ghaemiyeh.com
سرشناسه : علوی گرگانی، سیدمحمدعلی، ۱۳۱۷ -
عنوان و نام پدیدآور : استفتائات حج و عمره/مطابق با فتاوای سیدمحمدعلی علویگرگانی.
مشخصات نشر : قم: فقیه اهل بیت (ع)، ۱۴۳۳ق.= ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۴۲۴ ص.؛ ۱۲×۱۶/۵ سم.
شابک : ۳۰۰۰۰ ریال:978-600-92316-4-5
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : حج -- پرسشها و پاسخها
موضوع : حج عمره -- پرسشها و پاسخها
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/ع۸الف۵ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۳۱۰۸۶۳۶
بسم الله الرحمن الرحیم
تصویر شماره (1)
سؤال«1»- ولیّ، چگونه کودک غیرمُمیّز خود را مُحرِم کند و نیّت آن چیست؟
,ج- باید ولیّ کودک، لباس اِحرام را به او بپوشاند و نیّت کند که این طِفل را مُحرِم میکنم برای حجّ یا این طفل را مُحرم میکنم برای عمرهی تَمتُّع و اگر امکان دارد، تلبیه را به او تلقین کنند، و اِلّا خودِ ولیّ، به نیابت از طفل، تلبیه را بگوید.
سؤال«2»- ولیّ طفل غیرممیّز، طبق فتوای چه کسی، او طفل را مُحرم کند و اَعمال او را انجام دهد؟
,ج- طبق فتوای مَرجع خود ولیّ، کودک را مُحرم
کند.
سؤال«3»- آیا غسل اِحرام نیز برای کودکان، مستحب است؟
,ج- خیر، مستحب نیست.
سؤال«4»- آیا کسی که طفل غیرمُمیّز خود را طواف میدهد، باید وضو داشته باشد؟
,ج- لازم نیست.
سؤال«5»- آیا صحیح است که ابتدا پدر، طفل غیرمُمیّز خود را چند دُور، طواف دهد و بقیّهی کار را به مادر کودک، بسپارد تا طواف طفل را تمام کند، در صورت صحّت، نماز طواف طفل را پدر بخواند یا مادر؟
,ج- تغییر طواف دهندهی طفل، از پدر و مادر و امثال آن، اشکال ندارد و نماز طفل را باید کفیل امور حجّ او بخواند، خواه، مادر باشد یا پدر یا هرکس دیگر.
سؤال«6»- آیا ولیّ طفل غیرممیّز، در حالی که مُحرم است، قبل از اعمال خود، میتواند اعمال طفل را انجام دهد و آیا میتواند با طواف خود، طفل را نیز طواف دهد؟
,ج- هر دو مورد، اشکال ندارد.
سؤال«7»- شخصی که طفل غیرممیّز خود را مُحرم کرده است، آیا میتواند نماز طواف طفل را با توجّه به اینکه قرائتش صحیح نیست، بخواند؟
,ج- ولیّ، میتواند از طرف طفل، نماز را بخواند.
سؤال«8»- شخصی، فرزند خود را مُحرم به عمرهی تَمتّع نموده و بعد از پایان عمره، از مُحرم کردن او به حجِّ تمتّع، منصرف و پشیمان شده است، آیا جایز است فرزند را مُحرم نکند و اگر این کار را نکرد، آیا تکلیف خاصّی، وَلو بعد از بلوغ، متوجّه کودک میشود؟
,ج- لازم است که وَلیّ، بعد از پایان عمره، او را برای حجّ تَمتّع، مُحرم کند و در هر حال، کودک
باید بعد از بلوغ، حجّ و عمرهی تمتّع را بهجا آورد.
سؤال«9»- کسی که به حدّ بلوغ نرسیده است، به مکّه میرود و حجّ، بهجا میآورد، آیا جای حجّ واجب را میگیرد؟
,ج- کفایت از حجّ واجب نمیکند.
سؤال«10»- اگر پدر و یا مادر، اَطفال غیرممیّز-پسر یا دختر- را، در سفر مکّهی معظمه، همراه خود ببرند، آیا واجب است که در صورت تَمکّن اطفال، آنان را وادار به انجام اعمال حجّ، عمره و طواف نساء، نمایند و یا پدر و مادر و یا نایب ایشان، اعمال عمره و حجّ و طواف نساء را از جانب اطفال، بهجا آورند. ولی اگر پدر، مادر و اطفال، هیچ کدام، کارهای مذکور فوق را عملی نکنند، آیا این اطفال، بعد از بلوغ و رشد، می توانند ازدواج کنند و یا باید به مکّه بروند و عمره، حجّ و طواف نساء را انجام دهند و بعد از آن، ازدواج نمایند، و یا تنها طواف نساء، بر گَردن آنان است؟
,ج- واجب نیست که او را مُحرم کند یا از طرف او حجّ انجام دهد، ولی اگر او را مُحرم کرد، باید وظایف و اعمال را مطابق وظیفهای که در مَناسک و رساله، ذکر شده است، انجام دهد، وگرنه در بعضی صور طفل در احرام باقی می ماند و تا تدارک نکند، نمی تواند ازدواج نماید.
سؤال«11»- کودک نابالغی، با اِذن پدر، مُحرم شده و به تصور اینکه همین مقدار طواف، کافی است، آن را نیمهکاره، رها کرده و سَعی را نیز از طبقهی دوم، انجام داده است. تکلیف چیست؟
,ج- اگر از اول، قصد هفت دُور نداشته، طواف او باطل است و باید طواف، نماز و سَعی را اِعاده کند و سپس تقصیر نماید.
سؤال«12»- صبیِّ مُمیّزی، تمام اعمال حجّ را به نحو صحیح، انجام داده است. آیا از صروره بودن، خارج می شود یا نه؟
,ج- بله، خارج میشود.
سؤال«13»- شخصی، کودک را در بغل گرفته است و طواف میدهد. آیا شانهی چپ کودک نیز باید به طرف کعبه باشد؟
,ج- در حدّ امکان، لازم است که رعایت شود.
سؤال«14»- آیا لازم است بدن و لباس کودک مُحرم شده و در حال طواف، با طهارت باشد؟ چنانچه قبل از طواف، او را تطهیر کنند، آیا برای یک طواف، کافی است و وارسی بین طوافها، لازم نیست؟
,ج- بله، لازم است رعایت شود، ولی پس از تحصیل تعیین به طهارت قبل از طواف تا اطمینان به نجاست، نیازی به تفحص در بین طواف نیست.
سؤال«15»- ولیّ، کودک ممیّزی را به سَعی میبرد، به طور مثال، در کالسکه سوار است و خواب است. آیا لازم است در ابتدای سعی، او را برای نیّت،
بیدار کند، و چنانچه در آغاز، بیدار باشد و در بین راه بخوابد، چه حکمی دارد؟
,ج- سعی، از عبادات است، باید تماماً با بیداری انجام شود.
سؤال«16»- کسی در مدینه، مریض شده (سکته کرده) و فعلاً در بیمارستان است و پزشکان گفتهاند که باید تا دو هفته استراحت کند، آیا بعد از مدّت استراحت، اگر این شخص را به مکّه ببرن، در صورتی که حمل او برای انجام دادن اعمال، مشکل باشد، وظیفهی این شخص چیست؟
,ج- اگر سال اول استطاعت او است و قدرت اعمال را مُباشر، تا حتّی به نَحو اضطراری و یا قدرت گرفتن نایب را نداشته باشد، از استطاعت افتاده و حجّ، بر او واجب نیست، ولی برای داخل شدن به مکّه، باید مُحرم شود و
با انجام اعمال عمرهی مفرده وَلو اضطراری آن، از اِحرام خارج میشود، و چنانچه سال اول استطاعت او نباشد و حجّ، بر او مستقر شده است، اگر مأیوس از خوب شدن باشد، باید نایب بگیرد که برایش عمره و حجّ تمتّع انجام دهد و خودش برای داخل شدن به مکّه، مُحرم شود و عمرهی مفرده به طوری که به نحو اضطررای و انجام اضطراری اعمال، لازم است مُحرم شود و هر مقدار از اعمال را که می تواند وَلو با کمک گرفتن از دیگری، انجام دهد، و هر مقدار را که نمی تواند، نایب بگیرد ولی در وقوفین، گرفتن نایب کافی نیست.
سؤال«17»- کسی که احتمال می دهد حجّی که در سالهای قبل انجام داده، صحیح نبوده یا مُستطیع نبوده است و فعلاً شرایط استطاعت را دارد و بخواهد احتیاط کند، حجّ را به چه نیّتی بهجا آورد؟
,ج- میتواند قصد مافیالذِمِّه، یعنی قصد امتثال مطلق امر متوجّه به او، کند و میتواند احتیاطاً
قصد حَجَّةالاسلام نماید.
سؤال«18»- شخصی که حجّ واجب خود را انجام داده است، آیا می تواند آن را به قصد مافیالذِمِّه، اِعاده کند؟
,ج- به قصد رجاء، مانعی ندارد، ولی اِعادهی حجّ، کفایت از اجزاء -در صورت صحّت حجّ سابق و بطلان اجزاء- نمیکند و باید خود آن، جزء تدارک شود.
سؤال«19»- کسی که با وجود تقلید صحیح، قبلاً به حجّ مشرف شده و چون رجوع به کفایت را مجتهد او، شرط استطاعت نمیدانسته، حَجَّةُالاسلام قصد نموده و بهجا آورده است، با این که رجوع به کفایت نداشته است، فعلاً همهی شرایط استطاعت برای او موجود است و از حضرت امام تقلید میکند، آیا باید حجّ سابق را اِعاده کند یا خیر؟
,ج- اِعاده لازم نیست.
سؤال«20»- در حال حاضر که هرکسی بخواهد حجّ، مشرف شود، باید قبلاً برای ثبتنام و مقدمات حجّ، اقدام نماید، اگر کسی ثبتنام کرد، ولی نوبت او را برای چند سال دیگر اعلام نمودند، اگر قبل از رسیدن آن نوبت، از راه دیگری وسیلهی رفتن برای او فراهم شد و پول، قرض کرد و به مکّه رفت، آیا حجّ او حَجُّةالاسلام است یا خیر؟
,ج- اگر قبلاً حجّ، بر او مستقر نشده است و فعلاً هم نمیتواند به حجّ برود مگر با قرضی که قدرت پرداخت آن را ندارد، حجّ، بر او واجب نشده است، و حجّ او حَجَّةالاسلام نیست.
سؤال«21»- اگر کسی به خیال این که استطاعت دارد، به قصد عمرهی تَمتّع، مُحرم شد و به ترتیب، کلیّهی اعمال حجّ تمتّع حَجّةالاسلام را انجام داد و بعد از تمام شدن اعمال، معلوم شد که مُستطیع نبوده است، بفرمایید اِحرام و اعمال گذشتهاش چگونه است و نسبت به آینده، اگر مُستطیع شد، آیا
حَجَّةالاسلام
بر او واجب است یا نه؟
,ج- مُحرم نیست، ولی اگر مُستطیع شد، باید حَجَّةالاسلام بهجا آورد.
سؤال«22»- کسی خیال میکرد که مستطیع نیست، به نیّت اِستحباب، مُحرم شد و اعمال عمرهی تمتّع را انجام داد. سپس در مکّه پرسید و معلوم شد که مستطیع بوده است. آیا مجدداً باید به نیّت وجوب، مُحرم شود یا همان نیت قبلی کافی است؟
,ج- کفایت میکند، و حجّ نوبی واقع نمیشود.
سؤال«23»- شخصی برای زیارت سوریه، ثبتنام کرده و فعلاً سه هزار روپیه به دست آورده است و خرج حجّ بیتاللّه هم همین مقدار میشود، آیا رفتن حجّ، واجب است یا میتواند به زیارت سوریه برود؟
,ج- اگر سایر شرایط استطاعت را داشته باشد، باید به حجّ برود.
سؤال«24»- در قبالههای کنونی برای ازدواج،
مبلغ زیادی نوشته میشود، آیا زنی که میخواهد طبق برنامهی مذکور ازدواج کند، واجبُالحجّ میشود یا خیر؟ ضمناً مشخص فرمایید مبلغ، چقدر باشد بهتر است؟
,ج- اگر بدون مَفسده، بتواند مَهر را بگیرد و به حجّ برود، مستطیع است، مهرالسُنة بهتر است و اِستحباب دارد.
سؤال«25»- پدری چند پسر دارد. اگر بعد از ثبتنام برای حجّ، فوت کرده و اجازهی حجّ به یکی از پسران داده شود، در چنین موردی، استطاعت طریقی برای کدام یک، حاصل میشود؟
,ج- این مسأله سه صورت میتواند داشته باشد:
1- آن که حجّ بر پدر، مستقر شده و سپس ثبتنام نموده است، باید برای پدر، حجّ انجام شود. 2- اگر حجّ بر پدر مستقر نشده است، ولی وصیّت کرده باشد و از ثلث اموال او بیشتر نباشد، باید برای پدر، حجّ انجام شود. 3- اگر
حجّ بر پدر مستقر نشده است و یا آن که وصیّت نکرده باشد و یا وصیّت کرده، ولی از ثلث اموال او بیشتر است، به هرکدام از پسرها که اجازه داده شود و دیگر ورثه، توافق کنند، مُستطیع میشود و حجّ بر او واجب است.
سؤال«26»- پدری برای حجّ، ثبتنام کرده و در وصیّتش گفته است که برایش حجّ مُستحبی بهجا آورند. پسر بزرگتر، چون دیده است که خودش استطاعت بدنی و مالی دارد، فقط استطاعت طریقی، نداشته که آن هم با فوت پدر، برایش حاصل شده، به نیّت خود حجّ را انجام داده، نه به نیابت از پدر، آیا حجّ او صحیح است یا نه؟ چون استطاعت طریقی نداشته مگر از طریق نیابت از پدر.
,ج- فرض مزبور نیابت نیست، حجّ خودش صحیح و مُجزی است و باید برای پدر هم حجّ اِستحبابی که مورد وضعیت است، انجام دهد.
سؤال«27»- مسلمین بعضی از کشورهایی که
حکومتشان کمونیستی است، اگر بخواهند به حجّ بروند، باید مبلغ زیادی به آن حکومت کمک کنند و قهراً این پول، برای تقویت چنین حکومتی مصرف میشود، در صورتی که راه، منحصر به این کار باشد، اولاً: آیا حجّ بر چنین اشخاصی واجب است یا نه؟ ثانیاً: اگر این مقدار پول را بدهند و به حجّ بروند آیا از حَجَّةالاسلام کفایت میکند یا نه؟
,ج- آنچه ذکر شد، موجب سقوط حجّ نمیشود و کفایت از حَجّةالاسلام میکند.
سؤال«28»- زنی برای حجّ، ثبتنام کرده است، ولی شوهرش که او هم استطاعت داشته، به عللی ثبتنام ننموده است، آیا زن، شرعاً میتواند نوبت خود را به شوهرش بدهد، به این امید که در آینده، هردو با هم ثبتنام نمایند یا نه؟
,ج- اگر زن مُستطیعه است، نمیتواند نوبت خود را به شوهرش بدهد، ولی اگر نوبت را به او داد، حجّ شوهر، صحیح است.
سؤال«29»- من با داشتن بیست هزار تومان قرض و گرفتن یک ماه حقّوق، قبل از پرداخت آن قرض، موفق به سفر حجّ شدم، با توجّه به این که شخص طلبکار، از این سفر حجّ، کاملاً راضی و به پولش احتیاج ندارد، آیا این حجّ واجب محسوب میشود یا نه؟
,ج- اگر استطاعت مالی، برای شما محقّق بوده، در فرض مزبور، حجِّ شما صحیح و حجّ واجب محسوب است.
سؤال«30»- اگر کسی مستطیع شد، آیا میتواند مال خودش را به پدر یا مادر ببخشد و خرج سفر حجّ ایشان نماید، و اگر چنین کرده است، تکلیفش چیست؟
,ج- اگر شخصاً مُستطیع است، باید حجّ، بهجا آورد و با بخشش پول، به والدین، تکلیف از او ساقط نمیشود، و در صورتی که با بخشش پول به والدین، نتواند حجّ واجب بر خود را بهجا آورد،
بخشش جایز نیست، اگر چه صحیح است.
سؤال«31»- اشخاصی که در وقت اسمنویسی برای حجّ، استطاعت مالی دارند و از طرف دولت نیز برای پنج سال یا بیشتر اسم مینویسند، آیا برای اینگونه اشخاص، اسم نویسی واجب است یا نه؟ و بر فرض وجوب، اگر مُسامحه کردند و ننوشتند و بعد از مدّت پنج سال، مُردند یا از استطاعت مالی افتادند، فقط ترکِ واجب کردهاند یا این که حجّ هم بر آنان مستقر است؟
,ج- اگر احتمال دهند که در همان سال اول، قرعه به نامشان در میآید، لازم نیست شرکت کنند، ولی اگر میدانند در عرض پنج سال، استطاعت مالی پیدا میکنند و مُستطیع میشوند و شرکت نکردند، بعید نیست که حجّ، بر ذِمّهی آنها مستقر شده باشد.
سؤال«32»- اینجانب با شرایط زیر، طبق قرعهکشی سازمان حجّ و زیارت، انشاءاللّه در سال
عازم بیتاللّهالحرام هستم:
1- هزینهی کامل زیارت خود و همسرم، از پول مُخَمّس تهیه شده است.
2- معلم آموزش و پرورش بوده و حقّوق مستمری در حدّ معمول زندگی با قناعت را دریافت میدارم.
3- فاقد مسکن و اتومبیل شخصی بوده و در هر شهری که شاغل باشم، مستأجر هستم.
4- وسائل زندگی را در حدّ معمول، دارا میباشم.
با توجّه به شرایط فوق و شبهاتی که نسبت به وجوب حجّ و عدم آن، از اطراف اِلقاء میشود، آیا حجّ اینجانب و همسرم از حجّ واجب، کفایت میکند یا خیر؟
,ج- در فرض مرقوم، چنانچه همسر شما به مقدار رفتن و بر گشتن، برای حجّ، پول دارند و میتوانند بروند، مُستطیع هستند، شما در صورتی استطاعت دارید که لوازم زندگی خود و عائله را به مقدار شأنتان، دارا باشید و بعد از
برگشتن، بتوانید با در آمد کسب خودتان، زندگی خود و عائله را اداره کنید.
سؤال«33»- اگر شخصی مستطیع بود و در رفتن به حجّ؛ مسامحه کرد تا نوبت او از دست رفت، حال که اسم نمینویسند، آیا با واسطه و سفارش در ایران یا خارج از ایران و با صرف مبالغی زیاد، جایز است به حجّ مشرف شود یا خیر؟ زیرا در غیر این صورت، سالها فریضهی او تأخیر میافتد و خوف این را دارد که خدای ناکرده از تارکین حجّ به حساب آید.
,ج- باید به هر نحو که باشد، در صورتی که مستلزم عمل حرام نباشد، به حجّ مشرف شود.
سؤال«34»- شخصی، قبلاً حجّ بر او مستقر نشده، امّا در موقع ثبتنام جهت حجّ تمتّع، مستطیع بوده و ثبتنام نموده است، ولی پس از آن، از نظر مالی محتاج شده و احتیاج به پول سپرده شده در بانک را دارد، بفرمایید که این شخص میتواند پول را پس بگیرد یا خیر؟ و چنانچه در سال اول یا سالهای
بعد، قرعه به نام او دربیاید، فرق دارد یا نه؟
,ج- اگر در همان سال ثبتنام، محتاج شده است، مستطیع نیست و میتواند پول را بگیرد، چه قرعه به نامش درآمده باشد و چه درنیامده باشد.
سؤال«35»- پدرم در سال 1360، برای زیارت خانهی خدا مستطیع و در سال 1362، جهت زیارت خانهی خدا به مکّه مُشرّف شد، ولی بعد از اِحرام بستن، بین راه سکته و فوت کرد و هیچ گونه عملی را انجام نداد، آیا حجّ، به گردنش میباشد یا خیر؟
,ج- اگر بعد از اِحرام و داخل شدن به حَرم، مُرده، حجّ از او ساقط شده است، ولی اگر قبل از اِحرام و داخل شدن به حَرم فوت کرده، در صورتی حجّ، واجب نیست که سال اول استطاعت او باشد.
سؤال«36»- دارایی شخصی، نزدیک به هفتصد و پنجاه هزار تومان از اصل ملک و خانهای که ارث از پدرش به او رسیده است، میباشد، به علاوهی این که
یک باب منزل مسکونی هم دارد، اکنون نامبرده در اثر سانحهای از دنیا رفته است و دارای یک همسر و دو بچّهی صغیر میباشد، که معاش آنان از درآمد همین املاک مذکور، تأمین میشود، آیا شخص مُتَوفی، مستطیع بوده یا خیر؟ و در صورت وجوب حجّ، آیا حجّ بَلَدی گرفته شود یا میقاتی کفایت میکند؟ آیا میشود مخارج حجّ از کلّ تَرکه، پرداخت گردد؟
,ج- چنانچه شخص مُتَوفی، در حال حیات، خرج رفت و برگشت خود و عیالاتش را داشته و در موقع برگشتن هم درآمد در شأن خود و خانواده را داشته و میتوانسته که به مکّه برود و تأخیر انداخته است و یا این که عاجز از مباشرت حجّ بوده و میتوانسته نایب بگیرد و نگرفته است، مستطیع بوده و چنانچه وصیّت نکرده است، حجّ میقاتی از اصل تَرکه، خارج میگردد.
سؤال«37»- شخصی که حجّ بهجا آورده، لکن چون امرار و معاش او از وجوه و امثال آن بوده و آن نیز
متذکر مسألهی مربوط به عدم استطاعت چنین شخصی نشده و گمان کرده که حجّ واجب خود را انجام داده است، پس از آن و در حال استطاعت قطعی، نیابتاً حجّ بهجا آورده است، آیا حجّ نیابتی وی صحیح است یا باید پس از انجام حجّ واجب مستقر خودش، نیابت را تکرار کند؟
,ج- در فرض مزبور، در وقت انجام حجّ اوّل، مستطیع بوده و حجّ او صحیح است، پس حجّ نیابتی او هم صحیح میباشد.
سؤال«38»- کسی که واجبالحجّ بود، از پاکستان عازم حجّ شد و در مدینهی منوره، بیمار گردید و در حال بیماری، به طرف مکّه رهسپار شد و در بیمارستان مکّه، قبل ازحجّ، فوت نمود، تمام داراییش در وقت فوت، مقداری پول و قطعه زمینی در پاکستان بوده است، با توجّه به این که پول موجودش برای نیابت حجّ او کفایت نمیکند، آیا ورثهاش باید زمین را بفروشند و برایش نایب بگیرند
و یا این که با فوت او حجّ از او ساقط میشود؟
,ج- اگر با اِحرام عمرهی تمتّع، داخل مکّه شده و پیش از انجام یا اِکمال اعمال عمره یا بعد از انجام آن، فوت نموده، همان مقدار عمل او مُجزی و حجّ از او ساقط است، ولی اگر بدون اِحرام عمره، وارد مکّه شده و در آنجا فوت نموده، در صورتی که قبلاًحجّ بر او مستقر بوده است، باید از اصل تَرکهی او، برایش نایب بگیرند. حجّ میقاتی کفایت میکند.
سؤال«39»- اینجانب، در موقع ازدواج، یک سفر حجّ به زوجهام وعده دادهام، ادایش چگونه میباشد؟
,ج- اگر تنها یک وعده بوده است، ادای آن لازم نیست، اما اگر مَهر یا شرط در ضمن عقد لازم بوده است، باید به آن عمل کند.
سؤال«40»- اینجانب که به علّت کهولت سنّ و بالا بودن قندخون و امراض دیگر، قادر به انجام فریضهی حجّ نمیباشم، آیا میتوانم نیابتاً از طرف خود
خود، کسی را به حجّ، بفرستم یا خیر؟
,ج- اگر قبلاً از جمیع جهات، مستطیع بودهاید، و لکن اقدام بر انجام حجّ نکردهاید و در نتیجه، حجّ بر شما مستقر شده است و فعلاً در اثر پیری یا بیماری که امید خوب شدن، نباشد، تَمَکّن از سفر حجّ، ندارید، واجب است که کسی را نایب بگیرید تا برای شما حجّ، بهجا آورد.
سؤال«41»- پدر شخصی وصیّت کرده است که فرزندش از جانب او حجّ بهجا آورد، بعد از مرگ پدر، فرزند او مستطیع میشود، آیا لازم است حجّ خود را بر حجّ پدر، مقدم بدارد، اگر حجّ خود را مقدم بدارد، آیا صحیح است یا نه؟
,ج- اگر قبل از آن که پسر، مستطیع شود، پدر، او را اجیر کرده که بعد از فوت او در سال اول، حجّ برای پدر انجام دهد یا نسبت به مدّت، مطلق بوده که منصرف به سال اول است و پسر، قبل از استطاعت خود، اجاره را قبول کرده، لازم است سال اول بعد از فوت پدر، حجّ نیابتی
برای پدر، انجام دهد و در غیر این صورت باید برای خودش حجّ کند و در صورت اول اگر برای خودش حجّ، بهجا آورد صحیح است، گرچه در مخالفت با اجاره، معصیت کرده است، ولی در صورت دوم اگر حجّ نیابتی بهجا آورد، صحّتش خالی از اشکال نیست و نه برای خودش واقع میشود و نه برای پدرش و حجّ، بر خودش مستقر میشود، که باید به هر نحو که شده، در سال بعد، اتیان کند و اگر بهجا نیاورد، با مراعات در سالهای بعد، فوراً انجام دهد و به نظر ما وصیّت، مانند اجاره است که بعد از قبول آن و با قید مباشرت و مُقیّد بودن به همان سال، باید به وصیّت عمل شود.
سؤال«42»- حج بر خانم خانهداری، واجب شده است و شوهرش اجازهی مسافرت به تنهایی را به او نمیدهد و میگوید: چون مرا برای حجّ، ثبتنام نکردهای، اجازهی رفتن به شما نمیدهم. وظیفهی این خانم چیست؟ آیا بدون اجازهی شوهر، میتواند به
حجّ برود یا نه؟
,ج- در سفر حجّ واجب، برای زن، اجازهی شوهر، شرط نیست و زن، باید حجّ واجب خود را بهجا آورد ولو این که شوهر او راضی به مسافرت حجّ همسر خود، نباشد.
سؤال«43»- شخصی، طبق وصیّت پدر که پول به حساب سازمان حجّ واریز کرده است، به نیابت از او به مکّه آمده، در حالی که خود فرزند نیز استطاعت مالی داشته است، آیا به نیابت پدر، حجّ بهجا آورد، یا حجّ خود را انجام دهد؟
,ج- اگر راه، برای پسر، باز نبوده و به خاطر نوبت پدر و نیابت از او، راه برای فرزند، باز شده است، باید برای پدرش حجّ کند، در صورتی که وصیّت به حجّ، مقید به همان سال بوده و پسر هم در حال وصیّت، مستطیع نبوده است. در مسألهی سابق، روشن شد که وصیّت، حکم اجاره را دارد، مگر آن که تبرعاً و بدون اجاره، به نیابت پدر آمده باشد، که در این صورت
مستطیع شده و باید برای خودش حجّ بهجا آورد، و بیان شد که به مجرد وصیّت پدر و قبول فرزند، نیابت واجب نمیشود، مگر آن که قبل از استطاعت، اجیر شود.
سؤال«44»- شخصی به جز برای هَدی، استطاعت حجّ را دارا است. آیا حجّ برای او واجب است؟
,ج- در صورتی که بتواند بهجای هدی، روزه بگیرد، مستطیع است و اِلّا مستطیع نیست، چون پول هدی، جزءِ استطاعت نیست.
سؤال«45»- اینجانب، سال گذشته به حجّ مشرف شدهام و شنیدهام که طلّاب، در صورتی مستطیع میشوند که از وجوه شرعیه، مُستغنی باشند، لذا اینجانب، مقدار پولی، با افراد ذیحقّ (پدر و همسایه) مبادله و دستگردان کردم و به عنوان این که نسبت به بنده، ذیحقّ هستند، به آنان بخشیدم و ایشان، آن پول را به جهت مخارج حجّ، به من برگرداندند، من هم در تمام اَعمال و مَناسِک حجّ،
نیّت حَجَّةالاسلام کردم، آیا این حجّ برای اینجانب کفایت از حَجّةالاسلام میکند یانه؟ ضمناً لازم به تذکر است که در ثبتنام عمومی سال، پول به حساب ریختم و آن موقع، فتوای فوق را ندیده بودم و پولی که دستگردان شده بود، جایگزین آن پولی که در حساب واریز کرده بودم، شد. بفرمایید، آیا عین پول مبذول، باید هزینه باشد یا بَذل آن کافی است؟
,ج- حجّ شما از حَجَّةالاسلام، کفایت میکند و احتیاج به اِعاده ندارد.
سؤال«46»- شخصی، قدرت مسافرت حجّ را ندارد و از اینکه در آینده هم قادر به رفتن باشد، مأیوس است و استطاعت مالی هم ندارد، اگر به او بذل نفقهی حجّ نمایند، آیا باید قبول کند و نایب بگیرد یا این که قبول، واجب نیست و نیز اگر او را مهمان کنند، حجّ، واجب میشود تا استنابه کند یا خیر؟
,ج- در فرض مرقوم، حجّ واجب نیست.
سؤال«47»- اگر شخصی در میقات، مستطیع شد و حَجّةالاسلام، بهجا آورد، مُجزی است یا نه؟ و آیا در فرض مسأله، رجوع به کفایت، شرط است یا نه؟
,ج- اگر مستطیع شده، مُجزی است، ولی رجوع به کفایت شرط است، اگر انجام عمل حجّ در او تأثیری داشته باشد.
سؤال«48»- شخصی که استطاعت رفتن به حجّ را پیدا کرده است، آیا میتواند پول حجّ را به مصرف لازمی در غیر مؤونهی خود و افراد واجبالنفقهاش، خرج کند و خود را از استطاعت بیندازد؟
,ج- مستطیع باید به حجّ برود، در صورتی که استطاعت مالی او در ایّام و موسِم حجّ باشد و اِلّا صَرفش وَلو موجب سقوط از استطاعت شود، اشکالی ندارد.
سؤال«49»- در مواردی که نهاد یا اُرگانی، فردی را به حجّ میفرستد، بدون این که مُلزم باشد کاری انجام دهد. آیا او از موارد حجّ بَذلی است یا خیر؟ آیا قبول
آن واجب است؟
,ج- با فرض مشروعیت آن بدون تعهد به هیچ کاری، حکم حجّ بذلی دارد.
سؤال«50»- مقداری پول دارم که برای رفت و آمد به سفر مکّه کافی است، ولی هنوز از طرف دولت جمهوری اسلامی، وقتی برای ثبتنام اعلام نشده است، آیا نگهداری آن پول لازم است و من مستطیع هستم؟
,ج- اگر سایر شرایط را دارید و در همین سال هم ثبتنام میشود و ایّام هم ایّام حجّ باشد، باید ثبتنام کنید، در غیر این صورت مستطیع نیستید و نگهداری پول، لازم نیست.
سؤال«51»- همسر شهیدی دارای دو بچّهی چهار ساله میباشد و عملاً سرپرستی این دو بچّه را دارد و به عنوان خانوادهی شهید، قرعهی حجّ هم به نام او درآمده است، آیا مشارالیه، میتواند مخارج را از مال این دو صغیر بردارد و مَناسک حجّ را انجام دهد یا
خیر؟
,ج- نمیتواند مصارف حجّ را از اموال صغیر بردارد.
سؤال«52»- شخصی، چهار پسر دارد و برای همهی آنها نیز زن گرفته است، خرج سالانهی خود را هم دارد، قرضی هم به گردن ندارد و درآمدش به همراه پسرانش از یک محل است. اکنون توانایی این را دارند که دو نفرشان به حجّ بروند، آیا حجّ، واجب است یا نه؟ اگر واجب شده است، آیا تنها بر پدر واجب شده یا بر پسر هم واجب شده است و اگر بر پسر هم واجب است، کدامشان اولویت دارند؟
,ج- باید مال مزبوز، بررسی شود و حقّ هر کدام معلوم گردد. سپس کسی که از مال خودش به مقدار حجّ، پول دارد و میتواند به مکّه برود و بعد از برگشت، زندگی در شأنش را داشته باشد، مستطیع است و باید به حجّ برود.
سؤال«53»- پدربزرگی واجد شرایط حجّ است و نوهای دارد که شرعاً و عرفاً به زن احتیاج دارد، که اگر
ازدواج نکند، به حرام میافتد. کدام مقدم است، حج پدربزرگ یا ازدواج نوهاش؟ وظیفهی پدربزرگ چیست؟ خرج ازدواج برای نوهاش یا حجّ؟
,ج- حجّ خودش مقدم است، چون مخارج ازدواج نوه، از نفقات واجبه بر پدربزرگ نیست، مگر آن که ترک ازدواج او مُستلزم تحمل امر حَرجی بر پدربزرگ باشد.
سؤال«54»- اینجانب، با داشتن استطاعت مالی و هفتاد و دو سال سنّ، چون معتاد به خوردن تریاک هستم، طبق مقررات کشوری، ادارهی بهداشت از مشرف شدن بنده به سفر حجّ، جلوگیری میکند، از نظر شرعی تکلیف چیست؟
,ج- اگر قبلاً مستطیع بودهاید و در صورت امکان، به سفر حجّ نرفتهاید، حجّ، بر شما مستقر شده است، پس اگر قدرت به ترک اعتیاد یا رفتن به خارج از کشور از راه دیگر را ندارید، باید نایب بگیرید. اگر قبلاً استطاعت نداشتهاید، در فرض مذکور اگر قدرت ندارید که به خارج از کشور
بروید و از آن طریق، حجّ انجام دهید، مستطیع نیستید، مگر آن که بتوانید، وَلو با ترک کردن تریاک، تحصیل اجازه کنید و به مکّه بروید.
سؤال«55»- آیا از منافع خمس و زکات، کسی مستطیع میشود یا نه، و آیا خمس و زکات جزء تَرکهی میّت محسوب میشود یا نه؟
,ج- چنانچه به عنوان مصرف، از طرف ولیّ امر، به او داده شده است، مالک آن شده و جزء ترکهی او محسوب میشود، و از منافع آن هم با وجود سایر شرایط، مستطیع میشود، ولی در سهم امام،
اگر فقط مجاز در تصرف بوده است، مالک نمیشود و جزء ترکهی میّت نیست، پس استطاعت هم از منافع آن حاصل نمیگردد.
سؤال«56»- هرگاه کسی سرمایه یا ابزار کاری را دارد که اگر مقداری از آن را بفروشد، میتواند با آن بدون زحمت، زندگی کند، و با تفاوت آن، قادر بر حجّ است، آیا این شخص مستطیع است؟
,ج- با وجود سایر شرایط استطاعت، مستطیع است.
سؤال«57»- شخصی، باغی دارد که چند سالی است در آمدی نداشته، امّا از نظر قیمت، برای سفر حجّ کافی است. عرفاً صاحب باغ، اطمینان دارد که وقتی باغش، ثمر بدهد، او هم از کار افتاده خواهد شد و باید از درآمد آن، امرار معاش نماید. آیا این شخص مستطیع است؟
,ج- اگر امکان اِمرار معاش به غیر از درآمد آن باغ، نداشته باشد، مستطیع نیست.
سؤال«58»- اگر مادری، دختر بچّهی سه سالهی خود را در سفر مکّهی معظمه همراه ببرد، و در میقات، نیّت اِحرام و تلبیه را از جانب دخترش، انجام بدهد، و در طواف عمره، سعی بین صفا و مروه، طواف زیارت، طواف نساء و وقوف عرفات و مَشعَر و مِنی، مادر از طرف دختر، نیّت کند و خود دختر را طواف و سعی و توقف بدهد و آنچه از
اعمال حجّ که دختر قادر به انجام آن نیست، مادرش از جانب او انجام دهد، آیا آن دختر بعد از بلوغ و رشد، میتواند شوهر نماید یا خیر؟
,ج- با فرض این که تمام اعمال را مطابق وظیفه، انجام دادهاند، از اِحرام خارج شده است و میتواند شوهر کند.
سؤال«59»- اولاً: با وجود دِین، چه مقدار پول برای استطاعت کافی است؟ و ثانیاً: در صورتی که پول باشد، اما به علت بیماری قلب، مقامات پزشکی سازمان حجّ و زیارت، تشرّف را خالی از خطر ندانسته و تجویز ننمایند، آیا باید یک چنین فردی، برای انجام حجّ، نایب بگیرد؟
,ج- اگر شما قبل از آن که استطاعت پیدا کنید، مریض شدهاید و به خاطر بیماری، قدرت رفتن به مکّه را نداشتهاید، مستطیع نشدهاید و نایب گرفتن لازم نیست و نیز استطاعت مالی در صورتی موجود است که پول، به مقدار رفتن و برگشتن داشته باشید و پس از برگشت، به
آسانی، امکان پرداخت دِین را داشته باشید.
سؤال«60»- شخصی، قدرت خرید فیش حجّ را به قیمت آزاد دارد، ولی قیمت آن با نرخ متعارف، تفاوت زیادی دارد، آیا واجب است که تهیه کند؟
,ج- اگرخرید فیش حجّ به قیمت آزاد، برای او عُسر و حَرج(سختی) ندارد، لازم است که آن را تهیه کند و حجّ واجب خود را بهجا آورد.
سؤال«61»- مقصود از سال استطاعت، چه وقت از سال است، به طور مثال برخی پول حجّ را در ماه مُحرَم و صفر دارند، در حالی که شاید، ثبتنام در ماه جمادی انجام شود؟
,ج- اگر بداند که تنها راه انجام حجّ واجب او، ثبتنام در ماه جمادی است، باید پول را نگه دارد تا ثبتنام کند و کل این مدّت، سال استطاعت او محسوب میشود.
سؤال«62»- در مَناسِک آمده که اگر موسِم حجّ رسیده است، شخصی که استطاعت دارد، نباید خود
را از استطاعت بیندازد، مثال اینکه پول خود را صَرف عمرهی مفرده یا کارهای دیگر کند. مقصود از موسِم حجّ، چه زمانی است؟
,ج- مراد از موسِم حجّ، ماههای ذیالقعده و ذیالحجّه است که موسم حجّ میباشد.
سؤال«63»- کسی که استطاعت انجام حجّ را ندارد، ولی استطاعت انجام عمرهی مفرده را دارد، آیا عمرهی مفرده بر او واجب است؟
,ج- هیچگاه عمرهی مفرده بر فرد، واجب نمیشود.
سؤال«64»- ما چهار برادر هستیم. دولت به برادر بزرگتر ما، پس از بازنشستگی، مقداری پول داد که موجب استطاعت مالی ایشان برای سفر حجّ شد. به لحاظ اینکه هر چهار برادر، در یک خانه، زندگی میکنیم و مخارج همهی ما بر عهده ایشان است و خانهی فعلی هم برای همهی افراد خانواده، کوچک است، اگر با پولی که از دولت گرفته، به حجّ برود، زندگی برای همهی ما مشکل میشود. استدعا دارم
حکم شرعی این مسأله را بیان فرمایید؟
,ج- اگر خرید منزل جدیدِ مناسب، ضروری است، در حقّیقت مستطیع نیستند، امّا در صورتی که خرید آن منزل، ضروری نیست، انجام حجّ واجب، مُقدم است.
سؤال«65»- حضرت عالی، در مَناسِک حج، فرمودهاید: «کسی که نیاز به ازدواج دارد، به طوری که ترک آن، سبب مرض یا ضرر یا مَشقّت گردد و پول برای آن، لازم باشد، در صورتی مستطیع میشود که علاوه بر مخارج حجّ، مصارف ازدواج را هم داشته باشد». آیا این حکم، شامل فرزندی که به حدّ بلوغ رسیده است، میشود؟
,ج- اگر نیاز به ازدواج داشته و ترک آن برای او موجب مشقّت است، شامل این فرد هم میشود.
سؤال«66»- شخصی، خانهی مسکونی خود را فروخته است تا منزل دیگری بخرد و فعلاً اِعلام کردهاند که برای حجّ، ثبتنام میکنند، آیا با پول
موجود، مستطیع است و باید ثبتنام کند؟
,ج- اگر نیاز به خرید خانهی مسکونی دارد و پول او هم، فقط به اندازهی خرید خانهای در حدّ شأن او است، مستطیع نیست.
سؤال«67»- آیا سادات و اهل علم، با وجوه شرعیهای مثل سهم سادات و سهم امام، مستطیع میشوند؟
,ج- استطاعت، حاصل میشود.
سؤال«68»- خدمهی کاروانها و پزشکان و امدادگران و افراد دیگری که با مأموریت، به میقات آمدهاند، آیا مستطیع هستند و باید حَجَّة الاسلام بهجا آورند؟
,ج- اگر این افراد، سایر شرایط استطاعت، مثل داشتن وسایل زندگی بالفعل یا بالقوه و رجوع به کفایت (مثل کار یا صنعتی که بتوانند با آن، پس از مراجعت از حجّ، زندگی را ادامه دهند) را دارند، مستطیع هستند و باید حَجّة الاسلام را بهجا آورند.
سؤال«69»- شخصی، در مدینه، با توجّه به اینکه مقداری پول، همراه دارد، در استطاعت خود، شک میکند، وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر قبلاً یقین به استطاعت، داشته است و سپس شک در آن کند، مستطیع است و اگر از ابتدا، شک کند، باید تحقیق کند و چنانچه پول او به مقدار انجام حجّ باشد، مستطیع است.
سؤال«70»- شخصی، برای حجّ، ثبتنام کرده، ولی نوبت وی، سالهای آینده است و در سال جاری او را جهت خدمت به حُجّاج، دعوت کرده و میتواند برای خدمت، به حجّ برود. آیا واجب است قبول کند؟ اگر قبول کرد، آیا حجّ او حَجّة الاسلام است؟ و آیا میتواند فیش حجّ خود را به دیگری واگذار کند؟
,ج- قبول رفتن به حجّ، جهت خدمت به حُجّاج واجب نیست، امّا اگر قبول کند و شرایط دیگر استطاعت، مثل رجوع به کفایت را داشته باشد، حجّ او حَجّة الاسلام است و در صورت انجام
حجّ واجب خود، میتواند فیش حجّ خود را به دیگری بدهد.
سؤال«71»- شخصی، حاضر شده است که اینجانب را به حجّ ببرد و تمام مخارج آن را تأمین کند، سایر شرایط را هم دارم، ولی میدانم که بعداً بر من منّت میگذارد و احیاناً موجب ذلّت و سرافکندگی اینجانب و خانوادهام میشود. آیا با این وضع، واجب است که قبول کنم؟
,ج- قبول آن واجب نیست.
سؤال«72»- خانمی است که از دیدن جمعیّت، وحشت میکند و اضطراب غیر قابل تحمّلی به او دست میدهد، آیا همین عارضه، ساقطکنندهی تکلیف حجّ است یا نه؟
,ج- این گونه مسائل، موجب سُقوط وجوب حجّ نیست، مگر وحشت و اضطراب او به حدّی باشد که عرفاً تحمّل آن ممکن نباشد و انجام حجّ را غیر مقدور کند.
سؤال«73»- شخصی، با وجود تمام شرایط، حَجّةالاسلام خود را انجام داد و در مکّه بود که اموالش در وطن، تلف شد یا هزینهی مراجعت به وطن او تلف شد، آیا در این صورت، حجّ او از حَجّةالاسلام کفایت میکند؟
,ج- از حجّه الإسلام، کفایت میکند.
سؤال«74»- اینجانب، هزینهی سفر حجّ را دارم، امّا هزینهی مهمانی قبل و بعد از حجّ و سوغات متناسب با شئون خود را ندارم، آیا مستطیع هستم و باید حجّ بروم؟
,ج- استطاعت، حاصل شده است.
سؤال«75»- زنی، سالهای قبل، واجد شرایط حجّ بوده و بت نام کرده است. اکنون که نوبتش شده، بچّه شیر میدهد و کسی نیست که بچّهی او را به راحتی نگهداری کند و شیر دهد، وظیفهاش چیست؟
,ج- در صورتی که انجام حجّ، همراه با بچّهی شیرخواره، برای او ممکن نباشد، مستطیع
نیست و بعداً در صورت امکان، باید حجّ را بهجا آورد.
سؤال«76»- اشخاص مُعتاد و خانمهای باردار، قانوناً از سفر حجّ، ممنوع هستند، ولی سایر شرایط را دارند. این افراد اگر با دروغ و حیله و تقلّب، مکّه بروند، آیا حجّ آنها صحیح است؟
,ج- حجّ آنها باطل نیست، امّا عمل دروغ و حیله، گناه دارد.
سؤال«77»- شخصی، اجیر شده یا به عنوان خدمه، پذیرفته شده است، مشروط بر اینکه عمرهی مفرده انجام دهد نه تَمتّع، ولی او اولاً عمرهی تمتّع انجام داده است و فعلاً در مکّه میباشد، آیا صحیح است و باید حجّ تمتّع انجام دهد؟ ثانیاً اگر از روی غفلت از قرارداد و شرط، عمرهی تمتّع انجام داده است، فعلاً وظیفهاش چیست؟
,ج- عمرهی تمتّع، از جانب منوبعنه، صحیح نیست و این عمل از جانب خود او انجام گرفته است و باید حجّ تمتّع را انجام دهد و عمل او
برای خودش صحیح است و باید عمرهی مفرده را از طرف منوبعنه، بهجا آورد، حتی اگر نسبت به اجاره هم غفلت پیدا کرده باشد.
سؤال«78»- زنی بدون اذن و توافق شوهرش، برای انجام عمرهی مفرده و حجّ اِستحبابی، به مکّهی معظمه، مسافرت میکند. حکم این سفر و اعمال وی چگونه است؟
,ج- حجّ او باطل است.
سؤال«79»- شخصی، پس از استقرار وجوب حجّ، دیوانه شده است، وظیفهی ولیّ، نسبت به حجّ او چیست؟
,ج- - چنانچه امید بهبودی در او هست، باید ولیّ، صبر کند تا خودش انجام دهد و اِلّا میتواند از مال او حجّ بدهد، اگر در حال حیاتش، داده نشده، واجب است از تَرکهی او اخراج نماید، چون حجّ، دِینی است که بر عهدهی او، ثابت شده است.
سؤال«80»- شخصی، بدون اینکه خمس مال خود را بپردازد، به حجّ رفته است و الان میخواهد آن را بپردازد، آیا حجّ او صحیح است یا خیر؟
,ج- اگر لباس اِحرام و قربانی، با پول غیر مُخمّس نبوده است یا به صورت کلّی، جنس خریده باشد، عمل او اشکال ندارد، در غیر این صورت تفصیلاتی دارد که باید به رساله، مراجعه شود.
سؤال«81»- اینجانب که تحت تَکفُل پدرم هستم، اگر خدا بخواهد، سال آینده به اتفاق مادرم، به زیارت خانهی خدا مُشرّف خواهم شد. لازم به یادآوری است که هزینهی این سفر را از پولهایی که پدرم طیِّ هفت
یا هشت سال، به عنوان هفتگی و یا پولی که برای پسانداز به ما داده است، پرداختهایم، قابل ذکر است که پدرم تا این تاریخ، هیچگونه وجهی به عنوان خمس، نپرداخته است. خواهشمندم مرقوم بفرمایید که حجّ ما با این پول، چه حکمی پیدا میکند؟
,ج- در فرض سؤال، خمس به پول تعلق گرفته و باید اخراج شود، پس تهیهی اِحرام و قربانی و سایر هزینههای حجّ، از این پول جایز نیست.
سؤال«82»- شخصی، با لباس اِحرامی که خمس آن را پرداخت نکرده، اعمال عمره و حجّ را انجام داده است، اعمال او در صورت علم، عَمد، جهل و نِسیان، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر علم داشته باشد که مال او غیرمُخَمَس است و خمس نیز به عین پول اِحرام، تعلق گرفته باشد، عمره و حجّ او باطل است، اما در صورت جهل یا نسیان و یا عدم تعلق خمس، به عین پول اِحرام، اعمال عمره و حجّ او صحیح است، ولی باید خمس مال، پرداخت شود. البته لازم به ذکر
است که معمولاً خمس، به ذِمّهی افراد است و یقین به تعلق خمس، به عین پول احرام، مشکل است.
سؤال«83»- شخصی، با پول غیرمُخَمَّس، حولهی احرام خریده، ولی هنگام خرید، نمیدانسته که پول غیرمخمس است، آیا احرام و اعمالش صحیح است؟
,ج- احرام و اعمال او صحیح است، امّا هر زمان علم پیدا کرد، باید خمس مال را بپردازد.
سؤال«84»- شخصی، با پول غیرمخمس، لباس احرام تهیه کرده و با این که به این موضوع، توجّه داشته است، با همان لباس، طواف و نماز آن را انجام داده و از همان پول نیز، قربانی خریده است، حکم حجّ او چگونه است و وظیفهی فعلی او چیست؟
,ج- اگر خمس به عین پول احرام و قربانی، تعلق گرفته باشد، حجّ او باطل است و در غیر این صورت، حجّ صحیح است، امّا باید خمس مال
پرداخت شود. البته معمولاً خمس مال، به ذمّه میرود و لذا صحّت حجّ، بعید نیست.
سؤال«85»- شخصی، با مال غیرمُخمس، قربانی خریده و ذِبح کرده و اعمال پس از آن را بهجا آورده است. حجّ او در صورت علم، عَمد، جهل و نسیان، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر خمس به عین مال قربانی، تعلّق گرفته باشد، صحّت حجّ، مشکل است، معمولاً خمس به ذمّه تعلق میگیرد و لذا حجّ، صحیح است امّا باید خمس مال پرداخت شود.
سؤال«86»- لباس اِحرامی که معلوم نیست از درآمد مِنبر است یا وجوهات شرعیه، آیا لازم است خمس آن را بدهد؟
,ج- با فرض شک، لازم نیست، هرچند احتیاط، بهتر است.
سؤال«87»- کسی که از اوّل بلوغ، سال خمسی، برای خود قرار نداده است، اگر به حجّ مشرف شود و
با همان پولی که دارد، اِحرام و قربانی تهیه و در حجّ، مصرف کند، آیا برای حجّ او ضرر ندارد؟
,ج- اگر با عین پول خمس نداده، احرام و قربانی، خریده باشد، طواف و قربانی، صحیح نیست، ولی اگر احتمال دهد که به ذمّه خریده است، همچنان که اکثراً چنین است یا رنج وسط سال قبل از رسیدن به سال باشد مانعی ندارد و عمل او از نظر قربانی و لباس و احرام و مصارف حجّ صحیح میباشد.
سؤال«88»- اگر شخصی، با پولی که خمس آن پرداخت نشده است، لباس اِحرام بخرد و با آن، مُحرِم شود و طواف و نماز، بهجا آورد، وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر از روی علم و عَمد، نبوده، اصل عمره و حجّ او صحیح است. ولی در صورتی که جاهلِ مقصر باشد، باید طواف، نماز و قربانی-در صورتی که قربانی هم با چنین پولی تهیه شده باشد- را اعاده کند.
سؤال«89»- اگر با پولی که معلوم نیست متعلَّق خمس است یا نه، لباس اِحرام بخرد؛ آیا لازم است که خمس آن را بدهد و اگر نداد، طواف با آن، چه حکمی دارد؟
,ج- با فرض شَک، لازم نیست که خمس بدهد و طواف او، صحیح است، هرچند که احتیاط، بهتر است.
سؤال«90»- اگر قربانی، از وجه غیرمُخمس باشد، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر با عین پول، خمس نداده باشد، کفایت نمیکند. چون نوعاً به صورت ذِمِّه، خریداری میشود، آن قربانی، صحیح است.
سؤال«91»- شخصی، برای عمرهی مفرده، ثبتنام کرده است، به صورتی که سفرش، قطعی بوده و برای رفتن نیز به ناچار میبایست پولی به حساب واریز کند؛ ولی نوبت او به سال دوم، مُؤکول شده است؛ آیا در سر رسید سال خمسی، به پولی که به حساب سازمان حجّ و
زیارت واریز شده است، خمس تعلق میگیرد یا نه؟
,ج- خمس به آن تعلق میگیرد.
سؤال«92»- شخصی، مستطیع بوده و در میقات به نیابت فرد دیگری، مُحرم شده و به مکّه آمده و عمرهی تمتّع را از طرف مَنوبٌعَنه، انجام داده است؛ وظیفهی او چیست؟
,ج- با این که خودش مستطیع است، صحّت نیابتش، خالی از اشکال نیست. اگر مُحرم است و وقت برای اِحرام خود دارد، عمل را رجاءً تمام کند، آن گاه باید به میقات برگردد و برای خودش، مُحرم شود.
سؤال«93»- آیا کسی که نیابت از دیگری گرفته و به حجّ آمده و از انجام بعضی از اعمال معذور است،
میتواند برای انجام این اعمال، نایب بگیرد؟ آیا میتواند پول نیابت را به دیگری بدهد تا اصل حجّ را بهجا آورد؟
,ج- نایب شدن شخص معذور، صحیح نیست و باید پول را به صاحبش برگرداند، مگر این که از طرف صاحب پول، مُجاز به گرفتن نایب باشد که در این صورت میتواند دیگری را در اصل عمل حجّ، نایب کند و در صورتی که بدون اجازه، نیابت را به دیگری واگذار کرد و آن شخص، اعمال را انجام داد، حجّ از طرف مَنوبٌعنه، واقع میشود؛ ولی پول را باید به صاحبش برگرداند و صاحب پول، ضامن چیزی نیست و اُجرت نایب را باید امرکننده، بپردازد.
سؤال«94»- بعضاً از هر کاروان، چند نفر ازخدمه، به نیابت آمدهاند و به ناچار باید نیمهشب از مشعر برای انجام کارهای لازم در مِنی یا همراه ضُعفا، به مِنی بروند؛ سؤال این است که آیا اجیر شدن و نیابت آنان صحیح است یا خیر؟
,ج- با توجّه به اینکه از معذورین هستند و نمیتوانند وقوفِ اختیاری در مشعر را درک کنند، نیابت آنان صحیح نیست و اگر قبل از استخدام، اجیر شدهاند، باید حجّ را بهجا آورند و وقوفِ اختیاری را درک نمایند.
سؤال«95»- آیا شخص زنده، در موردی که میتواند نایب بگیرد، باید از بَلَد، نایب بگیرد یا از میقات؛ اگر دیگری برای او نایب بگیرد، کفایت میکند یا خیر؟
,ج- نایب گرفتن از میقات، کفایت میکند، گرچه اَحوَط آن است که خود فرد از بَلَد، نایب بگیرد؛ انجام این کار برای شخص، توسط دیگری، کافی نیست مگر از طرف او وکالت داشته باشد.
سؤال«96»- آیا میتوانیم عمرهی مفرده یا طواف استحبابی را به نیابت چند نفر انجام دهیم و در اعمال آن از جمله طواف نساء، باید برای همه نیّت
همه شود یا نیّت بعضی کافی است؟
,ج- میتوانید به نیابت چند نفر انجام دهید. باید نیّت همه بشود.
سؤال«97»- شخصی را در روز عید، قبل از حلق، دستگیر کرده و به ایران فرستادهاند؛ آیا رفقای این فرد میتوانند از او نیابت کنند و بقیهی اعمال را انجام دهند یا خیر؛ چگونه این شخص از احرام خارج میشود؟
,ج- بدون این که خودش نایب بگیرد، صحیح نیست ؛ برای خارج شدن از اِحرام، باید به مِنی بیاید و حلق با تقصیر کند و اعمال مترتبه را انجام دهد و اگر رفتنش به مِنی مقدور نیست، در محل خود، حلق با تقصیر نماید و در صورت امکان باید موهای خود را به مِنی بفرستد و برای اعمال مترتبه باید نایب بگیرد.
سؤال«98»- افرادی که هر سال به حجّ میروند (از قبیلخدمهی کاروانها) معمولاً در محل خود، نیابت
اشخاصی را قبول میکنند، ولی بر اثر اشتغال زیاد، در میقات از نیابت، غافل و مُحرِم میشوند. پس از متوجّه شدن، دوباره نیّتِ نیابت میکنند؛ آیا حجّ نیابتی آنان درست است که حجّ برای خودشان حساب میشود؟
,ج- باید عمره و حجّ را تمام کند و از منوبٌعنه کفایت میکند در صورتی که ارتکازش به نیابت باشد که اگر پرسیده شود جواب میدهد، حج برای منوبعنه است.
سؤال«99»- در میقات، شخصی برای خودش مُحرم میشود و تلبیه میگوید، سپس با خود فکر میکند که چون حجّ واجب را در سالهای گذشته بهجا آورده است، برای پدر یا مادر یا فرد دیگری از خویشاوندانش، حجّ تبرعی بهجا آورد، آیا میشود یا نیّت عدول کند و یا دوباره به نیّت شخص مورد نظر مُحرم شود یا خیر؟
,ج- اگر به اِحرام صحیحی مُحرم شده است،
نمیتواند نیّت را عوض کند و باید عمل خود را به همان نیّتی که در اِحرام داشته است، تمام کند.
سؤال«100»- نایبی در اِحرام عمرهی تَمتُّع پس از این که وارد مکّه شد، شک میکند که نیّت نیابت کرده یا نه؛ آیا باید به میقات برگردد و مجدداً به نیابت مُحرم شود، یا حجّ برای خودش حساب میشود و دیگر نمیتواند نایب باشد؟
,ج- در نیّت، خطور لازم نیست. اگر انگیزهی او در حال احرام، نیابت بوده است، عمل را به نیابت انجام دهد؛ و اگر در داعی و انگیزه هم شک دارد، اعمال را باید به نیّت اجمالی (همان نیّت در حال اِحرام) تمام کند. در نیابت به آن اکتفا نمیشود.
سؤال«101»- آیا کسی که برای عمرهی تَمتُّع مستحبی، مُحرم شده و عمره را انجام داده، میتواند در حجّ، نایب کسی شود که بعد از احرام عمره، طوری
مریض شده است که نمیتواند اعمال را انجام دهد؟
,ج- کسی که برای عمرهی تَمتُّع وَلُو مستحبی، مُحرم شده است، نمیتواند در اصلِ عمره یا حجّ، برای دیگری نایب شود، و باید عملش را تمام کند؛ ولی اگر شخص مریض، فقط قادر به انجام طواف و سَعی نباشد و بتواند وقوفین را درک کند و بقیّهی اعمال را نایب بگیرد، جایز است که دیگران را در طواف سَعی و اعمال دیگر، نایب قرار دهد، هرچند خودشان هم حجّ یا عمره بهجا میآورند.
سؤال«102»- آیا شخصی که برای بار اول، به صورت خدمه، حجّ بهجا آورده و دوباره نیز به عنوان خدمه، عازم مکّه معظمه است، میتواند از پدر یا مادری که فوت شدهاند، نیابت نماید و آیا در چنین صورتی حجّ، از عهدهی پدر و مادرش خارج میشود؟
,ج- مانعی ندارد و حجّ از منوبٌعنه، کافی است؛ ولی صحت نیابت، در صورتی که سال اول، مستطیع نبوده و امسال مستطیع شده باشد،
خالی از اشکال نیست.
سؤال«103»- آیا همهی کسانی که مجاز هستند در شب عید قربان، بعد از درک اضطراری مشعر، به مِنی بروند، جزء ذَویِالاعذار میباشند که نیابت ولو تبرعاً مورد اشکال است یا نسبت به بعضی استثناء شده است؟
,ج- در فرض سؤال زنان میتوانند نایب شوند، بهشرط آن که از قبل علم به وسیله عذر منجر به نیاز به درک اضطراری مشعر نداشته باشد و نیابت در سایر ذویالاعذار صحیح نیست.
سؤال«104»- شخصی در حجّ، از میّتی نیابت کرده و در وقت عقد اجاره برای انجام مَناسِک، هیچ عذری نداشته است؛ ولی چند سال بعد از انجام حجّ متوجّه شده که در وقوفِ مَشعَرُالحرام به عنوان راهنما، با زنان و بیماران، وقوف اضطراری کرده و به مِنی رفته و غافل بوده است که نایب باید وقوفِ اختیاری کند. وظیفهی این فرد چیست؟
,ج- عمل مزبور، مُجزی از حجّ نیابتیِ استجاری نیست و از جهت اُجرت نیز باید به اجیر کننده مراجعه نماید، و یا در صورتی که اجاره، موقت به زمان مخصوصی که مُنقَضی شده است، نباشد، درباره حجّ نیابتی صحیح بهجا آورد.
سؤال«105»- آیا میتوانم برای مادر و خودم فریضهی حجّ را انجام دهم؟
,ج- در یک سال بیش از یک حجّ، واقع نمیشود.
سؤال«106»- شخصی در مسجد شجره به عنوان نایب، مُحرم شده و به مکّه آمده است؛ در آنجا متوجه شده که خودش مستطیع بوده است؛ آیا باید اعمال عمره را بهقصد خود بهجا آورد یا بهقصد نیابت؟ اگر باید حجّ را بهقصد خود بهجا آورد، نسبت به حجّ نیابی چه وظیفهای دارد و آیا میتواند برای آن، نایب بگیرد یا نه؟
,ج- اِحرام او صحیح است؛ باید اعمال عمره را تمام کند و طواف نساء را انجام دهد و پس از آن به
میقات برگشته و برای خود، مُحرم شود؛ ولی اگر وقت ندارد، باید عمل را رها کند و به میقات برگردد و مُحرم شود و اگر این مقدار هم وقت ندارد، احتیاطاً و رجاءً، عمل را به اتمام رساند، ولی صحّت این نیابت، خالی از اشکال نیست.
سؤال«107»- آیا کسی که نایب بوده و عمره تمتّع را انجام داده و سپس ناچار شده است که به ایران بازگردد، میتواند بقیهی اعمال را به دیگری واگذار نماید تا حجّ تمتّع را انجام دهد؟
,ج- نمیتواند.
سؤال«108»- آیا ایمانِ نایب که در اصلِ نیابت حجّ، شرط است، در سایر اعمالی که در آن نیابت، جایز است، مثل رَمیِ جمرات و طواف هم شرط است یا خیر؟
,ج- در سایر اعمال نیز شرط است.
سؤال«109»- شخصی تمام اختیارات اموال
پدرش را دارد و پدر نمیتواند بالمباشره، حجّ بهجا آورد؛ پسر بدون اطلاعِ پدر، شخصی را برای حجّ پدر اجیر نموده و خودش هم برای حجّ خود، مشرف شده است. آیا حجّ فرد اجیر شده، برای حجّ پدر، مُجزی است یا خیر؟ هرگاه در مدینه تصمیم بگیرد که آنچه از مال پدر به اَجیر داده است را با پدر، حساب نکند و از مال خودش بدهد، آیا رفعِ اشکال میشود یا نه؟
,ج- در فرض مزبور، اِستِنابه (گرفتن نایب) در مورد پدر، صدق نمیکند و اگر از پدر وکالت مطلقه نداشته باشد، حَجَّةُالاسلام از طرف پدر واقع نمیشود؛ ولی اگر از مال خودش برای پدر، حجّ بهجا آورد، حجّ صحیح است، ولی از حَجَّةُالاسلامِ پدر، کفایت نمیکند.
سؤال«110»- شخصی پس از آنکه به مدینه مشرف شد، جنون پیدا کرد؛ با توجّه به اینکه قبلاَ بر استقرار شده است، آیا میشود برای او نایب گرفت یا خیر، اگر نشود، تبرع حجّ از او چه صورت دارد؟
,ج- در فرض سؤال، نیابت و تبرع، صحیح نیست.
سؤال«111»- فردی پس از استطاعت مالی برای حجّ اسمنویسی کرد و قرار شد که دو سال بعد مشرف شود، ولی چند ماه قبل از حرکت، در حالیکه پسرش را نایب قرار داده بود تا برای او حجّ بهجا آورد،فوت کرد، در صورتی که پسرش نیز استطاعت مالی داشته ولی در اسمنویسی مسامحه کرده و ثبتنام ننموده است؛ درحالی که در صورت ثبتنام، امکان داشت در همان سال اول، قرعه به نامش بیفتد و شاید هم سالهای بعد. اکنون که این پسر به نیابت حجّ بلدی از جانب پدر به مدینه آمده ولی هنوز مُحرِم نشده است، چه وظیفهای دارد؟
,ج- نیابت در فرض سؤال، صحیح نیست، ولی اگر مجاز باشد، میتواند برای پدر نایب بگیرد و برای خودش باید حجّ بهجا آورد.
سؤال«112»- شخصی از قم، اجیر حجّ بلدی شده و خودش ساکن اراک است. بعد از اجیر شدن، در
نظر داشته که به قم برود و از آنجا حرکت کند. پس از چند روز، در حالیکه از موضوع باخبر شده، برای انجام کار دیگری به قم و پس از آن به تهران رفته است. آیا همان نیّت قبلی برای حرکت از قم، کافی است یا باید به آنجا برگردد؟ بر فرض خروج از ایران، چه حکمی دارد؟
,ج- در صورت توانایی باید برگردد، اگر ارتکازاً هم فراموش کرده باشد و چنانچه برنگشت وَلو در صورت تمکّن، و حجّ را انجام داد، حجّ صحیح است و بالنسبه استحقّاق اجرت دارد، مگر آنکه مستأجر، راضی به این کیفیت باشد.
سؤال«113»- آیا بر نایب واجب است که بر طبق فتوای مرجع تقلید منوبٌعنه، اعمال حجّ را انجام دهد، یا باید مطابق وظیفهی خودش عمل نماید؟
,ج- اگر عمل به احتیاط، در جمع هر دو وظیفه، ممکن نباشد، میزان، وظیفهی خود اوست؛ ولی اگر به کیفیت خاصی اجیرشده است، باید طوری عمل کند که مراعات وظیفهی خودش و
کیفیت ذکر شده، بشود.
سؤال«114»- آیا در اجاره برای اعمال حجّ، لازم است اجیر و مستأجر از یکدیگر سؤال کنند که مقلد چه کسی هستند یا نه؟
,ج- لازم است؛ برای آنکه بتواند در مواردی که احتیاط، امکان دارد به آن عمل کند و اگر عمل به احتیاط، در جمع هر دو وظیفه، ممکن نباشد، به وظیفهی خود، عمل کند.
سؤال«115»- نایب، چند ماه قبل از حجّ، به بَلد منوبٌعنه میرود و به عنوان نیابت حجّ حرکت میکند و به وطن خودش برمیگردد یا به محل دیگری میرود، و در ماه ذیالحجّه که عازم حجّ میشود، دیگر به بَلد منوبعنه نمیرود. آیا کافی است یا نه؟
,ج- کافی است.
سؤال«116»- در موردی که مرحوم پدرم فرموده بود: پسر بزرگ، نیابتاً به مکّه برود و من که پسر بزرگ هستم به واسطهی ارث، مستطیع شدهام، امّا
تاکنون نتوانستهام سهم خود را به پول مبدل کنم، آیا میتوانم با این حال بهجای پدر، حجّ بهجا آورم یا نه؟
,ج- چون فرض سؤال عدم تمکّنِ فروش است که استطاعت، موقوف بر اوست، میتوانید بهجای پدر، حجّ بهجا آورید.
سؤال«117»- آیا برای نایب در طواف عمرهی تمتّع یا طواف حجّ، جایز است که طواف را در غیر مُوسِم حجّ، بهجا آورد یا نه؟
,ج- جایز نیست؛ زیرا طواف عمرهی تَمتُّع باید در اشهر حجّ قبل از عرفات و طواف حجّ تمتّع تا آخر ذیالحجّه انجام شود؛ مگر آنکه فراموش کرده باشد و بعد از اشهر حجّ، متذکّر شود، که در این صورت بعید نیست در نایب باید جمع کند بین انجام آن در همان زمان مباشرتاً اگر مجاز باشد و انجام آن در اشهر حجّ سال بعد. اللّهاَعلم.
سؤال«118»- شخصی، قبلاً مستطیع بوده و به
حجّ نرفته است و اکنون نیز هیچگونه قدرت مالی جهت انجام حجّ، ندارد. آیا فرزندش میتواند، تبرعاً از طرف او حجّ نیابتی انجام دهد؟
,ج- نیابت در حجّ از حیّ (شخص زنده) صحیح نیست، مگر در صورتیکه شخص به دلیل پیری یا مریضی، نتواند به حجّ برود و تا آخر عمر نیز از خوب شدن، مأیوس باشد.
سؤال«119»- حجّ به نیابت از حضرت ولیِّ عصر- ارواحُنا لَه الفِداه- چون در موسِم حجّ، تشریف دارند، جایز است یا نه؟
,ج- احتیاط در آن است که حجّ را برای خود بهجا آورد و ثواب را اهدا کند.
سؤال«120»- زنی که واجبالحجّ است، وصیّت کرده که وصیّش از اصل تَرَکه ی او برایش حجّ بلدی انجام دهد. اکنون برای وصیّ او استطاعتِ جانی و مالی و غیره فراهم است، فقط از حیث عدم شرکت در نامنویسی برای حجّ، آنها با عذری، استطاعت
راهی ندارد، آیا میتواند حجّ نیابتی را انجام دهد؟
,ج- اگر وصیّ، قبلاً استطاعت نداشته است و فعلاً هم راه برای او باز نیست، اکنون هم مستطیع نیست و میتواند برای حجّ نیابتی اجیر شود؛ ولی اگر بدون اینکه اجیر شود و خود را به میقات برساند، نمیتواند حجّ نیابتی بهجا آورد و باید برای خودش حجّ بهجا آورد.
سؤال«121»- اگر کسی که حجّ نیابتی انجام میدهد، در قربانی کردن، شخص سومی را وکیل کند، ذبحکننده باید چگونه نیّت کند؟ آیا باید نیّت کند که به وکالت از میّت قربانی میکنم یا باید وکالت از نایب میّت کند؟ در هر صورت آیا لازم است که نام میّت را هم ببرد؟
,ج- بردن نام میّت، لازم نیست؛ بلکه اگر نیّت آنچه بر عهدهی نایب است را انجام دهد، صحیح است.
سؤال«122»- کسی که برای حجّ، اجیر میشود،
اگر بهطور مثال شرط کند که برای طواف نساء یا یک عمل دیگری که میشود برای آن نایب گرفت، نایب میگیرم، آیا این شرط نافذ است و میتواند عمل نماید یا نه؟
,ج- اگر عذر دارد، نمیتواند قبول کند؛ ولی در قربانی، مانعی ندارد و شرط لازم نیست.
سؤال«123»- آیا کسی که احتمال قویِ عُقَلایی میدهد که نمیتواند اعمال را به نحو عادی انجام دهد و ممکن است که حجّ تَمتّع را بَدَل به افراد کند، میتواند از حجّ واجب نیابت کند؟
,ج- در صورتی که از اول یقین و اطمینان بر تحقّق عذر نداشته باشد، میتواند نیابت کند؛ چنانچه عارض شد و عدول به افراد نمود، بعید نیست که کفایت از حجّ تَمتّع نماید.
سؤال«124»- نایبی که در وقت قبول نیابت برای حجّ معذور نبوده است و پس از عقد اجاره، در موقع عمل یا قبل از مُحرِم شدن، جزء معذورین شده و در
هر عذری که پیش آمده، طبق وظیفهی معذورین رفتار نماید، آیا حجّ او از مَنوبٌعنه کافی است و نیز آیا نسبت به نحوهی عذر، فرقی هست یا نه؟
,ج- اگر پس از شروع به عمل حجّ، عذر عارض شد، اشکال ندارد؛ ولی قبل از عمل، خالی از اشکال نیست و در این صورت فرقی بین اقسام عذرها نمیباشد.
سؤال«125»- آیا نیابت کسانی که در حال اجیر شدن، از معذورین نبودهاند و سپس در اِثناءِ عمل، عذر عارض شده است، صحیح است و مُستحقّ تمام اُجرت میباشند یا نه؟
,ج- اشکال ندارد و تمام اُجرت را در صورتیکه به وظیفهی خود عمل کرده باشد، مستحقّ خواهد شد.
سؤال«126»- تکلیف خدمهای که از روی جهل نسبت به مسأله، اجیر شدهاند و وقوفِ اختیاری مشعر را درک نکردهاند و همچنین سایر معذورانی که
حجّ ناقص از این قبیل انجام دادهاند، تبرعاً یا با اجرت، چیست؟
,ج- اگر در شب عید، وقوف در مشعر را انجام داده و از روی جهل، قبل از فجر، کوچ کرده و تا ظهر روز عید نتوانسته است برگردد، حجّ او صحیح است و باید یک گوسفند قربانی کند، ولی کفایت از مَنوبٌعنه نمیکند؛ امّا اگر تا ظهر روز عید به مشعر برگشت و وقوفِ اضطراری را درک نمود، حجّ او صحیح است و کفارهای ندارد و در این صورت، بعید نیست که کفایت از حجّ مَنوبٌعنه بنماید.
سؤال«127»- در مناسک آمده است که معذور نمیتواند نایب شود. معذور به چه کسی گفته میشود؟ لطفاً حدّ آن را معین کنید. مثلاً کسی که نمیتواند نماز طواف را صحیح بخواند، یا نمیتواند خودش رَمیِ جمرات کند، و یا نمیتواند قربانی نماید، و یا نمیتواند یکی دیگر از واجبات حجّ را اعم از ارکان و غیر ارکان انجام دهد، معذور است یا خیر؟
,ج- هرکس که نتواند اعمال اختیاری حجّ را انجام دهد، معذور است و نمیتواند نایب شود؛ ولی مباشرت در ذِبح، در حال اختیار هم لزوم ندارد، و لذا کسی که نمیتواند ذبح کند، میتواند برای حجّ نایب شود و برای ذِبح، نایب بگیرد.
سؤال«128»- آیا نیابت کسی که نمازش صحیح نیست و برای نیابت به حجّ آمده است، صحیح است؟ مفروض این است که به عنوان نیابت مُحرم شده است؟
,ج- اگر از قرائت صحیح معذور است، نیابت او اشکال دارد و اگر معذور نیست، باید با قرائت صحیح، نماز را بخواند.
سؤال«129»- اگر مستنیب یا مَنوبٌعنه، در وقت نیابت، بدانند که نایب، جزء معذورین است و او را نایب کنند، اولاً: آیا اُجرت نیابت برای نایب، حلال است یا نه؟ ثانیا:ً آیا حجّ نیابتی او صحیح و از حَجَّةُالاسلام یا غیر حَجَّةُالاسلام مَنوبٌعنه کفایت
میکند یا نه؟
,ج- با فرض اینکه معذور بوده و استیجار شده است، استحقّاق اجرت ندارد، و کفایت نمیکند.
سؤال«130»- کسی که در انجام حجّ بلدی، نیابت دارد، چه مقدار از مستحبات مدینه و مکّه را باید به نیابت از مَنوبٌعنه انجام دهد؟
,ج- اگر در ضمن عقد اجاره، چیزی شرط نشده باشد، باید در حدّ متعارف و معمول که اطلاق اجاره منصرف به اوست، انجام دهد؛ در غیر این صورت باید طبق شرط عمل نماید.
سؤال«131»- نیابت در عبادات به چه معناست؟ نایب باید قصد تقرب چه کسی را بکند؟
,ج- نیابت در عبادات به این معنی است که نایب، عمل را از طرف منوبٌعنه انجام دهد و در حقیقت این عمل از طرف منوبٌعنه مورد قبول قرار گیرد و نایب باید قصد تقرب الیاللّه را به واسطهی عمل داشته باشد و از طرف هر دو باید
قصد تقرب داشته باشد.
سؤال«132»- آیا کسی که تاکنون به حجّ نرفته است و اولین سفر اوست، میتواند از طرف شخص دیگری برای انجام حجّ، نایب شود؟
,ج- بنابراحتیاط واجب، نیابت از طرف فرد دیگر برای کسی که هنوز حجّ واجب خود را بهجا نیاورده است.
سؤال«133»- نایب بلافاصله پس از عقد اجاره از انجام بعضی از اعمال، معذور شد، آیا نیابت او صحیح است و از مصادیق عذر طاری است یا خیر؟
,ج- از مصادیق عذر طاری است و نیابت او صحیح است.
سؤال«134»- اگر نایب در حین نیابت، معذور است و یقین به عذر دارد، ولی میداند در اثنای عمل عذر او برطرف میشود (مثلاً: قرائت نمازش را تصحیح میکند) در این صورت آیا اِحرام، محقّق گردیده و نیابت درست میباشد؟
,ج- اگر بداند که میتواند تمام اعمال را بدون عذر انجام دهد و صحیح، بهجا آورد، نیابت او درست است، امّا اگر بعضی از اعمال را همراه با عذر انجام میدهد، نیابت او محلِ اشکال است.
سؤال«135»- کسی که نمیتواند اِعرابِ تلبیه را صحیح بگوید و یا حروف را از مخارج، ادا کند، ولی میتواند با تَلقینِ روحانیِ کاروان، صحیح بخواند، آیا میتواند نایب شود؟
,ج- اگر بتواند با تلقینِ روحانی، آن را صحیح اَدا کند، نیابت او صحیح است.
سؤال«136»- آیا نیابت نایبی که در حجّ تمتّع، در ارتکاب بعضی از مُحَرَمات، مضطر باشد، صحیح است؟
,ج- نیابت چنین فردی، صحیح است مگر آنکه مُحَرَماتی را بهجا آورد که موجب بُطلان اصلِ حجّ و عمره شود.
سؤال«137»- آیا صحیح است که شخصی در ابتدای ورود به مدینه یا مکّه، دیگری را وکالت و نیابت دهد که قربانیِ او را بخرد و به موقع، آن را ذبح کند و اگر هم در بین اعمال، مشکلی برای او پیش آمد و نتوانست که بعضی از اعمال خود را انجام دهد، این فرد اعمال او را انجام دهد؟
,ج- در مواردی که گرفتن نایب برای انجام این اعمال امکان داشته باشد، میتواند به دیگری چنین وکالتی را بدهد.
سؤال«138»- آیا افرادی که به خاطر سالمندی یا بیماری، اعمال مکّه را بر وُقوفین، مقدم میدارند، میتوانند حجّ نیابتی قبول کنند؟
,ج- قبول حجّ نیابتی از آنها صحیح نیست.
سؤال«139»- آیا بانوانی که وقوفِ اختیاری مشعر را درک نمیکنند و قبل از طلوع فجر، وارد مِنی میشوند، میتواند از مرد یا زن نایب شوند؟
,ج- اگر از ابتدا بدانند که وقوفِ اختیاری مشعر را
درک نمیکنند، نیابت آنها صحیح نیست.
سؤال«140»- آیا زنی که میداند در بین اعمال حیض میشود و ناچار است برای بعضی از اعمال نایب بگیرد، میتواند نایب شود؟
,ج- نمیتواند نایب شود.
سؤال«141»- شخصی نیابتاً با فیش پدر یا مادرش به حجّ آمده و چون از انجام بعضی از اعمال معذور است یا قرائتش صحیح نیست، اکنون متوجّه شده که نیابتش صحیح نیست و حجّ، بر پدر یا مادرش واجب نبوده است؛ این فرد چه وظیفهای دارد؟
,ج- حجّ، برای خود فرزند، واقع میشود و اگر پدر یا مادر، او را اجیر کردهاند، حجّ نیابتی صحیح نیست و باید مبلغ اُجرت را به پدر یا مادر برگرداند و اگر صرفاً پدر یا مادر از حقّ خود چشمپوشی کردهاند و او را به حجّ فرستادهاند، تکلیفی ندارد و حجّ، برای خود او صحیح است.
سؤال«142»- شخصی که قرائت نماز او صحیح نیست و هرچه تلاش کرده، نتوانسته است که آن را تصحیح کند، در عین حال به نیابت آمده و عمرهی تَمتّع را برای مَنوبٌعنه انجام داده و بعد از تقصیر، متوجّه شده که از معذورینی است که نیابتش درست نبوده است؛ حال تصمیم میگیرد تا شخص دیگری را برای منوبٌعنه خود، نایب بگیرد، و برای خود، حجّ انجام دهد. با توجّه به اینکه حکومت، اجازه نمیدهد که به مواقیت معروفه برود، اگر از مسجد تنعیم، برای عمرهی تَمتُّع، مُحرِم شود، آیا از حَجَّة لاسلام خودش کفایت میکند یا خیر؟ نایب گرفتن او چه حکمی دارد؟
,ج- از حَجَّةُالإسلام کفایت نمیکند، ولی میتواند به دنبال عمرهی تَمتُّع، حجّ تمتّع را بهجا آورد و موجب ثواب است و نیابت گرفتن مجدد از منوبٌعنه و اِحرام نایب از تنعیم صحیح نیست. البته اگر منوبٌعنه به او اجازه دهد که فرد دیگری را نایب بگیرد و نایب دوم نیز بتواند از مواقیت معروفه، مُحرِم شود، کفایت میکند و
صحیح است.
سؤال«143»- شخصی استحباباً برای عمرهی تمتّع خودش مُحرِم شده و پس از انجام اعمال عمره و مُحلّ شدن از آن، متوجّه شده که بر پدرش حجّ، واجب است، آیا میتواند حجّ تمتّع مستحبی خود را انجام ندهد و مجدداً از یکی از مواقیت، به نیابت پدرش مُحرم به اِحرام عمرهی تمتّع شود و یا در همین فرض میتواند برای دیگری اجیر شود و حجِّ تمتّع استیجاری انجام دهد؟
,ج- نیابت و اجیر شدن او صحیح نیست؛ چراکه بعد از انجام عمرهی تمتّع، حقّ خروج از مکّه را ندارد و باید برای خود، حجّ تمتّع را بهجا آورد.
سؤال«144»- در فرض سابق، اگر اجیر شد، آیا استحقّاق اُجرت تعیین شده را دارد؟
,ج- استحقّاق اُجرت را ندارد.
سؤال«145»- نایبی که در ماه ذیالعقده یا
ذیالحجّه، وارد مکّه شده، قبل از آنکه برای منوبٌعنه خود، مُحرِم به احرام عمرهی تمتّع شود، آیا میتواند برای خودش عمرهی مفرده بهجا آورد و بعد برای کار ضروری به مدینه رفته و از آنجا برای منوبٌعنه خود، مُحرِم شود؟
,ج- مانعی ندارد و عمرهی مفردهی او صحیح است.
سؤال«146»- شخصی، در مدینهی منوره، دیگری را اجیر میکند تا برای پدر وی، حجّ میقاتی بهجا آورد؛ ولی مشخص نکرده است که از مسجد شجره مُحرم شود یا میقاتهای دیگر. آیا اجیر میتواند از مسجد شجره، به نیّت عمرهی مفرده، مُحرم شود و پس از آن به جحفه یا قرنالمنازل برود و برای عمرهی تمتّع استیجاری مُحرِم شود؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«147»- شخصی، اجیر شده است که حجّ نیابتی میقاتی انجام دهد و چون مطمئن بوده است که میتواند بعداً به میقات برود، لذا هنگام ورود،
عمرهی مفرده، انجام داده و به طرف قرنالمنازل رفته که از آنجا برای منوبٌعنه، مُحرم شود، ولی حکومت، مانع شده است به همین علت از همانجا بهقصد منوبٌعنه، مُحرِم و وارد مکّه شده است. تکلیف این شخص چیست؟
,ج- صحّت چنین حجّی از ناحیه منوبٌعنه، محل اشکال است و لذا حجّ، برای منوبٌعنه انجام نمیگیرد و مستحقّ اُجرت نیست.
سؤال«148»- شخصی، به نیابت وارد شهر جَدّه شده است و نمیگذارند که او به مواقیت معروفه برود؛ آیا عذر طاری، محسوب میشود و صحیح است که با نذر، از جدّه، مُحرِم به عمرهی تمتّع نیابتی شود یا مُجزی نیست؟
,ج- با فرض مرقوم، اگر بگذارند که با نذر، در جَدّه مُحرِم شود و در حال گذر از جحفه یا مُحاذات آن، دوباره نیّت اِحرام کند، نیابت او صحیح است و امّا اگر همین مقدار هم ممکن نباشد،
نیابت او باطل است.
سؤال«149»- آیا انجام حجّ و عمره و طواف مستحبی، تَبَرُعاً یا با گرفتن اُجرت، به نیابت کسی که در مکّه حاضر است، صحیح است و اگر معذور باشد چهطور؟
,ج- انجام حجّ و عمره به نیابت از کسی که در مکّه حضور دارد، صحیح نیست؛ خواه تَبرُعاً یا با گرفتن اُجرت باشد، امّا نیابت انجام برخی از اعمال حجّ یا عمره از کسی که معذور از انجام آن است، اشکال ندارد.
سؤال«150»- آیا صحیح است که شخصی اجیر شود تا یک حجّ تمتّع یا یک عمرهی مفرده به نیابت چهارده معصوم یا به نیابت مخصوص حضرت ولیّ عصر(عج) انجام دهد؟
,ج- مانعی ندارد و دارای ثواب زیادی است.
سؤال«151»- چنانچه شخصی از انجام اعمال اختیاری حجّ یا عمره، معذور است یا قرائتش صحیح
نیست، آیا میتواند به نیابت معصومین، حجّ یا عمره بهجا آورد؟
,ج- اگر به صورت تَبرُعی باشد و در حقّیقت ثواب حجّ یا عمرهی خود را به روح حضرات معصومین هدیه کند، اشکال ندارد.
سؤال«152»- آیا بیمار یا حائض، میتواند بلافاصله نایب بگیرد و مُحلّ شود یا باید تا آخر وقت صبر کند؟
,ج- اگر امید دارد که تا آخر وقت، مشکل او برطرف میشود، باید صبر کند و در غیر این صورت از ابتدا میتواند نایب بگیرد.
سؤال«153»- آیا کسی که در انجام حجّ بلدی، نیابت دارد، در برگشت از سفر حجّ نیز باید به شهر منوبٌعنه بر گردد یا لزومی ندارد؟
,ج- برگشتن به شهر منوب عنه لازم نیست، مگر آن که در ضمن عقد اجاره شرط شده باشد.
سؤال«154»- کسی که قرائتش درست نیست، آیا میتواند تَبرعاً از کسی که حجّ واجب برعهده دارد،
نیابت کند و حجّ انجام دهد ؟
,ج- نیابت چنین شخصی صحیح نیست، هرچند تَبرُعی باشد، مگر آنکه بتواند قرائت خود را تصحیح کند و ذَوِیالاعذار محسوب نشود، که در این صورت میتواند نیابت را قبول نماید.
سؤال«155»- روحانی کاروانی نایب است و میداند که برای نظارت بر اعمال حجّ حُجّاج در قربانگاه، لباس او آلوده به خون میشود و به جهت مسئولیتی که دارد، در قربانگاه مُعطّل میگردد؛ آیا با علم به این موضوع، نیابتش در حجّ، اشکالی دارد؟
,ج- نیابت اشکالی ندارد.
سؤال«156»- آیا نایبی که طواف نساء را بهجا نیاورد، تنها زن، بر او حرام است یا ذِمّهاش هم مشغول است، هرچند پس از مُردن باشد که باید برای او قضا کنند؟
,ج- ذِمّهی او هم مشغول است؛ ولی خودش باید در هنگام حیاتش انجام دهد و اگر نمیتواند، باید
نایب بگیرد. چنانچه قبل از تدارک، فوت نماید، احتیاط آن است که از تَرَکهاش قضای آن بهجا آورده شود.
سؤال«157»- تکلیف کسانی که با فیش حجّ میّت و به نیابت از وی به حجّ میروند، اگر خودشان نیز تمام شرایط استطاعت را دارا باشند، به جز باز بودن راه، که آن هم با فیش حجّ میّت حاصل شده است، در صورتی که بتوانند به طور مثال در مدینه یا جَدّه (قبل از میقات) برای مُتَوفی نایب بگیرند و خودشان، حجّ واجب خود را انجام دهند، چیست؟
,ج- در صورتی که اجازه برای گرفتن نائب داشته باشند و خود را به مدینه برسانند و مستطیع هم باشند، باید برای میّت، نایب بگیرند و خودشان نیز حجّ واجب خود را انجام دهد.
سؤال«158»- در فرض سؤال قبل، اگر میّت، یکی از وَرثه را (برای مثال، پسر بزرگ خود را) برای انجام حجّ، مشخص کرده باشد، یا تمام ورثه اتفاق
کنند که یکی از آنها از طرف میّت به حجّ برود، تکلیف او چیست؟
,ج- پاسخ این سؤال هم از جواب سابق معلوم میشود.
سؤال«159»- شخصی در مدینهی منوره، دیگری را اجیر میکند که برای پدر وی، حجّ میقاتی بهجا آورد، ولی مشخص نکرده است که از مسجد شجره مُحرِم شود یا میقاتهای دیگر؛ آیا اجیر میتواند از مسجد شجره به نیّت عمرهی مفرده، مُحرِم شود و پس از آن به «جحفه» یا «قرن المنازل» برود و برای عمرهی تَمتّع استیجاری، مُحرِم شود؟
,ج- اگر قرینه و شاهد حال، منصرف به میقات مسجد شجره نباشد، مانعی ندارد.
سؤال«160»- انجام یک عمرهی مفردهی استحبابی، به نیّت خود و به نیابت تَبَرُعی دیگران، صحیح است یا نه؟
,ج- صحیح است و اللّه الأعلم.
سؤال«161»- وظیفهی شخصی که عمرهی مفردهای به نیابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نیابت مادرش، مُحرم میشود، و در بین آن، متوجّه میشود که در عمرهی اول، طواف و نماز آن را بدون وضو انجام داده است، چیست؟
,ج- باید طواف و نماز عمرهی اول را اِعاده نماید و از اِحرام اول خارج شود، سپس احتیاطاً عمرهی دوم را مجدداً بهقصد «ما فِی الذِمّه» به جهت نیابت، بهجا آورد.
سؤال«162»- فیش حجّ مُتوَفی، به مبلغ زیادی در بازار خریداری میشود، و میتوان به کمتر از آن مبلغ، برای حجّ میّت، نایب گرفت؛ آیا میتوان از آن فیش برای رفتن به حجّ استفاده کرد، در حالیکه مازاد قیمت آن متعلق به ورثه است و در صورتی که میّت، وارث صغیر داشته باشد، چهطور؟
,ج- این مسأله چند صورت دارد :
1- چنانچه حجّی بر ذِمّه ی میّت، مستقر نشده و وصیّت به حجّ هم نکرده باشد، فیش متعلق به ورثه است و با رعایت مَصلحت حال صغیر، خرید و فروش مانعی ندارد.
2- اگر حجّی بر ذمّه ی او مستقر شده و وصیّت به حجّ بدوی نیز نکرده است، با دادن حجّ از میقات و فیش جزء تَرکهی میّت میشود و متعلق به ورثه است و باید مانند فرض اول، عمل نمایند.
3- اگر حجّی بر ذِمّهی او مستقر است و وصیّت به حجّ بلدی کرده و عمل به وصیّت، موجب اضافه شدن هزینهی ثلث مال میّت نمیشود، باید به وصیّت عمل شود. اگر وصیّت، مخصوص فیش باشد، پس ورثه از آن حقّی ندارد و در این صورت، بودن و نبودن صغیر در بین ورثه، تأثیری در مسأله ندارد.
4- همین فرض است، در صورتی که عمل به وصیّت موجب اضافه شدن هزینه از ثلث مال باشد که باید نسبت به اضافه، رضایت ورثه را بهدست آورد و سهم صغیر هم رعایت شود.
5- همین فرض است ولی وصیّت به خصوص فیش تعلق نگرفته، باید حجّ با رضایت ورثه و رعایت
مَصلحت حال صغیر داده شود و فیش در این صورت، مُتعلق به ورثه میشود و خرید و فروش آن با رعایت سهم صغیر، مانعی ندارد.
سؤال«163»- شخصی، وصیّت به حجّ نکرده و ورثهی او نمیدانند که آیا شرایط وجوب حجّ را داشته و حجّ بر او مستقر بوده یا خیر؛ وظیفهی آنان چیست؟
,ج- انجام حجّ به نیابت از میّت، بر عهدهی آنان واجب نیست.
سؤال«164»- شخصی، وصیّت کرده که بعد از فوت او، درختهایش را برای حجّ او مصرف کنند، در حالیکه آنها (یک پنجم) خرج حجّ امروزه را ندارند؛ وظیفه چیست؟
,ج- انجام حجّ، بر ورثه وجوب ندارد، مگر آنکه حجّ بر فرد میّت، مستقر شده باشد که باید از اصلِ تَرَکه، حجّ او بهجا آورده شود.
سؤال«165»- شخصی، برای حجّ مستحبی، مبلغ
معینی را وصیّت کرده و آن مبلغ، حتّی برای حجّ میقاتی نیز کفاف نمیکند؛ وظیفه چیست؟
,ج- انجام حجّ مستحبی، بر ورثه واجب نیست و باید با اجازهی حاکم شرع، صَرفِ امور خیریهی دیگر شود.
سؤال«166»- آیا حج بر دختری که تنها وارث زمینهای پدر بوده و فوت کرده و قسمتی از ماتَرکش را اختصاص به نماز و روزه داده، واجب بوده است؟
,ج- اگر زمینهای به ارث رسیده، کفاف حجّ را میکرده، حجّ بر دختر، مستقر شده است و باید از تَرَکهی او حجّ بهجا آورده شود. البته این حکم در صورتی است که سایر شرایط استطاعت را نیز داشته است وگرنه حجّ بر دختر، مستقر نشده است.
سؤال«167»- شخصی، وصیّت به حجّ کرده و اسمی از بَلَدی یا میقاتی نبرده است؛ وظیفهی ورثه چیست؟
,ج- گرفتن نایب از میقات کفایت میکند، گرچه احوط آن است که از بلد خودش، نایب بگیرند.
سؤال«168»- اگر متوفی وصیّت کرده باشد که وارث معینی، حجّ او را اَدا کند، آیا این وصیّت معتبر خواهد بود؟
,ج- اگر وارث در زمان حیات متوفی، وصیت را قبول کرده، واجب است آن را انجام دهد و امّا اگر بعد از مرگ متوفی از وصیّت اطلاع پیدا کند، باید طبق وصیّت عمل کند.
سؤال«169»- شخصی، وصیّت کرده که یکی از فرزندانش با فیش حجّ او، حجّ بهجا آوردند، ولی مشخص نکرده که کدام فرزندش برود؛ اکنون بین فرزندانش (که دختر و پسر هستند) اختلاف پیدا شده، و پسر بزرگتر مُدَعی است که باید او برود، ولی فرزندان دیگر قبول نمیکنند؛ وظیفه چیست؟
,ج- اگر حجّ بر میّت، مستقر شده باشد، پسر بزرگتر باید آن را بهجا آورد.
سؤال«170»- شخصی، میخواهد منزل و مایَملَک خود را به صُلحِ قطعی به کسی واگذار کند، بهشرط اینکه تا مالک، زنده است، در تصرّف خودش باشد و از منافع آنها استفاده کند و نیز مشروط بر اینکه شخص متصالح، پس از مرگ وی (مَصالح) برای او یک حجّ بهجا آورد و 20 سال، نماز و روزه به نیابت او انجام دهد؛ آیا این صلح و شرطها صحیح است؟ و آیا ورثهی مَصالح میتوانند صلح را به هم بزنند؟
,ج- این صلح، صحیح و عمل بهشرط، لازم است و ورثهی مصالح نمیتوانند آن را به هم بزنند.
سؤال«171»- شخصی، در وقت احرام این طور قصد میکند: «محرم میشوم، یا اِحرام میبندم، برای عمرهی تمتّع یا غیر آن»؛ با توجّه به این مسأله که فرمودهاید: «نیّت احرام لازم نیست، بلکه ممکن نیست»، این اِحرام چه حکمی دارد؟
,ج- ضرری به اِحرام نمیزند، هرچند قصد اِحرام، لازم نیست، احرام امر قصدی نیست، بلکه اگر شخص، بهقصد حجّ یا عمره، تلبیه بگوید، مُحرم میشود، هرچند قصد اِحرام نکند.
سؤال«172»- معمولاً مردها برای اِحرام، یک حوله به عنوان لُنگ به کمر میبندند و یکی هم بر روی
شانهها میاندازند، ولی بعضی افراد برای اینکه موقع وَزش باد و یا سوار شدن به ماشین، عورت آنان ظاهر نشود، اضافه بر آن دو حوله، یک متر چلوار دوخته نشده از وسط پا عبور میدهند، به نحوی که دو طرف پارجه از جلو و عقب، زیر حوله قرار میگیرد؛ آیا این عمل صحیح است یا اشکال دارد؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«173»- آیا لباس اِحرام، منحصر در دو جامه است و نباید بیشتر باشد؟
,ج- مقدار واجب آن، دو جامه است و زیادتر مانعی ندارد.
سؤال«174»- شخصی عمره مفرده انجام داده و سپس برای عمره مفرده یا تمتّع محرم شده، در اثنای عمل متوجّه بطلان عمره قبل شد. وظیفه او چیست؟
,ج- اگر بطلان عمل او به گونهای است که هنوز از احرام عمره قبل خارج نشده است، هنوز محرم به عمره دوم نشده است و باید اعمال عمره قبل
را تمام کند و سپس مجدداً برای عمره دوم محرم شود.
سؤال«175»- وظیفهی کسی که عصیاناً بدون اِحرام وارد مکّه شده و قبلاً هم حجّ و عمرهای بر او واجب نبوده است، چیست؟
,ج- باید به یکی از مواقیت برگردد و مُحرِم و وارد مکّه شود و اگر این امکان را ندارد، به خارج از حَرم برود و مُحرِم شود.
سؤال«176»- آیا در مدینه مُحرِم شدن با نذر، برای مطلق افراد، اِستِحباب دارد و صحیح است؟
,ج- مُحرِم شدن با نذر در مدینه، جایز است، ولی اِستِحباب آن ثابت نیست.
سؤال«177»- چنانچه نذر کرد، ولی از روی عمد یا جهل یا از روی فراموشی، در آن مکان مُحرِم نشد و در میقات این کار را کرد، آیا اِحرامش صحیح است؟
,ج- اِحرام او صحیح است، ولی اگر از روی عمد،
عصیان کند، کفارهی شکستن نذر بر او واجب است و اگر از روی جهل یا فراموشی باشد، در صورت امکان باید برگردد و در آن مکان مُحرِم شود.
سؤال«178»- صیغهی نذرِ اِحرام چگونه و با چه عبارتی است؟
,ج- یا به عربی بگوید: «لِلّهِ عَلَی أن اُحرِمَ مِنَ المَدینَه مثلاً« یا به فارسی بگوید: «نذر میکنم که مُحرِم شوم از مکان مدینه مثلاً: به احرام عمرهی تمتّع یا مفرده» و سپس از آن مکان، مُحرم شود.
سؤال«179»- کسی که اِحرام را فراموش کرده و اعمال عمره و حجّ را بدون اِحرام، تمام کرده و اکنون متوجّه شده است، چه وظیفهای دارد؟
,ج- بعید نیست که اعمال او صحیح باشد.
سؤال«180»- از جملهی مستحبات اِحرام این است: «کسی که قصد حجّ دارد، از اول ماه ذیالقعده و کسی که قصد عمرهی مفرده دارد، پیش از یک ماه،
موی سر و ریش را رها کند»؛ آیا شارب (سبیل) حکم ریش را دارد؟
,ج- شارب (سبیل) حکم ریش را ندارد و مستحب است که انسان شاربِ خود را کوتاه کند.
سؤال«181»- کسانی که ابتدا به جَدّه رفته و سپس برای عمرهی تمتّع به مکّه میروند، آیا برای مُحرِم شدن، حتماً باید به یکی از میقاتها بروند یا میتوانند در «محاذات میقات» مُحرِم شوند؟
,ج- اگر امکان دارد، باید به یکی از میقاتها برود و اگر امکان ندارد، میتواند در «محاذات میقات» نیز مُحرم شود.
سؤال«182»- شخصی، قصد دارد که با هواپیما یا ماشین از مدینه به جَدّه برود و از جَدّه برای عمرهی تمتّع یا مفرده، به مکّه برود؛ در این فرض، گذشتن از میقاتهای مسیر راه، بدون اِحرام، چه حکمی دارد و باید از کجا مُحرم شود؟
,ج- گذشتن از میقاتهایی که در مسیر راه هستند
بدون اِحرام، مانعی ندارد، امّا برای عمرهی تمتّع باید از یکی از میقاتها مُحرم شود.
سؤال«183»- آیا کسی که از میقات اهل مدینه میگذرد، باید داخل مسجد شجره، مُحرم شود یا بیرون مسجد، کافی است؟
,ج- درصورت امکان، باید از داخل مسجد شجره، مُحرم شود، گرچه در بیرون از مسجد به طوری که مُحاذی و برابر با مسجد، از طرف راست یا چپ باشد، کفایت میکند.
سؤال«184»- شخصی، برای اِحرام به مسجد شجره رفته و مشاهده کرده که دَرب مسجد، بسته است، لذا خارج از مسجد، مُحرم شده و اعمال عمره را بهجا آورده است؛ وظیفهی او چیست و آیا عمرهاش صحیح است؟
,ج- اگر از مُحاذات مسجد شجره، مُحرِم شده است، اِحرام و عمرهی او صحیح است.
سؤال«185»- چنانچه شخصی برای اِحرام به
مسجد شجره برود و مشاهده کند که دَرب مسجد بسته است، وظیفهاش برای اِحرام چیست؟
,ج- از مُحاذات مسجد شجره، مُحرِم شود و اِحرام او صحیح است.
سؤال«186»- در مَناسِک آمده است: «جُنُب و حائض، میتواند در حال عبور از مسجد، مُحرم شود» آیا این حکم، مخصوص مسجدی است که دو درب داشته باشد، یا شامل مسجدی که فقط یک درب دارد نیز میشود؟
,ج- این حکم شامل مسجدی است که دو درب دارد، البته از نظر ما میتواند در بیرون از مسجد و مُحاذات آن هم مُحرم شود.
سؤال«187»- فاصلهی بعضی از مَحلات جدیدُالاِحداث مکّه تا مسجدُالحرام، بیش از 18 کیلومتر است و شاید عُرفاً از توابع مکّه حساب شوند نه این که جزء مکّه باشند؛ چراکه تابلوهای راهنمایی، با فِلَش، جهت مکّه را مشخص نمودهاند؛ با این
کیفیت، آیا میتوان برای حجّ، در مَحلات ذکر شده مُحرم شد؟
,ج- اگر از مَحلههای مکّه است، مانعی ندارد، و اگر از مَحلّات آن نیست یا مورد شک است، کفایت نمیکند.
سؤال«188»- چند رشته کوه طولانی و مرتفع، شهر مکه را فرا گرفته و هر دو طرف کوه، ساختمانهایی بنا شده است. گاهی باید چند کیلومتر از این طرف کوه برویم تا به جانب دیگر آن برسیم و ساکنین هر طرف جدای از طرف دیگرند، مثلاً «شِعب بنی عامر» که نزدیک مسجدالحرام است و عَزیزیه که 9 کیلومتر یا بیشتر، در طرف دیگر قرار دارد و به جهت مُسامحهی عرفی، به همهی این قطعات، مکّه گفته میشود؛ آیا اِحرام حجّ تمتّع از تمام این نقاط و نقاط مشابه، صحیح است یا نه؟
,ج- اگر در مکّه است، اِحرام حجّ از آنجا صحیح است، هرچند از ساختمانهای جدیدالإحداث
باشد.
سؤال«189»- اگر زنی به نیّت عمرهی مفرده، مُحرم و بعد از آن عادت شود و در همهی روزهایی که میتواند در مکّه باشد، حیض است، باید برای عمره چه کار کند؟ و اگر آنجا اعمالی انجام نداده و اکنون به ایران آمده است، چه وظیفهای دارد؟
,ج- در فرض سؤال، باید برای طواف و نماز نایب بگیرد و بقیهی اعمال عمره را خودش بهجا آورد و چنانچه به ایران آمده است، اقدام کند و برگردد، و اگر نمیتواند بازگردد، برای اعمال عمره نایب بگیرد، ولی باید خودش تقصیر کند و ترتیب بین آن و سایر اعمال، مراعات شود و تا اعمال را بهجا نیاوَرَد، آنچه به وسیلهی اِحرام بر او حرام شده است، بر او حلال نمیشود.
سؤال«190»- زنی که احتمال میدهد حائض شود و نتواند به داخل مسجدالحرام برود، آیا میتواند برای عمرهی مفردهی مستحبی، مُحرم شود؟ آیا اگر خونی
دید، باید برای طواف و نماز، نایب بگیرد؟ همچنین فرد مریضی که احتمال میدهد، نتواند اعمال عمرهی مفرده را انجام دهد، چهطور؟
,ج- اشکال ندارد و چنانچه وظیفهی او نایب گرفتن شد، به وظیفهی خود عمل نماید.
سؤال«191»- تکلیف کسی که وظیفهی او عمرهی تمتّع است و نمیدانسته که به نیّت عمرهی مفرده، مُحرم شده است، چیست؟
,ج- اگر وقت، زیاد است، میتواند عمرهی مفرده را تمام کند و سپس عمرهی تمتّع بهجا آورد و إلّا میتواند همان عمرهی مفرده را که در ماههای حجّ است، تبدیل به تمتّع نماید.
سؤال«192»- آیا غار حِرا، جزء محدودهی مکّه است؟ و در این صورت آیا میتوان قبل از وقوف، به آنجا رفت و صِدق خروج از مکّه نمیکند؟
,ج- چون جزء توابع مکّه است، اشکال ندارد.
سؤال«193»- کسی که در جَدّه و یا مدینه، حالت روانی پیدا میکند، آیا لازم است در حال احرام وارد مکّه شود، یا بدون اِحرام نیز جایز است؟
,ج- مجنون، تکلیف ندارد و اِحرام بر او واجب نیست، و اگر بدون اِحرام وارد مکّه شود، اشکالی ندارد.
سؤال«194»- اگر بعد از خروج از میقات، در بین راه متوجّه شود که تلبیه را نگفته، یا نیّت نکرده و یا به دلیلی اِحرامش درست نیست، چنانچه بخواهد از همانجا به میقات برگردد، میسر نیست، ولی اگر به مکّه بیاید، امکان برگشت دارد؛ آیا میتواند به مکّه بیاید و به میقات برگردد، یا باید از همانجا مُحرِم شود؟
,ج- اگر میتواند به میقات برگردد وَلو از مکّه، نمیتواند برای عمل واجب، در غیر از میقات مُحرِم شود، ولی اگر برای داخل شدن به مکّه از «ادنیالحل» به نیّت عمرهی مفرده، مُحرِم شود و
بعد از اعمال آن، به یکی از مَواقیت معروف برود و برای عمرهی تمتّع، اِحرام ببندد.
سؤال«195»- زن، بدون اذن شوهرش نذر میکند و با نذر، مُحرِم میشود، آیا اِحرامش درست است یا نه؟ و چنانچه با همان اِحرام، اعمالش را بهجا آورده باشد، چگونه است؟
,ج- در صورتی که با حقّ شوهر، منافات نداشته باشد، اِحرامش صحیح است و در صورت منافات، اگر قبل از میقات، مُحرِم شده است، اِحرام او صحیح نیست، اگرچه در صورتی که بعد از تمام شدن حجّ، فهمید که عملش صحیح است؛ ولی اگر بعد از عمره، متوجّه شد، در صورتی صحیح است که قابل جبران نباشد. و در صورتی که میتواند، باید به میقات برود و از آنجا مُحرِم شود و اگر نمیتواند به میقات برود، خارج از حَرم، اِحرام ببندد.
سؤال«196»- آیا نذر اِحرام قبل از میقات، برای نایب هم جایز است یا نه؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«197»- هرگاه حائض یا جُنُب، عصیاناً وارد مسجد شود و مانند دیگران توقف نماید و مُحرِم شود، آیا اِحرام او صحیح است یا نه؟
,ج- اگر قصد قربت از او متمشی شود، اِحرام صحیح است.
سؤال«198»- شرایط لباس اِحرام بانوان چیست؟
,ج- احتیاط واجب آن است که بانوان، در حال نیّت و تلبیه، دو لباس اِحرام را مانند مردان بپوشند، اگرچه لباس دوخته شده نیز پوشیده باشند و از نظر شرایط، مثل لباس اِحرام مردان است.
سؤال«199»- کسانی که ابتدا به جَدّه رفته و سپس برای عمرهی تمتّع به مکّه میروند، آیا برای مُحرم شدن، حتماً باید به یکی از میقاتها بروند یا میتوانند در مُحاذات میقات نیز مُحرِم شوند؟
,ج- اگر امکان دارد، باید به یکی از میقاتها برود و اگر امکان ندارد، میتواند در مُحاذات میقات نیز مُحرِم شود.
سؤال«200»- شخصی، قصد دارد که با هواپیما یا ماشین از مدینه به جَدّه برود و از جَدّه برای عمرهی تمتّع یا مفرده به مکّه برود؛ در این فرض، گذشتن از میقاتهای مسیر راه، بدون اِحرام، چه حکمی دارد و
باید از کجا مُحرِم شود؟
,ج- گذشتن از میقاتها که در مسیر راه هستند بدون اِحرام، مانعی ندارد، امّا برای عمرهی تمتّع باید از یکی از میقاتها مُحرِم شود.
سؤال«201»- کسی که از میقات اهل مدینه میگذرد، آیا باید داخل مسجد شجره، مُحرِم شود یا بیرون از مسجد کافی است؟
,ج- درصورت امکان باید از داخل مسجد شجره، مُحرِم شود، گرچه در بیرون از مسجد به طوری که مُحاذی و برابر با مسجد (از طرف راست یا چپ) باشد، کفایت میکند.
سؤال«202»- وظیفهی شخصی که برای اِحرام به مسجد شجره رفته و مشاهده کرده که درب مسجد بسته است و خارج از مسجد، مُحرِم شده و اعمال عمره را بهجا آورده است، چیست و آیا عمرهی او صحیح است؟
,ج- اگر از مُحاذات مسجد شجره، مُحرِم شده است،
احرام و عمرهی او صحیح است.
سؤال«203»- چنانچه شخصی برای اِحرام به مسجد شجره برود و مشاهده کند که درب مسجد بسته است وظیفهاش برای اِحرام چیست؟
,ج- از مُحاذات مسجد شجره، مُحرِم شود و اِحرام او صحیح است.
سؤال«204»- در مَناسک آمده است: «جُنُب و حائِض می تواند در حال عبور از مسجد، مُحرِم شود»، آیا این حکم مخصوص مسجدی است که دو درب داشته باشد، یا شامل مسجدی که فقط یک درب دارد نیز میشود؟
,ج- این حکم شامل مسجدی است که دو درب دارد، البته از نظر ما میتواند در بیرون از مسجد و مُحاذات آن هم مُحرِم شود.
سؤال«205»- شخصی، از میقات برای انجام عمرهی تمتّع، مُحرِم شده و اعمال عمره را نیز به پایان برده و عمداً یا اضطراراً بینالاحرامین از مکّه خارج
شده است، بدون آنکه به اِحرام حجّ، مُحرِم شود و مثلاً به مدینه آمده و بار دیگر بهقصد مکّه از میقات میگذرد، وظیفهی او نسبت به اِحرام در میقات یا گذشتن از آن بدون اِحرام چیست؟
,ج- اگر در همان ماه قمری که از مکّه خارج شده است، برگردد، نیازی به اِحرام جدید نیست و اگر در ماه بعد باشد، باید مجدداً به عمرهی تمتّع مُحرِم شود و عمرهی اولی تبدیل به مفرده میشود.
سؤال«206»- کسانی که به علت عادت ماهانه، نمیتوانند داخل مسجد شجره، مُحرم شوند، باید در خارج از آن مُحرم شوند و در مُحاذی جحفه تجدید اِحرام نمایند؛ با توجّه به این که مُحاذی جحفه، نقطهی مشخصی نیست، وظیفهی این افراد چیست؟
,ج- تجدید اِحرام، لازم نیست.
سؤال«207»- جماعتی، از راه طائف، عازم مکّه بودند، قبل از رسیدن به قرنالمنازل، آنان را از راه
وادی عقیق، فرستادند و از رفتن از راه قرنالمنازل، منع کردند و لذا در وادی عقیق، مُحرِم شدند؛ آیا اِحرام آنان صحیح است؟
,ج- بله، صحیح است.
سؤال«208»- در مَناسِک، مَرقوم است که زنهای حائض باید در حال عبور از مسجد شجره، مُحرِم شوند و اگر نمیتوانند، در خارج از مسجد، مُحرم شوند. آیا این گونه اشخاص میتوانند در مدینه، با نذر، مُحرِم شوند؟
,ج- چون اِحرام قبل از میقات، با نذر، صحیح است، زنهای حائضی که عذر شرعی از داخل شدن به مسجد دارند، میتوانند در مدینه، با نذر، برای عمرهی مُحرِم شوند و یا در خارج از مسجد شجره، اِحرام ببندند، چون در خارج از مسجد هم جایز است؛ ولی اگر با نذر، خواست که مُحرِم شوند و مزاحم حقّ شوهر باشد، اِذن، لازم دارد.
سؤال«209»- زن حائضی که از مدینه عازم مکّه بود، گمان میکرد که در حال عبور در مسجد شجره میتواند مُحرم شود و وظیفهاش را انجام دهد، ولی وقتی که به حیاط مسجد رسید، دید که به جهت ازدحام جمعیت، نمیتواند با عبور، مُحرِم شود، لذا از شوهرش که در کنارش بود، اجازهی نذر گرفت و چند قدمی از مسجد، فاصله گرفت و با نذر، مُحرِم شد؛ آیا کفایت میکند یا خیر؟
,ج- اگر اِحراز کند که قبل از میقات، با نذر، مُحرِم شده است، مانعی ندارد، ولی به نظر ما اگر در محذورات مسجد، مُحرِم شود، کفایت میکند و نیازی به نذر نیست.
سؤال«210»- زن در حال حیض، به خیال اینکه میتواند در حال عبور، در مسجد شجره، اِحرام ببندد، وارد مسجد شد و بلافاصله اِحرام بسته و تلبیه را هم گفت و چند قدمی هم به طرف دری که میخواست خارج شود رفت، ولی چون دید که امکان عبور
نیست، برگشت و از همان دری که وارد شده بود، خارج شد؛ آیا اِحرامش صحیح است؟
,ج-–بله، صحیح است.
سؤال«211»- نظر به اینکه مسجد جُحفه و مسجد تَنعیم، اخیراً تخریب و بازسازی شده، وسعت یافته است، آیا حُجّاج یا معتمرین باید در حدود مسجد قبلی، مُحرِم شوند و یا مُحرم شدن در تمام مسجد فعلی، معتبر است؟
,ج- میقات در جُحفه، مخصوص مسجد نیست و از هر جای جُحفه میتوانند مُحرم شوند و همچنین مسجد تَنعیم، خصوصیّت ندارد و اِحرام از اَدنیالحل صحیح است، هرچند در مسجد نباشد. بنابراین در صورت توسعهی مسجد، با صِدق جُحفه در اول و ادنیالحل در دوم، اِحرام اشکال ندارد.
سؤال«212»- بعضی از مراجع معظّم فرمودهاند: «خدمههایی که میخواهند به مکّه بروند و از آنجا
خارج شوند، در صورت خارج شدن از مکّه، اگر فقط به جَدّه میروند، برای ورود به مکّه در مرتبهی دوم و سوم و بعد از آن، اِحرام، واجب نیست، ولی اگر به مدینه بروند و از آنجا بخواهند به مکّه بروند، باید در مسجد شجره، مُحرِم شوند برای عمره مفرده دیگر چنانچه میسر است، نکتهی علمی فرق میان جَدّه و مدینه را بیان فرمایید؟
,ج- در اینجا جهت فارقیّت ندارد.
سؤال«213»- آیا کسی که وسایلش در جُحفه مانده است، میتواند برای آوردن آنها، از اِحرام، خارج گردد، درحالی که برای عمرهی تمتّع مُحرِم شده و وارد حَرم گردیده است؟
,ج- میتواند قبل از خروج از اِحرام عمره، برود و وسایل خود را بیاورد، بهشرط آنکه در بین عمل، نباشد و اگر اعمال عمرهی تمتّع را انجام داده و مُحِل شده است، نمیتواند ازمکّه خارج شود، مگر در حال ضرورت محرماً به احرام
حجّ.
سؤال«214»- تکلیف کسی که از جَدّه مُحرِم شده و اعمال عمرهی تمتّع را انجام داده است، چیست؟
,ج- اگر از رفتن به میقات، معذور نبوده و وقت برای انجام عمرهی تمتّع هست، باید به میقات برود و مُحرِم شود و عمرهی تمتّع را اِعاده کند؛ اگر رفتن به میقات، ممکن نیست، به خارج از حرم برود و از آنجا مُحرِم شود.
سؤال«215»- آیا جایز است کسی که اِحرام عمرهی تمتّع را در یکی از میقاتها بسته است، به طرف خلاف مکّه برود و بعد از چند روز بازگردد؛ برای مثال از مسجد شجره، به مدینه و بعد از همان راه یا راه دیگر به مکّه برود؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«216»- اگر شخص، بعد از اِتمام حجّ تمتّع، از مکّه خارج شود و بخواهد مراجعت کند، آیا لازم است که مُحرِم شود یا خیر؟
,ج- اگر در همان ماهی که مُحرِم شده است، مراجعت کند، لازم نیست که مُحرِم شود.
سؤال«217»- آیا کسی که عمرهی مفرده انجام داده است، میتواند در فاصلهی کمتر از یک ماه، بدون اِحرام از میقات، تجاوز کند؟
,ج- اگر در همان ماه که مُحرِم شده است، مراجعت کند، تجدید اُحرام، لازم نیست.
سؤال«218»- زن حائضی که نمیتوانست صبر کند تا پاک شود، نزدیک مسجد شجره، مُحرِم شد و بنا داشت مُحاذی جُحفه، اِحرام را تجدید کند، در ماشین، خوابش برد و وارد مکّه شد؛ آیا اِحرام او درست است؟
,ج- برگشتن لازم نیست و اِحرامش صحیح است.
سؤال«219»- کسانی که به طور موقت، در مکّه اقامت پذیرفتهاند، آیا میقاتشان همان مواقیت خَمسهی معروفه یا اَدنیالحل است؟
,ج- اگر فریضهی آنها تبدیل نشده است، باید از مواقیت معروفه مُحرِم شوند و اگر تبدیل شده، میقات آنها مکّه است.
سؤال«220»- وظیفهی شخصی که بدون اِحرام، از روی عمد یا جهل یا سهواً، وارد مکّه شده و سپس از جهت گرانی بیش از حدّ کرایه یا ممنوعیت از طرف دولت، نتوانست است که به میقات برگردد، چیست؟
,ج- اگر ممکن نیست که به میقات برود، باید هرچه قدر میتواند از حرم دور شود و مُحرِم گردد؛ ولی احوط آن است که هرجا ممکن است، مُحرم شود و حجّ را به اتمام برساند؛ ولی اکتفاء به آن حجّ نکند و اگر سال بعد مستطیع بود، اِعاده نماید.
سؤال«221»- خواهشمندم بفرمایید که آیا زائران ایرانی بیتاللّهالحرام در موسِم حجّ و یا عمره، میتوانند از میقات حُدَیبیه مُحرِم شوند؟ آیا حُدَیبیه نیز مانند سایر مواقیت، از قبیل میقات شجره و
جُحفه میباشد یا نه؟
,ج- در صورتیکه در مکّه باشند و بخواهند عمرهی مفرده انجام دهند، چه ایرانی باشند که عمل حجّشان تمام شده یا اصلِ مکّه، میتوانند از حُدَیبیه و یا تَنعیم، مُحرم شوند، ولی برای کسانی که از جَدّه یا مدینه عازم مکّه هستند، باید از جُحفه برای اولی و مسجد شجره در دومی، در صورت امکان از خود میقات یا از مُجازات آنها مُحرم شوند؛ ولی اگر مُحرم نشده و معصیت کرده و بدون اِحرام از میقاتها گذشت و قدرت برگشتن به آنها را نداشت، در این صورت، مسأله چند صورت دارد که در احکام میقاتها بیان شد.
سؤال«222»- شخصی، از روی جهل به مسأله در فرودگاه جَدّه برای عمرهی مفرده، مُحرم میشود و پس از انجام طواف و نماز و سعی، متوجّه میشود که میبایست به یکی از مواقیت برود؛ تکلیف او در این صورت چیست؟
,ج- در صورت امکان، باید به میقاتهایی که واجب بود از آنجا مُحرم شود، برگردد و اِحرام ببندد و دوباره اعمال عمره را بهجا آورد، اگر عمره بر او واجب بوده و اگر ممکن نباشد که به میقات برود، باید از ادنیالحل، مُحرم شود و اعمال را دوباره انجام دهد.
سؤال«223»- کسی که در گذشته، حجّ واجبش را انجام داده و بنا دارد که حجّ مستحبی بهجا آورد، ولی از روی ناآگاهی و یا فراموشی در نیّت اِحرام عمره میگوید: «اِحرام عمرهی تمتّع از حجّ تمتّع حَجَّةالاسلام میبندم قربة الی اللّه»، آیا آوردن و در نیّت داشتن عبارت حَجَّةالاسلام، در حالی که حجّ مستحبی است، اشکال دارد یا خیر؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«224»- زنی قبل از اِحرام برای عمرهی تمتّع میدانست که عادت ماهانهی او ده روز است و
نمیتواند قبل از اِحرام حجّ، اعمال عمرهی تمتّع را انجام دهد، نیّت عمرهی تمتّع کرد؛ آیا در برگرداندن نیّت اِحرام عمرهی تمتّع به حجّ اِفراد، باید چه کند؟
,ج- نیّت را به حجّ افراد، برگرداند و اشکال ندارد؛ ولی اگر با توجه به اینکه نمیتواند عمرهی تمتّع را انجام دهد و اگر انجام، صحیح نیست، به نیّت عمرهی تمتّع، مُحرم شود، صحّت این احرام، بلکه حصول جَدّه به آن، محل اشکال است.
سؤال«225»- یکی از حجّاج، به کلی شنوایی خود را از دست داده و زبان او هم لکنت دارد به صورتی که قادر بر تکلم صحیح نیست. مسئولین و سایر حجّاج همراه، به این موضوع توجّه نداشتهاند و این آقا بدون نیّت و تلبیه وارد مکّه شده است؛ تکلیف او و همراهانش چیست؟
,ج- باید به میقات برگردد و با نیّت و تلبیه، مُحرم شود و اگر نمیتواند تلبیه را صحیح بگوید ولو با تلقین، احوط آن است به هر نحو که میتواند،
بگوید و ترجمهاش را نیز بگوید و احوط این است که در این صورت نایب هم بگیرد.
سؤال«226»- وظیفهی کسی که به دیگران تلقین نیّت و تلبیه میکند و خودش فراموش کرده است که نیّت نماید، چیست؟
,ج- اگر بهقصد انجام عمره یا حجّ، تلبیه نگفته، مُحرم نشده است و باید در صورت امکان به میقات برگردد؛ اگر ممکن نیست، به خارج از حرم برود و مجدداً مُحرم شود.
سؤال«227»- در مَناسِک آمده است که: «نیّت، یعنی قصد انجام اعمال عمره یا حجّ» برخی میگویند: «مُحرِم میشوم یا اِحرام می بندم برای عمره یا غیر آن»؛ نیّت این افراد چه صورتی دارد؟ اگر کسی بخواهد نیّت را به زبان بیاورد یا به دیگری تلقین کند، چه بگوید؟
,ج- نیّت، یعنی قصد انجام حجّ یا عمره و همین که بهقصد حجّ یا عمره، تلبیه بگوید، کفایت میکند و اگر بخواهد به زبان بیاورد و یا تلقین کند باید
بگوید: «عمرهی مفرده یا تمتّع و یا حجّ تمتّع بهجا میآورم، قربة إلی اللّه» سپس تلبیه بگوید.
سؤال«228»- اگر زنی در میقات، حائض باشد و یقین کند که نمیتواند عمرهی تمتّع را در وقت خود، انجام دهد، باید به نیّت عمرهی تمتّع، مُحرم شود و سپس در زمان کم، عدول به اِفراد کند، با فرض یقین زن به این که میداند تا آخر وقت، پاک نمیشود، چگونه نیّت عمرهی تمتّع کند؟ ملاک چیست؟
,ج- اگر یقین دارد که تا آخر اعمال عمرهی تمتّع، پاک نمیشود، اِحرام به نیّت عمرهی تمتّع، صحیح نیست و باید از ابتدا نیّت حجّ اِفراد کند.
سؤال«229»- حکم کسی که بدون نیّت اِحرام حجّ، لباس اِحرام را پوشیده و با سایرین تلبیه را گفته است و بعد از وقوف در عرفات، متوجّه شده است، چیست؟
,ج- اگر قصد او انجام وظیفهی شرعیِ خود باشد و
به تَبَع دیگران، قصد دارد که وظیفهی شرعی خود را انجام دهد، ولی آشنایی به نیّت، نداشته است، اعمال او صحیح است.
سؤال«230»- افرادی که در هتل محل سکونت خود در مدینه، غسل اِحرام میکنند و لباس اِحرام را میپوشند، آیا لازم است در میقات، لباس اِحرام را کنده و مجدداً بهقصد اِحرام، بپوشند یا نیّت کرده و لباس را حرکت دهند؟
,ج- اگر با نذر در مدینه مُحرم شدهاند، تجدید اِحرام در میقات، لازم نیست و إلّا باید در میقات، مجدداً مُحرم شوند و همین که عُرفاً بگویند، اِحرام را انجام داده است، کفایت میکند و درآوردن لباس اِحرام، به طور کامل، لازم نیست.
سؤال«231»- این جانب، یک سال حجّ، برای خود انجام دادهام و چند حجّ نیابتی نیز در سالهای متعدد، انجام دادهام، إنشاءاللّه امسال نیز توفیق
تَشرُف به حجّ را خواهم داشت؛ آیا میتوانم به نیّت «ما فی الذمه» حجّ بهجا آورم که اگر حجّ خودم یا یکی از منوبعنهها اشکال داشته به جای آنها محسوب شود و اگر نه برای خودم، مستحبی محسوب شود؟
,ج- مانعی ندارد و این حجّ، صحیح است و اگر چیزی بر ذِمّهی شما باشد، برئالذمه میشوید.
سؤال«232»- شخصی، قبل از میقات یا در میقات و قبل از اِحرام، بیهوش شده است؛ وظیفهی او چیست؟
,ج- باید پس از بههوش آمدن، مجدد به میقات برگردد و مُحرم شود و اگر امکان ندارد، به أدنیالحل برود و مُحرم شود و اگر تا زمان تنگی وقت عمره، بیهوش باشد، اِحرام عمره، محقّق نشده است و باید تبدیل به حجّ اِفراد شود.
سؤال«233»- شخصی که کارمند سازمان حجّ و زیارت است و به علت مأموریت شغلی، ممکن است
از مکّه خارج شود، مثلاً به مدینه برگردد، ولی یقین به این امر ندارد، آیا وقت اِحرام در میقات، میتواند به نیّت عمرهی تمتّع، مُحرِم شود؟
,ج- بله، میتواند واللّهالأعلم.
سؤال«234»- گاهی زنها تلبیه را به طوری بلند میگویند که مرد نامحرم، صدای آنها را میشنود؛ آیا به اِحرام آنها لطمه میزند و لازم است که تلبیه را اِعاده کنند؟
,ج- موجب باطل شدن اِحرام نیست، ولی شایسته است تلبیه را آهسته بگویند، به طوری که نامحرم نشنود و اگر بداند که بلند گفتن تلبیه، موجب تهییج شَهوت نامحرم میشود، حرام است.
سؤال«235»- تکرار تلبیه در عمرهی مفرده، تا کجا مستحب است؟ کجا آن را قطع کنند؟
,ج- اگر از میقاتهای معروف، مُحرم شدهاند، در هنگام ورود به حرم تلبیه را قطع کنند و اگر در ادنیالحلّ، مُحرم شدهاند، در هنگام دیدن کعبه، تلبیه را قطع کنند.
سؤال«236»- آیا میشود برای کسی که قادر بر تلبیه گفتن نیست، نایب گرفت یا خیر؟
,ج- أخرَس (لال)، باید با انگشت، به تلبیه اشاره کند و زبانش را هم حرکت دهد؛ نایب هم بگیرد که از طرف او تلبیه بگوید.
سؤال«237»- حاجی در عرفات یا مِنی فهمید که در اِحرام، تلبیهی حجّ، نگفته است؛ آیا در هنگام فهمیدن، تلبیه گفتن، کافی است یا نه و نیز تکلیف او چیست؟
,ج- اگر میتواند به مکّه برود و مُحرم شود و بقیهی اعمال را که باید، با احرام بهجا آورد، باید چنین کند و اگر ممکن نیست، همانجا تلبیه بگوید و اگر بعد از تقصیر یا حَلق، متذکر شده، عملش
صحیح است و لازم نیست که لبیّک بگوید.
سؤال«238»- آیا اعمال کسی که میداند در صورت صحیح نگفتن تلبیه، مُحرِم نمیشود و تلبیه را غلط بگوید و اعمال حجّ را انجام دهد، صحیح است یا نه؟
,ج- چنانچه از روی عمد بوده است، صحیح نیست؛ اگر عمدی نبوده و از روی فراموشی یا ندانستن مسأله بوده است، در فرض مرقوم، صحت عمل، بعید نیست.
سؤال«239»- اگر کسی تلبیه را غلط بگوید و بعد از وقوفین و قبل از اتمام اعمال حجّ، فهمید که بهطور صحیح، مُحرم نشده است، وظیفهی او نسبت به سایر اعمال، و همچنین عمرهی قبلی او چگونه است؟
,ج- با فرض اینکه بعد از وقت جبران، متوجّه شده است، صحت عمل، بعید نیست؛ احتیاط مستحب، اکتفاء به این حجّ است.
سؤال«240»- ترجمهی تلبیه (لبّیک اللّهم لبّیک، لبّیک لا شریک لک لبیک) چیست؟
,ج- ترجمهی جملهی مذکور چنین است: «اجابت میکنم دعوت تو را، خدایا اجابت میکنم دعوت تو را، اجابت میکنم دعوت تو را، برای تو شریکی نیست، اجابت میکنم دعوت تو را»، در مواردی که باید ترجمه را بگوید، اگر کلمهی دعوت را هم نگوید، کفایت میکند.
سؤال«241»- آیا کشتن مارمولک و از این قبیل جانوران، در حال اِحرام، اشکال دارد؟
,ج- کشتن هیچ حیوانی بنابر احتیاط واجب، جایز نیست، مگر حیوان موذی باشد.
سؤال«242»- اگر از روی علم و عَمد، در اِحرام حجّ، قبل از وقوف عرافات، با زوجهی خود، جِماع نماید، مُسلّماً حجّ او باطل است و قبل از وقوف مَشعَرُالحرام هم بنابر اَقوی، باطل است و کَفاره دارد و باید بعد از اِتمام، در سال آینده، اِعاده کند؛ در صورت جهل، چه وظیفهای دارد؟
,ج- در صورت جهل، عمل او صحیح است و کفاره هم ندارد.
سؤال«243»- آیا شوهر، پس از مُحلّ شدن، میتواند با لذّت به زوجهی مُحَرمهی خود، دست بزند؟
,ج- بر مرد مزبور، مَنعی نیست؛ ولی اگر در فرض سؤال، زن نیز لذّت میبرد، نباید حاضر شود، علی الاحوط.
سؤال«244»- فردی که از اِحرام درآمده، زنش را که مُحرم است، میبوسد، اگرچه زن راضی نیست؛ حکم این کار، نسبت به مرد و زن چیست؟
,ج- اگر زن، اختیار نداشته باشد، چیزی بر او نیست و بنابر احتیاط واجب، بر مرد، یک گوسفند به عنوان کفاره است.
سؤال«245»- آیا میشود از صابون و بعضی از شامپوهایی که بو دارند، برای بدن، استعمال کرد یا خیر؟ ضمناً خیلی بوی خوشی هم نیست.
,ج- اگر صِدق بوی خوش میکند، از آن اجتناب کنند و در غیر این صورت مانعی ندارد.
سؤال«246»- حمل قُمقُمهی آبی که در محفظهی دوخه شده، نگهداری میشود، برای مُحرِم چه حکمی دارد؟
,ج- احتیاط آن است که آن را به دوش نیندازد و به دست گرفتن آن مانعی ندارد.
سؤال«247»- در مورد نظر کردن در آیینه، گاهی نگاه میکند که خود را ببیند، و گاهی برای دیدن ماشین و غیره و یا مثلاً برای علاج دردی نگاه میکند؛ آیا برای مُحرم فرق میکند و یا یکسان است؟
,ج- احتیاط مستحب آن است که در همهی موارد ذکر شده، اجتناب کند.
سؤال«248»- عدهای در حال اِحرام، از همدیگر عکس میگیرند، و در دوربین عکاسی که آیینه است و یا حالت شفاف و آیینه مانندی دارد، نظر میکنند؛
بفرمایید که اشکال دارد یا خیر؟
,ج- اگر معلوم نیست که در آینه نظر میشود، اشکال ندارد.
سؤال«249»- آیا سوگند معمولی، در حال اِحرام، اشکال دارد، همانند سوگندهای روزمرهی مردم کوچه و بازار؟
,ج- به غیر از قسم خدا، از مُحَرَمات اِحرام نیست.
سؤال«250»- بعضی افراد به علت عرقسوز شدن بدن، احتیاج به پمادی دارند که چربی دارد؛ آیا مُحرِم میتواند از این پماد به بدن خود بمالد یا خیر؟
,ج- نمیتواند، مگر در مورد ضرورت. کفارهی آن، در صورت علم و عَمد، یک گوسفند است، وَلُو اینکه پماد، بوی خوش نداشته باشد.
سؤال«251»- در موردی که کنده شدن مو با کشیدن دست به سر و صورت کفاره دارد، آیا فرقی بین عمد و سهو و غفلت هست؟
,ج- فرقی نمیکند. شرط، آن که دست کشیدن، عمدی باشد.
سؤال«252»- اگر غیرمُحرِم از مُحرم، ازالهی مو کند یا یکی از کارهایی که بر مُحرِم، حرام است و کفاره ندارد را انجام دهد، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر مُحرِم به اختیار خود، حاضر شود که مثلاً مُحِلّی سر او را بتراشد، حرام است و باید کفاره بدهد، ولی چنانچه بدون اختیار او باشد، کفاره ندارد، حتّی بر مُحِلّ مزبور.
سؤال«253»- سَر مُحرِمی، خیس است. اگر بخواهد صبر کند تا خودش خشک شود و وضو بگیرد، آفتاب طلوع میکند و نمازش قضا میشود، آیا وظیفهاش تیمّم است؟
,ج- میتواند با حوله، مقدار مسمای مسح را خشک کند و وضو بگیرد.
سؤال«254»- شخصی، موی مصنوعی دارد و با همین حال برای عمره و حجّ، مُحرِم شده و اعمال
خود را انجام داده است؛ آیا اشکال دارد؟
,ج- ضرر به عمره و حجّ، نمیزند، ولی اگر مرد، آن را بر سرش گذاشته است، باید کفاره بدهد، مگر آنکه ضرورت داشته باشد که در این صورت ظاهراً کفاره واجب نباشد.
سؤال«255»- با توجّه به حُرمت پوشیدن صورت برای زنان در حال اِحرام، آیا چانه هم جزء صورت محسوب میشود و باید باز باشد یا اینکه اگر مقنعهای پوشیده باشد که چانه را تا لبها بپوشاند، اشکال دارد؟
,ج-زیر چانه، جزء صورت محسوب نمیشود، ولی پوشاندن آن به نحوی که در سؤال، ذکر شده است، اشکال ندارد.
سؤال«256»- آیا زن مُحرِم میتواند صورت خود را با حوله، پاک کند، یا حکم سرِ مرد را دارد که نمیتواند روی آن را بپوشاند؟
,ج- احتیاط آن است که مراعات شود.
سؤال«257»- زنها در حال احرام برای پوشیدن و در آوردن مقنعه، صورتشان پوشیده میشود. چه حکمی دارد؟
,ج- باید سعی کنند پوشیده نشود و اگر عامداً و از روی علم پوشیده نشود مانعی ندارد.
سؤال«258»- فرمودهاید: «که مُحرِم از منزل تا مسجدالحرام میتواند زیر سقف برود»، آیا کسانی که در مسجدالحرام برای حجّ مُحرِم میشوند میتوانند در مکّه زیر سقف باشند؟
,ج- زمانی که عرفاً در منزل و مکّه هستند و در حال سیر برای خارج شدن از مکّه نیستند و میتوانند استظلال نمایند.
سؤال«259»- کسی که از تنعیم مُحرِم میشود، استظلال برای او چه حکمی دارد؟
,ج- احتیاط در ترک استظلال است.
سؤال«260»- میقات عمره مفرده در خود مکّه
واقع شده است، آیا کسی که در آنجا برای عمره مفرده احرام بست، میتواند در اتوبوس سقفدار سوار شود یا خیر، با توجّه به این که محل سکونت او مکّه است؟
,ج- در فرع سابق روشن شد که سوار شدن در اتوبوس سقف دار مشکل است.
سؤال«261»- افرادی از مسجد شجره مُحرِم شدند و شبانه برای مکّه حرکت نمودند، ولی نزدیک طلوع آفتاب در ماشین سقفدار به خواب رفتند و بعد از طلوع آفتاب بیدار شدند و ماشین را نگه داشتند، آیا برای مدّتی که سر در زیر سقف بودند، کفاره دارد یا خیر؟ الآن که ایستادهاند و میخواهند پیاده شوند چه حکمی دارد؟
,ج- برای مدّتی که خواب بودهاند یا ماشین ایستاده، کفاره واجب نیست، ولی اگر بعد از بیدار شدن و التفات و قبل از ایستادن ماشین استظلال شده و لو اضطراراً، کفاره واجب است.
سؤال«262»- در حال احرام وقتی ماشینهای بیسقف حرکت میکند و سفر انجام میشود، آیا پیاده و سوار شدن از ماشین در حالی که ایستاده است، در صورتی که مستلزم گذشتن از زیر سقف قسمت جلو ماشین است، چه حکمی دارد؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«263»- کسانی که از مسجدالحرام برای حجّ مُحرِم میشوند و از مسجدالحرام در ماشین سقف دار سوار میشوند و مثلاً: در عزیزیه که منزل ایشان است پیاده میشوند، آیا سوار شدن در اتومبیل سقف دار از مسجدالحرام به منزل چه صورت دارد و اگر پیاده نشوند و از اول قصد عرفات داشته باشند حکم چیست؟
,ج- در فرض اول مانعی ندارد و در فرض دوم احتیاط واجب لزوم کفاره است.
سؤال«264»- اینجانب یکی ازخدمه کاروان حجّ هستم، امسال (1365) بعد از درک عرفات به اتفاق
مدیر کاروان و معاون و اینجانب و بانوان کاروان در یک اتوبوسی سربسته قرار گرفتیم و برای درک اضطراری به مشعرالحرام رفته و چون در مسیر مزدلفه به منی به راهبندان برخوردیم، لذا در هوای آفتابی در اتوبوس سربسته بودم، ناگاه به یادم آمد که نباید در زیر سقف اتوبوس قرار بگیرم، چند دقیقهای با علم به این که اتوبوس سرپوشیده است مانده و پس از توقف اتوبوس بر اثر راهبندان پیاده شدم، مابقی راه را تا محل چادر کاروان در منی پیاده طی نمودم، لذا از محضر بزرگوارتان تقاضا دارم بفرمایید:
1- آیا کفاره تعلق میگیرد یا نه؟
2- در صورتی که تعلق میگیرد باید حتماً در منی ذبح کرد؟
3- در حالی که اکنون در تهران هستم، آیا میتوانم قربانی را در محل اقامتم ذبح نمایم؟
4- خدمه کاروان بودم و به دستور مدیر گروه برای کمک نمودن به بانوان مُسن برای رمی جمره عقبه
منی بودم، و از خود استقلال نداشتم، آیا وجه این گوسفند را چه کسی باید بپردازد؟ ستاد حجّ، مدیر گروه یا اینجانب؟
5 - چنانچه ستاد حجّ تقبل نموده باشد ذبح را، آیا از گردن اینجانب ساقط میگردد یا نه؟
,ج- باید قربانی کنید، و بنابر احتیاط بهتر است در منی باشد ولی در محل خودتان هم برای کفاره کفایت میکند، و میتوانید به مسئولین در ستاد نیابت دهید که برای شما ذبح کنند، و در این صورت ذبح آنها هم کافی است، ولی بدون نیابت صحیح نیست.
سؤال«265»- آیا استظلال، مربوط به سایه حاصل از تابش عمودی خورشید است، یا سایه حاصل از تابش مایل خورشید را هم شامل میشود؟
,ج- فرق نمیکند.
سؤال«266»- آیا استظلال، مربوط به سایه بر سر میباشد یا اگر سایه فقط بر شانه بیفتد استظلال
صدق میکند؟
,ج- صدق نمیکند.
سؤال«267»- آیا استظلال فقط مربوط به سقف میباشد یا شامل سایه حاصل از دیوار ماشین هم میشود؟
,ج- شامل نمیشود.
سؤال«268»- آیا در عرفات هم مثل منی میشود زیر چتر حرکت کرد یا حکم عرفات غیر از حکم منی است؟
,ج- زیر چتر حرکت کردن در عرفات اشکال ندارد.
سؤال«269»- زیر شهر مکّه تونلهایی احداث کردهاند که طولش بیش از 1500 قدم میباشد، آیا بعد از احرام حجّ میشود داخل آن با اتومبیل سفر کرد با علم به این که مسقّف است؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«270»- آیا مُحرِم به محض وصول به مکّه
میتواند استظلال نماید و یا بایستی به منزل برسد و بعد از اتخاذ منزل جایز است؟
,ج- مکّه منزل است، با رسیدن به آن استظلال مانعی ندارد.
سؤال«271»- اخیراً از حدود کشتارگاه تا نزدیکی جمرات، مسفی را درست کردهاند، آیا عبور از این راه برای مُحرِمی که هنوز منزل نکرده و از مشعر به جمرات میرود جایز است یا نه؟
,ج- مانع ندارد.
سؤال«272»- آیا گرفتن ناخن توسط مُحرِم از غیر مُحرِم جایز است؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«273»- آیا مُحرِم میتواند ناخن مُحرِم دیگر را بهقصد تقصیر بگیرد یا نه؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«274»- کندن دندان که بر مُحرِم حرام است
مقصود، دندان خودش میباشد یا شامل دندان غیر هم میشود؟ و در تقدیر حرمت در صورت خون آمدن است یا مطلقاً؟
,ج- شامل دندان غیر نمیشود هرچند از آن خون بیرون آید.
سؤال«275»- آیا در حال احرام میتوان دندانی را که شدیداً درد دارد و دکتر سفارش میکند که آن را بکشید، کشید، گرچه باعث خونریزی شود؟
,ج- اگر ضرورت دارد مانعی ندارد، ولی کفاره دارد علیالاحوط الاستحبابی.
سؤال«276»- هرگاه مُحرِم سر خود را با چیز دوخته بپوشاند، یک کفاره باید بدهد یا دو کفاره؟
,ج- باید دو کفاره بدهد مگر در صورت جهل و نسیان.
سؤال«277»- در بین مردم معروف است که مُحرِم نباید به کسی دستور بدهد، مثلاً: نباید به کسی بگوید
یک لیوان آب یا چای به من بدهید و باید خودش بردارد، آیا اگر در حال احرام چنین درخواستی از دوست خود بکند گناه کرده است یا نه؟ در صورت گناه آیا کفاره هم دارد یا نه؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«278»- بستن شال به کمر برای مُحرِم چه حکمی دارد؟
,ج- بستن شال به کمر برای مُحرِم مانعی ندارد و بهتر است آن را به سینه ببندد.
سؤال«279»- کمربند اگر دوخته نباشد، آیا جایز است مانند: همیان روی لنگ ببندند؟
,ج- مانعی ندارد، گرچه بهتر است انجام نگیرد.
سؤال«280»- گره زدن لباس احرام چه حکمی دارد؟
,ج- احتیاط واجب آن است که لباس احرام را گره نزنند و همین طور لنگ را به گردن گره نزنند.
سؤال«281»- زدن سوزن قفلی به لباس احرام چه حکمی دارد؟
,ج- وصل کردن قسمتی از لباس احرام به قسمت دیگر با سوزن مانعی ندارد، گرچه احتیاط در ترک آن است.
سؤال«282»- شخصی از روی جهل یا فراموشی شورت خود را درنیاورده و مُحرِم شده در اثنای عمل متوجّه شده، ولی باز با همان حال باقی مانده و اعمال را ادامه داده حکم آن چیست؟
,ج- اعمال او صحیح است، ولی باید یک گوسفند کفاره بدهد.
سؤال«283»- دست و پای مصنوعی که با چرمهای دوخته شده به بدن میبندند در حجّ چه حکمی دارد؟
,ج- در صورت ناچاری مانعی ندارد، ولی بنابر احتیاط واجب کفاره هم بدهد.
سؤال«284»- پوشیدن ساق و پیچیدن پارچهای به ساق پا برای کسی که مبتلا به درد پا است چه حکمی دارد؟
,ج- اگر دوخته نباشد مانعی ندارد و اگر دوخته باشد بنابر احتیاط واجب کفاره بدهد.
سؤال«285»- کسی که از ناحیه پا معلول است و ناچار از پوشیدن جوراب یا استفاده از پارچه دوخته است چه وظیفهای دارد؟
,ج- مانعی ندارد، ولی بنابر احتیاط واجب در صورت استفاده از پارچه دوخته کفاره بدهد.
سؤال«286»- پوشیندن پای مصنوعی با جوراب یا پارچه چه حکمی دارد؟
,ج- جایز نیست مگر اضطرار داشته باشد که بنابر احتیاط واجب کفاره باید بدهد.
سؤال«287»- کفاره پوشیدن چیزی که تمام روی پا را میگیرد چیست؟
,ج- کفاره آن بنابر احتیاط واجب یک گوسفند است.
سؤال«288»- کسی که ناچار است هنگام احرام جوراب بپوشد که روی هر دو پا پوشیده میشود، آیا یک کفاره برای هر دو پا کفایت میکند؟
,ج- بنا بر احتیاط واجب در صورت اضطرار یک کفاره بدهد و برای هر دو پا کفایت میکند.
سؤال«289»- کفاره پوشاندن صورت برای بانوان چیست؟
,ج- کفاره آن بنابر احتیاط واجب یک گوسفند است.
سؤال«290»- اگر هنگام خواب یا در حال بیداری حوله احرام یا پتو روی پا قرار گیرد یا پا را زیر آب کنند چه حکمی دارد؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«291»- در عرفات درختهای معطر و
خوش بو وجود دارد، آیا اجتناب یا گرفتن بینی از بوی آنها لازم است؟
,ج- اجتناب از بوی آنها لازم است.
سؤال«292»- شخصی که در حال احرام سهواً به لباس یا بدن خود عطر زده وظیفهاش چیست؟
,ج- باید سریعاً بدن خود را بشوید و یا لباس را در صورت امکان تعویض کند و یا بشوید و در صور عدم امکان حتّی المقدور بینی خود را بگیرد.
سؤال«293»- بعضی از سیگارها معطر است، استعمال آنها در حال احرام چه صورتی دارد؟
,ج- در صورت معطر بودن اجتناب از آنها لازم است.
سؤال«294»- در توضیح المسائل آمده است: «اگر کسی در حال احرام بمیرد نباید او را با آب کافور غسل بدهند و حنوط کنند» سؤال این است: آیا لازم
است سایر محرمات احرام را نیز نسبت به او رعایت کنند؟ مثلاً: سر و صورت او را نپوشانند؟
,ج- رعایت سایر محرمات لازم نیست و صرفاً بوی خوش را به او نزدیک نکنند.
سؤال«295»- مُحرِم در شهر مکّه، یا در حال پیمودن فاصله بین منی و مکّه می تواند از داخل تونل حرکت کند در حالی که راه دیگری هم که دورتر است وجود دارد؟
,ج- حرکت در زیر تونل صدق زیر سایه رفتن نمیکند، البته در طول مسیر بین مکّه و منی نباید با ماشین مسقف حرکت کند.
سؤال«296»- مُحرِم در عرفات برای رفتن به مسجد نمره آیا میتواند زیر سایه برود؟
,ج- مانعی ندارد، البته در هنگام وقوف نباید از عرفات خارج شود.
سؤال«297»- استظلال در عرفات و مِنی چه
حکمی دارد؟ رفت و آمد با ماشین مسقف به معیصم برای قربانی خود یا غیر چطور؟
,ج- استظلال در عرفات و مِنی و یا رفتن از چادر منی به معیصم برای قربانی اشکال ندارد.
سؤال«298»- در ایّامی که مُحرِم در مِنی است و هنوز حلق نکرده، آیا میتواند هنگام رفتن به مسجد خیف و برای رمی جمره یا قربانگاه در بین راه زیر سایه برود؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«299»- آیا تظلیل مخصوص خورشید است؟ یا شامل باد و سرما و گرما و باران هم میشود؟
,ج- حرمت تظلیل مخصوص خورشید نیست و شامل باد و سرما و گرما و باران هم میشود.
سؤال«300»- آیا مطلق زینت بر محرم حرام است یا خصوص انگشتر و حنا و سرمه کشیدن است؟
,ج- هرگونه چیزی که عرفاً صدق زینت کند بر مُحرِم حرام است بنابر احتیاط واجب.
سؤال«301»- گاهی اوقات در مکّه و مسجدالحرام ملخ و حشرات زیادی وجود دارد و اشخاص مُحرِم و غیر مُحرِم پا روی آنها میگذارند و احیاناً کشته میشوند وظیفه چیست؟
,ج- اگر ناخودآگاه کشته شوند اشکال ندارد، امّا باید مراقب باشند عمداً روی آنها پا گذاشته نشود.
سؤال«302»- کفاره کشتن ملخ در حال احرام چیست؟
,ج- کفاره آن یک مدّ طعام است که باید به فقیر داده شود.
سؤال«303»- فرمودهاید: «کسی که احرام را فراموش کرد و اعمال عمره و حجّ را بدون احرام تمام کرد عمره و حجّش صحیح است» در این فرض اگر عمداً مرتکب محرمات احرام شده باشد چه وظیفهای دارد؟
,ج- کفاره ندارد.
سؤال«304»- در بازگشت از منی و عرفات تا جمرات نوعاً گرد و غبار و دود ماشین و هوای آلوده و خطرزا وجود دارد و مُحرِم در معرض بیماری و ناراحتی تنفسی و درد سینه قرار میگیرد، آیا در این موارد جایز است به منظور سلامتی، جلوی دهان و بینی خود را بگیرد؟
,ج- اگر با دست دهان یا بینی خود را بگیرد مانعی ندارد، ولی با پارچه این کار را نکند.
سؤال«305»- حیوانی که به عنوان کفّاره مُحرَّمات احرام ذبح میشود، آیا باید شرایط قربانی را داشته باشد؟
,ج- لازم نیست شرایط قربانی را داشته باشد گرچه بهتر است با این شرایط باشد.
سؤال«306»- محل ذبح کفّارهی مُحرَّمات احرام را بیان فرمایید؟
,ج- در صورت امکان بهتر است در مِنی باشد و إلّا در هر مکانی ذبح شود کفایت میکند ولو در وطن باشد.
سؤال«307»- آیا جایز است پوست حیوانی که به عنوان کفّاره ذبح میشود، به ذابح آن داده شود؟
,ج- تمام آن باید به فقرا داده شود حتّی پوست آن و اگر ذابح فقیر باشد، میتوان به عنوان فقیر پوست را به او داد.
سؤال«308»- مصرف کننده کفّاره چه اشخاصی هستند؟
,ج- باید به فقیر مؤمن غیر سید داده شود و اگر خود فرد کفّاره دهنده سید باشد میتواند به فقیر سید هم بدهد.
سؤال«309»- کیفیّت مصرف کفّاره را بیان فرمایید؟
,ج- به صورت خام به فقرا دهد و یا با پختن و دعوت آنان، به فقرا بدهد.
سؤال«310»- آیا جایز است حیوان زنده را به عنوان کفّاره به فقیر بدهند؟
,ج- باید آن را ذبح کنند و به فقیر دهند مگر فقیر را وکیل در ذبح آن و مصرف آن به عنوان فقیر کند البته لازم است احتیاطاً بین چند فقیر تقسیم شود.
سؤال«311»- آیا جایز است به مقدار یک گوسفند، گوشت خریداری کنند و بین فقرا تقسیم کنند؟
,ج- باید گوسفند را به نیّت کفّاره ذبح کنند و بین فقرا تقسیم کنند.
سؤال«312»- آیا شخص فقیر میتواند گوشت کفّاره تقصیر خود را به مصرف فقرایی که نانخور هستند برساند؟
,ج- برای کسانی که نفقه آنان بر او واجب است نمیشود صرف نمود.
سؤال«313»- کفّاراتی که در احرام عمره تمتّع بر
گردن انسان میآید، در مکّه معلوم است که فقیر مؤمن نیست، آیا باید صبر کنند تا در محل، ذبح کند و به فقیر بدهد و این تأخیر عمدی مانعی ندارد؟
,ج-تأخیر عمدی خلاف احتیاط است، در هر صورت، ذبح در محل و دادن به فقرا کفایت میکند.
سؤال«314»- خوردن نعنا و سایر سبزیهای خوشبو در حال احرام چه حکمی دارد؟
,ج- جایز است ولی بنابر احتیاط واجب از بوییدن آنها هنگام خوردن اجتناب نماید.
سؤال«315»- پوشیدن دمپایی دوخته برای مرد مُحرِم چه حکمی دارد؟
,ج- اشکال دارد.
سؤال«316»- به مچ بستن ساعتی که بند آن دوخته است چه حکمی دارد؟
,ج- اشکال دارد.
سؤال«317»- اگر در اثناء طواف، نماز جماعت برقرار شد و شخص از ادامه طواف معذور شد، تکلیف چیست و اگر در اثنای سعی باشد وظیفه چیست؟
,ج- اگر بعد از دور چهارم طواف یا سعی قطع شده، از همان جایی که قطع شده طواف یا سعی را تمام کند اگر فوت موالات نشده و إلّا بهتر آن است که آن را تمام و سپس عمل را اعاده نماید و اگر قبل از دور چهارم طواف بوده و فصل طویل شده طواف را از سر بگیرد هر چند احتیاط آن است که طواف را اتمام و پس از
خواندن نماز آن طواف را اعاده کند و نماز طواف دیگری بخواند و در سعی نیز احتیاط در اتمام و اعاده است.
سؤال«318»- کسی که بعد از تقصیر در عمره تمتّع متوجّه شود که وضوی او باطل بوده یا وضو نداشته و با این حال طواف کرده و نماز طواف خوانده است وظیفه او چیست؟
,ج- طواف و نماز و سعی و تقصیر را اعاده کند و عمره او صحیح است.
سؤال«319»- شخصی در حال طواف کعبه را بوسیده است و احتمال میدهد که در آن حال چند قدم راه هم رفته باشد، فعلاً وظیفه او چیست و البته این شک بعد از عمل برای او حادث شده است؟
,ج- طواف او صحیح است در صورتی که توجّه به حکم مسأله داشته.
سؤال«320»- اگر در اثناء طواف شک کند در صحّت دور سابق یا جزیی از دوری که مشغول است
و محل آن گذشته است چه حکمی دارد؟ مثلاً: نمیداند که از مقابل حجر که عبور کرده از حد مطاف خارج بوده است یا نه؟
,ج- اگر مسأله را میدانسته و میخواسته است عمل صحیح را انجام دهد، یعنی غافل نبوده طواف صحیح است.
سؤال«321»- اگر طواف یا سعی یا نماز طواف در عمره به جهتی باطل شده باشد و شخص بدون توجّه به آن تقصیر نموده باشد و لباس پوشیده و بعد متوجّه شده که عمل مزبور باطل بوده است وظیفه او چیست؟ آیا کفّاره دارد یا نه؟
,ج- باید عمل باطل شده را جبران کند و خروج از احرام مشکل است و بنابر احتیاط برای او کفّاره است.
سؤال«322»- کسی در دور ششم طواف نجاستی در بدن دیده و یقین کرده که از دورهای قبل این نجاست در بدن او بوده است بدون توجّه به مسأله
طواف را تکمیل کرده و بعداً بدن را تطهیر نموده و طواف را اعاده کرده است و عمره را تمام کرده است. آیا عمل او صحیح است یا خیر؟
,ج- باید مقداری از طواف را که بعد از یقین به نجاست باقی مانده، اعاده کند و بعد نماز طواف را بخواند و خروج از احرام ظاهراً مشکل است. بقیه عمل را باید دوباره انجام دهد و احتیاطاً کفّاره هم بدهد، مگر آن که طواف دوم را بهقصد وظیفه فعلیه اعم از تمام یا اتمام آورده باشد، که دراین صورت عمل صحیح می باشد و کفّاره ندارد.
سؤال«323»- کسی در اثناء طواف آن را قطع کرده و از اول شروع کرده است، آیا طواف او صحیح است یا خیر و چنانچه اعمال مترتبه و تقصیر را انجام داده و ظیفه او چیست؟
,ج- اگر بعد از دور چهارم بوده به احتیاط واجب آن را تمام کند و بعد یک طواف دیگر بهجا آورد و اگر قبل از دور چهارم بوده در فرض سؤال باید
یک طواف دیگر بهجا آورد و با فرض جهل، بقیه عمل را باید دوباره انجام دهد و احتیاطاً کفّاره هم بدهد، مگر آن که طواف دوم را بهقصد وظیفه فعلیه اعم از تمام یا اتمام آورده باشد، که در این صورت عمل صحیح میباشد و کفّاره ندارد.
سؤال«324»- کسی در دور آخر محدث شده است و بدون طهارت دور را تمام کرده و بعد وضو گرفته و طواف را اعاده نموده است و نماز و سعی و تقصیر را انجام داده است، آیا صحیح است و وظیفه او چیست؟
,ج- اگر پیش از فوت موالات عرفیه باشد، اتمام طواف اول کفایت میکند، ولی اگر بعد از فوت موالات بوده طواف دوم را بهقصد وظیفه فعلیه اعم از تمام یا اتمام آورده باشد که در این صورت عمل صحیح میباشد.
سؤال«325»- کسی توهّم کرده است که در طواف
مقداری در اثر فشار جمعیت برده شده، ولی برای او جزمی نیست وچون نمیتوانسته برگردد و تدارک کند بقیه دور تا محل تدارک را بهقصد احتیاط و رجاء انجام میدهد که اگر دور او باطل است زیادی لغو باشد و اگر دور او صحیح است زیاده از طواف باشد و بعد بقیه دورهای طواف را بهجا آورده و این دور را به حساب نیاورده است، آیا این طواف صحیح است یا خیر؟
,ج- صحّتش مشکل است.
سؤال«326»- کسی در وقت طواف شک در دورها پیدا کرد و چون گمانش به یک طرف بیشتر بود بنا را بر آن طرف گذاشت و بعد از انجام اعمال یقین به صحّت طواف خود پیدا کرد. آیا طواف او صحیح است؟
,ج- صحیح است.
سؤال«327»- کسی در دور چهارم از حجرالاسود تا اول حِجر اسماعیل را پیموده و فکر کرده است که
چون اول دور چهارم نیّت جدا را در این دور نداشته، باید این قسمت دور را اعاده کند، لذا بقیه دور را بدون نیّت رفته و از حجرالاسود بهقصد دور چهارم طواف کرده است، آیا اشکالی در طواف حاصل میشود؟
,ج- اشکال دارد.
سؤال«328»- کسانی در طواف بعد از انجام مقداری از آن، آن را رها میکنند و بلافاصله از نو شروع میکنند، طواف آنها چهصورت دارد و چنانچه در سعی بوده حکم چیست؟
,ج- اشکال دارد و اگر بعد از دور چهارم طواف بوده باید آن را تمام کند و نماز بخوانند و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمایند و همین حکم در صورت قبل از دور چهارم است، اگر وقتی فهمید که بتواند جبران کند باید جبران کند و إلّا اعاده طواف لازم است بدون لزوم تمام کردن طواف قبلی.
سؤال«329»- درباره اشخاصی که قادر به طواف نیستند، آیا نایب گرفته شود یا خودشان در تخت روان طواف داده شوند با در نظر گرفتن این که متصدیان وسیله نامبرده در خارج محدوده مطاف طواف میدهند؟
,ج- احتیاطاً هر دو را انجام دهند. اگر چه طواف دادن در خارج مطاف در فرض ضرورت کفایت میکند.
سؤال«330»- شخصی در حال طواف اشتباهاً بهقصد طواف وارد حِجر اسماعیل میشود و بعد که متوجّه میشود، برمیگردد و از همانجا که وارد حجر شده بود طواف را شروع و دور را کامل مینماید، آیا طوافش صحیح است یا نه؟
,ج- اشکال دارد، ولی اگر پس از تذکر در حجر اسماعیل از حجرالاسود بهقصد احتیاط دور را اعاده میکرد و از محلی که وارد حجر شده قاصد جدی طواف بود طوافش اشکال نداشت.
سؤال«331»- اگر در حال طواف یا سعی یا در نماز شک کند که دور چندم و یا رکعت چندم است و با همین حال طواف و سعی و نماز را ادامه دهد، بعد به یک طرفِ شک یقین کند و اعمال را تمام نماید آیا عملش به نحوی که ذکر شد صحیح است یا نه؟
,ج- اگر طواف یا سعی را در حال شک ادامه داد و بعد یقین به صحّت پیدا کرد احوط آن است که هر دو یعنی طواف و سعی را اعاده نماید، ولی در نماز بدون فکر کردن اگر نماز را ادامه دهد محل اشکال است و احوط اعاده آن است.
سؤال«332»- زنی با شوهرش که یک دور طواف را انجام داده بود نیّت کرد و با او ادامه داد و بعد از دور آخرِ مرد که دور ششم زن است او بهجای این که یک دور دیگر بهجا بیاورد تا طوافش کامل شود طواف را از سر گرفت وظیفه زن در طواف اول و دوم زن چیست؟
,ج- احتیاط آن است که یک دور بهقصد وظیفه
فعلیه اعم از اتمام یا تمام بهجا آورد و نماز بخواند بعد طواف سوم را به همراه نمازش بهجا آورد.
سؤال«333»- در مطاف چیزهایی از افراد میافتد از قبیل ساعت، احرام و غیره، کسانی که طواف میکنند پا روی آن میگذارند، آیا برای طواف ضرر ندارد و موجب بطلان آن نمیشود؟
,ج- موجب بطلان طواف نمیشود.
سؤال«334»- اگر انسان میداند که پا گذاشتن روی احرام دیگران موجب اذیت و عدم رضایت او میگردد، آیا این عدم رضایت او به طواف ضرر نمیزند؟
,ج- به طواف ضرر نمیزند، ولی نباید اذیت دیگران را فراهم آورد.
سؤال«335»- اگر کسی قبل از دور چهارم طوافش را قطع و از نو طواف کند گفته شده در صورتی که فاصله زیاد نشده باشد، احتیاط این است که طواف
قطع شده را تمام کند و اعاده هم بنماید مراد از تمام کردن چیست؟ آیا فقط دوری را که قطع کرده تمام کند یا مابعدش را هم بهجا آورد؟
,ج- طواف مزبور اشکال ندارد و طواف دوم کفایت میکند، خصوصاً اگر به عنوان وظیفه فعلیه بهجا آورده شود پس احتیاط در این مورد استحبابی است.
سؤال«336»- شخصی طواف را از حجرالاسود شروع کرد و در هر دور به رکن یمانی که میرسید نیّت ختم میکرد و از حجرالاسود نیّت دور بعد را مینمود و هفت دور طواف را این گونه تمام کرد به گمان این که ختم طواف و دورهای آن باید در رکن یمانی باشد، وظیفهاش چیست؟
,ج- این طواف اشکال دارد و باید اعاده شود.
سؤال«337»- گاهی مأمورین نظافت مسجدالحرام از کنار کعبه دست به دست هم میدهند و همان طور توسعه میدهند تا انسان از مطاف خارج میشود، آیا
به همین مقدار بیرون کردن از مطاف ضرورت حاصل است که طوافش در خارج از مطاف صحیح باشد یا باید صبر کند تا نظافت تمام شود و اگر افرادی گمان میکردند که ضرورت است و طواف را انجام دادند حال تکلیفشان چیست؟
,ج- اگر امکان دارد که در حد طواف کند باید صبر کند ودر حد طواف کند و در این صورت طواف در خارج حد صحیح نیست.
سؤال«338»- شخصی در سال گذشته که حجّ تمتّع واجب خود را انجام میداده، تنها نماز طوف را به گمان این که کفایت میکند، بدون طواف انجام داده است و سپس باقی اعمال را انجام داده، چه وظیفهای دارد؟
,ج- با فرض این که طواف حجّ یا عمره را از روی جهل به مسأله ترک کرده و به محلش برگشته است باید حجّ را اعاده کند و یک شتر قربانی نماید.
سؤال«339»- تعدادی مشغول طواف عمره یا زیارت بودند که شروع کردند مسجد را نظافت کنند، ناچار طواف کنندهها از مطاف خارج شدند مدّتی طول کشید خیال کردند موالات عرفیه بهم خورده است، طواف را از سر گرفتهاند بفرمایید: در صورتی که بهم خوردن موالات مشکوک باشد طوافشان درست است یا نه؟
,ج- اگر بعد از دور چهارم بوده به احتیاط واجب آن را تمام کند و بعد یک طواف دیگر بهجا آورد و اگر قبل از دور چهارم بوده در فرض سؤال باید یک طواف دیگر بهجا آورد و با فرض جهل بقیه عمل را باید دوباره انجام دهد و احتیاطاً کفّاره هم بدهد، مگر آن که طواف دوم را بهقصد وظیفه فعلیه اعم از تمام یا اتمام بهجا آورده باشد که در این صورت عمل صحیح میباشد و کفّاره ندارد.
سؤال«340»- زنی است که قادر به طواف کردن نیست. امر دایر است بین این که با تخت خارج از
مطاف طواف دهند و یا نامحرم او را پشت کند و در مطاف طواف دهد، وظیفه چیست؟
,ج- باید او را در مطاف طواف دهند هر چند نامحرم او را پشت کند.
سؤال«341»- کسی که وظیفهاش تمام و اعاده طواف است، تمام کرد و مشغول اعاده بود که دوباره در یکی از دورهای طواف قطع شد، مثل دور اول، آیا این طواف را نیز باید تمام و اعاده نماید؟
,ج- فرقی نیست.
سؤال«342»- شخصی در حال طواف افتاد و غش کرد و چند ساعت بعد به هوش آمد، آیا میتواند از همانجا که طواف را قطع کرده بود شروع کند و باقی اعمال را ادامه دهد یا نه؟
,ج- اگر پیش از رسیدن به نصف باشد در این صورت طواف باطل است، پس از طهارت اعاده شود و اگر بعد از نصف و پیش از اتمام دور چهارم یا بعد از اتمام دور چهارم باشد یک
طواف کامل بهقصد اتمام یا تمام بهجا آورد .
سؤال«343»- آیا بعضی دورهای طواف وسعی برای کسانی که قادر نباشند خودشان انجام دهند، قابل نیابت است یا نه؟
,ج- بله، قابل است.
سؤال«344»- با وضعیت فعلی که جمعیت حجّاج خیلی زیادند و عدهای از ضعفا نمیتوانند در مطاف طواف کنند، آیا توسعه در مطاف هست و نیز پشت مقام یا نمیشود نماز خواند و یا مصادف با اذیت طواف کنندگان است و اطمینان از تمام کردن نماز مخصوصاً برای ضعفا نیست، نماز خواندن در دورتر چه حکمی دارد؟ آیا شخصی که وارد مکّه شد میتواند فوراً به اعمال طواف و نماز هر جور که ممکن باشد مشغول شود یا باید در حال احرام بماند که وقت ضیق شود، مثلاً: تا شب نهم و آن وقت چنین کند و معلوم است برای همه افراد میسر نیست؟
,ج- اگر میتواند ولو در وقت خلوت در مطاف
طواف کنند، باید در مطاف طواف نمایند و نماز بخوانند در مکان دور در مورد ضرورت مانعی ندارد و صبر لازم نیست، در صورتی که نتواند نماز را در یکی از دو جانب مقام هم بهجا بیاورد.
سؤال«345»- دختری در کودکی و یا اوایل سنین بلوغ جُنب شده و تاکنون هم ازدواج نکرده است، با توجّه به این که در سنین بالاتر نمیدانسته به واسطه فعلی که در کودکی انجام شده جنب شده است و در نتیجه غسل جنابت را تا حال انجام نداده است و با این کیفیت به حجّ نیز رفته است، تکلیف او چیست؟ آن غسلهایی که یقیناً انجام داده است حیض و جمعه بوده است با توجّه به موارد یاد شده فوق این سؤالها مطرح است:
1- وضع نماز و روزه و کلیه عباداتی که بعد از بلوغ تا کنون انجام داده است چیست؟
2- آیا در زمان حال مُحرِم است و به صورت احرام
وارد مکّه و خارج شده است؟
3- درصورت مُحرِم بودن تا زمانی که اعاده حجّ نکند، جمیع مُحرَّمات که در آن ایّام حرام است بر این شخص حرام میباشد یا خیر؟
4- در صورتی که فقط حجّش باطل باشد، ولی مُحرِم نباشد چگونه میتواند با وضع اعزام حجّاج به بیت اللّه الحرام که چند سال یکبار این توفیق حاصل میشود، اعاده حجّ کند؟
,ج- بعید نیست که غسلهای واجب او کفایت از جنابت بکند، پس اگر وضع او چنین باشد علم به بطلان عمره و حجّ ندارد، مگر در صورتی که بداند غسل واجب یا به صورت مافی الذمه بهجا نیاورده که در این صورت نماز و طواف او صحیح نیست ونمازهایی را که به این حال خوانده باید قضاء کند.
سؤال«346»- شخصی در اثناء طواف محدث شده و خجالت کشیده بگوید و با همین حالت اعمال و
حجّش را تمام کرده و به ایران بازگشته مستدعی است بفرمایید:
1- حجّش چه حکمی دارد؟
2- اگر اعاده لازم است، آیا میتواند نایب بگیرد یا باید شخصاً انجام دهد؟
,ج- بعید نیست که در تمام صور حجّش باطل باشد.
سؤال«347»- ما در شب ساعت 9 از مسجد شجره برای زیارت و انجام اعمال به سوی مکّه حرکت کردیم در نزدیکی اذان صبح به کعبه رسیدیم و چون زائران قبله مشغول نماز صبح بودند، سرپرست کاروان از ما تقاضا کرد صبر کنیم تا پس از نماز ما را طواف دهد، ولی در این مهلت به علت خستگی زیاد چند بار من خوابم برد چون آب در دسترس خود نمیدیدم و جایی را نمیشناختم روی ریگهای اطراف باغچه تیمّم کردم و طواف و نماز آن را انجام دادم، آیا عمل حجّ من با این توصیف صحیح است یا نه؟
,ج- با این که برای شما امکان داشته که وضو بگیرید، ولو به این نحو که به منزل بروید و مثلاً: بروید روز بعد اعمال را انجام دهید تیمّم صحیح نبوده است، اگر امکان دارد تحصیل طهارت کند و عمل را اعاده نماید و اگر بعد از وقوفین بفهمد و یا بعد از حجّ او مبدل به افراد میشود، باید عمره مفرده بعداً بهجا آورد سال بعد نیز حجّ تمتّع را انجام دهد.
سؤال«348»- اگر کسی قبل از حجرالاسود طواف را شروع نمود وبه همانجا ختم کرد، آیا طوافش باطل است؟
,ج- بله، طواف باطل است.
سؤال«349»- اگر در هنگام خروج از مطاف بعد از پایان هفت دور مقداری مسافت را بهقصد جزییت بهجا بیاورد آیا مبطل طواف است؟
,ج- اگر عمدی باشد مبطل است و در صورت سهو قطع کند و طوافش صحیح است.
سؤال«350»- شخصی بیش از چهار دور از طواف انجام نداد و بدون این که نماز طواف را بخواند سعی را شروع کرد و یکی دو دور از سعی را انجام نداده تقصیر نمود و از احرام خارج شد، تکلیف او چیست؟
,ج- اگر این شخص قصد هفت دور طواف یا سعی را نداشته عملش باطل است و باید تمام اعمال را اعاده کند، ولی اگر قصد هفت دور را داشته و سهواً کم گذارده در این صورت باید طواف را از سر بگیرد با تفصیلی که در مسأله 652 در کتاب مناسک حجّ بیان شده است.
سؤال«351»- کسی نتوانسته است بیش از دو دور از طواف خود را انجام دهد و بقیه دورها را دیگری بهجای او انجام داده است وظیفه او چیست ؟
,ج- با فرض عذر حتّی در آینده عمل مزبور صحیح است و نماز را بخواند .
سؤال«352»- آیا میشود قبل از دور چهارم طواف
را بدون عذر بهم زد و آن را کَأَن لَم یَکُن دانست و یا مانند: نماز، قطع کردن آن جایز نیست؟
,ج- قطع مانعی ندارد، ولی قبل از فوات موالات نمیتوان آن را از سر گرفت.
سؤال«353»- کسی که از طواف حتّی در خارج مطاف عاجز است و بهخاطر گرانی طواف با تخت روان انجام آن برای او مشکل است، آیا طواف نیابی در محدوده از او کفایت نمیکند؟
,ج- اگر از طواف با تخت روان نیز معذور است نایب بگیرد.
سؤال«354»- اگر کسی یک دور طواف را از درون حجر بهجا آورده و بقیه اعمال را انجام داده است، تکلیف او چیست؟
,ج- باید طواف و نماز طواف را اعاده نماید و همچنین بقیه اعمال مترتبه را اگر وقت باقی است وإلّا اگر موالات فوت شده و وقت برای اعاده ندارد حکم مسأله 347 بر او جاری است
که حجّش مبدل به افراد میشود و بعد از آن عمره مفرد بهجا آورد و در سال آینده حجّ تمتّع بهجا آورد.
سؤال«355»- در مواردی که شخص شک در دورها کند، حکم به بطلان طواف میشود، حالا اگر کسی تجدید طواف نمود و در این میان کشف شد که طواف اول شش دور داشته و از طواف جدید نیز سه دور انجام داده است، تکلیف او چیست؟
,ج- اشکال دارد و باید احتیاط کند که طواف اول را تمام کند و نماز بخواند سپس یک طواف کامل را بهجا بیاورد و به نیّت اعم از اتمام و تمام نیّت به باقیمانده سپس نماز بخواند.
سؤال«356»- بعضی به تصور این که طواف 14 دور است با این کیفیت طواف انجام دادهاند، آیا مخل به طواف است؟
,ج- اگر بهقصد 14 دور طواف کرده طوافش باطل است.
سؤال«357»- اگر کسی طواف عمره را فراموش کرد و یا آن را ناقص انجام داد و در عرفات بیاد آورد، تکلیف چیست؟ آیا انجام و یا اتمام آن فوریت دارد؟
,ج- میتواند بعد از اعمال مِنی آن را تدارک کند و فوریت ندارد، ولی قضاء آن را قبل از طواف حجّ بلکه با نماز و سعی اِعاده نماید.
سؤال«358»- اگر کسی جهلاً طواف را بیش از هفت دور انجام دهد و بقیه اعمال بعد از آن را بهجا آورد، تکلیف او چیست؟
,ج- اگر از اول، قصد بیش از هفت دور داشته است، طواف و نمازش صحیح نیست و باید آنها را اعاده کند و ظاهراً اعاده بقیه اعمال لازم است، ولی اگر قصد هفت دور داشته و بعد از تمام شدن، زیاد کرده است، چنانچه زیادی، کمتر از یک دور باشد، آن را قطع نماید و طوافش صحیح است و اگر زیادی از یک دور بیشتر است، احتیاط این است که باقی را تا
یک طواف کامل شود، بهقصد قربت مطلقه، تمام نماید؛ نماز طواف اول را قبل از سعی و نماز طواف دوم را بعد از سعی انجام دهد.
سؤال«359»- شخصی طواف حجّ واجب خود را غلط انجام داده و پس از آن چندین بار، حجّ نیابی انجام داده است؛ تکلیف او در مورد حجّ خود و دیگر حجّها چیست؟
,ج- اگر غلط واقع شدن طواف، از جهت سَهو و فراموشی بود، مانعی ندارد و باید طواف حجّ خود را تدارک کند.
سؤال«360»- شخصی طواف خود را انجام داده است و بعداً دو دور رجائاً برای جبران نقصان احتمالی بهجا میآورد. آیا این عمل خللی به طواف او میرساند؟
,ج- اگر احتمال در حدّ شک است، در دور آخر باید حکم به بطلان طواف نماید و احتیاط این است که بهقصد رجاء، طواف اول را تمام کند و
نمازش را بخواند، آنگاه طواف و نماز را اعاده نماید؛ اگر احتمال در حدّ شک نیست، اعتنا به او نکند.
سؤال«361»- شخصی در دور پنجم طواف، عُذری برایش پیش آمد؛ آیا بعداً باید همین طواف را تکمیل کند یا طواف دیگری انجام دهد؟
,ج- باید همین طواف را تکمیل کند و احتیاط مستحب در اعادهی یک طواف دیگر است.
سؤال«362»- شخصی در حین طواف، اندکی خون در بینی خود میبیند و آن را با دستمال پاک میکند و طواف خود را تمام مینماید، آیا این طواف صحیح است؟
,ج- اگر بینی او نجس شده باشد، باید بینی خود را آب بکشد و طواف را تکمیل کند، اگر این حادثه بعد از دور چهارم رخ داده باشد؛ ولی اگر قبل از رسیدن به دور چهارم بوده، باید به همین صورت طواف را تکمیل و احتیاطاً یک طواف کامل
بهقصد اَعم از اتمام یا تمام انجام دهد، بعد از خواندن نماز طواف اول، سپس نماز طواف دوم را بهجا بیاورد؛ حکم به همین صورت است، اگر با همان نجاست طواف را ادامه داده باشد و این تفصیل در او نیز جاری است، ولی در همراه بودن متنجسی مثل دستمال و مانند آن، اشکالی به طواف وارد نمیسازد.
سؤال«363»- شخصی در دور دوم طواف، شک میکند که آیا طواف را به نیّت منوبٌعنه یا به نیّت خود آغاز کرده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- احتیاط آن است که طواف را به نیّت منوبٌعنه تمام کند، و پس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز دیگر اعاده کند، در صورتی که خود را به عنوان نیابت در حجّ میبیند وإلّا باید عکس این را انجام دهد، یعنی طواف و نماز را برای خود تمام کند، سپس طواف و نماز دیگری را نیابتاً انجام دهد.
سؤال«364»- شخصی در اثناء طواف، به خاطر
تقبیل و لمس بیتاللّهالحرام، از مسیر خود منحرف شده و نمیداند در بازگشت، طواف را از همان نقطه که رها کرده بود ادامه داده است یا نه، آیا طوافش صحیح است؟
,ج- اگر متوجه بوده است که از همان محلی که طواف را رها کرده شروع کند و بعداً شک، عارض شده، حکم به صحّت نماید و در غیر این صورت اکتفا به طواف مزبور، محل اشکال است.
سؤال«365»- شخصی در اثناء طواف بر اثر فشار جمعیت، چند گام به جلو رانده شده است، پس از آن بهجای این که همان مقدار را جبران کند، دور دیگری بهجا آورده که مجموعاً هفت دور تمام و یک دور ناقص میشود؛ آیا این طواف صحیح است؟
,ج- طواف او اشکال دارد و باید آن را اعاده کند.
سؤال«366»- شخصی بعد از اتمام طواف، سهواً یک دور زیاد کرده است و بعد مردد است که سه یا
چهار دور دیگر بهجا آورده است و سپس همه اعمال عمره را نیز انجام داده است؛ آیا طواف او باطل است؟ آیا تردید در عدد اشواط اضافی، مضر نیست؟
,ج- مضر است و باید طواف و نماز را اعاده کند، همچنین سعی و تقصیر را نیز اعاده نماید، اگر بعد از این دو، ملتفت شد.
سؤال«367»- شخصی بر اثر شلوغی، مقداری از طواف را در خارج از مُطاف انجام داد و بعد نیز بقیه اعمال را انجام داده است؛ تکلیف او چیست؟
,ج- اگر ممکن نبوده ولو در وقت دیگر که در حد، طواف کند، اشکال ندارد واگر ممکن باشد، باید طواف و نماز اعاده شود.
سؤال«368»- شخصی دور اول طواف را خارج از مُطاف و بهقصد طواف انجام داده، بعد متوجّه شده است که طواف باید در محدوده معینی باشد؛ لذا مجدداً طواف را در مُطاف آغاز نموده و بعد از آن، اعمال دیگر را انجام داده است؛ آیا اشکال دارد؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«369»- کسی که اشتباهاً طواف را از ُرکن یَمانی شروع و به همانجا ختم کرده و نماز طواف را خوانده و پس از آن متوجّه شده، حکمش چیست؟ چنانچه در اثناء طواف متوجّه شد و طوافش را به حجرالاسود ختم کرد، مقدار زیادی مضر به طوافش میباشد یا خیر؟
,ج- طواف و نماز را باید اعاده کند و فرقی بین دو صورت نیست.
سؤال«370»- کسی که میداند یا احتمال میدهد که مقداری از طوافش را بدون اختیار انجام میدهد، یعنی جمعیت، او را میبرند، آیا میتواند از اول، نسبت به آن مقداری که جمعیت او را میبرند، نیز قصد طواف کند و آن مقدار را مثل طواف سواره حساب کند؟
,ج- باید طواف را شروع کند و اگر در اثناء، بدون اختیار، او را بردند، همان مقدار را جبران کند و
طواف را ادامه دهد.
سؤال«371»- مواردی که باید احتیاطاً طواف را تمام کند و نماز طواف بخواند و طواف را با نمازش اعاده کند، آیا اگر یک طواف بهقصد اعم از اتمام یا تمام (یعنی: چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده، تمام هفت دور را قصد طواف داشته باشد و چنانچه صحیح بوده، به متمم آن، قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو رکعت نماز بخواند، کافی است یا خیر؟
,ج- کفایت میکند و عمل، صحیح است.
سؤال«372»- شخصی در عمره تمتّع، بعد از تقصیر، فهمید که طواف و سعی او باطل بوده، مجدداً طواف و سعی را با لباس دوخته انجام داد؛ آیا مُجزی و صحیح است یا نه؟ در فرض مذکور آیا باید تقصیر را هم تکرار کند یا نه؟
,ج- طواف و سعی او صحیح است و اعاده تقصیر، لازم است.
سؤال«373»- شخصی چند متری از یک دور را خراب کرده است و چون دقیقاً اول و آخر آن معلوم نیست، یک دور کامل از حجرالاسود شروع و به آنجا ختم میکند، بهقصد این که آنچه خراب شده، به نحو صحیح انجام شود و زیادی قبلی و بعدی مقدمه علمیه باشد؛ آیا این طواف صحیح است؟
,ج- صحیح است مگر آنکه بعد از خراب شدن آن قسمت، طواف را ادامه داده باشد که در این صورت طواف، اشکال دارد.
سؤال«374»- کسی که به حدود مُطاف آگاهی ندارد، بعد از فراغت از طواف، شک میکند که در مُطاف بوده است یا نه، طوافش صحیح است یا نه؟
,ج- اگر از اول، در مُطاف بود و شک در خارج شدن دارد، طوافش صحیح است و اگر از اول، شک دارد، با جهل مذکور در سؤال، نمیتواند به طواف مزبور اکتفا کند.
سؤال«375»- شخصی در دور اول طواف بود که
نماز جماعت شروع شد. طواف را قطع کرد و مشغول نماز شد و پس از نماز، طواف را از سرگرفت و هفت دور کامل بهجا آورده است؛ آیا طواف او صحیح است؟
,ج- اشکال ندارد، اگر چه احوط، اعاده است.
سؤال«376»- شخصی با علم به حرمت تماس با بدن زن در حین طواف، از روی شهوت با بدن زنی برخورد میکند و از این تماس لذّت میبرد؛ آیا طواف او اشکال پیدا میکند یا نه، تکلیف او چیست؟
,ج- مضر به طواف نیست و اگر کاری که موجب کفاره است انجام داده، باید کفاره بدهد.
سؤال«377»- اگر کسی طواف را فراموش کند یا باطل انجام دهد، آیا میتواند در ماههای غیر حجّ، انجام دهد؟
,ج- مانعی ندارد، اگر متذکر شدنش در ماههای غیر حجّ باشد و إلّا باید در ماه ذیالحجّه باشد و تاخیر نیاندازد، گرچه در صورت تأخیر، گناه
کرده، ولی کفایت میکند.
سؤال«378»- شخصی دور اول طواف را در حالیکه ناقص بوده، رها میکند و پس از آن شش دور دیگر بهجا میآورد و بعد از آن نقیصهی دور اول را بهجا میآورد؛ آیا طواف او صحیح است؟
,ج- صحیح نیست.
سؤال«379»- اگر کسی در عدد دورهای طواف و سعی و عدد سنگهای رَمی، به دیگری اعتماد کند کافی است؟
,ج- اگر اطمینان به عدد پیدا کند، مانعی ندارد.
سؤال«380»- شخصی به علّت مریضی یا مُسِن بودن، در دور اول طواف، خسته شده و از مُطاف بیرون آمد و بعد از کمی استراحت از همانجا که طواف را قطع نموده بود شروع میکند؛ طوافش چه حکمی دارد؟
,ج- اگر موالات، به هم نخورده باشد، صحیح است.
سؤال«381»- آیا واجب است برای درک خلوتی مُطاف و طواف در محدودهی بیت و مقام، طواف را تأخیر بیندازد یا مستحب است یا رجحان دارد؛ خصوصاً اگر پس از ایّام تشریق، مطاف خلوت نشود؟
,ج- در صورت امکان، طواف در حدّ، ولو در وقت خلوت باید در حدّ، طواف کند ولو با تأخیر.
سؤال«382»- آیا مُحرِم، قبل از انجام طواف واجب خود، چه طواف عمره یا حجّ و چه طواف نساء، میتواند همین طوافها را برای معذور، نیابت کند؟
,ج- در صورت عدم ضرورت، احتیاط آن است که بعد از اداء مَناسِک خود باشد.
سؤال«383»- شخصی در طواف عمره تمتّع در اثر فشار، احساس میکند که لُنگ اِحرامش خیس و نجس شده است، ولی اعتنا نمیکند و با همان حال، طواف را تمام میکند و نماز طواف و سعی و تقصیر
را انجام میدهد و به منزل میرود. بعد از بررسی، میبیند که مقداری نجاست، خارج شده و احرامش را نجس کرده است. یقین پیدا میکند که در همان حال طواف، چنین شده است. بعد از اعمال حجّ و مراجعت به وطن، به او میگویند که باطل است. با توجّه به اینکه نماز و سعی را هم با همان حال انجام داده، درباره این شخص بفرمایید که اعمالش باطل است یا نه و آیا هنوز در حال احرام است یا خیر؟
,ج- اگر در حال طواف، شُبهه داشته و یقین نداشته که نجس شده و وضوی او باطل شده، از احرام خارج شده است و فقط باید طواف و نماز را اعاده کند، بلکه سعی و تقصیر را هم باید اعاده کند، اگر در عمره بوده؛ ولی اگر گمان یا یقین به نجاست داشته و اعتنا نکرده است، خروج او از اِحرام در این صورت، خالی از اشکال نیست و اعمالش باطل است. اگر میتواند، باید خودِ اعمال را دوباره انجام دهد و اگر نه، نایب بگیرد که طواف و نماز و سعی و تقصیر را دوباره
انجام دهد و او را از احرام خارج سازد. پس اگر با همان حال، مُحرِم به اِحرام حجّ شده است، حجّ تمتّع واقع نمیشود، بلکه حجّش مبدل به اِفراد شده و باید یک عمره مفرده، بعد از حجّ انجام دهد و سال دیگر احتیاطاً حجّ تمتّع بهجا آورد؛ به هر حال در وطن، به حال اِحرام نیست.
سؤال«384»- آیا کسی که یقین دارد که در حین طواف، هُلَش دادهاند، مصداق عدم امکان طواف در محدوده معین و مُجوز برای تجاوز به غیر این محدوده میشود یا خیر ؟
,ج- شامل نیست.
سؤال«385»- در صورتی که یقین دارد که در حال طواف، در محدوده معین، با اجنبی یا اجنبیه، برخورد میکند، بازهم واجب است که در محدوده معین، طواف کند؟
,ج- آنچه ذکر شده است، عذر نیست.
سؤال«386»- اگر زن، در عمره تمتّع بعد از سه
دور و نیم و قبل از چهار دور، حائض شود و تا قبل از رفتن به عرفات، پاک نشود، وظیفه او چیست؟
,ج- مورد عدول به اِفراد است.
سؤال«387»- اگر زنی بعد از دور چهارم در طواف عمره تمتّع، حائض شد و تا وقت وقوف به عرفه، پاک نشد، وظیفهاش چیست؟
,ج- باید سعی و تقصیر عمره تمتّع را انجام دهد و مُحرم شود برای حجّ تمتّع و قبل از انجام طواف حجّ، قضای طواف عمره تمتّع و نماز آن را هم بهجا آورد.
سؤال«388»- زنی عمره تمتّع را انجام داد، سپس متوجّه شد که طواف او باطل بوده است، پس از این که متوجّه شد، ملاحظه نمود و دید که عذر زنانه دارد؛ تکلیف او چیست؟
,ج- هر وقت عذر او مُرتَفَع شد، طواف و نماز و سعی و تقصیر را اعاده کند و اگر قبل از وقوف، پاک نمیشود، برای حجّ، مُحرِم شود و پس از
آمدن به مکّه و رفع عذر، به تفصیلی که در جواب سؤال قبل گفته شد، عمل نماید.
سؤال«389»- آیا مُستَحاضهی کثیره، باید برای طواف، یک غسل و برای نماز طواف، غسل دیگر بکند یا یک غسل برای هر دو کافی است؟
,ج- غسل برای هریک، لازم است، مگر آنکه از وقت غسل برای طواف تا آخر نماز، خون قطع باشد.
سؤال«390»- آیا نماز و طواف برای زن مستحاضه، یک حکم دارند یا هر کدام از طواف و نماز، جدا و مستقل هستند؟
,ج- هرکدام مستقل هستند.
سؤال«391»- زنی بعد از وقوفین، حیض میشود، با مصرف قرص، خونریزی قطع میگردد و اعمال را انجام میدهد، ولی بعد از آن، لَک میبیند؛ وظیفه او چیست؟
,ج- اگر خون، سه روز مستمر نبوده و حتّی در باطن فرج هم قطع شده، حیض نبوده است و با انجام وظیفه مستحاضه، عمل او صحیح است.
سؤال«392»- زنی در حال طواف، مستحاضه قلیله میشود؛ وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر بعد از تمام شدن دور چهارم بوده است، پس از تجدید وضو و تطهیر بدن و لباس، طواف را تمام کند و اگر قبلاً بوده است، میتواند بقیه طواف را تمام کند و احتیاطاً یک طواف کامل بهقصد وظیفه فعلیه از تمام یا اتمام انجام دهد.
سؤال«393»- زن مستحاضه، بعد از غسل و وضو، مشغول طواف میشود. در اثناء طواف، لک میبیند؛ وظیفه چیست؟
,ج- اگر خون او مستمر است و به وظیفه، عمل کرده است، با حفاظت از خروجی خون، چیزی بر او نیست و در غیر این صورت، حکم حَدَث جدید را دارد.
سؤال«394»- زنی به تصور اینکه پاک شده است، طواف انجام میدهد و در اثناء سعی، متوجّه میشود که هنوز پاک نشده است؛ آیا سعی او باطل است و اگر بعد از سعی، متوجّه شود، چگونه است؟
,ج- در فرض اول، سعی را قطع کند و پس از پاک شدن از حیض، طواف و نماز را اعاده کند و احتیاط آن است که پس از اعاده طواف و نماز، سعی را تمام و اعاده نماید و در فرض دوم نیز اعاده طواف و نماز و سعی، لازم است.
سؤال«395»- زن مستحاضهای که باید غسل کند و وضو بگیرد و با این کار، فاصلهای بین اعمال، پیش میآید که شاید طولانی هم شود، مثلاً به منزل برود و غسل کند و برگردد؛ آیا این فاصله اشکال ندارد؟
,ج- اگر خونریزی قطع نمیشود، برای هریک از طواف و نماز باید غسل کند و وضو بگیرد و باید طوری باشد که بعد از غسل و وضو،
مبادرت به عمل نماید. بنابراین اگر با رفتن به منزل نتواند مبادرت کند، نزدیک مسجدالحرام غسل کند و وضو بگیرد. اگر باز هم مشکل است و نمیتواند، احتیاطاً در موقع ورود به مسجدالحرام تیمّم بدل از غسل نماید و وضو بگیرد، اگر وضو هم میسر نیست، دو تیمّم، یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو نماید.
سؤال«396»- زن مستحاضهای که باید برای هر نماز و طواف، غسل کند، طبق وظیفهاش غسل کرد و یا وضو گرفت و طواف را شروع کرد. بین طواف، نماز ظهر شروع شد. نماز را خواند و با همان طهارت اول، بعد از نماز، طواف را ادامه داد؛ آیا طوافش صحیح است؟
,ج- اگر از هنگام غسل تا آخر طواف، خونریزی قطع بوده، طواف صحیح است و در غیر این صورت، احوط آن است که این طواف را تمام کند و پس از غسل، اعاده نماید، با نیّت انجام وظیفه از تمام یا اتمام، خصوصاً اگر این حادثه
در دورهای قبل از چهارم بوده و برای نماز ظهر، غسل دیگری لازم است و باید اعاده شود.
سؤال«397»- هرگاه زن قُرَشیه، پس از شصت سال و غیر قُرَشیه، پس از پنجاه سال، چند روز متوالی، خون ببیند که همه به اوصاف حیض باشد، در طوافها و نماز چه کند؟
,ج- حکم مستحاضه را دارد و حکم حیض، بر خون مزبور مُترتب نیست، حتّی در صورت توالی یا داشتن صفات حیض.
سؤال«398»- زنهایی که برای جلوگیری از قاعدگی از قرص استفاده کنند به خاطر اینکه در موقع طواف، گرفتار حیض نشوند و در ایّام عادت، ممکن است یک یا دو لکهی کم رنگ ببیند، آیا این خون استحاضه حساب میشود یا خون قروح و جروح و در هر صورت، به طواف ضرر میزند یا خیر؟
,ج- حکم استحاضه را دارد و باید به وظیفه
مستحاضه عمل کنند و اگر در اثناء طواف، لک دیده است، تفصیلی بین قبل از تمام شدن دور چهارم و بعد آن هست که در مَناسِک، ذکر شده است.
سؤال«399»- مُحرِمی است که مبتلا به خروج ریح است، یعنی مرتب ریح از او خارج میشود و در عرض سال، شاید یکی دو ماه فیالجمله تخفیف پیدا میکند؛ ولی نوعاً به فاصله یکی دو دقیقه، وضویش باطل میشود. تکلیف چنین شخصی در طواف و نماز چیست؟ چند وضو باید بگیرد؟
,ج- حکم مبطون را دارد و حال اگر چنانچه نتواند در اثناء طواف، وضو بگیرد یا حَرَجی باشد، اِکتفا به یک وضو برای طواف، کافی است؛ ولی اگر بتواند، ولو به حمل آب، در اثناء طواف، وضو بگیرد، واجب است که تجدید وضو کند و احتیاطاً نایب بگیرد و در نماز طواف هم همین طور عمل کند.
سؤال«400»- کسی نیّت طواف را دل گذرانده و بهقصد طواف حرکت میکند، مقداری که گذشت گمان میکند که نیّت طواف را باید به زبان بگوید، لذا برمیگردد و نیّت را به زبان میگوید و طواف را از نو شروع میکند؛ آیا طوافش صحیح است یا خیر؟
,ج- احتیاطاً طواف را اعاده نماید، به نیّت تمام یا اتمام که قبلاً اشاره شد، ولی صحّت طواف از سر گرفته شده، خالی از وجه نیست.
سؤال«401»- به خاطر اهمیّت زیادی که در اعمال حجّ داده میشود و به خصوص در طوافها و نماز آن، غالباً یک عملی را به عنوان احتیاط و رجا، چندین بار بهجا میآورند، ولو اینکه عمل نزد خودشان نقصی ندارد، البته به حدّ وسواس هم نمیرسد؛ آیا این گونه تکرار در اعمال، اشکال دارد یا نه؟
,ج- وسواس همین است و نباید به وسوسه، اعتنا شود، ولی انجام عمل احتیاطی بدون وسوسه
مانعی ندارد.
سؤال«402»- کسی که به جهتی طواف یا سعی را قطع کند و به جلو برود، میخواهد از همانجا که قطع شده است شروع کند، ولی در اثر ازدحام جمعیت، نمیتواند خود را به آنجا برساند و در مُحاذی آنجا به طرف چپ یا راست قرار میگیرد؛ آیا میتواند از مُحاذی جایی که قطع شده است، شروع کند یا باید از همان نقطه باشد؟
,ج- لازم نیست که از همان نقطه باشد، بلکه مُحاذات کافی است و باید طواف تکمیل شود.
سؤال«403»- قِران که در طواف، حرام است، آیا طواف را باطل میکند یا خیر؟
,ج- اگر از اول یا در اثناء طواف اول، قصد قِران داشته، احتیاط در اعاده طواف است و اگر بعد از اتمام طواف اول، قصد قِران کرده، اظهر بطلان طواف است، اگر در طواف واجب باشد نه مستحب.
سؤال«404»- آیا یک دور و دو دور طواف هم استحباب دارد یا باید طواف هفت دور باشد و اگر کسی گمان داشت که مستحب است و بعد از هفت دور طواف واجب، یکی یا دو دور طواف مستحبی بهجا آورد و بعد نماز طواف را خواند، آیا طوافش صحیح است؟
,ج- استحباب آن ثابت نیست ولی طواف مزبور صحیح است.
سؤال«405»- معیار در کثیرالشک بودن در طواف چیست؟
,ج- عرفی است.
سؤال«406»- طواف کردن در محدوده 26/5 ذراع و نماز خواندن پشت مقام، هرچه نزدیکتر به مقام، آن طوری که در مَناسِک بیان شده است، گویی نزد آنان بدعت است، آیا باید همان گونه که آنان در خارج از حدّ، طواف میکنند و دور از مقام، نماز میخوانند انجام شود؟
,ج- چنین چیزی نیست و باید به وظیفه عمل شود.
سؤال«407»- اینکه فرمودهاید: «در بعضی موارد باید طواف و سعی را تمام و اعاده کرده» بفرمایید: که ترتیب هم لازم است یا نه؟
,ج- بله، احتیاط این است که اول، طواف را تمام کند و نماز بخواند و سپس اعاده نماید.
سؤال«408»- کسی که در سعی یا طواف عمره تمتّع یا عمره مفرده نیاز به نایب پیدا کرده است، آیا نایب باید در حالیکه مُحرِم است، نیابت کند یا خیر؟ بر فرض عدم لزوم اِحرام، باید با لباس اِحرام، طواف کند یا در لباس مخیط هم جایز است؟
,ج- هیچ یک از اِحرام یا لباس اِحرام در نایب، لازم نیست.
سؤال«409»- شخصی مسلوس است. برای طواف و نماز آن، وظیفه او چیست؟
,ج- اگر وقتی دارد که بتواند طواف و نماز را با
وضو انجام بدهد، باید آن وقت را انتخاب کند و طواف و نماز را با وضو و بدن پاک، بهجا آورد و بقیه اعمال را بعد از آن، اتیان نماید و اگر چنین وقتی ندارد، در صورتی که مَشَقت نداشته باشد، برای هر بار که حَدَث از او صادر شود، یک وضو بگیرد و اگر مَشَقت دارد، برای طواف، یک وضو و برای نماز هم یک وضو بگیرد.
سؤال«410»- آیا در مواردی که طواف و نماز باید اعاده شود، لازم است با لباس اِحرام باشد؟
,ج- لازم نیست.
سؤال«411»- هرگاه مُحرِم، لباس احرام را کنار بگذارد وعمداً یا جهلاً با لباس دوخته شده، اعمال عمره را از طواف و سعی انجام دهد، آیا طواف و سعی او صحیح است؟ عمره او مُجزی است یا نه؟
,ج- طواف و سعی مزبور، صحیح و عمره مذکور، مُجزی است؛ ولی مرتکب گناه شده است و باید
یک گوسفند، کفاره بدهد.
سؤال«412»- هرگاه مُحرِم با اِحرام عمره تمتّع، جنب باشد و آب برای او ضرر دارد، یا آب ندارد و یا وقت عمره میگذرد، آیا طواف و نماز با تیمّم کافی و مجزی است یا باید نایب هم بگیرد؟
,ج- نایب گرفتن لازم نیست، گرچه احتیاط در گرفتن نایب است.
سؤال«413»- آیا حجاب زن در طواف مانند حجاب او در نماز است یا فرق میکند؟
,ج- تنها فرقی که دارد این است که در طواف، نباید با نقاب، صورت را بپوشاند.
سؤال«414»- اگر مقداری از موهای سر زن یا جاهای دیگر بدن او که باید در حال طواف، بپوشاند ظاهر شود، آیا به طواف او ضرر میرساند یا نه؟
,ج- اگر عمدی باشد، طواف او صحیح نیست و در غیر عَمد، صحیح است و حکم جاهل مقصر هم چنین است.
سؤال«415»- شخصی در عمره تمتّع، طواف را تمام کرده است، ولی میگوید که دلچسب نشد؛ لذا یک طواف دیگر بدون خواندن نماز طواف اول بهجا آورده و سپس نماز و سعی بهجا آورده و تقصیر میکند؛ آیا عملش صحیح است یا نه؟
,ج- اگر صدق قِران بکند، صحّت عمل، مشکل است، مگر آنکه صدق قِران نکند.
سؤال«416»- اَکل و شُرب در حال طواف، جایز است یا نه؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«417»- کسی که در حال طواف، شخصی را از روی زمین بلند کند و ممکن است در این صورت، گامی به طرف جلو بردارد و در این حال توجّه به طواف ندارد، در نتیجه نمیداند که آیا مقداری از مسافت را بدون قصد طواف آمده است یا نه، تکلیف او چیست؟
,ج- باید آن مقدار را احتیاطاً دوباره انجام دهد.
سؤال«418»- کسی که در دور ششم، طواف خود را رها کرد و نتوانست که ادامه دهد و دیگری بهجای او بقیه را بهجا آورد، ولیکن نماز طواف را خودش خوانده و بعداً متوجّه شده است که استراحت در خلال طواف به طواف ضرر نمیرساند و او با استراحت میتوانسته که خودش طواف خود را تمام نماید، اکنون تکلیف او چیست؟
,ج- بقیه طواف را تمام کند و نماز را اعاده نماید.
سؤال«419»- شخصی طواف خود را به هم میزند و طواف دوم را شروع میکند؛ آن را نیز به هم میزند و طواف سوم را آغاز و به تمام کرده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- بعید نیست که اشکال نداشته باشد، ولی احتیاطاً طواف و نماز را اعاده نماید.
سؤال«420»- اگر شخصی رکن مُستجار (رکن یَمانی) را یقین کرد که رکن حجرالاسود است، لذا طواف را از مستجار به عنوان حجرالاسود شروع کرد
و هفت دور کامل بهجا آورد، بعداً فهمید که یقین او خطا بوده است، تکلیف او چیست؟
,ج- طواف مزبور باطل است و باید آن را اعاده کند.
سؤال«421»- گاهی انسان شک میکند که این دور طوافش به هم خورد یا نه؟ آیا میشود بعد از طواف، یک دور هم به عنوان احتیاط، اضافه بر هفت دور بهجا آورد و بعد نماز بخواند یا خیر؟
,ج- به وسوسه نباید اعتنا کرد و اگر قسمتی از طواف، اشکال پیدا کند، همان قسمت باید تصحیح شود و ادامه بعد از آن بهقصد طواف بدون تصحیح آن قسمت موجب اشکال در طواف میشود و با بهجا آوردن یک دور احتیاطی بعد از طواف، اشکال رفع نمیشود.
سؤال«422»- شخص در حالی که مشغول طواف است، در دور پنجم یقین کرد که 5 متر در دور اول و 5 متر در دور سوم بیاختیار طواف کرده است؛ تکلیف او چیست؟
,ج- شاید این گونه بیاختیار بودن که از جهت ازدحام است، موجب بطلان نباشد؛ به هر تقدیر اعاده نماید، موافق به احتیاط است.
سؤال«423»- شرایطی که در طواف واجب لازم است رعایت شود، آیا در طواف مستحبی نیز معتبر است یا نه؟
,ج- ظاهر آن است که آنچه در مَناسِک، استثناء نکرده معتبر است.
سؤال«424»- در طواف مستحبی، زنان میدانند که به بدن مردان نگاه میکنند و احیاناً هم در بین فشار مردان قرار میگیرند، از نظر شرع اشکال ندارد؟
,ج- اگر اختیاراً نگاه به نامَحرَم نکنند، اشکال ندارد، ولی در ازدحام، بهتر است که مراعات کنند و در هر صورت، طواف صحیح است.
سؤال«425»- آیا در طوافهای مستحبی هم ختنه شرط است یا نه؟
,ج- بله، شرط است.
سؤال«426»- مُحرِمی وارد مکّه شد. آیا میتواند قبل از اعمال عمره تمتّع، یا قبل از اعمال عمره مفرده، همچنین پس از مُحرِم شدن به اِحرام حجّ تمتّع و قبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبی بهجا آورد یا خیر؟ و اگر بهجا آورد به عمره و حجّش ضرر میزند یا نه؟
,ج- احتیاط، ترک طواف مستحبی است؛ ولی به عمره و حجّ، ضرر نمیزند و بنابر احتیاط اگر طواف نمود، بعد از طواف، تلبیه را تجدید کند.
سؤال«427»- آیا میشود هر دور از طواف مستحب را به نیّت یکی از مؤمنین بهجا آورد یا باید مجموع هفت دور را برای یک نفر بهجا آورد؟
,ج- نیابت در یک دور صحیح نیست، ولی میتواند مجموع را به نیّت چند نفر انجام دهد.
سؤال«428»- آیا جایز است که طواف مستحبی را خارج از حدّ طواف واجب بهجا آورد یا نه؟
,ج- جایز نیست مگر در مورد ضرورت.
سؤال«429»- اگر حاجی از مِنی برگشته و هنوز طواف واجب را بهجا نیاورده است، آیا میتواند طواف مستحبی بهجا آورد یا نه؟
,ج- احوط آن است که تا اعمال واجب را انجام نداده است، طواف مستحبی انجام ندهد.
سؤال«430»- آیا میتوان نیّت طواف را قبل از رسیدن به حجرالاسود، نیّت طواف کرد و تا زمانی که به رکن میرسد، نیّت را در نظر داشت یا حتماً باید هنگام رسیدن به رکن، نیّت را کند؟
,ج- میتواند نیّت کند که طواف را از حجرالاسود شروع کند و لازم نیست که صبر کند تا حتماً به رکن برسد و سپس نیّت کند.
سؤال«431»- در طواف چنانچه به رکن یَمانی برسد و خیال کند که به حَجَر رسیده و نیّت دور دوم کند، تا به حجرالاسود رسید، فهیمد که اشتباه کرده، برمیگردد و از رکن یَمانی تا حَجَر، طواف را ادامه
میدهد و بقیه را تکمیل میکند؛ آیا مقدار زیادی مضر به طوافش میباشد؟
,ج- مضر به طواف است و باید دوباره طواف را بهجا آورد.
سؤال«432»- افراد بیمار و معلولی که نمیتوانند بدن و لباس اِحرام خود را پاک نگه دارند، برای طواف و نماز طواف چه باید بکنند؟
,ج- اگر امکان تعویض و یا شستن لباس اِحرام برای آنها باشد، باید این کار را انجام دهند و إلّا اعمال خود را با همان حالت به اتمام رسانند و احتیاطاً نایب هم بگیرند.
سؤال«433»- حائض در میقات به اِحرام عمره مفرده مُحرِم میشود. بعد از ورود به مکّه و یک روز قبل از عزیمت کاروان به وطن، پاک میشود، بعد از غسل و طهارت، اعمال عمره مفرده را انجام میدهد و پدرش احتیاطاً طواف عمره مفرده و طواف نساء را به نیابت او انجام میدهد. روز بعد که به وطن
برمیگردد، لک میبیند، چون قبل از ده روز، لک دیده است، آیا طواف و نماز نیابتی که پدرش احتیاطاً برایش انجام داده است، کفایت میکند؟
,ج- طواف و نماز نیابتی پدر برای او کفایت میکند.
سؤال«434»- اگر در اثنای طواف ساتر، طواف کننده، کنار رفت و متوجّه نشد و به همان حال، مقداری طواف را انجام داد؛ وظیفهاش چیست؟ اگر بعد از طواف، متوجّه شد، حکمش چیست؟
,ج- تا زمانی که متوجّه نبوده است، طواف او صحیح است امّا به محض متوجّه شدن باید ساتر برای خود تهیه کند و اگر بعد از طواف، متوجّه شود، طواف او صحیح است.
سؤال«435»- برخی در اثنای طواف، بر اثر خستگی یا فشار جمعیت، از ادامه طواف، صرف نظر کرده و بهقصد خارج شدن از مُطاف، چند قدم میروند، پس از آن احساس میکنند که میتواند طواف را ادامه داده و تمام کنند، لذا به طواف خود
ادامه میدهند؛ طواف آنها چه صورتی دارد؟
,ج- باید مقداری را که بدون قصد طواف رفته است، اعاده کند؛ یعنی بازگردد و از محلی که صرف نظر کرده است، با قصد طواف، بهجا آورد و اگر نمیتواند، باید این دور را بدون قصد طواف برود و وقتی به محل قطع رسید، نیّت طواف کند و طواف او صحیح است.
سؤال«436»- کسی که سه یا چهار دور از طواف را انجام داده و از انجام بقیه آن، عاجز شده است، وظیفه او چیست؟
,ج- اگر بعد از رفع عذر بتواند خودش آن را بهجا آورد، باید خودش طواف را اعاده کند (اگر قبل از چهار دور طواف را قطع کرده است) و یا آن را تمام کند، (اگر بعد از چهار دور، آن را قطع کرده است) و اگر به هیچ وجه نمیتواند خودش آن را بهجا آورد، نایب بگیرد که او طواف را تکمیل کند و یا یک طواف کامل بهجا آورد.
سؤال«437»- شخصی در شمارش دورهای طواف
به گفته همراهش اعتماد کرده است، ولی در اثنای سعی یا بعد از آن، به شک میافتد که شاید کم و زیاد شده باشد، وظیفه اش چیست؟
,ج- به شک خود اعتناء نکند.
سؤال«438»- زن و شوهری که باهم طواف نساء انجام میدهند، در پایان یکی از دورها شوهر یقین دارد که هفت دور تمام شده، ولی زن یقین دارد که شش دور انجام داده است؛ وظیفه چیست؟
,ج- اگر هر کدام بر اساس یقین خود عمل میکند و کاری به دیگری نداشته است، طواف هر دو صحیح است. زن باید یک دور دیگر بهجا آورد، امّا اگر اختلاف آن دو باعث تردید شود، باید هر دو طواف را مجدداً انجام دهند.
سؤال«439»- در فرض سابق، با توجّه به اینکه هرکدام عمل دیگری را به نظر خود صحیح نمیدانند، آیا پس از نماز طواف نساء، به یکدیگر حلال میشوند؟
,ج- باید هر دو طواف را مجدداً بهجا آورند، تا پس از اعمال، به یکدیگر حلال شوند.
سؤال«440»- کسی که به جهت شک در دورها، طوافش باطل شود، آیا میتواند بلافاصله طواف را از سر بگیرد یا باید از مُطاف خارج شده و مجدداً طواف را شروع کند؟
,ج- میتواند بلافاصله نیّت طواف مجدد نماید و از حجرالاسود طواف را آغاز کند.
سؤال«441»- شخصی در اثنای طواف، شک در صحّت آن میکند. مثلاً شک میکند که پشت او به کعبه شده یا خیر؛ وظیفه چیست؟
,ج- به شک خود اعتنا نکند، مگر آن که در عدد دورهای طواف شک کند، باید طواف را مجدداً بهجا آورد.
سؤال«442»- مُحرِم پس از ورود به مکّه، لباس اِحرام را در آورده و طواف واجب را با لباس دوخته شده انجام داده است. پس از طواف، متوجّه اشتباه
خود شده است؛ فعلاً چه وظیفهای دارد؟
,ج- طواف او صحیح است، ولی باید به خاطر پوشیدن لباس دوخته، یک گوسفند، کفاره بدهد.
سؤال«443»- کسی که با چرخ، طواف میکند، چنانچه در هیچ یک از ساعات شبانه روز نتواند در صحن مسجدالحرام طواف کند، طواف او در طبقه اول یا پشت بام مسجدالحرام چه صورتی دارد؟
,ج- اگر در هیچ شرایطی طواف در صحن برای او امکان ندارد، طواف در طبقه اول یا پشت بام مسجد مانعی ندارد.
سؤال«444»- خانمها در هنگام زیادی جمعیت، اگر بخواهند طواف را در محدوده بیست و شش و نیم ذراع بهجا آورند، نامَحرَم به آنها تنه میزند؛ تکلیف آنها چیست؟
,ج- باید در این محدوده، طواف کنند و این موضوع عذر محسوب نمیشود.
سؤال«445»- در مَناسِک آمده است که در طواف، موالات عرفیه رعایت شود. سؤال این است که به چه مقدار فاصله موالات به هم میخورد و اگر کسی به هر جهت بخواهد طواف را از ابتدا انجام دهد، چه مقدار صبر کند؟
,ج- ملاک در موالات، نظر عرف است و غالباً فاصله پنج تا ده دقیقه، مُخل به موالات نیست و اگر بیشتر از این مقدار شود، احتیاطاً طواف را از سر بگیرد.
سؤال«446»- کسی که طواف میکند، ناچار میشود که به دیوار حِجر اسماعیل برخورد کند؛ آیا طواف او اشکال پیدا میکند؟
,ج- اگر بر روی دیوار نرود و دست را بر روی آن نگذارد و صرفاً بدن او به دیوار حِجر اسماعیل بخورد، مانعی ندارد.
سؤال«447»- در مَناسِک آمده است که طواف مستحبی، بدون وضو صحیح است؛ حال آیا طواف
عمره و حجّ مستحبی از طوافهای مستحب محسوب میشود که بدون وضو هم صحیح باشد؟
,ج- طواف در عمره و حجّ مستحبی، جزء طوافهای مستحب نیست و لذا حتماً باید با وضو باشد.
سؤال«448»- در عمره مفرده مستحبی، آیا طواف و سعی و تقصیر را باید بهقصد وجوب انجام داد یا بهقصد استحباب؟
,ج- باید بهقصد وجوب، طواف و سعی و تقصیر را بیاورد، گرچه همین قدر که قصد انجام عمره را دارد، کفایت میکند و قصد وجوب به خصوص برای طواف و امثال آن لازم نیست.
سؤال«449»- چنانچه انجام طواف مستحبی، مُستلزم تماس با بدن نامحرم شود، آیا انجام چنین طوافی جایز است؟
,ج- استحباب دارد و انجام آن مانعی ندارد.
سؤال«450»- کسی عمره مفرده بهجا آورده و بدون
انجام طواف نساء به مدینه آمده است. فعلاً میخواهد برای عمره تمتّع مُحرم شود؛ آیا جایز است بدون انجام طواف نساء، مُحرم شود و بعد از انجام عمره تمتّع، طواف نساء را بهجا آورد؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«451»- آیا طواف در عمره مفرده استحبابی، حکم طواف واجب را دارد که باید نماز آن پشت مقام باشد یا حکم طواف استحبابی را دارد و در هر جای مسجدالحرام میتوان نماز آن را خواند؟
,ج- حکم طواف واجب را دارد و باید نماز آن، پشت مقام باشد.
سؤال«452»- شخصی پس از مراجعت از مکّه، شک میکند که طواف نساء حجّ یا عمره مفرده را بهجا آورده یا نه، چه وظیفهای دارد؟
,ج- اگر التفات به وجوب طواف نساء نداشته، باید طواف نساء را انجام دهد و همچنین است در صورت التفات، بنابر احتیاط واجب؛ بلکه
خالی از قوت نیست.
سؤال«453»- اگر کسی بعد از دور چهارم طواف نساء عمره مفرده با زوجه خود، مواقعه نماید، آیا مانند طواف نساء حجّ است که به حجّ، لطمهای وارد نکرده و کفاره هم ندارد؟
,ج- بله، عمل صحیح است و کفاره ندارد، هرچند احتیاط در دادن کفاره است، اگرچه حرام مرتکب شده است.
سؤال«454»- بهجا نیاوردن طواف نساء از روی جهل همانند طواف حجّ و عمره است که باید حجّ را اعاده کند و شتر قربانی نماید؟
,ج- ترک طواف نساء، حجّ را باطل نمیکند و کفاره ندارد، ولی حرمت نساء، بدون آن باقی است و ارتکاب آن عالماً عامداً کفاره دارد.
سؤال«455»- شخصی قبل از طواف نساء با زوجه خود، ملاعبه نموده و از روی شهوت به او دست زده است، آیا کفاره دارد؟
,ج- کفاره دارد مگر در صورت جهل.
سؤال«456»- شخصی طواف نساء عمره مفرده را فراموش کرده و بعد برای عمره تمتّع، مُحرِم شده است. آیا طواف نساء فراموش شده را بعد از انجام اعمال عمره تمتّع، بهجا آورد یا قبل از آن؟
,ج- میتواند بعد از انجام اعمال عمره تمتّع، بهجا آورد.
سؤال«457»- کسی که طواف نساء عمره مفرده را بهجا نیاورده و بعد از آن، حجّ اِفراد بهجا میآورد؛ آیا طواف نساء حجّ افراد، کفایت میکند؟
,ج- کفایت نمیکند.
سؤال«458»- پیرمردان و پیرزنانی که عمل زناشویی از آنان ممکن نیست و ازدواج هم نمیکنند و نیز کسی که عنّین است، آیا اگر طواف نساء را بهجا نیاورند اشکال دارد؟
,ج- گرچه طواف نساء جز اعمال نیست، ولی عمل
واجبی است که باید انجام داده شود.
سؤال«459»- کسی که از مِنی برگشته و هنوز اعمال واجب مکّه را انجام نداده است یا در حال اِحرام عمره تمتّع و یا قبل از انجام عمره، میتواند طواف مستحبی انجام دهد؟
,ج- احتیاط آن است که انجام ندهد.
سؤال«460»- آیا تأخیر طواف نساء از سعی تا چند روز، جایز است یا خیر؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«461»- شخصی بعد از حجّ، ازدواج کرد و دارای اولاد شد. بعداً متوجّه میشود که در حجّ، طواف نساء را بهجا نیاورده است. حال که متوجّه شده است، حکم زن و فرزند او چگونه است و نسبت به طواف باید چه کند؟
,ج- با فرض جهل، فرزند او حکم حلالزاده را دارد، ولی عقد ازدواج باطل است و باید طواف نساء
را انجام دهد و اگر بخواهد، باید بعد از آن تجدید عقد نماید.
سؤال«462»- مردی به زنش گفت که وظیفه من طواف نساء است، ولی تو باید طواف رجال بهجا آوری! زن بهجای طواف نساء طواف رجال ذکر کرد؛ آیا کافی است یا نه؟
,ج- اگر منظورش اَداء وظیفه است، مانعی ندارد.
سؤال«463»- آیا به جز غسل مستحبی برای رفتن به مسجد الحرام، غسل دیگری برای طواف، مستحب است و در صورت وجود چنین استحبابی، آیا یک غسل به نیّت هر دو کافی است؟
,ج- غسل به خصوصی برای طواف نداریم، مگر منظور، غسل زیارت بیتاللّه باشد که استحباب دارد، به هر تقدیر اگر هم ثابت باشد، یک غسل به نیّت هر دو کفایت میکند.
سؤال«464»- شخصی در پایان یکی از دورهای طواف، آن را رها کرده و لحظهای استراحت میکند و
هنگامی که برای تکمیل آن بر میگردد، شک میکند که دور پنجم بوده یا ششم؛ تکلیفش چیست؟
,ج- در فرض مزبور، طوافش باطل است و احتیاط آن است که بهقصد رجاء، تمامش نموده و طواف را با نماز آن، بعد از خواندن نماز طواف اول، اعاده کند.
سؤال«465»- شخصی در یکی از اشواط، گامهایی را در اثر فشار جمعیت، بیاختیار پیموده و به همان نحو، ادامه داده و طواف را پایان برده است. اکنون که مسأله را فراگرفته، نه جای آن مقدار را میداند و نه دور را؛ تکلیف او چیست؟
,ج- اگر حقیقتاً اختیاری نداشته، باید طواف نماز را اِعاده نماید، ولی اگر فیالجمله قصد و اختیار داشته و با جمعیت، طواف کرده، طواف او صحیح است.
سؤال«466»- اگر در بین طواف، نداند که چند دور بهجا آورده است، وظیفهاش چیست؟
,ج- در این صورت باید طواف را از سر بگیرد.
سؤال«467»- کسی که قرائت او صحیح نیست، چنانچه در تصحیح نکردن قرائت، مقصّر باشد، تکلیفش نسبت به نماز طواف چیست؟
,ج- اگر امکان دارد، باید با تلقین شخص دیگری، نماز را به طور صحیح بهجا آورد و إلّا خودش نماز را بخواند و دیگری را هم نایب بگیرد تا نماز را برایش بخواند.
سؤال«468»- مستحاضه برای طواف، تطهیر کرده است و پس از طواف نمیداند که خون، خارج شده یا نه؟ آیا لازم است برای نماز طواف، خود را وارسی کند؟
,ج- اگر احتمال ضعیف میدهد، وارسی لازم نیست و إلّا باید خود را وارسی کند.
سؤال«469»- شخصی جهلاً نماز طواف را قبل از طواف، خوانده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- بعد از طواف، باید مجدداً نماز طواف را بخواند.
سؤال«470»- در توضیحالمسائل فرمودهاید: «اگر زن در کنار مرد یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شوند، نماز هر دو باطل است»، آیا این حکم در مسجدالحرام یا نماز طواف با زنان اهل سنت هم جاری میشود؟
,ج- اگر فاصله بین زنان و مردان به اندازه یک وجب باشد، نماز، صحیح است و مراعات این مقدار فاصله در مسجدالحرام مقدور است.
سؤال«471»- بعضی از حجّاج در پشت مقام، دست به دست همدیگر میدهند تا برخی دیگر نماز طواف بخوانند، آیا این عمل، جایز است؟
,ج- بهتر است از این گونه کارها اجتناب شود.
سؤال«472»- در شبهای ماه مبارک رمضان هنگام خواندن نماز تراویح، از خواندن نماز طواف در پشت مقام، در صحن مسجد ممانعت میکنند. آیا میتوان نماز طواف را در ایوانهای مسجد بهجا آورد؟
,ج- اگر امکان نماز در صحن مسجدالحرام نیست، خواندن نماز طواف در ایوان مسجد مانعی ندارد و بهتر است حتّیالمقدور مُحاذی پشت مقام در ایوان باشد.
سؤال«473»- برای عمل به احتیاط آیا میتوان نماز طواف واجب را به نماز طواف مستحب، اقتدا کرد؟
,ج- اقتدا مانعی ندارد، امّا اکتفاء به آن نباید کرد و خودش نیز نماز را بخواند و اگر قرائت را به طور صحیح نمیداند، نایب نیز بگیرد تا عمل به احتیاط شده باشد.
سؤال«474»- شخصی برای نماز طواف، نایب میگیرد. آیا قبل از سعی، نایب بگیرد یا بعد از سعی هم صحیح است؟
,ج- باید نماز طواف، قبل از سعی باشد و لذا باید قبل از سعی، نایب بگیرد و نایب نیز باید قبل از سعی، منوبعنه آن را انجام دهد.
سؤال«475»- کسی نماز طواف عمره را در داخل حِجر اسماعیل بهجا آورده و بعد از تقصیر، متوجّه شده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- باید نماز را اعاده کند.
سؤال«476»- شخصی بعد از طواف، وضویش باطل شده و خجالت کشدیده که بگوید، نمازش را بی وضو خوانده است و بعد از آن سعی و تقصیر را انجام داده و مُحلّ شده است؛ وظیفه او چیست ؟
,ج- باید نماز و سعی و تقصیر را اعاده کند.
سؤال«477»- زنی نماز طواف خود را در حِجر
اسماعیل خوانده و چون به منزل آمده، ملتفت شده که حائض شده است و تا وقوف به عرفات، پاک نمیشود؛ وظیفه او نسبت به نماز چیست و آیا عمل او صحیح است یا خیر؟
,ج- عمره او صحیح است و باید برای حجّ تمتّع مُحرِم شود و قبل از انجام طواف حجّ باید قضای طواف و نماز عمره تمتّع را بهجا آورد.
سؤال«478»- کسی که هرچه سعی کرده که موارد غیر صحیح قرائت خود را تصحیح کند، نتوانسته و نیز شخصی دیگر را جهت اقتدا کردن و یا تلقین نمودن قرائت صحیح پیدا نکرد، وظیفهاش چیست؟
,ج- به هر نحو که قدرت دارد، بخواند و به جماعت خواندن، حتّی در فرض امکان، واجب نیست، ولی نایب بگیرد، بعد از خواندن خودش.
سؤال«479»- در موقعی که شخص، طواف میکرده، جمعیت زیاد بوده و بعد از آن در اثر ازدحام نتوانسته است که نزدیک مقام، نماز بخواند و در آن
وقت، چارهای به غیر از نماز خواندن دور از مقام نداشته است؛ آیا نماز او صحیح است یا خیر ؟
,ج- اگر امکان نداشته با فرض اضطرار، مانعی ندارد.
سؤال«480»- آیا در صورت ازدحام که نشود پشت مقام یا دو طرف آن، نماز طواف را خواند تا حدود منبر، و نماز در قسمت راست یا چپ منبر خوانده شد، باز هم نماز در مقام در صورت امکان همان روز یا روزهای دیگر لازم است؟
,ج- در صورتی که تا بعد از فوات موالات عرفیه، بین طواف و نماز آن، عذر باقی بوده است، اعاده واجب نیست.
سؤال«481»- در مسأله شش نماز طواف در تحریرالوسیله فرمودهاید: «الاحوط الاقتداء به شخص عادل» و در مسأله اول نماز جماعت همان کتاب فرمودهاید: «بل مشروعیه الجماعه فی صلاة الطواف و کذا صلاة الا حتیاط محل اشکال» بفرمایید: منظور
چیست؟
,ج- منظور از مشروعیت، صحّت است و احتیاط مزبور، استحبابی است و نباید به جماعت اکتفا شود.
سؤال«482»- برای کسانی که قرائتشان درست نیست و میخواهند نماز طوافشان را به جماعت بخوانند، آیا میتواند نماز طواف حجّ را به نماز طواف نساء یا بالعکس و یا کسی که نایب است به کسی که نایب نیست و یا نماز طواف واجب را به مستحب و بالعکس، اقتدا کنند یا نه؟
,ج- اکتفا به جماعت نباید بکنند و احتیاط در همه موارد سؤال حاصل میشود.
سؤال«483»- افرادی با این که قرائتشان درست نیست و کلمات نماز را نمیتوانند درست بگویند، در حجّ نایب میشوند و عمره را به نیّت منوبٌعنه انجام میدهند، بعد متوجّه میشوند که نمیتوانند نایب شوند، چگونه از اِحرام خارج میشوند و برای حجّ چه
وظیفه دارند؟
,ج- در صورت امکان باید قرائت خود را درست کنند و عمل نیابی خود را تصحیح نمایند تا از اِحرام خارج شوند، ولی اگر ممکن نیست و معذور هستند، اِحرام آنها صحیح و از اِحرام، خارج هستند، ولی صحّت حجّ از منوبٌعنه و کفایت از آن، محل اشکال است و نسبت به اُجرت، باید مصالحه نماید؛ زیرا مستحقّ آن نیست و حجّ را احتیاطاً به نیّت منوبٌعنه تمام کند.
سؤال«484»- کسی که مطمئن باشد که قرائتش یا ذکری که در نماز میگوید درست است، نماز طواف را اعم از طواف زیارت و نساء، همان گونه بخواند، بعد معلوم شود که اشتباه بوده است؛ حالا باید چه کند؟
,ج- اگر احتمال غلط بودن آن را نمیداده، حجّش صحیح است، ولی نماز را باید اعاده نماید همانطور که در مسأله 785 در کتاب مَناسِک حجّ بیان شد.
سؤال«485»- چند روزی که اطراف کعبه به قدری شلوغ است که صف طواف تا پشت مقام ابراهیم میآید و نماز خواندن پشت مقام و نزدیک آن ممکن نیست، مگر اینکه چند نفری اطراف انسان بایستند تا انسان نماز طوافش را بخواند، بفرمایید که آیا حتماً نماز باید پشت مقام و نزدیک آن باشد ولو به این صورت یا دورتر تا هر جا که میتواند به تنهایی نماز بخواند، کافی است؟
,ج- اگر امکان دارد و محذوری که در بین نیست، باید پشت و نزدیک مقام، نماز بخواند و در مورد ضرورت، تأخیر، مانعی ندارد با مراعات الاقرب فالاقرب.
سؤال«486»- در نماز طواف که انسان مشغول ذکر بود، او را حرکت دادند، ذکر را تکرار کرد، دوباره تکان دادند و تکرار کرد؛ آیا مانعی ندارد؟
,ج- اگر طوری حرکت کرده که استقرار او از بین رفته است، مانعی ندارد و در غیر این صورت
تکرار نکند مگر بهقصد احتیاط بهشرط آن که وسوسه نباشد.
سؤال«487»- آیا حمل کردن نجسی که در طواف معفو نیست، در نماز مثل نمازهای یومیه، معفو است یا نه؟
,ج- محمول مُتُنَجِس در طواف و نماز، معفو است.
سؤال«488»- آیا نجاست معفو در نماز، در طواف نیز معفو است؟ حکم محمول متنجس در طواف چیست؟
,ج- احتیاط واجب آن است که در طواف، از نجاساتی که در نماز، بخشوده شده، اجتناب شود؛ ولی به همراه داشتن محمول متنجس که نمیشود با آن نماز بخواند، مانعی ندارد.
سؤال«489»- این طواف و نماز آن اگر نماز مستحبی یا عبادت مستحبی دیگر بهجا آورد، اشکال دارد یا نه؟
,ج- احتیاط در ترک آن و مبادرت به نماز طواف
است.
سؤال«490»- گاهی در پشت مقام ابراهیم، جمعیت زیاد است، چون زن و مرد، کنار هم قرار میگیرند. احیاناً مورد فشار ازدحام واقع میشوند، بدون این که رَیبه و فسادی در بین باشد. آیا به نماز طواف ضرر نمیرساند؟
,ج- برای نماز ضرر ندارد، در صورتی که اگر ممکن است رعایت عدم تقدم زن بر مرد و عدم مجازات غیر معفو بشود.
سؤال«491»- احیاناً انسان میداند که اگر نماز طواف را شروع کند، طواف کنندهها میآیند و او را حرکت میدهند و جابهجا میکنند، در عین حال نماز را شروع میکند؛ آیا اگر این نماز را تمام کند، صحیح است؟
,ج- اگر صحیحاً تمام کند، مانعی ندارد.
سؤال«492»- در مَناسِک فرمودهاید: «بر هر
مُکلّفی واجب است که قرائت نمازهای یومیهاش را یاد بگیرد، خصوصاً برای حجّ»، حال اگر کوتاهی کرد و برای تعلم و یادگیری قرائت نماز اقدام ننمود، آیا همین نماز باطل، کفایت میکند یا باید نایب بگیرد؟ در صورتی که نیابت را لازم نمیدانید، آیا همین نماز کافی است یا خیر؟
,ج- اگر وقت، ضیق شود به طوری که اگر بعد از طواف بخواهید نماز را یاد بگیرید، موالات بین نماز و طواف فوت میشود، خودش هر طور میتواند بخواند. احتیاطاً نایب هم بگیرد.
سؤال«493»- زنی مُحرِم به اِحرام عمره تمتّع شده و پس از ورود به مکّه و انجام طواف، قبل از این که نماز طواف بخواند، حائض گردیده است؛ چه وظیفهای دارد؟
,ج- اگر وقت زیاد دارد، صبر کند تا پاک شود و نماز را بخواند و بقیه اعمال را انجام دهد، چنانچه وقت تنگ باشد، سعی و تقصیر عمره
تمتّع را انجام دهد و مُحرِم شود به حجّ تمتّع و باید قبل از طواف حجّ، نماز طواف عمره را بخواند و سپس بقیه اعمال را انجام دهد.
سؤال«494»- کسی که نمازش را غلط میخواند و وقت تصحیح آن را ندارد، میفرمایید که نماز طواف را به همان کیفیت که میتواند خودش بخواند. آیا چنین کسی میتواند عمره مفرده مستحبی بهجا بیاورد؟
,ج- اشکال ندارد و بنابر احتیاط، نایب هم بگیرد.
سؤال«495»- شخصی طواف عمره را بهجا آورده و بدون نماز، سعی وتقصیر کرده است؛ تکلیف او چیست؟
,ج- باید نماز و سعی را بهجا آورد و با فرض جهل یا نسیان، اعاده تقصیر، لازم است، ولی کفاره ندارد.
سؤال«496»- آیا مقصود از نماز طواف، نزد مقام، پشت مقام است، یا شامل دو طرف مقام نیز میشود؟
,ج- اگر ممکن است، باید پشت مقام باشد و اگر ممکن نیست، در دو طرف او هر طرف که باشد.
سؤال«497»- اگر کسی نماز را در غیر از مقام ابراهیم بخواند و با اعتقاد به صحّت آن، بقیه اعمال را انجام دهد، وظیفه او چیست؟
,ج- فقط نماز را باید اعاده کند.
سؤال«498»- اگر پشت مقام ابراهیم، دو طبقه شود، آیا نماز در طبقه بالا یا زیر زمین صحیح است؟
,ج- در صورتی که اِحراز نشود، پشت مقام نماز خوانده، صحیح نیست.
سؤال«499»- شخصی نماز طواف را به اعتقاد اینکه حِجر اسماعیل، مقام ابراهیم است، در حِجر اسماعیل خوانده؛ چه باید بکند؟
,ج- باید نماز را اعاده کند.
سؤال«500»- آیا نماز طواف واجب را میتوان با
نماز جماعت یومیه بهجا آورد؟
,ج- اکتفا به آن بنابر احتیاط، مشکل است.
سؤال«501»- پشت مقام تا چه اندازهای صادق است، آیا حدّ معینی نمیتوان برای آن فرض کرد؟
,ج- عرفی است.
سؤال«502»- آیا فاصله انداختن بین طواف و نماز به مقدار دو رکعت نماز اشکال دارد، اصولاً چه مقدار فاصله مُخل است؟
,ج- مانعی ندارد، ولی احتیاط در ترک آن است، خصوصاً اگر احتمال دهد که مخل به مبادرت عرفیه باشد و میزان مبادرت عرفیه است، در هر صورت با تأخیر نماز، اعاده نماز لازم نیست.
سؤال«503»- گاهی طواف تا نزدیک تالارهای مسجد میرسد. آیا در این صورت میشود، نماز طواف را پشت سر طواف کنندگان بهجا آورد و یا آیا صدق پشت مقام مینماید؟
,ج- صدق پشت مقام، به نظر عرف است، در صورت عدم امکان در پشت مقام و در اطراف آن خواندن نماز در آنجا اشکال ندارد.
سؤال«504»- شخص مُحرِم به احرام عمره تمتّع، وارد مکّه شده است و مثلاً هفت روز در مکّه توقف دارد و نماز او غلطهای زیادی دارد، آیا واجب است که تا آخر وقت در احرام بماند و نمازش را اصلاح کند و بعد شروع به طواف کند یا وظیفه دیگری دارد؟
,ج- اگر صبر نمودن او موجب عُسر و حَرج نمیگردد، باید صبر کند و إلّا اگر بعد از طواف تا قبل از فوت موالات عرفیه، بین طواف و نماز نتواند غلطهای خود را درست کند، به هر نحو میتواند نماز را بخواند.
سؤال«505»- نماز طواف نساء و نماز طواف برای هر دو طواف واجب را که یکی عمره مفرده و دیگری حجّ میباشد، نخواندهام و در تعداد دورهای دوم هم در شک میباشم، لطفاً مرا راهنمایی کنید.
,ج- اگر بعد از طواف و انصراف از آن، شک در عدد دورها کردهاید، به شک اعتنا نکنید و نمازهایی را که نخواندهاید، اگر نمیتوانید به مکّه یا حرم بروید، در محل خود بخوانید. اگر نایب گرفته شود، در مقام، خوانده شود بهتر است و تا نخواندهاید حرمت نساء باقی است.
سؤال«506»- کسی که در اثنای سعی، متوجّه شود که طواف او بیش از هفت دور بوده است، تکلیف او چیست؟
,ج- میتواند به این نحو احتیاط کند که سعی را تمام نماید و بعد از فوت موالات عرفیه بین دور زاید طواف و مقدار باقیمانده تا 14 دور، طواف و نماز و سعی را اعاده کند و بعد، تقصیر نماید.
سؤال«507»- اگر از مَروِه شروع و به صفا ختم کرده و بعد فهمیده است، وظیفه او چیست، به خصوص اگر تقصیر کرده باشد؟
,ج- باید سعی را اعاده کند و در هر صورت، تقصیر
کند.
سؤال«508»- کسی بعد از اتمام دور ششم سعی در صفا، گمان تمام شدن هفت دور را کرد و تقصیر نمود، ولی فوراً به او گفتهاند که باید یک دور دیگر بهجا بیاوری، او هم انجام داد و بعد بار دیگر تقصیر نمود. آیا عمل او صحیح است یا خیر؟ و کفاره دارد یا نه؟
,ج- عمل، صحیح است و کفاره او یک گاو است بنابر احوط بلکه اظهر در عمره تمتّع.
سؤال«509»- کسی در اثناء سعی، برای آب خوردن از مسیر منحرف شده و پس از خوردن آب، ادامه داده است. چه صورتی دارد؟
,ج- اگر سعی را قطع نکرده و به نیّت سعی، حرکت را ادامه داده است و در بین راه، آب خورده یا اگر قطع کرده، از جایی که سعی را قطع کرده یا مُحاذی آن سعی را تمام کرده، صحیح است.
سؤال«510»- کسی که طواف و نماز آن را انجام
داده و سعی را به روز بعد یا روزهای بعد به تأخیر انداخته است، آیا طواف و نماز را باید اعاده کند؟
,ج- لازم نیست، ولی اختیاراً نباید سعی را به روز بعد، تأخیر بیندازد.
سؤال«511»- آیا زنهایی که از جهت عادت ماهانه برای طواف، نایب میگیرند، در سعی هم میتوانند نایب بگیرند؟
,ج- محل سعی، مسجد نیست و سعی را باید خودشان بهجا آورند با مراعات ترتیب بین طواف و سعی.
سؤال«512»- اگر کسی یقین کند که هفت دور سعی بین صفا و مروه را تمام کرده، ولی بعد از تقصیر، متوجّه میشود که پنج دور بوده است، اولاً: آیا کل سعی را باید از سر بگیرد یا دو دوری را که ناقص بوده است باید تکمیل کند؟ ثانیاً: آیا تقصیر هم باید بکند یا تقصیر اول کافی است؟
,ج- باید سعی را تمام کند و احتیاط واجب آن است
که تقصیر را اعاده نماید و اگر در عمره تمتّع بوده، کفاره او یک گاو است.
سؤال«513»- شخصی بعد از طواف عمره تمتّع، گم شده و بعد از پیاده شدن به رفقایش گفته که سعی صفا و مروه را بهجا آوردهام و تقصیر نموده و مُحرِم شده برای حجّ تمتّع، ولی بعد از مراجعت از عرفات و مِنی و موقع طواف و سعی صفا و مروه و اعمال حجّ، اظهار کرده است که مثل اینکه من در اعمال عمره، به صفا نیامدهام؛ همینطور گفتهاند که انشاءاللّه آمدهای. بعد از مراجعت به ایران، چند بار به پسرانش گفته اعمال من ناقص شده و قبل از فوتش وصیّت نموده است، برای او نایب بگیرند. اگر عمل شخص فوقالذکر باطل باشد، وراث او حاضرند این جانب را بفرستند تا اعمال حجّ او را انجام بدهم؛ نظر حضرت عالی چیست؟
,ج- ورثه لازم است، شما را نایب بگیرند برای عمل حجّ تمتّع، ولی باید نایب، اول به عنوان عمره
مفرده عمل را تمام کند، سپس حجّ را انجام دهد.
سؤال«514»- بین صفا و مروه طوری است که از یک طرف میروند و از طرف دیگر آن برمیگردند، یعنی بین رفت و برگشت، دو سه متری فاصله است، آیا اگر امکان باشد از همان مسیری که به صفا رفته، به مروه برود، اشکال دارد؟
,ج- اشکال ندارد، ولی نباید مزاحم دیگران شود.
سؤال«515»- شخصی در حال سعی کردن بود، ناگهان دید مقداری را که برای هروله، علامت گذاری کردهاند، به طور عادی سیر کرده است، گمان میکرد لازم است هروله کند و لذا برگشت و مقداری را که عادی رفته بود، با هروله تکرار کرد؛ آیا سعی او اشکال دارد؟
,ج- اشکال ندارد، اگر بهقصد انجام وظیفه واقعیه باشد.
سؤال«516»- شخصی در سعی بین صفا و مروه، از جایی که به صفا یا مروه رسید، برای دور بعدی شروع نمیکند، بلکه تقریباً مقدار دو سه متر هلالی شکل و یا مستقیم به شکل عرضی میآید و شروع میکند، و در این مقدار، متوجّه نیست که با نیّت سعی است یا نه، ولی اگر از او سؤال شود چه میکنی جواب میدهد سعی میکنم، آیا مضر نیست؟
,ج- راه رفتن مزبور روی کوه، مضر به سعی نیست، و در فرض مسأله، سعی، صحیح است.
سؤال«517»- آیا سعی کردن از همانجا که مریضها را با چرخ، میبرند و بر میگردانند (یعنی حدود دو متر بالاتر از ابتدای سراشیبی شروع میکنند.) صحیح و کافی است؟ یا حتماً باید از اول کوه صفا شروع و در مَروه هم به سنگهای سیاه بعد از سنگهای صاف که بقایای کوه است، برسند؟
,ج- سعی باید بین دو کوه باشد و اِحراز شود، لازم نیست بالا برود.
سؤال«518»- در مَناسِک فرمودهاید: «کسی که بین صفا و مروه، سعی میکند، واجب است در هنگامی که به طرف مروه در حرکت است، توجهش به مروه باشد، و بالعکس»، آیا این وجوب توجّه، تکلیفی است و یا وضعی و تکلیفی؟
,ج- وضعی است.
سؤال«519»- گاهی انسان در اثر ازدحام، جهت رفتن برای سعی، ناچار است که از مسجدالحرام عبور کند. در این صورت تکلیف حائض و نفساء چیست؟ آیا برای سعی هم مثل طواف، نایب بگیرند؟
,ج- اگر امکان نداشته باشد که از راه دیگری بروند، باید تأخیر بیندازند، اگر آن هم ممکن نیست نوبت به نیابت میرسد و بر فرض مخالفت، چنانچه از آن راه رفت و خودش سعی را انجام داد، سعیش صحیح است، اگرچه گناه کرده است.
سؤال«520»- زیادی در سعی، جهلاً، آیا حکم
زیادی سهوی را دارد یا عمدی؟
,ج- بنابر اظهر، سعی باطل نمیشود، هرچند احتیاط در اعاده است.
سؤال«521»- کسی که نمیتواند بدون سوار شدن در چرخهای معمولی در مسیر، سعی کند، لکن تمکّن مالی ندارد، چون ارز خود را صَرف سوغات کرده است، وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر میتواند با چرخ، سعی کند، ولو با فروش چیزی یا قرض، باید خودش سعی کند و استنابه صحیح نیست، مگر آنکه مَشَقت و حَرَج در کار باشد.
سؤال«522»- شخصی دور سوم سعی را به هم زد و با فاصله اندکی، هفت دور دیگر بهجا آورد و تقصیر نمود؛ آیا این سعی صحیح است؟
,ج- احتیاطاً سعی و تقصیر را اعاده نماید.
سؤال«523»- شخصی به اعتقاد اینکه هر دور
سعی رفت و برگشت از صفا به مروه است، سعی را شروع میکند و در دور سوم متوجّه مسأله میشود و سعی خود را به هفت دور خاتمه میدهد؛ سعی او چه حکمی دارد؟
,ج- سعی او صحیح است.
سؤال«524»- شخصی در حال سعی، گاهی عقب عقب به طرف مَروه و یا صفا رفته است؛ تکلیف او چیست؟
,ج- باید آن مقدار را دوباره انجام دهد و اگر از آن محل، گذشته است، سعی او اشکال دارد و احتیاط در اتمام و اعاده است.
سؤال«525»- سعی از طبقه دوم فعلی که بالاتر از کوه صفا و مروه میباشد، جایز است یا نه؟
,ج- اشکال دارد.
سؤال«526»- شخصی به جهت کنترل همراهان خود در حین سعی، گاهی به عقب برمیگشته و بدون
توجّه، مجدداً همان مسافت را طی میکرده، آیا سعی او صحیح است؟
,ج- اشکال دارد و باید سعی را اعاده کند.
سؤال«527»- شخصی سعی بین صفا و مروه را پنج دور رفت و برگشت که مجموعاً ده دور میشود، انجام داده است، آن گاه که متوجّه مسأله شد، سعی را از همانجا قطع نمود و تقصیر کرد؛ تکلیف چیست؟
,ج- در فرض سؤال، احوط، اعاده سعی و تقصیر است.
سؤال«528»- شخصی به تصور اینکه رفتن بالای کوه صفا یا مروه لازم است، چون این مقدار مسافت را تحت فشار جمعیت رفته، لذا برای اعاده آن مقدار وارد سعی شده و بعد به نیّت سعی برگشته است و در واقع مقداری مسافت را دوباره طی کرده است؛ آیا سعی او درست است؟
,ج- اگر به نیّت احتیاط عمل کرده باشد، ضرر ندارد.
سؤال«529»- شخصی به تصور اینکه سعی نیز نیاز به وضو دارد، بعد از یک دور و نیم، سعی خود را قطع میکند و وضو میگیرد و هفت دور دیگر سعی مینماید، تکلیف او چیست؟
,ج- باید احتیاطاً سعی را اعاده نماید.
سؤال«530»- کسی که قدر متیقن عدد اشواط را میداند، امّا تردید دارد که دور بعدی را انجام داده یا نه، مثلاً میداند که پنج دور انجام داده، ولی شک دارد که بقیه را انجام داده یا نه، تکلیف او چیست؟
,ج- فرض مزبور، شک در ادوار، مبطل است.
سؤال«531»- اگر کسی سعی را به طور کلی فراموش کرد و تقصیر نمود، تکلیف او چیست؟
,ج- از اِحرام خارج شده، و هر وقت یادش آمد سعی و تقصیر را اعاده کند و یک گاو کفاره بدهد، اگر در عمره تمتّع باشد.
سؤال«532»- اگر کسی قبل از رسیدن به مروه، در
بهجا آوردن هفت و نه، شک کرد، تکلیف او چیست؟
,ج- مبطل است، و باید سعی را اعاده کند.
سؤال«533»- آیا موالات در تمام دورهای سعی، معتبر است، و یا اختصاص به بعض دارد؟
,ج- بنابر احتیاط لازم، موالات، معتبر است در تمام دورها خصوصاً در دور اول.
سؤال«534»- اگر در سعی، بعضی مواضع بدن زن، غیر از وجه و کَفِین، پیدا باشد، آیا به سعی او ضرر میزند یا نه؟
,ج- ضرر نمیرساند.
سؤال«535»- شخصی در حال سعی، در عدد دورها شک میکند و با حال تردید به سعی خود ادامه میدهد و در فکر است که عدد را ضبط کند، پس از تأمل و بعد از آنکه صد متر، سعی کرده یا وارد دور بعدی شده است، یقین به عدد، حاصل میشود و با
یقین، باقی سعی را هم انجام میدهد؛ آیا این سعی صحیح است یا نه؟
,ج- صحیح است.
سؤال«536»- شخصی سعی خود را نیّت کرده و در هنگام سعی، شخص بیماری را نیز حمل کرده و مقداری هم با چرخ، او را سعی داده و برده است و در بین سعی، معطّل شده است؛ آیا اشکال دارد؟
,ج- اشکال ندارد، مگر معطّلی او به حدّی زیاد باشد که سعی او و موالات عرفیه به هم بخورد.
سؤال«537»- آیا میتوان بین طواف و سعی، چهار الی پنج ساعت، بدون عذر، فاصله انداخت؟
,ج- مانعی ندارد، البته احتیاط واجب آن است که بدون عذر تا شب، سعی را به تأخیر نیندازد.
سؤال«538»- اگر کسی در سعی به استحباب هروله عمل نکرد و پس از رد شدن از محل هروله، به فکر جبران افتاد و به محل هروله مراجعت کرد، آیا
این زیادی، مُخلّ در سعی است؟
,ج- چون قصد عمل به استحباب را دارد، زیادی مُخلّ در سعی نیست.
سؤال«539»- شخصی در عمره مفرده، سعی را پنج دور انجام داده و بقیه اعمال را تمام نموده و بعد از مدّتی مجدداً مُحرِم به عمره تمتّع شده و پس از تمام شدن آن، متوجّه شده که سعی قبلی ناقص انجام شده است؛ وظیفه اوچیست؟
,ج- اگر سهواً دو دور سعی را ناقص بهجا آورده است، باید مقدار ناقص از سعی را تمام کند و بعد مجدداً تقصیر کند و یک گاو کفاره بدهد، بنابر احوط، و عمره تمتّع او صحیح است، امّا اگر از روی جهل به مسأله بوده است، باید سعی و تقصیر را انجام دهد و مجدداً مُحرِم به عمره تمتّع شود.
سؤال«540»- کسی که سه یا چهار دور از سعی را انجام داده و از انجام بقیه آن، عاجز شده است؛
وظیفه او چیست؟
,ج- باید نایب بگیرد تا او یک سعی کامل به نیّت مافی الذمه بهجا بیاورد.
سؤال«541»- اگر کسی بعد از وقوف در عرفات بفهمد که طواف و سعی او در عمره تمتّع، باطل بوده است، چه حکمی دارد؟
,ج- حجّ او صحیح است و باید بعد از بازگشت از مِنی، ابتدا قضای طواف و سعی عمره را انجام دهد و سپس اعمال حجّ را تمام کند.
سؤال«542»- بعضی از حجّاج با اینکه قدرت بر پیادهروی دارند، در سعی سوار چرخهای موجود میشوند؛ آیا سعی آنها صحیح است؟
,ج- سعی صحیح است.
سؤال«543»- اگر بدون ذکر و دعا سعی کند، مثلاً ساکت باشد یا با کسی حرف بزند، چه حکمی دارد؟
,ج- مانعی ندارد، امّا بهتر است که در هنگام سعی،
با خضوع و خشوع و ذکر الهی باشد.
سؤال«544»- شخصی در عمره مفرده، سعی را ناقص انجام داده و تقصیر کرده و پس از آن عمره تمتّع بهجا آورده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- اگر سهواً سعی را ناقص بهجا آورده است، عمره تمتّع او صحیح است، امّا باید سعی و تقصیر را مجدد بهجا آورد و یک گاو، کفاره بدهد و اگر از روی جهل به مسأله بوده است، اِحرام عمره تمتّع، باطل است و باید سعی و تقصیر را اعاده کند و یک گاو کفاره بدهد احتیاطاً و بعد مُحرِم به اِحرام عمره تمتّع شود.
سؤال«545»- شخصی در اثناء عمره مفرده، در دور پنجم سعی، مریض شده و نتوانسته است که عمره را تمام کند، او را به ایران بردهاند و بعد از بهبودی هم نتوانسته است به مکّه بیاید؛ فعلاً وظیفه او چیست؟ توضیح، آن که کسی نایب شده که وظیفه او را انجام دهد و عملی را که وظیفه او است و او را از اِحرام
خارج میکند، بهجا آورد.
,ج- با فرض اینکه خود شخص نمیتواند مراجعت کند، نایب برای خروج منوبٌعنه از اِحرام، سعی را تمام و آن را اعاده نماید، بهقصد آنچه در ذِمّه منوبٌعنه و به منوبٌعنه خبر میدهد که تقصیر نماید و بعد از تقصیر، برای طواف نساء نایب بگیرد. توضیح، آنکه مسأله از موارد حصر نیست، چون شخص مریض، فعلاً خوب شده و اینکه نمیتواند به مکّه بیاید، از جهت مرض نیست.
سؤال«546»- آیا کسی که تقصیر او محکوم به بُطلان است و بعد از آن، مُحرَمات اِحرام را بهجا آورده و جاهل به مسأله بوده است، کفاره دارد یا خیر؟
,ج- با جهل، کفاره ندارد، مگر در صید و بعضی دیگر از آن مُحَرَمات اِحرام به تفصیلی که در جای خود ذکر شده است.
سؤال«547»- کسی که بعد از سعی، در عمره تمتّع، تقصیر کرد، بعد به شک افتاد، آیا تقصیری که انجام داده، صحیح است یا نه؟
,ج- اگر در حال عمل، عالم به مسأله و مُلتَفِت بوده است، اشکال ندارد.
سؤال«548»- یکی از خدمه کاروانها با اِحرام عمره مفرده از میقات، مُحرِم میشود و به مکّه میآید و طواف و نماز آن و سپس سعی بین صفا و مروه را به همان عنوان بهجا میآورد، ولی برای تقصیر، گمان میکند که نتف (یعنی: کندن مو) کافی است و چند نخ مو را به عنوان تقصیر، کَند و به حساب خودش از اِحرام خارج شد، سپس برای عمره تمتّع که وظیفهاش بوده، به میقات رفت و مُحرِم شد و به مکّه آمد و کلیه اعمال، از طواف تا تقصیر را، انجام داد، اعمالش چگونه است و در آینده وظیفهاش چیست؟
,ج- کَندن مو در تقصیر، کافی نیست، و عمره تمتّع او صحیح نیست، مگر آنکه قبل از اِحرام برای آن، از اِحرام عمره مفرده با تقصیر صحیح خارج شود.
سؤال«549»- اگر کسی تقصیر عمره مفرده را
فراموش کرد، آیا میتواند در هر جایی تقصیر کند یا نه؟ زیرا به ایران بازگشته است، آیا نیازی به طواف نساء مجدد هست؟
,ج--تقصیر را در هرجا میتواند، انجام دهد، ولی باید طواف نساء را اعاده کند، اگر خودش نمیتواند برود، نایب بگیرد.
سؤال«550»- هرگاه یک فرد سُنی برای شیعه، تقصیر نماید، چه حکمی دارد؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«551»- شخصی در حجّ، به عوض تقصیر در عمره تمتّع یک مو از بدن کَنده است و الآن که متوجّه شده است، آیا حجّ او اشکال دارد یا نه؟ و در صورتی که مرتکب خلاف شده باشد، تکلیف چیست؟
,ج- اگر حجّ را انجام داده، با عمل مزبور از اِحرام، فعلاً خارج شده است، چنانچه حجّ واجب بوده، واجب است که یک عمره مفرده بهجا آورد و بعد از آن احتیاطاً در سال بعد، حجّ تمتّع را اعاده
نماید.
سؤال«552»- شخصی بعد از طواف و نماز طواف، تقصیر کرد و سپس سعی را بهجا آورد و دوباره تقصیر کرد؛ وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر در عمره تمتّع بوده است، باید یک گاو کفاره بدهد.
سؤال«553»- کسانی که اعمال حجّ را بر وُقوفین، مقدم میدارند، اگر بعد از سعی، تقصیر نمودند، آیا مُحلّ میشود یا باید کفاره بدهد؟
,ج- محل کفاره نمیشوند، و اگر جاهل یا ساهی بودهاند، کفاره ندارد.
سؤال«554»- اگر کسی بهجای تقصیر، حلق نمود، آیا کفایت میکند؟
,ج- در عمره تمتّع، کفایت نمیکند و کفاره او یک گوسفند است، در صورت عمد و در غیرش بنابر احتیاط واجب است.
سؤال«555»- کسی که بعد از انجام اعمال عمره، در منزل، تقصیر کرده است، وظیفهاش چیست؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«556»- حضرت عالی در مسأله دوم تقصیر میفرمایید: «اگر کسی تقصیر را به ریا انجام دهد، عمرهاش باطل است»، مقصود از بطلان عمره چیست؟ وظیفه او چه میشود؟
,ج- مقصود این است که در تقصیر، ریا کند و بدون این که مجدداً تقصیر کند، برای حجّ، مُحرِم شود و حجّ انجام دهد، که در این صورت، حکم کسی را دارد، که بدون تقصیر، وارد اعمال حجّ شده است و در هر صورت لازم است، حجّ تمتّع را در سال بعد بهجا آورد.
سؤال«557»- کسی که در اثناء سعی، تقصیر نمود است، وظیفه او چیست؟
,ج- باید سعی را تمام کند و تقصیر را اعاده کند، ولی اگر از روی نسیان یا جهل، تقصیر کرده،
تقصیر را اعاده کند و اگر در عمره تمتّع است، یک گاو کفاره بدهد، و اگر از اول سعی، قصد هفت دور نداشته است، سعی اعاده دارد.
سؤال«558»- اگر کسی از روی جهل، تقصیر را ترک نمود، چه حکمی دارد؟
,ج--در این مسأله، جهل، حکم عمد را دارد.
سؤال«559»- در عمره مفرده، اگر کسی تقصیر را عمداً یا از روی جهل و نسیان ترک نمود و طواف نساء را انجام داد، چه وظیفهای دارد؟
,ج- باید تقصیر نماید و طواف نساء را اعاده نماید و فرقی بین صُوَر عمد و سهو و علم و جهل نیست بنابر احتیاط، مگر در صورت حاجت، در حالیکه مُحرِمند به اِحرام حجّ.
سؤال«560»- زنی که حیض بوده و نمیدانسته و اعمال عمره را کلاً بهجا آورده، بفرمایید که باید دوباره بهجا آورد یا کافی است؟
,ج- اگر در وسعت وقت است، باید طواف و نماز و
سعی و تقصیر را اعاده کند، ولی اگر وقت ندارد، وظیفهاش مُبَدّل به حجّ اِفراد میشود، سپس عمره مفرده را بهجا آورد.
سؤال«561»- همچنان که تراشیدن سر، بعد از عمره تمتّع و قبل از اِحرام حجّ، حرام است؛ آیا تراشیدن صورت نیز همین حکم را داراست؟
,ج- غیر از حکم تراشیدن ریش در غیر این مورد، حکم خاصی ندارد.
سؤال«562»- آیا زن و شوهر میتوانند برای یکدیگر تقصیر کنند؟
,ج- باید ابتدا یکی از آن دو برای خود تقصیر کند و سپس برای دیگری تقصیر نماید.
سؤال«563»- اگر تقصیر را در عمره مفرده جهلاً یا نسیاناً بهجا نیاورد و طواف نساء را نیز ترک کرده و بعد رفته است به مسجد شجره و برای عمره تمتّع مُحرم شده و عمره تمتّع را بهجا آورده و بعد متوجّه نقض کار خود شده است؛ تکلیف این شخص با
داشتن فرصت برای اعاده عمره تمتّع و نداشتن فرصت چیست؟
,ج- در فرض مرقوم چنانچه عمره مفرده را در ماههای حجّ آورده چه حجّ مستحبی چه حجّ واجب میتواند عدول به عمره تمتّع کند، چه وقت برای اعاده عمره تمتّع داشته باشد یا نه.
سؤال«564»- کسی که سفر اول حجّ او است، در وقتی که سَلمانی، سر او را برای حَلق میتراشیده، مشغول گرفتن ناخنهای خود بوده و غافل بوده که نباید این کار را بکند، آیا کفاره دارد یا خیر؟
,ج- چیزی بر او نیست.
سؤال«565»- کسی که در غیر مِنی، حلق نموده و اعمال مُتَرتبه را انجام داده و پس از آن، عمره مفرده انجام داده، آیا مُحلّ شده است یا نه؟ عمره مفرده او صحیح است یا نه؟
,ج- اگر از روی جهل یا غفلت، در غیر مِنی، حلق کرده باشد، خروج از اِحرام ظاهراً حاصل شده و
عمره او محکوم به صحّت است، گرچه وظیفه، در صورت امکان، برگشتن به مِنی و اعاده آن میباشد.
سؤال«566»- گفته میشود که مسلخ جدید در مِنی نیست و اشخاص، پس از قربانی در آنجا و بیرون آمدن، پشت همانجا حلق و تقصیر کردهاند؛ وظیفه آنان چیست؟
,ج- اگر ذبح و حلق و تقصیر در مِنی نبوده و از روی جهل یا غفلت و یا عدم امکان ذبح در مِنی صورت گرفته است، اعاده لازم ندارد، گرچه در صورت امکان برگشتن به مِنی و اعاده آن میباشد.
سؤال«567»- در مسأله سابق، کسانی که بعد از حلق و تقصیر مزبور به مکّه آمدهاند و اعمال مکّه از قبیل طواف و سعی و طواف نساء را انجام دادهاند و بعد متوجّه شدهاند که حلق و تقصیر در مِنی نبوده، آیا اعمال مکّه آنان صحیح است؟
,ج- در فرض مزبور، صحیح است، مگر آنکه از روی علم انجام داده که باید برگردد و اعمال مِنی را انجام دهد و بقیه اعمال را بعداً بهجا آورد.
سؤال«568»- کسی که سال قبل هم به حجّ مشرف شده و حلق را در خارج مِنی انجام داده است و امسال هم حلق را در خارج مِنی نموده، چه وظیفهای دارد، اگر اعمال مکّه را انجام داده، صحیح است یا خیر؟
,ج- حلق را در مِنی اعاده کند و یک حلق، کافی است و بعد، طواف و نماز و سعی سال قبل را اعاده کند و احتیاطاً طواف و نماز و سعی امسال را نیز بهجا آورد و بعد، یک طواف نساء و نماز انجام دهد و کفایت میکند، گرچه ظاهر این است که اِحرام برای عمره و حجّ امسال صحیح نبوده است.
سؤال«569»- اگر در موردی که حاجی باید حلق کند بهجای حلق، تقصیر کرده است، وظیفهاش
چیست؟ آیا کفاره دارد یا نه؟
,ج- اگر جاهل به مسأله بوده، کفاره ندارد و در فرض علم، احوط است و در فرض مسأله بنابر احتیاط باید حلق را انجام دهد و چنانچه اعمال مکّه را بهجا آورده، اعاده کند.
سؤال«570»- کسی که سال دوم حجّ او است و سال قبل برای خودش حجّ نموده و حلق کرده است و امسال به نیابت دیگری، حجّ بهجا میآورد، آیا در سفر دوم، حکم صروره را دارد که باید حلق کند یا تقصیر، کافی است؟
,ج- تقصیر، کفایت میکند.
سؤال«571»- شخصی در سال 60، نایب شخص دیگری شد، و برای اولین بار آمد مکّه و در مرز بین وادی محشر و مِنی، حلق نمود، به اعتقاد اینکه اینجا جزء مِنی است. یک سال بعد باز به مکّه مشرف شد، برای خودش به عنوان حَجَّةالاسلام، و در مِنی تقصیر نمود، به خیال اینکه حلق قبلی و اعمال
حجّ گذشته او صحیح بوده است. سال 65، باز به مکّه مشرف شد و به عنوان مافیالذِمه، مُحرِم شد، در این بین، متوجّه شد که حلق سال اول در خارج مِنی بوده است؛ به نظر شما کافی نیست که امسال حلق را در مِنی بهقصد مافیالذمه، انجام دهد و بقیه اعمال را نیز بهقصد مافیالذمه، بهجا آورد، آیا این کار کافی است یا نه؟
,ج- کفایت میکند و از منوبٌعنه واقع میشود، و باید حَجَّةالاسلام را اعاده کند بنابر احتیاط واجب.
سؤال«572»- اگر کسی مقداری از سر خود را با تیغ بتراشد و بقیه را ماشین کند، آیا جایز است و حلق صدق میکند؟ ضمناً بعد از ماشین، بقیه سر را نیز میتراشد.
,ج- تا حلق تمام نشده است، کوتاه کردن موی سر جایز نیست، و اگر تمام سر را تراشیده از حلق کافی است.
سؤال«573»- کسی که فقط میتواند وقوفین اضطراری را درک کند و برای بقیه اعمال خود، نایب میگیرد، آیا میتواند حلق را در غیر از مِنی انجام دهد؟
,ج- باید در مِنی، حلق کند و حلق در غیر مِنی کافی نیست، مگر آنکه نتواند به مِنی برود.
سؤال«574»- شخصی دو موضع در سرش شکسته است. ممکن است که حلق روز عید باعث پاره شدن پوست گردد، اگر تقصیر نماید، مُجزی است یا وظیفه دیگری دارد؟
,ج- اگر امید خوب شدن در حدّی که بتواند حلق را تمام نماید، تا آخر ایّام تشریق دارد، تأخیر بیندازد، و همچنین اعمال مترتبه را و اگر امید ندارد یا پس از تأخیر، خوب نشد، احتیاط آن است که هر مقدار سر را میتواند بتراشد و حلق را مقدم بدارد و تقصیر هم بکند.
سؤال«575»- شخصی سال گذشته، قربانی و حلق
را در غیر مِنی (خارج از منی) انجام داده و پس از خاتمه اعمال، به ایران برگشته است و امسال نیز به مدینه مشرف شده و قصد حجّ دارد؛ بفرمایید که وظیفه او چیست؟ و آیا میتواند برای خود یا دیگری حجّ بهجا آورد یا نه؟
,ج- بعید نیست که از اِحرام خارج شده و حجّ سابق، صحیح باشد، ولی باید اعمال مترتبه را قبلاً انجام دهد شخصاً یا نایب بگیرد سپس حجّ را به جا بیاورد.
سؤال«576»- در روز عید قربان که حاجی باید حلق کند و از طرفی تراشیدن و کَندن مو بر مُحرِم حرام است، آیا حجّاج باید بعد از تقصیر افرادی که مُخَیَر بین حلق و تقصیر هستند، از وجودشان برای حلق استفاده کنند یا در آن وقت برای شخص، جایز است که سر خود را بتراشد، آیا فرق است بین تراشیدن سر خود و تراشیدن سر دیگری، در هر حال تکلیف شرعی او چیست؟
,ج- خودش میتواند خود را حلق کند و میتواند به کسی که از اِحرام به حلق یا تقصیر خارج شده است، واگذار کند که او را حلق نماید، اگر کسی که از اِحرام خارج نشده باشد، او را حلق کند، کفایت کردن آن خالی از اشکال نیست.
سؤال«577»- کسی که در حجّ، وظیفهاش سر تراشیدن است و از اول میداند که با تیغ کشیدن، سرش خون میآید، بفرمایید که آیا سرش را باید بتراشد یا نه؟
,ج- باید سر را بتراشد.
سؤال«578»- در مَناسِک آمده است: «کسی که سال اول حجّ او باشد، بنابر احتیاط واجب باید سر خود را بتراشد»، آیا میتوان در این احتیاط واجب به دیگری رجوع کرد؟
,ج- حکم سایر احتیاطات را دارد، لکن چون امر مهمی است، این احتیاط را مراعات کنید.
سؤال«579»- کسی که حلق را فراموش کرده و به
ایران بازگشته است، وظیفه او چیست؟
,ج- باید حلق و اعمال مکّه مترتبه بر حلق را انجام دهد، و اگر نمیتواند، خودش به مکّه برود، در محل خودش حلق کند و لازم است که موی خود را به مِنی بفرستد و برای اعاده اعمال مکّه، نایب بگیرد.
سؤال«580»- کسی که وظیفه او حلق است، ولی از حلق، معذور است، وظیفه او چیست؟
,ج- در این مورد لزوم و کفایت تقصیر، بعید نیست.
سؤال«581»- اگر کسی قربانی را از روی عمد تأخیر بیندازد، آیا میتواند حلق و یا تقصیر نماید و یا باید حتماً بعد از قربانی باشد؟
,ج- باید حلق را بعد از قربانی انجام دهد، بنابر احتیاط.
سؤال«582»- شخصی در روز عید قربان در حال رَمیِ جَمَره عَقَبه، پول خود را گم کرد و چون پول برای هدی نداشت، آن را مبدل به روزه کرد و تصمیم دارد
بعد از ایّام تشریق، شروع به سه روز روزه نماید؛ آیا چنین شخصی تقصیر یا حلق را سه روز روزه انجام دهد یا همان روز عید، حلق یا تقصیر نماید؟
,ج- میتواند روز عید، حلق یا تقصیر نماید.
سؤال«583»- شخصی که صروره نیست و میتواند تقصیر کند، آیا اگر ریش بتراشد، صرف نظر از حرمت، این کار کفایت از تقصیر میکند یا نه؟
,ج- کفایت نمیکند.
سؤال«584»- عصر عید قربان بعد از هدی که دوستان، سر میتراشیدند و من هم به این فکر که باید سر را بتراشیم، رفتم و سر خود را تراشیدم، و نگفتم که سر میتراشم برای حجّ تمتّع، فقط سرم را تراشیدم، در این صورت وظیفه من چیست؟
,ج- اگر سر را به عنوان این که وظیفه شما سر تراشی است و از اعمال حجّ است، تراشیدهاید، صحیح است هرچند نیّت را نگفته باشید.
سؤال«585»- چون من از سر تراشیدن بدم میآید، آیا میتوانم بهجای سر تراشیدن، تقصیر کنم و آیا آن کار گناهی هم دارد یا نه؟
,ج- در سفر اول در مِنی باید سر بتراشد علی الاقوی و اگر نتراشید، گناه کردهاید، ولی خروج از اِحرام با تقصیر، خالی از وجه نیست.
سؤال«586»- حاجی در محل ذبح، بعد از قربانی، فوراً تقصیر کرده که دچار تطهیر نجاست بدن و لباس اِحرام نگردد و بعد از رسیدن به چادر، حلق کند، از یک طرف صروره است و از طرفی در حلق، قصد اِحلال نکرده است، تکلیفش چیست؟
,ج- تقصیر در صورت جهل، کفاره ندارد و حلق را اگر بهقصد قربت و به حساب یکی از اعمال، انجام داده، کافی است وگرنه باز هم حلق لازم است، ولی اگر نکرد، خروج از اِحرام بواسطه تقصیر، بعید به نظر نمیرسد.
سؤال«587»- شخصی که در حجّ، مُخیر بین حلق
و تقصیر بوده است، حلق را انتخاب کرده و مشغول حلق میشود. بعد از این که مقداری از سر را حلق کرد، پشیمان میشود و میخواهد که حلق را قطع کرده و با تقصیر، از اِحرام خارج شود. بفرمایید که آیا در این صورت باز هم تَخییر باقی است و این مرد با تقصیر، از اِحرام خارج میشود یا اینکه حلق، متعین شده و باید حلق را تمام کند؟
,ج- تخییر باقی است و میتواند با تقصیر از اِحرام خارج شود.
سؤال«588»- شخصی در حجّ، مُخیر بین حلق و تقصیر بود و حلق را اختیار کرد، ولی به جای تیغ، سرش را با ماشین تهزن، ماشین کرد. آیا کفایت میکند؟
,ج- حلق کردن با ماشین تهزن، کفایت از حلق نمیکند.
سؤال«589»- کسی که در حجّ، نایب دیگری است، گرچه نایب سال اول او نیست، ولی منوبٌعنه
تاکنون حجّی بهجا نیاورده است، آیا باید حلق کند؟
,ج- نایب باید طبق وظیفه خود عمل کند و تقصیر هم کفایت میکند، گرچه احتیاط در حلق است.
سؤال«590»- کسی که واجب است حلق را اعاده کند، چه تکلیفی دارد؟
,ج- تیغ را به سر بکشد، کفایت میکند.
سؤال«591»- کسی که عمره مفرده انجام میداد، بدون این که تقصیر کند، طواف نساء را بهجا آورد؛ وظیفه او چیست؟ آیا عمره او باطل است یا نه؟
,ج- عمره باطل نمیشود، ولکن باید بعد از تقصیر، طواف نساء را اعاده نماید و بدون آن حرمت نساء باقی است.
سؤال«592»- اینجانب حدود شانزده سال قبل، نیابتاً به مکّه معظمه مشرف شده و در مِنی چون سفر اول بوده است و میدانستهام که طبق تقلید حضرتعالی باید در سفر اول، حلق کنم و نمیدانستم
که ماشین تهزن با تیغ فرق دارد و بهجای تیغ با ماشین تهزن، سر خود را تراشیدم و بعد از آن سفر هم دو سفر دیگر مشرف شدم و در سفرهای بعدی سر خود را ماشین نموده و ناخن هم گرفتهام، لطفاً بفرمایید که در سفر اول که بهجای تیغ با ماشین، سرم را تراشیدم، در مقابل این کار وظیفهام چیست؟ آیا این عمل سفر اول در سفرهای بعدی خللی وارد آورده یا ذِمِهام بَری شده است؟
,ج- شما در صورت امکان باید به مکّه بروید و در مِنی حلق کنید و بعد از آن طواف و نماز و سعی نساء و نماز آن را بهجا آورید و در این اعمال، نیّت اتمام حجّ سفر اول را بکنید و بعد از آن چیزی بر شما نیست، اگر خودتان نمیتوانید بروید یا رفتن برای شما حَرَجی است، در محل خود حلق کنید و در صورت امکان باید موی آن را به مِنی بفرستید و در بقیه اعمال فوق، نایب بگیرید و نسبت به دو سفر دیگر که آیا صحیح و کافی بوده یا نه احتیاط را مراعات نمایید.
سؤال«593»- آیا شخص، قبل از ذبح قربانی به صِرف خرید آن میتواند حلق کند؟
,ج- تا قبل از انجام قربانی، حلق کردن جایز نیست.
سؤال«594»- شخصی برای ذبح، نایب گرفته است؛ آیا بعد از آنکه اطمینان پیدا کرد که ذبح انجام شده است، میتواند حلق کند یا باید صبر کند تا نایب بیاید و به او خبر ذبح شدن را بدهد؟
,ج- اگر اطمینان پیدا کند که نایب، ذبح را انجام داده است، حلق مانعی ندارد.
سؤال«595»- کسی که قبل از ذبح قربانی به گمان اینکه قربانی را ذبح کردهاند، حلق کرده است، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر اطمینان به ذبح پیدا کرد و حلق را انجام داد و سپس خلاف آن آشکار شد، حلق او صحیح است و نیازی به اعاده نیست.
سؤال«596»- چند سالی است که دولت عربستان
با همکاری بانک توسعه اسلامی، مَسلَخهای جدیدی در خارج از مِنی احداث نموده که در نتیجه مذبوحات حجّاج در آنها انجام و با روشهای جدید، منجمد میشود و گوشت آنها جهت استفاده مسلمانان فقیر و کشورهای محروم اسلامی ارسال میگردد. ولی شیعیان به جهت محدود بودن این مَسلَخها و فراهم نبودن شرایط و لزوم مراعات ترتیب بین اعمال روز عید، به ناچار در همان مَسلَخهای قدیمی که آنها نیز خارج از مِنی میباشند، ذبح میکنند، در نتیجه گوشت بسیاری از این قربانیها تلف میشود (سوازانده و از بین میرود). علاوه بر این، عَرضه حیوانهای دارای شرایط در مَسلخهای قدیم، بسیار کمتر از مَسلَخهای جدید است و نیز به دلیل ازدحام زیاد آنجا در عصر روز عید، بسیاری از شیعیان عمداً ذبح را تا روز یازدهم تأخیر میاندازند. حال با این توصیف، چنانچه زائران مُلزَم به رعایت ترتیب در اعمال مِنی نباشند، بدین معنی که بتوانند قبل از
رَمی، قربانی و سپس حلق و تقصیر کنند، از اِحرام خارج شوند و یا سازمان حجّ و زیارت به نیابت آنان از صبح روز دهم، ذبح را انجام دهد، با توافق به عمل آمده با کشور عربستان میتوان گوشتهای قربانی را به ایران حمل و میان فقرا توزیع نمود. مستدعیست که نظر مبارک خود را در این خصوص مرقوم فرمایید؟
,ج- بنابر احتیاط باید ذبح، بعد از رَمی انجام گیرد و باید حلق نیز بعد از قربانی باشد و تخلّف عمدی این ترتیب، جایز نیست و اگر قربانی در روز عید انجام نگیرد، در روز عید، حلق کنند و از اِحرام خارج شوند و سپس روز یازدهم، قربانی کنند.
سؤال«597»- حلق یا تقصیر در شب، چه حکمی دارد؟
,ج- بنابر احتیاط واجب باید حلق در روز باشد و در شب، جایز نیست و تأخیر آن از روز عید، خلاف احتیاط است.
سؤال«598»- کسی که خارج از مِنی، حلق کرده است، آیا میشود در غیر ماه ذیالحجّة اعاده کرد و آیا پوشیدن اِحرام لازم است؟
,ج- اگر حلق در خارج مِنی از روی جهل یا غفلت و یا عدم امکان ذبح و حلق در مِنی بوده باشد، نیازی به اعاده ندارد، گرچه اگر امکان دارد، برگردد به مِنی و اعاده کند و لازم نیست در ماه ذیالحجّه باشد و پوشیدن اِحرام نیز ضرورت ندارد.
سؤال«599»- اَفضل، حلق است یا تقصیر؟
,ج- حلق، اَفضل است.
سؤال«600»- کسانی که مو را روی سر خود کاشتهاند، در مورد حلق چه وظیفهای دارند؟ در وضو و غسل وظیفه آنها چیست؟
,ج- در صورتی که حلق برای او موجب حَرَج نباشد، باید حلق کند و إلّا باید تقصیر کند و یک گوسفند کفاره بدهد و در وضو نیز فرق خود را باز کند و
بیخ مو را مسح بکشد و در غسل هم موها را بشوید به گونهای که پوست سر، خیس شود.
سؤال«601»- گاهی مشاهده میشود که بانوان، پس از سعی، برای تقصیر، موی خود را میچینند و بدین سبب موهای آنها ظاهر میشود و نامَحرَم میبیند. لطفاً نظر مبارک را مرقوم فرمایید و آیا به اعمال آنها ضرر میزند؟
,ج- به صحّت اعمال آنان ضرری نمیرساند، امّا نشان دادن مو به نامَحرَم، حرام است و باید ترک شود.
سؤال«602»- کسی که در فاصله کمتر از یک ماه، که عمره مفرده انجام داده و به مدینه برگشته و بار دیگر قصد رفتن به مکّه دارد، آیا میتواند بدون اِحرام از میقات بگذرد و عمره مفردهای نیز بهجا نیاورد؟
,ج- بله میتواند.
سؤال«603»- شخصی بعد از انجام عمره تمتّع مریض و از انجام حجّ، منصرف شد و به ایران رفت و در مکّه کسی را وکیل کرد که برای فراغ ذِمّه او اقدام نماید. وظیفه در این مورد چیست؟ آیا مُحَرَمات اِحرام برای چنین شخصی حرام است؟
,ج- در فرض مسأله چنانچه سال اوّل استطاعت او بوده است و در اثر مرض از قدرت انجام حجّ مباشرتاً یا بِالاستنابه افتاده باشد، در این صورت وجوب حجّ بر او موقوف است، به بقاء استطاعت تا سالهای بعد؛ ولی در صورتی که سال اول استطاعت نبوده و حجّ بر او از قبل واجب بوده است، چنانچه مأیوس از خوب شدن باشد، باید در همان سال و اگر خوب نشد، سال بعد برای حجّ و عمره تمتّع نایب بگیرد، در صورتی که مأیوس از خوب شدن نباشد، نایب نمیتواند، بگیرد و باید خودش حجّ و عمره تمتّع را مجدداً انجام دهد، و در هر صورت فعلاً از اِحرام خارج و مُحَرَمات اِحرام بر او حلال شده است.
سؤال«604»- شخصی که بعد از عمره تمتّع، دیوانه شده، آیا لازم است که او را برای حجّ، مُحرِم کنند و وظیفه چیست؟
,ج- لازم نیست و بر دیوانه تکلیفی نیست.
سؤال«605»- اگر فاصله بین دو عمره، کمتر از ده روز باشد فرمودهاید: «باید عمره دوم را بهقصد رجاء بهجا آورد»، آیا فرقی هست بین دو عمره مفرده از خود شخص و بین دو عمره مفردهای که هر دو یا یکی از به نیابت از دیگران باشد یا نه؟
,ج- برای خود اگر باشد، رعایت فاصله لازم است و إلّا اگر یکی برای دیگری یا هر دو چنین باشد، رعایت این شرط لازم نیست، البته در سابق، ذکر شده است که اگر مقدار فاصله کمتر از ده روز است نه یک ماه، باید بهقصد رجاء آورده شود.
سؤال«606»- مراد شما از ده روز که باید بین دو عمره فاصله باشد، ده روز کامل است، یعنی اینکه اگر روز اول در میان ظهر، عمره تمام شده، باید عمره بعدی روز یازدهم بعد از ظهر انجام شود و یا آنکه روز دهم میتواند، عمره دوم را انجام دهد؟
,ج- احتیاطاً ده روز که تمام شد، عمره بعدی را
شروع کند.
سؤال«607»- اگر بین دو عمره کمتر از ده روز فاصله باشد، باید عمره دوم را بهقصد رجاء انجام دهد. چنانچه عمره دوم، نیابت باشد، نایب میتواند برای آن اُجرت بگیرد یا خیر و چنانچه بر منوبٌعنه انجام عمره مفرده، واجب باشد، کفایت میکند یا خیر؟
,ج- لازم نیست و اُجرت گرفتن او بلا اشکال است.
سؤال«608»- انجام عمره در ماههای حجّ، پیش از عمره تمتّع جایز است یا خیر؟ و در این مسأله فرقی بین صروره و غیر صروره هست یا نه؟
,ج- مانعی ندارد و فرق نمیکند، اگر رعایت فصل به ده روز را بنماید.
سؤال«609»- شخصی اعمال عمره تمتّع را به پایان برده است و اکنون نمیتواند حجّ تمتّع بهجا آورد؛ مثلاً برای خدمت به حجّاج، از سوی سازمان
حجّ و زیارت به حجّ آمده و اکنون سازمان مذکور، او را مأمور کرده است که در ایّام تشریق در مکّه بماند؛ وظیفهاش چیست؟
,ج--تا مُضطَر نشده است، باید به حجّ ادامه دهد و ولی در صورت اضطرار، عمره تمتّع او مبدل به مفرده میشود و باید طواف نساء را هم انجام دهد و اگر حجّ تمتّع واجب بر ذِمِهاش بوده، لازم است که در سالهای آینده بهجا آورد.
سؤال«610»- همچنان که عمره مفرده را قبل از عمره تمتّع ولو با کمتر از فاصله شدن ده روز، تجویز فرمودهاید، آیا بعد از عمره تمتّع هم با کمتر از ده روز فاصله تجویز میفرمایید، یا باید رجاءً انجام شود؟
,ج- قصد رجاء، در این مقدار لازم نیست.
سؤال«611»- بعضی از مراجع معظم فرمودهاند: «خدمهای که میخواهند به مکّه بروند و از مکّه خارج شوند، در صورت خارج شدن از مکّه، اگر فقط به جَدّه میروند، برای ورود به مکّه در مرتبه دوم و سوم
و بعد از آن اِحرام، واجب نیست، ولی اگر به مدینه بروند و از آنجا بخواهند به مکّه بروند، باید در مسجد شجره، مُحرِم شوند برای عمره مفرده دیگر چنانچه میسر است»، نکته علمی فرق میان جَدّه و مدینه را بیان فرمایید؟
,ج- در اینجا فرق ندارد.
سؤال«612»- خدمه کاروانها که پس از انجام عمره تمتّع باید به عرفات و مِنی بروند، برای دیدن چادرها و کارهای دیگر برگردند به مکّه، وظیفه آنان چیست؟
,ج- جایز نیست که از مکّه خارج شوند مگر در مورد ضرورت و در این صورت باید برای حجّ، مُحرِم شوند و بیرون بروند، ولی اگر اِحرام برای آنان حَرَجی باشد و رفتن عرفات و مِنی بر آنان ضرورت دارد، میتوانند بدون اِحرام به آنجا بروند.
سؤال«613»- آیا بین عمره تمتّع و حجّ تمتّع،
ماشین کردن سر جایز است؟
,ج- ماشین کردن مانعی ندارد، ولی بنابر احتیاط، نباید سر را بتراشد، و از ماشین کردنی که مثل تراشیدن است، باید اجتناب شود.
سؤال«614»- بین عمره تمتّع و حجّ تمتّع که جایز نیست سر را بتراشد، آیا سر تراشیدن، کفاره دارد یا خیر؟
,ج- کفاره، یک گوسفند ثابت است و بنابر احتیاط در جاهل یا ساهی نیز لازم است
سؤال«615»- کسی که از کارمندان سازمان حجّ است و به ناچار باید بعد از عمره تمتّع و قبل از حجّ از مکّه خارج و به عرفات برود، با توجّه به اینکه حجّ او نیابتی است، آیا لطمه به حجّ او نمیزند؟
,ج- ضرر به حجّ و نیابت نمیزند، ولی در صورت امکان باید مُحرِم شود به اِحرام حجّ و از مکّه خارج شود، علی الاحوط.
سؤال«616»- بعضی از حجّاج، منزلشان از مکّه
خارج است، بعد از عمره تمتّع و قبل از اِحرام به حجّ تمتّع، خارج شدن آنان از مکّه چه حکمی دارد؟
,ج- برای این اشخاص، خارج شدن از مکّه اشکال ندارد، چون منزلشان عرفاً یا جزء مکّه یا از توابع و نواحی آن است.
سؤال«617»- اخیراً خط کمربندی در اطراف مکّه از پای جبلالنور و جبل ثور میگذرد، که غار حرا و غار ثور در این دو جبل است، بین عمره و حجّ رفتن برای زیارت این دو مکان مقدس، چه حکمی دارد؟
,ج- حکم کلی مسأله معلوم است که اشکال ندارد، همان گونه که در مسأله قبل نیز بیان شد.
سؤال«618»- خروج از مکّه برای کسی که عمره تمتّع انجام داده، برای کار غیر ضروری جایز است یا نه، و ملاک ضرورت چیست؟
,ج- جایز نیست، ملاک ضرورت، عرف است.
سؤال«619»- در عمره تمتّع استحبابی، آیا میتوان
حجّ را انجام نداد؟
,ج- لازم است که بعد از عمره تمتّع، حجّ تمتّع نیز بهجا آورده شود.
سؤال«620»- یکی از کارمندان سازمان حجّ و زیارت که بیش از یک ماه در مکّه بوده و همین مدّت از عمره قبلی او گذشته، برای کاری به جَدّه میرود و در برگشت، بدون اِحرام وارد مکّه میشود؛ وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر جاهل مقصر باشد، مرتکب گناه شده است، که نوعاً چنین است و نسبت به اعمال بعد، به وظیفه خود عمل نماید.
سؤال«621»- کسی که حجّش بدل به اِفراد شده است و باید بعد از حجّ، عمره مفرده بهجا آورد، اگر سال بعد که به حجّ برود، بعد از اعمال حجّ، عمره مفرده را بهجا آورد، کافی و مُجزی است یا نه؟
,ج- احوط آن است که تا عمره مفرده را انجام نداده، برای عمره و حجّ دیگر مُحرِم نشود، هرچند اگر خلاف کرد، ضرر به صحّت عمره و حجّ او نمیزند.
سؤال«622»- تأخیر عمره مفرده در حجّ اِفراد تا چه وقتی بلاعذر، جایز است؟
,ج- عرفاً باید مبادرت نماید، علیالاحوط تأخیر نشود.
سؤال«623»- در مواردی که حجّ تمتّع بدل به اِفراد میشود، چنانچه شخص، بعد از اعمال مِنی به جهت بیماری یا عذر دیگر یا از روی مسامحه، عمره مفرده را انجام ندهد و به وطن خود بازگردد، چه وظیفهای دارد؟ آیا حجّ او کفایت میکند؟
,ج- حجّ او صحیح است، امّا از حَجَّةالاسلام، کفایت نمیکند مگر این که بعد از حجّ، عمره مفرده را بهجا آورد و اگر خودش نتوانست انجام دهد، نایب بگیرد.
سؤال«624»- حدودی که برای عرفات و مُزْدَلَفه و مِنی مشخص شده است، جهت انجام مَناسِک، اعتبار دارد یا نه؟
,ج- چنانچه مورد اطمینان یا تصدیق اهل محل باشد، معتبر است.
سؤال«625»- کراهت صُعود به جبلالرحمه، آیا قبل از نیّت وقوف به عرفات است یا بعد از آن؟
,ج- در وقت وقوف، کراهت دارد که از جبل بالا رود.
سؤال«626»- شخصی وقوف اختیاری عرفات را
درک کرده و قبل از رفتن به مشعر، به حال اِغماء رفته است. بفرمایید که اگر به همین حال تا آخر اعمال، باقی باشد، وظیفه او چیست؟ و اگر بعد از اِغماء، او را به ایران آورده باشند، چه حکمی دارد؟ و نیز اگر بعد از ایّام تشریق در ماه ذیالحجّه به هوش بیاید، در مکّه باشد یا در ایران، چه باید کرد؟
,ج- با فرض اینکه عذر او فقط، اغما است، پس از بههوش آمدن اگر ممکن است، اعمال حجّ را اتمام کند، ولی در هر صورت، سال بعد، حجّ را اعاده کند، و برای اِحراز خروج از اِحرام، بعد از اتمام حجّ، عمره مفردهای اتیان نماید.
سؤال«627»- زنی که عادت ماهانهاش مثلاً شش روز بوده است، در حال عادت زنانه برای عمره تمتّع مُحرِم میشود، و در روز هشتم ذیالحجّه که روز ششم عادت او است پاک میگردد و غسل میکند و اعمال عمره تمتّع را انجام میدهد و برای حجّ تمتّع، مُحرِم میشود، ولی ظهر روز نهم در عرفه، لَک میبیند و
نمیداند که آیا ادامه دارد تا پس از ده روز، تا استحاضه حساب شود و اعمال قبلی او صحیح باشد، یا قبل از تمام شدن ده روز از اول، عادت قطع میشود تا حکم حیض را داشته باشد، وظیفه او چیست؟ در همین فرض اگر در مَشعَر، لک دید، چه کند؟
,ج- عمل به احتیاط کند، راه احتیاط انجام اعمال بدون قصد تمتّع و اِفراد بلکه بهقصد مافیالذمه، با قربانی در مِنی و اتیان عمره مفرده بعد از آن است، چنانچه قصد تمتّع کرده و بعد از انجام بعضی اعمال، کشف خلاف شده، اکتفا به این حجّ نکند.
سؤال«628»- در فرض مسأله فوق اگر در عرفات یا مَشعَر، لک دید و همان وقت یقین پیدا کرد که خون حیض است و قبلاً پاک نبوده است، باید چه کند، با توجّه به اینکه وقت وقوفین اختیاری و یا اضطراری آن باقی است، ولی وقت برگشتن به مکّه و
انجام اعمال عمره تمتّع را ندارد؟
,ج- مورد عدول به اِفراد است.
سؤال«629»- وقوف اضطراری عرفه آیا از اول شب تا طلوع فجر است، یا طلوع آفتاب؟
,ج- وقوف اضطراری عرفه در شب عید است، (شب تا طلوع فجر است.)
سؤال«630»- بنده چون مسئول گروه حجّ بودم به استناد وظیفهام که مراقبت از بیماران و عاجزهای گروه بود، وقوف اضطراری انجام دادم، لطفاً وظیفه شرعی اینجانب را بیان فرمایید؟
,ج- همراه عاجز بودهاید که لازم بوده با آنان باشید و آنان از وقوف اختیاری معذور بودهاند، برای شما هم اشکالی نداشته، ولی اگر نایب کسی شدهاید، نیابت شما درست نبوده است. مگر آنکه عذری عارض شده باشد که در این صورت اگر به وظیفه عمل کنید، نیابتش هم صحیح است.
سؤال«631»- زنی در عرفات، در روز نهم، دیوانه
شد، او را به بیمارستان بردند و تا آخرین وقتی که میتوانستند همراهان او در مکّه بمانند باقی ماندند، خوب نشد؛ آیا شوهرش که با او است میتواند برای او نایب بگیرد، و یا خودش بقیه اعمال را انجام دهد؟
,ج- مجنون تکلیف ندارد و نمیتوانند برای او نایب بگیرند و اگر عاقل شد، حکم اشخاص مُحرِم را دارد.
سؤال«632»- اگر کسی نیّت وقوف نکند، امّا همراه مردم باشد و اگر از او بپرسند چه کار می کنی؟ بگوید: مناسک حجّ را قربة الی اللّه انجام میدهم، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر قصد او این باشد که اعمال و مناسک حجّ را طبق آنچه که وظیفه است و همه مردم انجام میدهند، انجام دهد، صحیح است.
سؤال«633»- اگر کسی بعد از ظهر روز عرفه به عرفات برسد و به مقدار یک ساعت یا دو ساعت
تأخیر داشته باشد، چه حکمی دارد؟
,ج- تأخیر به مقدار یک ساعت از زوال ظهر روز نهم مانعی ندارد، امّا بیشتر نباید تأخیر بیفتد.
سؤال«634»- عدّهای در شب دهم ذیالحجّه عازم مَشعَر بودند، از افرادی که آنجا بودند، سؤال نمودند که مَشعَر کجا است؟ جواب دادند اینجا است. اطمینان پیدا کردند که مَشعَر است، نیّت بیتوته و قصد وقوف کردند. بعد که وقت اضطراری مَشعَر هم گذشته بود، معلوم شد که مشعر نبوده است. نسبت به باقی اعمال حجّ امسال و سال آینده وظیفه چیست؟
,ج- احتیاطاً این حجّ را اتمام کنند، و بعد از آن اعمال عمره مفرده انجام دهند، ولی در صورت استقرار حجّ یا بقاء استطاعت، سال بعد، حجّ را اعاده کنند.
سؤال«635»- اگر به گفته مدیر گروه که میگوید: درک وقوف اختیاری مَشعَر برای او مشکل است و نمیتواند آن را درک نماید، اعتماد کند و وقوف
اختیاری را ترک نماید، آیا اشکالی ندارد؟
,ج- اگر برای خود شخص، یقین یا اطمینان از گفته مدیر حاصل شده است، کفایت میکند.
سؤال«636»- خدمهای که با زنها، قبل از طلوع فجر به مِنی میروند، ولی خود را قبل از طلوع آفتاب به مَشعَر میرسانند و وقوف رُکنی مَشعَر را درک میکنند، آیا نیابت آنان صحیح است یا نه؟
,ج- اگر از ذویالاعذار که عارض شده بر او عذر، صدق کند، حجّ نیابی او صحیح است و همچنین حجّ از ذِمّه منوبعنه ساقط میشود، ولی در اُجرت باید مصالحه شود، گرچه احتیاط در مورد دوم که اعاده حجّ بر منوبعنه باشد، مطلوب است.
سؤال«637»- کسی که نمیدانسته وقوف اختیاری مَشعَر بین طلوعین است، پس از آن، وقوف اضطراری را درک کرد، وظیفه او چیست؟
,ج- اگر جهل او قصوری و عذری باشد نه تقصیری،
و ترک وقوف اختیاری از روی عذر شده باشد، مانعی ندارد.
سؤال«638»- شخصی وقوف عرفات و مقداری از وقوف لیلی مشعر را درک کرده و عمداً قبل از طلوع فجر رفته است به مِنی، برای بردن اثاث و کار دیگری، و قصد داشته است که مجدداً به مَشعَر برگردد، ولی در مِنی خوابش برده است، وظیفه چنین حاجی چیست؟
,ج- با فرض اینکه ترک اختیاری مشعر، عمدی نبوده، در فرض مرقوم، اضطراری کافی است و نیابت هم صحیح است اگر شب نیّت وقوف کرده باشد.
سؤال«639»- جمعی از حجّاج، پول روی هم میگذارند و کسی با پول مشترک برای همه آنان تعدادی گوسفند میخرد و در وقت ذبح، هر گوسفند را برای یک نفر، قصد میکند و قربانی میکند. آیا این ترتیب ذبح، اشکال دارد یا خیر؟ آیا در صورت تفاوت گوسفندان در قیمت، با اینکه همه به یک اندازه پول دادهاند، چه وضعی پیدا میشود؟
,ج- اگر صاحبان پول راضی باشند، اشکال ندارد.
سؤال«640»- کسانی که گوسفند خود را به غیر مؤمن دادهاند و او ذبح نموده است و بعد، حلق و
اعمال مترتبه را انجام دادهاند و بعد متوجّه شدهاند، وظیفه آنان چیست؟
,ج- اعاده لزومی ندارد، ولی حلق و اعمال مترتبه صحیح است.
سؤال«641»- کسی قربانی را به غیر مؤمن داده و او کشته است و بعد متوجّه شده و در عین توجّه عمداً بدون تجدید قربانی، حلق کرده و اعمال مترتبه بر حلق را انجام داده، آیا محل شده است یا نه؟ آیا باید قربانی بکند یا همه اعمال را اعاده نماید؟
,ج- به نظر ما ذابح باید مسلمان باشد و لذا ذبح، کفایت میکند و اعمال مترتبه هم صحیح است.
سؤال«642»- آیا ذبح در مَسلَخ جدید، کفایت میکند؟
,ج- ذبح در مسلخ جدید، مُجزی است.
سؤال«643»- آیا در شرایط قربانی، تحقّیق لازم است که یقین به بودن شرایط، حاصل شود یا لازم
نیست؟
,ج- در شرایطی که مربوط به نقص عارض بر حیوان، بعد از تمام بودن آن است، مثل خصی نبودن یا معیوب نبودن حیوان، تفحص لازم نیست و در صورت شک، میتواند بدون تحقّیق ذبح کند، ولی در شرایطی مثل سن حیوان یا مسلمان بودن ذابح، لازم است که یقین حاصل شود.
سؤال«644»- در مکّه، جیب کسی را زدند و پولش را بردند. شکایت کرد و بعد از طیّ مراحل قانونی، حاکم آنجا حکم کرد که پولش را از دزد بگیرند و به او بدهند؛ آیا جایز است پول را بگیرد و گوسفند قربانی را با آن بخرد یا نه؟
,ج- اگر میداند که پول خود او است، مانعی ندارد.
سؤال«645»- شخصی بدون گرفتن وکالت در ذبح، از طرف عیالش یا شخص دیگری، قربانی مینماید، به این خیال که اذن فحوی از او دارد و
مطمئن است که وقتی به عیالش یا رفیقش بگوید، من در قربانگاه برای تو قربانی کردهام، او راضی است و خوشحال هم میشود، این نحو قربانی کافیست یا نه؟
,ج- کافی نیست مگر او را وکیل کرده باشد.
سؤال«646»- روز عید، بعضی اشخاص به قربانگاه میروند و بدون اینکه در قربانی، نیابت داشته باشند، خودشان برای رفقایشان قربانی میکنند. آیا این قربانی کافی است یا نه؟ اگر کافی نیست، پول قربانی به عهده چه کسی است؟
,ج- کفایت نمیکند، پول از مال کسی خارج میشود که خرج کرده است، مگر آنکه غروری در بین باشد.
سؤال«647»- در قربانگاه، حجّاج و صاحب گوسفند، یک قراری با هم میگذارند که هر چند رأس گوسفندی که میخواهند، هر یکی به فلان مبلغ و نام میبرد، حاجی هم قبول میکند و یکی یکی را به نیّت
افرادی که وکالت دارد میکشد، بعد میرود با صاحب گوسفند حساب میکند، آیا در قربانی اشکالی نیست؟
,ج- اشکال ندارد.
سؤال«648»- در قربانگاه، ده نفر حاجی با صاحب گوسفند، قرار میگذارند که ده گوسفند را جدا میکنیم و قربانی میکنیم از قرارِ یکی دویست ریال سعودی مثلاً؛ در این بین چند نفر دیگر از رفقای آنان میآیند و بدون قرار جدید با صاحب گوسفند، به تعدادشان گوسفند، قربانی میکنند و بنا دارند که بعد از قربانی، طبق قرار داد سایر افراد، به صاحب گوسفند، پول بدهند؛ آیا قربانیهای آنان درست است یا خیر؟
,ج- اگر یقین به رضایت صاحب گوسفند دارند، مانعی ندارد.
سؤال«649»- غیر مؤمنی مشغول سر بریدن قربانی بود. شخصی که برای او قربانی میشد، دست
گذاشت روی دست ذابح و فشار میداد در بردن و آوردن چاقو، به نحوی که بریدن سر گوسفند به هر دو اسناد داده میشد؛ آیا این قربانی صحیح است؟
,ج- صحیح است چون به نظر ما مسلمان بودن ذابح کافی است.
سؤال«650»- در روز عید قربان، معمولاً در هر کاروانی چند نفر برای قربانی، از طرف دیگران نایب میشوند و میآیند قربانگاه؛ اگر کسی شک کند که برای فلان شخص هم قربانی کردم یا نه، وظیفه نایب چیست؟
,ج- باید قربانی کند.
سؤال«651»- آیا ذبح با کاردهای استیل که معلوم نیست آهن است یا نه چگونه است ؟
,ج- با هر فلز برندهای صحیح است.
سؤال«652»- اگر انسان مریض نتواند که در حجّ تمتّع قربانی کند و به دیگری نیابت دهد و نایب و
وکیل هم فراموش کند و در مدینه یا در ایران یادش بیاید که قربانی نکرده است، وظیفهاش چیست؟
,ج- بر حجّ او اشکالی نیست، ولی قربانی بر ذِمِهاش باقی است. باید در سال آینده در مِنی انجام دهد، و اگر در ماه ذیالحجّة فهمید، باید در صورت امکان در همان ماه، قربانی کند.
سؤال«653»- شخصی برای خود و نیابت افرادی به قربانگاه رفت و ده رأس گوسفند خرید و قربانی کرد. بعد از رسیدن به منزل، یقین پیدا کرد که پول 9 رأس گوسفند را داده است. وظیفهاش نسبت به پول یک رأسی که نداده چیست؟ ضمناً با مراجعه به قربانگاه، صاحب گوسفند را پیدا نکرد، آیا جایز است که در آن پول تَصرف کند و بعد از مراجعت به ایران، پول ایرانی به حاکم شَرع بدهد و یا صدقه بدهد یانه؟ و در صورتی که تصرف در آن جایز باشد، اکنون که به ایران برگشته، آیا باید ریال سعودی یا قیمت آن را به ارز دولتی یا ارز آزاد بدهد؟
,ج- احتیاط واجب آن است که آن را به حاکم شرع داده و حاکم شرع آن را صدقه دهد و قیمت آن را باید به ارز آزاد، به ریال پرداخت نماید.
سؤال«654»- شخصی قربانی نمیکند به اعتقاد اینکه گوشت گوسفند، تلف میشود و از آنان استفاده نمیشود و با همین کیفیت، تقصیر کرده است و اعمال حجّ را انجام میدهد؛ وظیفه او چیست؟
,ج- اگر جاهل بوده و فکر میکرده که عملش صحیح است، از اِحرام خارج شده، ولی قربانی بر ذِمّه او است و طواف و نماز را اعاده نماید علی الأحوط.
سؤال«655»- آیا مُحرِم میتواند که قبل از ذبح گوسفند خود، برای دیگری ذبح نماید؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«656»- اگر کسی مؤمن بودن ذابح را قبل از ذبح، اِحراز کرد و بعداً معلوم شد که خلاف بوده است، آیا آن قربانی کفایت میکند؟
,ج- کفایت میکند.
سؤال«657»- در صورت عدم وجود گوسفند سالم، آیا میتوان گوسفند مرضوضالخصیتین (گوسفندی که تخمهای آن را کوبیدهاند) را ذبح نمود؟
,ج- اگر غیر خصی و مرضوض، یافت نشود، ذبح خصی و مرضوض کافی است.
سؤال«658»- شخصی به اعتماد نایب خود در رَمی، ذبح کرده و حلق نموده است، بعد معلوم شده که نایب از جانب او رَمی ننموده است، آیا ذبح و حلق او صحیح است؟
,ج- کفایت نمیکند.
سؤال«659»- شخصی در قربانی، کسی را نایب خود کرد و پس از آن به دیگری نیابت داد، ولی شخص اولی، ذبح نمود؛ آیا صحیح است؟
,ج- اگر اولی را از وکالت، عزل نکرده، کافی است، مجردِ نیابت دادن به دومی، عزل اولی از نیابت
نیست.
سؤال«660»- شخصی با جهل به اشتراط مؤمن بودن ذابح، قربانی خود را به دیگری واگذار کرده که ذبح نماید. بعد از ذبح، متوجّه مسأله شده است؛ وظیفه او چیست؟
,ج- لازم نیست که دوباره قربانی کند، چون مؤمن بودن ذابح شرط نیست.
سؤال«661»- کسی را وکیل در قربانی نموده، آیا وکیل میتواند به دیگری وکالت دهد؟
,ج- اگر وکالت داده است که وکیل، خودش قربانی کند، نمیتواند به دیگری وکالت بدهد.
سؤال«662»- اگر ذبح قربانی شخصی توسط غیر مؤمن صورت گرفته باشد، آیا تکرار آن باید در ایّام تشریق باشد؟
,ج- ایمان شرطیت ندارد، فلذا تکرار قربانی، لازم نیست.
سؤال«663»- مُحرِمی که لباس اِحرامش بر اثر ذبح، نجس شده است، میتواند به مقداری که برای دیگران ذبح میکند، در لباس اِحرام نجس، باشد؟
,ج- در صورت امکان بنابر احتیاط واجب، لباس خود را تطهیر کند، اگر نکرد، ضرری به احرام یا ذبح نمیزند.
سؤال«664»- در مَناسِک نوشته که: «واجب است احتیاطاً که قربانی را از روز عید تأخیر نیندازند»، حالا اگر کسی بدون عذر تأخیر انداخت، به غیر از حرمت تکلیفی، عواقب دیگری هم دارد؟
,ج- قربانی او صحیح است، ولی باید ترتیب بین قربانی و حلق و اعمال مکّه مراعات شود.
سؤال«665»- بعد از قطع کردن رگهای چهار گانه، اگر گردن قربانی را در حالی که هنوز زنده است، قطع نمود، چه صورتی دارد؟
,ج- کار حرامی است، لکن ذبیحه، حلال است و کفایت از قربانی میکند.
سؤال«666»- میفرمایید: «اگر ذبح در مِنی تا آخر ذیالحجّه ممکن شود، باید ذبح را تأخیر بیندازد»، آیا اجازه میدهید که حلق را همان روز عید انجام دهد، یا باید حلق و تقصیر را تا بعد از قربانی تأخیر بیندازد، هر چند ده روز طول بکشد؟
,ج- بنابر احتیاط باید ترتیب، مراعات شود.
سؤال«667»- آیا حکم گوسفندی که تخمهای آن را کوبیدهاند، با گوسفندی که تخمهایش را تابیدهاند یکی است یا نه؟ و در هر صورت اگر تخمهای گوسفندی را تابیده باشند، آیا برای هدی مُجزی است یا نه؟ لطفاً نظر خودتان را بیان فرمایید.
,ج- اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که از آن استفاده نشود.
سؤال«668»- حیوانی را که برای هدی ذبح میکنند، اگر قطع اوداج اربعه بکنند و آن را رها نمایند و حیوان به خودی خود، پشت به قبله شود و یا بعد از اوداج اربعه، قبل از جان دادن، حیوان را روی
بقیه اجساد حیوانات ذبح شده، پرت نمایند و حیوان در اثر این کار، از قبله منحرف شود و در آن حال جان دهد، حکمش چیست؟
,ج- رو به قبله بودن، در حال قطع اوداج اربعه، کافی است.
سؤال«669»- اگر کسی پس از ذبح قربانی و انجام باقی مَناسِک و یا قبل از آن متوجّه شود که سن هدی کمتر از حدّ نصاب است، وظیفه چیست؟
,ج- اعاده لازم است.
سؤال«670»- اگر روحانی کاروان میداند که اِحرام او در روز عید، در مَسلخ، به خون آلوده میشود و به جهت اینکه روحانی است و باید بر اعمال حجّاج نظارت داشته باشد، مدّت چند ساعت، لباس اِحرام او خونآلود است. آیا با علم به نجس و طولانی بودن آن، تکلیف او چیست؟
,ج- اگر معذور از تبدیل یا تطهیر است، اشکال ندارد.
سؤال«671»- بعضی از محلههای جدید مکّه، در مِنی ساخته شده است. آیا در آنجا میشود قربانی نمود یا خیر؟
,ج- - اگر مِنی است، مانعی ندارد، ولی بدون احراز اینکه در مِنی است، صحیح نیست.
سؤال«672»- انسان شک میکند که در سال یا سالهای گذشته، ذابح قربانیاش مؤمن بوده یا نه، الآن وظیفهاش چیست؟
,ج- ایمان شرطیت ندارد، فلذا اعاده لازم نیست.
سؤال«673»- بعضی از مدیران کاروانها یا اشخاص دیگر که برای قربانی از اشخاص، پول میگیرند و احیاناً خودشان سر بریدن را یاد ندارند، لذا قربانیها را غیر مؤمن ذبح میکند؛ اولاً: آیا از منوبٌعنه مُجزی است یا نه، ثانیاً: آیا نایب، ضامن است یا خیر؟
,ج- کفایت میکند و نایب، ضامن نمیباشد.
سؤال«674»- قربانی در شب، برای کسی که در روز عید، موفق به قربانی نشده است، چه حکمی دارد؟
,ج- قربانی در شب اشکال ندارد.
سؤال«675»- قربانگاه فعلی در منطقه معیصم ساخته شده و خارج از مِنی تلقی میگردد. آیا جایز است که مُحرِم برای ذبح قربانی خود و یا دیگران با ماشین مُسَقَف به آنجا رفت و آمد نماید؟
,ج- ذبح در مکان فعلی، مُجزی است و رفتن به آن مکان، اگر خارج از مِنی باشد، با ماشین مُسَقَف اشکال دارد.
سؤال«676»- فُقَهای عظام فرمودهاند: «باید قربانی در مِنی ذبح شود و اگر نشد، نزدیک مِنی ذبح شود»، سؤال این است که با توجّه به وضع فعلی که گوشت قربانی در مِنی ضایع و اکثراً سوزانده میشود و نوعی اسراف و تبذیر به حساب میآید، آیا تکلیف حجّاج نسبت به قربانی و محل آن عوض نمیشود؟
,ج- تکلیف آن است که قربانی، در مِنی ذبح شود و حتیالمقدور توسط دولتهای اسلامی، برنامهای برای جلوگیری از اسراف ریخته شود، امّا در صورت تضییع هم باید در همان مکان، قربانی شود.
سؤال«677»- قربانی صحیح و کامل خریداری شده، ولی بعد از خرید و قبل از ذبح، معیوب شده، مثلاً: دُم او جدا شده است؛ آیا ذبح آن کفایت میکند؟
,ج- ذبح قربانی معیوب، کفایت نمیکند و مُجزی نیست.
سؤال«678»- چنانچه بِیضَتَین گوسفند را بسته باشند که در نتیجه از تولیدمثل، عاجز شده و بیضههای او کمی کوچکتر از معمول است، آیا برای قربانی، کفایت میکند؟
,ج- اگر صدق کوبیده شدن یا تابیده شدن بیضتین نکند، برای قربانی، کفایت میکند وإلّا باید
قربانی سالم را ذبح کرد.
سؤال«679»- شخصی گوسفند قربانی خود را خریده و صاحب گوسفند گفته است که سال او کامل است. پس از ذبح، شک میکند که کامل بوده یا خیر؟ وظیفه چیست؟
,ج- به شک خود اعتنا نکند و قربانی، صحیح است.
سؤال«680»- دو نفر پول دادهاند و نایب آنها دو گوسفند خریده و بدون اینکه تعیین کند که کدام را برای چه کسی میخرد و برای چه کسی ذبح میکند، هر دو را ذبح کرده است. آیا کفایت میکند؟
,ج- اگر در ابتدا نیّت کرده که مثلاً گوسفند اول برای نفر اول و دومی برای نفر دوم باشد، امّا در هنگام ذبح، توجّه نکند، کفایت میکند و إلّا کفایت آن بعید است.
سؤال«681»- شخصی برای قربانی، نایب بوده و روز عید، قربانی را خریده و برای ذبح آن تا شب
معطّل شده و از جهت جهل به مسأله، قربانی را شب ذبح کرده است؛ بفرمایید که آیا قربانی در شب، بَریءالذِمه میباشد؟ اگر باید اعاده شود، چه کسی ضامن است؟ اعمالی را که بعد از آن قربانی انجام داده، آیا صحیح است؟
,ج- ذبح در شب، کفایت نمیکند و باید اعاده شود و همان کسی ضامن است که در این مسأله، جهل داشته است و در این فرض، نایب، ضامن است و بنابر احتیاط باید اعمالی را که انجام داده است، دوباره اعاده شود.
سؤال«682»- اگر ذابح به علت جهل به مسأله یا سهواً شرایط ذبح را رعایت نکرد و قربانی، حرام شد، آیا کفایت میکند؟
,ج- اگر رعایت شرایط نشود، کفایت نمیکند و باید قربانی اعاده شود.
سؤال«683»- در فرض قبل اگر ذابح، نایب بوده و تَبَرُعاً یا با اَخذ اُجرت، ذبح را صحیح انجام نداده،
آیا ضامن است؟
,ج- نایب، ضامن است و اگر اُجرت گرفته است، باید آن را پس دهد و یا قربانی را به طور صحیح انجام دهد.
سؤال«684»- اگر ولیّ کودک، او را مُحرِم به اِحرام حجّ تمتّع کرد، خود نیز مُحرِم شد و تمکّن از دو قربانی نداشت، تکلیفش چیست؟
,ج- برای کودک، قربانی کند و خودش روزه بگیرد.
سؤال«685»- آیا جایز است که حاجی، پول قربانی خود را مصرف خرید سوغات کند و به جای قربانی، روزه بگیرد؟
,ج- جایز نیست و با این فرض، روزه کفایت از قربانی نمیکند.
سؤال«686»- بعضی از کاردها و چاقوها دندانه دارند، آیا ذبح با آنها صحیح است؟
,ج- اگر تیز باشد و از جنس استیل و یا فولاد و یا
فلز دیگر باشد، کفایت میکند.
سؤال«687»- در مَناسِک فرمودهاید: «وقت انجام اعمال حجّ تا روز یازدهم است و بعید نیست که تا آخر ماه ذیالحجّه، نیّت کند، درصورتی که وقت انجام مناسک حجّ تا روز یازدهم باشد، اگر تأخیر انداخت، چون مُحتَمل است ظرف وجوب منقضی شده باشد» آیا معصیت نموده است؟
,ج- معصیت نیست.
سؤال«688»- آیا بعد از انجام اعمال مِنی، قبل از انجام اعمال مکّه میتوان از مکّه خارج شد یا خیر؟
,ج- احتیاط واجب آن است که تا اعمال حجّ تمام نشده است، از مکّه خارج نشود.
سؤال«689»- آیا پیش از بهجا آوردن طواف نساء و بعد از انجام حلق و اعمال بعدی، تمام انواع تلذذ و تمتّع از زن، حرام است و یا اختصاص به جِماع دارد؟
,ج- از مَثَل جِماع و بوسیدن و لمس، باید اجتناب کرد، ولی از مطلق تَلَذُذ به احتیاط صحبت، اجتناب نماید.
سؤال«690»- شخصی در اثر سالمندی و ضعف، بعد از مراجعت از مِنی، قدرت بر طواف ندارد و باید او را با تخت، طواف دهند، امّا قبل از وقوفین، خودش میتواند در مُطاف، طواف کند. آیا جایز است که اعمال را مقدم دارد؟
,ج- بنابر احتیاط باید جمع کند بین طواف قبل از وقوفین و انجام طواف با تخت بعد از وقوفین.
سؤال«691»- اگر اعمال مکّه را بر وقوفین، مقدم داشت و پس از بازگشت از مِنی، عذر او برطرف شد، آیا اعاده آن اعمال واجب است؟
,ج- بنابر احتیاط واجب اعاده لازم است.
سؤال«692»- اشخاص معذوری که میتوانند اعمال مکّه را بر وقوفین مقدم بدارند، اگر جهلاً بدون اِحرام، اعمال مکّه را قبل از وقوفین انجام دادند، چه صورتی دارد؟
,ج- کفایت نمیکند و باید یا قبل از وقوفین، آنها را با اِحرام اعاده کنند یا بعد از وقوفین و اعمال، آنها را بهجا آورند.
سؤال«693»- اگر کسی تنها این ترس را داشته باشد که بعد از برگشت از مِنی در اثر ازدحامِ، نتواند طواف کند یا به مشقت بیفتد، آیا میتواند اعمال حجّ را مقدم دارد یا نه؟
,ج- مورد جواز تقدیم نیست و نمیتواند مقدم بدارد.
سؤال«694»- شخصی اعمال حجّ را به جهت خوف حیض بر اعمال مِنی مقدم داشت، ولی چون طواف یا سعی را قطع کرده بود، بهطوری که میباید اتمام و اعاده کند و چنین کرد، آیا بعد از اعمال مِنی بر او چیزی نیست؟
,ج- اگر وظیفه را انجام داده است، چیزی بر او نیست.
سؤال«695»- آیا نایب هم اگر خوف حیض یا مرض داشته باشد، میتواند اعمال حجّ را بر وقوفین و اعمال مِنی مقدم بدارد یا نه؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«696»- کسانی که اعمال حجّ را قبل از اعمال مِنی انجام میدهند، آیا میتوانند سعی را بعد از برگشتن از مِنی انجام دهند و باقی اعمال را قبل؟
,ج- احوط آن است که سعی را نیز مقدم داشته و در وقتش هم اعاده نمایند.
سؤال«697»- آیا میتواند اعمال مکّه را به نایب واگذارد، درصورتی که میتواند تأخیر بیندازد تا خود بهجا آورد؟
,ج- با فرض این که میتواند خودش بهجا آورد ولو با تأخیر تا آخر وقت، نمیتواند نایب بگیرد.
سؤال«698»- زنی که اعمال حجّ خود را بر وقوفین مقدم داشته است، بعد از سعی، حائض میشود. شوهرش در همان وقت به نیابت او طواف نساء را انجام میدهد. آیا این نیابت صحیح است؟
,ج- صحیح نیست و تقدیم برای کسی که خودش طواف میکند، احتیاط آن است که اکتفاء به آنچه مقدم داشته هم نکند.
سؤال«699»- تقدیم اعمال مکّه برای کسی که عذز دارد، جایز یا لازم است؟
,ج- جایز است و لازم نیست مگر اینکه بدانند یا اطمینان داشته باشند؛ چنانچه اعمال مکّه را بر وقوفین مقدم نکنند و بعد نیز امکان انجام آن را ندارند که در این صورت تقدیم واجب است.
سؤال«700»- کسانی که اعمال حجّ را مقدم بر وقوفین مینمایند، آیا باید اقرب زمان به وقوفین را رعایت کنند؟
,ج- لازم نیست.
سؤال«701»- تشخیص عذر برای کسانی که اعمال حجّ را مقدم میدارند، برعهده خود آنان است یا برعهده مسئولین؟
,ج--تشخیص با خود مکلّف است.
سؤال«702»- کسی که او را به وسیله تخت، طواف میدهند، آیا میتواند اعمال حجّ خود را بر وقوفین مقدم بدارد؟
,ج- اگر در هر صورت باید او را طواف دهند و عذر دیگری نیست، نمیتواند مقدم بدارد.
سؤال«703»- کسی که اعمال حجّ را بر وقوفین مقدم میدارد، آیا میتواند طواف نساء را بعد از وقوفین و اعمال دیگر انجام دهد؟
,ج- بنابر احتیاط در موردی تقدیم را بدارند که هر سه عمل را مقدماً انجام دهند، گرچه احوط، اعاده سعی است بعد از اعمال مِنی.
سؤال«704»- شخصی که میتواند اعمال مکّه را
بر وقوفین مقدم بدارد، اگر جهلاً بدون اِحرام، اعمال مکّه را انجام داد، چه حکمی دارد؟
,ج- کفایت نمیکند و باید یا قبل از وقوفین آنها را با اِحرام اعاده کند و یا بعد از وقوفین و اعمال مِنی، آنها را بهجا آورد.
سؤال«705»- بیتوته در مِنی اگر در غیر مِنی انجام شود، چه صورتی دارد؟ آیا اشخاص جاهل به موضوع، معذورند یا خیر؟
,ج- باید قربانی کنند بنابر احتیاط واجب در غیر صورت علم و عهد، و در صورت علم و عهد، قطعی است.
سؤال«706»- کسانی که مقداری از اول شب، با عذر یا بدون عذر در خارج مِنی بودند یا قبل از نصف شب خارج شدند، در مناسک، احتیاط استحبابی است نسبت به کفاره، و در تحریر احتیاط وجوبی، آیا کفاره واجب است یا خیر؟
,ج- این احتیاط وجوبی است و ترک نشود.
سؤال«707»- فرمودهاید: «کسی که بدون عذر، نصف اول شب را در مِنی نبود، واجب است که نصف دوم را در مِنی بماند»، آیا کفاره ترک مبیت را نیز باید بدهد؟
,ج- کفاره لازم نیست.
سؤال«708»- کسی که در شب یازدهم و دوازدهم باید در مِنی باشد یا در مسجدالحرام، مشغول عبادت گردد، در مسجدالحرام مشغول عبادت میشود، ولی در بین آن، از خستگی مرتب چُرت میزند و بیدار میشود؛ وظیفه او چیست؟ سؤال دیگر در این رابطه که اخیراً پشت بامی وسیع برای مسجدالحرام (زاده اللّه شرفاً) درست کردهاند. آیا شبهایی که باید یا در مِنی بماند و یا در مسجدالحرام مشغول عبادت باشد، ماندن در آنجا و عبادت کردن کافی است یا نه؟
,ج- اگر به قدری خواب میرود که صدق نمیکند که تمام شب مشغول به عبادت بوده، کافی نیست و
باید کفاره بدهد و عبادت در هر جای مکّه کافی است.
سؤال«709»- اینجانب شغلم حَملهداری است. چندین سال قبل، جایی را که یقین داشتم جزء مِنی است، با حاجیها بیتوته نمودهام و سالهای بعد فهمیدم و برایم یقین حاصل شد جایی که سالهای قبل بیتوته نمودهایم، خارج از مِنی است؛ آیا کفاره بر این جانب و همه حجّاج واجب است یا نه؟ و آیا ابلاغ به حجّاج واجب است یا نه؟ و اگر بعضی از آنان مرده باشند یا دسترسی به آنان نباشد، تکلیف چیست؟
,ج- کفاره ترک بیتوته خود شما بر شما واجب است، کفاره دیگران بر شما واجب نیست و لازم نیست به آنان اعلام نمایید، اگر فهمیدند کفاره بر خود آنان واجب است، در این صورت وجوب تحصیل رضایت آنان خالی از وجه نیست، ولی اگر أجرت عمل صحیح و عملی که انجام شده، تفاوتی دارد، نسبت به تفاوت، باید رضایت
حجّاج تحصیل شود.
سؤال«710»- علامتگذاری حدود مِنی در سالهای قبل با علامتگذاری الان که به وسیله حکومت انجام گرفته است، فرق میکند. اینجانب که شغلم حَملهداری است، در سالهای قبل با حجّاج در قطعه زمینی بیتوته کردهایم که اگر تعیین فعلی حکومت صحیح باشد، بیتوته ما در خارج از مِنی بوده است، اگر تعیین قبلی صحیح، باشد که ما یقین به آن داریم طبق علمیّت قبلی و نظر پیروان اهل مکّه بیتوته ما صحیح است. حال بنابر اینکه تعیین حکومت صحیح باشد، تکلیف ما نسبت به بیتوته سالهای قبل چیست و در صورت وجوب کفاره، آیا ابلاغ به همه حجّاج لازم است یا نه؟ و آیا با توجّه به اینکه در فرض مسأله، بیتوته ترک نشده بلکه اشتباه در مصداق بوده است، نسبت به حجّاج ضامن میباشم یا نه؟
,ج- اگر در محلی بیتوته کردهاید که یقین به مِنی بودن آن داشتهاید، تا یقین پیدا نکنید که خارج
مِنی بوده است، قربانی لازم نیست و در این صورت ابلاغ و اعلام، لازم نیست.
سؤال«711»- مقدار شب برای کسی که در مکّه بهجای بیتوته در مِنی به عبادت مشغول میشود، چقدر است؟ از مغرب تا طلوع فجر است یا تا طلوع آفتاب؟
,ج- تا طلوع فجر حساب میشود.
سؤال«712»- شخصی بعد از اعمال ثلاثه روز عید، میخواهد برای طوافها به مکّه برود، ولی میداند که اگر به مکّه برود، سه ساعت از مَبیت اول شب را درک نمیکند، آیا برود یا نه؟ اگر رفت کفاره دارد یا خیر؟
,ج- رفتن از مِنی به مکّه در فرض مرقوم، مانعی ندارد، ولی برای تأخیر، باید کفاره بدهد، اگر بیتوته نیمه دوم شب را در مِنی درک نکند.
سؤال«713»- شخصی مدّت زمان بیتوته را در مِنی بوده، ولی متوجّه نبوده که بیتوته یکی از اعمال
حجّ است و نیّت نکرده یا بعد از گذشت چند ساعت از وقت بیتوته متوجّه شده است؛ وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر قصد داشته است که بر اساس وظیفهای که تمام حجّاج انجام میدهند عمل کند و بیتوته
را انجام داده است، عمل او صحیح است.
سؤال«714»- زمان بیتوته در مِنی در شبهای 11و 12، چه مقدار است؟
,ج- میتواند از سر شب تا بعد از نیمه شب و یا قبل از نیمه شب تا طلوع فجر بیتوته کند.
سؤال«715»- شخصی بنا دارد تا مقداری از اول شب را در مِنی بیتوته کند و قبل از نصف شب (مثلاً ساعت 10 شب) به مکّه بیاید و مشغول عبادت شود یا شب در مکّه مشغول عبادت باشد و قبل از نصف شب یا مقداری بعد از نصف شب، برگردد و در مِنی بیتوته کند. آیا جایز است و کفاره ندارد؟
,ج- مانعی ندارد و بهتر است که اگر از اول شب بیتوته کرده است تا نیمه شب خارج نشود و
کفاره ندارد.
سؤال«716»- آیا برای زنان و بیماران مسمّای بیتوته به مِنی کفایت میکند؟
,ج- اگر بیتوته برای آنان مشکل است و معذور هستند، مانعی ندارد.
سؤال«717»- شخصی دو ساعت اول شب را در مِنی بوده و بعد از آن خارج شده و دو ساعت بعد از نصف شب، مجدداً برای بیتوته مراجعت کرده که جمعاً به مقدار یک نیمه شب در مِنی بیتوته کرده است. آیا کفایت میکند؟
,ج- باید یا از اول شب تا بعد از نیمه شب و یا از نیمه شب تا طلوع فجر به طور کامل بمانند و به نحو گفته شده، کفایت نمیکند و باید یک گوسفند کفاره بدهند.
سؤال«718»- شخصی بعد از ظهر روز دوازدهم از مِنی کوچ کرده و پس از آن برای نماز در مسجد خیف یا برای اعاده رَمی جَمَرات به عنوان احتیاط یا برای
پیدا کردن گم شده و امثال اینها به مِنی بازگشت و اتفاقاً در مِنی بود که آفتاب شب سیزدهم غروب کرد؛ آیا بیتوته شب سیزدهم بر او واجب میشود؟
,ج- در صورتی که توقف او زیاد باشد، به گونهای که مَبیت، صدق کند، باید شب سیزدهم را هم بماند؛ امّا اگر به صورت عبوری برگشته است و اتفاقاً درک غروب سیزدهم را کرده است، بیتوته بر او واجب نیست.
سؤال«719»- بعضی از حجّاج در شب یازدهم یا دوازدهم، بعد از اعمال مکّه به علّت راه بندان و یا در اثر اضطرار یا سهلانگاری، کمی بعد از نیمه شب وارد مِنی میشوند؛ آیا باید کفاره بدهند؟
,ج- کفاره لازم است، ولی چون از روی عذر بوده است، گناه نکردهاند.
سؤال«720»- نیمه اول شب یا نیمه دوم شب از چه وقت و تا چه وقت، محاسبه شود؟
,ج- نیمه اول یا دوم شب را از غروب آفتاب تا
طلوع آفتاب حساب کنند و تنصیف شود و احتیاط آن است که از مغرب شرعی حساب شود.
سؤال«721»- آیا اشتغال به عبادت، شامل مطلق عبادت است، که شامل نگاه کردن به کعبه یا برآوردن حاجت مؤمن یا مؤعظه کردن هم بشود؟ آیا لازم است حتماً در مسجدالحرام باشد یا در کل شهر مکّه کفایت میکند؟
,ج- اشتغال به عبادت در کل مکّه کفایت میکند و شامل اموری میشود که در عرف مردم، عبادت، صدق کند و لذا احتیاط آن است که به صِرف نگاه به کعبه بهطور ممتد و امثال آن اکتفاء نشود.
سؤال«722»- آیا بیتوته در مِنی، افضل است یا اشتغال به عبادت در مکّه مکرّمه؟
,ج- بیتوته در مِنی، افضل است.
سؤال«723»- گروهی بهجای بیتوته در مِنی، جهت انجام اعمال و عبادت به مکّه آمدند و در
مسجدالحرام مشغول انجام اعمال مکّه شدند. بعضی زودتر اعمال خود را انجام داده و منتظر تمام شدن اعمال دوستان و همراهان خود هستند؛ تکلیف این افراد چیست؟
,ج- باید در این مدّت مشغول عبادت شوند و یا سریعاً به مِنی بروند تا نیمه دوم شب را در مِنی درک کنند و إلّا باید کفاره بدهند.
سؤال«724»- روحانیون و مراقبینی که به عنوان وظیفه، حجّاج را در طواف و سعی، همراهی میکنند و قهراً بیتوته نیمه اول یا دوّم شب را درک نمیکنند، آیا باید کفّاره بدهند؟
,ج- اگر در مکّه مشغول عبادت در ضمن همراهی دیگران نباشند و نیمه اول یا دوم شب را هم در مِنی درک نکنند، کفاره بر آنان واجب میشود.
سؤال«725»- قبل از بیتوته شب دوازدهم و رَمی جَمَرات روز دوازدهم، پس از خروج از اِحرام و انجام اعمال حجّ، آیا میتوان عمره مفرده و طواف مستحبّی
انجام داد؟
,ج- بهتر است طواف مستحبی را انجام ندهد؛ چراکه ماندن روز یازدهم و دوازدهم هم در مِنی، استحباب دارد و احتیاط در آن است که عمره مفرده هم انجام ندهد.
سؤال«726»- آیا در کوچ کردن بعد از ظهر روز دوازدهم از مِنی، قصد قربت و اطاعت امر الهی لازم است؟
,ج- قصد قربت لازم نیست؛ گرچه اگر بهقصد قربت باشد، بهتر است و موجب ثواب است.
سؤال«727»- شخصی قبل از ظهر روز دوازدهم از مِنی خارج شده و قصد داشته است که برای نفر مراجعت کند؛ ولی عمداً یا به جهت عذری، مراجعه نکرده است. آیا وظیفه خاصی دارد؟
,ج- اگر عمداً باشد، معصیت کردهاند؛ امّا در هر دو
صورت کفاره ندارد.
سؤال«728»- آیا کسانی که عذر دارند از رَمی در روز، میتوانند که شب دوازدهم برای روز دوازدهم رَمی کنند و از مِنی به مکّه بیایند و دیگر برنگردند به مِنی یا باید صبر کنند و بعد از ظهر با مردم کوچ کنند؟
,ج- نمیتوانند و باید صبر کنند، مگر از ماندن معذور باشند.
سؤال«729»- مدیر کاروانی، زنها را قبل از ظهر دوازدهم، از مِنی خارج نمود، وظیفه آنان که از مسأله اطلاع نداشتند و یا اگر متوجّه مسأله بودند، نمیتوانستند بدون مدیر کاروان و همراهان در مِنی بمانند، چیست؟
,ج- با فرض اینکه عذر داشتهاند، مانعی ندارد.
سؤال«730»- حاجی، شب دوازدهم، بعد از نصف شب از مِنی خارج و به مکّه میرود. روز بعد برای
رَمی به مِنی میآید؛ آیا لازم است که قبل از ظهر به مِنی بیاید، یا چون وظیفهای غیر از رَمی ندارد، بعد از ظهر هم میتواند بیاید؟
,ج- برای تحقیق نفر باید پیش از ظهر برگردد تا اینکه بعد از ظهر، کوچ نماید.
سؤال«731»- آیا افراد ضعیف و بیمار و همراهان آنان میتواند قبل از غروب، از عرفات کوچ کنند؟
,ج- تا مجبور نشدهاند، نباید قبل از غروب از عرفات کوچ کنند؛ امّا اگر بدون عذر هم کوچ کردند، چنانچه اصل وقوف را درک کنند، به حجّ آنان آسیبی نمیرسد و صِرفاً معصیت کردهاند.
سؤال«732»- آیا برای پیرمردها و زنها و بیماران و همراهان آنان جایز است که قبل از طلوع فجر از مَشعَر حرکت کنند؟
,ج- مانعی ندارد، ولی احتیاط واجب آن است که قبل از نیمه شب حرکت نکنند.
سؤال«733»- پس از کوچ از عرفات و قبل از طلوع فجر که زمان شروع وقوف اختیاری مَشعَر است، آیا حاجی وظیفهای دارد؟
,ج- وظیفهای جز نیّت وقوف در مَشعَر ندارد؛ امّا مستحب است که این مدّت را به نماز و قرآن و دعا و عبادات بگذراند و واجب است که نیّت کند وقوف به مَشعَر را از ابتدای طلوع فجر تا طلوع آفتاب بهقصد قربت.
سؤال«734»- کسی که قبل از طلوع فجر روز عید، عمداً یا از روی جهل، مَشعَر را ترک کند و به مِنی برود، چه حکمی دارد ؟
,ج- اگر عمداً مَشعَر را ترک کند و تا طلوع آفتاب برنگردد، در صورتی که وقوف عرفات را انجام داده است، باید حجّ را تمام کند و یک گوسفند کفاره بدهد بنابر احتیاط واجب، و سال دیگر حجّ را دوباره بهجا آورد؛ امّا در مورد جاهل به مسأله چنانچه بتواند، برگردد ولو تا ظهر روز عید باید این کار را بکند و اگر نمیتواند برگردد،
باید یک گوسفند قربانی بدهد و حجّ او صحیح است.
سؤال«735»- کسانی که با عذر در روز، میتوانند که در شب رَمی کنند، آیا لازم است شب رَمی کنند یا میتوانند همان روز نایب بگیرند؟
,ج- نمیتوانند نایب بگیرند.
سؤال«736»- چنانچه کسانی صبح روز دهم از رَمی کردن معذور باشند، ولی اطمینان دارند که بعد از ظهر، خلوت است و قادر به رَمی هستند، بفرمایید که از صبح میتوانند نایب بگیرند یا باید صبر کنند تا خلوت شود و رَمی نمایند؟
,ج- اگر میتوانند در روز رَمی کنند، نمیتوانند نایب
بگیرند.
سؤال«737»- آیا بدون عذر میتوان در شب، رَمی کرد یا کافی نیست؛ اگر در شب، صحیح است، آیا گناهی هم مرتکب شده است و همچنین تأخیر ذبح از روز عید قربان هرچند صحیح است، ولی آیا گناهی هم مرتکب شده است؟
,ج- بدون عذر، رَمی در شب واقع نمیشود و اگر بدون عذر، رَمی در روز را ترک نماید، گناه کرده است؛ همچنین معصیت نموده است، بنابر احتیاط اگر ذبح را عمداً از روز عید تأخیر بیندازد، هرچند ذبح صحیح است.
سؤال«738»- کسی که در رَمی جَمَرات، نایب شده است، آیا میتواند شب، رَمی کند یا نه؛ همچنین کسی که در اصل حجّ، نایب باشد و از ابتدا میدانسته که نمیتواند رَمی کند، یا نمیتواند در روز، رَمی کند و یا در روز مسامحه و اهمال کند، حکمش چیست؟
,ج- نایب باید اعمال اختیاری حجّ را انجام دهد و اگر معذور باشد، نمیتواند نایب شود و کسی که در رَمی، نایب شده است، باید در روز، رَمی کند. مسامحه و اهمال، موجب بطلان نیابت نیست هرچند در فرض سؤال جایز نیست اگرعذر کاری نباشد، و در صورتی که نایب، خلاف وظیفه انجام داد، مستحقّ أجرت نمیباشد، مگر از مستأجر رضایت بطلبد.
سؤال«739»- شخصی که خود، معذور است و نمیتواند رَمی جَمَرات نماید، آیا میتواند شخص دیگری را که برای او هم رَمی در روز مقدور نیست، نایب قرار دهد تا در شب رَمی نماید؟ آیا در صورت بودن و یا نبودن شخص سومی که بتواند نایب شود و در روز رَمی نماید، حکم مسأله فرق دارد یا خیر؟
,ج- در صورت امکان باید کسی را نایب بگیرد که در روز رَمی نماید. اگر ممکن نباشد، بنابر احتیاط واجب روز بعد، خودش قضا کند؛ اگر در قضاء هم امکان مباشرت نیست، نایب
بگیرد.
سؤال«740»- در رَمی جَمَرات اگر سنگریزه، اوّل به دیوار مُجاور و بعد به جَمره بخورد، کافی است یا باید سنگریزهی دیگری بزند؟
,ج- کفایت در فرض مذکور، مشکل است.
سؤال«741»- شخصی وقت رَمی جَمَرات، شک کرد که چند سنگ زدهام؛ پس آن مقدار را رها کرد و دوباره از اوّل شروع نمود. آیا رَمی او اشکال دارد یا نه؟
,ج- اشکال ندارد، هرچند رها نمیشود.
سؤال«742»- اینکه فرمودهاید: «کوچ کردن شب دهم و درک کردن وقوف اضطراری مَشعَر و رَمی در شب دهم برای زنان جایز است و نفسِ زن بودن عذر است» آیا با این حال زنان میتواند نایب شوند؟
,ج- میتوانند نایب باشند برای امثال خودشان که معذورند.
سؤال«743»- در زمان قدیم که جَمَرات به صورت فعلی نبوده است و یقیناً بعداً بلندتر و قطورتر درست شده است، بنابراین در جَمَره عَقَبه، چرا رَمی کردن مخصوص به آن سنگچین وسط دیوار سیمانی است و رَمی به دیوار سیمانی جایز نیست؟ اگر جایز میدانید، بفرمایید؛ زیراکه اکثر مردم در جَمَره عقبه، اکتفاء به دیوار سیمانی دو طرف سنگچین میکنند و خلاصه، ملاک رَمی در جمرات چیست؟
,ج- دیوار سیمانی پشت جمره، از جمره نیست و رَمی آن کافی نیست.
سؤال«744»- اگر مردی که میتواند در روز رَمی نماید، برای رَمی زنی، نایب شود، آیا میتواند رَمی زن را در شب انجام دهد؟
,ج- نمیتواند و باید رَمی را در روز انجام دهد.
سؤال«745»- افرادی که معذورند از واجباتی که تَرک آن ولو عمداً، مضر به حجّ نیست، مثل رَمی جَمَرات در روز یازدهم و دوازدهم و مَبیت به مِنی در
شبهای یازدهم و دوازدهم، آیا میتواند اجیر شوند و نیابت کنند یا نمیتوانند؟
,ج- کسی که عذر دارد، نمیتوانند نایب شوند، حتّی اگر از مثل مذکورات، عذر داشته باشند.
سؤال«746»- کسی که به نیابت دیگری، رَمی جَمَره میکند، آیا کافی است که اول برای خودش هر جَمَرهای را رَمی کند، پس از آن به نیابت دیگران ولو ده نفر باشند یکجا رَمی کند، هر سه جَمَره را برای خودش و بعد هر سه را برای دومی، و همچنین نسبت به دیگران رَمی نماید؟
,ج- هر دو صورت صحیح است.
سؤال«747»- کسی که نمیتواند در روز عید، رَمی کند، آیا میتواند قبل از رَمی، حلق نماید و روز دیگر رَمی کند؟
,ج- اگر میتواند، نایب بگیرد و روز عید، رَمی نماید، سپس حلق کند و فردا خودش قضا کند؛ اگر نیابت ممکن نشد، روز عید، حلق نماید و
رَمی را برای شب آن روز و یا فردا بگذارد.
سؤال«748»- آیا جَمَره عَقَبه را از هر طرف، میتوان رَمی نمود؟
,ج- اگر به جَمَره بزند، کافی است؛ ولی رَمی دیوار کفایت نمیکند.
سؤال«749»- سنگریزههایی که در مَشعَر موجود است و معلوم است که از خارج از مَشعَر آوردهاند و معلوم نیست که از حرم است یا از خارج از حرم، آیا میتوان از آنها برای رَمی استفاده نمود؟
,ج- اگر معلوم است که از خارج آوردهاند، در مورد سؤال، استفاده نکنند، مگر آنکه طوری باشد که جزء مَشعَر محسوب شود.
سؤال«750»- شخصی رَمی جَمَره عَقَبه را در روز عید، غلط انجام داده است و در روز سیزدهم متوجّه میشود. آیا بعد از قضای جَمَره عَقَبه باید رَمی روز یازدهم و دوازدهم را نیز تکرار کند؟
,ج- لازم نیست.
سؤال«751»- آیا زیاده از هفت رَمی، مُخلّ به رَمی است؟
,ج- اگر از اول قصد زیادتر از هفت داشته باشد، صحیح نیست و باید رَمی را اعاده کند؛ ولی اگر بعد از تمام شدن هفت سنگریزه که بهقصد هفت بوده، اضافه زده است، ضرر ندارد.
سؤال«752»- کسی که نتوانسته ذبح کند، حلق یا تقصیر نیز ننموده است، آیا میتواند رَمی روز یازدهم را انجام دهد؟
,ج- مانعی ندارد.
سؤال«753»- زنی که احتمال بدهد رَمی، باعث قاعدگی او میشود، آیا کافی است در رَمی، نایب بگیرد؟
,ج- اگر در اثر آن به مَشَقَت میافتد، عذر محسوب میشود و میتواند نایب بگیرد.
سؤال«754»- آیا میشود که زنها را شب دهم، بعد از نصف شب از مَشعَر به مِنی بیاورند و همان شب آنان را به جَمَره عَقَبه ببرند و رَمی کنند و بعد به خیمه برگردانند و نزدیک غروب روز یازدهم مجدداً آنان را به جَمَرات ببرند، تا شب دوازدهم هم رَمی روز یازدهم را انجام دهند و رَمی روز دوازدهم را، با توجّه به ازدحام و خطرهای احتمالی، انجام دهند؟
,ج- برای زنها رَمی جَمَره عَقَبه پس از وقوف به مَشعَر و آمدن به مِنی در همان شب عید قربان مانعی ندارد، ولی رَمی روز یازدهم و دوازدهم در صورتی برای آنان در شب صحیح است که از رَمی روز، معذور باشند.
سؤال«755»- اگر کسی میداند که یک روز رَمی را ترک کرده است، ولی نمیداند که روز دهم بوده یا یازدهم یا دوازدهم، وظیفهاش چیست؟
,ج- احوط وجوبی، آن است که رَمی سه جَمَره را به ترتیب بهقصد مافیالذِمه انجام دهد، اگرچه در
صورتی که شک بعد از روز دوازدهم باشد، بیش از قضای رَمی جَمَره عَقَبه واجب نیست.
سؤال«756»- شخصی در رَمی جَمَرات چنین تصور میکرده است که باید سنگریزه به خود سنگهای نصب شده جَمَرات بخورد، نه به ملات لای سنگها که به وسیله آن ملات بندکشی شده است؛ لذا برای اطمینان که به خود سنگها بخورد، یازده سنگریزه انداخته و هفت عدد از آنها را رَمی صحیح محسوب داشته است. آیا این رَمی صحیح است یا نه؟
,ج- اگر مواردی را که شک داشته، احتیاطاً زده است، مانعی ندارد و چنانچه شک نداشته و قصد زیاده هم نداشته، صحیح است هرچند در این صورت احتیاط مطلوب است.
سؤال«757»- شخصی روز عید قربان برای رَمی جَمَره عَقَبه رفته و انجام داده است؛ ولی دو روز بعد در اثر کسالت، وکالت داده و روز سیزدهم خودش
برای قضای رَمی جَمَرات رفته، ولی اول، رَمی جَمَره عَقَبه نموده و بعداً برگشته و از جَمَره اولی شروع کرده است و روز یازدهم و دوازدهم را یک مرتبه، چهارده سنگ زده، هفت عدد برای روز یازدهم و هفت عدد برای روز دوازدهم و جمره وسطی را همچنین دوازده سنگ زده و جَمَره عَقَبه را نیز دوازده سنگ زده است، والآن به ایران برگشته است. وظیفه او چیست؟
,ج- اگر کسالت داشته و معذور بوده و وکالت داده، عمل او صحیح است و نیاز به تکرار نداشته است و در هر صورت تکرار به نحو مرقوم، صحیح نیست.
سؤال«758»- آیا خدمه کاروانها هم که برای پذیرایی از معذورین از رَمی در روز به همراه آنان در شب میروند و رَمی هم میکنند، آیا این رَمی کفایت میکند و یا آن که باید برگردند و در روز رَمی کنند؟
,ج- باید برگردند و رَمی شب در این صورت کفایت نمیکند و برای تحقّیق نفر اگر بتواند باید پیش
از ظهر برگردد تا اینکه بعد از ظهر کوچ نمایند.
سؤال«759»- آیا بانوان میتواند در شب، رَمی کنند؟ در صورت جواز آیا این امر اختصاص به بانوانی دارد که از رَمی در روز معذورند یا به طور مطلق برای بانوان رَمی در شب جایز است؟ آیا اختصاص به رَمی روز دهم دارد؟
,ج- زنها به طور مطلق میتوانند رَمی روز دهم را در شب قبل انجام دهند، امّا در مورد رَمی روز یازدهم و دوازدهم، چنانچه رَمی در روز برای آنها مقدور نباشد، رَمی در شب قبل مانعی ندارد.
سؤال«760»- در صورت جواز رَمی، آیا شب قبل باید انجام دهند و یا شب بعد هم میتوانند انجام دهند؟
,ج- مختار هستند و در شب قبل یا بعد از آن میتوانند رَمی را انجام دهند.
سؤال«761»- کسی که از رَمی جَمَره عَقَبه در روز
عید و شب یازدهم معذور است، ولی ظاهراً روز یازدهم بتواند رَمی کند، آیا برای رَمی روز عید، استنابه کند، یا روز یازدهم خودش قضا کند؟
,ج- باید نایب بگیرد که در روز عید، رَمی کند و سپس خود او هم در روز یازدهم قضایش را بهجا آورد.
سؤال«762»- چنانچه بتواند رَمی روز قبل و بعد را در یک شب انجام دهد، آیا میتواند هر دو را قبل از نصف شب انجام دهد؛ مثلاً رَمی روز یازدهم و دوازدهم را در شب دوازدهم قبل از نصف شب انجام دهد؟
,ج- در صورتی که از رَمی در روز، معذور است، میتواند رَمی هر دو روز را در شب یازدهم انجام دهد.
سؤال«763»- اگر کسی قبل از طلوع خورشید در روز عید، رَمی کند، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر جزء معذورین است و یا از زنها باشد،
مانعی ندارد والّا صحیح نیست و باید در روز عید، رَمی کند.
سؤال«764»- شخصی رَمی روز عید را باید قضا کند. آیا باید بین قضا و رَمی آن روز که اَدا است، فاصله بیندازد یا میتواند بلافاصله انجام دهد؟
,ج- باید قضا را مقدم کند و لازم است بین رَمی قضا و اَدا آن روز یک ساعت فاصله بیندازد به احتیاط واجب.
سؤال«765»- اگر در اصابت تمام هفت سنگ به جَمَره شک کند، چه حکمی دارد؟
,ج- باید به مقداری سنگ بیندازد تا یقین کند که هفت سنگ را انداخته است.
سؤال«766»- آیا صحیح است که شخصی مثلاً یک مُشت ریگ را یک مرتبه بزند تا یقین پیدا کند که یکی از آنها اصابت کرده و قصدش هم این باشد که اگر بیش از یکی اصابت کرد، فقط یکی از آنها مأمور به او باشد؟
,ج- اگر قصد او این باشد که این مُشت ریگ، فقط یک سنگ محسوب شود، مانعی ندارد.
سؤال«767»- آیا فاصله زمانی در رَمی هفت سنگ، مضر به رَمی جَمَره است؟
,ج- مضرّ به رَمی نیست.
سؤال«768»- آیا ریگهایی که دیگری برای خودش جمع کرده است را میشود برای رَمی استفاده کرد؟
,ج- اگر با اجازه صاحب ریگها باشد، اشکال ندارد و إلّا صحیح نیست.
سؤال«769»- اگر یکی از جَمَرات را به خیال این که جَمَره عَقَبه است، در روز عید، رَمی کند و روز یازدهم یا دوازدهم متوجّه شود، چه حکمی دارد؟
,ج- باید ابتدا جَمَره عَقَبه را به نیّت قضا رَمی کند و سپس رَمی روز یازدهم یا دوازدهم را انجام دهد.
سؤال«770»- شخصی در روز عید از رَمی جَمَره
عَقَبه معذور است، ولی شب یازدهم میتواند رَمی کند، در این فرض آیا میتواند همان روز عید، قربانی کند؟
,ج- باید صبر کند تا روز یازدهم رَمی جَمَره عَقَبه کند و سپس قربانی کند.
سؤال«771»- شخصی مسامحه کرده و با اینکه قدرت بر رَمی داشته است، استنابه کرده است و بعد ذبح و تقصیر کرد. آیا کفایت میکند؟
,ج- اگر عمداً و با علم به اینکه باید خودش رَمی کند، نایب گرفته است، باید خودش رَمی را انجام دهد و بعد ذبح و تقصیر را اعاده کند و در صورت جهل و یا سهو، کفایت میکند.
سؤال«772»- شخصی روز دهم رَمی جَمَره عَقَبه را عمداً ترک کرده است. حکم حجّ او چگونه است؟
,ج- اگر تا روز سیزدهم، قضای رَمی را انجام دهد، حجّ او صحیح است و احتیاطاً باید مجدّداً حلق یا تقصیر را انجام دهد و إلّا بعید نیست که حجّ
باطل باشد.
سؤال«773»- کسی که از رَمی جَمَرات و ایاب و ذَهاب برای رَمی، معذور است، چه تکلیفی دارد؟
,ج- باید برای رَمی، نایب بگیرد.
سؤال«774»- شخصی که ضعف بینایی دارد یا نابینا است، آیا برای رَمی جَمَره، استنابه کند یا وظیفه دیگری دارد؟
,ج- باید نایب بگیرد.
سؤال«775»- شخصی سه یا چهار ریگ به جَمَره زده و از انجام بقیه آن عاجز شده است. وظیفه او چیست؟
,ج- اگر امکان اتمام آن را ولو در روز بعد ندارد، باید نایب بگیرد.
سؤال«776»- آیا رَمی جَمَرات از طبقه فوقانی جایز و مُکفی است و چنانچه بر اثر ازدحام جمعیت، رَمی در طبقه پایین، مشکل باشد، تکلیف
چیست؟
,ج- رَمی از طبقه فوقانی، جایز نیست مگر ازدحام جمعیت به حدّی باشد که امکان رَمی از طبقه پایین در هیچ شرایطی امکان نداشته باشد.
سؤال«777»- آیا رَمی قسمت سیمانی جَمَره عَقَبه از طبقه دوم نیز اشکال دارد؟
,ج- اشکال دارد.
سؤال«778»- در عمره مفرده در بین راه مدینه به مکّه یکی از زائرین، بیمار میشود، او را به بیمارستان جَدّه میبرند. پس از یک هفته بستری، بهبود مییابد و چون بیش از 15 روز حقّ اقامت در کشور عربستان را نداشت، مأموران سعودی از رفتن او به مکّه جلوگیری میکنند. آیا باید به وظیفه محصور عمل کند یا مصدود؟
,ج- با فرض اینکه بعد از مُحرِم شدن، بیمار شده است، باید به وظیفه محصور عمل کند و با قربانی و تقصیر بعد از قربانی از اِحرام خارج میشود.
سؤال«779»- در فاصله بین عمره تمتّع و حجّ تمتّع در اثر تصادف رانندگی، یکی از زائران پایش شکسته و جراحت زیادی متوجّه او میشود؛ لذا در بیمارستان تحت مراقبتهای ویژه قرار میگیرد. وظیفه او نسبت به حجّ تمتّع چیست؟
,ج- اگر امکان مُحرِم شدن برای حجّ تمتّع را دارد و میتواند وقوفین را درک کند، باید مُحرِم شود و برای اعمالی مثل رَمی و امثال آن نایب بگیرد و حلق را خودش انجام دهد و اگر بتواند خودش طواف انجام دهد ولو با کمک دیگران و إلّا نایب بگیرد و اگر همین مقدار هم برای او مقدور نیست، حجّ از او ساقط است و اگر سال اول استطاعت او بوده است، حجّ بر او مستقرنشده است.
سؤال«780»- اگر پس از انجام عمره تمتّع، بیمار شود و به تشخیص پزشکان باید به وطن برگردد و نمیتواند اعمال حجّ بهجا آورد، یا وقت وقوف گذشته است و او را مُحرِم کردهاند و یا مُحرِم کردهاند ولی
برای وقوف نبردهاند، تکلیف چیست؟
,ج- اگر قبل از اِحرام حجّ باشد، وظیفهای برعهده او نیست و اگر سال اول او بوده است، حجّ بر عهده او مستقر نشده است؛ امّا اگر مُحرِم به اِحرام حجّ شده است، و نتوانست به وقوفین برسد، باید به احکام محصور عمل کند، یعنی قربانی یا پول آن را به مِنی بفرستد تا برایش ذبح کنند و بعد از ذبح، تقصیر کند تا از اِحرام خارج شود و خودش یا نایب (در صورت عدم امکان) طواف و نماز و سعی و طواف نساء را انجام دهد بنابر احتیاط واجب.
سؤال«781»- شخص مُحرِمی در عمره مفرده پس از ورود به مکّه معظمه، بیمار میشود و نمیتواند طواف و سعی انجام بدهد؛ لذا یکی از دوستانش نیابتاً اعمال عمره مفرده را از طواف و نماز و سعی از جانب او انجام میدهد و به ایران باز میگردند. آیا از اِحرام خارج شده است؟ با توجّه به اینکه از نظر مقرّرات دولتی امکان بازگشت به مکّه وجود ندارد،
تکلیف چیست؟
,ج- اگر امکان ندارد که او را ولو با وسیلهای طواف دهند، نایب، این اعمال را انجام دهد و سپس خودش تقصیر کند تا از اِحرام خارج شود.
سؤال«782»- شخصی اعمال عمره تمتّع را تمام کرده است و اکنون نمیتواند حجّ تمتّع بهجا آورد؛ مثلاً برای خدمت به حجّاج از سوی سازمان حجّ و زیارت به حجّ آمده و اکنون سازمان مذکور او را مأمور کرده که در مکّه بماند. وظیفهاش چیست؟
,ج- به مأموریت خود ادامه دهد و وظیفهای ندارد و اگر سال اول استطاعت او است، از حَجَّةالاسلام، کفایت نمیکند.
سؤال«783»- شخصی در مکّه بیمار بوده و مُحرِم به حجّ شده و وقوفین را درک کرده است، ولی اعمال مِنی و مکّه را نمیتواند انجام دهد؛ وظیفه او چیست؟
,ج- باید برای رَمی و قربانی، نایب بگیرد و خودش
حلق یا تقصیر کند و سپس اگر خودش نمیتواند طواف و سعی را و لو با کمک دیگران انجام دهد، نایب بگیرد واعمال او صحیح و مُجزی از حَجَّةالاسلام است.
سؤال«784»- شخصی به نیّت عمره تمتّع استحبابی برای یکی از معصومین یا یکی از شهدا، مُحرِم شد و طواف و نماز طواف عمره را بهجا آورد و قدرت بر اتمام عمل از او سلب شد. آیا همان حکم محصور و مصدود را دارد؟
,ج- اگر مریض شده یا دشمن او را منع کرده است، و نمیتواند اعمال را تمام کند و نایب هم نمیتواند بگیرد، حکم محصور و مصدود را دارد.
سؤال«785»- آیا تصادف در اِحرام، حصر است و باید عملی که محصور انجام میدهد، بهجا آورد؟
,ج- بله، با شرایط معتبره در حَصر، حکم حَصر بر آن مترتب میشود.
سؤال«786»- در مَناسِک، حکم محصور را که بیان فرمودهاید، مربوط است به کسی که مُحرِم شده است و قبل از محل شدن محصور شود. در اینجا این سؤال مطرح است که اگر پس از انجام اعمال عمره تمتّع و خارج شدن از احرام آن، محصور شود و نتواند برای حجّ، مُحرِم شود، آیا حجّ از او ساقط است یا نه؟ وظیفه او چیست؟
,ج- از اِحرام خارج شده است؛ ولی کفایت از حجّ نمیکند و چنانچه سال اول استطاعت او باشد، حجّ بر او واجب نشده است.
سؤال«787»- شخصی پس از آنکه برای حجّ، مُحرِم شده است، دچار سکته قلبی میشود، به گونهای که هر نوع حرکت برای او ضرر دارد. وظیفه او چیست؟
,ج- اگر نمیتواند وقوفین را درک کند، حکم محصور را پیدا میکند، چنانچه وقوفین را درک کرده، نسبت به بقیه اعمال، تفصیل بین
امکان استنابه و عدم آن است که در مناسک ذکر شده است.
سؤال«788»- شخصی در میقات برای عمره تمتّع، مُحرِم شده است و پس از احرام و قبل از سایر اعمال، دستگیر و زندانی شده و پس از گذشت ایّام تشریق، او را آزاد کردهاند؛ ولی در زمان صَدّ، به وظیفه مصدود عمل نکرده است. حال یا جاهل به مسأله بوده یا نمیتوانسته که عمل کند؛ ولی اکنون میتواند عمره مفرده انجام دهد. وظیفه او برای خروج از اِحرام چیست؟ در صورتی که نتواند عمره مفرده انجام دهد، تکلیفش چیست؟
,ج- اگر میتواند، با انجام عمره مفرده از اِحرام خارج شود و إلّا لازم است به وظیفه مصدود عمل نماید.
سؤال«789»- شخصی در مدینه مصدوم میشود. او را به مسجد شجره میآورند و مُحرِم مینمایند. آیا اِحرام او صحیح است و وظیفه بعدی او چیست؟
اگر نتواند حجّ انجام دهد، تکلیف او چیست؟
,ج- اِحرام او صحیح است. اگر میتواند که عمره و حجّ را انجام دهد، ولو با استنابه در طواف و سعی، حجّ او صحیح است؛ ولی اگر نمیتواند حجّ بهجا آورد، احوط آن است که وظیفه محصور را انجام دهد و با اِحرام مزبور، عمره مفرده هم انجام دهد.
سؤال«790»- در کتاب «عروة الوثقی» آمده است که: «نماز در مسجدالحرام معادل یک میلیون نماز است» مدرک آن چیست؟
,ج- در کتاب وسائل الشیعه ج 3، ص 536، باب 52 از ابواب احکامالمساجد موجود است.
سؤال«791»- آیا ثوابی که برای نماز در مسجدالحرام و مسجدالنّبی بیان شده است، شامل قسمتهای توسعه یافته نیز میشود؟
,ج- این ثواب شامل هر قسمتی که جزء مسجد باشد، میشود.
سؤال«792»- شرکت در نماز جماعت اهل سنّت و خواندن نمازهای یومیّه با آنها، آیا کفایت از نماز واجب میکند؟
,ج- کفایت از نماز واجب نمیکند و باید اعاده شود، مگر صرفاً در حرکات، تابع آنان باشد؛ ولی نیّت اقتداء نکند و قرائت و اذکار را برای خودش بخواند.
سؤال«793»- آیا در مسجدالحرام و مسجدالنّبی صحیح است که شخص، نماز قضا به جماعت عامّه اقتدا کند یا صحّت اقتدا مخصوص نمازهای اَدایی است؟
,ج- اقتدا به جماعت اهل سنت، کفایت از نماز اَدا و یا قضای واجب نمیکند.
سؤال«794»- گاهی مشاهده میشود که هنگام برپایی نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنّبی، بعضی از حجّاج از مسجد خارج میشوند و یا در کناری ایستاده و تماشا میکنند. لطفاً نظر مبارک را
در این باره مرقوم فرمایید؟
,ج- این گونه کارها درشأن شیعه نیست و موجب وَهن به شیعه است و بهتر است در ظاهر با آنان نماز خوانده شود ولو نیّت اقتداء نکنید و ثواب نماز را خواهید برد و قرائت و اذکار را برای خود بخوانید.
سؤال«795»- در طبقه بالای مسجدالحرام و مسجدالنّبی که نماز جماعت تشکیل میشود و ایرانیها در آن شرکت میکنند، با وَصف اینکه اتّصال به هیچ وجه، مراعات نشده و جای تَقیّه هم نیست، زیرا میتوانند نماز را در طبقه پایین که لااقل اتّصال حفظ میشود بخوانند، آیا نماز در طبقه فوقانی صحیح است؟
,ج- اقتداء به جماعت اهل سنت، صحیح نیست و میتوان به حسب ظاهر حرکات را با آنها انجام داد و قرائت و ذکر را در نزد خودتان بخوانید و نماز با این فرض، صحیح است، البته در مغرب و عشا که باید قرائت بلند خوانده شود، اگر
آهسته بخوانید، اکتفا به آن مشکل است.
سؤال«796»- شرکت در نماز جماعت مغرب اهل سنّت، با توجّه به اینکه وقت نماز مغرب نزد آنها زودتر از مغرب شرعی نزد شیعیان است، آیا کفایت از نماز مغرب میکند؟
,ج- اقتدا به جماعت آنان مُکفی و صحیح نیست و چون باید قرائت را بلند خواند و در هنگام جماعت آنان نمیتوان این کار را کرد و لذا احتیاطاً باید نماز مغرب اعاده شود.
سؤال«797»- شخصی برای خواندن نماز جماعت وارد مسجدالنبّی یا مسجدالحرام یا یکی از مساجد اهل سنّت شده در حالی که جماعت تمام شده، ولی صفها به هم نخورده است. آیا اذان و اقامه ساقط میشود؟
,ج- با فرض مزبور، اذان و اقامه ساقط نیست.
سؤال«798»- آیا در نماز جماعت اهل سنّت هم میتوان برای درک ثواب، در تشهّد آخر اقتدا کرد و
بدون تکبیر، مجدد نماز را به طور فُرادا ادامه داد؟
,ج- چون اقتداء به جماعت آنان در غیر حال اضطرار و تَقیّه، صحیح نیست و لذا عمل مذکور هم توجیهی ندارد.
سؤال«799»- سجدّه کردن بر مُهر یا حَصیر و بادبزن در مساجد مکّه و مدینه چنانچه انگشتنما و سبب وَهن به مسلمانان شود، چه حکمی دارد؟
,ج- اگر موجب وَهن و اهانت تَشَیُع و یا آزار شیعیان شود، جایز نیست.
سؤال«800»- در فرودگاه جَدّه، حجّاج سایر کشورها نیز رفت و آمد دارند و مُهر، کاغذ، بادبزن و غیره در سجدّه به کار گرفتن توسّط شیعیان برای آنان ناآشنا است. وظیفه در هنگام سجدّه نماز چیست؟ آیا صِرف ناآشنا بودن، برای دیگران، وَهن شیعه به حساب میآید؟ یا آنکه احساس شود که آنان از چنین اعمال تَنَفّر داشته و به وَهن منجر میشود؟ اگر به وَهن منجر شود، آیا نماز خوانده شده، صحیح
است؟
,ج- اگر این عمل شیعیان، موجب تنفّر و سرزنش و یا تَمَسخُر شود، وَهن، صدق میکند و صِرف مأنوس نبودن این عمل در نزد آنان موجب وَهن نیست و در صورت تحقّق وهن تَشَیُّع، اکتفاء به این نماز، مشکل است.
سؤال«801»- آیا عَرَفات و مَشعَر، جزء حرم هستند؟
,ج- مَشعَر جزء حرم است، امّا عرفات جزء حرم نیست.
سؤال«802»- آیا خواندن نماز واجب در حِجر اسماعیل اشکال دارد؟
,ج- اگر رو به کعبه باشد، نماز واجب در حِجر اسماعیل صحیح است.
سؤال«803»- فاصله بین مکّه و عرفات که قبلاً چهار فرسخ بوده است، امروزه با توجّه به توسعه مکّه و اتّصال شهر به مِنی، کمتر از مسافت شرعی است،
در این صورت، کسی که قصد اقامه ده روز در مکّه را کرده است، شب یا بیشتر در آنجا بیتوته میکند. نماز او در عَرَفات و مَشعَر و مِنی و پس از مراجعت به مکّه، قصر است یا تمام؟
,ج- اگر ابتدا در مکّه قصد اقامه ده روز کند و بماند و سپس به عرفات برود، نماز در عرفات و بعد از بازگشت نیز تمام است.
سؤال«804»- با توجّه به توسعه فعلی مکّه و مدینه، مسافر در چه قسمتی از این دو شهر، مُخَیَّر به قَصر و اتمام است و آیا فرقی بین نایب و غیره هست؟
,ج- مسافر صرفاً در مسجدالحرام و مسجدالنبّی، مُخَیَّر به قَصر و اتمام است و فرقی بین نایب و غیر آن ندارد.
سؤال«805»- مدیر کاروان با توجّه به اینکه میداند توقّف زائران در مدینه یا مکّه، کمتر از ده روز است، به آنها اعلام میکند که ده روز میمانیم و آنان
به اعتماد گفته او نمازشان را تمام میخوانند و روزه میگیرند، ولی قبل از ده روز از آنجا میروند. حکم شرعی نسبت به مدیر که این مطلب را اعلام میکند و نماز و روزه زائران چیست؟
,ج- نمازهایی را که در این مدّت به صورت کامل خواندهاند صحیح است و روزهها نیز صحیح میباشد.
سؤال«806»- در رساله آمده است: «مستحب است نمازگزار در حال ایستادن، جای سجدّه را نگاه کند و در حال تشهّد به دامن خود نگاه کند»، آیا نمازگزار در مسجدالحرام به کعبه نگاه کند بهتر است یا به همان مستحبّات عمل کند؟
,ج- به مستحبات نماز عمل نماید.
سؤال«807»- بعد از انجام اعمال حجّ یا عمره، افضل اعمال برای حجّاج در مسجدالحرام چه عملی است؟
,ج- افضل اعمال بعد از اعمال واجب حجّ و عمره،
طواف و نماز و قرآن است و بهجا آوردن عمره مفرده نیز مستحب است و اگر بین این عمره و عمره قبلی کمتر از ده روز فاصله است، بهقصد رجاء آورده شود.
سؤال«808»- حکم روزه اشخاصی که در مسجدالحرام یا مسجدالنّبی قبل از وقت افطار، از باب تَقیّه افطار میکنند، چیست؟
,ج- اگر از باب تَقیّه مداراتی است، باید مجدّد اعاده شود و کفایت از روزه واجب نمیکند و امّا اگر از باب اضطرار است، مانعی ندارد.
سؤال«809»- شخصی در مدینه منوره، مسافر است و روزه قضای ماه رمضان نیز دارد. آیا برای قضای حاجت میتواند سه روز، روزه مستحبی بگیرد؟ آیا میتواند این سه روز را با فاصله بگیرد؟
,ج- چون مسافر است، روزه قضای واجب نمیتواند بگیرد و لذا میتواند سه روز، روزه مستحبی برای قضای حاجت بگیرد و احتیاط آن است
که روزهای چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه باشد.
سؤال«810»- در توضیحالمسائل آمده است که مسافر میتواند برای خواستن حاجت، سه روز در مدینه طیّبه، روزه مستحبی بگیرد. سؤال این است که آیا صحیح است که فقط یک یا دو روز، روزه بگیرند و آیا این روزهها به جای روزه قضا محسوب میشود و آیا صحیح است که به نیابت تَبَرّعی یا استیجاری از غیر، روزه بگیرند؟
,ج- طبق روایت وارده، استحباب این روزه در صورتی است که سه روز، روزه بگیرد؛ البته اگر در اثنای آن عارضی پیش آمد و نتوانست سه روز را کامل کند، ثواب میبرد و بهجای روزه قضا محسوب نمیشود و صحّت بهجا آوردن آن به نیابت نیز بعید است.
سؤال«811»- در مکّه و مدینه که مسافر مُخیَّر بین اتمام و قَصر است، اگر تمام را اختیار کرد، آیا میتواند نَوافِل نَهاریه را بخواند؟
,ج- تَخییر بین اتمام و قَصر، صرفاً در مسجدالحرام و مسجدالنّبی است و نَوافل نَهاریه را هم میتواند بخواند.
سؤال«812»- خانمی بدون اذن شوهر به مدینه منوره آمده است. سفر او سفر معصّیت است و باید نمازهای یومیه را تمام بخواند. آیا نَوافِل نَهاریه را میتواند بخواند و آیا روزه مستحبی میتواند بگیرد؟
,ج- نَوافِل نَهاریه را میتواند بخواند و روزه مستحبی را میتواند بگیرد.
سؤال«813»- شخصی دعاهای طواف یا غیر آن را ریاءً خوانده است. آیا موجب بطلان طواف و اعمال او شده یا خیر؟
,ج- اگر اعمال واجب از طواف را بهقصد قربت بهجا آورد و صرفاً ریاء او در اعمال مستحبی مثل دعا باشد، طواف و اعمال او باطل نیست.
سؤال«814»- با توجّه به اینکه از تَقیّه مداراتی برداشتهای مختلف میشود، بفرمایید که منظور از
آن چیست؟
,ج- مراد از تَقیّه مداراتی آن است که شیعیان برای حفط اتحاد و دوستی و دوری از تَمَسخُر و سرزنش آنان و وَهن تَشَیُّع با برادران اهل سنت در افعال و اعمال، مُتّحد باشند؛ امّا لازم به ذکر است که از نظر ما اگر نماز به صورت تَقیّه مداراتی خوانده شود، اکتفا از نماز واجب نمیکند و باید اعاده شود.
سؤال«815»- آیا غسلهای طواف، احرام، زیارت قبر نبّی اکرم (صلّی اللّه علیه و آله) و ائمّه اطهار (علیهم السلام) و جمعه، کفایت از وضو میکند؟
,ج- این گونه غسلها کفایت از وضو نمیکند.
سؤال«816»- گاهی اوقات در مسجدالحرام و مسجدالنّبی، کفشهای انسان گم میشود و مشاهده میشود که کفشهای فراوانی روی هم ریخته و مأموران نظافت مسجد، آنها را جمع آوری کرده و دور میریزند. آیا جایز است از آن کفشها استفاده
کنند؟
,ج- اگر مطمئن باشید که صاحبان آنها از کفش خود اِعراض نمودهاند، برداشتن آن اشکال ندارد، گرچه احتیاط در ترک این عمل است.
سؤال«817»- در جایی که عدّهای منتظر نوبتشان برای رفتن به حجّ واجباند، آیا جایز است برای مرتبه دوّم و بیشتر به حجّ رفت و جای آنها را گرفت؟
,ج- اگر بخواهید با رابطهبازی و دور زدن قانون، حقّ دیگران را تَضییع کنید، جایز نیست؛ امّا اگر بر اساس قانون اسمنویسی باشد، رفتن به حجّ اشکال ندارد.
سؤال«818»- شخصی وصیّت کرده است که در صورت فوت وی در مکّه یا مدینه جنازهاش را به کشورش منتقل کنند. چنان چه انتقال جنازه از عربستان به کشور، مُستَلزِم کالبدشکافی باشد، آیا عمل به وصیّت در فرض مزبور جایز است؟
,ج- اگر بدانید که انتقال جنازه بدون کالبدشکافی ممکن نیست، عمل به وصیّت واجب نیست، بلکه جایز هم نیست.
سؤال«819»- شخصی دارای ملک یا اموال دیگری بوده که میّتوانسته با آن به حجّ برود؛ ولی خبر نداشته و پس از فوتش معلوم شده است، آیا لازم است برای او حجّ نیابتی انجام دهند؟ در همین فرض اگر مالش مغصوب بوده و نتوانسته بگیرد، تا فوت شده است، حکم آن چیست؟
,ج- در فرض اول باید برای او حجّ نیابتی انجام داد؛ امّا در فرض دوم که اموالش در دست دیگران غصب شده بود و نمیتوانست آن را بگیرد، مستطیع نبوده و حجّ نیابتی از طرف او واجب نیست.
سؤال«820»- در مسجدالنّبی بعد از اتمام نماز جماعت، آیا میتوان روی فرشهای مسجد، سجدّه نمود و یا اینکه باید بروند و در جایی که سنگفرش
است و بر سنگ نماز بخواند؟
,ج- لازم نیست بهجای دیگری که سنگفرش است بروند، مگر آنکه تَقیّه و ضرورت، اقتضا کند؛ در غیر این صورت باید رعایت شود، حتّی با اینکه نماز با شرایط کامل اعاده شود.
سؤال«821»- کسی که نماز را در مسجدالحرام به نحو استداره خوانده است، بهطوری که رو در روی امام جماعت و یا طرفین او ایستاده بوده است، آیا این نماز احتیاج به اعاده دارد؟
,ج- با وضع فعلی نیاز به اعاده ندارد، در صورت تأخیر مأموم در مواضع سجود، از امام و مراعات اَقرب نبودن محل سجدّه کعبه و إلّا اعاده لازم است.
سؤال«822»- در صورتی که شخص نمازگزار وارد یکی از مساجد مدینه منوّره و یا مکّه معظمه شد و مشاهده کرد که جماعت، خاتمه یافته است، ولی نمازگزاران در مسجد هستند، آیا میتواند نماز را فُرادا
بر طبق شرایط موجود بهجای آورد یا باید بیاید مسافرخانه و یا هتل و نمازش را با چیزی که سجدّه بر آن صحیح است انجام دهد؟
,ج- میتواند در همانجا و بر طبق نماز آنان بهجا آورد، در صورتی که ضروت و تقّیه اقتضا کند و إلّا باید شرایط، رعایت شود.
سؤال«823»- حَصیرهایی که در حِجاز، مورد استفاده ایرانی و غیر ایرانی واقع میشود، سجده بر آن جایز است یا خیر، با ملاحظه اینکه حصیر مزبور با نخ، مخلوط است؟
,ج- اگر عرفاً روی حَصیر سجده میشود، مانعی ندارد.
سؤال«824»- اگر انجام نماز به کیفیتی باشد که معلوم نیست موافق نظر اهل سنت باشد، مانند سجدّه بر پشت نمازگزاران صف جلو و عدم رعایت اتصال، آیا نماز در این گونه موارد باید اعاده شود؟
,ج- اعاده دارد.
سؤال«825»- آیا حائض و جُنب میتوانند از مقدار توسعه یافته مسجدالحرام و مسجدالنّبی عبور کنند یا خیر؟
,ج- نمیتوانند.
سؤال«826»- کسانی که برای شرکت در نماز مغرب در مکّه و مدینه وارد مساجد میشوند و نمازهای خود را با جماعت میخوانند، آیا جایز است بلافاصله بعد از نماز جماعت، نماز عشا را بخوانند یا نه؟
,ج- مانعی ندارد و اگر وقت نشده است، باید صبر کنند.
سؤال«827»- کسی خیال میکرد که بر سنگهای فرش شده در مسجدالحرام - زاده اللّه شرفاً – سجده، صحیح نیست و بر پشت دست، سجده میکرده است؛ نمازهایی که به این نحو خوانده چه حکمی دارد؟
,ج- صحیح نیست، حتّی اگر جاهل قاصر باشد.
سؤال«828»- در لیالی مقمره در مکّه کسانی که نماز صبح را به جماعت با سایر مسلمین میخوانند، آیا باید بعد از روشن شدن هم دوباره بخوانند، یا همان نماز که به جماعت خواندهاند، کافی است؟
,ج- در فرض مرقوم، جماعت صحیح است و اعاده ندارد و فرقی بین شبهای مهتابی و غیر مهتابی نیست.
سؤال«829»- کسی که قصد کرده است که تا پایان روز ترویه (هشتم ذیالحجّه) در مکّه اقامت نماید، به تصور این که از آغاز ورودش به مکّه تا روز ترویه، ده روز است و بر این اساس چند روز، نماز را تمام خواند، بعد خلاف آن ثابت گردید و معلوم شد که ده روز نبوده است، وظیفه او در نماز چیست؟ آیا تمام است یا قصر؟
,ج- اگر واقع ده روز را قصد کرده و بعد خلاف آن معلوم شده است، مثل اینکه یقین داشت که ماه، سی روز است و روز ترویه مثلاً سهشنبه است،
بعداً معلوم شد ماه، 29 روز است و روز ترویه، دوشنبه است، باید نماز را تمام بخواند، اگر واقع آن را قصد ندارد، فقط خیال میکند که ده روز میماند، مثل اینکه میداند ماه، 29 روز و ترویه، دوشنبه است، ولی در حساب اشتباه کرده و خیال میکند که تا آن روز، ده روز است در حالی که واقعاً نیست، باید بعد از کشف خلاف، نمازها را قصر بخواند، گرچه احتیاط در جمع خواندن، مطلوب است و آنچه تمام خوانده را نیز قصراً قضا نماید.
سؤال«830»- شخصی مقلد هیچیک از فُقَها نبوده است، مثلاً ده سال، حالا میخواهد تقلید کند. در این ده سال، مکّه هم رفته است. آیا عبادتهای او مثل نماز و روزه و حَجّش صحیح است یا نه؟
,ج- اگر اعمالش مطابق فتوای کسی که باید از او تقلید کند باشد، صحیح است.
سؤال«831»- قرآنهایی که در مسجدالحرام است، بر بعضی آز آنها نوشته شده که وقف است؛ ولی بر
بعضی دیگر نوشته نشده است. شایع است آنها که کلمه وقف و یا عبارت دیگری که مُفَهِم وقف بودن باشد، ندارد جایز است بردارند و چنین کاری احیاناً شده است. بفرمایید جایز است یا نه؟
,ج- برداشتن آنها بدون اینکه از مُتَصدی ذی ربط بگیرند، جایز نیست و باید برگردانده شود.
سؤال«832»- آیا مقداری از سنگ صفا و مروه، یا از مَشعَر را میشود با خود آورد یا نه؟
,ج- از صفا و مروه جایز نیست، ولی از مَشعَر مانعی ندارد.
سؤال«833»- نیّت تیمّم از حدث اکبر در مسجدین چیست؟
,ج- اگر در مسجد، نیّت شده است، باید فوراً خارج شود و برای خروج از مسجد، اگر زمان تیمّم کوتاهتر از رفتن به بیرون باشد، تیمّم بدل از غسل جنابت کند، و با این اِلتفات اگر تیمّم کند، صحیح و با نیّت است و إلّا باید بدون تیمّم
بیرون رود.
سؤال«834»- در تطهیر مسجدالحرام به نحوی که عین نجاست را برطرف میکنند و بعد با ظرف آب میریزند و میشویند و از هر طرف با آب قلیل شسته میشود، انسان به نجاست تمام مسجد علم عادی پیدا میکند. آیا جواز سجدّه بر آن سنگها از باب عُسر و حَرج است یا جهت دیگر؟
,ج- علم پیدا نمیشود و با فرض شک، نباید اعتنا شود.
سؤال«835»- فرمودهاید: «اگر از طرف قاضی مکّه حکم شد که فلان روز، عید است و ما یقین به خلاف نداشته باشیم، متابعت آن جایز است»، آیا اگر در همین فرض بتوان احتیاط کرد و وقوف عرفات به مَشعَر و اعمال مِنی را بدون مَحذور انجام داد تا متابعت قطعی واضع شود، آیا این کار لازم است یا نه؟
,ج- اگر ماه نزد قاضی اهل سنّت، ثابت شده و بر
طبق آن حکم نموده، دو صورت دارد:
اول: آنکه احتمال برود که حکم او مطابق واقع است که در این صورت پیروی از آنها واجب میشود و بنابر أظهر همین مقدار در حجّ، کافی است.
دوم: آنکه علم به خلاف فرض، شود که انسان بداند روزی که به حکم قاضی، روز عرفه (نهم) است واقعاً روز ترویه و هشتم باشد که بنابر احتیاط در این صورت وقوف با آنها کافی نخواهد بود و در این حال اگر مُکَلَف تمکّن از عمل به وظیفه را داشته باشد ولو به وقوف اضطراری در مُزدَلَفه، بدون عذر و حتّی مَحذور مخالفت تقیه، باید عمل به وظیفه نماید و در غیر این صورت بنابر احیتاط، حجّش بدل به عمره مفرده شده و حجّی نخواهد داشت و چنانچه استطاعتش از همین سال بوده است و برای سالهای بعد باقی نخواهد ماند، وجوب حجّ از او ساقط خواهد بود، مگر اینکه استطاعت تازهای پیدا کند که بنابر احتیاط در این صورت
دوباره حجّ نماید. البته تمام موارد در صورتی است که امکان انجام آنها میسّر باشد و إلّا باید از آنها متابعت کرده ولو آنکه علم به خلاف باشد.
سؤال«836»- اگر شخصی در مکّه یا مدینه، پول سعودی پیدا کند که نمیداند مُتعلِّق به ایرانی است یا غیر ایرانی، وظیفهاش چیست؟
,ج- با یأس از پیدا شدن صاحبش، از طرف او به فقیر صدقه بدهد، بنابر احتیاط، البته این حکم بعد از توجّه به این مسأله است که برداشتن لَطمه در حرم، بنابر احتیاط جایز نیست.
سؤال«837»- زنی به همراه شوهرش در روز یازدهم، جهت رَمی به طرف جَمَرات حرکت میکند که بر اثر شدت گرمی هوا و کثرت جمعیت، شوهر خود را گم میکند. حالت اضطراب و شوکه شدن به او دست میدهد و به زمین میافتد. مأمورین او را به بیمارستان منتقل میکنند. بعد از چهار روز تَفَحُّص و
جستجوی زیاد در بیمارستان پیدا میشود که قادر به سخن گفتن نبوده و حتّی قادر به انجام بقیه اعمال حجّ نمیباشد و در فاصله این مدّت، همراهان او شوهرش را تکلیف میکنند، که به نیابت از خانواده خودش بقیه اعمال او را انجام دهد. آنچه مسلم است این بوده که شوهر در حال ناراحتّی واضطراب و حواص پرتی بوده، ولی از او که سؤال میشود اعمال حجّ نیابتی را انجام دادید یا نه جواب میدهد، بله انجام دادم. پس از مراجعت از حجّ، شوهرش قسم جلاله یاد میکند که من حالم بهجا نبوده، و اعمال نیابتی را انجام ندادم و اظهار میکند که اجتماع ما با هم حرام است. آیا حجّ صحیح است یا نه؟ و درصورت عدم صحّت آیا با نیابت کفایت میکند یا اینکه لازم است خودش بقیه اعمال حجّ را انجام دهد و قربانی که به واسطه عدم بیتوته در مِنی میباشد، آیا در محل خودش ذبح کند کافی است و یا باید به مِنی فرستاده شود؟
,ج- اگر اعمال روز عید را انجام داده و اعمال مکّه را انجام نداده، در صورتی که میتواند خودش به مکّه برود، باید خودش آنها را انجام دهد، و اگر معذور است، نایب بگیرد و قربانی مورد سؤال که وجوبش بنابر احتیاط است، در محل خودش هم صحیح است و لازم نیست به مِنی فرستاده شود و رَمی که انجام نشده است، سال بعد در ایّام تشریق باید قضاء شود، و اگر خودش نمیتواند برود، نیابت کافی است.
سؤال«838»- شخصی در سال 1361، به حجّ مشرف میشود و در غروب روز نهم ذیالحجّه با وانت کارگری بدون توقف در مشعرالحرام به مِنی رفته و در خارج مِنی به دست غیر مؤمن قربانی کرده و در خارج مِنی سر تراشیده است. تکلیف این شخص چیست؟ آیا میتواند به نیّت دیگری یا برای خودش به حجّ مشرّف شود؟
,ج- بعید نیست به واسطه حلق در خارج مِنی از باب جهل به مسأله، او را از اِحرام خارج کرده
باشد و قربانی هم صحیح است؛ چون در خود مِنی میسر نیست و قربانی غیرمؤمن، مُجزی است؛ پس اشکال منحصر است در ترک وقوف مَشعَر به هر دو قسمش، لذا باید عمره مفرده بهجا آورد، سپس دوباره اصل حجّ را انجام دهد.
سؤال«839»- آیا در عرفات و مِنی و مَشعَر و بعد از مراجعت از اماکن مزبور در صورتی که مسافت شرعی محقّق نشود، وظیفه حجّاجی که قبلاً در مکّه معظمه قصد اقامت کردهاند، از حیث قَصر و تمام چیست؟
,ج- در فرض مذکور، تمام است.
سؤال«840»- بعضی از حجّاج در مکّه، قصد اقامه کردهاند، چه بطن مکّه یا محلات آن مثل شیشه و ریعالذاخر یا مسفله یا حجّون. اگر یقین داشته باشند که تا عرفات، چهار فرسخ است، نماز را قَصر و اگر شک داشته باشند در مسافت شرعی، نماز را تمام میخوانند. بفرمایید که در مراجعت از عرفات و
مِنی، تکلیف آنان از نظر قَصر و اتمام چیست؟ باتوجّه به اینکه توقف آنان در مکّه، یک روز یا سه روز یا نه روز است و باید به ایران یا مدینه حرکت کنند؟
,ج- در صورت عدم مسافت شرعیه یا شک در آن که در نماز باقی بر تمام هستند، اگر از عرفات که به مکّه برمیگردند، از جهت اینکه محل اقامه است، میروند و بعد از مکّه قصد مسافرت میکنند. در بازگشت به مکّه و در خود مکّه هم نمازشان تمام است؛ چون فاصله مکّه تا عرفات فعلاً مسافت شرعیه نیست و اگر قبلاً در مکّه قصد اقامت کردهاند، نمازشان در مکّه و عرفات و در بازگشت، تمام است.
سؤال«841»- اگر موقف، دو روز اختلاف داشته باشد، وظیفه چیست؟
,ج- فرقی بین یک روز اختلاف و دو روز در حکم مسأله نیست.
سؤال«842»- در مواردی که فرمودهاید: «اگر مَشَقّت یا حَرَج داشته باشد...»، بفرمایید که منظور از مَشَقّت و حَرَج شخصی است یا نوعی؟
,ج- باید خصوص مسأله ملاحظه شود؛ ولی اگر حکم دائر مدار حرج و مشقت باشد، شخصی آن منظور است.
سؤال«843»- حاجی، تمام اعمال عمره و حجّ را انجام داده و بعد فهمیده که وضویش باطل بوده است. آیا با تدارک طوافها و نماز، حجّ او صحیح است یا نه؟ و بر فرض فساد، چگونه از اِحرام خارج شود؟ وظیفه او چیست؟
,ج- بله، با تدارک طوافها و نماز، حجّ او صحیح است، اگر باطل بودن وضو مربوط به خصوص حجّ باشد؛ ولی اگر وضو کلاً چه در عمره و چه در حجّ، باطل شد، در این صورت بعد از جَمَرات، طواف و نماز سعی و طواف نساء و نماز آن از اِحرام، مُحلّ میشود، سپس عمره مفرده بهجا آورد و در سال بعد، حجّ واجب را
بهجا آورد؛ این در صورتی است که در مکّه ماه ذیالحجّه متوجّه شود و اگر بعد از خروج ذیالحجّه فهمید، در این صورت رجاءً از میقات، مُحرِم شود به احرام عمره مفرده که با انجام اعمال آن و طواف نساء و نماز آن از اِحرام خارج شود و برای سال آینده، حجّ واجب را بهجا آورد.
سؤال«844»- اگر شخصی مبلغی ارز به فردی بدهد که عوض آن را -به قیمت دولتی یا آزاد- پول ایرانی بگیرد، چه حکمی دارد؟
,ج- در تبدیل پول، باید با هم تَراضی نمایند و خلاف مقررات هم نباشد.
سؤال«845»- پیشآهنگانی که میخواهند بدون اِحرام در عَرفات و مِنی باشند و نمیتوانند در آنجا با اِحرام باشند، میتوانند برای ورود به مکّه ،عمره مفرده انجام دهند و برای حجّ، مُحرِم نشوند، ولی کسی که مستطیع است، نباید این کار را قبول کند و باید عمره
و حجّ تمتّع بهجا آورد و در هر صورت اگر مُحرِم شد و با لباس مُخیط بود، حجّ او صحیح است و باید کفاره بدهد.
سؤال«846»- شخصی بعد از اِحرام عمره تمتّع، دیوانه شده است. دوستان او بدون اجازه برای او نایب میگیرند و یا تَبَرُعاً باقی اعمال او را انجام میدهند. آیا این اعمال برای شخص اوّل، مُجزی است و از اِحرام خارج میشود یا نه؟ اگر پولی خرج شد، آیا میشود از ولیّ کسی که دیوانه شده است، گرفت یا نه؟
,ج- نیابت مزبور، کفایت نمیکند. اِحرام شخص دیوانه با جنونش باطل شده است؛ همچنان که حجّ و عمره او باطل خواهد بود و پولی که خرج شده از مال کسی است که خرج کرده است و نمیتواند به دیگری رجوع کند، مگر آنکه مغرور شده باشد.
سؤال«847»- آیا عمره و حجّ به واسطه جِماع، یا ترک طواف، یا ترک احدالموقفین، فاسد میشود یا
نه؟ بر فرض فساد، چگونه باید از اِحرام خارج شد؟
,ج- تفصیل موارد فساد به واسطه امور ذکر شده، در مَناسِک، موجود است، و جِماع در عمره تمتّع، مفسد نیست و چنانچه در حجّ، فساد به واسطه جِماع باشد، باید عمل حجّ را تمام کند گرچه فاسد است و با اتمام حجّ از اِحرام خارج میشود؛ ولی در موارد دیگر، اگر فساد به ترک طواف در عمره تمتّع، در مَناسِک مفصلاً بیان شده است، ترک طواف در حجّ، صوری دارد که بعضی از آنها در مناسک ذکر شده است.
سؤال«848»- کسی که حجّ او را به واسطه ترک وقوفین، فاسد شده و باقی اعمال را بهجا آورده و بدون عذر عمره مفرده به ایران آمده است، تکلیف فعلی و آینده این مُحرِم چیست؟
,ج- به اِحرام باقی است و میتواند برای خروج از اِحرام، عمره مفرده انجام دهد و اگر شخصاً نمیتواند به مکّه برود، نایب بگیرد.
سؤال«849»- آیا قصد ابطال عمره یا حجّ و یا بعضی اجزاء آن مبطل است یا نه؟
,ج- قصد ابطال مبطل نیست.
سؤال«850»- آیا مصرف کنسروهای گوشت و ماهی خارجی که در بازار مسلمین به فروش میرسد، جایز است یا نه؟
,ج- اگر ندانند از کجا وارد شده یا بدانند که از بلاد مسلمین است، مانعی ندارد و اگر بدانند که از بلاد کفر وارد میشود، درصورتی محکوم به حِلیّت است که وارد کننده، مسلمان باشد و احتمال بدهند که اِحراز تزکیه آن را کرده و در دسترس مسلمین قرار داده است.
سؤال«851»- آوردن خاک، ریگ و سنگ از عرفات، مَشعَرالحرام، مِنا، صفا، مروه یا منطقه حرام چه حکمی دارد؟ چنانچه عمداً یا جهلاً آورده باشد، برگرداندن آن واجب است یا نه؟
,ج- بیرون آوردن این امور از مساجد مانند
مسجدالحرام و مسجد خیف یا از صفا و مروه جایز نیست و برگرداندن آنها در صورت امکان واجب است؛ ولی در غیر این موارد، مانعی ندارد، گرچه اجتناب شود، بهتر است.
سؤال«852»- گاهی اوقات جماعت اهل سنت در نماز، سوره سجدّه را میخواند و نماز گزاران در اثنای قرائت به سجدّه میروند و برمیخیزند.
اولاً: تکلیف چیست؟
ثانیاً: اگر کسی عمداً یا جهلاً یا سهواً سجده را ترک کرد، نمازش چه حکمی دارد؟
ثالثاً: اگر ندانسته به رکوع رفت و سپس به سجده و دوباره به قیام برگشت، تکلیف چیست؟
,ج- اولاً: اگر مورد تَقیّه نباشد، میتواند سجدّه را با ایما و اشاره انجام دهد و بعد از نماز، سجده کامل بیاورد و نماز را اعاده نماید؛ ولی در مورد تَقّیه، تبعیت از آنها اشکالی ندارد؛ ولی نماز را بعداً اعاده نماید.
ثانیاً: اشکالی ندارد.
ثالثاً: چون رکن نماز، اضافه شده است و تبعیت در جماعت هم صدق نمیکند، نماز را تمام و اعاده نماید.
سؤال«853»- مَسّ کردن اَلقاب ائمّه اطهار، مثل «رضا»، «جواد» و «هادی» بدون وضو چه حکمی دارد؟
,ج- اگر بیحرمتی نباشد، مانعی ندارد؛ گرچه مستحب است که مَس اَلقاب با وضو صورت گیرد.
سؤال«854»- در ایّام عمره که جمعیت کمتری در نماز جماعت مسجدالحرام شرکت میکنند، امام مقابل در کعبه، یا کنار مقام ابراهیم به نماز میایستد، و چند صف دور کعبه تشکیل میشود و بقیه جمعیت داخل شبستانها هستند و اتصال صفوف برقرار نیست. آیا لازم است شیعیان به هنگام شرکت در نماز جماعت مسجدالحرام، اتصال صفوف را
مراعات کنند و یا به همان مقداری که آنان نماز را صحیح میدانند کافی است، به علاوه بانوان را داخل حیاط راه نمیدهند و اتصال آنها به ناچار قطع است. تکلیف چیست؟
,ج- با فرض عدم تَقیّه کفایت نمیکند؛ ولی میتواند اقتدا صوری نماید و قرائت را آهسته بخواند و اگر آن هم ممکن نشد، حدیث نفس کند و بعداً در صورت سَعه وقت، اعاده نماید.
سؤال«855»- کسانی که از هند و پاکستان به عربستان میآیند و در مکّه، معظمه مُقیم میشوند، آیا حجّشان تمتّع است یا وظیفه دیگری دارند؟
,ج- چنانچه بهقصد مجاورت در مکّه بمانند و بعد از دو سال مستطیع شوند، حکم اهل مکّه را پیدا میکنند، و در غیر این صورت، صور مختلفهای است که در تحریرالوسیله ذکر شده است.
سؤال«856»- کیفیت حجّ قران را بیان فرمایید، و آیا این حجّ بر کدام اشخاص واجب میشود؟
,ج- حجّ قران واجب تعیینی نیست و چون مورد ابتلاء نیست، میتوانید به کُتب مُفَصله مراجعه نمایید.
سؤال«857»- اگر صاحب عادت وقتیه و عددیه که عددش مثلاً هفت روز است، روز هفتم، پاک شد و غسل کرد و اعمال حجّ را بهجا آورد؛ ولی بعداً لک دید، اعمالش چگونه است؟
,ج- اگر خون دیده و از روز دهم تجاوز نکرده، محکوم به حیض است که در وسعت وقت باید طواف و نماز را اعاده کند و در ضیق وقت، محل اشکال است که مراعات احتیاط باید بشود.
سؤال«858»- جوان 17 ساله غیرمختون که به تشخیص شورای پزشکی، ختنه برای او خطر دارد، مستطیع شده و فعلاَ در مدینه است. تکلیف او نسبت به حجّ چیست؟
,ج- باید مُحرِم شود و خودش طواف کند و نایب هم
بگیرد برای طواف بنابر احتیاط و بعد از طواف خودش یک نماز بخواند و بعد از طواف نایبش نیز خودش نماز دیگر بخواند و در صورتی که دو طواف با هم انجام شود، خودش یک نماز بخواند کفایت میکند.
سؤال«859»- بعضی از زنان به جهت خوردن قرص، نظم عادت ماهانهشان برهم میخورد به طوری که گاهی در مدّت طولانی مرتب خون و لک میبینند، وظیفه این گونه زنان در حجّ چیست؟
,ج- اگر خون، سه روز استمرار داشته باشد ولو به این نحو که پس از خروج تا سه روز باطن فَرج، آلوده باشد، حکم حیض دارد وگرنه باید به وظایف مستحاضه عمل کند.
سؤال«860»- کسی که وظیفه او وضو جبیرهای و تیمّم است، امّا از روی جهل، بدون تیمّم اعمال عمره را انجام داده است، وظیفه او چیست؟
,ج- طواف و نماز آن باید اعاده شود و اعمال بعد از
آن، اگر التفاتش بعد از سعی و تقصیر بوده.
سؤال«861»- زنی مسأله را نمیدانست، بعد از پاک شدن از حیض خیال میکرده که جنب است ولذا غسل جنابت را نیّت کرد و با همین حال، حجّ انجام داد. بفرمایید که حجّ او چگونه است؟
,ج- اگر منظور او غسل برای حَدَثی که از خون داشته است، باشد و اسم آن را جنابت گذاشته، عملش صحیح است.
سؤال«862»- زنی به حساب شناسنامه بیش از پنجاه سال شمسی دارد و یک سال و نیم خون ندیده است؛ ولی در عرفات خون میبیند؛ بنابراین آیا در یائسگی او میتوان تردید داشت یا نه و وظیفه او چیست؟
,ج- اگر اطمینان دارد که پنجاه سال قمری او تمام شده و سیده نیست، حکم مستحاضه را دارد.
سؤال«863»- زنی که حیض نمیشود، ولی هر دو ماه یکبار دو سه روزی لک و ترشحات میبیند،
وظیفهاش چیست؟
,ج- اگر خون، استمرار تا سه روز ندارد، ولو به این نحو که پس از خارج شدن تا این مدّت باطن فرج، آلوده باشد، حکم استحاضه دارد.
سؤال«864»- شخصی غسل مس میّت به گردنش بوده ولی بعد از اعمال حجّ متذکر میشود، وظیفه او چیست؟
,ج- اگر بعد از مس میّت، غسل جنابت کرده باشد، چون جُنب هم بوده یا بعداً جنب شده است، غسل جنابت و سایر اغسال واجبه کفایت میکند و عملش صحیح است و إلّا باید طواف و نماز آن را اعاده کند.
سؤال«865»- مدّتی است که به علت ابتلا به بیماری و در اثر عمل جراحی هنگام خروج مدفوع احساس نمیکنم و از کیسه مخصوص استفاده میکنم، البته برای وضو و نماز غسل میکنم. مستدعی است در رابطه با انجام مراسم حجّ، تکلیف شرعی بنده را
مرقوم فرمایید؟
,ج- اگر در طواف و نماز آن رعایت وظیفهای که برای وضو و نماز دارید، بنمایید و نایب هم احتیاطاً بگیرید، عمل حجّ شما صحیح است.
سؤال«866»- شخصی عمل جراحی انجام داده است و فعلاً کیسهای بسته است که بول او قطره قطره در آن کیسه میریزد؛ ولی نه از مجرای بول بلکه از موضع جراحی که در پهلو قرار دادهاند. آیا این شخص، حکم مَسلوس را دارد؟
,ج- حکم مسلوس را دارد.
والحمد لله اولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً والسلام علی محمدٍ و آله الطیبین و اللعن علی أعدائهم أجمعین
عمره و حجّ کودکان. 5
استطاعت.. 12
خمس و احکام آن در حجّ و عمره 49
استفتائات نیابت.. 56
وصیّت به حجّ. 92
استفتائات احرام. 98
اسفتائات میقات.. 111
استفتائات نیّت.. 124
استفتائات تلبیه 131
استفتائات کفارات احرام. 135
استفتائات طواف.. 161
استفتائات نماز طواف.. 231
استفتائات سعی. 248
استفتائات تقصیر و حلق. 265
احکام بین عمره تمتّع و حجّ تمتّع. 291
استفتائات حجّ إفراد 300
استفتائات وقوف.. 302
استفتائات قربانی. 310
استفتائات اعمال بعد از مِنی و طواف نساء 330
استفتائات تقدیم اعمال مکّه بر وقوفین. 332
استفتائات بیتوته در منی. 338
استفتائات کوچ.. 349
استفتائات رَمی جمرات ثلاث.. 354
استفتائات محصور و مصدود 372
استفتائات مسائل متفرقه 380
فهرست مطالب.. 421
من ختم القرآن بمکة من جُمعة إِلی جُمعة، أَو أَقل من ذلک أَو أَکثر وختمه فی یوم الجُمعة کتب الله له من الاَجر والحسنات من أَول جمعة کانت فی الدنیا إِلی آخر جُمعة تکون فیها، وإِنْ ختمه فی سائر الایّام فکذلک(1).
حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند: «کسی که در مکه از یک جمعه تا جمعه دیگر قرآن را ختم نماید، یا در مدتی کمتر از این قرآن را ختم کند و خواندن قرآن را در روز جمعه به پایان برساند، خداوند تمام پاداشها و کارهای نیکی را که از اولین جمعه دنیا تا آخرین جمعه آن هست را برای او خواهد نوشت و اگر در غیر جمعه نیز خواندن قرآن را به پایان برساند، همینطور است».
و نیز در روایتی دیگر است که همان حضرت فرمودند:
«مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّةَ لَمْ یَمُتْ حَتّی یَری رَسوُلَ اللهِ وَ یَری مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ(2).
کسی که قرآن را در مکّه ختم کند، نمیمیرد تا اینکه رسول خدا و جایگاه خود را در بهشت میبیند».
همچنین خداوند متعال در قرآن کریم میفرمایند:
{خِتَامُهُ مِسْکٌ وَفِی ذَٰلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ(3)}.
مهری که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمتهای بهشتی، راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند!