ghaemiyeh.com
سرشناسه:اباذری، محمود، ۱۳۴۹ -
عنوان و نام پدیدآور:ادعیه و زیارات مهدوی/ محمود اباذری ؛ ویراستار فاطمه اکبری .
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۵ .
مشخصات ظاهری:۱۵۲ ص.
شابک:978-600-7120-74-3
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- دعاها
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Prayers
موضوع:دعا -- تاثیر
موضوع:Prayer -- *Influence
موضوع:دعا -- فلسفه
موضوع:Prayer -- Philosophy
موضوع:دعاها
موضوع:Prayers
موضوع:مهدویت -- انتظار
موضوع:Mahdism -- *Waiting
رده بندی کنگره:BP۲۲۴/الف۲الف۴ ۱۳۹۵
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی: ۴۳۷۷۲۲۳
ادعیه و زیارات مهدوی
محمود اباذری
ادعیه و زیارات مهدوی
مؤلف: محمود اباذری
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود
ویراستار: فاطمه اکبری
طراح جلد: سید ابوالحسن فاطمی
صفحه آرا: مسعود سلیمانی
نوبت چاپ: سوم/ تابستان 1396
شابک: 3-74-7120-600-978
شمارگان: 1000 نسخه (تاکنون 3000 نسخه)
قیمت: 6000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن:1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ:98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
بخش اول: مباحث مقدماتی.. 11
جایگاه و اهمیت دعا 12
انواع دعا 12
راه و رسم دعا 14
دعا لقلقة زبان نیست... 15
تفاوت دعا و زیارت... 15
مشروعیتِ توسل، زیارت و شفاعت... 16
حکمِ زیارت و شفاعت بعد از رحلت انبیاء و اولیاء الهی علیهم السلام........ 24
لزوم ارتباط با اهل بیت علیهم السلام........ 27
اهمیت و آثار دعا برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف..... 29
انواع ادعیه و زیارات مهدوی.. 29
بخش دوم: اشاره به برخی از دعاها و زیارتهای مهدوی.. 31
دعای تعجیل فرج. 32
دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف..... 36
دعای معرفت... 41
دعای فرج. 47
دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ». 50
دعای عهد. 62
زیارت آل یس.... 68
دعای ندبه. 81
نمایهای از دعاها و زیارتهای مهدوی در مفاتیح الجنان.. 110
الف) باب اول: دعاها 110
ب) باب دوم: اعمال سنه(اعمالی که در طول سال انجام میشود) 111
ج) باب سوم: زیارتها 111
بخش ضمائم.. 115
ضمیمه شماره 1. 116
دعا 116
ضرورت دعا کردن.. 116
آداب دعا 117
شرایط استجابت دعا 120
موانع استجابت... 121
اوقات دعا 122
راز تاخیر در اجابت... 123
فضیلت صلوات و دعا برای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت طاهرینش علیهم السلام........ 128
بلند همت بودن درخواستهها 130
شبهههایی دربارة دعا و پاسخ آن.. 131
حالت پس از دعا 134
خطر بزرگ شرک خفی پس از استجابت دعا 138
دعائی از امام حسین علیه السلام..... 141
ضمیمه شماره 2. 143
فهرست برخی از منابع پیرامون ادعیه و زیارات مهدوی.. 143
منابع و مآخذ.. 148
خورشید هدایت، کشتی نجات، سید جوانان بهشت و سرور و سالار شهیدان آقا ابی عبد الله الحسین علیه السلام؛ شخصیتی که با عملِ خود حقیقت دعا را معنا کرد و در آخرین دعای خود درگودی قتلگاه این چنین با معبود و معشوق خویش معاشقه نمود:
«اَللّهُمَّ! [أَنتَ] مُتَعالِی الْمَکانِ، عَظیمُ الْجَبَرُوتِ، شَدیدُ الِْمحالِ، غَنِیٌّ عَنِ الْخَلائِقِ، عَریضُ الْکِبْرِیاءِ، قادِرٌ عَلی ما تَشاءُ، قَریبُ الرَّحْمَةِ، صادِقُ الْوَعْدِ، سابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَریبٌ إِذا دُعیتَ...».
به امید آنکه خداوند - هرچه زودتر- به وسیلة نهمین فرزندِ امام حسین علیه السلام؛ یعنی خاتم اوصیاء بقیةالله الاعظم حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ جهان را با نور عدالت زنده نماید و دین حق را به دست او بر همه دین ها پیروزگرداند.
شب عید غدیر کنار کعبه مقابل رکن یمانی نشسته بودم. جوانی درکنارم مشغول به راز و نیاز بود. وقتی نمازش تمام شد، باب گفتگو را با او باز کردم. دکتر حامد اهل مصر و فارغ التحصیل دانشگاه الازهر، حافظ قرآن، صحیح بخاری و صحیح مسلم، صاحب کرسی تدریس و مؤلف چندین کتاب بود.
پس از گفتگوی مفصلی در باره غدیر خم و خواندن روایات آن از صحیحین و اقرار او به این مطلب که می داند با وجود شخصیتی چون علی بن ابی طالب علیه السلام نوبت به دیگران نمی رسید، نگاهش به کتاب ادعیه و آداب حرمین شریفین افتاد که در مقابلم بود و پرسید: این کتاب چیست؟ چه چیزی در آن نوشته شده است؟ چرا شیعیان، آن را از ما پنهان میکنند؟(1)
ضمن معرفی کتاب آن را باز کردم، دعای کمیل آمد.پرسیدم: با دعای کمیل آشنا هستید؟
گفت: نه! دعای کمیل چیست؟
گفتم: این دعا، مناجاتی است با خدا از آقا امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام که آن را به یکی ازاصحاب خود، به نام کمیل بن زیاد، املا نموده و او نیز آن را نوشته و به این وسیله به دست ما رسیده است. سپس حدود یک سوم دعا را از بخشهای مختلفِ آن برایش خواندم. خیلی مورد توجه او قرار گرفت و از من خواست تا همه دعا را برایش بخوانم!
از آغاز تا پایان دعا را برایش خواندم. از خود بی خود شده بود، تقریبا بیست دقیقه
1) سرّ استنکاف برخی، از دادن این کتاب به دیگران این است که یکی از شگردهای مأموران وهابی در حرمین شریفین برای آزار و اذیت شیعیان اینگونه است که کسی را نزد زائران ایرانی می فرستند که وانمود میکند شیعه و از فلان کشور است و برای آشنایی بیشتر با شیعه نیاز به کتاب هایی در این رابطه دارد، به محض این که کتاب داده شد مأمور سعودی که از دور مراقب است،جلو می آید و این ایرانی را به جرم نشر کتب ضاله دستگیر میکند.
فرازهایی را که به ذهن سپرده بود، با خود تکرار میکرد. سپس با تحیر وشگفتی گفت: این دعا نمیتواند از یک انسان عادی باشد، دعای بسیار عجیبی است؛ اگر ممکن است یک بار دیگر این دعا را برایم بخوان!!
با شنیدن این جمله افسوس خوردم که چرا ما آن چنان که شایسته است قدر این سرمایة گرانبها را نمی دانیم و حتی هنگام خواندنِ دعا،گاهی چند بار ورق می زنیم تا ببینیم کی تمام میشود! غافل از اینکه اگر این دعاها را با توجه به معانی آنها بخوانیم؛ کم بخوانیم اما بفهمیم و هدفمان تمام کردن دعا نباشد،آن گاه از لذت بخش ترین اوقات ما لحظاتی خواهد بود که با این دعاها با معبود خود راز و نیاز میکنیم و روح و روانمان را از زلال ناب معرفت او سیراب مینماییم.
وقتی این شور و اشتیاق را نسبت به دعای کمیل در وجودش دیدم، کتاب ادعیه و آداب حرمین شریفین را به او هدیه کردم، به امید آن که بیشتر با معارف اهل بیت علیهم السلام آشنا گردد.
آری! دعاهایی که از سوی امامان معصوم علیهم السلام به دست ما رسیده، سرمایه گرانبهایی از ناب ترین معارف اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی و در یک کلمه دانشگاهی است؛ از درس هایی که هیچ انسانی از آن بی نیاز نیست.
سپاس خدای را که به برکت پیمودن راهی که آفریدگار هستی به وسیله رسولش ما را به آن سفارش نمود، یعنی تمسک به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، از سرمایههای ارزشمندی بهرهمند هستیم که ازجمله آنها دعاها و زیارتهایی است که درباره موضوع مهدویت به دست ما رسیده است.
هدف از این نوشتار گردآوری همه این ادعیه و زیارات نیست، زیرا در گذشته این مهم انجام شده است؛(1)بلکه هدف نگارنده این بوده است که درباره برخی از دعاهایی
1) ر.ک: صحیفه المهدی تألیف جواد قیومی اصفهانی و کتاب صحیفه مهدیه، تألیف سید مرتضی مجتهدی سیستانی.
که مردم با آنها انس دارند نکاتی بیان شود، تا در کنار خواندن دعا، با توجه به این نکات بر معرفت خود نسبت به ولی نعمت خویش بیفزاییم و از لابلای آن با وظیفه خود در دوران سخت و طاقت فرسای انتظار آشنا شویم ودریابیم که منتظر حقیقی کیست و چه وظائفی بر عهده دارد؟ و اینکه چگونه خود را برای یاری امام خویش آماده سازیم و دهها نکته معرفتی دیگر را از دل این دعا و زیارت ها صید نماییم.
مطالب در دو بخش تنظیم گردید؛ بخش اول شامل مباحث مقدماتی است و در بخش دوم، هشت دعا و زیارت انتخاب گردید و نکاتی کاربردی راجع به آن، بیان شد و نهایتاً به مناسبت موضوع دعا، مطالبی را که سابقا در رابطه با موضوع دعا آماده نموده بودم به عنوان ضمیمه در پایان کتاب قرار دادم.
به امید آن که این اثر ناچیز مورد قبول آقا و مولایمان خاتم اوصیاء بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گیرد.
بار الاها! ما را در ادای حقوقش، و تلاش در پیرویش و دوری از نافرمانیش یاری فرما و نعمت بزرگ خشنودی، رأفت، رحمت، دعا و خیرش را شامل حالمان بگردان.(1)
Abazar12@chmail.ir یا Abazari14@gmail.com
قم
محمود اباذری
روز عرفه 1436 برابر با اول مهر ماه 1394
1) هر گونه پیشنهاد یا انتقاد خود به این مجموعه را میتوانید از طریق پست الکترونیکی زیر ارائه نمایید.
دعا برطرف کنندة امواج بلا و قضا، حقیقت عبادت، چراغی در تاریکی، سلاح مؤمن، ستون دین، سپر مؤمن، شفای هر بیماری، کلید نجات ، رستگاری و رحمت، نور آسمان ها و زمین و در یک جمله محبوب ترین کارها نزد آفریدگار هستی است، به شرطی که از سینه ای پاک و قلبی پرهیزگار سرچشمه بگیرد.(1)
در اهمیت آن همین بس که قرآن کریم میفرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ؛ بگو: پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد».(2)
دعای عوام
دعای افرادی که ویژگیهای ذیل را داشته باشند، دعای عوام نامیده میشود:
الف) وقتی با مشکلی روبرو میشوند، به یاد خداوند میافتند و دعا میکنند.(3)
ب) دعای آنها فقط خواستن است، نه راز و نیاز با معبود.
ج) بیشترین خواستههای آنها دربارة امور مادی است.
د) از رعایت آداب دعا غافلند و توقع دارند دعایشان به سرعت اجابت شود.
ه) اگر حاجتشان برآورده نشود، به یأس و ناامیدی دچار میشوند.
دعای خواص
اما کسانی هستند که به روش دیگری دعا میکنند؛ بنابراین، درجه و مقامشان باگروه پیشین متفاوت است و محبوب و مقرَّب درگاه خداوند هستند. برخی از این ویژگیها عبارت است از:
الف) پیوسته اهل دعا هستند؛ در شدت و رخاء، سلامتی و بیماری، فقر و غنا و در همة حالات. بنابراین فرشتگان صدای آنان و زمزمة دعایشان را میشناسند و راه را برای ورود این صدا به آسمانها باز میکنند.(1)
ب) برای آنها خودِ دعا موضوعیّت دارد و اذن در دعا را بزرگترین نعمت الهی میبینند.
ج) دعای آنها پیش از آنکه خواستن باشد، خواندن است و گفتگوی محبوب با معشوقِ حقیقیِ خود، پیوند و ارتباط با اصلِ خود، نور و نیرو گرفتن برای تقرّب به اوست.
د) آنها اجابت دعای خود را در همین توفیق دعا کردن میبینند و بر این باورند که خیر و صلاحشان همان چیزی است که محبوب آنها برایشان رقم میزند، اگر او حکم کند که با قیچی (بهوسیلة دشمنان حق) قطعه قطعه شوند، برایشان خیر است و اگر مالک و فرمانروای شرق و غرب عالم شوند، باز هم برایشان خیر است.(2)
در واقع؛ خیر آن چیزی است که او برایش بخواهد؛ زیرا:
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است و خدا میداند، و شما نمیدانید.(3)
از آنجا که افق دید ِما محدود است و بر اساس آیة شریفه:
«و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!».(1)
گاهی چیزی را می خواهیم که به ضرر ماست و از آنچه باید بخواهیم غافل میشویم!
کسی در محضر مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السلام اینچنین دعا کرد:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَة؛ خدایا به تو پناه میبرم از امتحان».
حضرت فرمودند: هیچیک از شما نگوید «خداوندا به تو پناه میبرم از امتحان شدن»، زیرا هیچکس نیست مگر اینکه امتحانی دارد، ولی کسی که میخواهد بهخدا پناه ببرد، از «امتحانات گمراهکننده» به خدا پناه برد؛ زیرا خداوند سبحان میگوید: «بدانید که اموال و اولاد شما مایه امتحان شما هستند». و معنی این سخن آن است که خداوند مردم را با اموال و اولادشان آزمایش میکند، تا آن کس که از روزیش خشمگین است، از آن کس که شاکر و راضی است شناخته شود، هر چند خداوند سبحان از مردم بهخودشان آگاهتر است، ولی این بهخاطر آن است که افعالی که با آن استحقاق ثواب و عقاب پیدا میکنند ظاهر گردد، زیرا بعضی از مردم (مثلاً) پسر را دوست دارند و از دختر متنفرند و بعضی افزایش مال را میخواهند و از نقصان آن ناراحتند.(2)
مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:
جُعِلْتُ فِدَاکَ ادْعُ اللَّهَ لِی أَنْ یُغْنِیَنِی عَنْ خَلْقِهِ؛ فدای شما شوم از خداوند بخواهید مرا از مخلوقاتش بینیاز فرماید!.
امام فرمودند:
... این گونه از خداوند بخواه که تو را از اینکه به بندگان پستش
نیازمند شوی، بینیاز کند.(1)
بنابراین، نیاز بندگان خدا بهوسیلة یکدیگر برطرف میشود و هر کدام وسیلهای برای برآوردن نیاز دیگری میشوند و از این راه به اجر و پاداش میرسند.
در نتیجه دربارة اینکه در راز و نیاز با معبودمان چهچیزی را بخواهیم و چهچیزی نخواهیم، باید از حجت های الهی بیاموزیم.
انس با دعاهای اهل بیت علیهم السلام بهترین مرجع برای آموختن راه و رسم دعا و راز و نیاز با آفریدگار هستی است، دعاهایی مانند:
مناجات خمسه عشر، مناجات شعبانیه، دعای عرفه امام حسین علیه السلام دعای ابو حمزة ثمالی، دعای کمیل و ... .
امام علی علیه السلام میفرمایند:
الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَر؛ کسی که دعا کند ولی عمل، پشتوانة آن نباشد مثل تیراندازی است که تیر دارد؛ ولی کمانِ او زه ندارد.(2)
دعایِ بی عمل؛ مثل فشنگ بیتفنگ است که قطعاً به هدف نمیرسد؛ چنانچه تفنگ بیفشنگ هم ارزشی ندارد. و عملی که در بستر ایمان و ارتباط با خداوند نروید، به ثمر نخواهد نشست و او را در راه سعادت و رستگاری یاری نخواهد کرد.
دعا یعنی سخن گفتن مخلوق با خالق، عابد با معبود؛ بنابراین به گفتار و نوشتاری که در بردارندة چنین محتوایی باشد، «دعا» میگویند.
ابن منظور در لسان العرب(ذیل واژه «دَعَوَ») انواع مختلفی را برای دعا
ذکر میکند:
الف) اظهار یکتایی خداوند و بیان مجد و عظمت و نعمت های او؛(1)
ب) درخواست عفو و رحمت خداوند و آنچه که ما را به او نزدیک نماید؛(2)
مضمون و محتوای اصلی دعاهای اهل بیت علیهم السلام این دو نوع را دربر میگیرد، مانند دعای عرفه و دعاهای صحیفه سجادیه.
ج) درخواست نعمت های مادی.(3)
به همة این موارد دعا میگویند، زیرا مخاطب، خداوند متعال است.
زیارت در لغت به معنای «قصد» است.
صاحب مجمع البحرین میگوید:
زیارت در عرف به معنای قصد دیدار کسی، به خاطر گرامی داشتن و بزرگداشت و انس گرفتن با او میباشد.(4)
زیارت در اصطلاح قصدِ دیدار انسانِ برگزیده و آبرومندِ درگاه الهی را گویند و نوشتاری را که مخاطب آن چنین انسان برگزیدهای باشد، «زیارت نامه» گویند؛ مانند زیارتنامة رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
برخی از متنها نیز ترکیبی از دعا و زیارت است؛ مانند زیارت جامعة کبیره و زیارت عاشورا.
از آنجا که موضوع این نوشتار، دعاها و زیارت های مهدوی است، باید پیش از ورود به متنِ دعا و زیارات، به سؤالات زیر پاسخ داده شود:
الف) با توجه به شبهات وارد شده دربارة زیارت مبنی بر اینکه باید خواستههای
خود را از خودِ خداوند بخواهیم آیا دربارة زیارت امامان معصوم علیهم السلام و درخواست حاجت از آنها، سند و سفارشی وجود دارد؟
ب) معصومان علیهم السلام چه جایگاهی در عالم خلقت دارند؟ آیا شفیع قرار دادن آنها، با توحید سازگاری دارد؟
اکنون به اقتضای بحث و با رعایت اختصار به این سؤالات پاسخ داده خواهد شد:
پاسخ سؤال اول
پایهگذار زیارت در اسلام
شخصِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بارها به زیارت قبرستان بقیع و همچنین شهدای احد میرفتند؛(1)به همین دلیل همة امت اسلام پیوسته دربارة زیارتِ بزرگان بهویژه زیارت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اهتمام ویژه ای قائل بودهاند، به جز فرقهها و مذاهبی مانند وهابیت که شکلگیری آنان ریشه در استعمار انگلیس و سایر استعمارگران دارند.
مرحوم علامه امینی رحمة الله میفرماید:
قطعاً سیرة شایع از صدر اسلام از زمان صحابه و تابعین پیوسته بر زیارت قبور پیامبران، ائمه، اولیاء الهی و بزرگان دینی و در راس آنها مرقد مطهر و منور نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم جاری بوده است و نماز خواندن و دعا نمودن نزد قبور آنان و تبرک و توسل جستن به آنها و تقرب به خداوند متعال با آمدن به آن مشاهد از اموری است که تمام فرقه های مسلمان بر آن اتفاقنظر دارند و احدی مخالفت ننموده است تا اینکه ابن تیمیة حرّانی آمد و با بیانی دور از ادب و عفت کلام و خارج از عقل سلیم و دور از علم و آگاهی، منکر این سنت حسنه شد و حتی به حرمت سفر زیارت به قصد زیارت مرقد مطهر نبی مکرم
1) مسلم، صحیح، ص 348، کتاب الجنائز، باب 35 و36 و کلینی، کافی، ج4، ص579، کتاب الحج، ابواب الزیارات.
اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فتوا داد.(1)
علامه امینی سپس فتواها و دیدگاههای علما و بزرگان اهل سنت را بیان میکند که در همان زمان به مخالفت با او برخاستند.
در صفحة 178 همین کتاب، زیارت ائمة بقیع علیهم السلام و بزرگان مدفون در آنجا را از دیدگاه علمای اهل سنت بررسی میکند که همة آنان به این امر بر اساس روایات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سفارش کردهاند و در ادامه به تشریح فضیلتِ زیارت شهدای احد و زیارت قبور مومنین از دیدگاه آنان پرداخته است.
پاسخ سؤال دوم
جایگاه اهل بیت علیهم السلام در عالم خلقت و اهمیتِ زیارت و ارتباط با آنان
الف) اهل بیت علیهم السلام نور الهی هستند.
قرآن کریم در اینباره میفرماید:
((اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ ....فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ؛ خداوند نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد،....(این چراغ پرفروغ) در خانههایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند)).(2)
خانههایی دهد اجازه خدا
ذکر گردد در آن خدا را ن--ام
که ز نور خدا شود والا
نیز تسبیح حق به صبح و به ش-ام
1) محقق ارجمندِ این کتاب، محمد الحسون، در پاورقی صفحه49 تعدادی از کتاب هایی که در ردّ ابن تیمیه از سوی علمای اهل سنت نوشته شده را بیان میکند، ازجمله: شفاء السقام فی زیاره خیر الانام و کتاب الدره المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه اثر تقی الدین سبکی؛ التحفه المختاره فی الرد علی منکر الزیاره اثر تاج الدین فاکهی؛ المقاله المرضیه اثر قاضی القضاه تقی الدین ابی عبد الله الاخنائی و... (امینی، الزیارة، ص 48).
2) نور:35 و36.
از اَنس و بُریده نقل شده که گفتند رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم این آیة شریفه را تلاوت نمود، مردی سؤال کرد مقصود از این بیوت چیست؟ (که این قدر عظمت دارد که نور خداوند درون آن تابیده است!) حضرت فرمود: مقصود خانههای انبیا است، سپس ابوبکر پرسید: آیا خانة علی و فاطمه هم جزء آنها است؟ حضرت فرمود: بله، بلکه از برترین آنهاست.(1)
ب) اهل بیت علیهم السلامریسمانی هستند که با چنگ زدن به آنان میتوان از خفّت و ذلّت رهایی یافت.
حق تعالی فرمود:
((ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاس؛ ذلت بر آنان مقرر گشت هر جا که یافته شوند مگر به سببی از خدا و سببی از آدمیان)).(2)
مراد از «حَبْلٍ مِنَ النَّاس» چیست؟
امام صادق علیه السلام دربارة این آیه فرمود: «حبل من الله» یعنی قرآن و «حبل من الناس» یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام.(3)
ج) اهل بیت علیهم السلام وسیلة تقربِ الی الله و پذیرش توبه
آیة اول
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ؛ هان ای کسانی که ایمان آوردید، از خدا پروا گیرید و به سوی او وسیله بجویید و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید)). (4)
مراد از وسیله چیست؟
بنابر آیة 44 سوره نحل(1)که ما را دربارة تبیین آیات به شخصِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ارجاع میدهد، «وسیله» به اهل بیت علیهم السلام تفسیر شده است.
حضرت در اینباره میفرماید:
کسی که از پیشوایانِ از فرزندان حسین علیهم السلام اطاعت کند، از خداوند اطاعت نموده و کسی که از آنان نافرمانی کند، از خداوند نافرمانی نموده. آنان ریسمان محکم الهی و وسیله به سوی خداوند هستند».(2)
و اگر در قرآن فرموده است: «پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم!.(3)
یا در جای دیگر میفرماید:
و هنگامی که بندگان من، از تو دربارة من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم!»(4)راه و روش دعا کردن و درخواست نمودن در آیات دیگر را بیان نموده است؛ همچنان که در آیات 64 سورة نساء و 35 مائده و مانند آن به این موضوع پرداخته است.
همانطور که در آیات زیادی بیان شده است که «نماز را به پای دارید» ؛ نیز در آیات دیگر و روایات شیوه و چگونگی خواندن نماز و اقامة آن تبیین شده است.
آیه دوم
((وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیما؛ و اگر آنان آنگاه که بر خویشتن ستم کردند، نزد تو آیند؛ سپس از خدا آمرزش بخواهند و پیامبر برای آنان آمرزش بخواهد، البته خدا را توبهپذیری مهربان خواهند یافت)). (5)
راه توبه در این آیة شریفه، به محضر حجت خدا رسیدن (جاؤُکَ) و از ایشان درخواستِ «طلب مغفرت از خداوند» (وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ) است. این آیه نه فقط جوازی برای توسل و شفاعت است، بلکه دربارة این امر توصیه نموده و راه بخشش را در گرو آن میداند.
نکتة جالب اینکه نمیفرماید: «و إسْتَغْفِر لهم» تو برای آنها استغفار کن، بلکه میفرماید: «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» یعنی این جایگاهِ رسول است که چنین اثری دارد، بنابراین پس از رسول صلی الله علیه و آله و سلم هم کسی که چنین جایگاهی داشته باشد و حجت و ولیّ خدا باشد، این شأن را خواهد داشت و مردم وظیفه دارند به او مراجعه کنند.(1)
همانطور که بر شیوة استغفار فرزندان یعقوبِ نبی علیه السلام صحّه میگذارد:
((قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ؛ گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم! گفت: بهزودی برای شما از پروردگارم آمرزش میطلبم، که او آمرزنده و مهربان است!)). (2)
عدهای با استناد به برخی آیات به کلی شفاعت را انکار میکنند، آیاتی مانند:
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت؛ و کافران، خود ستمگرند)).(3)
غافل از اینکه برای استنادِ به قرآن، باید همة آیات مربوط به آن موضوع را دید و تفسیر هر آیه را به درستی بررسی کرد.
قطعاً خداوند در آیات زیادی بر موضوع شفاعت بهطور مشروط تاکید کرده است و
در اینباره میفرماید:
((مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟)).(1)
و در جای دیگر فرموده است:
((یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلا؛ در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمیبخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده و به گفتار او راضی است)).(2)
اما در مواردی برخی از مصداقهای شفاعت نفی شده است که عبارتند از:
الف) شفاعت کنندگان
اینچنین نیست که راه شفاعت برای همه باز باشد و هر کس که بخواهد، بتواند شفاعت کند!
شفاعتکننده خود باید در اوج و قلة قرب الی الله باشد و از لیاقت و شایستگی لازم برای اینکار برخوردار باشد. از دیدگاه قرآن فقط کسانی میتوانند شفاعت کنند که خداوند به آنان اذنِ شفاعت بدهد و به تبیین روایات، مصداقِ آن انبیاء عظیمالشان الهی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، علمای ربانی، شهدا و اولیای الهی هستند.
بر همین اساس، در قرآن شفاعت بتها و معبودهای غیر الهی نفی شده؛ زیرا خداوند متعال هرگز چنین اذنی به آن آلهه موهوم نداده است و میفرماید:
((وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یَعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُون؛ آنها غیر از خدا، چیزهایی را میپرستند که نه به آنان زیان میرساند، و نه سودی میبخشد و میگویند: اینها شفیعان ما نزد خدا هستند! بگو: آیا خدا را به چیزی
خبر میدهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!)).(1)
و در جای دیگر میفرماید:
((وَ ما نَری مَعَکُمْ شُفَعاءَکُمُ الَّذینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فیکُمْ شُرَکاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَ ضَلَّ عَنْکُمْ ما کُنْتُمْ تَزْعُمُون؛ و شفیعانی را که شریک در شفاعت خود میپنداشتید، با شما نمیبینیم! پیوندهای شما بریده شده است و تمام آنچه را تکیهگاه خود تصوّر میکردید، از شما دور و گم شدهاند!)).(2)
ب) شفاعت شوندگان
کسانی که میخواهند مورد شفاعت قرار گیرند، نیز باید شایستگی لازم برای شفاعت را داشته باشند؛ به عبارت دیگر اذنی که خداوند متعال به شفاعتکنندکان میدهد، مطلق نیست، بلکه مشروط است وآنان با توجه به آن شرایط میتوانند شایستگانِِ این امر را شفاعت کنند.
برخی از آیات نفی کنندة شفاعت ناظر به همین موضوع است، مانند آیة 254 سورة بقره.
در روایات زیادی نیز تاکید شده است که شفاعت، همة مردم را دربر نمیگیرد.
امام کاظم علیه السلام میفرماید:
پدرم هنگام وفات به من فرمود: «إِنَّهُ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاة؛ قطعاً کسی که نماز را سبک بشمارد شفاعت ما شامل حال او نمیشود».(3)
حالتهای سه گانة درخواست شفاعت
الف) درخواست شفاعت در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
صحابه برای حوائج فردی و اجتماعی خود بارها به محضر حضرت شرفیاب شده و از ایشان درخواست میکردند تا از خداوند حاجت آنها را بخواهد؛ از جمله دربارة طلب باران. بنابر روایت، مردی به محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد «یا رسُولَ اللهِ هَلَکَتِ المَواشی و تقَطَّعت السُّبُل فَادعُ الله...؛ ای رسول خدا! چهارپایان ما مردند(در اثر خشکسالی) و راهها قطع شد. از خداوند بخواه (باران نازل شود)».(1)
عبارت ترمذی نیز بسیار قابل توجه است:
...اللّهُمَ انّی اسَئلُکَ و اتَوَجَّهُ اِلیکَ بِنَبِیِّکَ مُحمَّدٍ نَبیِّ الرَّحمَۀِ انّی تَوَجّهتُ بکَ الی ربّی فی حاجَتی هذه لِتُقضَی لی اللّهُمَ فَشَفِّعهُ فِیَّ.(2)
ب) شفاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز قیامت
در کتب روایی فریقین روایتهای زیادی دربارة شفاعت حضرت در عرصة قیامت وارد شده است؛ از جمله ذیل آیة شریفه:
((وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُودا))(3)عبد الله ابن عمر می گوید: «در روز قیامت هر امتی به دنبال پیامبر خود میگردد و میگویند فلانی شفاعت ما را بکن تا اینکه شفاعت به رسول خدا میرسد، پس آن روز است که خداوند او را به مقام محمود برمیانگیزد».(4)
ج) درخواست شفاعت بعد از رحلت حضرت
اکنون ثابت شد که درخواست شفاعت در زمان حیات حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین در روز قیامت یک امر مشروع است، سؤالی که در ادامه مطرح میشود این است که آیا درخواست شفاعت پس از رحلت ایشان شرک و لغو است؟
پاسخ را باید در چند نکته تبیین کرد:
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه میدهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، میگوید: پروردگار من! مرا بازگردانید! شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم! (ولی به او میگویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان میگوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند!.(1)
و در جای دیگر فرمود:
عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه میشوند و روزی که قیامت برپا شود (میفرماید:) آل فرعون را در سختترین عذابها وارد کنید!.(2)
و اگر در آیاتی خطاب به حضرت بیان شده است که تو نمیتوانی به کسی که در قبر است، چیزی بفهمانی،(3)
فهمِ آنان را نفی کرده نه حیات برزخیشان را. و مراد، این است که کفار از فهمِ حقیقت به دورند و در واقع روح و قلب آنها مرده است. نوع نگاه قرآن به حیات و ممات بسیار عمیقتر از آن چیزی است که ما درمییابیم. در منطق قرآن برخی از افرادی که ما آنان را زنده میپنداریم، در واقع مردهاند؛ چنانچه
در سورة انعام میفرماید:
آیا کسی که مرده بود،(بی ایمان بود) سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اینگونه برای کافران، اعمال (زشتی) که انجام میدادند، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده) است.(1)
و برخی از افرادی که ما فکر میکنیم مردهاند، در حقیقت زندگان واقعی هستند:
و به آنها که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید! بلکه آنان زندهاند؛ ولی شما نمیفهمید!.(2)
خلاصة کلام اینکه ارتباط با اموات در اندازه و شرایطی که آفریدگار حکیم اذن داده، امکانپذیر است؛ چنانچه سفارش شده است که «به مردگان خود «لا اله الا الله» را تلقین نمایید».(3)
وقتی کشتهشدگان مشرکان در جنگ بدر درون چاهی دفن شدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنها را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «آیا وعده خدا را حق یافتید؟ کسی گفت: یا رسول الله! آیا با مردگان سخن میگویید؟ (آنان که چیزی نمیفهمند) حضرت فرمود: «مَا انتُم بِاَسمَعَ مِنهُم؛ شما شنواتر از آنان نیستید، ولی پاسخ نمیدهند (اجازه پاسخ ندارند)».(4)
((فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیداً؛ حال آنها چگونه است؟ آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) میآوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟)).(1)
اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخواهد گواهی بر همة گواهان امتها باشد، آیا جز در پرتو حیاتی والا امکانپذیر است؟!
نتیجة سخن اینکه با توجه به آنچه گذشت، توسل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و شفیع قرار دادن ایشان پس از رحلت و همچنین اهل بیت علیهم السلام که به حکم حدیث ثقلین و حدیث منزلت(2)
شئون و وظایف ایشان را بر عهده دارند، امری مشروع و در جهت توحید است؛ زیرا آنان این امور را به فرمان الهی انجام میدهند.
خداوند فرمود:
((قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ (به مردم)بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوستداشتن نزدیکانم [اهل بیتم])).(3)
به راستی چرا پیامبر اسلام چنین اجری درخواست کردند؟!
آیا مسأله فقط یک مقولة عاطفی و احساسی است؟! و آیا برای خود درخواست اجر و پاداش نمودند؟
در آیه دیگری پاسخ به این سؤال آمده است:
((قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهید؛ بگو: هر اجر و پاداشی از شما خواستهام، برای خود
شماست. اجر من تنها بر خداوند است و او بر همه چیز گواه است!)).(1)
مقصود از «لکم» چیست؟ محبت و ارتباط با اهل بیت علیهم السلام چه سودی برای ما دارد؟
در آیة دیگری پرده از حقیقت بزرگی بر میدارد و میفرماید:
(( قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبیلاً؛ بگو: من در برابر آن (ابلاغ آیین خدا) هیچگونه پاداشی از شما نمیطلبم، مگر کسی که بخواهد راهی بهسوی پروردگارش برگزیند (این پاداش من است))). (2)
نتیجه: یگانه راه تقرب الی الله توجه، ارتباط، پیروی از حجت و امامی است که خداوند برای این امر قرار داده است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
امیر المؤمنین علیه السلام باب اللَّه است که فقط از آن در میتوان رفت و راهی است بهسوی خدا؛ هر که از غیر آن راه رود، هلاک شده. همچنین برای همة ائمه هدی یکی پس از دیگری این مطلب جاری است، آنها را ارکان زمین قرار داده تا موجب تزلزل و ناراحتی مردم نشود و حجت بالغة او هستند بر ساکنین روی زمین و مردم زیر آسمان.(3)
به همین دلیل است که «اهل بیت علیهم السلام» به «کشتی نوح» تشبیه شدهاند:
امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارشان نقل مینمایند که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
مَثَل اهل بیت من میان شما مثل کشتی نوح است، کسی که سوار آن شود(در ولایت اهل بیت داخل و از آنان پیروی نماید) نجات مییابد و کسی که نافرمانی کند، در آتش افکنده خواهد شد.(4)
دعا برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعجیل فرج ایشان موجب نجات و رهایی از هلاکت و نابودی است و ما را از گمراهی حفظ مینماید.
امام حسن عسکری علیه السلام میفرمایند:
به خدا قسم او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچ کس در آن نجات نمییابد، مگر کسی که خدای تعالی او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجیل فرج موفّق سازد.(1)
در کتاب ارزشمندِ مکیالالمکارم بیش از نود فایده دربارة دعا برای حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده است.(2)
ادعیه و زیارات مهدوی را به دو بخش میتوان تقسیم نمود.
الف) دعاها و زیارتهایی که از زبان خودِ حضرت رسیده است؛ مانند:
دعای فرج « َ اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاء...»؛
دعای « اللهم ارزقنا توفیق الطاعة...»؛
دعای دوران غیبت « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ...اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی بِهِمْ فَائِزاً عِنْدَکَ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ»؛
دعای معروف صلوات ضرّاب اصفهانی « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِین....ْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَی آمَالِهِمْ دِینا وَ دُنْیَا وَ آخِرَةً إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر»؛
دعای « إِلَهِی بِحَقِّ مَنْ نَاجَاکَ وَ بِحَقِّ مَنْ دَعَاکَ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْر...وَ عَلَی غُرَبَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ بِالرَّدِّ إِلَی أَوْطَانِهِمْ سَالِمِینَ غَانِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
أَجْمَعِینَ»؛
ب) دعاها و زیارتهایی که از اهل بیت علیهم السلام دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است؛ مانند:
دعای سلامتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «اللهم کن لولیک...»؛
دعای معرفت: « اللهم عرفنی نفسک...ضللت عن دینی»؛
دعای امام رضا علیه السلام : « اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّک...وَ صَفْوَةُ أَوْلَادِ رُسُلِکَ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ»؛
زیارت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف: « ِاللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صَاحِبَ الزَّمَانِ أَیْنَمَا کَان...وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ » و... .(1)
1) رک. صحیفه المهدی، جواد قیومی اصفهانی؛ صحیفه مهدیه، سید مرتضی مجتهدی سیستانی.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم».
روایت اول
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«کسیکه پس از نماز ظهر و نماز صبح در روز جمعه و غیر آن (روزهای دیگر) بگوید: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ، نمیمیرد تا اینکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند(ببیند)».(1)
روایت دوم
در ضمن دعایی طولانی که به عنوان دعای شبهای قدر از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده، این فراز آمده است که:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین...صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم...».(2)
روایت سوم
همچنین در دعای دیگری از امام صادق علیه السلام که جامع دنیا و آخرت است، این فراز به چشم میخورد:
«ٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ قَالَ أَمْلَی عَلَیَّ هَذَا الدُّعَاءَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ هُوَ جَامِعٌ لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ تَقُولُ بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ....اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ
مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ رُوحَهُمْ وَ رَاحَتَهُمْ وَ سُرُورَهُمْ وَ أَذِقْنِی طَعْمَ فَرَجِهِمْ وَ أَهْلِکْ أَعْدَاءَهُم...».(1)
روایت چهارم
امام صادق علیه السلام دربارة فضیلت صلوات سخن میگفتند، راوی از امام پرسید: چگونه صلوات بفرستم؟ حضرت فرمود:
«صد بار میگوئی « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ».(2)
روایتهای زیادی در این باره وجود دارد که به دلیل اختصار از بیان آنها صرف نظر میکنیم.(3)
افزون بر این، مداومت و تأکید بر این دعا عمل به سفارش نورانی حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز میباشد که فرمود:
«و برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید؛ چرا که فرج شما در گرو زیاد دعا کردن است».(4)
در روایتهای بسیاری از جمله در دعای عهد(5)
و در دعای روز اول ماه مبارک رمضان، تعبیر «وَ عَجِّلْ فَرَجَه» نیز آمده است.(6)
در حقیقت هر دو تعبیر به یک معنی باز میگردد: «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم» یعنی: «خدایا فرج محمّد و آل محمّد را شتاب بخش» که طبعاً فرج آنان با ظهور حضرت مهدی علیه السلام تحقّق خواهد یافت؛ زیرا آرزو و هدف همة آن انوار طیبه، نابودی ظلم و تحقق عدالت همهجانبه در گسترة جهانی بوده است و تعبیر «وَ عَجِّلْ فَرَجَه» یعنی:
«خدایا در فرج حضرت مهدی شتاب بخش».
نکات
امام سجاد علیه السلام میفرمایند پیوسته امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام به درگاه الهی عرضه میداشت:
«خدایا نعمت بزرگ توکل و واگذار کردن امور به خودت و خشنود بودن به حکم و تسلیمِ فرمانت بودن را نصیب من بگردان تا دوست نداشته باشم جلوی افتادن آنچه را که به تأخیر انداختهای و به تاخیر افتادن آنچه را که جلو انداختهای، ای پروردگار جهانیان».(1)
و باز در جای دیگر حضرت فرموده اند:
دربارة آنچه باید باشد و مهیاست، عجله مکنید و آنچه را فردا میآید، دور مشمرید.(2)
پاسخ: همان خدایی که وعدة قطعی ظهورِ موعود امتها، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، را داده، مشیّتش بر این تعلق گرفته است که مردم باید پذیرا و خواهان فرج باشند؛(3)
زیرا سنت خدای حکیم براین حقیقت تعلق گرفته است که «سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند!».(4)
خدای حکیم نعمت عظیم ولایت و امامت را در اختیار بشر قرار داد؛ بنابر سنّت الهی (انفال: 53) وقتی امّت قدر این نعمت را ندانست، به بلای بزرگ سلب این نعمت(غیبت امام) دچار شد و تا زمانی که امت به طور حقیقی قدرشناس نشود، خداوند اذن فرج نخواهد داد و دیر یا زود نگاه بشر از راه تعقل یا از راه تجربة همة
راهها و به بن بست رسیدن، آسمانی خواهد شد و ظهور را مضطرّانه از خداوند خواهد خواست، چنانچه نویسندة معروف و آیندهپژوه آمریکایی تبار، آلوین تافلر، به این حقیقت اذعان میکند و میگوید: (با تلخیص) «اوضاع آشفتة غرب و ناکامی سردمداران از حل مشکلات سبب شده است تا نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفید ضرب المثلها را دامن بزند».(1)
نتیجة سخن اینکه دعا برای تعجیل فرج به معنای خواستنِ ظهور است، پس هر چه بیشتر بر این خواستن تأکید کنیم و با عمل، صبر، استقامت و پایبندی به حق، لیاقت و شایستگی خود را ثابت نماییم، به ظهور نزدیکتر میشویم.
مهزم از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: آن امری که ما در انتظار آن به سر میبریم، چه موقع خواهد بود؟ حضرت فرمود:
ای مهزم! تعیینکنندگان وقت برای ظهور دروغ میگویند و کسانی که در این امر شتابزده عمل میکنند، هلاک خواهند شد(هَلَکَ المُستَعجِلوُن) و فقط کسانی که تسلیم (امر خدایند) نجات خواهند یافت.(2)
پاسخ: استعجال یعنی شتابزده عمل کردن و توقع تحقق امری را داشتن بدون فراهم شدن زمینههای آن.
به عبارت روشنتر برخی نشستهاند و فقط به آینده نگاه میکنند و دربارة تحقق ظهور بیصبرند، بدون اینکه حقیقت انتظار و وظایف منتظرانِ راستین را بشناسند و در عمل بکوشند. وقتی راوی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: فرج کی خواهد بود؟ امام از این سؤال ناراحت شد؛ زیرا دریافت مقصود او این است که چه وقت حضرت
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میآید تا راحت شویم؟!
بنابراین، در پاسخ به او فرمود: «فلانی تو هم از کسانی هستی که به دنبال دنیا هستند، همانا کسی که این امر را بشناسد، به خاطر انتظارش فرجش حاصل شده است».(1)
یعنی لازمة انتظار مصلح جهانی این است که تمام سعی و توان خود را به کار گیریم و به اصل قرآنی((لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون؛ ظلم نکنید و زیر بار ظلم نروید)) (2)عمل کنیم و با شناخت امام، از فیوضات و برکات وی همانند خورشید پشت ابر خود را بهرهمند سازیم و در یک جمله بدانیم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند».
دعا برای تعجیل فرج اولاً، به معنای خواستن ظهور امام است که خود از شرایط ظهور است و ثانیاً، دعا همانطور که در مطلب شمارة (4) از مباحث مقدماتی گفته شد، هرگز از عمل جدا نیست و این خواستن پیش از آنکه با زبان باشد، باید با عمل به وظیفه انجام گردد.
«اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ(الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِیِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ أَفْضَلُ الصَّلَاةِ وَ السَّلَام) فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَکِّنَهُ(تُمَتِّعَهُ) فِیهَا طَوِیلا؛(3)خدایا! در این لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و یاریگر و راهنما و دیدبان ولیّت حضرت حجّة بن الحسن باش که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد. تا او را به صورتی که خوشایند اوست [و همه از او فرمانبری
مینمایند] ساکن(حاکم بر) زمین گردانیده و مدّت زمان طولانی در آن بهرهمند سازی».(1)
چند نکته
همچنین مرحوم ابن مشهدی در کتاب مزار در اعمال شب بیستوسوم ماه مبارک رمضان و مرحوم سید بن طاووس در کتاب اقبال، باب4، فصل 26 این دعا را بیان کردهاند.
دربارة اینکه این دعا از سوی امام معصوم علیه السلام صادر شده، هیچ شکی نیست. اما شخص معصوم مشخص نشده است. همچنین در تهذیب تعبیر «عن الصادقِین» و در سایر منابع تعبیر «عن الصالحین» آمده است.
تأکید حضرت بر مداومت بر این دعا بسیار قابل توجه است، ایشان در اینباره میفرماید:
این دعا را در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در حال سجده، ایستاده، نشسته و در تمام ماه رمضان و در طول عمرت هر گاه یادت بود (وَ کَیْفَ أَمْکَنَکَ وَ مَتَی حَضَرَکَ مِنْ دَهْرِک) هر چه که میتوانی تکرار کن.
1) ابن طاووس، ادب حضور، ص 99.
در فراز پایانیِ آن میخوانیم: «...تا او را به صورتی که خوشایند اوست [و همه از او فرمانبری مینمایند] ساکن(حاکم) زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانی در آن بهرهمند سازی». طبعاً آن امامی که دربارة او وعدة قطعی داده شده که روزی بر تمام عالم حاکم خواهد شد و حکومت عدالت محور او زمانِ طولانی اداره خواهد داشت، کسی جز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست.
دلیل عدم تصریح به نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با توجه به شرائط سیاسی - اجتماعی دوران غیبت صغری و حرمت تصریح امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن دوران، کاملاً آشکار خواهد شد.
شیوة قرائت این دعا بنابر بیان امام معصوم علیه السلام اینگونه است که ابتدا حمد و ستایش الهی، سپس درود و سلام بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت طاهرینش علیهم السلام انجام گیرد و سرانجام این دعا قرائت گردد.
دعا برای سلامتی حضرت به چه معناست؟ مگر خداوند متعال حافظ و نگهدار ایشان نیست؟ آیا امام بیمار میشود؟
پاسخِ این سؤال با اشاره به چند نکته روشن میگردد:
الف) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند حجتهای الهی دیگر ممکن است دچار عوارض جسمی شده و بیمار گردند؛ مانند بیماری حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم(1)و بیماری امام علی علیه السلام در جنگ خیبر(2)
و امام سجاد علیه السلام در کربلا(3)
و موارد دیگر.
ب) وجود ظلم وستم فراوان در عالم، مصیبتهایی که بر آباء و اجداد طاهرین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده، بهویژه مصیبتهای حضرت صدیقة طاهره علیها السلام و امام حسین علیه السلام و از سوی دیگر اعمال ناشایست ما و غفلت و کوتاهیهایمان، همه و همه، غم و اندوه فراوانِ امام را بهدنبال دارد، آنچنانکه اگر عنایت و استمداد خداوند نبود،
ایشان تا به حال از شدت مصیبت جان داده بود. در نتیجه داشتن دغدغة سلامتی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و دعا برای این مهم، از ویژگیهای منتظران است.
ج) دعایِ ما برای سلامتی امام نشانگر علاقه و اردات ما به اوست. که طبعاً اگر دربارة حال امام زمانِ خود بیتوجه باشیم، باید در ایمان و علاقة خود تجدید نظر کنیم.
د) از همه مهمتر اینکه خود اهل بیت علیهم السلام از ما خواستهاند تا برای سلامتی امام زمانِ خود دعا کنیم. در همین دعا و در دعای زمان غیبت که از ناحیه مقدسه صادر شده، سلامتی حضرت را از خداوند درخواست میکنیم.(1)
نتیجه سخن اینکه گرچه خداوند متعال از حجت خود نگهداری میکند؛ اما از آنجایی که ارادة خدای حکیم بر این تعلق گرفته است که نظام اسباب و مسببات در این عالم حاکم باشد، قطعاً دعای منتظران و عاشقان حضرتش دارای اثر و فایده خواهد بود.
سپس این خواستهها را افزون بر دوران غیبت، برای دوران ظهورِ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز میخواهیم.
1) «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک...وَ احْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِکَ الَّذِی لَا یَضِیعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِه..»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج 2، ص 513).
2) واژه «ولیّ» معانی زیادی دارد؛ از جمله به معنای «کلُّ من وَلِیَ امراً» و همچنین به معنای ناصر و... میباشد.
پاسخ
تعبیر «حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ» یک اصطلاح است و به معنای حاکم شدن و قدرت یافتن است. وقتی کفار انبیاء را تهدید میکردند که «شما را از سرزمین خودمان بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به کیش ما بازگردید».
پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را هلاک خواهیم نمود«وَ لَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِم» و قطعاً شما را پس از ایشان در آن سرزمین سکونت خواهیم داد.(1)
یعنی با نابودی ستمگران، شما وارث آنها خواهید شد و به عبارت دیگر تعبیرِ «حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ»، بیانگر همان تعبیر «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون»(2)و همچنین تعبیر «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض»(3)میباشد.
و به معنای اطاعت و فرمانبرداری است؛ بنابراین حال برای «أَرْضَکَ» است نه برای ضمیر فاعلی یا ضمیر مفعولی؛ آن چنانکه برخی گمان کردهاند.(5)
آن چه مفقود است، مطیع بودن خداوند یا امام زمان نیست؛ بلکه مطیع بودن امت است که سبب غیبت امام نیز گردیده است. پس در این فراز از خداوند میخواهیم که (اهل) زمین مطیع و فرمانبردار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شوند که قطعاً در این صورت ظهور واقع خواهد شد.
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ خدایا خودت را به من بشناسان، پس اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان، پس اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجّتت را نخواهم شناخت. خدایا حجّتت را به من بشناسان، پس همانا اگر حجّتت را به من نشناسانی از دینم گمراه میشوم».(1)
زرارة بن اعین میگوید: از حضرت صادق شنیدم که میفرمود:
قائم پیش از اینکه قیام کند، غیبتی خواهد داشت.... گفتم: قربانت گردم: اگر من آن زمان را درک کردم، چه عملی انجام دهم؟ فرمود: ای زراره هر گاه آن عصر را درک کردی، به قرائت این دعا مداومت کن: اللهم عرّفنی نفسک... .(2)
چند نکته
این دعا در ابتدای دعای دیگری معروف به دعای دوران غیبت وجود دارد که دارای مضامین بسیار بلندی است و از ناحیة مقدسه از ابوعمر عثمان بن سعید عمری
صادر و سفارش شده تا در دوران غیبت خوانده شود.(1)همچنین این دعا در پایان مفاتیح الجنان بخش ملحقات نیز بیان شده است.
حجّت در لغت به معنای غلبه است، سپس به صورت مجاز یا حقیقت عرفی در معنای برهان به کار برده میشود؛ اما در عرف متشرّعه به معنای کسی است که خداوند او را برای هدایت مردم و دعوت آنان به سوی او منصوب نموده است و به وسیلة او بر کسانی که از این امام پیروی نکنند و گمراه شوند، احتجاج خواهد کرد.(2)
اما در این دعا مراد از حجّت به قرینة ورود آن برای دوران غیبت، شخص خاتم الاوصیاء بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ زیرا موضوع سخن، غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وسختی این دوران بود. زراره از امام صادق علیه السلام سؤال کرد که اگر من در این دوران بودم، چه کنم؟ حضرت چنین سفارش به او کردند.(3)
وقتی با حجت باطنیِ خود یعنی عقل با تدبر در آیات انفسی و آفاقی به وجود خالقی یکتا، حکیم، علیم، قادر و منزّه از هرگونه عیب و نقص پی میبریم که عبث و قبیح از او سر نمیزند، درمییابیم که قطعاً از خلقت انسان هدفی داشته است.
استعدادهای شگفتانگیز و ویژگیهای خاصِّ انسان، گواه این معناست که حبِّ بقاء، سیریناپذیری و مطلقگرایی و کمال جوئیش، همه و همه، نشانگر این است که انسان بی هدف آفریده نشده است. از اینجا به ضرورت وحی و نبوت پی میبریم که خداوند باید کسانی را بفرستد تا راه و رسمِ رسیدن به قلههای سعادت و رشد و تعالی را به انسان نشان دهند، چنانچه میفرماید:
((رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً؛ پیامبرانی که مژدهرسان و بیمدهنده بودند تا مگر پس از پیامبران برای آدمیان علیه خدا بهانهای نباشد، درحالی که خدا مقتدری حکیم است)).(1)
آری، اگر کسی در راه شناخت خداوند به مشکل دچار مشکل شود و چوب و سنگ و بتهای دیگر را به خدایی انتخاب کند، هرگز رسول و حجت برای او مفهومی نخواهد داشت. پس هرچه شناخت ما از خداوند قویتر باشد، ضرورت نیاز به رسول و حجّت را بیشتر احساس خواهیم کرد.
وقتی عظمت خداوند متعال را دریافتیم، عظمت رسول، شئون و وظایف او را نیز درک خواهیم کرد. از آنجایی که رسول از جنس انسان است و((کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت))(2)و به بیان قرآن خطاب به حضرت رسول ((إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُون))؛(3)
پس به همان دلیلی که ما به رسول نیاز داریم، درست به همان دلیل باید پس از رسول کسی در اندازه و رتبة او از سوی خدای حکیم معرفی گردد تا همه شئون و وظایفش را ادامه دهد، به جز نبوت که با ارائة کاملترین دین به وسیلة خاتم انبیاء، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم پروندة آن برای همیشه بسته شد.
به عبارت دیگر چون عقل فقط مدرک کلیات است و هر زمان اقتضائات ویژة خود را دارد، انسان پیوسته نیازمند هادی است، از سوی دیگر رابطة میان عالم غیب و عالم شهود قطع نمیشود؛ بنابراین خداوند هرگز زمین را از حجّت و امام خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت و امام نیز با در اختیار داشتن آنچه که بر رسول نازل شده، راه او را ادامه خواهد داد.
اگر کسی رسول را به خوبی نشناسد و فقط او را یک حاکم اجتماعی بداند که بر اساس اجتهاد و تخمین امور را اداره میکند، طبعاً دربارة جانشین او نیز دچار مشکل خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت، بنابراین، میان امام علی علیه السلام و دیگران تفاوتی نخواهد دید که از ضعف عمیق در خداشناسی ناشی میشود و به اینجا میرسد که «الحَمدُ لِلّهِ الَّذی...قدَّم المَفضُولَ علی الافضَل»(1)سپاس خدایی را که کسی را که پایینتر بود (ابوبکر)، بر کسی که برتر بود (امام علی)، مقدم داشت!!؟
نتیجه اینکه از معرفت خداوند به معرفت رسول و از معرفت رسول به معرفت امام و ضرورت وجود او میرسیم.
همانگونه که در اصل معرفت، با معرفت خداوند به معرفت رسول و از معرفت رسول به معرفت حجت میرسیم، دربارة مرتبههای معرفت هم قضیه صادق است. بالاترین میزان معرفت به رسول صلی الله علیه و آله و سلم را امیرالمؤمنین علیه السلام دارد و میفرماید: «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّد»(2)زیرا بالاترین معرفت به خداوند را دارد و بالاترین مرتبة معرفت به حجت را حضرت صدیقة طاهره علیها السلام دارد؛ زیرا از بالاترین میزان معرفت به خدا و رسول او بهرهمند است.
بر اساس آنچه گذشت، از معرفت خداوند به معرفت رسول و امام میرسیم؛ اما از سوی دیگر، از آنجاکه امام و نبی از مقام والای عصمت برخوردارند و کاملترین و مقربترین مخلوق و مظهر اسماء حسنای الهی میباشند، راهی برای خداشناسی و دستیابی به مراحل بالاتر شناخت خداوند و تقرب به سوی او هستند. بیان نورانی امام حسین علیه السلام به همین مطلب اشاره میکند.
امام صادق علیه السلام میفرماید: حسین بن علی علیه السلام نزد یاران خود آمد و فرمود:
ای مردم! خدای متعال بندگان را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید؛ پس چون او را بشناسند، پرستش او میکنند و چون او را بپرستند، از پرستشِ جز او بینیاز میشوند.
مردی پرسید: ای پسر پیامبر، پدر و مادرم فدای تو باد! معرفت و شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه؛ اینکه اهل هر زمان، امام خود را که اطاعت او واجب است، بشناسند».(1)
از آنجاکه خدای متعال بندگان را برای این آفرید که او را بشناسند و بپرستند،(2)بنابراین راهنمایانی برای این شناخت و پرستش قرار داد؛ رسالت اصلی امام همین است، چنانچه در قرآن پس از بیان مژده و نوید ظهور و مسائل مربوط به آن میفرماید: «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئا»، همة اینها برای این است که عبودیتی خالصانه و منزّه از هرگونه شرک در عالم انجام شود.
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید:
امام کسی است که در روز قیامت مردم را به سوی خداوند میبرد، همانگونه که در ظاهر و باطنِ این عالم آنها را به سوی او به پیش میبرد.(3)
به عبارت دیگر این حلقة اعتقادی، مانند نماز است؛ نماز وقتی شکل میگیرد که تکبیرة الاحرام با شرایط و آداب آن به سلام پایان یابد و روزه آنگاه صدق میکند که
امساک به اذان مغرب برسد. این همان نکتهای است که در بیان نورانی امام رضا علیه السلام به آن تصریح شده است. ایشان در ادامه آیة شریفة «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها»(1)میفرماید: مراد یکتایی خداوند و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام است، سپس اضافه میفرماید: إِلَی هَاهُنَا التَّوْحِید یعنی با پذیرش ولایت، توحید شکل میگیرد.(2)
آخرین نکته در این بخش این است که معرفت به امام و حجت خداوند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مرحوم کلینی در کافی در «باب معرفة الامام» چهارده روایت(3)
و مرحوم مجلسی در بحارالانوار در «باب وجوب معرفة الامام» چهل روایت بیان کردهاند.(4)
تامل در این روایتها به خوبی قدر و منزلت این نعمت عظیم الهی را گوشزد مینماید.
در اهمیت آن همین بس که اعتقاد نداشتن به چنین حجتی بر اساس روایات فریقین از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با مرگ جاهلی مساوی است که طبعاً حیات چنین انسانی نیز جاهلی و بیبهره از حقیقت خواهد بود.
قرآن کریم میفرماید:
(خدا) حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میدهد و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان (این حقایق را درک نمیکنند، و) متذکر نمیگردند.(5)
در این آیة شریفه از حکمت به عنوان «خیر کثیر» یاد شده است که جز
خردمندان اهمیت و عظمت آن را درک نمیکنند. امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید: «مراد پیروی خداوند و شناخت امام است».(1)
«اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ،[وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ] وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ، وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ،[وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَان] وَ إِلَیْکَ یَا رَبِّ الْمُشْتَکَی، وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ[آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ] الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلًا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ مِنْ ذَلِکَ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ، یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ، انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَایَ، وَ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَایَ، یَا مَوْلَایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی».(2)
مرحوم علامه مجلسی میفرماید:
شیخ بزرگوار مرحوم طبرسی صاحبِ تفسیر مجمعالبیان در کتاب کنوز النجاح گفته است: این دعا، دعایی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ابوالحسن محمد بن احمد در کاظمین که از ترس جان به آنجا پناه برده بود (چون تحت تعقیب ظالمین قرار گرفته بود) تعلیم داده و به برکت این دعا وی نجات یافت. حضرت فرمود: اینگونه بگو «اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ...». راوی میگوید: وقتی حضرت به جملة «یا صاحب الزمان» رسید، به سینة مبارکش اشاره نمود.(3)
فَرَج به معنای گشایش و حل مشکل و رخاء پس از شدت است. در اینباره نیز دعاهای زیادی وارد شده است؛ مانند« لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیم...»،(4)دعای «یَا
مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیل...»،(1)دعای «یَا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ شَیْء...»،(2)دعای «ْ یَا مَنْ لَا یُسْتَحْیَا مِنْ مَسْأَلَتِه...»(3)و... .
البته اینچنین نیست که همة این دعاها به ظهور مربوط باشد، بلکه برای حل مشکلات و باز شدن گرههاست. دعای مورد بحث نیز در همین دایره قرار دارد و برای فرج و رهایی شخص ویژهای بیان شده است.
اما دو نکته دربارة این دعا دارای اهمیت است:
بالاترین مشکل، غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که شایسته است برای رفع این مشکل با دعایی که حضرت آموزش دادهاند، به درگاه الهی استغاثه کنیم.
این دعای شریف به ما میآموزد که برای نجات از کید و مکر دشمنانِ بد طینت، از امام زمانمان غافل نشویم و توجه داشته باشیم که صاحب و پناهی داریم و او ملجأ و مأوای ماست.
نکتة پایانی این است که این دعای شریف مراحل زیر را در رسیدن به خواسته در بر دارد:
خدایا گرفتاری بزرگ شد، و پوشیده آشکار گشت، (یعنی مشکل آنقدر بزرگ است که قابل پوشاندن نیست) و پرده کنار رفت و امید قطع شد و زمین تنگ شد، و خیرات آسمان دریغ گشت.
کسی که آن را به تو هدیه نموده است(خداوند)، نگاه کن و هنگامی که مشکل و مصیبتی بر تو وارد شد، به بندگان من شکوه و گلایه نکن، همانگونه که من هنگام بالا آمدن بدیها و رسواییهایت نزد فرشتگانم از تو شکوه نمینمایم».(1)
در این دعا هم میگوییم: کسی که از او کمک گرفته میشود، فقط تویی و شکوه فقط به سوی توست و در سختی و آسانی فقط تکیهگاه تو هستی.
سپس آبرومندان درگاهش، یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آلش را که پیروی از آنان بر ما لازم و واجب است و خداوند معرفت به منزلت و جایگاه رفیع آنها را نصیب ما نموده، واسطه قرار میدهیم و فرج و گشایش را با قسم به حق آنان از خداوند درخواست میکنیم و این نیز از آداب دعاست.(2)
سرّ اینکه ابتدا به سوی خداوند توجه نمودیم، اقرار و اعتراف و توجه به توحید در همة ابعاد آن است و دلیل اینکه در مرحلة بعد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلام را مورد خطاب قرار میدهیم، این است که خدای حکیم نصرت و فیض خود را از راه آنها افاضه مینماید.
ای مولای من! ای صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف! به فریاد برس، به فریاد برس، به فریاد برس، مرا دریاب، مرا دریاب، مرا دریاب.
« اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالْهُدَی وَ الِاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السَّرِقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَی عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَی الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجَهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَی الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَی مَرْضَی الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَی مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ عَلَی مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَةِ وَ عَلَی الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَی النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَی الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَی الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَی الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَی الْأُسَرَاءِ بِالْخَلَاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَی الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَی الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین».(1)
این دعای شریف که به بیان مرحوم کفعمی در البلد الامین از سوی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است، دعایی جامع و سراسر نکته و درس است که راهِ عبودیت و بندگی را به ما میآموزد، به ویژه توجه به آفتها وآسیبهایی گوشزد شده است که ممکن است در اقشار و اصناف گوناگون موجب تباهی و سقوط گردد.
این دعا حدود بیست و شش موضوع در ابعاد فردی و اجتماعی و با جامعیتی مثالزدنی همة اقشار را در بر گرفته است در این قسمت به برخی از آنها اشاره خواهد
1) کفعمی، البلد الامین، ص 349.
شد:
چند نکته
الف) اطاعت و پیروی از کسانی که اطاعتشان بر ما لازم است؛ یعنی خدا و رسول و اوصیای برحقشان(1)
تنها راه سعادت و رستگاری ماست و حیات و زندگی انسانی ما را در پی دارد.(2)
قطعاً ریشه و سرچشمة تمام مشکلات ما خروج از این راه است.
ب) گرچه گناه به معنای ترک واجب یا انجام کار حرام است، اما شاید بتوان گفت در اینجا درخواست دوری از گناه به قرینة جمله پیشین، همان انجام محرمات باشد.
ممکن است کسی اعمال صالح مانند نماز و روزه و مانند آن را انجام دهد؛ اما اگر از گناه دوری نکند، همانند کسی است که ساختمانی بسازد، سپس آن را خراب کند، بنابراین امامان معصوم علیهم السلام سفارش کردهاند که جدیت داشته باشید و تلاش کنید و اگر عمل (صالح = مستحبات) انجام نمیدهید، لا اقل گناه نکنید(واجب را ترک نکنید و حرام را انجام ندهید)، چون کسی که بنایی را میسازد و آن را خراب نمیکند، بنایش بالا میرود هر چند کم باشد؛ اما کسی که بنایی میسازد ولی آن را خراب میکند بنایش بالا نمیرود.(3)
ج) نیت سالم و صادقانه ریشه و اساس عمل را میسازد؛ لذا اگر ذرهای ریا و انگیزههای غیر خدایی به عمل وارد شود، تمام عمل را نابود میسازد. حق تعالی فرمود: من بهترین شریک هستم اگر کسی کاری را که انجام میدهد، دیگری را شریک گرداند (همه را به شریک میدهم) و آن را نمیپذیرم.(4)
د) سرانجام، برخی در اثر ناآشنایی با واجبات و محرمات، در انجام واجب کوتاهی میکنند و به معصیت گرفتار میشوند یا مرتکب فعل حرام میگردند؛ بنابراین فرمود:
چرا از هر گروهی از مؤمنین طایفهای کوچ نمیکند تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بهسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند.(1)
از سوی دیگر، بر مردم واجب است با مراجعه به عالمان دینی وظایف خود را یاد بگیرند؛ بنابراین، امیرالمؤمنین علیه السلام بر فراز منبر فریاد میزند: ابتدا احکام معامله را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید تا گرفتار ربا نشوید.(2)
اگر راهی که ما را به سعادت و کمال میرساند (تمسک به ثقلین)(3)
سنن ترمذی (یک جلدی) کتاب المناقب، باب32، مناقب اهل بیتالنبی، ح3797، ص992،
یافتیم و با همت، تلاش و استقامت آن را به درستی پیمودیم، عزیز و سربلند میشویم وگرنه خوار و ذلیل خواهیم شد.(4)این همان چیزی است که هر روز دست کم ده بار در نماز از خداوند متعال درخواست میکنیم(5)
و اگر در خواستة خود جدی و صادق باشیم، قطعاً راه درست به ما نشان داده خواهد شد(6)
و پایبندی به حق انسان را آنچنان سربلند و عزیز میکند که فرشتگان بر او نازل میشوند.(7)
نکتة آخر این است که باید مراقب باشیم تا گناه،(1)مال حرام(2)
و حب مقام ما را از راه هدایت خارج نکند و عاقبت به شر نگرداند.(3)
« مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد و عرض کرد: مرا سفارش نمایید. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن. دوباره عرض کرد: مرا سفارش نمایید. حضرت دوباره همین سفارش را نمود. برای بار سوم نیز حضرت همین سفارش را تکرار کرد و سپس اضافه نمود: وای بر تو، آیا چیزی جز سخنان بیمورد مردم را به آتش جهنم میاندازد؟».(4)
گاهی یک سخن نسنجیده به کلی او را از مقام و منزلتش ساقط می کند.
بر اساس آیات و روایات(5)ده ها گناه به زبان مربوط میشود. ارزش حکمت نیز تا آنجاست که حق تعالی فرمود:
و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان (این حقایق را درک نمیکنند و) متذکر نمیگردند.(6)
نتیجة سخن اینکه حفظ زبان و استفاده از آن فقط در سخنان درست و حکمتآموز شرط اساسی سعادت دنیا و آخرت است.
در ارزش علم همین بس که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
آگاه باشید همانا خداوند جویندگان علم را دوست میدارد(7)و در قرآن،
نام دانشمندان در کنار نام خدا و فرشتگان به چشم میخورد.(1)
اما نکتة اساسی در اینجا این است که از دیدگاه قرآن چیزی را میتوان علم نامید که نتیجة آن خوف و خشیت از خداوند(2)و در یک کلمه، عبودیت و بندگی او و عشق به محبوب واقعی باشد.
وقتی روح و روان انسان از علمی که نتیجة آن معرفت است، لبریز شد؛ به دنبال آن، اطاعت عارفانه و عاشقانه سراسر وجود او را دربر میگیرد و امور دنیا و آخرتش اصلاح میشود و به بیان نورانی حضرت صدیقة طاهره، زهرای مرضیه علیها السلام خداوند با فضیلتترین مصلحت را برای چنین بندهای رقم میزند.(3)
میان جسم و روح رابطة متقابل وجود دارد. جسم به منزلة ظرف برای روح است و در این عالم روح ما از راه جسم تغذیه میشود و پرورش مییابد. اگر مال حرام یا شبههناک به جسم وارد شود، دیگر نور حق از این جسم به روح نمیتابد و به کوردلی دچار میگردد،(4)
تا آنجا سقوط میکند که سخن دلسوزانة ولیّ خدا را نمیشنود؛ آنجا که فرمود:
چه مانعی دارد که ساکت شوید و سخن مرا گوش کنید؟ جز این نیست که من شما را به راه هدایت دعوت میکنم، کسی که از من اطاعت کند هدایت میشود و کسی که نافرمانی نماید، هلاک و کافر خواهد شد. شما عموماً امر مرا اطاعت نمیکنید، به سخن من گوش نمیدهید. زیرا شکمهای شما از حرام پر شده و به قلبهای شما مهر (قساوت) زده شده است.(5)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ای اباذر! کسی که برایش فرقی نمیکند مال را از چه راهی به دست آورده است، خداوند هم برایش فرقی نمیکند از چه دری او را به جهنم وارد کند.(1)
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرمود:
بدترین مال ها، مالی است که چیزی از آن انفاق نشود و زکات آن پرداخت نگردد.(2)
وقتی سخن از ظلم و سرقت به میان می آید، چه بسا ظالمان روزگار و دزدان گردنهها در ذهن تداعی شود، غافل از اینکه هر کس گناه کند، ظالم است و به خود(3)
و دیگران(4)
و چه بسا با شرک ورزیدن به خداوند ظلم کرده است.(5)
کسی که زکات مال خود را نپردازد و مهریة زنان را حلال بشمارد(نپردازد) و از کسی قرض بگیرد، ولی قصد پرداخت آن را نداشته باشد، دزد به شمار میآید.(6)
مولای متقیان، علی علیه السلام فرمود:
کمترین چیزی که دربارة خداوند بر شما لازم است، این است که از نعمتهای او برای نافرمانیش کمک نگیرید.(7)
اگر چشم و گوشِ ما ابزاری در دست نفس قرار گیرد و در راه لذتهای حیوانی به کار گرفته شود، مشمول این آیة شریفه میگردد:
به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم. آنها [عقلها] دلهایی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند، و) نمیفهمند و چشمانی که با آن [حقایق را] نمیبینند و گوشهایی که با آن نمیشنوند، آنها همچون چهارپایانند بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همهگونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند).(1)
مشکل اصلی اینجاست که اگر چشم و گوش خود را از محرمات بهویژه نامحرم و غیبت محافظت نکنیم، اولاً سرمایههای معنوی خود را بر باد خواهیم داد و ثانیاً، از چشم آیتبین و گوش حقشنو محروم شده و از پیمودن راه بندگی و رستگاری باز خواهیم ماند.
اگر علما که عمر خود را برای دین وقف کردهاند و از چشمهسار قرآن و عترت حقایق نوشیدهاند، خود را از آفت بزرگ دنیازدگی حفظ کنند و پیوسته خیرخواه مردم بهویژه شاگردان خود باشند و شاگردانشان نیز از این فرصت نهایت بهره را ببرند و با عشق، علاقه، پشتکار و جدیت کولهبار علم و معرفت خود را پر نمایند و مردم نیز در اطاعت و پیروی و پندپذیری از آنان، کوتاهی نکنند، جامعه گلستان خواهد شد و از آفتهای مادی و معنوی در امان مانده و سعادت و خوشبختی در انتظارشان خواهد بود، وگرنه ... .
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
مؤمنان در نیکی، مهربانی و عطوفت نسبت به یکدیگر همانند بدن
1) اعراف: 179.
هستند. اگر دردی بگیرد، بقیة اعضا با بیداری و تب یکدیگر را برای [کمک به] او فرا میخوانند.(1)
پس مؤمن نمیتواند در برابر درد و مشکل دیگران بیتفاوت و بیدرد باشد، بلکه درد و مشکل مؤمنان دیگر را از خود جدا نمیداند و با دعا برای شفای بیماران و طلب رحمت و مغفرت برای رفتگان و اقدام عملی به اندازة توان خود در اینباره، حق خود را ادا میکند.
وقار به معنای عظمت و بردباری و در برابر خفت و سبکی است و مراد از آن عمل بر اساس خرد و فرزانگی است و آرامش نیز نتیجة ایمان و یاد خداست. وقتی کهنسالان این دو ویژگی را داشته باشند، الگوی نیکویی برای جوانان و نوجوانان خواهند بود.
نیرو و قدرت جوانی، غلبة احساس بر عقل و وسوسههای نفسانی و شیطانی پیوسته جوان را در معرض انحراف و دوری از حق قرار میدهد. در چنین شرایطی توجه به خداوند و توبه و بازگشت به سوی او در صورت لغزش، از زیباترین حالتهایی است که میتواند در زندگی جوان بهوجود آید و او را در سایة رحمت الهی قرار دهد. رسول رحمت صلی الله علیه و آله و سلم در اینباره فرمود:
در روزی که هیچ سایهای جز سایة رحمت او نیست، هفت گروه هستند که خداوند آنان را تحت سایة خود قرار میدهد: جوانی که در عبودیت و بندگی خداوند رشد کند... .(2)
اما حیا و پاکدامنی زیباترین لباس بر اندام مسجود ملائک است، بلکه انسان بودنِ
انسان، در گرو همین ویژگی است(1)و کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.(2)
اما این لباس بر اندام زن زیباتر و ضروریتر است؛ زیرا فرزندانی که در چنین زمینی میرویند که به حیا و عفاف آراسته است، ثمرة پاکی و سعادتی است که در وجود آنها به بار خواهد نشست. به همین دلیل است که در معجزة جاویدان الهی قرآن، از مریم علیها السلام(3)و دختر حضرت شعیب(4)
تجلیل شده است.
همچنین، اگر معاویه فرزند یزید با پدران خود تفاوت دارد راز آن در همین نکته نهفته است که مادرش متفاوت بوده است.
اگر خدای ناکرده زنان جامعه فاسد شوند، هیچ ارزش و خیر و صلاحی برای آن جامعه، باقی نخواهد ماند. اکنون راز این مسأله مشخص میگردد که چرا غرب با تمام نیرو به وسیلة هنر به سرقت حیا و عفاف جوانان بهویژه زنان روی آورده است.
دنیا همچون مدرسه است و دانشآموزانِ آن همة انسانهایی هستند که وقتی به مرتبة بلوغ برسند، در این مدرسه ثبت نام میکنند و در کلاس سعادت و فلاح و خوشبختی حاضر میشوند. آزمونهای زیادی مانند بیماری و سلامت، قدرت و ضعف، زیبایی و زشتی، برخورداری از نعمت و محرومیت از آن و... از سوی آفریدگار حکیم و بهوسیلة آموزگاران خبیر و دلسوز یعنی حجتهای الهی در راه سعادت و طی درجات رشد و تعالی، انجام میگیرد.
یکی از این آزمون ها، آزمون فقر و غناست.
اگر خداوند به کسی مال داده، به این معنا نیست که او را بیش از دیگران دوست داشته است و اگر به کسی کمتر داده، به این معنا نیست که بر او غضب کرده است. بلکه هر دو در جهت امتحان است تا در پی سربلندی در این آزمون به درجات بالاتر صعود نمایند و البته آزمون ثروت بسی مشکلتر از فقر است.
اگر ثروتمندان، قارونگونه رفتار نکنند، با ثروت به غرور و تکبر دچار نشوند، خود و هر آنچه را که دارند، از خدا بدانند، با فقیران متواضعانه برخورد نموده و به یاری آنها بشتابند و اگر فقیران برای رفع نیاز خود، به خفت و خواری تن ندهند، و وظیفهای که در راه کسب مال حلال دارند انجام دهند، امور خود را به خدای حکیم بسپارند و با مرکب صبر و قناعت به پیش بروند، قطعاً خیر و صلاحِ دنیا و آخرت را به دست خواهند آورد.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
در شگفتم از کار انسان مسلمان که خداوند هیچ حکمی برای او رقم نمیزند، جز اینکه برایش خیر است؛ هر چند با قیچی قطعه قطعه شود، برایش خیر است و اگر مالک شرق و غرب عالم شود، نیز برایش خیر است.(1)
یکی از وظایف و واجبات مهم دینی، دفاع از دین و ارزشها و ایستادگی در برابر هجوم دشمن است که در قرآن از این حقیقت با عنوان جهاد فی سبیلالله یاد شده و به جرقهای که از برخورد سم اسب با سنگ در دل شبِ تاریک ایجاد میشود، قسم خورده شده است؛(2)
زیرا حامل مجاهدی است که برای مبارزه با دشمن به پیش میتازد.
دعا برای پیروزی مجاهدان فی سبیل الله و رهایی رزمندگانی که در چنگال
دشمن اسیر شدهاند، وظیفة همة مؤمنان بهویژه کسانی است که به دلیل عذر شرعی توفیق حضور در میدانهای نبرد را نیافتهاند.
قدرت به خودی خود، بیرحمی، سنگدلی و خودخواهی را به دنبال دارد. یاد خدا و قیامت و توجه به اینکه قدرت یک آزمون و فرصتی برای خدمت است و نه نشانة برتری و با عبرت گرفتن از فرعون میتواند در راه عدالت و خدمت به مردم حرکت کند، آنچنانکه راحتی و آسایش خود را برای راحتی و آسایش مردم فدا کند. و با قرار گرفتن در سایة رحمت الهی(1)
به سعادت هر دو دنیا دست یابد.
و اما نکتة مهم این است که اگر حتی حاکم معصومی چون علیبن ابیطالب علیه السلام در رأس امور قرار گیرد، ولی مردم اهل انصاف، بصیرت، اطاعت و پیروی از حاکم عادلِ خود نباشند، جامعه به هرج و مرج دچار میگردد. رنجنامة امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه گواهی بر صدق این ادّعاست.(2)
بنابراین، قرآن حکیم بر این مطلب تاکید میکند که مردم باید برای به پا داشتن عدل و داد به پاخیزند.(3)
شاید بتوان گفت یکی از دشوارترین کارها پس از جهاد در راه خدا، حج و عمره است؛ بهویژه کمبود امکانات در زمان قدیم و نا امنی راهها گاهی سبب میشد، همة
1) مجلسی، بحارالانوار، ج 26، ص 261.
2) نهج البلاغة، خطبه 27 و 97و کلینی، کافی، ج 8، ص 59.
3) حدید: 25.
4) تعبیری که در دعا آمده است: «وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ...است و در کتاب لسان العرب درباره واژه «قضاء» چنین آمده است: «و کلُّ ما أُحْکِم عمله أَو أُتِمَّ أَو خُتِمَ أَو أُدِّیَ أَداء أَو أُوجِبَ أَو أُعْلِمَ أَو أُنْفِذَ أَو أُمْضِیَ فقد قُضِی»؛ (ابن منظور، لسان العرب، 15، 186).
پول و سرمایة حاجی تمام شود یا به سرقت برود، از سوی دیگر اعمال حج، دقیق و مشکل است و انجام کامل و درستِ آن با توجه به اسرارِ آن، کار سادهای نیست، به همین دلیل دعا برای آنان امری ضروری و نشانة ایمان دعاکننده است.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
دعای مؤمن پشت سر برادر مؤمنش، موجب فراوانی رزق و برطرف شدن امور ناپسند میگردد.(1)
و امام باقر علیه السلام دربارة آیة شریفه ((وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ))(2)میفرماید:
مقصود مؤمنی است که پشت سر برادر مؤمنش دعا میکند، فرشته بر دعایش آمین میگوید و خداوندِ شکستناپذیر و بلند مرتبه میفرماید: و برای تو دو برابر آنچه که برای برادر مؤمنت خواستی خواهد بود و به خاطر اینکه او را دوست داشتی، خواستة تو برآورده شد.(3)
آیتالله جوادی آملی در کتاب امام مهدی، موجود موعود از این دعا با عنوان وظایف منتظران در آینة دعای مهدوی سخن میگوید و در دو محور وظایف شخصی، اجتماعی و سیاسی وظایف منتظران را تبیین مینماید؛(4)
زیرا حقیقت انتظار حرکت در راهی است که این دعا ترسیم نموده است.
مقام معظم رهبری(دامظلهالعالی) در این باره میفرمایند:
انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمة انتظار است. وقتی بناست در آن دوران، منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد،
عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانی قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آمادة عدل کنیم، آمادة پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود میآورد.(1)
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
کسی که چهل صبح خداوند را با این عهد بخواند، از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود و اگر پیش از ظهور از دنیا برود، خداوند او را از قبرش بیرون خواهد آورد (به اذن الهی رجعت خواهد نمود) و خداوند برای هر کلمهای از این دعا هزار حسنه عطا خواهد نمود و هزار سیئه را از وی خواهد زدود و آن دعا این است: «اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیم... الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، یَا صَاحِبَ الزَّمَان».(2)
چند نکته
الف) دعاهایی همانند دعای عهد
دعایی در تعقیب نماز صبح از ناحیة مقدسه صادر شده است که هم ابتدا و هم فرازهای زیادی از متن آن مانند دعای عهد است، ولی موضوع آن مهدویت نیست، ابتدا و انتهای آن چنین است: «اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ...أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لَا أَحْتَسِبُ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَیِّباً وَ أَنْ تُفَرِّجَ عَنِّی کُلَّ غَمٍّ وَ هَمٍّ وَ أَنْ تُعْطِیَنِی مَا أَرْجُوهُ وَ آمُلُهُ إِنَّکَ
عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر».(1)
دعای سومی نیز وجود دارد که به موضوع توحید میپردازد و آغاز آن مانند دعای عهد است، همچنین مستحب است این دعا هنگام افطار خوانده شود.
« اللَّهُمَ رَبَ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْکُرْسِیِّ الْوَاسِع....وَ اجْمَعْ لَنَا خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین».(2)
دعای « اللَّهُمَ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْه» در واقع خلاصة دعای عهد است و همانند دعای عهد، بهتر است پس از نماز صبح امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را با آن زیارت کنیم.(3)
آغاز و پایان آن به این صورت است:
« اللَّهُمَ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، .... اللَّهُمَّ هَذِهِ بَیْعَةٌ لَهُ فِی عُنُقِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة».
ب) یک اربعین با دعای عهد
واژة «صبح» و «صباح» به معنای اول روز است(4)و ظاهر تعبیرِ امام که فرمودند: «اربعین صباحا»، این است که این دعا چهل روز پشت سر هم خوانده شود.
قطعاً چهل روز متوالی با خداوند عهد و پیمان بستن در اطاعت و پیروی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آثار ارزشمندی را به دنبال دارد. تجدید این عهد و تکرار این اربعین، انسان را از لغزش و انحرافِ از راه ولایت و امامت نجات میدهد و دوری از بد عاقبتی را در پی خواهد داشت، ان شاء الله.
ج) آیا فقط با خواندن دعای عهد میتوان یکی از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شد؟
بنابر آنچه گذشت، دعا یعنی سخن گفتن ما با خداوند. طبعاً لازم است بدانیم چه میگوییم و این عهد و پیمانی که به آن متعهد میشویم، چیست؟ آن هم عهد وثیق و محکمی که متعهد میشویم تا پای جان به آن پایبند باشیم و میگوییم:
خدایا من در ابتدای این روز و همة روزهایی که بر من گذشته است، عهد و پیمان و بیعتش را که بر عهده دارم، تجدید مینمایم آنچنانکه از آن روی برنگردانم و هیچگاه از آن جدا نشوم.
در ادامة این ادعا از خداوند میخواهیم که:
...خدایا مرا از کسانی قرار بده که از او دفاع میکنند و در برآوردن خواستههای او شتاب میکنند و دستوراتش را اطاعت می نمایند... .
آیا در راه زندگی خود، خواستههای مولا و صاحبمان را بر خواستة خودمان مقدم میداریم؟! و در پی عمل به دستوراتش هستیم؟
اگر کسی به این عهد و پیمان پایبند باشد، قطعاً از یاران حضرت خواهد شد، سلمان به همین دلیل «منّا اهلالبیت» شد. از امام صادق علیه السلام پرسیدند علت اینکه از سلمان زیاد یاد میکنید، چیست؟ امام فرمود: به خاطر سه ویژگی؛ اولین آن این بود که: «إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی هَوَی نَفْسِه» خواستة حضرت علی را بر خواستة خودش مقدم می داشت.(1)
روایتهای زیادی (2)به روشنی بیان میکند که اگر کسی در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ثابت قدم بماند، «منّا اهل البیت» خواهد شد. امام کاظم علیه السلام میفرماید:
خوشا به حال پیروان ما کسانی که در دوران غیبت قائم ما به ریسمان ما چنگ بزنند، و بر ولایت ما و برائت و دوری از دشمنانمان ثابت قدم
بمانند، آنها از مایند و ما از آنها هستیم... .(1)
د) دعای عهد در یک نگاه
در مجموع میتوان دعای عهد را در هفت بخش بررسی کرد:
بخش اول:« اللَّهُمَ رَبَ النُّورِ الْعَظِیمِ،...یَا حَیّاً[حیُّ] لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ».
بیان مجد و عظمت خداوندِ حیّ منان و ویژگیهایش، متناسب با موضوع دعا یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
بخش دوم:« اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْهَادِیَ الْمَهْدِیَّ،...وَ أَحْصَاهُ کِتَابُهُ».
درخواست ابلاغ درود و سلام بیپایان از سوی همه مؤمنین و مؤمنات عالم به محضر مولایمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
بخش سوم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ هَذَا الْیَوْمِ،... و الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ».
تجدید عهد و پیمان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در اطاعت و پیروی از او تا پای جان و شهادت در رکاب حضرتش.
بخش چهارم: « اللَّهُمَّ وَ إِنْ حال بَینی و بَینهُ الْمَوْتُ...مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی».
درخواست رجعت در صورت مردن پیش از ظهور و لبیک به ندای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
بخش پنجم: «اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ...وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَک».
درخواست توفیق دیدار جمال دلربای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چندین درخواست در راه تعجیل فرج و حرکت در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، درخواست یاری خداوند نسبت به ولیّش، آباد کردن شهرها و زنده نمودن [دلهای] بندگان به وسیلة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
دو نکته
1) صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج 2، ص 361.
با توجه به اهمیت موضوع ملاقات و اظهار نظرهای متفاوت در اینباره که از آسیب افراط و تفریط در امان نمانده است، به طور خلاصه و با در نظر گرفتن همة جوانبِ آن، مطالبی بیان خواهد شد:
الف) در دوران غیبت کبرا اصل بر عدم ملاقات است؛ چرا که اقتضای غیبت همین است.(1)
ب) قطعاً تا به حال افرادی به خاطر قرار گرفتن در شرایط اضطراری و توسّل به حضرت یا به خاطر طهارت نفس، محضر ایشان مشرّف شدهاند؛(2)
ولی:
اوّلاً، این تشرّفات به اذن و اختیار خود حضرت بوده نه آنان؛
ثانیاً، در اغلب این موارد، هنگام تشرّف حضرت را نشناختهاند؛
ثالثاً، آن که را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند. بنابراین، ملاقات کنندگان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هیچ ادعایی در اینباره نداشتهاند.
ج) تشرّف به محضر حضرت، نعمت بزرگ الهی است و آرزوی هر شیعهای است؛ اما ما مأمور به تلاش برای دیدن حضرت نیستیم، بلکه مأمور به تقرّب به او هستیم با انجام واجبات ،ترک محرّمات و رعایت آداب و اخلاق اسلامی.(3)
نکتة مهم این است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای عمران و آبادی عالم و احیای دلهایی میآید که از یاد خدا دور شدهاند، نه برای کشتن افراد.
اگر دربارة ایشان سخن از قیام با شمشیر و کشتن مطرح شده است، دقیقاً در جهت همین احیا و آبادانی است؛ همانند طبیب ماهری که برای درمان بیمار خود تیغ
تیز جراحی نیز دارد تا هرگاه یک غدّه چرکین، زندگی بیمارش را تهدید کرد، آن را از میان بردارد.
برخورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با ظالمان و مستکبرانی است که زالوصفت به جان مردم افتاده و از هیچ ظلم و ستمی دریغ نمی کنند و با زبان موعظه نیز به راه عدالت قدم نمیگذارند.
مطلب آخر اینکه گاهی گفته میشود که دو سوم مردم کشته میشوند. اولاً، این مربوط به قبل از ظهور است و ارتباطی به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ندارد و ثانیاً، در فهم روایات اشتباهی صورت گرفته است، زیرا مراد، دو سومِ مردم کل دنیا نیست، بلکه دو سوم کسانی است که با هم میجنگند، به عبارت دیگر الف و لام در واژة «الناس» عهد است نه الف و لام جنس.
تعبیرات دیگری مانند: نُه دهم مردم(1)نیز آمده، طبیعی است اگر مراد، دو سوم یا نُه دهم مردم کل دنیا باشد، وقتی بیش از پنج میلیارد از هفت میلیارد مردم بمیرند، طبعاً بقیه نیز بر اثر عدم امکان دفن، و شیوع وبا و بیماریهای دیگر، در طول کمتر از چند روز خواهند مرد. البته تفصیل مطلب مجال دیگری را میطلبد.
بخش ششم: «فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُ ظَهَرَ الْفَسادُ ....وَ اجْعَلْهُ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِین».
در این قسمت ظلم و فساد موجود در عالم مورد توجه قرار میگیرد که بر اثر کارهای بد مردم، همة جهان را فراگرفته است. بنابراین، از خداوند ظهور را درخواست میکنیم و با ذکر نسب حضرت، اقدامات و برنامههای ایشان در جهت نابودی باطل و احیای حق، به داد مظلومان و بیپناهان رسیدن، تجدید احکام بر زمین ماندة قرآن، بر افراشتن پایههای بر زمین افتادة دین و سنت پیامبر بزرگ خدا و درخواست محفوظ ماندن ایشان از گزند دشمن بیان میشود.
1) نعمانی، الغیبة، ص274.
بخش هفتم: «اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ بِرُؤْیَتِهِ ...إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».
در بخش پایانی با بیانی لطیف، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف درخواست میگردد و از خداوند میخواهیم تا به درماندگی ما که به دلیل غیبت حضرت ایجاد شده، رحم کند و غم و گرفتاری را با آمدن ایشان بر طرف کند. در جملة پایانی به یکی از آسیبهای دوران انتظار اشاره میشود و آن، این است که زمان تحقق وعدة الهی را دور بدانیم؛ بنابراین، با وجود آنکه نباید برای ظهور، زمان تعیین کرد، ولی هر صبح و شام باید منتظر ظهور و آماده باشیم(1)
و به بیان امیرالمؤمنین علیه السلام در امر ظهور به افراط و تفریط دچار نشویم؛ چنانچه فرمود: «نسبت به آنچه که قطعی و متوقع است، شتاب نکنید و آنچه را که فردا خواهد آورد، دیر مشمارید».(2)
و سرانجام، با زدن دست بر پای خود، عجز و درماندگی خود را اعلام نموده و خطاب به مولایمان میگوییم: مولا جان! شتاب نما، شتاب نما، شتاب نما.
نکته: گذاشتن دست بر سر و زدن دست بر پا بهویژه در بین عرب به معنای استغاثه و فریادخواهی است.
محمدبن عبداللهبن جعفر حمیری میگوید: نامهای از ناحیة مقدسه که خداوند آن را محفوظ بدارد، صادر شد که پس از بیان مسائلی نوشته بود: «بسم الله الرحمن الرحیم. نه دربارة امر خدا تعقل میکنید و نه از اولیائش میپذیرید. حکمت رسای الهی است؛ اما انذارها مردمی را که ایمان نمیآورند، فایده نمیبخشد، سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا هنگامی که خواستید بهوسیلة ما به خدا و خود ما توجه نمایید، بگویید آنگونه که خدای متعال فرموده است: « سَلَامٌ عَلَی آلِ یس....آمِینَ یَا ذَا
الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».(1)
نکات
الف) تفاوت نقل احتجاج با نقل المزار
دو نقل که تفاوت عمدهای با هم دارند، برای این توقیع بیان شده است. یکی، نقل احتجاج است که نسبتاً مختصر و با اتقان بیشتر است؛ ولی متأسفانه اسناد در این کتاب حذف شده است. از سوی دیگر متن مزار، مفصلتر و با سند جامع است؛ ولی در متن آن کمی اضطراب وجود دارد. شایان ذکر است که هر دو نقل از طریق محمد بن عبد الله بن جعفر حمیری رسیده است.
مرحوم علامه مجلسی در جلد 53 بحارالانوار، صفحة 173 نقل احتجاج را و در جلد 91، صفحة 36 نقل مزار را و در جلد 99، صفحة 92 نقلی شبیه به نقل مزار بیان کرده است.
ب) حرکت در راه قرآن
قرائت این زیارت در واقع عمل به سفارش قرآن است، بر اساس آنچه که در مقدمة کتاب توضیح آن گذشت، خداوند متعال در آیاتی مانند سورة نساء، آیة 64 ، سورة مائده، آیه35 و سورة اعراف، آیة180 راه و روش ارتباط با خود را بیان کرده است. امام زمان باب الله و سبیل الله است که از راه او میتوان به توحید راه پیدا کرد.(2)
ج) مراد از آل یس
مراد از «یس» بر اساس روایات متعدد، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، چنانچه «طه» نیز به همین معناست و منظور از «آل یس و آل طه» نیز قطعاً اهل بیت
ایشان علیهم السلام میباشند.(1)
اما نکتهای که در این توقیع وجود دارد، این است که میفرماید: «بگویید همانگونه که خداوند فرموده است: سلام علی آل یس...». تعبیر «سَلامٌ عَلی إِلْیاسین» که در قرآن آمده است،(2)ظاهر آیه با توجه به شواهد و قرائن موجود در آیاتِ قبل از آن، حضرت الیاس علیه السلام است؛ ولی روایتهای وارد شده در ذیل آن نشان میدهد که مراد اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشند.
دلیل این شیوة بیان که ظاهر آیه حضرت الیاس یا خانواده او و حقیقت آن اهل بیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشند را شاید بتوان در بیان نورانی امام علی علیه السلام یافت که صیانت قرآن از تحریف بوده است.(3)
یعنی همان دلیلی که اقتضا میکرد آیة اکمال دین در بین آیة 3 مائده و آیة تطهیر در بین آیات مربوط به همسران پیامبر قرار داده شود، اینجا نیز اقتضا میکند که فضیلت اهل بیت علیهم السلام به این صورت بیان گردد.
از بیان امام رضا علیه السلام استفاده میشود که تعبیر سلام بر اهل بیت در قرآن منحصراً دربارة اهل بیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده است و لاغیر.(4)
د) زیارت آل یس در یک نگاه(نقل احتجاج)
بخش اول: تقدیم سلام
در ابتدای این دعا در مجموع حدود چهل سلام (با تفکیک سلام ها) بیان شده که در بیش از نیمی از آن به لقبهای حضرت و در نیم دیگر به حالتهای گوناگون ایشان اشاره شده است.
لقبها:
دَاعِیَ اللَّه: دعوتکننده به خداوند. کار امام و هدف اصلی ظهور دعوت به عبودیت خالصانة خداست ((یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً)).(1)
رَبَّانِیَّ آیَاتِه: عارف و آگاه به آیات الهی.(2)
بَابَ اللَّه: راه رسیدن به خداوند، واسطه فیض الهی.
دَیَّانَ دِینِهِ: قاضی و داور دین خدا. صاحب لسان العرب می گوید: از برخی از گذشتگان از حضرت علی سؤال شد گفت: او بعد از پیامبر خدا، دیان این امت بود؛(3)مقصود این است که دین خدا به دست اوست.
خَلِیفَةَ اللَّهِ: جانشین خدا، کسی که از سوی خداوند امر هدایت و امور عالم به او سپرده شده است.
نَاصِرَ حَقِّهِ: یاری کنندة حق خداوند. حق خداوند عبودیت محض و خالصانة او و شناخت اوست، همچنانکه شایسته است تا شناخته شود.
حُجَّةَ اللَّهِ: حجت و دلیل و برهان الهی، کسی که خداوند بهوسیلة او بر خلق احتجاج میکند که با در اختیار قرار دادن چنین امام معصوم و نعمت عظیم و بینظیرش چه کردهاند؟(4)
دَلِیلَ إِرَادَتِه: راهنمای خواست الهی. با توجه به مقام والای عصمت، امام معیار حق و راه شناخت خواست خداست.(5)
تَالِیَ کِتَابِ اللَّه: تلاوتکنندة قرآن، یا عدل و همتای قرآن،(6)یا پیرویکننده از
1) نور: 55.
2) الرَّبَّانیُّ المُتَأَلِّه، العارِفُ باللّه تعالی، الرَّبَّانِی العالم الرَّاسِخُ فی العِلم و الدین (ابن منظور، لسانالعرب، ج 1، ص 404).
3) ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 166.
4) نک: نساء: 165 وصافات: 24 و تکاثر: 8.
5) نعمانی، الغیبة، ص 72.
6) «تِلْوُ الشیء: الذی یَتلُوه»؛ (همان، 14، 102).
کتاب خدا.(1)
تَرْجُمَانَهُ: تفسیرکننده و تبیینکنندة قرآن. در توقیعی که از ناحیة مقدسه صادر شده، تعبیر «تَراجِمة وَحیِک» آمده است. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِینَ الْمَهْدِیِّینَ،...وَ تَرَاجِمَةِ وَحْیِک...».(2)
واژة «تراجمة» جمع «ترجمان» است. به تعبیر دیگر، امام نسخة عینی قرآن و تجسم حقیقت آن و در یک کلمه قرآن ناطق است.(3)
بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ: [حجت] باقیمانده از سوی خدا بر زمین، حجت حیّ الهی.(4)
مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَه: پیمان خدا که آن را گرفته و محکم کرده است. به کار رفتن تعبیر «میثاق الله» دربارة امام نهایت اهمیت پیمانی را نشان میدهدکه خداوند از مردم، دربارة ولایت و امامت گرفته است، همان گونه که در قرآن کریم از امامت به «عهد» تعبیر شده است.(5)
وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَه: وعدة خدا که خود آن را ضمانت نموده است.(6)
الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ: پرچم برافراشته. در زیارت جامعة کبیره تعبیر «اعلام الهدی» آمده؛ یعنی ستونها و نشانههای هدایت.
الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ: دانش ریزان. کنایه از فراوانی علم امام است که چون متصل به علم الهی است، بینهایت و پایانناپذیر است.(7)
الْغَوْثُ: فریادرس. امام مغیث و فریادرس مظلومان است؛ اما به کار رفتن مصدر به جای وصف برای نشان دادن تأکید و مبالغه است.
الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ: رحمت گسترده. در حدیث قدسی لوح سبز، از امام زمان با عبارت «رحمة للعالمین» یاد شده است.(1)
الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ: امامی که امین [اسرار الهی] است. در توقیع صادر شده از ناحیة مقدسه در اعمال ماه رجب، تعبیر «الْمَأْمُونُونَ عَلَی سِرِّک» در وصف اهل بیت علیهم السلامآمده است.(2)
الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُول: پیشوایی که مورد آرزوست. همة مستضعفان عالم آرزوی دیدن و ظهورش را دارند.
سلام به حالتهای گوناگون حضرت یا در زمانهای گوناگون:
سلام بر تو، آنگاه که بهپا میایستی. یعنی آن زمانی که قیام میکنی و حق را به تمام معنا به پای میداری.
سلام بر تو، آنگاه که مینشینی. کنایه از زمان غیبت امام است که در پس پرده مأموریتهای الهی خود را انجام میدهی.
سلام بر تو، آنگاه که [قرآن را] قرائت میکنی. و به تبیین و تفسیرش میپردازی.(3)
سلام بر تو، آنگاه که به نماز میایستی و [دست به] قنوت میگیری.
سلام بر تو، آنگاه که به رکوع و سجده میروی.
سلام بر تو، آنگاه که «لا اله الا الله» و «الله اکبر» میگویی.
سلام بر تو، آنگاه که خدا را حمد و ستایش مینمایی و طلب مغفرت میکنی.
سلام بر تو، آنگاه که صبح و شام میکنی.
سلام بر تو، در شب آنگاه که تاریکیاش همه جا را فرا میگیرد.
سلام بر تو، در روز آنگاه که روشناییاش فراگیر میشود. آیة ((وَ النَّهارِ إِذا
تَجَلَّی))(1)به دورة قیام حضرت تأویل شده است.(2)
و سرانجام میگوییم: سلام بر تو، به همة سلامها؛ یعنی سلامی به همة فضائل و ویژگیها و حالتهای ایشان.
بخش دوم: عرضه اعتقادات و گواه گرفتن حضرت نسبت به آن
اعتقاد به یکتائی خداوند و نفی هر گونه شریک برای او.
اعتقاد به رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و اینکه هیچ محبوبی برای خدا جز ایشان و اهل بیت طاهرش علیهم السلام نیست.
به همین دلیل ما نیز باید مودت و محبت این خاندان را با همة وجود با خود داشته باشیم.
اعتقاد به ولایت و امامت دوازده امام که اولین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و آخرینشان خاتم اوصیا، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ گواهی میدهیم که اول و آخر خلقت ایشان هستند.
همانگونه که در زیارت جامعة کبیره میگوییم: خداوند خلقت را با شما آغاز نمود و با شما پایان میدهد.
اعتقاد به رجعت اهل بیت علیهم السلام و اینکه هیچ شکی در تحقق آن وجود ندارد، در این دوره رجعت افرادی که بیایمان از دنیا رفتهاند، یا در حیات خود عمل صالحی انجام ندادهاند، دیگر برای آنها سودی نخواهد داشت.
اعتقاد به اینکه مردن، سؤال نکیر و منکر در قبر، زنده شدن و بر انگیخته شدن پس از مرگ، صراط، مرصاد و کمینگاه، میزانِ [عدالت] ، محشور شدن، محاسبة اعمال، بهشت و جهنم و وعده و وعید به آن، همه و همه، حق و باور من است.
بخش سوم: اقرار به نوع رابطة خود به عنوان ماموم با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
خطاب به ایشان میگوییم: مولا جان! کسی که به مخالفت با شما برخیزد شقی و بدبخت و کسی که از شما پیروی نماید، سعادتمند خواهد شد.
مولا جان! نسبت به آنچه که شما را به آن گواه گرفتم، گواهی دهید که من دوست شما و بیزار از دشمنانتان هستم.
حق آن چیزی است که شما آنرا پسندیده باشید و باطل آن چیزی است که مورد خشم شما باشد.
کار نیک آن کاری است که شما به آن امر نمایید و منکر و ناپسند آن چیزی است که شما از آن نهی کنید.
سپس اعتقاداتی که پیش از این به آن اقرار کردیم به طور خلاصه تکرار میکنیم و سرانجام میگوییم برای یاریتان آمادهام و دوستیم خالصانه از آن شماست.
نکته: اوج وقلة زیارت آل یس
شاید بتوان گفت مهمترین بخش این زیارت، این فراز باشد:
«فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْه».
قرار گرفتن افرادی مانند طلحه و زبیر و عایشه به عنوان همسر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین افرادی که پیشانی آنها از فرط سجده های طولانی پینه بسته بود در برابر امیرالمؤمنین علیه السلام، سبب شد تا عدهای دربارة حضرت به شک و تردید دچار شوند. اصبغ بن نباته میگوید: حارث همدانی با تعدادی از شیعیان به محضر امیرالمومنین علیه السلام آمد و عرضه داشت: عدهای از یارانتان دربارة شما به شک و تردید دچار شدهاند، پدر و مادرم فدایتان باد! این شک را از ما بر طرف نمایید و حقیقت را برایمان روشن سازید.
حضرت فرمودند: «کافی است. تو حقیقت را اشتباه گرفتهای! دین خدا را با قدر و منزلت شخصیت ها (مثل زبیر و طلحه و..) نمیتوان شناخت، بلکه دین خدا را باید با
نشانة حق شناخت. حق را بشناس تا بتوانی اهل آن را بشناسی». سپس مسائلی را بیان نمودند که نتیجة آن این است که امام، معیار تشخیص حق از باطل است.(1)
به بیان دیگر، نه فقط امام بر حق است، بلکه مهم تر این است که امام معیار و میزان حق است و به نقل فریقین این کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمود: «الْحَقُ مَعَ عَلِی».(2)
هرگز کار امام را با آنچه که خود از حق میدانیم، نسنجیم. همان خطایی که بنی اسرائیل مرتکب شدند.(3)
یکی از مشکلات بزرگ هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همین است که عدهای که از معرفت لازم برخوردار نیسنتد، از گرد امام جدا شده و با قرآن به جنگ با حضرت میروند؛(4)زیرا به گمان خود کار امام را با قرآن و حق مخالف میبینند و آنچه را که امام میداند، نمیدانند.
همان گونه که از نگاه حضرت موسی علیه السلام با توجه به آنچه که او میدانست، کار حضرت خضر علیه السلام یعنی سوراخ کردن کشتی، قبض روح پسر بچه و تعمیر دیوار، باطل و خلاف حق بود؛ اما وقتی که حضرت خضر علیه السلام بیان نمود که آنچه را که انجام داد، از پیش خود نبوده بلکه به فرمان خدای حکیم و رحیم بوده و از اسرار پشت پردة آن سخن گفت، حضرت موسی علیه السلام دریافت که این کارها نهتنها خلاف حق نبود، بلکه عین حق و لطف و کمک به آنان بود.(5)
رسیدن به قلة معرفتِ امام که «حق آن چیزی است که شما آنرا پسندیده باشید و باطل آن چیزی است که مورد خشمتان باشد و کار نیک آن کاری است که شما به آن امر نمایید و منکر و ناپسند آن چیزی است که شما از آن نهی نمایید» از بزرگترین
نعمتهای الهی و مهمترین ویژگی یاران امام است.
یکی از مهمترین آثار و برکات این تسلیم در بیان امام باقر علیه السلام این است که در پی تسلیم اهل بیت بودن، خداوند قلب انسان را طیب و طاهر خواهد کرد و در پی آن ولایت و محبت حقیقیِ آنان، دل را فرا خواهد گرفت، اینجاست که نور امام بر سر زمین دل طلوع خواهد نمود و فضای دل را روشن و نورانی خواهد نمود و این نعمت نصیب هر کسی نخواهد شد.(1)
در ادامة این زیارت، دعایی با مضامین بلند آمده است که میتوان آن را در چهار بخش بررسی کرد:
بخش اول: درخواست نور
پس از درود و صلوات بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر رحمت و کلمة نور خدا، از خداوند درخواست میکنیم:
قلب ما را از نور یقین،
سینة ما را از نور ایمان،
فکر ما را از نور نیتها،
عزم و اراده ما را از نور علم،
توان ما را از نور عمل،
زبانمان را از نور صداقت و راستی،
دینمان را از نور بصیرت ها از سوی خودت،
چشممان را از نور روشنی،
گوشمان را از نور حکمت،
و دوستیمان را از نور ولایت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آل محمد علیهم السلام لبریز نما تا آنگاه که تو را ملاقات کنیم، درحالی که به عهد و پیمان خود وفا نموده و رحمتت ما را در برگیرد،
1) کلینی، کافی، ج 1، ص 194.
یَا وَلِیُّ یَا حَمِید!
حقیقت این نور چیست؟ ما نمیدانیم؛ ولی این قدر میتوان گفت که هویت، سعادت و نجات ما در گرو این نور است. هرکس بهرة بیشتری از این نور داشته باشد، مقام و منزلت او نزد حق تعالی بالاتر است.
این همان نوری است که در روایت بالا از کتاب کافی بیان شد که همه از آن بهرهمند نخواهد شد (وَ یَحْجُبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ یَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُم) بلکه کسانی که تسلیم دربرابر اهل بیت علیهم السلام باشند، قلبشان به وسیلة خداوند تطهیر شده، آنگاه شایستگی پذیرش محبت و ولایت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آل محمد علیهم السلام را مییابند. در نتیجه، نور خورشید فروزان اهل بیت علیهم السلام در قلب آنها پدیدار میشود و این انسان خاکی را آنچنان ارزشمند و قیمتی خواهد کرد که فرشتگان افتخار خدمتگزاری آنان را خواهند یافت و بهشت بیتاب حضور آنها خواهد شد.
آری، این همان نوری است که در قیامت، منافقان و کسانی که ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام را نداشتند،(1)
از مؤمنان درخواست میکنند؛ زیرا نجاتشان در گرو این نور است، اما آنها در پاسخ میگویند که این نور را باید در دنیا به دست میآوردید.
«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم! به آنها گفته میشود: به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید! در این هنگام دیواری میان آنها زده میشود که دری دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب!».(2)
بخش دوم: درخواست درود و صلوات بر ایشان از سوی خداوند با تصریح به نام حضرت مهدی صلی الله علیه و آله و سلم و بر شمردن حدود هجده لقب ایشان.
نام خاتم اوصیا که همنام خاتم انبیاست، در این زیارت به صراحت بیان شده است. از سوی دیگر، روایتهای زیادی بر این اساس وجود دارد که تصریح با نام ایشان
جایز نیست.(1)
شاید بتوان گفت که تصریح به نام حضرت مهدی صلی الله علیه و آله و سلم نزد دیگران به دلیل رعایت نکات امنیتی برای حفظ جان امام لازم و واجب بوده است؛ اما آنگاه که خداوند متعال را مخاطب قرار میدهیم و از حجت او را یاد میکنیم و برایش دعا مینماییم و با این کار ارادت و محبت خود را نشان میدهیم، قضیه متفاوت خواهد بود.
سپس این لقبها را برمیشماریم: خدایا درود فرست بر «محمد»(حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف): حجّت تو در روی زمینت، جانشین تو در شهرهایت، دعوتکننده به راهت، به پای دارندة عدل و دادت، انقلابکننده به فرمانت، سرپرست مؤمنان، هلاک و نابودی کافران، بر طرف کنندة تاریکی، روشنکنندة حق، گویندة حکمت و راستی، کلمة کامل تو بر زمینت، در حال انتظار و هراس، سرپرست خیرخواه، کشتی نجات، پرچم هدایت، نور دیدگان مخلوقات، بهترین کسی که لباس و ردا بر تن نمود، از بینبرندة کوردلی، کسی که زمین را از عدل و داد لبریز مینماید، همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده است. إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
نکته: مراد از تعبیر «الْمُرْتَقِبِ الْخَائِف» به معنای کسی که در حال انتظار و ترس است، چیست؟
این تعبیر در قرآن دربارة حضرت موسی علیه السلام به کار رفته است که تحت تعقیب ماموران فرعون بود. خداوند میفرماید:
«موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای؛ عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!».(2)
امام حسین علیه السلام نیز که تحت تعقیب مأموران فرعون زمانش، یزید، بود با ترنم همین آیه از مدینه به سوی مکه خارج شد.(3)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز که تحت تعقیب فرعون زمان سفیانی است، از مدینه خارج شده و به سوی مکه میرود؛ در حالی که این آیه را بر لب دارد.(1)
قطعاً این ترس، ترس از جان نیست، زیرا آنان شیفتة شهادت در راه خدا هستند، و از آنجا که مأموریت بزرگی از سوی خداوند برعهده دارند و جانشان در خطر است، از سوی خداوند مأموریت دارند که نهایت مراقبت را از خود بنمایند تا وقت موعود و عملی ساختن فرمان الهی فرا رسد.
بخش سوم: دعا برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
پس از صلوات بر [حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان] ولیّ خدا و فرزند اولیای الهی که خداوند پیروی از آنان و حقشان را بر ما واجب کرده و آنان را از هرگونه رجس طیب و طاهر نموده است (یعنی معصوم از هر گناه، سهو، نسیان و هرگونه امر ناپسند)، میگوییم:
خدایا! او را یاری و بهوسیلة او دینت را یاری نما، و به واسطهاش اولیای خودت و اولیای او وپیروان و یارانش را یاری نما و ما را از آنان قرار ده.
خدایا! او را از شرّ هر تجاوزگر و طغیانگر و از شرّ همة مخلوقاتت پناه ده و از مقابل و پشت سر و سمت راست و سمت چپ او را محافظت فرما، و نگهبانش باش و از اینکه به او آسیب و گزندی برسد، نگه دار و رسولت و خاندان رسولت را در وجودش حفظ نما(یعنی همچنان زنده و سالم نگه دار تا راه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت طاهرش علیهم السلام به وسیلة وی ادامه یابد).
عدالت را بهوسیلة او آشکار گردان و با یاریت او را کمک کن، و یارانش را یاری نما و خوارکنندگانش را خوار و شکنندهاش را در هم شکن، و ستمگران کفر را بهدست او نابود نما و بهوسیلة او کفار و منافقین و ملحدین را در هر کجای عالم که باشند، در خشکی یا دریا، همه، را به قتل برسان و بهواسطة او زمین را پر از عدالت نما و دین پیامیرت که
1) نعمانی، الغیبة، ص280.
درود و سلام تو بر او و خاندانش باد، آشکار گردان.
بخش چهارم: دعا در حق خود
خدایا! مرا از یاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش قرا ده و آنچه را که آرزوی خاندان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود و آنچه را که دشمنانشان از آن میترسیدند (نابودیشان)، به من نشان ده. إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین.
چند نکته
نکته اول: سند دعای ندبه
مرحوم سید بن طاووس در کتاب ارزشمند اقبال، در بخش اعمال عید سعیدِ فطر باب 23 بدون اشاره به سند این دعا میفرماید: «دعای دیگری پس از نماز عید است که در عیدهای چهارگانه خوانده میشود»،(1)سپس دعای ندبه را بیان میکند.
او در کتاب مصباح الزائر به نقل مرحوم علامة مجلسی، سند آن را اینچنین بیان نموده است: «ثُمَّ قَالَ السَّیِّدُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْه ذَکَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی قُرَّةَ نَقَلْتُ مِنْ کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُفْیَانَ الْبَزَوْفَرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ دُعَاءَ النُّدْبَةِ وَ ذَکَرَ أَنَّهُ الدُّعَاءُ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ یُسْتَحَبُّ أَنْ یُدْعَی بِهِ فِی الْأَعْیَادِ الْأَرْبَعَةِ وَ هُوَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین...».(2)
صاحب مزار نیز سند این دعا را اینگونه یادآور میشود: «قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی قُرَّةَ: نَقَلْتُ مِنْ کِتَابِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُفْیَانَ الْبَزَوْفَرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ هَذَا الدُّعَاءَ، وَ ذَکَرَ فِیهِ أَنَّهُ الدُّعَاءُ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَجَّلَ فَرَجَهُ
وَ فَرَجَنَا بِهِ، وَ یُسْتَحَبُّ أَنْ یُدْعَی بِهِ فِی الْأَعْیَادِ الْأَرْبَعَةِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین...».(1)
همانطور که ملاحظه میشود هر دو سند یکی است و مراد از عبارت «بعض اصحابنا» در مصباح الزائرِ سید ابن طاووس، مرحوم ابن مشهدی است.(2)
رجال این سند:
«ابو الفرج محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قره قنائی» معاصر نجاشی و از رجال شیعه است و در کتب رجال توثیق شده است».
نجاشی میگوید:
ثقه است و زیاد شنیده و زیاد نوشته است، چند کتاب دارد: کتاب عمل یوم الجمعه، کتاب عمل الشهور، و کتاب معجم رجال ابی مفضل، و کتاب التهجد. و اجازه همة کتبش را به من داده است.(3)
و اما «ابو جعفر محمد بن حسین بن سفیان بن بَزَوفری» از مشایخ مرحوم شیخ مفید بوده، در معجم رجال در شرح حال وی میگوید: «روی عن احمد بن ادریس و روی عنه ابو عبد الله محمد بن محمد بن نعمان(المفید)و الحسین بن عبد الله و شیخ طوسی وی را در مشیخة تهذیب در طریقش به احمد بن ادریس آورده است».(4)
مرحوم شیخ مفید روایتهای زیادی از وی نقل کرده و برای او طلب رحمت نموده است.
شیخ طوسی در امالی میگوید: «أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ،[المفید] قَالَ: أَخْبَرَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْبَزَوْفَرِیُّw».(5)
اشکال: مرحوم بزوفری این دعا را از خود معصوم اخذ ننموده است و روایت مرسل
به شمار میآید.
پاسخ: حضرت آیتالله صافی گلپایگانی این شبهه را اینچنین پاسخ دادهاند که «اطمینان حاصل است که این دعا در کتاب بزوفری با سند بوده است و پس از اینکه از کتاب او نقل شده است، مسامحة سند آن را نقل نکردهاند و یا اینکه آن قدر معروف و مشهور بوده است که بزوفری هم خود را از ذکر سند آن بینیاز شمرده است».(1)
نکته مهم این است که این دعا آن چنان از نظر محتوا غنی و هماهنگ با قرآن و سنت قطعی است که ما را از بررسی سندی بی نیاز مینماید.
باید یادآوری کرد که در سند، تصریحی به اینکه این دعا از کدام معصوم است، نشده. ظاهر عبارت «أَنَّهُ الدُّعَاءُ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» که در کتاب «بزوفری» آمده، این است که از ناحیة مقدسه صادر شده است، هرچند شاید کسی بگوید از این تعبیر استفاده میشود که موضوع این دعا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ اما اینکه این دعا از کدام معصوم است، از این عبارت چیزی نمیتوان دریافت.
ولی مرحوم علامه مجلسی در کتاب زاد المعاد تصریح میکند که این دعا از امام صادق علیه السلام است:
و اما دعای ندبه که مشتمل است بر عقاید حقّه و تأسف بر غیبت حضرت قائم، به سند معتبر از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که این دعای ندبه را در چهار عید بخوانند؛ یعنی در روز عید فطر، روز عید قربان، روز غدیر و روز جمعه.(2)
نکتة دوم: مشروعیت گریه و انواع آن
به مناسبت اینکه نام این دعا ندبه و گریه است و همچنین گریة منتظران در فراق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بهتر است دربارة گریه نکاتی بیان گردد:
یکی از نعمتهای بزرگ الهی گریه است. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار
بیش از سی روایت در فضیلت گریه ذکر میکند.(1)
در بیان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم، نداشتن اشک و اهل گریه نبودن از نشانه های شقاوت و بد بختی است.(2)
امام صادق علیه السلام در اینباره فرمود:
هر چیزی وزن و پیمانهای دارد، مگر اشکها؛ پس همانا یک قطره اشک، دریایی از آتش[خشم خدا] را خاموش میکند.(3)
همچنین امام علیه السلام فرمود:
هر چشمی روز قیامت گریان است مگر سه چشم، چشمی که از حرام پوشیده شود و چشمی که در پیروی از خدا بیدار بماند و چشمی که در دل شب از خوف خدا بگرید.(4)
در بیان دیگری ایشان می فرمایند: «خداوند علیّ اعلی به حضرت موسی علیه السلام وحی نمود: ای موسی! بندگان من به من نزدیک نمیشوند به چیزی که محبوب تر باشد نزد من از سه خصلت: بیرغبتی به دنیا، دوری از گناه و گریه از خوف من».(5)
همچنین امام باقر علیه السلام در اینباره فرمود:
هیچ قطرهای نزد خداوند محبوب تر نیست از قطره اشکی در دل شب از خوف خداوند که هدفی جز خدا نداشته باشد.(6)
در قرآن نیز از گریة شوق به دلیل شناخت حق ((تَری أَعْیُنَهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَق))(7)و گریه به دلیل نداشتن چیزی برای انفاق در راه خدا ((وَ
أَعْیُنُهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا ما یُنْفِقُون))(1)تجلیل شده است.
همچنین خداوند در قرآن کریم از گریة پیامبر خدا حضرت یعقوب علیه السلام به خاطر فراق فرزندش، حضرت یوسف علیه السلام، تا حد نابینا شدن سخن میگوید؛ و بنابر یک اصل مسلم میان علمای فریقین، اگر قرآن مطلبی را بیان نمود و از آن انتقاد نکرد، به معنای تأیید آن است؛ زیرا قرآن کتاب تاریخ نیست که به نقل هر مطلبی بپردازد، بلکه کتاب هدایت و سعادت است.
انواع گریه
گریه دارای انواعی است که ممدوح یا مذموم بودن آن به هدف و انگیزة آن بستگی دارد. در آیات و روایات گریههای زیر ستایش شده است:
امیر المومنین علیبن ابیطالب علیه السلام در دعای نورانی کمیل از سختی و غیر قابل تحمل بودن عذاب الهی ناله سر می دهد که این عذاب عذابی است که آسمانها و زمین نمیتوانند آن را تحمل کنند. سپس میگوید: ای خدای من و ای سید و مولا و پروردگار من! گیرم چنین عذابی را تحمل کنم، اما چگونه فراق و دوری تو را تحمل نمایم«فَهَبْنِی یا الهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلی عَذابِکَ، فَکَیْفَ اصْبِرُ عَلی فِراقِک».(3)
به این ترتیب باید بدانیم که بالاترین خوف از خداوند را چهارده معصوم علیهم السلام دارند؛ زیرا آنان از بالاترین عشق به خداوند برخوردارند و چنین خوفی از زیباترین و
شیرینترین حالتهای عبد در برابر مولی و معبود اوست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای علی! خوشا به حال صورتی که خداوند به آن نگاه کند، در حالی که به خاطر گناهی گریه میکند که احدی جز خدا از آن مطلع نیست».(1)
گریة شوق به دلیل یافتن و شناخت حق؛(2)
گریة حزن و اندوه به دلیل عدم توان یاری حق؛(3)
گریه برای مصائب اهل بیت علیهم السلامبهویژه مصائب امام حسین علیه السلام؛
مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، باب « ثواب البکاء علی مصیبته(امام حسین علیه السلام) و مصائب سائر الأئمة علیهم السلام»، 38 روایت در فضیلت این گریه نقل نموده است. در حدیث اولِ این باب امام رضا علیه السلام میفرماید:
هرکسی مصائبی را که بر ما وارد شده است، یاد کند و گریه کند، در روز قیامت با ما و در درجة ما خواهد بود و کسی که مصائب ما برایش گفته شود و گریه کند یا بگریاند، در روزی که چشمها همه گریان خواهد بود، چشم او گریان نخواهد بود.(4)
بنابر گزارش مفصل سدیر صیرفی، گریة جانسوز امام صادق علیه السلام برای فراق و غیبت امام مهدی صلی الله علیه و آله و سلم و سختیهای دوران غیبت برای شیعیان، شگفتانگیز است که همانند مادر جوان از دست داده ناله میزند و میگرید.(5)
به نقل از حسن ابن محبوب، امام رضا علیه السلام به من فرمود:
به ناچار فتنهای سخت و هولناک خواهد بود که در آن هر صمیمیّت و
دوستی ساقط گردد و آن هنگامی است که شیعه سومین از فرزندان مرا از دست بدهد و اهل آسمان و زمین و هر دلسوخته و اندوهناکی بر وی بگرید (مقصود وفات امام حسن عسکری علیه السلام است که پس از آن غیبت امام دوازدهم علیه السلام اتفاق افتاد)، سپس (دربارة حضرت مهدی علیه السلام) فرمود: پدر و مادرم فدای او باد! همنام جدّم و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است و بر او گریبان و طوقهای نور است که از شعاع نور قدس پرتو گرفته است و هنگام فقدان «ماء معین» بسیاری از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و متأسّف و اندوهناک خواهند بود.(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام رحلت فرزند خردسالش، ابراهیم، بسیار گریست.(2)
اما گریههای زیر مذموم و ناپسند است:
گریه نفاق و دروغ؛(3)
گریة ذلت بهویژه در برابر مستکبران.
به همین دلیل وقتی ابن زیاد ملعون خطاب به حضرت زینب علیها السلام گفت: کار خدا را با برادر و اهل بیتت چگونه دیدی؟ حضرت بدون کمترین تأثر و گریهای با نهایت شهامت و اقتدار فرمود:
«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلا»(4)
دعای ندبه در یک نگاه
در آداب دعا بیان شده است که با نام خداوند و تحمید و تمجید او و صلوات بر
محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آل او انجام گیرد که این امر، در این دعا، به زیبایی به چشم میخورد.(1)
انسان در نیکوترین سرشت(2)توسط احسنالخالقین آفریده شد(3)
و استعداد بالقوهای در وجود او قرار داده شد که میتواند به اعلی علیین پر بکشد و سعادت و رستگاری دنیا و عقبا را نصیب خود نماید.(4)
لازمة این امر، وجود انسانهایی برگزیده است که خود در اوج و قلة این راه باشند و از همة هواها و تعلقات آزاد بوده و از هرگونه آلودگی، پاک و دارای مقام عصمت باشند تا بتوانند سکان کشتی هدایت را به دست بگیرند و برای سالکان الیالله الگوی کاملی باشند.
خداوند در اینباره میفرماید: «به اینها بگو اگر ملائکه (مثل آدمیان) در زمین راه میرفتند و سکونت داشتند، ما از آسمان ملکی را فرود میآوردیم که رسول باشد».(5)
یعنی اگر فرشتگان نیز در روی زمین ساکن میشدند، حتماً لازم بود از سوی خداوند هادیانی برای آنان فرستاده شود و رابطة بین زمین و آسمان و عالم غیب و شهود پیوسته برقرار باشد. در بیان مرحوم علامه طباطبایی، قید «الارض» بیانگر این ضرورت است.(6)
در فرازهای ابتدایی این دعا، ویژگی این اولیای الهی بهویژه زهد و بیرغبت بودن به مادیات، و علت این گزینش و اصطفاء که همان وفای به عهد و پیمانی است که با
خدای خود بستهاند بیان شده و بر این نکته تاکید میگردد که این حجت های الهی، واسطة درگاه خداوند و راه رسیدن به رضایت و خشنودی حق تعالی هستند.
چنانچه در نکتة ششم از بخش اول کتاب بیان شد، خداوند در قرآن کریم دربارة راه ارتباط با او و شیوة دعا کردن در آیاتی مانند: نساء: 64، آل عمران: 31، اعراف: 180، حج: 27 و... سخن میگوید.
چند نکته در باب عصمت
الف) چهارده معصوم علیهم السلام از بالاترین درجة عصمت برخوردارند؛ زیرا از هرگونه گناه، خطا، سهو و نسیان پاک و منزه میباشند(1)و در درجة بعد، انبیاء عظیم الشأن الهی قرار دارند.
ب) قطعاً مقام والای عصمت لطف بزرگی از سوی خداوند متعال در حق امامان معصوم علیهم السلام است؛ اما شایستگی آنان باعث شده تا این موهبت بزرگ به آنها داده شود. تعبیر «اصطفاء» به معنای برگزیدن نیز بیانگر همین مطلب است.(2)
سؤال: به اعتقاد ما، از همان آغاز ولادت، مقام والای عصمت از سوی خداوند به آنان داده شده بود، پس چگونه میتوان گفت شایستگی آنها سبب دریافت این مقام شده است؟
پاسخ: خداوند علیم و خبیر در علم خود زیباترین و کاملترین عبودیت و بندگی را در وجود آنان دید؛ بنابراین به دلیل ضرورتِ وجود معصوم، مقام عصمت را از همان ابتدای خلقت به آنان عطا کرد و مردم نیز به خوبی این حقیقت را در میدان عمل در سیرة معصومان دریافتند.«وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ... »
ج) ریشه و سرچشمة عصمت، علم و آگاهی به حقایق هستی است. علم آنان از دو جهت با علم دیگران متفاوت است؛ یکی از نظر کمّیت و مقدار که علم امامان
معصوم علیهم السلام به جهل آمیخته نیست و آنان مظهر علم الهی هستند و از سوی دیگر، این علم از سنخ علم حضوری و علم به باطن و حقایق عالم است؛ به عبارت دیگر آنان حقایق را میبینند نه اینکه فقط بدانند. این دو ویژگی سبب میشود تا صدور گناه از امام معصوم علیهم السلام با وجود اختیار او ناممکن شود، بلکه فکر گناه به ذهن او خطور نکند.
همچنان که هر انسانی در زندگی فکر انجام برخی از کارها را به ذهن خود راه نمیدهد؛ مانند سوزاندن خود. و اگر گاهی شنیده میشود که فردی خود را آتش زده، این به دلیل تصور جاهلانة اوست که فکر میکند با این کار راحت میشود!
هر چه آگاهی و شناخت انسان کاملتر باشد، دوری او از گناه و خطا بیشتر میشود، در این میان امام معصوم علیه السلام در اوج این آگاهی قرار دارد و از هر خطا و گناهی پاک و منزه است. بله، چنانچه گذشت، این علمِ جامعِ لدنی، به جهت لیاقت آنها از سوی خداوند به آنان عطا شده است.
در این بخشِ از دعا، به پیامبران بزرگ الهی که صاحب دین و شریعت بودند با برشمردن برخی از ویژگی هایشان اشاره شده است.
این پیامبران عبارت است از:
حضرت آدم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، و حضرت عیسی علیه السلام.
در ادامه اشاره به چند مطلب ضروری است:
هر کدام از اینان صاحب شریعت بودند.
خداوند برای هر یک از آنها جانشینانی را قرار داد تا هر کدام بر اساس زمان تعیین شده، از آن دین نگهبانی کنند.
الف) دین پابرجا و استوار بماند؛
ب) حجت بر بندگان تمام باشد؛
ج) حق از بین نرود و باطل بر اهل آن دین غلبه نکند؛
د) هیچ کس بهانهای نداشته باشد که بگوید چرا پیامبری برایمان نفرستادی که ما را انذار کند! و راهنمایی برایمان قرار ندادی! که در نتیجه از آیات تو پیروی میکردیم و خوار و ذلیل نمیشدیم!(1)
با وجود سنت استمرار حجت و هادی در هر زمان، حجت بر همه تمام است و مردم میتوانند از هدایتهای او بهرمند شوند و در صورت عدم دسترسی، باز هم میتوانند همانند خورشید پشت ابر از پرتو هدایتهای او استفاده کنند.
دین اسلام به عنوان آخرین و کاملترین دین از سوی خداوند بر خاتم انبیا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، برای جن و انس فرستاده شد و سرانجام بر همة دینها غلبه پیدا خواهد کرد و دین واحد جهانی خواهد شد.(2)
ویژگی های پیامبر خدا در این فراز از دعا
الف) حبیب و برگزیدة خداوند، سید و سرور همة مخلوقات، برگزیده از میان برگزیدگان الهی، با فضیلتترین شخصیتی که از سوی خداوند انتخاب شده، گرامیترین کسی که خداوند به او اعتماد نموده، و مقدم بر همة پیامبران الهی.
ب) به سوی جن و انس فرستاده شده است و ولایت همة عالم از سوی خداوند به ایشان عطا شده است.
ج) مرکب بُراق(1)
در اختیار او قرار داده شده و به معراج برده شده است.(2)
د) علم گسترده به گذشته و آینده از سوی خداوند به ایشان عطا شده است.(3)
ه) خداوند با القای رعب و وحشت در دل مستکبران، ایشان را یاری نموده و جبرئیل، میکائیل و فرشتگان ویژة الهی او را همراهی مینمودند.(4)
و) دین او دین واحد جهانی خواهد شد و شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت.(5)
ز) بهترین مکانِ عالَم یعنی شهر مکه و اولین خانه که برای [عبادت] مردم بنا شد یعنی کعبه معظمه برای او و اهل بیتش، قرار داده شد که مایه برکت و هدایت است و در آن نشانه های الهی از جمله مقام ابراهیم قرار دارد و هر کس در آن وارد شود امنیت خواهد داشت.(6)
در این فراز ار دعا، عصمت اهل بیت علیهم السلام با ذکر آیة سیوسوم از سورة احزاب، تاکید میگردد، سپس وظیفة امت در برابر آنان و سرِّ این وظیفه و فلسفه وجودی آن بیان میشود.
آیه تطهیر
این آیه در میان آیات مربوط به همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و در پایان آیه 33 از سورة احزاب قرار دارد، همانطور که آیة اکمال دین و اتمام نعمت در بین آیه سوم از سورة مائده آمده است.
شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان میدهد این آیه، شأن نزول مستقلی دارد و با آیه پیشین و پسین خود ارتباط ندارد؛ از جمله:
الف) در آیات قبل و بعدِ این آیه(آیات 28 تا 34 این سوره) زبان آیه، زبان تکلیف و درخواست شدید است و به عبارت دیگر «فعل انسان» و تکلیف شدید همسران رسول خدا مطرح شده است، درحالی که در این آیه از «فعل خدا» سخن به میان آمده و زبان آیه، زبان امتنان و اعطا است نه زبان درخواست.
ب) با بیان روشن در روایتهای زیادی که در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد، اولاً، این بخش از آیه شریفه دارای شأن نزول مستقلی است و ثانیاً، مراد از اهل بیت علیهم السلام در اینجا افراد ویژهای هستند، همچنین با صراحت کامل بیان شده که همسران پیامبر مصداق این آیه نیستند؛ در ادامه به این روایات اشاره خواهد شد.
مراد از اهل بیت چه کسانی هستند؟
دو حصر در آیه؛ یعنی واژة «انّما» و تعبیر «عنکم» و تکوینی بودن اراده در این آیه، دلالت بر عصمتِ مخاطبین آیه دارد، در نتیجه به معنای لغویِ واژة اهل بیت توجهی ندارد و همة خاندان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در بر نمیگیرد؛ زیرا اولاً، هیچکس ادعا ندارد که همة آنان دارای عصمت هستند و ثانیاً، سیرة آنها، عصمتشان را تأیید نمیکند.
نکته جالب توجه این است که در صحیح مسلم همین سؤال از زید بن ارقم پرسیده شد که آیا همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اهل بیت علیهم السلام هستند یا نه؟ و زید در پاسخ گفت:
لَا وَایْمُ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکُونُ مَعَ الرَّجُلِ الْعَصْرَ مِنْ الدَّهْرِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَی أَبِیهَا وَقَوْمِهَا أَهْلُ بَیْتِهِ أَصْلُهُ وَعَصَبَتُهُ الَّذِینَ حُرِمُوا الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ؛ نه به خدا قسم! همانا زن مدتی با همسر خود به سر میبرد سپس[چه بسا] او را طلاق میدهد و او به نزد پدر و قوم خود بر میگردد. اهل بیت ایشان کسانی هستند که پس از او، صدقه برایشان
حرام است.(1)
مسلم در صحیح خود در کتاب فضائل الصحابه باب فضائل اهل بیت النبی از عایشه نقل میکند که گفت: صبحگاهان پیامبر خدا خارج شد در حالی که عبایی(مرط مرحل من شعر اسود) بر دوش داشت، پس حسن آمد و او را زیر آن قرار داد، سپس حسین آمد و او را نیز زیر آن قرار داد، سپس فاطمه آمد و او را زیر آن قرار داد، سپس علی آمد و او را زیر آن قرار داد، بعد فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا».(2)
همچنین در همین کتاب در باب فضائل علیبن ابیطالب علیه السلام از قول سعد ابی وقاص نقل میکند که به معاویه گفت:
...وقتی آیة (( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُم...)) نازل شد، پیامبر خدا علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند و به درگاه الهی عرضه داشت: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی».(3)
ترمذی در سنن خود در کتاب تفسیر ذیل آیة 33 احزاب از قول عمر بن ابی سلمه نقل میکند که وقتی این آیه در خانة ام سلمه نازل شد؛ حضرت، فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و آنها را با کسایی پوشاند و علی پشت سر ایشان بود؛ او را نیز با کسا پوشاند، سپس عرض کرد: خدایا! اینها اهل بیت من هستند، پس رجس را از آنان دور گردان و آنان را پاک و طاهر قرار ده. ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا من نیز با آنان هستم؟ حضرت فرمود: أَنْتِ عَلَی مَکَانِکِ وَأَنْتِ عَلَی خَیْرٍ؛ تو سر جایت باش و تو خوب هستی.(4)
در نتیجه با توجه به این روایات که نمونهای از دهها روایت موجود در اینباره
است، مصداق اهل بیت علیهم السلام معین و مشخص شده است.
آیات مودت اهل بیت علیهم السلام
در نکتة هشتم از بخش اول کتاب، نکاتی در اینباره با این دسته از آیات بیان شد، بر اساس آنچه که در این آیات بهویژه در آیة 57 فرقان آمده، اهل بیت علیهم السلام «سبیل الله» و تنها راه رسیدن به رضوان و خشنودی خداوند میباشند؛ زیرا راهی که خود خداوند قرار داده است، به حکم صریح قرآن راهی جز این نیست، در نتیجه، این فراز از دعا یعنی« فَکَانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیْکَ، وَ الْمَسْلَکَ إِلَی رِضْوَانِکَ» که به دنبال سه آیة مودت آمده، در واقع نتیجهگیری از آیات است.
اهل بیت علیهم السلام به دلیل بهرهمندی از عصمت، برای بشر شاخص و عَلَم هدایت هستند و محال است کسی بدون تمسک به آنان در راه عبودیت و بندگی گمراه نشود؛ این بیان صریح پیامبر خدا در حدیث ثقلین و مانند آن است که: «مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَبَدا».(1)
(فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقَامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِیاً.... وَ لَمَّا قَضَی نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَی الْآخِرِینَ، یَتْبَعُ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ، لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِینَ).
در این فراز با اشاره به سنت الهی در آیة 7 از سوره رعد براساس وجود «هادی» در هر زمان،(2)ماجرای غدیر خم تاکید شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جمع خیل
1) صحیح مسلم یک جلدی، ص941، کتاب فضائل الصحابه، باب4 فضائل علی بن ابی طالب ح 2408؛ سنن ترمذی (یک جلدی)، کتاب المناقب، باب 32، مناقب اهل بیت النبی، ح 3797، ص992.
2) خداوند متعال در این آیه شریفه میفرماید: « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هاد» بنابر آنچه که در آیه 35 سوره یونس آمده است، این «هادی» باید ویژگی عصمت را داشته باشد(ر.ک: المیزان، ج1، ص 274، ادامه آیه124 سوره بقره) و بر اساس روایات زیادی که در منابع اهل سنت نیز آمده، مراد از «هادی» علی بن ابی طالب علیه السلام است.(ر.ک: قافله سالار، ص51).
عظیم حجاج فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه»،(1)سپس در حق او دعا کرد و به درگاه الهی عرضه داشت: خدایا! دوست دار هر که را که او را دوست دارد و دشمن دار هر که را که با او دشمنی کند و یاری نما هر آن کس که او را یاری نماید و خوار گردان هر کس را که او را خوار گرداند.
در ادامة دعا، بیش از سی منقبت از مناقب حضرت علی علیه السلام بیان شده است که هیچکس در این مناقب شریک و همتای او نیست و قریب به اتفاق این فضائل در صحاح ستة اهل سنت آمده است.(2)
ترجمة این بخش از دعا
سرزنش ملامتکننده او را (از راهش) در راه خدا (و انجام فرمان الهی) باز نمیداشت و خون بزرگان عرب را (که به جنگ با دین خدا برخاسته بودند) به خاک ریخت و دلاورانشان را کشت و با گردنکشان و گرگانشان درافتاد؛ در نتیجه کینههایی از جنگ بدر و خیبر و حنین از او به دل گرفتند و دشمنیش را در دل خود پنهان نمودند و به جنگ و مخالفت با او بر خاستند تا اینکه با پیمانشکنان (اهل جمل) و زورگویان (معاویه و اصحابش) و خارجشدگان از دین (خوارج) جنگید.
با توجه به نظام قبیلهگرایی که در شبه جزیره عربستان حاکم بود، اگر کسی از قبیلهای کشته میشد، همة آن قبیله بدون توجه به حق یا باطل بودن کارِ قاتل، بر
1) سنن ابن ماجه، کتاب المقدمه، باب فضل علیبن ابیطالب؛ سنن ترمذی، کتاب المناقب، باب مناقب علیبن ابیطالب.
2) ر.ک: صحیح بخاری، کتاب المناقب باب مناقب علی بن ابی طالب با بیش از 8 حدیث؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن ابی طالب، با بیش از 9 حدیث؛ سنن ترمذی، کتاب المناقب، باب مناقب علیبن ابیطالب علیه السلام با بیش از 27 حدیث؛ سنن ابن ماجه، کتاب المقدمه، باب فضل علیبن ابیطالب، با بیش از 9 حدیث.
دشمنی با او متحد و یکپارچه میشدند.(1)
در جنگ احد سپاه هزار نفری اسلام، مدینه را به سمت احد ترک کرد. وقتی عبدالله ابی رئیس قبیله خزرج در بین راه بازگشت، سیصد نفر از قبیلهاش به همراه او برگشتند، با وجود آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هنوز در آنجا حضور داشت و سپاه سه هزار نفری دشمن به جنگ با مسلمانان آمده و شهر مدینه در خطر بود.
راز اینکه خلفا هرگز کسی از دشمنان خدا را نکشتند در همین نکته نهفته بود!
اما امیرالمؤمنین علیه السلام جز خدا و انجام فرمان الهی به چیز دیگری فکر نمیکرد و در جنگها دلاورانه و جان بر کف با دشمنان خدا به حکم خدا و در اطاعت و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میجنگید؛ بنابراین، در هر قبیلهای کسی از دشمنان خدا به دست حضرت کشته شده بود و از سوی دیگرحسادت برخی به فضایل بیمانند حضرت، حقد و کینه آنها را نسبت به امام علی علیه السلام به دنبال داشت و همین باعث شد تا در پی انتقام برآیند.
امت اسلام در پی حاکمیت بیست و پنج سالة خلفا و دور شدن از حقایق دین، و گرایش به دنیاطلبی و از همه مهمتر بی بصیرتی، قدر اهل بیت علیهم السلام را ندانستند و سرانجام امیرالمؤمنین علیه السلام به وسیلة شقیترین فرد یعنی ابن ملجم مرادی به شهادت رسید.
همة این دلایل، سبب شد تا معاویه، یاران اندک امام حسن مجتبی علیه السلام را با وعدههای درهم و دینار به سوی خود جذب کند و عدة باقیمانده را نیز با شایعهپراکنی و دروغ و نیرنگ علیه امام بشوراند. با کمال تأسف یاران بیبصیرت امام نیز فریب نیرنگهای معاویه را خوردند و به خیمة امام حملهور شدند تا اینکه امام
1) ر.ک: پور سید آقائی، چشمه در بستر، ص32.
برای بقای حق چارهای جز صلح نیافت.(1)
سرانجام بنیامیه قدرت را به طور مطلق در دست گرفت و ظلم به اهل بیت علیهم السلام را به اوج خود رساند و اهل بیت علیهم السلام را یکی پس از دیگری به شهادت رساند.
پس از آن، بنیعباس نیز با مکر و نیرنگ قدرت را در دست گرفت و در ظلم و ستم به اهل بیت علیهم السلام آن چه توانست، انجام داد و سرانجام با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام راهی جز غیبت برای خاتم اوصیا بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف باقی نماند.
توجه: کسی که این فرازهای دعا را میخواند نباید فقط در پی خواندن و تمام کردن دعا باشد، بلکه لازم است به ریشههای این ظلم و ستم و از سوی دیگر، سرچشمة سستی و غفلت مردم در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام توجه داشته باشد تا خدای ناکرده دربارة «حجت حیّ» زمان خود، همانند مردم مدینه و کوفه رفتار نکند و به همة این امور توجه کند که:
الف) بدانیم اهل بیت علیهم السلام خورشید فروزان هدایت و ماه تابان سعادت و ستارة درخشان نجات هستند. آنان به ما هیچ نیازی ندارند، همانگونه که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
«خدا با ماست و هیچ نیازی به غیر او نداریم و حق با ماست، لذا جدایی دیگران از ما، سبب وحشتمان نمیشود».(2)
سنت الهی این بوده و هست که انسان با آگاهی و شناخت، ولایت اهل بیت علیهم السلام را بپذیرد و با اطاعت از آنان به رستگاری برسد نه با اجبار.
جبهة حق به رهبری حجتهای الهی در طول تاریخ پیوسته در پی سعادت بشر بودهاند و حتی برای دشمنان خود بدی نخواستهاند و تا آخرین لحظات راه را با موعظه و مهلت دادن برای هدایت آنان باز میگذاشتند. آری، حجتهای الهی و از جمله اهل بیت علیهم السلام، افراد ضعیف و ناتوانی نبودند بلکه به دلیل پایبندی به حق و رشد بشر و
نجات او؛ با کرامت، جوانمردی، عفو و گذشت رفتارکردند.
اما جبهة باطل به رهبری مستکبران و دجالان با جنگ سخت و نرم و با نیرنگ و تزویر و با تمسک به هر آنچه که آنان را در رسیدن به هدفشان یاری میکرد، در رسیدن به قدرت و حفظ آن کوشیدند. از جمله اینکه آب را بر روی جبهة حق بستند و تشنگی کودک شش ماهه را با تیر سه شعبه پاسخ دادند.
در نتیجه با بررسی خط مشی دشمن، پی می بریم که یکی از شیوه های مهم و نتیجهبخش از سوی آنها در ضربه زدن به جبهة حق، «باطل جلوه دادن حق و حق جلوه دادن باطل» است، در حقیقت آنها بهوسیلة شایعه افکنی، دروغپردازی، شبههافکنی، ایجاد شک و تردید و تزلزل اعتقادی، تفرقه، ایجاد فرقههای مذهبی، حمایت از مدعیان دروغین و...تمام سعی خود را در جهت خاموش کردن نور حق به کار گرفته و میگیرند. قرآن نیز دربارة آن به امت اسلامی هشدار لازم را داده است، آنجا که میفرماید: ((یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِم)).(1)
البته این امر در دورة آخرالزمان پیچیدگی خاصی دارد؛ زیرا ابزار جابجایی حق و باطل و فریب دادن مردم بسیار متفاوت و فراوان است و هوشیاری و بصیرت هرچه بیشتر منتظران را میطلبد.
زرارةبن اعین به امام صادق علیه السلام عرض کرد:
«من در شگفتم چگونه ممکن است کسی با حضرت قائم بجنگد با آن امور عجیبی که اتفاق میافتد، مثل فرورفتن لشکر سفیانی در زمین و ندای آسمانی! حضرت میفرماید: همانا شیطان آنان را رها نمیکند تا ندا دهد».(2)
یعنی جبهة باطل، هنرمندانه با ندای خود، در حقانیت ندای اول شک و تردید ایجاد میکند و افراد بسیاری را میفریبد.
پس بر منتظران لازم است با مطالعة عمیق و دقیق و تحلیلی تاریخ، بر بصیرت و تیزبینی خود بیافزایند تا ناخواسته در دام دجالان گرفتار نشوند و از شناخت و یاری به موقع حق باز نمانند؛ زیرا «او گروه زیادی از شما را گمراه کرد، آیا اندیشه نکردید؟».(1)
از سوی دیگر، سعی کنیم اهل تفکر و تعقل باشیم و ظاهر بینی و زود باوری را از خود دور کنیم و با شنیدن هر خبر یا دیدن آن در فضای مجازی و مانند آن، پیش از هرنوع قضاوتی تحقیق و مصداق این آیة کریمه قرار گیریم که:
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً)).(2)
ب) دنیا بخواهد یا نخواهد در امور مادی و معنوی به بن بست خواهد رسید(3)و سرانجام خواهد فهمید که یگانه راه سعادت دنیا و عقبی روی آوردن به اهل بیت علیهم السلام و حرکت در صراط مستقیم غدیر است. این کلام نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام است که فرمود: «دنیا پس از چموشی- همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خود داری میکند و آن را برای بچهاش نگه میدارد- به ما روی میآورد». سپس آن حضرت بهدنبال این سخن این آیه را تلاوت کرد: «میخواهیم بر مستضعفین زمین منت گذاریم و آنها را پیشوایان زمین و وارثان آن قرار دهیم».(4)
این وعدة قطعی خداوند در قرآن است؛ ازجمله در آیاتی مثل آیة 33 سورة توبه، آیة 55 سورة نور، آیة 105 سورة انبیاء و آیة 128 سورة اعراف.
ج) مراقب درآمد و آنچه به زندگی خود وارد میکنیم باشیم تا مال حرام زندگیمان را به تباهی نکشد و ما را از حق جدا نکند؛ همان آسیبی که جامعة منتظر بنیاسرائیل به آن گرفتار شدند و حرص به دنیا سبب شد با تحقق وعدة الهی و آمدن موعود، به
او کفر بورزند.(1)
همانطور که منتظران ابا عبداللهالحسین علیه السلام نیز در این دام افتادند و خسران دنیا و عقبی را به جان خریدند تا آنجاکه امام حسین علیه السلام خطاب به آنها فرمود:
شما امر مرا اطاعت نمیکنید و سخن مرا گوش نمیدهید، زیرا شکمهای شما از حرام پر شده است.(2)
د) وعدة الهی را با همة وجود باور داشته باشیم که فرمود:
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُم))(3)و مقهور هیج قدرتی نشویم و از هیچ چیز و هیچ کس جز خدا نترسیم؛ چراکه حق تعالی فرمود: ((وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین؛ و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید، اگر ایمان داشته باشید)).(4)
زیر بار ظلم نرویم و شعار «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» امام حسین علیه السلام را هرگز از یاد نبریم(5)
وگرنه ذلت دنیا و آخرت را تجربه خواهیم کرد.
آری، گریه و ندبة ندبه خوانِ صبح جمعه باید بر غیرت دینش، بصیرت و ثبات قدمش و همت و تلاشش در یاری حق بیافزاید و این فرازها را زمزمه کند:
و آنگاه که حضرت علی درگذشت و شقیترین پسینیان که پیروی نمود از شقیترین پیشینیان، او را کشت. امتثال نشد از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که دربارة راهنمایان دین یکی پس از دیگری فرموده بود و امت پافشاری بر دشمنی آن حضرت نمودند و گرد آمدند برای قطع رحم او و آواره ساختن فرزندانش، جز اندکی از کسانی که وفا نمودند در رعایت کردن حق دربارة ایشان. و در نتیجه جمعی کشته و گروهی
اسیر و دستهای از وطن آواره گشتند...پس بر پاکیزگان از خاندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام درود خدا بر هر دوی ایشان و خاندانشان باد، گریهکنندگان بگریند و بر آنها زاریکنندگان باید زاری کنند و برای مانند آنان باید اشکها روان گردد و فریادزنندگان فریاد زنند و شیونکنندگان شیون کنند و خروشکنندگان خروش سر دهند: کجاست حسن؟ و کجاست حسین؟ و کجایند فرزندان حسین؟... .
در این بخش از دعا نوبت به موضوع اصلی دعا، آخرین ذخیرة الهی، بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف میرسد که با تعبیر «أَیْنَ» در حدود سی فراز، برنامهها و هدفهای ظهورِ حضرت و جایگاه و منزلت ایشان مورد توجه قرار میگیرد و ندبهخوان حزن و غم خود را به خاطر دوری از او ابراز میکند.
آنچه که باید دغدغة ندبه خوان باشد، این است که اگر امام و مقتدای او برای از بین بردن ظلم و ستم، فریاد رسی از مردم، احیاء قرآن و عملی کردن آن و برای مبارزه با طغیانگران میآید؛ پس من نیز باید عشق و ارادت خود را با دوری از ظلم و ستم و پرهیز از گناه و کمک به مظلومان نشان دهم و در راه احیای قرآن و عمل به دستورات آن چنان عمل کنیم که شایستگی خود را برای یاری حضرت ثابت نمایم.
همانگونه که امام صادق علیه السلام میفرماید:
مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ؛ کسی که قرار گرفتن در گروه یاران حضرت قائم، او را شاد میکند (دوست دارد در زمرة یاران ایشان باشد)، پس باید چشم به راه (آمدنش) باشد و اهل ورع و دوری از گناه باشد و خود را به اخلاق نیکو
آراسته نماید، در حالی که منتظر حضرت است و اگر از دنیا رفت و حضرت پس از او ظهور کرد، اجر و پاداش کسانی را خواهد داشت که در رکاب او هستند، پس تلاش کنید و منتظر باشید، ای گروهی که مورد رحمت(الهی) واقع شدهاید.(1)
در این بخش از سخن، به سه مورد از فرازهایی اشاره میکنیم که به مقام و منزلت امام، میپردازد.
«باب» در لغت به معنای «در» است، سپس به معنای رابط و واسطه و هر چیز یا هر کس که راهِ رسیدن به مطلوب باشد، به کار رفته است، چنانچه در بیان نورانی حضرت رسول آمده است: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْحِکْمَةَ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا».(2)
اصبغبن نباته میگوید:
خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودم، ابن کوّاء وارد شد و گفت: یا امیرالمؤمنین معنی این آیه چیست ((لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها؟))(3)
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
ما آن خانههایی هستیم که خداوند دستور داده از در آنها وارد شوند. ما باب اللَّه و بیوت او هستیم که باید از در اینها بهجانب خدا رفت. هر که با ما بیعت کند و اقرار به ولایت ما نماید، از در آن به خانه وارد شده و هر که با ما مخالفت ورزد و دیگری را بر ما مقدم دارد، از پشت به خانه وارد شد... اگر خدا بخواهد میتواند، خود را بهمردم معرفی کند تا
او را بشناسند و به در خانهاش بیایند؛ ولی ما را ابواب و راه و گذرگاه به در خانة خود قرار داده که از آن درب و گذرگاه باید بیایند. هر کس از ولایت ما رویگردان شود و دیگری را بر ما مقدم دارد، آنها «عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُونَ» از راه خود دور افتادهاند.(1)
در بیان دیگری حضرت علی علیه السلام دربارة همین آیه میفرماید:
مراد از «البیوت» همان خانههای علم است که خداوند آن را نزد پیامبرانش به ودیعت گذاشته است و مراد از «ابوابها» جانشینان آنها هستند.(2)
امام باقر علیه السلام نیز دربارة این آیه میفرماید:
آل محمد ابواب الله و راه و دعوتکننده به بهشت و جلودار و راهنمایان به آن هستند تا روز قیامت.(3)
خلاصة کلام اینکه خدای حکیم نظام اسباب و مسبّبات را در این عالم حاکم کرده است و تنها راهِ تقرب به خود و یگانه راه فلاح و سعادت را پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام و اطاعت از آنان قرارداده است. اگر کسی به هر دلیل این راه را نپذیرد، در درگاه الهی جایگاهی نخواهد داشت؛ همانطورکه ابلیس با وجود شش هزار سال عبادت(4)از دستور خداوند سرپیچی نمود و به آدم سجده نکرد،(5)بنابراین از درگاه الهی رانده شد و خسران ابدی را به جان خرید.
1) طبرسی، احتجاج، ج 1، ص 227.
2) همان، ص 248.
3) حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 27، ص 20.
4) « فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا یُدْرَی أَ مِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الْآخِرَةِ عَنْ کِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَی اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ کَلَّا مَا کَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِیُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَکاً إِنَّ حُکْمَهُ فِی أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِد»؛(رضی، نهجالبلاغه، خطبه192).
5) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: «أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَقَالَ یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ»؛ (مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 262).
«وجه» در لغت به معنای آن چیزی است که متوجه آن میشوند و در معانی مانند: آن جهتی از یک شئ که متوجه آن میشوند و حالت خاصی که جلب توجه کند و مقام و منزلت و جایگاهی که لازم باشد مورد توجه قرار گیرد، به کار میرود.(1)
مرحوم علامه ذیل آیه «وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ»(2)میگوید: وجهِ شئ آن چیزی است که به وسیلة آن با غیر خودش روبرو میشود و وجه دربارة خداوند متعال همان صفات کریمة اوست که بین او و خلقش واسطه است و همة امورات از خلق و تدبیر و امثال آن از راه این اسماء انجام میگیرد.(3)
«وجه الله» بودن اهل بیت علیهم السلام این معانی را در بر دارد:
الف) یعنی مظهر اتمّ و اکمل اسماء حسنای الهی است و خداوند را به وسیلة آنها میشود شناخت.
علی ای
همای رحمت تو چه آیتی خدا را
دل اگر خداشناسی همه در رخ ع--لی ب-ین
که
به ما سوا فکندی همه سایة هما را
به علی شناختم من، به خدا قسم خدا را(4)
برای نمونه در قرآن کریم آمده است:
((وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو: عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را میبینند)).(5)
یعنی همانطور که خداوند سمیع و بصیر است، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلاممظهر این ویژگیها هستند و اعمال بندگان را میبینند، همانگونه که
خداوند میبیند.(1)
ب) یعنی این انوار طیبه، کسانی هستند که واجب است مورد توجه و عنایت امت اسلام قرار گیرند،(2)مرجع امور باشند(3)و هنگام توجه به درگاه الهی، اینان را واسطه و شفیع قرار دهند.(4)
سبب به معنای هر چیزی است که به وسیلة آن به غیر خودش راه جویند و متصل شوند.(5)
بر اساس برهانهای عقلی و نقلی که در جای خود ثابت شده است، واسطه و رابطه بین آسمان و زمین و به عبارت دیگر بین عالم غیب و شهود امری اجتناب ناپذیر است، چنانچه در قرآن میفرماید:
((قُلْ لَوْ کانَ فِی الْأَرْضِ مَلائِکَةٌ یَمْشُونَ مُطْمَئِنِّینَ لَنَزَّلْنا عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَکاً رَسُولاً؛ بگو: « (حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی میکردند، و) با آرامش گام برمیداشتند، ما فرشتهای را به عنوان رسول بر آنها میفرستادیم!)).(6)
گرچه اصل بحث دربارة این مسأله است که رهنمای هر گروهی باید از جنس خود آنها باشد، اما سؤال این است که چرا حتی اگر فرشتگان در این عالم ماده ساکن شوند، باید رسولی از سوی خدا برایشان فرستاده شود؟ آنان چه نیازی به رسول دارند؟ تا در مرحلة بعد بحث شود که این رسول از جنس خودشان باشد، یا نه!
1) ر.ک: کلینی، کافی، ج 1، ص219، باب عرض الاعمال؛ حویزی، نور الثقلین، ج 2، ص 103، ذیل آیه 180 سوره اعراف.
2) «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»؛ (شوری(42): 23).
3) نساء(4): 59 و83؛ حدیث ثقلین.
4) تعبیر امام زمان در ابتدای زیارت «آل یس» ناظر به همین اصل بود. «إِذَا أَرَدْتُمُ التَّوَجُّهَ بِنَا إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْنَا فَقُولُوا...»؛(طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 493).
5) ابن منظور، لسانالعرب، ج1، ص458.
6) اسراء: 95.
مرحوم علامه در اینباره میفرماید:
و هذه خاصة الحیاة الأرضیة و العیشة المادیة المفتقرة إلی هدایة إلهیة لا سبیل إلیها إلا بنزول الوحی من السماء؛ و این، ویژگی حیات زمینی و زندگی مادی است که نیازمند به هدایت الهی است و هیچ راهی برای آن وجود ندارد جز از راه نزول وحی از آسمان.(1)
یکی از اسرار مهم این ارتباط و آثار وجودی این «رابط» این است که حافظ و نگهدارندة دلایل و بینات خداوند و وحی، در روی زمین باشد. امام علی علیه السلام میفرمایند:
اللَّهُمَ بَلَی لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ؛ آری، هرگز روی زمین خالی نمیشود از کسی که به حجت الهی قیام کند، خواه ظاهر باشد و آشکار و یا ترسان و پنهان تا دلایل الهی و نشانههای روشن او باطل نگردد.(2)
« بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَی....وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
در این قسمت از دعا، ندبهخوان با سوز و گداز به مولایش ابراز ارادت میکند و خطاب به حضرت چنین میگوید:
پدر و مادرم به فدای تو و جانم سپر و بلاگردان تو باشد ای فرزندِ بزرگانی که مقرَّب درگاه الهی هستند و ای فرزندِ نجیبانی که کریم و بزرگوارند... .
با تعبیرِ: ای فرزندِ... به حدود 35 فضیلت و منقبت ایشان اشاره میکند و سرانجام درد فراق و شدت اشتیاق خود را اینچنین اعلام میکند:
ای کاش میدانستم کدام سرزمین تو را در برگرفته و چه مکانی تو را بر خود نگهداشته، آیا در کوه رضوی هستی یا غیر آن یا در ذی طوی، بر من سخت است مردم را ببینم، ولی تو دیده نشوی! و هیچ صدایی از تو نشنوم... .
سپس با تعبیرِ جانم به فدای تو، به ذکر ویژگی های حضرت ادامه میدهد و به اینجا میرسد:
آیا میشود که ببینم روزی را که ما دورت را گرفتهایم و تو امام ما باشی! و زمین را پر از عدل نمایی و به دشمنانت خواری و مجازات را بچشانی و سرکشان و منکران حق را نابودسازی و ریشه و اساس گردنکشان و ستمگران را برکنی و ما بگوییم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
« اللَّهُمَّ أَنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَ الْبَلْوَی،...وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلَاةً لَا غَایَةَ لِعَدَدِهَا، وَ لَا نِهَایَةَ لِمَدَدِهَا، وَ لَا نَفَادَ لِأَمَدِهَا».
در واقع دعای ندبه ترکیبی از دعا و زیارت است؛ یعنی در فرازهایی از آن مخاطبِ ندبهخوان، خلیفةالله یعنی امام و محبوب منتظران بقیه الله الاعظم است و به نجوای با ایشان میپردازد و در فرازهایی از جمله در همین بخش، مخاطب، خودِ «الله» است و از او میخواهد تا هرچه زودتر بلای غیبت پایان یابد و با ظهورش نعمت بر ما تمام شود.
بخشی از خواسته های ما از خداوند در این فرازهایی از دعا بهطور خلاصه عبارت است از:
«ای فریادرس در ماندگان! به فریاد بنده گرفتارت برس و و آقا و مولایش را به او بنمایان و با این دیدار، اندوه و سوز دلش را برطرف نما».
«تحیت و درود و سلام ما را به اماممان برسان و ما را در مکانی که او اسقرار
دارد جای ده!».
«اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ، ... وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ، رَیّاً رَوِیّاً، هَنِیئاً سَائِغاً، لَا أَظْمَأُ بَعْدَهَا، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».
در این فرازهای پایانی از دعا حدود 27 خواسته از خداوند متعال درخواست میکنیم، آن هم با یک ویژگی خاص یعنی با تعبیرِ «به»، به واسطة فیض نعمت های الهی اشاره میکنیم و اینچنین حاجت خود را طلب مینماییم:
«خدایا! حق را بهواسطة حضرت مهدی برپا دار و به واسطة او باطل را نابود گردان...».
از جمله فرازهایی که بسیار زیباست و منتظران در قنوت نماز و راز و نیاز با خداوند آنها را پیوسته در خواست نموده و با آن انس داشته باشند، فرازهای زیر است:
«وَ أَعِنَّا عَلَی تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ، وَ الِاجْتِهَادِ فِی طَاعَتِهِ، وَ اجْتِنَابِ مَعْصِیَتِهِ؛ و ما را در ادای حقوقی که آن حضرت بر ما دارد و در تلاش و کوشش در اطاعت و پیرویش و در دوری از نافرمانیش یاری بفرما».
«وَ امْنُنْ عَلَیْنَا بِرِضَاهُ، وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ، وَ دُعَاءَهُ وَ خَیْرَهُ؛ و نعمت بزرگ خشنودیش را شامل حال ما بگردان و مهربانی و رحمتش و دعا و خیرش را نصیب ما بفرما».
آنچه گذشت، بخشی از مهمترین دعاهاو زیارتهای مهدوی بود که به دلیل پرهیز از طولانی نشدن سخن، از بقیة آنها خودداری میشود؛ ولی برای آشنایی و انس بیشترِ منتظران با این دعاها و در دسترس بودنِ کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان، نمایهای از مهدویت در مفاتیح به محضر عاشقان حضرت مهدی ارائه میگردد:
در بخش نمازها، نماز امام زمان با دعای «اللهم عظم البلاء..» بیان شده است.
در قسمت اعمال روز جمعه در عمل بیست و هفتم، فضیلت صلوات با «و عجل فرجهم» در این روز بیان شده است.
در پایان اعمال جمعه، ارتباط و انتساب این روز به مولایمان، صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، را شرح میدهد، سپس صلوات ضراب اصفهانی را بیان میکند که از سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است.
در بخش بیان انتساب روزها به یک یا چند نفر از معصومان و بیان دعای مربوط به هر امام، برای روز جمعه زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با مضامین بسیار بلند بیان شده است.
در فصل هفتم از همین باب (یعنی قبل از مناجات خمسه عشر که در فصل هشتم آمده است) آیات و دعاهایی را آورده است که چهار دعای پایانی آن از چهارده دعا، به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مربوط است و به ترتیب عبارت است از:
دعای یازدهم: «اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاء...».
دعای دوازدهم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَة...».
دعای سیزدهم: دعای حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف «إِلَهِی بِحَقِ مَنْ نَاجَاک...».
ابتدا دو رکعت نماز میخوانیم و سپس این دعا را قرائت مینماییم: «سَلَامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَام...».
در بخش بیان اعمال ماههای قمری در اعمال شب نیمة شعبان و روز نیمة این ماه، موارد زیادی بیان شده است.
در قسمت اعمال ماه مبارک رمضان، دعای افتتاح آمده است که بخش مهمی از فرازهای پایانی این دعا دربارة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در بخش اعمال خاص شب بیست و سوم این ماه، دعای «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّک...» آمده است.
در بخش زیارتها، قسمت زیارت کاظمین، ماجرای زیبا و مهم و شنیدنی تشرّف حاج علی بغدادی بیان شده است.
پس از بیان ماجرای تشرف، دربارة مسجد براثا مطالبی آمده، سپس دربارة نواب چهارگانة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و زیارت آنان نکاتی به چشم میخورد.
پس از بیان زیارت امامین عسکریینc ، زیارت والد ماجد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت نرگس خاتون علیها السلام علیهم السلام را نباید از نظر دور داشت.
در قسمت زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که مهم ترین بخش مفاتیح درباره ایشان، همین قسمت میباشد، حدود ده دعا ذکر شده که به ترتیب عبارت است از:
سرداب مطهر و کیفیت زیارت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
زیارت آل یس و دعای پس از این زیارت؛
زیارت حضرت، پیش از ورود به سرداب با مضمونهای بسیار والا؛
فرازهایی از این زیارت: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَ خَلِیفَةَ آبَائِهِ الْمَهْدِیِّینَ ...السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ الَّذِی لَا یُؤْتَی إِلَّا مِنْهُ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَکَ غَیْرَهُ هَلَکَ...لَوْ تَطَاوَلَتِ الدُّهُورُ وَ تَمَادَّتِ الْأَعْمَارُ لَمْ أَزْدَدْ فِیکَ إِلَّا یَقِیناً وَ لَکَ إِلَّا حُبّاً وَ عَلَیْکَ إِلَّا مُتَّکِلًا وَ مُعْتَمِداً وَ لِظُهُورِکَ إِلَّا مُتَوَقِّعاً وَ مُنْتَظِراً لِجِهَادِی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ مُتَرَقِّباً فَأَبْذُلُ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی بَیْنَ یَدَیْکَ...».
«ِ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ...اللَّهُمَّ طَالَ الِانْتِظَارُ وَ شَمِتَ بِنَا الْفُجَّارُ وَ صَعُبَ عَلَیْنَا الِانْتِصَارُ اللَّهُمَّ أَرِنَا وَجْهَ وَلِیِّکَ... اللَّهُمَّ اکْتُبْ هَذِهِ الشَّهَادَةَ وَ الزِّیَارَةَ لِی عِنْدَکَ فِی عِلِّیِّینَ وَ بَلِّغْنِی بَلَاغَ الصَّالِحِینَ وَ انْفَعْنِی بِحُبِّهِمْ یَا رَبَّ الْعَالَمِین».
«السَّلَامُ عَلَی الْحَقِ الْجَدِیدِ....السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلَامُ عَلَی السَّیْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ وَ النُّورِ الْبَاهِرِ السَّلَامُ عَلَی شَمْسِ الظَّلَامِ وَ البَدْرِ التَّمَامِ السَّلَامُ عَلَی رَبِیعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَیَّامِ ... إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِیم».
پس از ذکر دو زیارت دیگر، دعای معروف «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاء...».
دعای ندبه که مستحب است در چهار عید خوانده شود. عید فطر، قربان، غدیر و جمعه.
زیارت حضرت پس از نماز صبح
«اللَّهُمَ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات...».
دعای عهد
دعای امام رضا علیه السلام برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
«اللَّهُمَ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَی خَلْقِک...».
پس از زیارت جامعة کبیره، حکایت بسیار شنیدنی سید رشتی بیان شده است.
در پایان بخش زیارات، دعای غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده و نسبتاً طولانی است که از ناحیة مقدسه صادر شده و مضامین عمیقی دارد.
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک...اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی بِهِمْ فَائِزاً عِنْدَکَ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ».
سالها پیش، ساعتی از روز را به مطالعه دربارة دعا اختصاص داده بودم که یادداشتهایی از آن زمان در اینباره باقی مانده است. اکنون که مطالبی دربارة دعاها و زیارتهای مهدوی تدوین شد، بهتر دیدم برای تکمیل بحثِ دعا، برخی از آن یادداشت ها به عنوان ضمیمه در پایان این مجموعه آورده شود.
دعا ارتباط میان عابد و مبعود است. دعا کنار زدن دریچة سقف دل برای تابش نور خورشید و بارور ساختن ابر رحمت و بارش آن برفراز دل و قلب و جان است تا ظلمتها رخ بربندد و تیرگیها شسته شود و با تزکیة جان، فلاح و رستگاری انسان و عروج به اعلی علیین رقم بخورد.
اگر در فضیلت دعا هیچ آیه و حدیثی وجود نداشت به جز آنچه در سورة کهف آمده است، کافی بود تا نهایت سعی و اهتمام خود را دربارة آن داشته باشیم، آنجا که میفرماید:
و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام میخوانند [و] خشنودی او را میخواهند، شکیبایی پیشه کن و دو دیدهات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و از هوس خود پیروی کرده و [اساس] کارش بر زیادهروی
است، اطاعت مکن.(1)
همچنین در پایان سورة فرقان میفرماید:
((قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزاماً؛ بگو: پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست. اگر دعای شما نباشد، شما (آیات خدا و پیامبران را) تکذیب کردید، و (این عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!)).
«یَعْبَؤُا» از ریشة «عبأ» به معنای سنگینی است و معنای آیه این است که اگر کسی اهل دعا و ارتباط با خدا نباشد، خداوند برای او وزن و ارزشی قائل نیست و به او اعتنا نخواهد کرد.
برخی از نعمتها به گونهای است که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، سفرة آن برای همگان گسترده خواهد بود؛ اما بسیاری از نعمت های ارزشمند الهی آنچنان است که بر اساس سنت خدای حکیم(2)
به کسانی تعلق میگیرد که آن را بخواهند و شرایط و قابلیت آن را فراهم کنند.
بیان ارزشمند امام صادق علیه السلام که فرمود: «الدُّعَاءُ کَهْفُ الْإِجَابَةِ کَمَا أَنَّ السَّحَابَ کَهْفُ الْمَطَرِ».(3)همین معنی است که «دعا معدن (و موجب) اجابت است، همچنان که ابر معدن باران است».
قطعاً ارتباط مخلوق با خالق و عبد با معبود، به رعایت آدابی نیاز دارد که غفلت از آن موجب محرومیت از اجابت میشود.
راوی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:
دو آیه در قرآن است، عمل کردم؛ نتیجهای نگرفتم؟ حضرت فرمود:
آن دو آیه کدام است؟ عرض کرد: خداوند میفرماید ((ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُم))(1)دعا میکنیم؛ ولی از اجابت خبری نیست. امام فرمود: کسی که از خدای عزّوجلّ پیروی کند و از جهت دعا او را بخواند، خداوند دعای او را اجابت مینماید. گفت : جهت دعا چیست؟ فرمود: ابتدا به حمد و سپاس او میپردازی، سپس نعمتهایش را بر میشماری و شکر آنها را به جا میآوری و در ادامه، صلوات میفرستی و با یاد کردن گناهانت و اقرار به آن و پناه بردن به خداوند خواسته ات را طلب مینمایی. راوی در ادامه گفت: و اما آیة دیگر که خداوند فرموده ((وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُه))(2)من انفاق میکنم ولی از جایگزین آن خبری نمیشود. حضرت فرمود: اگر کسی مالی را که از راه حلال به دست آورده است؛ در راه درست و حلالی انفاق نماید؛ هیچ درهمی را انفاق نمیکند جز اینکه خداوند جای آن را پر مینماید.(3)
از جمله آداب دعا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در بیان نورانی امام رضا علیه السلام یک دعای پنهانی برتر از هفتاد دعای آشکار است.(4)
دعا را با نام خدا و تمجید سپاس به درگاهش و سپس درود و صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت طاهرش علیهم السلام و با حالت گریه آغاز کردن، زیرا نزدیکترین حالت انسان به پروردگار هنگامی است که در سجده و با حالتی گریان باشد.(5)
شریک کردن دیگران در دعای خود؛
در بیان امام صادق علیه السلام، این چنین آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند:
هر گاه یکی از شما خواهد دعا کند، در حق همگان دعا نماید؛ زیرا این از موجبات پذیرش دعا است.(1)
امام سجاد علیه السلام میفرمایند:
فرشتگان وقتی میشنوند که مؤمنی در خفا و پنهانی برای برادر مؤمنش دعا میکند، یا از او به خیر و خوبی یاد میکند، میگویند: تو چه خوب برادری برای برادر مؤمنت هستی! برایش درخواست خیر داری، در حالی که پیش تو نیست و از او به نیکی یاد میکنی. خداوند دو برابر آنچه که برایش خواستی، به خودت داد و دو برابر آنچه که او را به نیکی یاد نمودی، تو را به نیکی یاد نمود، با وجود این تو بر او برتری داری و وقتی بشنوند او از برادرش به بدی یاد میکند و او را نفرین میکند میگویند: تو چه بد برادری هستی! بس کن ای کسی که خداوند خطاها و زشتیهایت را پوشانده و به فکر خودت باش و حمد و سپاس خدا را بهجای آور به خاطر اینکه خطاهایت را پوشانده است و بدان او به بندهاش از تو آگاه تر است.(2)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
کسی که بگوید: اللَّهُمَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات، خداوند به تعداد هر مؤمنی که از زمان خلقت حضرت آدم تا برپایی قیامت آفریده است، به او حسنه میدهد و سیّئه و گناه او را از بین میبرد و بر درجهاش میافزاید.(3)
راوی میگوید:
عبدالله بن جندب را در صحرای عرفات دیدم، در حالی که زیباترین حالت را داشت. دستهایش را رو به آسمان کشیده بود و اشکهایش بر گونههایش میریخت و به زمین میرسید، وقتی مردم رفتند، گفتم: عبدالله حال خوشی داشتی! گفت: والله دعا نکردم، مگر برای برادرانم
(یعنی برای دیگران دعای کردم)؛ زیرا ابا الحسن موسیبن جعفر علیه السلام به من خبر داده است که هر کس در غیاب برادران دینیش برای آنها دعا کند، از عرش ندا میرسد: «و برای توست هزار برابر آنچه را برای دیگران خواستی» و نخواستم هزار برابری که اجابت آن تضمین شده است را به خاطر یک نفر (خودم) که معلوم نیست به اجابت برسد یا نرسد، از دست بدهم.(1)
مرحوم سید بن طاووس دربارة ارزش دعا برای دیگران سخن میگوید و روایت بالا را بیان میکند، در ادامه میفرماید:
اگر دعا برای برادران دینی این همه فضیلت دارد، پس فضیلت دعا برای سلطان و فرمانروایی که سبب هستی و وجود توست، و تو معتقدی که اگر او نمیبود، خداوند نه تو و نه هیچ کس از مکلّفین زمان او و تو را نمیآفرید، و اینکه لطف الهی به وجود او عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب تمام اموری است که تو و دیگران دارای آن هستید، و وسیلة تمامی خیراتی است که بدان نایل میگردید، چگونه خواهد بود؟ پس مبادا و مبادا تا حدّی که امکان دارد، خود و یا احدی از خلایق را در دوست داشتن و دعا نمودن، بر او مقدّم کنی. و نیز هنگام دعا کردن برای آن مولای عظیمالشأن عجل الله تعالی فرجه الشریفحضور قلبی و زبانی داشته باش و مبادا گمان کنی که علّت ذکر این مطلب برای آن است که آن بزرگوار به دعای تو احتیاج دارد. بسیار بسیار دور است، اگر چنین اعتقادی داشته باشی، در اعتقاد دوستیات بیماری؛ بلکه این را برای آن گفتم که حقّ بزرگ و احسان گرانبار حضرتش را به تو بشناسانم.(2)
از مهم ترین شرایط استجابت دعا، باور و شناختِ عظمت خدا و قدرت بینهایتش و منزه بودنش از هر عیب و نقص و ایرادی است و کمتر کسی است که به این باور رسیده باشد؛ بنابراین، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
وَ لَوْ عَرَفْتُمُ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ لَزَالَتِ الْجِبَالُ بِدُعَائِکُم؛ و اگر خدا را چنان که شایستة شناختن اوست میشناختید، بهدعای شما کوهها جابهجا میشد.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتُهُ فَلْیُطِبْ مَکْسَبَهُ؛ کسی که دوست دارد دعایش به اجابت برسد، باید کسبش را پاک و حلال قرار دهد.(2)
امام کاظم علیه السلام میفرماید:
حتماً امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ چرا که در غیر این صورت بدان شما بر شما مسلط میشوند، آنگاه خوبانتان دعا میکنند و از اجابت خبری نخواهد بود.(3)
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
اگر کسی از شما میخواهد دعایش به اجابت برسد، پس باید کسبش(شغلش) را پاک و حلال گرداند و از آنچه از حق مردم بر عهدة اوست، خارج شود و کسی که در شکمش (لقمه) حرام باشد، یا حقی از
یکی از مخلوقات خدا برگردنش باشد، دعایش بالا نخواهد رفت.(1)
بنابراین اموری مانند: بیاحترامی به پدر و مادر و رنجاندن آنان، غیبت و تهمت، غشّ در معامله و گرانفروشی، آزار و اذیت دیگران و از اجابت دعا جلوگیری خواهد کرد.
امام صادق علیه السلام اینچنین میفرماید که:
خداوند عزّ و جلّ دعایی را که با غفلت (از خدا و توجه و امید به غیر) باشد، مستجاب نخواهد کرد؛ پس هنگامی که دعا میکنی، با دلت روی به خدا بیاور، سپس یقین به اجابت داشته باش.(2)
زمانهایی که دعا به اجابت نزدیکتر است، عبارتند از:
هنگام نزول باران و برف؛
هنگام وزش باد؛
هنگام اذان ظهر؛
هنگام تلاوت قرآن؛
سحرگاهان؛
هرگاه دل (با توجه به عظمت خدا و عشق به او) بلرزد و اشک جاری شود؛
هنگام دیدن کعبة معظمه؛
فاصلة میان خطبة نماز جمعه تا برپایی نماز؛
پس از ادای نماز واجب.(3)
انسان در راه عبودیت و بندگی معبود و راز و نیاز و خواندن او، با «دشمنی» قسم خورده روبرو است که گفت:
اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین میکنم! سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها به سراغشان میروم و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!.(1)
بنابراین، سعی شیطان در آغاز بر این است که ما را از دعا غافل سازد، اگر در این مرحله موفق نشد و انسان دعا کرد و از اجابت خبری نشد، این بار با سلاح ناامیدی از رحمت الهی به میدان میآید. این جاست که بیانات حکیمانة امامان معصوم علیهم السلام میتواند نجاتبخش باشد.
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
پیوسته مؤمن به خاطر رحمت الهی بر خیر و امیدواری است تا زمانی که شتاب نکند و در نتیجه، به ناامیدی دچار نشود و دعا را رها نکند. راوی میگوید به امام عرض کردم: چگونه شتاب میکند؟ فرمود: میگوید: مدت زمانی است که دعا کردهام، ولی از اجابت خبری نیست!.(2)
در روایات موجود نکتههای ظریفی دربارة دلایل تأخیر اجابت دعا به چشم میخورد که به برخی از آنها اشاره میشود:
راوی میگوید:
به امام رضا علیه السلام عرض کردم: فدایتان شوم مدت مدیدی است حاجتی
را از خداوند خواستهام (و از اجابت خبری نیست) و در دلم نسبت به این تأخیر چیزی وارد شده است. حضرت فرمود: ای احمد! از (وسوسه)شیطان بپرهیز مبادا بر تو راهی پیدا کند و تو را (از رحمت الهی) ناامید کند.
همانا امام باقر علیه السلام پیوسته میفرمود:
مؤمن از خداوند چیزی طلب میکند، پس اجابت دعایش به تأخیر میافتد به خاطر محبوب بودن صدایش.(1)سپس فرمود: به خدا قسم آنچه را که خداوند از اجابت آنچه که مؤمنین از این دنیا درخواست میکنند به تاخیر انداخته است، برایشان بهتر است از آنچه که به آن ها داده است و دنیا چه ارزشی دارد!.
امام باقر علیه السلام پیوسته میفرمود:
شایسته است که مؤمن در راحتی و آسایش، به همان گونه دعا کند که در شدت و گرفتاری دعا میکند. نه این که وقتی خواستهاش داده شد سست شود؛ پس از دعا خسته نشوید، چرا که اهل دعا بودن نزد حق تعالی منزلت بزرگی دارد.
و بر تو باد به صبر و طلب حلال و صلة رحم و بپرهیز از دشمنی با مردم. پس ما اهل بیتی هستیم که با کسی که با ما قطع رابطه کرده است ارتباط برقرار میکنیم و به کسی که به ما بدی کرده، خوبی میکنیم و معتقدیم در این(شیوه) عاقبت نیکوست... پس اعتماد به (وعدهها و کلام) خدا بیشتر باشد؛ چرا که خداوند به تو وعده(اجابت) داده است. آیا خداوند نفرموده است: «و هنگامی که بندگان من، از تو دربارة من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم!» و فرموده است: «از رحمت خدا ناامید نشوید» و فرموده است: «ولی خداوند وعده آمرزش و فزونی
1) یعنی خواسته اش داده نمیشود تا باز هم به در خانه خدا بیاید و دعا کند و معنای اینکه خداوند دوست دارد صدایش را بشنود این است که تأخیر اجابت و در نتیجه، استمرارِ دعای عبد به نفع خود اوست و موجب میشود تا خیرات و برکات بیشتری نصیبش شود.
به شما میدهد» پس اعتمادت به خداوند بیش از اعتمادت به دیگران باشد».(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
ابراهیم خلیل در کوه بیتالمقدس دنبال چراگاهی برای گوسفندان خود میگشت. پیرمردی را دید که نماز میخواند. پس از نماز از او پرسید: بندة خدا برای چه کسی نماز میخوانی؟ گفت: برای خدای آسمان.
دوباره پرسید: از اقوام و عشیرهات کسی مانده؟ پاسخ داد: نه. پرسید: از کجا غذا میخوری؟ گفت: از میوة این درخت و برای زمستان هم میوة آن را ذخیره و استفاده میکنم. فرمود: خانهات کجاست؟ گفت: در آن کوه. فرمود: ممکن است مرا هم با خود ببری تا امشب را نزد تو باشم؟ گفت: سر راه ما آبی است که نمیشود از آن گذشت. فرمود: تو چه میکنی؟ گفت: روی آن راه میروم. فرمود: شاید خداوند آنچه را روزی تو کرده، روزی من هم بکند. با هم رفتند و از آب گذشتند. حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: کدام روزها بزرگتر است؟ گفت: روز جزا که مردم از همدیگر بازخواست کنند. حضرت فرمود: می آیی دست به دعا برداریم و از خداوند بخواهیم ما را از شر آن روز محافظت کند؟ گفت: دعای من به چه درد تو میخورد؟ به خدا قسم سه سال است چیزی از خداوند خواستهام؛ ولی دعایم به اجابت نرسیده است! ابراهیم علیه السلام فرمود: آیا به تو خبر بدهم چرا دعای تو حبس شده است؟ گفت: بله.
ابراهیم گفت: خداوند تعالی چون دوستدار بندهای باشد، دعایش را نگه دارد تا با او راز و نیاز کند و باز هم طلب کند و اگر کسی مورد غضب خدا باشد یا دعایش را زود به اجابت میرساند و یا اینکه ناامیدی را بر او غالب میکند. دعای تو چه بود؟ گفت: روزی گلة گوسفندی از اینجا میگذشتند. جوانی با آنها بود. گفتم: این گوسفندان از کیستند؟ گفت: از ابراهیم خلیل است. گفتم: خدایا اگر در روی زمین برای تو خلیلی هست، او را به من نشان بده.
1) کلینی، کافی، ج2، ص 488، باب من ابطأت علیه الاجابه.
ابراهیم گفت: دعای تو را خداوند به اجابت رساند، من ابراهیم خلیلم. آنگاه یکدیگر را در آغوش کشیدند.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
همانا مؤمن خدا را دربارة خواستهاش میخواند، پس خداوند (به فرشتگان) میفرماید: به خاطر اشتیاق به صدا و دعایش (اجابت)خواستهاش را به تأخیر بیاندازید، پس در روز قیامت حق تعالی به او خطاب میکند بندهام! مرا خواندی و من خواستهات را به تأخیر انداختم و پاداشت (امروز) چنین و چنان است(بسیار عظیم است) و دربارة فلان و فلان مرا خواندی و (امروز) پاداشت چنین و چنان است. پس مؤمن به خاطر ثواب عظیمی که میبیند آرزو میکند که هیچ دعایی از دعاهایش در دنیا به اجابت نرسیده بود.(2)
امام صادق علیه السلام بیان داشتهاند که:
اگر کسی وضو بگیرد و به بستر(خواب) برود، بستر او همانند مسجد خواهد بود(برای او عبادت نوشته میشود)، پس اگر در دل شب به پا خواست و خدا را یاد کرد، گناهانش فرو میریزد، پس اگر در آخر شب برخیزد و وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و حمد و ثنای الهی را بهجای آورد و بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرستد، هر آنچه را از خداوند بخواهد، به او عطا خواهد نمود یا همان چیزی را که خواسته به او میدهد و یا آنچه را که برایش بهتر است، در نظر خواهد گرفت.(3)
بله، گاهی ما چیزی میخواهیم و تصور میکنیم اگر برآورده شود، برایمان خیلی
خوب است؛ اما خداوند براساس لطفش چیز بهتری به ما خواهد داد، زیرا فرمود:
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.(1)
همانطور که پسری را از خانوادة مؤمنی گرفت و بهجای آن، فرزند دختری به آنها داد که از نسل او هفتاد پیامبر نصیبشان شد.(2)
امام صادق علیه السلام فرمود:
بین قول خداوند به حضرت موسی و هارون که فرمود: «دعای شما پذیرفته شد» و بین (اجابت آن)گرفتن و نابود کردن فرعون، چهل سال فاصله بود.(3)
طبعاً هرگاه خواستة ما برآورده نشد و با وجود این ممنون و شاکر خداوند باشیم، نشانة اعتماد ما به خداست و در غیر این صورت بیصبری و اعتراض ما نشانة خودخواهی ماست. چنانچه خواستة حضرت موسی ده روز با تأخیر برآورده شد و بنیاسرائیل در این آزمون شکست خوردند و از گوساله پرستی سر درآوردند!
و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم، سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم... قوم موسی بعد (از رفتن) او (به میعادگاه خدا)، از زیورهای خود گوسالهای ساختند، جسد بیجانی که صدای گوساله داشت! آیا آنها نمیدیدند که با آنان سخن نمیگوید، و به راه (راست) هدایتشان نمیکند؟! آن را (خدای خود) انتخاب کردند و ظالم بودند!.(4)
امام سجاد علیه السلام میفرماید:
(نتیجه) دعای مؤمن به سه صورت خواهد بود یا برایش ذخیره میشود و یا زود (خواسته اش) داده میشود و یا بلایی که بنا بوده به او برسد (به واسطه این دعا) از او برطرف میگردد.(1)
چه بسیار بلاهایی که بر اثر دعاهای ما دفع شده است. ما نعمتی را طلب نمودیم؛ ولی خدای مهربان با فضلش بلایی را از ما دور نمود، ولی ما از آنجاکه از دفع بلا خبر نداریم، گمان میکنیم دعایمان به اجابت نرسیده است و چه بسا ممکن است ناشکری کنیم، پس بهتر است به خدای خود اعتماد داشته باشیم و با رعایت آداب و شرایط دعا، خواستة خود را طلب کنیم و نتیجه را به او واگذار نماییم و در هر صورت شاکرش باشیم.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
بندهای از بندگان خدا حاجتی از حاجات دنیا را از خداوند طلب میکند و خداوند حکم میکند حاجت او در زمان نزدیک یا دوری(بر اساس مصلحتش) برآورده شود؛ ولی این انسان گناهی مرتکب میشود، پس خداوند به فرشتة مأمور حاجت او میفرماید: حاجتش را برآورده نساز و او را محروم کن چون او متعرض خشم من و محرومیت (از رحمتم) شد.(2)
امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که حاجتی از خدا میخواهد، پس با صلوات آغاز کند، سپس
خواستهاش را طلب کند و با صلوات نیز ختم کند، خداوند گرامیتر از آن است که دو طرف این خواسته را بپذیرد و وسط آن را رها کند، چون (دعای) صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آلش محجوب نمیماند(مستجاب است).
همچنین در حدیث نورانی دیگری فرمودند:
کسی که صد بار بگوید «رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»، صد حاجتش برآورده میشود: سی حاجت در دنیا و بقیه در آخرت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کسی که بر من صلوات بفرستد، خداوند و فرشتگان بر او صلوات
می فرستند؛ حال (با چنین وصفی)هر کسی می خواهد کم صلوات بفرستد یا زیاد صلوات بفرستد.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یاد میشود، زیاد بر او صلوات بفرستید؛ زیرا کسی که بر ایشان یک صلوات بفرستد، خداوند بر او هزار صلوات در هزار صف از فرشتگان میفرستد و هر آنچه را که خداوند آفریده است، بر این بنده صلوات میفرستد. به خاطر اینکه خدا و فرشتگان بر این بنده(ای که بر رسول خدا صلوات فرستاده) درود فرستاده است.
نفاق و دورویی را از بین میبرد.
سنگینی ترازوی اعمال
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمودند: «هیچ چیزی در ترازوی(اعمال) سنگین تر از صلوات بر محمد و آلش علیهم السلام نیست».
این درحالی است که: خداوند در سورة قارعه میفرماید:
امّا کسی که (در آن روز) ترازوهای اعمالش سنگین است در یک زندگی خشنودکننده خواهد بود و امّا کسی که ترازوهایش سبک است، پناهگاهش «هاویه» [دوزخ] است!و تو چه میدانی «هاویه» چیست؟!
آتشی است سوزان! .(1)
ربیعه کعب میگوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ای ربیعه! هفت سال به من خدمت نمودی آیا چیزی نمیخواهی؟
پس گفتم: ای رسول خدا! به من مهلت بدهید تا فکر کنم. وقتی فردای آن روز بر حضرت وارد شدم، فرمود: ای ربیعه! حاجتت را بگو! گفتم (حاجتم این است که) از خداوند بخواهید مرا با شما در بهشت داخل کند (در آن زندگی ابدی با شما باشم) حضرت فرمودند: چه کسی این را به تو یاد داد؟ عرض کردم: ای رسول خدا! کسی یادم نداده، بلکه فکر کردم و دیدم اگر مال بخواهم بالاخره تمام میشود، اگر عمر طولانی و اولاد بخواهم سرانجامِ همه مردن است.
حضرت کمی مکث نمود و فرمود: باشد؛ ولی با زیاد سجده کردن مرا (در اجابت این دعا) یاری کن.(2)
مردی از طائف به خاطر خدمتی که در زمان جاهلیت به رسول گرامی کرده بود، به محضر ایشان رسید و خود را معرفی کرد. حضرت او را اکرام نمود و فرمود: چیزی بخواه! گفت: دویست گوسفند با چوپانش میخواهم. حضرت هم به او دادند، سپس به اصحاب فرمودند: چه میشد این مرد چیزی را میخواست که پیرزن بنیاسرائیل از موسی علیه السلام خواست. اصحاب گفتند: او چه خواست؟ فرمود: حضرت موسی علیه السلام به دنبال قبر یوسف میگشت. پیر مردی به او گفت: فلان پیرزن میداند. دنبال او فرستاد، وقتی آمد، موسی علیه السلام گفت: قبر او را به من نشان بده، هر چه خواستی به تو میدهم! پس از صحبتهایی بالاخره گفت: خواسته من این است که در روز قیامت در درجه و مقامی قرار گیرم که تو در آن درجه و مقام هستی!
سپس حضرت فرمود: چه میشد بر این شخص که از من همان چیزی را میخواست که پیرزن بنی اسرائیل از حضرت موسی درخواست نمود».(1)
پاسخ:
اولاً؛ کسی که چنین شبههای را القا میکند، اصلاً معنای دعا را نفهمیده است؛ زیرا دعا به معنای دست کشیدن از اسباب و علل مادی نیست، دعا به معنای ترک بازار، کارخانه و مزرعه و به مسجد رفتن نیست، بلکه دعا یعنی ای بشر! مواظب باش آفت کشنده و هلاککنندة غفلت دامنگیرتو نشود، استفاده از اسباب و علل طبیعی تو را از مؤثر حقیقی و ربالعالمین غافل نکند، بلکه با وجود استفاده از اسباب و علل طبیعی که خودِ خالق، تو را مأمور به استفاده از آنها کرده است، توجه داشته باش که اینها همه وسیلهاند و مؤثر حقیقی خداست؛ پس اعتماد و تکیة تو بر او باشد. به همین دلیل امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام میفرماید:
« الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَر؛ کسی که دعا کند، اما اهل عمل نباشد همانند تیراندازی است که کمانش زه ندارد».(2)یعنی کسی که بنشیند و فقط دعا کند بر خلاف سنت الهی قدم برداشته است و نتیجهای نخواهد گرفت و خداوند نیز چنین دعایی را نخواسته است.
ثانیاً؛ آنگاه که انسان به بنبست رسید و دست اسباب و علل مادی کوتاه شد، علم روز چه میگوید؟! چه راهی را به ما پیشنهاد میکند؟!! ناامیدی و دست روی
دست گذاشتن، خودکشی... .
امّا دعا میگوید: آنگاه که دستت از اسباب و علل مادی کوتاه شد، ناامید نشو! امیدت به حل مشکل بیش از آن موقعی باشد که اسباب و علل مادی فراهم بود. آنگاه که پولت تمام شده امیدت بیش از آن موقعی باشد که پولدار بودی. ناامید نشو! اسباب و علل مادی فقط نقش وسیله را داشتند، مؤثر حقیقی منم؛ هنگام صحت و سلامتی بهیاد من باش و شکر آن را بهجای آور تا هنگام درد و مریضی بهیادت باشم و کمکت کنم. در هنگام توانمندی متوجه من باش تا وقت ضعف و نداری یاریت کنم. هنگامی که همة اسباب و وسایل فراهم است، از من غافل نشو تا هنگام کوتاهی اسباب و علل دستت را بگیرم.
ثالثاً؛ حیطه تأثیر اسباب و علل مادی بسیار محدود است و فقط در امور مادی کارساز است، آن هم بهطور محدود و نه مطلق. اما آیا برای جایی که دست اسباب و علل مادی کوتاه است یا در امور معنوی و جهان آخرت، ماده و مادیات چهکاری میتواند انجام دهد؟ بله، این دعا و راز و نیاز به درگاه خداست که میتواند همیشه و همه جا یار و یاور و مونس انسان باشد. تا اسم مرگ میآید ماده و مادیات و مادیون میلرزند؛ اما کسی که به خدا معتقد است و اهل راز و نیاز با اوست، نه تنها از مرگ هراسی ندارد، بلکه چون تکیه اش به خداست، با عشق بهسوی آن میرود و در وصیت نامة خود این چنین مینویسد:
«با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم».(1)
پاسخ: آری، اگر دعوت و اجازة حق تعالی به بندگانش با ندای «ادعونی» نبود، دعا و درخواست بنده فضولی در کار او بود و هرگز چنین حقی را نداشت؛ اما وقتی
1) وصیت نامه امام خمینی;.
خالق انسان از او بخواهد که:
«مرا بخوانید»(1)
و اضافه کند که « بگو: «پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست، اگر دعای شما نباشد» و فرمود: « و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند».(2)
و در جای دیگر فرمود: «با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر میخوانند، و تنها رضای او را میطلبند! و هرگز بهخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم، اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است».(3)
معلوم میشود گوینده چنین اشکالی پیام حق را نشنیده است.
پاسخ:
اولاً؛ رسیدن به مقام رضا کار سادهای نیست و فقط با ادعا و لقلقة زبان نمیتوان این راه صعب العبور را طی کرد، بلکه به مجاهدتها و تلاشهای پیدرپی و خستگیناپذیر در تهذیب نفس و بیرون آمدن از چاه جهل و رسیدن به قله علم و معرفت نیاز دارد که اینها هم، کار سادهای نیست و توفیق پیمودن چنین راهی و حرکت در راه حق و صراط مستقیم را باید از خود خداوند خواست تا با کرم و رحمت بیپایانش ما را به سوی آن راه رهنمون کند.
ثانیاً؛ وقتی خود خداوند بگوید: ای انسان هرچه میخواهی از من بخواه، حتی علف حیوان و نمک خمیرت را. آیا این با مقام رضا منافات دارد؟ اصلاً رضای خداوند در دعای عبد است، در راز و نیاز و توجه او به خالق هستی و ربّالعالمین است.
امام صادق علیه السلام خطاب به میسِّرمیفرماید:
إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَة؛ همانا نزد خداوند عزّ و جلّ درجه و رتبهای است که جز با درخواست نمیتوان به آن دست یافت.(1)
ثالثاً؛ دعا غذای روح است که برای آن نشاط، شادابی، طراوت، امید و آرامش را به ارمغان میآورد. کار، تلاش بازار، مزرعه، کارخانه و... همه و همه، در راه تهیه غذا برای جسم است؛ پس غذای روح چه میشود؟ اگر غذای سالم به روح نرسد و روح بیمار و رنجور شود، دیگر غذای لذیذ به درد جسم هم نمیخورد؛ چرا که جسم هم بیمار میشود. آری، غذای روح توجه به خالق خود و تابیدن نور معرفت و محبت حق بر آن است، توجه به اصول خود و متصل شدن به سرچشمة حیات و هستی است.
اگر به درگاه خانة خداوند رفتیم و دعا کردیم، دوحالت دارد یا آثار اجابت را میبینم و یا اثری از اجابت دعا نخواهیم دید.
اما در صورت اوّل؛
نباید به خود مغرور شویم و فکر کنیم که استجابت دعای ما به خاطر خوبی ماست و خداوند به ما نظر ویژهای دارد. شاید این تعجیل در استجابت به این دلیل باشد که ما مبغوض درگاه الهی هستیم، به ویژه اینکه اگر مورد دعا مسائل مادی و مانند آن باشد، امام صادق علیه السلام میفرماید:
چه بسا بندهای چیزی طلب کند، پس خداوند تبارک و تعالی (به فرشتگان) میفرماید: زود خواستهاش را بدهید؛ چرا که(به خاطر کارهای ناشایستش) صدایش مورد غضب من است.(2)
بله، در اینصورت باید خداوند را شکر کنیم و اعمال صالح خود را زیاد و اعمال ناشایست را کم کنیم و بگوییم: «خدایا! من شایستة این لطف و اکرام نبودم. تو با
لطف و کرمت بر من منت نهادی و خواستهام را اجابت نمودی، یا اکرم الاکرمین و یا ارحم الراحمین! خدایا از تو میخواهم این اجابت دعا استدراج برای من نباشد»؛ پس باید بر حمد و استغفار خود بیفزاییم.
و اما در صورت دوم؛
اگر آثار اجابت را ندیدیم، هرگز نباید ناامید شویم، چرا که ((جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس میشود؟!))(1)و ((از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس میشوند!.))(2)
به اجابت نرسیدن دعا ممکن است دلایل زیادی داشته باشد، که برای هریک باید چارهای اندیشید:
الف) دعای ما به اجابت رسیده؛ ولی به ملائکه دستور داده شده که مثلاً خواستة ما داده نشود تا باز هم به در خانة خداوند بیاییم و سوز و گدازی داشته باشیم؛ زیرا خداوند صوت مناجات و دعای ما را دوست دارد. در اینصورت باید باز هم به در خانة خدا بیاییم و سوز و گداز خود را بیشتر کنیم که این حالت، یعنی مورد توجه خدا بودن از برآورده شدن صدها حاجت برتر و بالاتر است.
ب) فعلاً صلاح نیست خواستة ما داده شود. انسان فکر میکند که اگر الان خواستهاش داده شود، بهتر است؛ درحالیکه:
((چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیرِ شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است)).(3)
بلکه به برکت همین درخواست و دعا در وقت خودش آنگاه که مصلحت باشد، برآورده میشود، پس باید به خدای حکیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم:
((پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به
مقصد برسند)!)).(1)
ج) چون خداوند ما را دوست دارد، اجابت دعای ما را در آخرت قرار داده است؛ یعنی همان جایی که دارالبقاء است نه در دارالفناء.
د) شاید عیب از سوی ما باشد؛ یعنی آداب دعا را رعایت نکرده باشیم، پس این بار باید با توجه بیشتر و با تمام توجه و خلوص و ادب به در خانة خدا برویم.
ه) شاید هیچ یک از موارد قبلی هم دلیل عدم استجابت دعا نباشد، بلکه مانعی برسر راه اجابت قرار دارد که باید در راه برطرف کردن آن مانع تلاش کنیم، مانند اینکه مظلمهای بر گردن ما باشد، آمر به معروف و ناهی از منکر نباشیم، لقمة حرام و مال حرام در مال ما یا جسم ما وجود داشته باشد و ... .
این بار با ادای حق الله و حق الناس و دلجویی از کسانی که موجب رنجش آنان شدهایم و استغفار به درِ خانه خدا بیاییم.
فرازهای ابتدای دعای کمیل به همین مطلب ناظر است: « اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاء».
و) شاید دعای ما دعای ممنوعه باشد، مثلاً دعا برای قطع رحم، دعا علیه کسی و یا نفرین حبیب علیه محبوب و مواردی مانند این.
ز) نکتة بسیار مهمی که اغلب از آن غافل هستیم، این است که در بسیاری از موارد اثر دعا برای ما ظاهر نیست؛ آثار دعای کمیلها، دعای ندبهها و زیارتها در بسیاری مواقع، برطرف کردن آفتهای مصیبت و گرفتاریهایی است که قرار بود دامنگیر ما شود؛ ولی برطرف شده و چون بر ما فرود نیامده، ما اثر آن را نمیبینیم و گمان میکنیم دعای ما اثری نداشته است.
اما در روز قیامت متوجه میشویم که مقدر شده بود فلان روز و فلان جا بلای بزرگی بر سر ما یا فرزند و همسر ما وارد شود؛ اما همان دعاهای ما آن را برطرف
1) بقره: 186.
کرده است. ما پیوسته درحالیکه به خدا بدگمان بودهایم که او توجهی به ما نکرده و دعای ما به اجابت نرسیده، آنگاه کوهی از شرم و خجالت بر سر ما سایه خواهد انداخت.
پس بهتر است بیش از همه در دعاهای خود از خداوند متعال عقل و فهم و درک طلب کنیم. و پیوسته دعایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی علیه السلام سفارش نموده است را در تعقیب نمازهایمان بخوانیم:
«سُبْحَانَ مَنْ لَا یَعْتَدِی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِی قَلْبِی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ منزه است خدایی که بر آنان که تحت فرمانش هستند ستم نمی کند منزه است خدایی که اهل زمین را با عذاب های گوناگون نمیگیرد منزه است خدای رؤف مهربان. بارخدایا در دل من نور (معرفت) و بصیرت و فهم و علم قرار ده همانا تو بر هر چیز توانایی».(1)
مسألة مهم دیگر در اینباره این است که هرگاه گرفتاری شدت پیدا کرد و ما دعا کردیم و در ظاهر اثری از اجابت دعا ندیدیم، یکی از جاهای خطرناک و لغزشگاههای بزرگ است که باید بسیار دقت کنیم؛ زیرا وقت جولان شیطان در آن هنگام فرا میرسد که فرصتی بسیار طلایی برای ناامید کردن ما از رحمت الهی پیدا کرده است که از گناهان کبیره است. پس «خدایا! این فهم و درک را به من عطا کن تا آنچنان شوم که:
اللَّهُمَّ مُنَّ عَلَیَّ بِالتَّوَکُّلِ عَلَیْکَ وَ التَّفْوِیضِ إِلَیْکَ وَ الرِّضَا بِقَدَرِکَ وَ التَّسْلِیمِ لِأَمْرِکَ حَتَّی لَا أُحِبَ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ؛خدایا! این نعمت بزرگ را شامل حالم گردان که به تو توکل نمایم و امورم را به تو بسپارم و به تقدیرت راضی و خشنود و تسلیم فرمانت باشم تا اینکه دوست نداشته باشم جلو افتادن
1) مجلسی، بحارالانوار، ج 83، ص 9.
آنچه را که به تأخیر انداختهای و به تأخیر افتادن آنچه را که جلو انداختهای. ای پروردگار جهانیان.(1)
چنانچه در هنگام سختیها و مصیبتها بسیاری از افراد در دام شیطان میافتند و به مصیبتی بسیار بزرگتر و دردناکتر گرفتار میشوند، مانند کسی که فرزندش را از دست داده بود و به خدا....
چه زیباست مناجات امام زینالعابدین علیه السلام در دعای ابو حمزة ثمالی:
إِلَهِی لَوْ قَرَنْتَنِی بِالْأَصْفَادِ وَ مَنَعْتَنِی سَیْبَکَ مِنْ بَیْنِ الْأَشْهَادِ وَ دَلَلْتَ عَلَی فَضَائِحِی عُیُونَ الْعِبَادِ وَ أَمَرْتَ بِی إِلَی النَّارِ وَ حُلْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَبْرَارِ مَا قَطَعْتُ رَجَائِی مِنْکَ وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِیلِی لِلْعَفْوِ عَنْکَ وَ لَا خَرَجَ حُبُّکَ مِنْ قَلْبِی أَنَا لَا أَنْسَی أَیَادِیَکَ عِنْدِی وَ سِتْرَکَ عَلَیَّ فِی دَارِ الدُّنْیَا؛ معبودم! اگر مرا با غل و زنجیر ببندی و از بین مخلوقات لطفت را از من دریغ داری و در میان بندگانت رسوایم سازی و فرمان دهی تا مرا به آتش افکنند و بین من و خوبان جدایی اندازی، امیدم از تو قطع نخواهد شد و از آرزوی عفو و گذشتت روی نخواهم گرداند و محبتت از دلم بیرون نخواهد رفت. من نعمت هایت را در دنیا و پردهپوشی و حفظ آبرویم را در دنیا فراموش نکردهام.(2)
و پیوسته با دو بال ترس و امید به عروج خود و رابطه خود با خالق هستی ادامه میدهیم که تنها راه نجات و سعادت دنیا و آخرت همین است. و الحمدلله رب العالمین.(3)
گاهی برای ما اتفاق افتاده است که مشکلی داریم، دعا و نذر و نیاز میکنیم. از آنجاییکه ارادة خداوند متعال عزوجل بر این تعلق گرفته است که با اسباب و وسایل
مشکلات ما را حل کند و خواستة ما را برآورده سازد، کسی آمده و مشکل ما را حل کرده است. مثلاً در میان راه ماشینمان خراب شده، بنزین تمام کردهایم، فرزندمان بیمار شده، کسی ما را به دکتری یا دارویی راهنمایی کرده و با تلاش پزشکی فرزند ما بهبود یافته است. میخواهیم به جایی برسیم و موقعیتی پیدا کنیم، کسی وساطت میکند تا ما موفق شویم و اموری از این قبیل.
در اینجا اگر ما حل مشکل را و برآوردن نیاز را به این وسایل نسبت دهیم و خیال کنیم اینها بودند که به داد ما رسیدند و از مسبب الاسباب وعلة العلل غافل شویم، این همان شرک خفی است که به آن دچار شدهایم و شرک آلود گشتهایم و به کفران نعمت و اسائة ادب به ساحت ذات اقدس الهی دچار شدهایم. بله، البته باید به حکم خداوند از کسانی که واسطة این نعمت بودهاند و مشکل ما را حل کردهاند، شکر کرد؛ اما مهم این است که ما این را بفهمیم که همة اینها وسیله بودهاند و کارگردان اصلی ربّ العالمین است، مفیض او است و اینها واسطة فیض هستند و هر خیر و برکتی و نعمتی که به ما میرسد، از اوست.
در آیات زیادی از قرآن به این شرک پنهان اشاره شده است، از جمله اینکه میفرماید:
بگو: چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی میبخشد؟ در حالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی میخوانید (و میگویید:) اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهایی میبخشد، از شکرگزاران خواهیم بود». بگو: خداوند شما را از اینها و از هر مشکل و ناراحتی نجات میدهد؛ باز هم شما برای او شریک قرار میدهید! (و راه کفر میپویید).(1)
وقتی انسان به یک گرفتاری دچار میشود، بهویژه در سفرهای دریایی و خشکی، سرما، باد و طوفان، باران و برف، دزد، گمشدن و گم کردن راه، چه در دریا و چه در
1) انعام: 63 و 64.
خشکی و چه در بیابان؛ بهویژه اگر تاریکی شب و تنهایی هم به آن افزوده شود آنگاه تضرع و زاری انسان جالب و دیدنی است؛ به همین دلیل قرآن از میان سختیها و گرفتاریها، ظلمات را به عنوان مصداق بارز آن بیان میکند.
در چنین حالتی وقتی انسان میبیند از اسباب و علل مادی کاری ساخته نیست؛ نه مال، نه مقام و نه دیگران کاری نمیتوانند انجام دهند و خطر اطراف او را احاطه کرده است، خود را تنها و در معرض فنا و هلاک میبیند. در اینجاست که حجابهایی که برای خودش درست کرده، کنار میرود، نور امیدی در دلش میتابد که: «نه، نباید ناامید شوم. حتماً کسی هست که بتواند بهدادم برسد» فطرت به خواب رفتة او بیدار می گردد، گرد و غبار آن زدوده میشود، دلش به خالق هستی و خالق خود، رب العالمین، متوجه میگردد، به یاد بیتوجهیها، غفلتها و کوتاهیهایش در برابر مولا و خالق خود میافتد و احساس شرم میکند، نفس لوامهاش بیدار میشود، با تمام وجود میلرزد، میگرید، مینالد و تضرع و زاری میکند، از همه چیز و همه کس غافل میشود و به آفریدگار خود متوجه میشود. اینجاست که برای جبران کوتاهی خود وعدههایی میدهد: «خدایا! اگر تو مرا نجات دادی، عوض میشوم، دنبال گناه نمیروم، دربارة نماز، روزه، واجبات مالی و کمک به دیگران کوتاهی نمیکنم، خدایا! مرا ببخش و... ».
اما وقتی خداوند متعال گرفتاری او را برطرف کرد، وعدهها و قول و قرارهای خود را کمکم به فراموشی میسپارد و همان راه پیشین را ادامه میدهد و یا اینکه اصلاً نجات خود را به اسباب و علل مادی نسبت میدهد؛ چون خداوند با اسباب و علل بهداد او رسید و مشکلش را حل کرد، به شرک دچار میشود.
نکتة مهم این است که خالق ما، آن حلّال مشکلات، آن حیّ سرمد، آن غنی، حمید، کریم، رحیم، ودود و عطوف هیچ پاداش و اجر و مزدی برای حل مشکل ما نمیخواهد، جز اینکه انسان با آن حالت که از توحید فطری او برگرفته شده بود و آن
توجه خالصانه را که در حالت شدت و گرفتاری به دست آورده بود نگه دارد تا دوباره شرکآلوده نشود؛ آنگاه که با تمام وجود حس کرد هیچچیز و هیچکس نمیتواند به داد او برسد و فقط قادر مطلق برتر و آگاه است که میتواند یاریگر او باشد، شکر این نعمت را حفظ آن حالت توحیدی قرار دهد و این توبه خالصانه را پیوسته حفظ کند.
خداوند می فرماید:
«آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست! و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را میخوانید! (امّا) هنگامی که ناراحتی و رنج را از شما برطرف میسازد، ناگاه گروهی از شما برای پروردگارشان همتا قائل میشوند. (بگذار) تا نعمتهایی را که به آنها دادهایم کفران کنند! (اکنون) چند روزی (از متاع دنیا) بهره گیرید، امّا بزودی خواهید دانست (سرانجام کارتان به کجا خواهد کشید)!»(1)
همچنین در آیه دیگر می فرماید:
«هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص میخوانند (و غیر او را فراموش میکنند)؛ امّا هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک میشوند!»(2)
نکتة مهم دیگر اینکه به قول و وعدههایی که در حال گرفتاری و درماندگی و بیماری میدهد، توجه کند. خدای نکرده قولی ندهد که پس از بهبودی همه چیز را فراموش کند، مبادا این نوعی مکر باشد و دستکم اعتبارحرف خود را نزد خدای تعالی از بین نبرد.
امام زینالعابدین علیه السلام میفرماید: پدرم عصر عاشورا مرا در آغوش گرفت و فرمود: فرزندم حفظ کن دعایی را که حضرت فاطمه علیها السلام به من یاد داده است و رسولالله به
او یاد داده است و جبرئیل امین به رسولالله یاد داده است که دربارة حاجات و مهمات وگرفتاریها اینچنین دعا کنید:
بِحَقِ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ وَ بِحَقِ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ یَا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوَائِجِ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ مَا فِی الضَّمِیرِ یَا مُنَفِّسُ عَنِ الْمَکْرُوبِینَ یَا مُفَرِّجُ عَنِ الْمَغْمُومِینَ یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ یَا مَنْ لَا یَحْتَاجُ إِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا؛ به حقّ یاسین و قرآن حکیم، به حقّ طه و قرآن عظیم، ای خدایی که بر حاجتهای حاجتمندان قادر و توانا هستی، ای آنکه اسرار پنهان همه را میدانی، ای برطرفکنندة مشکل آنان که دچار گرفتاری شدهاند، ای برطرفکنندة غمهای مردم اندوهگین، ای رحمکننده به پیر مردان، ای روزیدهنده به کودکان صغیر، ای خدایی که بینیاز از بیانِ[حاجات] هستی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنین و چنین کن [در این قسمت حاجات خود را از خداوند درخواست میکنید].(1)
1) قطب الدین راوندی، دعوات،ص54.
*موسوعة زیارات المعصومین علیهم السلام (شش جلد)، مؤسسه امام هادی علیه السلام.
المعجم الموضوعی لأدعیة المعصومین علیهم السلام، علی محمد بروجردی، نشر بنیاد بین المللی دعا.
موسوعة کلمات الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مؤسسه امام هادی علیه السلام.
موسوعة الکلمة، سید حسن حسینی شیرازی، جلد 21، کلمة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بیروت، دار العلوم للتحقیق و الطباعه و النشر.
ربیع الانام فی ادعیة خیر الانام، عبد الحسین الطالعی، شرکة میقات للنشر.
صحیفة المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جواد قیومی اصفهانی، انتشارات جامعه مدرسین قم.
صحیفة المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیخ عیسی الاهری، انتشارات رسالت قم.
الصحیفة المبارکة المهدویة، مرتضی مجتهدی سیستانی، انتشارات الماس.
صحیفه مهدیه،(با ترجمه فارسی) مرتضی مجتهدی سیستانی، انتشارات الماس.
دانشنامه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدی ری شهری با همکاری سید کاظم طباطبائی، جلد 6 و 7، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث.
جنات المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مجموعه ای از نمازها؛ ادعیه و زیارات از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی محمد مبشر، نشر شمیم گل نرگس.
ابعاد شخصیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادعیه و زیارات،مجتبی معنوی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
کامیابی دو جهان در دعا برای تعجیل فرج صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید مهدی حائری قزوینی، نشر عترت قم.
فوز اکبر در توسلات به امام منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، میرزا محمد باقر فقیه ایمانی، واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت.
جلوه محبوب، سیری در دعاها و زیارت های بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، اسماعیل حاجیان، شرکت چاپ و نشر بین الملل.
مناجات منتظران،(دو جلد) سید محمد بنی هاشمی، مرکز فرهنگی انتشارات منیر.
شناخت ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آموزه های دعا و زیارت، سید کاظم ارفع، نشر فیض کاشانی.
دعاهای صادره از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت صغری، محمد تقی اکبر نژاد، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
فیض حضور، طیبه صمدی، نشر نور النور.
ارتباط معنوی با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حسین گنجی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
شرح دعای اللهم کن لولیک، محمد رضا فؤادیان، اتنشارات سبط النبی صلی الله علیه و آله و سلم.
شرح دعای سلامتی، محسن قرائتی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
معرفت حجت خدا شرح دعای اللهم عرفنی نفسک، صافی گلپایگانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
گلواژه های اخلاق در نیایش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، نگاهی به دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة»، مهدی نیلی پور، انتشارات مرغ سلیمان.
زندگی مهدوی در سایه دعای عهد، محسن قرائتی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
شوق عهد، ترجه و شرح دعای عهد، مجتبی کلباسی، نشر بنیاد قرآن و عترت.
شرح دعای عهد، میرزا محمد بن محمد حسن بن ملا علی هرندی، انتشارات شمس الضحی.
مرا عهدیست با جانان، شرحی بر دعای عهد، محسن آدم زاده، نشر هاجر.
بر آستان جانان، شرح روائی زیارت آل یس، عبد الصمد شاعلی، مرکز فرهنگی انتشاراتی رائحه.
از تو می خواهم، شرح زیارت آل یس، سید یحیی بحرینی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر.
تو را گواه می گیرم، شرح زیارت آل یس، سید یحیی بحرینی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر.
سلام بر پرچم افراشته، شرح زیارت آل یس، سید یحیی بحرینی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر.
میثاق منتظران، شرح زیارت آل یس، سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
سلوک سبز، شرح عرفانی زیارت آل یس، مهرداد ویس کرمی، انتشارات انتظار سبز.
تنها راه، شرح زیارت آل یس، صادق سهرابی، نشر مهر محبوب.
نور علی نور، مستندات قرآنی زیارت آل یس، روح الله شاهدی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
جرعه ای از زلال سرداب مقدس، شرح زیارت آل یس، سید فرید موسوی، انتشارات یاقوت.
تفسیر و شرح زیارت آل یس، سید جعفر رفیعی، مؤسسه یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.
زیارت آل یس، اصغر طاهر زاده، انتشارات لبّ المیزان.
شرح زیارت آل یس، علی کورانی عاملی.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امید منتظران، دعای ندبه از دیدگاه معصومان علیهم السلام، مهدی مهدوی، انتشارات دانش هوشیار.
شرح دعای ندبه، سید جمال الدین صهری، انتشارات مهر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.
حدیث آرزومندی، شرحی بر دعای ندبه، کریمی جهرمی، نشر راسخون.
بررسی دعای ندبه، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدی پور، نشر موعود عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
ترجمه و شرح دعای ندبه، (شرح ادبی) مرتضی بدخشان.
شرح دعای ندبه از کتاب و سنت، سید علی اکبر واعظ موسوی، چاپخانه بهمن.
شرح و تفسیر دعای ندبه، سید جعفر رفیعی، مؤسسه یاران قم.
حال هجران، شرح فرازهایی از دعای ندبه، سیدمرتضی میر جعفری، انتشارات خرم آذین.
شرح فراق، شرحی نو بر دعای ندبه، علی اصغر هراتیان، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
میراث محدث ارموی،(آثاری چند درباره دعای ندبه)، به اهتمام سید جعفر اشکوری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث.
ندبه و نشاط شرحی بر دعای ندبه، احمد زمردیان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
جمال حضور در آیینه غیبت، شرح و تفسیر دعای ندبه، سید حسن خادمیان، انتشارات مشهور.
شرح دعای ندبه، مصطفی موسوی خرم آبادی، در دو جلد، نشر همای غدیر.
دعاء الندبه و توثیقه من الکتاب و السنة، مؤسسه امام هادی علیه السلام،
فروغ ولایت در دعای ندبه، صافی گلپایگانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
شرح دعای ندبه، میر باقری، (سخنرانی مکتوب استاد میر باقری در نه جلسه که در کتابخانه مرکز تخصصی مهدویت قم موجود می باشد).
تحقیقی درباره دعای ندبه، رضا استادی،( در کتابخانه مرکز تخصصی مهدویت قم موجود می باشد).
تفسیر و شرح زیارت استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید جعفر رفیعی، مؤسسه یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.
شرح دعای افتتاح، محسن قرائتی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
زمزمه عاشقان، شرح دعای افتتاح، کریمی جهرمی، مرکز نشر راسخون.
شرح و تفسیر دعای افتتاح، شیخ عباس ایزدی.
هدایة الالباب، الی شرح زیارة السرداب، شیخ محمد جمیل حمود،مرکز العترة للدراسات و البحوث.
شرح زیارت ناحیه مقدسه،(4 جلد) سید هدایت الله طالقانی، نشر سابقون.
آه و سوز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیه مقدسه، علی محمد مبشر، انتشارات وثوق.
قرآن
1.امام عسکری علیه السلام، حسن بن علی؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، قم، مدرسه امام مهدی، 1409ق.
2.ابن ابی الحدید، عبد الحمید؛ شرح نهج البلاغه، تحقیق: ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1404ق(نور 3)
3.ابن طاووس، علی بن موسی؛ الاقبال بالاعمال الحسنه، تحقیق: جواد، قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376ش.
4..........................................؛ ادب حضور(ترجمه فلاح السائل)، ترجمة: روحی، محمد، قم، انصاری، 1380ش.
5.........................................؛ المجتنی، من الدعاء المجتبی، تحقیق: ابو طالب، کرمانی، قم، دار الذخائر، 1411ق.
6.ابن مشهدی، محمد بن جعفر؛ المزار الکبیر، تحقیق: جواد، قیومی اصفهانی، قم، جامعه مدرسین، 1419ق.
7.ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، تحقیق: جمال الدین، میر دامادی، بیروت، دار الفکر، چاپ سوم، 1414 ق.
8.ابو مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، تحقیق: محمد هادی، یوسفی غروی، قم، جامعه مدرسین، 1417ق.
9.احمدی جلفائی، حمید؛ بررسی سندی دعای سلامت امام زمان، انتظار موعود، ، شمارة 18، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1385ش.
10.امینی، عبد الحسین احمد؛ الزیارة، بیتا، بیجا.
11.بخاری، ابو عبد الله محمد بن اسماعیل؛ صحیح، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1420ق.
12.پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة، تهران، دنیای دانش،چاپ چهارم،1382ش.
13.پور سید آقائی، مسعود؛ چشمه در بستر، قم، انتشارات حضور، چاپ دوم، 1375 ش.
14.ترمذی، ابو عیسی محمد بن عیسی بن سوره؛ سنن الترمذی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421ق.
15.جوادی آملی، عبد الله؛ امام مهدی موجود موعود، قم، اسراء، 1389ش.
16.حرّ عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، 1409ق.
17.حیدری نیک، مجید؛ نگاهی دوباره به انتظار، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1385ش.
18.خوئی،سید ابو القاسم؛ معجم رجال الحدیث، بیتا، بیجا.
19.راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، دار العلم الدار الشامیه، 1412ق.
20.صافی گلپایگانی، لطف الله؛ فروغ ولایت در دعای ندبه، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1391ش.
21.رضی، ابو الحسن محمد بن حسین؛ نهج البلاغه، قم، دار الهجره، بیتا.
22.صدوق، محمد بن علی بن بابویه قمی؛ کمال الدین و تمام النعمة، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1395ق.
23.............................................................؛ الخصال، تحقیق: علی اکبر، غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1362ش.
24.............................................................؛ علل الشرایع، قم، کتاب فروشی داوری، 1385ش.
25.............................................................؛ التوحید، تحقیق: هاشم، حسینی،
قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1398ق.
26.طباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.
27.طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق: محمد باقر، خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.
28.طبری، محمد بن جریر؛ دلائل الامامة، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، بعثت، 1413ق.
29.طریحی، فخر الدین محمد؛ مجمع البحرین، تحقیق: احمد، حسینی اشکوری، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، 1375ش.
30.طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن؛ تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.
31.....................................................؛ کتاب الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامی ، 1411ق.
32................................................؛ مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق.
33..............................................؛ الامالی، قم، دار الثقافه، چاپ اول، 1414ق.
34.عروسی حویزی, عبد علی بن جمعه؛ تفسیر نور الثقلین, تحقیق: سید هاشم، رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1415ق.
35.فخر الدین رازی، محمد بن عمر؛ مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.
36.فیض کاشانی، ملا محسن؛ المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، تحقیق: علی اکبر، غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1417ق.
37.قطب الدین راوندی؛ سعید بن هبة الله، الدعوات، قم، مدرسه امام
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1407ق.
38.قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی، تحقیق: موسوی جزائری، قم، طیب، دار الکتاب، 1404ق.
39.کبیر مدنی، سید علی خان بن احمد؛ ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین، تحقیق: محسن، حسینی امینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1409ق.
40.کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی؛ البلد الامین و الدرع الحصین، بیروت، مؤسسه اعلمی، 1418ق.
41.کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.
42.لیثی واسطی، علی بن محمد؛ عیون الحکم و المواعظ، تحقیق: حسین، حسنی بیرجندی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1376ش.
43.مسلم بن الحجاج قشیری نیشابوری؛ صحیح، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1421 ق.
44.مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق.
45....................................................؛ مرآه العقول، تحقیق: رسولی محلاتی، هاشم، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1404ق.
46....................................................؛ زاد المعاد، تحقیق، اعلمی، علاء الدین، بیروت، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1423ق.
47.مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش.
48.مفضل بن عمر؛ توحید مفضل، تحقیق: مظفر کاظم، قم، داوری، بیتا.
49.مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه،
1374ش.
50.مفید، محمد بن نعمان، الامالی؛ تحقیق: استاد ولی و علی اکبر، غفاری، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
51.................................................؛ عدم سهو النبی صلی الله علیه و آله و سلم، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
52.موسوی اصفهانی،سید محمد تقی؛ مکیال المکارم، ترجمة: سید مهدی، حائری قزوینی، قم، ایران نگین، 1381ش.
53.نعمانی، محمد بن ابراهیم؛ الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، 1397ق.