خود را به یکی از امامان دوازده گانه شیعی برساند (چنانچه چنین امری در قرن 15 میلادی در جریان مهدی (خودخوانده) هندیان - سید محمد جونپوری (1)- صورت گرفت که اگرچه سنی مذهب بود ولی ادعا میکرد از تبار موسی الکاظم امام هفتم شیعیان است)
مهدویت به لحاظ تاریخی با اعتقاد مجدد – احیاکننده اسلام که در چند حدیث ذکر شده هر 100 سال یکبار میآید – هم گره خورده است بنابراین انتظارات آخرالزمانی در اسلام با نزدیک شدن ابتدای هر قرن به تاریخ مسلمانان (هجری قمری) افزایش شدیدی خواهد داشت چنانچه ما در جریان العتیبی در 1979 میلادی (مصادف با 1400 هجری قمری) و یا مهدی سودانی در 1881 میلادی (مصادف با 1300 هجری قمری) و یا موارد دیگر میبینیم. سال 1500 هجری قمری در 2076 میلادی اتفاق خواهد افتاد. چنانکه نتایج آمارهای تجربی مؤسسه پیو، نشان از اعتقادات آخرالزمانی قوی میان مسلمانان دارد، احساس عمومی و فراگیر استعمار و قربانی شدن تحت دستان غرب (و البته روسیه) مسیحی مذهب نیز در اجتماعات عمومی اسلامی در حال رشد است. نفوذ رو به رشد جنبشهای اسلامی فراملیتی مانند تقوای
1) http://en.wikipedia.org/wiki/Sayyid_Muhammad_Jaunpuri
جماعت اسلامی و یا سیاست حزب التحریر و همچنین ادامه (و در واقع رونق) محبوبیت و قدرت راهاندازی جهاد توسط گروههای تروریستی و نیز ظهور یک جنبش سیاسی و/یا نظامی مهدیگرایانه در دهههای آتی، شرایط را تا رسیدن به آن تاریخ مساعد میکند.
خط پایان: اتحاد گروههای غیر دولتی مانند جماعت تبلیغی و/یا حزب التحریر با مرکز القاعده (و به احتمال زیاد سازمانهای تروریستی جنوب آسیا) با نامگذاری یک فرد به عنوان خلیفه که به تدریج معلوم میشود او خود را «مهدی» به حساب میآورده، بهترین مسیر ممکن برای مهدیگرایی مدرن است. چنین جنبش فرضی بسیار قوی و خطرناک خواهد بود حتی اگر صرفاً در مرحله حکومت دینی و نظامی سرکش متوقف شود. باید این مهدی جدید و پیروانش پشتیبانی یا حتی حاکمیت یک کشور با اکثریت مسلمان را کسب کند (آیا این کشور مصر، ترکیه یا عربستان تجدیدیافته {و متحول شده} است؟) که با این کار به مرحله سوم مهدویت سیاسی گام بر میدارد و جهان دیگر در دست اوست؛ به ویژه اگر تسلیحات هستهای کشوری مانند پاکستان را نیز به دست آورد. من نمیتوانم تا سال 2076 زنده بمانم ولی جشنی که پسرانم (و شاید نوه هایم) برای سیصد سالگی آمریکا میگیرند شاید همزمان با تهدید «مهدی اسلامی» {دیگری نسبت به ما} باشد. (1)
1) فرنیش مدعی است تجربه تاریخی اسلام نشان میدهد برخی مدعیان مهدویت در آغاز هر 100 سال قمری ظهور کرده و عدهای را هوادار خویش ساختهاند. (همانند ظهور مهدی سودانی در ابتدای قرن 14 و ظهور جهیمان العتیبی در اوایل قرن 15) به تصور او این روند در آغاز قرن جدید قمری هم اتفاق خواهد افتاد و منجی اسلامی –که بنا به تبلیغات منفی امثال فرنیش برای منافع غرب خطرناک است!- در آن حوالی ظهور میکند و جهان غرب میبایست نسبت به این امر آمادگی پیدا کند! (م)
درآمد: امام مهدی علیه السلام در نگاه غربیان شخصیتی رمزآلود و خاص داشته است. نمود این نگاه را میتوان در رمانهای نویسندگان غربی در سالیان نه چندان دور مشاهده نمود. این نویسندگان با توجه به شخصیت و جایگاه خاص امام مهدی علیه السلام در میان مسلمانان و کشورهای خاورمیانه در رمانهای خود به این موضوع به نحوی میپرداختند تا از این رهگذر اشتیاق مخاطب غربی را به داستان خود برانگیزانند. این اشارهها در کتابهای قدیمیتر ناقص و بعضاً اشتباه بوده است و گرچه در سالیان اخیر با وجود کتابها و سایتهای متعددی که در موضوع مهدویت در غرب انتشار یافته این ابهام و نقص تا حدودی برطرف شده، ولی نگاه منفی این نویسندگان شکل جدیدی به خود گرفته است. در این نوشتار به نمونهای از این رمانها که حدود سه دهه قبل در ژانر جاسوسی و جنایی نوشته شده، پرداخته میشود.
نیک کارتر-ارباب قتل Nick Carter-Killmaster سری کتابهای ماجراجویانه جاسوسی بودند که از سال 1964 تا 1990 به چاپ رسیدند و تعداد آنها حداقل 261 رمان بوده است. این کتابها نویسنده واحدی نداشته و نیک کارتر تنها نام مستعاری برای نویسنده این کتابها بوده است. این داستانها مانند رمانهای جیمز باند معمولا پلیسی و جنایی بوده است.
روزگار مهدی - نویسنده گیلی لیندز - انتشارات برکلی – 1984
نویسنده واقعی کتاب روزگار مهدی -که طبق دانشنامه ویکیپدیا جلد 190 از این سری کتابهاست- خانم گیلی لیندز Gayle Lynds یکی از بهترین نویسندگان ژانر پلیسی و جاسوسی است که کتابهایش به عنوان کتاب سال در این ژانر انتخاب شده است. (1)
http://www.gaylelynds.com & http://en.wikipedia.org/wiki/Gayle_Lynds
داستان کتاب:
با به روی کار آمدن پادشاهی معتدل در عربستان سعودی، انتظار میرفت در نهایت شانسی برای آرامش در خاورمیانه به وجود آمده باشد ولی کودتاهای عناصر خودسر مذهبی دوباره این منطقه را در بستر جنگ قرار داده است.
آیا «مهدی» رمزآلود و مبهم در پس این خشونتهاست؟
نیک کارتر میخواهد پی به حقیقت ببرد ولی خیانتها باعث دورشدن او از هدفش شده است تا اینکه او در یک اتحاد ناخواسته به یک عامل "کا گ ب" ملحق میشود.
آنها با یکدیگر کودتاگران را که باعث ضربه به صلح جهانی هستند دنبال میکنند و نقشهای بسیار مخوفتر از آنچه تصور میکردند را کشف میکنند.
1) برای شناخت بیشتر این نویسنده به آدرسهای زیر مراجعه نمایید.
درآمد: برخی موضوعاتی که در تریبونهای رسمی ما مطرح میشود، به سرعت در میان غربیان مورد توجه و بررسی قرار میگیرد. یکی از این موضوعات، مسائل مرتبط با مهدویت است. امروزه به مدد رسانههای مختلف به ویژه در عرصه فضای مجازی و سرعت بالای انتقال داده، بازتاب این اخبار نیز به سرعت نمود مییابد. به نمونهای از این موارد و چگونگی بازتاب خبر توجه فرمایید:
امروزه نام تیموتی فرنیش (Timothy Furnish) به مدد تخصص و نوشتههای متعددش در عرصه مسائل آخرالزمانی اسلامی نامی مطرح در این حوزه به حساب میآید. (1)وی در مارس 2014 (انتهای اسفند 92) در مقالهای در وبلاگ خود به سخنان آیتالله امامی کاشانی در نمازجمعه تهران (2)بلافاصله واکنش داده است. بخشهایی از نوشته او (3)را مرور مینماییم:
وقتی من در تابستان 2008 برای ارائه مقاله خود (4)در کنفرانس سالانه دکترین مهدویت به تهران رفتم، در تعدادی کارگاههای این کنفرانس نیز شرکت کردم. در یکی از این کارگاهها،
یکی از نویسندگان در مورد این موضوع بحث خود را ارائه میداد که آیا مهدی به غیر مسلمانان اجازه تغییر دین خواهد داد یا همه ما (غیر مسلمانان) را به سادگی خواهد کشت. نظرات در این که احتمال کدام یک از گزینهها بیشتر است بین دو گروه تقسیم شد اگرچه چنان که من به خاطر دارم نظریه دوم گزینه بهتری تلقی گردید.
البته در مورد شیوه مطلوب کشتن مهدی تاکنون نظریهای رسمی ارائه نشده است ولی چنانچه در خبر خبرگزاری مهر ایران آمده و رضا خلیلی (1)
http://www.washingtontimes.com/news/2013/mar/7/the-wests-dangerous-naivete-on-iranian-nukes
آنرا در دیلی کالر (2)بازتاب داده است، اخیراً سخنران نمازجمعه تهران آیتالله محمد امامی کاشانی اخطار داده است که «وقتی امام زمان بیاید رهبران غربی را گردن خواهد زد» اگرچه او «با ملل مظلوم کاری ندارد».وی در ادامه تحلیل خود از این گفتار چنین میآورد:
1) رضا خلیلی –که احتمالاً نامی مستعار است- شخصی است که در اوج جنجال سازی غرب علیه برنامه هستهای به یکباره توسط رسانه های غربی به عنوان عضو پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جاسوس CIA در ایران مطرح شده و با حضور گسترده در رسانه های دیداری و نوشتاری غرب، مطالبی را به عنوان حقایق پشت صحنه برنامه هستهای ایران عنوان نمود. خلیلی –که هیچگاه ادعاهایش مبنی بر عضویت در سپاه و حضور در ایران به اثبات نرسید علاوه بر آنکه تناقضات قابل توجهی در حرفهای او دیده میشد- ادعاهای عجیب و غریب بسیاری در زمینه تلاش ایران برای ساخت سلاح اتمی و حمله به اسرائیل در آینده نزدیک مطرح ساخت و آنها را در کتاب خود با نام «زمانی برای خیانت» (A Time to Betray) در سال 2010 منتشر ساخت. از جمله مقالات او در رسانه های غربی را میتوانید در واشنگتن تایمز ببینید: (م)
2) http://dailycaller.com/2014/03/16/leading-iranian-ayatollah-islamic-messiah-will-behead-western-leaders
پیام جدیدی از خدا نمیآورد بلکه مأموریت {حضرت} محمد در تشکیل حکومت و خلافت و گسترش فتوحات اسلامی را محقق میسازد.
فرنیش از تصویر بالا –که در مورد نبرد رستم و افراسیاب در شاهنامه است- در این نوشته استفاده نموده و در ذیل آن نوشته است: «باز خوب است که مهدی تنها گردن کفار را میزند و آنها را مانند تصویر بر صلیب و نی نمیکشد!»
1) http://www.meforum.org/713/beheading-in-the-name-of-islam
علما و متفکران تأثیر گرفته از تفکرات نئو مارکسیسیتی. با رواج این تفکر، ایران پس از انقلاب توانسته شیعه را در میان توده اهلسنت آفریقا، جنوب شرق آسیا و حتی میان مسیحیان آمریکای لاتین گسترش دهد.
نقد و بررسی:
«دنیا آن 10-15 کشور بالاها نیستند منظورم آنها نیست، آنها اراذل و اوباش هستند که اگر امام زمان بیاید گردنشان را میزند، البته امام منتظر با با ملتها که همگی مظلوم هستند، کاری ندارند.»
همانگونه که مشاهده میگردد ایشان رهبران کشورهای ستمپیشه -که خود را حاکم و تصمیمگیر جهان میپندارند- را مشمول این حکم میداند و ملتها –که دستشان از این ستمها کوتاه و مبراست- را از این حکم خارج مینماید. حال سؤال اینجاست که چگونه شده نویسنده خود و تمامی مسیحیان را مشمول این حکم دانسته است؟!
روش گردن زدن در قدیم از جانب بسیاری –وشاید همه حکومتها و افراد- برای کشتن افراد استفاده میشده است و وجود این موارد در زمان گذشته اختصاصی به اسلام ندارد. این امر به اندازهای روشن و بدیهی است که برخی نویسندگان مسیحی (همچون دکتر دیوید
ریگان (1)) نیز به آن اذعان کردهاند. لازم به ذکر است در مورد اتهام این روش اعدام به اسلام، در مقالهای مستقل –که در ادامه این نوشتار آمده- پاسخ لازم و کافی داده شده است.
نمونهای از اعدامها –با گردن زدن یا سوزاندن- در قرون وسطی در اروپا
جالب است که حمایت جمهوری اسلامی از ملتهای مسلمان توسط فرنیش به مظلومیت تاریخی شیعیان و نیز تأثیرپذیری از تفکرات مارکسیسیتی تعبیر میشود! بدون آنکه نویسنده به خود زحمت دهد و نیم نگاهی به آیات قرآن (2)و احادیث بیشمار (3)در این زمینه بیندازد.
در مورد آخر فرنیش مدعی میشود در میان مسیحیان مدعی که با جنگ و خونریزی ظهور کند و خود را منجی بنامد دیده نمیشود؛ حال آنکه بسیاری مدعیان مهدویت در اسلام در چنین فضایی ادعا کردهاند. گرچه اصل این حرف ادعایی بیش نیست و میتوان موارد نقض در هر دو گفته یافت ولی نکته مهم اینکه تا قبل از رنسانس و قرون قبل از 16 میلادی، فضای حاکم بر کشورهای مسیحی فضایی خشن بوده و آینه تمامنمای این خشونت کلیسا بوده تا جایی که کوچکترین انتقاد با سخت و خشنترین مجازات پاسخ داده میشد و تجلی کامل آن در جنگهای صلیبی بوده است. پس نمیتوان ادعا نمود در فضای تاریخی این تنها اسلام است که چنین فضایی را تجربه کرده است.
درآمد: پس از توافقات اولیه در مورد برنامه هستهای ایران، سیاست خارجی دولت آمریکا بیش از گذشته در معرض حمله مخالفان داخلی، به ویژه جمهوریخواهان علیه اوباما و حزب دموکرات قرار گرفت. دلیل این امر –علاوه بر فراهم سازی مقدمات انتخابات بعدی ریاست جمهوری آمریکا- اتخاذ سیاستهای ناهمگام کاخ سفید با خواست رژیم نامشروع اسرائیل و در مقابل سیاستهای نرم در قبال مسائل ایران به ویژه در مسائل هستهای بوده است. آنچه موضوع را جالبتر میکند، ورود بحث «مهدویت» به این چالشها و کشمکشهاست. به نمونهای در اینباره توجه فرمایید:
پایگاه خبری اخبار مسیحیت (christianpost.com) در خبری با عنوان «میشل باکمن میگوید بازگشت قریبالوقوع عیسی نزدیک است و مذاکرات هستهای اوباما با ایران، طرفداری از جهاد اسلامی است» (1)در تاریخ 16 آوریل 2015 (27 فروردین 94) مینویسد:
1) http://m.christianpost.com/news/michele-bachmann-says-jesus-second-coming-is-imminent-obamas-nuclear-negotiations-with-iran-are-pro-islamic-jihad-137671
خانم میشل باکمن (1)
http://en.wikipedia.org/wiki/Michele_Bachmann
نماینده پیشین کنگره و نامزد جمهوریخواه، رییسجمهور اوباما را متهم کرده است که وی «طرفدار اهداف جهاد اسلامی» بوده و در حال زمینهسازی برای «امام غائب» و ظهور او در آخرالزمان است.وی با حضور در برنامه رادیویی «درک آخرالزمان»، سیاست خارجی رییسجمهور را همگام با افراطگرایان اسلامی دانست که هدف نهایی ایشان، فراهم آوردن دوران پایان جهان و هموارکردن راه برای منجی اسلامی است.
او با اشاره به استناد اوباما به گفته {آیتالله} علی خامنهای در مورد عدم پذیرش سلاح هستهای در اسلام، این گفته را «افسانه» دانسته و معتقد است یا اوباما «از کتاب مقدس مسلمانان هیچ نمیداند» و یا در تلاش است به دروغگوییهای خود به مردم آمریکا ادامه دهد. وی همچنین به گفته حسن روحانی رییسجمهور ایران اشاره میکند که دیپلماسی ایران با ایالات متحده را با تعبیر «جهاد فعال» عنوان کرده است.
«ملکه خشم» عنوانی است که مجله نیوزویک برای خانم باکمن برگزیده است.
باکمن در توضیح اهداف مسلمانان شیعی در مورد آینده چنین میگوید:
1) میشل باکمن (Michele Bachmann) یکی از نمایندگان سابق جمهوریخواه است که در طی 8 سال گذشته (2007-2015) از منطقه مینهسوتا در مجلس نمایندگان آمریکا عضو بوده است. وی یکی از کاندیداهای حزب جمهوریخواه برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 بوده و یکی از فعالترین افراد جنبش Tea Party نیز هست. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
«اسلام همچون شعلهای از آتش است چراکه آنان (مسلمانان) تصور میکنند متون مقدسشان در حال تحقق است. اگر شما یک شیعه باشید، اعتقاد خواهید داشت که به زودی امام غائب خود را خواهید دید و به پایان تاریخ رسیدهاید و پس از جنگی سراسری، صلح با استقرار دین اسلام بر جهان بدست میآید. حتی اگر مسلمانی سنی هم باشید، بازهم این دوران را پایان تاریخ میدانید.»
وی سپس به سراغ باور مسیحیان میرود:
«ما به عنوان مسیحی میدانیم که کلام خدا درست است. بیایید از خداوند بخواهیم تا معتقدان دریابند ساعت و زمانمندی خداوند برای آینده چگونه است.» برکمان همچنین کشیشان را مورد انتقاد قرار میدهد که چرا در مورد پایان تاریخ سخن نمیگویند؛ در حالیکه مسلمانان در حال آمادهسازی خود برای آمدن امام دوازدهم خویش هستند. وی در انتها میگوید: «آیا در میان این همه چیز که در روزنامهها و اخبار میبینیم، جای این بحث خالی نیست؟ واقعیت این است که بازگشت عیسی مسیح بسیار نزدیک است. آیا چیزی مهمتر از این بحث وجود دارد؟ ما باید زمان و افکارمان را از صبح تا شب به این امر اختصاص دهیم چراکه به نظر من تا آمدن مجدد مسیح، زمان بسیار کمی باقی مانده است.»
نکته:
توجه شدید برخی سیاستمداران غربی به جایگاه باورداشت مهدویت در میان مسلمانان و شیعیان، اگرچه در بدو امر جالب توجه به نظر میرسد ولی برداشتهای منفی و تبلیغات سوء این افراد و استفاده از مهدویت به عنوان عنصر سیاسی جهت اتهامزنی به طرف مقابل، امری مطلوب نیست. البته سوء استفاده مقامات آمریکایی از احساسات مذهبی مردم غرب (همچون تبلیغ بازگشت قریبالوقوع مسیح) جهت اغراض سیاسی امری رایج است.
درآمد: مهدویت به ویژه در دههی اخیر به موضوعی مهم در میان مستشرقانی که در موضوعات اسلامی تحقیق کرده و قلم میزنند، تبدیل شده است. بررسی نهضتهای مهدیگرا و مدعیان مهدویت و نیز توجه به ظهور منجی اسلامی را امروزه میتوان در لابلای نوشتههای بسیاری از این نویسندگان دید. کتابها و مقالاتی که هر از چند گاهی منتشر میشوند...
تیموتی فرنیش بار دیگر دست به قلم شده و تحقیقات مفصل خود را در زمینه مهدویت اسلامی در کتابی جمعآوری نموده است. این کتاب که «10 سال دلدادگی همراه با اردوگاههای مهدی» (Ten years captivation with the Mahdi's camps) نام دارد، تا
چندی دیگر منتشر میشود و چنانکه او در سایت خود وعده داده، حاوی مقالاتی است که در فاصله ده سال (2005-2015) در موضوعات مرتبط با مسائل آخرالزمانی و منجیگرایی در اسلام از او منتشر شده است.
در مورد عنوان و موضوع کتاب دو نکته قابل ذکر و تأمل است:
گزینش موضوع مسائل آخرالزمانی و منجیگرایی اسلامی به عنوان موضوع کتاب از آنجا نشات میگیرد که عمده فعالیت نوشتاری، گفتاری، مصاحبه، شرکت در کنفرانس و ... که توسط فرنیش صورت میگیرد، در این موضوع است.
علت انتخاب بازه 10 ساله نیز قابل توجه است. فرنیش کتاب اول خود با عنوان «مقدسترین جنگها، مهدیان اسلامی، جهاد ایشان و اسامه بن لادن»
(Holiest Wars: Islamic Mahdis, Their Jihads, and Osama bin Laden) را در سال 2005 منتشر نمود که برداشتی از پایاننامه دکترای وی در رشته تاریخ اسلام بوده است. علاوه بر آنکه وی سایت خود در موضوع مهدویت را در سال 2006 راهاندازی نمود و عمده مطالب منتشر شده در آن در همین موضوع بوده است. بنابراین عجیب نیست اگر او دوره 10 ساله اخیر را –که فعالیت عمده او در این موضوع بوده- به عنوان بازه زمانی کتاب انتخاب نموده است.
فرنیش در چندسال اخیر به طور متعدد در رسانههای غربی به عنوان کارشناس مسائل آخرالزمانی اسلام و نیز فرق اسلامی حضور داشته است.
البته وی -که از ابراز علنی مخالفت با اسلام ابایی ندارد و بارها آنرا در نوشتههای خود به نمایش گذاشته- کتاب دیگری نیز با عنوان «فرقهها، دروغها و خلافت: 10 سال
مشاهداتی از اسلام» (Sects, Lies, and the Caliphate: Ten Years of Observations on Islam) در دست انتشار دارد که به مقالات وی در مورد اسلام و فرق اسلامی و موضوع خلافت پرداخته است. (1)
https://www.amazon.com/Sects-Lies-Caliphate-Years-Observations/dp/0692623213
اگرچه باید چند ماهی منتظر ماند و دید که فرنیش چه مطالبی را در این دو کتاب ارائه میکند، ولی با ملاحظه سابقه منفی و ضدیت این نویسنده غربی و هممسلکان وی با اسلام و مهدویت، عجیب نیست اگر با کتابهای ضد مهدوی و ضد اسلامی دیگری در غرب مواجه شویم!
1) در زمان ویرایش مطالب این نوشتار، کتاب فوق منتشر شده است. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
درآمد: «مهدی مسلمانان همان ضدمسیح کتاب مقدس است.» این جملهای است که بر پشت جلد بسیاری کتابهای منتشر شده مذهبی در غرب جلوهگر شده است، هربار با رنگی نو و عنوانی جدید... و اینبار میشل یوسف -کشیش نامآشنای اوانجلیستی- دست بر قلم میبرد تا از این قافله عقب نمانده باشد. کتاب «آخرالزمان و راز و رمز مهدی» که فوریه 2016- اسفند 1394 به چاپ رسیده، حاصل تحقیقات ادعایی اوست.
مشخصات کتاب:
نام: آخرالزمان و راز و رمز مهدی (End Times and the Secret of the Mahdi)
نام نویسنده: دکتر میشل یوسف (Dr Michael Youssef)
تعداد صفحه : 272
ناشر: Worthy
تاریخ نشر: 23 فوریه 2016 (4 اسفند 1394)
زبان اثر: انگلیسی
دکتر میشل یوسف -کشیش 62 ساله مسیحی و اصالتاً مصری- بیش از 40 سال است که در آمریکا ساکن بوده و از جمله کشیشان معروف و شناخته شده در این کشور به شمار میرود
تا آنجا که سخنرانیهای او مملو از جمعیت و برنامههای مذهبی او (مانند برنامه
Leading The Way) از بسیاری شبکههای مذهبی آمریکا پخش میشود. وی کلیسای حواریون (The Church of The Apostles) (1)را در سال 1987 تأسیس کرده و بیش از 15 کتاب را در راستای تبلیغ مسیحیت –با نگاه اوانجلیستی- منتشر ساخته است. (2)جالب آنکه میشل یوسف در سالهای اخیر و همراستا با بنگاههای مذهبی و سیاسی آمریکا، اسلامهراسی را چاشنی بحثها و کتب خود نموده که از جمله آنها کتاب «غافلگیری: پیروزی اسلام افراطی» (Blindsided: The Radical Islamic Conquest) و کتاب «آخرالزمان و راز و رمز مهدی» (End Times and the Secret of the Mahdi) است.
کتاب «آخرالزمان و راز و رمز مهدی» که آخرین تألیف میشل یوسف به شمار میرود، در راستای یکتاپنداری دو موجودیت آخرالزمانی در اسلام و مسیحیت یعنی مهدی مسلمانان و ضدمسیح کتاب مقدس است. این باور که سابقهای یک دههای دارد و در کتب مختلفی بدان پرداخته شده، بارها و بارها مورد نقد دیگر صاحبنظران مسیحی قرار گرفته است (3)ولی هر بار به صورتی جدید توسط نویسندگان اوانجلیستی تکرار میشود. نویسنده این کتاب مدعی است
با تحقیقات خود –به ویژه با کمک گرفتن از سابقه عربی خویش- به این نتیجه رسیده که مهدی مسلمانان –به ویژه نسخه شیعی آن یعنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف- بر ضدمسیح تطبیق دارد چراکه هردو ویژگیهای مشابهی دارند و از آن جمله موارد زیر را بر میشمرد:
هردو با آخرالزمان و حوادث پیش از قیامت مرتبط هستند.
هردو دارای قدرت عظیم سیاسی، نظامی و مذهبی هستند.
هردو تلاش میکنند جهان را تحت یک دین واحد در آورند.
مهدی همه مردم جهان را مجبور به پذیرش اسلام میکند و ضدمسیح نیز خود را معبود مردمان قرار میدهد.
هردو اورشلیم (بیت المقدس) را به عنوان پایتخت خود معین کرده و از آنجا بر جهان حکمرانی میکنند.
لازم به ذکر است در زمینه این کتاب چند ویدیوی تبلیغانی نیز تولید شده و اهم مطالب مندرج در کتاب در آن آمده است. (1)
http://as1.asset.aparat.com/aparat-video/a88d938d7300dbb7b516db72f21a1c424003255-320p__62596.mp4
تصویر جلد کتاب «آخرالزمان و راز و رمز مهدی»
1) این ویدئو (با زیرنویس فارسی) در آدرس زیر قابل دانلود است:
نقد و بررسی:
استفاده از فضای غبارآلود کنونی علیه اسلام (به واسطه فعالیت گروههای تکفیری همچون داعش) توسط این کشیشان و نویسندگان مسیحی امری قابل تأمل و تأسف است. در عین حال برخی مطالب عنوان شده توسط این نویسندگان در زمینه مهدویت، جهل و کماطلاعی عجیب ایشان را در این موضوع نشان میدهد؛ به عنوان مثال میشل یوسف معتقد است «همه اهلسنت مهدی را همان عیسی بن مریم میدانند که در آخرالزمان دوباره ظهور کرده و 7 سال حکومت مینماید و در آخر در قامت یک رهبر اسلامی میمیرد» (1)این گفته که ریشهاش را میبایست در افکار ابن خلدون جست، بارها توسط رهبران اسلامی مورد تخطئه قرار گرفته (2)
http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=316440&typeinfo=25&catid=23393
و حتی مستشرقان کنونی همچون تیموتی فرنیش و دیوید کوک هم به نادرستی آن اذعان کردهاند. دیگر موضوع قابل اشکال بر میشل یوسف، ادعای وی مبنی بر پایتختی بیتالمقدس برای حکومت امام مهدی علیه السلام است که اگرچه در منابع اهلسنت بدان اشاراتی شده ولی در منابع شیعی به طور معمول از کوفه به عنوان محل استقرار حضرت امام عصر علیه السلام نام برده شده است.
درآمد: پری استون (Perry Stone) (1)
http://www.voe.org/about-us/about-international-evangelist-perry-stone
یکی از مبلغان معروف اوانجلیستی است. وی در کتب و سخنرانیهای خود -که مخاطب وسیعی نیز دارد- به آخرالزمان اسلامی نگاه ویژه و منفی دارد و همراه با دیگر مبلغان اسلامستیز اوانجلیسیتی، در پروژه اسلامهراسی نقشی بسزا ایفا مینماید. او در یکی از برنامههای تلویزیونی خود که پس از تصرف عراق توسط آمریکا (2003-2004) انجام شده سخنان جالبی علیه شیعیان و امام زمان علیه السلام ایراد کرده است!متن زیر بخشی از سخنرانی او در این زمینه است: (2)
http://www.aparat.com/v/D6dCo
آنچه میخواهم به شما نشان دهم، در کتابم به نام «رهایی شر» (3)
https://www.amazon.com/Unleashing-Beast-Fanatical-Ten-nation-Coalition/dp/0970861117
https://www.amazon.com/Unleashing-Beast-Fanatical-Ten-Nation-Coalition/dp/1616386223
نوشتهام و شرح دادهام. کتابم را درباره مهدی، آخرین پیامبر (!) مسلمانان نوشتهام. او قرار است از1) پری استون مبلغ نامآشنا و نویسنده کتابهای پرفروشی در تبلیغ مسیحیت اوانجلیستی است. وی مؤسس و مدیر مؤسسه تبلیغی "Voice of Evangelism" (صدای اوانجلیسم) است که در زمینههای مختلف رسانهای (کتاب، سایت، شبکههای تلویزیونی و ...) فعالیت گستردهای دارد. جهت اطلاعات بیشتر ر ک:
2) بخشی از این ویدیو در آدرس زیر قابل مشاهده است:
3) منظور پری استون کتاب "Unleashing the Beast" است که در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال 2003 منتشر و دو بار در سالهای 2009 و 2011 بازنویسی شده است. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
کربلا یا سامرا قیام کند. کربلا جایگاه شیعیان است، همانجایی که سربازان ما –آمریکاییان- هنگام ورود به آنجا به دلیل قیام مردم مشکل داشتند. همه حرکتها از آن زیارتگاه شروع شد. آنها میگفتند نباید نزدیک آن زیارتگاه بشوید. هم کربلا و هم سامرا. در اخبار هم شنیدهایم که کربلا همیشه محل اعتراضات مردمی بوده است... اینها یک سری آموزهها و عقاید بسیار سنتی و دیرین دارند که مهدی –آخرین پیامبر (!) اسلامی- در آخرالزمان در کربلا یا سامرا قیام خواهد کرد. در کتابم تصویر مسجدی که قرار است مهدی در آنجا ظاهر شود، چاپ کردهام. البته این کتاب را قبل از جنگ نوشتم و خوشحالم که پیشگوییهای من درست بوده، اینها را خدا به من الهام کرده و حالا میبینم محقق میشود.
کتاب «رهاسازی هیولا (جانور)» نوشته پری استون که تصویرسازی بسیار منفی او از اسلام در این کتاب کاملاً هویداست
نکتهها:
همانگونه که در سخنان پری استون مشاهده میشود تلاش برای نمایش چهرهای منفی از شیعیان و امام مهدی علیه السلام حتی پیش از هجوم آمریکا به عراق در سال 2003 نیز در دستور کار برخی رهبران مذهبی و سیاسی غربی بوده است.
اطلاعات نادرست از باورهای شیعیان در گفتههای استون مشهود است (مانند تعبیر پیامبر اسلامی برای امام عصر علیه السلام و یا ظهور ایشان از کربلا) باید توجه نمود اینگونه سخنان برای مخاطبان مسیحی عنوان میشود که اطلاعاتی در این موارد ندارند و سخنان امثال استون را تلقی به قبول مینمایند.
درآمد: جوئل روزنبرگ (Joel Rosenberg) نویسنده رمانهای پرفروش سیاسی-جنایی است که به مدد پرداختن به مسائل سیاسی روزمره در خاورمیانه در کتابهای خویش، معروفیتی گسترده یافت و در سالهای اخیر رسانههای گوناگون آمریکایی از وی به عنوان کارشناس مسائل خاورمیانه برای شرکت در برنامههای خود دعوت میکنند. او –همچون برخی همقطاران خود- در سالیان اخیر اسلام و ایران را مورد هجمه قرار داده و به طور ویژه رمانهایی در مورد امام زمان علیه السلام و نقش اعتقاد به مهدویت در حوادث خاورمیانه نگاشته است. نوشته زیر سؤالاتی است که دیلی کالر -یکی از بنگاههای خبری واشنگتن- از وی در مورد این کتاب و امام مهدی علیه السلام در نگاه او پرسیده است. (1)
جوئل روزنبرگ نویسندهی رمان «امام دوازدهم» است. پرفروشترین نویسندهی کتابهای جنایی سیاسی نیویورک تایمز، یک نظریهپرداز رسانه نیز هست، که قبلتر با شخصیتهایی چون راش لیمباف (Rush Limbaugh) {مجری، نویسنده و مفسر معروف رسانهای} و
1) پیشاپیش از بهکار بردن برخی تعابیر نامناسب و توهینآمیز توسط این نویسنده پوزش میطلبیم. لازم به ذکر است ترجمه این مقاله بر عهده خانم علیپور همکار مترجم گروه غرب و مهدویت بوده است.
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل کار کرده است. روزنبرگ اخیراً حاضر شده است تا به تعدادی سؤال درمورد رمانش و دیگر موضوعات جالب توجه پاسخ دهد. (1)
http://flashtrafficblog.wordpress.com/2010/10/21/qa-10-questions-on-the-twelfth-imam-and-shia-islamic-end-times-theology
1.چرا شما تصمیم به نوشتن این کتاب گرفتید؟
ما بسیار به آخرالزمان نزدیک هستیم، اما جهان به خواب رفته است. رهبر معظم ایران {آیتالله} علی خامنهای ادعا کرده است که در ماه جولای، با منجی شیعیان - که به امام دوازدهم معروف است- ملاقات کرده است. (2)تعداد اندکی از این واقعه مطلعند و تعداد کمتری هم از مفهوم این اتفاق آگاهند. رییسجمهور ایران، محمود احمدینژاد (3)میگوید: هدف دولت او این است که ظهور امام دوازدهم بر روی زمین را تسریع بخشد. موضوع بسیار خطرناک در مورد این دو فرد اینست که طبق نظریهی آخرالزمانی شیعه، آنها عقیده دارند که مأموریت الهی آنها اینست که تمدن مسیحی-یهودی را از بین ببرند و ظهور منجی خود را بر روی زمین جلوتر بیندازند. با در نظر گرفتن فعالیتهای بسیار سریع آنها برای ساخت تسلیحات
هستهای، این مسأله بسیار خطرناک خواهد بود. مشکل اینجاست که بیشتر رهبران جهان نسبت به سیاست خارجی آخرالزمانی ایران بیتوجهند. بیشتر آمریکاییها هم از این موضوع بیاطلاعند. ما با یک مدل ایرانی از هیتلر مواجهیم که درحال برخاستن است و جهان هیچ عمل قاطعی در جهت متوقف ساختن او انجام نمیدهد.
هماکنون، من یک مشاور سیاسی شکست خوردهای هستم. اما گاهی برای درگیر کردن ذهن انسانها، راه تصویرسازی آینده راه مناسبتری است. به عنوان نمونه محافظهکاران– مخصوصاً شخصیتهای جنجالی سیاسی- خیلی کم در طول سالیان دراز اقدام به نوشتن قصه و رمان برای بالا بردن سواد، امید و اشتیاق مردم در مورد موضوعات اساسی کردهاند، اما ما باید این کار را انجام دهیم. من میخواهم مردم را به یک سفر بسیار هیجانانگیز به درون یکی از تاریکترین رژیمها یعنی رژیم ایران ببرم. میخواهم مردم را به اتاقی ببرم که در آن رهبران ایرانی، استراتژی تسلیحات هستهای خود را پایهریزی کردند، جایی که برای نابودی اسرائیل و آمریکا که ایرانیها به آنها «شیطان کوچک» و «شیطان بزرگ» میگویند، نقشهها کشیدهاند. شاید این رمان «امام دوازدهم» نقش کوچکی را در جهت بیداری یک ملت و یک جهان به خواب رفته بازی کند.
امام دوازدهم یک فرد واقعی با تمام خصوصیات انسانی بوده است که در طول قرن 9 میلادی میزیسته. همانند یازده رهبر شیعهای که قبل از او بودند، وی نیز یک مرد عرب و از نوادگان پایهگذار اسلام بود. بنابر نظر عموم شیعیان وی از طرف خدا برگزیده شده تا آخرین راهنما و رهبر معنوی مسلمانان باشد. نام او محمد بن حسن بن علی است و عمدهی شیعیان بر این باورند که او در سامرای عراق در 868 میلادی متولد شده است، اما جزییات کمی از زندگی کوتاه وی، قابل اطمینان و دور از تحریف مانده است. (1)
1) روزنبرگ به باور خود عقایدی را در مورد امام مهدی ( ابراز میکند که به واسطه جهل یا سوء نیت مخدوش است. به عنوان مثال دادههای شیعی در مورد تولد امام مهدی ( قابل اثبات و اطمینان هستند و از طرف دیگر غالب اهلسنت اعتقاد دارند هنوز امام مهدی ( به دنیا نیامده است. همچنین نظراتی که در مورد غایب شدن امام عنوان شده قابل بحث و بررسی است. (م)
به طور مثال سنیها براین باورند که او دیرتر به دنیا آمده است. بنابر عقیدهی برخی او قبل از بالغ شدن و پیش از آنکه بتواند مسلمانان را در مسیر «علی» رهبری کند، از چشم جامعهی انسانی غایب شد. برخی میگویند او 4 سالش بوده، درحالیکه بعضی دیگر سن او را 5 یا 6 سال ذکر کردهاند. برخی عقیده دارند او به درون چاه افتاد و بدنش هیچگاه پیدا نشد. برخی دیگر میگویند مادر مهدی او را درون چاه قرار داد تا مانع از دستگیری و کشته شدنش توسط حاکمان ظالم آن زمان شود. علی کوچک (1)بعدها به طور معجزهآسایی ناپدید شد. مفهوم «امام غایب» هم از اینجا گرفته شده و شیعیان بر این باورند که وی نمرده است و فقط از جلوی چشم انسانها ناپدید شده است. شیعیان این جریان را به عنوان «غیبت» تعبیر میکنند که تا آخرالزمان به طول میانجامد؛ زمانی که الله –خدای مسلمانان- دوباره او را {آشکار کرده و} به مردم بشناساند.
«امام دوازدهم» اولین رمان از سری رمانهایی است که من درحال نوشتن آن هستم و در مورد سه سیاستمدار وحشتآفرین سخن میگوید. این رمان زندگی خانوادهی شیرازی را دنبال
1) احتمالاً منظور روزنبرگ از «علی»، «مهدی» بوده که به اشتباه خود وی یا مصاحبهگر چنین نوشته شده است. (م)
میکند که در رخداد انقلاب اسلامی در 1979 از ایران فرار کردهاند. آنها با دریافت ویزا از کشور آمریکا به آنجا میروند و 3 پسر خود را بزرگ میکنند. یکی از پسرها به شدت تحت تأثیر حمله تروریستی یازده سپتامبر در آمریکا قرار میگیرد. او برای تلافی این واقعه به سازمان سیا میپیوندد تا اسامه بن لادن را به قتل برساند و سر او را درون جعبهای به خانه بیاورد. اما درست در زمانی که آمادهی عملیات میشود، سازمان سیا او را نه به افغانستان و پاکستان، بلکه به ایران میفرستد. مأموریت او این است که سایتهای هستهای ناشناختهی دیگر در ایران را شناسایی کند و به سیا کمک کند تا آنها را تخریب کرده و به ایران اجازهی دسترسی به بمب را ندهد و بدین ترتیب اسرائیل را از حمله ایران بازدارد. بالاخره او به ایران میرود اما به تدریج اتفاقات عجیب و غیرمعمولی آغاز میشود. شیرازی کمکم شایعات عجیبی از یک منجی اسلامی میشنود که به تازگی روی زمین آمده و در حال معرفی خویش است. به علاوه او میفهمد که چگونه امام دوازدهم، فکر و ذهن رژیم ایران را برای جنگ علیه اسرائیل و آمریکا مشغول کرده است.
احمدینژاد برای سمت شهرداری خود، برنامهریزی کرده و قول داده بود که راهی را برای بازگشت امام دوازدهم آماده کند، اما بیشتر کارهای مهم او بعد از به قدرت رسیدنش به عنوان رییسجمهور در تابستان 2005 تحقق یافت. او میلیونها دلار خرج کرده تا راههایی بسازد که به مسجد جمکران میرسند. بنابر یک روایت، امام دوازدهم بر یک مزرعهدار ظاهر شده و به او دستور ساختن یک مسجد را داده است -مسجد جمکران- همچنین به طور غیرمستقیم به او گفته که ممکن است روزی به چاهی در حیاط مسجد بازگردد. (2)همهی شیعیان به ظهور
منجی از آنجا اعتقاد ندارند اما احمدینژاد چنین عقیدهای دارد. در نتیجه میلیونها شیعه {با رفتن کنار چاه مسجد} نامههایی مینویسند و آنها را به درون چاه میاندازند و امیدوارند که آن خواستهها خوانده و برآورده شوند. (1)
امام دوازدهم اگر هم بیاید، مسیحای دروغین خواهد بود. پیروان حقیقی عیسی هرگز از عاملان فریب استقبال نخواهند کرد. سه مرتبه در انجیل متی باب 24 گفته شده که ما باید در انتظار مسیحهای دروغین بسیاری باشیم که در روزهای پایانی تاریخ میآیند و بسیاری را فریب میدهند. شیعیان دوازده امامی معتقدند عیسی در آخرالزمان دوباره بازخواهد گشت ولی در اعتقاد ایشان عیسی مسیح، منجی و خداوندگار جهان نیست. آنها عیسی را یکی از کارگزاران امام دوازدهم میدانند که همه یهودیان و مسیحیان را مجبور میکند به مذهب اسلامی شیعه تغییر دین دهند یا آنکه کشته شوند. این دیدگاه بسیار دور از حقیقت است.
بر پایهی نظریه آخرالزمانی رژیم کنونی ایران و عقیدهی عمومیت یافتهی آنها مبنی بر تخریب کامل آمریکا و اسرائیل ( که سال گذشته در کتاب «درون انقلاب» خود گفتهام)، من هیچ شکی ندارم که اگر تهران به سلاحهای هستهای دست یابد آن را علیه تمدن مسیحی-
1) اصل عَریضه نویسی، نوشتن نامه به منظور درخواست و حاجت گرفتن است که مخاطب آن میتواند خداوند یا یکی از معصومان و به قصد دعا و توسل باشد. این نوشتهها را معمولاً در کنار مزار معصومان ( یا آب روان یا چاه میاندازند. با اینکه ظاهراً اصل کار امری موجه باشد ولی عریضهنویسی ویژه در کنار چاه جمکران از نظر بسیاری علما قداست و موضوعیت خاصی ندارد. آنچه در این میان مهم است شیوه بهرهبرداری منفی رسانهها و نویسندگان معاند غربی از این جریان به قصد خرافی جلوه دادن مهدیباوری با پررنگسازی عریضهنویسی در کنار مسجد مقدس جمکران است. همچنانکه واضح است مخصوصاً از متوسلان به امام عصر ( اعتقادی به حضور و زندگی آن حضرت در چاه جمکران ندارند! (م)
یهودی استفاده خواهد کرد. آنها ممکن است از این سلاح به طور مستقیم استفاده کنند و یا آنرا به گروهکهای تروریستی مثل حزبالله، القاعده، حماس و یا دیگر گروهکها بسپارند تا علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی استفاده کنند. از آن بدتر اینست که شما چگونه میتوانید با کسی که کشتن شما را خواست الهی و لازمه بازگشت منجی خود میداند، صحبت کنید و او را از عمل خود منصرف نمایید!
تحریم همگانی از طریق قرنطینه و محصور کردن ایران، میتواند این کشور را از نظر اقتصادی به زانو درآورد. اما شاید تحریم به تنهایی کافی نباشد. کاش همه رهبران امروز بیدار شوند! عملیاتهای پیشگیرانه مانند ربودن دانشمندان هستهای ایران، اجبار دیگر دانشمندان به کنارهگیری و همچنین ویروس رایانهای {استاکس نت} -که هم اکنون در حال حمله به صنایع کامپیوتری ایران است- تأثیرات زیادی دارند. (1)ولی ما به سرعت در حال از دست دادن زمان هستیم. من برای صلح و آرامش اورشلیم دعا میکنم و سعی میکنم مسیحیان معتقد زیادی را متقاعد کنم تا برای صلح دعا کنند. اما نه صلح به هر قیمتی! یک رژیم آخرالزمانی در تهران با سلاحهای هستهای بدترین سناریو است.
دولت اوباما به شدت با حمله نظامی به ایران برای جلوگیری از ساخت بمب {اتمی} مخالف است و همه مردم ایران هم این را میدانند. با این وجود رییسجمهور درصدد خروج
1) جالب آنست که در زمان این مصاحبه سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) با شعار اقدامات پیشگیرانه و مقابله با ساخت بمب اتمی در ایران، اقدام به ترور چند تن از دانشمندان هستهای جمهوری اسلامی نمود. (م)
هرچه سریعتر نیروهای نظامی از عراق و افغانستان است. اما برخلاف خواست و نظر رییس جمهور، آمریکاییها به شدت نگرانند. او جدی بودن تهدید اسلام افراطی را درک نمیکند و درحال تضعیف ما و کشورهای همپیمان ما در مقابل حملههای خطرناک {ایران} است. ناتو (NATO) همراهی نمیکند، اتحادیه اروپا (EU) و سازمان ملل (UN) همکاری نمیکنند. پس چه کسی همراهی خواهد کرد؟ همهی نگاهها به سوی نخست وزیر اسرائیلی بنجامین نتانیاهو جلب شده است. من واقعیتی را به شما به میگویم که نتانیاهو طالب و درپی جنگ نیست. {!} او عملیات پیشگیرانه و حتی جنگ دیپلماسی علیه ایران را پشتیبانی میکند. در عین حال او در مورد تمام گزینههای جنگ، صحبتهای علنی زیادی داشته است. من میتوانم این را به عنوان یک حقیقت به شما بگویم که نتانیاهو پشتیبانی از هولوکاست دوم را قبول نخواهد کرد. من فکر میکنم اگر جهان در سالهای 2010 و 2011 به طور واقعی و عملی حرکتی نکند، در آینده نزدیک شاهد جنگ عظیمی در منطقه خواهیم بود. این جنگ مانند یک کابوس، تمام منطقه را به زیر آتش خواهد گرفت. ممکن است قیمت نفت به شدت افزایش یابد. همچنین تمایلات و تحرکات ضد یهودی در کل جهان بیشتر خواهد شد. اما اگر جهان هیچکاری برای متوقف ساختن {آیتالله} خامنهای و احمدینژاد در قرن 21 انجام ندهد -همانطور که هیچکاری برای توقف هیتلر انجام نداد- نتانیاهو چه کاری میتواند انجام دهد؟
من پیشبینی کردهام که این رمان اولین رمان از سری رمانهای سهگانه هیجانانگیز من {در مورد امام دوازدهم و حوادث خاورمیانه} باشد که یکی پس از دیگری نوشته میشود. (1)
1) منظور روزنبرگ رمانهای «ابتکار تهران» (Tehran Initiative) و «شمارش معکوس دمشق» (Damascus Countdown) است که پس از رمان «امام دوازدهم» در سالهای 2011 و 2012 منتشر نمود. گزارشی از این رمانها در بخشهای بعدی خواهد آمد (م)
درآمد: بازهم روزنبرگ و بازهم رمانی دیگر علیه ایران و امام مهدی علیه السلام. جوئل روزنبرگ نویسنده معروفی است که در واشنگتن تایمز (1)، فاکسنیوز (2)، دیلیکالر (3)و رسانههای بسیاری قلم میزند و حضور پیدا میکند. نوشته زیر گزارشی است از کتابهای ضدمهدوی روزنبرگ به ویژه رمان اخیر او با نام «شمارش معکوس، دمشق».
روزنبرگ بیش از مقالهها و مصاحبههایش، به واسطه کتابهایی که نوشته معروف شده است. رمانهایی سیاسی که با بهره برداری از تبلیغات رسانهای غرب به فروش بسیار بالایی در غرب
دست یافته است. جالب آن است که دستمایه سه رمان اخیر وی دو موضوع مشترک بوده است: ایران و امام مهدی ع.
معروفترین رمان وی امام دوازدهم (The Twelfth Imam) (1)است که در قالبی داستانی سعی میکند ایران را به عنوان کشوری معرفی کند که در تلاش برای تهیه سلاحهای هستهای و مخرب جهت امام مهدی - امام دوازدهم خویش است.
رمان بعدی وی یعنی ابتکار تهران (Tehran Initiative) (2)نیز تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا -که در سال 2012 مطرح شد و پوچ بودن آن اثبات گردید- را دستمایه قرار داده و بازهم در لایههایی از کتاب به موضوع عقاید شیعیان به ظهور امام مهدی علیه السلام میپردازد.
و اما رمان اخیر وی شمارش معکوس دمشق (Damascus Countdown) (3)نام دارد. او در این کتاب حوادث سوریه و دخالت ایران را موضوع داستان خود قرار داده است. توضیح مختصر کتاب در سایت خود وی (4)چنین است:
همه نگاهها به خاورمیانه است. اسرائیل در حمله اول خود به ایران موفق بوده و توانسته تمام تأسیسات اتمی و 6 عدد از کلاهکهای هستهای ایران را منهدم کند. این باعث شده امام دوازدهم دستور به تلافی همهجانبه دهد.
رییسجمهور وقت آمریکا، ویلیام جکسون تهدید میکند که از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در محکوم کردن دولت یهودی برای حملات بیدلیل و بیجا حمایت خواهد کرد. در همین زمان دیوید شیرازی عامل سیا در رژیم ایران نفوذ کرده است و اطلاعاتی کسب کرده که نشان میدهد دو کلاهک اتمی هنوز باقی مانده و به مکان امن و مخفی منتقل شده است.
در میان خطر حملات مداوم موشکی ایران و نیز حرکات مشکوک و خصمانهی دولتهای چند کشور، دیوید و تیم وی در حال تلاش برای خرید زمان جهت یافتن محل کلاهکهای اتمی و جلوگیری از فاجعه استفاده از آنها هستند.
این کتاب و بسیاری مقالات و نوشتههای دیگر -که در سالیان اخیر رشد فزایندهای داشته- همه برای ایجاد ترس و دلهره در مخاطبان غربی از ایران و عقاید انقلابی اسلامی همچون عقیده والای مهدویت است.
و حال سؤال اینجاست که ما چه کردهایم؟!
درآمد: با گذشت تنها چند ماه از انتشار کتاب جدید روزنبرگ (شمارش معکوس دمشق) (1)، بازخوردهایی در محافل سیاسی مذهبی و در سطح اینترنت داشت که از جمله آنها چند مورد زیر بود که از تأثیر بالای این رمان بر افکار عمومی مردم آمریکا حکایت دارد.
«تیم مورفی» (Tim Murphy) خبرنگار معروف سایت و مجله «مادر جونز» مینویسد: (2)
روزنبرگ در کتابهای سهگانهاش در مورد امام دوازدهم، ظهور مهدی -مسیحای اسلامی- را آغازگر تشکیل یک خلافت اسلامی در خاورمیانه میداند که میخواهد از دمشق با سلاحهای اتمی اسرائیل را نابود سازد. در یکی از نظرهای پربازدید در ذیل صفحه معرفی و فروش کتاب در سایت آمازون نوشته شده است: این نوشته بسیار فوقالعادهای است برای کسی که نه تنها به آینده پیشبینی شده برای اسرائیل، بلکه به سرانجام ایران و سوریه علاقمند است... خواندن این کتاب باعث میشود چشم خواننده به رویدادهای خاورمیانه در این روزها باز شود و دریابد که چگونه عبارات آخرالزمانی عهد قدیم به خط شده و در حال وقوعند. این کتاب پخش وسیعی داشته است و به افراد بسیاری به ویژه سیاستمداران
طرفداران اسرائیل هم اهدا شده است (مانند ریک پری فرماندار تگزاس و نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو)
دیدار روزنبرگ با فرماندار تگزاس و اهدای کتاب به وی
شاید روزنبرگ فردی حاشیهای به نظر برسد ولی او دوستان و پشتیبانان بسیاری در مناصب پراهمیت دارد. کتاب «دمشق شمارش معکوس» همانند دو کتاب پیشین در این سری، امام دوازدهم و ابتکار تهران- از طرف نیویورک تایمز در صدر رمانهای پرفروش معرفی شد. او همانند یک فرد خبره در زمینه سیاست هستهای در فاکس نیوز معرفی میشود (1)و شانون بریم او را «نوستراداموس عصر جدید» میخواند. (2)
«ریک سانتورم» (Rick Santorum) سناتور سابق آمریکا و نامزد ریاست جمهوری تقریظی بر ویرایش جدید کتاب او مینویسد (3)و او را برای معرفی کتابش در برنامه رادیوی خود دعوت میکند. وی در برنامه رادیویی خود (4)میگوید:
1) http://www.youtube.com/watch?v=6KCq6rCLYRk
2) http://mediamatters.org/blog/2011/10/16/fox-turns-to-end-times-author-joel-rosenberg-to/182799
3) http://www.amazon.com/Damascus-Countdown-Joel-C-Rosenberg/dp/1441826289
4) http://www.blogtalkradio.com/patriotvoicesradio/2013/03/12/pv-radio-march-12th-noon-est--rick-santorum-james-dobson
تهدید بزرگ خارجی برای کشور ما، ایران هستهای است و اکنون کسی مانند جوئل روزنبرگ سراغ نداریم که به آینده آگاه باشد و در مورد آنچه در خاورمیانه اتفاق خواهد افتاد در رمانهای خود قلم زده باشد. من امیدوارم نظر او در این مورد درست نباشد ولی کتاب آخر او ترتیبی از اتفاقاتی است که اگر واقع شوند، همه چیزهایی که ما از آنها نگرانیم، دقیقاً اتفاق میافتد. بنابراین من مشتاقم با او در اینباره صحبت کنم. (1)
1) http://flashtrafficblog.wordpress.com/2013/03/13/santorum-interviews-rosenberg-on-damascus-countdown-heres-the-podcast
درآمد: مارکو روبیو (Marco Rubio) یکی از نامزدهای جمهوریخواهان برای انتخابات 2016 در آمریکا بود که رقابت داخلی تنگاتنگی با ترامپ برای معرفی نامزد نهایی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا داشت. شاید برای ما جالب باشد بدانیم در زمانه تبلیغات انتخاباتی و در حالی که وی دائماً برای جلب نظر رأیدهندگان در سفر بود، چه کتابی را در مورد مهدویت مطالعه مینمود.
مارک روبیو در زمان سفر انتخاباتی چه کتابی مطالعه میکند؟!
اخیراً عکسی در خبرگزاری رویترز منتشر شد که در آن مارکو روبیو در حالی که سوار هواپیمایی جهت مسافرت به کارولینای جنوبی میشود، تعدادی کتاب برای مطالعه در دست دارد. جالب آنست که یکی از این کتابها، کتاب «امام دوازدهم» اثر جوئل روزنبرگ
(Joel C. Rosenberg) (1)است.
این کتاب -که در مورد آن مطالبی در همین نوشتار ذکر شده- رمانی است 490 صفحهای که در سال 2010 منتشر شد و به واسطه تبلیغات وسیع، به فروش بالایی در غرب دست یافت. (2)روزنبرگ -که به واسطه رماننویسی با بهرهگیری از اوضاع جهان و به ویژه خاورمیانه به معروفیت گستردهای دست یافت- در این رمان درصدد ارتباطدهی مبحث فعالیتهای هستهای ایران و ظهور امام مهدی علیه السلام در قالب داستانی جاسوسی/جنایی است. ظاهراً میزان جذابیت و فروش رمانی با موضوع امام زمان علیه السلام چنان بر نویسنده خوش آمده که وی دو رمان دیگر در ادامه این کتاب نگاشته و با عنوان «سه گانه امام دوازدهم» به بازار عرضه کرده است.
جالب آنست که روزنبرگ با پوشش دادن توجه روبیو به رمانش، این کار نامزد جمهوری خواه را جالب دانسته ولی از آن ابراز تعجب نکرده چون به نظر او نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا همگی میبایست نسبت به «مهدی مسلمانان» و «طرح آخرالزمانی اسلام» آگاهی کافی داشته باشند. (3)
باید دید جمهوریخواهانی همچون روبیو که سودای کاخ سفید بر سر داشته و دارند، به این رمان به عنوان یک کتاب صرفاً داستانی و خیالی مینگرند و یا آنرا واقعی پنداشته و الگوی آینده خود را بر آن بنا میکنند...
درآمد: «مردم جهان، خانمها و آقایان، من امروز اینجا هستم تا به اطلاع شما برسانم که به عنوان آخرین وظیفه رییسجمهور ایران، دستور شلیک سلاح هستهای خود را علیه کشور اسرائیل صادر کردهام» این جملات بخشی از رمان «امام دوازدهم، قیام ضدمسیح» (با نام انگلیسی The Twelfth Imam: Rise of the Antichrist) نوشته «جیمز دبلیو پارکر» است که به تازگی (فوریه 2013) در آمریکا منتشر شده است.
نویسنده کتاب جیمز پارکر (James W. Parker) اهل لاس وگاس آمریکا و داروشناس {!} است. وی از سال 2006 در زمینه دین اسلام و خاورمیانه تحقیق میکند و در کلیسای باپتیست (تعمیدی) آزادی (Liberty Baptist Church) عضویت دارد. (1)در بخش دیگری از توصیف کتاب آمده است:
وقتی رییسجمهور ایران به مردم جهان اعلام مینماید که سه بمب اتمی علیه اسرائیل شلیک شده است، او تصور نمیکند که طرح جهانی وسیع او، یک سری وقایع را به جریان خواهد انداخت که پیشگوییهای نوشتههای دینی اسلامی و
1) https://www.amazon.com/James-W.-Parker/e/B00CJZAMNO
مسیحی در مورد آمدن مسیحای اسلامی را محقق میسازد؛ فردی که کتاب مقدس مسیحیان او را ضدمسیح خوانده است.
در داستانی که از وقایع و اتفاقات این روزها در جهان خط گرفته، ایران بمب اتمی میسازد و در نهایت حملهای مهلک علیه اسرائیل و ایالات متحده -شیطان بزرگ- به راه میاندازد. حاصل این حمله، نتایجی غیر منتظره است که از آن جمله انحراف بمبها و تخریب بیتالمقدس است. در حالی که حمله اسرائیل شکست میخورد، سربازان ایرانی با انفجار اتمی در تخریب شهرهای بسیاری از آمریکا از جمله پایتخت این کشور موفق میشوند. این اعمال باعث میشود بسیاری پیشگوییهای قدیمی تحقق بپذیرد؛ از جمله مسیحیان با مهاجرتی عظیم زمین را ترک کنند {و به آسمان بروند (خلسه)}.
تصویر جلد کتاب – عنوان امام دوازدهم (The Twelfth Imam) و همانندانگاری آن با ضدمسیح (Antichrist) در عنوان کتاب
در همین زمان امام دوازدهم -مسیحای اسلامی که زمان زیادی انتظار آمدنش میرفت- پس از چُرتی 1200 ساله از چاه جمکران بازگردد! این وقایع پیروان یهودیت، اسلام و باقیماندگان از مسیحیان را متحد میسازد؛ چراکه هریک از
نوشتهها و پیشگوییهای آخرالزمانی آنها به فردی مشترک اشاره داشتند که سه دین عمده جهانی را -که قرنها با یکدیگر در حال جنگ بودند- را متحد میسازد.
اسلام اکنون دین غالب است. امام دوازدهم با اثبات منجیبودن خویش، به سرعت تمامی فرقههای مسلمانان جهان را یکپارچه میسازد. ... (1)
چنانچه مشاهده میشود این رمان –همانند نمونههای مشابه- پر از اطلاعات نادرستی در مورد باورداشت مهدویت است که در قالبی جذاب به خوانندگان عرضه میشود. به راستی چه تعداد از این کتابها و رمانها باید در غرب منتشر شود تا ما به خود آییم و فعالیتی درخور جهت دفاع از آموزههای دینی خویش داشته باشیم؟...
1) https://www.amazon.com/Twelfth-Imam-Rise-Antichrist/dp/1449785468
درآمد: جک اسمیت (Jack Smith) از جمله نویسندگانی است که با نوشتن کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح» (1)و نیز مدیریت چندین سایت (2)، تلاش دارد نگاه اسلام به آخرالزمان را خطرناک و مخالف دیدگاه مسیحیان جلوه دهد. او که ظاهراً کشیشی اوانجلیستی بوده و خود را مفسر کتاب مقدس میخواند، اطلاعاتی نیز در مورد منجیگرایی اسلامی و به ویژه نگاه شیعه به مهدویت دارد. مقاله زیر، نوشتهای است که جک اسمیت در ژوئن 2013 مصادف با جشنهای نیمه شعبان نگاشته است. او نوشته خود را با بخشی از کتاب مقدس آغاز میکند و سعی در تطبیق آن بر امام مهدی علیه السلام از دیدگاه شیعیان دارد.
«و فرشته مرا گفت: «چرا متعجب شدی؟ ... آن وحش که دیدی، بود و نیست و از هاویه خواهد برآمد و به هلاکت خواهد رفت؛ و ساکنان زمین، جز آنانی که نامهای ایشان از بنای عالم در دفتر حیات مرقوم است، در حیرت خواهند افتاد ازدیدن آن وحش که بود و نیست و ظاهر خواهد شد.» مکاشفات یوحنا 17: 8-11
برای بیشتر مردم 23 ژوئن 2013 یکشنبهای عادی در میان تقویم میلادی بود. من هم روز خود را در کلیسایم سپری میکردم و از حضور روح القدس الهی لذت میبردم. اما هزاران مایل آنسوتر زائران مسلمان شیعی به کربلا در عراق سفر کردند تا در جشن شعبانیه شرکت کنند و روز خود را با یادبود میلاد دوازدهمین امام خود محمد بن الحسن که در جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری صورت گرفته، بگذارنند. گرچه سفر شیعیان سفر آرامی نبود و در طول راه «برادران» سنی ایشان (1)خسارتهای جانی و خشونت علیه ایشان اعمال کردهاند چنانکه در گزارشها آمده 10 اتومبیل بمبگذاری شده در بغداد منفجر شده و بیش از 40 کشته و بسیاری مجروج به جا گذاشته است.
بنابر تقویم غربیان، تاریخ تولد امام دوازدهم اول آگوست 869 میلادی بوده است. تفاوت این روز نزد شیعیان با روزهای دیگر -که برای ما باورنکردنی است- این است که نزد شیعیان دوازده امامی (2)، هم اکنون امام دوازدهم زنده است. شیعیان دوازده امامی 1179 امین سالگرد تولد امام دوازدهمشان را جشن میگیرند! چطور شیعیان میتوانند این امر غیرقابل باور را توضیح دهند؟ (3)
امام دوازدهم مطابق با دستور الله مخفی شده است. بنابراین او هماکنون زنده ولی از دید چشمها به دور است. الله او را مخفی نموده تا از وی در مقابل کسانی که ممکن است بدو
1) این تعبیر جک اسمیت زیرکانه و طعنهآمیز است. شیعیان با برادران اهلسنت خود مشکلی ندارند و زندگی مسالمتآمیز شیعه و سنی در کشورهای مختلف شاهدی بر این مدعاست. البته افرادی –همچون گروههای تکفیری و سلفی- با شعار مشرک بودن شیعیان، به قتل و کشتار شیعه مبادرت میورزند که از طرف غالب اهلسنت مورد طرد قرار گرفتهاند. (م)
2) شیعیان دوازده امامی، اکثریت شیعیان را تشکیل میدهند و عمدتاً در ایران، عراق، بحرین و سوریه (علویان) زندگی میکنند.
3) پاسخ به این سؤال در طول قرنها توسط علمای بزرگوار شیعه داده شده و در کتب مختلف همچون دادگستر جهان، نگین آفرینش و ... مضبوط است. ولی سؤال از افرادی همچون جک اسمیت آن است که خود شما حیات عیسی بن مریم و یا زندگانی شیطان در این دنیا را چگونه توجیه میکنید؟ (م)
صدمه بزنند، محافظت کند. (1)(سخت میتوان باور کرد که چگونه الله میتواند فردی را 1179 سال مخفی کند ولی نمیتواند از او در منظر عمومی محافظت کند) (2)بنابراین دوازدهمین امام به عنوان امام غایب (المکتوم) (3)هم شناخته میشود.
در میان شیعیان حتی دکترین ویژهای برای پنهان شدن وی تعریف شده که «غیبت» نام دارد و به صورت زیر در منابع شیعی معرفی شده است:
«غیبت حالتی است که توسط خداوند برای امام انتخاب شده تا او را از خطر کشته شدن توسط دشمنان وی محافظت کند. بنابراین امام دوازدهم محمدبنالحسن در سال 873-874 به غیبت رفته است و همچنان در این حالت زنده است تا زمانی که الله لازم بداند. در آن زمان خداوند به او دستور میدهد که ظاهر شود و کنترل جهان را جهت برقراری عدل و انصاف در دست بگیرد.» (4)
شما ممکن است تعجب کنید که چرا امام دوازدهم از ابتدا مجبور به غیبت شده است. دلیل این امر ساده است؛ از همان ابتدا که شیعه و سنی در 680 میلادی جدا شدند، اهلسنت حزب غالب و صاحب قدرت اسلام بودند. شیعیان نیز حزب اقلیت و ستمدیده بودند تا آنجا که اهلسنت آنها را حتی معتقد به اسلام نمیدانستند. امامان شیعه توسط رهبران سنی تهدید
1) فلسفه غیبت امام عصر ( تنها مورد گفته شده توسط جک اسمیت نیست و علل دیگری نیز در این زمینه در روایات شیعی ذکر و در کتب مختلف درج شده است. (م)
2) سنت و بنای خداوند این نیست که به جز موارد خاص، از طرق غیرمعمول و معجزهآمیز از جان رهبران دینی محافظت نماید و این سنت در تاریخ انبیا و اولیای الهی مشهود است. لذا خداوند با غایب ساختن امام عصر ( -تا زمانی که خداوند برای ظهور ایشان مقدر نموده- آن حضرت را برای انجام مأموریت نهایی ذخیره نموده است. لازم به ذکر است نمونه غیبت اولیای الهی در همه ادیان آسمانی مسبوق به سابقه است. (م)
3) Newman, Andrew. “Ghaybah.” In The Oxford Encyclopedia of the Islamic World. Oxford Islamic Studies Online, www.oxfordislamicstudies.com/article/opr/t236/e0270 (accessed 24-Jun-2013).
4) Abdulaziz Sachedina, Islamic Messianism, The Idea of the Mahdi in Twelver Shiism, Albany: State University of New York Press, 1981, p 23.
محسوب میشدند چراکه امامان شیعه رابطه خویشاوندی نسبی با {حضرت} محمد از طریق فاطمه و علی (دختر و داماد محمد) داشتند. (1)خلفای سنی هر کاری میتوانستند برای رفع این تهدید -از کشتن ایشان گرفته تا حبس و زندانی کردن- صورت میدادند. با تولد محمد بن حسن پدر وی که امام یازدهم بود، به دلیل در خطر بودن جان امام و اولاًد وی، او را از منظر عمومی مخفی نگاه داشت. با مرگ پدر در 873 م، در حالی که حسن (2)تنها 7 سال داشت، به خفا رفت و دکترین «غیبت» توضیح دهنده {آشکار نبودن و} مکان او در میان شیعیان گشت. (3)
اگر شما در این مورد فکر کنید {میبینید} فاصله 1179 سال، زمان زیادی است که برای فراموشی سال تولد یک شخص کافی است. حال چگونه است که در میان شیعیان در مورد امام دوازدهم ایشان چنین نشده است؟ علت این است که به اعتقاد شیعیان امام دوازدهم حقیقتاً در یک چاه بیرون شهر قم –در کشور عراق(!!)- در روستای جمکران مخفی شده است. (چه جای بدی برای مخفی شدن!) (4)
یکی از عالمان مسلمان (5)در این مورد مینویسد:
قم همچنین به واسطه نزدیکی با روستای جمکران اهمیت یافته است؛ روستایی در 6 کیلومتری مرکز شهر که به واسطه مسجد مشهورش شناخته میشود. اعتقاد بر این است که مسجد جمکران توسط یک مؤمن در انتهای قرن دهم {میلادی}
1) در این زمینه ر ک به کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح» ص 187
2) ظاهراً نویسنده به اشتباه به جای نام امام مهدی ع، از نام پدر ایشان استفاده نموده است! (م)
3) کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح» ص 187
4) مشخص نیست واقعاً جک اسمیت این اطلاعات را چگونه به دست آورده است؟! مخصوصاً از شیعیان و زائران مسجد مقدس جمکران اعتقادی به حضور امام زمان ( در چاه بیرون از این مسجد ندارند و در هیچ منبع شیعی چنین چیزی را نمیتوان یافت. عبارتی هم که از عالم شیعی نقل شده تنها اشاره به جایگاه مسجد جمکران و عریضهنویسی در کنار چاه این مسجد دارد و نه زندگی امام عصر در چاه. جالب این است که جک اسمیت حتی مکان شهر قم را در کشور عراق عنوان کرده است! (م)
5) علیرغم مراجعه به منبع آدرس داده شده توسط نویسنده، نام این عالم مسلمان مشخص نشد. (م)
و طبق خواست امام دوازدهم ساخته شده است. مطابق این عقیده، خود امام در حیاط مسجد راه رفته است. مسجد چاهی در کنار خود دارد که بازدیدکنندگان در کنار آن ترغیب میشوند تا درخواستهای دعاگونه خود را در آن بیندازند و بسیاری معتقدند امام غایب، همه این درخواستها را میخواند. (1)
شاید بسیاری، درخواست دعاکنندگان را بازگشت آنها به {دوران اقتدار گذشته} قلمداد کنند ولی مطلب بالاتر از اینهاست. شیعیان معتقدند امام دوازدهم روزی با دستور الله دوباره باز میگردد که همان روزِ قیام وی پس از غیبت است. وقتی امام دوازدهم قیام کند، با عنوان و نامی جدید -که نام جد اعلای وی پیامبر اسلام محمد { صلی الله علیه و آله و سلم} است- بر میخیزد. امام دوازدهم که در آن هنگام با عنوان «محمد المهدی» شناخته میشود، در نقش آخرالزمانی خود اسلام را در جهت تسلط بر تمام جهان، رهبری خواهد کرد.
مهدی سلطنت خود را با اصلاح اشتباهاتی که توسط اهلسنت علیه شیعیان صورت گرفته، آغاز خواهد کرد. سپس سنیان را به راه میآورد و اسلام را یکپارچه میسازد، پس از آن
1) Fischer, Michael M. J. and Omid Ghaemmaghami. “Qom.” In The Oxford Encyclopedia of the Islamic World. Oxford Islamic Studies Online, www.oxfordislamicstudies.com/article/opr/t236/e0660 (accessed 25-Jun-2013).
شمشیر خود را در مقابل دیگر جهانیان میگیرد و در سایه نام الله، صلح را در جهان پیاده مینماید.
حال این مسأله چه ارتباطی با پیشگوییهای کتاب مقدس دارد؟ نسخه شیعی مهدی (و نه نسخه سنی آن) به طور ویژه در پیشگوییهای آخرالزمانی کتاب مقدس شرح داده شده است. بار دیگر عبارات کتاب مکاشفات را که در ابتدای نوشته آوردیم، ملاحظه نمایید و ببینید «جانور سرخ جامه» (1)چگونه توصیف شده است: سه عبارت (بود) "was"، (نیست) "is not" و (در شرف بیرون آمدن از چاه عمیق است) "about to rise up from the abyss" در عبارت نقل شده دیده میشود. همه این سه ویژگی توسط دکترین المهدی در اسلام شیعی پیاده شده است. او اولاً (بوده است) چراکه در زمانی از تاریخ بشری امام دوازدهم شیعیان مانند یک انسان (محمد بن حسن) وجود خارجی داشته است. ثانیاً هماکنون (نیست) چراکه امام دوازدهم در غیبت بوده و از دید بشریت خارج است و اگرچه امام غایب در این دوران زنده است، ولی حقیقتاً حضور {فیزیکی} ندارد. ثالثاً او (در شرف بیرون آمدن از گودال است) چراکه مطابق نگاه آخرالزمانی شیعه امام دوازدهم یک روز از جایگاه پنهانی خود ظهور میکند و اسلام را با شمشیر خود بر جهان مسلط میسازد. جالب آن است که عبارات کتاب مکاشفات هاویه “abyss” را به عنوان مکان برخاستن وی ذکر مینماید که بسیار شبیه چاه جمکران است که امام غایب به طور فرضی در آن ساکن است. (2)با این حال با توصیف مشابهت جایگاه کنونی وی {با این عبارت کتاب مقدس} فریفته نشوید. من گمان میکنم هاویه در این
1) scarlet beast - تعبیری که بنا بر نظر برخی مفسران کتاب مقدس اشاره به ضدمسیح/آنتی کرایست دارد. (م)
2) در بیپایه بودن این استدلال همین بس که مبنای اصلی آن بر حضور و ظهور امام زمان ( از چاه جمکران (!) استوار است که از اساس باطل بوده و هیچیک از شیعیان چنین اعتقادی ندارند! جالب آنست که چاه جمکران، بسیار کم عمق است و نه چاه بسیار عمیق (abyss). شاید به همین دلیل هم باشد که جک اسمیت عبارات بعدی را ذکر میکند تا خود را از چنین اشکالاتی برهاند در حالی که بنای اصلی استدلال او بر مشابهت "هاویه" با "چاه جمکران" استوار بوده است. (م)
عبارات و چاه جمکران یک مکان نیست بلکه هاویه مکانی شیطانی است و نه آن چاه. (ن ک: انجیل لوقا 8:31) آنچه از این هم جالبتر است آنکه همه این سه شرط کتاب مقدس که به طور کامل بر دکترین شیعی المهدی تطبیق دارد، تنها صورتی است که میتواند معانی این عبارات را به طور واقعی (و بدون تفسیر و توجیه) نشان دهد.
دیدگاه من در این مورد چیست؟ عقیده اسلامی آخرالزمانی در مورد محمد المهدی و پیشگوییهای کتاب مقدس در مورد آمدن ضدمسیح (جانور سرخ جامه) یکسان است. چرا این مسأله در این روزگار مدرن اهمیت دارد؟ زیرا ایران کشوری با مسلمانان شیعی مذهب است. ایران صلح جهانی را با پیشرفت سلاحهای اتمی خود تهدید میکند؛ همانگونه که رؤیای نابودی اسرائیل را در سر دارد. این همان کشوری است که دکترین محمد المهدی ابزار دست رهبران آن قرار گرفته است.
سخنرانی دکتر احمدینژاد رییس جمهور سابق ایران در سازمان ملل در سال 2005، بازتاب رسانهای وسیعی در سراسر جهان داشت
این چهره آخرالزمانی همان «موعود منتظر» است که به طور متوالی توسط رییسجمهور پیشین ایران محمود احمدینژاد در مورد او صحبت میشد. بخشی از سخنرانی معروف او در سازمان ملل (2005) در مورد مهدی چنین بود:
او جهان را به سمت عدالت و صلح مطلق هدایت خواهد کرد... خداوندا از تو میخواهم که در ظهور آخرین منجی خود تعجیل فرمایی، آن موعودی که انسانیت را به خلوص و کمال میرساند، همویی که این جهان را از عدالت و صلح پر خواهد نمود.
با وجود اتمام دوره ریاست جمهوری احمدینژاد در ایران، به نظر میرسد دیدگاه افکار عمومی در مورد ارتباط وی با مهدی جدیتر شده است چنانکه رادیو اروپای آزاد در گزارش اخیر از قول بنگاههای خبری ایران مینویسد:
سخنگوی دولت ایران گفته است رییسجمهور پیشین محمود احمدینژاد با امام غایب باز خواهد گشت که بنابر عقیده شیعه در قرن دهم غایب شده است و برای برقراری عدالت در زمین باز خواهد گشت. غلامحسین الهام به خبرگزاری ایران گفته است: «انشاءالله با ظهور امام مهدی، احمدینژاد هم بازخواهد گشت و برای برقراری اسلام خالص تلاش خواهد کرد.» (1)
لازم به ذکر است این خبر در خبرگزاریهای داخل کشور نیز بازتاب داشت. به عنوان مثال:
http://www.jamnews.ir/detail/News/200777
معالاسف باید گفت بر اینگونه سخنان -اگرچه شاید توجیه شده و مفهوم صحیحی از آن قابل برداشت باشد- اشکالاتی عمده وارد است؛ علاوه بر آنکه –چنانکه مشاهده میشود- مورد طعنه و سوءاستفاده دشمنان نیز قرار میگیرد. (م)
در روزهای گذشته گزارش شده رییسجمهور جدید ایران حسن روحانی پس از انتخاب شدن اعتقاد خود به امام دوازدهم (که هنوز غایب است) را اظهار کرده است. روحانی همچنین بیان نموده که علاقمند است ارتباط بین ایران و غرب تقویت شود. چگونه ما میتوانیم اظهارنظر روحانی (ارتباط با غرب) را در کنار دیدگاه وی در مورد قیام مهدی -که هدفش رهبری اسلام جهت تسلط بر زمین است- بپذیریم؟ روحانی یک عالم دینی شیعی است و نه یک غیر روحانی همچون احمدینژاد. جوئل روزنبرگ در وبلاگ خود در مورد روحانی چنین نظری میدهد:
«علیرغم اینکه رسانههای غربی اصرار دارند رییسجمهور منتخب ایران -حسن روحانی- فردی میانهرو و تحولگراست، شواهد دیگر نشان میدهد روحانی در
1) http://www.rferl.org/content/ahmadinejad-hidden-imam-spokesman-return/25026784.html
واقع یک عالم عالیرتبه افراطی شیعی است که اساساً با سیاستهای تروریستی و سرکوبگرانه آیتالله خمینی (1)موافق است و در پشتیبانی این سیاستها پایبند است.» (2)
از چه طریقی ضدمسیح حمله جهانی خود را راهاندازی میکند؟ به نظر نویسنده این سطور، پاسخ این سؤال ایران است. ایران و رهبران شیعه ماشه را خواهند چکاند و وقتی بمب منفجر شود دوران محنت بزرگ آغاز خواهد شد. (3)
http://www.jacksmithprophecy.org/index.php/iran-the-trigger-for-the-beginnning-of-tribulation
1) از شخصی همچون روزنبرگ –که سالها مشاور نتانیاهو بوده و اسلامهراسی ورد زبان اوست- چنین تعابیری عجیب نیست. از همه خوانندگان این متن به دلیل اینگونه عبارات پوزش میطلبیم. (م)
2) http://flashtrafficblog.wordpress.com/2013/06/19/evidence-emerging-of-rouhanis-radicalism-once-approved-of-hiding-iran-nuclear-work
3) لینک مطلب:
درآمد: رابرت اسپنسر (Robert Spencer) در مقالهای که در جریان توافق هستهای غرب با ایران در سایت frontpagemag منتشر ساخت (1)، شدیداً به دولت آمریکا به جهت توافق با ایران بر مسائل هستهای تاخته است. دلیل او برای چنین امری بسیار جالب توجه است چراکه او ایران را آماده ساخت سلاح هستهای برای حمله به آمریکا و اسرائیل میداند تا به گفته او ایران بتواند آمدن امام دوازدهم را جلو بیندازد! این مقاله از آنجا که حاوی نگاه یکی از نویسندگان مطرح غرب در زمینه مهدویت نزد شیعه است، ترجمه شده و در معرض علاقمندان قرار میگیرد.
مقاله زیر نوشته رابرت اسپنسر است. او که از فعالان ضداسلامی معروف و مدیر سایت ضد اسلامی "Jihad Watch" میباشد. کتب و مقالات متعددی نوشته که همگی در مدح تفکرات اوانجلیستی، دفاع از اسرائیل و ضدیت با مسلمانان است. از جمله مهمترین کتابهای او -که عنوان کتابهای پرفروش ماه را توسط نیویورک تایمز کسب کرده- دو کتاب
"The Politically Incorrect Guide to Islam and the Crusades" (نشانههای اشتباه سیاسی
1) - http://www.frontpagemag.com/2013/robert-spencer/now-the-twelfth-imam-can-come
نسبت به اسلام و جنگهای صلیبی) و "The Truth About Muhammad" (حقایقی درباره محمد) میباشد. مقاله زیر را وی یک هفته پس از توافق هستهای ایران و غرب و در سایت معروف frontpagemag.com آمده است. (لازم به ذکر است عباراتی که اسپنسر در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام آورده عیناً نقل گردیده و از این جهت از محضر آن حضرات و نیز خوانندگان گرامی پوزش میطلبیم)
در میان افراد بسیاری که تسلیم فاجعهبار دولت اوباما نسبت به جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی ایران را تقبیح کردهاند، هیچیک از عواقب احتمالی آن چنان قاطعانه سخن نگفتهاند که وزیر اقتصاد اسرائیل (Naftali Bennett) در صبح دوشنبه به آن اشاره کرده است:
«صبح امروز ما با حقیقت جدیدی بیدار شدیم، حقیقت این است که معاملهای بد با ایران به امضا رسیده است، باید دانست این معاملهای است که اگر 5 سال دیگر چمدانی هستهای در نیویورک یا مادرید منفجر شود، از اثرات توافق امروز صبح است.»
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ناشی از اعتقادی شیعی به بازگشت امام دوازدهم است. با توجه به تاریخ اسلام، اختلاف بین اکثریت سنی مذهب و شیعیان علی (طرفداران علی) پس از مرگ {حضرت} محمد در سال 632 آغاز شد. اهلسنت ادعا کردند که پیامبر اسلام هیچگونه
شرطی برای جانشینی خود در امور سیاسی، نظامی و رهبری معنوی مردم در جامعه اسلامی نداشته است. حزب نوپای علی هم در مقابل ادعا کرد که محمد داماد خود، علی بن ابی طالب را به عنوان جانشین تعیین کرده و جانشینان محمد باید همگی از خانواده پیامبر باشند.
علاوه بر این بیش از آنکه این جانشین، نمایندهای صرف باشد، باید برخی جنبههای وحیانی محمد را نیز داشته باشد همانگونه که باید در تصمیمگیری مسائل مورد منازعه، عصمت را نیز دارا باشد. علی در نهایت به عنوان خلیفه چهارم در 656 انتخاب شد اما در 661 به قتل رسید. حسن پسر ارشد او (و البته جانشین او از نظر شیعیان) در 670 به دستور خلیفه سنی، معاویه به قتل رسید. پس از اینکه فرزند کوچکتر علی -حسین- در نبرد کربلا در سال 680 کشته شد، تقسیم و افتراق سنی/شیعه قطعی و دائمی گردید.
در نتیجه شیعیان از ابتدا در افت و شکست بودهاند و این از ویژگیهای بارز تاریخ و عقیده شیعی گردید. پس از بریدن سر حسین ع، شیعیان پذیرش جانشینی امامان -به عنوان اعضای خانواده محمد و وارثان نبوت او- را ادامه داد. در طول دو قرن، هریک از این امامان به دستور یکی از خلفای سنی مسموم شدند. با توجه به احادیث و تاریخ شیعیان دوازده امامی -که مذهب رسمی جمهوری اسلامی ایران است- دوازدهمین فرد از ائمه یک پسربچه 5 ساله است که در شرایط مرموز -و مورد انکار قرارگرفته- در سال 874 ناپدید شد اما زنده ماند. پس از ناپدیدشدن او، وی از طریق 4 نائب خود با شیعیان مرتبط بود که آخرین نفر از آنها در 941 درگذشت. در این هنگام امام دوازدهم آرام و خاموش به دوران غیبت کبری رفت.
در آخرین ارتباط خود با جهان از طریق یکی از نائبان خود در 941، این چهره اسرارآمیز پیروان خود را از طریق پیشگویی در مورد ظهور نهایی خود دلداری داده است. روی دادن این ظهور -که به دست عالمان شیعی ایرانی است{!}- میتواند فجایعی با مقیاس جهانی که تاکنون دیده نشده، نمودار سازد و اسرائیل و آمریکا بیشترین ضربه را از این مسأله خواهند خورد.
چنانچه امام دوازدهم –محمد المهدی- در آخرین پیام خود گفته، دور از دسترس مشتاقان خواهد بود. زمین با ظلم و ستم و خشونت پرخواهد گشت. او از زمان ظهور خود نیز سخن
گفته و شرح داده که تنها زمانی دوباره به جهان باز خواهد گشت که اهریمنی که مسلمانان را رنج میدهد، در اوج قدرت خویش باشد. در اینباره او به یک روایت شیعی از کلام پیامبر اسلام -محمد- اشاره کرده که پیشگویی میکند که امام دوازدهم احیاکننده است و چنین توضیح میدهد: او جهان را با صلح و عدالت پر میکند چنانکه با ظلم و خشونت پر شده است.
این خشونت و ظلم امری تصادفی و جزئی در عقیده به امام دوازدهم نیست بلکه انتقام در هسته و جوهر آن نهفته است. شیعیان این باور را پذیرفتهاند که امام دوازدهم در زمانی باز خواهد گشت که مسلمانان در نهایت ستم و رنجی هستند که تاکنون ندیدهاند. امام با مشارکت عیسی مسیح (تصوری جدید از عیسی به عنوان یک پیامبر مسلمان شده -چنانکه در اسلام سنی هم هست) در نهایت به آزار و اذیت وحشتناک مؤمنان حقیقی پایان میدهد و این کار را از طریق مبارزه مسلحانه با دشمنان ایشان و مسلط شدن و اسلامی کردن تمام جهان صورت میدهد.
اسپنسر با سایت JihadWatch و کتب ضداسلامی خود معروفیت زیادی بین افراطیون و مسیحیان صهیونیست پیدا کرده است
این نقشه خیالی انتقام آخرالزمانی برای کسی اهمیت چندانی ندارد به جز شیعیان مؤمن و انسانشناسان مذهبی؛ چراکه بنابر احادیث شیعی لازم است پیش از آمدن امام دوازدهم زمین از ظلم و خشونت پر شود. در اینجا لازم نیست غیر مسلمین مسئول خشونت باشند بلکه شیعیانی که عُلقه مذهبی بالایی دارند -همچون آیتالله خامنهای و دیگر رهبران دینی در
ایران- میتوانند آمدن امام دوازدهم و تکمیل همه امور را با به کار بستن بمب اتمی علیه تلآویو یا دیگر شهرهای کافر صورت دهند چراکه با این کار قطعاً طرف مقابل به حمله متقابلی دست میزند و مسلمانان در ایران مواجه با شکست و سرکوبی میشوند که تاکنون شیعیان متحمل آن نشده بودند. این امر به اندازه کافی برای تحریک امام دوازدهم که گفته میشود درون چاهی پنهان شده، کفایت مینماید. (1)
اگرچه این امر مذهبی تنها مبتنی بر حدس و گمان است ولی خرابی و ویرانی که به طور فرضی به ظهور منجر میشود، امری بیش از حد واقعی است. این دو قدرت (آمریکا و اسرائیل) -که زمان زیادی است رهبران مذهبی ایران به آنها شیطان بزرگ و شیطان کوچک میگویند- تنها هدف تلاش ایران برای آمدن امام دوازدهم خواهند بود. برآوردها نشان میدهد حمله هستهای تهران به اسرائیل بیش از 20 میلیون نفر را خواهد کشت علاوه بر اینکه دولت یهودی را کاملاً از بین خواهد برد.
باراک اوباما که با پذیرش جاهطلبیهای هستهای ایرانیان، انگیزهای چشمگیر به این توهمات کینهجویانه داده است، احتمالاً متوجه این امر نباشد که رهبران ایران پیشگوییهای امام دوازدهم را به طور جدی باور دارند آنچنان که حاضرند بر سر آن با کل جهان شرط ببندند. اوباما به تازگی به آنها شانس کاری را داده است که به طور قابل توجهی مطلوبتر از آن چیزی است که فقط یک هفته قبل داشتهاند.
1) شاید خوانندگان محترم از شدت دروغپردازیهای این نویسنده (همچون مخفی شدن امام عصر ( در چاه، لزوم جنگی برای ظهور ایشان و نیز ساخت بمب اتمی توسط ایران برای تسریع در این امر) تعجب کرده باشند ولی باید توجه داشت این گفتهها بارها در رسانههای مختلف غربی و توسط اشخاص گوناگون تکرار شده و مخاطب کماطلاع غربی را فریفته است. (م)
درآمد: کلاریون پروجکت (Clarion Project) نام مؤسسهای در آمریکاست که ادعا میکند غیرانتفاعی و مستقل است. هدف این مؤسسه -که در سال 2006 بنا نهاده شده- بنابه گفته پایهگذارانش، آگاهیبخشی به مردم آمریکا و جهان در مورد خطرات اسلامگرایی افراطی و نیز تقویت اسلامگرایی میانهروست. جالب این است که وقتی به مطالب و مقالات این سایت مینگریم، در مییابیم منظور آنها از اسلامگرایی افراطی، اسلامی است که در مقابل امریکا، اسرائیل و دیگر ستمکاران جهان قد علم کند و نگاه آنها به اسلام میانه نیز اسلامی بیرنگ و بوست که با فرهنگ غرب هیچ مخالفتی ندارد. مقالهای که در ادامه میآید (1)- منتشر شده در سپتامبر 2013/مهرماه 1392- از جمله تحلیلهای گردانندگان این مؤسسه در این راستا میباشد. از نظر نویسنده این مقاله حرکتهای ایران و حزبالله در منطقه خاورمیانه در راستای اهداف آخرالزمانی شیعیان و پیشگوییهایی است که شیعیان در پی محقق شدن آنها هستند.
1) http://www.clarionproject.org/analysis/iran-syrian-war-fulfills-end-days-prophecy-triumph-iran
نویسنده این مقاله رایان ماورو (Ryan Mauro) تحلیلگر امنیت ملی (آمریکا) است. او به طور مکرر با فاکسنیوز مصاحبه میکند و مقاله زیر از طرف مؤسسه مذهب و دموکراسی (Institute on Religion and Democracy) (1)نیز پشتیبانی شده است.
یک خبرنگار لبنانی سرویس خبری خاورمیانه المانیتور (2)توضیح میدهد که ایران و حزبالله به جنگ داخلی سوریه نه تنها به صورت یک واقعه استراتژیک مینگرند بلکه نگاهی الهامی و پیشگویی شده نیز بدان دارند. در باور ایشان، اهلسنت افراطی خواهند توانست برای مدت کوتاهی بر سوریه مسلط شود ولی پس از آن نیروهای ایران مداخله کرده و در مسیر خود جهت نابودی اسرائیل، سوریه را نیز تسخیر میکنند.
این خبرنگار که نام خود را فاش ننموده، اشاره میکند که حسن نصرالله، رهبر حزبالله همچون رهبر ایران آیتالله خامنهای، «اعتقادی قوی به پیشگوییهای شیعی» دارد که ایران رهبری جنگهای آخرالزمانی علیه دشمنان اسلام را بر عهده خواهد داشت. در آن زمان مهدی ظهور خواهد کرد و کافران را شکست میدهد. به گفته این نویسنده، ایران و حزبالله یک کتاب پیشگویی به نام «الجفر» را به عنوان منبع راهنمای خود به همراه دارند. انتساب این کتاب به جعفر صادق { علیه السلام} است که فقه شیعه بنا به جایگاه او مکتب جعفری نام گرفته است. مفسرین این کتاب میگویند نهایتاً رهبر سوریه در یک جنگ داخلی کشته خواهد شد.
رهبری سنی مذهب سوریه را در دست میگیرد و به آزار و اذیت شیعیان، علویها و مسیحیان خواهد پرداخت. این آزار و اذیت تا زمانی که نیروهای نظامی ایرانی از طریق عراق به سوریه حمله میکنند، ادامه مییابد و پس از این حمله رهبر سنی مذهب سوریه در راه تسخیر اورشلیم کشته خواهد شد. پس از تسخیر اورشلیم، مهدی ظاهر خواهد شد. جالب توجه اینکه در نگاهی مدرن این بدان معنی است که حزبالله در حال مبارزه برای حفظ رژیم مردی است که آنها باور به کشته شدن وی دارند. (منظور بشار اسد است) (1)
به خاطر داشته باشید نگاه فقهی مذهب جعفری، جریان اصلی دکترین شیعه در حال حاضر است و اگرچه میتوان با تفسیر پیشگوییها {به صورت کنونی} موافق نبود ولی به هر حال این دیدگاهِ یک گروه منزوی نیست. در جولای 2010 {تیرماه 1389} از یک مقام ارشد روحانی ایرانی نقل شد (2)که خامنهای در جلسهای درونی و محرمانه گفته است که با مهدی ملاقات کرده و او وعده داده که در طول عمر وی «ظهور» کند.
دیدگاه آخرالزمانی بسیار مشابه دیگر در سال 2011 اتفاق افتاد که در طی آن دفتر رییسجمهور احمدینژاد مستندی با نام «ظهور بسیار نزدیک است» تهیه کرد. (3)
www.mahdaviat.porsemani.ir/content/همه-چیز-درباره-مستندی-به-نام-ظهور-نزدیک-است
در این فیلم اگرچه جنگ داخلی سوریه پیشبینی نشده بود ولی بسیاری از جزئیات مسائلی که توسط خبرنگار المانیتور گفته شده ، در آن به نمایش در آمده بود.1) این مطالب که نویسنده از قول یک گزارشگر لبنانی نقل نموده، زاییده تصورات آن گزارشگر و یا بنابر اطلاعات ناصحیح و حدسی است که از جانب برخی نویسندگان کتب و سایتهای شیعی تحت نام پیشگویی حوادث سوریه و خاورمیانه ذکر شده و از نظر صاحبنظران مذهبی فاقد ارزش است. (م)
2) این ادعایی بیسند است و معلوم نیست نویسنده اطلاعات خود از جلسات خصوصی داخل ایران را چگونه کسب نموده است! (م)
3) ادعای انتساب مستند «ظهور بسیار نزدیک است» به دفتر رییس جمهور سابق به صورت متعدد از جانب رسانههای غربی عنوان شده حال آنکه این دفتر انتساب خود را با سازندگان مستند رد نمود؛ علاوه بر این علمای گرانقدر حوزه علمیه نیز در مقابل این مستند موضع گرفتند. در اینباره ر ک: (م)
نقطه مهم همگرایی این دو منبع در مورد نقش عربستان سعودی در این پیشگوییهاست. هر دو در این موضوع توافق دارند که مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان مسائل مهمی را رقم میزند. در واقع این رویداد نقشی محوری در مستند ایرانی داشته به طوری که این جمله در ابتدای آن به نمایش در میآید: «هرکس مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی را برای من تضمین کند، من ظهور قریبالوقوع مهدی را برایش تضمین میکنم» آنچه این فیلم را جذاب میکند سطح بالای جزئیات پیشگوییهای اشاره شده در آن است. به همین دلیل است که اگر شما یک مؤمن مسلمان (به ویژه یک شیعه) باشید، معتقد خواهید شد مهدی به زودی باز میگردد.
ورود یهودیان به فلسطین از غرب و تولد دولت اسرائیل، فتح عربستان توسط آل سعود و سلطه جهانی آمریکا و غرب، مواردی است که ادعا شده قبلاً و به صورت کامل {در روایات} پیشگویی شده است. به گفته راویان، انقلاب الهی در ایران به رهبری مردی که از قم بر میخیزد، اشاره به انقلاب اسلامی سال 1979 دارد که تحقق آن واضح است. پس از این واقعه یک سری رویدادهای مبهم و البته مشخص (علائم) ذکر شده که بیشتر این نشانههای مشخص، مربوط به عراق است. این ویدئوی ایرانی ادعا میکند که حمله کفار به عراق از طرف جنوب با استفاده از هواپیما –که در سال 2003 اتفاق افتاد- نیز در روایات آمده است. {بنابر این احادیث} کافران باعث ایجاد اختلافات قبیلهای میشوند و دیکتاتور شیطانی عراق (صدام) کشته خواهد شد. نشانههای دیگر عبارتند از غربگرا شدن جوانان مسلمان (که به عنوان شاهد {رفتار جوانان حامی} جنبش سبز سال 2009 (1388) مثال زده میشود)، شورش حوثیهای تحت حمایت ایران در یمن و سرنگونی مبارک رئیسجمهور مصر.
سید خراسانی یا «مهیا کننده» در این لحظه سرنوشتساز تاریخی بر ایران حکومت میکند. او از منطقه خراسان خواهد آمد و ارتش قوی او پرچمهایی سیاهرنگ داشته و در دست راستش «علامتی» دیده میشود. تهیهکنندگان این فیلم اشاره میکنند که {آیتالله} خامنهای با این نشانهها تطبیق دارد؛ چراکه دست راستش به دلیل مجروحیت از کار افتاده است.
یمانی که تهاجم علیه کفر را عهدهدار است با خراسانی که طلایهدار ظهور مهدی است، هماهنگ میشود. این فیلم، حسن نصرالله رهبر حزبالله را تجسم یمانی میداند. یمانی پیشزمینهای از یمن دارد لذا گفته شده اجداد نصرالله از یمن به لبنان آمدهاند.
نیروهای نظامی خراسانی (که همان {آیتالله} خامنهای است) رهبری به نام شعیب بن صالح دارد. این فیلم -که گفته میشود توسط دفتر احمدینژاد ساخته شده- در ادعایی قابل پیشبینی او را مصداق این فرد معرفی کرده است. با این حال هر فرمانده نظامی تحت فرمان خامنهای میتواند مصداق این فرد باشد.
تجزیه و تحلیل این پیشگویی به ما کمک میکند آینده را از چشم حزبالله و رژیم ایران بنگریم.
ایران و حزبالله برای اولین بار در راهاندازی یک ائتلاف عربی ضد غرب متمرکز شدهاند. «ظهور بسیار نزدیک است» به طور خاص ظهور اخوان المسلمین را به عنوان یک گام به این سمت میداند حتی اگر ایران و اخوان المسلمین در سوریه در مقابل هم باشند. این مرحله شامل دامن زدن به منازعات داخلی در بحرین –کشوری با اکثریت شیعه و حاکمیتی سنی مذهب و طرفدار آمریکا- نیز میشود. یکی از نمایندگان {آیتالله} خامنهای در بحرین در سال 2011 عنوان کرد: «بحرین بهترین فرصت برای شروع و آمادهسازی زمینه برای ظهور امام دوازدهم ما یعنی مهدی است.»
پیشرفت بعدی که ایران انتظار آنرا میکشد، مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی است که طی آن منازعات داخلی در سراسر این کشور شکل بگیرد. این احتمال وجود دارد –چنانچه ایران بدان امیدوار است- که شورش از استان شرقی عربستان -که اکثریت شیعه دارد و 90 درصد نفت این کشور از آن است- آغاز گردد.
پس از کشته شدن اسد و جایگزینی رهبری فاسد و سنیمذهب، نیروهای ایرانی برای حمله به سوریه از طریق عراق اقدام میکنند. خروج نیروهای ایالات متحده از عراق و چرخش دولت عراق در مدار ایران بدون شک «علامتی» مهیج به شمار میرود. هنگامی که ائتلاف عربی تشکیل شد و سوریه به تصرف درآمد، اورشلیم هدف بعدی نیروهای هدایت شده توسط ایران
جهت تصرف است. در این لحظه مهدی باز خواهد گشت و پیروزی نهایی خواهد رسید که شامل حرکت نظامی نیروهای تحت امر نصرالله به طرف مکه است.
در سایت CalrionProject به اخبار متعددی از ایران بر میخوریم. نمونه این اخبار خبری است که با این عنوان در سایت درج شده است: «در حال حاضر سه ائتلاف در خاورمیانه وجود دارد که هیچیک همسو با آمریکا نیست» به تصاویر گزینش شده برای این خبر توجه نمایید!
این گزارش المانیتور تا زمانی که همه این قطعاًت کنار هم قرار گیرند، خیالی به نظر میرسد. شاید با فهم این نکات بتوان دریافت که چرا بلوک ایران و حزبالله با اعتماد به نفس از پیروزی سخن میگویند.
خبرنگار لبنانی مینویسد: «در میان شیعیانی که به این کتاب (الجفر) اعتقاد دارند –به ویژه {آیتالله} خامنهای و نصرالله- تنها یک توضیح محتمل وجود دارد. نشانههای ظهور مهدی به طور موفقیتآمیزی در حال پردهبرداری است و جنگ بزرگ با اسرائیل و کافران تنها چیزی است که باقی مانده است.»
دیدگاه جهانی آخرالزمانی اسلامگرایان شیعی لزوماً منتج به بیپروایی و تصمیم عجولانه نمیشود. آنها برای این کار، قدرت نظامی و واقعیتهای ژئوپولتیک را در نظر میگیرند اما
اهداف همه آن محاسبات، تحقق کامل پیشگوییهاست. هرگونه مباحثات سیاسی که در میان ایشان صورت میپذیرد در مورد اصل لزوم پیگیری جنگ برای فراخوانی مهدی نیست بلکه در مورد چگونگی صورت دادن این جنگ است.
نکتهها:
شیوه درج مطلب فوق -که به عنوان گزارش یک خبرنگار لبنانی ناشناس در این سایت درج شده و هیچ اشارهای به مستندات مطالب ادعایی در خبر نشده- خود حاکی از غیرمستند و نامطمئن بودن آن است. چنانکه در متن مشاهده میشود، بسیاری از ادعاهای صورت گرفته بدون هیچ سندی ذکر شده و حتی از عباراتی همچون «شنیده شده ...» و «گفته میشود...» در متن آن استفاده شده است. متأسفانه باید گفت اینگونه اطلاعرسانی به جز دروغ پراکنی و ایجاد ایرانهراسی هیچ هدف دیگری ندارد.
برخی مطالب مندرج در متن –همچون الگوبرداشتن رهبران شیعی از کتاب الجفر، آمادگی رهبران شیعه در ایران و لبنان برای شروع جنگهای آخرالزمانی و ...- آنچنان سست و بیپایه است که هرکس کمترین اطلاعی از شرایط ایران و اعتقادات شیعی داشته باشد، آنرا به سخره میگیرد. گذشت زمان نیز مضحک بودن مطالب ادعایی را اثبات کرده است. ولی باید توجه داشت مطالب مطرح شده در برخی تولیدات رسانهای –همچون مستند «ظهور بسیار نزدیک است» در ایران و یا کتاب «احمدی نجاد و الثورة العالمیة المقبلة» (احمدینژاد و انقلاب جهانی پیشرو) نوشته شادی فقیه در لبنان- بهانهای به دست رسانههای غربی در اینگونه برداشتها از نگاه شیعی در زمینه ظهور امام عصر علیه السلام داشته است که لازم است با دقت علاقمندان به فرهنگ مهدوی و نیز مسئولان امر، از تکرار آن موارد خودداری شود.
درآمد: جوئل ریچاردسون (Joel Richardson) شخصیتی است که در چند سال گذشته نظریه او در مورد «ضدمسیح اسلامی» در رسانهها و فضای مجازی مورد بحث قرار میگیرد و حضور وی به عنوان کارشناس مسائل آخرالزمانی اسلام و مسیحیت در شبکههای مختلف غربی مشهود است. مقاله زیر (1)-که ریچاردسون برای سایت WND نوشته است- اگرچه برای چند سال قبل میباشد ولی مطالب نو و جالبی در مورد شیوه نگاه و تبلیغ این گونه افراد در زمینه فعالیتهای هستهای و نظامی ایران و ارتباط آن با امام مهدی علیه السلام دارد که مطالعه و توجه به آنها خالی از لطف نیست:
مطابق دیدگاه بسیاری مورخان و متکلمان، وقتی یهودای اسخریوطی (2)
http://www.adyannet.com/fa/news/16433
با هدف خاص خودش به عیسی خیانت نموده و او را به مقامات مذهبی تحویل داد، هدف او برای این کار مجبور کردن عیسی برای رسیدن به موقعیت و جایگاه خود به عنوان مسیحای پادشاه بود. با1) http://www.wnd.com/2010/08/195045
2) منظور نویسنده یکی از حواریون حضرت عیسی ( است که به وی خیانت کرده و جای ایشان را به مأموران حکومتی و یهودی لو داد. از نظر اسلام، خداوند عیسی ( را به آسمان برد و احتمالاً همین شخص بود که به صلیب کشیده شد و ولی برخی مسیحیان با توجیهاتی سعی در موجه جلوه دادن دلایل یهودا و تطهیر او در این خیانت داشتهاند. برای اطلاعات بیشتر ر ک: (م)
بازداشت عیسی، یهودا استدلال کرد که او میتواند عیسی را وادار به قیام به عنوان نجاتبخش الهی نماید.
در طول تاریخ جنبشهای مسیحایی، به طور معمول اختلاف دیدگاه بین اشخاص افراطی مانند یهودا -که معتقد بودند انسان میتواند خدا را یاری و یا مجبور به حفاظت از ایشان نماید- و کسانی که معتقد بودند رستگاری تنها با اراده خداوند و در زمان خود صورت خواهد گرفت، وجود داشته است.
از زمان دعای محمود احمدینژاد در سال 2005 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد ظهور مسیحای اسلامی-مهدی، گمانهزنیهای زیادی در مورد اینکه احمدینژاد به کدام مکتب فکری پایبند است، صورت گرفته است. بسیاری استدلال کردهاند که احمدینژاد و رهبران مذهبی ایران در واقع همه مهدیگرایان افراطی هستند و مسابقه آنها برای رسیدن به قابلیتهای هستهای صرفاً برای «جلو انداختن آخرالزمان» میباشد. دیگر تحلیلگران با شک بیشتری به مسأله نگاه میکنند و اعتقاد دارند که رهبران ایران در مسیحاگرایی خود سنتگراتر هستند.
این هفته چند اتفاق در ایران صورت پذیرفت که میتواند این موضوع را یک بار و برای همیشه حل و فصل کند. اول آنکه اعلام شده برنامه غنیسازی اورانیوم در ایران با کمک روسیه در حال کامل شدن است. اینکه ایران چه مدت نیاز دارد تا مواد هستهای برای ساخت سلاح اتمی تهیه نماید، جای بحث دارد. اما اگر این امر ممکن باشد، رویدادهای بعدی به مراتب شومتر خواهد بود. در نمونهای از نمایش دستاوردهای فنآوری نظامی ایران، تلویزیون ایران شلیک موشک زمین به زمین قیام را که با صدای تکبیر همراه است، نشان میدهد. به گزارش دیلیتلگراف انگلستان، این موشک به خصوص با کلمات «یا مهدی» در سراسر سطح خود مزیّن شده است. «یا مهدی» به معنای «برو مهدی» است!
مهدی چهره اول مسیحایی اسلامی است که به عقیده مسلمانان در انتهای تاریخ، اسلام را به حکومت جهانی میرساند. مباحث عمومی در مورد مهدویت در سالهای اخیر به طور نادقیقی این عقیده را تنها به شیعیان نسبت میدهد؛ در حالی که با وجود اختلاف دیدگاههای جزئی
میان شیعه و سنی در این موضوع، اعتقاد به مهدی مختص یکی از این دو نیست. تعداد زیادی از دانشمندان مسلمان مشهور از شیعه و سنی و صوفی به درستی اعتقاد به آمدن مهدی صحه گذاشتهاند.
ویدیویی که سایت دیلیتلگراف برای شلیک این موشک گذاشته عبارت «یا مهدی» را به طور واضح نشان نمیدهد بنابراین سؤال در اینجاست که این اطلاعات از کجا آمده است؟ اما به فرض صحت اطلاعات دیلی تلگراف، این نشانه میتواند تأییدی بر این موضوع باشد که رهبران مذهبی ایران در مسیر بیراهه کشاندن (منحرف شدن به سمت) آغاز آخرالزمان هستند. تصور کنید ارتش ایالات متحده به صورت عمومی و هدفمند اقدام به نمایش جهانی شلیک موشکی بنماید که بر روی آن عبارت «زودتر بیا عیسی مسیح» نوشته شده باشد. البته تاکنون رسانههای غربی اطلاعات کمی در مورد این رویداد در ایران ارائه دادهاند.
همچنین روز یکشنبه ایران از اولین هواپیمای بمب افکن بدون سرنشین خود پردهبرداری کرد؛ هواپیمایی که احمدینژاد رییسجمهور ایران با خرسندی آنرا «سفیر مرگ» برای دشمنان ایران معرفی نمود.
نگاه به حوادث این روزها مانند مشاهده متلاشی شدن یک قطار در حرکت آهسته است. تاکنون سالهاست جهان، جاهطلبیهای منطقهای و جهانی ایران برای گسترش انقلاب خود به خارج از مرزهایش را به چشم خود دیده است. ما سخنان احمدینژاد در مورد تکذیب هولوکاست و تهدید اسرائیل به پاک شدن از صفحات تاریخ را شنیدهایم. ما همه چیز را در مورد سیستم عقیدتی آخرالزمانی مهدیگرایان در ایران را مطالعه کردهایم. ما تمسخر جهانیان توسط ایران در ادامه دستیابی به قابلیتهای هستهای را نگریستهایم. ما دیدهایم که آمریکا و قدرتهای غربی هیچکاری در این زمینه نکردهاند و اکنون همه این چیزها به شکلی بزرگ، زشت و آخرالزمانی در آمدهاند. هرچند من جرأت ندارم با صدای بلند این مطلب را بگویم ولی تصور آنچه در آینده اتفاق میافتد، کار سختی نیست. دولت اوباما بدون شک در فکر انداختن تمام تقصیرها بر دوش جرج دبلیو بوش است.
نکتهها:
نکتهسنجی نویسنده در مورد اینکه در مسیحیت نیز کسانی بودهاند که میخواستند با عمل خود آمدن مسیح را به جلو بیندازند، قابل توجه است. البته هدف ریچاردسون از طرح چنین موضوعی مقدمهسازی برای انتساب همین تفکر بر رهبران جمهوری اسلامی ایران دارد. اینها همه در حالی است که خود رهبران اوانجلیستی در آمریکا بیش از همه به زمینهسازی بازگشت مسیح در روزگار معاصر میاندیشند و این مطلب در تولیدات متنوع رسانهای ایشان کاملاً قابل مشاهده است.
رسانههای غربی به توان موشکی و هستهای ایران و حتی عبارات نوشته شده بر این تسلیحات دقت زیادی دارند.
نویسنده زیرکانه و البته مغرضانه عبارت «یا مهدی» را به معنای «بیا مهدی» ترجمه کرده است تا از آن به نحو دلخواه خود بهرهبرداری کند. این در حالی است که این عبارت برای استمداد از خداوند و اولیای الهی از جمله –امام عصر علیه السلام- امری مسبوق به سابقه بوده و تازگی ندارد.
روند انتساب پیشرفتهای ایران در زمینههای علمی و نظامی به موضوع مهدویت امری است که به طور مشخص از طرف رسانههای متعدد غربی در سالیان اخیر در حال پیگیری است. اگرچه مسئولین جمهوری اسلامی به ویژه مقام معظم رهبری ساخت هرگونه سلاح هستهای را حرام و ممنوع اعلام کردهاند.
درآمد: شاید شما نیز از کسانی باشید که از زبان کارشناسان و مطلعین شنیده باشید سیاستمداران و صاحبنظران کشورهای غربی بر موضوع مهدویت حساسیت بالایی داشته و پژوهشهای مفصلی صورت دادهاند. آنچنان که مشهود است (و البته طبیعی نیز هست!) آثار این پژوهشها –به جز در موارد نادر- جایی منتشر نشده و به همین دلیل برخی اساساً به توجه غرب به مهدویت با نظر تردید نگریستهاند و آنرا از مقولهی توهم توطئه دانستهاند! گرچه مقالات مکرر این نوشتار سعی نموده تا حدودی این مسأله را اثبات نماید، ولی اخیراً گزارشی به دست آمد که به چند دلیل حائز اهمیت بود و بر اعتقاد مذکور صحه میگذاشت. گزارشی از افسران ارشد دانشکده جنگ ارتش ایالات متحده با عنوان «مهدی و تهدید هستهای ایران».
دانشکده جنگ ارتش ایالات متحده (U.S. Army War College با عبارت اختصاری USAWC) دانشگاهی نظامی است که در ایالت پنسیلوانیای آمریکا واقع شده و برای تحصیلات تکمیلی به افسران نظامی و غیرنظامی جهت آمادهسازی مأموریتهای مختلف همچون مدیریت و مسئولیتهای ارشد آموزش میدهد. این دانشکده که بالغ بر 800 دانشجو
دارد، هرساله از میان ردههای نظامی سرهنگ و سرهنگ دوم ارتش دانشجو میپذیرد و برای مسئولیتهای بالای ارتش آمریکا به تربیت نیرو میپردازد. (1)
گزارش «مهدی و تهدید هستهای ایران» را سرهنگ دوم کورت کرایتزر (Kurt Crytzer) (2)
http://www.defense.gov/photoessays/photoessayss.aspx?id=1664
http://news4themasses.wordpress.com/2013/02/02/africa
به عنوان پروژه تحقیقات استراتژیک دانشکده جنگ نگاشته است. تاریخ تهیه این گزارش مطابق با شناسنامه آن 30 مارس 2007 بوده و اکنون اجازه نشر عمومی پیدا کرده است.در چکیده این گزارش (3)
www.dtic.mil/cgi-bin/GetTRDoc?AD=ada467203
چنین آمده است:آیا دولت ایران در تلاش است تا شرایط بازگشت امام دوازدهم را–چنانکه شیعه اعتقاد دارد- فراهم نماید؟ اگر چنین است با اینگونه اقدامات، چه تهدیداتی متوجه غرب میشود و چگونه غرب میتواند با آنها مقابله کند؟
در چند سال گذشته بسیاری کشورهای جهان تلاش میکنند تا دریابند در ایران چه میگذرد. روشن است که حکومت دینی ایران در تلاش است تا نفوذ هرچه بیشتری در خاورمیانه و بخشهای دیگر جهان پیدا کند. ایرانیها فشارهای بینالمللی در مورد برنامه هستهای خود را مخفیانه و آشکارا با پشتوانه گروههای افراطی
1) http://en.wikipedia.org/wiki/United_States_Army_War_College
2) امکان تحقیق کامل در مورد نویسنده وجود ندارد ولی با توجه به تحقیقات اجمالی صورت گرفته احتمال دارد کورت کرایتزر یکی از درجهداران کنونی ارتش آمریکا (با درجه سرهنگی/کلنل) باشد که در پایگاههای آمریکا در کشورهای آفریقایی فعالیت دارد. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
3) متن گزارش فوق در آدرس زیر موجود است:
شیعی رد میکنند و انتقادات بینالمللی را با افزایش روزافزون اعتماد به نفس خود پاسخ میگویند. حال که این تلاشها ادامه دارد، باید پرسید که هدف نهایی از این استراتژی ایران چیست؟ در این مقاله به این دیدگاه پرداخته میشود که هدف نهایی اقدامات ایران ممکن است مهیا کردن صحنه برای حضور «مهدی» (یا امام دوازدهم) مطابق با اعتقادات شیعه باشد. نویسنده در این پژوهش به ماهیت این تهدید میپردازد و در این راستا اعتقاد شیعه با بازگشت امام را شرح داده و انگیزههای استراتژیک ایران در پیشبرد برنامه هستهای خود را میشمارد و در مورد آنچه ممکن است برای مقابله با این اقدامات از جانب غرب صورت گیرد، به بحث مینشیند.
در بسیاری صفحاتی که بنگاههای اطلاعرسانی غربی به برنامه هستهای ایران پرداختهاند، تصاویری مانند عکس بالا دیده میشود؛ جمله نوشته شده در ذیل تصویر جالب توجه است: «حالا فقط شما تصور کنید که کلاهک هستهای بر سر این موشک قرار گیرد!»
در این گزارش 25 صفحهای، چند نکته قابل توجه و تأمل است:
تشریح نسبتاً دقیق روایت شیعی نسبت به حضرت مهدی علیه السلام با ذکر جزئیاتی همچون نسب امام، ولادت، غیبت صغری و کبری، انتظار و ظهور.
تبیین جایگاهها و مسئولیتها در کشور همچون رهبری، ریاست جمهوری، مجلس و نیز شورای نگهبان
پررنگ نشان دادن شعار ایران در محو رژیم اسرائیل
چند جمله قابل تأمل در این گزارش:
فعالیتهای هستهای ایران پس از آن اوج گرفت که ایران توانست موشکهای با برد بالا با توانایی حمل بمب هستهای، فراهم کند. (ص 7)
رییسجمهور {سابق} ایران علناً گفته است: با یاری خداوند جهان روزهایی را بدون حضور آمریکا و اسرائیل خواهید دید. (ص 8)
نکته نگرانکنندهتر، پتانسیل برقراری یک «ازدواج مصلحتی» بین ایران و یک سازمان تروریستی همچون القاعده است. (ص 11)
اعتقاد به امام دوازدهم، عقیدهای قدرتمند در میان شیعیان معتقد است و به همین دلیل این باور توسط مقامات دولت ایران جهت جلب حمایت تودههای شیعه –در داخل و خارج- مورد استفاده قرار میگیرد. (ص 13)
نکته جالب در این گزارش آن است که علیرغم اینکه نویسنده در چند جای گزارش اذعان میکند که «هیچیک از شواهد این امر را پشتیبانی نمیکند که دولت ایران در راستای آمادهسازی صحنه برای بازگشت مهدی، خود را به مخاطره بیندازد» و یا اینکه «اگرچه برخی شیعیان خواهان به کارگیری این اعتقاد برای توجیه خشونت هستند، اما ملت ایران با آشکارسازی خشونتهای هستهای جهت حمله آشکار به آمریکا و متحدانش موافق نیست» (ص 13)، در عین حال جمله انتهایی گزارش، نتیجهگیری مدنظر نویسنده آنرا آشکار میکند: «بدون روشهای مؤثر برای مقابله با ایران کنونی، جهان با خطر هستهای و تهدید فزاینده گسترش سلاحهای هستهای مواجه خواهد شد و امکان بروز فاجعه آخرالزمانی وجود دارد چه با وجود و تأثیرگذاری مهدی و چه بدون آن» (ص 17)
درآمد: «در پس روزگاری دیگر در جهان -وقتی هنوز برجهای دوقلو برپا بودند، محمود احمدینژاد تنها شهردار تهران (و نه رییس جمهور) بود و ما میتوانستیم وانمود کنیم که تاریخ یا حداقل بخش اعظم ستیزههای جهانی با از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی پایان یافته است- عقاید اسلامی در مورد پایان جهان، تنها رشته علمی بخش بسیار کوچک (و حتی عجیب و نامانوس) از متخصصان دانشگاهی در مورد شیعه بود و تعداد کمی -وشاید به ندرت- از میان مسیحیان، نام المهدی یا امام دوازدهم را شنیده بودند. چقدر زمان زود میگذرد...» اینها جملاتی است که دکتر تیموتی فرنیش، متخصص مهدیگرایی و تاریخ اسلام در مقدمهای که بر کتاب ضدمهدوی کشیش جک اسمیت با نام «اسلام، ردای ضدمسیح» نگاشته، آورده است. اگرچه فرنیش فردی آکادمیک و با وجهه علمی است ولی چنانکه در ادامه خواهید دید، در این متن برای دفاع از کلیسا و هجمه به منجیگرایی اسلامی سنگِ تمام گذاشته است.
در ادامه این پیشگفتار فرنیش چنین مینویسد:
امروز با استفاده از نظریات دم دستی فراوان (و متأسفانه غالباً ناشیانهای) در مورد مباحث آخرالزمانی اسلامی و مسیحی از میان دهها وبسایت، هماوردان مسلمان شروع
به جاگرفتن رقیبان اروپایی و کاتولیک خود در میان پیشگوییهای تفسیری پروتستانی نمودهاند و حتی برخی دانشگاهیان سکولار از روی کینه و لج با این امر همعقیده شدهاند که مهدویت قدرتی در میان اهلسنت است همانگونه که در تاریخ اسلام شیعی دیده میشود.
فرنیش که به کشورهای مختلف اسلامی همچون ترکیه، ایران و ... سفر کرده نویسنده کتاب معروف "مقدسترین جنگها" در مورد مهدیگرایان اسلامی است
من به عنوان یک متخصص در مهدویت و یک مسیحی محافظهکار لوتری مذهب، تمایلات آخرالزمانی مسلمانان -از مراکش گرفته تا مالزی- را به صورتی انکارناپذیر و غیرقابل بازگشت و در حال رشد میبینم. من امید -تاحدودی بیهوده- داشتهام که ساکنان گوشههای دنج و آرام تلاش نمایند تا حرکتهای انقلابی و پتانسیل خشونت در مهدویت را که ممکن است در آینده نزدیک سربرآورد (علاوه بر بررسی صرف نمونههای گذشته) مورد بررسی و تعمق قرار دهند به همان صورتی که برخی مسیحیان ناامیدانه تلاش میکنند نقشههای قدیمی را موشکافی کنند تا خط فکری {احیای} امپراطوری روم را چنانچه در کتاب «آخرین روزهای سیاره بزرگ زمین» (1)
https://en.wikipedia.org/wiki/The_Late,_Great_Planet_Earth
آمده، معنا کنند. تحلیلگران1) منظور فرنیش کتاب “The Late Great Planet Earth” نوشته هال لیندسی است که حاوی تفسیر پیشگوییهای کتاب مقدس –و از جمله احیاء امپراطوری روم- بود و در زمان انتشار (دهه 1970) و تا سالها بعد کتابی پرفروش در این عرصه به حساب میآمد. برای اطلاعات بیشتر ر ک:
سکولار به ندرت میتوانند حقیقت اسلام و منجی هدایت یافته آن (مهدی) را بشناسند و از طرف دیگر به نظر میرسد بسیاری معتقدان مسیحی فراموش کردهاند که چقدر کتاب مقدس به دانستن و یادگرفتن توصیه نموده است.
اینک زمان آن رسیده که دانش آکادمیک همچون ماری، قُمری بیگناه مسیحیت را در بر بگیرد تا تهدیدات بسیار واقعی در زمینههای ایدئولوژیکی، نظامی، سیاسی، دینی و معنوی را که اسلام به صورت عام و مهدویت به صورت خاص دارد، دریابد و به خواست الهی آنها را تلافی کند. برخی افراد که در این رقابت و ستیزه فعال بوده و نوشتههایی فراهم نمودهاند، حداکثر زرهای ناقص در برابر دکترین آخرالزمانی اسلام فراهم نمودهاند و نه بیشتر؛ ولی جک اسمیت در کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح» توانسته زره خداوند را علیه آموزههای مهدیگرایانه اسلامی فراهم آورد. حال اینکه آیا مسیحیان این زره به تن کنند یا نه، بحث دیگری است. شاید چنانچه یوحنای تعمید دهنده در صحرا گفته است، فقط تعدادی افراد گوش کرده و آنرا به تن کنند ولی دیگران نمیتوانند بگویند که ما نشیدهایم.
جک اسمیت آموزشهای ممتازی در زمینه های دینی (کارشناسی ارشد از دانشکده دینی باپتیست جنوبی) داشته؛ علاوه بر آنکه مدرکی از علوم تجربی نیز داراست. همچنین وی سالهای متمادی مشتاقانه مطالعاتی فردی در زمینه تاریخ و الاهیات اسلامی داشته که حاصل آنها را متواضعانه به شما تقدیم نموده است. تحلیلهای مطلعانه او در مورد کتابهای آخرالزمانی مسیحت و یهودیت (به ویژه حزقیال (حزقیل)، دانیال و مکاشفات یوحنا) در پرتو نگاه آخرالزمانی اسلام و عقاید مهدیگرایانه عقاید باورپذیر زیر را حاصل نموده است:
ضدمسیح عهد جدید همان امام دوازدهم شیعیان و المهدی است که بر جهان غلبه یافته و پس از {به راه انداختن} جنگهای جهانی و قدرتی که جهان اسلام به وی میدهد، شریعت (قانون اسلام) را بر جهان تحمیل مینماید.
سپاه مهدی متشکل از ایرانیان و ترکها با همراهی روسیه، بر اسرائیل حمله میکند.
خلسه (rapture) و عروج مسیحیان پاک به آسمان، در دل این خصومتها محقق میشود.
سرانجام مهدی توسط عیسی مسیح که دوباره به زمین بازگشته، شکست خورده و نابود میشود.
کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح»، در مورد این کتاب بیشتر سخن خواهیم گفت...
دنیاگرایان و حتی مسیحیان ممکن است اعتقادی به خلسه نداشته باشند ولی این مسأله به طور واضح در رساله اول تسالونیکیان 4:17 آمده است. به علاوه افرادی در میان کاتولیکها و لوتریان که مخالف سلطنت هزارهای عیسی مسیح در این جهان هستند -ولو با نگاه پیش هزارهگرایی اسمیت همرأی نیستند- نیز به خلسه معتقدند. البته همه مسیحیانی که این کتاب ممتاز و تحقیقی را میخوانند باید متوجه این امر باشند که پیش
یا پساهزارهگرابودن و یا مخالفت با آن مسألهای اساسی در اینکه باید مسیحت با اسلام به مقابله و واکنش برخیزد، نیست. جز اینکه برخی گمان میکنند همه پیشگوییهای موجود در کتاب مقدس، در دوران شکنجه و آزار مسحیان در عصر امپراطوری مشرک روم تحقق یافته و بسیاری از آن مکاشفات را محقق شده میپندارند. جک اسمیت این مطلب را بدیهی شمرده که اسلامی که به وسیله امام دوازدهم شیعیان شخصیتی جدید میگیرد، پیشگوییهایی محقق نشده در مورد آزار جهانی مسیحیان را محقق میسازد که هرروزه در میان اخبار بیشتر و بیشتر نمود کرده و باورپذیر میشود. شاید جیمز حواری (1)وقتی این جمله را مینوشت، {به ما} در مورد اسلام هشدار میداد: «تو ایمان داری که خدا واحد است؟ نیکو میکنی! شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند!» (رساله یعقوب 2:19)
امضا: دکتر تیموتی فرنیش،
نویسنده کتاب «مقدسترین جنگها، مهدیان اسلامی، جهاد ایشان و اسامه بن لادن»
1) در عهد جدید انگلیسی برای نام بردن از دو حواری، یکی یعقوب پسر حلفا و یعقوب پسر زبدی از این عنوان استفاده شده است. رساله (نامه) یعقوب در عهد جدید منسوب به یعقوب پسر حلفاست. (م)
درآمد: «برخی تصور میکنند ایران برای تسریع در ظهور حضرت مهدی (امام غائب) با استفاده از تسلیحات هستهای جنگ به راه خواهد انداخت. نشانهای متقن بر این امر در دست نیست.» این عبارت بخشی از مقاله مجله نشنال اینترست (به نقل از سایت دیپلماسی ایرانی) است (1)
http://nationalinterest.org/blog/the-buzz/would-iran-start-nuclear-war-11995
ترجمه این مقاله توسط خانم طلا تسلیمی صورت گرفته و در سایت «دیپلماسی ایرانی» منتشر شده است:
http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1942963/نفوذ+منطقهای+ایران+نیازی+به+توانایی+اتمی+ندارد+.html
که در ادامه بخشهایی از آن میآید.در این مقاله راجر شاناهان (Rodger Shanahan) به بحث برنامه هستهای ایران و دلایل ایران برای دستیابی به قدرت هستهای پرداخته است. او ابتدا همچون بسیاری دیگر از نویسندگان غربی دستیابی ایران به «سلاح هستهای» را خطرناک میداند ولی نه آنچنان که برخی در صدد القای آن هستند:
1) این مطلب در نشریه نشنال اینترست منتشر شده و اصل آن در آدرس ذیل قابل رؤیت میباشد:
«مقابله با گسترش تسلیحات کشتار جمعی یک اصل است و ایران نیز نباید به تسلیحات هستهای مجهز شود، چرا که چنین روندی دیگر کشورها را نیز به تلاش برای کسب تسلیحات هستهای ترغیب میکند. با این حال، نظرات اندی نیکولیک (Andy Nikolic) و دیگران (نویسندگانی که دستیابی ایران به سلاح هستهای را آغازگر جنگ جهانی سوم قلمداد میکنند) در خصوص ایران هستهای بیش از اندازه افراطی است؛ چرا که حتی اگر ایران به سلاح هستهای مجهز شود، احتمال اینکه بخواهد از چنین سلاحی برای نفوذ بیشتر در منطقه و یا حمله به اسرائیل استفاده کند، اندک است.»
شاناهان در ادامه به پاسخ دلایل نویسندگان افراطی میپردازد و دلیل اصلی ایران از قدرت هستهای را چنین میشمارد:
«مسئله این است که تهران به قابلیت هستهای به مثابه سپری بیعیب و نقص مینگرد و نه شمشیری برّنده. ... مقامات ایران به دنبال محافظت از جمهوری اسلامی و تضمینی برای نجات از حملات خارجی هستند و سلاح هستهای میتواند چنین تضمینی باشد.»
نکته مهم دیگری که در این مقاله مطرح شده، دلیلی است که برخی هزارهگرایان آمریکایی (Millenarianists) درصدد القای آن هستند. او شواهد این دلیل را ناکافی میداند:
«برخی دیگر تصور میکنند ایران برای تسریع در ظهور حضرت مهدی (امام غائب) با استفاده از تسلیحات هستهای جنگ به راه خواهد انداخت. اما هیچ استدلال منطقی برای این تصور وجود ندارد و از سوی دیگر، هیچ سند و مدرکی
دال بر اعتقاد آیتالله سید علی خامنهای رهبر معظم ایران (تصمیمگیرنده اصلی در پرونده هستهای ایران) به چنین مسئلهای وجود ندارد.»
مجله نشنال اینترست (1)بیش از سه دهه است که با موضوع سیاست خارجی در آمریکا منتشر میشود. لازم به ذکر است برخی اشخاص و صاحبنظران مهم همچون فرانسیس فوکویاما در این مجله قلم میزدهاند.
نکته:
توجه نویسنده به این مطلب که «ایران به سبب تسریع در ظهور امام مهدی علیه السلام در پی سلاح اتمی است» نشان از آن دارد که این شعار و ایده امری است که به واسطه تبلیغ مکرر برخی رسانههای اوانجلیست (همچون سی بی ان نیوز) در ذهن بسیاری مردم ریشه دوانده و متأسفانه پاسخی درخور به آن داده نشده است.
1) http://nationalinterest.org/about-the-national-interest
درآمد: ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه 90 ساله سعودی در 23 ژانویه 2015 (دوم بهمن 93) درگذشت. فارغ از اوضاع کنونی و مبهم در خاورمیانه (همچون اوضاع سوریه، عراق، یمن و ...) و نیز اختلافات و کشمکشهای درون حاکمیتی عربستان، مرگ عبدالله پرونده دیگری را نیز در میان رسانههای غربی باز نموده است: آیا مرگ عبدالله مقدمهای برای ظهور مهدی است؟
از پیش از آغاز سال 2015 و در پی تشدید بیماری عبدالله و احتمال مرگ وی، برخی رسانههای غربی به سراغ موضوعی رفتند که گرچه در میان رسانههای داخلی و منابع شیعی، به طور متعدد و دامنهداری بحث شده و همواره روایات پیرامونی و تطبیق آنها محل بحث میان کارشناسان مهدویت بوده است (مانند جریان تولید مستند «ظهور بسیار نزدیک است» در اواخر 89 و موضعگیری علمای حوزه در مقابل آن (1)
www.mahdaviat.porsemani.ir/content/همه-چیز-درباره-مستندی-به-نام-ظهور-نزدیک-است
) ولی توجه و انعکاس این موضوع در رسانههای غربی جالب توجه و تأمل است. سایتهای تحلیلی-سیاسی همچون مانند المانیتور انگلیسی (al-monitor.com) و زنپاندیت zenpundit.com)) و یا سایتهای آخرالزمانی مانند1) جریان تولید و اتفاقات پیرامونی را میتوانید در اینجا ببینید:
Before It's news (beforeitsnews.com) و The Trumpet (thetrumpet.com) از جمله این پایگاههای خبری و رسانهای هستند. برای آشنایی مخاطبان گرامی به دو نمونه از این بازتابها پرداخته میشود:
پایگاه المانیتور انگلیسی در بخش «نبض ایران» و در مقالهای با عنوان «برخی شیعیان مرگ ملک عبدالله را به آخرالزمان منتسب میکنند» مینویسد:
با توجه به احادیث شیعی، پس از مرگ پادشاهی با نام «عبدالله» در حجاز (منطقه غربی عربستان سعودی)، هیچ پادشاهی امکان برقراری تاج و تخت نخواهد داشت و اختلافات تشدید خواهد شد تا ظهور امام مهدی علیه السلام فرا رسد.
المانیتور پس از آن به حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با مضمون مشابه اشاره میکند و منبع آنرا کتاب «250 نشانه تا ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف» (مائتان و خمسون علامة حتی ظهور الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر میکند. (سخن در مورد این کتاب بسیار است ولی آنچه به صورت اجمالی در مورد این کتاب میتوان گفت آن است که علاوه بر ناشناخته بودن نویسنده این کتاب، بسیاری روایات ذکر شده در این کتاب یا اصلاً سند ندارند و یا سند بسیار ضعیفی دارند که از جمله آنها همین روایت منقول از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که به ملک فهد و ملک عبدالله نسبت داده شده است) جالب آنست که نویسنده این مقاله در المانیتور –که ظاهراً ایرانی است- حتی روایتی در اینباره از نهج البلاغه نیز ذکر میکند که در نسخههای کنونی نهج البلاغه موجود نیست! (1):
برخی معتقدند که ظهور گروههای تروریستی در خاورمیانه –که پرچم سیاه بر دست دارند، نشانه دیگری از ظهور مهدی است. در نهج البلاغه که مجموعه از گفتههای امام علی امام اول شیعیان است، چنین آمده: «هنگامی که شما شاهد
1) در مورد این روایت مطالبی در همین نوشتار ذکر گردیده است.
پرچمهای سیاه بودید، هیچ حرکتی نکنید چون ادعاهای آنها باطل است و شما نباید به ایشان یاری رسانید. قلب ایشان مانند پارههای آهن است. نام ایشان از مکانها گرفته شده است.»
در انتهای این مقاله نویسنده اعتراف میکند که روایات قطعی شیعی با این احادیث متعارضند ولی به هرحال وقوع تغییراتی بزرگ در منطقه پس از مرگ عبدالله و ظهور مهدی بعید نیست:
با این حال، روایات معتبر شیعی و احادیث دیگری که در زمینه ظهور امام مهدی آمده، با احادیث فوق تضاد دارند. البته امروزه بسیاری گمانهزنیها در مورد اتفاقات پس از مرگ پادشاه عربستان و تأثیر آن بر تحولات جهانی صورت میپذیرد و چه بسا زنجیرهای از پیشگوییهای آخرالزمانی برای {ظهور} مهدی باشد. (1)
رسانه دیگری که در همین ایام (23 ژانویه 2015) به بازتاب مرگ عبدالله و نگاه آخرالزمانی بدان پرداخته، سایت و مجله "The Trumpet" است. این سایت –مجله- که نامش (شیپور - Trumpet) گویای نگاه دینی و آخرالزمانی آن میباشد، از طرف کلیسای خداوند در فیلادلفیا (Philadelphia Church of God) پشتیبانی میشود. (2)در مقاله این سایت در اینباره میخوانیم:
برخی از مسلمانان شیعه از مدتها قبل معتقد بودند که براساس پیشگوییهای اسلامی، مرگ عبدالله منجر به زنجیرهای از حوادث و بیثباتی در عربستان سعودی میشود و این بیثباتی تا ظهور امام مهدی –مسیحای اسلامی- ادامه خواهد یافت... حدیثی در کتاب غیبت طوسی به نقل از {حضرت} محمد در مورد ظهور مهدی آمده است که «در آخرالزمان مردی که نامش برگرفته از نام حیوان است، به تاج و تخت میرسد و پس از آن مردی به نام عبدالله قدرت را به دست میگیرد. هرکس از مرگ او به من خبر دهد، من نیز مژده ظهور مهدی را به وی خواهم داد. پس از گذشت چند روز و چندماه از مرگ عبدالله، دولت {مهدی} ظاهر میشود.» گفته میشود منظور از پادشاه همنام با حیوان فهد (یوزپلنگ) باشد که پس از او عبدالله پادشاه عربستان گشته است.
پس از این مقدمه، مطالبی عنوان میگردد که در سالیان اخیر به طور مکرر در رسانههای غربی گفته شده است:
شیعیان دوازده امامی معتقدند مهدی تنها در برههای از تاریخ ظهور میکند که فاجعه و هرج و مرج جهانی حاکم باشد. وی در دوران جنگهای آخرالزمانی و به منظور استقرار عدالت در جهان –که با تبدیل همه مردم به اسلام شیعی محقق میشود- ظهور میکند بنابراین هرج و مرج، پیشنیازی برای بازگشت اوست لذا بسیاری شیعیان بر این باورند که با تحریک و ایجاد هرج و مرج میتوان بازگشت منجی شیعی را تسریع بخشید. (1)
مقالات فوق مفصل بوده و حاوی نکات جالب توجه دیگری هم هستند که به دلیل اختصار از ذکر آنها خودداری میشود.
1) Jeremiah Jacques, "King Abdullah’s Death Fulfills ‘End-Time Prophecies,’ Say Shiites", http://www.thetrumpet.com/article/12373.19.0.0/religion/islam/king-abdullahs-death-fulfills-end-time-prophecies-say-shiites , January 23, 2015.
نکتهها:
لازم است به نکات زیر در مورد این مقالات توجه شود:
توجه نویسندگان همه این مقالات به روایات آخرالزمانی اسلامی به ویژه روایات شیعی ظهور امام مهدی علیه السلام جالب توجه و دقت است.
کلیگویی، عدم ذکر مستندات و یا استناد به منابع مبهم (مانند کتاب 250 نشانه ظهور) و ضعیف (مانند کتاب فتن ابن حماد) و نیز تسری یک عقیده به کل شیعیان، راهبرد غالب این مقالات است.
به دلیل عدم توجه و شناخت منابع روایی، احادیث ذکرشده در این مقالات به درستی نقل و آدرسدهی نشدهاند. (احتمالاً این اشکال بدین جهت بوده که نویسندگان مقالات از منابع دیگری آنها را نقل کردهاند) به عنوان مثال چنانکه گفته شد روایت نقل شده از نهج البلاغه در آن کتاب نیست بلکه در کتاب فتن ابن حماد –که نزد علمای شیعه و سنی اعتبار چندانی ندارد- آمده است و یا روایتی که به همنامی پادشاه عربستان با حیوانی وحشی اشاره دارد نه در کتاب قدیمی و معتبر غیبت طوسی بلکه در کتاب نامعتبر و جدیدالتألیف «مائتان و خمسون علامة حتی ظهور الامام المهدی علیه السلام» ذکر شده است.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931104000611
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931021001268
که از اساتید و محققین مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم هستند، مراجعه فرمایید.
درآمد: پاسخ سریع و کوبنده حزبالله به تجاوزات رژیم صهیونیستی در چند سال اخیر، بار دیگر نام حزبالله و توان مؤثر این گروه شیعی-لبنانی را بر زبانها جاری نموده است. گرچه بسیاری تحلیلگران در روزهای اخیر با نگاه نظامی و سیاسی به ماهیت حزبالله و فعالیتهای آن در لبنان و سوریه نگریستهاند، برخی نیز در جریانات مختلف سالیان اخیر –همچون پیروزیهای سال 2006 و یا حضور لبنان در سوریه و مبارزه با گروههای تکفیری- به ماهیت آخرالزمانی این گروه پرداختهاند.
در این راستا به مقالهای که سایت المانیتور (Al-Monitor) در بخش نبض لبنان (LEBANON PULSE) در انتهای سال 2013 منتشر کرد، میپردازیم. لازم به ذکر است بخشهای مهم این مقاله خلاصه گردیده و به این جهت تغییراتی در عبارات داده شده است.
آیا رویکرد حزبالله در سوریه به دکترین آخرالزمانی آن گره خورده است؟
Is Hezbollah’s Syria Approach Tied to End-Times Doctrine? (1)
این روزها تعداد زیادی سؤال در این مورد پرسیده میشود که سید حسن نصرالله چگونه میاندیشد؟ واکنش و نگاه او به درگیریهای سوریه چگونه است؟ آیا او خود را درگیر جنگهایی جدید میکند؟....
نصرالله عمداً این پرسشها را بیپاسخ گذاشته است و علت آن نیز اتخاذ عمدی سیاست مبهم برای جنگ روانی علیه اسرائیل است. به گفته منابع حزبالله، سید حسن نصرالله مخصوصاً دیدگاه خود را مخفی نگاه داشته تا دشمن خود به تفسیر و ارزیابی آن بپردازد اما در پشت این سیاست ابهام عمدی، رویکردی ایدئولوژیک نیز وجود دارد که با ساختار استراتژیک تفسیر وی از حوادث کنونی منطقه سازگار است.
الجفر، داستان آینده
نصرالله به داشتن ایمان و اعتماد به نفسی قوی شناخته میشود. وی همچون ایرانیان طرفدار {آیتالله} علی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به مطالب مندرج در یک کتاب مذهبی و عرفانی –به نام الجفر- باور دارند (2)و از این جهت جنگ بزرگ با اسرائیل را اجتنابناپذیر میدانند. این کتاب که در مورد آینده و حوادث پیش روست، به عقیده شیعیان نوشته علی بن ابی طالب بوده و براساس علم غیب و علم حروف حوادث آینده تا روز ظهور (3)را پیشگویی کرده است. به گفته شیعیان در این روز با ظهور امام مهدی، عدالت بر روی زمین مستقر شده و پیروزی اسلام و شکست کافران اتفاق خواهد افتاد.
مهمترین موضوع که توسط مفسران الجفر –که از میان ایرانیان و حزبالله به مفهومیابی کلمات و استنتاج حوادث مشغولند- مورد بررسی قرار میگیرد، در مورد وقوع حوادث پیشگویی
1) http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2013/09/hezbollah-nasrallah-shiite-doctrine-syria-conflict.html , September 12, 2013
2) در مورد این کتاب به نقد انتهای مقاله مراجعه فرمایید. (م)
3) نویسنده در اینجا از عبارت "Judgment Day" استفاده نموده که به معنای "روز قیامت" است ولی چنانکه بعداً مشخص میشود مراد وی از این عبارت، روزگار ظهور امام مهدی ( بوده است.
شده در این کتاب به عنوان نشانههای پیش از ظهور مهدی است که به عنوان «علائم الظهور» (signs of reappearance) شناخته میشود. با توجه به الجفر، وقوع قتلعامهای عظیم در سوریه یکی از برجستهترین وقایع ظهور است. بنابر مطالب این کتاب حاکم سوریه در این حوادث کشته میشود و در این کشور، رهبری سنی که شیعیان، علویان و مسیحیان را آزار میدهد، به حکومت میرسد. این حوادث تا آنجا ادامه مییابد که لشکری از شرق (که احتمالاً از ایران یا عراق خواهد بود) مداخله خواهد کرد و حاکم {جدید و} ظالم سوریه را کشته و این کشور را فتح خواهد کرد. پس از آن این لشکر به طرف اورشلیم میرود و این شهر (کشور) را از دست یهود آزاد میکند. اینجاست که امام مهدی در اورشلیم ظاهر میشود و همراه با عیسی مسیح نماز میگزارد. پس از آن زمانه پایان جهان -که در آن عدالت، انصاف و صلح حکمفرماست- شروع میشود.
امروزه ایرانیان و حزبالله نَفَس خود را در سینه حبس کردهاند و منتظر وقوع حوادث پیشگویی شده در الجفر –مثلاً با ورود نظامی آمریکا به بحران سوریه- هستند. آنها بر این باورند که شمارش معکوس برای تحقق سناریوی مرموز پیشگویی شده در الجفر آغاز شده
است. این عده با مقایسه مطالب کتاب و دنبالهای از اتفاقات دوسال گذشته، اعتماد به نفس بیشتری در نظرات خود پیدا کردهاند.
این روزها گرچه ناظران جهانی به وقایع خاورمیانه با نگاه سیاسی مینگرند، حامیان انقلاب اسلامی در ایران این موارد را حوادث پیشگویی شده در الجفر و وقایع پیش از ظهور مهدی میپندارند. به نظر شیعیان و به طور عمده نصرالله و {آیتالله} خامنهای این وقایع -که حتی مرگ یا قتل پادشاه عربستان را نیز در بر میگیرد- در حال پردهبرداری است و چیزی به وقوع جنگ بزرگ با اسرائیل باقی نمانده است. آنان منتظرند آن زمان فرا برسد که لشکریان شیعه و مسیحیان در اورشلیم جشن پیروزی را همراه با امام مهدی و مسیح برگزار کنند.
در پایان باید گفت شکی نیست که این نگاه گرچه باطل است، ولی توصیف واقعیتی است که در منطقه شرق (Levant) شاهد آن هستیم. اینجا باید از گروه اقلیتی هراس داشت که برای آینده خود، به داستانوارهای نجاتبخش –که ممکن است هیچگاه اتفاق نیفتد- دل خوش کردهاند. با این وجود برخی از شهروندان منطقه –همچون فردی که به ریسمانهای امید چنگ زده- با صبر و حوصله در انتظار نجات خود هستند.
چند نکته:
در مورد این نوشته چند نکته قابل تأمل و دقت است:
1) «عِنْدَنَا الْجَفْرُ وَ هُوَ أدِیمٌ عُکَاظِیٌّ قَدْ کُتِبَ فِیهِ حَتَّی مُلِئَتْ أکَارِعُهُ، فِیهِ مَا کَانَ وَ مَا هُوَ کَائنٌ إلَی یَوْمِ الْقِیَمَةِ»؛ نزد ما جَفر میباشد، و آن عبارت است از: پوست عُکاظی مملو از نوشته ... که در آن، آنچه تاکنون واقع شده و آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد، ثبت گردیده است. مجلسی، بحار الانوار، ج 26، ص 48؛ مؤسسه الوفاء، بیروت، 1409ق.
وقایع آینده تا روز قیامت است. (1)
http://islamquest.net/fa/archive/question/fa15480
بنابر عبارت فوق این کتاب نزد ائمه علیهم السلام است نه نزد شیعیان و عجیب است که نویسنده این مقاله ادعا میکند رهبران ایران و حزبالله از محتویات این کتاب مطلعند!گرچه برخی نویسندگان لبنانی در سالیان قبل به تطبیق حوادث منطقه با حوادث پیش از ظهور پرداخته و در این زمینه کتب و مقالاتی نوشته شده است (از جمله کتاب «احمدی نجاد و الثورة العالمیة المقبلة» نوشته شادی فقیه)، ولی مسئولان ایران و حزبالله این حرکتها را تأیید نکرده و حتی در مواردی به تخطئه آنها پرداختهاند.
نکته جالب توجه در اظهارات این نویسنده، نزدیک دانستن آینده شیعیان و مسیحیان با یکدیگر است؛ به بیان دیگر از نظر وی دیدگاه نجاتبخشی که شیعیان برای آینده متصور شدهاند، آمدن منجی شیعیان (مهدی علیه السلام) و مسیحیان (حضرت مسیح علیه السلام) به همراه یکدیگر و برگزاری جشن در اورشلیم به همراه ایشان است. این دیدگاه کاملاً معارض با دیدگاه عدهای از اوانجلیستهای موافق با نظریه «ضدمسیح اسلامی» است که در آن منجی اسلامی را معادل با ضدمسیح و ضدمنجی مسیحیان معرفی میکنند.
برخی ویژگیهایی که نویسنده مقاله فوق برای زمانه ظهور از نگاه شیعیان عنوان میکند، بیش از آنکه در نگاه شیعی مطرح و مورد قبول باشد، در احادیث اهلسنت ذکر شده است. به عنوان مثال یاری لشکری از مشرق و یا فتح اورشلیم توسط امام مهدی علیه السلام و نماز گزاردن ایشان در مسجدالاقصی (2)
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=8173&idto=8670&lang=&bk_no=74&ID=3533
نسخه مورد انتظار و ارائه شده اهلسنت از هنگامه ظهور است. البتهاین بدان معنی نیست که شیعه چنین اموری را کلاً نفی میکند، بلکه قطعیات حوادث ظهور در روایات شیعی (1)متفاوت از این موارد است. شاید به همین جهت هم باشد که گروههای افراطی همچون النصره و یا داعش اینگونه روایات را به خود تطبیق داده و در صدد جذب افکار عمومی مسلمانان سنی به سمت خود هستند. (2)
درآمد: «وقتی یک فرد اتفاقات کنونی جهان را از نقطه نظر شیعه بنگرد، کاملاً متحیر میشود. یمن به دست حوثیان افتاده، ملک عبدالله در عربستان مرده و جهان بیش از گذشته در برابر اسرائیل ایستاده است. همه اینها پیش از این در مستند مربوط به مهدی آمده بود.» اینها قسمتی از جملات جک اسمیت در توصیف وقایع این روزها در خاورمیانه است. او معتقد است وقایع کنونی مطابق انتظار، خواست و برنامهریزی شیعه و حکومت ایران پیش میرود و باید منتظر وقایع جدیدی نیز بود...
جک اسمیت (Jack Smith) نویسنده کتاب «اسلام، ردای ضدمسیح» در مقالهای که 23 ژانویه 2015 با عنوان «مرگ ملک عبدالله و پیروزی حوثیها در یمن، آیا ایران خواست خدا را میبیند؟» (1)منتشر کرده، به موضوع جاری پرداخته است. در قسمتی از این نوشته میخوانیم:
دو نمونه از وقایعی که قبلاً رژیم ایران با تولید لوح فشرده «ظهور بسیار نزدیک است» وعده آنرا داده بود، (2)به تازگی رخ داده است: ظهور و قیام شیعیان حوثی یمن علیه منصور هادی رییسجمهور این کشور و نیز مرگ عبدالله پادشاه سنیمذهب سعودی. هردوی این وقایع بنابر تفسیر برخی گروههای شیعی، وقایعی کلیدی در شتابدهی به آخرالزمان و ظهور محمد المهدی هستند. بنابر نگاه آخرالزمانی اسلامی، المهدی موعودی است که مسلمانان –به ویژه شیعیان (اعم از شیعیان دوازده امامی ایران، عراق، بحرین و یا شیعیان علوی سوریه و یا زیدیمسلکان در یمن) منتظر آمدن او هستند تا پس از انتظاری طولانی، صلح و عدالت را در جهان مستقر کند... البته صلحی که از او انتظار میرود تنها پس از جنگهای مسلمانان شیعه جهت تسلط بر جهان به رهبری او و تحت «شمشیر محمد» (the sword of Muhammad) به دست میآید.
جک اسمیت در این راستا به حدیثی از امام محمد باقر علیه السلام اشاره کرده و سعی میکند سخنان رهبران ایران در مورد ظهور منجی موعود بشر را با این جهتدهی معنا نماید. سپس
1) Smith Jack, "Abdullah’s Death and the Fall of Yemen to Houthis – Will Iran see the will of Allah?", January 23, 2015, http://www.jacksmithprophecy.org/2015/01/23/abdullahs-death-and-the-fall-of-yemen-to-houthis-will-iran-see-the-will-of-allah
2) ادعای تولید سی دی "ظهور بسیار نزدیک است" توسط دولت ایران مطلبی است که بارها در سایتهایی همچون سیبیان نیوز و شبکه های ماهوارهای همچون فاکس نیوز طرح شده حال آنکه دولت جمهوری اسلامی این مطلب را نقی کرده و حتی در جهت مقابله با آن نیز بر آمده است.
وی به نشانههای دیگری که از علائم ظهور نزد شیعه شمرده میشود، اشاره کرده و چنین مینویسد:
وقتی یک فرد اتفاقات کنونی جهان را از نقطهنظر شیعه بنگرد، کاملاً متحیر میشود. یمن به دست حوثیان افتاده، ملک عبدالله در عربستان مرده و جهان بیش از گذشته در برابر اسرائیل ایستاده است. همه اینها پیش از این در مستند مربوط به مهدی آمده بود. بنابر گفته مجله فرانت پیج (Frontpage) از قول یکی از نزدیکان آیتالله خامنهای رهبر ایران، او به تازگی با مهدی ملاقات کرده و به او گفته شده مهدی پیش از پایان حکومت او به عنوان رهبر عالی ایران، باز میگردد. {آیتالله} خامنهای اکنون 71 ساله است و از حیث سلامتی مشکلات بسیاری دارد (!) بنابراین موعد جهاد بزرگی که او معتقد است به رهبری مهدی صورت میپذیرد، به زودی فرا میرسد.
تصویر مسجد جمکران که در این مقاله به نمایش درآمده است. در ذیل این تصویر چنین نوشتهای دیده میشود: «مسجد جمکران، مکان اختقای امام غایب»!
نتیجهگیری انتهایی جک اسمیت –که گفته میشود کشیشی اوانجلیستی است (1)- بسیار قابل توجه است. او در انتهای نوشتار خود چنین مینویسد:
من به برداشت شما واقف نیستم ولی تنها وقتی را متصور میشوم که آیتالله خامنهای رهبر ایران با دیگر مسئولان کلیدی خود در این مورد صحبت میکند... او خود را یکی از «زمینهسازان» آمدن مسیحای خویش –محمد المهدی- میشمارد. شرط مهم آمدن مهدی، راهاندازی هرج و مرج در جهان است که با نابودی اسرائیل و متحدانش محقق میشود... آیا شما فکر میکنید او با سلاحهای هستهای -که از نظر ایرانیها وجود خارجی ندارد- به این امر اقدام میکند؟ آیا محتمل نیست که او این حوادث را به عنوان خواست الهی توجیه کند؟ پاسخ این سؤالات را گذشت زمان خواهد گفت ولی این مسأله وقتی خطرناک میشود که یک اسلامگرا معتقد شود که خواست الهی بر این امر تعلق گرفته است.
بدانید که عیسی مسیح به زودی خواهد آمد...
نقد و بررسی:
1) بنابر مقدمه کتاب Islam, The Clock of Antichrist
استناددهی مکرر این گروه از نویسندگان –که از جانب رسانههای غربی حمایت کاملی میشوند- به تطبیقاتی که توسط مسلمانان –اعم از شیعیان و یا اهلسنت و حتی گروههای افراطی همچون النصره و داعش- صورت میگیرد، نشان از رصد شدید مسائل مرتبط با مهدویت از جانب غرب داشته و متأسفانه باب سوء استفاده توسط ایشان را باز نگاه داشته است؛ چنانکه ارجاع مکرر به لوح فشرده «ظهور بسیار نزدیک است» که از جانب علمای حوزه مورد نقد قرار گرفت (1)، در جهت کسب اعتبار و اثبات صحت نظریه آنها مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
در این نوشتار و مقالات مشابه، نکات ریز دیگری نیز قابل تأمل و توجه است:
خطرناک نشان دادن مهدی شیعیان (The Twelfth Imam) در مقایسه با مهدی که اهلسنت انتظار آمدن او را میکشند.
توجه و استناد به ظریفترین روایات آخرالزمانی اسلامی (مانند آنچه از امام باقر علیه السلام روایت شده است)
حمایت ضمنی از اسرائیل (به عنوان کشوری که به خواست خداوند (!) ایجاد شده) در برابر ایران شیعی
لازم شمردن ایجاد هرج و مرج در جهان برای ظهور امام مهدی علیه السلام (این طرز تفکر متأسفانه در برخی گروههای انحرافی شیعه وجود داشته است)
ارتباطدهی برنامه هستهای ایران با زمینهسازی ظهور امام مهدی ع
1) در اینباره در نوشتههای پیشین مباحثی طرح گردید.
درآمد: به بهانه سخنرانی بنیامین نتانیاهو در کنگره آمریکا با هدف بازنمایی تهدیدات هستهای ایران، تیموتی فرنیش در مقالهای به اشتباهات اسرائیلیها در مورد ارتباط برنامه هستهای ایران با عقاید آخرالزمانی شیعه پرداخت. از آنجا که فرنیش آمریکایی متعصبی بوده و بارها دشمنی با ایران و تخطئه و تمسخر باور به مهدویت در میان شیعیان را در گفتارها و نوشتارهای خویش به اثبات رسانده، این نوشتار قابل تأمل و توجه است. خلاصهای از این مقاله (1)
http://www.mahdiwatch.org/2015.03.01_arch.html
تقدیم خوانندگان گرامی میشود:یکی از مسائل مهمی که نتانیاهو بارها بر زبان آورده این است (2)
http://www.theatlantic.com/magazine/archive/2009/03/netanyahu-to-obama-stop-iran-or-i-will/307390
http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/1.550253
که رهبری جمهوری اسلامی ایران به سوی «دیدگاهی آخرالزمانی، منجیگرایانه و افراطی» سوق یافته که باید به هر طریقی جلو هستهای شدن آنرا گرفت. ولی کلام او در این جهت درست نیست.اول از همه باید بگویم من به عنوان یک مسیحی و یک آمریکایی، طرفدار سرسخت اسرائیل هستم و در دهه گذشته سه بار به آنجا سفر کردهام. همچنین فکر میکنم پس از ظهور سلطان(!) اردوغان در ترکیه، اسرائیل تنها کشور دموکراتیک موجود در خاورمیانه است (!) و ما در آن منطقه فقط با اسرائیل و نیز کردها (!) اتحاد استراتژیک داریم. اما این بدان معنا نیست که هرچه اسرائیل بگوید درست باشد؛ این ادعا که ایران میخواهد با استفاده از سلاحهای هستهای، جرقهای برای تسریع در ظهور امام مهدی ایجاد کند، برداشتی غلط و اشتباهی فاحش از آموزههای شیعی و سیاستهای ایرانیان است.
در ادامه فرنیش به بررسی جایگاه آموزه مهدویت نزد شیعیان میپردازد:
اعتقاد به بازگشت امام دوازدهم از غیبت، عامل «جانبی» و یا «افراطگونه» از این فرقه اسلامی نیست بلکه جزء اعتقادات اصلی ایشان است (همانند دکترین بازگشت عیسی نزد همه مسیحیان معتقد)
ظهور مجدد امام دوازدهم کاملاً به صلاحدید و تحت اختیار خداوند است. هیچ انسانی نمیتواند جدول زمانی این حادثه را دستکاری کند. «تحقق آخرالزمان» بستگی به استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و یا هرگونه فعالیت خشونتآمیز دیگر ندارد بلکه با ایجاد یک دولت مهدیگرا در مقیاس کوچکتر (مانند جمهوری اسلام) و پس از آن امید به خدا برای بازگرداندن مهدی به آن حکومت محقق میشود.
انجمن حجتیه گروهی بیمنطق نیست که برای از بین بردن اسرائیل تشکیل یافته باشد بلکه یک گروه سازمان یافته است که با هدف تبدیل بهاییان به شیعیان دوازده امامی تشکیل یافته است علاوه بر این در اوائل دهه 1980 فعالیتهای این گروه از طرف رهبر مذهبی ایران آیتالله خمینی ممنوع شد.
همانطور که در مقاله عالی ماگن (1)
ترجمه عنوان این مقاله «غیبت در "پیوستگی": مهدویت شیعی و سیاستهای جمهوری اسلامی» است و توسط زئوف ماگن استاد دانشگاه باریعلان در اسرائیل است. (م)
آمده احتمالاً آیتاللههای حاکم بر ایران پر سروصداترین مخالفان هر کسی هستند که در زمین ادعای مهدویت کند چراکه با اینکار آنها ثروت، قدرت و امتیاز خود را از دست خواهند داد.زئوف ماگن استاد دانشگاه اسرائیل در مقاله خود مدعی شده «جمهوری اسلامی با تغییر الگوهای رایج مذهبی، اکنون شیعه دوازده امامی را به طور قطع به عنوان ضدمنجیانهترین جنبش در میان مسلمانان و حتی در میان همه ادیان تبدیل کرده است چراکه نفسِ تشکیل حکومت، مخالفت با آمدن منجی است.»!
نگاه شیعیان دوازده امامی اینگونه نیست که جهاد باعث اصرار به مهدی برای بازگشت او میشود. به همین دلیل از جانب بسیاری کارشناسان نسبت دادن استفاده از سلاحهای هستهای توسط ایران برای تسریع شرایط آخرالزمانی صحیح نیست.
البته برخی رهبران ایران بارها و بارها گفتهاند که اسرائیل «باید از صفحه روزگار محو شود» اما من معتقدم این بدان معنی است که آنها به فروپاشی تدریجی جمعیتی در «نهاد صهیونیستی» باور دارند و نه یک بمب اتمی قارچگونه بر سر اسرائیل.
1) Ze'ev Maghen, “Occultation in "Perpetuum": Shi'ite Messianism and the Policies of the Islamic Republic”,Middle East Journal, Vol. 62, No. 2 (Spring, 2008), pp. 232-257 , http://www.jstor.org/stable/25482508
ایران و رهبران سیاسی آن به خوبی میدانند که تبعات استفاده از سلاح هستهای علیه اسرائیل، ظرف 15 دقیقه بعد کشور و ملت ایشان را خواهد گرفت و طبعاً مهدی دوست ندارد بر زمینهای بایر حکمرانی کند!
البته از هیچیک از جملات بالا نباید نتیجهگیری شود که جمهوری اسلامی ایران یک کشور طرفدار صلح و یا قابل اعتماد است. آیتاللههای حاکم بر ایران میخواهند از سلاح اتمی نه تنها در نمایش قدرت خود (همچون کره شمالی) بهره بگیرند، بلکه در برابر حمله نظامی احتمالی آمریکا ایمن شوند و نفوذ خود را در منطقه افزایش دهند. فقط حرف من این است که آنها از این سلاح برای فراخواندن مهدی استفاده نخواهند کرد.
بررسی و تحلیل:
از آنجا که نتانیاهو جهت بزرگنمایی فعالیتهای هستهای ایران و خطرناک نشان دادن آن برای تمام مردم جهان به ویژه غربیان از هر حربهای استفاده کرده و در موارد متعددی نیز این مسأله را با موضوع مهدیگرایی در ایران مرتبط نموده، موضعگیری نویسندگان متعصبی همچون فرنیش –که سابقه حضور در ارتش آمریکا داشته و طرفدار پروپا قرص اسرائیل میباشد- امری جالب توجه است.
فرنیش به خلاف برخی معاصران خود، اطلاعات نسبتاً دقیقتری به گروهها و عقاید اسلامی دارد (اگرچه تعصب و یکجانبهنگری کماکان در او نیز دیده میشود) به همین دلیل است که میبینیم اعتقادات حجتیه را جدا از مسائل روز میداند.
تشکیل نظام جمهوری اسلامی در راستای زمینهسازی ظهور امام عصر علیه السلام و با ارشادات امام راحل رحمة الله و مجاهدتهای مجاهدان انقلاب و مردم دینمدار ایران صورت پذیرفت ولی در دامنه اعتقادی شیعه دوازده امامی، ظهور امام عصر علیه السلام منوط به تشکیل چنین نظامی نیست تا مهدی علیه السلام بر آن حکومت کند! از نظرگاه شیعه، هر انسان معتقد و مسلمان میبایست با انجام تکالیف سفارش شده توسط اولیای الهی وظایف خویش را انجام دهد و خود را مهیای ظهور بنماید. طبیعی است این زمینهسازی با تشکیل نظام اسلامی راه هموارتری را مهیا خواهد ساخت.
در آمد: «آیتاللههای ایران اگر هم سلاح هستهای داشته باشند –چنانکه ما در پی القاء آن هستیم!- آنچنان هم مشتاق به استفاده از آن نیستند.» این کلام تیموتی فرنیش -کارشناس مسائل آخرالزمانی اسلامی- در مصاحبه با رادیو بانکر است. نکته جالب آن است که فرنیش –که از قضا ید طولایی هم در ایرانستیزی دارد- خود معتقد است مذهب ایرانیان، موافق با استفاده از این سلاح در دوران پیش از ظهور نیست.
در روزگاری که بسیاری رسانههای غربی در صدد القاء این مطلب هستند که ایران با دستیابی و به کارگیری سلاح اتمی درصدد تسریع در ظهور امام دوازدهم خود (مهدی) است (1)
مقاله «افراطیون مسلمان درصدد تسریع در ظهور مهدی هستند» به قلم جوئل روزنبرگ در تاریخ 11 سپتامبر 2015 موجود در آدرس زیر
http://www.nationalreview.com/article/423852/radical-islam-iran-isis-apocalytpic-messiah-mahdi
برنامه شبکه فاکس نیوز در مورد ارتباط ایران و امام دوازدهم موجود در آدرس زیر
www.youtube.com/watch?v=czQRTgTZhJ4
، برخی نویسندگان غربی که آشنایی بیشتری با باورهای مذاهب اسلامی به ویژه شیعیان در1) در این زمینه مستندات بسیار زیادی وجود دارد که برای نمونه خوانندگان را به دو مورد زیر ارجاع میدهیم:
زمینه آخرالزمان دارند، به این دیدگاه خرده گرفته و آنرا نادرست میدانند. از جمله این افراد تیموتی فرنیش است که با نوشتن کتاب «مقدسترین جنگها: مهدیان اسلامی، جهاد و اسامه بن لادن» و مقالات متعدد در مجلات و سایتهای مختلف غربی، خود را به عنوان کارشناس برجسته آخرالزمان در دیدگاه اسلام معرفی نموده است. وی نگاهی قابل تأمل به تفاوت دیدگاه شیعه و اهلسنت به مسأله ظهور امام مهدی علیه السلام دارد و در این رابطه میگوید:
مذهب شیعه -به خلاف اهل سنت- اعتقاد ندارد که میتواند بازگشت امام دوازدهم را جلو بیندازد و تسریع کند. این در حالی است که اسلام سنی (در عین باور به مهدویت)، مفهوم امام دوازدهم را نفی میکند در عین حال امیدوار به برانگیختن جنگی فاجعهبار علیه نیروهای مسیحی است. شیعیان همچنین باور ندارند جنگ جهانی پیروزمندانهای قبل از بازگشت امام دوازدهم از غیبت واقع میشود. (1)
http://media.blubrry.com/vftb/p/www.vftb.net/archive/vftb239.mp3
تصویری از ایران که ایرانستیزان درصدد القاء آن به مردم جهان هستند ولی تیموتی فرنیش آنرا مغایر باورهای مذهبی ایرانیان میداند
فرنیش البته هنوز ایرانیان را خطرناک میداند و امکان دستیابی ایران به سلاح اتمی را نفی نمیکند:
1) مصاحبه رادیو بانکر با تیموتی فرنیش را میتوانید از آدرس زیر دانلود کنید:
البته این بدین معنی نیست که ایران طرفدار صلح در خاورمیانه است و یا علاقهای به سلاح اتمی ندارد. اما شاید ما بتوانیم با درنظر گرفتن دیدگاه آخرالزمانی شیعیان ایرانی به طور مؤثرتری در این موضوع آدرسدهی کنیم. (1)
لازم به ذکر است فرنیش در پژوهش مفصلی با عنوان «نگاهی غربی به هدف ایران در دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی: هستهای سازی پایان جهان یا انبارکردن در زرادخانه مهدی؟» (2)که برای مؤسسه «تجزیه و تحلیل مسائل نظامی خاورمیانه و خلیج (فارس)» (Institute for Near East & Gulf Military Analysis INEGMA) نوشته، به این واقعیت اعتراف نموده و در مورد ارتباط برنامه هستهای ایران و نگاه آخرالزمانی شیعیان در مورد ظهور امام مهدی علیه السلام چنین میگوید:
استفاده از سلاحهای هستهای برای زمینهسازی و ایجاد جرقه ظهور مهدی، ایدهای عملی منطبق با دیدگاه سنتی شیعیان دوازده امامی نیست چراکه اولاً نگاه غالب شیعیان این است که انسانها (و حتی مومنان شیعی) نمیتوانند در خواست
خدا دخالت کنند و جدول زمانی مورد انتظار خداوند را تغییر دهند. ثانیاً اقلیتی از متفکران شیعی که اعتقاد به امکان تسهیل در بازگشت مهدی توسط مسلمانان را دارند، معتقد بهایده «انتظار فعال» هستند که منظور ایشان، تخلق به فضائل اسلامی توسط افراد و ایجاد جامعه مهدوی در مقیاس کوچکتر است و نه ساختن زمینی بایر و رادیواکتیوی برای پادشاهی مهدی! (1)
فرنیش در عین حال مدعی است تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی (2)
“Ayatollah Mesbah Yazdi…Implies in a Theological-Political Book that Iran Must Acquire a Nuclear Weapon….,” Intelligence and Terrorism Information Center, March 2, 2010.
برای تسریع در ظهور مهدی نیست بلکه در راستای رسیدن به اهداف زیر است:بقای حکومت ایران در داخل
قدرتنمایی در برابر حکومتهای سنی منطقه به ویژه عربستان سعودی
شکلدهی جهاد دفاعی علیه کشورهای سلطهگر
و در آخر آماده کردن تسلیحات برای دوران پس از ظهور مهدی (3)
نکته جالب در این رابطه آن است که برای اثبات مورد اخیر، فرنیش به سراغ یکی از مقالات ارائه شده در کنفرانس دکترین مهدویت میرود و با ذکر نقل قولی از آن، قدرت نظامی حکومتهای ماقبل از ظهور امام مهدی ( را پایهگذار قدرت نظامی دولت ایشان میشمارد!
فارغ از ادعای اخیر فرنیش، اذعان او –و دیگر آشنایان با باورهای مذهب تشیع- در مورد نادرستی ادعای تلاش ایران برای تسریع در ظهور امام مهدی علیه السلام از طریق ایجاد هرج و مرج جهانی، در مقابل دیدگاه تبلیغاتی رایج در رسانههای غربی در این زمینه بوده و به عنوان سندی بر علیه توپخانه پرطمطراق تبلیغاتی غرب، قابل بررسی، بهرهبرداری و مانوردهی است.
درآمد: عقاید آخرالزمانی مسلمانان و باور به مهدویت، به مجادلات انتخاباتی آمریکا نیز کشیده شد و نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در راستای اسلامهراسی و ایرانستیزی، باور به مهدویت را به میان آورده و بر طبل ایجاد ترس از مهدیخواهی مسلمانان کوبیدند. به راستی علت این ستیزهگری روزافزون غرب علیه مهدویت چیست؟
مارکو روبیو(Marco Rubio) (1)سناتور 44 ساله ایالت فلوریدا و یکی از نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در سوم دسامبر سال جاری 2015 (12 آذر
1) https://marcorubio.com
اسرائیل در خط اول «مبارزه تمدنی در برابر اسلام افراطی و آخرالزمانی» است.
اسلام آخرالزمانی صرفاً عبارتی تحریکآمیز نیست بلکه موضوعی واقعی است و از باورهای حقیقی رهبران ایران و داعش حکایت دارد.
لازم است ما جهت واقعی {و هدف اصلی} حرکت نظامی داعش را بشناسیم. آنها معتقدند جنگ جهانی نهایی بین غرب و اسلام در شهر دابق اتفاق میافتد. (با استناد به مجله مجازی داعش با نام دابق (4)) پس از این تقابل نهایی، تمامی جهان توسط مجموعهای از قوانین اسلامی اداره میشود که با ظهور و رهبری امام دوازدهم یا مهدی صورت خواهد گرفت.
1) https://en.wikipedia.org/wiki/Republican_Party_presidential_candidates,_2016
لازم به ذکر است زمان تهیه این نوشتار، در انتهای سال 2015 و هنگام کارزار درون حزبی در آمریکا برای انتخاب نامزد نهایی بوده است.
2) http://www.washingtontimes.com/news/2015/dec/3/rubio-warns-civilizational-struggle-against-islam
3) http://tribune.com.pk/story/1003717/irans-khamenei-holds-similar-beliefs-as-islamic-state-us-senator
4) در زمینه این مجله و مطالب آن به طور متعدد در این نوشتار مطالبی بیان گردیده است.
داعش معتقد است که حرکت او نقطه شروع این حوادث آخرالزمانی است و در هنگام استخدام جنگجو به آنان گفته میشود که این ارتش پیشگامان تقابل نهایی اسلام و غربند. تقابلی که در نهایت اسلام پیروز آن خواهد بود و حکومت پس از آن به امام دوازدهم -مهدی یا منجی اسلام- سپرده میشود.
اگر شما این مطالب را درک کنید متوجه میشوید اینها کسانی نیستند که شما بتوانید با آنها مذاکره و معامله کنید. اینها کسانی نیستند که از استقرار نیروهای آمریکایی در عراق ناراضی باشند (چون همان چیزی است که آنها میخواهند)
آیتاللههای ایران نیز دقیقاً عقایدی مشابه دارند. رهبران ایران –همچون داعش- افرادی با نگاه آخرالزمانی نسبت به آینده هستند و حرکت خود را تا رسیدن به نقطه نهایی و تحریک و فراهمسازی حوادث آخرالزمان ادامه میدهند.
تا زمانی که در میان مسلمانان، افرادی با نگاه آخرالزمانی نسبت به آینده وجود دارند و همچون داعش تواناییهای بالا دارند یا همچون ایران در تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای هستند، شما خواهید فهمید که چرا در بسیاری موارد، تعامل و دیپلماسی کاری از پیش نمیبرد و مثلاً در مورد داعش شما موفق به اینکار نیستید.
ما در انتخابی اساسی واقع شدهایم... یا آنها برنده میشوند یا ما برنده میشویم. نتیجه دیگری در این میان قابل تصور نیست.
مارکو روبیو در حال سخنرانی در جمع حامیان یهودی جمهوریخواهان
در مورد نکاتی که این سناتور آمریکایی ذکر کرده نکاتی قابل توجه و تأمل است:
به میان آمدن عقاید آخرالزمانی مسلمانان در میان رقابتهای انتخاباتی آمریکا امری بدیع و حائز اهمیت است. با توجه به اینکه برخی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا –به ویژه دونالد ترامپ (1)- اسلامستیزی را یکی از شعارهای اصلی خود قرار دادهاند، صحبتهای روبیو نیز اسلامستیزی و ایرانهراسی را نشانه رفته است. از سوی دیگر طرح نگاه آخرالزمانی اسلام و موضوع «مهدویت» در این سطح بالا، نشان از توجه افکار عمومی غرب به این موضوع دارد. آنچه مایه تأسف است این است که اکنون مهدویت ابزاری برای اسلامستیزی و ایرانهراسی در غرب شده و تبلیغ منفی صورت گرفته در رسانههای متعدد غربی در دهه اخیر در این رابطه متأسفانه چهرهای کاملاً مخرب از امام مهدی علیه السلام در جهان غرب ایجاد کرده است.
گرچه سخنان روبیو مخدوش بوده و برای ما کمی خندهدار به نظر میرسد، ولی باید توجه داشت ذهن مخاطب غربی با خوراک رسانههای غربی تغذیه شده و کلام اشخاصی همچون این سناتور آمریکایی امری واقعی قلمداد میشود.
همسو دانستن تفکر آخرالزمانی برگرفته از مذهب شیعه در ایران و افکار آخرالزمانی داعش، طنز تلخی است که در گفتارها و نوشتارهای برخی صاحبنظران غربی تکرار میشود. گرچه این تفکر بارها توسط محققین برجسته نگاه آخرالزمانی اسلام نقد شده (2)
www.inegma.com/Admin/Content/File-8102013131623.pdf
، ولی کماکان به واسطه برداشتهای تبلیغاتی مورد استفاده قرار میگیرد. شیعه -همچون غالب اهل سنت- امر ظهور امام مهدی علیه السلام را به دست پروردگار میداند و گرچه قائل به لزوم حرکت و زمینهسازی این امر در افراد و جوامع است، ولی «ایجاد هرج و مرج در خاورمیانه برای تعجیل ظهور با ساخت بمب اتمی توسط ایران» و یا «تشکیل خلافت برای جنگ با غرب در دابق توسط داعش» را به هیچ عنوان نمیپذیرد.
درآمد: «بزرگترین چالش پیشِ روی ائتلاف غرب در خاورمیانه، تنها اسلام افراطی نیست بلکه مشکل اصلی، اسلام آخرالزمانی است.» این سخن روزنبرگ فعال رسانهای و رماننویس معروف آمریکایی است و وی به مردم آمریکا توصیهای ویژه برای انتخاب رییسجمهور آتی ایالات متحده میکند: «رییس جمهوری انتخاب کنید که خطر مهدیباوری مسلمانان را درک میکند».
مقاله او در این زمینه–که در سایت روزنامه اورشلیم پست منتشر شده (1)- را در ادامه میخوانیم: (2)
در کمتر از یک ماه دیگر رأیدهندگان در آیووا {یکی از ایالتهای آمریکا} رأی خود را خواهند داد و رسماً حرکت انتخابات 2016 آغاز میشود. در اینجا سؤال بزرگ این است که آیا مردم آمریکا رهبری را که آمادگی مواجهه با چالش عظیم جهانی پیشِ رو –به ویژه در خاورمیانه- دارد، برخواهند گزید یا نه؟ بالاتر از همه رییسجمهور بعدی ایالات متحده آمریکا باید درک کند که بزرگترین
چالش پیشِ روی ائتلاف غرب در خاورمیانه تنها اسلام افراطی نیست بلکه مشکل اصلی، اسلام آخرالزمانی است.
متأسفانه اغلب نامزدهای انتخاباتی و رأیدهندگان هنوز هم به اندازه کافی با چنین تمایزاتی آشنا نیستند؛ در حالیکه باید چنین آگاهی صورت پذیرد. چرا؟ چون در حالیکه پیروان اسلام افراطی (همچون القاعده، طالبان، حماس و ...) از اعمال خشونتآمیز برای بیرون راندن آمریکا، اسرائیل و دیگر «کفار» از سرزمین مقدس خود استفاده میکنند، پیروان نگاه آخرالزمانی اسلام به دنبال بهکارگیری روش نسلکشی برای نابودی کفار و استقرار یک حکومت اسلامی در سطح جهان به عنوان «خلافت» هستند.
برای اولین بار در تاریخ بشر، رهبران دو کشور با الگوی فرجامشناسی کشور خویش را هدایت میکنند. حاکمان جمهوری اسلامی ایران که با الگوی پیشگوییهای اسلامی کهن –که آخرالزمان را چنان که میدانیم متصور میشود- رفتار میکنند و کشور دوم هم دولت اسلامی (داعش) است. اولی شیعی و دومی سنی! با این حال هردو معتقدند منجی ایشان –با عنوان «مهدی» (که در شیعه به عنوان امام دوازدهم یا امام غائب هم خوانده میشود) شناخته شده و در هر لحظه ممکن است بر روی زمین هویدا شود. هردو گروه قائلند که این اتفاق در دوران پایانی جهان (آخرالزمان) واقع میشود. همچنین هردو مصمم به سرعتبخشی به آمدن او هستند؛ البته هریک راهبرد و استراتژی متفاوتی برای این کار دارند.
ابوبکر البغدادی رهبر داعش معتقد است مأموریت او خلافت در شام (عراق، سوریه، لبنان، اردن، اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی) و نیز کشتار همه کسانی است که حاضر به پذیرش الگوی اسلامی پیشنهادی او نیستند. او در پی تشویق قدرتهای غربی (نیروهای رومی) برای جنگ با داعش در شهر سوری دابق است زیرا این شهر همان جایی است که پیشگوییهای اسلامی وعده پیروزی بزرگ مسلمانان (در برابر روم) را دادهاند. وی در پیام صوتی در جولای 2014 چنین گفته است: «ای مسلمانان، برای ملحق شدن به دولت خود شتاب کنید. این دولت خود شماست. سوریه تنها برای مردم سوریه و عراق فقط برای مردم عراق نیست. زمین
برای همه مسلمانان است.... این توصیه من به شماست. اگر شما به آن عمل کنید بر روم –و اگر خدا بخواهد- بر تمام جهان پیروز خواهید شد.»
در مقابل، آیتالله علی خامنهای رهبر ایران و حلقه بسته مشاوران وی معتقدند که پیروزی موکول به تشکیل خلافت نیست بلکه این پیروزی با ایجاد زیرساختهای لازم جهت زرادخانه سلاحهای هستهای به دست میآید. هنگامی که آنها آماده ارتکاب نسلکشی در مقیاس عظیم و نابودی آمریکا و اسرائیل باشند، آنگاه میتوانند توجه خود را به استقرار امپراطوری اسلامی و آمدن مهدی بنمایند.
محمود احمدینژاد رییسجمهور سابق ایران و مشاور ارشد کنونی {آیتالله} خامنهای در سال 2006 گفت: «امام غائب به صورت ملموس نزد ما حاضر نیست اما ... ما باید زمین را برای ظهور سریع او مهیا کنیم. اگر ما همینطور بیکار بنشینیم {او ظاهر نخواهد شد}»
{آیتالله} خامنهای در سال 2014 گفته است: «آمدن امام زمان وعده قطعی خداوند است. کاروان بشریت از روز ابتدایی خلقت در حرکت بوده است ... تا زمانی که امام مهدی بیاید. من با اطمینان به شما میگویم که وعده خداوند برای ظهور {مهدی} و ایجاد تمدن نوین اسلامی در مسیر تحقق است.»
{آیتالله} خامنهای در تابستان سال 2015 و درست پس از اعلام توافق هستهای گفت: «شعارهای ملت ایران در روز قدس، نشاندهنده شرایط {و مواضع ایران} است. شعارهای «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» در سراسر کشور طنینانداز شده است. حتی پس از این توافق، سیاست ما نسبت به قدرتهای استکباری تغییری نخواهد کرد»
تفکر آخرالزمانی در جهان اسلام، امری شایع است. با توجه به مطالعه مرکز تحقیقات پیو در سال 2012 «در بیشتر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، جنوب آسیا و آسیای جنوب شرقی، بیش از نیمی از مسلمانان معتقدند که در دورانی زندگی میکنند که بازگشت مهدی را خواهند دید.» در جهانی که 1.6 میلیارد مسلمان دارد، این رقم بدان معنی است که بیش از 800 میلیون مسلمان معتقدند پایان دنیا نزدیک است. این نرخ در مصر 40%، در اردن 41%، در فلسطین 46% در ترکیه 68%، در عراق 72% و در افغانستان رقم خیرهکننده 83% است. به
همین ترتیب میلیونها نفر از مسلمانان معتقدند که عیسی به زمین باز خواهد گشت. آنها عیسی را –همچون مسیحیان- منجی یا فرزند خدا نمیدانند بلکه او را معاون مهدی قلمداد میکنند که تمام کافران را مجبور به پذیرش اسلام یا کشتار میکند. مطابق تحقیقات پیو، آمار چنین باوری در اردن 28%، در مصر 39% در فلسطین 46% و در عراق 64% است.
هر مسلمانی که به نگاه آخرالزمانی اسلامی معتقد است، قائل به تحقق جنگ فراگیر و نسلکشی برای اجرای پیشگویی مورد علاقه خود نیست اما رهبران ایران و داعش به چنین امری معتقدند و این چیزی است که باعث میشود چنین افرادی بسیار خطرناک باشند.
در سالهای اخیر من دو سری رمان در این زمینه نوشتهام که نه برای سرگرمی بلکه برای کمک به مردم آمریکا، اعضای کنگره، نامزدهای ریاست جمهوری و دیگران برای آگاهی در زمینه تفکر آخرالزمانی اسلامی است. با این حال کارهای به مراتب بیشتری باید انجام شود تا مطمئن شویم رأیدهندگان آمریکایی و رهبران فکری انتخابی آگاهانه و با توجه به این حقایق خواهند داشت.
رمانهای سهگانه روزنبرگ در مورد امام مهدی ع
مقام فرماندهی کل قوا و صندلی اتاق رییس جمهور، مکان آزمون و خطای فرد تازهکار نیست. به طور خاص حوادث خاورمیانه با سرعتی بالا در حال رخ دادن است. رهبر بعدی «دنیای آزاد» {!} باید با درک عمیقی از دشمنان ما و برنامه قاطعی برای خنثی سازی –و نه
همکاری- با آنها و نیز با یک تیم امنیتی کارآمد به کاخ سفید وارد شود. مخاطرات این چنینی، هرچند هم کوچک به نظر برسند، بسیار بالا و عمیق هستند.
نقد و بررسی:
(TEHRAN INITIATIVE) نام این سه رمان (1)است که در این مقاله روزنبرگ ادعا میکند هدف وی از نوشتن آنها آگاهسازی غربیان از «خطر بزرگ» نگاه آخرالزمانی ایران بوده است. او علاوه بر مقاله کنونی با حضور در شبکه فاکسنیوز همین مطالب را به تکرار کرده است. (2)
https://www.youtube.com/watch?v=g6OM-Ee56t4
و کنفرانسهای خود (4)https://www.youtube.com/watch?v=QV_z2CGC0uQ
ابراز داشتهاند. جالب آنست که پیش از به وجود1) در مورد این رمانها در همین نوشتار مطالبی پیش از این گفته شده است.
2) https://flashtrafficblog.wordpress.com/2016/01/11/why-is-isis-trying-feverishly-to-lure-the-u-s-into-a-ground-war-in-syria-the-answer-lies-in-ancient-islamic-prophecies-of-a-place-called-dabiq-my-interview-on-fox-news
3) به عنوان مثال نگاه کنید به مصاحبه گلن بک با روزنبرگ در همین زمینه در آدرسهای زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=czQRTgTZhJ4
4) به عنوان مثال نگاه کنید به کنفرانس زیر توسط روزنبرگ:
آمدن داعش، این تشابه بین ایران و تفکر طالبان القاء میشد. (1)با توجه به دشمنی عمیق تفکر سلفی داعش با تفکر شیعی ایران، شاید تنها وجه شباهت میان این دو دیدگاه شعار مهدیخواهی باشد که البته در همین مسأله نیز تفاوت عمده و فاصلهای عمیق وجود دارد که زیرکانه از دید و گفتار این نویسندگان و گویندگان پنهان گذاشته میشود.
حضور روزنبرگ در ژانویه 2016 در شبکه فاکس نیوز؛ عنوان عبارت زیرنویس چنین است: «روزنبرگ: اسلامگرایان آخرالزمانی تهدیدی فوری و واقعی برای امنیت {ما} هستند»
نکته قابل تأمل آن است که ادعای آمادهسازی سلاح اتمی در ایران برای ظهور امام مهدی علیه السلام هم در صغری و هم در کبری ادعایی دروغ و غیر واقعی است چراکه اولاً ایران به هیچ وجه در پی این سلاح نیست (2)
http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=9244
و به دست آوردن این سلاح نیز در نگاه هیچ یک از علمای شیعی تأثیری در تسریع در ظهور امام عصر علیه السلام نخواهد داشت.نویسنده برای القاء اهمیت مهدی باوری در میان مسلمانان به آمار مؤسسه پیو در سال 2012 استناد میکند. (1)متأسفانه باید اذعان نمود این آمار علی رغم اینکه مورد توجه بسیاری نویسندگان غربی قرار گرفته ولی دستاندرکاران سیاسی و مذهبی در کشور بدان توجه کافی نداشتهاند! این مطلب از آنجا اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم یکی از شعارهای اصلی گروههای افراطی همچون داعش جهت یارگیری از میان مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی، همین عنصر مهدیخواهی بوده و بیسبب نیست که داعش –و گروههای تکفیری دیگر همچون النصره- خود را زمینهساز ظهور مهدی القاء میکنند.
و نکته آخر، ارتباطدهی میان انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا با موضوع مهدویت از جانب این نویسنده است. روزنبرگ مدعی است مردم آمریکا باید کسی را برای کاخ سفید برگزینند که به «خطر بزرگ!» تفکر آخرالزمانی مسلمانان آشنا باشد و برای آن راهحلی مناسب داشته باشد. شاید اصل توجه مردم آمریکا و رهبران ایشان با عقیده مهدیباوری مسلمانان امری مطلوب به نظر برسد ولی متأسفانه با تبلیغات به شدت منفی رسانههای غربی در این موضوع –و البته کمکاری مفرط بسیاری نهادهای مسئول- امید زیادی به انتقال صحیح این آموزه والا به مردم غرب در شرایط کنونی نیست!
1) در مورد این آمار و تحلیلهای صورت گرفته بر آن در نوشتههای پیشین توضیحاتی داده شده است.
درآمد: موضوع حضور ایران در جنگ سوریه و شهادت نیروهای مستشار ایرانی (شهدای مدافع حرم) در سالیان اخیر با جبههگیری کشورهای مرتجع منطقه و البته کشورهای غربی علیه نظام اسلامی ایران همراه شد. گرچه از نگاه مردم و مسئولان ایران این حضور و تقابل نتیجه پایبندی ایران اسلامی بر آرمانهای والای خویش بوده و با هدف دفاع از محور مقاومت و مقابله با نیروهای تکفیری صورت گرفته، ولی بازتاب این تفکر در خارج از این مرزها به گونهای دیگر بوده است.
سایت «زمانی برای باورداشتن» (timetobelieve.com) که به اعتقاد نویسندگان آن با هدف آگاهیبخشی به جامعه مسیحی جهت رخدادهای عصر حاضر و ارتباط آن با پیشگوییهای کتاب مقدس راهاندازی شده (1)و البته همچون بسیاری از همگنان خود، دشمنی با اسلام را میتوان در نوشتههای آن دید (2)
http://www.timetobelieve.com/2015/09/1400-year-old-secret
، در نوشتهای با عنوان «ظهور مهدی» (منتشر شده در 17 ژانویه 2016 مصادف با 26 دیماه 1394) چنین مینویسد:بیشتر مردم نمیدانند که مسلمانان در انتظار بازگشت قریبالوقوع منجی خود با عنوان «مهدی» هستند. آنها معتقدند همزمان با ظهور وی، هرج و مرج و جنگ تمام جهان را فرا خواهد گرفت. ایمانداران مسلمان اعتقاد دارند که میتوانند بازگشت مهدی را با ایجاد هرج و مرج و درگیری تسریع بخشند. بگذارید به صراحت بگوییم مهدی همان شخصی است که مسیحیان به عنوان ضدمسیح کتاب مقدس بدو معتقدند.
این سایت در ادامه به نقل سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران -از قول روزنامه صباح ترکیه (1)- اشاره میکند: (2)
http://www.yjc.ir/fa/news/5459444/200هزار-نیروی-مسلح-جوان-در-سوریه-عراق-افغانستان-پاکستان-و-یمن-آمادهاند
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب، سرلشگر محمدعلی جعفری در اوایل هفته گذشته گفته است: «ایران حدود 200 هزار مرد جوان در سراسر خاورمیانه برای ظهور مهدی –رهبر اسلامی که پیش از قیامت، عدالت را در زمین مستقر میکند- آماده کرده است. خشونتهای اخیر در سراسر منطقه از جمله ظهور گروه دولت اسلامی (3)(داعش)، نشانهای از بازگشت رهبر مسیحایی اسلامی در آینده نزدیک است.» همچنین سایت «میدل ایست مونیتور» از قول وی چنین نقل کرده است (4): «تحولات جاری منطقه از جمله تشکیل گروه داعش و گروههای تکفیری دیگر و
1) http://www.dailysabah.com/politics/2016/01/14/iranian-leader-threatens-neighbors-with-shiite-cells-1452713736
2) این سخنان در روزنامه خراسان شماره 19166 (23 دیماه 1394) و سایتهای مختلف از جمله سایت باشگاه خبرنگاران جوان پوشش داده شده است. ن ک:
3) رسانههای غربی کماکان از لفظ دولت اسلامی به جای لفظ داعش استفاده میکنند. به نظر شما این استفاده تعمدی نیست؟!
4) https://www.middleeastmonitor.com/20160115-irans-revolutionary-guards-we-have-armed-200000-fighters-in-the-region
اتفاقاتی که در سالیان اخیر رخ داده، در حال هموار کردن زمینه برای ظهور امام مهدی علیه السلام است. شما هماکنون میتوانید نتیجه مثبت این وقایع را در آمادگی 200 هزار جوان مسلح در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان و یمن مشاهده کنید.»
به جز سایت «زمانی برای باورداشتن»، سایتهای دیگر نیز این مطلب را پوشش دادهاند.
در ادامه این سایت به معرفی اندیشه مهدویت در شیعه میپردازد:
مسلمانان شیعه عموماً معتقدند مهدی پس از یک دوره خشونت و بیثباتی گسترده ظهور میکند و پس از جنگی همچون آرماگدون (جنگ نهایی خیر و شر) عدالت را خواهد آورد. این دیدگاهها در طی درگیریهای منطقهای –و از جمله در سوریه- به طور فزایندهای رشد کرده تا جایی که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را وادار کرده برای حمایت از دیکتاتور سوریه {این تعبیر نویسنده مقاله است} بشار اسد وارد عمل شوند. این جنگ که به علت اختلافات فرقهای به درازا کشیده، منجر به بحثهای آخر الزمانی شده است چراکه در منطقهای رخ
میدهد که محمد پیامبر اسلام { صلی الله علیه و آله و سلم} پیشاپیش در مورد آن پیشگویی کرده بود. صدها هزار نفر در طول جنگ سوریه کشته و میلیونها نفر آواره شدهاند. (1)
لازم به ذکر است این نوشته را سایت مذکور از پایگاه خبری (International Business Times) برداشته و قسمتهایی به آن افزوده است. در این رابطه به مقاله «آیا ایران در حال آماده شدن برای جنگ آرماگدون است؟ جمهوری اسلامی شیعیان را به سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان و یمن باز میگرداند.» نوشته میشل کاپلن در تاریخ 15 ژانویه 2016 در آدرس زیر مراجعه فرمایید:
http://www.ibtimes.com/iran-preparing-armageddon-islamic-republic-backs-shiites-syria-iraq-afghanistan-2267065
نقد و بررسی:
در زمینه متن فوق نکاتی قابل تأمل است:
http://www.jewsnews.co.il/2016/01/17/iranian-military-leader-confirms-plan-to-cause-armageddon
http://yournewswire.com/iran-we-are-preparing-for-arrival-of-mahdi-armageddon
http://shoebat.com/2016/01/19/91619
میبایست ما را به فکر فرو بَرَد که چرا گوش این رسانهها به چنین مطالبی تیز میشود؟ آیا به راستی از اینگونه گفتارها احساس خطر میکنند یا اینکه بستری برای تخریب باورداشت مهدویت در عرصه رسانهای فراهم میآورند؟http://christianresearchnetwork.org/2016/01/19/iran-preparing-for-armageddon-islamic-republic-backs-shiites-in-syria-iraq-afghanistan-pakistan-and-yemen
سخنرانان دینی، از آن در راستای اسلامهراسی، مهدیستیزی و دشمنی با ایران بهره جستهاند. (1)
(MEMRI. The Middle East Media Research Institute) است.
1) در این زمینه بهترین نمونه سایت آمریکایی-اسرائیلی
درآمد: آیا برای شما عجیب نیست اگر ببینید به فاصله سه ماه در سال 2016 میلادی، دو نویسنده مطرح اوانجلیستی (کریس میشل و مارک هیچکاک) دو کتاب با یک نام و یک ایده منتشر کنند! ظاهراً ارتباط سه کلیدواژه ایران، داعش و اسرائیل، آنقدر برای این دو نویسنده جذاب و مهم بوده که ایشان را بر آن داشته تا فضای بینالمللی مهیا و فراهم است، از این آب گل آلود برای طرح ادعاهای خود بهره ببرند.
«اسرائیل» کلیدواژهای مقدس برای جریان صهیونیسم مسیحی است چراکه از دید رهبران فکری این جریان، تشکیل کشور مستقل یهودی، یکی از نشانههای نزدیکی بازگشت عیسی مسیح و حوادث پیرامونی آن است. بهرهبرداری تبلیغاتی این جریان از رژیم نامشروع اسرائیل در 68 سال اخیر نه تنها منجر به پررنگ شدن نقش و جایگاه مذهبی و سیاسی آن در جامعه آمریکا شده (1)بلکه تجارتی پرسود برای رهبران، سخنرانان و نویسندگان این طیف فکری نیز در پی داشته است. بیسبب نیست که این افراد هر از چندی با طرح موضوعی جدید و ارتباطدهی آن با حوادث آخرالزمان، تنور خویش را گرم نگه میدارند و بیتوجه به
1) به عنوان نمونه توجه ویژه حزب حاکم آمریکا در دوران ریگان و بوش پسر به جریان صهیونیسم مسیحی آشکار و انکارناپذیر است.
پیشگوییهای پیشین که رنگ واقعیت به خود نگرفت، ایدهای نوین برای مخاطبان خویش عرضه میکنند.
گروه تروریستی «داعش» که پس از چندسال عرض اندام در خاورمیانه، اکنون به تهدیدی بینالمللی به ویژه در کشورهای غربی تبدیل شده، خوراک خوبی برای گویندگان و نویسندگان غربی فراهم آورده است. حال اگر بتوان این عنوان را با «اسرائیل» –کشور آرمانی صهیونیسم- و «ایران» –به عنوان تهدیدی چنددههای علیه اسرائیل و جریان استکباری- ترکیب کرد و به حوادث آخرالزمانی کتاب مقدس مرتبط ساخت، میتوان خوراک تبلیغاتی مناسب و البته جذاب برای مخاطب غربی فراهم آورد. مارک هیچکاک (Mark Hitchcock) –نویسنده و صاحبنظر بسیار پرکار آمریکایی- و کریس میشل (1)-نویسنده غربی و خبرنگار معروف شبکه «سی بی ان» در اسرائیل- هر دو در این مسیر گام برداشته و کتابهایی همنام در این موضوع منتشر ساختهاند. جالب آنست که بر جلد هر دو کتاب عنوان «ایران، داعش و اسرائیل» خودنمایی میکند و جالبتر آنکه دو کتاب در فاصله سه ماهه از یکدیگر انتشار یافتهاند.
مارک هیچکاک و کریس میشل
1:
کریس میشل کتاب خود را با عنوان «داعش، ایران و اسرائیل: آنچه شما باید در مورد بحران کنونی و جنگ آینده در خاورمیانه بدانید» (ISIS, Iran and Israel:
1) Chris Mitchell، از این نویسنده پیش از این کتاب دیگری در همین نوشتار معرفی گردید.
What You Need to Know about the Current Mideast Crisis and the Coming Mideast War) در 16 فوریه 2016 (28 بهمن 1394) منتشر ساخته است. در بخشی از معرفی این کتاب چنین میخوانیم:
«بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هشدار میدهد ایران با توسعه سلاحهای هستهای، نه تنها در صدد نابودکردن اسرائیل است بلکه به نابودی کامل غرب میاندیشد... در طرف دیگر بنابر گزارش یک خبرنگار آلمانی، داعش در حال برنامهریزی برای سونامی هستهای گستردهای است تا نسخه آخرالزمانی اسلام را بر آن مبنا محقق سازد. زنگ خطر هستهای عظیمی در سراسر این منطقه به صدا در آمده است... این کتاب شبکهای گسترده از تحولات عظیم و گیجکننده جاری در خاورمیانه را پیش چشم شما به نمایش میگذارد. حوادثی همچون توافق هستهای 6 کشور با ایران، قدرت داعش در سوریه و عراق و نسلکشی عظیم مسیحیان توسط این گروه، حضور روسیه در سوریه و تداعی جنگهای یاجوج و ماجوج در کتاب حزقیال. این کتاب هرآنچه شما باید در مورد بحران و جنگ آینده خاورمیانه بدانید، برای شما فراهم میسازد. » (1)
کتاب کریس میشل
1) http://www.amazon.com/ISIS-Iran-Israel-Current-Mideast/dp/0986223336
کریس میشل به مدد سابقه ژورنالیستی گذشته خود، قلم خوبی دارد و به سبب حضورش در خاورمیانه (اسرائیل) و گزارشات عینی از حوادث آن، کتاب 224 صفحهای وی خوانندگان بسیاری یافته است.
2:
عنوان کامل کتاب هیچکاک «ایران، داعش و اسرائیل: ... و آخرالزمان»
(ISIS, Iran, Israel: And the End of Days) نام دارد و در اول ماه می 2016 (12 اردیبهشت 1395) به بازار نشر آمده است. مارک هیچکاک نظریهپرداز، نویسنده و سخنران بسیار معروف در جامعه آمریکاست که به سبب تفسیرهای خاصی که از کتاب مقدس دارد، مورد توجه جریان صهیونیسم مسیحی و رسانههای وابسته به آن همچون فاکسنیوز و سیبیان نیوز میباشد. وی در این زمینه بسیار پرکار است و بیش از 20 کتاب (1)و دهها سخنرانی در موضوعات مرتبط با پیشگوییهای کتاب مقدس و ارتباط با وقایع دوران معاصر داشته است. (2)
کتاب مارک هیچکاک (به نوار "الله اکبر" در بالای کتاب بنگرید!)
کتاب اخیر مارک هیچکاک در حقیقت بازسازی کتاب «ایران و اسرائیل، جنگها و شایعات جنگ» (3)است که وی در سال 2013 نگاشته بود. در آن سالها هنوز داعش قدرت نمایی
وسیعی صورت نداده بود و طبعاً مفسران کتاب مقدس هنوز به امکان تطبیق داعش بر عبارات کتاب مقدس واقف نبودند! اما حالا که غرب به طور خاص از خطر بینالمللی داعش هراسان بوده و از طرفی بحث هستهای ایران با توافق صورت گرفته رنگ جدیدی به خود گرفته، وقت خوبی است که مطالب گذشته بازنویسی شده و احتمالاًت جدید در این زمینه مطرح شود. معرفی کتاب «داعش، ایران و اسرائیل» اثر هیچکاک نکاتی قابل تأمل دارد:
«ایران بارها قصد خود برای نابودی اسرائیل را علناً اظهار نموده است. داعش نیز در مسیر خود به حملات تروریستی و فعالیت خود ادامه میدهد، روسیه نیز با حضور در سوریه به پیشگوییهای آخرالزمانی سالها پیش، رنگ واقعیت داده است... هیچکاک در این کتاب با ارائه تفسیری قوی از عبارات کتاب مقدس و انطباق آن بر حوادث کنونی در خاورمیانه در پی پاسخ به سؤالات زیر است:
داعش از کجا آمده و چرا راهبرد ارهاب را برگزیده است؟
آیا ما در مسیر حرکت به آخرالزمان هستیم؟
آیا وقوع صلح در خاورمیانه ممکن است؟
در آینده چه حوادثی را در خاورمیانه میتوان انتظار کشید؟
تأثیر حوادث خاورمیانه بر آمریکا چگونه است؟
پاسخ این سؤالات را با بهرهگیری از عبارات کتاب مقدس در این کتاب خواهید یافت.» (1)
بیتردید نمیتوان این دو کتاب را آخرین نمونه از اتهامات صاحبنظران جریان اوانجلیستی علیه ایران به حساب آورد و این ستیزه سالها ادامه خواهد داشت. آنچه بر متصدیان مذهبی و سیاسی لازم به نظر میرسد آن است که نباید به بهانه تعامل با غرب، چشم بر اردوگاه تبلیغاتی گسترده این جریان در غرب مسیحی بست و تأثیر رسانههای متعدد اعم از کتاب، سایت، شبکههای ماهواره ای، سینما و ... را در اذهان مخاطبان غربی و مسیحیان انکار نمود.
1) http://www.amazon.com/ISIS-Iran-Israel-End-Days/dp/0736968717
درآمد: «کشورهای غربی –به ویژه آمریکا- داعش را اصلیترین تهدید موجود در خاورمیانه میدانند و عزم خود را برای مقابله با آن جزم کردهاند. این در حالی است که مخاطرهآمیزترین تهدید آینده برای خاورمیانه و جهان غرب، ایران هستهای است که 4 مؤلفه را در خود جمع کرده است: شیعه بودن، قدرت نظامی، جمعیت 80 میلیونی و اعتقاد به امام زمان علیه السلام» اینها بخشی از مقالهای است که یکی از مدیران ارشد اسرائیل در لس آنجلس تایمز نگاشته است.
وزیر دفاع سابق اسرائیل -موشه یعلون (1)
https://en.wikipedia.org/wiki/Moshe_Ya'alon
- در مقالهای که در مورخه 29 سپتامبر 2016 – 8 مهرماه 1395 مجله لس آنجلس تایمز آنرا منتشر کرد (2)، مینویسد: (با اختصار)رهبران سیاسی هر دو حزب دمکرات و جمهوریخواه آمریکا ادعا میکنند از بین بردن داعش اولویت اصلی آمریکا در خاورمیانه است. این در حالی است که موضوع داعش به اندازه مقابله با چالش پیش آمده توسط ایران، مهم نیست. توافق هستهای صورت گرفته با ایران در یکسال پیش، ممکن است خطر بمب اتمی ایران را کمی به عقب انداخته باشد؛ اما تهدید چندجانبهای که از طرف یک ایران نظامی، معتقد به امام زمان و دارای 80 میلیون جمعیت بر منافع غرب وارد میشود، بسیار مخاطرهآمیزتر از اراذل و اوباش و آدمکشان سَلَفی مذهبی است که در رقه و موصل هستند. ...
مقاله موشه یعلون در سایت لس آنجلس تایمز
اگرچه ایران علیه داعش مبارزه میکند ولی واقعیت این است که در این نبرد افراطیترین دولت و حکومت پیشرو شیعیان، علیه افراطیون سنی میجنگد {و به نوعی جای افراطیون عوض میشود!} ...
امروز اعراب و اسرائیل، هردو در یک قایق واحد هستند و تهدید ایران تمامی محیط پیرامونی ما را در برگرفته است. راه حل مقابله با این تهدید نیز در دستان مشترک هردو گروه –اعراب و اسرائیل- است...
نکته:
توجه به 4 مولفه مهم –که از نظر مقامات اسرائیل مهم و تهدیدآمیز تلقی شده است- برای مسئولان سیاسی، نظامی، مذهبی و فرهنگی بسیار حائز اهمیت است. مؤلفههای مهمی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نیز بارها به آنها اشاره و اهمیت آنرا گوشزد کردهاند. شیعه بودن، داشتن قدرت برتر نظامی، جمعیت بالای 80 میلیونی و اعتقاد به امام زمان علیه السلام. ذکر نکته اخیر در کلام این مسئول پیشین اسرائیل، حاکی از توجه به اهمیت این باور در حرکت انقلابی ایران اسلامی توسط دشمنان جمهوری اسلامی است.